سه نامه از یک مرد زن زلیل / خونه خرابت میکنم ضعیفه


سه نامه از یک مرد زن زلیل / خونه خرابت میکنم ضعیفه



سه نامه از یک مرد زن زلیل / خونه خرابت میکنم ضعیفه
هر سه تاشو بخونین تا تفاوت زمان ها رو احساس کنین ...

اشعار از کتاب رفوزه ها

نامه ی اول :
چه حاجتی به قاصد و پست و پیک؟
عیال نازنین، سلام علیک
با خط و نامه هم اگه بتونم
به خدمتت سلام می‌رسونم
رفتی و دوریتو بهونه کردم
سلام گرم و عاشقونه کردم
دلت که سرد و خسته بود و غم داشت
سلام گرم و عاشقونه کم داشت
هم‌آشیون من تو این لونه‌ای
کفتر جلد بوم این خونه‌ای
پرهاتو چیدم که یه وخ با پرت
پر نکشی پیش پدر مادرت
تو بی‌خبر رفتی و پر خریدی
تا چشم به هم زدم،‌ یه هو پریدی
پر زدی و تو خونه کاشتی منو
دلت اومد تنها گذاشتی منو؟
با این که تو همین دهات و شهری
با من دو ماه آزگاره قهری
نیومد از تو نامه‌ای، کلامی
نه تو پیام‌گیرمون، پیامی
بهم ندادی از موارد ذیل
نه آی‌دی و نه پی‌ام و نه ای‌میل
هیچ نمی‌گی شوهرم الان کجاست؟
تاج سرم، سرورم الان کجاست؟
هیچ نمی‌گی موهاشو کی می‌جوره؟
هیچ نمی‌گی رخت‌هاشو کی می‌شوره؟
هیچ نمی‌گی خورد و خوراکش چیه؟
وصله رخت چاک چاکش چیه؟
دوری تو، پاک خل و دیوونم کرد
بیا و پر بزن به خونه برگرد...


نامه ی دوم :
بخون ولی جواب نامه فوری
عیال نازنین من چطوری؟
تنگه دلم برای قیل و قالت
عزیز من، چطور اصل حالت؟
عزیز من رفته و برنگشته
ببین عزیز، گذشته‌ها گذشته

بیا،‌گذشته گفت‌وگو نداره
که خونه بی‌تو رنگ و بو نداره
بیا دوباره چای تازه دم کن
بساط قیمه و پلو علم کن
بپز از اون کلوچه‌ نوبرت
برای قند و عسلت، شوهرت
زنی که خوب و پاکه، شوهر می‌خواد
خوب می‌دونم جونت واسم در میاد
تا نگی عشقو دست کم گرفتم
ویدئومون رو از ننه‌‌ام گرفتم!

نامه سوم ( اوه اوه ) :
زندگی مو جنون گرفته، برگرد
جلو چشامو خون گرفته، برگرد

این دفعه دیگه نقل هر سالیت نیست
انگاری که زبون خوش حالیت نیست

حکم تو شلاقه، اگه قاضی‌ام
جیک بزنی، به مرگتم راضی‌ام

مثل یخ، آبت می‌کنم ضعیفه
خونه خرابت می‌کنم ضعیفه

من نه از اون چشم سیات می‌ترسم
نه از ننه‌‌ات، نه از بابات می‌ترسم

هرچی ازت تلخی چشیدم، بسه
تو زندگی هرچی کشیدم، بسه

این دفعه می‌خوام نوکتو بچینم
من نخوامت، کیو باید ببینم

خانوم شدی پیش یه مُشتی فَعله
یابو ورت داشته که یعنی بعله؟

همه‌ا‌ش می‌خوای بگم که «بعله قربان»؟
«جنیفر»ی یا دختر اوتورخان؟

نذار بگم تو کوچه زیرت کنن
یا آبجی‌هام خرد و خمیرت کنن

نذار بگم تو رو تو شر بندازن
نذار بگم نسل‌تو ور بندازن

تا سر شب،‌خلاصه ختم کلام
خودت میای یا خبرت، والسلام!

...
این‌ها رو من از این و اون شنفتم
اما از این حرفا بهت نگفتم

نوشتمش به خواری و به خفت
آخه من و حرف خلاف عفت

می‌خوام بگم اهل بخیه نیستم
مودبم، مثل بقیه نیستم

خسته شدی، د باشه جونم فدات
یه جفت کفش نو خریدم برات

الانه می‌فرستمش، روم سیا
جلدی پاشو، کفشاتو پاکن بیا!



خبرآنلاین





اعتراف های تکان دهنده!!!

1:

ـ تائید


انواع بله گفتن عروس

2:

خیلی جالب و خنده دار بود .


چشمک زدن در تهران ممنوع شد؟!
چه مرد خوبی بوده آخرشم باز با حوصله حرفاشو زده و نزده !!! خیلی با نمک بود مرسی


بدون شرح بيا فقط نگاه كن ....

3:

خواهش میکنم ...


داستان غم انگیز از یک دانشجوی مهندسی!!


من خودم اونجاهایی که رنگی کردمو بیشتر دوست داشتم .


فرهنگ لغت جدید و خنده دار

دست شاعرش درد نکنه .


رابطه« ازدواج موقت» با « طنز موقت»


64 out of 100 based on 59 user ratings 384 reviews

@