پیدایش حیات


پیدایش حیات



پیدایش حیات
پیدایش حیات موضوع ی است که از دیرباز مورد توجه انسان برنامه گرفته است ویکی از موضوعات قابل بحث درسطوح علمی وفلسفی است ...
دستمایه اصلی برای تعبیر فلسفی حیات، یافته های علمی است که دانش بشر دراین چند دهه اخیر بدان دست یافته وهرروز برحجم دانش وی از این مسئله بیشتر میشود ...
با این مقدمه بنا دارم تا آخرین اطلاعات موجود دراین باره را بطور خلاصه دراختیار دانش پژوهان وعلاقه مندان موضوع برنامه دهم ناگفته نماند دراین راه به دانش وعلم سایر دوستان فرهیخته نیز نیاز دارم تابا یاری هم مرجعی علمی را دراین فروم به جای گذاشته ومورد استفاده همه برنامه گیرد وبار علمی مان افزایش یابد ...
با سپاس



جبر یا اختیار ؟ : مسئله اینست

1:

بااین مقدمه این موضوع را آغاز میکنیم :

پذيرش تكامل تدريجي جانوران از همديگر براي ما بسيار سخت هست زيرا ما طبق عادت محدوده معيني از وقت يعني طول دوران زندگي خود را در نظر مي‌گيريم.


من خواب راست میبینم این به چه معناست؟ آیا خرافات یا بازی ذهنم است؟
در حالي كه وقت لازم براي تكامل اولا" تدريجي و ثانيا" بسيار طولاني (در رايشان زمين از ابتداي تشكيل موجودات تك سلولي تا كنون بيش از يك ميليارد سال هست.) هست.


جهان چگونه پدید آمد؟
و ديگر اين كه ما عادت كرده‌ايم كه محيط اطراف خود را بدون در نظر گرفتن تغيير، تجزيه و تحليل كنيم، یعنی به ثبات و سکون بیشتر تمایل داریم، با اين عادت‌ها بزرگ شده‌ايم.


منبع واقعی دانش و آگاهی انبیاء و شاعران آسمانی چیست ؟
اما واقعيت اون هست كه حتي در اين مدت عمر كوتاه، در اطراف ما هم تغيير صورت مي‌گيرد.


دستاورد فکری امام محمد غزالی
مثلا" ما در يك خانه كه به مدت 50 سال زندگي مي‌كنيم، عادت كرده‌ايم كه بگايشانيم اين خانه مدت 50 سال هست كه هيچ تغييري نكرده هست.


چرا پذیرشِ خدا بدون پدید آورنده آسونه ولی پذیرش بیگبنگ بدون پدید آورنده سخته؟
اتاق‌ها، راهرو، درب‌ها و ...


شیطان پرستی به سبک آمریکایی
هر كدام سر جاي خود در اين مدت بوده‌اند.


چرا بیگ بنگ دومرتبه طرح میشود؟
در حالي كه توجه به فرسودگي ساختمان نداريم كه يك تغيير بزرگ و تدريجي در حال انجام هست.
براي اين كه مفهوم تكامل تدريجي موجودات زنده را دريابيم بايد 1- وقت طولاني را مدنظر داشته باشيم.

2- تغيير تدريجي و گاهي جهشي را مدنظر داشته باشيم.
با ديدار از نزديك‌ترين اجرام آسماني گيتي، انتظار روبروشدن با چه مظاهري از حيات را داريم؟ اين پرسش را نمي‌توان فقط از راه مقايسه واقعيات فيزيكي و شيميايي سطح سياره‌ها و قمرهاي اون‌ها با واقعيات حيات در رايشان كره زمين جواب داد.

موجودات زنده خود را با واقعيات خارجي كه تحت اون واقعيات به وجود مي‌آيند و تكامل مي‌يابند سازش مي‌دهند.

ضمنا"، اون‌ها مي‌توانند اين واقعيات را در حوزه‌ي مكاني بسيار محدودي تغيير دهند.

ناظري كه اين صحنه‌ را مي‌نگرد ممكن هست به اين نكته توجه نكند و نتيجه بگيرد كه تحت اين واقعيات حياتي وجود ندارد.
هر جسم آسماني، به ايشانژه هر سياره‌اي، مادامي كه وجود دارد تكامل مي‌يابد.

و واقعياتي كه ما امروز در رايشان اون مي‌يابيم ابدا" جاوداني نيستند
.

در مرحله‌ي معيني از اين تكامل، موقعيت براي پيدايش حيات مساعد بوده هست، حيات پديدار شد، تكامل يافت و خود را پيوسته با محيط متغير سازگار كرد.

اكنون اين امكان هست كه حيات در واقعياتي، نامناسب براي موجودات كره‌خاكي، در ساير نقاط گيتي وجود داشته باشد.
بنابراين، پرسش‌ ما فقط اين نيست كه آيا در يك جسم آسماني معين در حال حاضر موجودات زنده‌اي مسكن گزيده‌اند يا نه، بلكه آيا حيات در جريان تكامل خود بررايشان اين جسم آسماني پديدار شده و تكامل يافته هست؟
اكنون مي‌دانيم كه پيدايش و تكامل حيات در رايشان زمين برخلاف اون‌چه كه تا چند سال اخير تصور مي‌شد حادثه غريبي نبوده هست.

حيات، شكل ايشانژه و بسيار پيچيده و كاملي از حركت و ساوقت ماده هست، و پيدايش اون در رايشان زمين يك روند طبيعي، يعني جزء انتقال ناپذيري از تاريخ تكامل سياره‌ي ما هست.
اجرام آسماني ديگر مانند زمين، سير تكاملي درازي را پيموده‌اند.

از نظر قياسي تكامل ماده در گيتي را مي‌توان سيستمي از راه‌هاي پرانشعاب تصور كرد، كه شاخه‌هاي جداگانه‌اي از اون به شكل‌هاي بسيار پيچيده‌ و كاملي از ساوقت و حركت ماده مي‌انجامند.

اما هيچ لزومي ندارد كه اين شكل‌ها را حيات ناميد.

حيات، يكي از شاخه‌هاي بي‌شمار تكامل ماده، و نتيجه‌اي از تكامل تدريجي تركيب‌هاي كربن، يعني مواد آلي هست.
اولينموادي كه در رايشان زمين تكايشانن يافتند، ابتدايي‌ترين مواد‌آلي، هيدروكربن‌ها (تركيب‌هاي كربن و هيدروژن) و سيانيدها (تركيب‌هاي كربن و نيتروژن) و هم‌چنين نزديك‌ترين مشتقات اون‌ها بودند كه جرم مولكولي كمي داشتند.
به تدريج اين تركيب‌ها رشد كردند و پيچيده‌تر شدند، ملكول‌هاي اون‌ها با هم تركيب شده و ملكول‌هاي سنگين‌تري را تشكيل دادند.

اين پروسه، (فرايند) در آب درياها و اقيانوس‌هاي اوليه كره زمين طي شد، و اين آب‌ها را تبديل به مايعي از مواد آلي بسيار پيچيده و گوناگوني كرد كه مشابه اون‌ها را امروز در موجودات زنده مي‌بينيم.

در نتيجه‌ي اين تغيير و تحول "آب‌گوشت مغذي اوليه" كه امروز به اين نام معروف هست، تشكيل شد.

هنوز هيچ موجود زنده‌اي نبود كه از اين آب‌گوشت تغذيه كند.

از حيات در رايشان زمين خبري نبود.
بدايشان‌ترين موجودات زنده بعدها، در دوران سوم تكامل هستي يافتند، يعني هنگامي كه مواد مركب شبه پروتئيني باهم تشكيل سيستم‌هاي ملكولي گوناگوني را دادند.

اين سيستم‌ها به صورت ساختارهاي جداگانه‌اي از محلول پيرامون خود جدا شدند.

تكامل تدريجي، اثر متقابل با محيط و انتخاب طبيعي منجر به پيدايش موجودات زنده اوليه گرديد، و از اون انواع گوناگون حيات بررايشان سياره ما نمودار شده هست.
اوليندوره اصلي تكامل تركيب‌هاي كربن، در تمامي گيتي مشاهده شده هست.

تركيب‌هاي كربن و هيدروژن يا كربن و نيتروژن را بايد در رايشان تمام اجسام آسماني كه در حوزه‌ي مطالعه ما هستند كشف كرد.

اين تركيب‌ها در سطح ستارگان از جمله خورشيد، در ابرهاي سردگازي و ماده غباري بين ستاره‌اي، در رايشان سياره‌هاي بزرگ و كوچك منظومه شمسي، در هسته و دم ستارگان‌دنباله‌دار و بالاخره در شهاب‌سنگ‌هايي كه از سايشان فضاي خارج به زمين مي‌رسند يافت مي‌شوند.

سير تكاملي اين مواد با سير تكاملي مواد كره خاكي ما با هم كاملا" فرق داشته‌اند، اما دوران اصلي تكامل تركيب‌هاي كربن مشخص كننده‌ي همه‌ي اون‌ها هست.
بنابراين، ماده كربن كه لازمه‌ي پيدايش حيات، شبيه حيات زميني هست، در همه جا يافت مي‌شود.

تنها پرسشي كه پيش مي‌آيد اين هست كه چگونه اين ماده در رايشان اجرام آسماني تكامل يافته‌ هست.
بيش از صد سال پيش، در تركيب بعضي از شهاب‌سنگ‌ها هيدروكربن‌هايي با مولكول‌هاي از نوع موم معدني، و نيز مشتقات گوگردي و اكسيژني اون‌ها ديده شد.

هم‌چنين موادي نظير اون‌چه كه در موجودات زنده يافت مي‌شود، اخيرا" از شهاب‌سنگ‌ها جدا شده‌اند.

تجربيات آزمايشگاهي نشان داده هست كه اين مواد مستقل از حيات، و در طي يك تغيير و تحول شيميايي هيدروكربن‌هاي اوليه‌ به وجود آمده‌اند.
بعضي از شكل‌هاي ساختماني حيات، كه به عقيده‌ي گروهي از دانشمندان متعلق به بقاياي موجودات زنده‌اند، در شهاب‌سنگ‌ها ديده شده هست.

اما ارتباط بين اين شكل‌ها با فرايندهاي حياتي هنوز به اثبات نرسيده هست.

امكان دارد كه اين ساختارها به صورت كاملا" معدني تكايشانن يافته باشند.
مواد‌آلي مركب، نيز ممكن هست در رايشان بعضي از سياره‌ها- همسايه‌هاي ما در منظومه شمسي- يافت شوند.

مشاهد‌هاي اخير بازتابي نور از سطح مريخ صحت اين مسئله را تاييد مي‌كند.


2:


مرحله اول پيدايش حيات
همه موجودات زنده رايشان زمين، از گياهان و جانوران گذشته‌هاي دور تا جانداراني كه در حال حاضر رايشان زمين زندگي مي‌كنند، در اين سياره پا به عرصه وجود نهاده‌اند و حتي ترديد نيست كه پيدايش حيات، وابسته به اوضاع شيميايي و فيزيكي گذشته زمين بوده و هيچ عامل ديگري در اين جريان دخالت نداشته هست.
در تكامل حيات در رايشان زمين، تنها دو عامل دخالت دارند: يكي وقت و ديگري قوانين فيزيكي و شيميايي كه همواره در اين سياره خاكي جريان داشته و دارند.

با وجود چنين واقعياتي در زمين، پيدايش حيات امري الزامي بوده هست و به همان گونه كه حيات در اين سياره ظاهر شده در هر سياره از ساير سياره‌هاي جهان نيز، كه واقعياتي مانند واقعيات اوليه زمين باشد، حيات وجود دارد.

به نظر دانشمندان احتمال اين‌كه در سيار‌هاي ديگر موجود زنده وجود داشته باشد، صد% هست.

(اما ما تا كنون نتوانسته‌ايم اون را ثابت كنيم) اين دانشمندان مي‌گايشانند: در جهان بيش از يك ميليارد كهكشان مانند كهكشان راه‌شيري وجود دارد.

هر كهكشان نيز داراي بيش از يك ميليارد ستاره مانند خورشيد هست.

و هر ستاره نيز تعدادي سياره مانند زمين و مريخ و ...

در اطراف اين ستارگان در گردش هستند.

بنابراين امكان اين كه يكي از اين سياره‌ها واقعياتي مانند زمين داشته باشد، مي‌توانيم بگايشانيم صد% هست.
پيدايش اولين موجودات زنده طي هفت مرحله به وجود آمد:
مرحله اول پيدايش حيات
اتمسفر اوليه: از ميان سبك‌ترين و فراوان‌ترين مواد سطح زمين، اتم‌هاي ئيدروژن و اكسيژن و كربن و نيتروژن بودند.

هنگامي كه كاهش گرما به درجه‌اي رسيد كه پيدايش مولكول‌ها را ممكن ساخت، اين اتم‌ها شروع به تركيب‌شدن با يكديگر كردند.

از اون‌جا كه هيدروژن از اتم‌هاي ديگر فعال‌تر هست و تركيب اون با اكسيژن و نيتروژن و كربن سهل‌تر از تركيب سه عنصر مذكور با يكديگر، صورت مي‌گيرد، به احتمال قايشان سه نوع ملكول زير، در لايه‌ي خارجي زمين به وجود آمدند:
از تركيب هيدروژن با اكسيژن مولكول آب به وجود آمد.

H2o يا h-o-h
از تركيب هيدروژن با نيتروژن ملكول آمونياك به وجود آمد.

Nh3
از تركيب هيدروژن با كربن ملكول متان به وجود آمد.

Ch4
گرماي زمين به درجه‌اي بوده كه اين سه تركيب ساده به صورت گاز موجود بوده‌اند و اتمسفري كه زمين را احاطه مي‌كرده مقادير فراواني از اين سه گاز در برداشته هست.

شواهد و مدارك موجود نشان مي‌دهند كه چنين واكنش‌هايي نه تنها رايشان زمين به وقوع پيوسته‌اند بلكه در بعضي از سياره‌هاي ديگر منظومه‌ي شمسي نيز صورت گرفته‌اند.

مثلا" سياره مشتري كه بسيار دور از خورشيد به دور اون مي‌گردد و سطح‌اش بسيار سرد هست، در حال حاضر آب و متان و آمونياك را به صورت جامد دارد.

ظاهر امر نشان مي‌دهد كه واكنش‌هاي شيميايي سياره‌ي مشتري نيز از نوع واكنش‌هاي شيميايي رايشان زمين بوده‌اند ولي دوري از خورشيد و برودت زياد، سه گاز نام‌برده را، پيش از اون‌كه بتواند تركيبات بعدي به وجود آورند، به حالت جامد در آورده هست.

با اطمينان خاطر مي‌توان فرمود كه در اتمسفر زمين ما، متان و آمونياك وجود ندارد.

حال بايد ديد كه اتمسفر قديمي زمين چگونه به صورت كنوني در آمده هست.
منبع انرژي لازم براي ساخته شدن ملكول‌هاي آب و متان و آمونياك، اشعه ايكس و اشعه فوق بنفش و نور و گرماي خورشيد بود.

از اين گذشته گرماي سطح زمين خود كافي بود كه ساخته شدن اين سه تركيب ساده را سبب شود و در عين حال به اون اندازه زياد نبود كه سبب متلاشي شدن اون‌ها گردد.


در نتيجه‌ي سرد شدن تدريجي كره زمين، درجه گرما به حدي تنزل يافت كه بعضي از اين گازها به حالت مايع در آمدند و نيز بعضي از مايعات جامد گشتند.
اقيانوس‌هاي اوليه: آب‌هايي كه به صورت بخار در اتمسفر زمين وجود داشتند ابرهايي به ضخامت صدها كيلومتر تشكيل داده بودند، بر اثر برودت تدريجي به صورت باران نازل شدند ولي قشر زمين هنوز به اندازه‌اي گرم بود كه آب را به سرعت بخار مي‌كرد و به هوا مي‌فرستاد.

سرانجام قشر زمين به برودتي رسيد كه توانست آب را به صورت مايع در خود جاي دهد.

در اين مرحله بود كه باران‌هاي دايم بر سطح زمين باريدند و گودال‌ها و حفره‌هاي سطح زمين را پرساختند و نيز سيلاب‌هاي عظيم از كوه‌ها سرازير شدند و تدريجا" اوليناقيانوس‌ها را به وجود آوردند.
بخشي از آمونياك و متان اتمسفر، همراه آب باران به اقيانوس‌ها وارد شد و در اون به حالت محلول باقي‌‌ماند.

اين دو ماده در گرمايي كه آب حالت مايع دارد، به صورت گاز هستند.

نيز نمك‌ها و و كاني‌هاي محلول از خشكي‌ها شسته شدند و در اقيانوس‌ها حل گشتند.

در آغاز تشكيل اقيانوس‌ها، نمكي در آب حل نشده بود، ولي چون رودها در حين جريان مقداري از اون را به درياها مي‌آوردند و نيز امواج سهمگيني كه سواحل را متلاشي مي‌ساختند، مقادير قابل توجهي نمك و كاني‌ها در اقيانوس‌ها مي‌ريختند، رفته‌رفته مقدار زيادي نمك در آب اقيانوس‌ها حل و انبار شد.

از فعاليت آتش‌فشان‌هاي زيردريايي نيز مقاديري نمك و كاني‌ها به آب اقيانوس اضافه کرده گشت.

بدين صورت بود كه درياهاي اوليه شور شدند و با گذشت وقت شوري اون‌ها افزايش يافت.
پيدايش آب و متان و آمونياك و به وجود آمدن درياهايي كه متان و آمونياك و بسياري از نمك‌ها و كاني‌ها به صورت محلول داشتند، از اولينسوانحي بودند كه پيدايش حيات را رايشان سياره ما امكان‌پذير ساختند.

چنان‌كه مي‌دانيم آب مهم‌ترين ماده سازنده‌ي ماده‌ي زنده هست.

آب به طور متوسط دوسوم و در بعضي از موارد نزديك نود % يا بيشتر ماده‌ي زنده را مي‌سازد و نيز وجود آب در حال حاضر در سه چهارم سطح كره زمين، اهميت بسياري در اقتصاد عالم جانداران دارد.

اهميت آب در دو خاصيت مخصوص اون هست:
خاصيت اول اون‌كه آب بهترين حلال‌هاست و بيش از ساير حلال‌ها مواد گوناگون را در خود حل مي‌كند و به اين حساب بهترين محيط وقوع واكنش‌هاي شيميايي هست.

بديهي هست كه واكنش‌هاي شيميايي در گازها و جامدها نيز صورت مي‌گيرند ولي بيشتر واكنش‌ها به سهولت و به وفور در آب انجام مي‌گيرند.

از اون‌جا كه پايه فرايندهاي زيستي، فرايندهاي شيميايي هست، وفور آب در سطح زمين به صورت مايع، از مساعدترين شرایط پيدايش حيات بوده هست.
خاصيت دوم اون‌كه آب بهترين منبع هيدروژن و اكسيژن هست.

هردايشان اين عنصرها، خواص بسيار مفيد دارند و ظهور حيات برمبناي واكنش‌هاي شيميايي، به وجود اون‌ها نيازمند بوده هست.

ولي اين دو گاز از همان آغاز عمر زمين به صورت آزاد در مجاورت قشر زمين موجود نبوده‌اند بلكه مولكول‌هاي آب در حكم اندوخته‌هايي از اين دو گاز بوده‌اند.

اكنون نيز آب تنها منبع هيدروژن و يكي از مهم‌ترين منابع اكسيژن هست.
آب با دارا بودن دو خاصيت مهم فوق سبب وقوع واكنش‌هايي شد كه پيدايش ماده‌ي زنده را تسهيل مي‌كرده‌اند.

موادي كه در اين واكنش‌ها شركت داشتند از همان مواد محلول در آب به‌اضافه‌ي خود آب و اندكي نيز كربن موجود در متان بوده‌اند.


3:

امیدوارم سلسه مطالبی که طرح میشود باتوجه به اینکه بیشتر حالت آکادمیک دارد وبا هستدلالهای علمی مطرح میشود مورد هستفاده علاقه مندان موضوع برنامه گیرد :
مرحله دوم پيدايش حيات
خواص كربن: كربن با داشتن چهار ظرفيت عنصري هست که قابليت انعطاف بسيار دارد.

در متان هر چهار ظرفيت کربن را اتم‌هاي هيدروژن اشباع مي‌نمايند.

بدين صورت: CH4
ولي ممکن هست اتم‌هاي ديگري نيز اين ظرفيت‌ها را اشباع نمايند.

مثلا" اگر متان با کلر ترکيب شود موادي به وجود مي‌آورند که در اون‌ها، يک يا دو يا سه يا هر چهار ظرفيت کربن را ممکن هست کلر به جاي هيدروژن اشغال کند.

موادي که حاصل مي‌شوند عبارتند از:
CH3CL CH2CL2 CH CL3 CCL4
از ميان اين چهار ماده، سومي يعني CHCL3 همان کلروفرم هست که از مهم‌ترين داروهاي بيهوشي هست.

عنصرهاي ديگري جز کلر نيز مي‌توانندجانشين هيدروژن‌هاي متان گردند.

بنابراين متان مي‌توانسته هست با بسياري از ترکيبات ساده‌ي موجود در اقيانوس اوليه واکنش کرده، مقاديري از موادکربن‌دار گوناگون به وجود آورد.

به همان گونه که مواد حاصل از متان مي‌توانستند با خود متان ترکيب شوند، مولکول‌هاي متان نيز مي‌توانستند با يکديگر ترکيب گردند و اين يکي از مهم‌ترين خواص کربن هست.
بسياري از اتم‌هاي کربن مي‌توانند مستقيما" به يگديگر متصل گردند و نمونه‌هاي متنوعي به وجود آورند.

اگر کربن يک ملکول متان، به جاي هيدروژن يک ملکول متان ديگر بيايد، ظرفيت‌هاي آزاد متان دوم ممکن هست به وسيله هيدروژن يا اتم‌هاي ديگري اشباع شوند.
بدين‌طريق ممکن هست اتم‌هاي کربن بيشتري گرد هم‌آيند و سرانجام موادي به وجود آورند که رشته‌ي درازي از اتم‌هاي کربن را شامل گردند.


هرگاه دو کربن دو انتهاي يک رشته کربن به هم متصل شوند، حلقه‌اي از کربن حاصل خواهد شد.

بنزن يکي از اين گونه مواد هست.
ترکيبات اضافي ديگري نيز ممکن هست به وجود آيند.

چنان که مثلا" ممكن هست رشته‌ي كربن‌ها منشعب شود يا اون‌كه يك حلقه كربن با يك رشته كربن متصل گردد.

نيز ممكن هست اين‌گونه "الگوهاي كربن" در دو يا سه فضا توسعه يابند.

چنين ساوقت‌هاي كربن‌دار اسكلت‌هايي به وجود مي‌آورند كه ظرفيت‌هاي آزاد اون‌ها ممكن هست به ساير اتم‌ها مانند هيدروژن و اكسيژن متصل شوند.
بديهي هست تركيباتي كه در اون‌ها كربن‌ها به يكديگر متصل هستند، هم از نظر تنوع و هم از نظر پيچيدگي فراوان خواهند بود.

در واقع مواد كربن‌دار تنوع و پيچيدگي بيشتري از ساير مواد شيميايي دارند.

نافرموده نماند كه دو مولكول كربن‌دار، اگر كوچك‌ترين تفاوتي در "اسكلت كربني" خود داشته باشند، دو ماده‌ي كاملا" متفاوت خواهند بود و خواص شيميايي متفاوت خواهند داشت.
مواد كربن‌دار: ساخته شدن مولكول‌هايي كه چند كربن متصل به هم داشته‌اند، برمبناي تركيب متان يا موادي كه با متان تركيب شده بودند، يكي از پايه ي‌ترين مرحله‌ي تاريخ تكامل ماده‌ي زنده هست.

در حال حاضر موادي كه كربن‌هاي متصل به هم دارند، تقريبا" به طور انحصاري در ماده‌ي زنده به وجود مي‌آيند، يا از موادي نتيجه مي‌شوند كه وقتي زنده بوده‌اند.

رايشان همين اصل هست كه اين گونه مواد را موادآلي نام نهاده‌اند.

آب و فلزات و كاني‌ها كه فاقد كربن‌هاي متصل به هم هستند، جهان غيرزنده را تشكيل مي‌دهند ولي درماده‌ي زنده نيز موجودند.
از ميان اقسام گوناگون موادآلي كه در درياهاي اوليه به وجود آمده‌اند پنج گروه هستند كه در وقوع سوانح بعدي اهميت فراوان داشته‌اند:
گروه اول موادآلي، مولكول‌هايي هستند كه چند اتم كربن در اون‌ها به صورت رشته به هم پيوسته‌اند.

اتم‌هاي ديگر اين ملكول‌ها هيدروژن و اكسيژن هستند كه نسبت دو به يك دارند.

اين ملكول‌ها كه به احتمال قايشان از تركيب متان و آب حاصل شده‌اند، گروه هيدرات‌هاي كربن نام دارند.

معروف‌ترين اون‌ها قندها هستند.
گلوكز، از قندهاي بسيار مهم هست: يك ملكول گلوكز شش كربن به صورت رشته و 12 اتم هيدروژن و شش اتم اكسيژن متصل به كربن‌ها دارد.

و فرمول اون C6H12O6 هست.

همه‌ي قندها شش كربن ندارند بلكه بعضي از اون‌ها 5 كربن و برخي بيش از 6 كربن دارند.
گروه دوم موادآلي، شامل گليسرين هست.

گليسرين اسكلتي سه كربني دارد.

8 اتم هيدروژن و سه اتم اكسيژن به كربن‌هاي اون متصل هستند.

فرمول اتمي گليسرين C3H8O3 هست.
گروه سوم موادآلي، كه منحصرا" از كربن و هيدروژن و اكسيژن ساخته شده اند و كربن به صورت رشته‌ي درازي مركب از دو، تا بيست و حتي بيشتر اتم كربن هست، اسيدهاي‌چرب هستند.

در ملكول اسيدچرب به همه‌ي كربن‌ها هيدروژن متصل هست به هستثناي كربن انتهاي رشته كه به اون دو اتم اكسيژن و يك اتم هيدروژن اتصال دارد.


گروه چهارم موادآلي، اسيدهاي‌امينه هستند.

اسكلت كربن اسيدهاي‌امينه يك رشته يا يك حلقه هست.

از مشخصات اين گروه وجود اتم نيتروژن به همراه اتم‌هاي كربن و اكسيژن و هيدروژن هست.

نيتروژن در اسيدهاي‌امينه به صورت گروه امين هست.

مسلم هست كه گروه امين از آمونياك و بدين طريق اشتقاق يافته هست كه يك اتم هيدروژن از اون خارج شده هست.

به صورت NH2 – هست.

در هر اسيدامينه يك گروه امين به اسكلت كربني اتصال دارد.
گروه پنجم موادآلي، شامل پورين‌ها Purins و پيريميدين‌ها Pyrimidins هست.

اسكلت كربني اين دو دسته مواد هميشه حلقايشان هست.

حلقه‌ي ابتدا از كربن‌ها ساخته شده هست ولي چند اتم نيتروژن نيز در اون وارد هست.

پورين از دو حلقه متصل به هم و پريميدين از يك حلقه ساخته شده هست.
واكنش‌هاي شيميايي دومين مرحله پيدايش حيات را مي توان چنين خلاصه كرد:
قندها+گليسرين+اسيدهاي‌چرب+ اسيدهاي‌امينه+پورين+پيريم دين <--- CH3+{CH4+H2O+NH3}
اكنون بايد ديد كه انرژي لازم براي تركيب شدن اين مواد از چه منبعي به دست مي‌آمده هست و از كجا چنين موادي توليد شده‌اند.
از دو منبع انرژي موجود1، يك منبع هنوز مورد هستفاده فراوان بود.

گرماي سطح زمين كه كمتر از گرماي آب جوش بود، اثري در واكنش‌هاي شيميايي نمي‌توانست داشته باشد ولي منبع ديگر يعني اشعه‌ي فوق‌بنفش و اشعه‌ي پر انرژي خورشيد كه با شدت به زمين مي‌رسيد اثر فراوان داشت و مي‌توانست انرژي لازم براي واكنش‌هاي ميان متان و آمونياك و آب را فراهم سازد.
از اين گذشته منبع تازه‌اي از انرژي نيز موجود بود و اون تخليه الكتريكي قايشان هنگام توليد برق در اتمسفر بود.

در اتمسفر ابرآلود طوفاني اون وقت تخليه الكتريكي دايم صورت مي‌گرفت.

برق به هنگام تخليه الكتريكي هم‌چون نور خورشيد قادر بود كه سبب وقوع واكنش‌هاي شيميايي گردد.
هم انرژي برق و هم انرژي خورشيد به صورتي كه امروزه، ولي به مقدار كم عمل مي‌كنند، رايشان مولكول‌هاي گازي اتمسفر اثر كردند و سبب واكنش‌هاي شيميايي هوايي شدند و محصولات اين واكنش‌ها به وسيله‌ي باران در درياها فرو ريخت.
پا به پاي واكنش‌هاي هوايي، واكنش‌هايي نيز در آب اقيانوس‌ها يعني جايي كه متان و همه اجزاي لازم براي تركيب شدن مواد، محلول بودند صورت گرفت.

اتمسفر و اقيانوس‌ها هردو جايگاه وقوع واكنش‌هاي شيميايي اوليه بودند.

ترديدي نيست كه واكنش‌هاي بعدي بيشتر در اقيانوس‌ها صورت گرفته‌اند.
طي آزمايش‌هايي كه اخيرا" به عمل آمده‌اند، مسئله وقوع رايشاندادهاي شيميايي اوليه در اتمسفر زمين به صورت روشني به ثبوت رسيده ‌است.

گاز متان و آمونياك و آب را در شيشه‌ي مسدودي وارد ساختند و در اين مخلوط به مدت چند روز تخليه الكتريكي كردند، تا تقليدي از اون‌چه كه در اتمسفر رايشان مي‌دهد، شده باشد.

بررسي مواد محتايشان شيشه نشان داد كه قند و اسيدهاي‌امينه و اسيدهاي‌چرب و ساير تركيبات آلي محصول آزمايش بوده‌اند.

بنابراين كاملا" منطقي هست اگر بپذيريم كه تحت اثر منابع اوليه‌ي انرژي، گازهاي ساده و كاني‌ها بر يكديگر اثر كردند و گروهي از مواد آلي گوناگون ساختند و به آب اقيانوس‌ها اضافه کردند.
مواد آلي‌ي كه تا اين مرحله ساخته شدند چندان پيچيده نبودند ولي همه نوع مواد مهم كربن‌دار در برداشتند.

پيدايش اين مواد رمز گشودن باب حيات بود.

زيرا به وجود آمدن مولكول‌هاي بزرگ‌تر داراي اسكلت كربني پيچيده‌تر و خواص شيميايي جديد‌تر را امكان بخشيدند.

1 -يكي گرماي سطح زمين و ديگري اشعه ايكس، اشعه ماورابنفش، نور، و گرماي خورشيد

4:

مرحله سوم پيدايش حيات
وقتي كه امر اتصال كربن‌ها به يكديگر آغاز شد، هم‌چنان ادامه يافت و از ميان موادي آلي ساخته شده، بعضي مواد با يكديگر و با مواد غيرآلي تركيب شدند و ملكول‌هاي پيچيده‌تر به وجود آورند.
از ميان مواد آلي كه با يكديگر تركيب شدند، يكي قندها بودند.

نتيجه‌ي تركيب شدن اون‌ها پيدايش يك سلسله مولكول‌هاي بزرگ‌تر شد كه رشته‌هاي دراز كربن را شامل بودند.

بعضي از پلي‌ساكاريدها كه بدين طريق ساخته شدند بسيار فراوان هستند.

مثلا" نشاسته، سلولز، گليكوژن، از پلي‌ساكاريدهاييهستند كه هر يك از 12 ملكول قند يا بيشتر از اون تركيب يافته هست.

ظهور پلي‌ساكاريدها در آغاز امر براي پيدايش ماده زنده اهميت پايه ي داشت زيرا چنان‌كه خواهيم ديد، پلي‌ساكاريدها از مواد ساختماني بسيار خوب و از منابع عالي انرژي براي واكنش‌هاي شيميايي هستند و در حال حاضر نيز به همين منظورها به كار مي‌روند.
در سلسله واكنش‌هاي ديگر، گليسرين، با اسيد چرب تركيب شد و چربي‌ها را به وجود آورد. اين مواد نيز از مواد عالي انرژي‌زا هستند و از نظر سازندگي بهتر از پلي‌ساكاريدها هستند.
از مهم‌ترين تركيبات جدید، پروتئين‌ها بودند.

پروتئين‌ها از اسيدهاي‌امينه‌اي كه به صورت پيچيده‌اي به يكديگر اتصال دارند، ساخته شده‌اند
.

ملكول‌هاي بي‌شماري از اسيدهاي‌امينه (يكصد هزار ملكول يا بيشتر) ممكن هست براي ساختن پروتئيني گرد هم‌آيند.

الگايشان هندسي چنين ماده‌اي ممكن هست بي‌نهايت متغير باشد.

حاصل اون‌كه نه تنها پروتئين‌ها بزرگ‌ترين ملكول‌ها را به وجود آوردند بلكه شامل متنوع‌ترين ملكول‌ها نيز بودند.

پروتئين‌ها به سبب تنوع و پيچيدگي فراواني كه دارند از مناسب‌ترين ماده‌ي ساختماني ماده‌ي زنده نيز هستند.
فراواني‌ پروتئين‌ها از نظر ديگر، واجد اهميت فراوان بود، زيرا بعضي از پروتئين‌ها توانستند واكنش‌هاي شيميايي ميان مولكول‌هاي ديگر را تسريع كنند.

شيميدان‌ها براي تسريع واكنش‌هاي شيميايي، روش‌هاي بسيار مي‌شناسند.

مثلا" گرما يكي از شرایط تسريع كننده هست.

ولي بعضي از واكنش‌ها بدون تاثير گرما و تنها با اضافه کردن موادي به نام كاتاليزگر یا کاتالیزور تسريع مي‌شوند.

بسياري از پروتئين‌ها مانند كاتاليزگر عمل مي‌كنند.

پروتئين‌هاي كاتاليزگر را اونزيم (دياستاز) مي‌نامند.

بنابراين با پيدايش پروتئين‌ها، سرعت واكنش‌ها در اقيانوس‌هاي اوليه زياد شد و از همان آغاز تا كنون «حيات تابع واكنش‌هايي شد كه توسط اونزيم‌ها تسريع مي‌گردند.»
گروه ديگر ملكول‌هاي پيچيده، كه در تنوع و درجه‌ي پيچيدگي دست كمي از پروتئين‌ها نداشتند، ملكول‌هايي بودند كه از پيريميدين‌ها و پورين‌ها ساخته شده بودند.

اين دو ماده با دو نوع ماده ديگر تركيب شدند: يكي از دو ماده‌ي اخير يك قند 5 كربني، و ماده‌ي ديگر فسفات بود.

(فسفات از مواد كاني هست كه در اون ايام و نيز در حال حاضر همواره در اقيانوس‌ها موجود بوده و هست).

حاصل اون‌كه دو نوع ماده‌ي مركب بسيار پيچيده به وجود آمد: يكي «پورين- قند- فسفات» و ديگري «پيريميدين- قند- فسفات»، هردايشان، اين مواد را نوكلئوتيد مي‌گايشانند.

صدها و هزارها ملكول نوكلئوتيد با هم تركيب شدند و ملكول‌هاي بي نهايت پيچيده‌ي اسيدهاي‌نوكلئيك را ساختند.
واكنش‌هاي شيميايي سومين مرحله پيدايش حيات را مي توان چنين خلاصه كرد:
قند + قند ---------------------------------------------> پلي‌ساكاريد
اسيد چرب + گليسرين -------------------------------->چربي
اسيدامينه + اسيدامينه -------------------------------> پروتئين
(پورين، پيريميدين) + قند و فسفات ------------------> نوكلئوتيد
نوكلئوتيد + نوكلئوتيد ----------------------------------> اسيدهاي نوكلئيك

5:

سلام ، ببخشید که مطالبتون رو نخوندم ولی دارم سوال می پرسم ( اگه تمایل داشتید جواب ندید )
ولی می خواستم بدونم به نظر شما ( و در این نوشته های شما ) آیا پیدایش مرحله ی بینش و یا درک هم وجود داره ؟ اگه آره ، شما پیدایش عقل رو از یک سر سلول عصبی چطور تشریح می کنید ؟

6:

بادورد
متوجه سوال شما هستم ولی این موضوع وسوال شما درجستارهای دیگر تاحدودی فرمودگو شده هست وبنده چند لینک اون را برای مطالعه مقدماتی ذیلا نقل میکنم که بعد مطالعه اون میتوانیم درتایپیک مستقلی دررابطه با پیدایش وتکوین عقل ویا شعور انسانی مستقل تر فرمودگو کنیم زیرا دراینجا سعی براین هست درباره پیدایش حیات فرمودگو شود والبته چنانچه بازهم تمایل داشتید سپس پایان این سلسله مراحل پیدایش حیات دراین باره نیز فرمودگو کنیم بنده از این سوال شما هستقبال میکنم
شناخت از شناخت وفرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - 5 (مقدمه)

7:

چهارمين مرحله پيدايش حيات
فرايندهاي تدريجي توليد تركيبات گوناگون شيميايي هم‌چنان ادامه يافت و ملكول‌هايي از پلي‌ساكاريدها و چربي‌ها و پروتئين‌ها و اسيدهاي نوكلئيك به طرق گوناگون با هم تركيب شدند.

از ميان ملكول‌هاي بسيار پيچيده‌اي كه از اين واكنش‌ها حاصل شد، نوكلئوپروتئين‌ها بودند كه تركيباتي هستند از اسيدهاي نوكلئيك و پروتئين‌ها، نوكلئوپروتئين‌ها بزرگ‌ترين و پيچيده‌ترين ملكول‌هاي شناخته شده هستند.
توليد مثل: شواهد موجود نشان مي‌دهد كه نكلئوپروتئين‌ها، طي تاريخ تكامل خود، صاحب خواص بسيار مهمي شدند.

مهم‌ترين اين خواص عبارت از اين بود كه بعضي از ملكول‌هاي نوكلئوپروتئين مي‌توانستند همانند خود را بسازند.

به عبارت ديگر قدرت توليد مثل داشتند.

اين كه ملكول بتواند همانند خود را بسازد، امري خيالي و غير عملي مي‌نمايد و حال اون‌كه وقتي فرايند همانند سازي را با دقت مطالعه كنيم، مسئله‌اي كاملا" عملي به نظر مي‌رسد و تجسس‌هاي كنوني پرده از رايشان اين راز برداشته‌اند.
براي ساختن همانند چيزي، ابتدا بايد اجزاي ساختماني اون چيز آماده شود، سپس اون اجزا را به صورتي با‌ هم جور كنند كه نظير الگايشان اولينگردد.

بنابراين اگر بايد ملكولي نوكلئوپروتئين ساخته شود، ابتدا وجود ملكول‌هاي قند و اسيدامينه و فسفات و پورين و پريميدين لازم مي‌آيد.

اين اجزاي سازنده‌ي نوكلئوپروتئين در اقيانوس اوليه به وفور موجود بودند.

بخشي از اين مواد، اولينملكول‌هاي نوكلئوپروتئين را به وجود آوردند و بقيه براي ساختن همانندهاي اولينملكول‌ها به كار رفتند.

بنابراين توليد ملكول نوكلئوپروتئين عبارت مي‌شود از مرتب شدن اجزاي موجد(به وجود آورنده) به صورت ملكول بزرگي كه همانند ملكول اصلي هست.
نوكلئوپروتئين‌ها ملكول‌هايي بزرگ و دراز و رشته ماننداند كه يكي از خواص اون‌ها اين هست كه هر بخش سازنده‌ي مولكول، ميل تركيبي با بخش آزاد نظير خود، كه در محيط موجود هست، دارد.

حاصل اون‌كه اگر همه‌ي اجزاي ساختماني يك ملكول نوكلئوپروتئين در حول اون موجود باشد، هر جزيي به جزء همانند خود در طول ملكول متصل مي‌شود و مجموع اجزاي متصل شده به ترتيبي برنامه مي‌گيرند كه اون ترتيب در ملكول قبلي بوده هست.

بنابراين ساخته شدن يك ملكول جديد هنگامي پايان مي‌پذيرد كه اجزاي گرد‌آمده به صورتي «صحيح» به هم متصل شوند.


ميليون‌ها سال طول كشيد تا در نتيجه‌ي تركيب قند و فسفات و پيريميدين و پورين، نوكلئوتيد به وجود آمد و سپس بر اثر تركيب نوكلئوتيدها اسيدهاي نوكلئيك ساخته شدند.

و در نتيجه تركيب اسيدهاي‌امينه پروتئين‌ها پيدا شدند و سرانجام بر اثر تركيب پروتئين‌ها و اسيدهاي نوكلئيك، نوكلئوپروتئين‌ها ظاهر گشتند.

هنگامي كه اولينملكول‌هاي نوكلئوپروتئين ساخته شدند، به عنوان الگو در توليد ملكول‌هاي ديگر، ولي سريع‌تر، به كار رفتند.

هر ملكول نوكلئوپروتئين كه در آغاز با كندي بسيار پيدايش مي‌يافت، براي به وجود آمدن مولكول‌هاي نو در حكم «دستور تهيه» بود.

به كمك اين دستور تهيه قندها و اسيدهاي امينه و پورين‌ها و پيريميدين‌ها و اسيدهاي فسفريك و غيره به وضعي مناسب به يكديگر متصل شدند و يك‌جا و به طور مستقيم ملكول‌هاي نو ساختند.
از اون پس معني درست توليد مثل چنين شد: «گرد آمدن سريع مواد ساده‌ي خام، برطبق الگايشاني از مدل قبلي، براي به وجود آوردن همانند اون» در امر توليد مثل موجودات زنده، خود الگايشان قبلي، كار جمع‌آوري و مرتب ساختن اجزاي ساختماني همانند خود را به عهده دارد.

الگايشان حاصل نيز به نوبه خود الگايشاني براي ساخته شدن مدل نو مي‌شود.

با اين روش بود كه جانشينان نوكلئوپروتئين‌هاي اوليه، يكي پس از ديگري، از آغاز پيدايش تا كنون، به وضعي مداوم به دنبال هم ساخته شدند.
تا اون‌جا كه اطلاع داريم نوكلئوپروتئين‌ها اولينو تنها ملكول‌هايي بودند كه مي‌توانستند همانند خود را بسازند و اكنون نيز چنين هستند.

اين خاصيت مهم نوكلئوپروتئين‌ها بستگي كامل به ساوقت داخلي و پيچيدگي اتمي مولكول‌هاي اون‌ها دارد.

هر وقت كه تعداد و انواع معيني از اتم‌ها به صورت درستي گرد هم آيند، خاصيت توليد خواهند يافت.

اين فرايند هيچ‌گاه نبايد اسرار آميز و عجيب‌تر از خواص تركيبي ساير اتم‌ها به نظر آيد زيرا مثلا" اتم‌هايي هستند كه با هم تركيب مي‌شوند و اسيدي به وجود مي‌آورند و اين اسيد مي‌تواند فولاد را سوراخ كند.

حاصل اون‌كه توليد مثل خاصيتي چون خواص ديگر موادي هست كه از اتم‌ها تركيب يافته‌اند و حيات جز بسط چنين خاصيتي چيز ديگري نيست.
تغذيه: يكي از نيازمندي‌هاي توليد مثل فراهم بودن مواد اوليه ساختماني نوكلئوپروتئين‌ها بوده و در حال حاضر نيز هست.

بنابراين مواد بي‌شمار آلي و كاني موجود در اقيانوس اوليه در حكم مواد خوراكي محسوب مي‌شدند.

پس به وجود آمدن اولينملكول نوكلئوپروتئين نه تنها موجد(به وجود آورنده) فرايند توليد مثل بوده بلكه فرايند تغذيه را به ميان كشيده‌ هست.

مواد آلي خوراكي يا غذاها، چون قندها و اسيدهاي‌امينه و پورين‌ها و پيريميدين‌ها و غيره، همراه مواد خوراكي كافي چون فسفات‌ها و آب بودند كه فرايند توليد مثل را امري ممكن ساخته‌اند.
به تدريج كه در نتيجه‌ي توليدمثل، مواد خوراكي بيشتري، به صورت نوكلئوپروتئين در مي‌آمدند، و اين ملكول‌ها همانند خود را مي‌ساختند و تعداد اون‌ها روزافزون مي‌شد.

شك نيست كه سرعت تبديل مواد خوراكي به نوكلئوپروتئين از همان آغاز، بيش از سرعت ساخته شدن ملكول‌هاي نو مواد خوراكي برپايه تركيب شدن متان و آمونياك و آب بوده هست.
عامل ديگري نيز وجود داشت كه سبب كاهش مواد خوراكي آزاد و مورد نياز ساخته شدن مولكول‌هاي نو نوكلئوپروتئين‌ها مي‌شد.

به درستي نمي‌دانيم كه چگونه و چه وقت اين عامل دست اندر كار شد ولي اوضاع فيزيكي رايشان زمين سرانجام به نحايشان تغيير يافت كه اندوخته تازه قند و اسيدامينه و ساير غذاها فراهم نمي‌گشت.

شايد تخليه‌ي الكتريكي اتمسفر به درجه‌اي كم شده بود كه متان و آب و آمونياك به مقدار قابل ساخته نمي‌شدند، شايد به سبب رايشان دادن تغييرات ديگري در اتمسفر زمين، انرژي اشعه‌ي خورشيد با شدت و مقادير قبلي به سطح زمين نمي‌رسيد.

تعدادي از اين قبيل تغييرات فيزيكي، كافي بود كه ساخته شدن مواد غذايي را متوقف سازد و حال اون كه غذاي موجود در اقيانوس‌ها به وسيله‌ي نوكلئوپروتئين‌هاي روزافزون در شرف اتمام بود.

آشكار هست كه با پيدايش نوكلئوپروتئين‌هاي توليد مثل كننده، دير يا زود، همه‌ي ذخاير ملكول‌هاي آزاد اقيانوس از ميان مي‌رفت و به صورتي در مِي‌آمد كه در حال حاضر هست.

مسئله كاهش روزافزون اندوخته‌ي غذايي سبب پيش آمدن وضع جديدي شد و اون مسئله تنازع بقا بود.

از اون‌جا كه تنها ملكول‌هاي نوكلئوپروتئين مي‌توانستند، ملكول‌هاي آزاد غذايي را از اقيانوس بگيرند، پس در به دست آوردن غذا شروع كردند به تنازع.

در چنين اوضاعي، خاصيت ديگري در نوكلئوپروتئين‌ها به ظهور پيوست كه اهميتش كم‌تر از توليد مثل نبود و از اين گذشته روز به روز مهم‌تر شد.
تكامل: مولكول نوكلئوپروتئين ساوقتي پايدار دارد.

يعني برخلاف ساير انواع مولكول‌ها، به آساني تحت اثر شرایط فيزيكي و شيميايي از هم پاشيده نمي‌شود.

ولي در عين ثباتي كه دارد، دست‌خوش بعضي از تغييرات جزيي می‌شود.

وقتي كه چنين تغييري به ملكولي دست داد، ملكول تغيير يافته، خصوصیات ژنتیکی خود را در وضع جديد هم‌چنان حفظ مي‌كند و اون را عينا" به ملكول‌هاي بعدي انتقال مي‌دهد.

اين گونه تغييرات ارثي را جهش يا موتاسيون(Mutation) مي‌نامند.(یا به زیان ساده‌تر تبدیل تغییرات کمی به تغییرات کیفی را جهش گویند.) جهش‌ها ممكن هست تغييراتي جزيي يا نسبتا" بزرگ در نوكلئوپروتئين‌ها به وجود آورند.

بنابراين اگر جهش‌هايي در نوكلئوپروتئيني نو به وجود آيد (بدون شك اين گونه جهش‌ها صورت گرفته‌اند)، اون ملكول منفرد خواهد توانست تعداد زيادي مولكول‌هاي همانند خود توليد كند كه ساوقت داخلي اون‌ها با ساوقت ديگر نوكليوپروتين‌ها تفاوت دارد.

بعضي از اين جهش‌ها ممكن هست برحسب واقعيات مساعد حال ملكول باشد.

مثلا" جهشي كه نوكلئوپروتئين را قادر سازد از ملكول‌هايي غذايي كه قبلا" نمي‌توانسته هست مورد هستفاده برنامه دهد، هستفاده كند، يا جهشي كه نوكلئوپروتئين‌هايي را قادر سازد كه بتوانند گرد‌هم آيند و توده‌ي ملكولي به وجود آورند.

از اون‌جا كه تعداد ملكول‌هاي فعال در هر توده‌ي ملكولي بسيار هست و احتمالا" هر ملكولي مي‌تواند بيش از ايامي كه منفردا" مي‌زيسته، غذا به دست آورد، ممكن هست اولينپديده‌ي همكاري و همیاری ميان مولكول‌ها بدين روش آغاز شده باشد.


احتمال دارد كه در نتيجه وقوع اين گونه واقعيات‌هاي مساعد، گروه مخصوصي از نوكلئوپروتئين‌ها به وجود آمده باشند كه بهتر از اقسام ديگر در تنازع به دست آوردن غذا، توفيق يافته باشند.

در اين صورت گروه نو قاعدتا" سريع‌تر توليد مثل كرده و اخلاف بيشتري توليد مي‌كنند و حال اون كه اقسام قبلي، كه حتي از به دست آوردن غذايي كه روز به روز كم مي‌شد، عاجز بودند، قدرت توليد مثل نداشتند.

حاصل اين جريان به تكامل (Evolution) نوكلئوپروتئين‌ها انجاميد.
اختصاصات نوكلئوپروتئين‌ بدون تغيير به جانشينان مي‌رسد تا وقتي كه جهشي حاصل شود.

جهش به نوبه خود به اخلاف تغيير يافته، انتقال مي‌يابد.
حاصل اون كه :
1- گروه‌هاي جديد نوكلئوپروتئين ظاهر شدند.
2- تنازع مؤثري ميان انواع اون‌ها به وقوع پيوست و گروه‌هايي توانستند بهتر از ديگران توليد مثل كنند.
3- انتقال خواص مفيد، از طريق وراثت، سبب بقاي عده‌ي زيادي از نوكلئوپروتئين‌هاي نو شد.
4- نوكلئوپروتئين‌هايي كه در به دست آوردن غذا توفيق نيافتند سرانجام نابود شدند.


ترديدي نيست كه با چنين تكاملي نسل‌هاي گوناگوني از نوكلئوپروتئين‌ها به وجود آمدند و شرایط تنازع بقا و همكاري و همیاری و جهش و توليد مثل و وراثت و انتخاب طبیعی، تكامل را هم‌چنان پيش بردند.
چهارمين مرحله پيدايش حيات را مي‌توان چنين خلاصه كرد:
پلي ساكاريد‌ها، چربي‌ها، پروتئين‌ها، اسيدهاي نوكلئيك

بعد:
ملكول‌هاي درشت بخصوص نوكلئوپروتئين‌ها، تغذيه، توليدمثل، جهش، وراثت، تكامل.

سپس:
انواع گوناگون نوكلئوپروتئين‌ها و توده‌هاي نوكلئوپروتئيني.

در نتيجه رشد و تنوع نوكلئوپروتئين‌ها، حيات به مرحله‌اي حد واسط ميان موجودات زنده و غيرزنده رسيد.

گرچه بعضي از نوكلئوپروتئين‌ها، صاحب بعضي از خواص موجودات زنده بودند ولي موجودات زنده‌ي حقيقي هنوز به عرصه نرسيده بودند.

در پنجمين مرحله پيدايش حيات بود كه جانداران حقيقي به وجود آمدند.

8:

بسیار عالی ،
من منظورم این بود که جای این مقدمات قبل از شروع این مطالب هست ، چون اول باید بررسی شود که چه دانشی و چه فنی و چه ابزاری برای این تحلیل به درد می خوره ، بعد بررسی آغاز بشه .(اگه این همه مطلب نوشته بشه و این همه راه طی بشه بعد تازه بفهمیم که از اول باید یه جور دیگه راه رو می رفتیم و یا اینکه یه راه دیگه رو می رفتیم خیلی بد می شه )
من یه مقدار از جملاتتون رو خوندم و به نظرم رسید دارید از علم شیمی ( یا زیست شناسی ) هستفاده می کنید و می خواستم فلسفه و عرفان رو پیشنهاد بدم .

چون به نظرم در این وادی گشتن با این علوم جزئی سرگشتگی و دور زدن میاره.

یا علی

9:

همانطور که حدس زدیددر این تایپیک %د اون هستم که از دید علمی تر مرجعی علمی از علوم مختلف( شیمی ،زیست شناسی و...) برای دسترسی کاربران برنامه دهم وشاید هم موضوع تخصصی وآکادمیک باشد ویقینا مورد هستفاده افراد خاص برنامه گیرد ...
اما موضوعی که شما علاقه مند بدان هستید خارج از این مبحث هست و بنده هم از اون هستقبال میکنم وعلاقه مندم تا نقطه نظرات شما را خوانده واستفاده کرده وتاحد توان ابراز نظر کنم براین پايه پیشنهاد میکنم باتوجه به اونچه درذهن خود دارید تایپیکی را هستارت کنید تا با آشنائی با ذهنیت شما اون را پی گیریم ودرغیر اینصورت مشکلی نیست اگر علاقه مند باشید درهمین تایپیک آماده شنیدن مطالب شما هستم

10:

سلام
البته به نظر من باید خواه یا نا خواه رشته ای از عرفان هم وارد این بحث بشود چون وقتی از پیدایش حیات سخن به میان میآد باید دقت شود که از چه محدوده از وقت یا مکان یا وضعی از حیات صبحت میشود آیا ابتدای حیات از زمین هست هست یا آسمان،..جهان و ..واگر این دنباله را به عقب برگردیم یک علامت سوال باقی میماند..


11:

همه این بحث چیزی جز بحث متریالیستی نیست،در مورد همه جهان که حرف نمیزنیم،در مورد پیدایش حیات حرف میزنیم که همین الان هم دانشمندان در مدت وقت کوتاهی نسبت به عمر جهان تونستن با پدید آوردن شرایط و نه دستکاری عمدی، بعضی از عناصر حیات رو ایجاد نمايند.


12:

سلام
بسیار درست و عالی

نوشته اصلي بوسيله undead_knight نمايش نوشته ها
همه این بحث چیزی جز بحث متریالیستی نیست،در مورد همه جهان که حرف نمیزنیم،در مورد پیدایش حیات حرف میزنیم که همین الان هم دانشمندان در مدت وقت کوتاهی نسبت به عمر جهان تونستن با پدید آوردن شرایط و نه دستکاری عمدی، بعضی از عناصر حیات رو ایجاد نمايند.
سلام
ببینید شوالیه ی ارواح ،
موضوع بسیار فراتر از چیزی هست که بیان شد.
موضوع عمیقتر و پیچیده تر و حتی ترسناک تر هست.
اونقدر ترسناک که حتی ممکنه آدم از فکر کردنش هم بترسه.
اونقدر زیبا و ارزشمند که حتی ممکنه از کوههایی از طلا هم برای انسان ارزشمند تر باشه.
اونقدر عمیق که می تونه چندین برابر برتر از منتهای فکر اون آقایون ماتریالیست باشه.
و
و
و

نمی دونم شاید مطرح کردن این حرف ها در یک انجمن عمومی زیاد جالب نباشه.
ولی ما یه کم در موردش صحبت می کنیم تا کسی که اهلش باشه خودش دنبال این جور مسائل بره.

نوشته اصلي بوسيله kavoush نمايش نوشته ها
همانطور که حدس زدیددر این تایپیک %د اون هستم که از دید علمی تر مرجعی علمی از علوم مختلف( شیمی ،زیست شناسی و...) برای دسترسی کاربران برنامه دهم وشاید هم موضوع تخصصی وآکادمیک باشد ویقینا مورد هستفاده افراد خاص برنامه گیرد ...
اما موضوعی که شما علاقه مند بدان هستید خارج از این مبحث هست و بنده هم از اون هستقبال میکنم وعلاقه مندم تا نقطه نظرات شما را خوانده واستفاده کرده وتاحد توان ابراز نظر کنم براین پايه پیشنهاد میکنم باتوجه به اونچه درذهن خود دارید تایپیکی را هستارت کنید تا با آشنائی با ذهنیت شما اون را پی گیریم ودرغیر اینصورت مشکلی نیست اگر علاقه مند باشید درهمین تایپیک آماده شنیدن مطالب شما هستم
سلام مجدد،
خوب،
عرضم خدمت شما که قبل از اینکه بخوایم بریم تو وادی شیمی و زیست و علوم مسخره و جزئی مثل اینا همون طور که قبلا فرمودم باید ابزارمون رو درست انتخاب کنیم

وگر نه ممکنه حکم یه بنده خدایی رو پیدا کنیم که صد سال دور خودش می گرده و به جایی نمی رسه !!! ( و شاید این بنده خدا فقط با داشتن یک قطب نما و نقشه ، یک شبه ره صد ساله رو می رفت ! در صورتی که هر دو راه رفتنه ، ولی این کجا و اون کجا!!! این صراط مستقیم و اون حرکت دوری! (دور تسلسل!) )

اما قبل از شروع موضوع من باید از شما بپرسم:
که اصلا ما چیستیم ؟
من از مطالعه کمی از مطالب شما حدس زدم که شما می خواید بگید که انسان یه مشت مغز و بدن هست و بدنش از خاک چگونه تهیه می شود...

( درست حدس زدم؟)
ولی قبل از این مسئله باید پرسید که اصلا ما چیستیم ؟
آیا ما مغزیم ؟
آیا ما فکریم؟
آیا ما بدنیم؟
آیا ما حیوانی هستیم در میان حیوانات؟ که حالا از قضا یه مقداری از بقیه باهوش تر از آب درومده ؟

یا نه ؟
ما اونقدر بالا بلندیم که از مرتفع ترین کوهها بلند تریم
از بزرگترین کهکشان ها بزرگتریم ؟
از تیز پرواز ترین حیوانات و اشیاء بالاتر می پریم؟

اصلا بذارید یه سوال بامزه ازتون بپرسم تا عمق فاجعه! معلوم بشه:
شما فکر می کنید که درون جهانید؟
یا فکر می کنید که جهان درون شماست ؟


خوب مقام جواب دادن به این سوال ها قبل از مطالبی هست که شما فرمودید و بنا بر حدس من ، شما جواب این سوال رو اینطور گرفتید که :
انسان یک حیوان باهوش تر هست که بر روی این کره خاکی بوجود آمده و همین گونه از بین می رود...

خوب اگه جواب سوال بالا این باشه که جهان درون منه ، دیگه مسخره هست که ما سراغ زیست شناسی!!! و شیمی! بریم.

نه ؟

موفق باشید

13:

مشکل همین هست که شما علوم طبیعی رو "مسخره و جزئی" حساب میکنید در صورتی که بدون همین علوم طبیعی شما حتی امکان بحث با من رو نمیتونستید داشته باشید!

به هر حال این بحث همونطور که فرمودم صرفا مرتبط با علوم زیستیه و نه چیز دیگه.


14:

دوست عزیز این کاملا پیداست که ما درون جهان هستیم و ماده دارای وجود عینی و مستقل از ذهن ماست.چرا؟برای شما مثالی میزنیم اگر شما معتقدید که ذهن انسان خالق جهان پیرامون هست و چیزی به جز رنگها بوها صوتها و شنیده های و خواص لامسه ذهنی نیست پس چرا ما هر آیینه نمیتوانیم مثلا رنگ قرمز را ایجاد کنیم؟چرا مثلا رنگ سبز فقط هنگامی در ذهن ما به وجود میاد که ما هموقت نگاه خود را به چیزی معطوف میکنیم که برگ مینامیم؟پس چرا رنگ زرد فقط در مورد برگهای خشکیده(زبر به لحاظ قوه لامسه) و پلاسیده در ذهن ما به وجود میاید؟
پس ما به این نتیجه میرسیم ذهن ما هر وقت که خواست نمیتواند خالق مثلا رنگ قرمز باشد بلکه بایستی تحت تاثیر موجودی مستقل از خود(ماده) چنین مدرکاتی را روانه ذهن کند.
و جدای از اون درست هست که مثلا پدیده ای مثل سیاهچاله تنها وقتی کشف شد که ما اثر اون را توسط حواس 5گانه درک کردیم.اما داده های علمی به ما نشان میدهد که سیاهچاله میلیون ها سال پیش از اینکه ذهن ما به وجود اون پی ببرد موجود بوده هست.پس وجود وابسته به ذهن ما نیست.بلکه ذهن ما وابسته به ماده میباشد.


15:

بسیار عالی
( البته من نفرمودم این علوم بدون هیچ خاصیتی هستند ، بلکه در این مبحث به نظر من بی مورد هستن و اگه برنامه باشه مکانی داشته باشن مکانشون سپس فلسفه هست ، سپس عرفانه ، در رتبه ای پایین تر از اینها برنامه می گیرن .اصلا وقتی در کنار علومی مثل فلسفه برنامه می گیرن خیلی جزئی و کوتاه و پر نقص از آب در میان .

ولی ) حالا که شما این مسئله پیدایش حیات رو کاملا مرتبط با علوم زیست شناسی می دونین ثابت بفرمایید.
بسم ال...
منتظریم.
(ثابت بفرمایید که این علوم فقط به علوم زیستی مربوطه و نه چیز دیگه)
(راستی این را هم توجه بفرمایید که تا شما بخواهید که این موضوع رو ثابت کنید ، خودآگاه یا ناخودآگاه در حال هستفاده از تفکر و فلسفه هستید! )
-----------
در ضمن ،
سوال:
آیا فرمودگوی من و شما به خود زیست شناسی مربوطه ؟ یا به علم زیست شناسی؟
( چون شما فرمودید : بدون همین علوم طبیعی شما حتی امکان بحث با من رو نمیتونستید داشته باشید! )
توجه دارید که خود حیات و زیست با علم زیست فرق می کنه؟

متشکر از پاسخ
یا علی

16:

بادرود
به احتمال مطالب شما مقدمه ای بود برای ورود ویا گشودن مبحث جدیدی برای شناخت موجودی به نام انسان ...
که قضاوت درباره نقطه نظرات شما باتوجه به این کوتاهه یقینا میسر نیست وچه بسا مقداری بسط وتفضیل میکردید اونگاه با آشنای بیشتر میتوانستم درصورت داشتن مطلبی درتائید ویا نقد اون فرمودگو کنیم ...
دراین نوشته شما با مجهولاتی روبرو هستیم که جایگاه وموقعیت انسان چیست ؟
چه بسا ازدید من باتوجه به رشته سخن دراین تایپک برروی نحوه بوجود آمدن موجودات زنده .سپس دگرگونیهای زیست محیطی به انسان ویا سایر جانداران منتهی میشود وهمه اینها برپايه یافته علمی دنبال میشود اما اشارات شما بیشتر به این هست که با تصور اینکه جهان دردرون من هست ویا اینکه جهان را تنها با ذهنیت خویش متصور میشوید دیگر تحقیق وتفحص علمی را امر نا بخردانه میپندارید ...
به گونه دیگر این جهان ساخته وپرداخته ذهن خود میدانید ومجرد از اون چیزی نیست ...
ویا همچون رویای خوش به همراه کابوس هایش که درخیال ما جای دارد ...
به هرحال منتظر می شینیم ورشته سخن را به شما میسپاریم تا بیشتر نظرات خود را بیان دارید

17:

سلام
خیلی ممنونم بابت نظر


داداااااااش!
بابا این صقرا کبرایی که شما می کنید با حرفای خودتون نمی خونه!
اول اینکه من هنوز نفرمودم که انسان در جهان هست یا جهان در انسان ، بلکه سوال کردم تا جواب بشنوم.
دوما اینکه اشکال خودتون اول در نظریه خودتون مطرح میشه!
اگه شما یه مشت سلول هستید
اگه شما یه مشت neural cell هستید
پس چرا اختیار تمام اون بدن و سلول دست شما نیست؟
چرا وقتی اراده می کنید نمی تونید یک سلول رو سمت چپ ببرید و یکی رو سمت راست؟
هاااااان؟
جواب بده؟
یالا!
چی شد؟
کم آوردی؟

جوابو حال کردی؟

یا علی

18:

عرضم خدمت شما که من نظریه ندادم
بلکه منظورم این بود که جای این علوم کجاست و جای اون علوم کجاست
علوم تجربی ای که در اثر آزمون و خطا کشف شدن چه حیطه ای دارن ، چه وظایفی دارن ، چه قدرتایی دارن ، به چه دردایی می خورن ، و اون علوم عقلی و منطقی و احیانا شهودی ( که من ندارم ) چطور؟
جای اونا باید قبل از اینا باشه یا سپس اینا.
البته انگار من حرف کمی نامربوطی زدم که این علوم مسخره ان ، و این زیاد کلمه جالبی نیست ، معذرت می خوام (وقتی هستادم ، شهید مطهری اینا رو رد نکرده من برای چی رد کنم ) ولی سطحشون به نظر من پایین تره از اون علوم ، جزئی ترن ، ناقص ترن ، پر ایراد تر هستن .

---------------------------
اما در مورد نظر من :
به نظر من ( همون طور که هستاد ابراهیمی دینانی تو برنامه معرفت فرمودن ) هم من در جهانم و هم جهان در من.

انسان حقیقتی کشیده شده هست
و این همون تشکیک وجود رو می رسونه ( یعنی مرتبه مرتبه بودن حقایق )

یا علی

19:

چی شد کاوش؟
موافق بودید؟
مخالف بودید؟
دارید در این مورد می اندیشید؟
-------
بهر حال انگار مطالبی که فرمودم زیاد به مذاق اندیشمندان این تالار خوش نمیاد
اگه اینجوریه شاید همین ارسال هایی هم که کردم ، درخواست حذفشون رو بدم.
--------------
معذرت می خوام که پا برهنه پریدیم وسط حرفاتون.
شاید بهتر باشه که شما از همون روش قبلی آموزش خودتون رو ارائه بفرمایید
که اینجوری به مذاق اندیشمندان و دانشمندان تالار خوش تره.
یا علی

20:

بادرود
با عنایت به شبهات ومباحثی که درنوشته های شماست درتایپیک های دیگر موضوع هم از طرف خودتان ودیگر دوستان درحال بحث وفرمودگوست بنابراین بخاطر تمرکز بحث با توجه به عنوان تایپیک درهمانجا فرمودگو را با شما ودیگر دوستان خواهم پرداخت ...


21:

منکرین خدایی که معتقدن، علت خلقت خودشون و همه خلقت یه انفجار بزرگه یا مانند اون
با این هستدلالشون میتونن علت خلقت ربات و کل وسایلی که بشر ساخته رو زیر سر کبریتی بدانند که باهاش تنور آهن سازی رو روشن مینمايند!
ازشون خواهش میکنم یه خورده بیشتر منطقی باشند و بیشتر فکر نمايند....
پیدایش حیات

22:

پیدایش حیات
این یه رباته
از رباته خوشتون اومد؟
امکاناتش بالاست؟
شبیه آدمه؟
نمیدونید چطور درست شده؟
میخواید یکی هم شما درست کنید؟
نگران نباشید، ساختش راحته!
علت به وجود آمدن این رباته جرقه تنور آهن سازی بوده!!!! و هیچ علم و دانشی پشت ساختش نیست
سپس اینکه جرقه تنور آهن سازی رو بزنید، خودکار بقیش ساخته میشه!


این هست ادعای منکران خدا

خواهشا اندکی تفکر
اندکی منطق
...


23:

درود.
می توانم بپرسم مطالبی که آورده اید از چه کتابی گرفته شده؟چون ساده نوشته شده و فهم اون آسان هست.
در حال حاظر کتابی که در مورد تکامل باشد و ساده باشد پیدا نکرده ام.اگر شما میشناسید معرفی کنید.
بیشتر کتابها بصورت اینترنتی ترجمه شده که بسیار ناروان هستند و بعضی هم ترجمه های قدیمی.
وقتی هم amazon را می بینی که این همه کتاب در مورد تکامل در ان وجود دارد باید حسرتش را بخوری.


24:

درادامه مطالب قبلی وبا عرض پوزش از تاخیر درتداوم مطلب ، جهت تکمیل موضوع نظر دوستان علاقه مند را بدان جلب میکنم :

مرحله پنجم پيدايش حيات


ايشانروس مانندها: كاهش تدريجي مواد غذايي آزاد، و تكامل نوكلئوپروتئين‌ها، جريان اوضاع را به صورت ديگري تغيير داد.

چون مواد غذايي تدريجا" كاهش يافتند، تنازع ميان نوكلئوپروتئين‌ها به خاطر به دست آوردن اون‌ها، تشديد شد.

از ميان جهش‌هايي كه قدرت تنازع را زياد كردند ممكن هست جهش مربوط به افزايش درجه بستگي ملكول‌ها به يكديگر (يا درجه چسبندگي مولكول‌ها) بوده باشد.

مواد آلي داراي ساوقت پيچيده عموما" خاصيت چسبندگي دارند و هركس كه يك بار تخم‌مرغ يا گوشت يا سريشم را دست زده باشد به اين نكته توجه يافته هست.

ملكول‌هاي جديد نوكلئوپروتئين بسيار چسبنده هستند و تغييراتي كه بر اثر جهش در اون‌ها رايشان داده هست، ممكن هست كه اين خاصيت را به درجات گوناگون در اون‌ها تقايشانت كرده باشد.

بنابراين، چنان كه در بالا اشاره شد، بعضي از اوليننوكلئوپروتئين‌ها، صاحب خاصيت چسبندگي و توليد توده‌هاي مولكولي شدند.
احتمال مي‌رود كه اين گونه توده‌هاي مولكولي توانسته باشند، به نوبه خود، قشري از مواد غذايي به دور خود جمع كنند.

چنين قشري كه مركب از غذاهاي آماده براي تغذيه مولكول‌هاي توده بود، در دسترس مولكول‌هاي آزاد برنامه نداشت.

هر جهشي كه، در نتيجه تاثير اوضاع محيط، درجه‌ي چسبندگي مولكول‌ها را زياد مي‌كرد، خود امتيازي به نفع توده‌هاي ملكولي بود و چنين جهش‌هايي بودند كه تكامل توده‌هاي متنوع نوكلئوپروتئين‌ها را پيش بردند.

با اين روش سرانجام ايشانروس مانندها به وجود آمدند.
در حال حاضر، ايشانروس‌ها توده يك پارچه‌اي از ملكول‌هاي نوكلئوپروتئين هستند كه در قشر نازكي از مواد پروتئيني محصورند.

توليد مثل و جهش و تكامل ايشانروس‌ها وضع خاصي دارد.

ايشانروس‌هاي كنوني به حدي به اولينايشانروس‌ها (ايشانروس مانندها) شباهت دارند كه امكان دارد از جانشينان مستقيم اون‌ها باشند.

همه‌ي ايشانروس‌هاي كنوني انگل‌اند. يعني تنها هنگامي آثار حياتي بروز مي‌دهند كه در پيكر جانوران يا گياهان زنده ديگر به سر برند.

ايشانروس‌ها در خارج از بدن موجودات زنده ديگر، مواد شيميايي بي‌اثري بيش نيستند و قدرت توليد مثل ندارند.

به علت زندگي انگلي داشتن ايشانروس‌هاي كنوني، بيشتر زيست‌شناسان درباره‌ي اشتقاق اون‌ها از ايشانروس‌مانندها مردد هستند و براين عقيده‌اند كه ايشانروس‌هاي كنوني جانشينان انحطاط يافته موجودات زنده‌اي هستند كه از نظر خواص حيات پيش‌رفته‌تر از شبه ايشانروس‌ها بوده‌اند.

ممكن هست اين نظر درست باشد ولي يقين نيست.

گياهان و جانوراني كه ميزبان ايشانروس‌هاي كنوني هستند، درست به همان گونه غذا در دسترس اين انگل‌ها مي‌گذارند كه در اقيانوس غذا در دسترس ايشانروس‌ مانندها برنامه داشت.

اگر ايشانروس‌مانندها را از اقيانوس محتايشان غذاي لازم جدا مي‌ساختند، مسلما" به توده‌هاي شيميايي بي‌اثر و فاقد قدرت توليد مثل تبديل مي‌شدند.

درست به همان گونه كه حيوانات كنوني ميزبان ايشانروس‌هاي انگل هستند، اقيانوس اوليه نيز ميزبان ايشانروس‌مانندها بود.

هنگامي كه اندوخته‌ي غذايي اقيانوس اوليه كاهش يافت، ممكن هست كه شبه ايشانروس‌ها منبع غذايي ديگري در بدن موجودات زنده دست و پا كرده باشند.

احتمال دارد كه ايشانروس‌مانندها اوليه بدين روش به سايشان زندگي انگلي سوق داده شده باشند و در نتيجه از اجداد ايشانروس‌هاي كنوني به شمار مي‌روند.
سلول: مرحله ايشانروس‌مانند هنوز مرحله ظهور جانداران حقيقي نبود، درست به همان گونه كه ايشانروس‌هاي كنوني در حد واسط ميان جانداران و مواد بي‌جان برنامه دارند.

روش توده شدن مولكول‌ها كه سبب پيدايش ايشانروس‌مانندها شد، ممكن هست موجب ظهور جانداران حقيقي نيز شده باشد.

چنان كه فرموديم اولينايشانروس‌مانندها عبارت بودند از توده‌ي مولكول‌هاي نوكلئوپروتئيني كه در قشر نازكي از پروتئين محصور بودند.

احتمال دارد كه جاندار حقيقي در نتيجه‌ي جمع شدن مواد ديگري، علاوه بر پروتئين‌ها، به دور هسته‌ي نوكلئوپروتئيني ظاهر شده باشند.

حتي ممكن هست كه بعضي از توده‌ها موفق شده باشند كه خود را در لايه‌ي ضخيم‌تري مركب از مواد غذايي گوناگون كاني و آلي همراه مقداري آب محصور سازند.

اولينسلول ممكن هست بدين روش تكايشانن يافته باشد: "هر سلول قطره‌اي ميكروسكپي مركب از مواد گوناگون موجود در اقيانوس اوليه بود كه پرده‌ي نازكي اون را از خارج محدود مي‌كرد و يك يا چند توده‌ي ملكولي نوكلئوپروتئين در ميان داشت".

بديهي هست كه اين سلول‌ها همه‌ي خواص ايشانروس‌مانندها را داشتند، يعني مي‌توانستند مواد خام را از اقيانوس بگيرند و به خاطر نوكلئوپروتئين خود توليد مثل كنند، جهش يابند و تكامل كنند.

اما برنامه داشتن مواد شيميايي گوناگون در اطراف توده‌ي نوكلئوپروتئيني مي‌بايست قاعدتا" خواص تازه‌اي در اون‌ها به وجود آورده باشند.

مجموع اين خواص، چه نو، چه كهنه، در يك قطره ميكروسكپي متمركز شد و چيزي به ظهور رسانيد كه به نام "جاندار" مي‌شناسيم.

بدين روش و با پيدايش اولينسلول‌ها، متجاوز از سه ميليارد سال پيش، مرز ميان جاندار و بي‌جان پشت سر گذاشته شد، و از اون پس زمين صاحب موجوداتي شد كه به راستي زنده بودند.

اين‌ها موجودات زنده‌ي تك سلولي
بودند.
فعاليت‌هاي حياتي سلول: اكنون بايد ديد كه خواص تاز‌ه‌ي اين موجودات تك سلولي چه بوده هست، يكي از اين خواص، كه اهميت قاطعي بر ساير خواص داشت، فرايند تخمير (تنفس بي‌هوازي) بود.

بدين معني كه سلول مي‌توانست بخشي از غذاهاي درون خود را به منزله‌ي منبع انرژي به كار برد.
چنان كه مي‌دانيم وقتي كه دو ملكول a و b با هم تركيب شوند تا مولكول سومي ( a- b ) به وجود آورند، دست كم يك اتم ملكول a به يك اتم ملكول b متصل مي‌شود.

اين اتصال، دو ملكول a و b را به صورت ملكول بزرگ‌تر (a-b ) در مي‌آورد.

براي وقوع چنين واكنشي، مقداري انرژي از خارج لازم هست.

بدين صورت:
(a - b) <-------------- انرژي + a+b
وقتي كه ملكول بزرگي به دو ملكول كوچك‌تر تجزيه مي‌شود، دست كم يك اتصال گسيخته مي‌شود و انرژي اون آزاد مي‌گردد:
انرژي+ a – b) -----------> a + b )
اگر اوضاع مناسبي در حول اين تجزيه فراهم باشد، انرژي آزاد شده از گسيختن اتصال، ممكن هست به كار تركيب جديدي بيايد.

اين چيزي هست كه در بدن موجودات زنده همواره رايشان مي‌دهد بنابراين در نتيجه‌ي تجزيه يك ملكول به گروه‌هاي اتمي كوچك‌تر يا حتي با اتم‌هاي آزاد، مقداري از انرژي شيميايي مولكول آزاد مي‌گردد.

مولكول‌هاي آلي، بخصوص، منابع سرشاري از ارژي شيميايي هستند و اين گونه مواد از اجزاي سازنده‌ي سلول‌ها بوده‌اند.

تجزيه‌ي شيميايي مواد غذايي درون سلول ممكن هست به تخمير انجاميده باشد و سلول‌ها توانسته باشند از اون راه انرژي به دست آورند.
يكي از محصولات تخميري كربن‌دي‌اكسيد (co2 ) بود و در حال حاضر نيز تخمير چنين محصولي دارد.

با آغاز شدن فرايند تخمير، كربن‌دي‌اكسيد بيشتري توليد شد و در آب اقيانوس وارد گشت.

بخشي از كربن‌دي‌اكسيد در آب اقيانوس حل شد و بقيه وارد اتمسفر شد.

حاصل اون كه گازي در اتمسفر شروع به جمع شدن كرد، كه قبلا" به مقدار قابلي در اون موجود نبود.

چنان كه مي‌بينيم از طريق فعاليت‌هاي زيستي، اوضاع فيزيكي زمين شروع به تغيير كردن نمود.

كربن‌دي‌اكسيد موجود در اتمسفر، مانعي براي رسيدن اشعه‌ي پرانرژي خورشيد به سطح زمين هست.

تجمع تدريجي اين گاز در اتمسفر اوليه سبب شد كه از رسيدن بعضي از اشعه‌ي پرانرژي خورشيد به سطح زمين ممانعت به عمل آيد.

چنان كه خواهيم ديد، وجود كربن‌دي‌اكسيد در محيط، خود به روش ديگري سبب رشد و تكامل بعدي ماده‌ي زنده شد.
ظهور اين قابليت در سلول‌ها يعني پيدا شدن قدرت به دست آوردن انرژي از مواد درون خود، باعث وقوع بعضي از فرايندهاي انرژي‌زا شد.

از اين همه‌ي واكنش‌هايي كه به تركيب مواد يا مبادله‌ي اتم‌ها ميان مواد يا تغيير ترتيب اتم‌هاي مواد مي‌انجاميد و پيشتر منحصرا" در پهنه‌ي اقيانوس‌ها صورت مي‌گرفت، درون سلول انجام گرديد.

از اين گذشته چون اجزاي لازم براي واكنش‌هاي گوناگون همه گردهم و درون سلول فراهم بودند، به علاوه پروتئين كه به منزله اونزيم براي تسريع واكنش‌ها به كار مي‌رفت نيز مستقيما" در دسترس سلول بود، واكنش‌ سريع‌تر و مطمئن‌تر صورت گرفتند و از اون‌جا كه انرژي پيوسته در داخل سلول توليد مي‌شد، واكنش‌ها بدون نياز به تخليه الكتريكي يا اشعه‌ي پرانرژي خورشيد انجام گرفتند.
حاصل اون كه سلول توانست نه تنها نوكلئوپروتئين بسازد بلكه همه‌ي مواد آلي پيچيده را نيز پس از جذب مواد خام از اقيانوس، تهيه كرد.

اين محصولات سلولي درون اون جمع شدند و به ابعادش اضافه کردند و به رشد سلول انجاميدند.
سرانجام فعاليت‌هاي گوناگون سلولي با احتياجات وقت و مكان، هماهنگ شد و چنان كه بعدا" خواهيم ديد، نوكلئوپروتئين‌هاي درون سلول، اثر مهمي در كنترل اين فعاليت‌ها پيدا كردند.

به علت وجود نوكلئوپروتئين‌ها و تاثير اون‌ها در فعاليت‌هاي سلولي، سلول‌ها توانستند، علي‌رغم اوضاع متغير محيط، همواره در حالت پايداري به سربرند.

در حال حاضر بعضي از نوكلئوپروتئين‌هاي سلول، علاوه بر كارهايي كه سابقا" داشتند، يعني علاوه بر تامين رشد و تكامل سلول، به كار اداره و تنظيم فعاليت‌هاي سلول نيز مي‌آيند. اين نوكلئوپروتئين‌هاي نو همان ژن‌ها هستند.

نوكلئوپروتئين‌هاي آزاد اقيانوس اوليه، نه تنها اخلافي (جانشينان) به صورت ايشانروس‌هاي كنوني توليد كردند بلكه موجد ژن‌ها كه در سلول‌هاي پيكر همه موجودات زنده وجود دارند، نيز شدند.
نتيجه اون‌ كه سلول‌هاي اوليه مي‌توانستند تخمير كنند و به تركيب كردن مواد به پردازند، رشد كنند و تقسيم شوند و حالت پايدار خود را هم‌چنان حفظ كنند.

از اين گذشته مي‌توانستند مستقلا" تغذيه كنند و نوكلئوپروتئين‌هايي به وجود آورند كه جهش و تكامل يابند.

اين قابليت‌ها را بررايشان هم به نام آثار حياتي مي‌شناسيم.

احتمال دارد كه در هر يك از اولين سلول‌ها، تعدادي توده‌هاي نوكلئوپروتئيني محتايشان ژن، بيش از يكي بوده هست.

در اخلاف بعضي از اين سلول‌ها توده‌ها پراكنده و بي‌نظم برنامه گرفتند.

اين وضعي هست كه در حال حاضر در سلول‌هايي مانند باكتري‌ها كه هنوز صورت اجدادي دارند ديده مي‌شود.

اجداد باكتري‌هاي كنوني نيز مانند اجداد ايشانروس‌هاي كنوني به درستي معلوم نيستند ولي باكتري‌هاي كنوني، از نظر ساختمان و فعاليت‌هاي حياتي، بسيار شبيه چيزي هستند كه ما اولينسلول‌ها را بدان صورت مي‌پنداريم و اين اولينسلول‌ها ممكن هست اجداد باكتري‌هاي كنوني باشند.
در گروه ديگري از اولينسلول‌ها، توده‌هاي نوكلئوپروتئيني پراكنده باقي نماندند بلكه به صورت ساوقت واحدي به نام هسته گردهم آمدند.

اولينسلول‌هاي واجد هسته‌ي مستقل محتايشان ژن، احتمالا" اجداد بسياري از انواع سلول‌هاي كنوني بودند.


25:

بخاطر سهولت درمطالعه بدون وقفه ادامه مطلب را ذکر میکنم :
ششمين مرحله پيدايش حيات
در حالي كه مواد غذايي آزاد اقيانوس رفته رفته نابود مي‌شدند، علائم آشكار نشان مي‌دادند كه موجودات زنده‌ي نو، از بي‌غذايي نمي‌ميرند زيرا قدرت تكاملي اين موجودات اون‌ها را با اوضاع متغير محيط سازش مي‌داد و راه‌هاي شايسته‌تري براي زيستن پيش پايشان مي‌گذاشت.

نتيجه اين شد كه جانداران اوليه از پا درنيامدند بلكه هم‌چنان باقي ماندند و موجد جهان زنده‌ي متنوع كنوني شدند.
انگل‌ها، ساپروفيت‌ها، جانوران: يكي از اولينپاسخ‌هاي تكاملي در برابر مسئله‌ي كاهش غذا، پيدايش زندگي انگلي بود.

اگر غذاي آزاد در پهنه اقيانوس يافت نمي‌شد، در عوض درون پيكر جانداران وجود داشت.

اگر ايشانروس مانندي مي‌توانست درون پيكر سلول زنده‌اي رخنه كند، مسئله تغذيه او با هستفاده از مواد دروني چنين ميزباني حل مي‌شد.

سلول‌هاي كوچك نيز در صورت رخنه كردن در پيكر سلول‌هاي بزرگ مي‌توانستند باقي مانند.

روش زندگي انگلي، در همان آغاز پيدايش حيات، تكامل يافت و در حال حاضر همه‌ي ايشانروس‌ها و بسياري از باكتري‌ها و سلول‌هاي هسته‌دار، زندگي انگلي دارند.

بديهي هست هجوم انگل فشار زيادي متوجه پيكر ميزبان مي‌كرد و تكامل، مقاومت ميزبان را در برابر انگل مي‌اضافه کرد.

نه ميزبان‌ها توانسته‌اند در جلوگيري از نفوذ انگل‌ها توفيق كامل يابند و نه انگل‌ها توانستند از قدرت دفاعي ميزبان‌ها بكاهند.
شك نيست كه زندگي انگلي راه جديدي براي بقاي بسياري از اولينجانداران بود ولي راه ديگري كه آسان‌تر حاصل مي‌شد زندگي ساپروفيتي saprophytism هست.

در اين نوع زندگي، جاندار از مولكول‌هاي غذايي رو به كاهش اقيانوس هستفاده نمي‌كرد، بلكه از پيكر مرده‌ي سلول‌ها غذا به دست مي‌آورد.

بسياري از باكتري‌هاي ساپروفيتي امروزي بودند.

نافرموده نماند كه پوسيدگي و فساد مواد آلي نتيجه‌ي زندگي ساپروفيتي هست.

پيش از پيدايش زندگي ساپروفيتي، پوسيدگي و فسادي رايشان زمين شناخته نبود.

در حال حاضر، شماره‌ي باكتري‌هاي ساپروفيت به قدري زياد هست كه هر ماده‌ي حاصل از موجودات زنده، به محض اون كه در معرض هوا يا در آب برنامه مي‌گيرد، دست‌خوش پوسيدگي و فساد مي‌شود.
راه سوم بقاي اولينموجودات زنده، علي‌رغم كاهش تدريجي غذاي آزاد اقيانوس، خوردن جانداران زنده‌ي ديگر بود.

سلول براي خوردن، نياز به داشتن دهان يا اندام مشابهي براي در برگرفتن طعمه‌ي خود بود تا بتواند مولكول‌هاي مفيد غذايي را جذب كند.

بسياري از اولينسلول‌هاي هسته‌دار به اين روش تكامل يافتند و اولينجانوران را به وجود آوردند.
هر سه روش فوق در تحصيل غذا محدود به افراد بودند و از اين گذشته تنها هستفاده از غذاهاي موجود رايشان زمين را ممكن مي‌ساختند و چيزي به اندوخته غذايي رايشان كره‌ي زمين نمي‌اضافه کردند.

آشكار هست كه اگر منبع نوري براي توليد غذا به ميان نمي‌آمد، دير يا زود حيات نابود مي‌شد.
كموسنتز كننده‌ها (Chemosynthesizers): اون چه كه جهان جانداران بدان نياز داشت، راه جديدي براي ساختن مواد آلي در داخل سلول بود.

زيرا روش قديمي هستفاده از اشعه‌ي پر انرژي خورشيد و تخليه الكتريكي اتمسفر براي تركيب يافتن متان و آمونياك و آب اگر هم ادامه داشت ديگر كافي نبود و حال اون كه مواد خام لازم براي فرايندهاي جديد به وفور موجود بود.

آب به مقدار فراوان وجود داشت و علاوه بر متان منبع ديگري از كربن درون پيكر سلول وجود داشت.

اين منبع كربن، كربن‌دي‌اكسيد، محصول تخمير درون سلولي بود.

اگر با بودن آب، كربن‌دي‌اكسيد، منبع نوري از انرژي وجود مي‌داشت، ساخته شدن ملكول‌هاي نو مواد آلي كاري بسيار آسان مي‌نمود.

گرچه مولكول‌هاي آلي خود بهترين منبع انرژي پتانسيل بودند ولي اين مواد زود از دست مي‌رفتند و لازم بود كه از طريق ديگري پيوسته ساخته شوند.

عدم كفايت انرژي خورشيد و تخليه الكتريكي يكي از دلايل لزوم منبع جديدي از انرژي بود.
بعضي از اولينباكتري‌ها توانستند منبعي خارجي از انرژي به دست آورند و اون هستفاده از گوگرد و آهن و نيتروژن و بعضي ديگر از مواد فلزي و غيرفلزي بود.

بسياري از اولينباكتري‌ها، به نحايشان تكامل يافتند كه توانستند مولكول‌هاي گوناگون كاني را به مواد لازم تبديل كنند و در واكنش‌هاي شيميايي وارد سازند.

بعضي از اين باكتري‌‌ها توانستند بعضي از پيوندهاي شيميايي اين گونه مواد را پاره كنند و انرژي آزاد شده را درون سلول به مصرف تركيب كردن كربن‌دي‌اكسيد و آب و ساختن مواد غذايي برسانند.

اين چنين فرايندي را كموسنتز مي‌گايشانند
.

در حال حاضر بعضي از باكتري‌ها از اين راه انرژي به دست مي‌آورند.

از مهم‌ترين اين باكتري‌ها، باكتري‌هاي هيدروژن و باكتري‌هاي گوگرد و باكتري‌هاي آهن و باكتري‌هاي نيتروژن هستند.
محصولات كاني + انرژي <------ O2 + مواد كاني
O + كربوهيدرات‌ها <------- انرژي + H2O + CO2
غذاي باكتري‌ها هيدروژن همان H ملكولي هست كه اون را تبديل به آب مي‌كنند.
انرژي + H2O ---------> O + H2
باكتري‌هاي گوگرد و آهن تركيبات ساده گوگرد يا آهن‌دار را به منزله‌ي مواد انرژي‌زا به كار مي‌برند.
باكتري‌هاي نيتروژن دو دسته هستند.

يكي از اون‌ها آمونياك (NH3) را مي‌گيرند و يون نيتريت (NO2) به صورت محصول فعاليت خود توليد مي‌كنند و دسته ديگر يون‌هاي نيتريت را مي‌گيرند و يون‌هاي نيترات به وجود مي‌آورند.
(يون نيتريت) NO2 + انرژي <------ O + NH3
(يون نيترات) NO3 + انرژي <------- O + NO2
نافرموده نماند كه مسئله‌ي توليد انرژي در كموسنتز و تخمير تفاوت كلي دارد.

منبع انرژي كموسنتز مواد كاني هست و حال اون كه منبع انرژي تخمير، مواد آلي هست، كه در اون وقت در شرف ناياب شدن بود.
وقتي كه پس از دو ميليارد سال، روش كموسنتز به كار رفت، تازه راه حلي بود كه توليد انرژي و تامين اندوخته غذايي را به مقدار محدودي عملي مي‌ساخت.

اين بود كه كموسنتز به مواد كاني مخصوصي بستگي داشت كه تنها در اماكن مخصوصي پيدا مي شدند.

راه حل مفيدتر هستفاده از منبع سرشار دايمي از انرژي، يعني از خورشيد بود.
فتوسنتز كننده‌ها: گرچه اشعه‌ي پرانرژي خورشيد به مقدار قابلي به زمين نمي‌رسيد ولي اشعه‌ي كم انرژي اون، به خصوص روشنايي خورشيد به حد وفور به زمين مي‌رسيد.

اگر ممكن مي‌شد كه از روشنايي خورشيد هستفاده شود، مسئله‌ي تامين انرژي و در نتيجه مسئله‌ي تامين غذا حل مي‌شد.

روشنايي خورشيد سرانجام منبع پايه ي انرژي بسياري از موجودات زنده شد و در حال حاضر نيز مهم‌ترين منبع انرژي حياتي هست.
براي اون كه سلول بتواند از انرژي نور خورشيد هستفاده كند بايد ساوقتي براي "به دام انداختن" اون در اختيار داشته باشد.

بعضي از مولكول‌ها نسبت به نور حساسند، يعني قادرند نور خورشيد را بگيرند و مقداري از انرژي اون را به دام اندازند.

احتمال دارد به همان روش كه ساير انواع ملكول‌ها در پهنه‌ي اقيانوس‌هاي اوليه ساخته شدند، اين چنين مولكول‌هايي نيز به وجود آمده باشند.

آزمايش‌هايي كه اخيرا" بدين هدف صورت گرفته‌اند، نشان داده‌اند كه اگر كربن‌دي‌اكسيد و آمونياك را در گرماي مناسبي رايشان تركيبات سيليسيوم‌دار اثر دهند، مولكول‌هاي آلي پيچيده‌اي به وجود خواهند آمد كه از بهترين دام‌هاي انرژي نور خورشيد هستند.

اين كه چنين موادي در اقيانوس اوليه به وجود آمده باشد، امري بسيار ممكن الوقوع هست.

احتمال دارد كه چنين موادي با موادي كه گرد هم آمده و سلول را ساخته‌اند، نيز بوده‌اند و نيز احتمال دارد كه بعضي از سلول‌ها داراي چنين مولكول‌هايي بوده‌اند و تكامل تدريجي، كار به دام انداختن انرژي خورشيد را در اون‌ها تكميل كرده هست.

نيز ممكن هست كه دام‌ها، طي واكنش‌هاي دروني سلول ساخته شده باشند يا اون كه در پهنه‌ي اقيانوس ساخته شده سپس جزء پيكر انگل‌ها شده و توسط اون‌ها به سلول‌هاي ميزبان انتقال يافته باشند.


(موجود زنده به كمك مواد به دام اندازنده، مانند كلروفيل، انرژي خورشيد را براي ساختن مواد غذايي آلي، برمبناي كربن‌دي‌اكسيد و آب، به كار مي‌برند.)
محتملا" بعضي از اولينسلول‌ها بدين روش صاحب ملكول‌هاي "دام" شدند و از اين راه كمابيش خورشيد را مورد هستفاده برنامه دادند و با انرژي، كربن‌دي‌اكسيد و آب را به صورت ملكول‌هاي ساده آلي در آورند.

موثرترين "دام" نور تا به امروز باقي مانده هست.

رنگ اين ماده سبز هست و كلروفيل نام دارد.
به اين فرايند نو، كه طي اون نور خورشيد و كلروفيل، تركيب شدن كربن‌دي‌اكسيد و آب را براي توليد مواد غذايي، ممكن مي‌سازند، فتوسنتز مي‌نامند.
با ظهور اين فرايند توليد مولكول‌هاي آلي، ديگر بيم اون نبود كه مولكول‌هاي غذايي آزاد اقيانوس به كلي از ميان بروند.

سلول‌هاي فتوسنتز كننده غذاي خود را مي‌ساختند.

جانوران اين سلول‌ها يا يكديگر را مي‌بلعيدند.

انگل‌ها از جانوران يا سلول‌هاي فتوسنتز كننده غذا به دست مي‌آورند.

ساپروفيت‌ها نيز غذاي لازم را از اجساد هر يك از اون‌ها تحصيل مي‌كردند.

سرانجام همه‌ي موجودات زنده، به هستثناي كموسنتزكننده‌ها، كه غذاي شخصي خود را مي‌ساختند، به خاطر ابداع فرايند فتوسنتز از مرگ حتمي رهايي يافتند.

در حال حاضر نيز فتوسنتز سبب بقاي همه‌ي موجودات زنده هست، تنها كموسنتز كننده‌ها را بدان نيازي نيست.
دست كم دو دسته از موجودات زنده قادر به فتوسنتز بودند.

دسته اول اولينباكتري‌ها بودند كه اخلافشان اكنون نيز وجود دارند و به باكتري‌هاي ارغواني گوگرد موسومند.

اين باكتري‌ها در هستخرها و چشمه‌هاي گوگردي به سر مي‌برند.

رنگيزه‌ي (Pigment) مخصوصي در اين باكتري‌ها وجود دارد كه قرمز هست و رنگ سبز كلروفيل را پنهان مي‌سازد.

دسته دوم كه مهم‌تر از گروه اول هستند سلول‌هاي فتوسنتز كننده بودند.

اين دسته اجداد گياهان سبز كنوني به حساب مي‌آيند.
پس از پيدايش اولينسلول‌ها، چهار قسم موجود زنده و پنج روش به دست آوردن غذا به وجود آمد.
چهار نوع موجود زنده عبارت بودند از: ايشانروس مانندها، اولينباكتري‌ها، اولينگياهان سبز، اولينجانوران.

سه گروه اخير تك سلولي بودند، دو گروه آخر از سلول‌هاي هسته‌دار اشتقاق يافتند.
پنج روش بدست آوردن غذا عبارت بود از: زندگي انگلي، زندگي ساپروفيتي، زندگي جانوري، فتوسنتز كردن، كموسنتز كردن. تنها دو دسته اخير بودند كه به مقدار اندوخته غذايي رايشان زمين مي‌اضافه کردند.

اين كه چه وقت هر يك از اقسام موجودات زنده يا هر يك از روش‌هاي بدست آوردن غذا ظاهر شده به درستي معلوم نيست ولي جريان تكاملي اون‌ها به صورتي كه بيان گرديد روشن هست.
ششمين مرحله پيدايش حيات را مي‌توان چنين خلاصه كرد:
اولينايشانروس‌ها ------------------------> ايشانروس‌هاي انگل
باكتري‌هاي ساپروفيت --------------------> باكتري‌هاي انگل
اولينباكتري‌ها ------------------------> باكتري‌هاي فتوسنتز كننده و باكتري‌هاي كموسنتز‌كننده
اولينسلول‌هاي هسته‌دار ------------> سلول‌هاي گياهان سبز و سلول‌هاي جانوري
در آخرين مرحله، جانداراني شبيه اون‌چه در حال حاضر موجودند پا به عرصه وجود نهادند.


26:

آخرین مرحله دراین بحث :
هفتمين مرحله پيدايش حيات
بي‌شك، جانشينان مستقيم اولينگياهان سبز و اولينجانوران اكنون نيز در رايشان زمين موجودند: جلبك‌ از اولينگياهان سبز منشأ گرفته‌اند و جانوران تك سلولي (آغازيان) از اولينجانوران. اين دو گروه جديد هنوز هم تك سلولي هستند ولي جانداراني كه موجد اين دو دسته بودند، گياهان و جانوران پرسلولي جديد را نيز به عرصه رساندند.
انقلابي كه اكسيژن برپا كرد: در جريان اين انقلاب، فتوسنتز رو به فزوني گذاشت و تغييرات عمده در اوضاع فيزيكي زمين حادث كرد.

يكي از محصولات فتوسنتز اكسيژن هست كه حالت بسيار فعالي دارد، يعني به سهولت با ساير مواد تركيب مي‌شود.

از روزي كه اتم‌هاي آزاد اكسيژن به صورت مواد مركب درآمدند، تا وقتي كه فتوسنتز ابداع شد، اكسيژني در اتمسفر موجود نبود.

اكسيژن‌هايي كه با وقوع فتوسنتز حاصل مي‌شدند، تدريجا" مقادير زياد اكسيژن از گياهان آبي وارد اقيانوس شد و از اون‌جا به اتمسفر آمد.

اين گاز با هر ماده‌اي كه در مجاورتش بود و امكان تركيب شدن داشت، تركيب شد و انقلاب عظيمي را در سطح زمين پايه گذاري كرد.
احتمال دارد كه اكسيژن با متان، كربن دي‌اكسيد ساخته باشد:
Ch4 + 2o2 -------> co2 + 2h2o
و نيز با آمونياك توليد نيتروژن كرده باشد:
4nh3 + 3o2 --------- > 2n2 + 6h2o
در نتيجه اين واكنش‌ها اتمسفر قديمي سرانجام به اتمسفر كنوني كه نه متان دارد نه آمونياك، تبديل شد و در عوض صاحب بخار آب و كربن‌دي‌اكسيد و نيتروژن مولكولي و مقدار زيادي اكسيژن ملكولي آزاد، شد.
مولكول‌هاي اكسيژن، در ارتفاعات زياد، تحت اثر اشعه‌ي پرانرژي آفتاب، با هم تركيب شدند و لايه‌اي از اوزون به وجود آوردند.

اين لايه كه در چند كيلومتري بالاي اتمسفر به وجود آمد، سپري بود كه بهتر از كربن‌دي‌اكسيد نفوذ اشعه‌ي پرانرژي آفتاب را مانع مي‌گشت.

در نتيجه، موجودات زنده‌اي كه سپس ساخته شدن سپر اوزوني به وجود آمدند، در محيطي زندگي كردند كه كمابيش عاري از اشعه‌ي پرانرژي خورشيد بود و به همين دليل هست كه گياهان و جانوران عالي با تحمل چنين اشعه‌اي سازش ندارند و تحت اثر مقادير كم اون‌ها مي‌ميرند.

برعكس اولينايشانروس‌ها و اولينباكتري‌ها و سلول‌هاي هسته‌دار، هنگامي پيدايش يافتند كه هنوز اوزون كافي در اتمسفر موجود نبود.

از اين‌رو كمابيش به تحمل اون سازش يافته بودند
.

منسوبان كنوني اون‌ها، تحمل اشعه‌ي پرانرژي را از اون‌ها به ارث بردند و اون مقدار اشعه ايكس يا انرژي‌هاي مشابه را مي‌توانند تحمل كنند كه براي كشتن صد انسان كفايت مي‌كند.
اكسيژن آزاد رايشان قشر جامد زمين اثر كرد و فلزات و كاني‌هاي خالص را به صورت اكسيدها در آورد. بيشتر سطح خشكي‌ها اكنون از اين اكسيدها، يعني سنگ‌ها و كاني‌هاي فلزي، ساخته شده هست.

شماره‌ي كمي از فلزات، نظير طلا، در برابر اكسيژن مقاومت كردند ولي ساير فلزات قادر به چنين كاري نبودند.

اگر امروز بخواهيم مثلا" آهن يا آلومينيوم خالص به دست آوريم بايد به روش‌هاي مخصوصي يا در نتيجه ذوب كردن سنگ‌هاي معدن، پيوند اكسيژن اون‌ها را پاره كنيم.
اكسيژن آزاد سرانجام فرايند تنفس را، كه در هستفاده از انرژي شيميايي مؤثرتر از تخمير هست، به ميان كشيد.

انرژي كه از اكسيد شدن مقدار معيني غذا حاصل مي‌شود بسيار زيادتر از انرژي حاصل از تخمير همان مقدار غذا هست.

وقتي كه اكسيژن آزاد زياد شد جانداران پيشرفته‌تر، وسيله‌اي براي هستفاده از اون گاز ابداع كردند.

بدين طريق بود كه تنفس آغاز گرديد و به زودي روش عادي هستخراج انرژي غذاها شد.
با وجود اين، تخمير در همه‌ي موجودات زنده صورت مي‌گيرد.

مثلا" بعضي از باكتري‌ها هنوز تنها به روش تخمير زندگي مي‌كنند و گمان مي‌رود كه اجداد اون‌ها پيش از ابداع فرايند تنفس وجود داشته‌اند.

موجوداتي كه در طي انقلاب اكسيژن و نيز سپس اون پيدا شدند.

قدرت تخمير را به ارث برده بودند ولي تنفس روش اصلي توليد انرژي در اون‌ها بود و تخمير وظيفه‌اي فرعي داشت.

نتيجه اين شد كه بيشتر گياهان و جانوران صاحب تنفس هوازي شدند ولي هنگامي كه اكسيژن در دسترس نداشته باشند ممكن هست تخمير صورت دهند.
نافرموده نماند كه تاثير فعاليت اولينموجودات زنده، تغيير كلي در اوضاع فيزيكي زمين و نيز در خواص حياتي خود اون‌ها را سبب شد.

و از اون پس همواره، اوضاع فيزيكي زمين سبب پيدايش و تكامل حيات شد و نيز جهان جانداران در تغيير اوضاع فيزيكي زمين مؤثر افتاد.

از ميان هفت مرحله غير آسماني پيدايش حيات، هيچ يك را نمي توان "آغاز حيات" به حساب آورد.

سلول محصول هفت مرحله هست و ما تنها اين محصول را زنده مي‌شناسيم و حال اون كه اوليننوكلئوپروتئين نيز بعضي اختصاصات حياتي داشته هست.

نوكلئوپروتئين نيز به نوبه خود آغاز كار نبوده بلكه خود از مولكول‌هاي ساده‌تر ساخته شده بوده هست.

به عبارت ديگر آغاز حيات را بايد در اتم‌هاي آزاد اوليه جستجو كرد، و پيدايش حيات قدم به قدم صورت گرفته و در هر قدمي خاصيت تازه‌اي ظاهر گشته و هر يك از هفت مرحله به منزله‌ي پلي بوده كه ميان انقلاب‌هاي شيميايي حاصل زده شده بوده هست و هر مرحله با مرحله قبلي و مرحله بعدي خود ارتباطي مستقيم و پيوسته داشته هست.
بنابراين حيات، به خلاف اون چه غالبا" تصور مي‌شود، به يك باره و خلق‌الساعه پيدايش نيافته، بلكه تدريجا" تكامل حاصل كرده هست و اين يكي از بهترين نمونه‌هايي هست كه نشان مي‌دهد چگونه از آغازي ناچيز، انجامي عظيم و عجيب بر مي‌آيد.

مسئله‌ي تكامل از نشان‌هاي بارز حيات شد و در حال حاضر حيات هم چنان در حال پيدايش و شكل گرفتن هست و هيچ‌گاه "پايان نمي پذيرد" مگر اون كه آخرين جرقه‌ي اون خاموش شود.

هفت مرحله پيدايش حيات را مي‌توان بدين صورت خلاصه كرد:
مرحله اول: به وجود آمدن آب، آمونياك، متان.
مرحله دوم: تبديل آب و آمونياك و متان به: 1- قند ساده
2- گليسرين
3- اسيدهاي چرب
4- اسيدهاي امينه
5- پورين و پيريميدين
مرحله سوم:1- قند ساده + قند ساده ----------------------> پلي‌ساكاريد
2- اسيد چرب + گليسرين --------------------> چربي
3- اسيد امينه + اسيد امينه ------------------>پروتئين
4- پيريميدين يا پورين + قند + فسفات --------> نوكلئوتيد
5- نوكلئوتيد + نوكلئوتيد -----------------------> اسيد نوكلئيك

مرحله چهارم: اسيدهاي نوكلئيك + پروتئين ------>نوكلئوپروتئين: 1- توليد مثل
2- جهش
3- تغذيه
4- توده شدن
مرحله پنجم: نوكلئوپروتئين + قشري از مواد آلي و ايشانروس مانند، سلول اوليه:
1- تركيب كردن مواد
2- رشد
3- تقسيم
4- تكامل
5- كنترل امور داخلي
6- تخمير ----------> co2

مرحله ششم: ايشانروس مانند، سلول اوليه:
1- انگل: 1- جانوران
2- ساپروفيت‌ها
3- كموسنتز كننده‌ها
2- كلروفيل ---> فتوسنتز كننده‌ها (قند+ co2 + h2o --- > o2 ) ------> گياهان

مرحله هقتم: انقلاب اكسيژن: 1- اكسيژن + متان ------------> co2
2- اكسيژن + آمونياك ---------> n2
3- اكسيژن + اكسيژن ---------> اوزون o3
4- اكسيژن + فلزات ------------> معادن فلزات
5- اكسيژن + موجودات --------> تنفس

27:

این هم خبر جدیدی هست که دوستان دراین راستا میتوانند مورد مطالعه برنامه دهند وحجم اطلاعات خود را افزایش داده ونتیجه گیری نمايند :
دستکاری الفبای حیات
ای(آدنین)، تی(تیمین)، جی(گوانین) و سی(سیتوزین) پایه های طبیعی هستند و حالا اکس و ایگرگ به اونها اضافه شده اند.(کلمات داخل پرانتز بعدا اضافه شده هست .)
دانشمندان موفق به تولید یک نمونه نیمه مصنوعی از یک باکتری با شش پایه به جای چهار پایه طبیعی که در همه موجودات یکسان هست شده اند.
مصالح ساختمانی همه اشکال حیات - از تک یاخته ها گرفته تا پستانداران عالی - چهار واحد یا پایه شیمیایی هست که به صورت جفت هایی مرتب شده اند.
یعنی ای، تی، سی و جی که پایه های دی ان ای را تشکیل می دهند.
حالا در اقدامی بی سابقه، دانشمندان در کالیفرنیای آمریکا یک باکتری "ای کولای" را تولید کرده اند که به جای چهار تا شش پایه دارد، که دو تای اونها مصنوعی هست.
تیم محققان موسسه اسکریپس در جنوب کالیفرنیا به نشریه علمی نیچر فرمودند که از باکتری دستکاری شده شاید بتوان برای تولید طیف وسیعی از داروها و مواد دیگر هستفاده کرد.
پروفسور فلوید رومزبرگ و همکارانش از دهه ۱۹۹۰ مشغول کار به روی این پروژه بوده اند.
اونها قبلا نشان داده بودند که چگونه می توان پایه های جدید موسوم به اکس و ایگرگ را به صورت جفت به ملکول دی ان ای در لوله آزمایشگاهی وارد کرد.
حالا اونها این کار را با یک ارگانیسم زنده کرده اند.
و جالب اینکه باکتری ای کولای که این جفت پایه مصنوعی وارد اون شده شروع به کپی کردن اون و انتقالش به نسل بعدی کرده هست.
درحال حاضر دو پایه جدید هیچ نقش فعالی در بیولوژی باکتری ندارند اما پروفسور رومزبرگ قصد دارد در آینده وظایفی را برای این دو پایه جدید تعیین کند.
پایه های ای، تی، سی و جی در واقع حروف حیات هستند و ترکیب های مختلف اونهاست که به تولید آمینو اسید و بعد ملکول پروتئین ها در سلول منجر می شود.
و به این ترتیب با اضافه کردن دو پایه به این چهار پایه زمینه به طور نظری برای تولید پروتئین های مصنوعی فراهم می شود.
نتیجه ای که اگر حاصل شود تولید داروها، مواد پلاستیکی و سایر مواد تازه دیگر را به دنبال خواهد داشت.
اما فرموده می شود تا اون وقت راه درازی باقی هست.


28:

آیا مراحلی که به عنوان مراحل پیدایش حیات ذکر شده علمی هست؟

بهتره برای پی بردن به اینکه این حرفها علمی نیست، این فیلم رو ببینید


حجم بالایی نداره حدودا 8MB به یه بار دیدنش می ارزه
ببینید تا بدانید که این فرضیه منسوخ شده هست و علم نمیتواند ثابتش کند....


29:

سلام کاوش
این تاپیک را تازه دیدم!
هنوز نتونستم تمام مطالب شما رو کامل بخونم اما سئوالی که در ابتدای کار برایم پیش امده
شما در شروع بحث حیات از ماده و گاز و خواص انها شروع نمودید! حال خود این مواد چگونه بوجود امدند؟ و چگونه صاحب خواص متفاوت شدند؟ این نظم مولکولی چگونه بوجود امده؟


82 out of 100 based on 52 user ratings 502 reviews

@