مقـالات آموزشی (درست نویسی )


مقـالات آموزشی (درست نویسی )



مقـالات آموزشی (درست نویسی )
به نـام او .

مقـاله هـای امـوزشی /. (درست نویسی)
لطفا با حوصله ،مطالعه فرمایید.


بخش اول :دستور زبان فارسی


دستور زبان فارسی ، قاعده هایی است كه شیوة درست نوشتن ودرست گفتن را می‌آموزد.
ما با كلام و سخن، مقصود خود را بیان می‌كنیم، سخن مركب از واژهاست و واژههم از حرف تشكیل شده است .
حرف، صوتی است كه باآهنگ از دهان خارج می‌شود.
حرفهای فارسی 32 حرف است كه هشت حرف آن عربی است (ث، ح، ص،ض،ط،ظ،ع ، ق) و در زبان فارسی دری و پهلوی وجود نداشته است.

همزه، الف
فرق بین همزه و الف در تلفظ است ؛ به عبارت دیگر، اگر الف، حركت بپذیرد، همزه است، مثل : ابر، اسب، ایرج و اگر حركت نپذیرد، الف است ، مثل : داد، باد، جدا، روا، بادام

واژه
واژهرا می‌توان بر 9دسته تقسیم كرد:
1- اسم، 2- صفت، 3- كنایه ، 4- عدد، 5-فعل، 6-قید، 7-حرف اضافه، 8- حرف ربط، 9- صوت

اسم
واژه ای است كه با آن جاندار یا غیر جانداری را صدا می‌زنند.
مرد، زن، پدر ،مادر، اسب ، شتر، مرغ، ماهی
اسم دارای انواع مختلفی است (عام، خاص، ذات، معنی و …) اما آنچه در این جا اهمیت دارد مفرد و جمع است كه به طور خلاصه به آن می‌پردازیم:
مفرد: اسمی است كه بر یك نفر دلالت كند: مرد، شیر
جمع: اسمی است كه بر دونفر یا بیشتر، دلالت كند: مردان ، شیران
اسم جمع: اسم اگر در ظاهر مفرد اما در معنی جمع باشد به آن «اسم جمع» می‌گویند؛ مانند : دسته،رمه، خانواده، لشكر، طایفه
علامت جمع در فارسی «ها» و «ان» است، در زبان فارسی، بعضی واژه‌ها را تنها با «ان» جمع می‌بندند و برخی را با «ها» و بعضی را با هر دو :
1- جانداران را باید با«ان» جمع بست:
مردان، زنان، پسران، مرغان، پرندگان
2- جماد و اسم معنی را بایدبا «ها» جمع بست : سنگها، فرشها، كتابها، رنجها
یادآوری : اسم «معنی» در مقابل « ذات» به اسمی می‌گویند كه قائم به غیر باشد؛ مانند : دانش
3- بعضی از رستنیها را با «ها» و «ان» هر دو جمع می بندند.
درختان، درختها
اجزای رستنیها را با «ها» جمع می‌بندند: ریشه‌ها، شاخه‌ها، ساقه‌ها
4- بعضی از اعضای جفت بدن را با «ها» و «ان» جمع می‌بندند:
چشمها /چشمان، لبها/ لبان، ابروها/ابروان،مژه‌ها/مژگان
5- واژه‌هایی كه زمان را می‌رساند با «ها» و «ان» جمع بسته می‌شود .
روزها/روزان، شبها/شبان، روزگارها/روزگاران، سالها/سالیان
واژه‌هایی كه به «الف» یا «واو» ختم می‌شود، در هنگام جمع بستن با «ان» معمولاً قبل از علامت جمع «ی» به آن اضافه می‌شود:
دانا = دانایان، بینا =بینایان، سال =سالیان، سخنگو= سخنگویان، پیشوا= پیشوایان.
در مورد جمع با «ها» نیز بهتر است «ی» افزوده شود:
جا =جا‌یها/ جو=جویها/مو=مویها/ پا= پایها
یادآوری : به طور كلی بهتر است كه غیر جاندار را با «ها» و جانداران را با «ان» جمع ببندیم .

علامتهای جمع در عربی
«ات» : امتیازات، انتخابات، اختیارات
«ون» : روحانیون، انقلابیون
«ین» : معلمین، مراجعین، خادمین
«جمع مكسر» : امور، شركا، فضلا

دو نكتة مهم در مورد جمعها‌ی عربی:
1- همة واژه‌های عربی را می‌توان با علامتهای جمع فارسی، جمع بست: معلمان(به جای معلمین)، انتخابها(به جای انتخابات)، امتیازها (به جای امتیازات) ، شریكان
(به جای شركا)، فاضلان(به جای فضلا)، تاجران(به جای تجار)
2- واژه‌های فارسی را نباید با «ات» عربی جمع بست:
باغ = باغات، ده =دهات، دسته= دستجات ، سبزیها = سبزیجات ، كارخانه‌ها= كارخانجات

صفت
صفت واژه‌ای است كه حالت و چگونگی چیزی یا كسی را برساند.
انواع صفت:
1- فاعلی : بافنده ، خواهان، شكیبا، گرفتار، آموزگار، ستمكار، دادگر
2- مفعولی: پوشیده، برده، آلوده، پرورده
3- تفضیلی: آسانتر، گرانتر، اگر«ین» اضافه شود، معنی تخصیص می‌دهد: فاضل‌ترین
4- نسبی: آسمانی ، زمینی(ی) ، دو روزه(ه) ، یك شبه (ه) ، سفالین(ین)، گروگان (گان)
5- تركیبی : سروقد، مشك بو، گل رنگ، با شعور، بخرد، ناكام ، بی‌هوش، بی‌دل، هنرمند، خردمند، سرور، دانشور، بیمناك، سهمناك.

كنایه ها
2- ضمیر ، متصل فاعلی : م، ی، د، یم، ید، ند
الف – شخصی: متصل مفعولی«م» ، «ت» ،«ش» ، «مان»، «تان»، «شان»
منفصل : من ، تو ، او ، ما ، شما ، ایشان
ب- ضمیر اشاره : «این» ، «آن»
ج- ضمیر مشترك: خود،خویش، خویشتن، در میان متكلم، مخاطب و غایب مشترك است، من خود آمدم، تو خود آمدی، او خود آمد.
0- اسم اشاره : «این» و «آن» هرگاه با اسم ذكر شود. اسم اشاره‌است: این كتاب را بردار، آن قلم را بیاور
3- موصول: واژه‌ای است كه قسمتی از جمله را به قسمت دیگر می‌پیوندد :
«كه» ، « چه» ، در عاقل و غیر عاقل و « چه» در غیر عاقل به كار می‌رود: هر كه درس بخواند، موفق می‌شود، آن كه می‌خواند ، می‌داند ، هر چه می‌خواهی، ببر، از آنچه گفتم پشیمانم.
اقسام «كه » و «چه»
«كه» و «چه» سه نوع است: موصول، حرف ربط، استفهام
هرگاه «كه» و «چه» قسمتی از جمله را به قسمت دیگر متصل كند، موصول و اگر جمله را به جملة دیگر بپیوندد، حرف ربط است و در صورتی كه سؤالی را مطرح كند، استفهام است:
«كه» موصول: هر كه درس بخواند ، موفق می‌شود.
«كه» ربط: درس بخوان كه اگر نخوانی مردود می‌شوی .
«كه» استفهام: كه گفتت برو دستما رستم ببند؟
«چه» موصول : هر چه دوست داری ، بخر .
«چه» ربط: هدف رفتن است چه با ماشین، چه پیاده .
«چه» استفهام: بگو تا چه داری ؟ بیاراز خرد .

فعل
فعل واژه‌ای است كه بر انجام كاری یا روی دادن حالتی در حال، گذشته و آینده دلالت می‌كند.
اقسام فعل
الف – لازم : آن است كه نیاز به مفعول نداشته باشد :
حسن رفت، علی آمد
ب – متعدی: آن است كه به مفعول نیاز داشته باشد :
برادر تو كتاب را آورد
ج – لازم و متعدی: به هر دو صورت به كار می‌رود :
شیشه شكست، حسن شیشه را شكست

معلوم و مجهول
معلوم : فاعلش معلوم است؛ احمد نشست، علی آمد .
مجهول: فاعلش نامعلوم است و به مفعول بر می‌گردد: سهراب كشته شد، كتاب نوشته شد .
فعل مجهول در نثر امروزی با فعل «شدن» درست می‌شود.
شیوة ساخت: وجه وصفی + یكی از صیغه‌های فعل شدن: نوشته شد، نوشته می‌شود.

مطابقة فاعل با فعل
وقتی فاعل ذی روح یا جاندار باشد، فعل به لحاظ مفرد و جمع با آن مطابقت می‌كند :
مردان آمدند، پرندگان از قفس پریدند.
اگر فاعل غیر جاندار باشد، فعل گاهی به صورت مفرد و گاهی به صورت جمع می‌آید :
اشعار فردوسی سنجیده است/سنجیده اند ، شكوفه‌ها ریخت.
اگر فاعل « اسم جمع» باشد، فعل به هر دو صورت می‌آید :
لشكر آمد، لشكر آمدند .
اگر بی روح یا غیر جانداری را شخصیت بدهند فعل آن با فاعل مطابقت می‌كند:
شمعها می‌میرند. ابرها می‌گریند.

زمان فعل

الف زمان گذشته
1- گذشته ( ماضی ساده) : علی به دانشكده رفت .
2- ماضی نقلی : حسن به مدرسه رفته است .(یعنی الان هم در مدرسه است)
من این كتاب را خوانده‌ام ( و هنوز مطلبهای آن را به یادم دارم)
3- ماضی استمراری: حسن هر روز به مدرسه می‌رفت.
در گذشته انجام شده اما وقوع آن تا مدتی دوام داشته یا تكرار شده است.
4- ماضی بعید : وقتی كه تو آمدی حسن به مدرسه رفته بود.
در این جمله از فعلی خبر می‌دهیم كه پیش از واقع شدن فعل گذشتة دیگر، انجام گرفته است.
5- ماضی التزامی: حسن باید به مدرسه رفته باشد.
در این جمله از فعلی خبر می‌دهیم كه واقع شدن آن در زمان گذشته، لازم بوده است؛ اما مشخص نیست كه انجام گرفته باشد.
ب- زمان حال وآینده
1- مضارع اخباری: زمین به دور خورشید می‌گردد، الان می‌روم .
2- مضارع التزامی: باید به مدرسه بروم .
3- مستقبل ( آینده): به مدرسه خواهم رفت .

قید
واژه‌ای است كه مفهوم فعل یا صفت یا واژة دیگر را به چیزی از قبیل «زمان، مكان ، حالت و چگونگی» مقید سازد:
بهرام امروز(زمان) اینجا (مكان) خوب (كیفیت) كار كرد.
1- قیدهای زمان : پیوسته، همیشه، گاه، ناگاه و …
2- قیدها‌ی مكان : بالا، پایین، چپ، راست و …
3- قیدهای مقدار: بیش، كم، زیاد، اندك و …
4- قیدهای تأكید: البته، لابد، لاجرم، ناچار و …
5- قیدهای ترتیب: پیاپی، دمادم، نخست، در آغاز، در انجام…
6- قیدهای نفی : نه ، هیچ، هرگز، اصلاً، ابداً و …
7- قیدهای وصف: خندان، گریان، سواره، پیاده و …
8- قیدهای شك: پنداری، گویا، مگر و شاید و …
9- قیدهای استفهام: كدام ، چند، چون، چسان، مگر، هیچ …
10- قیدهای استثنا: جز، جزكه ، مگر، اما و …
12- قیدهای تمنا: كاشكی، ای كاش
10- قیدهای تشبیه : همانا، چنین، چنان

حرف اضافه
تا، به ، از ، بر، اندر، برای ، بهر و …
حرف اضافه، واژه‌ای است كه نسبت میان دو واژهرا بیان كند و ما بعد خود را متمم واژة دیگر برنامه دهد، چنان كه معنی واژهنخستین بدون ذكر دوم نا تمام باشد؛
مانند : به تو می‌گویم ، با شما خواهم رفت، از او پرسیدم.

حرف ربط: و ، یا ، پس، اگر، نه ، چون، چه ، تا و …
چون كه، چندان كه ، زیرا كه ، همین‌كه ، همان‌كه ، بلكه ، چنان‌كه ، چنانچه، تا این‌كه
واژه‌ای كه دو عبارت یا دو واژهرا به یكدیگر ربط و پیوند می‌دهد.

صوتها :
واژه‌هایی كه در موارد : آفرین، تحسین، شگفتی، ندا، فریاد، بیم ، آگاهی، تنبیه و … به كار می‌رود.
ای ، یا
وه ، ای شگفتا، عجبا،
خنك ، به به




مثنوي معنوي " ؛ اثري جاويدان از مولانا جلال الدين محمد بلخي

1:

بخش دوم :ساخت جمله

جمله چیست؟

جمله در لغت :« همه ، همگی؛ كوچكترین واحد كلام كه مفید معنی باشد"
« جمله یك واژهیا مجموعه‌ای از واژه‌هاست كه بر روی هم، پیام كاملی را از گوینده به شنونده برساند.»

برای ساخت جمله چه باید کرد :
الف- واژه گزینی
ب- واژه چینی
ج –ویرایش دستوری

واژه گزینی
واژه دراصطلاح: لفظی هست معنی داركه به وسیلة اون هرچــه را درذهــن داریم ، بیان می‌كنیم یامی نویسیم.
واژه از به هم پیوستن حرفها، ساخته می شود.


مادر | ایرج میرزا
بعضی از واژه ها پس از مدتی و به مرور وقت از رواج می‌افتد و جای خود را به واژه های دیگر می‌دهد.
برای بیان یك مفهوم، گاهی چند واژه وجود دارد ونویسنده باید به هنگام نوشتن، یكی از اونها را برگزیند.
« گزینش واژه به میزان دانش، تجربه، سلیقه، شخصیت و ورزیدگی نویسنده بستگی دارد ، ولی یك اصل كلی را باید در نظر داشت و اون توجه به موضوع نوشته
[ و میزان اطلاعات و تسلط ]خواننده هست.»

فرمودیم كه گاهی برای یك مفهوم، چند واژه وجود دارد .


برنده نوبل ادبیات 2014 معرفی شد
نویسنده باید بهترین واژه را برای نوشتة خود برگزیند تا تاثیر و جاذبه بیشتری داشته باشد.


چگونه افلاطون بخوانیم؟
به علاوه باید توجه داشت
که همه واژه های مترادف را نمی توان به جای هم به کار برد؛ مثلاً ، واژه های قرص ، محکم ، سخت ، سفت واستوار مترادفند ،امّا اندکی باهم اختلاف دارند.


عکس های عاشقانه همراه با جمله عاشقانه
برای مثال ما
می گوییم «این کار دشواراست» اما نمی گوییم : « این کار سفت هست»؛ بنابراین ، باید هرکلمه رادرجای خود به کار ببریم.

واژه گزینی کار سختی نیست ، به شرط اون که وقت کافی برای اون صرف کنیم ؛ یعنی، اگر وقتی رابه فکر کردن دربارة واژه ها اختصاص بدهیم ، می توانیم بهترینها را برگزینیم .


چرا در تاریخ بیهقی نامی از شاهنامه نیامده است ؟

پس باید در نوشتن عجله نكنیم.


يک با يک برابر نيست!
گاهی مشاهده می‌شود كه نویسندگان محترم ، بدون فكر كافی، واژه هایی را در نوشته به كار می‌برند كه حتی باعث رنجش خواننده
و یا لحن اون تند وخشونت بار می‌شود؛ بنابراین، فكر كردن و وقت گذاشتن، یكی از نكته های بسیار مهم در گزینش واژه هست.
«معمولاً سپس هر]گزینش[باتفكری اندك، خواهیم دید كه واژة بهتری هم وجود دارد كه جانشین واژة قبلی كنیم.


لذت بردن را یادمان ندادند.............
البته ممكن هست كه در همان وهلة اول واژه مناسب را گزینش
كرده باشیم.

«تا اونجا كه امكان دارد باید از واژه های زیبای فارسی هستفاده كنیم»
.نقش واژه در شیوایی جمله و زیبایی كلام و فهم موضوع بسیار مؤثر هست.

تا اونجا كه یك واژه مناسب و زیبا و با آهنگ گیرا، جمله یا متن نامه را دگرگون ساخته، در ذهن
مخاطب و تصمیم گیری او تأثیر شایانی دارد»
به این جمله نگاه كنید:
« در این مطالعه نشان داده شد بیمارانی که تزریق داخل جلدی آب مقطرداشتند نسبت به بیمارانی که تزریق داخل جلدی نرمال سالین داشتند درخواست بیشتری
برای هستفاده مجدداون داشتند.»
جملة‌ بالا را اگر به این صورت بنویسیم ، بهتر هست :
« در این مطالعه نشان داده شد: بیمارانی که برای اونان تزریق داخل جلدی آب مقطرصورت گرفت، بیشتراز بیمارانی که برایشان از تزریق داخل جلدی نرمال سالین
هستفاده شده بود، خواهان کاربرد دوبارة اون بودند.»

واژه چینی
مقصود ازواژه چینی تركیب واژه ها و ساختن جمله‌ هست، که گاهی ذاتی و گاهی اكتسابی هست؛ مثلاً شاعران و نویسندگان با ذوق و هستعدادی كه دارند از تركیب
واژه ها شعر و یا نوشته‌ای زیبا را به وجود می‌آورند.«افراد دیگر برای نوشتن، باید به طور جدی مطالعه و تمرین كنند تا پس از مدتی به كار مسلط شوند، تمرین و هستمرار
در هر كاری، پايه فراگیری و كسب تخصص و توانایی دربارة اون كار هست»
برای ساخت و تدوین جمله، واژه هایی را كه از هر جهت مناسب تشخیص داده شود، در كنار هم برنامه می‌دهیم تا مفهوم مورد نظر به دست آید.

چنانچه این واژه ها
بانظم و منطقی تنظیم شود و در جای مناسب خود در جمله برنامه گیرد، جمله دارای محتوا و در نتیجه دارای پیام كامل و مؤثر از طرف نویسنده برای مخاطب می‌باشد.
«به هنگام تدوین جمله ودر آغاز كار، ممكن هست جمله نوشته شده، رسا یا شیوا نباشد كه با کمی تفكر درباره اون و با پس و پیش كردن واژه‌ها، می‌توان جمله‌ای
درخور سلیقه و در حد خوب و حتی عالی به دست آورد.
«جمله در صورتی روان و شیواست كه اجزای تشكیل دهندة اون؛ یعنی، واژه ها با نظم منطقی و ترتیب خاص پشت‌سرهم برنامه گیرند؛ بنابراین، چنانچه اجزای تشكیل‌ دهنده
جمله در جای خود برنامه نداشته باشد، جمله روانی و شیوایی خود را از دست می‌دهد و ممكن هست از معنی نیز خالی شود.

به این جمله‌ها نگاه كنید:
بیهوده فرمودار دیگران را گوش نكن
فرمودار بیهودة‌ دیگران را گوش نكن
گوش نكن بیهوده فرمودار دیگران را
گوش نكن فرمودار بیهودة دیگران را
از میان جمله‌هایی كه با واژه های: بیهوده، فرمودار، دیگران و گوش نكن ساخته شده جملة دوم از شیوایی و رسایی بیشتری برخوردار هست.


ویرایش دستوری
همانطور كه فرمودیم برای ساختن یک جملة درست وبامفهوم ، می باید واژه های گزینش شده را به صورتی منطقی کنارهم قراردهیم .
جمله ، وقتی مفهوم درستی را به خواننده می رساند که نه تنها از واژه های مناسب ساخته شده باشد ، بلکه مطابق با قاعده های دستور زبان فارسی هم باشد ؛
بنابراین درپایان كار، لازم هست كه جمله تهیه شده را ازنظر دستوری ویرایش کنیم ؛ یعنی ، اون را با دستور،بسنجیم تا از این حیث ، نادرست نباشد.

2:

بخش سوم :رعایت قاعده های دستوری در نوشته‌ها


حذف فعل
نباید فعل را بدون قرینه حذف کنیم .

درادب فارسی برای رعایت ایجاز وزیبایی سخن ، فعل را به قرینة فعل جمله قبل یا بعد، حذف می نمايند واین نوع حذف
نه تنها نادرست نیست ، بلکه چنان که فرمودیم درزیبایی کلام هم مؤثراست.به جمله‌های ذیل نگاه كنید :

نامه را ارسال و به اطلاع می‌رسانم.
نامه را از دبیرخانه تحویل وبه اتاق 14 ببرید.
در این جمله ها فعل بدون قرینه حذف شده هست؛ چون نمی‌توانیم بنویسیم: نامه را ارسال (می‌رسانم) و به اطلاع می‌رسانم یا نامه را از دبیرخانه تحویل
(ببرید) و به اتاق 14 ببرید.

پس باید نوشته شود :
نامه را ارسال می‌كنم و به اطلاع می‌رسانم.
نامه را از دبیرخانه تحویل بگیرید و به اتاق 14 ببرید.

حذف به قرینه ؛ یعنی این كه ما در جمله‌هاییکه به هم پیوند می دهیم ، برای جلوگیری
ازتکرار و زیبایی کلام ، تمامی فعلهای یکسان را به کارنبریم وتاجایی که ممکن هست به
قرینه یکی ازاونها، فعلهای مشترک دیگر راحذف کنیم.

به جمله ذیل نگاه كنید:

نامه را ارسال و فراخوان می‌كنم.
فعل «می‌كنم» از جمله اول به قرینه فعل «می‌كنم» در جمله دوم ، حذف شده هست.
در جمله‌هایی كه با ماضی نقلی، التزامی وبعید به هم معطوف شده‌اند، صورتهای مختلف
« هست» ، «بود» و «باش» را می‌توانیم به قرینه حذف كنیم:

شبكه رایانه‌ای را نصب كرده و دستمزد خود را گرفته هست.
نامه را نوشته واز همكاران خواسته هست تا درباره اون نظر دهند.
به دقت موضوع را نقل كرده و تمام جزئیات را فرموده بود.
تا قبل از رفتن بهتر هست این نامه را نوشته و كار را تمام كرده باشید.


عبارتهای وصفی

وقتی كه در عبارتی فعل به صورت صفت مفعولی به كار رود، به اون وجه وصفی یا عبارت
وصفی می‌گویند.

كاربرد صفت مفعولی به جای صیغه‌های صرفی فعل را وجه وصفی می‌گویند؛ به عبارت دیگر، هرگاه صورت مفعولی فعل را به جای شكل كامل اون به كار ببریم،
با عبارت وصفی سرو كار داریم:
اطلاعات كامل را جمع‌آوری كرده، در فرمها نوشته و به همراه سایر مدارك ارسال داشته تا اقدام لازم انجام شود.

بهتر هست عبارت بالا به این صورت نوشته شود :

اطلاعات كامل را جمع‌آوری كنید، در فرمها بنویسید و به همراه سایر مدارك ارسال كنید،
تا اقدام لازم انجام شود.


از صورت مفعولی فعل، وقتی می‌توانیم هستفاده كنیم كه یا در جمله به مفهوم صفت به كار رفته و یا فعل معین اون در صیغه‌های صرفی
(ماضی بعید، نقلی، التزامی) به قرینه حذف شده باشد.

برای مورد اول می‌توانیم این جمله را مثال بزنیم:
نامه را، مهر كرده، به اداره تحویل دهید.
در این جمله «مهر كرده» در مفهوم صفتی اون به كار رفته هست؛ یعنی، نامه را به صورت مهر شده تحویل دهید، نه اینكه «نامه را مهر كنید وبه اداره تحویل دهید.»
مثال مورد دوم را می‌توانید در بخش حذف فعل ببینید.

تطابق فعلها

در پیوستن فعلهای جمله‌ها به هم ، باید به همپایه بودن وقت، شخص و عدد توجه كنیم.
به این جمله‌ها نگاه كنید:
نتایج مطالعات نشان می دهد که هستفاده از این روش جز احساس درد مختصر به مدت چند ثانیه عارضه دیگری نداشته هست ووقتی که تزریق ...

صورت گیرد
درد ناشی ازاون کمتر خواهد بود.
دبیرخانه … در نظر دارد، شورای آموزش پزشكی را جدا كرده و به صورت فعال تشكیل دهد و مسائل مربوط به پزشكی عمومی
را به عهده شورای مذكور می‌گذارد.


باید جمله‌های بالا را به شكل ذیل بنویسیم:
نتایج مطالعات نشان می دهد که هستفاده از این روش جز احساس درد مختصر به مدت چند ثانیه عارضه دیگری ندارد ووقتی که تزریق ...

صورت گیرد،
درد ناشی ازاون کمتر هست.
دبیرخانه … در نظر دارد، شورای آموزش پزشكی را جدا كند و به صورت فعال تشكیل دهد و مسائل مربوط به پزشكی عمومی
را به عهده شورای مذكور بگذارد.


مفعول صریح (بی واسطه)
«را»نشانه مفعول صریح هست وباید سپس مفعول و یا با فاصله نزدیك به اون بیاید.

آوردن نشانه مفعول صریح (را) با فاصله زیاد یا سپس فعل درست نیست



به این جمله‌ها نگاه كنید:
مطالعات بیشتری در زمینة تأثیر این روش را باید انجام داد.


دستور فرمایید مشكل آقای … به هر نحو كه می‌توانند را برطرف كنند.


باید جمله‌های بالا را به شكل ذیل بنویسیم :
باید مطالعات بیشتری را در زمینه تأثیر این روش انجام داد.


دستور فرمایید مشكل آقای … را به هر نحو كه می‌توانند، برطرف كنند.

مصدرهای عربی
استعمال کردن دخانیات ممنوع هست.
خواهشمنداست مساعدت وبه موقع در جلسه‌حاضر شوید.
استعمال مصدر باب هستفعالِ عربی هست وآوردن اون با مصدر«کردنِ» فارسی اشتباه هست .

«مساعدت» و«تسریع» نیز مانند هستعمال ، مصدراست
ونباید با«کردن» به کار رود.
گاهی این واژه ها در معنی مصدری به کار نمی رود،دراین صورت می توان اونها را بافعلهای فارسی صرف کرد؛ مثلاً، تسریع
بعضی وقتها به معنی عجله(شتاب) و مساعدت به معنی یاری (کمک) به کار می رود.

پس جمله اولی راباید این گونه نوشت:
استعمال دخانیات ممنوع هست.
ولی مساعدت را در جمله دوم باید به این صورت بنویسیم:
خواهشمنداست مساعدت کنیدوبه موقع در جلسه‌حاضر شوید.

صفت مؤنث
متون مختلفه، قوانین مصوبه، مفاهیم منسوخه، تحصیلات عالیه، والدة محترمه، پروندة مختومه .
در عربی وقتی موصوف مؤنث یا جمع غیر جاندار باشد، صفت اون «تای تأنیث» می‌گیرد كه علامت اون «ه» هست.

این قاعده مخصوص عربی هست
ودر دستورزبان فارسی وجود ندارد .
گاهی از این قاعده به تقلید از عربی پیروی می‌شود ، که غلط هست.
اشتباه دیگری که صورت می گیرد، زیرپا گذاشتن قاعده عربی هست ؛ یعنی ، ترکیبهایی که ساخته می شود ، مخالف دستورزبان عربی هست ؛
به طور مثال ، درترکیبهای «قانون مصوبه و حكم مربوطه » هرچند «قانون وحکم» مذکرومفرد هست ، بازهم برای اونها صفت مؤنث آمده هست .

بدترازدواشتباه یادشده ، آوردن صفت مؤنث برای واژه های فارسی هست ؛ مانند :« بانوی محترمه » ، «نامه شریفه» و«پرونده مختومه» .
پس خیلی بهتر هست كه بنویسیم: متون مختلف، قوانین مصوب، مفاهیم منسوخ، تحصیلات عالی، والدة محترم، پروندة مختوم، نامة شریف،
قرارداد منعقد، سمینار مربوط، بدهی معوق، بانوی محترم.


صورت مجهول
در نامه‌های اداری، جمله‌هایی ساخته می شود كه دراون نویسندگان از عبارتهای «توسط» ،
« از سوی» ،«به وسیله» هستفاده می‌كنند و فعل جمله را به صورت مجهول می‌آورند ؛ مانند این جمله‌ها:

این نامه به وسیلة ادارة‌ خدمات آموزشی تهیه شده هست.
از سوی رئیس دانشگاه به حاضران خیر مقدم فرموده شد.
این دانشجو، توسط دانشكده اخراج شده هست .
صورت مجهول فعل، تنها در مواردی به كار می‌رود كه فاعل، معلوم نباشد یا خودمان نخواهیم كه اون را مشخص كنیم.

در سایر موارد بهتر هست
كه از صورت معلوم فعل هستفاده كنیم.

در بسیاری از نامه‌های اداری ، كاربرد فعل مجهول درست به نظر نمی‌رسد و گاهی خواننده را هم دچار اشتباه ‌می‌كند،
مثلاً در جملة دوم مشخص نیست كه كسی از سوی رئیس دانشگاه خیر مقدم فرموده یا خود رئیس خیر مقدم فرموده هست.

پس جمله‌های بالا را بهتر هست
این گونه بنویسیم :

این نامه را اداره خدمات آموزشی تهیه كرده هست.
رئیس دانشگاه به حاضران خیرمقدم فرمود.
این دانشجو را ، دانشكده اخراج كرده هست .

موصول و حرف ربط
«احتراماً، درخصوص آقای …… دانشجوی رشته پرستاری كه در سال تحصیلی ...در دانشكده پرستاری گناباد كه وابسته به این دانشگاه بوده و هستقلال یافته هست،
پذیرفته شده و با هستفاده از سهمیه‌ای كه به كارمندان دانشگاه اختصاص یافته، منتقل شده هست .

به اطلاع می‌رساند؛»

این گونه جمله‌ها، گاهی خود نویسنده را هم به اشتباه می‌اندازد؛ چه برسد به خوانندگان اون.

باید از آوردن بیش از دو موصول یا حرف ربط بپرهیزیم.

متن بالا را می‌توان
این گونه نوشت:

با احترام درخصوص آقای … دانشجوی رشته پرستاری به اطلاع می‌رساند: ایشان در سال...در دانشكده پرستاری گناباد – كه وابسته به این دانشگاه بوده واستقلال
یافته هست- پذیرفته و با هستفاده از سهمیه فرزندان كاركنان به این دانشگاه منتقل شده هست.



پیوست : این ها نکات پایه ای در موضوع"لغزشگاه قلم "بود،
در آینده به شکل کامل و دقیق این موضوع را بررسی می کنیم .


3:

فصل اول :ویژگیهای یک نوشته خوب

نویسندگی مانند بسیاری ازکارها، نیازبه تمرین دارد ؛بنابراین، با مطالعهكتابهای آیین
نگارش، نمی توان نویسنده شد.

بلکه فقط باید نوشت ونوشت ونوشت ؛ به عبارت دیگربارهاتمرین وتکرارکرد.

هرچه بیشتربنویسیم،
قلم ماروانترمی شود.

درست مثل رانندگی که هرچه بیشتر پشت فرمان بنشینیم ، ماهرتر می شویم .امابامطالعهكتاب راهنمایی
و رانندگی نمی توان راننده ‌شد.


اونچه نوشته را می سازد:
1- درون مایه و مفهوم
2- قالب و واژه ها
برای ساختن یک نوشته ادبی ، هم به مفهومی زیبا وهم به قالبی هستوار نیازمندیم .
اگر نوشته ای، مفهومی عالی داشته باشد،اما با واژه هایی مناسب بیان ویادرقالبی
نیکو ریخته نشده باشد ، اثر ادبی محسوب نمی شود و برعکس اگر درزیباترین قالب
هم بیان شده ، ولی از مفهومی شایسته بی نصیب باشد، ارزشی ندارد.


نوشته های ادبی دونوعند:
الف – ادبی محض
ب- ادبی غیرمحض یا عملی
مفهومی که درنوشته به کار می رود، اگرازتخیل وعاطفه مایه گرفته باشد،ادبی محض
هست ، «ولی اگر موضوع ، ادبی و هنری نباشد و به قصد بیان واقعیتی نوشته شده باشد،
در زمرة ادبیات غیر محض یا عملی هست .

مثلاً غزلیات حافظ، هنری و ادبی محض هست ولی تاریخ بیهقی، چون با بیانی هستوار
و قالبی زیبا نوشته شده، در شمار ادبیات عملی هست .





ویژگیهای یك نوشتة خوب از نظرقالب و واژه ها

1-سادگی
نویسندگان امروزی اعتقاد دارند که زیبایی درسادگی هست .

درعین حال نباید سخن ،
به طورکلی از زیباییهای ظاهری ومعنوی خالی باشد.

هرقدرنویسنده ساده تر وهمه کس
فهم تر بنویسد، به رسالت اصلی خود - که همانا انتقال مفهومها به دیگران هست -
عمل کرده هست.

نوشته باید خواننده را در سریعترین وقت ممكن به مفهوم برساند؛ به عبارتی دیگر، نباید
برای فهم موضوع، نیاز به مراجعه مكرر به فرهنگ لغت و … باشد.

باید دانست که منظور ازسادگی ،
هستفاده از واژه های کودکانه وپست وبازاری نیست ، بلکه مراد هستفاده از واژه هایی هست که «عوام بفهمند وخواص بپسندند».

در ذیل به نمونه‌هایی از نثر معاصر و گذشته اشاره می‌شود:
جلال آل احمد ، خسی در میقات:
از دو سه روز پیش از مراسم عرفات، چادرها را می‌زنند به انتظار حجاج و بعد هم كه حضرات رفتند، دو سه روز دیگر برپاست،
تا برسند و جمعشان كنند.

ناصر خسرو:
و چون از شهر به سوی جنوب نیم فرسنگی بروند و به نشیبی فرو روند چشمه آب از سنگ بیرون می‌آید، اون را عین سلوان گویند:
عمارات بسیار بر سر اون چشمه كرده‌اند و آب اون به دیهی می‌رود و اونجا عمارات بسیار كرده‌اند و بستانها ساخته .

و گویند هر كه بدان آب
سر و تن شوید بیماریهای مزمن از او زایل شود، و بر سر اون چشمه وقفها بسیار كرده‌اند.


جلال آل احمد ، كارنامه سه ساله:

پریروزها كه می‌رفتیم، آقایی از من پرسید : « چرا ملتهای كوچك، مثل شما، زبانشان
را عوض نمی‌كنند، انگلیسی را مثلاً به جای فارسی نمی‌گذارند؟»

آخر من به این آقا چه جواب می‌دادم كه حمل بر بی ادبی نمی‌شد؟ كافی نبود كه به او ب
گویم زبان یك مسألة فرهنگی هست .

به عمق سنت و تاریخ بر می‌گردد.

زبان مانند یك
یخچال نیست كه متعلق به این شركت باشد كه بشود اون را پس داد و از شركت دیگری
خرید كه اقساطش ارزانتر هست.



2- پاکی قلم واندیشه
باید از نوشتن حرفهای زشت در نوشته‌ خودداری و در صورت ناچاری نیز از كنایه هستفاده
كنیم.

آوردن واژه های ناشایست، شخصیت نویسنده را زیر سؤال می برد! چه این که در فرهنگ ایرانی – اسلامی ،
داشتن پندار نیک و فرمودار نیک از خصلتهای مهم انسانی به شمار می رود؛ پس ، نوشته نیز که تراوش درون مایه
نویسنده هست، نباید به آلودگی آغشته شود.



3- وحدت موضوع
هر چه آورده می‌شود، باید به موضوع ارتباط داشته باشد.

نباید فكر خواننده از اصل
موضوع منحرف شود.

نویسنده باید ازآوردن حرفهای بی مورد که ربطی به موضوع ندارد، خودداری کند.هر جمله ای راکه می آورد
بایدتوضیحی برای جمله قبل ومقدمه ای برای جمله بعد باشد.


4- آرایشگری در سخن
« صنایع ادبی در گیرایی و زیبایی و خوشایندی اثر و جلب توجه خواننده، سخت،
مؤثر هست .

آوردن تشبیه زیبا، هستعارة لطیف، كنایة به موقع و به جا، توصیف بدیع،
ضرب‌المثل مناسب و … نوشته را پربارتر وخواندنی‌تر می‌كند.

اما در هستخدام اونها باید
راه افراط نرفت و فقط برای آسانی درك مطلب، زیبایی اثر و رفع خستگی خواننده از اونها
مدد گرفت ؛ نه این كه بدون رعایت ضرورت و مقتضای حال، چندان به صنایع و آرایشگری
پرداخت كه اصل موضوع فراموش شود و خواننده از درك مطلب باوقتد یا خسته و ملول شود.


مثال از نثر امروزی:

كودك سال به سال بزرگ می‌شد و درخانة بهاءولد، ابر و باد و مه و خورشید و فلك همه
در كار اون بودند تا این نهال آرزو هر روز بیشتر از پیش ببالد، برگ وشاخه برآرد و سر به
سوی آسمان وخورشید بر افرازد.

آفتاب، گویی برای اون می‌تافت تا جسم نزار روحانی گونه
او را با انوار لطیف آسمانی پیوند دهد و … (زرین كوب ، پله پله تا خدا)


5-شیوه آوردن سخن دیگران در نوشته
اگر سخنی و یا نوشته‌ای را از دیگری نقل می‌كنیم ، باید حتماً اون را داخل گیومه برنامه
دهیم.

یکی از نوشته های اداری ، صورت جلسه هست که معمولاٌ در هر بند اون ،
سخن افراد حاضر در جلسه نقل می شود .

نویسنده صورت جلسه باید مطلبهای را که
از دیگران نقل می کند، داخل گیومه برنامه دهد.

مثال : آقای حسینی در این جلسه فرمودند
: « رسیدگی به مشکلِ امت محروم در رأس برنامه ها برنامه دارد .»


6- کوتاه نویسی
باید بكوشیم كه نوشته ما تا جایی که ممکن هست کوتاه و مفید باشد و از بحثهای خارج
از موضوع جداً‌خودداری كنیم، مگر اینكه برای اثبات نكته یا مطلبی، ضرورتی پیش آید.


منظور از کوتاه بودن، کوتاهی جمله ها نیست ؛ منظور نیاوردن واژه های مترادفِ بی مورد
و یا مطلب هایی هست که هیچ نیازی به اون وجود ندارد و فقط نوعی پرحرفی و دراز نویسی هست .

به این نامه نگاه كنید كه به دلیل آوردن مترادفها، بی مورد ، طولانی شده هست:
با سلام واحترام و تقدیر و تشكر وسپاس از زحمات و تلاشهای فراوان و بی‌دریغ
حضرتعالی درخصوص ارتقاء سطح كیفی آموزش وتعلیم و تربیت و پرورش دانش‌آموزان
مقطع متوسطه مدرسه ……… به هستحضار می‌رساند؛


7-مقدمه
باید سعی كنیم، تا جایی كه امكان دارد، از مقدمه چینیهای بی‌مورد در نوشته‌ها
خودداری کنیم .

بهتر هست نوشته‌را بی مقدمه شروع كنیم و در صورت لزوم نیز اون
را به صورت خلاصه بیان كنیم.


8- واژه های بیگانه متداول و غیر متداول
در دنیا زبانی نیست که به واژه های سایر زبانها آلوده نباشد.

درزبان فارسی نیز واژه های
بیگانه بسیاری وجود دارد که بعضی ازاونها جزء زبان شده اند (متداولند) وبیرون کردن اونها
نه مقرون به صرفه هست ونه عملی ؛ بنابراین ، دراستفادة ازاونها گزیری نیست .

اما باید
از به كاربردن واژه های بیگانه‌ای كه معمول نیست و یا جانشین وبرابر اون در زبان فارسی وجود
دارد، خودداری كنیم .

چنان که فرمودیم ، می توانیم از واژه هایی كه در زبان جا افتاده و برابری
در فارسی ندارد، هستفاده كنیم .
اگر برنامه هست واژه ای را وارد زبان کنیم که جانشینی
در فارسی ندارد ، راه اون مراجعه به فرهنگستان زبان وادب فارسی هست.


9- واژه های فارسی مرده
تعدادی از واژه هایی که در قرنهای گذشته به کار می رفته ، امروز مرده اند ؛
به عبارت دیگر :کاربرد ندارد، واژه «خستو شدن» به معنی اقرارکردن و یا « آمیغ »
به معنی حقیقت ، ازهمین دسته هست.


چنان که فرمودیم امروز، ساده نویسی وکاربرد واژه های همه کس فهم پسندیده هست ؛
بنابراین، درفرمودار ونوشتار نباید از واژه هایی هستفاده کردکه چندین قرن پیش کاربرد
داشته هست.

باید واژه هایی را به کار ببریم که درحال حاضر رواج دارند.


10- املای واژه ها
در صورتی كه املای واژه‌ای را نمی‌دانیم ، باید به فرهنگها مراجعه كرده ،
درست اون را بنویسیم.


11- قاعده های دستوری
باید نوشته با قاعده های دستور زبان فارسی تطابق داشته باشد، در صفحه های بعد
به غلطهای دستوری رایج دربعضی ازنوشته ها ، اشاره ای کوتاه خواهیم کرد.


12- خوانا بودن خط
خوانا بودن با خوش خط بودن فرق دارد و مراد این هست كه حدود واژه‌ها را رعایت كنیم
و واژه‌ای را بی مورد سرهم ننویسیم.


13- نظم و ترتیب و نظافت
نوشته باید پاك نویس شده و تمیز ومرتب باشد.



14- استفاده از بند (پاراگراف)
استفاده از بند و پاراگراف به ما كمك می‌كند تا موضوعها را از هم جدا و فهم را برای
خواننده آسانتر كنیم.


15- خوش آهنگی
به این جمله‌ها نگاه كنید:
از این بعد تو را خواهم دید.


خدایا ما را لایق كن .


به كمك كلیه كاركنان ، كتابها در قفسه‌ها چیده شد.
با تغییر جمله‌های بالا به صورتی كه در پایین ذكر می‌شود،
می‌توان موسیقی کلام را زیباتر كرد؛

از این پس تو را خواهم دید.
خدایا ما را شایسته ساز.
با یاری همه كاركنان، كتابها در قفسه‌های كتابخانه چیده شد.
كتابها، با یاری همة كاركنان، در قفسه‌ها چیده شد.
همیشه باید سعی کنیم ازمیان واژه های مترادف، زیباترین اون را، هم از نظر معنی
وهم ازنظر آهنگ وموسیقی، انتخاب کنیم.



16- در نظر گرفتن خواننده
نویسنده باید به خواننده، توجه داشته باشد، یعنی بداند برای چه كسی می‌نویسد،
در این صورت با در نظر گرفتن شرایط طرف مقابل واندازه‌ و توان علمی او، از واژه های
مناسب هستفاده می‌كند.

به علاوه ، شناخت میزان درک واطلاعات خواننده از طولانی
یا کوتاه شدن بی مورد کلام جلوگیری می کند.


17- رعایت نشانه‌گذاری
علامتهایی که برای نشانه گذاری در نظر گرفته شده ، در زبان فارسی نبوده هست .


نوشته های گذشته علامت نداشته ، به همین دلیل گاهی یک مطلب را به دو یا
سه روش می توان خواند .

این علامتها از سایر زبانها به زبان ما راه پیدا و کمک بزرگی
به خط فارسی کرده هست.

مطالعهعبارتهایی که نشانه گذاری شده ، آسان و در نتیجه فهم اون هم راحت تر هست؛
چراکه ، اگر ما مطلبی را درست بخوانیم ، معنی اون را هم درست درک می کنیم.





4:

به نام آرامش بخش


دیباچه:

درچند جلسه آینده به "نگارش درست " می پردازیم
و توام با اون "املا سره" و "واژگان محاوره ای" را بیان
می کنیم تا مطالب ، تنوع داشته و اشتیاق دوستان
را بیافزاید.




نکته های مهم :( بخش اول)


1.واژه‌های اضافه و بی‌نقش را به کار نبریم

از کاربرد واژه‌های زائد و بی‌نقش در جمله پرهیز کنیم.
به جمله‌های بی‌نقش «حشو» می‌گویند.

نمونه‌هایی از حشوهای پرکاربرد در زبان فارسی عبارتند از :

سیر گردش کار، سال عام‌الفیل، شب لیلة‌القدر، فرشته‌ی ملک‌الموت،
فینال آخر، هستارت شروع، نیم‌رخ صورت، سوابق گذشته، حسنِ خوب،
درخت نخل خرما، دست‌بند دست، ریسک خطرناک، مدخل ورودی،
پس در این صورت، پارسال گذشته، مسلّح به سلاح، بازنویسی دوباره،
اوج قلّه‌ی کوه، سن...سالگی، از قبل پیش‌بینی کردن، نزول به پایین،
عروج به بالا، سقوط به پایین، ابر هوا، مرغک کوچک، عسل شیرین،
تخم‌مرغ کبوتر، رایحه‌ی بوی خوش، روغن چرب، مفید فایده، مثمر ثمر،
روزنامه‌های روزانه، متحّد شدن با هم، دوباره بازگشتن، احاطه از هر طرف
، سایر...دیگر، دیشبِ گذشته و...


2.جمله‌های روشن و گویا بنویسیم

جمله‌ها باید اون چنان روشن و گویا باشندکه از اونها دو یا چند برداشت نشود:

۱: اون‌ها هشت خواهر و برادرند.
الف) اون‌ها هشت خواهر و هشت برادرند؟
ب) اون‌ها جمعاً هشت خواهر و برادرند؟

۲: سرقت خرگوش‌ها از باغ وحش افزایش یافت.
الف) سرقت خود خرگوش‌ها؟
ب) خرگوش‌های سارق که از باغ وحش دزدی می‌نمايند؟

۳:حسین دوست بیست ساله‌ی من هست.
الف) حسین بیست سال با من دوست هست؟
ب) حسین دوست من هست و بیست سال دارد



3.تعابیر درست و بدون تکلف به کار ببریم

از کاربرد تعابیر نامناسب و تکلّف‌های کلامی و الگوهای بیگانه پرهیز کنیم.


نوشته‌ها و عبارت‌ها باید گویا و قابل فهم باشند.
1.او می‌رود تا به نتایج عالی دست یابد = او نزدیک هست که به نتایج عالی
دست یابد.

2.خیابان‌ها از کثیفی رنج می‌برند = خیابان‌ها کثیف هستند.
3.در راستای کاهش پیشرفت مطالعه و کتابخوانی = برای کند شدن پیشرفت مطالعه و کتابخوانی.
4.می‌توانیم روی او حساب کنیم.

= می‌توانیم از او هستفاده کنیم.

(بهره بگیریم)

5.جوانان به فوتبال پربها می‌دهند.

جوانان به فوتبال توجّه می‌نمايند.

6.اسرار به بیرون نشت کرد = اسرار به بیرون راه یافت.
7.امسال بهار خوبی را تجربه کردیم = امسال بهار خوبی داشتیم.
8.زلزله‌ی منجیل از تلفات زیادی برخوردار بود.

= زلزله‌ی منجیل تلفات زیادی داشت.

4.فرمودار را از نوشتار جدا کنیم

تکیه کلام‌های فرموداری نباید در نوشته راه یابند.
  • عرض کنم که کتاب عامل رشد و شکوفایی جامعه هست.
  • گلستان سعدی به عنوان بزرگ‌ترین اثر منثور فارسی هست.
  • به قول معروف او دانس‌آموز زرنگی هست.
«عرض کنم که»، «به عنوان» و «به قول معروف» تکیه کلام هستند
و باید در نوشته حذف شوند.


5.جمله‌های کوتاه بنویسیم

از کاربرد جمله‌های دراز پرهیز کنیم.

اگر جمله‌ای
با کوتاه‌ترین واژه‌ها مفهوم می‌گردد اون را بیهوده بلند نکنیم:

دانشجوی خوب تمام سعی و کوشش و همّ و غمّ خود را مصروف
اون می‌سازد که برای کشوری که در اون زندگی می‌کند و همه‌ی
افراد جامعه و انسان‌ها مثمرثمر و مفید فایده باشد چنان که همه
از او سود و فایده و بهره بگیرند.

این جمله‌ی بلند را می‌توان خیلی کوتاه‌تر نیز بیان کرد:
  • دانشجوی خوب می‌کوشد برای جامعه‌ی خود مفید باشد.


6.چند جمله را به یک فعل حواله ندهیم


سعی کنیم چند جمله را با یک فعل به هم عطف نکنیم.
هرچه تعداد فعل‌ها و تعداد جمله‌ها بیشتر باشد،
جمله‌ها کوتاه‌تر و قابل دریافت‌تر می‌شوند:

پدرش عبدالله از امت بلخ در روزگار نوح پسر منصور سامانی
که در اون عهد از شهرهای بزرگ بود، کار دیوانی در روستای
خرمیشن در نزدیکی روستای افشنه پیشه و با دختری
به نام ستاره ازدواج کرد.

این جمله‌ی بلند و نامفهوم را می‌توان به چند جمله‌ی کوچک‌تر تبدیل کرد:
پدرش عبدالله نام داشت.

وی از امت بلخ بود و در روزگار نوح

پسر منصور سامانی می‌زیست.

بلخ در اون عهد از شهرهای

بزرگ بود.

وی کار دیوانی را در روستای خرمیشن پیشه کرد.

این روستا در نزدیکی افشنه بود.

عبدالله در روستای افشنه

با دختری به نام ستاره ازدواج کرد.


7.اگر می‌شود فارسی و ساده نوشت ، عربی و پیچیده ننویسیم

از به کار بردن واژه‌های دور از ذهن و عبارت‌های متکلّفانه‌ی عربی پرهیز کنیم:
فی‌الواقع تأسّف زیادتر از این نمی‌شود که کسی سال‌های متمادی وقت
خود را صرف تتبّع دیوان شاعری مثل حافظ و مقابله‌ی اون با نسخ مختلف
و مقایسه‌ی اون با دیوان شعرای معاصر یا مقاربة‌العصر و تصفّح در کتب تاریخ
بنماید و سپس نتیجه‌ی جمیع این زحمات با اون همه امکانات متنوّعه و در هم
فشرده را به طور فهرست گوشزد خوانندگان نماید و مابقی را به بهانه‌ی
این که افسانه هست یا ظنیّات اِسقاط نماید.


بهتر:


بی‌گمان تأسف زیادتر از این نمی‌شود که کسی سالیان دراز عمر
خود را صرف پژوهش در دیوان حافظ و مقابله‌ی اون با نسخه‌های
گوناگون و دیوان‌های شاعران هم‌وقت یا نزدیک به وقت او کرده،
در کتاب‌های تاریخ تحقیق کند و سپس نتیجه‌ی این کوشش‌ها
را فشرده به خوانندگان گوشزد نماید و از بقیه به این بهانه
که افسانه‌اند و یا بر گمان هستوارند، بگذرد.



8.جمله را فدای کوتاه کردن اون نکنیم

گاه کوتاه کردن جمله اون قدر که ساختمان صرفی
و نحوی کلام آسیب ببینید نیز جایز نیست.
از دقّت شما تشکر و هستدعا دارد این کتاب
را مطالعه و تصحیح و به موقع ارسال داشته،
ان‌شاءالله حق‌الزحمه‌ی اون پرداخت می‌گردد.

حذف‌های نابه‌جا در این جمله باعث شده هست ساختمان جمله معیوب گردد.


در اصل، جمله چنین هست:
از دقّت شما تشکر می‌کنم و هستدعا دارم این کتاب
را پس از مطالعه تصحیح کنید و اون را به موقع ارسال
نمایید.

ان‌شاءالله حق‌الزحمه‌ی اون پرداخت می‌گردد.

9.شکسته‌نویسی نکنیم

جز در نوشته‌های داستانی، اون هم هنگام نقل قول،
هیچ‌گاه نباید به شیوه‌ی فرمودار شکسته‌نویسی کنیم:
مهمترین بخش مقاله، متن اونه که به بررسی
جوانب مختلف می‌پردازه و می‌کوشه
که جوابی منطقی برا موضوع مقاله عرضه کنه.

همچنین از واژه‌هایی که عوام به غلط تلفظ می‌نمايند باید پرهیز کرد:
عباس سرنزده وارد شد و پس از عرض‌خواهی فرمود: استیفا داده هست.

مقصود نویسنده از سرنزده، ناگهانی و از عرض‌خواهی، عذرخواهی و از هستیفا،
هستعفا بوده هست.

از کاربردهای دیگر عامیانه معمول:


زهله = زهره

گرام = گرامی

با این وجود = با وجود این

خواروبار=خواربار

قتل و عام = قتل عام

خورده‌فروشی = خرده فروشی

واگیردار = واگیر

صبح ناشتا = ناشتا

کاربرد واژه‌های عامیانه در نوشته نادرست هست:
در سخنوری نباید روده‌درازی کرد؛ زیرا پرچانگی باعث می‌شود خواننده چرت بزند.

باید این‌چنین نوشت:
در سخنوری نباید زیاده سخن فرمود، زیرا زیاده‌گویی باعث می‌شود خواننده به خواب رود.


10.جمله را به هم نریزیم


تغییر جای هر یک از واژه‌ها در جمله اگر به قصد تأکید
یا ناشی از سبک نویسنده نباشد جایز نیست:
باید تن به سختی‌ها داد = باید به سختی‌ها تن داد.
باید از هرگونه ابهام دور باشد اون‌چه را که می‌نویسیم.

= اون چه را که می‌نویسیم
باید از هرگونه ابهام دور باشد.

-----------------------

پیوست :جلسه اول _ پله های نخستین
(برای دسترسی دوستان جدید به جلسه گذشته)




5:


11.از فعل‌ها درست و به‌جا هستفاده کنیم

از فعل‌ها در جای خود و به گونه‌ی درست باید هستفاده کرد:

1.دوچرخه‌ای عابری را زیر گرفت و مرد.

= دوچرخه‌ای عابری را زیر گرفت و کشت.

2.اکنون این صحنه را داشته باشیم...

= اکنون این صحنه را ببینید...

3.او دیوارها را رنگ اما پرده‌ها را نیاویخته هست.

= او دیوارها را رنگ کرده
اما پرده‌ها را هنوز نیاویخته هست.

4.خانه‌ی ما کنار خیابان می‌باشد.

= خانه‌ی ما کنار خیابان هست.

12.وقت فعل‌ها باید حتماً با هم تطابق داشته باشند


در جمله‌های هم‌پایه، وقت افعال باید مطابقت داشته باشد.

مثال :دانشجوی پرتلاش بسیار مطالعه کرده و حاصل مطالعات
خود را با یادداشت‌برداری حفظ خواهد کرد.

= دانشجوی پرتلاش
بسیار مطالعه کرده، حاصل مطالعات خود را با یادداشت‌برداری حفظ می‌کند.


13.شیوه‌ی دستور تاریخی را هستفاده نکنیم

از واژگان (فعل‌ها، اسم‌ها، صفت‌ها و ...) نباید به شیوه‌ی دستور تاریخی هستفاده کرد:

1.او در این مسابقات حق خود را ادا تواند کرد.

= او می‌تواند در این مسابقات حق
خود را ادا کند.

2.فرموده آمد که زبان و تفکر ارتباط محکمی با هم دارند.

= فرموده شد که زبان و تفکر ارتباط محکمی با هم دارند.

3.شادی روح شهیدان را صلوات = برای شادی روح شهیدان صلوات.
4.در وقت‌های گذشته ارتباط امت با یکدیگر اندک بوده بود.

= در وقت‌های گذشته
ارتباط امت با یکدیگر اندک بود.

14.جمله را بیهوده مجهول نسازیم

در صورت مشخص بودن فاعل از کاربرد فعل مجهول خودداری کنیم.

1.این مدرسه توسط آقای خیرخواهی رایگان ساخته شد.

= الف) این مدرسه را آقای خیرخواهی به رایگان ساخت.

ب) این مدرسه ساخته شد.

2.این کتاب توسط جمالزاده نوشته شد.

= الف) این کتاب را جمالزاده نوشت.

ب) این کتاب نوشته شد.

15.فارسی را با عربی جمع نکنیم


واژه‌های فارسی را با نشانه‌های جمع عربی جمع نبندیم.

کارخانجات = کارخانه‌ها
پروانه‌جات = پروانه‌ها
دسته‌جات = دسته‌ها
دستورات = دستورها
باغات = باغ‌ها
آزمایشات = آزمایش‌ها
گرایشات = گرایش‌ها
بازرسین = بازرسان
بنادر = بندرها
اساتید = هستادان
بساتین = بستان‌ها
میادین = میدان‌ها

16.صفت را به خاطر اسم مؤنث نکنیم

در زبان فارسی صفت‌هایی که برای اسم‌های مؤنث می‌آوریم،
لازم نیست نشانه‌ی تأنیث بگیرند.

زنان شاعره = زنان شاعر
والده‌ی مکرمه = والده‌ی محترم (مادر گرامی)
متون قدیمه = متون قدیم
این جانبه = این جانب

کاربرد صفت مؤنث در برخی ترکیب‌ها صورت اصطلاحی یافته هست
مثل: مکه‌ی مکرّمه، مدینه‌ی منوّره، قوّه‌ی مجریّه و ...



6:


17.مصدر جعلی ساختن با «یّت» اشتباه هست


«یّت» نشانه‌ی مصدر جعلی عربی هست و نباید با واژه‌های فارسی به کار رود.

خوبیّت ندارد = خوب نیست
دوئیّت = دوگانگی


18.«ال» در فارسی کاربرد ندارد

«ال» نشانه‌ی معرفه‌ی عربی هست.

کاربرد اون همراه واژه‌های فارسی درست نیست.


حسب الفرمان = حسب فرمان
حسب السفارش = حسب سفارش
حسب الدستور = حسب دستور

در زبان فارسی حتی «ال» ترکیب‌های عربی نیز برداشته می‌شود: دارالملک = دار ملک، فارغ‌البال = فارغ بال


19.«را» باید پس از مفعول بیاید

«را» نشانه‌ی مفعول باید بلافاصله پس از مفعول بیاید.
آوردن اون دنبال فعل، متمّم و یا هر دو جزء نادرست هست.
  • خانه‌ای که اکنون در اون ساکن هستم را پس از مدتی خریدم.

    = خانه‌ای را که...
  • کتابی که به دوستم داده بودم را از او پس گرفتم = کتابی را که ...

20.«تا» و «الی» با هم نمی‌آیند
استفاده از «تا» و «الی» با هم نادرست هست.
  • او از صبح تا الی شب مطالعه می‌کند = او از صبح تا شب مطالعه می‌کند.

21.صفت تفضیلی فارسی و عربی را با هم نیامیزیم

واژه‌های عربی که بر وزن افعل تفضیل هستند و در فارسی
معنی صفت تفضیلی و عالی می‌دهند، لازم نیست
با «تر» و «ترین» به کار روند.

اعلم‌تر = اعلم
افضل‌تر = افضل

22.وابستگی با حرف ربط نمی‌شود

آوردن دو حرف ربط وابستگی در یک جمله‌ی مرکب درست نیست.
  • اگرچه او انسان خوبی هست ولی این عیب را هم دارد = اگر چه انسان خوبی هست، این عیب را هم دارد.
همچنین: هرچند...

اما، هرچند...لذا، اگرچه...با وجود این، چون...امّا


23.قید فارسی را با دستور عربی نسازیم

ساختن قید در زبان فارسی با علامت تنوین عربی نادرست هست.

ناچاراً = به ناچار
جاناً = جانی
گاهاً = گاه‌گاه
تلفناً = تلفنی

24.ضمیر را با مرجعش در یک جا نیاوریم

ضمیر و مرجع اون یک جا به کار نمی‌روند.
  • اگر انسانی کار خوبی از او سر بزند.

    = اگر کار خوبی از انسانی سر زند.

25.در جمله از دو واژه‌ی پرسشی هستفاده نکنیم

در جمله از دو واژه‌ی پرسشی هستفاده نکنیم.

آیا چگونه...؟، آیا چطور...؟


26.فارسی را پاس بداریم
سعی کنیم به جای واژگان بیگانه از برابرهای مناسب فارسی هستفاده کنیم.

سیستم = نظام (سامانه)
کامپیوتر = رایانه
امتلا = انباشتگی
فول‌تایم = تمام وقت
علی‌کلّ حال = در هر صورت
جمهور ناس = تمام امت

پایان بخش اول .

7:



بین الملل چی ؟ یا بین المللی ؟

8:

آفرین .به سوال خوبی اشاره کردید .
بین الملل واژه پارسی نیست بلکه بایستی از برابر اون هستفاده کنیم
همانند : فرا بومی ،فرا مرزی و میان کشوری.


9:

فهــرستی از غلــط های املایی : ( لطفا با حوصله مطالعه فرمـایـید ..)


نادرست ------ درست

آئين_ آيين

آئينه_ آيينه

آسمان قُرُمبه_ آسمان غُرُنبه(=غُرش آسمان)

احترام گذاشتن_ احترام گزاردن

ادب گذاشتن _ادب گزاردن

اَرّاده_ عَرّاده(= مَنجنيق)

اَرْضِ روم_ اَرزِ روم(= شهرى در تركيه)

اسحق _اسحاق

اشگ_ اشك

اِشگال_ اِشكال

اطاق_ اتاق


اُطراق_ اُتراق

اِلهيّات_ اِلاهيّات

اَمّان_ عَمّان (= پايتخت اُردن)

امپراطور_ امپراتور

اِنضجار _اِنزجار

انظباط _انضباط

باطری_باترى

بانكِ بلند_ بانگِ بلند

بدعت گزار_بدعت گذار

برخواستن_برخاستن

بُرحه_بُرهه

بَرده گان_بَردگان

بسمه تعالى_باسمه تعالى

بَطئى_بَطىء(= كُند)

بُطرى_بُترى

بليط_بليت

بنده گان_بندگان

بنده گى_بندگى

بنيان گزار_بنيان گذار

پائيز_پاييز

پارچه تنظيف_پارچه تَنْزيب(= پارچه بستنِ زخم) .



پيشخوان_پيشخان

پيغام گذار_پيغام گزار

تربيّت _تربيت

تقايشانّت_تقايشانت

تَمِشگ _تَمِشك

توجّه او_توجّهِ او

توفان_طوفان(= باد تند)

جِقّه_جِغّه(= تاج)

جَناق_جَناغ

چايى_چاى

چَفيه ـ چَپيه كوفيّه(= نوعى پارچه كه بر سر و گردن مى آايشانزند.)

چُقُلى كردن_چُغُلى كردن(= سخن چينى) .



چُقُندَر-چُغُندَر

حاله_هاله(= حلقه پيرامونِ ماه)

حج گذاشتن_حج گزاردن

حَرّاج_حَراج

حَرَس كردن_هَرَس كردن(= بريدن شاخه هاى زايد)

حق گذار_حق گزار

حَوّاريّون_حَواريّون

حِيث و بِيث_حِيص و بِيص(= گير و دار)

حيز_هيز(= مَردِ زن صفت)

خبرگذارى_خبرگزارى

خدمتگذار_خدمتگزار

خُرده بُرده_خورده بُرده

خُشگ_خُشك

خَشِيَّت_خَشْيَت

خَلاَ_خَلا

خواب گذارى_خواب گزارى (= تعبير خواب)

خواستگاه_خاستگاه(= مَنشَأ)

خورجين_خُرجين

خوردسال_خُردسال

خورد و كلان_خُرد و كلان

خورسند_خُرسند

خوشخوئى_خوشخايشانى

خوشكِل_خوشگِل

خوشنود_خشنود

درياى عُمّان_درياى عُمان

دوّم_دوم

ذغال_زغال

ذُكام_زُكام

ذوذَنَقه_ذوزَنقه

.

رَشگ_رَشك


رُمّان_رُمان(= نوعى داستان)

روئين تن_رايشانين تن

رييس_رئيس

زاير_زائر

زِرشگ_زِرشك

زيبائى_زيبايى

سئوال_سؤال

سپرده گزارى_سپرده گذارى

سرمايه گزارى_سرمايه گذارى

سورمه_سُرمه

سوقات_سوغات

شاقول_شاغول

شَرائين_شرايين(= رگ ها)

شفقّت_شفقت

شكرگذارى_شكرگزارى

شيئ_شىء(= چيز)

صلاحيّت_صلاحيت

صواب كار_ثوابِ كار(= پاداش)

ضَرب العَجَل_ضَرب الأجَل

طالار_تالار

طَبرستان_تَبرستان

طپانچه_تپانچه

طپيدن_تپيدن

طَشت_تَشت

طَنبور_تَنبور

طوس_توس

طوطيا_توتيا

طهران_تهران

طَهماسْب_تَهماسْب

عادّى_عادى

عَرّابه_اَرّابه

عسگرى_عسكرى

علاقمند_علاقه مند

عَنْتَر_اَنْتَر(= بوزينه)

غَلطَك_غلتَك

غلطيدن_غلتيدن

غَمزِ عين_غمضِ عين(= چشم پوشى)

فُرقُون_فُرغون(= نوعى وسيله حمل)

فروگزار_فروگذار

فِلاكْس_فلاسْك

فوق العادّه_فوق العاده

قاطى پاطى_قاتى پاتى(= دَرهَم)

قانقاريا_قانقَرايا(= نام يك بيمارى)

قُضّات_قُضات

.قَليان_غليان

كارِ ثَواب_كارِ صَواب(= درست)

كُلِّيّه انسان_كُلْيه انسان(= قُلوه)

كوشگ_كوشك

گُل خَتمى_گُل خَطمى

گِله گذارى_گله گزارى

گُنجشگ_گُنجشك

لشگر_لشكر

ماليات_ماليّات

مجلس قانون گزارى_مجلس قانون گذارى

محظور دارم_محذور دارم

مَرحَم_مَرهَم

مُژدهى_مُژده اى

مُشگ_مُشك

مَشگ_مَشك

مُشگِل_مُشكِل

مَلات_مَلاط(= مخلوط آهك و ماسه)

مى گوئيم_مى گايشانيم

نامريى_نامرئى

نام گزارى_نام گذارى

نماز گذاردن_نماز گزاردن

وام گذار_وام گزار

وَحله_وَهله

وديعه گزاردن_وديعه گذاشتن

ايشانژه گى_ايشانژگى

هَراسَت_حِراسَت(= نگهبانى)

هَمتَراز_هَمطِراز(= هَمرُتبه)


82 out of 100 based on 82 user ratings 382 reviews

@