جعبه ابزار تشخیص بین ایده های درست از نادرست


جعبه ابزار تشخیص بین ایده های درست از نادرست



جعبه ابزار تشخیص بین ایده های درست از نادرست
توی سنین رشد که در حال بزرگ شدنیم معمولا خیلی زودباوریم، هر چیزی که بهمون بگن باور میکنیم، به خصوص اگه بزرگ ترها یا معلم ها یا مقامات یا سیاست مدارها یا کتاب ها یا تلویزیون و ماهواره و یوتیوب و اینترنت بهمون بگن. واقعا دریایی از اطلاعات هست که از همه جهت به طرفمون شناور میشه. چطور میشه تفاوت بین ایده های درست و غلط رو تشخیص داد؟! چطور میشه فهمید؟!

مردم چیزهای عجیب رو باور میکنن چون مغز ما جوری برنامه ریزی شده که تلاش میکنه الگوهای با معنی پیدا کنه. اگر یه صورت توی ابر می بینید یا یه صورت روی ماه می بینید یا مریم مقدس رو توی یه تیکه پیتزا یا توی سایه ی یه پنجره می بینید همه ش به خاطر همینه.
خیلی از الگوها واقعا درستند و دونستنشون حقیقتا خوبه، اسمش رو میذاریم "یادگیری". میتونیم a رو به b ربط بدیم و خیلی از مواقع a واقعا هم به b مربوط هست. مشکل اینه که خیلی از الگوها هم غلط هستند، خرافاتند، واقعی نیستند.


ممکنه شما بگید اصلا چرا حرف خود تو رو باید باور کنیم، و پاسخ اینه که واقعا نباید باور کنید!!
حرف هیچکسی رو بر مبنای موقعیتش یا پست و مقامش یا شهرتش نباید باور کنید!
باید خودتون برای خودتون بررسی کنید!

میخوایم درباره ی "جعبه ابزار تشخیص خزعبلات" حرف بزنیم، یه جورایی الهام گرفته از حرف کارل سیگان که میگه خزعبلات زیادی در جهان هست و نیاز به جعبه ابزاری برای تشخیص آنها داریم، این جعبه ابزار همون علم هست و این کاری هست که علم به بهترین شکل ممکن انجام میده.

نکته 1 - منبع ادعا چقدر قابل اعتماده؟
اولین ابزار وقتی که می شنوید کسی ادعایی میکنه طبیعتا اینه که بپرسید منبع این ادعا واقعا چقدر معتبره؟ طبیعتا همیشه انتظار میره توی داده ها درصدی از خطا مشاهده بشه، اما این خطاها باید تصادفی باشند و پراکنده، و هر کدوم یه طرف متفاوتی و یه جورایی همدیگه رو خنثی می کنند. اگر خطاها همه شون توی یک جهتن و به سمت نابود کردن یک ایده ی خاص، اونوقت باید مشکوک بشیم که شاید یه چیز دیگه ای در جریانه! برای مثال مثل شکاکین به گرم شدن کره ی زمین، خطاهایی که بیان میکنن همیشه مستقیم به طرف خراب کردن اعتقاد به این ایده هستن، خطاها همیشه به طرف شکاکیت راجع به گرم شدن کره ی زمین جهت دهی شدن، همین بهمون نشون میده یه کاسه ای زیر نیم کاسه س!

نکته 2 - آیا منبع مورد نظر ادعاهای مشابهی میکنه؟
دومین سوالی که باید پرسید اینه که مدعی معمولا ادعاهای مشابهی میکنه یا نه؟ برای مثال اهالی این عرفان های جدید و ماوراء الطبیعه و ارواح و خونه های جن زده و آدم فضایی ها و اینچیزا، واقعا کلا همه چیزو باور دارن! یا اونایی که از اساس هر چیزی رو رد میکنن و نسبت به همه چیز بی اعتقادن، یا کافرند فقط به این دلیل که گفته باشن کافریم!
نکته اینه که باید ذهنی داشته باشید که برای پذیرش ایده های جدید و حتی رادیکال باز باشه، اما دیگه هرچیزی رو هم باور نکنید و دیگه اونقدری هم ذهنتون باز نباشه که مغزتون از کله تون بیوفته زمین!

نکته 3 - ادعای مطرح شده آیا توسط فرد دیگری هم مورد تایید برنامه گرفته؟
اگر شما ادعای بزرگی بکنید، یه نفر دیگه هم باید بتونه بره آزمایشش کنه. مثل اون ادعای عجیب کولد فیوژن سال 1989 که یه عده ای کنفرانس برگزار کردن و گفتن ببنید ما توی یه شیشه روی یه میز کوچیک فیوژن ایجاد کردیم، این بحران انرژی رو حل میکنه، انرژی ارزان و پاک میده، جهان رو تغییر میده. همه هیجان زده شده بودن، مدتی روی صفحه ی اول روزنامه ها بود، تا اینکه افرادی شروع کردن تلاش کنن آزمایش اونا رو تکرار کنن، و هیچکس نتونست انجامش بده. همین کافی بود تا متوجه بشیم پس حتما یه کاسه ای زیر نیم کاسه هست، یا یه محصول جانبیه، یا جعل شده، یا یه واکنش شیمیاییه، یه چیزی غیر از اونیه که اینا ادعا میکنن.
پس اگر ادعایی میکنی، و داده های لازم رو نداری که بقیه بتونن برن توی آزمایشگاه خودشون و آزمایش رو اونطوری که تو ادعا میکنی انجام بدن، اگر نمی تونن همون نتایج رو به دست بیارن، یه جای کار میلنگه، و توی علم ما همین رو می خوایم.

نکته ی 4 - آیا با رفتاری که از جهان اطرافمون می شناسیم هماهنگ هست؟
اگر یکی از اون ایمیل هایی که میگه از طرف یکی از بستگان شما در نیجریه یه ارث بزرگ به ارزش بیست میلیارد تومن بهتون رسیده و لازمه مبلغی پرداخت کنید تا کل مبلغ اصلی رو به حسابتون واریز کنن؛ یه لحظه استقامت کنید! واقعا فکر میکنید دنیا همین جوریه؟! کلی پول مفت باد آورده به آدم میدن؟! احتمالا نه!
یا یه مثال دیگه، توی زمینه ی باستان شناسی غالبا افسانه ی اهرام مصر رو می شنویم، راز اهرام مصر! چه کسی اهرام را ساخته است؟! مصری ها ساختنشون؟! نه، نمی تونستن بسازن، چون این اهرام خیلی پیچیده ن و از این جور حرفا! واقعیت اینه که اینا یه مشت سنگن که روی هم چیده شدن، اونا هم کلی وقت آزاد داشتن، کلی برده ی ارزون داشتن، بارون هم که هیچوقت نمیباره، چندین قرن هم که زمان داشتن تا اینا رو روی هم بچینن، دیگه اونقدرا هم پیچیده نیست.
اما حتی اگه این واقعیت داشتن که افراد دیگری این اهرام رو ساختن، ساختن بیست هزار سال پیش، اینم یه نظریه ای هست دیگه! شاید مردم گمشده ی تمدن آتلانتیس! یا آدم فضایی ها! یا اجنه! آتلانتیسی ها اومدن و اهرام رو ساختن. اگر همچین چیزی درست باشه، وقتی حفاری های باستان شناسی رو انجام میدی باید بتونی ابزار، دور ریختنی ها و زباله های اونایی که اونجا زندگی کرده ن رو پیدا کنی، باید بتونی خونه هایی که توش زندگی می کردن رو پیدا کنی، و این دقیقا همون چیزیه که واقعا پیدا هم میکنی، که تاریخشون متقارن با زمان حیات مصری ها هست! پس اگه کار آتلانتیسی ها یا آدم فضایی ها یا اجنه بوده، حتما تجهیزات دیگه ای که همین رو نشون بده هم باید بتونی پیدا کنی.

نکته 5 - تا حالا کسی تلاش کرده ثابت کنه این ادعا غلطه؟
این سوال پنجمیه که همیشه باید پرسید، تا حالا کسی سعی کرده این ادعا رو ابطال کنه یا ثابت کنه غلطه؟ همیشه یادتون باشه میشه یه مشت سند و مدرک رو کنار هم جمع کنیم و بگیم خوب حالا برو این ایده ی رادیکال جدید رو بپذیر، اینم از بحث و مدارک من برای اثباتش. خیلی هم خوب، خیلی هم جالب، اما بحث های خلاف ادعای تو چی میشن؟! تا حالا درباره ی اونا فکر کردی؟ تا حالا فکر کردی چه چیز دیگه ای میتونه این پدیده رو توضیح بده؟ چون اگه خودت اینکارو نکنی، بالاخره یه نفر دیگه اینکارو خواهد کرد، معمولا با کلی تبلیغات، توی یه قالب عمومی و رسمی! واقعا باید دراینباره فکر کنی که منتقدینت چی میگن؟ نه به این دلیل که منتقدین برات مهمن، بلکه به این خاطر که اونا ممکنه چیزی پیدا کنن که تو فکرش رو نکردی، خودت باید اونا رو هم در نظر بگیری، باید تلاش کنی اول از همه خودت ادعای خودت رو زیر سوال ببری.

نکته 6 - کفه ی ترازو به سمت کدوم دسته از اسناد و مدارک سنگینی میکنه؟
ترازو به چه سمتی سنگینی می کنه؟ این تئوری یا یه تئوری دیگه؟ هر کسی میتونه یه ادعایی بکنه و بعد چندتا هم سند و مدرک در جهت اثباتش سرهم کنه، سوال اینه که پس همه ی مدارک و شواهد دیگه چی میشه؟ اونا هم به درستی همین تئوری اشاره می کنن؟ یا به درستی اون تئوری دیگه یی که تو داری تلاش میکنی ثابت کنی غلطه؟
پس همیشه، مثلا درباره ی نظریه ی تکامل، خلقت گرایان گیر میدن به یه چیز ساده و هی میگن این نکته ی ریز کوچیک رو چی میگی؟! خیلی خوب باشه! شاید یکی دوتا حفره هم وجود داشته باشه یا یکی دوتا چیز رو هم نتونیم توضیح بدیم! اما همه ی اون ده هزار شواهد و مدارک و پدیده های دیگه رو چی میگی که نظریه ی تکامل به بهترین شکل ممکن توضیح میده؟! تو چطور اون ده هزار پدیده رو توضیح میدی با اون تئوری خودت؟!
یه جورایی علم شبیه تحلیل صحنه ی جرمه، واقعیت اینه که مجرم معمولا خودش اعتراف نمیکنه، تو باید بگردی شواهد و مدارکی که میتونی پیدا کنی رو تحلیل کنی؛ کار این یارو بوده؟ یا کار کس دیگه ای بوده؟ یا این اتفاق افتاده؟ یا اون اتفاق افتاده؟ و کاری که کارآگاه ها میکنن اینه که همه ی شواهد و مدارک موجود رو بررسی میکنن، و بعد میگن مثلا همه ی اسناد مدارک به این جهت اشاره میکنه که فلانی مجرم بوده!
علم هم تقریبا همینجوریه. همیشه ایده های متفاوتی وجود داره، سوال اینه که اکثریت اسناد و مدارک و شواهد به کدومشون اشاره میکنه؟

نکته 7 - آیا مدعی مطابق قواعد علم حرف میزنه؟
آیا اونایی که دارن ادعا میکنن طبق قواعد علم حرف میزنن؟ یعنی آیا دارن از منطق و استدلال و شواهد تجربی و آزمایش و اثبات استفاده میکنن؟ یا اینکه فقط در تلاش برای توجیه ادعای خودشون هستند؟
برای مثال تفاوت بین مدعیان UFO (مدعیان دیدن آدم فضایی ها) و اعضای تیم SETI (جست و جو برای هوش فرازمینی). هردوی اونها به فرازمینی ها علاقه دارن، اما تفاوت به شدت بزرگی بین گروه هاشون وجود داره. مدعیان UFO دانشمند نیستند، هیچ آموزشی توی زمینه ی علم ندیدن، آزمایش انجام نمیدن، با در نظر گرفتن توضیحات ممکن دیگه تلاش نمیکنن ثابت کنن ایده هاشون غلطن و در عوض اعضای گروه SETI دقیقا خلاف اینها، تلاش میکنن ایده های خودشون رو باطل کنن، آزمایش انجام میدن، فرضیه هاشون رو تست میکنن، دانشمندان حرفه ای و آموزش دیده هستن. پس با وجود اینکه هردو علاقه ی مشترکی دارند به وجود بیگانگان، با بینش ها و گرایش های به شدت متفاوتی به موضوع نگاه میکنن، به همین دلیله که یکیشون رو میگیم علم، همون SETI و دیگری رو میگیم شبه علم، یعنی همون مدعیان UFO.

نکته 8 - آیا مدعیان اسناد و شواهد مثبتی هم ارائه میدن؟
هشتمین نکته دقت به این هست که آیا مدعیان برای پشتیبانی از ایده ی خودشون هم سند و مدرکی ارائه میدن یا اینکه کل کارشون انکار شواهد اثبات ایده های دیگران هست؟
این که بشینی ایرادهای ایده های دیگران رو لیست کنی یه بحثه، اما در حقیقت باید بتونی اسناد و مدارکی برای اثبات ایده ی خودت که بناست خلاف ایده ی دیگران باشه ارائه بدی.
برای مثال اونایی که طرفدار UFO ها هستن، وقتی ازشون می پرسی سند و مدرکتون کجاست؟ جسد این بیگانگان کو؟ معمولا جوابی که میدن اینه که دولت لاپوشونی کرده! قایمشون کردن! یه جای نامعلومی خاکشون کردن! خوب اینا که سند منفی هست، مثل اینه که بگی من هیچ سندی برای اثبات حرف خودم ندارم، تنها حرفی که میتونم بزنم اینه که دیگران سند و مدرکشو قایم کردن! واقعیت اینه که اینا به حساب نمیاد! کافی نیست! معمولا یه سری ورقه دولتی نشون میدن که یه قسمت هاییش سیاه شده و میگن اینا رو نگاه کن! اما اینکه یه چیزی رو به هر علت امنیتی پوشونده ن به این معنی نیست که فرا زمینیه! شاید یه توضیح زمینی براش وجود داشته باشه!
یا مثلا اونایی که به bigfoot اعتقاد دارن، یه موجود بزرگ پای پشمالو که توی کوهستان برفی یه جایی زندگی میکنه! ازشون میپرسی خوب جسدشو نشونم بده! بعد میگن این موجودات خیلی خوب مخفی میشن و خیلی رازدارن و خیلی خجالتی اند و تعدادشونم کمه!! واقعیت اینه که اگه میخوای یه نوع جاندار جدید معرفی کنی باید بتونی جسدشو نشونمون بدی! یه چیزی که بشه آزمایشش کرد و بررسیش کرد و بتونیم ببینیمش و بزاریمش توی موزه و ببرمیش آزمایشگاه!
اینکه نکته های منفی ایده های دیگران رو بشمری کافی نیست، باید بتونی شواهدی برای اثبات درستی ایده ی خودت ارائه بدی.

نکته ی 9 - آیا تمام اون مشاهدات و پدیده هایی که تئوری قدیمی توضیح میداد رو تئوری جدید هم توضیح میده؟
هر کسی میتونه چندتا پدیده ی عجیب پیدا کنه، چیزایی که ممکنه هنوز درست نتونیم توضیح بدیم. به هر حال توی علم هیچ اشکالی نداره چیزایی داشته باشیم که هنوز نمیتونیم توضیح بدیم، یه چندتا حفره، نقطه ی کور، و غیره. اما کاری که "شبه علم" انجام میده اینه که یه تعدادی از این پدیده ها رو میگیره دستش و بعد داد میزنه بیا اینم ایده و تئوری جدید منه برای توضیح اینا!!
مجله های علمی گاهی بعضی از نامه های طولانی خواننده هاشون رو نشون میدن که یه کسی نوشته "تئوری همه چیز" رو به دست آورده! همیشه هم اینجوری شروع میکنن که ""نیوتن اشتباه میکرد" و "انیشتن اشتباه میکرد" و "استیون هاوکینگ اشتباه میکنه"... اما من... من یه تئوری فیزیک جدید به دست اوردم که همه چیز جهان رو توضیح میده!!
اما سوال اینه که آیا این تئوری جدید تو میتونه همه ی اون چیزایی که گرانش نیوتن و نسبیت عام انیشتن و فیزیک کوانتومی توضیح میدادن رو هم توضیح بده؟! واقعیت اینه که توضیح یه چندتا پدیده ناچیز کاملا بی معنیه، مگر اینکه بتونه همه ی پدیده های دیگه رو هم توضیح بده.

نکته ی 10 - آیا عقاید شخصی این ایده ی مورد ادعا رو جهت دهی میکنن؟
دهمین پرسشی که همیشه باید بپرسیم اینه که آیا عقاید و ایدئولوژی ها و جهانبینی های شخصی کسی که این ادعا رو میکنه هستن که دارن تحقیقاتشون رو جهت دهی میکنن؟ یا برعکسه؟
به عبارتی دیگه، علم و همه ی تحقیقات دیگه توسط انسان انجام میشه، و انسان ها هم پیش فرض هاشون رو دارن. پیش فرض های جهت دهنده، ما همیشه دنبال شواهد و مدارکی میگردیم که عقاید و باورهای پیشین خودمون رو تایید کنن و شواهدی رو که عقایدمون رو باطل میکنن ندیده میگیریم. همیشه همینجوری بوده.
برای مثال، درباره ی گرم شدن کره ی زمین بین چپ گراهای آمریکایی و راست گراهای آمریکایی تفاوت عقیده ی بسیار زیادی هست، اما اصلا چرا باید دانشمندی پیدا بشه که گرایش سیاسی خاصی یا اعتقاد به مذهب خاصی روی تحقیقاتش تاثیر بذاره؟! دلیلش اینه که دانشمندا هم آدمن! رای میدن! و توی مبحثی مثل گرم شدن کره ی زمین، دیدن هر برنامه ی تلویزیونی به راحتی نشونتون میده که جهت گیری ها به شدت تحت تاثیر عقاید قبلی افراده. برای مثال یه نفر میگه چون من در تلاش برای گسترش کسب و کار و توسعه کارخونه ها هستم پس باید به پدیده ی گرم شدن کره ی زمین با دید شک و تردید نگاه کنم! استقامت کن ببینیم... چطوره فقط داده ها و شواهد و اسناد و مدارک رو در نظر بگیری؟! مگه غیر از اینه که داده ها و شواهد هستن که باید نتیجه گیری ما رو درباره ی گرم شدن یا نشدن کره ی زمین مشخص کنن؟! در واقع همینطوره! و آیا غیر از اینه که میتونیم با شواهد و داده ها بررسی کنیم که آیا گرم شدن کره ی زمین نتیجه ی فعالیت های انسان هست یا نه؟! بله می تونیم! پس دیگه این همه سیاست بازی برای چیه؟! خوب ما هم آدمیم.
پس توی علم، یه جایی باید سیاست و ایدئولوژی رو کاملا کنار بذاری و بررسی کنی ببینی داده ها چه حرفی برای گفتن دارن.



کاری که این جعبه ابزار تشخیص خزعبلات با این ده پرسش میکنه اینه که بهمون کمک میکنه وقتی با ادعایی مواجه میشیم، از جهات مختلفی راجع بهش فکر کنیم.
چیزی که متوجه میشید اینه که بازه ای وجود داره، تعدادی از ادعاها کاملا مشخصه مزخرفن، "زمین مسطحه"، نه خیر زمین کروی شکله، زمین دور خورشید میچرخه نه برعکس، اینا چیزایی هستن که میدونیم درستن، تکامل از طریق انتخاب طبیعی یکی از اوناس، گرم شدن کره ی زمین داره به این سمت حرکت میکنه ولی هنوز یکمی زمان میبره. و یه چیزای دیگه ای هست مثلا یه تعدادی تئوری های رادیکال جدید راجع به کیهان، آیا چندین جهان (مالتی ورس در مقابل یونی ورس) وجود داره یا نه؟ اینا شاید توی بازه ی غیر قطعی ها هستن. و یه چیزای دیگه ای هستن که تقریبا مطمئنیم غلطن، مثل تلپاتی ماورائی که من میتونیم ذهنت رو بخونم و اینجور چیزا! اینا مطمئنیم درست نیستن.
پس این بازه وجود داره از ایده های احتمالا درست تا ایده های احتمالا غلط.
علم بهترین وسیله ای هستن که بشر تا کنون تونسته برای فهم جهان هستی در اختیار بگیره. و همه هم اینو میدنن، چون همه میرن پیش پزشک و دکتر! اگه یه نفر سی هزار پا بالای زمین توی هواپیما داره پرواز میکنه معنیش اینه که به هیچ عنوان نسبت به علم و ریاضی و فیزیک هیچگونه شک و شبهه ای نداره، می دونن این بهترین طراحی ممکنه! و همینطور بیشتر ما وقتی با تبلتمون داریم بازی میکنیم یا توی اینترنت از موتور جست و جوی گوگل استفاده میکنیم یا جام جهانی رو توی تلویزیون فول اچ دی مون تماشا میکنیم، همه مون عاشق علمیم و همه مون میدونیم علم بهترینه، و همه مون میدونیم پایه و اساسش درست و محکمه.
فقط یه جاهای خاصی هست که بعضی ها کمی ترش میکنن، مثلا وقتی می پرسی "مفهوم زندگی چیه؟" یا "ما از کجا آمده ایم؟"، " به کجا خواهیم رفت؟" ، اینجاهاس که بعضی هامون فکر میکنیم شاید باید به علم با دید شک و تردید نگاه کنم! اما در حقیقت، واقعا علم بهترین ابزاری هست که بشر در تمام طول تاریخ تونسته برای فهم جهان هستی و پاسخ به پرسش ها در اختیار بگیره.



مدل نان اسلامی

1:

خیلی جالب بود

از کجا پیدا کردید من تا حالا پیداش نکرده بودم این مقاله رو


سپاس و درود


جهان های موازی

2:



سلام

متشکر بابت ارسال،

واقعا انجمن قبل از اینکه به چیز دیگری فکر کند به این چیز ها نیاز دارد ، چیزی که من بخاطر اون تاپیک فرمودگو را ایجاد کردم .


پيامي از فرازميني‌ ها ?!!!
اصلا قبل از صحبت کردن باید این سوال را از خود بپرسیم که چگونه می توان/باید سخن فرمود و فرمودگو کرد.

من چند سوال در اون تاپیک کردم که کسی نیامد جواب مرا بدهد ، فرمودم اینجا هم مطرح کنم :

چطور دو نفر که عقیده ی مختلف دارند با هم می توانند فرمودگو نمايند؟
آیا راهی برای کنار گذاشتن اختلافات و مشترک شدن در عقیده هست؟ یا نه ؟ اگر هست اون راه چیست؟
آیا قوانینی برای کسانی که می خواهند فرمودگو نمايند هست؟ که طبق اون پیش بروند؟ در این زمینه آیا قبلا تحقیقی صورت گرفته؟

می دانید چرا این سوال را می پرسم؟ مدام مشاهده می کنم خودم با دیگران ، یا اینکه دو نفر دیگر با هم ، می نشینند ، کلی وقت می گذارند ، حالا یا با دعوا و بزن بزن ، یا با عزیزم ، عزیزم ، صحبت هایشان را می نمايند و در اکثر مواقع به جایی نمی رسد! آخر سر هم این حرف خودش را می زند و اون حرف خودش را ! بر می گردند سر خانه ی اول و مثل یک دور تسلسل می شود...

واقعا چه معیاری برای تشخیص صحت حرف وجود دارد؟


نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
نکته 1 - منبع ادعا چقدر قابل اعتماده؟
نکته 2 - آیا منبع مورد نظر ادعاهای مشابهی میکنه؟
نکته 3 - ادعای مطرح شده آیا توسط فرد دیگری هم مورد تایید برنامه گرفته؟
نکته ی 4 - آیا با رفتاری که از جهان اطرافمون می شناسیم هماهنگ هست؟
نکته 5 - تا حالا کسی تلاش کرده ثابت کنه این ادعا غلطه؟
نکته 6 - کفه ی ترازو به سمت کدوم دسته از اسناد و مدارک سنگینی میکنه؟
نکته 7 - آیا مدعی مطابق قواعد علم حرف میزنه؟
نکته 8 - آیا مدعیان اسناد و شواهد مثبتی هم ارائه میدن؟
نکته ی 9 - آیا تمام اون مشاهدات و پدیده هایی که تئوری قدیمی توضیح میداد رو تئوری جدید هم توضیح میده؟
نکته ی 10 - آیا عقاید شخصی این ایده ی مورد ادعا رو جهت دهی میکنن؟
این معیار ها بسیار خوب هستند ، ولی آیا برای صحبت های فلسفی همه شان قابل هستفاده هست؟
مثلا نکته ی شماره ی 1 برای تحقیق های دانشجویی برای رشته های مهندسی خیلی عالی هست ، ولی آیا برای سوال های بنیادی ، یا تحقیقات فلسفی/فکری هم خوب هست؟
مثلا ممکن هست یکنفر یک ادعای جدید بکند که ما تا بحال اون را از هیچ منبعی که معتبر می دانستیم نبوده ، آیا باید اون را به این دلیل غلط بدانیم؟
مثلا فرض بفرمایید که وقتی که گالیله آمد و فرمود زمین گرد هست ، باید امت وقتش او را بخاطر معتبر نبودنش از نظر منبع خبری ، طرد می کردند و باید به سخنان کلیسا که منبع معتبری بود گوش می دادند؟

همینطور نکات دیگر...
مثلا نکته ی شماره ی 4 می گوید که باید ادعا با جهانی که می شناسیم هماهنگ باشد ، خوب این از نظر علوم فیزیکی و مهندسی و امثالهم حرف کاملا متینی هست ولی آیا برای فلسفه هم صادق هست؟ من بعضی ادعاها را می شناسم که اصلا خودش کل جهانمان را می تواند دگرگون کند ، یعنی نوع نگرش انسان به همه چیز را می تواند دگرگون کند ، حالا آیا با این نکته این موضوع را سنجیدن درست هست؟


عقل و فلسفه

3:

این مقاله نبود...


معرفت شناسی ، کلیات فلسفه (Epistemology)
یه ویدئو بود از مایکل شرمر که با کمی ویرایش از خودم قاطی و ترجمه ش کردم!


فلسفه اشعار عرفانی حافظ

4:

واقعیت اینه که هم توی علم و هم توی فلسفه همیشه همه ی افراد با هم در حال فرمود و گو هستند...
توی علم اکثر مواقع هم نظرات بعضا به شدت مخالف همدیگه هست...
به هر حال بستگی به نوع فرمود و گو داره، گاهی چندتا فیزیکدان دور هم جمع میشن تا راجع به یه موضوعی مثلا مثل "به وجود آمدن جهان هستی از هیچ" به بحث و فرمود و گو بپردازند...
بسته به نوع فرمود و گو، که قراره مناظره باشه، یا مصاحبه، یا گپ و فرمود و گوی کافی شاپی، طبیعتا شکل بحث به شدت فرق میکنه...
معمولا توی مناظره ها به شدت مقابل هم می ایستن و با تمام قوا طرف مقابل رو زیر سوال میبرند...
ولی توی مصاحبه یا گپ و فرمود و گو هیچ اصراری ندارن حرف دیگران رو نقض نمايند، بلکه مشتاقن بشنون و کمی بحث کنن...
برای مثال شما برنامه ها و مناظره های لارنس کراوز رو با نیل دیگراس تایسون که نگاه کنید، با اینکه این دو دو دوست صمیمی و قدیمی هستن، بعضا توی برنامه های همدیگه اونقدر عصبانی میشن که با داد و دعوا چند لحظه از سر جاشون بلند میشن...

به نظرم چیزی که میخوام بگم اینه که همه ی ما آدم هستیم، چه اون فیزیکدان یا کیهان شناسی که اونور دنیا بحث میکنه، چه ماهایی که اینجا توی یه فوروم نسبتا محدود تو سر کله ی هم میزنیم...


امر به معروف و نهی از منکر
فرمود و گو همیشه شکل میگیره...


چه کسانی از سرکرده "عرفان حلقه"حمایت می‌کنند؟
با انواع و اقسام فرمت های مختلف و در سطوح مختلف....

اما چیزی که واقعا مهمه، شاید سوال دوم شما باشه، چطور ممکنه نظرمون رو تغییر بدیم؟
خوب فکر میکنم مجموعه ای باشه از شوایط روانشناختی شخصی خودمون و همینطور نوع حرفی که داریم می شنویم...
برای بررسی صحت حرفی که داریم می شنویم همیشه سوالات زیادی هست که میشه پرسید و همیشه میشه از جهات مختلفی فرمود و گو کرد، اما نهایتا حتی اگر به فرض به این نتیجه رسیدیم که طرف مقابل واقعا داره درست میگه، بازم خیلی از مواقع ممکنه نظرمون رو به این سادگی ها تغییر ندیم...
اینجا دیگه بحث کاملا گسترده میشه به مجموعه ی شاید واقعا بزرگی از عواملی که شخصیت ما رو تشکیل دادن...

این معیار ها بسیار خوب هستند ، ولی آیا برای صحبت های فلسفی همه شان قابل هستفاده هست؟
مثلا نکته ی شماره ی 1 برای تحقیق های دانشجویی برای رشته های مهندسی خیلی عالی هست ، ولی آیا برای سوال های بنیادی ، یا تحقیقات فلسفی/فکری هم خوب هست؟
مثلا ممکن هست یکنفر یک ادعای جدید بکند که ما تا بحال اون را از هیچ منبعی که معتبر می دانستیم نبوده ، آیا باید اون را به این دلیل غلط بدانیم؟
مثلا فرض بفرمایید که وقتی که گالیله آمد و فرمود زمین گرد هست ، باید امت وقتش او را بخاطر معتبر نبودنش از نظر منبع خبری ، طرد می کردند و باید به سخنان کلیسا که منبع معتبری بود گوش می دادند؟

همینطور نکات دیگر...
مثلا نکته ی شماره ی 4 می گوید که باید ادعا با جهانی که می شناسیم هماهنگ باشد ، خوب این از نظر علوم فیزیکی و مهندسی و امثالهم حرف کاملا متینی هست ولی آیا برای فلسفه هم صادق هست؟ من بعضی ادعاها را می شناسم که اصلا خودش کل جهانمان را می تواند دگرگون کند ، یعنی نوع نگرش انسان به همه چیز را می تواند دگرگون کند ، حالا آیا با این نکته این موضوع را سنجیدن درست هست؟
به نظرم من، این مجموعه رو جعبه لوازم می نامیم و مجموعه، چون واقعا نیازه تا جای ممکن بیشترشون بررسی بشن...
وقتی با ایده ای روبرو میشیم، باید بتونیم از جهات مختلفی اون رو امتحان کنیم و ازش سوال بپرسیم...
برای مثال اگر کسی ادعای جدیدی بکنه که ما تا به حا از هیچ منبع دیگه ای نشنیدیم، طبیعتا نباید سریع کنار بذاریمش، بلکه باید بریم سواغ زوایای دیگه، و از جهات دیگه بررسیش کنیم...

نکته ی 1 ممکنه کافی نباشه، میریم میبینیم توی نکته ی 2 بهمون توصیه شده باید ذهنمون حتی برای پذیرش ایده های جدیدی که ممکنه عجیب و تند به نظر برسن هم آماده باشه...

و بعد میریم میبینیم نکات و پرسش های دیگه ای هست که میتونیم از طریق اونا خود ایده رو بررسی کنیم...

یا مثلا نکته ی 4 که می فرمایید هماهنگی با جهان اطراف کافی نیست، به جز توی فلسفه، توی علم هم این نکته کافی نیست، بلکه ما توی علوم تجربی هم بسیاری از کشفیات و یافته های جدیدمون به خصوص وقتی اتفاق می افتند که پدیده هایی رو بررسی میکنیم که به ظاهر با جهانی که می شناسیم و قواعد اون جور در نمیان و گاهی برای اینکه بفهمیم چی اطرافمون میگذره مجبوریم کل نگاهمون رو به جهان اطرافمون تغییر بدیم، مثل کاری که نسبیت خاص و عام انیشتن کرد، یا مکانیک کوانتومی...

ولی باز هم توی این موارد هم همیشه زوایا و جهات دیگه ای هست که میتونیم این ایده های رادیکال رو از طریق اونا بررسی کنیم...

برای مثال نکته ی 9 این پرسش رو طرح میکنه که تئوری جدید شما که بناست نگاه ما رو به جهان تغییر بده، آیا اون چیزایی که قبلا تئوری های قبلی توضیح میدادن رو هم توضیح میده؟

شخصا به نظرم وقتی درباره ی بررسی ایده ها و نظرات و ادعاها زده میشه، اکثر مواقع هیچگونه تفاوتی وجود نداره که این ادعا رو یه دانشمند داره طرح میکنه یا یه فیلسوف یا حتی یه روحانی مذهبی...

شاید دلیلش این باشه که این حوزه ها خیلی بیشتر از اونی که توی کتابا مرزبندی شدن توی جهان واقعی با هم تداخل دارن...

یه ایده ی به ظاهر ساده ی مذهبی درباره ی جهان میتونه یه ادعای به شدت عجیب و غریب و رادیکال توی علم یا فلسفه محسوب بشه، یا ایده ی کاملا پذیرفته شده و منطقی علمی میتونه اونقدر برای مذهب دور و ناگوار باشه که همه ی تلاششو برای بی اعتبار کردن این ایده انجام بده...


5:

بسم الله الرحمن الرحیم

مطمئنید " تله پاتی " غلط هست؟!
علم و فلسفه علم چنین حرفی نزده هست.
اما اونقدر طولانی می نویسید که شاید افراد مایل به نقل قول و فرمودگو با شما را نداشته باشند و گرنه کسی که دقیق و با نگاه نقادانه و علمی بخواهد مقاله شما را نقد کند می داند که در لابلای این مقاله چگونه از شیوه علمی به همراه شیوه غیر علمی هستفاده شده تا معجون خاصی را به خورد مخاطب بدهد ...
فعلا شما با شیوه علمی اثبات کنید " تله پاتی " قطعا نادرست هست.
فقط روی همین نمونه متمرکز شوید.


6:

پرسش اینجاست که آیا شواهد و مدارک کافی برای اثبات صحت ادعای تلپاتی وجود داره؟
و جواب اینه که خیر...
در واقع این موضوع یکی از اون موضوعاتی هست که در آزمایشگاه به راحتی قابل بررسی هست...
ادعاهایی که طرح میشه به راحتی میتونن پیشبینی کنن چه مشاهداتی "هماهنگ" با ایده و چه مشاهداتی "ناهماهنگ" با ایده خواهند بود...

به عنوان مثال اگر تلپاتی صحیح باشه، در صورتی که افراد مدعی اقدام به تکرار یک نمونه از انتقال ایده های خودشون به ذهن دیگران بنمايند، باید بیشترشون یا دست کم تعدادی از اونها بتونن با الگوهایی معنی دار، بیش از اونچه قواعد ریاضی احتمال پیشبینی مینمايند در انجام این عمل موفقیت کسب نمايند...


پس ما میتونیم مدعی رو به این شیوه به راحتی هرچه تمام تر مورد مطالعه علمی برنامه بدیم...

نکته ی مهم همواره اینه که توی علم، شما باید تلاش کنید ایده های خودتون رو ابطال کنید...
برای مثال باید تلاش کنید ثابت کنید برای پدیده ای که میخواهید توضیح بدید، هیچ علت و توضیح بهتر دیگری وجود نداره...
در زمینه ی تلپاتی تا کنون هیچگونه پدیده ای مشاهده نشده که بدون توضیح مونده باشه یا توضیحات بهتری نداشته باشه...
اما توی آزمایشگاه این کارو با حذف شرایط محیطی تاثیر گذار انجام میدیم...
آیا فرد مدعی قبلا یه سری جواب رو حفظ کرده تا شما رو گول بزنه؟
چه جور برنامه و مدارهایی قبلا بدون اطلاع شما بین افراد بسته شده؟
آیا افراد دارن واقعا از طریق ذهنشون با هم ارتباط بربرنامه میکنن یا اینکه از طریق حرکت دست یا هر جور سیستم ارتباطی ممکن دیگه؟
و تازه سپس در نظر گرفتن تمامی این شرایط موثری که در هر آزمایش قابل قبولی باید در نظر گرفته بشه، تازه باید قانون احتمالات و منطق ریاضی حاکم بر مشاهدات رو بررسی کنیم...

دانشمندان بارها و بارها تلاش کرده ن این پدیده رو تقریبا به همین شیوه مطالعه کنن...
مطلب برای کپی پیست کردن فراوانه که طبیعتا اگر مایل بودید لینک میدم برید مطالعه کنید
اما خلاصه ی مطلب اینه که تا کنون هیچکدام از آزمایشات بسیار زیاد انجام شده هیچگونه نتیجه ای در تایید تلپاتی نداشته...
و توی علم این به معنی غلط بودن اون ایده ی ابتدایی هست.

حال اگر شما آزمایش هایی سراغ دارید که نتایج مثبتی در تایید تلپاتی منتشر کرده ن، خوشحال میشم ببینم و بررسی کنم.
در غیر اینصورت لطفا از اضافه گویی و منحرف کردن مطلب پرهیز کنید و بحث رو تمام شده تلقی کنید.


7:

بسم الله الرحمن الرحیم

بنده خیلی علاقه به پرداختن و باز کردن مسایلی مثل تله پاتی و ...

ندارم

اما اگر در برآورد یک قضیه پذیرفتیم که خودبه خود امکان دارد رخ دهد و خودبه خود امکان دارد رخ ندهد، به نوعی راه بررسی منطقی و علمی رو بستیم، چون به هیچ وجه نمیشه گزاره بالا رو رد کرد.

زیرا کسی که به گزاره بالا اعتقاد داره، در حقیقت به تناقض اعتقاد داره.
و از درستی تناقض هم میشه هر چیزی رو نتیجه گرفت.

به این دلیل تله پاتی می بایست که از منظر کسانی که قوانین علیت رو قبول ندارند، کاملاً علمی جلوه کنه!!!

8:

بنده سعی میکنم تا جای ممکن یکی یکی موارد شما رو بررسی کنم

آیا اصل این مطلب نادرست نیست؟

یعنی ما میتونیم اعتبار عقاید رو به صورت % بیان کنیم؟
یا اینکه اعتبار عقاید مطلق هست، به قول خود شما یا درست هست یا نادرست
نمیشه فرمود حرف فلانی 80% درست و 20% نادرست هست.


9:

بسم الله الرحمن الرحيم

ابتدا باید این نکته را در نظر بگیریم که در واقع این " موسسه تحقیقاتی - علمی " هست که با " مدعی تله پاتی " در حال فعل و انفعال و آزمایش هست، نه اینکه چیزی به نام " علم "، به خودی خود موضوعی به نام" تله پاتی " را تائید یا رد کند.

جعبه لوازم تشخیص بین ایده های درست از نادرست

حال فرض کنیم گروه یا گروه هایی تحقیقاتی، یکی پس از دیگری ادعای مدعیان تله پاتی ( نظیر شعبده بازان و ...

) را ابطال کردند و فرض کنیم که شیوه و دقت آزمایشات اونان هم مناسب و کافی بوده باشد، در چنین حالتی فقط در یک حیطه جزئی، " تله پاتی " ابطال شده هست و ابطال در حیطه جزئی به ما اطمینان از غلط بودن " تله پاتی " در حیطه کلی نمی دهد.
آزمایشات، محدود هستند در حالی که موضوع " تله پاتی" که موضوعی در حیطه انسان ها، علوم زیست شناسی، فیزیک و ...

هست محدود نشده هست.

دانشمندان با آزمایشات محدود و جزئی در مورد " مدعیان تله پاتی " نمی توانند نتیجه کلی و جهانشمول برای همه افراد، همه مکان ها و همه وقت ها بگیرند.

اگر شما چنین نتیجه بگیرید در واقع با مشاهدات و آزمایشات محدود، نتیجه کلی گرفته اید و تعمیم غیر منطقی جزء به کل داده اید.
ضمنا محققان نمی توانند در مورد افرادی که دیگر زنده نیستند تا مورد آزمایش برنامه بگیرند یا در مورد افرادی که هنوز به دنیا نیامده اند به قطعیت برسند؟ محققان حتی مدعی نیستند که تمام انسان های موجود را در همه شرائط مورد آزمایش قرارداده اند ...
.....................................
همچنین باید دید که " تله پاتی " در چه گستره ای تعریف شده هست.

مثلا:
1- تله پاتی کامل: آگاهی از افکار و احساسات یک فرد، بدون واسطه حواس متعارف، در هر شرائطی.
2-تله پاتی محدود: آگاهی از افکار و احساسات یک فرد، بدون واسطه حواس متعارف، در شرائطی خاص.
3- تله پاتی هستثنایی: آگاهی از افکار و احساسات یک فرد، بدون واسطه حواس متعارف، در حادثه ای هستثنایی.
ممکن هست محققان در یک سری آزمایشات، تله پاتی کامل یا حتی تله پاتی محدود را در مواردی خاص، نقض و ابطال نمايند اما با اتکاء به این آزمایشات منطقا نمی توان نتیجه گرفت که مثلا تله پاتی هستثنایی ( شماره 3 ) هم منتفی هست.
آسیب شناسی شیوه های آزمایشگاهی هم در مورد موضوعی مثل " تله پاتی " مبحث خاص خودش را لازم دارد.
....................................
بعضی از عبارات به کار برده توسط شما هم قابل نقد و دارای اشکال منطقی هست مثلا عبارت "بسیار فراوان " مفهومی نسبی هست و می تواند برای " اغراق " در یک زمینه خاص به کار برده شود.

ما چه چیزی را " بسیار فراوان " می دانیم؟ ممکن هست محققی، آزمایشاتی اندک و محدود را بسیار فراوان بداند ( و یا سرمایه گذاری خاصی را برای تحقیق در مورد یک موضوع، بسیار هنفرمود بداند ) اما محققی دیگر آزمایشاتی را که دیگران بسیار فراوان می دانند به دلیل اهمیت یا دشواری موضوع، بسیار اندک بشمارد.
به هرحال با توجه به حیطه گسترده موضوع " تله پاتی "، پرونده آزمایشات " تله پاتی "، پايه ا قابل بسته شدن نیست و محققان نمی توانند اون را مختومه فراخوان نمايند یا به طور کلی ابطال نمايند.
نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
حال اگر شما آزمایش هایی سراغ دارید که نتایج مثبتی در تایید تلپاتی منتشر کرده ن، خوشحال میشم ببینم و بررسی کنم.در غیر اینصورت لطفا از اضافه گویی و منحرف کردن مطلب پرهیز کنید و بحث رو تمام شده تلقی کنید.
من در مورد اثبات " تله پاتی " سخنی نفرمودم که بخواهم با ارائه شواهد اون را برای شما اثبات کنم.

قصد من نشان دادن اشکال منطقی و فلسفی سخن و هستدلال شماست.

ما اصل " تله پاتی" را که شما با آزمایشاتی محدود یا ناقص بر روی یک سری "مدعی تله پاتی "رد کردید، در رده " خزعبلات " طبقه نمی کنیم ...


10:

علم یک "چیز" نیست که شما بخواهید او رو در جای خاصی و مکان خاصی ببینید تا براتون نسخه بپیچه...
علم صرفا یک "روش" هست.


که هر کسی میتونه با به کار گرفتنش داخل محدوده ی اون باشه.
اون موسسه ی تحقیقاتی هم تنها به شرطی میتونه ادعا کنه داره "علمی" تحقیق میکنه، که از روش علمی پیروی کنه.
در اینصورت نتایجی که این موسسه منتشر خواهد کرد هم، "علمی" و داخل حیطه ی "علم" و روشنگر "رویکرد علم" به مسئله تلقی میشن.

نوشته اصلي بوسيله ya-mohsen نمايش نوشته ها
حال فرض کنیم گروه یا گروه هایی تحقیقاتی، یکی پس از دیگری ادعای مدعیان تله پاتی ( نظیر شعبده بازان و ...

) را ابطال کردند و فرض کنیم که شیوه و دقت آزمایشات اونان هم مناسب و کافی بوده باشد، در چنین حالتی فقط در یک حیطه جزئی، " تله پاتی " ابطال شده هست و ابطال در حیطه جزئی به ما اطمینان از غلط بودن " تله پاتی " در حیطه کلی نمی دهد.
شما ابتدا می فرمایید فرض کنیم "شیوه و دقت آزمایشات اونان هم مناسب و کافی بوده باشد"...
بعد می فرمایید "فقط در یک حیطه جزئی، " تله پاتی " ابطال شده هست"...
دقت کنید:
اگر تلپاتی فقط در یک حیطه ی جزئی ابطال شده باشد، به این معنیه که شیوه و دقت آزمایش اونان مناسب و کافی "نبوده" هست...

نوشته اصلي بوسيله ya-mohsen نمايش نوشته ها
آزمایشات، محدود هستند در حالی که موضوع " تله پاتی" که موضوعی در حیطه انسان ها، علوم زیست شناسی، فیزیک و ...

هست محدود نشده هست.

دانشمندان با آزمایشات محدود و جزئی در مورد " مدعیان تله پاتی " نمی توانند نتیجه کلی و جهانشمول برای همه افراد، همه مکان ها و همه وقت ها بگیرند.

اگر شما چنین نتیجه بگیرید در واقع با مشاهدات و آزمایشات محدود، نتیجه کلی گرفته اید و تعمیم غیر منطقی جزء به کل داده اید.
ضمنا محققان نمی توانند در مورد افرادی که دیگر زنده نیستند تا مورد آزمایش برنامه بگیرند یا در مورد افرادی که هنوز به دنیا نیامده اند به قطعیت برسند؟ محققان حتی مدعی نیستند که تمام انسان های موجود را در همه شرائط مورد آزمایش قرارداده اند ...
1.

این که چگونه مشه بر مبنای "مجموعه ی محدودی از مشاهدات" نتایج کلی گرفت، یکی از پايه ی ترین مبانی علم هست...
این که آزمایشات همواره محدود هستند، در حالی موضوعات مورد مطالعه در اکثر موارد نا محدود اند، فقط و فقط کارآیی و قدرت بی نظیر "روش علمی" رو نشون میده...
پس صرف نا محدود بودن موضوع تلپاتی، به هیچ عنوان اون رو حیطه ی علم و بررسی دقیق علمی حتی ذره ای خارج نمیکنه...
2.

محققان نمی توانند افراد مرده و هنوز به دنیا نیامده رو بررسی کنن! درسته! اما این هم باز نشان دهنده ی قدرت شفرمود انگیز علم و روش علمی هست...
علم قدرت پیشبینی داره...
به همین دلیله که شاخه ای از علم به نام "آمار" داریم، که در اون مفصل به مباحثی مثل "نمونه برداری علمی" پرداخته میشه...
اگر جامعه ی نمونه ی تهیه شده واقعا علمی باشه، میتونیم اون رو نماینده ی جامعه ی واقعی تلقی کنیم...
بنابراین پیشبینی میکنه که اگر تلپاتی درست نباشه، باید به این معنی باشه که از طریق انتخاب یک جامعه ی آماری مناسب، میشه نشون داد فارغ از وقت و مکان تولد و حیات افراد غلطه...

نوشته اصلي بوسيله ya-mohsen نمايش نوشته ها
همچنین باید دید که " تله پاتی " در چه گستره ای تعریف شده هست.

مثلا:
1- تله پاتی کامل: آگاهی از افکار و احساسات یک فرد، بدون واسطه حواس متعارف، در هر شرائطی.
2-تله پاتی محدود: آگاهی از افکار و احساسات یک فرد، بدون واسطه حواس متعارف، در شرائطی خاص.
3- تله پاتی هستثنایی: آگاهی از افکار و احساسات یک فرد، بدون واسطه حواس متعارف، در حادثه ای هستثنایی.
ممکن هست محققان در یک سری آزمایشات، تله پاتی کامل یا حتی تله پاتی محدود را در مواردی خاص، نقض و ابطال نمايند اما با اتکاء به این آزمایشات منطقا نمی توان نتیجه گرفت که مثلا تله پاتی هستثنایی ( شماره 3 ) هم منتفی هست.
آسیب شناسی شیوه های آزمایشگاهی هم در مورد موضوعی مثل " تله پاتی " مبحث خاص خودش را لازم دارد.
ما که فرمودیم روش علمی بررسی تلپاتی از چه قراره...

(برگردید و مطالعه کنید)
اون نوع شماره 3 شما به راحتی قابل بررسی هست، توی علم به "حادثه ای هستثنایی" میگوییم "تصادف" و گاهی هم "خطای اندازه گیری"...
به همین دلیله که میگیم تلپاتی اگر صحیح باشه باید بتونه خیلی فراتر از احتمالات ریاضی حاکم بر مسئله صحیح باشه
قانون احتمالات به خوبی پیشبینی میکنه که اگر تلپاتی غلط باشه، تصادف همیشه مسئول اون نوع شماره 3 شما خواهد بود، تلپاتی برای صحیح بودن باید فراتر از این پیشبینی علمی عمل کنه...

نوشته اصلي بوسيله ya-mohsen نمايش نوشته ها
بعضی از عبارات به کار برده توسط شما هم قابل نقد و دارای اشکال منطقی هست مثلا عبارت "بسیار فراوان " مفهومی نسبی هست و می تواند برای " اغراق " در یک زمینه خاص به کار برده شود.

ما چه چیزی را " بسیار فراوان " می دانیم؟ ممکن هست محققی، آزمایشاتی اندک و محدود را بسیار فراوان بداند ( و یا سرمایه گذاری خاصی را برای تحقیق در مورد یک موضوع، بسیار هنفرمود بداند ) اما محققی دیگر آزمایشاتی را که دیگران بسیار فراوان می دانند به دلیل اهمیت یا دشواری موضوع، بسیار اندک بشمارد.
به هرحال با توجه به حیطه گسترده موضوع " تله پاتی "، پرونده آزمایشات " تله پاتی "، پايه ا قابل بسته شدن نیست و محققان نمی توانند اون را مختومه فراخوان نمايند یا به طور کلی ابطال نمايند.

من در مورد اثبات " تله پاتی " سخنی نفرمودم که بخواهم با ارائه شواهد اون را برای شما اثبات کنم.

قصد من نشان دادن اشکال منطقی و فلسفی سخن و هستدلال شماست.

ما اصل " تله پاتی" را که شما با آزمایشاتی محدود یا ناقص بر روی یک سری "مدعی تله پاتی "رد کردید، در رده " خزعبلات " طبقه نمی کنیم ...
قصد بنده هم از ادامه بحث، علی رغم اینکه تماما "اضافه" و "روده درازی بی مورد" هست، دقیقا همین بود که نشون بدم معیار های معرفی شده چقدر خوب و عالی هستند و چگونه بدون هیچگونه خللی میتونن از پس "ایده های نادرست" بر بیان...

بنابراین یه بررسی نهایی انجام میدم روی ادعای تلپاتی و بعد این موضوع رو تمام شده تلقی میکنم:

نکته 1 - منبع ادعا چقدر قابل اعتماده؟
منابعی که ادعای صحیح بودن تلپاتی رو مطرح مینمايند، معمولا هیچکدام دارای اعتبار کافی نیستند.

نکته 2 - آیا منبع مورد نظر ادعاهای مشابهی میکنه؟
افرادی که ادعای صحیح بودن تلپاتی رو طرح مینمايند، معمولا به مجموعه ی بسیاری از ادعاهای غیر علمی و ناصحیح دیگه هم معتقدند، مثل وجود جن و فرشته و صحت داستان های افسانه ای و آدم فضایی ها و بشقاب پرنده ها و ...



نکته 3 - ادعای مطرح شده آیا توسط فرد دیگری هم مورد تایید برنامه گرفته؟
ادعای صحیح بودن تلپاتی توسط محققان و عالمان بسیاری مورد مطالعه برنامه گرفته و تقریبا اکثر اونها صحت این ادعا رو تایید نمینمايند.

نکته 4 - آیا با رفتاری که از جهان اطرافمون می شناسیم هماهنگ هست؟
اگر تلپاتی صحیح باشه، قوانین شناخته شده ی مختلفی از جهان اطرافمون رو نقض میکنه...
برای مثال این قانون که نمیشه سریع تر از نور حرکت کرد...
از اون گذشته، توی عصری که ذراتی مثل هیگز بوزون هم فقط سپس 50 سال کشف میشن، واقعا جرات و جسارت و غرور بسیار بالایی میخواد که بگیم علم و دانشمندان ممکنه هنوز نتونن چنین ادعاهایی رو بررسی کنن...
فکرشو بکنید اگر چنین ادعاهایی صحیح بود، چه کارایی میتونستیم با کشف قواعد حاکم بر اون بکنیم...

نکته 5 - تا حالا کسی تلاش کرده ثابت کنه این ادعا غلطه؟
بررسی علمی دقیقا برای همینه...
بررسی ها و آزمایشات بسیار زیادی هست که نشان از غلط بودن این ادعا دارند.

نکته 6 - کفه ی ترازو به سمت کدوم دسته از اسناد و مدارک سنگینی میکنه؟
تا کنون هیچگونه سند و مدرک منطقی و با ارزش و علمی برای اثبات صحت این ادعا ارائه نشده، در حالی که برای عدم صحت این ادعا دلایل و توضیحات و شواهد و مدارک بسیار زیادی در اختیار داریم.

نکته 7 - آیا مدعی مطابق قواعد علم حرف میزنه؟
مدعیان اینگونه مباحث، همونطور که توی همین تاپیک هم مشخص شد، متاسفانه حتی الفبای ابتدایی علم رو هم بلد نیستند
تاجایی که مثلا نمیدونن چطور میشه توی علم بر مبنای آزمایش های محدود، نتایج کلی گرفت
که اگر نشه، گرانش نیوتن و مکانیک کوانتومی و تئوری تکامل و به جوش اومدن آب در سطح دریا در 100 درجه و ...

همه و همه غلط اند!!!!

نکته 8 - آیا مدعیان اسناد و شواهد مثبتی هم ارائه میدن؟
همونطور که شاهد بودیم، تنها کار اینگونه مدعیان، ایراد گرفتن به مباحث دیگران هست...
و فقط و فقط سعی میکنن با طرح شبهه و به حاشیه کشاندن بحث و طرح موضوعات نامربوط، یه جوری اعتبار بحث طرف مقابل رو زیر سوال ببرند...
و هرگاه ازشون ارائه ی شواهد مثبت درخواست میکنیم، با انواع و اقسام بهانه ها از زیر بار مسئولیت اثبات ادعا شانه خالی مینمايند.

نکته 9 - آیا تمام اون مشاهدات و پدیده هایی که تئوری قدیمی توضیح میداد رو تئوری جدید هم توضیح میده؟
در واقع اینبار این مخالفین ادعای صحت تلپاتی هستند که باید جواب بدهند...
ما به جای ادعای تلپاتی، همواره ایده یا ایده های مختلف دیگری داریم که میتونن همون پدیده ها رو به خوبی توضیح بدن...
قواعد احتمال ریاضی (تصادف و شانس)، بیماری ها و ناهنجاری های روانی، شعبده بازی و مدعیان دروغین و ...

نکته 10 - آیا عقاید شخصی این ایده ی مورد ادعا رو جهت دهی میکنن؟
خوب میتونید از نوع مباحث اینگونه افراد به خوبی درک کنید دیگه...

این افراد وقتی شواهد و مدارک رو بهشون نشون میدی، چون پیش فرض هایی دارند، به هیچ عنوان نمیتونن به عقل و منطق و شواهد علمی احترام بذارن، و همیشه در تلاش برای پیدا کردن روزنه هایی برای فرار از پذیرش مدارک و شواهد علمی هستند...

مذهب و سیاست همیشه شرایط بسیار قوی برای ندیده گرفتن حقایق بوده اند...


11:

بسیار هم عالی...
امیدوارم انتظار نداشته باشید ما هم یکی یکی جواب شما رو بدیم...
به هر حال نظرات همه محترمه...

نوشته اصلي بوسيله salmaan نمايش نوشته ها
آیا اصل این مطلب نادرست نیست؟

یعنی ما میتونیم اعتبار عقاید رو به صورت % بیان کنیم؟
یا اینکه اعتبار عقاید مطلق هست، به قول خود شما یا درست هست یا نادرست
نمیشه فرمود حرف فلانی 80% درست و 20% نادرست هست.
درباره ی فلسفه و الهیات شاید بتونید بحث کنید...
اما توی علم چیزی به عنوان مطلقا درست و مطلقا غلط نداریم...
بلکه بازه ای داریم از "احتمالا درست" تا "احتمالا غلط"...
که گاهی اگر ایده ای خیلی به مرزهای این بازه نزدیک بشه، احتمال عقلایی حاکم بر اون رو به عنوان "اطمینان" از صحت یا کذب تلقی میکنیم.
همواره دلایل بسیار خوبی میشه پیدا کرد برای اینکه بگیم حرف فلانی مثلا 80 % درسته و 20 % نادرست.
اما سخته(اگر ناممکن نباشه) بتونیم دلایل کافی پیدا کنیم برای اینکه بگیم حرف فلانی 100 % درست یا نادرسته.
به همین دلیله که "اعتبار منبع" یک معیار نسبی هست و مطلق نیست.
















.


12:

بسم الله الرحمن الرحیم

جواب یکی یکی و منظم روش علم هست
در عین حال هر جور درسته جواب بدید

نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
درباره ی فلسفه و الهیات شاید بتونید بحث کنید...
اما توی علم چیزی به عنوان مطلقا درست و مطلقا غلط نداریم...
1- پس قبول دارید که بحث ما که در مورد اعتقادات هست، فلسفی هست و باید به صورت قطعی اعتبار سنجی کنیم؟

2- شما علم رو محدود به موارد مد نظر خودتون کردید، در صورتیکه منطق هم علم هست، از قضا علمی که بیشتر علوم دیگه، از فیزیک گرفته تا تکامل و ....

مدیون اون هستند.
و گزاره های منطقی کاملاً قطعی هستند نه اینکه %ی باشند.
هر جا هم صحبت از احتمال باشه باید ابتدا اثبات وجود احتمالی و آماری بشه سپس ابزارش هستفاده بشه، که در این موضع شما هنوز ثابت نکردید که قضایای مورد نظر آماری و احتمالی هستن.

3- همون جمله شما که میفرمایید «در علم چیزی به عنوان مطلقاً درست و مطلقاً غلط نداریم» خودش قطعی هست، حالا بنده گزاره های علمی دیگه ای هم میارم براتون:
1+1=2
علم نیست؟
برآیند دو مولفه برداری، یک مولفه برداری هست
علم نیست؟
«قلب انسان وظیفه پمپاژ خون رو به عهده دارد»
«سرعت گردش کره زمین به دور خورشید، فلان هست..»
و ....


13:

بسم الله الرحمن الرحيم

در مکاتب علم شناسی فلسفی، ماهيت و چیستی " علم " (science) و روش علمی توسط هستقراءگرایان سطحی، ابطال گرایان و دیگران به صورت های مختلف تعریف شده که هر کدام از اون ها هم به طور جداگانه مورد نقد جدی برنامه گرفته اند.

نظریه های جدید در فلسفه علم هم به طور موفقیت آمیزی تصور متعارف از علم را به چالش کشیده اند.

ما در اینجا وارد مبحث " ماهیت علم " نمی شویم اما به طور کلی نمی بایست اینطور تلقی کرد که هر روشی که علمی نامیده شده هست بدون نقد و اشکال باشد.
نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
شما ابتدا می فرمایید فرض کنیم "شیوه و دقت آزمایشات اونان هم مناسب و کافی بوده باشد"...
بعد می فرمایید "فقط در یک حیطه جزئی، " تله پاتی " ابطال شده هست"...
دقت کنید:
اگر تلپاتی فقط در یک حیطه ی جزئی ابطال شده باشد، به این معنیه که شیوه و دقت آزمایش اونان مناسب و کافی "نبوده" هست...
مفهوم عبارت " شیوه و دقت آزمایشات اونان هم مناسب و کافی بوده باشد" یعنی اینکه که موسسه تحقیقاتی مورد نظر شما به طور پیش فرض بر پايه روش علمی مورد نظر خویش در محاسبات و نتیجه گیری دچار خطا نشده و صحیح عمل کرده باشد.

بنابراین و در این صورت، در همان حیطه آزمایشات، " تله پاتی " ابطال شده هست.

اما نتیجه هر چه که باشد، به طور اطمینان بخشی قابل تعمیم به همه افراد در همه مکان ها و وقت ها نخواهد بود.

چرا ؟ به علت اینکه موضوع " تله پاتی " صرفا یک موضوع فیزیکی متعارف یا مبتنی بر مشاهده یک شیئی خاص و نسبتا ثابت ( مثل کره زمین ) نیست بلکه این یک موضوع عمیقا زیست شناسانه و انسان شناسانه و وابسته به تک تک آدمیانی هست که از نظر خصوصیات فردی و محیطی دارای تمایز گسترده ای نسبت به یکدیگر هستند.

در علم زیست شناسی، موضوع شناخت انسان به انتهای خود نرسیده که بتوان نهایت قابلیت یک انسان را به طور قطع ترسیم کرد و یا اینکه به طور کامل بدانیم که یک انسان حقیقتا چه امکاناتی را می تواند به صورت بالقوه در خود نهفته داشته باشد و تا چه حدودی می تواند از نظر خصوصیات فردی از دیگران متمایز و متفاوت باشد.

بنابراین شما نمی توانید این حیطه بسیار گسترده و متغیر را نادیده بگیرید و نتیجه آزمایش یک یا چند موسسه تحقیقاتی در مورد " تله پاتی " را به طور اطمینان بخشی تعمیم جزء به کل بدهید.
نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
1.

این که چگونه مشه بر مبنای "مجموعه ی محدودی از مشاهدات" نتایج کلی گرفت، یکی از پايه ی ترین مبانی علم هست...
این که آزمایشات همواره محدود هستند، در حالی موضوعات مورد مطالعه در اکثر موارد نا محدود اند، فقط و فقط کارآیی و قدرت بی نظیر "روش علمی" رو نشون میده...
پس صرف نا محدود بودن موضوع تلپاتی، به هیچ عنوان اون رو حیطه ی علم و بررسی دقیق علمی حتی ذره ای خارج نمیکنه...
2.

محققان نمی توانند افراد مرده و هنوز به دنیا نیامده رو بررسی کنن! درسته! اما این هم باز نشان دهنده ی قدرت شفرمود انگیز علم و روش علمی هست...
علم قدرت پیشبینی داره...
به همین دلیله که شاخه ای از علم به نام "آمار" داریم، که در اون مفصل به مباحثی مثل "نمونه برداری علمی" پرداخته میشه...
اگر جامعه ی نمونه ی تهیه شده واقعا علمی باشه، میتونیم اون رو نماینده ی جامعه ی واقعی تلقی کنیم...
بنابراین پیشبینی میکنه که اگر تلپاتی درست نباشه، باید به این معنی باشه که از طریق انتخاب یک جامعه ی آماری مناسب، میشه نشون داد فارغ از وقت و مکان تولد و حیات افراد غلطه...
همانطور که پیشتر فرمودم علم و روش علمی قطعا محدودیت هایی دارد و نباید در معرفی قابلیت های اون اغراق نمود.

شما نمی توانید مثلا با مشاهده و آزمایش آماری گروهی از امت آمریکا مدعی شوید که می توانید دقیقا قابلیت های کامل فرد خاصي را مثلا در سه هزارسال پیش در فلان غار در هیمالیا با تمام جزئیاتش آشکار کنید.

اضافه کردن اطلاعات امت شناسی، باستانشناسی و تاریخی و نظایر این ها هم کمک چندانی به قضیه نمی کند.

اگر با نگاه عمیق به "انسان" به عنوان موجودی که دارای امکانات بالقوه گسترده و همچنین ناشناخته فراوان هست، نگاه کنیم درمی یابیم که تعمیم دادن نمونه های آماری شما به کل انسان ها تا چه حد سست و غیر مطمئن هست.

نمونه های آزمایشگاهی شما نمی تواند نماینده تمام جوامع و تمام افراد در همه وقت ها و مکان ها تلقی شود و اطمینان کلی شما در مورد منتفی بودن موضوع تله پاتی در همه جوامع و همه افراد در همه مکان ها و وقت ها غلط هست.
نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
ما که فرمودیم روش علمی بررسی تلپاتی از چه قراره...

(برگردید و مطالعه کنید)
اون نوع شماره 3 شما به راحتی قابل بررسی هست، توی علم به "حادثه ای هستثنایی" میگوییم "تصادف" و گاهی هم "خطای اندازه گیری"...
به همین دلیله که میگیم تلپاتی اگر صحیح باشه باید بتونه خیلی فراتر از احتمالات ریاضی حاکم بر مسئله صحیح باشه
قانون احتمالات به خوبی پیشبینی میکنه که اگر تلپاتی غلط باشه، تصادف همیشه مسئول اون نوع شماره 3 شما خواهد بود، تلپاتی برای صحیح بودن باید فراتر از این پیشبینی علمی عمل کنه...
پايه ا تله پاتی هستثنایی ( شماره 3 ) یعنی وقوع تله پاتی در حوادث هستثنایی.

مثل سقوط یک فرد با خودرو در دره و آگاهی یا احساس فرد دیگری از این ماجرا از دوردست.

با روش شما معلوم هست که اون همیشه " تصادف " محسوب می شود اما اون واقعه می تواند و ممکن هست که حقیقتا " تصادف " نباشد.

حتی سقوط اون خودرو هم به علت فقدان مدارک کافی می تواند "تصادف" محسوب می شود اما در حقیقت ممکن هست اون واقعه صرفا یک تصادف نبوده باشد بلکه عاملی دیگر باعث سقوط خودرو شده باشد.
بنابراین منطقی نیست که ما نقاط کور اطلاعاتی و عدم قطعیت ها را قطعا " تصادف " بنامیم.
ما به جای اغراق در توفیقات شیوه علمی می بایست در مقابل جهان پیچیده و اسرارآمیزی که در اون حضور داریم با احتیاط و دقت بسیار بیشتری مواجه شویم.


نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
قصد بنده هم از ادامه بحث، علی رغم اینکه تماما "اضافه" و "روده درازی بی مورد" هست، دقیقا همین بود که نشون بدم معیار های معرفی شده چقدر خوب و عالی هستند و چگونه بدون هیچگونه خللی میتونن از پس "ایده های نادرست" بر بیان...
شما اعتماد به نفس بالایی دارید ...
نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
بنابراین یه بررسی نهایی انجام میدم روی ادعای تلپاتی و بعد این موضوع رو تمام شده تلقی میکنم:
اگر اینطور احساس می کنید، ظاهرا چاره ای نیست از اینکه موضوع را تمام شده تلقی کنید.
نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
نکته 1 - منبع ادعا چقدر قابل اعتماده؟
منابعی که ادعای صحیح بودن تلپاتی رو مطرح مینمايند، معمولا هیچکدام دارای اعتبار کافی نیستند.
فعلا که اینجا هیچ منبعی نه از طرف شما و نه از طرف ما مطرح و بررسی نشده و موضوع هم اینجا این نبوده که بخواهیم اعتبار منابع را مطرح و بررسی کنیم.
نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
نکته 2 - آیا منبع مورد نظر ادعاهای مشابهی میکنه؟
افرادی که ادعای صحیح بودن تلپاتی رو طرح مینمايند، معمولا به مجموعه ی بسیاری از ادعاهای غیر علمی و ناصحیح دیگه هم معتقدند، مثل وجود جن و فرشته و صحت داستان های افسانه ای و آدم فضایی ها و بشقاب پرنده ها و ...
البته همه این افراد لزوما چنین ادعاهای به هم پیوسته ای ندارند اما علت اصلی پیوستگی اون می تواند این طور توضیح داده شود که این موارد در واقع چیزهای مجزا از هم نیستند بلکه در ریشه و عمق با هم مرتبط هستند و در واقع یک بسته یا مجموعه را تشکیل می دهند.

همانطور که شناخت و دستیابی به الکتریسیته و تجهیزات وابسته به اون ها، شاخه های متعددی از فن آوری از جمله لامپ روشنایی، موتور الکتریکی، دستگاه های صوتی و تصویری، تلفن های همراه، رایانه، اینترنت و موارد دیگر را ایجاد کرده و یا خواهد کرد می توان تصور کرد که در شاخه های دیگری هم که هنوز برای ما به طور عمومی آشکار نشده اند وضعیت مشابهی را داشت.

وقتی که شما یک سری اصول و مقدمات را شناختید و به اون دست یافتید می توانید از اون در شاخه های گوناگون هستفاده های متعدد و متنوعی بکنید، اما اگر از بیخ و بن اون ها را نشناخته باشید برایتان همه چیز در اون حیطه افسانه به نظر می رسد همانطور که برای بسیاری از پیشینیان، امکانات فعلی ما در حیطه افسانه ها طبقه بندی می شد.


به نظر من این بند ( نکته 2 ) نوعی انحراف از روش علمی را به طور ظریف در خود نهان دارد یعنی با تکیه بر عجیب بودن یک ادعا و ضمیمه کردن اون به ادعاهای عجیب دیگر قصد دارد مفهوم " ناصحیح " را در مورد اون موضوع القاء و تقویت و سپس موضوع را به طور غیر منطقی رد کند.
نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
نکته 3 - ادعای مطرح شده آیا توسط فرد دیگری هم مورد تایید برنامه گرفته؟
ادعای صحیح بودن تلپاتی توسط محققان و عالمان بسیاری مورد مطالعه برنامه گرفته ...
این هم همان عبارت " بسیاری " یا " بسیار فراوان " هست که در پست پیشین به اون پرداختم و متذکر شدم که امری نسبی هست و می تواند برای اغراق به کار برود.
نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
...

و تقریبا اکثر اونها صحت این ادعا رو تایید نمینمايند.
پس بنا به ادعای شما یک اقلیتی از اون محققان و عالمان صحت این ادعا را تائید می نمايند یا به هر حال مطمئن نیستند که تله پاتی غلط باشد.
نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
نکته 4 - آیا با رفتاری که از جهان اطرافمون می شناسیم هماهنگ هست؟
اگر تلپاتی صحیح باشه، قوانین شناخته شده ی مختلفی از جهان اطرافمون رو نقض میکنه...
برای مثال این قانون که نمیشه سریع تر از نور حرکت کرد...
اونچه توسط بعضی از منابع فرموده شده این هست که ادراک "تله پاتی"، بدون در نظر گرفتن مسافت، همواره اونی هست.

اما همه منابع، " تله پاتی " را اینگونه تعریف نکرده اند و اون را با سرعت های متفاوت هم ذکر کرده اند.

البته جدای این قضیه این را هم در نظر بگیرید که قوانین فیزیک هم مطلقا غیر قابل نقض تعریف نشده اند.
نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
از اون گذشته، توی عصری که ذراتی مثل هیگز بوزون هم فقط سپس 50 سال کشف میشن، واقعا جرات و جسارت و غرور بسیار بالایی میخواد که بگیم علم و دانشمندان ممکنه هنوز نتونن چنین ادعاهایی رو بررسی کنن...
در واقع جسارت و غرور بسیار بالایی می خواهد که بخواهیم موضوعاتی مثل موجودات هوشمند نامرئی، تله پاتی و نظایر اون ها را موضوعاتی ساده یا پیش پا افتاده تلقی کنیم.

علم با کشف ذره " بوزون هیگز" به پایان نرسیده هست.

دانشمندان پس از کشف بوزون به دنبال کاوش در حیطه های دیگر از جمله ماده و انرژِی تاریک، بررسی دقیق تر تئوری جهان های موازی و دیگر موارد هستند.

اونان مدعی نیستند که همه چیز را درباره جهان هستی می دانند بلکه هر کشفی را پله ای برای رسیدن به شناخت مجهولات دیگر می دانند.

مجهولاتی که نه تنها از میزانشان کاسته نمی شود بلکه بر میزانشان نیز اضافه کرده می شود.

با گشوده شدن هر حیطه جدید انبوه دیگری از مسائل از راه می رسند.
اما ما می توانیم تصور کنیم که از همه این ها شفرمود تر و ناشناخته تر خود " انسان " هست...


نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
فکرشو بکنید اگر چنین ادعاهایی صحیح بود، چه کارایی میتونستیم با کشف قواعد حاکم بر اون بکنیم...
بله ولی نمی توان در شرایط فعلی اون را به طور پیش فرض مثبت تلقی کرد.

نیروهای فراروانی، ظرفيت بالقوه برای سوء هستفاده در سطح بالایی را دارند و اولین اشکال عمده اون نقض حریم خصوصی افراد هست و همچنین اینکه ترجیحا در زمینه تجسس و سلاح های نظامی در کشورهای قدرتمند به کار خواهند رفت.

قدرت تخریب اون ها را هم نباید نادیده گرفت.

مثلا پدیده جابجائی از راه دور علاوه بر امکانات فوق العاده، خطر بالقوه بسیار بالایی هم هست.

اینکه یک نفر در گوشه ای بنشیند و با قصدش بتواند هر چیزی را در هر نقطه ای از زمین جابجا کند و هر دکمه را که خواست بفشارد و هر رگی را که خواست پاره کند، وضعیتی هست که می توان بسیار مهیب تر از اونی باشد که شما در نظر گرفته اید ( به دلائل خاص چنین پدیده هایی را فقط می توان در شرایط بسیار محدود یا کنترل شده متوقع بود )
نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
نکته 5 - تا حالا کسی تلاش کرده ثابت کنه این ادعا غلطه؟
بررسی علمی دقیقا برای همینه...
بررسی ها و آزمایشات بسیار زیادی هست که نشان از غلط بودن این ادعا دارند.
توضیح بیشتر در مورد عبارت " بسیار زیاد "شما تکراری به نظر می رسد.
نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
نکته 6 - کفه ی ترازو به سمت کدوم دسته از اسناد و مدارک سنگینی میکنه؟
تا کنون هیچگونه سند و مدرک منطقی و با ارزش و علمی برای اثبات صحت این ادعا ارائه نشده، در حالی که برای عدم صحت این ادعا دلایل و توضیحات و شواهد و مدارک بسیار زیادی در اختیار داریم.
ارائه نشدن یا کافی نبودن سند به خودی خود موجب ابطال کلی یک فرضیه یا نظریه نمی شود.
هنگامی که " کپرنیک" جزئیات اخترشناسی جدیدش را در سال 1543 انتشار داد براهین فراوانی وجود داشت که می توانست علیه اون اقامه شود و اقامه شد.

این براهین نسبت به معرفت علمی اون وقت معتبر بود و کپرنیک نتوانست به طور قانع نماينده ای از نظریه خود در مقابل اونان دفاع کند.

به سبب هستدلالات مخالفین، کپرنیک با مشکلات جدی مواجه شده بود و جواب مناسبی برای اون ها نداشت.

با توجه به قوت ادعاهای مخالفین کپرنیک، بجاست سوال کنیم واقعا چه دلایلی به نفع نظریه کپرنیکی در 1543 وجود داشت؟
جواب این هست:
" چیز زیادی وجود نداشت".
شخصی که مهمترین نقش را در دفاع از دستگاه کپرنیکی ایفا کرد گالیله بود.

وی این امر را به دو طریق انجام داد.

اول اینکه از تلسکوپ هستفاده کرد و ثانیا مبادی مکانیکی جدیدی را طرح ریزی کرد که جایگزین مکانیک ارسطویی شد.

گالیله در سال 1609 اولین تلسکوپ هایش را ساخت.

پیشرفت های عمده گالیله هم به طور اونی به دست نیامد بلکه تدریجا و ظرف مدت نیم قرن پدیدار شد.

مکانیک جدید گالیله دستگاه کپرنیکی را توانا ساخت تا در برابر پاره ای از اشکالات مخالفین از خود دفاع کند.

کپلر معاصر گالیله هم پیشرفت غیر منتظره ای را در علم نجوم سبب شد که البته خود کپلر هم ازیافته های تیکوبراهه هستفاده کرده بود.

نیوتون توانست از تلاش های گالیله، کپلر، کپرنیک و دیگران سود جوید و طرح فیزیک جامعی را که در کتاب اصول در 1687 منتشر کند.در اینجا نه هستقراء گرایان و نه ابطال گرایان هیچ کدام تبیینی از علم که با اون سازگار باشد ارائه نمی دهند.

مفاهیم جدید نیرو و ماند در نتیجه آزمایش ها و مشاهدات دقیق به دست نیامدند.

از ابطال حدس های تهور آمیز و از جایگزین کردن مستمر یک حدس متهورانه به جای دیگری نیز حاصل نشدند.
نظریه جدید نجوم چند قرن گذشت تا با طراحی دستگاه فیزیک توانست به طور گسترده با نتایج آزمایشات و مشاهدات به طور رضایتبخشی مطابقت پیدا کند.
...............................
مطلب فوق برگرفته مختصری از نوشته های آلن چالمرز در کتاب "در آمدی بر مکاتب علم شناسی فلسفی" بود که جواب شما را هم شامل می شود.

بنابراین اگر شما در عصر کپرنیک حاضر بودید جعبه ابزارتان اخطار "نظریه کپرنیک بر پايه بند ششم، خزعبلات هست" برایتان ارسال می کرد.

نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
نکته 7 - آیا مدعی مطابق قواعد علم حرف میزنه؟
مدعیان اینگونه مباحث، همونطور که توی همین تاپیک هم مشخص شد، متاسفانه حتی الفبای ابتدایی علم رو هم بلد نیستند
تاجایی که مثلا نمیدونن چطور میشه توی علم بر مبنای آزمایش های محدود، نتایج کلی گرفت
که اگر نشه، گرانش نیوتن و مکانیک کوانتومی و تئوری تکامل و به جوش اومدن آب در سطح دریا در 100 درجه و ...

همه و همه غلط اند!!!!
اشتباه شما روشن هست.

همانطور که قبلا فرمودم بررسی موضوعی مثل " تله پاتی " را که موضوعی انسانی، زیست شناسانه، فیزیکی، روانی ( یا فوق روانی ) و ...است و حیطه گسترده ای را در بر می گیرد، نمی توان با موضوعات فیزیکی صرف یکسان پنداشت و تعمیم جزء به کل مطمئنی که ادعای اون را دارید به درد اینجا نمی خورد.

ضمنا در مورد قوانین فیزیک و مطلق بودن یا نبودنشان هم اینجا وارد بحث نمی شویم یا مثلا اینکه تئوری تکامل که خودتان معتقدید " تئوری " هست وضعیت و میزان اعتبارش چه اندازه هست ...
نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
نکته 8 - آیا مدعیان اسناد و شواهد مثبتی هم ارائه میدن؟
همونطور که شاهد بودیم، تنها کار اینگونه مدعیان، ایراد گرفتن به مباحث دیگران هست...
و فقط و فقط سعی میکنن با طرح شبهه و به حاشیه کشاندن بحث و طرح موضوعات نامربوط، یه جوری اعتبار بحث طرف مقابل رو زیر سوال ببرند...
و هرگاه ازشون ارائه ی شواهد مثبت درخواست میکنیم، با انواع و اقسام بهانه ها از زیر بار مسئولیت اثبات ادعا شانه خالی مینمايند.
مجددا بحث تکراری ارائه شواهد ...
فرمودم ما فعلا در مورد مسائل ابتدایی منطقی و فلسفی اینجا فرمودگو می کنیم و سپس اگر موقعيتی بود در جای دیگری اختصاصا به تله پاتی و شواهد و مدارک مربوط به اون هم می توان پرداخت و ریز جزئیات آزمایشات را هم می توان بررسی کرد.

البته هدف من اصلا " تله پاتی " نیست بلکه اضافه کردن عمق به "نگرش" شما و اضافه کردن دقت به " روش " شماست.


نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
نکته 9 - آیا تمام اون مشاهدات و پدیده هایی که تئوری قدیمی توضیح میداد رو تئوری جدید هم توضیح میده؟
در واقع اینبار این مخالفین ادعای صحت تلپاتی هستند که باید جواب بدهند...
ما به جای ادعای تلپاتی، همواره ایده یا ایده های مختلف دیگری داریم که میتونن همون پدیده ها رو به خوبی توضیح بدن...
قواعد احتمال ریاضی (تصادف و شانس)، بیماری ها و ناهنجاری های روانی، شعبده بازی و مدعیان دروغین و ...
ما بیماری، شعبده بازی و مدعیان دروغین را در هر دو حیطه مدعیان تله پاتی و همچنین مدعیان علم می بایست بررسی و جستجو کنیم.

این را نیز بدانید که همیشه یک توضیح خوب و راحت، حقیقت را بیان نمی کند بلکه در مواردی خاص می تواند سرپوشی برای پنهان داشتن یک حقیقت هم باشد.


اون شعبده بازی که به دروغ ادعای تله پاتی می کند نه تنها با شعبده اش امت عادی را فریب می دهد بلکه محققان و دانشمندان را هم فریب می دهد.

زیرا وقتی تعداد شعبده بازان زیاد شدند و دانشمندان هم از اون ها به عنوان سوژه تحقیقاتی ( برای افزایش دقت آمار علمی خود ! ) هستفاده کردند معلوم هست که نتایج این آمار و تعمیم جزء به کل اون ها تا چه اندازه ای ناصحیح خواهد بود.

شما می بایست در آمارهایتان همیشه یک نوع عدم قطعیتی لحاظ کنید و اینکه نمی توانید همه مدعیان را شعبده باز، بیمار و نظایر اون در نظر بگیرید.
این نکته را هم باید توجه داشت که یکی از روش های پوشاندن و پنهان کردن اطلاعات صحیح این هست که به طور عمدی یا حساب شده تعداد بسیار زیادی اطلاعات نادرست در کنار اون اطلاعات صحیح منتشر شوند، به طوری که اون اطلاعات صحیح در بین انبوه اطلاعات جعلی ناپدید شوند.

نهاد ضد اطلاعات در مراکز امنیتی با این پدیده به خوبی ( برای پنهان کردن بعضی از واقعیات ) آشنایی دارند.

حال وقتی موضوع به ماورای سیستم های اطلاعاتی انسانی برسد و پای موجودات هوشمند نامرئی به میان کشیده شود، وضعیت باز هم پیچیده تر خواهد بود.

برای تحقیق بر روی موضوع موجودات ناشناخته هوشمند و قابلیت های مرتبط به اون ها مثل تله پاتی یا انتقال به جاهای دور می بایست روش علمی بسیار پیچیده و طولانی را مد نظر داشت.

زیرا همه اون موجودات ( بنا به فرض وجود ) به طور منطقی و پیش فرض نمی بایست همیشه " راستگو " و " درستکار " در نظر گرفته شوند و همچنین باید در نظر گرفت که اون ها می توانند به شیوه های بسیار زیاد خود را پنهان نمايند و همچنین اینکه در جهت مقاصد خود نفوذ و عمل نمايند و مقاصدمان را نیز تحت کنترل بگیرند.

اگر موقعيتی بود می توانیم تمام وجوه ممکن این قضیه را به طور گسترده ای بررسی کنیم.
نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
نکته 10 - آیا عقاید شخصی این ایده ی مورد ادعا رو جهت دهی میکنن؟
خوب میتونید از نوع مباحث اینگونه افراد به خوبی درک کنید دیگه...

این افراد وقتی شواهد و مدارک رو بهشون نشون میدی، چون پیش فرض هایی دارند، به هیچ عنوان نمیتونن به عقل و منطق و شواهد علمی احترام بذارن، و همیشه در تلاش برای پیدا کردن روزنه هایی برای فرار از پذیرش مدارک و شواهد علمی هستند...

مذهب و سیاست همیشه شرایط بسیار قوی برای ندیده گرفتن حقایق بوده اند...
ما عقل و منطق را در فرمودگوها رعایت می کنیم و به این وسیله می توانیم خطاها یا عدم دقت های کافی مطالب را شناسایی و پیشنهاد به اصلاح اون ها بدهیم.


14:

منظورم این بود که بنده ممکنه گاهی حوصله یا موقعيت جواب نداشته باشم،
شما مطالب خودتون رو بیان کنید...

نوشته اصلي بوسيله salmaan نمايش نوشته ها
1- پس قبول دارید که بحث ما که در مورد اعتقادات هست، فلسفی هست و باید به صورت قطعی اعتبار سنجی کنیم؟
خیر...
فرمودم شما "میتونید بحث کنید"...

نفرمودم توی این بحث نتیجه ی قطعی حاصل خواهد شد...
منظورم این بود که این مطلب توی فلسفه و الهیات محل بحث و فرمود و گو هست...
عده ای معتقدن قطعیه، عده ای معتقدن نیست...
اما توی روش علمی قطعیت نداریم...

کسی هم دراینباره بحث نمیکنه...

کسی هم ادعای قطعیت نمیکنه...



نوشته اصلي بوسيله salmaan نمايش نوشته ها
2- شما علم رو محدود به موارد مد نظر خودتون کردید، در صورتیکه منطق هم علم هست، از قضا علمی که بیشتر علوم دیگه، از فیزیک گرفته تا تکامل و ....

مدیون اون هستند.
بنده منظورم از علم، به کارگیری روش علمی هست
روش علمی میتونه هر ادعایی که مطابق روش علمی ارائه شده باشه رو بررسی کنه
روش علمی چیزی جز ترفندهایی ساده برای حفظ صداقت فکری نیست
وگرنه هیچ اختصاصی به فیزیک و شیمی و زیست شناسی نداره
هر ادعایی که با منطقی صادق و واضح ارائه شده باشه توسط روش علمی قابل بررسی هست
من شخصا معتقدم مرز خاصی بین فلسفه یا منطق و روش علمی وجود نداره

نوشته اصلي بوسيله salmaan نمايش نوشته ها
و گزاره های منطقی کاملاً قطعی هستند نه اینکه %ی باشند.
هر جا هم صحبت از احتمال باشه باید ابتدا اثبات وجود احتمالی و آماری بشه سپس ابزارش هستفاده بشه، که در این موضع شما هنوز ثابت نکردید که قضایای مورد نظر آماری و احتمالی هستن.
اگر شما بتونید حتی یک گزاره ی منطقی برای بنده بیارید که "قطعی" باشد، احتمالا بنده میپذیرم!!!


نوشته اصلي بوسيله salmaan نمايش نوشته ها
3- همون جمله شما که میفرمایید «در علم چیزی به عنوان مطلقاً درست و مطلقاً غلط نداریم» خودش قطعی هست، حالا بنده گزاره های علمی دیگه ای هم میارم براتون:
1+1=2
علم نیست؟
برآیند دو مولفه برداری، یک مولفه برداری هست
علم نیست؟
«قلب انسان وظیفه پمپاژ خون رو به عهده دارد»
«سرعت گردش کره زمین به دور خورشید، فلان هست..»
و ....
جمله ی "در علم چیزی به عنوان مطلقاً درست و مطلقاً غلط نداریم" کجاش قطعیه؟!!!!!
این صرفا همون "احتمال عقلایی" هست که راجع بهش مفصلا حرف زدم...
معنیش اینه که میتونه غلط باشه، اما احتمال غلط بودنش بسیار پایینه.
قطعیتی در کار نیست...

1+1 = 2
مثال خیلی خوبی آوردید...
یکی از بهترین مثال هایی هست که نشون میده قدرت منطق ما راجع به جهان اطرافمون چقدر ناقص و گمراه نماينده میتونه باشه...
قطاری با سرعت 100 کیلومتر در ساعت حرکت میکنه
دونده ای که با سرعت 50 کیلومتر در ساعت به موازات این قطار میدوه، نیزه ای رو با سرعت 50 کیلومتر بر ساعت پرتاب میکنه
نیزه به نسبت قطار ساکن خواهد بود...

و از دید ناظر بیرونی سرعت نیزه و قطار هر دو برابر 100 کیلومتر بر ساعته
یعنی داریم 50+50=100
تا اینجا ما تونستیم با منطق نیوتنی پدیده مشاهده شده رو توجیه و درک کنیم و هیچ مشکلی هم باهاش نداریم
اما،،،،، سرعت نور رو برابر با c در نظر بگیرید...
حالا فرض کنید سفینه ای با نصف سرعت نور در حال حرکته(c/2)، و این سفینه موشکی شلیک میکنه که اون موشک هم خودش سرعتی معادل نصف سرعت نور(c/2) داره...
سرعت مجموع چقدره؟
آیا اینجا هم میتونیم با منطق نیوتنی بگیم c/2 + c/2 = c
خیر...
منطق نیوتنی اینجا به هیچ دردی نمیخوره!!!
و c/2 + c/2 = c کاملا غلطه!!!
انیشتن به ما یاد داد در واقع اینجا c/2 + c/2 هرگز برابر با c نخواهد شد...
بلکه همواره چهار پنجم c خواهد بود...

یه راهش اینه که مثل شما بگیم چون قوانین نسبیت خاص و عام انیشتن با "منطق من" جور در نمیاد، پس به درد نمیخوره و باید بریزیمش دور!!!
اما علم به ما یاد داده به هیچ عنوان هیچگونه ضرورتی وجود نداره که "منطق من" همیشه درست باشه!!!
منطقی که میگه 1+1=2 تا یه جایی درسته...
و هرجا درسته، منم خوشحال میشم ازش پیروی کنم...
اما پدیده های بسیار زیادی هست که نشون میدن این منطق به هیچ عنوان جهان شمول نیست...
و وقتی این پدیده ها رو به راحتی میشه دید، هیچگونه نیازی وجود نداره اصرار کنیم منطق قدیمی مون ناقص نیست...

نهایتا مطابق با روش علمی، ما چیز قطعی نداریم، بلکه صرفا بر مبنای مشاهداتمون و پدیده هایی که برامون تا کنون قابل بررسی بوده اند احتمال درست یا غلط بودن یه سری از ایده ها رو مطرح میکنیم...

«قلب انسان وظیفه پمپاژ خون رو به عهده دارد» با معیارهای مورد نظر شما هرگز قطعی نیست...
آیا مگر ما همه ی قلب های همه ی انسان های همه ی وقت ها و مکان ها رو بررسی کرده ایم که اطمینان داشته باشیم غیر از این ممکن نیست؟؟!!
آیا مگر به قلب اونایی که مرده اند و قلب اونایی که هنوز به دنیا نیامده اند دسترسی داریم که بخوایم بررسی شون کنیم؟؟!!
جمله ی «قلب انسان وظیفه پمپاژ خون رو به عهده دارد» قطعی نیست...

بلکه احتمالی هست...
نکته ش هم اینه که چون تا به حال هیچگونه ی مشاهده ای وجود نداشته که جای دیگری مسئول پمپاژ خون باشه، "احتمال عقلایی" حاصل از عدم وجود شواهد و مدارک لازم برای رد کلیت این جمله رو گاهی به عنوان "اطمینان از صحت" این جمله تعبیر میکنیم.


15:

بسم الله الرحمن الرحیم

خب این مشکل رو همه دارن
در همان حد که وقت دارید، مطالب رو منظم پیگیری کنید
بنده هم هر وقت متوجه شدم یک مطلب پایان یافته
اگه شد مطلب بعد رو رسیدگی میکنیم

نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
فرمودم شما "میتونید بحث کنید"...

نفرمودم توی این بحث نتیجه ی قطعی حاصل خواهد شد...
منظورم این بود که این مطلب توی فلسفه و الهیات محل بحث و فرمود و گو هست...
عده ای معتقدن قطعیه، عده ای معتقدن نیست...
اما توی روش علمی قطعیت نداریم...

کسی هم دراینباره بحث نمیکنه...

کسی هم ادعای قطعیت نمیکنه...
ظاهراً منظور شما اینه که فلسفه علم نیست
چرا و به چه دلیل؟
پس چرا شما به صورت فلسفی دارید فلسفه رو رد میکنید؟

نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
بنده منظورم از علم، به کارگیری روش علمی هست
روش علمی میتونه هر ادعایی که مطابق روش علمی ارائه شده باشه رو بررسی کنه
روش علمی چیزی جز ترفندهایی ساده برای حفظ صداقت فکری نیست
وگرنه هیچ اختصاصی به فیزیک و شیمی و زیست شناسی نداره
هر ادعایی که با منطقی صادق و واضح ارائه شده باشه توسط روش علمی قابل بررسی هست
من شخصا معتقدم مرز خاصی بین فلسفه یا منطق و روش علمی وجود نداره
نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
اگر شما بتونید حتی یک گزاره ی منطقی برای بنده بیارید که "قطعی" باشد، احتمالا بنده میپذیرم!!!



جمله ی "در علم چیزی به عنوان مطلقاً درست و مطلقاً غلط نداریم" کجاش قطعیه؟!!!!!
این صرفا همون "احتمال عقلایی" هست که راجع بهش مفصلا حرف زدم...
معنیش اینه که میتونه غلط باشه، اما احتمال غلط بودنش بسیار پایینه.
قطعیتی در کار نیست...

1+1 = 2
مثال خیلی خوبی آوردید...
یکی از بهترین مثال هایی هست که نشون میده قدرت منطق ما راجع به جهان اطرافمون چقدر ناقص و گمراه نماينده میتونه باشه...
قطاری با سرعت 100 کیلومتر در ساعت حرکت میکنه
دونده ای که با سرعت 50 کیلومتر در ساعت به موازات این قطار میدوه، نیزه ای رو با سرعت 50 کیلومتر بر ساعت پرتاب میکنه
نیزه به نسبت قطار ساکن خواهد بود...

و از دید ناظر بیرونی سرعت نیزه و قطار هر دو برابر 100 کیلومتر بر ساعته
یعنی داریم 50+50=100
تا اینجا ما تونستیم با منطق نیوتنی پدیده مشاهده شده رو توجیه و درک کنیم و هیچ مشکلی هم باهاش نداریم
اما،،،،، سرعت نور رو برابر با c در نظر بگیرید...
حالا فرض کنید سفینه ای با نصف سرعت نور در حال حرکته(c/2)، و این سفینه موشکی شلیک میکنه که اون موشک هم خودش سرعتی معادل نصف سرعت نور(c/2) داره...
سرعت مجموع چقدره؟
آیا اینجا هم میتونیم با منطق نیوتنی بگیم c/2 + c/2 = c
خیر...
منطق نیوتنی اینجا به هیچ دردی نمیخوره!!!
و c/2 + c/2 = c کاملا غلطه!!!
انیشتن به ما یاد داد در واقع اینجا c/2 + c/2 هرگز برابر با c نخواهد شد...
بلکه همواره چهار پنجم c خواهد بود...
این توضیحات نسبیتی در مورد
1+1=2 بود؟

جدیداً تالار شامل کسانی شده که میگی در مورد 1 توضیح بده
در مورد 2 توضیح میدن!!!!

جواب شما همونه که بود

عبارت: «هیچ گزاره قطعی ای وجود نداره» خودش یک گزاره قطعی هست

تمام عبارات ریاضی هم قطعی هستند

همان مثال خوب 1+1 = 2 را ثابت کنید که قطعی نیست مابقی پیشکش

نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
منطقی که میگه 1+1=2 تا یه جایی درسته...
و هرجا درسته، منم خوشحال میشم ازش پیروی کنم...
اما پدیده های بسیار زیادی هست که نشون میدن این منطق به هیچ عنوان جهان شمول نیست...
شما از همان پدیده های بسیار زیاد برای ما مثال بیار که
1+1 نمیشود 2

نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
نهایتا مطابق با روش علمی، ما چیز قطعی نداریم، بلکه صرفا بر مبنای مشاهداتمون و پدیده هایی که برامون تا کنون قابل بررسی بوده اند احتمال درست یا غلط بودن یه سری از ایده ها رو مطرح میکنیم...

«قلب انسان وظیفه پمپاژ خون رو به عهده دارد» با معیارهای مورد نظر شما هرگز قطعی نیست...
آیا مگر ما همه ی قلب های همه ی انسان های همه ی وقت ها و مکان ها رو بررسی کرده ایم که اطمینان داشته باشیم غیر از این ممکن نیست؟؟!!
آیا مگر به قلب اونایی که مرده اند و قلب اونایی که هنوز به دنیا نیامده اند دسترسی داریم که بخوایم بررسی شون کنیم؟؟!!
جمله ی «قلب انسان وظیفه پمپاژ خون رو به عهده دارد» قطعی نیست...

بلکه احتمالی هست...
نکته ش هم اینه که چون تا به حال هیچگونه ی مشاهده ای وجود نداشته که جای دیگری مسئول پمپاژ خون باشه، "احتمال عقلایی" حاصل از عدم وجود شواهد و مدارک لازم برای رد کلیت این جمله رو گاهی به عنوان "اطمینان از صحت" این جمله تعبیر میکنیم.
شما «انسان» و «قلب» رو تعریف کن
تا ببینیم که گزاره «قلب وظیفه پمپاژ رو به عهده داره» احتمالی هست یا نه.


16:

بسم الله الرحمن الرحیم

خب این مشکل رو همه دارن
در همان حد که وقت دارید، مطالب رو منظم پیگیری کنید
بنده هم هر وقت متوجه شدم یک مطلب پایان یافته
اگه شد مطلب بعد رو رسیدگی میکنیم

نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
فرمودم شما "میتونید بحث کنید"...

نفرمودم توی این بحث نتیجه ی قطعی حاصل خواهد شد...
منظورم این بود که این مطلب توی فلسفه و الهیات محل بحث و فرمود و گو هست...
عده ای معتقدن قطعیه، عده ای معتقدن نیست...
اما توی روش علمی قطعیت نداریم...

کسی هم دراینباره بحث نمیکنه...

کسی هم ادعای قطعیت نمیکنه...
ظاهراً منظور شما اینه که فلسفه علم نیست
چرا و به چه دلیل؟
پس چرا شما به صورت فلسفی دارید فلسفه رو رد میکنید؟

نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
بنده منظورم از علم، به کارگیری روش علمی هست
روش علمی میتونه هر ادعایی که مطابق روش علمی ارائه شده باشه رو بررسی کنه
روش علمی چیزی جز ترفندهایی ساده برای حفظ صداقت فکری نیست
وگرنه هیچ اختصاصی به فیزیک و شیمی و زیست شناسی نداره
هر ادعایی که با منطقی صادق و واضح ارائه شده باشه توسط روش علمی قابل بررسی هست
من شخصا معتقدم مرز خاصی بین فلسفه یا منطق و روش علمی وجود نداره
نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
اگر شما بتونید حتی یک گزاره ی منطقی برای بنده بیارید که "قطعی" باشد، احتمالا بنده میپذیرم!!!



جمله ی "در علم چیزی به عنوان مطلقاً درست و مطلقاً غلط نداریم" کجاش قطعیه؟!!!!!
این صرفا همون "احتمال عقلایی" هست که راجع بهش مفصلا حرف زدم...
معنیش اینه که میتونه غلط باشه، اما احتمال غلط بودنش بسیار پایینه.
قطعیتی در کار نیست...

1+1 = 2
مثال خیلی خوبی آوردید...
یکی از بهترین مثال هایی هست که نشون میده قدرت منطق ما راجع به جهان اطرافمون چقدر ناقص و گمراه نماينده میتونه باشه...
قطاری با سرعت 100 کیلومتر در ساعت حرکت میکنه
دونده ای که با سرعت 50 کیلومتر در ساعت به موازات این قطار میدوه، نیزه ای رو با سرعت 50 کیلومتر بر ساعت پرتاب میکنه
نیزه به نسبت قطار ساکن خواهد بود...

و از دید ناظر بیرونی سرعت نیزه و قطار هر دو برابر 100 کیلومتر بر ساعته
یعنی داریم 50+50=100
تا اینجا ما تونستیم با منطق نیوتنی پدیده مشاهده شده رو توجیه و درک کنیم و هیچ مشکلی هم باهاش نداریم
اما،،،،، سرعت نور رو برابر با c در نظر بگیرید...
حالا فرض کنید سفینه ای با نصف سرعت نور در حال حرکته(c/2)، و این سفینه موشکی شلیک میکنه که اون موشک هم خودش سرعتی معادل نصف سرعت نور(c/2) داره...
سرعت مجموع چقدره؟
آیا اینجا هم میتونیم با منطق نیوتنی بگیم c/2 + c/2 = c
خیر...
منطق نیوتنی اینجا به هیچ دردی نمیخوره!!!
و c/2 + c/2 = c کاملا غلطه!!!
انیشتن به ما یاد داد در واقع اینجا c/2 + c/2 هرگز برابر با c نخواهد شد...
بلکه همواره چهار پنجم c خواهد بود...
این توضیحات نسبیتی در مورد
1+1=2 بود؟

جدیداً تالار شامل کسانی شده که میگی در مورد 1 توضیح بده
در مورد 2 توضیح میدن!!!!

جواب شما همونه که بود

عبارت: «هیچ گزاره قطعی ای وجود نداره» خودش یک گزاره قطعی هست

تمام عبارات ریاضی هم قطعی هستند

همان مثال خوب 1+1 = 2 را ثابت کنید که قطعی نیست مابقی پیشکش

نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
منطقی که میگه 1+1=2 تا یه جایی درسته...
و هرجا درسته، منم خوشحال میشم ازش پیروی کنم...
اما پدیده های بسیار زیادی هست که نشون میدن این منطق به هیچ عنوان جهان شمول نیست...
شما از همان پدیده های بسیار زیاد برای ما مثال بیار که
1+1 نمیشود 2

نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
نهایتا مطابق با روش علمی، ما چیز قطعی نداریم، بلکه صرفا بر مبنای مشاهداتمون و پدیده هایی که برامون تا کنون قابل بررسی بوده اند احتمال درست یا غلط بودن یه سری از ایده ها رو مطرح میکنیم...

«قلب انسان وظیفه پمپاژ خون رو به عهده دارد» با معیارهای مورد نظر شما هرگز قطعی نیست...
آیا مگر ما همه ی قلب های همه ی انسان های همه ی وقت ها و مکان ها رو بررسی کرده ایم که اطمینان داشته باشیم غیر از این ممکن نیست؟؟!!
آیا مگر به قلب اونایی که مرده اند و قلب اونایی که هنوز به دنیا نیامده اند دسترسی داریم که بخوایم بررسی شون کنیم؟؟!!
جمله ی «قلب انسان وظیفه پمپاژ خون رو به عهده دارد» قطعی نیست...

بلکه احتمالی هست...
نکته ش هم اینه که چون تا به حال هیچگونه ی مشاهده ای وجود نداشته که جای دیگری مسئول پمپاژ خون باشه، "احتمال عقلایی" حاصل از عدم وجود شواهد و مدارک لازم برای رد کلیت این جمله رو گاهی به عنوان "اطمینان از صحت" این جمله تعبیر میکنیم.
شما «انسان» و «قلب» رو تعریف کن
تا ببینیم که گزاره «قلب وظیفه پمپاژ رو به عهده داره» احتمالی هست یا نه.



82 out of 100 based on 52 user ratings 952 reviews

@