ترجمه ي فايل هاي Resident Evil 0


ترجمه ي فايل هاي Resident Evil 0



خوب اينم همون تاپيكي كه قولش رو داده بودم اما اول از همه به معرفي شخصيت ميپردازيم:






ربكا چامبرز


جوانترين عضو استارز از تيمر بارو. در واقع براي گروه يه پزشكه. يك زن با استعداد كه در 18 سالگي در دانشگاه معروفي فارق التحصيل شد. آرام و منظمه و خودش ميتونه به راحتي اوضاع رو كنترل كنه اما از لحاظ فيزيكي بدن ضعيفي داره و نميتونه ضربات شديد رو تحمل كنه. اما وارد بودن در كمك هاي اوليه اونو گرانبها كرده. اون تنها كسيه كه ميدونه دقيقا بايد چه داروهايي رو با هم مخلوط كنه.

بيلي كوين



يك تنفنگدار دريايي قديمي كه به خاطر كشتار 23 نفر محكوم به اعدام بوده. اما در روز اجراي حكم حادثه اي اتفاق ميوفته و بيلي از اونجا فرار ميكنه. و بعد از اينكه خودشو توي ترن قطار پيدا ميكنه با ربكا برخورد ميكنه.
قويه و ميتونه خطرات خيلي زيادي رو تحمل كنه. حتي اون ميتونه چيزايي رو جابه جا كنه كه ربكا نميتونه. به علاوه اون تقريبا وقتي اسلحه به دست ميشه غير قابل كنترله! (مترجمه عجب آدميه اين! )


آلبرت وسكر



معرف حضور همه هستن ايشون!!! ديگه توضيح نميدم!

ويليام بيركين



ايشونم كه همون دانشمند و مخترع ويروس G و T هستن و پدر شري و لازم به توضيح نيستن!

جيمز ماركوس



پژوهشگر ويروس مادر. بعد از خيانت كردن به آمبرلا به وسيله ي وسكر و بيركين كشته شد. بعد از مرگ اون يكي از اون زالو هاي تغيير يافته به گلوي اون وارد شد و خونش رو مكيد و اين باعث شد كه تقييراتي در بدنش بوجود بياد. اين باعث شد كه اون دوباره به زندگي برگرده و حالت زالو رو حفظ كنه(خون مكيدن!) و چهرش تقيير كنه.

انريكو ماريني



رئيس تيم بارو و همين طور ربكا. يكي از اعضاي محبوب استارز كه هميشه دستورات رو به درستي انجام ميده. اما با آمدن آلبرت وسكر به تيم دروغ گويي ها و حذيان هاي اون خيلي زياد شد.



بازی های به یاد ماندنی

1:

مگی جان دستت درد نکنه .خیلی عالی بود.
حالا فایل ها رو بفرست تا ترجمه رو شروع کنیم.
من که داستان این قسمت رو اصلا نمیدونم،ولی فکر کنم با ترجمه فایلاش داستان بیاد دستم.


راهنمایی در مورد بازی 18 Wheels Of Steel American Long Haul


Saints Row 2

2:

Resident Evil 0 جدیده ؟!
میشه اسم کامل ورژن رو بگید ؟
مگی جان کارت عالی بود .


بحث در مورد بازیهای ایرانی


ScreenShots & Trailers

3:

کارتون عالیه.


Smackdown! vs Raw 2009
من هنوز این نسخه بازی رو انجام نداده ام.


تمام مسائل و مشکلات بازی زیبای Winning Eleven Pro Evolution Soccer 2007 or pes 6
اگه میشه کمی بیشتر در مورد این بازی توضیح دهید


Juiced 2: Hot Import Nights

4:

کارتون عالیه.

من هنوز این نسخه بازی رو انجام نداده ام.

اگه میشه کمی بیشتر در مورد این بازی توضیح دهید
من راستش اطلاع دقیقی راجع به این بازی ندارم و مگی در این مساله هستاده.ولی میدونم که سپس ساختن اویل 1 اومده و جریان همون زامبی ها در یک قطار هست.
باقیشو باید مگی بگه.


5:

نه شما اشتباه ميكنيد اين جريان قبل از اايشانل 1 هست براي همين اسمش اايشانل 0 هست ديگه .
موضوعش هم اگه يادتون باشه : تايشان اايشانل 1 گروه هستارز رفته بودن تيم بارو رو كه گم شده بودن پيدا كنن حالا تايشان اين بازي ما ميفهميم چه بلايي سر گروه اومده يعني داستانش قبل از 1 هست محصول سال 2002 هم هست البته نسخه ي آمريكاييش...

اروپايي 2003 اومده براي كامپيوتر هم متاسفانه نيومده فقط براي gamecube و پلي 2 اومده كه گرافيكش تايشان گيم كوب خيلي بالا تره ( من نميدونم چرا براي كامپيوتر نميسازنش بريم رايشان سر كپكام خراب شيم!)
چشم فايل ها رو هم ميفرستم

6:

اينم دو تا عكس كه دقيقا بتونيد تفاوت گرافيكي پلي 2 رو با gamecube درك كنيد.

اين گرافيك شاهكار پلي 2 هست!!!!!!!



و اما gamecube ......


بچسبيد به اين تفاوت اولي كه گرافيكش شبيه اايشانل 3 هست ولي دوميه خداي گرافيكه!

7:

مگی جان میدونم موضوع برای قبل از اویل 1 هست،ولی ساختش سپس اویل 1 بوده.وگرنه چرا اونو نذاشتن اویل 1 و نسخه جیل و کریس رو اویل 2؟چون اول نسخه جیل و کریس ساخته شده بود.
و درسته،توی اویل 1 ربکا چمبرز پیداش میشه که کمپانی برای اینکه هم رفع سوال کنه و هم جیب خودشو پر کنه یه سری هم در این رابطه ساخت

8:

بله پس شرمنده چون من منظورتون رو اشتباهي متوجه شدم

9:

فکر کنم یکی از دلایلی که برای کامپیوتر نمیاد اینه که کنترلش فقط با JoyStick میشه بازی کرد .
با کیبورد که آمد نمیتونه بازی کنه .
مثلا RE 4 یادتونه ؟
ولی مشکلی نداره ! ما که میخواهیم داستانش رو بفهمیم !
اينم دو تا عكس كه دقيقا بتونيد تفاوت گرافيكي پلي 2 رو با gamecube درك كنيد.

اين گرافيك شاهكار پلي 2 هست!!!!!!!



و اما gamecube ......


بچسبيد به اين تفاوت اولي كه گرافيكش شبيه اايشانل 3 هست ولي دوميه خداي گرافيكه!
بابا این 2 تا کنسول که اصلا قابل مقایسه نیستند !
خوب مگی جان میشه شروع کنی ؟

10:

حالا شروع کنید به ترجمه فایلها تا ببینیم داستان این نسخه بازی از چه قراره.


11:

چشم شروع ميكنيم اما شايد امروز نزارم چون دارم ميميرم از خستگي

12:

خوب سلام اينم از اولين ترجمه كه مثل اينكه كوتاه هم هست
------------------------
------------------------

خاطرات مدير آزمايشگاه

امروز زير نظر دستورات رئيسس ماركوس من رمز پايگاه رو تغيير دادم.

بعدش من ازش پرسيدم كه اسم رمز رو از كجا آورديد؟ و اون بهم فرمود نام يكي از بچه هاش رو رايشان اون گذاشته! اما يه مشكل هست و اونم اينه كه رئيس اصلا ازدواج نكرده! و من مطمئنم كه اون بچه نداره.......اين چه معني ميتونه داشته باشه؟

13:

مگی پس ما چی؟
برای منم بفرست.


14:

چشم و بايد به اطلاعتون برسونم كه فيلاي اايشانل 0 خيلي از اين 2 سه خطي ها داره و كم هم هستن پس زود تموم ميشه نسبت به قبلي ها

15:


اطلاعیه به همه ی سرپرست ها

از سرپرت ها تقاضا می شود هنگام بستن درب واگن غذاخوری ، درب های اتوماتیک را پس از حصول اطمینان از اینکه تمامی پرسنل واگن را تخلیه کرده اند , خاموش نمايند.

دکمه ی درب اتوماتیک اصلی بر روی سقف واگن پنجم برنامه داده شده هست ، بازرسی و نظارت هنگامی که قطار در گاراژ برنامه داده شود انجام خواهد شد .

سپس اتمام بازرسی ، از نردبان پشت واگن غذاخوری هستفاده کنید.

شرکت آمبرلا
بخش حفاظت و نگهداری


16:

خيلي ممنون آقا عليرضا

17:

چاکریم ! وظیفه بود.
ممنون از شما !

18:

اي بابا اين آقا شهريار پس كجاست؟

19:

مگی چشم میفرستم،ولی همونطور که میدونی این فایل خیلی نقص داره و ترجمه رو با شک دارم انجام میدم.یه مقدار طول میکشه.ولی سعی میکنم هر چه زودتر بذارمش.


20:

دوستان عزیز ،
اگه فایل ها زیاده منم میتونم واستون ترجمه کنم .
اگه میخواهید واسم بفرستید تا کمکتون کنم .


21:

Investigation Order

8 miles north of Raccoon City, in the Arklay Mountains, lies our company's Management Training facility.

It was shut down years ago .

Now, we are conduction a preliminary study into the re-opening of the facilities.

First Investigation Unit is already onset and opening the investigation, I want your team to provide support.

The following orders are William Barkin and 1s investigation Unit



دستور تحقیقات
در 8 مایلی شمال شهر راکون در کوه های آرکلی، ساختمان آموزش مدیریت شرکت ما برنامه دارد.اونجا چندین سال پیش بسته شد،در حال حاضر ما مطالعات مقدماتی بر روی بازگشایی ساختمان را اداره مینماییم.اولین واحد تحقیقاتی همچنان باز هست و آغاز به تحقیقات نموده هست.من میخواهم که گروه شما برای حمایت آماده شوند.این دستورات مربوط به ویلیام بارکین و اولین واحد تحقیقاتیست.

22:

بچه ها امیدوارم که متن رو درست ترمیم و ترجمه کرده باشم.چون این متن به صورت ناقص بود.من براتون اینجا متن اصلی رو میذارم.مگی جان زحمت ترمیم بعضی جاهاش رو کشیدن،ولی باز ایراد داشت.شما هم یه نگاه بندازین و در صورتیکه اشکالی داشت بهم خبر بدین:



ممنون از همگی.


23:

دوست من خیلی خوب ترجمه کردی .

ادامه بده .


24:

خواهش میکن دوست عزیزم،قابلی نداشت.
چشم ادامه هم میدیم.منتها اگه مگی خانوم لطف کنن برام فایل بفرستن!

25:

چشم آقا شهريار اگه دندون رو جيگر بزاريد من ميفرستم استقامت هم خوب چيزيه ها!
---------------------------------
---------------------------------

دستور دادگاه براي جابه جايى

نام زنداني : بيلي كايشانن
شماره ي كد: D-1036
ستوان دوم نيروى دريايى
سن:26
قد : 174
وزن: 73 كيلو
محكوم به : اعدام
اين جاني رتبه ي اول در قتل گرفت.

اون به طرف چوبه ي دار ميره و به زير نظر دادگاه نظامي تحقيق و توسعه 0705 اعدام ميشه.جاني به محض ورود به اين مكان اعدام خواهد شد.


ساموئل رگان
فرمانده ي ارشد نيرايشان دريايي

26:

کم کم داره جالب میشه.


27:

اطلاعیه به تمام کارکنان

اجتماعات و ملاقات های منظم با " بخش بررسی سوابق واکسیناسیون افراد " و " تیم عامل شیمیایی مسری" انجام خواهد شد.
هر دو ملاقات در درجه ی امنیتی 5 برنامه دارندو در مکان های زیر انجام خواهند شد :
طبقه ی 1 : اتاق کنترل عملیات
طبقه ی 2 : سالن اجتماعات Se
قبل از ساعت 8:15 بایستی به جلسه وارد شوید.

( یا کد ثبت شده بایستی 8:15 باشد ، آخه معنی میده ؟)
با تشکر.

28:

خيلي ممنون آقا عليرضا
فقط مونده آقا شهريار كه من بعدي رو شروع كنم!

29:

آقا شهريار شما كجاييد؟!
هنوز ترجمه نكرديد لطفا سريع تر تا بعدي رو بديم نميخوام قاطي پاتي ترجمه كنيم اگر نه تا حالا چند تا ديگه ميزاشتم

30:

بله تائید میشود

منتظر بعدی هستیم

لطفا سریعتر

با تشکر

31:

بچه یه پیشنهاد دارم :
کسی که تاپیک رو شروع کرده همه ی مطالب رو به صورت پشت سر هم در اولین پست بزاره که هرکی همش رو یه جا خواست الکی این صفحه و اون صفحه نکنه .


32:

خوب ما كه آخرش يه PDF درست ميكنيم ميديم مديران محترم براتون پيوست ميكنن كه ديگه نيازي نيست به اون كار!

33:

اايشانل 0 هم داريم؟

34:

مگی جان اون هم فکر خوبی هست ولی خودت که میدونی ! بعضی از کاربران اینترنت بالایی ندارند .
پس هر2کار رو انجام میدیم !
بعدشم من اینو زود فرمودم تا مطالب روی هم انبار نشده !

35:

خوب باشه من اين كارو انجام ميدم البته بزاريد يكم ديگه ترجمه كنيم هنوز زياد نشده
--------------------
--------------------
آقا شهريار پس كي ديگه ميخوايد بيايد دير ميشه به خدا

36:

بچه ها سلام.شرمنده روی گل همتون هستم.این دو هفته میان ترم هام هست خیلی سرم شلوغه برای همین دیر به دیر سر میزنم.و الان سریعا ترجمه ها رو انجام میدم و روی تاپیک میذارم.
بازم شرمنده

37:

Hookshot Operator's Manual
-Warning-
This device should only be used when inspecting difficult to access car roofs, or when connecting special trains.

Return to its proper location after use.

Instructions:
1.

Where to use:
There is a ladder outside the small window by the first floor section door of the third carriage.

Fire the device so that it hooks high on the ladder.
2.

Using the winch to climb.


After securing the hook, use the winch to lift yourself up.
This grappling hook can only lift one person at a time.

Be aware that the unit may be damaged if lifting more than 80kg.





به کارگیری دستی قلاب انداز
-اخطار-
این وسیله فقط باید هنگامی هستفاده شود که تفتیش کردن برای دسترسی به ماشین های پشت بام یا ارتباط با قطارهای بخصوصی مشکل باشد.
پس از هستفاده به مکان مناسبش برگردانده شود.
دستورالعمل ها:
1.محل هستفاده:
نردبانی خارج از پنجره کوچک در طبقه اول سومین واگن میباشد.با آتش زدن دستگاه، قلاب به بالای نردبان پرتاب میشود.
2.استفاده از جرثقیل دستی(مترجم-منظور همون کابلی که تو اویل 4 ایدا هستفاده میکرد) برای بالا رفتن:
پس از اطمینان از قلاب،از جرثقیل دستی برای بالا کشیدن خود هستفاده نمایید.
این قلاب چنگکی فقط میتواند یک نفر را در یک وقت بکشد .توجه کنید که اگر بیشتر از 80 کیلوگرم کشیده شود، ممکن هست دستگاه آسیب ببیند.

38:

عيبي نداره اگه نميتونيد فعلا من و آقا عليرضا ترجمه ميكنيم تا شما سرتون خلوت بشه

-----------------------
-----------------------

خاطرات مسافر

14 جولاي
امروز دستور از طرف رئيسم بهم رسيد.

به ما الزام شده كه بريم و باوقتدگان آزمايشگاه كوههاي آركلي رو پيدا كنيم.

ما دو گروهه حركت ميكنيم.

ما اولين گروه هستيم.

بايد بفهميم به چه علتي اونا آزمايشهاشونو متوقف كردن.


16 جولاي
متاسفانه به خاطر اين رسيدگي ها توليد محصول شيميايي Type -Y139 به تعايشانق افتاد.

يه چيزي با اين ماده هست.

ما هنوز نفهميديم كه واكنش اين ماده بر رايشان ايشانروس خرچنگ چيه.

هنوز چيزهاي بسيار عجيب و نامفهومي براي تحقيق باقي مونده.....اين ماده بر رايشان گونه هاي مختلف انسان و حيوان و حتي طبيعت واكنش هاي خاصي داره به طوري كه اگر تنها يك دقيقه از مصرف دارايشان "T" بگذره تغييرات قابل توجهي در اندازه هستواري و تكثير شديد يك ماده ي سمي در مغز ميشه.

اگه اين ماده قابل كنترل باشه ميتونيم از اون به عنوان يك سلاح هستفاده كنيم و به توليد انبوه برسونيم.

اما تغييرات ناگهاني در روكش رايشاني اون به وجود آمد.

مسلما اين ناحيه تا حد زيادي آلوده و سست شده.

منطقه ي مشكوك تپه اي به نام لاك پشت هست! ( مترجم : اينم شد اسم!) آزمايشگاه قراره به اونجا بره....

جستجايشان ما تا كي ادامه پيدا ميكنه؟ ما تنها با كمك يك فرد با اطمينان ميتونيم به مدارك و نمونه براي تحقيقمون گير بياريم.


19 جولاي
روز در حال اتمامه.....

من خيلي ميترسم.

تايشان روزنامه ها و اخبار هاي تلوزيوني شهر راكون خبر از قتل و كشتار هاي مشكوك در كناره هاي شهر ميده.

اين بايد همون ايشانروس باشه نه؟!! اگه همون باشه....

نه من نبايد الاون به اين چيزا فكر كنم.

من بايد فعلا ذهنم رو رايشان اين تحقيق متمركز كنم و مطمئن بشم كه راه فراري هست.


39:

آقا عليرضا اگه ميشه يكم سريعتر البته اگه شما هم وقت نداريد خودم تنهايي ترجمه ميكنم

40:

نه !
داره تموم میشه !
Please Wait.


41:


Regulations For The Trainees
Training Facility Mission:
This training facility will raise a new generation of model employees to serve the future of Umberella Corp.

Applying the strictest and most rigorous training standards, this facility will, without regard of gender, race or creed, produce only the best candidates to be global future leaders of Umberella Coporation.

We look forward to the development of your leadership qualities.


Training facility Guidelines:
Discipline, Obedience, Unity.


These three words are the basic principles which govern Umberella Corporation employees, and are to be considered the Law of this facility.

Keep these words in mind at all times.

Delicate yourselves to the training, and bring honour to yourself and the corporation.


James Marcus,
Director,
Umberella Coporation,
Managment Training facility


آئین نامه ها و دستورات برای کارآموزان

ماموریت بخش تسهیلات آموزشی :

این بخش نسل جدیدی از کارکنان نمونه را برای شرکت Umbrella به هدف بهره گیری از اونها در آینده ی شرکت ، پرورش خواهد داد.

با اِعمال شدید ترین و سخت ترین هستاندارد های آموزشی ، این بخش ، بدون وابستگی به جنس ، نژاد یا دین ، بهترین نامزد ها را برای رهبری جهانی آینده شرکت Umbrella ارائه خواهد کرد.

ما خواستار بهبود کیفیت رهبری شما هستیم.

راهبرد بخش تسهیلات آموزشی:

انظبات ، فرمانبرداری ، اتحاد.
این سه کلمه ، سه اصل پايه ی هستند که بر کارکنان شرکت Umbrella حکمرانی می نمايند ، و باید قوانین این بخش تصور شوند.

تمام مدت این کلمات رو در ذهن نگه دارید.

نسبت به آموزش ها حساس و نازک بین باشید ، و برای خود و شرکت ، افتخار آفرین.
James Mavcus،
مدیر بخش،
شرکت Umbrella،
مدیریت بخش تسهیلات آموزشی.

(مترجم : ببخشید دیر شد ، هم گیر یه چیزی بودم که هنوز هم هستم هم اینکه این متن یکم اذیتم کرد)

42:

خيلي ممنون منم فردا يكي ديگه ميزارم هر كس هم خواست به طور موقتي جاي آقا شهريار بياد بهم بگه چون مثل اينكه ايشون گرفتار امتحانات شدن

43:

اخطار به تمامي كارمندان

واكسن هايي كه در قبل مورد تحقيق و آزمايش برنامه داده شده اند اكنون فاسد شده و واگير دارند.

اونا در مرتبه ي امنيت شماره ي 5 هستن و در اتاق هاي زير برنامه دارند.



اتاق كنترل عمل طبقه ي اول (غربي)
اتاق انجمن طبقه ي دوم (جنوب شرقي)

رمز ورود : 8:15

متشكرم

-------------------------
شرمنه كه دير شد آخه امتحانا نميزاره

44:

مگی جان و علیرضا جان سلام.خدا رو شکر فردا آخرین میان ترممه،ولی خوب دیگه هرچی ترم میره بالاتر بیشتر باید وقت گذاشت.با این حال من از فردا آزاد ترم و زودتر میتونم به ترجمه ها برسم.لطفا برام فایل بفرستین.ممنون

45:

سلام چه عجبي پيداتون شد
چشم ميفرستم
خوشبحالتون كه امتحاناتتون تموم شد مال من حالا اومده خفتمو چسبيده!
فقط اگه دير ترجمه گذاشتم شرمنده

46:

تذكر از طرف راهنما

كارت ورود كابين راننده مثل هميشه تايشان كيف منه .

ولي من خيلي به ندرت به كارت ورود بچه هاي ديگه احتياج پيدا مي كنم تا اون چيز لعنتي رو باز كنم .

به هر حال به نظر مي رسه كه من اون رو يه جايي گم كرده ام .

اگه يه كارت معمولي بود مطمئنا كسي كه پيداش مي كرد برش مي گردوند ، ولي اين يه كارت متفاوته .

من هم دنبال اين كارت خواهم گشت ، ولي اگر شما تصادفاً اون رو پيدا كرديد ، اون رو بر داريد و نگهش داريد .
پيشاپيش ممنونم .

47:

ببخشيد طول كشيد ...

اين بايد 3 ساعت پيش مي رسيد دستتون ...


48:

A Verse Of Poetry
The Moon bows to the Earth,
The Earth swears loyalty to the Sun,
And the great Law of the Sun Governs all things,
This itself is the keystone,
The pointer of glory,
All our hands cannot open the door to heaven.
Management Trainee's Diary
What is that Director Marcus is researching all the time? And what's with his weird interest in leeches? Interest? Seems more like love at times..

Rumor has it that there's something dangerous about those leeches.

It is true that when Dennis just touched one, he got ill with a fever.

Again today..

There were those horrible moans.

Beyond that door, "let sleeping dogs..." No way I'll go near them.

Even if the Director tells me, I no way want to end up like Dennis.

That poor bastard.

Scratching and scratching.

Makes me itch just watching him.

Must maybe go
IF can but hwo
Dennis gone, I go
Hungry....


Help....

Mom.




یک قطعه شعر
ماه به زمین تعظیم میکند
زمین با صداقت با خورشید عهد میبندد
و قانون عالی خورشید بر همه چیز حکومت می کند
این خودش سنگ تاج هست
نشانه افتخار
دستان همه ما نمی تواند در را به فلک باز کند
یادداشت کارآموز مدیریت
مدیر مارکوس چه چیزی را تمام وقت پژوهش میکند؟و چه علاقه عجیب و غریبی به زالوها دارد؟گرایش؟بیشتر وقت ها شبیه عشق به نظر میرسد.شایعه ای هست که میگه چیزهای خطرناکی در مورد اون زالوهاست.این حقیقت دارد که وقتی که دنیس به یکی از اونها دست زد همراه با تب بیمار شد.
امروز دوباره از طرف اون در اون ضجه های وحشتناک شنیده میشد: "بذار سگها بخوابند...."راهی نیست که من به اونها نزدیک شوم.هرچند اگر سرپرست به من بگه،من به هیچ وجه نمیخواهم که پایانی شبیه دنیس داشته باشم.اون بیچاره حرومزاده.زخم و خراشیدگی من رو به میل شدید وامیداره وقتی بهش نگاه میکنم.
شاید باید رفت
اگر توانست،ولی چطور؟
دنیس رفت،من گرسنه میروم....
مادر کمک....
(طرف به کلی قاطی کرده)

49:

خيلي ممنون آقا شهريار من كه اصلا وقت ترجمه ندارم فقط گاهي ميام تايشان انجمن و ميرم امتحانام شروع شده خوش به حال شما تموم شد

50:

ممنون از شما مگي و شهريار عزيزم .
تا به اينجا خسته نباشيد !

راستي حالتون چطوره ؟

51:


خواهش میکنم.نه بابا تازه اینا میان ترم بود.اصلیاش مونده.به هر حال من در خدمتم.هر وقت تونستید برام فایل بدید.

52:

الاون براتون ميفرستم
------------------------
------------------------

خاطرات ماركوس 1

4 دسامبر
ما بالاخره موفق شديم...اين يه ايشانروس جديده!! ما اون رو اجداد (Progenitor) نامگذاري كرديم.

من ميخوام به عقب برگردم و تمام جزئيات رو از اول بنايشانسم.


23 مارس
اسپنسر ميگه داره يك كارخونه ي جديد راه ميندازه.به هر حال اهميتي نداره من ميتونم تحقيقاتم رو رايشان (Progenitor) كامل كنم.

اونم ميتونه هر كاري كه دوست داره انجام بده...


19 آگوست
اسپنسر بهم پيشنهاد مديريت در كارخونه ي جديدشو داده.

شايد اين فقط يه پيشنهاد دوستانه باشه اما اون به طرز غير قابل كنترلي اين شغلو بهم تحميل ميكنه.

اما شايد من بتونم اين كارو به نفع خودم تموم كنم.

من به يك كارخونه احتياج دارم كه بتونم توش تمام راز هاي اين ايشانروس رو كشف كنم.

جايي كه كسي سر راهم نباشه.....


30 نوامبر
لعنت به اين اسپنسر! اون دوباره شروع كرده به غرغر كردن! به نظر اون Progenitor چيزي بيشتر از يك لوازم پول دور ريز نيست.

احمق! اما فوضولي هاي اون ميتونه براي تحقيق من خيلي بد بشه.

اگر حدف من توسعه دادن تحقيق بر رايشان ايشانروس باشه بايد موقعيت خودم رو هم بالا تر ببرم.


19 سپتامبر
بالاخره...

من تحقيقاتمو براي توسعه و ساخت ايشانروس از نوع Progenitor تموم كردم و تونستم نمونه ي جديدي ازش درست كنم.

براي شكافتنش مجبور شدم از DNA زالو هستفاده كنم...

من اسم اين ايشانروس رو Tyrant (ظالم) يا به اختصار T گذاشتم.


23 اكتبر
اين اصلا خوب نيست! من نميتونم اين ايشانروس رو رايشان موش امتحان كنم.

اين ايشانروس فقط بر رايشان انسان جواب ميده (مترجم: عجب نامرديه!) اگرنه من هيچ پيشرفتي نميكنم....


15 نوامبر
به نظر مياد كه كسي به تحقيقاتم شك كرده...

اما شايد اين فقط تصور خودم باشه.

به هر حال اگه اونا زيادي فضولي كنن همدست خودم محسوب ميشن!


13 ژانايشانه
بلاخره آماده شد.

زالو هاي شفرمود انگيز من! اين زالوها به هيچ وجه از آزمايشي كه من روشون انجام ميدم خوشحال نيستن! (مترجم: يارو قاطي داره خفن!) حالا من بر عليه اسپنسر هستم.

به زودي همه چيز در كنترل من خواهد بود...


31 ژانايشانه
دستگاه امروز روز كاريمو بهم زد.

چند نفر اومده بودن كه ايشانروس T و اون زالو ها رو بررسي كنن.

احمق! بدون شك گروه اسپنسره.


11 فبريه
امروز من دوباره مداركي از فوضولي يك نفر تايشان آزمايشگاهم پيدا كردم.

اگه اونا كاري بخوان انجام بدن ...

من بايد خيلي مراقب باشم.

من بايد با كمك ايشانليام (بيركين)و آلبرت(وسكر) اين مزاحم رو بيرون بندازم...


اين دو نفر تنها آدمايين كه من بهشون اعتماد دارم.

البته صرف نظر از زالوهاي خوشگلم!(مترجم: به خدا اين ديوونس يه چيزيش ميشه يعني شده!) اما اسپنسر...

نبايد به اينجا ختم بشه نه؟ من بايد ايشانروس رو به مدير بعدي بسپارم و جايزم رو بگيرم....


-------------------------------
-------------------------------
واي امت چقدر زياد بود!
شانس منه ديگه!


53:


خاطرات ماركوس 2

رنجاندن ، كار ناخوشاينديه ، ولي من بچه هام رو درون كپسول مخصوص گذاشتم(=پنهان كردم) .

اگه پيش خودم نگهش دارم جاش امن نخواهد بود .

من اين(=كپسول) رو در اون مكان پنهان خواهم كرد ، "اگه مي خواي يه برگ رو پنهان كني ، اون رو تايشان يك جنگل بزار "...
براي باز كردن كپسول ، داشتن مامور ايشانژه‌ي باز كننده لازمه.

امكان نداره كه خدمتكارهاي (=نوكرهاي) Spencer بتونن از پس باز كردنش بر بيان...


(مترجم = اميدوارم از اون توضيحاتي كه تو متن نوشتم حالتون به هم نخوره ، هر جوري ترجمه مي كردي يه جاش مي لنگيد .)

ممنون مگي جان !

54:

خواهش ميشه
ولي اصلا قبول نيست چرا هر چي متن طولانيه ميوفته به من!

55:

مگي جان !
يه بار ديگه بــر (=Bor) بزن !!

56:

نه
آخه من متن ها رو به ترتيب ميدم بعد همش اون طولاني تره ميوفته به من!
تازه قبل از اين كه به شما بدم يكي هم به آقا شهريار دادم ولي مثل اينكه هنوز ترجمشون تموم نشده يا امتحان داشتن

57:


شانس شماس ديگه !
خوب اين دفعه يدونه بزرگش رو برا من بزار كنار ، دو تا معمولي يا كم حجمش رو هم برا خودت و شهريار جون وردار ، مگي جان.
من تو اين چند وقته در حال هستراحت بودم ، زحمت ها افتاده بود گردن شما دوتا ...

حالا بزار جبران كنم .

58:

من تازه فهمیدم رزیدنت اویل 0 هم وجود داشته!!!
ممنون از ترجمه ها

59:

خواهش ميشه
يعني نميدونستيد ؟برام عجيب بود!

60:

Maggy جان میشه ادامه بدی ؟
ما منتظریم ها .........


61:

آخه آقا شهريار هنوز ترجمه نكردن ايشون ترجمه رو بزارن چشم چون من نميدونم كدوم متن رو دادم بهشون يه وقت تكراري ترجمه ميشه

62:


[FONT='Tahoma','sans-serif']First Investigation Unit Notes[/FONT]
[FONT='Tahoma','sans-serif']We are searching the facilities, and it looks like a lot of chemicals survived.

Fortunately, the storage tanks are still full.

We have just started and there is still a lot we don't know, but it appears that the chemicals can be mixed to produce new substances.

The chemicals are scattered all about.

Not because of the accident, more a result of a plain investigation.

When we reopen the facilities, we have to develop a system for dealing with these chemicals.

[/FONT]
[FONT='Tahoma','sans-serif']Red + Blue = Sulfuric Acid
Green + Red = Stripping Agent[/FONT]




اولین یادداشت واحد تحقیقاتی



ما به دنبال اتاق های ویژه ایم،و به نظر میرسد که مقدار زیادی از مواد شیمیایی سالم مانده اند.خوشبختانه،منابع ذخیره هنوز پر هستند.ما تازه شروع کردیم و همچنان چیزهای زیادی هست که نمی دانیم،ولی به نظر میرسد که مواد شیمیایی میتوانند برای تولید مواد جدیدی با هم ترکیب شوند.تمام مواد شیمیایی پخش و پلا شدند.نه به خاطر اون تصاف ، بیشتر به خاطر نقشه پژوهشی.وقتی که ما ساختمان ویزه را بازگشایی کردیم،باید سیستمی برای بخش بندی مواد شیمیایی توسعه دهیم.


قرمز+آبی=اسید سولفوریک

سبز+قرمز=عامل خراش دهنده

63:

دستتون درد نكنه اين تاپيك داشت كم كم خاك ميخورد!

64:

تاپیک جالبیه ادامه بدین
منم یه چیزایی از زبان سرم میشه اگه خواستین میتونم کمکتون کنم
ولی اصلا با این مد بازیها حال نمیکنم اگه خواستین تو ترجمه کمکتون کنم فایل متن انگلیسی را برام بفرستین

65:

ممنون از توجهتون اما گروه خيلي وقته انتخاب شده! (قبل از شروع ترجمه)
اگه با اين طور بازي ها حال نميكنيد براي چي دوست داريد تايشان ترجمه كمك كنيد؟
به هر حال خيلي ممنون

-----------------------------
-----------------------------
ليست زنداني ها

اصلاح شده ي ليست زنداني ها:

متيوز.ك
مرده.

كاملا از بين رفته


ميدج.

د

مرده.

كاملا از بين رفته


كيت.

و

باقي مانده از بيماري

ساوج.

سي

آزمايش شونده به وسيله ي محققان

رايشانس.

م

آزمايش شونده به وسيله ي محققان

ديايشاندز.

آ

باقي مانده از بيماري

كلارك .

آ

آزمايش شونده به وسيله ي محققان

النز .

ج

آزمايش شونده به وسيله ي محققان

ترنس.

ا

مرده.

كاملا از بين رفته


كيت.

آ

آزمايش شونده به وسيله ي آزمايشگاه كوههاي آركلي

جري، ا
مرده، كاملا از بين رفته

اسكات، اس
آزمايش شونده به وسيله ي محققان

ميچ.

ف

آزمايش شونده به وسيله ي آزمايشگاه كوههاي آركلي

كري،ت
آزمايش شونده به وسيله ي آزمايشگاه كوههاي آركلي

روبرت، آ
آزمايش شونده به وسيله ي آزماشگاه كوههاي آركلي


66:

مگی حالا من،لطفا فایل بفرست!

67:

اي بابا!!
شما يه موقع ميگي دير به دير سر ميزني يه موقع ميگي بده نوبت منه!!
آخر سر بدم يا ندم؟؟؟؟

68:

نقل بازپرس

دكتر Marcus ، كه با رئيسSpencer ، شركت آمبرلا را تاسيس كردند ، 20 سال پيش ناپديد شد .

نتايج تحقيقاتش در تمام اين مدت كاملا محرمانه نگه داشته شدند .

علت اون در اين مكان ، در بخش آموزش كه توسط دكتر Marcus اداره مي‌شد ، اشكار گرديد .

خوب ، دقيقاً در اين مكان نه ، بلكه در تشكيلات محرمانه‌ي زيرزميني بود .

وقتي كه مبادرت به پايين رفتن و جستجايشان اون مكان كرديم ، متوجه شديم كه مدارك و شواهدي از تحقيقات دكتر Marcus بر رايشان نمونه‌ي آزمايشي ايشانروس-T ، با نام "Progenitor" ، بدست آورده ايم .
مداركي از سالها آزمايش هاي فجيعي كه بر رايشان كاركنان آمبرلا ، مانند موش آزمايشگاهي انجام شده بود .
ما نمي دانيم كه چند نفر مجبور شده اند كه موضوع مورد آزمايش برنامه گيرند ، ولي بر پايه شواهد ، بيش از بيست نفر وارد اين آزمايش شده اند ؛ بعضي از اونها عمداً براي محرمانه نگه داشتن بعضي امور شركت ، به آزمايش برده شده اند .
اينكه الان دكتر كجاست ، من نمي دانم ، ولي نظر به رشد سريع شركت آمبرلا ، مي تونم حدس بزنم كه تحقيقات هنوز هم ادامه دارند .

نه...

آزمايشات او هنوز برقرارند و در تاريكي به گسترش ادامه ميدهند .

اون چيز ها ، "ثمره" هاي تحقيقات او ، اين ساختمان رو پر كرده اند.


دست همه درد نكنه ! ممنون از شهريار و مگي ، دوستاي عزيزم !

69:

خيلي ممنون آقا عليرضا

------------------------
------------------------

دفترچه ي عملكرد دروازه

براي روشن كردن هليكوپتر در واقعيات ناگهاني و خيلي مهم ، راه هاي زير را اجرا کنيد:

قفل ها را باز كنيد:
تايشان اين اتاق 4 تا قفل مكانيكي وجود داره كه مسير هاش رو تايشان خط پايين توضيح داديم:
  1. قسمت جنوب غربي
  2. قسمت شمال غربي
  3. قسمت جنوب شرقي
  4. قسمت غرب
در اونجا دسته هاي مكانيكي وجود داره كه هر كدوم از اونا يكي از قفل ها رو باز ميكنه.

70:

آقا عليرضا هنوز كه نزاشتيد ميدونيد من متن رو كي بهتون دادم!

لطفا سريع تر!

71:


خاطرات مدير لابراتوار
امروز، طبق دستور سرپرست ، Marcus ، كد ورودي سكو رو عوض كردم .

بعداً از او پرسيدم كه مأخذ كد ورودي چي بوده .

او فرمود كه اين مبني بر يك چيز معني دار از رشد بچه هايش هست .

ولي دكتر يك آدم منزايشان ست.

او ازدواج نكرده و مطمئناً هيچ بچه اي نداره....

منظورش چي ميتونسته باشه ؟

72:

مگي جان دوشنبه بهم دادي !
خيلي خيلي خيلي خيلي شرمنده ام.
اگه بدوني اين هفته چه بلاهايي سرم اومد...
هنوز هم ادامه دارن.
بدبختي پشت سر بدبختي ...

مگي جان به خدا ترجمه اش 5 دقيقه هم طول نكشيد ولي خداييش خيلي خيلي گرفتار بودم ...
ازبس گرفتاري داشتم هر وقت ياد اين تيكه ترجمه ميفتادم به اندازه ي يه كوه برام بزرگ ميشد.
چند تا ديگه مونده ؟

73:

مگی دستت درد نکنه فقط یه سوال شماره های 1 2 3 شم خودت ترجمه کردی؟ آخه همشون پسوندشون Pdf هستش چجوری بازشون کنم؟

74:

آره
بايد برنامه ي Acrobat Reader رو داشته باشي

آقا عليرضا يه ندا ميدادي متن رو تكراري براتون فرستادم!
قبلا خودم اينو ترجمه كرده بودم!
شرمنده

75:

مرسی
دستت درد نکنه خیلی عالی بود

76:

راستی واسه شماره 4 شم ترجمه میکنی؟

77:

اي بابا !
من چقدر به خاطر اين خودزني كردم !!
اشكال نداره مگي جان ! تجربه هست !!

78:

4 قبلا ترجمه شده

ولي متاسفانه من زياد فعال نبودم
----------
----------
متاسفانه وقت امتحانات نزديكه شايد 2 هفته اي نتونم ترجمه كنم

79:

نه شما اشتباه ميكنيد اين جريان قبل از اايشانل 1 هست براي همين اسمش اايشانل 0 هست ديگه .
موضوعش هم اگه يادتون باشه : تايشان اايشانل 1 گروه هستارز رفته بودن تيم بارو رو كه گم شده بودن پيدا كنن حالا تايشان اين بازي ما ميفهميم چه بلايي سر گروه اومده يعني داستانش قبل از 1 هست محصول سال 2002 هم هست البته نسخه ي آمريكاييش...

اروپايي 2003 اومده براي كامپيوتر هم متاسفانه نيومده فقط براي gamecube و پلي 2 اومده كه گرافيكش تايشان گيم كوب خيلي بالا تره ( من نميدونم چرا براي كامپيوتر نميسازنش بريم رايشان سر كپكام خراب شيم!)
چشم فايل ها رو هم ميفرستم
با سلام
من الان اين تاپيك و اين پست رو ديدم
بايد بگم خدمتتون كه بازي resident evil : zero يا همون 0 كه شما ميگين يك بازي بوده كه در سال 2002 توسط كمپاني flagship ساخته شده و كمپاني capcom ناشر اون بوده و از سري بازي هايي بوده كه nintendo تونسته با جلب تو جه capcom امتياز انحصاري توليد اون رو براي gamecube بدست بياره كه بتونه بفروشه و تو جنگ كنسول ها عقب نيوفته تو نسل 6 ام
اما ديديم كه هم xbox و هم gamecube با اين كه قدرت سخت افزاري بيشتري نسبت به PS2 از نظر پردازشگر و مقدار RAM داشتند كه باز هم با توجه به تاخير 2 ساله عرضه اين 2 كنسول و طبعا پيشرفت سخت افزاري با اختلاف تمام جنگ نسل 6 ام رو به SONY و شاهكار تاريخي اون يعني PS2 واگذار كردن و در سال 2005 رسما توليد GAMECUBE متوقف شد
و اين بازي ZERO هيچ وقت براي PS2 اصلا release نشده و اين screenshot كه گذاشتين مربوط به يك ورژن ديگه از بازي re هست
و در مورد شاهكار گرافيكي ميتونين مثال هايي مثل god of war و metal gear و silent hill 3 رو هم مد نظز داشته باشين
با تشكر

80:

داريد اشتباه ميكنيد من خودم نسخه ي PS2 همين ورژن 0 رو تايشان مغازه با چشم خودم ديدم
بعدشم من اين عكس رو از گيم اسپاي و از قسمت اايشانل 0 گرفتم!

81:

به علت برودت هوا چون مدارس تعطيل بيد و امتحانات هم هوتوتو شد! يك ترجمه ميزارم
------------------
------------------
ركورد رشد زالو ها

3 فبريه 1998
ايشانروس T رو به زالو ها منتقل كرديم.

اونا ميتونن از اين انگل جون سالم به در ببرن و بعدش اونا زاد و ولد ميكنن.

اين اتفاق باعث ميشه كه زيست شناسان براي تحقيق بر رايشان اونا مشتاق بشن.

سپس اون تغييرات بزرگي رو مشاهده ميكنن.


10 فبريه 1998
7 روز سپس منتقل كردن ايشانروسه....

اندازه و سرعت عملشون 2 برابر شده عمل دگرديسي و تغيير شكل در اونا ديده شده.

توليد مثلشون شفرمود آوره به طوري كه تايشان يك ساعت 2 برابر ميشن! اما اونا بسيار حريص و گرسنه هستند و خصوصيت آدمخواري پيدا كردند! منبع غذاييشون رو بيشتر كردم اما 2 تاشون گم شدن! (
مترجم: خدا به خير كنه!)

7 مارس 1998
بهتره كه به اونا غذاي زنده داده بشه اما وقتي كه من غذاي زنده براشون گذاشتم اونا داشتن دنبال غذاي زنده ميكردن به خاطر همين نصفشون گم شدن! (مترجم: اي بابا اين كه همشونو گم كرد كه!).

اما اين زالو ها آموزش ديدن كه دسته جمعي حمله كنن.

به علاوه اونها گاهي اوقات از آدمخواريشون دست ميكشن و متوقف ميشن.

تغيير شكل اونا انقدر زياد شده كه ديگه زياد به زالو شباهت ندارن.


22 آپريل 1998
اين زالو ها فقط در صورتي كه غذايي براي خوردن نداشته باشن دسته جمعي حمله ور ميشن.همينطور اونها هر چيزي رو مصرف ميكنن!

30 آپريل 1998
يك كارگر به طور اتفاقي وارد آزمايشگاه من شد.

آيا اين زالو ها انسان هم ميخورن؟ واكنش زالوها به گوشت انسان چيه؟!


3 ژوئن 1998
يك روز به ياد ماندني.

امروز اونا از من تقليد ميكنن!!! مشخصا اونا پدرشونو شناختن...

بچه هاي شفرمود انگيز.

كسي نميتونه جلوتون وايسه!


--------------------
--------------------
اين يارو قاطي داره!
اينم يك عكس از زالو ها كه تايشان دمايشان اول بازي به شيشه ي قطار چسبيدن:


82:

ببخشيد ولي شما دارين اشتباه ميكنين
اوني كه شما ديدن نسخه من در اوردي اين بازيه كه ما شاا الله تو مملكت ما كه تازه نيست اين چيزها
من خودم 20 سالمه و از حدود 8 سالگي ميتونم به جرات بگم به طور فوق تخصصي ( Super Pro ) بيشتر از دو سوم عمرو وقتم به پاي صنعت بازي ها گذشته و تمام كنسول ها رو داشتم و تمام franchies ها كه سري بازي resident evill كمپاني capcom هم جزو اونهاست رو دارم و تمام كردم

مطمن باشيد بازي resident evil : zero به طور اختصاصي در سال 2002 ( exclusive release ) براي كنسول gamecube كمپاني nintendo ساخته شده و هيچ وقت هيچ نسخه ديگه از اون براي هيچ platform ديگهاي release نشده

در ضمن براي اخبار و اطلا عات ميتونين به معتبر ترين رسانه بازيهاي كامپيوتري جهان يعني سايت gamespot.com مراجعه كنيد

اينم لينك مربوط به بازي resident evil : zero كه اگه دقت كنيد در سمت راست صفحه كلمه also كه به معني موجود بودن نسخه ديگز از بازي بر رايشان platform ديگه هست رو نميبينين و اين به معني نبودن و ساخته نشدن نسخه ps2 اين بازي هست
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

اوني هم كه شما ديدين يك كلاه برداري محض براي فريب دادن مشتري بوده و بس
موفق باشين

83:

اضلا يكي از دلايلي كه دارندگان كنسول gamecube و طرفداران كمپاني nintendo به ان مينازيدن انحصاري بودن اين نسخه براي gamecube بود و همين امر حرص خيلي از طرفداران RE رو در ps2 در اورد

و نتيجه اون هم ساخته شدن resident evil : outbreak و resident evil : outbreak 2 براي ps2 بود
با تشكر و مرسي از ترجمه فايل ها

منو باد اون روزها كه اين بازي ها رو انجام ميداديم و با زوق و شوق اين فايل ها رو تو بازي جمع ميكرديم وو ميخونديم انداختين
مرسي

84:

ممنون متوجه شدم!
اما اون سايتي كه شما داده بوديد تا ميرفتم توش پنجره خود به خود بسته ميشد!
اما رفتم ايشانكيپديا اونجا نوشته بود كه اين بازي فقط براي گيم كوب (نينتندو) ساخته شده
ممنون از توجهتون
-----------

آقا عليرضا شما كجا رفتيد من يك هفتس يك فايل به شما دادم!

85:

قابلي نداشت
مرسي از شما به خاطر تاپيكتون
موفق باشين

86:

هيچ سايت در زمينه گيم از گيم‌اسپات و Ign معتبرتر نيست!

87:

بر طبق نظريه بيشتر كارشناسان بازيمعتبرترين رسانه در مورد بازي هاي رايانه اي سايت
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] هست اما در مورد ign من تو طوله عمرم بيشتر شايعه و اخبار هاي غلط و ضد و نقيض ار اينسايت شنيدم و اصلا به همبين امر معروفه اين سايت
با تشكر

88:

چشم ! شما ها هم كه هي از ما سوتي بگيريد
اصلاح شد

89:

نقل Bow

تحقيقات به عمل آمده تا به اين وقت ، نشان داده اند كه هنگامي كه ايشانروس نمونه در موجودات زنده شروع به فعاليت مي كند ، تغييرات شديد سلولي باعث ايجاد خرابي در سيستم مي شوند ، به علاوه ، هيچ روش رضايت بخشي براي كنترل موجود زنده و هستفاده از اون به عنوان يك اسلحه پيدا نشده هست .واضحاً ، هماهنگي بزرگتري در سطح سلولي براي فراهم كردن رشد بيشتر لازم و حياتي هست.
من آزمايش هاي متعددي در تلاش براي پيدا كردن پيشرفتي انجام دادم .

اين نقل من هست :
حشرات
شايد به خاطر اينكه اين جانوران قديمي ، طي هزار سال به طور ژنتيكي پايدار و پابرجا بوده اند ، هنگامي كه با ايشانروس نمونه تغذيه و به كار گرفته شدند فقط رشد پرانرژي قابل انفجار و پرخاشگري اضافه کرده اي از خود نشان دادند.تصور هستفاده كردن از اونها به عنوان يك Bowبسيار سخت مي باشد .
دوزيستان
تزريق كردن ايشانروس به يك قورباغه ، قدرت جهندگي بيشتر و رشد غير طبيعي زبان را نتيجه داد.اما هيچ تغييري در قابليت هاي ذهني مشاهده نشد.

به علاوه ، در تست يك ناهنجاري بوجود آمد و سوژه بطور اتفاقي و تصادفي به تمام اشياء و اجسام متحرك حمله مي كرد.

مفيد بودن براي Bow محدوديت دارد .
پستانداران
ايشانروس نمونه با Dna سلولي ميمون ادغام شد و باروري بيشتر را نتيجه داد .

جوانتر هايي كه نتيجه بخش بودند ، خشونت و تهاجم بيشتر و هوش بالاتري از خود نشان دادند.( به عنوان يك اثر جانبي ، قدرت ايشانروس از بين رفت، ولي با بهبود قدرت شنوايي ، جبران و متعادل شد) به هر حال ، اونها به عنوان اسلحه ، رضايت بخش نبودند .

به نظر مي رسه كه بدون برنامه دادن انسان به عنوان ارگانيسم مبنا هيچ پيشرفي حاصل نخواهد شد.

90:

مگی جان .

آخرین متن هم در شرف آماده شدن هست.
اگه دیر شد ببخش که من دو تا امتحان ریاضی سنگین ، پشت سر هم داشتم ...
پوستم کنده شد .


91:

واقعا خوشحالم که طرفدارهای resident evil رو تو این فروم می بینم .

واقعا کارتون عالیه دوستان !

خب من فکر کنم باید متن ترجمه resident evil :uc رو هم آماده کنیم .

احتمالا امشب تاپیکش رو بزنم تا به کمک دوستان ادامش بدیم .

این بازی کلا از روی خیلی رموز پرده پوشی میکنه و داستان رو در حقیقت روایت می کنه .

راستی تو این تاپیک هم هر کس سوالی پیرامون همه پیز از هیولاها ، تا مشخصات ویروس ها و ...

داره میتونه مطرح کنه .

متشکرم دوستان

کد:
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

92:

نقل بازپرس 2
باید خیلی وقت پیش کار رو با این آشغال تموم می کردیم .

وقتی همه ی این قضایا شروع شد ، کسی انتظار آتش افروزی اسلحه ها رو ، مثل اینی که اتفاق افتاد ، داشت ؟ در خلاصه ی مأموریت مان ، هیچ چیزی از موجوداتی که به ما حمله می نمايند ، فرموده نشده بود .

فرض می کنیم که برای فرمانده های ارشد هم یک سورپرایز بوده .

اون موجودات داخل چوب ها ..

فقط شروع به حمله به امت حمله می کردن .

اون باید از قبل برنامه ریزی شده باشه .

یک نفر مخصوصاً ویروس رو پراکنده کرده ، هیچ شکی درش نیست .

ولی نگهبان ها ، سرباز هامون ، اونا بایستی هنوز همین دور و بر باشن ...

خوب ، به هر حال .

دیگه مجبور نیستم نگران اون باشم .

چیزی که باید الان نگرانش باشم اینه که از آخرین گلوله ام بر روی خودم هستفاده کنم یا بر روی یک دوست ..

این تنها تصمیمی هست که باید بگیرم .

93:

خوب ترجمه ها تموم شد
من اين ترجمه ها رو تايشان يك PDF ميريزم و ميزارم تايشان تاپيك
ممنون از تمامي افرادي كه تايشان ترجمه ها كمك كردن

94:

به سلامتی !
من فقط می تونم ابراز شرمندگی کنم مگی جان .
به خاطر اینکه تو این مدت من کلی اذیتت کردم .
واقعاً عذر می خوام.
امیدوارم منو ببخشی .


95:

ممنون و خسته نباشید به خاطر وقتی که صرف این کار کردید.

ترجمه ي فايل هاي Resident Evil 0

96:


97:

دست همگی درد نکنه و خسته نباشید.
به امید همکاری های بیشتر!

98:

تموم شد؟همینا بودن؟چه جالب.ما که چیز زیادی دستگیرمون نشد.

Ps:ببینم پس نقل بازپرس1 چی شد؟جا افتاد؟

99:

منpdf کاملشو دانلود کردم .

خیلی جالب بود .

دستتون درد نکنه.


100:

نه تايشان صفحات قبلي خودم ترجمش كرده بودم

منpdf کاملشو دانلود کردم .

خیلی جالب بود .

دستتون درد نکنه.
خواهش ميشه

101:

قبل از اینکه من این پست رو ارسال که یه معضرت خواهی از همه بکنم بابت خارج کردن این تاپیک از آرشیو

من فقط یه سوال دارم
این لینک دانلود این بازی و تبدیل نمايندش به PC رو یکی بهم بده


68 out of 100 based on 53 user ratings 628 reviews

@