روح هنگام بیهوشی؟


روح هنگام بیهوشی؟



روح هنگام بیهوشی؟
کسانی که بیهوش میشوند(البته من تجربه نداشتم)میگن ما خواب نمیبینیم و ی جوری در خلا فرو میرویم کلا حس هاو درک و فهم ما از کار میافته
.
انسان ها بودنشون ی جورایی به درک و فهمشون وابسته است یعنی وجود بی درک و فهم و فکر و نفهمی محض، مانند نیستی است //حال انسان واقعا موجودی کاملا مادی است یا روح وجود دارد



سکولاریسم از دیدگاه فلسفه هگل

1:

چه کسی فرموده ما خواب نمی بینیم ؟
حتی بعضی ها که می میرند و بعد زنده می شوند هم می گویند که ما چیزهایی تجربه کردیم!!!!!!!!!!!!
( به احتمال قوی اون کسی که شما از ایشان نقل قول می کنید مثل کسایی که خوابشان یادشان نمی آید ، فراموش کرده اند که چه دیده اند و چه شنیده اند و چه کرده اند)
یا علی


آیا تجربه مستقل از منطق است؟

2:

پر واضحه که روح وجود داره


راه رفتن روی ذغال گداخته، پدیده ای علمی یا فرا طبیعی؟!

3:

معمولا فراموش مینمايند وگرنه روح قوی حتی میتونه به به هوش اومدن خودش هم کمک کنه ..

البته بحث پیچیده ای هست اما با چیزی که 90 % امت یادشون نیست نمیشه پدیده ای مثل روح رو نفی یا اثبات کرد!



حل معمای تَقدم مرغ یا تخم‌ مرغ در نورون های مغز!

4:

---------------------------------------------------------------------
بله شما درست میگویید ولی بالاخره بیشتر علوم ما از تجربه های ما بدست می اید برای همین این مطلبی که من نوشتم یک چیز قطعی نیست بلکه یک نظر شخصی من هست
بابت کسانی هم که میگویند مرده اند و بعد زنده میشوند ((باز به قاطع معلوم نیست که واقعا مرده باشند و ممکن هست که بیهوش شده باشند یا امثال ان ))


من چیست ؟

5:

بله بحث پیچیده ای هست اما کاش تعریف درستی از ***زنده بودن***داشتیم


هر پدیده ای علتی هست برای ما؟؟

6:

من یه چیزای گنگی رو میدیدم ! یه حالت کاملا خواب مانند ، اما پوچ !


خداشناسی فلسفی (Philosophical theology)

7:

من هم منکرش نشدم بلکه خواستم با طرح این موضوع وجود روح در جسم را تعریف کنم که البته به این سادگی ها نمیشه و اینکه تعریف از روح نسبتا مشخص بشود که چیست


پلورالیسم و تکثر گرایی نجات! اهل نجات اخروی چه کسانی خواهند بود

8:

باز ممکنه شما کاملا بیهوش نشده بودید اما ،،،،،اینکه زندگی انسان فقط به فهم ان وابسته هست یا خیر و اینکه فهم ما به ((مخ جسمی))وابسته هست یا خیر...اینها سوالات من هست

9:

زندگی در میان موجودات یعنی تحرک ( به نظر من )
و از دید کلی زندگی فقط یک معنی می دهد :
علم

10:

چه تعریفی میخواید ارائه بدید؟
حتما اطلاع دارید که هر دین و مذهب و آیینی برای خودش یه تعریف منحصر به فرد از روح داره دیگه؟
در واقع هر متفکری درون هر دین و ایینی برای خودش یه تعریف داره.
شما کدوم تعریف رو میخواید ارائه بدید؟
بر چه مبنایی باید بپذیریم تعریف شما کوچکترین تطبیقی بر واقعیت داره؟

11:

یعنی به نظر شما آتش و باد و آب و خورشید و پژو 206 هم زنده اند؟!
با این تعریف که اصلا همه چیز زنده س که...
چون همه چیز در این جهان هستی نسبت به چیز دیگری در حال حرکته! مثلا زمین نسبت به مایی که روش وایسادیم مرده س ولی نسبت به خورشید زنده س؟!

12:

نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
یعنی به نظر شما آتش و باد و آب و خورشید و پژو 206 هم زنده اند؟!
با این تعریف که اصلا همه چیز زنده س که...
چون همه چیز در این جهان هستی نسبت به چیز دیگری در حال حرکته! مثلا زمین نسبت به مایی که روش وایسادیم مرده س ولی نسبت به خورشید زنده س؟!
سلام،
منظور بنده متحرک جزئی نبود ( چنانچه شما اشاره کردید ) بنده حتی متحرک هم نفرمودم تا اشتباه نشود .

چون متحرک منقسم به جزء و کل می شود ولی تحرک مفهومی عام هست.
و باید توجه کرد در سطحی که از اون من به عنوان حیات نام بردم ، اتحاد محرک با متحرک و تحریک وجود دارد.
و بیشتر در این حالت نگاه به محرک هست تا متحرک و باید بررسی شود که آیا محرک با شعور هست یا بی شعور هم قابل تصور هست.

که در اون مقام اتحاد و عامیت و یکی بودن ، با شعور هست.
یا علی


94 out of 100 based on 74 user ratings 1174 reviews

@