آموزش وزن و عروض ( راحت تر از یاد گرفتن نحوه ی کار با IPhone 5 !!! )


آموزش وزن و عروض ( راحت تر از یاد گرفتن نحوه ی کار با IPhone 5 !!! )



آموزش وزن و عروض ( راحت تر از یاد گرفتن نحوه ی کار با IPhone 5 !!! )
سلام همه ی خوابگاهی های عزیزم
به پیشنهاد خالق خوابگاه، محمد عزیز، تصمیم بر این شد که بالاخره آموزش وزن رو استارت بزنیم
و بعد از اتمام وزن، یک کارگاه ِ کلّی نگر رو نسبت به ادبیات شروع می کنیم، که به صورت منظم
و دوره ای به روز میشه و به موقع جزئیاتش رو توضیح می دم و همچنین نیازمند همراهی همه ی
دوستای عزیزم (شما) هستم.

بر خلاف اون چیزی که همه فکر می کنن و خود من هم مدت ها فکر می کردم، وزن چیزی نیست
که توسط مهاجران، از مریخ به زمین آورده شده باشه! یا زبانی باشه بین شاعران که وقتی بخوان
در جمع های عادی به هم فحش بدن، استفاده کنن.
مثلا :
- آهای مفاعلن فعلن!!
- خفه شو مردکه ی مستفعلن فعول!!
...

در روشی که برای آموزش وزن استفاده میشه، کاملا روش سید مهدی موسوی، که حق استادی
به گردن من داره، استفاده میشه. پس در اینجا چیزی رو از خودم برنامه نیست اضافه کنم.
تنها دلیلی که خواستم، اون روند رو Copy-Paste کنم، به خاطر این بود که اولا جواب داده این روش
و خیلی ها که هیچ آشنایی تخصصی با ادبیات نداشتن، از طریق این روش تونستن حداقل های
وزن رو یاد بگیرن، برای استفاده در نقد هاشون، و استفاده در شعر های خودشون. ( از جمله
خود من که روند جدّی موزون سرایی رو بعد از یادگیری وزن شروع کردم )

هر روز، حداقل یک بخش از آموزش وزن به روز می شه و امیدوارم همه شرکت کنن.

خواهشی که دارم، به خاطر اینکه تاپیک قفل نشه و بتونم هر روز پست جدید رو بذارم

تا پایان آموزش ها، لطفا پستی رو ارسال نکنید، اگر سوالی یا نکته ای هم لازم بود
لطف کنید و به طور خصوصی برای من بفرستین، من در همین تاپیک پاسخ می دم.
فکر می کنم بعد از اتمام آموزش ها، تاپیک باز باشه برای بحث و گفتگو و رفع اشکال و
تمرین بیشتر، بهتر باشه.
( پیشاپیش ممنون از همراهیتون)

00:13

06
04
92

حمیدرضا




سـاموئل بکـت

1:

جلسه ی اول

مطمئنا با توجه به عنوان تاپیک، قول داده ام که یاد گرفتن وزن به روش دکتر موسوی، باید راحت تر
از کار کردن با یکی از محصولات ِ نظام سلطه ی هستکبار ِ سرمایه داری امپریالیزم ِ فلان فلان شده، به
نام ِ IPhone 5 باشه.


«طوفان» درست است یا «توفان»؟
خب نکته اینجاست که من تا به حال سعادت این رو نداشتم که از این محصول
هستفاده کنم و هنوز نطلبیده! اما خب انگشت مالیدن روی صفحه ی گوشی که کاری نداره! ( مدیونید
اگه بخندین! )
حالا شروع کنیم بلکه فرجی شد ما هم انگشتی به محصول نظام سلطه ی ...


دل هایمان را بپیوندیم
مالیدیم! (ان شاء الله)


یکی از اولین چیزهایی که در دوران تحصیل، یعنی اول ابتدایی، یادگرفتیم، بخش بخش خوندن ِ
جمله ها بود.


بچه که بودیم.بزرگ که شدیم
مثلا " اون مرد پول ندارد!" رو می خوندیم :
اون مرد پول نَ دا رَد!
( تازه دست هامونم بالا پایین می کردیم، شما رو نمی دونم! )
به این حرکت، توی عروض می گن تقطیع.


گفتند به‌جای «خوک» بگذار «گاو»!
یعنی شما وقتی بیای مصرع های شعرتون یا شعری
رو به این روزگار در بیاری، تقطیعش کردی.


مترجمی که زبان فارسی را جوان کرد
به هر بخشی هم که به دست میاد هجا فرموده میشه.
( عروض هم بر وزن ِ عروس! همون قوانین حاکم بر وزن و طول ِ مصرع هاست، در شعر، به خصوص
شعر موزون، قوانینی مثل عروض، قافیه و قالب روی شعر حکم فرماست )

نمونه های تقطیع :
خواهر شب ها به خانه ی اون مرد می رود -> خا هَر شب ها بــِ خا نـــِ ی ِ اون مرد می رَ وَد.
دقت کنید، در هنگام تقطیع، هجا ها رو به گونه ای که نوشته می شن نمی نویسیم، بلکه به
گونه ای که خونده می شن می نویسم، مثل "خا" و "بــ ِ" .

امّید رهایی نیست، وقتی همه دیواریم ( مرحوم حسین منزوی ِ عزیز )
-> اُم می دِ رَ ها یی نیست وَق تی هـَ مـ ِ دی وا ریم


مشو از دست من دیوانه ای دل -> مَ شُ از دَس ت ِ من دی وا ن ِ ای دل

تا این بخش تقریبا مروری بر اول دبستان رو داشتیم!


اما هجا ها چند نوع هستن؟
به نیت ِ سه هزارمین سالگرد انقراض مورچه ی دو پای هسترالیایی، سه نوع هجا داریم :
1- هجای یک حرفی ( هجای کوتاه ) : ب ِ ، بَ ، ب ُ ، ت ِ ، ن ِ ، ر ِ ، ک ِ ، کَ ، شُ، ...
2- هجای دو حرفی ( هجای بلند ) : بز، خر، نر، کا، را، ری، مو، توو، سی، پس، پِی،...
! : " آ " هم هجایی هست دو حرفی، چون به ظاهر یک حرف دیده می شه، اما ترکیبی از همزه
و الف هست، یعنی : ءا = آ

3- هجای سه حرفی و بیشتر ( هجای کشیده ) : هست، مرگ، باز، سارتر، مار، گاو، شیر، پیر، مارکس،...

هر کدام از هجا ها علامت مخصوص به خودشون رو دارن :
هجای کوتاه : U
هجای بلند : ـــ
هجای کشیده : ـــ U

مشق این جلسه که برای خودتون می تونید انجام بدین تا دستتون و ذهنتون راه بیفته، اینه که
هر شعر یا مصرع و بیتی که دوست دارین رو تقطیع کنید، سپس تقطیع، تمام هجا ها رو با توجه
به مثالی که در زیر می نویسم، با نمادهاشون مشخص کنید.

مثالهایی از تقطیع و نماد ها :

تگرگ -> تَ گَرگ - > هجای کوتاه و هجای کشیده -> U ـــ U
من آمدم -> من آ مَ دم -> ـــ ـــ U ـــ
توانا بود هر که دانا بود -> تَ وا نا بُ ود هر کِ دا نا بُ ود - > U ـــ ـــ U ـــ ـــ U ـــ ـــ U ـــ

و به همین منوال تمام اشعار و ابیات و ...


تصور
.

در حال حاضر پایه ی وزن و یافتن وزن اشعار رو یاد گرفتیم، تا فردا که به بحث بعدی بپردازیم، حتما
شعرهای موزونی که در دسترستون هست رو تقطیع کنید.


طرح دفترچه خاطرات شهدا از همه خواهش میکنم شرکت کنید
( از اینجا به بعد هر بار که می گیم
تقطیع، منظورمون نوشتن به صورت نماد ِ هجاهای کوتاه و بلند و کشیده هست )

با عشق به ادبیات و آرزوی شعر برای شما دوستانم

00:53

06
04
92

حمیدرضا

2:

جلسه دوم

امیدوارم جلسه اول خوب بوده باشه و تونسته باشم مطلب رو منتقل کنم.
به خاطر اینکه فردا سایت قراره تعطیل باشه، امروز دو جلسه انجام می کنیم، اگه دوس داشتین،
صفحه رو Save کنید، تا فردا که نیستیم، مطالعه کنید و البته تمرین!


چند تا یادآوری :
صامت : حروف الفبای بی صدا
مصوت کوتاه : ــَ و ـــِ و ـــُ
مصوت بلند : ا ، ای ، او

همه چیز در جهان قانون داره، قوانین همیشه بوده و هستن و خواهند بود، قانون ها هم همیشه
هستثناء داشتن.

مثلا قانون داریم که اگر من کسی رو بکشم، باید محاکمه بشم و در صورت اثبات
جرم محکوم بشم.

این قانونه.

اما هستثناء هم داره.

مثلا اگر الان من از هستثنائات این قانون در
ایران بگم، خودم شامل این هستئنائات می شم و باید بیاین سر ِ قبرم برای ادامه ی جلساتمون!!

در قوانین وزن و عروض هم هستثناء ها و قوانینی وجود داره.

مثلا یادتونه جلسه قبلی مصرع ها
رو تقطیع می کردیم و به صورت U و ـــ می نوشتیم؟ یه هو ده دوازده تا از این علامت ها می شد
برای هر مصرع، قانون اینه که به غیر از دو هستثناءدر ادبیات، همیشه این علامت ها رو از سمت
راست چهار تا چهارتا جدا می کنیم تا به آخر برسیم.

به هر قسمت تقسیم شده ی چهارتایی
یک رکن فرموده می شه.

این از رکن ها.

پس اینطور شد که، هر وقت از این به بعد تقطیع کردیم
علامت ها رو چهارتا چهارتا جدا می کنیم از سمت راست به چپ.

سوال : اون، ران، مان، سین، چین،...

اینا چه نوع هجایی هستن؟؟
خب اگر بخوایم با توجه به جلسه اول بگیم، مطمئنا هجای کشیده هستن دیگه.

اما این یکی از
هستثنائات قوانین ِ عروضیه.
یعنی : صامت + مصوت بلند + ن = هجای بلند، نه هجای کشیده!!!
سخت شد؟ راحت تَر بخوام بگم: ران، رین، رون، سان، سین، سون، جان، جین،
جون، کان، کین، ...

!
این هجا ها و مشابهشون، هجای بلند هستن، یعنی این شکلی هستن : ـــ

باران = با ران = ـــ ـــ
( حالت ِ غلط = ـــ ـــ U )


مورد بعدی :

در پایان مصرع ها و نیم مصرع ها ( نیم مصرع رو بعدا می خونیم )، سه حالت اتفاق میفته :

1- « دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند »، هجای آخر میشه : «دند» یعنی : ـــ U
2- « سال ها پیروی مذهب رندان کردم »، هجای آخر میشه : «دم»، یعنی : ـــ
3- « من مست و تو دیوانه، ما را که برد خانه؟ »، هجای آخر میشه : «ن ِ » یعنی : U
اما نکته اینجاست که، تمام این هجا ها که به ترتیب، کشیده، بلند و کوتاه هستن، تبدیل می شن
به هجای بلند، یعنی : ـــ
فرقی نداره، پایان ِ هر مصرع و نیم مصرع، چه نوع هجایی داریم، مهم اینه که هجای پایانی رو
همیشه بلند در نظر می گیریم.

همین.
این شد جلسه ی دوم.
توو جلسات آینده، قراره ده مصرع اول مثنوی معنوی ِ حاج آقا مولانا رو با هم تقطیع کنیم، پس
شما برای آمادگی بیشتر می تونین قبل از مطالعه ی جلسات بعدی، خودتون این کار رو بکنید
و با جلسات بعدی رفع اشکال کنید.


21:52

06
04
92

حمیدرضا



3:

جلسه سوم

وزن، همونطور که فرمودم، چیز سختی نیست.

تنها نیازی که داره تمرین در تقطیع کردن و شعر خوندنه
سپس یه مدت نه چندان بلند، هر شعری رو که بشنوید، رو هوا وزنش رو می گین، یا متوجه ایراد
وزنی می شین.
خب ادامه بحثمون رو بریم...

این جلسه، دو بیت اول مثنوی رو تقطیع می کنیم و در حین این کار نکات این جلسه رو با هم می خونیم.

بشنو از نی چون حکایت می کند
بش نُ از نی چون ح ِ کا یت می کُ ند
_ U _ / _ _ U _ / _ _ U _
همونطور که می بینید، تقطیع کردیم و چهارتا چهارتا از سمت راست به چپ جدا کردیم.

از جدایی ها شکایت می کند
از جُ دا یی ها ش ِ کا یت می کُ ند
_ U _ / _ _ U _ / _ _ U _

کز نیستان تا مرا ببریده اند
کز ن ِ یس تان تا مَ را بُب ری دِ اند
_ U _ / _ _ U _ / _ _ U _


اینجا به یادآوری دو نکته بر می خوریم، یکی اینکه شعر رو باید درست خوند و اونطور که خونده
میشه تقطیع کرد.

یعنی « که از » رو «کز» بخونیم و بنویسیم.

یا مثلا «بب ری ده اند»
و نکته ی بعدی اینکه هجای پایانی در اصل کشیده هست، اما به خاطر برنامه گرفتن در پایان مصرع
بلند حساب میشه.

از نفیرم مرد و زن نالیده اند
از نَ فی رم مر د ُ زن نا لی دِ اند
_ U _ / _ _ U _ / _ _ U _

خب خب، حالا اونایی که تیز و باهوشن، یا حتی نیستن، یه چیزی رو متوجه شدن، تمام مصرع ها
دارای ارکان یکسان هستن.
پس قانون : وزن همه ی مصرع های یک شعر دقیقا یکسان هست.
یعنی یه منظومه، مثل مثنوی معنوی، یا شاهنامه، یا هر قطعه ی شعری موزون، حتی اگر به نیت
سه هزار میلیارد تومن، سه هزار میلیارد مصرع هم داشته باشه، تمامشون دارای وزن یکسان
هستن!

به یه قانون دیگه داریم نزدیک می شیم.

در این مصرع ها، رکن ها هم شبیه هم هستن.

حتی
رکن سوم (آخر) هم در واقع برابر با ارکان دیگه اس، ولی ناقص مونده.
قانون چیه؟
قانون : تمام وزن های شعر فارسی دو حالت دارن :
1- متحد الارکان : تمامی ارکان مصرع، مثل هم هستند.

(مثل همین مثنوی معنوی)
2- متناوب الارکان : ارکان مصرع، یکی در میان شبیه هم هستند.
مثلا :
از چشم هام آدم دلتنگ می برند (مهدی موسوی)
ـــ ـــ U ـــ / U ـــ U U / ـــ ـــ U ـــ / U ـــ

می بینیم که رکن اول و سوم شبیه به هم هستن، و رکن دوم و چهار هم شبیه به هم، با این
نکته که مصرع آخر نیمه کاره مانده.
پس اگر شما شعری خوندین یا سرودین که نه متحدالارکان بود، نه متناوب الارکان، شعر دارای
وزن عروضی نیست و خب دارای ایراد وزنیه.
یعنی تمام اشعار موزون، از این قانون پیروی می کنن و حتی خود آقا امام وقت هم شعری غیر
از این حالت ها سروده باشن، دارای ایراد وزنی هستن.
در دوران معاصر، یکی از کسانی که وزن های جدیدی رو ابداع کردن، بانوی عزیز، سیمین بهبهانی
هستن و همچنان از این قوانین هستقاده و پیروی کردن.

این هم جلسه سوم، برای جلسه بعد تعدادی هستثناء دیگه رو بررسی می کنیم.

تا اون جلسه
هر مصرعی رو که تقطیع کردین و ارکانش رو جدا جدا نوشتین، متحد یا متناوب الارکان بودنش رو
هم مشخص کنید.
ممنون از همراهیتون


22:18

06
04
92

حمیدرضا

4:

تاپیک مهم میشه ؛
امیدوارم کلاس های ِ حمیدرضای ِ عزیز به همه ی ِ ما کمک کنه .


5:

جلسه چهارم

اول اینکه تشکر از محمد ِ عزیزم به خاطر لطفی که داره و امیدوارم بتونم برای خوابگاه حرکت مفیدی کنم
دوم اینکه سایت امروز تعطیل نشد، پس به خاطر قولی که دادم، که هر روز حداقل یک جلسه به روز بشم، می نویسم...

امیدوارم قوانین کلی و هستثنائاتی که تا الان فرموده شد رو خونده و تمرین کرده باشین.

از همراهی و پیگیری پونه ی
خوابگاه حسابی قدردانی می کنم، با وجود مشغله ها و درگیری های روزمره و کاری که داره، با این حال برای
هر سه جلسه تمرین کرده بود و از این که اشتیاق و انرژی صرف می کنه خوشحالم.

این جلسه مهمه، اونقدر مهم که اگر چشمتون هم ضعیف نیست، با عینک ِ ریزبینی این جلسه
رو مطالعه کنید.

تا قبل از این نکات و قوانین رو می شد یه جورایی یادآوری کرد و مرور کرد و خلاصه
یه جوری هستفاده کرد، اما این جلسه یه مقدار هوش و دقت لازم داریم، اگه ندارین تا دلار منصرف
نشده و داره ارزون می شه بخرین!!!

قانون : هجای کوتاه ِ آخر کلمه، بنا به ضرورت، می تونه با شدت خونده بشه و هجای
بلند محسوب بشه.

این اختیار ِ شاعری رو «اشباع» صدا می زنن!
اشباع، بچه ها!
بچه ها، اشباع
کلمات تک هجایی کوتاه مثل « به، که، چه، تو، ...

» اگر لازم باشه می تونن از قانون اشباع
هستفاده کنن و بلند خونده بشن.

برای شناسائی اشباع در اشعار و حتی شناسائی دیگر اختیارات شاعری که بعدا بهش می پردازیم
از لوازم مثلث طلایی می تونیم هستفاده کنیم.

چیه این مثل طلایی؟
مثلث طلایی اسم سه روش برای شناسائی اختیاراته :

1- روش سماعی (گوشی) : این روش نیاز به این داره که شعر رو صحیح بشنوید یا بخونید.


در حین خوندن شعر، به تاکید ها و با شدت خوندن ها و دیگر حالات خوندن توجه بشه.
مثلا ممکنه یک جای شعر، «به» رو بلند بخونیم نه کوتاه، اونجا از اشباع هستفاده شده.
2- مقایسه با دیگر ارکان مصرع ( متحد یا متناوب الارکان بودن ) :
ممکنه که سپس تقطیع، مصرع نه متحد الارکان و نه متناوب الارکان شده، ممکنه ببینیم که به
جای یک هجای بلند، هجای کوتاه داریم، در این موقع احتمال این وجود داره که از اختیار اشباع
هستفاده شده باشه.
3- مقایسه با دیگر مصرع های اون شعر :
تمام مصرع های شعر باید وزن یکسان داشته باشن، پس اگر یک مصرع با دیگری فرق داشت و
به جای هجای بلند، هجای کوتاه نشسته، ممکنه از اختیار اشباع هستفاده شده و باید به جای
هجای کوتاه، هجای بلند درنظر بگیریم.

حالا می رسیم به مثال برای توضیح بیشتر، و مصرع بعدی مثنوی معنوی رو تقطیع می کنیم :

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
سی نِ خا هم شر ح ِ شر ح ِ از ف راق
_ U _ / U _ U _ / _ _ U _

خب یاداوری اینکه خواهم رو اونطوری که می خونیم تقطیع کردیم و هجای پایانی هم که کشیده
بود رو بلند در نظر گرفتیم.

اما با این حال از یه قانون پیروی نمی کنه.

یعنی شبیه به مصرع های
قبلی که تقطیع کردیم نیست.

اگه یادتون باشه سپس تقطیع این شکلی می شدن :
_ U _ / _ _ U _ / _ _ U _
می بینیم که در رکن دوم، چهارمین هجا باید بلند باشه، اما در این مصرع کوتاه شده.

می بینیم
که در مصرع مربوط می شه به « ح ِ » یعنی هجای کوتاه ِ آخر ِ کلمه! پس آقای مولانا از اختیارات
شاعری به نام اشباع هستفاده کرده و اینجا « ح ِ » اول رو کوتاه می خونیم، ولی باید « ح ِ » دومی
رو بلند بخونیم که وزن درست در بیاد.

پس باز هم وزن شعری این شکلی می شه :
_ U _ / _ _ U _ / _ _ U _

نکته ای که می شه فرمود اینکه همیشه وزن هر مصرع رو با وزن کل شعر مقایسه کنید، چون
ممکنه شاعر در هر دو مصرع اون بیت از اختیارات یکسان هستفاده کرده باشه و نتونیم متوجه ِ
وزن اصلی بشیم.

حالا واسه تمرین بیشتر این بیت حافظ رو تقطیع کنید تا جلسه بعد :
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل / کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها؟!

جلسه ی بعدی علاوه بر ابیات بعدی مثنوی معنوی این بیت رو هم تقطیع می کنیم، و خبر خوب
اینکه سپس جلسه ی بعد، شما 96.67 % اشعار فارسی رو می تونید به راحتی تقطیع کنید.
اما مسئله ی مهم باز هم اینه که زیاد شعر بخونید و حفظ کنید و به هر شعری که رسیدین بشینید
تقطیعش کنید و بهش رحم نکنید.

باز هم ممنون به خاطر همراهی

01:08

08
04
92

حمیدرضا

6:

جلسه پنجم

سلام!

همه ی آدما در حال بزرگ شدن هستیم، الان من مثلا دارم بزرگ می شم.

بزرگ شدن داره به من اینو یاد می ده
که هیچ چیزی بدون داشتن تلاش و گیر ِ سه پیچ دادن، به نتیجه نمی رسه.

به اصطلاح عامیانه، کَنه و سیریش
شدن!!!
باید سیریش بود در بخش حرفه ای زندگی، البته ما آدما عادت داریم که در بخش های حرفه ای و تخصصی خیلی
زود جا بزنیم و بگیم نشد که نشد، اما مثلا توو عشق و عاشقی، طرف رو خفه می کنیم!!! به زور می خوایم محبتمون
رو بکنیم توو حلق طرف مقابل و همیشه اینگونه محبت کردن نتیجه ی عکس داده! اعتدال این روزا کلید واژه ی
تمسخر و سرکوفت زدن به کسانیه که از حق دموکراتیک خودشون هستفاده کردن و صحیح یا غلط رای دادن به یه
بنده خدایی! و چه کسانی که رای به این کلیدواژه دادن و چه کسانی که رای دادن، امیدی نیست که همگی معنای
اعتدال رو بفهمن! مقصودم از این منبر! این بود که بگم توو ادبیات کسی موفقه که سیریش بشه، کسی موفقه
که کاری به حاشیه و تعریف تمجید و تخریب دیگران نداشته باشه، نقد ها رو گوش کنه، هر کدوم واقعا نقد حرفه ای
بود، توو کارش هستفاده کنه و غیر از این، مثل تراختور! بخونه و بنویسه و تمرین کنه، به امام راحل قسم که غیر
از این راه دیگه نیست، نه آمپول ادبیات اختراع شده، نه قرص ویتامینه ی وزن و نه کرم مرطوب نماينده ی قافیه!!


جلسه ی پنجمه و فرموده بودم 96.67 % اشعار رو سپس این جلسه می تونید تقطیع کنید، این % مثل 63.8 % نیست.
بریم ببینیم چی میشه.

مصرع ششم مثنوی معنوی آقامون مولانا! :

تا بگویم شرح درد اشتیاق
تا ب گو یم شر ح در د اش تی یاق
ـــ u ـــ ـــ / ـــ
uـــ u / ـــ ـــ ـــ

اما از قبل می دونیم که وزن اصلی شعر چیز دیگه ایه، اینه هاش :
_ u _ / _ _ u _ / _ _ u _

هجای کوتاه پایانی «درد» رو میشه از قانونی که یاد گرفتیم، یعنی اشباع، به هجای بلند تبدیل کرد ( رکن دوم
هجای چهارم )
هجای آخر مصراع هم که همیشه بلنده و درسته.
اما باز هم درست در نمیاد.

در رکن سوم هجای دوم، باید هجای کوتاه داشته باشیم که وزن درست در بیاد، ولی
اینجا هجای بلند داریم.

پس مولانا سوتی داده، همگی هو کنیدش!!!
مولانا سلام رسوند!

قانونی که امروز می خونیم :
اگر هجای بلند ِ «صامت + ی» (پی، تی، نی، ری...

) در میانه کلمه به مصوت دیگری برسه، همواره
هجای کوتاه محسوب می شه.
مثلا سیاه میشه : سی یاه : U ـــ U
در واقع ی رو برای راحتی تلفظ می نویسیم، و در اصل «سی» به مصوت بلند ا رسیده، نه یا.
فیوز : فی یوز : U ـــ U
پس اشتیاق میشه : اش تی یاق : ـــ U ـــ U

حالا اگه هجای بلند ِ «صامت + ی» (پی، تی، نی، ری...) در انتهای کلمه به مصوت دیگری برسه، در اکثر مواقع هجای کوتاه حساب میشه.( مثلا بازی ِ )

بیداری ِ ما
بی دا ری ی ِ ما
ـــ ـــ U U ـــ
اینجا می بینیم که هجای « ری » باید بلند باشه، ولی چون به کسره متصل شده، و شده « ری + ی ِ » هر کدوم هجای کوتاه محسوب میشن.


برای جلسه ششم، شعر « مزرع سبز فلک دیدم و داس ِ مه نو...

» حافظ جان رو تقطیع کنید
در جلسه ششم این شعر رو خودم هم تقطیع می کنم و به اختیارات شاعری بعدی می پردازیم.
لطفا خودتون کامل تقطیع کنید و تقلب هم نکنید.

در صورتی که شما قبل از انجام کامل تقطیع
شعر ِ حافظ، جلسه بعد رو بخونید پس عملا نمی تونید به تقلب هایی که احتمالا در اطرافتون
اتفاق می افته اعتراض کنید و مثلا داد بزنید : « هجای منو پس بدین »، «هجامونو دزدیدن، دارن
به جاش موز می دن!» و به اصطلاح چیزی که عوض داره، گله نداره!
پس طوری نشه که دیگران فکر کنن طوری شده و حداقل پیش خودمون وجدانمون آسوده باشه که
جای عوض نذاشتیم و با خیال راحت گله کنیم!!!

با عشق به ادبیات

17:02

10
04
92

حمیدرضا

7:

جلسه ششم

تو آمار و احتمالات، اگر احتمال وقوع حادثه ای، یک هزارم % باشه، دلیل نمیشه که شما هزار بار عمل رو انجام
بدین 1 بار فقط اون حادثه اتفاق بیفته.

اینو به خاطر این فرمودم که اگر، عوض و گله ای که آخر جلسه قبل فرمودم
رو رعایت کرده باشین و خودتون نشسته باشین تقطیع کرده باشین، حسابی کلافه شدین و به من و دکتر موسوی
و دکتر شمیسا و حافظ و مخلفاتمون فحش دادین که این چه 96.67 %ی بود؟ این شعر که نه متحد الارکان
میشه نه متناوب الارکان!
خب این دقیقا همون قانون آمار و احتماله! اون 3.33 % دقیقا الان اتفاق افتاده!
خب نزنید، با اختیار شاعری این جلسه یه مقدار % (96.67) رو بیشتر می کنیم.

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
مز ر ع سب ز ف لک دی د مُ دا س م ه نو

( ! : یادمون باشه کلماتی مثل نو، جلو، گودو، برو،...

هجای پایانی به صورت now تلفظ میشه، نه مثل no پس
دو حرفی و بلند هستن )
_ U U / U _ U U / _ _ U U / _ U U _

(!! : در هیچ وزن فارسی سه هجای کوتاه پیاپی نداریم.

اگر در وزنی همچین چیزی رو دیدین ( مثل انتهای رکن
سوم و ابتدای رکن چهارم ) به اختیار شاعری مثل «اشباع» شک کنید.

یادم از کشته ی خویش آمد و هنگام درو
( در این مصرع و به طور کلی وزن یابی، درست خوانی خیلی مهمه، سعی کنید نحوه ی صحیح خوانش شعر رو
تشخیص بدین، سپس تسلط روی وزن خود به خود می تونید شکل صحیح خوانش رو هم پیدا کنید، ولی الان به
خوانش صحیح نیاز دارین )
یا د مز کش ت ِ ی ِ خی شا م دُ هن گا م ِ د رو
_ U U / _ _ U U / _ _ U U / _ _ U _

( در این مصرع دیده میشه که سه هجای کوتاه پشت هم رو نداریم و همچنین رکن های دوم و سوم و چهارم مثل
همدیگه هستن، پس داریم به وزن اصلی شعر نزدیک می شیم)

فرمودم : ای بخت بخسبیدی و خورشید دمید
گف ت مِی بخت ب خس بی دی یُ خُر شید د مید
( به جز نکته ی درست خوانی ِ « فرمودم ای » نکته ی دیگه اختیار شاعریه که جلسه قبل توضیح دادم، که اینجا
دی به واو رسیده و شده « دی + ی ُ » و هجای کوتاه محسوب میشه.

)
_ U U / _ _ U U / _ _ U U / _ _ U _

و می بینیم که باز هم به جز رکن اول، متحد الارکانه.
در مقایسه ی مصرع ها به این نکته می رسیم که در مصرع اول یکی در رکن اول و دیگری در رکن سوم، از اختیار
اشباع هستفاده شده.
در واقع هرجا به جای هجای بلند، کوتاه دیدیم باید به اشباع شک کنیم و به جای کوتاه بلند بذاریم!

اما باز هم به ظاهر متحد الارکان نیست وزن! به خاطر اختیار شاعری این جلسه :

اگر در ابتدای مصرع، دو هجای کوتاه داشته باشیم ( UU ) می تواند با اختیار شاعری به ـــ U ( هجای بلند + کوتاه )
تبدیل بشه.
به عنوان مثال، هر سه مصرع بالا، در ابتدای مصرع، در اصل وزن دو هجای کوتاه داشتیم که با این اختیار تبدیل
به یک هجای بلند و یک هجای کوتاه شده.

پس در واقع وزن شعر درسته و وزن اصلی بدون این اختیار شاعری
به این شکل بوده :
U U / _ _ U U / _ _ U U / _ _ U U _
نکته ی جالب این که آقای حافظ در تمام این شعر از این اختیار هستفاده کرده، اما هروقت بخوایم وزن اصلی رو
بنویسیم به همین شکل می نویسیم، چون وزن حتما حتما باید یا متناوب الارکان، یا متحد الارکان باشه.

جلسه بعدی هم بیت سوم رو با هم تقطیع می کنیم و باز هم به اختیارات شاعری دیگه می پردازیم.
برای تمرین بیشتر هم میتونید، غزلیات حافظ و سعدی رو بگیرین دستتون و از تیغ تقطیع رد کنید.
هر جای کار هم به مسئله ای برخوردین، حتما حتما در پیغام خصوصی در خدمتتون هستم.

با احترام به ادبیات


17:36

10
04
92

حمیدرضا

8:

جلسه هفتم

مقدمه نداریم!

گر روی پاک و مجرّد چو مسیحا به فلک
گر ر وی پا کُ م جر رد چُ م سی حا بِ ف لک
_ u u / _ _ u u / _ _ u u / _ _ u _

( بازم می بینیم در ابتدای این مصرع هم از اختیار جلسه قبل هستفاده شده، یعنی در اصل اول مصرع دو هجای
کوتاه بوده، شده یک هجای بلند و یک هجای کوتاه! )

از چراغ تو به خورشید رسد صد پرتو
از چ را غ ت ب خر شید ر سد صد پر تو
ـــ U ـــ U U / U ـــ ـــ / U U ـــ ـــ/ ـــ ـــ
( غ هم هجای کوتاهه و در اثر اشباع و طولانی خوانی ِ هجای پایانی ِ کلمه، به بلند تبدیل می شه ، رکن اول
هم که با دو هجای کوتاه شروع میشه در اصل )

U U ـــ ـــ /
U U ـــ ـــ/ U U ـــ ـــ / ـــ ـــ

خب ظاهرا یک هجا کم داریم! خب در اکثر مواقع اگر درست تقطیع کنیم و ببینیم که یک هجا در
کل ِ ارکان کم شده، به احتمال زیاد از اختیار ِ « تسکین » هستفاده شده.
قاعده ی تسکین : به جز ابتدای مصرع، در تمام جا های مصرع می توان به جای دو هجای کوتاه
در وزن اصلی ( U U )، از هجای بلند هستفاده کرد، لازم به تذکره که در عروض فارسی، هرگز عکس
این قاعده اتفاق نمی افته!
پس متوجه شدیم که در رکن چهارم، اولین هجای بلند، در واقع دوتا هجای کوتاه بوده!
پیدا کردن تسکین در میانه های وزن، به خصوص اگر در یک رکن مستقل اتفاق نیفته کمی سخت
میشه، پس بهتره که با هستفاده از مقایسه ی مصرع ها و رکن های دیگه بتونیم این قاعده رو
در اشعار شناسایی کنیم.

برای جلسه بعد، بیت بعدی حافظ جان رو تقطیع می کنیم.

الان شما تقریبا دارین به مرحله ی هستقلال
می رسین و اگر همپای کلاس اومده باشین و سوالی بوده حل شده باشه، تقریبا می تونین به حالت Solo
پرواز خودتون رو شروع کنید.

نکات ریز هم به مرور اضافه می شه.
قاعده ی این جلسه، قاعده ی خیلی مهمیه، به خصوص برای اونایی که می خوان رباعی کار
کنن، خیلی می تونن از این اختیار هستفاده کنن.

جانم فدای ادبیات!!!


22:34

10
04
92

حمیدرضا

9:

جلسه هشتم

خبر خوب اینکه اگه تا این جلسه اومدین و مشکلی نداشتین، جایزه تون اینه که جلسه بعدی یاد می گیرین
چطور به شیوه ی شاعرا و ادبیاتچی ها فحش بدین!!
آره خب، دقیقا از جلسه بعد یاد میگیرین چطوری وزن رو به صورت اوزان ادبی حفظ کنید و وقتی یه شاعری
میگه وزن اصلی شعرتون "فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن" هستش، طوری نگاش نکنید که انگار داره به زبان
رومی با لهجه ی مادر زن ِ ناتنی ِ ژولیوس سزار صحبت می کنه!!!
پس تا جلسه هشتم رو طوری تمرین کنید که احساس کرگدن بودن در وزن و تقطیع بهتون دست بده.
مرسی


خب دیگه تقریبا باید هیچ مشکلی با تقطیع و وزن یابی نداشته باشین! مگر اینکه تمرین نکرده باشین
و فکر کنید که شب می خوابین و توو خواب یه دست نورانی می بینید که میاد سمتتون و یه کارایی
می کنه و بعد صب از خواب بیدار میشین و میشین سیروس شمیسا! اگرم که اینطوری فکر نمی کنید
و به تمرین هستمرار می ورزید ( فک کن! هستمرار می ورزید D: ) پس می تونین مسلط مسلط بشین.
اما اگه با تمام تمرین و دونستن ها هیچ مشکلی نداشته باشین، بازم یه بخش هایی مونده، مثلا
بحث این جلسه که تقریبا اگه ندونیم نمی تونیم بفهمیم خیلی از غزلیات مولانا جان و بانوی عزیز،
سیمین خانوم بهبهانی، چطور تقطیع میشه.

صحبت دیگه اینکه این جلسه برای تمرین، دو مصرع از یکی از شعر های سید مهدی موسوی رو تقطیع
می کنیم، من این شعر رو واقعا دوس دارم، کاملش رو حتما بجویید! و بخونید.


اتفاق هست اونکه با یک شعر، اینکه بایک نگاه می افتد
ات ت فا قست اون ک با یک شعر این ک با یک ن گاه می اف تد
ـــ U ـــ ـــ U ـــ U ـــ ـــ ـــ U ـــ U ـــ ـــ U ـــ U ـــ ـــ ـــ
این آش شله قلمکار رو کی میخواد هم بزنه، الله ُ اعلم بما فی الصدور!

یه کم که ریز نگاه کنیم می بینیم این هجاهای تقطیع شده، از دو بخش مساوی تشکیل شده به
این شکل و شمایل :
ـــ U ـــ ـــ U ـــ U ـــ ـــ ـــ
فقط در انتهای نصفه ی اول، یک هجای کوتاه آخرش اضافی تره ;)
این نوع شعر ها به راحتی با گوش قابل تشخیص هستن و در وسط مصرع برای درست خوندن مکث
می کنیم.

یعنی هر مصرع تقسیم میشه به دو نیم مصرع.

در 92.3 %، نیم مصرع ها سه رکنی
هستن.

همیشه تمام قوانینی که برای مصرع ها صادقه برای نیم مصرع ها هم صدق می کنه.
پس با توجه به قانونی که در جلسات اول هم فرموده بودیم، هجای پایانی ِ هر مصرع و نیم مصرع، از
هر نوع هجا که باشه، باید بلند نوشته بشه.

پس در نیم مصرع اول، در مصرع بالا، هجای کشیده
که داریم تبدیل به هجای بلند میشه و مشکل اون هجای کوتاه هم حل می شه :)
به این نوع وزن ها، وزن دوری می گیم.
اکثر غزلیات مولانا به این شکل سروده شده :


بی یار مهل ما را بی‌یار مخسب امشب

زنهار مخور با ما زنهار مخسب امشب


امشب ز خود افزونیم در عشق دگرگونیم

این بار ببین چونیم این بار مخسب امشب


...

خب دیدیم که وزن شعر، دوبار تکرار ِ این هجا هاست :
ـــ U ـــ ـــ / U ـــ U ـــ / ـــ ـــ
اما باز هم می بینیم که نه متحد و نه متناوب الارکان هستن.

پس مجبوریم با یه مصرع دیگه مقایسه کنیم.
یک مصرع دیگه از شعر دکتر موسوی :

چمدانی که منتظر مانده، اتوبوسی که راه می افتد
چ م دا نی ک من ت ظر مان د ، اُ تُ بو سی ک راه می اف تد
U U ـــ ـــ/ U ـــ U ـــ / ـــ ـــ ، U U ـــ ـــ/ U ـــ U ـــ / ـــ ـــ

( «د» در «مانده» چون هجای پایانی ِ نیم مصرع هست تبدیل به هجای بلند میشه و در اصل هجای
کوتاهه )
خب از مقایسه دو مصرع تقطیع شده می فهمیم که در مصرع اول، از اختیار شاعری هستفاده شده
و دو هجای کوتاه ِ اول مصرع بنا به قانونی که فرمودیم تبدیل به یک هجای بلند و یک هجای کوتاه شده.
پس وزن اصلی اینه هاش :
U U ـــ ـــ/ U ـــ U ـــ / ـــ ـــ
خب از فیل تابلو تره که متحد الارکان نمیشه، برای متناوب الارکان شدن هم رکن سوم باید بشه
مثل رکن اول.

اینجوری :
U U ـــ ـــ/ U ـــ U ـــ / U U ـــ
خب حتما می دونید که از کدوم اختیار شاعری هستفاده شده، اینکه اگر دو هجای کوتاه پشت سر
هم باشه، می تونیم دوتاشون رو حذف کنیم و به جاش هجای بلند بذاریم.

( اختیار «تسکین» ).
و دیده میشه که در هر چهار نیم مصرعی که تقطیع کردیم، از تسکین هستفاده شده در رکن سوم.

الان برای تمرین بیشتر می تونید این شعر رو از کتاب « پرنده کوچولو، نه پرنده بود، نه کوچولو» از
سید مهدی موسوی، یا از طریق Search در اینترنت پیدا کنید و کامل تقطیع کنید تا ذهنتون روی
وزن های دوری راه بیفته.

یادتون نره که وزن های دوری با مکث وسط مصرع قابل تشخیص هستن.

الان بسیاری از اصول شعر و عروض رو یاد گرفتین و حتی بیشتر از خیلی شاعرای موزون سرا می دونید.
تنها چیزی که لازمه تمرین و تکرار و تکرار برای مسلط شدنه.

ماچ ( البته در این واژه تمام اصول عرفی و شرعی رعایت شده و اصلا مشکل منکراتی و اخلاقی نداره
و به منزله ی عملی هست به این شرح که لب ها را غنچه کرده و صدای «موچ» در میاریم.

تماس فیزیکی
لب با نقطه ی مورد ِ هدف ماچ که معمولا لپ میباشد هم بستگی دارد و می شه این حرکت معنوی
رو از راه دور به نشانه ی دوستی و صمیمیت انجام داد.

در صورتی که تمام این کلاه های شرعی
بر سرمان جا نشد، می تونیم به جای «ماچ» از « رحم الله من یقرأ فاتحه مع الصلوة » هستفاده کرد!!! )
مرسی

خاک پاتیم ادبیات!!!


23:56

11
04
92

حمیدرضا

10:

جلسه نهم


و اینک فحش های عروضی!!

رکن های چهار هجایی :

مَفاعیلُن ............

U ـــ ـــ ـــ
فاعلاتن ............

ـــ U ـــ ـــ
مستفعلن...........

ـــ ـــ U ـــ

مفاعیلُ..............

U ـــ ـــ U
فاعلاتُ..............

ـــ U ـــ U
مستفعلُ...........

ـــ ـــ U U

مفاعلن............

U ـــ U ـــ
فعلاتن..............

U U ـــ ـــ
مفتعلن............

ـــ U U ـــ

فعلاتُ..............

U U ـــ U


رکن های سه هجایی :

َفعَلن..............

U U ـــ

فاعِلُن..............

ـــ U ـــ

فَعولُن..............

U ـــ ـــ

مَفعولُن............

ـــ ـــ ـــ

مَفعولُ..............

ـــ ـــ U


رکن های دو هجایی و تک هجایی :

فَعَل............. U ـــ
فع لن.......... ـــ ـــ
فع .............. ـــ

اسم رکن ها دقیقا برابر با وزن عروضی نوشته شده هست و از ریشه ی ف ع ل ساخته شده.
رکن های 4 هجایی بیشتر کاربرد دارن.
شما باید این 18 رکن رو حفظ باشین و در تقطیع و وزن یابی هستفاده کنید.
وقتی از شما می خوان وزن یک شعر رو بگین، باید به همین شکل با همین اسامی وزنش رو
ذکر کنید، مثلا :

در جلسات اول وزن مثنوی معنوی رو با هم بدست آوردیم، اینه هاش :
_ U _ / _ _ U _ / _ _ U _
از لیستی که حفظ کردیم، اسم رکن ها رو پشت هم می نویسیم :
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
شما وقتی اسم رکن ها رو پشت سر هم می خونید، دارین وزن شعر رو می گین و اگه دقت کنید
آهنگی که ایجاد می شه موقع خوندن اسم وزن، دقیقا هم آهنگ با شعر اصلیه.

مثال بعدی در وزن دوری، شعر دکتر موسوی که جلسه قبل تقطیع کردیم :
وزن اصلی رو به این شکل پیدا کردیم :

U U ـــ ـــ/ U ـــ U ـــ / U U ـــ
فعلاتن مفاعلن فَعَلن


به همین راحتی الان شما می تونید وزن تمامی اشعار رو بگین.

فقط تمرین یادتون نره که این
اسامی ملکه ی ذهنتون بشه و اونقدر تمرین کنید که وقتی شعری رو می شنوین بتونید وزنش
رو با این اسامی بگین.
در جلسات بعد به وزن های دوبیتی و رباعی می پردازیم که هر کدام وزن مخصوص به خود رو داره.

دیگه پاچه خواری ادبیات بسه!
یه مصرع از یه شاعر که نمی دونم اسمش رو دقیقا :
شاعر نبودم به خدا جو گرفت مرا!! ( البته اگه تقطیعش کنید وزنش درست نیست و این به خاطر
اینه که درست یادم نیست شعر دقیق رو ! )



13:56

12
04
92

حمیدرضا

11:

جلسه دهم

دیگه سربالایی وزن رو رد کردیم، این جلسه به وزن دوبیتی می پردازیم.
تا اینجای کار نمی دونم چه طور پیش میره، امیدوارم تمرین و هستمرار رو حفظ کرده باشین و تونسته
باشین شاخ غول رو بشکونید.
معمولا در ایران ادبیات رو به خاطر مسائل دیگه اش می خوان.

اصلا در ادبیات و جمع های ادبی، بازار ِ
تعریف و تمجید و تایید گرفتنه.

البته در تمام قشر هنرمندا و ادبیات صدق می کنه، اما چون در ایران
عدم خودباوری و نداشتن عزت نفس بیداد می کنه، به جای اینکه شخص خودش رو قبول داشته باشه
سعی می کنه که از دیگران تایید بگیره، و این دیگران هم می تونن این تایید رو ازش بگیرن و شخص
کله پا می شه!
من فقط به یک چیز ایمان دارم، اگر کسی می خواد واقعا ادبیات رو داشته باشه و در ادبیات حرفی
برای فرمودن داشته باشه، باید ادبیات رو برای خودش بخواد نه مسائل دیگه.
اصلا در بعضی موارد دیده شده که به خاطر جنس مخالف، کتاب ترجمه می کنن، شعر می گن،
یا هنگام شعرخوانی عملیات ِ محیر العقول انجام می دن!!! با شناختی که افراد نزدیک تر به من
دارن میدونن که اصلا جنس مخالف و موافق برای من بی معنیه و من با هر انسانی اگر راحت باشم
جنسیتش برام مطرح نیست، ولی شاکی می شم وقتی می بینم کمبود های عاطفی و جنسی
رو عده ای با ادبیات می خوان پر کنن.

به هر حال ادبیاتی که متصل بشه به بعضی نقاط و ارگان های
بدن، فک می کنم واضح باشه چه ادبیاتی از آب در بیاد!!!
چیزی که دارم می گم به ظاهر به وزن و عروض ربطی نداره، خب شما می تونید این بخش ها رو
نخونید اگه راضی نیستین، اما تنها راه پیشرفت واقعی در ادبیات، اینه که هر کاری رو برای خودش
و جای خودش انجام داد.

موفقیت در ادبیات به معنی چاپ کتاب و داشتن نشریه ادبی و ...

هم نیست.
امسال انتشارات نیماژ طوری کتاب چاپ کرد که شخصی مثل مهدی.ع هم کتاب چاپ کرد و
همین هفته در جلسه ی شعر، وقتی مجری ازش تعریف ِ «طرح» رو پرسید، شروع کرد آسمون
ریسمون بافتن! در حالی که محوریت ِ کتابش روی طرحه! اما تا دلتون بخواد سایز پوشش های
دخدرا و خانومای جلسه شعر رو می دونه!!! ( پوشش شامل جوراب هم میشه! )
سرتون رو درد نیارم، هر کاری دوس دارین بکنید، هر راه و مسیر و مسلکی که بهش معتقدین، به
هیچکس هم ربط نداره، که شما کدوم مسجد می ری، شبا با چند نفر می خوابی، چی می خوری
چی می کشی یا چی، از نظر من به هیچ احدی ربط نداره، اما هر کدوم که وارد ِ ادبیات بشه
یه چیزی از آب در میاد مشابه اینکه قدیمی ها انگار وقتی دور هم جمع می شدن توو زمستون،
می نشستن زیر کرسی و شعر می فرمودن! یه چیزی توو همون مایه ها در میاد.
( نصایح حاج حمیدرضا ادیب - باب دوم، ص 56 )


یک دوبیتی از شاعر بسیار عزیز « علی کریمی کلایه » رو تقطیع می کنیم :

برای دین به دنیا پشت کردم
ب را ی دین ب دن یا پشت کر دم
U ـــ
U ـــ / U ـــ ـــ ـــ / U ـــ ـــ

دلم را صاف چون زرتشت کردم
د لم را صاف چون زر تشت کر دم
U ـــ ـــ ـــ / U ـــ ـــ ـــ / U ـــ ـــ

رفیقان مشت خود را باز کردند
ر فی قان مش ت خود را باز کر دند
U ـــ ـــ ـــ / U ـــ ـــ ـــ / U ـــ ـــ

ولی من دست خود را مشت کردم
و لی من دس ت خود را مشت کر دم
U ـــ ـــ ـــ / U ـــ ـــ ـــ / U ـــ ـــ


خب از مقایسه مصرع ها و ارکان اولا متوجه می شیم که در مصرع اول باید از اختیار اشباع هستفاده
کنیم و «ی» در «برای» بلند خونده بشه.
ثانیا وزن متحد الارکان تشریف دارن
ثالثا وزن اینه :
U ـــ ـــ ـــ / U ـــ ـــ ـــ / U ـــ ـــ
مفاعیلن مفاعیلن فعولن

در ادبیات فارسی، وزن تمام دوبیتی ها همین وزن هست و خواهد بود.

دوبیتی رو قدیم قدیما می فرمودن
پهلویات یا فهلویات.

برای تمرین بیشتر در مورد دوبیتی و تقطیع می تونید به باباطاهر ِ لخت و همچنین
ترانه های حسین میدری مراجعه کنید.
این جلسه راحت بود و تقریبا صحبت خاصی نداشتیم.
جلسه بعد هم به وزن رباعی می پردازیم که به ظاهر شبیه دوبیتی، ولی وزنی کاملا متفاوت داره.

امیدوارم با ادبیات زندگی کنید و شاعر باشید، حتی اگه شعری نسرودین


22:39

12
04
92

حمیدرضا

12:

جلسه یازدهم

رباعی، قطعا از بهترین نمونه های مینیماله که صدها سال قبل از اینکه مکتب مینیمالیزم هستارت بخوره
وجود داشته و هنوز هم هست و مطمئنم که تا هزاران سال خواهد بود! ( در مورد مینیمال بعد ها صحبت
خواهیم کرد.

)
البته طرفداری بسیار زیاد رباعی سرایان و مخاطبینش فقط در مورد کوتاهی و مختصر و مفید بودنش
نیست، بلکه چیزی که رباعی رو جذاب کرده، اختیارات وزنی ِ بسیاریه که در اختیار شاعر برنامه می ده.
وزن ِ اصلی رباعی به این شکله :
ـــ ـــ U U / ـــ ـــ U U / ـــ ـــ U U / ـــ
با توجه به اسامی ای که حفظ کردیم میشه :
مستفعلُ مستفعل مستفعل فع

اما با هستفاده از یه اختیار وزنی ِ عجیب و غریب، همین وزن رو به شکل دیگری هم داریم :
ـــ ـــ U U / ـــ U ـــ U / ـــ ـــ U U / ـــ
یعنی :
مستفعل فاعلات ُ مستفعل فع

حالا این دو شکل از وزن ِ رباعی رو در نظر بگیرید، همچنین هر کدوم از U U ها رو می شه به شکل
یک هجای بلند « ـــ » هستفاده کرد و می شه شکل های مختلف وزن رو در یک رباعی داشت و
همه ی اینها یعنی باز بودن ِ دست سراینده در هستفاده از چندین حالت ِ وزن برای سرودن ِ یک رباعی.

یک رباعی از سید مهدی موسوی رو تقطیع می کنیم :

من بودم و از جنس نبودن هوسی
من بو دَ مُ از جن س ن بو دن ه و سی
ـــ ـــ U U / ـــ ـــ U U / ـــ ـــ U U / ـــ
مستفعلُ مستفعل مستفعل فع


می فرمود: نبایست به فردا برسی
می فرمود ن با یست ب فر دا ب ر سی
ـــ ـــ U U / ـــ ـــ U U / ـــ ـــ U U / ـــ
مستفعلُ مستفعل مستفعل فع


شاید برسم! ولی کجا؟ آه...

چرا؟!
شا ید ب ر سم و لی ک جا آه چ را
ـــ ـــ U U / ـــ U ـــ U / ـــ ـــ U U / ـــ
مستفعل فاعلات ُ مستفعل فع


بر تخت قطار گریه می کرد کسی
بر تخ ت ق طار گر ی می کرد ک سی
ـــ ـــ U U / ـــ U ـــ U / ـــ ـــ U U / ـــ
مستفعل فاعلات ُ مستفعل فع


به ظاهر دیده می شه که وزن بیت اول با دوم متفاوته، اما هر دو، وزن رباعی هستن و کاملا صحیح.


یادمه دبیرستان یکی از معلم ها به ما فرموده بود که اگه دوتا بیت دیدین که شروعش مثل « به، که
چه، نه، ته و...

» کوتاه بود، دوبیتیه و اگه شروعش بلند بود مثل « بر، از، کس، من، تن و...

»
رباعیه.
حالا با دونستن وزن های دو بیتی می بینیم که اون حرف هم درسته، البته هر دو بیت، دوبیتی
یا رباعی نمیشه و این دو وزن مخصوص به خودشون رو دارن، اما اون هم تعبیری بود اون وقت
و برای دانش آموز ریاضی-فیزیک بهتر از این نمی شد توضیح داد! ;)


شاعر شدی ولی ادبیات درد بود...




01:48

14
04
92

حمیدرضا

13:

به نیت دوازده امام
جلسه دوازدهم

یه بحث داریم امروز که بیشتر در عروض و وزن ِ اشعار معاصر و امروزی بهش برخورد می کنیم، یعنی
آمدن ِ دیالوگ ها (محاوره) و کلمات غیرفارسی در شعر:

کلمه « پاندا » رو بلند تلفظ کنید، حالا تقطیع :
ـــ ـــ

«بال ها» رو بلند تلفظ کنید، حالا تقطیع :
ـــ U ـــ

حالا « آیدا » رو تلفظ کنید، شبیه کدوم تلفظ می شه؟؟ دقیقا « پاندا »!
اما اگر با قوانین عروضی تقطیعش کنیم میشه :
ـــ U ـــ

مشکل چیه؟؟؟ خب آیدا در واقع کلمه ی فارسی نیست و اصالتا واژه ای ترکی و خارج از عروض
فارسیه، و نمی تونیم مثل کلمات فارسی تقطیعش کنیم.

یه مثال حالا از حاج «دهخدا» :

خاک به سرم بچه به هوش اومده
بخواب ننه! یه سر و دو گوش اومده

می بینیم که برای درست در اومدن وزن و آهنگ ِ بیت، « خاک » رو به این شکل باید تقطیع کنیم : ـــ یعنی بلند بخونیم و می دونید که خاک در اصل باید کشیده باشه، نه بلند.
همچنین بخواب هم باید U ـــ U بشه از دید قوانین عروض، اما باید اینطوری تقطیع بشه تا وزن
درست در بیاد : U ـــ


در هر دو مثال، نکته در سریع و با شدت خوندن ِ «مصوت بلند» وجود داره که باعث میشه هجا
از کشیدگی بیفته، به صورت یک قاعده ی کلی :
در کلمات غیرفارسی که تلفظ فارسی به خود نگرفتن، مثل اسامی خاص و کلماتی که جدیدتر
وارد ادبیات فارسی میشن، و همچنین جملات محاوره ای، قاعده ای به نام «تقلیل» هستفاده میکنیم :
صامت + مصوت بلند --> «هجای بلند» نمی شه --> «هجای کوتاه» میشه
صامت + مصوت بلند + صامت --> «هجای کشیده» نمی شه --> «هجای بلند» میشه

یعنی یک درجه کاهش داریم در هر دو مورد.

مثلا واژه ی دیازپام.

اگر فارسی بود باید این شکلی می شد :
U ـــ U ـــ U
اما الان که غیر فارسیه، در هجای دوم و سوم تقلیل اتفاق میفته و میشه :
U ـــ ـــ


اسامی غیر خاص هم گاهی سپس ورود به زبان فارسی، تلفظ فارسی به خودشون می گیرن یا
اینکه در هر دو حالت می تونن هستفاده بشن.

به عنوان مثلا «تابلو» که یه واژه ی فرانسویه در اشعار
گاهی به صورت تقلیل یافته ( ـــ ـــ ) و گاهی هم به صورت معمولی (ـــ U ـــ) هستفاده می شه.
همچنین « رادیو، تلویزیون،...

»
«کامپیوتر» همیشه تقلیل یافته تلفظ و تقطیع میشه.
و اصلا به طور کلی تمام کلمات غیر فارسی رو با هستفاده از قاعده تقلیل، تقطیع می کنیم، مگر
اینکه خلافش ثابت بشه!

در حال حاضر اگر نمی تونستین اشعار ایرج میرزا، عشقی، بسیاری از غزل های پست مدرن و حتی
برخی اشعار نئوکلاسیک رو تقطیع کنید، با این نکته دیگه هیچ مشکلی نخواهید داشت.
و خبر خوب اینکه در حال حاضر شما می تونید 99.99 % اشعار فارسی رو بدون هیچ مشکلی
تقطیع کنید ( البته اگر تمرین رو فراموش نکردین و با قواعد جلو اومده باشین )

جلسه ی بعد، آخرین جلسه ی آموزش وزن و عروض ِ فارسیه و فقط به نکات و ظرائف می پردازیم
و سپس این دیگه این شما و این گوی و این میدان...

من شاعرم و پیشه ی من...

:)


00:24

15 ( روز ِ جهانی ِ بوسه و بوسیدن، مبارک )
04
92

حمیدرضا

14:

حمید جان دمت خیلی گرم !

راستش ذوستان میدونن من کم میام یا اگه میام زیاد اینور و اونور نمیرم ولی تا حدودی خودندم و چون امروز

آزاد ِ وقتم اگر خدا بخواد ! کامل میخونم قسمت هایی رو خوندم یاد ِ هستاد ِ ادبیاتمون افتادم قسمت تشخیص

دوبیتی و رباعی که یکی با مصوت بلنند شروع میشهو یکی با کوتاه و اون علامت های U - - رو که نشانه های مصوت هاست رو یادمه یکی از دوستام تو کتابخونه بهم یاد داده بود اما شما بهتر (برای تشخیص ِ رباعی و دوبیتی)

خیلی زحمت کشیدی

ولی من نظرم رو اگه میشه درباره ی وزن بگم البته کامل خوندم شاید عوض شه و نظرات متعددی پیش بیاد

حمید جان من کلا فافیه و وزن و آهنگ رو برای یک شعر ضروری نمیبینم قافیه گاهی شعر رو بسیار زیبا میکنه

گاهی مانند سدی هست که میخوان جلوی یک سیل رو بگیرن و سریع میذارن اونو با عجله ....

ولی توی ترانه ها ک وزن حرف ِ اول رو میزنه ولی باز کامل تر میخونم میگم بازم دمت گرم آقایی


+ از محمد میخوام بچه هارو با نقل ِ قول به تاپیک ِ شعر چیست دعوت کنه که زحمت کشیدن به خاطر من هستارت کردند و جال اینکه دوستان بدون ِ اینک ِ اطلاعاتی دشاته باشن از شهر با مشاعره می پردازن
100% این حرف ِ محمد نیز هست حالا انتقالش که نمیشه داد ولی دعوت شن بچه ها با نقل ِ قول تا نظرات رو بگن چو تاپیک کاملا خوابید !!!!

شعر چیست ؟! >>> این تاپیک که باید پایه ی تالار ِ شعر و شاعران باش ِ نه تنها خیلی مهم نبوده بلکه در حال ِ سقوط به صفحه ی سوم تالار هست !!!!

15:

جلسه سیزدهم
( هرچند می دانم که حتما آخری دارد...

)

نکات نهایی :

1- سکته : سکته در وزن به معنی هستفاده از دو اختیار وزنی در یک رکن هست.

مثلا در یک رکن اگر
هم از اختیار اشباع، هم اس تسکین هستفاده بشه، در گوش ایجاد سکته می کنه.

بهتره که به جز
برای تعمد و ( مثلا برای تاکید یا ایجاد بریدگی آوایی یا...

) از سکته هستفاده نشه.

2- ما حق نداریم هر وزنی برای خودمان بسازیم.

اوزان باید حتما متحد الارکان یا متناوب الارکان باشن
و حتی اگه خود آقا امام وقت هم غیر از این بگه، اشتباهه! یکی از بهترین روش های وزن سازی رو
بانوی عزیز، سیمین بهبهانی هستفاده کردن و ساختن وزن های دوری جدید بود.

اما در حالت کلی
تا تسلط کامل روی وزن و عروض به سمت وزن جدید نرید لطفا.

3- برای یادگرفتن وزن، زیاد شعر بگویید یا اگر شاعر نیستین تا می تونید شعر بخونید، شعر شاعران
جوان رو بخونید.

یادتون باشه که وزن ها زیاد هستن ولی در واقع وزن های پر کاربرد، چهار پنج
وزن بیشتر نیست و تسلط و یادگرفتن گوشی اونها خیلی طول نمی کشه.

4- وزنی که تکرار « فعولن » باشه، مثل وزن شاهنامه و بوستان سعدی، رکن هاش چهارهجایی
جدا نمی شه و سه هجا سه هجا جدا می شه، حواستون باشه سوتی ندین.

البته هستثناءهایی
هم هست که در حال حاضر همین ها کفایت می کنه.
( وزن شاهنامه : به نام خداوند جان آفرین : فعولن فعولن فعولن فَعل )

5- ایراد وزنی در شعر هیچ توجیهی نداشته و نداره و ایراد وزنی و خارج شدن از وزن، به جز در خدمت
محتوا، که در غزل پست مدرن بسیار رایج تره، دلیل دیگه ای نمی تونه داشته باشه و خود این
می تونه نشون دهنده ی توانایی ایده پردازی یا حتی ضعف شاعر باشه.

6- روانشناسی عروض مبحث بسیار شیرین و گسترده ایه و هر وزن، متناسب با نوع محتوای خاصی
انتخاب می شه.

البته شاعرانی هم بودن که در وزن نامتناسب، مفهوم را به خوبی منتقل کردن.
( مثال : دکتر موسوی در یکی از شعرهاش که موضوعش راوی ِ مست بود، از یک وزن دوری و
به هم ریخته هستفاده کرده که حالت تلو تلو خوردن رو یادآوری می کنه :
قاطی ِ قاطی ام، درد تو در سرم
ای دردسر ترین، من واقعا خرم
زل می زنم به هیچ، مشروب می خورم
مشروب می خورم، با دوست دخترم
...
مفعول ُ فاعلن، مفعول ُ فاعلن
)

7- از شاعران بزرگ در فرمودن شعر تقلید کنید، اوایل شعر فرمودن حتی یک مصرع یا بیت از شاعران
موفق رو انتخاب کنید و ادامه بدین.

به جای دونستن ِ سایز ِ جوراب! شاعر ِ جنس مخالف! در هر موقعيتی شعر بگین و شعر بخونید و به وزن مسلط بشین.

8- قاعده ی تقلیل فقط برای کلمات غیر فارسیه و مثلا برای «دوربین» نمی شه از تقلیل هستفاده کرد.
یا حتی کلمه ی غیر فارسی «باند» در هیچ کدام از قواعد تقلیل نمی گنجه و مثل کلمات فارسی
تقطیع می شه.

9- در این سیزده جلسه، خیلی مباحث و مسائل وزن و عروض فرموده نشده و چیزهایی فرموده شد
که از الزامات و اجبار های دونستن ِ عروضه.

مثلا رکن های پنج هجایی داریم، قاعده ی «قلب» در
وزن های خاص به کار می رفته، اما این قواعد در شعر امروز کاربرد زیادی نداره و ترجیح بر این بوده
که بهش پرداخته نشه.

همچنین اسامی بحر ها، مثل حضیض و عریض و طویل! و...

!

10- در شعر نیمایی هم قواعد همینگونه هست، یعنی وزن عروضی رعایت می شه، ولی تنها
تفاوت اینه که در شعر نیمایی تعداد رکن ها می تونه در مصرع های مختلف متفاوت باشه.
بحث شعر سپید و تفاوت های عروض فارسی و عربی و ...

هم که می ره در بخش عروض حرفه ای.

اگه وزن و عروض رو یاد گرفتین و بهش مسلط شدین، به هر کسی که علاقه منده یاد بدین، حتی
اگه مذهبی باشین، نباشین، به روح اعتقاد داشته باشین یا نداشته باشین، زکات علم چیزیه که باید پرداخت بشه و خب بپردازین! :)

پایان ِ دوره ی عروض و وزن فارسی.


20:13

15
04
92

حمیدرضا

16:

خب از همه تشکر می کنم که در کنارم بودن و همراهی کردن، یه تشکر ویژه که در بین پست ها، ارسالی نداشتن
که پیوستگی پست ها و مطالب و پشت سر هم بودن ِ جلسات رعایت بشه.
یه تشکر ِ ویژه از پونه خانوم ِ خوابگاه، که تمام جلسات رو به اقتضای مشغله های خودش داره به خوبی دنبال میکنه
و بدون خستگی و نا امیدی با وزن ها می جنگه و تقطیعشون می کنه.
یه تشکر از محمد ِ خوبم که همچین موقعيتی رو در اختیار ما گذاشت.
یه تشکر از دکتر سید مهدی موسوی که تونست مراحل یادگیری عروض رو اینطور خورد خورد و راحت ارائه بده.
وزن و عروض چیزی نیست که خیلی راحت باشه، پس بی ارزش ندونید یادگیری و آموزشش رو.

چون اگر چیزی
بود که به راحتی قابل یادگیری بود، خیلی ها که دستی در ادبیات دارن و داعیه ی همه چیز رو در ادبیات می کنن
حداقل باید می دونستن که فلان شعر دارای ایراد وزنیه.
یه تشکر هم از خودم، نه به خاطر اینکه از-خود-متشکر هستم یا چی، به خاطر اینکه مطالب رو به شیوه ی نقل ِ
خودم، با حفظ امانت داری، منتقل کردم.

بار دیگر عرض می کنم، این آموزش ها کاملا برداشت مستقیم و کامل از آموزش وزن توسط دکتر مهدی موسوی
بود و این هم پی دی اف آموزش توسط خود دکتر موسوی :
amuzeshe vazn- mehdi moosavi - toghyan.com

براتون آرزوی ادبیات و ادبیات دارم
از این بخش به بعد تاپیک برای بحث و فرمودمان و رفع اشکال و ...

در رابطه با این موضوع، باز می مونه و امیدوارم
از این موقعيت هستفاده ی کامل رو بکنید.
به زودی با کارگاه ِ ادبیات ِ خوابگاه خدا در خدمتتون خواهم بود.


17:

سلام امیر جان، خوش اومدی عزیز
راستی در یک تاپیک دیگه، پشت سرت کلی حرف زدم، ایشاللا در کارگاه ادبیات باید واسمون از
ژانرها و سبک های موسیقی بگی و حسابی قراره بهت زحمت بدیم حاجی.

ببین امیر، هرچیزی اگه غیر از اصولش جلو بره، دهن ِ سیستم و مخاطب و غیره رو به لقاء الله پیوند
می زنه.

مشکل من با خیلیا سر همینه، به خاطر علاقه ی زیادی که به بعضی چیزا دارم، مثل
پیپ، عطر و ادکلن و ...

، می تونم حس کنم که خیلی ها اصلا هیچ اصولی رو رعایت نمی کنن.
مثلا عطر گرم رو در تابستون هستفاده می کنه، اصلا نمی دونه عطر گرم و سرد چیه.

شما از من
حرفه ای تری در موسیقی، بالاخره ما در موسیقی کلید داریم، نت داریم، شدت و وزن و...

داریم،
در عطر ها هم همینطوره، هر عطر یک هارمونی داره، نت های مختلف و وزن و میزان و...

.
سرت رو درد نیارم
اگه بخوایم « یه توپ دارم قلقلیه » بگیم خب، نیازی به وزن و قافیه ی اونچنانی نداریم، هارمونیک
و آهنگین باشه کفایت می کنه.
یا اصلا برای هستفاده در موسیقی.

آقامون شاهین، اخیرا یکی از بهترین های شاملو رو خوند.
خب شعر شاملو دریغ از سر ِ سوزن وزن و قافیه اس.

ولی با یک ملودی خوب، خونده شد و خیلی
هم غوغا کرد.

این حرف شما در این مواقع صدق می کنه.
حتی در مورد شعر نیمایی هم که از وزن عروضی تبعیت می کنه، اجبار ِ زیادی برای دونستن کامل ِ
وزن نیست.

اما دیگه شترسواری دولا دولا نمی شه.

یا من شعر موزون می گم، یا نمی گم.
اگر شعر موزون باشه، یعنی از وزن داره هستفاده می کنه و باید با قواعد وزن منطبق باشه.
قافیه در ترانه ها هم قبلا بحث شده در موردش، بعضی ترانه سرا ها معتقدن که قافیه رو در
ترانه میشه صرف نظر کرد و خیلی جدی نگرفتش.

ولی بازم تعارف نداریم، ترانه هم از وزن باید
تبعیت کنه هم از قافیه، مگر در مواقعی به تناسب با موسیقی می تونه پرش وزنی داشته باشه.
غیر از این اگر باشه، سراینده قصد این رو داره که ضعف و ناتوانی خودش در سرودن رو توجیه کنه.
اونایی که موزون سرایی می کنن و اشعار موزون می گن، با من هم عقیده هستن که هماهنگ
شدن با وزن و قافیه خیلی انرژی نمی گیره و گاهی حتی هیچ پوینت مثبتی نداره، بلکه ایماژ سازی ها
تصویر دادن ها، توصیف ها و مفاهیمی که هستفاده می شه شاعر رو به دردسر میندازه و کارش
رو قوی یا ضعیف جلوه می ده.

برای یک شاعر ِ متوسط به پایین هم حتی، وزن و قافیه دردسری
ایجاد نمی کنه و شاعری که با این دو مورد نتونه خودش رو منطبق کنه، باید بیشتر بخونه و
بیشتر تمرین کنه.

این بحث سالهاست در مورد ترانه مطرحه، اما می بینیم که یغمای گلرویی تقریبا از قافیه خارج
نشده، مگر اینکه خطا بوده باشه و ترانه سرا های بزرگی که واقعا باید ترانه هاشون رو هزاران بار
شنید.
من از وضعیت ترانه و موسیقی ِ امروز، به خصوص در ایران حال بدی بهم دست می ده.
به قول قدیمیا، هر کس از مادرش قهر می کنه، ترانه سرا میشه و می خونه و می زنه و می رقصه
و ...

.

شما که بیشتر از من در متن دنیای موسیقی هستی می دونی که چه قدر بعضی کارها
آزار دهنده شده.

این حرف من چیزی نیست که نظر شخصیم باشه، چیزیه که در دنیای ادبیات فارسی یه قانون و
اصله، اگر کسی قصد سرودن ِ شعر ِ موزون و با قافیه داره، حتی اگه خود ِ آقا امام وقت، یا امام راحل!
باشه هم نمی تونه از قواعد عروض و قافیه سرپیچی کنه.

و خب مطمئنا اجباری نبوده و نیست که
همه ی افراد موزون سرا بشن.

خیلی ها در سپید گویی موفق هستن.
خود من شخصا در سپید سرایی و کارهای کوتاه، به موفقی ِ موزون نبوده ام و واقعا دوست دارم
که بتونم در بخش سپید هم کارای خوبی انجام بدم، ولی به نظر میاد کمی در سپید سرایی
کم هستعداد هستم و باید بیشتر تلاش کنم تا بتونم حرفی برای فرمودن داشته باشم.

به هر حال تمام جنبه ها و بخش های ادبیات، دارای ارزش و احترامه و هیچ یک برتری نسبت به
دیگری نداره.

امیدوارم تونسته باشم جواب بدم، و ممنون از لطفی که نسبت به من داری.
قربون ِ تو


68 out of 100 based on 63 user ratings 1138 reviews

@