روان سازی جملات منطقی


روان سازی جملات منطقی



روان سازی جملات منطقی
سلام خدمت دوستان
علاقه مندان به مطالعه ی فلسفه و منطق که فاقد تجربه آکادمیک درین زمینه هستند بعضا با مشکل عدم درک پیچیدگی های برخی ازین جملات درین حوزه روبرو می باشند.
من و تمام کسانی که مانند من با این مشکل روبرو هستیم از دوستان آشنا با منطق، درخواست کمک داریم.
ممنون از توجه تون



دود سـبـز رنـگ

1:

درود بر شما
نخست پای نهادن شما را به جامعة مجازی هـم میـهن شادباش عرض نموده و امید دارم در سایه سار حضور پرمهرتان ، ساکنان این کاشانة وزین را شور و شعفی بخشید .
امّا جملات و ساختارهای منطقی که منظور دارید را برای کاویدن بازگو بفرمایید .


آبراهام لينکولن

2:

متشکرم از توجه تون!
برای اولین پست، از مجموعه ارگانون ارسطو با این جمله روبرو شدم:
"در میان هستومند ها بعضی به موضوع فرموده میشوند ولی هرگز در هیچ موضوعی حاضر نیستند؛ برخی خود در موضوع حاضر هستند اما به هیچ موضوع فرموده نمی شوند.


اسکار وايلد
برخی هم هم در موضوع حاضر هستند و هم میتوانند به موضوع فرموده شوند.


حكمت و فلسفه در ايران باستان
و برخی نه در موضوع حاضرند و نه به موضوع فرموده میشوند"

ممنون میشم اگر به من توضیح بدید " در موضوع حاضر بودن " و " به موضوع فرموده شدن" یعنی چی؟


جهانی در رویا

3:

درود

این فقره که در برگة پنجم منطق ارسطو آمده هست به سبب برخی تخالفها میان فرهنگ ایرانی و یونانی که مورد اشارة مثالهای ارسطو هست ، در مرتبة نخست اندکی مبهم انگاشته میشود و نیاز به یاری نامه و پانوشت دارد، لیکن منظور ارسطو از «در موضوع حاضر بودن» چنانچه خود میگوید: «چیزی که لزوماً جزئی از موضوع نیست اما خارج از موضوع ، وجودش ممکن نتواند باشد»است ، برای روشن شدن مطلب به مثالی بسنده میکنم :
رنگ سپید (مفهومانه) ، حزئی ازاجسام سپید نیست ، اما خارج از اجسام سپید نیز معنایی افاده نمیکندیعنی اگر اجسام سپیدی نباشند ، مفهوم سپیدی رنگ ومعنایی به ذهن متبادر نمی سازد.
به همین قیاس ، قسمت تالی ِ «به موضوع فرموده شدن» نیز در این فقره به همین منوال هست، این موضوع ِ دومی به معنای «چیز» یا باشنده یا تعابیری هم ارز اینها می باشد ، بدین معنا که مفهوم رنگ سپید که در یک جسم قابل تداعی هست ، اگر وجودش را جویا شویم منطقانه کسی ما را به یک جسم سپید رهنمون نمی دارد .


آگاهی معنوی ( رویدادهای همزمان)

مطالعة این متنهای اندک پیچیده توصیه میشود پس از مطالعة آثاری چون دو جلد نسک منطقی که دکترقراملکی قلم زده اند و توسط انتشارات پیام نوربه طبع رسیده، از دیده بگذرد ، مبحث الفاظ اون راه گشای مطالعة فقرات مشارالیه هست که بایستی قرین به بازپخش و آزمون و تمرین موضوع افزون بر اشتیاق باشد .


نشانه های یک مناظره خوب وعادلانه چیست؟

4:

من که می گم سراغ فلسفه نیایید وقتتون را تلف نکنید اخر شبتون را نسکافه بنوشید و خودتون تفکر کنید لذت تفکر زیباترین لذتی که می تواند نصیب انسان شود در لحظه ای که ذهنتان در سیاهی کهشکان درونتون پیش می رود نا گاه لحظه بدیع بوجود می اید لحظه ای مثل بیگ بنگ نخستین لحظه شبیه به الهام شاعرانه و بعد همه چیز را فراموش کنید تا لذت فردا شبتون را از دست ندهید

شوخی کردم انسان باید سعی کنه زیاد هم روی چیزی پافشاری نکنید من خودم بحث هایی بودن که دو سال پیش خیلی پیچیده بودن ولی حالا که بر می گردم دوباره مطالعه می کنم چیزی نیستن این خیلی مهمه ما که می خواهیم فلسفه را از روی علاقه یاد بگیرم نمی خواهیم که امتحان بدیم هر جا که کتابی را یاد نگرفتیم می زاریمش توی گنجه و کتاب بعدی را بلند می کنیم
از کتابهای درسی دانشگاهی ابتدا شروع کنید چون انها تا حدودی به ساز کار فهم و گیرایی دروس و دانشجویان اندکی اگاه هستند مثل همین کتاب که هیولای اندیشه مثال زد
من کتاب سیر حکمت در اروپا را بدک نمی دونم اما نکته هدفمند بودن مطالعه هست باید دید کدام قسمت فلسفه بدردتان می خورد بعضی ها دنبال مباحث زیبایی شناسی هستند بعضی ها فلسفه اجتماعی یا سیاسی یا فلسفه هستی البته تا یه چرخی تو فلسفه نزنی نمی فهمی اصلا اینا چه ربطی با هم دارند
من خودم همینطور بودم اصلا رشته تحصیلیم ریاضی بود دیپلم ناقص هم دارم اما تا بخای مطالعه کردم اولش من هم گیج بودم البته گیج چون فلسفه یه هزار تو بی در و پیکره که نه نقشه ای داره نه راهنمایی
بعضی ها هستن وارد میشن یه تالار را انتخاب می نمايند و زیاد این ور و اونور نمی رن مثل تالار صدر المایین
یا پرگما نمی دونم چی .


مناظره فلسفی
بعضی ها هم همینطور راه می رن تا یه جای نا شناخته از بی ابی تلف بشن
کاش فلسفه در داشت مشکل ما همینه که فلسفه در نداره همه از جرز دیوار دودکش و پنجره وارد می شن یکی مثلا توی روزنامه از جمله هایدگر خوشش می اید فرداش می ره هستی و وقت را می گیرد و خودش را از کار و زندگی می ندازه
یادم نیست من از کجا وارد هزار توی فلسفه وارد شدم اما حالا رسیدم به یه ترک واقعا یه ترک کوچیک داره طوری نشستم که کسی نبینش گاهی که تالار خلوت می شه بر می گردم بیرونا نگاه می کنم یکم هم هوا می خورم ترکی به ژرفای اگاهی واسه همینه که حقیقت بیرون از فلسفه جریان دارد

سعی کنید هنر را بخاطر همزادیش با فلسفه را دنبال کنید چون هنر فلسفه را به زبان بیان و همگیر و حلاجی شده بیان می کند بخصوص هنر مدرن و انهم ادبیات و سینما

5:

سوالی از بزرگمهر داشتم:

ایا تمام گزاره های اونالیتیک ( analytic ) گزاره های معتبر هستند ؟

یعنی در یک هستدلال به صرف این که مقدمه هایش اونالیتیک هست می توان مقدمه هایش را معتبر دانست؟

6:

درود بر شما
آری ، گزاره های تحلیلی یکی از دو یا سه قسم گزاره هایی هستند که پوزیتیویستهای منطقی اونها را معنا دار می دانستند ،
«یک حکم ، اگر و فقط اگر ، یا تحلیلی یا تحقیق پذیر تجربی باشد ، به معنای حقیقی کلمه معنادار هست»(1)
اگر در یک برهان ، تمام مقدمات تحلیلی باشد نتیجه نه تنها معتبر (valid) هست بل که «ضروری» نیز می باشد .

بسیاری از فلاسفه میان ِ «پیشینی بودن» و «تحلیلی بودن»
تمایز قائل هستند لیکن برخي از فیلسوفان ، قضاياي پيشيني(a priori) را منحصر در قضاياي تحليلي دانسته اند.

پروفسور سوئین برن (
Swinburne) از جملة این فلاسفه هست که ميگايشاند :

«قضيه اي پيشيني هست اگر و فقط اگر تحليلي باشد» ،(2)
اين بینش با عقيدة كانت توافقی ندارد ، چرا كه او قائل به گزارة «تركيبي پيشينی» بود .

مهمترین ویژگی گزاره های تحلیلی این هست که این گزاره ها «ضرورتاً صادق» اند و فرض نقیض این گزاره ها مستلزم تناقض هست ، در پیشینی بودن گزاره های تحلیلی و ضروری بودنشان تردیدی روا نشده هست لیکن امروزه آرائی قدرکمی(
minimal) دربارة احکام پيشيني مطرح شده هست كه به موجب اونها هيچ ملازمه اي بين «پيشيني بودن» با «ضرورت» وجود ندارد (3)



بن مایه ها :
(1)

A.J.Ayer, "Language , Truth and Logic" , second edition, London , 1946 , page : 9
(2)

Moser, Paul , "A Priori Knowledge" , Oxford: Oxford University Press 1987, page : 13

(3)

Ibid
and
Morton, Adam, "A Guide Through the theory of Knowledge" , blackwell, 1997 , Page : 53

7:

سپاس فراوان

اما در جایی می خواندم که برخی از فیلسوفان از جمله کواین کل عقیده به تحلیل گری را مورد حمله برنامه داده اند.

البته فقط از روی کنجکاوی می پرسم که ایا این حملات توانسته هست ضربه ای به ان بزند؟

(البته شاید بحث غامض شود و فراتر از درک کنونی من فقط از باب کنجکاوی پرسیدم.)

8:


درود بر شما
مطلبی که خواندید قطعاً درست هست امّا پرسش شما در باب اعتبار گزاره های تحلیلی بود و نه وجود تمایز تحلیلی - ترکیبی ، هر چند حدس میزدم که از اون پرسش منظور خاصی را در ذهن دارید .


میدانیم که کواین نسبت به تمایز « تحلیلی / ترکیبی » بدبین هست و داستان مفصلی دارد که یکی از سببهای بی رغبتی و تردید وی در منطق موجهات همین موضوع هست .

مع ذلک اینچنین نبوده هست که کواین همواره تمایز ترکیبی / تحلیلی را منکر شود ، ایشان در 1947 علناً از چم «تحلیلی بودن» هستفاده کرده هست ، هر چند در پاورقی متذکر میشود که گودمن نسبت به اون تردید جدی دارد ، اونطور که معروف هست کواین در مقالة «دو اصل جزمی تجربه گرایی» به وجوه این تمایز اعتراض دارد اما حقیقت این هست که پیش از انتشار این مقاله ، مرتن وایت در 1950 به این تمایز باعنوان : «دوگرایی غیرقبل دفاع» آفند کرده بود ، اما آفند کواین مؤثرتر بود ، کواین تعبیر خود را از تحلیلی بودن چنین بیان می دارد :

«در این معنا ، یک قضیه وقتی تحلیلی هست که هر کس در جامعة زبانی ، با درک اون بفهمد که صادق هست»
انتقاد ویلارد کواین از تحلیلی بودن از تحلیلی بودن در مقالة «دو اصل جزمی» پايه اً در مورد دومین مؤلفه با قرائت تقریباً فرگه ای از تحلیلی بودن هست که بنحو منفصله چنین ارائه شده هست :
A تحلیلی هست ؛
اگر و تنها اگر
(الف) A یک صدق منطقی باشد ،
یا
(ب) با جایگزینی مترادفها با مترادفهای دیگر ، A به صدق منطقی تبدیل شود .


پس بیایید مجموعه قضیه هایی که تحت «(الف)+(ب)» برنامه میگیرند را broadly analytic و اونهایی که فقط تحت (ب) برنامه میگیرند narrowly analytic بنامیم ، چیزی که مورد انکار کواین هست narrowly analytic هست ، کواین بدین سبب که تمایلی به «تحلیلی بودن» ندارد ، حتا در مورد هستفاده از «ضروری» نیز به عنوان «محمول» چندان خشنود نیست ، با این حال قضیه و معادل سمانتیکی اون ، صدق منطقی ، را می پذیرد ، همچنین «دو اصل جزمی» از ابعاد دیگر منتقدانی نظیر گرایس و هستراوسن دارد که به اعتقاد اونها کواین در مقاله اش چیز غیرممکنی را طلب کرده هست.

9:


همان طور که حدس میزدم بحث فراتر از دانش کنونی من هست اما به صورت مبهم سخنان شما را دریافتم.

اما مساله بر روی دسته (ب ) هست اون طور که من فهمیدم یعنی این نوع گزاره ها اول به صورت ترکیبی ( synthetic ) بوده اند و با جایگکزینی مترادف ها تبدیل به analytic شده اند.

البته شاید به علت فراتر بودن از سطح دانشم کاملا راه را به خطا رفته باشم.

10:

درود بزرگمهر.

در منطق گزاره ثابت منطقی (( و )) فقط پیوند دهنده دو گزاره هست مثلا P و Q و مثلا فرمول P و Q و R یک malform یا کج صورت هست.

و با برنامه دادن پرانتز می توان ان را به WFF تبدیل کرد.

اما سوال من از شما هستاد عزیز این هست که ایا فرمول زیر یک WFF هست ؟

( P و Q و R ) و S

یعنی ایا سازه عاطف ( P و Q و R ) می تواند شامل دو (( و )) باشد یا ((و )) در سازه عاطف هم باید پینود دهنده فقط دو گزاره باشد ؟

یعنی ایا قاعده پیوند دادن فقط دو گزاره مربوط به (( و )) می شود که ادات اصلی ترکیب عطفی هست ؟

با تشکر فراوان.

11:


درود بر شما
بینید موضوع حول محور «تعداد سازه های عاطف» در حرکت نیست ، بل یکی از آماجهای نخستین منطق اجتناب از « هر گونه » ابهام و کجنمایی هست ،
برای شروع بیایید گزارة مرکب زیر را با هم بررسی و سپس ادامة اونرا دنبال کنیم :
a- هوا سرد هست و الف در حال قدم زدن در خیابان ب هست
اینک بیایید یک گزارة دیگر نیز بدان عطف کنیم و ترکیب عطفی زیر را بسازیم :
b- ( هوا سرد هست و الف در حال قدم زدن در خیابان ب هست) و الف مجله پ در دست دارد .
ترکیب عطفی نخست را در پرانتز نهاده ایم زیرا این مهم هست که تأکید شود که ما روشن ساخته ایم که در ترکیب عطفی مذکور (b) از کدام دو گزاره ساخته شده هست ، اگر اونرا بدین صورت که :
هوا سرد هست و الف در حال قدم زدن در خیابان ب هست و الف مجله پ در دست دارد.
می نوشتیم نمایان نبود که ساخت منطقی اون b هست و یا ساخت زیر را دارد :
c- هوا سرد هست و ( الف در حال قدم زدن در خیابان ب هست و الف مجله پ در دست دارد.

)

در b سازه های مورد نخست «و» (عطف) دو گزارة درون پرانتز هستند و سازه های مورد دوم ، یکی تمام گزارة درون پرانتز و دیگری «الف مجله پ در دست دارد» هست ، حال اونکه در c ، دو سازة مورد نخست عطف ، دو گزارة «هوا سرد هست» و تمام گزارة درون پرانتز (بدین صورت که دو گزاره در واقع یک گزاره تصور میشود) و دو سازة مورد دوم عطف ، دو گزارة درون پرانتز هستند ، و مسئلة اصلی در اینجا «نحوة صادق بودن» هست ، برای صادق بودن b ، می بایست یکبار همهنگام هم هوا سرد باشد و هم الف در حال قدم زدن در خیابان ب هست ، اما در c می بایست همهنگام هم الف در حال قدم زدن در خیابان ب باشد و هم مجلة پ در دست داشته باشد .

می بینید که «شرایط صدق» ایندو عاطف با یکدیگر کاملاً متفاوت هست ، لذا در منطق می آییم برای اونکه ساختارهای صوری زبانی معتبری بدست دهیم (یا تحلیل کنیم) ، بالاترین حدود وضوح را رعایت میکنیم .


12:

سپاس بیکران به خاطر توضیحات روشنگرتان.


13:

سلام دوستان
من یه مدتی هست که مشغول مطالعه منطق شدم و نمی تونم کسی رو پیدا کنم که درست و حسابی به سوال هام جواب بده
حالا اگه کمکم کنید و به سوال هام جواب بدید ازتون ممنون می شم
اینها لیست سوال هام تا به امروز هستند که لطفا هر کدوم رو هر قدر که می تونید جواب بدید
1- به چه علومی می گن علوم اصالی؟
2- صورت و ماده چیست؟
3- منطق صوری چیست؟
4- منطق مادی چیست؟
5- تعریف دقیق حصولی و حضوری؟

ممنون

14:

درود بزرگمهر.

در تبیین تفاوت (( یا )) مانعة الخلو ( inclusive ) با (( یا )) مانعةالجمع ( exclusive ) تعبیری شخصی با این مضمون کردم که در مانعة الخلو شاید بتوان فرمود اگر P ( در صورت نادرست بودن ) بربرنامه باشد می توان جایگزین اون Q ( در صورت درستی ) را برنامه داد و در مانعةالجمع اگر P ( در صورت نادرست بودن ) بربرنامه باشد نمی توان جایگزینی چون Q ( در صورت درستی ) برای اون در نظر گرفت .

به طور مثال اگر P نادرست و Q درست باشد P یا Q در مانعةالخلو درست هست اما در مانعةالجمع P یا Q درست هست اگر Q بربرنامه باشد .

و نادرست هست اگر P بربرنامه باشد.

حال سوالم از شما هستاد گرانقدر اون هست که آیا تعبیر بالا یعنی امکان جایگزینی گزاره درست به جای گزاره غلط در (( یا )) مانعةالخلو درست هست یا خیر ؟

با تشکر.

15:

بزرگمهر و demonio لطفا جواب بدید یا منبعی رو برای پرسیدن سوالهام معرفی کنید

16:


درود بر شما دوست منطق پژوه

تفاوت مانع الجمع (الف یا ب ) با مانع الخلو (یا الف یا ب) را می توان در مثال زیر به نیکی دریافت :
ببینید فرض کنید که به شما میگویم :
- کشور الف در آسیاست «یا» امریکا .



در این مثال ، کشور مورد بحث میتواند در آسیا باشد یا امریکا ، اما نمیتواند در هر دو قاره باشد ، اما میتواند در هیچ کدام نیز نباشد و مثلاً در اقیانوسیه باشد (مانع الجمع)

حال فرض کنید به شما بگویم :
- برای ملاقات فردا ؛ «یا» فرد ب می آید «یا» فرد الف .
در این مثال ؛ برای وقوع این ملاقات ممکن هست فرد ب به منزل فرد الف بیاید ، یا فرد الف به منزل فرد ب برود ، لیکم ممکن هست هر دو در یک مکان ثالث برنامه گذاشته و به نزد هم بروند(مانع الخلو)

خلاصة سخن اونکه :
- در مانع الجمع هر دو نسازه های فاصل» هم میتوانند اتفاق نیفتند اما در مانع الخلو چنین نیست.
- در مانع الخلو هر دو «سازه های فاصل» میتوانند اتفاق بیفتند اما در مانع الجمع چنین نیست.

17:

درود
جلد نخست از نسک معروف «منطق صوری» تآلیف مرحوم دکتر محمد خوانساری نیازهای شما در موارد مطروحه برآورده می سازد.

18:

سپاس فراوان

19:

گزاره های ؛
{الف یا ب} و {یا الف یا ب} یکی هستند.

در دومی "یا"ی نخست بیهوده هست
ولی می تون فرمود "
{الف و/​یا ب} که در اینجا میتواند الف باشد...ب باشد ...

یا هردو
در چند زبان کامپیوتری این لاجیک من سراع دارم
IF (a) OR (b) OR (IF ( (a) AND (b))) THEN (c)

باید یاد اور بشوم که در شرایطی {و /یا} نمیوانند باهم جمع بشوند.

پس انجا تنها "یا"
میتواند باشد.

مثلن: او میخواهد بدانشگاه شیکاگو و یا کالیفرنیا برود.

در اینجا نمیتوان
{ویا } بکاربرد جون این شدنی نیست که او هموقت در دو دانشگاه درس بخواند.
ولی میتوان فرمود : ان زن و شوهر دوست دارند یک پسر و /یا یک دختر داشته باشند.



(یا الف یا ب) گنگ و نارسا هست.

مثلن: یا من می روم خرید بکنم یا شما بروید خرید.
این همان (الف یا ب) هست.


20:

یکی نیستند.



دو حالت داریم که بدین صورت میتوان نوشت:

1- «خدمتکار مرد هست یا زن؟»
2- «یا مرد به خرید می رود یا زن (یا هر دو باهم)»*

(جمله 1 حالت سئوالی دارد که جواب نیز در درونش نهفته هست اما برای جواب درست ملزم به انتخاب یک صورت هستیم.
جمله 2 خبری هست که امکان درستی همه صورتها وجود دارد.)

*.

درحالت "یا الف یا ب" یا نخست در همه حالات اضافه نیست.

تنها درصورتی امکان حذف "یا" از ابتدای عبارت وجود دارد که هر دو حالت ("الف یا ب" / "یا الف یا ب") در وضعیت انتخاب "الف - ب" یک مفهوم را برسانند.

جمله 1 را بدین صورت نیز میتوان نوشت اما مرسوم نیست و حالتی نارسا پیدا می کند...
«خدمتکار یا مرد هست یا زن»

21:

اگر مقصود از
"هستومند" = موجود،
"حاضر بودن" = دیده شدن
و "فرموده شدن" = وجود داشتن
باشد، عبارت فوق معادل می شود با:

«در میان موجودات
بعضی وجود دارند اما دیده نمی شوند.
بعضی دیده می شوند اما وجود ندارند.
بعضی دیده می شوند و وجود دارند.
بعضی نه دیده می شوند و نه وجود دارند.»

صورت دوم (با رنگ آبی) میتواند در دسته صفات واقع گردد مانند: جوان، چاق، دادگر، سپید
که در اصل وجود ندارد و وابسته به موجود دیگر هست.


22:

ضمن تشکر
شاید برای درک بخش ابی رنگ توهم بهترین گزینه باشد
مانند سراب که دیده میشود اما وجود نداد .


23:

اونچه که نوشتم ماحصل برداشتم از بحث بود.

(که احتمال دارد به لحاظ منطقی دارای خطا باشد.)

بروایت بهتر اگر به اصل فرمودار ارسطو بازگردیم و جایگزینی را اجرا کنیم، بایستی جمله درست و قابل ادراک باشد...

1- سراب حاضر هست اما فرموده نمیشود.

(؟)

2- سراب در برابر دیده هست اما وجود ندارد.

(؟)

(جمله 2 جایگزین 1 هست.

به لحاظ منطق فازی جمله 1 میل به نادرستی دارد و جمله 2 میل به درستی.

شاید "وجود داشتن" معادل مناسبی برای "فرموده شدن" نباشد.)

24:

دقیقا تعریف توهم از نظر روانشناسی هم همین هست(درک بدون محرک)

25:

سلام دوست عزیزم بهترین توصیه ی من اینه که مطالعه کنییم مطالعه ،مطالعه، مطالعه

26:

منم میخام عضو این بحث شم/چجوری از اعضای این بحث شم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

27:

این کتابا مفهومش برای افراد عادی سخته کتابی هست که به طور ساده و روان مباحث و عنوان کنه ؟


82 out of 100 based on 62 user ratings 862 reviews

@