10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/
10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

ســلام

نظر به استقبال هم میهنان عزیز از طرح انتخاب ده گانه برترین های تاریخ سینما در موضوعات
گوناگون(ژانر فیلم، بازیگر و ..)، این بار لیست ده تایی مان شامل برترین بازیگران تاریخ سینما
(زن و مرد) است.

روش ارائه آراء بدین گونه است که هر کدام از شما گرامیان 2 لیست 10 تایی، یکی حاوی نام
بهتــرین نقش آفـرینــان مــرد و دیگــری بهتــرین نقـش آفرینــان زن تاریـخ سینما را در این مقاله
ارســال خــواهــد کــرد. مهـلـت نهـایــی و زمــان شمـارش امتیازهــا در تاریــخ 14 اردیبــهشــت
خواهــد بـود.

نکتــه : از آن جــا کــه در تمـام نظرسنجـی هــای اصلـی و بیـن المللـی دو لیسـت جداگانــه
برای مــردان و زنــان در نظــر مـی گیـرند و همچنین در فستیوال های مطرح جهانــی دو جایزه
مجــزا بــرای هنـرپیــشگان زن و مـرد تعیین شـده، برگه نهایی ما ارائـه دهنـده دو ده گـانه برتر
_مرد و زن_ است.



این بازیگر را می شناسید؟!

1:

مرد
تام هنکس
جانی دپ
ویل اسمیت
تام کروز
لیو دی کاپریو
نیکولاس کیج
جیم کری
برد پیت
انتونیو باندراس
جورج کلونی


بازیگر ِ نقش ِ پرنسس دایانا را ببینید ..

2:

واییی خدای من من اصن اهل فیلم دیدن نیستم
بازیگران بزرگی هستن که واقعا نقشهاشون رو عالی اجرا میکنن
حیفم اومد نتونستم این جریان شرکت کنم


فیلم‌های ضد ایرانی جدید هالیوود را بشناسید...

3:

من برد پیت


فیلم The Hobbit | هابـیت

4:

سلام..واقعا کار بسیار سختی هست از بین خیل هنرمندان بزرگ تاریخ سینمای جهان ،10 تا رو برگزید..
برای بنده کار بسیار سختی هست که برگزینم ولی بالاخره باید 10 تا رو اسم ببرم..
1-همفری بوگارت...


۱۰ فیلمی که درباره المپیک ساخته شد + تصاویر
بازیگر بزرگی که در فیلم های کلاسیک تاریخ سینما درخشید و با بازی در کازابلاکا جاودانه شد.
2.مارلون براندو...پدر خوانده سینما و بازیهای درخشانی که در سینما به یادگار گذاشت و بنده فیلم زنده باد زاپاتای براندو رو بسیار دوست دارم..
3.پل نیومن بازیگر چشم آبی دنیا که شاهکارش بیلیاردباز بود و دهها فیلم زیبای دیگر...


سورپرایز کردن جنیفر لوپز در روز تولدش! + تصاویر
یادی هم کنیم از هستاد چنگیز جلیلوند دوبلور خوب کشورمون که نیومن رو توی ایران محبوب تر کرد..
4.چارلی چاپلین..کلمات از توصیف چنین هنرمند بزرگی عاجز میشن...


پشیمانی جانی دپ 49ساله بخاطر ارتباط با یک دختر 26ساله + عکس
سینما با چاپلین تا ابد پیوند ناگسستنی خواهد داشت...
5.


عکس های لو رفته از آنجلینا جولی و براد پیت در لباس عروس و داماد! + عکس
برد پیت...هنرمند خوب معاصر هالیوود که دیگه شاهکاری مثل هفت رو ایفا کرد...
6.مل گیبسون..دلاور سینمای جهان...

هنرمند بزرگی که دستی در کارگردانی دارد و فیلم های پر حاشیه و پر فروشش بخشی از هویت سینماست..
7.لئوناردو دی کاپریو...جک عاشق سینما و سالها در ارزوی اسکار بود که امسال بالاخره تسلیم بازی زیبای ایشون شد ..
8.لورل و هاردی.. دیگه این دو تا کمدین بزرگ سینما تا ابد بهترین زوج هنری دنیا بودن ،هستن و خواهند بود...با کارهاشون یه دنیا رو خنداندن و بی شک همیشه به نیکی یاد خواهد شد از این دو هنرمند بزرگ سینما..روحشون شاد..
9.رابرت دونیرو...دیگه توی لیست باید اسمی از این هنرمند بزرگ باشه...

راننده تاکسی سینمای جهان که بازی زیبای ایشون در فیلم مخمصه همیشه در اذهان باقی خواهد ماند..
10.اونتونی کویین..در واقع مرد هزار چهره سینمای جهان ...

هنرمندی که در همه نقش ها فرو رفت و به خوبی ایفای نقش کرد..

گوژپشت نتردام شاهکاری از این اسطوره سینما..
..............
واقعا از بین یه عالمه هنرمند انتخاب معدودی از اونها واقعا کار خیلی سختیه..هنرمندان بزرگ دیگه هم بودن چه در گذشته و چهع در حال که محبوب هستن و طرفداران خودشون رو دارن..
بازیگران خانم هم توی پست جداگانه یا بعدا توی همین پست خواهم نوشت...


5:

از بین خانمها، جودی فاستر.....


از بین آقایان، تام هنکس، رابرت دنیرو، آل پاچینو، کریستین بِیل، چارلی چاپلین، مورگان فریمن، جیک جیلنهال......


6:

من به فردین رای میدم

7:

مارلون براندو
الپاچینو
جیمز هستوارت
رابرت دنیرو
جانی دپ
برد پیت
جک نیکلسون
انتونی کویین
گری کوپر
انتنیو باندراس

پ ن:محمد علی فردین

و بازیگران زن
نیکول کیدمن
کیت وینسلت
جولین مور
انجلینا جولی
کیت بلانشت
...


8:


چرا شرکت نکنی، اسم چهارتاشون رو که بلدی!
دوتاشون رو که میدونم حتما میشناسی، اونتونی ..

؟ آل ..

؟

9:

من به دور از هیاهو بازیگرای مورد علاقه خودم رو میگم:

1-آل پاچینو فیلم های خوب زیادی ازش دیدم و خصوصا فیلم وکیل مدافع شیطان و نقش ایشون رو دوست دارم
2-مارلون براندو (پدرخوانده معروف)
3-رابرت دنیرو (فیلم هایی مثل مخمصه،چوپان خوب و ...یادمه و نقش کوتاهشون در نامحدود و...)
4-مورگان فریمن رو هم دوست دارم(کلا دوستش دارم)
5-اونتونی هاپکینز رو به خاطر سکوت بره ها خصوصا دوست دارم(نقشهای عالی دیگه هم کم نداره)
6-تام هنکس
7-ژان رنو(فیلم لئون و موسیقی زیباش همیشه در خاطرم مونده)
8-جک نیکلسون رو با درخشش بیشتر یادم میاد.
9-پل نیومن
10-جرج کلونی

با عذرخواهی ویژه از برد پیت و جانی دپ

لیست زنان:

1-نیکل کیدمن
2-جودی فاستر(به خاطر نقششون در سکوت بره ها و یک فیلم در مورد تماس با فضایی ها که اسمش یادم
نیست الان)

بقیه رو خالی میذارم

10:

تام هنکس

کریستین بیل

تام هاردی

برد پیت

دی کاپریو

جانی دپ

مارلون براندو

بندیکت کامبربچ

هنری کاویل (بهتر هم میشه)

و بروس لی

شاید کلیشه ای بنظر برسه ولی امت اون سه تای آخری رو واقعا خوب نشناختن

11:

آقایان :

چارلی چاپلین
هستیو مک کویین
آل پاچینو
رابرت دنیرو
آلن دلون
کوین کاستنر
مارلون براندو
یول برینر
همفری بوگارت
لیام نیسون

خانمها :

ادری هپبورن
میشل فایفر
اینگرید برگمن
مریل هستریپ
جودی فاستر
سوفیا لورن
مرلین مونرو
جولیا رابرتز
شارون هستون
الیزابت تیلور

12:

1- اسپنسر تریسی
2- مارچلو ماسترویانی
3- همفری بوگارت
4- پل نیومن
5- مونتگومری کلیفت
6- آلبرتو سوردی
7- جیمز هستوارت
8- پیتر سلرز
9- هنری فوندا
10- جیمز دین

13:

درود..
به نگرم منظورتان فیلم contact محصول 1997 هست.

خوب...
حالا سیاهه ی ما..
بازیگران مرد و زن از سینمای کلاسیک و سینمای مدرن( 5 تا کلاسیک - 5 تا مدرن)

مردان کلاسیک:

1- پول نیومن
2- مارلون براندو
3- هفری بوگارت
4- جیمز هستوارت
5- اورسون ولز

مردان مدرن:

6- دنیل دی لوئیس
7- رابرت دنیرو
8- آل پاچینو
9- جک نیکلسن
10- راسل کرو

بانوان کلاسیک :

1- اینگرید برگمن
2- آدری هپبورن
3- الیزابت تیلور
4- ویوین لی
5- سوفیا لورن

بانوان مدرن :

6- مریل هستریپ
7- کیت بلانشت
8- کیت وینسلت
9- ماریون کوتیار
10- اون هتوی

14:

سلام
بسیار خوب، ولی باید یکی رو انتخاب کنیم.

بر عهده خودتون.


نوشته اصلي بوسيله amir_dj نمايش نوشته ها
م
2-جودی فاستر(به خاطر نقششون در سکوت بره ها و یک فیلم در مورد تماس با فضایی ها که
بله، فیلم Contact محصول سال 1997

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

15:

Natalie Portman
ناتالــی پورتمــن

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/


ناتالی هرشلگ معروف به ناتالی پورتمن تک فرزند پدری پزشک اهل اسرائیل و مادری بازیگر از سین سیناتی اوهایو در 9 ژوئن 1981 در اورشلیم به دنیا آمد.

وقتیکه او هنوز بچه بود به واشنگتن دی سی آمدند.

سپس چند مهاجرت دیگر خانواده ی او سرانجام ساکن نیویورک جاییکه او هم اکنون هم در اون زندگی می کند، شدند.

او با موفقیت فارغ التحصیل شد و موفقیت هایش باعث شد تا بتواند در دانشگاه هاروارد پذیرفته شود.


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/


وقتیکه 11 سال داشت در یک پیتزا فروشی هستعدادش را کشف کردند و به او پیشنهاد مدل شدن دادند اما او تصمیم گرفت تا بازیگری را دنبال کند.

او اجراهای زنده ی زیادی داشت اما اولین بازی درخشانش در فیلم لئون(قاتل حرفه ای) در سال 1994 بود.

سپس اون او در چند فیلم دیگر هم مثل Heat(سال 95)، دختران زیبا(سال 96) و حمله ی مریخی ها(سال 96) ظاهر شد.

در سال 99 بود که با ایفای نقش ملکه آمیدالا درPhantom Menace، اپیزود ابتدایی جنگ های ستاره ای که فروشی بالغ بر 431 میلیون دلار داشت، به شهرت جهانی دست یافت.

سپس اون او در دو کمدی درام برجسته به نام های: هرکجا غیر از اینجا و قلب کجاست در سال های 99 و 2000 و همینطور در فیلم نزدیکتر در سال 2004 که بخاطر اون نامزد جایزه اسکار شد هم ایفای نقش کرد.


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/



در 4 مارس 2004 در یک SNL به همراه مهمان موزیک برنامه،فال اوت بوی و دنیس هیسبرت حضور یافت.

و در یک فیلم کوتاه SNL در نقش یک گانگستر رپر عصبانی به همراه اندی سامبرگ با پوشش وایکینگی در نقش همراهش ظاهر شد.


در اوایل سال 2006 V for Vendetta کلید خورد.

او در این فیلم نقش اوی هاموند زن جوانی را داشت که شخصیت اصلی داستان «وی» او را از دست پلیس مخفی نجات می دهد.

او برای این نقش موهایش را تراشید و همینطور برای یادگیری صحبت با لهجه ی انگلیسی با یک کارشناس تلفظ کار می کرد.

ناتالي می گوید که فیلم مضمون بد یا خوب واضحی نداشت و به نظرات مخاطبین احترام گذاشته بود.

هر دو فیلم ارواح گویا و منطقه ی آزاد در سال 2006 به طور محدودی پخش شد.



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/


در آوریل 2006 فیلمبرداری فیلم کودکانه ی Mr.

Magorium's Wonder Emporium آغاز شد و در نوامبر 2007 بروی پرده رفت.

پورتمن راجع به این فیلم می گوید که دوست داشته در فیلم های کودکانه بازی کند.

در اواخر 2006 هم در فیلم The Other Boleyn Girl در نقش اون بولین به همرا ه اسکارلت یوهانسون و اریک بانا به ایفای نقش پرداخت.

در همان سال به خاطر ایفای نقش لسلی قمارباز در فیلم My Blueberry Nights به کارگردانی ونگ کاروای مورد تحسین برنامه گرفت چراکه اولین باری بود که نقش یک شاهزاده ی کوچک و یا یک نوجوان بی خانمان را بازی نمی کرد و در نقش یک زن بالغ ظاهر می شد.
او در فیلم درام برادرها که بازساختی از فیلمی دانمارکی به همین نام بود در نقش مقابل توبی مگ گوایر و جیک گیلن هال به ایفای نقش پرداخت.
در ماه می سال 2008، پورتمن جوانترین عضو شصت و یکمین جشنواره ی کن شناخته شد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/
10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

16:

از بین خانمها، جودی فاستر
از بین آقایان، آل پاچینو، چارلی چاپلین

17:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

18:

آل پاچینو منظورته؟
برم تو گوگل سرچ کنم اسم دهتاشو در بیارم بنویسم اینجا راحت

19:

جانی دپ
تام کروز
رابین ویلیامز
جیم کری
ویل اسمیت
لئوناردو دی کاپریو
براد پی
اونتونیو باندراس

انقد بسه

20:

بح بح چه تاپیکی


آقایون هالیوودی:
تام هنکس
کریستین بیل
جیک گایلنهال (قبلش راسل کرو نوشته بودم)
دیکاپریو
برد پیت
آل پاچینو
متیو مک کاناهی (با اکراه کوین اسپیسی رو پاک کردم)
مت دیمون
دنیل دی لوئیس
ادوارد نورتون


خانومای هالیوودی:
ناتالی پورتمن
کیت بلانشت
مریل هستریپ
امیلی بلانت
جسیکا چاستین
ژولیت بینوش (هالیوودی محسوب میشه؟)
کیت وینسلت
رابین وایت
ساندرا بلاک
.
.
.
هرچند هنر خانوما توی هالیوود در درجه ی سپس اندام و زیبایی برنامه میگیره!! اول میخواستم کلاً هیچ خانومی رو ننویسم.

21:

بله در هالیوود شناخته شده هستند و جدای از این یک چهره جهانی اند.

هرچند هنر خانوما توی هالیوود در درجه ی سپس اندام و زیبایی برنامه میگیره!! اول میخواستم کلاً هیچ خانومی رو ننویسم.
در مورد همه صدق نمیکنه، مثل مریل هستریپ، کت بلانشت یا همین ژولیت بینوش.

امثال اینها
پیش از اندام و چهره هنر داشتند و دارند و تمام درک و دریافتشون از یک نقش ارائه بی نقص
مفاهیم و داشتن ری اکشن های واقعی و غیر سطحی هست.

بازیگران نسل ششم و هفتم هالیوود که خاستگاهشون ابتدا سریال های تلویزیونی بوده و بعد
به سینما راه پیدا کردند رو شاید بشه در زمره افرادی که نام بردید برنامه داد.


22:

گری کوپر رو از کجا میشناسی آینوش خانم؟

23:


آقایان:


اونتونی هاپکینز

کوین اسپیسی

ادوارد نورتن

مورگان فریمن

مارلون براندو

رابرت دنیرو

تام هاردی

ژان رنو

پل نیومن

برد پیت


خانمها :



مریل هستریپ


کیت وینسلت


ساندرا بلاک


اینگرید برگمن


نیکل کیدمن


جودی فاستر


مونیکا بلوچی

24:

Paul Newman

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

25:

اول از همه وودی آلن


بعد هم لورل + هاردی + چاپلین + مارکس ها، جیم کری ! و...

نمیتونم بگم مارلون براندو رو فوق العاده دوس دارم! بزرگه، ولی من کمدین دوس دارم!

ولی نیکولاس کیج ! و ژان پژو رم در سبک غیر کمدی! دوس دارم

راسل کرو هم بخاطر دوستیش با توتی!

بازیگر زن هم؛ همون مرلین مونرو کفایت میکنه! بعلاوه ی مونیکا بلوچی

الیزابت تیلور هم بخاطر ارادتش به تاریخ ایران باستان !

کیت وینسلت هم واقعا خوبه!! کریستن هستوارت رم یه وقتی قبل خرابکاریاش دوس داشتم!

+

از تام هنکس هم بدم میاد لطفا یه رای منفی بزارین بعدا براش!



26:

.مارلون براندو...پدر خوانده زاپاتای براندو ..

اونتونی هاپکینز
آل پاچینو

نیکول کیدمن
ژولیت بین
وش
جرج کلونی
الیزابت تیلور
کیت بلانشت
اینگرید برگمن










.

27:

Russell Crowe
راسـل کـرو

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

اکثر امت ایران کرو را با نقش ژنرال ماکسیموس در فیلم گلادیاتور به یاد می آورند .

خود راسل محبوبیت و شهرتش را به خاطر ایفای نقش در این رول می داند و معتقد هست که اگر وی بازی در این رول سخت را نمی پذیرفت شاید هرگز به چنین موفقیتی دست پیدا نمی کرد .

اما واقعیت چیزی غیر از این هست .

او نه تنها می تواند یک گلادیاتور باشد بلکه شخصیت یک خبرنگار یک ریاضی دان یک فرمانده کشتی و یا یک پلیس را نیز خارق العاده به تصویر می کشد .


او در ایفای هر نوع نقشی توانایی دارد .

نکته ای که در این میان بسیار حائز اهمیت هست این هست که با وجود فاصله زیاد بین نقش هایی که او می پذیرد هرگز نمی توان راسل را با گریم یا طرز بازی یکسان دید .

او همیشه متفاوت هست و این نکته هست که باعث جذابیت کارهای او می شود .

او برای ایفای نقش های مختلف وقت زیادی را صرف می کند او حتی به میزان قابل توجهی از وزن خود را اضافه یا کم می کند تا به طور کامل بتواند با نقشی که ایفا می کند هماهنگی داشته باشد .

آخرین بار کرو برای بازی در فیلم " مجموعه دروغها " در نقش رئیس سی آی ای حدود 30 کیلوگرم به وزن خود اضافه کرد .

این در حالی هست که وی که به تازگی رول رابین هود را در پروژه تازه ریدلی اسکات ایفا می کند درست همین میزان وزن را کم کرده هست .

او برای این کار از وزرش هایی نظیر دوچرخه سواری و پیاده روی در مسافت های طولانی هستفاده می کند .

او هستاد تغییر وزن خود هست و برای این کار وقت زیادی را صرف می کند .


او برای بازی در فیلم " ارباب و فرمانده " (ساخته پیتر ویر – سال 2003 ) وزن خود را به 90 کیلو افزایش داد ولی سپس اون برای بازی در نقش یک بوکسور در فیلم " مرد سیندرلایی " (ساخته ران هاوارد -- 2006 ) وزن خود را به حدود 63 کیلوگرم کاهش داد .



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

کرو نه تنها یک هنرپیشه خوب هست بلکه یک خواننده توانا به سبک پاپ-راک نیز هست .

از دوران جوانی راسل در سیدنی برای خود یک گروه موزیک به نام "
TOFOG " تشکیل داد .

(مخفف کلمات 30
Foot Of Grunts که بعد ها به کلمات The Ordinary Fear Of God تغییر پیدا کرد .) راسل در این گروه موزیک هم می نوازد هم شعر می سراید و هم رسما سمت خوانندگی گروه را عهده دار هست .

او تا کنون سه نوار علاوه بر تعداد زیادی تک آهنگ زیبا به بازار عرضه کرده هست .

در سال 2000 راسل یک تور باشکوه در تگزاس و سایر ایالت های آمریکا انجام کرد .

دوستاران او از سرتاسر دنیا برای دیدن کنسرتش به تگزاس آمدند .

راسل در صحنه موزیک نیز اثبات کرده که می تواند یک خواننده خوب نیز باشد .

در ترانه هایش راسل بیشتر از خانه و خانواده می سراید و از علاقه اش به سرزمین هسترالیا .

او صدای بسیار گرمی دارد .

در ابتدای بازیگری راسل عده ای او را " مارلون براندو " خطاب می کردند .

این به این دلیل هست که در سالهای دور راسل ترانه ای را اجرا می کند به نام " می خواهم شبیه مارلون براندو باشم ".

وقتی از وی در مورد دلایل سرودن این ترانه سوال می شود او در جواب می گوید :" این فقط یک ترانه بود .

و منظور من از اجرای اون دوست داشتن یا شبیه بودن به براندو نبود .

من فقط می خواستم بخوانم .

اما این تنها فعالیت های کرو نیست .

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

او هم اکنون مالک یک باشگاه راگبی به نام " خرگوش های سیدنی جنوبی " در هسترالیا هست .

کرو سه سال پیش با خرید این تیم باشگاهی توانست این تیم را از مقام دست سومی به صدر جدول رده بندی صعود دهد .

کرو از وقتهای دور علاقه خاصی به این تیم داشت و هم اکنون میزان زیادی از وقت خود را صرف رسیدگی به مشکلات این تیم می کند .

راسل برنامه ریزی عمیقی برای این تیم راگبی دارد و معتقد هست این تیم در آینده خوش خواهد درخشید .


علاوه بر تمام این سمت ها و مسئولیت ها راسل یک پدر خوب نیز هست .

کرو در سال 2003 با هنرپیشه هسترالیایی " دانیله اسپنسر " ازدواج کرد .

اکنون شش سال از ازدواج این دو می گذرد .

اونها صاحب دو فرزند به نام های " چارلی کرو " (5 ساله ) و " تنیسون کرو " (2 ساله) هستند .

وی علاقه زیادی به خانواده خود دارد و در مصاحبه های گوناگون از اونها سخن می گوید .

آشنایی راسل با همسرش برمی گردد به سال 1992.

اونها در این سال در فیلمی به نام "
Crossing " یا " تقاطع " در کنار هم به ایفای نقش پرداختند و این سرآغاز علاقه اونها به همدیگر بود .

سپس این آشنایی و سپس گذشت حدود 20 سال و سپس اینکه کرو موقعیت خود را در زندگی و در جهان سینما تثبیت کرد این دو با هم ازدواج کردند .

راسل می گوید :" برای من یک معجزه بود وقتی دانیله به من جواب بله داد .

این جواب زندگی ام را رو عوض کرد .

" وی معتقد هست که پدر شدن تجربه ی خوبی هست .

او می افزاید :" وقتی که پدر شدم لذتی را در خود احساس کردم که هرگز نمی توانم اون را توصیف کنم .

دانیله اسپنسر همسر کرو اکنون یک خواننده برای خردسالان هست .

او شعر می سراید و بعد اون را برای کودکان اجرا می کند .

وی بیشتر وقت خود را صرف نگهداری از فرزندانش می کند .کرو صاحب یک برادر بزرگتر به نام " جف " هست .

جف حدود 15 سال از راسل بزرگتر هست .

هم اکنون جف کرو و مارتین کرو (پسر عموی راسل ) به کشاورزی و دامپروری در شمال سیدنی مشغول هستند .

خود راسل در این مکان یک مزرعه بزرگ (نانا گلن ) دارد که به شدت به این مکان آرام و حیوانات اون علاقه مند هست .

پدر و مادر راسل کرو نیز هر دو در این مکان اقامت دارند .


وقتی که راسل بسیار جوان بود پدر او اصرار داشت که راسل درس خود را ادامه دهد ولی راسل بر سر این موضوع با پدر خود اختلاف نظر داشت .

او در این باره می گوید :" در اون وقت فقط دوست داشتم یک گاوچران باشم " .

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

راسل کرو متولد 7 آوریل سال 1974 در ولینگتون نیوزلند هست .

پدر و مادر وی هر دو در کار سینما بودند و به همین دلیل از همان وقت طفولیت راسل با فیلم و سینما آشنایی پیدا کرد چرا که اکثر وقتها اونها راسل کوچک را با خود به صحنه فیلم برداری می بردند اما ورود راسل به دنیای سینما دلایل دیگری نیز داشت .

او در رابطه با این موضوع خاطره ای را با یاد می آورد :" روزی با والدین خود به شدت بجث کردم و از خانه بیرون آمدم در اون وقت بود که احساس کردم باید واقعا روی پای خودم بایستم .

عصبانی بودم و نمی توانستم به درستی تصمیم بگیرم .

دوستی داشتم که روی عرشه کشتی کار می کرد من نیز تصمیم گرفتم تا با وی کار کنم و باقی زندگی خود را روی دریاها بگذرانم ولی هرگز به خانه برنگردم .

در حالی که خیلی عصبانی بودم به نزد او رفتم تا این قضیه را با او در میان بگذارم .

او به من فرمود که باید منتظر کاپیتان کشتی بمانم تا برای این کار با وی صحبت کنم .

من باید حداقل 5 یا 6 ساعت منتظر می شدم .

این برای من وقت زیادی بود به همین دلیل تصمیم گرفتم برای گذران وقت به سینما بروم .

سینما یک فیلم ترسناک به کارگردانیه " ریدلی اسکات " روی پرده داشت.

من از فیلم های ترسناک متنفر بودم اما چاره ای جز این نداشتم که به گونه ای وقت خود را صرف کنم .

این بود که بلیت گرفتم و وارد سینما شدم وقتی فیلم تمام شد و من از سینما خارج شدم با اونکه اصلا علاقه ای به فیلم های ترسناک نداشتم احساس کردم در حال و هوای خاصی هستم و به طور مکرر حوادث به وجود آمده در فیلم از سرم می گذشت در همان حال بدوم که به طرف کشتی رفتم تا کاپیتان را ببینم .

وقتی به کشتی رسیدم خدمه کشتی را با پوشش های ژنده و کثیف مشغول تمیز کردن کف کشتی دیدم .

به فکر فرو رفتم .

چیزی که چند ساعت پیش روی پرده دیده بودم هنوز از ذهنم خارج نشده بود و اون را با چیزی که هم اکنون می دیدم مقایسه کردم و به این نتیجه رسیدم که خدمه شدن کار من نیست .

اون روز با وجود اونکه بد و بیرای زیادی را از دوست خود متحمل شدم راه خود را به سمت خانه برگرداندم .

"

این بود که سرنوشت و راه راسل برای ادامه زندگی عوض شد .

تصادف جالب در این میان این هست که سالها بعد راسل کرو در فیلم همان کارگردان (اسکات ) به شهرت جهانی دست یافت .


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

راسل در 6 سالگی اولین کار خود را در جهان سینما شروع کرد .

او در ایزتپ یک سریال تلویزیونی به نام " نیروی جاسوس " (1980 )به ایفای نقش پرداخت .

راسل اون وقت را به یاد می آورد و می گوید :" من فقط با گروهی از بچه های دیگر در صحنه فیلم برداری بودم کار خاصی انجام ندادم و فقط در فیلم حضور داشتم .

در یک روز فیلم برداری چون من حوصله نداشتم و خیلی بازیگوش بودم مشغول بازی به وسط جنگل رفتم .

اون روز درد سر زیادی را برای کارگردان به وجود آوردم .

" راسل در سن 16 سالگی در شوی تلویزیونی به نام " راکی هاریور شو " ایفای نقش کرد از اون به بعد همه وی را در هسترالیا به نام " راسلی راک " می شناختند .

راسل با مرور وقت نقش های مهم تری را در هسترالیا ایفا کرد .

وقتی راسل 4 سال بیشتر نداشت پدرش تصمیم گرفت با خانواده خود از نیوزلند به هسترالیا مهاجرت کند و آینده بهتری را برای فرزندانش تضمین نماید .

کرو علاقه زیادی به کشور هسترالیا دارد به طوریکه در یکی از ترانه هایش به نام "
land of the second chance " " از هسترالیا به عنوان سرزمین شانس دوم یاد می کند .

او در ین زمینه می گوید :" فقط در یک صورت حاضر هست سرزمین هسترالیا را ترک کند و اون وقتی هست که تمام این کشور بر اثر سیل و طوفان نابود شود و او مجبور به مهاجرت باشد .

" او می افزاید :" سیدنی مکان بسیار خوبی برای زندگی هست و من کاملا در کشورم احساس راحتی می کنم .

" علاقه راسل به حدی هست که او به جز وقتهای که مجبور هست برای فیلم برداری فیلم های مختلف به کشورهای دیگر سفر کند بقیه وقت خود را در این شهر می گذراند و سپس اتمام فیلم برداری به سرعت نزد خانواده خود برمی گردد .


راسل بازیگری را از این سرزمین شروع کرد .

از جمله این فیلم ها می توان به فیلم "
Romper Stomper " محصول سال 1992 ساخت کشور هسترالیا اشاره کرد .

فیلمی که کرو با ایفای نقش در اون نه تنها در کشور خودش بلکه در کشورهای اطراف نیز شناخته شد .

فیلم بعدی او به نام "
The Sum Of Us " " بعضی از ما " (1994) راهی بود تا اسم کرو در آمریکا مطرح شود .

این فیلم نیز ساخت کشور هسترالیا بود و راسل در اون با هنرپیشگانی نظیر " جک تامپسون " و " جان پلسون " همبازی می شود .

این فیلم بازگونماينده مسائل خانوادگی به وجود آمده بین یک پدر و پسر هست .


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

شارون هستون بازیگر مطرح هالیوودی راسل را با فیلم " Romper Stomper " می شناخت و از او درخواست کرد تا در فیلم " برنده و بازنده " ساخته " سام ریمی " ( 1995 ) ایفای نقش کند .

راسل در فیلم در نقش یک کشیش درستکار نقش خود را به زیبایی به تصویر می کشد .

او که قبلا به اجبار با یک باند خلاف همکاری می کرده اکنون یک کشیش هست که بیشتر وقت خود را صرف کمک به امت می کند .

کرو در این فیلم تجربه بازی در کنار هنرپیشگان تراز اول هالیوود نظیر " شارون هستون " " جین هاکمن " را لمس می کند .

درهای هالیوود به سوی راسل گشوده شد او تا قبل از ورود به هالیوود در فیلم های هسترالیایی دیگر نیز ایفای نقش کرد از جمله اونها می توان به فیلم " اسب نقره ای " اشاره کرد .

در این فیلم سکانس های زیبایی از کشور هسترالیا و مناظر طبیعی زیادی دیده می شود .

از دیگر فیلم های کرو می توان به " بهشت سوخته " اشاره کرد .

او در این فیلم نقش پسری به نام "کالین " را ایفا می کند .

کالین که به خاطر نیاز مالی حاضر به همکاری با یک باند خلاف می شود اما در اوایل این باند خلاف قصد صدمه زدن به جان انسانی را دارند .

کالین (کرو ) با اونها مخالفت می کند و جان این دختر را نجات می دهد .

این کار در ادامه فیلم دردسرهای زیادی را برای او به همراه دارد .


از دیگر فیلم های وی " Hammers Over TheAnvil " هست .

او در این فیلم قهرمان یک پسر نوجوان می شود .

از فیلم های دیگر او می توان " مدرک " یا "
Proof " (1991 ) اشاره داشت .
کرو در سال 1995 فیلم " Virtuosity " را در کنار " دنزل واشینگتن " به روی پرده برد .

این فیلم یک فیلم علمی تخیلی هست که راسل در اون در نقش یک نابودگر به نام
Side7 ایفای نقش می کند .



اما فیلم اصلی ای که راسل را مطرح کرد و نام وی را به عنوان یک هنرپیشه لایق بر سر زبانها انداخت فیلم " محرمانه لس اونجلس " بود .

او خیلی جدی نقش یک افسر پلیس به نام کمیسر " باد وایت " را ایفا می کند .

این پلیس مصمم که از پدر خود خاطرات خوشی در ذهن ندارد تصمیم به پلیس شدن می گیرد اکنون در کار خود به شدت از زن ها حمایت می کند .


کرو در مصاحبه ای یکی از نصایح پدر خود را به یاد می آورد :" او همیشه به من می فرمود نقشی را قبول کن که وقتی اون را ایفا می کنی حتی برای یک لحظه به شخصیت اصلی خود برنگردی و بتوانی کاملا در نقش خود غرق شوی ."
گویا راسل در ایفای تمامی این نقش ها همیشه این نکته را در ذهن تداعی می کند .


از دیگر فیلم های کرو می توان به " راز آلاسکا " و فیلم " راه بازگشتی نیست " اشاره کرد .

فیلم اول فروش چندانی برای کرو و سازندگان به همراه نداشت و در فیلم دوم راسل یک پلیس هست که همسر خود را از دست داده هست و اکنون با پسر کوچکش زندگی می کند .

در حین انجام وظایفش پسر کوچک او در معرض خطر برنامه می گیرد و تلاشهای پدر برای نجات جان وی ادامه فیلم را تشکیل می دهد .



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

کرو انسان متواضع و ملایمی هست و با طرفداران خود رابطه عمیقی دارد .

او مخصوصا قبل از ازدواج به خبرنگاران و چیزایی که اونها در مورد وی می نویسند بسیار حساس بود این امر باعث شده بود که کرو به لقب " پسر بد هالیوود " شهرت یابد .راسل معتقد هست یک خبرنگار باید در کار خود صادق باشد و این چیزی هست که به کار وی ارزش می دهد .

برخوردهای راسل با کارگردانان مختلف این ذهنیت را به وجود آورده که او یک آدم بداخلاق هست ولی این چیزی به دور از واقعیات هست .

این برخورد راسل به دلیل حساسیت او در انتخاب بازیگرانی هست که وی با اونها همبازی می شود .

کرو می کوید که اگر احساس کنم نمی توانم در کنار هنرپیشه خاصی بازی کنم از این کار اجتناب می کنم .

روابط به وجود آمده میان او و ریدلی اسکات نمی تواند بی دلیل باشد .این دو به هم اعتماد متقابل دارند .

کرو در مورد اسکات می گوید :" با اینکه او یک انگلیسی سخت گیر هست من از کار با وی لذت می برم و افتخار می کنم که او بازی مرا می پسندد چرا که او همیشه مرا درک می کند و از نظرات من در حین فیلم برداری بهره می جوید.

اسکات نیز از کرو به عنوان یک بازیگر برجسته یاد می کند .

وی اعتقاد دارد که کرو از همه نظر کامل هست .

وقتی که اسکات تصمیم به ساخت یک درام رومانتیک به نام " یک سال خوب " را می گیرد بی تردید به سراغ راسل می رود .او هرگز پروژه ای را شروع نمی کند مگر اینکه در موردش صد در صد اطمینان حاصل کند .


کرو اضافه می نمايند :" قبل از اینکه اسکات من را برای فیلم گلادیاتور انتخاب کند به تماشای فیلم های قدیمی من پرداخته بود ولی من از این موضوع بی اطلاع بودم .

" سپس " گلادیاتور " کرو و اسکات همکاری های مشترک زیادی داشته اند .

از اون جمله می توان فیلم هایی نظیر " یک سال خوب " " گنگستر آمریکایی " " مجموعه دروغها " را نام برد .

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

کرو قبل از اینکه یک هنرپیشه باشد شغل ها و سمت های گوناگون داشته هست .

شغل های نظیر متصدی بار و یک گاوچران و ..........

غیره .

در میان هنرمندان حاضر کرو هرگز به دنبال غرور نبوده او فقط در شغل خود ایفای نقش می کند همان طور که راسل در مصاحبه اخیرش به این نکته اشاره دارد و می گوید :" بعضی از هنر مندان قصددارند از خود یک شمایل بسازند ولی من یک شمایل نیستم .

من فقط و فقط یک هنرپیشه هستم این شغل من هست .

امروز یک نقش و روز دیگر نقشی جدید را ایفا می کنم .

" کرو می افزاید :" بعضی از امت تصویر یک انسان انعطاف ناپذیر را در ذهنشان از من به تصویر کشیده اند ولی من فقط در کار خود مصمم هستم .

"

کرو می تواند در یک لحظه یک مرد خشمگین باشد و در لحظه ای دیگر مردی دوست داشتنی و افسونگر .

او بیشتر وقت خود را در مزرعه " نانا گلن " به همراه خانواده اش در شمال شهر سیدنی می گذراند .


کرو در رابطه با تربیت فرزندانش بار سنگینی را بر روی دوشش احساس می کند او در این باره می گوید " می خواهم فرزندانم را با تعادل بزرگ کنم .

روز نخستی که چارلی (5 ساله ) به مدرسه رفت از او در مورد مدرسه سوال کردم او در جواب به من فرمود : اسباب بازی زیادی در اونجا نبود .

او می افزاید اکثر وقتی را که در خانه هستم من و مادرشان سعی بر این داریم تا به اونها بیاموزیم که باید با امتانی که شرایط زندگی اونها را ندارند همدلی نمايند ."

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

کرو می گوید فرزندانم اصرار زیادی به این داشتند تا متوجه شوند که شغل من دقیقا چیست این بود که من یکی از فیلم های خود را برای انها به نمایش در آوردم .

این فیلم " اسب نقره ای " نام دارد و مخاطبان این فیلم کودکان و نوجوانان هستند .

راسل می گوید فرزندانم هنوز به سنی نرسیده اند که بتوانند به تماشای دیگر فیلم های من بنشینند .

در این فیلم راسل نقش یک رام نماينده اسب را دارد .


کرو از پذیرفتن نقش های کوچک اجتناب می کند .

یک سال پیش بازی در سریال تلویزیونی " همسایه " به وی پیشنهاد شد از راسل سوال می شود که چرا در این سریال ایفای نقش نکرده هست او در جواب می گوید :" نمی خوام در یک سریال آسان بازی کنم من می خواهم بهترین کاری را اجرا کنم که در حد توانم هست .

این طبیعت من هست .

وقتی در جوانی شغل های مختلف را تجربه می کردم همیشه می خواستم در اون شغل در سطح شهر خودم اول باشم .

اما هرگز از هیج شغلی به اندازه هنرپیشه بودن لذت نبردم .


کمک های چندی پیش راسل نشان داد که او واقعا در زندگی انسان سخاوتمندی هست .

وقتی که راسل در لندن به سر می برد کمک مالی زیادی را به موسسه پژوهشهای سرطانی اهدا کرد .

وقتی در سال 2005 شاهد غرق شدن پسر بچه ای در سواحل سیدنی بود با ساختن یک هستخر و آموزشگاه شنا جان چند صد کودک را نجات داد .امسال نیز در ناناگلن شاهد اتش سوزی زیادی بودیم .

در این میان کافه مورد علاقه راسل کرو یعنی " کافه هاربور " نیز متحمل خسارات زیادی شد .

راسل با کمک مالی به این پارک بار دیگر علاقه خود را به این سرزمین به اثبات رسانید .




10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

28:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

29:

خدایی انتخاب ِ مردها خیلی سخته :|
این چه وضعشه.

بکنینش بیست تا :دی

آقایون:
مارلون براندو
رابرت دنیرو
آل پاچینو
جک نیکلسون
لئو دیکاپریو
راسل کرو
تام هنکس
کوین اسپیسی
پل نیومن
متیو مک کاناهی

خانوما:
مریل هستریپ
کیت بلانشت
اونجلینا جولی
اونه هاتاوی
ناتالی پورتمن
اودره توتو
جودی فاستر
کیت وینسلت
چارلیز ترون (ببشید ولی بازی ِ مانستر رو نمیتونم فراموش کنم:دی)

مخم دیگه به زنا قد نمیده :دی

30:

انتخاب بین بازیگران مرد خیلی سخته و قطعاً تعدادی جا می مونن !

بازیگران مرد

1.

لیام نیسون
2.

دانیل دی-لوئیس
3.

آل پاچینو
4.

تام هنکس
5.

کریستین بیل
6.

مارلون براندو
7.

رابرت دنیرو
8.

راسل کرو
9.

جک نیکلسون
10.

رابرت داونی



بازیگران زن :

1.

مریل هستریپ
2.

کیت بلانشت
3.

نيكول كيدمن
4.

سوفیا لورن
5.

ناتالی پورتمن
6.

کیت وینسلت




31:

ممنون از دعوتتان فقط جانی دپ

32:

جانی دپ
مریل هستریپ

33:


تام هنکس
تام هاردی
مت دیمون
لئوناردو دیکاپریو
برد پیت
کریستین بیل
جیمز فرانکو
جورج کلونی
جانی دپ
ویل اسمیت




نیکول کیدمن
بری لارسون
کریستین هستوارت
کیت وینسلت


+ فعلا لیست دوم ُ ناقص نوشتم ..

حافظه م تازه بشه ویرایش میکنم ..‌



34:

درود

بله واقعا هم کار بسیار سختیست و شب گذشته هر چه کردم نتوانستم لیست درستی آماده کنم...به این نتیجه رسیدم که بهترست تنها نام ببرم چرا که ممکنست به برخی از اونها اونچه حقشان بوده نرسیده باشد...

البته لیستم به لیست عالی بسیار شبیه خواهد بود از لحاظ داشتن چارلی چاپلین که با توجه به امکانات وقت خودش شاخص هست.

همچنین همفری بوگارت نازنین، مل گیبسن،مارلون براندو و صد البته انتونی کویین برجسته!

اونهای دیگر اما کلارک گیبل که اصلا نمی توانم در لیست قرارش ندهم! کوین کستنر و جک نیکلسن هم همینگونه!! خب مایکل داگلاس را هم بسیار دوست می دارم و اما آیا اجازه دارم از هیو گرنت بسیار دوست داشتنی هم نام ببرم؟!!!


خانمها اما ادری هپبورن، ویوین لی، اینگرید برگمن، سوفیا لورن، نیکول کیدمن،جودی فاستر، کاترین زتاجونز،پنه لوپه کروز،اوه تا یادم نرفته کارول لمبارد یگانه کلارک گیبل و البته بت دیویس که حقش بیش از انچه بود که دریافت می کرد!

پ.ن.

می دانم که همین که این نوشته را فرستادم تعدادی نام دیگر به یادم خواهد امد اما دیگر دیر شده...

35:


از الان به بعد دیگه هیچی بین من و تو نیست
از الان به بعد غریبه ایم با هم


36:

آدری هپبورن(عاشق قیافشم)
ریحانا
جسیکا آلبا
لی یونگ آئه

پرویز پرستویی
شهاب حسینی
رواون اتکینسون
تام کروز
دی کاپریو
جکی چان
هرتیک روشن
سونگ ایل گوک

37:

بنده هم سحر قریشی ولاغیر

38:


39:

ببخشید بالیوود باید از بین این عکسایی که شما گذاشتین ما انتخاب کنیم؟

40:

سلام جییگررر
خخخخخخ
اتکینسون همون مستربین خودمونه یعنی گفدم کلاس بذارم اسم خوشو بگم
ادری هپبورنم زیباترین بازیگر قرن پیش بود...خیلی زیباست
10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/
گلاره شبیه من نیس بنظرت؟
انگار هست
+
عاره من عاشق جومونگ و یانگومم

حالم از برد پیت بهم میخوره نمیدونم چرا

41:

این؟!!
ویییییییییی
البته دیده بودم این عکسو
عزیزم این کجاش خوشگلعه؟!!
خودت خعلییییییییییی خوشگلتره اینی
بعد اینام خب همش با آرایشن خوشگل اونه که بدون سفیداب سرخاب ملوس باشه

42:


جل الخالق! خودتی گلاره؟

43:

درود به همه فیلم بازا:
1-استیو مک کویین(پاپیون)
2-رابرت دنیرو(گاو خشمگین)
3-جان ترو ولتا(داستانهای عامه پسند)
4-جیمز وود(روزی روزگاری در امریکا)
6-دی کاپریو(تایتانیک)
7-کویین کاستنر(تسخیر ناپذیران)
8-مل گیبسون(شجاع دل)
9-دنیل دلوویس(دارودسته نیویورکی)
10-برد پیت(باشگاه مشت زنی)

44:

وایعنی میگی این قشنگ نیس؟
این اصن ارایش نداره...اجزای صورتشو نگاه کن چ زیباست
می ترسم یچیز بگم بهم حمله کنیپس نمیگم

45:


وا؟
جل الخالقش چی بود دیگه؟!

چی فرمودم مگه؟
بله خودمممم

46:

پرویز پرستویی ( همین)

47:


یه سلامیم بکنیم
به با اعتماد نفس ترینهای هم میهن

48:

علیکم السلام

49:

نه عامو کجاش خوشگله
خیلی هم زشته
من که هرچی میگم خوشگل عی نمیبینم فقط یه دماغ پهن میبینم
نه بوگو من اصن دیدی تا حالا حمله کنم به کسی
اونم من به این طفل معصومی و کم حرفی و گوشه گیری

50:

وا...دماغ ب این خوشکلیمیزنمتا

خخخخخخ

خواستم بگم خداوکیلی این سرخاب سفیداب کرده یا سحر قریشی؟
سحر قریشی آرایش نمیکنه...در واقع این آرایشه ک سحر و احاطه کرده

51:

عاقا من حواسم ب ایرانیا نبود...
اگ میتونیم بگیم منم عمو پرویزو اضافه میکنم

52:


وای تو اون فتبارک الله رو با این مقایسه میکنی؟!
خو اینم یه عالمه لبهارو سرخ کرده و خط چش کشیده و ریمل زده که چشاش درشت به نظر میاد عزیزم
اینارو پاک کنه احتمالش هست اصن عنهو مادر آل بمونه
دماغشم خب پت و پهنه دیگه
تازه انگار عملشم کرده

53:

ماذا فازا

54:

خوب بگو ، به نظرم اون کاپوچینو و ..........

کلن بیخال شین
فقط عمو پرویز ....


55:

وا...شما چرا میگین عمو ؟
عایا فردی 40 ساله ب فردی 60 ساله عمو می گوید ؟!

56:

نه انتخاب با خودتون هست، این ها تصاویر پرتره تعدادی از بازیگران هست
که به صورت نمادین در پست اول برنامه گرفتند.


57:

ماذا فاذا هم نداریم

58:



ریحانای خواننده؟ جزو بازیگران که به حساب نمیان.

نوشته اصلي بوسيله taranomebahar نمايش نوشته ها
لی یونگ آئه
پرویز پرستویی
شهاب حسینی
رواون اتکینسون
هرتیک روشن
سونگ ایل گوک
این تعداد هم بازیگر هستند اما نه بازیگرانی در سطح جهانی.
شاید برای بازیگران ایرانی نظرسنجی جداگانه ایی گذاشتیم.
(چه کرده این سریال های کره ایی؟ )

59:

سلام
من دو تا فیلم ازش دیدم چطور جزو بازیگرا حساب نمیاد
خب ایرونیارو حذف کنید بقیشون ک جهانین
+
همه ی کره ای ها نه...
فقط خود جومونگ و یانگوم
البته من منظورم فیلم های دیگشون بود....من خود فیلم جومونگ رو اصلا ندیدم

60:

درود بر شما دوست خوب و فرهیخته...
دقیقا من هم با شما موافقم و به کل کار بسیار سختی هست که از خیل بزرگان تاریخ سینما تعداد معدودی رو گلچین کرد ...
حساب کنید باستر کیتون..هارولو لوید..ویلیام هولدن..ارنست بورگناین ..کرگ داگلاس ..و یه عالمه از غول های تاریخ سینما که بازیهای جاودانه ای به یادگار گذاشتن..
همون کلینت ایستوود هم دیگه نباید از قلم بیوفته ..
هی اسامی توی ذهنم میاد و فیلم هایی که از این اسطوره های سینما دیدم..
و انصافا خیلی سخته نام برد..
جیمز هستیوارت هم الان به یادم اومد و اون فیلمهای هیچکاکی که بازی کرد...

سرگیجه و...
واقعا تاریخ سینما از پیدایشش تا امروز چه هنرمندانی رو به خود دیده...
و برای بازیگران خانم من هم تقریبا با اسامی که شما انتخاب کردین تطابق داره..


61:

من زیاد فیلم ندیدم و طبعا نظرم زیاد معتبر نیست.


راسل کرو
ساموئل ال.جکسون به خاطر بازی در پالپ فیکشن
کلارک گیبل به خاطر بازی در بر باد رفته

مریل هستریپ
شارلیز ترون به خاطر بازی در فیلم هیولا

62:

اتاق امن

63:

1- رابرت دنیرو
2-آل پاچینو
3-داستین هافمن
4-پل نیومن
5-تام هنکس
6-چارلی چاپلین
7-راسل کرو
8-اونتونی کوین
9-جان وین
10-دی کاپریو

64:

1- نیکول کیدمن
2- سوفیا لورن
3-مریل هستریپ
4-الیزابت تیلور
5-ادری هیپبورن
6-مرلین مونرو
7-اینگرید برگمن
8-اونجلینا جولی
9-ناتالی پورتمن
10-گلشیفته!!

65:

این فیلم را ندیده ام اما فیلم brave را خیلی دوست دارم

66:

Cate Blanchett

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

67:

عجب
چون جودی فاستر خیلی قشنگ بازی کرده و فیلم هم داستان جالبی داره
یه مخمصه نسبتا جالب

68:

به نظر من قیافه کیت بلانش خیلی ترسناک هست و من هروقت او را می بینم فکر میکنم نقش منفی دارد......

شما هم همینطور فکر میکنید؟

69:


سلام
بله، بیشتر به خاطر نگاه نافذ و روشنی امتک چشم هست.

در بخشی از فیلم ارباب حلقه ها
و هابیت از همین امر هستفاده کردند.

اگر یادتون باشه نقش گالادریل رهبر الف ها در هر دو سری بود،
یک جادوگر بزرگ و کمی هم رعب انگیز.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

70:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

71:

از قد بلندش

اولین فیلمی ک ازش دیدم فیلم نیمروز بود
خیلی بازیگر خوبیه

72:


کلاسیک نگاه میکنی مگه شما؟ نمیاد بهتون!

73:

من به زور تشخیص میدم کدوم کلاسیکه کدوم مدرن
اصولا همه چی نگا میکنم من
هر مدل بازیگر
هر مدل فیلم

74:

خوبه خب، همین که هر فیلمی رو یک بار نگاه میکنید و گری کوپر یابه قول قدیمی ها
گاری کوپر رو میشناسید خیلی خوبه.

گریگوری پک رو هم میشناسید؟ یه خورده شبیه
ادمین خودمونه.



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

75:

سلام و عرض ادب
خیلی جالبه که لیست شما رو می پسندم و موافقم
من نیز همین منتخب های ایشون رو قبول دارم و انتخابم همین هاست


آقایان :

چارلی چاپلین
هستیو مک کویین
آل پاچینو
رابرت دنیرو
آلن دلون
کوین کاستنر
مارلون براندو
یول برینر
همفری بوگارت
لیام نیسون

خانمها :

ادری هپبورن
میشل فایفر
اینگرید برگمن
مریل هستریپ
جودی فاستر
سوفیا لورن
مرلین مونرو
جولیا رابرتز
شارون هستون
الیزابت تیلور

76:

دیگ من ک تو فیلم دیدن حرفه ای نیستم
همین از دستم برمیاد ک همه چی نگ کنم

ععع اره
بازیگر فیلم شلیکه دیگه؟؟
چه خوشگله

77:

نمیشناسیش؟
طالع نحس رو ندیدی؟
666?

78:

بله، در شلیک(1971) بازی کردند.

دوبله از تلویزیون نگاه میکنید؟
حالا خوبه ما فرمودیم شبیه آقای قاسمیه!

79:

Sophia Loren
سوفیا لـورن

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

سوفیا لورن _Sophia Loren_ با نام اصلی سوفیا سیکولونه _Sofia VillaniScicolone_ در ۲۰ سپتامبر ۱۹۳۴ در رم متولد شد.

پدرش یک مهندس بود و مادرش بازیگر و معلم پیانو بود.

او در شانزده سالگی , مدل یک مجلّهٔ ماهانه بود و از همین راه به عالم سینما راه یافت فعالیت سینمایی اش را با نقش‌های کوچک در فیلم‌های کوچک ایتالیایی آغاز کرد اولین نقشش را در فیلم روشنایی‌های وارتیه درسال ۱۹۵۰ ایفاکرد .

سوفیا در رقابت‌های زیبایی محلـی هم شـرکت می‌کـردو چنـدین جایزه دریافت نموده اما سرانجام توسط کارلو پونتی تهیه کننـده سینمایی کشف شد وبه عالم سینما راه یافت.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

با تلاش کارلو پنتی نامش به سوفیا لورن تغییر کرد.

اوابتدا در فیلم‌های برده فروشی سفید و «دوشیزگان در خطر» بازی کرد و سپس در فیلم‌های دختر رودخانه , آتیلا, چرخ و فلک تا پل و حیف که خیلی حقه‌ای ظاهر شد.

وقتی که رم رقیب اصلی هالیوود در تولید فیلم بود او ستاره بسیاری از محصولات سینمائی رم بود و با کارگردانانی چون فدریکو فلینی و ویتوریو دسیکا کار کرده‌است و مارچلو ماستریانی همبازی او در بسیاری از فیلم‌هایش بود.

نتیجه یک نظر خواهی در ایتالیا می‌گوید امت ایتالیا بیشتر از هر نقش دیگر سوفیا لورن، بازی او را در برابر مارچلو ماستریانی در فیلم دیروز امروز و فردا ساخته ویتوریو دسیکا را دوست دارنداین فیلم با همین نام در وقت خود در ایران نیز با هستقبال بسیار روبرو شد.

لورن قراردادی که با هستودیو پارامونت بست به شهرت جهانی دست یافت از جمله فیلم‌های وی در این دوره را می‌توان «غرور و شهوت ,هوس زیر درخت‌های نارون , قایق خانگی , ثعلب سیاه و زن اونجوری»را نام برد.وی از جمله هنر پیشگانی هست که این حرفه را از صفر شروع کرد و درنتیجهٔ تلاش بسیار, مقام ممتازی به دست آورد.

و درسال ۱۹۶۱ فیلم مشهور ال سید را بازی کرد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

سوفیا و کارلو پنتی روز ۱۷ سپتامبر ۱۹۵۷ با هم ازدواج کردند ازدواج اول ‏اونها به ناچار لغو شد تا پونتی به جرم دو همسری محکوم نشود، اون‌ها ۹ آوریل ۱۹۶۶ دوباره با هم ازدواج کردند و صاحب دو پسر به نامهای کارلو و ادواردو شدند.
لورن توانایی بازیگری وسعی حتی در حوزه کمدی داشت به ویژه در پروژه‌های ایتالیایی، که می‌توانست به راحتی افکار خود را ابراز کند هر چند در یادگیری زبان انگلیسی هم به خوبی پیشرفت داشت، جایزه اسکاری که بدست آورده اولین جایزه مهم اسکار برای یک بازیگرزن غیر انگلیسی زبان بود.لورن یکی از مشهورترین بازیگران زن جهان بود و هم وقت به بازی در فیلم‌های آمریکایی و اروپایی مشغول بود و با بزرگ‌ترین ستارگان مرد سینماکار می‌کرد.

در سال ۱۹۶۴ با بازی در فیلم سقوط امپراتوری رم و دریافت دستمزد یک میلیون دلاری بازی اش را کامل کرد.فعالیت لورن پس از مادر شدنش کاهش یافت و در ۴۰ و ۵۰ سالگی در فیلم‌های همچون سفر و روز خاص بازی کرد.

در دهه ۶۰ در انتخاب فیلم‌ها وسواس بیشتری به خرج می‌داد در سال ۱۹۹۱ به خاطر خدماتش به سینمای جهان اسکار افتخاری دریافت کرد و به عنوان یکی از گنجینه‌های سینمای جهان معرفی شد.

در فیلم آماده پوشیدن رابرت آلتمن در سال ۱۹۹۵ هم حضوری موفق داشت.فعالیت‌های جاری وی در سال ۲۰۰۳ حضور مختصری در کلیپ موسیقی زندگی آمریکایی مدونا داشت، در سال ۲۰۰۶ هم در مراسم افتتاحیه المپیک زمستانی تورین پرچم المپیک را حمل کرد در سال ۲۰۰۷ هم در سن ۷۲ سالگی در فیلم تقویم قراربود جلوی دوربین برهنه شود وازاین کار منصرف شد.

سوفیا لورن بازیگر سرشناس ایتالیایی در طول ۷۲ سال زندگی هنری درحدود۹۰ فیلم به ایفای نقش پرداخته‌است از آخرین کارهایش می‌توان به حضور در جشنواره ‘’ ونیز'’ به خاطر بازی در فیلم پسرش ‘’ ادواردو پونتی'’ با عنوان ‘’در میان غریبه ها'’ اشاره کرد.


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

در سال ۱۹۵۸ به خاطر بازی در فیلم ثعلب سیاه , موفق به دریافت جایزه فستیوال وِنیز شد .

پس از جنگ جهانی دوم سوفیا لورن سمبل زن ایتالیائی به ایتالیا بازمی‌گردد و در فیلم مهم ویتوریو دسیکا که زندگی یک مادر و دختر را در جنگ به تصویر می‌کشد بازی می‌کند.

با نام دو زن باهمکاری جان پل بلموندو ایفای نقش می‌کند و اولین جایزه اسکارش و جوایز «جشنواره فیلم کن»، «جشنواره فیلم ونیز»و «جشنواره فیلم برلین» را در سال ۱۹۶۰ به واسطه همین فیلم دریافت کرده ودومین جایزه اسکار را ازفیلم ازدواج به سبک ایتالیائی در سال ۱۹۶۴ در یافت می‌کند و در سال ۱۹۹۱ جایزه اسکار افتخاری رانیز کسب می‌کند.

جشنواره فیلم هستانبول جایزه یک عمر فعالیت پرثمرهنری را به «سوفیا لورن»، هنرپیشه قدیمی سینما اهدا کرد.

این هنرپیشه فراخوان کرد این جایزه را کنارتندیس اسکارش برنامه خواهد داد.

80:

عاقا عکس سوفیا لورنـرو گذاشتید یاد خالم افتادم ..خیلی شبیهشه ینی خیلیا..دلمـبراش تنگولید

81:

ععععع سلاااام

یادم نمیاد
ترسناک بود؟؟

82:

جدی؟؟
چه خوشگله خالت
خوش به حال شوهر خالت

83:

Sophia Loren / Charlie Chaplin / Marlon Brando

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

84:

سلامـ اینوشیم ..
تقریبا ..بچه ک بودم میدیدمش میترسیدمـ بیشتر از موسیقیش ولی الان نمیترسم

85:

نه بابام یه چند سال قبل عاشق فیلم بود
پیدا میکرد نگا میکردیم:دی

خب حالاااا
اقای قاسمیم خوشگله دیگ

86:

اره بخدا ..داییمـ اسمشو گذاشته سوفیا لورن
ب من رفته خالم
اره والا خوش بحالش

87:

حدس زدم ترسناک باشه
میدونی صد % چون دوبلشو دیدم یادم نیس فیلمه

88:

بعد اون وقت داییت مجرده؟؟
اون شبیه کیه؟؟

ینی میگی تو هم شبیه سوفیایی؟؟

89:

ای کوفت با اون حدسیاتت ؛)
نوشته اصلي بوسيله jigooli نمايش نوشته ها
بعد اون وقت داییت مجرده؟؟
اون شبیه کیه؟؟

ینی میگی تو هم شبیه سوفیایی؟؟
اینوش،دوسال پیش چشمت ب برادرمـبود حالا رفتی گیر دادی داییم
نهههه زن داره ..زنداییمم شبیه حضرت یوسفه
من نه شبیه خودمم
+
با عرض پوزش از بالیوود ..شرمنده من مث خفاش،شبا بیدارمـ اسپم میدم

90:

ای ای ای تازه یاد برادرت افتادم
هنو ک زن نگرفتین براش؟؟
کلتو میکنماااا

چیزی ازت کم میشد زود تز از داییت حرف میزدی؟؟

چه خونوادگی شبیه بازیگرین

بعد یه سال انلاین شدم الان بنم میکنن

91:

اوووف برادرمـ زن گرفت اونم ی حوری بهشتی سرت بی کلاه موند اینوش خان ..از بس نیومدی سایت ببینـبا سرنوشتت بازی کردی
بابا داییم پونزده ساله از سینگلی در اومده اونموقع تو هنوز دنیا نیومده بودی
فدات ..بازیگرا شبیه ما هستن
برو اینوش لالا ..دگه اسپمـ ندیم ..الان شوتینگمون میکنن از سایت ..
شب خوش بر تو رفیخ جانم
+
بازم پوزش از بالیوود

92:

تام هنکس، رابرت دنیرو، آل پاچینو، کریستین بِیل، چارلی چاپلین، مورگان فریمن، جیک جیلنهال.
الیزابت تیلور جودی فاستر

93:

درود بر شما هم هنرمند بسیار خوب،مهربان و فرزانه...
و سختتر هم میشود چرا که همانگونه که پیش بینی میشد همین که نوشته را فرستادم، دسته دسته به یادم می آیند...
بله دقیقا همین مواردی که فرمودید واقعا هم بازیهایی جاودانه از خود به جا گذاشته اند...جالب اینکه دیروز هنگامی که نام مایکل داگلاس را می نوشتم اطمینان داشتم عالی حتما به کرک داگلاس در نوشته خودتان اشاره خواهید نمود!!!
کلینت ایستوود هم صد البته نباید از قلم بیافتد..به نظرم چون همه جایگاهش را تثبیت شده می دانیم به نامش اشاره نمی شود!!! از شما چه پنهان یک عذاب وجدانی از دیروز تا این لحظه دست از سرم برنمی دارد که چرا از تام کروز نامی نبردم با اینکه او را هم در بسیاری نقشها بسیار پسندیده ام و همیشه هم دوستش داشته ام...اصلا او ، پنلوپه کروز و کمرون دیز آسمان وانیلی را انچنان تاثیرگذار کرده بودند به گونه ای که نمایی از بخشهای گوناگون زندگیم را در اون دیدم و واقعا توان یک بار دیگر تماشا کردنش را ندارم...واقعا ندارم...

آه چه خوب که از جیمز هستوارت و سرگیجه هم یاد کردید!!! و اما روانی واقعا چه کسی می توانست همچون انتونی پرکینز روانی روانی نقش یک روانی را اونگونه زیبا و تاثیرگذار بازی کند؟؟!!

پ.ن.

دیدید باز این ال پاچینو یادم رفت؟!!! اصلا شاید داوران در مراسم اسکار هم اینگونه ایشان را این سالها از یاد برده اند!!!

94:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

95:

سلام بر شما و امیدوارم اوقات خوبی رو سپری کرده باشید..
من هم مثل شما شدیدا موافقم که هر لحظه اسامی به یادمون میاید که چه بازیهای درخشانی ازشون دیده ایم..
ولی از بس که تاریخ سینما بزرگانی به خود دیده که گاهی یادمون میرود!
تام کروز هم هنر پیشه بزرگیه و با اینکه اسکاری نبرده ولی یکی از بزرگان سینمای امروزی جهان هستن..
فیلم این چند نفر که همبازی با جک نیکلسون بود چقدر عالی بازی کرد در نقش وکیلی که روبروی اون سرهنگ ارتش با تمام وجود می ایستد..
روانی هیچکاک بسیار زیباهه..

و دیگه آلفرد بود و ساخت چنین فیلم های تعلیقی و جنایی..
اما آل پاچینو یکی از بزرگان سینمای جهانه....فیلم بعد ازظهر سگی به زیبایی بازی کرد و کلی نقش های ماندگار...
دیشب توی مسابقه جادوی صدا که هر شب از شبکه3 پخش می شود یه بخشی از فیلم اوناستازیا با بازی یول برینر نشون داده شد..
همون بازیگری که کچل بود و توی هفت دلاور بازی کرد..
من هم مثل شما هر لحظه اسامی جدیدی داره به ذهنم خظور پیدا می کند...
و اما برای اسامی خانم ها که دیگه جایگاه مهمی در سینما دارن باید بشینم و قشنگ اسامی محبوبم رو بنویسم تا شاید یه ذره ادای دینی کنم به این هنرمندان بزرگ سینما ...


96:

سلام
اینم لیست انتخابی من

بازیگران مرد


جورج کلونی

برد پیت

لئوناردو دی کاپریو

لیام نیسون

دنیل کریگ

جیسون هستاتهام

جانی دپ

آل پاچینو

رابرت دنیرو

کلارک گیبل




بازیگران زن


شارون هستون

ویوین لی

اونجلینا جولی

نیکول کیدمن

مرلین مونرو

چارلیز ترون

ناتالی پورتمن

جولیان مور


و ........



97:

10 مرد برتر سینما به نظر بنده حقیر(البته کاملاً سلیقه ای هست و خیلی کم فیلم میبینم شاید در هر دو سه ماه یک فیلم):
1-استاد عزت ا...

انتظامی
2-مارلون براندو
3-مورگان فریمن
4-نیکولاس کیج
5-سیلوستر هستالونه
6-جیم کری
7-تام هنکس
8-کلینت ایستوود
9-راسل کرو
10-دواین جانسون
ولی زنها رو یا نمیشناسم یا اسمشون یادم نیست اما دو مورد رو بیش از سایرین به عنوان بازیگران موفق معرفی میکنم:
1-بانو لیلا حاتمی
2-اونجلینا جاما

98:


سپاس؛
اسامی بازیگران ایرانی لحاظ نخواهند شد


99:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

100:

نوشته اصلي بوسيله loee نمايش نوشته ها

7-تام هنکس
نوشته اصلي بوسيله alishow45 نمايش نوشته ها
1-
5-تام هنکس
نوشته اصلي بوسيله Sanam نمايش نوشته ها

4.

تام هنکس


نوشته اصلي بوسيله shooting-star نمايش نوشته ها

تام هنکس

نوشته اصلي بوسيله bella نمايش نوشته ها

تام هنکس
نوشته اصلي بوسيله s666 نمايش نوشته ها
تام هنکس
نوشته اصلي بوسيله haghnegar نمايش نوشته ها
تام هنکس،
نوشته اصلي بوسيله amir_dj نمايش نوشته ها
6-تام هنکس
نوشته اصلي بوسيله _warrior_ نمايش نوشته ها
تام هنکس


شماها در قلب من جای یافتید

101:

من دلمـ نمیخواد تو قلب کسی باشم ولی برای جاهای دگه مث چشمتو سرت و اینا معذوریت نداڔمـ میتونم جا داشته باشم

102:


اولا که دلتم بخواد تو قلب من باشی -ــ-
دوم که من داشتم پستای تاپیکو نگاه میکردم نصفش اسپمای تو بود -ــ-

دخترک اسپمر -ــ-

103:

نه نه دلمـ نمیخواد
دیدی دیدی چقد اسپم دادم ..خدا از من میگذره عایا
میگم میخوای دگه جواب این نقلمو نده ک الان دگه دچار خشم بالیوود میشم انقد اسپم دادم

104:

Ingrid Bergman
اینگـرید برگمـن



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

اینگرید برگمن- که همنام پرنسس اینگرید از سوئد هست- در هستکهلم،سوئد،در 29 آگوست 1915 از پدری سوئدی به نام "جاستوس ساموئل برگمن" و مادری آلمانی به نام "فردل آدلر برگمن" متولد شد.وقتی تنها سه سال داشت مادرش را از دست داد.پدرش هم که یک هنرمند و عکاس بود 10 سال بعد وقتی اینگرید 13سال داشت درگذشت.چند سال قبل از اینکه بمیرد می خواست که دخترش یک ستاره ی اپرا شود.به همین دلیل اینگرید به مدت سه سال به کلاس آواز رفت.اما اینگرید همیشه می دانست که می خواهد یک بازیگر بشود.گاهی مواقع او پوشش های مادرش را می پوشید و در هستودیوی خالی پدرش نقش بازی می کرد.

سپس اینکه پدرش فوت کرد او به نزد عمه اش رفت تا با او زندگی کند.اما او هم تنها شش ماه بعد به خاطر مشکلات قلبی از دنیا رفت.پس از اون او به نزد عمه ی دیگرش "هالدا" و همسرش "اتو" و پنج فرزندانشان رفت.خاله ی اینگرید "السا آدلر" در ملاقات با او وقتی که اینگرید 11سال داشت به وی فرمود که مادرش یک رگ یهودی هم داشته و پدرش هم از این موضوع مدتها قبل ازدواجشان با خبر بوده هست.

او به اینگرید فرمود که از درمیان گذاشتن این موضوع با دیگران احتیاط کند چراکه ممکن هست سختی هایی در راه باشد.برگمن در سن 17سالگی تنها شانسش برای بازیگر شدن را با شرکت در یک مسابقه ی بازیگری در هستکهلم به دست آورد.او احساساتش را هنگام برگزاری اون مسابقه اینگونه به یاد می آورد: «وقتی از صحنه پایین آمدم در ماتم بودم انگار که در یک مراسم خاکسپاری حضور داشتم.اون لحظه،لحظه ی مرگ خلاقیتم بود.قلبم به راستی شکسته بود.اونها حتی فکر نمی کردند که من ارزش گوش کردن یا نگاه کردن را دارم.» هرچند احساس او اشتباه بود.چراکه بعدا یکی از داوران مسابقه را ملاقات کرد که به برگمن فرمود که چطور همه اجرای او را نگاه می کردند: «ما از خودت و اطمینان و جسارتت خوشمان آمد.می دانستیم که تو بازیگر بزرگی هستی.آینده ی تو به عنوان یک بازیگر قطعی شده بود.»


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

اینگرید برگمن (29 آگوست 1915 – 29 آگوست 1982) بازیگر سوئدی تباری بود که تعداد زیادی فیلم در آمریکا و اروپا بازی کرد.او سه جایزه ی اسکار،دو جایزه ی امی و یک جایزه ی تونی را به عنوان بهترین بازیگر زن دریافت کرد .

وی توسط موسسه ی فیلم آمریکا به عنوان چهارمین بازیگر بزرگ زن در تمام دوران سینما انتخاب شده هست.

او بیشتر از همه به خاطر نقشش به عنوان"لیسا لاند" در فیلم "کازابلانکا"(Casablanca) در خاطرات مانده هست.کازابلانکا درامی درباره ی جنگ جهانی دوم هست که هامفری بوگارت هم در اون نقش آفرینی کرده هست.

برگمن قبل از اینکه تبدیل به ستاره ای در فیلمهای آمریکایی شود، در فیلمهای سوئدی، فرانسوی، آلمانی ،ایتالیایی و بریتانیایی بازی کرده بود.اولین بار با فیلم "حادثه ی عشق" (Intermezzo) در سال 1939 به بینندگان آمریکایی معرفی شد.او همراه با خودش نوآوری و انرژی ، همچنین هوش و زیبایی آورد و تبدیل یکی از بزرگترین بازیگران هالیوود شد.

اینگرید مورد توجه،"دیوید سلزنیک" سازنده فیلم بر باد رفته ، برنامه گرفت.

او لقب "وظیفه شناس ترین بازیگر" ی که تا به حال با او کار کرده هست را به وی داد .

سلزنیک با او یک برنامه داد هفت ساله ی بازیگری بست و بدین وسیله ستارگی دائمی وی را تضمین کرد .

.چند فیلم دیگری که برگمن در اونها به بازی پرداخته هست عبارتند از: زنگها برای که به صدا در می آیند(For Whom theBell Tolls)،شعله ی گاز(Gas light)،ناقوس های سنت مری(The Bells of StMary)،طلسم شده به کارگردانی آلفرد هیچکاک(Spellbound)و بد نام Under Capricorn .

در سال 1950، سپس یک دهه دخشش در فیلمهای آمریکایی،برگمن در فیلمی ایتالیایه "استرومبولی" (Stromboli) حضور یافت که باعث شد او و کارگردان اون فیلم"روبرتو روسولینی"عاشق یکدیگر شوند و با اینکه هر دو متاهل بودند ، رابطه ای را آغاز نمايند،.این عشق رسوایی به بار آورد که برگمن را تا سال 1956 مجبور به بازگشت به اروپا کرد.

اینگریددر اون سال با فیلم اوناستازیا(Anastasia) بازگشتی موفقیت آمیز به هالیوود داشت و علاوه بر اون دومین جایزه ی اسکار خود را کسب کرد.


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

دوران هالیوود 1939-1949 :

میان پرده (Intermezzo) : یک داستان عاشقانه (1939)

اولین نقش برگمن در آمریکا هنگامی به وقوع پیوست که دیوید سلزنیک،تهیه نماينده ی آمریکایی،او را برای بازی در فیلم میان پرده- که یک فیلم انگلیسی زبان بود ، دعوت کرد .

این فیلم بازسازی شده ی فیلمی سوئدی با همین نام و با بازی خود برگمن هست.

او که نمی توانست به انگلیسی صحبت کند و از برخورد بینندگان هم مطمئن نبود،انتظار داشت سپس بازی در این فیلم به کشورش سوئد بازگردد.به همین دلیل شوهرش "پیتر" به همراه دخترشان "پیا" در سوئد ماندند.

او در ششم می 1939 به لس اونجلس رسید و تا وقتی که اقامتگاه دیگری پیدا کند در منزل سلزنیک ماند.بر پايه فرموده های پسر دیوید سلزنیک،پدرش درباره ی اینگرید چند نگرانی داشت: او انگلیسی صحبت نمی کرد،قد بسیار بلندی داشت،اسمش بیش از حد آلمانی به نظر می رسید و ابروهایش بسیار پر پشت بودند.به هر حال برگمن خیلی زود بدون نیاز به تغییر دادن ظاهر یا اسمش پذیرفته شد.سلزنیک متوجه ترس برگمن از گریمور های هالیوودی- که ممکن بود اینگرید را به کسی تبدیل نمايند که حتی خودش هم نشناسد- شد و به همین دلیل به اونها فرمود که این کار را ننمايند.او همچنین می دانست که زیبایی طبیعی برگمن به راحتی می تواند با زرق و برق های مصنوعی هالیوود رقابت کند.طی هفته های بعد،هنگامی که میان پرده درحال فیلمرداری بود،سلزنیک در حال ساختن فیلم "بر باد رفته" (Gone with Wind) هم بود.سلزنیک در نامه ای به "ویلیام هربرت"،مدیر تبلیغات خودش،احساساتش نسبت به برگمن را اینگونه توصیف می کند:«خانم برگمن وظیفه شناس ترین بازیگری هست که تا به حال با اون کار کرده ام.چرا که او اصلا به هیچ چیز جز کارش قبل و هنگام فیلمبرداری فکر نمی کند.او عملا هیچوقت هستودیو را ترک نمی کند.حتی پیشنهاد داد که اتاق رختکنش را مجهز کنیم که او بتواند در تمام طول مدت فیلمبرداری همینجا بماند.به دلیل اینکه در بر باد رفته تمام رختکن های بازیگرانمان اشغال شده بود مجبور شدیم که یک اتاق کوجکتر به او بدهیم.او با وجد به داخل اتاق رفت و فرمود که تا به حال در عمرش چنین اتاقی نداشته هست.همه ی اینها کاملا بی نظیر هست.»میان پرده موفقیت عظیمی داشت و در نتیجه ی اون برگمن به یک ستاره تبدیل شد.مجله ی لایف (Life magazine) برگمن را اینگون توصیف می کند: «دختری با قد بلند و با موهایی به رنگ قهوه ای روشن و چشمانی آبی و لبخندی گرم و سریع که بسیار خجالتی و مهربان هست.»سلزنیک بی همتایی برگمن را تحسین کرد و همراه همسرش با اینگرید دوستان خوبی باقی ماندند.


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

1942: کازابلانکا (Casablanca)

سپس اینکه آلمان جنگ جهانی دوم را آغاز کرد،برگمن که در اون وقت در اونجا فیلم چهار همراه را بازی می کرد،احساس گناه کرد زیرا در مورد شرایط کشور آلمان بسیار اشتباه قضاوت کرده بود.طبق فرموده ی شارلوت چندلر(2007)یکی از زندگینامه نویسان برگمن،او در ابتدا به "نازی ها" فقط به عنوان یک انحراف موقتی و بسیار احمقانه تر از اونکه جدی گرفته شوند،نگاه می کرد.او معتقد بود که آلمان جنگ را آغاز نخواهد کرد.برگمن احساس می کرد که افراد خوب اونجا اجازه ی این کار را نمی دهند.

برگمن سپس کامل کردن یک فیلم در سوئد و حضور در سه فیلم نسبتا موفق در آمریکا- شامل :آدم چهار پسر داشت(Adam Had Four Sons)، دیوانگی در بهشت(Rage in Heaven) و دکتر جکی و آقای هاید(Dr.

JekyII and Mr.

Hyde)-در سال 1942 در فیلمی به نام کازابلانکا در کنار هامفری بوگارت نقش آفرینی کرد که به عنوان بهترین نقش برگمن از اون یاد می شود.در این فیلم او نقش لیسا،همسر نروژی زیبای ویکتور لازلو (با بازی پاول هنرید) را بازی کرد.برگمن فکر نمی کرد که کازابلانکا یکی از بازی های مورد علاقه اش بشود: «من فیلمهای زیادی بازی کردم که بیشترشان مهمتر از این فیلم بودند،اما تنها فیلمی که امت همیشه می خواهند در موردش حرف بزنند کازابلانکاست.

»هرچند او در سالهای بعد فراخوان نمود: «فکر می کنم کازابلانکا برای خودش یک زندگی دارد.چیزی در مورد این فیلم اسرار آمیز هست.به نظر می رسد این فیلم نیازی را تامین کرد،نیازی که قبل از فیلم وجود داشت،نیازی که با این فیلم پر شد.

»


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

1943: زنگها برای که به صدا در می آید.

سپس کازابلانکا،با پیشرفت سلزنیک در شغلش،برگمن نقش ماریا را در فیلم زنگها برای چه کسی به صدا در می آید- که اولین فیلم رنگی او نیز بود- بازی کرد.وی با بازی در این فیلم اولین نامزدی جایزه ی اسکار خود را به عنوان بهترین بازیگر زن دریافت کرد.فیلم بر پايه رمانی با همین نام اثر ارنست همینگوی ساخته شده بود .وقتی که کتاب به شرکت فیلم سازی پارامونت (Paramount Pictures ) فروخته شد ، همینگوی تعیین کرد که هیچ کس جز برگمن نباید این نقش را بازی کند .این ایده ی همینگوی سپس دیدن برگمن در فیلم حادثه ی عشق در ذهن وی شکل گرفت.

وقتی همینگوی برگمن را از نزدیک دید به او فرمود: «تو خود ماریایی!»


1944: شعله ی گاز

سال بعد اینگرید اولین جایزه ی اسکار خود را به عنوان بهترین بازیگر زن برای نقش آفرینی در فیلم شعله ی گاز دریافت کرد.

این فیلم توسط "جورج کوکور" کارگردانی شد و برگمن در این فیلم نقش همسری که در حال دیوانه شدن بود را داشت.به عقیده ی "تامسون" این فیلم نقطه ی اوج افتخارات برگمن در هالیوود بود.اینگرید پس از این فیلم در فیلم دیگری به نام ناقوس های سنت مری در نقش یک راهبه ظاهر شد.


1946: بدنام

برگمن در سه تا از فیلمهای آلفرد هیچکاک به نامهای افسون شده (1945)وبدنام (1946) حضور یافت.

بدنام بر خلاف فیلمهای قبلی هیچکاک،تنها فیلم رنگی ساخته شده بود و این فیلم هیچوقت مانند همکاری های دیگر هیچکاک و برگمن،تحسینی دریافت نکرد.


1948: Joan of Arc

برگمن بار دیگر نامزد دریافت جایزه ی بهترین بازیگر زن برای فیلم Joan of Arc شد.این فیلم،یک فیلم مستقل بر پايه نمایشنامه ای از "مکسول اندرسون" بود که توسط "والتر وانگر" تهیه شد.Joan of Arc محبوبت زیادی بین امت پیدا نکرد که دلیل اصلی اون رسوایی عشق بین برگمن و کارگردان ایتالیایی،روبرتو روسولینی بو که هنگامی که این فیلم هنوز روی پرده ی سینماها بود افشا شد.حتی بدتر؛فیلم نقد های فجیعی دریافت کرد و باوجود اینکه نامزد دریافت چند جایزه ی اسکار شد اما نامزد دریافت بهترین فیلم نشد.پس از اون 45 دقیقه از فیلم حذف شد که تا سال 2004 این قسمت های حذف شده به فیلم بازنگشت.

در بین این سالها برگمن در چند نمایش تئاتر از جمله لیلیوم(Liliom)،اونا کریستی(Anna Christie) و Joan of Lorrain حضور یافت.به علاوه او در یک مصاحبه ی مطبوعاتی در واشینگتن دی.سی در مورد Joan of Lorrain از تبعیض نژادی در تئاتری که در اون بازی می کردند شکایت کرد.این باعث ارسال نامه های تنفر آمیز زیادی برای برگمن شد.

برگمن در جریان جنگ جهانی دوم به آلاسکا رفت تا به رژه ی سربازان آمریکایی خوش آمد بگوید.وی سپس اتمام جنگ به همین هدف به اروپا رفت،در اونجا می توانست خرابی های به بار آمده توسط جنگ را ببیند.در این هنگام بود که برگمن رابطه ای را با عکاس معروف "رابرت کاپا" آغاز کرد.وی سپس ایفای نقش در Arc of Triumph به سیگار معتاد شد زیرا در این فیلم نقش یک زن معتاد به سیگار را داشت.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/


زندگی شخصی :

برگمن در سال 1937 در سن 21سالگی با "پیتر لیندستروم" که یک دندانپزشک بود ، ازدواج کرد و یک سال و نیم پس از اون صاحب دختری به نام پیا شدند.

وی سپس اینکه درسال 1940 به آمریکا بازگشت،قبل از اینکه به ادامه ی بازی در فیلمهای هالیوودی بپردازد در Broadway بازی کرد.سال بعد همسرش به همراه دخترشان از سوئد به آمریکا آمدند.پیتر در نیویورک ماند و اونجا در دانشگاه روکستر(University of Rochester)ادامه ی تحصیل داد.برگمن هم به نیویورک سفر می کرد و در خانه ی اجاره ایشان سکونت کرد.

ملاقات های او از چند روز تا چند ماه به طول می انجامید.

پیتر بعدا به سانفرانسیسکو،کالیفرنیا- جایی که دوران انترنی خود ر در اونجا گذراند- نقل مکان کرد.



1950-1957: دوران ایتالیایی با روسولینی :

برگمن دوفیلمی را که از کارگردان ایتالیایی ، روبرتو روسولینی در آمریکا دیده بود شدیدا تحسین می کرد.در سال 1949 برگمن به روسولینی نامه ای نوشت و این احساسش را به او ابراز کرد و پیشنهاد داد که با هم فیلمی بسازند.همین باعث شد که برگمن در فیلم Stromboli بازی کند(1950).در طول مدت فیلمبرداری،برگمن عاشق روسولینی می شود و اونها با هم رابطه ای را آغاز می نمايند و اینگرید از روسولینی پسری حامله می شود(متولد 2 فوریه ی 1950).این رابطه باعث رسوایی بزرگی در آمریکا شد که حتی پای برگمن را به مجلس سنای آمریکا هم باز کرد و اونها اینگرید را تهدید کردند که دیگر حق ندارد به آمریکا باز گردد.

برگمن نقش یک راهبه را در فیلم ناقوس های سنت مری(1945) و نقش یک فرد مقدس را در فیلم (Joan of Arc 1948) بازی کرد .

او خودش بعدا تصدیق کرد: «امت مرا در Joan of Arc به عنوان یک زن مقدس شناخته اند.اما من اون نیستم.من یک زنم،یک انسان دیگر.

» در نتیجه ی این رسوایی،برگمن درحالی که همسر و دخترشان را ترک می کرد به ایتالیا بازگشت و از همسرش پیتر طلاق گرفت و نزاعی هم بین این دو بر سر دخترشان در گرفت.برگمن و روسولینی در 24 می 1950 ازدواج کردند.اونها علاوه بر پسر اولشان "رناتو" (Renato) صاحب یک دوقلوی دختر شدند(متولد 18 جون 1952) : ایزابلا روسولینی،بازیگر و مدل و فرزند دیگر ، ایزوتا اینگرید روسولینی،استاد ادبیات ایتالیایی.


Stromboli و Neorealism :

روسولینی پنج فیلم با حضور برگمن را طی سالهای 1949 و1950 ساختکه عبارت اند از : هسترومبولی ((Stromboli ، اروپا 51 (Europa 51)،سفری به ایتالیا (Viaggio in Italia،Giovanna d’Arco al rogo) و فیلم (La Paura) .در ،اولین همکاری برگمن و روسولینی، کاراکتر برگمن بیننده را به مبارزه می طلبید و روسولینی هم ترجیح می داد تا بدون متن کار کند.همین برگمن را مجبور کرد که برای بازی در بیشتر صحنه ها از واقعیت الهام بگیرد.

سپس اینکه برگمن از روسولینی جدا شد،در یک فیلم کمدی-رمانتیک در نقش یک ملکه ی لهستانی که به خاطر توطئه چینی دستگیر شده بود،نقش آفرینی کرد.

با وجود اینکه این فیلم،فیلم موفقی نبود اما بازی برگمن در این فیلم به عنوان یکی از بهترین اجراهای برگمن شناخته شد.


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

1957 به بعد :

با نقش آفرینی برگمن در سال 1956 در فیلم اوناستازیا، او یک بازگشت پیروزمندانه به پرده ی سینماهای آمریکا داشت و دومین جایزه ی اسکار خود را هم به عنوان بهترین بازیگر زن دریافت کرد.

وی یکی از معدود کسانی هست که توانست سه جایزه ی اسکار بگیرد.

سومین جایزه ی اسکارش با بازی در فیلم " قتل در قطار سریع السیر " (Murder on the Orient Express ) به وی تعلق گرفت.

برگمن می توانست به زبان های سوئدی(زبان مادری اش)،آلمانی(زبان دومش که در مدرسه آموخت)،انگلیسی(هنگامی که به آمریکا آورده شد یاد گرفت)،ایتالیایی(هنگامی که درایتالیا زندگی می کرد یاد گرفت) و فرانسوی(زبان سومش که در مدرسه آموخت)صحبت کند.او در تعداد زیادی از فیلمهایی به هر یک از این زبان ها بازی کرده هست.


آخرین نقش او: زنی به نام گلدا(1982) :

در سال 1982 به او پیشنهاد بازی در مینی سریالی به اسم زنی به نام گلدا(AWoman Called Golda) شد که مضمون این سریال توسط گلدا میر(Golda Meir) نخست وزیر اسرائیلی، داده شد.این آخرین نقش ایفا شده توسط برگمن بود که برای بازی در اون برنده ی جایزه ی امی به عنوان بهترین بازیگر زن شد.
برگمن پس از مدتی طولانی مبارزه با سرطان سینه در سال 1982 در شصت و هفتمین سالگرد تولدش از دنیا رفت.بدنش در لندن سوخته شد و خاکسترهایش به سوئد برده شد و در اونجا مقداری از اونها پراکنده شده و مقداری دیگر از اون در کنار والدینش در هستکهلم به خاک سپرده شد.

اتوبیوگرافی :

در سال 1980 کتاب اتوبیوگرافی برگمن با عنوان "اینگرید برگمن: داستان من"منتشر شد.این کتاب با کمک "آلن بارگس" نوشته شد که در اون برگن به توصیف دوران کودکی،آغاز دوران حرفه ای و زندگی اش هنگام بازی در فیلمهای هالیوودی پرداخته هست.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/


فیلم شناسی:

  • موج شکن (۱۹۳۵)
  • خانواده سوئدی (۱۹۳۵)
  • شب والپورگ
  • سمت آفتابی (۱۹۳۶)
  • میان پرده (۱۹۳۶) (نسخه اولیه سوئدی)
  • دلار (۱۹۳۸)
  • صورت یک زن (۱۹۳۸)
  • چهار همدم (۱۹۳۸)
  • تنها یک شب (۱۹۳۹)
  • میان پرده: یک قصه عشق (۱۹۳۹) (نسخه آمریکایی)
  • شب ژوئن (۱۹۴۰)
  • آدام چهار پسر داشت (۱۹۴۱)
  • شب نشینی در بهشت (۱۹۴۱)
  • دکتر جکیل و مستر هاید (۱۹۴۱)
  • کازابلانکا (۱۹۴۲)
  • زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند(۱۹۴۳)
  • سوئدی‌ها در آمریکا (۱۹۴۳)
  • چراغ گاز (۱۹۴۴)
  • گذرگاه ساراتوگا (۱۹۴۵)
  • طلسم شده (۱۹۴۵)
  • زنگ‌های سنت ماری (۱۹۴۵)
  • کیش آمریکایی (۱۹۴۵)
  • بدنام (۱۹۴۶)
  • طاق نصرت (۱۹۴۸)
  • ژاندارک (۱۹۴۸)
  • در برج جدی (۱۹۴۹)
  • استرومبولی (۱۹۵۰)
  • اروپا ۵۱ (۱۹۵۲)
  • ما، زنان (۱۹۵۳)
  • ژاندارک بر صلیب (۱۹۵۴)
  • سفری به ایتالیا (۱۹۵۴)
  • ترس (۱۹۵۴)
  • اوناستازیا (۱۹۵۶)
  • النا و مردانش (۱۹۵۶)
  • بی ملاحظه (۱۹۵۸)
  • مهمانخانه ششمین خوشبختی (۱۹۵۸)
  • دوباره خداحافظ (۱۹۶۱)
  • کولکا، دوست من (۱۹۶۱)
  • بازدید (۱۹۶۴)
  • رولزرویس زرد (۱۹۶۴)
  • استیمولانتیا (اپیزود : گردنبند) (۱۹۶۷)
  • گل کاکتوس (۱۹۶۹)
  • قدم زدن در باران بهاری (۱۹۷۰)
  • از پرونده‌های اشتباه خانم باسیل فرانکویلر (۱۹۷۳)
  • قتل در قطار سریع‌السیر شرق (۱۹۷۴)
  • موضوعی از وقت (۱۹۷۶)
  • سونات پاییزی (۱۹۷۸)

105:

ای ای ای تازه یاد برادرت افتادم
هنو ک زن نگرفتین براش؟؟
کلتو میکنماااا

چیزی ازت کم میشد زود تز از داییت حرف میزدی؟؟

چه خونوادگی شبیه بازیگرین

بعد یه سال انلاین شدم الان بنم میکنن

106:

اوووف برادرمـ زن گرفت اونم ی حوری بهشتی سرت بی کلاه موند اینوش خان ..از بس نیومدی سایت ببینـبا سرنوشتت بازی کردی
بابا داییم پونزده ساله از سینگلی در اومده اونموقع تو هنوز دنیا نیومده بودی
فدات ..بازیگرا شبیه ما هستن
برو اینوش لالا ..دگه اسپمـ ندیم ..الان شوتینگمون میکنن از سایت ..
شب خوش بر تو رفیخ جانم
+
بازم پوزش از بالیوود

107:

تام هنکس، رابرت دنیرو، آل پاچینو، کریستین بِیل، چارلی چاپلین، مورگان فریمن، جیک جیلنهال.
الیزابت تیلور جودی فاستر

108:

درود بر شما هم هنرمند بسیار خوب،مهربان و فرزانه...
و سختتر هم میشود چرا که همانگونه که پیش بینی میشد همین که نوشته را فرستادم، دسته دسته به یادم می آیند...
بله دقیقا همین مواردی که فرمودید واقعا هم بازیهایی جاودانه از خود به جا گذاشته اند...جالب اینکه دیروز هنگامی که نام مایکل داگلاس را می نوشتم اطمینان داشتم عالی حتما به کرک داگلاس در نوشته خودتان اشاره خواهید نمود!!!
کلینت ایستوود هم صد البته نباید از قلم بیافتد..به نظرم چون همه جایگاهش را تثبیت شده می دانیم به نامش اشاره نمی شود!!! از شما چه پنهان یک عذاب وجدانی از دیروز تا این لحظه دست از سرم برنمی دارد که چرا از تام کروز نامی نبردم با اینکه او را هم در بسیاری نقشها بسیار پسندیده ام و همیشه هم دوستش داشته ام...اصلا او ، پنلوپه کروز و کمرون دیز آسمان وانیلی را انچنان تاثیرگذار کرده بودند به گونه ای که نمایی از بخشهای گوناگون زندگیم را در اون دیدم و واقعا توان یک بار دیگر تماشا کردنش را ندارم...واقعا ندارم...

آه چه خوب که از جیمز هستوارت و سرگیجه هم یاد کردید!!! و اما روانی واقعا چه کسی می توانست همچون انتونی پرکینز روانی روانی نقش یک روانی را اونگونه زیبا و تاثیرگذار بازی کند؟؟!!

پ.ن.

دیدید باز این ال پاچینو یادم رفت؟!!! اصلا شاید داوران در مراسم اسکار هم اینگونه ایشان را این سالها از یاد برده اند!!!

109:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

110:

سلام بر شما و امیدوارم اوقات خوبی رو سپری کرده باشید..
من هم مثل شما شدیدا موافقم که هر لحظه اسامی به یادمون میاید که چه بازیهای درخشانی ازشون دیده ایم..
ولی از بس که تاریخ سینما بزرگانی به خود دیده که گاهی یادمون میرود!
تام کروز هم هنر پیشه بزرگیه و با اینکه اسکاری نبرده ولی یکی از بزرگان سینمای امروزی جهان هستن..
فیلم این چند نفر که همبازی با جک نیکلسون بود چقدر عالی بازی کرد در نقش وکیلی که روبروی اون سرهنگ ارتش با تمام وجود می ایستد..
روانی هیچکاک بسیار زیباهه..

و دیگه آلفرد بود و ساخت چنین فیلم های تعلیقی و جنایی..
اما آل پاچینو یکی از بزرگان سینمای جهانه....فیلم بعد ازظهر سگی به زیبایی بازی کرد و کلی نقش های ماندگار...
دیشب توی مسابقه جادوی صدا که هر شب از شبکه3 پخش می شود یه بخشی از فیلم اوناستازیا با بازی یول برینر نشون داده شد..
همون بازیگری که کچل بود و توی هفت دلاور بازی کرد..
من هم مثل شما هر لحظه اسامی جدیدی داره به ذهنم خظور پیدا می کند...
و اما برای اسامی خانم ها که دیگه جایگاه مهمی در سینما دارن باید بشینم و قشنگ اسامی محبوبم رو بنویسم تا شاید یه ذره ادای دینی کنم به این هنرمندان بزرگ سینما ...


111:

سلام
اینم لیست انتخابی من

بازیگران مرد


جورج کلونی

برد پیت

لئوناردو دی کاپریو

لیام نیسون

دنیل کریگ

جیسون هستاتهام

جانی دپ

آل پاچینو

رابرت دنیرو

کلارک گیبل




بازیگران زن


شارون هستون

ویوین لی

اونجلینا جولی

نیکول کیدمن

مرلین مونرو

چارلیز ترون

ناتالی پورتمن

جولیان مور


و ........



112:

10 مرد برتر سینما به نظر بنده حقیر(البته کاملاً سلیقه ای هست و خیلی کم فیلم میبینم شاید در هر دو سه ماه یک فیلم):
1-استاد عزت ا...

انتظامی
2-مارلون براندو
3-مورگان فریمن
4-نیکولاس کیج
5-سیلوستر هستالونه
6-جیم کری
7-تام هنکس
8-کلینت ایستوود
9-راسل کرو
10-دواین جانسون
ولی زنها رو یا نمیشناسم یا اسمشون یادم نیست اما دو مورد رو بیش از سایرین به عنوان بازیگران موفق معرفی میکنم:
1-بانو لیلا حاتمی
2-اونجلینا جاما

113:


سپاس؛
اسامی بازیگران ایرانی لحاظ نخواهند شد


114:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

115:

نوشته اصلي بوسيله loee نمايش نوشته ها

7-تام هنکس
نوشته اصلي بوسيله alishow45 نمايش نوشته ها
1-
5-تام هنکس
نوشته اصلي بوسيله Sanam نمايش نوشته ها

4.

تام هنکس


نوشته اصلي بوسيله shooting-star نمايش نوشته ها

تام هنکس

نوشته اصلي بوسيله bella نمايش نوشته ها

تام هنکس
نوشته اصلي بوسيله s666 نمايش نوشته ها
تام هنکس
نوشته اصلي بوسيله haghnegar نمايش نوشته ها
تام هنکس،
نوشته اصلي بوسيله amir_dj نمايش نوشته ها
6-تام هنکس
نوشته اصلي بوسيله _warrior_ نمايش نوشته ها
تام هنکس


شماها در قلب من جای یافتید

116:

من دلمـ نمیخواد تو قلب کسی باشم ولی برای جاهای دگه مث چشمتو سرت و اینا معذوریت نداڔمـ میتونم جا داشته باشم

117:


اولا که دلتم بخواد تو قلب من باشی -ــ-
دوم که من داشتم پستای تاپیکو نگاه میکردم نصفش اسپمای تو بود -ــ-

دخترک اسپمر -ــ-

118:

نه نه دلمـ نمیخواد
دیدی دیدی چقد اسپم دادم ..خدا از من میگذره عایا
میگم میخوای دگه جواب این نقلمو نده ک الان دگه دچار خشم بالیوود میشم انقد اسپم دادم

119:

Ingrid Bergman
اینگـرید برگمـن



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

اینگرید برگمن- که همنام پرنسس اینگرید از سوئد هست- در هستکهلم،سوئد،در 29 آگوست 1915 از پدری سوئدی به نام "جاستوس ساموئل برگمن" و مادری آلمانی به نام "فردل آدلر برگمن" متولد شد.وقتی تنها سه سال داشت مادرش را از دست داد.پدرش هم که یک هنرمند و عکاس بود 10 سال بعد وقتی اینگرید 13سال داشت درگذشت.چند سال قبل از اینکه بمیرد می خواست که دخترش یک ستاره ی اپرا شود.به همین دلیل اینگرید به مدت سه سال به کلاس آواز رفت.اما اینگرید همیشه می دانست که می خواهد یک بازیگر بشود.گاهی مواقع او پوشش های مادرش را می پوشید و در هستودیوی خالی پدرش نقش بازی می کرد.

سپس اینکه پدرش فوت کرد او به نزد عمه اش رفت تا با او زندگی کند.اما او هم تنها شش ماه بعد به خاطر مشکلات قلبی از دنیا رفت.پس از اون او به نزد عمه ی دیگرش "هالدا" و همسرش "اتو" و پنج فرزندانشان رفت.خاله ی اینگرید "السا آدلر" در ملاقات با او وقتی که اینگرید 11سال داشت به وی فرمود که مادرش یک رگ یهودی هم داشته و پدرش هم از این موضوع مدتها قبل ازدواجشان با خبر بوده هست.

او به اینگرید فرمود که از درمیان گذاشتن این موضوع با دیگران احتیاط کند چراکه ممکن هست سختی هایی در راه باشد.برگمن در سن 17سالگی تنها شانسش برای بازیگر شدن را با شرکت در یک مسابقه ی بازیگری در هستکهلم به دست آورد.او احساساتش را هنگام برگزاری اون مسابقه اینگونه به یاد می آورد: «وقتی از صحنه پایین آمدم در ماتم بودم انگار که در یک مراسم خاکسپاری حضور داشتم.اون لحظه،لحظه ی مرگ خلاقیتم بود.قلبم به راستی شکسته بود.اونها حتی فکر نمی کردند که من ارزش گوش کردن یا نگاه کردن را دارم.» هرچند احساس او اشتباه بود.چراکه بعدا یکی از داوران مسابقه را ملاقات کرد که به برگمن فرمود که چطور همه اجرای او را نگاه می کردند: «ما از خودت و اطمینان و جسارتت خوشمان آمد.می دانستیم که تو بازیگر بزرگی هستی.آینده ی تو به عنوان یک بازیگر قطعی شده بود.»


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

اینگرید برگمن (29 آگوست 1915 – 29 آگوست 1982) بازیگر سوئدی تباری بود که تعداد زیادی فیلم در آمریکا و اروپا بازی کرد.او سه جایزه ی اسکار،دو جایزه ی امی و یک جایزه ی تونی را به عنوان بهترین بازیگر زن دریافت کرد .

وی توسط موسسه ی فیلم آمریکا به عنوان چهارمین بازیگر بزرگ زن در تمام دوران سینما انتخاب شده هست.

او بیشتر از همه به خاطر نقشش به عنوان"لیسا لاند" در فیلم "کازابلانکا"(Casablanca) در خاطرات مانده هست.کازابلانکا درامی درباره ی جنگ جهانی دوم هست که هامفری بوگارت هم در اون نقش آفرینی کرده هست.

برگمن قبل از اینکه تبدیل به ستاره ای در فیلمهای آمریکایی شود، در فیلمهای سوئدی، فرانسوی، آلمانی ،ایتالیایی و بریتانیایی بازی کرده بود.اولین بار با فیلم "حادثه ی عشق" (Intermezzo) در سال 1939 به بینندگان آمریکایی معرفی شد.او همراه با خودش نوآوری و انرژی ، همچنین هوش و زیبایی آورد و تبدیل یکی از بزرگترین بازیگران هالیوود شد.

اینگرید مورد توجه،"دیوید سلزنیک" سازنده فیلم بر باد رفته ، برنامه گرفت.

او لقب "وظیفه شناس ترین بازیگر" ی که تا به حال با او کار کرده هست را به وی داد .

سلزنیک با او یک برنامه داد هفت ساله ی بازیگری بست و بدین وسیله ستارگی دائمی وی را تضمین کرد .

.چند فیلم دیگری که برگمن در اونها به بازی پرداخته هست عبارتند از: زنگها برای که به صدا در می آیند(For Whom theBell Tolls)،شعله ی گاز(Gas light)،ناقوس های سنت مری(The Bells of StMary)،طلسم شده به کارگردانی آلفرد هیچکاک(Spellbound)و بد نام Under Capricorn .

در سال 1950، سپس یک دهه دخشش در فیلمهای آمریکایی،برگمن در فیلمی ایتالیایه "استرومبولی" (Stromboli) حضور یافت که باعث شد او و کارگردان اون فیلم"روبرتو روسولینی"عاشق یکدیگر شوند و با اینکه هر دو متاهل بودند ، رابطه ای را آغاز نمايند،.این عشق رسوایی به بار آورد که برگمن را تا سال 1956 مجبور به بازگشت به اروپا کرد.

اینگریددر اون سال با فیلم اوناستازیا(Anastasia) بازگشتی موفقیت آمیز به هالیوود داشت و علاوه بر اون دومین جایزه ی اسکار خود را کسب کرد.


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

دوران هالیوود 1939-1949 :

میان پرده (Intermezzo) : یک داستان عاشقانه (1939)

اولین نقش برگمن در آمریکا هنگامی به وقوع پیوست که دیوید سلزنیک،تهیه نماينده ی آمریکایی،او را برای بازی در فیلم میان پرده- که یک فیلم انگلیسی زبان بود ، دعوت کرد .

این فیلم بازسازی شده ی فیلمی سوئدی با همین نام و با بازی خود برگمن هست.

او که نمی توانست به انگلیسی صحبت کند و از برخورد بینندگان هم مطمئن نبود،انتظار داشت سپس بازی در این فیلم به کشورش سوئد بازگردد.به همین دلیل شوهرش "پیتر" به همراه دخترشان "پیا" در سوئد ماندند.

او در ششم می 1939 به لس اونجلس رسید و تا وقتی که اقامتگاه دیگری پیدا کند در منزل سلزنیک ماند.بر پايه فرموده های پسر دیوید سلزنیک،پدرش درباره ی اینگرید چند نگرانی داشت: او انگلیسی صحبت نمی کرد،قد بسیار بلندی داشت،اسمش بیش از حد آلمانی به نظر می رسید و ابروهایش بسیار پر پشت بودند.به هر حال برگمن خیلی زود بدون نیاز به تغییر دادن ظاهر یا اسمش پذیرفته شد.سلزنیک متوجه ترس برگمن از گریمور های هالیوودی- که ممکن بود اینگرید را به کسی تبدیل نمايند که حتی خودش هم نشناسد- شد و به همین دلیل به اونها فرمود که این کار را ننمايند.او همچنین می دانست که زیبایی طبیعی برگمن به راحتی می تواند با زرق و برق های مصنوعی هالیوود رقابت کند.طی هفته های بعد،هنگامی که میان پرده درحال فیلمرداری بود،سلزنیک در حال ساختن فیلم "بر باد رفته" (Gone with Wind) هم بود.سلزنیک در نامه ای به "ویلیام هربرت"،مدیر تبلیغات خودش،احساساتش نسبت به برگمن را اینگونه توصیف می کند:«خانم برگمن وظیفه شناس ترین بازیگری هست که تا به حال با اون کار کرده ام.چرا که او اصلا به هیچ چیز جز کارش قبل و هنگام فیلمبرداری فکر نمی کند.او عملا هیچوقت هستودیو را ترک نمی کند.حتی پیشنهاد داد که اتاق رختکنش را مجهز کنیم که او بتواند در تمام طول مدت فیلمبرداری همینجا بماند.به دلیل اینکه در بر باد رفته تمام رختکن های بازیگرانمان اشغال شده بود مجبور شدیم که یک اتاق کوجکتر به او بدهیم.او با وجد به داخل اتاق رفت و فرمود که تا به حال در عمرش چنین اتاقی نداشته هست.همه ی اینها کاملا بی نظیر هست.»میان پرده موفقیت عظیمی داشت و در نتیجه ی اون برگمن به یک ستاره تبدیل شد.مجله ی لایف (Life magazine) برگمن را اینگون توصیف می کند: «دختری با قد بلند و با موهایی به رنگ قهوه ای روشن و چشمانی آبی و لبخندی گرم و سریع که بسیار خجالتی و مهربان هست.»سلزنیک بی همتایی برگمن را تحسین کرد و همراه همسرش با اینگرید دوستان خوبی باقی ماندند.


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

1942: کازابلانکا (Casablanca)

سپس اینکه آلمان جنگ جهانی دوم را آغاز کرد،برگمن که در اون وقت در اونجا فیلم چهار همراه را بازی می کرد،احساس گناه کرد زیرا در مورد شرایط کشور آلمان بسیار اشتباه قضاوت کرده بود.طبق فرموده ی شارلوت چندلر(2007)یکی از زندگینامه نویسان برگمن،او در ابتدا به "نازی ها" فقط به عنوان یک انحراف موقتی و بسیار احمقانه تر از اونکه جدی گرفته شوند،نگاه می کرد.او معتقد بود که آلمان جنگ را آغاز نخواهد کرد.برگمن احساس می کرد که افراد خوب اونجا اجازه ی این کار را نمی دهند.

برگمن سپس کامل کردن یک فیلم در سوئد و حضور در سه فیلم نسبتا موفق در آمریکا- شامل :آدم چهار پسر داشت(Adam Had Four Sons)، دیوانگی در بهشت(Rage in Heaven) و دکتر جکی و آقای هاید(Dr.

JekyII and Mr.

Hyde)-در سال 1942 در فیلمی به نام کازابلانکا در کنار هامفری بوگارت نقش آفرینی کرد که به عنوان بهترین نقش برگمن از اون یاد می شود.در این فیلم او نقش لیسا،همسر نروژی زیبای ویکتور لازلو (با بازی پاول هنرید) را بازی کرد.برگمن فکر نمی کرد که کازابلانکا یکی از بازی های مورد علاقه اش بشود: «من فیلمهای زیادی بازی کردم که بیشترشان مهمتر از این فیلم بودند،اما تنها فیلمی که امت همیشه می خواهند در موردش حرف بزنند کازابلانکاست.

»هرچند او در سالهای بعد فراخوان نمود: «فکر می کنم کازابلانکا برای خودش یک زندگی دارد.چیزی در مورد این فیلم اسرار آمیز هست.به نظر می رسد این فیلم نیازی را تامین کرد،نیازی که قبل از فیلم وجود داشت،نیازی که با این فیلم پر شد.

»


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

1943: زنگها برای که به صدا در می آید.

سپس کازابلانکا،با پیشرفت سلزنیک در شغلش،برگمن نقش ماریا را در فیلم زنگها برای چه کسی به صدا در می آید- که اولین فیلم رنگی او نیز بود- بازی کرد.وی با بازی در این فیلم اولین نامزدی جایزه ی اسکار خود را به عنوان بهترین بازیگر زن دریافت کرد.فیلم بر پايه رمانی با همین نام اثر ارنست همینگوی ساخته شده بود .وقتی که کتاب به شرکت فیلم سازی پارامونت (Paramount Pictures ) فروخته شد ، همینگوی تعیین کرد که هیچ کس جز برگمن نباید این نقش را بازی کند .این ایده ی همینگوی سپس دیدن برگمن در فیلم حادثه ی عشق در ذهن وی شکل گرفت.

وقتی همینگوی برگمن را از نزدیک دید به او فرمود: «تو خود ماریایی!»


1944: شعله ی گاز

سال بعد اینگرید اولین جایزه ی اسکار خود را به عنوان بهترین بازیگر زن برای نقش آفرینی در فیلم شعله ی گاز دریافت کرد.

این فیلم توسط "جورج کوکور" کارگردانی شد و برگمن در این فیلم نقش همسری که در حال دیوانه شدن بود را داشت.به عقیده ی "تامسون" این فیلم نقطه ی اوج افتخارات برگمن در هالیوود بود.اینگرید پس از این فیلم در فیلم دیگری به نام ناقوس های سنت مری در نقش یک راهبه ظاهر شد.


1946: بدنام

برگمن در سه تا از فیلمهای آلفرد هیچکاک به نامهای افسون شده (1945)وبدنام (1946) حضور یافت.

بدنام بر خلاف فیلمهای قبلی هیچکاک،تنها فیلم رنگی ساخته شده بود و این فیلم هیچوقت مانند همکاری های دیگر هیچکاک و برگمن،تحسینی دریافت نکرد.


1948: Joan of Arc

برگمن بار دیگر نامزد دریافت جایزه ی بهترین بازیگر زن برای فیلم Joan of Arc شد.این فیلم،یک فیلم مستقل بر پايه نمایشنامه ای از "مکسول اندرسون" بود که توسط "والتر وانگر" تهیه شد.Joan of Arc محبوبت زیادی بین امت پیدا نکرد که دلیل اصلی اون رسوایی عشق بین برگمن و کارگردان ایتالیایی،روبرتو روسولینی بو که هنگامی که این فیلم هنوز روی پرده ی سینماها بود افشا شد.حتی بدتر؛فیلم نقد های فجیعی دریافت کرد و باوجود اینکه نامزد دریافت چند جایزه ی اسکار شد اما نامزد دریافت بهترین فیلم نشد.پس از اون 45 دقیقه از فیلم حذف شد که تا سال 2004 این قسمت های حذف شده به فیلم بازنگشت.

در بین این سالها برگمن در چند نمایش تئاتر از جمله لیلیوم(Liliom)،اونا کریستی(Anna Christie) و Joan of Lorrain حضور یافت.به علاوه او در یک مصاحبه ی مطبوعاتی در واشینگتن دی.سی در مورد Joan of Lorrain از تبعیض نژادی در تئاتری که در اون بازی می کردند شکایت کرد.این باعث ارسال نامه های تنفر آمیز زیادی برای برگمن شد.

برگمن در جریان جنگ جهانی دوم به آلاسکا رفت تا به رژه ی سربازان آمریکایی خوش آمد بگوید.وی سپس اتمام جنگ به همین هدف به اروپا رفت،در اونجا می توانست خرابی های به بار آمده توسط جنگ را ببیند.در این هنگام بود که برگمن رابطه ای را با عکاس معروف "رابرت کاپا" آغاز کرد.وی سپس ایفای نقش در Arc of Triumph به سیگار معتاد شد زیرا در این فیلم نقش یک زن معتاد به سیگار را داشت.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/


زندگی شخصی :

برگمن در سال 1937 در سن 21سالگی با "پیتر لیندستروم" که یک دندانپزشک بود ، ازدواج کرد و یک سال و نیم پس از اون صاحب دختری به نام پیا شدند.

وی سپس اینکه درسال 1940 به آمریکا بازگشت،قبل از اینکه به ادامه ی بازی در فیلمهای هالیوودی بپردازد در Broadway بازی کرد.سال بعد همسرش به همراه دخترشان از سوئد به آمریکا آمدند.پیتر در نیویورک ماند و اونجا در دانشگاه روکستر(University of Rochester)ادامه ی تحصیل داد.برگمن هم به نیویورک سفر می کرد و در خانه ی اجاره ایشان سکونت کرد.

ملاقات های او از چند روز تا چند ماه به طول می انجامید.

پیتر بعدا به سانفرانسیسکو،کالیفرنیا- جایی که دوران انترنی خود ر در اونجا گذراند- نقل مکان کرد.



1950-1957: دوران ایتالیایی با روسولینی :

برگمن دوفیلمی را که از کارگردان ایتالیایی ، روبرتو روسولینی در آمریکا دیده بود شدیدا تحسین می کرد.در سال 1949 برگمن به روسولینی نامه ای نوشت و این احساسش را به او ابراز کرد و پیشنهاد داد که با هم فیلمی بسازند.همین باعث شد که برگمن در فیلم Stromboli بازی کند(1950).در طول مدت فیلمبرداری،برگمن عاشق روسولینی می شود و اونها با هم رابطه ای را آغاز می نمايند و اینگرید از روسولینی پسری حامله می شود(متولد 2 فوریه ی 1950).این رابطه باعث رسوایی بزرگی در آمریکا شد که حتی پای برگمن را به مجلس سنای آمریکا هم باز کرد و اونها اینگرید را تهدید کردند که دیگر حق ندارد به آمریکا باز گردد.

برگمن نقش یک راهبه را در فیلم ناقوس های سنت مری(1945) و نقش یک فرد مقدس را در فیلم (Joan of Arc 1948) بازی کرد .

او خودش بعدا تصدیق کرد: «امت مرا در Joan of Arc به عنوان یک زن مقدس شناخته اند.اما من اون نیستم.من یک زنم،یک انسان دیگر.

» در نتیجه ی این رسوایی،برگمن درحالی که همسر و دخترشان را ترک می کرد به ایتالیا بازگشت و از همسرش پیتر طلاق گرفت و نزاعی هم بین این دو بر سر دخترشان در گرفت.برگمن و روسولینی در 24 می 1950 ازدواج کردند.اونها علاوه بر پسر اولشان "رناتو" (Renato) صاحب یک دوقلوی دختر شدند(متولد 18 جون 1952) : ایزابلا روسولینی،بازیگر و مدل و فرزند دیگر ، ایزوتا اینگرید روسولینی،استاد ادبیات ایتالیایی.


Stromboli و Neorealism :

روسولینی پنج فیلم با حضور برگمن را طی سالهای 1949 و1950 ساختکه عبارت اند از : هسترومبولی ((Stromboli ، اروپا 51 (Europa 51)،سفری به ایتالیا (Viaggio in Italia،Giovanna d’Arco al rogo) و فیلم (La Paura) .در ،اولین همکاری برگمن و روسولینی، کاراکتر برگمن بیننده را به مبارزه می طلبید و روسولینی هم ترجیح می داد تا بدون متن کار کند.همین برگمن را مجبور کرد که برای بازی در بیشتر صحنه ها از واقعیت الهام بگیرد.

سپس اینکه برگمن از روسولینی جدا شد،در یک فیلم کمدی-رمانتیک در نقش یک ملکه ی لهستانی که به خاطر توطئه چینی دستگیر شده بود،نقش آفرینی کرد.

با وجود اینکه این فیلم،فیلم موفقی نبود اما بازی برگمن در این فیلم به عنوان یکی از بهترین اجراهای برگمن شناخته شد.


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

1957 به بعد :

با نقش آفرینی برگمن در سال 1956 در فیلم اوناستازیا، او یک بازگشت پیروزمندانه به پرده ی سینماهای آمریکا داشت و دومین جایزه ی اسکار خود را هم به عنوان بهترین بازیگر زن دریافت کرد.

وی یکی از معدود کسانی هست که توانست سه جایزه ی اسکار بگیرد.

سومین جایزه ی اسکارش با بازی در فیلم " قتل در قطار سریع السیر " (Murder on the Orient Express ) به وی تعلق گرفت.

برگمن می توانست به زبان های سوئدی(زبان مادری اش)،آلمانی(زبان دومش که در مدرسه آموخت)،انگلیسی(هنگامی که به آمریکا آورده شد یاد گرفت)،ایتالیایی(هنگامی که درایتالیا زندگی می کرد یاد گرفت) و فرانسوی(زبان سومش که در مدرسه آموخت)صحبت کند.او در تعداد زیادی از فیلمهایی به هر یک از این زبان ها بازی کرده هست.


آخرین نقش او: زنی به نام گلدا(1982) :

در سال 1982 به او پیشنهاد بازی در مینی سریالی به اسم زنی به نام گلدا(AWoman Called Golda) شد که مضمون این سریال توسط گلدا میر(Golda Meir) نخست وزیر اسرائیلی، داده شد.این آخرین نقش ایفا شده توسط برگمن بود که برای بازی در اون برنده ی جایزه ی امی به عنوان بهترین بازیگر زن شد.
برگمن پس از مدتی طولانی مبارزه با سرطان سینه در سال 1982 در شصت و هفتمین سالگرد تولدش از دنیا رفت.بدنش در لندن سوخته شد و خاکسترهایش به سوئد برده شد و در اونجا مقداری از اونها پراکنده شده و مقداری دیگر از اون در کنار والدینش در هستکهلم به خاک سپرده شد.

اتوبیوگرافی :

در سال 1980 کتاب اتوبیوگرافی برگمن با عنوان "اینگرید برگمن: داستان من"منتشر شد.این کتاب با کمک "آلن بارگس" نوشته شد که در اون برگن به توصیف دوران کودکی،آغاز دوران حرفه ای و زندگی اش هنگام بازی در فیلمهای هالیوودی پرداخته هست.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/


فیلم شناسی:

  • موج شکن (۱۹۳۵)
  • خانواده سوئدی (۱۹۳۵)
  • شب والپورگ
  • سمت آفتابی (۱۹۳۶)
  • میان پرده (۱۹۳۶) (نسخه اولیه سوئدی)
  • دلار (۱۹۳۸)
  • صورت یک زن (۱۹۳۸)
  • چهار همدم (۱۹۳۸)
  • تنها یک شب (۱۹۳۹)
  • میان پرده: یک قصه عشق (۱۹۳۹) (نسخه آمریکایی)
  • شب ژوئن (۱۹۴۰)
  • آدام چهار پسر داشت (۱۹۴۱)
  • شب نشینی در بهشت (۱۹۴۱)
  • دکتر جکیل و مستر هاید (۱۹۴۱)
  • کازابلانکا (۱۹۴۲)
  • زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند(۱۹۴۳)
  • سوئدی‌ها در آمریکا (۱۹۴۳)
  • چراغ گاز (۱۹۴۴)
  • گذرگاه ساراتوگا (۱۹۴۵)
  • طلسم شده (۱۹۴۵)
  • زنگ‌های سنت ماری (۱۹۴۵)
  • کیش آمریکایی (۱۹۴۵)
  • بدنام (۱۹۴۶)
  • طاق نصرت (۱۹۴۸)
  • ژاندارک (۱۹۴۸)
  • در برج جدی (۱۹۴۹)
  • استرومبولی (۱۹۵۰)
  • اروپا ۵۱ (۱۹۵۲)
  • ما، زنان (۱۹۵۳)
  • ژاندارک بر صلیب (۱۹۵۴)
  • سفری به ایتالیا (۱۹۵۴)
  • ترس (۱۹۵۴)
  • اوناستازیا (۱۹۵۶)
  • النا و مردانش (۱۹۵۶)
  • بی ملاحظه (۱۹۵۸)
  • مهمانخانه ششمین خوشبختی (۱۹۵۸)
  • دوباره خداحافظ (۱۹۶۱)
  • کولکا، دوست من (۱۹۶۱)
  • بازدید (۱۹۶۴)
  • رولزرویس زرد (۱۹۶۴)
  • استیمولانتیا (اپیزود : گردنبند) (۱۹۶۷)
  • گل کاکتوس (۱۹۶۹)
  • قدم زدن در باران بهاری (۱۹۷۰)
  • از پرونده‌های اشتباه خانم باسیل فرانکویلر (۱۹۷۳)
  • قتل در قطار سریع‌السیر شرق (۱۹۷۴)
  • موضوعی از وقت (۱۹۷۶)
  • سونات پاییزی (۱۹۷۸)

120:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

121:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

122:

Marlon Brando
مارلـون برانـدو


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/
10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/


«مارلون براندو» در سوم آوريل 1924 در «اُماها بنداسكا» بدنيا آمد.

او سومين و آخرين فرزند خانواده بود.

مادرش بازيگر محلي و پدرش فروشنده بود.

در سال 1925، والدينش از هم جدا شدند و مادر خانواده همراه سه فرزندش به «سنتا‌آما» واقع در كاليفرنيا نقل مكان كرد ولي دو سال بعد، والدين او دوباره ازدواج كردند و همگي به هستان «ايلي ئايشانز» واقع در شمال شيكاگو رفتند.

در سال 1940 او به پانسيون نظامي فرستاده شد كه در اونجا شروع به تمرين‌هاي نمايش كرد ولي به خاطر سرپيچي از قوانين كمي پيش از فارغ‌التحصيلي اخراج شد.

در سال 1943 براندو به نيايشانورك نزد خواهرش رفت و دركارگاه هنرهاي دراماتيك» ثبت نام كرد كه در اون‌جا با بازيگراني مثل «هدي بلافونت» و «شيلي و نيترز» آشنا شد.

اولين معلمش در اون‌جا «استلا آدلر» (
Stella Adler) بود كه اهل خانواده بزرگي از روسيه بود.

او شعارش اين بود كه «بازي نكنيد، خودتان باشيد».

او راهنماي براندو بود و از همان چيزهايي آموخت كه امروز به اون «متد بازيگري» مي‌گايشانند.

اونچه «استلا آدلر» به دانش‌آموزان خود ياد داد اين بود كه چگونه نيروهاي دروني خود را كشف كنند تا به كمك اون‌ها، احساسات ببيننده خود را هم بيدار كنند.

براندو يك‌بار درباره آدلر نوشت:«او به من ياد داد كه طبيعي باشم و سعي نكنم حسي را كه خودم هنگام بازي، لمس نكرده‌ام، تظاهر كنم» در سال 1944 براندو اولين تجربه صحنه‌اش در نمايشي درباره حضرت مسيح بود.

در طول همان سال اولين همكاري‌اش با كمپاني «برادايشان» در «من مادر را به خاطر دارم» به كارگرداني « جان ون دروتن» (
yonvun Droten) كه بسيار موفق از كار درآمد و تا دوسال نمايش داده شد.

اين نمايش پرفروش تحسين‌هاي بسياري براي براندو در پي داشت كه يكي از تحسين‌كنندگانش «اليا كازان» (
Elia Kazan) كارگردان بود.

«الياكازن» توانست تهيه كننده فيلمش «اتوبوسي به نام هوس» كه «تنسي ايشانليامز» فيلمنامه اون را نوشته بود ‌ـ را راضي كند كه براندو براي نقش «استنلي كوالسكي» مناسب هست.

با بازي چشم‌گير براندو در اين نقش مشخص مي‌شد كه او در پي گونه‌اي خاص از بازيگري هست و قادر هست روح دردمند و مجروح را به خوبي نشان دهد.

شيوه بازي براندو با راهنمايي‌هاي الياكازان خبر از ورود متد به عالم بازيگري مي‌داد.

شخصيت «استنلي كوالسكي» يكي احمق‌ترين و هوس بازترين شخصيت‌هايي هست كه تا به حال در سينما ديده شده هست.

خاطره مردي كه به آرامي به وسايل اطرافش ضربه مي‌زند و با بيان خاصش كه بين كلمات مكث مي‌كند و بي‌اختيار نام «استلا» را فرياد مي‌زند، براي هميشه جاودان شده هست.

از اون به بعد هاليوود به دنبال براندو بود ولي او تمام پيشنهادات را رد مي‌كرد.

به جز فيلم «مردان» با كارگردان «استنلي
كرامر» (Stanly Kramer)كه در اون سربازي هست كه در جنگ فلج شده و نمي‌تواند با مشكلاتش در جامعه كنار بيايد و براي بازي در اون مدتي با اين گونه بيماران سپري كرده بود.

اين فيلم نتوانست موفقيت فيلم قبلي براندو را تكرار كند اما او را نامزد جايزه اسكار كرد.

منتقدي اشاره كرده هست كه« بازي براندو در فيلم «مردان» مثل تزريق خون به جان بازيگري‌است» بعد‌ها همگي اين كار بزرگ او را تأييد كردند.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/
10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/


در بهار 1955، براندو، كمپاني اختصاصي‌اش را با نام «پين باركر» كه اسم پيش از ازدواج مادرش را رايشان اون گذاشته بودرا تاسيس كرد.

در اكتبر 1957، براندو با بازيگري بنام «اونا كاشيف» (
Anakashif) كه اهل ولز بود ازدواج كرد.

در دهه شصت او تعدادي فيلم ضعيف بازي كرد.

در طول اين مدت او براي پايان دادن به تبعيض نژادي و بي‌عدالتي اجتماعي و برگرداندن حقوق سرخپوستان وارد جنبش «قانون مدني» شد و اعانه جمع مي‌كرد با حضور در فيلم «دربارانداز» (1954) و با كارگرداني الياكازان، براندو اولين اسكار خودش را كسب كرد.

براندو در نقش شخصيت‌هاي متفاوتي بازي كرده بود و هيچ وقت پاي ثابت نوع خاصي از نقش‌ها نبود.

او جرأت كرد كه در موزيكال «جوانان و عروسك‌ها» آواز بخواند.

در فيلم «قهوه خانه ماه اوت» در نقش يك مترجم ژاپني تمايلش را به كمدي نشان داد.

در «سايانورا» (1957) او را سربازي آمريكايي مي‌بينيم كه در حين مأموريت در ژاپن عاشق بازيگري ژاپني مي‌شود در حالي كه ازدواج او ممكن هست مجازات سختي در پي داشته باشد.

اين فيلم برايش پنجمين نامزدي اسكار را به دنبال داشت.

بار ديگر در هيبت يك نظامي بخت با او يار بود و و در فيلم «شيرهاي جوان» در كنار «مونت گايشان كليف» (
Mont Gary Clift) درخشيد.

اين جوان عاصي و پرشور دهه پنجاه آمريكا هيچ گاه روش زندگي فوق ستاره‌هاي هاليوودي را در پيش نرفت و در عوض راه را براي ستاره‌هاي بزرگ ديگري مثل «جيمزدين» (
James Dean) كه خيلي زود مرد و تنها در سه فيلم بازي كرد و «پل نيومن»(Poul Newman) هموار كرد.


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

در اين دهه براي چهار سال پياپي نامزده جايزه اسكار شد.

سال اول براي فيلم «مردان» سال دوم «براي زنده باد زاپادا» كه در اون رهبر دهقاناني بود كه عليه حكومت شورش كرده بودند و سومي براي «جوليوس سزار» كه در اون شكلي كاريكاتوري از مارك اونتوني سردار قدرت طلب سزاور نمايش مي‌دهد.

او خواهرزاده قيصر و مردي خوش گذران و دلير بود كه با قدرت كلامش، امت را تحريك به انتقام مي‌كرد و چهارمي به خاطر يكي از بهترين ساخته‌هاي «الياكازان» يعني «در بارانداز» كه براندو در اون درخشيد و اوج بازي او در سال‌هاي جواني بود و بالاخره به خاطر اون جايزه اسكار را گرفت.


دومين ازدواج براندو در سال 1960 با بازيگر مكزيكي بنام «موتيرا كاستاندا» (Motria Castanda) به وقوع پيوست .

«سربازان يك چشم» فيلمي بود كه در سال 1961، براندو علاوه بر بازيگري، كارگرداني اون را هم انجام داد كه در واقع وسترني متفاوت در وقت خودش محسوب مي‌شد.

در فيلم «شورش در كشتي بونتي» براندو يك افسر كشتي هست كه با ناخدا اختلاف پيدا مي‌كند.

شكست تجاري اين فيلم كه احتمالاً علت اصلي اون نيز جنجال و درگيري‌هاي پشت صحنه بود و به خاطر هزينه زيادي كه صرف ساخت اون شده بود اين شكست تقريباً باعث ورشكستگي كمپاني سازنده‌اش شد.

در سال 1962 براندو در فيلم ناموفق «آمريكايي زشت» بازي كرد.

و ودر عوض موقعيت همكاري دوباره با الياكازان را از دست داد.

كازان سعي كه تا براندو را براي بازي در فيلم جديدش يعني «سازش» راضي كند اما او نپذيرفت.

حضور براندو در وسترن « ميسوري از هم مي‌پاشد».

كه‌در صحنه‌اي پيراهن به تن و كلاه زنانه به سر مي‌كند از توانايي‌هاي عجيب ديگر او خبر مي‌داد و حضور موفقش در «سوپرمن» با توجهي زودگذر همراه بود.

به خاطر ايشانژگي‌هاي خاص فيلم «بسوزان» در سال 1969 ساخته «فرد زينه‌مان» يعني از لحاظ بازيگري و مضمون اجتماعي به اون توجه ايشانژه‌اي شد.


او درنقش مأمور سري بريتانيايي ظاهر مي‌شود كه شورش بزرگي را در يك كشور آفريقايي به راه مي‌اندازد فيلم اعتراضي به نژاد پرستي و هستعماگري هست و شخصيت براندو در اون با توجه به موقعيت‌هاي مختلف،‌ مرتب تغيير مي‌كند.
در سراسر دهة 60 شخصيت گيراي براندو هم بر رايشان پرده و هم بيرون از اون از او هنرمندي دوست داشتني و نيرايشان تازه اجتماعي ساخت.

تماشاگران جوان اون روزها او را در قامت فردي سركش، تحسين مي‌كردند اما نسل‌هاي بعدي او را فردي ضد اجتماع و بي‌بندوبار شناختند.

اما باز هم، منتقدان معتقد بودند كه از يكي از مبتكرترين شخصيت‌هايي هست كه در طول مدت طولاني رايشان پرده ظاهر شده هست.


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/
10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

در طول دهه هفتاد براندو با بازي‌هاي قدرتمند در نقش‌هاي خاطره‌انگيز در ذهن‌ها ماندگار شد.

در سال 1972، مارلون براندو معني واقعي نبوغ بازيگري را با نقش «دون ايشانتو كورلئونه» در فيلم «پدرخوانده» كه كارگردان اون «فرانسيس فورد كاپولا» بود به تماشاگران ارائه مي‌دهد كه براي اون دومين جايزه اسكار خود را نيز به دست آورد.

براندو در مراسم اسكار در 27 مارچ 1973 همراه يك دختر سرخپوست ظاهر شد.

براندو از پذيرفتن جايزه سر باز زد و دختر سرخپوست از طرف او بيانيه‌اي را خواند كه در اون دليل رد كردن مجسمه را رفتار نادرست با سرخپوستان بومي به خصوص در فيلم‌هاي اين كشور دانست.

رد كردن اين جايزه بوسيله براندو باعث ايجاد دوره‌اي شد كه در اون او بيشتر به سياست اهميت مي‌داد تا به بازيگري.

خيلي‌ها معتقد بودند كه كار او در مراسم اسكار بچگانه بوده و او مي‌توانست با روش‌هاي ديگري از سرخپوستان حمايت كند.

براندو موفقيت رايشاناي‌اش در «پدرخوانده» را با حضور در هيبت مردي ميانسال در برابر «ماريا اشنايمر» در فيلم «آخرين تانگو در پاريس» كامل مي‌كند كه احتمالاً بهترين بازي‌اش بود و درخشش او عامل اصلي موفقيت فيلم «برناردو برتولچي» (BernardoBertolcci) هست كه بهترين فيلم اين كارگردان نيز هست.

اين فيلم براندو را براي بار هفتم نامزد اسكار كرد.

او دهه هفتاد را با ايفاي نقش «كوتز»‌قهرمان فيلم «اينك آخرالوقت» به كارگرداني كاپولا به پايان رساند كه مشكلات مالي اون، فيلم و كارگردانش را به درد سر انداخت.

اما در سال 2003 اين فيلم با اضافه شدن پلان‌هاي حذفي به صورت محدود با نام «اينك آخرالوقت»و تدايشانن دوباره به نمايش در آمد.

براندو در دهه هشتاد مدتي از رايشان پرده‌ها دور بود.

در اون دوران اظهارنظرهاي عجيب و غريب براندوه هم شنيده مي‌شد مثل اين جمله كه: بازيگري حرفه‌اي پوچ و توخالي هست، به هر حال مارلون براندو هرگز از مركز توجه و ستاره بودن راضي نبود.

او در اول كتاب خاطراتش كه در سال 1994 به نام «آوازهايي كه از مادرم آموختم» منتشر شد، نوشته هست كه هر چه پول آورده خرج روان‌پزشك‌ها كرده هست!


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

پس از يك غيبت طولاني، براندو در سال 1989 در فيلم «فصل خشك سفيد» در نقش يك وكيل روشنفكر سفيدپوست كه تبعه آفريقاي جنوبي هست، ظاهر مي‌شود كه از درآمدهاي كلانش دست كشيده هست.

اين نقش هم نامزدي آكادمي را كسب كرد كه هشتمين و آخرين افتخار مشابه او بود.

در همان سال يكي از وقايع تلخ و تراژديك زندگي خصوصي مارلون براندو نيز اتفاق افتاد.

ماجرا از اين برنامه بود كه پسرش «كريستيان» به اتهام قتل نامزد خواهر ناتني‌اش «داگ دروليت» محاكمه و به جرم قتل عمد به ده سال زندان محكوم شد.

به دنبال اين اتفاق در سال 1995، دختر براندو نيز در بيست و پنج سالگي، خود كشي كرد.

براندو هيچ گاه زندگي آرام و بي‌دغدغه‌اي نداشت و همين موضوع او را مورد توجه رسانه‌هاي عمومي برنامه مي‌داد.

اما يكي از بهترين فيلم‌هاي او در اون وقت كمدي «نوآموز» بود كه در سال 1990 ساخته و براندو در اون با «متيوبرادريك» (
Matiow Bradrick) هم بازي بود و همينطور بازي‌هاي زيباي او در «دن ژوان دماركو» (1995) و «جزيره دكتر مورو» (1996) بياد ماندني بود.

آخرين فيلم اين ستاره بزرگ يعني «امتياز»‌ در سال 2001 ساخته شد كه او در برابر «رابرت دنيرو» (
Robert Deniro) و «ادوارد نورتون» (Ednard Norton) درخشيد.

سه نفري كه همگي از بهترين بازيگران نسل خود شناخته شده‌اند اما خلاقيت و سركشي او بر قوانين حاكم بر سينما چه رايشان پرده و چه خارج از اون، او را جاودانه كرد و تا كنون هيچ بازيگري نمي‌تواند ادعا كند كه مثل مارلون براندو در ارتقاي بازيگري مؤثر بوده هست.

او بيشتر دهه‌هاي هشتاد و نود را در
تنهايي سپري كرد و اواخر عمر را بيشتر با كمك هاي امتي مي‌گذراند و انگار خاطرات دهه پنجاه كه با اون عالم بازيگري را دگرگون كرده هست را فراموش كرده بود.

اين اسطوره بازيگري در دوم جولاي 2004 در بيمارستان به خاطر چاقي مفرط و نارحتي ريه، درگذشت.

با مرگ او پروژه فيلمي كه برنامه بود درباره براندو ساخته شود منتقي شد.

فيلم «براندو برلندو» درباره جواني هست كه به دنبال اين بازيگر راهي آمريكا مي‌شود و با كمك خود براندو، فيلمنامه‌اش بازنايشانسي شده بود.


برگمن در باره براندو فرموده هست:«اگر درباره كساني كه در وقت خودشان اسطوره بودند فكر مي‌كنيد – افرادي مثل «جيمزدين» (James Dean) «مولين مونرو» (Marilyn Monroe) و «الوس پربسلي» (Eluis Presely) – براندو هم مطمئناً در اين همين دسته برنامه دارد» مارلون براندو افسانه قرن ما بود كه تماشاگران اين عصر را شيفته‌ي خود كرد و نسل‌هاي آينده را هم شيفته خود خواهد كرد.

سهم او در پيشرفت هنر بازيگري و صنعت فيلم غيرقابل انكار هست و ياد و خاطره او نه تنها به خاطر نقش به سزايش در ارتقاي فيلمسازي بلكه همين‌طور به خاطر فعاليت‌هاي بشر دوستانه‌اش در حمايت از جنبش مدني و بازگرداندن حقوق سرخپوستان بومي آمريكا در ذهن‌ها زنده خواهد ماند.

فيلم‌ها :

مردان (1950)- اتوبوسي به نام هوس (1951)- زنده باد زاپاتا (1952) – جوليوس سزار (1953) – وحشي (1954) – دزيره (1954)- در بار انداز (1954)- جوانان و عروسك‌ها (1955)- قهوه‌خانه ماه اوت (1956) – سايانورا (1957)- شيرهاي جوان 1975) – نسل فراري (1960)- سربازهاي يك چشم (1961) – شورش در كشتي بوتني (1962)-داستان وقت خواب (1964)- آمريكايي زشت (1962) – موريتوري (1965) – آپالوزا (1966) – تعقيب (1966)- كنتسي از هنگ كنگ (1967) – انعكاس در چشم طلايي (1967)- كندي (1968) – بسوزان (1968) – شب سپس حادثه (1968) – شبروها (1971) – آخرين تانگو در پاريس (1972) – پدرخوانده (1972) – ميسوري از هم مي‌پاشد (1976) سوپر من (1987) – اينك آخرالوقت (1979) – فرمول (1980) - فصل خشك سفيد (1989) – نوآموز (1990) – كريستف كلمب (1992) – دون ژوان دماركو (1959) – جزيره دكتر مورو (1997) – پول بادآورده (1998) – امتياز (2001) – اينك آخرالوقت، تدايشانن دوباره (2003)

123:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

124:

تاپیک فوق العاده ایست و از اقای بالیوود تشکر میکنم .



هنرپیشگان مورد علاقه بنده عبارتند از :

1 - جرج کلونی
2 - کرک داگلاس
3- آل پاچینو
4- گریگوری پک
5 - لئوناردو دیکاپریو
6 - چارلی چاپلین
7- اونتونی کوئین
8 - همفری بوگارت
9 - کریستین بیل
10 - تام هنکس

125:

Jennifer Connelly

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

126:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/
باتوجه به اینکه بازیگر وطنی مورد قبول نیست رابین ویلیامز رو جزو ده بازیگر برتر مرد انتخاب میکنم

127:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

128:

دانیـل دی لویییـس
Daniel Day Lewis

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/


دنیل دی لوییز در انگلستان متولد شد، دومین فرزند "سسیل دی لوییز(ملقب به دیکولاس بلیک)" از دومین همسر وی "جیل بالکون" بود.

پدربزرگ مادری دنیل "سر مایکل بالکن" یکی از مهمترین اشخاص تاریخ سینمای بریتانیا بود، مدیر هستودیوی مشهور "Ealing" بود.

خواهر بزرگتر دنیل، "تاماسین دی لوییز" یک مستند ساز هست.

دنیل درمدرسه "Sevenoaks" در منطقه کنت انگلستان تحصیل کرد، جایی که او را خوار می شماردند.

او در مدرسه "the Bristol Old Vic School" بازیگری را آموخت.

دنیل برای اولین بار در فیلم Sunday Bloody Sunday در سال 1971 ظاهر شد، ولی او تا سال 1982 در فیلم دیگری ظاهر نشد.

اولین کار رسمی دنیل بازی در فیلم Gandhi محصول 1982 بود.

او در اون سال همچنین در چند کار تلویزیونی محصول بریتانیا ظاهر شد.



دنیل اولین نقش برزگسالی خودش را بازی کرد، نقش کوچکی در فیلم "گاندی 1982".

او همچنین در اون سال در تلویزیون بریتانیا در مجموعه های Frost in May و How Many Miles to Babylon ایفای نقش کرد.

او سپس در سال 1984 فیلم دراکولا را بازی کرد و در سال 1986 در فیلم The Futurists ایفای نقش کرد.
اولین نقش جانبی مهمی که دنیل در زندگی حرفه ایش بازی کرد، ایفای نقش در فیلم The Bounty در سال 1984 بود و سپس خیلی سریع در فیلم های My Beautiful Laundrette و A Room with a View در سال 1985 به ایفای نقش پرداخت.

وقتی که این دو فیلم آخر در نیو یورک به اکران درامد تمام منتقدین بر این باور بودند که او یک هستعداد بزرگ هست.

منتقدین نیویورکی او را بهترین بازیگر نقش جانبی خواندند.


در سال 1986 دنیل در مجموعه Screen Two: The Insurance Man به کارگردانی Richard Eyre ظاهر شد.

او همچنین یک نقش جزئی در فیلم بریتانیایی-فرانسوی Nanou در همین سال داشت.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

در 1987 دنیل توانست بازیگر نقش اول یک فیلم بشود، فیلم The Unbearable Lightness of Being به کارگردانی کارگردان بزرگ فلیپ کافمن.

به دنبال اون نقش، دنیل یک نقش کمدی و ناموفق در Stars and Bars در سال 1988 ایفا کرد.


در سال 1989 او در فیلم My Left Foot به کارگردانی جیم شریدان و نقش اول فیلم ظاهر شد و توانست جوایز متعددی را برای بازی در این فیلم بدست بیاورد که مهمترین اون دریافت اسکار بهترین بازیگر نقش اول بود.


دنیل تا سال 1992 به علت خستگی در هیچ فیلمی ظاهر نشد.

سال 1992 او با بازی در فیلم The Last of the Mohicans شروع به کار کرد و این فیلم در باکس آفیس نیز فیلم موفقی بود.


در 1993 دنیل با کارگردان بزرگ آمریکای مارکین اسکورسیزی و در فیلم The Age of Innocence شروع به همکاری کرد.

و سپس در سال 1994 در فیلم In the Name of the Father به کارگردانی جیم شریدان ایفای نقش کرد، فیلمی بسیار خوب و تحسین شده توسط منتقدین که باعث شد دنیل برای بار دوم کاندید دریافت جازه اسکار شود.

پروژه بعدی او بازی در فیلم The Crucible به کارگردانی نیکولاس هایتنر در سال 1996 بود.
دنیل حالا یک بازیگر بزرگ و شناخته شده بود.

او سپس در فیلم های The Boxer در سال 1997 به کارگردانی جیم شریدان بازی کرد و سپس در سال 2002 در فیلم دار و دسته نیویورکی مارتین اسکورسیسی به ایفای نقش پرداخت و توانست برای بار سوم نامزد دریافت اسکار شود.


در سال 2005 در فیلم The Ballad of Jack and Rose به کارگردانی همسرش ربکا میلیر بایفای نقش کرد.

و سپس در سال 2007 در فیلم زیبای "خون به پا می شود" به کارگردانی پل توماس اندرسون بازی کرد و توانست برای بار چهارم نامزد دریافت اسکار شود و برای دومین بار این جایزه معتبر را بدست بیاورد.



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

همسر دنیل، ربکا میلر می باشد که این دو در تاریخ 13 نوامبر 1996 با همدیگر ازدواج کردند و تا به امروز این ازدواج پا برجای مانده هست.

حاصل این ازدواج دو فرزند می باشد.


دنیل دی لوییز توسط مجله سینمایی امپایر بریتانیا در سال 1997 به عنوان یکی از 100 بازیگر برتر تاریخ سینما انتخاب شد.


چندیدن بار پیتر جکسون ایفای نقش به عنوان "آراگون" در سه گانه ارباب حلقه ها را به او پیشنهاد داد ولی دنیل نپذیرفت.
دنیل وقتی که می خواست در دارودسته نیویورکی بازی کند به آهنگ های "امینم" گوش می کرد تا به خشم مورد نظر دست پیدا کند.


همیشه ساکت و خویشتن دار هست.
او یکی از سه بریتانیایی هست که به صورت پشت سر هم اسکار بهترین بازی در نقش اول را گرفتند، Jeremy Irons نفر بعدی بود و Anthony Hopkins هم نفر آخر بود.

هر سه اونها برای اولین بار بود که نامزد اسکار می شدند و برنده هم شدند.


او را "روبرت دنیروی انگلستان" می نامند.

در اوایل فعالیتش دنیل، روبرت دنیرو را قهرمان خودش می دانست.


بازی او در فیلم My Left Foot در سال 1989 توانست رتبه 11 ام را در مجله Premiere از 100 ایفیای نقش برتر تاریخ پیدا کند.


همچنین ایفای نقش به عنوان بیل قصاب در فیلم Gangs of New York در سال 2002 توانست رتبه 53 ام بهترین ایفای نقش تاریخ را در مجله Premiere بدست بیاورد.


در خلال ایفای نقش در فیلم The Last of the Mohicans او یک قایق ساخت، یاد گرفت چگونه تعقیب کند و چگونه از پوست حیوانات هستفاده کند.

او همچنین خیلی خوب یاد گرفت چگونه از تفنگ 12 پوندی سر پر هستفاده کند، به طوری که برای یادگیری این کار او هر کجا که می رفت این تفنگ را با خودش حمل می کرد حتی در وقت خوردن شام کریسمس تفنگ همراهش بود.


در سال 2008 جایزه SAG خودش را وقف "هیث لیجر" کرد، بازیگری که جزو بازیگران محبوبش بود.


او دو شهروندی هم در بریتانیا و هم در ایرلند دارد.


اولین غیر آمریکایی که توانست دو بار برنده اسکار برای بهترین بازیگر نقش اول شود.


او در واقع تصمیم داشت تا کابینت ساز شود ولی در دوره کارآموزی نتوانست موفق به اخذ مدرک شود.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

129:

Jennifer Lawrence

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

130:

وای بر من!
جک نیکلسون کلاً از یادم رفته بوده!
احساس یک خائن رو دارم!

131:

انتونیو باندراس
جانی دپ
جورج کلونی

132:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

133:

لئونـاردو دیکـاپریـو
Leonardo Dicaprio

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

«لئوناردو ویلهلم دی کاپریو»، بازیگر و تهیه نماينده ای آمریکایی هست که جایزه های بسیاری همچون جایزه گلدن گلوبِ بهترین بازیگر برای فیلم The Aviator را دریافت کرده.

وی هم چنین برنده جایزه خرس نقره ای ، جایزه chlotrudis و نامزد جوایز اسکار انجمن بازیگران و آکادمی هنرهای فیلم و تلايشانزیون انگلستان نیز شده هست.

دی کاپریو در لس اونجلس متولد شده و در همان جا هم زندگی کرده هست.

وی، با کار در آگهی های تلویزیونی و پس از اون با بازی در سریال های تلویزیونی همچون Santa Barbara و سریال کمدی Growing Pains، در اوایل دهه 1990 به ستاره ای تبدیل شد.

او نخستین بار، در سال 1991 در فیلم ترسناک و علمی-تخیلی Critters 3 بازی کرد.

اولین جایزه قابل توجهی که دی کاپریو دریافت کرد، برای بازی اش در فیلم This boy’s lifeدر سال 1993 بود.

او پیش از دست یافتن به شهرتی جهانی، به خاطر ایفای نقش در فیلم های زیبای جیمز کامرون، تایتانیک، Romeo + Juliet و The basketball Diaries بسیار مورد تشویق و تقدیر برنامه گرفت.


در طول دهه 2010-2000، دی کاپریو برای بازی در فیلم های Catch Me If You Can ، Gangs of New York ، The Aviator ، Blood Diamond ، The Departed و Revolutionary Road نامزد جوایز اسکار شد.

آخرین فیلم های وی -Shutter Island و Inception- در بین موفق ترین کار های دی کاپریو برنامه گرفته هست.

او حالا صاحب یک کمپانی تهیه فیلم به نام Appian Way Production هست که از بین کارهای تهیه شده توسط این کمپانی می توان به فیلم های Gardener of Eden و Orphan اشاره کرد.
دی کاپریو جایزه ای نیز از گروه طرفداران محیط زیست به خاطر فعالیت های مهمش در این زمینه دریافت کرده هست.

او در کنار رابطه اش با یک مدل برزیلی به نام Gisele Bündchen که در تمام مطبوعات و رسانه ها گسترده شده بود، با مدلی اسرائیلی به نام Bar Refaeli نیز رابطه داشت و به همین خاطر، روابط عاشقانه او در تمام رسانه ها گسترده شده هست.
دی کاپریو تنها فرزند ایرمیلین (ایندربریکن) و جورج دی کاپریو بود، که در لس اونجلس-کالیفرنیا متولد شد.

مادر آلمانی الاصل او یک منشی حقوقی بازنشسته و پدرش نیز بازیگر و تهیه نماينده فیلم های کمدی زیرزمینی و توزیع نماينده کتب طنز بود.

مادر دی کاپریو، در طول دهه 1950 از Over-Erkenschwich در Ruhr آلمان به آمریکا مهاجرت کرده بود.

در حالی که خانواده پدر وی -که دو رگه ی ایتالیایی ( از ناحیه ی ناپل ) و آلمانی ( از ناحیه ی باواریا در جنوب آلمان ) بودند- از چهار نسل قبل در آمریکا زندگی می کردند.

مادر بزرگ مادری دی کاپریو، هلن ایندربریکن، در یلنااسمیرنوا متولد شده و یک روسی مهاجرِ به آلمان بود.

در مصاحبه ای با مهم ترین کلیسا روسیه -Vladimir Putin- در سال 2010، دی کاپریو بیان کرد که پدربزرگ او نیز روس بوده و اضافه کرد: در نتیجه من هم یک نیمه روسی محسوب می شوم.
والدین دی کاپریو وقتی که در کالج، درحال تحصیل بودند، با یکدیگر آشنا شده و بعداً به لس اونجلس نقل مکان کردند.

پدر و مادر لئو، او را لئوناردو نامیدند زیرا، در وقت حاملگی مادرش، اولین بار در حالی تکان خورد که مادرش در یکی از موزه های ایتالیا مشغول نگاه کردن به شاهکاری از لئوناردو داوینچی بود.

دی کاپریو، در مکتب کاتولیک بزرگ شده هست.

پدر و مادرش وقتی که او یک سال داشت از هم جدا شدند و او عمدتاً با مادرش زندگی کرد.

دی کاپریو و مادرش در مناطق مختلف لس اونجلس از قبیل Echo Park، خیابان 1874 Hillhurst، وLos Flees district -که بعدا به کتاب خانه ای عمومی تبدیل شد- زندگی می کردند؛ این در حالی بود که مادرش برای تامین مخارجشان در چند جا کار می کرد.

او در مدرسه Seed Elementary تحصیل کرد و سپس از دبیرستان جان مارشال فارغ التحصیل شد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

1991 تا 1995

نخستین بازی دی کاپریو، در فیلم کمدی و عملی-تخیلی Critters3 و در نقش فرزند خوانده صاحب خانه ای بد ذات بود که در سال 1991 اکران شد.

پس از اون او با بازی در فیلم Growing pains، عضو انجمن بازیگران در محدوده طنز های تلوزیونی-ABC- شد.

دی کاپریو درGrowing Pains نقش Luke Brower، پسر بی خانمانی را برعهده داشت که با خانواده ی Seaver زندگی می کرد.

وی در سال 1992 پیشرفت چشم گیری کرد و توسط رابرت دنیرو از بین چهار صد جوانی که برای تست بازی در فیلم This Boy’s Life شرکت کرده بودند، انتخاب شد و در اون فیلم در کنار الن بارکین و خودِ رابرت دنیرو به ایفای نقش پرداخت.


در اواخر سال 1993، دی کاپریو در فیلم کمدی و تراژدیک What's Eating Gilbert Grape، در نقش برادر عقب مانده جانی دپ ظاهر شد.

کارگردان فیلم Lasse Hallström، در ابتدا با حضور دی کاپریو در این فیلم چندان موافق نبود چرا که دنبال بازیگری با جذابیت های چهره پایین تری برای این نقش بود، اما در آخر حضور او را تایید کرد و او نیز اجرایی قوی از خود بر جای گذاشت.

What's Eating Gilbert Grape با بودجه ای معادل 11 میلیون دلار و فروش 9 میلیون دلار موفقیت نسبتاً خوبی کسب کرد و باعث شد دی کاپریو نامزد جوایز گلدن گلوب و اسکار شود.


اولین حضور دی کاپریو در سال 1995، ایفای نقش او در فیلم وسترن The Quick and the Dead
دی کاپریو در کنار دوستانش، کوین کولونی، توبی و مگوایر در فیلم نسبتاً کوتاه Don's Plum، به کار گردانی R.D.Robb ایفای نقش کرد.

این فیلم، پس از مدت ها انتظار سرانجام در جشنواره بین المللی فیلم برلین در سال 2001، برای اولین بار به نمایش گذاشته شد.

همچنین این فیلم، با هستقبال خوبی از جانب منتقدان روبرو شد و در کنار Time Out New York بهترین فیلم اون -جشنواره نام گرفت.

آخرین فیلم دی کاپریو -The Basketball Diaries- در سال 1995 درباره زندگی جیم کرول بود.



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

1996 تا 2001 :

در سال 1996 دی کاپریو در فیلم رومئو و ژولیت به کارگردانی Baz Lahrman نقش مقابلClaire Danes را بازی کرد.

متن فیلم، خلاصه شده و مدرن سازی شده داستان رمانتیک و تراژدی رومئو و ژولیت اثر ویلیام شکسپیر بود، که اکثر دیالوگ ها دقیقا همان جملات نوشته شده توسط نویسنده بود.

این فیلم با فروشی معادل 147 میلیون دلار آمریکا، یکی از پروژه های موفق دی کاپریو در زندگی حرفه ای اش محسوب می شود.


در اواخر همان سال، دی کاپریو در فیلم خانوادگی و درام Marvin’s Room به کارگردانی Jerry Zaks، به همراه رابرت دنیرو مشغول به کار شد.

فیلم نامه Marvin’s Room نوشته اسکات متفرسون، درباره دو خواهر بود که پس از 17 سال جدایی دوباره یکدیگر را ملاقات می کردند.

نقش این دو دختر توسط Meryl Streep و Diana Keaton بازی شده بود.

دی کاپریو در این فیلم در نقش Hank پسر دردسر ساز خانواده ظاهر شد، که به علت آتش زدن منزل مادرش در بیمارستان روانی بستری بود.


در سال 1997، لئوناردو در کنار کیت وینسلت در فیلم تایتانیک، ساخته جیمز کامرون بسیار درخشید.

در این فیلم، او نقش یک جوان 20 ساله از آمریکاي شمالی را بر عهده داشت که برنده دو بلیط برای حضور در کشتی سلطنتی تایتانیک می شود.

دی کاپریو در ابتدا از پذیرفتن این نقش امتناع کرد ولی سرانجام با اصرار و تشویق های جیمز کامرون، که به توانایی او در ایفای این نقش ایمان داشت، نقش را پذیرفت.

بر خلاف انتظارات، این فیلم موفقیتی بی نظیر در گیشه ها کسب کرد و با فروشی بیش از 1.843 میلیارد دلار آمریکا، در رده بالاترین فیلم پر فروش اون وقت برنامه گرفت.

این فیلم، دی کاپریو را در کنار محبوب ترین بازیگرانی که عمده هوادارانشان زنان و دختران جوان بودند، برنامه داد.

او برای بازی در این نقش نامزد جوایز بسیاری از جمله گلدن گلوب شد.


پروژه بعدی دی کاپریو فیلم درام ساحل، در سال 2000 بود که فیلم نامه اون توسط الکس گارلند، بر پايه رمانی با همین نام، که در سال 1996 تنظیم شده بود و در اون Tilda Swinto و Verginie Ledoyen در کنار دی کاپریو، که در نقش یک توریست آمریکایی که به دنبال جزیره ای برای زندگی در خلیج تایلند ظاهر شده بود، بازی می کردند.

این فیلم با بودجه ای معادل 50 میلیون دلار آمریکا، 144 میلیون دلار فروش جهانی داشت، اما به نسبت فیلم های قبلی دی کاپریو، چندان مورد توجه منتقدان برنامه نگرفت.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

2002 تا 2007 :

اولین فیلم دی کاپریو در سال 2002، فیلمی به نام Catch Me If You Can، بر پايه زندگی Frank Abangnale Jr و با کارگردانی Steven Spielberg بود.

در این فیلم دی کاپریو با تام هنکس و کریستوفر والکن هم بازی بود.

فیلمبرداری Catch Me If You Can، در 147 لوکیشن مختلف و تنها در 52 روز انجام شد.

این فیلم نقد های مثبتی دریافت کرد و با فروش 351.1 میلیون دلار در -جهان، در رده پر فروش ترین فیلم دی کاپریو تا اون وقت، پس از تایتانیک برنامه گرفت.

دی کاپریو برای کار در این فیلم، سومین نامزدی خود برای جایزه ی گلدن گلوب را کسب کرد .


در سال 2002، دی کاپریو با حضور در فیلم دار و دسته های نیویورک، که فیلمی تاریخی درباره پنج نقطه از محله های نیویورک بود، مورد تحسین منتقدان برنامه گرفت.

دار و دسته های نیویورک به کارگردانی اسکورسيزی، با 103 میلیون دلار فروش، به عنوان پرفروش ترین فیلم این کارگردان تا اون وقت نام گرفت.


در سال 2004، لئو در فیلم The Aviator حضور یافت و به طور کلی بر پايه نقل های منتشر شده، حدود یک سال و نیم مشغول آماده سازی خود برای ایفای نقش در فیلمی بود که به علت برنامه های کاری بازیگران و لوکیشن اصلی اش، در فیلمبرداری و ساخت سریع اون، هیچ الزامی وجود نداشت.The Aviator موفقیت مالی و منتقدانه چشم گیری کسب کرد و دی کاپریو نیز ضمن دریافت تحسین های بسیار، جایزه بهترین بازیگر مرد گلدن گلوب و نامزدی جایزه اسکار را کسب کرد.


دی کاپریو در سال 2006، در فیلم الماس خونی و جدامانده بسیار درخشید.

وی در فیلم الماس خونی، با Jennifer Connelly و Djimon Hounsou هم بازی بود و نقش دزدان الماس را بر عهده داشتند.

دی کاپریو برای ایفای نقش در این فیلم نامزدی جایزه اسکار را کسب نمود.

در فیلم جدامانده، او نقش Billy Costigan، پلیس ایالتی را بر عهده داشت که وارد یک باند تبهکاری ایرلندی شده بود.

این فیلم نقد های مثبتی دریافت کرد و به عنوان فیلم پرفروش نام گرفت.

دی کاپریو پس از ایفای نقش در این فیلم نامزد جوایز گلدن گلوب و انجمن بازیگران سینما شد.

2008 تاکنون:

در سال 2008، دی کاپریو در فیلم Body of Lies که فیلمی جاسوسی بر پايه رمانی به همین نام نوشته David Ignatius بود، بسیار درخشید.

داستان فیلم، که در شرق اتفاق می افتاد، درباره سه تروریست بود که قصد ترور یک ساوقت و نیز یکدیگر را داشتند.

کارگردانی فیلم برعهده ریدلی اسکات بود و جز دی کاپریو بازیگرانی چون راسل کرو و ونیس کلوسیمو در اون حضور داشتند.

دی کاپریو برای ایفای این نقش، موهایش را به رنگ قهوه ای درآورد .

او این نقش را پذیرفته بود چرا که عقیده داشت این فیلم شبیه فیلم هایی چون The Parallax View و Three Days of the Condor می باشد.

این فیلم تحلیل های متفاوتی از جانب منتقدان دریافت کرد.

این فیلم با بودجه ای حدود 67.5 میلیون دلار آمریکا موفقیتی متوسط در گیشه ها کسب کرد و در جهان تقریبا 115 میلیون دلار فروش داشت.


در همان سال دی کاپریو و کیت وینسلت، بار دیگر شروع به بازی در فیلمی رمانتیک به نام Revolutionary Road به کارگردانی همسر اون وقت وینسلت، سم مندس، کردند.

داستان فیلم بر پايه رمانی با همین نام، نوشته ریچارد یاتس، در سال 1961 بود.

دی کاپریو و وینسلت علاقه چندانی به ایفای نقش در فیلمی رمانتیک که شبیه تایتانیک باشد، نداشتند و اما بالاخره پس از اینکه دی کاپریو نقش را پذیرفت ساخت فیلم سریعا آغاز شد و این زوج هنری برای آشنایی بیشتر با داستان فیلم و سبک زندگی در اون، فیلم های متعددی درباره زندگی های خیابانی دیدند.

Revolutionary Road نظر منتقدان را جلب کرد و موفقیت خوبی به دست آورد.

دی کاپریو به علت بازی در این فیلم، هفتمین نامزدی خود برای جایزه گلدن گلوب را به دست آورد.



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

دی کاپریو در سال 2010، همکاری خود با اسکورسيزی را در فیلم روان شناختی مهیجی، به نام Sutter Island که بر پايه رمانی با همین نام نوشته دنیس لهین، در سال 2003 بود، ادامه داد.

هم بازیان وی، در این فیلم Ben Kingsley، Mark Ruffalo و میشل ویلیامز، در نقشی مکمل بودند.

Sutter Islandبا بودجه ای معادل 41 میلیون دلار آمریکا فروش بی نظیری در گیشه ها داشت و بیشترین موفقیت دی کاپریو و اسکورسيزی در گیشه ها تا اون وقت نام گرفت.


در سال 2010، دی کاپریو در فیلم علمی-تخیلی نولان، اینسپشن، نیز که درباره رویا های فردی و وارد کردن رویا به ذهن بود، بسیار درخشید.

لئو، در نقش دام کاب، یک خارج نماينده اطلاعات و وارد نماينده رویاهای خاص به ذهن افراد بود.

او اولین بازیگری بود که برای ایفای نقش در این فیلم توسط نولان انتخاب شد.

این فیلم بسیار مورد توجه منتقدان برنامه گرفت و در روز اول اکران 21 میلیون و در آخر همان هفته 62.7 میلیون دلار آمریکا فروش داشت.


دی کاپریو ستاره فیلم J.Edgar نیز بود.

این فیلم درباره زندگی J.Edgar Hoover، اولین رئیس جنجالی fbi بود .


در 19 نوامبر 2010 موقعيتی پدید آمد تا لئو بتواند فیلمی را که برنامه هست در سال 2013 اکران شود، هموقت تهیه نمايندگی و در اون بازی کند.

داستان فیلم بر پايه داستان میراث پنهان نوشته «لامار والدرون» و «تام هارتمن» و درباره توطئه مافیا در زمینه همکاری برای ترور رئیس جمهور جان اف.کندی هست.

دی کاپریو در این فیلم نقش جک وان لانینگهام را عهده دارد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

دی کاپریو دوست صمیمی Toby Maguire هست که همدیگر را اولین بار در تست بازی سریال Parenthood در سال 1990 ملاقات کرده بودند.

او هم چنین با بازیگران دیگری چون کوین کولونی و لوهاس و هم بازی اش در فیم های تایتانیک و Revolutionary Road ، کریستوفر پتیت، دوستی دیرینه دارد.


روابط عاشقانه دی کاپریو، در تمامی رسانه ها منتشر شده و اونها را فرا گرفته هست.

دی کاپریو چند سال با مدلی به نام کریستین زنگ و مدل سرشناس بریتانیایی دیگری به نام اما میلر، رابطه داشت.

در سال 2001 دی کاپریو با مدلی برزیلی به نام Gisele Bündchen آشنا شد و روابطی را با او آغاز کرد که تا سال 2005 پیش از جدایی شان همچنان ادامه داشت.

دی کاپریو رابطه ای را با بار رافائلی که او نیز مدل بود در نوامبر 2005 پس از ملاقات او در میهمانی ای مخصوص اعضای ویژه در لاس وگاس آغاز کرد.

در طول سفری که در مارچ 2007 به اسرائیل داشتند این زوج رئیس جمهور اسرائیل را ملاقات کرده و پس از اون به بازدید از زادگاه رافائلی، Hod HaSharon، پرداختند.

این رابطه به مدت 6 ماه، از ژوئن سال 2009 قطع شد، اما دوباره در اوایل سال 2010 آغاز گردید و همچنان تا می 2011 ادامه داشت و اون وقت بود که اخباری مبنی بر پایان یافتن این روابط عاشقانه منتشر شد؛ ولی پس از این خبر دی کاپریو و رافائلی همچنان رابطه دوستانه خود با یکدیگر را حفظ کردند.


لئوناردو دی کاپریو، حالا صاحب یک خانه در لس اونجلس و یک آپارتمان در منطقه TriBeCa در منهتن هست.

در سال 2009، او یک جزیره در Belize خریداری کرد و در اون یک تفریحگاه عمومی ساخت به گونه ای که هیچ آسیبی به محیط زیست وارد نکند.

او هم چنین دارای یک آپارتمان در ناحیه Riverhouse در منهتن هست که ساختمان اون در جهت اصول محیط زیست ساخته شده و به رودخانه ی Hudson مشرف هست.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

فیلم شناسی:

Critters 3 (1991)
Poison Ivy (1992)
This Boy’s Life (1993)
What’s Eating Gilbert Grape (1993)
The Foot Shooting Party (1994)
The Quick and the Dead (1995)
Total Eclipse (1995)
Romeo + Juliet (1996)
Marvin’s Room (1996)
Titanic (1997)
The Man in the Iron Mask (1998)
Celebrity (1998)
The Beach (2000)
Don’s plum (2001)
Catch Me If You Can (2002)
Gangs of New York (2003)
The Aviator (2004)
The Departed (2006)
Blood Diamond (2006)
The 11th Hour (2007)
Body of Lies (2008)
Revolutionary Road (2008)
Shutter Island (2010)
Hubble 3D (2010)
Inception (2010)
J.Edgar (2011)


سریال های تلویزیونی:

The Outsiders (1990)
Parenthood (1990)
The New Lassie (1990)
Santa Barbara (1990)
Roseanne (1991)
Growing Pains (1991-1992)




134:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

135:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

136:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

137:

Marlon Brando
مارلـون برانـدو


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/
10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/


«مارلون براندو» در سوم آوريل 1924 در «اُماها بنداسكا» بدنيا آمد.

او سومين و آخرين فرزند خانواده بود.

مادرش بازيگر محلي و پدرش فروشنده بود.

در سال 1925، والدينش از هم جدا شدند و مادر خانواده همراه سه فرزندش به «سنتا‌آما» واقع در كاليفرنيا نقل مكان كرد ولي دو سال بعد، والدين او دوباره ازدواج كردند و همگي به هستان «ايلي ئايشانز» واقع در شمال شيكاگو رفتند.

در سال 1940 او به پانسيون نظامي فرستاده شد كه در اونجا شروع به تمرين‌هاي نمايش كرد ولي به خاطر سرپيچي از قوانين كمي پيش از فارغ‌التحصيلي اخراج شد.

در سال 1943 براندو به نيايشانورك نزد خواهرش رفت و دركارگاه هنرهاي دراماتيك» ثبت نام كرد كه در اون‌جا با بازيگراني مثل «هدي بلافونت» و «شيلي و نيترز» آشنا شد.

اولين معلمش در اون‌جا «استلا آدلر» (
Stella Adler) بود كه اهل خانواده بزرگي از روسيه بود.

او شعارش اين بود كه «بازي نكنيد، خودتان باشيد».

او راهنماي براندو بود و از همان چيزهايي آموخت كه امروز به اون «متد بازيگري» مي‌گايشانند.

اونچه «استلا آدلر» به دانش‌آموزان خود ياد داد اين بود كه چگونه نيروهاي دروني خود را كشف كنند تا به كمك اون‌ها، احساسات ببيننده خود را هم بيدار كنند.

براندو يك‌بار درباره آدلر نوشت:«او به من ياد داد كه طبيعي باشم و سعي نكنم حسي را كه خودم هنگام بازي، لمس نكرده‌ام، تظاهر كنم» در سال 1944 براندو اولين تجربه صحنه‌اش در نمايشي درباره حضرت مسيح بود.

در طول همان سال اولين همكاري‌اش با كمپاني «برادايشان» در «من مادر را به خاطر دارم» به كارگرداني « جان ون دروتن» (
yonvun Droten) كه بسيار موفق از كار درآمد و تا دوسال نمايش داده شد.

اين نمايش پرفروش تحسين‌هاي بسياري براي براندو در پي داشت كه يكي از تحسين‌كنندگانش «اليا كازان» (
Elia Kazan) كارگردان بود.

«الياكازن» توانست تهيه كننده فيلمش «اتوبوسي به نام هوس» كه «تنسي ايشانليامز» فيلمنامه اون را نوشته بود ‌ـ را راضي كند كه براندو براي نقش «استنلي كوالسكي» مناسب هست.

با بازي چشم‌گير براندو در اين نقش مشخص مي‌شد كه او در پي گونه‌اي خاص از بازيگري هست و قادر هست روح دردمند و مجروح را به خوبي نشان دهد.

شيوه بازي براندو با راهنمايي‌هاي الياكازان خبر از ورود متد به عالم بازيگري مي‌داد.

شخصيت «استنلي كوالسكي» يكي احمق‌ترين و هوس بازترين شخصيت‌هايي هست كه تا به حال در سينما ديده شده هست.

خاطره مردي كه به آرامي به وسايل اطرافش ضربه مي‌زند و با بيان خاصش كه بين كلمات مكث مي‌كند و بي‌اختيار نام «استلا» را فرياد مي‌زند، براي هميشه جاودان شده هست.

از اون به بعد هاليوود به دنبال براندو بود ولي او تمام پيشنهادات را رد مي‌كرد.

به جز فيلم «مردان» با كارگردان «استنلي
كرامر» (Stanly Kramer)كه در اون سربازي هست كه در جنگ فلج شده و نمي‌تواند با مشكلاتش در جامعه كنار بيايد و براي بازي در اون مدتي با اين گونه بيماران سپري كرده بود.

اين فيلم نتوانست موفقيت فيلم قبلي براندو را تكرار كند اما او را نامزد جايزه اسكار كرد.

منتقدي اشاره كرده هست كه« بازي براندو در فيلم «مردان» مثل تزريق خون به جان بازيگري‌است» بعد‌ها همگي اين كار بزرگ او را تأييد كردند.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/
10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/


در بهار 1955، براندو، كمپاني اختصاصي‌اش را با نام «پين باركر» كه اسم پيش از ازدواج مادرش را رايشان اون گذاشته بودرا تاسيس كرد.

در اكتبر 1957، براندو با بازيگري بنام «اونا كاشيف» (
Anakashif) كه اهل ولز بود ازدواج كرد.

در دهه شصت او تعدادي فيلم ضعيف بازي كرد.

در طول اين مدت او براي پايان دادن به تبعيض نژادي و بي‌عدالتي اجتماعي و برگرداندن حقوق سرخپوستان وارد جنبش «قانون مدني» شد و اعانه جمع مي‌كرد با حضور در فيلم «دربارانداز» (1954) و با كارگرداني الياكازان، براندو اولين اسكار خودش را كسب كرد.

براندو در نقش شخصيت‌هاي متفاوتي بازي كرده بود و هيچ وقت پاي ثابت نوع خاصي از نقش‌ها نبود.

او جرأت كرد كه در موزيكال «جوانان و عروسك‌ها» آواز بخواند.

در فيلم «قهوه خانه ماه اوت» در نقش يك مترجم ژاپني تمايلش را به كمدي نشان داد.

در «سايانورا» (1957) او را سربازي آمريكايي مي‌بينيم كه در حين مأموريت در ژاپن عاشق بازيگري ژاپني مي‌شود در حالي كه ازدواج او ممكن هست مجازات سختي در پي داشته باشد.

اين فيلم برايش پنجمين نامزدي اسكار را به دنبال داشت.

بار ديگر در هيبت يك نظامي بخت با او يار بود و و در فيلم «شيرهاي جوان» در كنار «مونت گايشان كليف» (
Mont Gary Clift) درخشيد.

اين جوان عاصي و پرشور دهه پنجاه آمريكا هيچ گاه روش زندگي فوق ستاره‌هاي هاليوودي را در پيش نرفت و در عوض راه را براي ستاره‌هاي بزرگ ديگري مثل «جيمزدين» (
James Dean) كه خيلي زود مرد و تنها در سه فيلم بازي كرد و «پل نيومن»(Poul Newman) هموار كرد.


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

در اين دهه براي چهار سال پياپي نامزده جايزه اسكار شد.

سال اول براي فيلم «مردان» سال دوم «براي زنده باد زاپادا» كه در اون رهبر دهقاناني بود كه عليه حكومت شورش كرده بودند و سومي براي «جوليوس سزار» كه در اون شكلي كاريكاتوري از مارك اونتوني سردار قدرت طلب سزاور نمايش مي‌دهد.

او خواهرزاده قيصر و مردي خوش گذران و دلير بود كه با قدرت كلامش، امت را تحريك به انتقام مي‌كرد و چهارمي به خاطر يكي از بهترين ساخته‌هاي «الياكازان» يعني «در بارانداز» كه براندو در اون درخشيد و اوج بازي او در سال‌هاي جواني بود و بالاخره به خاطر اون جايزه اسكار را گرفت.


دومين ازدواج براندو در سال 1960 با بازيگر مكزيكي بنام «موتيرا كاستاندا» (Motria Castanda) به وقوع پيوست .

«سربازان يك چشم» فيلمي بود كه در سال 1961، براندو علاوه بر بازيگري، كارگرداني اون را هم انجام داد كه در واقع وسترني متفاوت در وقت خودش محسوب مي‌شد.

در فيلم «شورش در كشتي بونتي» براندو يك افسر كشتي هست كه با ناخدا اختلاف پيدا مي‌كند.

شكست تجاري اين فيلم كه احتمالاً علت اصلي اون نيز جنجال و درگيري‌هاي پشت صحنه بود و به خاطر هزينه زيادي كه صرف ساخت اون شده بود اين شكست تقريباً باعث ورشكستگي كمپاني سازنده‌اش شد.

در سال 1962 براندو در فيلم ناموفق «آمريكايي زشت» بازي كرد.

و ودر عوض موقعيت همكاري دوباره با الياكازان را از دست داد.

كازان سعي كه تا براندو را براي بازي در فيلم جديدش يعني «سازش» راضي كند اما او نپذيرفت.

حضور براندو در وسترن « ميسوري از هم مي‌پاشد».

كه‌در صحنه‌اي پيراهن به تن و كلاه زنانه به سر مي‌كند از توانايي‌هاي عجيب ديگر او خبر مي‌داد و حضور موفقش در «سوپرمن» با توجهي زودگذر همراه بود.

به خاطر ايشانژگي‌هاي خاص فيلم «بسوزان» در سال 1969 ساخته «فرد زينه‌مان» يعني از لحاظ بازيگري و مضمون اجتماعي به اون توجه ايشانژه‌اي شد.


او درنقش مأمور سري بريتانيايي ظاهر مي‌شود كه شورش بزرگي را در يك كشور آفريقايي به راه مي‌اندازد فيلم اعتراضي به نژاد پرستي و هستعماگري هست و شخصيت براندو در اون با توجه به موقعيت‌هاي مختلف،‌ مرتب تغيير مي‌كند.
در سراسر دهة 60 شخصيت گيراي براندو هم بر رايشان پرده و هم بيرون از اون از او هنرمندي دوست داشتني و نيرايشان تازه اجتماعي ساخت.

تماشاگران جوان اون روزها او را در قامت فردي سركش، تحسين مي‌كردند اما نسل‌هاي بعدي او را فردي ضد اجتماع و بي‌بندوبار شناختند.

اما باز هم، منتقدان معتقد بودند كه از يكي از مبتكرترين شخصيت‌هايي هست كه در طول مدت طولاني رايشان پرده ظاهر شده هست.


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/
10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

در طول دهه هفتاد براندو با بازي‌هاي قدرتمند در نقش‌هاي خاطره‌انگيز در ذهن‌ها ماندگار شد.

در سال 1972، مارلون براندو معني واقعي نبوغ بازيگري را با نقش «دون ايشانتو كورلئونه» در فيلم «پدرخوانده» كه كارگردان اون «فرانسيس فورد كاپولا» بود به تماشاگران ارائه مي‌دهد كه براي اون دومين جايزه اسكار خود را نيز به دست آورد.

براندو در مراسم اسكار در 27 مارچ 1973 همراه يك دختر سرخپوست ظاهر شد.

براندو از پذيرفتن جايزه سر باز زد و دختر سرخپوست از طرف او بيانيه‌اي را خواند كه در اون دليل رد كردن مجسمه را رفتار نادرست با سرخپوستان بومي به خصوص در فيلم‌هاي اين كشور دانست.

رد كردن اين جايزه بوسيله براندو باعث ايجاد دوره‌اي شد كه در اون او بيشتر به سياست اهميت مي‌داد تا به بازيگري.

خيلي‌ها معتقد بودند كه كار او در مراسم اسكار بچگانه بوده و او مي‌توانست با روش‌هاي ديگري از سرخپوستان حمايت كند.

براندو موفقيت رايشاناي‌اش در «پدرخوانده» را با حضور در هيبت مردي ميانسال در برابر «ماريا اشنايمر» در فيلم «آخرين تانگو در پاريس» كامل مي‌كند كه احتمالاً بهترين بازي‌اش بود و درخشش او عامل اصلي موفقيت فيلم «برناردو برتولچي» (BernardoBertolcci) هست كه بهترين فيلم اين كارگردان نيز هست.

اين فيلم براندو را براي بار هفتم نامزد اسكار كرد.

او دهه هفتاد را با ايفاي نقش «كوتز»‌قهرمان فيلم «اينك آخرالوقت» به كارگرداني كاپولا به پايان رساند كه مشكلات مالي اون، فيلم و كارگردانش را به درد سر انداخت.

اما در سال 2003 اين فيلم با اضافه شدن پلان‌هاي حذفي به صورت محدود با نام «اينك آخرالوقت»و تدايشانن دوباره به نمايش در آمد.

براندو در دهه هشتاد مدتي از رايشان پرده‌ها دور بود.

در اون دوران اظهارنظرهاي عجيب و غريب براندوه هم شنيده مي‌شد مثل اين جمله كه: بازيگري حرفه‌اي پوچ و توخالي هست، به هر حال مارلون براندو هرگز از مركز توجه و ستاره بودن راضي نبود.

او در اول كتاب خاطراتش كه در سال 1994 به نام «آوازهايي كه از مادرم آموختم» منتشر شد، نوشته هست كه هر چه پول آورده خرج روان‌پزشك‌ها كرده هست!


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

پس از يك غيبت طولاني، براندو در سال 1989 در فيلم «فصل خشك سفيد» در نقش يك وكيل روشنفكر سفيدپوست كه تبعه آفريقاي جنوبي هست، ظاهر مي‌شود كه از درآمدهاي كلانش دست كشيده هست.

اين نقش هم نامزدي آكادمي را كسب كرد كه هشتمين و آخرين افتخار مشابه او بود.

در همان سال يكي از وقايع تلخ و تراژديك زندگي خصوصي مارلون براندو نيز اتفاق افتاد.

ماجرا از اين برنامه بود كه پسرش «كريستيان» به اتهام قتل نامزد خواهر ناتني‌اش «داگ دروليت» محاكمه و به جرم قتل عمد به ده سال زندان محكوم شد.

به دنبال اين اتفاق در سال 1995، دختر براندو نيز در بيست و پنج سالگي، خود كشي كرد.

براندو هيچ گاه زندگي آرام و بي‌دغدغه‌اي نداشت و همين موضوع او را مورد توجه رسانه‌هاي عمومي برنامه مي‌داد.

اما يكي از بهترين فيلم‌هاي او در اون وقت كمدي «نوآموز» بود كه در سال 1990 ساخته و براندو در اون با «متيوبرادريك» (
Matiow Bradrick) هم بازي بود و همينطور بازي‌هاي زيباي او در «دن ژوان دماركو» (1995) و «جزيره دكتر مورو» (1996) بياد ماندني بود.

آخرين فيلم اين ستاره بزرگ يعني «امتياز»‌ در سال 2001 ساخته شد كه او در برابر «رابرت دنيرو» (
Robert Deniro) و «ادوارد نورتون» (Ednard Norton) درخشيد.

سه نفري كه همگي از بهترين بازيگران نسل خود شناخته شده‌اند اما خلاقيت و سركشي او بر قوانين حاكم بر سينما چه رايشان پرده و چه خارج از اون، او را جاودانه كرد و تا كنون هيچ بازيگري نمي‌تواند ادعا كند كه مثل مارلون براندو در ارتقاي بازيگري مؤثر بوده هست.

او بيشتر دهه‌هاي هشتاد و نود را در
تنهايي سپري كرد و اواخر عمر را بيشتر با كمك هاي امتي مي‌گذراند و انگار خاطرات دهه پنجاه كه با اون عالم بازيگري را دگرگون كرده هست را فراموش كرده بود.

اين اسطوره بازيگري در دوم جولاي 2004 در بيمارستان به خاطر چاقي مفرط و نارحتي ريه، درگذشت.

با مرگ او پروژه فيلمي كه برنامه بود درباره براندو ساخته شود منتقي شد.

فيلم «براندو برلندو» درباره جواني هست كه به دنبال اين بازيگر راهي آمريكا مي‌شود و با كمك خود براندو، فيلمنامه‌اش بازنايشانسي شده بود.


برگمن در باره براندو فرموده هست:«اگر درباره كساني كه در وقت خودشان اسطوره بودند فكر مي‌كنيد – افرادي مثل «جيمزدين» (James Dean) «مولين مونرو» (Marilyn Monroe) و «الوس پربسلي» (Eluis Presely) – براندو هم مطمئناً در اين همين دسته برنامه دارد» مارلون براندو افسانه قرن ما بود كه تماشاگران اين عصر را شيفته‌ي خود كرد و نسل‌هاي آينده را هم شيفته خود خواهد كرد.

سهم او در پيشرفت هنر بازيگري و صنعت فيلم غيرقابل انكار هست و ياد و خاطره او نه تنها به خاطر نقش به سزايش در ارتقاي فيلمسازي بلكه همين‌طور به خاطر فعاليت‌هاي بشر دوستانه‌اش در حمايت از جنبش مدني و بازگرداندن حقوق سرخپوستان بومي آمريكا در ذهن‌ها زنده خواهد ماند.

فيلم‌ها :

مردان (1950)- اتوبوسي به نام هوس (1951)- زنده باد زاپاتا (1952) – جوليوس سزار (1953) – وحشي (1954) – دزيره (1954)- در بار انداز (1954)- جوانان و عروسك‌ها (1955)- قهوه‌خانه ماه اوت (1956) – سايانورا (1957)- شيرهاي جوان 1975) – نسل فراري (1960)- سربازهاي يك چشم (1961) – شورش در كشتي بوتني (1962)-داستان وقت خواب (1964)- آمريكايي زشت (1962) – موريتوري (1965) – آپالوزا (1966) – تعقيب (1966)- كنتسي از هنگ كنگ (1967) – انعكاس در چشم طلايي (1967)- كندي (1968) – بسوزان (1968) – شب سپس حادثه (1968) – شبروها (1971) – آخرين تانگو در پاريس (1972) – پدرخوانده (1972) – ميسوري از هم مي‌پاشد (1976) سوپر من (1987) – اينك آخرالوقت (1979) – فرمول (1980) - فصل خشك سفيد (1989) – نوآموز (1990) – كريستف كلمب (1992) – دون ژوان دماركو (1959) – جزيره دكتر مورو (1997) – پول بادآورده (1998) – امتياز (2001) – اينك آخرالوقت، تدايشانن دوباره (2003)

138:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

139:

تاپیک فوق العاده ایست و از اقای بالیوود تشکر میکنم .



هنرپیشگان مورد علاقه بنده عبارتند از :

1 - جرج کلونی
2 - کرک داگلاس
3- آل پاچینو
4- گریگوری پک
5 - لئوناردو دیکاپریو
6 - چارلی چاپلین
7- اونتونی کوئین
8 - همفری بوگارت
9 - کریستین بیل
10 - تام هنکس

140:

Jennifer Connelly

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

141:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/
باتوجه به اینکه بازیگر وطنی مورد قبول نیست رابین ویلیامز رو جزو ده بازیگر برتر مرد انتخاب میکنم

142:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

143:

دانیـل دی لویییـس
Daniel Day Lewis

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/


دنیل دی لوییز در انگلستان متولد شد، دومین فرزند "سسیل دی لوییز(ملقب به دیکولاس بلیک)" از دومین همسر وی "جیل بالکون" بود.

پدربزرگ مادری دنیل "سر مایکل بالکن" یکی از مهمترین اشخاص تاریخ سینمای بریتانیا بود، مدیر هستودیوی مشهور "Ealing" بود.

خواهر بزرگتر دنیل، "تاماسین دی لوییز" یک مستند ساز هست.

دنیل درمدرسه "Sevenoaks" در منطقه کنت انگلستان تحصیل کرد، جایی که او را خوار می شماردند.

او در مدرسه "the Bristol Old Vic School" بازیگری را آموخت.

دنیل برای اولین بار در فیلم Sunday Bloody Sunday در سال 1971 ظاهر شد، ولی او تا سال 1982 در فیلم دیگری ظاهر نشد.

اولین کار رسمی دنیل بازی در فیلم Gandhi محصول 1982 بود.

او در اون سال همچنین در چند کار تلویزیونی محصول بریتانیا ظاهر شد.



دنیل اولین نقش برزگسالی خودش را بازی کرد، نقش کوچکی در فیلم "گاندی 1982".

او همچنین در اون سال در تلویزیون بریتانیا در مجموعه های Frost in May و How Many Miles to Babylon ایفای نقش کرد.

او سپس در سال 1984 فیلم دراکولا را بازی کرد و در سال 1986 در فیلم The Futurists ایفای نقش کرد.
اولین نقش جانبی مهمی که دنیل در زندگی حرفه ایش بازی کرد، ایفای نقش در فیلم The Bounty در سال 1984 بود و سپس خیلی سریع در فیلم های My Beautiful Laundrette و A Room with a View در سال 1985 به ایفای نقش پرداخت.

وقتی که این دو فیلم آخر در نیو یورک به اکران درامد تمام منتقدین بر این باور بودند که او یک هستعداد بزرگ هست.

منتقدین نیویورکی او را بهترین بازیگر نقش جانبی خواندند.


در سال 1986 دنیل در مجموعه Screen Two: The Insurance Man به کارگردانی Richard Eyre ظاهر شد.

او همچنین یک نقش جزئی در فیلم بریتانیایی-فرانسوی Nanou در همین سال داشت.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

در 1987 دنیل توانست بازیگر نقش اول یک فیلم بشود، فیلم The Unbearable Lightness of Being به کارگردانی کارگردان بزرگ فلیپ کافمن.

به دنبال اون نقش، دنیل یک نقش کمدی و ناموفق در Stars and Bars در سال 1988 ایفا کرد.


در سال 1989 او در فیلم My Left Foot به کارگردانی جیم شریدان و نقش اول فیلم ظاهر شد و توانست جوایز متعددی را برای بازی در این فیلم بدست بیاورد که مهمترین اون دریافت اسکار بهترین بازیگر نقش اول بود.


دنیل تا سال 1992 به علت خستگی در هیچ فیلمی ظاهر نشد.

سال 1992 او با بازی در فیلم The Last of the Mohicans شروع به کار کرد و این فیلم در باکس آفیس نیز فیلم موفقی بود.


در 1993 دنیل با کارگردان بزرگ آمریکای مارکین اسکورسیزی و در فیلم The Age of Innocence شروع به همکاری کرد.

و سپس در سال 1994 در فیلم In the Name of the Father به کارگردانی جیم شریدان ایفای نقش کرد، فیلمی بسیار خوب و تحسین شده توسط منتقدین که باعث شد دنیل برای بار دوم کاندید دریافت جازه اسکار شود.

پروژه بعدی او بازی در فیلم The Crucible به کارگردانی نیکولاس هایتنر در سال 1996 بود.
دنیل حالا یک بازیگر بزرگ و شناخته شده بود.

او سپس در فیلم های The Boxer در سال 1997 به کارگردانی جیم شریدان بازی کرد و سپس در سال 2002 در فیلم دار و دسته نیویورکی مارتین اسکورسیسی به ایفای نقش پرداخت و توانست برای بار سوم نامزد دریافت اسکار شود.


در سال 2005 در فیلم The Ballad of Jack and Rose به کارگردانی همسرش ربکا میلیر بایفای نقش کرد.

و سپس در سال 2007 در فیلم زیبای "خون به پا می شود" به کارگردانی پل توماس اندرسون بازی کرد و توانست برای بار چهارم نامزد دریافت اسکار شود و برای دومین بار این جایزه معتبر را بدست بیاورد.



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

همسر دنیل، ربکا میلر می باشد که این دو در تاریخ 13 نوامبر 1996 با همدیگر ازدواج کردند و تا به امروز این ازدواج پا برجای مانده هست.

حاصل این ازدواج دو فرزند می باشد.


دنیل دی لوییز توسط مجله سینمایی امپایر بریتانیا در سال 1997 به عنوان یکی از 100 بازیگر برتر تاریخ سینما انتخاب شد.


چندیدن بار پیتر جکسون ایفای نقش به عنوان "آراگون" در سه گانه ارباب حلقه ها را به او پیشنهاد داد ولی دنیل نپذیرفت.
دنیل وقتی که می خواست در دارودسته نیویورکی بازی کند به آهنگ های "امینم" گوش می کرد تا به خشم مورد نظر دست پیدا کند.


همیشه ساکت و خویشتن دار هست.
او یکی از سه بریتانیایی هست که به صورت پشت سر هم اسکار بهترین بازی در نقش اول را گرفتند، Jeremy Irons نفر بعدی بود و Anthony Hopkins هم نفر آخر بود.

هر سه اونها برای اولین بار بود که نامزد اسکار می شدند و برنده هم شدند.


او را "روبرت دنیروی انگلستان" می نامند.

در اوایل فعالیتش دنیل، روبرت دنیرو را قهرمان خودش می دانست.


بازی او در فیلم My Left Foot در سال 1989 توانست رتبه 11 ام را در مجله Premiere از 100 ایفیای نقش برتر تاریخ پیدا کند.


همچنین ایفای نقش به عنوان بیل قصاب در فیلم Gangs of New York در سال 2002 توانست رتبه 53 ام بهترین ایفای نقش تاریخ را در مجله Premiere بدست بیاورد.


در خلال ایفای نقش در فیلم The Last of the Mohicans او یک قایق ساخت، یاد گرفت چگونه تعقیب کند و چگونه از پوست حیوانات هستفاده کند.

او همچنین خیلی خوب یاد گرفت چگونه از تفنگ 12 پوندی سر پر هستفاده کند، به طوری که برای یادگیری این کار او هر کجا که می رفت این تفنگ را با خودش حمل می کرد حتی در وقت خوردن شام کریسمس تفنگ همراهش بود.


در سال 2008 جایزه SAG خودش را وقف "هیث لیجر" کرد، بازیگری که جزو بازیگران محبوبش بود.


او دو شهروندی هم در بریتانیا و هم در ایرلند دارد.


اولین غیر آمریکایی که توانست دو بار برنده اسکار برای بهترین بازیگر نقش اول شود.


او در واقع تصمیم داشت تا کابینت ساز شود ولی در دوره کارآموزی نتوانست موفق به اخذ مدرک شود.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

144:

Jennifer Lawrence

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

145:

وای بر من!
جک نیکلسون کلاً از یادم رفته بوده!
احساس یک خائن رو دارم!

146:

انتونیو باندراس
جانی دپ
جورج کلونی

147:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

148:

لئونـاردو دیکـاپریـو
Leonardo Dicaprio

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

«لئوناردو ویلهلم دی کاپریو»، بازیگر و تهیه نماينده ای آمریکایی هست که جایزه های بسیاری همچون جایزه گلدن گلوبِ بهترین بازیگر برای فیلم The Aviator را دریافت کرده.

وی هم چنین برنده جایزه خرس نقره ای ، جایزه chlotrudis و نامزد جوایز اسکار انجمن بازیگران و آکادمی هنرهای فیلم و تلايشانزیون انگلستان نیز شده هست.

دی کاپریو در لس اونجلس متولد شده و در همان جا هم زندگی کرده هست.

وی، با کار در آگهی های تلویزیونی و پس از اون با بازی در سریال های تلویزیونی همچون Santa Barbara و سریال کمدی Growing Pains، در اوایل دهه 1990 به ستاره ای تبدیل شد.

او نخستین بار، در سال 1991 در فیلم ترسناک و علمی-تخیلی Critters 3 بازی کرد.

اولین جایزه قابل توجهی که دی کاپریو دریافت کرد، برای بازی اش در فیلم This boy’s lifeدر سال 1993 بود.

او پیش از دست یافتن به شهرتی جهانی، به خاطر ایفای نقش در فیلم های زیبای جیمز کامرون، تایتانیک، Romeo + Juliet و The basketball Diaries بسیار مورد تشویق و تقدیر برنامه گرفت.


در طول دهه 2010-2000، دی کاپریو برای بازی در فیلم های Catch Me If You Can ، Gangs of New York ، The Aviator ، Blood Diamond ، The Departed و Revolutionary Road نامزد جوایز اسکار شد.

آخرین فیلم های وی -Shutter Island و Inception- در بین موفق ترین کار های دی کاپریو برنامه گرفته هست.

او حالا صاحب یک کمپانی تهیه فیلم به نام Appian Way Production هست که از بین کارهای تهیه شده توسط این کمپانی می توان به فیلم های Gardener of Eden و Orphan اشاره کرد.
دی کاپریو جایزه ای نیز از گروه طرفداران محیط زیست به خاطر فعالیت های مهمش در این زمینه دریافت کرده هست.

او در کنار رابطه اش با یک مدل برزیلی به نام Gisele Bündchen که در تمام مطبوعات و رسانه ها گسترده شده بود، با مدلی اسرائیلی به نام Bar Refaeli نیز رابطه داشت و به همین خاطر، روابط عاشقانه او در تمام رسانه ها گسترده شده هست.
دی کاپریو تنها فرزند ایرمیلین (ایندربریکن) و جورج دی کاپریو بود، که در لس اونجلس-کالیفرنیا متولد شد.

مادر آلمانی الاصل او یک منشی حقوقی بازنشسته و پدرش نیز بازیگر و تهیه نماينده فیلم های کمدی زیرزمینی و توزیع نماينده کتب طنز بود.

مادر دی کاپریو، در طول دهه 1950 از Over-Erkenschwich در Ruhr آلمان به آمریکا مهاجرت کرده بود.

در حالی که خانواده پدر وی -که دو رگه ی ایتالیایی ( از ناحیه ی ناپل ) و آلمانی ( از ناحیه ی باواریا در جنوب آلمان ) بودند- از چهار نسل قبل در آمریکا زندگی می کردند.

مادر بزرگ مادری دی کاپریو، هلن ایندربریکن، در یلنااسمیرنوا متولد شده و یک روسی مهاجرِ به آلمان بود.

در مصاحبه ای با مهم ترین کلیسا روسیه -Vladimir Putin- در سال 2010، دی کاپریو بیان کرد که پدربزرگ او نیز روس بوده و اضافه کرد: در نتیجه من هم یک نیمه روسی محسوب می شوم.
والدین دی کاپریو وقتی که در کالج، درحال تحصیل بودند، با یکدیگر آشنا شده و بعداً به لس اونجلس نقل مکان کردند.

پدر و مادر لئو، او را لئوناردو نامیدند زیرا، در وقت حاملگی مادرش، اولین بار در حالی تکان خورد که مادرش در یکی از موزه های ایتالیا مشغول نگاه کردن به شاهکاری از لئوناردو داوینچی بود.

دی کاپریو، در مکتب کاتولیک بزرگ شده هست.

پدر و مادرش وقتی که او یک سال داشت از هم جدا شدند و او عمدتاً با مادرش زندگی کرد.

دی کاپریو و مادرش در مناطق مختلف لس اونجلس از قبیل Echo Park، خیابان 1874 Hillhurst، وLos Flees district -که بعدا به کتاب خانه ای عمومی تبدیل شد- زندگی می کردند؛ این در حالی بود که مادرش برای تامین مخارجشان در چند جا کار می کرد.

او در مدرسه Seed Elementary تحصیل کرد و سپس از دبیرستان جان مارشال فارغ التحصیل شد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

1991 تا 1995

نخستین بازی دی کاپریو، در فیلم کمدی و عملی-تخیلی Critters3 و در نقش فرزند خوانده صاحب خانه ای بد ذات بود که در سال 1991 اکران شد.

پس از اون او با بازی در فیلم Growing pains، عضو انجمن بازیگران در محدوده طنز های تلوزیونی-ABC- شد.

دی کاپریو درGrowing Pains نقش Luke Brower، پسر بی خانمانی را برعهده داشت که با خانواده ی Seaver زندگی می کرد.

وی در سال 1992 پیشرفت چشم گیری کرد و توسط رابرت دنیرو از بین چهار صد جوانی که برای تست بازی در فیلم This Boy’s Life شرکت کرده بودند، انتخاب شد و در اون فیلم در کنار الن بارکین و خودِ رابرت دنیرو به ایفای نقش پرداخت.


در اواخر سال 1993، دی کاپریو در فیلم کمدی و تراژدیک What's Eating Gilbert Grape، در نقش برادر عقب مانده جانی دپ ظاهر شد.

کارگردان فیلم Lasse Hallström، در ابتدا با حضور دی کاپریو در این فیلم چندان موافق نبود چرا که دنبال بازیگری با جذابیت های چهره پایین تری برای این نقش بود، اما در آخر حضور او را تایید کرد و او نیز اجرایی قوی از خود بر جای گذاشت.

What's Eating Gilbert Grape با بودجه ای معادل 11 میلیون دلار و فروش 9 میلیون دلار موفقیت نسبتاً خوبی کسب کرد و باعث شد دی کاپریو نامزد جوایز گلدن گلوب و اسکار شود.


اولین حضور دی کاپریو در سال 1995، ایفای نقش او در فیلم وسترن The Quick and the Dead
دی کاپریو در کنار دوستانش، کوین کولونی، توبی و مگوایر در فیلم نسبتاً کوتاه Don's Plum، به کار گردانی R.D.Robb ایفای نقش کرد.

این فیلم، پس از مدت ها انتظار سرانجام در جشنواره بین المللی فیلم برلین در سال 2001، برای اولین بار به نمایش گذاشته شد.

همچنین این فیلم، با هستقبال خوبی از جانب منتقدان روبرو شد و در کنار Time Out New York بهترین فیلم اون -جشنواره نام گرفت.

آخرین فیلم دی کاپریو -The Basketball Diaries- در سال 1995 درباره زندگی جیم کرول بود.



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

1996 تا 2001 :

در سال 1996 دی کاپریو در فیلم رومئو و ژولیت به کارگردانی Baz Lahrman نقش مقابلClaire Danes را بازی کرد.

متن فیلم، خلاصه شده و مدرن سازی شده داستان رمانتیک و تراژدی رومئو و ژولیت اثر ویلیام شکسپیر بود، که اکثر دیالوگ ها دقیقا همان جملات نوشته شده توسط نویسنده بود.

این فیلم با فروشی معادل 147 میلیون دلار آمریکا، یکی از پروژه های موفق دی کاپریو در زندگی حرفه ای اش محسوب می شود.


در اواخر همان سال، دی کاپریو در فیلم خانوادگی و درام Marvin’s Room به کارگردانی Jerry Zaks، به همراه رابرت دنیرو مشغول به کار شد.

فیلم نامه Marvin’s Room نوشته اسکات متفرسون، درباره دو خواهر بود که پس از 17 سال جدایی دوباره یکدیگر را ملاقات می کردند.

نقش این دو دختر توسط Meryl Streep و Diana Keaton بازی شده بود.

دی کاپریو در این فیلم در نقش Hank پسر دردسر ساز خانواده ظاهر شد، که به علت آتش زدن منزل مادرش در بیمارستان روانی بستری بود.


در سال 1997، لئوناردو در کنار کیت وینسلت در فیلم تایتانیک، ساخته جیمز کامرون بسیار درخشید.

در این فیلم، او نقش یک جوان 20 ساله از آمریکاي شمالی را بر عهده داشت که برنده دو بلیط برای حضور در کشتی سلطنتی تایتانیک می شود.

دی کاپریو در ابتدا از پذیرفتن این نقش امتناع کرد ولی سرانجام با اصرار و تشویق های جیمز کامرون، که به توانایی او در ایفای این نقش ایمان داشت، نقش را پذیرفت.

بر خلاف انتظارات، این فیلم موفقیتی بی نظیر در گیشه ها کسب کرد و با فروشی بیش از 1.843 میلیارد دلار آمریکا، در رده بالاترین فیلم پر فروش اون وقت برنامه گرفت.

این فیلم، دی کاپریو را در کنار محبوب ترین بازیگرانی که عمده هوادارانشان زنان و دختران جوان بودند، برنامه داد.

او برای بازی در این نقش نامزد جوایز بسیاری از جمله گلدن گلوب شد.


پروژه بعدی دی کاپریو فیلم درام ساحل، در سال 2000 بود که فیلم نامه اون توسط الکس گارلند، بر پايه رمانی با همین نام، که در سال 1996 تنظیم شده بود و در اون Tilda Swinto و Verginie Ledoyen در کنار دی کاپریو، که در نقش یک توریست آمریکایی که به دنبال جزیره ای برای زندگی در خلیج تایلند ظاهر شده بود، بازی می کردند.

این فیلم با بودجه ای معادل 50 میلیون دلار آمریکا، 144 میلیون دلار فروش جهانی داشت، اما به نسبت فیلم های قبلی دی کاپریو، چندان مورد توجه منتقدان برنامه نگرفت.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

2002 تا 2007 :

اولین فیلم دی کاپریو در سال 2002، فیلمی به نام Catch Me If You Can، بر پايه زندگی Frank Abangnale Jr و با کارگردانی Steven Spielberg بود.

در این فیلم دی کاپریو با تام هنکس و کریستوفر والکن هم بازی بود.

فیلمبرداری Catch Me If You Can، در 147 لوکیشن مختلف و تنها در 52 روز انجام شد.

این فیلم نقد های مثبتی دریافت کرد و با فروش 351.1 میلیون دلار در -جهان، در رده پر فروش ترین فیلم دی کاپریو تا اون وقت، پس از تایتانیک برنامه گرفت.

دی کاپریو برای کار در این فیلم، سومین نامزدی خود برای جایزه ی گلدن گلوب را کسب کرد .


در سال 2002، دی کاپریو با حضور در فیلم دار و دسته های نیویورک، که فیلمی تاریخی درباره پنج نقطه از محله های نیویورک بود، مورد تحسین منتقدان برنامه گرفت.

دار و دسته های نیویورک به کارگردانی اسکورسيزی، با 103 میلیون دلار فروش، به عنوان پرفروش ترین فیلم این کارگردان تا اون وقت نام گرفت.


در سال 2004، لئو در فیلم The Aviator حضور یافت و به طور کلی بر پايه نقل های منتشر شده، حدود یک سال و نیم مشغول آماده سازی خود برای ایفای نقش در فیلمی بود که به علت برنامه های کاری بازیگران و لوکیشن اصلی اش، در فیلمبرداری و ساخت سریع اون، هیچ الزامی وجود نداشت.The Aviator موفقیت مالی و منتقدانه چشم گیری کسب کرد و دی کاپریو نیز ضمن دریافت تحسین های بسیار، جایزه بهترین بازیگر مرد گلدن گلوب و نامزدی جایزه اسکار را کسب کرد.


دی کاپریو در سال 2006، در فیلم الماس خونی و جدامانده بسیار درخشید.

وی در فیلم الماس خونی، با Jennifer Connelly و Djimon Hounsou هم بازی بود و نقش دزدان الماس را بر عهده داشتند.

دی کاپریو برای ایفای نقش در این فیلم نامزدی جایزه اسکار را کسب نمود.

در فیلم جدامانده، او نقش Billy Costigan، پلیس ایالتی را بر عهده داشت که وارد یک باند تبهکاری ایرلندی شده بود.

این فیلم نقد های مثبتی دریافت کرد و به عنوان فیلم پرفروش نام گرفت.

دی کاپریو پس از ایفای نقش در این فیلم نامزد جوایز گلدن گلوب و انجمن بازیگران سینما شد.

2008 تاکنون:

در سال 2008، دی کاپریو در فیلم Body of Lies که فیلمی جاسوسی بر پايه رمانی به همین نام نوشته David Ignatius بود، بسیار درخشید.

داستان فیلم، که در شرق اتفاق می افتاد، درباره سه تروریست بود که قصد ترور یک ساوقت و نیز یکدیگر را داشتند.

کارگردانی فیلم برعهده ریدلی اسکات بود و جز دی کاپریو بازیگرانی چون راسل کرو و ونیس کلوسیمو در اون حضور داشتند.

دی کاپریو برای ایفای این نقش، موهایش را به رنگ قهوه ای درآورد .

او این نقش را پذیرفته بود چرا که عقیده داشت این فیلم شبیه فیلم هایی چون The Parallax View و Three Days of the Condor می باشد.

این فیلم تحلیل های متفاوتی از جانب منتقدان دریافت کرد.

این فیلم با بودجه ای حدود 67.5 میلیون دلار آمریکا موفقیتی متوسط در گیشه ها کسب کرد و در جهان تقریبا 115 میلیون دلار فروش داشت.


در همان سال دی کاپریو و کیت وینسلت، بار دیگر شروع به بازی در فیلمی رمانتیک به نام Revolutionary Road به کارگردانی همسر اون وقت وینسلت، سم مندس، کردند.

داستان فیلم بر پايه رمانی با همین نام، نوشته ریچارد یاتس، در سال 1961 بود.

دی کاپریو و وینسلت علاقه چندانی به ایفای نقش در فیلمی رمانتیک که شبیه تایتانیک باشد، نداشتند و اما بالاخره پس از اینکه دی کاپریو نقش را پذیرفت ساخت فیلم سریعا آغاز شد و این زوج هنری برای آشنایی بیشتر با داستان فیلم و سبک زندگی در اون، فیلم های متعددی درباره زندگی های خیابانی دیدند.

Revolutionary Road نظر منتقدان را جلب کرد و موفقیت خوبی به دست آورد.

دی کاپریو به علت بازی در این فیلم، هفتمین نامزدی خود برای جایزه گلدن گلوب را به دست آورد.



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

دی کاپریو در سال 2010، همکاری خود با اسکورسيزی را در فیلم روان شناختی مهیجی، به نام Sutter Island که بر پايه رمانی با همین نام نوشته دنیس لهین، در سال 2003 بود، ادامه داد.

هم بازیان وی، در این فیلم Ben Kingsley، Mark Ruffalo و میشل ویلیامز، در نقشی مکمل بودند.

Sutter Islandبا بودجه ای معادل 41 میلیون دلار آمریکا فروش بی نظیری در گیشه ها داشت و بیشترین موفقیت دی کاپریو و اسکورسيزی در گیشه ها تا اون وقت نام گرفت.


در سال 2010، دی کاپریو در فیلم علمی-تخیلی نولان، اینسپشن، نیز که درباره رویا های فردی و وارد کردن رویا به ذهن بود، بسیار درخشید.

لئو، در نقش دام کاب، یک خارج نماينده اطلاعات و وارد نماينده رویاهای خاص به ذهن افراد بود.

او اولین بازیگری بود که برای ایفای نقش در این فیلم توسط نولان انتخاب شد.

این فیلم بسیار مورد توجه منتقدان برنامه گرفت و در روز اول اکران 21 میلیون و در آخر همان هفته 62.7 میلیون دلار آمریکا فروش داشت.


دی کاپریو ستاره فیلم J.Edgar نیز بود.

این فیلم درباره زندگی J.Edgar Hoover، اولین رئیس جنجالی fbi بود .


در 19 نوامبر 2010 موقعيتی پدید آمد تا لئو بتواند فیلمی را که برنامه هست در سال 2013 اکران شود، هموقت تهیه نمايندگی و در اون بازی کند.

داستان فیلم بر پايه داستان میراث پنهان نوشته «لامار والدرون» و «تام هارتمن» و درباره توطئه مافیا در زمینه همکاری برای ترور رئیس جمهور جان اف.کندی هست.

دی کاپریو در این فیلم نقش جک وان لانینگهام را عهده دارد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

دی کاپریو دوست صمیمی Toby Maguire هست که همدیگر را اولین بار در تست بازی سریال Parenthood در سال 1990 ملاقات کرده بودند.

او هم چنین با بازیگران دیگری چون کوین کولونی و لوهاس و هم بازی اش در فیم های تایتانیک و Revolutionary Road ، کریستوفر پتیت، دوستی دیرینه دارد.


روابط عاشقانه دی کاپریو، در تمامی رسانه ها منتشر شده و اونها را فرا گرفته هست.

دی کاپریو چند سال با مدلی به نام کریستین زنگ و مدل سرشناس بریتانیایی دیگری به نام اما میلر، رابطه داشت.

در سال 2001 دی کاپریو با مدلی برزیلی به نام Gisele Bündchen آشنا شد و روابطی را با او آغاز کرد که تا سال 2005 پیش از جدایی شان همچنان ادامه داشت.

دی کاپریو رابطه ای را با بار رافائلی که او نیز مدل بود در نوامبر 2005 پس از ملاقات او در میهمانی ای مخصوص اعضای ویژه در لاس وگاس آغاز کرد.

در طول سفری که در مارچ 2007 به اسرائیل داشتند این زوج رئیس جمهور اسرائیل را ملاقات کرده و پس از اون به بازدید از زادگاه رافائلی، Hod HaSharon، پرداختند.

این رابطه به مدت 6 ماه، از ژوئن سال 2009 قطع شد، اما دوباره در اوایل سال 2010 آغاز گردید و همچنان تا می 2011 ادامه داشت و اون وقت بود که اخباری مبنی بر پایان یافتن این روابط عاشقانه منتشر شد؛ ولی پس از این خبر دی کاپریو و رافائلی همچنان رابطه دوستانه خود با یکدیگر را حفظ کردند.


لئوناردو دی کاپریو، حالا صاحب یک خانه در لس اونجلس و یک آپارتمان در منطقه TriBeCa در منهتن هست.

در سال 2009، او یک جزیره در Belize خریداری کرد و در اون یک تفریحگاه عمومی ساخت به گونه ای که هیچ آسیبی به محیط زیست وارد نکند.

او هم چنین دارای یک آپارتمان در ناحیه Riverhouse در منهتن هست که ساختمان اون در جهت اصول محیط زیست ساخته شده و به رودخانه ی Hudson مشرف هست.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

فیلم شناسی:

Critters 3 (1991)
Poison Ivy (1992)
This Boy’s Life (1993)
What’s Eating Gilbert Grape (1993)
The Foot Shooting Party (1994)
The Quick and the Dead (1995)
Total Eclipse (1995)
Romeo + Juliet (1996)
Marvin’s Room (1996)
Titanic (1997)
The Man in the Iron Mask (1998)
Celebrity (1998)
The Beach (2000)
Don’s plum (2001)
Catch Me If You Can (2002)
Gangs of New York (2003)
The Aviator (2004)
The Departed (2006)
Blood Diamond (2006)
The 11th Hour (2007)
Body of Lies (2008)
Revolutionary Road (2008)
Shutter Island (2010)
Hubble 3D (2010)
Inception (2010)
J.Edgar (2011)


سریال های تلویزیونی:

The Outsiders (1990)
Parenthood (1990)
The New Lassie (1990)
Santa Barbara (1990)
Roseanne (1991)
Growing Pains (1991-1992)




149:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

150:

Meryl Streep

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

151:

هیـث لجــر
Heath Ledger

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/


هث اندرو لجر بازیگر سینما و تلوزیون هسترالیا پس از ایفای نقش در فیلم های دهه ی نود این کشور برای پیشرفت در کارش به امریکا نقل مکان کرد .

کار های او در برگیرنده ی فیلم هایی هم چون 10things I hate about you,The patriot, Monster's Ball, A Knight's Tale , Brokeback Mountain,The Dark Knightبود.

در کنار بازی در این فیلم ها لجر چند موزیک ویدیو را تهیه و کارگردانی کرد.

و همواره وی مشتاق کارگردانی فیلم بود .

در سال 2005 لجر برای بازی در نقش انیس دل مار در فیلمBrokeback Mountainبرنده ی جایزه ی بهترین بازیگر مرد از انجمن منتقدین فیلم نیویورک شد .

همچنین در سال 2006 جایزه ی بهترین بازیگر مرد را از انستیتوی فیلم هسترالیا دریافت کرد .

او همچنین نامزد دریافت جایزه ی بهترین بازیگر مرد در اسکار سال 2005 شد .

لجر پس از مرگش برنده ی جایزه ای برای بازی در فیلم I am not there که برگرفته از زندگی و آهنگ های آهنگساز و خواننده ی آمریکایی ، Bob Dylan ، بود ، شد .

در این فیلم لجر نقش " رابی کلارک " را بر عهده داشت که یکی از 6 کاراکتر بیان نماينده ی حالات زندگی و شخصیت اجتماعی Dylan بود .

لجر نامزد و برنده ی جایزه هایی از قبیل جایزه اسکار بهترین بازیگر مکمل ، جایزه ی بهترین بازیگر بین المللی درسال 2008 از انستیتو ی فیلم هسترالیا ، جایزه ی اولین بازیگر دریافت نماينده ی اسکار پس از مرگ ، جایزه ی بهترین بازیگر نقش مکمل از گلدن گلاب سال 2008 ، جایزه ی بهترین بازیگر نقش مکمل از انجمن منتقدین لس اونجلس و جایزه ی BAFA در سال 2009 برای بازی در نقش جوکر در فیلم شوالیه ی تاریکی شد .

لجر در سن 28 سالگی به علت ترکیب تصادفی داروها و مسمومیت ناگهانی فوت کرد .

او چند ماه قبل از فوتش فیلم برداری نقش ماقبل آخر خود یعنی جوکر را به پایان رسانده بود و در وقت مرگش (ژانویه 2008 ) تقریبا نیمی از بازی در نقشTony در فیلم The imagination of Doctor Parnassus ساخته ی Terry Gilliam را کامل کرده بود .

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

دهه ی 1990:
پس از فارغ التحصیلی زود هنگام وی در سن 16 سالگی ، او مدرسه را به قصد پیگیری فعالیت های بازیگری اش ترک کرد و به همراه بهترین دوستش تروور دی کارلو (Trevor Dicarlo) از شهر پرث به سیدنی آمد.

ولی او پس از مدتی برای بازی در نقش کوچکی در بخش اول سریال تلوزیونی Clowning Around و همچنین کار در سریال Sweat به پرث بازگشت .

در سریال Sweat لجر نقش یک دوچرخه سوار هم جنس باز را بر عهده داشت .همچنین از سال 93 تا 97 لجر در چند قسمت از سریال تلوزیونی Ship to shore ایفای نقش کرد.

همچنین او در برنامه ی کوتاه زنده ی Fox Broadcasting Company، فیلم درام – تخیلیRoar ، فیلم تلوزیونی Home and Away که یکی از موفق ترین نمایش های تلوزیونی هسترالیایی بود و فیلم Black Rock ایفای نقش کرد و توانست چهره ی بازیگری خود را به طور رسمی به نمایش بگذارد .

سپس در آخرین سال دهه ی نود ، او با بازی در فیلم کمدی 10things I hate about youو همچنین فیلم هسترالیایی Two hands به کارگردانی جرجول جردن ، مورد هستقبال فراوان برنامه گرفت و به ستاره تبدیل شد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

دهه ی 2000:
از سال 2000 تا 2005 لجر به علت بازی در نقش گبریل مارتین فرزند ارشد بنجامین مارتی ( با بازی مل گیبسون ) در فیلم The patriot و بازی نقش سونی گروتسکی پسر هانک گروتسکی ( با بازی باب ثورنتن ) در فیلم Monster’s ball و بازی های برجسته اش در فیلم های The Order , The Four Feathers , A King’s Tale , Ned Kelly , Casanova , The Brothers Grimm و Lords of Dogtown به ستاره ای مشهور تبدیل شد .

در سال 2005 لجر برای بازی در فیلم Brokeback Mountain جایزه ی بهترین بازیگر مرد را از انجمن منتقدین نیویورک و انجمن منتقدین سانفرانسیسکودریافت کرد .

که در اون فیلم او نقش" انیس دل مار" ، یک کارگر مزرعه را بر عهده داشت که عاشق گاوچرانی به نام جیک توئیست با بازی جیک جیلنهال می شود .

او همچنین برای ایفای نقش در این فیلم نامزد جایزه ی بهترین بازیگر مرد در ژانر درام گلدن گلاب و جایزه ی بهترین بازیگر مرد آکادمی اسکار شد.

فیلمBrokeback Mountainباعث شد لجر در رتبه ی نهم جوان ترین نامزدان جایزه ی اسکار برنامه بگیرد .

در بخش نقد فیلم روزنامه ی نیویورک تایمز ، منتقدی به نام هستفن هولدن درباره ی این فیلم چنین نوشت : " آقای لجر و آقای جیلنهال هر دو داستان این عشق دردآلود را به طرز ملموسی نمایش دادند .

این نمایش یک ایفای نقش فوق العاده به خوبی مارلون برندو و سین پن هست .

" در نقد دیگری نیز پیتر تراورز چنین اظهار کرد : " ایفای نقش خیره نماينده ی لجر معجزه ای در بازیگری هست .

به نظر میرسد او واقعا از اعماق وجودش اشک میریزد .

لجر با انیس تنها حرکت نمی کند ، سخن نمی گوید و نمی شنود او با انیس نفس می کشد .دیدن هستنشاق کردن بوی پوشش های آویزان در کمد معیاری هست برای سنجش درد عشق گم شده ی او .

"سپس فیلم Brokeback Mountainلجربه همراه هم وطنش آبیه کرنیش در فیلمی هسترالیایی به نام Candy مشغول به بازی شد.

فیلم نامه ی Candy بر پايه رمانی نوشته شده در سال 1998 به نام : "آبنبات : روایتی از عشق و اعتیاد" بود .لجر و کرنیش در این فیلم نقش جوانانی عاشق و معتاد به هروئین را برعهده داشتند که به خاطر عشق شان سعی در ترک اعتیاد داشتند .

جفری راش نیز در این فیلم نقش مشاور درمانی اونها را بازی می کرد .

لجر برای بازی در این فیلم نامزد سه جایزه ی بهترین بازیگر مرد شد که یکی از اونها جایزه ی انجمن منتقدین هسترالیا بود که کرنیش و راش پیش از او برنده این جایزه شده بودند .

مدت کوتاهی پس از اکران فیلم Candy لجر به "آکادمی علوم و هنرهای سینمایی" دعوت به عضویت شد.

لجر به عنوان یکی از شش بازیگری که جنبه های مختلف زندگی Bob Dylan را در فیلم I am not there به کارگردانی Todd Haynes به نمایش گذاشته بودند ، برنده ی جایزه ای برای بازی در نقش Robbie ، که مسئول به ترسیم کشیدن زندگی عاشقانه ی Dylan بود ، شد .

اما پس از این همه جایزه خود لجر اظهار می کند: تشویق ها هیچ گاه انگیزه ی او برای بازیگری نبوده و نیست .

آخرین ایفای نقش وی ، بازی در فیلم شوالیه ی تاریکی به کارگردانی کریستوفر نولان هست که این فیلم حدود شش ماه پس از مرگ او در تاریخ 16 جولای 2008 در هسترالیا اکران شد.

لجر پس از مرگش برای ایفای نقش در فیلم شوالیه ی تاریکی ، برنده ی دو جایزه ی بهترین بازیگر مکمل از آکادمی اسکار و گلدن گلاب شد .

جایزه ی اسکار را خانواده ی لجر و جایزه ی گلدن گلاب را کریستوفر نولان از جانب وی دریافت کردند .

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

لجر اشتیاق زیادی به کارگردانی فیلم داشت .

او چند موزیک ویدیو نیز ساخته بود که پس از مرگش در 23 فوریه 2008 برنده ی جایزه ی ISP Robert Altman شد .

Todd Haynes کارگردان فیلم I am not there او را به این خاطر بسیار تحسین کرده هست.

در سال 2006 لجر موزیک ویدیو هایی برای هنرمند Hip-Hop هسترالیایی N’fa و آهنگ “Seduction Is Evil ( she’s hot)” ساخت .

در اواخر اون سال لجر از یک موزیک ویدیو دیگر به خوانندگی Ben Harper پرده برداری کرد و همچنین موزیک ویدیوی دیگری برای آهنگ صبح آرزو (Morning Yearning) ی هارپر ساخت .

در کنفرانس مطبوعاتی جشنواره فیم ونیز ، لجر در مورد آرزویش برای ساخت یک فیلم مستند از زندگی Nick Drake صحبت کرد .

Nick Drake خواننده و آهنگسازی بریتانیایی بود که در سال 1979 و در 26 سالگی به علت overdose با قرص های ضد افسردگی فوت کرد.

لجر موزیک ویدیویی درباره ی Nick ساخت و خود در اون نقش نیک را در وقت مطالعهآهنگ "سگ سیاه چشم" برعهده گرفت .

سگ سیاه چشم آهنگی در توصیف افسردگی شخصی Drake بود .

این موزیک ویدیو تنها دوبار به طور رسمی نمایش داده شد.

اولین بار در فستیوال بایبر شوت در شهر سیاتل از تاریخ 1 تا 3 سپتامبر 2007 و دومین بار به عنوان قسمتی از مراسم یاد بود Drake.

پس از مرگ لجر موزیک ویدیوی سگ سیاه چشم در اینترنت به نمایش گذاشته شد و از طریق YouTube و به عنوان کلیپ برگزیده انتخاب شد .

لجر با Scottish (فیلم نامه نویس) و Allan Scott (تهیه نماينده) در فیلمی بر پايه رمان حرکت اول ملکه نوشته ی والتر تویس در سال 1983 مشغول به کار بود .

او در این فیلم به طور هموقت بازیگر و کارگردان بودو برنامه بود این فیلم اولین کار لجر در پوشش کارگردانی باشد.

آخرین کارهای کارگردانی او در موزیک ویدیوهایی به نام های شاه خائن(King Rat) و شن روان (Quicksand) بود که هر دو اولین بار در 4 آگوست 2009 به نمایش گذاشته شد .



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

هث لجر در پرث ، غرب هسترالیا ، متولد شد .

او فرزند سالی لجر (رامشو ) ، معلمی فرانسوی و کیم لجر راننده ی ماشین های مسابقه ای و مهندس معدن بود .

لجر تحصیلات ابتدایی را در مدرسه یMary’s mount و پس از اون در مدرسه ی Guild ford گذراند .

اولین تجربه ی بازیگری او در سن 10 سالگی و به عنوان ستاره ی نمایش نامه ی پیتر پن در مدرسه رخ داد .

پدر و مادر لجر وقتی که او تنها 11 سال داشت ، از یکدیگر طلاق گرفتند.

هث و خواهرش کیت لجر ، دو خواهر ناتنی دیگر نیز داشتند .

آشلی بل - متولد 1989 - فرزند مادر اونها و پدر ناتنی شان روجر بل و همچنین اولیویا لجر - متولد 1997 - فرزند پدر اونها و مادر ناتنی اونها ، اما برون بود.

لجر به بازی شطرنج علاقه ی بسیار داشت و در 10 سالگی برنده ی مسابقات قهرمانی شطرنج غرب هسترالیا شد .

او در بزرگسالی نیز اغلب در پارک شطرنج واشنگتن به بازی می پرداخت .Allan Scott فیلمی درباره ی شطرنج ، بر پايه رمان " حرکت اول ملکه " نوشته ی والتر تویس را تهیه کرده بود که لجر قبل از مرگش در حال کار بر روی اون برای کارگردانی و ایفای نقش به طور هموقت بود .

این فیلم برنامه بود اولین فیلم کارگردانی شده توسط لجر باشد .در بین روابط زیاد و قابل توجه عاشقانه ی لجر ، او به مدت چند ماه در طول سال های 2000 تا 2001 با بازیگری به نام هثر گرام رابطه داشت.

همچنین او یک رابطه ی عاشقانه با نائومی واتز داشت .

لجر در طول فیلم برداری فیلم Ned Kelly با نائومی آشنا شده بود و در طول سالهای 2002 تا 2004 با او زندگی می کرد .

پس از برنامه ای که به مناسبت سالگرد ساخت فیلم 10things I hate about youو به منظور شرح اون انجام شد ، لجر به همراه هم بازی اش در اون فیلم ، جولیا هستایلز ، رابطه ای را شروع کردند که تا چند سال به طول انجامید .

لجر در تابستان 2004 در طی فیلم برداری فیلم Brokeback Mountain میشل ویلیامز را دید و رابطه ای جدی و جدید را با او آغاز کرد .

دختر اون دو ، ماتیلدا رس ، در 28 اکتبر 2005 در نیویورک متولد شد .

والدین تعمیدی ماتیلدا ، جیک جیلنهال و بیزی فیلیپس هم بازیان لجر و ویلیامز در فیلم های Brokeback Mountain و Dawson’s Creek هستند .

هث خانه ی بزرگ و باشکوهش در بورتون هسترالیا را فروخت و به ایالات متحده نقل مکان کرد و در آپارتمانی واقع در بروکلاین به همراه میشل ویلیامز در طول سالهای 2005 تا 2007 به زندگی پرداخت .

در سپتامبر 2007 پدر ویلیامز شغلی را در سیدنی پذیرفت و باعث شد ویلیامز و لجر رابطه شان را پایان ببخشند .

در اوایل سال 2008 پس از به هم خوردن رابطه ی ویلیامز و لجر ، خبرگزاری Tabloid و بعضی دیگر از خبر گزاری ها اخباری مبنی بر روابط عاشقانه بین لجر و هلنا کریستین و گما وارد که هر دو مدل بودند و هم چنین ماری- کیت اولسن منتشر کردند .



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

مرگ:

حدودا در ساعت 2:45 سپس ظهر روز 22 ژانویه 2008 بدن بیهوش لجر توسط خدمتکار منزل وماساژورش تریسا سالمون و دایانا ولزین در اتاق زیر شیروانی طبقه ی چهارم آپارتمانش در شماره ی 421 خیابان Broome در محله SoHo ی منهتن پیدا شد .

بر پايه نقل پلیس ، ولزین که کمی از زودتر از وقت معین برنامه ملاقاتش با لجر در ساعت 3 سپس ظهر به منزل او رسیده بود با دیدن لجر در اون وضع سریعا به دوست لجر ماری کیت اولسن تلفن کرده و از او درخواست کمک می کند.

اولسن که در اون وقت در کالیفرنیا بوده به سرعت نیروهای امنیتی نیویورک را در جریان می گذارد و حدود 15 دقیقه بعد ولزین دوباره با اولسن تماس می گیرد و اظهار ترس نسبت به مرگ لجر می کند سپس ولزین با پلیس تماس می گیرد و می گوید : آقای لجر نفس نمی کشد .

با اصرار اپراتور 911 ، ولزین عملیات احیا را انجام می دهد اما نتیجه ای حاصل نمی شود .

متخصصین پزشکی اورژانس (EMT) هفت دقیقه ی بعد در ساعت 3:33 دقیقا همان وقتی که نیرو های امنیتی توسط ولزین خبردار شده بودند به آپارتمان لجر می رسند اما با این حال موفق به احیای دوباره ی او نمی شوند .

در ساعت 3:36 سپس ظهر ، مرگ قطعی لجر فراخوان می شود و بدن بی جانش از آپارتمان خارج می گردد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

پس از انتشار خبر مرگ لجر در مطبوعات در شب 22 ژانویه 2008 ، عده ی زیادی از گزارشگران مطبوعاتی ، عزاداران و طرفداران وی با دسته های گل بیرون آپارتمان او جمع شدند و مراسم بزرگداشتی برای او برپا کردند .

روز بعد در ساعت 10:50 مطبوعات هسترالیا ، والدین و خواهر لجر ا بیرون منزل مادر لجر واقع در اپلکراس در حومه ی شهر پرث اجتماع کردند و بیانیه ی کوتاهی در رابطه با تاسف و ناراحتی خود نسبت به این اتفاق قرائت کردند.

در طول روزهای بعد مراسم های یادبود بسیاری انجام شد که در اونها اعضای خانواده ی لجر ، نخست وزیر هسترالیا ، کوین راد ، نماینده ی غرب هسترالیا ، اریک رپید و وانر بروس ، مسئول پخش فیلم شوالیه ی تاریکی ، و چند هزار از طرفداران لجر از سراسر جهان شرکت کردند.تعدادی از بازیگران از جمله دنی- دی لویس بیانیه ای در اظهار اندوه خود منتشر کردند .

دی لویس که جایزه ی انجمن بازیگران سینما را به لجر اهدا کرده بود فرمود لجر همواره منبع الهام و الگوی او در بازیگری بوده .

دی لویس ایفای نقش لجر در Monster’s ball و Brokeback Mountain بسیار ستود و او را کامل و یکتا توصیف کرد .

ورن ترویر که با لجر قبل از مرگش در فیلم The imagination of Doctor Parnassus همکاری کرده بود ، تصویر یک قلب دقیقا شبیه اونچه که لجر با خط خود در انتهای نامه هایش رسم می کرد را برای یادآوری همیشگی هث روی دستش خالکوبی کرد چرا که لجر تاثیری فوق العاده و عمیق بر ذهن و احساسات او گذاشته بود .

در 1 فوریه در اولین مجلس رسمی و علنی پس از مرگ لجر ، میشل ویلیامز دل شکستگی اش را بیان کرد و از روح زنده ی لجر در قلب فرزندشان سخن فرمود .پس از شرکت در مراسمات و انجام تشریفات در لس اونجلس اعضای خانواده ی لجر به همراه جنازه ی او به پرث بازگشتند.



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

پس از دو هفته که حدس و گمان های مطبوعات درباره ی دلایل مرگ لجر منتشر شده بود ، در روز 6 فوریه 2008 اداره ی کل آزمایشات پزشکی نیویورک گزارشی از نتایج کالبد شکافی اولیه که در روز 23 ژانویه انجام شده بود را به همراه اونالیز های کامل سم شناسی ارائه داد که در قسمتی از این نقل آمده بود که : آقای لجر بر اثر هستفاده ی بیش از حد از مواد سکرآور و ترکیب شدن موادی چون اکسی کدئین ، هیدروکدئین ، دیازپام ، تمازپام ، آلپروزولام و دوکسی لامین با یکدیگر فوت کرده اند .

هم چنین این اداره تصریح کرد : بر پايه نتیجه گیری های ما از حالات مرگ ایشان ، این ماجرا قطعا اتفاقی و بر اثر هستفاده ی بیش از حد از دارو های تجویز شده توسط پزشک بوده هست .

در اونالیز سم شناسی مشخص شد که دارو های مصرف شده توسط هث لجر معمولا برای درمان بیماری هایی چون افسردگی ، بی خوابی ، درد و سرما خوردگی هست .هر چند خبر گزاری ها نقل دادند که پلیس وقت مرگ لجر را بین ساعت 1 تا 2:45 روز 22 ژانویه 2008 تخمین زده هست، اما اداره کل آزمایشات پزشکی فراخوان نمود که این اتفاق نمی توانسته در اون ساعت از روز اتفاق افتاده باشد .

این اطلاعیه درباره حالات و دلایل مرگ لجر باعث شدت یافتن نگرانی ها درباره ی هستفاده ی زیاد یا غلط داروها در ایالات متحده شد.


فیلم شناسی :

تلوزیون:

Roar 1993
Ship to Shore 1996
Sweat 1997
Home and Away 1997


سینما :

1992 The imagination of Doctor Parnassus
Clowning Around 1997
Blackrock 1997
Paws 1999
Two Hands 1999
10Things I Hate about You 2000
The Patriot2001 Monster's Ball 2001
Knight's Tale, AA Knight's Tale 2002
The Four Feathers 2003
The Order 2003
Ned Kelly 2005
Casanova 2005
The Brothers Grimm 2005
Lords of Dogtown 2005
Brokeback Mountain 2006
Candy 2007
I'm Not There 2008
The Dark Knight 2009

152:

آقا نذارید عکسارو ..
من الان عذاب وجدان گرفتم که هیث توی ِ لیستم نبود :|

153:

نوشته اصلي بوسيله bella نمايش نوشته ها
آقا نذارید عکسارو ..
من الان عذاب وجدان گرفتم که هیث توی ِ لیستم نبود :|

چه کار کنم با این همه عذاب وجدان؟
خب میخوایین هر دو اسم تام هنکس رو خط بزنید و
جک نیکلسون و هیث لجر رو بگذارید.


154:

Morgan Freeman

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/



155:


به خاطر این توهین حقتونه یه عکس wanted از شما در سراسر دنیا پخش بشه

156:

Audrey Hepburn
آدری هپبـورن



زندگــی مـن چیزی بیشتــر از یک داستــان پریــان اســت.

مـن هم سهم خـودم را
از
سختی‌ها داشته‌ام.

اما هر سختی‌ای را که تحمل کردم، در آخر، اجری برایم داشت.


(آدری هپبورن)



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

آدری هپورن در 4 می سال 1929 در بروکسلِ بلژیک به دنیا آمد.

پدرش یک موسسه ماليدار ثروتمند انگلیسی و مادرش یک هلندی بود.

سپس اینکه والدین وی از هم جدا شدند، آدری به همراه مادرش به لندن رفت و وارد یک مدرسه خصوصی دخترانه شد.

مدتی بعد مادرش به هلند برگشت و آدری نیز برای تعطیلات به او پیوست.

در همین هنگام بود که ارتش هیتلر شهر را گرفت و باعث شد او دوران سختی را بگذراند تا جایی که دچار افسردگی و سوءتغذیه شد.

پس از اتمام جنگ آدری به مدرسه باله لندن رفت و از اون به بعد شروع به یادگیری حرفه مدلینگ کرد.

او برای این کار برازنده بود و به نظر می رسید که هدف خود را در زندگی پیدا کرده هست.

تا اینکه با تهیه نمايندگان انگلیسی آشنا شد و با ایفای نقش های کوتاه در فیلم ها رسما وارد دنیای سینما شد.


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

هپورن 22 ساله بود که تصمیم گرفت به آمریکا برود و شانس خود را امتحان کند.

پس از ورود به نیویوک با هستودیوی برادوی آشنا شد و در فیلمی اقتباسی از داستان یک نویسنده فرانسوی به نام کالت بازی کرد.

داستان این فیلم در پاریس حوالی سال 1900 بود.

یک کمدی درباره دختر جوانی که در آستانه ی بلوغ هست و اتفاقاتی که برنامه هست برای وی رخ دهد.

در سال 1953 یعنی تنها دو سال سپس کار کردن با هستودیوی برادوی در فیلم زیبای تعطیلات رومی به ایفای نقش پرداخت و موجب تشویق تماشاگران و منتقدان برنامه گرفت و همین طور برنده جایزه آکادمی اسکار شد.

این اتفاق باعث محبوبیت بیشتر وی و به دست آوردن نقش های بیشتر و بهتر شد.

یکی دیگر از دلایل محبوبیت آدری هپورن این واقعیت بود که او بر خلاف دیگر ستارگان اون وقت دارای چهره ای ظریف و معصوم بود.
هپورن 1 سال پس از دریافت جایزه اسکار به هستودیوی برادوی بازگشت و در یک فیلم فانتزی با مِل فِرر همبازی شد.

داستان این فیلم درباره یک روح و به دست آوردن و از دست دادن عشق هست.

او برای بازی در این فیلم جایزه تونی را در سال 1954 کسب کرد.

پس از این فیلم هپورن و فرر در 25 سپتامبر 1954 با هم ازدواج کردند.
در سال 1954 هپورن در فیلم سابریا در مقابل همفری بوگارت و ویلیام هولدن بازی کرد.

او برای بازی در این فیلم کمدی رمانتیک نامزد دریافت جایزه اسکار شد.



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

پس از موفقیت فیلم سابریا او تصمیم گرفت در فیلم چهره های خنده دار بازی کند.

پوشش های هپورن در این فیلم توسط یکی از طراحان معروف "ژیوانشی" که یکی از دوستان نزدیک او بود طراحی شد.

در سال 1956 هپورن بار دیگر با همسرش مل فرر در یک فیلم اقتباسی از رمان معروف جنگ و صلح تولستوی همبازی شد.
پس از اون در سال 1957 در فیلم عشق در بعدارظهر بازی کرد.
در سال 1959 او برای بازی در نقش خواهر لوکا در فیلم "داستان راهبه ها" برای بار دیگر نامزد دریافت جایزه اسکار شد.

داستان این فیلم درباره خواهر لوکا و مبارزه وی برای موفقیت به عنوان یک راهبه هست.

اوج زندگی حرفه ای وی وقتی بود که نقش هالی را در فیلم "صبحانه در تیفانی" در سال 1961 بازی کرد و برای چندمین بار نامزد دریافت اسکار شد.
او با بازی در فیلم "معما"در سال 1963 که یک اثر رازآلود هست ثابت کرد که می تواند در هر ژانری بدرخشد، چه در ژانر کمدی رمانتیک که ژانر محبوب او بود و چه ژانر جنایی و رازآلود.
یکی از درخشان ترین نقش های هپورن در فیلم "بانوی نمایشگاه من" در سال 1964 با همکاری رکس هریسون بود.
سپس چند فیلم دیگر که مهمترین اون ها "دو همسفر" بود بار دیگر نامزد دریافت جایزه اسکار برای بازی در فیلم "تا تاریکی استقامت کنید" در سال 1967 شد.


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

هپورن پایان دهه 60 سپس جدایی از مل فرر تصمیم گرفت در اوج با سینما خداحافظی کند.
بعدها او با دکتر اوندره داتی ازدواج کرد و دوباره تصمیم گرفت بر روی پرده نقره ای ظاهر شود.
یکی از فیلم هایش سپس بازگشت دوباره اش "رابین و ماریان"در سال 1976 بود.
آخرین فیلم او "همیشه" بود که در سال 1989 توسط کارگردان صاحب نام، هستیون اسپیلبرگ ساخته شد.
آدری هپورن در سال های آخر زندگیش بار دیگر بازیگری را کنار گذاشت و تصمیم گرفت به کودکان نیازمند کمک کند.

به همین خاطر به ساوقت یونیسف پیوست و سفیر حسن نیت شد.

او با سفر به کشورهای گوناگون تلاش کرد تا امت را برای کمک به کودکان نیازمند تشویق کند.
او کودکان گرسنه را درک می کرد چون خود طعم گرسنگی را در طول اشغال هلند توسط نازی ها چشیده بود.
او بیشتر از 50 سفر به همراه یونیسف برای بازدید از پروژه های این ساوقت به آسیا، آفریقا و آمریکای مرکزی و جنوبی رفت.
جایزه ویژه آکادمی اسکار را برای کارهای بشر دوستانه اش در سال 1993 به دست آورد اما عمرش به قدری طول نکشید که اون را دریافت کند.
آدری هپورن در 20 ژانویه سال 1993 در خانه اش در سوئیس در اثر بیماری سرطان پانکراس در گذشت.
کارهای او برای کمک به کودکان جهان همچنان ادامه دارد.

پسرهایش، شان فرر و لوکا داتی صندوق یادبودی برای ادامه کارهای انسان دوستانه هپورن در سال 1994 تاسیس کردند که در حال حاضر به عنوان صندوق آدری هپورن کودکان شناخته می شود.



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/


فیلم شناسی:

دختر مونته کارلو (1951)
عیاشی (1951)
خنده در بهشت (1951)
تبهکاران لاوندر هیل (1951)
قصه همسران جوان (1951)
ما همه به مونته کارلو می‌رویم (1951)
امت مخفی (1952)
روز بارانی در تقاطع بهشت (1952)
تعطیلات رمی‌(1953)
سابرینا (1954)
جنگ و صلح (1957)
نمایش تهیه نمايندگان (1957)
عشق در بعد ازظهر (1957)
کاخ‌های سبز (1959)
داستان راهبه (1959)
نابخشوده (1960)
صبحانه در تیفانی (1961)
ساعت بچه‌ها (1961)
لال بازی (1963)
با هم در پاریس (1964)
بانوی زیبای من (1964)
چگونه یک میلیون دلار بدزدیم؟ (1966)
دو نفر در جاده (1967)
تا تاریکی استقامت کن (1967)
رابین و ماریان (1976)
خط خون (1979)
همه اونها خندیدند (1981)
زندگی در میان دزدان (1987)
همیشه (1989)


جوایز و افتخارات مهم:

1993: جایزه انسان دوستی و نیکوکاری «جین هر سهولت»
1968: نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اصلی زن برای بازی در فیلم «تا تاریکی استقامت کن»
1962: نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اصلی زن برای بازی در فیلم «صبحانه در تیفانی»
1960: نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اصلی زن برای بازی در فیلم «داستان راهبه»
1955: نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اصلی زن برای بازی در فیلم «سابرینا»
1954: برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اصلی زن برای بازی در فیلم «تعطیلات رمی»
1993: برنده جایزه بازیگری برای فیلم مستند «باغ‌های جهان با آدری هپبورن» گلدن گلوب
1990: برنده جایزه «سسیل ب.

دمیل»
1968: نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر زن برای بازی در فیلم‌های «تا تاریکی استقامت کن» و «دو نفر در جاده»
1965: نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر زن برای در فیلم «بانوی زیبای من»
1964: نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر زن برای بازی در فیلم «لال بازی»
1962: نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر زن برای بازی در فیلم «صبحانه در تیفانی»
1960: نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر زن برای بازی در فیلم « داستان راهبه »
1985: نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر زن برای بازی در فیلم «عشق در بعد ازظهر»
1957: نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر زن برای بازی در فیلم «جنگ و صلح»
1955: برنده جایزه «هنریتا»

157:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

158:

آقایان:
1 همفری بوگارت(یادآور دوران طلایی سیمای کلاسیک قصه گو)
2 مارلون براندو
3 کرک داگلاس
4 چارلی چاپلین
5 جان وین(بهترین بازیگر نقشهای وسترن)
6 تام هنکس
7 داستین هافمن
8 لئوناردو دیکاپریو
9 رابرت دنیرو
10 مورگان فریمن
خانمها:
1 اینگرید برگمن(بنظرم تنها بازیگری که زیبا بود اما نان زیباییش را نخورد و عملکرد فنی خوبی هم داشت(دارنده 3اسکار)
2 آدری هپبورن
3 کاترین هپبورن
4 مریلین مونرو
5 مریل هستریپ
6 جودی فاستر
7 نیکول کیدمن
8 جولیا رابرتز
9 کایرا نایتلی(خواستم از جدیدها هم کسی باشه)
10 ساندرا بولاک

159:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

160:

دوستان بیشترخوش تیپهارودرلیست گونجوندن

منم لیستمو میزارم
بعدمیام دیرکه نشده

161:


سلام
تا 14 این ماه بیشتر وقت نیست افسانه خانم


162:

میشه من 10 بار ب آل پاچینو رای بدم ؟

163:


بله میشه، ولی خب ما همه رو یکی حساب میکنیم!

164:

تـــام هنکــس
Tom hanks

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/


او در تاریخ 9 جولای 1956 در شهر کنکورد واقعا در ایالت کالیفرنیا بدنیا آمد.

پدرشAmos Milford Hanks یکی از بستگان دور مادری رئیس جمهور آبراهام لینکولن Abraham Lincoln بود.مادر آمریکایی- پرتقالی او، Janet Marylyn کارگر بیمارستان بود.

پدر و مادر تام در سال 1960 از یکدیگر جدا شدند.

سه فرزند بزرگ خانواده، ساندار، لاری و تام با پدر همراه شدند در حالی که فرزند کوچکتر، جیم نزد مادر خود در شهر red bluff ماند.هر دو اونها پس از مدتی بار دیگر ازدواج کردند.

اولین نامادری تام همراه با پنج فرزندش با پدر تام ازدواج کرد که این ازدواج سپس دو سال به جدائی ختم شد.

تام در رشته تاتر در کالج Chabot college در شهر Hayward در ایالات کالیفرنیا به تحصیل پرداخت و سپس دو سال به دانشگاه California State University در شهر Sacramento منتقل شد.

در دوران تحصیل در رشته تاتر تام با Vincent Dowling سرپرست جشنواره تاتر Great Lakes آشنا شد و به پیشنهاد وی تام به عنوان کارآموز در اونجا مشغول به کار شد.

این دوره کارآموزی او، به سه سال تجربه در بیشتر زمینه های تاتر از جمله نورپردازی و طراحی صحنه انجامید که همین دلایل تام را از ادامه تحصیل در کالج بازداشتند.

در همین دوران تام موفق به دریافت جایزه به عنوان بهترین هنرپیشه مرد در نمایشنامه ای به نام the two gentlemen of Verona اثر شکسپیر گردید.

در سال 1979 تام عازم نیویورک شد، جایی که او توانست اولین فیلم کم هزینه خود به نام he knows you are alone را بسازد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

در سال 1986 او با بازی در فیلم nothing is common در نقش مرد جوانی که توسط والدینش رها شده بود و مجبور بود تا روابط خود با پدرش (با بازی Jackie Gleason ) را از نو بنا کند ظاهر شد.

بازی در این فیلم باعث شد که هنکس به عنوان بازیگری که نه تنها قادر به ایفای نقشهای کمیک بلکه توانایی ایفای نقش جدی را نیز دارد شناخته شد.

وی پس از بازی در تعدادی فیلم نا موفق ، با بازی در فیلم موفق و پرفروش big در سال 1988 به عنوان هنرپیشه با هستعداد هالیوود مطرح شد.

این موفقیت در همان سال با فیلم punch line ادامه یافت.
بار دیگر هنکس با بازی در فیلمهای نا موفقی مانند (1989) the burbs با شکست مواجه شد .

تنها فیلم نسبتا موفق وی در سال 1989 فیلم Turner & Hooch نام داشت.

هنکس با فیلمهایی همچون sleepless in Seattle و Philadelphia موفق شد تا دوباره به اوج بازگردد.

فیلم اول در مورد مرد مجردی هست که عشق واقعیش را می یابد و فیلم بعدی داستان مرد همجنس گرایی هست که آلوده به ویروس ایدز گردیده هست و قصد دارد از شرکتی که در اون کار می کند به خاطر تبعیض بین او و سایر کارمندان شکایت کند.تام برای بازی در این فیلم ، وزن خود را کاهش داده و موهایش را نیز کمی خلوت تر کرد.

او در همان سال موفق به دریافت جایزه اسکار به عنوان بهترین هنرپیشه مرد برای بازی در همین فیلم گردید.

تام این موفقیت را در سال 1994 با فیلم موفق دیگری به نام Forrest Gump همچنين گفت و دومین جایزه اسکار خود به عنوان بهترین بازیگر مرد دریافت نمود.

در سال 1995 او در فیلم Apollo 13 ایفای نقش نمود که این فیلم مورد تحسین منتقدان برنامه گرفت که این فیلم در همان سال نامزد دریافت نه جایزه اسکار شد که دو تا جایزه را دریافت نمود.

در همان سال تام در انیمیشن toy story به جای شخصیت اصلی صحبت کرد.

تام اولین فیلم نوشته شده توسط خودش را در سال 1996 به نام that thing you do کارگردانی کرد که در اون خود نیز نقشی ایفا نمود.

داستان این فیلم در مورد گروههای موسیفی پاپ دهه 60 بود .

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

سپس هنکس به همراه دو کارگردان دیگر سریال تلویزیونی دوازده قسمتی به نام from the earth to the moon را کارگردانی نمود.

پروژه بعدی هنکس saving private Ryan به کارگردانی اسپیلبرگ نام داشت که اسپیلبرگ به خاطر کارگردانی این فیلم موفق به دریافت دومین جایزه اسکار خود گردید و همچنین تام هنکس نامزد دریافت جایزه اسکار شد.

این فیلم چه در گیشه و چه نزد منتقدین مورد هستقبال بسیار برنامه گرفت .

در سال 1998 تام در فیلم you’ve got mail ایفای نقش کرد که این فیلم بازسازی فیلمی ساخت دهه 40 به نام the shop around the corner بود.

در سال 1999 هنکس در فیلم the green mile به ایفای نقش پرداخت این فیلم اقتباس شده از رمانی به همین نام اثر Stephen King هست.

همچنین در همان سال در انیمیشن toy story دوباره به صدا گذاری پرداخت.

در سال 2001 تام در فیلم road to perdition به کارگردانی Sam Mendes که این کارگردان فیلم معروفAmerican beauty را هم در گذشته ساخته بود ، در نقش ضد قهرمان ظاهر شد.

در همان سال او در فیلمی کمدی – جنائی catch me if you can به کارگردانی اسپیلبرگ ایفای نقش کرد.

در همان سال تام به همراه همسرش Rita Wilson فیلم موفق my big fat Greek wedding را تهیه کرد.

تام در سال 2010 بار دیگر در انیمیشن toy story 3 به جای یکی از شخصیتها صحبت کرد.

تام در سن 45 سالگی به عنوان جوانترین شخصی که تا به حال موفق به دریافت این جایزه شده ، موفق به دریافت جایزه یک عمر فعالیت هنری از انستیتوی فیلم آمریکا گردید.



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

تام در سال 1978 با هنرپیشه آمریکایی Samantha Lewes ازدواج کرد.

اونها صاحب دو فرزند شدند ، پسری به نام Colin که هم اکنون بازیگر هست و دختری به نام Elizabeth .

اون دو در سال 1987 طلاق گرفتند .

تام در سال 1988 با Rita Wilson ازدواج کرد.

این دو اولین بار در شوی تلویزیونی bosom buddies با یکدیگر آشنا شدند که بعدا با بازی در فیلم volunteers روابط عاشقانه بین اونها شکل گرفت.
اون دو دارای دو پسر به نامهای Chester و Truman هستند.تام در یکم فوریه سال 2011 با به دنیا آمدن فرزند پسر بزرگش Colin به نام Olivia Jane Hanks ، پدربزرگ شد.


165:

Meryl Streep

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

166:

هیـث لجــر
Heath Ledger

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/


هث اندرو لجر بازیگر سینما و تلوزیون هسترالیا پس از ایفای نقش در فیلم های دهه ی نود این کشور برای پیشرفت در کارش به امریکا نقل مکان کرد .

کار های او در برگیرنده ی فیلم هایی هم چون 10things I hate about you,The patriot, Monster's Ball, A Knight's Tale , Brokeback Mountain,The Dark Knightبود.

در کنار بازی در این فیلم ها لجر چند موزیک ویدیو را تهیه و کارگردانی کرد.

و همواره وی مشتاق کارگردانی فیلم بود .

در سال 2005 لجر برای بازی در نقش انیس دل مار در فیلمBrokeback Mountainبرنده ی جایزه ی بهترین بازیگر مرد از انجمن منتقدین فیلم نیویورک شد .

همچنین در سال 2006 جایزه ی بهترین بازیگر مرد را از انستیتوی فیلم هسترالیا دریافت کرد .

او همچنین نامزد دریافت جایزه ی بهترین بازیگر مرد در اسکار سال 2005 شد .

لجر پس از مرگش برنده ی جایزه ای برای بازی در فیلم I am not there که برگرفته از زندگی و آهنگ های آهنگساز و خواننده ی آمریکایی ، Bob Dylan ، بود ، شد .

در این فیلم لجر نقش " رابی کلارک " را بر عهده داشت که یکی از 6 کاراکتر بیان نماينده ی حالات زندگی و شخصیت اجتماعی Dylan بود .

لجر نامزد و برنده ی جایزه هایی از قبیل جایزه اسکار بهترین بازیگر مکمل ، جایزه ی بهترین بازیگر بین المللی درسال 2008 از انستیتو ی فیلم هسترالیا ، جایزه ی اولین بازیگر دریافت نماينده ی اسکار پس از مرگ ، جایزه ی بهترین بازیگر نقش مکمل از گلدن گلاب سال 2008 ، جایزه ی بهترین بازیگر نقش مکمل از انجمن منتقدین لس اونجلس و جایزه ی BAFA در سال 2009 برای بازی در نقش جوکر در فیلم شوالیه ی تاریکی شد .

لجر در سن 28 سالگی به علت ترکیب تصادفی داروها و مسمومیت ناگهانی فوت کرد .

او چند ماه قبل از فوتش فیلم برداری نقش ماقبل آخر خود یعنی جوکر را به پایان رسانده بود و در وقت مرگش (ژانویه 2008 ) تقریبا نیمی از بازی در نقشTony در فیلم The imagination of Doctor Parnassus ساخته ی Terry Gilliam را کامل کرده بود .

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

دهه ی 1990:
پس از فارغ التحصیلی زود هنگام وی در سن 16 سالگی ، او مدرسه را به قصد پیگیری فعالیت های بازیگری اش ترک کرد و به همراه بهترین دوستش تروور دی کارلو (Trevor Dicarlo) از شهر پرث به سیدنی آمد.

ولی او پس از مدتی برای بازی در نقش کوچکی در بخش اول سریال تلوزیونی Clowning Around و همچنین کار در سریال Sweat به پرث بازگشت .

در سریال Sweat لجر نقش یک دوچرخه سوار هم جنس باز را بر عهده داشت .همچنین از سال 93 تا 97 لجر در چند قسمت از سریال تلوزیونی Ship to shore ایفای نقش کرد.

همچنین او در برنامه ی کوتاه زنده ی Fox Broadcasting Company، فیلم درام – تخیلیRoar ، فیلم تلوزیونی Home and Away که یکی از موفق ترین نمایش های تلوزیونی هسترالیایی بود و فیلم Black Rock ایفای نقش کرد و توانست چهره ی بازیگری خود را به طور رسمی به نمایش بگذارد .

سپس در آخرین سال دهه ی نود ، او با بازی در فیلم کمدی 10things I hate about youو همچنین فیلم هسترالیایی Two hands به کارگردانی جرجول جردن ، مورد هستقبال فراوان برنامه گرفت و به ستاره تبدیل شد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

دهه ی 2000:
از سال 2000 تا 2005 لجر به علت بازی در نقش گبریل مارتین فرزند ارشد بنجامین مارتی ( با بازی مل گیبسون ) در فیلم The patriot و بازی نقش سونی گروتسکی پسر هانک گروتسکی ( با بازی باب ثورنتن ) در فیلم Monster’s ball و بازی های برجسته اش در فیلم های The Order , The Four Feathers , A King’s Tale , Ned Kelly , Casanova , The Brothers Grimm و Lords of Dogtown به ستاره ای مشهور تبدیل شد .

در سال 2005 لجر برای بازی در فیلم Brokeback Mountain جایزه ی بهترین بازیگر مرد را از انجمن منتقدین نیویورک و انجمن منتقدین سانفرانسیسکودریافت کرد .

که در اون فیلم او نقش" انیس دل مار" ، یک کارگر مزرعه را بر عهده داشت که عاشق گاوچرانی به نام جیک توئیست با بازی جیک جیلنهال می شود .

او همچنین برای ایفای نقش در این فیلم نامزد جایزه ی بهترین بازیگر مرد در ژانر درام گلدن گلاب و جایزه ی بهترین بازیگر مرد آکادمی اسکار شد.

فیلمBrokeback Mountainباعث شد لجر در رتبه ی نهم جوان ترین نامزدان جایزه ی اسکار برنامه بگیرد .

در بخش نقد فیلم روزنامه ی نیویورک تایمز ، منتقدی به نام هستفن هولدن درباره ی این فیلم چنین نوشت : " آقای لجر و آقای جیلنهال هر دو داستان این عشق دردآلود را به طرز ملموسی نمایش دادند .

این نمایش یک ایفای نقش فوق العاده به خوبی مارلون برندو و سین پن هست .

" در نقد دیگری نیز پیتر تراورز چنین اظهار کرد : " ایفای نقش خیره نماينده ی لجر معجزه ای در بازیگری هست .

به نظر میرسد او واقعا از اعماق وجودش اشک میریزد .

لجر با انیس تنها حرکت نمی کند ، سخن نمی گوید و نمی شنود او با انیس نفس می کشد .دیدن هستنشاق کردن بوی پوشش های آویزان در کمد معیاری هست برای سنجش درد عشق گم شده ی او .

"سپس فیلم Brokeback Mountainلجربه همراه هم وطنش آبیه کرنیش در فیلمی هسترالیایی به نام Candy مشغول به بازی شد.

فیلم نامه ی Candy بر پايه رمانی نوشته شده در سال 1998 به نام : "آبنبات : روایتی از عشق و اعتیاد" بود .لجر و کرنیش در این فیلم نقش جوانانی عاشق و معتاد به هروئین را برعهده داشتند که به خاطر عشق شان سعی در ترک اعتیاد داشتند .

جفری راش نیز در این فیلم نقش مشاور درمانی اونها را بازی می کرد .

لجر برای بازی در این فیلم نامزد سه جایزه ی بهترین بازیگر مرد شد که یکی از اونها جایزه ی انجمن منتقدین هسترالیا بود که کرنیش و راش پیش از او برنده این جایزه شده بودند .

مدت کوتاهی پس از اکران فیلم Candy لجر به "آکادمی علوم و هنرهای سینمایی" دعوت به عضویت شد.

لجر به عنوان یکی از شش بازیگری که جنبه های مختلف زندگی Bob Dylan را در فیلم I am not there به کارگردانی Todd Haynes به نمایش گذاشته بودند ، برنده ی جایزه ای برای بازی در نقش Robbie ، که مسئول به ترسیم کشیدن زندگی عاشقانه ی Dylan بود ، شد .

اما پس از این همه جایزه خود لجر اظهار می کند: تشویق ها هیچ گاه انگیزه ی او برای بازیگری نبوده و نیست .

آخرین ایفای نقش وی ، بازی در فیلم شوالیه ی تاریکی به کارگردانی کریستوفر نولان هست که این فیلم حدود شش ماه پس از مرگ او در تاریخ 16 جولای 2008 در هسترالیا اکران شد.

لجر پس از مرگش برای ایفای نقش در فیلم شوالیه ی تاریکی ، برنده ی دو جایزه ی بهترین بازیگر مکمل از آکادمی اسکار و گلدن گلاب شد .

جایزه ی اسکار را خانواده ی لجر و جایزه ی گلدن گلاب را کریستوفر نولان از جانب وی دریافت کردند .

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

لجر اشتیاق زیادی به کارگردانی فیلم داشت .

او چند موزیک ویدیو نیز ساخته بود که پس از مرگش در 23 فوریه 2008 برنده ی جایزه ی ISP Robert Altman شد .

Todd Haynes کارگردان فیلم I am not there او را به این خاطر بسیار تحسین کرده هست.

در سال 2006 لجر موزیک ویدیو هایی برای هنرمند Hip-Hop هسترالیایی N’fa و آهنگ “Seduction Is Evil ( she’s hot)” ساخت .

در اواخر اون سال لجر از یک موزیک ویدیو دیگر به خوانندگی Ben Harper پرده برداری کرد و همچنین موزیک ویدیوی دیگری برای آهنگ صبح آرزو (Morning Yearning) ی هارپر ساخت .

در کنفرانس مطبوعاتی جشنواره فیم ونیز ، لجر در مورد آرزویش برای ساخت یک فیلم مستند از زندگی Nick Drake صحبت کرد .

Nick Drake خواننده و آهنگسازی بریتانیایی بود که در سال 1979 و در 26 سالگی به علت overdose با قرص های ضد افسردگی فوت کرد.

لجر موزیک ویدیویی درباره ی Nick ساخت و خود در اون نقش نیک را در وقت مطالعهآهنگ "سگ سیاه چشم" برعهده گرفت .

سگ سیاه چشم آهنگی در توصیف افسردگی شخصی Drake بود .

این موزیک ویدیو تنها دوبار به طور رسمی نمایش داده شد.

اولین بار در فستیوال بایبر شوت در شهر سیاتل از تاریخ 1 تا 3 سپتامبر 2007 و دومین بار به عنوان قسمتی از مراسم یاد بود Drake.

پس از مرگ لجر موزیک ویدیوی سگ سیاه چشم در اینترنت به نمایش گذاشته شد و از طریق YouTube و به عنوان کلیپ برگزیده انتخاب شد .

لجر با Scottish (فیلم نامه نویس) و Allan Scott (تهیه نماينده) در فیلمی بر پايه رمان حرکت اول ملکه نوشته ی والتر تویس در سال 1983 مشغول به کار بود .

او در این فیلم به طور هموقت بازیگر و کارگردان بودو برنامه بود این فیلم اولین کار لجر در پوشش کارگردانی باشد.

آخرین کارهای کارگردانی او در موزیک ویدیوهایی به نام های شاه خائن(King Rat) و شن روان (Quicksand) بود که هر دو اولین بار در 4 آگوست 2009 به نمایش گذاشته شد .



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

هث لجر در پرث ، غرب هسترالیا ، متولد شد .

او فرزند سالی لجر (رامشو ) ، معلمی فرانسوی و کیم لجر راننده ی ماشین های مسابقه ای و مهندس معدن بود .

لجر تحصیلات ابتدایی را در مدرسه یMary’s mount و پس از اون در مدرسه ی Guild ford گذراند .

اولین تجربه ی بازیگری او در سن 10 سالگی و به عنوان ستاره ی نمایش نامه ی پیتر پن در مدرسه رخ داد .

پدر و مادر لجر وقتی که او تنها 11 سال داشت ، از یکدیگر طلاق گرفتند.

هث و خواهرش کیت لجر ، دو خواهر ناتنی دیگر نیز داشتند .

آشلی بل - متولد 1989 - فرزند مادر اونها و پدر ناتنی شان روجر بل و همچنین اولیویا لجر - متولد 1997 - فرزند پدر اونها و مادر ناتنی اونها ، اما برون بود.

لجر به بازی شطرنج علاقه ی بسیار داشت و در 10 سالگی برنده ی مسابقات قهرمانی شطرنج غرب هسترالیا شد .

او در بزرگسالی نیز اغلب در پارک شطرنج واشنگتن به بازی می پرداخت .Allan Scott فیلمی درباره ی شطرنج ، بر پايه رمان " حرکت اول ملکه " نوشته ی والتر تویس را تهیه کرده بود که لجر قبل از مرگش در حال کار بر روی اون برای کارگردانی و ایفای نقش به طور هموقت بود .

این فیلم برنامه بود اولین فیلم کارگردانی شده توسط لجر باشد .در بین روابط زیاد و قابل توجه عاشقانه ی لجر ، او به مدت چند ماه در طول سال های 2000 تا 2001 با بازیگری به نام هثر گرام رابطه داشت.

همچنین او یک رابطه ی عاشقانه با نائومی واتز داشت .

لجر در طول فیلم برداری فیلم Ned Kelly با نائومی آشنا شده بود و در طول سالهای 2002 تا 2004 با او زندگی می کرد .

پس از برنامه ای که به مناسبت سالگرد ساخت فیلم 10things I hate about youو به منظور شرح اون انجام شد ، لجر به همراه هم بازی اش در اون فیلم ، جولیا هستایلز ، رابطه ای را شروع کردند که تا چند سال به طول انجامید .

لجر در تابستان 2004 در طی فیلم برداری فیلم Brokeback Mountain میشل ویلیامز را دید و رابطه ای جدی و جدید را با او آغاز کرد .

دختر اون دو ، ماتیلدا رس ، در 28 اکتبر 2005 در نیویورک متولد شد .

والدین تعمیدی ماتیلدا ، جیک جیلنهال و بیزی فیلیپس هم بازیان لجر و ویلیامز در فیلم های Brokeback Mountain و Dawson’s Creek هستند .

هث خانه ی بزرگ و باشکوهش در بورتون هسترالیا را فروخت و به ایالات متحده نقل مکان کرد و در آپارتمانی واقع در بروکلاین به همراه میشل ویلیامز در طول سالهای 2005 تا 2007 به زندگی پرداخت .

در سپتامبر 2007 پدر ویلیامز شغلی را در سیدنی پذیرفت و باعث شد ویلیامز و لجر رابطه شان را پایان ببخشند .

در اوایل سال 2008 پس از به هم خوردن رابطه ی ویلیامز و لجر ، خبرگزاری Tabloid و بعضی دیگر از خبر گزاری ها اخباری مبنی بر روابط عاشقانه بین لجر و هلنا کریستین و گما وارد که هر دو مدل بودند و هم چنین ماری- کیت اولسن منتشر کردند .



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

مرگ:

حدودا در ساعت 2:45 سپس ظهر روز 22 ژانویه 2008 بدن بیهوش لجر توسط خدمتکار منزل وماساژورش تریسا سالمون و دایانا ولزین در اتاق زیر شیروانی طبقه ی چهارم آپارتمانش در شماره ی 421 خیابان Broome در محله SoHo ی منهتن پیدا شد .

بر پايه نقل پلیس ، ولزین که کمی از زودتر از وقت معین برنامه ملاقاتش با لجر در ساعت 3 سپس ظهر به منزل او رسیده بود با دیدن لجر در اون وضع سریعا به دوست لجر ماری کیت اولسن تلفن کرده و از او درخواست کمک می کند.

اولسن که در اون وقت در کالیفرنیا بوده به سرعت نیروهای امنیتی نیویورک را در جریان می گذارد و حدود 15 دقیقه بعد ولزین دوباره با اولسن تماس می گیرد و اظهار ترس نسبت به مرگ لجر می کند سپس ولزین با پلیس تماس می گیرد و می گوید : آقای لجر نفس نمی کشد .

با اصرار اپراتور 911 ، ولزین عملیات احیا را انجام می دهد اما نتیجه ای حاصل نمی شود .

متخصصین پزشکی اورژانس (EMT) هفت دقیقه ی بعد در ساعت 3:33 دقیقا همان وقتی که نیرو های امنیتی توسط ولزین خبردار شده بودند به آپارتمان لجر می رسند اما با این حال موفق به احیای دوباره ی او نمی شوند .

در ساعت 3:36 سپس ظهر ، مرگ قطعی لجر فراخوان می شود و بدن بی جانش از آپارتمان خارج می گردد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

پس از انتشار خبر مرگ لجر در مطبوعات در شب 22 ژانویه 2008 ، عده ی زیادی از گزارشگران مطبوعاتی ، عزاداران و طرفداران وی با دسته های گل بیرون آپارتمان او جمع شدند و مراسم بزرگداشتی برای او برپا کردند .

روز بعد در ساعت 10:50 مطبوعات هسترالیا ، والدین و خواهر لجر ا بیرون منزل مادر لجر واقع در اپلکراس در حومه ی شهر پرث اجتماع کردند و بیانیه ی کوتاهی در رابطه با تاسف و ناراحتی خود نسبت به این اتفاق قرائت کردند.

در طول روزهای بعد مراسم های یادبود بسیاری انجام شد که در اونها اعضای خانواده ی لجر ، نخست وزیر هسترالیا ، کوین راد ، نماینده ی غرب هسترالیا ، اریک رپید و وانر بروس ، مسئول پخش فیلم شوالیه ی تاریکی ، و چند هزار از طرفداران لجر از سراسر جهان شرکت کردند.تعدادی از بازیگران از جمله دنی- دی لویس بیانیه ای در اظهار اندوه خود منتشر کردند .

دی لویس که جایزه ی انجمن بازیگران سینما را به لجر اهدا کرده بود فرمود لجر همواره منبع الهام و الگوی او در بازیگری بوده .

دی لویس ایفای نقش لجر در Monster’s ball و Brokeback Mountain بسیار ستود و او را کامل و یکتا توصیف کرد .

ورن ترویر که با لجر قبل از مرگش در فیلم The imagination of Doctor Parnassus همکاری کرده بود ، تصویر یک قلب دقیقا شبیه اونچه که لجر با خط خود در انتهای نامه هایش رسم می کرد را برای یادآوری همیشگی هث روی دستش خالکوبی کرد چرا که لجر تاثیری فوق العاده و عمیق بر ذهن و احساسات او گذاشته بود .

در 1 فوریه در اولین مجلس رسمی و علنی پس از مرگ لجر ، میشل ویلیامز دل شکستگی اش را بیان کرد و از روح زنده ی لجر در قلب فرزندشان سخن فرمود .پس از شرکت در مراسمات و انجام تشریفات در لس اونجلس اعضای خانواده ی لجر به همراه جنازه ی او به پرث بازگشتند.



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

پس از دو هفته که حدس و گمان های مطبوعات درباره ی دلایل مرگ لجر منتشر شده بود ، در روز 6 فوریه 2008 اداره ی کل آزمایشات پزشکی نیویورک گزارشی از نتایج کالبد شکافی اولیه که در روز 23 ژانویه انجام شده بود را به همراه اونالیز های کامل سم شناسی ارائه داد که در قسمتی از این نقل آمده بود که : آقای لجر بر اثر هستفاده ی بیش از حد از مواد سکرآور و ترکیب شدن موادی چون اکسی کدئین ، هیدروکدئین ، دیازپام ، تمازپام ، آلپروزولام و دوکسی لامین با یکدیگر فوت کرده اند .

هم چنین این اداره تصریح کرد : بر پايه نتیجه گیری های ما از حالات مرگ ایشان ، این ماجرا قطعا اتفاقی و بر اثر هستفاده ی بیش از حد از دارو های تجویز شده توسط پزشک بوده هست .

در اونالیز سم شناسی مشخص شد که دارو های مصرف شده توسط هث لجر معمولا برای درمان بیماری هایی چون افسردگی ، بی خوابی ، درد و سرما خوردگی هست .هر چند خبر گزاری ها نقل دادند که پلیس وقت مرگ لجر را بین ساعت 1 تا 2:45 روز 22 ژانویه 2008 تخمین زده هست، اما اداره کل آزمایشات پزشکی فراخوان نمود که این اتفاق نمی توانسته در اون ساعت از روز اتفاق افتاده باشد .

این اطلاعیه درباره حالات و دلایل مرگ لجر باعث شدت یافتن نگرانی ها درباره ی هستفاده ی زیاد یا غلط داروها در ایالات متحده شد.


فیلم شناسی :

تلوزیون:

Roar 1993
Ship to Shore 1996
Sweat 1997
Home and Away 1997


سینما :

1992 The imagination of Doctor Parnassus
Clowning Around 1997
Blackrock 1997
Paws 1999
Two Hands 1999
10Things I Hate about You 2000
The Patriot2001 Monster's Ball 2001
Knight's Tale, AA Knight's Tale 2002
The Four Feathers 2003
The Order 2003
Ned Kelly 2005
Casanova 2005
The Brothers Grimm 2005
Lords of Dogtown 2005
Brokeback Mountain 2006
Candy 2007
I'm Not There 2008
The Dark Knight 2009

167:

آقا نذارید عکسارو ..
من الان عذاب وجدان گرفتم که هیث توی ِ لیستم نبود :|

168:

نوشته اصلي بوسيله bella نمايش نوشته ها
آقا نذارید عکسارو ..
من الان عذاب وجدان گرفتم که هیث توی ِ لیستم نبود :|

چه کار کنم با این همه عذاب وجدان؟
خب میخوایین هر دو اسم تام هنکس رو خط بزنید و
جک نیکلسون و هیث لجر رو بگذارید.


169:

Morgan Freeman

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/



170:


به خاطر این توهین حقتونه یه عکس wanted از شما در سراسر دنیا پخش بشه

171:

Audrey Hepburn
آدری هپبـورن



زندگــی مـن چیزی بیشتــر از یک داستــان پریــان اســت.

مـن هم سهم خـودم را
از
سختی‌ها داشته‌ام.

اما هر سختی‌ای را که تحمل کردم، در آخر، اجری برایم داشت.


(آدری هپبورن)



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

آدری هپورن در 4 می سال 1929 در بروکسلِ بلژیک به دنیا آمد.

پدرش یک موسسه ماليدار ثروتمند انگلیسی و مادرش یک هلندی بود.

سپس اینکه والدین وی از هم جدا شدند، آدری به همراه مادرش به لندن رفت و وارد یک مدرسه خصوصی دخترانه شد.

مدتی بعد مادرش به هلند برگشت و آدری نیز برای تعطیلات به او پیوست.

در همین هنگام بود که ارتش هیتلر شهر را گرفت و باعث شد او دوران سختی را بگذراند تا جایی که دچار افسردگی و سوءتغذیه شد.

پس از اتمام جنگ آدری به مدرسه باله لندن رفت و از اون به بعد شروع به یادگیری حرفه مدلینگ کرد.

او برای این کار برازنده بود و به نظر می رسید که هدف خود را در زندگی پیدا کرده هست.

تا اینکه با تهیه نمايندگان انگلیسی آشنا شد و با ایفای نقش های کوتاه در فیلم ها رسما وارد دنیای سینما شد.


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

هپورن 22 ساله بود که تصمیم گرفت به آمریکا برود و شانس خود را امتحان کند.

پس از ورود به نیویوک با هستودیوی برادوی آشنا شد و در فیلمی اقتباسی از داستان یک نویسنده فرانسوی به نام کالت بازی کرد.

داستان این فیلم در پاریس حوالی سال 1900 بود.

یک کمدی درباره دختر جوانی که در آستانه ی بلوغ هست و اتفاقاتی که برنامه هست برای وی رخ دهد.

در سال 1953 یعنی تنها دو سال سپس کار کردن با هستودیوی برادوی در فیلم زیبای تعطیلات رومی به ایفای نقش پرداخت و موجب تشویق تماشاگران و منتقدان برنامه گرفت و همین طور برنده جایزه آکادمی اسکار شد.

این اتفاق باعث محبوبیت بیشتر وی و به دست آوردن نقش های بیشتر و بهتر شد.

یکی دیگر از دلایل محبوبیت آدری هپورن این واقعیت بود که او بر خلاف دیگر ستارگان اون وقت دارای چهره ای ظریف و معصوم بود.
هپورن 1 سال پس از دریافت جایزه اسکار به هستودیوی برادوی بازگشت و در یک فیلم فانتزی با مِل فِرر همبازی شد.

داستان این فیلم درباره یک روح و به دست آوردن و از دست دادن عشق هست.

او برای بازی در این فیلم جایزه تونی را در سال 1954 کسب کرد.

پس از این فیلم هپورن و فرر در 25 سپتامبر 1954 با هم ازدواج کردند.
در سال 1954 هپورن در فیلم سابریا در مقابل همفری بوگارت و ویلیام هولدن بازی کرد.

او برای بازی در این فیلم کمدی رمانتیک نامزد دریافت جایزه اسکار شد.



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

پس از موفقیت فیلم سابریا او تصمیم گرفت در فیلم چهره های خنده دار بازی کند.

پوشش های هپورن در این فیلم توسط یکی از طراحان معروف "ژیوانشی" که یکی از دوستان نزدیک او بود طراحی شد.

در سال 1956 هپورن بار دیگر با همسرش مل فرر در یک فیلم اقتباسی از رمان معروف جنگ و صلح تولستوی همبازی شد.
پس از اون در سال 1957 در فیلم عشق در بعدارظهر بازی کرد.
در سال 1959 او برای بازی در نقش خواهر لوکا در فیلم "داستان راهبه ها" برای بار دیگر نامزد دریافت جایزه اسکار شد.

داستان این فیلم درباره خواهر لوکا و مبارزه وی برای موفقیت به عنوان یک راهبه هست.

اوج زندگی حرفه ای وی وقتی بود که نقش هالی را در فیلم "صبحانه در تیفانی" در سال 1961 بازی کرد و برای چندمین بار نامزد دریافت اسکار شد.
او با بازی در فیلم "معما"در سال 1963 که یک اثر رازآلود هست ثابت کرد که می تواند در هر ژانری بدرخشد، چه در ژانر کمدی رمانتیک که ژانر محبوب او بود و چه ژانر جنایی و رازآلود.
یکی از درخشان ترین نقش های هپورن در فیلم "بانوی نمایشگاه من" در سال 1964 با همکاری رکس هریسون بود.
سپس چند فیلم دیگر که مهمترین اون ها "دو همسفر" بود بار دیگر نامزد دریافت جایزه اسکار برای بازی در فیلم "تا تاریکی استقامت کنید" در سال 1967 شد.


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

هپورن پایان دهه 60 سپس جدایی از مل فرر تصمیم گرفت در اوج با سینما خداحافظی کند.
بعدها او با دکتر اوندره داتی ازدواج کرد و دوباره تصمیم گرفت بر روی پرده نقره ای ظاهر شود.
یکی از فیلم هایش سپس بازگشت دوباره اش "رابین و ماریان"در سال 1976 بود.
آخرین فیلم او "همیشه" بود که در سال 1989 توسط کارگردان صاحب نام، هستیون اسپیلبرگ ساخته شد.
آدری هپورن در سال های آخر زندگیش بار دیگر بازیگری را کنار گذاشت و تصمیم گرفت به کودکان نیازمند کمک کند.

به همین خاطر به ساوقت یونیسف پیوست و سفیر حسن نیت شد.

او با سفر به کشورهای گوناگون تلاش کرد تا امت را برای کمک به کودکان نیازمند تشویق کند.
او کودکان گرسنه را درک می کرد چون خود طعم گرسنگی را در طول اشغال هلند توسط نازی ها چشیده بود.
او بیشتر از 50 سفر به همراه یونیسف برای بازدید از پروژه های این ساوقت به آسیا، آفریقا و آمریکای مرکزی و جنوبی رفت.
جایزه ویژه آکادمی اسکار را برای کارهای بشر دوستانه اش در سال 1993 به دست آورد اما عمرش به قدری طول نکشید که اون را دریافت کند.
آدری هپورن در 20 ژانویه سال 1993 در خانه اش در سوئیس در اثر بیماری سرطان پانکراس در گذشت.
کارهای او برای کمک به کودکان جهان همچنان ادامه دارد.

پسرهایش، شان فرر و لوکا داتی صندوق یادبودی برای ادامه کارهای انسان دوستانه هپورن در سال 1994 تاسیس کردند که در حال حاضر به عنوان صندوق آدری هپورن کودکان شناخته می شود.



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/


فیلم شناسی:

دختر مونته کارلو (1951)
عیاشی (1951)
خنده در بهشت (1951)
تبهکاران لاوندر هیل (1951)
قصه همسران جوان (1951)
ما همه به مونته کارلو می‌رویم (1951)
امت مخفی (1952)
روز بارانی در تقاطع بهشت (1952)
تعطیلات رمی‌(1953)
سابرینا (1954)
جنگ و صلح (1957)
نمایش تهیه نمايندگان (1957)
عشق در بعد ازظهر (1957)
کاخ‌های سبز (1959)
داستان راهبه (1959)
نابخشوده (1960)
صبحانه در تیفانی (1961)
ساعت بچه‌ها (1961)
لال بازی (1963)
با هم در پاریس (1964)
بانوی زیبای من (1964)
چگونه یک میلیون دلار بدزدیم؟ (1966)
دو نفر در جاده (1967)
تا تاریکی استقامت کن (1967)
رابین و ماریان (1976)
خط خون (1979)
همه اونها خندیدند (1981)
زندگی در میان دزدان (1987)
همیشه (1989)


جوایز و افتخارات مهم:

1993: جایزه انسان دوستی و نیکوکاری «جین هر سهولت»
1968: نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اصلی زن برای بازی در فیلم «تا تاریکی استقامت کن»
1962: نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اصلی زن برای بازی در فیلم «صبحانه در تیفانی»
1960: نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اصلی زن برای بازی در فیلم «داستان راهبه»
1955: نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اصلی زن برای بازی در فیلم «سابرینا»
1954: برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اصلی زن برای بازی در فیلم «تعطیلات رمی»
1993: برنده جایزه بازیگری برای فیلم مستند «باغ‌های جهان با آدری هپبورن» گلدن گلوب
1990: برنده جایزه «سسیل ب.

دمیل»
1968: نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر زن برای بازی در فیلم‌های «تا تاریکی استقامت کن» و «دو نفر در جاده»
1965: نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر زن برای در فیلم «بانوی زیبای من»
1964: نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر زن برای بازی در فیلم «لال بازی»
1962: نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر زن برای بازی در فیلم «صبحانه در تیفانی»
1960: نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر زن برای بازی در فیلم « داستان راهبه »
1985: نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر زن برای بازی در فیلم «عشق در بعد ازظهر»
1957: نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر زن برای بازی در فیلم «جنگ و صلح»
1955: برنده جایزه «هنریتا»

172:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

173:

آقایان:
1 همفری بوگارت(یادآور دوران طلایی سیمای کلاسیک قصه گو)
2 مارلون براندو
3 کرک داگلاس
4 چارلی چاپلین
5 جان وین(بهترین بازیگر نقشهای وسترن)
6 تام هنکس
7 داستین هافمن
8 لئوناردو دیکاپریو
9 رابرت دنیرو
10 مورگان فریمن
خانمها:
1 اینگرید برگمن(بنظرم تنها بازیگری که زیبا بود اما نان زیباییش را نخورد و عملکرد فنی خوبی هم داشت(دارنده 3اسکار)
2 آدری هپبورن
3 کاترین هپبورن
4 مریلین مونرو
5 مریل هستریپ
6 جودی فاستر
7 نیکول کیدمن
8 جولیا رابرتز
9 کایرا نایتلی(خواستم از جدیدها هم کسی باشه)
10 ساندرا بولاک

174:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

175:

دوستان بیشترخوش تیپهارودرلیست گونجوندن

منم لیستمو میزارم
بعدمیام دیرکه نشده

176:


سلام
تا 14 این ماه بیشتر وقت نیست افسانه خانم


177:

میشه من 10 بار ب آل پاچینو رای بدم ؟

178:


بله میشه، ولی خب ما همه رو یکی حساب میکنیم!

179:

تـــام هنکــس
Tom hanks

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/


او در تاریخ 9 جولای 1956 در شهر کنکورد واقعا در ایالت کالیفرنیا بدنیا آمد.

پدرشAmos Milford Hanks یکی از بستگان دور مادری رئیس جمهور آبراهام لینکولن Abraham Lincoln بود.مادر آمریکایی- پرتقالی او، Janet Marylyn کارگر بیمارستان بود.

پدر و مادر تام در سال 1960 از یکدیگر جدا شدند.

سه فرزند بزرگ خانواده، ساندار، لاری و تام با پدر همراه شدند در حالی که فرزند کوچکتر، جیم نزد مادر خود در شهر red bluff ماند.هر دو اونها پس از مدتی بار دیگر ازدواج کردند.

اولین نامادری تام همراه با پنج فرزندش با پدر تام ازدواج کرد که این ازدواج سپس دو سال به جدائی ختم شد.

تام در رشته تاتر در کالج Chabot college در شهر Hayward در ایالات کالیفرنیا به تحصیل پرداخت و سپس دو سال به دانشگاه California State University در شهر Sacramento منتقل شد.

در دوران تحصیل در رشته تاتر تام با Vincent Dowling سرپرست جشنواره تاتر Great Lakes آشنا شد و به پیشنهاد وی تام به عنوان کارآموز در اونجا مشغول به کار شد.

این دوره کارآموزی او، به سه سال تجربه در بیشتر زمینه های تاتر از جمله نورپردازی و طراحی صحنه انجامید که همین دلایل تام را از ادامه تحصیل در کالج بازداشتند.

در همین دوران تام موفق به دریافت جایزه به عنوان بهترین هنرپیشه مرد در نمایشنامه ای به نام the two gentlemen of Verona اثر شکسپیر گردید.

در سال 1979 تام عازم نیویورک شد، جایی که او توانست اولین فیلم کم هزینه خود به نام he knows you are alone را بسازد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

در سال 1986 او با بازی در فیلم nothing is common در نقش مرد جوانی که توسط والدینش رها شده بود و مجبور بود تا روابط خود با پدرش (با بازی Jackie Gleason ) را از نو بنا کند ظاهر شد.

بازی در این فیلم باعث شد که هنکس به عنوان بازیگری که نه تنها قادر به ایفای نقشهای کمیک بلکه توانایی ایفای نقش جدی را نیز دارد شناخته شد.

وی پس از بازی در تعدادی فیلم نا موفق ، با بازی در فیلم موفق و پرفروش big در سال 1988 به عنوان هنرپیشه با هستعداد هالیوود مطرح شد.

این موفقیت در همان سال با فیلم punch line ادامه یافت.
بار دیگر هنکس با بازی در فیلمهای نا موفقی مانند (1989) the burbs با شکست مواجه شد .

تنها فیلم نسبتا موفق وی در سال 1989 فیلم Turner & Hooch نام داشت.

هنکس با فیلمهایی همچون sleepless in Seattle و Philadelphia موفق شد تا دوباره به اوج بازگردد.

فیلم اول در مورد مرد مجردی هست که عشق واقعیش را می یابد و فیلم بعدی داستان مرد همجنس گرایی هست که آلوده به ویروس ایدز گردیده هست و قصد دارد از شرکتی که در اون کار می کند به خاطر تبعیض بین او و سایر کارمندان شکایت کند.تام برای بازی در این فیلم ، وزن خود را کاهش داده و موهایش را نیز کمی خلوت تر کرد.

او در همان سال موفق به دریافت جایزه اسکار به عنوان بهترین هنرپیشه مرد برای بازی در همین فیلم گردید.

تام این موفقیت را در سال 1994 با فیلم موفق دیگری به نام Forrest Gump همچنين گفت و دومین جایزه اسکار خود به عنوان بهترین بازیگر مرد دریافت نمود.

در سال 1995 او در فیلم Apollo 13 ایفای نقش نمود که این فیلم مورد تحسین منتقدان برنامه گرفت که این فیلم در همان سال نامزد دریافت نه جایزه اسکار شد که دو تا جایزه را دریافت نمود.

در همان سال تام در انیمیشن toy story به جای شخصیت اصلی صحبت کرد.

تام اولین فیلم نوشته شده توسط خودش را در سال 1996 به نام that thing you do کارگردانی کرد که در اون خود نیز نقشی ایفا نمود.

داستان این فیلم در مورد گروههای موسیفی پاپ دهه 60 بود .

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

سپس هنکس به همراه دو کارگردان دیگر سریال تلویزیونی دوازده قسمتی به نام from the earth to the moon را کارگردانی نمود.

پروژه بعدی هنکس saving private Ryan به کارگردانی اسپیلبرگ نام داشت که اسپیلبرگ به خاطر کارگردانی این فیلم موفق به دریافت دومین جایزه اسکار خود گردید و همچنین تام هنکس نامزد دریافت جایزه اسکار شد.

این فیلم چه در گیشه و چه نزد منتقدین مورد هستقبال بسیار برنامه گرفت .

در سال 1998 تام در فیلم you’ve got mail ایفای نقش کرد که این فیلم بازسازی فیلمی ساخت دهه 40 به نام the shop around the corner بود.

در سال 1999 هنکس در فیلم the green mile به ایفای نقش پرداخت این فیلم اقتباس شده از رمانی به همین نام اثر Stephen King هست.

همچنین در همان سال در انیمیشن toy story دوباره به صدا گذاری پرداخت.

در سال 2001 تام در فیلم road to perdition به کارگردانی Sam Mendes که این کارگردان فیلم معروفAmerican beauty را هم در گذشته ساخته بود ، در نقش ضد قهرمان ظاهر شد.

در همان سال او در فیلمی کمدی – جنائی catch me if you can به کارگردانی اسپیلبرگ ایفای نقش کرد.

در همان سال تام به همراه همسرش Rita Wilson فیلم موفق my big fat Greek wedding را تهیه کرد.

تام در سال 2010 بار دیگر در انیمیشن toy story 3 به جای یکی از شخصیتها صحبت کرد.

تام در سن 45 سالگی به عنوان جوانترین شخصی که تا به حال موفق به دریافت این جایزه شده ، موفق به دریافت جایزه یک عمر فعالیت هنری از انستیتوی فیلم آمریکا گردید.



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

تام در سال 1978 با هنرپیشه آمریکایی Samantha Lewes ازدواج کرد.

اونها صاحب دو فرزند شدند ، پسری به نام Colin که هم اکنون بازیگر هست و دختری به نام Elizabeth .

اون دو در سال 1987 طلاق گرفتند .

تام در سال 1988 با Rita Wilson ازدواج کرد.

این دو اولین بار در شوی تلویزیونی bosom buddies با یکدیگر آشنا شدند که بعدا با بازی در فیلم volunteers روابط عاشقانه بین اونها شکل گرفت.
اون دو دارای دو پسر به نامهای Chester و Truman هستند.تام در یکم فوریه سال 2011 با به دنیا آمدن فرزند پسر بزرگش Colin به نام Olivia Jane Hanks ، پدربزرگ شد.


180:

سلام

ده تاخانم.

ده تااقا بعد چطور برگزیده ها انتخاب میشن؟
لیست شماچیه

181:


هر کدوم رای بیشتری بیاره.

در یک لیست منتخبان هر دو گروه(بازیگران زن و مرد) فراخوان میشن.
من فردا لیستمو میفرستم.


182:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

183:

Anthony Hopkins
اونتونـی هـاپکینـز



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

فیلیپ اونتتونی هاپکینز معروف به تونی بازیگر توانای سینما و تلویزیون هست.

وی همچنین از برندگان جایزه اسکار می باشد.

او همواره به عنوان یکی از بزرگترین بازیگران زنده حال حاضر جهان شناخته شده که بیشتر شهرتش را برای بازی فوق العاده اش در نقش هانیبال لکتر به عنوان یک دکتر روانشناس خونخوار در مجموعه این فیلم ها به دست آورده هست.

او سر انجام توانست برای بازی در همین نقش در یکی از فیلمهای این مجموعه به نام " سکوت بره ها" محصول سال 1991 برنده جایزه اسکار شود.

از دیگر فیلم های مشهور وی می توان به " شکارچی انسان"،" هانیبال" و ...

اشاره کرد.

وی توانسته هست 3 بار برنده جایزه بتفا و دو بار برنده جایزه امی شود.


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

هاپکینز متولد 31 دسامبر 1937 در مارگام ولوز انگلستان می باشد.

پدرش ریچارد آرتور هاپکینز و مادرش ماریل اونه بود.

در سنین کودکی بود که او تصمیم خود برای کار در سینما و تلویزون را گرفت و در نهایت با پیشنهاد "برتون" تحصیلات خود در آکادمی هنرهای تصویری را شروع کرد و در نهایت توانست در سال 1957 از اونجا فارغ التحصیل شود.

لارنس الویر که هستعداد ذاتی هاپکینز را دید به او پیشنهاد پیوستن به آکادمی ملی تئاتر لندن را داد و سر انجام وی در سال 1965 پیشنهاد او را پذیرفت و برای پیوستن به این آکادمی به لندن نقل مکان کرد.

هاپکینز اولین فیلم تلویزیونی خود را با نام "کک در گوش او" در سال 1967 ساخت؛ این لحظه تاریخی سر آغازی برای هاپکینز بود زیرا از اون لحظه به بعد او به یکی از موفق ترین افراد سینما و تلویزیون تبدیل شد.

هاپکینز در سال 1968 در پروژه "شیر در زمستان" به کارگردانی تیموتی دالتون شرکت کرد و توانست راه خود را هموار کند.

پس از اون موفقیت های بیشماری به سراغ هاپکینز آمد، او توانست نام خود را در چهار گوشه جهان بر سر زبان ها بی اندازد.

پروژه بزرگ بعدی وی ، همکاری با بزرگان سینمای اون دوران بود.

افرادی چون جیمز کان،شان کانری و جین هکمن در فیلم " پلی در دوردست" محصول سال 1977.

در ادامه فعالیت های وی ، فیلم " مرد فیل نما" محصول سال 1987 برنامه داشت.

سال 1987 برای زندگی سینمایی هاپکینز بسیار مهم بود، زیرا او توانست در این سال دو جایزه ارزنده را به خود اختصاص دهد و عنوان "شوالیه" را از خاندان سلطنتی انگلستان برای فعالیت دلسوزانه برای کمک به رشد سینمای انگلستان دریافت کند.

روند موفقیت های وی ادامه داشت و سر انجام در سال 1997 وی توانست سه نامزدی جایزه اسکار را برای ایفای نقش در فیلم های " بقایای روز"،"نیکسون" و " آمسیتاد" برای خود به ارمغان آورد که وی فقط توانست در فیلم " سکوت برره ها" محصول سال 1991 جایزه ارزشمند بهترین بازیگر از آکادمی اسکار و بفتا را دریافت کند.


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

هاپکینز خود را برای بازی در نقش های مشهور آماده می ساخت.

وی به طور شفرمود آوری می تواند نقش های خود را هضم کند.

به عنوان مثال در یکی از پروژه هایش او بیش از 200 خط از دیالوگ های نقش خود را خیلی کمتر از وقت واقعی به خاطر سپرد و اون را به طور شفرمود آوری با زبان عامیانه و واقعی آمیخت که این عمل وی تحسین همگان را بر انگیخت؛کاری که کمتر کسی قادر به انجام اون هست.

این کار وی گاه به گاه توانسته هست سبک جدیدی را برای کارهای او به ارمغان آورد.

توجه بیش از اندازه هاپکینز به متن فیلمنامه و سبک فرموداری و نقشی وی در مواردی به ایجاد مشکل میان وی و کارگردان منجر شده هست و بعلاوه وقت برداشت سکانس ها را به طور چشمگیری افزایش داده هست، او همچنین عنوان کرده هست پس از اتمام سکانس به سختی می تواند متن فیلمنامه را به خاطر بیاورد و این تناقضی برای صحبت های بسیاری از افراد دیگر هست که می گویند تا سالها بعد متن فیلمنامه های خود را به خاطر می آورند! البته در اینکه حافظه کوتاه مدت وی بسیار قوی هست هیچ شکی جود ندارد ولی در هر حال با توجه به این قدرت باید انتظار چیزی غیر از فرموده خود او نسبت به دیالوگها را داشته باشیم.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

شاید بیشترین معروفیت هاپکینز به خاطر بازی در نقش هانیبال لکتر روانشناس خون خوار سینما باشد.

بازی فوق العاده وی در فیلم سکوت بره ها توانست جایزه بهترین بازیگر اسکار را برای وی به ارمغان آورد.

جودی فاستر نقش مقابل او نیز توانست جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن را بدست آورد.

این فیلم همچنین توانست جایزه اسکار در دیگر بخش ها از قبیل بهترین فیلم،بهترین کارگردان و بهترین فیلمنامه اقتباسی را نیز به خود اختصاص دهد.

یکی از کوتاهترین اجراهای منجر به دریافت جایزه اسکار متعلق به فیلم "سکوت بره ها" می باشد، زیرا هاپکینز توانست با بازی در حدود 16 دقیقه این جایزه را نسیب خود کند که از این حیث رکورد دار اسکار نیز می باشد و این خود گویای توانمندی حیرت آور بازیگری چون اونتونی هاپکینز می باشد.

او نقش خود به عنوان هانیبال را دو بار دیگر در فیلم های " اژدها سرخ" و " هانیبال" تکرار کرد که اونها نتوانست جوایزی را برای او کسب کند.

هاپکینز پس از چند سال زندگی در هالیوود به لندن بازگشت و در اولین اظهار نظرش با بیان جمله " خب این قسمت از زندگی من هم تموم شد!!" تصورات بسیاری را در ذهن علاقه مندان وی ایجاد کرد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

هاپکیز از سال 2007 تا کنون ساکن شهر لس اونجلس آمریکا هست.

او یک بار در طول دهه 1970 به دنبال ادامه زندگی حرفه ای خود به ایالات متحده نقل مکان کرده هست اما در اواخر سال 1980 به انگلستان بازگشت.

با این حال در پی موفقیت وی در سال 1990 او بار دیگر تصمیم به مهاجرت به آمریکا را گرفت.

هم اکنون هاپکینز علاوه بر انگلستان از سال 2000 شهروند ایلات متحده آمریکا نیز می باشد.

هاپکینز تا کنون 3 بار ازدواج کرده هست.

اولین ازدواج ناموفق او از سال 1967 تا 1972 با پترونلا بارکر بود.

پس از اون در سال 1973 با جنیفر لیتون برای مدت 29 سال زندگی مشترکی را آغاز کرد که این ازدواج نیز سر انجام در سال 2002 منجر به جدایی شد.

هم اکنون او با هستلا آرویاو ازدواج کرده هست.
او از ازدواج اول خود دارای دختری به نام ابیگل هاپکینز می باشد که او نیز خواننده و بازیگر سینما و تلویزیون هست.

هاپکینز به بسیاری از موسسات خیریه برای خرید خانه و زمین و ....

کمک می کند و در بسیاری از نقاط دیگر کشور حمایت های مالی برای انجمن های خیریه جمع آوری می کند.

بیشتر کمک های مالی وی به موسسات درمان اعتیاد و زنان بی سرپناه در ایالت های مختلف آمریکا هست و همچنین به عنوان معلمی داوطلب در مدرسه ای در کالیفرنیا همکاری می کند.


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

در سال 2007 هاپکینز در مصاحبه ای فراخوان نمود به منظور سفر به دور دنیا به طور موقت فعالیت هنری خود را قطع می کند.

او همچنان برای سالن های کنسرت نت های موسیقی می نویسد و تا کنون با بسیاری از ارکستر های مشهور همانند هستفان بارتون همکاری داشته هست.

در سال 2008 وی همراه با برترین موسیقی دانان در ارکست سمفونی آمریکا حضور داشت.

هاپکینز از طرفداران دو آتشه برنامه های طنز تلویزیون بی بی سی هست.

در یکی از مصاحبه های خود به صراحت فراخوان نمود که برای برنامه " احمق ها و اسب ها " این تلویزیون ایده های جذابی در سر دارد.

همین امر موجب شد تا جان سالیوان نویسنده این برنامه با اونتونی در مورد این برنامه تلویزیونی صحبت کند و برنامه شد شخصیت جدیدی در این مجموعه وارد شود که متاسفانه فیلمبرداری اون با فیلمبرداری فیلم " سکوت بره ها" تداخل پیدا کرد و همین امر موجب شد تا شخص دیگری بازیگری در کارکتر جدید این مجموعه را بر عهده بگیرد.



جوایــز

علاوه بر دریافت جایزه اسکار برای فیلم سکوت بره ها، هاپکینز در 4 فیلم دیگر " بقایای روز" محصول سال 1993، " نیکسون" محصول سال 1995 و "آمیستاد" محصول سال 1997 نامزد دریافت جایزه اسکار شده هست.

در سال 1993 او توانست برای عملکرد خوب خود در نقش "پیر بزوکاو" در مستند "جنگ و صلح" شبکه بی بی سی جایزه بفتا را از اون خود کند بعلاوه او توانست بار دیگر این جایزه را برای بازی در فیلم "سکوت بره ها" و "سرزمین سایه ها" همراه خود به خانه ببرد.

او همچنین تا کنون در بخش های مختلف از جمله بهترین بازیگر نقش مکمل مرد و ...

توانسته هست نامزد جایزه اسکار شود.

هاپکینز توانست جایزه امی را برای بازی در فیلم "آدم ربایی حقوقی" بدست آورد و همچنین او نامزد دریافت این جایزه به خاطر بازی در فیلم "گوژپشت ناتردام" شد که نتوانست اون را از اون خود کند.

او همچنین توانسته هست عنوان بهترین بازیگر و کارگردان را برای فیلم " فشار هوا" محصول سال 2007 از جشنواره بین المللی فیلم لوکارنو بدست آورد.




فیلموگرافـــــــی:


"The Lion in Winter" (1969
"Hamlet" (1969
"The Looking Glass War" (1970
"When Eight Bells Toll" (1971
"Young Winston" (1972
"A Doll's House" (1973
"The Girl From Petrovka" (1974
"Juggernaut" (1974
"QB VII" (1974
"All Creatures Great and Small" (1975
"The Lindbergh Kidnapping Case" (1976
"Audrey Rose" (1977
"A Bridge Too Far" (1977
"International Velvet" (1978
"Magic" (1978
"A Change of Seasons" (1980
"The Elephant Man" (1980
Hunchback" (1982
"The Bounty" (1984
"Mussolini and I" (1985
"Blunt" (1986
"The Good Father" (1986
"84 Charing Cross Road (1987
"A Chorus of Disapproval" (1987
"The Dawning" (1988
"Great Expectations" (1989
"Desperate Hours" (1990
"One Man's War" (1991
"The Silence of the Lambs" (1991 ( برنده اسکار، بهترین بازیگر )
"Freejack" (1992
"Howards End" (1992
"Bram Stoker's Dracula" (1992
"Chaplin" (1992
"The Remains of the Day" (1993 ( نامزد اسکار، بهترین بازیگر )
"Shadowlands" (1993
"The Trial" (1993
"The Road to Wellville" (1994
"Legends of the Fall" (1994
"The Innocent" (1995
"Nixon" (1995 ( نامزد اسکار، بهترین بازیگر )
"Surviving Picasso" (1996
"The Edge" (1997
"Amistad" (1997 ( نامزد اسکار، بهترین بازیگر مکمل مرد )
"The Mask of Zorro" (1998
"Instinct" (1999
"Titus" (1999
"Mission: Impossible 2" (2000
"How the Grinch Stole Christmas" (2000
"Hannibal" (2001
"Hearts in Atlantis" (2001
"The Devil and Daniel Webster" (2001
"Bad Company" (2002
"Red Dragon" (2002
"The Human Stain" (2003
"Alexander" (2004
"Proof" (2005
"Bobby" (2006
"All the kings Men" (2006
"Slipstream" (2007
"Fracture" (2007
"Beowolf" (2007
"The wolfman" (2010
"The rite" (2011
"Thor" (2011

184:

Al Pacino

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

185:

Meryl Streep
مریـل هستریـپ


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/


مری لوئیس هستریپ (متولد بیست و دوم جون 1949) با نام شناخته شده ی مریل هستریپ بازیگر آمریکایی هست که در تئاتر، تلویزیون و سینما فعالیت داشته هست.

او قطعاً یکی از با هستعداد ترین و محترم ترین بازیگران عصر خویش و چه بسا تاریخ سینماست.
هستریپ سپس فارغ التحصیلی از مدرسه ی هنرهای نمایشی در چند نمایش تئاتر حضور یافت.


قبل از اینکه با فیلم The Dead Least Season در سال 1977 در تلویزیون حضور یابد، با نمایشThe Playboy Seville در سال 1971 در تئاتر حضور یافت.

او کار سینما را با فیلم جولیا آغاز کرد.

نقش او در این فیلم اگر چه کوتاه بود اما نقشی محوری و مهم بود.

وی اولین نامزدی اسکار خود را برای فیلم شکارچی گوزن (1978) دریافت کرد و در سال 1979 برای بازی در فیلم کراکر علیه کرامر اولین جایزه ی اسکار خود را برد.

او دومین جایزه ی اسکار خود را در سال 1982 برای فیلم انتخاب سوفی دریافت کرد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

هستریپ با بازی در سریال هولوکاست در سال 1979 و بردن جایزه امی مشهور شد.

او در این سریال نقش زنی آریایی را داشت که در دوران نازی ها با هنرمندی یهودی ازدواج می کند.

برای این سریال، او به آلمان و هسترالیا سفر کرد و همسرش جان کزل (John Cazale) در نیویورک ماند.

وقتی هستریپ از سفر بازگشت متوجه شد که حال همسرش که به سرطان هستخوان دچار بود بدتر شده هست.

او از همسرش پرستاری کرد تا اینکه جان کزل در 12 مارچ 1978 درگذشت.
هستریپ 16 بار نامزد جایزه ی اسکار (برنده ی 2 اسکار) و 25 بار نامزد جایزه ی گلدن گلاب (برنده ی 7 جایزه ی گلدن گلاب) شده هست.

او پر افتخارترین هنرپیشه از نظر دریافت جایزه هست.


دهه ی 80

هستریپ پس از ایفای دو نقش برجسته در دو تا از موفق ترین فیلمهای دهه هفتاد میلادی که هر دو نیز (شکارچی گوزن و کرامر علیه کرامر) برنده ی جایزه ی اسکار بهترین فیلم شدند، مورد تحسین برنامه گرفت و به یک بازیگر برجسته تبدیل شد.

اولین نقش او در این دهه، شخصیت سارا در فیلم The French Lieutenant's Woman (محصول سال 1981) بود که داستانی درام داشت و روایتگر دو داستان موازی با هم در عصر معاصر و عصر ویکتوریا بود.

در این وقت بود که مجله ای در نیویورک در مقاله ای به ستایش از این بازیگر پرداخت و فرمود "با اینکه بسیاری از بازیگران اغلب نقش های یکسان بازی می نمايند اما هستریپ بازیگری هست که تمایل دارد نقشهای مختلفی را بازی کند." (وی برای بازی اش در این فیلم جایزه بفتا برای بهترین بازیگر نقش اول زن را دریافت کرد).

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

فیلم بعدی او که سبکی بسیار دلهره آور داشت، Still of the Night (محصول سال 1982) بود که سبب پیوستن دوباره اش به تیم رابرت بنتون (Robert Benton کارگردان فیلم کرامر علیه کرامر) شد.

او در این فیلم به همکاری با بازیگرانی نظیر روی شیدر (Roy Scheider) و جسیکا تندی (Jessica Tandy) پرداخت.

وینسنت کندی (Vincent Canby)، نویسنده نیویرک تایمز در مورد این فیلم می نویسد: "این فیلم ادای احترامی به آثار آلفرد هیچکاک می باشد اما یکی از نقاط ضعف این فیلم عدم تعادل مورد نیاز بین هستریپ و شیدر هست."
فیلم بعدی او انتخاب سوفی (Sophie's Choice) بود که در مورد یکی از باوقتدگان لهستانی هولوکاست هست.

هستریپ در این فیلم، بازی چشمگیری دارد و تسلّط او به لهجه لهستانی مورد ستایش همگان برنامه گرفت.

ویلیام هسترون فیلمنامه این فیلم را در حالی نوشت که برای نقش سوفی، اورسلا اوندرس (Ursula Andress) را در نظر داشت، اما هستریپ بسیار مصمّم بود که این نقش به او داده شود.

وقتی او به طور غیر قانونی یک کپی از فیلمنامه "انتخاب سوفی" را تهیه کرد و اون را خواند، نزد کارگردان فیلم، Alan J.

Pakula رفت و خودش را به روی زمین انداخت و التماس کرد که این نقش به او داده شود.

در بین تعداد زیاد نقش های قابل توجه، هستریپ برای بازی اش در این فیلم جایزه اسکار بهترین بازیگر زن را از اون خود کرد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

او موفقیت های خود را با بازی در یک فیلم زندگینامه ای با نام سیلکوود (Silkwood) که محصول سال 1983 بود ادامه داد.

وی در این فیلم برای اولین بار نقش یک شخص واقعی به نام کارن سیلکوورد را بازی کرد.

او مورد آماده سازی خود برای این نقش در مصاحبه ای با راجر ابرت (Roger Ebert) فرمود که با افراد نزدیک به سیلکوود ملاقات کرده تا اطلاعات بیشتری در مورد او کسب کند و هنگام انجام این ملاقات ها متوجه شد که هر کس جنبه ی متفاوتی از سیلکوود را دیده هست.

هستریپ اضافه می کند
"من سعی نکردم خودم را تبدیل به سیلکوود کنم.

من سعی کردم به کارهایی که او کرده نگاه کنم.

تمام اطلاعاتی که توانسته بودم در مورد او پیدا کنم را کنار هم برنامه دادم...

کاری که در پایان کردم این بود که به اتفاقات زندگی اش نگاه کردم و سعی کردم او را از درون بشناسم".
فیلم بعدی او رمانتیک کمدی با نام عاشق شدن (Falling in Love) محصول سال 1984، مقابل "رابرت دنیرو" بود.

هستریپ سپس در فیلم Plenty (محصول سال 1985) بازی کرد.
خارج از آفریقا (Out of Africa) فیلمی هست که هستریپ در اون به عنوان یک نویسنده دانمارکی به نام کارن بلیکسن (Karen Blixen) در کنار "رابرت ردفورد" به ایفای نقش می پردازد.

هستریپ در دو فیلم بعدی اش با جک نیکلسون همبازی بود; فیلم های Heartburn و Ironweed.

هستریپ در فیلم گریه ای در تاریکی (A Cry in the Dark) نقش لیندا چمبرلین (Lindy Chamberlain) که یک شخصیت واقعی هست را بازی کرد.

این فیلم در هسترالیا فیلمبرداری شد و هستریپ برای نقش آفرینی اش دراین فیلم برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن از موسسه ی فیلم هسترالیا، جایزه ی بهترین بازیگر نقش اول زن از جشنواره فیلم کن، جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن از سوی منتقدان فیلم نیویورک و نیز نامزد جوایز متعدد دیگری شد.
در فیلم She-Devil هستریپ برای اولین بار در فیلمی کمدی مقابل روزینا بار (Roseanne Barr) بازی کرد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/


دهه ی 90 و 2000

از سال 1984 تا 1990 هستریپ شش جایزه ی People's Choice Awards به عنوان بازیگر محبوب فیلم های سینمایی دریافت کرد و در سال 1990 "محبوب جهانی" نام گرفت.
در دهه ی 90 هستریپ نقش های متنوعی از جمله نقش یک معتاد در فیلم Postcards From The Edge که بر پايه رمانی با همین نام نوشته ی کری فیشر (Carrie Fisher) بود، بازی کرد.

هستریپ و دوستش گلدی هاون (Goldie Hawn) علاقه مند بودند تا با هم در فیلمی حضور یابند.

اونها سپس سنجیدن پروژه های مختلف تصمیم گرفتند در فیلم "تلما و لوییز" حضور یابند.

اما دوره ی بارداری هستریپ مصادف با وقت فیلمبرداری فیلم شد، بنابراین تهیه نماينده ی فیلم تصمیم گرفت به جای اونها از "سوزان ساراندون" و "جینا دیویس" هستفاده کند.

اونها بعداً در فیلمی کمدی به نام Death Becomes Her همراه با بروس ویلیس حضور یافتند.
یک زندگینامه نویس به نام کارن هالینگر (Karen Hollinger)، این دوره از بازیگری هستریپ را دوره ی کاهش محبوبیت فیلم های او می داند که با شکست فیلم Death Becomes Her به پائین ترین حد خود رسید.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

هستریپ همراه با گلن کلوز (Glenn Close) در فیلم خانه ی ارواح (The House of the Spirits)، همراه با کلینت ایستوود در فیلم The Bridges of Madison County و همراه با "دایانا کیتون" و "لئوناردو دیکاپریو" در فیلم Marvin's Room نقش آفرینی کرد.

او همچنین در فیلم آوای قلبها (Music of the Heart) حضور یافت (برای بازی در این فیلم می بایست ویلن زدن یاد می گرفت).
هستریپ در بیان لهجه ی کشور های مختلف هستعداد خاصی دارد و بسیار خبره هست.

او در فیلم The Bridges Of Madison County نقش زنی از ایتالیا را بازی کرد، در فیلم "انتخاب سوفی" با لهجه ی لهستانی صحبت کرد و در فیلم خارج از آفریقا لهجه ی دانمارکی داشت.
در سال 2001 هستریپ در فیلم "هوش مصنوعی" ساخته ی "استیون اسپیلبرگ" دوبله ی نقش پری آبی (Blue Fairy) را به عهده داشت.

در سال 2002 او به همراه "نیکولاس کیج" در فیلم Adaptation بازی کرد.

او همچنین با "آل پاچینو" و "اما تامپسون" در مینی سریال فرشته ها در آمریکا (Angels in America) نقش آفرینی کرد.

او که در این فیلم چهار نقش داشت دومین جایزه ی امی خود را دریافت کرد.
در ادامه هستریپ به همراه "دنزل واشنگتن" در فیلم The Manchurian Candidate به کارگردانی جاناتان دم (Jonathan Demme) بازی کرد.
در سال 2008 در فیلم !Mamma Mia حضور پیدا کرد و نامزد دریافت جایزه ی گلدن گلاب برای بهترین بازیگر زن در فیلمی کمدی/موزیکال شد.

در همان سال، هستریپ برای بازی در فیلم شک (Doubt) نامزد جایزه ی اسکار و گلدن گلاب برای بهترین بازیگر زن شد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

مری لوئیس هستریپ فرزند مری ولف و هری ویلیام هستریپ در نیوجرسی به دنیا آمد.

او دو برادر به نامهای دانا و هری دارد.

وی از تبار آلمانی، سوئیسی و انگلیسی هست.
هستریپ با دونالد گامر که یک مجسمه ساز بود در سال 1978 ازدواج کرد.

اونها چهار فرزند دارند: هری (متولد 1979)، مری (متولد 1983)، گریس (متولد 1986) و لویسا (متولد 1991).

قبل از اینکه هستریپ با گامر ازدواج کند برنامه بود با جان کزل ازدواج کند اما کزل در سال 1978 به دلیل سرطان هستخوان در گذشت.
وقتی از هستریپ پرسیده شد که آیا دین جایی در زندگی او دارد، جواب داد: من از هیچ مکتبی پیروی نمی کنم.

من به یک کلیسا یا معبد یا کنیسه (محل عبادت یهودیان) یا اشرام (محل دعا و مراقبه ی هندوها) تعلق ندارم.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

در اکتبر 1997 در مجله ی امپایر در بین 100 بازیگر برتر تاریخ سینما رتبه ی 24 را آورده هست.
در دانشگاه ییل درس خوانده هست.
برای مدتی در هتلی در نیوجرسی گارسون بوده هست.
دایانا کیتون او را "نابغه ی نسل من" نامیده هست.
27 می 2007 در شهر منهتن روز مریل هستریپ نامیده شد.
در 12 سالگی به کلاس های اپرا می رفت.

او می خواست یک خواننده ی اپرا شود.
از کالج میدلبری دکترای افتخاری هنر گرفته هست.
بازی او در فیلم انتخاب سوفی در سال 2006 در مجله ی پریمایر در میان 100 نقش آفرینی های برتر سینما رتبه ی 3 را کسب کرده هست.

همچنین نقش آفرینی او در فیلم سیلک وود رتبه ی 71 را دارد.
رابرت دنیرو فرموده هست که هستریپ بازیگر مورد علاقه ی او برای همبازی شدن هست.
بازیگران زن مورد علاقه اش کیت وینسلت، کیت بلانشت، امیلی بلانت و نیکول کیدمن هستند.
فرموده هست که یکی از طرفداران بزرگ لئوناردو دیکاپریو هست.
یک مدرک افتخاری از دانشگاه پرینستون در جون 2009 دریافت کرد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/


فیلم شناسی:

• 1977 Julia
• 1978 The Deer Hunter
• 1979 Manhattan
• 1979 The Seduction Of Joe Tynan
• 1979 Kramer vs.

Kramer
• 1981 The French Lieutenant’s Woman
• 1982 Still Of The Night
• 1982 Sophie’s Choice
• 1983 Silkwood
• 1984 Falling In Love
• 1985 Plenty
• 1985 Out Of Africa
• 1986 Heartburn
• 1987 Ironweed
• 1988 A Cry In The Dark
• 1989 She-Devil
• 1990 Postcards From The Edge
• 1991 Defending Your Life
• 1992 Death Becomes Her
• 1993 The House Of The Spirits
• 1994 The River Wild
• 1995 The Bridges Of Madison County
• 1996 Before And After
• 1996 Marvin’s Room
• 1998 Dancing At Lughnasa
• 1998 One True Thing
• 1999 Chrysanthemum
• 1999 Music Of The Heart
• 2002 Adaptation
• 2002 The Hours
• 2003 Stuck On You
• 2004 The Manchurian Candidate
• 2004 Lemony Snicket’s A Series Of Unfortunate Events
• 2005 Prime
• 2006 A Prairie home companion
• 2006 The Devil Wears Prada
• 2007 Dark Matter
• 2007 Evening
• 2007 Rendition
• 2007 Lions For Lambs
• 2008 Mamma Mia!
• 2008 Doubt
• 2009 Julie & Julia
• 2009 Fantastic Mr.

Fox
• 2009 It’s Complicated

186:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

187:

متیو مک‌کوناهی
اونتونی هاپکینز
مورگان فریمن
جیم کری
برد پیت
جانی دپ
راسل کرو
دنیل کریگ
تام هنکس
کوین اسپیسی

188:

1/ آدری هیپورن.2/ ویوین لی.3/مریلین مونرو.4/ اینگرید برگمن.5/ سوفیا لورن.6/ کاترین هیپورن7/ .مريل هستريپ.8/جنیفر اونیستون.9/نیکول کیدمن.10 انجلیناجولی

5ستاره مدرنبراندو، پاچینو، نیکلسون، دونیرو و نیومن
1مارلون براندو

2004-1924
اسطوره بازیگری.

اولین نمونه اعلای مکتب آکتورز هستودیو.

با اعتماد به نفسی خیره نماينده که گاه پهلو به پهلوی خودپسندی می‌زد.

از دهه 40 و 50 با فیلم هایی مثل اتوبوسی به نام هوس، زنده باد زاپاتا و در بارانداز چهره شد و در دهه 70 با پدرخوانده به یک افسانه زنده بدل شد.

برخلاف انتظار تعداد فیلم های بزرگش چندان زیاد نیست اما تاثیر موحشی بر نسل بعدی بازیگران گذاشته هست.

دلمشغولی های سیاسی و اقتصادی اش و میلش به انزوا کارنامه او را به اندازه کافی پبربار نساخته هست.

اما در همین معدود شاهکارهایش، نبولغ بی نظیر بازیگری اش با تمام وجود احساس می‌شود.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

بهترین فیلم ها: اتوبوسی به نام هوس (1951)، در بارانداز (1954)، پدرخوانده

فیلم های مطرح دیگر: زنده باد زاپاتا (1952)، وحشی (1953)، شیرهای جوان (1958)، آخرین تانگو در پاریس (1973).
2آل پاچینو
1940-؟
در دهه 70 بهترین بازیگر دنیا بود.

یک نیویورکی متوسط القامت با چهره ای خنثی و حتی می‌شود فرمود روشنفکرانه با پدرخوانده چهره شد و با سرپیکو و بعدازظهر سگی و مترسک و پدرخوانده 2 (همگی ساخته شده در نیمه اول دهه 70) شهرتی افسانه ای یافت.

از نیمه دوم دهه 80 اسیر مشوربات الکلی شد اما در دهه 90 با فیلم هایی مثل بوی خوش زن و مخمصه، بازگشتی خیره نماينده داشت.

موفقیت پیاپی فیلم های دوره اخیرش محبوبیت گمشده اش را دوباره احیا کرده هست.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

بهترین فیلم ها: پدرخوانده (1972)، بعدازظهر سگی (1975)، صورت زخمی‌(1984)

فیلم های مطرح دیگر: سرپیکو (1972)، پدرخوانده2 (1974)، مخمصه (1995)، نفوذی (1999)
3جک نیکلسون
1937-؟
قیافه سمپاتیک او راه را برایش هموار ساخته هست.

او به هیچ وجه زیبا نیست و حتی بارقه ای شیطانی در چهره اش احساس می‌شود اما از اون چهره هایی هست که نمی‌توان چشم ازشان برداشت.

در دهه 70 در یک دوره شکوفایی حیرت انگیز کاراکترهایی را ایفا کرد که در هیچ سبک و سیاق بازیگری نمی‌گنجند و محصول نبوغ غریزی او به عنوان یک بازیگر فوق مدرن بودند.

او به عنوان بازیگر از حس همذات پنداری تماشاگر می‌گریزد و او را به چالش می‌کشد.

حضور او در هر فیلم یعنی سهمی‌از جذابیت یک فیلم.

او از اواخر دهه 60 تا امروز همیشه یکی از وزنه های هالیوود باقی مانده هست.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

بهترین فیلم ها: محله چینی ها (1974)، دیوانه از قفس پرید (1975)، تلالو (1980)

فیلم های مطرح: چند قطعه آسان (1971)، پستچی دوبار زنگ می‌زند (1979)، پتمن (1989)، بهترین شکل ممکن (1996)

4 – رابرت دنیرو
1943-؟
این بازیگر محبوب اسکورسیزی (او در 7 فیلم اسکورسیزی بازی کرده هست) با بازی در فیلمی‌ از کاپولا شهرت جهانی پیدا کرد.

در پدرخوانده 2 و در نقش جوانی های دن کورلئونه.

توانایی اش در نمایش خشم کنترل نشده، عصیان های ناگهانی و تلاطم های احساسی او را به بازیگر محبوب اسکورسیزی بدل کرد.

چهره ایتالیایی تبار او موجب شد تا به شکل سنتی در نقش گانگسترها ظاهر و مشهور شود.

از دهه 90 این پدیده مسلم بازیگری، هستعداد کمیک خود را جدی تر گرفت و در مجموعه ای از فیلم های امت پسند کمدی ظاهر شد (مثل این را تحلیل کن).

او یکی از هستوانه های بازیگری معاصر هست که همچنان توانایی جذب مغناطیسی تماشاگر را داراست اما مدت هاست که نقش مهمی‌ایفا نکرده هست.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

بهترین فیلم ها: پدرخوانده 2 (1974)، راننده تاکسی (1975)، گاو خشمگین (1980)

فیلم های مطرح: سلطان کمدی (1982)، روزی روزگاری آمریکا (1984)، مخمصه (1995)، کازینو (1996)

5 – پل نیومن
2008-1925
در دهه 50 به عنوان جانشین جیمز دین جوانمرگ ظاهر شد.

در نقش جوان عترض احساساتی منزوی اما به سرعت نشان داد که توانایی های فراتری از اون بازیگر فقید را در چنته دارد.

بدون اون حس خوددلسوزی آزارنده جیمز دین.

او به سادگی در نقش هایش می‌لغزید و به راحتی توانست در قالب کلاسیک بازیگران هالیوود
جای بگیرد.

او از اون دسته بازیگرانی هست که در یادآوری فیلم ها و شخصیت هایی که بازی کرده ناخودآگاه لبخندی بر صورتتان می‌نشیند.

او در دهه 60 ستاره بی رقیب سینمای جهان بود.

شهرت او در دهه 70 رو به زوال رفت و در دهه 80 (به رغم بردن یک اسکار) خاموش شد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

بهترین فیلم ها: گربه روی شیروانی داغ (1958)، بیلیاردباز (1961)، لوک خوش دست (1967)

فیلم های مطرح: هاد (1963)، مرد (1966)، بوچ کسیدی و ساندنس کید (1969)، نیش (1973)


5 ستاره کلاسیک
کری گرانت، جیمز هستوارت، همفری بوگارت و هنری فاندا

6.کری گرانت
1986-1904
او را می‌توان عصاره تمام فضائل بازیگری هالیوود دانست. نمایشی از طنز، چهره جذاب، وقت سنجی و توانایی های هستاندارد بازیگری.

او از ابتدای دهه 30 تا نیمه دهه 60 به مدت 35 سال ستاره مسلم سینما باقی ماند و با مجموعه ای از مشهورترین کارگردانان هالیوود همکاری کرد.

شیوه سهل و ممتنع او در بازیگری هرگز در سینما تکرار نشده هست.

او متخصص بازی در فیلم های کمدی بود اما در نقش های درام نیز جلوه فراموش ناشدنی دارد.

تاثیر او بر بازی ستارگانی مثل تام هنکس و جورج کلونی محسوس هست.

او از اون دسته ستارگانی هست که هرگز به اسکار نزدیک هم نشد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

بهترین فیلم ها: نگهداری از بیبی (1938)، بدنام (1946)، شمال از شمالغربی (1959)، معما (1964)

فیلم های مطرح: حقیقت تاسفبار (1938)، فقط فرشته ها بال دارند (1939)، ارسنیک و توری کهنه (1944)، ماجرای به یادماندنی (1957)

7 – جیمز هستوارت
1997-1908
مرد نجیب سینما کمی‌ پس از کری گرانت جلوه کرد و یک دهه پس از او از سینما کناره گرفت.

این یعنی 40 سال بازی در سینما در بالاترین سطح ممکن.

قامت بلند و احساسی را عدم تعادل روحی را به تماشاگر منتقل می‌ساخت که باعث جلب همدلی تماشاگر می‌شد چهره او به رغم خوشایند بودن هیچ ارتباطی با قهرمان هستاندارد آمریکایی نداشت.

او ایفاگر نقش مردانی اخلاق گرا، کمی ‌رمانتیک با حسی از طنز و درگیر مشکلات روزمره زندگی بود. ردپای او بر بی شمار شاهکار سینمایی از بزرگترین کارگردانان سینماب ه چشم می‌خورد و در همه این فیلم ها او کار خودش را به بهترین شکل ممکن انجام داده هست.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

بهترین فیلم ها: مغازه سرنبش (1940)، چه زندگی شفرمودی (1946)، پنجره عقبی (1954)، سرگیجه (1958)

فیلم های مطرح: آقای اسمیت به واشنگتن می‌رود (1939)، داستان فیلادلفیا (1940)، مهمیز برهنه (1953)، مردی که لیبرتی والانس را کشت (1961)

8 – همفری بوگارت
1957-1899
بوگارت جدا از ظرفیت های بازیگری اش بیشتر به عنوان یک شمایل در سینما حضور دارد.

نمایشی عینی از کلبی مسلکی، تلخ اندیشی، وارستگی اخلاقی و در ترکیب با یک زبان گزنده و نیشخندهای ملایم.

او در دهه 30 با سینمای گانگلستری شروع کرد اما در دهه 40 در وقت اوج گیری سینمای سیاه به عنوان چهره اصلی این نوع سینما مشهور شد.

نمی‌توان ارزیابی دقیقی از توانایی های او به عنوان یک بازیگر انجام داد.

افسانه پیرامون او چنان با واقعیت ترکیب شده که سخت هست بوگارت حقیقی را تشخیص داد.

مرگ او در سن 58 سالگی این افسانه را تشدید کرد.


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

بهترین فیلم ها: شاهین مالت (1941)، کازابلانکا (1942)، خوب ابدی (1946)، در مکانی خلوت (1950)

فیلم های مطرح: سی یرای مرتفع (1940)، داشتن و نداشتن (1944)، گنج های سی یرا مادره (1948)، قایق آفریکن کویین (1951)

9 – گری کوپر
1961-1901
گری کوپر از سینمای صامت در مقام یک ستاره شروع کرد و در دهه های 30 و 40 و 50 این مقام را حفظ کرد.

در پشت چهره و کاراکتر موقر او نوعی بازیگوشی کودکانه احساس می‌شد.

در صدا و حرکاتش خامی ‌موج می‌زد اما همه اینها مانع نشد که او در مقام قهرمان نمونه آمریکایی محبوبیت خارق العاده ای نیابد.

تا اونجا که طعنه ادبی رومن گاری به افسانه از رنگ و رو رفته آمریکا، نام خداحافظ گری کوپر را بر خود گرفت.

از چهره کوپر نوعی سلامت روان نیرومندی و حس نیت تراوش می‌کرد اما در دهه 50 به شکل متناقضی در بهترین فیلم هایش نوعی نااستواری و اضطراب را به نمایش گذاشت که نشانه ای از کمال دیررس بازیگری او بود.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

بهترین فیلم ها: گروهبان یورک (1940)، ماجرای نیمروز (1952)، عشق در بعدازظهر (1957)، مردی از غرب (1958)

فیلم های مطرح: آقای دیدز به شهر می‌رود (1936)، زنگ ها برای که به صدا درمی‌آیند (1943)، سرچشمه (1949)

10- هنری فاندا
1982-1905
یکی دیگر از بلندقامتانی که در دهه 30 در سینمای آمریکا درخشیدند (گرانت، هستوارت، کوپر و جان وین نیز همگی از قدی بالای 185 برخوردار بودند) در چره او نوعی رمانتیسیم ویکتوریایی موج می‌زد اما به سرعت نشان داد که در عرصه کمدی نیزی بازیگر مطرحی هست.

فاندا از 1935 بازیگری را آغاز کرد و در سال 1981 در آخرین فیلمش یعنی برکه طلایی ظاهر شد.

46 سال بازی و جالب اونکه برای آخرین فیلمش بالاخره برنده اسکار شد.

در این میان از اواخر دهه 40 تا نیمه دهه 50 به شوق بازی در تئاتر سینما را به طور موقت ترک کرد.

او یکی از شمایل های وقار عمیق مردانه در سینماست.


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/
بهترین فیلم ها: خوشه های خشم (1940)، لیدی ایو (1941)، کلمنتاین عزیزم (1946)، 12 مرد خشمگین (1958)

فیلم های مطرح: تنها یک بار زندگی می‌کنی (1937)، آقای لینکلن جوان (1939)، مرد عوضی (1957)، روزی روزگاری در غرب (1969)



امیدوارم انتخاب شد ه ای من جزو برترینها باشند.

گرچه اینها همشون جزاسطوره های سینمای جهان هستن


189:

لیست بنده

آقایان:

1_ دنیل دی لوییس
2_ مارلون براندو
3_ اونتونی هاپکینز
4_ مل گیبسون
5_ آل پاچینو
6_ رابرت دنیرو
7_ لئوناردو دی کاپریو
8_ مورگان فریمن
9_ تام هنکس
10_ راسل کرو


خانم ها:

1_ مریل هستریپ
2_ ناتالی پورتمن
3_ سوفیا لورن
4_ جودی فاستر
5_ نیکول کیدمن
6_ کیت بلانشت
7_ کیت وینسلت
8_ اون هاتاوی
9_ اینگرید برگمن
10_ ساندرا بولاک


و بسیاری به دلیل انتخاب محدود جا می مانند؛ از آقایان : برد پیت، جانی دپ، کریستین بیل، متیو مک کانهی،
گری اولدمن، خاویر باردم، جف بریجز، هیو جکمن، شان پن، جرج کلونی، ویل اسمیت، رایان گاسلینگ و ..

و از خانم ها : شارلیز ترون، اما تامسون، میشل فایفر، اونجلینا جولی، جودی دنچ، شارون هستون، جولیان مور،
ژولیت بینوش، سلما هایک، نائومی واتس، هیلاری سوانک، جنیفر لارنس و ..




190:

منتخبین این دوره از نظرسنجی 10 بازیگر برتر (1395) با توجه به آراء :

آقـایـان

1 _ آل پاچینو (17)
2 _ رابرت دنیرو (16)
3 _ مارلون براندو (15)
4 _ تام هنکس (14)
5 _لئوناردو دی کاپریو (13)
6 _ برد پیت (12)
7 _ چارلی چاپلین (10)
8 _ جانی دپ (9)
9 _ راسل کرو (8)
10 _ مورگان فریمن (7)

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/




خـانم هـا

1 _ مریل هستریپ (15)
2 _ نیکول کیدمن (14)
3 _ جودی فاستر (12)
4 _ اینگرید برگمن (11)
5 _ کیت وینسلت (10)
6 _ کیت بلانشت (9)
7 _ سوفیا لورن (8)
8 _ مرلین مونرو (7)
9 _ آدری هپبورن (6)
10 _ ناتالی پورتمن (5)

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

191:

خوبه راضی ام

البته کیت بلانشت بدجوری افتاده پایین :دی


ممنون راستی :)

192:


خوب شد تام هنکس رای آورد، وگرنه چی میشد؟
انتظار داشتم مل گیبسون جزو 10 تا باشه، اگر موقعيت کنم
تعداد آراء دیگر بازیگران رو هم برنامه میدم.


193:


هیچی نمیشد فقط خودسوزی میکردم این وسط :))))

از این هم که چهارم شده ناراحت نیستم
چون تعداد بازیهای بازیگران قبلی خیلی بیشتر از تامه.

برای همین ملت اونارو بیشتر دیدن

شرط میبندم اگه تموم بازی های تامو ببینن نظرشون عوض میشه


من یکی دو تا فیلماشو بیشتر ندیدم.

مل گیبسون رو میگم.


دس شوما درد نکونه.

194:

تشکر بالیوود

انتخاب ک محدود باشه کار سخت میشه و بناچار باید خیلیارو از قلم انداخت

خوبان زیادی از لیست هم میهن جاموندن

195:

سلام

ده تاخانم.

ده تااقا بعد چطور برگزیده ها انتخاب میشن؟
لیست شماچیه

196:


هر کدوم رای بیشتری بیاره.

در یک لیست منتخبان هر دو گروه(بازیگران زن و مرد) فراخوان میشن.
من فردا لیستمو میفرستم.


197:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

198:

Anthony Hopkins
اونتونـی هـاپکینـز



10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

فیلیپ اونتتونی هاپکینز معروف به تونی بازیگر توانای سینما و تلویزیون هست.

وی همچنین از برندگان جایزه اسکار می باشد.

او همواره به عنوان یکی از بزرگترین بازیگران زنده حال حاضر جهان شناخته شده که بیشتر شهرتش را برای بازی فوق العاده اش در نقش هانیبال لکتر به عنوان یک دکتر روانشناس خونخوار در مجموعه این فیلم ها به دست آورده هست.

او سر انجام توانست برای بازی در همین نقش در یکی از فیلمهای این مجموعه به نام " سکوت بره ها" محصول سال 1991 برنده جایزه اسکار شود.

از دیگر فیلم های مشهور وی می توان به " شکارچی انسان"،" هانیبال" و ...

اشاره کرد.

وی توانسته هست 3 بار برنده جایزه بتفا و دو بار برنده جایزه امی شود.


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

هاپکینز متولد 31 دسامبر 1937 در مارگام ولوز انگلستان می باشد.

پدرش ریچارد آرتور هاپکینز و مادرش ماریل اونه بود.

در سنین کودکی بود که او تصمیم خود برای کار در سینما و تلویزون را گرفت و در نهایت با پیشنهاد "برتون" تحصیلات خود در آکادمی هنرهای تصویری را شروع کرد و در نهایت توانست در سال 1957 از اونجا فارغ التحصیل شود.

لارنس الویر که هستعداد ذاتی هاپکینز را دید به او پیشنهاد پیوستن به آکادمی ملی تئاتر لندن را داد و سر انجام وی در سال 1965 پیشنهاد او را پذیرفت و برای پیوستن به این آکادمی به لندن نقل مکان کرد.

هاپکینز اولین فیلم تلویزیونی خود را با نام "کک در گوش او" در سال 1967 ساخت؛ این لحظه تاریخی سر آغازی برای هاپکینز بود زیرا از اون لحظه به بعد او به یکی از موفق ترین افراد سینما و تلویزیون تبدیل شد.

هاپکینز در سال 1968 در پروژه "شیر در زمستان" به کارگردانی تیموتی دالتون شرکت کرد و توانست راه خود را هموار کند.

پس از اون موفقیت های بیشماری به سراغ هاپکینز آمد، او توانست نام خود را در چهار گوشه جهان بر سر زبان ها بی اندازد.

پروژه بزرگ بعدی وی ، همکاری با بزرگان سینمای اون دوران بود.

افرادی چون جیمز کان،شان کانری و جین هکمن در فیلم " پلی در دوردست" محصول سال 1977.

در ادامه فعالیت های وی ، فیلم " مرد فیل نما" محصول سال 1987 برنامه داشت.

سال 1987 برای زندگی سینمایی هاپکینز بسیار مهم بود، زیرا او توانست در این سال دو جایزه ارزنده را به خود اختصاص دهد و عنوان "شوالیه" را از خاندان سلطنتی انگلستان برای فعالیت دلسوزانه برای کمک به رشد سینمای انگلستان دریافت کند.

روند موفقیت های وی ادامه داشت و سر انجام در سال 1997 وی توانست سه نامزدی جایزه اسکار را برای ایفای نقش در فیلم های " بقایای روز"،"نیکسون" و " آمسیتاد" برای خود به ارمغان آورد که وی فقط توانست در فیلم " سکوت برره ها" محصول سال 1991 جایزه ارزشمند بهترین بازیگر از آکادمی اسکار و بفتا را دریافت کند.


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

هاپکینز خود را برای بازی در نقش های مشهور آماده می ساخت.

وی به طور شفرمود آوری می تواند نقش های خود را هضم کند.

به عنوان مثال در یکی از پروژه هایش او بیش از 200 خط از دیالوگ های نقش خود را خیلی کمتر از وقت واقعی به خاطر سپرد و اون را به طور شفرمود آوری با زبان عامیانه و واقعی آمیخت که این عمل وی تحسین همگان را بر انگیخت؛کاری که کمتر کسی قادر به انجام اون هست.

این کار وی گاه به گاه توانسته هست سبک جدیدی را برای کارهای او به ارمغان آورد.

توجه بیش از اندازه هاپکینز به متن فیلمنامه و سبک فرموداری و نقشی وی در مواردی به ایجاد مشکل میان وی و کارگردان منجر شده هست و بعلاوه وقت برداشت سکانس ها را به طور چشمگیری افزایش داده هست، او همچنین عنوان کرده هست پس از اتمام سکانس به سختی می تواند متن فیلمنامه را به خاطر بیاورد و این تناقضی برای صحبت های بسیاری از افراد دیگر هست که می گویند تا سالها بعد متن فیلمنامه های خود را به خاطر می آورند! البته در اینکه حافظه کوتاه مدت وی بسیار قوی هست هیچ شکی جود ندارد ولی در هر حال با توجه به این قدرت باید انتظار چیزی غیر از فرموده خود او نسبت به دیالوگها را داشته باشیم.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

شاید بیشترین معروفیت هاپکینز به خاطر بازی در نقش هانیبال لکتر روانشناس خون خوار سینما باشد.

بازی فوق العاده وی در فیلم سکوت بره ها توانست جایزه بهترین بازیگر اسکار را برای وی به ارمغان آورد.

جودی فاستر نقش مقابل او نیز توانست جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن را بدست آورد.

این فیلم همچنین توانست جایزه اسکار در دیگر بخش ها از قبیل بهترین فیلم،بهترین کارگردان و بهترین فیلمنامه اقتباسی را نیز به خود اختصاص دهد.

یکی از کوتاهترین اجراهای منجر به دریافت جایزه اسکار متعلق به فیلم "سکوت بره ها" می باشد، زیرا هاپکینز توانست با بازی در حدود 16 دقیقه این جایزه را نسیب خود کند که از این حیث رکورد دار اسکار نیز می باشد و این خود گویای توانمندی حیرت آور بازیگری چون اونتونی هاپکینز می باشد.

او نقش خود به عنوان هانیبال را دو بار دیگر در فیلم های " اژدها سرخ" و " هانیبال" تکرار کرد که اونها نتوانست جوایزی را برای او کسب کند.

هاپکینز پس از چند سال زندگی در هالیوود به لندن بازگشت و در اولین اظهار نظرش با بیان جمله " خب این قسمت از زندگی من هم تموم شد!!" تصورات بسیاری را در ذهن علاقه مندان وی ایجاد کرد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

هاپکیز از سال 2007 تا کنون ساکن شهر لس اونجلس آمریکا هست.

او یک بار در طول دهه 1970 به دنبال ادامه زندگی حرفه ای خود به ایالات متحده نقل مکان کرده هست اما در اواخر سال 1980 به انگلستان بازگشت.

با این حال در پی موفقیت وی در سال 1990 او بار دیگر تصمیم به مهاجرت به آمریکا را گرفت.

هم اکنون هاپکینز علاوه بر انگلستان از سال 2000 شهروند ایلات متحده آمریکا نیز می باشد.

هاپکینز تا کنون 3 بار ازدواج کرده هست.

اولین ازدواج ناموفق او از سال 1967 تا 1972 با پترونلا بارکر بود.

پس از اون در سال 1973 با جنیفر لیتون برای مدت 29 سال زندگی مشترکی را آغاز کرد که این ازدواج نیز سر انجام در سال 2002 منجر به جدایی شد.

هم اکنون او با هستلا آرویاو ازدواج کرده هست.
او از ازدواج اول خود دارای دختری به نام ابیگل هاپکینز می باشد که او نیز خواننده و بازیگر سینما و تلویزیون هست.

هاپکینز به بسیاری از موسسات خیریه برای خرید خانه و زمین و ....

کمک می کند و در بسیاری از نقاط دیگر کشور حمایت های مالی برای انجمن های خیریه جمع آوری می کند.

بیشتر کمک های مالی وی به موسسات درمان اعتیاد و زنان بی سرپناه در ایالت های مختلف آمریکا هست و همچنین به عنوان معلمی داوطلب در مدرسه ای در کالیفرنیا همکاری می کند.


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

در سال 2007 هاپکینز در مصاحبه ای فراخوان نمود به منظور سفر به دور دنیا به طور موقت فعالیت هنری خود را قطع می کند.

او همچنان برای سالن های کنسرت نت های موسیقی می نویسد و تا کنون با بسیاری از ارکستر های مشهور همانند هستفان بارتون همکاری داشته هست.

در سال 2008 وی همراه با برترین موسیقی دانان در ارکست سمفونی آمریکا حضور داشت.

هاپکینز از طرفداران دو آتشه برنامه های طنز تلویزیون بی بی سی هست.

در یکی از مصاحبه های خود به صراحت فراخوان نمود که برای برنامه " احمق ها و اسب ها " این تلویزیون ایده های جذابی در سر دارد.

همین امر موجب شد تا جان سالیوان نویسنده این برنامه با اونتونی در مورد این برنامه تلویزیونی صحبت کند و برنامه شد شخصیت جدیدی در این مجموعه وارد شود که متاسفانه فیلمبرداری اون با فیلمبرداری فیلم " سکوت بره ها" تداخل پیدا کرد و همین امر موجب شد تا شخص دیگری بازیگری در کارکتر جدید این مجموعه را بر عهده بگیرد.



جوایــز

علاوه بر دریافت جایزه اسکار برای فیلم سکوت بره ها، هاپکینز در 4 فیلم دیگر " بقایای روز" محصول سال 1993، " نیکسون" محصول سال 1995 و "آمیستاد" محصول سال 1997 نامزد دریافت جایزه اسکار شده هست.

در سال 1993 او توانست برای عملکرد خوب خود در نقش "پیر بزوکاو" در مستند "جنگ و صلح" شبکه بی بی سی جایزه بفتا را از اون خود کند بعلاوه او توانست بار دیگر این جایزه را برای بازی در فیلم "سکوت بره ها" و "سرزمین سایه ها" همراه خود به خانه ببرد.

او همچنین تا کنون در بخش های مختلف از جمله بهترین بازیگر نقش مکمل مرد و ...

توانسته هست نامزد جایزه اسکار شود.

هاپکینز توانست جایزه امی را برای بازی در فیلم "آدم ربایی حقوقی" بدست آورد و همچنین او نامزد دریافت این جایزه به خاطر بازی در فیلم "گوژپشت ناتردام" شد که نتوانست اون را از اون خود کند.

او همچنین توانسته هست عنوان بهترین بازیگر و کارگردان را برای فیلم " فشار هوا" محصول سال 2007 از جشنواره بین المللی فیلم لوکارنو بدست آورد.




فیلموگرافـــــــی:


"The Lion in Winter" (1969
"Hamlet" (1969
"The Looking Glass War" (1970
"When Eight Bells Toll" (1971
"Young Winston" (1972
"A Doll's House" (1973
"The Girl From Petrovka" (1974
"Juggernaut" (1974
"QB VII" (1974
"All Creatures Great and Small" (1975
"The Lindbergh Kidnapping Case" (1976
"Audrey Rose" (1977
"A Bridge Too Far" (1977
"International Velvet" (1978
"Magic" (1978
"A Change of Seasons" (1980
"The Elephant Man" (1980
Hunchback" (1982
"The Bounty" (1984
"Mussolini and I" (1985
"Blunt" (1986
"The Good Father" (1986
"84 Charing Cross Road (1987
"A Chorus of Disapproval" (1987
"The Dawning" (1988
"Great Expectations" (1989
"Desperate Hours" (1990
"One Man's War" (1991
"The Silence of the Lambs" (1991 ( برنده اسکار، بهترین بازیگر )
"Freejack" (1992
"Howards End" (1992
"Bram Stoker's Dracula" (1992
"Chaplin" (1992
"The Remains of the Day" (1993 ( نامزد اسکار، بهترین بازیگر )
"Shadowlands" (1993
"The Trial" (1993
"The Road to Wellville" (1994
"Legends of the Fall" (1994
"The Innocent" (1995
"Nixon" (1995 ( نامزد اسکار، بهترین بازیگر )
"Surviving Picasso" (1996
"The Edge" (1997
"Amistad" (1997 ( نامزد اسکار، بهترین بازیگر مکمل مرد )
"The Mask of Zorro" (1998
"Instinct" (1999
"Titus" (1999
"Mission: Impossible 2" (2000
"How the Grinch Stole Christmas" (2000
"Hannibal" (2001
"Hearts in Atlantis" (2001
"The Devil and Daniel Webster" (2001
"Bad Company" (2002
"Red Dragon" (2002
"The Human Stain" (2003
"Alexander" (2004
"Proof" (2005
"Bobby" (2006
"All the kings Men" (2006
"Slipstream" (2007
"Fracture" (2007
"Beowolf" (2007
"The wolfman" (2010
"The rite" (2011
"Thor" (2011

199:

Al Pacino

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

200:

Meryl Streep
مریـل هستریـپ


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/


مری لوئیس هستریپ (متولد بیست و دوم جون 1949) با نام شناخته شده ی مریل هستریپ بازیگر آمریکایی هست که در تئاتر، تلویزیون و سینما فعالیت داشته هست.

او قطعاً یکی از با هستعداد ترین و محترم ترین بازیگران عصر خویش و چه بسا تاریخ سینماست.
هستریپ سپس فارغ التحصیلی از مدرسه ی هنرهای نمایشی در چند نمایش تئاتر حضور یافت.


قبل از اینکه با فیلم The Dead Least Season در سال 1977 در تلویزیون حضور یابد، با نمایشThe Playboy Seville در سال 1971 در تئاتر حضور یافت.

او کار سینما را با فیلم جولیا آغاز کرد.

نقش او در این فیلم اگر چه کوتاه بود اما نقشی محوری و مهم بود.

وی اولین نامزدی اسکار خود را برای فیلم شکارچی گوزن (1978) دریافت کرد و در سال 1979 برای بازی در فیلم کراکر علیه کرامر اولین جایزه ی اسکار خود را برد.

او دومین جایزه ی اسکار خود را در سال 1982 برای فیلم انتخاب سوفی دریافت کرد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

هستریپ با بازی در سریال هولوکاست در سال 1979 و بردن جایزه امی مشهور شد.

او در این سریال نقش زنی آریایی را داشت که در دوران نازی ها با هنرمندی یهودی ازدواج می کند.

برای این سریال، او به آلمان و هسترالیا سفر کرد و همسرش جان کزل (John Cazale) در نیویورک ماند.

وقتی هستریپ از سفر بازگشت متوجه شد که حال همسرش که به سرطان هستخوان دچار بود بدتر شده هست.

او از همسرش پرستاری کرد تا اینکه جان کزل در 12 مارچ 1978 درگذشت.
هستریپ 16 بار نامزد جایزه ی اسکار (برنده ی 2 اسکار) و 25 بار نامزد جایزه ی گلدن گلاب (برنده ی 7 جایزه ی گلدن گلاب) شده هست.

او پر افتخارترین هنرپیشه از نظر دریافت جایزه هست.


دهه ی 80

هستریپ پس از ایفای دو نقش برجسته در دو تا از موفق ترین فیلمهای دهه هفتاد میلادی که هر دو نیز (شکارچی گوزن و کرامر علیه کرامر) برنده ی جایزه ی اسکار بهترین فیلم شدند، مورد تحسین برنامه گرفت و به یک بازیگر برجسته تبدیل شد.

اولین نقش او در این دهه، شخصیت سارا در فیلم The French Lieutenant's Woman (محصول سال 1981) بود که داستانی درام داشت و روایتگر دو داستان موازی با هم در عصر معاصر و عصر ویکتوریا بود.

در این وقت بود که مجله ای در نیویورک در مقاله ای به ستایش از این بازیگر پرداخت و فرمود "با اینکه بسیاری از بازیگران اغلب نقش های یکسان بازی می نمايند اما هستریپ بازیگری هست که تمایل دارد نقشهای مختلفی را بازی کند." (وی برای بازی اش در این فیلم جایزه بفتا برای بهترین بازیگر نقش اول زن را دریافت کرد).

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

فیلم بعدی او که سبکی بسیار دلهره آور داشت، Still of the Night (محصول سال 1982) بود که سبب پیوستن دوباره اش به تیم رابرت بنتون (Robert Benton کارگردان فیلم کرامر علیه کرامر) شد.

او در این فیلم به همکاری با بازیگرانی نظیر روی شیدر (Roy Scheider) و جسیکا تندی (Jessica Tandy) پرداخت.

وینسنت کندی (Vincent Canby)، نویسنده نیویرک تایمز در مورد این فیلم می نویسد: "این فیلم ادای احترامی به آثار آلفرد هیچکاک می باشد اما یکی از نقاط ضعف این فیلم عدم تعادل مورد نیاز بین هستریپ و شیدر هست."
فیلم بعدی او انتخاب سوفی (Sophie's Choice) بود که در مورد یکی از باوقتدگان لهستانی هولوکاست هست.

هستریپ در این فیلم، بازی چشمگیری دارد و تسلّط او به لهجه لهستانی مورد ستایش همگان برنامه گرفت.

ویلیام هسترون فیلمنامه این فیلم را در حالی نوشت که برای نقش سوفی، اورسلا اوندرس (Ursula Andress) را در نظر داشت، اما هستریپ بسیار مصمّم بود که این نقش به او داده شود.

وقتی او به طور غیر قانونی یک کپی از فیلمنامه "انتخاب سوفی" را تهیه کرد و اون را خواند، نزد کارگردان فیلم، Alan J.

Pakula رفت و خودش را به روی زمین انداخت و التماس کرد که این نقش به او داده شود.

در بین تعداد زیاد نقش های قابل توجه، هستریپ برای بازی اش در این فیلم جایزه اسکار بهترین بازیگر زن را از اون خود کرد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

او موفقیت های خود را با بازی در یک فیلم زندگینامه ای با نام سیلکوود (Silkwood) که محصول سال 1983 بود ادامه داد.

وی در این فیلم برای اولین بار نقش یک شخص واقعی به نام کارن سیلکوورد را بازی کرد.

او مورد آماده سازی خود برای این نقش در مصاحبه ای با راجر ابرت (Roger Ebert) فرمود که با افراد نزدیک به سیلکوود ملاقات کرده تا اطلاعات بیشتری در مورد او کسب کند و هنگام انجام این ملاقات ها متوجه شد که هر کس جنبه ی متفاوتی از سیلکوود را دیده هست.

هستریپ اضافه می کند
"من سعی نکردم خودم را تبدیل به سیلکوود کنم.

من سعی کردم به کارهایی که او کرده نگاه کنم.

تمام اطلاعاتی که توانسته بودم در مورد او پیدا کنم را کنار هم برنامه دادم...

کاری که در پایان کردم این بود که به اتفاقات زندگی اش نگاه کردم و سعی کردم او را از درون بشناسم".
فیلم بعدی او رمانتیک کمدی با نام عاشق شدن (Falling in Love) محصول سال 1984، مقابل "رابرت دنیرو" بود.

هستریپ سپس در فیلم Plenty (محصول سال 1985) بازی کرد.
خارج از آفریقا (Out of Africa) فیلمی هست که هستریپ در اون به عنوان یک نویسنده دانمارکی به نام کارن بلیکسن (Karen Blixen) در کنار "رابرت ردفورد" به ایفای نقش می پردازد.

هستریپ در دو فیلم بعدی اش با جک نیکلسون همبازی بود; فیلم های Heartburn و Ironweed.

هستریپ در فیلم گریه ای در تاریکی (A Cry in the Dark) نقش لیندا چمبرلین (Lindy Chamberlain) که یک شخصیت واقعی هست را بازی کرد.

این فیلم در هسترالیا فیلمبرداری شد و هستریپ برای نقش آفرینی اش دراین فیلم برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن از موسسه ی فیلم هسترالیا، جایزه ی بهترین بازیگر نقش اول زن از جشنواره فیلم کن، جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن از سوی منتقدان فیلم نیویورک و نیز نامزد جوایز متعدد دیگری شد.
در فیلم She-Devil هستریپ برای اولین بار در فیلمی کمدی مقابل روزینا بار (Roseanne Barr) بازی کرد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/


دهه ی 90 و 2000

از سال 1984 تا 1990 هستریپ شش جایزه ی People's Choice Awards به عنوان بازیگر محبوب فیلم های سینمایی دریافت کرد و در سال 1990 "محبوب جهانی" نام گرفت.
در دهه ی 90 هستریپ نقش های متنوعی از جمله نقش یک معتاد در فیلم Postcards From The Edge که بر پايه رمانی با همین نام نوشته ی کری فیشر (Carrie Fisher) بود، بازی کرد.

هستریپ و دوستش گلدی هاون (Goldie Hawn) علاقه مند بودند تا با هم در فیلمی حضور یابند.

اونها سپس سنجیدن پروژه های مختلف تصمیم گرفتند در فیلم "تلما و لوییز" حضور یابند.

اما دوره ی بارداری هستریپ مصادف با وقت فیلمبرداری فیلم شد، بنابراین تهیه نماينده ی فیلم تصمیم گرفت به جای اونها از "سوزان ساراندون" و "جینا دیویس" هستفاده کند.

اونها بعداً در فیلمی کمدی به نام Death Becomes Her همراه با بروس ویلیس حضور یافتند.
یک زندگینامه نویس به نام کارن هالینگر (Karen Hollinger)، این دوره از بازیگری هستریپ را دوره ی کاهش محبوبیت فیلم های او می داند که با شکست فیلم Death Becomes Her به پائین ترین حد خود رسید.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

هستریپ همراه با گلن کلوز (Glenn Close) در فیلم خانه ی ارواح (The House of the Spirits)، همراه با کلینت ایستوود در فیلم The Bridges of Madison County و همراه با "دایانا کیتون" و "لئوناردو دیکاپریو" در فیلم Marvin's Room نقش آفرینی کرد.

او همچنین در فیلم آوای قلبها (Music of the Heart) حضور یافت (برای بازی در این فیلم می بایست ویلن زدن یاد می گرفت).
هستریپ در بیان لهجه ی کشور های مختلف هستعداد خاصی دارد و بسیار خبره هست.

او در فیلم The Bridges Of Madison County نقش زنی از ایتالیا را بازی کرد، در فیلم "انتخاب سوفی" با لهجه ی لهستانی صحبت کرد و در فیلم خارج از آفریقا لهجه ی دانمارکی داشت.
در سال 2001 هستریپ در فیلم "هوش مصنوعی" ساخته ی "استیون اسپیلبرگ" دوبله ی نقش پری آبی (Blue Fairy) را به عهده داشت.

در سال 2002 او به همراه "نیکولاس کیج" در فیلم Adaptation بازی کرد.

او همچنین با "آل پاچینو" و "اما تامپسون" در مینی سریال فرشته ها در آمریکا (Angels in America) نقش آفرینی کرد.

او که در این فیلم چهار نقش داشت دومین جایزه ی امی خود را دریافت کرد.
در ادامه هستریپ به همراه "دنزل واشنگتن" در فیلم The Manchurian Candidate به کارگردانی جاناتان دم (Jonathan Demme) بازی کرد.
در سال 2008 در فیلم !Mamma Mia حضور پیدا کرد و نامزد دریافت جایزه ی گلدن گلاب برای بهترین بازیگر زن در فیلمی کمدی/موزیکال شد.

در همان سال، هستریپ برای بازی در فیلم شک (Doubt) نامزد جایزه ی اسکار و گلدن گلاب برای بهترین بازیگر زن شد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

مری لوئیس هستریپ فرزند مری ولف و هری ویلیام هستریپ در نیوجرسی به دنیا آمد.

او دو برادر به نامهای دانا و هری دارد.

وی از تبار آلمانی، سوئیسی و انگلیسی هست.
هستریپ با دونالد گامر که یک مجسمه ساز بود در سال 1978 ازدواج کرد.

اونها چهار فرزند دارند: هری (متولد 1979)، مری (متولد 1983)، گریس (متولد 1986) و لویسا (متولد 1991).

قبل از اینکه هستریپ با گامر ازدواج کند برنامه بود با جان کزل ازدواج کند اما کزل در سال 1978 به دلیل سرطان هستخوان در گذشت.
وقتی از هستریپ پرسیده شد که آیا دین جایی در زندگی او دارد، جواب داد: من از هیچ مکتبی پیروی نمی کنم.

من به یک کلیسا یا معبد یا کنیسه (محل عبادت یهودیان) یا اشرام (محل دعا و مراقبه ی هندوها) تعلق ندارم.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

در اکتبر 1997 در مجله ی امپایر در بین 100 بازیگر برتر تاریخ سینما رتبه ی 24 را آورده هست.
در دانشگاه ییل درس خوانده هست.
برای مدتی در هتلی در نیوجرسی گارسون بوده هست.
دایانا کیتون او را "نابغه ی نسل من" نامیده هست.
27 می 2007 در شهر منهتن روز مریل هستریپ نامیده شد.
در 12 سالگی به کلاس های اپرا می رفت.

او می خواست یک خواننده ی اپرا شود.
از کالج میدلبری دکترای افتخاری هنر گرفته هست.
بازی او در فیلم انتخاب سوفی در سال 2006 در مجله ی پریمایر در میان 100 نقش آفرینی های برتر سینما رتبه ی 3 را کسب کرده هست.

همچنین نقش آفرینی او در فیلم سیلک وود رتبه ی 71 را دارد.
رابرت دنیرو فرموده هست که هستریپ بازیگر مورد علاقه ی او برای همبازی شدن هست.
بازیگران زن مورد علاقه اش کیت وینسلت، کیت بلانشت، امیلی بلانت و نیکول کیدمن هستند.
فرموده هست که یکی از طرفداران بزرگ لئوناردو دیکاپریو هست.
یک مدرک افتخاری از دانشگاه پرینستون در جون 2009 دریافت کرد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/


فیلم شناسی:

• 1977 Julia
• 1978 The Deer Hunter
• 1979 Manhattan
• 1979 The Seduction Of Joe Tynan
• 1979 Kramer vs.

Kramer
• 1981 The French Lieutenant’s Woman
• 1982 Still Of The Night
• 1982 Sophie’s Choice
• 1983 Silkwood
• 1984 Falling In Love
• 1985 Plenty
• 1985 Out Of Africa
• 1986 Heartburn
• 1987 Ironweed
• 1988 A Cry In The Dark
• 1989 She-Devil
• 1990 Postcards From The Edge
• 1991 Defending Your Life
• 1992 Death Becomes Her
• 1993 The House Of The Spirits
• 1994 The River Wild
• 1995 The Bridges Of Madison County
• 1996 Before And After
• 1996 Marvin’s Room
• 1998 Dancing At Lughnasa
• 1998 One True Thing
• 1999 Chrysanthemum
• 1999 Music Of The Heart
• 2002 Adaptation
• 2002 The Hours
• 2003 Stuck On You
• 2004 The Manchurian Candidate
• 2004 Lemony Snicket’s A Series Of Unfortunate Events
• 2005 Prime
• 2006 A Prairie home companion
• 2006 The Devil Wears Prada
• 2007 Dark Matter
• 2007 Evening
• 2007 Rendition
• 2007 Lions For Lambs
• 2008 Mamma Mia!
• 2008 Doubt
• 2009 Julie & Julia
• 2009 Fantastic Mr.

Fox
• 2009 It’s Complicated

201:

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

202:

متیو مک‌کوناهی
اونتونی هاپکینز
مورگان فریمن
جیم کری
برد پیت
جانی دپ
راسل کرو
دنیل کریگ
تام هنکس
کوین اسپیسی

203:

1/ آدری هیپورن.2/ ویوین لی.3/مریلین مونرو.4/ اینگرید برگمن.5/ سوفیا لورن.6/ کاترین هیپورن7/ .مريل هستريپ.8/جنیفر اونیستون.9/نیکول کیدمن.10 انجلیناجولی

5ستاره مدرنبراندو، پاچینو، نیکلسون، دونیرو و نیومن
1مارلون براندو

2004-1924
اسطوره بازیگری.

اولین نمونه اعلای مکتب آکتورز هستودیو.

با اعتماد به نفسی خیره نماينده که گاه پهلو به پهلوی خودپسندی می‌زد.

از دهه 40 و 50 با فیلم هایی مثل اتوبوسی به نام هوس، زنده باد زاپاتا و در بارانداز چهره شد و در دهه 70 با پدرخوانده به یک افسانه زنده بدل شد.

برخلاف انتظار تعداد فیلم های بزرگش چندان زیاد نیست اما تاثیر موحشی بر نسل بعدی بازیگران گذاشته هست.

دلمشغولی های سیاسی و اقتصادی اش و میلش به انزوا کارنامه او را به اندازه کافی پبربار نساخته هست.

اما در همین معدود شاهکارهایش، نبولغ بی نظیر بازیگری اش با تمام وجود احساس می‌شود.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

بهترین فیلم ها: اتوبوسی به نام هوس (1951)، در بارانداز (1954)، پدرخوانده

فیلم های مطرح دیگر: زنده باد زاپاتا (1952)، وحشی (1953)، شیرهای جوان (1958)، آخرین تانگو در پاریس (1973).
2آل پاچینو
1940-؟
در دهه 70 بهترین بازیگر دنیا بود.

یک نیویورکی متوسط القامت با چهره ای خنثی و حتی می‌شود فرمود روشنفکرانه با پدرخوانده چهره شد و با سرپیکو و بعدازظهر سگی و مترسک و پدرخوانده 2 (همگی ساخته شده در نیمه اول دهه 70) شهرتی افسانه ای یافت.

از نیمه دوم دهه 80 اسیر مشوربات الکلی شد اما در دهه 90 با فیلم هایی مثل بوی خوش زن و مخمصه، بازگشتی خیره نماينده داشت.

موفقیت پیاپی فیلم های دوره اخیرش محبوبیت گمشده اش را دوباره احیا کرده هست.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

بهترین فیلم ها: پدرخوانده (1972)، بعدازظهر سگی (1975)، صورت زخمی‌(1984)

فیلم های مطرح دیگر: سرپیکو (1972)، پدرخوانده2 (1974)، مخمصه (1995)، نفوذی (1999)
3جک نیکلسون
1937-؟
قیافه سمپاتیک او راه را برایش هموار ساخته هست.

او به هیچ وجه زیبا نیست و حتی بارقه ای شیطانی در چهره اش احساس می‌شود اما از اون چهره هایی هست که نمی‌توان چشم ازشان برداشت.

در دهه 70 در یک دوره شکوفایی حیرت انگیز کاراکترهایی را ایفا کرد که در هیچ سبک و سیاق بازیگری نمی‌گنجند و محصول نبوغ غریزی او به عنوان یک بازیگر فوق مدرن بودند.

او به عنوان بازیگر از حس همذات پنداری تماشاگر می‌گریزد و او را به چالش می‌کشد.

حضور او در هر فیلم یعنی سهمی‌از جذابیت یک فیلم.

او از اواخر دهه 60 تا امروز همیشه یکی از وزنه های هالیوود باقی مانده هست.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

بهترین فیلم ها: محله چینی ها (1974)، دیوانه از قفس پرید (1975)، تلالو (1980)

فیلم های مطرح: چند قطعه آسان (1971)، پستچی دوبار زنگ می‌زند (1979)، پتمن (1989)، بهترین شکل ممکن (1996)

4 – رابرت دنیرو
1943-؟
این بازیگر محبوب اسکورسیزی (او در 7 فیلم اسکورسیزی بازی کرده هست) با بازی در فیلمی‌ از کاپولا شهرت جهانی پیدا کرد.

در پدرخوانده 2 و در نقش جوانی های دن کورلئونه.

توانایی اش در نمایش خشم کنترل نشده، عصیان های ناگهانی و تلاطم های احساسی او را به بازیگر محبوب اسکورسیزی بدل کرد.

چهره ایتالیایی تبار او موجب شد تا به شکل سنتی در نقش گانگسترها ظاهر و مشهور شود.

از دهه 90 این پدیده مسلم بازیگری، هستعداد کمیک خود را جدی تر گرفت و در مجموعه ای از فیلم های امت پسند کمدی ظاهر شد (مثل این را تحلیل کن).

او یکی از هستوانه های بازیگری معاصر هست که همچنان توانایی جذب مغناطیسی تماشاگر را داراست اما مدت هاست که نقش مهمی‌ایفا نکرده هست.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

بهترین فیلم ها: پدرخوانده 2 (1974)، راننده تاکسی (1975)، گاو خشمگین (1980)

فیلم های مطرح: سلطان کمدی (1982)، روزی روزگاری آمریکا (1984)، مخمصه (1995)، کازینو (1996)

5 – پل نیومن
2008-1925
در دهه 50 به عنوان جانشین جیمز دین جوانمرگ ظاهر شد.

در نقش جوان عترض احساساتی منزوی اما به سرعت نشان داد که توانایی های فراتری از اون بازیگر فقید را در چنته دارد.

بدون اون حس خوددلسوزی آزارنده جیمز دین.

او به سادگی در نقش هایش می‌لغزید و به راحتی توانست در قالب کلاسیک بازیگران هالیوود
جای بگیرد.

او از اون دسته بازیگرانی هست که در یادآوری فیلم ها و شخصیت هایی که بازی کرده ناخودآگاه لبخندی بر صورتتان می‌نشیند.

او در دهه 60 ستاره بی رقیب سینمای جهان بود.

شهرت او در دهه 70 رو به زوال رفت و در دهه 80 (به رغم بردن یک اسکار) خاموش شد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

بهترین فیلم ها: گربه روی شیروانی داغ (1958)، بیلیاردباز (1961)، لوک خوش دست (1967)

فیلم های مطرح: هاد (1963)، مرد (1966)، بوچ کسیدی و ساندنس کید (1969)، نیش (1973)


5 ستاره کلاسیک
کری گرانت، جیمز هستوارت، همفری بوگارت و هنری فاندا

6.کری گرانت
1986-1904
او را می‌توان عصاره تمام فضائل بازیگری هالیوود دانست. نمایشی از طنز، چهره جذاب، وقت سنجی و توانایی های هستاندارد بازیگری.

او از ابتدای دهه 30 تا نیمه دهه 60 به مدت 35 سال ستاره مسلم سینما باقی ماند و با مجموعه ای از مشهورترین کارگردانان هالیوود همکاری کرد.

شیوه سهل و ممتنع او در بازیگری هرگز در سینما تکرار نشده هست.

او متخصص بازی در فیلم های کمدی بود اما در نقش های درام نیز جلوه فراموش ناشدنی دارد.

تاثیر او بر بازی ستارگانی مثل تام هنکس و جورج کلونی محسوس هست.

او از اون دسته ستارگانی هست که هرگز به اسکار نزدیک هم نشد.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

بهترین فیلم ها: نگهداری از بیبی (1938)، بدنام (1946)، شمال از شمالغربی (1959)، معما (1964)

فیلم های مطرح: حقیقت تاسفبار (1938)، فقط فرشته ها بال دارند (1939)، ارسنیک و توری کهنه (1944)، ماجرای به یادماندنی (1957)

7 – جیمز هستوارت
1997-1908
مرد نجیب سینما کمی‌ پس از کری گرانت جلوه کرد و یک دهه پس از او از سینما کناره گرفت.

این یعنی 40 سال بازی در سینما در بالاترین سطح ممکن.

قامت بلند و احساسی را عدم تعادل روحی را به تماشاگر منتقل می‌ساخت که باعث جلب همدلی تماشاگر می‌شد چهره او به رغم خوشایند بودن هیچ ارتباطی با قهرمان هستاندارد آمریکایی نداشت.

او ایفاگر نقش مردانی اخلاق گرا، کمی ‌رمانتیک با حسی از طنز و درگیر مشکلات روزمره زندگی بود. ردپای او بر بی شمار شاهکار سینمایی از بزرگترین کارگردانان سینماب ه چشم می‌خورد و در همه این فیلم ها او کار خودش را به بهترین شکل ممکن انجام داده هست.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

بهترین فیلم ها: مغازه سرنبش (1940)، چه زندگی شفرمودی (1946)، پنجره عقبی (1954)، سرگیجه (1958)

فیلم های مطرح: آقای اسمیت به واشنگتن می‌رود (1939)، داستان فیلادلفیا (1940)، مهمیز برهنه (1953)، مردی که لیبرتی والانس را کشت (1961)

8 – همفری بوگارت
1957-1899
بوگارت جدا از ظرفیت های بازیگری اش بیشتر به عنوان یک شمایل در سینما حضور دارد.

نمایشی عینی از کلبی مسلکی، تلخ اندیشی، وارستگی اخلاقی و در ترکیب با یک زبان گزنده و نیشخندهای ملایم.

او در دهه 30 با سینمای گانگلستری شروع کرد اما در دهه 40 در وقت اوج گیری سینمای سیاه به عنوان چهره اصلی این نوع سینما مشهور شد.

نمی‌توان ارزیابی دقیقی از توانایی های او به عنوان یک بازیگر انجام داد.

افسانه پیرامون او چنان با واقعیت ترکیب شده که سخت هست بوگارت حقیقی را تشخیص داد.

مرگ او در سن 58 سالگی این افسانه را تشدید کرد.


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

بهترین فیلم ها: شاهین مالت (1941)، کازابلانکا (1942)، خوب ابدی (1946)، در مکانی خلوت (1950)

فیلم های مطرح: سی یرای مرتفع (1940)، داشتن و نداشتن (1944)، گنج های سی یرا مادره (1948)، قایق آفریکن کویین (1951)

9 – گری کوپر
1961-1901
گری کوپر از سینمای صامت در مقام یک ستاره شروع کرد و در دهه های 30 و 40 و 50 این مقام را حفظ کرد.

در پشت چهره و کاراکتر موقر او نوعی بازیگوشی کودکانه احساس می‌شد.

در صدا و حرکاتش خامی ‌موج می‌زد اما همه اینها مانع نشد که او در مقام قهرمان نمونه آمریکایی محبوبیت خارق العاده ای نیابد.

تا اونجا که طعنه ادبی رومن گاری به افسانه از رنگ و رو رفته آمریکا، نام خداحافظ گری کوپر را بر خود گرفت.

از چهره کوپر نوعی سلامت روان نیرومندی و حس نیت تراوش می‌کرد اما در دهه 50 به شکل متناقضی در بهترین فیلم هایش نوعی نااستواری و اضطراب را به نمایش گذاشت که نشانه ای از کمال دیررس بازیگری او بود.

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

بهترین فیلم ها: گروهبان یورک (1940)، ماجرای نیمروز (1952)، عشق در بعدازظهر (1957)، مردی از غرب (1958)

فیلم های مطرح: آقای دیدز به شهر می‌رود (1936)، زنگ ها برای که به صدا درمی‌آیند (1943)، سرچشمه (1949)

10- هنری فاندا
1982-1905
یکی دیگر از بلندقامتانی که در دهه 30 در سینمای آمریکا درخشیدند (گرانت، هستوارت، کوپر و جان وین نیز همگی از قدی بالای 185 برخوردار بودند) در چره او نوعی رمانتیسیم ویکتوریایی موج می‌زد اما به سرعت نشان داد که در عرصه کمدی نیزی بازیگر مطرحی هست.

فاندا از 1935 بازیگری را آغاز کرد و در سال 1981 در آخرین فیلمش یعنی برکه طلایی ظاهر شد.

46 سال بازی و جالب اونکه برای آخرین فیلمش بالاخره برنده اسکار شد.

در این میان از اواخر دهه 40 تا نیمه دهه 50 به شوق بازی در تئاتر سینما را به طور موقت ترک کرد.

او یکی از شمایل های وقار عمیق مردانه در سینماست.


10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/
بهترین فیلم ها: خوشه های خشم (1940)، لیدی ایو (1941)، کلمنتاین عزیزم (1946)، 12 مرد خشمگین (1958)

فیلم های مطرح: تنها یک بار زندگی می‌کنی (1937)، آقای لینکلن جوان (1939)، مرد عوضی (1957)، روزی روزگاری در غرب (1969)



امیدوارم انتخاب شد ه ای من جزو برترینها باشند.

گرچه اینها همشون جزاسطوره های سینمای جهان هستن


204:

لیست بنده

آقایان:

1_ دنیل دی لوییس
2_ مارلون براندو
3_ اونتونی هاپکینز
4_ مل گیبسون
5_ آل پاچینو
6_ رابرت دنیرو
7_ لئوناردو دی کاپریو
8_ مورگان فریمن
9_ تام هنکس
10_ راسل کرو


خانم ها:

1_ مریل هستریپ
2_ ناتالی پورتمن
3_ سوفیا لورن
4_ جودی فاستر
5_ نیکول کیدمن
6_ کیت بلانشت
7_ کیت وینسلت
8_ اون هاتاوی
9_ اینگرید برگمن
10_ ساندرا بولاک


و بسیاری به دلیل انتخاب محدود جا می مانند؛ از آقایان : برد پیت، جانی دپ، کریستین بیل، متیو مک کانهی،
گری اولدمن، خاویر باردم، جف بریجز، هیو جکمن، شان پن، جرج کلونی، ویل اسمیت، رایان گاسلینگ و ..

و از خانم ها : شارلیز ترون، اما تامسون، میشل فایفر، اونجلینا جولی، جودی دنچ، شارون هستون، جولیان مور،
ژولیت بینوش، سلما هایک، نائومی واتس، هیلاری سوانک، جنیفر لارنس و ..




205:

منتخبین این دوره از نظرسنجی 10 بازیگر برتر (1395) با توجه به آراء :

آقـایـان

1 _ آل پاچینو (17)
2 _ رابرت دنیرو (16)
3 _ مارلون براندو (15)
4 _ تام هنکس (14)
5 _لئوناردو دی کاپریو (13)
6 _ برد پیت (12)
7 _ چارلی چاپلین (10)
8 _ جانی دپ (9)
9 _ راسل کرو (8)
10 _ مورگان فریمن (7)

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/




خـانم هـا

1 _ مریل هستریپ (15)
2 _ نیکول کیدمن (14)
3 _ جودی فاستر (12)
4 _ اینگرید برگمن (11)
5 _ کیت وینسلت (10)
6 _ کیت بلانشت (9)
7 _ سوفیا لورن (8)
8 _ مرلین مونرو (7)
9 _ آدری هپبورن (6)
10 _ ناتالی پورتمن (5)

10 بازیگر برتر تاریخ سینما، به انتخاب هم میهنی ها /1395/

206:

خوبه راضی ام

البته کیت بلانشت بدجوری افتاده پایین :دی


ممنون راستی :)

207:


خوب شد تام هنکس رای آورد، وگرنه چی میشد؟
انتظار داشتم مل گیبسون جزو 10 تا باشه، اگر موقعيت کنم
تعداد آراء دیگر بازیگران رو هم برنامه میدم.


208:


هیچی نمیشد فقط خودسوزی میکردم این وسط :))))

از این هم که چهارم شده ناراحت نیستم
چون تعداد بازیهای بازیگران قبلی خیلی بیشتر از تامه.

برای همین ملت اونارو بیشتر دیدن

شرط میبندم اگه تموم بازی های تامو ببینن نظرشون عوض میشه


من یکی دو تا فیلماشو بیشتر ندیدم.

مل گیبسون رو میگم.


دس شوما درد نکونه.

209:

تشکر بالیوود

انتخاب ک محدود باشه کار سخت میشه و بناچار باید خیلیارو از قلم انداخت

خوبان زیادی از لیست هم میهن جاموندن

210:

کمی باعث تعجبم شد! چون اصلا خبری از همفری بوگارت بازیگر محبوب دهه 40 و 50 توی منتخبین نیس! اما حقیقتا فکر نمیکردم بازیگران سینمای کلاسیک خیلی مورد توجه برنامه بگیرن .

خوشبختانه بچه ها انتخاب های خوبی داشتن و از مجموع 20 نفر 6 نفر رو بخودش اختصاص داده.

سینمای کلاسیک؛ از نظر من تنها دروه ای بود که فیلمهای قصه گوی زیادی داشت

211:

خوشم میاد از لیست من کلا یه دونه هم داخل منتخب ها نبود.
یه همچین آدم خاصی هست من

212:

کمی باعث تعجبم شد! چون اصلا خبری از همفری بوگارت بازیگر محبوب دهه 40 و 50 توی منتخبین نیس! اما حقیقتا فکر نمیکردم بازیگران سینمای کلاسیک خیلی مورد توجه برنامه بگیرن .

خوشبختانه بچه ها انتخاب های خوبی داشتن و از مجموع 20 نفر 6 نفر رو بخودش اختصاص داده.

سینمای کلاسیک؛ از نظر من تنها دروه ای بود که فیلمهای قصه گوی زیادی داشت

213:

خوشم میاد از لیست من کلا یه دونه هم داخل منتخب ها نبود.
یه همچین آدم خاصی هست من


94 out of 100 based on 44 user ratings 244 reviews

@