جایگاه(آریوبتیس)


جایگاه(آریوبتیس)



جایگاه(آریوبتیس)
باخودش فکر می کرد،طرف تا دیروز در ده شان لا به لای پهن گاو وپشکل گوسفند دنبال یک تکه نان خشک برای سق زدن می گشت و محترمانه ترین باری که صدایش کرده بودند گفته بودند:اوهوووووی ،امروز کارش به جایی رسیده که پشت میز ریاست پیپ می کشد و از بالا به او نگاه می کند.
جناب متشخصیان که شاید در ده صدایش می کردند :توله ی فلانی، بادی در گلو انداخت با غرور گفت :تو غلط می کن روی حرف من حرف بزنی ،تو رو چه به فهم این چیزها...
جوان به آرامی گفت:جناب مهندس این هزینه ها سودی ندارد فقط بیت المال را ...
رییس محکم تر با پتک بر شخصیتش کوبید.
طاقتش طاق شد و تصمیمی را که از قبل گرفته بود عملی کرد.دستش را از جیبش بیرون آورد و بسته ای را محکم به صورت رییس کوبید وباسرعت ازاتاق بیرون دوید.
رییس شوکه شده بود اما نه آنقدر که بوی پهن را از لابه لای عطر گران قیمتش تشخیص ندهد...

امیرهاشمی طباطبایی-پاییز92



شادی/ داستان کوتاهی از آنتوان چخوف

1:

معـــــــــرکه بودی....

حال کــــــــردم خداییش....

خیلیا دقیقا همینی هستن که فرمودی.........


متن از شما ، نقد از ما


داستان زیبا معنی عشق

2:

سلام وممنون که خوندیش


جـزیـره ِگـمشده ..

3:

تو اداره مون زیاد داریم از اینا! البته حتی ارزششو نداره آدم همچین کاری بکنه


خودکشی

4:

بیشتر بنویسید آریوبتیس
منظورم طولانی تر نیست.بیشتر


زندگی برای بقا| مریم

5:

- پیام مورد نظر نویسنده (که احتمالاً منشاء حقیقی و بیرونی هم داشته) تقریبا واضح هست و بعنوان یک مشکل ساختاری در اداره جات و ..


گنجشک و آتش
قابل درک؛ اما:


این قضاوتها نشانگر نوعی تفکر ناسالم "شهر سالاری" هست و با رخداد پایانی هم (پرتاب بسته پهن) بخوبی تکمیل میشود! (من رو یاد پرتاب موز از سمت نژادپرستها به وزیر سیاه پوست ایتالیا انداخت.)

فراموش نکنیم که کسی لزوماً شرایط زندگی خود رو انتخاب نکرده و صرف فقر و بدبختی، بیش از اینکه نشانه بی لیاقتی کسی باشد، نشانه شرایط تحمیل شده به اون شخص هست و فقط چنان دلیلی نباید مبنای مانور و شخصیت پردازی باشد.

و از این گذشته، تصور نکنیم کسی که در بین گاو و گوسفند زندگی کرده، لیاقتش هم باقی ماندن در همان شرایط هست.


داستانی زیبا از بخشندگی کوروش کبیر!
چه انسانهای روستایی و به قولی "دهاتی" که معرفت و درستکاری شان، از بسیاری از ما شهر زاده ها! بالاتر هست.

سپاس.


6:

حرف رایان کاملا درسته به نظر من هم نباید تا آخر آدم راکت بمونه و پیشرفت نکنه کما اینکه بین گاو و گوسفند بودن خودش یه شغله و قابل احترام ، ولی چیزی که مهم و حائز اهمیته اینه که هیچکس اصلیت خودش رو فراموش نکنه و وقتی به جایی رسید به زیر دست خودش زور نگه.
کلا داستان جالبی بود چون مصداقش در جامعه به وفور دیده میشه و شاید در نتیجه عقده های کودکی باشه.


7:

لزوما تعاریف یک شخص اجتماعی نیست افراد وقتی که تکی مورد قضاوت برنامه می گیرند ربطی به گروهی ازجامعه ندارن بهتر نیست موضوع رو پیچیده وجهانی نکنیم


88 out of 100 based on 78 user ratings 778 reviews

@