زیبا ترین بیت شعری را که شنیده اید بنویسید


زیبا ترین بیت شعری را که شنیده اید بنویسید



زیبا ترین بیت شعری را که شنیده اید بنویسید
سلام دوستان لطفا زیباترین بیت شعری را که شنیده اید بنویسید
البته اگر چند بیت شعره که با هم ارتباط معنایی داره و نمیشه جدا نوشت همه رو با هم بنویسید



شعری دروصف شیخ قدرت ازسیاوش

1:

در وصـل هم ز عشـق تو ای گـل در آتـشم
عاشق نمی شوی که ببینی چه میشکم
با عشـق آب عقـل به یـک جـوی نمی رود
بـیـچـاره مـن که سـاخـتـه از آب و آتـشـم
خلقم به روی زرد بخندند باک نیست
شاهـد شو ای شرار محبت که بی غشم
و
عشقین کی قراریندا وفا اولماجاخمیش
بیلممکی طبیعت نیه قویموش بو قراری

هر دو از «شهریار»


شعری در وصف نماینده قزوین هم زبان خودم

2:

ای گل تو دوش داغ شقایق کشیده ای
ما اون شقایقیم که با داغ زاده ایم


شعری دروصف شیخ قدرت ازسیاوش

3:

راستی خودم یادم رفت بنویسم
چون می مخوری طعنه نزن مستان را
بیناد نکن تو حیله و دستان را
تو غره بدان مشو که می مینخوری ( غره : مغرور)
صد لقمه خوری که می غلام هست ان را


شعری زیبا در وصف یوسف زهرا (س)

4:

با فروغ روز هم نتوان زدود از باغ ها
گرد اندوهی که شب می ریزد از مهتاب ها


معین جدیدتر

5:

هر روز دلم در غم تو زارتر هست
وزمن دل بیرحم تو بیزارتر هست
بگذاشتی ام غم تو نگذاشت مرا
حقا که غمت از تو وفادارتر هست
(مولانا)



شعرسبدکالا

6:

در عشق توام نصیحت و پند چه سود
زهراب چشیده ام مرا قند چه سود
گویند مرا که بند بر پاش نهید
دیوانه دلست پای در بند چه سود
(مولانا)


رنجنامه این شاعر گرانقدر خواندنی است

7:

در معنی هست و در عیان نیست که دید
در دل پیدا و در زبان نیست که دید
هستی جهان و در جهان نیست که دید
در هستی و نیستی چنان نیست که دید
(مولانا)


شعر یارانه ها

8:

در نفی تو عقل را امان نتوان دید
جز در ره اثبات تو جان نتوان داد
با اینکه زتو هیچ مکان خالی نیست
در هیچ مکان تو را نشان نتوان داد
(مولانا)

9:

نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از امت این ابادی

10:

آدمی در عالم خاکی نمی آید پدید
عالمی دیگر بباید ساخت وزنو آدمی

حضرت حافظ

11:

فرمود: باید حد زند هُشیار امت, مست رآ
فرمود: هُشیاری بیار اینجا کسی هُشیار نیست


پروین اعتصامی - مست و هوشیار

12:

در این دنیا نباید گل ببویم
نباید مهربانی را بجویم
همان بهتر سر سنگ مزاری
غمم را با قدیمی ها بگویم

13:

عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی
عشق داند که در این دایره سرگردان اند

14:

احساس ِ سوختن به تماشا نمیشود
آتش بگیر تا بدانی چه میکشم


نمیدونم از کیه

15:

اواي خوش هزار تقديم تو باد
گايشانند كه لحظه ايست رايشانيدن عشق
اون لحظه هزار بار تقديم تو باد

16:

الا یا ایُها السّاقی اَدِرکأساً و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها

17:

انگار با تمـــام جهـــــان وصل مــی شوم
در لحظه ای که می کِشَمت تنگ در بغل

18:

بی تو نه بوی خاک نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسکینم
چرا صدایم کردی چرا


94 out of 100 based on 44 user ratings 244 reviews

@