ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)


ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)






تصاوير جنگ افزارهای نظامی

1:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)


نقاشی های سیاه قلم با استفاده از مداد

2:

وای خدای من
چقد اینا هیجان دارن
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)


مجسمه آزادی 127 سال در دروازه آمریکا

3:

به پایین نگاه نکن !
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)




2ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)




3




4ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)




5ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)




6ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)




7ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)




8ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)




9ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)




11ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)




12ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)




13ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)




14ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)




15ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)




16ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)




17ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)




18ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)




19ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)




20ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)




21ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)




22ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)




23ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)




25ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)




26ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)




27ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)




28ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)




29ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)




30ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)




31ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)





تبدیل عکس به مجسمه ممکن شد

4:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)


چگونه عکس های تاثیرگذار بگیریم؟

5:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)


تاحالا لباس پوشیدن اینجوریو دیده بودید/عکس متحرک

6:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)


صنایع دستی ایران هم چینی شد

7:

عکسای خوبی بود ممنون
ولی دقت کردین عجب ادمای بیکاری پیدا میشه!


کوچه گردان عاشق

8:

ادغام با موضوع مشابه

9:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)


این با حالِ


دلم ضعف رفت بعضیاشو دیدم

10:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)



11:

در بالای كليه ها، غده های فوق كليوی برنامه گرفته اند.

اين غده ها ماده ای ترشح ميكنند كه آدرنالين ناميده ميشود.

آدرنالين برای آمادگی بدن در انجام فعاليت های شديد يا دفاع از خود ترشح ميشود.

وقتی كه بسيار هيجانزده باشيد، غده های فوق كليوی ناگهان مقدار زيادی آدرنالين در خون ترشح ميكنند که سبب افزايش شدت ضربان قلب و كارآيی اون ميشود.

اين ماده، رگهای متصل به ماهيچه ها را گشاد ميكند و علاوه بر اون موجب افرايش غلظت قند در خون ميشود.

به اين طريق هست كه بدن خود را با واقعيات تطبيق ميدهد.

با تاثير آدرنالين، خون از چهره به ماهيچه ها هجوم آورده و به بخش هايی كه ضروری تر هست جريان می يابد.

برای همين هست كه هنگام ترس رنگ از رخسارتان ميپرد.

برنامه گرفتن انسان در ارتفاع و شرایط غیرعادی مانند صحنه هایی که در تصاویر زیر می بینید نیز از همین قانون پیروی می کند چراکه جسم انسان هرچقدر هم قوی باشد در مواقع هیجان خواهی ترشح آدرنالین را يكی از ملزومات مقاومت خود می داند


ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

با دیدن اینیکی نفسم چند ثانیه بند اومد
احساس سرما و کرخی نوک انگشتان
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

12:

اتفاقن میخواستم بپرسم اینو، نمیدونستم کجا.
چی میشه ک آدما این حس رو دوست دارن؟ مثلن چی باعث میشه آدم ب شهر ِ بازی و هیجانش علاقه پیدا کنه ؟

13:

الان به جواب سوالت رسیدی ؟

14:

نه ، مگه تو پُست ِ اول جز اتفاقایی ک موقع ِ ترشح آدرنالین میفته ، توضیح ِ دیگه ای هم هست ؟

15:

خو به همون خاطره دیگه ترشح ادرنالین یه تجربه متفاوته و ادم برای اینکه دوباره اونو تجربه کنه میره شهر بازی

16:

ســرم گیج رفت ..

عضله های ِ کنار ِ گوشم بی حس شُد ...



من فکر کنم اصلا هورمون ِ آدرنالین تو بدنم ترشح نمیشه ، فکر کنم اصلا غده ی فوق کلیه ندارم :دی

17:

اصن کلیه داری؟

18:


والا بــعــید نیست ...

ارتفاع که میبینم ، فقط هسترس نمیگیرم که ، تا دو روز حالم خراب میشه ، دِپــرس میشم ، الکی راه میرم میزنم زیر ِ گریــه ، دُم ِ بچه گربه ها رو میکَـنم ...

اصلا یه چیز ِ داغونــی
همه ی اینا حتما در نبود ِ کلیه و فوقش و هورمونای ِ فوقش هست دیگه :دی

19:

من دو واحد اختیاری هورمون داشتــم که پاس نکردم ولی در همین حــد میدونم که خیلی از حس و حال های ِ ما مربوط به ترشح ِ هورمون ها تو بدن هستن .


حتی حس و حال ِ جنسی هم به این موضوع بر میگرده .



وقتی یه اتفاق ِ ناگوار میفته ؛ دو نوع هورمون بلافاصله ترشح میشه به نام های ِ ستیز و گریز ( نام علمیشون تو خاطرم نیست ) کسی که هورمون ِ ستیزش بیشتر ترشح بشه نسبت به اون واقعه حالت ستیز و جنگی داره و کسی که هورمون ِ گریــزش بیشتر ترشح بــشه تو خون، سریعا عمل ِ فرار رو انجام میده .


این ی مثال ِ ساده و واقعی و جالب از عملکرد دو تا هورمون بود .


20:

هی وای من

حتما قرص هاتو پشت و رو میخوری

21:

واااااااااااااااااااااااا اااای! من عاشق ارتفاعم

22:

مرسی از توضیحت..

ولی سوالی ک واسه من پیش اومده دقیقن اینه ک چرا خودمون میخوایم آدرنالین ترشح بشه !؟

ببین تو این مثالی ک زدی..

تو ی موقعیت برنامه میگیره و این هورمونایی ک میگی ترشح میشه ، خودمون عمدن خودمونو تو اون موقعیت برنامه نمیدیم! ولی برای ترشح ِ آدرنالین خودمون اشتیاق نشون میدیم ..

متوجه منظورم میشی ؟

23:

خواهــش .



هومممممممم ؟ مُرده شـور ِ سوالات ِ علمیت رو ببرن :دی
من که فرمودم آقا جان دو واحــد باید پاس میکردیم ، اختیاری بود من پاس نکردم

مگه من دکترم ؟ چی از جون ِ من میخوای ؟ برو یقه هستاتر رو بگیر .


:دی

/

در همین حــد بگم که شهــر بازی جای ِ جالب انگیز ناکیه دیگه
همه که مثل من دچار ِ کمبود ِ کلیه و اینا نیستن که بترسن و نرن .


:دی

/

منظورت اینه که ما چرا خودمون میریم ســوار ِ ترن میشیم تا این هورمون ترشح بشــه بهار ؟

24:


آره اتفاقن یکی از سوالام درمورد ِ گونه ی توئه اونایی ک دوست ندارن آدرنالین ترشح بشه ..!

دقیقن سوالم همینه چی باعث میشه ما ترشح ِ این هورمون و دوست داشته باشیم ؟ (البته نه همه)

25:

گونه یِ من ؟

من حقیقتا نژاد خاص و منحصر به فــردی هستم .


سال تا سال با گریــه و به زور ِ کتک منو میبرن شهـربازی :دی

یادمــه یه بار تونل وحشت سـوار شدم به خدایِ احد و واحد تا نشستم و راه افتاد من صورتمو گرفتم و جییییییییییییییییییییییغ زدم تا آخرش که وایساد
دیگه هـمه حالشون از من بهم میخورد

/

همین که سوالتو گــرفتم خودش نشون می ده بار ِ علمیم زیاده دیگه
نع ؟

:دی

/

تا حالا بهـش فکــر هم نکــرده بودم تا برام سوال بشه و برم دنبال ِ جوابش .


ولی الان که فکر میکنم احساس میکنم شایــد ترس هم ربط داشته باشه به اشتیاق ِ ما برای هیجان .


الان رفتم تو گوگل سرچ کــردم مرکز ترس کجاست ...


فکر نمی کنم ترس هورمون باشه و احیانا با اعصــاب کنترل میشه .


26:

به هستارتر چه ربطی داره

27:

وای!!! عجب دیوونه هایی هستن.

فقط کافیه منو ببرن کنار همچین برج های بلندی، سکته رو زدم.

بالا رفتن ازش که دیگه هیچ.ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

یعنی اگه یه وقتی من جاسوس بشم و یه کشور خارجی منو دستگیر کنه، فقط کافیه منو ببرن سمت یه بلندی یا پرتگاه، نه خود پرتگاه هم.

تمام اطلاعات مهم کشوری و امنیتی رو مثل بلبل لو میدم.

مثل چی از بلندی میترسم.
از بچگی تا نوجوونی و جوانی، هر کاری کردم این مشکل حل بشه، حل نشد.

با وجود اینکه از بلندی میترسیدم، ولی از در و دیوار و بلندی بالا میرفتم که عادت کنم، ولی نشد.

چرخ فلک، یا از این چیزهایی که توی پارک ها هستن که ترسناکن و بالا و پایینت میکنن، میرم، ولی خب قلبم توی دهنم میاد.


28:

تونل وحشت؟ از همون قطار کودکا ک فقط شبه ؟؟؟؟

بله آدمایی ک زبون ِ منو میفهمن خیلی کمیابن
خُب عزیزم اشتیاق ِ ما برای هیجان مگه ب خاطر ِ آدرنالین نیست؟

29:

داااااد نــزن آآآقـــآآآ ...


شکلک ِ مناسب انتخاب کنید دوست ِ عزیز وقتی هم پست کسی میشید که کلیه و فوق کلیه و هورمون نداره

شُما زدی این تاپیک ِ علمی رو ، خودتم جواب ِ بچه رو بــده ( اینقدر از نیش ِ باز این شکلک بدم میاد :دی )

30:

نخــنــد ...

نخیر ...

بسیار هم هولناک بود
من که چشمام بسته بود و چیزی نمیدیدم ولی سایرین که دیدن میفرمودن خون آشام داشته و کدوی ِ هالووین و جادوگر ِ سوار جارو و عنکبوت بزرگ و اینا
میبینی چه هولناک بوده حقیقتا ؟
:دی


تو گیر افتادی تو یه سیکــل ِ علمی و میخوای بدونی اولش چی میشه ...

من فقط همین قدر میدونم که آدرنالین ترشـح نمیشه که ما اشتیاقمون بره بالا ، بلکه هیجانمون میزنه بالا که آدرنالین ترشح میشه .


و آدرنالین ادامه ی ِ سیکل رو طی میکنه مثلا طپش ِ قلب رو زیاد میکنه .



یه پیام ِ عصــبی اول باعث ِ تحریک فوق کلیه ها برای ِ ترشح میشه .


الان میخوای بپرسی پیام عصبی چیه ؟

31:

ممنونم!کامل و مفید بود!

32:

واااااااای منم دقیقا مثل توام
اصلا دوس ندارم برم شهربازی

نکنه منم کلیه وفوقشو اینا ندارم

خانم دکتر حالا باید چیکار کنیم؟

33:

ممنون ولی آخه این چه عکساییه که اینجا گذاشتی من امشب همش خواب میبینم دارم از بلندی سقوط میکنم

34:

عهههههههههههههه واقعا شماهم میترسید؟

خوب نرو سوار شو که قلبت بیاد تو دهنت من که هرکاری کنن سوار نمیشم

35:



آره، من از بلندی میترسم.

نقطه ضعف منه.

خب هیجان انگیزه.

جالبه.

هر چند اوناهایی که ارتفاع دارن، بدجور منو میترسونن، ولی خب شجاعت این حرفا سرش نمیشه.

36:

شنیدید میگن ، بچــه ها تو بیمـارستان جا به جا شُدن ؟ احیانا کلیه و دَم و دستگاه ِ فوق ِ کلیه یِ من و شُما رو تو بیمارستان برداشــتن

تو این بیمارستان ها چه جنایــت ها که مرتکب نمیشه

خانم جان ، شُــما بایــد از دارو هـای ِ شیمیایی و گیاهــی پرهیــز کنید و تشریف بیارید بام ِ شهرستان تهران ، جامپیـــنگ ، ما در خدمتتون باشیــم ...

بهــلــه .


تنها راه ِ درمان همینه .


تو دلتونم فحش بدیــد من میفهمم چون ناسلامتی دکترم

37:

آآآآآآآآآآآآآآآآآآفرین خوبه که میتونی به ترست غلبه کنی ولی خداییش خودمونیم واسه رو کم کنی نمیری سوارشی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نوشته اصلي بوسيله ice_girl نمايش نوشته ها
شنیدید میگن ، بچــه ها تو بیمـارستان جا به جا شُدن ؟ احیانا کلیه و دَم و دستگاه ِ فوق ِ کلیه یِ من و شُما رو تو بیمارستان برداشــتن

تو این بیمارستان ها چه جنایــت ها که مرتکب نمیشه

خانم جان ، شُــما بایــد از دارو هـای ِ شیمیایی و گیاهــی پرهیــز کنید و تشریف بیارید بام ِ شهرستان تهران ، جامپیـــنگ ، ما در خدمتتون باشیــم ...

بهــلــه .


تنها راه ِ درمان همینه .


تو دلتونم فحش بدیــد من میفهمم چون ناسلامتی دکترم
شایدم واااااااااااااااااااای منکه فکرکنم قلبمم برداشتن
خوب شما رفتین اونجا خوب شدین؟چون قراره همین روزا بیام تهران
جیجرتو دخمل دکترم برم

38:

فکر نمیکنم رفته باشه ها!
اینطوری ک خودش تعریف کرده، اگه رفته باشه الان نمیتونه نشسته باشه رو صندلی مگرینکه امکانات ِ جدید واسه روحا اضافه کرده باشن و بتونن بیان نت

39:

نه بابا غلبه کجا بود.

من میرم روی چهارپایه، میترسم.

اونوقت به ترسم غلبه کردم؟

نه خداییش واسه رو کم کنی نمیرم.

دوست دارم.
البته مثلا چرخ و فلک که میرم، 100 بار میمیرم و زنده میشم تا تمام میشه.

چند ماه پیش، رفته بودیم بیرون شهر واسه گردش.

من و دامادمون و پسر خواهرم که 4 سالشه، رفتیم واسه خودمون توی کوه ها و تپه ها بگردیم.

(کوه نورد خوبی هستم.)
یه جایی مجبور بودیم از یه تپه که اصلا شیب نداشت و تقریبا صاف بود، بریم بالا.
فکر میکردیم بالای تپه صاف هستش و راه بهتری هست.

خلاصه ما همین که رسیدیم بالا، دیدیم دقیقا مثل همین طرفی که ازش اومدیم بالا، اونور هم هست.
فقط بالای تپه یه راه باریک بود واسه عبور که وصل میشد به بقیه تپه ها.
من همینکه رسیدم اون بالا و دیدم هر دو طرفم هیچی نیست، خشکم زد و محکم نشستم روی زمین.
به دامادمون فرمودم بره، منم پشت سرشون اروم میاد.

بچه خواهرم 4 سالش بود، مثل فرفره روی لبه بلندی تپه می دوید و میرفت و منم هم از بابت بلندی، هم از بابت اون میترسیدم و هی داد میزدم آقا این فسقلی رو بگیر و خودت ببرش که الان که من بیفتم پایین.

دیگه با چه مشقتی، چهار دست و پا () یه مسیر طولانی روی لبه بلند چند تا تپه رو گذروندم و رسیدم به جایی که مناسب بود.
لامصب غافلگیر شدم.

وگرنه من میرم بالای کوه و تپه اینجوری نمیشم.
آدم ورزشکار باشه، ولی اون بالا و توی اون وضعیت چهار دست و پا راه بره.

ولی بچه فسقلی، مثل آهو اونجا راه میرفت.





اونتی اسپم:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

40:

وای پس خوبه نرفتم وگرنه از اینم که هستم بدتر میشدم
ممنون که بهم فرمودید
راستی حالا چه نتیجه ای گرفتید جواب سوالتونو گرفتید که چرا آدما دوس دارن بدنشون آدرنالین ترشح کنه (البته بعضیاشون که من جزئ شون نیستم)
نوشته اصلي بوسيله sarnavesht نمايش نوشته ها
نه بابا غلبه کجا بود.

من میرم روی چهارپایه، میترسم.

اونوقت به ترسم غلبه کردم؟

نه خداییش واسه رو کم کنی نمیرم.

دوست دارم.
البته مثلا چرخ و فلک که میرم، 100 بار میمیرم و زنده میشم تا تمام میشه.

چند ماه پیش، رفته بودیم بیرون شهر واسه گردش.

من و دامادمون و پسر خواهرم که 4 سالشه، رفتیم واسه خودمون توی کوه ها و تپه ها بگردیم.

(کوه نورد خوبی هستم.)
یه جایی مجبور بودیم از یه تپه که اصلا شیب نداشت و تقریبا صاف بود، بریم بالا.
فکر میکردیم بالای تپه صاف هستش و راه بهتری هست.

خلاصه ما همین که رسیدیم بالا، دیدیم دقیقا مثل همین طرفی که ازش اومدیم بالا، اونور هم هست.
فقط بالای تپه یه راه باریک بود واسه عبور که وصل میشد به بقیه تپه ها.
من همینکه رسیدم اون بالا و دیدم هر دو طرفم هیچی نیست، خشکم زد و محکم نشستم روی زمین.
به دامادمون فرمودم بره، منم پشت سرشون اروم میاد.

بچه خواهرم 4 سالش بود، مثل فرفره روی لبه بلندی تپه می دوید و میرفت و منم هم از بابت بلندی، هم از بابت اون میترسیدم و هی داد میزدم آقا این فسقلی رو بگیر و خودت ببرش که الان که من بیفتم پایین.

دیگه با چه مشقتی، چهار دست و پا () یه مسیر طولانی روی لبه بلند چند تا تپه رو گذروندم و رسیدم به جایی که مناسب بود.
لامصب غافلگیر شدم.

وگرنه من میرم بالای کوه و تپه اینجوری نمیشم.
آدم ورزشکار باشه، ولی اون بالا و توی اون وضعیت چهار دست و پا راه بره.

ولی بچه فسقلی، مثل آهو اونجا راه میرفت.





اونتی اسپم:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
باز خوبه که باهر فلاکتی بوده اومدی پایین
یکی از آشناهای ما رفت بالای یه کوه اونجا نشسته بودو گریه میکرد 4نفرآوردنش پایین

وای شماهم که از این عکسا گذاشتین من میترسم واقعا
من بالا رفتن از کوهم خوبه پایین اومدنش واسم سخته
واقعا باید چه کار کنیم تا بهش غلبه کنیم

41:

ب خانومها ب همین راحتی اجازه نمیدن..

ی شرایط خیلی خاصی داره ! نگران نباشید

نه من جوابمو نگرفتم..

باید یکم مطالعه کنم ولی چون هیچی از "زیست شناسی" نمیدونم، اذیتم میکنه

42:

اخی یییی

دیشب رو خوب خوابیدی ؟
نوشته اصلي بوسيله ice_girl نمايش نوشته ها
داااااد نــزن آآآقـــآآآ ...


شکلک ِ مناسب انتخاب کنید دوست ِ عزیز وقتی هم پست کسی میشید که کلیه و فوق کلیه و هورمون نداره

شُما زدی این تاپیک ِ علمی رو ، خودتم جواب ِ بچه رو بــده ( اینقدر از نیش ِ باز این شکلک بدم میاد :دی )
داد میزنم خاااااااااانوووووووم این بچتون منو دیونه کرده

سوال های مجتبیی میپرسه

پ ن مجتبی شخصیتی که تو فیلم مارمولک پروز پرستوئی رو سوال پیچ میکرد

43:

من مامانم نمیذاره از این کارا بکنم...میگه خطرناکه
حتی ترن پارک ملت مشهد مقدسم نذاشت سوار بشم...سر این قضیه اشک منو در آورد

44:

نه دیشب تب داشتم همش خواب بد دیدم ولی خداروشکر سقوط نکردم

45:

این افراد کارشون خارق العادس و در ضمن شماهایی که فوق کلیه ندارین باید بیشتر ازین کارا بکنین و نترسین
پس در نتیجه شما اتفاقا این قضیه تو بدنت ون زیادتر هست واسه همین نیاز به ترشح ادرنالین ندارین واسه همین میترسین
در ضمن جواب سوال شمایی که میگی چرا؟
خوب این هم یجور نیاز بدنه مثل ارضا شدن یا مثل نیاز نیکوتین تو بدن

46:

وااای از بلندی میترسم.همه رو نگاه نکردم

47:

up

48:

پرفکتو
.
اُ مااااای!
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

49:

اون که دختره وسط زمین و اسمون داره کتاب میخونه رو پسندیدم

50:




ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

منبع:زیست نیوز

51:

خيلي دوست دارم
مخصوصاً يكي به آخريه رو

52:

مطمئنی اینا الان ادرنالینن؟
من فک کنم میمیرن از بس ادرنالین میره تو خونشون

53:

ادغام با موضوع مشابه

54:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

55:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)



56:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

57:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

58:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

59:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

60:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

61:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

62:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

63:

برای اینکه ترشح ادرنالین تو خون اعتیاد اوره و هر بار هیجان بیشتریو دوس داری تجربه کنی نمیدونم تجربه کردی یا نه ولی وقتی که بار اول سوار ترن یا هر وسیله مهیج دیگه ای میشی دفعه بعد اون ترس و هیجانو نداری این یعنی اینکه بدنت یه چیزه قوی تر میخواد درست مثل دارو

64:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

65:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

66:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

67:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

68:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

69:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

70:

خیلی هم عالی :) خیلی هم وحشتناک !
دلمان خواست
با مخاطب بریم اینجا شوخی خرکی بکنیم پرتش کنیم پایین :)

71:

انتقال به تاپیک مشابه

72:

جام نیوز: نیک وودمن (Nick Woodman)، متولد ۱۹۷۷، مؤسس شرکت گوپرو، از علاقه‌مندان جدی ورزش‌های هیجانی، شامل موج‌سواری، اتومبیل‌رانی، دوچرخه‌سواری، اسکی، کایت سواری و سقوط آزاد بوده و هست.

او پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه کالیفرنیا واحد سن‌دیگو، در رشته‌ی هنرهای تجسمی، نتوانست شغل مناسبی برای خود دست‌وپا کند؛ اما اکنون جزء میلیاردرهای مشهور آمریکا هست.

وقتی که وودمن ۲۶ ساله، مشغول موج‌سواری در آب‌های اندونزی بود، مانند بسیاری از ورزشکاران ورزش‌های هیجانی، مسحور حرکت‌های خود در میان موج‌ها شده بود.

او فرموده هست، که با خود فکر می‌کرده که چگونه می‌توان به‌شکلی منحصربه‌فرد، و با کنترل خود ورزشکار، از این حرکات، عکس گرفت.

اینگونه بود که رویایش به واقعیت پیوست و دوربین فوق حرفه ای و کوچک اما همه کاره ی وودمن ساخته شد.

دوربینی که قادر هست بر روی مچ دست، مچ پا یا روی هر وسیله ای نصب شود و مواقعی که هیجان حرف اول را می زند، دوربین کار خودش را انجام داده و تصاویری اینگونه حیرت انگیز را ثبت کند.

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

73:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

74:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

75:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

76:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

77:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

78:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

79:

انتقال به موضوع مشابه

80:

هیجان به زندگی آدم نشاط می بخشه.

امتحان کردن یه کار هیجانی جدید، و حس کردن ضربان قلبت وقتی باید بین ترس و شجاعت یکی رو انتخاب کنی، یکی از بهترین شرایط برای شناختن خودت و زندگی میتونه باشه.

آدمهای زیادی سرتاسر دنیا هستن که حاضرن هر کاری برای بالا بردن ضربان قلب و آدرنالین خون شون انجام بدن.

این آدمها به خوبی میدونن چه چیزی از زندگی میخوان و برای دیدن ذره ای بیشتر از دنیای پیرامون، ریسک های زیادی رو به جون میخرن


ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)



ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)



ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)



ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)



ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)



ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)



ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)


81:


82:


83:


84:


85:

واو بی نظیر بود! خدا قسمت کنه ما هم چنین جاهایی بریم!!

86:


این دو هیجان "شیرجه زدن و غواصی" واقعا لذت بخش هست

87:

انتقال به موضوع اصلی

88:

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)


[IMG]http://media.**************/larg/1394/09/05/IMG14162502.jpg[/IMG]


ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)


ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)


ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)


ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)


ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

89:

10 زن ماجراجوی وقت های قدیم

ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)

همیشه وقتی صحبت از قهرمانان تاریخ و ماجراجویان میشود به مردها فکر میکنیم و تصویری از مردی قدرتمند و خشن در ذهنمان میاید.

ولی تاریخ پر از زنانی هست که میل به خانه ماندن را شکسته اند و به ماجراجویی پرداخته اند.

درادامه ۱۰ تا از این زنان شجاع را که افق هایشان را گسترده اند و از دایره ی راحتی بیرون آمده اند، آورده ایم.

زنانی که خستگی و زندگی روزمره را تاب نمیاورده اند.
۱۰ .

لیدی هستر هستانهوپ (۱۷۷۶-۱۸۳۹)


ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)


لیدی هستر دختر سوم ارل هستانهوپ و خواهرزاده ی نخست وزیر آینده بود.

علاقه او به سفر خیلی زود، وقتی سعی کرد یک قایق کوچک را به فرانسه هدایت کند، بروز کرد.

او به عنوان همراه و بعد منشی نخست وزیر انتخاب شد.

بسیار باهوش بود.

بعداز مرگ نخست وزیر نیز بخاطر خدمات عالی اش به او جایزه ای اهدا شد.

همین جایزه مالی بود که به او آزادی سفر کردن را داد.

او قایق بادبانی اش را به سوی آتن تنظیم کرد، سپس به سمت مصر رفت و با قانونگزار اونجا دیدار کرد.

لیدی هستر عادتی داشت که پوشش مردانه میپوشید.

ولی بعداز سفر به مصر، کم کم این عادت را کنار گذاشت.

او بسیاری از نقاط این گردالی را دید و اولین اروپایی بود که به بسیاری از شهرها سفر کرد و درهمه جا از او هستقبال گرمی شد.

لیدی سال های آخر عمرش را در کاخی در کوه های لبنان گذراند.


90:

۹ .

اونی اسمیت پک (۱۸۵۰-۱۹۳۵)




ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)


پک در اوایل ۲۰ سالگی اش جایزه ای آکادمیک بخاطر کسب مدرک دانشگاهی در رشته ی زبان شناسی برنده شد.

او همیشه به یونان باستان توجه ویژه ای نشان میداد.

این باعث شد او تبدیل به یکی از اولین پروفسورهای خانم در آمریکای شمالی شود.

او اولین زنی بود که در مدرسه ای آمریکایی در یونان باستان شناسی میخواند.

وقتی ۴۴ ساله شد شروع به کوهنوردی کرد، ابتدا در اروپا و سپس درآمریکای جنوبی.

او دنبال بلندترین کوه میگشت.

پک از کوه اوآسکاران که فکر میکرد بلندترین قله ی دنیاست بالا رفت و بعدها این کوه را به افتخار او تغییر نام دادند.

درسال ۱۹۰۹ وقتی قله ی کوروپونا در پرو را فتح کرد، پرچمی اونجا نصب کرد که رویش این بود: “حق رای برای زنان”.


۸ .

گودریدور


ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)


گودریدور در حوالی ۹۸۰ قبل از میلاد در ایسلند متولد شد و داستان زندگی او از افسانه های بزرگ کشور ایسلند به دست ما رسیده هست.
او از ایسلند به سفری طولانی تر از اونچه بیشتر افراد اون دوره رفته اند، می رود.

پدر گودریدور او را به یکی از مستعمره های ایسلند به نام گرینلند می برد که توسط اریک قرمز بنیان گذاری شده بود.

او با تورستین، پسر اریک ازدواج می کند و به همراه شوهرش برای یافتن جسد برادر تورستین، به گروهی که عازم غرب بودند ملحق می شود.

جایی به نام وینلند که اکنون اونرا با نام آمریکای شمالی می شناسیم.
اما متاسفانه این عزیمت با موفقیت همراه نبود و خود تورستین در راه بازگشت از دنیا می رود.
در گرینلند او دوباره ازدواج میکند و با شوهر جدیدش، تورفینر، تلاش مجددی برای تسخیر وینلند می نمايند.

مدارکی از دو سالی که این تلاش به طول انجامید در کتب حماسی و تاریخی گرینلند موجود هست

91:

۷ .

هریت چالمرز ادامز (۱۸۷۵-۱۹۳۷)


ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)


هریت عشق به سفر و ماجراجویی را از پدرش به ارث برد که پسر نداشت و او را با خود به کوهنوردی میبرد.

در ۱۴ سالگی او همراه پدرش یک سفر ۱ ساله با اسب به سرزمین های مرزی مکزیک کرد.

وقتی با فرانک ادامز ازدواج کرد، دوتایی تصمیم گرفتند ماه عسل نروند تا پول جمع نمايند و به جایی هیجان انگیز بروند.

سپس به فرانک که یک مهندس بود کاری در مکزیک پیشنهاد شد.

هریت عاشق آمریکای لاتین بود و همسرش را تشویق کرد کاری در یک شرکت معدنی بگیرد تا بتوانند تمام این مناطق را ببینند.

هریت سپس یاد گرفت از مناطقی که میبیند عکس بگیرد.

اونها به یکی از معروفترین ماجراجویان اون روزگار تبدیل شدند.

او سفرهایش را تبدیل به عکس و مقاله و مجله میکرد.

او از آسیا هم بازدید کرد.

او درطول جنگ جهانی اول نیز خبرنگار جنگی بود.

ازاونجا که جامعه ی جغرافیدانان به زن ها اجازه ی عضو شدن کامل نمیداد، هریت بنیاد زنان جغرافیدان را بنا گذاشت.


۶ .

فریا هستارک (۱۸۹۳-۱۹۹۳)




ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)


در آگهی ترحیم او نوشته بودند:”فریا هستارک آخرین سفرنماينده ی رمانتیک بود”.

او یکی از بهترین نویسنده های سفرنامه بود و زندگی طولانی اش سرشار از ماجراجویی بود.

او سپس حادثه ای که برایش پیش آمد و موهایش در یک وسیله ی برقی گیر کرد مدتی طولانی در بیمارستان بستری شد.

او ازاین موقعيت برای یادگیری لاتین هستفاده کرد.

زندگی ماجراجویانه اش در اواخر ۱۹۲۰ شروع شد.

او اولین زن اروپایی بود که وارد لرستان ایران شد.

او درکوه ها برای ماجراجویان غربی نقشه ی مکان ها را درست کرد.

تقریبا ۳۰ کتاب درمورد سفر نوشت که هنوز هم خوانده میشوند.

او بعداز جنگ جهانی دوم دوباره به سفر هایش همچنين گفت و تا آخرین روزهای عمرش در سفر بود.

92:

۵ .

نلی بلای (۱۸۶۴-۱۹۲۲)


ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)


ماجراهای نلی بخاطر کارکردن در روزنامه ی نیویورک ورلد بود.

اولین نقل او راجع به یک تیمارستان زنانه بود.

او که تظاهر به دیوانگی کرده بود، تجربه های بسیاری از بیماران بدست آورد.

غذا افتضاح بود، پرستاران خشن بودند و بیمارستان به سختی اونهمه آدم را در خود جا داده بود.

مقاله ی او باعث شروع تغییرات بیمارستان های روانی شد.

دومین ماجراجویی او این بود که تصمیم گرفت سفری به دور دنیا در کمتر از ۸۰ روز داشته باشد! او در پاریس با ژول ورن ملاقات کرد که امید داشت سفرش را ۷۹روزه به پایان ببرد.

با عبور از دریاها، رد شدن از کانال سوئز، دیدن یک جامعه ی جذامی چینی و خریدن یک میمون، بلای به نیویورک بازگشت، درمدت ۷۲روز و ۶ساعت و ۱۱دقیقه!


۴ .

لوییز بوید (۱۸۸۷-۱۹۷۲)


ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)


لوییز بوید که درخانواده ای ثروتمند متولد شد، از ثروتش برای گشتن مناطق قطبی هستفاده کرد.

او اولین زنی بود که به قطب شمال رسید.

او بعداز مرگ مادر پدرش به اروپا رفت و اونجا بود که فهمید به سرزمین های یخی بسیار علاقه دارد.

او در ۱۹۲۶ شروع به عکسبرداری و فیلمبرداری از مناطق قطبی کرد.

یکی از معروفترین ماجراجویی های او جستجو برای کاشف قطبی معروف، رولد اموندسن بود که در طول فرود یک هواپیمایی ایتالیایی گم شده بود.

البته او هیچ وقت پیدا نشد ولی بوید اولین زن غیرنروژی بود که بخاطر تلاش هایش جایزه ای از پادشاه گرفت.

او ۵سفر در گرینلند انجام داد و بخاطر کمک هایش به جامعه ی جغرافیایی، قسمتی از گرینلند به نام او نامگذاری شد.


۳ .

کایرا سالاک (۱۹۷۱)


ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
گویی وقت طلایی ماجراجویی برای زنان گذشته هست ولی همچنان دنیای بزرگی پیش روست.

کایرا یک نویسنده و ماجراجوی حرفه ای هست.

بعداز گرفتن مدرک دکترا در رشته ی ادبیات و نویسندگی سفر، او به گینه ی نو سفر کرد.

او مقالات زیادی نوشته هست و به بوتان، پرو، مالی، لیبی، برمه و ایران سفر کرده هست.

خطرناکترین سفر او در کونگو در مسیر گوریل های کوهستانی بوده هست.

او مقاله ای راجع به این سفر نوشت که برنده ی جایزه شد و تشویق به حفظ گوریل های کوهستانی کرد.

او مقاله هایی مینویسد که بهمان نشان میدهد در وقته ای زندگی میکنیم که سفر کردن آسان هست، فقط باید تشنه ی دانش و ماجراجویی باشیم.

93:

۲ .

ماری کینگزلی (۱۸۶۲-۱۹۰۰)


ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
ماری کینگزلی هیچ وقت به طور رسمی آموزش ندید ولی همواره کمک پدرش در سفرها و تحقیقاتش بود.

پس از مرگ پدرش او تصمیم گرفت کار پدر را دنبال کند، تحقیق راجع به مذاهب در آفریقای غربی.

همه ی کارشناسان به او میفرمودند که به این سفر نرود و اگر میرود برایشان نمونه های بیولوژیکی بیاورد.

برای همین او با وسایل بسیار کمی شروع به سفر کرد.

او دو سفر به آفریقای غربی انجام داد که اونها را در کتابش توصیف کرده هست.

او با خود چند گونه ی جالب گیاه و جانور آورد و سه نوع ماهی که بعد به نام او نامگذاری شدند.

ولی نتیجه ی مهم تر سفرش دید جدیدی بود که از آفریقا به امت داد.

او پس از زخمی شدن در جنگ بوئر دوم در آفریقا از دنیا رفت.


۱ .

گرترود بل (۱۸۶۸-۱۹۲۶)


ماجراجویان (تاثیرات آدرنالین)
گرترود بل بخاطر چیزهای زیادی معروف هست ولی بهترین تصویری که از کارهای او باقی مانده، تلاش هایش برای تشکیل ملت عراق سپس جنگ جهانی اول هست.

او اولین زنی بود که یک مدرک دانشگاهی تاریخ از آکسفورد دریافت کرد.

اولین زنی بود که یک نقل برای دولت بریتانیا نوشت.

او دوبار تمام دنیا را سفر کرد.

او در کوه های سوییس در کولاک گیر کرد و دو روز از یک طناب آویزان بود.

او یکبار برای دیدن عمویش به شهرستان تهران سفر کرد.

اطلاعات بسیار زیادی که از خاورمیانه داشت به ارتش بریتانیا کمک کرد.

او با پادشاه آینده ی عراق دیدار کرد و بسیار به او کمک کرد تا بتواند تصمیم بگیرد.

او در بغداد دفن شده هست، مرکز کشوری که خودش اونرا ایجاد کرد.


70 out of 100 based on 40 user ratings 190 reviews

@