فريدون فروغي


فريدون فروغي



فريدون فروغي
به ياد فريدون فروغی
فريدون فروغي
تن تو ظهر تابستونو بيادم مياره
رنگ چشمهای تو بارونو بيادم مياره
وقتی نيستی زندگی فرقی با زندون نداره
قهر تو تلخی زندونو بيادم مياره

من نيازم تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوست دارم شنيدنه

تو بزرگی مثل اون لحظه که بارون ميزنه
تو همون خونی که هر لحظه تو رگهای منه
تو مثل خواب گل سرخی لطيفی مثل خواب
من همونم که اگه بی تو باشه جون ميکنه

من نيازم تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوست دارم شنيدنه

تو مثل وسوسه شکار يک شاپرکی
تو مثل شوق رها کردن يک بادبادکی
تو هميشه مثل يک قصه پر از حادثه ای
تو مثل شادی خواب کردن يک عروسکی

من نيازم تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوست دارم شنيدنه

تو قشنگی مثل شکلهايی که ابرها ميسازند
گلهای اطلسی از ديدن تو رنگ ميبازند
اگه مردهای تو قصه بدونن که اينجايی
برای بردن تو با اسب تنلندر ميتازند

من نيازم تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوست دارم شنيدنه



تیتراژ و موسیقی متن فیلم ها و سریال ها

1:

فريدون را فراموشي و خاموشي كشت

فريدون فروغيفريدون فروغي را چگونه بايد نوشت كه سكوتي سنگين عاقبت اورادرهم شكست .


گزارش تصویری ساخت دوتار
فريدون فروغي ، چهارمين و آخرين فرزند خانواده ي فروغي در تاريخ 9/11/1329 درشهرستان تهران متولد شد.


گزارش تصویری ساخت گیتار
او در زمينه ي موسيقي هنرمند كاملي ست .


بحث ِ آزاد پیرامون موسیقی بین ِ کاربران ...
زيرا علاوه بر خوانندگي ، در نواختن گيتار ، پيانو و ارگ مهارت خاصي داشته هست و به كار آهنگسازي و ترانه نيز مي پرداخته هست.


لورینا مک کنیت(کی اهنگاشو گوش کرده؟)
او تنها پسر خانواده بود و سه خواهر به نامهاي (پروانه ، عفت و فروغ) داشت كه هم اكنون در قيد حيات مي باشند.


لیندزی استرلینگ
فتح الله فروغي ، كارمنداداره ي دخانيات بود.

كه در تنهايي خود به سرودن شعر و نواختن تارمي پرداخت و از مالكان بزرگ روستاي نراق ـ مابين قم و كاشان ـ به شمار مي آمد.


دانلود اهنگ بسیار زیبای هانس زیمر و انیا
فريدون فروغي ، در سال 1335 و در شش سالگي ، تحصيل را آغازكرد و عاقبت در سال 1347 مدرك ديپلم علوم طبيعي را گرفت و پس از اون ديگر تحصيل را رها كرد.


یکبار هم نوبت ِ ما ... اجازه ؟
فريدون فروغي ، موسيقي را بدون داشتن هستاد و يا معلم فرا مي گيرد و با توجه به كارهاي راك و مخصوصا (ري چارلز) به تمرين و يادگيري مي پردازد.
درسن 16 سالگي ، باهمراه ساختن گروهي نوازنده با خود موسيقي را به صورت جدي شروع مي كند و در مكان هاي مختلف به اجراي ترانه ها و آهنگ هاي روز فرنگي و به خصوص موسيقي (بلوزغربي) مي پردازد و تا سن 18 سالگي كار خود را به همين صورت ادامه مي دهد.

در همين ايام عشق و دلدادگي او را گرفتار مي كند، اما در ناباوري كامل ، پس از مدتي متوجه غيبت عشق خود مي شود و قلب گرفتار او در تب و تاب عشق مي سوزد و فريدون جوان ، مدتي دست از موسيقي مي كشد.

پس از مدت كوتاهي كناره گيري ، درسال 1348 صاحب كاباره ي كازبا ، ازفريدون و همراهانش دعوت به شروع فعاليت در شيراز و كاباره ي خود مي كند و فريدون نيز به خارتسكين قلب مجروح خود اين دعوت را مي پذيرد و به شيراز مي روند و رونق كار در شيراز باعث ماندگاري گروه دراونجا مي شود.
درسال 1350، خسرو هريتاش ،كارگردان فيلم (آدمك) در تلاش براي پيدا كردن خواننده اي تازه نفس بود كه فريدون فروغي توسط دوستي مشترك به او معرفي مي گردد و بايك بار زمزمه ي ترانه خسرو هريتاش متوجه مي شود كه شخصي را كه به دنبالش بوده ، يافته هست و ترانه ي آدمك و پروانه ي من توسط فروغي اجرا مي شود و چندي بعد اين ترانه در صفحات 45دور ، در صفحه فروشي هاي معروفي چون (آل كوردوبس ، پاپ ، ديسكو ، بتهوون و پارس) عرضه مي گردد، اين دو ترانه گل مي كند و بر سر زبان ها مي افتد.
سپس گذشت مدتي (فرشيدرمزي) كارگردان برنامه ي شايشان تلايشانزيوني (شش و هشت) با فريدون فروغي قرارداد مي بندد و فروغي درسال 1351 سپس پنج سال مشابه خواني ،آثار ري چارلز را كنار گذاشته و كارش را در شهرستان تهران شروع مي كند و اين همكاري باعث تولد آثاري چون زندون دل و غم تنهايي مي گردد كه ترانه ي زندون دل فروغي را تبديل به هنرمندي صاحب سبك مي كند.

در همين سال توسط يكي از دوستانش با گلي فتوره چي آشنا مي شود و اين آشنايي منجربه ازدواج اون دو مي گردد.

درسال 1352 فروغي ترانه ي تنگنا را براي فيلم (اميرنادري) اجرا مي كند و در همين سال به اجراي ترانه هايي چون نياز (ترانه يي ازشهيار قنبري) و هواي تازه در برنامه ي رنگارنگ مي پردازد.

درسال 1353 فروغي به علت عدم تفاهم روحي و فكري از همسرش جدا مي شود.

و در همين سال او كه رفته رفته ، هنرمندقابلي گشته بود اقدام به جمع آوري آثارخود مي نمايد و اولين آلبوم خودرا با نام نياز به بازار عرضه مي كند.

دومين آلبومش را با نام (ياران) در سال 1354 به بازار عرضه مي كند و در همين سال به علت اجراي ترانه ي (سال قحطي) از طرف رژيم شاهنشاهي به مدت دو سال ممنوع الصدا مي شود .

در سال 1356 ، پس از فراخوان فضاي باز سياسي توسط رژيم، فروغي سپس دو سال ممنوعيت كاري ، سومين آلبوم خود را با نام (سال قحطي) به بازار عرضه مي كند.

در سال 1357 ، با وخيم شدن اوضاع سياسي ايران ، فروغي اعتراض خود را به اوضاع كشور با انتشار آلبوم (بت شكن) فراخوان مي دارد و در همين سال ترانه اي به نام روسپي را اجرا مي كند كه هرگز مجوز پخش نمي گيرد.

در سال 1358 ، سپس انقلاب ، فروغي درايران مي ماند و كنسرت اجرا مي كند كه ترانه هاي اين كنسرت را درآلبوم (فريدون فروغي درآغازي نو) جاي مي دهد و از دلايل مطالعهاين آلبوم به اين نام ترانه هاي ريتميكي مانند حقه وشياد مي باشد.
سپس انتشار اين كاست ، در سال 1359 فروغي ترانه ي بار دبستاني را براي فيلم (از فرياد تا ترور) به كارگرداني منصور تهراني اجرا مي كند و سپس اون ترانه ي كوچه ي شهر دلم.
درسال 1360 چند ترانه ي خود را همراه با چند ترانه از كوروش يغمايي در آلبوم سل جاي مي دهد و در ما بين سال هاي 60 و61 آهنگ چهار قسمتي (چرانه؟) را مي سازد و اجرا مي كند.
اما رفته رفته مهر سكوت برلبان او سنگيني مي كند، پس از اون تنها خاموشي و تنهايي ست كه مي ماند، ايجاد ممنوعيت كاري انگيزه اي براي فعاليت دوباره ي فروغي نمي گذارد.

در اين سال ها تنها يار او خلوت و گوشه نشيني ست و علي رغم فشارهايي كه اين سكوت طولاني بر او تحميل مي كند ، هرگز تن به ترك وطن نمي دهد.

فروغي با اين واقعيات عذاب آور به زندگي ادامه مي دهد و در اسفند سال 1372 با خانم سوسن معادليان آشنا مي شود و در خرداد 1373 با هم ازدواج مي كنند.ازدواج با سوسن معادليان موجبات تحولي مثبت را در او فراهم مي آورد و او دوباره فعاليت خود را از سر مي گيرد، شعرمي گايشاند، آهنگ مي سازد و شروع به تدريس گيتار ، ارگ و پيانو مي كند.
در اسفندماه سال 1377 موفق به برگزاري كنسرتي در تالار حافظيه ي كيش مي شود، پس از 4 روز برگزاري كنسرت در كيش ، به شهرستان تهران مي آيد وعلي رغم درخواست شهرستان هاي ديگر براي برگزاري كنسرت ، با اين كار موافقت نمي شود و فروغي در تابستان 78 و پائيز79 دوباره به كيش باز مي گردد و به اجراي برنامه در هتل اوناي كيش مي پردازد .

درسال 79 براي تيتراژ پاياني فيلم (دختري به نام تندر) قطعاتي از شاعران معاصر را مي خواند و اميدوار مي شودكه بتواند مجوز كارهايش را بگيرد و در انتظار اكران فيلم مي ماند.

پس از اينكه از گرفتن مجوز ناميد مي شود .گوشه نشيني را برمي گزيند و در روز جمعه سيزدهم مهر سال 1380 خود را از چنگ اين دنياي بي عشق مي رهاند و به فرموده ي شهيارقنبري : فريدون فروغي را فراموشي و خاموشي كشت.
اينك ما مي نايشانسم از او ، آثارش را در بازار موسيقي مي يابيم و حتي فيلم مستندي از زندگي او و گوشه اي از كنسرتهايش ، كتاب او ، ولي حالا چرا؟
نوش دار و پس از مرگ سهراب، حالا كه او رفته، ايشانژه نامه اي براي او ، و همه چيز از او حالا كه ديگر او نيست!
او رفت و به گمانم قسمتي از موسيقي را با خود برد، او رفت كه شايد در دنياي ديگر دغدغه ي مطالعهو نمطالعه، فرمودن و نفرمودن را نداشته باشد و حالا ما مي دانيم كه خيلي ديرتر از اونچه كه بايد ، به اورسيديم و او را در ميان دنياي از تيرگي ها به دست فراموشي سپرديم.

ديگر از افسوس براي رفته ها و گذشته ها براي ما سودي نخواهد داشت.

ازچاله هاي پوك افسوس
چاره اي
به جزگذشتن


2:

سال قحطي

ترانه سرا: مسعود امینی» آهنگساز: ( فریدون فروغی )

گر بر فلکم دست بدی چون یزدان
برداشتمی من این فلک را ز میان
از نو فلک دگر چنان ساختمی
کازاده به کام دل رسیدی آسان
گلدونا گل ندادن
درختا بار ندادن
گوسفند و گاو و میش ها
ماست و پنیر ندادن
گندمهای بیابون
یه لقمه نون ندادن
چشمه های تو دالون
یه چیکه آب ندادن
به هر کی هر چی فرمودم
به من جواب ندادن

مردای مست کوچه
تو جیباشون کلوچه
تلو تلو میرفتن
از پیچ و تاب کوچه
آی آدمای مرده
ترس دلاتونو برده
پس چرا ساکت هستین
سگ دلاتونو خورده
به هر کی هر چی فرمودم
به من جواب ندادن

بسه ساکت نشستن
در خونه ها رو بستن
ار همه دل بریدن
دل به کسی نبستن
یالا پاشین بجنگین
با این روزای ننگین
چه فایده داره اینجا
حتی نشه بخندیم

3:

حقه

ترانه سرا: فرهنگ قاسمی» آهنگساز: ( فریدون فروغی

آآآآ مشتی ماشاالله
آآآآ حقه ای والله
حقه ای والله می کشی بالا
مال و منالا می کنی حاشا
بارت می لنگه الاغه لنگه
شیشه و سنگه مشتی ماشاالله
آآآآ مشتی ماشاالله
آآآآ حقه ای والله

دستات که روشه خون که بجوشه
ایجاد بخروشه داره تماشا
حاضر و غایب صادق و کاذب
شحنه و نایب جملگی رسوا
آآآآ مشتی ماشاالله
آآآآ حقه ای والله

حق پیشه رنجه مار سر گنجه
پنجه به پنجه گشنه و دارا
اونکه بیداره دستاش به کاره
حقو می گیره آخر دعوا
آآآآ مشتی ماشاالله
آآآآ حقه ای والله

4:

فروغ بي پايان


فريدون فروغي
فریدون فروغی
متولد نهم بهمن 1329 در شهرستان تهران محله سلسبيل ، فرزند فتح الله كارمند دخانيات ، ديپلمه علوم طبيعي ، كوچكترين فرزند خانواده و داراي 3 خواهر ، 2 سابقه ازدواج در سالهاي 1351 و 1373 ، بدون فرزند ، فوت 13 مهر 1380 در منزلش در شهرستان تهران پارس

بله، درک این مطلب که فروغی چرا نتوانست 20 سال مجوز کار بگیرد بسیار سخت هست.

خواننده اي كه به دليل آزاد فكر كردن توسط ساواك 2 سال ممنوع الصدا ميشود و يدك كش لقب خواننده ملي ايران هست.

فريدون فروغي باوقتده نسلي هست معلق كه تا آخرين لحظه حياتش براي اثبات حقيقت جنگيد، مقابل شاه ايستاد، با وجود داشتن اقامت آمريكا، ايران را ترك نكرد و بيست سال به واقعيت موقعيت داد تا خود را نمایان کند، ولي حيف...

مرگ حق هست ولي حق فريدون فروغي مرگ در تنهاي نبود.

فريدون فروغي با عشق بزرگ شد و همين عشق او را مثل شمع آب كرد.

شايد اگر مثل سایر هنرمندان وقت خود پس از عدم دريافت مجوز كار ايران را ترك كرده بود حالا زنده بود يا هنگام مرگ وضعيت بهتري داشت.



او موسيقي را با نواختن drums شروع كرد با يافتن هستعداد خوانندگي در خود شروع به نواختن گيتار و به تدريج سازهاي ديگر مانند پیانو نمود.

روايات حاكي از اينست كه نواختن ساز را بدون هستاد آموخته و شعر فرمودن را از پدرش به ارث برده بود.

از سال 46 با ايجاد گروه هاي كوچك موسيقي با مطالعهموزيكهاي غربي بخصوص بلوز وارد عرصه هنر شد (او از مريدان ري چالرز بود).




فريدون فروغي
فریدون فروغی
با انعقاد قرارداد همكاري با یکی از سالن های شيراز برای حدود دو سال از سال 1348 به صورت حرفه اي فعاليت هنری كرد.

ترانه هاي آدمك (موزيك فيلم آدمك ساخته خسرو هريتاش) و پروانه من اولين آفريده هاي فارسي او در اين مدت بودند.

در اين دوران فروش صفحه هاي فريدون فروغي كه با همكاري هنرمندان وقت بخصوص شهريار قنبري تهيه ميشد به سرعت بالا رفت.

اجراي كار تلايشانزيوني به دعوت فرشيد رمزي در برنامه شش و هشت محبوبيت اين خواننده را دو چندان كرد تا در سال 1353 پس اجراي موسيقي در برنامه تلايشانزيوني رنگارنگ و توليد اولين كاست به نام نياز حضور خود را در گروه خوانندگان پاپ كشور را تثبيت نمود.



هموقتي فريدون فروغي با مرحوم فرهاد براي معروفيت هر دو هنرمند كه داري صداي بم و گرفته اي بودند بسيار مؤثر بود. سال 1354 آلبوم ياران، سال 1356 پس از 2 سال ممنوع الصدايي آلبوم سال قحطي، سال 1357 آلبوم بت شكن و در سال 1358 آخرين آلبوم او بنام فريدون فروغي با آغازي نو (نسخه از كنسرت زنده) به بازار عرضه شد.



آلبوم آخر او كه پس از انقلاب تكثير شد در ميان جوانان طرفداران بسيار پيدا كرد به طوري كه تا بحال نزديك به يك ميليون نسخه اون به طور رسمي و غير رسمي تكثير شده.

سال 1359 ترانه ي يار دبستاني من براي فيلم از فرياد تا ترور را اجرا نمود و در سال 1360 پس از اجراي ترانه كوچه ي شهر دلم و انتشار كاست سُل با همكاري كورش يغمايي ممنوعيت كاري خود را آغاز كرد.

در سالهاي 1360 و1361 آهنگ 4 قسمتي چرا نه؟ را تنظيم نمود كه هيچوقت منتشر نشد.

تا سال 1379 و اجراي ترانه دچار براي فيلم سينمايي دختري بنام تندر.



عمده فعاليت علنی او پس از انقلاب اجراي كنسرت در جزيره كيش كه اتفاقاَ با هستقبال خوبي هم موجه شد بود شد.

اميد بيست ساله او به دريافت مجوز كار با كار آخرش ترانه دچار قوت گرفت ولي قبل از اكران فيلم به درود حيات فرمود.



رايشان سنگ مزارش این حك شده هست :

چون آدمك زنجير بر دست و پايم
از پنجه ي تقدير من كي رهايم
فريدون فروغي 1380-1329

5:

آخ یادش بخیر چه عشق میکردیم دوران دبیرستان با این آهنگ

بجایی مشتی ما شااله اسم هر کسی را که از دستش دلخور بودیم
میفرمودیم !!
ممنون از صادق عزیز

6:

خواننده:فريدون فروغى
آلبوم:زندون دل
نام ترانه:زندون دل


متن ترانه:

پشت این پنجره ها دل می گیره
غم و غصه دلو تو میدونی
وقتی از بخت خودم حرف میزنم
چشام اشک بارون میشه تو میدونی
عمریه غم تو دلم زندونیه
دل من زندون داره تو میدونی
هر چی بهش میکم تو آزادی دیگه
میگه من دوست دارم تو میدونی


می خوام امشب با خدام شکوه کنم
شکوه های دلمو تو میدونی
بگم ای خدا چرا بختم سیاس
چرا بخت من سیاس تو میدونی
پنجره بسته میشه شب میرسه
چشام آروم نداره تو میدونی
اگه امشب بکذره فردا میشه
مگه فردا چی میشه تو میدونی
عمریه غم تو دلم زندونیه
دل من زندون داره تو میدونی
هر چی بهش میکم تو آزادی دیگه
میگه من دوست دارم تو میدونی

7:

من آهنگه کوچه ی شهر دل فریدون فروغی رو دارم مثل اینکه یکی میخواست E_mailرو بدبد من میفرستم

8:

چيد روز ديگر سالروز تولد فروغي هست ديدم جايش خاليست
فریدون فروغی (زاده نهم بهمن 1329 هجری خورشیدی در شهرستان تهران - درگذشته سیزدهم مهر 1380 هجری خورشیدی)، آهنگساز، نوازنده (گیتار، پیانو، درامز)، شاعر و خوانندهٔ ایرانی.

او از خوانندگان مشهور موسیقی پاپ ایرانی هست.



زندگی




کودکی و نوجوانی

او در سال 1329 محلهٔ سلسبیل شهرستان تهران متولد می‌شود، پدر او - فتح الله - کارمند ادارهٔ دخانیات بود، در تنهایی خود به سرودن شعر و نواختن تار می‌پرداخت.

او از مالکان بزرگ روستای نراق ـ ما بین قم و کاشان ـ به شمار می‌آمد.

فریدون تنها پسر خانواده بود و سه خواهر به نامهای پروانه، عفت و فروغ داشت که هم اکنون در قید حیات هستند.

او در سال 1335 و در شش سالگی، تحصیل را آغاز کرد و عاقبت درسال 1347 مدرک دیپلم علوم طبیعی را گرفت و پس از اون دیگر تحصیل را رها کرد.

وی موسیقی را بدون داشتن داشتن هستاد و با توجه به علاقه‌ای که به موسیقی راک و مخصوصاً آثار ری چارلز داشت، با تمرین می‌آموخت.


دههٔ چهل و اجرا در کافه‌ها

درسن 16 سالگی، با همراه ساختن گروهی نوازنده با خود موسیقی را به صورت جدی شروع می‌کند و در مکان‌های مختلف به اجرای ترانه‌ها وآهنگ‌های غربی معروف در اون روزگار و به خصوص موسیقی بلوز می‌‌پردازد و تا سن 18 سالگی فعالیت خود را به همین صورت ادامه می‌دهد.

در این دوران هست که پس از یک شکست عاشقانه، مدتی از موسیقی دست می‌‌کشد، اما پس از این مدت کوتاه کناره‌گیری، درسال 1348 صاحب کاباره کازابای شیراز از فروغی و همراهانش برای اجرا در اون مکان دعوت می‌کند[1] (در [2] وقت سفر فروغی به شیراز و همکاری‌اش با کازابا، اوایل دههٔ پنجاه و هم‌وقت با انتشار موسیقی فیلم تنگنا مشخص شده‌است که به احتمال نزدیک به یقین صحیح نیست).

در اواخر این دهه وی اواخر دهه چهل، او به خوانندهٔ بلندآوازهٔ کلوپ‌های شبانه شهرستان تهران قدیم و ستارهٔ صحنهٔ کافه‌های معروفی چون مارکیز و کاکوله بدل شد.


دههٔ پنجاه و شهرت






فریدون فروغی در یکی از اجراهای دههٔ پنجاه، تصویر از وب‌گاه فرمودگوی هارمونیک



درسال 1350، خسرو هریتاش، کارگردان فیلم آدمک در تلاش برای پیدا کردن خواننده‌ای تازه نفس بود که فریدون فروغی، به او معرفی می‌گردد و با یک بار زمزمه‌ کردن ترانه‌ها، خسرو هریتاش متوجه می‌شود که شخصی را که به دنبالش بوده، یافته هست.

در نتیجه، دو ترانه به نام‌های «آدمک» و «پروانهٔ من» را با موسیقی تورج شعبان‌خانی و اشعار لعبت والا، برای فیلم هریتاش اجرا می‌کند.

پس از اکران فیلم، صفحه‌های 45 دور این دو ترانه، درصفحه‌فروشی‌های معروفی چون آل کوردوبس، پاپ،دیسکو، بتهوون، و پارس عرضه می‌گردد.

این دو ترانه گل می‌کند و بر سر زبان‌ها می‌افتد و فریدون فروغی به شهرت می‌‌رسد.

گرچه در اون وقت به او خرده می‌‌گرفتند که صدای فرهاد را تقلید می‌کند، اما همین باعث شد تا دیگر زیر سایه نام خوانندهٔ محبوبش ری چارلز برنامه نگیرد.

بعدازگذشت مدتی فرشید رمزی - کارگردان نمایش تلویزیونی شش و هشت - با فریدون فروغی قرارداد می‌بندد و فروغی درسال 1351 بعداز پنج سال مشابه‌خوانی آثار ری چارلز را کنار می‌گذارد.

این همکاری باعث تولد آثاری چون زندون دل و غم تنهایی می‌گردد که اولی، فروغی را تبدیل به هنرمندی صاحب سبک می‌کند.

فتنهٔ چکمه پوش ساختهٔ همایون بهادران دومین فیلم سینمایی بود که فروغی در سال 1351 برای تیتراژ اون ترانه‌ای را به همین نام اجرا کرد.

درهمین سال توسط یکی ازدوستانش با گلی فتوره‌چی آشنا می‌شود و با او ازدواج می‌کند.

سال بعد تنگنا ساختهٔ امیر نادری با ملودی‌های شورانگیز و تکان‌دهندهٔ منفردزاده، صدای فروغی را بر تیتراژ داشت.

در همان سال - 1352 - چندین ترانه را اجرا می‌کند که شاخص‌ترین اونها نماز (یا نیاز به روایت ساواک!) هست، با شعری از شهیار قنبری و موسیقی منفردزاده؛ ترانه‌ای که منجر به بازخواست هر سه نفر از طرف ساواک می‌گردد.

او ترانهٔ هوای تازه را در همین سال در برنامهٔ تلویزیونی رنگارنگ اجرا می‌کند و همچنین در همین سال هست که به درخواست فرزان دلجو ترانه‌ای را برای فیلم یاران (با بازی و کارگردانی دلجو) اجرا می‌کند.

درسال 1353، فروغی به علت عدم تفاهم با همسرش از وی جدا می‌شود.

در همین سال ترانهٔ همیشه غایب را با شعری از شهیار قنبری، موسیقی «ویلیام خنو» و تنظیم واروژان اجرا می‌کند (این ترانه، پیش‌تر با شعری از ویلیام خنو و با نام ماهی خسته اجرا شده بود).

او که رفته رفته، به هنرمند باتجربه‌ای تبدیل می‌شد، اقدام به جمع‌آوری آثار خود می‌نماید و اولین آلبوم خود را با نام زندون دل به بازار عرضه می‌کند.

دومین آلبومش را با نام یاران درسال 1354 به بازار عرضه می‌کند و در همین سال به علت اجرای ترانهٔ سال قحطی از طرف رژیم شاهنشاهی به مدت دو سال از فعالیت منع می‌شود.
درسال 1356، پس ازفراخوان فضای باز سیاسی توسط رژیم، فروغی سپس دو سال ممنوعیت کاری، سومین آلبوم خود را با نام سال قحطی به بازار عرضه می‌کند.

در بهمن ماه همین سال، پدرش در اثر بیماری ذات‌الریه از دنیا می‌رود.


انقلاب و یار دبستانی

درسال 1357، با وخیم شدن اوضاع سیاسی ایران، فروغی اعتراض خود را به اوضاع کشور با انتشار آلبوم بت شکن فراخوان میدارد و در همین سال ترانه‌ای به نام روسپی راجرا می‌کند که هرگز مجوز پخش نمی‌گیرد.
درسال 1358، بعدازانقلاب، فروغی درایران می‌ماند و کنسرت اجرا می‌کند که ترانه‌های این کنسرت را در آلبوم فریدون فروغی در آغازی نو جای می‌دهد و دلیل نامگذاری آلبوم به این نام، وجود ترانه‌های ریتمیکی مانند حقه و شیاد هست که در کارنامهٔ فروغی مانند اونها وجود نداشت.
بعداز انتشار این کاست، درسال 1359، فروغی ترانهٔ بار دبستانی را برای فیلم از فریاد تا ترور به کارگردانی منصور تهرانی اجرا می‌کند که در تیتراژ فیلم هستفاده می‌شود.

در حالی که هنوز هیچ منع رسمی‌ای برای فعالیت فروغی فراخوان نشده بود، به تهرانی خبر می‌دهند که باید صدای فروغی را از تیتراژ فیلم‌اش حذف کند.

در نتیجه جمشید جم مطالعهاین ترانه را به عهده می‌گیرد.

این ترانه بسیار مطرح و معروف می‌شود و حتی امروزه به‌عنوان نمادی از مبارزه ارزشی خاطره‌انگیز دارد.

در همین وقت هست که زمزمه‌هایی در مورد ممنوعیت فعالیت فروغی شنیده می‌شود.

او در همین سال ترانهٔ کوچهٔ شهر دلم را می‌خواند.


دههٔ شصت و بعد

درسال 1360 چندترانهٔ خودرا همراه باچند ترانه از کوروش یغمایی درآلبومی با عنوان سُلٰ جای می‌دهد و طی سال‌های 60 و 61، آهنگ چهار قسمتی چرا نه؟ رامی‌سازد و اجرا می‌کند.

در همین سالهاست که فعالیت نمودن او ممنوع می‌شود.

در سال 1365 سفر به دوبی، فروغی را تا پای پیوستن به هنرمندان دور از وطن پیش برد، اما پیشنهادهای تهیه‌نمايندگان اون سوی آب او را به رفتن راضی نکرد.
در اسفندسال 1372 با سوسن معادلیان آشنا می‌شود و در خرداد 1373 باهم ازدواج می‌نمايند.

ازدواج، موجب تحولی مثبت در او می‌شود و دوباره فعالیت خود را از سر می‌گیرد؛ شعر می‌گوید، آهنگ می‌سازد و شروع به تدریس می‌نماید.

در اسفندماه سال 1377 موفق به برگزاری کنسرتی در تالار حافظ دانشگاه کیش می‌شود.

پس از 4 روز برگزاری کنسرت در کیش، به شهرستان تهران می‌آید.

علی‌رغم درخواست‌هایی که از شهرستان‌های دیگر برای برگزاری کنسرت ارسال می‌شود، با برگزاری اون در شهرستان‌های دیگر موافقت نمی‌شود و فروغی درتابستان 78 و پائیز 79 دوباره به کیش باز می‌گردد و به اجرای برنامه در هتل اونا‌ی کیش می‌پردازد.

در فروردین سال 1379 به پیشنهاد حمیدرضا آشتیانی پور (کارگردان) و به امید اخذ مجوز، «می تراود مهتاب» را با شعری از نیما یوشیج برای فیلم دختری به نام تندر می‌‌خواند اما شرایط تغییری نمی‌کند.

گرچه ترانهٔ فروغی در انتهای فیلم در جشنوارهٔ فجر پخش می‌شود.

پیش از این هم کیومرث پوراحمد نمی‌تواند مجوز حضور او را به‌عنوان بازیگر برای پروژه فیلم گل یخ (که داستان اون در باره زندگی یک خوانندهٔ محکوم به سکوت بود) بگیرد.

وی در روز جمعه، سیزدهم مهر ماه 1380 در منزلش در شهرستان تهران پارس درگذشت.

او را در روستای قرقرک اشتهارد کرج در کنار برکه‌ای کوچک، در سایهٔ کوهی بزرگ و در آرامشی که سالها انتظارش را می‌‌کشید به خاک سپردند.

9:

۲۳ مهر ۱۳۸۶
<A style="TEXT-DECORATION: none" name=1430099581>

به بهانه ششمین سالگرد درگذشت فریدون فروغی: بازخوانی پرونده كنسرتی كه انجام نشد
فريدون فروغيپارسا مهرگان: سپس اینكه فریدون فروغی در اواخر دهه 70 و در جزیره كیش كنسرت ناخواسته‌ای برپا كرد، خیلی‌ها در ایران تازه فهمیدند كه او زنده هست.

پس از بازگشت فروغی از كیش، در تابستان سال 79 و از طریق نشریه نقش قلم مصاحبه‌ای با او منتشر شد با این تیتر: پس از 2 دهه سكوت، كنسرت فریدون فروغی در رشت، كه در این مصاحبه فروغی بیان داشت: سپس كنسرتی كه در كیش داشتم قصد دارم در رشت نیز كنسرت اجرا كنم.

مجوز این كنسرت را هم در دست دارم و هیچ مشكل قانونی برای من وجود ندارد.

به دنبال درخواست یكی از دوستان قدیمی و صمیمی خود در گیلان، این كنسرت را در ورزشگاه عضدی رشت انجام خواهد كرد.

امیدوارم بتوانم صدای سال‌ها در گلو مانده را به خوبی فریاد كنم و جوابگوی اندكی از احساسات امت خون‌گرم شمال باشم.

اما این كنسرت هرگز انجام نشد و فقط در متن كوچكی به قلم یك عابر پیاده و در روزنامه گیلان امروز به دلایل اون به طور مختصر اشاره‌ای شد: اونان كه باید بدانند، می‌دانند چه كسی مانع از اجرای كنسرت او در رشت شدند و از چه می‌هراسیدند.

آری! تاریخ به همه چیز گواهی خواهد داد.

كنجكاو شدم بدانم كه موضوع از چه برنامه هست و بر این پايه یكی از دوستان قدیمی فروغی به نام علی فومنی را كه در برگزاری این كنسرت با فروغی سهیم بود، یافتم تا از زبان خودش ماجرای این كنسرت انجام نشده را جویا شوم.

او صحبت‌هایش را با یكی از ترانه‌های منتشر نشده فروغی آغاز كرد و به شرح ماجرا پرداخت:

با فریدون فروغی بودن خودش پر بود از خاطره، چرا كه او در میان امتان عادی متمایز بود و می‌توانستی با او در این روزگار راحت باشی و درد دل كنی.

از سال 58 كه او را از نزدیك می‌شناختم با او خاطرات فراوانی دارم كه هر كدام از اونها برایم در بدترین و بهترین شرایط، تداعی‌كننده رفاقت با مردی هست كه هیچ گاه خود را به ظواهر دنیای فعلی نفروخت.

سپس اینكه فروغی مدت 20 سال در سكوت مطلق بود، با جنب و جوش موسیقی پاپ او هم به تكاپو افتاد تا بتواند دوباره به عشقش كه همانا مطالعهبرای امتش بود ادامه دهد.

اما این كار در عمل تا پایان عمرش به درستی اجرا نشد و او تا آخرین روزهای عمرش در حسرت مطالعهدوباره ماند.

روزی با او در سال 79 در مورد تیم فوتبال سپیدرود رشت درد دل كردم و از وضعیت نابسامان این تیم امتی و محبوب و شرایط اسفناك مالی كه بر این تیم حاكم بود برایش فرمودم.

فروغی فرمود: از اونجایی كه می‌دانم عشق تو سپیدرود هست، من خودم هر كاری را كه فكر می‌كنی از دستم بر می‌آید برای این تیم انجام می‌دهم، در این میان هر دو به فكر فرو رفتیم.

كه ناگهان او فرمود: اگر به من مجوز بدهند حاضرم در همان ورزشگاه رشت كنسرتی انجام كنم و تمام عواید این كنسرت را به تیم امتی سپیدرود اختصاص دهم.

چرا كه در حال حاضر این تنها كاریست كه من می‌توانم اجرا کنم و دل تو و سایر دوستداران این تیم محبوب را شاد كنم.

وقتی فروغی این حرف‌ها را زد من می‌دانستم كه به فرموده‌هایش اعتقاد دارد و در كمال بی‌ریایی و بی‌تكبری اون را فرموده هست.

سپس سه هفته دوندگی بالاخره مجوز اجرای این كنسرت را از رییس وقت ارشاد گیلان دریافت كردیم و حتی روزنامه‌های گیلان این موضوع را انعكاس دادند.

وقتی خبر كنسرت فروغی در سبزه‌ میدان رشت بر روی یك دكه مطبوعاتی برنامه گرفت، به علت هستقبال امت برای دیدن این خبر، خیابان اون مكان مسدود شد و حتی ماموران نیروی انتظامی به امت تذكر دادند كه در برابر این دكه توقف نكنند.


خبر اجرای این كنسرت مثل برق در گیلان پیچید، اما باز هم فروغی پشت دیوار گیر كرد و دستور دادند كه فروغی حق اجرای كنسرت در رشت را ندارد و اگر می‌خواهد این كنسرت انجام شدنی باشد، حتما باید طبق نظر اونها رفتار كند.


فروغی كه می‌دانست كار از كجا آب می‌خورد، آب پاكی بر روی دست همه این شرایط ریخت و فرمود: من فقط بر طبق برنامه‌ریزی خودم كار می‌كنم و هیچگاه كار فرمایشی را قبول ندارم.

خلاصه اینكه این كنسرت با مداخله برخی‌ها انجام نشد.

هر چند اون كنسرت انجام نشد، اما منش انسانی و مرام نیك او برایم هیچ‌گاه از یاد رفتنی نیست.

انگار كه از نظر من او این كار را انجام داده بود و شاید این عمل برخی‌ها باعث شد تا ارزش كار او دو چندان شود و در سینه تاریخ ثبت شود.
سپید‌ رود محبوب‌ترین تیم رشت بود كه ورزشگاه رشت را مالامال از تماشاگر می‌كرد.

تیم سپیدرود هم‌ اكنون در دنیای حرفه‌ای فعلی فوتبال ایران به حالت سكون در آمده و به انزوا كشیده شده هست.

منبع

10:

مطمئنا همه با صدای فریدون فروغی اشنا هستند و همگان هم اهنگ معروف یار دبستانی من رو با صدای جمشید جم شنیدند اما ....
از فریاد تا ترور
عنوان فیلمی به کارگردانی منصور تهرانی که سال ۱۳۵۹ در ایران تولید شد.

این فیلم مضمونی انقلابی داشت.

عمده شهرت این فیلم بابت آواز متن فیلم با عنوان
یار دبستانی هست که نخست فریدون فروغی اون را خواند (این نسخه به صورت مستقل بعدها به بازار زیرزمینی موسیقی پاپ ایران آمد)، اما از طرف نهاد نظارتی وزارت ارشاد به کارگردان فراخوان می‌شود که صدای فروغی را حذف کند.

آهنگ را این بار
جمشید جم اجرا کرد.

یار دبستانی بعدها در جریان
جنبش دانشجویی به سرود رسمی این جنبش تبدیل شد.

مضمون این سرود شورانگیز دعوت به مبارزه‌است.


و شاید کمتر کسی این اهنگ فریدون را شنیده باشد
و شاید اهنگهای دیگر فریدون فروغی مانند یاران و ....که بصورت زیر زمینی و مخفیانه بین امت رواج پیدا کرد
سعی می کنم این سری اهنگها را در اینجا بگذارم
البته به همراه اهنگهای مشابه

11:

رنگ چشماي تو بارون رو به يادم مي‌آره
واقعاً صداي فريدون فروغي از جمله صداهاي فوق‌العاده دلنشين و جاودانست.
مرسيييييييييييييييييي ييييييييييييييييييييييييي يييييييي

12:

دوست گرامي Deja Vu با توجه به اينكه تاپيك فريدون فروغي با عنوان بغضي از کوچيني تا به پاريس در تالار موجود هست تاپيك شما تركيب مي شود .


13:

من هم به دلایل زیر تمام پستهام رو حذف کردم
ا- اینکه وقتی هزار تا خواننده مسخره مانند
خوانندگان :
گوگوش
اسطوره موسیقی ایران ...

محسن نامجو

سایت رسمی خواننده ها
استاد شجریان
اقای صدا ابی
دوستداران داریوش
هایده
محسن چاوشي
کامرون کارتیو
فرشید امین
آوریل لاوین،
کی از فریدون خبر داره ؟ بیاد تو
مایکل جکسون
Enrique
كريستوفر جان ديايشانسون -کریس دی برگ!
سیاوش قمیشی------استاد سیاووش قمیشی
حمیرا
ستار
ابراهیم تاتلیس
بنیامین بهادری
نوال
فرامرز اصلانی
محسن یگانه
رشید رفیعی
ناصر عبداللهی
رضا صادقي
آقای بیژن مرتضوی
افشین
شهره
سامي يوسف
يوسف اسلام cat stevnes
بیوگرافی نانسی عجرم
حامد حاکان
مهستی
الهه
پاواروتی
Nirvana
Westlife
که تاپیک جدا دارند چرا باید فریدون فروغی با فرهاد ادغام بشه و من اصلا این روند رو مسخره می دونم اگر برنامه به ترکیب بوده باید همه این تاپیکها ادغام می شدند از خواننده خارجی و ایرانی و رپ و فاحشه وهمجنس باز و ...

تاپیک جدا دارند اما دو خواننده مفهومی و دارای سبک تاپیک ادغام بشه!!! مسخره هست
2- اسم تاپیک اسمی برای تاپیک فرهاد هست و درواقع فریدون رو شما زیر مجموعه و در سایه فرهاد برنامه دادید که به عنوان کسی که عاشق صدای فریدونم ( و حتی اواتورم هم عکس ایشونه ) بهم برخورد
3- قبل از اینکه ادغام کنید باید به من خبر می دادید نه اینکه ادغام کنید و بعد خبر بدید
4- در این تاپیک یکدون اهنگ برای دانلود گذاشته نشده ولی من می خواستم اهنگها را برای دانلود بگذارم که اصلا بصورت محتوایی تفاوت دارد
5- اهنگهایی که من می خواستم بگذارم اهنگهای کمیابی بود که کمتر کسی شنیده بود چون به صورت زیر زمین تهیه می شد و فقط مختص به اهنگ فریدون نمی شد و اهنگهای کمیاب خواننده های دیگر هم بود که با این ادغام اصلا روند تاپیک تغییر می کند
5- من این تاپیک را به احترام دوست خوبم ناکس گذاشتم که فکر می کردم مدیر اینجا
ایشان هستند ایشان هم به اخلاق من خوب اشنایی دارند و خوب می دانند که در این مدت قبل از هستارت تاپیک من تمام تاپیکها را نگاه می کنم و عقده زدن تاپیک هم ندارم پس اگر تاپیکی به نظر شما مشابه زدم دلیل داشته و مطمئن بودم قبل از ادغام از من سوال می پرسیدند و یا من ایشان را قانع می کردم یا اجازه ادغام را می دادم و با اینجال اگر ایشان ادغام می کردند باز هم صحبتی نداشتم اما از مدیرای......

اصلا خوشم نمی یاد و به همین خاطر هم ان پستها را حذف کردم و منتظر اهنگهای و پستهای دیگر من بمانید!!!!!!!!!!!!!
( اخرین پستم در این تالار)
و من الله التوفیق

14:

دوستان عزيز
همان طور كه شاهد بودند تاپيكهاي فرهاد مهرداد و فريدون فروغي با هم ادغام بودند كه جهت راحتي بيشتر و جلوگيري از مشكلات مراجعين محترم اين تاپيك مخصوص فريدون فروغي هستارت شد و تمام مطالب مربوطه به فروغي به اين تاپيك منتقل خواهد شد .


15:

دوست عزيز خيلي متاسفم !!!
بيشتر براي خودم ....

16:

فريدون فروغي

17:

مشتي ماشالا حقه اي والا
ميكشي بالا مال و منالا
بارت ميلنگه الاغ لنگه
شيشه و سنگه مشتي ماشالا

عشق هست فريدون

18:

من عاشق آهنگهاي فريدون عزيز هستم

19:

فريدون فروغي




فريدون فروغي ، چهارمين و آخرين فرزند خانواده ي فروغي در تاريخ 9/11/1329 درشهرستان تهران متولد شد.
اودرزمينه ي موسيقي هنرمند كاملي بود .زيرا علاوه بر خوانندگي ،در نواختن گيتار، پيانو و ارگ مهارت خاصي داشته هست و به كار آهنگسازي و ترانه نيز مي پرداخته است.

او تنها پسر خانواده بود و سه خواهر به نامهاي (پروانه،عفت وفروغ ) داشت كه هم اكنون در قيد حيات مي باشند.

فتح الله فروغي ، كارمنداداره ي دخانيات بود، كه در تنهايي خود به سرودن شعر و نواختن تارمي پرداخت و از مالكان بزرگ نراق به شمار مي آمد.
فريدون فروغي ،در سال 1335 و در شش سالگي ، تحصيل را آغاز كرد و عاقبت درسال 1347 مدرك ديپلم علوم طبيعي را گرفت وپس از اون ديگرتحصيل رارهاكرد.

موسيقي را بدون داشتن هستاد و يا معلم فرا مي گيرد و به تمرين ايشانادگيري مي پردازد.

درسن 16 سالگي ،باهمراه ساختن گروهي نوازنده باخود موسيقي را به صورت جدي شروع مي كند ودر مكان هاي مختلف به اجراي ترانه ها وآهنگ هاي روز مي پردازد و تاسن 18 سالگي كارخودرا به همين صورت ادامه مي دهد
در سال 1350 با اجرای ترانه آدمک در فیلم آدمک خسرو هریتاش و ترانه پروانه من به شهرت میرسد.

بعدازگذشت مدتي با اجرای برنامه های تلویزیونی به هنرمندی مطرح تبدیل میشود.

درهمين سال ازدواج کرده و به اجراي ترانه هايي چون نياز (ترانه يي ازشهيارقنبري) وهواي تازه مي پردازد.درسال 1353 از همسرش جدامي شود.

ودرهمين سال اوكه رفته رفته ، هنرمند قابلي گشته بود اقدام به جمع آوري آثارخود مي نمايد واولين آلبوم خودرا با نام نياز به بازارعرضه مي كند.
دومين آلبومش رابانام (ياران) درسال 1354 به بازار عرضه مي كندودرهمين سال به علت اجراي ترانه ي (سال قحطي )از طرف رژيم شاه به مدت دو سال ممنوع الصدا مي شود .

درسال 1356 بعد از دو سال ممنوعيت كاري ،سومين آلبوم خودرابانام (سال قحطي) به بازارعرضه مي كند.
درسال 1357 ، باوخيم شدن اوضاع سياسي ايران ، فروغي اعتراض خود را به اوضاع كشور با انتشار آلبوم (بت شكن) فراخوان مي دارد .

درسال 1358 ،بعدازانقلاب ، فروغي درايران مي ماند و كنسرت اجرا مي كند كه ترانه هاي اين كنسرت را درآلبوم (فريدون فروغي درآغازي نو) جاي مي دهد.

بعد از انتشار اين كاست، درسال 1359 فروغي ترانه ي باردبستاني را براي فيلم (ازفريادتاترور)به كارگرداني منصورتهراني اجرامي كندوبعدازاون ترانه ي كوچه ي شهردلم.
درسال 1360 چندترانه ي خودرا همراه باچندترانه از كوروش يغمايي درآلبوم (سل) جاي مي دهد و درمابين سال هاي 60و 61 آهنگ چهارقسمتي (چرانه؟) رامي سازد واجرا مي كند.
فروغي در اسفندسال 1372 باخانم سوسن معادليان آشنامي شود و درخرداد 1373 باهم ازدواج مي كنند.

و او دوباره فعاليت خود را از سرمي گيرد، شعرمي گايشاند، آهنگ مي سازد و شروع به تدريس گيتار، ارگ و پيانو مي كند.

او به دلیل خاصی شاگردانی را می پذیرفت که هستعداد و علاقه به موسیقی داشتند ولی به دلیل عدم تمکن مالی قادر به فراگیری موسیقی نبودند که این از حس نوع دوستی و علاقه وافر ایشان به نشر موسیقی در ایران می باشد.

در اسفندماه سال 1377 موفق به برگزاري كنسرتي درتالار حافظيه ي كيش مي شود.
فروغی درروزجمعه سيزدهم مهرسال 1380 دار فانی را وداع فرمود .

فریدون به خاطر دوری از زادگاه پدری خود وصیت می کند که اورا در یکی از روستا های بوئین زهرا به علت تشابه بسیار زیادش به نراق دفن نمايند.


يادش گرامي
و روحش شاد باد

20:

تصاویری از خانه ی پدری فریدون در نراق:


فريدون فروغي

21:

فريدون فروغي

22:

فريدون فروغي

23:

فريدون فروغي

24:

فريدون فروغي

25:

حامد خان ممنون از عکسها و مطالب جالبتون .
من متاسفم که میبینم تاپیک فروغی داره خاک میخوره البته بنا به دلایلی قصد داشتم دیگه اینجا پست نزنم که البته طاقت نیاوردم .


26:

داش علی با کسی لج کردی چه ربطی به فریدون داره؟!!!!
فریدون سالاره به خدا...
من توی خونه ی پدریش (همونی که عکسهاش رو گذاشتم) هم رفتم...
سر خاکش هم رفتم؛فریدون رو باید بیشتر دوست داشت!

27:

فريدون فروغي


50 out of 100 based on 25 user ratings 550 reviews

@