تاریخچه خودروهای امریکایی


تاریخچه خودروهای امریکایی



سلام دوستان

با توجه به این که خودم و امثال من شاید اطلاعات دقیقی نسبت به ماشین های امریکایی و تاریخچه شون نداشته باشن

و از اونجایی که خیلی از دوستان با قاطی بودن مطالب مشکل داشتن
تصمیم گرفتم با کمک شما...
این مبحث رو جداگانه ادامه بدم


موفق باشیم






تاریخچه ایمپالا رو از اولین سال تولیدش شروع میکنم و هر سال رو با توجه به تغییرات ایجاد شده معرفی میکنم...


1958:


در اين سال بودکه توليدايمپالا شروع شد..ايمپالا اسم نوعي حيوان از دسته آهو . گوزنها هست که داراي پرشهاي معروفي بوده و شورولت هم که طرفدار محيط زيست براي همين اسمش رفت روي اين مدل و آرمش هم بيانگر همين پرشها هست و حيواني هم هست که مدتها ميتونه بدون آب و غذا دوتم بياره.......ايمپالا به عبارتي ادامه دهنده راه پدرش شورولت بل اير بود...به گونه اي که در سال 58 با معرفي ايمپالا طرفدارهاي زيادي رو به خودش جلب کرد ..البته اوج اين طرفداريها تو دهه 60 بود...ايمپالا و بل اير خودروهايي بودن که تا مدتي بر روي يه اتاق ساخته ميشدند و انگار شورولت ميخواست ايمپالا رو جايگزين بل اير کنه و همين کار رو هم کرد يعني در سالهاي اول با هم توليد ميشدند تا اينکه يواش يواش بر تعداد توليد ايمپالا افزوده و بل اير کمرنگتر شد همون اتفاقي که سر کاپريس و ايمپالا افتاد........

با همين اتاق مشترک ايمپالا و بل اير مدلهاي ديگه اي نظير يبسکينBISCAYNE و کينگزوود kingswood و ال کامينو Elcaminoو ... نيز توليد ميشدن که تو طراحي هاي جزيي مانند چراغها و .. با هم تفاوت داشتند و مدل دوم هم نوع واگونشون بوده و مدل آخر هم پيک آپ بوده...








[/
[
/


1959:

اين دوران دوراني بود که در آمريکا همه خودروسازها روي آورده بودن به طراحي خودروهايي با جثه بزرگ و طرحهايي که نزديک به هواپيماها و موشکها بود ((دليلش پيشرفت صنعت هوايي در اون دوران بود)) و خوب ايمپالا هم جزو همون دسته ها برنامه داشت و مدل 59 خودش رو معرفي کرد مدلي که يکي از جاودانه ترين طراحيهاي جي ام به حساب مياد و من هميشه ميگم تو اين سال انگار اون بچه کوچک داره ميره تو دوران نوجواني خودش و داره شکل تازه اي به خودش ميگيره....اون باله مانندهاي عقب خودرو و اون طراحي زيباي چراغها و هماهنگي خوبي که بين خطوط بدنه و سقف و ... هست باعث شد که طرافدارهاي اين مدل زيبا دو 100 چندان شوند...


[
[/




[/

1960:

خوب تو اين سال هنوز اون طرحهاي بالچه اي عقب خودرو وجود داره و چراغهاي عقب خودرو به شکل 3 چراغ گرد درآمد..طرحي که طرفدارهاي زيادي داشته و البته هنوزم داره...يه جلو پنجره زيبا و همچنين اون آب ششهاي معروف سر گلگير و البته آرم کنار خودرو که نشاندهنده اصالت خودرو و يادآور خاطرات پدرش بل اير هست....





[]
[

[/]



1961:

دهه 60 ديگه يواش يواش اون طرحهاي موشکي و بليدي داره جذابيت خودش رو از دست ميده و کمپاني شوي هم به اين موضوع واقفه ولي ميخواد کم کم تغيير و از بين بردن اون طرح رو تو مدلاش بگونجونه واسه همين در سال 61 ميبينيد که اون باله هاي عقب يه جورايي رفته به خورد بدنه و داره کم کم از بين ميره...زه کناري خودرو به خوبي گنجونده شده و در انتها کلفتر شده و آرم ايمپالا رو در بر ميگيره و سپس به زه پشتي خودرو ميرسه....به نظر خيليها ايمپالا تو اين سال حالت اسپرت به خودش گرفت....


[U]
[/]



[/URL]

[/URL]




1962:

در اين سال اون طرح پشت خودرو به کلي از بين رفته و تو اتاق ايمپالا حل شده ولي هنوز ميتونيد آثارش رو در طراحی عقب ماشين ببينيد.....سال 62 يه جورايي آغازگر دوران بسيار طلايي اين مدل خاطره انگيزه به طوري که طرحهاي دو سال بعدي جزو معروفترين ها و بهترين مدلهاي ايمپالا هستند....


[]
[/]
[/URL]
[[/] []




1963
:

خوب ميريم سراغ يکي از ابرمدلهاي ايمپالا يعني 63...ايمپالا در اين سال بيشتر تغييراتش تو قسمت عقب خودرو بود و نوع چراغها تغيير کرده بود ولي کماکان همون 3 تايي بودن خودشون رو حفظ کرده بودن و انتهاي گلگير عقب به صورت نوک فلش مانند عقب رفته بود که واقعآ نماي کناري ايمپالا 63 رو زيبا کرده و پليت زير چراغها و همچنين ارم زيباي روي درب صندوق همشون نکاتي هستند که ساعتها آدم رو به خودشون جذب ميکنن و به فکر فرو میبرن...طراحی این سالها واقعآ طراحی خاص و زیبایی برای ایمپالا و شورولت به حساب میاد...


[
[/]
[[/]
[/URL]
/][





1964:

و اما مدلي به نظر من و خيليهاي ديگه ايمپالا و کارخانه شوي رو متحول کرد..بله ايمپالاي 64 و اون اتاق زيبا و معروف ...اون آرم زيباي روي گلگير عقب و زه کشيهاي زيبا....در اين مدل زير چراغهاي عقب ديگه خبري از پليت نبود...اون تيزي گلگير عقب ديده نميشه...به جاش بالاي چراغهاي عقب يک زه بسيار زيبا همراه نوشته شورولت در وسطش ديده ميشه.....جلوش اين مدل داراي جلو پنجره با اتصالات زياد و نوشته شورولت هست و زه کشي دور چراغها بسيار زيبا صورت گرفته و همچنين سپرهايي ساده و در عين حال قدرتمند...واقعآ ميتونم بگم اوج ايمپالا رو در اين مدل شاهد هستين...همچنين در اين مدل دو نوع زه کشي وجودداشته...يکي همون زه کشي معروف که از جلوشروع شده و به انتها رسيده و دور ميزنه و از پايين بر ميگرده و يکي ديگه هم زه کشي تک لاينه ...

[/ [/



حادثه ی دلخراش تبریز-ولیعصر-پارک اعتصامی

1:



یه پایونیر ساده فلش خور

2:

یادم رفت بگم
بقیه مطالب رو که خودم گذاشتم از تاپیک های دیگه جمع میکنم
پس از تکراری بودن
مبحث ( کادیلاک و ریویرا ومونت کارلو)
دلگیر نشین



فورد موستانگ





در ۱۷ آپریل سال ۱۹۶۴، خودرویی متولد شد که از بسیاری جهات صنعت خودرو را متحول کرد: فورد موستانگ؛ فورد موستانگ با دماغه کشیده و بلند و قسمت کوچک عقب، کلاس جدیدی را به نام پونی pony car معرفی کرد که بعدها توسط دیگر خودروسازان مورد تقلید برنامه گرفت.


رینگ و لاستیک برای 206
در حال حاضر نام موستانگ، سومین نام قدیمی این کمپانی هست.



نسل جدید در سال ۲۰۰۴ و در جریان نمایشگاه بین‌المللی خودروی آمریکای شمالی رونمایی شد.


چراغ چک پراید 111
این اتفاق مهمی برای علاقه‌مندان به موستانگ بود، چرا که نسل قبلی این خودرو با سن بیش از ۱۰ سال، گرد پیری را بر چهره‌اش حس می‌کرد و بیش از اونکه توانایی‌هایش باعث برتری اون بر رقبای تازه وارد ژاپنی و اروپایی شود، این اعتبار نامش بود که باعث فروشش می‌شد.


علت تفاوت در صدای اگزوز
اما در نسل جدید فورد تلاش کرده بود با حفظ بسیاری از المان‌های سنتی موستانگ خودرویی را به میدان بفرستد که در قرن بیست و یکم توانایی رقابت را داشته باشد و حاصل اون پنجمین نسل از موستانگ بود.


فورد موستانگ که هم‌اکنون نسل پنجم اون در خیابان‌ها تردد دارد بین سال‌های ۱۹۷۴ تا ۲۰۰۴ تغییراتی را به خود دید که چندان دلچسب نبود! به خصوص نسل سوم اون که بین سال‌های ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۳ تولید می‌شد نه تنها نمایانگر یک موستانگ اصیل نبود، بلکه ظاهر اون بیشتر خودروهای ژاپنی را در ذهن تداعی می‌کرد تا یک خودرو آمریکایی با بدنه عضلانی! در سال ۲۰۰۴، نسل پنجم فورد موستانگ با طراحی Hau Thai-Tang نگاهی به نسل اول موستانگ داشت و با الهام از موستانگ دهه ۶۰ و تلفیق اون با عناصر مدرن، موستانگی زیباتر از همیشه تولید شد که به وضوح می‌توان به موستانگ بودن اون پی برد.
اصلی‌ترین تفاوت موستانگ ۲۰۱۰ با مدل‌های قدیمش خط شکسته و پله مانند روی گلگیر عقب می‌باشد که از موستانگ دهه ۶۰ الهام گرفته شده هست.


مراحل و مراکز فروش خودرو
کاپوت برجسته و عضلانی، چراغ‌های باریک و کشیده‌تر جلو با قدرت نوردهی چند برابر مدل‌های گذشته، سپر و کاپوت که با نزدیک‌تر شدن به نوک دماغه تیز می‌شوند و چراغ‌های عقب، از جمله دیگر تغییرات صورت گرفته در موستانگ ۲۰۱۰ هست.


روشن شدن خود به خودی جفت راهنما در سمند !!!
هر چند از دید بسیاری موستانگ ۲۰۱۰ زیباتر هست اما گروهی نیز عقیده دارند موستانگ ۲۰۰۷، ظاهری اصیل‌تر و به قول معروف «موستانگ»تر داشته هست!



یکی از نقاط ضعف موستانگ، کیفیت پایین قطعات و مونتاژ هست که اندکی در موستانگ ۲۰۱۰ بهبود یافته هست اما در شأن یک خودرو اسپرت نیست.


درخواست کلیپ
فاصله زیاد بین قطعات بدنه، به خصوص کاپوت با بدنه موردی بود که در هردو مشاهده شد.



در موستانگ ۲۰۱۰، اندکی از لبه کاپوت و بدنه روی چراغ‌های جلو را گرفته اند و از شیار کاپوت و بدنه هم نور چراغ بیرون می‌زند! چنین چیزی در خودروی تولیدی ۲۰۱۰ چندان قابل دفاع نیست و نشان از کیفیت پایین ساخت دارد اما یکی از دوستان عقیده داشت چنین چیزی به دلیل کاهش در هزینه تولید اعمال شده هست.

این ضعف کیفیتی در کابین بیشتر مشهود هست.

در موستانگ نسل قدیم اگر ناخنتان را بر روی داشبورد بکشید، احساس می‌کنید روی دیوار سیمانی ناخن می‌کشید! پلاستیک بکار رفته برای کابین بسیار خشک هست.

حتی صندلی‌ها پارچه‌ای هستند.

موستانگ را از حیث کیفیت کابین می توان در حد فیستا دانست که دور از انتظار خودرو اسپرتی چون موستانگ هست ولی با در نظر گرفتن قیمت پایه ۲۲ هزار دلاری می‌توان تا حدودی این امر را توجیه کرد.

در موستانگ ۲۰۱۰، کیفیت قطعات پلاستیکی بیشتر شده و رگه‌هایی از چرم که برای پنل درها و روکش صندلی‌ها و فرمان بکار رفته، قطعاً راضی‌نماينده‌تر از نسل قبل هست.



نشان‌دهنده‌های موستانگ برخلاف کوپه‌های اسپرت بازار، طراحی کلاسیکی دارد و فونت اعداد اون مشابه خودروهای دهه ۶۰ تا ۸۰ میلادی هست.

موستانگ ۲۰۱۰ هم همین طور هست با این تفاوت که پس زمینه سفید، اون را خواناتر کرده هست.

در موستانگ ۲۰۱۰، برخلاف دیگر خودروها، دورشمار پیشرانه در سمت راست و سرعت‌سنج در سمت چپ برنامه دارد که برای عادت کردن به اون به کمی وقت نیاز دارید.

قابلیت انتخاب ۷ رنگ برای پس زمینه نشان‌دهنده‌ها یکی از آپشن‌های قابل توجه بکار رفته در موستانگ ۲۰۱۰ هست که رنگ نور رکاب در که نام موستانگ بر روی اون حک شده همراه با رنگ نور زیر داشبورد، متناسب با اون تغییر می‌کند.



فضای پای صندلی‌های جلو در هردو خودرو عالی هست ولی فضای پا سرنشینان عقب در موستانگ ۲۰۱۰ افزایش چشمگیری نسبت به مدل ۲۰۰۷ پیدا کرده هست.

در موستانگ قدیم فضای پا در بهترین حالت چیزی در حد پژو ۲۰۶ هست ولی در موستانگ ۲۰۱۰، در بهترین حالت نزدیک به دو برابر از فضای پای بیشتری برخوردار هستید.

در هردو نسل، کاپوت از کابین دیده می‌شود و این نوید وجود پیشرانه‌ای نیرومند را زیر کاپوت می‌دهد.



پیشرانه بکار رفته در موستانگ ۲۰۰۷ از نوع ۸ سیلندر خورجینی با ۴٫۶ لیتر حجم و ۲۴ سوپاپ هست که می‌تواند ۳۰۰ اسب‌بخار (۲۲۴ کیلووات) را به چرخ‌های عقب منتقل کند.

پیشرانه مورد هستفاده در موستانگ ۲۰۱۰ با تعداد سیلندرها و حجم مشابه، ۳۱۵ اسب بخار (۲۳۵ کیلووات) و ۴۴۱ نیوتن‌متر (۳۲۵ فوت پوند) گشتاور تولید می‌کند.

اگر بخواهیم صدای خروجی موتور از دو پیشرانه را مقایسه کنیم باید فرمود که صدای موستانگ ۲۰۰۷، اصیل‌تر و آمریکایی‌تر هست در حالی که صدای پیشرانه موستانگ ۲۰۱۰ یکنواخت‌تر شده هست.

ضمن اینکه غرش موستانگ قدیم هر چه دور موتور بیشتر باشد، بالاتر می‌رود ولی در موستانگ جدید در تمامی دورها شاهد صدای گوشنواز پیشرانه هستیم.

در هر صورت، فقط با شنیدن صدای پیشرانه می‌توانید دریابید که یک موستانگ در حال حرکت هست.

یکی از تکنولوژی‌های منحصر‌به‌فرد موستانگ ۲۰۱۰، «لوله مکش صدا» نام دارد که پیشرانه را به کابین متصل می‌کند.

این سیستم، باعث می‌شود تا فرکانس صدای پیشرانه بدون دخالت صدای جریان باد یا دیگر صداها وارد کابین شود و صدایی صاف و تصفیه شده از پیشرانه را ارائه ‌دهد.



بر روی جاده


ابتدا به سراغ موستانگ ۲۰۰۷ می‌رویم.

این موستانگ توانست در عرض ۶٫۰۶ از سکون به سرعت یکصد کیلومتر بر ساعت برسد که چندان جالب توجه نبود و فاصله زیادی با وقت رسمی فورد که ۵٫۲ هست، داشت.

قسمت عقب موستانگ ۲۰۰۷ به هنگام کنده شدن از زمین کمی بازی می‌کرد.

این در حالی هست که موستانگ ۲۰۱۰ وقت ۵٫۵۲ ثانیه را برای رسیدن به سرعت یکصد کیلومتر بر ساعت ثبت کرد اگرچه وقت رسمی کمپانی ۵ ثانیه بوده هست.

مالک موستانگ ۲۰۱۰ ادعا می‌کند که با دنده دستی توانسته کامارو را پشت‌سر بگذارد.

بارها شنیده شده هست که در کورس‌های خیابانی بین موستانگ ۲۰۱۰ و کامارو، موستانگ سریع‌تر بوده هست که این امر را باید مدیون وزن پایین‌تر موستانگ دانست.

چرا که ۱۶۸۰ کیلوگرم وزن دارد.



یکی از ویژگی‌های موستانگ ۲۰۱۰ فرمان دقیق‌تر و واکنش‌پذیر‌تر اون نسبت به نسل قدیم هست.

به هنگام تعویض خطوط مسیر، موستانگ ۲۰۱۰ را تیز‌تر و زیرک‌تر از نسل قدیم می‌یابید.

با در دست گرفتن فرمان موستانگ ۲۰۰۷، احساس می‌کنید که خودرو سنگین هست و این در حالی هست که حدود ۲۰ کیلوگرم سبک‌تر از مدل ۲۰۱۰ هست.

دقت فرمان موستانگ ۲۰۱۰ سر پیچ‌ها نمایان می‌شود، وقتی که با هردو موستانگ با یک سرعت مشخص وارد می‌شوید آشکارا در‌می‌یابید که طی کردن پیچ با موستانگ ۲۰۱۰ بسیار راحت‌تر از موستانگ ۲۰۰۷ هست.



در عبور از پیچ‌ها، بیش فرمانی موستانگ ۲۰۰۷ محسوس هست ولی این امر در موستانگ ۲۰۱۰ به حداقل رسیده هست که اون را باید مدیون بازوهای کنترل کوتاه‌تر در عقب و کمک فنرهای خشک‌تر بود.


در عبور از ناهمواری‌های سطح مسیر باید فرمود که در موستانگ ۲۰۱۰ ضربات کمتر احساس می‌شد و کابین کمتر از موستانگ ۲۰۰۷ تکان می‌خورد اگرچه در موستانگ ۲۰۰۷ با وجود هستفاده از رینگ‌های پهن ۲۰ اینچی، ناهمواری‌های مسیر اندکی بیشتر از نسل جدیدش حس می‌شد.
رانندگی با موستانگ ۲۰۱۰ را روان تر هست و شاید بتوان اون را مدیون آیرودینامیک بهتر اون دانست چراکه به فرموده فورد، موستانگ جدید ۷‌% اصطکاک کمتر و ۲۹‌% نیرو بالابرنده (lift) کمتر نسبت به مدل قبلی دارد.

علاوه بر این، تایرهای ۴ فصل پیرلی P-Zero با ابعاد ۲۳۵/۵۰ZR با رینگ‌های ۱۸ اینچی نیز در عملکرد و پایداری بهتر اون بی‌تأثیر نبوده‌اند.















3:


4:

بیوک ریویرا










بیوک ریویرا را نمی توان جزو گروه Muscle Cars برنامه داد، با این وجود از این خودرو به عنوان یکی از معدود مدلهای تاثیرگذار در تاریخ خودروسازی ایالات متحده نام برده می شود.

ریویرا به عنوان یکی از تلاشهای موفقیت امیز خودروسازی امریکا در تسخیر سلیقه ی اروپایی در ظاهر و نیز در عملکرد فنی ان در کلاس فول سایزشناخته می شود.

بیوک ریویرا همواره به خاطر ارائه دادن حد نهایت هستایلینگ ظاهری و فنی در صدر محصولات کمپانی بیوک برنامه می گیرد و لایق داشتن یک جایگاه ویژه در تاریخ اتومبیل سازی ایالات متحده هست.

تولید ریویرا در سال 1963 اغاز و تا سال 1975 ادامه داشت.

که در طول این سالها نزدیک 500000 دستگاه از این خودرو از خط تولید کمپانی خارج شدند.

در زیر مشخصات و میزان تولید این خودرو را در سالهای مختلف تولید مشاهده می کنید.





1963:
میزان تولید:40000 دستگاه
موتورها:401 اینچی V8 به قدرت 325 اسب بخار در دور موتور 4400 و 425 اینچی V8 به قدرت 340 اسب بخار
عملکرد:425/340: 0 تا 60 مایل در 8 ثانیه و مسافت 400 متر در 16 ثانیه





1964:
میزان تولید:37658 دستگاه
موتورها:401 اینچی V8 به قدرت 325 اسب بخار در دور موتور 4400 و 425 اینچی به قدرت 340 اسب بخار و 425 اینچی V8 (دو کاربراتور چهار دهانه) به قدرت 360 اسب بخار





1965:
میزان تولید:34586 دستگاه
موتورها:401 اینچی V8 به قدرت 325 اسب بخار در دور موتور 4400 و 425 اینچی به قدرت 340 اسب بخار در دور موتور 4400 و گشتاور 465 پاوندفوت در دور موتور 2800.

425 اینچی V8 (4*2) به قدرت 360 اسب بخار





1966:
میزان تولید:45348 دستگاه
موتورها:425 V8 به قدرت 340 اسب بخار در دور موتور 4400 و گشتاور 465 پاوندفوت در دور موتور 2800
عملکرد:0 تا 60 در 8.6 ثانیه و 400 متر در 16.4 ثانیه با سرعت 84 مایل بر ساعت




1967:
میزان تولید:42799 دستگاه
موتورها:430 V8 به قدرت 360 اسب بخار در دور موتور 4600 و گشتاور 475 پاوندفوت در دور موتور 3200
عملکرد:0 تا 60 مایل در 7.8 ثانیه و مسافت 400 متر با سرعت 86 مایل بر ساعت




1968:
میزان تولید:49284 دستگاه
موتورها:430 V8 به قدرت 360 اسب بخار در دور موتور 4600 و گشتاور 475 پاوندفوت در دور موتور 3200
عملکرد: 0 تا 60 مایل در 8.1 ثانیه




1969:
میزان تولید:52872 دستگاه
موتورها: 430 V8 به قدرت 360 اسب بخار در دور موتور5000 و گشتاور 475 پاوندفوت در دور موتور 3200
عملکرد:0 تا 60 مایل در 9.2 ثانیه




1970:
میزان تولید:37336 دستگاه
موتورها:455 V8 به قدرت 370 اسب بخار در دور موتور 4600 و گشتاور 510 پاوندفوت در دور موتور 2800
عملکرد: 0 تا 60 مایل در 7.9 ثانیه و مسافت 400 متر در 17 ثانیه




1971:
میزان تولید:33810 دستگاه
موتورها:455 V8 به قدرت 315 اسب بخار.

455(GS) V8 به قدرت 330 اسب بخار در دور موتور 4600 و گشتاور 455 پاوندفوت در دور موتور 2800

عملکرد:455/330: 0 تا 60 مایل در 8.1 ثانیه




1972:
مبزان تولید:33728 دستگاه
موتورها:455 V8 به قدرت 255 اسب بخار.

455 (GS) به قدرت 260 اسب بخار در دور موتور4400 و گشتاور 380 پاوندفوت در دور موتور 2800





1973:
میزان تولید:34080 دستگاه
موتورها:455 V8 به قدرت 250 اسب بخار.455 GS V8 به قدرت 260 اسب بخار




1974:
میزان تولید:20129 دستگاه
موتورها: 455 V8 به قدرت 210 اسب بخار




1975:
میزان تولید:17036 دستگاه
موتورها:455 V8 به قدرت 205 اسب بخار

5:


6:

کادیییییییییییییییلاک





کادیلاک در سال ۱۸۹۹ کار خود را به عنوان کمپانی اتومبیل سازی Detroit ُ آغاز کرد .

تا سال ۱۹۰۱ نام اون کمپانی henry ford بود و در سال ۱۹۰۲ henry le land - موسس کارخانه اتومبیل سازی Detroit نام اون به کادیلاک تغییر داد .



اولین کادیلاک اتومبیلی شکیل و تک سیلندر بود و تولید اون تا سال ۱۹۰۵ ادامه داشت .
در سال ۱۹۰۷ کمپانی کادیلاک با اتومبیل های ۴ سیلندر خود به موفقیت بزرگی دست یافت .


همچنین Le land پروژه ای را پیاده سازی نمود که توسط اون از قطعات یک اتومبیل در اتومبیلهای دیگر نیز هستفاده میشد .

این طرح در سال ۱۹۰۸ برنده جایزه R .

A .

C شد .
همچنین این کمپانی بار دیگر در سال ۱۹۱۳ با ارائه طرح چراغهای الکتریکی این جایزه را از اون خود نمود.
موفقیت های کادیلاک باعث شد تا آقای William C.durant یکی از بزرگان کمپانی جنرال موتور توجهی خاص به کادیلاک پیدا کند .

در ۱۹۱۵ این کمپانی اولین اتومبیل تجاری خود مدل۵۱ با هشت سوپاپ نرم و پرقدرت را به بازار ارائه کرد و پس از اون در سال ۱۹۳۳ یک موتور ۸ سوپاپ با توانایی ترمز در هر چهار چرخ را عرضه نمود و در ۱۹۲۷ کمپانی کادیلاک اولین سری مدل La Sale را تولید نمود .

مطلعات کمپانی GM نشان داد که کمپانی کادیلاک از بازار فروش پر سودی برخوردار بوده و در نتیجه GM بیشترین سرمایه گذاری خود را بر کمپانی کادیلاک متمرکز ساخت .

تولید مدلهای La Sale نیز بعنوان محصول دوم کادیلاک همچنان توسط کمپانی GM ادامه یافت .

La Sale اولین اتومبیل ساخته شده GM بود که دارای وزن سبک و کیفیت بالایی بوده و در ۱۹۳۱ به عنوان یکی از زیباترین مدلهای کادیلاک مشهور شده بود .
دهه ۱۹۳۰ دهه ظهور اتومبیل های چند سیلندر قدرتمند بود و کادیلاک با ساخت اتومبیل ۴۲۵ شانزده سوپاپ افسانه ای خود در لیست پیشگامان این صنعت برنامه گرفت.

طرح این اتومبیل بر گرفته از مدل ۳۶۸ دوازده سوپاپ بود .

ولی در سال ۱۹۳۳ خط تولید این مدل به علت بالا بودن قیمت تعطیل و به جای اون مدل۳۶۸ به تعداد زیاد تولید و به بازار عرضه شد .
طرحهای ویژه کادیلاک در زمینه شاسی بدنه و سبک ساخت کادیلاک را بعنوان یکی از مشهورترین اتومبیلهای جهان در آورد .
کادیلاک بر اثر قیمت های پایین وسایل نقلیه GM به تدریج بازار را از دست داد تا اینکه در سال ۱۹۲۳ Alfred P.sloan یکی از شرکای کادیلاک دیگر شرکا را متوجه ساخت که با این شیوه قادر به ادامه حیات کمپانی نخواهند بود و همین امر سبب شد که در سال ۱۹۳۴ کادیلاک در سبک تولید خود تقییراتی پايه ی ایجاد نماید .

این تغییرات شامل قسمتهای زیادی از جمله مشترک شدن قطهات جلوی بدنه کادیلاک با دیگر مدلهای GM گردید .
در سال ۱۹۳۶ کادیلاک شروع به ساخت اتومبیلهایی با بدنه هستیل شیشه جلوی ر شکل و ترمز تمام هیدرولیک کرد .

در دهه ۱۹۴۰ کادیلاک با تولید Packard از تمامی رقیبان پیشی گرفته و به بزرگترین پیروزی خود نائل شد و بصورت سمبل اتومبیلهای آمریکایی در آمد .


در سال ۱۹۴۱ به تدریج اقدام به تولید اتومبیلهایی با دیفرانسیل عقب نمودند .

در سال ۱۹۴۸ با تولید اتومبیلهای دو در چهار سرنشینه که تقلیدی از اتومبیلهای GM بود .

انتقاد همگان را بر انگیخت .

پس از اون در دهه ۱۹۵۰ تولید تومبیلهایی با اتاق هایی بشکل بال ماهی در قسمت عقب را شروع کرد .


در سال ۱۹۴۹ کادیلاک موتور اتومبیلهای خود را تقییر داد و در این کار توانست اتومبیلهایی قوی تر با سرعت ۱۶۰ کیلومتر در ساعت تولید کند که این مدلها کم کم به اتومبیلهای لوکس تبدیل گشتند .
کمپانی کادیلاک تا سال ۱۹۵۴ در زمینه سرعت نیز به پیشرفت های زیادی رسید .

طی ستلختی ۱۹۴۹ تا ۱۹۶۱ کادیلاک بعنوان بهترین اتومبیل موجود در بازار آمریکا محسوب می شد .

این کمپانی در سال ۱۹۵۱ ارزان ترین مدل خود را به بازار عرضه کرد .
در این وقت بتدریج مدلهای پهن تر شده و شاسی پایین کادیلاک بعنوان الگویی برای دیگر مدلها انتخاب شد و ۱۹۵۹ تولید اتومبیلهایی به این سبک به حداکثر خودد رسید .
در سال ۱۹۵۸ کادیلاکهایی با چراغ های جلوی دوبل به بازار عرضه شد .

در سال ۱۹۶۳ یک مدل با موتور وی هشت به بازار عرضه شد که از نظر ساختار و طراحی نسبت به تمام مدلهای کادیلاک برتری داشت.

فضای داخلی اتاق بزرگتر و موتورش نیز قدرتمند تر بود .

در مدلهای سال ۱۹۶۴ می توان کادیلاک هایی با سقف متحرک و تهویه هوای اتوماتیک مشاهده کرد که چراغهای اون به طور خودکار در صورت روشن بودن اتومبیل با تریک شدن هوا روشن می شد .


در سال ۱۹۶۵ کادیلاک بیشتر به اتومبیلی مجلل تبدیل شده و لوازم اون اکثراْ جنبه تجملی داشت .
در سال ۱۹۶۷ اولین کادیلاک دفرانسیل جلو تولید شد .

در دهه ۱۹۶۰ در زمینه سیستم ایمنی اتومبیل نیز کار بسیاری انجام شد و از جمله این تقییرات می توان به اصلاحاتی در سیستم باک اتومبیل و محل عبور اکزوزها اشاره کرد .
در دهه ۱۹۷۰ نیز اتومبیلها از همان سبک های دهه ۱۹۶۰ تبعیت میکردند و تنها تغییر عمده اونها در این دهه به علت گرانی بنزین در آمریکا و مصرف بالای اتومبیلهای بزرگ کادیلاک کاهش حجم و در نتیجه کاهش لوازم لوکس اتومبیل و پایین آوردن مصرف بنزین این مدلها بود .

در سال ۱۹۷۵ مدل Seville ( همون کادیلاک ایران خودمون ) از روی مدل قدیمی De Ville ساخته شد .

اتومبیل جدید ۶۱ سانتبیمتر از مدل قبلی خود کوچکتر بود و بعنوان یک اتومبیل اروپایی Saloon شناخته شد .


همچنین موتور اتومبیل های کادیلاک نیز تا سال ۱۹۷۸ تقییر هجم داده و همگی کوچکتر شدند .

پس از اون موتورهای ۴ ۶ و ۸ سیلندر تولید شده در دهه ۱۹۸۰ همگی دارای حجم هایی کمتر از گذشته بودند .

تولید مدل های لیموزین کاهش یافته و تا اواسط دهه ۱۹۸۰ تولید این اتومبیلها به پایان رسید و در صورت سفارش عرضه می شدند .




کمپانی برای جلوگیری از کاهش میزان فروش شروع به تولید اتومبیلهایی کرد که مانند بقیه اتومبیلهای


GM دارای ابعادی کوچکتر باشند .

سپس این تحولات کمپانی کادیلاک تصمیم گرفت تا با تولید یک اتومبیل لوکس هستثنایی مجدداْ مانند گذشته بازار را در دست گیرد اما این طرح با شکست روبرو شد و کادیلاک ترجیح داد تا در دهه ۱۹۹۰ برای طراحی اتومبیلهایش از مدلهای مختلف کمپانی هایی نظیر BMW و Mercedes Benz و Jaguar الهام گیرد که در سال ۱۹۹۸ تا به حال با تقییر در سبک طراحی مشاهده اتومبیلهای بسیار زیبا و نوظهور و ...

هستیم .

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ۱۹۷۵ [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ۱۹۷۶ [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ۱۹۷۷ [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ۱۹۷۱ [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ۱۹۷۲ [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] 1973 [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ۱۹۷۴ [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ۱۹۷۵ [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ۱۹۷۶ [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

7:


8:

پلیموت باراکودا





تولید پلیموت باراکودا از سال 1964 و تقریبا دو هفته قبل از تولید موستانگ توسط کمپانی فورد اغاز شد به همین خاطر می توان را نخستین مدل جمع و جور امریکایی دانست اگرچه باراکودا به زودی در سایه ی مدل های قدرتمندی همچون فایربرد کامارو ونیز فورد موستانگ برنامه گرفت ولی باید ان را به عنوان نقطه عطفی در تاریخ کمپانی به حساب اورد .

همانطور که فرموده شد باراکودا از ابتدا با بدنه ای کامپکت و ظاهر اتومبیل های فست بک به بازار امد به همراه یک شیشه عقب یک تکه که در نوع خود بزرگترین بود به همراه یک قطعه ی ایمنی در عقب اتومبیل برای بکسل کردن اشیای بلند در طراحی داخلی اتومبیل نیز توجه زیادی به اسایش سرنشینان شده بود در کل طراحان توجه خود را بیشتر به راحتی سرنشینان معطوف کرده بودند تا به قابلیت های حرکتی اتومبیل که این موجب خدشه وارد شدن به تصویر این خودرو در اذهان عمومی در سال های اینده می شد دو موتور 6 سیلندر 170 و 225 اینچی و دو 8 سیلندر خورجینی 273 اینچی به قدرت 180 و 235 اسبی برای باراکودا در نظر گرفته شده بود از این مدل در کل 23433 دستگاه روانه ی خیابان ها شدند
Engines:
170 I6.


225 I6 145 bhp.


273 V8 180 bhp.


273 V8 235 bhp.




سال بعد سال تولید مدل فورمولا اس بود که تلاشی بود در جهت بهتر کردن توانایی های حرکتی بارا کودا ولی هنوز هم فاصله ی زیادی بین باراکودا و سایر اسپرتی های ان دوران وجود داشت در ضمن انجین 170 اینچی از خط تولید خارج شد از این مدل 64596 دستگاه فروخته شد
Engines:
225 I6 145 bhp.


273 V8 180 bhp.


273 V8 235 bhp.




سال 1966 تغییرات کمی در ظاهر خودرو به وجود امد باراکودا کماکان با همان انجین ها تولید می شد در این سال هم حدود 38000 دستگاه پا به خیابان ها گذاشتند
Engines:
225 I6 145 bhp.


273 V8 180 bhp.


273 V8 235 bhp


بالاخره بارا کودا در این سال به یک اسپرتی واقعی تبدیل شد طراحی کاملا جدید ظاهری و همچنین افزایش فاصله ی محورهای جلو و عقب حذف انجین 225 اینچی و یک هشت سیلندر جدید 383 اینچی از رهاورد های پلیموت برای باراکودا بود متاسفانه موتور جدید باراکودا بیش از حد بزرگ بود و پمپ هیدرولیک فرمان جای کافی برای نصب نداشت که این نیز نتیجه ای جز کاهش هندلینگ باراکودا نداشت قابل ذکره که اپشن فورمولا اس در این سال شامل یک سیستم تعلیق قویتر، صفحه امپر جدید تایر های پهن تر و همچنین تزئینات خاص این مدل بود باراکودا در این سال در سه مدل هاردتاپ کوپه فستبک و کانورتایبل تولید شد که مجموع فروش ان به 62534 دستگاه رسید
موتور ها:
273 اینچی 8 سیلندر 180 اسبی
273 اینچی 8 سیلندر 235 اسبی
383 اینچی 8 سیلندر 280 اسبی
میزان تولید:
هاردتاپ کوپه 28196
فستبک 30110
کانورتایبل 4228


سال 1968 تغییرات ظاهری اندکی در باراکودا انجام داده شد به همراه اپشن متنوعی از موتور های جدید قدرتمند.

انجین 273 هم بازنشسته شد
برای ارائه ی تصویر جدیدی از باراکودا پلیموت مدل تقویت شده ای از باراکودا را که مخصوص مسابقات دراگ ریس بود به بازار فرستاد اما متاسفانه به قدری تولید ان اندک بود که کمکی به تصویر خسته نماينده ی باراکودا نکرد
موتور ها:
225 6 سیلندر 145 اسبی
318 8 سیلندر 230 اسبی
340 8 سیلندر 275 اسب در موتور 5000 و نیروی تورک 340 پاوند بر فوت در موتور 3200
383 8 سیلندر 300 اسبی
میزان تولید:
هاردتاپ کوپه:19997
فستبک:22575
کانورتایبل:2840
توانایی ها(مدل 383):0 تا 60 مایل در 7.5 ثانیه مسافت 400 متر در 15 ثانیه


1969 سالی بود که باراکودا بالاخره به توانایی های یک اسپرت واقعی دست پیدا کرد توان مدل 383 30 واحد افزایش پیدا کرد البته متناسب با افزایش هندلینگ باراکودا .

پلیموت همچنین یک پکیج تزئیناتی را که مخصوص فورمولا اس بود عرضه کرد که این مدل ها کودا نامیده می شدند کودا ها همچنین با یک موتور 275 اسبی 340 و 383 اینچی عرضه می شدند که البته هنوز هم کافی به نظر نمیرسید به همین خاطر پلیموت دست به کار شد و یک موتور 440 اینچی مجهز به سه کاربراتور را به بازار فرستاد که بزرگترین انجین هستفاده شده در این دسته از خودرو ها بود متاسفانه همچنان مشکل هندلینگ وجود داشت و روی اکسل عقب خودرو بایست به مقدار کافی کار میشد تا پذیرای نیروی تورک فوق العاده ی این مدل به میزان 480 پاوند بر فوت باشد.

با وجود 57 % وزن خودرو روی چرخ های جلو و هستفاده از ترمز های کاسه ای در 4 چرخ سیستم تعلیق و ترمز ها فشار زیادی را متحمل می شدند
موتورها:
340 8 سیلندر 275 اسب در دور موتور 5000 و نیروی تورک 340 پاوند بر فوت در دور موتور 3200
383 8 سیلندر 330 اسبی
6+440 8 سیلندر 390 اسب در دور موتور 4600 و نیروی تورک 480 پاوند بر فوت در دور موتور 2300
میزان تولید:
هاردتاپ کوپه:12757
فستبک:17788
کانورتایبل:1442

پلیموت بالاخره در 1970 به ان چیزی که از باراکودا انتظارش را داشت رسید در این سال باراکودا با پلتفرم مشترک دوج چلنجر تولید شد به همین دلیل فاصله ی بین محور ها 2 اینچ کوتاهتر شد اگرچه ابعاد کلی ان بدون تغییر ماند مدل های ویژه یا همان کودا می توانستند مجهز به 5 موتور مختلف 340 383 440 440سیکس پک ودر نهایت مدل قدرتمند 426 همی شوند مدل های 440 و 426 مجهز به یک سیستم تعلیق ویژه با توانایی های بالا بودند تا از قدرت خود در راه صحیح ان هستفاده نمايند! مدل های ساده ی باراکودا دارای درپوش موتور ساده بودند در حالیکه کودا ها از دو هواکش نمایشی هستفاده می کردند (مثل چلنجر) مدل های همی به طور هستاندارد مجهز به هواکش هایی بود که مستقیما به موتور متصل بودند که در وقت گاز دادن باعث لرزش اتومبیل می شدند که به همین خاطر انها را مدلهای لرزاننده نامیدند از این مدل تنها روی 652 مدل هاردتاپ و 14 مدل کانورتایبل نصب شد که با لیفتر هیدرولیکی اسپرت شده بودند و قابلیت تیونینگ بیشتری نسبت به مدل های قبلی داشتند
پلیموت همچنین یک مدل ویژه از کودا تحت عنوان AAR کودا ! در سال 1970 تولید کرد مثل دوج چلنجرهای تی ای کودا از یک موتور 340 اینچی 290 اسبی مجهز به همراه سه کاربراتور دو دهانه هستفاده می کرد طرح خارجی AAR به خاطر طرح های راه راه کناره ی اتومبیل وسپر های همرنگ ان و نیز بالچه ی عقب خودرو واقعا هستثنایی بود فنر های عقب کودا همچنین بالا کشیده شده بودند تا فضای کافی برای جاسازی لوله های اگزوز که از جلوی چرخ های عقب خودرو خارج می شدند وجود داشته باشد (بعد از مشکلات فراوانی که برای جاسازی لوله اگزوز ها در مدل هستاندارد وجود داشت!) این مدل همچنین توانایی هستفاده از تایر های بزرگتر در محور عقب را داشت (که شاید از اولین اتومبیل هایی بود که این ویژگی را داشت)
میزان تولید:
مدل هاردتاپ کوپه:18880
مدل کانورتایبل:635
مدل ای ای ار:1500
موتور ها:340 اینچ 275 اسب بخار در موتور 5000 و 340 پاوند بر فوت در دور موتور 3200
مدل ای ای ار :6+340 اینچی 290 اسب بخار در موتور 5000 و نیروی تورک 345 پاوند بر فوت در دور موتور 3400
مدل 383 اینچی به قدرت 335 اسب بخار
426 همی به قدرت 425 اسب بخار در دور موتور 5000 و نیروی تورک490 پاوند بر فوت در دور موتور 4000
مدل 440 اینچی به قدرت 375 اسب بخار در دور موتور 4600 و نیروی تورک 480 پاوند بر فوت در دور موتور 3200
مدل6+440 اینچی به قدرت 390 اسب بخار در دور موتور 4600 و نیروی تورک 480 پاوند بر فوت در دور موتور 3200
رکوردها(426 همی):
شتاب صفر تا 60 مایل در 5.6 ثانیه مسافت 400 متر در 13.41 ثانیه و با حداکثر سرعت 104.6 مایل بر ساعت

تولید پلیموت باراکودا با تغییرات اندکی در سال بعد ادامه پیدا کرد که شامل یک جلوپنجره ی چند تکه با چراغ های دوبل ضربه گیر های تزئینی در جلوی خودرو و چراغ عقب های چند قسمتی می شد.

همچنان طیف متنوعی از موتور های مختلف وجود داشت و مدل ویژه ی باراکودا نیز مثل گذشته کودا نامیده می شد چرا که مدل AAR از خط تولید خارج شده بود .

به خاطر قوانین سفت و سختی که جدیدا به اجرا گذاشته شده بود پلیموت مجبور شد تغییراتی در موتور ها ایجاد کند که مستقیما باعث افت قدرت انها شد .

ان سال تنها 115 کودا به فروش رفت و پلیموت تصمیم گرفت پیش از انکه موتورهای همی به خاطر کنار امدن با قوانین دچار افت قدرت شوند انها را بازنشسته کند!
بنابراین دوران سلطه ی انجین های همی به عنوان قوی ترین و تاثیرگذارترین موتور های ان دوران به پایان رسید!
میزان تولید:
مدل هاردتاپ کوپه:6228
مدل کانورتایبل:374
موتورها:
318 اینچی 230 اسب بخار
340 اینچی 275 اسب بخار در دور موتور 5000 و نیروی تورک 340 پاوند بر فوت در دور موتور 3200
383 اینچی 300 اسب بخار در دور موتور 4400 و نیروی تورک 400 پاوند بر فوت در دور موتور 2400
426 همی 425 اسب بخار در دور موتور 5000 و نیروی تورک 490 پاوند بر فوت در دور موتور 4000
440 اینچی 375 اسب بخار
6+440 اینچی 385 اسب بخار در دور موتور 4600 و نیروی تورک 480 پاوند بر فوت در دور موتور 2300

سال 1972 سال ناراحت نماينده ای برای علاقه مندان باراکودا بود چرا که انجین های همی و 383 به علت کنار نیامدن با قوانین جدید از خط تولید کارخانه خارج شدند.

موتور های باقیمانده نیز برای ادامه ی تولید مجبور شدند از غربال اسب بخار رد شوند! اتومبیلی که ظاهری همچون هیولا داشت در واقع از ان قدرتی که به نظر میرسید داشته باشد بی بهره بود قویترین مدل در این سال مدل 340 بود .


مدل های کانورتایبل نیز از خط تولید خارج شدند.


میزان تولید:
مدل هاردتاپ کوپه:7828
موتورها:
318 اینچی 150 اسب بخار (در هستاندارد SAE)
340 اینچی 240 اسب بخار (در هستاندارد SAE)
رکوردها(مدل 340):
شتاب صفر تا 60 مایل در 8.5 ثانیه مسافت 400 متر در 16 ثانیه

1973:مدل های 6 سیلندر از خط تولید خارج شدند در نتیجه پایین ترین مدل اکنون مدل 318 اینچی بود کودا ها نیز با موتور 340 تولید می شدند که در اواسط سال جای خود را به یک انجین 360 دادند هرچند در افزایش توانایی های کودا تاثیر چندانی نداشت
میزان تولید:
مدل هاردتاپ کوپه:10626
موتورها:
318 اینچی 150 اسب بخار (در هستاندارد SAE)
340 اینچی 240 اسب بخار (در هستاندارد SAE)
360 اینچی 245 اسب بخار (در هستاندارد SAE)

1974 اخرین سال تولید پلیموت باراکودا بود که با تولید موتور های 318 و 360 ادامه پیدا کرد.

باراکودا دیگر هیچگاه در ظاهر یک اسپرتی واقعی باز نگشت.


میزان تولید:
مدل هاردتاپ کوپه:4989
موتورها:
318 اینچی 150 اسبی (در هستاندارد SAE)
360 اینچی 245 اسبی (در هستاندارد SAE)






9:


10:

بسيار عالي ...


11:


12:

تاریخچه مختصر کوروت:




کمپانی شورولت در سال 1952 به رونمایی از یک کانسپت اسپرت و2 نفره جدید خود اقدام کرد و فراخوان نمود که ازسال اینده قصد دارد اونرا به تولید انبوه برساند.


سال1953فرا رسید و کوروت های سفارش گرفته شده که در اون سال همگی به رنگ سفید رنگ امیزی شده بودند در تاریخ30 ژوئن به مشتریان تحویل داده شد.اطلاعات موجود نشانگر این نکته می باشد که کوروت از سال 55 میلادی تا به امروز فقط با موتور 8سیلندر عرضه شده هست.
کوروت،خودرویی که از اولین سال تولید تا کنون دارای شاسی فلزی و بدنه ای تمام فایبرگلاس هست و به همین خاطر از وزن پایین اما مقاومت بدنه بالایی بهره می برد.
طی سالهای متوالی و تولید پیاپی کوروت به علت محبوبیت بیش از حد این خودرو در سطح جهانی برای این اتومبیل هر چند سال یکبار نیاز به یک تحول پايه ی در اون احساس می شد و همین تغییرات سبب بوجود آمدن نسل های مختلف کوروت شد





نسل اول از سال 53 تا 57 میلادی در قسمت جلو دارای دو چراغ گرد و در عقب دارای دو چراغ کشیده بود که این چراغها در سال 58 درقسمت جلو به صورت چهار چراغ گرد و در عقب به نیز به همین صورت تبدیل شد.

اوایل سال 1962 نوبت به معرفی نسل دوم کوروت رسید،در این مدل که تا سال 67 تولید شده هست چراغهای جلو به صورت مخفی در ابتدای درب موتور خودرو و در قسمت پشت برای دومین بار چراغها به صورت مدل قبل و چهار چراغ طراحی شده بود.

این مدل درقسمت عقب دارای دو قطعه شیشه مثلث شکل می باشد که نمای بسیار زیبایی را به اون داده هست.

سر انجام نوبت به نسل سوم این اتومبیل رسید که به اعتقاد بسیاری زیباترین نسل اون نیز هست (قوس های زیاد،ارتفاع کم،کاپوت کشیده و کابین که در قسمت انتهای خودرو برنامه دارد این اتومبیل را یک اتومبیل تهاجمی نشان می دهد و این مشخصات دلیل بر زیبا بودن این نسل کوروت هست) از سال 1968 تولید نسل سوم آغاز گردید و هر سال نیز بر زیبایی این اتومبیل ارزشمند اضافه کرده می شد.تولید این نسل تا سال 82 ادامه داشت که تمامی خطوط بدنه و بسیاری از موارد دیگر نسلهای بعدی که تا به امروز هم ادامه پیدا کرده پیرو چهارچوب کلی این نسل هست.

چراغهای بزرگ پلکی(مخفی) ،سقف تی تاپ (که به صورت دو تکه می باشد و قابل برداشتن هست،سقف روباز، بدنه از جنس فایبرگلاس و سبک وزن،موتور هایی با حجم بالا (تا 427 اینچ مکعب) و سرعت بالای 260 کیلومتر و در نهایت قیمت مناسب، زنگ خطری برای تمام سوپر اسپرت های اروپایی از جمله فراری و لامبورگینی بود.سل چهارم و پنجم این اتومبیل نیز با موفقیت به فروش رفت و این باعث شد که امروزه نسل ششم این اتومبیل تولید شود، این مدل با قیمتی در حدود 47 تا 75 هزار دلار( با توجه به نوع آپشن) و قدرتی بین 400 اسب بخار(مدل پایه) تا 507 اسب بخار(زی 06 ) از موقعیت بسیار عالی در بین سایر سوپراسپرت ها برخوردار می باشد.





13:


14:

تاريخچه شورلت

نام اتومبیل های این کمپانی ار نام راننده موفق سوئیسی ٬ louis chevrolet ، گرفته شده هست .

او در سال 1878 در شهر chaux defond متولد شده و بعدها به شهر beaune فرانسه مهاجرت و در اونجا به کار در یک کمپانی مورس پرداخته و سپس با برادران خود بنامهای arthur و gaston تصمیم به مهاجرت به کانادا گرفت .




در شهر نیویورک امکان کار بر روی اتومبیلها و کامیونهای کارخانه William Walter برای Louisفراهم آمد .

وی سپس شروع به کار در کارخانه های متعدد کرد و توانست خود را بعنوان یکی از بهترین رانندگان مسابقات نشان دهد و همین امر باعث شد تا توجه William Durant - موسس کمپانی General Motors - به وی جلب شده و durant او را بعنوان راننده General Motors هستخدام کند .



کمپانی Mason Motor که قبلاً تحت نظارت Durant بود واگذار و در سال 1913 این دو کمپانی در هم ادغام شدند .

در سال 1913 اتومبیل چهار سیلندر Baby در دو مدل یک سرنشینه و مدل سلطنتی ، در رنگ های آبی و سفید تولید شد .

طرح رنگ آمیزی این اتومبیل از روی کاغز دیواری هتلی که Durant در فرانسه در اون اقامت داشت ، الهام گرفته شده بود .


در سال 1913 Louis Chevrolet و درو نفر دیگر بنام های V.R Hefler و Jboyer تصمیم گرفتند تا کارخانه تولید موتورهای هوایی Chevrolet را تأسیس نمايند .



اما این کارخانه در همان آغاز کار ورشکست گردید و در سال 1941 ، Chevrolet به صورتی مرموز کشته شد و راز قتل او در پرده ای از ابهام باقی ماند .




در سال 1914 ، نام کمپانی به Maxwell Motor تغییر و در شهر نیویورک تعداد 5005 دستگاه اتومبیل تولید شد و درهمین سال مدل دیگری نیز به نام 490 و یا قیمت 490 دلار به بازار عرضه شد .



طی دویال تعداد 70701 دستگاه از این اتومبیل به فروش رفت و در سال 1917 اولین اتومبیل مستقف این کمپانی ساخته شد .

در 1918 ، Chevrolet شروع به تولیدات تجاری مانند کامیون کرد .

در سال 1919 chevrolet به دو بخش کمپانی Durant و بخش General Motors تقسیم و تا قبل از جنگ جهان 149904 دستگاه اتومبیل تولید نمود .




در سال 1921 ، یعنی سپس جنگ به علت کمبود سرمایه پنج میلیونی کمپانی Chevrolet تا مرز سقوط پیش رفت اما در سال 1911 با مدیریت خوب WilliamKnuden در مدتی کمتر از ده سال به یکی از بزرگترین کارخانجات اتومبیل سازی جهان تبدیل گشت .




یکی از بزرگترین مشکلات کمپانی ، در سال 1923 ، برگشت خوردن موتورهای هواپیمای تولیدی Chevrolet بود که ضرری بزرگ به کمپانی وارد ساخت.


در سال 1927 اتومبیل جدید Chevrolet ، توانست از نظر تعداد تولیدات مقام نخست را در صنعت بخود اختصاص دهد .

این وسیله نقلیه به تعداد یک میلیون و هزار و هشتصد و هشتاد دستگاه تولید شد .


در سال 1929 طرح جدیدی از یک اتومبیل شش سیلندر و طرحی چهار سیلندر از همین اتومبیل ، به منظور کاهش قیمت ، ارائه و از ان به تعداد 1328605 دستگاه تولید شد .




مشکلات مالی کمپانی در دهه 1930 با فروش بالای اتومبیل در بازار آمریکا بر طرف شد .

در سال 1933 Knudsen مدیریت کارخانه GM را بعهده گرفته و M.E.Coyle نیز مدیریت کمپانی Chevrolet را عهده دار شد .

با شروع کار Coyle ، مدلهای Chevrolet به اتومبیلهای مستحکم و قوی تبدیل شدند .


در سال 1935 ، Chevrolet ، تولید 10.000.000 امین اتومبیل خود را جشن گرفت .


در سال 1936 سیستم ترمزهای Chevrolet بصورت هیدرولیک درآمد .

در سال 1939 کمپانی با تولید 15.000.000 امین اتومبیل خود ، اتومبیلهای هستیشن را به بازار عرضه کرد .




قبل از آغاز جنگ جهانی ، کمپانی رکورد فروش اتومبیل در سال را شکسته و در سال 1941 رقمی معادل 4/1 میلیون فروش را در بازارهای جهانی به نام خود ثبت کرد .



در اون سال یکی از اتومبیلهای کوپه کمپانی در چند مسابقه اتومبیلرانی موفق به کسب مقام شد .

در سال 1948 ، W.F.Armstrong ، یکی از مدیران موفق GM سرپرستی Chevrolet را به عهده گرفت .



با ورود این مدیر جدید ، سبک تولید اتومبیل در کارخانه مجدداً تغییر و مدلهای Bel Air Hard - Top را در سال 1950 به بازار عرضه کرد .



بر اثر این سبک جدید غیر از تقییرات در بدنه اتومبیل ، تغییرات عمده ای در ساختار موتور و قیمت اون حاصل شد .




از سال 1950 به بعد بیشتر مدلهای Chevrolet تمام اتوماتیک بودند .

یکی از کارهای مهم Armstrong تولید مدلهای بسیار ارزان قیمت بود که در رشد اقتصادی کارخانه اهمیت بسیار داشت .



همچنین در سال 1950مهندس Harley J.Earl ، اتومبیل Corvette را طراحی و تولید کرد و در سال 1959 در مدل Corvair و Impala به بازار عرضه شدند.




علی رغم اینکه این دو مدل نتوانستند مانند اتومبیلهای مطرح کمپانی فروش بالایی داشته باشند ولی با این حال تا سال 1969 تولید اونها ادامه داشت .



در سال 1962 Chevy ll بعنوان مدلی برگرفته از Corvair و impala طراحی و ساخته شد و در سال 1964 مدلی بزرگتر از اون تولید و به بازار عرضه شد .



همچنین در در همان سال coprice با قدرت 90bhp و قیمت 3347 دلار در کنار Chevy که قیمتی معادل 2028 دلار داشت .

به معرض فروش گراشته شد.




در سال 1967 مدلی sport و کوپه بنام Camaro ساخته و تا دو دهه بعنوان یکی از مطرحترین اتومبیلهای Sport ، که نظر تمام حادثه جویان را به خود جلب کرده بود تولید میشد .



یکی از مطرح ترین مدلهای camaro مدل Iroc - z ، با حجم موتور 5700cc که با موتور L98 مدل Corvette ، در سال 1989 به بازار عرضه شد .

قدرت این اتومبیل 240bhp و سرعت اون 240 کیلومتر در ساعت می باشد.



در دهه 1970، از موتورهای کمپانی Chevrolet توسط بسیار از کارخانه های دیگر مانند Opel و Oldsmobile ، که موتور اتومبیلهای شش و هشت سیلندر خود را از این کمپانی خریداری می کردند ، هستفاده می شد .



در اوایل دهه 1970 قراردادی بین دو کمپانی Chevrolet و Isuzu منعقد و طبق اون مقرر شد ، که Chevrolet تمام تجهیزات اتومبیل سازی این کارخانه را تأمین کند .



کمپانی در سال1971 مدلهای Nova , Mont Carlo , Bel Air , Blazer و Suburban را به مرحله تولید رساند و در همین سال مدل لوکسی از Coprice نیز به بازار عرضه کرد که نظر همگان بار بخود جلب نمود .



در سال 1975، مدل Cavalier ، یکی از موفقترین اتومبیلهای این کمپانی ، طراحی و تولید شد .



در اواسط دهه 1980 ، نیز این کمپانی روابط تجاری خود را با کمپانیهای ژاپنی مانند Suzuki و Toyota گسترش داد .



در حال حاضر این کمپانی به عنوان یکی از بزرگترین تولیدنمايندگان اتومبیل مطرح هست و نیر مدلهای جذاب این کمپانی مانند Corvette ZR-1 ، طرفداری بیشماری دارد .




1962 Chevrolet Nova






1963 Chevrolet Nova SS






1964 Chevrolet Nova SS







1965 Chevrolet Nova SS





1966 Chevrolet Nova SS

[




1967 Chevrolet Nova SS







1968 Chevrolet Nova SS





1969 Chevrolet Nova SS







1970 Chevrolet Nova SS






1971 Chevrolet Nova SS








1972 Chevrolet Nova SS







1975







__________________

15:


16:

بیوک



شرکت بیوک موتورز در سال1903توسط David Dunbar buick تاسیس شد .اما این شرکت ضعیف شروع کرد و تا سال 1904 تولیدات مناسبی نداشت .شرکت بیوک از نظر مالی ضعیف بود و طرح های کمی برای آینده داشت .



تا وقتی که در سال 1904 ویلیام سی دورانت اون را خرید .



دورانت کارخانه را برای تولید بیشتر ساوقت دهی کرد و کارخانه جدیدی برای شرکن خریددر سال 1905 مدل C
موفقيت زيادي كسب كرد و در سال 1907 بيوك پس از فورد مقام دوم فروش را بدست آورد .

در سال 1908 دورانت ، شركت بزرگ جنرال موتورز را تاسيس كرد .



موفقيت بيوك مشكلات مالي جي ام را در سال 1910 كاهش داد و در اون سال توانست از همه توليد كننده گان خودرو پيشي بگيرد .

پس از اون بيوك هميشه در بين بهترين توليد كننده و فروشنده اتومبيل جاي گرفت .



در سال 1914 كه بيوك اولين اتومبيل 6 سيلندر خود را به فروش گذاشت ، سيستم روشنايي و هستارت دلكو الكترونيك
بصورت هستاندارد در آمد .اين مدل هاي 6 سيلندر تا دهه 20 از جمله اتومبيل هاي پرفروش بود .
البته مدل هاي 4 سيلندر

هم در كنار اون توليد مي شد .



در سال1930 موتورهاي 8 سيلندري براي تمام مدلها عرضه شد .

اما در دهه 1931 سير تكامل بيوك از طرف جي ام
كاملا شكل جديدي به خود گرفت وتماما محصولات خود را طبق ديكته جي ام توليد كرد .



گيربكس مدل سنچوري به حالت هستاندار در آمد .

مدل هاي برتر در بين توليدات : مدل ردمستر و ليميتد بودند و مدل
سنچوري در سال 1935 تا سال 1942 بدليل موتور قايشانتر و اتاق جادارتر و نرمي خاصش توليد شد .



پس از جنگ جهاني 2 هم دوبارهساخت موتور هشت سيلند از سر گرفته شد .



در سال 1948 اولين گربكس 2 دنده توليد شد و با توليد اتاق جديدي نام رودمستر و ريايشانرا تحول جديدي در بيوك
آغاز شد

.

مدل رودمستر و سوپر داراي موتور 8 سيلند و 188 اسب بخار شدند و سپس در سال 1954 اين موتور
به شكل هستاندارد در امد .

در سال 1957 مدل پر بازده بيوك ، مدل سنچوري بود كه قدرت اون از چند مدل V8
گرفته مي شد .

بيوك در سال 1958 با افت مالي مواجع شد و آهسته و سنگين قدم بر مي داشت .




با آمدن موتور جديدي كه تماما آلمينيومي بود و حجم اون 215 اينچ مربع بود ، مدل هاي سال 1961 كوچكتر شدند .



اين موتور توان 155 اسب بخار را داشت .

تقاضا براي اتومبيل هاي پر قدرت باعث شد كه موتور هاي بزرگ V8
در مدل هايي مثل ريايشانرا و هستراتژي هاي GM خصوصيات منحصر به فرد اين خودرو از دست برود و در بسياري
از قطعات به صورت اشتراكي در آمد .




از اونجايي كه بحران نفت شروع شده بود ، بيوك در فكر ساخت و توليد خودرو هاي كم مصرف بر آمد و بدليل
اون كه ديگر كسي به قدرت ماشين ها توجه نمي كرد و مسأله بنزين بود .




لذا در سال 1975 كاتاليزور بصورت هستاندارد در آمد و موتور ها كوچك شدند .

يك مدل V6 مجددآ توليد شد .


اولين موتور ديزلي بيوك در سال 1980 توليد شد در صورتي كه موتور هاي چهار سيلندر هنوز رايشان مدل هاي
ارزان ( اسكايلارك ) عرضه مي شد .




همانجور كه اتومبيل ها كوچيكتر شدن فروش بيوك نيز كاهش يافت .

مديران بيوك به اين نتيجه رسيدند كه
بايد راه سنتي خود را دنبال كنند .



1984

1983

1982
1981
1980
1979

1978

1977

1976
1973
1972
1971
1970
1969
1968
1967

17:


18:

پونتیاک



کارخانه اتومبیل سازی آکلنددر سال ۱۹۲۶ به کارخانجات معظم GM پیوست ودر سال 1933تحت نام
پونتیاک به فعالیت همچنين گفت و در سال 1964 با ارئه مدل بسیار مشهور GTO اولین نمونه اسپرت شهری
خود را عرضه کرد و بعد در سال 1967 نمونه اسپرتی و کوچکتر و با هستیل اروپایی(فایر برد) را معرفی کرد
که از همان ابتدا در صحنه مسابقات رقیبی جدی برای فورد ماستنگ و AMC جاولین و پورشه 911 بود.
و سپس 2سال مسئولان کارخانه تصمیم گرفتند نمونه سریع و نیمه مسابقه ای را روی شاسی فایر برد
تعبیه نمايند که در همین سال پونتیاک ترانس ام 1969 برای اولین بار ساخته شد.
ترانس ام در طول حدود 20 سال عمرش با مشکلات متعددی روبرو شد .

کما اینکه این اتومبیل سریع و

پر قدرت در اوایل دهه 70 به اتومبیلی لوکس و تجملی و پرقدرتی تبدیل شد و از معیارهای اتو مبیل های
اسپرت اما همیشه در زمره پرفروش ترین اتومبیل های آمریکایی بود و ابتدا برای رقابت ا انواع فورد
ماستنگ کبری جت_کامارو Z28 _دوج چالنجر_ پلیموت_ باراکودا_ همی کودا_ AMX _ چارجر _ پورشه911
و......ساخته شد.

اما بعدا در ابتدای دهه 70 تا هم اکنون رقیبی جدی برای شورلت کوروت به حساب

می آید .

در اینجا مختصرا به معرفی مدلهای مختلف این اتومبیل از ابتدا تا امروز می پردازیم.

1970_ در این سال طراحی ترانس ام دچار تحولی بزرگ شد و شکل اتومبیل بکلی تغییر یافت و در ان
سال بود که از بادگیر تیغه ای روی صندوق عقب( اسپیلر ) و بادگیر جلو و بادگیرهای جانبی بر گلگیرهای
جلو ( آبشش ) و هواکش بزرگ و معروف روی کاپوت ( رمیر ) هستفاده شد با تایر های f60-15 که در تاریخ
اتومبیل سازی این اولین بار بود که یک اتومبیل سواری اسپرت از لاستیک با دیواره 60 هستفاده می کرد.
موتورهای که در این سال هستفاده میشدند 400 اینچ به قدرت 345 اسب و موتور 445 به قدرت 370 اسب
و موتور 455 یک یکی از قویترین و معروف ترین engine های فول امریکایی بشمار می آید .
این مدل اتاق تا سال 1973 به همین شکل بود.
1974_ در این سال طرح جلو پنجره و چراغ های عقب تغییری پیدا کرد و موتورها همانموتور های سال قبل
بود به اضافه موتور 400 کاملا جدیدی به قدرت 228 اسب بخار.
1975_ در این مدل تنها تغییری که پیدا کرد:
بزرگ شدن شیشه عقب و تغییر شکل شبکه های داخل دماغه
1976_ در این مدل سپر های عقب و جلو بزرگتر و از جنس لاستیک مخصوص و به رنگ بدنه درآمدند و
موتور 400 قبلی تکرار می شد و همچنین موتور 455 .
1977_ در این مدل طرح جلو پنجره با نمونه چهار چراغ تعویض شدو اولین سال بود که از سقف دو تیکه
شیشه ای معروف به نام T-TOP هستفاده شد و موتورها مجددا موتور 400 بودند.
1978_ در این سال اتاق ظاهری همان مدل 1977 بود تنها با تغییر رینگ های آتشی اسپرت و زیباتر.
فنر بندی پیشترفته و گیر بکس چهار دنده دستی با ضریب 42/3 بر یک را به همراه داشت.
1979_ در این سال فقط تغییر شکل در جلو پنجره و چراغ های عقب بود با موتور 403 و تغییراتی در
اسپیلر عقب البته نا فرموده نماند که در بین تمامی این مدل ها تغییراتی سفارشی چون:
موتور های SD_ HO و .........
تغییراتی در عقاب های روی کاپوت در سالهای مختلف.
تغییراتی در جلو داشبورد و صندلی و بهتره بگم داخل اتومبیل.
تغییراتی در زیر بندی و جلوبندی
حال تمامی این اطلاعات در مورد TRANS AM بود.

مدلهای FIRE BIRD & FORMULA کاملا متفاوت

چه از لحاظ فنی و چه از لحاظ ظاهری که در پست های بعدی حتما در موردش توضیح میدهم.
پونتیاک ترنس ام خودرویی بسیار زیبا با سرعتی جنون زا و قدرتی فوق العاده .

اتاقی کاملا حرفه ای

و کلاسیک با امکاناتی بالا که هنوز در هیچ اتومبیل غیر از آمریکایی دیده نشده ( آیرودینامیک و....)
می باشد .

این هیولا نظر هر پیر و جوانی را به خود جلب می کند طوری که وقتی سپس سی و خورده

ای سال که از تولید این مدل ها می گذرد هنوز هر انسانی در هر رده سنی که هست برای دیدن این
خودرو حاضر هست لحظاتی چشمان خود را کاملا متوقف نگه دارد و از راه رفتن خود باز ایستد و با
ذهنی پر از سوال سازنده و نگهدارنده این هیولا را تحسین گوید .

در خیلی مواقع با عکس العمل های

موا جه می شویم که کاملا غیر منتظره هست.

مدل T-TOP که روی سقف این خودرو طراحی شده

در حال حاظر روی هیچ مدلی از خودروها تا سال 2007 هم دیده نشده یا اون طرح زیبای پرنده آتشین که
روی کاپوت جلو و ستون های عقب دیده می شود .

طرح بسیار زیبای رینگ و لاستیک ها( رینگ های

عضلانی با لاستیک 295 پای هر جنبنده ای را به زمین می چسباند ) و از همه مهمتر صدای مهیب و
پخته که از هدرزهای فابریک این مدل خارج می شود که جنون هر پیرو جوان ماشین بازی رو چندین برابر
تقویت می کند .



1967


[][]

1970-1973


"][]



1974





1975




1976


[

1978






1979-1981




19:


20:

موفقیت شورلت

در دهه شصت ادامه داشت و به حدی رسید که در سال ۱۹۶۳ از هر ده ماشین در آمریکا، یکی شورلت بود.

در سال ۱۹۶۷ شورلت با تولید مدل کامارو به عرضه ماشین‌های قوی با قیمت ارزان ادامه داد.

خریداران کامارو می‌توانستند امکانات اضافی زیادی برای این ماشین سفارش دهند و کامارو به سرعت به ماشین محبوب جوانان تبدیل شد.



در دهه هفتاد و با افزایش ناگهانی قیمت نفت در جهان، شورلت به تولید مدل‌های کوچک پرداخت.

در سال ۱۹۷۶، این شرکت مدل شِوِت را به بازار عرضه کرد.

شِوِت جزو آخرین‌ ماشین‌های کوچکی بود که با دیفرانسیل عقب ساخته شد و سپس اون تا سال ۲۰۰۴ که ب ام و، سری ۱ خود را عرضه کرد، هیچ ماشین کوچکی با دیفرانسیل عقب تولید نشد.



شورلت در سال ۱۹۸۰ پس از عرضه مدل‌های دیفرانسیل جلویی مثل هوندا آکورد و فولکس واگن دشِر، اولین مدل دیفرانسیل جلوی خود را به اسم سیتیشن تولید کرد.

این مدل اگر چه بسیار پرفروش بود، اما کیفیت ساخت اون انتقاد‌هایی همراه داشت.





در اواخر دهه هشتاد، جنرال موتورز تحت فشار خودروهای وارداتی کوچک، بخش جئو را به شورلت اضافه کرد.

شورلت در حقیقت ماشین‌های تویوتا، ایسوزو و سوزوکی را با مارک جئو به بازار عرضه می‌کرد.

با کمتر شدن اقبال خریداران آمریکایی نسبت به ماشین‌های کوچک در اواخر دهه نود، شورلت در سال ۱۹۹۷ تولید ماشین با این مارک را متوقف کرد.



در سال ۱۹۹۰، یک شورلت کوروتZR-1 توانست بیست و چهار ساعت با میانگین سرعت ۲۸۱ کیلومتر در ساعت حرکت کند و به این ترتیب کوروت موفق شد سه رکورد جهانی را به ثبت برساند.

با اینکه شورلت دهه نود را با رکورد شکنی آغاز کرد اما افول خودروسازی آمریکا آغاز شده بود و این شرکت هم در این روند ناگزیر به جز یکی دو مدل موفق، از جمله نسل کاملاً تازه‌ای از مدل کاپریس که در سال ۱۹۹۱ عرضه شد، از سال‌های اوج خود فاصله گرفت.



جنرال موتورز در سال ۲۰۰۱ کنترل شرکت ورشکسته دوو را در دست گرفت و محصولات این شرکت را با نام شورلت عرضه کرد.

به این ترتیب، شورلت حضور خود را در بازارهای جهانی گسترش داد و در سال ۲۰۰۶، باعرضه مجدد مدل کامارو خبرساز شد.

با حضور این ماشین در فیلم تراسفورمرز، کامارو دوباره به ماشین محبوب جوانان آمریکایی تبدیل شد.



اکنون شورلت چهارمین تولید نماينده خودرو در جهان هست و هر سال ۳.۵ میلیون ماشین را در بیش از ۱۳۰ کشور جهان عرضه می‌کند.





شورلت دومین قرن فعالیتیش را با عرضه مدل ولت آغاز کرده هست.

این ماشین با نیروی محرکه الکتریکی حرکت می‌کند و شورلت امیدوار هست با نسل‌ تازه‌ای از ماشین‌ها با سوخت متفاوت، نوآوری‌های دهه پنجاه و شصت را تکرار کند.





21:


22:

تاریخچه ی دوج



کمپانی دوج در سال 1900 تحت عنوان «برادران دوج» و برای عرضه قطعات و تجهیزات صنایع خودروسازی شهر دیترویت تاسیس شد و در سال 1914 اولین خودرو کامل خود را تولید کرد.

دوج 1914



این کمپانی در سال 1928 به شرکت کرایسلر فروخته شد و پس از پشت سر گذاشتن ادغام دایملر و کرایسلر در سال‌های 1998 تا 2007 کماکان زیرمجموعه گروه کرایسلر می‌باشد که با شرکت فیات متحد شده هست.

برادران دوج یعنی هوراس و جان، در ابتدای كار خود یك شركت دوچرخه‌سازی تاسیس و سپس اون شروع به تولید موتورهای فورد كردند.

در سال 1911 اولین اتومبیل اونها طراحی و سرانجام در سال 1914 تولید شد.

دیگر محصولات این كمپانی 4 Dodge در طول جنگ جهانی اول به‌طور وسیعی به عنوان آمبولانس و اتومبیل جنگی به كار گرفته شد.


برادران دوج



برادران دوج از سال 1914 تا 1927 برای معرفی اتومبیل‌های خود از یک آرم شامل یک ستاره شش پر هستفاده می‌کردند که در اون حروف D و Bبه نشانه Dodge Brothers نقش بسته بود.

این حروف به نوعی در هم گره خورده بودند و نشان از اتحاد و همبستگی این دو برادر داشت.( شبیه آرم اسرائیله )



Dodge Brothers logo

دوج در سال 1915 با ساخت 45000 اتومبیل، مقام سوم تولید را كسب كرد و سپس در سال 1920 سپس كمپانی فورد موفق به كسب مقام دوم شد.

در همان سال با فوت برادران دوج، «فردریک‌هاینز» ریاست كمپانی را عهده‌دار شد و قراردادی با شركت تجاری گراهام جهت فروش تولیدات خود منعقد كرد.



پنج سال بعد دوج با مبلغ 146 میلیون دلار به كمپانی Dillon Read & Co فروخته شد و در سال 1928 والترکرایسلر اون را خریداری كرد.

در این وقت کرایسلر که دوج را به خاطر شهرت زیاد، شبکه گسترده خرده‌فروشان و کارخانه مجهز اون خریداری کرده بود، شروع به فروش محصولات این کمپانی کرد.





فروش بی‌سابقه‌ای در ژوئیه 1928 آغاز شد و تمامی ‌انبارهای این دو شرکت که شامل حدود 170 میلیون دلار اتومبیل بود، فروخته شد.

مدل‌های مختلف Ram در سال 1931 عرضه شد و باعث افزایش فروش كمپانی گردید.

اما طی دهه 1940 مدل‌های «دسوتو» و «پلایموت» (Plymouth) فروش خوبی نداشتند.

پلایموت 1940










وسایل نقلیه سنگین جنگی دوج در طول جنگ جهانی دوم موفق بودند و تولید اونها در شهر دیترویت انجام می‌گرفت.

مدل جدید Red Ram با موتور 8 سیلندر در سال 1953 ساخته شد و دوج از این وقت به بعد مدل‌های اسپرت بیشتری مانند كوپه چارجر در سال 1966 به بازار عرضه كرد.


چارجر 1966



در سال 1966 تولید چارجر برای رقابت با مدلهایی همچون باراکودا و ماستنگ و بر روی پلت فرم سایز متوسط کرنت رسما اغاز شد.

قیمت پایه برای دوج چارجر 3122 دلار بود.

طراحی داخلی چارجر اوج هنر طراحان در ان وقت بود.

طراحان به دو صندلی در جلو اکتفا نکرده و دو عدد نیز در عقب برنامه دادند! کنسول وسط تنها محدود به قسمت جلوی خودرو نمی شد بلکه تا انتهای خودرو و صندلی های عقب نیز امتداد داشت.

انجین هستاندارد 318 V8 بود اما اکثر خریداران موتور 383 V8 را ترجیح می دادند.

انجینهای دیگری که قابل سفارش برای چارجر بودند عبارت بودند از 361 V8 و مدل تازه تولید شده ی 426 HEMI.

که مدل اخری اضافه پرداختی معادل 1000 دلار را می طلبید.

که موجب شد در ان سال تنها 468 دستگاه چارجر با این موتور تولید شوند.

این رقم را با کل تولید چارجر در سال 1966 که 37344 دستگاه بود مقایسه کنید تا متوجه محبوبیت و نیز کمیاب بودن اپشن HEMI بشوید.


با توجه به موفقیتهای چارجر از معرفی در اواسط سال 1966، مدل 1967 به مقدار کمی تغییرات احتیاج داشت.

یک تغییر کوچک در طراحی خارجی اضافه شدن چراغهای راهنما به بالای گلگیرها بود.

به علاوه کنسول سرتاسری داخل خودرو با یک نمونه ی عادی تعویض شد.



دو موتور جدید برای چارجر قابل سفارش بودند که عبارت بودند از 440 مگنوم! که در 660 دستگاه از انها هستفاده شد.

دومین انجین یک 383 با کاربراتور دو دهانه بود که جایگزین 361 V8 قبلی شد.

اگرچه تولید چارجر در سال 1966 یک موفقیت بزرگ برای دوج بود ولی در سال بعد تنها 15788 دستگاه از ان تولید شد.

یعنی کمتر از نصف تولید سال قبل! مدل فست بک دیوانه نماينده (fastback craze) به اخر راه خود نزدیک شده بود و وقت طراحی مجدد چارجر فرا رسیده بود.








با توجه به کاهش فروش چارجر در سال قبل واضح بود که این مدل به یک طراحی مجدد پايه ی احتیاج دارد.

چارجر جدید از سبک طراحی سود می برد که به ان بطری نوشابه (coke bottle) می فرمودند.طراحی گلگیرهای جلو و پنل یک چهارم عقب خودرو دلیلی بود بر هستفاده ی طراحان چارجر جدید از سبک coke bottle.

چرا که این قسمت ها طرحی همانند انحنای بطری ذغال را در ذهن تداعی می کردند.

چراغهای عقب سرتاسری خودرو با نمونه ی مشابه کوروت تعویض شدند.

Scoopهای (دریچه های) دوبل اضافه شده بر روی درها و درب موتور طراحی جدید چارجر را تکمیل می کردند.

در این سال همچنین چارجر مدل R/T (Road & Track) را عرضه کرد.

مدل R/T ورژن با عملکرد بالای(High Performance) چارجر بود.

که به طور هستاندارد با انجین 440 مگنوم به قدرت 375 اسب بخار تولید می شد.

در این سال 17665 دستگاه چارجر به فروش رسید.




مدل 1969 چارجر از نظر ظاهری فرق چندانی با مدل سال قبل نداشت.

تغییری درجلوپنجره ی مدل 1969 ایجاد شد که شامل یک تقسیم نماينده در قسمت مرکزی ان بود.

چراغهای عقب نیز دستخوش تغییراتی شد.

به علاوه ی مدل R/T تولید مدل ویژه ی دیگری از چارجر در سال 69 اغاز شد که به نام SE (Special Edition) خوانده می شد.

پکیج SE مربوط به Performance نمی شد بلکه بیشتر به عنوان یک اپشن لوکس شناخته می شد که می توانست بر روی مدل R/T نیز نصب شود.

یک انجین جدید V6 نیز در این سال در نظر گرفته شد که چندان مورد توجه برنامه نگرفت.

چرا که اکثر خریداران خواهان قدرت بیشتر مدلهای V8 بودند.اپشن ویژه ی دیگری نیز که وجود داشت سانروف بود.




که با توجه به هستانداردهای امروزه در وقت خودش یک انتخاب فوق العاده و کمیاب محسوب می شد.

دو ورژن جدید چارجر برای نسکار اماده شده بودند: یکی مدل چارجر 500 که ایرودینامیک ان نسبت به مدل عادی پیشرفت زیادی پیدا کرده بود.

دومی دوج چارجر دیتونا بود که ویژه ی مسابقات نسکار طراحی شده بود و عملکرد ان به وسیله ی یک دماغه 18 اینچی در جلو ی خودرو و یک اسپویلر بزرگ در انتهای خودرو بهبود پیدا کرده بود.

در نهایت 69000 دستگاه چارجر تا این سال تولید شدند که به طرز اشکاری موفقیت چارجر را نشان میداد.


در سال 1970 تغییرات ظاهری بیشتری در چارجر انجام شد.

سپر جلو یک پوشش کرومی دریافت کرد.

چارجر به همراه چلنجر و باراکودا در رنگ های جدید فوق العاده ای مثل Plum Crazy Purple ، Sublime Green و چند رنگ دیگر تولید می شد.

مدلهای R/T چارجر Scoopهای جدیدی که طراحی ظاهری بر عکس مدلهای قبلی داشتند بر روی در های خود می دیدند.

چارجرهای 500 نیز همچنان در این سال تولید می شدند.

ولی فاقد ویژگیهایی همچون عملکرد فوق العاده ی مدلهای 69 بودند.

انجین 440 SixPack تنها انجین جدید اضافه شده در این سال بود.

اما مطمئنا یک انجین ضعیف نبود! چرا که از سه کاربراتور دو دهانه هستفاده می کرد و قدرت ان به 390 اسب بخار می رسید.

با وجود همه ی اینها میزان فروش چارجر به 49768 دستگاه کاهش پیدا کرد.

مهمترین دلیل این کاهش فروش نیز چیزی نبود جز مدل جدید چلنجر!

متاسفانه سال 1971 اغازی بود بر پایان اکثر Muscle Carها به دلایلی همچون قوانین جدید در مورد میزان الایندگی و افزایش هزینه ی بیمه و ...


با وجود این مسائل چارجر 71 زنده باقی ماند! و طراحی ان دستخوش تغییرات کلی شد.

از این وقت به بعد چارجرها و کرنت ها از طراحی بدنه (Body Style) مشترکی هستفاده می کردند و البته تفاوت انها در تولید کرنت به صورت چهار در و چارجر به صورت دو در بود.

در سال قبل پکیج Super Bee مختص مدل کرنت بود ولی در این سال(1971) با توجه به اشتراکات چارجر و کرنت و دو در بودن چارجر، این پکیج تحت نام چارجر تولید می شد.
این سال اخرین سال تولید چارجر Super Bee بود.

همچنین اخرین سال تولید انجین 426 HEMI.

دیگر موتورهای تولیدی چارجر همگی دچار کاهش قدرت(Detuning) شدند( به همان دلایلی که ذکر شد).

به عنوان یک نکته ی مثبت یک اسپویلر جدید عقب و درب موتور Ramcharger در لیست انتخابهای چارجر وجود داشتند.

یک دریچه ی هوای جدید در وسط درب موتور و دقیقا در بالای فیلتر هوا نصب می شد و اگر راننده می خواست هوای تازه مستقیما به کاربراتور منتقل شود کافی بود دستگیره ای که در زیر داشبرد تعبیه شده بود را بکشد تا این دریچه باز شود.

این دریچه تنها برای کرنتهای R/T و Super Beeها قابل سفارش بود.



از 1972 تا 1974 کمپانی دوج، چارجر را از یک مدل High Performance به یک خودروی لوکس سوق داد.

دلیل اصلی نیز همان قوانین الایندگی و ...

بود.

در نتیجه انها دیگر نمی توانستند خودروهای با Performance بالا عرضه نمايند.

موتورهای HEMI نیز دیگر عرضه نمی شدند و سایر موتورها تا سال 74 بار دیگر دچار افت قدرت شدند.












كمپاني دوج مدل 1968 چارجر خود را یک خودروی خشن و سخت می نامد.

خودرویی که تنها نگاه کردن به ان باعث بالا رفتن ادرنالین خون شما می شود و البته در واقعیت نیز این کار را انجام می دهد.



طراحی چارجر 1968 کاملا دگرگون شده از مدل قبلی هست.

بدنه ی ان یک حالت قوز کرده و در عین حال با ثبات و پایدار را در ذهن تداعی می کند.

دوج چارجر جدید طراحی کاملا ایرودینامیکی دارد ( اگرچه به فرموده ی طراحان هیچگاه ان را در تونل باد تست نکرده اند) به همراه یک اسپویلر در عقب.

فرم کلی ماشین حالت گوه ای شکل دارد.

طراحی بلند قسمت عقب که با حرکت به سمت جلو باریک تر می شود.

اگر از بالا به خودرو نگاه کنیم قسمت عقب مخصوصا اطراف چرخهای عقب ان فرم تپل تر و محدب تری دارد که نمای عضلانی دوج چارجر را تقویت کرده هست.

قسمت انتهایی و در اصطلاح دم خودرو، به سبک GTهای اروپایی فرم بریده شده دارد.

چارجر را می توان در مدل های پایه یا High Performance (که R/T نامیده می شوند) به همراه خط کشی ویژه ی bumblebee سفارش داد.

به طور واضح دوج توجه ویژه ای به خریداران جوان دارد.



داخل خودرو: در جلوداشبرد گیجهای اصلی خودنمایی می نمايند که کمی به سمت راننده متمایل شده اند.(هیچ چراغ هشداردهنده ای وجود ندارد) کنترلهای موجود در داشبرد به صورت سوئیچهای اهرم مانند یا دکمه های چرخنده هستند.



صندلیهای اسپرت نیز به صورت اپشنال وجود دارند.

یک محل برای هستراحت دست به صورت تا شو وجود دارد.

صندلیهای عقب نیز از نوع نیمکتی هستند.



در زیر درب موتور انجین 318 V8 با سرسیلندرهای جدید و اتاقک احتراق بهبود یافته به صورت هستاندارد وجود دارد.

مدل R/T مجهز به انجین 440 مگنوم، دو مدل انجین 383 با کاربراتور دو و چهار دهانه و البته به همراه سرسیلندرهای جدید و در نهایت هیولای 426 اینچی HEMI با میل سوپاپ جدید و کارتل خنک شونده برای مدل R/T جزو انجینهای اپشنال دوج چارجر هستند.

انتقال قدرت از طریق یک گیرباکس سه سرعته ی منوال بغل فرمانی یا یک گیرباکس چهار سرعته ی منوال داخل کنسول وسط و یا گیرباکس سه سرعته ی اتوماتیک( در دو مدل بغل فرمانی و داخل کنسول) انجام می گیرد.



ابعاد خودرو:


فاصله ی چرخها: 117 اینچ


طول کلی: 208 اینچ


عرض: 76.6 اینچ




[



[



]



از سال 1962 تا 1976 یک آرم مثلثی شکل متشکل از سه شکل پیکان مانند با نام Fratzog مورد هستفاده برنامه گرفت که هیچ معنایی نداشت و یکی از طراحان شرکت دوج این نشان را برای این شرکت انتخاب کرد.


Fratzog

در اواخر دهه 1960 مدل جالب توجه «دیتونا چارجر» و در اوایل دهه 1970 مدل کورونت، دارت و پولارا به بازار عرضه شدند.

همچنین مدل‌های اسپرت متنوعی نیز در این وقت معرفی شد.

از سال 1976 تا 1995 علامت Pentastar یا همان ستاره پنج‌پر برای اتومبیل‌های دوج مورد هستفاده برنامه گرفت که عبارت بود از: یک پنج ضلعی و یک ستاره پنج پر درون اون.

ولی علامت معروف دوج سر قوچ هست که هستقامت و قدرت را تداعی کرده و از سال 1981 تا 1996 به صورت انحصاری تنها در وانت بارهای ساخت دوج دیده می‌شد.




Pentastar

در اوایل دهه 1980 كمپانی رنو قسمت وسایل نقلیه تجاری اروپایی كارخانه را خریداری كرد و این در حالی بود كه قسمت اتومبیل‌سازی با كمپانی پلایموت وجه اشتراك بسیاری داشت.



در سال 1988 مشخصات مدل 10 سیلندر جدید این کمپانی معرفی و سرانجام در سال 1990 تولید شد و توانست به یكی از معروف‌ترین اتومبیل‌های تمامی ‌پیست‌های اروپا و آمریكا تبدیل شود.

هم اکنون شرکت دوج از ستاره پنج پر یا سر قوچ به عنوان لوگوی خود هستفاده می‌کند، ولی در اتومبیل دوج وایپر این لوگو به شکل مار افعی هست، چون وایپر در زبان انگلیسی به معنای مار افعی می‌باشد.

دوج در سال‌های اخیر و پس از معرفی مجدد در حجم وسیع به بازار اروپا، فروش اتومبیل‌های کالیبر، آونجر، وایپر و نیترو را در این کشورها آغاز کرده هست.

23:


24:

با توجه به ارزش تاپیک
به عنوان تاپیک مهم در بالای صفحه هستایک شد
با تشکر از دوستان خوبم که همیشه این کلوپ رو منظمترین و پر بارترین کلوپ بخش اتومبیل نگه داشتن.


25:


26:

ممنون از همه دوستان

تا3شنبه شب که بر میگردم

ایشالله با مطلب جدید






شناسایی نسلهای مختلف کامارو :

- نسل اول از سال 1967 الی 1969 :



کامارو در ابتدا با طراحی ساده در عین حال زیبا عرضه شد.

در این نسل چراغها در جلو گرد و در قسمت عقب خودرو مستطیل شکل و در داخل نیز همه چیز ساده و زیبا بود، داشبورد و سقف بسیار نزدیک به هم بودوشیشه جلو کمی کوچک.این مدل چهار نفر سرنشین را به راحتی در خود جای میداد.عواملی مثل: سرعت و شتاب قابل قبول،ابعاد متناسب و...

باعث فروش قابل توجه اون شد و شورلت کار را بر روی این مدل با جدیت بیشترپیش گرفت و در سال 70 نسل دوم از کامارو را معرفی کرد.


سقف های قابل سفارش: فلزی - کانورتیبل پارچه ای.


تیپ های این مدل: z28 , rs



- نسل دوم از سال 1970 الی 1981 :این نسل سه بار دستخوش تغییرات شد که این تغییرات شامل :سپر جلو و عقب،چراغهای جلو و عقب،داشبورد و شیشه عقب میشوند.





از اوایل سال 70 تا اواخر سال 73 کامارو دارای جلو پنجره بزرگ، سپر باریک و چراغهای گرد در جلو و در قسمت عقب دارای سپر کوچک،چراغهای گرد مانند کوروت و شیشه نسبتا صاف که در خودروهای فست بک دیده می شود بود.

تیپ های این مدل ss , rs , z28 .

از سال 74 الی77 بر روی همان بدنه قسمت جلو و عقب کاملا متفاوت شد ،سپر ضخیم جای سپر سبک قبلی را گرفت،جلو پنجره بزرگ نیز به دو عدد جلو پنجره تقسیم شد که قسمت بزرگ اون در بالای سپر و قسمت کوچک در پایین اون برنامه گرفت و چراغ ها به صورت 4 عدد گرد در جلو و به صورت ذوذنقه در عقب جای خود را به طرح قبلی داد،همچنین در نیمه دوم سال 74 شیشه عقب کامارو از حالت صاف در آمد و در طرفین اون دو لچکی اضافه شد.





از سال 78 الی 81 مجددا طرح جلو و عقب این خودرو دچار تغییر شد که سپر آهنی جای خود را به سپری از فایبرگلاس داد که نتیجه این کار سبک شدن اتومبیل و زیباتر شدن اون شد واز سال 79 مشتریان می توانستند درخواست سقفی را به نام (تی تاپ) بر روی کاماروی خود داشته باشند.


تیپ های این مدل: rs , sc , z28



- نسل سوم از سال 1982 الی 1992 :


این مدل که به تعداد اندکی در کشور ما وجود دارد :


سپر جلو و عقب از جنس فایبرگلاس و لاستیک –چراغها در جلومستطیل شکل 4 عدد و در پشت خودرو به صورت عرضی و بزرگ.


سقف های قابل سفارش : آهنی- تی تاب (شیشه ای) - کانورتیبل .


لیست موتورهای این نسل :
230 اینچ ( 3800 سی سی ) در 6 سیلندر خطی
250 اینچ ( 4100 سی سی ) در 6 سیلندر خط
302 اینچ ( 4900 سی سی ) در 8 سیلندر به شکل 307 اینچ ( 5000 سی سی ) در 8 سیلندر به شکل 327 اینچ ( 5400 سی سی ) در 8 سیلندر به شکل 350 اینچ ( 5700 سی سی ) در 8 سیلندر به شکل 396 اینچ ( 6500 سی سی ) در 8 سیلندر به شکل 427 اینچ ( 7000 سی سی ) در 8 سیلندر به شکل

لیست گیربکس های این نسل :

4 سرعته دستی
2 سرعته اتوماتیک
3سرعته اتوماتیک





1967
در این سال اولین مدل کامارو ارائه شد ، در این سال مدل های مختلفی از این اتومبیل قدرت مند ارائه شد که با ذکر تعداد تولید در پایین آمده هست ( البته علاوه بر مدل های زیر مدل هم وجود داشت :
لیست کلی مدل های این سال :

· Camaro Base Coupe
· Camaro Base Convertible
· Camaro RS Rally Sport Coupe
· Camaro RS Rally Sport Convertible
· Camaro Z28 Coupe
· Camaro Z28 RS Rally Sport Coupe
· Camaro Indy 500 Pace Car Replica
· Camaro SS Super Sport Coupe
· Camaro SS Super Sport Convertible
· Camaro SS RS Super Sport Rally Sport Coupe
· Camaro SS RS Super Sport Rally Sport Convertible
تعداد :

  • Base Hard Top - 160,648
  • Base Convertible - 25,141
  • Z28 - 602
  • RS - 64,842
  • Pace Car - 104
  • SS - 34,411



The total - 220,906



1968
تعداد ساخت :

  • Base Hard Top - 176,813
  • Base Convertible - 20,440
  • Z28 - 7,199
  • RS - 40,977
  • SS - 30,695



The total - 235,147




1969
تعداد ساخت :

  • Base Hard Top - 165,226
  • Base Convertible - 17,573
  • Z28 - 20,302
  • RS - 37,773
  • SS - 36,309
  • Pace Car Replica [Z11] (Convertible) - 3,675
  • Pace Car Replica [Z10] (Hard Top) – 200
  • The total - 243,085


27:


28:

تاریخچه کامارو ZL1 RS


این ندایست از موتور 427 تمام الومینیومی در دنیای ماسل کارها.



نام:Camaro R/S zl1 1969

نام موتور: ZL1 427 شکل گرفته از روی موتور های عادی 427 شورلت
الیاژ بلوک و سر سیلندر:آلومینیوم
سرسیلندر موتور l72 ادغام شده با بلوک 427 عادی و در کل الیاژ از چدن تغییر یافته به الومینیوم.


کاربراتور: چهار دهنه مخصوص با مارک HOLLEY
ضریب کمپرس موتور: 12 به 1
گیرباکس : M-22 چهار دنده دستی.


حد اکثر دور مجاز :6750 دور در دقیقه
وزن:1500 kg
تعداد تولید شده کامارو با این موتور : 69 عدد که در ان سال دو عدد کوروت نیز با این موتور خط تولید را ترک کرد.


وحال میرسیم به توانایی های نا محدود این هیولا:
حد اکثر نیروی تولیدی بر حسب اسب بخار: 430 در دور 5200 rpm
حد اکثر گشتاور به رغم اعجاب انگیز 597 نیوتون متر در دور 4400 rpm
بهترین شتاب صفر تا 96 بدست امده: حدود 4.5 ثانیه
بهترین شتاب صفر تا 205 کیلومتر بدست امده : 10.48 ثانیه
قابل ذکر هست که طبق فرموده سایت رکورد ها بهتر و بهتر شد ولی هیچگاه حداقل ترین رکورد به دلیل کنترل
دشوار اتومبیل در مواقع شتاب گیری بدست نیامد.







29:


30:

دوج چلنجر 1970












اتومبیلی که در تصویر مشاهده می کنید یک دوج چلنجر 1970 هستش که توسط گرگ داکاتو (Greg Ducato) مورد تیونینگ و تقویت برنامه گرفته.

گرگ که از سال 1982 مدیریت یک مجموعه بازسازی سیستم های انتقال قدرت رو به عهده داشته میگه: همیشه به چلنجر علاقه داشتم ولی هیچ وقت تو فکر جمع کردن یکیشون نبودم.

تا اینکه پسرش که از حیث علاقه شباهت زیادی به پدرش داره به فکر خریدن یه E-Body (باراکودا و چلنجر) موپار می افته و از پدرش می خواد که یکی براش بخره.

اون هم به شرط اینکه یه چیز ترتمیز و دست نخورده با قیمت زیر 5000 دلار باشه موافقت می کنه.



البته فکر نمیکرده که پسرش بتونه همچین چیزی پیدا کنه ولی یه روز به خودش میاد و میبینه یه چلنجر 1970 شش سیلندر 3 دنده دستی با پلاک کلرادو رو داره به سمت خونه اش بکسل می کنه!






عده ی زیادی تا اسم کلرادو میاد یاد یه منطقه ی با برف و بوران زیاد می افتن و بالطبع انتظار دارن بدنه ماشینای قدیمی اون منطقه همیشه زنگ زده و پوسیده باشن.



خوشبختانه چلنجر مورد بحث از این قاعده مستثناست چرا که قسمت زیادی از عمرش رو در یه جای خشک از ایالت سپری کرده بوده و هیچ گونه اثر پوسیدگی و آب خوردگی در اتاق مشاهده نمی شد.

به جز یه زنگ زدگی جزئی بین چراغهای عقب.

نقشه اولیه این بود که کارها رو ساده نگه دارن.

ولی مثل خیلی از پروژه ها، همه چیز در پایان تغییر کرد.







هدف اولیه این بوده که ماشین با کمترین هزینه ی ممکن راه بیافته و سپس اون برن سراغ کارهای دیگه.

پسر گرگ ماشین رو به گاراژ می بره و شروع می کنه به لخت کردن اتاق و گرگ هم از کسی که مشغول تبدیل چلنجرش به نمونه مشابه HEMI بوده، یه انجین 340 موپار و یه گیربکس 4 سرعته دستی می خره.




گرگ می خواسته موتور گیربکس رو راه بندازه و با یه رنگ ساده کارو تموم کنه ولی ماشین تا چند سالی تو مغازه های صافکاری نقاشی گیر می کنه! ماشین به مدت 6 ماه تو گاراژ اولی می خوابه و هیچ کاری روش صورت نمی گیره.

تو گاراژ بعدی، بدنه سندبلاست میشه و باز هم 8 ماه به خواب میره.

گرگ هم خسته میشه و برای مدتی سراغ پروژه های دیگه میره ولی سپس گذشت دو سال و تلف کردن چند هزار دلار سراغ ماشین میره و اونو به گاراژ South Coast Rides در روزنبرگ تگزاس می بره.

جایی که فقط کارهای تاپ و درجه یک انجام میشه.

گ


رگ با خودش فکر می کنه که اگه قراره کلی پول خرج کنه پس چه بهتر که یه کار پايه ی و توپ انجام بده به خاطر همین ماهیت کلی پروژه عوض میشه و دوج چلنجر مورد بحث تبدیل به چیزی میشه که در تصاویر مشاهده می کنین.






کار بر روی ماشین شروع میشه و گرگ برای اطمینان هرچه بیشتر از هستحکام اتاق تمامی اتصالات و درزهای شاسی رو جوشکاری می کنه.

رام عرضی و قطعه ی K Member جلوبندی به وسیله ی یک صفحه تقویتی مورد هستفاده در مدلهای HEMI تقویت میشه.از یک نوع بست تقویتی ویژه هم بین قسمت داخلی گلگیرها و فایروال، داخل حفره ی قرارگیری چرخ عقب، فضای صندلی عقب و محل نصب رادیاتور هستفاده میشه.




هدف گرگ این بوده که ماشین کاملا خشک و مستحکم باشه و احساس یه ماشین فول شاسی رو ایجاد کنه.






قدم بعدی در راه تکمیل سیستم تعلیق، هستفاده از کیت ساسپنشن RideTech هستش که شامل بازوهای کنترلی لوله ای، فنرهای بادی و کمک فنرهای قابل تنظیم هستش که باعث کاهش بادی رول میشن.



در قسمت عقب هم از سیستم تعلیق قابل تنظیم با اتصال چهارنقطه ای هستفاده شده که اکسل 83.4 اینچی ساخت کرایسلر رو به گردش در میاره.


یک ست رینگهای 18 اینچی BOZE با روکشی از تایرهای میشلن در نظر گرفته شده و دیسکهای ترمز Baer در 4 چرخ تقریبا هر جنبنده ای در روی زمین رو متوقف می کنه! سیستم تعلیق چهار نقطه ای RideTech در عقب عملکرد فوق العاده ای نسبت به مدل فابریک داره و چسبندگی خرچنگ وار ماشین به زمین گرگ رو شفرمود زده کرده.




البته اون هنوز داره حالتهای تنظیم مختلف رو امتحان می کنه تا بهترین ست آپ رو به دست بیاره.







می رسیم به بخش موتوری.

جایی که هیولای بلوک کوچک 340 با Bore و Stroke خوردن حجمش به 416 اینچ مکعب رسیده.

این موتور توسط گاراژ Hughes Engines در ایلینویز جمع شده.



میل لنگ 4 اینچی High Performance ساخت موپار، شاتونهای ساخت Scat، پیستونهای فورج کاری شده ی Keith Black با ضریب تراکم 9.3 به 1، سرسیلندرهای RPM ساخت ادل بروک، منیفولد ورودی Victor و در نهایت کاربراتور هالی با دبی 830 CFM ساخت Sean Murphy Induction جزو لوازمی هستن که هستفاده شده.

تایپیت هیدرولیکی 242/246 با خیز 0.05 اینچ برای حرکت دادن سوپاپ ها نصب شده و گازهای خروجی هم راهشون از هدرز High Performance لوله بلند TTI میگذره و به اگزوز 2.5 اینچی دوبل DynoMax ختم میشه.

در تست داینو، قدرت موتور به 555 اسب بخار و گشتاور اون به رقم فوق العاده ی 552 پاوندفوت رسیده.



شاید هستفاده از تایپیت تخت به جای تایپیت غلطکی کمی اشتباه به نظر میاد و شاید باعث از دست دادن چند اسب بخار بشه ولی تایپیت های سبکتر تخت باعث دور گرفتن بهتر و سریعتر موتور میشه.

نتیجه هم عالی بوده؛ ماشین به راحتی دور میگیره و گشتاور بالاش جای هیچ حرفی رو نمیذاره گرگ طی مسیر 400 متر رو در حدود 11 ثانیه تخمین میزنه.







در بحث انتقال قدرت گرگ سعی داشته از یه چیز متعارف مثه گیربکسهای 4L60E GM هستفاده کنه.

اون میگه جعبه دنده های حرفه ای و اوردرایو دار موپار بیش از حد بزرگ بودن و برای نصب نیازمند یه سری تغییرات تو کف اتاق بودن.

از طرف دیگه 4L60E یه گیربکس کوچکتر، سبک تر و با ضریب دنده های بهتر هستش به علاوه با وجود سیستم Compushift trans controller (سیستم کنترل الکترونیکی تعویض دنده) به راحتی میشه وقتهای تعویض دنده رو تغییر داد.

نصب گیربکس هم به راحتی انجام شده و تنها نیازمند یک صفحه آداپتور برای هوزینگ گیربکس، فلکس پلیت (قطعه ای که به جای فلایویل در گیربکسهای اتومات میشینه) و رام عرضی بوده.






هزینه ی نهایی این پروژه هم 60000 دلار بوده و در نهایت چلنجری که در تصاویر می بینید متولد شده.

31:


32:

متن بازگردانده شده از خوده بروشوره این کارخونه هست


تمام ساخته های کارخونه پونتیاک در سال۱۹۷۲






گرند پريكس







مدل 1972 به همان اندازه كه اثر انگشتانه شما مختص شماست ،مختص گرند
پريكس هست با يك جلو پنجره ي جديد كه يادآور دوران طلايي اتومبيل هاست
و كاپوت كشيده ي اي كه به نظر مي رسد تا ايالت بعدي ادامه خواهد داشت .


اگر اتومبيلي قرارباشد تنها از ناحيه كاپوت به بزرگي اش اضافه کرده شود اون اتومبيل بدونه
شك گرندپريكس هست،يك كوپه تشريفاتي و اسپورت از خانواده پونتياك .
البته ما تنها كساني هستيم كه مطرح مي كنيم ظاهر به تنهايي كافي نيست .


اتومبيلي در قدر و مقام گرند پريكس بايد عملكرد خوبي هم داشته باشد.


گرند پريكس يك موتور400 (در واحد گراس) 8 سيلندردارد،مگر اينكه شما دوست داشته باشيد اتومبيل خود را با موتور 455 (در واحد گراس) 8 سيلندر سفارش دهيد .



اين اتومبيل همينطور داراي گيربكس اتوماتيك مي باشد البته بايد يادآور شوم كه نه به عنوان يك وسيله ي جانبي بلكه صد در صد رايشان تمامي انواع اين اتومبيل سوار هست.

مدل هستاندارد اين ماشين ديسك هاي ترمز جلو بسيار قايشان وقدرت مانور فرمان بسيار گسترده اي دارد، كه باعث شده حفظ تعادل دراين اتومبيل دقيق‍أ هماني باشد كه مد نظر شماست،سريع و پاسخگو در عين حال نرم و قابل اطمينان .


البته منظورمان اين نيست كه تنها قدرت فني براي يك اتومبيل كافيست.


گرند پريكس از لحاظ زيبايي و راحتي بسيار فراتر از اون چيزيست كه بايد باشد.
ادوات داخلي اين اتومبيل امسال فرمانرواي مطلق درون مرزها بود.







شما مي توانيد صندلي ها را خودتان انتخاب كنيد: صندلي هاي يك نفره با كنسول وسط
يا صندلي هاي جلايشاني يك تكه و بزرگ كه به راحتي مي شود رايشان اون لم داد با يك جايگاه براي برنامه دادن بازو.

انتخاب جنس روكش صندلي ها نيز با شماست.
دو نوع پارچه براي انتخاب در دسترس شماست.

خطوط برجسته كه از جنس پلاستيك محكم و انعطاف پذير به شكل عمودي رايشان صندلي دوخته شده اند
كه مانند چرم طبيعي شما را ياد زين اسب مي اندازد.

يا گونه جديد پلاستيك محكم و انعطاف پذير كه داراي روزنه مي باشد كه اين روزنه ها براي نفس كشيدن صندلي طراحي شده هست در نتيجه شما در تابستان در جاي خنك خواهيد نشست و در زمستان در جاي گرم.

جلوداشبورد بزرگ و پر از ادوات اين اتومبيل به نظر مي رسد كه از يك هواپيماي شخصي گرفته شده هست.

تمامي وسايل كنترل واندازه گيري هاي اين اتومبيل كاملا در دسترس شماست و ظاهرتمامي اين وسيله ها به شكل چوب ساج طراحي شده اند.







باورش بسيار مشكل هست اما گرند پريكس با ابهت تري نيز وجود دارد كه گرند پريكس SJ نام دارد كه با موتور 455(در واحد گراس) 8سيلندر اسپورت شده هست.








اتاق اين اتومبيل از پارچه راه راهي با ذوق و سليقه ي بسيار طراحي شده هست،باطري اون اتمي مي باشدو داراي موتور بنزيني درون سوز مي باشد.

به نظر ما ظاهر، كارآمدي و راحتي هر يك به تنهايي بوجود آورنده ي گرند پريكس 72 نيست، بلكه مجموع تمامي اينها سازنده ي اين اتومبيل كامل هست البته كيفيت فوق العاده اين اتومبيل، كه به راحتي كيفيت هاي پيش پا افتاده را پشت سر مي گذارد را نبايد فراموش كرد.

نامش امروز هست ، نامش جاذبه هست ، نامش گرند پريكس هست.



گرند ايشانل






اتومبيل لوكس در يك جمله يعني گرند ايشانل ،اين اتومبيل نرم ترين ،بي صداترين، پرغرورترين و همه چيز تكميل ترين پونتياك در سال 72 مي باشد و سازندگان اون براي تشريفاتي تر شدنش حمايت هاي جديدي را نيز به عمل آورده اند.

سيستم جديد سپرهاي جلوتمامي مدل هاي پونتياك در اين سال بسيار خاص و ايشان‍ژه مي باشد.

ما دو گل سپر كه با ماده لاستيكي قايشان پر شده اند را بين سپر و بدنه برنامه داده ايم، اين ماده براي جذب انرژي فشرده مي شود مثلا هنگام تصادف بيش تر ضربه را به خود مي گيرد و سپس به حالت اوليه اش باز مي گردد ،همينطور پهناي اين سپر با يك نوار عريض پلاستيكي براي حفاظت اون در مقابل تصادفات پوشانده شده هست.


سقف اين اتومبيل از نظر مهدنسي بسيار قابل توجه هست،با كمي عقب رفتن و بيشتر شدن بلندي شيشه جلو،به شما اجازه مي دهد براي بهترديدن و روشنايي از ستون هاي باريك جلايشاني هستفاده كنيد و همينطور باعث به وجود آمدن يك اتاق بسيار جاداروعريض مي شود.


جا پائي صندلي عقب در اين اتومبيل كوپه با سقف بزرگ به اندازه ي ديگر اتومبيل هاي چهار در هست .

طراحان پونتياك دقيقا مي دانستند كه با اين فضاي بزرگ چه كنند.
اونها صدها طرح پارچه را به دقت جستجو كردند تا اون نوعي كه به اندازه ي كافي داراي شايسته گي بوده، براي داخل گرند ايشانل پيدا كنند .

سپس اين همه تلاش حالا مي شود از ديدن صندلي هاي louis xiv و همينطور نشستن بر رايشان اون ها لذت كامل را برد.







دوخت صندلي هاي گرند ايشانل به صورت راه راه مي باشد تمام اين راه ها به وسيله ي بالشتك هايي از جنس فوم احاطه شده هست .

از خصوصيات قابل توجه ديگر گرندايشانل مي توان به قدرت ترمز ديسك هاي جلايشاني،قدرت مانور فرمان ، گيربكس اتوماتيك و موتور 455 (در واحد گراس) 8 سيلندر اشاره كرد.

اون چيزي كه زياد جلب نظرمي كند رانندگي نرم و بي صداي گرندايشانل هست ، كفش با موكت كركدار بسيار ضخيم پوشانده شده هست و داراي صداگيرهاي مخصوص مي باشد.







براي داشتن عالي ترين گرندايشانل بايد مدل custom interior اون را سفارش دهيد .كه اين مدل فقط درنوع hard top ها قابل دسترسي هست.

از مشخصات اين مدل:

تودوزي اين مدل آرايش راه راه گونه دارد و از يك پارچه عالي گلدار
درMorrokide دوخته شده هست ، كف اون با يك پارچه كركدار كه به صورت مرتب كرك هاي اون كوتاه شده فرش شده هست .

چهار در بودن اون امكان داشتن جاي زيردستي در صندلي عقب را به شما مي دهد .

همان گونه كه مشاهده مي كنيد از هيچ چيز براي اينكه گرند ايشانل را پرچم دار خط توليد پونتياك معرفي كنند فرو گذار نشده هست.

البته پونتياك هيچ كاري را نيمه كاره رها نمي كند.





بونيايشانل










بين پونتياك ها با اندازه ي بزرگ (چهار در و كامل) بونيايشانل اعتبار ديگري دارد به اين علت كه براي اولين بار انگشت رايشان عملكرد و كارآيي برجسته ي اين اتومبيل گذاشته شده هست و سال به سال بونيايشانل ثابت كرده هست كه يك اتومبيل بزرگ (از نظر جثه) براي جاده هاي بسيار طولاني ،ممتد و مستقيم فوق العاده مناسب ميباشد.

اين اتومبيل تعادل خود را با به كار گرفتن قدرت مانور فرماني كه دارد بسيار عالي حفظ مي كند .

يك ميل تعادل باريك در قسمت جلو باعث به وجودآمدن يك ثبات متوالي عالي شده هست و به اين علت اين اتومبيل را مي شود سر پيچ ها به بهترين صورت ممكن كنترل كرد.






اين اتومبيل داراي يك موتور 455 (در واحد گراس) 8 سيلندر، ديسك ترمزهاي جلايشان بسيار قايشان وگيربكس اتوماتيك كه از اين كامل تر نمي شود.

نوع ساخت و طراحي،نقش بسيار زيادي دركمك به اين اتومبيل براي مديريت جاده ايفا مي كند.

اگر باد فشار زيادي به بونيايشانل وارد سازد اتومبيل باد را در هم ميشكند،بونيايشانل از نظر ايروديناميكي طوري طراحي شده كه با آغوش باز جاده را به انتها برساند.


تودوزي بونيايشانل از نوعي پارچه از جنس الياف پلاستيكي مقاوم در عين حال نرم و انعطاف پذير دوخته شده هست البته بسته به مدل اتومبيل طرح پارچه تفاوت مي كند اما جنس پارچه همان هست .




فرش پهن شده در كف نيزيك فرش عالي، كركدار و گره گره هست .
ادوات پليت داشبورد اين اتومبيل از چيزي شبيه چوب ساج طراحي شده و كارگذاشته شده هست.

درآخر اينكه شما صاحب يك پونتياك بزرگ هستيد كه كاملا ثابت كرده هست داراي تعادل وترمزهاي بسيار عالي مي باشد واينكه عملكرد در جاده ها فقط مختص ماشين هاي اسپورت نيست حداقل نه دروقتي كه بونيايشانل دور و برتان باشد


كاتالينا





مدت مديديست كه پونتياك بزرگ ما كاتالينا به عنوان يك طرح جديد شناخته شده هست،اين اتومبيل علاوه بر خصوصيات پيشرفته و عملكرد فوق العاده ا ش،قيمت عالي و مناسبي نيز دارد.

اگر جسارت ما را ببخشيد مي گايشانيم بهترين پونتياك سال 72 مي باشد.
اين اتومبيل داراي يك جلو پنجره ي بسيارزيبا ،چراغ هاي جلو جفت و يك سپر جديد مي باشد كه از جلو پنجره و چراغ ها محافظت مي كنند.

دو گل سپر كه با ماده لاستيكي قايشان پر شده اند را بين سپر و بدنه برنامه داده ايم، اين ماده براي جذب انرژي فشرده مي شود مثلا هنگام تصادف بيش تر ضربه را به خود مي گيرد و سپس به حالت اوليه اش باز مي گردد ،همينطور پهناي اين سپر با يك نوار عريض پلاستيكي براي حفاظت اون در مقابل تصادفات پوشانده شده هست.


طراحي زيبا شامل درون اين اتومبيل هم مي شود به عنوان مثال فرمان زيباي اتومبيل كه داراي قربيلك سه پره مي باشد،صندلي جلو كه با ابر يكنواخت و بادوام پرشده،موكت نرم با كرك هاي بلند و كلفت،ادوات جلو داشبورد با رنگي كه رگه هاي چوبي در اون ديده مي شود كار گذاشته شده هست واتومبيل با پارچه هايي با طراحي بسيار زيبا در
morrokide تودوزي شده هست.

در مورد مسايل امنيتي كاتالينا ستون فرمان و داشبوردي را كه با يك لايه ازپلاستيك فشرده پوشيده شده هست را معرفي مي كنند،سيستم ترمز با دو پيستون پيشرفته ،چراغ هاي چشمك زن هشدار خطر چهار طرفه و بسياري ديگر.

براي اينكه كاتالينا آلوده كننده ي هوا نباشد موتور اون را طوري طراحي كرديم كه در هنگام كار كردن سوخت ناقص نداشته باشد و انتشار گازهاي تبخير شده حاصل از سوخت ناقص را كم كند.





كاتالينا برگهام



كاتاليناي بروگام بسيار تجملي و زيباست،گران قيمت ترين اثاثيه داخلي در تاريخ كاتالينا در اين اتومبيل مي باشد.

صندلي ها با دست جاگذاري شده اند،با توجه به صداگيرهاي اضافه شده اتومبيل بسيار بي صدا و آرام هست.

قالپاق ها از فلزي براق ساخته شده اند ،گلگيرهاي بسيار لوكس اون هستاندارد هستند و دستگيره هاي در داخل قالب هاي برنگ بدنه برنامه گرفته اند.

و اين همه زيبايي و ظرافت از اون شماست.






لمان



در ابتدا بايد روشن كنيم كه لمان در بين پونتياك های سايز متوسط پايين ترين قيمت را دارد.

زيرا لمان طبق نظريه ای ساخته شده كه اين اتومبيل ارزان قيمت نبايد شباهتی به ديگر اتومبيل های ارزان قيمت داشته باشد.

زيباييهای لمان 72بيانگر موفق بودن اين نظريه می باشد.

شما با ديدن زيبايی های اين اتومبيل شوك زده خواهيد شد،علاوه بر اين ظاهر جديد وزيبا لوازم ديگر هم در لمان هست كه در نگاه اول به نظر نمی رسد مانند:كيفيت ريل بالابر شيشه ها، ستون های محافظ كه

در درون دو در اون كار گذاشته شده،يك باركش يا حصار فولادی محافظ كه قسمت جلو اتومبيل را از قسمت مسافر مجزا می كند،يك ستون فرمان جاذب انرژی
( ساخته شده از ماده پلاستيكی)،يك سيستم ترمزدوپيستون پيشرفته،ترمز های خودكارو غيره .......



دراتاق اين اتومبيل شما می توانيد بهترين طراحی پارچه و اثاثيه ای از جنس نوعی پلاستيك انعطاف پذير را ببينيد.

ادوات روی پانل يا پيشخوان اتومبيل با ظاهری شبيه به چوب ساج براق و صيقل شده،فرمان لوكس و تجملی ، پانل های دركه با موروكايد روكش شده و در آخربه جز كوپه دودربقيه لمان ها فرش شده ازجنس چند نوع مواد نايلونی هستند موادی كه شما هرگز انتظار ديدن ان را در اتومبيل های ارزان قيمت نداريد.البته مكانيك های لمان نيز به همان اندازه تاثيرگذار هستند.

گراس هستاندارد اين اتومبيل هست ،پنج مدل موتور 250 يك موتور(6)
سيلندرديگر هم شما می توانيد سفارش دهيد كه همگی به نحو احسن 8
پاسخگوی توقعات شما هستند.

يك گيربكس دستی هستاندارد سه دنده (سرعته) با كارآيی بسيارعالی كه چهار دنده نيز میشود،يك دوسرعته اتوماتيك و سه دنده توربواتوماتيك تمام انواع گيربكس های موجود می باشد.

علاوه بر موتورها و گيربكس ها ادوات ديگری نيزمختص لمان هست برای مثال شما می توانيد قسمت جلوی لمان خود را عوض كنيد برای اين كار بسته كامل اندورا در اختيار شماست در اين بسته لوازمی برای باز كردن كاپوت پيدا می كنيد، هواكش روی گلگيروسپرمشهور محافظتی اندورا.

شما می توانيد با خريدن يك لمان كوپه يا هارد تاپ هشت سيلندرو با سفارش يك بسته مخصوص صاحب اتومبيل جديد و زيبايی شايشاند به نام
اين بسته شامل:گيربكس سه دنده با قدرت بالا،گيربكس هرتز،اگزوزG T
دودهنه دوتايی،آينه های بيرونی همرنگ بدنه (البته درهارد تاپ ها)
مارك هايی كه قابليت جابه جا يی دارند ولاستيك های دور سفيد مدل
.
با عرض 7014 , MAG
لمان ها به زيبايی و راحتی تغييرپذيرند.

تمامی مهندسی وطراحی كه در پونتياك های گران قيمت ما وجود دارد
در لمان ارزان قيمت ما نيز يافت می شود.




لمان لوكس




خريد يك اتومبيل لوكس معمولاً يعنی خريد يك اتومبيل بسياربزرگ،لمان لوكس و جديد پونتياك تمامی اين نظريات را تغييرمی دهد،يعنی شما می توانيد اتومبيل لوكسی تهيه كنيد بدونه اينكه مجبور باشيد اتومبيل بزرگي بخريد،زيرا لمان اتومبيلی در اندازۀ متوسط هست.

بهتر هست به اين مسئله كاملاً ايمان داشته باشيد در غير اين صورت نمی توانيد اين همه زيبايی ها و ظرافت هايی را كه در اين اتومبيل مجموعه شده توصيف كنيد.

لمان قصد خودنمايی ندارد اما مگر میشود با چنين قالپاق،جلو پنجره وگلگيرعقب بسيارزيبا مورد توجه برنامه نگرفت.

داخل اتاق اين اتومبيل نيز بسيار تشريفاتی هست،ادوات جلو داشبورد از چوب درخت ساج طراحی شده هست، روی فرمان يك لايۀ چوبی زيبا كار شده هست ايشانك موكت كف بسيار گران قيمت دارد.

اگر در داخل اتومبيل بوی چرم به مشامتان خورد بدانيد كه شما اولين نفری نيستيد كه مرتكب اشتباه می شايشاند اين بواز تودوزی موروكايد اين اتومبيل به مشام شما می رسد كه از نوعي پارچۀ بسيار گران قيمت درست شده و با دقت فراوان روی صندلی های يك تكه و شيارداركشيده شده هست.

اين كوپه هاردتاپ را می شود با صندلی های تك نفره نيز سفارش داد البته بازهم با تودوزي موروكايد.



عايق های صوتی اين اتومبيل بسيار پيشرفته هستند و وقتيكه شما رانندگي با لمان را تجربه می كنيد محال هست كوچكترين صدايی باعث آزار شما شود.

در ضمن خوب هست به خاطر داشته باشيد كه تمامی اين تجمل تشريفات در اتومبيلی با سايز متوسط می باشد كه حركت اون در شهر بسيار آسان هست و شما می توانيد به راحتی جای پارك پيدا كنيد.

لمان قادربه هستفاده كامل از قدرت موتور خود می باشد، موتور لمان
می باشد با 8 سيلندر.350 CID
برای لولكس تر شدن اين اتومبيل لوازم جانبی وجود دارد كه اگر مايل باشيد می توانيد سفارش دهيد مانند:سيستم تهايشانه هوا،استريواف ام و ای ام راديو،شيشه برقی ،قفل مركزی وكورس كنترل (نگهدارنده سرعت در يك اندازه).

لمان لوكس ( معشوقه و دلبر زيبا و ارزنده) نام بسيار هيجان انگيزی برای يك اتومبيل هست،اما به نظر ما اين اتومبيل شايسته گی همچين اسمی را دارد،لمان واقعايك اتومبيل لوكس و ارزنده هست كه در اندازه متوسط ساخته شده هست البته با قيمت مناسب و كنترل شده.


لمان اسپورت





حتما می دانيد كه لمان اسپورت همان لمان معمولی هست كه لوازم اسپورت به اون اضافه شده هست.

دو مدل اسپورت داريم هارد تاپ كوپه و كانورتبل (تغيير پذير) صندلی ها در هر دو مدل هستاندارد هست ، روكش پنل های در و زه های فلزی كمكی در همه از لوازم موروكايد هست.

كانورتبل سقف برقی دارد (تاشو وبازشو) و شيشه عقب حرارتی ،كه در برف و باران و يخ به خوبی تمييز می شود.

نظرتان راجع به اين اتومبيل اسپورت چيست؟ سازنده های پونتياك بهترين ها را برای شما طراحی كرده اند.



G T O




در دو مدل كوپه و هاردتاپ عرضه اتومبيل قابل دسترسی هستGTO
می گردد،برای شما بزرگترين موتور خيابانی را به عنوان يك وسيله اصلی روِ اين اتومبيل به ارمغان آورديم.

سيلندرالبته ممكن هست شما بخواهيد اتومبيلی با 8,400 CID , 4-bbl
همراه با رم اير( هواكش رو كاپوت) گراس سفارش 455 H.Oموتور دهيد در اين صورت می توانيد اين تفاوت را قايل شايشاند.



گيربكس ها روی انواع اين اتومبيل تاثير گذارند، مدل هستاندارداون هرتز سه دنده می باشدو بسيار قوی، اما اگر سرعت بيشتری می خواهيد يك چهار دنده سفارش دهيد ،اگركارآيی كمتری می خواهيد می توانيد اتوماتيك سفارش دهيد.

داخل اين اتومبيل دقيقا مناسب يك ماشين خيابانی هست.

روكش صندلی های يك تكه اش كاری پارچه ای از موروكايد هست بسيار حرفه ای و راحت.بعضی ها صندلی های تك نفره را ترجيح می دهند به همين خاطر هر دو مدل موجود هست.

با لوازم جانبی عرضه می گردد لوازمی مانند: ميل تعادل باريكGTO
جلايشانی و عقبی ،هواكش كاپوت، سپرمحافظی مشهورايندورا كه تمام قسمت جلايشانی اتومبيل را پوشش می دهد، لاستيك های زيبای
.14 GV
البته ما تعدادی ملزومات جديد به 72 اضافه كرديم مثل هواكش روی گلگير جلوكه محفظه موتور را خنك تر نگه می داردواز فشار هوای به وجود آمده می كاهد.

اگزوز جديد دو دهنه يا جفت كه اين نوع اگزوز باعث می شود شما با توجه به خوب شنيدن صدای اون و به دليل شيب دار بودن اين اگزوزبه خوبی خارج شدن دودراازاون ببينيد و از سلامت اتومبيل مطمئن شايشاند.

البته لوازم ديگری نيز هست مانند: سرعت سنج ها مارك های جديد بغل اتومبيل و باله عقب .


فايربرد




پونتياك به تغيير سال به سال مشهور هست اما بايد ثابت شود كه اين تغييردر جهت پيشرفت نيزهست و فقط به صرف تغيير نيست.

ما با نگاهی به آينده و در جهت پيشرفت مدل فايربرد خود را طراحی كرده ايم فقط برای اينكه اتومبيل های بهتری را در اختيار شما برنامه دهيم لزومی ندارد شما طراح باشيد تا بتوانيد تشخيص دهيد كه اين طراحی چقدر پيشرو و مربوط به آينده هست و اين پيشرو بودن در ساخت فايربرد فقط آغاز كار هست .

سقف فايربرد در حقيقت يك سقف نيست بلكه دو سقف هست،با يك ساختار دولايه و كارش جذب صداهای مختلف هست تا شما در سكوت و آرامش بيشتری رانندگی كنيد.

سپر ايندورای فايربرد اصلا شبيه سپر نيست زيرا همرنگ بدنه اتومبيل هست و تمام قسمت جلوی اتومبيل را پوشش می دهد وبا بی اعتنايی از كنار ضربه گيرها می گذرد،ضربه های ناشی از تصادفات برای اين سپر بسيار پيش پا افتاده هست و به اون آسيب چندانی نمی رساند در ضمن سپرايندوراهرگز زنگ نمی زند.

فومی كه صندلی های فايربرد ازاون ساخته شده هست هرگز يكدستی خود را از دست نمی دهد، از لحاظ رانندگی درجاده اين اتومبيل بسيار نرم می باشد حتی وقتيكه از هيچ گونه وسيله تعادلی هستفاده نمی كند.

تمام اينها برای اين هست كه ما چهار صندلی يكنفره برای اون طراحی كرده ايم، به خاطر همين نرمی هست كه سفر شما خود به خود طولانی می گردد و شما احساس می كنيد كه جاده های زياد ديگری مانده كه شما نديده ايد،اگرباور نداريد از جاده هايی كه هرگز دوست نداشته ايد در اون سفر كنيد شروع كنيد.




ترديدی نيست كه فايربرد پراز نوآوری وابداع هست.
طولی نكشيد كه متوجه شديم به انواع گوناگون فايربرد احتياج داريم و جرات كرديم فايربرد اسپريت را توليد كنيم.

فايربرد اسپريت




اسپريت به معنای بانشاط و سرزنده هست ،اون چيزيكه ما لازم داشتيم يك فايربرد تشريفاتی بود با قيمت مناسب و قابل قبول .

در قسمتهايی از بدنه زه هایی از جنس كروم براق كارشده هست همينطور قالپاق ها ومارك های اتومبيل نيزاز جنس اين فلزمی باشند ،در داخل هم يك نوار چرمی روی داشبورد برنامه دارد، موكت كف باريك هست با كرك های نرو و كوتاه حلقوی ،قربيلك فرمان كه به طورمعمول ازمواد بسيارنرم و فشرده شده درست شده هست،يك تودوزی روزنه دار مخصوص ازجنس الياف پلاستيكی مقاوم و در عين حال نرم روی صندليهای بلند و تك نفره اسپريت كشيده شده هست.

عايق های‌ صوتی بيشتری براين اتومبيل سواراست كه باعث شده اسپريت بی صداترين فايربرد باشد، يك موتور هستاندارد 350 CID ، 8 سيلندرزيركاپوت اين اتومبيل وجود دارد كه بسيارسريع و پاسخگوست حتی تشريفاتی ترين فايربرد هم بايد سرعت و قدرت فراوان داشته باشد.

فايربرد فرمولا

ما در مورد احتياج پونتياك به ساختن مدل های جديد فايربرد با شما صحبت كرديم وحالا ما انواع فايربردها را به شما معرفی می كنيم درمقايسه با اسپريت اونها زياد نرم ايشانكنواخت نيستند،زيادهم لوكس وتشريفاتی نيستند اما نوبت كه به كارآيی در جاده برسد اونها با بقيه غيرقابل قياسند.تفاوت فايربرد فرمولاها درموتورهای اونهاست.

فرمولای 350 يك موتور 8 سيلندر350 CID دارد، فرمولای 400
يك موتور 8 سيلندر400 CID دارد،فرمولای 455 نامش را از موتور 8 سيلندر 455 H.O خود گرفته هست.

هرفايربرد فرمولا خودش به تنهايی نمايش دهنده عملكرد فوق العاده پونتياك هست،هركدام هواكشی روی كاپوت دارند اونها هواكش گذاشتن را از مدل 455 H.O شروع كردند.
ميل تعادل باريك جلايشانی و عقبی ،كمك فنرها و لول فنرهای محكم و قوی،سراگزوزجفت يا دودهنه مخصوص كم خطر،لاستيك های F70 باعرض 14خط داريا نقش داروقربيلك فرمان نرم.

حال اگرمی خواهيد بدانيد اين لوازم روی فرمولا چه كاری از دستشان برمی آيد بايد اتومبيل خود رابه جاده ببريد يك بار رانندگی كردن جواب تمام سوالهايتان هست.





فايربرد ترنس ام


بسياری از اتومبيل ها آرزوی رسيدن به مقام و منزلت مدل ترنس ام پونتياك را دارند اما هرگز نتوانسته اند به آرزوهايشان برسند .

بادگير جلايشان اتومبيل،هواكش های روی گلگيرهای طرفين اتومبيل،بچه گلگير يا باله های هر چرخ وهمچين باله عقب اتومبيل،تمامی اين لوازم دست به دست هم می دهند تا ترنس ام اون پايداری و قدرت كه هدف نظر همه هست ازخودش نشان دهد وهرروزترنس ام به عنوان سريع ترين اتومبيل اتوبان انتخاب می شود.

يك كاپوت عالی و تكان دهنده با يك ورودی هوا روی اون كه دهانه ورودی اون به طرف شيشه اتومبيل هست اجازه می دهد كه هوای سرد و متراكم به داخل موتور 455 CID H.O ، 8 سيلندر كشيده شود .

يك نيروی گشتاوری قايشان توسط يك گيربكس هرتز چهار دنده يا گيربكس توربواتوماتيك چرخ های عقب اتومبيل را تغذيه می كند.

ديسكهای ترمز جلايشانی وكمك فنرها و لول فنرهای قوی ،ميل تعادل و ضربه گيرها همه طراحی شده اند تا لاستيك های15 ، f60 با نام كارخانه سازنده به وسيله حروف سفيدرنگی كه روی انها حك شده ، محكم و هستوار در مسير نگه دارند.

روغن،آب،ولتاژ برق ،سوخت ،ساعت، سرعت و دور موتور اطلاعاتی هست كه روی جلو داشبورد اتومبيل تغييرات موتوری را نشان می دهد.

فرمان 14 اينچی همانند فرمولا كه ازلايه های نرمی درسته شده مجهز هست به سيستم مانور فرمان بسيار قوی می باشد .تمامی اين كارها هستاندارد هستند زيرا ترنس ام به عنوان آخرين و كاملترين فايربرد ساخته شده هست.





ونچورا 2








بيشتر امت ماشينهای اقتصادی را فقط به خاطر اقتصادی بودنشان می خرند و اين بسيار غم انگيز هست يك اتومبيل كوچك بايد چيزی باشد كه شما به داشتن اون افتخار كنيد و فوايد ديگری بجز اقتصادی بودنش نيز به شما برساند به همين علت ونچورای 72 ساخته شد .

اين اتومبيل بسيار محكم هست بدنه اون توسط فيشر از نوعی فولاد ضخيم و سنگين ساخته شده هست.


در درب صندوق عقب،كاپوت و درهای اتومبيل لولاهای دوتايی يا جفت كارگذاشته شده هست.

يك سپر بسيار قوی و سنگين در قسمت جلوی اتومبيل قراردارد.

طبق باور پونتياك يك اتومبيل اقتصادی كه بادوام و پايدار نباشد حتی به اندازه يك قطره بنزين هم ارزش ندارد.

حال كه حرف از سوخت افتاد بايد بگايشانيم كه ونچورا بسيار صرفه جو می باشد دارای يك موتور 6 250 گراس هستاندارد هست يا اينكه می توانيد يك 307 ، 8 سيلندر سفارش دهيد كه تقريبا اقتصادی هست يا يك 350 ،8 سيلندر كه تنها ونچورای 2 هشت سيلندر موجود در كاليفرنياست.

موتور 250 ونچورای 2، از سال 64 توليد و روی اين اتومبيل سوار شده ، در 8 سال گذشته تعمير شده و دوباره هستفاده شده هست در عين حال بسيار نرم و قابل اعتماد هست همينطور اقتصادی نيز می باشد.اين اتومبيل بسيار امتی و راحت هست .

پايه فرمان سه اينچی رانندگی را نرم تر و آسان تر می كند.

در درون اين اتومبيل يك اتاق بسيار بزرگ هست كه حتی شش انسان بالغ نيزبه راحتی در اون جا می شوند ،تمام لوازم اتاق به خوبی انتخاب شده اند.

صندلی های مبله شده از تركيب نوعی پارچه و موروكايد ،وسط پانل های جلو داشبورد و درها از نوعی پلاستيك محكم و انعطاف پذير با طرح چوبی ساخته شده هست.

اگر شما بسته اسپرينت را كه برای كوپه ها قابل دسترس هست سفارش دهيد ونچورا به نوعی اسپورت می شود البته نه كاملا اسپورت.

اين بسته شامل متداول ترين موكت كف موروكايد می باشد،فرمان اسپورت بعلاوه جلو پنجره يا شبكه جلو مشكی و ايشانژه ،آينه های اسپورت رنگ بدنه ،لاستيك های 78 E ديواره سفيد يا پشت سفيد به عرض 6×14، حتی می توانيد سان روف هم سفارش دهيد.

فرمايش ديگری برای يك اتومبيل اقتصادی كم هزينه نداريد؟ البته با قيمت يك اتومبيل كوچك ،اين حسن بزرگ ونچوراست اگر با شركت فروش پونتياك محلتان تماس بگيريد متوجه اون خواهيد شد.


استيشن واگن گراند سفری




سفری يك لغت سواحيلی به معنی گشت و گذار هست كلمه گراند به معنای بزرگ هم احتياجی به توضيح ندارد وقتی اين دو كلمه را با هم تركيب می كنيد تشريفاتی ترين هستيشن واگن پونتياك را خواهيد داشت.

گرندسفری زيباترين راه برای مسافرت كردن هست .

با يك اشاره كوچك به سايشانچ يا چرخاندن كليد،شيشه پنجره عقب به طرف سقف عقب كشيده میشود سپس به صورت دستی درپشتی در زير كف اتومبيل جمع می شود.

اگر تمام اون چيزی كه می خواهيد جابه جا كردن نفرات هست هر دو مدل گرندسفری دو صندلی و سه صندلی به بهترين صورت و راحتی كامل اين كار را برای شما انجام می دهند در ضمن صورت تمامی افراد نيز موقع نشستن به سمت جلو می باشد.

رايشانه صندلی ها از نوعی پلاستيك محكم و انعطاف پذير در عين حال نرم خياطی شده هست كف با موكتی بسيار كلفت و كركدار پوشيده شده هست.

در مواردی كه شما تهايشانه هوا سفارش ندهيد يك تهايشانه هوا با جريان باد مركزی قسمت مسافرين را با تعايشانض هوای ثابت و دائمی مطبوع می گرداند (پنكه).

اين اتومبيل دارای موتوريست كه بتواند به راحتی اثاثيه زيادی را حمل كند مانند دو بشكه هستاندارد.

موتور اون 455 گراس هشت سيلندر هست ،فرمان اون هستاندارد و دارای مانور فرمان زيادی میباشد، ترمزهای قوی هستاندارد (كاسه ايی 12 اينچی عقب) با ديسكهای جلو، يك گيربكس توربواتوماتيك .

اگر به طور تصادفی شما گرند سفری يا هر هستيشن واگن پونتياك را سوار هستيد ،می توانيد برای كشيدن قايق يا تريلر خود از شركت پونتياك بروشوريدك كش مورد نظر را درخواست كنيد اين بروشور به شما كمك خواهد كرد تمامی لوازم جانبی تدارك ديده شده برای اين اتومبيل را بشناسيد تا اينكه گرندسفری شما تشريفاتی تر وكمك حال تر باشد.

اين اتومبيل واگنيست كه بهترين تعادل را هنگام يدك كشی دارد.

سفری





اگر شما مسافرتی طولانی با تعدادی از كودكان پرسروصدا داشته باشيد می فهميد كه تنها راهش داشتن يك اتاقك مجزا در اتومبيل هست برای انباشتن اثاثيه روی هم يا حتی جا دادن همين كودكان ،شما در صورت داشتن چنين محيطی تمايل بيشتر و شانس بيشتری برای مسافرت كردن داريد.

اين همان چيزيست كه هستيشن واگن سفری پونتياك به خاطراون ساخته شده هست.

اتاقك مجزای اين اتومبيل درست به بزرگی اتاق اين اتومبيل هست و بسيار كامل درست همانيست كه در خيال شماست.

حجم باركشی اون اندازه يك حفره يا محوطه 106 پايی هست كه اين اندازه شامل انباری مخفی كف اتومبيل نمی شود.

سفری دو صندلی داريم كه نگهدارنده شش كمربند هست يا سه صندلی كه احتمالا كمربندهای بيشتری را شامل می شود.

روكش صندلی ها اثر دست موروكايد هست و مانند ديگر پونتياك ها از نوعی پلاستيك محكم و در عين حال انعطاف پذير دوخته شده هست كه به راحتی تمييز میشوند.
در عقبی اين اتومبيل بسيار معروف و مشهور هست ،در عقبی كه وقتی باز میشود چنان ناپيداست كه همه فكر می كنند هرگز وجود نداشته برای باز و بسته كردن آسان پنجره اون شكل اين پنجره كمی نيم دايره هست .

وقتيكه شيشه عقب بسته هست شما احتياج به پاك كردن گردوخاك روی اون را نداريد زيرا جريان طبيعی باد روی سقف باعث می شود كه تمييز بماند.
بهتر كردن ظاهر سفری به نظر كمی سخت می آيد اما اگر می خواهيد امتحان كنيد اتومبيل خود را با يك پانل طرح چوب سفارش دهيد مانند عكس صفحه 24 اين پانل فراتاب هست (كمی شفاف هست ) و به شكل نواری دورتا دور اتومبيل را می پوشاند وجزئی از رنگ بدنه را به خود می گيرد و انعكاس می دهد ،با اتومبيل سبزرنگ بسيار زيبا و تك ديده می شود با اتومبيل قرمز مانند رنگ روغن برق می زند مثل رنگ آلبالايشانی براق .اين پانل روی در عقب اتومبيل نور را منعكس می كند مانند چراغ های هر اتومبيلی كه در شب به شما نزديك می شود .

سفری از نظر مكانيكی دارای موتور هشت سيلندرو400 (گراس) هست .
گيربكس توربو اتوماتيك ،ترمزهای قوی با ديسك های جلايشانی و قدرت مانور فرمان همه هستاندارد هستند.









استيشن واگن لمان





شايد شما به فضای بزرگ موجود در سفری و گرندسفری احتياج نداشته باشيد،شايد شما فقط دو بچه داشته باشيد نه يك گروهان ،پيشنهاد ما به شما لمان هستيشن واگن دوصندلی يا سه صندلی می باشد هر دو اونها 83.6 فوت حجم دارند و انباری مخفی هم ندارند چون خيلی بزرگ نيستند احتياج به موتور بزرگ هم ندارند يك موتور 6 ، 250 (گراس) به راحتی و زيبایی اين اتومبيل را جابه جا می كند.

گرچه كه چهارمدل 8 سيلندر 350 و 455 (گراس) نيز موجود می باشد.

داخل اين اتومبيل ها نيز به اندازه بيرونشان زيباست رايشانه صندلی ها از همان پلاستيك نرم و فشرده دوخته شده هست، قسمت مسافرين به خوبی با موكت پوشيده شده هست.

يك فرمان دولوكس و گران قيمت با دو پره و پانل جلوداشبورد اتومبيل ازنوعی پلاستيك به طرح چوب ساج درست شده هست.

مزيت ديگر اين اتومبيل اين هست كه در عقب اون به دوصورت باز می شود برای سهولت انجام يك سری كارها به سمت پايين كشيده می شود مانند: بارزدن و يا سوار كردن اجسام بلندتر و درازتر
همين در از بغل مانند درهای ديگر اتومبيل برای سوار كردن مسافر يا وسايلی در حد معمول باز می شود.
استيشن واگن لمان به تمامی لوازم امنيتی پونتياك مجهز هست كه از سرقت ها و تصادفات جلوگيری میكند كه ليست تمامی اين لوازم بعدا ذكر خواهد شد.

اگر كمی با دقت بنگريد خواهيد ديد كه كوچكترين هستيشن واگن ما نيز كامل و بزرگ هست .

لوازم جانبی و يدكی





چرخ ها وقالپاق ها: - A قالپاق های بسيار گران قيمتی در لمان ها موجود می باشد.

B- قالپاق های پره دار در گرندپريكس های مدل J،
تمامی پونتياك های سايز بزرگ وتمامی فايربردها به غير از ترنس ام موجود می باشد.C- رينگ رالی شماره 2 در تمام پونتياك ها موجود هست به جز سفری و گرندسفری .D- رينگ های كندايشانی كه در تمامی فايربردها ،گرندپريكس و لمان موجود هست.

فرمان متحرك: فرمانی كه به هفت جهت مختلف حركت می كند و پياده و سوار شدن به اتومبيل را آسان تر می كند و روی تمامی پونتياك هايی كه قدرت بازی فرمان دارند سوار هست البته به غير از اونها يی كه گيربكس دستی يا دنده ای دارند.

راديوضبط ها: A- AM ، AM/FM ،استريو راديو در تمامی مدل هل قابل دسترسی هست البته AM/FM هستريو در ونچورای 2 موجود نيست
يك نوع AM/FM هستريو نوار پخش كن بعلاوه 8 لبه كه كارتريج پخش می كند و راديو همه با هم در يك دستگاه سوار هستند كه فقط در پونتياك های بزرگ قابل دسترسی هست.
B- پخش كننده نوار هستريو ،8 لبه كارتريج را از قسمت های جداگانه پخش می كند وفقط همراه راديو می باشدو روی پونتياك های بزرگ و كامل سوار هست.

-C هستريو پخش كننده نوار كاست به شما اجازه می دهد كه از كاست های جديد در پونتياك خود لذت ببريد روی تمامی پونتياك ها به جز ونچورای 2 سوار هست.

كنترل درجه هوا و تهايشانه هوا


فقط اون را روی درجه ای كه می خواهيد تنظيم كنيد و ديگر كاری نداشته باشيد تمامی سنسورهای هوای گرم و سرد مورد نياز را تنظيم می كندو با آرامش و راحتی رانندگی كنيد اين دستگاه برای گرندپريكس و تمامی پونتياك های بزرگ موجود هست.

قفل مركزی در و شيشه برقی


هر دو به جز ونچورای 2 در تمام پونتياك ها موجود هست البته در كاتالينای بروگام ، بونيايشانل و گرندايشانل بايد سفارش دهيد.

دكمه های كنترل اون روِ يك محافظ جلوی دسته صندلي راننده جاسازی می شود و به اين ترتيب فقط با اشاره نوك انگشتان كار می كند.

صندلی برقی


اين نوع صندلی دارای شش جهت می باشد يعنی می تواند اون را به سمت بالا ، پايين ، عقب و جلو حركت دهيد يا در كل نيمكت صندلی را جابه جا كنيد .

اين صندلی در تمام پونتياك های بزرگ موجود می باشد.

سپر محافظ

اين محافظ پلاستيكی در بيشتر پونتياك ها موجود هست و در مواقعی كه اين اتومبيل پارك هست از اون محافظت می كند.

فرمان ها


A – فرمان معمولی كه در ترنس ام ها موجود نيست
B- فرمان فرمولا كه در تمامی فايربردها و پونتياك های متوسط موجود هست.

كورس كنترل يا كنترل كننده سرعت

وقتی شما به سرعت دلخواه خود رسيديد فقط كافيست دكمه اش را فشار دهيد اين دسته سرعت شما را ثابت نگه می دارد و يك فشار كوچك به ترمزها اين دسته را از كار می اندازد.

اين دسته در تمامی هشت سيلندر ها به جز فايربردها و ونچورا موجود هست.


ديفرانسيل T –TRACK امنيتی

نيروی گشتاور را به چرخ های عقبی منتقل می كند و بهترين كشش و انقباض را دارند .

برای شن ،گل ،يخ و برف عالی هست و در تمامی پونتياك ها موجود هست.

دكمه در عقب باز كن


در تمامی پونتياك ها به جز هستيشن واگن ها وفايربرد ها موجود هست و به شما اجازه می دهد بدونه خارج شدن از اتومبيل صندوق عقب خود را باز كنيد فقط با فشار دادن يك دكمه كه در درون داشبورد يا روی كنسول اتومبيل شما جاسازی شده هست.
البته صندوق عقب به همان روش سنتی گذشته نيز باز و بسته می شود.

فنرها ولول فنرهای محكم و قوی






اين كمك فنرها سرپيچ ها و هنگام حركت بسيار كارآمد بخصوص اگر شما در جاده های ناهموار در حال حركت باشيد يا و يا لوازم سنگين با خود جابه جا كنيد.

اين كمك فنرها به جز هستيشن واگن لمان و فايربرد ها در انواع ديگر موجود هست

باطری

در تمام مدل ها موجود هست و باعث طول عمر اتومبيل می شود ، اتومبيل را با يك هستارت روشن می كند و برای بكار انداختن بقيه لوازم اتومبيل قدرت زيادی توليد می كند.

يدك كش

اتومبيل های مسافربری معمولی برای كشيدن اتومبيل های ديگر طراحی نشده اند برای اين كار لوازم بسياری لازم هست و پونتياك برای اين كار هفت بسته مختلف طراحی كرده هست تمامی اين بسته ها بدونه هستثناء دارای چراغ های چشمك زن می باشد و با توجه به وزن اتومبيل خودتان و وزن اتومبيلی كه می خواهيد بكشيد تغيير می كند.

گرندپريكس لوازم بيشتری برای كشيدن اتومبيل لازم دارد : لاستيك های قوی ،لول فنر و رادياتور قوی .

پونتياك های متوسط علاوه بر تمام اين لوازم بايد بدنه بسيار قوی نيز برای كشيدن تريلرهای متوسط داشته باشند.

خصوصيات امنيتی پونتياك

لوازم حفاظتی ثابت مانند كمربندهای صندلی با دكمه بازشو فلزی برای تمام سرنشينان.

كمربند های شانه ای با دكمه بازشو فلزی برای راننده و طرف شاگرد ( به جز كانورتبل ) ، دوتكيه گاه سر بالای دو صندلی جلو

ستون فرمان جذب كننده انرژی ،قفل درهای محافظ سرنشين با دكمه هايی كه به طرف بالا حركت می كند .

لولا ها و و چفت های در با ضريب امنيتی بالا ، پشت سری های صندلی جلايشانی كه با لايه های نرم پوشانده شده هست،

پانل لوازم جاذب انرژی ، چهارچوب شيشه بادگير جلو(به جز كانورتبل)، آفتاب گيرهای پوشيده شده از پارچه نرم ،جای هستراحت برای دست ،ستون محافظ بغل اتومبيل (به جز ونچورا 2)،قاب طراحی شده برای پانل داخلی ،سقف هار محكم و كامل به جز لمان، لمان لوكس ،ونچورا2 و همه كانورتبل ها .

باك بنزين ضدضربه ، داشبورد و كنسول ضدضربه، دستگيره های در پنجره كه بسيار بی خطر طراحی شده ، گيره هايی كه كت به اونها اايشانزان می شود، چراغ های گرد، قرقره جمع كن كمربند صندلی های جلوبه جز فايربردها و ونچورا2 ،كمربند شانه ای برای صندلی های عقب، قفل فشار در رادياتور، ساختار محكم صندليهای جلو و همينطور نگهدارنده صندلی عقب بسيار قوی ، لولا های در از جنس هستيل.

جلوگيری كننده ها از تصادفات


چراغ های چشمك زن جلو ،عقب و بغل اتومبيل كه با فشار يك دكمه مستقيم به كار ميافتد، چراغ های مخصوص پارك اتومبيل كه با چراغ های جلو با هم بكار ميافتد، چراغ چشمك زن هشدارخطر چهارطرفه ، آينه بيرونی كه به كمك ان راننده پشت سر خود را می بيند ، سيستم ترمز قوی با چراغ های هشدار دهنده .

دزدگيرها: كليد ضدسرقت صدادار، قفل ستون فرمان ضدسرقت،وجود يك دكمه بازكن صندوق عقب در داخل اتومبيل در پونتياك های بزرگ
تركيب كليدهای متعدد، قابل شناسايی بودن هايشانت اتومبيل ، كيلومتر شمار غير قابل دسترسی با خصوصيت خبردهنده

33:


34:

تبلیغات شورلت






































فرم سفارش نوا










35:


36:


37:


38:

مهدی جان عالیه پس چرا ادامه نمیدی؟
از ایمپالا 73 هم متنی چیزی داری بزار.


39:


سلام مشکل بدی برام پیش امده که حسابی منو از ماشین و مونتی دور کرده
حق با شماست
پیدام نیست
شرمندم
ولی فکر کنم تا 1ماه دیگه درگیر باشم
دیوانه نشم جای شکر داره
مرسی از محبتت
بای

40:


41:

سلام آقای حجازی
تا الان هر چی تو سایت های مبدا گشتم به عنوان تاریخچه یا اتفاق مهمی واسه 73 پیدا نکردم بجز اطلاعات موتوری
که مرتبش کردم واست میزارم


ادامه تغییرات ایمپالا


1965 Impala
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

از این به بعدش خیلی زشتن..

1994 Impala






همین یکی بسه...

به کسی بر نخوره...



















42:


43:

ضمن اشکر از دوستمون...راستی چرا کاپریس ls سال 89 و 90 اینها نیست توش؟

44:


45:

مدل های زیادی هستند
حالا اگه مدلی از قلم افتاد شما از م خرده نگیرید




تست فنی ماشین ها در مجلات قدیمی ایران(سری اول)
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

46:


47:

تست فنی ماشین ها در مجلات قدیمی ایران(سری دوم)
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

48:


49:

سلام فروم خیلی خلوته ماهم دست تنها...

باز دم کامارو جان درد نکنه...
اینم واسه خالی نبودن عریضه
(با تشکر از عیسی)



[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

شورلت مونت کارلو و اتومبیل هایی که بر مبنای پلت فرم اون ساخته می شدند.

تعریف جدیدی از اتومبیل های لوکس شخصی به دنیا ارائه نمودند.

مونت کارلو تاکنون در هفت نسل از سال 1970 تا 2007 تولید شده هست.

ولی اونچه امروز قصد معرفی اون را داریم نسل اول و دوم مونت کارلو هست که از سال 1970 تا 1977 در خط تولید بودند و در ایران نیز یافت می شوند.


حداکثر سرعت مونت کارلو طبق فرموده های جنرال موتورز 170 کیلومتر در ساعت و شتاب 0_100 اون 12 ثانیه فراخوان شده که اتکا به حداکثر سرعت فرموده شده توسط جنرال موتورز کمی غیر منصفانه هست زیرا موتور 350 مونت کارلو قابلیت های بالای حرکتی خود را ثابت کرده.


از امکانات مونت کارلو می توان به صندلی ها و تودوزی چرم ، سقف چرمی ، کولر ، بخاری ، نشان دهنده بهینه سوزی مصرف سوخت ، سانروف برقی ، شیشه های برقی ، صندلی تنظیم شونده برقی در شش جهت ، سپر های جاذب انرژی ، گیربکس اتوماتیک و گردش صندلی به صورت 90 درجه به هنگام پیاده شدن سرنشین اشاره کرد که البته بعضی از اونها آپشن بوده و برپايه خواسته مشتری در اتومبیل بکار گرفته می شدند.



[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

مصرف سوخت شورلت مونت کارلو با موتور هشت سیلندر خود که 5735 سی سی حجم دارد در اتوبان 14 الی 17 و در شهر 19 الی 22 لیتر در صد کیلومتر بسته به سلامت فنی و به خصوص کاربراتور هست.

البته با رسیدگی بیشتر و تنظیم موتور و کاربراتور میتوان کمی از مصرف این اتومبیل کم کرد.


از لحاظ مصرف سوخت اگر مونت کارلو را در مقام مقایسه با اتومبیلی مانند پژو پارس برنامه دهیم ، پژو پارس با مصرف سوخت در شهر کمی بیش از 10 لیتر و با فرض بنزین لیتر 700 تومان این دو اتومبیل در ماه از لحاظ مصرف سوخت اختلاف قیمتی در حدود 60 تا 80 هزار تومان در 1000 کیلومتر دارند در حالی که قیمت این دو اتومبیل حدود 10 میلیون تومان اختلاف دارد و همه اینها در حالیست که قیمت اتومبیلهای آمریکایی و کلاسیک با گذشت وقت افزایش و قیمت اتومبیل های داخلی با گذشت وقت کاهش می یابند.




حال به معرفی نسل اول و دوم مونت کارلو پرداخته و تفاوت جزئیات مونت کارلو ها را در هر سال تحلیل می کنیم.



1970

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

مونت کارلو 1970 در فیلم محبوب توکیو دریفت
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

در سال 1968 فردی به نام اسکات باتلر در جنرال موتورز بر مبنای طرح موفق پونتیاک گرندپریکس اتومبیلی برای شورلت ایده پردازی کرد.

این اتومبیل سوار بر پلت فرم موسوم A-platform بود با این تفاوت که طول طره جلو افزایش داده شده بود و به این بدنه G-Body فرموده می شد.

با هماهنگی مدیر شورلت آقای هستس و کمک طراح ارشد شورلت آقای دیو هولز طرح چنین اتومبیلی جدی شد.

این گروه سه نفره که تجربه کار بر روی کادیلاک الدورادو را داشتند کار را روی G-Body اشاره شده آغاز کرده و از شورلت شول الهامات زیادی گرفتند.

ستون های عقب بسیار بزرگ طراحی شده و گلگیر های جلو برجسته ، بلند و حجیم بودند.


نهایتأ در سپتامبر 1969 مدیر وقت شورلت ، آقای دلورن مونت کارلو را به عنوان مدل جدیدی برای سال 1970 معرفی کرد.

موتور هستاندارد مونت کارلو از نوع 350 اینچ مکعبی با کاربراتور دو دهنه بود.

این موتور 250 اسب بخار و 468 نیوتون متر گشتاور تولید می کرد و به اکسل عقب می فرستاد.

ترمز های جلو به صورت هستاندارد دیسکی بوده و گیربکس هستاندارد نمونه سه سرعته موسوم به هیدروماتیک 350 بود.

در سال 1970 مونت کارلو هستاندارد 3123 دلار قیمت گذاری شده بود.


لیست بلندی از آپشن ها شامل گیربکس دو سرعته اتوماتیک ، گیربکس چهار سرعته دستی ، فرمان هیدرولیک با ضریب متغیر ، شیشه های برقی ، بخاری و کولر ، رینگ اسپرت ، صندلی اسپرت ، و بسیاری آپشن های دیگر پیش روی مشتری برنامه داشتند به طوری که یک مونت کارلوی فول آپشن بیش از 5000 دلار قیمت داشت.

جالب هست بدانید با در نظر گرفتن تورم آمریکا ، مبلغ 5000 دلار در سال 1970 معادل 30 هزار دلار امروزی هست.


موتورهای دیگر غیر از نمونه 350 با کاربراتور دو دهنه عبارت بودند از:
350 با کاربراتور 4 دهنه به قدرت 300 اسب بخار و گشتاور 515 نیوتون متر
400 با کاربراتور دو دهنه به قدرت 265 اسب بخار و گشتاور 542 نیوتون متر
402 با کاربراتور 4 دهنه به قدرت 330 اسب بخار و گشتاور 515 نیوتون متر
454 توربوجت با کاربراتور 4 دهنه به قدرت 360 اسب بخار و گشتاور 678 نیوتون متر
اتومبیل هایی که دارای موتور 454 بودند با پسوند SS شناخته شده و دارای رینگ های پهن تر ، تعلیق محکم تر و امکانات کامل تری بودند.

از مدل SS فقط 3823 دستگاه تولید شد و در مجموع در سال 1970 تعداد 146 هزار دستگاه مونت کارلو تولید شد.



1971

در سال 1971 موتور 400 با کاربراتور دو دهنه از لیست موتورها حذف شده و بقیه موتورها با ضریب کمپرس پایین تری عرضه شدند و قدرت اونها 5 تا 10 اسب بخار افت پیدا کرد به جز مدل 454 توربوجت که قدرتش به 365 اسب بخار رسیده بود.

در این سال تعداد بسیار محدودی از طریق سفارشات خاص دارای موتور 454 با 425 اسب بخار بودند.


برای این فصل از مسابقات نسکار مدل مونت کارلو به نماینده شورلت تبدیل شد.

مونت کارلو تا سال 1989 نماینده شورلت در نشکار بود در این سال 129 هزار دستگاه مونت کارلو از خط تولید خارج شدند.



1972

تغییرات جزئی در جلوپنجره و عقب اتومبیل صورت گرفته و بقیه اتومبیل بدون تغییر باقی ماند.

از سال 1972 به بعد شورلت موظف بود قدرت موتورها را با هستاندارد SAE بیان کند که باعث شد تا برای مثال مدل 350 با کاربراتور 2 دهنه و 245 اسب بخار در بروشور مونت کارلو 165 اسب بخار ذکر شود.

این کار توسط GM برای فرار از مالیات و حق بیمه بالا انجام می شد.

لیست آپشن های مونت کارلو وسیع تر شده و فرمان هیدرولیک با ضریب متغیر ، هستاندارد همه مدل ها شد.


در سال 1972 تعداد 181 هزار دستگاه مونت کارلو خط تولید را ترک فرمودند.



1973

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

نسل دوم مونت کارلو در این سال معرفی شد.

بدنه جدید دارای قوس های بیشتری بوده و سپرها نیز با نمونه بزرگتر با قابلیت جذب ضربه تبدیل شدند.

دو قوس برجسته روی گلگیرهای هر طرف دیده می شوند که اتومبیل را شکیل تر کرده و از حالت اسپرت به حالت کلاسیک و عضلانی تبدیل می نمايند.

مونت کارلو نسل دوم دیگر هیچ شباهتی به شورلت شول نداشت و قسمت خاصی از بازار را برنامه بود تسخیر کند.


چراغ های جلو و عقب و جلوپنجره نیز عوض شدند.

صندلی یک تکه هستاندارد شده و نمونه های تک نفره با قابلیت چرخش 90 درجه برای سهولت سوار و پیاده شدن به صورت آپشن وجود داشتند.

موتور هستاندارد هنوز هم 350 اینچ مکعبی با 145 اسب بخار بود ولی 350 4 دهنه و 454 قابل سفارش بودند.

موفقیت مونت کارلو باعث شد تا اتومبیل هایی مانند مرکوری کوگار ، فورد تورینو الیت ، کرایسلر کوردوبا و AMC ماتادور متولد شده و با طرح های کوپه مانند تولید شوند.


در این سال نمونه ای از مونت کارلو به عنوان مونت کارلو لاندو (Landau) ارائه شد که دارای تعلیق بهتر در عقب ، لاستیک های رادیال ، رینگ های مخصوص ، سقف نیمه چرمی ، گیربکس اتوماتیک و آینه های اسپرت بود.

آرم شوالیه و سپر لاندو در داشبورد و روی کاپوت دیده می شد.



1974

برای سال 1974 چراغ های عقب و جلوپنجره کمی تغییر کرده و تعلیق به جز مدل لاندو ساده تر شد.

تمام مونت کارلو های این سال دارای موتورهای 350 ، 400 و 454 با گیربکس توربوهیدراماتیک بودند.

فروش بیش از 300 هزار دستگاه مونت کارلو در این سال باعث شد تا این اتومبیل به موفق ترین کوپه لوکس آمریکا تبدیل شود.



1975

برای سال 1975 باز هم چراغ های عقب تغییر شکل یافته و سیستم برق به روز تر شد.

تنوع آپشن ها برای جذب خریداران بیشتر متنوع تر شد و می شد اتومبیل را با تودوزی ، کفپوش و داشبورد به رنگ های قرمز ، سبز ، آبی ، مشکی ، خاکستری ، سفید ، قهوه ای و کرم سفارش داد.

در این سال حدود 250 هزار دستگاه مونت کارلو به فروش رفت.



[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

1976

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

جلوپنجره سه تکه جدید ، چراغ های دوبل مستطیلی جلو و چراغ های عقب ساده و بزرگ با آرم مونت کارلو نشانه این مدل هستند.

موتور هستاندارد در این سال نمونه 305 اینچ مکعبی با 140 اسب بخار هستاندارد بود و موتور 150 اسب بخاری 350 و 180 اسب بخار 400 به صورت آپشن ارائه می شدندو موتور 454 دیگر قابل سفارش نبود و گیربکس توربوهیدراماتیک هستاندارد بود.

تعداد آپشن ها باز هم افزایش یافت و می شد اتومبیل را مانند گرندپریکس دو رنگ سفارش داد.

در این سال رکورد فروش شکسته شد و 400 هزار دستگاه مونت کارلو تولید می شد.



1977

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

آخرین سال تولید مونت کارلو نسل دوم ، سال 1977 بود.

تغییرات فقط شامل طلق چراغ های عقب و آرم جلو روی کاپوت می شد.

در این سال مونت کارلو فقط با موتور 305 و 350 تولید شده و همگی دارای گیربکس توربوهیدراماتیک بودند.


دوران اتومبیل های عضلانی و لوکس رفته رفته به پایان رسید و موتورهای عظیم و بدنه های کشیده جای خود را به نسل جدید و کوچک اتومبیل های آمریکایی دادند.



50:


51:

خداییش حوصله ام سر رفت اگه کسی مدل خاصی مد نظرش هست بگه.....

شورلت 1973












---------- Post added at 03:42 AM ---------- Previous post was at 03:37 AM ----------

مونت کارلو 1973












---------- Post added at 03:43 AM ---------- Previous post was at 03:42 AM ----------

نوا 1973








---------- Post added at 03:46 AM ---------- Previous post was at 03:43 AM ----------

کاتالوگ مربوط به کامارو(نسل 1 و 2 رو شامل میشه)
کاتالوگ کامل-حجم 105.08 مگابایت:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

اینها هم اجزاء مختلف همون کاتالوگ بصورت جداگونه:
تزئینات داخلی-حجم 13.7 مگابایت:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

اجزاء داشبرد-حجم 9.94 مگابایت:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

آرم ها و نشانها-حجم 4.39 مگابایت:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

زه ها و لاستیک های دور در و آب بندی-حجم 3.5 مگابایت:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

لوازم بدنه-حجم 16.74 مگابایت:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

تعلیق و زیربندی و ترمز-حجم 13.69 مگابایت:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

لوازم کولر و بخاری-حجم 4.46 مگابایت:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

موتور و لوازم موتور-حجم 10.26 مگابایت:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

موارد مربوط به سوخت و مجموعه اگزوز-حجم 5.2 مگابایت:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

گیربکس و کلاچ-حجم 4.74 مگابایت:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

باطری و وایر ها-حجم 2.82 مگابایت:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]




52:


53:

دوست عزیز اگه شد کمی در خصوص شورلت کاپریس کلاسیک خصوصا دهه 80 تا 90 برامون اطلاعات بگذار...
ممنون

54:



خدارو شکر.......



دهه 80









55:


56:

دست گلت درد نکنه...من همیشه دوست داشتم لوازم داخلی رو فابریک ببینم که تو عکسهای فوق مشخصه...
به نظر من ماشینهایی مثل پونتیاک فایر برد ؛ موستانگ یا کاپریس کلاسیک بروگهام 86 تا 90 نیز می تونه سوژه مناسب و پر طرفداری باشه...در صورتیکه شما وقت داری
ممنون

57:


58:

1981













1985







59:


60:

1986












61:


62:


از پونتیاک و موستانگ قبلا گذاشتم تو صفحه های قبل هست
به هر حال
....

















موستانگ 1966
















موستانگ 1968




























63:


64:

ببخشید منبع این مطالب رو میشه نام ببرید !!!!
3 ساعت از وقت گرانبهای خودم رو صرف همین چند خط کردم و توی سایت خودم گذاشتم به پاس همین چند خط اگر منبع این مطالب درج می شد جای دوری نمی رفت!!!

65:


66:

مهدی جان سپاس از تاپیک مفیدت
میدونم خیلی براش زحمت کشیدی
یه پیشنهاد داشتم
ای کاش تعداد صفحات این تاپیک بیشتر شه چون توش عکس زیاده و کسی که سرعت نتش پایین باشه ازش بینصیب میمونه
من که adslدارم هنوز نتونستم یه صفحه رو کامل ببینم

67:


68:

سلا آقا رامین مطلب جدید مونت کارلو از یکی از دوستان امریکایی دوست گرفتم به نامه عیسی...

که ذکر نامش تشکریست بر تلاشش
اما حالا که این تاپیک تشکیل شده چه بهتره که منبع رو همین فروم بیان کنی تا زحمات دوستان بی چشم داشت تلقی نشه...
سایت زیبایی دارین...
..................................................

...........
سلام زادمهر جان قدیما تو وبلاگ ها تنظیمات اینکه هر صفحه چندتا پست داشته باشه بود اما تو این فروم من بی اطلاع هستم راهنمایی کن تا مشکل حل شه
.................................................


69:


70:

دوستان من دنبال یه تاریخچه در خصوص شورلت کامارو هستم..اگه جایی بود لطفا خبر بدید

71:


کامار شونصد مدل داره منظورت کدومشه؟
دنبال چه اطلاعاتی هستی؟
صفحات قبل رو نخوندی؟؟؟؟



کاتالوگ مربوط به کامارو(نسل 1 و 2 رو شامل میشه)
کاتالوگ کامل-حجم 105.08 مگابایت:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

اینها هم اجزاء مختلف همون کاتالوگ بصورت جداگونه:
تزئینات داخلی-حجم 13.7 مگابایت:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

اجزاء داشبرد-حجم 9.94 مگابایت:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

آرم ها و نشانها-حجم 4.39 مگابایت:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

زه ها و لاستیک های دور در و آب بندی-حجم 3.5 مگابایت:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

لوازم بدنه-حجم 16.74 مگابایت:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

تعلیق و زیربندی و ترمز-حجم 13.69 مگابایت:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

لوازم کولر و بخاری-حجم 4.46 مگابایت:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

موتور و لوازم موتور-حجم 10.26 مگابایت:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

موارد مربوط به سوخت و مجموعه اگزوز-حجم 5.2 مگابایت:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

گیربکس و کلاچ-حجم 4.74 مگابایت:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

باطری و وایر ها-حجم 2.82 مگابایت:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


72:


73:

ممنون مهدی عزیز pdf رو گرفتم اتفاثا آخرین صفحه اون pdf بزرگه در خصوص کامارو z28 صحبت کرده که بین سالهای78 تا 81 صحبت میکرده...فکر کنم من دنبال اون کامارو ام...پشتش مثل کامارو lt هستش اما چراغ عقبش یزرگتر و شکیلتره....
ممنون

74:


75:

چه قدر خوبه وقتی نیستی
هیچ کس هم نیست....
چقدر گردو خاک نشسته رو تاپیک ها.....

همه جوره ه ه ه ه ه ه

حالشو ببر


[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

76:


77:

با تشکر از دوست عزیز...دوستان مگه پژو و ولوو آمریکایی هستند که تو لیست بالا عکسشون اومده؟

78:


79:


مرسی
نه امریکایی نیستن
اما خواستم همه ببینن اصالت مارک و نشون های امریکایی هم از بقیه مارکها بیشتر
و پر ابهت تره ه ه ه ه ه ه

80:


81:



بیوک ریویرا که از برترین اتومبیل های دوران عضلانی ها محسوب می شود در تمام دنیا اتومبیلی نایاب محسوب شده و دیدن اون تجربه ای فراموش نشدنی هست.
این اتومبیل در نظر اول با حالت گلگیرهای عقب ، جلوپنجره و کاپوت بلند خود را یک اتومبیل کاملأ عضلانی معرفی می کند.

با دیدن قسمت عقب اتومبیل ، زبان هر بیننده ای به تحسین طراحان اون که 38 سال پیش چنین شاهکاری ایجاد کرده اند گشوده می شود.

شیشه بزرگ عقب که شبیه کوروت های اولیه هست از انتهای سقف شروع شده و تا میانه صندوق عقب ادامه دارد.

کل شیشه عقب شکلی مخروطی داشته که در صندوق و سپر عقب هم رعایت شده تا بتوان به اون لقب دم قابقی (Boat tail) را اطلاق کرد.

در دور تا دور بدنه هم یک نوار کرومی به شکل قوس ها کشیده شده هست تا تأکید بیشتری روی زیبایی اون بشود.

بدون شک ریویرا یکی از خاص ترین اتومبیل های دهه هفتاد هست.

به دلیل داشتن کابین جادار و فنربندی نرم ، ریویرا به کلاس اتومبیل های لوکس شخصی تعلقاتی داشته و در عین حال موتور قدرتمند ، کاپوت کشیده و گلگیرهای برجسته اون را به اتومبیل های عضلانی نزدیک می نمايند.



هرکس سپس ساعت ها ورانداز کردن چهره اتومبیل بالاخره می توان دل کند و داخل اتومبیل نشست.

داشبورد هم راه بدنه را ادامه داده و به صورت آشکاری با دیگر اتومبیل های آمریکایی تفاوت دارد.
در تعدادی از بیوک های دهه شصت و هفتاد داشبوردی که برای راننده و سرنشین مجزا به نظر می رسد را می توان دید اما ریویرا 1971 این سبک طراحی را به نهایت رسانده هست.

قسمت جلوی راننده کاملأ راننده را احاطه کرده و تمامی کنترل ها و نشاندهنده ها دقیقأ رو به راننده چیده شده اند.

تمام دگمه ها بدون کوچکترین تغییر حالتی در دسترس بوده و نشاندهنده در نهایت وضوح رو به روی چشمان راننده هستند.





داخل کابین شامل داشبورد ، صندلی ، تودوزی ، رودری ، سقف و فرمان با رنگ های گوناگون به انتخاب مشتری هست و رو به روی راننده طرح چوب پرطرفدار در دهه هفتاد دیده می شود.

فرمان سه شاخه بزرگ قابلیت تنظیم داشته و شیفتر دنده خلبانی کاملأ با شیب رو به راننده طراحی شده هست.

این گیربکس از نوع سه سرعته اتوماتیک 400ST بوده و دسته دنده اون کاملأ مانند کنترل هواپیما در کف دست برنامه می گیرد.





صندلی های یک نفره اتومبیل برقی بوده و برای پیاده و سوار شدن سرنشینان عقب ، کاملأ جلو می روند.

در قسمت عقب نیز صندلی یک تکه بزرگی وجود دارد که دو و حتی سه نفر می توانند روی اون بنشینند.

از اونجایی که ریویرا خود از نوع هاردتاپ هست.

شیشه های عقب نیز مانند شیشه های بزرگ جلو به صورتی برقی بالا و پایین می روند.
سراغ موتور اتومبیل که برویم با یک هیولای 455 اینچ مکعبی مواجه هستیم.

این موتور هشت سیلندر 7456 سی سی حجم داشته و از طریق یک کاربراتور چهار دهنه نفس می کشد.

قدرت موتور 315 اسب بخار در 4600 دور در دقیقه هست ولی این عدد در بروشور اتومبیل 255 اسب بخار روی چرخ های عقب ذکر شده هست(به دلیل کاهش مالیات و حق بیمه در دهه هفتاد).

حداکثر گشتاور موتور این هیولا نیز 615 نیوتون متر در 2800 دور در دقیقه هست.

موتور 455 ریویرا نسبت به دیگر موتورهای هشت سیلندر مشابه در شرایط یکسان دارای سرعت دوران بیشتری هست و این مسئله شتاب گیری لحظه ای را با اشاره ای به پدال گاز ممکن می کند.



در آغاز حرکن می توان از قدرت بالای ریویرا برای دود کردن لاستیک ها هستفاده کرده و در هر لحظه با فشردن ناگهانی پدال گاز ، عقب اتومبیل را از مسیر خارج کرده و هرزگردی لذت بخشی را تجربه کرد.

البته تمام ریویرا های نسل سوم دارای تکنولوژی پیشرفته اون وقت یعنی MaxTrac هستند.

این سیستم سرعت چرخ جلو سمت چپ را اندازه گیری کرده و با شفت خروجی گیربکس مقایسه می کند.

در صورت تفاوت بین سرعت ها قدرت ارسالی به چرخ های عقب کاهش می باید.

شتاب گیری صفر تا صد کیلومتر اتومبیل در 8.1 ثانیه انجام می شود و ریویرا 71 می تواند مسیر 400 متر را در 15.9 ثانیه با سرعت 142 کیلومتر در ساعت طی کند.

حداکثر سرعتی که برای ریویرا در بروشورش ذکر شده هست 194 کیلومتر در ساعت هست.





تاریخچه بیوک ریویرا از اونجایی شروع می شود که بیوک پسوند ریویرا را روی دیگر مدل های خود که دارای سقف بدون ستون وسط بودند گذاشت.

در دهه پنجاه تعداد زیادی از مدل های GM این پسوند را به خاطر نوع سقفشان دریافت کردند.

بعدها ریویرا خود تبدیل به مدلی مجزا شد که در طول چهار دهه تولید همیشه به خاطر متفاوت بودن مطرح بود.

تمام ریویرا ها دارای طراحی جلو تر از وقت خود بوده و از سواری گرفته تا قدرت و شتاب همیشه از رقبایشان برتر بودند.



نسل اول (از 1963 تا 1965)
در سال 1963 بیوک مدلی مجزا با نام ریویرا تولید کرد.

این اتومبیل با هیچکدام از دیگر مدل های جنرال موتورز بدنه مشترک نداشت که امری بسیار غیر معمول بود.

این اتومبیل منحصر بفرد شاسی بزرگی داشت و علی رغم ابعادش از اتومبیل های مشابه و حتی دیگر بیوک های کوپه حداقل 200 کیلوگرم سبک تر بود.

این مسئله که این شاسی و اتاق فقط برای این اتومبیل طراحی شده بود در کنار وزن بدنه نوید یک اتومبیل بی نظیر را می داد.
بالاخره ریویرا به بازار آمده و با چهره عجیب و زیبایش همگان را متعجب کرد.

این کوپه عضلانی هماهنگی بالایی داشته و از تمام اتومبیل های عضلانی دهه شصت میلادی مدرن تر و هماهنگ تر به نظر می رسید.

برای ریویرا می شد یکی از موتورهای 401 یا 425 هشت سیلندر خورجینی بیوک را انتخاب کرد.

سیستم تعلیق از تمام دیگر بیوک ها نرم تر بوده و فرمان اون 3.5 دور قفل تا قفل داشت.

تیراژ تولید به سالانه 40 هزار دستگاه محدود شده بود تا همیشه تقاضا برای اون بیشتر از عرضه اش باشد.

ریویرا 425 با 360 اسب بخار قدرت می توانست در 8 ثانیه از حالت سکون به سرعت صد کیلومتر در ساعت دست یابد و به حداکثر سرعت 200 کیلومتر در ساعت برسد.

این موتور در هر صد کیلومتر 18 لیتر بنزین مصرف می کرد.

پر طرفدار ترین آپشن های ریویرا صندلی برقی ، شیشه برقی ، کروز کنترل و کولر بودند.

در طول سال تولید 112 هزار ریویرا نسل اول تولید شدند.

این اتومبیل به دلیل کم یابی و قابلیت های بالا یک اتومبیل کلکسیونی با ارزش محسوب می شود.



نسل دوم(1966 تا 1970)
برای کاهش هزینه تولید از سال 1966 در نسل دوم از یک بدنه مشترک با کادیلاک الدورادو و الدزمبیل تورونادو هستفاده شد.

با این تفاوت که برخلاف این دو اتومبیل ، ریویرا دیفرانسیل عقب بود.

این ریویرا سنگین تر و لوکس تر شده بود و صندلی های بزرگ در هر ردیف سه نفر را به راحتی جا می دادند.

در سال 1970 علاوه بر موتور 425 ، یک موتور 455 اینچ مکعبی هم ارائه شد که بزرگترین موتور تاریخ بیوک محسوب می شود.

این موتور 7.4 لیتری 370 اسب بخار تولید می کرد که بیش از 250 اسب بخار از اون به چرخ های عقب می رسید.
در این پنج سال 227 هزار دستگاه از ریویرا نسل دوم تولید شد.

نسل سوم(1971 تا 1973)
در سال 1973 ریویرا در حرکتی انقلابی دچار تحولاتی پايه ی شد.

طرح بدنه که بعدأ مشخص شد از یک کانسپت رادیکال برداشته شده بود متعلق به آقای جری هیشبرگ مدیر طراحی و زیر نظر بیل میچل مدیر وقت بیوک شکل گرفته بود.

این نسل از ریویرا مخصوصأ در مدل 1971 دارای نوآوری ها نکته های غیرعادی فراوانی بود.



قسمت عقب شکل اصطلاحأ دم قایقی داشته و جلوی اتومبیل شیب منفی داشت.

گلگیرها بسیار برجسته بودند و شیشه عقب تا انتهای صندوق عقب ادامه دارد.

حتی روی صندوق دریچه هوا دیده می شد.

طرح اتومبیل در مجموع هماهنگ و زیبا بوده و به همین دلیل این نسل از ریویرا مخصوصأ مدل 1971 را به پرطرفدار ترین ریویرا در میان کلکسیونرها ی امروزی تبدیل کرده هست.

از اونجایی که فقط 33810 دستگاه ریویرا در سال 1971 تولید شدند این اتومبیل در میان محصولات عضلانی دهه شصت و هفتاد بسیار کم یاب محسوب می شوند.
موتور اتومبیل در این سه سال هنوز نمونه قدرتمند 455 بود اما با کاهش ضریب کمپرس قدرت به 265 اسب بخار کاهش پیدا کرده بود.

در سال 1972 دریچه هوای روی صندوق برداشته شد و در سال 1973 عقب اتومبیل کمی ساده تر شده و قدرت موتور هم به 250 اسب بخار افت پیدا کرد.
نسل چهارم بر همین مبنا ساخته شد ولی کل قسمت عقب با طرحی تقریبأ مشابه شورلت مونت کارلو عوض شد.

نسل پنجم بسیار کوچک تر شده بود و دیگر دوران اتومبیل های عضلانی پایان یافته بود.

نسل ششم و هفتم و هشتم نیز تا سال 1999 در تولید بودند.



منبع:Speedbax.IR
پایان

82:


83:

دستت درد نکنه
مطلب فوق العاده ای بود
حالم جا امد....

84:


85:


86:


87:


88:


89:


90:


91:

سری6
کوروت







92:


93:

فایل وین کد جی ام ها...

برای سال 1975
اگه کسی سال خاصی میخواد بگه تا بزارم


http://ifile.it/ngv1tm9/vincard75.pdf
یا
http://ifile.it/ngv1tm9


سری 7

کامار1985







94:


95:

سلام با غیبتی بس فراوان و همچنان ادامه دار...
و غیر قابل دسترسی بودن نت طبق شرایطم....


و فروش مونت و سبز بودن جاش در قلبم....

سری هشت از مجله ها...


[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

96:


97:

خیلی آقایی.

دستت درد نکنه سالار.

ایشا الله یه پونتیاک فایربرد از موسسه مالي سر کوچه برنده بشی.

دوستان عزیز و اساتید گرامی اگه کسی اطلاعاتی در مورد ایمپالا 72 ، تعداد تولیدش یا تعداد تقریبی موجود در ایران داره بی زحمت ما رو هم بی نصیب نذاره! راستی ایمپالا 72 ، 4 در ، بی ستونش کمیاب تره یا ستون دار.

اگه خدا بخواد دارم یکی میخرم.قیمتش رو هم اگه بگید بنده نوازی کردید.بازم ممنون.

من که یه چند ساعتی میشه دارم مطالبتون رو میخونم.

عالی

98:



68 out of 100 based on 43 user ratings 1168 reviews

@