مبنا و اصول حکومت از گذشته تا امروز


مبنا و اصول حکومت از گذشته تا امروز



مبنا و اصول حکومت از گذشته تا امروز
یکی از ریشه ای ترین مباحث عقلی و فلسقی ، مسئله "حکومت" و "حاکمیت" است . این موضوع سالیان سال به عنوان چالشی ترین مبحث فلسفی و در عین حال به عنوان زیر ساخت و بنیانی برای پرورش نظریه های مختلف سیاسی مطرح بوده است .

و اصولا تمامی سیستم های حکومتی و نظام های اداره کشورها ، از ساختار کمونیستی گرفته تا اقسام مختلف لیبرال دموکراسی و حکومت های دین محور تا حکومت های استبدادی و تک محوری همچون سلطنتی و پادشاهی ، همگی ریشه در این مسئله فلسفی عمیق و اساسی دارند .

در این جستار قصد داریم گفتمانی در خصوص عناوین زیر داشته باشیم و با نگاهی خردگرا و منطقی و بدور از تعصبات قومی ، نژادی و سیاسی به بررسی و تحلیل آن ها بپردازیم .

پس امید است با یاری شما دوستان و عملکرد مسئولانه ، صمیمانه و بدور از تنش های کاذب ، به نتایجی ارزشمند دست یابیم .

با تشکر و سپاس

جستار.




متافیزیک از دیدگاه پارمندیس و افلاطون

1:

بعنوان جزقه یی جهت اغاز بحث .
اقلیم در شکل گیریهای ساختار حکومتهای گذشته و حتی ظهور فلاسفه ی مختلف
در بستر اقلیمی که نوع زندگی را به بشر تحمیل میکرده را چقدر موثر میدانید؟
حتی جدای از اقلیم که در حکومتهای گذشته ارائه دهنده ی منابع زندگی جهت بقا ی
حیات بوده موقعیت هستراتژیک کشورهای مختلف چه برای خود ملتها که در کانون
توجه تمام کشورها بوده باشد یعنی بر سر چهارراهی جهانی بوده باشد(مثل ایران)
و یا بدور از این چهارراه و شاهراه بودن(مثل امریکا و سالم ماندن در جنگ جهانی
دوم که موقعیت هستراـزیکی نداشت یا شبه جزیره ی حجاز که هیچگاه مورد
تاخت و تاز ملل مختلف نبوده و اگرهم جنگی بوده بین قبایل داخلی بوده و نه موقعیتی
هستراتژیک داشته و شاهراه جهانی نبوده و نه تا قبل از کشف چاههای نفت که
نیاز بشری به چاههای نفت نبود اب و هوای مناسب و طبیعتی غنی برای وسوسه
کردن دیگر ملل نداشته)
و کلا پايه و تفاوت ساختار حکومتی ملل مختلف از گذشته تا امروز تفاوتهای
اصلیش رو در چی میبینید؟ گذشته یی که بر مبنای کشاورزی و تامین قدرت ملل
از طبیعت بوده تا به امروز که اطلاعات و همکاریها و در صحنه بودن پايه بقای
دولتهاست.


مجمع الجزایر "شبه علم"
که به این بحث اگر بعدا بپردازیم بهتر هست اما اغاز بحث در زمینه ی

شکل گیری ساختار حکومتهای گذشته بر پايه اقلیم سرزمینی باشد فکر میکنم
بهتر باشد که در گذشته مثلا 2000 سال پیش بین ایران و حجاز و یونان و
چین ژاپنی که اهمیت چندانی در جهان نداشتند باشد بهتر هست.

و اصلا به نظر من همین اقلیم تاثیر به سزایی در شکل گیری عقاید و حتی ادیان
مختلف و طرز تفکر های گذشته داشته و بعدا به بررسی اقلیمی که در ان دین
اسلام شکل گرفت و تاثیری که بر دین اسلام گذاشت و تاثیری که اقلیم یونان بر
تمدن هلنی یونان گذاشت و باورهای فلاسفه یی مثل ارسطو و سقراط و بسیاری
دانشمندان دیگر که در ان بستر شکل گرفته اند بسیار مهم هست و ادیانی که در
ایران بوده و پذیرش دینی چون اسلام و یا قبل از ان زردشت در مقابل پایه ای
که شکل دهنده ی امروز غرب بود یعنی تمدن هلنی یونانی.


کنکاش در فلسفه دین و دینداری

2:

من ابتدا قصد نداشتم در این فرمودمان شرکت کنم، اما با دیدن این نوشتار شما یک سوال برام پیش اومد.
شما مصداق حکومت های هستبدادی رو حکومت پادشاهی ذکر کردین.
در صورتی که نظام سیاسی کشور هایی از قبیل انگلستان و سوئد و ...


به نظرتون انسانها چه چیزی دارن که در نظر خداوند از دیگر موجودات برتراند؟
نظام پادشاهی ست ولی هستبدادی در این نظام ها وجود نداره.
سوال من اینه که شما واقعاً این مثال رو زدین یا سوءتفاهم شده؟؟


چاکراها

3:

هدف از تاپیک بررسی موضوعات عینی و مثال ها و موارد اون نیست .
هدف ، نگاهی تحلیلی و پایه هست .

منظور من از نظام پادشاهی ذکر شده ، نمونه های غیر دموکراتیک اون که مثالی برای حکومت هستبدادی هستند ، می باشد .
اگر بنظر شما در انگلستان و سوئد با دگرگون ساختن این نظام ها ، پادشاهی تنها جنبه سنبلیک دارد و هستبدادی نیست ،
خوب مشکلی ندارد .
اصلا بحث و فرمودمان سر نمونه ها و مصادیق اونها نیست و نمی خواهیم به این نتیجه برسیم فلان کشور حکومتش فلان هست و اون یکی فلان و این بهتر هست و اون بهتر !!!!

بلکه مبحثی کلان تر و ریشه ای تر مورد نظر هست .
می خواهیم بدانیم مبنای حکومت از دیدگاه عقل چیست ؟
اصلا چرا به حکومت احتیاج داریم ؟
چه کسانی باید حکومت نمايند ؟
سیستم های فعلی و رایج کدامند و چه نقاط ضعف و قوتی دارند ؟

پس از کلیه دوستان و هموطنان خواهش می کنم این تاپیک را محلی برای تسویه حساب برنامه ندهند .
و یک بار هم که شده بدون غرض ، منطقی ، عقلانی و صادقانه بحث نمايند .

ممنون از همگی .


یوگا

4:

سپاس از توضیح، منظورتون رو کاملا متوجه شدم.
منظور من هم این بود که در این بخش جزیی یک اشکال وجود داره.


تفکر فازی
همین.
برای اینکه بحث اصلی منحرف نشه ادامه نمی دم.


نقد پلانتینگا بر کتاب ملحدانه ریچارد داوکینز
فقط می خواستم اشکال رو یادآوری کنم.


5:

چرا به حکومت نیاز داریم ؟
در جامعه اموری وجود دارد که انسان را بناچار نیازمند تشکیل حکومت می کند .
1-از جمله این نیاز ها : "داوری و قضاوت" هست .
یعنی یک جامعه از انسان ها بطور قطع دچار اختلاف نظر و منازعه می گردند .
و جامعه ای نمی توان یافت که هیچ نزاع و اختلافی دراون وجود نداشته باشد.
و بنابر این به شخص یا گروهی از اشخاص نیاز هست که این داوری را بعهده بگیرند.

2- نیاز به قانون :
برای جلوگیری از هرج و مرج و نظم بخشیدن به جامعه به قانون نیاز هست .

و حکومت موظف به وضع این قوانین و اجرای اونهاست .


3- جنگ ، و یا دفاع جمعی :
برای دفاع از امنیت جمعی نیاز به حکومت هست .

حکومت موظف به حفظ امنیت جامعه و از بین بردن تهدیدات خارجی و داخلی جامعه هست .


و هر جنگی مسلما به تصمیم گیری و فرماندهی احتیاج دارد و اینها نیز از وظایف حکومت هست .

همین دلایل کافی هست که لزوم وجود حکومت را اثبات کند .

حال باید به این سوال جواب فرمود : که
- چه کسی یا کسانی شایسته حکومت هستند ؟
- حدود وظایف و اختیارات حکومت چیست ؟
- و در انتها انواع ساختارهای حکومت از گذشته تا کنون را مورد نقد و بررسی برنامه خواهیم داد.


6:

اعتقاد به خداوند هم اینجا پیش فرض هست ؟

7:

نه دوست گرامی .
در این جستار تنها منطق و اصول اولیه عقلی پیش فرض هستند .
البته هنوز بحث کامل نشده .
و قسمت اصلی که جواب فرمودن به سوال "چه کسی شایسته حکومت هست؟ " و اون دو سوال پايه ی دیگر هنوز باقی مانده .
که امیدورام تا آخر این هفته به این موضوع بپردازم .

8:

خب
من ميل دارم بحث را به سايشاني ديگر بكشانم
بنابراين سوال ميكنم كه چرا اكثريت(دموكراسي) بايد حاكم را انتخاب كند؟

9:

[FONT='Arial','sans-serif']با سلام:[/font]
[FONT='Arial','sans-serif']ورزيده شدن تفكر انسان را در طي قرون در نظر بگيريد در سالهاي پيش كم سوادي بي ميلي به فكر كردن متوجه نشدن اينكه زير ظلم واقع اند و...باعث اين بود كه افرادي به صورت حكومت انفرادي كار ميكردند مثلا فيودال ها و...[/font]
[FONT='Arial','sans-serif']البته ميزان ظلم و...بسته به حاكم منطقه اي بود اما امروز ديگر مساحت فكر امت گسترده شده وتنها در زمين كشاورزي و كنار دام ها به سر نميبرند بشر امروز ميداند امتان در ساير كشورها چه طور زندگي ميكنند گسترش رسانه ها بالا رفتن اگاهي اطلاعات عاميانه از مسايل حكومتي سياسي و...همه مولد اين شد كه جهان رو به حكومت جمعي برود [/font]
[FONT='Arial','sans-serif']دموكراسي و شيوه حكومتي ان كاملا سخت هست مخصوصا براي نخبگان سياسي حاكم اما اين باعث اين ميشود كه زيرسازهاي فرهنگي و عقلايي در بين جامعه درست پايه ريزي شود زيرا اگر برنامه باشد اين امت تصميمات را بگيرند پس بايد از رايشان منطق صحيح اقدام به تصميم گيري و مداخله در امور نمايند[/font]
[FONT='Arial','sans-serif']برخي ميگايشانند پيشرفت اقتصادي مثلا در كشورهايي كه دچار ديكتاتوري به نوعي هستند بيشتر هست كه چين كمونيست را مثال ميزنند اما ساير امتان چه؟ايا فعاليت محض بدون هستفاده از حقوق جهاني فرد را ميپذيرند يا خير؟![/font]
[FONT='Arial','sans-serif']شما در نظر بگيريد ما در حال حاضرچند تن دانشجو در رشته هاي حقوق و...داريم؟اين ها به تك تك قوانيني كه شامل رفاه امت ميشود اشنا ميشن و يك نوع توقع درشون بوجو مياد توقعي كه ناشي از شناخت حقوق فرديست و وقتي ميبينن اين قوانين رعايت نميشه به طور مثال در كشورشون ميان و اعتراض ميكنند واعتراضشون چون برپايه حق و حقوق هست كاملا به جاست امت اين وقت حتي اونهايي كه از علم قضا خبري ندارند و...باز هم سعي ميكنند نقش واقعي خودشون رو پيدا كنند و براي خود وساير انسانها احترامي قايل ميشن و حقوقي كه اين حقوق رو متضمن زندگي راحت تر ميدونند پس ميخوان درانتخاب شيوه حكومتي شركت كنند نظر بدن انسان اومد يعني بيشتر انسانهايي كه اهل فلسفه وجوديت انسان بودند وبراي اون احترام ميگذاشتند اومدن يك سري مرام هايي رو بر پايه هستدلال هاي خودشون بوجود اوردند مريدهايي رو جذب كردند الان در بيشتر كشورها قوانين زير پوشش دموكراسي يعني دموكراتيزه شدن ميره[/font]
[FONT='Arial','sans-serif']يا مثلا ليبرال دموكرات ها ميگن ما 3 اصل مهم داريم عقل-فرد-ازادي اين 3 اصل دقيقا به نيازهاي انسان اشاره ميكنه از عقلش بايد براي ازادي فرديش هستفاده كنه اينطوري جامعه انساني هم پيش به سايشان پيروزي و راحتي ميره حكومت هاي ديكتاتوري يكي سپس ديگري از بين ميرن كم كم امتي كه زير دست اين ها بودن ميبينن كه بقيه چه طور زندگي ميكنن وبعد ميفهمن اصلا زندگي يعني چي...[/font]
[FONT='Arial','sans-serif']اين ها كليتي بود بر موضوع تاپيك و سخن كاربر محترم ازاد عزيز[/font]
[FONT='Arial','sans-serif']اينكه اين تاپيك رو بالا كشيدم اين هست كه با توجه به موقعيت حال كشور خودمون و ساير جوامع لازم دونستم اين بحث ادامه داشته باشه تا دوستان بي توجه به محل زندگي خودشون نباشند و فكر كنن كه چه كساني چطوري دارند بهشون حكومت ميكنند البته نتيجه گيري هاي نهايي رو به عهده خودتون ميگذارم زيرا كه هركدام شما داراي عقل هستيد تفكري خالص و..به طور كل انسانيد![/font]
[FONT='Arial','sans-serif']تا درودي ديگر بدرود[/font]


88 out of 100 based on 58 user ratings 958 reviews

@