شعر طنز عاشقانه


شعر طنز عاشقانه



شعر طنز عاشقانه
مجموعه ایی جدید و متنوع از انواع شعر طنز عاشقانه و اشعار زیبای طنز و خنده دار در رابطه با عشق و دوست داشتن را در این مطلب ملاحظه می فرمایید که مطالعه این اشعار طنز برای همه ما جالب و قابل توجه است.

شعر طنز عاشقانه
شعر طنز عشق دروغی
عشق یعنی اینکه تو باور کنی
می توانی یک نفر را خر کنی
کذب را هنگام فعل مخ زنی
آنچنان گویی که خود باور کنی
با دروغی جور شد گر امر خیر
راست را هرگز مبادا شرکنی
عشق همچون طایری توخالی است
راست گر در آن رود پنچر کنی
می شود چون موم در دستت اگر
از خودت حرف قلمبه در کنی
می توانی گر چه هستی بی سواد
شعرهای خوشگلی از برکنی
خیز و جهدی کن چو حافظ تا مگر
وصف جام و باده و ساغر کنی
بعد یک مقدار تمرین، کذب محض
می شود جاری چو لب را تر کنی
می شود او عا شق تعریف هات
اندکی لب را اگر ترتر کنی!
نزد اختر چون که بنشینی مباد
وصف چشم و ابرو ی زیور کنی
پیش زیور نیز چون هستی مباد
نقل رنگ گیسوی آذر کنی
روی هم رفته نباید پیش زن
صحبت از معشوقه ای دیگر کنی
از دروغت خار گل می گردد و
می شود تقدیم یک بهتر کنی
گر پسر هستی بیابی دختری
یا اگر هم دختری، شوهر کنی
اینچنین عشقی است عشق پرفروغ
زندگی روی ستون ها ی دروغ



آنا آخماتووا- شاعر و نویسنده روس

1:

شعر طنز خر عاشق
خری آمد به سوی مادر خویش بفرمود مادر چرا رنجم دهی بیش
برو امشب برایم خواستگاری اگر تو بچه ات را دوست داری
خر مادر بفرمودا ای پسر جان تو را من دوست دارم بهتر از جان
ز بین این همه خرهای خوشگل یکی را کن نشان چون نیست مشگل
خرک از شادمانی جفتکی زد کمی عرعر نمود و پشتکی زد
بفرمود مادر به قربان نگاهت به قربان دو چشمان سیاهت
خر همسایه را عاشق شدم من به زیبایی نباشد مثل او زن
بفرمود مادربرو پالان به تن کن برو اکنون بزرگان را خبر کن
به آداب و رسومات وقته شدند داخل به رسم عاقلانه
دو تا پالان خریدند پای عقدش به افسار طلا با پول نقدش
خریداری نمودند یک طویله همانطوری که رسم هست در قبیله
خر عاقد کتاب خود گشایید وصال عقد ایشان را نمایید
دوشیزه خر خانم آیا رضایی؟ به عقد این خر خوشتیپ درآیی؟
یکی از حاضرین فرمودا به خنده عروس خانم به گل چیدن برفته
برای بار سوم خر بپرسید که خر خانم سرش یکباره جنبید
خران عرعرکنان شادی نمودند به یونجه کام خود شیرین نمودند
به امید خوشی و شادمانی برای این دو خر در زندگانی
کزین پس هیچ خری دپرس نماند فقط کانکت شود و جوک بخواند



مارگوت بیگل

2:

شعر طنز عاشقانه می خواهم
فرموده بودم که تو را می خواهم
آری،آری، به خـدا می خواهــم
عاشقــم،جرم من این هست فـقط
ذره ای مهر و وفا می خـواهـم
اون قدَر خوشــگل و خوش اطواری
که یکی نه ، دو سه تا می خواهم!
چشــم نامحرم اگــر دید تو را
چشمش از کاسه جدا می خواهــم
کاش یــک ذره تـپل تر بــودی
تا بگویم که چرا می خواهـم؟!
بنده از جنـس بـشر بـــیزارم
بلکه یک مرغ دو پا می خواهم!


نزار قباني ( شاعر و نويسنده عرب )

3:

شعر طنز عاشقانه پیامک لیلی و مجنون
پیامک زد شبی لیلی به مجنون
که هر وقت آمدی از خانه بیرون
بیاور مدرک تحصیلی ات را
گواهی نامه ی پی اچ دی ات را
پدر باید ببیند دکترایت
وقته بد شده جانم فدایت
دعا کن …
دعا کن مدرکت جعلی نباشد
زدانشگاه هاوایی نباشد
وگرنه وای بر احوالت ای مرد
که بابایم بگیرد حالت ای مرد
چو مجنون این پیامک خواند وارفت
به سوی دشت و صحرا کله پا رفت
شعر طنز پیامک لیلی و مجنون
اس ام اس زد ز اونجا سوی لیلی
که می خواهم تورا قد تریلی
دلم در دام عشقت بی برنامه هست
ولیکن مدرکم بی اعتبار هست
شده از فاکسفورد این دکترا فاکس
مقصر هست در این ماجرا فاکس
چه سنگین هست بار این جدایی
امان از دست این مدرک گرایی


اشعار ترکی و فارسی استاد شهریار

4:

شعر طنز عاشقانه واسوخت
تعجب می کند یارم ز رفتاری که من دارم
تصور می کند دیوانه ام یاری که من دارم
نه او، هر کس دگر باشد تعجب می کند طبعاً
ز رفتار عجیب و نابهنجاری که من دارم
همه گویند رفتارم عجیب و نابهنجار هست
و گاهی مایه شرم هست اطواری که من دارم
خودم یکبار رفتار خودم را بررسی کردم
ولی دیدم که معقول هست رفتاری که من دارم
و دیشب دست آخر فرمودمش با صد زبان بازی:
خودت -یارا!- مرض داری و پنداری که من دارم
همیشه فکر می کردی که من از خویش شک دارم
کنون دیدی بی علت نیست اصراری که من دارم؟
چه خواهی فرمود اگر روزی درآری سر ز افکارم؟
که رفتارم شده مشتق ز افکاری که من دارم
کسی دیگر مرا کی می تواند کنترل کردن؟
نباشد دست کس -غیر تو- افساری که من دارم
برایم آبرو نگذاشتی، بی آبرو! شرمی
کنون نقل محافلهاست آماری که من دارم
نه پولم می دهد، نه احترامم پاس می دارد
طلبکار هست خود گویی بدهکاری که من دارم
تمام سالمندان از پرستار جوان گویند
ولی صد سال سن دارد پرستاری که من دارم


محمدعلی بهمنی

5:

شعر طنز عشق مرده
مُرده هم بی‌گمان دلی دارد
مثلِ ما «زید» خوشگلی دارد
در کنارِ پری‌وَشان در قبر
هر شب جمعه محفلی دارد
با «شهین» و «مَهینِ» اون دنیا
روز و شب عیش کاملی دارد
هر وقتی که می‌شود دلتنگ
لب دریا و ساحلی دارد
مُرده هم آدم هست در واقع
رفقای اراذلی دارد!
چون تمامِ مجردان او هم،
در امورش مشاکلی دارد
شام اگر مرغ یا که جوجه نبود
ساندویچ فلافلی دارد
غالباً در حجاب و پوشش خود
مطمئناً مسایلی دارد
نه پلیسی که گیرد او یقه‌اش
نه محل مَرد جاهلی دارد
ما که بی‌مسکنیم ! اما او،
خوش به حالش که منزلی دارد!
با رفیقانِ شاعرش هر شب
فاعلاتن مفاعلی دارد!


82 out of 100 based on 82 user ratings 1282 reviews

@