انجمن "ادبی" هم میهن


انجمن "ادبی" هم میهن



انجمن "ادبی" هم میهن
درود

اهالی ادب و ادبیات و شعر و فرهنگ و موسیقی و... هم میهن

درین جستار گرد هم می آییم

و از ادب و ادبیات و شعر و فرهنگ و موسیقی

سخن می گوییم...

بحث می کنیم...

برای ادبی شدن سایر دوستان در هم میهن ! و حتی در واقعیت !

کوشش می کنیم !!

نه با شلاق! که با معرفی سعدی ها و...

اتاق فکر! شکل می دهیم...

و در راستای پاسداشت ادب و فرهنگ ملی ایران بوم؛ کوشش می کنیم...

کسانی که ادبی هستند رو تا حدودی میشناسم...

رو درینجا وارد میکنم!

سایر دوستان که از چنگال رادار های ادب یابی!! من مصون مانده اید...

درین جستار به عضویت این انجمن در آیید !

تا به ادبیات فاخر ایران زمین حتی با ارسال تعدای پست! خدمت نماییم



مرگ ستایش

1:

نوشته اصلي بوسيله dilak نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله yaghma نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله Death_Angel نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله hamed1988 نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله hese_mobham نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله mohaddeseh نمايش نوشته ها

خب دوستان ادبی که در ساعت 3 شب ! نقل قولتونو پیدا کردم !

نفری یه شعر در مدح من بسرائید "حالا به سبک سعدی؛ آسمانی !

یا به سبک عراقی؛ پر شور ! یا به سبک مشیری؛ انتقادی ! و...! "

دیگه خود دانید !

بحث ادبی کنید !

یکی بیاد با من از عراقی نازنینم صحبت کنه!

چرا فخرالدین عراقی ؛ با وجود اشعار بی همتا و پرشور و پر سوزش

هیچوقت بسان حافظ و مولانا و سعدی ؛ مشهور نشد...

نوشته اصلي بوسيله alone_composer نمايش نوشته ها
هستاد عجب آهنگی خوندی الان بالای 10بار تکرار رو زدم

زیباست




دلنوشته های پرفسور حسابی............!!!

2:


خیال نمی کنید سرودن شعر در مدح کسی درست نیست؟!
شما که اینقدر نام ادیبان کهن را به کار می برید که دیگر باید بدانید!!!
برای داشتن انجمن ادبی بهتر هست ابتدا معنی درست اون را دانست و بعد به موضوع پرداخت
و ادبیات تنها ادبیات کهن نیست
امیدوارم کمی کمتر در کوچه پس کوچه های خوارزم گیر کنیم و غیرِ
در کنار احترام به ادبیات کهن بد نیست نظری به ادبیات نوین هم داشته باشیم


/ .. کافه ادبی .. \

3:

از حادثه ای تو را خبر خواهم کرد
زین طرح بلا تو را خبر خواهم کرد
گویم به تو ای تیمسار یا سرهنگ
این شعر من از چه رو اثر خواهد کرد؟
این صومعه ها رنگ به رنگ خواهند شد
ماویست ولی به سان ساری خواهد شد
در سفره ی هیچ کسی آبی نیست
آب هست و همه نان و ولی آبی نیست


(چی فرمودم روح تمام شعرا به لرزه در آمد:دی)


خاطـرات مانـــــدگار

4:

ماوی-ست ولی به سان ساری خواهد شد


مادربزرگانه ها و پدربزرگانه ها

5:

درود لئو عزیز
احسنت دارید
درنگ رو جایز ندیدم اول فی الفور ویرایش کردم
بعد اومدم تشکر کنم
اصولا اینجور وقتا آدم باید زرنگ باشه:دی


................
پ.ن
به نظر میاد زبان ترکی به تمام هستانها نفوذ پیدا کرده ؛)


خدا به گونه ای دیگر...!

6:

چراغ خاموش مشغول تهاجم فرهنگی هستین


تعطیلات خود را چگونه گذراندید؟

7:

والا ما چراغمون کجا بود که بتونیم خاموشش کنیم:)
این یه چراغم اختیارش دست خودمون نیست دولت
برامون روشن میکنه

+
ما خودمون از قربانین بلامنازع تهاجم فرهنگی هستیم دادا
این وصله ها بهمون نمیچسبه:(


زندگی عجیب و غریب خواهران برونته

8:

فرمودا وجود دارد در آسمان تیمساری

فرمودم کدام تیمسار؟احمدی یا روحانی؟

فرمودا در این نواحی نفرمودم آفتابی!

فرمودم نعوذو بالله منظور همان احمدیست؟

فرمودا تبارک الله احمدی دولتیست

فرمودم چرا تیمسار اینقدر خود پسند هست؟

فرمودا خموش عاطف، تیمسار که روحانیست!

فرمودم که بوی زلفش ما را به آرزو کشت

فرمودا که عطر زلفش بوی آب آسمانیست

فرمودم چرا عکسش بنهاده در آواتار؟

فرمودا تو هیچ ندانی چهره او نورانیست

فرمودم چرا شعرم این قدر چاله دارد؟

فرمودا ندانم ای دوست! این ضعف یا بیماریست؟

فرمودم سزاست این شعر در مدح اون پرنده؟

فرمودا که این بداهه شعر هست یا ویرانی؟

.................



9:

خوشگل تر از تو چه کسی...؟!

عاشق تر از تو چه کسی...؟!


با من دل شده گر یار نسازد چه کنم...؟

دل غمگین مرا گر ننوازد چه کنم...؟:(

بر من اونست که با فرقت او می سازم

وصلش ار با من بیچاره نسازد چه کنم...؟:(


10:

تیمساری سرگشته و حیران درین دشت
پی کشتی بی ناخدایی می گشت
نرم نرمک چو قدم بر می داشت
لشکری بدید و بسی شادمان گشت
شور و شوقی وصف ناپذیر ناگهان
در میان سیمای تیمسار پدیدار گشت
یک به یک در پی هم از جلو نظام
ساوقت مخوف ریشه هویدا گشت




نصفه شبی و بداهه گویی ازین بهتر نشد

11:

ادبیات نوین، هم همان ادبیات کهن هست؛ با اصلاحات جدید !

ما بارها فرموده ایم؛ اصلاح طلب اصولگرا باشیم !!

مدح رم همه میدونن من شوخی کردم:|


نوشته اصلي بوسيله dilak نمايش نوشته ها
از حادثه ای تو را خبر خواهم کرد
زین طرح بلا تو را خبر خواهم کرد
گویم به تو ای تیمسار یا سرهنگ
این شعر من از چه رو اثر خواهد کرد؟
این صومعه ها رنگ به رنگ خواهند شد
ماویست ولی به سان ساری خواهد شد
در سفره ی هیچ کسی آبی نیست
آب هست و همه نان و ولی آبی نیست


(چی فرمودم روح تمام شعرا به لرزه در آمد:دی)
الا ای دیلک با درک و با فرهنگ

الهی دورت بگردند 7-8 تا سرهنگ !!

عقیدتی های هم میهن یک به یک

بشوند به قربان اون زبان شرنگ!

له کردی و کور کردی و بریدی امان تندروها

همانها که درکشان کمتر هست از یک لوله ی تفنگ !!


نوشته اصلي بوسيله mohaddeseh نمايش نوشته ها
تیمساری سرگشته و حیران درین دشت
پی کشتی بی ناخدایی می گشت
نرم نرمک چو قدم بر می داشت
لشکری بدید و بسی شادمان گشت
شور و شوقی وصف ناپذیر ناگهان
در میان سیمای تیمسار پدیدار گشت
یک به یک در پی هم از جلو نظام
ساوقت مخوف ریشه هویدا گشت




نصفه شبی و بداهه گویی ازین بهتر نشد
الا ای محدثه ی مشهد مقدسی؛ کجایی خواهر !

بیا که نصف دخترای هم میهن کرده اند شوهر ! :))

احسنت بر این نام مقدس "ریشه"

که کند تندروها رو به سان خواهر شوهر !

تندروهای بی سواد سیمان پاش را

کند از تندروی و شرارت، به در !



12:

اصلاح طلب اصول گرا :/
خب شوخ طبع بودنتون رو نمیدونستم که هستید :/

13:

این,
سرود سپاسی دیگر هست
سرود ستایشی دیگر
ستایش دستی که
مضراب اش نوازشی ست
و هر تار جان مرا
به سرودی تازه می نوازد

#احمد_شاملو



طراحی سایت فروشگاهی

14:

نوشته اصلي بوسيله ashk نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله nakar نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله rea1362 نمايش نوشته ها

یاران غمم خورید که غمخوار مانده ام!

در دست هجر یار گرفتار مانده ام...!

15:

سلام
تیمسار ممنون ازدعوتتون

شاعرنیم و شعر ندام که چه باشد
من مرثیه ساز دل دیوانه ی خویشم

شعری از سعدی شیرین سخن تقدیم شما خوبان

بگذار تا مقابل رايشان تو بگذريم
دزديده در شمايل خوب تو بنگريم
شوق هست در جدايي و جور هست در نظر
هم جور به كه طاقت شوقت نياوريم
رايشان ار به رايشان ما نكني حكم از اون تست
بازآ كه رايشان در قدمانت بگستريم
ما را سري هست با تو كه گر ایجاد روزگار
دشمن شوند و سر برود، هم بر اون سريم
فرمودی ز خاک بیشترند اهل عشق من
از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم
نه بوی مهر می​شنویم از تو ای عجب
نه روی اون که مهر دگر کس بپروریم
از دشمنان شكايت برند به دوستان
چون دوست دشمن هست شكايت كجا بريم؟

16:

سلام
تیمسار ممنون ازدعوتتون

شاعرنیم و شعر ندام که چه باشد
من مرثیه ساز دل دیوانه ی خویشم

شعری از سعدی شیرین سخن تقدیم شما خوبان

بگذار تا مقابل رايشان تو بگذريم
دزديده در شمايل خوب تو بنگريم
شوق هست در جدايي و جور هست در نظر
هم جور به كه طاقت شوقت نياوريم
رايشان ار به رايشان ما نكني حكم از اون تست
بازآ كه رايشان در قدمانت بگستريم
ما را سري هست با تو كه گر ایجاد روزگار
دشمن شوند و سر برود، هم بر اون سريم
فرمودی ز خاک بیشترند اهل عشق من
از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم
نه بوی مهر می​شنویم از تو ای عجب
نه روی اون که مهر دگر کس بپروریم
از دشمنان شكايت برند به دوستان
چون دوست دشمن هست شكايت كجا بريم؟


94 out of 100 based on 74 user ratings 1324 reviews

@