سلام آقاي اگزوپري


سلام آقاي اگزوپري



سلام آقاي اگزوپري
سلام .
خواهش مي كنم استقامت كنيد،فقط چند لحظه.
من شما را مي شناسم؟
نه ،استقامت كنيد،شما بايد ،شما بايد آقاي ،،،،آقاي اگزوپري باشيد؟ درست است؟ درست گفتم؟
سلام آقاي اگزوپري،حال شما؟،چه شد از اين طرفها؟،آنطرفها خوش مي گذرد؟
گمانم هر چه باشد ،بهتر از اين طرفهاست.
نه،
خواهش مي كنم از او نپرسيد.
نمي توانم بگويم.
شما چقدر اصرار مي كنيد.
باشد،باشد تسليم.
اما همه چيز به پاي خودتان.
مي گويند تاجر شده است، اماچند وقتي مي شودبه سياره اش بازگشته،شنيده ام گل سرخ محبوبش را چيده و دانه دانه گلبرگها ي لطيفش را جدا كرده است،گويا يكي در ميان مي گفته:
دوستم دارد.
دوستم ندارد.
براي چه كسي؟
خب معلوم است ديگر ،همان گلي كه پر پر كرد.
باور كنيد خودش بوده ،همان شازده كوچولوي محبوب شما
استقامت كنيد ،كجا؟
آنهم خداحافظي نكرده.

امير هاشمي طباطبايي-بهار92



خودفروشی کیلویی چند؟

1:

وااای انقدر مبهم و گنگ که تا اومدم به خودم بیام روش تمرکز کنم داستان تموم شده بود

این گنگ بودن داستاناته که نمیزاره خسته نماينده یا تکراری باشه


داستان عشق اسماء و مهدی

2:

درود
بسیار بسیار زیبا و پر معنی بود
ممنونم

نمیدونم برداشتی که من از این داستان گرفتم تا چه حد درست باشه
در داستان شازده کوچولو در سیاره ای که تاجری داشت و تموم ذهن اون فرد معطوف مادیات و جمع آوری مال بود این موضوع مورد نقد نویسنده برنامه گرفته بود و حالا نویسنده داستان اگزوپری بهش یاد آوری شد که شخصیت اصلی داستان خودش تاجر شده و گل محبوبش هم پرپر شده...

رفتن نویسنده بدون خداحافظی ....


تقاضای بخیل از مسکین
نشان تلنگری به او بوده ....ما آدمها همیشه چیزهایی را که به نقد میگیریم و اونو مجکوم میکنیم خودمان بارها و بارها خواسته و نا خواسته در زندگیمان تکرار میکنیم


داستان من

3:

عالی و پرمعنی

+

هم نظر با فروغ عزیز


لحظات رسمی

4:

زیاد نچسبید ولی در نوع خودش خوب بود.
ممنون امیر


داستان من ـ روزی که او را دیدم

5:

برعکس خاتون ، به من خیلی خیلی چسبید این داستان
یه جورایی عاشقش شدم
ممنون امیر
+
میدونستی من همون گلِ شازده کوچولو بودم؟


برای یاد گرفتن فراموش کن!

6:

نه تو از اون زيباتري شيداي عزيز


فراموشی پسورد !

7:

نقلِ زیبایی نیست امیر خان.......

8:

مي فهمم شيداي عزيز


74 out of 100 based on 29 user ratings 154 reviews

@