سفر به رویا!


سفر به رویا!



سفر به رویا!
با سلام.

دوستانی که حاضر هستند یکدوره سفر به رویا و کنترل رویاها رو برگزار کنیم اعلام آمادگی کنن یا رای بدن که اگر به حد نصاب برسه شروع کنیم.

اهداف این دوره رو که مراحل اصلیش اصلا سخت نیست، میشه به اینصورت ذکر کرد:
- آگاهی در خواب، یعنی توانایی اینکه در حین رویاها تشخیص بدیم که در رویا و خواب هستیم.

- کنترل رویا، یعنی بتونیم رویایی رو که میبینیم کنترل کنیم و به نحو دلخواهمون پیش ببریم. (توضیحات بیشتر حین دوره.)

- جلوگیری از دیدن خوابها و رویاهای نامطلوب و ناخواسته که شامل بدخوابی ها و کابوسها میشن.

- دیدن و حضور در مکانهای دلخواه، در رویا. (حتی اگر فقط بصورت عکس باشند.)

- و استفاده از توانایی آگاهی در خواب برای مسائل فراذهنی دیگر. (که اگر دوره به نتیجه برسه عنوان میکنم.)
فواید:
آشنایی با بعد های جدیدی از توانایی های ذهنی، گسترش آگاهی و تاثیر مثبت در فعالیت روزانه بعلت اینکه مغز بیشتر از قبل تحت کنترل و شناخت برنامه میگیره، و البته زندگی در رویاها برای اونها که میخوان دنیای جدیدی رو تجربه کنند!

فقط یک نکته اینکه: اگر این موضوع نیاز به تمارین و توانایی های خاص و مراقبه و مدیتیشن و ... داشت اون رو عنوان نمیکردم! یکی از دلائل عنوان کردنش ساده بودن راهکارها برای همه هست. (+ کمی پشتکار و مداومت.)

همین. فعلا.

سفر به رویا!



آیا این با عدالت خداوند سازگار است؟

1:

به نظر جالب میاد!
من پایه شرکتم


علامه جوادي آملي و پرسش‌هاي پروفسور آلماني

2:

پس بالاخره هستارت خورد..
منم پایه ام


شبيه سازي انسان،و پي‌آمدهای آن

3:

منم هستم


یک جمله ، یا تعلیم زیبا از كتب ديني وعرفانی وفلسفی كه مي دانيد بگوييد

4:

من هستم ولی پایه نیستم چون بعید بدونم که تو بتونی..


کپلر:«خداوند جهان را به زبان اعداد خلق کرده است»

5:

خب تا حالا 4 تا پایه داشتیم شما میتونی میزش باشی:دی!

روشهای اینکار (Lucid Dreaming) معمولا ثابت و شناخته شده و البته کارا هستند و اینکه کسی بتونه یا نتونه، (چه من چه دوستان) به خودش و پشتکار و مداومت خودش ربط داره نه چیز دیگه.


محاسن و معایب روشنفکری از منظر شهید مطهری
من فقط سعی میکنم روشها رو با توضیحات لازم انتقال بدم، باقیش به سطح انگیزه و تلاش خود دوستان بستگی داره.


آیا اخلاق به تنهایی برای سعادت انسان کفایت می کند؟


-----

با احتساب آقای یازهرا تا حالا این دوستان در لیست هستند:

secure
siyavash_69
Roojan
yazahra02
Tabassom


سروش؛ از سراب روشنفکری دینی تا مُرداب دین ستیزی+ فيلم

6:

منم هستم

7:

من در مورد چگونگی انجامش توضیح بیشتری میخوام

8:

علیرضا جون یه کم ترسناکه ولی خب به امتحانش میارزه

9:

آقا اين خوبه، جالبه.


ولي ترسناك نباشه ها رايان..!!
خودت كه ميدوني،
من كوشولو ام ،بعد شب خواب بد مي ايشاننم و اينا..!!
ننه بابام حوصله ندارن هي ببرن تيمارستانو اينا..!! :دي

10:

خب در چند نوبت و هر نوبت یکسری روشها بسته به روال پیشرفت کار نوشته میشه، و ممکنه در بین نوبت ها هم سوالات و بحثهایی در بگیره که خب ناگزیر هست! یعنی در یک پست مشخص چگونگی کار (مثلا مرحله اول) نوشته میشه و بعدش هم کسی سوالی یا راهنمایی بخواد میتونه بپرسه.



البته من اول قصدم بر این بود که بحثها فقط برای کسانی که فراخوان آمادگی میکنن و در یک سایت/وبلاگ دیگری انجام بشه، که خب بعد دیدم بهتر هست به همین صورت عمومی آموزش دنبال بشه تا اونهایی هم که مایل هستند ولی به هر دلیل فراخوان امادگی نکردند، بعدها بتونن از مطالب هستفاده کنن.



اگر بخصوص بحث و فرمودگویی که ممکنه پیش بیاد با شرایط این تالار نا هماهنگ هست برای من فرقی نمیکنه که در تالار دیگری بحث رو دنبال کنیم.


نوشته اصلي بوسيله chocolate نمايش نوشته ها
آقا اين خوبه، جالبه.


ولي ترسناك نباشه ها رايان..!!
خودت كه ميدوني،
من كوشولو ام ،بعد شب خواب بد مي ايشاننم و اينا..!!
ننه بابام حوصله ندارن هي ببرن تيمارستانو اينا..!! :دي
نوشته اصلي بوسيله yazahra02 نمايش نوشته ها
علیرضا جون یه کم ترسناکه ولی خب به امتحانش میارزه
اینجا فقط با ذهن سر و کار داریم و با رویاهایی که همین الان هم شما هر شب میبینید، فقط قصدمون کنترل این رویا ها هست و چیز ترسناکی این وسط وجود نداره.

اگر برنامه شد به مراحل متفاوت دیگری بریم شرایط و وضعیت اون مراحل رو هم به موقعش خواهم فرمود.

واقعیت اینه که ما الان در وضعیت ترسناکتری هستیم، چون اختیار خوابهامون دست خودمون نیست و ذهن هر چیزی به خورد ما میده و معلوم نیست کی خواب بدی خواهیم دید و ...

اما با این روشها دیگه توی خوابها لحظات ترسناک و نامطلوب رو کمتر تجربه میکنید و خواب رو به دلخواه خودتون پیش میبرید.

مثلا خیلی از ماها ممکنه خواب دیده باشیم که کسی ما رو دنبال میکنه یا میخواییم از جایی فرار کنیم و نمیشه و ...

کسانی که آموزش اینکار رو دیدن در چنان شرایطی مچ خواب رو میگیرن و متوجه میشن همه چی غیر واقعیه و براحتی وضعیت رو به دلخواهشون عوض میکنن.


11:




چه جلب..!!


زودتر شروع كن بايشاننيم كي توشه..؟!!

12:

خب هفت نفر تا حالا!

نمیدونم تا 10 نشه بازی هم نشه یا با همین دوستان شروع کنیم؟!

13:

یک سوال انحرافی :دی
چرا نظر سنجی گزینه نه ندارد !

14:

خب مثلا وقتی یک موسسه ثبت نام میکنه، دیگه نام کسانی رو هم که ثبت نام نمینمايند نمینویسه! فقط سر و کارش با کسانی هست که میخوان شرکت نمايند.

(اگر میشد فقط یک گزینه برای جمع بندی شرکت نماينده ها میذاشتم ولی امکانش نبود.)

قصد هم نظرسنجی نیست فقط دونستن علاقمندان و ثبت نام نماينده هاست...

15:


ما كمربندا رو بستيم داداش..!!

برو دارمت..!!

16:

آقا منم هستم

17:

خب دوستان گرامی که ثبت نام کردن برای مشاهده آموزشها میتونن به وبلاگ http://hdream.blogfa.com مراجعه نمايند.



توضیح اینکه این آموزشها طبعا شباهت زیادی با باقی اموزهای مرتبط با رویابینی خواهد داشت اما، سعی بر این هست که مسائل رو راحتتر و حلاجی شده تر به دوستان ارائه بدم و جنبه عملی و موثر و تعاملی قضیه بیشتر از توصیه های اضافی و اطاله کلام باشه.



رمز ورود به مطالب هم به دوستان ارسال شد.



کماکان اگر مدیریت محترم مغایرتی با قوانین مشاهده مینمايند به بنده اطلاع بدند تا اقدامات لازم رو انجام بدیم...


18:

موضوع جالبی بود معمولا خوابهام یادم نمی مونه
سعی می کنم با این تمرین اونهارو حفظ کنم!
البته گاهی وقتا بهتر همونه که به یاد نیاریمشون
چون همه خوابها که خوب نیستند!!!

19:

دوستان توصیه ها رو انجام میدین؟

بزودی (احیانا امروز) قسمت دوم پست خواهد شد.

این قسمت در واقع یکی از کلیدی ترین بخشهای این دوره هست!

این یکی دو روز فاصله بین بخشها به این علت هستش که خب توی این مدت حداقل دو سه شب رو به تمرینات قسمت اول اختصاص بدید و بعد سراغ بعدی ها بریم...


20:

من چند شبه جز یه خواب بد دیگه خواب ندیدم!
حالا امشبم بخوابیم ببینیم چی میشه :دی

21:

یعنی یک خواب رو در چند شب دیدی؟!

یا خواب های متفاوتی بودن؟

به هر حال چندان کاری به خوب و بد بودن خواب نداریم...

مهم همین توجهی هست که باید بهشون معطوف بشه!

البته حالا تمارین اصلی موندن که امروز (و شاید فردا) مینویسم!

قسمت اول بیشتر برای آماده سازی بود!

البته خوابهای کابوس وار مسالشون جداست، اما لزوما هر خواب بدی نباید باعث بشه اصلا بهش فکر نکنیم و مرورش رو انجام ندیم به هر حال این راهی هست که آخرش منتهی میشه به کنترل همین سبک خوابها.


22:

نه !
خوب ننوشتم، منظورم این بود که فقط دیشب یه خواب بد دیدم و شبهای دیگه اصلا هیچی.

( شاید دیدم و یادم نمونده)

23:

یک وقتی از دوران سنیم شبی بدون خواب نداشتم که اکثرا کابوس بود که در زندگیم تاثیر مستقیمی گذاشته بود فرق خوابهایی که من میدیدم با کابوسهای رایج معمولا تا حدودی فرق میکرد یک احساس واقعی در هنگام خوابیدن حس کردن تمام لحظات دیدن موجوداتی مانند جن و روح ...

معلق ماندن در هوا در مکانی که خوابیدم و .....

هنگام تعریف این خوابها دوستان به شوخی به من میفرمودند امروز فرداست عزرائیل بیاد سراغت ....

در دو سال اخیر به کل یادم نمیاد حتی یک خواب دیده باشم شاید دلیل اصلی اون مصرف آرام بخش و قرصهای خواب بوده ...

در چند ماه اخیر هم که خواب آور مصرف نمیکنم هنوز خوابی ندیدم ! الان به همان کابوس هم راضی هستم ...


24:



همیشه مصرف چنین داروهایی که بر عملکرد اعصاب و روان تاثیر میذارن + روان گردان ها + شراب و ...

تاثیرشون بر روح و هاله و کالبدهای دیگه کاملا منفی و آسیب زننده هست و معمولا روح انسان رو به سطوح انرژی پایینتر سوق میده که نتیجه ش مشاهده همینهایی هست که دیدی...(توضیحات بیشترش بماند!) البته اگر صرفا با مصرف آرام بخش و ...

به این حالتها رسیدی کلا معلومه هستعداد خوبی هم در اینطور مسائل داری (وگرنه همه که با مصرف این دارو ها به این وضعیت نمیرسن) و احیانا اگر خودت هم بخوای، تمارین مرتبط با ذهن و روان مثل همین رویا بینی برات با سرعت بیشتری تاثیر گذار خواهد بود...البته به شرطی که دیگه در حال مصرف این دارو ها نباشی.


25:

موقعی که اینجور چیزها را میدیدم حتی هستامینوفن هم مصرف نمیکردم ! سپس اینکه آرامبخش های قوی و خواب آور امثال اون را مصرف کردم این خوابها هم از بین رفت و حتی خواب معمولی هم نمیدیدم ...

در این چند ماه اخیر که چیزی هم مصرف نمیکنم باز هم خواب نمیبینم ...


26:

دوستان گرامی: برای مشاهده قسمت دوم مطالب به وبلاگ مراجعه کنید.

در واقع اصلی ترین مرحله آموزش همین قسمت هست!

http://hdream.blogfa.com


27:

یه سوال

خیلی برام پیش اومده که موقع بیدار شدن، وقتی که هنوز کاملا هشیار نیستم، یه جورایی توی خوابم اتفاقی میفته که با وقایع اون لحظه تو واقعیت ارتباط داره.
الان دقیق نمونه اش یادم نیست
ولی مثلا یکی داره با تکون دادن منو از خواب بیدار میکنه، همون لحظه تو خوابم هم دارم مثلا توسط یه چیزی تکون میخورم!
یا صدای زنگ موبایل میاد، تو خوابم میبینم که یکی داره کنار گوشم آهنگ میزنه!
یا یکی منو صدا میکنه، توی خواب هم هموقت یکی صدام میکنه.
یا حتی وقی ساعت موبایلم زنگ میزنه تو خواب یکی بهم میگه بسه دیگه، بیدار شو‍!

میشه توضیحی راجع به علت این بدید؟

28:

فکر کنم بشه از روش ذکر شده در وبلاگ برای کمک به کسانی که خوابهای بد می بینن هستفاده کرد
و به این وسیله اونها بتونن خودشون رو از چنگ خواب رها کنن
باید امتحان کنم!و ببینم رو اونها تاثیر می گذاره! 

29:

این حالت وضعیت پیچیده ای نیست.



در واقع ذهن ناخودآگاه ما وقتی در خواب هستیم سعی میکنه علتی برای اتفاقاتی که در زندگی واقعی برامون میفته و ما در خواب حسشون میکنیم پیدا کنه و نشون بده.

مثلا وقتی صدای رادیو میشنویم نا خوداگاه ما در اون خوابی که میبینیم یک جایی برای صدای رادیو باز میکنه و صدای رادیو رو به اون مورد ربط میده! وقتی صدای تلفن میاد دوباره سعی میکنه براش یک نماد هم ارز در عالم رویا بسازه و بهمون نشون بده.

بیشتر میشه اسمشو گذاشت "واکنش ناخودآگاه به اتفاقات بیرونی." و طبعا چون عامل بیرونی عامل ایجادشون بوده فکر نمیکنم تعبیر و معنی خاصی داشته باشند.



یا حتی وقی ساعت موبایلم زنگ میزنه تو خواب یکی بهم میگه بسه دیگه، بیدار شو‍!
البته این جالبه و میتونه صدای یکی از نیروهای نهانی شما یا حتی به قول بعضی ها هستاد درون یا ....

باشه، بعضی از کسانی که در مراحل بالای علوم ذهنی و فراذهنی هستند (و حتی انسانهای معمولی) به خودشون تلقین میکنن که مثلا 7 صبح بیدار بشن، و صبح سر ساعت بیدار میشن و معتقدند ایشون اونها رو از خواب بیدار کرده!

نوشته اصلي بوسيله secure نمايش نوشته ها
فکر کنم بشه از روش ذکر شده در وبلاگ برای کمک به کسانی که خوابهای بد می بینن هستفاده کرد
و به این وسیله اونها بتونن خودشون رو از چنگ خواب رها کنن
باید امتحان کنم!و ببینم رو اونها تاثیر می گذاره!
بله...و در واقع کسانی که شاید زیاد حوصله ماورا جوئی و تقویت قدرتهای ذهنی و کنجکاوی و ...

اینطور مسائل رو ندارند، اما توانایی تغییر کابوسها و خوابهای ناخوشایند باعث میشه باز هم طرف رویابینی بیان و میشه فرمود این یک خاصیت درمانی برای بدخوابی محسوب میشه...

البته مسلما همونطور که پست اول فرمودم لازمه ی رسیدن به اون سطح (بخصوص اگر هستعداد خاصی در این زمینه نباشه) مداومت و پشتکار زیاد هست، مثلا تست بیدار بودن در عین اینکه ساده ست و نیاز به ابزاری هم نداره اغلب فراموش میشه یا تمارین دیگه هر وقت طرف حوصله ش رو داشته باشه انجام میشن و ...

خب در این حالت نمیشه انتظار نتیجه داشت.


30:

سلام
منم هستم
البته اگه امکانش باشه

31:

سلام.

چرا که نه! خوش اومدید.



پسورد مربوطه بهتون ارسال میشه.


32:

من قسمت اول رو سه شب اجرا کردم؛تو شب اول و دوم احساس می کردم که خواب نیستم(عجیب بود)اما اون چیزی که قبل از خواب بهش فکر میکردم رو نمیدیدم!! تو شب سوم هم فقط کلیتی از اون چیزی که مد نظرم بود برام اتفاق افتاد
از امشب میرم سراغ قسمت دوم

33:

حالا اون صرفا مرحله آمادگیش هست...

مسلما در قسمت دوم تاثیرات بیشتری رو احیانا مشاهده میکنید...

بقیه کجان؟!!

بزودی قسمت بعدی رو مینویسم که شامل یکسری مطالب جالب خواهد بود از تجربیات دیگران که نکات آموزشی هم درش هست.


34:

منم هستم

35:

سلام.



کلمه عبور وبلاگ برای شما ارسال شد.

36:

اگر اومدم باز نت.
حتما هستم.


37:

خیلی جالبه
باید حتما تمام مراحل پشت سر هم انجام بشه؟یعنی نمی شه مثلا هر یک هفته یکیش انجام شه؟ چون من ممکنه نتونم مرتب اون شم.
اگه اینجوری نباشه منم هستم.


38:

نا خود آگاه من چند شبه اصلا همکاری نمیکنه! :دی
خواب نمیبینم زیاد نمیدونم چرا
از اون روز که قسمت دوم رو گذاشتید تا الان یه بار خواب دیدم و نوشتمش.
ولی شبای دیگه یا ندیدم اصلا، یا اونقدر کم بود که خیلی زود یادم رفت!

39:

بطور کلی آمادگی که از یک تمرین خاص حاصل میشه (در این مورد) کمی فرّار هست و طوری نیستش که مثلا اگر آمادگی مرحله اول رو پیدا کردیم مدتها بعد سراغ دومی بریم اینطور ذهن دوباره به حالت اول برمیگرده مگر اینکه تا تمرین دوم انجام بشه هیچوقت دست از ادامه دادن تمرین اول برندارید...یک هفته هم وقت چندان طولانی ای نیست.

البته مرحله یک و دو رکن اصلی این دوره هستند و بقیه بخشها نقش تکمیلی رو در این مورد دارند و انجام کامل همین دو بخش کلی راه رو برای شما هموار میکنه.

نوشته اصلي بوسيله niloofar-92 نمايش نوشته ها
نا خود آگاه من چند شبه اصلا همکاری نمیکنه! :دی
خواب نمیبینم زیاد نمیدونم چرا
از اون روز که قسمت دوم رو گذاشتید تا الان یه بار خواب دیدم و نوشتمش.
ولی شبای دیگه یا ندیدم اصلا، یا اونقدر کم بود که خیلی زود یادم رفت!
موردی نیست...

میتونید کمی بیشتر به امادگی ذهن قبل از خواب بپردازید و قبل خواب در مورد خواب و رویا و دنیای خواب فکر کنید.

در ضمن تجسم ذهنی یکی از شرایط ایجاد خواب هستش که قسمتهای بعدی در موردش مینویسم.

--

من با این که بیماری و تب دارم اما امروز صبح توی خواب آگاه شدم، که تا بیام ببینم چیکار باید کرد بیدار شدم :دی!

بزودی (شاید امروز) قسمت سوم رو ارسال میکنم.


40:

چه جالب.
من هرشب خواب می بینم گاهی اوقاتم خوابای خوبی هستند ولی هیچکدوم یادم نمیمونه.

یا یه بخش کوچیکش یادم میمونه.
البته هنوز این مراحل رو نخوندم ولی خواستم ببینم با این مشکل چکار میشه کرد.


41:

خوبین شما.



البته این اسمش لزوما مشکل نیست، به هر حال حافظه ی خواب مثل رم کامپیوتر موقتی هست و همونطور که وقتی کامپیوتر خاموش میشه اطلاعات رم هم حذف میشن، همراه با بیدار شدن این حافظه کوتاه مدت هم خواب رو فراموش میکنه.

اما مثل خیلی توانایی های دیگه با تمرین و رسیدگی به این حافظه اون هم تقویت میشه تا جایی که میتونید تا یکی دو ساعت خواب رو بیادتون بیارید.

(همینکه میتونید بیاد بیارید که "خوابهای زیادی دیدید" نشانه اینه که تا حدی این حافظه فعال هست.)

فکر کنم از اونجا که تا حالا بخش زیادی از آموزشها به همین تقویت حافظه خواب مربوط بوده بهتره کلید مطالب رو به شما هم بفرستم.


42:

نمیدونم ایا یادتون هست یه پیرمردی بود که تمایل داشت شرکت کنه؟:دی
اگه دیر نیست..

من هم میخوام شرکت کنم

43:

بهتر شدین رایان؟
ما منتظر سومی هستیم :دی

44:

متشکر...

از دیروز بهترم!!

خب قسمت سوم هم آماده شد و میتونید در وبلاگ بهش دسترسی داشته باشید.

رمز به دوست خوبمون piremard ارسال میشه، به خانومها tern و پرشین گرل هم اگر حضورشون رو قطعی نمايند ارسال میکنم.


45:

من که هستم!

زود تر بده که یهو دیدی همه چی بهم ریخت و دیگه ما رو ندیدی:دی

46:

سلام.

چه جالب.
من اولین باره همچین چیزی میبینم.
ممنونم ازوقتی که میذاری رایان.
من هم هستم لطفا".

47:

خوبم مرسی.

شما خوبی؟
چرا برای من که مشکله.

به نظر من گاهی اوقات خواب توی زندگی روزمره تاثیر داره.یعنی وقتی یه خواب خوبی می بینی ممکنه اونروز یکم خوشحال تر باشی یا امیدوارتر و بالعکسش.

و خیلی سخته وقتی خوابت یادت نیاد.
این حافظه خواب با حافظه ای که ما در طول روز هستفاده می کنیم ربط داره.

چون من حافظه قوی دارم.

چهره ها و شماره ها خوب یادم میمونه و تقریبا هرچیزی رو با جزئیاتش حفظ می کنم.

میخوام ببینم چطور میشه این حافظه خواب رو هم تقویت کرد.


48:

من منتظرم ببینم توی این وبلاگ چی نوشته شده.


49:

در خدمتم

50:

خیلی ممنون!

بله درسته گاهی حتی بعضی خوابها اونقدر تاثیر گذارند که ممکنه آدم تا مدتها بهشون فکر کنه.

تقویت حافظه خواب مسلما از تقویت حافظه معمولی و آگاهانه ما سختتر نیست و اتفاقا بسیار راحتتر هست...توی مطالب خواهید دید.

کلمه عبور به شما و سایه روشن ارسال شد.



نوشته اصلي بوسيله Tabassom نمايش نوشته ها
در خدمتم
سلام.



شما اصلا به وبلاگ سر میزنی کلا؟!! (شک دارم!)

51:

چقدر هیجان انگیز
خیلی دلم میخواد دراز شدن دستم و رد شدنم را از دیوار ببینم
مرسی.

مطالب وبلاگ خیلی جالب بود.

در مورد اینکه تلاش کنیم خواب را بخاطر بسپریم
من همیشه همین کارو میکنم
در واقع وقتی بیدار میشم مرورش میکنم تا از یادم نره..

مخصوصا" وقتی ارزش تعریف کردن با قصه پردازی داشته باشه.
اخیرا"خواب کسی را دیدم که چهره اش به یادم نبود!! چهره اش را ندیدم.
یکی از همکلاسی های دوره ی راهنماییم بود که خودشو لای هم دانشگاهی هام جا داده بود!
توی خوابم از دیدنش تعجب کردم و جالب این بود که ندیدمش.
خواب را یادم نگه داشتم و تمام روز به این فکرکردم که اسمش چی بود؟
اسمش مریم بود.

نمیدونم از کجا مطمئنم که خودش بود در حالی که چهره ش را ندیدم و الانم یادم نیست.
اصلا" چطور میشه ادم چهره ی یکی را نبینه و خوابش را ببینه؟!

من همیشه فکر میکردم وقتی خوابی باید بخوابی و وقتی بیدار باید بیدار باشی..این بیداری در خواب آسیب نمیزنه به هوشیاری آدم در حین بیداری؟

در مورد صدا در حین خواب..آزاردهنده نیست؟ در مورد کسانی که کوچکترین صدا بیدارشون میکنه چطور؟
من با صدا بیدار میشم.

گرچه کاملا" هشیار نیستم اما دیگه خواب هم نیستم پس صدا اشتباه میگه..نه؟

من باید چند روز قسمت اول را اجرا کنم تا نوبت بخش دوم برسه؟ یاد بباید همه رو اجرا کنم یه جا.
مطالب خیلی عالی بود.

ممنون.

یه چیز بی ربط!
فرموده بودین که
من وقتی چشام بسته س فقط سیاهی نمیبینم!
سیاهی هست اما چیزی هم هست بین این سیاهی اگه روش تمرکز کنم میتونم واضح تر ببینمش
اما نمی تونم بگم چیه..یه چیزی مثل یه شی سفید رنگ که وسط سیاهی معلقه.

از بچگی کارم این بود که چشامو ببندم و رفتنش را به این طرف و اون طرف تماشا کنم.

یا خودم پرتش کنم به طرفین.
خیلی وقته امتحان نکردم.

شاید یه سال.


تا حالا فکر میکردم همه میبینن و براشون مهم نیست.


52:

البته من همه کارهایی رو که میشه کرد یا خاطراتی رو که بعضیا تعریف کردن رو نفرمودم! اینها گوشه ای از کارهای دنیای خواب بود..

ما توی وضعیت خواب ممکنه در وضعیتی باشیم که توانایی هامون با توانایی های این ذهن و بدن فیزیکی خیلی متفاوت و قوی تر باشه.

بنابراین طبیعیه شاید شما بدون دیدن صورت کسی تشخیص داده باشی که اون شخص چه کسی هست ذهن ما در دنیای خواب (بسته به نوع خواب و وضعیتی که هستیم) خیلی متفاوت و گاها قویتر عمل میکنه.

اینکه ما کسی رو بدون اینکه صورتش رو ببینیم شاید نتونیم بشناسیم ناشی از محدودیتهای حواس فیزیکیمون هست که توی خواب این محدودیتها تا حد زیادی رفع میشه.

(البته خواب تنها جایی نیست که این محدودیتها برداشته میشه.)

من همیشه فکر میکردم وقتی خوابی باید بخوابی و وقتی بیدار باید بیدار باشی..این بیداری در خواب آسیب نمیزنه به هوشیاری آدم در حین بیداری؟
نه اصلا.

خواب مثل یک جاده ایه که اطرافش پر از امکانات پیشرفت ذهنی و کشف توانایی های ذاتیمون هست اما ما هر شب از این جاده سرمون رو پایین میندازیم و رد میشیم بدون هیچ بهره و هیچ نگاهی به اطرافش!

خواب یک راه ساده ست برای ارتباط با دنیایهایی که با روزها و ماهها مدیتیشن و هیپنوتیزم و ...

بسختی به اون وضعیت دست پیدا میکنن.

من در آموزه های بعضی علوم عرفانی متوجه شدم چقدر به این خواب اهمیت میدن و میگن اصلا آگاهی در خواب از آگاهی دنیای واقعی خیلی مهمتره و اصل بیداری و پی بردن به اسرار هستی اونجاست!

شنیدی یک حدیثیه فکر کنم از پیامبر که فرموده امت خوابند وقتی مردند بیدار میشن!

خواب راهیه که در همین زندگی فعلی گوشه ای از اون "بیداری واقعی" رو تجربه کنیم!

در مورد صدا در حین خواب..آزاردهنده نیست؟ در مورد کسانی که کوچکترین صدا بیدارشون میکنه چطور؟
من با صدا بیدار میشم.

گرچه کاملا" هشیار نیستم اما دیگه خواب هم نیستم پس صدا اشتباه میگه..نه؟
خب درسته بستگی داره به خود شخص و ممکنه با کوچکترین صدایی بیدار بشن.

اما اون صداهایی که باعث بیداری میشن اغلب ناخواسته ان.

اگر شما ذهنت اماده ی شنیدن اون صدا باشه دیگه جا نمیخوره و بیدارت نمیکنه! چون علت اون صدا رو میدونه.

اما باز هم همه چیز نسبیه و نه قطعی.


من باید چند روز قسمت اول را اجرا کنم تا نوبت بخش دوم برسه؟ یاد بباید همه رو اجرا کنم یه جا.

بین هر قسمت دو سه شب فاصله باشه بهتر هست.

من وقتی چشام بسته س فقط سیاهی نمیبینم!
سیاهی هست اما چیزی هم هست بین این سیاهی اگه روش تمرکز کنم میتونم واضح تر ببینمش
اما نمی تونم بگم چیه..یه چیزی مثل یه شی سفید رنگ که وسط سیاهی معلقه.

از بچگی کارم این بود که چشامو ببندم و رفتنش را به این طرف و اون طرف تماشا کنم.

یا خودم پرتش کنم به طرفین.
خیلی وقته امتحان نکردم.

شاید یه سال.


تا حالا فکر میکردم همه میبینن و براشون مهم نیست.

چیزی که سپس بستن چشم میبینیم خیلی به توانایی های ماورایی ما ربط داره! بخصوص باز و بسته بودن چاکرای ششم یا چشم سوم.

یکی از راههای مراقیه، بستن چشمها و تمرکز کردن روی هر چیزیه در اون موقع میبینیم! میشه تماشای سیاهی پشت چشم! به نظرم شما اگر تمارین فراذهنی انجام بدی زود به نتیجه میرسی! خیلی اساتید میگن چشمها رو ببندید و بسته به اون چیزی که دانشجوها میبینن (و تعریف مینمايند) تخمین میزنن که پیشرفتشون در اون تمرین ذهنی چقدر بوده!



پ.ن: من امروز صبح حسابی تو خواب بیدار شدم.

ولی شوربختانه سپس چند دقیقه خودم به بیدار شدن فکر کردم و بلافاصله از خواب بیدار شدم.

کلا توی اون وضعیت ذهن بلافاصله به هر چی فکر کنید واکنش نشون میده.



جالب این بود که سپس بیدار شدن(از خواب) اصلا احساس بیداری از یک خواب عمیق رو نداشتم و گویی فقط از یک وضعیت آگاهی به وضعیت دیگه ای اومدم.


53:

منم یک نفر رو سه بار،سه شب تو خوابم دیدم.

چهرش رو نمیدیدم و حتی نمیدونم میشناسمش یا نه! ولی آشنا بود.

اعصابمو تو خواب خورد میکرد! ولی خوب شد دیگه ندیدمش

-------------------------------------------------------------------------------------------------

راستی من دوباره خواب دیدنم فعال شد
اصلا خوابایی که میبینم خیلی چیزای جالبین خیلی پیش اومده که از خواب بیدار شدم و به خوابی که دیدم خندیدم!

از امشب جدی تر تمرین ها رو دنبال میکنم.

54:

من پرحرفی میکنم چون هیجان انگیزه.
شما چقدر آرومین! من یه عالمه چیز یادم نگه داشتم که بنویسم.
ممنون رایان..دیشب و پریشب جالب بود
پریشب من فهمیده بود که سفیدی چشام خیلی خاصه..و خیلی گشتم دنبالش..قهر کرده بود با من انگار.
اما سپس نیم ساعت تلاش دوباره پیداش شد..کلی کیف کردم..
من دلم میخواست یه صخره بلند ببینم که یه عالمه اّب از روش میریزه پایین..اون بالا بشینم منظره پایین را ببینم..اما نشد که
میدونم زوده ..پریشب دو تا خواب دیدم..دیشبم دوتا دیگه..توی خواب به خودم میفرمودم دیدی هیچی خواب ندیدی!! بعد که بیدار شدم تازه یادم اومد که قبل از همون حرف هم بازم خواب دیده بودم.
میخواستم بزور بخوابم که بازم خواب ببینم
اون موقع یادم بود چه خوابی بودا..الان یادم نیست..کاش نوشته بودمش باحال بود.
اینم یکی بنفع شما

55:

منم ببرین

56:

امیدوارم ادامه بدی بازم! ...

نوشته اصلي بوسيله Tabassom نمايش نوشته ها
منم ببرین
دست این سایه رو بگیر میبرتت!

57:

خیلی سخته؛راستش من الان اصلا خوابام یادم نمیمونه(قبلنا باز یه چیزاییش یادم میموند)
نمی دونم شاید دلیلش این باشه که این یکی دو روزه با عجله از خواب بیدار میشم(آخه دو روزه وقتی بیدار میشم که موقع قضا شدن نماز صبحه؛واسه همین با عجله از خواب پا میشم)
به همین دلیل(بیاد نداشتن خوابها) نتونستم مرحله دوم رو اجرا کنم
ولی در کل نوشتن خواب خیلی حوصله میخواد؛امیدوارم بتونم

58:

پس یک راه دیگه رو همینجا مینویسم! (از کامنتهای وبلاگ احساس میکنم زیاد دوستان اهل وبلاگ نیستن!) برای دوستانی که کم خواب میبینن، وقتی برای نوشتن خواب سپس بیداری ندارن یا موارد دیگه.


مثلا اگه قراره ساعت 8 صبح بیدار بشید، ساعتتون رو روی 6 صبح تنظیم کنید.

سپس بیداری در 6 صبح ساعتتون رو روی وقت همیشگی (در اینجا 8 صبح) برنامه بدید و مجددا با امادگی ذهنی بخوایید.

به احتمال بسیار زیاد در اون دو ساعت، هم خواب خواهید دید و هم سپس بیداری انگیزه بیشتری برای نوشتنش خواهید داشت.



دلیل این مساله هم اینه که ما اغلب خوابهامون در ساعتهای آخر خواب (نزدیک بیداری) رخ میدن و اینطوری با جدا کردن اون ساعتهای خاص، بیشتر روشون تمرکز میکنیم و راحتتر یادمون میمونن.


59:

من یه کم از ماجرا عقب افتادم

60:

من دیروز کلی بحث در این مورد با معلم دینیم داشتم!
اگر ادامه پیدا میکرد به کتک کاری میکشید
کلا این قضیه رو که خواب میتونه پلی به ناشناخته ها باشه رو رد میکرد.

قبول نمیکرد از علم به معنویت رسیدن رو!
میدونید، من سر کلاس سوالات در این مواردی که اینجا و سایت های دیگه مطالعه میکردم پرسیدم.....

آخر کلاس هم بهم فرمود که از کنجکاوی هام کم کنم که به بیراهه نرم.....!

61:

قبل از اینکه ایشون (معلم شما) بخواد نادرستیشو اثبات کنه هزاران نفر جدا از اثبات عملا تجربش کردن!

در حدی که برای خودشون فروم هم دارن و جامعه مجازیشون رو هم تشکیل دادن! (تعداد عضو: 15000 نفر!)

این درسته که خواب تخیلات هست اما نه وقتی که روش کار بشه.

و البته همون تخیلات هم اغلب برای خودشون معنی دارن، مگر جز اینه که حضرت یوسف و امام صادق (ع) علم تعبیر خواب داشتند؟ اگر عالم خواب هیچ ارتباطی با عوالم بالاتر نداره، پس چطور از بزرگترین پیشوایان دینی در کار تعبیر و تاویل خواب هستند و ازش هم به صراحت به عنوان علم تعبیر خواب نام برده شده؟

پس مسلما عالمی غیر زمینی در میان هست که اساتید تعببیر اتفاقاتش، از ییامبران و امامان هستند!

همین سیستم آموزشی خشک مآبانه س که آخر کارش عملا هیچ عایدی جز یک سری محفوظات طوطی وار و فکری که پرورش داده نشده به جامعه تحویل میده!

در هیچ مدرسه کاملا معتبری که علم و تحقیق و ...

ارزش داشته باشه معلمش به شاگرد نمیگه که "کنجکاوی نکن تا به بیراهه نری!!" بزرگترین دانشمندان و کاشفان همه نتیجه کارشون رو مدیون کنجکاوی هستند!

البته از تنها دید مثبتی که میشه نگاه کرد این هست که ایشون به فراخور سن و مقطع فعلی شما دعوتت کرده که فعلا دنبال ناشناخته ها و کم شناخته ها!! نری و منظورش این بوده که فعلا علومی رو که باید در سن کنونیت یاد بگیری دنبالشون باشی تا ذهنت دچار شلوغی و پریشانی نشه!

ولی حداقل در این مورد، من فکر میکنم آشنایی کامل با مساله هیچ اشکالی برای شخص ایجاد نمیکنه و اصولا 16 - 17 سالگی هم چندان سن کمی از نظر فکری نیست.


62:

من قصدم این بود که دوستان تا حدی از توانایی های اولیه کنترل یا حداقل آگاهی نسبی در خواب رو بدست بیارن تا کار بر روی سایر موارد رو شروع کنیم.



اما ظاهرا در همون مراحل "پیش اولیه" Stop کردیم!

در هر حال حتی اگر یک نفر تونسته باشه تغییری در وضعیت رویا بینی بدست آورده باشه (مثلا آگاهی کوتاه مدت در خواب) من حاضرم ادامه کار رو پی بگیریم.



البته من فکر میکنم علت اصلی این توقف، عدم پشتکار دوستان در پیگیری دستورالعمل ها باشه نه کارآمدی روشها.

(چون روشها رسمی و تست شده ان)

63:

مثله اینکه باید از اول شروع کنیم .
ادرس وبلاگ رو یه بار دیگه لطف بفرمایید .


64:

میدونید فکر میکنم مراحل واضح بود اما عملی نبود! یعنی برای کسایی که تازه کارن انتظار خود آگاهی در خواب زیاده
میشه دستور عمل ها رو تیکه تیکه بکنید
مثلا بگید برای این هفته اینکار
بعدش آخر هفته نقل کار بخواید!
میدونید پی گیری و این ها هم خودش خیلی مهمه
من خودم چند بار اول چون به نتیجه ی خاصی نرسیدم دیگه نمیدونستم چکار باید بکنم....
البته هنوز خواب هایی رو که دوست دارم مینویسم چون به نظرم جالب میاد!

65:

و اونگاه Favorites رو اختراع کردند! :دی

سفر به رویا

پسورد رو هم اون موقع که به پیامهای خصوصیتون فرستادم باید داشته باشید اگر نه از همین خانوم نیلوفر بگیرید.

من صندوق پی امم پر شده.



میدونید فکر میکنم مراحل واضح بود اما عملی نبود! یعنی برای کسایی که تازه کارن انتظار خود آگاهی در خواب زیاده
میشه دستور عمل ها رو تیکه تیکه بکنید
مثلا بگید برای این هفته اینکار
بعدش آخر هفته نقل کار بخواید!
میدونید پی گیری و این ها هم خودش خیلی مهمه
من خودم چند بار اول چون به نتیجه ی خاصی نرسیدم دیگه نمیدونستم چکار باید بکنم....
البته هنوز خواب هایی رو که دوست دارم مینویسم چون به نظرم جالب میاد!
توی متن اولیه تاپیک، این رو نوشتم:

یکی از دلائل عنوان کردنش ساده بودن راهکارها برای همه هست.

(+ کمی پشتکار و مداومت.)
خب مسلما اگر با دو - سه روز کار این مساله شدنی بود دیگه لزومی نداشت حرفی از پشتکار و اینا بزنیم!

به نظر من پرورش و آمادگی ذهن چندان فرقی با پرورش جسم نداره! کسانی که میخوان تغییری در اندام و بدنشون بدن، گاهی تا ماهها روی یک رژیم و ورزش خاص مداومت مینمايند.

پرورش ذهن هم چندان تفاوتی با اون پروسه نداره بسته به هستعداد از چند روز تا حتی چندین هفته و ماه! باید یک تمرین و روال رو پیوسته ادامه داد.

در مورد پیگیری، خب راستش اینجا هر کسی برنامه و کار و زندگی خودش رو داره من خودم هم زیاد انتظاری نداشتم که اعضا بتونن دائم کارها رو پیگیری کنن و نمیخواستم زیادی وضعیت سربازخونه ای باشه! اونی که واقعا علاقه داره با اشاره ای راه پیشرفت خودش رو پیدا میکنه، ولی کسی که انگیزه کافی نداره زود نا امید میشه!

در هر حال، اگر به جد مایل به احیا و آمادگی هستید از امروز به مدت یک هفته و بدون از دست دادن یک شب (یا یک وعده خواب در طول روز)، موارد قسمت اول رو (که خیلی هم ساده ست) اجرا کنید، اگر نوشتن رو هم به اونها اضافه کنید که چه بهتر.


66:

خب دوستانی که تمرین هفته قبل رو انجام دادن نتیجه رو اینجا بنویسن، اونهایی که انجام ندادن لنگه یه پا دم دفتر وایسن میام اونجا.



نیلوفر این خط کش منو بده:دی!

67:



هستاد چرا خشونت؟! :دی

68:

خب یکجورهایی حرف خود شما شد دیگه.
خب الان دارم پی گیری میکنم!

همه گزارشاشونو بذارن روی میز:دی!

69:

آرخ خب منطقیه :دی
ولی ملایم تر سفر به رویا!

هستاد رایان من این چند شب فقط خواب بد میدیدم ترجیح دادم تو خواب آگاه نشم
نه ولی جدی من مشغولم اما هنوز کانکت نشده دیگه...
حالا فعلا کارت صد آفرین منو بدید سفر به رویا! سفر به رویا!
راستی شما برنامه بود تجربه های بقیه رو بذارید تو وبلاگ....

70:

اولا ابنکه هستاد خودتی.



دوما اشکال نداره، یکی از دلائل راه اندازی این برنامه همین کنترل خوابهای ناجور بود.



سوما: چشم کارت صد آفرین شما اینکه بزودی پست جدید رو در مورد تجارب دیگران و مطالب مرتبط برنامه میدم:دی!

71:

من هم میخوام شرکت کنم خصوصا ایینکه خیلی هم بی اطلاع از این مسائل نیستم یه مدت طولانی کار کردم و بنا به دلایلی هستادم قطعش کرد حالا میخوام بدونم اینی که رایان میگه چیه

72:

لطفا ما رو هم عضو كنيد
از قلم افتادم انگار

73:

رایان ندیدی اینجا رو؟

74:

چرا.



هر دو دوست عزیز به این دوره خوش اومدید، یکم بعد اطلاعات رو میفرستم.


75:

سلام رايان
من موقعيت نكردم كامل مبحث بخونم ولي همين طور گذرا كه يه نگاهي انداختم به نظر جالب بود

برداشت من اين شد كه يه جورايي كنترل ذهن و خوابتون رو در دست مي گيرين ! درسته ؟
مدتيه خوابهام رو فراموش ميكنم
در صو .رتي كه قبلا اينجور نبود و همه خواب با جزئياتش در ذهنم ميموند
يا گاهي اوقات خواب آشفته نميبينم اما نميتونم راحت بخوابم ! يه جورايي كلافه ميشم
با اين روش شما ميشه اينا رو هم كنترل كرد ؟
اگه آره ! منم ثبت نام كنين !

76:

سلام.



کنترل خواب بیشتر! میشه فرمود شاید زیر مجموعه ی کنترل ذهن باشه اما همش نیست.

اگر با حوصله و متناوب اعمالش رو انجام بدید، بله.

بخصوص شما که یکجورهایی هستعداد بیاد سپاری رو قبلا داشتید.



البته دقت کنید که در مورد کنترل خواب آشفته، کسانی هستند که توانایی نسبی کنترل خواب دارند اما هنوز در هنگام دیدن خوابهای آشفته، برای اینکه به اوضاع مسلط بشن نیاز به تمرین بیشتر دارند.

گاهی حتی تصور بعضی مسائل برای ما در عین آگاهی سخت هست، اگر اون تصورات رو مستقیما در قالب خواب هم جلوی چشم ببینیم که دیگه بیشتر پریشان میشیم اما بتدریج و با ادامه دادن تمرینات اونها رو هم میشه کنترل و به جاهای دلخواه هدایت کرد.



در هر حال اگر مایل بودید بگید تا کلمه عبور رو بفرستم.


77:

البته من خواب آشفته نميبينم و خدا رو شكر اگه پيش بياد خيلي كمه
فقط خوابهاي صادقه دارم
يه چيزيم گاهي اوقات پيش مياد كه نميدونم چه جوري تعبيرش كنم و اون اينكه تو خواب با يه حالت تقريبا آگاهانه دچار يه وضعيت مغناطسيه خيلي گند ميشم
فكر ميكنم قديميا شايد بهش ميفرمودن بختك
حالا نميدونم اين همونه يا نه
ولي يه نيرايشان به شدت قايشان ايه كه تمام وجود آدمو درگير ميكنه
دفعه اول خيلي اذيت شدم چون هم ناشناخته بود و هم ترسناك
ولي الان اگه گاهي اوقات دچارش بشم خيلي راحت استقامت ميكنم تا خودش برطرف بشه
ولي خيلي تجربه نامطبوعيه ! ازش متنفرم ! اگه اينو هم بشه كنترل كرد خيلي عاليه

منم ثبت نام كنيد لطفا !
متشكرم

78:

خوبه بدونید بعضیها تمرین مینمايند تا به این وضعیتی که توصیف کردید برسند.

در این وضعیت بدن خواب هست اما آگاهیتون کماکان بیداره.

در این وضعیت با کمی تمرین کارهایی میشه انجام داد که بسیار جالب هست.

در مورد این مساله اگر بخوایید از بین بره بهترین راه همین اهمیت ندادن و راحتی موقع رخدادنش هست.

این وضعیت هیچ خطر خاصی نداره و با کمی استقامت براحتی رفع میشه.



کلمه عبور رو میفرستم بزودی.


79:

منه بد بخت که تا چند وقت پیش خواب و آسایش نداشتم همش داشتم از یه بلندی سقوط می کردم یا مار دورو برم بود یا تو خواب داشتم آزار میدیدم حالا هم که چند روزیه بسمالله ارحیم های عزیر میان تو خوابم و همیشه مادرم ناجیمه بجا بسم الله اسم مادرم رو میارم تو خواب و ناجیم میشه نمی دونم چرا اینطورم

80:

بیشتر توضیح میدید؟ چه چیزایی میان به خوابتون؟! و چه اتفاقاتی میفته توی خواب؟

81:

سلام من عضو جدید هستم می خوام شروع کنم راهنمایی میکنید چیکار کنم الان...


82:

manam hastam ama sar dar nemiaram chejoory va koja mikhay shoroo konid

83:

نوشته اصلي بوسيله Sh@hrzaD نمايش نوشته ها
manam hastam ama sar dar nemiaram chejoory va koja mikhay shoroo konid
پست اول تاپیک و چند پست بعدیش رو بخونید دستتون میاد.



اگر تمایل به ثبت نام داشتید اسمتونو اینجا فراخوان میکنید و من پسورد ورود به وبلاگ رو میفرستم...

فقط یادتون باشه که باید پشتکار خوبی داشته باشید در حد حداقل یک ماه...

84:

جن ها رو میگم میان آزارم میدن مخصوصا وقتی اتاق دوستم که همخونه ایمه می خوابن یه روز از خواب پا شدم بخدا رو صورتم یه خط عیق چنگ بود و یک بار هم یکیشون بهم فرمود چرا نمیای پیشم چرا کارایی که من میگم نمیکنی؟ نمیدونم چه کار کنم؟
البته 2 روزه قران میندازم گردنم بهترم

85:

سلام..من میخوام ثبت نام کنم........


86:

دوست عزیز سعی کن با وضو بخوابی...

87:

سعی میکنم از سایتهای مرتبط آدرس کسانی رو که مشکل مشابه داشتن و راه حلهای ارائه شده رو بهتون بفرستم.

اهمیتی بهشون ندید.

فعلا بهتره این دوره رو هم دنبال نکنید تا اطلاع ثانوی.



Abdolah : براتون پسورد رو میفرستم.


88:

ممنون كه منم عضو كرديد
فقط تا الان زياد نتونستم تمركز خوبي انجام بدم براي همين زياد هم نمي تونم رايشان خوابهام حساب باز كنم .

چون اولا خوابهام خيلي قاطي پاتي شدن بعدش هم اينكه اون لحظه بيداري فراموشم ميشه چشمامو فوري ببندم و براي خودم مرور كنم همين كه چشمام و باز مي كنم و ...بعدش اغلب قسمتهاي خوابم يادم ميره .......البته اين مورد بيشتر بخاطر بدو بدايشاني هست كه اغلب صبحها دارم فكر كنم اگر تو يه حالت نرمال بخوابم و خيلي ريلكس هم پاشم بتونم اين تمرينها رو به خوبي انجام بدم
چيزي كه برام تو مطالب خيلي وبلاگ جالب اومد و شديدا حريص شدم نسبت به انجامش اون تمرين بيداري در خواب بود اينكه فرموديد مثلا دست حالت ارتجاعي داره واقعا خيلي دوست دارم اين قضيه رو خودم لمس كنم تايشان خواب .
در هر صورت موضوع فوق العاده ايه ايشالله تونستم تمركز كنم ميام نتيجه رو ميگم

89:

رایان یه نکته!
کشف کردم که تو خواب اصلا نمیشه داد زد یا با صدای بلند گریه کرد!
همین حرفای معمولی هم حرف نیست ما فکر میکنیم که داریم حرف میزنیم!
میشه یه تو ضیح کوچیک بدید؟

90:

خوبه مثلا برای یک ربع قبل از بیداری ساعت رو تنظیم کنید تا به مواقع عجله و اینها نیفتید.



انگیزه داشتن خیلی توی تمرینات ذهنی موثر هست...

چون انگیزه خودش یک عامل ذهنیه و بطور مستقیم روی تمرینات تاثیر میذاره.



نوشته اصلي بوسيله Niloofar-92 نمايش نوشته ها
رایان یه نکته!
کشف کردم که تو خواب اصلا نمیشه داد زد یا با صدای بلند گریه کرد!
همین حرفای معمولی هم حرف نیست ما فکر میکنیم که داریم حرف میزنیم!
میشه یه تو ضیح کوچیک بدید؟
بطور کلی سیستم صوتی در داخل خواب دچار مشکل هست!!

خب واقعیت اینه که ما چیزهایی هم که میبینیم هم، تصورات هست و اونها هم واقعی نیستند!

اما یکی از دلائلی که توجه شما رو به این مساله جلب کرده اینه که عالم خواب عالم ذهن هست نه عالمی با خصوصیات دنیای فیزیکی.

ما در عالم ذهن ارتباطی هم که بربرنامه میکنیم، ذهنی هست نه لزوما زبانی، و در واقع شما در خواب یکجور تله پاتی قوی رو تجربه میکنید.



معمولا در مراحل بالاتر و خوابهای شفافتر، متوجه میشید که شما برای ارتباط با دیگران نیازی به صحبت کردن فیزیکی ندارید و بطور ذهنی میتونید مفاهیم رو انتقال بدید.



اما چون خواب (بخصوص در مراحل اولیه تمرین) ملغمه ای از خصوصیات دنیای فیزیکی هم هست، بنابراین فعلا ممکنه هر اتفاقی رخ بده.

مثلا تصور اینکه فیزیکی دارید حرف میزنید، اینکه با ارتباطهای صرفا ذهنی نتونید کنار بیایید و بخوایید توی خواب حرف بزنید ولی نشه و ...

اینا همش اثرات قاطی شدن قوانین زندگی فیزیکی ما و قوانین دنیای خواب هست.

"اینکه به قانون های بعضا غیر عادی که در عالم خواب وجود دارند بتدریج عادت بکنیم و باهاشون کنار بیاییم، مسلما بخشی از سیر تمارین رویا بینی هست."

91:

چه عجیب چون اصولا تنها کاری که من تو خواب میکنم همین دوتاست ( باصدای بلند داد زدن و گریه کردن )

92:

من یه مشکلی دارم اونم اینه که خیلی تو خواب پرش دارم !
و کمی عجیبه !
به این صورت که الان مثلا خوابم میدونم که 3 ثانیه دیگه یهو میپرم یعنی دستم یهو حرکت غیر ارادی از خودش انجام میده و دقیقا اینطور میشه !

93:

جدی؟
یعنی خودت میشنوی صدای دادتو؟
من ولی فقط دهنم باز میشه به حالت داد زدن و میفهمم که نمیتونم داد بزنم!
از خواب که بیدار میشم واسه همین اعصابم خورده که نتونستم سر طرفی که اعصابمو خورد کرده جیغ بزنم! :دی سفر به رویا!

94:

یکی از کالبدهای ما بنام کالبد اثیری، هنگامی که ما میخوابیم، برای ذخیره کردن انرژی (که در طول روز و بیداری و ...

تحلیل رفته) از بدن ما فاصله میگیره و خودش رو در معرض انرژی کیهانی برنامه میده.

(برای شارژ شدن!)

برای درک راحت موضوع، میتونید اینطور تصور کنید که روحتون هنگام خواب چند سانتی متری از بدنتون بالاتر برنامه میگیره.

(البته کالبد اثیری، روح نیست.)

پرشهایی که حین خواب و یا چرت زدن انجام و منتج به بیداری میشه، در واقع به دلیل سقوط آزاد جسم اثیری در بدن هست.



نکته اینجاست که ما در حالتی که جسم اثیری از ما فاصله داره (و بدنمون خوابه) میتونیم کماکان آگاهیمون رو در کالبد اثیری داشته باشیم! یعنی نیمه بیدار باشیم.

(آگاهی میتونه به کالبد اثیری منتقل بشه و وقتی بدنمون خواب هست، بیدار بمونه!)

من جریانی رو که تعریف کردید به اینصورت میتونم تحلیل کنم:

1 - حین خواب و فاصله نسبی کالبد اثیری با بدن، دست شما به یک دلیل فیزیکی دچار پرش میشه.

2 - آگاهی شما که در کالبد اثیری کماکان فعال هست (و شاید شما حین خواب متوجه نباشید) سپس این پرش، متوجه میشه که باید به جسم برگرده!

3 - در عرض چند ثانیه جسم اثیری به همراه آگاهیتون در جسم سقوط مینمايند و از خواب میپرید!

البته اگر سپس اینکه توی خواب متوجه شدید بیدار خواهید شد دستتون تکون میخوره، دلیل منطقی نمیتونم پیدا کنم.

مگر اینکه تکون خوردن دست رو فقط یک واکنش بدونیم در مقابل آگاهی ناگهانی که در خواب پیدا میکنید.


95:

تو وبلاگم فرمودم

مرسی ازز زحمتت

ولی واقععا گاهی آزار دهندست!

96:

یکی از کامنتای وبلاگ رو جواب دادم.

دومی هم که مشابه این بود رو در واقع اینجا پاسخش رو دادم.



اگر این مشکل شما مربوط به خیلی وقت هست به نظر من باید ریشه فیزیکی و شاید حتی اعصاب و ...

داشته باشه (پرش دست) نه ذهنی.

چون در واقع اون باعث این بیداری میشه و باقی اتفاقات مربوط به خواب و ذهن هم بدنبال همین اتفاق جسمی رخ میدن.


97:

نه گاهی پیش میاد فکر نکنم عصبی باشه

98:

من هر خوابي مي بينم اين مشكل فراموشي رو تو بيداري همچنان به قوت خودش به همراه دارم
يعني يه مقدار خواب تو ذهنم مي مونه ولي مابقيش و جزئيات جز به جز اون از ذهنم ميپره
و اين در حاليه كه من الان كاملا حضور ذهن دارم متداول ترين خوابهاي دوران كودكيم رو سپس اينهمه سال بازگو كنم !
يه خورده برام عجيب شده اين قضيه الاخصوص وقتايي كه حقيقتا يه موردي تو خواب برام پيش اومده كه شديدا دوست دارم به ذهنم بياد و نشده.مثلا چند بار برام پيش اومده تو خواب يكي تو گوشم يك مسئله فوق العاده مهمي رو فرموده ولي وقت بيداري اصلا وابدا چيزي به يادم نيومده!راهي هست كه بشه هوشياري خواب و بيداري رو تقايشانت كرد مثلا ؟

و يك سئوال شايد نا مربوط (باعرض معذرت)
حالا خوابهايي كه به خواست قلبي خودمون مي بينيم يك مسئله هست ولي وقتايي هم هست كه آدم يه مسائلي رو ناخودآگاه در خواب مي بينه من اغلب خيلي برام پيش اومده كه مرگ كسي رو در خواب ببينم الاخصوص مرگ عزيزترن كسايي كه دارم !
خواستم سئوال كنم ببينم چه حسابي ميشه رو اين رقم خوابها باز كرد و اصولا مورد خاصي مي تونه باعث شكل گيري اين رقم خوابها بشه يا نه ؟

99:

عجب...من جواب اینجا رو ارسال نکردم؟!

دوست عزیز dilak :

معمولا متداولترین و با نتیجه ترین روش بیاد سپاری، همون ثبت خوابها هست با تمام حواشی و نکاتی که در پستهای وبلاگ فرموده شد.

مهم اینه که قلم و کاغذ همیشه موقع خواب پیشمون باشه و سپس هر بیداری (حتی نیمه شب) چیزایی رو که دیدیم در حد امکان(و بلافاصله) روی کاغذ بیاریم.

من خودم اینکارو با موبایل میکنم البته با روش خودم!! اینجا رو هم ببینید.

در ضمن اگرچه این روش معمولا سریع نتیجه میده اما اگر هم نداد در تمارین ذهنی و روحی چیز عجیبی نیست و باید ممارست داشت.

(به قول یکی از دوستان در سایتهای دیگه: همونقدر که شما منتظر نتیجه اید نتیجه هم منتظر شماست.)

در مورد خوابهایی که میبینیم معمولا معبرین خواب با توجه به شرایط زندگی شخص و اتفاقاتی که روزهای قبل واسش رخ داده و ...

خواب رو سمبل شناسی یا ریشه یابی مینمايند و معنی و تعبیرش رو بیان مینمايند که من این علم رو ندارم اما این رو میدونم که خواب مرگ رو دیدن در اکثر موارد به معنای داشتن ما به ازای بیرونی نیست و تعابیر دیگری دارد.


100:

ممنون از توضيحتون
بازم تلاش مي كنم انشالله نتيجه گرفتم ميام ميگم

101:

سلام
من فقط سعي كردم كمي رايشان خوابم تمركز كنم
بدون اينكه فشار آوردني در كار باشه
و خو شبختانه علي رغم اينكه مدتي بود صد در صد خوابهامو فراموش ميكردم
اما در يكي دو مورد اخير كل خواب رو به همراه جزئياتش به خاطر دارم
ضمن تشكر از شما آقا رايان فعلا تا همين حد تونستم موفق بشم

102:

دیشب یه تجربه ی جدید داشتم که البته اگاهانه نبود.
اینکه توی خواب من بودم تو کالبد یه موجودی به جز انسان!
سفر به رویا!

103:

چـطور بـود ؟!

فکـــر کنم بایــد خواب ناراحـتی باشه ..


اصـولا مســخ به شکـل حیـوان برای ما انسـانها کــه اشـرف مخـلوقات هستیم یعنی یک درجــه افول کردن و ایـن قابـل تحمـل نیست .

104:

مــمنون رایـان جـــان خیــلی ابــتکار جالبیــه
مـن هم هســتم اســـتاد !

105:

ناراحت....

نه ناراحت نبود
خیلی کوتاه بود
و من توی خواب خودم رو دیدم با یک ظاهر متفاوت.....

و میدونستم که انسان نیستم! (اوه)
اما محدودیتی احساس نکردم
بازم تاکید میکنم کوتاه تر از این بود که بخوام قضاوت قطعی کنم

106:



خوش اومدی گلبانو جان.

انشاالله واست مفید و جالب باشه.



پسورد رو میفرستم بزودی.



سلام
من فقط سعي كردم كمي رايشان خوابم تمركز كنم
بدون اينكه فشار آوردني در كار باشه
و خو شبختانه علي رغم اينكه مدتي بود صد در صد خوابهامو فراموش ميكردم
اما در يكي دو مورد اخير كل خواب رو به همراه جزئياتش به خاطر دارم
ضمن تشكر از شما آقا رايان فعلا تا همين حد تونستم موفق بشم

خوبه.

نوشتنشون رو فراموش نکنید خیلی مهم هست...



ناراحت....

نه ناراحت نبود
خیلی کوتاه بود
و من توی خواب خودم رو دیدم با یک ظاهر متفاوت.....

و میدونستم که انسان نیستم! (اوه)
اما محدودیتی احساس نکردم
بازم تاکید میکنم کوتاه تر از این بود که بخوام قضاوت قطعی کنم
در یکی از تمارین پرواز روح در 30 روز ترجمه دکتر جمالیان، یکی از فصلهای کتاب به تمرین مسخ شدن اختصاص داده شده، یعنی حلول دادن روح در شکل یک جانور خاص مثل گربه یا ...

و اون رو از تمارین مفید ذهنی و روحی دونسته.

شاید نشانه نوعی پیشرفت روحی باشه.


107:

مطلب جدید وبلاگ پست شد.

انشاالله که مفید باشه واسه دوستان.

مروری بر تجارب دیگران


108:

بشمار 8
ایده ی جالبیه

109:

واقعا" جالبه
باید یه خواب گذارم پیدا کنیم

110:

سلام.

مطالب جالبی بود.

من گاهی تو خواب احساس میکنم که جسم خیلی
سنگینی رومه میدونم که خوابم ولی همه چیز رو هم درک میکنم نمیدونم چه طور
توصیح بدم مثلا میدونم اگه تکون بخورم این سنگینی کنار میره ولی نمیتونم
گاهی هم احساس میکنم این سنگینی منو با خودش میبره مثلا یک بار حس میکردم
به سقف اتاق چسبیدم و این وحشتناکترین موردش بود .


به کسی اینو فرمودم و بهم فرمودند این ممکنه جن باشه
بار بعد که دوباره اینطور شدم حتی تو ذهنم سوره ناس رو میخوندم
ولی حالا دیگه عادت کردم میدونم فقط باید استقامت کنم تا خودش بره کنار.

چند مرتبه در اوج خواب نماز خوندم 2 رکعت نماز به طور کامل در حالیکه میدونستم
خواب هم هستم
میشه کمی در باره این وضعیت ها توضیح بدید

111:

يك اتفاق جالب كه تايشان خواب براي من رخ داد اين بود كه چند وقتي بود كه من منتظر يه اتفاقي بودم ( حالا نمي خوام شرح بدم كه بحث به بيراهه بره) برام خيلي حياتي و مهم بود ولي متاسفانه موضوع هنوز حل نشده بود و يه جورايي چشم انتظار مونده بودم روز يكشنبه همين هفته موقع خواب بدجوري پكر بودم چون شديدا كاسه صبرم لبريز شده بود خلاصه كه همينجوري با خودم داشتم فكر مي كردم كه ايكاش الان خوابم ببره بعد تو خواب اين موضوع برام روشن بشه ............و جالب اينكه همون شب تو خواب بهم اطلاع داده شد كه روز دوشنبه در مورد همين مشكل خبر مهمي دستم خواهد رسيد و اين كلمه دوشنبه چنان با صداي بلندي بهم فرموده شد كه من از شدت صدا از خواب پريدم ! هر چند كه جزئيات جز به جز خواب تو ذهنم نموند يعني كه شرح جز به جز خوابم چي بود يا اينكه كي اين حرف و بهم زد و....اينا اصلا يادم نيست ..........خلاصه كه اين خبر به شكل ملموسي بهم داده شد ........من روز دوشنبه همه اش تو فكر اين موضوع بودم و دقيقا ساعت دو ظهر يه بنده خدايي بهم زنگ زد و دقيقا همون چيزي كه مد نظرم بود رو بهم خبرش رو داد و من علاوه بر اينكه از حل شدن اين موضوع براي خودم خيلي خوشحال بودم از طرفي هم حس مي كردم يه اتفاق خارق العاده اي هم تايشان خواب برام افتاده و اين موضوع حقيقتا برام خيلي جالب بود.

112:

سلام.

این وضعیت شما در واقع یک توانایی روحی بنام Astral Projection یا برون فکنی هست.

(اینجا اشاره بدون ذکر نام بهش شد) .

بار دیگری که این وضعیت براتون پیش اومد، به آرومی از بدنتون فاصله بگیرید (مثلا فرض کنید مثل یک آسانسور بالاتر میرید.) بعد آروم از وضعیت افقی به عمودی (ایستاده) تغییر وضعیت بدید(میتونید عمودی بودن رو تصور کنید) و بعد سعی کنید به محل های مختلف خونه حرکت کنید.

همه اینکارها رو با آسودگی و آرامش انجام بدید.

لزومی به نگرانی نیست..

این عمل یک کار بی خطره و جسم در اون لحظه در خواب عادی هست.



ارتباطی هم به جن و ..

نداره.






نوشته اصلي بوسيله dilak نمايش نوشته ها
يك اتفاق جالب كه تايشان خواب براي من رخ داد اين بود كه چند وقتي بود كه من منتظر يه اتفاقي بودم ( حالا نمي خوام شرح بدم كه بحث به بيراهه بره) برام خيلي حياتي و مهم بود ولي متاسفانه موضوع هنوز حل نشده بود و يه جورايي چشم انتظار مونده بودم روز يكشنبه همين هفته موقع خواب بدجوري پكر بودم چون شديدا كاسه صبرم لبريز شده بود خلاصه كه همينجوري با خودم داشتم فكر مي كردم كه ايكاش الان خوابم ببره بعد تو خواب اين موضوع برام روشن بشه ............و جالب اينكه همون شب تو خواب بهم اطلاع داده شد كه روز دوشنبه در مورد همين مشكل خبر مهمي دستم خواهد رسيد و اين كلمه دوشنبه چنان با صداي بلندي بهم فرموده شد كه من از شدت صدا از خواب پريدم ! هر چند كه جزئيات جز به جز خواب تو ذهنم نموند يعني كه شرح جز به جز خوابم چي بود يا اينكه كي اين حرف و بهم زد و....اينا اصلا يادم نيست ..........خلاصه كه اين خبر به شكل ملموسي بهم داده شد ........من روز دوشنبه همه اش تو فكر اين موضوع بودم و دقيقا ساعت دو ظهر يه بنده خدايي بهم زنگ زد و دقيقا همون چيزي كه مد نظرم بود رو بهم خبرش رو داد و من علاوه بر اينكه از حل شدن اين موضوع براي خودم خيلي خوشحال بودم از طرفي هم حس مي كردم يه اتفاق خارق العاده اي هم تايشان خواب برام افتاده و اين موضوع حقيقتا برام خيلي جالب بود.


همیشه فرموده میشه انسان هر کاری بخواد میتونه انجام بده و توانایی هاش زیاد و ناشناخته ست، اما اکثریت اینها رو در حد یکسری حرفهای تکراری میشنوند و ازشون میگذرن.

بله میشه خواست و خواب و راه حل رو دید اما این خواستن و اراده کردن، چقدر درونی و با انرژی کافی باشه این مهمه!

آقای منم که میشه فرمود یکی از هستادان مسائل عرفانی و متافیزیک هستند (و جاشون خیلی توی فروم خالیه) جایی نوشتن:

نوشته اصلي بوسيله manam نمايش نوشته ها

من می توانم بخوابم و هر اون چه را می خواهم ، در عالم خواب ببینم.

اما نه همیشه.


این مساله در عین اینکه کارایی فوق العاده خواب رو (که ازش بی اطلاع هستیم) نشون میده، نشانگر این هم هست که رخ دادن این حالت نیازمند فراهم بودن شرایطش هست و یک توانایی که بدست بیاریم و همیشه بتونیم هستفاده کنیم نیست.



مهمترین چیز اینه که خواستن با تمام وجود رو یاد بگیریم.

خواستنی که شاید لازمه ش ماهها تمرین و ...

باشه.


113:

ممکنه منم رمز ورود برای اموزشها رو داشته باشم؟

114:

منم خیلی راحت میتونم بفهمم که توی خوابم .
اتفاقا انقدرم حال میده همیشه توی خواب پرواز میکنم ..

میزنم اینو اونو له میکنم
چند شب پیشم رفتم دمه خونه رفیقم گرفتم حسابی زدمش ..


واقعا خالی شدم .
ولی تاحالا نتونستم یه هو برم اونجایی که دوست دارم
اگه نزدیکم باشه باید تا اونجا بدوام ..

این خیلی بده
چیکار میشه کرد که انقدر روی خواب کنترل داشت که بشه هروقت خواستی بری همون جاکه میخوای
بعد بعضی وقتام خوابایی میبینم که درست همون برام اتفاق میوفته ..

یه مدت بود ازشون هستفاده میکردم..

میدیدم این صحنه همونیه که خواب دیدم فکر میکردم چی کار کنم که کاری رو انجام بدم که به نفعم باشه ولی جدیدا دیگه از این دسته از خوابا نمیبینم !!
منم پایه هستما اسمه منم بزنید به خدا شلوغ نمیکنم

115:

بزودی براتون ارسال میشه.


نوشته اصلي بوسيله princo نمايش نوشته ها
منم خیلی راحت میتونم بفهمم که توی خوابم .
اتفاقا انقدرم حال میده همیشه توی خواب پرواز میکنم ..

میزنم اینو اونو له میکنم
چند شب پیشم رفتم دمه خونه رفیقم گرفتم حسابی زدمش ..


واقعا خالی شدم .
ولی تاحالا نتونستم یه هو برم اونجایی که دوست دارم
اگه نزدیکم باشه باید تا اونجا بدوام ..

این خیلی بده
چیکار میشه کرد که انقدر روی خواب کنترل داشت که بشه هروقت خواستی بری همون جاکه میخوای
بعد بعضی وقتام خوابایی میبینم که درست همون برام اتفاق میوفته ..

یه مدت بود ازشون هستفاده میکردم..

میدیدم این صحنه همونیه که خواب دیدم فکر میکردم چی کار کنم که کاری رو انجام بدم که به نفعم باشه ولی جدیدا دیگه از این دسته از خوابا نمیبینم !!
منم پایه هستما اسمه منم بزنید به خدا شلوغ نمیکنم
اگه از این بگذریم که (اصولا اعمالی که در خواب انجام میدیم یا میخواییم انجام بدیم اثرات ناملایمات روحی در دنیای واقعی هست و به وسیله اعمالی که در خواب - آگاهانه یا غیر آگاهانه - انجام میدیم یکجوری سعی در رفع و راحت شدن از اون گره های روحی داریم) باید تبریک بگم بهتون که چنین توانایی ای دارید؛ این توانایی قابل گسترش هست، اینکه صرفا به کارهای کم اهمیت در اون حالت بپردازید مثل اینه که از یک جاده ای که اطرافش پر گنج و موفقیت و ..

هست رد بشید و فقط به تماشای آسمان و ...

مشغول باشید!

پسورد هم بزودی براتون ارسال میکنم اگرچه با داشتن این توانایی نیاز چندانی به گذروندن اون تمرینات ندارید.


116:

منم هستم

117:

رایان میشه پسوورد رو برای منم ارسال کنید ممنون میشم

118:

درسته منم در واقع كار خاصي انجام ندادم ولي به شكل ناخوآگاه اين خواستن به شكل خيلي قايشان اي تو وجودم شكل گرفت حالا فارغ از تمام اين بحثهاي موجود در مورد خواب يه جورايي انگار با تمام وجودم به شكل اوني به اين باور رسيدم
و بازهم يه اتفاق عجيب:
حقيقتش ما (يعني من و يكي از دوستام) يه برنامه كاري داريم كه به شكلي داريم يه سرمايه ناچيزي رو صرف يه كاري مي كنيم ( اين قسمت و از اين جهت فرمودم كه موضوع خوابهايي كه مي گم يه ذره روشن تر باشه اگر نه نمي خوام بحث و به بيراهه بكشونم )ديشب بازم خواستم همون جريان چند شب پيش رو انجام بدم و يه جورايي يه قسمتي از كار تايشان خواب برام روشن بشه .حقيقتش يه جورايي اين كارمون حالت ريسكي هم داره برا همين به شكل جنگ اعصاب هم برامون تو اين برهه نقش ايفا مي كنه .......يه جورايي ترديد و دو دلي داريم ولي از طرفي هم دلمون مي خواد اين كار رو انجام بديم .
حالا ديشب خواستم در مورد اين قضايا يه جورايي تو خواب يه چيزايي ببينم ( ولي آگاهانه و كاملا خودآگاه) نمي دونم چه جوري بگم يعني سري قبل درسته خواستم تو خواب ببينم ولي تو بهرش نبودم ناخودآگاه به شكل اوني به ذهنم اومد و بلافاصله هم خوابم برد ولي ديشب آگاهانه مي خواستم به اين مهم دست پيدا بكنم و يه مقدار انرژي صرفش كردم .و يه همچين خوابي ديدم:
خواب ديدم دوستم با سه تا شخص كه نمي دونم كي بودند اومدن پيشم........نمي دونم مشاور بودند ....يا مثلا كي بودند اينش رو الان كه بيدارم تو ذهنم نيست ولي تايشان خواب تا اين حد يادمه كه اونا را قايشان ان قبولشون داشتم يه جورايي اگه مسخره نباشه مثل دانشمندا بودند! اينا اسما تايشان خواب منجم و ستاره شناس بودند.اولي اومد و حسابي در مورد اين قضيه با دليل و برهان و البته با بهره گيري از علم نجوم و حركت ستاره ها ( كه اين برام خيلي عجيبه چون من اصلا تايشان عمرم اصلا وارد اين حيطه از علوم نشدم چه برسه به اينكه از اين دليل و برهانها هم بخوام سر در بيارم!!!) كاملا براي من تشريح كرد كه اين كاري كه داريم در موردش انزژي صرف مي كنيم نتيجه مثبتي نخواهد داشت!
دقيقا عين همين قضيه را اون منجم و ستاره شناس دومي هم تكرار كرد يعني كه اونهم به هستناد دلايل و مستندات خودش اونم اين كار را مردود فراخوان كرد.

ولي اون منجم سوم يا به قولي آخري كاملا حرفاش مخالف اين دو تا بود و در ضمن اينكه زياد هم دليل و برهان آورد حتي رايشان يك وايت برد مانندي يادمه كه حركت ستاره ها و...

رو هم ترسيم مي كرد و مثلا مي فرمود كه به دليل اين حركت و برنامه گرفتن فلان ستاره در فلان جا مثلا اين كار شما نتيجه فوق العاده اي خواهد داشت و...

خلاصه كه اين نفر سوم قايشان ان كار ما را تصديق كرد و كلي هم در موردش بحث و فرمودگو كرد.......كه حالا شرح ما وقع بماند چون حقيقتش جز به جز اين خواب هم درست يادم نيست.

حالا من موندم و يه كله متورم از فكر و خيال ! از يك طرف مي خوام بگم اين خوابم به احتمال قايشان بخاطر اينه كه چون كاملا آگاهانه به اين قضيه فكر مي كردم در نتيجه به ضمير باطني ام هم چنين القا شده كه منتظر همچين چيزي هستم در نتيجه باعث شده يه چيزي تو حيطه اين مبحث تو خواب ببينم .......از طرفي اون خواب چند روز پيشم كه اينجا هم نوشتم چون دقيقا همون چيزي كه تو خواب ديده بودم برام پيش اومد يه جورايي باعث شده قدرت تصميم گيريم ساقط بشه .حقيقتش نه مي تونم به خوابم بها بدم نه مي تونم بي خيالش بشم .......نمي دونم حساب اين رقم خوابها چيه واقعا ..........يه جورايي سر درگمي گيجم كرده...........

119:


نوشتن خوابها از چه نظر اهميت داره !
يه موقعي مطلبي رو در جايي ميخوندم كه ذكر كرده بود
يكي از دلايل فراموش كردن خوابها كمبود ايشانتامين B هست
و اين مصادف شده بود با ايامي كه من خوابهامو فراموش ميكردم
مدتي از اين ايشانتامين هستفاده كردم و كاملا جوابگو بود
اما از وقتي كه با گروه شما همراه شدم
بدون هستفاده از هيچ چيزي كاملا خوابهامو بياد دارم
و البته بدون نوشتن ! و جالبه كه سپس چند روز هم فراموش نميشن
در صورتي كه مدتها بود احساس ميكردم اصلا خواب نميبينم ( چون كلا فراموش ميشدن )

120:

خب باید این رو کسانی که به سمبلها و نشانه های خواب آگاهی دارن (معبرین) توضیح بدن (نظیر آقای galaxy یکی از همکاران فروم) ...

من اصولا تعبیر خوابم خوب نیست!


نوشته اصلي بوسيله khalijfars نمايش نوشته ها
نوشتن خوابها از چه نظر اهميت داره !
يه موقعي مطلبي رو در جايي ميخوندم كه ذكر كرده بود
يكي از دلايل فراموش كردن خوابها كمبود ايشانتامين b هست
و اين مصادف شده بود با ايامي كه من خوابهامو فراموش ميكردم
مدتي از اين ايشانتامين هستفاده كردم و كاملا جوابگو بود
اما از وقتي كه با گروه شما همراه شدم
بدون هستفاده از هيچ چيزي كاملا خوابهامو بياد دارم
و البته بدون نوشتن ! و جالبه كه سپس چند روز هم فراموش نميشن
در صورتي كه مدتها بود احساس ميكردم اصلا خواب نميبينم ( چون كلا فراموش ميشدن )
خب برای کسی که بطور مادرزادی توانایی انرژی درمانی رو داره، شاید تمارین سفت و سختی که برای آموزش دیگران انجام میشه بی معنی باشه! اما واسه اونایی که این توانایی رو ندارن و میخوان یاد بگیرن مفید هست!

طبعا کسی که توانایی بیاد سپاری خواب رو داره لزومی نداره سراغ نوشتن بره.



اما اینکه چرا نوشتن مفید هست، در واقع دلیل ساده ای داره.

شما هربار که خوابی رو مینویسید یک "دنیای خواب" رو در دفترچه تون ضبط و ثبت میکنید.

شما هر چقدر از دنیای خواب مطلب ثبت کنید، بهش نزدیکتر میشید و بیشتر باهاش آشنا میشید و میتونید در موردش فکر کنید و حتی بعدها تعابیر نوشته هاتون رو متوجه بشید.

کلیت اینها باعث مانوس شدن ذهن شما با دنیای خواب میشه، و در خوابهای بعدی بیشتر به خوابهاتون توجه میکنید و بیشتر در ذهنتون میمونن.

البته ممکنه دلائل خاص روانشناسی و بیولوژیکی هم در بین باشه که من اطلاعی ازشون ندارم.

اما به هر حال در موثر بودن این روش (طبق تجارب خیلیها) شکی نیست.


121:

اينبار سعي ميكنم اينكار رو هم انجام بدم !
با اين توضيحات فكر ميكنم چيز بدي نباشه !

122:

سلام .

من از امشب قسمت یک رو شروع میکنم.

به نظرم تمرین جالبی اومد

123:

البته من منظورم تعبير خواب نبود .....بيشتر منظورم اين بود كه تا چه حد و چه اندازه اي ميشه رايشان خوابها يي كه مي بينيم حساب جداگانه باز كرد ........چون مي دونيم بعضي از خوابها زاييده دغدغه هاي روزانه ما هستند و شايد اونچيزي هم كه ماپي اش هستيم همون دغدغه طول روزمون باشه ولي عملا نه از جانب اين خواستن خودمان بلكه بخاطر مشغله فكري ذهنمان موجبات پديد آمدن اين رقم خوابها شده باشه .....نمي دونم تونستم اون چه رو كه مي خوام بگم رو درست بيان كنم يا نه !

124:

[quote=dilak;2087765]البته من منظورم تعبير خواب نبود .....بيشتر منظورم اين بود كه تا چه حد و چه اندازه اي ميشه رايشان خوابها يي كه مي بينيم حساب جداگانه باز كرد ........چون مي دونيم بعضي از خوابها زاييده دغدغه هاي روزانه ما هستند و شايد اونچيزي هم كه ماپي اش هستيم همون دغدغه طول روزمون باشه ولي عملا نه از جانب اين خواستن خودمان بلكه بخاطر مشغله فكري ذهنمان موجبات پديد آمدن اين رقم خوابها شده باشه .....نمي دونم تونستم اون چه رو كه مي خوام بگم رو درست بيان كنم يا نه ![/quote]
البته اكثر خوابهايي كه مي بينيم زاييده فكر مشغول ماست .وهرگز نمي توانددر دنياي بيرون بيش از انچه در ذهنمان ميگذردبه دست اوريم.


ولي هر گاه ما به نقطه اي برسيم كه اعتقادمان به خودمون ان قدر قايشان بشه كه بدانيم هر چيزي كه از ذهنمان بگذرد مي توانيم ان را اجرا کنيم اينده مان نامحدود خواهد بود.


125:

سلام.من دیشب تمرین قسمت یکو انجام دادم.

اول اینکه تمام شب خوابم خیلی سطحی بود و وقتی خوابهایی که دیده بودم به یاد میاوردم میفهمیدم که اصلا خوابم برده.و جالب اینکه سپس دیدن هر خواب خودبخود از خواب بیدار میشدم
یکی از خوابام باور کنین اندازه یه فیلم سینمایی کامل بود ولی از غمناکترین چیزایی که میشه ادم تو عمرش ببینه در واقع از بینوایانم دردناکتر بود
ساعت 5 صبح با این خواب پاشدم و هنوز الان که سر کارمم از صحنه های این خواب کاملا متاثر هستم.

نمیدونم لازمه تعریف کنم یا نه .اگه بود بگین تا بنویسم
البته حقیقتا با این کار مدت خواب دیدنم خیلی افزایش پیدا کرد ولی اون چیزی که مورد نظرم بود یعنی دیدن پدر و مادرم اتفاق نیفتاد

126:

فعلا وقت نیاز هست تا در مورد نتایجش بشه حرفی زد.

بطور مستمر (هرشب) ادامه بدید..




خب اینکه کدوم یکی از خوابها صرفا بازتابی ازمسائل روزانه مون هستند (و نه بیشتر) و کدوم میخوان پیامی بهمون بدن، باز هم برای دونستنش نیاز به مهارتهای تعبیری هست.

کتاب "تعبیر خواب" اثر زیگموند فروید رو بخونید.


127:

سلام.

من دیشب و پریشب هر کدوم فقط یه خواب کوتاه دیدم خواب دیشبم با اینکه
همون مورد مد نظرم بود ولی انقدر گنگ بود که چیزی ازش یادم نمونده متاسفانه

128:

و ما همچنان مغوقت در خواب ارور میدهد....!
اما خب، الان 90 % خواب ها یادم میمونه....
و یه تغییرات عجیب توی خواب...

انگار یه کم میتونم تصمیم بگیرم که چه خوابی ببینم.

وقتی از خواب میپرم و هنوز هشیار نیستم به چیزی فکر میکنم که میخوام خوابش و ببینم....

و میبینم.

ولی هنوز قطعی نیست و باید بیشتر کار بشه....

ضمن تشکر از هستاد :دی

129:

سلام.

ظهر خواب عجیبی دیدم.

خواب دیدم مرده ام و منو تو گور گذاشتن
حتی خاکم روم ریختن و تنها شدم وقتی بیدار شدم کمی ترسیدم ولی
امیدوارم این خواب همینجوی پررنگ همیشه تو ذهنم بمونه
کی میتونم برم قسمت دوم؟ از جمعه شب شروع کردم

130:

صفا جونن نکنه دوباره بخوابیاا

قسمت دومم خوابت شروع میشهه اونقت واویلاااااا

131:

پیش میاد اینطور خوابها.

ما اینجا زیاد نگاه تعبیری به خوابها نداریم و قصدمون مسائل دیگری هست و بیشتر روی بیاد سپردنشون کار میکنیم که ظاهرا در مورد شما پیشرفت خوبی مشاهده میشه!...

من فکر میکنم تا اینجا برای مرحله اول کافی هست و میتونید مرحله دوم رو که در واقع تمارین اصلی رو اونجا انجام میدیم شروع کنین...

من خودم امروز خواب میدیدم که توی هوا یهو یک هواپیمای غیرعادی (شبیه بمب افکنهای B2 ، مثل این) توی آسمون دیدیم، خونه قبلیمون بود، از اطراف پدافند هوایی شروع کرد به زدنش که آتش گرفت و دیگه داشت زمین میفتاد که یهو از اطراف شنیدیم که هنوز زنده ست (!) و ...

یهو دوباره از زمین فاصله گرفت یک دوری زد و صاف یک موشک طرف ما شلیک کرد!! که دیگه ما که همراه بقیه الفرار شدیم داخل خونه و از خواب بیدار شدم!

صفا جونن نکنه دوباره بخوابیاا

قسمت دومم خوابت شروع میشهه اونقت واویلاااااا
از این طرفا! شما هم فکر کنم عضو این جنبش! بودی دیگه درسته؟!

خب شما تمرینی چیزی انجام دادی بلاخره؟!

132:

پس رایان امروز هر دو تامون داشتیم به ملکوت میپیوستیم
باشه از امشب میرم قسمت دو.

ممنون

133:

والا من یه هفته اوایل تمرین کردمم الانم گاهی وقتی خوابم نمیاد شبا باخودم تمرینا رو مرور میکنم اما خیلی وقتا یادم میره

134:

سلام رایان....

شخصا اعتقادی به تعبیر خواب خصوصا در نت ندارم! ولی خواب عجیبی دیدم که چند نفر پیشنهاد کردند که به تعبیرش مراجعه کنم...

قضیه ی دندان و این هاست! :دی
جایی رو میشناسید؟

135:

والا در جاهای دیگه که شخص معتبر و فعالی نمیشناسم اما در هم میهن خودمون آقای GALAXY در تاپیک تعبیر خواب و احیانا بصورت شخصی هم تعبیر انجام میدن، هستاد خوبی هم داشتند و فکر میکنم بتونن در این باره کمکت کنن.



شاید هستاد آرام هم توی این کارها باشه خواستی بپرس ازش!:دی

136:

رایان یه هفته ست هر شب بدون هستثنا خواب دانشگاه و امتحان دادن رو میبینمم( خواب که چه عرض کنمم کابوسس ) دیشب هم تمرین کردم خواب دیگه ای ببینمم نمیشهه

137:

نه اصلا چنین کاری نکن که بخوای خواب دیگری ببینی.

برای خودت شرطیش کن: یعنی چه در طول بیداری و بخصوص موقع خواب، به خودت با اطمینان بگو که اگر این دفعه خواب رو دیدی متوجه میشی که خواب هستی.

این مساله (دیدن اون خواب = بیداری در خواب) رو همیشه در ذهنت ثبت کن.

میشه فرمود تنها یکی دو قدم با بیداری در خواب فاصله داری.

در ضمن، این رخداد در واقع به معنای آمادگی ذهن برای کسب تجربیات جدید روحی و ذهنی هست و میشه اون رو مرحله گذر از وضعیت معمولی ذهن به سمت پیشرفت دونست.


138:

متوجه شدمم ممنونم سعی میکنمم

راستی خودت تا چه حد در این کار خبره شدی؟ گاهی اتفاقی پیش میاد که توی خواب به خودش بگه این فقط خوابه اما نه همیشه !

139:

من تقریبا هر روشی مربوط به بیدار شدن رو تست کردم، سپس 4 - 5 روز به نتیجه رسیدم و بیداری توی خواب رو تجربه کردم.

اما هیچکدوم رو (برای کنترل بیشتر خواب و ..) ادامه ندادم چون کلا روی تمارین دیگه ای تمرکز کردم که بیشتر مورد علاقم بودن و به کار بیشتری نیاز دارن.

کار کرد مغز در وقتهای مختلف فرق داره وقتی همه شرایطش جور میشه شما تو خواب بیدار میشی و خیلی اوقات هم شرایطش جور نیست، اگر کسی بطور اتفاقی چنین جریانی براش پیش بیاد توی خواب، بهترین موقع هست برای اینکه تمارین اینکار رو (در صورت علاقه) شروع کنه چون ذهنش آمادگی خوبی توی اون شرایط داره.

(که ممکنه با گذر وقت دوباره افت کنه.)

140:

سلام

درسته یه کم دیر اومدم ولی اگه امکانش هست منم میخوام توی دوره شرکت کنم

141:

دیشب توی خواب به خودم فرمودم: من که خوابم پس هرکاری کنم اتفاقی نمیفته!

142:

منم میخوام شرکت کنم
خیلی برام جالبه
امکانش هست زود پسورد را بفرستین؟

143:

نوشته اصلي بوسيله raha gh نمايش نوشته ها
منم میخوام شرکت کنم
خیلی برام جالبه
امکانش هست زود پسورد را بفرستین؟
ضمن خوش آمد گویی به دو دوست عزیز و آرزوی موفقیت، رمز فرستاده شد.




نوشته اصلي بوسيله Niloofar-92 نمايش نوشته ها
دیشب توی خواب به خودم فرمودم: من که خوابم پس هرکاری کنم اتفاقی نمیفته!
معمولا اظهار به خواب بودن (در حین خواب) ، و بیداری در خواب، تا حدودی از هم فاصله دارند و اولی لزوما به معنی بیداری در خواب نیست.

اما مثل اینه که در یک اتاق کاملا تاریک که محل در رو بلد نیستیم، از جلوی در اتاق عبور کنیم: بیداری در خواب به معنی باز کردن این در و تجربه جهان بیرون هست و اینکه کماکان در خواب باقی بمونیم مثل اینه که از جلوی این در بدون واکنشی رد شدیم.

پس این روزها بیشتر روی این مساله تمرکز کنید که اگر موقعیت مشابهی در خواب پیش اومد از موقعيت هستفاده کنید.

و همونطور که به روژان فرمودم تلقینات حین بیداری و زندگی روزمره و قبل از خواب، خیلی در این باره موثرن.


144:

سلام
من هنوز متاسفانه اندر خم همون کوچه اولم
هنوز نتونستم وقتی خواب میبینم مچ خوابو بگیرم ولی کماکان در تلاشم
اگه موفق بشم از شر خوابهای ترسناکی که زیادم میبینم میتونم خودمو نجات بدم

145:

سلام
به نظر جالب میاد...
منم دوست دارم خوابهام کنترل کنم
البته اگه خواب ببینم....چون خیلی کم پیش میاد خوابی ببینم...

146:

پیشنهاد میکنم قبل از ورود به این دوره، کمی روی بیشتر کردن خوابهاتون تمرین کنید چون خواب دیدن پایه ی ورود به این دوره ست..

به اینصورت که هر شب موقع بخواب رفتن، به این فکر کنید که حتما خواب خواهید دید.

و یا از این روش هستفاده کنید.


147:

من زیاد تمرین نکردم ولی با همین تمرین های کمی که داشتم تونستم توی خوابهام به هوشیاری برسم یعنی یه شب داشتم خواب یه جایی رو میدیدم یه اتاق بود با یه سری وسایل یه مبل اونجا بود که من اونو دوس نداشتم برگشتم سمت پنجره و فرمودم من اینو نمیخوام فلان مبل رو میخوام و دوباره برگشتم سمت وسایل وقتی نگاه کردم همون چیزی رو که میخواستم دیدم

148:

در ضمن چند باری هم شد که توی خوابهام به خودم میفرمودم که من خوابم یعنی خوب میدونستم که بیدار نیستم و دارم خواب میبینم

149:

سلام.

من دیشب که خوابیدم و ساعتو رو 30/4 تنظیم کردم ولی تو خواب یکی کنار گوشم
فرمود ساعت 25/4 هست و ساعتو نشونم داد سریع پاشدم ونگاه کردم دیدم ساعت دقیق
4/25 بود.
پیشرفت خاصی نداشتم تو این مدت شاید واسه اینکه ذهنم بی حد درگیره

150:

معمولا اثرات تمرين هميشه به شكلي كه ميخواييم ظاهر نميشه.

به بعضي سايتهاي خارجي كه سربزنيد يا حتي ايرانيها، معمولا كساني كه تمرين ميكنند موارد خيلي غيرمرتبطي رو نسبت به تمرينشون نقل ميدن كه اگرچه در ظاهر به هدف تمرين ربطي نداره، اما نشانه پيشرفت روحي هست.

من خودم در يكي از تمارين در حالي كه انتظارشو نداشتم بشدت در گوش چپم صداي صحبت "دور تند"ي رو احساس كردم (همه خواب بودند) كه در مبحث صداهاي ماورايي يك صداي شناخته شده ست.



به هر حال جرياني رو كه ذكر كرديد ميشه به فال نيك گرفت.


151:

من یه سوال دارم که نمیدونم به این تاپیک ربط داره یا نه
خیلی وقتها واسم پیش میاد که وقتی مشغول کاری هستم یا یه مواقعی احساس میکنم که تمام این صحنه ها (هر چند اغلب خیلی هم بی اهمیته) دقیقا داره واسم تکرار میشه یعنی مثل اینکه قبلا واسم اتفاق افتاده.
چون برام جالب بود پرسیدم یکی میفرمود این اتفاق در زندگی قبلی تو که در یه قالب دیگه بودی رخ داده بوده( من اصلا تناسخو قبول ندارم )
و افراد دیگه ای میفرمودن این هارو قبلا در خواب دیده بودی
به نظر شما علتش چی میتونه باشه؟ چون خیلی زیاد واسم اتفاق میفته

152:

سلام بر صفا جون خوبی بی مرام
درسته برای من هم اتفتاق میفته و فکر کنم برای اکثر افراد
من این دلیل رو براش شنیدم نمیدونم تا چه حد درسته
روح انسان در بعد وقت و مکان نمیگنجه و محصور وقت و مکان نیست یعنی هم میتونه به اینده بره و هم میتونه به گذشته بره و وقتی انسان میخوابه و روح به اینده میره صحنه هایی که قراره اتفاق بیفته رو میبینه که بعدها که انسان به اون صحنه ها میرسه چون قبلا روح انسان اونها رو تجربه کرده برای انسان آشناست و انگار دقیقا این صحنه رو قبلا دیده و براش اتفاق افتاده و بخاطر همینه که از روی خواب اتفاقات اینده رو پیشگویی مینمايند البته بگم که خیلی از خوابها به یاد انسان نمیمونه یعنی ممکنه شما در طول یک شب دوساعت خواب ببینید ولی وقتی صبح بیدار میشید فقط نیم ساعت اون رو به یاد بیارید

153:

با تشکر از توضیحات خوب آقا امید، البته بعضی از دانشمندان هم که سعی دارند همه چیز رو به مادیات و امور مغزی ربط بدن، فرمودن که این وضعیت "شبیه بودن" ، فقط ساخته ی ذهن هست(و ربطی به اتفاقات قبلی یا بعدی نداره.) و یا اینکه واقعا در همین زندگی شبیه اون موقعیت برامون اتفاق افتاده و نه بیشتر..

در مورد ارتباطش با تناسخ، من راستش زیاد قبول ندارم چون اصولا در تناسخ ما زندگیمون مربوط به حتی چند قرن قبل و توی یه موقعیت کاملا متفاوت دیگری بوده، امکان نداره دقیقا وضعیتی رو که الان حس میکنیم توی اون موقعیت کاملا متفاوت درک کرده بشیم.



مثلا شما تلوزیون میبینی و بعدش یه اتفاقی توی خونه میفته و ...



بعد میبینی دقیقا همون صحنه برات آشناست: برنامه تلوزیون، جایی که تو نشستی، اتفاقی که اون لحظه افتاده.

یعنی همه ی صحنه ها با هم Mach میشن.



خب آیا مثلا شما 200 سال قبل توی زندگی قبلی تلویزیون نگاه میکردی؟! اصلا اون وقت تلویزیون اختراع نشده بوده! چه برسه که همین برنامه رو هم داده باشه و ...

!

در کتاب سفر روح دکتر نیوتون فرموده شده انسانها قبل از ورود به زندگی فعلی، صحنه هایی از زندگی فعلی رو مشاهده مینمايند...گزیده هایی از اول تا اخرش.

(به دلائل مختلف.)

ممکنه این یادآوری همون صحنه هایی باشه که ما اون موقع دیدیم.



در هم میهن دو تاپیک در این مورد داریم...



deja vu یا خواب صادقه
*اشنا پنداری*

154:

مرسی برام جالب بود البته در این مورد قبلا جایی خونده بودم ولی به اینصورت که کل زندگی انسان بهش نشون داده میشه ولی با توجه به اینکه این نظریه زندگی ادمها رو جبری میکنه اون موقع نپذیرفتم ولی با توصیف شما یعنی
گزیده هایی از اول تا اخرش.

(به دلائل مختلف.)
میتونه دلیلش باشه و قضیه رو قابل فهم میکنه.
اون دو تاپیک رو هم خوندم

155:

بیاد کسانی که همینطوری الکی رمز گرفتن و عملا اینجا هیچ فعالیتی نکردن!

بزودی یک لیست ازشون تهیه میکنم.

با اولیاشون بیان بخش مدیریت.

:دی

156:

آقا اجازه
ما کلی هم تبلیغات کردیم ها!
افراد با هستعداد شناسایی کردیم
بعد بهشون فرمودیم
من بلد نیستم
:دی

من وقتی یک کار مثلا" مهم انجام میدم
همه کارها و روابط زندگیم تعطیل میشه
همه..واقعا!

ایده آلیست بودن گاهی چندشناکه

157:


آقا اجازه ما ولی که نداریم ولی تنبیه بدنی و ایناس ؟
اخه من هر شب کلی خوابای رنگو وارنگ میبینم که مو به مو یادمه ولی خوب نمیتونم مچ خوابمو بگیرم.

ولی یه شب سر یه جریان دوباره مونده بودم چکار کنم یا هیچ کار نکنم دو شب قبل از خواب خیلی خواستم بابامو ببینم و نظرشو بدونم شب دوم بابامو دیدم و بهم ok داد
یه بارم همون وضعیت astral projection پیش اومد که به دستور تو عمل کردم و تا تو آشپزخونه رفتم و بعد تونستم تکون بخورم.
حالا اگه میخوای خودکار بذار لای انگشتام

158:

من خودم در طولانی مدت این موضوع رو دنبال نکردم (به عنوان مثال همین الان تقریبا کاری در این زمینه انجام نمیدم، اگرچه بعضی اثرات تمارین ماندگاری طولانی دارن) و البته یکی از دلائلی که این مساله رو مطرح کردم اینه که تقریبا وقتی از فعالیت روزانه شما کم نمیشه.

چون اکثر تمارین مربوط به وقت خواب و کمی قبل و بعدش هستند)

من فکر میکنم اگه علاقه و انگیزه کافی باشه حالا کمی درگیر شدن روزانه با یک موضوع اونقدرها ترسناک و ..

نیست!

نوشته اصلي بوسيله safaa نمايش نوشته ها
آقا اجازه ما ولی که نداریم ولی تنبیه بدنی و ایناس ؟
اخه من هر شب کلی خوابای رنگو وارنگ میبینم که مو به مو یادمه ولی خوب نمیتونم مچ خوابمو بگیرم.

ولی یه شب سر یه جریان دوباره مونده بودم چکار کنم یا هیچ کار نکنم دو شب قبل از خواب خیلی خواستم بابامو ببینم و نظرشو بدونم شب دوم بابامو دیدم و بهم ok داد
یه بارم همون وضعیت astral projection پیش اومد که به دستور تو عمل کردم و تا تو آشپزخونه رفتم و بعد تونستم تکون بخورم.
حالا اگه میخوای خودکار بذار لای انگشتام
خواب زیاد دیدن یعنی اینکه شما یکجورهایی Material و لوازم لازم رو در اختیار دارید (که بعضیها این وضعیت رو ندارند) .

کنترل کردن و تغییر دادن خواب و ...

بسته به نیاز، انگیزه و کنجکاوی شما میتونه قابل دسترسی باشه.

اما همونطور که به سایه هم فرمودم طبعا از انگیزه و علاقه ی کم انتظار نتیجه ی فوق العاده نمیره.



AP خودش یک رشته هست که میتونیم اینجا کلی ازش حرف بزنیم..

میخواستم اگر کسانی توی رویابینی به مراحل خوبی برسن، از AP هم مفصلتر حرف بزنم اما خب...



پ.ن 1 : منظورم بیشتر کسانی بودن که اینجا تقریبا هیچ فعالیتی نکردن جز گرفتن رمز! (و البته الان هم توی سایت هستن و جاهای دیگه فعالیت میکنن!) و طبعا شامل دوستانی چون شما که اتفاقا حضور خوبی هم اینجا داشتین نمیشه.



پ.ن 2 : یک پست ویژه برای اعضا دارم که بزودی در وبلاگ برنامه میدم.

پ.ن 3 : ممنون از مدیریت تالار بابت توجه شون به این تاپیک.


159:

سلام.مطالبو كه خوندم كلي كنجكاو شدم.ولي در عين حال واقعا ترسيدم!چون قبلاها مدتي بود دلم شديدا ميخواست برم تو كاراي عرفاني و دنبالش بودم.ولي هستاد خوبي داشتيم كه شاگرد بهجت بوده قبلا،اون فرمود خوب نيست ادم زياد تو عرفان غرق بشه.سعي كنين زياد تو عمقش نرين.همه چيز كمي غيرعادي ميشه.منم الان با اينكه خيلي دلم ميخواد امتحان كنم ولي ميترسم.
آخه اصولا من خواب خيلي خيلي فجيعا سنگيني دارم و يه شيپور لازمه تا بيدار بشم كه نميدونم معني خاصي داره يا نه.از چند تا از هستاداي انديشه پرسيدم ميگن دليلش آرامش روحه.خيلي كم خواب ميبينم.معمولانم خوابام نه ترسناكه نه چيز عجيبيه غير از يكي دو مورد كه سپس گذروندن دوره ادونس(يه جور دوره روانشناسي)ديدم.و توش دو تا چيز عجيب ديدم.
يكي خودم كه كسي منو كشته و روح من داره سعي ميكنه قاتل خودش رو پيدا كنه و به ديگران تفهيمش كنه.و يكيم يه موردي كه اگر بگم ممكنه فكراي بدي بشه.
خيلي دوست دارم بدونم اينجور بودن من معناي خاصي داره يا نه؟
اصولا اينجور كارا باعث نميشه زندگي غيرعادي بشه؟
راستي ممنون ميشم پسورد رو براي منم بفرستين.

160:

سلام

رویابینی ممکنه اثراتی هم در امور روحی و ذهنی بذاره اما اثرش در حد تمارین هدف دار روحی (مثل مراقبه و مدیتیشن و ...) نیست.

در واقع کسی که این تمارین رو میکنه فقط در حوزه ی رویابینی ش تغییرات ایجاد میشه و فقط بنا به هستعداد و کنجکاوی خودش میتونه دایره تاثیرات رو گسترده تر بکنه و به سمت روحانیات و ...

هم بره.

خوابی که فرمودید من رو یاد اثرات زندگی یا زندگی های قبلی میندازه که تو عالم خواب مشاهده شون طبیعی هست و میتونه دلائل مختلفی داشته باشه .

(یکجور راهنمایی و کسب تجربه از زندگی قبلی یا یادآوری پروسه ی ناکاملی که باید در زندگی فعلی تکمیل بشه و ...

)

اما اگه از دید تناسخ بیاییم بیرون، طبعا مثل سایر خوابها بنا به وضعیت روحی و زندگی که درش هستید میتونن تعابیری داشته باشن که تشخیص و تحلیلش با اساتید تعبیر خواب و ...

هست...

"رویابینی ِ صرف" تغییر زیادی در زندگی روحی بوجود نمیاره.

کما اینکه گاهی خاصیت درمانی هم داره و برای کسانی که دچار بدخوابی و خوابهای ناجور هستند میتونه کمک بکنه.

اما جایی خوندم بعلت اینکه باعث میشه توی خواب هم فعالیت فکری داشته باشیم ممکنه میزان هستراحت مغز نسبت به خوابهای طبیعی کمتر بشه.

البته تنها یکجا از منابعی که در این مورد خوندم این رو نوشته بود.




پ.ن: پسورد رو بزودی ارسال میکنم.


161:

منم میخوام به یه سفر برم
کل پستا خیلیه بخونم
کدوما اصل مطلبه بخونم
منم بیام

162:

چرا که نه مینایی..

خوش اومدی.



خب از اول تاپیک به خیلی از پرسشها و ...

جواب داده شده.

بخاطر همین تقریبا توی همه صفحات بحثهای خوبی وجود دارن....

ولی پایه مطالب، دوره های موجود در وبلاگ هست که دارای پسوردن و بهت میفرستم.


163:


ممنونم
لطف میکنی

164:

فکر کنم کمابیش گرفتم
البته چند وقت پیش واقعا تونستمخوابمو کنترل کنم
یعنی یه جورایی کابوسمو حذف کنم
ا زاونفضا خودمو بکشم بیرون
اما اینکه جایی دیگه رو متصور بشم نه
ولی اکثرا تو خوابام میدونم خوابم
حالا الان بخوام شروع کنم این 4 روزی که فرمودی
فقط کنترلش کنم ؟


165:

خب شما طبعا هستعدادهایی داری توی این زمینه.

از اونجایی که احیانا بطور مسنجم روی این مساله کار نکردی پیشنهاد میکنم چند روزی رو بطور هدفمند روی خوابهات تمرکز کنی.

مثلا سعی کنی شب اول و دوم حتما توی خواب آگاه بشی و با جزئیات بیشتر "تماشا" شون کنی.

و اگه مشکلی نبود، شب سوم یک تغییراتی توی خوابت بده.

مثل شی یا محل دلخواه رو درخواست/ایجاد کن.

اگه تا همینجا اینکارها رو میتونی انجام بدی معلومه توی مرحله خوبی هستی.

و در اون صورت نیاز چندانی به تمارین اولیه نداری.

و چه خوبه که اونوقت از تجاربت اینجا هم بنویسی.

بعد میتونیم به مراحل دیگه وارد بشیم که فکر کنم اشاره چندانی بهشون توی وبلاگ نکردم.

مثلا سفر به یه محل دلخواه توی خواب.

یا وارد شدن به تصویر ذهنی دلخواهت که قبل از خواب ارادشو کردی.

و در مراحل بالاتر حتی تمارین برون فکنی.


166:

سعیمو میکنم
امیدوارم بشه
بیشترمیخوام یه جایگزین داشته باشم
وقتی یه نگرانی دارم
کابوس نبینم

167:

خب میتونی مواقعی که احتمال خواب ناجور میدی از تصویر پیش ساخته هستفاده کنی قبل از خوابیدن.

اینطوری احیانا خوابهای ساخته تفکرات و هسترسها و ..

رو دیگه نمیبینی.



اگر تسلط خوبی روی کنترل و تغییر خواب داشتی (که بالا نوشتم) جزئیات این رو هم مینویسم.


168:

من که فقط با رویاهام زندم

169:

ظهر خوابم برد
همش داشتم به این موضوع فکر میکردم
فکر میکنم واسه همین همش یه فضای دایره مانند میدیدم
انگاری دلهره خواب دیدن داشته باشی

170:

اطلاعات خوبي بود ممنونم.بله.تا جايي كه من ميدونم وقتي كه خواب ميبينيم،نه تنها خوابمون مفيد نيست،بلكه ذهن خسته ترم ميشه.شايدم چون خواب نميبينم انقدر از خواب ديدن ميترسم.به هر حال ممنون.

171:

سلام
می دونم خیلی دیر رسیدم ولی اگر می شه منم می خواهم این دوره آموزش کنترل رویا رو بگذرونم .


172:

سلام.

خوش اومدید.



بزودی میفرستم.


173:

سلام.

الان حدود 4-5 شبه که دقیقا همون چیزی که میخوامو خواب میبینم یعنی قبل از خواب مثلا دوست دارم از حال کسی که مدتهاست ازش خبر ندارم با خبر شم و شب خوابشو میبینم ولی هنوز نمیتونم بفهمم که اینا خوابه
ضمنا اون اتفاقی که یه بار شب تو خواب واسم افتاد منظورم شنیدن صدای کسی تو خواب و فرمودن ساعت دیروز در بیداری تکرار شد.

موقع پیاده روی باید تو مسیرم از پل عابر رد شم تا به جایی که میخواستم برسم ولی یادم رفت و همینجوری میرفتم که یه صدا شبیه همون قبلی تو گوشم فرمود از پل رد شدی
کمی گیج شدم

174:

خب شما بهتره از روش شرطی کردن هستفاده کنی تا سپس مدتی بتونی بیدار بشی.



این توضیحی هست که قبلا برای یکی از دوستان نوشتم:

نوشته اصلي بوسيله rayan نمايش نوشته ها
...
برای خودت شرطیش کن: یعنی چه در طول بیداری و بخصوص موقع خواب، به خودت با اطمینان بگو که اگر این دفعه خواب رو دیدی متوجه میشی که خواب هستی.

این مساله (دیدن اون خواب = بیداری در خواب) رو همیشه در ذهنت ثبت کن.

میشه فرمود تنها یکی دو قدم با بیداری در خواب فاصله داری.

در ضمن، این رخداد در واقع به معنای آمادگی ذهن برای کسب تجربیات جدید روحی و ذهنی هست و میشه اون رو مرحله گذر از وضعیت معمولی ذهن به سمت پیشرفت دونست.
اگر بتونی کنترل خواب رو در دست بگیری این صداها و اتفاقات جانبی (که بیشتر مربوط به ضمیر ناخودآگاه هستند) ممکنه بتدریج محو بشن.


175:

قسمت پنجم ارسال شد.



در این قسمت در مورد یک روش کاملا متفاوت جهت آگاهی در خواب صحبت شده هست.

برای ورود به این قسمت ایـنجا کلیک کنید.



با آرزوی موفقیت.


176:

سلام
من مرحله 1 رو خوب طی کردم 90% خوابهام یادم می مونه اما یه مسئله یه سری خوابها هستن که وقتی می بینیشون اذیت نمی شی بعضا تو خواب هم احساس رضایت می کنی اما تعبیر این خوابها بد .

مثل دیدن خواب عروسی یا جشن تعبیرش غم هست هر چی توی خواب خوش تر باشی غمت بزرگتره .

به یاد آوردن این خوابها هسترس منو بالا می بره .

حتی توی یه دوره ای باعث ایجاد مشکلاتی در زندگی ما شد ...
بعد من اصلا حتی یکبار خوابی رو که خودم می خواستم رو ندیدم .


مرحله دوم هم خیلی سخت بود هنوز نتونستم تو رویام مچ خوابم رو بگیرم ...


177:

I-Doser اونطوری که توی سایت هستاد آرام نوشته تشعشعات نوری و ترک اعتیاد و ...

هست، نیست؟

178:

خب باید به چندتا نکته توجه کنید:

1 - سعی برای ندیدن یک خواب و به فرض اگر هم باعث ندیدنش بشیم، باعث تغییر اتفاقاتی که برنامه هست بیفته نمیشه.

اون خوابها وضعیت Alarm و آگاهی دهنده رو دارن، شما اگر حذفشون کنید فقط هشدار اتفاقات رو از بین بردین، نه خودشون رو.



2 - اول باید کنترل یا بیداری در خواب رو با هستمرار تمارین بدست بیارین، و بعد به سراغ دیدن خواب دلخواه برید.

با توجه به مدتی که شما عضو این مجموعه شدین، هنوز کمی برای نتیجه گیری کامل زود هست و در همین حد هم که میتونید رویا ها رو بیاد بیارید پیشرفت خوبیه.

با ادامه دادن تمارین و تمرکز قبل از خواب برای آگاهی در رویا، بتدریج نتایجش ظاهر میشه.



I-Doser اونطوری که توی سایت هستاد آرام نوشته تشعشعات نوری و ترک اعتیاد و ...

هست، نیست؟
کارکرد اصلی I-Doser صوتیه نه تصویری.

و اصلا کارکرد اصلیش تولید امواج هست و در زمینه تشعشعات نوری کار گسترده ای انجام نداده.

ترک اعتیاد هم تنها یکی از محصولاتش هست و شهرت این برنامه/شرکت بیشتر بخاطر مواردی هست که توی وبلاگ نوشتم.

البته منظور از ترک اعتیاد هم (در اینجا) در واقع هستفاده از این برنامه بجای مواد هست! (یعنی اعتیاد ذهنی بجای اعتیاد جسمی)

179:

چه خبر؟!

180:

خبر اینکه تو نمایشگاه رفتم غرفه ی تجسم خلاق، فکر کنم او آقایی که توش بود شخص آرام بود!
که این ربطی نداشت به تاپیک.

خبر دیگه ای نیست.
فقط بی زحمت Idoser رو برای دانلود بذارید.

لطفا

181:

خب تجسم خلاق که بدون آرام نمیشه! احیانا خودشون بودن! (اگر رفتم حتما سری به اونجا میزنم)

اون قطعه صوتی رو تستش کردین؟ نکردین؟!


اوکی..

پست وبلاگ رو ویرایش میکنم و دانلودش برنامه میدم.

(+ اطلاع در این تاپیک.)

182:

نه اون موقع که نشد دانلود کنم...

الان میرم یه بار دیگه امتحان میکنم

183:

من همیشه دوست داشتم خواب هام را کنترل کنم
فکر کنم یک از قبیله های جنوب شرق آسیا این کار را از کودکی یاد می گیرند

اگر میشه کلمه عبوری را هم برای من بفرستید
تشکر

184:

منم دوست دارم بیام ولی اولنی بار که اومدم این تاپیک حوصله ام نگرفت از اول بخونم میشه یه توضیح مختصر به منم بدید خیلی سپاسگزار میشم

185:

خب همه چیز در پست اول نوشته شده.



یعنی مسائل پایه ای همونهاست، که اگه بهشون علاقه داشته باشید و پشتکار و مداومت لازم رو هم در خودتون سراغ دارین، میتونید اطلاع بدید تا رمز ورود به آموزشها ارسال بشه.



آقای fox هم بزودی پسورد بهتون ارسال میشه.


186:

همین دیگه.

حوصله کمه.

حوصله هم باشه، اما دیر جواب بده انگیزه کم میشه، اینطوری میشه که تاپیک گردو خاک میگیره! :دی

بعضی وقتا توی دنیای قابل لمسمون اونقدر کار و گرفتاری داریم که دیگه به رویا نمیرسیم!

در هر صورت من اون فایل صوتی رو چند شب قبل از خواب گوش دادم...

یه تغییراتی بود به نظرم اما، نه بیداری نبود.

اما خواب هام جدا رئال شده بود.

اسم ها جاها آدم ها اتفاقا واقعی (شدنی) بودن و کاملا طبیعی.

برخلاف اکثر خواب هام.

که خوب شاید البته خیلی نکته ی جالبی نباشه.

اگر نرم افزار رو گذاشتید، میشه روش تبدیل صدا ها به فرمت MP3 رو هم بگید؟

و ممنون خیلی زیاد

187:

انگیزه و علاقه هم خیلی مهمه البته.

وگرنه اگه بیان به منی که به مجسمه سازی علاقه ندارم، هر چقدرم دوره مجسمه سازی بذارن طبعا پیشرفتی نمیکنم! حالا هرچقدرم مزایاش رو بهم بشمرن فرقی نمیکنه.

من مطمئنم حتی اگه یک نفر واقعا به این کار علاقه داشت (و انگیزش کشف واقعیات والاتر بود) مسلما یکجور از این نوشته ها راهشو پیدا میکرد.

و البته این فقط شروع راه بود.

کسانی که مهارت پیدا میکردن با مهارتهای جالبتری آشنا میشدن.



شما هم اتفاقا به جای خوبی رسیدی.

چون اصلا مبنای خواب آگاهانه، اول واضح تر شدن خوابهاست.

همین Lucid به معنی واضح هست، و Lucide Dream مجموعا به خوابی که واضح (و در نهایت) قابل کنترل باشه فرموده میشه.



و در مورد برنامه لینکش رو همراه دوزها در وبلاگ برنامه دادم.

فعلا تبدیل مستقیمشون به mp3 کمی سخت هست و باید برنامه ای نصب بشه و اول به wav تبدیل بشن و بعد به mp3 با کیفیت و ..



من پوشه دانلود صداها رو به mp3 برنامه میدم (که LucidQH رو هم از اونجا گذاشته بودم.) تقریبا کارکردشون از اسمشون مشخصه.

اگه اسمی به نظرت ناآشنا بود، از توی خود برنامه drg همون اسم رو پیدا کن و بازش کن، توضیحاتشو نوشته.



اینجا.


188:

سلام من فقط يه سوال دارم
ميشه بجايي رسيد كه مثلا تو خواب كتاب خوند و تو واقعيت هم تاثير گذار باشه؟

189:

چه کتابی؟!

زیاد نمیشه اعتباری به اینکار داد.

کلا در اون وضعیت هرچقدر به مسائل جزئی تری وارد بشیم (شمردن، کتاب خوندن، تشخیص رنگ و اندازه و ..) % اشتباهات بالا میره و ذهن منطقی مدام اشکال ایجاد میکنه و مثلا مدام متن عوض میشه.

بخصوص برای کسانی که مهارت خیلی بالا ندارند.

بخاطر همین کتاب خوندن در همون دنیای واقعی خیلی کارا تر و بی دردسرتر هست!


شما تا کنون پیشرفتی داشتین؟!

190:


درود و رخصت ...

هوس یک سوال قدم هایم را به این وادی کشاند!

بگذریم ،

به گمانتان برعکس این مسیر هم می توان گام زد ؟

مقصود ، فرض دومتان در ابتدای جستار (شاید هم فرض های دوم تا آخر )

------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن 1: بگذار روح سیال اونجا که می خواهد برود ، نه اونجا که تو می خواهی ...

191:

یعنی اینکه خواب ما رو کنترل کنه، نه ما خواب رو؟

خب این الان مساله ای هست که بطور معمول و طبیعی رخ میده! معمولا در مواقع خواب، ذهن ناخودآگاه ما رو به سمت ماجراها و پیامهایی که خودش میخواد میکشونه و بهمون نشون میده.

وگرنه کی خوشش میاد خوابهای ناجور و کابوس وار و ...

ببینه.

این خودش یکجور کنترل ذهن توسط خواب هست.

(البته فقط در وقت خواب.)

اگر منظورتون طور دیگری هست، بیشتر توضیح بدید.


192:

درود گرامی ،

نه به طور دقیق ؛

مقصود این هست کنترل خوابها ، این امکان را از روح می گیرد که از پتانسیل سیال بودنش فراتر از ذهن منطقی آدمی هستفاده کند ...


مواجه می شویم با یک سری اتفاقات که در دست ما هست و هر وقت اراده کنیم می توانیم اون را تغییر دهیم ...


مشکل دیگر بر می گردد به اونچه هر خواب بازگو می کند این گونه پیام خواب ها دچار ابهام می شوند

و اونها درواقع اون چیزهایی می شوند که ما می خواهیم و نه ماورائی که در پس اون هست ...

نکته ی آخر هدف این بود حال اگر این توانایی در کنترل خواب را به دست آوردیم ، دچار عادت می شویم .


هرجا کابوسی ، خوابی دیده شد که مطابق میل نبود آگاهانه یا ناآگاهانه ذهن منطقی تلاش می کند راه در دست خود بگیرد ، به قول شما چه کسی هست که از دیدن کابوس لذت برد ؟!

اما اونچه سوال هست آیا می توان این توانایی را کنار نهاد ...

193:

ممنون از توضیحتون.



من در این مورد فکر کردم و به نظر من تا وقتی که ما از خوابها هستفاده ای رو که باید، نمیبریم (یعنی شناختن سمبلها و پیامهای خواب، تعبیر بجا و درست و ...) حالا به فرض تحت کنترلش هم بگیریم، چیزی رو از دست ندادیم (چون تا حالا هم چیزی در دست نداشتیم، مثل توانایی تعبیر یا هستفاده از پیامهای خواب) و معلوم نیست از این به بعد هم از این سمبلها و نشانه ها هستفاده میکردیم، که با آموختن کنترل، چیزی از دست برود.

وقتی این دغدغه بجاست که شخص بطور مفید و کاربردی از خوابها و پیامهایشان هستفاده میکرده و با اموختن کنترل، این امکان از بین برود.



اما در مورد Reverse کردن این آموزش، باید بگم این قبیل توانایی ها اغلب فرّار هستند.

یعنی اگر تمارین مرتبط، حتی در اوج داشتن این توانایی کنار گذاشته بشن، باز هم مغز سیر برگشتی خودش رو به سمت وضعیت همیشگی طی خواهد کرد.


194:

سپاس ...

نکته اول قابل تامل بود ...

بماند که هنوز جای بسی سوال هست...

نکته دوم

مساله بر سر همین اغلب هست ، بعد این که آیا این توانایی در اثر تمارین به وجود آمده که با رها کردن اون حال برگشت اتفاق افتد یا نه ...

با تمام این تفاسیر معتقدم ذهن هستدلالی همواره علاقه دارد تا جایی که می تواند ذهن ناخودآگاه را به کنترل درآورد ، پس همه ی این تمارین اگر نهادینه شوند دوباره بازگشتی آیا هست یا نیست ...

به دنبال راهی می گردم که برای خروج نه تنها در پهنای یک خواب بلکه به وسعت تصوراتی که چون پرده ای از واقعیت قابل وقوق در آینده از مقابل چشمانمان می گذرد ...


195:

1 - به نظر من شما اگر علاقمندید، تمارین مختصری بکنید، و مطمئن باشید اگر هم به فرض توانایی اولیه ای در این زمینه کسب بشه مسلما موقتی هست و اگر تا حالا چنین تجاربی نداشتید اتفاقا در مراحل اول، نگه داشتن چنین توانایی ای سخت خواهد بود چه برسه به اینکه بصورت دائمی در شخص باقی بمونه.

در مراحل بالاتر هم ماندگاری چنین توانایی های ارتباط مستقیم داره با علاقه و انگیزه خود فرد.



2 - راستش برداشت کاملی از دو سطر آخرتون نتونستم داشته باشم.

من بهرحال قصدم این بود اگر دوستان بتونن در این زمینه پیشرفت بنمايند وارد مراحل دیگری بشیم که به دنیای واقعی ارتباط داشتند.


196:


سلام رايان جان خوبي..
من شروع كردم ولي به خاطر يه مسالي ول كردم از امشب باز ميخوام شروع كنم
تو هفته اول كه شروع كردم خواب هايي كه ميديدم چند برابر شده بود حتي 5 دقيقه ميخوابيدم خواب ميديدم اين ايراد نداره؟

197:

سلام.

متشکر.



نه عزیز در شروع تمارین بعلت تمرکزی که روی خوابها میشه افزایش حجم رویاها طبیعی (و مفید) هست.


198:

يه سوال ديگه رايان عزيز
اينكه هر مرحه رو تا چند وقت ادامه بدم برم مرحله بعد ؟
و يك سوال هم كه پرو يي هست ببخشيداا ولي بذارين بگم
ميشه از مطالب وبلاگتون تو جاي ديگه اي هستفاده كنم؟

199:

حداقل سه شب برای قسمت اول! و برای قسمت دوم، هر چقدر ادامه دار باشه تاثیراتش هم بیشتره.

مثلا یک هفته.

قسمتهای بعدی هم که بیشتر نقش تکمیل نماينده رو دارند.



مانعی برای گذاشتن اون مطالب در جای دیگه نیست، ولی در صورت امکان این تاپیک رو معرفی کنید، یعنی این لینک.

200:

چشم حتما و ممنون.....

201:

من هستم

202:

اگر امکان انجام تمارینی بمدت حداقل یک ماه - هرشب رو دارید، فراخوان آمادگی کنید که پسورد ارسال بشود.


203:

بنده هم فراخوان آمادگی میکنم

204:

یعنی از علاقمندان این دوره هستید؟

فراخوان آمادگی فقط باید به معنای آمادگی و علاقمندی جهت کسب این توانایی و بطور کل مسائل مربوط به ذهن باشه.

اینطور تمارین با دید شکاکانه و عیب جویی و ...

به نتیجه نمیرسن.

اگر صرفا کنجکاوید یا علاقمند به تحقیق و ..

بهتر هست به بحثهای تحلیلی مربوط به خواب آگاهانه مراجعه کنید، مثلا ویکی پدیای انگلیسی (مبحث Lucide Dream) .

خلاصه اینکه ورود بدون باور (در سطح خوب) ممنوعه.

:دی

205:

تعجب کردید؟
این موضوع خیلی موارد ماورایی نداره که بخوام اون رو نفی کنم
اگر بخوام چیزی رو انجام بدم،شکاکیت رو میزارم کنار(فقط در این موارد)
یک وقتی تمارین مدیومی رو هم با ممارست و پشتکار و البته اعتقاد انجام میدادم،ولی به نتیجه نرسیدم ولی فکر کنم این یکی جواب بده.


206:

خب اگر مثلا واسه دوره ی قران سوزی شرکت میکردید بیشتر باورم میشد.

:دی

کسب توانایی مدیومی برای کسی که هستعداد ذاتیش در این مورد کم هست (مثل من و احتمالا شما) هم کار سختیه، و هم خطر آفرین چون کنترل این توانایی ها و مزاحمتهای بعدش، خودش نیازمند مهارت و هستعداد هست..



اما در مورد این دوره: بزودی پسورد رو میفرستم.

حتما تاپیک رو هم در طول دوره مطالعه کنید که بسیار بحثها (البته نه بحثهای پایه ای - بیشتر جزئیات و ابهامات) درش شده.


207:

اگر میخواستم از چیزی ناراحت بشم اینو در صدر برنامه میدادم
کسب توانایی مدیومی برای کسی که هستعداد ذاتیش در این مورد کم هست (مثل من و احتمالا شما) هم کار سختیه، و هم خطر آفرین چون کنترل این توانایی ها و مزاحمتهای بعدش، خودش نیازمند مهارت و هستعداد هست..


راستش من مطالعات زیادی در این زمینه داشتم،تمریناتشون جواب نمیداد(یعنی جواب که میداد،بعدا فهمیدم توهم بوده)

اما در مورد این دوره: بزودی پسورد رو میفرستم.

حتما تاپیک رو هم در طول دوره مطالعه کنید که بسیار بحثها (البته نه بحثهای پایه ای - بیشتر جزئیات و ابهامات) درش شده.

قبلا یه تعدادی رو مطالعه کردم،بقیه رو هم میخونم

208:

سلام
ممنون به خاطر این تاپیک مفید
راستش تازه این تاپیک رو مطالعه کردم
خیلی به نظرم جالب اومد
منم با کنترل خواب مشکل دارم
بیشتر اوقات خوابهایی که میبینم فراموش میکنم

یکی از نکته هایی که فهمیدم این بود که :


عالم خواب عالم ذهن هست نه عالمی با خصوصیات دنیای فیزیکی.

ما در عالم ذهن ارتباطی هم که بربرنامه میکنیم، ذهنی هست نه لزوما زبانی، و در واقع شما در خواب یکجور تله پاتی قوی رو تجربه میکنید.


&

مهمترین چیز اینه که خواستن با تمام وجود رو یاد بگیریم

منم دوست دارم یاد بگیرم چطور خوابم رو کنترل کنم ...

لطفا" اگه میشه منم ثبت نام کنید
قول میدم شاگرد خوبی باشم

209:

رایان با توجه به بحث هایی که قبلا میکردیم دیشب اتفاقی برام افتاد که بسیار جالب و صد البته بسی عجیب بود ..

در یه موقعيت مناسب باید برات تعریف کنم!

210:

سلام
من یه چند وقتی تمرین ها رو انجام می دادم ولی خب بعدش رهاشون کردم متاسفانه .
یه سوال خارج از این بحث داشتم که اگر مقدور باشه جواب بدید ممنون می شم :
می دونید
من خیلی عجیب از خواب بیدار می شم یا خواب می بینم ...
الان با مثال توضیح می دم :
مثلا یه روز ظهر من خوابیده بودم گوشی ام کاملا سایلنت بود خواب دیدم کسی پای پنجره صدام می کنه بلند از خواب پریدم رفتم سراغ پنجره کسی نبود نگاهی به گوشی ام کردم چند تا میس و اس از کسی که به شدت به کمک احتیاج داشت روی گوشیم بود ....
بار بعد باز هم ظهر بود با شرایط قبل خواب بودم خواب دیدم کسی توی هال نشسته که من جلوش حجابم کامله و مامانم داره صدام می کنه بیدار شدم مامانم رو صدا زدم و جریان رو پرسیدم کسی نبود اما باز همون ماجرای اس و میس تلفن و احتیاج یک نفر به من ....
و....
یک روز از این فردی که منو اینجور از خواب بیدار می کنه راجع به همین ماجرا پرسیدم خندید و فرمود تو خیلی خوب امواج رو می گیری و حتی در بیداری بدون اینکه چیزی بهت بگم کاری رو انجام دادی بارها که من توی ذهنم ازت خواستم ....!
اما شبها وقتی کسی به یادمه و صدام می زنه بدون خواب دیدن اکثرا از خواب بیدار می شم و باز ماجرای تلفن تکرار می شه ....
همین دیشب خواب کسی رو دیدم که بی نهایت به من فکر می کنه و دلتنگم هست ولی من یادم رفته بود اونو .....
البته یه چیزی رو بگم که من گوشی تلفنم رو عوض هم کردم گاهی احتمال می دادم از امواجش باشه و گوشی ام رو در فاصله تقریبا 50 سانتی متری از بالشتم روی زمین می زارم .
می خوام بدونم چه جوره که دیگران می تونن منو صدا کنن اما من نمی تونم (امتحان کردم) ...!
چه جور می شه این نیرو رو تقویت کرد ؟ اصلا نیرویی هست ؟

211:

چون من یه چیزایی قبلا خوندم فعلا به جای رایان جواب میدم،خودش اگر خواست تکمیلش کنه.(البته راست و دروغش به عهده نویسنده کتابه)
قدرت های مدیومی به چند دسته تقسیم میشند ولی مورد شما احتمالا جزو شنوایی درونیه.
مهارت های مدیومی(البته در این دسته بندی حس ها خیلی به ارواح ارتباط ندارند) که معادل حس های عادی هستند،چند نوع دارند،مثل روشن بینی یا شنوایی درونی و...
ظاهرا نیرو شما شنوایی دورنیه، نیرویی که افراد میتونند افکار دیگران رو بشنوند(که البته همیشه شدت ثابتی نداره و ممکنه مثل یک نویز خفیف باشه یا یک نعره)(من بهش میگم گوش سوم).ولی حرف زدن(یا تاثیر گذاشتن) با دیگران از طریق ذهن،نیروی متفاوتیه که اگر کسی توانایش رو داشته باشه با تمرین میتونه قویش کنه(البته اگر تواناییش رو نداشته باشید،هیچ فایده نداره)
این کلیاتی هست که مربوط به این نوع نیروها بود.امیدوارم به دردتون بخوره.


212:

ممنون .
به نظرم من که خوب امواج رو می گیرم باید بتونم خوب هم بفرستم شاید راهش رو بلد نیستم .


213:

فرمودم که لزومی نداره که یک گیرنده خوب فرستنده،خوبی هم باشه (البته ممکن هست)
ولی متاسفانه خیلی تمرین های مربوط بهش رو یادم نیست.


214:

بيشترتوضيح بده ميخواي چيكاركني مهندس رايشاناها

215:

من که پسوردی برام نیومد

216:

خب همونطور که آرش فرمود این مربوط به خاصیت گیرندگی امواج توسط شما هست که احیانا توسط یک موجود انرژیکی (که میتونه یک انسان دیگه باشه، یا موجودات غیر اورگانیک - توضیح) کشف شده که مایل به ارتباط هست؛ آدمهایی که توانایی های روحی دارند، در دنیای انرژیک توسط بعضی موجودات قابل تشخیصند و اون موجودات به دلائل موجه یا غیرموجه خودشون رو به اون اشخاص نزدیک مینمايند.



در مورد توانایی فرستندگی، اصولا لغت "مدیوم" به معنای واسطه هست، یعنی کسی که هم میتونه جذب کنه و هم میتونه امواج رو بفرسته؛ و لزوما داشتن یکی از این دو توانایی (بازم به قول آرش) به معنای داشتن دیگری نیست.



من تقویت این حس رو پیشنهاد نمیکنم، اصولا ورود به این وادی مهارت کافی میخواد تا شخص دچار انرژی های منفی و موجودات آزار دهنده نشه و برای کسی که میخواد زندگی عادی و معمول خودش رو در این جهان داشته باشه، درگیر کردن خودش با این مسائل چندان معقول نیست.

مگر اینکه ازونایی باشه که یکجورهایی دنبال دردسر و خطر و ..

هستند! (که البته همونها هم معمولا از ورود به این وادی پشیمون میشن، چون اینجا دیگه زوربازو یا شر بودن و ...

بکار نمیاد و مهارتهای دیگری نیاز هست.) و البته معدود کسانی که هستعداد قوی در این مورد دارند و علائق متافیزیکی فراوان دارند که خب حسابشون جداست.



معمولا در اینطور موارد، به یک مدیوم مجرب مراجعه مینمايند و اون شخص با ارتباط با اون ماهیتی که در پی ارتباط هست، کلید مساله و دلیل علاقه ی اون ماهیت رو کشف میکنه.

البته در جامعه امروزی یافتن یک مدیوم کارآزموده و قوی یکم سخت هست ولی بهرحال اگر کسی رو میشناختید که واقعا حساب پس داده، مراجعه بهش میتونه راهگشا باشه.


217:

خب فکر میکنم 15 صفحه سوال و توضیحات و ...

کافی باشه، اگر خودتون سوال خاص یا ابهامی دارید واضحتر اینجا مطرح کنید تا جواب بدم.


218:

من تازه خوش اومدم حوصله ندارم 15 صفحه هم بخونمولی هستم چون خیلی جالبهتفسیر این که دو نفر یک خواب رو هموقت ببینن با اختلاف جزئی چیه و این خواب هم به وقوع بپیونده ....نکنه من دارم عارف میشم؟؟؟؟

219:

اگر شرایط پایین رو دارید فراخوان امادگی کنید:

در مورد خواب هموقت، رویداد های دنیای واقعی گاه در عوالم بالاتر طرح ریزی میشن، بنابر حکمت و تقدیر و ...

ممکنه شخص در خواب اون رویداد رو قبل از اتفاق در همون عوالم مشاهده کنه.

و خب بعید هم نیست چون اون اتفاق به سرنوشت و وضعیت دو شخص ربط داشته باشه، هر دو همون شب از اون رخداد با خبر بشن.

البته به ندرت چنین مساله ای اتفاق میفته.



حتی گاهی این خوابها برای این هستند که شخص موقعيتی برای تغییر سرنوشت پیدا کنه و یکجور هشدار هستند.



من مثلا مواردی رو مطالعه کردم که شخصی خودش رو بواسطه چنین رویایی از یک تصادف (در روز بعدش) نجات داده بود.


220:

مرسی رایانخیلی جالب بود چقد اتفاقات نادر واسه من می افته منم امادگی خودمو فراخوان میکنم‎‏ :‎راستی یک سوال دیگه تفسیر اینکه ادم یک چیز رو تو اکثر خواباش ببینه چیه؟؟؟

221:

یک متخصص تعبیر خواب (مثلا گالکسی - از همکاران همین فروم) بهتر میتونه سوال شما رو جواب بده؛ بهرحال اگر اون چیز از علائق ما باشه، و یا ما وقت زیادی منتظرش بوده باشیم، یا حتی ازش بترسیم، طبعا دیدنش در خواب طبیعیه.



اما اگر اون مورد ابدا در حوزه علائق و دانسته های ما نباشه، میتونه یک هشدار باشه یا یک تذکر.

هشدار در مورد نادرستی راهی که میریم، یا کاری که باید انجام بدیم و نمیدیم.

و این گاهی بعنوان یک لطف از طرف کائنات محسوب میشه و یکجور راهنمائی از غیب.

که خب اکثرا متوجه ارزشش نمیشن.

پسوردتون رو ارسال میکنم.


222:

ممنون رایاناتفاقا ابدا در حوزه علایقم نیس منتها هشدارشم متوجه نمیشم..نمیشه این کاینات خوب یه کم واضح تر هشدار بدن

223:

manam hastam age betonin eyvalah dare
ba mazast adam inshekli beshe na???/

224:

همیشه وقتی عنوان تاپیک رو می دیدم (سفر به رویا) هرگز جرات باز کردن تاپیک رو نداشتم
فکر می کردم منظور یک چیز ماورائیه که مطمئنا" از عهده ی من ساخته نیست
وقتی برای اولین بار صفحه ی آخر رو باز کردم کنجکاوی باعث شد روی اولین صفحه کلیک کنم و شروع به خوندن.
هر اندازه جلوتر می رفتم واسم جالب تر می شد

تمرین یاد آوری
...

کنترل خواب

چیزی که من با اون مشکل داشتم (من هرگز خوابهایی که می دیدم یادم نمی موند) همیشه فکر میکردم من از اون دسته آدم هایی هستم که اصلا" خواب نمی بینن

برای همین تصمیم گرفتم در این تمرین ها شرکت کنم
هر موقع روز که تصمیم به خواب داشتم تمرین ها رو انجام می دادم
سپس گذشت یک هفته از شروع مرحله ی اول من خواب هام یادم میمونه اونم با جزئیات

دارم به این نتیجه می رسم هر اندازه پاک سرشت تر باشی روح آزاد تری داری


با انجام مرحله ی دوم

تقریبا 3 شب پیش من یه تجربه داشتم (البته جدی و بزرگ نیست ) ولی برای من در نوع خودش فوق العاده بود (البته کمی ترسیدم)
خواب بودم ولی در عین حال بیدار بودم و خودم , خونه و اطرافیان رو تماشا میکردم
در اون لحظه مطمئن بودم بیدارم
این حس بیشتر از چند دقیقه طول نکشید و با یک شوک بیدار شدم

*
مهمترین قسمت این تمرین ها یادآوری و هدف مند شدن خواب هام بود که انجام شد

پ.ن : ممنون رایان عزیز

225:

رایان عزیز
تمام این 15 صفحه را خواندم و بسیار علاقمندم که پسورد را برایم بفرستید .
پیشاپیش از وقتی که صرف می کنید سپاس گذارم.

226:

سلام
من مطلبو نتونستم بخونم ولی یا اونکه خوابامو یادم نمیاد میدونم که بعضی موفع ها همچین توانایی دارم ولی وقتی میخوتم کنترلو ببرم بالا از خواب میپرم.

رمز.

به منم هم بده.


227:

رومن هم حساب کنید ضررکه نداره

228:

سلام رایان گرامی
من تمام خوابام یادم میمونه ، میشه منو تو تمرین ها شرکت بدین؟
متشکرم

229:

منم هستم بچه ها

230:

نوشته اصلي بوسيله nimvajabe نمايش نوشته ها
رومن هم حساب کنید ضررکه نداره
نوشته اصلي بوسيله baghche نمايش نوشته ها
سلام رایان گرامی
من تمام خوابام یادم میمونه ، میشه منو تو تمرین ها شرکت بدین؟
متشکرم
نوشته اصلي بوسيله shamim نمايش نوشته ها
منم هستم بچه ها
ضمن خوش آمد گویی به چهار دوست گرامی،

پسورد برای دوستان ارسال خواهد شد.

اما دقت کنید که برای حصول نتیجه، حتما باید تمرینات پیوسته و با پشتکار انجام شود.

(در طول حداقل یک ماه.)

231:

واسم خيلي جالبه.......

232:

اصلا قصد و هدف این تمرینها تغییر در عادات خوابیدن یا مثلا تغییر در سبک خوابیدن شما نیست.



بنابراین شما خیلی راحت میتونید مثل همیشه بخوابید.

هیچ "بایدی" رو به خودتون تحمیل نکنید.

حتی اگر بیدار شدید و واقعا خوابتون میومد مانعی نیست که بدون مشغول کردن ذهنتون راحت دوباره بخوابید.

لزومی به این حجم و تعداد تمرین نیست.

اتفاقا یکی از شرایط نیل به موفقیت اینه که خوابهاتون راحت و کامل و به اندازه عادی عمیق باشند، حتی اگر لازم بشه بخاطر اینکار، کمی (نه بطور کامل) به تمرینات کم اهمیت بشید.


233:

سلام
من دوباره صبح یه تجربه ی دیگه داشتم
من توی خواب بیدار بودم و به راحتی با خودم حرف میزدم (یعنی میدونستم در عین خواب بیدار هستم ...

جالب اینجاست این دفعه نترسیدم ) بالای سر جسمم بودم و از اون خواستم بیدار شه
...

اینکه دیر شده
منی که خواب بودم فرمودم هنوز زوده ...

ولی روح من یا همون منِ بیدار میفرمود ساعت داره 10و20' میشه و بهتره هر چه زودتر بیدار شم

من آروم چشمام رو باز کردم و وقتی به ساعت نگاه کردم دیدم دقیقا" ساعت 10و 20 ' ست

دارم کم کم به خودم امیدورام میشم





234:

به کجا رسیدین؟
یادمه چه قدر قصد داشتم کمکتون کنم

کاری نداره
بزرگش نکنین
چیزی که کار داره
کنترل روح تو این وضعیته
وگرنه برای شروع فقط کافیه

نترسید !

235:

آخه عزیزم من از اون دسته آدم هایی بودم که فکر میکردم هرگز خواب نمیبینم ...

ولی الان خوابهام با جزئیات یادم میمونه
و این برای من یه نقطه ی قوته ...

و گاها" تجربه های دیگه که از این راه بدست اومده

236:


خواب ندیدن علامت بدی نیست
ولی اینکه رو خوابات متمرکز بشی خوبه

ولی خواب ندیدن و بعضا خوابهای مشکوک دیدن خیلی هم خوبه
این یعنی یه انرژیه خاموشی که داری و باید روشن بشه
البته برای روشن کردن انرژیت احتیاج به تمرکز داری

ولی اصلا کاری نداره
با اینکه بالاترین سطح علوم ماوراء الطبیعه هست
ولی واقعا ساده هست

فقط دیگه خیلی به خوابهات توجه نکن
برنامه نیست رو همین پله وایسی
باید هوشیاریتو بدست بیاری
اونم در روز با تمرکز بالا رو کاری که میخوای شب انجام بدی تمرکز کنی
و کم کم به جایی میرسی که مثل من دیگه فقط کافیه اسم روح به گوشت بخوره روحت تندی بلند شه بهش بگی بشین برگرد

جدی فرمودم

----------

رایان پسوردو برای من بفرست
خوشحال میشم تو پیگیریه سوالای بچه ها یا اموزش کمکت کنم
قول نمیدم شاگرد خوبی باشم

237:


خُب منم با همین تمرین ها تمرکزمو به دست اوردم و تونستم کنترل خوابمو بدست بگیرم
من دو هفته ست دارم تمرین و تمرکز میکنم و تا الان در این زمینه خیلی از گذشته جلوئم
منی که سال ها خواب نمیدیدم الان به راحتی خواب میبینم و روش تسلط دارم
تازه با روحمم توی خواب حرف میزنم

238:

افرین


با خودت تو خواب حرف میزنی ؟
افتاب دقیق توضیح بده
وایمی ایستی بالا سر جسدت که خوابه میحرفی یا یه شخصی عین خودت رو میبینی میحرفی یا به روحت دستور میدی !؟

این سه تا فرق فوکولن با هم

239:

عاطفه جان هنوز اینجا آموزش برون فکنی نداریم که! (شکلک اون آقاهه که موهاشو میکنه!)

فعلا هدف فقط کنترل خواب هست، که خب ظاهرا این آفتاب خانوم جهشی میخونه! و از معدود مواردی هست که سپس مدت کوتاهی از شروع تمارین به این مرحله رسیده.

اما خب دنبال میکنم نوشته هاتون رو.

چشم پسورد رو میفرستم و باز هم با ذکر این نکته که آموزشها فعلا فقط در حیطه ی خواب آگاهانه ست.

(ممنون از حضورت.)

240:


خب پس زودتر برین سر اصل مطلب دیگه

حضور داررریم


241:

نه ...

ببین میدونم اونی که دراز کشیده منم و میدونم در حالت خوابه ...

محیط اطرافمو درک میکنم ...

وهمه چی همونه و سرجاشه وسایل اتاقم و ...

و حسش میکنم حتی تاریک بودن اتاق و اون شعاع نوری که از بیرون وارد میشه (همه ی اینا رو بصورت واقعی میبینم و حس میکنم )
آره حرف میزنیم ...

نمیدونم چه جور شاید از طریق ذهن با هم حرف میزنیم (اونی که در حالت خوابه و اون که بیداره )

میخوام بگم اصلا" توهم نیست ...

چون کامل محیطو درک میکنم و برام واضحه ...

حتی موقع بیدار شدن صحنه کاملا" توی ذهنمه (مو به مو )


وای من مامانمو میخوام :دی

242:

منم هستم بزنین بریم

243:


خب این یعنی داری برون فکنی میکنی عزیزم منتها خودت نمیدونی

فقط کافیه بخوای که از جات بلند شی و میشی
البته میدونم اینجا واسه برون فکنی نیست ولی تو الان اماده ای

ولی اگر میخوای رویا بینیت کامل بشه ، باید تصور کنی و چیزیو ایجاد کنی و یا حتی اون خلقتو لمس کنی
البته اوایلشو قاطی میکنی خوابی یا بیدار
ولی به مرور فرقشو تشخیص میدی

رویا بینی خوبه..

ولی زیادم هیجان انگیز نیست
سعی کن تصوراتتو تو خواب افزایش بدی
مثلا تصور کنی تو اتاقت یه فیل اومده ! و میاد ! و مقدار واقعی بودن اون فیل همش بسته به قدرت تو داره و اینجاست که فشار ذهن و قدرتشو میفهمی

و اگه یه وقتی ترسیدی یا خسته شدی میبینی که فیله فورا محو میشه .

هر چی بیشتر بتونی تصویر ایجاد کنی قدرتت بالاتر میره

امتحان کن ولی خیلی رو این پله نایست

244:


ممنون از توضیحاتت ...

حتما روش کار میکنم و توصیه هاتو به کار میگیرم
بازم مرسی رایان

245:

رایان عزیز
اگه نقل ندادم به این دلیل نبود که فراموش کرده ام و یا تمرینات را انجام نمی دهم بلکه میخواستم وقتی پیشرفت خوبی کردم ، بنویسم .به مرحله 2 رسیده بودم و همه خوابامو می نوشتم اما یک هفته ای هست که شبا خوابم نمی بره و اگه هم بخوابم ، خوابی نمی بینم.
کلا من یا کاری را انجام نمی دهم یا تمام تلاشمو می کنم .

با تشکر از توجه شما ، چون به این مسئله بسیار علاقمندم ،پیگیر اون هستم تا نتیجه بگیرم ونقل اون را خواهم داد.

246:

رایان جان
من باز یه تجربه جدید داشتم ولی پیشرفت اونچنانی حاصل نشده
بازم من در عین خواب بیدار بودم و اینو توی خواب به عینه حس کردم
من بالای سر خودم (جسمم که خواب بود) بودم و ازش خواستم بلند شه
چندین بار ازش خواستم تا اینکه واکنش نشون داد
اون من ِبیدار بهم میفرمود بلند شو میخوام یه جایی ببرمت
پ.ن: همیشه این مواقع حس میکنم اون که بیداره منم نه اون جسمم که خوابه چون اونو حس میکنم
با هم به یه باغ پر گل رفتیم
نمیدونم چقدر اونجا بودیم
که یه دفعه از خواب پریدم اونم با صدای مامانم که صدام میزد وگرنه فکر کنم بیشتر میموندم :دی
جالبش اینجاست وقتی بیدار شدم بوی گل ها رو حس میکردم
هنوزم حس میکنم

.
.
.

الان مطمئن شدم وقتی هم جسم و هم ذهنم آرومه و خسته نیست میتونم اینطور ارتباط بربرنامه کنم

.
.
.

یه سوال ...

من همیشه از دریچه ی من ِ بیدار به قضیه نگاه میکنم (یعنی حس میکنم اون منم) نمیشه جاها عوض بشه !!!!
مثلا" یک بار حس کنم اون که خوابه منم
نمیدونم منظورم رو رسوندم یا نه !!!

ممنون

247:

نه نمي توني يعني فكر كنم نتوني

چون اگه اون كه خوابه هوشيار باشه ببيدار ميشي ديگه گرفتي ؟

جسم و هوشياري دو عامل براي بيداري در روز هستند در اون حالت شما نصف نصف ميكنيد

248:

تبریک بابت تجربه جدیدت.



احتمالا سفری به دنیای "اثیری" داشتی.

در بعضی آئین ها مثل شمنیزم و اکنکار اغلب ازین دنیای اثیری صحبت شده.

(البته اینا به خودت فرموده شد ولی خب جهت ثبتشون در اینجا) ؛

واقعا لزومی نداره خودت رو درگیر صحبت با "خود ِ خوابیده" بکنی.

در دنیای رویا/یا خروج آگاهی کلا هر اتفاقی ممکنه.

شاید با سنگ هم حرف بزنی پاسختو بده.

(البته نمیخوام بگم اون ارتباطی که با شخصیت خوابیده داشتی بی پایه بوده، اتفاقا کاملا ممکن و محتمل هست) ولی مسلما کارهای بیشتری در اون حالت میتونی انجام بدی که درگیر کردن خودت با صحبت و ...

شاید یکجور اتلاف وقتت باشه و عدم هستفاده از موقعيتی که پیش روت هست.



اما همونطور که فرمودم شاید بیشتر علاقه داشته باشی با خودت بحرفی (خودشیفتگی.

:دی) و اونوقت دیگه نمیتونم به زور بگم فلان کارو بکن و اینو نکن و ...، شاید با همین ارتباطات با خودت هم (که شاید به نوعی صحبت با ناخودآگاهت باشه) به نتایج جالبی برسی.


249:

سلام

منم میخواستم آموزش هارو انجام بدم ولی وقتی به وبلاگ رفتم برای دسترسی به مطالب ازم پسورد خواست

منم دست از پا دراز تر برگشتم....

چه کنم؟!

250:

ممنون
همش به خاطر این تاپیکه

البته پریشب هم یه تجربه داشتم ...

البته با بقیه ی تجربه ها فرق داشت
این دفعه من ِ بیدار در خواب یه خبر به من داد
فرمود که فردا صبح شوهرخاله م میاد خونمون و من بهش فرمودم اون دو روز پیش اینجا بوده و امکان نداره فردا بیاد (چون خاله ی من شهر دیگه زندگی میکنه امکان رفت و آمد هر روزی وجود نداره )
جالب اینجاست صبح با صدای شوهر خالم از خواب بیدار شدم که اومده بود خونمون

دارم به خودم اطمینان پیدا میکنم :دی

251:

واقعا ممنون ازینکه جوابمو دادین.!

252:

خواهش.

:دی

پسورد همراه توضیحات بهتون ارسال شد.


253:

منم ميخوام شركت كنم اگه دير نشده باشه

254:

سلام
من از بحث هاتون خوشم میاد اگه میشه ÷سورد هستفاده از مطالب رو میخواستم

255:

کسی جواب منو نمیده

256:

نوشته اصلي بوسيله sami69 نمايش نوشته ها
کسی جواب منو نمیده
ضمن خوش آمد گویی به شما جهت ورود به هم میهن و دوره ی فعلی،

نکات و اطلاعات لازم براتون ارسال شد.


257:

منم ميخوام بيام اجازه هست

258:

از همينا كه به سامى ارسال كردى به منم ارسال كن
لطفا

259:

سلام
دیشب یه خواب (رویای) قابل لمس تر دیدم
بهم فرمود که میخوای ببرمت مکه ؟ منم فرمودم بله
همراه من ِ بیدارم رفتم مکه و در مراسم برائت از مشرکین شرکت کردم ...

کلی هم گریه کردم
کلی آدم اونجا بود
هنوزم باورم نمیشه
این اولین بار بود همراهش یه جای شلوغ رفتم که جز خودم و خودش کسای دیگه هم بودن
سپس تموم شدن مراسم دوباره اومدیم خونمون و دیگه چیزی نفهمیدم
چرا دقیقا" این وقت من این خوابو دیدم؟

/

منم حاجی شدم فک کنم :دی



260:

اقا رايان
ميكم من برا اين كه خوابامو لمس كنم بايد جى كار كنم

261:

اولش باید یاد بگیری جدی باشی
آقا رویا یعنی چی؟

رایــان ...

چند بار بنویس تا یاد بگیری

262:

این خیلی جالبه
چجوری اینجوری شدی؟

263:

نوشته اصلي بوسيله sizde نمايش نوشته ها
از همينا كه به سامى ارسال كردى به منم ارسال كن
لطفا
آمادگی تمرینات بمدت تقریبا یک ماه و هر روز رو دارید؟

و البته باید نقل کار هم بدید.




نوشته اصلي بوسيله aftab_h نمايش نوشته ها
سلام


دیشب یه خواب (رویای) قابل لمس تر دیدم
بهم فرمود که میخوای ببرمت مکه ؟ منم فرمودم بله
همراه من ِ بیدارم رفتم مکه و در مراسم برائت از مشرکین شرکت کردم ...

کلی هم گریه کردم
کلی آدم اونجا بود
هنوزم باورم نمیشه
این اولین بار بود همراهش یه جای شلوغ رفتم که جز خودم و خودش کسای دیگه هم بودن
سپس تموم شدن مراسم دوباره اومدیم خونمون و دیگه چیزی نفهمیدم
چرا دقیقا" این وقت من این خوابو دیدم؟

/

منم حاجی شدم فک کنم :دی

ظاهرا شما کلی با اون خودِ خودت دوست شدی!! :دی

ساعت چند بود تقریبا؟

چرا دقیقا" این وقت من این خوابو دیدم؟
احتمالا به این علت (امروز 24 آبان) :


مراسم برائت از مشرکین روز دوشنبه در چادرهای زائران ایرانی در عرفات آغاز شده هست.



به نقل واحد مرکزی خبر از مکه ؛ پیش از آغاز این مراسم، زائران ایرانی مناجات حضرت علی (ع) را قرائت کردند ، سپس زائران مراسم برائت از مشرکین را آغاز کرده اند.

--

تبریک میگم.

(حتی اگر این یک سفر ذهنی و غیرواقعی بوده باشه - که ظاهرا نیست - بازم جای تبریک داره.)

بله دیگه...

حاجیه هدی خانوم شدی در واقع.

:دی

264:

سلام
خُب یک ماه بیشتر ِ روی خواب هام تمرکز کردم ولی به قول رایان انگار مستعدم بودم :دی

/

رها جان اگر ارسال های قبل رو نگاه کنی میبینی که آهسته آهسته به اینجا رسیدم
شما هم میتونی
فقط تمرین کن

265:

خيلى خيلى ببخيد اشتباه جابى بوده
الان درستش ميكنم

266:

حالا
درستش كردم كه
حالا يادم ميدين

267:

من به خاطر شرایط جسمیم که کمی کسالت دارم اصلا" به فکر مراسم برائت از مشرکین نبودم !
واسه همین واسم جای تعجب داشت


خب تا ساعت 3 بیدار بودم از اون وقت به بعد ...

تقریبا " موقع اذان بیدار شدم
ولی واسه من ملموس بود مثل همه ی اون رویاها ...


268:

فکر کنم بیشتر مستعد بودی..
من دو سه هفته ای تمرین میکردم اما نتیجه ای نگرفتم.
مرسی..موفق باشی گلی

269:

ممنونم عزیزم
ولی ناامید نشو اگر علاقه داری ...

هرچیزی رو میتونی با تمرین و تلاش به دست بیاری

شما هم موفق باشی

270:

نمي دونم چرا نميشه؟
لطفا" براي شروع كار راهنمايي كنيد.


271:

دوره اول و آمادگی ذهنی رو انجام دادید؟

کلا تغییری در تعداد خوابها و درجه ی وضوحشون اتفاق نیفتاده؟

و آیا تمارینتون هرشبه و مستمر بوده؟

272:

من ديشب يه خواب كاملا رنكى ديدم واضح واضح
تمرين كردم

273:

متاسفانه نه ، مستمر نبوده.


اما نمي تونم موقع خواب تمركز بگيرم.

يا اصلا" اينكه مثلا" به چي فكر كنم؟
در واقع نمي دونم چه جوري شروع كنم

274:

تازه خوابم درباره ى سايت بود

275:

خب باید حداقل در اوایل کار، مستمر بودن رو حتما رعایت کنید.

و بعد، بهرحال شما یک تصوری از دنیای خواب دارید.

یعنی وقتی که میگیم "خواب دیدن چیست؟" یه تصوری از خواب دیدن در ذهنتون پیدا میشه.

شاید ملغمه ای از خوابهای گذشته یا یک محیط خاص و ...

هرچیز دیگری.

موقع خواب شما باید به همین مساله فکر کنید.

به خواب و دنیای خوابی که از اول زندگی تا کنون باهاش در ارتباط بودید و خوابهائی دیدید و ..



اگر همین هم سخت هست براتون، میتونید به آخرین خوابی که دیدید فکر کنید.

آخرین خوابی که در یادتون مونده؛ هرچند چیز واضحی نباشه.

با تفکر به اون رویا، به خواب برید.


276:

نمي دانم تا بحال كدام يك از خود پرسيده ايد كه رؤيا چيست؟همينطور نمي دانم كدام يك از شما جوابي براي اون يافته!رؤيا به چه كار مي آيد اون هنگام كه سر و كله ي انتقاد هاي من ( ego ) پيدا مي شود؟
رؤياي تو كارگردان نمي خواهد.پس همه چيز را به ناخود آگاه خود بسپار تا آزادانه و بدور از قانون هايي كه خود را در اون اسير كردي ، اميالت را برآورده سازد.اگر مي خواهي در خواب بيدار باشي همان به كه هيچ گاه نخوابي!
" رؤيا هايت را به من بگو تا من به تو از خود واقعيت بگايشانم.

"

277:

19 صفحه خیلی زیاده! نمی شه اهم موضوع رو تو صفحه اول بزارید لطفا؟

چه شرایطی باید داشت تا پسورد این قسمت ها رو بشه گرفت؟

278:

شرایط خیلی خاصی لازم نیست.



فقط آمادگی برای انجام یکسری تمارین ساده بطور روزانه (که وقت چندانی رو هم نیاز ندارند) ، اما بصورت مرتب و با پشتکار لازم.


279:

سلام رایان گرامی
امیدوارم مرا ببخشید که بعلت یکسری مسائل، من اصلا نمی توانم تمرینات را انجام بدهم وگرنه وبلاگ شما بسیار سودمند هست.

اما اتفاق عجیبی افتاد که به راهنمائی شما نیازمندم:

من هرگز سپس ظهر ها نمی خوابم اما امروز خوابم برد چون دیشب خواب زده شده بودم، حدود یکساعت که خواب بودم از اتاقم در جریان همه امور بودم و وقتی بیدار شدم به خوبی می دانستم چه اتفاقاتی افتاده و چه حرف هائی زده شده ،به حدی که فکر کردم شاید اصلا نخوابیده ام اما شادابی که معمولا سپس یک خواب طولانی شبانه به فرد دست می دهد ،احساس می کردم.

لطفا برایم علتش را توضیح دهید.
با تشکر

280:

تازه دیدم این تاپیک رو!باید جالب باشه
ما هم می تونیم بلیط این سفر رو داشته باشیم؟..یعنی چه جوری میشه شرکت کرد؟

و یه سوال..کسی هم تونسته همه ی مراحل رو یه ماه انجام بده و نتیجه ببینه؟

281:

سلام.



احتمال اینکه در هنگام خواب دچار نوع خاصی از برون فکنی (که من اسمشو میذارم خروج آگاهی) شده باشید هست.

در این حالت بدن شما خوابه اما آگاهیتون نسبت به دنیای واقعی هشیار هست و شاید حتی در بین اتاقها حرکت هم کرده باشید و سپس بیداری در خاطرتون نمونده.

(میتونید از خانوم safaa که تجربیاتی در این مورد - خروج آگاهی - داشتند جویا بشید، خانم aftab_h هم تجربیاتی داشتند.)

یکی از وقتهایی که این اتفاق رخ میده وقتی هست که نیاز به هستراحت بیشتری داریم و مثلا مدت تقریبا زیادی از آخرین خواب کاملمون گذشته باشه.

بطور غیراختیاری رخ دادنش زیاد عجیب نیست اما اینکه بطور اختیاری این وضعیت رو بوجود بیاریم و حتی سپس خواب بصورت بصری هم در فضای خونه و بیرون حرکت کنیم، نیاز به تمارین و پیگیری زیاد داره.



حدس من روی دادن این اتفاق برای شما در یک سطح اولیه و جزئی هست.



انشاالله شرایط انجام مستمر تمارین فراهم بشه.


نوشته اصلي بوسيله Shocolat نمايش نوشته ها
تازه دیدم این تاپیک رو!باید جالب باشه
ما هم می تونیم بلیط این سفر رو داشته باشیم؟..یعنی چه جوری میشه شرکت کرد؟

و یه سوال..کسی هم تونسته همه ی مراحل رو یه ماه انجام بده و نتیجه ببینه؟
بله امکانش هست، ولی من معمولا قبلش به دوستان داوطلب میگم که تمارین باید - همونطور که فرمودید - حداقل یک ماه با هستمرار و پشتکار انجام بشه (و البته تمارین اصلا وقتگیری هم نیست) و اگر مشکلی نداشتند پسورد وبلاگ تمارین رو میفرستم.



در مورد سوالتون هم، ازونجا که بخش اول سوالتون جوابش تقریبا نه هست (کسی که یک ماه انجام داده باشه) طبعا بخش دوم سوالتون هم جواب واضحی پیدا نمیکنه، اما خانم arezoo_67 و همچنین اسامی ای که بالا نوشتم با تمارین به جاهای خوبی رسیدن و نتایج اولیه رو مشاهده کردند.

(که خب نمیدونم ادامه دادند یا نه.)

282:

من فکر کردم و الان تصمیم گرفتم انجامش بدم..مشکلی نیست
اگه میشه البته

ممنون

283:

سلام رایان

امروز ظهر یک اتفاق جالب برام افتاد فرمودم بد نیست بدونی.
ظهر رفتم خوابیدم خواب دیدم تو اشپزخونه هستم که یهو در خواب احساس کردم دو نفر شدیم یکی اونی که داره خواب میبینه یکی اونی که تو اشپزخونه س
دقیقا در همین لحظه فهمیدم این غیر طبیعیه.

فورا تو ذهنم خودم رو بالا کشیدم و بالای اتاق نزدیک سقف معلق شدم
دوباره تو ذهنم فرمودم میرم حرم که یهو دیدم بالای گنبد طلایی حرم امام رضا شروع به چرخیدن کردم.

جالب این بود که میدیدم نور عجیبی از گنبد ساطع میشه و من دور اون نور چند بار چرخیدم و بعد برگشتم به اتاقم.

از دور تختم رو دیدم که خیلیم بهم ریخته بودولی خودمو توش ندیدم
بعدشم بیدار شدم
حالا یک سوال
نمیشه همینطوری که رفتنم دست خودمه برگشتنمم دست خودم باشه؟ یعنی مدتشو طولانی کنم
تازه دلم میخواست جاهای دیگه هم سر بزنم که نشد
یک موضوع دیگه اینکه تو دو سه باری که این اتفاق واسم افتاده همیشه قبل از به خواب رفتن یک احساس لرزش عجیبی روپشتم احساس کردم دقیقا مثل اینکه یک جاروی تر میکشن رو پشتم و تا حدودی احتمال میدم که ممکنه این تجربه اتفاق بیفته

284:

سلام

من بیشتر مطالب انجمنو می خوندم ...

ولی این تاپیک نظرمو جلب کرد ...



من قبلا همچین ایده ای به سرم اومده بود که خوابامو بتونم کنترل کنم ...

واسه همین سرچیدم
تو سایتای ایرانی چیز به درد بخوری پیدا نکردم ...
ولی تو سایتایه خارجی مثه این Dreamviews Lucid Dreaming Community & Resource یه مقالاتی گرفتم که هنوز نخوندمشون ...

در کل منم خوشحال میشم از مقالات وبلاگ شما هستفاده کنم مرسی

285:

با سلام و خوش آمد گویی به شما.



مطالب وبلاگ در واقع شرح تمارین + ذکر بعضی مطالب حاشیه ای و مفید هست و میشه فرمود تمارین به طور پیوسته و در طول حداقل یک ماه باید انجام بشود.

اگر آمادگی و تمایلش رو دارید فراخوان کنید تا رمز مربوطه ارسال شود.



سایتی هم که ذکر کردید یکجور شبکه اجتماعی هست که در اون اعضاش تجربیات خودشون رو در میون میذارن و میشه از این نوع شبکه ها www.ld4all.com رو هم نام برد.

که خب اگر تسلط کافی به زبان باشه بخوبی میشه از مطالبشون هستفاده کرد.


286:

سلام
خسته نباشید
من حاضرم سفر به رویا!

287:

شما که کارت از حاضری گذشته، الان موقع امتحان دادنه! بیا گزارشات بده که چقدر تمرین کردی!

288:

سفر به رویا!

راستش خیلی وقته تمرینی انجام ندادم وتجربه ی جدیدی هم نداشتم

289:

وایسا دم دفتر.



:دی

290:

مرسی ...

من آمادگیشو دارم ...



به عقیده من این جهان ما پر از رمز و رازه و این رموز بیشتر تو چیزهای بدیهی و روزمره مثله خوابه ...

بازم مرسی

291:

اگه الانم میشه شرکت کرد، من خیلی دوست دارم عضو بشم.


292:

هنوز رمزی برای ما ارسال نشده که

293:

نوشته اصلي بوسيله MARC نمايش نوشته ها
اگه الانم میشه شرکت کرد، من خیلی دوست دارم عضو بشم.
نوشته اصلي بوسيله Shocolat نمايش نوشته ها
هنوز رمزی برای ما ارسال نشده که
با خوش امد گویی به هر سه عزیز،

پسورد رو بزودی ارسال میکنم.



فقط پیوستگی و پشتکار در تمارین رو - که انصافا اصلا سخت نیستند - فراموش نکنید..


294:

سلام رایان
من دوباره برگشتم خونه اولم
سپس اون تجربه هفته قبل احساس کردم بهترین راه برای خروج ِ دوباره تمرکز روی مرحله تمرین خوابها در بیداریه
کلی هم روی خوابهایی که دیده بودم فکر کردم تا ببینم بیشتر رو چه چیزایی تمرین کنم بهتره
مثلا نگاه کردن تو ایینه یا دیدن پشت سرم و مسایل اینجوری
بالاخره سپس یک هفته دیشب برای چند لحظه تونستم آگاهیمو تو خواب پیدا کنم ولی فورا از خواب پریدم
فکر کنم اگه همینجوری ادامه بدم یه چیزی بشم

295:

سلام
راستش نمیدونم چی بگم و چطور این رخدادها رو کنار هم بچینم
دیروز یه کادوی تولد جدید گرفتم ( یه مجسمه ) تا گرفتمش دستم یه دفعه از دستم افتاد و شکست
خیلی از این قضیه ناراحت شدم ( نمیدونم چرا ولی خیلی واسم مهم بود اون هدیه )
نزدیکی های صبح که خوابیدم یه دفعه احساس کردم پیشمه ( همون من ِ بیدار )
احساس سرمای عجیبی کردم ...

بهم فرمود ناراحتی از اینکه هدیه ت شکست ؟
فرمودم آره خیلی
فرمود نگران نباش فردا خاله ...

(...

یعنی اسم خالم ) یه کادو همین شکلی واست میاره
فرمودم تو از کجا میدونی ؟
فرمود تو چکار اونش داری؟ پاشو ...

یه دفعه چشامو باز کردم ( تا قبلش یه جور دیگه محیطمو حس میکردم ) خودمو از دریچه ی اون من ِ بیدار میدیدم ولی وقتی بیدار شدم خودم شدم

تا ساعت 10 یه باری نت اومدم ولی خاله م نیومد منم فکر کردم سرکارم

ولی ساعت 11 خاله م اومد ...

یه کادو دستش بود

اگر فرمودید چی توش بود ؟ بخدا همون مجسمه همون شکل و همون طرح

الان گیجم ....

برم کمی هستراحت کنم

رایان ...

!!!



296:

این رمز عبور چی چیه؟
میخوام زود بخونمشون لطف کنید بگید

297:

مبارکه.



راستش همون دیروز که خبر مجسمه رو دادی چندان احساس خیلی بدی نداشتم، انگار به یک چیزی امیدوار بودم.

راستش نمیدونم این خودی که مشاهده میکنی تنها بدن اثیریت هست یا یک ماهیت غیر از خودت.

(چون ادمها قسمتی از بخش انرژیکشون در عالم بالا حضور داره.

یعنی هر کدوم از ما بخش دومی هم داریم که در جهان روحی هست و این مساله توسط دکتر نیوتن هم در هیپنوزهایی که انجام داد در واقع اثبات شد.)

اصولا کسی که این چنین پیشگویی میکنه نمیتونه صرفا از همین بدن دنیویت باشه، بنابراین فکر میکنم مورد دوم درستتره .



چیز خاصی نمیتونم بگم جز اینکه باهاش دوست باش و بهش اعتماد داشته باش...

اینطوری احتمالا دیدارهاتون هم بیشتر بشه.



این رمز عبور چی چیه؟
میخوام زود بخونمشون لطف کنید بگید
یعنی میخوایید در دوره شرکت کنید؟

نکته پایین رو بخونید حتما:

مطالب وبلاگ در واقع شرح تمارین + ذکر بعضی مطالب حاشیه ای و مفید هست و میشه فرمود تمارین به طور پیوسته و در طول حداقل یک ماه باید انجام بشود.

اگر آمادگی و تمایلش رو دارید فراخوان کنید تا رمز مربوطه ارسال شود.


--

راستی safaa جان در مورد کتاب، هنوز لینکی که هم مناسب باشه و هم مسدود نباشه پیدا نکردم، اگر یابیده شد میفرستم حتما.

در ضمن به نتیجه درستی رسیدی و آگاهی در خواب بعنوان یکی از روشهای موثر خروج شناخته شده.


298:

اره مگه میشه شرکت نکنم من متوجه این تاپیک نبودم امروز دیدمش

299:

بزودی ارسال میشه.


300:

سلام
یارانه من شب اول که تمرین کردکم موقع صب که خواب بودم
یک خانومی با (صداش شبیه صدا خودم بود) در گوشم فرمود
تینا بیدار شو زندگی ادامه داره بلن شو شادی کن
وقتی اینو گقت از خواب بیدار شدم
دیگه نفمیدم کی بود!!
بعدش تعداد خوبهایی که تو این 5 روز میبینم خیلی زیاد شدن
هر شب 3.4 تا پشت سرهم خواب میبینم
الانم فکر کنم 5 شبم تموم شده میتونم تمرین بعدی رو برم یا نه؟

301:

سلام،

تبریک! پیشرفت خوبی داشتی.

حضور اون صدا هم نشانه خوبی هست.

بله به نظرم کافیه و از امشب میتونی Level 2 رو شروع کنی.


302:

به خودم امیدوار شدم
پس امشب هستارت 2رو میزنم
نتیجشو برات فراخوان میکنم
مرسی دستت درد نکنه

303:

خب پس که این طور
حالا سفر اول کی هست ؟؟
اصلاً کجا برنامه بریم ؟؟؟

304:

اقا رایان چرا پسورد و ندادین من منتظرم هاااااااااااا لطفا زودتر بدید

305:

سلام.

من تمرین های قسمت دوم بودم که البته به جاهای خوبی هم رسیدم،اما 5-6 روز اخیر به قدری مشغله دارم و خسته می شم که اولا بیشتر از 3 تا 5 ساعت وقت خوابیدن ندارم .بعد هم اونقدر عمیق خوابم می بره که اصلا خواب نمی بینم.

اما اینو حس می کنم که تو خواب در سکوت مطلق هستم.

یعنی حس می کنم که خواب نمی بینم و همه جا ساکته.
حالا هستاد بفرمایید من چی کار باید بکنم؟

306:

سلام.



مسلما وضعیت کنونی شما از نظر هستراحتی و ...

مطلوب نیست و کلا برای هرنوع تمرین مرتبط با روح و ذهن باید شرایط مناسب و هستراحت مناسب وجود داشته باشه.



سفر به رویا!

این یک تقسیم بندی سیر خوابیدن هست، از شخصی که از ساعت 10 شب تا 6 صبح در خواب بوده.

قسمت هایی که با رنگ قرمز و عنوان REM Sleep مشخص شدند وقتهایی هستند که رویاها اغلب در اونها اتفاقی میفتند، قسمتهای آبی یا non-REM Sleep مربوط به وقتهایی هستند که در اونها رویایی اتفاق نمیفته یا تعداد رویاها بسیار کم هست.

Deepest Sleep یا عمیقترین قسمت خواب (ساعت 4 تا 6) بطوریکه میبینید در وضعیت REM نیست.

در این مرحله ذهن ما از فرکانسهایی که در اونها رویا میبینیم عبور کرده و در اون مرحله دیگه چندان انتظار رویا بینی نمیره.

بعلت نیاز زیاد شما به هستراحت، احتمالا شما هنگام خواب بلافاصله وارد مرحله خواب بسیار عمیق میشید که انتظار رویابینی در اون نمیره اما بعلت تمارینی که انجام دادید، هوشیاری نسبی در همون وقت در شما وجود داره و خودآگاهتون نسبتا فعال هست.


(شاید اینطور فرموده بشه که چطور هم خواب عمیق و هم هوشیاری یکجا با هم جمع میشند؟ باید فرمود منظور از این هوشیاری جدا از اون هوشیاری ذهنی هست که در وقت بیداری داریم، این نوع هوشیاری مربوط به خودآگاه ماست که با وجود هستراحت عمیق جسم و ذهن، میتونه فعال باشه و ما رو از وضعیتمون آگاه کنه.)

در واقع بجای اینکه بخوام توصیه ای در مورد تمارین بکنم فقط میتونم بگم که هستراحتتون رو بیشتر کنید و ساعات خوابتون رو بوضعیت عادی برگردونید..

اینطوری هم برای سلامت خودتون بهتر هست و هم نتایج این تمارین ملموستر خواهد شد.

307:

جالبه.

منم خیلی دوس دارم شرکت کنم.


ولی الان مشغله ذهنی و کاری زیاد دارم یعنی نمی تونم شروع کنم؟؟؟؟؟

308:

سلام آقا رایان.
منم خیلی دوس دارم شرکت کنم
لطفا برای من هم پسورد ارسال کنید

309:

سلام برای منم پس ورود ارسال کنید لطفا

310:

چشم، بزودی.

دوستان بالاتر هم (آریانا و n268) اگر کماکان میخواند ثبت نام نمايند بگن تا همه رو با هم بفرستم.


311:

سلام ؛
میشه به من هم بگین باید چیکار کنم ؟

312:

عه
اینجــا چکـار میکنی ؟ سفر به رویا!
بـرو خونه !!

313:

مـگه اومـدم خونه شــما ؟

314:

بلـه کـه هست !!
ندیدی رو زنگـــ ُ مگـه !؟!

315:

سلام،

پست اول رو بخونید و اگر مایل به انجام دوره بودید اینجا فراخوان کنید، آدرس و رمز ورود به آموزشها ارسال میشه.




316:

خوندم ، اگه امکان داره ارسال کنین

317:

برا من هم بفرستید ببینم چجوریه

318:

من هم هستم
اگه اجازه بدید

319:

نوشته اصلي بوسيله chicchicqq نمايش نوشته ها
برا من هم بفرستید ببینم چجوریه
نوشته اصلي بوسيله banafshe نمايش نوشته ها
من هم هستم
اگه اجازه بدید
ضمن خوش آمد گویی،

ارسال شد.



حتما نقل کار و تاثیرات و تغییرات رخ داده رو بنویسید.




320:

سلام
من تمریناتی رو که باید انجام میدادم رو در 4 روز پی در پی انجام دادم
3روز 4 روز:قبل خواب به موضوع مربوط فکر کردم و مشابه اون موضوع رو در خواب دیدم وموقع بیدار شدن تمامش رو بیاد داشتم

321:

سلام
من پست اول رو خوندم،
ميخوام كه شركت كنم،ممنون

322:

خوبه...

میتونید مرحله دوم رو شروع کنید.



حدس میزنم پیشرفت خوبی داشته باشید..


نوشته اصلي بوسيله goosh نمايش نوشته ها
سلام
من پست اول رو خوندم،
ميخوام كه شركت كنم،ممنون
بزودی ارسال میشه..


323:

سلام اسم منم ثبت کن لطفا

یادم رفته بود کلا


324:

سلام.منم میخوام شرکت کنم

325:

اقا چرا برای من ارسال نمیکنی ؟!

326:

من نمیتونم تمرکز بگیرم.آخه خوابام همه آشفته اس.البته تواین هفته خواب درس درمون هم نداشتم.مرسی که واسم فرسادین.باز امتحان میکنم

327:

درود،

راستش اون موقع که قصد ارسال داشتم، با توجه به اطلاعات پروفایلتون مدت زیادی بود که اونلاین نبودید.

ازونجا که از کاربران ثابت نیستید استقامت کردم ببینم برمیگردید یا نه.

کمی برام مهم هست اینکه اعضای دوره از عزیزان فعال سایت باشند..

سپس این پست براتون ارسال میشه.



نوشته اصلي بوسيله altinay نمايش نوشته ها
من نمیتونم تمرکز بگیرم.آخه خوابام همه آشفته اس.البته تواین هفته خواب درس درمون هم نداشتم.مرسی که واسم فرسادین.باز امتحان میکنم
تا اونجا که میدونم در تمارین اول و دوم نیاز زیادی به تمرکز نداریم.

کافیه موقع خواب ذهنتون رو آروم کرده و سپس بیداری طبق راهنمای دوره عمل کنید.


328:

من دیشب یه رویا دیدم
اونم سپس مدت ها
قبل از خواب تمرکز گرفتم واسه اینکه آروم باشم !
بازم اومد
فرمود که میدونه نگرانم ...

و اونم نگران ِ من ِ ...


و اینکه باید حرف ِ یکی رو ( ...

) گوش بگیرم و سخت نگیرم چون همه چی درست میشه
اون مگه میتونه از اتفاقات ِ روزانه باخبر باشه ؟

شاید به خاطر ِ شرایط ِ روحیم نباید جدی بگیرم اینو!
ولی خودش بود به خدا سفر به رویا!

رایاااااان

329:

تمرکز کردن خیلیم راحت نیست با این همه مشغله ی فکری.

ولی تا اینجاشو من راضیم


330:

پس بلاخره دوباره برگشت.



خب وقتی میتونه اتفاقات آینده رو پیش بینی کنه (طبق تجربیات قبلیت) ، اونوقت از اتفاقات روزانه با خبر نباشه؟

منکه فکر میکنم خودش بوده، چون خودت مسلما به این اعتقاد نیستی که سخت نگیری قضیه رو!

منم توصیه میکنم گوش کن بحرفش.

:دی


نوشته اصلي بوسيله aryana621 نمايش نوشته ها
تمرکز کردن خیلیم راحت نیست با این همه مشغله ی فکری.

ولی تا اینجاشو من راضیم

همونطور که فرمودم نیاز زیادی به تمرکز نیست..

فقط مسائلی رو که فرموده شده با فکری آزاد و بدون فشار فکری و ..

انجام بدید.

حتی اگر احساس کردید قبل از خواب بخاطر خستگی و ..

اصلا حوصله ش رو ندارید، میتونید انجام ندید اما بهرحال سیر پیشرفت رو کند میکنه.


331:

سلام
من تمرینات مرحله دوم رو انجام دادم/زیاد از این مرحله راضی نبودم/تواین مدت مشغله درسی زیادی داشتم که تموم فکرمو در برگرفته/ حتی بیشتر موقع فقط به درسام فکر میکردم وفقط خواب درسامو میدیدم

ببخشید فکر میکنم شاگرد تنبلی هستم

332:

یک نیروی جاذبه از اینجا تا مغز هستخوانم می رود ،
اما
با انعکاس یک اشکال تراش ناخورده
بر آیینه ی ذهنم
کنار نمی توانم بیایم !

پس می گویم حتی با اونکه احتمال جواب رد می رود!

مشتاق مطالعهمطالب هستم، اما می ماند یک نکته *
که از قضا برای آغاز نماينده ی جستار بسیار مهم هست!
و برای من همانند تراش آیینه ...

به هر طریق ،
تا نظر رایان بر چه مدار افتد ...


333:



خب اتفاقا اینجا لزوم تاکیدی که قبلترها کردم و آقای wahnsinnig اشاره کردند مشخص میشه.

پیشرفت هرچند ناچیز در این مساله بشدت گریزپاست و نیازمند تمرین پیوسته ست.

اگر اینروزها سرتون شلوغ هست مشکلی نداره که همون تمرین سبک مرحله یک رو انجام بدید و هر وقت موقعيت داشتید تمارین عملی 2 رو انجام بدید.

اما برای گرفتن نتیجه، تمارین جدیتر مرحله 2 ضروری هست و اصلا تمارین اصلی همونها هستند.



نوشته اصلي بوسيله wahnsinnig نمايش نوشته ها
یک نیروی جاذبه از اینجا تا مغز هستخوانم می رود ،

اما
با انعکاس یک اشکال تراش ناخورده
بر آیینه ی ذهنم
کنار نمی توانم بیایم !

پس می گویم حتی با اونکه احتمال جواب رد می رود!

مشتاق مطالعهمطالب هستم، اما می ماند یک نکته *
که از قضا برای آغاز نماينده ی جستار بسیار مهم هست!
و برای من همانند تراش آیینه ...

به هر طریق ،

تا نظر رایان بر چه مدار افتد ...
سلام بر دوست گرامی wahnsinnig ..

حضورتون اینجا مایه خوشوقتی هست..

در مورد اهمیت اون قسمت کمرنگ، بالاتر اشاره ای به اهمیت این مورد کردم، اما دقت کنید که کلیت تمارین بخش یک و دو، ساده، بدون نیاز به تمرکز زیاد و اعمال خسته نماينده، و تمارین عملی بخش دوم براحتی قابل انجام در هر محلی (حتی محل کار یا بیرون) هستند.

مجموعا مورد خسته نماينده یا وقت گیری وجود ندارد.



با عرض خوش آمد خدمت شما بزودی پسورد و اطلاعات ارسال میشود.


334:

سلام
من تمارین مرحله اول رو با دقت تمام انجام دادم و نتیجه هم گرفتم
توی مرحله دوم هم کم وبیش موفق بودم حتی وقتی بوده که با اینکه خواب بودم ولی احساس واقعیت میکردم وبیدار بنظر می اومدم/ولی راضی نماينده برای خودم نبوده

الان باید تمارین مرحله دوم رو تکرار کنم؟

335:

سلام،

خب این خبر خوبیه که در این حد پیشرفت داشتید، در مورد تمرینات، زیاد به بازه وقتی فکر نکنید.

اونهایی که من مشخص کردم یکجورهایی حداقل هستند...

شما هر چقدر بیشتر تمرین کنید ذهن آماده تری برای این مساله پیدا میکنید.

یکجورهایی قابل مقایسه با بدنسازی هست که هر چقدر تمارین بیشتر بشه نتیجه بهتری حاصل میشه، اینجا هم بحث پرورش ذهن مطرحه.


336:

جدیدا کابوس زیاد میبینم! اگر بشه که از شر این کابوس ها راحت بشم من هم میخوام سفر کنم به رویا
فقط یک سوال:
سپس گذشت دو سال از هستارت تاپیک هنوز هم میشه ثبت نام کرد؟

337:

سلام،

نه فرق چندانی نمیکنه، هرکس میتونه در وقت دلخواهش ثبت نام کنه و انجام بده..



مواردی رو که من در این مواقع مینویسم در چند پست بالایی بوضوح فراخوان شدند.

(لزوم پیوسته بودن تمارین و تکرار و ..)

بزودی اطلاعات لازم ارسال میشه.


338:

نمیدونم چرا رمزو که میزنم نمیره

339:

پیام ارسالی به شما رو چک کردم..

پسورد صحیحه.

کپی کنید و عینا در کادرش past کنید باز میشه..


340:

مهلتش تموم شد ؟
منم دوست دارم ، اگه دیر نشده باشه ..


341:

سلام، نه، مهلت خاصی نداریم.



اطلاعات لازم به دوستان ارسال شد، غیر از خانوم Sakura که قسمت پیامشون بسته ست.

هر وقت باز کردید اطلاع بدید که ارسال بشود..


342:

شرمنده
پیام شخصی رو فعال کردم

343:

من هنوز تو تمرین اول موندم! هیچ کدوم از خوابهام دقیق یادم نمیمونه.

فقط یکی دو دقیقه از خواب هام شاید یادم مومونه! الان سه هفته ست سعی میکنم خواب هامو به خاطر بسپارم ولی هنوز موفق نشدم!

344:

منم یه مدته خوابی رو دررابطه چیزی می بینم که اصلا مسغله ذهنیم نیست چراسو نمیدونم

345:

برید سراغ مرحله دوم، اونجا حل میشه.

مرحله اول فقط یک نوع پیش آمادگی هست.


نوشته اصلي بوسيله honest نمايش نوشته ها
منم یه مدته خوابی رو دررابطه چیزی می بینم که اصلا مسغله ذهنیم نیست چراسو نمیدونم
خیلی موارد باعث دیدن خوابهای غیرمرتبط میشن، از دلائل فیزیکی و ذهنی گرفته تا مسائلی که در علوم ماورا فرموده میشه.



اگر یک خواب مدام براتون تکرار میشه، اونوقت قابل مطالعه ست و شاید ناخودآگاه سعی در ارسال و تفهیم نوعی پیام رو داره.


346:

منم مرحله دومو رد نکردم
صبح ها لحظه آخر بیدار میشم که اصن وقت ندارم با چشمای ِ بسته فکر کنم
انقد خوابالو هستم که یادم هم نمیمونه اصن باید فکر کنم
با این حال بیشتر از قبل خواب ها تو خاطرم هست ، چرا ؟

347:



خواب لزوما یک چیزی شبیه ریاضی یا علوم مختلف نیست که حتما با اجرای دقیق و تمرین و ..

اثراتش ظاهر بشه.

همین که تفکر شما به سمتش بره، حتی صرف اینکه "حوصله فکر به خواب رو ندارم" و یا حتی "بیخیالش!" ؛ باز هم ذهن شما ناخودآگاه نزدیک اون وادی شده و تغییراتی رو خواهید دید.



اصلا هدف مرحله اول همین هست! چه دقیق اجرا بکنید و چه نه.

(بخاطر همین هم میفرمودم لزوما تمارین سختی در پیش نیست.)

اگر شما هم اجرا نکردید مرحله دو رو ، وقت مناسبیه الان.


348:

خواب ها پايه ا عجیب نیستند ! غریب هم نیستند !
حتی وهم انگیز ترین ها ، حتی هراس آورترین ها
گویی خیالت را گرفته اند و یک جایی نه اون قدرها دور که در تصور توست ،
پرت اش می دارند !
همین !

به بهانه ی نقل !

البته تمارین را یا انجام ندادم یا گزینشی : دی ، اما از دلایل فرموده شده اگر بگذریم ! دلایل زیر را هم بیافزایم اگر ؛ می رسم به یک سوال ؛
علل :
ـ تقریبا همه ی خوابهایم را در خاطر دارم ، ندرتا پیش می آید که پس از بیدار شدن ، خواب در ذهن ام نقش نبسته باشد ...

که در این قبیل موارد هم اغلب یک سری اتفاقات بسیار ساده روزمره ذهنم را به خواب دیده شده مثل فلاش بک ، بر می گرداند به سمت خواب .

البته با جزییات بسیار زیاد .

طبیعتا اما به مرور وقت ـ نه با گذشت یک یا دوساعت که بیش از هفته ها ـ بسته به پیوند ذهن با خواب ، خوابهایم فراموش می شوند .


ـ من ِ بیدار در خوابهایم هشیار هست تا جایی که مسیر خوابها را اغلب با کوچکترین فکری را می توانم تغییر دهم ، البته باید از مواردی که در کنترل نیست ، بگذریم .
ـ پیشنهاد ارائه شده برای نگاشتن رویاها هم اگرچه به نظرم مفید آمد و البته بدون مغایرت با برخی مسائل ، اما کمک چندانی به حل معمای خوابهای تکراری نکرد !

و حالا سوال :
این جستار را خواندم و اون وب گاه را ، اما تجربه ای از خود رایان نبود در اون ها ؟! چرایی اش بسته به طبع نگاه شما جواب می طلبد ! البته مقصودی هست از این پرسش و نه کنجکاوی .


349:


درود آقای wahnsinnig عزیز..



یعنی وقتی تمارین رو شروع کردید، تمام این مواردی رو که فرمودید رو میتونستید انجام بدید؟!

خب با این حساب شما بنوعی مسیر زیادی از اهداف این تاپیک رو از قبل طی کردید..



کنترل رویا، لزوما راه حلی برای خوابهای تکراری نیست.

(فکر کنم جایی هم اشاره نکردید)

توضیحی که همین بالا به دوست دیگری دادم:

نوشته اصلي بوسيله Rayan نمايش نوشته ها
اگر یک خواب مدام براتون تکرار میشه، اونوقت قابل مطالعه ست و شاید ناخودآگاه شما سعی در ارسال و تفهیم نوعی پیام رو داره.
شاید با روشهایی مثل کنترل خواب، به نوعی بشه صورت مساله رو حذف کرد؛ اما بهرحال، توجه به معنا و مفهوم خواب، و تاثیر دادن پیامی که ازون خواب ارسال میشه، در دنیای واقعی، راه اصولی تری برای برطرف کردن رویای تکراری هست.



بعضی خوابهای تکراری تنها دلیل روانی دارند و لزوما پیام خاصی رو نمیرسونند.

این خوابها گاهی از بعضی اتفاقات در زندگی واقعی شروع میشن، و شبهای متوالی در خواب شخص مشاهده میشند.



سایت روانیار توصیه خوبی برای این موارد نوشته:



کابوس‌های تکراری و مزاحم را می‌توان با تکنیکی به نام «درمان از طریق تصویرسازی ذهنی» (IRT) که به سادگی هم قابل یادگیری هست، تحت کنترل در آورد.

اگر شما چند کابوس تکرار شونده دارید، یکی از اون‌ها را انتخاب کنید و فرایند IRT را هر شب به کار بندید تا کابوس از میان برود.

وقتی که اون کابوس از بین رفت، فرایند را برای کابوس‌های دیگر تکرار کنید.

  • متن کابوستان را بنویسید.

    داستان را با تمام جزئیاتی که به یاد می‌آورید بازگو کنید، مهم نیست چقدر ترسناک باشد.
  • یک پایان جدید برای داستان کابوس ایجاد کنید و اون را بنویسید.

    البته مواظب باشید که پایان جدید، مسالمت‌آمیز باشد.

    به یاد داشته باشید که کابوس بر هیجاناتی چون خشم که توسط یک سانحه برانگیخته شده، هستوار هست.

    نکته پایان جدید داستان، مهار کردن هیجانات هست، نه صرفاً بیرون ریختن اون‌ها در قالب خشونت و انتقام.
زنی کابوس تکرار شونده‌ای داشت که در اون، تحت تعقیب یک مرد سیاه‌پوش بود.

او در کابوس خود می‌دوید و می‌دوید و هر بار در یک نقطه مشابه، عرق ریزان و با تپش قلب از خواب می‌پرید.

او به عنوان یک پایان جدید، تصمیم گرفت فرار کردن را متوقف کند و با اون مرد رو در رو شود.

در خواب بعدی، هنگامی که مرد سیاه‌پوش ظاهر شد، زن به سمت او برگشت و فرمود «کیستی و چه می‌خواهی؟» و اینجا بود که ذهن ناهشیار (ناخودآگاه) زن، شفرمود‌زده‌اش کرد.

مرد مودبانه جواب داد:«این بسته از دست شما افتاد و من می‌خواستم اون را به شما برگردانم.» سپس او بسته را به زن داد.

زن پرسید: این چیست؟ مرد فرمود: «این ایمان شما به خوبی و پاکی انسان هست.» زن از خواب پرید و کابوس دیگر هرگز تکرار نشد.

  • نسخه جدید داستان را هر شب قبل از این که به خواب روید، در تصورات خود مرور کنید.

    این کار را در فاصله وقتی هر چه نزدیک‌تر به خوابتان اجرا کنید و هیچ کار دیگری بین این کار و به خواب رفتن انجام ندهید.
  • بلافاصله سپس این تصویرسازی ذهنی از تکنیک‌های آرمش (ریلکس‌کردن) برای به خواب رفتن آرام هستفاده کنید.

    از هر تکنیکی که با اون آشنایی دارید می‌توانید هستفاده کنید.
--

توضیح: کلا نگاه من به LD و خواب آگاهانه، چندان نگاه "درمانگرانه" نیست.

بلکه کشف نوع خاصی از توانای هائی ذهنی هست که راهی بسوی درک تجربیات فراتر و عمیقتر میباشد، چنانکه بعضی دوستان هم با مسائلی فراتر از کنترل خواب در تجربیاتشون مواجه شدند.



در مورد تجربیات شخصی، من تقریبا با کمتر از یک هفته تمرین، آگاهی در خواب رو بدست آوردم.

اما چندان روش مانور ندادم، چون ترجیح میدم روی مسائلی که به مراحل فراتر ازین مساله میرند کار کنم.

شاید در تاپیکهای جدید بخصوص در بخش ماورا، بیشتر در مورد اون موارد بنویسم.


350:

منم که هنوز شاگرد آخر کلاسم!!!!
ولی یه روزی اول میشم.

میدونم

351:

خب شما یکجورهایی راه عرفانی متفاوتی رو طی کردی!

352:

من دیشب به نوعی مرگ ِ خودم رو در خوابی که عین ِ واقعیت بود دیدم !
مثل ِ گذشته
ولی کمی متفاوت تر
دیشب من میدونستم بیدارم و میدونستم قراره یه اتفاقی واسم بیوفته و افتاد ..
ولی نمیدونم چی باعث شد از اون وضعیت نجات پیدا کنم
شاید توسل !
چون یادمه خیلی توسل کردم تا از خواب پریدم !!

+ هنوزم خودم نمیدونم چی بود !!!
شاید یه رویا شایدم یه خواب ِ پریشان !!

353:

شاید دچار تجربه خروج از بدن OOBE شدی.

این با تجربه نزدیک مرگ NDE متفاوته.

ولی خب میتونه بعنوان یک تجربه بعنوان روح و مشاهده بدن خوابیده و ..

تجربه خاصی باشه.



اگر واقعا تجربت از نوع OOBE باشه حتی میتونی روش کار کنی و تجربه های دیگه داشته باشی ولی خب ممکنه برای همه خوشایند نباشه.



Out-of-body experience - Wikipedia, the free encyclopedia

354:

یعنی برون فکنی؟

دفعه ی بعد که اینطور شدم ( البته خدای نکرده :دی ) باید چکار کنم؟

355:

نوشته اصلي بوسيله rayan نمايش نوشته ها
شاید دچار تجربه خروج از بدن oobe شدی.

این با تجربه نزدیک مرگ nde متفاوته.

ولی خب میتونه بعنوان یک تجربه بعنوان روح و مشاهده بدن خوابیده و ..

تجربه خاصی باشه.



اگر واقعا تجربت از نوع oobe باشه حتی میتونی روش کار کنی و تجربه های دیگه داشته باشی ولی خب ممکنه برای همه خوشایند نباشه.



out-of-body experience - wikipedia, the free encyclopedia

جالب هست ؛
گمان می کنم برای تان چندان خوشایند نبوده هست .: دی

مشابه این تجربه را ، اولین بار پنج یا شش سال پیش داشته ام ؛
که اگر همان تجربه ای باشد که رایان از اون فرمود ؛
در آینده نه چندان دور تجربیات دیگری را خواهید داشت ؛ که به مراتب شیرین تر اند !
البته اگر این تجربه را شیرین بدانیم نه هراسناک !
چرا که نخستین مساله ای که بعد این تجربه ظهور می یابد ؛
نوعی تشویش و آزردگی هست که ممکن هست برای برخی ها تا هفته ها و یا گاه بیش تر ادامه داشته باشد ؛
این تشویش البته با درجات پایین ترحتی در اون هایی که آگاهانه قصد تمرین و تجربه ی این فرایند را داشته اند ؛ دیده شده هست .
البته این نکته را برپايه تجربیات در محیط پیرامون خود دیده ام و بعد علمی اش را رایان بهتر می دانند .


+ پوزش از پریدن میان کلام ...


356:

معمولا با هربار رخ دادن این مساله میزان سختیش کمتر میشه و زودتر ازین مرحله رد میشید.

تا جایی که گاهی حتی بدون حس هیچگونه مساله ای خودتون رو بیرون بدن خواهید دید!

تنها کافیه آرامشتون رو حفظ کنید و کمی منتظر باشید تا رفع بشه، اگر خواستید خروج انجام بشه که خودتون رو یکی دو متر دورتر فرض کنید (مثلا نزدیک پنجره) اما اگر نخواستید کمی استقامت کنید و به خودتون اطمینان بدید که الان به حالت اول برخواهید گشت.

خطر خاصی هم در این کار وجود نداره.

(خانوم صفا هم که مشابه شما بود تجربیاتشون به این مساله پی بردند)

این رو هم ذکر کنم که مجنون مسلما با این توصیفات بیش از بنده تجربیات داشتند.

هرچقدر هم که اطلاعات بنده تئوریک هست ایشون (اینطور که از پستشون مشخصه) عملا با این مساله آشنا و درگیر بودند و راهنمای خوبی خواهند بود!

پ.ن: انشاالله بزودی در تاپیک مختص این مساله بیشتر صحبت میکنیم..


357:

سلام
كلا نميدونم چند وقته اين تاپيك و ميديدم و يه حسي بود كه حتي يك بار هم داخلش نشدم

ممنون ميشم پسوورد و براي من هم بفرستيد
مدت هاست شايد بيشتر از يك سال باشه كه يك خواب به صورت مداوم برام تكرار ميشد
تا دو ماه تقريبا هر شب
بعد تصميم گرفتم كه با شخصي كه نقش كليدي تو خوابم داشت ارتباطمو كم كنم
جالب اين جا بود كه تكرار خوابم كم شد
سپس يك ماه تقريبا افراد درون خوابم تغيير كرد
اما مثلا يك يا دو بار در هفته بود
سه ماه بود كه تكرار نميشد شايد چون يه جورايي ترس از خواب پيدا كردم و الان از اون وقت ميزان خوابم خيلي كم شده وقتي خوابم ميبره كه انقد خسته باشم كه تقريبا بيهوش شم يا با قرص ميخوابم كه هيچ خوابي نميبينم
تقريبا دو هفته پيش باز اون خواب و ديدم و سه بار هم تكرار شده

اگه ممكنه من هم ميخوام ثبت نام كنم

358:

حقیقت این هست که فکر می کنم اگر نسبت به مسائل پیرامون ما آگاهی و دانش نظری وجود داشته باشد ،
تجربه هایی که رخ خواهند داد دلنشین تر ، هدفمند تر خواهد بود ؛
در غیر این صورت همانطور که رایان تاکید کردند در ابتدای راه ، علاوه بر دشواری بودن ؛
ممکن هست نگرانی ، دلهره و هراس با خود به دنبال داشته باشد .


در این جا طبیعتا تجربه نه تنها کافی نیست بلکه تصورم اون هست که نمی تواند راهنمای خوبی هم باشد ؛

اونچه بیشتر عقلانی به نظر می رسد ؛ حرکت در یک چارچوب مشخص ( به طور مثال علم یا ...

) و کسب تجربه های هدایت شده هست .


البته این ، به معنای حد و مرز قائل شدن برای تجربه نیست بلکه فکر می کنم در ابتدای کار باید دانشی رهنمون گر ، وجود داشته باشد .


به همین دلیل هم چنان بر این باورم ، رایان ( اگر فروتنی را کنار بگذارند) با توجه به علم شان نسبت به موضوع ؛ راهنمای خوبی خواهند بود .


پ.ن : برای خود من در اون سال ، درکمتر از یک هفته چندین مورد مشابه اون تجربه رخ داد که چون اون وقت اطلاعات امروز را نداشتم ؛ حقیقت این هست که تجربه ی دلنشینی نبود ! به ویژه اونکه رویدادها پی در پی و بدون مقدمه اتفاق می افتادند و کنترلی نسبت به اون ها نداشتم .

لذا فرموده هایم صرفا منشاء تجربی دارند و نه علمی یا ...

.


به علاوه ؛ بر این باورم "طی این مرحله بی همرهی خضر مکن" به ویژه اینکه روحیات در شما لطیف تر هست .

حالا بسته به باورتان خضر راه هر چه و هرکه باشد ؛ تجربه های بهتری خواهید داشت .


پس در کنار آرامش ؛ اگر علاقه مند هستید ؛ مطالعات علمی و ...

هم بسیار کارگشا خواهد بود .





+ پوزش از پرش مجدد در میان کلام ...


+ مشتاقانه منتظر بهره مندی از بحث های شما و دوستان هستیم ...
-------------------------------
+ مخاطب بانو هدی : این مورد کاملا بی ربط اما احتمالا مرتبط هست :
معمولا افرادی که دانشی نسبت به این موضوع ها دارند اگرچه علاقه مند به فرمودگو در این زمینه ها هستند یا اگر باشند؛
به اشارت از مباحث عبور می نمايند .

توصیه دوستانه اینکه ؛ از فرموده های رایان که در این رابطه علم و آگاهی هدفمند دارند ؛
استفاده بدارید
چراکه اغلب فرموده های ایشان دارای نکاتی هست که به مرور در تجربه ها کسب می شوند .



359:

به من پسوورد نميدين؟؟

360:

دیگه در کلاسارو بستیم.

:دی

میفرستم الان.


361:

امیدوار بودم وقتی این صفحه باز میشه تایپیک در جهت موضوع در حرکت باشه و بتونم در اون شرکت کنم ولی مثل اینکه بنا بر سلیقه بعضی افرادی که منبر نشین قصه ما هستند اجازه پست زدن در جهت موضوع رو اینجا به من نمیده.


362:

در چه جهتی؟
خُب شما هم اگر اطلاعاتی در این زمینه دارید منبر نشین باشید ..

مطمئن باشید هستفاده میکنیم

اتفاقا" این تاپیک جزء ِ تاپیک هایی هست که در جهت ِ موضوعش پیش میره !

نمیدونم چطور همچین برداشتی کردید شما !

363:

اينجا ميشه سوال پرسيد ديگه؟
حمل بر منحرف كردن موضوع كه نميشه؟

فرموديد كه به خواب هاي احتمالي
يعني به خواب هايي كه ميخوايم و علاقه داريم ببينيم يا خواب هايي كه معمولا ميبينيم

من چون خودم معمولا كابوس ميبينم چه كابوس هاي گذرا چه كابوس هاي تكرار شونده بخوام به اون خواب ها فكر كنم اصلا خوابم نميبره مگر اينكه قرص بخورم كه با قرص رايشانا ديدني اتفاق نمي افته

364:

در اون یکی جهت
کم کم تجربه کسب میکنی و اون وقت میتونی درک کنی که دقیقا این پستی که شما زدی هیچ ارتباطی به موضوع یعنی سفر به رویا نداره مگر اینکه
توی خواب و رویا دیده باشی که:

اتفاقا" این تاپیک جزء ِ تاپیک هایی هست که در جهت ِ موضوعش پیش میره !

و اضافه کنم من کسی رو خطاب نکردم که شما سریع فرق منبر رو شکافتی و نخ کلام رو به دست گرفتی.

در جهت موضوع:

یاد گرفتن اینکه چطور رویاهایمان را کنترل کنیم، بخش بسیار مهمی از رویای شفاف هست.

تشخیص اینکه دقیقاً چه وقتی خواب می بینیم کافی نیست باید با قوانین دنیای خواب و رویا آشنا شویم.

شما می توانید بااستفاده از تکنیک های خاص یادبگیرید که چطور در واقعیت مجازی دنیای خواب هر کاری را اجرا کنید.

پس بدون معطلی بیشتر، اجازه بدهید نگاهی به بعضی از متداولترین موضوعات خوب بپردازیم.
خواب

رویای پرواز
اکثر افراد وقتی یاد می گیرند که رویای شفاف داشته باشند، به سراغ رویای پرواز می روند.

این یک آرزوی متداول هست و مطمئنم که همه اونها که اصول رویای شفاف را یاد گرفته اند، یکبار هم که شده این رویا را دیده اند.
اما، کنترل خواب پرواز همیشه هم آسان نیست.

پرواز کردن در زندگی عادی امری عادی نیست به همین خاطر وقتی سعی می کنید خواب پرواز ببینید، ذهن خودآگاه شما در باور اون کمی مشکل خواهد داشت.
ممکن هست متوجه شوید که خیلی بالا رفته اید یا خودتان را متقاعد کنید که حتماً پایین می افتید.

این مشکل فیزیکی نیست، مشکلی ذهنی هست.
به فیلم ماتریکس فکر کنید، وقتی که مورفوس از نئو می پرسد که چطور در جنگ واقعیت مجازی او را می زند.

آیا به خاطر این بود که در دنیای شبیه سازی شده، قوی تر، سریع تر یا شایسته تر بود؟ خیر.

به خاطر این بود که واقعاً باور داشت که بهتر هست.

در رویای شفاف هم وضع به همین صورت هست.
برای پروراندن این باور و دیدن یک رویای پرواز عالی، باید کم کم از پریدن های کوتاهتر شروع کنید و بعد تدریجاً به خودتان اجازه دهید که بالاتر بروید.

باید همیشه یادتان باشد که این یک رویاست و هیچ آسیبی نخواهید دید.

با تمرین خیلی زود می توانید مثل سوپرمن بالاتر از ابرها و روی شهر پرواز کنید.
اگر می خواهید می توانید از کمک پرواز هم هستفاده کنید.

این کمک می تواند هر چیزی مثل بال های خیلی بزرگ یا یک جت یکنفره باشد، یا حتی نشستن روی یک اژدهای بالدار.
تغییر صحنه در رویا
ایجاد تغییر صحنه در خواب در جلوی چشمانتان کار دشواری هست.

دلیل اصلی اون این هست که خودتان انتظار اون تغییر را ندارید.
البته، وقتی صحبت از یاد گرفتن کنترل رویاها به میان می آید، همیشه راهی وجود دارد.

تحقیقات مربوط به خواب های شفاف راه های مختلفی را برای تغییر صحنه در خواب های آگاهانه کشف کرده هست.
من یکبار می خواستم در خواب چیزی بخورم اما در وسط یک مزرعه بودم.

به خاطر همین یک کمی جادو و جنبل در خوابم راه انداختم.

تجسم کردم که یک رستوران پشت سرم هست و وقتی یک ثانیه بعد سرم را برگرداندن، اون رستوران همانجا بود.

بعد داخل شدم و یک غذای خیلی خوشمزه سفارش دادم.
گاهی اوقات یک در جادویی پیدا می کنم و پشت اون می ایستم.

مقصدم را پشت در تجسم می کنم.

اینکار را می توانید با آینه هم اجرا کنید.

آینه ها هم معمولاً به مکان های دیگری راه دارند و راهی برای تغییر واقعیت به حساب می آیند.
مهمترین چیز این هست که واقعاً باور داشته باشید که صحنه می تواند عوض شود.

درغیراینصورت با ذهن خودآگاهتان وارد جنگ منطقی خواهید شد.

عادت کنید که هر از گاهی به خودتان بگویید که “این یک رویا هست” و خیلی زود یاد می گیرید که هر چیزی در رویا ممکن هست.

خواب

سفر در وقت
این یک راه خیلی ساده برای یادگرفتن کنترل رویاست.

تا بالاتر از ابرها پرواز کنید تا جاییکه که دیگر زمین دیده نشود.

وقت و مکانی را که می خواهید به اون بروید تجسم کنید و بعد دوباره به سمت زمین پایین بروید.
یا وارد ماشین وقت شوید، همه دکمه ها را فشار دهید و همه اهرم ها را بچرخانید و خودتان را متقاعد کنید که دارید در وقت سفر می کنید و بعد دوباره از ماشین زمین بیرون بروید.
هر دو این روشها را می توانید برای تغییر صحنه و رفتن به یک مکان دیگر هم هستفاده کنید.
پیدا کردن اشیاء رویایی
تحقیقات مربوط به خواب و رویا راه های بسیار زیادی را برای پیدا کردن اشیاء جدید در رویا پیدا کرده اند.

کلید کار تجسم هست.

اشیاء نمی توانند جلوی چشمتان شکل بگیرند اما می توانید به دور و اطراف نگاه کنید و اشیائی پیدا کنید که قبلاً اونجا نبوده اند.
می توانید اشیائی را در جیبتان، پشت سرتان، زیر یک تکه سنگ، در کشو کمد، پشت درخت، در یک جعبه و … پیدا کنید.
باید راهی را پیدا کنید که بیشتر به دردتان بخورد.
حرف زدن با ذهن ناخودآگاه
وقتی بدانید که چطور می توانید یک رویای شفاف ببینید، به ذهن ناخودآگاهتان هم دسترسی آسانتری خواهید داشت.

می توانید مستقیماً با اون ارتباط بربرنامه کنید و بینش عمیق تری نسبت به خود و درک خود از دنیا پیدا کنید.
وقتی اینگونه خواب دیدن را یاد گرفتید، ساده ترین راه برای ارتباط بربرنامه کردن با ذهن ناخودآگاهتان این هست که به اون جسمیت دهید.

یک شخصیت رویایی بسازید (انسان یا حیوان) که از حرف زدن با او لذت می برید و سپس او سوالات واضح و آشکار بپرسید.

از خیلی پاسخهایی که خواهید شنید مطمئناً متعجب خواهید شد.
“خواب دیدن به همه ما این امکان را می دهد که با آرامش و اطمینان هر شب از زندگیمان دیوانگی را تجربه کنیم.” –ویلیام دیمنت
تحقیقات مربوط به رویاهای شفاف
همانطور که می بینید یادگرفتن کنترل رویاها درست مثل حرف زدن به زبان ذهن ناخودآگاهتان هست که البته همیشه ترجمه دقیقی برای اون وجود ندارد.
خیلی از کارهای فوق العاده و غیرممکن در رویا قابل قبول اند درحالیکه خیلی کارهای منطقی ممکن هست از شما فرار نمايند.

این هدف شماست که قوانین اون را کشف کنید و راه های جدید برای کنترل رویاهایتان پیدا کنید


رویا و خواب اسلامی:

يكي از نعمت هايي كه خداوند به انسان عطا كرده هست.

نعمت خواب هست، وهنگامي كه انسان به خواب مي رود ممكن هست چيزهايي را به خواب ببيند، كه باعث لذت بردن يا رنجيدن و ترس واضطراب ايشان گردد.

اين كه خوابي كه انسان مي بيند چقدر درست يا غلط هست و چه تعبيري دارد بحثي جداگانه مي طلبد.


اون چه الان مورد توجه هست اين هست كه چگونه مي توانيم اشخاصِ خاصي را مانند پيامبر (صلي الله عليه وآله) و ائمه ي اطهار (عليهم السلام) و يا والدين و يا افراد ديگر را در خواب ببينيم؟
در جواب بايد فرمود: خواب ديدن مربوط به روح انسان هست و چنان هست كه به صورت صد % در اختيار انسان نيست كه هر چه بخواهد بدون كم و كاست به خوابش بيايد، زيرا بعضي خواب ها از آينده خبر مي دهند و امور آينده كاملا در اختيار انسان نيست امام پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) و ائمه ي اطهار (عليهم السلام) راه هايي را نشان داده اند كه هر كس بخواهد پيامبر (صلي الله عليه وآله) يا ائمه (عليهم السلام) و مؤمنين را به خواب ببيند بايد اون راه را بپيمايد.

در اين جا به چند مورد اشاره مي شود:
1 - از امام موسي بن جعفر (عليه السلام) نقل شده كه فرمود: اگر كسي حاجتي داشته باشد و بخواهد ما را به خواب ببيند و موضع و جايگاه خود را نزد خداوند بداند، سه شب پي در پي ابتدا هرشب غسل كند، سپس با ما راز كند (مشكل خود را مانند كسي كه با دوستش سخن مي گايشاند، به يكي از ائمه ي اهل بيت (عليهم السلام) بگايشاند) كه ما را در خواب ببيند و وضع خايشانش را نزد پروردگار تشخيص دهد.

(بحار، 26، 256).


2 - از امام عسكري (عليه السلام) نقل شده كه فرمود: مردي نزد امام جواد (عليه السلام) آمد و فرمود: پدرم از دنيا رفته و ثروت فراواني داشته هست ولي چون مرگش ناگهاني بوده جاي مالش را نمي دانيم و من عيالمند هستم و از دوستان شما مي باشم، به دادم برسيد.

حضرت فرمود: چون نماز عشا بجا مي آوري صدبار بر محمد و آلش درود فرست و بخواب كه پدرت به خوابت آيد و جاي مال خود را نشان دهد ايشان چنين كرد و پدرش به خوابش آمد و مشكل او حل شد.

(بحار، ج 91، ص 379، ج 76، ص 220)
3 - مرحوم محدث قمي (ره) در مفاتيح الجنان فرموده اند:
براي خواب ديدن يكي از پيغمبران يا ائمه (عليهم السلام) و يا والدين و يا امتان ديگر بخوابد سوره ي شمس، ليل، قدر، كافرون، اخلاص، ناس و فلق را خوانده، سپس بخواند صد مرتبه اخلاص، صد مرتبه صلوات بر
پيغمبر (صلي الله عليه وآله) و آل او با وضو به جانب راست بخوابد.


و نيز فرموده شده كه همين عمل را هفت شب به جا آورد و قبل از اون اين دعا را بخواند:
اللهم انت الحي الذي لايوصف والايمان يعرف منه منك بدت الاشياء واليك تعود فما اقبل منها كنت ملجأه وما ادبر منها لم يكن له ملجأ ولا منجا منك الا اليك فاسئلك بلا اله الا انت واسئلك بسم الله الرحمن الرحيم و بحق حبيبك محمد صلي الله عليه و آله سيد النبيين و بحق علي خير الوصيين و بحق فاطمة سيدة نساء العالمين و بحق الحسن و الحسين اللذين جعلتهما سيدي شباب اهل الجنة عليهم اجمعين السلام ان تصلي علي محمد و آل محمد و ان تريني ميتي في الحال التي هو فيها.
"چه زيباست رايشان تو در خواب ديدن فروغ نگاه تو در آب ديدن"
چه زيباست رخسار خورشيدي تو پس از پرده داري مهتاب ديدن
چه زيباست در چشمه ي نور چشمت شكوفايي روشن تاب ديدن
چه زيباست دور از شكوه حضورت نگاه تو در چشم احباب ديدن
چه زيباست تصايشانر روحاني تو به يكباره در پيكر قاب ديدن
چه زيباست در خلوت دل نشستن جمال تو دور از تب و تاب ديدن
چه زيباست گرپا گذاري به چشمم نشستن كناري و سيلاب ديدن
چند نكته در باره ي خواب ديدن:
1 - از پيامبر (صلي الله عليه وآله) نقل شده كه فرمود: هر كس مرا در خواب ببيند قطعاً مرا ديده زيرا شيطان در صورت من و اوصياء من و در صورت يكي از شيعيان اون ها مجسّم نمي شود.
2 - خوابي را كه انسان مي بيند براي هر كسي نقل نكند زيرا اولا همه كس تعبير اون را نمي دانند و ثانياً معلوم نيست طرف مقابل انسان خوب و امانت داري باشد "لذا در حديث آمده كه: خواب خود را جز براي كسي كه از حسد و تجاوز پاك باشد نگوئيد"




امیدوارم مفید واقع شده باشه.


365:

بله..

بخش بزرگ حجم این تاپیک پرسش و جواب هست.

در خوابهای ناخوشایند، معمولا شرایط بیرونی (دنیای واقعی) باید پیگیری و شناسایی بشن.

چون اینکه با رویابینی به جنگ اموری که مشاء روانی و حقیقی دارند بریم، چندان راه درستی رو نرفتیم.

اما مسلما در کنار تلاش برای رفع مشکلات دنیای واقعی، رویابینی یک اقدام کاملا موثر هست.

یعنی این دوتا میتونند به نحو خوبی به عنوان مکمل همدیگه رفتار نمايند.



لزومی نداره دقیقا به صحنه های کابوسها فکر کنید، همینکه آماده ورود به دنیای خواب باشید (و ترجیحا خوابهای خوشایند) کافی هست.


366:

اوه
من ديشب در عرض دو سه ساعت حدود ده تا خواب كامل و مشخص ديدم...ولي همش پر از تنش و هسترس

367:

شاید بخاطر دوران امتحانات باشه!

بهتره علاوه بر تمارین، همونطور که فرمودم بدنبال دلائلش (و رفعشون) در دنیای واقعی هم باشید..


368:

سلام...بيشتر اوقات خواباي من يا مسائلي كه قبلا برام اتفاق افتاده.....
يا در آينده نه چندان دور اتفاق مي افته.........
خسته شدم از خواب ديدن........
چيكار كنم.....؟؟؟؟

369:

خب اینکه چطور میشه به اصطلاح "خواب زدایی" کرد زیاد در برنامه این تاپیک نیست..

(با این حال من در موردش بدنبال یک تمرین عملی که بشه برای عموم مطرح کرد خواهم بود.)

کاری که اینجا انجام میدیم "کنترل خواب" هست یعنی موقع دیدن خوابها آگاه باشیم و خودمون هدایتشون کنیم یا تغییر بدیم.



اگر مایل به چنین روالی بودید فراخوان کنید تا پسورد دوره فرستاده بشود..


370:

خوشبختانه و يا شايدم متاسفانه براي امتحانات كلا هسترس ندارم فعلا
خوب من نميدونم چه جوري بايد دلائلشو پيدا كنم چه برسه بخوام رفعشم بكنم...شايد فعلا به خاطر صحنه هاي خاك سپاري باشه كه تو ذهنم مونده..ولي خوب من قبل از اين موضوع هم اين مشكل و داشتم فقط الان كمي حاد تر شده البته خيلي كه در صدد حلش برومدم
ولي چه جوري ميشه رفعشون كرد

371:

من تصور میکنم مشکل شما (به اصطلاح بدخوابی) با مراجعه به متخصص راحتتر قابل پیگیری و حل باشه، بهرحال این رو هم مطالعه کنید:

راه‌های مقابله با بد‌‌خوابی

372:

سلام!
من معمولا خوابهام یادم نمی مونه، به نظرم جالب میاد،
میشه منم شرکت کنم ، دیر نیست؟

373:

فعلا ترجيح ميدم كه همين تمرين ها رو انجام بدم در جهت كنترل اين همه خواب تا اينكه برم دكتر و كلي مسكن بگيرم باز
همين كه ياد بگيرم بفهمم تو خواب كه خوابم فكر ميكنم كمك خيلي بزرگي بكنه بهم

374:

به من پسورد نمیدین؟

375:

خب اینکه چطور میشه به اصطلاح "خواب زدایی" کرد زیاد در برنامه این تاپیک نیست..

(با این حال من در موردش بدنبال یک تمرین عملی که بشه برای عموم مطرح کرد خواهم بود.)

کاری که اینجا انجام میدیم "کنترل خواب" هست یعنی موقع دیدن خوابها آگاه باشیم و خودمون هدایتشون کنیم یا تغییر بدیم.



اگر مایل به چنین روالی بودید فراخوان کنید تا پسورد دوره فرستاده بشود..



مرسي....بدم نمياد امتحان كنم......
منتظرم....

376:

سلام
این تمارینی که حرف میزنین ازشون، کجا هستن؟

377:

درود،

ممکنه بطور کلی این تمارین در سایتهایی وجود داشته باشند، اما تمارین ویژه این دوره در یک وبلاگ هست (البته آدرسش لزوما مخفیانه نیست و در همین تاپیک بهش چند بار لینک داده شده) اما برای مشاهده مطالبش رمز لازم هست، که به دوستانی که علاقمندند و اینجا فراخوان آمادگی مینمايند ارسال میشه.


378:

ممنون از توضیحاتتون.
لطف میکنید لینک و پسورد وبلاگ رو برام پیام کنید؟

379:

سلام رایان عزیز

من خیلی وقت پیش اینجا ثبت نام کردم ،
ولی هنوز خبری نشده و چیزی دریافت نکردم.

380:

سلام رايان عزيز

من ديشب با توجه به وقت كمي كه تمرين ميكنم هم يه آگاهي خيلي كمي پيدا كردم تو خواب كه تا حالا سابقه نداشته به اين شدت تو خواب بفهمم كه خوابم
يه كم ترسناك بود ولي هيجان انگيز و جالب هم بود

با توجه به اين كه من تمرين اول و كم و بيش انجام دادم تعداد خواب هام افزايش پيدا كرد انقدر كه اعصابم خورد شد و ولش كردم تمرين دوم را نا خوداگاه انجام دادن مخصوصا نوشتن رايشاناهام و اين باعث شد كه بهتر بتونم تو حافظم ثبتشون كنم حتي وقتي كه مينوشتم از اون خواب خاص چيز هاي بيشتري يادم ميموند
از تمرين دوم تمرين دوم هم كه تمرين براي آگاهي خواب بود خيلي خيلي سرسري عبور كردم

تا اينكه ديشب تو خواب با ديدن يه نمونه از اون تمرين ها به سرعت اون مطلب يادم اومد و شك كردم و بعد مطمئن شدم كه خوابم
يه دفعه تمام تصاايشانر و صدا ها محو شد و خوب من خيلي خيلي ترسيدم
فقط با خودم زمزمه كردم الان ميرم تو اتاقم دراز ميكشم تا بيدار شم همين كه به خودم و اتاقم فكر كردم چشمامو تو اتاقم باز كردم كه كاملا با پريدن از خواب متفاوت بود
ترسناك ولي خيلي هيجان انگيز بود

فقط يه كم باعث دلهره شده در صورت تكرار بايد چي كار كرد
و هم اينكه ميشه هر وقت آدم خواست اين تجربه ها رو از بين ببره؟

381:

ضمن تبریک مجدد :دی ،

خب مسائل اصلی رو که اونطرف نوشتم و فقط باید تکرار کنم این اضطرابها فقط بخاطر تجربه یک پدیده جدید هست، وگرنه در ذات این مساله، چیز خطرناک و ترسناکی وجود نداره.

اینکه میگیم چیز خطرناکی نیست حاصل تحقیقات فراوان کسانی هست که در این مسائل بودند و آزمایش و بررسی انجام دادند و در واقع کارشون ازین هم که "خطر داره یا نه؟" گذر کرده و بدنبال یافته های جالب دیگری هستند!

پس تنها آزامشتون رو حفظ کنید و بدنبال تجارب جدیدتر باشید..

بله، هر وقت تمارین رو قطع کنید و به روال عادی زندگیتون بپردازید، عموما این مسائل کمرنگتر خواهند شد..


382:

سلام

انگار من بخوام يه كم جدي تمرين كنم خطرناك ميشه

خوب من ديروز خيلي فكرم مشغول اين قضيه بود و چون دير خوابم ميبره بعضي وقتا سه ساعت طول ميكشه تا خوابم ببره ذهنم مشغول اين قضيه بود
چند تا خواب تو در تو ديدم يعني مثلاخواب ديدم كه خوابم دارم خواب ميبينم اصن يه وضعي شد

تجربه ي پريشب باز تكرار شد در يك موقعيت ديگه و كاملا اتفاقي فهميدم كه خوابم كلا ديگه تو خواب هر چيز عجيبي كه ببينم ميفهمم خوابم
ولي باز هم ترسيدم و چند ثانيه اي بيدار شدم
نتونستم ذهنم و كنترل كنم كه به اون چيزي كه فرموديد فكر كنم به خودم باز فكر كردم

383:

بخش تجارب رو خوندید؟

مروری بر تجارب دیگران

میتونه کمی در روشنتر شدن ذهنتون کمک بکنه..

سعی میکنم اگر موارد جدیدی پیدا کردم آپدیتش کنم بزودی.


384:

نه نخونده بودم دونه دونه ميرفتم جلو....جالب بود شايد بتونه كمك كنه مخصوصا اون آينه يا در

ولي من ديشب خيلي تمرين كرده بودم و ذهنمم آماده كرده بودم كه دقيقا اون لحظه اگه پيش اومد به چي فكر كنم ولي يه مشكلي كه هست اون لحظه كهميفهمم خوابم اون لحظه كه همه چي محو ميشه و يه حالت مثل تو عمق آب بودن به آدم دست ميده ميترسم...يعني باز ترسيدم و كمتر از چند ثانيه برگشتم

385:

منم میخوام تو این دوره سرکت کنم
تا خوابایی که دوست دارمو ببینم
منم ثبت نام کنید مدیر رایان

386:

وای منم با کمال میل فراخوان امادگی میکنم

387:

فكر كنم يه كم ناخواگاهم داره لج بازي ميكنه

شك ميكنم توخوابم كه خوابم مثلا يه چيز عجيبي ميبينم حتي تو ذهنم مياد كه امتحان كنم ولي هي دورو برم شلوغ ميشه همه چي قاطي ميشه انقدر پيچ در پيچ ميشه تا بيدار شم

388:

من دارم چيزهاي جالب و هيجان انگيزي رو تجربه ميكنم

كه يكيش اينه كه خوابي كه ماه هاست به نحايشان داره تكرار ميشه و و كاملا يك كابوس آزاردهندست و بين فهميدم كه خوابم و دفعه ي اول باز سريع بيدار شدم
دفعه ي دوم كه ديدم تا همون جا كه دفعه ي پيش فهميدم خوابم و ديدم و باز اون لحظه فهميدم كه خوابم و اين بار نترسيدم و از اون محيط خارج شدم ولي باز جايي نتونستم برم دوباره بيدار شدم

389:

دقیقا یکی از کارکردهای LD یا خواب آگاهانه همین مساله کنترل خوابهای ناخواسته ست.

بطوری که حتی اگر بعدها این روش رو رها کردید و چنین مشکلی پیش اومد بازم با شروع همین تمارین میتونید مچ چنین خوابهایی رو بگیرید و حتی ریشه یابی کنید.



خوندن این ماجرا هم که چند صفحه قبل گذاشتم خالی از لطف نیست:

زنی کابوس تکرار شونده‌ای داشت که در اون، تحت تعقیب یک مرد سیاه‌پوش بود.

او در کابوس خود می‌دوید و می‌دوید و هر بار در یک نقطه مشابه، عرق ریزان و با تپش قلب از خواب می‌پرید.

او به عنوان یک پایان جدید، تصمیم گرفت فرار کردن را متوقف کند و با اون مرد رو در رو شود.

در خواب بعدی، هنگامی که مرد سیاه‌پوش ظاهر شد، زن به سمت او برگشت و فرمود «کیستی و چه می‌خواهی؟» و اینجا بود که ذهن ناهشیار (ناخودآگاه) زن، شفرمود‌زده‌اش کرد.

مرد مودبانه جواب داد:«این بسته از دست شما افتاد و من می‌خواستم اون را به شما برگردانم.» سپس او بسته را به زن داد.

زن پرسید: این چیست؟ مرد فرمود: «این ایمان شما به خوبی و پاکی انسان هست.» زن از خواب پرید و کابوس دیگر هرگز تکرار نشد.



+

همین تفکر به این مساله و حتی عنوان کردنش در اینجا، پوئن مثبتی هست و باعث آمادگی بیشتر ذهن میشه.


390:


اين خواب شايد بيشتر از شش ماهه كه داره آزارم ميده
الان كه فكر ميكنم ميبينم اين نوع خواب هاي خون آلود و اين نوع خوراندن خون خيلي عجيبه و ميشه زود فهميد كه خوابه مثل اين چند سري
الان دقيقا چند باري دقيقا وسطش ميفهمم كه خوابه و يا خارج ميشم يا بيدار ميشم اون لحظه حالم زياد خوب نيست و هنوز تحت تاثير صحنه هاي خوابم واسه همين نميتونم فكرم و متمركز كنم براي اون خارج شدن و تصور مكان
فقط اگه تمرين كنم بتونم اول خواب متوجه بشم اين صحنه هاي آزاردهنده بالاخره تموم ميشه و من ممنون شما ميشم تا آخر زندگيم

391:

عزیزانی که در ماههای اخیر در این دوره ثبت نام کردند، با توجه به اینکه مدت کافی برای حصول نتیجه سپری شده، کدومیکی از گزینه های پایین در مورد شما صادقتر هست؟ (در همین تاپیک بنویسید) :

A .

عدم مراجعه به وبلاگ تا کنون.


B .

مراجعه به وبلاگ و مطالعه مطالب، بدون انجام تمارین.
C .

انجام تمارین، اما بطور ناقص.

(بعلت های مختلف، کمبود وقت یا نبود انگیزه و ..)
D .

انجام تمارین بطور کامل و بروز تغییرات، هرچند جزئی.

(شرحش رو بنویسید)
E .

انجام تمارین بطور کامل و عدم بروز تغییرات.



سپاس.


392:

تمرین ها رو انجام دادم به طور ناقص، اول سعی کردم قبل از خواب به چیزی فکر نکنم، هرچند خیلی سخته.

من همیشه هر خوابی که ببینم رو فراموش میکنم، یا اینکه فقط قسمتهای محدودی یادم میمونه، ولی شب دوم که سعی کردم به هیچی فکر نکنم، خوابهایی که دیدم کامل یادم بود.

قبلا پیش اومده بود که توی خواب متوجه باشم خوابم، ایندفعه سعی کردم به خودم ثابت کنم، ولی هر کاری کردم دستم از دیوار رد نشد ، سپس اون هم سرماخوردگی و دارو ، و بعد هم مشغله های دیگه نشد ادامه بدم، امروز آهنگ رو دانلود کردم که دوباره شروع کنم.

393:

من گزینه ی c


394:

C و d تو ام با هم

تغييرات كه خيلي خيلي زياد ديدم
يكي اينكه تعداد خواب هام خيلي خيلي زياد شد وقتي تمرين ميكردم
اوايل محدود ولي بعدا خيلي زياد پيش ميومد كه دقيقا ميفهميدم خوابم يعني تا يه چيز عجيب ميديدم تو خواب دستمو ميكشيدم و يا ميپريدم
بعد يكي اينكه باعث شد يكي از خواب هاي تكرار شونده ي آزار دهدنم كاملا جلوش گرفته بشه و از اين بابت خيلي خوشحالم

تا حالا حدود پنج بار شده كه فهميدم خوابم و سعي كردم نترسم و با ذهنم حركت كردم و از محيط خواب خارج شدم ولي سريع به خاطر احساس خلائ ترسيدم و بيدار شدم

الان چند وقته به خاطر امتحانام و يه سري مشكلاتي كه با هم به وجود اومده ديگه تمركز كافي ندارم واسه تمرين

ولي انگيزه ي زيادي براي ادامه دارم

395:

سلام
با تمام علاقه ی که داشتم و دارم ولی جزء گزینه ی c هستم.

396:

من متاسفانه با عرص شرمندگی گزینه c
فقط مرحله اول رو اجرا کردم

397:

سلام اگه میشه لطفا پسورد رو واسه من هم بفرستین اخه من خیلی دوست دارم خواب هام رو کنترل کنم, سال قبلا هم کل نت رو گشتم ولی چیز بدرد بخوری پیدا نکردم در ضمن اماده هستم همه تمرینات رو جز به جز اجرا کنم.


398:

c
اما تغییراتش رو هم با اینکه ناقص بود کاملا متوجه میشدم گاهی ..


399:

منم میخوام از امشب شروع کنم !

400:

چرا من ديشب اون خواب و كامل ديديم؟
فكر ميكردم ديگه براي هميشه تو اون خواب ميفهمم كه خوابم و كامل نميبينمش

401:

منم تغییرات خیلی جزیی رو متوجه میشدم , مرور خواب قبل از بلند شدن از رختخواب , حس جالبی بود.
در شرایط فعلی که تا صبح توی نت نیستم:دی , فکر کنم بتونم دوباره شروع کنم.


402:

فکر کنم مرور جواب چند صفحه قبل اینجا لازم باشه:

نوشته اصلي بوسيله rayan نمايش نوشته ها
در خوابهای ناخوشایند، معمولا شرایط بیرونی (دنیای واقعی) باید پیگیری و شناسایی بشن.

چون اینکه با رویابینی به جنگ اموری که مشاء روانی و حقیقی دارند بریم، چندان راه درستی رو نرفتیم.

اما مسلما در کنار تلاش برای رفع مشکلات دنیای واقعی، رویابینی یک اقدام کاملا موثر هست.

یعنی این دوتا میتونند به نحو خوبی به عنوان مکمل همدیگه رفتار نمايند.

بنابراین سعی کنید در کنار عدم ترک تمارین (حداقل در یک بازه مشخص، مثلا یک یا دو هفته) پیگیر علل دنیای واقعی یا پیام این رویا هم باشید.



سلام اگه میشه لطفا پسورد رو واسه من هم بفرستین اخه من خیلی دوست دارم خواب هام رو کنترل کنم, سال قبلا هم کل نت رو گشتم ولی چیز بدرد بخوری پیدا نکردم در ضمن اماده هستم همه تمرینات رو جز به جز اجرا کنم.

بزودی ارسال میشود.



-

پاسخهای دوستان مورد مطالعه ست و احتمالا بزودی مطلب جدیدی در وبلاگ بر پايه این پاسخها ارسال کنم.

(با تشکر از سایر عزیزانی که لطف نموده و با وجود دعوت در نظرسنجی شرکت نکردند.)

403:

كلا اين تمرين ها تو عرض روز تو ذهنم هست اين تجسم كردن يا شرطي كردن يا تمرينات بيدار بودن....فقط ميمونه اون صدا كه هنوز نتونستم باهاش بخوابم شايد چون در حال حاظر ساعات خوابم به هم ريخته(نه اينكه هميشه منظم بوده:دي)

راستش فكر ميكردم وقتي حدود بيست بار بين اون خواب فهميدم كه خوابم و حتي چند باري با ذهنم حركت ردم و از اون محيط خارج شدم فكر كردم براي هميشه با ديدن اولين صحنه اي كه بارها تو اون لحظه فهميدم خوابم ميتونم مچ خوابمو بگيرم
براي همين ديشب شوكه شدم...درسته از نظر ذهني و دنياي بيرون الان ر واقعيات آرومي نييستم ولي واقعا سپس اين همه مدت هنوز پيامي از اين خواب پيدا نكردم

دوباره تمرينات و منظم انجام ميدم


متوجه اين قسمت نظر سنجي نشدم...منظورتون كدوم نظرسنجيه

404:

منم هستم...چون یه مدته همش خواب پرواز میبینم!!!!!!!!! دیگه دارم میترسم! خوابم همش تکراریه!

405:

چه صدایی؟

بهرحال بیداری در خواب یک راه کامل و بازگشت ناپذیر نیست، به محض اینکه ناخودآگاه شما وضعیت رو در دست میگیره بازم سعی میکنه پیامش رو ارسال کنه.



البته کسانی که در این مساله مهارت پیدا مینمايند، میتونند راهکارهای موثری رو هم برای غلبه با کابوس ها بکار ببرند.



(منظورم همین میزان نتایج این دوره بود که شما درش شرکت کردید.)

نوشته اصلي بوسيله orkide نمايش نوشته ها
منم هستم...چون یه مدته همش خواب پرواز میبینم!!!!!!!!! دیگه دارم میترسم! خوابم همش تکراریه!
سلام،

بزودی ارسال میشه، حتما حداقل 2 - 3 صفحه قبل رو هم مطالعه کنید.


406:

به منم بگید چیکارکنم؟

407:

منظورم از صدا همون فركانس در قسمت پنجم بود
در حال حاظر براي دوباره كنترل به دست گرفتن بايد چي كار كنم...از اول شروع كنم تمارين و ...الان نا خوداگاه خيلي هاشو انجام ميدم حتي نوشتن خواب سپس بيداري رو
اين مهارت چگونه به وجود مياد؟؟



408:

نوشته اصلي بوسيله Rayan نمايش نوشته ها

پاسخهای دوستان مورد مطالعه ست و احتمالا بزودی مطلب جدیدی در وبلاگ بر پايه این پاسخها ارسال کنم.

(با تشکر از سایر عزیزانی که لطف نموده و با وجود دعوت در نظرسنجی شرکت نکردند.)
با احترام ،

نمی دانستم این نظر سنجی شامل حال چه کسانی می شود ،
و آیا در اون بازه ای که فرموده بودید ، جا می شود مجنون یا خیر ،
هرچند در جواب او تغییری ایجاد نشده هست : دی ، همان گزینه ی دوم !

اما برای جبران ، از تجربه ی اخیر می گویم :
دقت کرده اید وقتی فرضا مدادی را از ارتفاع نه چندان زیادی حتی ،
به روی تخت می اندازید ،
گویی حالت فنری پیدا کرده باشد ، تا فاصله ای هر چند کوتاه بالا می آید !

اکنون این را تصور کنید که
در خواب بودم ( البته تقریبا هشیار : دی) که ناگهان احساس کردم ، تمام اعضای بدنم قفل شده اند ،
بعد اون خودی را می دیدم که به دنبال فکرهایم می دوید ...


به این معنا که هرکجا تصور می کردم، همانجا می رفت !
به ویژه درون اتاق کنار پنجره ...

*

تا این جا که نکته ی جدیدی نبود اما بعد این سفر ،
نا گهان انگار که از ارتفاعی به زمین پرتاپ شده باشم ،
دقیقا حالتی شبیه فرض بالا ( ارتعاش ناشی از برخورد مداد با تخت ) را احساس نمودم ...


احساسی که بعید می دانم تنها احساس بوده باشد ...


به هر حال بعد اون ، طبیعتا ناخودآگاه از خواب پریدم ،
درحالی که اعضا با همان پرش ناگهانی از حالت قفل بیرون آمده بودند ...
برای یک لحظه احساس فردی که برق گرفته باشد او را ، در من خودنمایی می کرد اما ...
بگویم باقی اش را که احتمالا تصور می کنید خیالاتی شده بودم !
اما جدا احساس می کردم یک چیزی مانند برق از انگشتان پا تا مغز سر وارد می شد و به چشم هایم که رسید از خواب پریدم !

* نمی دانم چرا به پنجره که می رسید ، توقف اش طولانی می شد ،
دوست داشتم از پنجره ی بسته عبور کنم که موقعيت نشد !
حیف اون آسمان ...

نمی دانم همه ی این فرایندها چه اندازه طول کشید ،
اما می پندارم وقت در اون سفر تند تر می گذشت تا دنیای واقعی مان ...!

409:

ارسال شد.


نوشته اصلي بوسيله yasy نمايش نوشته ها
منظورم از صدا همون فركانس در قسمت پنجم بود
در حال حاظر براي دوباره كنترل به دست گرفتن بايد چي كار كنم...از اول شروع كنم تمارين و ...الان نا خوداگاه خيلي هاشو انجام ميدم حتي نوشتن خواب سپس بيداري رو
اين مهارت چگونه به وجود مياد؟؟


خب اون صدا لزوما با همه سازگار نیست + در نخوه هستفاده ش فرموده میشه بهتر هست ولومش در یک سطح "منطقی" باشه (یعنی لزومی به اینکه زیاد باشه نیست.)

تمارین مرحله 2 رو انجام بدید.

مهارت، با تمرین دائم، جسارت و پویش بیشتر در صحنه های کنترل خواب، برنامه ریزی های قبل از خواب مثلا: تصور یک صحنه و تصمیم برای حضور در اون صحنه، مطالعه و از این قبیل.

خواب منظم هم البته مسلما موثر هست.




نوشته اصلي بوسيله wahnsinnig نمايش نوشته ها
با احترام ،





نمی دانستم این نظر سنجی شامل حال چه کسانی می شود ،
و آیا در اون بازه ای که فرموده بودید ، جا می شود مجنون یا خیر ،
هرچند در جواب او تغییری ایجاد نشده هست : دی ، همان گزینه ی دوم !

اما برای جبران ، از تجربه ی اخیر می گویم :
دقت کرده اید وقتی فرضا مدادی را از ارتفاع نه چندان زیادی حتی ،
به روی تخت می اندازید ،
گویی حالت فنری پیدا کرده باشد ، تا فاصله ای هر چند کوتاه بالا می آید !

اکنون این را تصور کنید که
در خواب بودم ( البته تقریبا هشیار : دی) که ناگهان احساس کردم ، تمام اعضای بدنم قفل شده اند ،
بعد اون خودی را می دیدم که به دنبال فکرهایم می دوید ...


به این معنا که هرکجا تصور می کردم، همانجا می رفت !
به ویژه درون اتاق کنار پنجره ...

*

تا این جا که نکته ی جدیدی نبود اما بعد این سفر ،
نا گهان انگار که از ارتفاعی به زمین پرتاپ شده باشم ،
دقیقا حالتی شبیه فرض بالا ( ارتعاش ناشی از برخورد مداد با تخت ) را احساس نمودم ...


احساسی که بعید می دانم تنها احساس بوده باشد ...


به هر حال بعد اون ، طبیعتا ناخودآگاه از خواب پریدم ،
درحالی که اعضا با همان پرش ناگهانی از حالت قفل بیرون آمده بودند ...
برای یک لحظه احساس فردی که برق گرفته باشد او را ، در من خودنمایی می کرد اما ...
بگویم باقی اش را که احتمالا تصور می کنید خیالاتی شده بودم !
اما جدا احساس می کردم یک چیزی مانند برق از انگشتان پا تا مغز سر وارد می شد و به چشم هایم که رسید از خواب پریدم !

* نمی دانم چرا به پنجره که می رسید ، توقف اش طولانی می شد ،
دوست داشتم از پنجره ی بسته عبور کنم که موقعيت نشد !
حیف اون آسمان ...

نمی دانم همه ی این فرایندها چه اندازه طول کشید ،
اما می پندارم وقت در اون سفر تند تر می گذشت تا دنیای واقعی مان ...!


خب این خاصیتی که توصیفش رو کردید، ارتباط تنگاتنگ با رویا بینی داره و جالب اینکه من همین اواخر یک مقاله در مورد کانالهای ارتباط این دو مساله میخوندم.

البته با این حال، معمولا تجربیات خروج از بدن رو جدا از مساله آگاهی در خواب بررسی مینمايند.



در تجربیات اولیه خروج، هنوز درگیر باورهای ذهنی و قوانین فیزیکی هستیم..

اما اگر تعدادشان بیشتر بشود میبینید که خروج از پنجره که سهل هست، از زندان آلکاتراس هم بیرون میزنید.

:دی

میشود با تمارینی این رو هم تا حدودی اختیاری کرد، در تاپیکهای بختک (ارسالی خانوم فریبا و یک تاپیک بختک قدیمیتر) و البته تاپیک آقای محسن در این موارد فرموده شده..

بهرحال تصور میکنم با مقداری تمارین سبک، انجام دادن اختیاریش برای شما راحت باشه.


410:


انگلیسیه که :|
چشام در اومد 4 خطشو خوندم ، خیلی هم نفهمیدم البته ! :|

411:

بله از پنجره که هیچ اما احتمالا جای بهتری را سراغ نداشتید : دی
پیشتر هم فرموده بودم البته تجربیات زیباتری هم بوده ...

اما در خاطرم نیست به پرواز رسیده باشند یا اگر رسیده بودند بالافاصله از خواب پریده ام احتمالا ...

اما در باره ی رویا یا شاید فراتر از اون سفر،
با این که اون موقع هم (هرچند نمی توانم ادعا کنم کاملا اما ) تقریبا هشیارانه با من درون خواب همراه بودم ،
اما این تجربه نه از جهت عبور از پنجره و ...

بیشتر از جهت ارتعاش برایم جالب بود ...
و حقیقت را اگر بخواهید "وقت ...

"که به این جستار نزدیک نمی باشد ...


سپاس ...

: تمرین ها را شما اجرا کنید ، اگر نتیجه داد ، خدمت تمرین ها هم شاید رسیدیم :دی
دور از شوخی موقعيتی می خواهم تا مقاله را بخوانم ...


بعدا نوشت ...

: بانو آروما : قول را که جا نمی گذارند و من نیز ،

اما چنانچه موقعيتی بیابم ،
ترجمه ی بخش هایی از اون را اینجا ( اصلاح می شود در جستار مرتبط احتمالا ) خواهم گذاشت ...
( یا نهایتا از رایان ، می خواهیم بگذارند : دی )
امروز همه ی توپ ها زمین شما را می طلبند بزرگوار ...

412:

سلام چند روز پیش وقتی خواب بودم یه اتفاق عجیب واسم افتاد حدود یک ساعت سپس اینکه به خواب رفتم یه دفعه احساس کردم که بیدارم بلند شدم تا چراغ رو روشن کنم ولی وقتی خواستم کلید رو لمس کنم انگار دستم از توش رد شد اول فکر کردم برق رفته ولی کلید نور داشت رفتم کلید بعدی رو روشن کنم دیدم بازم نمیشه خواستم بی خیالشم برگردم به تخت خواب ولی وقتی برگشتم خودمو رو تخت دیدم خیلی ترسیده بودم فکر کردم دیگه امت از ترس چشمامو بستم چند ثانیه بعد احساس کردم رو تختم چشمامو باز کردم دیدم اتاق همونطوری بود که تو خواب دیدم تا صبح هم نتونستم بخوابم خیلی ترسناک بود.


413:

لطفا آدرس وبلاگ و پسوورد برای من دوباره ارسال بشه

قبلا سِیو نکردم

ممنون

414:

چرا خواب های من همه خبر از آینده ست ؟

415:

کم کم تجربیات خروج در این تاپیک از تجربیات رویا بینی بیشتر میشه.

:دی

% زیادی از امت حداقل یکبار این مساله رو در طول زندگی تجربه مینمايند.



بین علما در مورد اینکه این حقیقتا خروج هست یا صرفا یک رویاست اختلاف هست! سیلوان مولدون و رابرت مونرو خیلی آزمایشات انجام دادند که ببینند حقیقتا این یک خروج روحی و واقعی هست یا صرفا شبیه سازی ذهن؟ بطور کلی نتیجه اولی بیشتر محتمل هست که توضیحاتش اینجا نمیگنجه.

+ برخلاف چیزی که نوشتید خطر خاصی نداره و خطراتش مربوط به مسائل دیگری هست که در حالت عادی (یعنی مثلا خروج در اتاق یا محیط منزل و ..

) وجود ندارند.



نوشته اصلي بوسيله aryana621 نمايش نوشته ها
لطفا آدرس وبلاگ و پسوورد برای من دوباره ارسال بشه

قبلا سِیو نکردم

ممنون
چشم بزودی.



نوشته اصلي بوسيله Hoda نمايش نوشته ها
چرا خواب های من همه خبر از آینده ست ؟
مورد جدیدی سپس قبلی ها رخ داده؟

بنویس حتما.

:دی

416:

اوهوم ؛

الان برم شام درست کنم ..

شب میام مینویسم همه رو

417:

سلام،
سه شب سه اتفاق واسم افتاد که کمی غیرعادی بود ..

فقط کمی ها


چه روز پیش خواب دیدم یکی از دوستان ِ هم دانشگاهیم که تقریبا" 4 ماهی ازش بی خبر بودم بهم تلفن زد !
گوشی رو برداشتم و با تعجب احوال پرسی کردم !
پرسیدم چرا منو فراموش کرده و دیگه سراغمو نمیگیره !!

فقط احوال پرسی بود ی دفعه از خواب پریدم
تا از خواب پریدم دیدم گوشیم داره زنگ میخوره ! فکر کردم طبق ِ معمول خواهرم ِ که بین ِ کلاسش گاهی تماس میگیره !
بدون ِ توجه به شماره فرمودم الو ..

دیدم دوستمه !
مثل ِ همون حالت ِ خواب با تعجب سلام علیک کردم و فرمودم وای ..

الان داشتم خوابت رو میدیدم دختر
خیلی واسم جالب بود ..

یعنی خوابم به واقعیت تبدیل شده بود ی جورایی

...

دو شب ِ پیش خواب گُل سرخ رو دیدم ( همین گُل سرخ ِ خودمون )
ازش حالش رو پرسیدم ،
فرمود کمی گرفته احواله ..

و شاید دیگه هم میهن نیاد ..

ازش دلیل ِ نیومدنش رو پرسیدم که جوابی نداد !!
ظهرش دیدم داره سخنرانی گُل سرخی رو نشون میده ! یادم اومد گُل سرخ ی بار آواتارش گُل سرخی بود ..
اومدم فاروم و دیدم گُل سرخ هست !!
از خوابم نفرمودم ( فرمودم الان میگه دیوونه ) ..

احوالش رو پرسیدم و فرمودم شما ی بار آواتار ِ گُل سرخی رو گذاشته بودی ..

بازم بذار !
فرمود کمی حالش گرفته ست و ..

و فرمود اتفاقا" برنامه بود بذارم ..

اگر هم میهن بودم میذارم حتما" !!

اینم واسم جالب بود ..



...

ما قراره ی سری مهمون واسمون بیاد که اصلا" خوشم نمیاد ازشون :|
برنامه بود هفته ی قبل بیان که نشد خداروشکر ..

حالا برنامه بود فردا بیان که ..

دیشب رو نمیدونم خواب بودم یا ...
ولی باز مثل ِ گذشته داشتم با اون من ِ بیدارم صحبت میکردم !!
این روزها خیلی گرفته م و خیلی سخت خوابم میبره !!
اون بهم فرمود چرا اینقد به خودت فشار میاری ؟ اینقدر به خودت سختی نده ! خیلی زندگی رو به خودت سخت گرفتی !
بهش فرمودم تو که میدونی اونا قراره فردا بیان !!
فرمود نمیان !
فرمودم از کجا میدونی تو ؟
فرمود قراره برن اصفهان و دیگه نمیان ..

!!

ظهر که بابام اومد خونه فرمود فلانی ها نمیان ..

یکی از فامیلای نزدیکشون قراره ازدواج کنه و دعوتشون کردن اصفهان !!
یعنی من ..

» :|

خیلی واسم جالب بود و مسرت بخش

...

دارم به دوران طلاییم بر میگردم :دی ( خودشیفتگی در حد ِ تیم ملی :دی)

418:

لطفا اگه میشه پسورد رو زودتر برام بفرستید.


419:

سلام

من مدتی پیش تمرینات رو انجام میدادم خودم فکرمیکنم که مسرت بخش بود
ولی بدلیل مشکلات درسی وکمبود وقت دیگه ادامه ندادم
خوابهای که میبینم بنظر خودم غیرعادی هستن/بنظر باز باید تمریناتمو شروع کنم

420:

سلام
من با اینکه تمرینات رو تازه شروع کردم ولی دیشب خیلی کوتاه تو خواب اگاه شدم، وقتی فهمیدم خوابم خیلی زود بیدار شدم.


421:

سلام
با تشکر از رایان عزیز بخاطر ارسال پسورد؛میخواستم بدونم اون صدایی که تو قسمت پنجم وبلاگ گذاشتی تو کدوم مرحله باید گوش کنم؟
من نسخه mp3 را دانلود کردم ولی کیفیتش خیلی پایینه.


422:

اون صدا بیشتر نوعی عمل تقویتی و تکمیلی هست (بخصوص برای کسانی که با تمارین به نتیجه مثبتی نمیرسند) ، و با کمی آمادگی ذهنی میشه انجامش داد.

(اگر مراحل یک و دو رو انجام دادید میتونید ازش هستفاده کنید.)

تا اونجا که میدونم کیفیت اون صدا بالای 256 kbps هست و هرچند به کیفیت نمونه wav نمیرسه، اما کماکان کیفیت مطلوبی محسوب میشه.


423:

من تازه این تاپیک رو دیدم
باید کل 24صفحه رو بخونم تا ببینم جریان چیه و تمرین کدومه؟


424:

مسلما خوندن تاپیک هم مفید هست چون در مورد نکات زیادی بحث شده، اما تمارین در یک وبلاگ رمزدار هستند که برای داوطلبین، اطلاعاتش ارسال میشه.



موضوع دوره همینی هست که در پست اول نوشته شده..

در صورت تمایل فراخوان کنید تا اطلاعات ارسال بشود.


425:

ممنون میشم
تجربه خوبی میتونه باشه

426:

آقا اومدم بگم من تمریناتم رو انجام ...

انجام ..

انجام
انجام میدم

427:

دیشب خواب عجیبی دیدم تو خواب هم خوابیده بودم یعنی خواب دیدم دارم می خوابم و بعد دوباره خواب دید داشتم با ماشین به سرعت از یه کوه پایین میومدم یکی هم کنارم نشسته بود اون به من فرمود داری خواب میبینی وقتی اینو شنیدم یه دفعه دیدم تو اتاقم هستم اون یه نفر هم پیشم بود دیگه کاملا اگاه شده بودم اتاقم انگار سقفش کنده شده بود تو اسمون دوتا ماه بود یکیش خیلی بزرگ بود ولی خوب دیده نمیشد خواستم از دیوار رد بشم ولی هر کاری کردم نتونستم بعدش بلند دیدم صبح شده خیلی حال داد

428:

سلام
من حدود 20 صفحه از این تاپیکو خوندم،خیلی جالب به نظر میرسه..
میشه منم شرکت کنم؟
آدرسِ وبلاگو دارم اما پسورد رو خیر..

429:

جالبه خوشم اومد منم فراخوان امادگی میکنم... اگه میشه اطلاعات رو واسه من هم ارسال کنید با تشکر....

430:

با سلام حضور رایان
اتفاق عجیب و تازه ای باعث شد که مزاحم شما و تاپیکتون بشم
در ادامه اتفاقاتی که قبلا براتون شرح داده بودم بطور تقریبی در ماه دو یا سه مرتبه
خروج داشتم که برام امر طبیعی شده بود و البته تقریبا در اکثریت موارد در خواب ظهر
و باز در اکثریت مواقع وقتی که قبل از خواب تمرین ریلکسیشن و تمرکز و احساس حرکت انرژی
در سطح بدنم رو میکردم در طول همان خواب خروج انجام میشد
اما امروز سپس انجام این مراحل و بخواب رفتن یک اتفاق کاملا عجیب رخ داد
احساس خروج درست از مرکز سرم منتها با تانی خیلی زیاد و به این شکل که دو نیرو در دو جهت متفاوت دارند با هم مبارزه مینمايند
یعنی در حالیکه احساس میکردم نیمی از اون کالبد اثیری یا روح یا هر چه که بود از
مرکز سرم خارج شده درست همون موقع نیرویی اون رو به داخل بدنم میکشید و من این
وسط یک تماشاچی بودم که میدیدم بخش در حال تلاش برای خروج با ریسمانهایی
که شبیه ریسمانهای پوسیده کشتی های غرق شده هست به داخل کشیده میشه و بالاخره
هم به داخل کشیده شد و تمام شد
نمیدونم تونستم توصیف درستی از احساسم رو بدم یا نه چون بیان احساس سخت ترین
کاری هست که میشه در ین مواقع انجام داد اما این
چیزی شبیه جان کندن بود خیلی زجراور و ترسناک که امیدوارم تکرار نشه
در حالیکه خروجهای قبلی خیلی سریع اتفاق میفتاد
ببخشید خیلی طولانی شد
با تشکر و عذر خواهی برای مزاحمت دوباره

431:

سلام، صفای عزیز.

شما مراحمی.



من اسم اینطور رخدادهای غیرطبیعی رو (بخصوص برای کسانی که در کار تمرین متافیزیکی هستند) نوعی گذر از مراحل قبلی و تجربه ی Level یا سطح جدید آگاهی میدونم.

همونطور که موقع اولین برون فکنی یا بختکها، شاید براتون عجیب و سخت بود، طبعا اولین تجارب سطوح جدید آگاهی ممکن هست کمی نامطلوب و تکان دهنده احساس بشود..



اگر منظورتون از مرکز سر، وسط پیشانی هست که میشه چاکرای ششم یا آجنا..

که محل دقیقش در اینجا مشخص شد.

اما اگر منظورتون به اصطلاح فرق سر هست، میشه چاکرای هفتم یا Crown ، که مربوط به ارتباطات و ادراکات معنوی و الهی هست.



هردوی این چاکراها با امور فراطبیعی مرتبطند و هرگونه رخداد مرتبط با این محلها قابل انتظار هست.



و اما طناب ،Silver Cord یا طناب نقره ای، کالبد اثیری شما رو (همونی که خارج میشه) از طریق یکی از چاکراها به به بدنتون متصل میکنه.

مشاهده طناب نقره ای در هنگام خروج امری معمول هست.



سفر به رویا!

این طناب معمولا از طریق چاکرای خورشیدی به بدن متصل هست، اما من گزارشهایی مبنی بر اتصال از طریق چشم سوم هم مشاهده کردم.

(مثل همین تصویر)

اما در جمع بندی: برداشت من این هست که شما احتمالا برای اولین بار شاهد نوعی خروج سطح بالا بودید (چون ظاهرا برای اولین بار شاهد طناب هم بودید) ، اما بعلت ناهماهنگی چاکراها و شاید ترس و ..

، این خروج انجام نشده.

معمولا شرایطی باید با هم جور باشند که یک خروج موفق اتفاق بیفته، اما اگر همه چیز جور نباشه، خروج ناقص یا آزار دهنده مثل موردی که فرمودید رخ خواهد داد.

دقت کنید که هرگونه مشکل جسمی (بیماری یا وقتهایی که بلافاصله بعد غذا و سنگینی بدن این حالتها آزمایش بشه) چون در این حالت چاکرا ها کارکرد دقیق و کاملی ندارند، میتونه باعث سختی و مشکلات خروج بشه.



و توصیه : بهترین وقت تمرین، موقع داشتن بهترین وضعیت روحی و جسمی هست، و اگر بیماری ای دارید تا وقت بهبودی از تمرین خودداری کنید..



در ضمن از این آدرس هم میتونید یک تست وضعیت چاکراها بگیرید.





- به نظر میرسه این مدت پیشرفت خوبی در این امور داشتید صفا جان؛ تبریک میگم.


432:

مچکرم رایان گرامی
منظورم از مرکز سر درست فرق سرم بود که همون crown میشه
حالا در این سطح جدید چه تجربیات جدیدی ممکن هست اتفاق بیفته؟
و اگه دوباره اتفاق افتاد باید چه کار کنم؟!

و اما طناب ،Silver Cord یا طناب نقره ای، کالبد اثیری شما رو (همونی که خارج میشه) از طریق یکی از چاکراها به به بدنتون متصل میکنه.

مشاهده طناب نقره ای در هنگام خروج امری معمول هست.



سفر به رویا!

این طناب معمولا از طریق چاکرای خورشیدی به بدن متصل هست، اما من گزارشهایی مبنی بر اتصال از طریق چشم سوم هم مشاهده کردم.

(مثل همین تصویر)
راستش اصلا یادم نیست به کجا متصل بود چون در اون لحظه هم دچار اضطراب شده بودم
هم برام جدید بود و هم این خروج نصفه نیمه باعث شده بود احساس کنم فرق سرم داره اتش میگیره !


اما در جمع بندی: برداشت من این هست که شما احتمالا برای اولین بار شاهد نوعی خروج سطح بالا بودید (چون ظاهرا برای اولین بار شاهد طناب هم بودید) ، اما بعلت ناهماهنگی چاکراها و شاید ترس و ..

، این خروج انجام نشده.

معمولا شرایطی باید با هم جور باشند که یک خروج موفق اتفاق بیفته، اما اگر همه چیز جور نباشه، خروج ناقص یا آزار دهنده مثل موردی که فرمودید رخ خواهد داد.

دقت کنید که هرگونه مشکل جسمی (بیماری یا وقتهایی که بلافاصله بعد غذا و سنگینی بدن این حالتها آزمایش بشه) چون در این حالت چاکرا ها کارکرد دقیق و کاملی ندارند، میتونه باعث سختی و مشکلات خروج بشه.



و توصیه : بهترین وقت تمرین، موقع داشتن بهترین وضعیت روحی و جسمی هست، و اگر بیماری ای دارید تا وقت بهبودی از تمرین خودداری کنید..

دقیقا ترس و حالتی که انسان در هر تجربه جدید براش اتفاق میفته شاید سورپرایز شدن
باعث شد کامل نباشه
در مورد بیماری جسمی هم همونی که از قبل فرموده بودم و مشکل روحی هم که در این هفته گذشته به شدت هر چه تمامتر وجود داشت ..
و اگر بخوام تا خوب شدن تمام شرایط جسمی و روحی استقامت کنم باید برای همیشه تمرینهارو کنار بذارم!

در ضمن از این آدرس هم میتونید یک تست وضعیت چاکراها بگیرید.

انجام شد
و این هم نتیجه اش /تفسیرش با شما
هنوز نرسیدم لینکهای کنار این سایت رو بخونم


Root:under-active(-31%)
Sacral:open(12%)
Navel:under-active(-6%)
Heart:under-active(-6%)
Throat:under-active(-25%)
Third Eye:open(31%)
Crown:open(38%
به نظر میرسه این مدت پیشرفت خوبی در این امور داشتید صفا جان؛ تبریک میگم.

ضمنا یک مدت طولانی به ام پی تری که در وبلاگ بود شبها قبل از خواب گوش میکردم
سپس اون احساس کردم که تمرینام موفقیت امیز تر بود
فکر کنم برای دوستانی که هنوز موفق نشدن روش خوبی باشه
باز هم متشکر از توضیحات مفصل و خوبت
و تبریک و آرزوی موفقیت به مناسبت مدیریت ارشدی

433:

منم همینطور ، لطفا اطلاعات رو برای من هم ارسال کنید .


434:



خب، در سطح جدید (به نظر من و با توجه به ارتباط با Crown) ممکن هست به Astral World (که به نظرم اشتباهی بهش "دنیای اثیری" فرموده میشه) منتقل بشید!

این دنیا یک Level بالاتر از دنیای فیزیکی ماست و خب قوانین و شرایط خودش رو داره.

به نظر من جای خاصی برای ما (فیزیکی ها!) در این دنیا نیست و تنها جهت گسترش آگاهی و اطلاع ما از جهان اطراف، مشاهده ش خوب هست.



سفر به رویا!

(طنابش هم وصله! :دی)

اگر واقعا چیزی که رخ داده، ورود به مراحل جدید برون فکنی باشه (و نه مشکلات در یک خروج ساده) میشه فرمود بعید نیست در خروج های آتی چنین محلی رو مشاهده کنید..



نتایج تقریبا گویا هستند..

چاکرای گلو و ریشه بسیار پایین هستند و در مقابل چاکرای ششم و هفتم فعالند..

که تقریباً همون داستانی هست که پست قبل فرموده شد! باید روی پرورش این چاکراها کار کنید و البته بهتره در وقتی که از نظر روحی در وضعیت مناسبی نیستید، تمرینات بیشتر در جهت آرامش ذهنی و جسمی باشه تا برای اقدام به خروج.

یعنی حالا که شما این انرژی خوب رو دارید، چه خوب که اون رو برای آرامش و بهبودی بیشتر صرف کنید.



راستش با این توصیف جدید شما یاد Kundalini افتادم.

وقتی که چرخش انرژی به Crown برسه اتفاقی که میفته (آزاد شدن انرژی از کراون) تقریبا مانند همین وضعیتی هست که فرمودید.



سفر به رویا!

(تاکید زیاد روی Crown در واقع اهمیت و حساسیت این بخش رو نشون میده.)

زیاد برای افراد عادی آزادسازی کندالینی توصیه نمیشه، کنترلش آسون نیست و اصولاً در Level ی که ما هستیم، زیاد نیازی به این مسائل نداریم..

من توصیم این هست که فعلا فقط به تمرکز و انرژی بخشی به چاکراهای غیرفعال بپردازید.



بله، اتفاقا اون mp3 برای من هم خیلی تاثیر گذار بود، البته بیشتر برای آگاهی در خواب.

(تقریبا از هرچیزی فرمودیم غیر از آگاهی در خواب.

:دی)

احتمالا بزودی هم برای شما و هم دوستانی که لازم داشتند موارد تقویت چاکراها رو برنامه میدم، به دنیال یک منبع مطمئن هستم..



- ممنون، راستش امیدوار بودم در این مدت که ما و اذیتهامون رو نمیبینید کمی حالتون بهتر شده باشه :دی ، من هم برای شما آرزوی موفقیت و بهبودی وضعیت دارم.



نوشته اصلي بوسيله Bahare jon نمايش نوشته ها
منم همینطور ، لطفا اطلاعات رو برای من هم ارسال کنید .
حتماً ، بزودی.


435:

باز هم متشکرم
فکر کنم فعلا همونطوریکه میگین باید فقط همون تمرکز و تقویت چاکراها که این دومی رو خوب هم بلد نیستم انجام بدم
حقیقت اینکه یه سرچی زدم تا بیشتر از کندالینی بدونم و یک کم ترسیدم چون وضعیت من شبیه ازاد شدن این انرژی بود مخصوصا با وضعیت غیر هستیبل قلبی که دارم فکر نکنم برام خیلی مناسب باشه هر چند غیر ارادی بود
ممنون میشم مطالب تقویت چاکراها رو بگذارین


بله، اتفاقا اون mp3 برای من هم خیلی تاثیر گذار بود، البته بیشتر برای آگاهی در خواب.

(تقریبا از هرچیزی فرمودیم غیر از آگاهی در خواب.

:دی
)
بله ظاهرا دست خودم نیست کلا در مورد خود ِ مطلبم که مینویسم یه کوچولو باید چپه کنم تا انرژیم ازاد بشه

- ممنون، راستش امیدوار بودم در این مدت که ما و اذیتهامون رو نمیبینید کمی حالتون بهتر شده باشه :دی ، من هم برای شما آرزوی موفقیت و بهبودی وضعیت دارم.

اصولا بعضی وقتها ادمها خودشون بیشتر خودشون رو اذیت میکنن تا بقیه ..
فکر کنم منم جزو همین دسته باشم
باز هم متشکر از لطفت
منتظر میمونم تا مطالب رو بگذارین

436:

متاسفانه من نتونستم فایلهای موجود رو دانلود کنم چون سایتش واسه من فیلتر بود ، حالا باید چیکار کنم ؟

437:



نمیشه فرمود این مساله (کندالینی) میتونه تاثیر مستقیم به وضعیت جسمی و قلبی شما بذاره، اما بطور کلی بهتر هست از این قبیل اتفاقات (و حتی خروج هایی که مشکلزا و به سختی هستند) پرهیز بشه.

و مساله چاکراها برای شما و دوستانی که لازم داشتند: لینک.



-

مهم سلامتی و حال خوب شماست حالا در هر وضعیت و هرجایی که میخواد باشه..



نوشته اصلي بوسيله Bahare jon نمايش نوشته ها
متاسفانه من نتونستم فایلهای موجود رو دانلود کنم چون سایتش واسه من فیلتر بود ، حالا باید چیکار کنم ؟
من احتمالاً امشب اون فایل رو در یک محل مناسب آپلود میکنم و لینک کمکی رو در وبلاگ برنامه میدم.

(بنابراین فردا میتونید دانلود کنید)

438:

خیلی ممنون از لطفتون ، همیشه زحمتا میوفته رو دوش شما .

شرمنده

439:

مرسی واسه لینکی که گذاشتی
راستش از اون روز اصلا نتونستم درست بخوابم یعنی از ترس اینکه اون اتفاق نیفته تا نزدیک صبح کتاب میخونم بعدشم که میخوام بخوابم دائم از ترس میپرم
تا حالا سابقه نداشته از چیزی تو زندگیم ترسیده باشم
فکر کنم بخاطر خوندن کلی مطالب مختلف از سایتهای مختلف که معلومم نیست معتبر بوده یا نه باشه
حالا این لینکی که گذاشتین رو دقیق میخونم
بازم ممنون
ببخشید همیشه زحمتای من واسه شماس

440:

سلام رایان عزیز تمریناتی رو که تو وبلاگ گذاشته بودی رو بصورت کامل انجام دادم خیلی هم موثر بود و من تونستم چند بار بصورت کامل تو خواب اگاه بشم ولی چند روزی هست که اصلا نمیتونم خواب هام رو به یاد بیارم،با اینکه مطمئن هستم خواب دیدم ممنون میشم اگه راهنماییم کنید

441:

سلام.

افول و شدت سینوسی این توانایی در گذر وقت قابل انتظار هست و زیاد غیرطبیعی نیست.



در وبلاگ به تمرین قسمت سه / بند دوم مراجعه کنید.

با این تفاوت که مانعی نداره با همین تجسم به خواب برید.

میتونید از تصاویر موجود در کامپیوتر و موبایل و ..

هم جهت تمرین یاد شده هستفاده کنید.


442:

کنترل رویاها به عنوان روش درمانی

همشهری - 2 دی 1390

کنترل کردن رویاها با تمرین امکانپذیر هست و می‌تواند به عنوان یک شیوه درمانی برای برخی از اختلالات روانی بکار رود.

آیا می‌توانیم دنیای رویاهای‌مان را خودمان بسازیم؟ جواب مثبت هست، اما برای این کار نیاز به تمرین دارید.بهترین وقت برای شروع این تمرین درست پیش از رفتن به بستر هست.

دیردیدر بارت، هستاد روانشناسی و هستاد دانشگاه هاروارد و نویسنده کتاب "کمیته خواب" از 76 دانشجوی کالج خواست تا یک مسئله (محلی که باید برای تعطیلات بروند یا چگونگی چیدن مبلمان و مانند اینها ) را انتخاب نمايند و در حالی که دارند به خواب می‌روند بر اون متمرکز شوند.

این دانشجویان برای یک هفته محتوای رویاهای‌شان را ثبت کردند، و دانشجویان دوره فوق‌لیسانس این نوشته را بازبینی کردند و دریافتند که یک سوم این دانشجویان به طور موفقیت‌آمیزی توانسته‌اند این مسئله را در رویاهای‌شان حل نمايند.

یک دانشجو که در مورد ادامه تحصیل در ماساچوست یا کالیفرنیا مردد بود، در رویایش دید که با هواپیمایی دچار اشکال موتور پرواز می‌کند، و هنگامی که او به خلبان پیشنهاد کرد در ماساچوست فرود آید.

خلبان فرمود بهتر هست به سمت اون نور درخشان در غرب رفت.


رازهای زندگی: آیا می‌توانم رویاهایم را کنترل کنم؟


درمان با تمرین تصویری Imagery rehreasal therapy یا IRT یک روش فعال‌تر و روزانه برای تاثیرگذاری بر رویاهاست که روانشناسان برای کمک به افراد دچار ضربات عاطفی از اون هستفاده می‌نمايند تا از تکرار شدن کابوس‌های اونها جلوگیری شود (چنین کابوس‌هایی حدود سه میلیون نفر را در آمریکا به اختلال هسترس پس از ضربه عاطفی مبتلا هستند، آزار می‌دهد).

افرادی که در این جلسات درمانی شرکت می‌‌نمايند، یک نسخه شاد از کابوس‌شان را می‌نویسند- برای مثال به جای یک کوچه تاریک، یک خیابان آفتابی و به جای یک هیولای ترسناک یک سگ ملوس- و برای 15 دقیقه در روز سعی می‌نمايند این ماجرای شاد را در ذهن‌شان تصویرسازی نمايند.

در یک گروه از بیماران در سیستم مراقبت بهداشتی سان‌‌دیه‌گو که این دوره درمان IRT را گذرانده بودند، پس از 5 هفته تمرین میزان کابوس‌ها 33 % کاهش یافت.

جین گاکنباخ، هستاد روانشناسی دانگشاه گرانت مک‌اوان در آلبرتا و نویسنده کتاب "بازی با واقعیت" می‌گوید در حین رویای شفاف یا زنده ممکن هست به جای صرفا واکنش نشان دادن می‌توان کنش انجام داد.

به فرموده او حدود 58 % از افراد دست کم یک بار رویای شفاف را تجربه کرده‌اند.


گاکنباخ بازی‌های ویدئویی نظامی را به عنوان راهی برای کمک به سربازانی که دچار کابوس‌های مربوط به جنگ بودند، مورد بررسی برنامه داده هست.

او می‌گوید: "سربازانی که ندرتا بازی‌های ویدئویی نظامی را انجام داده بودند، در رویاهای‌شان درباره حوادث جنگ نمی‌توانستند ماشه را بچکانند.

اونها در این رویاها در مقابل خطر عاجز می‌ماندند.

اما سربازان که این بازی‌ها را انجام داده بودند، در رویاهای‌شان فعال بودند و هنگام تیراندازی به سمت اونها پشت یک بولدزر مخفی می‌شدند یا به طرف مقابل شلیک می‌کردند."


البته کنترل رویا دقیق نیست.

رابرت واگونر، نویسنده کتاب "رویابینی شفاف: راهی به سوی خود درونی" می‌گوید: "ملوان نیست که دریا را کنترل می‌کند، و هیچ رویابین شفافی هم رویا را به طور کامل کنترل نمی‌کند."


گاکنباخ نیز دریافت که ذهن ناخودگاهش شیوه‌های مقابله خاص خودش را دارد.

او می‌گوید: "روی نیمکتی در پارک مرکزی نشسته بودم، و می‌دانستم که دارم رویا می‌بینم.

یک زن با یک کلاه سفید داشت رد می‌شد.

تصمیم گرفتم کلاه او به را هیولا تبدیل کنم، اما نتوانستم.

در عوض او به صورت گرگی درآمد و مرا گاز گرفت."

443:

خوب من تو اين مدت پيشرفت هاي جالبي كردم
مخصوا از طريق گوش كردن به اون فركانس ها كه جديدا خيلي تمركزمو زياد كرده
هم از طريق تصور يه مكان يا تمركز رايشان يه عكس قبل از خواب
تجربه هاي بد هم داشتم
مثلا چند وقت پيش تو اون مكاني كه تصور كرده بودم بيدار شدم بدون ديدن هيچ خوابي به مرحلهي آگاهي رسيدم
اولش عالي بود
بعد به راحتي با ذهنم به پرواز درومدم حسش واقعا فوق العاده بود اصلا نميشه بيانش كرد
واقعا نميدونم چرا نميدونم چرا يه هو دلم خواست تصور كنم كه دارم سقوط ميكنم حتي لحظه ي برخورد با زمين هم تصور كردم
با سرعت خيلي خيلي زيادي داشتم سقوط ميكردم
تا حدودي ترسناك ولي لذت بخش هم بود
ولي لحظه ي برخورد با زمين واقعا افتضاح بود
دردشو با تموم وجودم حس كرد
تصور كردم كه از جسمم جدا شدم از كمي بالاتر به جسم خون آلود و له شدم نگاه كردم هنوز صحنش از ذهنم محو نشده
حتي وقتي بيدار شدم همه جام درد ميكرد
فكر كنم اين مازوخيسم به رايشاناهامم كشيده شده
واقعا دليل اين لذت خود آزاري رو نميفهمم

444:

متاسفانه من نمیتونم اونطور که باید و شاید تمرکز داشته باشم
به محض اینکه از خواب بیدار می شم تمام خوابی رو که دیدم فراموش می کنم .

445:

ببخشید یه سوال
میشه به خاطرات گذشته سفر کرد و چیز های آزاد دهنده رو حذف کرد؟
می شه از این طریق ذهن رو پالایش کرد و یه آدم دیگه ای شد؟

446:

معمولا اگر تمارین جدی گرفته بشه و پیوسته انجام بشه، این مساله کمتر رخ میده.



و البته نیاز زیادی به تمرکز نیست.

تنها باید در طول روزمرگی ها به این مساله (رویاها) هم توجهی داشت و هنگام خواب کمی این توجه رو بیشتر کرد.

خوندن دوباره قسمت اول تمارین رو توصیه میکنم.

نوشته اصلي بوسيله Archimonde نمايش نوشته ها
ببخشید یه سوال
میشه به خاطرات گذشته سفر کرد و چیز های آزاد دهنده رو حذف کرد؟
می شه از این طریق ذهن رو پالایش کرد و یه آدم دیگه ای شد؟
اینکار با دسترسی به ضمیر ناخودآگاه و رکوردهای آکاشیک (لینک) امکانپذیر هست..

لازمه ش هم وارد شدن به وضعیت خواب مصنوعی یا هیپنوتیزم هست که کل پروسه باید توسط یه هپپنوتراپیست مجرب انجام بشه.

در مورد نتیجه و تاثیرش، لزوما نمیشه یک انسان دیگری شد، اما خب میشه موارد آزار دهنده ای رو که خوداگاه یا ناخودآگاه (بواسطه خاطرات یا مسائل دیگه) باعث تاثیر منفی در زندگی میشند، برطرف کرد.


447:

سلام به داداش رایان گل
منم هستما در این موضوع
داداش رایان دوست قدیمی من

448:

مو هم هستم

449:

چقد هستقبال !
من اینقد نومدم نمیدونم الان کجای راهین؟

رایان جان یه توضیحات مختصری بفرمایین ..

من در صدد ایجاد تاپیک جدید هستم من باب انرژ
البته اگر رو همین مود باشم

فکر میکنم همه ی ادما انرژی واقعی رو با چیزایی که بعضا راست یا دروغ یا خرافه های جدید و یا نظریات اثبات نشده و اصطلاحات پیچیده اشتباه گرفتند ...

بحث مفصلیه ..

450:

ولکام بک عاطفه جان..



خب به موازات هستقبال میشه فرمود نتایج مثبت (و گاهی خارج از حد انتظار) رو شاهد بودیم، حتی جایی از تاپیک ذکر کردم ظاهرا دوستانی که بطور جهشی وارد مرحله خروج روح شدند از دوستانی که کنترل رویا رو بدست گرفتند بیشتر هست!

در بخش متافیزیک کمتر به پایه ها و ریشه های متافیزیک پرداختیم، مسلماً بحث انرژی خیلی مفید هست و علاقمندان رشته های مختلف مسلماً ازش بهره خواهند برد (بنابراین در کنار بررسی باورهای درست و نادرست، حتما به روشهای تقویتش هم اشاره کنید) ..

حتماً منتظرش هستیم..


451:

سلام
من 5 شبِ دارم طبق وبلاگ کار میکنم قبلا هم تا حدودی رفته بود ولی ول کردم!

شب سوم داخل یک اتوبوس بودم یاد حرف وبلاگ افتادم دستم رو کشیدم انگشت های دستم از حد عادی بلند تر شد! ولی این برای من تو اون لحظه کاملا عادی بود فکر میکردم طبیعیه! (نخندید بابا خواب حالیم نمیشد که بیدار شدم خیلی حسرت خوردم!

دیشب هم خواب دیدم تو یک فضا مثل محوطه دانشگاه بودم پر ادم ..نه اینکه دستم رو بکشم و....

به ذهنم رسید خواب هستم! (شاید بخاطر این بوده که همش شبا فکر میکنم که امشب باید بیدار شم! ) بعد چون قبلا تو خاطرات دوستان که یکی فرموده بود تمرکز کرده و فکر کرده بعد تو یک رستوران بوده من فکر کردم که سوار یک لندکروز مشکی هستم و همینطور هم شد چون فضای داخلی شو قبلا برسی کرده بودم تا به واقعیت شبیه باشه! ولی مشکلم اینجاست شاید ده دقیقه بیشتر طول نکشید من از خواب بیدار شدم من تو وقت خوابم مشکل دارم اصلا دست من نیست! هر جا ماجرا باشه میبینی قطع شد

452:

یادم رفت بگم وقتی میخواستم بخوابم داشتم چند تا از اهنگ های بوداباررو گوش میدادم ، چون من دارم هموقت خود هیپنوتیزم اروپایی که هستاد کابوک تو کتابشون توضیح دادن انجام میدم

453:

سلام

رایان من سوالی در مورد برون فکنی واقعی و برون فکنی خیالی داشتم چون شنیدم بعضی وقتها برون فکنی اتفاق میفته ولی ما فکر میکنیم داریم خواب میبینیم بر عکس بعضی وقتها هم خواب می بینیم ولی احساس می کنیم که برون فکنی اتفاق افتاده
لطفا اگه اطلاعاتی در این مورد دارید بگید

454:

پیشرفت خوبی داشتید در همین مدت کوتاه؛ مسلما در ابتدای راه این مسائل طبیعی هست، تمرین دائم مسلما بتدریج تاثیرات مثبتش رو برای حفظ طولانی تر وضعیت خواهد گذاشت.



نوشته اصلي بوسيله hamidbbb نمايش نوشته ها
سلام

رایان من سوالی در مورد برون فکنی واقعی و برون فکنی خیالی داشتم چون شنیدم بعضی وقتها برون فکنی اتفاق میفته ولی ما فکر میکنیم داریم خواب میبینیم بر عکس بعضی وقتها هم خواب می بینیم ولی احساس می کنیم که برون فکنی اتفاق افتاده
لطفا اگه اطلاعاتی در این مورد دارید بگید
بله، این دو میتونند با همدیگه اشتباه بشوند (و به عقیده بعضی دانشمندان هم، برون فکنی در واقع فقط نوعی خواب هست و با تحریک بخشی از مغز میتواند رخ بدهد) اما مساله اینجاست که در دنیای خواب لزوما اطلاعی از وضعیت حقیقی دنیای واقعی وجود ندارد ، در حالیکه در برون فکنی گاه مشاهدات کسب شده از کیلومترها دورتر واقعی و صحیح هستند.



بنابراین یکی از راههای تست حقیقت برون فکنی، همین کسب اطلاعاتی از دنیای قابل مشاهده در هنگام برون فکنی و تطبیقش سپس بیداری هست.


455:

سلام آقا معلم.
اجازه
میشه ما بیایم سر کلاس؟
البته من چون زن و بچه دارم، سرم شلوغه، شما به ما سخت نگیرید، یه جوری با تک ماده و ...
خلاصه آقایی کنید کج دار و مریض با ما بسازید

456:

آقا اجازه
ما همین جوری یه لنگه پا دم در ایستادیماااااااااا
خوب یه بفرما بزنید بشینیم سر نیمکت، یه مشقی، یه چیزی....


457:

سلام،

خب شما در واقع خودت صاحب خونه ای و منتظر دوره های خود شما هستیم.



و خب بنویسید کجای کار هستید و چه کارها کردید و چه تاثیراتی دیدید و ..

تا بر اون پايه نکاتش فرموده بشود.


458:

سلام
نفرمایید هستاد.

ما در حضور شما فقط تلمذ می کنیم.:hi
در مورد این دوره ،پارسال یه 20 روزی کار کردم که بعدش به خاطر مشغله نتونستم ادامه بدم.
کارهایی که شاید مربوط به این دوره بشه، میتونم بگم مدیتیشن های عمیقی انجام میدم ، در مورد خواب هم تا حدودی به خواب ها آگاهی دارم.


459:

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز خبری را خواندم که جالب بود :
..................................................

...................
تا به حال در مورد خواب شفاف یا آگاهانه چیزی شنیده اید؟ شاید هم خودتان اون را تجربه کرده باشید.

این نوعی خواب دیدن هست که هنگام اون آگاهی داریم که مشغول دیدن خواب هستیم.

وقتی که خوب شفاف می بینیم، می توانیم در روند خواب دخالت کنیم و دنیای خودمان را ایجاد کنیم.

بعضی از افراد به صورت طبیعی زیاد دچار خواب شفاف می شوند و قادر هستند در خواب، رویاهایشان را کنترل نمايند.

اما حالا یک گجت وارد بازار می شود که ادعا می کند این قابلیت را در اختیار مان می گذارد که خواب های شفاف ببینیم.

نام اش Remee هست.

از نظر تئوری، برای هر کسی این امکان وجود دارد تا با تمرین و آموزش کاری کند تا بر خواب هایش تسلط داشته باشد و این ماسک یک لوازم کمکی هست که این فرایند را تسهیل می کند.

روی اون ۶ چراغ ال ای دی قابل برنامه ریزی و یک پردازشگر مرکزی برنامه گرفته و سازنده اون می گوید بیش از ۱۰ سال مشغول تست و تکمیل اون بوده هست.

این ماسک سبُک طراحی شده و هنگام خواب روی چشم برنامه می گیرد اما با وجود سبک بودن، ابزارهای مختلفی روی اون تعبیه شده هست.

سفر به رویا!

در قسمت جلوی ماسک یک سنسور نوری برنامه دارد که به پردازشگر اجازه می دهد دستورهای جدید را از طریق نمایشگر مانیتور دریافت کند.

برای دریافت برنامه جدید کافی هست به وب سایت سازنده مراجعه کنید و ماسک را مقابل نمایشگر برنامه دهید.

از طریق دستورهای نوری ماسک برنامه جدید را دریافت می کند.

در قسمت پشت ماسک هم برای هر چشم سه عدد لامپ ای ای دی تعبیه شده که کار اصلی را انجام می دهند.

نکته در اینجا هست که در هنگام خواب دیدن متوجه شویم در حال خواب دیدن هستیم.

خواب دارای مراحل مختلفی هست که یکی از اونها REM نام دارد.

معمولا در این مرحله خواب می بینیم و جالب اینجا هست که در این فاز چشم های ما حرکت می نمايند.

احتمالا متوجه حرکت چشم دیگران هنگام خواب شده اید.

این به این معنی هست که فرد در مرحله REM خواب هست.

که خود این کلمه نیز مخفف Rapid eye movement هست.

سفر به رویا!

این ماسک با تشخیص اینکه ما هم اکنون در فاز REM هستیم چراغ های ال ای دی را روشن می کند.

این چراغ ها به گونه ای روشن می شوند که نور را از پشت پلک تا حدی به داخل چشم منتقل می نمايند.

اما سبب بیدار شدن ما نمی شوند.

جالب اینجا هست که وقتی چراغ ها روشن بشوند شما در خواب دیدن تان تغییرات نوری را ملاحظه می کنید.

مثلا در خواب تان ناگهان نورهایی می بینید یا روند رویا متفاوت می شود.

این به عنوان علامتی هست که شما را متوجه می کند در حال دیدن خواب هستید.

حالا از اینجا کنترل در دست شما هست ...

البته سازنده می گوید برای موفقیت در هستفاده از این ماسک، نیاز به تمرین هست.

اما قدرت کنترل رویاها اونقدر دوست داشتنی بوده که صفحه این پروژه در سایت کیک هستارتر با هستقبال بسیار زیاد سرمایه گذارها مواجه شده و می توانید منتظر باشید که به زودی این ماسک ۸۰ دلاری را در بازار ببینید.

http://narenji.ir/4593



460:

رايان جان من علارغم تمرين ها(درسته نه به صورت پيوسته ) تموم اون خواب هايي كه ميديدم به صورت مزمن ترش برگشته و الان ده روزه هيچ كاري نتونستم باهاشون بكنم
كلا اين روش و خيلي دوست داشتم واسه خلاص شدن از اين خواب هاي سريالي و تكرار شونده كلا بيخيال لذت بردن ازش بودم
ولي الان ديگه روم جواب نميده چرا؟

461:

با درود و سپاس از شما
دو مطلب یکی اینکه بنده هم مایل هستم در این دوره شرکت کنم و اگر رمز عبور وبلاگ را برایم ارسال کنید ممنونم خواهم شد.

دوم اینکه من بسیار به برون فکنی علاقه دارم و مایل هستم به صورت پله پله و علمی (همانند همین تاپیک) اون را فرا بگیرم.

رایان اگر شما تجربه ای در این زمینه دارید و یا از دوستان کسی می تواند این کار را انجام بدهد، از شما در خواست می کنم درست همانند همین تاپیک که بسیار علمی و (مرحله به مرحله) آموزش می دهد، جستاری هم در زمینه ی برون فکنی ایجاد کنید تا دوستان علاقه مند بتوانند پله پله جلو رفته و مشکلاتشان را در این راه مطرح نمايند تا در نهایت به موفقیت دست یابند.

بدون شک این می تواند مرجع بسیار خوب و مفیدی در این زمینه در دنیای مجازی باشد چرا که چنین متد مرحله ای و کاربردی هم اکنون در میان سایت های فارسی که بنده جستجو کردم در زمینه ی برون فکنی کالبد اختری وجود ندارد و چه بهتر که این کار از سایت عزیوقت "هم میهن" شروع شود.

باز هم سپاس از شما (در ضمن امیدوارم به تاپیک من هم سری بزنید رایان خیلی دوست دارم نظراتتان را در مورد کارهایم بدانم)

462:

سلام؛
خوبید ؟

آیا میتونیم اراده کنیم چه خوابی ببینیم ؟
میدونم میشه تمرکز کنیم و به ی چیز خاص فکر کنیم تا خوابشو ببینیم ..
منظورم همونه که میخواستیم با جزئیات سفر به رویا!

واسه من اتفاق افتاد + باز هم ی خواب که بعد عینا" در بیداری هم اتفاق افتاد سفر به رویا!

463:

با وجود اینکه من خیلی آهنگ های مدیتیشن و zen رو دوست دارم (کلا آهنگ های بی کلام)، اما کاملا با مدیتیشن و خود هیپنوتیزم (مخصوصا قبل از خواب) مخالفم.

توجه زیاد به خواب و حساس شدن درباره خواب، اصلا خوب نیست.

نباید هیچوقت واقعیت رو فدای رویا کرد.

حقیقتا، ما در خواب به دنبال چه چیزی هستیم؟!!!
دیدن آینده؟!!!

این کارها و تفکرات، کم کم بر شخص اثر میزاره و عوارض اون دامن گیر خود شخص میشه.

آیا کسانی که در عرفان و خودسازی به مراحل بالا رسیدن، از مدیتیشن و یوگا و غیره هستفاده کردن؟!!! (منظورم عرفان های نو ظهور و بودایی و هندوئیسم نیست)

بزرگان دینی ما توصیه کردن که اگه میخوایم به آرامش برسیم، نماز بخونیم.

نماز رو با درک و حضور قلب و توجه بخونیم.
انرژی مثبتی که نماز خوندن میده کجا و مدیتیشن کجا!!!
بهتر نیست که به جای وقتی که شب قبل از خواب، صرف مدیتیشن میکنیم، نماز شب بخونیم.

(من هنوز نماز شب نخوندم، ولی از کسایی که خوندن، میتونم بفهمم که چه اثراتی داره).

همون نماز های روزانه با حضور قلب چه اثرات مثبتی داره.

ما هممون به دنبال هدف درستی هستیم، اما راه رو اشتباه میریم.


464:

ما که مدیتیشن انجام نمیدیم
هدف ما اول کنترل خواب هست ؛
خود ِ من هرگز خواب هایی که میدیدم یادم نمیموند ..

با این تمرین ها هم رو خواب هام کنترل داشتم ..

هم گاهی رویا میدیدم ؛
از نوع رویاهای صادقه ..

و همش هم با تمرین و تمرکز بود / هرچند من کلا" شاگرد ِ بازیگوشی هستم :دی

البته جوونی ها / الانا دیگه نه !! :دی :|

من دو نوع تجربه داشتم ..
وقت هایی که روحم پاک و آروم بود و وقتی که روح و جسمم خسته بود و مشکلاتی داشتم ، تجربه های رویا بینی و خواب های صادقه به سراغم اومده !

نمیدونم چرا :| !!

465:

درسته که مدیتیشن انجام نمیدید، ولی وقتی اشخاصی از این کنترل خواب ها انجام بدن و ببینن که در ظاهر جواب میده ، چون یه جورایی به مدیتیشن ربط داره ، باعث میشه که جذب مدیتیشن هم بشن.

( رایان، اگه میشه پسورد رو هم برای من بفرستید تا ببینم چه جوریه، شاید به کل من اشتباه میکنم و ربطی به مدیتیشن نداشته باشه)

من اصلا نمی تونم قبول کنم که خودمون روی خواب هامون کنترل داشته باشیم و رویا صادقه هم ببینیم.


466:

پوزش بابت تاخیری که حاصل شد.





خب اتفاقا یکی از دلائل فرَار بودن این مساله عدم توجه و تمایل زیاد و صرفا "استفاده برای فرار از رویاهای ناخواسته" هست.

نگاه "دارو" مانند به این مساله باعث میشه اونطور که باید ماندگار نباشه و سیر رشد و کسب مهارت تعطیل بشه.



اگر بخواهید این مهارت کماکان باهاتون همراه باشه، شما هم حتی وقتی نیاز ندارید، باهاش همراه باشید، بدنبال گسترش مهارت و بعدهای جدید باشید و اون رو صرفا بعنوان یک وسیله هستفاده نکنید.

البته در امور ماورایی گاهی بازه های افت مهارت هم پیش میاد و طبیعی هست.

میتونید از این تمرین هم هستفاده کنید و موثر خواهد بود.



نوشته اصلي بوسيله alone_composer نمايش نوشته ها
با درود و سپاس از شما
دو مطلب یکی اینکه بنده هم مایل هستم در این دوره شرکت کنم و اگر رمز عبور وبلاگ را برایم ارسال کنید ممنونم خواهم شد.

دوم اینکه من بسیار به برون فکنی علاقه دارم و مایل هستم به صورت پله پله و علمی (همانند همین تاپیک) اون را فرا بگیرم.

رایان اگر شما تجربه ای در این زمینه دارید و یا از دوستان کسی می تواند این کار را انجام بدهد، از شما در خواست می کنم درست همانند همین تاپیک که بسیار علمی و (مرحله به مرحله) آموزش می دهد، جستاری هم در زمینه ی برون فکنی ایجاد کنید تا دوستان علاقه مند بتوانند پله پله جلو رفته و مشکلاتشان را در این راه مطرح نمايند تا در نهایت به موفقیت دست یابند.

بدون شک این می تواند مرجع بسیار خوب و مفیدی در این زمینه در دنیای مجازی باشد چرا که چنین متد مرحله ای و کاربردی هم اکنون در میان سایت های فارسی که بنده جستجو کردم در زمینه ی برون فکنی کالبد اختری وجود ندارد و چه بهتر که این کار از سایت عزیوقت "هم میهن" شروع شود.

باز هم سپاس از شما (در ضمن امیدوارم به تاپیک من هم سری بزنید رایان خیلی دوست دارم نظراتتان را در مورد کارهایم بدانم)
درود محمد عزیز؛

راستش در بدو راه اندازی این تاپیک، نیم نگاهی به مساله برون فکنی داشتم.

خواب اگاهانه میتواند بعنوان یک پیش زمینه برای برون فکنی مطرح هستفاده بشود، اما یکی از دلائلی که در این سه سال به ندرت به این موضوعات پرداخته شد این هست که برون فکنی برای یک فرد کاملا تازه کار نیازمند توضیحات اطلاع از جوانب و نتايجش هست و به مانند رویابینی بی خطر و بی حاشیه نیست.

بهرحال، هماطور که فرمودم رویابینی یک مقدمه موثر برای خروج روح هست و حتی بعضی دوستان (بدون اینکه در برنامه داشته باشیم) در خلال تمارین رویا بینی تجربه اش کردند.

بنابراین حداقل در حد شروع و مقدمه میتوانید از همین دوره رویابینی هستفاده کنید.



در مورد دوره تخصصی تر اولا خودم را در این حدود نمیدانم، و دوما نیازمند بررسی جوانب و ..

هست.

در مورد کارها هم، چشم انشاالله سرموقعيت.


نوشته اصلي بوسيله Hoda نمايش نوشته ها
سلام؛
خوبید ؟

آیا میتونیم اراده کنیم چه خوابی ببینیم ؟
میدونم میشه تمرکز کنیم و به ی چیز خاص فکر کنیم تا خوابشو ببینیم ..
منظورم همونه که میخواستیم با جزئیات سفر به رویا!

واسه من اتفاق افتاد + باز هم ی خواب که بعد عینا" در بیداری هم اتفاق افتاد سفر به رویا!
سلام،

بله، و خب اگر خاطرتون باشه یکی از تمارین نهایی ما در وبلاگ مربوط به همین قضیه بود.

البته احتمال رخ دادنش 100 % نیست و نیاز به وجود شرایط و میزان تمرکز و تصویر/محل انتخابی و ..

دارد.



در مورد آخری هم خب در مورد شما زیاد جای تعجبی نیست! بطور کلی هنگامی کار با رویا انجام میدید چنین مواردی رخ دادنشون بسیار محتمل هست.



نوشته اصلي بوسيله sarnavesht نمايش نوشته ها
با وجود اینکه من خیلی آهنگ های مدیتیشن و zen رو دوست دارم (کلا آهنگ های بی کلام)، اما کاملا با مدیتیشن و خود هیپنوتیزم (مخصوصا قبل از خواب) مخالفم.

توجه زیاد به خواب و حساس شدن درباره خواب، اصلا خوب نیست.

نباید هیچوقت واقعیت رو فدای رویا کرد.

حقیقتا، ما در خواب به دنبال چه چیزی هستیم؟!!!
دیدن آینده؟!!!

این کارها و تفکرات، کم کم بر شخص اثر میزاره و عوارض اون دامن گیر خود شخص میشه.

آیا کسانی که در عرفان و خودسازی به مراحل بالا رسیدن، از مدیتیشن و یوگا و غیره هستفاده کردن؟!!! (منظورم عرفان های نو ظهور و بودایی و هندوئیسم نیست)

بزرگان دینی ما توصیه کردن که اگه میخوایم به آرامش برسیم، نماز بخونیم.

نماز رو با درک و حضور قلب و توجه بخونیم.
انرژی مثبتی که نماز خوندن میده کجا و مدیتیشن کجا!!!
بهتر نیست که به جای وقتی که شب قبل از خواب، صرف مدیتیشن میکنیم، نماز شب بخونیم.

(من هنوز نماز شب نخوندم، ولی از کسایی که خوندن، میتونم بفهمم که چه اثراتی داره).

همون نماز های روزانه با حضور قلب چه اثرات مثبتی داره.

ما هممون به دنبال هدف درستی هستیم، اما راه رو اشتباه میریم.
درود، سرنوشت عزیز.

ما قصدی برای جایگزینی چیزی نداریم.

و اتفاقا در شرکت نمايندگانمون بسیار کسانی هستند که معتقد به نماز و فرایض هستند و اتفاقا پیشرفت جالبی هم داشتند.



به نظر من اگر راههای مختلفی برای تجربه امور فراذهنی باشد (چه رویابینی و چه حتی مدیتیشن و چه نماز) مانعی برای تجربه کردنشان نیست و از نظر شرعی هم چنین چیزی منع نشده.



در مورد اطلاعات وبلاگ هم سرموقعيت ارسال میشود.


467:

ديگه كم كم ميخواستم بهتون پيام بدم:دي

خوب من اولش اگه يادتون باشه خيلي هيجان داشتم و خيلي با اشتياق دنبال تجربه هاي جديد بودم و خيلي هم با اشتياق ميومدم بهتون ميفرمودم از چيزايي كه تجربه كردم
چون برام خيلي لذت بخش و هيجان انگيز بود و اصلا اينكه جلايشان اون خواب هامو ميگيره اونچنان قضيه ي مهمي برام نبود انقدر بقيه ي چيزاش برام لذت بخش بود كه اين رفته بود تو حاشيه
تا اون وقت كه فكر كنم بهت هم فرمودم دوست داشتم سقوط آزاد و تجربه كنم تجربه هم كردم و تا تهشم رفتم و آخرين لحظه هم تصور كردم ميخورم زمين و خوردم تمام دردشم حس كردم و خودمم از بالا ديدم كه داغون شدم و نميدونم با اينكه انقدر وحشتناك بود بازم چندين و چند بار تجربش كردم اصلا هم خواستنش دست خودم نبود تا ميخوابيدم و ميفهميدم خوابم و ميفتاد دست خودم همين و تصور ميكردم
همين باعث شد كلا شب كه ميخوابم نه به چيزي فكر كنم نه اون فركانس ها رو گوش بدم ولي كماكان اون چند تا خواب تكراري و سريالي و كنترل ميكردم اصلا نميذاشتم كه تا آخرش پيش بره

در كنارش من هنوز هم اون تمرينات يادآوري جزئيات خواب هام حتي نوشتنشو همون لحظه هم انجام ميدم..
ولي الان چند وقته اون خواب ها برگشته و كاريش نتونستم بكنم
و يه چيز عجيبم اين بود كه پريشب فهميدم اوايلش كه خوابم يني دقيقا ميدونستم خوابم و ميتونستم از اونجا خارج بشم مثل هميشه حس نميكردم بسته شدم به اون مبل حس مركدم ميتونم حرف بزنم و با اون فرد مبارزه كنم ولي دلم نميخواست اين كار و بكنم:(
خيلي وحشتناك تر شده بود كاملا با خواست خودم داشتم خودمو عذاب ميدادم

468:



دو نکته:

- مسلماً کنترل خواب ارتباط مستقیم با کنترل تفکر هم داره.

یعنی بدون کنترل تفکر (مثلا: اینکه برنامه هست به زمین بخورید و نتايج بعدیش و ..

) پروسه رویا بینی چندان موفق نخواهد بود.



سعی کنید "ایده های جدید" غیر از سقوط برای خوابهاتون در نظر بگیرید و تفکر سقوط و حتی پرواز رو کناری بگذارید.

چون برنامه نیست از چاله به چاه بیفتید و برای فرار از خوابهای نامناسب، بسراغ تفکرات دیگری مثل سقوط و برخورد به زمین و ..

برید.

تمرین برای کنترل فکر مسلما باید جزئی از برنامه باشه، نه فقط آگاهی در خواب.

- بخش نه چندان کوچکی از کنترل خواب یا پرهیز از مشاهده رویاهای ناخوشایند، از قبل از خواب شروع میشه.

سعی کنید شرایط روحی و آرامشی و ذهنی کاملا مناسبی هنگام خواب داشته باشید.



شما که اینقدر خوابهاتون sensitive و مرتبط به تفکر و تصوراتتون هست، چرا ازین خاصیت برای تفکرات مناسبتر و خوشایند تر هستفاده نکنید؟ ازونجا که تجربه در مورد شما نشان داده آزاد گذاشتن تفکر قبل خواب لزوما به نتایج مثبت منجر نمیشه، بنابراین تصویر سازی قبل از خواب رو امتحان کنید، و ترجیحاً تصاویر و مناظر خوشایند و کم خطر.

همونطور که بالاتر دیدید یکی از دوستانمون (بانو هدی) با کمی تمرکز رویای مد نظر رو دیدند؛ با توجه به قرائن در شما هم این توانایی هست و سعی کنید بجای آزاد گذاشتن رویا ها خودتون "رویاسازی" بکنید.

(استفاده از تقویت نماينده ها مانند امواج هم هنگام انجام این پروسه بدون مانع هست)

توضیحات بیشتر در لینکی که پست قبل معرفی شد (که شامل لینک وبلاگ هست) نوشته شده.


469:

خيلي ممنون از كمكتون
حق با شماست....از همون ابتدا اصلا قصد من پرواز يا سقوط نبود راستش حتي قبل از اينكه بخوابم جاهايي رو تصور كرده بودم كه اصلا ربطي به پرواز و اين ها نداشت و حتي به كارهايي كه دوست دارم بكنم هم فكر كرده بودم ولي وقتي خوابيدم و خودم و همون جا ديدم كلا فكر پرواز كردم يه هو به فكرم رسيد
و دفعه ي سوم و چهار و پنجم و ......ديگه اين فكر و تصور كاملا ناخوداگاه بود و حتي تا حد زيادي لذت بخش!!(ناخوداگاه از درد لذت ميبردم)
حتي اين اتفاق تايشان اون عكسي كه شما هم بهم داده بوديد و من دقيقا همون جا بودم تو خواب هم افتاد..

خوب من سعي ميكنم از اين تمرين كنترل تفكر و چيزي كه تو پست قبلي گذاشتيد يه كم تقلب كنم و ذهنم و آزاد نذارم چون نتيجه ي خوبي نداره

خيلي ممنون رايان جان

470:

سلام
فكر كنم فقط خودم گير دادم به تمرين مداوم
من خيلي پيشرفت كردم تو اين سه هفته....كنترلم رو خواب هام بيدار شدن تو همون فضايي كه بهش فكر كردم خيلي خوب شده اون كابوس ها هم تموم شد فعلا تك و توك ميبينم ولي دارم سعي ميكنم يه جور ديگه نگاهش كنم
متوجه يه چيزي تو اين خواب شدم
چند وقت پيش كه داشتم رم گوشيمو خالي ميكردم به نوشته هايي بر خوردم كه اون اوايل سپس هر بيدار شدن بلافاصله مينوشتم وقتي خوندم متوجه شدم تو اين خواب براي كسايي كه تو خواب هستن هيچ چيز عجيب نيست حتي كسي كه چاقو تو بدنش فرو ميره بدون توجه به حرف زدن هاش ادامه ميده و تنها فردي كه ميترسه منم نشستم فكر كردم ديدم شايد بايد نگاهو بهش عوض كنم شايد به اصطلاح تعبير اون خواب اين باشه كه اون فرد با كشتن اون طرف داره بهش كمك ميكنه حتي به من هم داره كمك ميكنه با اون كاراش
هر چي هست ديگه ترسم هيجان و وحشتم كم شده و كلا راحت تر شدم

حالا غرض از مزاحمت.ديشب خوابتونو ديدم (هر چي فكر كردم بگم آقا عليرضا بگم عليرضا آقا بگم آقاي رايان رايان هيچ كدوم به دلم نشست:دي)
فرمودم شايد جالب باشه ديشب سپس سه چهار شب كه به خاطر امتحانام بيدار بودم خواستم بخوابم كه نشد اون ايشانس و گذاشتم تو گوشم و تصايشانري كه تو ذهم بود برف و كوه و اينا بود
تو يه كوهستان بيداد شدم ارتفاع خيلي بلند خوابيده بودم رو برفا(خيلي خوش ميگذشت:دي) توجهم به يه موسيقي آروم جلب شد پاشدم و يه كم اطراف و گشتم ديدم لب يه دره نشستيد پاهاتونم هم آايشانزون كردين ارتفاععي بود واسه خودشا:دي
فرموديد بيا بشين نشستم پيشتون فرموديد بيا بپريم:دي(ببينيد من نميخوام از اين كارا بكنم خودتون تحريكم ميكنيد :دي)
خلاصه پريديم و همون جريان قبل افتادن و درد و اينا
وقتي چشامو باز كردم به صورت معلق كنارم بوديد فرموديد حتما بايد ميخوردي زمين متلاشي شي؟:))
از خواب پريدم

471:

وای خدای من
در اینکه من و یاسی خیلی وقتها با هم تشابهاتی داشتیم شکی نیست
ولی جالب اینه که منم پریشب خواب رایان رو دیدم
با این تفاوت که رایان کت و شلوار قهوه ای پوشیده بود و به من اصرار میکرد
که بیا تمرین رو شروع کنیم و من فرمودم میترسم و رفتم
واسه همینم از دیروز یکسره اینجا انلاین موندم ولی نمیدونم واقعا چرا ..
عجب!!

472:

يعي امشب ميخوان برن تو خواب كي بكشونتش تو اين تاپيك

خيلي جالبه اين كت و شلوار قهوه اي.من زياد به پوشش دقت نميكنم نه تو خواب نه واقعيت يني يكي رو ببينم بيام خونه يادم نمياد چي تنش بوده ولي مطمئنم كت و شلوار تنشون بود حالا قهوه ايشو يام نمياد......من ميترسم:دي

جالب بود

473:

خوب هر دومون شاگردای خوبی بودیم
منم نرفتم تمرین چون خودشون قدغن کرده بودن :دی
خوب واقعا این یعنی چی؟

474:

به منم فرمودن كه از اين ور و اون ور انقدر نپرم چيزاي بهتر از پريدن هست بعد خودشون ميان ميگن بپر منم كه جنبه ندارم وقتي پريدم بايد زمين خوردنشم تجربه كنم:دي

نميدونم والا خودشون بايد بيان شفاف سازي كنن

475:

خب وقتی زیاد تمرین نمیکنید و ادامه نمیدید، انسان ناچار میشه از روشهای دیگری اقدام کنه.

:دی

---

من هرگونه اقدام از سمت خودم رو تکذیب میکنم.

:دی - بهرحال رخ دادن این موارد، چه از طرف انرژی من بوده باشه و چه صرفاً تصور یک رایان که دعوت به ادامه راه میکنه، در هر حال یک پیام در خودش داره و اون هم اینکه احتمالا ناخوداگاه شما مایل به تکمیل پروسه پیشرفت هست و چندان از سکون یا بازگشت به عقب و تجربیات ناخوشایند قبل، دل خوشی نداره!

چند نفری عضو جدید آدرس و رمز دریافت کردند در این مدت..

نمیدونم در کجای کار هستند!

بله، مانند همون قضیه فردی که مدام در خوابها مورد تعقیب یک شخص بود و تمام کابوسهاش فرار ازون شخص بود، و سپس یکسری اموزشها که تصمیم به ایستادن میگیره متوجه میشه اون مرد تنها هدفش رساندن یک پیام به شخص هست.

جالب اینکه گاهی ما در زندگی واقعی هم دقیقا بهمین صورت (و شاید ناآگاهانه) از موقعيتها فرار میکنیم.



بنابراین حدستون درست هست و گاهی ریزترین نکته های خواب (چه کابوس چه آرام) دارای پیام هستند..

پیامهایی که گاهی لزوما نیاز به رمزگشایی سنگینی ندارند، اما همیشه هم شناخت پیامشون راحت نیست.

در مورد خواب پرتگاه هم اولا همون مساله ای که بالاتر نوشتم و دوما دعوت به پرتگاه رو از سمت بنده نبینید :دی، به نظر من این باز هم یک Trick از طرف ناخودآگاه بوده برای تجربه رویای پرت شدن؛ من یک توصیه برای این مواقع دارم: اینکه از اینگونه رویاها پرهیز کنید جای خود، اما اگر اینبار چنین اتفاقی افتاد سعی کنید با پرواز جایگزینش کنید..

هرچند کمی سخت هست ولی شدنیست، بخصوص که همه ما ناخوداگاه به پرواز علاقه داریم.



نوشته اصلي بوسيله safaa نمايش نوشته ها
وای خدای من
در اینکه من و یاسی خیلی وقتها با هم تشابهاتی داشتیم شکی نیست
ولی جالب اینه که منم پریشب خواب رایان رو دیدم
با این تفاوت که رایان کت و شلوار قهوه ای پوشیده بود و به من اصرار میکرد
که بیا تمرین رو شروع کنیم و من فرمودم میترسم و رفتم
واسه همینم از دیروز یکسره اینجا انلاین موندم ولی نمیدونم واقعا چرا ..
عجب!!
خب صفا جان تمرینات رو انجام نمیدی و چاره دیگری نمیمونه.

:دی - این روزها برای من هم کمی فعالیتهای رویا بینی سیر صعودی داشته، اما کماکان به همون نکته ای که اول نوشتم معتقدم، هرچند فکر کنم شما کمتر از یاسی دچار مشکلات باشید و تا حالا معدود مشکلات خواب بینی هم که داشتید برطرف شده باشه.

مگر اینکه تجربیات جدیدی اتفاق افتاده باشه و ذکر نکرده باشید.


476:

من هم طبق برنامه عمل میکنم،هنوز تو مرحله اول هستم
همون طور که انتظار میرفت تعداد خواب دیدنم زیاد شده
ولی با اینکه حافظه خوبی دارم زود یادم میره
خلاصه طبق برنامه میرم جلو

477:

خوب چون شما خودت فرمودی تمرین نکنم منم کنار گذاشتم
یعنی سپس اون خروج ناموفق اگه یادت باشه فرمودی تمرین نکنم
البته راستش یک مدت داروهای ضد افسردگی هم میخوردم که باعث شده بود
زیاد خواب نبینم ولی توی این مدت فقط یکبار دیگه تونستم توی خواب اگاه بشم
که اونم همونجا یهو یاد اینکه فرموده بودی تمرین خروج نداشته باش افتادم و نشد
که خارج بشم
ولی الان تقریبا 20 روز هست که داروهامو کم کردم و خوابام با شدت قبل برگشته
پس میتونم دوباره تمرینهارو شروع کنم دیگه؟
مطمئنم اون ام پی تری رو گوش کنم سرعت پیشرفتم زیاد میشه

478:

معمولا چه بحث کار با امواج مطرح باشه، چه تمارین خاص متافیزیکی و چه موارد مشابه، عموما از بعضی افراد درخواست میشه با احتیاط ازین روشها هستفاده نمايند.

و خب من هم هیچ دعوت قطعی ای برای از سرگیری نمیتونم داشته باشم.

اینجا رو مطالعه کنید، پرسش و پاسخی در سایت idoser (توسط مدیرش) هست که یکی از امواجش در وبلاگ معرفی شد.

بخصوص یکی دو سوال آخر.


479:

سایت جالبی بود مرسی
دقیقا برای مشکلات قلبی توصیه نکرده
خوب من از بچگی هم به این کارای ماورایی علاقه داشتم همم چند وقت پیش یک موردشونو رویت کردم
خوب پس فعلا با همون مدیتیشن و اینا دوباره شروع میکنم ببینم چی میشه
بازم ممنون از راهنماییهات

480:

من با وجود اینکه الان باید وسط های مرحله 2 باشم، هنوز دارم روی مرحله 1 کار میکنم.
چون تقریبا بیشتر از 90 % وقتایی که خواب میبینم، میدونم که دارم خواب میبینم،
واسه همین فعلا میخوام انقدر روی مرحله 1 و قسمت اول مرحله 2 کار کنم، تا ذخیره کردن خوابام، سپس بیداری خوب شه.

***
ولی من آبم با اکنکار تو یه جوی نمیره.

(کلا کارهایی که به عرفان های نوظهور یه ربطی داشته باشه)
همیشه وارد شدن به ماورا طبیعه، حساسیت های خودشو داره.


481:

درسته اين چند وقت سعي ميكنم به تمام اتفاقات خواب هام مخصوصا كابوس هام كه خيلي هم زياده فكر كنم حتي نمود واقعيش هم پيدا ميكنم و اين داره خيلي بهم كمك ميكنه كم نميكنه خواب هامو ولي ديگه اون فشار و وحشت و و خودم حس نميكنم وقتي بيدار ميشم انگار يه خواب معمولي بوده ولي قبلا اين جوري نبود...و يكي از توانايي هايي كه تازه پيدا كردم و دارم روش تمرين ميكنم اينه كه هر وقت كه اراده كنم بيدار ميشم و اون رايشانا يا كابوس متوقف ميشه
نميدونم اين خوبه يا نه هم حس خوبي ميده هم يه كم ميترسونتم نميدونم چرا
من اعتقادات مذهبيم زياد نيست ولي چند باري با يه دوستي در مورد اين چيز ها حرف زدم مشكل داشت و حتي اينجا رو معرفي كردم بياد ازتون آدرس و رمز بگيره به شدت مخالفت كرد و دخالت تو كار خدا دونست....با اينكه به نظرم مسخرست اين فكر ولي هر پيشرفتي يه كم ميترسونتم


مسئله ي پرتگاه هم حق با شماست من خودم ميخواستم كه دوباره تجربه كنم و ناخوداگاه من بود كه من و دعوت ميكرد در قالب شما چون شايد حرف شما رو گوش ميكنم كلك زده:دي
پرواز و سعي كردم ولي نشد كلا بايد از اين سقوط كردن دوري كنم چون وقتي در حال سقوط باشم اصلا دست خودم نيست آخرش خيلي سعي كردم لحظه ي آخر اوج بگيم نشد
بابت اون سايتي كه به صفا داديد هم ممنون جالب بود

482:



هر پیشرفتی اگر در راه صحیحش (شناخت خود و خدا) هستفاده بشه و به بیراهه نره، مشکلی نداره که هیچ، احتمالا مورد توصیه هم خواهد بود..

بعضی علما کنترل خواب که سهل هست، برون فکنی میکردند و حتی ازش برای زیارت مرقدی که بسیار دورتر بوده هستفاده میکردند؛ به قول یکی چرا که نه؟! :دی

در مورد شما هم این پیشرفتها مسلما بخشیش بعلت هستعداد ذاتی تون هست و بخشیش بعلت تداوم در تمارین.

فکر کنم قبلتر هم به دوستان اشاره کردم که شاید راه افتادن در روزها و هفته های اول سخت باشه، اما اگر تداوم و پیوستگی تمارین حفظ بشه بتدریج پیشرفت راحتتر خواهد شد.

حالا اگر به روزهای اول و اون دردسرهای خوابهای عجیب و در ظاهر غیرقابل کنترل و ..

نگاه کنید، میبینید که چقدر تغییر حاصل شده.



---

امیدوارم دوستان جدیدمون هم که ظاهرا پییشرفت خوبی هم داشتند (آقایان سرنوشت و امین) همین سیر پیشرفت رو ادامه بدند و البته سوالی هم بود طرح نمايند..


483:

سلام
راستش يه كم ترسيدم امروز
شايد دليلش خستگي و كم خوابي بوده شايدم خواب روز اون كيفيت خواب شب و نداره
چند ساعت پيش كه خوابم برد داشتم يه خواب معمولي ميديدم راستش هر چي فكر ميكنم يادم نمياد چي بود فقط ميدونم چيز خاصي نبود خيلي كم پيش مياد كه نتونم به ياد بيارم خوابامو
وسط خواب متوجه شدم كه خوابم و مثل هميشه صحنه ي خواب به هم ريخت و همون احساس زود گذري كه مثل بودم زير آبه رو احساس كردم
.لي ادامش مثل هميشه نبود حتي مثل اون دفعه هاي اولم نبود اصلا نميتونستم حركت كنم رو قلبم احساس سنگيني ميكردم حس ميكردم دست و پاهام بستست هر كاري كردم كه از اون احساس حارج بشم نشد
بعد به زحمت فكرمو كشوندم به خودم و اتاقم و تخت خوابم معمولا اين كار و ميكنم سريع تو عرض چند ثانيه بيدار ميشم ولي نميشد
خيلي ترسيدم اصلا نميدونستم بايد چي كار كنم
متاسفانه مدت وقت خيلي زيادي تو اين وضعيت موندم تا اينكه بيدار شدم
وقتي بيدار شدم تا چند دقيقه حافظم كاملا پاك شده بود مامانم كه اومد تو اتاقم نشناختمش هيچ ذهنيتي از خودم و اطرافم نداشتم واي وحشتناك بود خيلي ترسيدم خيلي نميتونم حس اون لحظه رو توصيف كنم حتي ميترسيدم پاشم فقط ميدونم مامانم همش صدام ميكرد بعد اون اتفاقي كه هر چند مدت ميفته افتاد كه معمولا با تپش شديد قلب شروع ميشه كه اگه لازم بود تو خصوصي بهتون ميگم (البته دكتر فرموده هيچ مشكلي نيست فقط به خاطر حساسيت زياد نورون هاي عصبيه كه خيلي زود به هر چيزي واكنش نشون ميده )وقتي تموم شد خيلي خسته بودم چشمامو بستم باز خوابم برد و وقتي بيدار شدم همه چي عادي شده بود

خيلي ترسناك بود و البته واسه مامانم كه تنها بود انگار خيلي بيشتر ترسناك بود
هنوزم ضربان قلبم خيلي بالاست

484:

این یک اختلال کمابیش فراگیره که هنگام خوابیدن همه مغز نمیخوابد، از همینرو شاید هنگام خواب ناگهان خودآگاه شوید ولی دیگر بخش‌های مغزتان هنوز بیدار نشده باشند (که احساس زمینگیری و فلج شدن گذرا میدهد).



اگر باز هم اینجوری شد بهترین راهکار اینه که خونسرد دراز کشیده و وقت بسنده بدهید، کم کم همه مغزتان بیدار خواهد شد.


485:

سلام،

این وضعیت Sleep paralysis یا فلج خواب نامیده میشه و بعلت نوعی اشتباه تشخیص توسط سیستم عصبی رخ میده، یعنی بدن کماکان در وضعیت و شرایط خواب برنامه میگیره در حالی که ذهن بیدار هست.



و البته تا حدودی برای کسانی که چنین تمارینی انجام میدن و سعی در بیداری ذهن در خواب دارند، قابل انتظار هم هست.

در متافیزیک این حالت رو نوعی شرایط مناسب برای برون فکنی نام میبرند.

یعنی اگر باز دچار این حالت شدید، میتونید خودتون رو در فاصله ای دور از جسمتون (مثلا سمت دیگر اتاق) فرض کنید و این اتفاق رخ خواهد داد! (بهمین علت گاهی کنترل خواب رو دروازه برون فکنی میدونند)

حالا اینکه این مساله نوعی عملکرد ذهنی (به قول بعضی ها ماتریکس ذهنی) هست یا نوعی خروج جسم اثیری، جای بحث و مناقشه همیشگی بوده.



و البته بسادگی هم میتونید مدت کوتاهی استقامت کنید تا این حالت رفع بشود.



به نظرم بانو safaa هم میتونند شما رو در این مورد راهنمایی نمايند، چون دقیقا چنین تجربه ای رو از سر گذروندند و دقیقا در تجربه های بعدی طبق مواردی که اینجا عنوان شد وضعیت رو به نفع خودشون تغییر دادند!

مجموعاً هرچند رخداد کمی ترسناک و سختی هست، اما بهرحال یک مساله شناخته شده و تعریف شده ست و جای نگرانی نیست.


486:

سلام
خيلي ممنون
ميدونيد من يه كم توضيحات و قاطي كردم به خاطر اينكه دو تا تجربه ي جديد بود هم قبل بيدار شدنم هم بعدش
ولي راستش بيشتر از اينكه سپس بيدار شدنم برام سوال باشه قبل بيدار شدنم سواله
من معمولا تو تمام تجربه هاب اين چند وقتم وقتي متوجه ميشم كه خواب هستم (تو خواب) يعني وقتي هنوز هنوز تو فضاي خوابي كه ميديدم هستم سريعا با ذهنم ميتونم حركت كنم و به هر جا كه تصورش كنم و با فكر به خودم بدنم اتاقم يا تختم بيدار ميشم
اين بار نه ميتونستم حركت كنم نه بيدار شم نه ادامه ي خواب و ببينم يه جورايي تو يه خلا بودم ولي هنوز در فضاي خواب بودم
اين حالت فلج خوابي كه شما ميگيد وقتي هست كه ذهن بيداره و شايد فرد چشماشو باز ميكنه و اطرافشو ميبينه و صدا ها رو ميشنوه و متوجه وضعيت فيزيكيش هست و تو فشضاي بيداريه ولي من هنوز تو خواب بودم البته شايد اشتباه ميكنم و اين هم نوعي از همون حالته

و اينكه وقتي من مبيدار شدم كاملا بيدار بودم هم ذهنم هم بدنم فقط حافظم پاك شده بود اين تجربه ي جديد و ترسناكي بود...

در هر صورت گذشت و اميدوار هم هستم ديگه تكرار نشه

487:



به نظر من باز هم میشه این رو در دسته فلج خواب برنامه داد، ذهنیات و بدن انسان قابل پیش بینی نیستند و توانایی های مختلف مثل خط سینوسی دچار افت و خیز میشند؛ اینکه این حالت "سپس خواب" یا "حین بیدار شدن" یا "شروع خواب" و ..

رخ بده قطعیت مطلقی نداره و میتونید اون رو بسادگی نوعی "فلج خواب قبل بیداری" در نظر بگیرید؛ یعنی برای خودتون یک مساله عجیب و ناشناخته تعریفش نکنید.

(و واقعا هم اینطور نیست)

البته بعضی ها ترجیح میدن چنین حالتی رو تجربه نمايند تا بتونند بدنبال اتفاقات بعدش هم برن! اما خب سخت بودنش قابل درک هست و توصیه ای که میشه کرد، اگر این روزها بهردلیلی با هسترس یا تفکرات منفی بخواب میرید، سعی کنید ساعتی قبل از خواب ذهن رو آرام و دور از تنش کنید.




488:

دقیقا همون فلج خواب بوده ولی چون دفعه اولت بوده خیلی ترسیدی
من تقریبا هفته ای دوشب میشدم /مادرم هر شب تا صبح 3-4 مرتبه میشد و اون وقت اگاهی
نداشتم که باید چکار کرد و قرص خواب میدادن ولی بی اثر بود
تو فلج خواب کوچکترین حرکتی نمیتونی بکنی کاملا قفل میشی
من عادت کرده بودم که استقامت کنم تا تموم بشه و دیگه نمیترسیدم ولی زجر اور بودنش همچنان
آزار دهنده بود
تا اینکه تو همین تاپیک که مطرح کردم با راهنمایی رایان عزیز یاد گرفتم بلافاصله که ذهنم بیدار میشه باید خودم رو بالا بکشم
و اولین تجربه خروج رو در همین وضعیت داشتم و بعدها خروج در این موقعیت برام تکرار شد و از این بابت خیلی ازش ممنونم
و حالا دیگه نه تنها از فلج نمیترسم بلکه این بهترین موقعیت هست که بتونی ازش برای خروج
هستفاده کنی
البته انصافا دفعه اولش خیلی ترسناکه

489:

يه سوالي برام پيش اومده اينه كه اين خروجي كه صحبتشو ميكني با اون آگاهي تو خواب و تصورات فرق داره؟
يعني منظورم اينه كه خوب من تو خواب ميتونم هر جا كه ميخوام برم اما خوب فضا ها همه ساخته ي ذهن منه نه واقعيت
اين خروج تو دنياي بيرونه؟يعني اينكه مكان هايي كه ميري كاملا واقعيه و حتي ميتوني متوجه اتفاقاتي كه تو اون مكان ميفته بشي؟

اين بالا كشيدن چه طوريه؟با ذهنت بايد خودتو بالا بكشي؟

حقيقتا سخت بود الان با اينكه خيلي خستم ميترسم برم بخوابم
با اين حال خيلي دوست دارم تجربه هاي بعديشو داشته باشم

490:

خروجی که من میگم اینه که به محض اینکه ذهنت بیدار شد و حس کردی داری قفل میشی
در ذهنت خودتو به سمت بالا بکشی بعد که موفق شدی میبینی که میتونی هر جا که
در ذهنت اراده کنی باشی
خوب من بار اول فقط وسط حال مونده بودم یکبار این اواخر از وسط پارکینگ سر دراورده بودم
و یه سایه متحرک دیدم وقتی بیدار شدم تعجب کرده بودم ولی فرداش فهمیدم یه نفر نصفه شب تمام دوچرخه های تو پارکینگ رو دزدیده و نفهمیدم واقعا به اون سایه ای که من دیدم ربط داشت یا نه !

ترسشم به نظرم الان طبیعیه چون منم اوایل خیلی میترسیدم ولی اگه بتونی به موقع خارج بشی بعد یه تجربه خوب میشه
بقیه راهنمایی ها رو هم خود رایان میکنن
من دیگه زیادی فضولی نمیکنم

491:

چه تاپیک جالبی

492:

متافیزیک = متا+فیزیک (فرا+فیزیک)

دانش فرافیزیک به خود فیزیک میپردازد و پیوندی به اون اجنه و روح و اینچیزهایی که شما پنداشته‌اید ندارد.



بیگمان فردیدتان همان "ماوراالطبیعه" بوده که وجود بیرونی نداشته و شارلاتان بازی هست.


493:

چرا شما فکر میکنید هر چیزی که شما تجربه نکردید شارلاتان بازی هست ؟!

494:

چه جالب
برای من که اتفاق نیوفتاده

495:


من پیشتر lucid dreaming را آزموده‌ام و از این نوشته‌های این جستار هم لذت بردم

ولی خودآگاه شدن در خواب پیوندی به "روح" و ...

ندارد، شما تنها یاد میگیرید که هنگام خوابیدن بخش‌های وابسته به خودآگاهی خود را بیدار کنید.



نه از بدن خودتان بیرون میرود نه چیز دیگر!

496:

خیر فلج خواب ذهن بیدار نیست به طور کامل و امکان باز شدن چشمها هم وجود نداره
حالت پیشرفته تری از این خواب شما اینه که دچار توهم دیدن یک شخص یا شی زشت و ...

می شید که می خواد به شما حمله کنه

مقدار زیادی از این نوع خواب ها ارتباط مستقیم با روش خواب و تنش های پیش از خواب و هسترس های روزانه و مشکلات روحی روانی داره
قسمتی هم به مشکلات جسمی ربط داره
به هر حال مهمترین مساله نخوابیدن بی موقع ..

موقع خستگی و یا موقع خواب رفتن به رختخواب و ....

هست
یعنی بعضا این حالات موقعی پیش میاد که طرف خوابش نمیاد ولی می خواد بخوابه!
البته نیاز به بررسی بیشتر داره
اما اینکه شما یک باره بوده نیازی به بررسی نداره



پیشنها د شخصی من اینه که خیلی خودتون رو درگیر نکنید
هرچقدر بیشتر جلو برید و بیشتر بخواید خوابهاتون رو درگیر کنید بیشتر خواب های عجق وجق می بینید و ....


497:

تا اونجا كه من تو فيزيولوژي خوندم فلج خواب خحالتيه كه در مرحله ي non-rem رخ ميده يا هنگام شروع خواب و يا هنگام بيدار شدن كه ذهن بيداره و فرد متوجه محيط اطراف خود هست ولي توانايي حركت دادن بدنشو نداره

راستش من انقدر خواب هاي عجق وجق و آزاردهنده ميديدم كه خيلي وقت ها از خوابيدن ميترسيدم و با كلي دارو ميخوابيدم كه نقريبا بيهوش شم و خواب نبينم و با همين گير دادن ها تونستم هشتاد %شو درست كنم الان به راحتي وسط يه خواب خيلي آزاردهنده متوجه خواب بودنش ميشم و كاملا اردي ميتونم بيدارشم

498:

اگر پست اول رایان رو مطالعه کرده باشید lucid dreaming برای آگاهی در خواب و برای کنترل خوابهایی
هست که میبینیم بعنوان مثال من مدتها خوابهای سریالی میدیدم که اعصابم رو خورد کرده بود
از آگاهی در خواب کمک گرفته میشه تا از خوابهای آزار دهنده جلوگیری بشه
ضمن اینکه صحبت قبلی در مورد فلج خواب بود که به کمک همین دوره نه تنها دیگه برای من آزار دهنده نیست بلکه خیلی هم مشتاق هستم که اتفاق بیفته چرا که با هر بار فلج خواب یک برون فکنی رو هم تجربه میکنم و برام یک تجربه لذتبخش میشه و نیازی ندارم مثل سابق استقامت کنم تا وقت سپری بشه و به حالت نرمال برگردم
اضافه بر اینها شما اصرار دارید چیزی رو که من تجربه کرده ام رو بگید توهم بوده چون خودتون قادر به تجربه کردنش نبودید یا حتی نمیخواهید ازمایش کنید !!
بیش از این مسیر تاپیک رو منحرف نمیکنم
موفق باشید/.


499:

فرمودم که ذهن کامل بیدار نیست و در مرحله بیدار شدنه
و عموما کسانی که این حالت رو پیدا می نمايند تسلطی به محیط پیدا نمی نمايند و بدنشون و اعضاشون به دلیل عدم تسلط مغز به اعضا قادر به کنترل نیستند
مثلا چشمها باز نمیشند دهان حرکت نمی کنه و ....
خوب خوبه که تونستید با این روش به مراد برسید

منظور من هم از گیر دادن اینه که اون رو به پدیده پیچیده ای نباید تبدیل کرد
علل اون به طور عمومی مشخص هستند و با رفع علل به طبع اون نتیجه هم خوشایند میشه
امتحان کردن راههای مختلف هم ایرادی نداره
به هر حال تجربه چیز بدی نیست


در مورد خواب ها هم مهمترین عامل اینه که این رو درک کنیم که خواب غول نیست و جن نیست و ...
بلکه همه توهمات ذهن هستند که علل فیزیکی و روانی دارند
چند نفری که مواجه شدم با تغییر تصوراتشون همگی با موضوع کنار اومدند و به همین مرحله تسلط رسیدند .


500:



lucid dreaming پیوندی به برون فکنی و اثبات روح و ...

ندارد و چنانکه فرمودم، پیشتر آزموده‌ام و کار هم میکند.



هنگام خواب دیدن شما میتوانید خودآگاه شده و کنترل خواب (مغز خودتان) را در
دست بگیرید، از این چگونه به این برآیند و نتیجه رسیده‌اید که از بدنتان بیرون رفته‌اید؟

501:

معمولا تمارین کنترل خواب در بعضی اشخاص باعث بروز بعضی پدیده های دیگر ذهنی (از دید مادی گرایان) و روحی (از دیدگاه معتقدین به ماورا) میشود.

که در پست ابتدایی همین تاپیک (سه سال قبل) هم پیش بینی شده هست.



و هستفاده از توانایی آگاهی در خواب برای مسائل فراذهنی دیگر.

یکی ازین مسائل برون فکنی هست؛ اگر صرفا این دو موضوع را در گوگل کنار هم جستجو کنید، متوجه صفحات فراوان مربوط به بررسی ارتباط این دو خواهید شد.

اما در حال حاضر و در این تاپیک تصمیمی نه برای بحث و واکاوی این مسائل و نه برای اثبات روح و امور مشابه داریم.



اینجا فقط بصورت عملی و تجربی هرکسی که مایل هست میتواند شرکت کند و در حیطه موضوع این تاپیک و آموزش های ارائه شده، راهنمایی شود.


502:

من چندروزه با یه مشکلی مواجه شدم!!!
پست های این تاپیکو نخوندم اما فکرمیکنم ممکنه بتونین کمکم کنین!!!
ساعت خوابم که بهم ریخته دیگه شبا تا ساعت 5 بیدارم بعدش میخوابم...
اما مشکلی که اخیرا بوجود اومده اینه که ساعت 5 صبح به بعد هم درست نمیخوابم!تا 6 که فقط چشمام بستس سپس اون هم با هر تکونی که میخورم بیدار میشم!کلا به اطرافم هوشیارم مثل اینکه خواب خرگوشی باشم!
لامپ که روشن میشه بالا سرم بیدار میشم!حتی با حرکت خودم!
همین که به اطرافم هوشیارم واقعا آزار دهندس چون به جای خوابیدن به اطرافم فکر میکنم....
و باعث میشه 3یا4ساعت بعدش از خواب بیدار شم و سرشار از خستگی و کلافگی باشم تا اینکه دوباره ساعت 5 صبح شه و روز از نو روزی از نو...
راه حلی وجود داره؟

503:

منم دقیقا همینطوری هستم ، تمام مدتی که ظاهرا خواب هستم به تمام اتفاقاتی که اطرافم میافته آگاهم .

کاری نتونستم بکنم تا اینکه با مشورت پزشک چند ساله که دارم قرص خواب آور مصرف میکنم .

به نظرم با یه دکتر مشورت کنی بد نباشه .

من تا حد زیادی در رابطه با بی خوابی های شبانه با این روش تونستم مشکلم رو حل کنم اما در طول روز اگر بخوام بخوابم بازم همین مشکل رو دارم !

504:

آخه مصرف قرص و این چیزا رو دوست ندارم!
یه بار امتحان کردم!خیلی بد بود! اولش بیحال میشدم طوریکه کنترل خودمم نداشتم بعداز یک ساعت که تمام بدنم بی حس شده بود حتی چشمام باز نمیشد به خواب عمیق میرفتم!

505:

دکتر برای من یه قرص تجویز کرد که البته نمیتونم به شما پیشنهاد بدم .

چون هر بیماری شرایط خاص خودش رو داره و ممکن عکس العمل شما نسبت به اون دارو با من فرق داشته باشه .

این مشکلاتی که شما می فرمایید رو من سپس مصرف این قرصها نداشتم .

به همین دلیل توصیه میکنم قبل از مصرف هر گونه دارویی اول با پزشکتون مشورت کنید .

اینطوری بهتر نتیجه می گیرید و خدای نکرده خودتون رو از معرض آسیب دور نگه می دارید

506:

اتفاقا با مشورت دکتر و طبق نسخه ی دکتر مصرف کردم!
اما اخیرا یک هفتس اینطوری شدم میخوام ببینم میشه کنترلش کرد یانه

507:

این مشکل شما مربوط به اختلال کم خوابی یا خواب سبک هست که بیشتر یک بحث پزشکی محسوب میشه.



میتونید به این تاپیک مراجعه کنید: مباحث مربوط به خواب , نظریه خواب و قرصهای خواب اور


508:

به تغییرات چند روز اخیر دقت کنید و یا چند وقت اخیر
تغییرات روحی و جسمی و تغییرات در نحوه زندگی
هسترس شما بیشتره شده؟
تنش های زندگی شما بیشتر شده؟
آیا در طول روز کار هم می کنید ؟
آیا در طول روز خسته میشید؟
و ....


509:

سلام.سلام
منم بیام......؟
اره بیا.


510:

سلام رايان جان
يكي دو هفتست اصلا خواب نميبينم...يعني اصلا
اصلا سابقه نداشته
فقط دو بار ديگه اون اتفاق قبل افتاد اوليش بار و زود برگشتم به حالت عادي
ولي دفعه ي دوم سعي كردم خودم و بكشم بالا يه احساس خاصي داشت
يه احساس فشار خيلي زبياد تو همه جاي بدنم سپس چند ثانيه احساس سبكي خاصي داشت مثل وقت هايي كه تو خواب پرتاب ميشم يا پرواز ميكنم حس ميكردم رو زمين نيستم
ولي هر كاري كردم چشمم و باز كنم ببينم تو چه موقعيتي هستم نفهميدم سپس شايد يه دقيقه برگشتم به حالت عادي
اين تو خواب نيود من بيدار بودم!

511:

هستم

512:

سلام سارای عزیز،

خب به نظرم خواب ندیدن، از خواب های ناجور دیدن بهتر هست.



محلی که میخوابید از لحاظ نور و روشنایی در چه حدودی هست؟ اگر معمولا تاریکی مطلق در اتاقتون هست سعی کنید یک روشنایی در حد چراغهای مینیاتوری و کوچک هنگام خواب داشته باشید.



اگر امکانش هست، بعضی شب ها محل خوابتون رو تغییر بدید.



علاوه بر این در صورت تمایل برای "خواب سازی" یا "فرار از تاریکی" میتونید از تصویر ذهنی قبل از خواب هستفاده کنید، چون ذهن در حالتی که ذکر کردید کاملا انعطاف پذیر هست و به تصویر سازی واکنش نشان میده.

میتونید تصاویری رو در نظر بگیرید که تصورشون در تاریکی راحتتر هست ، مانند این (البته همین رو پیشنهاد نمیکنم!) .



برداشت من ازین موضوع، خواب همراه با "خودآگاه بیدار" هست که در واقع با همین قضیه کنترل خواب و "خواب آگاهی" مرتبط هست، اما با درجاتی متفاوت و قبل از وارد شدن به مرحله رویابینی یا REM .



در هر صورت اگر براتون چنین حالتی زیاد آزار دهنده ست میتونید از چند راه بالا هستفاده کنید و نتیجه رو ارزیابی کنید، وگرنه یک مساله گذراست و با گذشت وقت رخ دادنش متوقف خواهد شد.


513:

سلام
من تو مرحله دوم هستم اما پیشرفتی بدست نمیاد
یعنی در بیداری همه اون کارها رو انجام میدم اما در خواب به آگاهی نمیرسم
اشکال کار در کجاست؟

514:

خسته شدم
همه این صفحه ها رو که نمیشه خوند
وبلاگ هم که بسته ست
تنها چیزی که فهمیدم همون دستورالعملهای سرخ پوستی کارلوس کاستاندا بود
البته نه به اون شدت
ولی خب؛ شبیه اون بود
حالا چیکارکنم؟

515:

سلام من این تاپيك رو تازه ديدم نميدونم چكار بايد بکنم لطفا راهنماییم كنيد.


516:

سلام
منم هنوز منتظرم جوابی نیومد!

517:

نوشته اصلي بوسيله jodyabod نمايش نوشته ها
سلام من این تاپيك رو تازه ديدم نميدونم چكار بايد بکنم لطفا راهنماییم كنيد.
سلام
کمی استقامت کنید
پسورد وبلاگ رو بهتون میدن مطالعه می کنید میفهمید قضیه چی هست


518:

سلام چشم اما كدوم وبلاگ؟

519:

وبلاگ در امضای رایان هست

ببخشید نیست

آدرس وبلاگ این هست

520:

آخ
جون
منم هستم

521:

من اکثر خوابهام درست درميان مثلا خواب فلان فاميل دورمون كه يه شهر ديگه اس و سال به سال نميبينمش رو ميبينم فرداش یه خبری از اونا ميشه‏!‏ میشه با اين روشی كه قراره يادمون بدید این خوابهارو هم تحت کنترل گرفت و بیشتر رفت تو بحرشون؟ اين پسورد ما چی شد پس؟

522:

سلام امین جان،

اگرچه در افراد مختلف وقت رسیدن به مرحله آگاهی متفاوت هست، اما در درجه اول تاثیر گذاری این روش به دو نکته خیلی مهم بستگی داره: پیوستگی زیاد (یعنی حتی اگر یک روز تمارین رو انجام ندید، تاثیرات کم خواهد شد) - و صرف وقت مناسب، یعنی حداقل 10 روز تا دو هفته بصورت پیوسته انجام بدید.



اگر هر دو مورد بالا تاکنون مورد توجه شما بوده و باز اثری نداشته، میتونید در حین ادامه دادن تمارین، از یکی ازین دو روش (به ترتیب) هستفاده کنید.

1 - تجسم ذهنی، به تمرین قسمت سه - بند دوم مراجعه کنید.

2 - اگر روش 1 نتیجه نداد، سراغ تمرین پنجم برید.



--

سایر دوستانیکه فراخوان آمادگی برای شرکت کردند، رمز عبور مطالب به همگی ارسال خواهد شد.




523:

سلام
من توخواب ميتونم رفتارموكنترل كنم ولى مكان رو نه اوايل ميتونستم ولى چندوقته نميتونم
منم هستم

524:

اول فكر كنم يه عذرخواهي بدهكارم براي سو هستفاده از اين قابليت دعوت به موضوع در جهت عجول بودنم

حق با شماست ولي من انگار عادت كردم به ديدن خواب هاي وحشتناك:دي
من متاسفانه اصلا تو نور نميتونم بخوابم حتي نور كمي كه شايد از خيابون به اتاقم تابيده ميشه به خاطر همين در حد امكان تاريك ترين نقطه تو اتاقم و انتخاب ميكنم براي خوابيدن ولي از امشب سعي ميكنم حد اقل پرده رو كنار بكشم


خوب من تقريبا هر شب از اين تصايشانر ذهني هستفاده ميكنم يعني ميكردم كلا اينكه تا الان اين جريان قطع نشده بود به خاطر انجام دادن مداوم اين كار بود يكي تصايشانر سازي يكي اون ايشانس ولي خوب اين چند وقت انگار يا ذهنم خسته شده از خواب ديدن:دي
يا اينكه چون يه سري مشكلاتم حل شده و آرامش نسبي پيدا كردم نسبت به اين شش هفت ماه اخير ذهنم مشغول نيست شايد هم همين باعث شده ديگه خواب نبينم.

يعني به نظر شما اون لحظه كه يه جورايي احساس فلج بودن ميكنم ولي بيدارم تصايشانر سازي كنم؟؟اصلا اين حس جدا شدن از جسم تو خوابه يا بيداري يه كم اينجا مبهم بود...
اتفاقا اصلا اذيتم نميكنه يعني ميكنه ولي هيجان انگيزه و اون حس سبكي عاليه و خيلي با ايون حس سبكي تو خواب فرق ميكنه چون ذهنم كاملا بيداره يه كم ترسناك بود كه ديگه الان نيست

ممنون از راهنماييتون

525:

رایان جان منم فرمودم هستم
چرا رمز عبور ندارم؟

526:

مشکلی نیست..

لازم هم بود تا حدودی، هرچند در نهایت متوجه میشم.




بله، چون اگر چه شما رو در یک وضعیت روحی تصور کنیم و چه ذهنی، در هر صورت تصویر سازی امکانپذیر هست.

البته میتونید سفر به مکان رو هم امتحان کنید، مثلا موقع رخ دادن این حالت، فرض کنید در حیاط، خیابان و ..

هستید (یا به این سمتها حرکت میکنید) و ببینید چه اتفاقی خواهد افتاد.


527:

ممنون
این دو بحث پیوستگی و تداوم رو نمیدونستم،فکر میکنم مشکل از رعایت نکردن همین دو مورد هست.10 روز ادامه میدهم و بعد خدمت شما عرض میکنم چه نتیجه ای بدست آمد

528:

سلام
من خودم فکر میکنم این چنین توانایی خیلی بدردم میخوره .

این که از دیدن خواب هایی که نمی خوای جلو گیری بشه
ولی این که می خواین یه دوره بزارین کاش یکم بیشتر توضیح میدادین.


ماا باید همدیگرو از نزدیک ببینیم یا از اینترنت
و این که تضمینی هست که این دوره خطراتی نداشته باشه؟البته خود من که ترسی ندارم ولی بقیه...
جونه بادمجون که نیست؟!والا!

529:

سلام به rayan و دیگر دوستان : راستش من همینطور اتفاقی وارد شدم چند باری با این عنوان شما روبرو شدم ولی تو فکر دیدن مطالب اون نبودم ، ولی امروز توجه منو جلب کرد .

سالها پیش همیشه دچار کاووس های بسیار ترسناکی میشدم ولی به هنگام بیداری چیزی ازاون یادم نمی موند ، البته گاه با فرار از خانه سپس کیلو مترها راه رفتن کنار دریا به حال خودم میامدم با یه زیر پیراهن و عرق گیر .
ولی وقتی به حال خودم میامدم غیر از اینکه دریک قطره آب که بناگاه خیلی عظیم میشد نه دریا بود نه رودخانه نه غرق میشدم نه میتوانستم نجات پیدا کنم .

سالها این روند ادامه داشت یادمه به یه اردو رفته بودم ( شاید شنیده باشید امروز به اون میگن اردوگاه میرزا کوچک خان جنگلی در 10 کیلو متری رامسر برنامه گرفته .

) با اون حال بلندشدم و به جنگل رفتم نمیدونم چند ساعت ولی میدونم یک نفر ازروستاهای جنگلی که به اونها میگن گالش آدمایبا محبتی هستن منرو پیدا کرده و به خانه و یا کومه خودش برده بود .

سپس اینکه بهوش آمدم متوجه شدم جای دیگری هستم .

فهمیدم چه اتفاقی افتاده .

پیر زنی که همسرهمان مرد بود کنارم یه پارچه خیس را رو سرم گذاشت بلند شدم و مات به اطراف نگاه میکردم که پیر مرد آمد نگاهی به من انداخت و فرمود همه چیز ا در دست خود آدمه هیچ چیز خارج ازاراده خدا و اون نیست .

خدایی که ترا بوجود آورده ، وتویی که باید ثابت کنی بنده اون هستی و دارای اراده .

من نفهمیدم اون روز چی فرمود ولی حرفای اون تا امروزتو گوشم زمزمه میشه کمی بزرگتر شدم تو سالهای 55 توی جلسه ای از یه پیر خردمندی پرسیدم معنای این مطالب چیه .

و هر چه را پیرمرد فرمود درست بوددیگه هیچ خواب و رویایی خارج از دسترسم نبود .

امروز با فرموده های شما به یاد خاطراتم افتادم .

ببخشید و ممنون .


530:

سلام rayan
اگر میشه پسورد رو برام ارسال کنید من جدیدا به این موضوع علاقه مند شدم و هستم

531:

آقا رایان عزیز ما دربست موافق این دوره هستیم.اسم من رو هم تو لیستتون وارد کنید.
منتظرم

532:

رایان جان اصل موضوعو بگو تا منم بیام..


533:

سلام رایان جان ، من تازه عضو شدم و خیلی دوست دارم شرکت کنم لطفاً رمز عبور رو برای من هم بفرست ...ممنون

534:

تازه دیدم اینجا رو
بخونم ببینم چی بوده .


535:

سلام.هنوز جا هست.


536:

باز هم سلام.امشب پرواز هست یا نه
من مشکلم اینه وقتی بیدار میشم مکانم جابجا شده.

تصویر سازی وقت رو مشخص نمیکنه.
اونوقته که نسبیت رعایت نمیشه

537:

[quote=tabassom;1928504]ِِشوخی بی مزه ای بود رایانسفر به رویا!
:fa.


538:

منم هستم .فقط جا نمونم

539:

مطلب ماله 3 سال پیش هست دوستان

540:

من قبلا یه دوره انجام دادم
الان کجای کارین؟
شروع کردین
وسطاشین؟
تموم شد
نتیجه چی شد؟

541:

سلام و به هم میهن خوش آمدید..



هر کاربر بنا به انگیزه و علاقه ش درخواست ورود به دوره رو میدهد و اطلاعات لازم به او ارسال میشود.



نتیجه و مباحث مربوطه رو هم میتونید در تمام این 36 صفحه مطالعه کنید.




542:


لطفا میشه ارسال کنید تا ببینم این اطلاعات چیه؟
ممنون.


543:

واسه منم بفرستید.


544:

رایان جان
ممنون که مطالب رو ارسال کردی
خوندمشون
همون طور که حدس میزدم این تمرینات همون تمریناتی هست که چند سال پیش انجامشون میدادم
من سپس انجام این تمرینات به دستاوردای زیادی رسیدم که تا الان تاثیر خودش رو توی خوابای من داره
به عنوان فردی که از این تمرینات نتیجه گرفته باید بگم نمیشه انتظار داشت بشه روی تمامی خواب ها اثر گذاری کرد اما کیفیت خواب ها به کل تغییر میکنه
من هنوز ناخواسته و بدون تمرین در خواب هوشیار میشم
و خواب های اشفته نمیبینم و %ی خواب بد ببینم هوشیارانه اون رو تغییر میدم
یکی از مواردی که به همه پیشنهاد میکنم اینه که خواب های سقوط رو به خواب پرواز تغییر بدین چون اکثرا همگی خواب پرتاب از بلندی را مکررا دیده اید خودتان را شرطی کنید که در خواب سقوط سریعا هوشیار شده و به پرواز درایید .این یکی از تجربه های دل انگیز منه که بارها انجامش دادم

545:

تشکر از دعوت

تایید
به لطف یزدان پاک سرشت هستیم

546:

حدود 9 سالم که بود یه بار خواب دیدم که دارم سقوط میکنم ولی دیدم سرعتم خیلی کمه.

نتیجه گرفتم خوابم و پرواز کردم.

اون وقت بدون هیچ تمرینی زیاد میفهمیدم خوابم و همش پرواز میکردم.
چند سالی دیگه نفهمیدم خوابم تا وقتی که تنفسم رو مشاهده میکردم(که باعث افزایش هوشیاری میشه) که بعد اون زیاد میفهمم خوابم.


547:

منم هستم

548:

وای چه جالب منم میخوام باشم

549:

منم هستم ولی نفهمیدم روش کارش چه جوره

550:

بلاخره تموم شد.

551 پست این تاپیک رو خوندم.

تقریبا 12 ساعت طول کشید.



صبح که خواب بودم خواب دیدم دارم پرواز میکنم و از همون اول میدونستم خوابم.از همون اول هم در حال پرواز بودم.

بالای کوه ها.

روشون هم برف نشسته بود.

بعد تصور دریا کردم از اولین کوه که رد شدم پشتش دریا بود.

رفتم شیرجه بزنم نفسم رو حبس کردم.

بعد دیدم اذیت میشم اینطوری یه کلاه قواصی از این قدیمیا که بیشتر تو کارتونا هست تصور کردم رو سرم ولی سریع ناپدید شد.

بعد فرمودم آب رو تنفس میکنم کردم و مشکلی نبود بعد زیرمو نگاه کردم دیدم یه ماهی عجیب خیلی گنده هست البته دور بود.

ولی خیلی بزرگ و وحشتناک بود.

که تصمیم گرفتم کلا دریا رو بیخیال شم.

داشتم میرفتم تو خشکی که طوطیم جیغ و داد کرد بیدار شدم.

الان مساله اینجاست که من زیاد خواب پرواز دیدم دیگه بهم حال نمیده.
دنبال غذا و این جور چیزا هم نیستم.
تو فکر مناظر زیبا هم نیستم.
کسی هم علاقه ندارم تو خواب ببینم.

عشقامم قیافشون دیگه یادم نیست.


چه کارای دیگه ای میشه تو این حالت کرد؟

551:

اینم دیدم فرمودم شاید مفید باشه البته مال سال ۸۴ هست.

دانشمندان برای اولین بار دریافتند چرا و چگونه هوشیاری در خواب کاهش می‌یابد.



‬دانشمندان با هستفاده از فناوری تحریک مغناطیسی از طریق جمجمه دریافتند به هنگام خواب مغز به جزایر کوچک و مجزایی تبدیل می‌شود که هیچ ارتباط عصبی الکتریکی با هم ندارند.



دکتر ‪ Guilio tononi‬استاد روانپزشکی با قراردادن وسیله‌ای مانند پدال که روی سر شرکت‌نماينده برنامه می‌گرفت میدان مغناطیسی تولید کرد.

این پدال از طریق ایجاد میدان مغناطیسی پالس‌های الکتریکی ایجاد کرد که با نفوذ به درون جمجمه سلولهای مغزی را به فعالیت وامی‌دارد.



سلولهای هدف در کورتکس مغز که مسئول کنترل حسی و لامسه هستند پیامهای عصبی را به بقیه سلولهای موجود در کورتکس می‌فرستند.

وقتی که فرد بیدار هست پیامهای این سلولها در وقت بیداری به راحتی به بخش‌های مجاور و پایین منتقل می‌شود.



ولی در خواب عمیق این انتقال پیامها مسدود می‌شود.

محققان می‌گویند این مطالعه به درک سازوکار اختلال در هوشیاری به هنگام خواب کمک می‌کند.



افکار آگاهانه ناشی از توانایی مغز برای جامعیت بخشیدن به اطلاعات هست.

مغز به هنگام خواب فعال هست.

رویاهای روشنی که در مراحل دیررس خواب عمیق دیده می‌شود دلیل فعالیت مغز در حین خواب هست.

با وجود این دانشمندان می‌گویند این هوشیاری در مراحل اولیه خواب و در ابتدای شب وجود ندارد.



علت این عدم هوشیاری در مراحل اولیه خواب قطع ارتباط عصبی الکتریکی بخش‌های مختلف مغز و کورتکس هست.



وقتی که شخص بیدار می‌شود پالس‌های الکتریکی می‌تواند در بخش‌های مختلف مغز به فاصله زیاد منتقل شود.

در مراحل اولیه خواب در ابتدای شب پاسخ‌های مغزی کوتاه اثر و کوتاه برد هست.

وقفه در توانایی نواحی کورتیکال برای عملکرد طبیعی در وقت خواب علت از دست رفتن هوشیاری ماست.



در وقت خواب تغییرات زیادی در مغز صورت می‌گیرد که از رها شدن واسطه‌های شیمیایی عصبی در مغز گرفته تا تغییرات در الکتروانسفالوگرافی و تغییرات کانال‌های تحریک حسی را دربرمی‌گیرد.



این تغییرات ممکن هست در تغییر سطح هوشیاری در وقت خواب نقش داشته باشد.

دانشمندان نمی‌دانند چرا و چگونه از خواب بیدار می‌شویم.

بنابراین جستجوی نوع و نحوه تغییراتی که باعث از دست دادن هوشیاری می‌شود بسیار پیچیده هست.



اینکه تغییرات سطح هوشیاری در مغز به دلیل کاهش سطح فعالیت مغز هست یا تغییر توانایی بخش‌های مختلف مغز برای ایجاد ارتباط الکتریکی با هم هنوز روشن نیست.



نتایج این مطالعه در نشریه “‪ “Science‬به چاپ رسیده هست.

منبع

552:


553:

سلام رايان عزيز
منم هستم
لطفا مطالب براي منم ارسال بشه
سپاس

554:

سلام رایان جان
من خوب خوابهای خوبی خدارو شکر میبینم.

البته هستادی دارم که دکتری علوم عرفان داره و بهم کمک میکنه.

اما مطالبی که فرمودی برام جالبه.

من با خوابهام زندگی میکنم و اگه خواب نبینم عصبی میشم و کسل....


جزئیاتش مهم نیست:دی
لطفا برای من هم ارسال کنید

555:

دیشب I-Doser دانلود کردم و LucidDream.drg گوش دادم.
بعدش 5 6 بار تو خواب فهمیدم خوابم ولی هر بار تا میفهمیدم به فلج خواب میرفتم همه جا سیاه میشد.

دفعه اول هم پشت پلکم حروف با رنگ های مختلف که پشت سر هم نوشته شده بودن میدیدم.

همشم فکر کنم یه کلمه بود که یادم نیست چی بود.
کلا جدیدا هر وقت میفهمم خوابم میرم به فلج خواب تا بیدار شم.

دلیلش چیه و چی کار کنم؟

556:

سلام.

و پوزش بابت تاخیر، اگر نقل قول بگیرید برای تسریع پاسخگویی بهتر هست.



در واقع مساله همانی هست که پست قبلی ذکر شد.

البته از نگاه علمی و پزشکی بحث متفاوت هست که لزوما با تعبیر متافیزیک متضاد نیست، یعنی میشود این رویداد رو با همان خصوصیات پزشکی فلج خواب توصیف کرد، اما از دید متافیزیک شما در چنان حالتی (فلج خواب) امکان برون فکنی هم دارید.



اینبار که چنان حالتی رو حس کردید خودتون رو مثلا در یک گوشه اتاق فرض کنید، یا مثلا در اتاق دیگر یا حیاط منزلتون.

و ببینید چه اتفاقی خواهد افتاد.




557:

میشه برای منم ارسال کنید؟ بسیارممنونم

558:

واقعا هیجان زده م ...مخصوصا وقتی پست دوستان رو خوندم

559:

این دفعه یه وضعی بود.
تو خواب فهمیدم خوابم یکم پرواز اینا کردم بعدش اومدم برونفکنی کنم رفتم تو فلج خواب.

بعد تو فلج خواب اومدم برون فکنی کنم خودم رو جلوی در اتاقم تصور کردم ولی از خواب بیدار شدم دیدم تو خونه ی خالم خوابیدم.

دوباره خوابیدم ولی وقتی بیدار شدم تو اتاق خودم بودم یعنی کل ماجرا خونه ی خاله و فلج خواب همه خواب بود.

خواب تو خواب.

مثل فیلم inception
یه بار هم حدود یک ماه پیش خواب دیدم رو تخت خوابمم دیدم رو میز کامپیوترم یه کاغذه.

داشتم تو خواب نظریه اینا میدادم که اگر روح میتونه تلپاتی کنه پس شاید بتونه تلکینزی هم کنه اومدم برون فکنی کنم که تستش کنم (خواب بودم و خبر نداشتم که خوابم).

جسمم داشت از تخت کنده میشد.

بعدش بیدار شدم دیدم رو میز چیزای دیگست.

یعنی قطعا خواب بود.
آیا ممکنه برونفکنی کرده باشم ولی یادم نمونده باشه؟
و این که تو خواب چطوری برونفکنی کنم؟ یه جا خوندم طرف تو خواب از دیوار رد شد ناخواسته برونفکنی کرد.
تو بیداری هر وقت میخوام برونفکنی کنم انقدر حالت تهوع بدی میگیرم که بیخیال میشم.

این حالت تهوع دلیلش چیه و چیکارش میشه کرد؟

560:



اراده و تصمیم ثابت و جدی + تمرکز کافی؛ نقش کاملا موثر در کنترل این موارد دارند.

سعی کنید قبل از شروع برنامه معین و مشخصی داشته باشید و سپس ورود به این حالات صرفاً روی همان راه تمرکز کنید.

به بیان دیگر، خودتون رو به دست اتفاقات Random این وضعیت نسپرید و تمرین و برنامه کافی برای کنترل داشته باشید.




همونطور که قبلتر ذکر شد، مانند هر امر دیگری کسب مهارت کافی و کنترل این موارد هم نیاز به تمرینات پیوسته و کافی دارد.



آیا ممکنه برونفکنی کرده باشم ولی یادم نمونده باشه؟
بله، در حقیقت بخش کوچکی از خوابهای امت در طول زندگیشان، ممکن هست برون فکنی بوده باشد.

(که خودشان به حساب خواب و پرواز و ..

گذاشته اند)

و این که تو خواب چطوری برونفکنی کنم؟ یه جا خوندم طرف تو خواب از دیوار رد شد ناخواسته برونفکنی کرد.

همان مبحث برنامه و اراده هست.

در واقع حرکت در مرز خواب/برون فکنی ظرافت و تشخیص خودش را دارد اما بهرحال شدنی هست، یکی از راههای موثر این مورد همانطور که بالا ذکر شد تمرین و اراده قوی برای حضور در یک محل واقعی و فیزیکی هست، چه حین آگاهی در خواب و چه قبل از خواب، و در مورد محل هم چه در منزل و چه محل دلخوه (ترجیحاً نزدیک و آشنا) .

با تمرین معمولا این مشکلات اولیه حل شدنی هست.



تو بیداری هر وقت میخوام برونفکنی کنم انقدر حالت تهوع بدی میگیرم که بیخیال میشم.

این حالت تهوع دلیلش چیه و چیکارش میشه کرد؟
از مشکلات گاهاً نقل شده هست، هرچند عملاً در اصل اینکار مشکل زیادی ایجاد نمیکند، اما علاوه بر اینکه مانند بسیاری موارد میتواند از غذای قبل خواب باشد، اما احتمالاً از کم کاری چاکرای سوم (خورشیدی) هم هست.

این لینک رو مشاهده کنید.




561:

دو شب پیش تو خواب یکی بهم فرمود خوابم.

سپس یه دیوار رد شدم خودمو دو متر بالای تختم تو هوا دیدم.

اومدم جسمم رو رو تخت ببینم در نگاه اول معلوم نبود خیلی تاریک بود با دقت بیشتر نگاه کردم یهو کنار سرم یه چیزی دیدم(بالشت).

دیدم رو تختم فکر کردم بیدار شدم.

چرخیدم یهو دیدم سرم جای قبله(سرم رو بالشت در همون زاویه).

بلد شدم.

یهو دوباره دیدم سر جای قبلم.

هر کار میکردم دوباره برمیگشتم سر جای اول.

نگاه کردم مامانم داشت نماز میخوند.

بهش فرمودم بیا صدام به زور در میومد.

اومد داشتم براش توضیح میدادم چطوریم بعدش که توضیحم تموم شد رفت هی فرمودم کجا داری میری ولی گوش نمیداد.

تا این که بیدار شدم دیدم سرم همون حالته.

ولی این دفه دیگه بیدار بودم.

دوباره خوابیدم وقتی دوباره بیدار شدم دیدم مامانم داره نماز میخونه.

یعنی اون مامانم که دفعه اول دیده بودم واقعی نبود.

صبح امروز هم تو یه جنگل بودم.

فهمیدم خوابم اتاقم رو تو یه کوه تصور کردم پرواز کردم مثل موشک رفتم تو کوه.

خودمو بالای تخت دیدم.

اومدم جسمم رو رو تخت ببینم دوباره یه چیز کنار صورتم دیدم.

دفعه قبل بالشت سمت چپ صورتم بود.

این دفعه سمت راست.

دوباره خودم رو رو تخت دیدم که سرم رو بالشت بود.

این دفعه هوا روشن بود.

یه گلدون با گل های مصنوعی کنار تختمه جلوم بود.

چرخیدم رومو اینور کردم دیدم خواهرم خوابیده رو زمین.

کاسکوم هم در حال حرف زدنه صداش رو هم میشنیدم.

یهو دوباره بالشت رو سمت راست صورتم دیدم و گلدون جلوم.

اومدم دستم رو ببینم که بیبنم انگشتام درسته یا نه که بفهمم خوابم یا بیدار.

دستم رو اوردم جلو صورتم دیدم نامرئیه.

اصلا دست رو نمیدیدم.

مالیدم به صورتم دیدم گزگز میکنه.

چشمم نیمه باز بود.

فرمودم شاید برونفکنی کردم ولی هنوز تو جسمم.

اومدم بلند شم جسمم رو رو تخت ببینم مثل کش محکم کشیده میشدم به تخت.

نتونستم بلند شم.

تا اینکه بیدار شدم همون صحنه جلوم بود دستم زیر تنم بود خون زیاد بهش نرسیده بود داشت گزگز میکرد.

برگشتم دیدم خواهرم رو زمین نیست.

رفتم اتاق خواهرم دیدم هنوز بیدار نشده که بخواد اونجا خوابیده باشه.

ولی کاسکوم همون صدا ها رو در می اورد.

الان این چی بود؟ برون فکنی بود؟ خواب بود؟ فلج خواب بود؟ بیداری بود؟ خلسه بود؟ چی بود؟ و چی کارش کنم؟

562:

منم میخوام .

اگه میشه رمز را بدید .

خواهش میکنم

563:

برای دوره دیدن باید چی کار کنم ؟

564:

پستهای همین تاپیک رو از اول دنبال کنید .


565:

باشه .

ممنون

566:

سلام،

- حواس ما میتونند دریافتهای دنیای فیزیکی رو به دنیای خواب منتقل نمايند، بعنوان مثال شخصی که رو به روی تلویزیون خوابش میبره، بعید نیست بر پايه شنیده های برنامه تلویزیون خوابهایی رو مشاهده کنه.

(احتمالاً بسیاری تجربه کرده باشند.)

بر همین پايه ، توصیفات شما بیانگر انتقال ادراکات دنیای بیرون به خواب هست، وضعیت دست، وضعیت بالشت؛ شاید صدای نماز مادر و ..

؛ همه در خواب به صورتی که دیدید نمود پیدا کردند.

بنابراین این رو احتمالاً یک رویا میشه دونست که متاثر از رخدادهای دنیای فیزیکی بوده.



البته تخیل در حالت خروج روح هم قوی هست، اما در مورد شما کثرت اتفاقات غیرمرتبط با دنیای واقعی احتمال این رخ داد رو کمرنگ میکنه.

(بماند که بعضی دانشمندان علوم مرتبط، کلیت برون فکنی رو خواب میدونند که البته همین سخن هم نقدهای زیادی روش هست.)

اما کلیت این اتفاق (و ایضاً وضعیت قفل شدگی دفعه قبل) نشان میده بخوبی مراحل اولیه رو پشت سر گذاشتید، حقیقت این هست که برون فکنی بصورت مستقیم (روش طناب و ..

) معمولا صریح تر و کم حاشیه تر هست و شاید بد نباشه تست کنید، اما بهرحال تمارین تقریبا سختتری رو هم میطلبد.

بهمین علت بهتر هست همین راه فعلی رو که طی کردید ادامه بدید، چرا که همونطور که از آگاهی در خواب بصورت کوتاه و نامطمئن به چنین مرحله ای رسیدید، ادامه تمرین هم باعث مهارت بیشتر خواهد شد.



سعی کنید قبل خواب اشیای مشخص و واضحی رو در محلهای مشخص برنامه بدید، و در فعالیت روزانه، و هنگام رفتن به رختخواب و خوابیدن، خود رو ناظر بر خود (همانطور که در همین اتفاق انجام دادید) در نظر بگیرید.


567:

سلام .

من تمام 38 صفحه را با دقت زیاد خوندم .

الان چشم هام قرمز قرمز شده !!

میخواستم بگم که من تمرینات را از همین امشب به طور جدی دنبال میکنم .

آخه امروز صیح رمز را دریافت کردم .




من خیلی به این موضوع علاقه دارم و همینطور انگیزه ی خیلی خیلی زیادی .

و خیلی برام یجان انگیزه و منتظرم تا شب بشه و زودتر تمرینات را شروع کنم .

آقا رویان .

من قبلا روش طناب و ...

امتحان کردم امانتیجه نگرفتم .

من اینجوری عمل کردم :
اول سعی کردم بخوابم و وقتی تقریبا داشت خوابم میبرد تمام اعضای بدنم را ریلکس و ارام میکنم و به قسمت بالای سر مقابل چشم سوم تمرکز میکنم .

تمام بدنم انرژی لذت بخشی موج میزنه و احساس سبکی میکنم .

ولی از این به بعد نتونستم برم .

چون یا خوابم میبره یه انرژی از بین میره .....

امیدوارم با این اموزش ها درست بشه .

ولی بگم که هدف من قبلا برون فکنی بوده ولی با خوندن این 38 صفحه فهمیدم که با تمام کردن این دوره برونفکنی هم ممکن و ساده میشه ...

حدود 9 ماه پیش پیش یک یارو رفتم که در جوانیش برونفکنی و ...

انجام میداده .

و بعد با دست راستش به دست چپ من انرژی منتقل کرد.

که من احساس مور مور شدن و گزگز کردن در دستم داشتم .

خودم هم میتونم این کار را انجام بدم .

و اقاه فرمود گه دریافته انرژیت خیلی خوبه .

یه سوال .

وقتی برون فکنی میکنیم میشه تو اون حالت درس خوند ؟ مثلا شب امتحان .



به نظر شما من موفق میشم .




موفق و سلامت باشید .


568:

من هم هستم

569:

هاااااااااااااااااااااااا ا
منم هستم ولی ترسناک نباشه خوب

570:

سلام .

آقای رویان .

میگم 4 روز زیاد نیست برای تمرین اول ؟؟؟


مثلا نمیشه 2روز یا یک روز تمرین اول را انجام داد ؟

571:

یعنی روزی میرسه که منم بتونم تو خواب آگاه شم و برای خودم سیر کنم .

واقعا میشه ؟

572:

خب بر پايه ِ تمرين جلو بريد كه بهتره ..
ي چيزي هم هست و اون مستعد بودن ِ / بايد ديد چقدر مستعد ِ يادگيري هستيد !
نوشته اصلي بوسيله alirezarazavi نمايش نوشته ها
یعنی روزی میرسه که منم بتونم تو خواب آگاه شم و برای خودم سیر کنم .

واقعا میشه ؟
بله ميشه

573:

100 % مستعد یاد گیری هستم .

این شوقی که من در یادگیری دارم .

ابو علی سینا در راه علم نداشت .

!!!!



یک سوال : ایا میشه ساعت را دو ساعت دوساعت کوک کرد .

در به یاد داشتن خواب ها تاثیر داره .

مثلا ساعت 10 اگه بخوام بخوابم .

ساعت 12 بیدار شم و به رویا های که دیدم فکر کنم تـــــــــــــــــــــــا ساعت 9 صبح .

2 ساعت 2 ساعت بیدار شم .

نظر خوبیه ؟!

574:

سلام .

من دیشب تمرکز کردم روی موضوع مورد نظر و مکان مورد نظرم .

ا
اولین شب تمرینم بود .
وقتی صبح بیدار شدم هیچی یادم نبود .

حدود 30 دقیقه فکر کردم و یادم اومد .

شرو ع به نوشتن کردم .

و قتی تموم شد یادم اومد که یک خواب دیگر هم دیدم .

اونم نوشتم .

ولی کاملا خوابم مطابق میلم نبود .

مکانی که میخواستم بود و دوستان مورد نظرم به جز یکی بود اما خوابم با سریال the walking died و بازی جنگ های صلیبی 1 قاطی شده بود + یک سری اراجیف و تخیلات مسخره و مضحک .



آخه این چه وضعشه .

تمام جزئیات یادم نمیاد .

سپس چند روز میتونم تمام جزئیات خوابم را بیاد بیارم ؟


یک چیزه دیگه : تمرکز روی یک موضوع موقع خواب خیلی سخته .

من که زود ذهنم منحرف میشه و مجبورم برای تمرکز به رویا های احتمالی خیلی حواسم را جمع کنم و خیلی تمرکز کنم .

یعنی حواسم پرت میشه و باز جمعش میکنم .

و این روند تا وقتی که بخوام بخوابم ادامه داره .....

ظاهرا من 4 سال دیر به این تایپیک رسیدم .

چون ظاهرا کسانی که اینجا فعال بودن دیگه نیستن ...


آقا رایان هم که خیلی کم میان ..........

من به کمک و راهنمایی احتیاج دارم .


575:


576:

با سلام
رايان گرامي
من اصولا از دسته اي از آدمها هستم خيلي خيلي خواب ميبينم
تقريبا محاله ممكنه حتي براي چند دقيقه چشمام رو هم بذارم و بخواب فرو برم و خوابي نبينم
تقريبا ده سالي بيشتر ميشه بواسطه يك سري اتفاقات ناگوار و واقعيات بد روحي كابوس زياد ميبينم گرچه ديگه بهشون عادت كردم....
اين روشي كه مي فرماييد آيا ميتونه بهم كمك كنه كابوس كمتر ببينم
تجربه خوشايندي از امتحان روشهاي مختلفي كه دوستان و عزيزان گاهي توصيه ميكنند ندارم
بنا به توصيفاتي كه عرض مي كنيد فكر نكنم اين روش اگه كمك نكنه ضرري هم داشته باشه بنابراين ارزش امتحان كردن رو داره
شايد خدا كمك كرد و تونست كمكي بكنه و باعث بشه كمتر كابوس ببينم
اگه تشخيص ميدين ميتونه كمك بكنه بهم منم هستم....

577:

سلام
من واقعا نمیدونم چرا الان تازه این تایپیک رو دیدم.من تقریبا اینکارها رو از بچگی دنبال کردم و تا حد زیادی خواب هام رو هم کنترل میکنم و چند باری هم پرواز روح داشتم ولی کوتاه.

خیلی علاقمندم بتونم کامل این مراحل رو یاد بگیرم میتونید کمکم کنید یا بگید چکار باید بکنم؟

578:

یکی به ماهم بگه چیکار کنیم

579:

جهت اطلاع اينرو هم عرض كنم
من خوابهايي كه ميبينم رو اصولا فراموش نميكنم و تا چند وقتي خيلي واضح و كامل در خاطرم ميمونن تا كم كم فراموششون كنم
هر وقت از خواب بيدار بشم احتياجي بفكر كردن نيست كه بدونم اونبار كه خوابيدم چي در خواب ديدم طبق عادت معمولا با فكر كردن راجع به خوابي كه ديدم از رختخواب بلند ميشم و هر وقت بيدار ميشم اولين چيزي كه در نظرم مياد خواب هست كه ديدم
فرمودم كه ياد ندارم يكبار خوابيده باشم و بدون خواب ديدن بيدار شده باشم

580:

این روش حتما جواب میده .

میتونید کابوس هانون را کنترل کنید !!!!

581:


با سلام و تشكر

با اين اطميناني كه حرف ميزنيد خيلي اميدوار شدم
چون يكبار هم كه بزور دوستي پيش روانپزشكي رفتم يكبار ايشون هم عرض كردن كه روشهاي ميديتيشن و اينجور چيزها ميتونه كمي كمك كنه ولي خوب ديگه دنبالش رو نگرفتم
اين موقعيت خوبيه در اينجا اين روش رو امتحان كنم
ازتون ممنونم
پس منم هستم

582:

بله .

اگر موقعيت داشته باشید طی 1 ماه میتونید کلا خوابتون را تحت کنترل خودتون داشته باشید .

و هر کار عجیبی میتونید توی خواب انجام بدید .

و توی خواب آگاه بشید و بعد برونفکنی کنید و سپس پیشرفت های زیاد برای خودتون سیر کنید .

مثلا برین مکه !!


بله / تمام این ها امکان پذیر هستند .

فقط کمی پشتکار لازم هست !!!

583:

سلام .

برای تمرین اول حتما باید خواب موضوعی را که به ان فکر کردیم ببینیم ؟! اگه خواب فرق کنه اشکالی نداره ؟!

584:

ینی چیکار باید بکنیم؟

پشتکار داشته باشیم ینی دقیقا باید چی داشته باشیم؟

585:

اگر واقعا مشتاقید از آقارایان رمز وبلاگ را بگیرید و تمرینات را شروع کنید .

سفر به رویا

586:

سلام و پوزش بابت تاخیر،

مشغله شخصی + وضعیت نامناسب ارتباطی عامل این تاخیرات هست.





بله، بسیاری نکات در مورد ارتباط بین آگاهی در خواب و برون فکنی در خلال صحبتهای این تاپیک ذکر شد..

در واقع آگاهی در خواب یکی از راه های اینکار محسوب میشه.

در مورد درس خوندن، در اون حالت چنان % تمرکزی برای اینکار وجود نداره، ازین گذشته محیط خیلی پویا و متغیر هست و مگر با مهارت زیاد قابل ثبات (مثلاً یکساعت درس خوندن!) نیست،

در ضمن، کتاب و کاغذ امور فیزیکی هستند و در حالت اثیری نمیشود روشون تاثیر گذاشت و مثلاً ورق زد!

در مورد موفقیت هم حتماً.



نوشته اصلي بوسيله alirezarazavi نمايش نوشته ها
سلام .

آقای رویان .

میگم 4 روز زیاد نیست برای تمرین اول ؟؟؟


مثلا نمیشه 2روز یا یک روز تمرین اول را انجام داد ؟
اتفاقا در حد امکان این وقت بهینه شده.

ما مطلع نیستیم افراد شرکت نماينده تا چه حد هستعداد و پذیرش این موارد رو دارند و مدت در حدودی تعیین شده که برای اکثریت پاسخگو باشه.

و حتی ممکن هست برای بعضی بیشتر هم نیاز بشه.



نوشته اصلي بوسيله shirinb نمايش نوشته ها
هاااااااااااااااااااااااا ا
منم هستم ولی ترسناک نباشه خوب
ترسناک بودن یا نبودنش دست خودتون هست (یکی از مهمترین خصوصیات این دوره اختیار هست) ، اما به خودی خود مساله ترسناکی ندارد.

(میتونید از بسیار کسانی که در این تاپیک نتیجه گرفتند بپرسید)

نوشته اصلي بوسيله alirezarazavi نمايش نوشته ها
100 % مستعد یاد گیری هستم .

این شوقی که من در یادگیری دارم .

ابو علی سینا در راه علم نداشت .

!!!!



یک سوال : ایا میشه ساعت را دو ساعت دوساعت کوک کرد .

در به یاد داشتن خواب ها تاثیر داره .

مثلا ساعت 10 اگه بخوام بخوابم .

ساعت 12 بیدار شم و به رویا های که دیدم فکر کنم تـــــــــــــــــــــــا ساعت 9 صبح .

2 ساعت 2 ساعت بیدار شم .

نظر خوبیه ؟!
توصیه ای که قبلترها هم ذکر کردم، زیاد روال طبیعی خوابتون رو بهم نزنید.

وقتی با کمی روشهای کم دردسر و حاشیه میشود این راه رو طی کرد، این روشهای اجبار نماينده و ..

مانند دستمال بستن به سر درد نکرده هست..

هرچقدر روال خواب و زندگیتون طبیعی تر، بهتر.

(و حتی در تمارین هم اقداماتی که امور پايه ی خواب و زندگی رو مختل کند، نداریم)

نوشته اصلي بوسيله alirezarazavi نمايش نوشته ها
سلام .

من دیشب تمرکز کردم روی موضوع مورد نظر و مکان مورد نظرم .

ا
اولین شب تمرینم بود .
وقتی صبح بیدار شدم هیچی یادم نبود .

حدود 30 دقیقه فکر کردم و یادم اومد .

شرو ع به نوشتن کردم .

و قتی تموم شد یادم اومد که یک خواب دیگر هم دیدم .

اونم نوشتم .

ولی کاملا خوابم مطابق میلم نبود .

مکانی که میخواستم بود و دوستان مورد نظرم به جز یکی بود اما خوابم با سریال the walking died و بازی جنگ های صلیبی 1 قاطی شده بود + یک سری اراجیف و تخیلات مسخره و مضحک .



آخه این چه وضعشه .

تمام جزئیات یادم نمیاد .

سپس چند روز میتونم تمام جزئیات خوابم را بیاد بیارم ؟


یک چیزه دیگه : تمرکز روی یک موضوع موقع خواب خیلی سخته .

من که زود ذهنم منحرف میشه و مجبورم برای تمرکز به رویا های احتمالی خیلی حواسم را جمع کنم و خیلی تمرکز کنم .

یعنی حواسم پرت میشه و باز جمعش میکنم .

و این روند تا وقتی که بخوام بخوابم ادامه داره .....

ظاهرا من 4 سال دیر به این تایپیک رسیدم .

چون ظاهرا کسانی که اینجا فعال بودن دیگه نیستن ...


آقا رایان هم که خیلی کم میان ..........

من به کمک و راهنمایی احتیاج دارم .
4 روز برای صرف تمرکز و یک هفته تا 10 روز برای تمرین بعدی در نظر گرفته شده.

یعنی تقریبا دو هفته.

شما این مدت رو دقیقاً با روش ذکر شده طی کنید تا بعدش ببینیم باز هم این مشکلات هست یا نه!

مواردی که توصیف کردید (عدم تمرکز، بخاطر نیاوردن، خوابهای بی معنی و ..

) کاملاً طبیعی هست و به مرور رفع میشود.

نوشته اصلي بوسيله shahryar52 نمايش نوشته ها
با سلام
رايان گرامي
من اصولا از دسته اي از آدمها هستم خيلي خيلي خواب ميبينم
تقريبا محاله ممكنه حتي براي چند دقيقه چشمام رو هم بذارم و بخواب فرو برم و خوابي نبينم
تقريبا ده سالي بيشتر ميشه بواسطه يك سري اتفاقات ناگوار و واقعيات بد روحي كابوس زياد ميبينم گرچه ديگه بهشون عادت كردم....
اين روشي كه مي فرماييد آيا ميتونه بهم كمك كنه كابوس كمتر ببينم
تجربه خوشايندي از امتحان روشهاي مختلفي كه دوستان و عزيزان گاهي توصيه ميكنند ندارم
بنا به توصيفاتي كه عرض مي كنيد فكر نكنم اين روش اگه كمك نكنه ضرري هم داشته باشه بنابراين ارزش امتحان كردن رو داره
شايد خدا كمك كرد و تونست كمكي بكنه و باعث بشه كمتر كابوس ببينم
اگه تشخيص ميدين ميتونه كمك بكنه بهم منم هستم....
سلام،

این رو یک دارو و اکثیر شفابخش حتمی برای این موارد نمیشود دونست.

با این حال روشیست که بسیار امتحان شده و موفق بوده؛ و همونطور که خود دوستان بالاتر اشاره کردند پشتکار و تمرکز کافی برای پیشرفت بسیار موثر هست.

در واقع جدای از کنترل خواب، گاهی کسب مهارت در این زمینه باعث کشف پشت صحنه و منشاء خوابها هم میشود.

این پست رو ببینید.


نوشته اصلي بوسيله zare نمايش نوشته ها
سلام
من واقعا نمیدونم چرا الان تازه این تایپیک رو دیدم.من تقریبا اینکارها رو از بچگی دنبال کردم و تا حد زیادی خواب هام رو هم کنترل میکنم و چند باری هم پرواز روح داشتم ولی کوتاه.

خیلی علاقمندم بتونم کامل این مراحل رو یاد بگیرم میتونید کمکم کنید یا بگید چکار باید بکنم؟
سلام،

خب این تمارین شاید برای سطوح فعلی شما ابتدایی باشند، اما ممکن هست نظم و روال بهتری به این توانایی بدند.



نوشته اصلي بوسيله alirezarazavi نمايش نوشته ها
سلام .

برای تمرین اول حتما باید خواب موضوعی را که به ان فکر کردیم ببینیم ؟! اگه خواب فرق کنه اشکالی نداره ؟!
نه، هیچ مانعی نیست.

تمام پروسه ی کسب مهارت (تقریبا همانند هر رشته دیگری) تدریجی هست و نه سریع.



---

برای تمام دوستانی که درخواست شرکت در دوره داشتند، بزودی اطلاعات مرتبط ارسال میشود.

سپاس.


587:

با سلام مجدد و تشكر

خيلي مشتاقم خيلي سريع دوره آغاز بشه و ببينم رايشان من تا چه حد تاثير ميتونه بذاره
البته همونطور كه فرمودم من خيلي خيلي خواب ميبنم و تقريبا بين يك سوم و يك چهارمشون كابوسه يعني هر سه يا چهار شب يكبار تو خواب كابوس ميبينم
كابوسهايي كه ميبينم دو دسته هستند
كابوسهاي دسته اول كه اتفاق خاصي نمي افته و صبح بيدار ميشم
و نوع دوم بعضي وقتها كه اينم حدودا بگم 50 %ه كابوس كه ميبينم از خواب ميپرم كه البته با خوردن چند جرعه آب و خواب ديگه دنباله اش خوشبختانه بسراغم نمياد و تموم ميشه
فرمودم كه البته ديگه بهشون عادت كردم ولي باز خيلي باعث ناراحتي و نگراني بقيه خواهر برادرهام ميشه
يكبار تحت درمان يه رژيم دارايشاني نزد روانشناسي برنامه گرفتم كه البته از مقدارشون تا حد زيادي كم شد ولي خوردن دارو خودش برام اعتياد آور شده بود و ديگه بدون دارو نمي تونستم بخوابم براي همين بزحمت زياد و عذاب فراوان گذاشتمشون كنار
تاثير اين روش رايشان من بدون شك كارايي اونو اثبات ميكنه چون من شايد از دسته خاص و كميابي از آدمها باشم كه اينقدر خواب ميبينم ...كابوسهايي هم كه ميبينم باور كنيد ترسناكترين فيلمهاي تخيلي اسپيلبرگ يا هاليوود در مقابلش يه طنز بي مزه هستند....كه البته بعدا بيشتر راجع بهشون حرف ميزنيم
خيلي اميدوار شدم به اين روش يه حس مبهمي بهم ميگه حتما تاثيرگذار و چاره سازه
بابت زحماتي هم كه ميكشيد خيلي ممنون و سپاسگذارم

588:

سلام .

امروز من هرچی فکر میکنم خواب شبم رابیاد نمیارم .

هیچی به یاد نمیارم .

شب خوب تمرکز کردم .



حدس میزنم که نصف شب از خواب پریده باشم و بلا فاصله خوابیده باشم .

برای همین خوابم یادم نمونده ؟! آره ؟ درسته ؟!

589:

سلام .

به آقا رایان .

و همه گی !!!!!!


من 2 روزه که تمرینات را شروع کردم .

شب اول به مکان مورد نظر فکر کردم و خوابم هم در مکان مورد نظرم اتفاق افتاد .


اما شب دوم به شخص مورد نظر فکر کردم { خواهرم که اکنون در شهر دیگری ساکن هست } اما صبح که بیدار شدم خیلی راجع به خواب فکر کردم .

اما هیچ چیزی به یاد نیاوردم .

اصلا خوابی ندیدم .


خودم حدس میزنم که نیمه شب بیدار شدم و خواب را مرور نکردم و بعد دوباره خوابیدم .

به همین علت خوابم را به یاد نیاوردم .

لطفا من را راهنمایی کنید .

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

..

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.



امیدوارم که امشب بتونم خوابم را بیاد بیارم !!!

590:


سلام .

حتما موفق میشید .




در مورد کابوس هاتون اینجور که تعریف میکنید اگه امکانش هست .

قبل از درمان ، کابوس هاتون را بنویسید و سپس اگه واقعا ترسناکه بدین چاپش کنن ....

هم از این راه در مان میشید و هم درامد کسب میکنید ..

من همیشه باهوش بودم

591:

منم هستم

592:

این موضوع اونقدر جالبه که هنوز هم بعد 4 سال طرفدار داره !!!!!!


اگه واقعا هستید رمز وبلاگ را از آقای رایان بگیرین .

و تمرینات را شروع کنید ..

آدرس وبلاگ را هم فرمودم .

چند نظر بالاتر .


593:

سلام ممکنه به من هم رمز رو بگید ،مشتاقم بدونم میتونم بیشتر از اینی که هست خوابهام رو کنترل کنم یا نه؟

594:

من بهتره به چی فکر کم تا خوابش را ببینم .

شما بگید .


595:


با سلام

منتظريم رايان خودشون شروع كنند كار رو

به نظرم انفرادي و تنها شروع كردن نميتونه به اندازه جمع موفق و تاثير گذار باشه

تو جمع ميشه از تجربيات و يافته هاي همديگه هستفاده كرد و نتايج و تمرينات رو با يكديگه تبادل كرد......

به هر حال رايان خودشون مديريت كار رو برعهده دارن هر وقت تشخيص بدن واقعيات مناسبه شروع مي كنيم.....

596:

نوشته اصلي بوسيله alirezarazavi نمايش نوشته ها
من بهتره به چی فکر کم تا خوابش را ببینم .

شما بگید .
سلام،

فعلا بهتر هست فقط روی موضوع بیادآوری تمرکز کنید.



در ضمن اشاره موجود در وبلاگ برای تفکر به خوابها، لزوماً انتخاب یک موضوع و انتظار دیدنش در خواب نیست.

فقط هدف این هست که موقع خواب به موضوع کلی ای بنام خواب و خواب دیدن فکر کنید و بخواب برید.



البته اگر شما تصویر سازی هم کردید و در خواب دیدید خیلی خوب هست و اشکالی نیست، اما در این مرحله نیازی به تصویرسازی هرشبه نیست.



نوشته اصلي بوسيله shahryar52 نمايش نوشته ها
با سلام

منتظريم رايان خودشون شروع كنند كار رو

به نظرم انفرادي و تنها شروع كردن نميتونه به اندازه جمع موفق و تاثير گذار باشه

تو جمع ميشه از تجربيات و يافته هاي همديگه هستفاده كرد و نتايج و تمرينات رو با يكديگه تبادل كرد......

به هر حال رايان خودشون مديريت كار رو برعهده دارن هر وقت تشخيص بدن واقعيات مناسبه شروع مي كنيم.....
این دوره در واقع یک دوره دائمی و عمومی هست که از تاریخ هستارت تاپیک آغاز شده و تا اطلاع ثانوی ادامه خواهد داشت.

هر شخصی در هر وقتی سپس ثبت نام به آموزشها دسترسی پیدا میکند و پیشرفت خودش رو خواهد داشت.

امروز برای شما و سایر درخواست نمايندگان اطلاعات لازم ارسال میشود.



سپاس.


597:

سلام .

خیلی ممنون بابت جواب .

مشکل من همین بوده .

من نباید در ذهنم تصویر سازی میکردم .

چون فقط

شب اول نتیجه گرفتم .

ولی دیشب و شب پیش از اون با اینکه کلی تمرکز کردم و تصوی سازی کردم هیچ

خوابی ندیدم متاسفانه ..


من فقط باید به خواب دیدن فکر میکردم نه به اینکه چه خوابی ببینم .

فکر میکنم باید دوباره دوره اول را از اول

شروع کنم .

اگه باز هم امشب خواب ندیدم چی ؟! میتونم برای خوابیدن از I doaser هستفاده کنم ؟!!!

در خوابیدن تاثیر داره ؟!

دیشب من ساعت 1 خوابیدم و خیلی خیلی خیلی خسته بودم .

دیر خوابیدم .

اصلا داشتم به موضوع مورد

نظرم فکر میکردم { به یک رستوران قدیمی و یکی از بهترین دوستانم که 1سال ندیدمش } اما به نظرم فقط

چند ثانیه بعد که چشم هایم را باز کردم صبح شده بود .

یعنی من هیچی از خواب نفهمیدم و خوابم برایم به

اندازه چند ثانیه شده بود .

گاهی اوقات که خیلی خسته میشم اینجوری میشم .

خواهشا راهنمایی کنید .ممنون .


598:

امروز تو یه باغ بودم داشت از دستم خون آبی میومد فهمیدم خوابم اومدم برونفکنی کنم ولی نه تو اتاقم که برگردم به جسم، تو یه اتاق دیگه ی خونه.

ولی هر چی از دیوار رد شدم نشد.

سپس یه راه باریک رفتم تهش یه در نیمه باز بود که پشتش یه ماشین بود.

ذهنم رفت دنبال این که الان چیز وحشتناک میبینم.

منم برعکسش تصور کردم که چیزای قشنگ میبینم.

از در که رد شدم اون ماشین شد یه ماشین مدل بالای قشنگ که طرحش رو تو بیداری ندیده بودم.

دیدم اونجا یه پارکینگه پر از ماشین های آخرین سیستم با اندازه های مختلف.

سوار یه ماشین تریلی مانند دو طبقه شدم.

انقدر پیشرفته بود که به جا شیشه جلوش مانیتور بود.

بلد نبودم باهاش کار کنم ولی چون میخواستم حرکت کنه حرکت میکرد.

مانیتورشم خاموش بود از در آویزون شده بودم داشتم جلو رو میدیدم.

با سرعت رفتم یه ماشین بزرگ که سر راه بود رو زدم داغون کردم.

رفتم تو خیابون.

بعد رسیدم یه جا که جوجه های سفید از کنار خیابون ریختن وسط خیابون.

پیاده شدم.

رفتم دوباره برونفکنی کنم.

از دیوار چند بار هی رد شدم ولی نشد آخرین بار که رد شدم همه جا سیاه شد تا بیدار شدم.

چیزایی که فهمیدم اینه که:
1.

تو خواب تمرکز ندارم.
2.

نمیدونم یه اتفاقی اگر نیفتاد بعدش باید چی کار کنم.
3.

الان اگر اون ماشین ها رو بهم بدن اصلا حال نمیکنم ولی تو خواب داشتم حال میکردم.

و اگر تو بیداری بتونم پرواز کنم حال میکنم ولی تو خواب با پرواز حال نمیکنم.

یعنی تو خواب از یه چیزایی لذت میبریم که تو بیداری ممکنه نبریم و برعکس.
4.

اگر تو بیداری میخوایم چیزی رو طراحی کنیم ولی برامون سخته یا ایده ای نداریم، تو خواب میتونیم بدیم ناخوداگاهمون اونا رو طراحی کنه.

بعد اگر خوشمون اومد قیافشون رو حفظ کنیم و در بیداری هستفاده کنیم.
5.

اگر چیز مشخصی نمیخواستیم فقط کافیه تصور کنیم چیز قشنگ یا دوست داشتی خواهیم دید.

ناخودآگاهمون خودش واسمون درست میکنه.


599:

همون مکان رو دوباره تصور کن.

البته بیشتر تمرکزت رو خواب دیدن باشه نه فقط تصور مکان.

و خودت رو هم شرطی کن که دوباره خودتو اونجا دیدی بفهمی خوابی.

سپس این که بفهمی خوابی تو خواب هر کسی رو که میخوای میتونی تصور کنی تا ببینی.

حتی میتونی یه مهمونی تصور کنی تمام فک و فامیل و دوست و آشنا و اقوام فوت شده رو توش تصور کنی.
از این که خواب ندیدی هم ناراحت نشو.

همین که تو یه شب تونستی مکان رو ببینی خودش خیلیه.

این همه علاقه ای که داری پیشنهاد میکنم تنفست رو هم مشاهده کنی علاوه بر همه خواصش باعش میشه بیشتر تو خواب بفهمی خوابی.

به این صورت که هر وقت بیکاری بودی یا میخواستی هستراحت کنی یا حوصلت سر رفته بود یا موضوعی ناراحتت کرده بود یا هر وقت وقت داشتی یا ...

این کار رو انجام بده:

انجام تنفس عميق و شكمي همراه با حضور آگاهي مي‌تواند بسيار مفيد باشد .

اينگونه تنفس‌ها سريعاً انسان را به آرامش مي‌رساند .

تنفس عميق شكمي طي چهار مرحله انجام مي‌شود .
مرحله اول ، دم عميق هست كه طي اون با يك دم عميق ، ريه را به‌طور كامل پر از هوا مي‌كنيد .
مرحله دوم ، حبس و نگه‌داشتن هواي ورودي به منظور تبادل كامل اكسيژن و دي‌اكسيدكربن مي‌باشد .

در صورتي كه هواي ورودي را چند لحظه در ريه حبس كنيد ، از اكسيژن اون به طور كامل و بهينه هستفاده مي‌شود .
مرحله سوم ، بازدم عميق هست كه طي اون تمام هواي ريه تا اونجا كه مقدور باشد ، تخليه مي‌گردد .

البته تخليه‌ كامل ريه از لحاظ فيزيولوژيك امكان‌پذير نمي‌باشد .
در مرحله چهارم ، چند لحظه به ريه هستراحت ‌دهيد و سپس تنفس بعدي آغاز شود .

در حالت معمولي عموماً نفس كشيدنهاي انسان سطحي مي‌باشد ، در نتيجه هواي قابل توجهي وارد ريه نمي‌شود .

از اونجا كه همان مقدار كم هواي ورودي نيز سريعاً تخليه مي‌گردد ، اكسيژن موجود در اون به طور كامل مورد هستفاده برنامه نمي‌گيرد .
تنفس‌هاي عميق شكمي به شرط همراه بودن با حضور آگاهي اثرات آرامش‌بخش خواهد داشت .

بدين ترتيب كه در هنگام تنفس عميق بايد آگاهي ، توجه و حضور ذهن بر يكي از اين موارد باشد : عمل دم و بازدم ( هواي ورودي و خروجي ) ، داخل حفره‌هاي بيني ، نوك بيني ، پيشاني ( چشم سوم ) ، پشت حلق ( زير مغز ) ، پنج تا هشت سانتي‌متر زير ناف ( رايشان شكم )، خود ناف یا شمارش دم و بازدم .
ذهن از مسير اصلي تمرين‌ها به كرّات منحرف مي‌شود ، ولي هر بار اون را با نرمي و لطافت بر موضوع تمرين باز گردانيد .

هرگز براي اين كار از خشونت هستفاده نكنيد .

چنتا نکته:
تنفس شکمی یعنی با شکم نفس بکشی مثل بچه های کوچیک که اگر دقت کنی با شکم نفس میکشن نه سینه.

تو این حالت شکم پر و خالی میشه نه قفسه سینه.

این طوری اکسیژن بیشتری به بدن میرسه.
خیلی هم عمیق نبود نبود اصل کاری برای افزایش هوشیاری تمرکز هست زیاد به خودت فشار نیار.
هر چی بیشتر بکنی زود تر به نتیجه میرسی.
هر چند ثانیه یا دقیقه ممکنه حواست پرت شه از کاری که میکردی.

کاملا طبیعیه و دوباره کار رو انجام بده.
لازم نیست حتما روزی چند ساعت وقت بزاری حتی دو دقیقه در روز هم تاثیر داره.
خواص زیاد دیگه ای هم داره که چون مربوط به موضوع نیست نمیگم.
سپس نتیجه گرفتن ولش نکن پیشنهاد من اینه که تا آخر عمرت انجامش بدی چون خواص زیادی داره.
تو هوای کثیف هم انجامش نده ولی هوای تمیز گیر اوردی حتما انجام بده.


600:

خیلی ممنون .

حتما انجامش میدم .

فقط الان من باید قبل از واب به خواب فکر کنم .

سپس خواب به خوابی دیدم فکر کنم و بیاد بیارمش و هنوز تمرین دوم را شروع نکردم که در خواب آگاه بشم .

ممنون از توضیحات .

خیلی مفید بود .


601:

یک موضوع فوقالعاده عجیب : دارم به خودم امیدوار میشم .

آقا رایان .

شما فرموده بودی که حافظه خواب بسیار فرار هست و باید قبل از اینکه چشم همون را باز کنیم بهش فکر کنیم تا مچش را بگیریم .



اما من 11 ساعت پیش که از خواب بیدار شدم هرچه فکر کردم خوابم یادم نیومد .

اصلا فکر میکردم که خوابی ندیدم .

!!

اما الان که داشتم برای نماز مغرب وضو میگرفتم یکهو بخشی از خوابم یادم اومد .

هرچی فکر کردم بیشتر یادم اومد .

داشتم زوق مرگ میشدم .

با اینکه 11 ساعت از بیداری من از اون خواب گذشته بود من بالاخره بیاد اوردمش !!!!

اما طبق قانون حافظه خواب من باید فرار باشه و باید فراموش کرده باشم .



خیلی عجیبه .

نه ؟!

602:

من رفتم بخوابم .

امیدوارم حافظه خوابم تقویت بشه بزودی ...



شب بخیر ...


603:

سلام،

با انجام مداوم و ثابت روالی که قبلاً ذکر شد، در هر حالتی که باشید (خواب عمیق یا در شرایط خاص و اتفاقات روزمره و ..

) بهرحال بتدریج پیشرفت حاصل خواهد شد.



بهمین علت نیازی به آیدوزر احساس نمیشه، چون چیزی رو که آیدوزر (و دوز Lucide) امکانپذیر میکنه شما با صرف کمی وقت بطور خودآموز فرامیگیرید.



همونطور که در وبلاگ هم پیش بینی شده، احتمالا در طی همین مدت کوتاه تغییرات زیادی رو مشاهده کردید؛ طبعا با ادامه ی راه و بدون نیاز به تمهیدات اضافی نسبت به تمارین فعلی، سایر مهارتها هم بدست خواهند اومد.

نوشته اصلي بوسيله N2014 نمايش نوشته ها
چیزایی که فهمیدم اینه که:
1.

تو خواب تمرکز ندارم.
2.

نمیدونم یه اتفاقی اگر نیفتاد بعدش باید چی کار کنم.
3.

الان اگر اون ماشین ها رو بهم بدن اصلا حال نمیکنم ولی تو خواب داشتم حال میکردم.

و اگر تو بیداری بتونم پرواز کنم حال میکنم ولی تو خواب با پرواز حال نمیکنم.

یعنی تو خواب از یه چیزایی لذت میبریم که تو بیداری ممکنه نبریم و برعکس.
4.

اگر تو بیداری میخوایم چیزی رو طراحی کنیم ولی برامون سخته یا ایده ای نداریم، تو خواب میتونیم بدیم ناخوداگاهمون اونا رو طراحی کنه.

بعد اگر خوشمون اومد قیافشون رو حفظ کنیم و در بیداری هستفاده کنیم.
5.

اگر چیز مشخصی نمیخواستیم فقط کافیه تصور کنیم چیز قشنگ یا دوست داشتی خواهیم دید.

ناخودآگاهمون خودش واسمون درست میکنه.
ممنون از تجربه ای که ارسال کردید.

بله، تمرکز خیلی در این وضعیت مهم هست و میشود اون رو جزو آموزه های سپس کسب مهارت دونست.

در واقع عدم تبدیل شدن آگاهی به برون فکنی، تشکیل نشدن شکل دلخواه، اتفاقات ناخواسته و رندوم و ..

همه مربوط به عدم تمرکز و کنترل کافی هستند.

بهمین علت توصیه میکنم قبل از خواب محل/تصویر/ موقعیت و هر وضعیت دلخواه رو برنامه ریزی کنید و سعی کنید در خواب دقیقا همان پیاده سازی بشود.



نوشته اصلي بوسيله alirezarazavi نمايش نوشته ها
یک موضوع فوقالعاده عجیب : دارم به خودم امیدوار میشم .

آقا رایان .

شما فرموده بودی که حافظه خواب بسیار فرار هست و باید قبل از اینکه چشم همون را باز کنیم بهش فکر کنیم تا مچش را بگیریم .



اما من 11 ساعت پیش که از خواب بیدار شدم هرچه فکر کردم خوابم یادم نیومد .

اصلا فکر میکردم که خوابی ندیدم .

!!

اما الان که داشتم برای نماز مغرب وضو میگرفتم یکهو بخشی از خوابم یادم اومد .

هرچی فکر کردم بیشتر یادم اومد .

داشتم زوق مرگ میشدم .

با اینکه 11 ساعت از بیداری من از اون خواب گذشته بود من بالاخره بیاد اوردمش !!!!

اما طبق قانون حافظه خواب من باید فرار باشه و باید فراموش کرده باشم .



خیلی عجیبه .

نه ؟!
بیاد آوردن ساعاتی پس از خواب زیاد غیر طبیعی نیست، اما باید شرایطش فراهم بشود.



دیدید در بعضی پسورد گذاری ها، عنوانی بنام Hint پیشنهاد میشود.

این Hint کلمه ای هست که شما رو بیاد رمز بیندازد که اگر رمز رو فراموش کردید، هینت به کمکتان بیاید.



مثلاً رمز: h45g11
هینت: مدل کیبرد

اگر شما رمز رو فراموش کنید که چی گذاشتید، عبارت "مدل کیبرد" براتون نشان داده میشود و باعث بخاطر آوری رمز خواهد شد.



خوابها مکانیسم مشابهی دارند، مثلا شما خواب یک اتوبوس بزرگ رو میبینید اما فراموش میکنید.

سپس چندین ساعت، ممکن هست عبور یک اتوبوس از کنار خانه شما و شنیدن صداش یا صرف مشاهده خیابان، شما رو بناگاه یاد خوابتان بیندازد.

این همان Hint و کمک نماينده در دنیای واقعی هست، که خب همونطور که فرمودم در شرایط خاصی اتفاق میفتد.

(و معمولا در 90 % اوقات در 24 ساعت اولیه سپس خواب)

و البته کلیت این اتفاق هم مهر تائیدی بر طی مناسب راهی هست که آغاز کردید.




604:

خیلی ممنون .

دیشب قبل از خواب کلا به خواب و خواب دیدن فکر کردم .

خواب مدرسه دیدم .

و معلما و دانش آموزا ....

الان اگر بنویسمش همش را بیاد میارم .



من 4 شبم تموم شد .

اما احساس میکنم که این تمرین را باید بیشتر انجام بدم .

3 روز دیگه هم همین تمرین را انجام میدم .



چون رویاهام کمی زیاد شدن اما به وقت و تعداد دلخواهم نرسیدن .

خیلی ممنون .

خدانگهدار .


605:

خوب با سلام

مطالب براي من ارسال شد
از رايان عزيز تشكر ميكنم
پيرو فرمايشات ايشان براي پيوستگي پروسه دو سه تا كار نيمه تمام دارم اونا رو انجام بدم كه ديگه بين تمرين مشكلي پيش نياد براي همين از دو سه روز ديگه كار رو شروع ميكنم تا پيوسته و منظم كار انجام بشه
نتايج اون رو هموقت با تمرينات تايشان همين بخش برنامه ميدم

606:

سلام بر رایان عزیز .

من از امشب تمرین دوم را شروع میکنم .

فقط یک سوال .

برای نتیجه گرفتن از این تمرین حتما باید از روش ﺗﺴﺖ ﺑﯿﺪار ﺑﻮدن هستفاده کرد ؟!!! روش های دیگه ای نیست ؟!

درضمن خواب هام از دیشب خیلی زیاد شدن .

دیشب 4 تا خواب مختلف دیدم .

خیلی باحال بودن .


موفق باشین !

607:

سلام.



در مرحله دوم تمارین، دو روش (که مکمل هم هستند) ذکر شده و نه فقط تست.

و هر دو در جای خودشون مهمند.



اینرو هم باید ذکر کرد که همین روالی که تا کنون اجرا کردید هم باز یک روش مکمل دیگر بوده که همین اثراتی رو که توصیف کردید داشته، بنابراین مجموعاً میشود سه روش مکمل، که پازل Lucid و آگاه بودن رو تکمیل مینمايند.



- اما در مورد روش تست، باید عرض کنم تقریباً معتبرترین و موثر ترین روش همین هست.

در مراحل بعدی روشهای دیگر و کمکی هم ذکر شده که معمولا بسیاری قبل از اون مراحل به نتیجه میرسند.


608:


سلام
توقع نامعقولیه که بخوایم توضیحی اجمالی بدید و اینهمه صفحه رو لازم نباشه بخونیم؟

609:

سلام .

ببخشید من کمی مبتدی هستم .

میشه بگین

پازل Lucid

چیه ؟!

یک سوال دیگه : من تمام خواب هام را بیاد نمیارم .

ولی در طول روز به مرور خواب هام به من الهام میشه و یا به نوعی یادم میاد .

اما تمام خوابم سپس خوابم یادم نمیاد .

ولی الان بهتر شدم .

بیشتر یادم میاد .

کم کم ذهنم و حافظه خوابم داره تقویت میشه .


610:

سلام،

خب به تمام موارد قابل ذکر در پست اول اشاره شده و همه این مباحث اخیر هم در حیطه همان مواردند.

حتی بحث برون فکنی هم که در صفحات اخیر پیش آمده در بند آخر پیش بینی شده.



اگر سوال و ابهامی در موردشون هست بنویسید تا پاسخش داده بشود.



نوشته اصلي بوسيله alirezarazavi نمايش نوشته ها
سلام .

ببخشید من کمی مبتدی هستم .

میشه بگین

پازل Lucid

چیه ؟!

یک سوال دیگه : من تمام خواب هام را بیاد نمیارم .

ولی در طول روز به مرور خواب هام به من الهام میشه و یا به نوعی یادم میاد .

اما تمام خوابم سپس خوابم یادم نمیاد .

ولی الان بهتر شدم .

بیشتر یادم میاد .

کم کم ذهنم و حافظه خوابم داره تقویت میشه .
Lucid Dream = خواب آگاهانه.

فقط اشاره ای به این کلمه بود.



خب، عملاً فرق چندانی با بیادآوری خواب در لحظات اول نداره، و هر وقت بخاطر آوردید میتونید ثبت کنید.


611:

خیلی ممنون .

من خواب هام را دقیقا بع از بیداری به یاد نمیارم .

در طول روز به مرور یادم میاد و تقریبا موقع خواب و در شب وقتی یادم اومد مینویسم .



موفق باشید .


612:

سلام آقا رایان .

من تازه وارد مرحله دوم شده بودم که سرما خوردگی شدید گرفتم .

گلوم شدیدا چرک کرده .

چند روز اول تب شدیدی داشتم .

هنوز هم مریضم .

به همین دلیل از همان شب اول بیماریم دوباره خودم را وارد تمرین اول کردم .

چون نمیتونستم خواب هام را بنویسم .

سپس بهبودی تمرین دوم را شروع خواهم کرد .



با تشکر

613:

سلام رایان جان .

ممنون از آموزشتون .


من هم توی خواب تقریبا متوجه میشم خوابم ، هم اینکه خوابام جدیدا کاملا یادم میاد .

خیلی هم باحالند .
دستت درد نکنه .

اما سوالاتم :
- غیر از مواردی که فرمودی فواید دیگر خواب آگاهی چیه ؟
- در این حالت ما به ناخودآگاه وصل میشیم میشه اونو تو حالت رویا برنامه ریزی کرد ؟
- میشه یه مهارت رو در خواب تمرین کرد تا در بیداری بهتر عمل کرد ؟
- منظورتون از آشنای با بعد های دیگر ذهنی بیشتر توضیح میدید ؟
- مسائل فراذهنی که فرمودی بعدا توضیح میدید چی هستند ؟

خیلی ممنون از حوصله شما بابت جواب به سوالات .


614:

سلام دوست عزیز.

- به نظرم سوال اول، چهارم و پنجم شما یکی هستند.

بطور کلی ارجحیت، رسیدن خود افراد به این ابعاد و تغییر در زندگیشون هست.

(که برای بعضی ها هم رخ داد و میتونید در لابلای مباحث همین تاپیک مشاهده کنید)

اما در هر صورت، مهمترین امور قابل تغییر و رشد از طریق خواباگاهی، چشم سوم و همچنین برون فکنی هستند.

البته جدای از تاثیرات روانی و اثرات مثبت در بدخوابی ها و غیره، که در پست اول لیست شد.

- در این حالت ما به ناخودآگاه وصل میشیم میشه اونو تو حالت رویا برنامه ریزی کرد ؟
این حالت شاید میدان بازی (Playground) خوبی باشه، اما ثبات و محیط یک برنامه ریزی درونی دقیق رو دارا نیست.

خواب مصنوعی (هیپنوتیزم یا خودهیپنوتیزم) بخصوص توسط یک متخصص، برای این امر بهتر و نتیجه بخشتر هستند.

- میشه یه مهارت رو در خواب تمرین کرد تا در بیداری بهتر عمل کرد ؟
اگر مهارت کافی در اصل عمل کنترل خواب کسب بشود، بله، قابل تمرین و شبیه سازی امور مختلف هم هست.




615:

فقط اهل خواب دیدن نیستم!

616:

سلام اگه میشه رمز ورود رو به من هم بدبد خیلی مشتاق یادگیریم
مرسی

617:

سلام منم هستم .

لطفا امکان هستفاده از مطالب وبلاگ رو برای من هم مهیا بکن .

ممنون میشم


راستی من از چند سال پیش " کنترل رویا یا خواب آگاهی " شنیده بودم و مطالب خوبی تو اینترنت
همه این مطالب مفید رو تو این فروم گذاشتم متفرقه رویای صادقه - Page 4
اولش مخاستم اینجا هم بزارم ولی دیدم شاید شما صلاح ندونین
ییه دستگاه شبیه عینک هم معرفی شده که با سنجش حرکات سریع چشم REM ودادن نور قرمز به چشم کمک بسیار زیاد و سریعی به کنترل رویا و خواب آگاهی میکنه

هم مطالعه کرده بودم .

راستی یه کتاب خوب معرفی بکنم راجب این موضوع
سفر به رویا!
خواب آگاهی و کنترل رویا را بیاموزیم نوشته سعید قارلقی نشر: سفیر اردهال

618:

من مرحله اولُ انجام دادم خوابام بیشتر شدن (تقریبا 2 3 برابر) هرچند هنوز خواب چیزیو که می خوامُ ندیدم!
ولی خب دارم ادامه میدم بخش دومم از دیشب شروع کردم انشا الله تو 10 روز آینده جواب بده!
فقط چندتا سوال
.

تو همین چند شب روی پیشونیم یه حس خارشیو حس کردم که بعد متوجه شدم که تو تاپیک (که کلشو خوندم ) جای همون چشم سومه که تو روز هم اینجوری میشه (: اینو چی کارش کنم؟
.

بازم از خوندن همین تاپیک متوجه شدم که یه ارتعاش ترسناک که 14 سالگی یه بار دچارش شدم مقدمه چیزیه که بش میگن برون فکنی ،یه حالت خیلی خفیفی از اون چیزایی که دوستان تو تاپیک فرمودن رو پریشب حس کردم(در حد یه خواب رفتگی تو کل بدن!) سوالم اینه! این برون فکنی رو بزارم برای سپس آگاهی تو خواب یا میشه اینم تمرین کنم؟ و اینکه خطری نداره؟
ممنون

619:

با سلام،

البته پیامها هم با کمی تاخیر جواب داده میشوند، اما ذکر سوالات در اینجا بهتر هست.

برای اطمینان از مشاهده پست، برای هر ارسال بنده رو نقل کنید.

(مثلا همین پست رو نقل قول بگیرید.)

- شما احتمالاً مطالعات و اطلاعات قبلی در زمینه چشم سوم داشتید؟

بهر صورت، این مساله میتواند نشانه ای از تحرک چاکرای ششم / پیشانی یا چشم سوم باشد.

هرچند لزوماً خواب آگاهی ارتباط مستقیم با این موضوع ندارد ، اما بطور کلی ورود به این روالها میتواند منجر به تغییراتی در چاکراهای ششم و هفتم بشود که آثارش در افراد متفاوت هست..

بخصوص در اشخاصی که ذاتاً مستعد چنین اموری باشند.



بهر صورت، بهترین کار، ادامه طبق برنامه ذکر شده هست و اصولاً آگاهی در خواب میتواند بعنوان مقدمه برای اکثر تحرکات فراذهن شمرده بشود.

(البته در مورد اثرات مثبت، تنها در حیطه آگاهی در خواب میشود تضمین داد و در امور دیگر ارزیابی های مختلف وجود دارد.)

- در حقیقت در بند بالا جواب این هم ذکر شد..

البته نه به این معنا که از نشانه های ظاهر شده ممانعت کنید، اگر رخ دادند (که طبیعی هست) در صورت تمایل شخصی میتونید دنبال هم بکنید، اما تمرکز اصلی روی همین دوره باشد و تا وقت پایان دوره بهتر هست از چند شاخه کردن تمارین خودداری کنید..



سپاس.


620:


درود بر شما

چشم، از این به بعد همین روالو پیش میگیرم، ببخشید واقعا

-مطالعه که نه ،اما دوران مدرسه چند بار در موردش شنیده بودم مثلا: " آیت الله بهجت چشم برزخی داره و باطن آدمارو میبینه" که خب تو همون دوره ها توسط یه عده (از ما دانا تر) رد شد و نهایت نتیجه این میشد که " اون آیت الله بهجته! " و...

دیگه فکر کنم بقیشو خودتون حدس بزنید.

بیشتر فکر می کردم یه حسه (مث حس ششم مثلا) که چون باعث میشه یه چیزایی ببینی بهش میگن چشم تا این که حتی به یه غده مربوطه و...

خود چاکرا هارو هم یه چیزی تو مایه هایه مراحل عرفانی میدونستم که باید به ترتیب طی شه تا هفت تا نقطه تو بدن،یعنی کلا از ارتباط بین چاکرا ها و چشم سوم بی خبر بودم |: خیلی اسف باره نه؟ البته انصافا این چیزا هیچ وقت برای من رد نشد.

اتفاقا تست چاکرا ها هم دادم
که ششم و هفتم 25 و 44 بودن هر چند اول و دوم منفی بودن

خودمم سپس خطرش نگران این بودم که آخرش از هر کدوم یکم حس کرده باشم اما چیزی یاد نگرفته باشم، من فعلا همین تمریناتو جدی میگیرم تا ببینم چی میشه (چون یه سری از دوستان هم خود به خود سپس یک ماه چیزایی رو تجربه کرده بودن) بعد اگه سپس این دوره چیزی تو زمینه های دیگه پیش اومد باز با شما در میون میزارم چون خودمم حس می کنم الان یکم زوده مخصوصا که کلا خیلی خوشحالم و حس میکنم کلی در به روم باز شده و این ممکنه جو گیر شدن به همراه داشته باشه!

بازم ممنون
خیلی لطف کردین

621:

سلام.

من تازه عضو شدم.

هر وقت به شبکه شما میامدم دوست داشتم این مطلب را مطالعه کنم.

نمیدانم هنوز هم میشه ثبت نام کرد یا خیر.

چون خیلی اوقات خواب های من حالت پیشگویانه دارند و من تجربیات جالبی دارم که دوست دارم با اهل فنش در میان بگذارم.

در صورتی که امکان پذیر هست لطف کرده به من نیز رمز عبور را بدهید.

با تشکر

622:

با سلام و ضمن خوشامد گویی؛

بزودی ارسال میشود.



- میتوانید از تجربیاتتان هم در این مورد بنویسید.



سپاس.


623:

هر موقع خواستم این تاپیک رو بخونم فراموش کردم
و مدام صفحه بهش اضافه شد
امکانش هست بحث کلی رو خلاصه خوند؟ ِ

624:

همه چی امکان داره اما توصیه میکنم تاپیک رو بخونین چون توش خیلی مطالب جالبی هست
اتفاقا من دیشب بیخوابی به سرم زده بود همینجوری مهمان کل تاپیک رو از صفحه اول برای بار چندم خوندم و حتی
دوباره به وبلاگ هم سر زدم .

گذشته از اینکه برای خودم خیلی مفید بود ولی داشتم به این فکر می کردم که این یکی از تاپ ترین تاپیکای هم میهنه به جهت اینکه هر پستش پر از تجربیات بچه ها و راهنمایی های رایان هست .


فکر کنم تا حالا 7-8 بار هر وقت صفحه اضافه شده کل تاپیک رو از اول خوندم و پستهای اکثریت رو از حفظ شدم

625:

سلام،

همونطور که صفای عزیز اشاره کرد، تقریباً هیچ چیز جای مطالعه مستقیم تاپیک رو نخواهد گرفت..

اما به نظر من اگر میخوایید بدونید کلاً هدف تاپیک چی هست، همون موارد پست آغازین شالوده بحث و هدف رو اشاره کرده و سایر موارد و موضوعات از همون گذرگاه عبور مینمايند..



البته من فکر میکنم حتی رمز رو در گذشته به شما ارسال کرده باشم! برای حضور در چنین دوره ای کمی علاقه و کنجکاوی برای امور به اصطلاح غیرمعمول یا Paranormal باید داشته باشید و یا دلیلی برای تغییر در روند خوابهای فعلی..

که باید ببینید در خودتون چنین علائق و کشش هایی اصلاً هست یا خیر.




626:


سلام
گمانم خیلی قبل رمز رو دادید
وقتی این جستار بالا میاد علاقه مند میشم حتما بخونم و ببینم چطور میشه واقعا، به رویا سفر کرد و از نظرم حتی باید برای مطالعه ذهنی آسوده داشت
و همین سدی شده برای موکول کردن به آینده

627:

آقای رایان گرامی با سلام .

چند روز پیش من از شما درخواست رمز عبور کردم ولی هنوز اون را دریافت نکردم.

ممکنه به من بگویید کی و از چه طریقی اون را دریافت می کنم؟ با تشکر

628:

آقای رایان از بایت رمز عبور سپاسگزارم.


629:

سلام آقای رایان.

از بابت دسترسی به تمرینات ممنون.

من مروری روی اونها داشتم، جالبه بدانید که چند سال پیش بدون راهنمایی تعدادی از این کارها را انجام میدادم.

مانند یادداشت از خواب هایی که می دانستم برای من پیامی را دارند.

ولی به دلیل بی حوصلگی از این کار دست کشیدم.( البته از حالا طبق راهنمایی شما عمل خواهم کرد.) من خیلی خواب می بینم.

از ثانیه ای که چشمانم را می بندم شروع می شوند تا وقتی که کاملا بیدار شوم.

به همین خاطر سپس خواب احساس خستگی شدیدی دارم مثل کسی که از یک کوهپیمایی طولانی بر گشته باشد.

خوابهای کابوس مانند من اکثر اوقات یک واقعه ناگوار را به اطلاع من می رسانند.

که ممکن هست بلافاصله بعداز یکی دو روز بعد اتفاق بیفتد و یا ممکن هست یکی دوماه بعد.

مانند جنگ، مرگ ومیر ، زلزله و......

دو سه سالی میشه که این الهامات علاوه بر خواب در بیداری هم به من می رسند.

( اگر صلاح دانستید تعدادی از اونها را ذکر می کنم.) گاهی اوقات فکر می کنم که من مرتب به جهان های موازی می روم و بر می گردم.

( اگر خدا بخواهد یکی از موضوعاتی که مایلم در مورد اون در سایت بگذارم جهان های موازیست.) اگر شما نظرتان را در رابطه با مسائلی که فرمودم به من بگویید ممنون و خوشحال می شوم.

با تشکر

630:

با درود رایان
بحث جالبیه و من تازه این تاپیکو کشف کردم.

ممنون میشم رمز ورود در اختیارم بگذارید.

با تشکر

631:

سلام.منهم دوست دارم این روشها رو امتحان کنم اگه ممکنه رمز عبورو برای منهم بفرستید.

ممنون

632:

من رمز عبور دوباره میخوام

633:

لطفا رمز را محبت کنید

634:

رایان سلام .

مدتی نیستید شما .

من سوال های زیادی دارم :)

635:

با سلام،

بنده نیستم یا شما؟ :)

معمولاً این تاپیک رو جهت پیگیری پستها چک میکنم، مشکلی نیست و میتونید هر وقت که خواستید مطرح کنید.


636:

سلام .

شرمنده .

قصد بی احترامی نداشتم .

یه سری موضوعاتی پیش اومده که اگه بشه با یاهو مسنجر و یا برنامه ی دیگری مستقیما چت کرد خیلی بهتره .

یه سری موضوعاتی هستش که نمیشه تو عمومی فرمود .اگه وقت دارید خوشحال میشم که چت کنیم .

یه سری اتفاقات عجیب باید برام روشن شه ممنون از شما .

اینم آی دی من

alireza_2014_alireza@yahoo.com

ترجیحا اگه مشکلی نیست تو یاهو مسنجر حرفام را بزنم .

بهتره .



من Rayanmusic0 ادد کردم .


یا حق

637:

دوست عزیز .

رایان جان .

من خیلی دوست دارم که حالت برونفکنی را تجربه کنم .

میشه کمکم کنید ؟ یا حداقل کسانی که میتونن کمک کنن بیان کمک کنن

638:

با سلام.من هم دوست دارم رویاهامو کنترل کنم.
ممنون میشم اگه رمزو برام بفرستید.


639:



طبعاً کمکی که از ما برخواهد اومد تئوری هست و باقی به عمل و همت خود شخص برمیگردد؛ ازین لحاظ هم بسیار فرمودنی ها در اینجا و تاپیکهای دیگر ذکر شده.



بنده هم نه لزوماً بعنوان کسی که مهارت و دستی در چنان رشته بخصوص داشته باشد، اما بعنوان آشنا با موانع و مشکلات، میتونم سوالات و مشکلاتی رو که در این باره دارید در حد توان پاسخگو باشم.

اما توصیه میکنم سوالات رو در تاپیک خودش مطرح کنید.

نوشته اصلي بوسيله amir_afshar نمايش نوشته ها
با سلام.من هم دوست دارم رویاهامو کنترل کنم.
ممنون میشم اگه رمزو برام بفرستید.
بزودی ارسال میشود.


640:

مرسی واقعا خیلی خوب و عالیه

641:

سلام
من یه مدت کلا از انجام تمرینات دور بودم اما خب تقریبا از اوایل ماه رمضون باز تمریناتُ شروع کردم...

این که از خواب بلند شم و سعی کنم خوابمُ بیاد بیارم تقریبا کاریه که هر روز انجام میدم هرچند خیلی دل به نوشتن نمیدم (تنبلی و اینا) در ضمن میشه فرمود روزی نیست که به این فکر نکنم که من امشب تو خواب بیدار شم و گه گاهی هم از خودم می پرسم الان خواب باشی چی کار میکنی؟ اما تا الان علی رغم اینکه تو خواب اتفاقات عجیبی می افته و من هم تو خواب تعجب می کنم یا حتی شوکه می شم (مثلا یه بار موهای پشت سرم ریخته بود...

خیلی دردناک بود )یا مثلا تجربه ی فضاهای شهری مثل قرون وسطی که تو همون خواب می دونستم بش تعلق ندارم اما هیچ وقت حس نکردم الان خوابم و خب شروع کنیم به تست کردن این شرایط ، در واقع حتی به خواب بودن خودم هم شک نکردم تا الان..
اون فایلی که گذاشته بودید هم گوش دادم اما نتیجه نداد که شاید بیشتر به خاطر اینه که کلا دید خوبی به این چیزا ندارم!
الان تقریبا یه دو هفته ای هست که اوضاع با یکم بالا پایین همینه!
خوشحال میشم بازم راهنماییم کنید چون یکم دارم احساس بی هستعدادی و درجا زدن میکنم
ممنون

642:

منم هستم ..فقط راهنمایی کنید..


643:

رایان چند سوال داشتم
با کنترل خواب ها میتونیم جایی جدید باشیم مثلا جایی که هیچ وقت ندیدمش و واقعا اون مکان در دنیای واقعی وجود داره؟
و اینکه چقدر از این خواب هایی که قراره ببینم رویای صادقه هستن و اصلا میشه سپس این دوره تفاوت این دو رو متوجه شد یا نه
و یک چیز دیگه.

من جدیدا کابوس های وحشتناکی میبینم و گاها از ترس کابوس خوابم نمیبره و چیزای الکی و خیلی مسخره یادم میاد و بیخوابم میکنه میشه حتی افکار قبل از خواب رو هم با این دوره اصلاح کرد؟

راستی من هم رمز عبور میخوام گرچه یادم یکبار دوره ها رو سابقا تا مرحله 2 رفتم اما چون منظم نبود تمرین هام، به نتیجه ای نرسیدم.

امیدوارم این بار منظم این تمرینات رو انجام بدم.

644:

با سپاس و احترام رایان

چندین صفحۀ اول این جستار را مطالعه کردم و بسیـــار متعجب شدم که چطور

برای ِ سوالی که سال هاست ، به دنبال جوابش میگردم ، این تاپیک توجه مرا

جلب نکرده بود تابحال ....!!!!

در راستای ِ همان سوال ، قبل از اینـــکه به باقی بحث برسم ، خیلی عجولانه مشتاقم

سوالم را مطرح کنم تا اگر پاسخی هست ، از شما که علی الظاهر ، اطلاعات خوبی در

این زمیــنه دارید ، بشنوم.

یک شخص ناشناس با یک اسم ناشناس(اما همیشه ثابت) برای ِ مدت چندین سال با

محوریت ِ یک موضوع مشترک ، در رویای ِ من حضور داشت شاید هفته ای یک بار و شاید

گاهی 3 ماه یک بار ، تا به اینجای ِ اون زیاد برایم مهم نبود ، اما وقتی برای مدت نسبتا

طولانی به یک مسافرت خیلی دور رفتم ، دقیقا همین فرد با همان نام و با همان موضوع ،

در خواب ِ یکی از بستگان نزدیک ظاهر شد .....!

و شاید از این به بعد بود که مقوله رویا و خواب ، بیش از پیش برای من اهمیت پیدا کرد

اما تابحال برای این پرسش که :

این اتفاق چگونه رخ داده هست؟ و آیا حامل پیغامی بوده و یا اتفاقی در گذشته یا آینده

برای ِ من ؟

پاسخی نیافتم ....!

بی نهایت
ممنون می شوم از شما که این علامت سوال ِ بزرگ را پس از سال ها از

روی ِ سرم بردارید .





.


645:

با سلام
لطفاً کلمه عبور را برای من هم بفرستید .
من از سن حدود 14 سالگی تا حدود 19 سالگی تقریباً هر شب رویای آگاهانه می دیدم ولی از اون وقت بصورت ناگهانی شدیداً رو به کاهش رفت ( خودم فکر میکنم چون قصد سوء هستفاده داشته ام اینجوری شد) و الان معمولاً هر چند ماه یکبار اتفاق می افته و باعث ناراحتی من شده هست .
من تجربیات خیلی زیادی در عالم خواب دارم و خیلی چیز ها رو امتحان کرده ام از جمله پرواز کردن ، عبور از موانع و دیوار ، تغییر دادن محیط ، درگیری با موجودات دیگر و ...

.

و به این نتیجه رسیدم که عالم خواب عالم واقعی می باشد و مانند این دنیا قوانین مشخص و ثابت خود را دارد .

تبدیل به موجودی بسیار پرقدرت و تهاجمی شده بودم ، مانند عقابی که موجودی جرات ورود به قلمروش را نداشت .

ولی ناگهان کاهش یافت .

646:

بیشتر توضیح بده .

دوست دارم بیشتر بدونم

647:

سلام دوست گرامی
با عذر خواهی از آقای رایان و شما
تجربه شما را منهم داشتم ، سالیان دراز ، از کودکی ( شاید از 4 سالگی ) تا 19 سالگی .

منهم هفته ای تقریبا 3 ال 4 شب یک خواب مشخص ، با افراد مشخص و مکان مشخص را بدون کم و کاست می دیدم .

که در سن 19 سالگی با همان اشخاص در همان مکان از نزدیک آشنا شدم .

( وقت شروع این خواب من در شهر دیگری زندگی می کردم و این خواب در یک شهر دیگر به واقعیت پیوست.

) این خواب برای من پیام معنوی داشت و وقتی که از نزدیک با این مسئله مواجه شدم مسیر زندگی من از نظر معنوی دگرگون شد .

شاید خواب شما نیز پیام مشابهی برای شما داشته باشد .

فقط صبور باشید ، وقتش که برسد متوجه اون پیام خواهید شد .

موفق باشید .


648:

اگر منظورتان من باشم .
عرضم به خدمتت
همانجوری که فرمودم این حالت برای من از سنین نوجوانی و بلوغ شروع شد ، من در ابتدا فکر می کردم که این حالت ( رویای آگاهانه ) تصورات من هستند ولی بعداً فهمیدم اینطور نیست ، چون اولاً عالم خواب مانند این دنیا قوانین معین و ثابتی دارد ، همانجوری که در این دنیا قوانین فیزیکی و شیمیایی مانند نیروی جاذبه ، نیروی الکترومغناطیسی ، نیروهای بین اتمی و مولکولی ، سرعت نور و صوت و ...

وجود دارد و ثابت هست ، در عالم خواب هم قوانینی اینچنینی وجود دارد ولی نوعش فرق می کند ولی اونجا هم ثابت هستند .

ثانیاً در عالم خواب من قدرت تفکر و تعقل و تحلیل و تخیل و اراده داشتم و نمی توان در تصور ، تصور کرد ، مثلاً من در عالم خواب در یک جنگل بودم ولی همچنانکه به جنگل نگاه می کردم به دریا فکر می کردم و دریا را تصور می کردم ، درست مانند این دنیا .
آگاهی در خواب برای من از جایی نامعلوم می آمد یعنی در خواب ناگهان یک چیزی من را متوجه می کرد خواب می بینم و بیدار نیستم ، بعضی وقت ها هم شرایط و مکانهای غیر عادی باعث میشد من متوجه شوم خواب می بینم بعضی وقتها مثلاً متوجه میشدم نفس نمی کشم ولی زندم ! یا وقتیکه مریض بودم میدیدم مریضیم برطرف شده ! و می فهمیدم در عالم خوابم .

وقتی که متوجه میشدم خواب میبینم جریان خواب دیدنم عوض میشد ، حتی انسانهایی که در خواب من بودند اونها هم متوجه این اتفاق می افتادند و مانند اینکه قضیه لو رفته دیگه داستان خواب را به شکل قبلی ادامه نمی دادند .

مفهوم زنده بودن در عالم خواب خیلی عمیق تر و شدید تر از این دنیا بود و من تازه مفهوم زنده بودن را فهمیدم و فهمیدم که انسانها در دنیا در واقع مردگان متحرکند !
...

من از اولین چیزهایی که امتحان کردم پرش از بلندی بود ، مثلاً بالای یه ساختمانی می رفتم و با خودم می فرمودم من که خواب میبینم اگه بپرم که اتفاقی برایم نمیفته ، و از بالای ساختمان می پریدم و می افتادم و اتفاقی برام نمیفتاد ، بعداً پرواز کردن را امتحان کردم ، اولش کمی سخت بود ولی بعداً عادی شد ، فقط اراده می کردم پرواز کنم و احساس نیرویی را در سینه ام ( محل معده ام یا پرده دیافراگم ) می کردم که من را بلند می کرد و هر جا اراده می کردم می رفتم در بعضی خوابهایم پرواز کردن سخت بود و در بعضی آسان علتش را نفهمیدم ! .

پرواز کردن لذت بیحدی داشت و بار ها اینکار را می کردم و از بالای شهر ها و بیابانها و جنگل ها پرواز می کردم .

چیز دیگری که امتحان کردم عبور از دیوار و سقف بود و با اراده و سرعت اینکار را می کردم ولی هر چقدر کردم نتوانستم اشیاء کوچک را از خودم رد کنم و این همچنان برایم سوال باقی مانده !
من هر وقت می خواستم میتوانستم از خواب بیدار شوم و معمولاً با اراده کردن و تکان دادن جسمم سریع از خواب بیدار میشدم .

جسمم ( جسم روحانی ) شبیه خودم بود ولی بعضی وقتها هم نبود و من فقط در آینه می توانستم خودم را ببینم ولی فکر کنم بتوان شکل خود را عوض کرد ولی یادم نمیاد اینکار را کرده باشم .
در مراحل آخر توانستم محیطم را با اراده عوض کنم مثلاً بیابان را به دریا تبدیل کنم .

کلاً اونجا همه چیز وابسته به اراده میباشد و حرف اول را اراده می زند ، اگر انسان چیزی بخواهد وقت کافیست اون را تصور کند و بعد بوجودش اراده کند و همان لحظه بوجود می آید !!! ولی هرگز نفهمیدم با چه مکانیزمی این اتفاق می افتد .

البته بستگی به اراده شخص دارد .

اونجا همه چیز متفاوت هست ، ممکن هست آدمهایی که در این دنیا ضعیف و علیل و مریض و فقیر و بیسواد باشند در اونجا کاملاً برعکس قدرتمند و باشکوه باشند و برعکسش هم صادق هست و معمولاً هم اینطور هست .
با موجوداتی که می دیدم زیاد درگیر میشدم ، یکبار با مردی که موی سفید یا بور خیلی روشن داشت و عینک دودی هم زده بود مدت طولانی زد و خورد کردم ولی چون مبارزه مان نتیجه ای نداشت بی نتیجه پایان یافت ! یکبار خواب دیدم در کوچه محله مان دارم پیاده می روم خانه ، سر راه ( نزدیک خیابان ) موجودی عجیب شبیه قوچ که پشت کوژی داشت و لباسی مانند گونی پوشیده بود و مانند انسان رو دو پا بود را دیدم ، اولش ترسیدم و خواستم فرار کنم ولی اون آگاهی به من رسید و فهمیدم در عالم خوابم ، اون موجود هم اینرا فهمید و من سمتش دویدم و اون فرار کرد و پیچید به خیابان ، من افتادم دنبالش و چون خواستم زود تر بهش برسم و ترتیبش را بدهم پریدم و از روی ساختمانها پرواز کردم تا میانبر زده باشم و بگیرمش ولی اون موجود با ترفندی ارتفاع همه ساختمانها را زیاد می کرد ، یعنی من هرچه بالاتر می رفتم ساختمانها هم بلند تر میشدند و بدین روش اون فرار کرد .

دیدن این نوع خواب ها ( خواب های آگاهانه ) باعث شادی من در روز بعدش میشد ولی همیشه باعث یک نوع احساس بی قید و بندی در من میشد .

نکته دیگر این هست که با اینکه کارهایی مانند پرواز کردن لذت زیادی داشت ولی اونجا همیشه من یک احساس تنهایی و گم بودن عجیبی داشتم ، چون اونجا چیز هایی که در این دنیا معنی دارند ، معنی ندارند ، اونجا نه خانه ای بود ! نه کاری ! نه وقتی ! نه ثباتی ! و این اذیت نماينده بود و مرا غمگین می کرد .


یکبار تصمیم گرفتم وقتی خوابیدم و خواب دیدنم شروع شد پرواز کنم و مستقیم اونقدر به آسمان بروم که به خدا برسم ! اون شب خوابیدم و خواب دیدم در هال خانه مان هستم ، آگاهی به من رسید که خوابم و پریدم و از شیشه پنجره گذشتم و مستقیم بالا رفتم و بالا ، اونقدر رفتم که رنگ آسمان عوض شد ، خورشید نارنجی و شبیه زرده تخم مرغ شد ! به جایی رسیدم که نوشته های در آسمان مشخص شد ولی نتوانستن بخوانمش و خط عجیبی بود که من نمونه اش را ندیده بودمش ! بعد ندایی از درون خودم ! فرمود : اگر بالاتر روی دیگر نمی توانی برگردی و من ترسیدم که بمیرم و دیگه ادامه ندادم .
نکته جالبی هم در این رویاهای آگاهانه بود این بود که من دقیقاً می دانستم که فردا چه روزی هست و فردا در مدرسه چه کلاس هایی دارم و مثلاً در فلان درس امتحان دارم .

من درجایی خوانده بودم روح انسان دانش و قدرتهای خیلی بیشتری نسبت به جسمش دارد و در خوابی هم دیده بودم که در یک خانواده دیگر و در جایی دیگر به زبان دیگری صحبت می کنم ! ( البته خواب آگاهانه نبود ) ، همین باعث شده بود سعی کنم از خواب آگاهانه هستفاده کنم تا زبان انگلیسی را یک شبه یاد بگیرم ( به یاد بیاورم ) ولی نتوانستم .

همچنین سعی می کردم سوالات کنکور را بدست بیارم چون اون سال برنامه بود کنکور بدم ، ولی با مکافات فقط توانستم ساختمانی را پیدا کنم که مخروبه بود ! این دو مورد گمان کنم تاثیر زیادی در کاهش خوابهای آگاهانه من داشت .
من هرگز نتوانستم وقت را در عالم خواب تغییر بدم ! شاید اصلاً وقتی اونجا وجود ندارد .

اگر جایی بودم نمی دانستم چه وقتی هست !
خواب آگاهانه من کاهش یافت و به چند ماهی یکبار رسید ، ولی اگر در خواب دوباره آگاه شوم باز همان توانایی هایم همان لحظه اول بیدار می شوند و دوباره به انجام اون کارها می پردازم .
البته این را بگویم من در دوران نوجوانی شخص فوق العاده با ایمان و عارف مسلکی بودم و معتقد بودم ایمان باید اونقدر قوی باشد که شخص هر لحظه برای مرگ و قطعه قطعه شدن در راه خدا بدون کوچکترین تردید و لغزشی آماده باشد ، به تزکیه نفس میپرداختم یعنی به همه خوشبین بودم و خوبی همه را میخواستم و از کسی کوچکترین کینه ای نداشتم .

به دنیا بی اعتنا بودم و برایم جذابیتی نداشت .

تا جایی پیش رفتم که علاوه بر این که در خواب بیدار میشدم ( رویای اگاهانه ) در بیداری هم خواب میدیدم ! یعنی تصاویری مانند رویا می دیدم که بعداً اتفاق می افتاد ، مثلاً دقیقاً در ذهنم می دیدم که در سر چهار راه دو ماشین تصادف می نمايند و چند دقیقه بعد که اونجا می رسیدم دقیقاً همان اتفاق با همان جزئیات اتفاق می افتاد ! یا مثلاً قیافه دوستم به فکرم می آمد و چند لحظه بعد تلفن زنگ میزد و من میدانستن اوست و واقعاً هم او میشد و اتفاقات اینچنینی زیاد اتفاق می افتاد ولی چیزی که بود این بود که دست خود من نبود .



649:

خیلی جالبه .

این ها فقط در خواب بودند و واقعیت نداشتند .

چون هرکاری که میتونستی میکردی و ....




سوال : تا حالا برونفکنی کردی ؟ برونفکنی خارج کردن روح از بدن و سیر کردنه .

فرقش با خواب اینه که واقعیه .

میدونستی که ؟!

650:

البته با شما مخالفم ،
درسته این اتفاقات در خواب بوده ولی چیزی که من به اون رسیدم اینه که عالم خواب یک عالم واقعی هستش فقط قوانینش فرق می کنه و قوانینش هم ثابته .

عالم خواب از نظر من و تجربیات من به مراتب خیلی واقعی تر از این دنیاست .
برونفکنی برای من چند بار بصورت غیر ارادی و اتفاقی در خواب اتفاق افتاده و کوتاه مدت هم بوده و باعث ترس من هم شده چون باعث مثلاً نوسان و ارتعاش شدید لحافم شده و یا صداهایی مانند سوت میشنیدم که تصور کردم جن حضور دارد و ...

، ولی بصورت ارادی از روی کتابهای برون فکنی مانند " 70 روش برونفکنی " ، " Astral Projection " و ...

چند بار تلاش کردم ولی نتیجه ای نداشت .

فکر کنم علتش اینه که روشهایی مانند طناب برای من تاثیری نداره و همچنین فرآیند خواب رفتن من خیلی مشکل می باشد یعنی من خیلی سخت خوابم میبره بخصوص در روز .

651:

با سلام.
بنده تا کنون در عمر خود تا جایی که می دانم،4 بار خواب آگاهانه داشته ام.
اولین بار،بالافاصله پس از دانستن این که خوابم،بیدار شدم.به نظرم جالب می آمد اما بار دوم نمی دانم چرا ولی حدودا چندثانیه سپس دانستن خواب،انگار یک دفعه به سوی اعماق زمین می رفتم و احساس گرما می نمودم.به همین دلیل سعی کردم از خواب بیدار شوم و توانستم.
بار سوم و چهارم هم به دلیل ترسی که از این خواب برایم پیش آمده بود،باز تلاش خود را نمودم تا بیدار شوم و تقریبا توانستم به راحتی بیدار شوم.
نمی دانم چرا ولی این خواب ها تقریبا به فاصله چند ماه از هم اتفاق افتاد و پس از اون دیگر،متوجه بیداری در خواب نشدم.به شخصه از اون وقت به سپس خواب آگاهانه کمی ترس دارم.


652:

سفر به رویا!

653:

با سپاس و احترام turboratur گرامی

این قسمت صحبت تان بسیار جالب بود برای من ...!
دقیــقا شرایط مشابهی را در سنین 16 تا 19 سالگی تجربه کرده ام ...!
و البته به شهوداتی کاذب ( من اونها را کاذب خطاب میکنم) دست یافته بودم !
در همان سنین، 2 سال ِ تمام را صرف سخت ترین ریاضت ها کردم ...
مراحل عرفان ِ کاذب( من اونرا کاذب خطاب میکنم)
بخاطر می آورم ، ابتدایی ترین پیشرفت هایم از تغییر خواب ها و رویاهایم شروع شد ...

،
انگار در عالم رویا کسی مرا به مراحل بالاتر راهنمایی میکرد ...!
جواب سوال هایم را کسی می آمد در عالم رویا در قالب آیه هایی از قراون میفرمود مثلا 21 صافات و دقیقا پایخ سوالم همان بود که کسی در گوشم در عالم رویا زمزمه میکرد ...
اما من اون وقت متوجه تاثیر ریاضت ها بر روند رویاهایم نبودم،(در واقع اعتقاد من این هست الان که ریاضت و سختی دادن به جسم و نفس باعث رشد یک بعد دیگر از وجود انسان میشود به نام روح ...

چیز خاصی هم نیست یک رابطۀ علت و معلولی ِ ساده ...

چراکه پس از پایان ریاضت ها ، کم کم اون شهودات هم از بین می رود....)

نهایتا به صورت ارادی و به دلایلی بخش ِ وسیعی از حافظه ام را که مربوط میشد به اون وقت پاک کرده ام به همین خاطر جزئیات اونچه در عالم رویا برایم اتفاق می افتاد بخاطر نمی آورم.


نوشته اصلي بوسيله hengameh1 نمايش نوشته ها
سلام دوست گرامی
با عذر خواهی از آقای رایان و شما
تجربه شما را منهم داشتم ، سالیان دراز ، از کودکی ( شاید از 4 سالگی ) تا 19 سالگی .

منهم هفته ای تقریبا 3 ال 4 شب یک خواب مشخص ، با افراد مشخص و مکان مشخص را بدون کم و کاست می دیدم .

که در سن 19 سالگی با همان اشخاص در همان مکان از نزدیک آشنا شدم .

( وقت شروع این خواب من در شهر دیگری زندگی می کردم و این خواب در یک شهر دیگر به واقعیت پیوست.

) این خواب برای من پیام معنوی داشت و وقتی که از نزدیک با این مسئله مواجه شدم مسیر زندگی من از نظر معنوی دگرگون شد .

شاید خواب شما نیز پیام مشابهی برای شما داشته باشد .

فقط صبور باشید ، وقتش که برسد متوجه اون پیام خواهید شد .

موفق باشید .
(با سلام و سپاس hengameh1 گرامی)

اما حضور این شخص با نام و نام خانوادگی ثابت و اتفاقاتی با محوریت ِ موضوعی ثابت سپس این قضایا بود ...!
دیروز که این جستار را مطالعه میکردم متوجه شدم که شاید این رویا ، حاصل همان ریاضت های 2 ساله بوده ...!
پیام این رویا هرگز برای من آشکار نشده ....

حداقل تابحال ...!
یک مدت صرفا از سر ِ کنجکاوی به دنبال چنین فردی با این نام و نام خانوادگی و مشخصات ِ فیزیکی گشتم ، اما پر واضح هست که جز بیهودگی ثمری نداشته و نخواهد داشت ...!
و نکتۀ جالب و مهم این قضیه برای من این هست که چگونه یک فرد ِ دیگر این رویا را دقیقا با همان مشخصات ودر ارتباط با من دیده هست ...!!!!!؟؟؟

654:

سلام .


میتونم بپرسم چه مدت از اولین خواب شما در مورد این شخص گذشته ؟ در واقع چه مدت هست که شما این شخص را در خواب می بینید ؟

655:

اگر اشتباه نکنم 7 سال بانو ....!

656:

من فکر می کنم هنوز باید صبور باشید .

چون خواب من سپس 15 سال تعبیر شد .

خواب های مشابه هم در سال های بعد داشتم که سپس چند سال تاثیرش رو نشون داد .

این خواب حتما برای شما پیام داره .

البته فکر نکنید که اون شخص با همون نام و شکل و شمایل ظاهر میشه ، می دونید خواب ها هم سمبلیک و هستعاره ای هستند .

البته خواب من عین خودش تعبیر شد ولی بقیه اونها حالت سمبلیک داشتند .


657:

با سلام و پوزش از تاخیر حاصله؛



همانطور که در خود وبلاگ هم پیش بینی و اشاره شده، مکانیسم "نوشتن" در جای خودش دارای اهمیت و تاثیر گذار هست؛ و بی شک تاثیر خاصی در اینکار بوده که بجای صرف تمارین ذهنی، به اون هم اشاره و درخواست شده.

(وگرنه برای آسانی و سبکتر شدن تمارین، حذف میشد)

بهرصورت وقتی انگیزه و قصد محکمی برای نیل به یک هدف رو داشته باشیم، باید بعضی حواشی و لوازم رو هم بکار بگیریم.

- فایل های مذکور ممکن هست با یکبار هستفاده جواب نده و به شخصه در بعضی موارد سپس سه بار نتیجه لازم رو گرفتم.



و در نهایت؛ در یک مسیر تکامل مهارت، یک ماه و اندی هرچند میتواند موثر باشد، اما همیشه کافی نیست.



نوشته اصلي بوسيله ascent نمايش نوشته ها
رایان چند سوال داشتم
با کنترل خواب ها میتونیم جایی جدید باشیم مثلا جایی که هیچ وقت ندیدمش و واقعا اون مکان در دنیای واقعی وجود داره؟
و اینکه چقدر از این خواب هایی که قراره ببینم رویای صادقه هستن و اصلا میشه سپس این دوره تفاوت این دو رو متوجه شد یا نه
و یک چیز دیگه.

من جدیدا کابوس های وحشتناکی میبینم و گاها از ترس کابوس خوابم نمیبره و چیزای الکی و خیلی مسخره یادم میاد و بیخوابم میکنه میشه حتی افکار قبل از خواب رو هم با این دوره اصلاح کرد؟


راستی من هم رمز عبور میخوام گرچه یادم یکبار دوره ها رو سابقا تا مرحله 2 رفتم اما چون منظم نبود تمرین هام، به نتیجه ای نرسیدم.

امیدوارم این بار منظم این تمرینات رو انجام بدم.


- اگر منظورتون مثلاً قصد سفر به جایی هست که ندیدیم (اما وجود دارد) و حضور در چنان محلی هست، با توجه به اینکه حدود مورد بررسی ما "رویاست"، احتمال روئیت محلهای خیالی و غیرحقیقی زیاد هست؛ در رویا حتی ممکن هست منزل خود رو هم به شکل دیگری مشاهده کنید.



اما در ماهیتهای دیگر مثل برون فکنی، جای بررسی دارد و اتفاقاً محک خوبی برای حقیقت این عمل هست.

- در حقیقت رویای صادقه مربوط به حیطه "غیر کنترلی" خواب هست.

یعنی خارج از اختیار شخص رخ میده؛ اما در کنترل خواب اصولاً عناصر تا حد زیادی دست خود شخص هست و همین تا حدی وقوع یک رویای کاملاً صادقه رو کاهش میدهد.

هرچند، این رشد آگاهی ممکن هست باعث کسب بعضی تجربیات جدیدتر بشود که در آرشیو این تاپیک قابل روئیتند.

- بله؛ یکی از نتایج چنین تمارینی کنترل بیشتر شخص بر خوابها و ایضاً همین خوابهای کابوس وار هست.



این متن رو که در همین تاپیک یکی دوبار بهش اشاره شد، یکبار هم برنامه میدم، توجه کنید که زن مذکور توسط توانایی کنترل جریان خواب، به چنان نتیجه ای رسیده.

زنی کابوس تکرار شونده‌ای داشت که در اون، تحت تعقیب یک مرد سیاه‌پوش بود.

او در کابوس خود می‌دوید و می‌دوید و هر بار در یک نقطه مشابه، عرق ریزان و با تپش قلب از خواب می‌پرید.

او به عنوان یک پایان جدید، تصمیم گرفت فرار کردن را متوقف کند و با اون مرد رو در رو شود.

در خواب بعدی، هنگامی که مرد سیاه‌پوش ظاهر شد، زن به سمت او برگشت و فرمود «کیستی و چه می‌خواهی؟» و اینجا بود که ذهن ناهشیار (ناخودآگاه) زن، شفرمود‌زده‌اش کرد.

مرد مودبانه جواب داد:«این بسته از دست شما افتاد و من می‌خواستم اون را به شما برگردانم.» سپس او بسته را به زن داد.

زن پرسید: این چیست؟ مرد فرمود: «این ایمان شما به خوبی و پاکی انسان هست.» زن از خواب پرید و کابوس دیگر هرگز تکرار نشد.



نوشته اصلي بوسيله AFSANTIN نمايش نوشته ها
با سپاس و احترام رایان

چندین صفحۀ اول این جستار را مطالعه کردم و بسیـــار متعجب شدم که چطور

برای ِ سوالی که سال هاست ، به دنبال جوابش میگردم ، این تاپیک توجه مرا

جلب نکرده بود تابحال ....!!!!

در راستای ِ همان سوال ، قبل از اینـــکه به باقی بحث برسم ، خیلی عجولانه مشتاقم

سوالم را مطرح کنم تا اگر پاسخی هست ، از شما که علی الظاهر ، اطلاعات خوبی در

این زمیــنه دارید ، بشنوم.

یک شخص ناشناس با یک اسم ناشناس(اما همیشه ثابت) برای ِ مدت چندین سال با

محوریت ِ یک موضوع مشترک ، در رویای ِ من حضور داشت شاید هفته ای یک بار و شاید

گاهی 3 ماه یک بار ، تا به اینجای ِ اون زیاد برایم مهم نبود ، اما وقتی برای مدت نسبتا

طولانی به یک مسافرت خیلی دور رفتم ، دقیقا همین فرد با همان نام و با همان موضوع ،

در خواب ِ یکی از بستگان نزدیک ظاهر شد .....!

و شاید از این به بعد بود که مقوله رویا و خواب ، بیش از پیش برای من اهمیت پیدا کرد

اما تابحال برای این پرسش که :

این اتفاق چگونه رخ داده هست؟ و آیا حامل پیغامی بوده و یا اتفاقی در گذشته یا آینده

برای ِ من ؟

پاسخی نیافتم ....!

بی نهایت ممنون می شوم از شما که این علامت سوال ِ بزرگ را پس از سال ها از

روی ِ سرم بردارید .





.


در درجه اول، از سطر آخر شما آغاز میکنم که بحث ماورا، بحث همین علامت سوالهاست و در عین اینکه این سوالها وجود دارند، اما غیرطبیعی نیستند و باید این موارد رو بعنوان جزئی از اتفاقات کمتر شناخته شده حیات، پذیرفت.

(به بیان ساده تر، نباید بیش از حدود خاصی از این اتفاقات تعجب یا ذهن رو درگیر کرد)

باید توجه داشت که ذهن ها در مراتبی ممکن هست دارای ارتباط باشند و نوعی شعور جمعی، قابلیت این اتصال را دارد.

حتی در بعضی عرفانها، نوعی تمارین (اسکن) برای تقویت این شعور جمعی بین آموزندگان انجام میشود.



این تاپیک رو ببینید: این مرد را دیده اید؟

با تمام اینها؛ ورود به تعبیر و تفسیر یک خواب، بستگی به شرایط متعددی در زندگی شخص (و در این مورد، اون شخص دیگر) ، موضوع مطرح شده و ..

دارد و یک نسخه ویژه برایش نمیشود در نظر گرفت.

اما بطور کلی چنین خوابهایی، حاوی راهنما یا پیامی از ذهن ناهشیار شخص هستند.



---

رمز ورود بزودی به تمام دوستان درخواست نماينده ارسال میشود.

در ضمن از حضور پررنگ و مطالبی که دوستان گرامی turboratur ، amir_afshar و hengameh1 ارسال کردند سپاسگذارم.




658:

با سپاس از شما رایان که چنین با حوصله، موضوع را شرح دادید، و انصافا چقدر هم جالب بود توضیحات ِ شما و لینک ها....!
اما ذهن پرسشگر من را بیشتر به چالش کشیدید و امیدوارم این سلسلۀ سوالات ِ من شما و سایر دوستان را از مدار حوصله خارج نکند.

ناخودآگاه مخزن احساسات، افکار، تمایلات و خاطراتی هست که خارج از آگاهی هشیار ما برنامه دارند.

بیشتر محتویات ذهن ناهشیار ما غیرقابل پذیرش و ناخوشایندند، مثل احساس درد، اضطراب یا تعارض.

به عقیده فروید، ذهن ناهشیار براثر گذاریش بر روی رفتار ما ادامه می‌بخشد، هر چند ما از این تاثیرات نهفته و ناآشکار، آگاهی نداریم
در مورد ناخودآگاه قبلا چیزهایی شنیده بودم ، یک سوال بزرگ دارم ، که آیا می توان تمام ِ ظرفیت ِ ناخودآگاه ذهن را به خودآگاه تبدیـــل کرد ؟؟؟؟
با توجه به اونچه شماو سایر دوستان در این تاپیک شرح داده و عمل نموده اید ...

خواب را می توان به حالت هوشیار رساند ...

بنابراین می شود به مرور وقت ، از میزان ِ ناخودآگاه ِ ذهن کاست و به بیانی دیگر ، عنان ِ همۀ ذهن را در دست گرفت ...!
آیــــا ؟؟؟؟؟؟!!!!!


و سوال دوم اینـــکه درمطالعۀ این جستار ، بارها از زبان ِ شما و سایر دوستان شنیدم که، این هوشیاری در رویا را منصوب میکنید به استعداد ِ ذاتی در بعضی از افراد ..!
نشانه های ِ این هستعداد در چیست ؟
چگونه متوجه میشویم که برخی از افراد ، توانمندی ِ بیشتری در این زمیـــنه دارند ؟؟؟



پیشاپیـــش پوزش و سپاس

659:



بحث خودآگاه و ناخودآگاه، بعلت این که در علوم نوین هم پذیرفته شده و وارد علوم آموزشی شده اند، قابلیت بحث تخصصی دارند و بهمین علت شاید یک روانشناس، پاسخهای دقیقتری برای پرسشهای این موضوع بدهد.



اما بصورت کلی، همانطور که در تصویر ویکی پدیا مشاهده کردید، این ضمائر وضعیت طبقاتی دارند و نسبت به یکدیگر ماهیت متفاوتی را دارا هستند، بنابراین نحوه رفتار با هریک متفاوت هست و از هریک انتظار عملکرد و رفتار خود را باید داشت.

(و نه یکپارچه و یکسان سازی)

چیزی که از نهایت یک نتیجه مطلوب با ذهن ناهشیار انتظار میرود، شناخت خصوصیات و کنترل و بهره وری مناسب از اون هست، که میتواند با رفتار نسبت به ذهن هشیار ، متفاوت باشد.

متدها و روشهای چنین کاری هم موجود هست و خب نه در حیطه این بحث میگنجد و نه لزوماً تخصص بنده؛ اما شاید یکی از رایجترین روش های شخصی، خودهیپنوتیزم باشد.

(Self-hypnosis)

- شاید فرموده مشهور یکی از بزرگان که تنها % ناچیزی هستعداد و باقی پشتکار جهت موفقیت لازم هست، شامل این موضوع هم بشود.

اما بهرصورت، کمی % بیشتر هستعداد، در پیشرفت سریعتر در امور متافیزیک موثر هست.



مهمترین نشانه های هستعداد، رخدادهای فطری و بدون تمرین (همانند تعداد زیاد کنترلهای خواب، رخدادهای خاص از کودکی و ..

) هست؛ بطور خاص در مبحث رویا، خوابهای شفاف و واضح، و بیادسپاری راحت اونها توسط شخص، یکی از نشانه های هستعداد هست.

گاهی برخی اشخاص بواسطه تجربیات از کودکی، حتی نگاهی پیش پا افتاده به این مسائل پیدا مینمايند، بعنوان مثال شخصی ممکن هست ذکر کند من هرچه را که بخواهم براحتی در خواب میبینم، و شاید مطلع نباشد که این نشانه یک توانایی خاص ذهنی هست.

سپاس.


660:

سلام ، اگه ممکنه رمز عبورو برای منهم بفرستید.

ممنون

661:

الان من تايشان نظر سنجي بله رو زدم بعدش قراره چه اتفاقي بي افته؟ راستي براي سفر به رؤيا هم با كمال ميل آماده ام

662:

جالب شد برام منم هستم باشه؟

663:

خیلی برام جالب بود منم میخوام عضو جدید باشم
ممکنه؟

664:

سلام دوستان
منم هستم،البته قبل از ورود به این فروم در این زمینه پیشرفت هایی هم داشتم.

لطفا رمز عبور رو برای منم ارسال کنید.


665:

رمز عبور رو برای بنده هم بفرستید ممنون میشم

666:

عزیزان کسایی که تونستن تجربیاتشونو بنویسن

667:

سلام به همه دوستان و هستاد رایان.
بنده هم به شدت مشتاق شرکت در این دوره هستم.لطفا رمز را برای بنده هم ارسال فرمایید.
با تشکر

668:

- اطلاعات دوره برای درخواست نمايندگان ارسال شد.

(13 نفر)



669:

سپاسگزار میشم من را هم به جمع اضافه کنید

670:

من حافظه ی خوابم ضعیفه چی کار کنم قوی شه
و یک مشکل هم اینکه تو این تمرینا بعضا میشه چشممو میبندم بخوابم یه لحظه چشممو باز میکنم میبینم صبحه!! یعنی بین خوابیدن وبیدار شدنم 2 ثانیه نمیکشه و اصلا نمیدونم جریانش چیه
سپس چه مدت میشه به اگاهی خواب دست پیدا کرد؟
مرسی

671:

من خوابهای که میبینم همیشه مربوط به کارهای روزانه و افکاراون روزم هست
خیلی کم پیش میاد که مرتبط نباشه اما وقتیم که خوابم رو انالیز کنم وببینم مرتبط با افکارام نیست عین همون اتفاق عملا سپس چند روز می افته
این جور وقتا هسترس و اشفتگی بدی دارم چون تا حالا که این خوابا خبر رای ناخوشایند بوده
اخریش 6 ماه قبل بود .هربارهم میگم یه خواب واتفاق نمیفته اما به حقیقت میپیوند.
راستی وقتی هم از خواب بیدارمیشم و وقت کوتاست ودوباره میخوابم ادامه خوابم رو میبینم
بعضی وقتها دوست ندارم ادامه داشته باشه

تمرینات قسمت اول رو از امشب انجام میدم امیدوارم مفید باشه

672:

با سلام.
میشه منم عضو باشم لطفا؟

673:

سلام اگر ممکن هست لطفا"رمز عبور را به من هم بدهید.

ممنون

674:

سلام به همگی برای من پیش اومده تو خواب بفهمم خوابم....
بعدش خواستم برم زیارت و رفتم...
اوایل مه آلود می دیدم...

کلا سه چهار باری خوابم رو کنترل کردم...
اما الان مدتی نمی فهمم خوابم..
می خوام یه بار هم شده توی این وضعیت برون فکنی کنم...

اما می دونم بهتر قبلش مطالعه داشته باشم و بعد وارد بشم...
اقای رایان رمز رو برام بگذارید ممنون میشم

675:

سلام خسته نباشید فکر کنم خیلی دیره ولی منم میخوام شرکت کنم

676:

سلام منم این تاپیک رو دیر متوجه شدم اصلا ندیده بودمش و خیلی دوست دارم این مسائل رو
اگه به منم پسورد بدید ممنون میشم.

677:

- اطلاعات مرتبط به تمام درخواست نمايندگان (تا این لحظه) ارسال شد.



سلام.

معمولاً دلیل این مساله، خواب ناکافی و خستگی پیش از خواب هست که بخودی خود نمیشود مشکل محسوب کرد.

اما بهرصورت ممکن هست در تاثیر چنین برنامه هایی تاثیر منفی داشته باشه.

در مورد وقت هم بسته به هستعداد و پشتکار هر شخص متفاوت هست؛ از دو سه هفته گرفته تا دوسه ماه.




678:


از پیگیریت خوشم میاد..

برعکس من که هی غیبت صغری و شایدم کبری دارم

اینجا خلاصه بگو به کجا رسید..

حالا شرح مفصل هم دادی اشکال نداره

679:

اوه ، صاحبش اومد! :)

سلام و (مجدداً) خوش اومدید به این تاپیک عاطفه عزیز.



من که بهرصورت روالی رو که از سه سال پیش بربرنامه هست دنبال میکنم و البته خودم چندان از این نوع پیگیری راضی نیستم، مثلا در همین دوستانی که براشون اطلاعات ارسال شد، هستند کسانی که یک ماه قبل درخواست دادند و کمی دیر هست برای پاسخگویی.

دو تا مساله هم دلیلش هست؛ اول همون شرایطی که در فروم داریم و موقعيتها کمتر هست، و یکی هم اینکه برخلاف میزان داوطلبی هایی که ارسال میشه، در حقیقت شخص پیگیر حقیقی نداریم یا بسیار کمند.



نمونه ش در همین صفحات: حدود یک و نیم ماه قبل برای 13 نفر اطلاعات ارسال شد، اما بغیر از خانم نفسی که همون ابتدا پست دادند، هیچکدام از دیگر افراد پستی در پیگیری این ماجرا ارسال نکردند.



یکی از دلائلش هم این هست که در همین تاپیک بسیاری سوالات بتدریج جواب داده شده و بنابراین ابهام و پرسش چندانی بجز پشتکار خود کاربر باقی نمیمونه.

(در حیطه این موضوع)

وقتیکه سرم خلوت تر بود، برنامه هایی هم در ذهن داشتم ویژه این بخش و این مسائل، اما خب دیگر امکانپذیر نیست و یا نیازمند برنامه ریزی از ابتدا هستیم..

فعلاً دلخوشی و امید اصلی، حضور دوستان مطلعی مثل شماست که بیش از قبل چرخه حرکت این تالار رو به تحرک دربیارند.


680:



اٍوا؟ خجالت ندین لطفا

بنظرم تو فاروم باید بیشتر بحث اطلاع رسانی باشه و بچه ها خودشون انجام بدن و مشکلاتشونو بیان بگن و ما هم سعی کنیم حل کنیم ..

البته خودت که میدونی اینطور مسائل یه مقداری خیلی شخصیه و بعضا ممکنه تجاربی داشته باشن که حتی ما نشنیده باشیم ..


اسم دوره که میاد مسئولیت هم باهاش میاد و اسم مسئولیت هم که میاد فرار دنبالش میاد و از جاذبه اش کم میکنه..

و البته 99 % موارد هم که بحث بنیادی بودن یا نبودن هست که به کار ما نمیاد


من فعلا که تو فاروم هستم اگر دوباره سفر برام پیش نیاد تا یکسال دیگه بعید میدونم

یه نفر هم اگاه بشه بنظرم یه دنیا اگاهی پشتش داره ..

دلسرد نباش .

ولی بنظرم یکی این تاپیک یکی هم تاپیک انرژی درون من که بحث پایه ای هست باید تو این تالار مهم بشه..

تا بجای تاپیکی مثل ارواح !!!


من باهات همکاری میکنم تو این تاپیک در حد وسعم

موفق باشی

681:

سلام رایان دیروز پیام و رمز سایت رو دریافت کردم با تشکر
اما از دیشب که خواستم اولین قدمو اجرا کنم به مشکل برخوردم
برنامه بود در مرحله اول هر وقت بیدار شدم خوابها رو به یاد بیارم
اما مشکل اینه که در یک شب چندبار بیدار میشم و یا جابجا میشم
وقتی قراره به خوابم فکر کنم ذهنم فعال شده و دیگه خوابم نمیبره
برای همین ساعت 3 که به خوابم فکر کردم کاملا هوشیار شدم و دیگه هر کارکردم خوابم نبرد
بنظرتون این مشکلو چطور برطرف کنم چون باعث میشه
صبح سرکار کاملاخسته و بی انرژی باشم

682:

سلام به همگی .

بنده اون قدیم قدیما تا یه جایی پیگیر بودم سپس اون دیگه نتونستم .

الان هم وقتی کلا از خواب بیدار میشم تا مدتی موقعیت مکانی و وقتی و ...

از درک نمیکنم .

کلا تو فاز دیگه ایم .

اصلا وقتی برای نوشتن خواب هام (سپس خواب) ندارم چون چیزی یادم نمیاد .

اما حالا کلا یه سری تجربیاتی داشتم که فرمودنش خالی از لطف نیست ! :



یه موضوع خفن هستش که خیلیباهاش حال میکنم !! من الان ضمیر ناخوداگاهم یه جوری شده که در 90 % از مواقعی که از خواب بیدار میشم دقیقا 1 دقیقه ( دقیق دقیق 1 دقیقه | 60 ثانیه ) قبل اززنگ زدن آلارم گوشیم اتوماتیک بیدار میشم !! برام عجیبه .

مثلا ساعتم را برای 5 صبح کوک کردم صبح بیدار میشم .

گوشیم را برمیدارم یه نگاه میندازم میبینم که ساعت 4:59 دقیقه هست !! و درست قبل از اینکه زنگ بزنه خنثی میکنمش !

یه موضوع دیگه هم هست که به نظر خودم در انرژی های ذهنی و روانی ( حالا اسمش هرچی هست ) پیشرفت یا یه همچین چیزی داشتم !! مثلا سر کلاس هستاد میخواد از یکی بپرسه ، من یه شخصی از کلاس را تو ذهنم تصور میکردم و دقیقا ازون بنده خدا میپرسید !! معمولا با کسایی که لج هستم بیشتر ...

بگذریم !!

یک موضوع دیگه هستش (اسم علمیش را نمیدونم) مثلا یه صحنه ای را میبینین و میگید که اِ اِ اِ من این صحنه را قبلا دیدم !!!


خوب حالا جدیدا زیاد اینطوری میشم و اگه یه کمی بیشتر به خودم فشار بیارم یه جورایی یه چیزایی را میتونم حدس بزنم !

یه مبحث دیگه هم هست به اسم تلکنزی .

حرکت دادن اجسام با نیروی ذهن هستش .

تو اونم تا حدودی موفق شدم .

تونستم چرخ روانی (همون کاغذه ) را حرکت بدم .

راستی تا یادم نرفته بگم .

حدود 1 ماه پیش ناگهانی در خواب آگاه شدم .

کلا با اون چیزی که فکر میکردم خیلی فرق میکرد !!

من فکر میکردم کلا داری خواب میبینی و میتونی راحت همه کار بکنی (مثل پرواز و ..) اما وقتی تجربه کردم یه جوری بود .

هم از اطرافم آگاهی کامل داشتم و هم از خوابم !خیلی قشنگ حرکت صورت و تنفسم و لحافی که روم بود را حس میکردم و هم وقت خواب هم میدیدم .

اما کنترلم روی خواب صد % نبود .

و اگر میخواستم هم به نظرم میتونستم بیدار شم !

یه 2 باری هم همینطوری الکی منجر به برونفکنی شد همین خواب آگاهانه .





ببخشید یه کمی زیادی حرف زدم .

حرف های زیادی دارم .

وقت کردم حتما مینویسم !



یا حق

683:

علیرضای عزیز ببخشید من جات جواب دادم میدونی که من طاقت نمیارم پستی بی جواب بمونه .. این به این معنی نیست که شما دیگه جواب ندی به این معنیه که نکته جدیدی به ذهنت رسید باز واسه این دوستانمون بذاری

عزیزم شما یه مقدار نا ارومی و پریشانی ذهن داری ..

البته خاص زندگی در دنیای مدرنه شما اولین قدم یادداشت رویاهای معمولیته ...

نه اینکه حالا حتما به قصد پرواز روح اینکارو کنی..

باید اول ذهن خودتو اماده کنی..


یعنی تو طول روز با خودت تکرار کنی قراره پرواز روح کنی ، خودتو ببینی خواب عمیق و اگاهانه داشته باشی ..

قراره فقط به خودت فکر کنی تا یکم ارامشت بیشتر شه ..

این تاپیک بغلی * انـــــــــــرژی درون * رو بخون راحت تر میتونی پرواز روح انجام بدی..


و این رو بدون همیشه میخوای به خودت تلقین کنی که پرواز روح انجام میدی نگو "باید" بگو "بهتره" ..

اینطوری ضمیر ناخودآگاهت علیه ات موضع نمیگیره...

یه مقدار اینجور مواقع باید نازشو بکشی

شما به یه مقدار ارامش نیاز داری بعد شروع به تمرین کن ..



به نظرم ساده ترینت مرین هم برای شما همین تلقین پرواز روح در طول روز هست ..

و اینکه کاملا خودتو خسته کنی از نظر ذهنی ..

یه مقدار فشار بیشتری به خودت بیاری دچار این اتفاق چند بار بیدار شدن در طول روز نمیشی ..

البته با ارامش ذهنی

اول باید مشکل خوابت درست شه ...



684:


اینکه شما چند دقیقه قبل از تلفنت از خواب پا میشی برمیگرده به ساعت فیزیولوژیکه بدنته..

ارتباط چندانی با ضمیر ناخودآگاه نداره ..

در واقع وقتی با ارتباط میشه که شما یه ساعت و دقیقه رو مشخص کنی مثلا اگه هر روز ساعت هفت پا میشی بگی من ساعت پنج و سی و هفت دقیقه از خواب میخوام بیدار بشم ..

یعنی یه ساعت دورتر و بعید از وقتی که همیشه بلند میشی بدون داشتن خطا..

که البته اون هم مهارت ابتدایی محسوب میشه و با کمی تمرین میتونی ...




این هم که ناخودآگاه تصویر یه نفر تو ذهنت میاد و هستاد از همون ازت میپرسه ..

بهتره یادداشت کنی تا تکرارش بیشتر شه..

اینم باز وقتی خیلی نشانه هوشیاری ضمیر ناخودآگاهه که بتونی ذهن هستادو منحرف کنی ازت نپرسه! یا مثلا تعادل حرف زدنشو بهم بزنی ..

یا خیلی کارای دیگه ..

که تازه اونم نباید همینجوری انجام بشه چون بیخودی انرژیتو میگیره ولی در نوع خودش جالبه.!

این تله کنزیت هم جالب بود ..

بیشتر تمرین کن ولی سعی کن بیشتر با ذهن سروکار داشته باشی تا ماده ..

ماده انرژی شما رو به خودش میگیره و از شما کم میکنه اما اثر گذاری بر ذهن و باقی فعالیت های متافیزیکی شما رو قویتر میکنه مثله برونفکنی...

که بعدش حتما یه انرژی مثبت قوی میگیری خصوصا در تجارب اولیه..


این موضوعه دیدن و فهمیدن تصاویر و صحنه های آشنا و در صورت کمی پیشرفته تر حدس مراحل بعدی بهش میگن آشنا پنداری که خودش بحث مفصلی داره و انشاالله در موردش توضیح میدم ..

اینارو هم یادداشت کن چون در اوایل راه به دردت میخورند ..


اون که تو خواب شما میتونی هر کاری خواستی بکنی اون رویابینی هست که در نوعه خودش جالبه ولی بازم چیزی به شما اضافه نمیکنه بهتره تو این مرحله اصلا نمونید...

شمارو کرخت میکنه ..

یعنی انرژیتو ساکت میکنه ..

اینا تله های متافیزیکی هست..


برنفکنی ات رو برامو با ذکر جزییات بنویس....

تا ببینم دچار شوک شدی یا واقعا پرواز روح کردی

685:

سلام.

این تاپیک به سطح آلفا ربط داره؟!

من وقت نکردم پست هارو بخونم وپیگیر جریانات نبودم!

686:


الفا اسم یه نوع امواج مغزی هست که بعله البته در حالت برونفکنی تاثیر داره


رجوع به پست این پست #36

البته تاثیرش امر قابل توضیحی نیست و درواقع خودکاره...

مثل عمل بلع که در اثر جویدن غذا به وجود میاد و خودکار هست ...

اصلا به فعالیت های برون فکنی ما ربط چندانی نداره و فقط با علم بر اینکه بدانیم این امواج هست تاثیری در برونفکنی نداره ..

اما در واقع بدن با برونفکنی این طیف امواج مغزی رو بیشتر درگیر میکنه
..

همین

687:

سلام
امكانش هست به بنده هم رمز عبور رو بديد ؟

688:

من چندین بار تصمیم گرفتم تمام مراحل ذکر شده رو انجام بدم اما تا 2 مرحله ی اول رو خوب پیش میرم، یعنی آگاهی در خواب و کنترل رویا؛ اما از بعدش کنترلش برام سخت میشه، تمام سعی ام رو میکنم که منجر به کابوس و رویاهای نامطلوب نشه اما انگار امکان پذیر نیست.

به تازگی صدای خاصی رو توو گوشم در حین کنترل می شنوم، باعث ترس و ناله کردن میشه توو این حالت خودم رو از اون وضعیت بیرون میکشم چون چیزی جز وحشت و کابوس دست گیرم نمیشه.اگه میشه بیشتر راهنمایی کنید

689:

یه وقت روح و روانمون به هم نریزه!

690:


این درگیری خواب و برون فکنی یعنی شما تا مرز برونفکنی پیش رفتی عزیزم ..

یکم ارامش داشته باشی موفق میشی ..

بنظرم میتونی .

و این صدا طبیعی هست و در اولین برونفکنیت واضح تر میشه و سپس اون بندرت صدا میشنوی یعنی در واقع دیگه نمیشنوی ..

قران قبل از خواب بسیار بسیار به برونفکنی کمک میکنه

موبایلتم بغلت نباشه خیلی اذیت میکنه ادمو ..

اسپیکر هم روشن نباشه بد پارازیت داره ممکنه دور سر خودت بچرخی..

نشونه های واضحی فرمودی حتما میتونی





نوشته اصلي بوسيله khorshidha نمايش نوشته ها
یه وقت روح و روانمون به هم نریزه!


روح و روانت اگه درست باشه میتونی برونفکنی کنی ...

در غیر اینصورت نگران باید بشی

691:

بسم الله الرحمن الرحیم

بعضی از پست های اخیر به موضوع "فرضیه برون فکنی اختری" منتقل شدند.

692:

از دیشب نوشتن خواب هام را به صورت کاملا جدی شروع کردم .

با کمک کاربر عزیز ATi امیدوارم به نتایج بسیار مطلوبی دست پیدا کنم !

منتظر اون مرحله ای هستم که تسلط نسبی روی انرژی هام داشته باشم و با یک حرکت اشتباه انرژی هام را هدر ندم ! قطعا به کمک و تجربیات دوستان نیاز پیدا خواهم کرد

یا حق

693:


هر جا مشکلی داشتی واسمون بنویس
میدونم که میتونی

694:

الان دارم خوابم را مینویسم .

جالبه .

به نظر میومد که چیزی یادم نیست ! اما وقتی قلم به دست میشم خودش کم کم میاد و سپس 1 ساعت میبینم یه عالمه نوشتم ! فقط به یه شبهه برخوردم ! دارم مینویسم و یهویی یه خوابی واسم تداعی میشه که احساس میکنم اون را قبل دیدم .

خیلی قبل .

مثلا ماه ها پیش ! اما شک میکنم که این واقعا مال گذشته هست یا دیشب دیدم ! چون اگه مثلا قبلا دیده باشم چرا الان یادم اومده !!! و نمیدونم چه طوری بنویسمش !

695:

سلام آقای رایان از اینکه رمز وبلاگ و گذاشتید ممنون سعی می کنم از امشب شروع کنم
راستی با توجه به مطالبی که از این تابیک یاد گرفتم...

یه شب خواب دیدم چندتا پسر بچه 10 یا 12 ساله دنبالم می نمايند( دیدن این اشخاص شاید واسه اینه که شاگردایی تو این سنین دارم) خلاصه خسته و اذیت می شدم از فرار و گریز که یه دفعه یادم اومد تو این تاپیک خونده بودم اگه بفهمب تو خوابی و اینا غیر واقعی هستند اینا خود به خود نابود می شن....

و من دیگه فرار نکردم و مقابلشون وایستادم و فرمودم شما حقیقی نیستین و فقط تو خوابم هستین و همه یه دفعه ناپدید شدن.

اما نکته اینه که این دفعه واقعا حس نکردم تو خوابم....

انگار حفظ کرده بودم...

مثل ریاضی که ممکنه حفظ کنی اما نفهمیش...

و بین این دو فرق وجود داره!

696:

و تجربه بعدی شاید ده روز بعد تا دوهفته اتفاق افتاد...
یه نوزاد دادن بغلم و فرمودن...

حضرت مسیح هست..

و من یهو قلبم متوجه شد که دارم خواب می بینم...

و خواستم به حضور حضرت مریم برم...

محیطی که دیدم معماریش شبیه دوران قدیم بود ولی به نظرم میاد ایشون رو واضح ندیدم یعنی ان طور احساس کردم...
بعد رفتم شهرستان تهران منزل یکی از اقوام....
بعد خواستم پروازکنم و پرواز کردم و برگشتم...


و دیدم بدن فیزیکی خودمو که کنار پسرم و شوهرم خوابم اما تو خونه قدیمی پدرم بودم نه تو خونه ی خودم....و خیلی جزییات دیگه که یادم نمیاد...
اساتید محترم صاحب نظر...لطفا این خواب منو تحلیل کنید...
آیا خواب دیدم که برون فکنی کردم؟ خودم این طور فکر می کنم چون توی یک کتاب از یه نویسنده خارجی که برون فکنی هاشو نوشته بود...من اصلا اون اختیارت رو نداشتم و فکر کنم فقط تو خوابم آگاهی داشتم و واسه خودم کیف کردم...


697:

افرادی که تو خوابم می بینم واقعا کی هستن؟
اگه کسی دانشی داشت جواب بده لطفا؟
مثلا اگه یه فامیل رو تو خواب دیدم آیا واقعا او هم تو خواب و در دنیای هسترال برنامه داره و اومده با من ارتباطی داشته باشه؟ یا نه این تصاویر رو ذهن من ساخته؟
و افرادی که تا حالا ندیدمشون کی هستن بعضیا ها شون برام یه احساس خوبی ایجاد می کنن انگار خیلی دوستشون دارم....

یه بار حتی یک لحظه یه دختر بود داشت به من یه جای دور رو نشون می داد و می فرمود اونجا شهر امواته! و من حس کردم اون دختر در دنیای هسترال زندگی می کنه و دوستش داشتم...
دوستان خوب صاحب نظر ....منتظر نظراتتون هستم

698:


اره چیز مهمی نیست من بچه تر که بودم یادمه خوابای سریالی میدیدم ..

مثلا پنج شب خوابام و صحنه ها همه دنبال شب قبلی بود ! البته تجربه شیرینه ...




خواب تکراری دیدن پیش میاد ..

وقتی انرژیت بالاتر بره کلا خواب نمیبینی مگر تعبیر شه و مگر تحت فشار روحی باشی


هیچی همینطوری ذهنت رو ورزش بده یه کم از تنبلی دربیاد تکراری هم به نظرت اومد بنویس بذار ضمیرناخوداگاهت قلقلک بخوره

699:

راستش دیدم اینقدر پریشونی که من جوابتو دادم...

اقای رایان هم اومد باز بپرس ازش کمکت کنه

نه فرقی وجود نداره تو این علوم وقتی میتونی حفظ کنی که بفهمیش نمیشه نفهمی ولی حفظش کنی !چون اصل این علم "باور" هست و باید به ضمیرناخوداگاهت بشینه نه سوال ریاضی که باید تو برگه امتحانی بنویسی




نوشته اصلي بوسيله zomid نمايش نوشته ها
و تجربه بعدی شاید ده روز بعد تا دوهفته اتفاق افتاد...
یه نوزاد دادن بغلم و فرمودن...

حضرت مسیح هست..

و من یهو قلبم متوجه شد که دارم خواب می بینم...

و خواستم به حضور حضرت مریم برم...

محیطی که دیدم معماریش شبیه دوران قدیم بود ولی به نظرم میاد ایشون رو واضح ندیدم یعنی ان طور احساس کردم...
بعد رفتم شهرستان تهران منزل یکی از اقوام....
بعد خواستم پروازکنم و پرواز کردم و برگشتم...


و دیدم بدن فیزیکی خودمو که کنار پسرم و شوهرم خوابم اما تو خونه قدیمی پدرم بودم نه تو خونه ی خودم....و خیلی جزییات دیگه که یادم نمیاد...
اساتید محترم صاحب نظر...لطفا این خواب منو تحلیل کنید...
آیا خواب دیدم که برون فکنی کردم؟ خودم این طور فکر می کنم چون توی یک کتاب از یه نویسنده خارجی که برون فکنی هاشو نوشته بود...من اصلا اون اختیارت رو نداشتم و فکر کنم فقط تو خوابم آگاهی داشتم و واسه خودم کیف کردم...

نه فکر برون فکنی اینقدر سریع برای انسانهای عادی عمل نمیکنه ..

نشونه هات درست نیست ..

ذهنت گولت زده ..

در واقع یه پدیده جدی رو واست نقاشی کرده (دیدن حضرت مریم) چون تو با رویای عادی گول نمیخوری یعنی هیچ کس گول نمیخوره پس تو رو وارد یه چالش کرده...

که بهت بگه تجربه فبلیت فرق داره که در واقع نداره
این جور مواقع ذهن در واقع برای بیدار شدن نیاز به امادگی بیشتری داره که اینطوری بهت پیغامشو میرسونه ..

رویای برونفکنی ..
ولی تجربه ی خوبیه..



نوشته اصلي بوسيله zomid نمايش نوشته ها
افرادی که تو خوابم می بینم واقعا کی هستن؟
اگه کسی دانشی داشت جواب بده لطفا؟
مثلا اگه یه فامیل رو تو خواب دیدم آیا واقعا او هم تو خواب و در دنیای هسترال برنامه داره و اومده با من ارتباطی داشته باشه؟ یا نه این تصاویر رو ذهن من ساخته؟
و افرادی که تا حالا ندیدمشون کی هستن بعضیا ها شون برام یه احساس خوبی ایجاد می کنن انگار خیلی دوستشون دارم....

یه بار حتی یک لحظه یه دختر بود داشت به من یه جای دور رو نشون می داد و می فرمود اونجا شهر امواته! و من حس کردم اون دختر در دنیای هسترال زندگی می کنه و دوستش داشتم...
دوستان خوب صاحب نظر ....منتظر نظراتتون هستم

رویاهای زیباییه ..
بله ذهن قادره چیزهاییی بسازه که وجود خارجی ندارند مثل سورئالیست میمونه ..

یا ترکیب جدید از چیزهای قبلی و یا کلا هنر نو !


خودتو درگیر نکن اینقدر اگر رویای صادقه باشه خودت روحانیتشو میفهمی و اشفتگی نداره! پس رو خودت مسلط باش

رویاهات رو یادداشت کن ..

قبل از خواب ذهنتو تمییز کن .

و تکنیک هایی که در این تاپیک هست رو اجرا کن تا یه رویابینی موفق داشته باشی

700:

خوابی که دیشب دیدم در ژانر تخیلی و موضوع زامبی بود ! دارم مینویسمش .

باز اونطوری شدم .

وسط نوشتم یاد یه خواب زامبی دیگه ای که هفته ها پیش دیدم افتادم .

جالبه نه ؟ اون خواب را کاملا فراموش کرده بودم

701:

سلام ممنونم خانم آتی ...
البته این خواب ها باعث آشفتگی من نشدن....

اگه این طور بیان کردم تصحیح میکنم....
و زندگی ابعاد مهمتر ازین دارد پس ما نباید خودمون رو انقدر درگیر مسایل خواب کنیم
بنده هدفم اینه که ابعاد انسانیم رو بهتر بشناسم و در هزاران راز آفرینش سرک بکشم و چیزایی هر چند کوچک از عظمت خلقت بفهمم

702:

دیشب هم سعی کردم اولین قسمت وبلاگ آقای رایان رو اجرا کنم ...خیلی تمرکز نکردم چون تا پسرمو خوابوندم خودم هم خوابم برد...

ولی باز هم تو خواب فهمیدم خوابم ....سعی کردم به اقوام که تو خوابم بودن بگم که اونا الان تو خواب من هستن...

بعد سرگرم پرواز کردن و شیطنت های بازیگوشی شدم و دوباره خواب بر من غلبه کرد....


703:

سلام من دیشب شب دوم از تمرینات قسمت یک وبلاگ بودم...

از یک شب تا سه و نیم یک خواب دیدم که یادم نیست...با اینکه اغلب خوابام یادم می مونه از سه و نیم تا پنج و نیم ادامه شو دیدم که بازم یادم نموند...از شش صبح تا نه سه تا خواب دیدم که هر سه شو یادمه امه نه با جزییات..یادداشت کردمشون...


704:

من خیلی وقتا فقط یه صفحه ی کاملا سیاه می بینم (!)

هفته ای یه بار یا فوق فوقش دو بار ، خوابم یادم می مونه !

705:



صفحه سیاه ناشی از تلنبار شدن انرژی نه لزوما منفی در قسمت هایی از خانه و درون شماست که البته با هم متفاوتند

اما شما باید هر چه زودتر خودتونو بکشید بالا
..

خب چون اهمیتی نمیدید ..

یکم اهمیت بدین یادتون میمونه

البته روند اینکار اگه توش باور باشه بسیار سریع هست

706:

بنظرم تنبلترین شاگرد این دوره من باشم
من خیلی خواب میبینم خییییییلی وخوابهام هم همش شلوغ وپلوغه وهمه آدمهای روزم توش هستن! (الان میگین سبک بخواب!)
ولی فکر کنم فقط اون نیم ساعت دم بیدار شدنش یادم می مونه!
اونم که همش داره ذهنم منو بازی میده!!!
مثلا کلا دارم خواب میبینم که الان رفتم وضو بگیرم
الان دارم چادرمو برمی دارم
و میخوام نماز صبح بخونم
و اونقد کشش میده تا نماز صبحم قضا بشه!!
دقیقا مثل کلاهی که بچگی ها سرمون میرفت
و خواب میدیدیم تو دستشویی هسیم و با خیال راحت...(عذر میخوام)
برا همین میگم تنبلم چون کنترل خوابم صفره
البته گاهی اوقات میدونم خوابم ولی نمیدونم چرا تنبلی میکنم بیدار نمیشم

707:

خوب من الان 4 شب دقیقا دارم تمرینات رو درست انجام میدم
خواب رو یاداشت میکنم
تماما خوابم بر میگرد یه جوری به کارای روزانه ام
اتی جان یکشبشم خوابم خاص خودت بود که برات حتما باید تعریف کنم

708:

آقا من صبح پا میشم .

موقعيتی برای نوشتن ندارم .

زود میرم مدرسه .

و وقتی هم که برمیگردم خواب ها یادم رفتن :(

709:

عجب تاپیک خوب و قشنگیه...

مدتی بود دنبال چنین جمعی میگشتم برای طرح چندتا سوال...
حدود یه سال قبل خیلی اتفاقی چندتا خواب دیدم که توی اونا از جاذبه ی زمین رها میشدم و حاتی مشابه پرواز پیدا میکردم، اولاش اونقدر برام ترسناک یا هیجان انگیز بود که به سرعت با حس سقوط از خواب میپریدم، بعضی وقتا هم اون بالا گیر میکردم یا همینطور به بالا رفتن ادامه میدادم و نمیتونستم متوقفش کنم.

که بازم منو میترسوند و از خواب می پریدم.

سریال گاه و بیگاه این خوابا اونقدر ادامه پیدا کرد که طی چند ماه به مرحله ای رسیدم که هر وقت توی خواب هشیاریمو به دست میآوردم به راحتی و با اختار کامل پرواز میکردم، برای مدتی طولانی، بی هیچ ترسی و در اوج لذت و هیجان.

نکته ی خیلی جالبش برام اینه که تمام این خوابا رو از همون اولی تا آخری با جزئیات کامل و دقیق یادمه.

این نکته برام جالبه چون معمولا یا خواب نمیبینم یا اگه ببینم خیلی سریع فراموش میکنم.
اما متاسفانه چند ماهی هست که دیگه خواب پرواز ندیدم.


دوستان کسی از این نوع خوابا اطلاعی داره؟ چطور میشه تقویتشون کرد؟ چطور میشه برش گردوند؟

710:


دوست عزیز .

آموزش های وبلاگ را مطالعه کن .

اول باید حافظه خوابت را تقویت کنی .

بعدش کم کم آگاهی در خواب را بدست بیاری ! درست میشه .

نگران نباش

711:

فکر میکنم تا حدی پیشرفت داشتم
دیگه 1 چیزهایی از خوابها به یادم می مونه
همون 1 چیزها هم خیلی برام جالبه.

ی جور آینده نکریه.

قضیه چیه بچه ها؟!
من 1 موضوعی میبینم و فرداش اتفاق می افته.

البته همیشه با مقداری تغییر
مثلا فردی که ماه ها ندیدم رو تو خواب میبنم و فرداش اونو تو بیداری میبنم اما
ماجرایی که تو خواب دربارش دیدم و چیزی که تو واقعیته با هم فرق داره
برام خیلی جالب بود

712:


یجور پیش اگاهی معنوی هست !این اسماش منو کشته
حتما یادداشت کن ..


بهت نزدیک تر میشن چون این حسو منتقل میکنی که برات مهمند و ذهنت هر لحظه پالسای ماورائی رو که بهت نزدیک میشه رو بهتر میگیره و حفظ میکنه و منتقل میکنه به بخش اگاه مغزت ...


منم با اینکه خواب نمیبینم اما اینطور مواقع زیاد واسم پیش میاد..

مثلا خواب دوستی رو تو ناراحتی میبینم و بهش میگم و میفهمم ناراحته ..

خیلی روشن تر از اینم برام پیش اومد ..

دیدن صحنه ای واقعی کامل با تمام جزییات یه اتفاق خوب یا بد ..


در حالت رویا منظورمه ..

البته شهود انواع دیگری هم داره که بسیار واضح تر و اگاهانه تر و هوشیارانه تره

و شامل رویا نیست..

برای شما که قبلا ذکر کردی از خواب میپری خیلی خوبه..




713:

ممنون از این همه لطفت.


از این جواب سریع و مفید و اینکه ویژگیهای من به یادت مونده
خیلی خوبی که بقیه برات مهمند.

بازم ممنونم
آره برا من که هستعدادی تو این زمینه ندارم خیلی جالب بود ابن اتفاقات.
بله حتما یادداشت میکنم و امیدوارم که دوباره تکرار بشن

714:


نه بابا لطف کجا بود

من فقط دلم میخواد یه راه و یه مسیرو بشناسین

دیگران همیشه مهمند ..


من به زور راهنمایی میکنم دست خودم نیست ،حتی دعواتونم میکنم بعدا


زود واست پیش اومده ببین چه ضمیر ناخوداگاه همراهی داری


یه اسپند دود کن

715:

حالا میفهمم این قدرت درونی ای که داری بخاطر این همه محبت و خوبیته
می دونین دلیل این پیش آگاهی چیه؟ مثلا آیا به این دلیله که من قبلا
به اون فرد فکر کردم و جذبش کردم و از طرفی اون فکره باعث شده که خوابشو ببینم با
قضیه چیز دیگه ایه.


716:



تعریف نکن جنبه ندارم


بیشترش برمیگرده به روابط واحساسات ما به اون شخص (هر چند هم حس منفی هم )

در بیشتر اوقات فکرش هم بیخودی به ذهن کسی نمیاد

در واقع حتی فکر به شخصی که ممکنه بدون دیدنش و سپس مدت زیادی از حضورش تو سر ما بیفته هم و بعد طرف زنگ بزنه یا یه پیشامدی پیش بیاد که به اون طرف مربوط شه هم باز خودش یجور اتصال معنوی هست..

رویاهایی که منجر به اتفاق خاصی نمیشه و ناشی از کارای روزانه ماست معمولا عادی تلقی میشن ولی اگه یه سری اتفاقات هر چند
ساده و زنجیره ای ما رو به هم مربوط کنه دیگه حتی یه رویای ساده هم محسوب نمیشه ..



علتش همون انرژی درون همه ماست که بهم ربط داریم و نظم طبیعته که همه چی بهم مربوطه و هیچ پدیده ای به تنهایی قابل توضیح نیست جز خداوند ..



انرژی ما مثه زنجیره بهم مربوطه ..

علت خلقت ما که همه از یک ریشه ایم هم به یه تفسیر متافیزیکی همین مربوط بودن ما به همدیگه هست

717:

سلام.به طور اتفاقی به این تاپیک بر خوردم امشب.چه سعادتی داشتم.چند هفته ای هست که دارم توی نت میچرخم و وبلاگ ها رو مطالعه میکنم در مورده موضوع برونفکنی، یه مقداری تمرین هم داشتم و نتیجه گرفتم.

تا اینجا رسیدم و امشب تا پست شماره 90 که 6صفحه میشه رو خوندم.

جالب بود واسم.
حالا اول پسورد وبلاگ رو میخوام تا ببینم اونجا چیا نوشتین.

تا منم به جمع تون اضافه بشم.
پست های اول ماله 2009 چقدر قدیمی.من خیلی عقب افتادم.
ممنون از همه

718:


هیچ چیزی اتفاقی نیست دوست عزیز

اینجا رویا بینی هست
برون فکنی در همین تالار متافیزیک هست
مطالعه بفرمایید

سوالی هم داشتین در تاپیک مربوطه بنویسید من و سایر دوستان هستیم که پاسخگو باشیم

719:

اینجـا سوالی در مورد خواب و رویا داشته باشیم میتونیم بپرسیم؟

720:

خوب تمرینات رو همچنان ادامه میدم
سخترین قسمتش رو موندم
گرفتن مچ خواب !
تو بیداری تکنیک هارو انجام میدم شاید موفق شم
ولی عبور از این مرحله فکر کنم خیلی وقت بره باشه
تو پرانتز
از وقت تمرینات نمیدونم چرا بیشتر دلم میخواد بخوابم :)

721:


به قدرت تلقینت قبل از خواب و همینطور تو طول روز بستگی داره

تو روز هم زیاد تلقین کن به خودت


دقیقا منم همین حسو داشتم اوایل..

قرص میخوردم خوابم ببره

کلا هنوز هم بنظرم خواب شیرین ترین تفریح دنیاست

722:


متوجه منظورت نشدم عاطفه عزیز
یعنی قبل خواب تلقین کنم و تاکید کنم
که الان میخوام بخوابم و بیدارنیستم
خوب خدا روشکر فکر کردم من پدیده نادریم
که جدیدا دلم میخواد بیشتر بخوابم
از نظر من بهترین تفریح دنیا خوردن و نوشیدن

723:

باید عادت کنی یکی از زمینه های ذهنت باشه برای تجربه های اول

یعنی تو طول روز همش بگی من تو خواب میفهمم که خوابم ..

ذهنم بیداره..

و موقع تمرکز هم در رخت خواب باز هم مدام بگی ..

که من میفهمم ..


الان خوابم شروع میشه و من میفهمم که خوابم ..
من هر چی تجسم کنم میبینم و ..


با این دست پخت شما خو معلومه ..

724:

سلام دوباره.
میشه یکی لطف کنه پسورد را بفرسته واسم.؟
ممنون

725:

سلام به همگی ....
من دو هفته ای هست که رویاهامو می نوشتم....
دیشب طبق تمرینات رایان بلاخره مچ خوابمو گرفتم...و ذوق مرگ شدم....
داشتم یه نقاشی ها و نوشته هایی رو رو دیواری نگاه می کردم که یک دفعه یادم از حرف آقای رایان اومد که نوشته ها توی خواب تغییر می نمايند و بلافاصله فهمیدم که خوابم...
انوقت اول رفتم ادامه خواب قبلیمو دیدم...بعدش هم رفتم دیدن مادر بزرگ مرحومم و...
کمی هم پرواز کردم..
فقط سوالم اینه ارتفاع پرواز من انازه قد یه ساختمون دوطبقه بود..گاهی هم یک متر....
چرا نمیتونستم بالاتر برم؟

726:

سلام.



تبریک بابت ورود به این مراحل.

;)

- در حقیقت محدودیتی بجز تخیل و تصور خود ما وجود ندارد.

اینکه در چنان محدودیتی بودید به دلائل خودآگاه و ناخودآگاه شخصی برمیگرده و غالبا (حداقل در این مورد که توصیف کردید) چندان ماندگار و دائمی نیستند و رفع میشوند.

کافی هست امکان بالاتر رفتن را باور و امتحان کنید، یا خودتان راه ابتکاری در خواب برای اینکار ایجاد کنید.

:)


727:

درود منم میخوام شروع کنم .

ممنون میشم کمکم کنید و مراحل و برام توضیح بدید
لطفا پسورد وبلاگ هم بدید

728:

من تمرین چندانی روی این مسائل نداشتم اما ...
موقع خواب بیشتر وقت ها برای خودم زمزمه می کنم مثلا ساعت شش صبح بیدارم کنید .

در اوج خواب هم که باشم ساعت شش صبح حس می کنم کسی صدام میزنه و برای بیدار شدن وادارم می کنه .

یا اتفاقی می افته که چشم باز کنم و از خواب بلند شم .


و همینطور بطور ناخوداگاه به چیزی که فکر کنم می تونم توی خواب ببینمش .

مثلا در طول دو روز گذشته به طور اتفاقی خوابی دیدم که خیلی ذهنم و درگیر کرده بود و من بخاطر دلایلی که مجبور شده بودم خوابم و نیمه رها کنم حس بدی داشتم دوست داشتم ادامه اون خواب هم ببینم .

شب موقع خواب چنان ذهنم درگیر این خواب بود که تمام شب تا صبح همون خواب و دیدم .

این اتفاق برام بارها پیش اومده .

یا گاهی برام اتفاق می افته تو اوج خواب حس می کنم توی واقعیت ها قدم میزنم .

یا می تونم با کسایی که میخوام حرف بزنم .


چند سال پیش هم اتفاقی افتاد که واقعا باعث ترسم شد .

وقتی هم دنبالش و گرفتم حرفهایی مبنی بر دیوانه بودنم و این چیزا زدن که کلا پشیمون شدم از اینکه به زبون اورده بودمش ...
چند وقتی بود از ، یکی از دوستانم که متاسفانه نتونسته بودم در طی مدت طولانی ببینمش و باهاش صحبت کنم و ازش بیخبر بودم خبری شنیدم .

اما غرورم اجازه نمی داد باهاش تماس بگیرم و بخاطر مسائلی که قبل پیش اومده بود نمی خواستم باهاش در ارتباط باشم .

ولی اون خبر بدجور کنجکاوم کرده بود سراغی ازش بگیرم .
شب موقع خواب به این مسئله فکر می کردم و اون روزها درگیر یه جور اموزش از همین فضای مجازی بودم که می تونستی چیزی که میخوای و به شخص خاصی تلقین کنی .

چندان باورش نداشتم و زیادم بهش فکر نمی کردم .

حتی تمریناتی که اونجا بود هم انجام نداده بودم .

اما موقع خواب به این دوستم فکر می کردم .

توی خواب دیدم که به خونه دوستم رفتم و ازش می پرسم چرا سراغی ازم نمیگیره .

حتی بهش فرموده بودم چرا به زنگ نمیزنه و بابت کارش معذرت نمیخواد .

و بهش فرموده بودم چطور تونسته بود بخاطر شخص دیگه ای رابطه ی دوستانمون و بهم بزنه .

و حرفهایی که خیلی وقت پیش تصمیم داشتم بهش بگم و نفرموده بودم .

و مطمئن بودم اون خبری ازشون نداشت .


روز بعد همون دوستم تماس گرفت .

تک تک کلماتی که من توی خواب تکرار کرده بودم و اونم توی خواب دیده بود .

همونطور که من توی خواب دیده بودم به خونشون رفتم توی خواب اونم به خونشون رفته بودم و همه چیز همونطوری بود که من توی خواب دیده بودم .


پرسش و جواب هایی که درباره ی این خواب از چند نفر پرسیدم در مورد دیوونگیم و این چیزا فرموده شد .


من خواب زیاد میبینم .

می تونم بگم ممکنه در سال فقط یکی دو شب خواب نبینم .

حتی اگه برای پنج دقیقه هم بخوابم خواب میبینم .


امروز که اینجا رو دیدم فکر کردم شاید شما بتونید در مورد اون مسائل کمکم کنید .


729:

سلام

ببخشید من در جریان نیستم.(و عملا نمی توانستم هم این همه صفحه را بخوانم )

امکانش هست بفرمایید که موفقیت هایی که کسب کردید چه بوده؟

توانستید به صورت کامل اراده ی خودتان را حاکم بر عالم رویا کنید؟

اگر این کار امکانپذیر باشد ، که از قضا انگار هست ، باید پرسید که :

1- آیا ضرری ندارد؟

-> مثل عدم رفع خستگی در این جور خواب ها

-> عدم توانایی در رفع کابوس

-> حضور موجودات تخیلی و رویایی در زندگی معمولی روزانه ی آدم و ایجاد اختلال در زندگی و بدتر از اون حضور موجودات کابوسی در زندگی

->از بین رفتن معنی زندگی و رویا
به این معنی که دیگر مرزی بین خواب و بیداری نیست و یکی می شوند

-> پیدایش این تفکر که شاید الان هم ما خواب باشیم ! و پیدایش دغدغه ی بیدار شدن از این خواب ! یا از هر دو خواب !

مشکلات دیگری هم ممکن هست بوجود بیاید که شاید بعدا بررسی کردیم.
=========================
از طرفی فکر کنم شنیده ام که فرموده اند خواب هایتان را جز برای امام معصوم تعریف نکنید
=========================
سوال:
وضعیت این گونه فعالیت ها از نظر دینی چگونه هست؟ (مکروه؟مستحب؟....)

آیا روایت و یا حدیثی در این مورد هست ؟
=========================

متشکرم

یا علی

730:

جالبه من هم چند وقت پیش توی خواب یه بچه ای از اقوام رو دیدم که تا به حال ندیده بودمش چون این بچه مادرشو به تازگی از دست داده تو خاطرم مونده بود و توی خواب هم براش دلسوزی کردم....جالب این بود که این بچه رو اتفاقی بدون برنامه ملاقات کردم و خیلی از خوابم تعجب کردم....


731:

سلام
اتی جان مرسی
بالاخره دیشب موفق شدم
هنوزم باورم نمیشه که مچ خواب رو گرفتم اما هیچ کاری نتونستم بکنم !

بایه دوست مشغول صحبت بودم و اون رو به کاری مجبور میکردم
از من اصرار از اون انکار
یه لیوان شیر دستم بود و مثل عادت همیشه
لیوان رو دودستی تو دستم گرفته بودم
یهو متوجه شدم دستم از تو لیوان رد شد
چند بار این کار رو کردم دیدم نه مرزی بیم دستم و جسم لیوان نیست
فهمیدم خواب هستم
به دوست نگاه کردم فرمودم من که خوابم
چه لزومی دار تو رو قانع کنم هر کار دلت میخواد بکن
بعدم با همون لیوان شیر سرگرم شدم
یه سوال ذهنم رو درگیر کرده
چرا به ذهنم نرسید کار دیگه بکنم ؟؟؟؟؟
ممکنه دوباره این تجربه پیش بیاد ؟!

732:

افرین..

میدونستم میتوونیی

یادداشتش کن
دیگه الان با شدت بیشتری پیش میاد
و میتونی جزییات بیشتری رو تغییر بدی

فیلم پنج کیلومتر تا بهشت رو یادته ؟ مهدی سلوکی بود ! مرده بود ؟ میرفت تو خواب اون دختره؟

عالم خواب و رویا همچنین ترکیبی داره
خیلی زیبا بود ..

تنها فیلمی بود که به واقعیت 100 % جور بود

اهان داشتم میفرمودم
عزیزم دیگه کم کم میتونی وارد پرواز روح بشی

پستای پرواز روحو بخون تا حسابی از خوابت لذت ببری

733:

این معاون سایت که جواب ما را نمی دهند.
لا اقل یکی از کسانی که دستی بر آتش دارند به ما کمی اطلاعات بدهند دلمان خوش باشد!

734:


من نمیدونم چرا اینقدر اوضاع رو پیچیده میکنید

اصلا بحث عمیق نیست به خدا

ماورا و درک ابعاد دیگه اش خیلی عمیقتره ..

البته اینو همینجوری نوشتم شما به خودتان نگیرین

موفقیت که والاه الان در حدی باید نوشت که میشود..
رویابینی و بدنبال ان پرواز روح حس بسیار شیرینی هست که هم بنده تجربه کردم هم اقای رایان
و هم خیلیای دیگه

بله کاملا توانستیم خودم رو حاکم کنم
کلا من تو رویاهام کسی رو راه نمیدم
و حتی اختیار شدت رنگ و نور رو هم دست خودمه

و البته از این پدیده باید گذشت و رفت سراغ برون فکنی
اون هم تاپیکش در تالار هست میتونید بخونید

نه اتفاقا انرژی منفی وارد به شخص رو در هنگام خواب بر اثر کابوس و ..

حذف میکنه
و اتفاقا خیلی هم مفرحه و به ما اجازه میده ابعاد جدیدی از وجودمون رو بررسی کنیم


و البته باید ذکر کنم رویابینی مانع ایجاد رویای صادقه نمیشه بلکه به تجربه من
باعث میشه هجویات رویا کمتر بشه و خواب صادقه بسیار واضح تر دیده بشه

اون موجودات تخیلی هم که میفرمایین تاکنون مشاهده نشده و اصلا امکان از ریشه بی پايه هست


نه دوست عزیز شما باید تمریناتو انجام بدین تا متوجه منظورم من بشوید ..
نخیر بیداری سیر بهتری هم پیدا میکنه اتفاقا
و خستگی حاصل از کابوس و بد خلقی و انرژی منفی حاصل از خواب ها رو به صفر میرسونه



خوابی که باید بنویسیم برای خودتونه برای اگاهی ضمیر ناخوداگاهتون
مکتوب کردن اصل معجزه دین ما هست
قران هم مکتوب شد

این حکمت های زیادی داره

مباح هست
چون جزئی از فعالیت های روزانه هست
شری ندارد و خیر بسیار!
شما صبح که از خواب بیدار میشین و تخم مرغ نوش جان میکنید و پنیر این دو قلم مکروهه ولی شما نوش جان میکنید هر روز! این سوال بنظرم کمی جدی نیست

مطمئنم حرام نیست ولی از قید دیگرش خبری ندارم




نگاهی به این مطالب هم بیندازین

-----------------------------
رویا بینی پروسه ای هست که شما سعی میکنید رویاهاتونو به کنترل خودتون در بیارین

البته به ظاهر موضوع ساده ای هست اما در باطن قضیه که دقت کنین میبینی در واقع کنترل اینکه به ضمیر ناخوداگاهت بگی چی براتون بیاره و چی نیاره شروع محکمی بر فعالیت های متافیزیکی از جمله برون فکنی هست

بهتره در ابتدا یه تعریفی از رویا براتون شرح بدم
خواب فعالیتی فعالانه هست .
امروزه دیگه همه میدونند که خواب موضوع مهمیه.

خواب دیدن دو نوع هست.

خواب رسمی و خواب معمایی

خواب رسمی چندین بار در طول شب جای خودش رو به خواب غریبی به نام معمایی عوض میکنه

در خواب رسمی امواج مغز ارام و بلند با اهنگ دلتا، چشمها ارام و ضربان قلب مرتب هست.

اما ماهیچه ها خصوصا ماهیچه گلو منقبضند.


در خواب معمایی امواج مغز سریعتر و تقریبا مانند امواج بیداری هست.

چشم ها به سرعت به این سو واون سو میچرخند و ضربان قلب نا مرتب هست.

و بیدار کردن شخص مشکلتر.

رها و سست شدن ماهیچه ها تقریبا به حالت فلج میرسد و حتی انقباضات انعکاسی هم حذف میشوند.

بنابراین تمام کابوس هایی که برای گریز از انها تلاش میکنیم و قادر به تکان خوردن نیستیم(فلچ خواب ) انعکاسی از این مرحله از خواب هست


اهمیت هر دو نوع خواب به یک اندازه هست اما هر کدام به دلیلی..

__________________
خواب با این تحریکات شروع میشه :

پلک ها بسته میشن ، امتک ها کوچک میشوند،
ترشح شیره هاضمه و اوره و بزاق کم میشه
جریان هوا به درون ریه کاهش پیدا میکنه
ضربان قلب کند میشه
ناپدید شدن خود اگاهی امواج مغزی تغییر میکنه
بتدریج امواج الفا ناپدید میشن
و ریتم امواج ارام و بلند دلتا فرد به خواب عمیق میره


تمام طرح بالا رو میتوان بصورت مصنوعی و با ایجاد تحریک الکتریکی به نواحی مخصوصی از مغر القا کرد!

شواهدی هست که نشان میدهد در مغز ما ناحیه بنام "بیداری" وجود دارد و فقط وقتی که ما احساس خواب داریم که دیگر این نواحی نتونند تحریک بشن..

ناحیه ای که مسئول بیدار داشتن ماست .

این ناحیه متشکل از شبکه ای هست که نوعی کنترل عالی در بخش پایین مغز برای فعال نگه داشتن تمام اعصاب ما انجام میده.

دارو های بیهوشی جلوی این ناحیه رو سد مینمايند.

اما هر دخالت مکانیکی در سیستم فعالیت شبکه ای بیداری را بکلی متوقف کرده و اغمای طولانی و مرگ بهمراه دارد.


خوابگردها هم میتوان فرمود بیشتر از انکه خواب باشد ناخود اگاهند.

بازسازی بدن ما نیز در خواب انجام میگیرد همین بدست اوردن یک بدن بدون تی کوچکترین سلولی از پیکر قبلی فرایندیست که طی خواب انجام میگیرد.

--------
ویا و رویا بینی (3)

در سطوح بالای خوداگاهی ارتباط مستقیمی بین رویاها و شهود پدید میاید..

منظور همان سطح بالای انرژی هست..

که فرد در خواب به شهود میرسه ..

تحلیل خواب نشان میدهد که رویا لزوما داستان پیوسته ای نیست ..
میتوان نوعی یاری دهنده باشد برای سپردن خاطرات روزانه امان در ذهن
به همین علت اکثر ما فعالیت های روزانه امان را خواب میبینیم..

رویاهای صادقه نیز اهمیت ویژه ای در خواب های ما انسان ها دارند
در واقع فرد معمولا در رویای صادقه به اتفاقی یا نیازی که دارد اگاه میشود و تمام احساساتش به اون معطوف میشود
که البته بیشتر خاص نیکان و اولیا هست

در مواردی هم که اگاهی های معنوی و یا پیش اگاهی های معنوی در خواب به ما یاداور میشوند نیز ما نوعی رویای صادقه ضعیف تری داریم..

که خاص همه ی انسان هاست

در رویای صادقه هجویات وجود ندارد و فرد با تمام حواس و هوشش متوجه رویا هست و خواب های بسیار واضحی میبیند

اما در نوع کمتر همین رویاهای صادقه که برای همه انسانها حتما تکرار شده هم شامل هجویات زیاد اما خب بالاخره رساندن پیام به شخص دیده میشه..


کیفیت نوع احساس خوب و بد ما در خواب و حفظ اون در بیداری بسیار در تعبیر خواب موثره..

شاید بتوان خواب را نوعی سیاهچاله ارتباطی هم بین عالم دنیا و عالم برزخ نیز برنامه داد ..
منظور همین رویت مردگان و دریافت پیغام هایی از جانب انهاست

به عقیده ی من پدیده ی رویای صادقه نوعی اگاهی هست به جهان هایی هست که بالاتر یا پایینتر از عالم وجود برنامه دارند.

چنان كه ابن فارض مصرى (عارف بزرگ قرن هفتم) در قصيده تائيه خود مى‏گايشاند: «...

آيا تو گمان مى‏كنى اون كس كه تو را در بيهوشى خواب به انواع علوم و اسرار با خبر گردانيد، غير از تو مى‏باشد؟ چنين نيست؛ بلكه او حقيقت تو و همان اصل تو هست كه به هنگام خواب و انصراف تو از تدبير بدن و روى آوردن تو به سوى عالم اصلى و موطن خود، بر خودِ تو در عالم غيب، به شكل عالَمى تجلى مى‏كند و تو را به فهم علوم و مسائل و معانى غريب، هدايت مى‏نمايد ...».به نقل از مقالات، ج‏1، ص‏157 و 158.


رویا بینی و به کنترل گرفتن رویاها با توجه به مطالب بالا تنها به یک عنصر نیاز دارد انهم یادداشت کردن رویاها بلا فاصله سپس بیدار شدن و همینطور سعی در تلقین به خود هنگام خواب برای حفظ هوشیاری..

همین تمرین ساده میتونه پنجره باشه به عالم متافیزیک برای بالا بردن سطح انرژی شما ..
__________________

735:

سلام
خیلی متشکرم از راهنمایی هایتان.

  • البته این موضوع به نظر من خیلی خیلی خیلی بیشتر از اون چیز که شما می فرمایید اهمیت دارد ، و این را به وضوح از نوع نگرش ابن فارض مصرى می توان دریافت.

  • چالش اصلی که برای من مطرح هست ، این هست که اگر ثابت شود که در رویا می توانیم مالک ( و دارای اراده ) باشیم و به تدریج اون را به جایی برسانیم که کنترل اونجا مثل این بدن دست خودمان باشد .

    این سوال پیش می آید که اصلا از کجا معلوم که الان خواب نباشیم؟----------یعنی در حقیقت مرز تمایز خواب و بیداری از بین می رود.

  • منظر شرعی که من به دنبال اون هستم را در این مسائل می توانید بیابید:

  1. 1- رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «النومُ اخوُ الموت و لایموت اهل الجنّه» ؛ «خواب برادر مرگ هست و بهشتیان نمی میرند»

هر چیز كه هست ترك باید كرد
وز ترك پايه برگ می‎باید كرد
در ترك تعلق از بدن راحت‎هاست
از خواب قیاس مرگ می‎باید كرد

  1. 2- پیامبر اکرم صلی الله و علیه واله و سلم به اصحاب خود صبح ها می فرمود:
ایا بشارتی نرسیده؟
منظور حضرت این بود که : کسی خوابی مژده دهنده ندیده هست؟

  1. 3- از علی (ع) نقل شده که فرمودند: النّاسْ نِیام‌ٌ اِذا ماتُوا انْتَبُهْوا امت خوابند همین که می‌میرند بیدار می‌شوند
  1. 4- الله یتو فی الانفس حین موتها و التّی لَمْ تَمُتْ فی مَنامِها
خداوند تمامی روح‎ها را موقع مرگ باز می‎ستاند و هم‎چتین روحی را كه در موقع خواب نمرده هست، قبض می‎كند ، اون گاه روحی كه مرگ بر او واجب كرده هست نگاه می‎دارد و دیگر روح‎ها را ـ تا هنگامی معین به سوی دنیاـ باز می‎فرستد، حادثه‎ای كه در اون نشانه‎های قدرت خداوندی برای صاحبان خرد و اندیشه به چشم می‎خورد.
و
و
و

یا علی

736:


خواهش میکنم

ولی اصلا نگران بهم خوردن نظم خواب نباشید
همونطور که فرمودم بسیار هم منظم تر میشه و البته
رویاهای واضح تر ..

خیلی واضح تر ..


در مقابل رویای واضح و صادق هیچ کسی نمیتواند مقاومت کند ..


حتی نمیتواند مسیر رویا رو تغییر بده

زیرا امری هست فرای ذات ما
از ذات خداوندی
هر چند هم ساده
با رویا بینی تنها عمیقتر متوجه رویای صادقه میشیم
و احساسمون قویتره ..

همین!


مرزی بین خواب و بیداری نیست دوست عزیز
مرزی در بین نیست
اسباب وجودی ما مرز ماست
جسم ما ، چشم و قلب سنگین ما مرز ماست
کمک میکنه ابعاد دیگر رو هم ببینیم
همون ابعادی که با چشم سر توانایی دیدن نداریم چون محدودیم
و عدم محدودیت ما هم بستگی به تلاش روحانی ما داره

همه ابعاد جهان ما در یک بسترند..


میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست
تو خود حجاب خودی حافظ ازمیان برخیز

737:

چطور میشه مرزی وجود نداشته باشه؟!بازم توضیح لطفا

738:


ببین به غیر از کابوس ها و رویاهای تخیلی که به واقع تخیلی هستند و ما میتونیم با رویابینی
این تخیل و کنترل کنیم واز هجویات خوابمون کم کنیم

همه ابعاد ماورا در کنار ما هستند

مثلا هاله دیدن چیزی فرای این عالم نیست
دور بدن هر کس هست

و یا دیدن موجودات مثل اجنه و اینا که دارند با ما زندگی مینمايند و در همین دنیان

ولی ما بدلیل حجاب هایی که رو چشممونه نمیتونیم ببینیم

و با انرژی بالاتر میتونیم همه رو هر جایی ببینیم

منظورم از بی مرزی همین خودمون هستیم که همیشه با حجاب ها و سنگینی دلمون و کمی
انرژیمون اسیر مرزهای عالمیم

البته بیشتر در مورد خواب و ارواح ادمای عادی و زنده و موجودات غیر ارگانیک منظورمه ..



که معمولا فکر میکنیم اینا تو یه عالم دیگه ان اما نه .ندیدنشون به انرژی ما مربوطه




739:

خیلی ممنون از توضیحات کاملتون
میشه بگی شما این انرژی رو چطوری کسب کردین؟
چطور به اینهمه توانایی رسیدین؟
فرمودین قراون انرژیکه و اذکار هم خوبه
اما خیلیا رومیشناسم که قراون زیاد میخون ولی هیچوقت تواناییهای شما رونداشتند

740:


خواهش میشه

در راه طریقتی بسیار ساده ..

و نه ریاضت ها ..نزدیک یکسال پیش

اصلا ریاضتی در این امور وجود نداره ...



هفت مرحله بسیار عالی و شیرین ..
با نیروز اذکار و ایات و کمی فضولی

حتما نمیخوان هستفاده نمايند وگرنه ممکنه برای همه

741:

سلام من تازه این مطلب دیدم اگر بشه منم پایه هستم میشه؟

742:

سلام.
صد در صد.

به آقای رایان پیام بده رمز وبلاگو برات بفرستن

743:

منظورتون از هفت مرحله کدومه؟ میشه کامل بفرمایین؟
مطمئنید بیشتر از ی سال وقت نمیگیره؟ (درباره اون آیات و اذکار و کنجکاویتون هم با جزئیات کامل توضیح میدین؟ زیر نظر هستاد باید باشن؟

744:


یه سری مراحل هست برای عرفان که تو کتب شیعی نظیر کتابای شیخ صدوق وجود داره
البته منبعش رو دقیق نمیدونم چون هستادی به من این دوره ها رو داد

نه میشه حدود 300 روز با حساب کم وبیش ..


اذکار دوره ای هم هست که همین هستادم بهم میده هر از گاهی
مثلا یه هفته یا چهارده روز یه سری کارای خاص
و یه مرحله ی دیگری هم هست که بنده خودم نخواستم بشینم و اون برای دیدن موکلینه که من خودمو در اون حد نمیبینم ..

مسئولیتش برام سنگینه
شاید وقتی دیگر

745:

خب پیگیر و مستمر که نه...

اما گاه گاهی به ذهنم فشار میارم تا رویاهام یادم بیان
دیشب هم تو خلال رویاهام به ی مسجد رفتم
صبح که به یاد آوردم در کمال ناباوری یادم اومد شبها زیاد میرم اونجا
مسجدش خیلی آشناست.

جداره های بتنی و معماری به سبکی غریب
منسوب به حضرت علی (ع) ولی تو خواب یادمه که میدونستم تو ایران نیست
راستش حس جالبیه.

دوست داشتم این حسو

746:

سلام بنظر جالب میاد با اجزه منم هستم

747:

سلام
من عاشق دیدن همچین خوابهایی هستم.
مخصوصا اینکه یک حس آرامش بخش هم به آدم بدهد!!! که دیگه چه شود...
البته بنده روش دوستان را نمی پسندم.
چون بنده عاشق فلسفه هستم و همینطور دین ، و روشی که دوستان ارائه می نمايند فکر می کنم کمی با عقاید بنده جور در نمی آید.

نوشته اصلي بوسيله ati نمايش نوشته ها

یه سری مراحل هست برای عرفان که تو کتب شیعی نظیر کتابای شیخ صدوق وجود داره
البته منبعش رو دقیق نمیدونم چون هستادی به من این دوره ها رو داد

نه میشه حدود 300 روز با حساب کم وبیش ..


اذکار دوره ای هم هست که همین هستادم بهم میده هر از گاهی
مثلا یه هفته یا چهارده روز یه سری کارای خاص
و یه مرحله ی دیگری هم هست که بنده خودم نخواستم بشینم و اون برای دیدن موکلینه که من خودمو در اون حد نمیبینم ..

مسئولیتش برام سنگینه
شاید وقتی دیگر
سلام،
آیا در این آموزش ها هستفاده از عقل و پرسش هم مجاز هست؟
مثلا آیا می توان از هستاد در مورد کیفیت عقلانی مطالبی که فرموده می شود هم سوال کرد؟یا اینکه در این وادی جای عقل و پرسش نیست؟

به طور مشخص ،
من در هیچ کجای قراون کلمه ی انرژی را ندیدم ، در صورتی که در این دوره ها روی کلمه ی انرژی و مادی بودن مسائل خیلی بحث شده.
آیا منظور از انرژی همان قوت و نیرو هست؟
یا منظور چیزی شبیه گرما و امواج الکترومغناطیس یا فتون ها و فنون های مادی هست؟

748:


کسی فرموده روش ما غیر دینیه ..

شما ابتدا غیر دینی بودنش رو اثبات کنید و سپس بحث کنید

عقایدتون رو باید بازبینیکنید و بیشتر به عوالم معرفتی نزدیک شین.



اتفاقا در ادبیات دینی ما قدرت های متافیزیکی با صراحت بیان شده ...


و باید مسلمانها راحت تر بپذیرند و من تعجب میکنم ما که لغات مکاشفه و این همه نعمتهایی
ماورایی رو در بزرگانمون دیدیم چطور میتونیم نقد کنیم ..

قدرتهای حضرت سلیمان و ..



انرژی و قدرت ماورایی ما یعنی همان حس مثبت و پیوستگی که در قران به عنوان ثواب اعمال یاد میشه
ادبیات دینی ما برای 1400 سال پیشه
شما نسبیت وقت تو قران ندارید اما میپذیرید و هستفاده میکنید..2+2 هم تو قران نیست پس باید رد کرد ..

منشا اصلی و قویترین منبع متافیزیکی همین قران هست..

بخشی از ثواب که عرض کردم در انرژی ما در این دنیا بهمون داده میشه و بخشیش هم اجر اخروی داره که اون قابل ذکر نیست...
حجاب قلب و مهری که خداوند میفرماید بر دل کفار میزنیم حاکی از همین انرژی منفی که شدید هست و زندگی و اخرت فرد رو زایل میکنه
منتها به یه ادبیات دیگری...

تبرک وو برکت معانی مصطلحی برای انرژی مثبت هستند که برام انسانهای عادی قابل فهم تر و کاربردی ترند

خواب ایتی از طرف خداونده و ارامش و رضای درونی همان منبع اصلی وصل شدن به ذات حق هست ..

انرژی اسمیه که ما روش میذاریم برای درک بهتر ..


وگرنه هیچ چیز در درگاه خداوندی صاحب نام نیست ..

جز ذات حق و ما همه ذره ای هستیم که باید به این پازل خلقت وصل بشیم..
خداوند محدود به کلمات نیست

صحبت کلامی ندارم با شما

بنده تجربیاتی که دارم رو تو کتابها پیدا نکردم ..

کسب کردم و دیدم و بهشون اعتماد دارم..

اتفاقا بنظرم خیلی غیر دینی و خلاف اصول هست که جهانی که خداوند با این عظمت ازش یاد کرده و نعمتهایی که خداوند بهش قسم یاد کرده رو فقط در پوسته مادیشون ببینیم..

این عین مادی گرایی هست

معراج پیامبر ..

نزول وحی..

علم تعبیر خواب..

طی الارض..

موت اختیاری ..

دیدن ملائکه..
چله نشینی حضرت موسی..


پس همه این کرامات هم باید زیر سوال بره ..




منظورتون رو از این بخش متوجه نشدم
آیا در این آموزش ها هستفاده از عقل و پرسش هم مجاز هست؟
مثلا آیا می توان از هستاد در مورد کیفیت عقلانی مطالبی که فرموده می شود هم سوال کرد؟یا اینکه در این وادی جای عقل و پرسش نیست؟
قبلا هم فرمودم عرفان خودجوش بحث متافیزیکی کلامی نیست باید لمس کرد و نشونه ها رو درک کرد

منظور از کیفیت عقلانی چیه ؟ لطفا مثال بزنید


---------

در ضمن بارها ذکر کردم با رویا بینی رویاهای صادقه بیشتر میشن و اینو میگم چون تجربه کردم نه اینکه فقط بخونم

نه تنها رویای صادقه
بلکه شهود هم بیشتر میشه ...



شما نمیتوانید تنها با دیدن عکس یه غذا به مزه اش پی ببرید ..
و یا با دیدن لباسی بگین به فلانی میاد یا نه ..


یا با دیدن عکس خونه ای به راحت بودنش پی ببرین
و یا با دیدن قطر کتابی بگین عجب کتاب پر مغزی
نمیدونم مثالم جا افتاد یا خیر
پوسته قضیه هست

یه سری افعال رو باید درک کرد نه تنها با مطالعهمشکلی حل نمیشه بلکه بیشترم میشه
و بحث کلامی و فلسفی نداره
و عرفان قلب رو قانع میکنه
علم الیقین به شما میده

این اعتقاد دقیقا همچنین چیزی رو یاد من میندازه

عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی
عشق داند که در این دایره سرگردانند


و همواره بازی بین عرفا و فلاسفه در تاریخ تکرار میشه

749:

سلام مجدد.
بسیار عالی ،
با خیلی از جملاتتان موافقم.(مخصوصا اونهایی که زیرشان خط کشیده ام)
دم شما هم گرم.

ولی چیزی که هست ، در عرفان اسلامی بر خلاف عرفان های دیگر ، عقل و عشق و قدرت و تخیل و سایر صفات انسان سالک ( به مانند خداوندی که به سمت او حرکت می کند ) از هم جدا نیستند!!!!

منظور اینکه هم فلسفه ی ما شیعیان از عشق جدا نیست و هم عرفان ما از عقل .


فقه و عبادت و زندگی اجتماعی و خانوادگی و اخلاف و سایر شئونات انسانی در شیعه در هماهنگی کامل با هم هستند.

بگذارید دقیق بگم.
در هیچ کجای اسلام نمی توان چیزی را پیدا کرد که در اون فرموده شود "سوال نپرس" یا اینکه سپس سوال یک جواب غیر منطقی فرموده شود!!!

اون شعر بسیار زیبای شما هم که می گوید:

عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی
عشق داند که در این دایره سرگردانند

نمی گوید که عقل ساکت باشد و سوال نکند!!!
بلکه می گوید عقل توان ندارد! وگرنه بپرسد و جواب عقلانی بگیرد!!!

تمام شعر های عرفانی مولوی و حافظ و خیام و عطار و سعدی و ...

را بگردید.
تمام کتب فلاسفه و عرفای بزرگ ما همچون ابن سینا و ملاصدرا ( تا همین معاصرین ) را ببینید.
تمام احادیث و آیات قراون را که مرور کنید ، هیچ کجا فرموده نشده که نپرس! با عقلت وارد نشو!
عقلت را کنار بگذار و ...( بلکه اگر اینطور بود اصلا بنده مسلمان نبودم!!! )
هیچ کجای اسلام نمی توان جایی را یافت که با عقل در تضاد باشد.

و اگر کسی تضادی پیدا کرده برایش دلیل آورده شده ( مثل بحث ها و هستدلال های عقلانی ائمه علیهما سلام با سوال نمايندگان )


این منظور من بود از اون پرسیدن کیفیت عقلانی
=====================================
=====================================
اما در مورد انرژی.
چرا باید به ماوراء الطبیعه بگوییم انرژی؟
چرا همان متافیزیک نگوییم؟
آیا این انرژی ربطی به اون مفهوم انرژی مادی معروف دارد؟ یا چیز جدیدی هست؟ ( اونچه که ما از انرژی می شناسیم شامل پتانسیل و جنبشی هست ، شامل فتون و حرارت و الکتریسیته و امثال اون هست.

)

آیا این قدرت از عالم عقول می آید یا از بدن ؟



ببینید ،
من چند بار با کسانی که به جلسات مشابه با این می رفتند صحبت کردم .

ولی چیزی که در نهایت دیدم این بود که عرفانی که در این جلسات آموزش داده می شود عرفانی بی عقل و مادی هست و به هیچ وجه روش هایی که فرموده می شود در قراون و احادیث و روش بزرگان دین نیامده .

بلکه دقیق تر که نگاه کنیم ، می بینیم ریشه اش در عرفان های شرق ( ذن و ادیان هندویی و بودایی ) و یا بدتر از اون عرفان های غربی ( ادیان مسیحیت و کابالا ) هست.

بلکه در کل که نگاه می کنیم می بینیم یک مقدار شمه ی اسلامی دارد ، ولی اصل عرفان ، اصلا شیطانی هست!!! و عرفان که اصلش خداست در این عرفان ها کم رنگ هست.

یکی از این جلسات را شنیدم که یکی از آشنایانمان درش شرکت می کرد و در اون جلسات عملا تندیس بودا را پرستش می کردند!!!

(حالا از این بدتر هم بوده ها!!!
نمونه هایی که در اونها سحر و جادو آموزش داده میشد.
یا بدتر ارتباط نادرست با اجنه و کمک گرفتن از اونها.
و بدتر از همه اینها پرستش اجنه.
البته این موارد در ابتدای کار نبوده ها!
وگر نه اگر از همان اول مجسمه ی بودا یا یک نفر دیگر را بیاورند جلوی یک مسلمان و بگویند که بهش تعظیم کن که طرف نمی کند)

البته من کلاس های شما را نمی دانم ، ولی تا دلتان بخواهد از این موارد دیدم و شنیدم و اکثرا هم ( با وجود اینکه اسلامی هستند!!! ) به صورت مخفیانه و زیرزمینی فعالیت می نمايند و زیاد میانه ی خوشی با عقل و فلسفه و سوال پرسیدن ندارند.با روش اساتید عرفان و فلسفه جور در نمی آیند.با یکسری احادیث و قراون همخوانی ندارند.

یا علی

750:



خواهش میشه
دم شما هم گرم که تایید میکنید

ولی چیزی که هست ، در عرفان اسلامی بر خلاف عرفان های دیگر ، عقل و عشق و قدرت و تخیل و سایر صفات انسان سالک ( به مانند خداوندی که به سمت او حرکت می کند ) از هم جدا نیستند!!!!

منظور اینکه هم فلسفه ی ما شیعیان از عشق جدا نیست و هم عرفان ما از عقل .


فقه و عبادت و زندگی اجتماعی و خانوادگی و اخلاف و سایر شئونات انسانی در شیعه در هماهنگی کامل با هم هستند.

بگذارید دقیق بگم.
در هیچ کجای اسلام نمی توان چیزی را پیدا کرد که در اون فرموده شود "سوال نپرس" یا اینکه سپس سوال یک جواب غیر منطقی فرموده شود!!!

اون شعر بسیار زیبای شما هم که می گوید:

عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی
عشق داند که در این دایره سرگردانند

نمی گوید که عقل ساکت باشد و سوال نکند!!!
بلکه می گوید عقل توان ندارد! وگرنه بپرسد و جواب عقلانی بگیرد!!!

تمام شعر های عرفانی مولوی و حافظ و خیام و عطار و سعدی و ...

را بگردید.
تمام کتب فلاسفه و عرفای بزرگ ما همچون ابن سینا و ملاصدرا ( تا همین معاصرین ) را ببینید.
تمام احادیث و آیات قراون را که مرور کنید ، هیچ کجا فرموده نشده که نپرس! با عقلت وارد نشو!
عقلت را کنار بگذار و ...( بلکه اگر اینطور بود اصلا بنده مسلمان نبودم!!! )
هیچ کجای اسلام نمی توان جایی را یافت که با عقل در تضاد باشد.

و اگر کسی تضادی پیدا کرده برایش دلیل آورده شده ( مثل بحث ها و هستدلال های عقلانی ائمه علیهما سلام با سوال نمايندگان )


این منظور من بود از اون پرسیدن کیفیت عقلانی


بله شیر فهم شدم
در این مورد شما رو به زندگی نامه عرفانی و سیر معرفتی و سلوک همان عرفایی را که نام بردین مطالعه کنید ..

و بدانید سیر معرفتی از حیث درک عقلانی بالاتر هست
و مرحله ای سپس معرفت عقلی محسوب میشود ..
در واقع با کسب معرفت دینی به اعتقادات خودمان راه هستی شناسی و خود شناسی را زودتر طی میکنیم


اما در مورد سوژه تاپیک باید عرض کنم گریز از خواب های اشفته همواره خاص سالکان و عرفا و اولیا هست
و هیچ منافاتی با نفس خواب صادقه دیدن ندارد..


جستار به انحراف نرود

منظور ما این بود منافاتی بادین و عقل ندارد و امری هست که تجربه در اون خود حقایق را روشن میکند
و شما هم حق دارین به شخص بنده اعتماد نکنید ..

پس خودتان امتحان کنید
تا جان کلام به شما نازل شود
در این امر هیچ ضرر و تخریبی نیست
و ما نه شرک ورزیده و نه به غیر از خود متکی شده ایم(مرید و هستاد و فلان)

و نه عملی گناه انجام داده ایم
تمریناتی صرفا بی ضرر و پر سود و کاملا علمی برای کسب هوشیاری
و غلبه بر کابوس در خواب و شفاف شدن رویاها



اما در مورد انرژی.
چرا باید به ماوراء الطبیعه بگوییم انرژی؟
چرا همان متافیزیک نگوییم؟
آیا این انرژی ربطی به اون مفهوم انرژی مادی معروف دارد؟ یا چیز جدیدی هست؟ ( اونچه که ما از انرژی می شناسیم شامل پتانسیل و جنبشی هست ، شامل فتون و حرارت و الکتریسیته و امثال اون هست.

)

آیا این قدرت از عالم عقول می آید یا از بدن ؟



بحث شما الان سر واژه هست دوست عزیز؟
نه انرژی هایی که نام بردین ربطی به انرژی روحی و فردی ندارد ..
نمود تصویری قابل لمس این انرژی که من عرض میکنم همان هاله هست که
از دیرباز در افراد مذهبی در تصاویر ما کشیده میشده
این انرژی با اون هاله ارتباط تنگاتنگی دارد
و به صرف اسم یا رد و قبول مسئله خللی
به ماهیت اون وارد نمیشود ..



مانند حضور خداوند که مستقل از باور و نامگذاری ماست


ببینید ،
من چند بار با کسانی که به جلسات مشابه با این می رفتند صحبت کردم .

اما چیزی که در نهایت دیدم این بود که عرفانی که در این جلسات آموزش داده می شود عرفانی بی عقل و مادی هست و به هیچ وجه روش هایی که فرموده می شود در قراون و احادیث و روش بزرگان دین نیامده .

بلکه دقیق تر که نگاه کنیم ، می بینیم ریشه اش در عرفان های شرق ( ذن و ادیان هندویی و بودایی ) و یا بدتر از اون عرفان های غربی ( ادیان مسیحیت و کابالا ) هست.

بلکه در کل که نگاه می کنیم می بینیم یک مقدار شمه ی اسلامی دارد ، ولی اصل عرفان ، اصلا شیطانی هست!!! و عرفان که اصلش خداست در این عرفان ها کم رنگ هست.

یکی از این جلسات را شنیدم که یکی از آشنایانمان درش شرکت می کرد و در اون جلسات عملا تندیس بودا را پرستش می کردند!!!

(حالا از این بدتر هم بوده ها!!!
نمونه هایی که در اونها سحر و جادو آموزش داده میشد.
یا بدتر ارتباط نادرست با اجنه و کمک گرفتن از اونها.
و بدتر از همه اینها پرستش اجنه.
البته این موارد در ابتدای کار نبوده ها!
وگر نه اگر از همان اول مجسمه ی بودا یا یک نفر دیگر را بیاورند جلوی یک مسلمان و بگویند که بهش تعظیم کن که طرف نمی کند)

البته من کلاس های شما را نمی دانم ، ولی تا دلتان بخواهد از این موارد دیدم و شنیدم و اکثرا هم ( با وجود اینکه اسلامی هستند!!! ) به صورت مخفیانه و زیرزمینی فعالیت می نمايند و زیاد میانه ی خوشی با عقل و فلسفه و سوال پرسیدن ندارند.با روش اساتید عرفان و فلسفه جور در نمی آیند.با یکسری احادیث و قراون همخوانی ندارند.


من در هیچ جایی نفرمودم کلاسی رفتم یا هستادی داشته ام و یا چنین ادعایی!
من حتی به ضرس قاطع منکر تمام عرفانهای موقتی بیرون از اسلام هم شدم ...


حتی به طور مخفی منکر تمام روانشناسی های ترجمه شده که مثه مسکن میمونه ..
و تنها ذات الهی رو دخیل بر همین انرژی و قدرت معنوی میدونم ..

مطالبی که فرمودین رومن بیشتر از شما دیدم و شنیدم و اتفاقا بخشی از کتابی هست که در دست چاپ دارم من باب عرفان و عرفان های دروغین

751:

سلام منم هستم

752:


خوش اومدی یه پی ام به اقای رایان بده ..

سوالی هم داشتی بپرس خودم مشاوره میدم

753:

سلام

شرمنده بابت سوء تفاهم.
بخاطر لفظ انرژی این سوء تفاهم بوجود آمده بود.

( همانطور که فرمودم اکثرا وقتی این کلمه را می شنوم که می خواهند متافیزیک را فیزیکی نمايند و دنیا را به اسم آخرت به امت بفروشند ، باز هم معذرت )

در مورد شعر و ربط عشق و عقل نمی دانم شما هم با بنده هم عقیده هستید یا نه.

اعتقاد بنده بر این هست که عقل محاسبه گر یکجا کم می آورد و جای خودش را به عشق و عرفان و شهود می دهد.
ولی در اون مرحله هم ، بی عقلی ای وجود ندارد و خلاف عقل چیزی وجود ندارد.


و سکوت عقل محاسبه گر در اونجا به معنای تضاد نیست ، بلکه بخاطر این هست که کم آورده و نمی تواند محاسبه کند.

تضادی میان عقل و عشق نیست .

بلکه تمام شهود و عشق صحیح و خدایی ، با ساختار و منطق عقل جور در می آید .

اصلا اگر بخواهیم دقیقتر شویم ، این همان عقل هست که در مقام شهود و عشق بر می آید .

و موید این حرف هم کلام قدسی "اول ما ایجاد الله العقل" و فرمودگوی خدا و عقل در بالاترین مرحله ی خلقت هست------حایی که پای هیچ غیری در میان نبوده هست.


یا علی

754:

مشکلی نیست
بله با شما موافقم
منتها در مقام دیدن قدرت خداوندی جز چشم سر و بصیرت که باعث میشه واقعیات به جان ما نازل شه و کلام قاصر هست از بحث و مجادله و پذیرفتن هر انچه هست..

مطمئن باشین عقل در وادی سلوک و عرفان به مرحله یقین میرسد ..

و این خاصیت خداوندیست ..

قانع شدن جسم وجان

باز هم در مرحله کلام نیست منظور من این هست
باید با گوش جان درک کرد..

و خداوند برای هر پدیده ای وسیله ای برای درک و پذیرفتن برنامه داده و در عرفان این وسیله قلب و روح ما هست
نه کلام و مبحث..

از اینرو عارفان کمی خلوت گزینی هم دارند..
البته من با عزلت نشینی مخالفم اما ارامش ویقین عرفا از همین بصیرت و جان انها سرچشمه میگیرد..

755:

سلام مجدد
یک چیزی ، وقتی در خواب آدم می خواهد دقت کند و تجزیه تحلیل کند و بفهمد که کجاست و جریان چیست ، اون حالت عدم توجه و ناخودآگاهی تبدیل می شود به خودآگاهی و بعد که بیشتر می خواهد توجه کند و احیانا در امور دخالت کند باز بیشتر به حالت خود آگاهی می آید ، و کم کم کار به جایی می رسد که آدم می بیند که اصلا خواب نیست و بیدار شده.

نمی دانم شما هم اینطور شدید یا نه

756:


خیلی بامزه بود اخرشو اینطوری نتیجه گرفتی..

نخیر هوشیاری شما تبدیل به بیداری نمیشه ..

چون تجربه نداشتی اینطور فکر میکنی.
.

بدن به خوداگاهی میرسه و تجربه برای فعالیت های متافیزیکی دیگه هم بیشتر میشه مانند برون فکنی ..
خواب شما به هر نسبتی که میخواهد تا بدن به حالت شارژ در بیاید بدون توجه به واکنش ناخود اگاه ما انجام میشود ..
بدن ما برنامه ریزیش خیلی دقیق تر از این حرف هاست..

ساعت بیولوژیک هوشیار تر از این حرف هاست..


اتفاقا خستگیتون بیشت از بین میره و ذهن ارامتر ..

متمرکزتره ..

زیرا برای رویا و کابوس و خستگی سپس رویا انرژی صرف نکرده..


مثل یه مهندس ماهر ..

تک تک اجزای خوابت دست خودته با طرح و نقشه و این کنترل مارو بر بخش ناخوداگاهمون نشون میده ..همین

757:

نتیجه چه هست دیگر؟
بابا من تجربه ام را فرمودم.

نه یک بار ، بلکه دو سه بار.

همینجور حضور خودم را در خواب پررنگ و پررنگ تر کردم تا اینکه آخر دیدم اصلا خواب نیستم و مثلا می توانم پاهایم را حس کنم و حرکت دهم بعد هم بلند شدم و یک یک ربعی خوابم نبرد و به خواب هایی که دیده بودم فکر می کردم .

دو سه بار.

اون هم ساعت 3 نصفه شب!!!

758:


تو خواب اگه بدنتو حس کنی یعنی برون فکنی ...



نه بیدار نمیشی اینو قبول ندارم ..

تلقین کردی به خودت

داشتی برون فکنی میکردی که بیدار شدی چون باهاش اشنایی نداری..


وگرنه رویابینی ربطی به بیدار شدن نداره .
جایی رفتی ..

چیزیو ساختی تو ذهنت ..؟

فضای رویات چجوری بود؟

759:

برونفکنی نمی دونم ، الان برون فکنی تعریفش همین هست که فرمودید؟ "احساس بدن"؟

خواستم خودم را در مکان و فضایی که دوست دارم ببرم و چیزی که دوست داشتم را ببینم ، که شروع کردم به با خودم حرف زدن و فکر کردن که افکار بالاگرفت و بالاگرفت و یواش یواش دیدم بیدارم.

760:

من هم 2-3 بار یه همچین تجربه ای را که کاملا تمام بدن را حس میکنی و هم وقت داری خواب میبینی را تجربه کردم .

قبلا هم یکم درموردش نوشتم ...


761:

اگر تعریف برونفکنی این باشد که شما فرمودید.
این مدلی هم داشتم.
اتفاقا دو روز پیش اگر اشتباه نکنم ، درون خواب ساعت را از روی تبلتم نگاه کردم و سپس چند دقیقه بلند شدم دیدم ساعت دقیقا همان هست که در خواب دیده بودم ( البته تبلت یک چند متری اون طرف تر بود ها ! و مسلما در بیداری اون را ندیده بودم )

762:


جواب در تاپیک برون فکنی گذاشتم

763:

سلام
دیگه وقت نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟
ظاهرا من پنج سال دیر کردم :(

764:

سلام دوست عزیز
برای شروع هیچوقت دیر نیست .

با پیگیری مطالب همین تاپیک از ابتدا تا به امروز و ارسال یک پیام خصوصی به رایان با کمک دوستان میتونید به راحتی مراحل رو طی کنید .



70 out of 100 based on 70 user ratings 670 reviews

@