آشنائی با نویسندگان


آشنائی با نویسندگان



آشنائی با نویسندگان
مورد توجه مدیران ودوستان محترم
مقدمتا باید عرض کنم جهت آشنائی ومعرفی وآشنائی با نویسنده ها در این تالار بنده جای مشخصی نیافتم وبه ناچار در این مکان مجبور به فرود اجباری شدم

وعنوان نوشتار را گذاشتم آشنائی با نویسندگان تا بدین ترتیب فعلا مکانی باشد برای معرفی نویسندگان وآشنائی با آنها وآثارشان ودر صورت صلاحدید مدیران وساختن مکانی دیگر فعلا از اینجا برای این کار استفاده کنیم

وبرای شروع بنده یکی از نویسندگان بزرگ تاریخ ادبیات ایران راانتخاب کرده ومعرف حضورتان میسازم

صمد بهرنگی
(2تیر1318-17شهریور1347)
صمد بهرنگی، بزرگترین نویسنده ادبیات کودکان در ایران است. او نویسنده ای بود که مردم و آرمانگرایان اورا نشناختند وبرایش داستان ساختند. داستانهای ساختگی جانشین توانائی پرشکو ه بهرنگی شد. مرگ نا بهنگام و نا معلوم بهرنگی در روخانه ارس بر داستانسرائی نامجویان وشهرت طلبان افزود مرگ صمد به معمائی پیچیده ای تبدیل شد.
داستانسرائی در باره یک نویسنده به دلیل نبود سنت نقد ادبی دریک جامعه است در ایران هنوز نقد ادبی رایج نشده است . باید آثار یک نویسنده را خواند ونقد کرد. نقد هم « آشکار کردن مهنای پنهان در یک اثر ادبی از طریق کشف ساختارآن» است در این نوشته سعی داریم چند اثر وی را بررسی نمائیم
آثار : نوشته های بهرنگی در سه گروه جای میگیرند
نخست مقاله هایی در مورد مسائل تربیتی وادبی است بهرنگی در کتاب « کندو کاو در مسائل تربیتی» مسائل آموزش و پرورش دهه چهل با زبانی ساده تحلیل و کاستی های آنرا نشان میدهد در این کتاب بهرنگی مسئله «ادبیات متعهد» را به انسانهای متعد پیوند می زند و معلمان بی تعهد را با نگرشی بسیار منفی تو صیف میکند.
دوم داستان های بهرنگی هستند. داستانها برجسته ترین کار خلاق او میباشد موضوع داستان هایش اغلب از قصه های فولکوریک مردم آذربایجان بر گرفته وفرم داستان ها را خود بهرنگی ساخته است
گروه سوم ترجمه های بهرنگی از ترکی استانبولی به فارسی میباشد
قصه ها: صمد بهرنگی قصه های خود را در دهه 1340 نوشته است در این دهه ادبیات بر پایه نظریه« ادبیات متعهد» نوشته میشد.در این ادبیات نویسنده تلاش دارد ادبیات را ابزاری برای آگاه ساختن توده ای مردم از وضع موجود بنماید. در نخستین داستان صمد با عنوان « عادت» خواننده به سادگی شخصیت خود بهرنگی را میابد وتعهد او به « دگرگون» بودن را حس میکند. در مقدمه قصه ی «کچل کفتر باز»او از خواننده میخواهد داستان را بخواند تا بداند در کشور او چه میگذرد.
موضوع بسیاری از قصه بهرنگی « خرافات» و تارهای تنیده خرافات بر ذهنیت مردم سنتی است.
در داستان « پوست نارنج» زنی میمیرد و اعضای خانواده او فکر میکنند که با تکه های پوست نارنج می توانستند زن را از مرگ نجات دهند. بهرنگی راه نجات مردم را دوری از خرافات می داند در داستان « به دنبال فلک» او مینویسد کسی که اندیشه نداشته باشد وبر پایه خرافات زندگیش را به پیش ببرد ، شایسته بدترین شکل مرگ است.
تعدادی از قصه های بهرنگی گرفتار« پند دهی» میشود بهرنگی تلاش دارد با استفاده از روش قصه گوئی خواننده اش را از نتایج باورهای خرافی آگاه سازد و راه راست را با پند های اخلاقی به آنها نشان دهد در گروهی از داستانها هم بهرنگی به جای درس زندگی به کودکان به انها درس کینه ورزی می آموزد داستان بیست وچهار ساعت خواب و بیداری نمونه ای از این داستان است
گسترش هنر داستان نویسی صمد بهرنگی در قصه «افسانه محبت» آشکار میشود ، در «الدوز و کلاغها» گسترده میگردد و در ماهی« سیاه کوچولو» به اوج میرسد
قصه « ماهی سیاه کوچولو»از نظر ساختار شعر « آرش کمانگیر» سیاوش کسرائی را به خاطر می آورد چنین ساختاری در ادبیات جهان بسیار زیاد است این داستان برای نخستین بار در ادبیات ایران درونمایه « هدفی برای حرکت و جود ندارد، حرکت خودش هدف است» را طرح کرد بهرنگی در این داستان میگوید سرانجامی برای زندگی وجود ندارد روش زیستن خودش همان هدف زندگی است . در زمانه خود این درو نمایه بسیار تازه بود
امید است این نوشته تا حدودی در معرفی یکی از بزرگترین نویسنده ادبیات کودکان موثر واقع شود



یک جفت جوراب زنانه

1:

چرا ادامش ندادی خب


قصه های شب داستان شوخی قسمت چهارم

2:

مرسی از دعوتت ...


ما آدم نمیشیم
من چند تا رمان از اعتمادی خوندم واقعا از طرز نوشتنش
از اینکه چقدر غیرواقعی مینوشتو همه ی رماناشم به طرز فجیحی ناراحت نماينده تموم میکرد
اسی شده بودم به خاطر همین دیگه از این نویسنده سعی کردم چیزی نخونم تا کمتر روحو روانم خراب شه


سرکار خانوم ميمون!

3:

آشنائی با نویسندگان
"ماکسیم گورکی" ادیب بزرگ و نویسنده شهیر روسیه (1936م)

آلکسی ماکسیمویچ پشکوف معروف به آلکسی ماکسیمویچ پشکوف معروف به ماکسیم گورکی نویسنده بلندآوازه روسی در 28 مارس 1868م در شهر گورکی گراد روسیه به دنیا آمد.
ماکسیم گورکی نویسنده بلندآوازه روسی در 28 مارس 1868م در شهر گورکی گراد روسیه به دنیا آمد.


قصه های شب داستان شوخی قسمت آخر
وی در پنج سالگی پدر خود را از دست داد و تحت سرپرستی پدربزرگش برنامه گرفت.


جای نشستن
گورکی پس از مدتی به دلیل فقر مالی به کارهای گوناگون روی آورد و مشاغل مختلفی تجربه کرد تا بتواند هزینه زندگی را تامین نماید.

از این رو، خانه پدربزرگ را ترک کرد و تنها و بی‏کس، به سوی سرنوشت نامعلوم خویش رهسپار گردید.


اشارات مولوی
وی دراین سال‏ها با سواد کمی که داشت به مطالعه روی آورد وضمن آشنایى با آثار ادبی روسیه، تصمیم گرفت، خود اثری را به نگارش درآورد.


داروی بی خوابی !
گورکی در سال 1895م به صورت جدی به کارهای ادبی پرداخت و لقب ماکسیم گورکی به معنی تلخ را به عنوان نام ادبی و مستعار خویش برگزید.

تنگ‏دستی و فقر و بی‏بهره بودن از محبت والدین و ناکامی در زندگی، دلیل انتخاب این نام بود.

با این حال، انتشار اولین داستانش در یکی از روزنامه‏های قفقاز، گورکی را در مسیر شهرت برنامه داد و او را در نوشتنِ بیشتر ترغیب کرد.

گورکی در اوایل قرن بیستم به مسائل اجتماعی و نهضت انقلابی کشیده شد و در این رهگذر، بسیاری از آثار ادبی خود را به مسائل انقلاب اختصاص داد.

فعالیت سیاسی گوری در این دوره موجب گشت که پیوسته تحت فشار دستگاه حکومت و سانسور برنامه گیرد تا اینکه به زندان افتاد، اما به سبب بیماری اجازه خروج از کشور یافت.

گورکی در سال 1902م به سبب شهرتش در خارج از کشور به عضویت افتخاری آکادمی علوم روسیه برگزیده نشد،

اما حکومت تزاری به علل سیاسی این انتخاب را رد و گورکی را بار دیگر توقیف کرد که طرفداری عامه امت از او و نیز شهرت و محبوبیتش موجب آزادی وی گشت.

گورکی سالیان بعد را در اروپا و امریکا گذراند و پس از یکدهه دوری، در سال 1913م اجازه یافت به روسیه باز گردد.

از اون پس با همه قوا به فعالیت پرداخت و طی سال‏های بعد با تأسیس نشریه ادبیات جهانی و کانون خانه هنر، به عنوان پلی میان فرهنگ رایج دوره گذشته روسیه و فرهنگ جدید شوروی شناخته شد.

4:

ماکسیم گورکی، زندگی کاملاً عادی و بی‏تجملی داشت و دلیل شهرت او نیز، توجه به انعکاس وضع زندگی امت عادی در نوشته‏هایش بود، سبکی که تا اون وقت در روسیه سابقه نداشت.

او در آثارش با نگرشی عمیق، زندگی امت روسیه را مورد توجه برنامه داد و برای حل مشکلات اجتماع، در جستجوی راه‏های نتیجه بخش برآمد.

توصیف امت ولگرد و بینوا، سستی و رخوت و تقدیر شومِ ناشی از جهل و فقر، سکونت‏گاه‏های تاریک و متعفّن، محرومیت، میخوارگی و ذلت، محور اصلی داستان‏های گورکی را تشکیل می‏دهند.

از این‏رو، وی را بنیان‏گذار ادبیات رئالیستی سوسیالیستی یا واقع‏بینی اجتماعی خوانده‏اند که وضع امت فقیر و خانه به دوش، موضوع اصلی کار اون را شکل می‏دهد.

این سبک تاثیر زیادی بر نویسندگان پس از گورکی نهاد و با تشکیل اتحادیه نویسندگان شوروی در سال 1932، وی به ریاست این اتحادیه انتخاب شد.

گورکی گرچه به ادبیاتِ واقع‏گرا و رئالیست نیمه دوم قرن نوزدهم تعلق دارد،

اما تنها کسی از نسل خویش هست که در ادبیات جدید شوروی، به عنوان یک قهرمان از اصول سوسیالیسم حمایت می‏کرد.

گورکی که خود نویسنده‏ای بی‏سر و سامان بوده، به خوبی از عهده توصیف دقیق زندگی امت بی‏خانمان برآمده هست.

دنیای او، دنیای بینوایان و بیچارگان هست و دنیای رنج و مبارزه.

گورکی در ادبیات، تنها یک هدف را پیش‏چشم داشت و اون عمل و تحرک بود.

گورکی در سال‏های پایانی عمر، در کشور روسیه و خارج از اون، شهرت و محبوبیت عظیمی به دست آورد و در سراسر جهان، نویسندگان بسیاری از آثار رئالیست سوسیالیستِ او مایه گرفتند.

از گورکی آثار متعددی برجای مانده که شرح زندگانی وی در سه جلد، کودکی، مادر و میراث از شاه‏کارهای درجه اول او به شمار می‏روند.

ماکسیم گورکی سرانجام در 18 ژوئن 1936م در 68 سالگی درگذشت.

5:

صاحب ‌نظران ادبیات معتقدند "ویرجینیا وولف" ، نویسنده‌ای دور از امت ، بدون دانش و برج عاج نشین نبوده هست .
به نقل خبراونلاین ، اگر فقط یک نکته درمورد ویرجینیا وولف باشد که همگان از اون اطلاع دارند ، اون مرگ این نویسنده هست .

28 مارس امسال مصادف با هفتادمین سالگرد خودکشی این نویسنده هست .

روزی که او با ریختن چند قلوه سنگ در جیب لباسش وارد رودخانه "اوس" در نزدیکی خانه‌اش در ساسکس شد .
در این 70 سال نوشته‌های وولف بارها و بارها به عنوان نوشته‌های مهم قرن بیستم شناخته و معرفی شدند ، بسیاری اونها را خواندند و بسیاری درمورد اونها نوشتند .

اما با وجود صدها کتابی که در مورد نویسنده "اورلاندو" نوشته شده ، اما همچنان نکته‌های جدیدی در زندگی او نهفته ، تا جایی که در دانشگاه‌ها ویرجینیا وولف به رشته‌ای آکادمیک بدل شده هست .

در ماه مارس همچنین دو جلد اول آثار وولف که در فاصله نگارش "اعمال" و "امواج" نوشته شده‌اند ، از سوی انتشارات کمبریج منتشر می‌شوند .
در این نسخه جدید همانطور که پیشتر آثار دیگر بزرگان ادبیات مدرن یعنی جیمز جویس ، تی اس الیوت و ازرا پاند منتشر شدند ، تغییرات نسخه دستنویس وولف تا نسخه اول ویرایش‌شده و نسخه‌های متفاوت چاپی با هم مقابله شده‌اند و همچنین تحقیقات آرشیوی بسیاری روی داستان‌ها صورت گرفته که نتیج همگی به صورت یادداشت در نسخه کمبریج دیده می‌شوند .
نتیجه این شده هست که وولف ِ کنونی بسیار سیاسی‌تر ، با آگاهی بیشتر از تاریخ ، نویسنده دقیق‌تر و باابتکارتر و باسوادتر از اونچه می شناخیتم به ما معرفی می‌شود .

این امید می‌رود که با چاپ جدید دید منفی پیشین به وولف که او را نویسنده‌ای با روان بیمار ، امت گریز و حساس می​دانست ، از بین برود .

اونا اسنیث، ویراستار چاپ جدید "سال‌ها" فرمود : "روایت وولف که در دهه 1930 میلادی به شکوفایی رسید نه ناقص هست و نه غیرسیاسی ، بلکه بسیار عمیق‌تر از این حرف‌هاست .

چون از دهه 1930 صاحب‌ نظران او را متفاوت می‌دانستند ، مخاطب عام هم از او دور شد ."

وی اضافه کرد : "چاپ جدید نشان می‌دهد که او به عنوان نویسنده بسیار متعهد و روشنفکری جدی بوده و نوشتن و مطالعه کردن اهمیت بسیاری برایش داشته هست ."
علاقه شدید وولف به مطالعه کردن را سال گذشته اسنیت و همکارش کریستین کنیون جونز کشف کردند .

اونها در آرشیو کالج کینگ در لندن ، محل کارشان ٬ متوجه این مسئله شدند .

این درحالی بود که بسیاری از نویسندگان زندگینامه وولف او را فردی می دانستند که خودش (بدون مدرسه رفتن) سواد آموخته و دانش خود را مدیون کتابخانه پدرش بوده هست .

این تصور به دلیل فرموده‌ای از خود نویسنده بوده هست ، او در جایی فرموده بود : "هرگز به مدرسه نرفتم ." اما آرشیو کالج کینگ نشان می‌دهد وولف برای پنج سال بطور جدی تحصیل می کند ، اون هم در درجات عالیه تحصیلی .
اسنیث و جونز کشف کردند ویرجینیا وولف بین سال‌های 1897 تا 1901 به کلاس‌های تاریخ ، زبان آلمانی ، یونانی و لاتین کالج کینگ رفته هست .

این کلاس‌ها در سطح دانشجویان دانشگاهی بوده هست ؛ وولف در امتحان پایان ترم هیچکدام از این کلاس‌ها شرکت نمی‌کند .

اسنیث با تاکید فرمود : "این کشف بسیار مهم هست .

این کشف نگاه ما به مسئله تحصیل و همچنین دانش او به زبان یونانی و لاتین را تغییر می‌دهد .

همچنین حالا متوجه می شویم او چگونه در حجم انبوه درمورد کالج زنان ، اصلاح تحصیل زنان و همچنین تاثیرات روانی شیوه تحصیل بر زنان و مردان نوشته هست .

این تجربه ابتدایی تاثیر بسیاری بر نویسنده داشته هست ."

جمع‌آوری نسخه جدید کمبریج از آثار وولف حدود یک دهه طول کشید .

سوزان سلر که به همراه جین گلدمن ، ویراستار تمامی این مجموعه بوده فرمود : "برای اولین بار ما منابعی در دست داشتیم تا وضیعت نوشته‌ها و بازه خارق‌العاده اشارات فرامتنی آثار وولف را بررسی کنیم ."

محققان با بررسی دقیق نام افراد و اماکن ، تاریخ‌ها و جزئیات به ظاهر بی‌اهمیت داستان‌ها به اشاره‌های متعدد این نویسنده به جامعه و اوضاع سیاسی دوران خودش پی‌ببرند .

گلدمن فرمود : "تاریخ در آثار او جریان دارد .

جستجو و تعقیب نکات تاریخی که در داستان‌ها غرق شده‌اند واقعا لازم بود ."

سلر امیدوار هست این مجموعه "به این نظر که وولف از دنیایی دیگر می‌آمد و به تاریخ ، سیاست و جامعه بی‌اهمیت بود پایان دهد .

یادداشت های این مجموعه نوری تازه بر آثار وولف می‌تاباند ."

در این مجموعه توجه خاصی به نسخه‌های مختلف داستان‌های نویسنده "خانم دلووی" شده هست ؛ او به همراه لئونارد ، همسرش انتشارات "هوگارت" را می‌چرخاندند .

وولف عادت داشت روی نسخه تایپ ‌شده ویرایش بسیار اجرا کند .

مقایسه نشان می‌دهد او در نسخه‌های دستنویس خود لحن سیاسی تندتری داشته و گستاخ‌تر از اونچه در نسخه‌های چاپ ‌شده می بینیم بوده هست .

اسنیث دلیل این تغییرات و تعدیل شدن لحن را کوتاه‌تر کردن کتاب‌ها و همچنین "ترس وولف از تبلیغات منفی و معرفی او به عنوان آدمی متعصب" عنوان کرد .
وویرجینیا وولف مدام در حال تغییر هست ، او نویسنده‌ای بسیار متفاوت‌تر از اونچه همگان تصور می‌کردند بوده و نتیجه تحقیقات جدید گواهی هست بر این ادعا .
"شب و روز" ، "به سوی فانوس دریایی" ، "اتاق جیکوب" و "اتاقی از اون ِ خود" از دیگر آثار مطرح این نویسنده هستند .

6:

سلام
به به .تشکر


70 out of 100 based on 50 user ratings 1150 reviews

@