«آن رفیق خطرناک و عزیز» دقیقاً کجاست؟(نقد ترانه «کجایی» محسن چاووشی)


«آن رفیق خطرناک و عزیز» دقیقاً کجاست؟(نقد ترانه «کجایی» محسن چاووشی)



«آن رفیق خطرناک و عزیز» دقیقاً کجاست؟(نقد ترانه «کجایی» محسن چاووشی)



«آن رفیق خطرناک و عزیز» دقیقاً کجاست؟(نقد ترانه «کجایی» محسن چاووشی)


اسماعیل امینی شاعر و منتقد ادبی،‌ طی یادداشتی به بررسی ترانه «کجایی» محسن چاووشی پرداخته است.

به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری دانشجو،‌ دکتر اسماعیل امینی در این یادداشت آورده است:

اول این ترانه مشهور و پُرطرفدار را بخوانید:

یه پاییز زرد و زمستون سرد و

یه زندون تنگ و یه زخم قشنگ و

غم جمعه عصر و غریبی حصر و

یه دنیا سوالو تو سینه‌م گذاشتی

جهانی دروغ و یه دنیا غروب و

یه درد عمیق و یه تیزی تیغ و

یه قلب مریض و یه آه غلیظ و

یه دنیا محالو تو سینه‌م گذاشتی

رفیقم کجایی؟ دقیقا کجایی؟

کجایی تو بی من، تو بی من کجایی؟

یه دنیا غریبم

کجایی عزیزم

بیا تا چشامو تو چشمات بریزم

نگو دل بریدی

خدایی نکرده

ببین خواب چشمات با چشمام چه کرده

همه جا رو گشتم

کجایی عزیزم

بیا تا رگامو تو خونت بریزم

بیا روتو رو کن

منو زیر و رو کن

بیا زخمامو یه جوری رفو کن

عزیزم کجایی؟ دقیقا کجایی؟

کجایی تو بی من، تو بی من کجایی؟

کسانی گفته‌اند که بعضی از سطرهای این ترانه، یا معنای درست حسابی ندارد یا معنایش قابل فهم نیست. حتی کسانی از اهل زبان فارسی کمک خواسته‌اند که سطرهای سخت این ترانه را برای‌شان معنا کنند.
حالا از اول تا آخر این ترانه را به زبان ساده بازنویسی می‌کنم، تا فهمیدن معنایش آسان بشود.

در این ترانه یک نفر است که حرف می‌زند برای یک نفر دیگر. این که حرف می‌زند (راوی) به آن کسی که الان نیست می‌گوید که: تو در سینۀ من این چیزها را گذاشته‌ای:

یه پاییز زرد و زمستون سرد و

یه زندون تنگ و یه زخم قشنگ و

غم جمعه عصر و غریبی حصر و

یه دنیا سوالو

بعد هم می‌گوید که: تو این چیزها را هم در سینه من گذاشته‌ای:

جهانی دروغ و یه دنیا غروب و

یه درد عمیق و یه تیزی تیغ و

یه قلب مریض و یه آه غلیظ و

یه دنیا محالو

بنابراین آن کسی که این چیزهای ناجور و خطرناک را در سینه خواننده و راوی ماجرا گذاشته و غیبش زده، نباید آدم خوبی باشد، اما این راوی آن قدر آدم خوبی است که آن آدم غایب را با این کلمات دوستانه و مهربان صدا می‌کند:

رفیقم کجایی؟ دقیقا کجایی؟

کجایی تو بی من، تو بی من کجایی؟

یه دنیا غریبم

کجایی عزیزم

پس معلوم می‌شود که آن آدم خطرناک با آن چیزهای ناجوری که در سینه این راوی گذاشته، رفیقِ عزیزِ او بوده است. و ترانه‌سرای راوی ماجرا آن قدر او را دوست دارد که تا نداند او «آن رفیق خطرناک و عزیز» دقیقاً کجاست، غریب است نه یه ذره، بلکه یه دنیا!

همین یه دنیا غریب است که حال راوی را چنان خراب می‌کند که دیگر نه به معنا و منطق ترانه کار دارد و نه حتی به حرف‌هایی که در اول ترانه گفته است. بنابراین به آن رفیق عیزی می‌گوید:

کجایی عزیزم

بیا تا چشامو تو چشمات بریزم

نگو دل بریدی

خدایی نکرده

ببین خواب چشمات با چشمام چه کرده

همه جا رو گشتم

کجایی عزیزم

بیا تا رگامو تو خونت بریزم

این جمله را دوباره بخوانید «بیا تا رگامو تو خونت بریزم» یعنی اوضاع آن قدر به هم ریخته که ترانه‌سرا می‌خواهد بعد از ریختن چشمهایش در چشم رفیق، رگهایش را تکه‌تکه در خون آن رفیق بریزد، مثل ریختن ماکارونی در آب جوش.

از این جا به بعد اوضاع خراب‌تر می‌شود و قافیه هم می‌رود پی کارش:

خدایی نکرده

ببین خواب چشمات با چشمام چه کرده

هم چنین این جور قافیه سازی:

بیا روتو رو کن

منو زیر و رو کن

بیا زخمهامو یه جوری رفو کن

توجه کنید که این “رفوگر زخم‌ها” همان رفیقم و عزیزم است که معلوم نیست کجاست و دقیقاً کجاست و همان کسی است که این ترانه‌سرای زخمی و نیازمند رفو، رگ‌هایش را درخون او ریخته است، چرا؟ برای این که آن رفیقم کجایی دقیقاً کجایی؟ قبلاً درسینه او این چهارده قلم چیز خطرناک را گذاشته است:

یه پاییز زرد و زمستون سرد و

یه زندون تنگ و یه زخم قشنگ و

غم جمعه عصر و غریبی حصر و

یه دنیا سوالو

جهانی دروغ و یه دنیا غروب و

یه درد عمیق و یه تیزی تیغ و

یه قلب مریض و یه آه غلیظ و

یه دنیا محالو

***

امینی در پایان این یادداشت آورده است: یادش به خیر آن روزگاری که ترانه‌ها معنی داشت و سخنرانی‌ها معنی داشت و خبرهای روزنامه‌ها معنی داشت و آدم‌ها آن قدر خوش‌خیال بودند که خیال می‌کردند، معنی داشتن چیز مهمی است و حرف بی معنی، هیچ ارزشی ندارد.

منبع: پایگاه خبری گلونی







دانلود آهنگ جدید علی کمانی به نام عاشقم کردی

1:

کلی جوک دراوردن براش:))))


دانلود آهنگ جدید علی کمانی به نام عاشقم کردی

2:

این آهنگشو دوست دارم


دانلود آهنگ جدید معین راهبر به نام به سوی تو

3:

واقعا نمیدونم فتحی با اون کار عالی که به عرصه آوردن
چطور تونستن همچین ترانه ای رو بذارن روی سریال
حیف اون مرغ آمین اول سریال که حذف شد!!

+ اتفاقا دیشب داشتم عمیقا به مفهوم اینکه:
بیا تا رگامو تو خونت بریزم!!!! فکر می کردم، تهش مغزم ارور داد و ریست کرد!!


دانلود آلبوم جدید بابک مافی به نام احساس پاک

4:



نوشته اصلي بوسيله Hanna نمايش نوشته ها


درود گرامی
نام ترانه سرای این اثر چیست؟


آهنگ اجتماعی قاف به نام فحش

5:


اسم خواننده رو میگید محسن چاووشی


دانلود آهنگ جدید یاسین ترکی بنام عشقتو میخوام

6:

نه گرامی، اسم شاعر


دانلود آهنگ جدید علی عبدالمالکی به نام دلم برات تنگ میشه

7:

درود بله درد موسیقی کشور ما واقعا درد بزرگی هست.


دانلود آهنگ جدید رضا صادقی به نام مرغ سحر گیتار و تنظیم : دارا دارایی
کجایند اردلان سرفرازها و ایرج جنتی عطایی....

یاد دوران خوب موسیقی کشورمان بخیر که مفهوم و معنا و صدای زیبا ارج و منزلتی داشت...


8:


فک کنم خودشون سرودن چون وقتی دانلود کردم نوشته بود تنظیم - آهنگساز و ترانه سرا محسن چاووشی

9:

هیچ ادعایی ندارم، هیچی و اصلأ خودم را در جایگاه نقد نمی بینم
اما اینو نمیشه تحمل کرد:
بیا زخمامو یه جوری رفو کن

یا

بیا تا رگامو تو خونت بریزم

10:


11:

نوشته اصلي بوسيله hese_mobham نمايش نوشته ها
واقعا نمیدونم فتحی با اون کار عالی که به عرصه آوردن
چطور تونستن همچین ترانه ای رو بذارن روی سریال
حیف اون مرغ آمین اول سریال که حذف شد!!

+ اتفاقا دیشب داشتم عمیقا به مفهوم اینکه:
بیا تا رگامو تو خونت بریزم!!!! فکر می کردم، تهش مغزم ارور داد و ریست کرد!!

آهنگ فوق العاده هست فقط دو جای شعر بی معناست یکی اون قسمت

بیا تا چشامو تو چشمات بریزم!مثلا بجای چشمات میتونست بگه بیا اشکامو تو چشمات بریزم
- یکی هم بیا تا رگامو تو خونت بریزم این یکی که دیگه تو مخم نمیگنجه د.ی
با یه ذره دقت و کلمات زیباتر عالی میشد









12:

.
.
.
موسیقی و اهنگ و این چیزا بسیار بسیار بسیار
سلیقه ای ِ ^_^
ولی واقعا این ترانه بسی قشنگ بود
و
دوست داشتنی
و بسی ب دل ِ آدم مینشینه ..

+
و اینکه کجای صدای ایشون بَده ؟! ؟!
واقعا نمیفهمم کجای صداش بَده !!!!!
این سلیقه ای ِ و ممکنه هزاران نفر هم ب صداهای دیگه ک برای دیگران قشنگه بگَن بَد ! یا حتی ب صدای خودتون!
( اصلا قصد ِ توهین ندارم ُ فرمودم ممکنه )
+
بیا زخم هامو یه جوری رفو کن هم ک منظور همون مَرحم ِ زخم و درد بودن ِ دیگه ^_^

13:



باهات موافقم زری
حس خوبی منتقل میکنه یه جوری خونده نمیشه تصور کرد هیچ کس دیگه ای بجز چاوشی بتونه بخونه!زیاد آهنگهاشو گوش ندادم ولی این یکی به دل میشینه د.ی

14:

درود

خیر دوست عزیز اصلا سلیقه ای نیست! کاملا آموزش پذیر هست.

هیچ کسی ممکن نیست بگوید صدای اره برقی زیباست و صدای یلیل زشت هست کسی اگر چنین سلیقه ای دارد قطعا مشکلی دارد و باید رفع کند.



صدای خوب نه از منظر سلیقه ی انسانها بلکه از منظر علم فیزیک تعریف شده هست: صدای خوب صدایی هست با هارمونیک های فیزیکی سالم.

بعنوان نمونه وقتی یک خواننده ی خوش صدا نت دو را می خواند هارمونیک های درونی اون صدا صحیح و فیزیکی هست یعنی هارمونیک اکتاو دو هارمونی پنجم بعدی یعنی سل و همین طور الی آخر صدای گرفته و خش دار دارای هامونیک های غلط و نا سالم هست و این اصلا سلیقه ای نیست.

مثل صدای اره برقی و سایر صداهای خش دار و بد.

بنابراین با چسباندن همه چیز به سلیقه حرفهایمان را توجیه نکنیم سلیقه ی من هم این هست که از برج میلاد بپرم پایین ولی نمیرم!!! طبیعتا و قطعا خواهم مرد چون این قانون فیزیک هست.

با تشکر

15:

درود گرامی
توی شعر که قراره کتاب شعر بشه، شاید بشه این واژه ها (رفو) را تحمل کرد و نادیده گرفت ولی در ترانه خیر، ترانه ای که قراره آهنگ بشه و جرئی از حافظه ی شنیداری مخاطب
نمیدونم اصلأ روی واژه ی رفو، نت نوشته میشه و چطور خواننده میتونه بیانش کنه!!!
در ترانه ی "با تو" ابتدا نوشته بودم:
اما این امت غریبن با گل و بهار و گندم
تو نخواستی که بمونی بینِ این امتِ کژدم

که وقتی برنامه شد تبدیل به آهنگ بشه، واژه ی "کژدم" به "امت" (تو نخواستی که بمونی تو سکوتِ سردِ امت) تغییر پیدا کرد
کژدم را میشه در شعر برنامه داد که خیلی هم خوبه و با معناست و یکی از ویژگی های بارز آدم های پیرامون ماست اما در ترانه خیر

16:

.
.
.
سلام هانا ^_^
.
اون اهنگشَم ک شعر ِ وحشی بافقی رو خونده قشنگه ^_^
همخواب ِ رقیبان ^____^



+



نوشته اصلي بوسيله alone_composer نمايش نوشته ها
درود

خیر دوست عزیز اصلا سلیقه ای نیست! کاملا آموزش پذیر هست.

هیچ کسی ممکن نیست بگوید صدای اره برقی زیباست و صدای یلیل زشت هست کسی اگر چنین سلیقه ای دارد قطعا مشکلی دارد و باید رفع کند.



صدای خوب نه از منظر سلیقه ی انسانها بلکه از منظر علم فیزیک تعریف شده هست: صدای خوب صدایی هست با هارمونیک های فیزیکی سالم.

بعنوان نمونه وقتی یک خواننده ی خوش صدا نت دو را می خواند هارمونیک های درونی اون صدا صحیح و فیزیکی هست یعنی هارمونیک اکتاو دو هارمونی پنجم بعدی یعنی سل و همین طور الی آخر صدای گرفته و خش دار دارای هامونیک های غلط و نا سالم هست و این اصلا سلیقه ای نیست.

مثل صدای اره برقی و سایر صداهای خش دار و بد.

بنابراین با چسباندن همه چیز به سلیقه حرفهایمان را توجیه نکنیم سلیقه ی من هم این هست که از برج میلاد بپرم پایین ولی نمیرم!!! طبیعتا و قطعا خواهم مرد چون این قانون فیزیک هست.

با تشکر
.
.
.
سلام ^_^
.
پس یقیناً هزاران هزار نفر مشکل دارن ُ
اون دسته آدمایی ک اهنگ های باب ِ مِیل ِ شما رو دوست دارن یا ب قول ِ خودتون صدا هایی ک دارای هارمونیکهای فیزیکی ِ سالمَن ُ دوست دارن
بی مشکلَن
^_____^
کاملا قانع شدم =))
.
من با احترام ِ فراوانی ک وا۳ شما قائِلَم ولی درمورد محسن جان ِ چاووشی باهاتون مخالفم ^_^


مستدام باشین و موفق ^_^



+



نوشته اصلي بوسيله hamed1988 نمايش نوشته ها
درود گرامی
توی شعر که قراره کتاب شعر بشه، شاید بشه این واژه ها (رفو) را تحمل کرد و نادیده گرفت ولی در ترانه خیر، ترانه ای که قراره آهنگ بشه و جرئی از حافظه ی شنیداری مخاطب
نمیدونم اصلأ روی واژه ی رفو، نت نوشته میشه و چطور خواننده میتونه بیانش کنه!!!
در ترانه ی "با تو" ابتدا نوشته بودم:
اما این امت غریبن با گل و بهار و گندم
تو نخواستی که بمونی بینِ این امتِ کژدم

که وقتی برنامه شد تبدیل به آهنگ بشه، واژه ی "کژدم" به "امت" (تو نخواستی که بمونی تو سکوتِ سردِ امت) تغییر پیدا کرد
کژدم را میشه در شعر برنامه داد که خیلی هم خوبه و با معناست و یکی از ویژگی های بارز آدم های پیرامون ماست اما در ترانه خیر
.
.
.
سلام ^_^
.
فقط یه سوال ..
شما این اهنگ ُ شنیدین ؟
باور کنین تو شنیداری هم قابل هَضم ِ ..
لطفا یکبار فقط گوش بدین
کژدم ُ با رُفو مقایسه نکنین
رُفو تو فرمودار بسی راحت تره


مستدام باشین ^_^

17:

بله حق با شماست

18:


19:

درود دوباره بر شما

سفسطه ی شما سفسطه ای هست که در منطق به اون می گویند: رجوع به اکثریت؛ به این معنا که چون تعداد زیادی کاری اشتباه را انجام می دهند ما به دلیل این تعداد کثیر نتیجه می گیریم که: پس اون عمل درست هست.

برای پی بردن به این مساله می توان فرمود که: هزاران و بلکه میلیونها نفر سیگار می کشند! اونها همه اشتباه می نمايند و لابد اون پزشکانی که می گویند سیگار بد هست راست می گویند!! جواب اون سفسطه نیز همانند نمونه ای هست که شما بیان فرمودید: بله اون هزاران نفر اشتباه می نمايند.

مشکل شما این هست که بخش پرباری از تاریخ موسیقی ایران زمین را یا نشنیده اید و یا اون طور که باید نشنیده اید.

ترانه های پربار اردلان سرفراز در اشعار زنده یاد هایده و بزرگان دیگر گواه بر این امر هستند.

چگونه ممکن هست اسم اونها را ترانه بگذاریم و اسم بانو هایده را خواننده و اسم محسن آقا را هم خواننده و بلکه آقای خاص!!

موسیقی اصلا و ابدا سلیقه ای نیست سلیقه ها باید از دوران کودکی در مدرسه با موسیقی صحیح رشد نمايند.

من هم مانند شما اوایل که موسیقی را شروع کرده بودم به یک خواننده ی خاص خیلی علاقه داشتم و هستادم می فرمود که این خواننده اونچنان هم خوب نیست و ایراد دارد اما من در مقابلش همین حرف شما را می زدم: هر کسی سلیقه ای دارد!! جالب هست به طور تدریجی و سپس گذر از سالیان آموزش خودم الان باورم نمی شود که چطور به چنین صدای بدی گوش می دادم! چطور روی اون تعصب داشتم...

سلیقه ها آموزش پذیرند.

اگر شما با موسیقی کمی آشناتر شوید و ببینید که برای ساخت یک موسیقی پر ارزش و فاخر ماهها و بلکه سالها زحمت کشیده می شود و برای ساخت این نوع موسیقی ها فقط چند ساعت!! اونگاه کم کم تفاوت ها را در خواهید یافت.

با فرمودن این که موسیقی سلیقه ای هست داریم به اساتید بزرگی توهین می کنیم که سالها قوانین علمی صدای خوب و موسیقی را تدوین کرده اند.

وگرنه همه ی گوش های سالم فرق بین صدای یک پیانوی (بد) و یک پیانوی (خوب) را درک می نمايند و هیچ کس نیست که بگوید صدای پیانوی پرلیور (چینی) بهتر هست از صدای پیانوی یاماهای (ژاپن) و این سلیقه ی من هست!!! خیر صدای خوب و بد تعریف دقیق دارد و بین خوب ها سلیقه ی افراد می تواند تعیین نماينده باشد در مورد خوانندگی هم دقیقا به همین ترتیب هست.

با تشکر از شما

20:

.
.
.
عزیز جان همه ک نمیتونن مثله هم باشَن ! میتونن ؟!
اگه همه بخوان مثله اردلان سرافراز ترانه بگن ک همه ی ترانه ها میشَن مثله هم ، همه میرَن تو یه رِنج شعر !
یا اگه همه بخوان مثله هم بخونن همه میشن مثله هم !
گاهی متفاوت بودن از بقیه هم بَد نیست !
.
حرف های شما صحیح ُ متین اما همه ک موسیقی شناس نیستن
و فقط بنا ب اینکه از یه سِری ترانه ها خوششون میاد دنبالِشون میکنن
جُرم ک نکردن =))))))
.

موئد ُ محفوظ باشین ُ ممنون از توضیحاتِتون

21:

دورد دوباره بر شما.

اشتباه شما هستنباط اشتباهی هست که از حرف من دارید.

این هستنباط اشتباه موجب نتیجه ی غلط گرفتن می شود.

نتیجه ی حرف من این نیست که "همه باید یک نوع موسیقی را گوش بدهند" یا این نیست که "همه باید شبیه به هم ترانه بگویند" بلکه نتیجه ی حرف من این هست: "همه باید کار خوب، علمی و درست را انجام بدهند و هر کس با توجه به علاقه و سبک مورد نظرش"

هایده را که برای شما مثال زدم، اتفاقا خود شخص من زیاد با آهنگهایش نمی توانم ارتباط بربرنامه کنم، اما کارش درست و دقیق هست و علمی هست چه منِ نوعی خوشم بیاید و چه نیاید.

موسیقی شوپن علمی هست و نمی توان در مقابل اون موضع گرفت چه من خوشم بیاید چه نیاید.

پس حرف من اصلا از ابتدا این نبوده که همه باید شبیه به یک الگو کار تولید نمايند.

بحث این هست که کسی که صدای خوبی دارد باید خواننده شود صدای خوب بی نهایت حالت مختلف دارد صدای آبشار هم زیباست صدای پرندگان هم زیبا هستند من که نفرمودم همه باید فقط به صدای آبشار گوش نمايند.

به همین ترتیب در چهار چوب تعاریف فیزیک صوت و علم موسیقی صدای خوب و رسا برای شخصی که خواننده هست تعریف شده و امری ذاتی و ژنتیکی هست علم هم از خودش تعریف ارائه نکرده بلکه بر مبنای قوانین فیزیک قابل اثبات هست همان طور که قانون جاذبه ی زمین اثبات پذیر هست و صدای این آقا خوب نیست.

بنابراین ابدا بحث سلیقه مطرح نبوده و نیست.

بین میلیونها میلیون صدای خوب سلیقه ممکن هست به فراخور محیط و خیلی پارامترهای دیگر یکی را در حال حاضر بپسندد، اما این بدان معنا نیست که دیگر حتی صداهای غیر موسیقیایی و بد هم سلیقه ای هستند.

با تشکر از شما

22:

.
.
.
من با همه حرفاتون موافقم هاااا
اما با اینکه میگید صدای چاووشی بده کنار نمیام =)))))
شاید مشکل از من ُ امثال ِ من ِ =)))))
اما خوشم میاد از ترانه هاش ..

مخصوصا این اخریا -_-
.
در هر صورت ممنون برای توضیاحتتون ^_^
موفق باشین

23:

بعضی پستها و انتقادها از چاووشی واقعا خنده دار هست ...

+

چند روز پیش هم در یکی از برنامه های پرطرفدار نظر سنجی انجام شد که آقای چاووشی با اختلاف بسیار زیاد نفر اول شد.


24:

خنده دارتر این هست که در جایی زندگی می کنیم که پادشاه لخت هست و همه باید بگویند لباسش زیباترین پوشش دنیاست و اگر کسی بگوید پادشاه واقعا لخت هست از جانب همه طرد می شود.


25:

هستاد ولشون کنید این جماعت عامی رو

اگر برنامه بود این افراد بدونن موسیقی چیه

که الان صدا اگزوزی هایی مثل این شخص؛ خواننده نبودند

نهایتا هویچ فروش بودند

یعنی هنر هویچ فروش شرف داره به هنر اصاتید پاوشی و یگانه و ...

لااقل یه هویچ تر و تمیز به خوردت میده

ولی اینا چی؟ یه سوهان روح رو...!

موسیقی فاخر؛ غذای روحه

آدمای فاخر و با روح و روان درست؛ موسیقی فاخر گوش میدن

گرنه آدم عاقل که مثلا بادمجون گندیده نمیخوره...!



26:

نمیگم عاشق صدای چاوشی هستم
ولی اکثر ترانه هاش رو دوست دارم،
اهنگهایی که لااقل به دل میشینه، و خسته نماينده نیست
این اهنگ هم به دل میشینه و زیباست
صدای خاصی هم داره


+
تو این چند سال متن ترانه های چاوشی معمولا با مفهوم هستن با شعرهای حسین صفا
یه شعر میتونه حتی گاهی صدای خواننده رو تحت تاثیر برنامه بده
من خودم طرفدار ترانه های سیاوش و داریوش هستم
ولی بیشتر از صداشون عاشق متن اهنگاشون هستم:-)

27:

ترانه ی این کار نسبت به بقییه آهنگاش ضعیف بود
ولی بازم خیلی دلنشین و خوب بود آهنگش


در مجموع اگه بخوایم ترانه هایی که چاوشی خونده رو مقایسه کنیم با بقییه خوانندگانِ پاپ و راک ،
چند پله بالاتره سطحش!
و خیلی خوبه که تو آلبوم جدیدش که اول اسفند میاد از ترانه ها و شعر های افراد مختلف وجود داره
همش حسین صفا باشه خوب نیس:)


+
شعر یه سری ساختار ها و قواعدی داره که اکثرن رعایت میکنن
که درواقع این قواعد واسه زیبا تر و شنیدنی تر شدنِ شعره
ولی هیچ الزامی واسه رعایتش وجود نداره!!
چه بسا شعر هایی که بدون یه سری قواعد هم خیلی شنیدنی هستن
نباید در بند قواعد محصور شد!

28:

ايشون پرطرفدارترين خواننده ايران هستن و هميشه در نظر سنجي ها اول بود ِ
حرف شما ميدوني بعني چي؟
يعمي توهين به شعور و سليقه خيلي از امت...!!
+
موسيقي يك چيز ِ سليقه اييه مثل خيلي از امور ِ ديگه
شما سنتي دوست داري
يه نفر ديگه راك يه نفر هم پاپ
سليقه كه زوري نيست تيمسار

29:

من معتقدم سلیقه ای در کار نیست...!

تاپیک بحث راجع به این موضوع رو در ریشه زدم...!

تحت عنوان " رنگ موهات بستنی!"

دلایلمو اونجا آوردم...!

30:

پس رگه هايي از روحيه ديكتاتوري هم داري

31:

اتفاقا چند روز پیش یه دوست قدیمی و خیلی عزیز به من فرمود این ترانه چاوشی رو شندیدی ؟ رفیقم کجایی دقیقا کجایی ؟

فرمودم نه ....

خیلی اتفاقی دیروز شنیدم این سبک ها رو نمیپسندم ؛

اما خوشم اومد !

شاید هم دلیلش این بود که یاد اون عزیز اومد تو ذهنم

32:

سطرهای آخر که شعر از معنا می افتد را دوست ندارم اما سطرهای اول اگر از نگاه یک انسان به خدا باشد، معنا پیدا میکند.......

او رفیق هست و دلم برایش تنگ شده اما یه پاییز سرد و غم جمعه عصر و یه زخم عمیق و جهانی دروغ و یه آه غلیظ و یه دنیا محال و تو سینم گذاشته هست.......


33:


سلام
مرسی که پیشنهاد دادی
گوش نداده بودم و اسمشم به گوشم نخورده بود
حتما دانلود میکنم و گوش میدم

34:


بابا هستاد - موسیقی دان یعنی شما فاخر ماهم هویج فروش

35:

.
.
.
فدات قابل نداش♡

36:

درود
رعایت قواعد در ترانه از جمله همگونی هجاها و یکسان بودن اونها در یک بیت و رعایت منظم قافیه، از اصول اولیه ی ترانه نویسی هست و اگر رعایت نشه آهنگسازی بر روی اون ممکن نیست

37:

بله هستاد چاووشی الحق که صدای خوبی دارند و ارامش بخشه صداشون
ادم دلش میخواد اهنگاشو صدبار گوش بده
منم این اهنگو نشنیده بودم با خوندن نظرات ترغیب شدم حتما گوش کنم

38:

موزیک جدید ایشون "به رسم یادگار" هم بسیار بسیار بسیار زیباست ، تهیه کنید و گوش کنید و لذت ببرید ....


39:

منم نظرم همینه
عوام که اصول و قواعد.

موسیقی رو نمیدونن
من که ترجیح میدم چیزیو گوش بدم که به دلم بشینه
پاپ باشه سنتی باشه هرچی باشه
برامم مهم نیست قاعده هارو مو به مو اجرا کرده یانه

40:

چه دنیای غم انگیزی شده....

چه طور میشه بین آدمایی زندگی کرد که معنی آرامش براشون صدای اره برقی هست؟ متاسفم

41:

وا؟
میدوار کجاش اره برقیه؟

42:

ايراني جماعتو بزاري براي كوبوندن

43:

دوست عزیز من نمی دونم رشته ی دانشگاهی و شغل شما چی هست نمی دونم توی چه چیزی تخصص دارید برای چهد چیزی یک عمر زحمت کشده اید.

اما رشته ی شما هر چیزی که هست من در اون تخصصی ندارم.

به خودماین اجازه را نمی دهم که در موردش بی پروا حکم صادر کنم و بیسواد ترین افراد در رشته ی شما را عمدا در مقابل شما هستاد خطاب کنم و بگویم قواعد و قوانین در کار شما معنایی ندارند و هر چه دوست داشته باشیم همان خوب هست!!!

چرا نمی خواهید قبول کنید که موسیقی یک علم هست آواز یک علم هست ترانه یک علم هست؟ بخدا این چیزهایی که به خورد امت می دهند بسیار بسیار برای مغز شما مضر هستند اینها خطرناکند اینها موسیقی بد صدای بد و ناهنجارند و خروجی این پاپ و رپ ها شده همین جامعه ی عصبی و بهداشت روانی پایین.

من درسش را خوانده ام می دانم که هستفاده از برخی فضاها و صداها چقدر برای روان و اعصاب مضرند ما رشته ای دانشگاهی در دنیا داریم به اسم موزیک تراپی یا موسیقی درمانی بخدا این علم هست علم

44:

درود دوست عزیز این دیکتاتوری نیست!

دفاع از موسیقی خوب و صدای خوب و سالم دیکتاتوری نیست.

نمی شود اجازه داد هر کس که جیب پدرش پر پول هست و از مادرش هم قهر کرده و نه صدا دارد نه دانش این کار را دارد بیاید خواننده شود.

پس معنای "هنر" چیست؟ بله اگر سلیقه ی شخصی در مورد تایید یا عدم تایید یک شخص اعمال شود می شود دیکتاتوری ولی اگر مرزهای علمی براشته شود هم وطن عزیزم اونگاه اوضاع همین می شود که می بیند! این ترانه و این همه حرف های بی ربط و ناهنجار اینها فقط از ذهن بیمار یک شخص نشات می گیرند و بس! چطور از نظر شما امتحان علمی دادن برای پذیرش در دانشگاه دیکتاتوری نیست؟ اونگاه اگر جلوی خواننده های بد صدا گرفته شود می شود دیکتاتوری؟

شما باز هم فرموده بودید موسیقی سلیقه ای هست.

من در صفحه ی اول و دوم این تاپیک به طور علمی و محترمانه برای دوست دیگرمان توضیح دادم که صدای بد را دوست داشتن اصلا سلیقه ای نیست.

با تشکر از توجه شما

45:

و در ادامه همه اینها هستاد، هم دوری هر چه بیشتر از فرهنگ را می بینیم و هم اخلاق...سواد هم که اگر اهمیتی داشت، این روزها به جای آموختن، در جستجوی یافتن راهی آسانتر برای به دست آوردن مدرک با پرداختن پول بیشتر نبودند...

کاملا درست می فرمایید هستاد که بعضی انواع موسیقی آسیب رسان هستند و کم و بیش آسیبهایش را می بینیم...شاید همین که باید با دلیل و منطق بعضی موارد واضح را برای دیگران توضیح داد هم خود نشانه محکم دیگری بر درستی این ادعا باشد که آسیبها از مدتها پیش به گونه ای جدی وارد شده...چه شد که دیگر ان روحیه شاداب و پاک گذشته و اون ادب مثال زدنی کوچکتر در برابر بزرگتر را دیگر نمی بینیم؟ چرا دیگر از هر گوشه و کنار حجم بالایی از اونچه می شنویم هم از نظر معنا و مفهوم دل آزارست و هم از لحاظ آوا و نوا؟ چه شد که به یکباره دور افتادیم از اونچه می بایست باشیم؟ می خواستیم بهتر شویم که به خاطر نا آگاهی و بی تجربگی از اون سو افتادیم؟

46:

سلام امیدوار
با بیشتر حرفهای شما موافقم
بله موسیقی یک علم هست
یک موسیقی خوب روی سیستم مغزما ا ثر میذاره
مثل همون ازمایشات معروف که دیدن گیاهان رشد سریع تری دارن و یا حیوانی مثل گاو شیردهی بهتری داره
موسیقی مثل کتاب مثل شعر و ....
میتونه روی ادم تاثیر بذاره
همه ی انها درسته
به همین دلیل من خیلی ها رو میشناسم علاقه به اهنگهای بیکلام دارن
ولی خب در همه جای دنیا مرسوم
خود علم موسیقی با خوانندگی فرق داره
مثل علم ورزش !
که خیلی تفاوت داره با فردی که حتی ورزش حرفه ایی میکنه
تازه در کشورهای غربی موسیقی های خشنی مثل متال طرفدار داره
همه که دیگه بتهون نیستن ...:دی
علایق و درخواست امت که باعث میشه انواع موسیقی به وجود بیاد
درسته خیلی خواننده داریم ولی همشون معروف و پرطرفدار نمیشن

47:

البته این حرف شما برای نظر دادن بچه 7 ساله تا پیرمرد 70 ساله درباره دین،سیاست، درسته
با اینکه اطلاع و علم نداریم،ولی خوب نظر میدیم
ولی امت نیاز نیست درباره دیدن یک فیلم
یا زیبایی یک فرد
و یا گوش کردن به موسیقی نیاز به علم داشته باشن
اینها معیار فردیه ،من از این فیلم خوشم میاد
ولی یک منتقد که علم داره میشینه درباره تدوین،موسیقی،بازی و .......نظر میده

48:

من صدای چاوشی رو اصلا دوست ندارم وحتی وقتی لقب خاص بهشون میدن حرصم میگیره چون خیلی بهتر از ایشون وجود داره

این آهنگ رو وقتی یکی از دوستان پیشنهاد داد دیدم اقای چاووشیه اولش دانلود نکردم و فقط ب احترام دوستم دانلودش کردم

تنها آهنگیه ک از آقای چاووشی به دلم نشسته خیلی زیاد دوستش دارم

بعد درکش هم سخت نبود ک معنیش کردن

49:

درود بر شما دوست محترم و عزیزم سپاسگزارم از توجه شما و جواب خوبتان.



چند نکته در جواب شما باید عرض کنم.

دوست خوبم موسیقی با کلام و بی کلام ارتباطی به فاخر بودن و نبودن ندارند.

چراکه از دید علم موسیقی صدای انسان نیز یک ساز هست و جالب هست بگویم که اولین سازی هست که بشر به کمک اون متوجه نت های موسیقی شد.

گروه های کر و خوانندگان باس تنور آلتو و سوپرانو (4 بخش) پايه و بیس موسیقی 4 بخشی کلاسیک را بوجود آورد و پايه و ساختار بسیار از سازهایی که شما امروز می شنوید از روی حنجره و تارهای صوتی بنا شده اند.

پس تعصبی که دوستان شما و عزیزانی که موسیقی بی کلام صرف گوش می نمايند یک تعصب نابجا و ناشی از عدم درک صحیح از موسیقی همراه با کلام و وکال هست.

کشور های غربی و موسیقی متال را مثال زدید.

بله اون هم نیکو نیست! مگر برنامه هست هر اونچه سوغات غرب هست خوب باشد؟ اون نوع موسیقی هم بدصداست و اتفاقا بر روی اعصاب و روان تاثیر سو می گذارد.

ولی شما این را نیز ببینید که در همان غرب در بسیاری مدارس موسیقی را به عنوان یک درس اجباری آموزش می دهند.

در همان غرب اگر جاستین بیبر هست اگر موسیقی بد هست، از اون طرف جلوی ارکستر سمفونی و اپرا را "نمی گیرند" وقتی می توان از دموکراسی و آزادی حقوق صحبت کرد که همان قدری که چاووشی امکانات در اختیار دارد همان قدر که به او بها داده می شود مثل آب خورد برای چنین اشعار سخیفی مجوز "رسمی وزارت ارشاد" را می گیرد بنده ی نوعی هم به همین اندازه در انتشار صدایم آزاد باشم.

وقتی شما می توانید از آزادی عقاید صحبت کنید که رسانه به طور برابر در اختیار هنرمندان باشد بعد آموزش هم داده شود حالا بگوییم امت سلیقه و حق انتخاب دارند! نه در چنین شرایط وحشتناک و مافیای عجیب و غریب موسیقی که شاهدش هستیم...

نکته ی آخر اینکه فرمودین همه معروف نمی شوند! بله اون کسی معروف می شود که رسانه دارد که در مجلات مختلف مصاحبه دارد که بر روی فیلم ها تیتراژ می خواند که آشنای آقای علیخانی هست! که برای خودش به دروغ حاشیه می سازد: همیشه عکس نیمی از صورتش را نشان می دهد تا همه بگویند لابد جزام دارد!! بله چنین افرادی معروف می شوند خیلی خیلی هم زود و خیلی هم زیاد! ولی حقیقت عوض نمی شود! موسیقی خوب و ترانه ی خوب همیشه می ماند همیشه ماندگار خواهد بود شاید قرن ها سپس مرگ دردناک صاحب اثر ولی ماه همیشه پست ابر نمی ماند...

50:

والا من طرفدار پرو پاقرص چاووشی ام اما وقتی دیدم ایشون چنین آهنگی خوندن جا خوردم...حقیقتشو بگم بعضی از شعرهاشون جالب نیست و آدم واقعا نمیتونه ارتباطی باهاشون بربرنامه کنه.
امیدوارم آلبوم جدیدشون قشنگ باشه.
پ.ن:اون کاربری که هستارت کرده این موضوع رو بدونه که ریختن خونش برای چاووشیست ها واجب هست؛همچنین بنده(بیا بریم جزایر قناری پناهنده شیم من ویزا دارم :دی)

51:

خیر شما متوجه منظور من نشدید! من نفرمودم چرا می گویید چاووشی دوست دارم! خطاب من به کسانی بود که پارافراتر گذاشته و تز ارائه می نمايند که "در ترانه نباید همیشه پیرو چهارچوبها و قوانین بود و می شود مثلا وزن و قافیه و حتی مضمون نداشت" خطاب من به این افراد بود دقت کنید تفاوت به باریکی یک مو هست اما شما منظور مرا اشتباه متوجه شدید.


52:

درود بی پایان بر شما دوست عزیزم

چقدر زیبا و دقیق نوشتید کاملا حرف شما از نظر من درست هست مخصوصا این قسمت آخر خیلی جای تامل دارد:

چه شد که به یکباره دور افتادیم از اونچه می بایست باشیم؟ می خواستیم بهتر شویم که به خاطر نا آگاهی و بی تجربگی از اون سو افتادیم؟

53:

یک نقد به خود نویسنده
این نوشته، تمسخر هست نه نقد
جهت جلب توجهِ خوانندگانِ تمسخر دوستِ ایرانی

54:

اون عزیزی هست که که بسیار مکار ونفهم هست .اما وابسته ای هست که دوستش داریم ...


اما با عرض معذرت از از دوستان فهیم وبزرگوار جواب صحبح این سوالها را کی می دونه .

1- ریشه درخت علم ودانش چیست ؟
2 - ریشه درخت دانایی چیست ؟
3 - ریشه درخت جهالت چیست ؟
توضیح اینکه جواب در یک کلمه باشد .

ومنظور اینکه چه چیزی اونان را پرورش می دهد .
ودرضمن بر روی کره زمین شخصی را نمی شود یافت که خارج از این سه درخت یاشد.

55:

ببخشید شما هم به عنوان کسی که در این رشته تخصص دارید اصن در شان شما نیست بخواید صدای دیگران رو بهش بگید اره برقی


شمام باید به سلیقه مخاطب احترام بزارید
از نظر من موسیقی خوب اونه که هزار بار هم گوشش بدم خسته نشم همین!!
و تا بخوام بگردم ببینم کدوم موسیقی همه قواعدو رعایت کرده عمرم تلف شده که
فوقش یه چیزی بد باشه همون یه بار هم گوشش دادم بسه
من معتقدم تو هنر تخصص کمترین تاثیرو داره و احساس اهمیت بیشتری داره
نه که به کل بگم تخصص بی اهمیته ها
باشه چه بهتر!!
خیلی بازیگران و سوپر هستارها داریم اصن علم بازیگری ندارن ولی موفقن
خیلی خواننده هام هستن همین وضعیتو دارن

در ضمن دوست عزیز
بعضی افراد پستهایی گذاشتند و به شما میگن ولشون کنید اینا لیاقتشون همینه و شما هم لایک میکنید
شما حق نمیدید ما ناراحت بشیم ؟یا فقط شما حق دارید از دست ما ناراحت بشید؟؟

شما ناراحتید من ایشونو هستاد خطاب کردم؟
بسیار خب
ببخشید
اروم شدید؟
چی بگم دیگه

56:

هانا بیا ببین چه کردی

57:

درود رفتارهای شما متاسفانه گاهی بسیار عجیب هست از این جهت که متوجه نمی شوید وقتی انسان یک پست را لایک می کند (دلیلی ندارد) که با "همه" (دقت کنید: همه) ی سخنان اون شخص در اون پست موافق باشد.



شما هر کسی را دوست دارید هستاد خطاب کنید هیچ اهمیتی ندارد و هدف من از این بحث هم قانع کردن شخص شما نیست! بلکه هدفم "قضاوت افراد بی طرفی هست که بحث ما را می خوانند" فقط همین.



ایراد این هست که تصور می کنید در مقوله ی هنر، احساس و علم دو مطلب جدا از هم هستند!!! اصلا و ابدا چنین نیست هم وطن گرامی! با یک مثال توضیح می دهم: مثلا در علم آهنگسازی وهارمونی کلاسیک به ما می گویند اگر از آکورد سوپرتونیک در گام های مینور هستفاده کنید احساس سرما و ترس و تردید بوجود می آید! این را چه کسیی گوید؟؟؟ "علم" اما اگر شما به عنوان آهنگساز همی کار را بکنید دارید در واقع احساس تردید و ترس را به شنونده منتقل می سازید

پس اشتباه عجیبی در برداشت خود دارید: علم منافاتی با احساسات ندارد.

همان علم می گوید صدای خش دار و با هارمونیک ناسالم (همانند صدای اره برقی یا صدای لولای در و یا صدای خواننده ای که تارهای صوتی اش آسیب دیده اند "اصلا توهینی در کار نیست"!!) بد و غیر موسیقیایی هست.

پس بحث علم و احساس را مطرح نکنید که هر دو یکی هستند در واقع علم آمده و احساسات زیبایی شناختی در هنر را تعریف و تبیین کرده نه اینکه چیزی فراتر از اون باشد.


58:

نخیر وقتی من در پست شخصی جمله ای ببینم وبدانم ان جمله کسی را که برایم محترم هستند ناراحت میکند ترجیح میدهم از لایک ان خودداری کنم و اصلا هم عجیب نیست
ادم چیزی را باهاش موافق صد%ه لایک میکنه دیگه
در کل بحث بر سر لایک کردن یا نکردن نیست اصن ولش کن
شما که میگید علم منافاتی با احساسات نداره خب پس اگه من از روی احساسم صدای چاووشی رو دوست دارم نباید خرده بگیرید و بگید صداش علمی نیست!و قاعده و اصول نداره!

چرا دیگه
چرا میگید اره برقی فرمودن توهین نیست؟!
مثل اینکه مثلا یه ادم اندام زیبایی نداشته باشه و چاق باشه و با معیلرهای زیبایی فاصله داشته باشه
بعد ما اشم روش بزاریم مثلا بگیم مثل گلابی میمونی
بعد بگیم توهین نیست چون خب شما با معیارهای زیبایی فاصله داری عزیزم!
اصلا شما خودتون ناراحت نمیشید یکی درمورد صداتون جلو طرفداراتون اینجوری بگه؟
ناراحت میشید دیگه

59:

درود من این طور فکر نمی کنم چرا اتفاقا بحث سر لایک و دیسلایک هست چون برای شما "خیلی هم مهم هست" این را از طرز رفتارهایتان به خوبی می شود فهمید (قضاوت بر عهده ی خواننده ی بی طرف)

در مورد من: در یک بحث علمی اگر نظر کلی شخصی در مجموع در راستای نظر من باشد اون را می پسندم و اگر نه نمی پسندم به بقیه ی پستش هم کاری ندارم.

بله اون قسمت از صحبت تیمسار را نمی پسندم اما کلیت و محوریت حرف و سخن ایشان را در مور اوضاع نابسامان موسیقی می پسندم و عین حقیقت هست چون خودم لمس کرده ام.

صدای اره برقی و صدای لولایی تماما اصطلاحاتی هست که در کتب علمی مرتبط با صدا سازی در مورد خواننده ای به کار می رود که صدایش خش دارد به عنوان نمونه در کتاب راجر لاوز به صداهای کثیف و خش دار اصطلاحا صدای در (لولای در) می گویند و این برای توضیح بد بودن صداست.

من قیافه ی شخص را با گلابی یا اره برقی مقایسه نکردم صدای شخص را از نظر خش دار بودن و هارمونیک ناسالم داشتن با اره برقی مقایسه کردم (هر دو صدا دارای هارمونیک های اضافه و اشتباه هستند) بحث چاووشی تنها هم نیست! هر کسی که صدایش خش دارد می تواند شامل چنین تمثیلی باشد ولی توهین را کسی شروع می کند که با چنین صدایی به خود اجازه می دهد که خواننده شود!! طبیعتا اگر کسی هستعداد خوبی در زمینه ای نداشته باشد و وارد اون عرصه شود اول اوست که دارد به شعور افراد دیگر توهین می کند نه دیگرانی که او را به نقد می کشند.

بله من هم از بچگی بسیار به فوتبال علاقه داشتم کلاس رفتم تمرین کردم اما ساختار فیزیکی بدنم بگونه ای بود که هرکز امکان نداشت بتوانم یک فوتبالیست شوم! در کمال آرامش این را فهمیدم! این را درک کردم که این کار کارِ من نیست! حال اگر من با همین وضعیت وارد تیم ملی می شدم و کسی به من می فرمود مثل پنگوئن می دود! من حق نداتم ناراحت شوم! چون جایگاه من اونجا نبود و نیست!! توهین از اونجا آغاز می شود دوست عزیز و این تعابیر تعابیری علمی هستند که برای توصیف یک صدی خش دار و مریض هستفاده می شوند.

نکته ی بعدی اینکه من مقصر نیستم که شما پست های قبلی را نمی خوانید! من در مورد آموزش دیدن موسیقی در مدارس در مورد تاثیر رسانه در مورد عادت پذیری گوش و هزاران مورد دیگر صحبت کردم و توضیح دادم که وقتی می توان فرمود احساس و سلیقه ی من درست هست که اون احساس و سلیقه درست و صحیح رشد یافته و پرورش یافته باشد.

وقتی رسانه موسیقی بد می گذارد وقتی در مدارس موسیقی آموزش داده نمی شود بله صد در صد طرفدارانی پیدا می شوند برای نوع هنر بد و اشتباه بنابراین احساس و علم منافات ندارند به شرطی که سلایق در بستری سالم و درست پرورش یافته باشند

با تشکر از شما

60:

سلام

قواعد ترانه و شعر رو تا حدودی آشنا هستم ، ولی آهنگسازی و موسیقی رو خیر

ولی

توی عکاسی کلی اصول برای کادربندی وجود داره
که رعایت اونخا کمک میکنه عکس بهتر و زیباتری ثبت کنیم
ولی بودن و هستن عکس هایی که بدون رعایت این قواعد زیبایی فوق العاده ای داشتن
واس همین هم اکثر اساتید عکاسی میگن که خودتون رو همیشه اسیر این قواعد نبینید


توی شعر هم قواعدی بوده از قدیم
اوایل ظهور شعر نو خیلیا که اسیر قواعد بودن به شدت مخالفت کردن با شعر نو و خیلی فشار آوردن رو نیما یوشیج
در صورتی که بعضی اشعار نیمایی خیلی خیلی زیبا و بی نظیرن
شعر سپید هم که کلا وزن رو حذف کرد بازم خیلیا مخالفت داشتن باهاش:)

جامع ترین تعریفی که تا حالا از شعر دیدم مربوط به آقای شفیعی کدکنی هستش:
"شعر حادثه ایست که در زبان روی میدهد!"




تو گرافیک و طراحی هم تا مقداری همینطوره


شعر و گرافیک و عکاسی هنر هستن که برای هر کدوم علمی هم وجود داره
ولی در درجه اول هنر هستن!
علم برای بهتر شدنِ هنره ، برنامه نیست علم به طور مطلق محدود کنه هنر رو



فرمودم که از آهنگسازی چیزی نمیدونم ، ولی میدونم که آقای چاوشی آهنگسازِ قهاری هستن و اطلاعات شعریشون هم زیاده
و میدونن چیجوری غیر ممکن رو ممکن کنن :)






نوشته اصلي بوسيله alone_composer نمايش نوشته ها
خطاب من به کسانی بود که پارافراتر گذاشته و تز ارائه می نمايند که "در ترانه نباید همیشه پیرو چهارچوبها و قوانین بود و می شود مثلا وزن و قافیه و حتی مضمون نداشت" خطاب من به این افراد بود دقت کنید تفاوت به باریکی یک مو هست اما شما منظور مرا اشتباه متوجه شدید.

فقط در ترانه خیر
در هنر!
ضمن اینکه اتفاقا به نظرم تنها چیزی که خیلی اهمیت داره در هنر "معنا" هستش
که کلا در هنر معاصر خیلی کم شده

61:

درود بر شما خیر اشتباه می کنید.

شعر نو را نیما یوشیج پایه گذاری کرد کسی که خودش به معنای کامل کلمه فردی آگاه به شعر کلاسیک بود!

ساختار شکنی چیز خوبی هست اما اصول و قواعدی دارد وگرنه شما می توانید با صدای قابلمه آلبوم موسیقی بیرون بدهید و ادعا کنید که این یک سبک نو و جدید و نوعی نوآوری هست!! خیر قطعا چنین نیست! شما بروید بالای برج میلاد و بگویید من دیگر از قانون جاذبه ی زمین خسته شده ام!! قدیمی شده کلیشه ای شده!! می خواهم ساختار اون را بشکنم و بپرم و به زمین نخورم! غافل از این که شما ساختار جاذبه ی زمین را نمی شکنید بلکه برخوردتان به زمین هستخوان هایتان را خواهد شکست!! اما می توانید با علم و دانش خود مثلا یک هواپیما طراحی کرده به کمک اون بر اثر قانون جاذبه غلبه کرده و این ساختار را بشکنید! کوتاه سخن این که: نمی تواند به اسم ساختار شکنی هر نوع قانون شکنی کور کورانه را به عنوان نوآوری مصادره کنید!

نکته ی دیگر این که: من در عکاسی هیچ مهارت و تبحری ندارم! به عکس ها علاقه مندم خیلی خیلی زیاد خودم هم دوربین ارم و گاهی هم عکس می گیرم تا اینجا قبول مشکل از ایی آغاز می شود که به خودم اجازه می دهم و به کار تخصصی شما دخالت می کنم.

(شما آموزش عکاسی دیده اید) من اخلاقا چنین حقی ندارم که برای کار شما نسه بپیچم و بگویم چنین هست و چنان نیست!

در مورد ترانه خود حامد عزیز جواب بدهند(چون اطلاعات من کافی نیست) اما در مورد موسیقی اصلا و ابدا چنین نیست که فرمودید آقای چاووشی آهنگساز قهاری هستند! برچه مبنایی این حرف را می زنید؟ چون طرفدارشان زیاد هست؟ چون رسانه دارند؟ چون شما ایشان را دوست دارید؟ خیر دوست عزیز آهنگساز زا می شود از خروجی کارهایش شناخت نه از تعریف و تمجید این و اون! خروجی کارها هستند که برای یک متخصص بازگو می نمايند که آیا فلان شخص آهنگساز هست و یا نیست فقط خروجی کارها و در خروجی کارهای ایشان ساده ترین اصل آهنگسازی با کلام یعنی تلفیق شعر و موسیقی به درستی رعایت نشده (اگر مایل به بحث دوستانه هستید می توانم با توجه به کتاب تلیق و تقطیع شعر و موسیقی اثر زنده یاد هستاد حنانه و به صورت دقیق و مورد به مورد برایتان توضیح بدهم که چرا تلفیق ها غلط هستند)

با تشکر از شما

62:

تعجب میکنم
چه خوب به روحیات کاربران واردید؟

والا من که یادم نمیاد از مهم بودن لایک و دیس لایک.

جایی حرف زده باشم با شما
اصلنم این طور نیست هر پستی من رو حساس نمیکنه
انتظارم از اشخاص باعث میشه دقت کنم به بعضی رفتارهاشون

ببخشید از حوصله.

و اطلاعات من خارج هست این بحث
موفق باشید

63:

درود بر شما من برای شما یادآوری می کنم:

http://forum.hammihan.com/thread184706.html

این تاپیک را شما زدید! در مورد فرهنگ هستفاده از دیسلایک.

پس برایتان این موضوع مهم هست همچنین در اولین پستی که خطاب به من در اونجا نوشتید مرقوم فرمودید:

شما که اینقدر احساساتی هستید خودتون چرا دیس لایک میزنید؟
به شخصه چندین مورد دیس لایک از شما دریافت کرده ام که مثلا در کل هفت هشت صفحه ان تایپیک برای بنی بشری دیس لایک نزید فقط برای من!!حتی برای کسانی که عقیده شان مثل من بود هم نزده بودید...تنها مواردی که دیس لایک از شما دیده ام مرا به فکر فرو برده که ایشون حتی برای هم نظران با خودش در این بحث لایک هم نزده چگونه برای من دیس لایک زده هست!
البته دلیلی نداشتم از خود شما بپرسم فرمودم حتما مخالفید با حرفای من و بی خیالش شده ام
پس برایتان مهم هست و البته برای من هم مهم هست و از فرمودن اون ابایی نداشته و ندارم.

جمع بندی سخن این که:

موسیقی یک علم هست.

قوانینی وجود دارد که یک صدای زیبا را پدید می آورد و قوانینی نیز هستند که توضیح می دهند فواصل بدصدا چگونه از نظر آکوستیکی باید به فواصل مطبوع حل شوند.

نمی شود به صدایی که هارمونیک های غلط و بد در دلِ اون وجود دارد بگوییم خوب.

اگر چنین احساسی داریم به دلیل عادت پذیر بودن شدید گوش ماست و با شنیدن موسیقی های پر زحمت به تدریج ذائقه ی موسیقیایی ما رشد می کند و تفاوت اون دو را در می یا بیم.

با تشکر

64:

ماشالله هزار ماشالله در این همه زمینه های هنری مطالعه داشته اید و این خیلی خوب هست!

هم وطن عزیز! علم و هنر منافاتی با هم ندارند! درگیر کلیشه و شعار نشویم که علم هنر نیست و ...

قوانینی که در هر هنر وضع شده چیزی به غیر از سالها تجربه و آزمون و خطا و در نهایت رسیدن به بهترین راه حل ها نیست که شما علم را از هنرجدا می دانید و مدام این را تکرار می کنید! علم از خودش که چیزی زائد به هنر اضافه نکرد! علم فقط همان مسائلی که ممکن هست شما هم به تجربه دریافته باشید را در کتب مختلف توضیح داده و تبیین کرده.

این بحث صدای خوب و بد هم همین طور هست.

چطور شما اگر بخواهید یک سنتور خوب بخرید می روید با چند نفر مشورت می کنید؟ چون صدای خوب یک سنتور مشخص هست و شما نمی توانید ادعا کنید نه این طور نیست و بد صدا ترین نوع سنتور بازار و بی کیفیت ترین اون به سلیقه ی من خوش صداست!!!! شما می توانید برای انتخاب ساز به سلیقه ی خود رجوع کنید (مثلا بین نی پیانو ویولون و سنتور و ...

سنتور را برگزینید) اما برای انتخاب نوع خوب اون ساز خاص این علم موسیقی و فیزیک آکوستیک و صوت هست که به شما بهترین را نشان می دهد.

صدای یک خواننده هم یک ساز هست حنجره و دستگاه تولید صدا یک ساز هست و بهترین نوعش و با قابلیت ترین نوعش را علم مشخص کرده.

پس بحث سلیقه را نمی توانید در هر جایی به طور عام به کار ببرید و نتیجه ی مطلوب بگیرید.


65:

هوووم
بله
مرسی
شبتون خوش

66:

هووووم؟؟

شب شما هم خوش

پ.ن:
قضاوت بر عهده ی خوانندگان عزیز این بحث

67:

قدیما هر گلی شناسنامه داشت

تموم میشد و باز ادامه داشت :

تو شیشه ی گلاب

تو شعرِ شاعرا

تو گلفروشی ها

تو جیبِ عابرها ....

( از موزیک به رسم یادگار ....

)

68:


موزیک زیبایی ست.
این پستو دیدم یادم افتاد دانلودش کنم.و الان دارم گوش میدم
واقعا غم زیبایی در صداشون هست

69:

خیلی هم خوب ...


70:

ببخشید تنکسهام ته کشیده
مرسی

71:

این قسمتش اصلا معنی نداشت فقط خواسته ردیف و قافیه جور بشه

همه جا رو گشتم کجایی عزیزم بیا تا رگامو تو خونت بریزم

72:

در مبحث هنر همیشه دو طیف از افراد وجود دارند .
1- افرادی که با آگاهی از علم هنر به بحث و بررسی اثری میپردازن
2- افرادی که صرفا اون اثر را دوست دارند و لاغیر
این موضوع شامل تمام هنرها میشه .
شما یا هنرمندید و به چشم هنرمندی یه اثر رو بررسی میکنید و یا نه صرفا اون اثر به دل شما مینشیند .
به همین راحتی .
باور کنید اصلا جای بحث و جدل نداره .


73:

درود بر شما بانو بیصدای عزیز

من جسارتا با این نگاه شما مخالف هستم.

ببینید نمی توان به سادگی از کنار موجی که راه افتاده تا سلیقه ی امت و جامعه را به قهقرای نابودی بکشاند گذشت! موجی راه افتاده که هدفش خراب کردن تفکر و نابودی سلیقه هاست! چطور منِ هنرمند می توانم در مقابل چنین موج ویرانگری سکوت کنم؟ سکوت کنم و بحث نکنم؟ وظیفه ی من چیست؟ شما یک پزشک هستید به عنوان مثال.

می دانید که سیگار عامل هزاران بیماری هست و دارید می بینید که در جامعه عمدا یا سهوا دارند سیگار را به جوانان ترویج می نمايند.

آیا با همین سادگی که الان در اینجا نوشتید از کنار این موضوع عبور می کنید؟ پس احساس مسئولیت چه می شود؟ شاید این بحث ها و به قول شما جدل ها بی حاصل باشد (فرد مقابل را قانع نکند) اما مخاطبی که این بحث ها را بیطرفانه می خواند چطور؟ آیا ممکن نیست که ما بتوانیم حتی یک نفر را به فکر فرو ببریم؟ به نظر من همین یک نفر هم اگر باشد باز هم کافیست.

با تشکر از شما

74:

سلام
شما میتونید بحث کنید و نظرات خودتون رو بگید ولی مطمئنا نمیتونید درمورد سلیقه ی اشخاص نقد و بررسی انجام بدید .من فقط برام مهمه که خوشم بیاد و گهگاهی به متن ِ ترانه و یا آهنگش هم دقت میکنم که در نهایت باز هم بر پايه سلیقه ی شخصی خودم یا ازش خوشم میاد یا نه .
اون یک نفر هم حتی اگر به فکر بره در نهایت باز هم به سلیقه ی خودش بیشتر اهمیت میده تا بحثی چون علم هنر

75:

سلام

اشتباه این هست که تصور می کنیم سلیقه امری فطری و خدادادی هست.

خیر! سلیقه چیزی هست که می تواند جهت بگیرد، سمت و سو بگیرد، می تواند ساخته شود می تواند تغییر کند.



من نگران کودکان و نوجوانانی هستم که به جای شنیدن موسیقی فاخر با موسیقی رپ ساسی مانکن و عموپورنگ بزرگ می شوند.

در آینده نمی توانیم بگوییم مقصر سلیقه ی افراد هست.

هیچوقت افراد مقصر نیستند مقصر همان موج ویرانگری هست که دارد سلیقه ها را به این سمت و سو می برد.

نمونه های آزمایش شده هم بسیارند اول خد من که عرض کردم پیش از آموزش موسیقی بر روی یک خوانندهه خاص تعصب فراوانی داشتم و هرگاه هستادم می فرمود این صدا بد هست و نباید به اون گوش کنی درست همین موضع شما را می گرفتم: سلیقه ی هر کس مربوط به خودش هست!!! اما سپس چندی وقتی فهمیدم کا برای ساخت یک اثر ارزشمند چه زحمت هایی کشیده می شود کم کم رویکردم به طور ناخوداگاه تغییر کرد الان وقتی صدای اون خواننده را می شنوم متوجه می شوم که خیلی خیلی بد بوده هست.



در اینجا هم داستان به همین صورت هست اگر آموزش صحیح اتفاق بیافتد خواهید دید که شنیدن موسیقی خوب و علمی منافاتی با عوام یا خواص بودن افراد ندارد و من درک نمی کنم چرا انقدر اصرار دارید این دو موضوع را از هم جدا کنید! موسیقی علمی در واقع چیز خیلی عجیب و غریبی نیست که امت نتوانند اون را درک نمايند! احساس و علم در مقوله ی موسیقی جدا از هم نیستند.

بلکه همان احساس ها وقتی طبقه بندی می شوند و در کتابی نوشته می شوند می شوند علم! علم موسیقی از خودش که چیز زائدی به موسیقی اضافه نکرده.

بنابراین بحث پیرامون آموزش هست و اگر آموزش اتفاق بیافتد طبیعتا سلیقه ی امت به سوی مسیر درست هدایت خواهد شد.

با تشکر

76:

خود شما دارید اشاره میکنید که سلیقه میتونه جهت بگیره .بله ولی بنده هم نقض نکردم این قضیه رو و فرمودم شما میتونید اطلاعات بدید و امت رو راهنمائی کنید اما مطمئنا نمیتونید اونا رو مجبور کنید و در نهایت باز هم باید این افراد بر پايه اطلاعاتی که خودشون دارن و یا از شما کسب کردن در نهایت انتخاب نمايند که چه موسیقی رو گوش بدن .
انتخاب امت به خودشون مربوطه و کسی نمیتونه اونا رو چه با بار علمی و یا چه با هر وسیله ی دیگه ای مجبور به قبول نظرات کنه .


77:

یعنی چی مجبور کنید؟ مگر کسی تفنگ بر شقیقه ی امت گذاشته و اونها را مجبور کرده؟ من نظرم را صرفا دارم می نویسم با همان کیبورد کامپیوتری که شما و دیگران می نویسید! پس قصد همان طوری که شما فرمودید همین ارائه ی آزاد اطلاعات در یک محیط رسانه ای مثل فاروم هست.

طبیعتا هیچ کس در هیچ موردی نمی تواند دیگری را "مجبور" به انجام کاری کند.


78:

اصرار بر این که بیشتر خواننده ها فلان هستند و بهمان هستند و نباید صداشون رو گوش داد نوعی اجبار رو تلقین میکنه و شما ناخوداگاه این فکر رو توی ذهنها میندازید که انگار باید فقط و فقط به صداهائی گوش داد که از نظر شما تائید شده هست .دقت کنید که همه ی آدمها مثل هم نیستند و همه هم مثل هم فکر نمیکنن و طبعها و سلایق متفاوته .یه نفر صدای شاهین نجفی رو دوست داره یکی گروه متالیکا رو میپسنده و یه نفر سراج و ناظری .
و حالا سوال
پیشنهاد شما برای گوش دادن اثرها کدام خواننده ها هستند ؟ لطفا ده خواننده که از نظر شما درکشور ایران و یا حتی دیگر کشورها شایستگی شنیده شدن رو دارند رو اسم ببرید .
و سوال دیگه این که
آیا یکسان سازی سلایق امکان داره یا نه ؟
طبق نظر شما علم موسیقی یکی هست و تغییر ناپذیر پس باید سلایق رو به اون سمت برد .حال به نظر شما در کشور ایران سمت و سو دادن کل سلایق به یک جهت که از نظر علمی قابل قبوله امکان پذیره یا نه ؟

79:

متاسفانه پستها را دقیق نمی خوانید و بنده مجبور م شوم به یک سوالی که دهها بار جواب داده ام دوباره جواب دهم.

در همین تاپیک جواب پست شما را به کاربر دیگری به این شکل داده ام لطفا مطالعه کنید:

دورد دوباره بر شما.

اشتباه شما هستنباط اشتباهی هست که از حرف من دارید.

این هستنباط اشتباه موجب نتیجه ی غلط گرفتن می شود.

نتیجه ی حرف من این نیست که "همه باید یک نوع موسیقی را گوش بدهند" یا این نیست که "همه باید شبیه به هم ترانه بگویند" بلکه نتیجه ی حرف من این هست: "همه باید کار خوب، علمی و درست را انجام بدهند و هر کس با توجه به علاقه و سبک مورد نظرش"

هایده را که برای شما مثال زدم، اتفاقا خود شخص من زیاد با آهنگهایش نمی توانم ارتباط بربرنامه کنم، اما کارش درست و دقیق هست و علمی هست چه منِ نوعی خوشم بیاید و چه نیاید.

موسیقی شوپن علمی هست و نمی توان در مقابل اون موضع گرفت چه من خوشم بیاید چه نیاید.

پس حرف من اصلا از ابتدا این نبوده که همه باید شبیه به یک الگو کار تولید نمايند.

بحث این هست که کسی که صدای خوبی دارد باید خواننده شود صدای خوب بی نهایت حالت مختلف دارد صدای آبشار هم زیباست صدای پرندگان هم زیبا هستند من که نفرمودم همه باید فقط به صدای آبشار گوش نمايند.

به همین ترتیب در چهار چوب تعاریف فیزیک صوت و علم موسیقی صدای خوب و رسا برای شخصی که خواننده هست تعریف شده و امری ذاتی و ژنتیکی هست علم هم از خودش تعریف ارائه نکرده بلکه بر مبنای قوانین فیزیک قابل اثبات هست همان طور که قانون جاذبه ی زمین اثبات پذیر هست و صدای این آقا خوب نیست.

بنابراین ابدا بحث سلیقه مطرح نبوده و نیست.

بین میلیونها میلیون صدای خوب سلیقه ممکن هست به فراخور محیط و خیلی پارامترهای دیگر یکی را در حال حاضر بپسندد، اما این بدان معنا نیست که دیگر حتی صداهای غیر موسیقیایی و بد هم سلیقه ای هستند.


80:

در پست بالا شرح دقیقی داده ام.

کسی نمی گوید فقط یک سبک باشد کسی نمی گوید فقط یک یا چند سلیقه ی محدود باشند!!! در هر سبک و سیاقی کارهای خوب و کارهای بد وجود دارند.

کارهای علمی و فاخر و کارهای ضعیف و بد وجود دارند.

اصلا بحث سبک نیست بحث این هست که باید شورایی وجود داشته باشد که به صورت تخصصی و نه سلیقه ای به بررسی کارها بپردازد در هر سبک خاص شورای تخصصی اون سبک و کارهایی که بد هستند آزادانه مجوز انتشار پیدا ننمايند که نتیجه بشود چنین ترانه ی افتضاحی (رگامو تو خونت بریزم) باید نظارتی هنری (و تاکید می کنم نه سلیقه ای) باشد بر روی ترانه سرا بر روی آهنگساز و از همه مهم تر بر روی خواننده که این افتضاحی که الان در آشفته بازار موسیقی کشور شاهدش هستیم جمع شود.

این نظر شخصی من هست به عنوان کسی که سابقه ی 8 آلبوم موسیقی را دارد و سالها موسیقی کار کرده هییچ اجباری در پذیرش اون نیست ولی اگر این حرف منطقی هست فقط می توانید در مورد اون فکر کنید که آیا این که هر کسی که از مادرش قهر می کند خواننده شده هست وضعیتی مطلوب هست یا خیر....

قضاوت بر عهده ی خواننده ی بی طرف فقط همین!

ویرایش:

بنده هرگز و در هیچ جا ادعا نکرده ام که علم موسیقی یکیست و تغییر ناپذیر، لطف کنید با ارایه ی سند و لینک دقیق نشان دهید که من چنین حرف غلط و عجیبی زده ام.


81:

درود و عرض ادبی دیگر...
با تایید فرماش عالی باید بگویم که بنده هنوز به خوبی به یاد دارم که بارها و بارها از موسیقی تلفیقی هستقبال نموده اید...همین خود نشاندهنده تغییرپذیر بودن موسیقی از نظر شماست..البته لازم هست که همینجا هموقت بارها و بارها هم از شما هستاد بسیار گرانمایه و عزیزم سپاسگزاری کنم که در این سالها به پیشنهادها و درخواستهای دیگران از جمله بنده هم توجهی ویژه نموده اید و هیچگاه کاستیها را به رخمان نکشیدید...

82:

دوست عزیز چه اصراری هست شما ثابت کنید ایشون علم موسیقی نداره.

از کجا می دونید.

ایشون ترانه میگه ، موزیک های خودش میسازه و با افرادی مثل بهروز صفاریان و کوشان حداد کار میکنه که هر دو از افراد وارد بر کار خود هستند.


کافیه به کارنامه ایشون نگاهی کنیم:

دارای چندین آلبوم دارای مجوز

چندین بار رتبه اول در نظر سنجی

کار برای فیلم ها

پر فروش شدن آلبوم هاش که نمونش در من خود اون سیزدهم دیدیم.

حالا سوال بنده این هست که شما که ایشون نقض می کنید اون هم از نگاه یک هنرمند چرا چنین کارنامه ای در شما نمی بینیم???

نظر شخصی بنده این هست در عرصه رقابت اون هم در یک هنر واحد باید تلاش کرد تا برتری یافت و نه تخریب یک هنرمند دیگر.

امیدوارم جسارت بنده ببخشید ، ولی سپس مطالعه6 صفحه تخریب یک هنرمند دیگر سکوت حماقت بود.


83:

درود بر شما دوست عزیز

تنها مشکلی که در اینگونه بحث ها می بینیم این هست که باید یک جواب تکراری را دهها و بلکه صدها بار مجددا بنویسم.

ابتدا با قسمت آخر پست شما شروع می کنم که تا حالا شاید صد بار پاسخش را نوشته ام:


نظر شخصی بنده این هست در عرصه رقابت اون هم در یک هنر واحد باید تلاش کرد تا برتری یافت و نه تخریب یک هنرمند دیگر.

به من در کل تاریخ جهان نشان دهید که هنرمندی تا کنون توانسته باشد از طریق "تخریب دیگر همکارانش" خودش را محبوب کند و بالا ببرد.

یک مورد نشانم بدهید مستند و مستدل! دوست عزیزم این معلوم و بدیهی هست که هرگز نمشود با تخریب دیگران به جایگاهی رسید این معلوم و مبرهن هست که هیچ کس با تخریب دیگران "محبوب" نمی شود بلکه منفور خواهد شد.

چرا وقتی یک نفر با عقاید شما موافق نیست بر او برچسب می زنید؟ چرا دنبال ریشه های شخصی می گردید و بحث را شخصی می کنید؟؟ شما به من چه کار دارید؟ شخص من در این بحث چه اهمیتی دارم؟ داریم بحث علمی می کنیم و بحث این هست که این ترانه سخیف هست که غلط هست هرکه می خواهد این حرف را بزند شما باید به نقد حرف شخص بپردازید و نه به "خود شخص" بر فرض حرف های شما درست! من کارنامه ندارم من بد اصلا من صفر مطلق! خب؟ حالا این حرف من هست شما می توانید در موردش فکر کنید می توانید بحث کنید می توانید بپذیرید یا نپذیرید پس از سفسطه ی پرداختن به شخص سخنگو به جای سخن بپرهیزید.

دوست عزیز چه اصراری هست شما ثابت کنید ایشون علم موسیقی نداره.

از کجا می دونید.

من سالها دوره های هارمونی کنترپوان و ارکستراسیون دیده ام و طبیعی هست که وقتی کاری را می شنوم می توانم اون را اونالیز کنم.

از حرفم برداشت بد نکنید من آدم مغروری نیستم و چیز زیادی هم در موسیقی نمی دانم اما بدیهی هست اگر شما مهندس معمار یک ساختمان باشید وقتی در خیابان قدم می زنید با دیدن ساختمان ها با توجه به تجربه ی قبلی که دارید، متوجه می شوید که مشخصات فنی این ساختمان چیست شاید از نظر منِ بی اطلاع به ساختمان سازی یک ساختمان خیلی شیک و زیبا باشد اما شما که نگاه تخصصی دارید به من می گویید که این ساختمان از درون ویران هست و خوب کار نشده بر روی اون.

در اینجا هم بحث به همین منوال هست.

در ضمن دوست عزیز من با افرادی در موسیقی سر و کار داشتتم که دانش بالا و کارنامه ی درخشانی دارند اما متسفانه یا به دلیل نیازمندی های مالی و یا به هر دلیل شخصی دیگر حاضرند بر خلاف میلشان با یک خواننده ی بد صدای معروف کار نمايند تا روزگارشان به خوبی بچرخد.

نمونه اش هستاد گیتار الکتریک آموزشگاه خودمان که الان با یکی از همین افراد معروف کار می کند ولی اصلا و ابدا و قلبا نه او را قبول دارد و نه هنرش را می پسندد پس شما نمی توانید از روی این موضوع نتیجه بگیرید که هر کس با بزرگان کار می کند پس لابد کارش خوب هست.

موزیک های خودش میسازه

در مورد این قسمت به طور ویژه باید توضیح بدهم که بسیاری از این نا خوانندگان ناجوانمرد هستند که فکر می نمايند آهنگسازی یعنی همین که ملودی بر روی شعر بگذارند!! اینکه یک شعر بدهیم دست یک بچه ی 5 ساله و بگوییم اون را با یک آهنگ بخوان آهنگسازی نیست دوست عزیز! به غلط این موضوع متاسفانه جا افتاده.

آهنگساز کسی هست که نت بلد هست ارکستراسیون می سازد اورتور طراحی می کند.

بسیاری از این دوستان چون روی شعری ملودی می گذارند با کمال پررویی اسم خود را آهنگساز می گذارند.

با اینکه شخصی شدن بحث کمکی به اون نمی کند و صرفا باعث انحراف بحث می شود ولی جواب می دهم:

دارای چندین آلبوم دارای مجوز

چندین بار رتبه اول در نظر سنجی

کار برای فیلم ها

پر فروش شدن آلبوم هاش که نمونش در من خود اون سیزدهم دیدیم.

حالا سوال بنده این هست که شما که ایشون نقض می کنید اون هم از نگاه یک هنرمند چرا چنین کارنامه ای در شما نمی بینیم???
من سال 1376 اولین آلبومم آماده شده بود (پرستوی مهاجر) اون وقت آقای چاووشی که هیچ! آقای اصفهانی نیز هنوز رسما خواننده نشده بودند.

این که چرا هیچ کدام از این آلبوم ها پخش نشده دلایل بسیار اسف بار و پیچیده ای دارند....

شما نمی توانید از این موضوع نتیجه بگیرید که پس هنرمندی که در چنین سیستم ارشادی کارهایش مجوز نگرفتند کارش لابد بد هست.

برایتان مثال می آورم...

فرهاد مهراد را می شناسید؟ اونقدر تلاش کرد تا بتواند آلبومش را منتشر کند که آخر دق کرد و مرد...

خیلی چیزها را نمی توان در یک محیط عمومی فرمود و نوشت اما حاضرم در پیام خصوصی دلایل را برایتان دقیق تر و واضح تر بنویسم تا شما هم وطن عزیز متوجه شوید که در پشتاین مافیای موسیقی چه خبرهایی هست.

کارنامه ی من اون چیزهایی نیست که شما فرمودید اما خیلی خوشبختم که کارنامه ی کاری ام این هست که همیشه به گوش شما هم وطنان عزیزم احترام گذاشتم همیشه برای سطح سلیقه ی شما ارزش قائل بودم.

خودم را با شایعات مسخره مثل این که جزام دارم و ...

معروف نکردم! به کسی پول ندادم که ....

(بگذریم) افتخارم این هست که شب ها تا صبح نخوابیدم تا بهترین کاری که از دستم بر بیاید را برایتان بسازم.

افتخارم این هست که تا کنون بابت هیچ یک از 50 آهنگی که خوانده ام یک ریال پول نگرفته ام و همه را با نام خودم بدون هیچ چشمداشتی تقدیم شما کردم.

افتخارم این هست که اگر چه از شما بی محبتی فراوان دیده ام اما باز هم با نام خودم نام واقعی خودم کارهایم را برایتان گذاشتم و خودم را پشت نام ها و آیدیهای مجازی مخفی نکردم.

خودم بودم صداقت داشتم و با امت عزیزم رو در رو در ارتباط بودم....

همین

پاینده باشید

84:

درود بله همه ی سبک ها در موسیقی محترم و زیبا هستند به شرطی که علمی و درست کار شوند.

هیچ سبکی مقدس و یا نا مقدس نیست.

بحث این هست که همه باید باشند ولی در هر رشته بهترین ها کار نمايند.

ممنونم از محبت شما دوست بزرگوارم

85:

راستی یادم رفت بگم
از چاوشی فرمودیم ولی از سینا سرلک نه!"
چقدر همخوانیش خوب بود
یکی از اینده دارهای موسیقی سنتی....
:-)

86:

دوستان عزیز خواهش می کنم این بحث را تموم کنید

87:

نوشته اصلي بوسيله thedarkvisitor نمايش نوشته ها
هانا بیا ببین چه کردی

سلام
حالا خوبه زیاد تعصب روی این خواننده ندارم وگرنه میدون رو خالی نمیکردم
حتما باید پناهنده بشم

88:


درودی بی پایان بر شما هستاد بسیار شایسته ، بزرگوار و صدالبته بسیار عزیزم

گرچه هنگام مطالعهتک تک پاسخهای ژرف شما به دوستان بسیار اندوهناک شدم که بار دیگر به نوعی وادار شدید اونچه واقعا نیازی به توضیح ندارد را با پرداختن به جزییات توضیح بدهید که شاید این دفعه دست کم چند نفری دقیقا متوجه منظور عالی بشوند ولی افسوس ...افسوس که همان زیاده از حد رسانه ای شدن بعضی چیزها کار خود را کرده...راستش هنوز در شفرمودم که اگر خواستند واقعا با موسیقی خوانندگان اون سوی آبها رقابت نمايند و جایگزین برایشان پیدا نمايند چرا دقیقا دست گذاشتند روی همان جنبه هایی که بد می دانستند؟!!! این یعنی چه؟ وطنی باشد حالا بد هم اگر باشد اشکالی ندارد؟هر چیز بد هست، بد هست دیگر و این سو و اون سو ندارد ...!!!! اصلا وقتی نوع خوب و بهترش را این سو داریم و می توانیم داشته باشیم چرا بر روی همانها سرمایه گذاری نمی شود؟

واقعا دلم نمی خواهد بنده هم چیزی بنویسم که باعث شود عالی دوباره به زحمت پاسخگویی بیافتید چرا که دلم نمی آید...وقت شما واقعا بسیار ارزشمندتر از اونست که صرف این موارد بشود...این نوشته بنده را لطفا بگذارید به حساب ابراز احساسات هواداری که دلش می سوزد و نمی تواند تلاشهای ارزنده شما را ببیند و هیچ نگوید...همچنان بر این باورم که روز شما هم خواهد رسید..دیر نخواهد بود روزی که همگان حتی همانها که با هنربرخاسته از دانش عالی آشنا نیستند هم نتوانند بزرگی اون را نادیده بگیرند...: :

89:

والا ما هم اینقدی تعصب نداریم روش که بخوایم ازش طرفداری کنیم.ولی خودم به شخصه برخورد طرفداران 2 آتیشش رو دیدم.خیلی نظر بدم یهو دیدی از هم میهن که هیچ از رو کره ی زمین محو شدم و رفتم تو افق :دی
ولی ماشا ا...

بحث رو اهل نقد داغ نگه داشتن
"ه" مثل هانا یعنی آتیش بیار معرکه آخه چرا من فرمودم بذار مثل نفس
ببین چه کار کردی؟!!! تاپیک پربحث زدی خودتم در رفتی

90:

خودتو لو دادی
حالا فهمیدم کی هستی چی فکر میکردیم چی شد

91:

ای توروحم :دی
امشب سر راحت به بالین بذار :دی
خخخخخخخخخخخخ هنوز شیوا نتونسته منو کشف کنه :دی خماره هنوز :دی

92:

بی نهایت بزرگوارید و بی نهایت مهربان دوست عزیز

و باز هم چه زیبا و تامل برانگیز نوشتید:
اگر خواستند واقعا با موسیقی خوانندگان اون سوی آبها رقابت نمايند و جایگزین برایشان پیدا نمايند چرا دقیقا دست گذاشتند روی همان جنبه هایی که بد می دانستند؟!!!

93:

درود ..


فرمودگو ها را خواندم و هستاد امیدوار عزیز ، تنها می توانم نقلی از جمله ی بهرام بیضائی به شما تقدیم کنم و شاید امیدی واهی به فردایی بهتر :

با شما از زخمی سخن می‌گویم برآمده از نیزه‌های نادانی
و ما همه قربانی اونیم.
کسی دوستدار حقیقت نیست،
همه دوستدار مصلحت‌اند.


پیروز و سربلند باشید .


94:

احسنت
به جای خوبی رسیدید
سلیقه!
سلیقه هایی خاص در امت بوجود آمده(بد یا خوب)

عده ی دیگه ای از امت هم از وقتی که این سبک های موسیقی و این خوانندگانی که معروف هستن شروع به کار کردن و آهنگ های احساسی و...بیرون دادند با اون بودن و حتی از بچگی با این آهنگ ها بزرگ شده وبه اون ها علاقه دارن
خیلی از افراد جامعه ما هنوزم که هنوزه آهنگ های قدیمی(آهنگ های قبل انقلاب:|) گوش میکنن(این ها هم نمونه ی افرادی که سلیقه شان به هر دلیلی عوض نشده)

(شد سلیقه ای!)

این سلیقه ها خوب یا بد توی نه فقط این جامعه بلکه توی کل جهان بوجود آمده
مثل سلیقه ای که اخیرا داره توی نوجوان های امروزی بوجود میاد(رپ و...)و باید بگیم اومده
که برای بنده حتی فکر گوش دادن به همچین چیزی آزاردهنده ست
اما برای عده ای لذت بخش!

والبته موسیقی بی کلام هم یک نوع سلیقه ست

اگر شما به فکر اشتباه بودن این سلیقه ها هستید باید به فکر تغییر اون باشید نه جنگیدن با اون(میدونم قصد شما بیان نظرتونه اما اینطوری فایده ای نداره)
این سلیقه ها هم همونطوری که بوجود آمدن میشه از بین بردشون



و همه هم میدونیم که این آهنگ ها اثرات بدی روی جسم و روح میتونه داشته باشه

95:

درود بر دوست محترم و عزیزم

دوست خوبم بحث سلیقه یک چیز هستو بحث موسیقی که مضر هست و برای روان و جسم انسان ضرر دارد چیز دیگری هست.

من منکر سلیقه نمی شوم (بارها و بارها فرموده ام دهها بار) نمی گویم که همه بایستی از یک نوع سلیقه طبعیت نمايند! طبیعی هست که سلایق متفاوت هست به میلیونها دلیل محیطی آموزشی تا حتی ژنتیک و ...

بحث من بر سر این موضوع هست که موسیقی یک علم هست.

علم صداهای خوش علمی که تعریف می کند صدای خوب چیست در چه حالت هایی قابل هستفاده هست.

با موسیقی علمی می توان بیلیون ها بیلیون موسیقی متفاوت نوشت در همه ی سبک ها و خیلی هم عالیست که سلیقه های گوناون بیاند و گلچین نمايند.

بحث این هست که موسیقی مضر و غیر علمی و صدای گوش خراش و خش دار و بد چرا دارد ترویج می شود؟ ما نمی توانیم همه چیز و همه چیز را با عنوان سلیقه توجیه کنیم! شاید سلیقه ی یک نفر کشتن انسان ها باشد! آیا باید به اون احترام گذاشت؟ سلیقه ای که صدای خش دار و مریض را می پسندد به دلیل آموزش غلط هست.

نکته ی دیگر این که من یک هنرمند خیلی کوچکم! من سیاستمدار نیستم من جنگجو نیستم من هستعداد مدیریت ندارم! من دو کار می توانم انجام بدهم: 1) آهنگ هایی بخوانم و بسازم که در چهارچوب موسیقی سالم باشند 2) آگاهی بدهم.

تخصص من رسانه نیست! من پی ام سی و صدا وسیما ندارم.

اما آقای چاوشی دارند.

نمی توان من نوعی را که هیچ آشنا پارتی پول و هیچ رسانه ای جز هم میهن ندارم را با آقایانی مقایسه کرد که از همه ی اینها بهره مندند.

ایشان اگر از ریختن رگ در خون (که بسیار مسخره و انتهای ابتذال یک ترانه هست) بخواند باز هم مورد پسند و در حاشیه ی امن هست اما من که با نهایت تلاش کاری می سازم که حاصل سالها تلاش و شب بیداری هست حتی در همین جا با انتقادات بدور از انصاف از جانب کسانی که هیچ ز هنر موسیقی نمی دانند روبرو می شوم مثل این که کار طولانی بود کوتاه بود گرم بود سرد بود و...

می بینید تفاوت از کجا تا کجاست؟ چکونه می توان در چنین شرایط نا عادلانه و نا برابری ترویج فرهنگ صحیح کرد وقتی نه رسانه داری و نه دل هیچ کس برای فرهنگ خوب نمی سوزد؟

با تشکر از توجه شما و پست خوبتان

96:

بسم الله الرحمن الرحیم
پیتزا هم خوشمزه اس هم غذاس هم طرفدار داره منتها سالمه؟نه
سلیقه شما پیتزا دوس داره.منتها سلیقتون برنامه نیست پیتزا رو به غذای سالم تبدیل کنه

97:

سلام دوست عزیزم

مقایسه ی غذا با موسیقی البتته در خیلی موارد قیاس خوبی هست ولی در این مورد که شما فرمودید کمی تفاوت وجود دارد.

ببینید در مورد غذا طعم انگیزه بخش هست و کشش ایجاد می کند.

اما در موسیقی یک بحث خیلی خطرناک دیگر وجود دارد به اسم مد شدن.

این مد شدن تا حدی می تواند پیش برود که حتی اگر کسی بگوید (رگامو تو خونت بریزم) باز هم نه تنها نقد نشود بلکه در حاشیه ای امن و غیر قابل نقد برنامه گیرد.

بر روی پیتزا هیچگاه چنین تعصبی بوجود نمی آید چنین فکر تعطیل نمی شود که حتی اگر مزه ی تلخ زهر مار هم بدهد باز هم بقیه با اشتیاق اون را نوش جان نمايند...

ولی موسیقی بد فکر را تعطیل می کند.

چون موسیقی به نوعی خوراک ذهن و روح هست اما پیتزا خوراک جسم

موسیقی خوب می تواند انسان را به فکر فرو ببرد و موسیقی بد انسان را پرخاش گر و افسرده می کند.

با تشکر از شما

98:

سلاملکم.خوبین؟
فقط مثالی بود برای درک بهتر دوستان.باور کنید اگر انسان عادت کند زهر ماهر هم میخورد
عادت یکی از خطرناک ترین ویژگی های انسانه

99:

دقیقا همین طور هست.

صد در صد.


100:

طبق روال عادی معمولا یک هنرمند بابت هنری که ارائه میدهد مورد پسند طرفدارانش برنامه می گیرد.

ولی بعضی هنرمندان علاوه بر هنر دارای شخصیت دلنشین و جذابی هستند.

طرفداران محسن می دونند من چی میگم ، بنده خودم به شخصه صداش گوش میکنم و لذت میبرم و شخصیت و در کل خودش را هم بسیار دوست دارم.
با علاقه فراوان منتظر آلبوم جدیدش هستم و آرزوی موفقیت براش دارم.


101:

چاووشی اینهمه آهنگ خونده
تو پرونده کاری هر خواننده ای میشه کارایی رو پیدا کرد ک ضعیف تر از کارهای دیگست!
پستا رو هم همه رو خوندم!
نمیدونم چرا فکر میکنید فقط خودتون علم موسیقی میدونید!
برای خودم غیر قابل پذیرشه که یک خواننده که اینهمه طرفدار داره و آهنگاشون واقعا به دل میشینه

از علم موسیقی که ازش حرف میزنید کاملا ناآگاه باشه و از رو هوا آهنگ بده بیرون و از قضا اینهمم طرفدار پیدا کنه!

و جالب تر اینکه از نظر بعضی از کاربرا اکثر خواننده هایی که امروزه پوطرفدارن تو ایران آهنگ هایی میدن بیرون که با علم موسیقی متناقضه و صدای بدی دارند و صرفا بخاطر سلیقه ی امت هست که معروف شده اند.
اتفاقا اگه هم چنین باشه این امت هستن که خوب و بد رو در نهایت میسازن!
همه چیز در نهایت طوری پیش میره که مورد پسند همین امت باشه! چون مخاطب همین امتن!
وگرنه ادم موسیقی بر طبق اصول بسازه و به مذاق کسیم خوش نیاد! به چه د ررد میخوره؟
سازندش بشینه تو خونه و خودش ب تنهایی گوش بده و لذت ببره!

102:

معمولا انتقاد وقتی صحیح هست که با حضور طرف مقابل باشه
انتقادمونم غیر اصولی و خرابه هعییییییی

103:

درود دوست عزیزم

ببخشید ولی به نظرم این طور نیست.

اگر من و شما هر دو در یک رشته ی تخصصی خاص فعال باشیم، مثلا پزشکی با تخصص پوست، اونگاه بنده بر روی پوست یک بیمار یک کاراشتباه اجرا کنم به گونه ای که پوست او خراب شود، شما به عنوان همکار من می توانید از این کار من انتقاد کنید و کاری که اشتباه هست و مبرهن و واضح هست که اشتباه هست، نیازی به حضور نفر مقابل ندارد.

ترانه و موسیقی نیز یک علم هست اگر کسی در ترانه از یک تشبیه اشتباه هستفاده کند، این یک اشتباه واضح و مبرهن و بدیهی هست و قابل نقد هست در همه جای دنیا هم همین طور هست و اینطور نیست که شما به ما ایرانی ها با کنایه می گویید: انتقادمون (ما ایرانی ها) هم خرابه!!

تشبیه یک صنعت در شعر و ترانه هست که چهاچوب و اصولی دارد.

هرچیزی را نمی توان به چیز دیگر تشبیه کرد مثلا شما ممکن هست گل را از نظر لطفافت به پارچه ی ابریشم تشبیه کنید یا بگویید گل را می بوسم اما نمی توانید بگویید خورشید را می بوسم!!! این تشبیه بی معناست و انتقاد بر اون طبیعی و درست هست.

خورشید را از نظر نور و گرمایش می توان تشبیه کرد اما نمی توان دیگر اون را بوسید!

تشبیه ریختن رگ در خون هم به همین اندازه اشتباه هست.

بیاییم بدون تعصب قضاوت کنیم.

تعصب داشتن چیز خوبی نیست.

و انتقاد تنها وقتی غیر سازنده و بد هست که به خود شخص و شخصیت او به جای کار او پرداخته شود و مثلا شخصی طرف را تخریب کند اما کار یک هنر مند همیشه از نظر علمی قابل نقد و بررسی هست (دقت کنید "کار" یک هنر مند نه "شخصیت" او)

با تشکر از شما

104:

درود بر شما هم وطن گرامی

چون به طور واضحی مخاطب شما بنده بودم توضیح می دهم.

اتفاقا متاسفانه شما پست ها را دقیق و کامل نخوانده اید چراکه بنه جواب نوشته های شما را نه یک بار بلکه بارها و بارها داده ام و شما باز دارید همان حرف ها را تکرار می کنید.

من توضیح دادم که رمز موفقیت یک خواننده ی پاپیولار، برخلاف نوشته ی کنایه آمیز شما قضا و قدر نیست حرف شما تنها وقتی درست هست که به همه ی خوانندهها به همه ی کارها موقعيتی برابر(دقت بفرمایید: موقعيت برابر) داده شود تا بر روی فیلم ها بخوانند کنسرت بگذارند در هستفاده از رسانه برابر و آزاد باشند اونگاه می توانید بگویید سلیقه ی عموم امت چاووشی را می پسندد.

بگذارید مثالی بزنم (برای بار هزارم) شما از تمام سوپر مارکت ها و اغذیه فروشی ها و حتی رستوران های سطح شهر، همه ی انواع غذاها را جمع آوری می کنید (و یا بسیار محدود می کنید) و دستور می دهید که فقط "چیبس و پفک" به مقدار خیلی خیلی زیاد و با قیمت ارزان توزیع بشود.

مدتی می گذرد (چندین سال) بعد می بینید که همه ی امت دارند با اشتها پفک و چیبس می خورند.

آیا این سلیقه ی امت هست؟ یا به عبارت بهتر آیا امت انتخاب های دیگری هم به اندازه ی چیبس در اختیار داشته اند؟ چلوکباب هم خورده اند؟ خیر! پس شما نمی توانید در این مورد هستناد کنید به نظر چنین امتی.

ببینید همان طور که انسان نیازمند خوردن غذاست به همان اندازه هم روح و روان او نیازمند شنیدن موسیقی هست.

اگر خوراک موسیقیایی او خوب نباشد، طبیعتا خوراک بد را می خورد همان طور که امت خودشان پزشک تغذیه نیستند و از خوردن غذای مضر و ضررهای اون آگاهی کافی ندرند، به همین ترتیب امت همگی موزیسین نیستند پس نمی دانند و آگاه نیستند که اونچه گوش می دهند آیا یک خوراک موسیقیایی خوب هست یا بد.

این که اکثر امت این نوع خوانندگان را دوست دارنددلیل خوب بودن اون خوانندگان نیست به این دلیل هست که گزینه های دیگر اجازه ی فعالیت آزاد را در چنین جامعه ای نمی یابند

امیدوارم پاسخم را تا انتها و دقیق مطالعه بفرمائید


با تشکر فراوان از شما

105:



این قسمت از حرف شما همان قسمتی هست که بخاطرش نتیجه ی اشتباه گرفته اید.

در واقع یک خواننده ی پاپیولار همان طور که در پست قبل عرض کردم صرفا به خاطر سلیقه ی امت مطرح و معروف نمی شود و بنده نیز همچین ادعایی نکرده ام.

بلکه وقتی رسانه دارد (تلویزیون رادیوو ماهواره پی ام سی و ....) وقتی بر روی فیلم های مهم و معروف می خواند مصاحبه های جنجالی دارد شایعاتی درست می کند یا درست می نمايند برایش مدیر برنامه هایی دارد که در ارگان های مهم برش داند و ...

و....همه ی اینها باعث شهرتش می شود.

این موقعيت ها در اختیار همه به طوور برابر طبیعتا نیست.



ببخشید اگر مجموعا پاسخم طولانی شد

106:

ببخشید ولی من باید بگم الان دهه ی شصته؟
که تنها وسیله ی پیشرفت یک خواننده این باشه که کارهایش از تلوزیون و تیتراژ یک فیلم و سریال پخش شود؟ که همه ی امت بخواهند اون رو بشنون و بشناسنش؟

اگه درست متوجه شده باشم منظور شما این بود که به این خواننده موقعيت داده شده ولی ب یکی موقعيت داده نشده که بتونه موسیقی و صداشو نشون بده!
الان هر کسی از هر راهی میتونه صدای خودشو نشر بده!
دیگه مثل قدیم نیست که گوش و چشم همه به تلوزیون ورادیو باشه ک فقط بخان از فلان خواننده ترانه ای پخش نمايند و امت هم صرف چون فقط صدای اوشونو میشنون عادت نمايند به همون صدا و به به و چه چه کنن.
همه ی ما صدای صدها خواننده رو گوش دادیم!
بعضی از خواننده و اهنگاشونو ک پلی میکنیم حتی به ثانیه هم نمیکشه ک میبندیم!
چون میفهمیم که ارزشی نداره گوش دادن به این ترانه و صدا!

و اینکه همه از وقتی شروع به فعالیت کردن موقعيت و موقعیت نداشتند!
ینی از اولین اهنگشون بهشون نفرمودن بیاین و تیتراژ بخونید یا فلان کشور کنسرت انجام کنید!
میدونید مشکل چیه؟
مشکل اینجاست که همه فکر مینمايند فقط خودشونن ک تلاش میکنن و زحمت میکشند و بقیه اگه به موفقیتی میرسند یک شبه ره صد ساله رو طی کردند!
مطمعن باشید یکی مثل امثال چاووشی و یگانه و فلان و فلان هم برای رسیدن به اینجا زحمتکشیدن!
به اونها هم در ابتدا موقعيت داده نشد!
تلاش کردن ک ب اینجا رسیدن!
مثلا همین فریدون که اولین البومش که مورد توجه همه برنامه گرفته بود!
قبلش هیچ حرفی از ایشون نبود!
اما نسبت به اقتضای اون وقت کاری رو ارائه داد ک مورد توجه برنامه گرفت و در نتیجه براش موقعیت پیشرفت ب وحود اومد!
ادم خودش, باید این موقعیت رو بسازه نه اینکه منتظر باشه موقعیت بیاد دنبالش!
میدونید مثال چیه؟.مثال کسی که در دوران مدرسه همیشه بهترین شاگردبوده
و مقابلش یک دانش اموز معمولی

و سال ها بعد همون دانش اموز معمولی تلاش میکنه و حتی موقعیت بهتری از اون فرد ممتاز پیدا میکنه!
داشتن علم مهم نیست اینکه بتونی ازش هستفاده کنی و باعث پیشرفتت بشه مهمه !

تشکر

107:

درود دوست عزیز

صحبت های شما زیباست ولی متاسفانه در جامعه ی ما خبرهای دیگری هست که شما از اون بیخبرید.

مثل این که تهیه نماينده ی یک مجری معروف برای برنامه های ماه رمضان از خواننده صدها میلیون تومان پول می گیرد تا این خواننده بشود تیتراژخوان این برنامه

هم وطن عزیزم من از 76 دارم در این سیستم فعالیت می کنم حداقل به من کمی حق بدهید که چیزهایی دیده باشم و تجربیاتی بدست آورده باشم که شما هم وطن عزیزم بدست نیاورده اید.

بله چشم امت به رسانه هست (سفسطه ی شما در این هست که فکر می کنید رسانه یعنی فقط تلویزیون) خیر دوست عزیز سایت رادیو جوان هم رسانه هست! این سایت برای برنامه دادن آهنگی از بنده ی نوعی بر روی بنری در ابتدای سایت از من 3 میلیون بابت فقط یک روز دریافت می کند! شما دارید همه ی این ها را بدون توجه به مسائل پیچیده ی درونش رد می کنید!

هم میهن گرانقدر بگذارید طور دیگری بگویم وقتی شما می توانید بگویید چاووشی واقعا پر طرفدار هست که در وقت ناشناخته بودن و معروف نبودن می آمد و همانند من یک تاپیک در هم میهن می زد: آثار موسیقی با صدای محس چاووشی و بعد در این تاپیک آهنگ رگامو تو خونت بریزم رو می گذاشت

اونگاه می توانستید در یابید که چقدر به او انتقاد می شود حتی چه بسا خود شما!....

رسانه دقیقا همین کار را می کند.

با تشکر از شما

با کمال میل به این بحث خوب و مفید ادامه خواهم داد

108:


من نمیگم زد و بندی وجود نداره!
همه جا زد و بند هست و این غیر قابل انکاره!
حرف من این هست که این مشکلات برای همه ی هست ن فقط شما!
ولی مثلا فوتبالیست یا بازیگری که الان معروف شده و پول پارو میکنه قبل معروف شدنش پولدار,بوده؟
پول داشته بده به مسئولان باشگاه فلان و یا فلان کارگردان ک بازیش بدن و بیاد پیشرفت کنه و شهرت بدست بیاره؟
فوتبالیست های الان رو نمیگم!
خودمونم میدونیم که اکثرا اون فوتبالیست ها قشر فقیر جامعه بودن ک پاما نداشتن بدن که براشون شهرت و معروفیت بیاره!
و باعث دیده شدنشون بشه!
پس چطور پیشرفت کردن؟ اونها ک پاما نداشتن چطور پیشرفت کردن؟

دقیق نمیدونم اگه اشتباه نکنم همین اقای اخشابی داشتن ی جا مصاحبه میکردن میفرمودن حتی پول خرید یک ساز رو نداشتن و خودشون برا خودشون ساز درست میکردن!
ایشون چطور پیشرفت کردن؟
اصلا اینا ب کنار

بیاید براتون مثال دیگه ای بزنم!
یک جوون ک خانوادش تمکن مالی دارن فرزندشونو میفرستن خارج از کشور و با خیال راحت تو بهترین دانشگاه ها تحصیل میکنه

اما یکی ک اون تمکن مالی رو نداره چیکار میکنه؟
خودش تلاش میکنه
جوری ک بیان دنبالش!
شعار هم نمیدم چون با دوتا چشمای خودم همچین موردی دیدم!

شمام درست میگید اصلا چندین خوانندم با بند پ به شهرت و مقبولیت رسیدن اما همیشه به یاد داشته باشید ک همه اینجور نبودن! یک سریام خودشون خودشونو کشیدن بالا

همین چند وقت پیش هومن حاج عبدالههی داشتن میفرمودن اوایل بنده سر ی کاری میرفتم ماه ها
تمام امیدم به همون کار بود
ولی در نهایت اون کار هیچوقت پخش نشد!
اونم با چ وضعی؟
حتی پول گرابه نداشتم ک برم سر اون کار!
مسلما همچین کسی نمیتونست با داشتن پول و پول دادن ب فلان کارگردان بازیگر و مجری بش

109:

این تصاویر را هم از کتاب تازه نشر شده "شعر!! " ببنید :
«اون رفیق خطرناک و عزیز» دقیقاً کجاست؟(نقد ترانه «کجایی» محسن چاووشی)


«اون رفیق خطرناک و عزیز» دقیقاً کجاست؟(نقد ترانه «کجایی» محسن چاووشی)

110:

چند روز قبل داشتم یکی از اشعار معروف هستاد معینی کرمانشاهی می خوندم..
که ابیات بسیار زیبایی هستاد سروده بودن که واقعا نشان دهنده عظمت و ذوق بالای ایشون هست..


آسوده دلان را غم شوریده سران نیست
این طایفه را غصه ی رنج دگران نیست
ای همسفران باری اگر هست ببندید
این ملک اقامتگه ما رهگذران نیست

و این تصویری هم که برنامه دادی واقعا مایه تاسف بسیاره...

اوج بیسوادی و کم دانشی یه نفر هست که مثل همه چی های این مملکت که به گند کشیده شده این هم افاضاتی مرقوم فرمودن در باب شعر..
دیگه گذشت نسل قدیم که با جان و عشق شعر می سرودن..

یا اون موسیقی فاخری که در گذشته داشتیم...
من صدای چاووشی و یگانه رو گوش ندادم..
جون اصلا اعتقادی بهشون ندارم که بخوام وقتم رو صرف گوش دادن به اهنگ هاشون کنم..
دقیقا مثل دیدن فیلم هایی از دلقکان خود فروخته ای همچون الناز شاکر دوست و مهناز افشار و .....کنم..
موسیقی هم هر کسی می تونه هر چی که دوست داره گوش کنه ولی چه بهتر که وقتش رو صرف کسانی کنه که واقعا در موسیقی علم و تبحری دارن...

زحمت کشیدن...

ملامت ها کشیدن..


111:


چه جالب و خوندنی بود واقعیت رو فرموده دیگه د.ی
البته برای تبلیغ پیام بازرگانی هم قشنگه د.ی

پس مدشده اینطور شعر نوشتن

112:

شعر تعریف با مرز های مشخص نداره ، هرکس یه تعریفی داره ازش
مثلا خیلی چیزایی که بنده اصلا شعر نمیدونم واسه خیلیا شعر حساب میشه خیلی هم قشنگه از نظرشون

ولی تو این موردی که فرمودید انقد از شعر دوره ،خودِ شاعرش هم به شعر بودنش مطمئن نیس انگار

این شعر(!) از همین کتاب:
یا خروپف می کنی توی خواب
یا نمی کنی دیگه
جز اینه؟
هان؟
مثل همین چند خط
یا شعر هست به نظرت یا نیست

می فهمی که .


+

حق این هست که شاملو را برای نسل جوان امروز باید «تجزیه» و «تحلیل» کرد.


ممکن هست در این تجزیه خیلی از محسنات او تبدیل به نقاط ضعف شود، ولی
به هر حال از این کار گزیری نیست.

این کار را آیندگان با بی رحمی خواهند کرد.


اگر جوانان امروز بدانند که شخصیت ادبی آقای شاملو چگونه تشکیل شده‌است،
هرگز این‌گونه عمر خود را صرف شعر، اون هم شعر این‌طوری – که در روزنامه‌ها می‌بینیم – نخواهند کرد.


تو بهتر از هر کسی می‌دانی که اونچه ا.

بامداد یا احمد شاملو را می‌سازد
اگر به صد جزء تقسیم شود، پنجاه تا شصت %ش ربطی به شعر ندارد.


هستاد شفیعی کدکنی - با چراغ و آینه

113:

درود دوباره بر شما هم وطن عزیز و محترم بنده

ببینید در پست قبلی عرض کردم حرف های شما خیلی زیبا وآرمان گرایانه هستند اما متاسفانه چون در وادی موسیقی نیستید (یعنی از سیستم خبر ندارید) متاسفانه قضاوت هایتان اشتباهند و به تبع اون نتیجه گیری های اشتباهی هم دارید.

شما دارید هزینه ی تحصیل نداشتن یک دانشجو برای اعزام به دانشگاه های خارج از کشور را با مافیای وحشتناکی به اسم مافیای موسیقی مقایسه می کنید.

و این برای من خیلی سخت هست که تمام این واقعیت ها را دیده ام و برای خودم پیش آمده اما متاسفانه حرفم اونقدر اعتبار پیش شما ندارد که اون را باور کنید.

دوست عزیز خیلی چیز ها را نمی توان در اینجا به صراحت نوشت و فرمود همه چیز به پول بر نمی گردد این که می بینید یک خواننده یا فوتبالیست الان پولدار شده ربطی به این ندارد که از ابتدا پول می داده که کارش را به پیش ببرد.

روابط عجیبی وجود دارد که یک شخص خاص بالا می آید.

اتفاقاتی که شما حتی تصورش را هم نمی کنید.

اما به سوالم جواب ندادید فرضا همین محسن خان بدون شهرت قبلی بدون هیچ (دقت کنید: "هیچ) پیشینه ای می آمد در سایت هم میهن هیچ کس او را نمی شناخت در تالار موسیقی تاپیکی می زد تحت عنوان: آثار موسیقی با صدای محسن چاووشی!! و به عنوان اولین کار هم همین آهنگ خونو تو رگات می ریزم رو می گذاشت با همین صدای مریض و خش دار (صدای مریض توهین نیست بلکه اصطلاحی علمی هست در صداسازی که به کسی اتلاق می شود که صدای تولید شده از Vocal Chord او خش دار و همراه با هارمونیک ناسالم هست) ...

در این صورت آیا باز هم آقای خاص می شد؟ تعصب را کنار بگذاریم.

می دانم او را دوست دارید به کارهایش علاقه مندید خاطره دارید همه و همه را می دانم فقط صادقانه با خود خلوت کنید و این را تصور کنید! نتیجه واضح هست.

انتقادهای همین دوستان هم میهنی را می شود به او و صدایش تصور کرد.

اما چه چیزی باعث این تغییر شگرف شده؟ چه چیزی کسی را از فرش به عرش می برد؟ جواب یک چیز هست: "رسانه"

رسانه فقط رادیو تلویزیون نیست که مرا به دهه ی 60 رجوع می دهید! رسانه ماه عسل هست رسانه سنتوری هست رسانه مجلات زرد هستند رسانه شایعه های گوناگون هست از جزام گرفتن تا سرطان داشتن و ...

رسانه سایت وزین (!!!) رادیو جوان هست!

سایت رادیو جوان و سایت هایی که جوان های کشور ما از اونها موسیقی خود را تغذیه می نمايند دلش به حال فرهنگ شما هم وطن عزیزم نسوخته! دلش برای هنر و هنرمند راستین هم نسوخته.

بنر اول سایتش را در اختیار منِ نوعی برنامه نمی دهد اما مدیر برنامه ای که زد و بند دارد و برای آقای خاص و غیر خاص کار می کند خوب می داند چگونه می توان اون را بدست آورد.

حال اگر به حرفهایم خوب بیاندیشید در می یابید که چرا قیاس شما اشتباه هست شما از یک جامعه ی آرمانی صحبت می کنید اما جامعه ی موزیسین های ما چنین نیستند.

شما فقط انتهای داستان و آهنگ خواننده را می بینید اما نم دانید که اگر این آهنگ برای شما دوست داشتنی به نظر می رسد چه اتفاقاتی در پسِ پرده افتاده چگونه ذهن شما فریب رسانه و مد شدن شخص را می خورد خودتان هم قطعا انکار می کنید اما شما پوشش نه چندان زیبایی را می بینید که در پشت لامپهای زیبای هالوژن در یک ویترین خیلی لوکس و زیبا برایتان به نمایش گذاشته اند.

اگر خیاطی مثل من لباسی بهتر هم بدوزد ذهن نا خوداگاه شما باز همان اولی را دوست دارد چون پوشش من در اون ویترین زیبا به نمایش در نیامده بلکه در گوشه ی خیابان در معرض دید شمای رهگذر برنامه گرفته هست.در این مثال ویترین همان رسانه هاییست که نام بردم...

پاینده باشید

114:

سلام مسعود عزیز

یک سوال؛ آیا این کتاب از طریق "مجوز رسمی وزارت ارشاد" به چاپ رسیده؟!

115:

درود هاشم عزیز و هنرمند

بخدا این طور نیست که دیگر نداریم.

چرا داریم زیاد هم داریم ولی کارهای فاخر را نمی گذارند منتشر شود به طور رسمی.

این را باور کنید.

به خاطر خدا اینگونه نگویید که هیچ نیست حداقل شما می دانید که هست بخدا هست نمی گذارند هنرمند چه باید بکند؟ چگونه اثر فاخر را باید منتشر کند از چه راهی با چه راهکاری؟

116:

نقل گرفتید پاک کردید
ولی بهتر میدونم جوابتونو بدم

متاسفانه شما انگار در تمام ضمینه ها نظر خودتون رو درست میدونید و مرغتون یه پا داره

اینکه فرمودم شعر تعریف مشخص نداره حرف خودم نبود که شما جوش آوردید!


استاد شفیعی کدکنی - کتاب موسیقی شعر:
چون "رستاخیز کلمه ها" یا صورت تشخص یافتن اونها در زبان ، میتواند هم علل هم صُوَر بسیاری داشته باشد ، پس شعر هم میتواند تعاریف متعدد از چشم انداز های متعدد ، داشته باشد.

117:

اگر پاک کردم برای این بود که یک لحظه عصبانی شدم و نخواستم به شما که هم وطنم هستید توهینی کرده باشم (پستم از روی عصبانیت بود برای همین پاک کردم)

اما این که به کسی که بیست سال از شما بزرگتر هست می گویید: جوش آوردید نشان از ادب شما دارد.

حرف هستاد کدکنی هم معادل حرف شما نیست.

ایشان نفرمودند از منظر "هر کس" بلکه فرمودند از "چشم اندازهای مختلف و متفاوت" و این دو خیلی فرق دارد.

در ضمن تمام ضمینه ها نه! تمام "زمینه ها"

118:

دارم موزیک قهوه قجری گوش می کنم ، به به ، عاشق خش صداتم محسن جان ....

119:

سلام
از شما انتظار نداشتم دوست عزیز
نظر و سلیقه تون کاملأ محترمه ولی اصلأ انتظار نداشتم این طور از آب گل آلود ماهی بگیرین
شما که دارین می بینید جو متشنجه، پست های پیشین میخواستم بگم ولی نفرمودم.
ناامیدم کردین

120:

از هرشب ِ بدون تو بی زارم

از وهم ها و اینهمه انکارم

این حرف ها نشانه ی سودا نیست

من حدس میزنم که جنون دارم....

شعرش از روزبه بمانی

121:

درود فرهنگ عزیز جسارتا چنین نیست (به نظر من)

1) ابتدا این که اگر منظورتان بنده هستم بنده هرگز و هیچوقت جسارت نمی کنم که چیزی را کلاس بدانم برای خودم و دیگران را از رده خارج از شما واقعا تعجب می کنم بابت چنین نگاهی.

این که انسان نظرش را بنویسد ولو اینکه اصلا با نظر همگان متفاوت باشد ابدا نشانه کلاس گذاشتن نیست.

چرا این طور فکر می کنید؟

2) بحث ترانه ی فاخر را با چیز دیگری مثال می زنم که منظورم را بهتر برسانم! فرض کنید دو ساختمان داریم یکی از نظر مهندسی بسیار خوش ساخت بوده و خوب کار شده و از همه ی امکانات رفاهی برخوردار هست و دیگری صرفا با ساده ترین و پیش پا افتاده ترین لوازم و اجناس بی کیفیت ساخته شده.

ساختمان اولی یک سازه ی فاخر هست که برای اون سالها زحمت کشیده شده و در مقابل ساختمان دوم تنها یک سر هم بندی ضعیف هست که برای رفع تکلیف بنا نهاده شده در چنین شرایطی، آیا می توان فرمود که ساختمان اولی از نظر عده ای فاخر هست و از نظر عده ای دیگر کاملا بی مفهوم و بی معنا؟؟؟ چطور می شود تفاوتی قائل نبود و نشد برای یک کار پر زحمت و اون را هم رده با یک اثر بی کیفیت و تجاری صرف برنامه داد؟ کار فاخر این طور نیست که از نظر یکی فاخر باشد و از نظر دیگری بی معنا.

کار پر زحمت باید و باید متفاوت از کار بدون زحمت دیده شود.

این قانون و قاعده ی دنیای ماست.



با تشکر از شما

122:

دوست عزیزم اتفاقا مشکل از شماست.



بنده دارم از خوبی ها میگم ، بنده دارم تعریف می کنم ، بنده دارم از هنر یک هنرمند تشکر می کنم.

بنده دارم لذت می برم از هنر ، بنده دارم ...

این شما هستید که جو تایپیک خراب کردید ، وگرنه فکر نکنم تشکر و گوش دادن خواننده مورد علاقه چیز بدی باشد.

بهتر شما هم دست از کوته بینی و حسادت بردارید.

حامد جان شما دوست عزیز من هستی و من هم دوست ندارم با رفقایم سر شخص دیگری بحث کنم ، پس لطفا حد خودتون رعایت کنید.


123:

مثلأ همین شعر

124:

حسادت؟!!!!!!!!!!
خراب کردن جو تاپیک؟
ترجیح میدهم من بعد دوست عزیز شما نباشم
بدرود

125:

درود بر هم وطنی عزیز و بسیار محترم

ابتدا این که من چندین صفحه ی پیش جواب شما را در کمال احترام و آرامش نوشتم ولی شما کم لطفی کردید و پاسخم را ندادید.



اما دیگر این که این تاپیک با موضوع انتقاد (دقت کنید: انتقاد) از ترانه ی ایشان ایجاد شده و تاپیکی بر همین منوال هست بنابراین برخی دوستان با این انتقاد موافق و برخی هم مخالفند.

لذا کسی جو تاپیک را خراب نکرده هست.

دوستان هر یک نظراتشان را فرمودند و این وسط هیچ حسادت و غرضی هم نیست چون بحث در راستای مسیر درست تاپیک برنامه دارد.

در هر صورت اگر انتقادهای بنده باعث رنجش شما شده بنده عذرخواهی می کنم اما صرفا نظرم را نوشتم.


126:

امیدوار اینکه جو تایپیک متشنج و خرابه توسط پست حامد خان فراخوان شد و گرنه بنده چنین ادعایی ندارم.


127:

"جوش آوردن" اصطلاح هست به این معنی که عصبانی شدید
بی ادبی هم تو پستم نمیبینم
خودتونم تایید میکنید عصبانیتتون رو ، پس درست تشخیص دادم که جوش آوردید!



ممنون بابت اصلاح غلط املاییم

128:

استاد محمدکاظم کاظمی - کتاب روزنه:
"همانطور که گوینده ی سخن در انتخاب شیوه و عناصر بیان خود کاملا آزاد هست ، شنونده هم در پذیرش و پسند اون سخن ، همین مایه از آزادی را دارد.
او میتواند هراونچه را میشنود یا میخواند ، بپذیرد یا نپذیرد و بپسندد یا نپسندد و یا حتی اون را شعر نداند.

در این میان تکلیف منتقد چیست؟ او وقتی واژه ی "شعر" را به کار میبرد ، چه پدیده ای را منظور نظر دارد؟
به نظر میرسد که منتقد نه حق دارد شاعر را به رعایت قواعد خاصی مجبور کند و نه حق دارد آثار خاصی را به عنوان "شعر" به امت تحمیل کند!
او فقط میتواند بر رمز و راز های تاثیر شعر روشنی بیاندازد تا به یاری او ، شاعر کلام موثرتری ایجاد کند و مخاطب از کلام شاعر بهره ی بهتری ببرد.


این یعنی توصیف صرف و نه تجویز یا تحمیل!

با این نگرش ، باید بنای کار ما توصیف رموز تاثیر شعر باشد ، نه محدود کردن اون در چهارچوب موهومی از قوانین و مقررات!!
با این وصف ، بسیار تنگ نظرانه هست اگر مرز خودساخته ای در بین انواع کلام بکشیم و با قاطعیت تمام ، هر چه را در یک سوی هست "شعر" و هرچه در سوی دیگر هست "نثر"(یا هر چیز دیگری) بدانیم.
شعر سرودن ، ایجاد نوعی بیان برتر هست و این برتری میتوند بسیار باشد ، یا اونقدر اندک که در بعضی آثار به درستی نتوان تشخیص داد که با شعر رو به روییم یا نه.

از طرفی وجوه برتر بیان ، در چشم هرکسی متفاوت هست و بنابر این ، افراد گوناگون، تلقی های گوناگونی از شعر دارند.
به همین شکل ، در طول تاریخ نگرش جامعه ی بشری به شعر دگرگون شده هست.
ما شاید بتوانیم بنابر نگرش امروزین خویش ، بسیاری از آثار شاعران دیروز و امروز را از عرصه ی شعر خارج کنیم.

اما یک چیز مسلّم هست ؛ ما هر اثری را که از دایره ی شعر بیرون کنیم و به فراموشی بسپاریم ، خود را از هنرمندی ها و بدایعی که ممکن هست در اون اثر باشد نیز محروم کرده ایم.

در عین حال یک چیز دیگر هم مسلم هست.

ما در طول تاریخ ادبیات کهن فارسی ، بیش از 20هزار شاعر با نام داشته ایم.
از این همه شاعر شاید دویست تن توانسته باشند آثاری بیافرینند که در حافظه ی جمعی فارسی زبانان ثبت شده هست و بقییه از یاد رفته اند.

پس شاعر بودن نه بسیار سخت هست نه بسیار مهم!
اونچه اهمیت دارد ، شاعر توانا و تاثیرگذار بودن هست.

129:

برای سن و سال شما اذعان به عصبانیت نشان از "کم آوردن هست" ولی برای من این طور نیست نه کسر شان هست و نه چیزی از من کم می شود.

بله من اعتراف می کنم که عصبانی شده ام.



تمامی بحث های مانیز موجود هست تمامی توضیحات بنده در صفحات قبل با نقل قول از شخص شما و پاسخی که ندادید و همه ی اینها را خواننده ی بی طرف بحث ما می خواند و خودش نتیجه خواهد گرفت.

حال باشد اشکالی ندارد عصبانی شدنش هم مال من....


130:



اصتاد ادبیاط و عکاصی ...زمینه ها نه ضمینه ها

131:

چاوشی در فرمودگو با سینمای ما درباره آهنگ سنتوری :

شرایط مالی من جوری بود که حتی پول نداشتم تا بالای شهر بروم.

آدرسی که این دوست به من داده بود و برنامه بود در اونجا آقای مهرجویی را ملاقات کنیم حوالی محله «ازگل» شهرستان تهران بود و با محله ما فاصله زیادی داشت.

چاره ای نداشتم و از یکی از دوستانم خواستم که من را به با ماشین اش برساند.

باور کن الان باز هم من را بردی به همان سالها و مرور این خاطرات حالم را بد می کند.

خلاصه رفتیم و نشستیم و سپس سلام و احوالپرسی و آشنایی، آقای مهرجویی صحبت هایش را شروع کرد: «بعضی از کارهایت را شنیده ام و فضایی که تو می خوانی خیلی به فضای فیلم جدید من نزدیک هست.» خیلی با احترام فرمودم آقای مهرجویی، من تا به حال کار موسیقی فیلم نکرده ام و هیچ شناختی هم در این باره ندارم.

ولی ایشان توضیح دادند که برنامه نیست موسیقی فیلم را بسازم و از من چند قطعه برای این فیلم می خواهند که بسازم و بخوانم.

بعد فیلم نامه ای را به من دادند و فرمودند برو این را بخوان و شروع کن.

چاره ای جز این نداشتم که در خانه و در یکی از اتاق هایمان کار ضبط را انجام بدهم.

به کمک مادرم یک پتو را با میخ به جلوی پنجره زدیم و دیوارها را هم با پتو پوشانیدم تا صدا نپیچد.

مادرم از اتاق بیرون رفت و با یک پتو از بیرون، در اتاق را پوشاند.

خودم هم از این طرف در یک پتو آویزان کردم تا بتوانم در نهایت فضایی را در اختیار داشته باشم که در اون بشود وکال گرفت.

سپس همه این ماجراها، پتو را کشیدم روی سرم و در همان شرایط خواندم و همه وکال را ضبط کردم.

از زیر پتو که بیرون آمدم، «علی سنتوری» به دنیا آمده بود.

همان نسخه هم نهایی شد و پخش شد.

اما در نهایت از این فیلم تهیه نماينده و کارگردان سود خوبی نصیبشان شد.

هم به لحاظ مالی و هم اعتباری.

اما به چاوشی چه رسید؟
محسن چاووشي در فيلم سنتوري چهار ترانه خوانده، اما تنها توانسته يک بار و با هزار زحمت و رفيق بازي فيلم را ببيند.

اون هم در جشنواره، نه جاي ديگر.

او می گوید "نه آقاي مهرجايشاني و نه هيچ کس ديگري از من براي ديدن فيلم دعوت نکردند.

براي ديدن فيلم خودم رفتم و تايشان صف ايستادم.

يکي دو ساعتي در صف بودم، بالاخره هم بليت گيرم نيامد.

به هر زحمتي بود با يکي از دوستانم هماهنگ کردم و رفتم داخل و فيلم را ديدم."

132:

قابل توجه خوانندگان بی طرف این تاپیک آقای میثم پی در اینجا:

http://forum.hammihan.com/thread2077...ml#post5662393

مطالبی را مطرح کردند که بنده در اینجا:

http://forum.hammihan.com/thread2077...ml#post5662428

و همچنین در این قسمت:

http://forum.hammihan.com/thread2077...ml#post5662441

جواب ایشان را مفصل و دقیق نوشتم

ایشان سپس اون "هیچ" پاسخی به پست های من ندادند و حال که جو تاپیک متشنج شده با ادعاهای دیگری وارد بحث شده اند

تا اینجا قضاوت بر عهده ی شما خوانندگان بی طرف

133:

ترجمه برای دوستان خواننده:

ریختن رگ در خون و چشم در چشم دیگران و هر تمثیل دیگری کاملا و صد در صد بلا اشکال هست و جمله ی زیر هم شعر محسوب می شود:

من اینجایم!

آه آسمان همین سقف هست و زمین بیضی نیست!

رگهای من پر از اسید سولفوریک جامد و هواپیمای گاز هست!

و آسمان آبی بود و پرندگان در مسابقه ی دومیدانی با دوچرخه ی آفرینش در نهاد جادویی اتو بخار بودند!!!

و این ها همه یک شعر بود!

دوستان حق انتقاد ندارید چرا که این اثر یک اثر جاودانه و هنری هست و شما فقط می توانید به بیان تاثیر خود بپردازید!!!

134:

.......این چه فرمایشیه اقای امیدوار؟؟؟؟بنده..و جسارت بشما؟؟؟یعنی فکر میکنید اینقدر قدر ناشناسیم؟..نه بروح مادرم اگر حتی یک هزارم نظرم در ان مورد بشما باشه..اصلا مدیونین اگه چنین فکری کرده باشین....

من در این مطلب اصلا بیانات شمارو بعدا دیدم با اون دوستمون که دهه شضت فرمودن...و اتفاقا فقط انجا کمی حق را به ایشون دادم..نه بشما..(فقط همین ) باور بفرمایید اقای امیدوار ...منم مانند شما از صراحت خیلی خوشم میاد..ولی چون دیدم شما با یکی دونفر در حال فرمودگو هستین..بهتر دیدم اصلا وارد مراحل تخصصی ..در جایی که شما هستین نشم..همین//شما بیاناتی فرمودین که برخی قسمت هاش همسو با نطر من نبود ...حتی شاید مخالفم...و بازم انقدر برایم محترم هستین ..که تصمیم داشتم در پ_خ مطرح کنم ..باور فرمایید //اصلا اصلا نظرم در این پست بشما نبود..یعنی به هیچ کس نبود..کلی نظرمو عرض کردم..اگه ناراحتتون کردم همین الان حذفش میکنم///ارادتمند همیشگی هستاد امیدوار...................فرهنگ///بدون تعارف و اینجور چیزا:g ol::g ol::g ol::g ol::g ol::g ol::g ol::g ol::g ol:

135:

سلام
عه شما کی محرومیتتون تموم شد:دی

مبتدی هم نیستم چه برسه به هستاد

ممنون از اصلاح غلط املاییم





نوشته اصلي بوسيله alone_composer نمايش نوشته ها
ترجمه برای دوستان خواننده:

ریختن رگ در خون و چشم در چشم دیگران و هر تمثیل دیگری کاملا و صد در صد بلا اشکال هست و جمله ی زیر هم شعر محسوب می شود:

من اینجایم!

آه آسمان همین سقف هست و زمین بیضی نیست!

رگهای من پر از اسید سولفوریک جامد و هواپیمای گاز هست!

و آسمان آبی بود و پرندگان در مسابقه ی دومیدانی با دوچرخه ی آفرینش در نهاد جادویی اتو بخار بودند!!!

و این ها همه یک شعر بود!

دوستان حق انتقاد ندارید چرا که این اثر یک اثر جاودانه و هنری هست و شما فقط می توانید به بیان تاثیر خود بپردازید!!!
اگه بعضی پستهاتونو بی جواب میذارم چون برعکس شما حوصله کِش دادن یه بحث بدون نتیجه رو ندارم (:

پست قبلی به قدر کافی واضح بود ، نیاز به ترجمه نداشت!
شبتون بخیر.

136:

محسن چاووشی: من آقای خاص نیستم


محسن چاووشی درباره تازه‌ترین فعالیت‌های خود فرمود: مشغول ساخت قطعات موسیقی برای سریال “شهرزاد” هستم.

اولین سریالی هست که برای دیدن اون لحظه‌شماری می‌کنم.

واقعاً از دیدن اون لذت می‌برم.

به زودی هم قطعه بعدی من برای این سریال با نام “دیوونه”منتشر خواهد شد.

به نقل موسیقی ایرانی به نقل از هنرانلاین ، چاووشی ادامه داد: یک خواهشی از همه طرفدارانم دارم.

به من القابی مانند سلطان، آقای خاص، چاووشیسم و… هستفاده ننمايند.

من همان محسن هستم و بس.

من از همه طرفدارانم ممنونم، اما واقعاً نیازی به این اسامی نیست.

من یک آدم معمولی هستم و کارم خدمت کردن به شماست.


وی اضافه کرد: برای آلبوم فعلاً نام “امیر بی‌گزند” را انتخاب کردیم و اگر مجوزها زودتر صادر شوند اون را بهمن‌ماه منتشر خواهیم کرد.

همچنین شاعر قطعه “شاه‌مقصود” حسین صفا هست.

تنظیم قطعات آلبوم هم توسط خودم، بهروز صفاریان، فرشاد عادل و کوشان حداد انجام شده هست.

او در پایان هم فراخوان نمود: فعلاً برای کاور آلبوم تصمیمی گرفته نشده هست.

137:

خب این هم یک راه خوب برای "فرار از پاسخ" (ای کاش شهامت پذیرش اشتباه را داشتیم)

دوستان و خوانندگان عزیز جهت یاداوری این که ایشان در مورد ادعای کش داده شدن بحث "درروغ می گویند" و علت جواب ندادنشان نداشتن جواب بود، یکبار دیگر به مرور اونچه بین من و ایشان گذشت در این پست می پردازیم:

ایشان فرموده بودند:

ت
و گرافیک و طراحی هم تا مقداری همینطوره


شعر و گرافیک و عکاسی هنر هستن که برای هر کدوم علمی هم وجود داره
ولی در درجه اول هنر هستن!
علم برای بهتر شدنِ هنره ، برنامه نیست علم به طور مطلق محدود کنه هنر رو



فرمودم که از آهنگسازی چیزی نمیدونم ، ولی میدونم که آقای چاوشی آهنگسازِ قهاری هستن و اطلاعات شعریشون هم زیاده
و میدونن چیجوری غیر ممکن رو ممکن کنن :)


در جواب ایشان بنده این توضیح را نوشته ام (مشاهد می کنید که نه بحث کش دادن موضوع مطرح هست و نه صحبت توهین یا بحثی غیر محترمانه):

شعر نو را نیما یوشیج پایه گذاری کرد کسی که خودش به معنای کامل کلمه فردی آگاه به شعر کلاسیک بود!

ساختار شکنی چیز خوبی هست اما اصول و قواعدی دارد وگرنه شما می توانید با صدای قابلمه آلبوم موسیقی بیرون بدهید و ادعا کنید که این یک سبک نو و جدید و نوعی نوآوری هست!! خیر قطعا چنین نیست! شما بروید بالای برج میلاد و بگویید من دیگر از قانون جاذبه ی زمین خسته شده ام!! قدیمی شده کلیشه ای شده!! می خواهم ساختار اون را بشکنم و بپرم و به زمین نخورم! غافل از این که شما ساختار جاذبه ی زمین را نمی شکنید بلکه برخوردتان به زمین هستخوان هایتان را خواهد شکست!! اما می توانید با علم و دانش خود مثلا یک هواپیما طراحی کرده به کمک اون بر اثر قانون جاذبه غلبه کرده و این ساختار را بشکنید! کوتاه سخن این که: نمی توانید به اسم ساختار شکنی هر نوع قانون شکنی کور کورانه را به عنوان نوآوری مصادره کنید!

نکته ی دیگر این که: من در عکاسی هیچ مهارت و تبحری ندارم! به عکس ها علاقه مندم خیلی خیلی زیاد خودم هم دوربین دارم و گاهی هم عکس می گیرم تا اینجا قبول مشکل از جایی آغاز می شود که به خودم اجازه می دهم و به کار تخصصی شما دخالت می کنم.

(شما آموزش عکاسی دیده اید) من اخلاقا چنین حقی ندارم که برای کار شما نسخه بپیچم و بگویم چنین هست و چنان نیست!
همچنین در ادامه و در مورد منافات نداشتن قواعد علمی با هنر چنین توضیح دادم که:

هم وطن عزیز! علم و هنر منافاتی با هم ندارند! درگیر کلیشه و شعار نشویم که علم هنر نیست و ...

قوانینی که در هر هنر وضع شده چیزی به غیر از سالها تجربه و آزمون و خطا و در نهایت رسیدن به بهترین راه حل ها نیست که شما علم را از هنرجدا می دانید و مدام این را تکرار می کنید! علم از خودش که چیزی زائد به هنر اضافه نکرد! علم فقط همان مسائلی که ممکن هست شما هم به تجربه دریافته باشید را در کتب مختلف توضیح داده و تبیین کرده.

این بحث صدای خوب و بد هم همین طور هست.

چطور شما اگر بخواهید یک سنتور خوب بخرید می روید با چند نفر مشورت می کنید؟ چون صدای خوب یک سنتور مشخص هست و شما نمی توانید ادعا کنید نه این طور نیست و بد صدا ترین نوع سنتور بازار و بی کیفیت ترین اون به سلیقه ی من خوش صداست!!!! شما می توانید برای انتخاب ساز به سلیقه ی خود رجوع کنید (مثلا بین نی پیانو ویولون و سنتور و ...

سنتور را برگزینید) اما برای انتخاب نوع خوب اون ساز خاصِ مورد علاقه تان (سنتور) این علم موسیقی و فیزیک آکوستیک و صوت هست که به شما بهترین سنتور را نشان می دهد.

صدای یک خواننده هم یک ساز هست حنجره و دستگاه تولید صدا یک ساز هست و بهترین نوعش و با قابلیت ترین نوعش را علم مشخص کرده.

پس بحث سلیقه را نمی توانید در هر جایی به طور عام به کار ببرید و نتیجه ی مطلوب بگیرید.

1) فاروم: محلی برای بحث، تبادل نظر و فرمودگو
2) اینجا یک فاروم هست.
3) در مباحث بالا هیچ توهین و خلاف قانونی دیده نمی شود.
4) ایشان به بهانه ی "کش دادن بحث" از زیر جواب شانه خالی کرده اند.
5) => قضاوت بر عهده ی شما خوانندگان محترم

138:


چامور یاخوم باشوا


+ خواهش اصتاد ادبیاط و صیاصت و تهندص و اینجور صوبتا

139:

آخی یادش بخیر سنتوری
حالا باز خوبه این فیلمو دید بالاخره من یادمه من اخرشم نتونستم فیلمو تا اخرش ببینم اون وقت
سی دی شو گرفته بودم سی دی یک تموم شددیدم سی دی شماره دو رو هرچی می گردم پیدا نمی کنم
خخخ اخرشم تا اخرندیدم :)

140:


عادتتونه که تو بحثا با چنین تهمت هاتون بخواید به زور طرف مقابل رو که علاقه ای به بحث نداره وارد بحث کنید :)

این که حوصله بحث های طولانی و فرسایشی رو ندارم قبلا هم بارها و بارها فرمودم

یه دفه هم به خود شما فرموده بودم که شما جواب دادید:

دوستان عزیز و مخاطبان گرامی چرا ایشان علاقه و حوصله ای برای بحث با بنده ندارند؟ به هر روی هر دلیلی که ایشان دارند اهمیتی ندارد زیرا اینجا یک فاروم هست و محلی هست برای "فرمودگو" و اگر کسی به هر دلیلی مایل به انجام بحث و فرمودگوی روشنگرانه نیست و یا اینکه توانایی اون را ندارد، به هر روی مورد قضاوت چشم تیزبین شما مخاطبان عزیز برنامه خواهد گرفت.

پس در این مورد نیز قضاوت بر عهده ی شما خواننده ی فهیم، که من چه نوشتم و می نویسم و ایشان چه پاسخی داده اند و می دهند.

که البته اون دفه شناخت زیادی از رفتار های شما نداشتم و متاسفانه وقتمو هدر دادم در ادامه ی اون بحث جوابتونو با کمال احترام و ادب و بدون هیچ حرف تندی در پستم دادم

که با جواب وقیحانه ی شما رو به رو شدم!

این که شما حوصله دارید یا نه اصلا اهمیتی ندارد حوصله داشته باشید جواب می دهید نداشته باشید هم لابد سکوت می کنید (که گویا همش "ژست" بود و حوصله هم دارید )

خب الان شناختم بیشتر شده نسبت به رفتارتون شبتون بخیر

141:

خلاصه سخنان یه نفر:

همه عنن فقط من خوبم


شهر شلوغ شده دیگه...
همین...


142:

قضاوت در مورد جواب ها بر عهده ی خواننده ی بی طرف

143:

درود ..


بله ..
نشر چشمه ناشر این کتاب هست و هم اکنون در بازار موجود هست .


144:

همه جا نپسندیم میزنید و ژست انسان های اگاه و فهمیده و هنر دان و ...

را پی میگیرید اما یک جا کاملا شخصیت واقعی خود را لو می دهید.

با ادبیات این پستتان به طور کامل به میزان فهم و شعور شما می شود پی برد ...

فقط می توانم بگویم که حیف دانایی برای شما ..

حیف شعور برای شما ..

اخر که نمی شود همه را دانا کرد ، همانطور که دنیا به عمله و کارگر نیاز دارد و همه نمی توانند مهندس باشند ، دنیا به نفهم هم نیاز دارد .



بنابراین بخورید و بنوشید و گند بزنید به دنیا که عجب جای خوبیست ..


145:

اون رفیق خطرناک و عزیز که دقیقا همین جاست...دی
ماشالله عجب یار کشی تو این جستارــ ـ ـ ـ
کمی منصفانه حرفهای دوست هنرمندمون رو بشنویم نه متعصبانه ـ
قطعا قصد ایشون مطرح کردن خودشون نیست ـ بی مهری ها و کم و کاستی ها در حرفه شون هست

من صدای چاووشی رو تنها در سنتوری و این اواخر در شهرزاد گوش دادم...
سنتوری باعث شد نتونم با صدای این خواننده ارتباط بربرنامه کنم و در واقع جزو طرفداراش باشم ولی سریال شهرزاد به نظرم اونقدر قوی اومد که باعث شد ترانه تیتراژ رو بتونم هضم کنم حتی با همون نقص در ترانه ـ ـ ـ
البته خوب من صدای نامجو رو هم دوست دارم که محمد عزیز شما منتقد ایشونم هستی

با این همه

کاملا میشه حرفهای شما رو فهمید
هنر و هنرمند درین جامعه همیشه مهجور بوده و هست..
باز شما که پنجاه تا اهنگ رو با عشق خوندی و به گوش علاقمنداتون رسوندی
خواننده های خانوم ما که هیچ شانسی در این عرصه ندارند ـ ـ ـ
{حالا یه عده رو سرم آوار نشین یهو }
اینکه انتظار داشته باشیم همه یه قول شما علمی بخونن کمی بعید به نظر میرسه...
چون زیر ساخت های درستی در این زمینه نداریم...
ولی انتظار زیادی نیست که شرایط یکسان برای همه وجود داشته باشه و این همون بی عدالتی اس که متاسفانه همه هنرمندان ما از اون گلایه دارند...

شرایط که یکسان باشه به نظرم حق انتخاب برای افراد محفوظ هست

146:

سلام گرامی
همه حرفاتون صحیحه ولی این آقای منتقد عزیز و محترم انتقادشون از جنس تمسخره نه انتقاد سالم ، از جنس همون انتقادهایی که ترانه های خواننده های اونور آبی رو به سُخره شرح میدن ، من اصلا هیچ تعصبی روی چاوشی و یا شاعرش ندارم به هیچ وجه ، به نظر من این انتقاد اگه با حضور شاعرش بود به جا بود و روا
متشکرم

147:


148:

نوشته اصلي بوسيله hamed1988 نمايش نوشته ها
مثلأ همین شعر
ببخشید حامد گرامی میشه بگید ایراد اون شعر چیه؟

نوشته اصلي بوسيله hamed1988 نمايش نوشته ها
حسادت؟!!!!!!!!!!
خراب کردن جو تاپیک؟
ترجیح میدهم من بعد دوست عزیز شما نباشم
بدرود
حامد عزیز
واقعا از شما که به مهربانی و ملایمت شهره هستید انتظار هم چین برخوردی نداشتم
دوست گرامی نکنه شما فکر کردید هیچ کدوم ما تا حالا قهوه قجری رو نشنیدیم که اینجوری میفرمایید؟


نوشته اصلي بوسيله alone_composer نمايش نوشته ها
ترجمه برای دوستان خواننده:

ریختن رگ در خون و چشم در چشم دیگران و هر تمثیل دیگری کاملا و صد در صد بلا اشکال هست و جمله ی زیر هم شعر محسوب می شود:

من اینجایم!

آه آسمان همین سقف هست و زمین بیضی نیست!

رگهای من پر از اسید سولفوریک جامد و هواپیمای گاز هست!

و آسمان آبی بود و پرندگان در مسابقه ی دومیدانی با دوچرخه ی آفرینش در نهاد جادویی اتو بخار بودند!!!


و این ها همه یک شعر بود!

دوستان حق انتقاد ندارید چرا که این اثر یک اثر جاودانه و هنری هست و شما فقط می توانید به بیان تاثیر خود بپردازید!!!
خب شاعر میگه رگهامو توخونت بریزم که خون تو هم تو رگهای من جاری بشه.
ایرادش کجاست؟خیلی هم قشنگ هست

این دومیه هم اتفاقا قشنگه و من که خوشم اومد

نوشته اصلي بوسيله alone_composer نمايش نوشته ها
قضاوت در مورد جواب ها بر عهده ی خواننده ی بی طرف
امیدوار شمام که همش همینو میگید!خواننده بی طرفی نیست.
همه یا طرفدار چاووشی ان یا مخالفش.
کسی که بی طرف باشه خب وقتشو نمیزاره بیاد این بحثو بخونهیعنی اصلا اهمیتی براش نداره
ببخشید ولی شما خیلی زودرنج هستید یعنی زودرنج که نه ها...یه جوری که نمیدونم چه جوریه...
مثلا احساس میکنم شما که اینهمه نقد به دیگران دارید اگه به خودتون نقدی بگیم ناراحت میشید...و این باعث میشه آدم نتونه حرفاشو بگه.البته ببخشیدا...
هرچی هم شما بگیدها من اصلا نمیتونم قبول کنم یه موسیقی زیبا مثل علی سنتوری هیچ علم و سوادی پشتش نباشه...
یا اون اهنگی که اقای چاووشی دارن که میگن
نشکن دلمو به خدا اهمو میگیره دامنتو یه روز
نگو بی خبری نگو نمیدونی ...متاسفانه بقیه اش یادم نمیاد چی بود

با اقای یگانه خوندتش سپس خیلی سال هنوزم آ دم از گوش دادن بهش خسته نمیشه
چطور ممکنه هیچ علمی پشت اینا نباشه..یا اون اهنگی که برا امام رضا خوندن...
وقتی میشه از صدای قاشق چنگال و تخته و کابینت و...موسیقی دربیاری پس غیر ممکن نیست یه صدای خش دار و اره برقی به قول شما...اینهمه تک و محبوب بشه.اصن محبوبیت ایشون به خاطر همین غم تو صداشون و خش صداش هست

149:

درود مسعود جان.

واقعا جای تاسف دارد که چنین کتابهایی اجازه ی انتشار می یابند.

کاش برخی دوستان کمی فکر می کردند.

با مجوز وزارت ارشاد....

عجب...


150:

درود بر بانو محدثه ی عزیز.

ممنونم از حضور شما، شما بخوبی اثبات کردید که بحث ما خواننده های بی طرف نیز دارد.

از شما ممنونم.

و باز هم تکرار می کنم، قضاوت در مورد بحث ما سخنان بنده و شیوه ی سخن فرمودنم و درمقابل ادبیات دوستان و طفره رفتن از پاسخها و پرداختن به شخص من و اینکه زودرنجم دیر رنجم و حرفهای بچگانه ی دیگر به جای پرداختن به موضوع اصلی مورد بحث بر عهده ی "خوانندگان بی طرف"

151:

[quote=Hanna;5661584]
آهنگ فوق العاده هست فقط دو جای شعر بی معناست یکی اون قسمت

بیا تا چشامو تو چشمات بریزم!مثلا بجای چشمات میتونست بگه بیا اشکامو تو چشمات بریزم
- یکی هم بیا تا رگامو تو خونت بریزم این یکی که دیگه تو مخم نمیگنجه د.ی
با یه ذره دقت و کلمات زیباتر عالی میشد

فک کنم منظور از چشمامو تو چشمات بریزم یعنی نگاهامونو یکی کنیم به ی چیز نگا کنیم فاصله ها رو کم کردن منظورشه

اون رگ هامو تو خونت بریزمم منظورش اینه یکی شیم واحد شیم.دیگه من و تویی نمونه
کلا این مفهموا رو داره .......
که البته با هستدلالی ک خودم داشتم
وقتی این اهنگ رو گوش دادم خیلی خوشم اومد از این قسمت ها هم من این برداشت رو کردم.......






152:

درود دوستان عزیز سفسطه ی دیگری که برخی عزیزان می نمايند سفسطه ایست که به ان می گویند سفسطه ی حرف در دهان گذاشتن! من هرگز نفرموده ام که "هیچ" علمی در پشت "کلیت" موسیقی این عزیزان نیست! این حرف اشتباه را دوستان سعی دارند به من بچسبانند.

اتفاقا همین کار حدیدی که موضوع بحث این تاپیک هست موسیقی نسبتا خوبی دارد و احساس حزن انگیز اون به دلیل ساختار گام مینور در این موسیقی و نه صدای چاووشی هست.

بحث ما در اینجا در مورد ترانه یا شعر اثر و صدای این شخص هست نه اینکه من فرموده باشم در "کل" آثار این شخص هیچ رگه ای از علم موسیقی به چشم نمی خورد.

دوستان به این سفسطه ی حرف در دهان دیگران گذاشتن می گویند و این توضیح من موضوع را روشن می کند

با تشکر

153:


میتونید نظرتون رو بیان کنید ولی دلیل نمیشه توهین کنید- خوبه یه ذره تو پست زدن دقت کنید جای دوری نمیره

154:

ببخشید من اصلا نخواستم حرف تو دهن شما بزارم.
اینا کامنتهای شما در شبهای گذشته خطاب به من هست

اینجا...



چه دنیای غم انگیزی شده....

چه طور میشه بین آدمایی زندگی کرد که معنی آرامش براشون صدای اره برقی هست؟ متاسفم




دوست عزیز من نمی دونم رشته ی دانشگاهی و شغل شما چی هست نمی دونم توی چه چیزی تخصص دارید برای چهد چیزی یک عمر زحمت کشده اید.

اما رشته ی شما هر چیزی که هست من در اون تخصصی ندارم.

به خودماین اجازه را نمی دهم که در موردش بی پروا حکم صادر کنم و بیسواد ترین افراد در رشته ی شما را عمدا در مقابل شما هستاد خطاب کنم و بگویم قواعد و قوانین در کار شما معنایی ندارند و هر چه دوست داشته باشیم همان خوب هست!!!





چرا نمی خواهید قبول کنید که موسیقی یک علم هست آواز یک علم هست ترانه یک علم هست؟ بخدا این چیزهایی که به خورد امت می دهند بسیار بسیار برای مغز شما مضر هستند اینها خطرناکند اینها موسیقی بد صدای بد و ناهنجارند و خروجی این پاپ و رپ ها شده همین جامعه ی عصبی و بهداشت روانی پایین.

من درسش را خوانده ام می دانم که هستفاده از برخی فضاها و صداها چقدر برای روان و اعصاب مضرند ما رشته ای دانشگاهی در دنیا داریم به اسم موزیک تراپی یا موسیقی درمانی بخدا این علم هست علم



پس اشتباه عجیبی در برداشت خود دارید: علم منافاتی با احساسات ندارد.

همان علم می گوید صدای خش دار و با هارمونیک ناسالم (همانند صدای اره برقی یا صدای لولای در و یا صدای خواننده ای که تارهای صوتی اش آسیب دیده اند "اصلا توهینی در کار نیست"!!) بد و غیر موسیقیایی هست.




صدای اره برقی و صدای لولایی تماما اصطلاحاتی هست که در کتب علمی مرتبط با صدا سازی در مورد خواننده ای به کار می رود که صدایش خش دارد به عنوان نمونه در کتاب راجر لاوز به صداهای کثیف و خش دار اصطلاحا صدای در (لولای در) می گویند و این برای توضیح بد بودن صداست.


هر کسی که صدایش خش دارد می تواند شامل چنین تمثیلی باشد ولی توهین را کسی شروع می کند که با چنین صدایی به خود اجازه می دهد که خواننده شود!! طبیعتا اگر کسی هستعداد خوبی در زمینه ای نداشته باشد و وارد اون عرصه شود اول اوست که دارد به شعور افراد دیگر توهین می کند نه دیگرانی که او را به نقد می کشند.


وقتی رسانه موسیقی بد می گذارد وقتی در مدارس موسیقی آموزش داده نمی شود بله صد در صد طرفدارانی پیدا می شوند برای نوع هنر بد و اشتباه بنابراین احساس و علم منافات ندارند به شرطی که سلایق در بستری سالم و درست پرورش یافته باشند


از این حرفهای شما چه برداشتی میشه کرد؟

من اگه حرفی فرمودم هم از حرفهای خودتون بوده.
اصن بحث ما سر همین بوده.
منم حرف در دهان کسی نزاشتم هرچی فرمودم از فرموده های خودتون نقل کردم.
بله منم مثل شما میگم قضاوت با خوانندهای بی طرف

155:

مخاطبین عزیز دقت کنید که ایشان آخرین پست مرا بدون جواب رها کردند و نوشتند در حوصله و اطلاعات من نیست که به بحث ادامه دهم اما حالا سپس چند روز که از اون پست بی جواب بنده می گذرد بازگشته اند انگار نه انگار که در حوصله و اطلاعات ایشان نبود و پست من هنوز هم هست و دارد خاک می خورد!؛؛ در ضمن از هیچ کدام از نوشتاری که ایشان از بنده اورده اند چنین برداشت نمی شود که در کل آثار چاووشی و ...

"هیچ" رگه ای از علم موسیقی نیست ، و این سخن ایشان هست نه من.

من عرض کردم کارهای اونها فاخر نیست و بله در مورد صدایشان (تاکید می کنم صدایشان) فرمودم که علمی نیست.

نه در کل و همه این نکته ی سفسطه امیز صحبت ایشان بوده هست.

با تشکر از شما

156:

میشه بگید چرا نقل قول نمیگیرید؟!!کار شما بچه گانه هست یا حرفای من؟

فکر نمیکنید نقل نگرفتنتون یه نوع توهین هست ؟!!
حالا من کوچیکترم و نمیدونم !
شما که بزرگتر هستید انتظار بیشتری ازتون هست.


بله فرمودم در اطلاعات من نیست و درست هم فرمودم.
بعد هم شما نمیتونید تعیین تکلیف کنید من اختیار دارم هروقت خواستم به بحثی وارد بشم.
من رو بگو میخواستم دوستانه یه چیزایی رو بگم به شما.
ولی پشیمون شدم.
بدرود

157:

سخنرانی دلنشینی بود
ایشالا عروسیت

158:


دوست عزیز چرا حرف های خودتان را نقض میکنید؟
مگر.

شما نفرمودید ضابطه?
مگر شما نفرمودید فلانی فلان قدر میدهد که اهنگش رو .کاور فلان سایت بزارت؟
حالا سوال من از شما!
همین اقای چاووشی مگه از صفر شروع نکردن؟
مگر رابطه و ضابطه ای داشتن؟
اینکه یکی دیده میشه و یکی نه همیشه ربطی به این ضابطه هاییکه شما میگید نداره!
این موارد همه جا هست!
مطمعنا خود شمام این جمله رو فرمودی تا حالاک فلانی عجب شانسی اورده!
ادم یکاری داره و دیده میشه!
این خیلی غیر قابل درکه؟!
مگه خوده شما چند وقت پیش تو یکی از برنامه های سیما اجرا نداشتید؟
چرا همون مسیر مشهور شدن و دیده تر شدنتون رو هموار نکرد؟

+
شما از کجامیدونید که اقای چاووشی همچین کاری نکرده بود؟
شما میدونید و مطمعنید که از ایشون ابتدای کارش انتقادی .نشد؟
بار اول پذیرفته شد؟!
.
.
من منکر فرمایشات شما نمیشم اقای محترم
فرمایشات شما صحیح
اما چیزی که در ذهن من نقش بست و ناشی از رفتارونظرات خودتون بوده اینه:
شما از همون پست اولی که در این تاپیک زدید با رفتاری تند سعی در انتقاد و تخریب
اینخواننده داشتید!
و تاسف خوردید حتی برای امتی که به صدای امثال اینها گوش میدهند!
ایا اگر کسی میومد و از شما انتقا میکرد و برای طرفدارانتون اظهار تاسف به مذاق شما
خوش می امد؟
مسلما خیر!

موفق باشید

159:

توهینی نشد ب کسی مگر اینکه
اون طرف چیزی ک در سخنان من
فرموده شد در خودش ببینه و ب خودش بگیره!

+
نظر و بحثی هم در موارد روشن نباید کرد
چون سوابق و کارنامه و جایگاه و محبوبیت هنرمندان گویای
خیلی مسائله...

اینکه بخوام بیام با کسانی ک تا دیروز تو حموم میخوندن و امروز احساس
خوش صدایی مینمايند بحث کنم یا ادعای فهم و شعور هنری دارند (الکی مثلا)...
یا مثلا با کسانی ک یه دایره المعارف فارسی گذاشتن جلوشون و از داخل اون کلمات قلنبه وسلنبه
فارسی را در جملات وارد می نمايند(الکی مثلا خیلی میفهمن!!!) بحث کنم مثل سمه و بی فایده اس
وسرانجامش هم اینه ک وقتمو تلف کردم....

میپرسید چرا؟

چون ک قضیه ی خوابیدن و خود را ب خواب زدنه...

نود و نه % افراد میدونن قضیه چیه ولی دوست دارند ک عقاید خودشون رو تحمیل نمايند
و شهامت پذیرش نظرات ادعاها و سخنان اشتباه و ناحقشون رو ندارند...

کما اینکه واقعا ب عینه دیدیم ک دوستان سر حرف و صحبتای متناقضشون صحبتی ندارند یا وقتی در مورد
موضوعی محکوم میشن و می بینند راهی ندارند از این پله ب پله ی دیگر میپرند و بحث دیگه ای مطرح مینمايند
تا موضوع قبلی فراموش شود

160:

کلا چه شعرای ایشون به قول بعضی دوستان معنی داشته باشه و چه نداشته باشه بازم برای طرفداراش عشقه عشق .



اگر چه همه می دونند که تمام کارهاش زیبا و جذاب و دارای بار معنایی هست ...

اگه منتقیدین ایشون خیلی دنبال بار معنایی هستند می توانند البوم "من خود اون سیزدهم" گوش کنم.

که در نتیجه فکر نکنم کسی پیدا شه که بتونه اشعار شهریار ، وحشی بافقی ، مولانا ، باباطاهر و خیام ...

نقض کنه.

جدا از این مباحث :

اصن بیاد و فقط به طرفداراش سلام هم کنه ما لذت می بریم.


161:

و چه زیبا درباره وطن عزیزمون خونده با شعری از امیر ارجینی :

راز خوشبختی من خفته در قلب من هست

تو کجا میگردی قلب من این وطن هست

خاک مادر زادی خانه ی اجدادی

این وطن ارثیه ی پشت در پشت من هست

هیچ ابر قدرتکی مرد تسخیرش نیست

زن اگر تهمینه مرد اگر تهمتن هست

گریه ها کرده وطن تاب آورده وطن

مام پر درد وطن مادری شیر زن هست

قلب من خانه ی من خانه ی زخم به تن

خسته ام از جانی که گرفتار تن هست

من به مرگ آگاهم مرگ را میخواهم

هموطن ها راهم دشمن آتش زدن هست.


162:

سلام هامون...

این افرادی ک من میبینم از شهریار و سعدی و مولانا هم ایراد می گیرند
چون ب قول خودشون دیدگاه ها و علم هنریشون خیلی بالااااااااست...

به هر حال حسادت جز جدایی ناپذیر ما انسانهاست و همگی کم و بیش این حس رو در خودمون داریم ...

افراد بزرگی چون محسن چاووشی هم واقعا در مرتبه ای برنامه دارند ک واقعا این حسادت کردن ها و اینکه بخوان با یه مقاله تخریبی ترانه اش رو زیر سوال ببرند برای جایگاهش طبیعیه...


163:

اینکه شما سپس مدت ها یه دفه سر و کله تون پیدا شد، خودش یه تاپیک جداگانه می طلبه!!!!!!!

164:

دوستان چرا بازم آخر بحث نارحتی و...بوجود آوردید


وقتی به ادمه ی بحث ها نگاه کردم
منم دیگه نظرمو کامل نفرمودم و فقط به یه قسمت خاص(سلیقه ای بودن)اشاره کردم
از کنایه دار حرف زدن و ....مشخص بود که آخرش به این حرف ها می کشونید بحث رو

البته چیز تازه ای هم نیست
خیلی از بحث های اینجا آخرش این شده

165:


مطمعنید توهین نشده؟ حتما که نباید شاخ و دم داشته باشه یا درش فوش باشه احساس خوش صدایی و خوش تیپ بودن و خیلی چیزای دیگه توی ذات انسانهاست و با حرف زدن من و شما خاموش نمیشه بهرحال اینکه شما میای اینطور پست میزنی مخاطب برنامه میدی در نظر دیگر دوستان میتونستید بهتر و بازتر نظر بدید

166:

دست کم گرفتن هنر ترانه سرایی و تمسخر نابخردانه اون معمولا از سوی کسانی صورت می گیرد که
عاشق و دلباخته نام و نشان از رهگذر هستند و چون دست کوتاهی برای چیدن این میوه دارند اصل میوه را مردود می شمارند.


شاعران در انتخاب موضوع و حرکت کلام برای پیدایش یک اثر بر پايه ذوق و قریحه خویش (به شرطی که ذاتا شاعر باشند) آزادند، ولی
در ترانه چنین آزادی وجود ندارد.

محدودیتی همه جانبه حکمفرماست.


محدودیت در چارچوب آهنگِ ساخته شده
محدودیت در بازگویی حالات آهنگ،
محدودیت در به کارگیری کلمات هماهنگ بر حالات سکون و یا کشش آهنگ،
محدودیت در توجه به صدای خواننده در چگونگی ادای کلمات
و محدودیت در وقت پخش اثر که در چه فصلی از سال و یا چه دورانی از روزگار هست.
بله این چنین هست برادر...!!

167:

درود گرامی
در جایی دیگر هم عرض کردم که مزیت این گونه تاپیک ها این هست که میشه یه گمانه زنی درمورد برخی مولتی یوزرها داشت!
مولتی یوزرهایی که چندین ماه نیستند و به یک باره با الهامی که دریافت می نمايند به تاپیک تشریف فرما می شوند!!!

168:

واقعا برای شان و شخصیت بعضی افراد متاسفم که به خودشون اجازه میدن به راحتی به کسی مث امیدوار هستاد بنده که عمرشون در هدف بهبود بخشیدن موسیقی درست صرف کردن و تا به حال بنده حتی یک توهین و بی احترامی از ایشان ندیدم توهین نمايند و اصطلاحا تیکه بندازن.

اگر کمی از ادب و شخصیت بویی برده باشیدخواهیدفهمید که برخوردتان در برابر یک هستاد این چنین متواضع چگونه باید باشد.


169:

درود دوست عزیز متاسفانه اینگونه نمی شود بحث کرد شما مدام از این شاخه به اون شاخه می پرید و جواب پست مرا به شکل مورد به مورذ و دقیق نمی دهید.

هیچ یک از حرفهای بنده متناقض نبوده چون اگر شما صرفا شنیده اید که مافیای موسیقی وجود دارد بنده هجده سال هست که اون را درک کرده ام.

من کلی برای شما مطلب نوشتم و شما صرفا به بخشهای کوچکی اشاره کردید و اینگونه هست که این بحثها فرسایشی می شود.

سفسطه ی دیگر شما هم این هست که مدام در پی شخصی کرذن این بحث هستید ما داریم در مورد یک ترانه ی معیوب و یک صدای خش دار صحبت می کنیم شما اصرار و اصرار دارید که بحث شخص بنده اجراهای بنده و...

بپردازید با شخصی کردن بحث به جایی نمی رسید! شما فرض کنید بنده بدترین انسان روی کره ی زمین هستم! خب؟ حالا ببینید من چه می گویم حرف من مهم هست انتقادی مطرح شده شما اگر می خواهید می توتنید پیرامون ان با من صحبت کنید ولی مادامی که بحث را شخصی می کنید، انگاه نتیجه می شود همین اوضاع اشفته.

انتخاب با شماست.

در هر دو صورت من و شما مورد قضاوت خوانندگان بی طرف برنامه خواهیم گرفت.

نکته ی بعد البته باز هم بحث را شخصی کرده اید ولی جواب می دهم برای بار صدم: بله اگر کسی بیاید و از اشتباهات فاحش من در آهنگهایم در حضور دوستانم انتقاد کند به هیچ عنوان ناراحت نمی شوم.

تا الان هم در همین سایت فقط بارها و بارها اتفاق افتاده و دوستان شاهدند که برخورد من نسبت به انتقاد چگونه بوده آخرینش همین آهنگ خونه بود که به خاطر انتقاد بخش هایی را دوباره خواندم.

سندش موجود هست خواستید لینک ارایه می کنم.

من هم می توانم مانند شما بحث را شخصی کنم بگویم شخص شما فردی متعصب هستید و بر روی جاووشی تعصب دارید تعصب چشمان شما را یر روی حقایق بسته هست و چشم و گوش بسته هرچه چاووشی بخواند دوست خواهید داشت....

چه احساسی دارید؟ اگر بد هست پس شما هم لطفا بحث را شخصی نکنید! بحث ما پیرامون انتقاد به آقای خاص هست نه انتقاد از من یا شما....

انتخاب با شما بنده در خدمتم هم وطن محترم و خوانندگانی خواهند بود که بی طرفانه این بحث را دنبال نمايند.

پ.ن:
ببخشبد بابت اشتباهات تایپی فراوان با موبایل و به بدبختی این ها را نوشتم.


170:

درود بر حامد عزیز،

چقدر زیبا، به جا و کامل نوشتید.

ترانه یک کار بسیار سخت و پیچیده هست.

بحث تلفیق شعر و موسیقی به طور ویژه بر روی اشعاری با زبان پارسی یک مبحث کاملا تخصصی می باشد و شما بسیار زیبا به گوشه ای مهم از این تخصص اشاره داشتید.

بنده خودم هم در خیلی از آثارم در اوایل کار متاسفانه چندان توجهی به این موضوع نداشتم چون اون وقت اطلاعات اندک بنده کمتر و محدودتر هم بود.

اما الان می فهمم که چقدر یک ترانه ی خوب در ماندگار شدن یک اثر هنری موثر هست.

حامد عزیز دوستان ما مقصر نیستند باید آگاه شوند و ما داریم این کار را تا حد توان خود انجام می دهیم.

قطعا این تلاش ها و رنج ها روزی به ثمر خواهد نشست هرچند شاید اون روز ما دیگر نباشبم.

ایت تنها صداست و ترانه ی ماندگار هست که می ماند.


پاینده باشی دوست هنرمند و مهربانم.


171:

درود دوست عزیز این قسمتی که اژ شما نقل قول گرفتم آفت همین اوضاع آشفته ی موسیقی در کشور ماست متاسفانه.

اینکه یک نفر چون در ذاتش احساس خوش تیپی و خوش صدایی می کند و بدون زحمت آکادمیک کشیدن می خواهد به هر قیمتی که شده صدایش را به عنوان یک خواننده به کوشهای با ارزش شما هم میهنان عزیر تحمیل کند.

خب طبیعتا فیلتری هم وجود ندارد که جلوی انتشار این افراد را بگیرد.

برای این که یک نفر خواننده ی واقعی باشد احساس خوش تیپی و خوش صدایی ذاتی هیچ اهمیت و ارزشی ندارد.

صدا یک پدیده ی ذاتی هست در حقیقت یک هستعداد ژنتیک و درونی هست کسی که چنین هستعدادی دارد باید توسط اساتید امر تایید شود و در دوره های سخت صدا سازی سالها مرارت را به جان خریده، زحمت بکشد.

تا بشود یک خواننده.

به این سادگی که فرمودید نیست دوست عزیر.


172:

بله مطمئنم


شاخ چیه! دم چیه! چند بار جوابی ک من دادم رو بخونید اگر کفایت نکرد چندین بار هم از روش مشق بنویسید...
ب نظرم چیز ساده ای بود فهمش

کسی مگه گف با حرف زدن منو شما صدای کسی عوض میشه؟ :||||||||
خوش تیپ بودنو حالا از کجا اوردید اصلا ؟ چه ربطی ب موضوع داشت؟ :|||||||||||

حالا جوابتون رو هم دوستتون داد بازم در پست قبل.

در مورد نظر دادن هم توضیحاتم رو دادم ک بی فایده اس...
دلیلشم فرمودم

مرحمت کنید اون قسمت رو هم چندین بار مطالعه کنید ...
اگر مشکلی بود در کلاس های جبرانی موارد دیگر رو حل می کنیم :))

173:

درود هم وطن عزیزم شب یلدایتان شاد باد...

من از شما معذرت می خواهم اگر با حرفهایم باعث رنجش شما شدم.

فقط در راستای موضوع تاپیک نظرم را نوشتم.

موفق باشید.


174:



شما هم چند بار کتاب بنویسیم و بخونیم رو مطالعه کنید گویا ادبیاتتون ضعیف
صدایی کسی عوض نمیشه خواننده زیاد ولی درآخراین امت هستند که نظر میدن و انتخاب مینمايند خواننده مورد علاقه شون رو شاید از نظر شما صدایی آقای چاووشی قشنگ باشه و به دل بشینه ولی از نظر من اینطور نباشه دقیقا اون پستتون هم توهین به مخاطب هم میهن بود بهرحال حالا که شما میگید نه باشه قبول


+

افتادین به زحمت مرحمت زیاد ایشالله عروسیتون جبران میکنیم د.ی


175:

درود دوباره دوست عزیز.

با توجه به اینکه با موبایل و به سختی می توانم نقل قول بگیرم و تایپ کنم این قسمت از جواب شما را (البته با اینکه باز هم بحث را شخصی کرده اید و به جای فرمودگو پیرامون موضوع تاپیک به شخص بنده پرداخته اید) جواب می دهم:

شما در حال مقایسه ی دو مساله ی نا مرتبط با یکدیگر هستید! آقای چاووشی مگر چند سال هست که خواننده هستند؟ تا کنون حداکثر چند آلبوم موسیقی کار کرده اند؟ شما دارید خواننده ای را که نهایتا 5-6 سال هست به طور رسمی خواننده شده با بنده مقایسه می کنید که اولین آلبومم در سال 1376 (دقت کنید 76) ضبط و آماده شده بود.

چگونه می شود که تفاوت بین بخت و اقبال (به قول شما) تا این حد باشد که شخصی سپس نزدیک به 20 سال نتوانسته حتی یک آلبومش را پخش کند و در مقابل شخصی دیگر سپس 5 سال سوپر هستار می شود؟ بحث فقط چاووشی نیست چون همه می دانیم که ایشان حتی یک کنسرت هم نگذاشته که بگوییم به دلیل کنسرت ها به این جایگاه رسیده! آیا منطق شما چنین بخت و اقبالی را می پذیرد؟ من در طی این 20 سال که در خانه ننشسته ام دست روی دست نگذاشته ام! صدها بار به شهرستان تهران رفته ام دهها شرکت را دیده ام سال گذشته با رییس دفتر موسیقی وزارت ارشاد (آقای ارجمند) جلسه ی خصوصی داشته ام.

پس بحث اقبال و شانس نیست.

بحث عواملی دیگر هست.



شما دارید من را با این همه سابقه ی موسیقی به عنوان شخصی تازه کار می شناسید و می گویید شاید چاووشی هم وقتی تازه کار بوده کارهایش مورد انتقاد برنامه گرفته و این قیاس شما اشتباه هست امیدوارم با این توضیح متوجه نقاط اشتباه این قیاس شده باشید.





و اما آخرین نکته (هرچند باز هم سفسطه ی پرداختن به سخنگو به جای سخن هست ولی ناچارم جهت روشن سازی ذهن افکار افرادی که احیانا پست های قبلی را نخوانده اند به این اتهام شما جواب دهم)؛ فرموده اید:
و تاسف خوردید حتی برای امتی که به صدای امثال اینها گوش میدهند!
ببخشید با این صراحت می گویم: ولی این اتهام کاملا بی پایه و پايه هست.

هرگز و هرگز و هرگز در هیچ پستی برای امتی که این نوع سلیقه را دارند تاسف نخورده ام و حتی درست برعکس این اتهام ناجوانمردانه ی شما بارها و بارها فرموده ام: امت مقصر نیستند اگر چنین سلیقه ای دارند بلکه من برای وضعیت بد و سیستمی تاسف خورده ام که باعث و بانی شده تا نسل های جدید حافظه ای از موسیقی خوب و فاخر نداشته باشند.

به عنوان نمونه ای نزدیک؛ این پست من هست در جواب حامد شریفی عزیز:

درود بر حامد عزیز،

چقدر زیبا، به جا و کامل نوشتید.

ترانه یک کار بسیار سخت و پیچیده هست.

بحث تلفیق شعر و موسیقی به طور ویژه بر روی اشعاری با زبان پارسی یک مبحث کاملا تخصصی می باشد و شما بسیار زیبا به گوشه ای مهم از این تخصص اشاره داشتید.

بنده خودم هم در خیلی از آثارم در اوایل کار متاسفانه چندان توجهی به این موضوع نداشتم چون اون وقت اطلاعات اندک بنده کمتر و محدودتر هم بود.

اما الان می فهمم که چقدر یک ترانه ی خوب در ماندگار شدن یک اثر هنری موثر هست.

حامد عزیز دوستان ما مقصر نیستند باید آگاه شوند و ما داریم این کار را تا حد توان خود انجام می دهیم.

قطعا این تلاش ها و رنج ها روزی به ثمر خواهد نشست هرچند شاید اون روز ما دیگر نباشبم.

ایت تنها صداست و ترانه ی ماندگار هست که می ماند.


پاینده باشی دوست هنرمند و مهربانم.

امیدوارم برای مخاطبان عزیزی که احیانا با مطالعهاین پست ها نظر بدی نسبت به بنده پیدا کرده اند، توانسته باشم که توضیح بدهم من هرگز برای امت تاسف نخورده ام و امت را مقصر این جریان نمی دانم.

با تشکر از توجه همه ی عزیزان

176:

درود دوست محترم و عزیزم

بارها و بارها نزدیک بوده این بحث به یک دعوای تمام عیار تبدیل شود اما بنده در حد توانم و تا جایی که امکان داشته سعی کردم دوستی ها و رفاقت هایم با دوستان بر هم نخورد.

هیچگاه از دایره ی ادب خارج نشده ام و نخواهم شد و هیچگاه هم بحث را شخصی نخواهم کرد.

یکی دوبار که لغزش داشته ام عذرخواهی کردم یا پستم را پاک کرده ام.

اما متاسفانه دوستان حال به هر دلیلی کم لطفی می نمايند و مدام به جای پرداختن به موضوع تاپیک به "شخصِ من" می پردازند.



لطفا همین پست قبلی را بخوانید.

من نمی خواهم موضوع جستار منحرف شود.


177:

.
.
.
در بين قطعات موسيقي ماه ميلادي گذشته:
"كجايي" سومين آهنگي كه تهراني ها بيشترين جستجو و دانلود كرده اند

بي بي سي اسپانيايي "كجايي" را سومين آهنگي معرفي كرد كه در ماه ميلادي گذشته بيشترين جستجو و بيشترين دانلود را از سايشان تهراني ها داشته هست.



وبسايت بي بي سي با معرفي اپليكيشن shazam، امكان مشاهده آهنگهايي كه در ماه ميلادي گذشته، توسط كاربران اينترنت، بيشترين دانلود و جستجو را داشته اند، برپايه شهر و كشور فراهم كرده هست.

با انتخاب شهر تهران، فهرستي از آهنگهايي نمايش داده مي شود كه "كجايي" از محسن چاوشي در سومين رديف برنامه گرفته هست.



آهنگ "كجايي" كه شعر،تنظيم و آهنگسازي اون نيز، توسط محسن چاوشي انجام شده هست با همخواني سيناسرلك مورد هستقبال گسترده علاقه مندان به ايشانژه در فضاي مجازي برنامه گرفت و در مدت كوتاهي به دانلود ميليوني رسيد.

چاوشي اين آهنگ را براي تيتراژ سريال شهرزاد خوانده هست.


178:

با سلام و احترام
وقتی می خواهیم همین دوتا بیت را زمزمه کنیم
خدا وکیلی یه احساس بدی به آدم دست می دهد
حالا چه اصرار به انیقدر ریخت و پاش هست
همین دو بیت می تواند اثر را بی محتوا کند

179:

از بارز ترین ویژگی نقد اینه که تسلط کامل به اثار شخص داشته باشی...

شما که محسن چاوشی رو نمیشناسی حق نقد نداری

محسن چاوشی بارزترین ویژگی اش هستفاده از کلماتی هست که خیلیا ترس دارن به سمت اون کلمات برن

محسن تنها کسی هست که تو اثارش خاکستری خاکستری باقی میمونه نه سیاه نه سفید...


بررسی چندتا اثر


بازم اجازه بده بهت سلام کنم ...نگو باهام قهری با این که میدونم تو بی اجازه ترین عاشق این شهری

آخ که چقد خوبه هوایه من با تو

آخ که چه دلگیره هوایه من بی تو


کافه های شلوغ

..................................................

..................................................

...............................

دلم گرفته از دلم که از تو دوره (دلش از دلی گرفته که از معشوق دوره)

خاطره هات همیشه در حال عبوره

اینجا میگه دردی که از تو با منه مردی میخواد( ینی بودن با تو خیلی دردناکه)

غباری که از تو نشسته رویه قلبم بارون چیه سیل نمیتونه بشوره

(بازم تاکید میکنه خیلی زخم و سختی و دیده از جانب او)

زخم که نه جدایی از تو دلخراشه یاد تو مث خوره مث بوف کوره

..................................................

..................................................

...................................

پسند من تو هستی که این همه بخت من سیاه ست(باوجودی که میدونه انتخابش اشتباهه ولی پاش وایساده)

..................................................

..................................................

..................................







180:

اوه چه نقد بی رحمانه ای ! کاش حداقل جز خاطر نشان کردن نکته های منفی نقاط قوت این اثر رو هم یه اشاره ای بهش میشد !

181:

اون رگامو تو خونت بریزم قبول دارم هیچ جوره هضم شدنی نیست ! اما بیا چشمامو تو چشمات بریزم میشه این مفهوم برداشت کرد که نگاهم به نگاهت بیفته


50 out of 100 based on 55 user ratings 880 reviews

@