شاهکارِ بی تکرار استاد فامیتو ادا ؛ Shadow of the Colossus


شاهکارِ بی تکرار استاد فامیتو ادا ؛ Shadow of the Colossus



شاهکارِ بی تکرار استاد فامیتو ادا ؛ Shadow of the Colossus
شاهکارِ بی تکرار استاد فامیتو ادا ؛ Shadow of the Colossus

خدمت دوستان خوب هم میهنی عرض ارادت دارم


ابتدا قبل از هر چیز میخوام از تمامی دوستانی ک میخوان این مقاله رو بخونن خواهش کنم تا این آهنگ رو دانلود کنند بشدت تاثیرگذاره در انتقال احساسات بنده به مخاطب !! سپاسگذارم
prologue
این آهنگ ، آهنگ آغازین و دموی بازی هست جایی ک در حین پخش این آهنگ، واندر (شخصیت اصلی بازی) رو نشون میده ک سوار بر اگرو(اسبش) ب همراه پیکر بی جان دخترکی ب اسم مونو(معشوقه اش) از میان کوهها و دشت ها و جنگلها ب سوی مقصد نهایی یعنی سرزمین ممنوعه رهسپار هستند


بیوگرافی کارکترهای بازی:
شاهکارِ بی تکرار استاد فامیتو ادا ؛ Shadow of the Colossus

واندر:
شاهکارِ بی تکرار استاد فامیتو ادا ؛ Shadow of the Colossus
او برای به دست آوردن مونو هرکاری میکند....
به راستی او کیست؟جوانی که انگار هدفی بسیار بزرگ در دل دارد و برای رسیدن به همدم خود هر کاری را حاضر است انجام دهد ولی انگار اصلا حسی از انتقام در وجود او نیست،بسیار آرام و خونسرد است و در نبردهایش نیز اصلا ادعایی ندارد و مثل قهرمان های امروزی سروصدا به پا نمیکند،او فقط یک هدف دارد.......
واندر پسری ـست جوان که در اسب سواری بسیار ماهر و از قبیله Lord Emon به سرزمین ممنوعه آمده تا دختری را(به نام مونو) که به احتمال زیاد عاشقش است را زنده کند زیرا مونو به دلایلی(شوم بودن) در قبیله ی خود قربانی شده است و واندر نیز شمشیر باستانی را از قبیله خود به سرقت میبرد و از اینجا به بعد او از بین مردمش طرد میشود و همه به دنبال مجازات او هستند.او بعد از نابودی هر کلوسوس وجودش تاریک تر و لباسش کثیف تر و و موهایش سیاه تر میشود.

اگرو:
شاهکارِ بی تکرار استاد فامیتو ادا ؛ Shadow of the Colossus
آگرو یار همیشگی واندر
دوستی همیشگی و اسب ـی بسیار باوفا برای واندر، حتی در بعضی مراحل او شما را برای نابودی کلوسوس ها کمک میکند
اگر دقت کنین میبینین که وقتی واندر هر کلوسوسی رو نابود میکنه توسط تشعشعاتی از غول ها مورد حمله برنامه میگیره و ناگهان خودش رو در آرامگاه میبینه که بعد از چند ثانیه آگرو هم سریعا خودش رو به اونجا میرسونه که این میتونه از شدت علاقه آگرو به واندر رو بگه و اینکه نسبت به اون چقدر وفاداره.همچنین روی سر آگرو نمادی به شکل الماس برنامه دارد که در داستان بازی هیچ پیش زمینه ای از آن گفته نشده شاید هم به بازی آیکو ربط داشته باشد.

مونو:
شاهکارِ بی تکرار استاد فامیتو ادا ؛ Shadow of the Colossus
مونو دختری جوان و زیبا ست که توسط واندر به آرامگاه مشرق برده میشود و بر روی محراب برنامه میگیرد،سوال بزرگی که برای طرفداران بازی رقم خورده این است که چرا مونو قربانی شده ولی تنها جوابی که آنها میشنوند این است که اون سرنوشت شوم ـی داشته و به همین دلیل قربانی شده و هیچ اطلاعات دیگری منتشر نشده.

دورمین:
شاهکارِ بی تکرار استاد فامیتو ادا ؛ Shadow of the Colossus
غولی ست بسیار عظیم الجثه و سیاه رنگ که توانایی زنده کردن مردگان را دارد،محل زندگی او در سرزمین ممنوعه است،معامله اون با واندر از جمله نکات اصلی داستان بازی هستش که طی اون باید واندر 16 غول سنگی رو نابود کنه تا دورمین هم بتونه عشق واندر رو احیا کنه و به دنیا برگردونه که اتفاقاتی بزرگ رو در طی داستان بازی ایجاد میکنه.


اگه خلاصه بگم داستان بازی حول پسر جوانی به نام Wander اتفاق میفته که برای برگشتن عشقش به این دنیا باید به دستور دورمین 16 غول سنگی که در بازی با اسم کلوسوس شناخته میشوند را پیدا و نابود کند تا به هدفش برسد که اتفاقاتی در این مدت برای او می افتد:
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در شبی ابری دو دوست دیرینه و همیشگی به نام واندرWander و آگرو Agro که از کوه ها و دره هایی بسیار خطرناک حتی از میان جنگل هایی تیره و تار رد میشدند و راهی سفری بس بزرگ و به مقصدی نامعلوم بودند،آنها به آخرین مقصد خود میرسند،دروازه سنگی عظیم و با ورودی باریک برای داخل شدن،در آن سوی دروازه پلی هست که راهی بسیار خطرناک برای ورود به سرزمین ممنوعه است،که آنجا پر از دشت های وسیع و خالی است و تنها چیزی که پیدا میشود کوه و سنگ است،این پل در نهایت به آرامگاه مشرق پایان می یابد که بنایی بس بزرگ در میان این سرزمین است.
واندر و آگرو به ورودی اصلی این مکان می آیند که مجسمه ی شانزده غول سنگی است و در انتهای این مکان محرابی(قربانگاه) ست خالی،اینجا ست که میفهمیم که آگرو، فردی را حمل میکرده است ، بدن دختری جوان که دور یک پارچه پیچیده شده است،واندر او را بر روی محراب برنامه میدهد و پارچه را از روی او برمیدارد،آن دختر جوان مونو Mono است که لباسی سفید بر تن دارد.
شاهکارِ بی تکرار استاد فامیتو ادا ؛ Shadow of the Colossus

در این هنگام آسمانی ابری را نشان میدهد که در آن ماسک جغدی نیز هست و صداهایی را در بازی زمزمه و میگوید که آن شخص کسی نیست جز Lord Emon فردی که رهبریت معنوی منطقه زندگی واندر را به عهده داشته است و در آنجا زندگی میکرده است،و در بازی او زمانی که حرف میزند،فقط صدای او را میشنویم درست مانند وحی کردن.
....این مکان زمانی تبدیل به ممنوعه شد که اتفاقاتی عجیب در آن رخ داد،و تمامی خاطرات آن و هستی مطلق این سرزمین تبدیل به سنگ هایی حک مانند شده است . خون ، فرزندان جوان ، آسمان و فردی همراه با ویژگیهایی که کنترل این موجودات از نور ساخته شده را دارد....در این سرزمین اگر کسی خواسته ای داشته باشد و روح مرده ای رو برگرداند باید به این سرزمین بیاید که بسیار این کار ممنوعه و خطرناک است...
ناگهان پشت سر واندر ارواحی مانند دودی سیاه ظاهر میشوند و واندر سریعا شمشیر خود را در میاورد و نوری که توسط شمشیرش ایجاد میشود را به سمت آنها میگیرد و انها سریعا در هوا محو میشوند،ناگهان از قسمت بالایی این معبد صداهایی پخش میشود و از اینکه واندر این شمشیر باستانی را دارد تعجب میکند،(سال ها قبل دورمین توسط همین شمشیر نابود شده و به سرزمین ممنوعه تبعید شده و حالا او میبیند که این شمشیر دست واندر است و واندر هم به خوبی میداند که دورمین چه چیزی را میخواهد) و واندر هم دقیقا میداند که این صدا مال دورمین Dormin است و از او میخواهد که مونو را زنده کند و دورمین در ابتدا به این قضیه بی تفاوت است ولی بعد به قدرت این شمشیر که در دست واندر است پی میبرد.
و این را هم یادآوری میکند که شاید مونو به زندگی برنگردد ولی دورمین قولی به واندر میدهد که اگر او 16 غول سنگی مجسمه های آنها در معبد هست را نابود کند او مونو را احیا خواهد کرد و برای نابود کردن مجسمه های آن غول ها تنها را این است که باید خود واقعی آنها که هر کدامشان در قسمتی از سرزمین ممنوعه است را پیدا و نابود کند تا مجسمه آنها نیز نابود شود.
دورمین به واندر میگوید که شاید این کار به قیمت گزافی برایت تمام شود ولی تنها جوابی که از واندر میشنود برای من فرقی نمیکند ؛ و دورمین هم شروع به راهنمایی واندر در این سفری بس طولانی و پر فراز و نشیب میکند.
دورمین :برای پیدا کردن مقر این کلوسوس ها باید نوری که بر روی شمشیر خود میبینی را در یک نقطه متمرکز کنی و انتهای انعکاس آن نور، محل زندگی آن کلوسوس خواهد بود، قدرت این نور از خورشید گرفته میشود و در مکان های تاریک هم کم نورتر خواهد شد.ولی واندر خبر ندارد که Lord Emon نیز به دنبال جانش است و میخواهد او را به خاطر این کارش مجازات کند.
واندر ب نبرد با کلوسوس ها میرود و تک تک آنها را نابود میکند کلوسوس هایی ک هر یک ب اندازه کوهی عظیم الجثه اند ...
شاهکارِ بی تکرار استاد فامیتو ادا ؛ Shadow of the Colossus

بعد از اینکه واندر 15 غول را نابود و پشت سر میگذارد ، صورت او تاریک تر و انگار که خبیث تر شده ولی انگار هنوز هم او امیدی دارد حالا او به آخرین کلوسوس رسیده است و با شجاعتی تمام میخواهد او را هم نابود کند ،دورمین میگوید که او باید عجله کند زیرا افراد Lord Eomn در راه هستند تا او را از کارش بازدارند، او برای رسیدن به این غول راه سختی را پشت سر میگذارد تا اینکه بالاخره به مقر این کلوسوس هم میرسد،ولی در روبروی او پلی ست که خراب شده است و او باید آخرین شانس خود را امتحان کند او به کمک اسب باوفایش از این قسمت خراب شده ی پل عبور میکند ولی آگرو دیگر نمیتواند خودش را نجات بدهد و به اعماق دره سقوط میکند
شاهکارِ بی تکرار استاد فامیتو ادا ؛ Shadow of the Colossus

اینجاست که مخاطب دوباره تحت تاثیر برنامه میگیرد در حالی که اصلا هیچ دیالوگی در بازی بین او و اسبش نشنیده ایم ولی از سقوط اسب او واقعا در حیرت میمانیم.
حالا واندر تنهاست در حالی که به آخرین کلوسوس رسیده است او دیگر امیدی ندارد زیرا بهترین دوستش را از دست داده ، ولی باز هم از هدف خود دست نمیکشد و به سمت آخرین غول میرود تا او را نیز نابود کند.
با اینکه واقعا که استودیوی سازنده در ساخت این بازی هیچ ادعایی نکرده اند ولی همیشه بازیباز را در تک تک مراحل مورد حیرت برنامه میدهند حتی در مرحله آخر،بعد از طی کردن ارتفاعات واندر به غول نزدیک شده و اینجاست که برای اولین بار در بازی باران و طوفانی شروع میشود (که نسبت به سال ساخت آن) بسیار زیبا و خلاقانه طراحی شده و حسی حماسی را در بازی گنجانده است.
حالا Lord Emon و همراهیانش به آرامگاه مشرق نزدیک و وارد آن شده اند در حالی که آنها فقط مجسه ی یک کلوسوس را میبینند که همان هم نیز در حال نابودی نیز است.او از اینکه واندر این همه کار را برای این دختر انجام داده و شمشیر را دزدیده به شدت عصبانیست.در همین حال واندر به صورت ناگهانی وارد آرامگاه میشود، و شمشیرش نیز در گوشه ای از آرامگاه میفتد انگار دیگر نشانی از زندگی در او دیده نمیشود و صورت او بسیار تاریک و شیطانی شده است ، او بلند میشود و میخواهد به سوی Mono بیاید.دورمین به افرادش میگوید که تیرهایشان را رها کنند و اینجاست که تیری به پای واندر اصابت میکند ولی او انگار دیگر تبدیل به موجود دیگری شده یا شاید هم فرصت خوبیست که دورمین به وجود او نفوذ کند او هنوز هم باز نمی ایستد و سعی دارد که بلند شود و به راه خود ادامه دهد ولی دورمین به افرادش دستور میدهد که واندر را به قتل برسانند، یکی از افراد Lord Emon به طرف واندر می آید و شمشیر خود را در سینه Wander فرو میدهد و او را به قتل میرساند، انگار واندر هنوز هم جان در بدن دارد و شمشیر را از بدن خود بیرون میکشد و هر لحظه تاریکی بیشتری وجود او را احاطه میکند
شاهکارِ بی تکرار استاد فامیتو ادا ؛ Shadow of the Colossus

آری انگار Dormin وجود او را تسخیر کرده است و دیگر واندری وجود ندارد. Dormin در ادامه میگوید که بدنش به 16 قسمت تقسیم شده بود(همان کلوسوس ها) تا از به قدرت رسیدن دوباره ی او جلوگیری شود و حالا او بدن Wander را تسخیر کرده و از نو متولد شده است و هریک از قدرتها و قسمتهای او در بدن Wander ذخیره شده است.افراد Lord Emon شمشیر را سریعا برمیدارند و قصد گریز از ارامگاه را دارند تا از دست دورمین کسی که حالا بدن واندر را در دست دارد فرار کنند ولی دورمین خیلی کند حرکت میکند و نمیتواند آنها را نابود کند ، Lord Emon و افرادش از آرامگاه فرار میکنند و در حالی که به در خروجی نزدیک میشوند Lord Emon طلسمی را بر روی شمشیر میخواند و آن را در حوض آب ـی که در پشت آرامگاه برنامه دارد میندازد و آن حوض آب تبدیل به گردابی عظیم میشود و با چرخش عظیم خود تمامی قدرت دورمین را جذب خودش میکند تا اینکه دورمین از وجود واندر محو شود،اینجا میبینیم که سایه ها کم کم از وجود واندر دورتر میشوند تا اینکه واندر خودش را در وجود خود ولی بسیار خسته و در حال مرگ میبیند ، اینجاست که واندر هم نمیتواند در مقابل آن گرداب مقابله کند، مثل اینکه (طلسم و شمشیر) کار خود را کرده اند تا واندر را هم از بین ببرند.واندر هرچقدر سعی میکند که به طرف خروجی آرامگاه برود و در آن گرداب بزرگ گرفتار نشود ولی شدنی نیست او در دل گرداب میرود و میبینیم که موج گرداب هم ضعیفتر شده تا اینکه کلا محو میشود،مثل اینکه دورمین به قول خود عمل کرده، در آن حوض ی که گردابی عظیم ایجاد شده بود حالا کودک بچه ایست که دو شاخ نیز دارد و دارد گریه میکند
شاهکارِ بی تکرار استاد فامیتو ادا ؛ Shadow of the Colossus

اینجاست که مونو احیا و از روی محراب بلند میشود،و به طرف آن کودک می آید.ولی اتفاقی عجیب تر هم افتاده آگرو اسب باوفای واندر هم نیز از آن سقوط بزرگ جان سالم به در برده ولی اوهم خسته و بی حال کنار مونو می آید تا با هم به طرف آن کودک بروند،مونو آن کودک را از روی زمین بلند میکند و در آغوشش میگیرد،آنها میخواهند که از این آرامگاه خارج شوند و از در خروجی کنار حوض آب بیرون شوند ولی وقتی به آنجا میرسند آنها میفهمند که پل بزرگی که آنها را از سرزمین ممنوعه خارج میکند در حال نابود شدن است،مثل اینکه آنها باید تا آخر عمر در این سرزمین ممنوعه تبعید شوند.اینجا آگرو راهی را به مونو نشان میدهد که به طرف باغی مخفی(بهشت)است که در بالای این آرامگاه بسیار بزرگ برنامه دارد ، در آن باغ حیواناتی مثل کبوتر و سنجاب و آهو زندگی میکنند و همچنین درختانی پر از میوه وجود دارد.
شاهکارِ بی تکرار استاد فامیتو ادا ؛ Shadow of the Colossus

شاهینی تنها بر فراز این باغ پرواز میکند، مثل اینکه شبی دیگر در پیش روست،حتی پس از آزادی و محو شدن دورمین و نابود شدن آن همه کلوسوس و نابودی این سرزمین ممنوعه مثل اینکه در این سرزمین هنوز زندگی جریان دارد....

و در پایان :
ب جرات میتوانم بگم ک این بازی میتونه تموم احساسات شما رو درگیر کنه،
این بازی ثابت کرد ک بازی ها می توانند خیلی بیشتر و والاتر از یک سرگرمیِ محض باشند. آن ها می توانند ب ما تعلیم دهند، ما را راهنمایی کنند و احساس کردن را ب ما بیاموزند
این بازی ب من آموخت روحی ک در کالبد مخلوق برنامه دارد بخشی از وجود خود خالق است ک چ بسا بسیاری از صفات خویش را نیز در وجودش برنامه داده و بخاطر همین هست ک فرمان سجده را صادر کرد ؛ اگر متوجه این موضوع بشیم ب چنان درجه ای از کمال خواهیم رسید ک ب دنیایی قدم خواهیم گذاشت ک هیچ احدی بجز عاشق و معشوق در آن حضور نخواهند داشت
شاهکارِ بی تکرار استاد فامیتو ادا ؛ Shadow of the Colossus


واندر برا هدفش دست ب هر کاری زد از قبیله اش رانده شد وارد سرزمین ممنوعه شد با شانزده کلوسوس جنگید و جان خود را نیز در راه هدفش گذاشت
راستش خیلی ب این فکر کردم ک اسمی برای این هدف پیدا کنم ؛ بسیار سخت هست چنین انتخابی ؛ اما من ب این هدف میگویم عشق !!
عشق ؛ سوزان و فنا کننده هست و راه آن پرخطر و به گفته ی حافظ :

طریق عشق ؛ طریقی عجب خطرناک است
نعوذبالله اگر ره به مقصدی نبری

عشق ، راهی پرخطر بی پایان وبی کران است ک برای وصال باید در آن هلاک شد
چنانکه باز حافظ میگوید :
راهی است راه عشق که هیچش کناره نیست
آنجـــا جــز آنکــه جـــان بسپــارنـد چــاره نیست
شاهکارِ بی تکرار استاد فامیتو ادا ؛ Shadow of the Colossus


مقدمه و انتهاش و انتخاب عکس از خودمه روایت داستانی از حسین bc
تاپیک هرزگاهی آپ میشه ک دیده بشه



لیست 10 بازی پربازدید تاریخ در سایت YouTube

1:

خو اینا که میگی یعنی چی ...

+
جهت آپ...


آیا کونامی فرنچایز pes را لغو خواهد کرد؟

2:

نبرد رستم و دیو سپید شاهکارِ بی تکرار هستاد فامیتو ادا ؛ Shadow of the Colossusشاهکارِ بی تکرار هستاد فامیتو ادا ؛ Shadow of the Colossus

خو این همه وقت میذاری پست های دوزاری ملتو میخونی اینم بخون دیگه شاهکارِ بی تکرار هستاد فامیتو ادا ؛ Shadow of the Colossus

آپم خودش غنیمته


68 out of 100 based on 33 user ratings 958 reviews

@