کنایه خواننده سرشناس به محسن چاوشی در برنامه دورهمی!!


کنایه خواننده سرشناس به محسن چاوشی در برنامه دورهمی!!



کنایه خواننده سرشناس به محسن چاوشی در برنامه دورهمی!!




کنایه خواننده سرشناس به محسن چاوشی در برنامه دورهمی!!

برنامه دورهمی با تغییرات جدیدی همراه شد و سری جدید این برنامه از جمعه شب به نمایش در آمد.




برنامه تلویزیونی «دورهمی» که پنجشنبه شب با نقل مکان گروه نمایشی همراه بود، در برنامه جمعه و شب گذشته (شنبه) میزبان مهمان‌هایی چون هومن برق نورد، حجت اشرف‌زاده و همچنین شیلا خداداد بازیگر سینما و تلویزیون و حسام‌الدین سراج خواننده قطعه «بزرگراه همت» بود.

مهران مدیری در شب گذشته با پرداختن به موضوع اوقات فراغت به گفتگو با شیلا خداداد و حسام‌الدین سراج نشست و در ابتدا به تغییرات اساسی «دورهمی» در سری جدید اشاره کرد و گفت: از هفته آینده برنامه تلویزیونی «دورهمی» با تغییراتی اساسی در بخش نمایشی، گروه بازیگران و طراحی جدید دکور به روی آنتن خواهد رفت.

در ابتدای برنامه شیلا خداداد به عنوان اولین مهمان وارد صحنه شد و از روزهای اوقات فراغت خود گفت: من همیشه در اوقات فراغتم ورزش می‌کنم، کتاب می‌خوانم و حالا که این روزها سامیار پسرم به دو سالگی رسیده زمان بیشتری دارم.
وی در ادامه با بیان اینکه تک فرزند است، عنوان کرد: اوقات فراغتم را در کودکی همیشه بازی می‌کردم و مادرم من را به کلاس‌های مختلف می‌فرستاد.
خداداد با بیان اینکه در کودکی موسیقی هم کار می‌کرد، افزود: در حال حاضر تمرکزی بر موسیقی ندارم و این اتفاق در زمان بچگی‌ام بود و حالا موسیقی را دنبال نمی‌کنم.

وی درباره آشنایی خود با مسعود کیمیایی و اولین بازی خود در سینما گفت: من در داروخانه بودم و آقای کیمیایی به من گفت که برای بازی در پروژه جدیدشان همکاری داشته باشم. برنامه شد با خانه ما تماس بگیرند و اجازه من را از پدر و مادرم برای بازیگری کسب کنند و حالا 17 سال است که من با اجازه خانواده‌ام بازیگر هستم.

خداداد با اشاره به کارگردانی فیلمسازان مطرح سینما و تلویزیون بیان کرد: ایرج قادری، حسن فتحی، بهروز افخمی و ابراهیم حاتمی‌کیا از جمله کارگردان‌هایی هستند که همکاری با آنها بسیار لذت‌بخش است.
در ادامه این گفتگو شیلا خداداد به آشنایی خود با همسرش اشاره کرد و گفت: من رفتم بینی‌ام را عمل کنم و بعد از چند سال که برای بهبودی بیشتر به مطبشان برگشتم، از خانواده‌ام خواستگاری کرده بود.

خداداد در خصوص کم کاری این روزهای خود در سینما و عرصه بازیگری گفت: در سال‌های اول زندگی همسرم از من خواست بیشتر به زندگی برسم و بعد از آن هم سامیار پسرم به ما اضافه شد و باید از پسرم مراقبت می‌کردم اما کم کم همسرم مشوق من شده و بیشتر از من دوست دارد که من به عرصه بازیگری برگردم.
وی به بازی خود در مجموعه تلویزیونی «مسافری از هند» اشاره کرد و از روزهایی گفت که مردم او را بیشتر از قبل شناختند.

بازیگر سریال «مسافری از هند» با ابراز خرسندی از گرفتن نخل طلا برای فیلم سینمایی «فروشنده» به بازی تحسین برانگیز ترانه علیدوستی و تیم حرفه‌ای این فیلم سینمایی اشاره کرد و به گروه بازیگری و اصغر فرهادی کارگردان این اثر تبریک گفت.
همچنین در ادامه این گفتگو مهران مدیری بنا به رسم همیشگی برنامه، تیم سازنده فیلم سینمایی «فروشنده» را به «دورهمی» دعوت کرد و برای این موفقیت در سینمای ایران به آنها تبریک گفت.

خداداد درباره طرفداری خود از تیم استقلال بیان کرد: من که همیشه استقلالی هستم و از طرفدار‌های این تیم فوتبال اما در بین بازیگران سینمایی در جوانی از طرفدارهای نیکی کریمی بودم.
شیلا خداداد در پایان با بیان اینکه اگر بخواهم چیزی را در جهان تغییر بدهم تمام کردن جنگ و خونریزی در جهان است، اظهار داشت: ترجیح می‌دهم با جمع کردن کودکان کار و فرستادن آنها به مدرسه و خاتمه دادن به جنگ و خونریزی، جهان را تغییر بدهم.

در ادامه برنامه پس از اجرای استندآپ کمدی مهران مدیری، حسام‌الدین سراج وارد صحنه «دورهمی» شد و از خاطرات روزهای کودکی و اوقات فراغتش در تابستان گفت.

وی ادامه داد: من پدر مهربانی داشتم و ایشان اهل موسیقی و ادبیات و روحانی و همیشه مشوق من در عرصه موسیقی و تلاوت قرآن بودند و من را از همان کودکی با سازهای ایرانی و نوای قاریان بزرگ آشنا کردند.

سراج در آستانه رسیدن به سن 60 سالگی از راز موفقیت و جوانی خود گفت: باید از همسرم و خانواده‌ام تشکر کنم که در همه سختی‌ها همراه من بودند و همانطور که خود شما هم می‌دانید، کنار آمدن با یک هنرمند سخت است و این جای قدردانی دارد.

خواننده قطعه «بزرگراه همت» با ابراز تاسف برای موسیقی پاپ کشورمان در خصوص سطحی‌نگری در انتخاب ترانه‌های موسیقی توضیح داد: من موسیقی خوب را دوست دارم و فرقی بین انواع موسیقی‌ها نیست اما متاسفانه در ایران اشعاری که برای موسیقی پاپ انتخاب می شود بسیار سطحی هستند و ملودی‌ها با ریتم و کیفیت بسیار پایینی ساخته می‌شود. بعضی از اشعار ارزشش از یک صحبت محاوره‌ای هم کمتر است، ما در حقیقت فرهنگ و ادبیات خودمان را در آثار موسیقایی نشان می‌دهیم. فرهنگی که متعلق به فعلیت این اجتماع و جوانان است، جوانان ما باید مولانا و سعدی را با این آثار درک کنند نه با آوردن دو خط با این مضمون که «عزیزم کجایی؟ دقیقا کجایی؟».

سراج در ادامه با پاسخ به سوالات کوتاه مهران مدیری از حال خوب خودش و رفتن به طبیعت و شنیدن موسیقی خوب گفت و همچنین چند کلامی در مورد قدرشناسی و شکرگذاری پروردگار بیان کرد.

گفتنی است؛ حسام‌الدین سراج خواننده سنتی کشورمان در پایان چند بیتی را به صورت زنده اجرا کرد و سپس مهران مدیری با اجرای ادامه استندآپ کمدی با موضوع اوقات فراغت به تفاوت نسل ها و تفاوت اوقات فراغت جوان ها و نوجوانان اشاره کرد و اولین قرعه کشی برنامه تلویزیونی «دورهمی» را به اجرا در آورد.



(مجریان موفق این روزهای صدا و سیما)

1:

این قسمت واقعاً مهم هست و مشکلی هست که در موسیقی ملّی ما دیده می شود:
متاسفانه در ایران اشعاری که برای موسیقی پاپ انتخاب می شود بسیار سطحی هستند
و ملودی‌ها با ریتم و کیفیت بسیار پایینی ساخته می‌شود.

بعضی از اشعار ارزشش از یک صحبت محاوره‌ای هم کمتر هست،
ما در حقیقت فرهنگ و ادبیات خودمان را در آثار موسیقایی نشان می‌دهیم.

فرهنگی که متعلق به فعلیت این اجتماع و جوانان هست، جوانان ما باید مولانا و سعدی را با این آثار درک نمايند نه با آوردن دو خط با این مضمون که «عزیزم کجایی؟ دقیقا کجایی؟


کافه پارادیزو 2

2:

این حرف ها و انتــقاد های هر روزه
نشون میده ِ چــاوشی چقدر موفـق بوده !
و الا هر روز ده ها کار ِ متــوسط و ضعـیف منتشر میشه
و همه از کنـارش به سـادگی عبــور مینمايند


هواداران امين زندگاني حامد كميلي...

3:

درود تا موفقیت را چه چیزی تعریف بکنیم!!


اخراجي ها

4:

درود بر شما دوست بسیار عزیزم

آفرین دقیقا این قسمت بسیار مهم هست.


فيلم سنگ ، كاغذ ، قيچي
روشنگری کردن و فراخوان خطر کردن برای فرهنگی که روز به روز در حال سقوط و ویرانی هست نشانه ی احساس مسئولیت و وظیفه شناسی هست و پرداختن به اون از روی دلسوزی، نه نشانه ی "حسادت" هست و نه "نشان از موفقیت طرف مقابل" دارد.


طرفداران سریال lost بیاین اینجا!
ای کاش جوانهای کشور ما دوباره با اشعار بزرگانی چون حافظ و مولانا و ...


(نقاب) فيلمي كه حرفهايي براي گفتن دارد.
خو بگیرند.


Wallpaper وposter فيلم ها !
ما کشوری با تمدنی عظیم هستیم.

کشوری که در طول هزاران سال بزرگانی چون فردوسی و خیام و سعدی و ...

فرهنگساز و هویت دهنده ی این مرز و بوم بوده اند.

حیف از ما حیف که سیاست های زودگذر و غلط باعث بزرگ کردن افرادی می شود که نه فقط دغدغه ی هنر و فرهنگ راستین را ندارند بله اون را به پرتگاه سقوط و ویرانی می کشانند.

با تشکر از شما

5:

درود

واقعا چه خوب که خواننده سرشناس و باسوادی همچون حسام الدین سراج هم به خوبی هر چه تمامتر به این موضوع مهم اشاره نمودند.

چرا باور این نکته برای امت ما سخت شده که اگر گوش و زبانشان به شنیدن و فرمودن مفاهیم به هر گونه ای عادت کند، خودشان هم کم کم به همین آسانی به انجام هر کاری هر چند نادرست و ناپسند هم عادت می نمايند که البته برخی نشانه هایش را در همین چند سال گذشته دیده ایم و همچنان هم می بینیم.

بعد تنها به فرمودن اینکه چرا بی ادبی و بی فرهنگی میان امت گسترش پیدا کرده بسنده می نمايند یا در جایی دیگر و به گونه ای سرکوب نماينده در تلاشند اون را به پایان ببرند.


6:

وقتی میبینند این ترک کجایی اینقد محبوب شده میسوزن
با خودشون میگن ما اشعار مولانا و سعدی رو میخونیم اینقد هیت نمیشه اما چاوشی یه شعر ساده میگه و میخونه اینقد طرفدار پیدا میکنه
واقعا راسته که میگن هر کی بزرگ و مهم باشه زیاد در موردش صحبت میشه و انتقاد میشه
بسوزید و بمیرید!

7:

خب باید به سلایق امت احترام بگزاریم
پذیرفتن متن ترانه و موسیقی اون امری هست که مخاطبان خودشان انتخاب می نمايند
الان نسل جوان با این شکل موسیقی و ترانه ارتباط بربرنامه می نمايند
موضوعی که باید بپذیریم
آقای سراج هم باید بدانند سبک کارشان همه پسند نیست و یک عده خاصی جذب اون می شوند
بنظرم انتقادی که ایشون از آقای چاووشی داشتند بیشتر یک حسادت در عالم همکاریست
خواننده های سبک سنتی تصور می نمايند که فراموش شده هستند در صورتی که اونها هم مخاطبان خود را دارند
این که یک خواننده طرفداران جوان بسیاری دارد طبیعی هست

8:

درود بر شما.

آفرین زنده باد.

کاملا درست می فرمائید.



من همیشه فرموده ام، هنرمند واقعی "معلم" یک جامعه هست.

در واقع این هنرمندان و دانشمندان هستند که مرزهای فرهنگ و هنر و علم را در یک جامعه به جلو می برند.

در مثال مناقشه نیست اما تصور کنید یک بچه ی بی ادب در هنگام بازی در کوچه و محله شان چند فحش و ناسزا یاد گرفته! حال من به عنوان معلم او چه وظیفه ای دارم؟ طبیعتا اگر به او هنگام فحش دادن بخندم و خودم هم چند فحش جدید به او بیاموزم، نزد او بسیار "محبوب" و به قول دوستمون "موفق" خواهم شد! اما آیا این موفقیت واقعی هست؟ شاید حتی لازم باشد تا اون بچه را تنبیه کنم در این صورت از نظر او من بدترین آدم روی زمین هستم در حالیکه هدف من در این جا به عنوان معلم، بیدار و آگاه کردن او و تغییر مسیر غلطش بوده.

این هست که هر شکلاتی را نباید نشانه ی موفقیت و هر سیلی دردناکی را نشانه ی حسادت و غرض ورزی بدانیم.



به داستان زندگی بزرگان ادب این کشور نگاهی بیاندازیم...

گاهی چنان سیلی محکمی در گوش جامعه نواخته اند که درد اون تا قرن ها در ذهن ها باقی مانده.

وگرنه طبیهی هست اگر رسانه هایی مثل فیلم سنتوری یا شهرزاد و ...

و ...

به آقای سراج نیز می پرداختند امروز او هم در همین "جایگاه" برنامه می گرفت.

اما متاسفانه مسئولین ما نگاه غلطی به هنر و اجتماع دارند و عرصه را بر کسانی که واقعا زحمت کشیده اند و "حرفی برای فرمودن دارند" تنگ کرده اند.

ای کاش می شد کاری کرد.


9:

واقعا جای بسی خوشوقتیست که خوانندگان واقعا باسواد ، هنرمند،آداب دان و برجسته ای همچون حسام الدین سراج، علیرضا قربانی وسالار عقیلی جایگاهی که باید را در میان همان قشری که به سواد ، هنر و فرهنگ اهمیت می دهند و وقتشان را صرف هرچیزی نمی نمايند پیدا کرده اند.

از این کار مهران مدیری و بر خی پرسشهایشان هم بسیار خوشم آمد که نشان داد هنوز هستند کسانی که به هنر اصیل اهمیت می دهند.


10:

درود بر دوست و هم میهن عزیزم

کامبیز عزیز.

به خدا بحث حسادت نیست! دوست خوبم این که الان سلیقه ها به این سمت چرخیده نه "اتفاقی" هست و نه حاصل مدرنیزه شدن و ....

اگر از ابتدا در مورد موسیقی خوب و فاخر "فرهنگ سازی" می شد هیچگاه کار به اینجا نمی رسید.

درست هست که سلیقه ها محترمند و موسیقی و هنر هم تابع سلیقه هاست اما فراموش نکنیم که موسیقی یک "علم" هست.

علمی بسیار جدی و مهم که در معتبر ترین دانشگاه های دنیا تدریس می شود.

بله من هم مثل شما معتقدم همه ی سبک ها از سنتی تا راک باید باشند اما در هر سبکی باید دانا ترین و با هستعداد ترین افراد حضور پیدا نمايند اونگاه من حرف شما را بر روی چشمم می گذارم که "باید به سلیقه ی امت احترام گذاشت" اما این نمی شود که شخصی با صدای قابلمه آلبوم موسیقی بدهد و با پرداخت رسانه ای بزرگ و صاحب سبک و خاصش نمايند بعد هم که طرفدار پیدا کرد بگوییم: موسیقی سلیقه ایست! پس تکلیف کسی که سالها زحمت کشیده و درس این کار را خوانده چه می شود؟؟؟؟؟ از اون مهم تر: تکلیف شعور و فرهنگ جامعه ای که دارد با صدای "بد" به قهقرای نابودی کشانیده می شود چه خواهد شد؟؟؟ فرزندان ما و نسل سپس اون ها چگونه انسانهایی خواهند بود؟ به این پرسش ها عمیقاَ فکر کنیم و ببینیم که چقدر روند فعلی موسیقی کشور ما اشتباه و فرهنگ سوز هست...

باز هم از شما سپاسگزارم

11:

درود و عرض ادب خدمت شما

به چه نکات مهمی اشاره نمودید...نمونه ها هم عالی بود واقعا! بله دیگر با گسترش فناوری لوازم پیشرفته ناسزاگویی و ناسزا پراکنی هم در دسترس کودکان کوچه و بازار فراهمست!!! بزرگترهایشان هم هنگامی به خود می آیند که دسته گلهایشان آبرویشان را به آسانی هر چه تمامتر بر باید می دهند...بنشینند یک گوشه بیاندیشند که اونها را در چه فضا و چه فرهنگی رها کردند که اینگونه شد؟!! چرا اون سالها که همه چیز و همه کس سر جای خودش بود این همه کودک و جوان ادب نشناس نداشتیم؟!

بله..همینگونه ست که فرمودید...صد البته اگر رسانه بیش از اینها در اختیار سراج بود، ایشان هم می توانستند به جایگاهی همچون علیرضا قربانی دست پیدا نمايند...واقعا که با حضور در شباورد قربانی به ارزش هنر اصیل پی بردم...چه صدا و چه اجرایی...هم ایشان بسیار عالی و ستودنی بودند و هم وای..اون ویولونیستهای زبردست...همه محو شکوه اجرای ایشان شده بودند...خدایا این هنرهای زیبا را بیشتر کن!!! روزی دیگر خوانندگان خوش ذوق و خوش آوا باشد...

12:


اشتباه آقای سراج این بود که نمونه شون رو از آهنگ های محسن چاووشی انتخاب کرده بودن
الان می خوندم که ایشون مجبور شدن صفحه اینستاشونو ببندن به خاطر هجوم طرفداران چاووشی

ایشون علم این رشته رو دارن و عضو هیئت علمی گروه موسیقی دانشگاه شهرستان تهران هستن و در موسیقی هم به جایگاهی که شایسته شون هست رسیدن و مسلما هیچ نیازی به حسادت به دیگران ندارن


من با اینکه خودم اصلا اهل موسیقی سنتی نیستم و همه جور موسیقی گوش می دم موافق حرفشون هستم
بعضی آهنگ ها خیلی بی محتوا هستن ،دیگه صدای بد خواننده به کنار

13:

با درود و احترام فراوان به شما هموطن عزیز باید خدمتتون عرض کنم مشکل از جاییه که امت ما هر گونه تفاوت رو خاص بودن میبینن .

مسائل رو باهم قاطی میکنن مثلا در اهنگ سنگ صبور سنتور زیبای هستاد کامکار و ملودی زیبای اهنگ خیلی به دل میشینه اما متاسفاته امت فک میکنن زیبایی اون اهنگ به خاطر صدا و خوندن آقای چاوشیع.

اگر میخواهیم مسئله ای رو بررسی کنیم و به تعریف و یا انتقاد از کیفیت اون بپردازیم خوبه که در مورد اون اطلاعات داشته باشیم یا حد اقل از یک مطلع بپرسیم.

در اینجا هم همین مسئله هست شعر اهنگ کجایی شعر بسیار ضعیف هست اما همونطور که میبینیم امت این باورو دارن که شعر بسیار زیباست و بقیه حسودی میکنن....واقعا جای تعجبه....


14:


به نظر من به خاطر تعصبیه که ما رو هر چیزی داریم

آدم که خودشو نمی تونه گول بزنه
من خودم خیلی طرفدار سعید شهروز و کاراش هستم اما جدیدا دو سه تا اهنگ داده بود دانلود کردم گوش دادم و به دلم ننشست پاک کردم و با خودم فرمودم واقعا که خیلی کارش ضعیف شده
دلیل نداره که اگه من طرفدار اونم همه کاراشو تایید کنم

15:

درود بر شما بانوی فهمیده و بسیار عزیز هم میهنی

ممنونم از بابت نقل قولی که از سخن بنده گرفتید.

با تک تک واژه های نوشتار شما به شدت موافقم به غیر از اولین بخش از صحبت شما.

اتفاقا ایشان بسیار بسیار کار خوبی کردند.

ببینید همه ی ما اهالی موسیقی در یک کشتی نشسته ایم.

اگر یک نفر این کشتی را سوراخ کند همه غرق خواهیم شد و به همراهش هم فرهنگ جامعه نابود می شود.

این که ایشان نترسیده اند و احساس مسئولیت داشته اند و مستقیما و نه غیر مستقیم به این موضوع پرداخته اند اتفاقا از نظر بنده بسیار ستودنی و قابل احترام هست.

متاسفانه همانطور که فرمودید امتی داریم که خیلی زود بر روی چیزی متعصب شده و از اون برای خود بت درست می نمايند.

رسانه ها نیز از همین شگرد هستفاده کرده و شخصی را تا مرز خدا بودن بالا می برند! این وسط باید کسی باشد که لخت بودن پادشاهی که همه پوشش نداشته اش را تحسین می نمايند فریاد بزند.

این شخص شاید زیر مشت و لگد تعصب له شود اما کارش بی نهایت ارزشمند هست چون دیگران را به تفکر وا می دارد.

از شما ممنونم و برایتان بهترین ها را آرزومندم.


16:





درود بیکران بر محمد گل و دوست داشتنی عزیز
بنده صحبت های شمار قبول دارم اما نکته ای که باید توجه داشته باشیم و خود شما هم اشاره داشتید بحث فرهنگ سازی هست
محمدجان اگر بخوایم به این موضوع بپردازیم می بایست به شکل پایه و پايه ی باشد
وقتی خود ساوقت صدا و سیما عامل اصلی انحراف فرهنگی امت ماست چرا باید انتظار داشته باشیم متن ترانه های یک خواننده یا حالا نحوه خواندنش مطابق با فرهنگ (فراموش شده) ما باشد
موضوع بی فرهنگی در همه عرصه ها در جامعه فراگیر شده
انتظار اینکه یک بازیگر یا خواننده بیاید و کار فرهنگی اجرا کند در حالیکه در بقیه موارد در این زمینه کوتاهی می شود انتظار بیهوده ای هست

17:

خوب من هم به خاطر همین که شما فرمودید " دیگران را به تفکر وا می دارد" میگم
چون مخاطب تا اسم چاووشی میاد یا اشاره ای بهش میشه به جای اندکی تفکر اول رگ غیرتش بالا می زنه

18:

جدیدا چرا چاووشی سوژه بقیه خواننده ها شده؟؟؟؟؟

19:

درود من طرفدار داریوشم اما این به این معنی نیست که اینطور فک کنم که داریوش بهترین خوانندس و هیچکس حق نظر دادن راجبشو نداره .

و اگر فرد مطلعی مثل آهنگسازان برجسته و موسیقیدانان سطح بالا اشکالات ایشون رو بگن من حق ندارم مخالفت کنم و بگم این سلیقه منه.

سلیقه صرفا نظر شخصی نیست.

بلکه نظر و انتخاب از بین پارامتر های منطقی و پذیرفته شدس.

والا یک دزد هم محترمه چون به نظرش دزدی کار خوبیه.....


20:

کسی که طعم زبان عسل نمیفهمد
تو هر چه هم که بخوانی غزل نمیفهمد!

حکایت "نرود میخ آهنین در سنگ"
نگو به سنگ! که ضرب المثل نمیفهمد!!
متاسفانه متاسفانه یه عده با حداقل درک از شعر و ترانه شروع میکنن نقد های بی پایه و پايه ترانه های آقای چاوشی رو

گمان میکنن هرچه کلمات ثقیل تر و قدیمی تر به کار بره اون ترانه فاخر تره!!!

اینجور نیس ولی!
ترانه هرچی با زبان و کلمات روان تر و عاطفه ی قوی بتونه از آرایه ها هستفاده کنه خیلی بیشتر به دل میشینه ،
کنار هم چیدن کلمات سخت که اصلا شنونده نتونه ارتباط بربرنامه کنه با تشبیه ها و هستعاره های تکراری و فرسوده نه کار فاخری عه نه کار سختی عه نه به دل میشنیه!

تقصیر خودشون نیس! آگاهی ندارن نمیتونن بفهمن چی میشه این ترانه حتا بین بقییه آهنگ های خود چاوشی هم پر طرفدار تر میشه؟! مغزشون ارور میده چی شد این انقد هستقبال شد ازش؟ حتا بیشتر از بقییه آهنگ های خود چاوشی!

چرا اساتید ترانه سرایی نمیان ایراد بگیرن؟
واقعا جای سواله چرا آقای چاوشی بین قشر خواننده مورد غضب عه ولی بین شاعر ها به شدت محبوبه؟ حسادتِ از روی نا آگاهی شاید!
شاعران بیشتر میفهمن از شعر و ترانه یا امثال اینا؟
اصن شما هستاد بزرگ موسیقی و خوانندگی!! (الکی!) وقتی تو شعر و ترانه تخصص نداری خب ساکت باش! مجبورت نکردن اظهار نظر کنی خودتو کوچیک کنی!


یه سری مطالب هم قبلن گذاشتم بازم میذارم:




آلبوم محسن چاوشی، تنها آلبوم بدون غلط دستوری سال های 94 و 95 هست.
کتاب پاپ نامه که چند روز پیش منتشرشد پژوهشی درخصوص"میزان غلط های دستوری در آلبوم های پاپ سال های 94 و 95 انجام داده هست که در بین اون ها آلبوم محسن چاوشی، تنها آلبوم بدون غلط دستوری هست.

کنایه خواننده سرشناس به محسن چاوشی در برنامه دورهمی!!

کمال سرّ محبت ببین نه نقص گناه
که هر که بی‌هنر افتد نظر به عیب کند!!

21:

قطار بی حرکت رو کسی سنگ نمیزنه ، ولی قطار در حال حرکت اونم با این سرعت مورد سنگ پرانی برنامه میگیره!

+

تو زیبایی و زیبایی در اینجا کم گناهی نیست!!
هزاران سنگ خواهد خورد در مرداب ، ماه اینجا...

فاضل نظری

22:

کنایه خواننده سرشناس به محسن چاوشی در برنامه دورهمی!!

قطعه " كجايي " با بيش از ١٨ ميليون بار پخش تنها از رسانه راديو جوان!



23:

چه بالا بری ، چه پایین ، چه بخوای ، چه نخوای ، کارای چاووشی در این مجموعه موفق و دل نشین بود.


24:

آخر جدای از انتقاد هنرمندان و خوانندگان خصوصاً به این شعر دقیقاً کجایی، برای غیرهنرمندان و خوانندگان هم سواله که یعنی چی
بیا تا رگامو تو خونت بریزم یا بیا تا چشمامو تو چشمات بریزم

آقای چاووشی صدای خوبی دارند اما بهتر می توانند باشند و نباید یک لیریک نه چندان خوب به خاطر یک صدای خوب قابل قبول باشد .




25:

چاووشی شعر به رقص آ از مولانا رو هم خونده و انصافا صدای خوبی داره

26:

آهنگ هایی که برای امام رضا و امام حسین علیهماالسلام خوانده اند باحال هست.


27:

یکی از نقاط قوت اصلی آثار محسن که آثار او را از دیگران متمایز می کند صدای خاص اوست.

یعنی اگر همین ترانه و موسیقی با صدای دیگری اجرا می شد اینقدر گیرایی نمی داشت.

صدای چاوشی غم خاصی در خود دارد که در آهنگ غمگین و عاشقانه در مایه های واسوخت به اوج انتقال ِ حس انگیز خود می رسد و غم و حس تراژیک را که بزرگترین حس بشری روی زمین هست به بهترین شکل ممکن انتقال می دهد.



بشر کسی را که با او خندیده می تواند زود فراموش کند اما کسی را با او گریسته به سختی می تواند فراموش کند؛ چون ذات زندگانی بر روی زمین برای انسان فانی در هر شرایطی، تراژیک و غم انگیز هست و در انتقال این مفهوم هست که تا این حد محسن قدرتمند و تاثیرگزار ظاهر می شود.



شائبه هایی که همیشه درباره تشابه نحوه بیان او مداحی مطرح می شود نیز از همین جا نشات می گیرد در حالی که برای بیان تراژیک نوع بیان متداول همین گونه و افراد که چنین نقدهایی را مطرح می کند به این مساله توجه ندارند که این مداحان نبوده اند که چنین نحوه بیانی را ابداع کرده اند که الان بخواهیم اونها را کلیددار چنین نحوه اجرایی تلقی کنیم، بلکه این طبیعت زیبایی شناسانه بشری هست که به تجربه می فهمد برای انتقال حس برتر تراژیک به مخاطب می بایست چه نوع لحن و آهنگ بیانی را انتخاب کرد؛ آیا می شود آهنگ بیان خواننده های راک غربی را نیز مداحی خواند از نوع انگلیسی اش؟ با صرف یک قیاس مغلطه آمیز نمی شود حی زیبایی شناسانه بشر را پوشاند و کسی را به کسی نسبت داد.


28:


دقیقا ایرادهایی هم که اخیرا به ترانه اش گرفته اند از سر بی اطلاعی از ادبیات بوده.

مثلا به عبارت "حال میده" خرده گرفته اند که عامیانه هست خیلی.

در حالی که من مطمئنم محسن با درک بالایی که از شعر دارد با تعابیر "زبان حال" و "زبان قال" در ادبیات فارسی آشنا بوده.

دقیقا در ابتدای ترانه که می گوید "بی حال بشم" نیز عطف به همین عبارت هست.

این اصطلاح در حقیقت از زبان نخبگان کم کم وارد زبان عامه شده و بر عکس تصور عموم مرد دساتیری و ساختگی نیست و در اصل واژه "حال" انتقال معنا بدون واَژه و تنها به مدد تغییران حالات درونی را مد نظر دارد.



یا می گویند چرا در قطعه آخر خود معشوق را "لعنتی" خطاب کرده.

در حالی که در ادبیات فارسی بارها و بارها معشوق را عاشق از سر هستیصال عاشقانه با واژه های مثل "خونخوار"، "قاتل جان" و "ظالم" خطاب کرده که اوج اون در سبک "واسوخت" و هندی دیده می شود.


29:

اتفاقا اونا باعث شده کمی از چشمم بیفته!

30:

چطور

31:

سلام
به نظرم (و نظر خیلیای دیگه) این ترانه هیچ ایرادی نداره


در ادبیات شیرین پارسی که به قطع و یقین اگر عوام با اون بیگانه باشند اهل شعر و شاعری و در کل هنرمندان دست به قلم را با اون بیگانگی نیست؛ آرایه‌های ادبی گوناگونی برای پیرایه کردن متون ادبی به نثر یا نظم وجود دارد که یکی از اون‌ها «مجاز» هست.


آرایه‌ای که تحصیلات دانشگاهی هم نمی‌خواهد و هرکسی در دوران متوسطه و پیش از اخذ مدرک دیپلم با اون آشنا می‌شود.


همان‌طور که از نام این آرایه ادبی پیداست کلمه‌ای در متن نثر یا نظم به جای چیز دیگر برنامه می‌گیرد و بر معنای اون دلالت می‌کند.


حال وقتی ترانه‌سرا می‌گوید: «بیا تا رگامو تو خونت بریزم» کلمه «رگ» مجاز از «خون» هست
که طبعا برای پیرایه ادبی از این آرایه هستفاده شده هست.

وقتی ترانه‌سرا می‌خواهد رگش را در خون معشوق بریزد یعنی در واقع کلمه رگ که محل و ظرف خون هست را به مجاز به جای خون هستفاده کرده و مفهوم پر واضح و مبرهن هست که عاشق می‌خواهد خون خودش را نیز به پای معشوق بریزید.


از اون‌جا که رگ ظرف خون هست به این مجاز، مجاز محلی فرموده می‌شود و اتفاقا محسن چاوشی که انگار هرکاری بکند به مذاق عده‌ای خوش نمی‌آید اولین کسی نیست که از این آرایه هستفاده کرده؛
برای مثال در گلشن راز آمده:
«چو آشامیدم این پیمانه را پاک
درافتادم ز مستی بر سر خاک»
که این‌جا شاعر پیمانه را به مجاز از شراب داخل پیمانه به کار برده و بدیهی هست که پیمانه را نمی‌توان آشامید.

یا در ادبیات محاوره شاید بارها شنیده باشید که مادری خطاب به فرزندش می‌گوید: «بشقابتو تموم کن بعد برو بستنی بخور» که باز بشقاب مجاز محلی از غذای درون اون هست چرا که بشقاب را نمی‌توان خورد.
با این توضیحات که به گمانم کاملا روشن هست هیچ اتفاق عجیب و غریبی رخ نداده به هنگام ریختن رگ در خون؛ اون هم تا این اندازه که خاطر اهالی شعر و شاعری را تا این حد مغشوش و مکدر سازد.

علاوه بر اون در مصرع مذکور آرایه مجاز دوبار تکرار شده یعنی ترانه‌سرا علاوه بر این‌که از رگ به مجاز از خون هستفاده کرده از خون نیز به مجاز از مایع زیست آدمی هستفاده کرده هست بنابراین ترانه‌سرا می‌خواهد تمام زندگی و مایع حیاتش را به مایع حیات معشوقه هدیه کند و در زیستن او ادامه یابد.

حالا تا کی بناست محسن چاوشی برای چنین تعبیر شاعرانه‌ای جواب پس دهد و مورد هستهزا برنامه گیرد را نمی‌دانم!
اما در مورد «بیا روتو رو کن» که هنوز متوجه نمی‌شوم دقیقا چه چیزی مانع از درک اون توسط شنونده می‌شود آرایه بسیار ساده «جناس» به کار رفته که در این‌جا چون دو کلمه دقیقا مشابه یک دیگرند با دو معنای مختلف «جناس تام» هست.

«رو»ی اول به معنا صورت و «رو»ی دوم به معنا نشان دادن.
نمی‌دانم قسمت دیگری در این ترانه وجود دارد که برای اهل شعر و ادب جای سوال باشد یا نه ولی خط به خطش قابل معناست و هیچ چیز ناواضحی وجود ندارد.
از اون‌جا که تجربه ثابت کرده هنگامی که چیزی به دقت تشریح می‌گردد و جایی برای سوال باقی نمی‌گذارد عده‌ای می‌گویند حالا از کجا معلوم که هنرمند (در این‌جا چاوشی) تمام این‌ها را می‌دانسته و آگاهانه اعمال کرده و نگارنده چیزی بیرون از متن را به اون الصاق نکرده هست؟ ذکر دو نکته را ضرروی می‌دانم؛ اولا نکاتی که عرض کردم به قدری واضح و روشن هست که با مراجعه به هر هستاد ادبیات به راحتی به جوابی مشابه خواهید رسید.

حتی اگر کتاب‌های دبیرستان‌تان دم دست باشد نیازی نیست مزاحم وقت یک هستاد شوید و اگر حافظه‌تان یاری کند که به کتاب‌های اون دوران نیز نیازی نیست.
بنابراین چیزهای که نگاشته‌ام موضوع عجیب و غریبی نیست که به متنی الصاق شده باشد.

ثانیا به نظرم آدمی که به هنگام اوقات فراغت به جای بالا و پایین کردن اینستاگرامش و یا سلفی گرفتن از خودش و دوستان، مولانا را ورق می‌زند و تا حدی او را زیست می‌کند که می‌شود بخش جدایی ناپذیر زندگی شخصی و موسیقایی‌اش نمی‌تواند با آرایه‌های ادبی بیگانه باشد چرا که متن ثقیل اشعار مولانا بی دانش ادبی ادراک نمی‌شود.

وقتی ترانه تیتراژ سریال «شهرزاد» بدون دانش ادبی فهمیده نمی‌شود و حتی این ناآگاهی در نهایت تعجب باعث تمسخری بی‌جهت می‌شود دیگر اشعار حضرت مولانا جای خود دارد.

در نتیجه کسی که اشعار حضرت مولانا را ادارک می‌کن قطعا از دانش ادبی بالایی برخوردار هست.


32:

شعر خواننده های سنتی اغلب از شعرهای قدیمی و شاعران به نام هست
خوندن اون شعرها افتخارش چیه؟
چاوشی هم از اون شعرها هستفاده کرده و میکنه
حالا یه شعر خودش فرموده بعضی جاهاش مشکل داره،این آقایون منتقد یه شعر خودشون بگن تا ببینیم چیزی بلدن؟
چرا همین آهنگ کجایی هیت شد و محبوبترین ترک شهرزاد؟دلیلش اینه که هر چه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند!

33:

با درود و احترام فراوان ابتدا باید خدمتتون عرض کنم به عنوان نمونه کاربر alone-composer که همان هستاد بنده اقای محمد امیدوار تهرانی خواننده صدا و سیمای شهرستان تهران و مشهد مقدس و از اهنگسازان برجسته و از شاگردان هستاد علایی اینجا هستند و اثار چاوشی رو مورد بررسی برنامه دادند چ از نظر ترانه و چ از نظر بار آهنگسازی.

این حرف که شما میفرمایید در شعر کجایی آقای چاوشی از مجاز هستفاده شده و این یک آرایه ادبی هست، اولا مگر آقای چاوشی ترانه سرا اند؟؟ دوما مگر ترانه سرایی اینقد سادست که هر کسی اجازه بدهد خودش ترانه سرا باشد؟؟ اگر اینگونه هست پس اردلان سرفراز ها چه؟؟ ایرج جنتی عطایی ها چه؟؟...هنر هم همانند علوم دیگر نیازمند تخصص و علم هست.

چطور شده کع وقتی آهنگسازان و صدا برداران تایید مینمايند که صدای آقای چاوشی ساختع نرم افزاره و ایشون قابلیت اجرای زنده رو ندارن امت حرف این اشخاصو رد مینمايند اما الان شما میگویید چرا ترانه سرا ها ایراد نمیگیرند؟؟ جواب این هست: چون طرفدار های چاوشی فقط میخواهند تایید و تعریف از آقای چاوشی رو بشنوند.

وبا هر انتقادی به تندی برخورد مینمايند...


34:


اگر واقعا این آقایون دلسوز ادبیات هستند چرا هیچ کدوم ازین منتقدین متخصص و دلسوز موقعی که آقای چاوشی اشعار زیبای شاعران بزرگی مثل مولانا و شهریار و وحشی بافقی و ...

رو میخونه و کلی آدم گوش میدن لذت میبرن ، اینا نمیان تقدیر کنن که ممنون که این شعر هارو خوندین!

دلتون واسه فرهنگ و ادبیات نمیسوزه ، فیلم بازی نکنید :)




احتمالن شما فقط آقای تهرانی و چند نفر دیگه رو آهنگ ساز و صدابردار میدونید :-)
اینهمه اشخاصی که تایید کردن صداشون نرم افزاری نیست ، شاید مثلا محسن یگانه و فرزاد فرزین و بهروز صفاریان رو که با چاوشی همکاری کردن و تایید هم کردن صدای خودش هست رو نمیشناسید!!!

ضمن اینکه:

استاد محمد اصفهانی: این روزها با بعضی از تراک های آلبوم جدید آقای محسن چاوشی (بنام : من خود اون سیزدهم)؛ ارتباط احساسی دارم و خیلی خوشحالم که او سراغ این شعرهای درجه یک رفته؛ به خودش و همکارانش بخاطر جسارت و نوگرایی و زحماتشان تبریک می گویم.



تنظیم های خوب ؛ ملودی های معقول و فضای امیدوارنماينده ی این آلبوم خیلی خوشحالم کرد ؛ خانمها و آقایان معترض که مرتب می گویند صدای چاوشی صدای چاوشی… دقت نمايند که صدای محسن چاوشی را باید از منظر بدعت در نحوه ی بیان مطالب و احساسات گوش کرد ! شما در صدای او اگر دنبال وسعت و تحریر و ادوات و … اینگونه معیارها هستید در اشتباهید این را عرض کردم چون خیلی از کسانی که نمی توانند با این صدا ارتباط بربرنامه نمايند مرتب به من می گویند که چرا از مطالعهاو دفاع می کنم؟!


داریوش اقبالی: «صدای خوب را از هر کس که باشد دوست دارم برای مثال جوانان داخل ایران نظیر محسن چاوشی که معتقدم کارهایشان مانند چشمه‌ای خودجوش هست که علیرغم محدودیتها و ممنوعیتها محصول اون به مرور پشت سد بزرگ موسیقی پاپ جمع شده و به زودی اون را خواهد شکست و به لس اونجلس نیز خواهد رسید.»

حالا شما تعصب دارید در تخریب چاوشی یا ما متعصبیم؟!



نوشته اصلي بوسيله omid-composer نمايش نوشته ها
با درود و احترام فراوان ابتدا باید خدمتتون عرض کنم به عنوان نمونه کاربر alone-composer که همان هستاد بنده اقای محمد امیدوار تهرانی خواننده صدا و سیمای شهرستان تهران و مشهد مقدس و از اهنگسازان برجسته و از شاگردان هستاد علایی اینجا هستند و اثار چاوشی رو مورد بررسی برنامه دادند چ از نظر ترانه و چ از نظر بار آهنگسازی.
خب ایشون هستادِ موسیقی ، ولی خب درباره ترانه بهتره سکوت کنن نه؟



نوشته اصلي بوسيله omid-composer نمايش نوشته ها
این حرف که شما میفرمایید در شعر کجایی آقای چاوشی از مجاز هستفاده شده و این یک آرایه ادبی هست، اولا مگر آقای چاوشی ترانه سرا اند؟؟ دوما مگر ترانه سرایی اینقد سادست که هر کسی اجازه بدهد خودش ترانه سرا باشد؟؟ اگر اینگونه هست پس اردلان سرفراز ها چه؟؟ ایرج جنتی عطایی ها چه؟؟..
عجب منطقی!!!!
ینی چون آقای چاوشی به عنوان خواننده و آهنگ ساز مشهور هستن و ترانه سرایی ساده نیست ایشون نمیتونن از مجاز هستفاده کنن!!!
بله بله ما متعصبیم و شما خیلی منطقی سپاس

35:

فعلن ایشان در مقایسه با موسیقی سنتی حرفی برای فرمودن نداره
البته متاسفانه انهایی که ازعمق موسیقی سردرنمیارند در جرگه حمایت های شعرهای سطحی هستند

36:

درود دوستان
روی سخنم با طرفداران آقای چاووشی و موضوع این تاپیک نیست
و قبلأ نظراتی درمورد ترانه ی "رفیقم کجایی" چاووشی مطرح شده و در حال حاضر
کش دادن اون را به صلاح نمیدونم ولی باور بفرمایید در زمینه ی اغلب ترانه های اجرا شده ضعف زیادی وجود داره
به عنوان نمونه چندی پیش این یک قسمت از ترانه ی آقای فرهاد شیبانی به چشمم خورد و خیلی تعجب کردم که چطور این ترانه مورد انتقاد کسی برنامه نگرفته (یا شاید انتقاد شده و بنده بی خبرم)
ببینید:

دیگه دل با کسی نیست، دیگه فریادرسی نیست
آسمون ابری شده، دیگه خار و خسی نیست!



دوستان عزیز خار و خس در زبان فارسی و در همه ی لغتنامه ها به معنای خس و خاشاک اومده و البته این معنی بدیهی هست و معنای دیگه ای از اون چه در زبان محاوره و چه متون گذشته وجود نداره، حالا معلوم نیست که این " دیگه خار و خسی نیست" چه ربطی به آسمون ابری و بقیه ی ترانه داره و پايه أ چه اشکالی داره که خار و خسی نباشه و چرا باید از این موضوع ناراحت بود؟!!!!

37:

درود بر کامبیز بزرگوار و بسیار عزیزم

ممنونم دوست خوبم که از نظر بنده نقل قول گرفتین.

کاملا با حرف های شما موافقم.

دوست خوبم معتقدم اگر عده ی زیادی خواسته یا ناخواسته، به عمد یا به غیر عمد در این ابتذال فرهنگی فعلی نقش دارند ما باید پیکان مبارزه و انتقادمان به سمت اونها باشد و نه این که بالعکس اگر هم این وسط کسی دلسوزانه و از روی تعهد لب به انتقاد از سیستم موجود باز کرد، او را به حسادت متهم کنیم.

بله شاید با انتقاد یک نفر هیچ چیز درست نمی شود اما این بهتر از سکوت در وضع فعلی فرهنگی هست.

وگرنه من با تک تک حرف های شما به شدت موافق هستم.

بله این وظیفه ی صدا و سیماست وظیفه ی ارشاد و نهاد های مرتبط هست که صلاحیت علمی و هنری هنرمندان را به طور درست (نه سلیقه ای) ارزیابی نمايند و فرهنگ سازی نمایند.

این وظیفه ی آموزش و پرورش هست که از دوران کودکی به بچه های ما فرق یک اثر هنری و یک موسیقی خوب و بد را بیاموزد.

هیچ کدام از این کارها به درستی انجام نمی شوند هر چند در همه ی این نهادها هستند افراد دلسوزی که سعی خود را همواره می نمايند و ما نباید به انتقاد این افراد نسبت به وضع موجود خرده بگیریم و بگوییم حسود و بخیل هستند.

این گونه برچسب ها باعث می شود که دیگر حرف اون شخص منتقد در نطفه خفه شده و به عنوان سخنی که از جانب یک حسود فرموده شده هیچوقت حتی شنیده نشود.

همیشه بر خلاف جهت رودخانه شناکردن بد نیست بلکه به نظرم گاهی نشان شجاعت و شهامت و تعهد یک حرکت درست و صحیح هست.

بی نهایت از شما سپاسگزارم دوست همیشگی و عزیزم.


38:

قیاس کردن هستاد سراج با کسانی مانند چاوشی و امثالهم واقعا ستمه.
اگه آلبومی پرفروش باشه دلیل بر کیفیتش نیست.مثلا همین مستربین کارش صرفا لودگی اما در تمام دنیا طرفدار داره از این طرف چارلی چاپلین هم کار کمدی میکرد.اونم پر طرفدار.شاید در حال حاضر تو یه سری جوامع حتا طرفداران چارلی کمتر باشن آیا این از ارزش کار چارلی کم میکنه و یا فردا طرفدار مستر بین میتونه بگه ای بابا چارلی به پای بین نمیرسه...
من از آهنگ رفیقم کجایی خوشم اومد شاید یه روز حدود ۵۰بار هم گوشش دادم و همش رو تکرار بود اما بعد یه مدت خسته نماينده شد اما صدای سراج نه.نمیشه صرفا سلیقه رو موثر بلکه یک صدای خوب گوش رو آزار نمیده و یکی از دلایل ماندگاری همینه.ضمن اینکه این ترانه برای من خاطره انگیز بود.آیا اگه من خاطره ای نداشتم و تو زندگیم گذشته احساسی نبود باز هم اینقدر برام دلنشین بود؟

39:

درود بر دوست عزیز و سرور گرانقدرم میثم گرامی

ببخشید که به میانه ی بحث شما و امید عزیز می پرم.

دوست عزیزم، من از منظر موسیقی و اون اندکی که آموخته ام نظر می دهم (هرچند بنده حتی یک اتم هم از اقیانوس بی نهایت بزرگ دنیای موسیقی نمی دانم)

میثم عزیزم ببینید داستان در انتخاب اشعار حافظ و مولانا و ...

نیست.

داستان در این هست که چه نوع صدایی باید به عنوان یک خواننده شناخته شود.

هم میهن عزیزم صدای خوب در موسیقی و آواز دارای یکسری پارامترهای مدون هست.

این تعاریف و پارامتر ها البته برای "خواننده" تعریف می شوند و مثلا برای هستفاده های متفاوت دیگر از صدا (نظیر دوبله و ...) باز هم تعاریف متفاوت خواهند بود.

به عنوان نمونه، در دوبله یک شخصی که تارهای صوتی اش آسیب دیده و صدایی گرفته و به شدت خش دار دارد ممکن هست انتخاب اتفاقا خیلی خیلی متناسبی باشد چون کاراکترهای موجود در یک فیلم هستند که مبنای انتخاب یک جنس خاص صدایی می باشند.

اما دوست بسیار عزیزم، در مورد آواز قضیه کاملا متفاوت هست.

آواز شامل بحث علمی می شود که در علم سلفژ به اون "کانتاتی سلفژ" می گوییم؛ یعنی مطالعهفرکانس صحیح هر نت با ساز حنجره.

در این مورد فرقی بین صدای انسانی و صدای سازی هم حتی نیست! یعنی مثلا یک فلوت یا یک پیانو و هر ساز ملودیک دیگری نیز همانند حنجره چنین قابلیتی دارند.

در صدای هر ساز و از جمله ساز حنجره از نظر فیزیک صوت، یکسری اصوات و نت های فرعی به طور ناخوداگاه وجود دارند که به اون اصوات اصطلاحا هارمونیک های صوتی فرموده می شود.

هارمونیک ها یا هماهنگها درست همانند نوری که از یک منشور عبور می کند و به رنگ های 7 گانه تجزیه می شود، هنگام ورود به مغز و ناخوداگاه ما تجزیه و ادراک می شوند.

درست همین هست که همه ی دنیا متفق القولند که مثلا پیانوی برند یاماهای اصل خوش صداتر از پیانوی پرلیور چینی هست! چرا؟ آیا سلیقه ی صرف در این میان تعیین نماينده هست؟ طبیعتا خیر.

از این توضیح هدفم این بود که به عرض برسانم: یک صدای موسیقیایی "خوب" و "بد" نه سلیقه ای بلکه کاملا به طور علمی قابل تعریف و تمیز دادن هستند.

شما در زمینه ی ادبیات البته هستاد بنده هستید ولی من عمیقا دوست دارم که شعر چهارچوب دار و سالم و بسیار والایی چون مولانا توسط یک صدای چهارچوب دار و درست خوانده شود نه توسط یک پلاگ این کامپیوتری به نام ملوداین یا اتوتیونر! من می توانم چنانچه شما و دوستان مایل بودید برایتان چند نمونه صدا ضبط کنم و به شما عملا نشان دهم که بر روی صدای آقای چاووشی دقیقا چه اتفاقی می افتند.

اونگاه خودتان قضاوت کنید.

صدای ایشان و متاسفانه بسیاری از خوانندگان فعلی کشور ما صد در صد کامپیوتری هست و نرم افزارهایی چون تیونر اون را دفرمه و تغییر پايه ی داده اند.

از توجه شما بسیار بسیار سپاسگزارم.


40:

سلام

در تاپیک های دیگر درباره صدای ایشون زیاد بحث شده

و البته این تاپیک در مورد ترانه ی ایشون هست که ایراد نا بجا نسبت بهش گرفتن

41:

درود بر امید عزیزم.



بخش زیبایی در این پست شما دیدم که حیف بود باری دیگر خوانده نشود:

سلیقه صرفا نظر شخصی نیست.

بلکه نظر و انتخاب از بین پارامتر های منطقی و پذیرفته شدس.

والا یک دزد هم محترمه چون به نظرش دزدی کار خوبیه.....

کاملا درست هست.

سلیقه ی هر شخصی محترم هست اما هنگامی می توان به سلیقه "استناد" کرد که ما به عنوان کارشناس هنری در هر سبک و رشته ای بهترین و پر زحمت ترین آثار را به مخاطبان عزیز عرضه کنیم اونگاه ممکن هست محمد کار ایکس را بپسندید و امید کار ایگرگ را.

اما اگر درها را کاملا باز بگذاریم و اجازه دهیم که هر کسی به صرف علاقه و اعتماد به نفس وارد عرصه های تخصصی هنر شود، نمی توانیم به سلیقه ها هستناد کرده و بگوییم همه چیز سلیقه ایست.

قانون و احترام به اون هیچ منافاتی با دموکراسی نداشته و ندارد و اتفاقا نماد جامعه ای مدرن و امروزی هست.

از مطالعهنوشتار شما بی اندازه لذت بردم و از شما یک دنیا سپاسگزارم.


42:

سلام

بله درسته واقعا کم هم نیست این طور ترانه های ضعیف

ولی در ترانه ی آقای چاوشی ایراد جدی ای وجود نداره

43:

دوست عزیز درود فراوان بر شما....سوالی که برای من پیش میاد اینه که شما برای تایید آقای چاوشی کسی مثل اقای یگانه رو مثال میزنین؟؟ حتی خود اقای داریوش اقبالی هم از علم موسیقی به صورت حرفه ای برخوردار نیستند....اگرچه اگر برخوردار هم میبودند و این حرف رو میزدند جای تعجب نداشت چرا که بعضی مواقع سیاست های کاری باعث میشه حرف هایی اینچنینی زده بشع.و نکته بعدی اینه که متاسفانه امروزه هر مس که میتونه ۴ تا ترک رو کنار هم بزنه و یک هارمونی صوتی تشکیل بده اسم خودشو میذاره آهنگساز...خودم رو نمیگم چون من اول راه اهنگسازیم اما امثال هستاد بنده که سال ها زحمت کشیدن و علم آموختن چه؟؟؟ این درست هست که هر کسی اسم خودشو بذاره آهنگساز؟ مثل اینه که به بساز بفروش ها حق امضا بدن که برن خونه بسازن.

اینکار رو بکنن بعد ببینین معمار ها ساختمان نظام مهندسی رو خراب مینمايند یا نه.

اما متااسفانه چون موسیقی مملکت ما بی در و پیکر هست هیچکس اجازه اعتراض ندارد.

در ضمن من قصد تخریب کسی رو ندارم فقط این مسئله برام خیلی درد آوره که چرا امت نمیخوان قبول کنن آقای چاوشی خواننده نیست و توانایی خوانندکی رو نداره.

صداشون ساخته و پرداخته هستدیوست و توانایی اجرای زنده هم ندارن.


44:

بسیار جالبه برای دیگرات به راحتی اشکال رو میبینین اما اشکال ترانه به این واااضحی رو نمیبینین....اگر کمی از علم موسیقی بهره مند میبودید این دیدگاه رو نمیداشتید....امیدوارم ما امت اول علم چیزی رو کسب کنیم بعد بگوییم فلان چیز اشکال ندارد یا دارد

45:

چطور

46:

سلام
به نظرم (و نظر خیلیای دیگه) این ترانه هیچ ایرادی نداره


در ادبیات شیرین پارسی که به قطع و یقین اگر عوام با اون بیگانه باشند اهل شعر و شاعری و در کل هنرمندان دست به قلم را با اون بیگانگی نیست؛ آرایه‌های ادبی گوناگونی برای پیرایه کردن متون ادبی به نثر یا نظم وجود دارد که یکی از اون‌ها «مجاز» هست.


آرایه‌ای که تحصیلات دانشگاهی هم نمی‌خواهد و هرکسی در دوران متوسطه و پیش از اخذ مدرک دیپلم با اون آشنا می‌شود.


همان‌طور که از نام این آرایه ادبی پیداست کلمه‌ای در متن نثر یا نظم به جای چیز دیگر برنامه می‌گیرد و بر معنای اون دلالت می‌کند.


حال وقتی ترانه‌سرا می‌گوید: «بیا تا رگامو تو خونت بریزم» کلمه «رگ» مجاز از «خون» هست
که طبعا برای پیرایه ادبی از این آرایه هستفاده شده هست.

وقتی ترانه‌سرا می‌خواهد رگش را در خون معشوق بریزد یعنی در واقع کلمه رگ که محل و ظرف خون هست را به مجاز به جای خون هستفاده کرده و مفهوم پر واضح و مبرهن هست که عاشق می‌خواهد خون خودش را نیز به پای معشوق بریزید.


از اون‌جا که رگ ظرف خون هست به این مجاز، مجاز محلی فرموده می‌شود و اتفاقا محسن چاوشی که انگار هرکاری بکند به مذاق عده‌ای خوش نمی‌آید اولین کسی نیست که از این آرایه هستفاده کرده؛
برای مثال در گلشن راز آمده:
«چو آشامیدم این پیمانه را پاک
درافتادم ز مستی بر سر خاک»
که این‌جا شاعر پیمانه را به مجاز از شراب داخل پیمانه به کار برده و بدیهی هست که پیمانه را نمی‌توان آشامید.

یا در ادبیات محاوره شاید بارها شنیده باشید که مادری خطاب به فرزندش می‌گوید: «بشقابتو تموم کن بعد برو بستنی بخور» که باز بشقاب مجاز محلی از غذای درون اون هست چرا که بشقاب را نمی‌توان خورد.
با این توضیحات که به گمانم کاملا روشن هست هیچ اتفاق عجیب و غریبی رخ نداده به هنگام ریختن رگ در خون؛ اون هم تا این اندازه که خاطر اهالی شعر و شاعری را تا این حد مغشوش و مکدر سازد.

علاوه بر اون در مصرع مذکور آرایه مجاز دوبار تکرار شده یعنی ترانه‌سرا علاوه بر این‌که از رگ به مجاز از خون هستفاده کرده از خون نیز به مجاز از مایع زیست آدمی هستفاده کرده هست بنابراین ترانه‌سرا می‌خواهد تمام زندگی و مایع حیاتش را به مایع حیات معشوقه هدیه کند و در زیستن او ادامه یابد.

حالا تا کی بناست محسن چاوشی برای چنین تعبیر شاعرانه‌ای جواب پس دهد و مورد هستهزا برنامه گیرد را نمی‌دانم!
اما در مورد «بیا روتو رو کن» که هنوز متوجه نمی‌شوم دقیقا چه چیزی مانع از درک اون توسط شنونده می‌شود آرایه بسیار ساده «جناس» به کار رفته که در این‌جا چون دو کلمه دقیقا مشابه یک دیگرند با دو معنای مختلف «جناس تام» هست.

«رو»ی اول به معنا صورت و «رو»ی دوم به معنا نشان دادن.
نمی‌دانم قسمت دیگری در این ترانه وجود دارد که برای اهل شعر و ادب جای سوال باشد یا نه ولی خط به خطش قابل معناست و هیچ چیز ناواضحی وجود ندارد.
از اون‌جا که تجربه ثابت کرده هنگامی که چیزی به دقت تشریح می‌گردد و جایی برای سوال باقی نمی‌گذارد عده‌ای می‌گویند حالا از کجا معلوم که هنرمند (در این‌جا چاوشی) تمام این‌ها را می‌دانسته و آگاهانه اعمال کرده و نگارنده چیزی بیرون از متن را به اون الصاق نکرده هست؟ ذکر دو نکته را ضرروی می‌دانم؛ اولا نکاتی که عرض کردم به قدری واضح و روشن هست که با مراجعه به هر هستاد ادبیات به راحتی به جوابی مشابه خواهید رسید.

حتی اگر کتاب‌های دبیرستان‌تان دم دست باشد نیازی نیست مزاحم وقت یک هستاد شوید و اگر حافظه‌تان یاری کند که به کتاب‌های اون دوران نیز نیازی نیست.
بنابراین چیزهای که نگاشته‌ام موضوع عجیب و غریبی نیست که به متنی الصاق شده باشد.

ثانیا به نظرم آدمی که به هنگام اوقات فراغت به جای بالا و پایین کردن اینستاگرامش و یا سلفی گرفتن از خودش و دوستان، مولانا را ورق می‌زند و تا حدی او را زیست می‌کند که می‌شود بخش جدایی ناپذیر زندگی شخصی و موسیقایی‌اش نمی‌تواند با آرایه‌های ادبی بیگانه باشد چرا که متن ثقیل اشعار مولانا بی دانش ادبی ادراک نمی‌شود.

وقتی ترانه تیتراژ سریال «شهرزاد» بدون دانش ادبی فهمیده نمی‌شود و حتی این ناآگاهی در نهایت تعجب باعث تمسخری بی‌جهت می‌شود دیگر اشعار حضرت مولانا جای خود دارد.

در نتیجه کسی که اشعار حضرت مولانا را ادارک می‌کن قطعا از دانش ادبی بالایی برخوردار هست.


47:

شعر خواننده های سنتی اغلب از شعرهای قدیمی و شاعران به نام هست
خوندن اون شعرها افتخارش چیه؟
چاوشی هم از اون شعرها هستفاده کرده و میکنه
حالا یه شعر خودش فرموده بعضی جاهاش مشکل داره،این آقایون منتقد یه شعر خودشون بگن تا ببینیم چیزی بلدن؟
چرا همین آهنگ کجایی هیت شد و محبوبترین ترک شهرزاد؟دلیلش اینه که هر چه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند!

48:

با درود و احترام فراوان ابتدا باید خدمتتون عرض کنم به عنوان نمونه کاربر alone-composer که همان هستاد بنده اقای محمد امیدوار تهرانی خواننده صدا و سیمای شهرستان تهران و مشهد مقدس و از اهنگسازان برجسته و از شاگردان هستاد علایی اینجا هستند و اثار چاوشی رو مورد بررسی برنامه دادند چ از نظر ترانه و چ از نظر بار آهنگسازی.

این حرف که شما میفرمایید در شعر کجایی آقای چاوشی از مجاز هستفاده شده و این یک آرایه ادبی هست، اولا مگر آقای چاوشی ترانه سرا اند؟؟ دوما مگر ترانه سرایی اینقد سادست که هر کسی اجازه بدهد خودش ترانه سرا باشد؟؟ اگر اینگونه هست پس اردلان سرفراز ها چه؟؟ ایرج جنتی عطایی ها چه؟؟...هنر هم همانند علوم دیگر نیازمند تخصص و علم هست.

چطور شده کع وقتی آهنگسازان و صدا برداران تایید مینمايند که صدای آقای چاوشی ساختع نرم افزاره و ایشون قابلیت اجرای زنده رو ندارن امت حرف این اشخاصو رد مینمايند اما الان شما میگویید چرا ترانه سرا ها ایراد نمیگیرند؟؟ جواب این هست: چون طرفدار های چاوشی فقط میخواهند تایید و تعریف از آقای چاوشی رو بشنوند.

وبا هر انتقادی به تندی برخورد مینمايند...


49:


اگر واقعا این آقایون دلسوز ادبیات هستند چرا هیچ کدوم ازین منتقدین متخصص و دلسوز موقعی که آقای چاوشی اشعار زیبای شاعران بزرگی مثل مولانا و شهریار و وحشی بافقی و ...

رو میخونه و کلی آدم گوش میدن لذت میبرن ، اینا نمیان تقدیر کنن که ممنون که این شعر هارو خوندین!

دلتون واسه فرهنگ و ادبیات نمیسوزه ، فیلم بازی نکنید :)




احتمالن شما فقط آقای تهرانی و چند نفر دیگه رو آهنگ ساز و صدابردار میدونید :-)
اینهمه اشخاصی که تایید کردن صداشون نرم افزاری نیست ، شاید مثلا محسن یگانه و فرزاد فرزین و بهروز صفاریان رو که با چاوشی همکاری کردن و تایید هم کردن صدای خودش هست رو نمیشناسید!!!

ضمن اینکه:

استاد محمد اصفهانی: این روزها با بعضی از تراک های آلبوم جدید آقای محسن چاوشی (بنام : من خود اون سیزدهم)؛ ارتباط احساسی دارم و خیلی خوشحالم که او سراغ این شعرهای درجه یک رفته؛ به خودش و همکارانش بخاطر جسارت و نوگرایی و زحماتشان تبریک می گویم.



تنظیم های خوب ؛ ملودی های معقول و فضای امیدوارنماينده ی این آلبوم خیلی خوشحالم کرد ؛ خانمها و آقایان معترض که مرتب می گویند صدای چاوشی صدای چاوشی… دقت نمايند که صدای محسن چاوشی را باید از منظر بدعت در نحوه ی بیان مطالب و احساسات گوش کرد ! شما در صدای او اگر دنبال وسعت و تحریر و ادوات و … اینگونه معیارها هستید در اشتباهید این را عرض کردم چون خیلی از کسانی که نمی توانند با این صدا ارتباط بربرنامه نمايند مرتب به من می گویند که چرا از مطالعهاو دفاع می کنم؟!


داریوش اقبالی: «صدای خوب را از هر کس که باشد دوست دارم برای مثال جوانان داخل ایران نظیر محسن چاوشی که معتقدم کارهایشان مانند چشمه‌ای خودجوش هست که علیرغم محدودیتها و ممنوعیتها محصول اون به مرور پشت سد بزرگ موسیقی پاپ جمع شده و به زودی اون را خواهد شکست و به لس اونجلس نیز خواهد رسید.»

حالا شما تعصب دارید در تخریب چاوشی یا ما متعصبیم؟!



نوشته اصلي بوسيله omid-composer نمايش نوشته ها
با درود و احترام فراوان ابتدا باید خدمتتون عرض کنم به عنوان نمونه کاربر alone-composer که همان هستاد بنده اقای محمد امیدوار تهرانی خواننده صدا و سیمای شهرستان تهران و مشهد مقدس و از اهنگسازان برجسته و از شاگردان هستاد علایی اینجا هستند و اثار چاوشی رو مورد بررسی برنامه دادند چ از نظر ترانه و چ از نظر بار آهنگسازی.
خب ایشون هستادِ موسیقی ، ولی خب درباره ترانه بهتره سکوت کنن نه؟



نوشته اصلي بوسيله omid-composer نمايش نوشته ها
این حرف که شما میفرمایید در شعر کجایی آقای چاوشی از مجاز هستفاده شده و این یک آرایه ادبی هست، اولا مگر آقای چاوشی ترانه سرا اند؟؟ دوما مگر ترانه سرایی اینقد سادست که هر کسی اجازه بدهد خودش ترانه سرا باشد؟؟ اگر اینگونه هست پس اردلان سرفراز ها چه؟؟ ایرج جنتی عطایی ها چه؟؟..
عجب منطقی!!!!
ینی چون آقای چاوشی به عنوان خواننده و آهنگ ساز مشهور هستن و ترانه سرایی ساده نیست ایشون نمیتونن از مجاز هستفاده کنن!!!
بله بله ما متعصبیم و شما خیلی منطقی سپاس

50:

فعلن ایشان در مقایسه با موسیقی سنتی حرفی برای فرمودن نداره
البته متاسفانه انهایی که ازعمق موسیقی سردرنمیارند در جرگه حمایت های شعرهای سطحی هستند

51:

درود دوستان
روی سخنم با طرفداران آقای چاووشی و موضوع این تاپیک نیست
و قبلأ نظراتی درمورد ترانه ی "رفیقم کجایی" چاووشی مطرح شده و در حال حاضر
کش دادن اون را به صلاح نمیدونم ولی باور بفرمایید در زمینه ی اغلب ترانه های اجرا شده ضعف زیادی وجود داره
به عنوان نمونه چندی پیش این یک قسمت از ترانه ی آقای فرهاد شیبانی به چشمم خورد و خیلی تعجب کردم که چطور این ترانه مورد انتقاد کسی برنامه نگرفته (یا شاید انتقاد شده و بنده بی خبرم)
ببینید:

دیگه دل با کسی نیست، دیگه فریادرسی نیست
آسمون ابری شده، دیگه خار و خسی نیست!



دوستان عزیز خار و خس در زبان فارسی و در همه ی لغتنامه ها به معنای خس و خاشاک اومده و البته این معنی بدیهی هست و معنای دیگه ای از اون چه در زبان محاوره و چه متون گذشته وجود نداره، حالا معلوم نیست که این " دیگه خار و خسی نیست" چه ربطی به آسمون ابری و بقیه ی ترانه داره و پايه أ چه اشکالی داره که خار و خسی نباشه و چرا باید از این موضوع ناراحت بود؟!!!!

52:

درود بر کامبیز بزرگوار و بسیار عزیزم

ممنونم دوست خوبم که از نظر بنده نقل قول گرفتین.

کاملا با حرف های شما موافقم.

دوست خوبم معتقدم اگر عده ی زیادی خواسته یا ناخواسته، به عمد یا به غیر عمد در این ابتذال فرهنگی فعلی نقش دارند ما باید پیکان مبارزه و انتقادمان به سمت اونها باشد و نه این که بالعکس اگر هم این وسط کسی دلسوزانه و از روی تعهد لب به انتقاد از سیستم موجود باز کرد، او را به حسادت متهم کنیم.

بله شاید با انتقاد یک نفر هیچ چیز درست نمی شود اما این بهتر از سکوت در وضع فعلی فرهنگی هست.

وگرنه من با تک تک حرف های شما به شدت موافق هستم.

بله این وظیفه ی صدا و سیماست وظیفه ی ارشاد و نهاد های مرتبط هست که صلاحیت علمی و هنری هنرمندان را به طور درست (نه سلیقه ای) ارزیابی نمايند و فرهنگ سازی نمایند.

این وظیفه ی آموزش و پرورش هست که از دوران کودکی به بچه های ما فرق یک اثر هنری و یک موسیقی خوب و بد را بیاموزد.

هیچ کدام از این کارها به درستی انجام نمی شوند هر چند در همه ی این نهادها هستند افراد دلسوزی که سعی خود را همواره می نمايند و ما نباید به انتقاد این افراد نسبت به وضع موجود خرده بگیریم و بگوییم حسود و بخیل هستند.

این گونه برچسب ها باعث می شود که دیگر حرف اون شخص منتقد در نطفه خفه شده و به عنوان سخنی که از جانب یک حسود فرموده شده هیچوقت حتی شنیده نشود.

همیشه بر خلاف جهت رودخانه شناکردن بد نیست بلکه به نظرم گاهی نشان شجاعت و شهامت و تعهد یک حرکت درست و صحیح هست.

بی نهایت از شما سپاسگزارم دوست همیشگی و عزیزم.


53:

قیاس کردن هستاد سراج با کسانی مانند چاوشی و امثالهم واقعا ستمه.
اگه آلبومی پرفروش باشه دلیل بر کیفیتش نیست.مثلا همین مستربین کارش صرفا لودگی اما در تمام دنیا طرفدار داره از این طرف چارلی چاپلین هم کار کمدی میکرد.اونم پر طرفدار.شاید در حال حاضر تو یه سری جوامع حتا طرفداران چارلی کمتر باشن آیا این از ارزش کار چارلی کم میکنه و یا فردا طرفدار مستر بین میتونه بگه ای بابا چارلی به پای بین نمیرسه...
من از آهنگ رفیقم کجایی خوشم اومد شاید یه روز حدود ۵۰بار هم گوشش دادم و همش رو تکرار بود اما بعد یه مدت خسته نماينده شد اما صدای سراج نه.نمیشه صرفا سلیقه رو موثر بلکه یک صدای خوب گوش رو آزار نمیده و یکی از دلایل ماندگاری همینه.ضمن اینکه این ترانه برای من خاطره انگیز بود.آیا اگه من خاطره ای نداشتم و تو زندگیم گذشته احساسی نبود باز هم اینقدر برام دلنشین بود؟

54:

درود بر دوست عزیز و سرور گرانقدرم میثم گرامی

ببخشید که به میانه ی بحث شما و امید عزیز می پرم.

دوست عزیزم، من از منظر موسیقی و اون اندکی که آموخته ام نظر می دهم (هرچند بنده حتی یک اتم هم از اقیانوس بی نهایت بزرگ دنیای موسیقی نمی دانم)

میثم عزیزم ببینید داستان در انتخاب اشعار حافظ و مولانا و ...

نیست.

داستان در این هست که چه نوع صدایی باید به عنوان یک خواننده شناخته شود.

هم میهن عزیزم صدای خوب در موسیقی و آواز دارای یکسری پارامترهای مدون هست.

این تعاریف و پارامتر ها البته برای "خواننده" تعریف می شوند و مثلا برای هستفاده های متفاوت دیگر از صدا (نظیر دوبله و ...) باز هم تعاریف متفاوت خواهند بود.

به عنوان نمونه، در دوبله یک شخصی که تارهای صوتی اش آسیب دیده و صدایی گرفته و به شدت خش دار دارد ممکن هست انتخاب اتفاقا خیلی خیلی متناسبی باشد چون کاراکترهای موجود در یک فیلم هستند که مبنای انتخاب یک جنس خاص صدایی می باشند.

اما دوست بسیار عزیزم، در مورد آواز قضیه کاملا متفاوت هست.

آواز شامل بحث علمی می شود که در علم سلفژ به اون "کانتاتی سلفژ" می گوییم؛ یعنی مطالعهفرکانس صحیح هر نت با ساز حنجره.

در این مورد فرقی بین صدای انسانی و صدای سازی هم حتی نیست! یعنی مثلا یک فلوت یا یک پیانو و هر ساز ملودیک دیگری نیز همانند حنجره چنین قابلیتی دارند.

در صدای هر ساز و از جمله ساز حنجره از نظر فیزیک صوت، یکسری اصوات و نت های فرعی به طور ناخوداگاه وجود دارند که به اون اصوات اصطلاحا هارمونیک های صوتی فرموده می شود.

هارمونیک ها یا هماهنگها درست همانند نوری که از یک منشور عبور می کند و به رنگ های 7 گانه تجزیه می شود، هنگام ورود به مغز و ناخوداگاه ما تجزیه و ادراک می شوند.

درست همین هست که همه ی دنیا متفق القولند که مثلا پیانوی برند یاماهای اصل خوش صداتر از پیانوی پرلیور چینی هست! چرا؟ آیا سلیقه ی صرف در این میان تعیین نماينده هست؟ طبیعتا خیر.

از این توضیح هدفم این بود که به عرض برسانم: یک صدای موسیقیایی "خوب" و "بد" نه سلیقه ای بلکه کاملا به طور علمی قابل تعریف و تمیز دادن هستند.

شما در زمینه ی ادبیات البته هستاد بنده هستید ولی من عمیقا دوست دارم که شعر چهارچوب دار و سالم و بسیار والایی چون مولانا توسط یک صدای چهارچوب دار و درست خوانده شود نه توسط یک پلاگ این کامپیوتری به نام ملوداین یا اتوتیونر! من می توانم چنانچه شما و دوستان مایل بودید برایتان چند نمونه صدا ضبط کنم و به شما عملا نشان دهم که بر روی صدای آقای چاووشی دقیقا چه اتفاقی می افتند.

اونگاه خودتان قضاوت کنید.

صدای ایشان و متاسفانه بسیاری از خوانندگان فعلی کشور ما صد در صد کامپیوتری هست و نرم افزارهایی چون تیونر اون را دفرمه و تغییر پايه ی داده اند.

از توجه شما بسیار بسیار سپاسگزارم.


55:

سلام

در تاپیک های دیگر درباره صدای ایشون زیاد بحث شده

و البته این تاپیک در مورد ترانه ی ایشون هست که ایراد نا بجا نسبت بهش گرفتن

56:

درود بر امید عزیزم.



بخش زیبایی در این پست شما دیدم که حیف بود باری دیگر خوانده نشود:

سلیقه صرفا نظر شخصی نیست.

بلکه نظر و انتخاب از بین پارامتر های منطقی و پذیرفته شدس.

والا یک دزد هم محترمه چون به نظرش دزدی کار خوبیه.....

کاملا درست هست.

سلیقه ی هر شخصی محترم هست اما هنگامی می توان به سلیقه "استناد" کرد که ما به عنوان کارشناس هنری در هر سبک و رشته ای بهترین و پر زحمت ترین آثار را به مخاطبان عزیز عرضه کنیم اونگاه ممکن هست محمد کار ایکس را بپسندید و امید کار ایگرگ را.

اما اگر درها را کاملا باز بگذاریم و اجازه دهیم که هر کسی به صرف علاقه و اعتماد به نفس وارد عرصه های تخصصی هنر شود، نمی توانیم به سلیقه ها هستناد کرده و بگوییم همه چیز سلیقه ایست.

قانون و احترام به اون هیچ منافاتی با دموکراسی نداشته و ندارد و اتفاقا نماد جامعه ای مدرن و امروزی هست.

از مطالعهنوشتار شما بی اندازه لذت بردم و از شما یک دنیا سپاسگزارم.


57:

سلام

بله درسته واقعا کم هم نیست این طور ترانه های ضعیف

ولی در ترانه ی آقای چاوشی ایراد جدی ای وجود نداره

58:

دوست عزیز درود فراوان بر شما....سوالی که برای من پیش میاد اینه که شما برای تایید آقای چاوشی کسی مثل اقای یگانه رو مثال میزنین؟؟ حتی خود اقای داریوش اقبالی هم از علم موسیقی به صورت حرفه ای برخوردار نیستند....اگرچه اگر برخوردار هم میبودند و این حرف رو میزدند جای تعجب نداشت چرا که بعضی مواقع سیاست های کاری باعث میشه حرف هایی اینچنینی زده بشع.و نکته بعدی اینه که متاسفانه امروزه هر مس که میتونه ۴ تا ترک رو کنار هم بزنه و یک هارمونی صوتی تشکیل بده اسم خودشو میذاره آهنگساز...خودم رو نمیگم چون من اول راه اهنگسازیم اما امثال هستاد بنده که سال ها زحمت کشیدن و علم آموختن چه؟؟؟ این درست هست که هر کسی اسم خودشو بذاره آهنگساز؟ مثل اینه که به بساز بفروش ها حق امضا بدن که برن خونه بسازن.

اینکار رو بکنن بعد ببینین معمار ها ساختمان نظام مهندسی رو خراب مینمايند یا نه.

اما متااسفانه چون موسیقی مملکت ما بی در و پیکر هست هیچکس اجازه اعتراض ندارد.

در ضمن من قصد تخریب کسی رو ندارم فقط این مسئله برام خیلی درد آوره که چرا امت نمیخوان قبول کنن آقای چاوشی خواننده نیست و توانایی خوانندکی رو نداره.

صداشون ساخته و پرداخته هستدیوست و توانایی اجرای زنده هم ندارن.


59:

بسیار جالبه برای دیگرات به راحتی اشکال رو میبینین اما اشکال ترانه به این واااضحی رو نمیبینین....اگر کمی از علم موسیقی بهره مند میبودید این دیدگاه رو نمیداشتید....امیدوارم ما امت اول علم چیزی رو کسب کنیم بعد بگوییم فلان چیز اشکال ندارد یا دارد

60:

درود بر حامد عزیز.

دوست خوب و همکار هنرمندم.



بسیار زیبا اشاره فرمودید.

متاسفانه به "ترانه سرایی" خیلی خیلی ساده انگارانه و سرسری و سطحی نگاه می شود.

در این مورد فقر فرهنگی بزرگی داریم.

از کلاس هایی که باید برای آموزش در این رشته وجود داشته باشند (که ندارند) تا جلسات نقد و بررسی و کارگاه های ترانه که اونچنان که باید و شاید فعال نیستند.

حداقل این که ورودی های ذهنی خوبی هم برای ترانه سرای معصر وجود ندارد.

امید عزیز اشاره ی بسیار خوبی داشتند به بزرگانی چون اردلان سرفراز.

متاسفانه جوان امروز حاضر به شنیدن ترانه های این بزرگان نیست و ورودی ذهنش ترانه هایی ضعیف و خام هستند که تهی از هستعاره و تشبیه می باشند و مسقیما فریاد می زنند"دوستت دارم" یا "از تو متنفرم" ! برای یک هنرمند در هر زمینه و رشته ای این ورودی های شاهکار و زیبا از آثار افراد پیشین الهام بخش و ایده ساز بوده اند.

هیچ هنرمندی از صفر و بدون ایده پردازی و نگاه به راه بزرگان به جایگاهی نرسیده هست.

حتی در همین موسیقی وقتی به تاریخچه ی زندگی بتهوون و ...

نگاه می کنیم می بینیم که چگونه از بزرگان پیش از خود الهام و تاثیر می گرفتند.



در هنر و علم ترانه سرایی که شما هستاد بنده البته هستید نیز به نظرم فقط این موضوع اونچنان احساس می شود که شخصی بدون ترس از عواقب بدِ کارش به خود جرات می دهد هر چیز بی معنی را سرِ هم بندی کرده به خورد مخاطب بدهد و بدا به حال ما که چنین کسی معروف می شود و خودش به عنوان الگو و ورودی غلطی برای عده ای دیگر دوباره الگو برداری شده و به طرز بدتری این داستان مدام ادامه می یابد.

به امید پیشرفت فرهنگ هنری جامعه ی ما.

ممنونم از شما عزیز بزرگوارم

61:

خیلی جالبه که میگید علم موسیقی ندارم و اشکال در ترانه رو نمیبینم!
خب خودمم فرمودم قبلا که علم موسیقی ندارم
ولی ترانه و شعر رو در حدی بلدم که خوب و بد رو تشخیص بدم!

توضیح درباره این ترانشونم گذاشتم پست اولم که با جواب منطقی شما روبه رو شدم :-/

این حرف که شما میفرمایید در شعر کجایی آقای چاوشی از مجاز هستفاده شده و این یک آرایه ادبی هست، اولا مگر آقای چاوشی ترانه سرا اند؟؟ دوما مگر ترانه سرایی اینقد سادست که هر کسی اجازه بدهد خودش ترانه سرا باشد؟؟ اگر اینگونه هست پس اردلان سرفراز ها چه؟؟ ایرج جنتی عطایی ها چه؟؟..


ینی چون آقای چاوشی به عنوان خواننده و آهنگ ساز مشهور هستن و ترانه سرایی ساده نیست ایشون نمیتونن از مجاز هستفاده کنن!!! ^_______^

شما ایراد های ترانه رو با دلیل توضیح بدین خب :|

62:

سلام دوباره امید جان

باز هم به نکته ی ظریفی اشاره کردید.

به خوبی یادم هست وقتی که شخصی به نام محسن نامجو آیاتی از کتاب قران را با لحن خاصی در موسیقی اجرا کرد، جمعی از مداحان و قاریان برجسته چنان اعتراض کرده و طومار نوشتند که این شخص بلافاصله ناچار به عذرخواهی شد...

اما متاسفانه در صنف هنرمندان موسیقی چنین همت و یک دلی و یکدستی وجود نداشته و ندارد.

دو روز دیگر اگر شخصی با قابلمه آلبوم پر کند و روانه ی بازار نماید شاهد هیچ اعتراض جدی در بین موزیسین ها نخواهید بود....

عده ی زیادی هم فقط برایشان پول مهم هست.

این که فلان خواننده خوب می خواند یا نه هیچ و هیچ اهمیتی ندارد!! با خود می گویند ما پول را می گیریم صدایش بد هست که بد هست!! متاسفانه این همان تعهد هنری هست که باید در یک هنرمند وجود داشته باشد ولی ندارد.

در مورد خودم همیشه از پروردگار بزرگ می خواهم که قدرتی به من بدهد که حتی اگر از فرط نیاز مالی در حال مرگ نیز بودم هرگز نسبت به گوش مخاطبانم خائن نباشم و برای سطح درک و سلیقه ی امت عزیزم ارزش قائل باشم.

به خوبی می دانم و آگاه هستم که شما نیز به عنوان یک آهنگساز بزرگ و هنرمندی آینده دار همین مرام را در زندگی هنری خوب پیش گرفته اید.

باز هم از شما ممنونم

63:

درود بر هستاد عزیزم هر آه که اموختم از شما دارم و این اولین و اخرین چیزیه که میدونم.

و این تاپیک هم فقط اومدم نظر دادم چون مسئله آقای چاوشی واقعا گریبان گیر موسیقی شده البته که موسیقی که به صورت عمدی تخریب شده.....چرا فرید زلاند ها منوچهر چشم آذر ها واروژان ها دیگه تکرار نمیشن؟؟ ما همون امتیم اما متاسفانه دیگه اون فیلتر جدا نماينده موسیقی دان از کسی که فکر میکنه موسیقی میدونه وجود نداره...


64:

شرمندم نکنین هستاد شاگرد هر انچه میدونع و اعتقاد داره اموخته عای هستادشع.....و منم پیرو تعهد و علمیم که اموختم....و هرگز سطح کارمو برای جذب مخاطب پایین نمیارم

65:

حرف شما درباره ارایه مجاز مثل بعضی از این ادیبان هست که چنان معانی و تفاسیری از اشعار برداشت مینمايند که دهان خود شاعر باز میماند.....اولن ترانه و شعر با همدیگه کاااملا متفاوتن ....ترانه باید جوری باشع که شنونده با شنیدنش مفهوم رو بگیره نه اینکه نفر سومی بیاد و اون رو ترجمه کنه.....بیا تا رگامو تو خونت بریزم.....مجاز در جایی معنی داره که شنونده تا حدی خودش بفهمه که این کلمه برای چی هستقاده شده اما مجازی که شما میگید کاملا پرت و به دور از مفهوم شعره‌

66:

همش حسادته یه لحظه به این فک نمايند شاید اونشعرایی که خودشون می خونند خیلی افتضاح بهش اعنگ میدن که ما به سمتش نمی ریم

67:

ترانه آهنگ True Colors از Zedd را مطالعه کنید و بببیند که بهترین ترانه در موسیقی امروز دنیا همان هایی هسنتد که مفهومی هستند و در نگاه اول بی ربط و گاه مشکل آفرین در درک اون.

اما در عمل همین عمق و پیچیدگی شنونده را بیشتر از سایر ترانه و قطعات درگیر خود می کند.


68:

مشکل فقط آقای چاووشی نیست تعداد زیادی از خواننده های جوان پسند هستند که ترانه‌ها و آهنگ‌هایشان آدم را(من را حداقل به شخصه) به خنده می‌اندازند, مثل آقای احمدوند در این ترانه :
«گاهی زین به پشت گاهی پشت به زین* گاهی محکم وایستا گاهی سرجات بشین* گاهی گرم ِ گرم گاهی سرد ِ سرد * گاهی راه بیا گاهی برو برنگرد * گاهی خیلی تند گاهیــَم برعکس * گاهی مهربون گاهی یکم مکث»
آقای چاوشی حتی اگر این صدای طبیعی خودشان باشد باز بقدری این صدا گوش‌خراش هست که بقول mahtab71 حتی طرفدارانش هم نمیتوانند از تعداد دفعات معدودی بیشتر به صدایش گوش دهند, اما در برابر شما بهتر می‌دانید برخی ترانه‌های جاودانه سراج را صد بار ( یک عدد بی اغراق) هم شنونده گوش دهد حلاوت و شیرینی‌اش را از دست نمی‌دهد, چون کسی مانند سراج در یک مجموعه کامل و پرمغز حضور دارد از آهنساز تا شاعر تا نوازنده.


69:

درود بر شما هموطن فهیم.....خداروشکر کسی پیدا شد که حرف منو درک کنن و بدونن که نه حرفای من نه هستادم و نه اقای سراج از روی حسادت نیس .....بلکه برای حرفه و شغلمون ارزش قائلیم و همینطور برای امت عزیز کشورم ....چرا باید ما امتی که شعرای بزرگی مثل اردلان سرفراز و ایرج جنتی و مرحوم سیمین بهبهانی داریم و در دنیای خوانندگی بزرگانی چون مرحوم هایده و مهستی وح داریوش و ویگن....

به پایین اومدن سطح موسیقی و خواننده ها رضایت بدیم....چرا؟؟؟؟

70:

آقای چاووشی در مصرع دوم بیت زیر این ترانه از کدام آرایه ادبی هستفاده کرده اند؟

«برای گریه کردنات یکی دو روزی کافیه / سیاه بپوش برای من اینم برای قافیه»

جواب: آرایه «چون قافیه تنگ آید شاعر به جفنگ آید»

71:

درود بر شما

به زیبایی هر چه تمامتر به نکته اصلی اشاره نمودید...

ما همون امتیم اما متاسفانه دیگه اون فیلتر جدا نماينده موسیقی دان از کسی که فکر میکنه موسیقی میدونه وجود نداره..

هر چند که هر چه بگوییم این شیوه ادب و رفتار و نادیده گرفتن ارزشها که این روزها همچون بختک به روی فرهنگمان افتاده تصادفی و به یکباره ایجادنشده باز برخی احساس می نمايند حسادت و این چیزهاست...آخر حسادت به چه؟! بستگی دارد از دیدگاه چه کسی و چگونه و بر چه پايه ی ارزشها سنجیده شده باشد...یک نگاه نه چندان دقیق به حال و روز آموزش و صد البته کار هم خود به اندازه ای که باید به همه ما یادآوری می کند که آیا واقعا همه چیز بر همان پايه ی که باید انجام میشود یا میانبرهایی هم پدید امده برای آسانتر به هدف دست پیدا کردن؟

شاید اون روزی که بلایی مشابه بر سر پیشه پزشکی در کشورمان بیاید و همه از هر گروه و با هر سطح سواد و تجربه ای به درمان امت بپردازند ، عمق فاجعه به خوبی هر چه تمامتر رخ بنماید...شاید به این زودیها پیش نیاید چرا که خوشبختانه % بسیار کمی از اونها که شایستگی وارد این عرصه شدن را ندارند، به این می اندیشند که بخت خود را اینجا هم بیازمایند.

72:

یه تایپیک بزنید و بنویسید خواننده آقای رادیکال ایکس تقسیم بر دو ضرب در سینوس 32 درجه دوباره همین پستهای انتقادی از یکی دو نفر می بینیم ....



نتیجه اخلاقی اینکه نمیشه با تخریب دیگران خود را بالا برد.


73:

درود دوباره بر همه ی شما دوستان عزیزم.

راستش یک انتقاد دوستانه از برخورد برخی از عزیزان دارم و عمیقا نمی فهمم چرا برخورد برخی از هم وطنان مهربانم چرا اینگونه هست؟

دوستان و هم میهنان عزیزم، ببینید در اینجا انتقادی مطرح شده هست! چرا به جای جواب مدام در پیِ برچسب زدن به منتقدین و تفکرات مخالف خود هستید؟ چرا به جای جواب به حرفی که مطرح شده بر روی پیشانی هم وطن خود برچسب حسود و کسی که می خواهد با تخریب دیگران از پله ها ترقی بالا برود را می چسبانید؟


برخورد شما از این جهت نادرست هست که اگر شخصی در زمینه ی بحث تخصص کافی نداشته باشد به او می گویند تو چه می فهمی که نظر می دهی؟ اگر تخصص داشته باشد می گویند: تو حسودی می کنی و می خواهی با تخریب برای خودت پله ی ترقی بسازی!! به من بگویید: چگونه می توان از یک روند در جامعه ی ما انتقاد کرد که محکوم به حسودی و پله ی ترقی نشد؟ به من بگویید: اگر شما در رشته ی تخصصی خود با فردی متقلب مواجه شوید که دارد سر امت کلاه می گذارد (بلا تشبیه به هیچ کسی) چه می کنید؟ سکوت می کنید؟ آیا سکوت شما نشان از خیانت شما به خودتان و تمام زحماتتان نیست؟ و آیا واکنش شما حتما و صد در صد نشان از حسودی شماست؟

دوستان خوبم وجدان خویش را قاضی کنید.

کشور ما هنگامی پیشرفت می کند که نظرات مختلف در اون اجازه ی ابراز و کنکاش یابند.

وقتی شما بر روی شخصی برچسبی می زنید در حقیقت اجازه ی صحبت را از او می گیرید! چرا؟ چون حرف یک "حسود" فاقد اعتبار می شود!! بیایید دوستانه و محترمانه فرمودگو کنیم و فقط ببینیم که "چه می گویند" نه اینکه با چه انگیزه ای می گویند.

ممنونم از توجه شما بزرگواران عزیزم.


74:

آهنگ خودکشی ممنوع از ابتدایی ترین آهنگ های محسن چاوشی و برای 11 سال پیش!
قطعا هیچکس بی اشتباه نیست

الان انتقاد ها نسبت به ترانه ی "کجایی" هست که دوستان عاجز موندن از ارائه و شرح ایراد ها

فقط طوطی وار یه سری چیزا تکرار میکنن

75:

درود بر حامد عزیز.

دوست خوب و همکار هنرمندم.



بسیار زیبا اشاره فرمودید.

متاسفانه به "ترانه سرایی" خیلی خیلی ساده انگارانه و سرسری و سطحی نگاه می شود.

در این مورد فقر فرهنگی بزرگی داریم.

از کلاس هایی که باید برای آموزش در این رشته وجود داشته باشند (که ندارند) تا جلسات نقد و بررسی و کارگاه های ترانه که اونچنان که باید و شاید فعال نیستند.

حداقل این که ورودی های ذهنی خوبی هم برای ترانه سرای معصر وجود ندارد.

امید عزیز اشاره ی بسیار خوبی داشتند به بزرگانی چون اردلان سرفراز.

متاسفانه جوان امروز حاضر به شنیدن ترانه های این بزرگان نیست و ورودی ذهنش ترانه هایی ضعیف و خام هستند که تهی از هستعاره و تشبیه می باشند و مسقیما فریاد می زنند"دوستت دارم" یا "از تو متنفرم" ! برای یک هنرمند در هر زمینه و رشته ای این ورودی های شاهکار و زیبا از آثار افراد پیشین الهام بخش و ایده ساز بوده اند.

هیچ هنرمندی از صفر و بدون ایده پردازی و نگاه به راه بزرگان به جایگاهی نرسیده هست.

حتی در همین موسیقی وقتی به تاریخچه ی زندگی بتهوون و ...

نگاه می کنیم می بینیم که چگونه از بزرگان پیش از خود الهام و تاثیر می گرفتند.



در هنر و علم ترانه سرایی که شما هستاد بنده البته هستید نیز به نظرم فقط این موضوع اونچنان احساس می شود که شخصی بدون ترس از عواقب بدِ کارش به خود جرات می دهد هر چیز بی معنی را سرِ هم بندی کرده به خورد مخاطب بدهد و بدا به حال ما که چنین کسی معروف می شود و خودش به عنوان الگو و ورودی غلطی برای عده ای دیگر دوباره الگو برداری شده و به طرز بدتری این داستان مدام ادامه می یابد.

به امید پیشرفت فرهنگ هنری جامعه ی ما.

ممنونم از شما عزیز بزرگوارم

76:

خیلی جالبه که میگید علم موسیقی ندارم و اشکال در ترانه رو نمیبینم!
خب خودمم فرمودم قبلا که علم موسیقی ندارم
ولی ترانه و شعر رو در حدی بلدم که خوب و بد رو تشخیص بدم!

توضیح درباره این ترانشونم گذاشتم پست اولم که با جواب منطقی شما روبه رو شدم :-/

این حرف که شما میفرمایید در شعر کجایی آقای چاوشی از مجاز هستفاده شده و این یک آرایه ادبی هست، اولا مگر آقای چاوشی ترانه سرا اند؟؟ دوما مگر ترانه سرایی اینقد سادست که هر کسی اجازه بدهد خودش ترانه سرا باشد؟؟ اگر اینگونه هست پس اردلان سرفراز ها چه؟؟ ایرج جنتی عطایی ها چه؟؟..


ینی چون آقای چاوشی به عنوان خواننده و آهنگ ساز مشهور هستن و ترانه سرایی ساده نیست ایشون نمیتونن از مجاز هستفاده کنن!!! ^_______^

شما ایراد های ترانه رو با دلیل توضیح بدین خب :|

77:

سلام دوباره امید جان

باز هم به نکته ی ظریفی اشاره کردید.

به خوبی یادم هست وقتی که شخصی به نام محسن نامجو آیاتی از کتاب قران را با لحن خاصی در موسیقی اجرا کرد، جمعی از مداحان و قاریان برجسته چنان اعتراض کرده و طومار نوشتند که این شخص بلافاصله ناچار به عذرخواهی شد...

اما متاسفانه در صنف هنرمندان موسیقی چنین همت و یک دلی و یکدستی وجود نداشته و ندارد.

دو روز دیگر اگر شخصی با قابلمه آلبوم پر کند و روانه ی بازار نماید شاهد هیچ اعتراض جدی در بین موزیسین ها نخواهید بود....

عده ی زیادی هم فقط برایشان پول مهم هست.

این که فلان خواننده خوب می خواند یا نه هیچ و هیچ اهمیتی ندارد!! با خود می گویند ما پول را می گیریم صدایش بد هست که بد هست!! متاسفانه این همان تعهد هنری هست که باید در یک هنرمند وجود داشته باشد ولی ندارد.

در مورد خودم همیشه از پروردگار بزرگ می خواهم که قدرتی به من بدهد که حتی اگر از فرط نیاز مالی در حال مرگ نیز بودم هرگز نسبت به گوش مخاطبانم خائن نباشم و برای سطح درک و سلیقه ی امت عزیزم ارزش قائل باشم.

به خوبی می دانم و آگاه هستم که شما نیز به عنوان یک آهنگساز بزرگ و هنرمندی آینده دار همین مرام را در زندگی هنری خوب پیش گرفته اید.

باز هم از شما ممنونم

78:

درود بر هستاد عزیزم هر آه که اموختم از شما دارم و این اولین و اخرین چیزیه که میدونم.

و این تاپیک هم فقط اومدم نظر دادم چون مسئله آقای چاوشی واقعا گریبان گیر موسیقی شده البته که موسیقی که به صورت عمدی تخریب شده.....چرا فرید زلاند ها منوچهر چشم آذر ها واروژان ها دیگه تکرار نمیشن؟؟ ما همون امتیم اما متاسفانه دیگه اون فیلتر جدا نماينده موسیقی دان از کسی که فکر میکنه موسیقی میدونه وجود نداره...


79:

شرمندم نکنین هستاد شاگرد هر انچه میدونع و اعتقاد داره اموخته عای هستادشع.....و منم پیرو تعهد و علمیم که اموختم....و هرگز سطح کارمو برای جذب مخاطب پایین نمیارم

80:

حرف شما درباره ارایه مجاز مثل بعضی از این ادیبان هست که چنان معانی و تفاسیری از اشعار برداشت مینمايند که دهان خود شاعر باز میماند.....اولن ترانه و شعر با همدیگه کاااملا متفاوتن ....ترانه باید جوری باشع که شنونده با شنیدنش مفهوم رو بگیره نه اینکه نفر سومی بیاد و اون رو ترجمه کنه.....بیا تا رگامو تو خونت بریزم.....مجاز در جایی معنی داره که شنونده تا حدی خودش بفهمه که این کلمه برای چی هستقاده شده اما مجازی که شما میگید کاملا پرت و به دور از مفهوم شعره‌

81:

همش حسادته یه لحظه به این فک نمايند شاید اونشعرایی که خودشون می خونند خیلی افتضاح بهش اعنگ میدن که ما به سمتش نمی ریم

82:

ترانه آهنگ True Colors از Zedd را مطالعه کنید و بببیند که بهترین ترانه در موسیقی امروز دنیا همان هایی هسنتد که مفهومی هستند و در نگاه اول بی ربط و گاه مشکل آفرین در درک اون.

اما در عمل همین عمق و پیچیدگی شنونده را بیشتر از سایر ترانه و قطعات درگیر خود می کند.


83:

مشکل فقط آقای چاووشی نیست تعداد زیادی از خواننده های جوان پسند هستند که ترانه‌ها و آهنگ‌هایشان آدم را(من را حداقل به شخصه) به خنده می‌اندازند, مثل آقای احمدوند در این ترانه :
«گاهی زین به پشت گاهی پشت به زین* گاهی محکم وایستا گاهی سرجات بشین* گاهی گرم ِ گرم گاهی سرد ِ سرد * گاهی راه بیا گاهی برو برنگرد * گاهی خیلی تند گاهیــَم برعکس * گاهی مهربون گاهی یکم مکث»
آقای چاوشی حتی اگر این صدای طبیعی خودشان باشد باز بقدری این صدا گوش‌خراش هست که بقول mahtab71 حتی طرفدارانش هم نمیتوانند از تعداد دفعات معدودی بیشتر به صدایش گوش دهند, اما در برابر شما بهتر می‌دانید برخی ترانه‌های جاودانه سراج را صد بار ( یک عدد بی اغراق) هم شنونده گوش دهد حلاوت و شیرینی‌اش را از دست نمی‌دهد, چون کسی مانند سراج در یک مجموعه کامل و پرمغز حضور دارد از آهنساز تا شاعر تا نوازنده.


84:

درود بر شما هموطن فهیم.....خداروشکر کسی پیدا شد که حرف منو درک کنن و بدونن که نه حرفای من نه هستادم و نه اقای سراج از روی حسادت نیس .....بلکه برای حرفه و شغلمون ارزش قائلیم و همینطور برای امت عزیز کشورم ....چرا باید ما امتی که شعرای بزرگی مثل اردلان سرفراز و ایرج جنتی و مرحوم سیمین بهبهانی داریم و در دنیای خوانندگی بزرگانی چون مرحوم هایده و مهستی وح داریوش و ویگن....

به پایین اومدن سطح موسیقی و خواننده ها رضایت بدیم....چرا؟؟؟؟

85:

آقای چاووشی در مصرع دوم بیت زیر این ترانه از کدام آرایه ادبی هستفاده کرده اند؟

«برای گریه کردنات یکی دو روزی کافیه / سیاه بپوش برای من اینم برای قافیه»

جواب: آرایه «چون قافیه تنگ آید شاعر به جفنگ آید»

86:

درود بر شما

به زیبایی هر چه تمامتر به نکته اصلی اشاره نمودید...

ما همون امتیم اما متاسفانه دیگه اون فیلتر جدا نماينده موسیقی دان از کسی که فکر میکنه موسیقی میدونه وجود نداره..

هر چند که هر چه بگوییم این شیوه ادب و رفتار و نادیده گرفتن ارزشها که این روزها همچون بختک به روی فرهنگمان افتاده تصادفی و به یکباره ایجادنشده باز برخی احساس می نمايند حسادت و این چیزهاست...آخر حسادت به چه؟! بستگی دارد از دیدگاه چه کسی و چگونه و بر چه پايه ی ارزشها سنجیده شده باشد...یک نگاه نه چندان دقیق به حال و روز آموزش و صد البته کار هم خود به اندازه ای که باید به همه ما یادآوری می کند که آیا واقعا همه چیز بر همان پايه ی که باید انجام میشود یا میانبرهایی هم پدید امده برای آسانتر به هدف دست پیدا کردن؟

شاید اون روزی که بلایی مشابه بر سر پیشه پزشکی در کشورمان بیاید و همه از هر گروه و با هر سطح سواد و تجربه ای به درمان امت بپردازند ، عمق فاجعه به خوبی هر چه تمامتر رخ بنماید...شاید به این زودیها پیش نیاید چرا که خوشبختانه % بسیار کمی از اونها که شایستگی وارد این عرصه شدن را ندارند، به این می اندیشند که بخت خود را اینجا هم بیازمایند.

87:

یه تایپیک بزنید و بنویسید خواننده آقای رادیکال ایکس تقسیم بر دو ضرب در سینوس 32 درجه دوباره همین پستهای انتقادی از یکی دو نفر می بینیم ....



نتیجه اخلاقی اینکه نمیشه با تخریب دیگران خود را بالا برد.


88:

درود دوباره بر همه ی شما دوستان عزیزم.

راستش یک انتقاد دوستانه از برخورد برخی از عزیزان دارم و عمیقا نمی فهمم چرا برخورد برخی از هم وطنان مهربانم چرا اینگونه هست؟

دوستان و هم میهنان عزیزم، ببینید در اینجا انتقادی مطرح شده هست! چرا به جای جواب مدام در پیِ برچسب زدن به منتقدین و تفکرات مخالف خود هستید؟ چرا به جای جواب به حرفی که مطرح شده بر روی پیشانی هم وطن خود برچسب حسود و کسی که می خواهد با تخریب دیگران از پله ها ترقی بالا برود را می چسبانید؟


برخورد شما از این جهت نادرست هست که اگر شخصی در زمینه ی بحث تخصص کافی نداشته باشد به او می گویند تو چه می فهمی که نظر می دهی؟ اگر تخصص داشته باشد می گویند: تو حسودی می کنی و می خواهی با تخریب برای خودت پله ی ترقی بسازی!! به من بگویید: چگونه می توان از یک روند در جامعه ی ما انتقاد کرد که محکوم به حسودی و پله ی ترقی نشد؟ به من بگویید: اگر شما در رشته ی تخصصی خود با فردی متقلب مواجه شوید که دارد سر امت کلاه می گذارد (بلا تشبیه به هیچ کسی) چه می کنید؟ سکوت می کنید؟ آیا سکوت شما نشان از خیانت شما به خودتان و تمام زحماتتان نیست؟ و آیا واکنش شما حتما و صد در صد نشان از حسودی شماست؟

دوستان خوبم وجدان خویش را قاضی کنید.

کشور ما هنگامی پیشرفت می کند که نظرات مختلف در اون اجازه ی ابراز و کنکاش یابند.

وقتی شما بر روی شخصی برچسبی می زنید در حقیقت اجازه ی صحبت را از او می گیرید! چرا؟ چون حرف یک "حسود" فاقد اعتبار می شود!! بیایید دوستانه و محترمانه فرمودگو کنیم و فقط ببینیم که "چه می گویند" نه اینکه با چه انگیزه ای می گویند.

ممنونم از توجه شما بزرگواران عزیزم.


89:

آهنگ خودکشی ممنوع از ابتدایی ترین آهنگ های محسن چاوشی و برای 11 سال پیش!
قطعا هیچکس بی اشتباه نیست

الان انتقاد ها نسبت به ترانه ی "کجایی" هست که دوستان عاجز موندن از ارائه و شرح ایراد ها

فقط طوطی وار یه سری چیزا تکرار میکنن

90:

.
.
.
چرا با خواننده های خوبمون همچین برخوردی میشه واقعا :/
چرا چشم دیدن ِ همچین خواننده ی خوبی رو ندارین واقعا ؟!
چرا تا یه تاپیک در مورد چاووشی زده میشه بحثا بالا میگیره توش؟!

باشد ک رستگار شویم :/

91:

سلام بر شما


درود دوباره بر همه ی شما دوستان عزیزم.

راستش یک انتقاد دوستانه از برخورد برخی از عزیزان دارم و عمیقا نمی فهمم چرا برخورد برخی از هم وطنان مهربانم چرا اینگونه هست؟

دوستان و هم میهنان عزیزم، ببینید در اینجا انتقادی مطرح شده هست! چرا به جای جواب مدام در پیِ برچسب زدن به منتقدین و تفکرات مخالف خود هستید و در پی توصیف شخصیت و انگیزه ی مخالفید؟ چرا به جای جواب به حرفی که مطرح شده بر روی پیشانی هم وطن خود برچسب حسود و کسی که می خواهد با تخریب دیگران از پله ها ترقی بالا برود را می چسبانید؟


برخورد شما از این جهت نادرست هست که اگر شخصی در زمینه ی بحث تخصص کافی نداشته باشد به او می گویند تو چه می فهمی که نظر می دهی؟ اگر تخصص داشته باشد می گویند: تو حسودی می کنی و می خواهی با تخریب برای خودت پله ی ترقی بسازی!! به من بگویید: چگونه می توان از یک روند در جامعه ی ما انتقاد کرد که محکوم به حسودی و پله ی ترقی نشد؟ به من بگویید: اگر شما در رشته ی تخصصی خود با فردی متقلب مواجه شوید که دارد سر امت کلاه می گذارد (بلا تشبیه به هیچ کسی) چه می کنید؟ سکوت می کنید؟ آیا سکوت شما نشان از خیانت شما به خودتان و تمام زحماتتان نیست؟ و آیا واکنش شما حتما و صد در صد نشان از حسودی شماست؟

دوستان خوبم وجدان خویش را قاضی کنید.

کشور ما هنگامی پیشرفت می کند که نظرات مختلف در اون اجازه ی ابراز و کنکاش یابند.

وقتی شما بر روی شخصی برچسبی می زنید در حقیقت اجازه ی صحبت را از او می گیرید! چرا؟ چون حرف یک "حسود" فاقد اعتبار می شود!! بیایید دوستانه و محترمانه فرمودگو کنیم و فقط ببینیم که "چه می گویند" نه اینکه با چه انگیزه ای می گویند.

ممنونم از توجه شما بزرگواران عزیزم.


92:

مایی که این ترانه را حدود 5 سال گوش دادیم و ازش خسته هم نشدیم می شندیم که خواننده می فرمود "این هم برای بازیه".


93:

من هیچ وقت از شنیدم البوم های قدیم چاوشی خسته نشده ام ولی باید بگویم البوم های جدید او کیفیت آلبوم های قدیمی اش را ندارند و واقعا به متن ترانه ها ایرادهای زیادی وارد هست .
از نگر خودم بگویم :
از مطالعهو نوع صدای ایشان لذت می برم و این به این معنا نیست که چاوشی را خواننده ی پاپ درجه یک به حساب بیاورم ...

نه .

کارهای ایشان درجه یک نیست ولی شنیدن و گوشیدن به کارهایش به دلیل نوع صدا برای من همیشه گیرایی داشته .

این روزها کارهای هادی پاکزاد را می گوشم و می بینم که ادبیات و شعر ما و ترانه های ما چقدر به ایجاد چنین تصاویری نیاز دارد و خسته شدیم از بس از خمره ی میِ خیام و از جامِ می حافظ و شورِ عشق مولانا زدیم و همچنین غزل و رباعی !

94:

درود بر بانو nameless عزیز اگر عده ای از هموطنان دیگرمون هم مث شما برای گوش خودشون و کار آهنگسازان ارزش قائل میبودن و حرف مارو میفهمیدن میتونستیم صدامون رو به گوش همه برسونیم ...اما صد افسوس که اکثرا خوابن یا خودشون رو به خواب زدن.....گوش ها از موسیقی بی ارزش پر شده

95:

درود...

مشکل این نوع ترانه ها از خیلی قبل شروع شد.

کاش اون وقت جلوی این ها گرفته می شد تا کار به وضع موجود نرسد، کاش وقتی که توسط همین چاووشی چنین شعری (؟!) منتشر می شد کسی از اهالی ادبیات دردش می گرفت:
دلم می سوزد برای این همه شاعر خوبی که مشرق زمین به خود دید و همه دارند نیست و نابود می شوند.

از شاعران قدیمی تا معاصر مثل پروین اعتصامی شیرین سخن....

افسوس که دل هیچ کس نمی سوزد.

ما امت مشرق زمین همیشه به شعر و ادب و عرفان شهره بودیم که به سلامتی دیگر از اون هم تهی و بی بهره شدیم.



نقدی که در مورد مجاز مطالعه"رگامو تو خونت بریزم" خواندم بسیار عجیب بود! رگ را ظرف خون دانستن و اینکه به جای خون از ظرف خون (یعنی رگ) هستفاده شده!!! مطمئن هستم الان که ما داریم در اینجا در سر و کله ی هم می کوبیم خود چاووشی با مطالعهاین متن ها دارد می خندد خودش هم باور نمی کرد که برای این شعر صنعت بتراشند! کسی نیست به این دوست ادبیاتی که این نقد را نوشته اند بگوید شما تا کنون "ظرف" دیده اید؟ رگ چگونه "ظرف" می شود؟؟؟؟ مثلا با این مجاز من می توانم بگویم یک رگ دادم!! (یعنی بسیار خون دادم!!!) یا یک رگ از من رفت (یعنی کلی خون از بدنم خارج شد!!!!!) نکنیم دوستان!! با خودمان با ادبیاتمان با عرفانمان با ارزشهایمان که حاصل زحمت این همه قرن می باشد این چنین نکنیم....


96:

کلا زیبا و خاص میخونه

با همه فرق داره.

97:

با درودی دوباره بر شما

ببینید کم کم به این نتیجه می رسیم که برخی شاید بهتر باشد گوشهایشان یک سری چیزها را نشنود!!! چه جالب که ان "نرود میخ آهنین در سنگ" که می خواستم همینجا هم همچون اون انجمن دیگر به کار ببرم را هم خودشان به کار برده اند! خب برخی کار دیگری ندارند جز به گونه هایی متفاوت یک حرف را برای ایجاد تنش بارها و بارها بیان کردن وبارها به هستاد بسیار عزیز و گرانقدرمان در مورد هدف اینگونه افراد-اگر می فرمودم "فرد" صد البته درستتر می بود!!! -هشدار داده بودم اما چه کنیم که ایشان هم بسیار دلسوزند و هم احساس تعهد و مسئولیت می نمايند در مورد هنر اصیلی که آموخته اند...هنری که بسیار فراتر از "واژه های فاخر" و این چیزهاست...

دیگر شفرمودزده نمیشوم ازدیدن و شنیدن برخی موارد....


98:

خیلی وقتا من ب این نتیجه میرسم ک ما بیشتر طرفدار یا مخالف افراد هستیم ن حرفهاو کارهاشون

99:

ب نظرم آهنگ کجایی ک مربوط ب سریال شهرزاد و خود شخصیت شهرزاد و فرهاد هستش بیشتر طرفدار داره
چون باعث یادآوری بعضی چیزا میشه
شاید اگه بی مقدمه کجایی خونده میشد بیشتر خسته نماينده میشد
و بیشتر همدردی حس شکستیست ک خیلیا شاید توو فکرشون داشته باشن


مثلا من خودم در ایام جاهلیت و ب اصطلاح شکستم پناه میبردم ب ترانه ی قاصدک ک حس هم دردی بهم میداد
الان ولی هیچ حسی ب این ترانه ندارم
ن بدم میاد و ن خوشم میاد.


100:

درود بر شما دوست عزیزم

من کاملا می فهمم و درک می کنم احساس خوب و قابل تقدیر شما را و اینکه همیشه نسبت به بنده ی حقیر لطف داشته اید.

این صحبت ها اگرچه تلخ، اگر چه گاها همراه با تخریب یا دلشکستگی هست، اما حسنی که دارد این هست که شاید یک مخاطب بی طرف که نوشته های من یا شما و یا طرف مقابل بحث را می خواند کمی به فکر فرو برود.

شاید نتیجه ی این تفکر حتی این باشد که حرف طرف مقابل به نظرش درست تر باشد.

من معتقدم همین "تفکر" ارزشمند هست.

بله طبیعتا بنده ی نوعی به عنوان یک هنرمند بسیار بسیار ناچیز در این بحث در اقلیت محض برنامه دارم.

خب من نه تیتراژ شهرزاد را خوانده ام نه سنتوری و نه سایت های مثلا غیر مجاز (!!) مثل رادیو جوان و ...

حامی من بوده اند.

از نظر پرداخت رسانه ای طبیعتا جایگاه شخصی مثل چاووشی بسیار بسیار بالاتر از من نوعی هست با اینکه من خیلی خیلی زودتر از ایشان آلبوم داشتم و کار حرفه ای ام را شروع کردم اما برنامه بود ایشان تبدیل به چهره شوند و خیلی های دیگر.

اینها کاملا درست هست و صد در صد وقتی قدرت شما در یک بحث از نظر تعداد و رسانه و بلندگویی که دارید کمتر باشد کمتر کسی نیز به حرف شما توجه خواهد کرد...

همه ی اینها درست هستند و شکی نیست.

اما دوست عزیزم، شما بهتر از من می دانید که این بحث ها با همه ی آزاردهنده بودنشان برای مخاطبان عزیز تفکر برانگیز هستند.

اینکه مخاطب هیچ چیز را به عنوان بت یا بدیهی غیر قابل نقد نداند بلکه یاد بگیرد می توان نقد کرد محترمانه فرمودگو کرد.

این موضوع به نظر بنده فی نفسه ارزشمند هست.

من به نوبه ی خودم بسیار بسیار از شما سپاسگزارم.

از اینکه به فکر این هنرمند کوچک خود هستید قدردان شما هستم.

و با همه ی وجود سعی خواهم کرد که خدای ناکرده موجب ناراحتی شما و هیچ یک از هم میهنی های عزیز نشوم.



یک دنیا ممنونم دوست بسیار خوبم

101:

درود بر بانوی بسیار محترم و عزیز

کاملا درست هست.

این ویژگی بارز و مهم "موسیقی" هست که به راحتی با "خاطره" پیوند می خورد.

یعنی وقتی یک صحنه ی بسیار خاص همراه می شود با یک موسیقی یا حتی یک افکت و صدا، بعدا هرگاه اون موسیقی شنیده شود موجب تداعی شدن اون صحنه در ذهن خواهد شد.

دقیقا خصوصیت یک رسانه همین هست...

با میکس کردن یک صحنه ی بسیار خاص در لحظه ای بسیار منحصر به فرد و هموقت سازی اون با یک موسیقی و صدا اون موسیقی را خاص و برجسته جلوه می دهد.

نمونه های مشابه اینچنینی در تاریخ سینما و موسیقی های حتی سوند تراک بسیار وجود داشته اند که شاید به عنوان فقط یک موسیقی اونچنان حرفی برای فرمودن نداشتند اما سپس سوار شدن بر روی یک فیلم چنان ارزشی پیدا کرده اند که کسی جرات نقدشان را ندارد.

به عنوان نمونه موسیقی فیلم زیبای پدرخوانده را اگر فقط به چشم یک موسیقی نگاه کنیم یک اثر در ژانری کاملا معمولی در گام مینور هست.

که البته زیباست.

این اثر هنوز سپس این همه سال بسیار محبوب بوده و همه اون را می شناسند.

و نمی توان انکار کرد که این آهنگ و ملودی به شدت یاداور فیلم با شکوه پدرخوانده هست.

از توضیح خیلی خوب شما بی نهایت ممنونم.


102:








دوست عزیز
معیار بی ارزش بودن آثار را امت تعیین می نمايند
برای نمونه جشنواره های مختلف فیلم را نگاه کنید
ممکنه از لحاظ منتقدین فیلم سرشار از نقد و ایراد هم باشد
ولی در نهایت حرف آخر را امت میزنند
البته من صحبتهای شما( که همسو با آقا محمد هست ) را هم قبول دارم
اما این یک حقیقت هست و ما نمی توانیم کتمانش کنیم

103:

درود بر شما.....همانطور که تا به کنون شاهد بوودید هر برنامه ای نظر و انتخاب منتخبین بر عهده امت بوده شاهد ظلم در حق مستعدین و برندگان واقعی بودیم چون در جایی که حرف عوام بر متخصصین اون حوزه غالب باشه در اون قسمت تصمیم ها و انتخاب ها بر پايه دارامتر هایی غیر از اصول اون رشتست....مثلا در اکادمی گوگوش یا همین برنامه هستیج برای خوانندگی معیار هایی چون حرکات روی سن و قیافه و ادا و چیز های دیگه دخیل بود تا پارامتر های واقعی خوانندگی....حتی داور های مسابقه هم در حق شرکت نماينده ها ظلم میکردن و معیاراشون اشتباه بود چ برسه به امت عادی.....


104:

درود بیکران.....فقط جا داره بگم کسی که خود را به خواب زده باشد هرگز بیدار نخواهد شد....


105:

.
.
.
چرا با خواننده های خوبمون همچین برخوردی میشه واقعا :/
چرا چشم دیدن ِ همچین خواننده ی خوبی رو ندارین واقعا ؟!
چرا تا یه تاپیک در مورد چاووشی زده میشه بحثا بالا میگیره توش؟!

باشد ک رستگار شویم :/

106:

سلام بر شما


درود دوباره بر همه ی شما دوستان عزیزم.

راستش یک انتقاد دوستانه از برخورد برخی از عزیزان دارم و عمیقا نمی فهمم چرا برخورد برخی از هم وطنان مهربانم چرا اینگونه هست؟

دوستان و هم میهنان عزیزم، ببینید در اینجا انتقادی مطرح شده هست! چرا به جای جواب مدام در پیِ برچسب زدن به منتقدین و تفکرات مخالف خود هستید و در پی توصیف شخصیت و انگیزه ی مخالفید؟ چرا به جای جواب به حرفی که مطرح شده بر روی پیشانی هم وطن خود برچسب حسود و کسی که می خواهد با تخریب دیگران از پله ها ترقی بالا برود را می چسبانید؟


برخورد شما از این جهت نادرست هست که اگر شخصی در زمینه ی بحث تخصص کافی نداشته باشد به او می گویند تو چه می فهمی که نظر می دهی؟ اگر تخصص داشته باشد می گویند: تو حسودی می کنی و می خواهی با تخریب برای خودت پله ی ترقی بسازی!! به من بگویید: چگونه می توان از یک روند در جامعه ی ما انتقاد کرد که محکوم به حسودی و پله ی ترقی نشد؟ به من بگویید: اگر شما در رشته ی تخصصی خود با فردی متقلب مواجه شوید که دارد سر امت کلاه می گذارد (بلا تشبیه به هیچ کسی) چه می کنید؟ سکوت می کنید؟ آیا سکوت شما نشان از خیانت شما به خودتان و تمام زحماتتان نیست؟ و آیا واکنش شما حتما و صد در صد نشان از حسودی شماست؟

دوستان خوبم وجدان خویش را قاضی کنید.

کشور ما هنگامی پیشرفت می کند که نظرات مختلف در اون اجازه ی ابراز و کنکاش یابند.

وقتی شما بر روی شخصی برچسبی می زنید در حقیقت اجازه ی صحبت را از او می گیرید! چرا؟ چون حرف یک "حسود" فاقد اعتبار می شود!! بیایید دوستانه و محترمانه فرمودگو کنیم و فقط ببینیم که "چه می گویند" نه اینکه با چه انگیزه ای می گویند.

ممنونم از توجه شما بزرگواران عزیزم.


107:

مایی که این ترانه را حدود 5 سال گوش دادیم و ازش خسته هم نشدیم می شندیم که خواننده می فرمود "این هم برای بازیه".


108:

من هیچ وقت از شنیدم البوم های قدیم چاوشی خسته نشده ام ولی باید بگویم البوم های جدید او کیفیت آلبوم های قدیمی اش را ندارند و واقعا به متن ترانه ها ایرادهای زیادی وارد هست .
از نگر خودم بگویم :
از مطالعهو نوع صدای ایشان لذت می برم و این به این معنا نیست که چاوشی را خواننده ی پاپ درجه یک به حساب بیاورم ...

نه .

کارهای ایشان درجه یک نیست ولی شنیدن و گوشیدن به کارهایش به دلیل نوع صدا برای من همیشه گیرایی داشته .

این روزها کارهای هادی پاکزاد را می گوشم و می بینم که ادبیات و شعر ما و ترانه های ما چقدر به ایجاد چنین تصاویری نیاز دارد و خسته شدیم از بس از خمره ی میِ خیام و از جامِ می حافظ و شورِ عشق مولانا زدیم و همچنین غزل و رباعی !

109:

درود بر بانو nameless عزیز اگر عده ای از هموطنان دیگرمون هم مث شما برای گوش خودشون و کار آهنگسازان ارزش قائل میبودن و حرف مارو میفهمیدن میتونستیم صدامون رو به گوش همه برسونیم ...اما صد افسوس که اکثرا خوابن یا خودشون رو به خواب زدن.....گوش ها از موسیقی بی ارزش پر شده

110:

درود...

مشکل این نوع ترانه ها از خیلی قبل شروع شد.

کاش اون وقت جلوی این ها گرفته می شد تا کار به وضع موجود نرسد، کاش وقتی که توسط همین چاووشی چنین شعری (؟!) منتشر می شد کسی از اهالی ادبیات دردش می گرفت:
دلم می سوزد برای این همه شاعر خوبی که مشرق زمین به خود دید و همه دارند نیست و نابود می شوند.

از شاعران قدیمی تا معاصر مثل پروین اعتصامی شیرین سخن....

افسوس که دل هیچ کس نمی سوزد.

ما امت مشرق زمین همیشه به شعر و ادب و عرفان شهره بودیم که به سلامتی دیگر از اون هم تهی و بی بهره شدیم.



نقدی که در مورد مجاز مطالعه"رگامو تو خونت بریزم" خواندم بسیار عجیب بود! رگ را ظرف خون دانستن و اینکه به جای خون از ظرف خون (یعنی رگ) هستفاده شده!!! مطمئن هستم الان که ما داریم در اینجا در سر و کله ی هم می کوبیم خود چاووشی با مطالعهاین متن ها دارد می خندد خودش هم باور نمی کرد که برای این شعر صنعت بتراشند! کسی نیست به این دوست ادبیاتی که این نقد را نوشته اند بگوید شما تا کنون "ظرف" دیده اید؟ رگ چگونه "ظرف" می شود؟؟؟؟ مثلا با این مجاز من می توانم بگویم یک رگ دادم!! (یعنی بسیار خون دادم!!!) یا یک رگ از من رفت (یعنی کلی خون از بدنم خارج شد!!!!!) نکنیم دوستان!! با خودمان با ادبیاتمان با عرفانمان با ارزشهایمان که حاصل زحمت این همه قرن می باشد این چنین نکنیم....


111:

کلا زیبا و خاص میخونه

با همه فرق داره.

112:

با درودی دوباره بر شما

ببینید کم کم به این نتیجه می رسیم که برخی شاید بهتر باشد گوشهایشان یک سری چیزها را نشنود!!! چه جالب که ان "نرود میخ آهنین در سنگ" که می خواستم همینجا هم همچون اون انجمن دیگر به کار ببرم را هم خودشان به کار برده اند! خب برخی کار دیگری ندارند جز به گونه هایی متفاوت یک حرف را برای ایجاد تنش بارها و بارها بیان کردن وبارها به هستاد بسیار عزیز و گرانقدرمان در مورد هدف اینگونه افراد-اگر می فرمودم "فرد" صد البته درستتر می بود!!! -هشدار داده بودم اما چه کنیم که ایشان هم بسیار دلسوزند و هم احساس تعهد و مسئولیت می نمايند در مورد هنر اصیلی که آموخته اند...هنری که بسیار فراتر از "واژه های فاخر" و این چیزهاست...

دیگر شفرمودزده نمیشوم ازدیدن و شنیدن برخی موارد....


113:

خیلی وقتا من ب این نتیجه میرسم ک ما بیشتر طرفدار یا مخالف افراد هستیم ن حرفهاو کارهاشون

114:

ب نظرم آهنگ کجایی ک مربوط ب سریال شهرزاد و خود شخصیت شهرزاد و فرهاد هستش بیشتر طرفدار داره
چون باعث یادآوری بعضی چیزا میشه
شاید اگه بی مقدمه کجایی خونده میشد بیشتر خسته نماينده میشد
و بیشتر همدردی حس شکستیست ک خیلیا شاید توو فکرشون داشته باشن


مثلا من خودم در ایام جاهلیت و ب اصطلاح شکستم پناه میبردم ب ترانه ی قاصدک ک حس هم دردی بهم میداد
الان ولی هیچ حسی ب این ترانه ندارم
ن بدم میاد و ن خوشم میاد.


115:

درود بر شما دوست عزیزم

من کاملا می فهمم و درک می کنم احساس خوب و قابل تقدیر شما را و اینکه همیشه نسبت به بنده ی حقیر لطف داشته اید.

این صحبت ها اگرچه تلخ، اگر چه گاها همراه با تخریب یا دلشکستگی هست، اما حسنی که دارد این هست که شاید یک مخاطب بی طرف که نوشته های من یا شما و یا طرف مقابل بحث را می خواند کمی به فکر فرو برود.

شاید نتیجه ی این تفکر حتی این باشد که حرف طرف مقابل به نظرش درست تر باشد.

من معتقدم همین "تفکر" ارزشمند هست.

بله طبیعتا بنده ی نوعی به عنوان یک هنرمند بسیار بسیار ناچیز در این بحث در اقلیت محض برنامه دارم.

خب من نه تیتراژ شهرزاد را خوانده ام نه سنتوری و نه سایت های مثلا غیر مجاز (!!) مثل رادیو جوان و ...

حامی من بوده اند.

از نظر پرداخت رسانه ای طبیعتا جایگاه شخصی مثل چاووشی بسیار بسیار بالاتر از من نوعی هست با اینکه من خیلی خیلی زودتر از ایشان آلبوم داشتم و کار حرفه ای ام را شروع کردم اما برنامه بود ایشان تبدیل به چهره شوند و خیلی های دیگر.

اینها کاملا درست هست و صد در صد وقتی قدرت شما در یک بحث از نظر تعداد و رسانه و بلندگویی که دارید کمتر باشد کمتر کسی نیز به حرف شما توجه خواهد کرد...

همه ی اینها درست هستند و شکی نیست.

اما دوست عزیزم، شما بهتر از من می دانید که این بحث ها با همه ی آزاردهنده بودنشان برای مخاطبان عزیز تفکر برانگیز هستند.

اینکه مخاطب هیچ چیز را به عنوان بت یا بدیهی غیر قابل نقد نداند بلکه یاد بگیرد می توان نقد کرد محترمانه فرمودگو کرد.

این موضوع به نظر بنده فی نفسه ارزشمند هست.

من به نوبه ی خودم بسیار بسیار از شما سپاسگزارم.

از اینکه به فکر این هنرمند کوچک خود هستید قدردان شما هستم.

و با همه ی وجود سعی خواهم کرد که خدای ناکرده موجب ناراحتی شما و هیچ یک از هم میهنی های عزیز نشوم.



یک دنیا ممنونم دوست بسیار خوبم

116:

درود بر بانوی بسیار محترم و عزیز

کاملا درست هست.

این ویژگی بارز و مهم "موسیقی" هست که به راحتی با "خاطره" پیوند می خورد.

یعنی وقتی یک صحنه ی بسیار خاص همراه می شود با یک موسیقی یا حتی یک افکت و صدا، بعدا هرگاه اون موسیقی شنیده شود موجب تداعی شدن اون صحنه در ذهن خواهد شد.

دقیقا خصوصیت یک رسانه همین هست...

با میکس کردن یک صحنه ی بسیار خاص در لحظه ای بسیار منحصر به فرد و هموقت سازی اون با یک موسیقی و صدا اون موسیقی را خاص و برجسته جلوه می دهد.

نمونه های مشابه اینچنینی در تاریخ سینما و موسیقی های حتی سوند تراک بسیار وجود داشته اند که شاید به عنوان فقط یک موسیقی اونچنان حرفی برای فرمودن نداشتند اما سپس سوار شدن بر روی یک فیلم چنان ارزشی پیدا کرده اند که کسی جرات نقدشان را ندارد.

به عنوان نمونه موسیقی فیلم زیبای پدرخوانده را اگر فقط به چشم یک موسیقی نگاه کنیم یک اثر در ژانری کاملا معمولی در گام مینور هست.

که البته زیباست.

این اثر هنوز سپس این همه سال بسیار محبوب بوده و همه اون را می شناسند.

و نمی توان انکار کرد که این آهنگ و ملودی به شدت یاداور فیلم با شکوه پدرخوانده هست.

از توضیح خیلی خوب شما بی نهایت ممنونم.


117:








دوست عزیز
معیار بی ارزش بودن آثار را امت تعیین می نمايند
برای نمونه جشنواره های مختلف فیلم را نگاه کنید
ممکنه از لحاظ منتقدین فیلم سرشار از نقد و ایراد هم باشد
ولی در نهایت حرف آخر را امت میزنند
البته من صحبتهای شما( که همسو با آقا محمد هست ) را هم قبول دارم
اما این یک حقیقت هست و ما نمی توانیم کتمانش کنیم

118:

درود بر شما.....همانطور که تا به کنون شاهد بوودید هر برنامه ای نظر و انتخاب منتخبین بر عهده امت بوده شاهد ظلم در حق مستعدین و برندگان واقعی بودیم چون در جایی که حرف عوام بر متخصصین اون حوزه غالب باشه در اون قسمت تصمیم ها و انتخاب ها بر پايه دارامتر هایی غیر از اصول اون رشتست....مثلا در اکادمی گوگوش یا همین برنامه هستیج برای خوانندگی معیار هایی چون حرکات روی سن و قیافه و ادا و چیز های دیگه دخیل بود تا پارامتر های واقعی خوانندگی....حتی داور های مسابقه هم در حق شرکت نماينده ها ظلم میکردن و معیاراشون اشتباه بود چ برسه به امت عادی.....


119:

درود بیکران.....فقط جا داره بگم کسی که خود را به خواب زده باشد هرگز بیدار نخواهد شد....


120:

درسته این یک حقیقته اما یک حقیقت تلخه.دردناکه که سلیقه امت ما اینقدر نازل شده البته صرفا موسیقی نیست بلکه در تلویزیون هم همین طوره.از سیمای ملی که کمترین بیننده شبکه۴داره و از ماهواره که اکثریت ملت همیشه در صحنه gem tvوشبکه های وابسته شو میبینن.آیا وقتیکه قشر آگاه به این هستقبال امت اعتراض میکنن باید با تعصب موضع دفاعی گرفت یا نه اندیشید که چرا انتخاب امت ما اینطور شبکه های بی ارزش و فاقد محتواییه؟
میشه با کمی آگاهی دست به انتخابهای بهتری زد و سلیقه امت رو بهبود داد.
برای اینکار برنامه نیست که کسی ممنوع صدا بشه بلکه تنها برای امت این وقت گذاشته بشه که به یه شناخت درست برسن.یقینا هرگز دیگه از این چاووشی ها هستقبالی نخواهد شد.
چند وقت پیش یکی از دوستان برای من چند تا بلیط با هزینه خودش گرفت که چند تا کنسرت رو برم.یکیشون امید جهان بود.نرفتم چون واقعا مفت اینها هم گرونه

121:

احساس نمی کنید دارید بد قضاوت می کنید به نظرم همه ی خواننده ها شعر های بدو خوبی دارن در ضمن چاووشی صداش اصلا خسته نماينده نیست

122:

قصاوت نیست
حسادت محض هست
البته مهم نیست چون هر روز شاهد محبوبیت بیشتر چاوشی عزیز هستیم
و حقارت همین منتقدین بظاهر متخصص..
+
خوانندگی تنها تخصص نیست که دوست عزیز هستعداد و صدا هم شرط هست
تو ی این مدت که با فقدان هوادار مواجهی ، میباید متوجه این موضوع میشدی !!!

123:

همین گ وقتی یه ترانه دلی ک خودشون فرمودن میخونن میگن بی محتوا
وقتی یه شعر قوی از مولانا میخونن میگن خواننده پاپ و چه به شعر سنتی
ینی با هر روشی بخوان اون و از محبوبیت بندازن
ینی بگردن دنبال تاپیک هایی و پست هایی ضد ایشون و لایک و دیسلایک بزنن
ینی بگن ما موسیقی بلدیم ایشون بلد نیس
ایشون پول داده شده خواننده
خواننده ای که تو مصاحبه اش هس برا فیلم سنتوری هستودیو نداشته
تو اتاق خونه اش پتو میخ کرده به در و دیوار آهنگ ضبط کرده
شما هم تلاش کن حتما ب یه جایی میرسی

124:

بله ایشون سواد داره
خواننده خوبیم هست
بابای من از علاقه مندان به ایشونه و سالار عقیلی
ولی اگه از سوادش هستفاده میکرد همکارشو تخریب نمیکرد
پس حتما سوادش فقط در حیطه سنتیه نه پاپ
و نمیدونن تو پاپ هر شعری و که وزن و قافیه رعایت شده باشه و مفهوم بروزتری داشته باشه میشه خوند

125:

هستادت تا حالا شعر و ترانه فرمودن؟بلدن اصلا ؟
ماشالا خواننده شهرستان تهران و مشهد مقدس کار هر کسی نیست ها دو جا خواننده بودن
بگید از ترانه های شما هستفاده کنن پرمحتواتر باشه خوانندگی یه شهر دیگه رو هم تقبل کنن
ما نفهمیدیم انتقاد شما به ترانه های چاوشیه به آهنگاشه یا چی
تو آهنگ سنگ صبور فرمودین آهنگسازیش خوب بود نه صدای چاوشی ک معروف شد
تو این میگید مگه ترانه الکیه ترانه چرتیه
به مولانا میرسه امیر بی گزند میگید مگه ارکسی شعر مولانا میخونه !

126:

نه فقط شما و آقای امیدوار علم موسیقیایی دارید و خواننده هستید
خواننده باید شخصیتم داشته باشه محبوبم باشه کاش اینم داشتید اونوقت زودتر مطرح میشدید
به خواننده محبوب ما هم گیر نمیدادید

127:

گریه .سیاه
مراعات نظیر

128:

شما به چی انتقاد نکردی دوست من
شما کارت انتقاده فقط دیگه
یه بار به ترانه یه بار به آهنگسازی
این تاپیک میگید ترانه بی محتواس
تاپیک امیر بی گزند هم میگید شعرا سنتیه تو پاپ نمیشه خوند
میشه تکلیفتونو مشخص کنید تا اسم حسادت از انتقادتون برداشته بشه؟

129:

من خیلی کم سایت سر میزنم و از بحث آی اخیر عقب مونده بودم
تازه میشنوم که اگه کسی سراج و امثال اون گوش نده به جاش چاوشی و امثالشو گوش کنه به خواب غفلت دچاره
اونی تو خواب غفلته که فک میکنه با درود فرمودن و گل گذاشتن
با ادعای تخصص تو موسیقی میتونه هنر یه خواننده رو کاملا رد کنه
اونی تو تواب غفلته که به جای تلاش برای اینکه خودشو بالا بکشه وقتشو هدر میکنه تو چنین تاپیکایی و پستایی میذاره و به سلایق و فهم امت توهین میکنه
توهین ک فقط فحش دادن نیست
همین که بگی ذایقه امت چون چاوشی گوش میدن خراب شده توهینه
محسن چاوشی اشتباهاتی در طول کارهاش داشته
انتخاب ترانه یا آهنگساز ولی صداش صدای خودشه
و برای اینی ک هست زحمت کشیده یه شبه بهش نرسیده

130:

باز یه نفر از خواننده محبوب این نسل انتقاد کرد و طرفداراش شلنگ تخته انداختن
حتی اگه 70 میلیون نفر طرفدار یه خواننده باشن و اون خواننده از نظر هنری و موسیقایی مردود باشه احترام به سلیقه هیچ معنی پیدا نمیکنه.
هرچی میکشیم از همین احترام بی دلیل به سلیقه های مختلفه.به جای احترام،بحث علمی تخصصی داشته باشیم

131:

سلام

دقیقا ایراد ما هم به انتقادات ایشان همین هست ، و نتونستیم به ایشان تفهیم کنیم که هر تایپیکی جای انتقاد نیست خیلی تایپیک دیده شده که برای هواداری و هوادارن هستاد چاووشی هستارت شده و مضمون تایپیک تنها دنلود و هستفاده از صدای دلنشین هستاد چاووش هست ولی باز میبینیم که میان اوجا رو هم با انتقادات....

به انحراف میکشند..

من تو تایپیک های دیگه هم فرمودم هدف ایشان انتقاد نیست چون اگر هدف این انتقاد سازندگی و بهبود بود نگات و جنبه های مثبت اثر هستاد رو هم میدن، ...

در آخر یک توصیه برایشان دارم که همه جستار ها ی سایت به محدوده ی انتقادی و تفکرات ..

.

ایشان کشیده نشه..
بیایند یک جستار انتقاد هستارت نمايند و دروس و انتقادات تخصصی شان رو همان جا مورد بحث برنامه دهند و اگر کسی مشتاق و راغب در همان تاپیک به بحث بنشیند و از مباحث تخصصی شان فیض ببرد..


132:

درود دوباره بانوی محترم لطفا قسمت قرمز رنگ را با لینک به اثبات برسانید.

چون من هرگز و هرگز چنین ادعایی نکردم (احتمالا اشتباها مرا با شخص دیگری اشتباه گرفته اید)

در مورد آهنگسازی هم لطفا نشان دهید که من کجا به اهنگسازی آثار چاووشی انتقاد کرده ام (لطفا لینک و آدرس ارائه کنید تا دوستان به حسن نیت شما در بحث پی ببرند)

در مورد ترانه قسمت (ریختن خون در رگ) بله انتقاد کرده ام.

همچنین به صدای ایشان.

اما مطالبی که شما فرمودید در مورد من خلاف واقع هست و من از شما ناراحت شدم.


133:

درود بر شما هم وطن با محبت و با شخصیتم

من در تاپیک هواداران هیچ انتقادی نکردم هم میهنی عزیزم این تاپیکی که الان داریم داخل اون بحث می کنیم تاپیک هواداران نیست به تیتر دقت کنید:
کنایه خواننده سرشناس به محسن چاوشی در برنامه دورهمی!!

اون تاپیک دیگر هم در مورد کنسرت نگذاشتن ایشان بود نه تاپیک هواداری و من به انحراف نکشیدم بلکه در راستای این موضوع که چرا کنسرت نمی گذارند بحث کردم.

تاپیک دیگر هم در مورد آهنگ کجایی و انتقادات یک شاعر به متن شعر بود که نظر گذاشتم.



پس در مورد من بی انصافی کردید من هیچ گاه در تاپیکی که صرفا طرفداران ایشان ایجاد کرده اند نظری ارائه نکرده ام.

حتی در تاپیک امیر بی گزند این آلبوم را به هوادارانشان تبریک فرمودم.



این هم لینک تاپیک هواداران آقای چاووشی:

http://forum.hammihan.com/thread3950.html

لطفا بگردید و فقط یک پست فقط یک پست از من در این تاپیک پیدا کنید! من هیچ پستی در این تاپیک ننوشتم چون ربطی به انتقاد نداشت...

هم وطن خوبم خسته شدم! از این همه توضیح واضحات دادن خسته شدم.

بحث تاپیک از چاووشی به شخص "من" کشانیده شد و شما و دوست دیگرمان در مورد من نظراتی نوشتید و مرا متهم کردید به کاری که انجام نداده بودم.

من از حق خودم می گذارم امیدوارم خداوند بزرگوار و مهربان نیز از من و شما راضی باشد ولی از شما انتظار نداشتم.


134:

من فقط برام عجیبه چرا اساتید مجازی خودشونو با چاوشی مقایسه مینمايند ..

ینی به اون پله بالایی میخان چنگ بندازن شاید یه پله بیان بالا ...

135:


ما هم امیدواریم محسن چاوشی هم از حق خودش بگزره نسبت ب توهین هایی ک شما و شاگرداتون به ایشون کردید

136:

چند تا از نظرات ایشون و دوستاشونو میزارم خودتون جهت گیری رو تشخیص بدید....

alone_composer اگر رسانه هایی مثل فیلم سنتوری یا شهرزاد و ...

و ...

به آقای سراج نیز می پرداختند امروز او هم در همین "جایگاه" برنامه می گرفت.

اما متاسفانه مسئولین ما نگاه غلطی به هنر و اجتماع دارند و عرصه را بر کسانی که واقعا زحمت کشیده اند و "حرفی برای فرمودن دارند" تنگ کرده اند.

ای کاش می شد کاری کرد.

ما این نمی شود که شخصی با صدای قابلمه آلبوم موسیقی بدهد و با پرداخت رسانه ای بزرگ و صاحب سبک و خاصش نمايند بعد هم که طرفدار پیدا کرد بگوییم: موسیقی سلیقه ایست! پس تکلیف کسی که سالها زحمت کشیده و درس این کار را خوانده چه می شود؟؟

بقیه شو حوصله نداشتم برم دنبالش ولی کلا ایشون و دوستاشون وقتی تاپیکی از چاوشی زده میشه علم موسیقیشون گل میکنه

شیر مردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشان


137:

بله شما پستی تدادید ولی پست کسایی که این نظر و دادن لایک کردید
ینی با این نظر موافقید و این میشه حرف دوپهلو
ریختن خون تو رگ یا رگ تو خون
در بسیار موارد شاعران برای برقراری وزن شعر جای کلمات یا اعراب و عوض مینمايند
مثل سُخَن که بنا به اقتضا به سُخُن تبدیل میشه
مهم مفهوم شعره ک دم از فهم میزنیم و …
شما اصل و ول کردید چسبیدید به فرع

138:

سلام دوباره بر شما و ممنونم از جواب خوب شما


ببینید همیشه لایک کردن یک پست به معنای قبول کردن چشم و گوش بسته ی تمام و تک تک واژه های موجود در اون پست نیست.

علت پسندیدن من در این پست ها این بود که دیدم دوستان فارغ از هر دیدگاه و نظری که دارند و فارغ از ریسک جدل هایی که ممکن بود اتفاق بیافتد به خود این جرات را داده اند که وارد بحث شوند.

این بحث و به چالش کشیدن از نظر من فی نفسه ارزشمند بوده و هست چرا که تفکر می آفریند.

این جرات و جسارت از نظر من تحسین برانگیز هست و به همین دلیل پست ایشان حتی اگر صد در صد مورد تایید من نوعی نباشد مورد "پسند" من هست.

دکمه ی پسندیدم به معنای "مورد تایید من هست" نمی باشد (از نظر من) مثلا من ممکن هست پستی از شما را پسندیدم بزنم (همان پستی که نوشتید فایل را شنیدم و عالی بود) آیا این پسندیدن من به این معنی هست که من هم همانند شما معتقدم فایل "عالی" بود؟؟ طبیعتا خیر! بلکه اونجا پسندیدم زدم که از شما بابت اینکه فایل را شنیدید تشکر کنم و این شنیدار از نظر من مورد پسند و با ارزش هست (فارغ از اینکه نتیجه اش دلبخواه من باشد یا نه)

بنابراین توصیه می کنم بیاییم در یک فضای دوستانه به نقد نظرات نوشته شده ی یکدیگر بپردازیم نه "پسندیدن" یا "نپسندیدن" ها.



باز هم از توجه شما بی نهایت ممنونم بزرگوار

139:

تواضع و فروتنی هم اصافه کنید سپاسگزار

140:

اقایه چاووشی خیلی بزرگوارن و این توهین هرو به حصاب نمیارن

141:

اولا بنده تا وقتی که ایشون به دورهمی بیاد اسم سراج رو نشنیده بودم و طبیعی هم هست چون بنده همه جور موزیکی گوش میدم به غیر از سنتی ! ( البته بحث آهنگ های محمدرضا شجریان عزیز جداست ...

) پس میشه فرمود هدف سراج از فرمودن این سخنان مطرح شدنش در رسانه ها بود دقیقا مثل سعید بیاموسسه ماليی که با انتقاد از شعر کجایی میخواست اسمش در رسانه ها بیاد ....

ثانیا آهنگهایی که چاوشی در سریال شهرزاد خوند آهنگهای مدنظر خودش نبود بلکه بیشتر جنبه ی عامه پسند رو داشت و محسن چاوشی واقعی رو در آلبوم بی نظیر امیر بی گزند دیدیم که رکورد فرش قانونی در ایران رو شکست و در 6 قطعه متن از حضرت مولانا بود و در 1 قطعه از سعدی و در بقیه ی قطعه ها هم از شعر فاخر هستفاده شده بود و سراج هم احتمالا یا از این موضوع خبر نداشت یا خودش رو به بی خبری زده بود ....


142:

درسته این یک حقیقته اما یک حقیقت تلخه.دردناکه که سلیقه امت ما اینقدر نازل شده البته صرفا موسیقی نیست بلکه در تلویزیون هم همین طوره.از سیمای ملی که کمترین بیننده شبکه۴داره و از ماهواره که اکثریت ملت همیشه در صحنه gem tvوشبکه های وابسته شو میبینن.آیا وقتیکه قشر آگاه به این هستقبال امت اعتراض میکنن باید با تعصب موضع دفاعی گرفت یا نه اندیشید که چرا انتخاب امت ما اینطور شبکه های بی ارزش و فاقد محتواییه؟
میشه با کمی آگاهی دست به انتخابهای بهتری زد و سلیقه امت رو بهبود داد.
برای اینکار برنامه نیست که کسی ممنوع صدا بشه بلکه تنها برای امت این وقت گذاشته بشه که به یه شناخت درست برسن.یقینا هرگز دیگه از این چاووشی ها هستقبالی نخواهد شد.
چند وقت پیش یکی از دوستان برای من چند تا بلیط با هزینه خودش گرفت که چند تا کنسرت رو برم.یکیشون امید جهان بود.نرفتم چون واقعا مفت اینها هم گرونه

143:

احساس نمی کنید دارید بد قضاوت می کنید به نظرم همه ی خواننده ها شعر های بدو خوبی دارن در ضمن چاووشی صداش اصلا خسته نماينده نیست

144:

قصاوت نیست
حسادت محض هست
البته مهم نیست چون هر روز شاهد محبوبیت بیشتر چاوشی عزیز هستیم
و حقارت همین منتقدین بظاهر متخصص..
+
خوانندگی تنها تخصص نیست که دوست عزیز هستعداد و صدا هم شرط هست
تو ی این مدت که با فقدان هوادار مواجهی ، میباید متوجه این موضوع میشدی !!!

145:

همین گ وقتی یه ترانه دلی ک خودشون فرمودن میخونن میگن بی محتوا
وقتی یه شعر قوی از مولانا میخونن میگن خواننده پاپ و چه به شعر سنتی
ینی با هر روشی بخوان اون و از محبوبیت بندازن
ینی بگردن دنبال تاپیک هایی و پست هایی ضد ایشون و لایک و دیسلایک بزنن
ینی بگن ما موسیقی بلدیم ایشون بلد نیس
ایشون پول داده شده خواننده
خواننده ای که تو مصاحبه اش هس برا فیلم سنتوری هستودیو نداشته
تو اتاق خونه اش پتو میخ کرده به در و دیوار آهنگ ضبط کرده
شما هم تلاش کن حتما ب یه جایی میرسی

146:

بله ایشون سواد داره
خواننده خوبیم هست
بابای من از علاقه مندان به ایشونه و سالار عقیلی
ولی اگه از سوادش هستفاده میکرد همکارشو تخریب نمیکرد
پس حتما سوادش فقط در حیطه سنتیه نه پاپ
و نمیدونن تو پاپ هر شعری و که وزن و قافیه رعایت شده باشه و مفهوم بروزتری داشته باشه میشه خوند

147:

هستادت تا حالا شعر و ترانه فرمودن؟بلدن اصلا ؟
ماشالا خواننده شهرستان تهران و مشهد مقدس کار هر کسی نیست ها دو جا خواننده بودن
بگید از ترانه های شما هستفاده کنن پرمحتواتر باشه خوانندگی یه شهر دیگه رو هم تقبل کنن
ما نفهمیدیم انتقاد شما به ترانه های چاوشیه به آهنگاشه یا چی
تو آهنگ سنگ صبور فرمودین آهنگسازیش خوب بود نه صدای چاوشی ک معروف شد
تو این میگید مگه ترانه الکیه ترانه چرتیه
به مولانا میرسه امیر بی گزند میگید مگه ارکسی شعر مولانا میخونه !

148:

نه فقط شما و آقای امیدوار علم موسیقیایی دارید و خواننده هستید
خواننده باید شخصیتم داشته باشه محبوبم باشه کاش اینم داشتید اونوقت زودتر مطرح میشدید
به خواننده محبوب ما هم گیر نمیدادید

149:

گریه .سیاه
مراعات نظیر

150:

شما به چی انتقاد نکردی دوست من
شما کارت انتقاده فقط دیگه
یه بار به ترانه یه بار به آهنگسازی
این تاپیک میگید ترانه بی محتواس
تاپیک امیر بی گزند هم میگید شعرا سنتیه تو پاپ نمیشه خوند
میشه تکلیفتونو مشخص کنید تا اسم حسادت از انتقادتون برداشته بشه؟

151:

من خیلی کم سایت سر میزنم و از بحث آی اخیر عقب مونده بودم
تازه میشنوم که اگه کسی سراج و امثال اون گوش نده به جاش چاوشی و امثالشو گوش کنه به خواب غفلت دچاره
اونی تو خواب غفلته که فک میکنه با درود فرمودن و گل گذاشتن
با ادعای تخصص تو موسیقی میتونه هنر یه خواننده رو کاملا رد کنه
اونی تو تواب غفلته که به جای تلاش برای اینکه خودشو بالا بکشه وقتشو هدر میکنه تو چنین تاپیکایی و پستایی میذاره و به سلایق و فهم امت توهین میکنه
توهین ک فقط فحش دادن نیست
همین که بگی ذایقه امت چون چاوشی گوش میدن خراب شده توهینه
محسن چاوشی اشتباهاتی در طول کارهاش داشته
انتخاب ترانه یا آهنگساز ولی صداش صدای خودشه
و برای اینی ک هست زحمت کشیده یه شبه بهش نرسیده

152:

باز یه نفر از خواننده محبوب این نسل انتقاد کرد و طرفداراش شلنگ تخته انداختن
حتی اگه 70 میلیون نفر طرفدار یه خواننده باشن و اون خواننده از نظر هنری و موسیقایی مردود باشه احترام به سلیقه هیچ معنی پیدا نمیکنه.
هرچی میکشیم از همین احترام بی دلیل به سلیقه های مختلفه.به جای احترام،بحث علمی تخصصی داشته باشیم

153:

سلام

دقیقا ایراد ما هم به انتقادات ایشان همین هست ، و نتونستیم به ایشان تفهیم کنیم که هر تایپیکی جای انتقاد نیست خیلی تایپیک دیده شده که برای هواداری و هوادارن هستاد چاووشی هستارت شده و مضمون تایپیک تنها دنلود و هستفاده از صدای دلنشین هستاد چاووش هست ولی باز میبینیم که میان اوجا رو هم با انتقادات....

به انحراف میکشند..

من تو تایپیک های دیگه هم فرمودم هدف ایشان انتقاد نیست چون اگر هدف این انتقاد سازندگی و بهبود بود نگات و جنبه های مثبت اثر هستاد رو هم میدن، ...

در آخر یک توصیه برایشان دارم که همه جستار ها ی سایت به محدوده ی انتقادی و تفکرات ..

.

ایشان کشیده نشه..
بیایند یک جستار انتقاد هستارت نمايند و دروس و انتقادات تخصصی شان رو همان جا مورد بحث برنامه دهند و اگر کسی مشتاق و راغب در همان تاپیک به بحث بنشیند و از مباحث تخصصی شان فیض ببرد..


154:

درود دوباره بانوی محترم لطفا قسمت قرمز رنگ را با لینک به اثبات برسانید.

چون من هرگز و هرگز چنین ادعایی نکردم (احتمالا اشتباها مرا با شخص دیگری اشتباه گرفته اید)

در مورد آهنگسازی هم لطفا نشان دهید که من کجا به اهنگسازی آثار چاووشی انتقاد کرده ام (لطفا لینک و آدرس ارائه کنید تا دوستان به حسن نیت شما در بحث پی ببرند)

در مورد ترانه قسمت (ریختن خون در رگ) بله انتقاد کرده ام.

همچنین به صدای ایشان.

اما مطالبی که شما فرمودید در مورد من خلاف واقع هست و من از شما ناراحت شدم.


155:

درود بر شما هم وطن با محبت و با شخصیتم

من در تاپیک هواداران هیچ انتقادی نکردم هم میهنی عزیزم این تاپیکی که الان داریم داخل اون بحث می کنیم تاپیک هواداران نیست به تیتر دقت کنید:
کنایه خواننده سرشناس به محسن چاوشی در برنامه دورهمی!!

اون تاپیک دیگر هم در مورد کنسرت نگذاشتن ایشان بود نه تاپیک هواداری و من به انحراف نکشیدم بلکه در راستای این موضوع که چرا کنسرت نمی گذارند بحث کردم.

تاپیک دیگر هم در مورد آهنگ کجایی و انتقادات یک شاعر به متن شعر بود که نظر گذاشتم.



پس در مورد من بی انصافی کردید من هیچ گاه در تاپیکی که صرفا طرفداران ایشان ایجاد کرده اند نظری ارائه نکرده ام.

حتی در تاپیک امیر بی گزند این آلبوم را به هوادارانشان تبریک فرمودم.



این هم لینک تاپیک هواداران آقای چاووشی:

http://forum.hammihan.com/thread3950.html

لطفا بگردید و فقط یک پست فقط یک پست از من در این تاپیک پیدا کنید! من هیچ پستی در این تاپیک ننوشتم چون ربطی به انتقاد نداشت...

هم وطن خوبم خسته شدم! از این همه توضیح واضحات دادن خسته شدم.

بحث تاپیک از چاووشی به شخص "من" کشانیده شد و شما و دوست دیگرمان در مورد من نظراتی نوشتید و مرا متهم کردید به کاری که انجام نداده بودم.

من از حق خودم می گذارم امیدوارم خداوند بزرگوار و مهربان نیز از من و شما راضی باشد ولی از شما انتظار نداشتم.


156:

من فقط برام عجیبه چرا اساتید مجازی خودشونو با چاوشی مقایسه مینمايند ..

ینی به اون پله بالایی میخان چنگ بندازن شاید یه پله بیان بالا ...

157:


ما هم امیدواریم محسن چاوشی هم از حق خودش بگزره نسبت ب توهین هایی ک شما و شاگرداتون به ایشون کردید

158:

چند تا از نظرات ایشون و دوستاشونو میزارم خودتون جهت گیری رو تشخیص بدید....

alone_composer اگر رسانه هایی مثل فیلم سنتوری یا شهرزاد و ...

و ...

به آقای سراج نیز می پرداختند امروز او هم در همین "جایگاه" برنامه می گرفت.

اما متاسفانه مسئولین ما نگاه غلطی به هنر و اجتماع دارند و عرصه را بر کسانی که واقعا زحمت کشیده اند و "حرفی برای فرمودن دارند" تنگ کرده اند.

ای کاش می شد کاری کرد.

ما این نمی شود که شخصی با صدای قابلمه آلبوم موسیقی بدهد و با پرداخت رسانه ای بزرگ و صاحب سبک و خاصش نمايند بعد هم که طرفدار پیدا کرد بگوییم: موسیقی سلیقه ایست! پس تکلیف کسی که سالها زحمت کشیده و درس این کار را خوانده چه می شود؟؟

بقیه شو حوصله نداشتم برم دنبالش ولی کلا ایشون و دوستاشون وقتی تاپیکی از چاوشی زده میشه علم موسیقیشون گل میکنه

شیر مردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشان


159:

بله شما پستی تدادید ولی پست کسایی که این نظر و دادن لایک کردید
ینی با این نظر موافقید و این میشه حرف دوپهلو
ریختن خون تو رگ یا رگ تو خون
در بسیار موارد شاعران برای برقراری وزن شعر جای کلمات یا اعراب و عوض مینمايند
مثل سُخَن که بنا به اقتضا به سُخُن تبدیل میشه
مهم مفهوم شعره ک دم از فهم میزنیم و …
شما اصل و ول کردید چسبیدید به فرع

160:

سلام دوباره بر شما و ممنونم از جواب خوب شما


ببینید همیشه لایک کردن یک پست به معنای قبول کردن چشم و گوش بسته ی تمام و تک تک واژه های موجود در اون پست نیست.

علت پسندیدن من در این پست ها این بود که دیدم دوستان فارغ از هر دیدگاه و نظری که دارند و فارغ از ریسک جدل هایی که ممکن بود اتفاق بیافتد به خود این جرات را داده اند که وارد بحث شوند.

این بحث و به چالش کشیدن از نظر من فی نفسه ارزشمند بوده و هست چرا که تفکر می آفریند.

این جرات و جسارت از نظر من تحسین برانگیز هست و به همین دلیل پست ایشان حتی اگر صد در صد مورد تایید من نوعی نباشد مورد "پسند" من هست.

دکمه ی پسندیدم به معنای "مورد تایید من هست" نمی باشد (از نظر من) مثلا من ممکن هست پستی از شما را پسندیدم بزنم (همان پستی که نوشتید فایل را شنیدم و عالی بود) آیا این پسندیدن من به این معنی هست که من هم همانند شما معتقدم فایل "عالی" بود؟؟ طبیعتا خیر! بلکه اونجا پسندیدم زدم که از شما بابت اینکه فایل را شنیدید تشکر کنم و این شنیدار از نظر من مورد پسند و با ارزش هست (فارغ از اینکه نتیجه اش دلبخواه من باشد یا نه)

بنابراین توصیه می کنم بیاییم در یک فضای دوستانه به نقد نظرات نوشته شده ی یکدیگر بپردازیم نه "پسندیدن" یا "نپسندیدن" ها.



باز هم از توجه شما بی نهایت ممنونم بزرگوار

161:

تواضع و فروتنی هم اصافه کنید سپاسگزار

162:

اقایه چاووشی خیلی بزرگوارن و این توهین هرو به حصاب نمیارن

163:

اولا بنده تا وقتی که ایشون به دورهمی بیاد اسم سراج رو نشنیده بودم و طبیعی هم هست چون بنده همه جور موزیکی گوش میدم به غیر از سنتی ! ( البته بحث آهنگ های محمدرضا شجریان عزیز جداست ...

) پس میشه فرمود هدف سراج از فرمودن این سخنان مطرح شدنش در رسانه ها بود دقیقا مثل سعید بیاموسسه ماليی که با انتقاد از شعر کجایی میخواست اسمش در رسانه ها بیاد ....

ثانیا آهنگهایی که چاوشی در سریال شهرزاد خوند آهنگهای مدنظر خودش نبود بلکه بیشتر جنبه ی عامه پسند رو داشت و محسن چاوشی واقعی رو در آلبوم بی نظیر امیر بی گزند دیدیم که رکورد فرش قانونی در ایران رو شکست و در 6 قطعه متن از حضرت مولانا بود و در 1 قطعه از سعدی و در بقیه ی قطعه ها هم از شعر فاخر هستفاده شده بود و سراج هم احتمالا یا از این موضوع خبر نداشت یا خودش رو به بی خبری زده بود ....



62 out of 100 based on 27 user ratings 652 reviews

@