غزل ِ پُست مدرن !


غزل ِ پُست مدرن !



غزل ِ پُست مدرن !
کار روشنفکر اين نيست که اراده ی سياسی ديگران را شکل دهد کار روشنفکر اين است که از رهگذر تحليل هايی که در عرصه های خاص از خود انجام می دهد امور بديهی و مسلم را از نو مورد پرسش و مطالعه برنامه دهد عادت ها و شيوه های عمل و انديشيدن را متزلزل کند آشنايی های پذيرفته شده را بزدايد قاعده ها و نهاد ها را از نو ارزيابی کند و بر مبنای همين دوباره مسئله کردن ( که در آن روشنفکر حرفه ی خاص روشنفکری اش را ايفا می کند ) در شکل گيری اراده ی سياسی ( که در آن می بايست نقش شهروندی اش را ايفا کند ) شرکت کند .

"ميشل فوکو"


پست مدرنیسم
واژه ی پست مدرنیسم اصطلاحی است برای نشان دادن پیشرفت ها وتغییراتی که در ادبیات ، هنر ، موسیقی، ومعماری از سال های 1950 به بعد در آمریکا وکشورهای اروپایی پیش آمد.

تاریخچه :
در خصوص تاریخچه ی این نظریه سه تاریخ مد نظر است:

1- مفهوم پست مدرن را اولین بار نویسنده ی اسپانیایی " فدریکو دی اونیس " در سال 1934 در اثرش " گزیده ی شعر " اسپانیایی به کار برد واز آن در تشریح واکنش نسبت به مدرنیسم استفاده کرد.
2- واژه ی پست مدرن برای نخستین بار توسط یک مورخ در اواخر دهه ی 1940 برای نشان دادن مرحله ی نهایی تمدنی که با رنسانس آغاز شد ، به کار گرفته شد.
3- نظریه پرداز مهم پست مدرن " ژان بودر یار" است واندیشه ورز مهم آن " لیوتار" که کتابی دارد به نام " وضعیت پست مدرن" که به انجیل پست مدرن ها معروف است.

مدرن وپست مدرن:
1- بزرگترین ویژگی پست مدرنیسم شورش بر ضد ارزش های طبقه ی متوسط وعدم توجّه به میراث های گذشته است در حالی که پست مدرن نوعی تمایل بازگشت به گذشته وجود دارد وبه همین دلیل جای پای مدرنیسم را در آثار پست مدرن می بینیم زیرا مدرنیسم هم به گذشته تعلق دارد.
2- هنر مند مدرنیست سعی می کند از طریق اسطوره ونمادو...با معانی زور آزمایی کند ولی هنرمند پست مدرناز پوچی وبی معنایی دنیای معاصر با بی اعتنایی آمیخته به مزاح ، استقبال می کند.

ویژگی های پست مدرن:
1- پست مدرن مثل رمانتیسم به گذشته توجه دارد اما مثل رمانتیسم مجذوب گذشته نیست بلکه هوشیارانه وبدون شیفتگی از آن بهره مند می شود.
2- پست مدرن از عناصر فرهنگ ملّی یا محلّی یا عامیانه بهره می گیرد وبه همین دلیل دارای خصوصیاتی دووجهی یا چند وجهی است که تشخیص آنها برعهده ی خواننده است.
3- پست مدرن به غیر سنّتی بودن تمایل دارد.
4- پست مدرن از آثاری که تدوین تصادفی دارند طرفداری می کند.
5- پست مدرن در شعر تاثیر نداشته ودر نمایشنامه تاثیر کمی گذاشته ولی در رمان تاثیر زیادی داشته است.
اصول پست مدرنیسم:

1- بی اعتباری مدرنیسم : آنچه در مدرنیسم اعتبار داشت در پست مدرن منسوخ و بی اعتبار است.
2- انکار حقیقت :امور را مبنا می شمرند .

3- انکار واقعیت : هیچ واقعیت نهایی وجود ندارد وانسان درپسِ پشت پشت چیزها همان را میبیند که می خواهد ببیند که الته به شرایط زمان ومکان بستگی دارد.
4- بی معنایی: جهان تهی از خرد است وهیچ علم ودانشی معتبرنیست آمبرتواکو می گوید: " جهان مثل یک پیاز است که اگر لایه لایه جدا کنیم سرانجام چیزی جز هیچ ، باقی نخواهد ماند.
5- شک اندیشی: نبایست هیچ چیز را به طور قالبی ودربست پذیرفت.

داستان پست مدرن:

1- در داستان پسا مدرن اغلب شکل قراردادی رمان جای خود را به ضد رمان می دهد.
2- شخصیت اصلی جای خود را به ضد قهر مان می دهد.
3- مختصات رمان پسا مدرن :
الف: عدم قاطعیت : نویسنده پایان های متعددی برای رمان عنوان می کند.
ب: عدم انسجام : جمله ها به نحو مقتضی وصریح به هم مرتبط نیستند.
ج: فقدان قاعده : داستان ها بر اساس منطق عبث نمایی نوشته می شوند.
د: تناقض: هر بخش بخش های قبلی را نقض می کند.
ه: زیاده روی : در بهره گیری از استعاره ومجاز عمداَ زیاده روی می کنند.
ر: اتصال کوتاه: نویسنده تلاش می کند بین هنر وواقعیت اتصالی کوتاه پدید آورد.
4- نویسندگان : "ایتالوکالو" نویسنده ی ایتالیایی و " ولادیمیر مباکف " نویسنده ی روسی تبار آمریکایی "پل استر " .
5- نمونه ها : رمان " گل سرخ " اثر" آمبر تواکو" و " بیلی بانگیت " اثر دکتروف.

انواع پست مدرن :

1- تاریخی : ادعا دارد که دوران مدرنیسم به پایان آمده وتمامی نشانه ها واساس فرهنگی ، اجتماعی وسیاسی مدرنیسم دگرگون شده است وانسان افق های بیکران جهانی تازه را در پیش رو دارد.
2- روشمند : به تمامی تمایزهای فلسفی مثل " عینی و ذهنی " یا " واقعی و آرمانی " و ... باشک و تردید نگاه می کند . تمامی نظریه های سنتی دانش و معانی و زبان شناختی رانقد می کند و عقیده دارد که بیشتر مفاهیم نه تنها یاری رسان نیستند بلکه خود سرباری بر سردر گمی ها هستند این نوع پست مدرنیسم ضد واقع گرایی است و بسیار بدبین و منفی نگر است و هر چیزی را انکارمی کند بدون اینکه جانشینی برای آن ارائه دهد
3 – مثبت : این نوع نقطه ی مقابل پست مدرنیسم روشمند است پدیده هارا تعبیر و تفسیر می کند و برخلاف پست مدرنیسم روشمند برای هر چیز جانشینی برنامه می دهد

نقش رسانه ها درتغییر الگوهای فرهنگ

تكنولوژي هاي رسانه اي بازنمايي فرهنگ را به عهده دارند ،تاجايي كه هارولد اينيس دراثر بنيادين خود به نام سوگيري پيام رساني گفت كه وجه مميزه دوران هاي تاريخي مختلف وسيله پيام رساني آنهاست كه خود الگوي فرهنگي وقدرت سياسي را تعيين مي كند.

بنابراين گفته ، تاثير وسايل پيام رساني دوران ما برتغيير الگوهاي فرهنگي اين دوره قابل درك خواهد بود و دراين نوشتار با تكيه بر نقش اين عناصر به توضيح رابطه جهاني شدن بر تغيير ساختاري و محتوايي غزل خواهيم پرداخت .تغييراتي كه غزل فارسي را از سمت و سوي كلاسيك به نوعي فرم تازه باعنوان غزل پست مدرن يا به تعبير شعراي معاصر، پيشرو حركت داده است.


جهانی شدن تغییر ساختاری و محتوایی غزل

با تمركز بر توازي و همبستگي جهان واقعي و فضاي مجازي ودر پارادايم دوجهاني شدن ، مي توان تغييرات ايجاد شده در غزل فارسي را تببين كرد. به طور اجمال درجهان معاصر امكان برقراري ارتباطات ازنوع جديد يعني ارتباطات مجازي كه خود ويژگي هاي خاص خود را دارد مفاهيمي از قبيل هويت ، اصالت ،لذت و بسياري از مفاهيم تعيين كننده بازي شاعرانه درغزل امروز را تغيير داده است.امكاناتي كه دنياي جديد براي نسل جديد آدم ها فراهم مي كند بر تصميم گيري درباره چگونه گفتن و چه گفتن بي تاثير نيست.علاوه بر اين، سرعت اين تغييراتي هم كه درديدگاه ها و انديشه ها وعملكردهاي شاعر امروز ايجاد شده بسيار بالاست .

براي مثال امكاناتي كه دنياي جديد وبه ويژه درهم پوشاني دنياي مجازي و واقعي براي شاعر فراهم مي كند گل و درخت و سبزه و معشوقه سيه چشم نيست. بلكه دايره اي از مفاهيم چندمعنايي وگسترده اي ازلغات و واژه هاي متكثر است كه گاهي به تعبير شمس لنگرودي غزل را به دكه سمساري تشبيه مي كند.
مساله رواج تكنولوژي هاي ارتباطي كه هم شيوه دريافت پيام و هم بازخورد ودر كل نحوه انعكاس آثار ادبي را متحول كرده است ،ازدوبعد قابل بررسي است ؛ يكي خود تكنولوژي ها وويژگي هاي فني آنها وامكاناتي كه به تبع اين ويژگي ها فراهم مي كنند و ديگري كالاي مورد مبادله ازطريق اين تكنولوژي هاست كه همان اطلاعات مي باشد.دگرگوني در اينها كه خاص دوران ماست وبا جهاني شدن توصيف مي شود ، بافت تجربه فرهنگي مارا تغيير مي دهد ودرواقع به درك ماازمفهوم فرهنگ دردنياي مدرن تاثير مي گذارد.

به عنوان مثال درگذشته ، شعر يا شنيده مي شد يا خوانده. كاركرد آن درمواقعي كه استماع مي شد بيشتر مدحي و ستايشي بود ودرمواقعي نيز براي ايجاد هيجان عمومي به كار مي رفت.
وقتي مخاطب توانست شعر را خودش از روي مكتوب بخواند شعر كم و بيش از سمت شعاري بودن به سمت شعوري شدن حركت كرد وتوانست باعث ظهور جرقه هاي تفكر وتعقل درمخاطب بشود.اما حتي د ر بحبوحه ظهور عقلانيت درشعر نيز،هم شيوه وهم سرعت انتشار پيام باآنچه كه امروز دارد اتفاق مي افتد بسيار متفاوت بود. درعصر ما ظهور اينترنت وساير امكانات جديد ارتباطي مثل نشریات وروزنامه ها وبلاگ ها وسايت هاي مختلف ، به شاعران اين امكان را مي دهد كه سريع تر وبه اصطلاح به روزتر شعرشان را به گوش مخاطب برسانند و به ناچار بايد به روزتر و سريعتر هم شعر بگويند.علاوه براين ،محتواي غزل پست مدرن هم به شكل محسوسي تحت تاثير محتوايي برنامه گرفته كه از طريق اين تكنولوژي ها كالاي غالب تبادلات و ارتباطات شده و آن ،اهميت پيدا كردن اطلاعات به عنوان عنصر تعيين كننده روابط است.به نظر مي رسد كه امروزه ، اطلاعات جاي ارزش هاي پيشين را دربازار گرفته است. والبته پديده جهاني شدن در اين جايگزيني نقش تعيين كننده دارد.به طوري كه جهان گستري شمار بازيگران خود را درحوزه عمومي افزايش داده است.

دراصل دنياي امروز يك جهان اطلاعاتي است كه در آن اقتصاد ديگر يك اقتصاد صنعتي نيست بلكه براساس توليد و توزيع اطلاعات اداره مي شود.به علاوه اطلاعاتي كه امروز توليد ومبادله مي شود ، با آنچه كه دوره هاي قبل ،روابط را شكل مي داد متفاوت است.اهميت يافتن اين عنصر ونيز سرعتي كه درتبادل آن بوجود آمده،همانطور كه قبلا هم اشاره كردم ،كاركرد بسياري از مفاهيم را دچار تغيير كرده است. مفاهيمي از قبيل هويت فردي كه امروزه مفهوم آن بسيار نسبي شده است . يعني توزيع كيستي افراد نسبت هاي مختلفي پيدا كرده ، بدين شكل كه تعلقات افراد متفاوت تر شده و به گفته استوارت هال منطق هويت ديگر ازبين رفته است.

ردپاي اين تحولات را كه دنبال كنيم با ساختار غزلي مواجه مي شويم كه براي نمونه در آن ديگر نمي توان لذت و امنيتي را كه ازطريق غزل كلاسيك چند دهه پيش ، به ذهن مخاطب القا مي شد ،مشاهده كرد.
شاعرغزلسراي كلاسيك در گذشته ، فضاي زندگيش نوعي تكرار بود .او از زندگي و طبيعت و ميهن و…تنها يك تعريف داشت.اما شاعر امروز چند هويتي شده است.چرا كه باتمام توانايي ها و كاستي هايش درمعرض محيط جديدي برنامه گرفته كه الگوهاي شكل گيري شخصيت و ذهنيت در آن حتي از الگوهاي مدرنيته هم پيروي نمي كنند.چون به لحاظ معرفتي جهان مجازي خصيصه پست مدرن است.به اين معنا كه محدود به هنجارهاي مدرنيته و جهان واقعي نيست .هنجارها را روزمره مي كند وجهان را به سمت نوعي سادگي پيش مي برد وتعامل جهان مجازي و واقعی وتاثير وتاثر اين دو برعملكرد شاعر امروز ،اورا وامي دارد كه با استفاده از امكاناتي كه جهان جديد براي او فراهم كرده به شكلي باتبعيت ازبسترهاي معرفتي پست مدرنيسم نوعي بازگشت ازمدرنيته را رقم بزند،همچنان كه هنر پست مدرن به طور كلي مي خواهد بااستفاده از تكنولوژي هاي دنياي مدرن به بازسازي دنياي كلاسيك بپردازد.

براي مثال تغييراتي كه در فرم غزل ايجاد شده يكي از تحولاتي است كه دراين دو ـ سه دهه اخير شاهدش بوده ايم.

درمقابل فرماليست ها كه فخامت زبان و وجود صنايع ادبي را ازجمله عواملي مي دانند كه تاثيري عميق برذهن خواننده مي گذارد ولذت خاصي از شنيدن شعر در او ايجاد مي كند؛ درغزل پست مدرن ،شاعر می كوشد ازبند رديف و قافيه رهايي بيابد و از آن جهت است كه شعر بيشتر جنبه روايي پيدا كرده است كه البته اين پديده در مواقعي هم از زيبايي ساختاري شعر مي كاهد.
اگرچه در اين غزل امكان بروز حشونيز بسيار بيشتر است،اما كساني كه روي ژانر غزل پست مدرن مانور مي دهند مدعي حفظ نوعي نظم دروني دراثرهستند كه نبايد آن را در تك بيتها جستجو كرد به نظر مي رسد كه اثرگذاري غزل نوين نمي تواند نقطه اوج و قله داشته باشد وحتي درمواقعي هم يك غزل نمي تواند از عهده اين تاثيرگذاري بربيايد بلكه بايد چنين تاثيري را به طور متناوب ودرسلسله آثار يك شاعر دنبال كرد.

با كم شدن گرايشات فرماليستي در غزل معاصر به سمت هماهنگي بيشتر شکل و محتوا پيش مي رويم تاجايي كه هرزمان ضرورت ايجاب كند يكي برديگري پيشي مي گيرد.اين برهم زدن فرم و درمواقعي هم غالب شدن محتوا بر آن ، خلاف جهتي كه غزل كلاسيك حركت مي كرد روبه رشد گذاشته است.به طوري كه اگر زيبايي شناسي درشعر سنتي ،گاه در تلميح و تضمين و..خلاصه مي شد و گاه درتضاد و مراعات نظير و جناس ، درغزل پست مدرن اين كليشه در حال ترك برداشتن است.

درك بستر معرفتي وضعيت پست مدرن ، يعني فضايي كه بخشي از شكل گيري آن ازعواقب ظهور پديده جهاني شدن و فراهم آمدن امكان تكثر و تعدد مفاهيم و كليشه زدايي از طريق راهكارهاي پيشنهادي جهاني شدن مي باشد؛درغزل پست مدرن گاهي بسيار آسان است.مثلا مي توان ادعا كرد كه يكي از ريشه هاي معرفتي اين ژانر كه در بستر پست مدرنيته رشد و نمو كرده،همان مساله هويت است.
دردنياي پست مدرن اساسا استاندارد كردن بي معناست وژانر غزل پست مدرن نيز محصول ذهن خلاق شاعري است كه براساس اين بي معنايي ودراثر برنامه گرفتن درفضايي كه امكان انتخاب هويت هاي متكثر و گوناگون و درمواردي نيز متناقض را به او مي دهد ،به ناچار درحال ايجاد سازگاري با اين شرايط است.همچنين دوويژگي قداست زدايي و نفي نخبه گرايي كه از ويژگي هاي ساختاري و محتوايي اين ژانر هستند ، نيز درامتداد يكي از ويژگي هاي مدرنيته كه به پست مدرنيته مي رسد اتفاق مي افتند.

اين قداست زدايي و برهم زدن كليشه هاي مرسوم درتمام حوزه ها ،چه فضاي واژگاني وچه انتخاب سوژه ها ديده مي شود.از آن گذشته، آدم هاي امروزي ديگر يك جور نمي بينند و يك جور نمي پسندند. بنابراين به دليل تكثر سلايق ونگرش ها درواقع درعرصه شعر، ديگر نه تنها حافظ و سعدي بلكه شاملو هم نخواهيم داشت.(خوانساري،1382.) چرا كه نمي توان تغيير سريع و روز به روز خواسته ها و سلايق را ناديده گرفت كه خود به مساله نقش تعيين كننده تكنولوژي ها درزندگي بشر امروز برمي گردد وتاثيري كه تكنولوژي ها برمفهوم زمان د اشته اند نيز غير قابل اجتناب است.

ديگر تضميني وجود ندارد كه شعر امروز كه مناسب حال وهواوشعور و انديشه و احساس مخاطب امروزي است در آينده هاي حتي نزديك هم با شعور وانديشه و احساس مخاطبان نسل بعدي همسوباشد.

چراكه به گفته تاميلنسون،جهاني شدن تحرك فيزيكي رابيش از پيش كرده است وهمين تحرك فيزيكي براي آدم هايي كه باكاهش شديد فواصل نسلي روبرو شده اند ،ارزش ماندگاري شعر را دچار ترديد مي كند.ازاين رو در غزل پست مدرن شاعران كمتر به دنبال اثرگذاري مستمر هستند وشايد ديگر مفهوم جاودانگی و ماندگاري ، تنها معيار سنجش مطلوبيت يك شعر نباشد.

اما همان گونه كه درآغاز اشاره شد ،درك وفهم اين روابط تنها وقتي امكان پذير است كه ما عملكردهايمان را درفضاي واقعي باتوجه به تاثيراتي كه پيدايش فضاي مجازي بركاركردهاي دنياي واقعي مي گذارد بررسي كنيم.مثلا شاعري كه امروزه راه اندازي وبلاگش سريعتر از چاپ كتابش اتفاق مي افتد و مي تواند با كليك كردن روي يك دگمه ،غزلي را كه صبح امروز سروده به گوش صدها نفر برساند؛شاعري كه نگاه جزئي نگر ونكته سنجش كه اقتضاي شرايط فعلي است، به جاي انتخاب سوژه هاي كلي و مفاهيم بنيادين به دنبال كاوش در جزئيات زندگي است؛شاعري كه بايد سريع بنويسد،سريع بخواند و سريع بينديشد،طبيعتا آثارش با آثار شاعري كه ماهها فرصت تفكروارائه اثر داشته تفاوتهاي اساسي دارد و بيراه نخواهد بود اگر بخشي از اين تفاوتها را به صنعت ارتباطات وابسته بدانيم. چراكه ارتباط به طور كلي منبع فرهنگي را در اختيار مردم برنامه مي دهد كه پيش ازگسترش آن فاقدش بوده اند، يك بيداري فرهنگي كه به معاني گوناگون ،جهاني است.
اين بيداري فرهنگي درتمام حوزه ها اتفاق مي افتد به خصوص در عرصه شعر كه از عناصر فرهنگ ايراني به شمار مي رود وارتباط نزديكي با انديشه وشعور مردم داشته ودارد.

ژانر غزل پست مدرن ازتبعات زندگي شاعران امروز ايران درجامعه اي است كه مرزهايش به روي انديشه ها ونگرش ها واطلاعات متكثر وگوناگون باز شده است. تلويزيون ها ،راديوها ،شبكه هاي بزرگ خبري ،سايتهاي تفريحي واطلاعاتي ،شبكه هاي ماهواره اي ،اينترنت و…وتبعات فرهنگي و اقتصادي واجتماعي و رواني استفاده از آنها ونقش مسلمي كه درشكل گيري احساسات وعقايد آدمي ايفا مي كنند،بدون شك درپيدايش يك چنين ژانري بي تاثير نبوده اند و غزل نوين هم مانند ساير عناصر فرهنگي جامعه ازمواجه شدن با پديده هايي كه در قالب جهاني شدن دريچه هاي تازه اي را به روي انديشه ها و عقايد ما مي گشايند،اجتناب نكرده است ونمي توانيم تاثيرات اين پديده هاي تازه را بر روند ایجاد و شكل گيري آثار ادبي دوران خودمان انكار كنيم.چرا كه به نظر مي رسد دايره تاثير و تاثر فضاي مجازي كه در آغاز اين نوشتار هم از آن با عنوان نقطه عطف دوران ما ياد كرديم ، محدوده ادبيات را نيز به راحتي دربرگرفته است.

ترفندهای زبانی در غزل پست مدرن
توجه ويژه به زبان و مباحث زبان شناختي چيزي نيست كه كسي بتواند در ادبيات پسامدرن انكارش كند اما وقتي غزل پست مدرن (البته از دیدگاه عده ای) ادعا دارد كه نه مدرن و نه پسامدرن است! و در واقع بازتاب دوره ي گذار؟؟ و وانمود وضعيت حال حاضر جامعه و تفكر پسامدرن در ساختار مدرن زده ( نمي گويم مدرن) است تكليف توجه به زبان چه مي شود؟!
اين سؤالي نيست كه بتوان در اين جا به آن پاسخ داد بلکه آنچه مي خواهم درباره آن بنویسم نوعي تقسيم بندي جزءنگر و چند مثال است كه به درك ساختار؟؟ اين ترفندها و برخورد راحت تر با آنها به ما كمك مي كند:
ترفندهاي زباني را در نگاهي مسامحه آميز مي توان به سه يا چهار دسته تقسيم كرد كه من در اين مقاله به بخش اول آن مي پردازم:
بخش اول: ترفندهايي كه در واحد واج (صامتها و مصوتها) اتفاق مي افتند.
واج :
کوچک ترین واحد صوتی زبان است که معنا ندارد اما تفاوت معنایی ایجاد میکند مثلا ً اگر در واژه ی بینا به جای واج (صامت )/ب/&واج/س/ بگذاریم می شود سینا ومعنای آن عوض می شود.
همچنین در واژه ی دُرج به جای مصوت(واج) /ـــُ /& /ــــَ / بگذاریم واژه ی جدید با معنای جدید ساخته میشود.

صامتها:

براي اين كه دوستان كلاسيك خيالشان راحت شود كه درباره چيز عجيبي حرف نمي زنم و غزل پُست مدرن توطئه اجانب و استكبار جهاني براي نابودي ميراث چندين هزارساله ادب فارسي نيست مثالي لوث شده (بر اثر تكرار) را مي زنم كه نوعي ساده از اين برخورد با زبان در ادبيات كلاسيك می باشد:

خيزيد و خز آريد كه هنگام خزان است/ باد خنك از جانب خوارزم وزان است...
اين ساده ترين استفاده از زبان است حس و اثر روان شناختي كه هر حرف در ذهن مخاطـب خويش مي گذارد و در اين مثال درشتي « خ » و « ز » و بازتاب آن در ذهن با تكرار ( دقت كنيد كه اين ساده ترين راه است نه بهترين راه ).

براي آنكه نيمايي سرايان هم ناراحت نشوند مورد زيرپوستي تري را از « فروغ » مثال مي زنم:

« در آستانه ي فصلي سرد »

اين جا نيز همان تكنيك تكرار و ويژگي هاي روان شناختي حـــــرف « س » است كه سوز و سردي را به مخاطب منتقل مي كند.
در غزل پست مدرن هم مثال هايي از اين تكنيك را مي توان ذكر كرد البته در اين جا ديگر واج آرايي خاصيت تكنيكي خودش را از دست داده و به جزئي جدايي ناپذير از شعر تبديل مي شود زيرا غزل پست مدرن با مخاطب طرف است و اثرهايي كه ناخودآگاه بر ذهن او ايجاد مي شود پس توجه به اثرات روان شناختي هر كلمه و در اينجا صامت نه تكنيكي زيبا كننده ی شعر بلكه يك قانون پيش فرض همانند وزن و قافيه است اين اجبار را در مثال هاي زيرپوستي تر و ناملموس تر بيشتر مي توان حس كرد:

تو لاي مبل خودت مي لمي ميان لبت/ لب ملول ِ ليلاست خانم مجنون! « سيد مهدي موسوي»
( 9 حرف «ل» و 7 حرف «م» در يك بيت ).

صد سال به سياهي سالي كه آخرش... « مونا زنده دل»
( 4 صداي « س» در يك مصرع ).

ساعت سه بار... زد به سرم ، عاشقش شدم/ رنگ سياه ، صحنه ي خالي ، صداي زنگ « هدي قريشي »
( 6 صداي « س» در يك بيت ، توجه داشته باشيد كه در زبان فارسي س و ص و ث يك تلفظ داشته و در شعر خانم زنده دل ، قريشي و فروغ داراي يك كاركرد مي باشند).

واژه ها دستِ مرا روی زمین رو کردند/ مثلِ این شرم که در لحظه ی دیدار...شود!
ردِ آوازِ تو بر گونه ی من می رقصید/ تا مرا بر هوسِ دستِ تو آوار... -: شود! « محمدرضا شالبافان»
( 13 حرف « ر » در دو بيت كه البته در كل غزل تكرار نامحسوس حرف «ر» ادامه دارد).

وبعد غلت زدی روی تخت بی ربطت « محمد حسيني مقدم »
( 5 صدای «ت» در يك مصرع ).

...مثل همیشه مات شبیخون او شدیم/ آشیل عشق پاشنه ای تیر خورده داشت/ شیطان وزیده بود و هوا بوی مرده داشت «علی بهمنی»
(9 حرف «ش» در یک بیت و نیم ).

صدای خِس خس ِ سینه... - برقص با این سوت! «سامره اسدزاده» ( 6 صدای «س» در یک مصرع )
و هزاران مثال ديگر...
فكر مي كنم واضح بود كه حتي در همين مثال ها هم طرز استفاده و منظور ازكاربرد واج ها متفاوت بوده و حتي تكنيك هاي مختلفي در استفاده از آن ها به چشم مي خورد مثلا « هدي قريشي » با وجودي كه از تكرار كمتري استفاده مي كند اما با به كارگيري يك صداي « س» در هر تركيب در واقع بار آن را در كل بيت تقسيم مي كند و در تنها ترکیبی که از این صدا بهره نمی برد سه بار پیاپی صدای «ش» به گوش می رسد که هم آن جمله را از متن جدا می کند هم حس متفاوت آن را القا می کند...

وجود مناطق مختلف در مغز برای تحلیل هر حرف همراه با ریزه کاری های تلفظ حتی در صامت های هم خانواده باعث شده که ترفندهای زبانی در سطح واج بتواند دارای گستردگی و عمق بیشتری شده و جای خود را به عنوان یکی از ارکان شعر امروز و غزل پست مدرن تثبیت کند. مطمئنا این بحث از دیدگاه های زیست شناسیک ، روان شناسیک و زبان شناسیک قابل بررسی های عمیق تری نیز می باشد که هرکدام مقاله یا مقالات جداگانه ای را طلب می کند.
در واقع غیر از اثرات روان شناختی صامت ها در مغز و محل های مختلف گیرنده های آن ( و بالطبع انتقال احساسات مختلف ) حتی درسطح تلفظ نیز دارای گوناگونی هایی هستند که آنها را از هم جدا کرده و از کوتاه ترین صامت ها تا نزدیک ترین آن ها به مصوت ها از لحاظ کشیدگی تقسیم می کند که در موقع استفاده از کشیدگی واج ها و موسیقی کلام توجه به این قسمت نیز مفید است:
1- stop ها: مکث در کلام ایجاد می کنند مثل ب ، پ ، ت ( و در فارسی ط ) ، د ، ک ، گ.
2- nasal ها: تلفظ کوتاه و ادا شدن از بینی مثل م ، ن.
3- fricative ها: خروج هوا از جلوی دهان و دارای کشیدگی اما کوتاه مثل ف ، و ( منظور واو فارسی است ) ، س ( و در فارسی ص و ث ) ، ز ( و در فارسی ظ ، ذ و ض ) ، ش.
4- affricative ها: کشیدگی بیشتر مثل ج و چ.
5- glide ها: کشیدگی زیاد مثل ی.
6- liquid: دارای ارتعاش مثل ر ( که در فارسی ارتعاش بیشتری نیز دارد).
نکته جالـــب توجه این است که به جز اثر روان شناختی هر حرف در ذهن مخاطب اعتقاد دارند که صـــامت های با کشــیدگی بالــاتر tense بوده و نوعی حالت عصبی و وسواسی را نسبت به صامت های با کشیدگی پایین که lax هستند القاء می کنند حال اگر این موضوع را در کنار اثر روانی خود صامت بگذاریم گاهی هم خوانی ، گاهی تضاد و... ایجاد می کند که با ترکیب و تجزیه تحــلیل ، می تواند ما را در برانگیـــــختن احساسات مختلف در ضمیر ناخودآگاه مخاطب یاری ببخشد.



مصوت ها:
مثالي از ادبيات كلاسيك :
خواب ِ نوشين ِ بامداد ِ رحيل / باز دارد پياده را ز سبیل.
( تكرار كسره به نوعي طولاني بودن و كشدار شدن خواب و گذشت زمان را نشان مي دهد بدون اينكه هيچ اشاره ي مستقيمي به اين قضيه شود).

حالا مثالي معاصرتر از « احمد شاملو »:

من چه ناپاكم اگر ننشانم از ايمان خود چون كوه/ يادگاري جاودانه...

( كه تكرار مصوت الف بلندي كوه را القا مي كند).

حالا در غزل پست مدرن اين تكنيك هم مانند مثال هاي بخش صامت به جزئی جدایی ناپذیر از شعر تبدیل می شود و درواقـــــع اگر هم تکنیکی مورد استفاده برنامه می گیرد در کاربرد و چگونگی استفاده از ترفند زبانی است نه در وجودیت قضیه ( فکر می کنم مثالی که در بخش سروده ی خانم قریشی زدم کاملا قابل تعمیم و تسری در این بخش هم می باشد ).

مثال های زیادی هم در این راستا در غزل های پست مدرن وجود دارد که مجبورم به چندتایی قناعت کنیم:

... رقص من و تندی آهنگ جـــــاز/ چرخ زدم توی دو چشمت ببين… «زهراسادات حسینی»
( به کارگیری 17 مصوت کوتاه در مقابل 4 مصوت بلند که تندی رقص و هیجان و به طور کلی حرکات سریع را منعکس می کند).

...از پشت ِ گریه های ِ گم ِ ماهواره ها/ تا در میان ِ بستر ِ سیاره ات ... «حمید سهرابی»
( دور بودن خود را در سفینه اش با به کارگیری پیاپی کسره ها نشان می دهد).

اين بطري ِ سقوط شده در ميان ِ آب/ از دست هاي ِ يخ زده ي ِ يک خداي ِ خواب↓ / آلوده ي ِ مچاله ي ِ تنهاي ِ خسته است... «الهام میزبان»
( خواب آلودگی و خستگی خدا با تکرار کسره و ایجاد تتابع اضافات و حالت فرودی که در هر مصوت کسره نهفته است و به نوعی سکندری خوردن خدا را وانمود می کند ایجاد می شود).

دوباره تف شده ميز توالتم خيس است/ فنی توئین... «زهرا معتمدی»
( تکرار مصوت –ُ ضمّه و همراهی آن با صامت «ت» سه بار پیاپی هر دو وانمود تُف و آوای آن است البته اینگونه همراستایی صامت و مصوت ها را در این مقاله بررسی نخواهم کرد).

میان ِ لحظه ی ِ خیس ِ رهـــا شدن خوابید «سید مهدی موسوی»
(استفاده ترکیبی از مصوت ها در یک مصرع رخ می دهد یعنی 3 کسره ی متوالی در انتـــهای کلمات که بـــا توجه به این که کسره کمترین کشیدگی را در بین مصوت ها دارد حرکت در فرود و ادامه داری رابطه ی جنسی را نشان می دهد بعد مصوت بلند «الف» در انتهای کلمه «رها» که بیشترین کشیدگی را دارد لحظه ی ارضاء را ترسیم می کند که خود صدای مصوت هم حتَی یادآور همان لحظه است بعد دیگر هیچ مصوتی تا آخر مصرع در پایان کلمات به کار نمی رود و فقط دو صامت داریم که القا کننده سستی و رکود و خواب است).
و هزاران مثال دیگر...
می بینیم که با وجود محدودیت مصوت ها (که در زبان فارسی فقط 6 مصوت داریم) در غزل پست مدرن و هر ژانر شعری که نسبت به زبان بی تفاوت نباشد استفاده های گوناگونی از آن ها می شود گرفت که حتی در مثال هــای محدود بالا دو استفاده متفاوت از کسره در شعر الهام میزبان و حمید سهرابی و استفاده های ترکیبی نظیر مصراع جناب موسوی تأیید کننده ی همین مضمونند.
مطمئنا استفاده از واج ها و ترفندهای زبانی در سطح واج بسیار محدودتر و ابتدایی تر از دیگر بخش ها می باشد و در غزل پست مدرن هم کم تر مورد توجه برنامه می گیرد و خلاقیت های کم تری را هم شامل می شود پس در همین جا این بخش را تمام می کنم و در مقالات بعدی به سراغ ترفندهای زبانی در کلمه (و در واقع بازی های صرفی) می روم که محدوده وسیع تری را شامل شده ، بحث و جدل های بیشتری را نیز به همراه خواهد داشت...

در واقع باید یادآور شد که ریشه این ترفند همان واج آرایی ساده است که در غزل پست مدرن به صورت پیشرفته تر کاربرد بیشتری می یابد. مطمئنا همان گونه که در مقالات شاعران این ژانر بارها گفته شده تبارشناسی غزل پست مدرن را می توان تا آغاز شعر پارسی دنبال کرد و اصلا نگاه غیرخطی ما به زمان مانع هر نوع خط کشی تاریخی می گردد.

نتيجه گيري:

اين روزها زندگي تنها دردنياي واقعي جريان ندارد ودنياي امروز ديگر تنها دنياي خيابان ها و خانه ها و مدرسه ها و كتابخانه ها نيست بلكه عمده منابع مطالعه و مشاهده را مي توان در فضاي مجازي هم جستجو كرد و يافت.دنياي امروز ديگر حتي دنياي كوه ها و قله ها هم نيست و به قول تافلر نخبگان هرقدر هم كه روشن انديش باشند باز به تنهايي قادر به ايجاد تمدن جديد نيستند. ايجاد تمدن جديد مستلزم نيروي همه انسان ها است.

الزامات جديد ، خواسته هاي نوين وشرايط تازه تمدني را تنها دنياي واقعي نمي تواند پاسخگو باشد چراكه شرايط ايجاد آنها بستگي زيادي به ظهور فضاي مجازي دارد ورشد اين فضا نيز باپديده جهاني شدن به طور اجتناب ناپذيري همراه است.بنابراين؛ اگر جهاني شدن و اثرات آن را ويژگي دورانمان بدانيم ،تغير الگوهاي فرهنگي درادبيات وشعر هم قابل بررسي خواهد بود وهم مورد پذيرش. یادآوری یک نکته نیز ضروری می باشد و آن این است که به علت کثرت شاعرانی که در ژانر غزل پست مدرن کار می کنند و عدم چاپ آثار به صورت مجموعه و محدودیت ما در آوردن مثال ممکن است حتی بسیاری از مثال های مناسب و نام های بزرگ فراموش شوند که امیدوارم دوستان همکار در تکمیل هر مبحث یاری رســـان ما باشند.

منابع :

1 ـ به سوي تمدن جديد ، تافلر ، الوين و هايدي (1380) ترجمه محمدرضا جعفري ، تهران،انتشارت علم


2 ـ جهاني شدن فرهنگ ، تاميلنسون ،جان (1381) ترجمه محسن حكيمي ، تهران ، دفتر پژوهشهاي فرهنگي

3 ـ چريكهاي جوان خوانساري ، هادي (1382)، بوشهر ، انتشارات شروع

4 ـ پديده جهاني شدن:وضعيت بشري و تمدن اطلاعاتي ، رجايي ، فرهنگ (1382) ترجمه عبدالحسين آذرنگ ، تهران ،انتشارات آگاه

5 ـ غزل غزل هاي هفتاد ، عاملي ، سعيد (1382)، روزنامه ايران، 26 مرداد 1381

6 ـ دوجهاني شدن ها و جامعه جهاني اضطراب، نامه علوم اجتماعي ، ش22، عاملي ، سعيد (1382)

7 جريان رسميت يافته ، ـلنگرودي ، شمس (1381)

8ـ غزل پست مدرن ، موسوي ، مهدي (1382)


9- از مدرنیسم تا پست مدرنیسم ، لارش کهون ، عبدالکریم رشیدیان تهران ، نشر نی 1382


10- راهنمایی مقدماتی بر پساساختار گرایی و پسا مدرنیسم ، مادن سارپ ، محمد رضا تاجیک ، تهران نشر نی 1382

11- پست مدرنیسم ، هنر پست مدرنیسم ، آنتونی اف جنسون ، مجید گودرزی .

12- پست مدرنیسم چیست ؟ ، چارلز جنکز ، فرهاد مرتضایی ، مرندیز ، 1375 .


13- پسا مدرنیسم در بوته ی نقد ، خسرو پارسا ، تهران، آگاه ، 1375 .


14- پست مدرنیسم آنتونی یف جنسون ، شهره شریفی ، انتشارات فرایند ، 1379 .

15- واژه نامه ی هنر داستان نویسی ، جمال و میمنت میر صادقی ، تهران ، کتاب مهناز ، 1377.
16- تبار شناسی پست مدرنیسم ، علی اصغر قره باغی ، تهران ، دفتر پژوهش های فرهنگی ، 1380.



دیوان اشعار استاد سخن سعدی

1:

محمد جان شرمنده
من به عنوان یک ایرانی می خوام یک سوالی ازتون بپرسم
ما کی به مدرنیته رسیدم که یهو به پست مدرن رسیدیم؟


انتقاد قزوه از هجمه‎ها به شعر انقلاب

2:

این مقاله رو خودت نوشتی محمد؟


مشاعره زیبا بین امام خمینی و امام خامنه ای

3:

سلام .
راستش من حرفت رو کاملا قبول دارم میثاق .

به نظر ِ من ما کلا از مدرنیته هنوز گذر نکردیم .


چهارمین همایش بین‌المللی باران غدیر
منظورم اینه که ما به طور ِ واقعی هنوز به پست مدرن نرسیدیم ، اما هر چه هست ، در ایران دست و پا شکسته از اون گذر می کنیم !

نوشته اصلي بوسيله khatoon نمايش نوشته ها
این مقاله رو خودت نوشتی محمد؟
نه


94 out of 100 based on 74 user ratings 724 reviews

@