نقد ِ کتاب ِ بوف کور/صادق ِهدایت (نقد ِ اعضآی تالار ِ کتاب )


نقد ِ کتاب ِ بوف کور/صادق ِهدایت (نقد ِ اعضآی تالار ِ کتاب )



نقد ِ کتاب ِ بوف کور/صادق ِهدایت (نقد ِ اعضآی تالار ِ کتاب )
سلام .
یک یاد آوری:
در این تاپیک http://forum.hammihan.com/thread76770-8.html
برنامه شُد :
1-روزانه 15 صفحه از کتاب بوف ِ کور ؛ اثر صادق هدایت را بخونیم
2-نقد ها و برداشت ها را بنویسیم
3-قسمت هایی که ابهام دارند را پس از هر 30 صفحه -یعنی دو روز- بنویسیم و
با یکدیگر آن ها را تا حدی روشن کنیم .


موفق ....



دانلود کتاب همه چیز درباره کسب و کارهای خانگي

1:

جوهر ، جستار نقد بود این رو فقط محدود میکنیم به نقد ِ بچه های تالار ِ کتاب عنوان ویرایش
میشه ، جستار بانو ستاره یک جستار ِ کلی جهت ِ شناخت نقد های دیگران باشد دوستان


دانلود رمان پدر خوب

2:


آهان ؛
شما درست می فرمایین ؛
کاربر Setare_raika نقد های ِ انسان های ِ سرشناس ؛ از این کتاب را زدند ؛
من این را زدم تا اون تاپیک تَر و تمیز باقی بماند و با برداشت ها و نقطه های ِ ابهام دار و نظرات دوستان قاطی نشود ؛


دانلود رمان کارد و پنیر

3:

امروز که کتاب و شروع کردم اولین پاراگرافش خیلی جالب بودم و یه جورایی خیلی قابل لمسه
میزارم برای کسایی که هنوز شروع نکردند.تا بیشتر نظرشون جلب بشه!


در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و میتراشد.
این دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، امت بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی مینمايند اونرا با لبخند شکاک و تمسخر آمیز تلقی بنمايند.
زیرا بشر هنوز چاره ای برایش پیدا نکرده...


” دعای مادر “

4:

سکوت یکجور زبانی هست که ما نمی فهمیم....


کتاب 30 میلیون تومانی مرتضوی!

5:

با درود

انتخاب بخشی از صفحه های نخست داستان، خیلی مشکله چون همه اش عالیه.


دانلود رمان یک اس ام اس
توصیفاتی که از محیط شده خیلی درخشان هست.


دانلود محله دانستنيها (شماره 19)
به هرحال این دو پاراگراف رو انتخاب کردم:

از حسن اتفاق خانه ام بیرون شهر، در یک محل ساکت و آرام دور ازآشوب و جنجال زندگی امت واقع شده؛ اطراف اون کاملا مجزا و دِورشخرابه هست.


دانلود مجله دانستنيها (شماره 18)
فقط از اون طرفِ خندق خانه های گلی توسری خورده پیدااست و شهر شروع می شود.

نمی دانم این خانه را کدام مجنون یا کج سلیقهدر عهد دقیانوس ساخته، چشمم را که می بندم نه فقط همه ی سوراخ سنبه هایشپیش چشمم مجسم می شود، بلکه فشار اونها را روی دوش خودم حس می کنم.

خانه ایکه فقط روی قلمدانهای قدیم ممکن هست نقاشی کرده باشند.

من در حالی که بغلی شراب دستم بود، هراسان از روی چهارپایه پایین جستم.

نمی دانم چرا می لرزیدم یک نوع لرزه پر از وحشت و کیف بود، مثل اینکه از خواب گوارا و ترسناکی پریده باشم.

بغلی شراب را زمین گذاشتم و سرم را میان دو دستم گرفتم.

چند دقیقه، چند ساعت طول کشید؟ نمی دانم.

همینکه بخودم آمدم بغلی شراب را برداشتم، وارد اطاق شدم ، دیدم عمویم رفته و لای در اطاق را مثل دهن مرده باز گذاشته بود.

اما زنگ خنده ی خشک پیرمرد هنوز توی گوشم صدا می کرد.

6:

اینجا چم ِ شماری از واژگان ِ دشوار بوف کور نوشته شده:

لغت‌نامه برای بوف کور.

- مسخ.


معنی اثیری رو درست نمیدونم.

در لینک بالا هم نیست.

ولی فکر میکنم به معنی "روحانی" باشه.

یعنی منظور از "دختر اثیری" دختریه که فراتر از دخترهای عادیه و به دنیایی بالاتر تعلق داره.

نه؟

7:

نمی دونم ؛ من فکر می کنم - دربارة بوف كور
توی ِ این لینک نوشته نماد چیست.
خلاصه نگردونمت ؛ :دی

8:

جملات این کتاب ساده هست برای بیان ذهنیت های پیچیده نویسنده به همین خاطر از اون خوشمان میاد و احساس همدردی میکنیم کمی جلو تر که برویم با دشواریهای ذهن نویسنده آشنا میشویم و سوالاتی زیادی برای درک متن پیش می آید.





این داستان همان طور که خود هدایت هم فرموده رویایی یا خوابگونه هست.

این داستان از دوبخش تشکیل شده هست.



بخش اول: اون او شاهد آمدن دختر فرشته گونه ای به خانه اش هست و سپس اون مرگ او و خاکسپاری او.

بخش دوم : او به دوران کودکی و جوانی اش برمیگردد.


9:

این داستان درواقع نویسنده میخواهد خودش رابشناسد همان طور که می گوید میخواهم خودم را به سایه ام بشناسم و این داستان را مینویسد تا خواننده او را یعنی هدایت را بشناسد.





در این کتاب نویسنده به صورت خوانا و روشن از دنیای عصر خود " دنیای رجاله ها" شکایت میکندو به اونها پرخاش میکند.



10:

وقتی که این کتاب و میخوانیم با کلمات و اصطلاحات متفاوتی بر میخوریم
که همان طور که بچه ها معرفی کردند نیاز به همچین اصطلاح نامه ای یعنی
اصطلاحنامه بوف کور هست.



یه مورد دیگه هم که در متن هست و باید بدان اشاره کرد:

پیدا کردن کاسه با همان طرح که او بر روی قلمدانها میکشید اشاره به این
دارد که جهان در گردش هست و این سرنوشت به صورت ابدی تکرار می شود.




11:

از جمله منابعي كه صادق هدايت از اون تأثير پذيرفته، دفتر خاطرات يك شاعر آلمانی به نام ریلکراست.


اولین و آخرین کسی که این مطلب را بيان و افشا کرد، آل احمد بود.

چند ماه بعد از
مرگ هدایت، جلال آل احمد نقدی بر بوف کور نوشت که بهترین نقد نيز بوده و هست؛ در صورتیکه آل احمد مدعی نقد هم نبود.

در اون نقد به این نكته اشاره کرد و عین جملات
اشاره ای به دفتر خاطرات ریلکر، جملات خاصي هست؛ چرا که در پاورقي، خواننده را به زبان فرانسوی ارجاع می دهد و شماره صفحه‌ی عبارات مشابه در بوف کور و كتاب ریلکر را هم ذکر می کند.


محمدعلي كاتوزيان مي‌گايشاند، شباهت بین عبارات مورد مقایسه ریلکر و بوف کور، حیرت انگیز هست.

شاید هم هدایت قطعات مورد نظر را رونویسی کرده و در متن اثر خود گنجانده
هست.


از قضا اون جملات بوف کور که رونویسی جملاتی از دفتر خاطرات ریلکر هست، مربوط به بخش دو رمان هست و شباهت دوم، شباهت با داستان ماجرای دانشجوی آلمانی، اثر واشنگتن آئر هست.


این شباهت در سال 1373 افشا شد؛ یعنی 68 سال سپس انتشار بوف کور و اگر این افشاگری در همان سالهای اول صورت مي‌گرفت، چه بسا خیلی از این نقدهایی که بر بوف کور شد، قدری بیانشان تغییر می کرد.


شخصي به نام عنایت الله دستغیبی، با اسم مستعار سعید، در روزنامه اطلاعات مورخ 3/10/73 عنوان مطلب خود را اینگونه نوشت: بوف کور را صادق هدایت نوشته یا ریلکر؛ یعنی تا اين حد شباهت بین این دو اثر دیده هست

12:

شما و نه هیچ کس دیگه نمی فهمید چون اون به درجهای بالاتر از شما رسیده

13:

من که از دوستان نقدی ندیدیم لا اقل نوشته ای وازه ای پاراگرافی
اون هم دستغیبی نیست و دستغیب هست اگر آشنایی با عبدالعلی دستغیب یک نقد نویس ادبیات داشته باشد گرچه عبدالعلی دستغیب روش خاصی ندارد و هر چه در ذهنش می آید بی روش بر کاغذ می آورد.


درباره نقد نخستین هم باید بگویم در واقع راوی می خواهد خودش را به بخش ناخودآگاه خود بشناسد ( سایه ) جایی که بخش ناخودآگاه خودش هست و باید دردها زخم ها را به او نشان دهد گرچه مانند دیگر کتاب هاییش تعریضی هم به خرافه پرستی وقت خود دارد گرچه این خرافه پرستی هم اکنون انچنان ریشه دار هست که هدایت ها لازم هست!
در مرد اثیری هم یعنی روحانی ، فرا زمینی که در بخش سپسین داستان می توان لکاته را دید که دقیقن معنایی مقابل این وازه دارد.



94 out of 100 based on 74 user ratings 574 reviews

@