رفتن ...


رفتن ...



رفتن ...
رفتن ... (داستان کوتاه)

- سلام
- سلام، خوبی؟
- ایران نمیای؟
- چطور؟
- نمیای؟
- نه
- تا کی؟
- سال دیگه، چطور؟
- سال دیگه کی؟
- معلوم نیست
- حدودی؟
- تابستون
- بهم سر می‌زنی؟
- مگه نگفتی زندگی جدید و اینا شروع کردی دیگه بهت پیغام ندم؟
- آره، هنوزم می‌گم… به نظرت من هنوز دوستت دارم؟
- نمی‌دونم
- تو چی؟
- مگه قبلا داشتی؟
- تو چی قبلا داشتی؟
- آخرین بار که منو دیدی یادته؟
- بله
- مطمئن نیستم الان خودت باشی
- پس کیه؟
- هر کی
- امشب حالم خوب نبود خواستم با یکی حرف بزنم. هنوزم سر حرفم هستم. این بارم من اشتباه کردم. دیگه پیغام نمی‌دم. تو هم همین کارو بکن. شب بخیر
- نرو… لطفا
- بمونم که چی بشه؟
- بزار مطمئن بشم خودتی
- حرفت همین بود؟
- نه. کلی باهات حرف دارم
- می‌خوام برم بخوابم. فراموش کن امشبو
- عجب آدمی هستی واقعا
- پس حرفتو بزن
- میای آدمو هوایی می‌کنی می‌ری… تو آخرین بار یادته؟
- نه سعی کردم فراموش کنم
- سعی کن یادت بیاد
- واسه همین از تو می‌پرسم. دیگه مهم نیست من از زندگی جدیدم راضی‌ام
- آخرین بار که دعوامون شد یادته؟
- آخرین بار که ریمووم کردی
- آره
- که حذفم کردی، که خواستی نباشم؟
- آره… چه شب بدی بود…
- شنیده بودم زنتو طلاق دادی
- از کی شنیده بودی؟
- فرقی نمی‌کنه… من دارم ازدواج می‌کنم… من زندگی جدیدمو دوست دارم
- خوبه که خوشبخت می‌شی. خوشحالم برات
- دوست داشته شدنو دوست دارم، اما کاش تو دوستم داشتی… کاش میومدی… کاش زنتو طلاق می‌دادی… کاش دنیا یه جور دیگه بود
- من دوستت دارم، اما من و تو…
- من و تو؟
- خیلی دوریم، دو تا سیاره جدا
- پس من می‌رم دنبال زندگیم. تو کهکشان خودم
- چرا اینجوری حرف می‌زنی؟
- چه جوری؟
- مگه تازه امشب تصمیم گرفتی؟
- نه. با خودم کلنجار رفتم
- پس دوستش نداری
- می‌دونم که برای من و تو آینده‌ای وجود نداره… دوستش دارم… خیلی… باور کن
- باور نمی‌کنم… من این وسط چی هستم؟
- نمی‌دونم، تو تموم شدی
- مطمئنی؟
- آره، اما نمی‌دونم چرا دلم خواست باهات حرف بزنم… تموم شدی
- باید خوشحال باشم اما نیستم
- چرا؟
- نمی‌دونم، بهت خیلی فکر می‌کنم
- تو می‌گی ما دو تا سیاره‌ی جداییم
- همیشه منتظرم زنگ بزنی
- هیچ وقت همچین کاری نمی‌کنم
- می‌دونم
- اما من همیشه منتظرم… هیچکس مثل تو منو دوست نداشته
- مطمئن باش هرگز همچین کاری نمی‌کنم
- از صدام می‌ترسی؟
- الان دیگه نه… نمی‌تونم قلبمو قسمت کنم
- قسمت نکن اما انکارش هم نکن
- من اگه همه‌ی دلم باهاش نباشه نمی‌تونم باهاش زندگی کنم… برو
- کجا برم؟
- برو تو کهکشان خودت… آدما زود همدیگه رو فراموش می‌کنن
- من کهکشانی ندارم
- کافیه مطمئن بشم که دیگه نیستی
- من هیچی ندارم
- بچه‌ات چی؟ اونو داری
- آره، اونو دارم و یه انتخاب
- منم می‌خوام داشته باشم… چه انتخابی؟
- انتخاب مردن یا زنده بودن
- این حرفا از تو بعیده، انقدر دور و برت هستن که نخوای بمیری
- مزخرف نگو
- تا دوباره به دعوا نکشیده برو
- می‌خوای بچه داشته باشی؟
- آره… زندگی… بچه
- از؟
- از؟… از شوهرم… لابد از تو!
- ایرادی داشت؟
- من اون موقع داغ بودم یه چیزی گفتم، هیچ وقت دوست ندارم بچه‌ام شبیه تو باشه
- آره من زشتم
- درونت زشته
- نگفته بودی تا حالا
- حالا گفتم
- واقعا اینجوریه؟
- آره، چون زیبایی درون یه آدمو دیدم… واقعا حرف دلمو بهت زدم… به زودی می‌رم
- خیلی برای اصلاحش دیره
- می‌رم رشت، عاشق اون شهرم… توقع داری بهت آدرس بدم؟
- نمی‌دی
- مطمئن باش دیگه پیدام نمی‌کنی
- طاقت دیدنمو نداری
- بین عشق و نفرت یه مو فاصله‌س
- این حرفو نزن، چیزی بین ما عوض نشده
- چرا اینطوری فکر می‌کنی؟ اصلا چی بین ما بوده؟ دروغ؟ دروغ؟ دروغ؟
- از بین تک تک کلمه‌هات دوست داشتن می‌زنه بیرون
- حرف مفت می‌زنی
- حتی وقتی فحش می‌دی… خودت هم می‌دونی
- نه
- می‌خوای انکارش کنی بکن اما حقیقت داره
- می‌خوام زندگی کنم، سالم، شاداب… با کسی که دوستم داره… دوستش دارم
- من مانع زندگی توام؟
- نه بهت گفتم که اشتباه کردم. فراموشش کن
- دوستت دارم حتی به قیمت نفرت تو
- بی‌فایده‌اس، دوستت ندارم، ازت متنفرم، بازیم دادی
- من بازیت ندادم
- اما من اون آدم قبلی نیستم، من مزه‌ی عشقو چشیدم، عشق دو طرفه، عشق نزدیک
- خوشحالم برات
- مرسی
- اگه یه بار باهم بودیم…
- هیچی عوض نمی‌شد
- شاید
- بودن همیشگیش شیرینه
- شاید هم نه
- از خودگذشتگی شیرینه… احساس داشتن یه تکیه‌گاه محکم و مطمئن
- تو یه مردادیه حسودی مثل من
- زندگی جدیدم انقدر شیرین هست که ارزششو داشته باشه
- یادته بهم چی می‌گفتی؟
- خیلی چیزا بهت گفتم، کدومش؟
- یه کلمه
- ؟
- همه چیزم
- ارزششو نداشتی، حالا به یکی دیگه می‌گم
- می‌دونم
- اونم به من می‌گه، چیزایی که تو هرگز نگفتی، کارایی که تو هرگز نکردی، دوستش دارم
- اون این شانس رو داره که نزدیکته
- نه، اون مرده، مرد واقعی
- نزدیکته، باهات می‌خوابه، دستتو می‌گیره…
- من مرد بودنشو دوست دارم، نگاهش، جذبش، همه چیش…
- حتما من مرد نیستم
- نه، اون سر حرفش موند، با همه مشکلاتی که بود، برای این مرده
- خوشحالم برات
- الان که باهات حرف زدم آروم شدم. نه به خاطر دوست داشتن. به خاطر اینکه یادم اومد چی بودی و کی بودی. حتی اگه اینجا هم بودی بازم انتخاب من نبودی
- مرسی که تو این اوضاعی که دارم اینهمه تحقیرم می‌کنی
- به همه‌ی تحقیرایی که کردی در
- ایراد نداره، هرچی از تو برسه خوبه
- برای همیشه خداحافظ
- نمی‌خوام بری
- من می‌رم تا به کسی که دوستش دارم و دوستم داره خیانت نکرده باشم
- خیانتی نیست
- حتی در حد یه لحظه به فکر تو بودن
- چرا باید بری؟
- تو تجربه‌ی تلخ منی، حماقت منی نمی‌خوام یادم بیاد
- اگه این هیولایی که می‌گی هستم، باشه
- هستی، حالا می‌فهمم. اون موقع تنها و بی‌کس بودم نمی‌فهمیدم
- باشه، برو و خوشبخت باش. اما هروقت دلت گرفت من هستم
- هیچ وقت دلم نمی‌گیره… آدم مرده دلش نمی‌گیره… آدم مرده می‌خوابه… فقط می‌خوابه…



شاید ادامه دارد...(7)((آریو بتیس))

1:

ممنون ازدعوتت خوب بود.


شاید ادامه دارد...(8)((آریو بتیس))


شاید ادامه دارد...(9)((آریو بتیس))

2:

چه غم انگیززززززززززززززززززززز زززززززز.....


پرسش دخترک جان باخته(آریو بتیس)

3:

اگر روزی بین رفتن و ماندن شک کردی حتما برو،
بی معطلی...
چون نمی بایست کار به شک می کشید که بیاندیشی یا نیاندیشی!!!
پ ن:خیلی متن قشنگی بود...غم توش سوسو میزد



از لحظات زندگی لذت ببرید!

4:

مرسی از دعوتت.قشنگ بود


يک پارگراف هم تو بنويس

5:

سلام ممنون از دعوتت
متنت قشنگه اگه متنای دیگری هم داری ارسال کن.مطمعنم به درد اجرا می خوره


رای گیری چهارمین دوره ی مسابقه ی داستان نویسی با کلمات

6:

catwoman عزیز .


اولین دوره ی مسابقه ی یک عکس یک داستان!

خیلی خیلی قشنگ بود .

دستتون درد نکنه.
فقط اگر رنگ متن رو تغییر بدین بهتره .

مثلا شخصیت اول متنهاش به رنگ ابی باشه شخصیت بعدی قرمز .

یا یه نشونه دیگه بذارید که مجزا بشه .

الان خوندنش خیلی سخته.

7:

ممنون
ولی خوشم نیومد
یعنی چی آدم ازدواج کرده باشه ,با دوست قبلیش 4ساعت حرف بزنه.


8:

سلام
مرسی از دعوت
کاری به واقعی یا غیر واقعی بودنش ندارم............اما قابل درک بود..........



94 out of 100 based on 74 user ratings 1174 reviews

@