استدلالهای مرتبط با وجود خدا در قرآن و روایات


استدلالهای مرتبط با وجود خدا در قرآن و روایات



استدلالهای مرتبط با وجود خدا در قرآن و روایات
بسم الله الرحمن الرحیم

نخستین مساله ای که در بخش خداشناسی در قرآن مطرح می شود اینست که آیا درقرآن کریم برای اثبات وجود خدا استدلال شده است یا نه؟بسیاری از مفسران مخصوصا کسانی که قدمی در علم کلام برداشته اند مثل فخر رازی، آیات زیادی از قرآن را (از جمله تقریبا تمام آیاتی که مشتمل بر آیات تکوینی الهی است) ناظر به اثبات وجود خدا دانسته و مفاد آنها را به صورت براهینی در آورده اند که بازگشت اکثر آنها به «برهان نظم » است.در برابر ایشان دسته ی دیگری از مفسران معتقدند که قرآن کریم وجود خدا را بی نیاز از استدلال دانسته و در صدد اثبات آن بر نیامده است و براهینی که دسته ی اول ادعا کرده اند یا در مقام اثبات توحید و نفی شرک است یا اینکه اساسا به صورت برهان در قرآن نیامده است، و این، مفسران هستند که پاره ای از بیانات قرآنی را با ضمیمه کردن مقدمات دیگری به صورت برهان در آورده اند.
منبع

در این بخش سعی میکنیم این استدلالهای مرتبط با وجود خدا را مورد بررسی برنامه دهیم.



ابزار سنجش صدق و کذب ادراکات ديني

1:

اولین آیه ای که مورد بررسی برنامه میدیم، آیه 35 سوره طور هست:

«أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ»
آيا از هيچ ایجاد شده ‏اند يا اونكه خودشان خالق [خود] هستند

اولین مسئله روشن ساختن مصداق کلمه «شی» هست.
سه احتمال مد نظر هست:
1- منظور از شی «ماده قبلی» باشد
2- منظور از شی «هدف و غایت» باشد
3- منظور از شی «آفریینده» باشد.

با توجه به اینکه معنای «ام هم الخالقون» مشخص هست(آیا خودشان خالق [خود] هستند؟) دو احتمال اول معانی رو به دست میدهند که متناسب با معنای این بخش نیست، پس احتمال اول باقی می ماند و براین پايه کافران باید به وجود خدا اعتقاد داشته باشند.

متناسب با این معنا میتونیم یه هستدلال منطقی انجام بدیم:

بدیهی هست که:
1- هر آفریده ای، آفریننده ای دارد.
2- آفریننده نمیتواند همان آفریده باشد.
3- اگر آفریده ای هست اونگاه آفریننده نمیتواند چیزی نباشد(نمیتواند نباشد).
4- خودمان هستیم و آفریده هستیم، پس مطابق گزاره 3، آفریننده نمیتواند نباشد، پس نتیجه میشود که «آفریننده باید چیزی باشد»(ضرورت دارد که آفریننده وجود داشته باشد).


چه خوابی دیدید؟

2:

آفریده حتما باید افریننده داشته باشد

افریننده هم اصلا لزومی ندارد افریننده داشته باشد

همین بیخودکی بوده و هست و خواهد بود


بیگانه

3:

خب بله، آفریننده اصلا لزومی ندارد، آفریده باشد.
بیخودی که نه اما خودبه خودی بوده، هست و خواهد بود


تفاوت فیلسوف با چوپانان ...

4:


بله

افرین به این هستدلال


لیبرالیسم به زبان ساده ...

5:

یعنی شما میگی، آفریده میتواند آفریننده نداشته باشد؟
چطور؟

و یا میگید، آفریننده لزوماً باید آفریده شده باشد؟
چرا؟


آزادی زنان،روشی جدید برای هدفی کهنه

6:

نخیر بنده چنین عرضی نکردم چون علم بشر هنوز به طور یقیقن پیدایش جهان را نمیداند

ولی بنا به هستدلال خود شما که

هر افریده باید افریینده داشته باشد

پرسیدم

شما که میگویید بیخودکی افریینده بوجود امده

دیگر بحثی نمی ماند


مهم ترین نیاز یک جامعه برای رشد فکری چیست ؟

7:

بنده همچین چیزی نفرمودم

آفریننده اگر بوجود بیاد، او خودش آفریده دیگری هست
و نیاز به آفریننده دیگری دارد.


سوالی ساده از انسان های جاودانه

8:

یعنی هر افریده ایی محتاج افریننده ایی هست

انگاه ان افریننده همین بیخودکی معلوم نیست چگونه بوجود امده و محتاج افریننده نیست

9:

بوجود نیامده
بلکه وجود داشته هست
محتاج نبودن، چگونگی ندارد تا معلوم کنیم که چگونه محتاج نیست

10:

وجود نداشته بلکه وجود داشته و محتاج افریننده هم نبوده ولی هر افریده ایی محتاج افریننده هست

چگونگی هم که ندارد تا بتوانید معلوم کنید چگونه این افریننده بیخودکی بوده



عجب بحث فلسفی میکنید سلمان

11:

بحثهای فلسفی ما در مقابل عوض کردن کلمات شما هیچی نیست
دقت کنید:
بنده فرمودم:
بوجود نیامده بلکه وجود داشته

12:

یعنی می فرمایید نباید در معنای آیه: « أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ - طور - 35» هیچ تفکری و تدبری کنیم؟

دیدگاه سوم: انعکاس ضمنی براهین اثبات صانع در قراون
برپايه این دیدگاه قراون به‌‌صراحت و مستقیم به اثبات توحید پرداخته، و در کنار و در ضمن اونها به اثبات صانع نیز توجه نموده هست.

آیت‌الله مصباح یزدی ازجمله اندیش‌ورانی هست که معتقد هست قراون به‌طور ضمنی درباره اثبات صانع سخن فرموده هست.

ایشان نخست این پرسش را طرح می‌کند:
نخستین مسئله‌ای که در بخش خداشناسی در قراون مطرح می‌شود این هست که آیا در قراون کریم برای اثبات وجود خدا هستدلال شده هست؟ (مصباح‌یزدی، 1373: 1 / 24 ـ 23)
وی بر این اعتقاد هست که مفسران دو رویکرد را در جواب به این پرسش برگزیده‌اند.

برپايه یک رویکرد اونان معتقد‌اند، قراون به‌صراحت به اثبات صانع پرداخته هست و برپايه رویکرد دوم قراون به‌طور کامل از پرداختن به اثبات وجود خداوند ساکت هست.
ایشان با هستشهاد به آیه «أ‌َمْ خُلِقُوا مِنْ غَیر‌ِ شَی أ‌َمْ هُمْ الْخَالِقُونَ» (طور / 35) از مدعای خود این چنین دفاع کرده‌ هست:
بدون شک این آیه صریحاً در مقام اثبات وجود خدا نیست ولی ضمناً می‌توان برهانی برای این مطلب از اون هستنباط کرد.

به‌این‌صورت که انسان یا باید بدون آفریننده و خودبه‌خود به‌وجود آمده باشد و یا باید خود آفریننده خود باشد و یا باید آفریننده دیگری داشته باشد.

بطلان فرض اول و دوم روشن هست و هیچ عاقلی نمی‌تواند اونها را بپذیرد.

پس ناچار فرض سوم صحیح هست و اون اینکه آفریننده دارد.

(مصباح‌یزدی، 1373: 1 / 25 ـ 24)


http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930110000582

13:

تفکر کنید ولی سرنا رو ازسر گشادش نزنید .

به نظر من خداوند هستدلال نمیکند اقناع میکند و حالا شما میخواهید نخ هستدلال رو از این طناب اقناع بیرون بکشید خب دلیلتون برای این کار چیه ؟ هیچ وقت فکر کردین ؟

14:

بنده فرمودم مرتبط با قران
نفرمودم قران اومده هستدلال فلسفی کامل و تمام شرح داده

خب حالا که میتونیم تفکر کنیم،به نظر شما از اون آیه نمیشه این هستنباط رو کرد که هر موجودی:
یا خودش آفریدگار خودش هست
یا دیگری آفریدگارش هست
یا آفریدگار نداشته

هستنباط نمیشه؟

اصلاً اگه برنامه هست به اون آیه فکر کنیم، باید به چه چیزی فکر کنیم؟

15:

حضرت امیرالمومنین علی(ع) در جایی می فرمایند:

«عجبت لمن شک فی الله وهو یری ایجاد الله »
« در عجبم از کسی در خدا شک می کند در حالی که ایجاد خدا را می بیند»
این سخن برگرفته از آیه ای در قراون هست: «افی الله شک فاطر السموات والارض » ابراهیم/10»
.......

اگر انسان از راه تامل در خود پی به وجود خدا برد، و در برابر او که کمال مطلق هست، سر تعظیم فرود آورد، از راه انفس یا فطرت، خدا را یافته هست .

آیه مشهور قراون در این باره، بدین برنامه هست: «فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لایجاد الله ذلک الدین القیم لکن اکثر الناس لا یعلمون » روم/30 امام علی علیه السلام نیز در کلماتی به راه فطرت اشاره فرموده اند; بدین شرح:
1 .

پس رسولانش را در میانشان گمارد و پیمبرانش را پیاپی فرستاد تا از اونان بخواهند حق میثاق فطرت را بگذارند و نعمتی را که فراموششان شده به یادشان آرند و با رساندن حکم خدا جای عذری برایشان نگذارند .

و گنجینه های خود را برایشان بگشایند .

(10)
2 .

حمد و سپاس مخصوص خدایی هست که حمد خود را به بندگان الهام کرده هست و سرشت اونان را با معرفت خود آمیخته هست .

(11)
3 .

همانا، بهترین چیز که نزدیکی خواهان به خدای سبحان بدان توسل می جویند، ایمان به خدا و پیامبر و جهاد در راه خدا هست که موجب بلندی کلمه مسلمانی هست و یکتا دانستن پروردگار که مقتضای فطرت انسانی هست .

(12)
4 .

خدایا قلب ها را با اراده خود ایجاد کرده ای و عقل ها را با معرفت خود سرشته ای .

(13)
5 .

من بر فطرت مسلمانی زاده شده ام .

(14)




براهین اثبات وجود خدا (در بیان حضرت امیر)

16:

اگر اعتقاد به خدا و لوازم اون را - که سعادت ابدی را در پی دارد در نظر بگیریم و اون را با ناباوری به خدا و لوازم اون بسنجیم، اعتقاد به خدا و لوازم اون را معقول تر خواهیم یافت .

زیرا در صورت صحت اعتقاد به خدا، ما از منافع بسیاری برخورداریم و از شقاوت ابدی اجتناب ورزیده ایم; اما اگر معلوم گردد که چنین اعتقادی، خرافه و ناصواب هست، نیز ضرر و زیانی نکرده ایم .

بنابراین معقول اون هست که اعتقاد به خدا و لوازم اون را بپذیریم .

شبیه به این هستدلال در کلمات امام علی علیه السلام آمده هست; چنان که می فرماید:
زعم المنجم والطبیب کلاهما
ان لامعاد فقلت ذاک الیکما
ان صح قولکما فلست بخاسر
او صح قولی فالوبال علیکما (6)
در دیوانی که منسوب به امام علی علیه السلام هست، نیز می خوانیم:
قال المنجم والطبیب کلاهما
لن یحشر الاموات قلت الیهما
ان صح قولکما فلست بخاسر
ان صح قولی فالخسار الیکما (7)
«منجم و طبیب هر دو می گویند که قیامتی وجود ندارد .

به اونان می گویم: اگر قول و عقیده شما صحیح باشد، ما زیانی نکرده ایم، و اگر قول و عقیده من صحیح باشد، شما از زیانکاران خواهید بود
از خواندنی های تاریخ، مناظره امام رضا علیه السلام با مردی زندیق هست; نوشته اند:
«یکی از زنادقه وارد مجلسی شد که امام رضا علیه السلام در اون حضور داشتند .

امام بدو فرمود: ای مرد اگر اعتقاد شما صحیح باشد - در صورتی که در واقع چنین نیست آیا ما با شما مساوی نیستیم؟ و نماز و روزه و زکات و ابرنامه و تصدیق، زیانی به ما نمی رساند .

اون مرد ساکت شد .

سپس امام ادامه دادند: و اگر اعتقاد ما بر حق باشد - که چنین هست آیا نصیب شما هلاکت، و بهره ما رستگاری نیست؟
» (8)
پاسکال، همین هستدلال را با نام برهان شرطبندی مطرح کرده هست . به عقیده وی، عالم از نظر دینی مبهم هست و عقل نمی تواند در نهایت درباره وجود خدا حکم کند; زیرا در عالم، هم در تایید وجود خدا و هم در رد اون شواهدی وجود دارد .

از این رو کلاف عالم سردر گم هست .

بنابراین آدمی باید زندگی خود را بر سر این که خداوند وجود دارد، شرط ببندد; یعنی به نظر او این که خداوند هست، برگ برنده ای هست و آدمی باید زندگی خود را با اون سامان دهد و همواره چنان عمل کند که گویی - نزد او قضیه بالا درست هست .

به گمان پاسکال، اونچه انسان در این شرطبندی از دست می دهد، بسیار ناچیز هست; ولی می توان ثابت کرد که اونچه به دست می آورد، بی اندازه خوب هست .

پس معقول تر اون هست که در پی اجتناب از احتمال خسران عظیم باشیم; زیرا اگر کسی به خداوند بی اعتقاد باشد، ولی در واقع خدایی وجود داشته باشد، گرفتار عذاب ابدی خواهد شد .


برهان شرطبندی پاسکال هنوز برای فیلسوفان دین جاذبه دارد و از اون - به ویژه در سال های اخیر - بسیار دفاع کرده اند .

اما این که عقل نمی تواند در نهایت درباره خدا حکم کند، سخن درستی نیست .

براهینی که بر اثبات وجود خدا ذکر شده هست، جایی برای چنین مدعایی باقی نمی گذارد .
براهین اثبات وجود خدا (در بیان حضرت امیر)

17:

به شناسه خداوند مهرگستر خیلی مهربان
" ﻭﺍﻟﺬﻳﻦ ﺍﺟﺘﻨﺒﻮﺍ ﺍﻟﻄﺎﻏﻮﺕ ﺃﻥ ﻳﻌﺒﺪﻭﻫﺎ ﻭﺃﻧﺎﺑﻮﺍ ﺇﻟﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻟﻬﻢ ﺍﻟﺒﺸﺮﻯ ﻓﺒﺸﺮ ﻋﺒﺎﺩﻱ ‏ 17 ‏ ﺍﻟﺬﻳﻦ ﻳﺴﺘﻤﻌﻮﻥ ﺍﻟﻘﻮﻝ ﻓﻴﺘﺒﻌﻮﻥ ﺃﺣﺴﻨﻪ ﺃﻭﻟﺌﻚ ﺍﻟﺬﻳﻦ ﻫﺪﺍﻫﻢ ﺍﻟﻠﻪ ﻭﺃﻭﻟﺌﻚ ﻫﻢ ﺃﻭﻟﻮﺍ ﺍﻷﻟﺒﺎﺏ ‏ 18 ‏ "
" هم کَسهایی چند جسته شوند سرکشها که بنده میباشندش هم پیوسته برگردند سمت خداوند تا براشان مژده ها باز مژده ده بنده هام 17 کَسهایی میخواهند چند شنوند فرموده باز پِی میروند نیکوترش اوندسته کَسهایی نمایاندشان خداوندُ اوندسته اونها برتری اندیشه برها 18 "
ببنید باورمندها هم نزدیک سرا نیکوتر زندگی مینمايند هم دیگرسرا برای گزینش خداوند هم راههای گذاشته شده اش،نمونه نماز مطالعهوقت چاشت این که از کار میزنیم با خداوند تنها میشویم با برنامه بهتر هم آسوده تر به کارهای پیش رو میپردازیم،یا دزدی نمیکنیم جایگاه بهتری می اندوزیم هرزگری نداریم با روان پاکترُ چیدمان اندیشه بازتر هم فراختر پیش میرویم با خداوند که یک پرورنده هم ارباب هست به سرای دیگر می اندیشیم تا کمتر اندوه از دست داده ها بخوریم،خداوندا مرا برپاساز پیوست نماز دار نه سرگردان کور


88 out of 100 based on 48 user ratings 448 reviews

@