طراحی مسطح


طراحی مسطح



طراحی مسطح
طراحی مسطح معادلی است برای یک فلسفه طراحی...

به محیط دسکتاپ کامپیوتر خود فکر کنید، یا درباره ماشین حساب آیفون و newsstand در آیپد. اینها طوری طراحی شده اند تا ظاهری شبیه معادل های قابل قیاس خود در دنیای واقعی داشته باشند. اما آیا ما واقعا نیازی به این ظرافت های دیداری و جزئیات اضافه داریم؟ پاسخ افرادی که نماینده فلسفه طراحی مسطح هستند این است: خیر، نداریم.

...که به دنبال سادگی، تمیزی، و صداقت هر متریال در رابط کاربری است...

در عوض، سردمداران طراحی تخت دلیل می آورند که رابط کاربری گرافیکی بایستی سلیقه را فدای کاربردی بودن کند. این یعنی خلاص شدن از شر گوشه های پخ، سطوح شیب دار، سایه ها و بازتاب ها، و در عین حال ایجاد کردن یک تجربه کاربری که به نقاط قوت رابط دیجیتال پرداخته، نه اینکه کاربران را در مرزهای شبیه سازی دنیای واقعی محدود نماید.

در طراحی وب نیز به همین منوال، صفحات مسطح به ندرت به شبیه سازی سه بعدی، با سایه و بافت می پردازند و در عوض از مرور به سبک اختلاف منظر و تمیزی دیداری برای برقراری رابطه با کاربران استفاده می کنند.
طراحی مسطح
یک مثال عالی برای طراحی مسطح، کارت های اپلیکیشن Google Now هستند که برای نمایش اطلاعات مختلف به کار می روند. به جای محدود کردن اطلاعات در داخل آیکون های ایستا، Now اطلاعات را بر روی کارتی با اندازه استاندارد نمایش می دهد که خواندن و رد کردن آن آسان است. مثال دیگر، ویندوز 8 است که زاییده زبان طراحی مترو (مدرن) مایکروسافت است. صفحه Start ویندوز 8 به تایپوگرافی -یعنی نشان دادن اطلاعات به شکل بصری و نوشتاری- ارزش داده و نه به طرح های گرافیکی خاص که به کاربر کمک می کنند بفهمد در حال مشاهده چه نوع محتوایی است.
طراحی مسطح

...معمولا به عنوان عکس العملی به مشکلات طراحی اسکیومورفیسم از آن یاد می شود...

برای فهم طراحی مسطح، ابتدا باید فهمید که این فلسفه طراحی، بر علیه کدام نوع طراحی طغیان کرده: اسکیومورفیسم. اسکیومورفیسم سبکی است که به گول زنندگی بصری، و استفاده از جزئیات و پیرایش آنها برای جا زدن یک چیز به جای چیز دیگر معروف است. در معماری، نماهای مصنوعی، اسکیومورفیک هستند. در طراحی خودرو، داشبورد غیر چوبی با ظاهر چوب، چنین است. در طراحی رابط کاربری نیز معمولا اسکیومورفیسم زمانی مشاهده می شود که یک عنصر دیجیتال را شبیه چیزی در دنیای بیرون، طراحی کرده باشند. این می تواند هر چیزی از پونز سایت Pinterest باشد تا دوخت و چرم اپلیکیشن Find My Friends یا ماشین حساب iOS و غیره.

طراحی مسطح
(نمونه های طراحی اسکیومورفیک.)

...که از سطوح، بافت ها و دیگر جزئیات برای "واقعی" نشان دادن اشیای دیجیتال استفاده می کند.

اسکیومورفیسم در دنیای دیجیتال سابقه ای مربوط به دهه 80 میلادی دارد. برای مثال اولین رابط گرافیکی اپل برای مصرف کننده عام، ایده "دسکتاپ" یا سطح روی میز را در خود داشت. آیکون ها شبیه پوشه، سطل آشغال، کاغذ و غیره بودند. آن زمان، رابط کاربری کامپیوترها کلا چیزی ناشناخته برای اکثر کاربران بود، در نتیجه اسکیومورفیسم تبدیل به فلسفه ای کارا و مفید شد. طراحان با استفاده از اشیای آشنا و قدیمی، معادل های بصری برای ابزارهای جدید و گیج کننده ساختند. اسکیومورف ها به ما کمک کردند کار با کامپیوتر را یاد بگیریم.
طراحی مسطح
(محیط دسکتاپ در کامپیوتر لیسا ساخت اپل، 1984.)

اما به مرور که کامپیوترهای شخصی بیشتر و بیشتر در همه جا حضور یافتند، افراد کمتر و کمتری به این معادل سازی های گرافیکی نیاز پیدا کردند و دیگر کاربرد یک آیکون یا دکمه برای همه روشن بود. در نتیجه اسکیومورفیسم تبدیل شد به یک سبک خسته کننده. نوعی از سبک که نمایشگرها را به هم ریخته می کند و جزئیات غیرضروری را پیش چشم کاربران برنامه می دهد. در نتیجه طراحان نسل جدید از آن منفور شدند -افرادی که البته اکثرشان حتی دنیای بدون کامپیوتر را به خاطر نمی آورند.

این روند بایستی خیلی آشنا به نظر برسد. مدرنیست ها نیز همین ایده های بنیادی را از قرن گذشته فریاد می زدند: «جزئیات فرعی که کاربردی نیستند را اضافه نکنید. در مورد متریال و ساختار، صادق باشید. برای راحتی کاربران یک ظاهر جعلی درست نکنید.» اینها، اعتقاد هر طراحی از زمان فریاد لو کوربوزیه خطاب به دنیا برای کنار گذاشتن جزئیات غیر کاربردی هستند. به نوعی، "طراحی مسطح" چیز جدیدی نیست، فقط نام معاصر مدرنیسم در دنیای طراحی است.

و بعد از طراحی مسطح، چه چیزی خواهد آمد؟

با اینکه دنیا قطعا به سوی طراحی تخت در حرکت است، ولی تا ابد چنین نخواهد ماند. ما می توانیم با نگاهی به قرن گذشته -که در آن موج مدرنیسم در مقابل فلسفه قبل از آن علم کرد- حدس بزنیم که طراحی رابط کاربری و تجربه کاربری بعد از پایان دوره طراحی مسطح، به کدامین سو می روند. برای مثال، بعد از آنکه مدرنیسم محض مکتب باوهاوس و سبک بین‌المللی در دهه 30 میلادی مانند طوفان دنیا را گرفتند، نسل دومی از طراحان ایده ناحیه گرایی انتقادی را مطرح و اشاره کردند که عقیده مدرنیست های اولیه مبنی بر اینکه "یک قالب برای همه مناسب است" به نوعی ناقص است. پس بعید نیست که همین اتفاق در مورد طراحی رابط کاربری هم رخ دهد. بعد از مسطح سازی افراطی، احتمالا شاهد معرفی دوباره بُعد ها در طراحی خواهیم بود، البته در هر جایی که نیاز به آن حس شود، و این به تعادل و اعتدال می انجامد.

اما حداقل چند سالی طول خواهد کشید تا به آنجا برسیم. در حال حاضر فقط باید منتظر ماند و دید که آیا جانی آیو از "طراحی مسطح" کمک خواهد گرفت یا بر علیه آن طغیان می کند -که در وضعیت دوم، اوضاع خیلی جذاب تر خواهد شد.

gizmodo



PDF Grabber Professional 5.0.0.8

1:

سبک طراحی "مسطح یا تخت" که در این یکی دو سال حضوری پررنگ تر در طراحی رابط کاربری نرم افزارها یافته٬ صرفا یک روند گذرا نیست.


: تبدیل هر نوع سند یا تصویری به فایل توسط FinePrint Workstation 7.00 Final
بلکه تجلی علاقه و اراده ای ریشه دار هست که صداقت و خلوص بیشتر در طراحی می ستاید٬ اراده ای برای به بند کشیدن افراط های بصری و زدودن چیزهای جعلی و غیرضروری.


در فرآیند ایجاد موقعيت های تازه در زندگی بشر٬ پیشرفت های تکنولوژیک گاه از مرز اعتدال فراتر می روند.


موضوع: تبدیل ارائه های پاور پوینت به ویدئو توسط PPTmovie 2.3.2
در قرن نوزدهم میلادی نیز چنین شد.


6کلید میانبر که باید آنها را بشناسید
اون موقع تولید انبوه با هستفاده از ماشین ها کمک کرد تا چیزهای تجملی و تزئینات خیلی سریع و ارزان به تولید انبوه برسند٬ در نتیجه محصولاتی با طراحی شلوغ و افراطی مثل قارچ در همه جا رشد کرد.



سپس می آییم به وقت حاضر.


پرسش و پاسخ اکسل و اکسس excel & access
در چند سال -یا حتی دهه- اخیر٬ روندی مشابه در دنیای فناوری رخ داد که علتی واضح داشت.


آموزش رسم نمودار در اکسل excel
پیشرفت چشمگیر در تکنولوژی های طراحی دیجیتال و نمایش محتوا به کمک پنل های جدید٬ به طراحان این امکان را داد تا رابط های کاربری غنی (به لحاظ بصری) ایجاد نمايند٬ در نتیجه سبک های اسکیومورفیک و سلیقه ای در جای جای دنیای دیجیتال٬ ریشه دواندند.



شما هم به شباهت بین این دو مقطع تاریخی و دو حوزه طراحی پی بردید٬ درست هست؟


سال ها قبل اعتدال گرایان حوزه طراحی و معماری٬ جنبش طراحی مدرن را پایه گذاری کردند که به منظور اشاعه صداقت و خلوص واقعی٬ روی به محدودسازی آرایش ها٬ تجملات و تزئینات قرن نوزدهمی آورد تا سبک های طراحی را با عصر تولید انبوه٬ همسان کند.


امروزه نیز میلی مشابه برای ترویج خلوص و صداقت را در رویکرد طراحی مسطح حوزه دیجیتال می بینیم که اسکیومورفیسم را پس زده و تزئینات را فدای طراحی ساده تر٬ تمیزتر و متمرکز بر محتوا کرده.


نردبان مقاله ای بلند برای شما تهیه کرده که در اون به سیر تحول تاریخی و ریشه های طراحی خالص پرداخته ایم.


ساغر ( نرم افزار مجموعه اشعار شاعران )
در ادامه این مطلب با ما همراه باشید.





تولد طراحی مدرن



در ٬۱۹۰۸ آدولف لوس معمار برجسته و تاثیر گذار اتریشی٬ کتابی نوشت که عنوان حیرت انگیزی داشت: تزئین و جنایت.


چگونه تعداد بازدید کنندگان وبلاگ یا وبسایت خود را بالا ببریم؟
او بیان کرد که یک تزئینگر در عصر مدرنیسم «یا عقب مانده ای فرهنگی هست یا موضوع یک پژوهش آسیب شناسی.

چنین فردی به شخصه پس از ۳ سال مجبور به برائت جستن از کارهای خویش می شود.

تولیداتش برای امت وقت حال غیر قابل تحمل می شوند٬ و به زودی برای آیندگان نیز.» آدولف لوس حتی با فرموداری برجسته تر فراخوان نمود که: «هر چه معیارهای افراد پایین تر٬ دست و دلبازی اونها در تزئین گری نیز بیشتر.

یافتن زیبایی در فرم (قالب) به جای وابسته کردن اون به تزئینات٬ یگانه هدفی هست که انسان باید در مسیرش بلندپروازی کند.»



چه چیزی جرقه چنین حمله ای به تزئین گرایی را زد؟ برای درک اعتقادات این مرد پیشرو در طراحی مدرن٬ باید ابتدا تصویری از وضعیت طراحی در قرن نوزدهم بکشیم.


ظهور ماشین بخار طلوعی شد برای عصر تولید انبوه ماشینی.

همان طور که منتقد هنری٬ فرانک وایت فورد می نویسد: «ماشین های بخار می توانند تقریبا هر چیزی را سریع تر و منظم تر از دست انسان٬ بسازند٬ ببُرند٬ و صیقل دهند.

تولید ماشینی یعنی قیمت کمتر و سود بیشتر.»



اما در حالی که روش تولید از دستی به ماشینی تغییر کرد٬ سبک و سلیقه طراحی محصول٬ چنین نشد و سنتی باقی ماند.

تقریبا همه محصولات از ساختمان و مبلمان٬ تا پارچه و وسایل غذاخوری٬ زیر لایه ای قطور از تزئینات برنامه داشتند و روح بزرگ رنسانس در اونها جاری بود.

طراحی مسطح

(یک جاقلمی که در نمایشگاه بزرگ ۱۸۵۱ حضور داشت٬ جشنی برای بهترین تولیدات از سرتاسر دنیا.

هستفاده از تجملات در این اثر زیاد هست٬ ولی نه بی قاعده.)



به لحاظ تاریخی٬ دکوراسیون ساخته شده با دست که جزو هنرها و صنایع دستی به شمار می رود٬ گران بوده و نماد ثروت و تجمل گرایی هست.

با ظهور تولید ماشینی٬ امکان تولید بدل های ماشینی این تزئینات اون هم به شکلی ارزان و سریع فراهم شد.

سازندگان به جای تامل و تفکر درباره اینکه چه نوعی از طراحی می تواند برای تولید انبوه مناسب تر باشد٬ بی اندیشه این موقعيت را قاپیدند و شروع به تقلید از سبک های ظراحی تاریخی کردند.



در زمینه هنرهای تزئینی امروزی٬ معمار معروف لو کوربوزیه به صراحت فرموده که اونچه بیش از حد تزئین شده٬ زباله هست و «یک شی تجملی واقعی٬ باید با کیفیت٬ تمیز و دقیق٬ خالص و سالم ساخته شده باشد و سادگی اون کیفیت ساختش را نشان دهد.

ما به صنعت یک بدهی داریم و اون دگرگون کردن این وضع هست: یک بخاری از جنس گچ و فلز همراه با تزئیناتش کمتر از یک بخاری ساده قیمت دارد؛ و در بین الگوهای در هم و بر هم [بخاری اول]٬ ایرادات ریخته گری کمتر قابل تشخیص هستند.»



مونتگومری شولر که منتقد و روزنامه نگاری برجسته بود٬ در محکوم کردن نماهای خارجی شلوغ قرن نوزدهمی می گوید: «اگر لایه رویی نمای این ساختمان ها که رو به خیابان هست را بر دارید٬ در واقع تمام سبک معماری اونها را حذف کرده اید.»
طراحی مسطح
(ساختمان فعلی هارودس در لندن٬ به سال ۱۹۰۵ تکمیل شد و طراح اون چارلز ویلیام هستیفنس بود.

نمای خارجی اون از معماری ویکتورین الهام گرفته شده.)

لوئیس سالیوان ٬ معماری که به "پدر آسمان خراش ها" شهرت دارد٬ خودداری از تزئینات افراطی را با فرمودن این جملات درخواست کرد: «اگر ما باید برای چندین سال هستفاده از تزئینات را کاملا کنار بگذاریم تا ذهنمان بر ساخت بناهایی مناسب و عریان ولی زیبا متمرکز شود٬ [بیایید چنین کنیم٬‌ چون] این در اصل به نفع زیبایی شناسی ساختمان ها تمام خواهد شد.» در زیر نمای یکی از ساختمان های سالیوان را می بینید.

طبقه همکف نمایی تزئينی دارد ولی طبقات بالاتر به طرزی جالب٬ ساده هستند که در تضاد کامل با ساختمان بالایی هست.

طراحی مسطح
(این ساختمان دارای یک طراحی پیشرو نسبت به وقت خود هست.)


در جریان دهه ٬۱۹۲۰ جنبشی تازه در آلمان شکل گرفت که با واژه ای غیرقابل ترجمه شناخته می شود: Sachlichkeit.

این واژه معانی مختلفی از جمله «واقعی٬ حقیقی٬ عملی٬ و عینی» را در خود دارد.

جنبش مورد نظر با نام کامل Neue Sachlichkeit در حوزه طراحی٬ کمال مطلوبی داشت به نام سودمندی (کاربردپذیری) خالص.



در همین راستا معمار آلمانی٬ هرمان ماتسیوس ایده "اضافه کردن کاربردپذیری به سبک طراحی" برای شکل دادن چیزی با نام Maschinenstil یا سبک ماشینی را بیان کرد.

در مثال های ذکر شده توسط او مواردی از این دست را پیدا می کنیم: «ایستگاه های راه آهن٬ سالن های نمایشگاهی٬ پل ها٬ کشتی های بخار٬ و غیره.

در این موارد ما با یک Sachlichkeit شدید و تقریبا علمی روبرو هستیم٬ نوعی پرهیز کامل از تزئین ظاهری٬ و هستفاده از اَشکالی که کاملا وقف اهداف خود شده اند.»



به جای حمله به تزئينات٬ سایر افراد پیشرو در طراحی مدرن بر روی گسترش فرم های وظیفه پذیر و سودمند بر پایه یک شالوده ثابت کار کردند.

در سال ۱۹۳۴ نمایشگاهی به سرپرستی معمار مدرن گرا آقای فیلیپ جانسون در موزه هنرهای مدرن نیویورک انجام شد که نام اون هنر ماشین بود.

تصاویری از قطعات ماشینی مختلف نظیر پروانه هواپیما و عایق های صنعتی در اونجا به نمایش در آمد.

ایده اصلی این بود که زیبایی قالب در اون اشیا که کاملا هم کاربردی بودند٬ برای بازدیدنمايندگان برجسته شود.



برای جنبش طراحی مدرن٬ تزئین چیزی بود غیرضروری.

زیبایی و ظرافت باید فقط از طراحی محتوا به بیرون می تراوید٬ نه از پس لایه ای مصنوعی از جنس تزئینات.

طراحی مسطح
(این قوری چای توسط هستاد زرگری و طراحی صنعتی٬ نائوم اسلاتسکی طراحی شده.

در نمای اون هیچ اثری از تزئینات دیده نمی شود.)


بخش بیشتر قرن بیستم صرف این شد که جنبش مدرنیسم بر افکار چیره شود٬ ولی سر انجام سبک ها و فنون سنتی از رویکردهای نوگرا جا ماندند.

جاناتان وودهام در کتاب خود "طراحی قرن بیستم" ظرافت مدرن را این گونه تعریف می کند: «تمیز و خلوت [است]٬ در قالب اَشکال هندسی [ظاهر می شود]٬ و با هستفاده از مواد مدرن مثل شیشه و فلزات خاکستری [ساخته می گردد]٬ [همه اینها] همراه با سطوحی ساده که توسط مواردی انتزاعی نظیر سایه و نور از هم متمایز شده اند.

استفاده از رنگ اغلب محدود هست٬ تاکید بر روی سفید٬ زرد نزدیک به سفید٬ خاکستری و سیاه هست.» طراحی مدرن می رفت تا اون لایه شلوغ تزئین را کنار زند٬‌ زیرا زیبایی را در ادغام کردن هماهنگ فرم و کارکرد جستجو می کرد.



اشتباه هست اگر بگوییم که جنبش طراحی مدرن به طور کلی با هستفاده از ویژگی ضد-تزئین شناسایی می شود.

سبک های جدید مانند جنبش هنر نو (Art Nouveau) و هنور دکو (Art Deco)٬ می آیند و می روند.

برخی سبک ها مثل سبک آینده گرایی٬ زیبایی تکنولوژیک اغراق آمیز را دنبال می نمايند٬ در حالی که برخی دیگر مثل De Stijl هارمونی را در طیف رنگ و اَشکال محدود می جویند.



این تغییرات ظاهری٬ در سبک هایی مختلف تجلی یافته اند که همگی عضوی از یک جنبش باسابقه اند و کلید واژه اونها بی نیاز بودن از تزئینات هست؛ حرکتی به سوی اَشکال تمیزتر و خلوت تر که در اونها٬ زیبایی در سبک و شکل محتوا نهفته هست٬ نه در تزئین بیرونی اون.


اما برسیم به دو سوال مهم: تزئين دیجیتال چیست و طراحی خالص چه ویژگی هایی دارد؟


تزئینات دیجیتال


اگر تاریخ طراحی مدرن را با تاریخچه کوچک تر طراحی نرم افزار و وب مقایسه کنید٬ شباهت هایی دیده می شود.

به همان شکل که تولید انبوه ماشینی باعث کاربرد بیش از حد تزئينات شد٬ پیشرفت در فناوری های نمایشی و طراحی دیجیتال نیز نتیجه ای داد که همانا هستفاده افراطی از تزئین در رابط کاربری نرم افزار ها و صفحات وب بود.

به خصوص طراحان در سال های اولیه وب دست به اکتشافات عمیقی در این زمینه زدند٬ و از پویانمایی و صدا در کنار عکس ها برای رقم زدن تجربه هایی غنی و اغلب زننده هستفاده نمودند.



سیستم عامل های اولیه ای که از رابط کاربری گرافیکی هستفاده کردند ظاهری بسیار ابتدایی داشتند.

البته معادل های بصری اشیای دنیای واقعی در اونها وجود داشت٬ به عنوان مثال تصاویر پوشه ها برای نمایش محل برنامه گیری فایل ها و نیز دکمه هایی همراه با دستورات برای راهنمایی کاربر به کلیک بر روی اونها.

ولی در کل٬ اونها ظاهری کنترل شده و مسطح داشتند.

در اصل با وجود علاقه طراحان برای ایجاد یک تجربه بصری غنی تر٬ کیفیت پایین نمایشگرها که هنوز سیاه و سفید بودند مانع از پیشروی جدی در این زمینه بود.

طراحی مسطح
(تنها با هستفاده از دو رنگ در طراحی رابط گرافیکی مک او اس٬ اپل موفق به ایجاد بافت٬ عمق میدان٬ دکمه های مختلف٬ و آیکون ها شد.

به راستی محدودیت های تکنولوژیک بیشتر در ظاهر سیستم عامل نقش داشتند تا سبک طراحی.)


اما با تکامل بیشتر تکنولوژی٬ دست طراحان نیز برای غنی کردن ظاهر سیستم عامل ها بازتر شد.

مایکروسافت با ویندوز XP سبکی رنگارنگ معرفی کرد که به نوعی دنیای فیزیکی را تداعی می کرد٬ با تعداد زیادی نور و سایه و سطوح برآمده.

اپل با معرفی OS X از اون هم جلوتر رفت و رابط کاربری مک را صاحب حباب های روشن٬ پنجره هایی شبیه قاب های آلومینیومی و آیکون هایی شبیه زندگی واقعی کرد.



همچنان که زندگی جلو می رفت٬ تراکم عناصر بصری اسکیومورف در سیستم عامل ها رو به فزونی گذاشت.

مایکروسافت به ویندوز٬ ظاهری نیمه شفاف داد در حالی که اپل مدام مواد جدیدی را شبیه سازی می کرد و عناصر اسکیومورفیک بیشتری را به سیستم عامل های موبایل و دسکتاپ خود می اضافه کرد٬ چیزهایی مثل چرم و دوخت٬ افکت ورق زدن کتاب و غیره.

طراحی مسطح
(ویندوز ویستا از تمی خاص بهره می برد که در اون برخی منوها و لبه پنجره ها نیمه شفاف هستند.)


سبک هایی که اشیا و بافت های سطوح واقعی را شبیه سازی می نمايند٬ اسکیومورف هستند که سبکی هست مبتنی بر قرض گرفتن نمادهای دنیای واقعی با هدف اینکه رابط کاربری برای افراد آشنا به نظر برسد.

اما اخیرا طراحان مواردی نظیر هستفاده از بافت کاغذ٬ چرم یا افکت ورق خوردن را زیر سوال برده اند.

این عناصر گرچه به لحاظ بصری باعث غنی شدن رابط کاربری می شوند ولی برای وقت حال عتیقه به نظر می رسند.

عناصری که برای شبیه سازی دنیای خارج هستفاده می شوند در تناقض با پویایی و سلیس بودن رابط کاربری دیجیتال هستند.

طراحی مسطح
(نسخه فعلی تقویم OS X از ظاهری چرمی برخوردار هست٬ همراه با دوخت و لبه های پاره شده کاغذ که به اون ظاهری هر چه واقعی تر می بخشد.)


مایکروسافت با معرفی ویندوز ۸ قدمی شجاعانه در زمینه دور شدن از اینگونه عناصر زائد برداشت٬ تلاشی که پیش تر در نارنجی مفصل به اون اشاره کرده ایم و باعث شد سیستم عامل این شرکت ظاهری کاملا دیجیتال و به بیان دیگر "خالص" پیدا کند.

این عناصر قبلا در ویندوز فون نیز به کار رفته بودند و پرهیز کامل از بافت ها و اشیای دنیای واقعی در اونها مشهود هست.



به جای تزئينات و اشیا٬ ویندوز ۸ بر تایپوگرافی٬‌ هستفاده از فضا و رنگ برای نظم بخشیدن به بوم نقاشی دیجیتال خود هستفاده کرده.

افکت های واقعی و طراحی های زائد کنار رفته اند و تنها محتوا هست که باقی مانده.

همان طور که ماتسیوس ایستگاه های قطار را نمونه ای از سبک ماشینی می دانست٬ طراحان مایکروسافت نیز ایستگاه های مترو و تابلوهای فرودگاهی را الهام بخش رابط کاربری جدید ویندوز دانسته اند٬ رابطی که قبلا مترو نام داشت و حالا مدرن.

طراحی مسطح
(صفحه هستارت ویندوز ۸ به طور جدی از محیط دسکتاپ ویندوز ۷ فاصله گرفته و با هستفاده از کاشی های تخت و چهار گوش به جای آیکون ها٬ یک دستی جالبی را به ارمغان آورده.

کاشی ها فقط انتخابی که از سبک طراحی ناشی شده باشد٬ نیستند.

بلکه کارت هایی برای نمایش اطلاعات مفیدند.)



محیط وب نیز در طول این سال ها تغییری مشابه را به خود دیده.

طراحی های اولیه ی مبتنی بر جداول html و فلش٬ به توسعه دهندگان نظارتی دقیق بر پیکسل پیکسل صفحات وب را می دادند٬ در نتیجه اونها در ایجاد رابط های بصری بسیار غنی شک نمی کردند.

اما با توسعه درک ما از سیالیت قالب جدید و با جدایی از معرفی محتوا توسط ٬CSS طراحی وب نیز مهار شده تر گردید.

قالب های پر از تزئین نمی توانند به آسانی عرض و موقعیت خود را تغییر دهند و در نتیجه طراحان از تصاویر کمتر و طراحی بر مبنای CSS ساده تر هستفاده می نمايند تا ظاهر رابط بصری شان٬ هم سازگارتر شود و هم مدت بیشتری بدون از مد افتادن به حیات ادامه دهد.



آخرین تغییرات به وجود آمده در زمینه طراحی ریسپانسیو (که نردبان نیز از اون برخوردار هست و یک سایت وفق پذیر با نمایشگرهایی در اندازه های مختلف را ارائه می کند)٬ به همراه گرایش جدید طراحان برای شروع و جلو بردن کار از طریق کدها با کنار گذاشتن ویرایشگرهای تصویری مثل فوتوشاپ٬ حتی از قبل هم حرکت به سمت رابط های بصری ساده و متمرکز بر روی محتوا را -که زیبایی خود را از تایپوگرافی٬ فضاهای خالی و رنگ ها گرفته اند (نه از بافت ها و تصاویر تزئينی)- تسریع کرده.


اخیرا نیز اپل که رهبر اسکیومورفیسم به حساب می آمد قدمی به سمت طراحی خالص دیجیتال برداشته و iOS 7 را با زدودن تزئین ها و افکت های قبلی معرفی کرده.

بافت ها٬ افکت های شیشه ای٬ و سایه ها کنار رفته اند و یک رابط کاربری ساده گرا و تقریبا مسطح روی کار آمده که با آیکون های رنگارنگ به همراه سطوح نیمه شفاف٬ خودنمایی می کند.

طراحی مسطح
(در iOS 7 اپل یک فاصله معنادار از سبک طراحی اسکیومورف گرفت.

نگاه کنید که چطور ماشین حساب قدیمی در پی شبیه سازی ماشین حساب فیزیکی بود٬ اما در نسخه جدید دکمه ها تخت و بزرگ شده اند٬ بافت ها بدون افکت هستند و رابط کاربری کاربردی تر شده.)


چیزی که روزهای آغازین جنبش طراحی مدرن را با تغییرات اخیر در حوزه طراحی رابط کاربری و وب گره می زند تمایل برای خلوص هست.

این حرکت دیجیتال به سمت خلوص همان چیزی هست که طراحان و معماران را صد سال قبل از تجمل گرایی دور کرد و درست همان اراده٬ دارد ما را به سمت دنیای دیجیتال تمیزتر٬ یکدست تر و البته سودمندتر هدایت می کند.

اما دقیقا چه چیزی یک طراحی را "خالص" می کند؟



طراحی خالص می خواهد چیزهای جعلی و فوق العاده تزئينی را به درک واصل کند٬ طراحی خالص می خواهد متریال های مختلف را بدون پوشاندن ماسکی از بافت های غیرواقعی هستفاده کند٬ تا نقاط قوت واقعی اونها را نمایش دهد٬ نه اینکه نقاط ضعف شان را بپوشاند.

طراحی خالص می خواهد اون ویژگی هایی را که فقط اضافه شده اند تا کاربر با محیط دیجیتال احساس آشنایی کند یا از دیدن شان فقط لذت ببرد (ولی هیچ کارایی دیگری ندارند) را کنار بزند.

طراحی خالص می خواهد کارکرد و توانایی هر چیز را در بهینه ترین شکل اون به نمایش بگذارد٬ تا به روشی خالص دستی هم در ظرافت داشته باشد٬ ولی تنها از طریق کارآمدی و سودمندی.



در طراحی خالص٬ سبک و سلیقه بی اهمیت نیستند٬ بلکه دیگر از طریق تزئين به ظهور نمی رسند.

در عوض٬ زیبایی قالب هر چیز بستگی به محتوای اون دارد٬ این گونه هست که "سبک" نتیجه طبیعی یک راهکار خلاقانه می شود نه نتیجه سلیقه خالی.


طراحی مسطح

مثلا ظاهر کلاهک این لامپ قدیمی مسئله ای بود که حین ساخت در رده دوم اهمیت برنامه داشت٬ ولی جزئی از نمای اون به شمار می رفت.

شکلی ساده و فاقد تزئین که حسی بی تکلف را به کل دستگاه می دهد٬ درست مثل مدل های اولیه رنج روور که اعتبارشان را از طراحی خاص بر پایه یک ایده فنی زیرکانه به دست می آوردند و نه از بابت طراحی اغوا نماينده برای جذب مشتریان.



در طراحی دیجیتال٬ خالص بودن به معنای چند چیز هست که می توان اونها را در بندهای زیر آورد:

به آغوش کشیدن ظاهر دیجیتال.
بر روی نمایشگر یک کامپیوتر٬ مجبور نیستید بافت هایی نظیر فلز٬ چوب یا چرم را شبیه سازی کنید.

اونها متریال سازنده رابط کاربری دیجیتال نیستند٬ بنابراین چنین کاری منطقی نیست.

البته این مورد به معنای اون هم نیست که طراحی باید تنها دارای رنگ های پس زمینه ساده باشد.

بلکه به این معنی هست که نباید سعی در تقلید دنیای بیرون یا محصور شدن در بافت های طبیعی داشت.



پس زدن اسکیومورفیسم.
یک کتاب دیجیتال نیازی ندارد شبیه کاغذ فیزیکی به نظر برسد و موقع حرکت بین محتوای اون٬ افکت ورق زدن وجود داشته باشد.

یک یادداشت دیجیتال هم نیازی ندارد شبیه دفترچه یادداشت واقعی با جلد چرمی٬ گوشه های پاره شده و فونتی شبیه دست خط به نظر برسد.

البته اسکیومورفیسم همیشه هم بد نیست٬ اما اغلب قیود غیرضروری را به رابط کاربری تحمیل می کند.

برای مثال٬ کاغذ یادداشت شیئی هست ساکن و یک وجهی٬ ولی رابط کاربری مجبور نیست چنین باشد؛ پس به یاد بسپارید که تا وقتی رابط کاربری مجبور به تبعیت از اشیای دنیای بیرون باشد٬ چاره ای جز پایبندی به قیود فیزیکی دنیای واقعی هم ندارد.



پایه گذاری سبک طراحی با "تمرکز بر محتوا".
به جای متوقف ماندن روی ظاهر و تزئين افراطی اون٬ بهتر هست بر محتوا تمرکز کنید.

شاید فکر کنید که این یادآوری خیلی کلیشه ای هست٬‌ بیایید طور دیگری به قضیه نگاه کنیم.

تا به حال شده که تم های حاضری روی یک سایت دیده باشید؟ تم ها همیشه بر مبنای یک سری متن الکی (جا پر کن) ساخته می شوند و بنابراین در ذاتشان هست که هرگز نماینده ای کامل برای محتوایی که آخر سر روی سایت برنامه می گیرد٬‌ نباشند.

ساختن تم ها با متن های الکی٬ طراح را به این مسیر هل می دهد که بر روی ظاهر و جایگذاری محتوا متمرکز شود٬ نه بر روی بروز خود محتوا٬ زیرا هنوز محتوایی نیست که بشود به اون پرداخت.

تنها وقتی می شود به شکل واقعی کارکرد را در قالب فرم جاری کرد٬ که با محتوای واقعی کار کنید.


دو سوال مهم به وجود می آید: فرق مینیمالیسم و کارکردگرایی چیست و چرا طراحی خالص اهمیت دارد؟



مینیمالیسم یک سبک هست٬ طراحی خالص یک مجموعه از قواعد


نوعی از طراحی که در اون زیبایی در بستر وظیفه گرایی متجلی شود با سبک طراحی مینیمال فرق دارد.

در اولی طراح با حذف تزئين ها می کوشد درک محصول را آسان تر کند٬ تا عملکرد اون نیز بهبود یابد و از تمام ظرفیت مدیوم خود هستفاده کند. اما در دومی تلاش برای یافتن یک زیبایی مینیمال هست٬ طوری که به هر شیء حال و هوایی ساده و تمیز داده شود.

بنابراین اولی یکی از قواعد اصلی طراحی هست و دومی یک انتخاب مربوط به سبک.

طراحی مسطح
(کیت طراحی تم Flat UI از Designmodo یک تجلی خوب از حرکت به سمت طراحی خالص هست.

ولی در زمینه سبک طراحی اون٬ "مسطح بودن" یک انتخاب هست٬ نه یک ضرورت.)



این اشتباه خواهد بود که طراحی مینیمال را به شکلی دقیق و به عنوان یک سبک، روی یک رابط کاربری اعمال کنید اون هم با این امید که اینترفیسش ساده تر و به لحاظ دیجیتالی خالص تر شود.

برای مثال، حذف کردن بی رحمانه مواردی نظیر سایه ها، رنگ ها٬ و پس زمینه های متنوع لزوما هستفاده از رابط کاربری را ساده تر نمی کند.

بلکه در برخی موارد٬ با تضعیف سلسله مراتب و تمرکزی که با کمک سایه ها و رنگ های پس زمینه ایجاد شده بود٬ درست بر عکس عمل می کند!

طراحی مسطح
(اینترفیس Outlook 2013 به روز شد تا با رابط کاربری ویندوز ۸ همخوانی پیدا کند.

اما با مسطح شدن اون٬ همه محتواها و منوها در قالب یک صفحه تخت سفید٬ یکپارچه شدند.

چیزی که به درهم ریختگی انجامید.)


در کتاب قوانین سادگی٬ جان مائدا می نویسد: «آسان ترین راه برای رسیدن به سادگی٬ "کاستن همراه با تفکر" هست.

وقتی در شک هستید٬ فقط حذف کنید.

ولی حواستان هم باشد که چه چیزی را حذف می کنید.» این هشدار آخر مهم هست.



حذف کردن چیزها اغلب به ساده سازی می انجامد٬ زیرا کاربر با چیزهای کمتری سر و کار دارد.

ولی حذف کردن عناصر بصری که به روان به کاربر کمک می نمايند تا رابط نرم افزاری را تحلیل کند٬ (یعنی مواردی مثل عناصر گرافیکی که آیتم ها را گروه بندی می نمايند٬ دکمه ها و برچسب ها را متمایز می نمايند و سایر چیزها را برجسته می نمایند) می تواند دقیقا به خلاف اون چیزی که باید باشد تبدیل شود و زحمت کاربر را اضافه کند.

بنابراین٬ به جای اینکه طراجی تنها توسط سبک هدایت شود٬ باید توسط قواعد مسیر خود را پیدا کند.



چرا طراحی خالص اهمیت دارد؟


اپلیکیشن Rise برای iOS یک مثال عالی برای طراحی خالص دیجیتال هست.

زنگ بیدار باش ساعت از اون قبیل مسائلی هست که مدت ها هست حل شده ولی شرکت Simplebots تصمیم گرفت این مفهوم را از صفر مورد بررسی برنامه دهد و اینترفیس را طوری بازبینی کند که محتوای خالص دیجیتال٬ در صدر اون باشد.

طراحی مسطح
اینترفیس Rise در واقع متشکل از صفحه ای لغزنده هست با یک "رنگ پس زمینه متغیر" که بر حسب ساعت تنظیم شده برای زنگ بیدار باش٬ "رنگ آسمان" را منعکس می کند.

هیچ تلاشی برای شبیه سازی یک ساعت فیزیکی یا بافت های واقعی نشده.

در عوض٬ طراحان بوم نقاشی دیجیتال را به آغوش کشیده اند و تجربه ای ایجاد شده که از صفر در قالب این مدیوم پایه ریزی شده.

این طراحی نوآورانه نه فقط یک تجربه کاربری جذاب را رقم می زند بلکه حتی جایگاه این اپلیکیشن را در بین رقبای خود بالا می برد.



ایجاد اینترفیسی مثل Rise تنها وقتی میسر می شود که شما با مشکلات طراحی٬ فقط در بوم نقاشی دیجیتال گلاویز شوید٬ و به دنبال ترجمه راهکارهای دنیای بیرون نروید.


نمایشگرهای دیجیتال امکان ایجاد قالب های انتزاعی٬ پویانمایی٬ رنگ های روشن و سایه های یک نواخت را می دهند.

لازم نیست محدود به یک جعبه رنگ فیزیکی یا نماهای ثابت شوید٬ و البته از اون سوی بام هم نیفتید و به اسکیومورفیسم روی نیاورید.

با دریافتن اینکه چطور با کمک پیکسل ها بهترین تصویر را از محتوای مورد نظر ترسیم کنید٬ قادر خواهید بود به راهکارهایی ساده تر٬ رابط های نرم افزاری نوآورانه تر٬ و طراجی هایی که تجربه کاربری بهتری را رقم می زنند برسید٬ طوری که کاربرد با خیره شدن به نمایشگر٬ احساس کند در خانه هست و نه در دنیایی عتقیه٬ که در دنیایی با آجرهای دیجیتال.



طراحی موسوم به "مسطح" که اخیرا فراگیر شده شاید تنها یک روند باشد ولی در عین حال ظهور طراحی خالص نیز هست٬ اشتیاقی به محدود کردن تزئین های مصنوعی و تمرکز بر خود محتوا.




فرآیندهای تکنولوژیک٬ گاه مثل تولید ماشینی انبوه در قرن ۱۹ میلادی منجر به افراط در زیباسازی بیش از حد می شوند.

در سال های اولیه طراحی وب و نرم افزار نیز پیشرفت فناوری های نمایشی و طراحی٬ منجر به ایجاد چنین وضعی شده بود.

ولی پیشگامان مدرنیسم به مرور تجمل گرایی افراطی را کنار زدند٬ زیرا اونها زیبایی را در کارکرد مفید و راحت یافتند.

افراط های امروزی در حوزه نرم افزار نیز به واسطه جریان باثباتی به نام طراحی خالص٬ کنار خواهد رفت.




Smashingmagazine

2:

بخش بیشتر طراحی iOS 7 به دلایل واضحی شکل گرفته، مثلا: سیستم عامل کاملا تاریخ گذشته به نظر می رسید و چیزهای بیهوده زیادی در اون متراکم شده بود، پس باید تغییری شگرف صورت می گرفت.

در ضمن اپل مشخصا عاشق متمایز کردن طراحی های جدید از قدیم هست و به اون اعتقاد دارد٬ پس این رویه ای آشنا بود.

اما جدای از دلایل زیبایی شناختی٬ طراحی iOS 7 دستاوردهای مفید دفاعی هم داشته٬ موضوعی که پرداختن به اون می تواند جنبه تجاری طراحی را برای علاقمندان باز کند.


از وقت معرفی این پلتفرم در سال ۲۰۰۷ افراد مختلفی٬ وقت و پول زیادی را صرف تقلید از رابط کاربری اون کرده اند.

خیلی ها سامسونگ را بزرگترین مهاجم می دانند ولی موضوع فقط این شرکت نیست و گستردگی ماجرا بیشتر هست: امروزه تقریبا تمام تلفن های هوشمند و تبلت ها بخش هایی از طراحی رابط قدیمی iOS را در خود دارند.

بعضی بیشتر٬ بعضی کمتر.

تقلید از iOS حتی به طور گسترده ای طراحی وب٬ به خصوص طراحی وبلاگ هایی را که می کوشند شبیه اپلیکیشن های iOS باشند٬ تحت تاثیر برنامه داده.



بخش بزرگی از صنایع تکنولوژیک از چهره iOS تقلید و با اون درآمدزایی کرده اند طوری که اکنون سپس ۶ سال٬ iOS برای خیلی افراد دیگر نه خاص به نظر می رسد٬ نه منحصر به فرد یا اعلا: بلکه در عوض شبیه بقیه هست.

بنابراین اپل نیاز داشت همه زوائد را بتکاند تا بتواند حس اعلا بودن را دوباره در پلتفرم خود ایجاد نماید.



از وقت WWDC به این طرف اکثر تقلیدهایی که از iOS قدیمی صورت گرفته اند٬ به نظر باستانی و کهنه می آیند.

و کمی دیگر که بگذرد٬ منسوخ هم خواهند شد.

اکثر تقلید ها باید دوباره از نو انجام شوند یا ز کل عوض شوند تا معاصر به نظر برسند.

حال پرسش این هست: اگر مقلدین بخواهند از iOS 7 هم کپی بردای نمايند چه؟



شاید اپل تعدادی پتنت درباره طراحی و طرز کار iOS 7 ثبت کرده باشد اما این مانع از تقلید نخواهد شد٬ هر چند می تواند هزینه این کار را افزایش دهد.

هر تلاشی برای کپی از رابط کاربری جدید٬ ابری سنگین از احتمال دعاوی قضایی را بالای سر تقلیدنمايندگان برنامه می دهد.



اما می رسیم به جای هوشمندانه کار.

کپی کردن از iOS 7 برای سخت افزارهای ارزان٬ مشکلی بزرگ خواهد بود.

تصاویر متحرک٬ پویا و پرتحرک iOS 7 نیازمند توان گرافیکی بالا هستند و البته GPU هایی که به خوبی بهینه شده باشند٬ و API های انیمیشنی سطح بالا را هم فراموش نکنید.

این موضوع بیش از هر چیز مقلدین حوزه وب را تحت فشار برنامه می دهد٬ زیرا مرورگرها با افکت های نیمه شفاف سازگاری خوبی ندارند.



ولی رابط گرافیکی iOS 7 برای شرکت های متکی به اندروید هم مشکل ساز هست: در حالی که دستگاه های اندرویدی رده بالا در زمینه قدرت گرافیکی همپای آیفون و آیپد هستند٬ ولی اکثر محصولات اندرویدی در حال فروش٬ نه رده بالا هستند و نه از لحاظ سخت افزار به روز.

این شکاف در زمینه تبلت ها عمیق تر می شود٬ و حتی بسیاری تبلت های رده بالا نیز گرافیک های غیربهینه ای دارند.

در نتیجه شرکت ها یا باید به تقلید از iOS 7 برای دستگاه های رده بالای خود اکتفا نمايند٬ که در این صورت رابط کاربری دستگاه های ارزان شان از اون عقب خواهد ماند و روی فروش تاثیر می گذارد؛ یا باید کلا دور تقلید را خط بکشند؛ یا باید دستگاه های میان رده و رده پایین خود را هم به سخت افزار قویتر مجهز نمايند که روی قیمت تاثیر می گذارد.

طراحی مسطح

نکته بعدی اینکه٬ اپل با طراحی جدید و هستفاده زیاد از خطوطی با کلفتی ۱ پیکسل بر روی نمایشگر رتینا٬ حتی به فناوری نمایشگر مورد هستفاده در دستگاه های اندرویدی هم حمله کرده.

بسیاری دستگاه های اندرویدی از نمایشگرهایی با تراکم پیکسل بالا -حتی بالاتر از نمایشگر رتینا- هستفاده می نمايند ولی این پیشی گرفتن از اپل٬ در اینجا به ضررشان تمام شده زیرا اونقدر چگالی پیکسل بالا هست که هستفاده از خطوطی با ضخامت ۱ پیکسل را در عمل غیرکارا می کند.

خیلی از محصولات سامسونگ نیز از چینش PenTile هستفاده می نمايند که در رندر کردن متون و خطوط ضعف بارزی دارد.





چشم اندازی که شکل می گیرد واضح هست: رابط کاربری iOS 7 از برخی نقاط قوت اپل بهره می برد و تلاش برای تقلید از اون٬ با توجه به دست گذاشتن روی نقاط ضعف اندروید از سوی هستراتژیست های اپل٬ ممکن نخواهد بود.


iOS 7 همچنین برای فریم ورک های بین پلتفرمی نیز مشکل ساز خواهد بود.

پیش فرض های وضع شده برای توسعه نرم افزارهای iOS با قواعد طراحی برای سایر پلتفرم ها فرق کرده و در نتیجه هر طراحی رابط کاربری که بخواهد بر پايه اشتراکات iOS 7 و سایر پلتفرم ها شکل بگیرد٬ از مد افتاده خواهد شد زیرا تغییرات iOS رادیکال بوده.



پیام اپل برای توسعه دهندگان در جریان کنفرانس سال ۲۰۱۳ این شرکت٬ واضح بود: iOS خوب جلو می رود٬ و از نظر این شرکت بهترین پلتفرم برای توسعه اپلیکیشن هست.

پس چرا توسعه دهنده به سراغ سایر پلتفرم ها برود؟



در عین حال طراحی جدید باعث خواهد شد بسیاری توسعه دهندگان برنامه های خود برای ارائه اپ در پاییز را تعلیق نمايند زیرا همه باید مشغول کار بر روی به روز رسانی طراحی اونها شوند.

گروه هایی که بخواهند متوجه توسعه برنامه برای سایر پلتفرم ها بشوند نیز ممکن هست از iOS 7 جا بمانند و سهم خود را از دست دهند.



اپل حرکتی جدی انجام داده٬‌ اون هم در یکی از زمینه هایی که هنوز قدرت ویژه خود را دارد٬ البته این حرکت بی اشکال هم نبوده٬ پس باید دید در عمل چه اتفاقی خواهد افتاد.

آیا اسبی که اپل روی اون شرط بسته٬ اول از خط پایان عبور خواهد کرد؟

Marco

3:

در اینجا می خواهیم به مقایسه ای بپردازیم که آقای مت گمول (Matt Gemmell) بین برخی جنبه های رابط کاربری iOS 6 و iOS 7 انجام داده.

او می نویسد: «تنها غافلگیری برای من این بود که دیگران [از تغییرات زیاد] غافلگیر شده بودند.

چون این تغییری در زمینه زیبایی شناسی هست که مدت ها منتظرش بودیم.»


در حالی که بیشتر شرکت ها به سمت رابط کاربری غیر تزئینی رفته بودند، (شاید فقط برای متفاوت بودن)، ولی آی او اس ریشه در جای دیگری دوانده بود.

نواحی مختلف نمایشگر با هستفاده از افکت های سه بعدی نظیر شیشه و سایه، و البته شبیه سازی اشیای دنیای بیرون، پر و زمخت شده بودند.



اما چرا اون وضع قابل دوام نبود؟ زیرا کاربران امروزی چندی هست که بالغ شده اند، نیازی نیست کسی دستشان را بگیرد و بگوید اینجا را کلیک کن، اونجا را لمس کن.

تعامل دو سویه بین "پلتفرم و کاربر" موضوعی هست از جنس "دعوت کردن و پذیرفتن"، اما راهنمایی های فیزیکی که با هستفاده از اسکیومورفیسم انجام می گرفتند، فقط یکی از راه های دعوت بودند، نه تنها راه.



آی او اس 7 را باید آی او اسی دانست برای یک مصرف نماينده بالغ تر که می داند سطوح دیجیتال، تعاملی هستند.

چنین فردی نمی خواهد هیچ مانعی (به خصوص تزئین های غلو شده) بر سر راه دستیابی به محتواها وجود داشته باشد.



کاربردپذیری اصلی آی او اس با نسخه 7 تفاوتی نکرده.

هنوز اون را مثل گذشته هستفاده می کنید، و همه چیز تقریبا همان جایی هست که انتظار دارید.

جسچرها هم مثل قبل کار می نمايند، اما هموقت اینجا و اونجا، تفاوت هایی به وجود آمده.

با یک به روز رسانی بزرگ در زمینه ظرافت و زیبایی سیستم عامل طرف هستیم.



در ادامه مطلب به بررسی تغییرات در زمینه زبان طراحی آی او اس 7 پرداخته ایم.

با نردبان همراه باشید.



رنگ ها در مقابل مرز بندی ها

iOS 7 ممکن هست مثل قدیم کار کند ولی کاملا چهره جدیدی دارد.

تغییرات را می توان در قالب اپلیکیشن Contacts با iOS 6 مقایسه کرد، بیبنیم اطلاعات تماس چگونه شده اند.


طراحی مسطح

می بینید که iOS 7 از مرزبندی ها رها هست و در عوض برای نشان دادن ویژگی های تعاملی خود بر رنگ ها، و برای سامان دادن به اطلاعات بر جدانماينده ها (خطوط) تمرکز دارد.

کنترل ها حالت تلویحی و ضمنی دارند، و مبتنی بر طراحی مرجع آیکون ها یا برچسب ها هستند.

جایگذاری شان در صفحه خوب هست و انرژی بصری خود را از طریق یک رنگ خاص منتقل می نمايند (این رنگ های خاص از اپ به اپ فرق می نمايند؛ آبی در اپلیکیشن Contacts و برخی دیگر از اپ ها، قرمز در Music، و زرد در Notes).

آیکون ها حالت ساده خطی دارند و به نظر می رسد روندی برای حذف کردن تیتر در اپلیکیشن ها (در اینجا Info) هم در جریان باشد.



به نظر می رسد خوانایی و ملایم بودن فونت ها، تاثیری جدی از ویندوز فون گرفته باشند، یعنی بده بستان رنگ در پیش زمینه، همراه با پس زمینه ای یک دست.

بعضی افراد از این گله می نمايند که فونت به کار رفته در آی او اس 7 خیلی باریک هست و زیر نور شدید ناخوانا خواهد بود، (می توانید اون را کلفت تر کنید یا حتی اندازه فونت در اپلیکیشن هایی که از این امکان پشتیبانی می نمايند را افزایش دهید)، ولی نمایشگر رتینا اطمینان حاصل می کند که همه چیز زنده، خوانا و واضح باشد.



البته که شفافیت اضافه کردنی نیست، بلکه نتیجه حذف کردن موانع بصری هست.

برای iOS 7، این بقایای "عمق مصنوعی" با افکت شیشه ای بود که باید حذف می شد تا شفافیت حاصل آید.



مسطح بودن

iOS 7 مسطح نیست.

سایه هایی لطیف، افکت هایی با نورپردازی، و حتی افکت جدید "اختلاف منظر یا پارالاکس" همه این را نشان می دهند.

البته قطعا این نسخه از آی او اس مسطح تر از نسخه 6 هست، ولی نه کاملا دو بعدی و تخت.




روش کار اپل این نیست که هدفی مثل "بیایید مسطحش کنیم" تعیین کند.

این حرف ناشیانه ای هست زیرا مسطح بودن به خودی خود، پایه و پايه ی هم راستا و مترادف با تجربه کاربری مشتریان ندارد؛ مسطح بودن تنها می تواند یک تدبیر بصری باشد که کیفیتی مطلوب را ارائه می کند، ولی هدف نهایی نیست.



در آی او اس 7، هدف این بوده: تاکید بر روی محتوا، نه مدیوم.



(در توضیح مدیوم: سینما یک مدیوم هست، تئاتر هم همین طور.

در این مطلب هم رابط کاربری و محیط سیستم عامل یک مدیوم هست؛ منظور از مدیوم "واسط، یا میانجی برای انتقال" هست.)


در آی او اس 7، اپلیکیشن ها به لحاظ زیبایی شناسی و مفهومی فقط واسطی برای انتقال محتوا هستند، با تزئین هایی صرفا برای روشن کردن نوع کاربردپذیری و اطلاع رسانی شان.

بگذارید این طور بیان کنیم: یک جدول نوعی وسیله کنترلی نیست، بلکه فهرستی از چیزهای مختلف هست.

در آی او اس 7 نیز بیشتر شاهد جداول هستیم و تمرکز بر روی کارکرد هست، نه قالب و فرم.



به عنوان مثال عملکرد اپلیکیشن Messages را با مشابه اش در iOS 6 مقایسه می کنیم.



طراحی مسطح


ممکن هست درباره رنگ های نسخه قدیم نظری مبهم داشته باشیم ولی به محض مقایسه در کنار طراحی جدید، سنگینی محض و گول زنک بودن حباب ها، لبه ها و درخشندگی اونها در آی او اس 6، کاملا آشکار می شود.

نوار ناوبری در بالای اپلیکیشن قدیمی مثل سنگ بالای درب ورود ساختمان ها هست، اخم در هم کشیده و وصله ناجور.



تفاوت ها در سبک و سلیقه طراحان، وقتی یک تماس تلفنی دریافت کنید، واضح تر هم خواهد شد.



طراحی مسطح


لبه های دکمه ها، گوشی های تلفن دستی، سایه ها، براق بودن ها، انعکاس های داخل دکمه ها، و در نهایت خطوط کلفت و نچسب پیرامون اونها را نگاه کنید.

کروم در آی او اس 6 تقریبا 60% سطح نمایشگر را می بلعد، و آشکار شدن یک هشدار یا آگاه سازی یا تماس نیز درست همین طور.

اما در آی او اس 7 شما عکس تماس گیرنده را بهتر می بینید، کادر و محتوای داخل اون بیشتر شبیه یک نمایش آرام نماينده اند، به دور از سنگینی دریافت یک تماس.

محیط جدید، روکشی یادگارپرستانه و ادای دینی به گوشی تلفن نیست، بلکه تنها قالبی برای ارائه محتوا هست، همراه با چند انتخاب برای تعامل با تماس دریافت شده.



درباره تغییرات به یک جنبه مهم دیگر هم می توان اشاره کرد: بالاخره یک نفر چشم بندها را باز کرده و روشنایی به درون آمده.



روشنایی و سبکی

آی او اس 7 از نظر رنگ آمیزی بسیار بسیار روشن تر هست، و از همین رو وزن بصری اون هم پایین تر هست.

فضاهای سفید در همه جا هستند تا کاربر آزادانه تنفس کند.

هستفاده از اونها به یکپارچه سازی و حذف عناصر ناهمسان رابط کاربری قبلی نیز کمک کرده.

احساس کلی، روشنی و باز بودن هست. وسعت تغییر و ثبات هستفاده از اون وقتی بیشتر آشکار می شود که از دور به کلیت کار بنگریم.

در اینجا مجموعه ای از اپلیکیشن های اصلی آی او اس 6 را می بینید:


طراحی مسطح


و در زیر هم عکس خانوادگی اپلیکیشن های اصلی آی او اس 7 را می آوریم که از اسکرین شات های ارائه شده توسط اپل هستخراج شده اند:

طراحی مسطح


قاعدتا روشن شدن فضا در مجموعه دوم واضح هست، البته در مقایسه با اولی.

وقتی اونها را کنار هم برنامه دهیم، این تفاوت بیشتر هم می شود:


طراحی مسطح


به خصوص وقتی که با پیکسل-پیکسل کردن تصاویر از پیچیدگی رنگ ها بکاهیم، دیگر جایی برای نادیده گرفتن قضیه باقی نمی ماند:

طراحی مسطح


رنگ های تیره و تار در نیمه زمین iOS 6، با سفید و آبی روشن iOS 7 جایگزین شده اند.

در آی او اس 6 شما سبک های بصری مختلفی را داشتید ولی حالا در آی او اس 7 فقط دو سبک یافت می شود: اولی سبک کاغذی هست که روشن و سرزنده در حدود 75 اپلیکیشن ها حضور دارد، و دومی سبک تیره که برای باقی اپها مثل قطب نما، سهام، و ماشین حساب به کار رفته.



متاسفانه پوشش خبرها خیلی روی صفحه Home آی او اس 7 متمرکز شده ولی "اصل هستفاده روزانه کاربران، محیط داخلی اپلیکیشن ها هست." جایی که پیش تر شبیه لانه کبوتری تاریک با سقف کوتاه بود، حالا تبدیل شده به خانه ای با پنجره هایی قدی، نورگیرهایی در سقف، و سطوحی تمیز و ساده. آیا هنوز فکر می کنید این یک بهبود بزرگ در محیط کاربری آی او اس نیست؟

صفحه خانگی

بخشی که بیشتر نظرات را به خودش جلب کرده، صفحه خانگی هست، و مشخصا آیکون های جدید.

اینجا مشهورترین و توی چشم ترین قسمت سیستم عامل و حتی دستگاه های اپل را داریم، ولی باید فرمود که واژه "خانه" برای اون اسم غلطی هست: بیشتر شبیه یک لانچر (سکوی پرتاب) هست، نه جایی که -مثل خانه- وقت زیاد و محسوسی را در اون بگذرانید.

هر از گاهی به اون سر می زنید ولی برنامه نیست محو تماشای اش شوید.



صفحه خانگی و آیکون برنامه های اصلی (ساخت اپل)، بسیار درخشان تر و البته ساده تر از قبل هستند.

هر چند در نگاه اول از روی اسکرین شات ها ممکن هست متوجه نشوید ولی آیکون های جدید، فضای کمتری را نسبت به آیکون های آی او اس 6 اشغال کرده اند و چند پیکسلی کوچکتر شده اند.



طراحی مسطح
حاشیه بالایی که درست در زیر نوار وضعیت برنامه دارد کاهش یافته تا جای بیشتری برای آیکون ها خالی شود، فونت زیر هر آیکون هم بزرگتر شده، و محیط طاقچه مانند پایین یا همان dock حالا فقط یک صفحه با افکت شیشه مات هست.

قربانی کردن مرزها و خطوط برای جولان دادن به محتوای درون کادر آیکون ها نیز واضح هست: محتوای فعلی در مقایسه با آی او اس 6، % بیشتری از مساحت هر آیکون را اشغال کرده و طرح ها و نشانه ها خودنمایی بیشتری می نمايند.



البته برخی افراد معتقد هستند که این یک ایراد به حساب می آید و محتواهایی نظیر آیکون اپ هستور خیلی بزرگ شده اند؛ به نظر می رسد نه به کوچکی آیکون ها در آی او اس 6، نه به بزرگی نسخه جدید، چیزی بینابین می توانست بهتر باشد.



چند ایراد دیگر هم می شود گرفت، گردیِ گوشه مربع ها را با آی او اس 6 مقایسه کنید، انگار شعاع خمیدگی بیشتر شده، وزن محتوا در برخی آیکون ها هم متناسب نیست، همچنین شیب رنگ برخی آیکون ها با بقیه جور نیست، کنتراست پس زمینه برخی دیگر هم نامناسب هست.

برخی آیکون ها مثل Notes و Reminders نیز بیش از حد خالی و خشک هستند.



اما این ایرادات قابل رفع و تا حدی سلیقه ای هستند.

شاید اگر بازطراحی زیر که توسط آقای لئو دراپیو (از کارمندان اسبق اپل) صورت گرفته را به تماشا بنشینیم ایده ای درباره ایرادات وارده پیدا کنیم.



طراحی مسطح


البته نمی توان نظر قطعی داد، چون معلوم نیست پسندیدن طراحی آقای دراپیو به خاطر شباهت بیشتر اون به معیارهای آی او اس 6 هست که از مدت ها قبل به اون عادت داریم، یا به خاطر اینکه در ذات خود طرح بهتر و کاربردی تری هست.



آیکون های جدید آی او اس 7 متمایز و قابل شناسایی هستند، ولی نه پر هرج و مرج.

همان طور که قبلا در نارنجی اشاره کردیم تغییرات در آیکون ها تا وقت عرضه نهایی ادامه خواهد داشت، در اصل به نظر می رسد این بخش کمترین توجه را به خود دیده و اولویت اصلی طراحان برای رساندن آی او اس 7 بتا 1، بر روی محیط داخلی اپلیکیشن ها بوده که خیلی پخته تر و کامل تر از صفحه خانگی هستند.



اولویت اول، محتوا

آی او اس 7 آمده تا هرج و مرج و در هم ریختگی یکی از محبوب ترین و کاربردی ترین سیستم عامل های موبایل دنیا را پایان دهد.

یعنی دور شدن از عناصر مصنوعی و بازگشت به ماهیت هر چیز. این نسخه از سیستم عامل نشانگر یک دید و تصور شفاف هست، و میل به اتخاذ روش و سبک طراحی ساده را نشان می دهد.



تزئین های بی موردی مثل افکت انعکاسی شیشه، لبه های افقی یا عمودی پخ، سایه ها و خطوط حاشیه ای، همه و همه دفن شده اند.

اینها عناصری بودند حاضر در مناطقی که از لحاظ بصری مرده به حساب می آیند، لذا حضورشان باعث تنش دیداری می شد، نه القای آرامش.

اما حالا وزن بیش از حدی که باعث خفگی می شد، جای خود را به هوای تازه برای تنفس داده.



آی او اس جدید برای محیطی جدید و کاربرانی که بالغ اند طراحی شده: کاربرانی که سادگی را اون طور که جانی آیو به اون اعتقاد دارد می پسندند و دیگر چیزی مبتذل مثل آشنا بودن (یعنی شبیه سازی دنیای بیرون در درون) یا یکنواختی را به خودی خود بر نمی تابند، بلکه تمرکز و شفافیت را دوست دارند.



این روزها در زمینه تجربه کاربری، تاکیدی بیش از حد و غیر مفید بر روی همسانی و آشنا بودن رابط های بصری را شاهد هستیم.

ولی افراد با هم فرق دارند و تنوع خوب هست.

آدم ها نه تنها بر پايه تجربه و دلیل به رابط کاربری واکش نشان می دهند، بلکه احساس و بینش نیز در این میان دخیل هست.



بسیاری از رابط های کاربری بلافاصله از جعبه ابزارشان چیزهایی مثل شبیه سازی دنیای خارج را بیرون می آورند و نه تنها کاربران که طراحان را هم در ژاکت ویژه دیوانگاه خِفت می نمايند تا به زور شناختی از محیط را به خوردشان دهند.

طراحان خیلی زود فراموش می نمايند که مهم ترین چیز برای امت رسیدن به اهداف شان هست: یعنی انجام کارها و دریافت محتوا.

در نتیجه بهتر هست طراحان روی چیزی تمرکز نمايند که واقعا مهم هست، نه اینکه همچنان به شعبده های بصری و افکت های مصنوعی به عنوان سنت های طراحی پابند باشند.



فلسفه اپل -و نابغه طراحی اش آیو- همیشه این بوده که تکنولوژی ها، روال های فرهنگی و خواسته های کاربران، را غربال کند و به ازای هر یک چیزی که نگه می دارد، صد چیز بی مورد را کنار بگذارد.

ما به چیزهایی اهمیت می دهیم که دستگاه های مان در انجام اونها به ما کمک می نمايند، و البته اینکه چطور زندگی مان را غنی تر می نمايند.



iOS 7 سالخورده شدن و پوست انداختن یک رابط کاربری را نشان می دهد که طراحان جدیدش می دانند "کاربران و کل این صنعت، چندی هست بالغ شده اند."

Mattgemmell


50 out of 100 based on 35 user ratings 460 reviews

@