ویروس


ویروس



ویروس
سلام و درود به شما
همه ما به این معتقدیم که دروغ یک رذیلت اخلاقی در روابط انسانی و عاملی مخرب در زندگی است . ما به این اصل در جامعه معتقدیم که دروغ یعنی خروج از عدالت و دور شدن از حقیقت حالا با توجه به این اعتقاد چه چیزی موجب دروغگویی دختری به مادرش ، مردی به همسرش ، خانمی به شوهرش ، دکتری به مراجعینش ، وکیلی به موکلش ،کاسبی به مشتریش ، نماینده ای به مردمش و معلمی به شاگردش و پسری به دختری میشه
دروغ یک وقاحته که زمانی وقیحتر میشه که فرزندی تو چشم پدر و مادرش بر و بر نگاه کنه و بازم بهشون دروغ بگه .
دروغ یه اهانت به مخاطبه که ضمن بکار بردن عباراتی از سر صمبمیت بهش نگاه کنی دروغ تحویلش بدی
سوال من از شما دوست عزیز و فهیم اینه ،
آیا فضای مجازی آلوده به دروغ است ؟ کلامی در خصوص علل آن بنویسید .
آیا در جامعه مجوزی برای دروغگویی در فضای مجازی تدوین شده است ؟
آیا شما روزانه دروغ می گوئید ؟ ( قصد جسارت ندارم )
از اینکه برای خوندن این تاپیک وقت گذاشتی از شما ممنون و سپاسگذارم




اشنایی مجازی برای ازدواج ؟؟

1:

یک تاپیک خوب دیگه...
فضای مجازی مثل فضای واقعی و روزمره پر از دروغ هست...نه به این معنی که صداقتی پیدا نشه.
کجوز....هیچ جا مجوزی برای دروغ گویی نیست.ولی چون ما جامعه مجازیمون از جامعه واقعی فاصله داره دروغ فرمودن توش راحته.برای بیشتر کشور های توسعه یافته طرف 90 % اطلاعات زندگیش ممکنه از فضای مجازی قابل دسترسی باشه و در صورت دروغگویی کاملا قابل تشخیصه...ولی اینجا فرد میتونه کسی باشه که حتی ربطی به خودش نداره...
خود من روزانه به هیچ وجه دروغ نمیگم.جای اینکه جواب سوالی رو دروغ بگم و نتونم راستشو بگم روراست میگم اجازه بده این سوالو جواب ندم.خیلی خوب جواب میده.البته نه اینکه تا حالا دروغ نفرموده باشم.ولی روزی یکی نمیشه اصلا.


آیا یارانه ی خود را می بخشید؟


کشورهایی که بیشترین اختلاف حقوق را بین زنان و مردان دارند+عکس

2:

اره بعضی قسمت های این دنیای مجازی مثل دنایی واقی پراز دروغه
چون خیلی ها فکرمیکنن البته اونایی ک دروغ میگن دیده نمیشن یاشناخته نمیشن دروغ میگن
همون جوری ک واسه فرمودن حقیقت مجوزی نیست برای دروغ هم مجوزی نیست این بستگی به خود شخص داره,روزانه که نه ولی توی بعضی شرایط منم مجبور شدم حقیقت رونگم البته بعضی مکان ها برای بعضی افراد لازمه حقیقت روندونن


چرا غرب با وجود فساد اخلاقی همواره در حال پیشرفت است؟

3:

سحر شما بخیر
با این عبارت خیلی موافقم که در جواب برخی سوالات بگیم : اجازه بده جواب این سوال رو ندم .


الگوی شما کدام از این دو گروه است؟

4:

امروز به این فکر می کردم که خانوما بیشتر دروغ میگن یا آقایون به بعضی موارد که مراجعه کردم نتیجه حاصل این بود که بعلت اینکه خانومها بیشتر حرف میزنن پس بیشتر دروغ میگند

البته با عذر خواهی از بانوانی که این پست رو میخونند ، خداوکیلی بحث تعصب نیست ولی فکر کنم همینجوریه ، خانوما از همون دوران کودکی که ازشون می پرسن بابا رو بیشتر دوست داری یا مامان رو ، دروغ گوئیشون شروع میشه : دی


انتخاب اسم

5:

توی یه مجتمع خرید یه دختر خانوم تقریبا 17 یا 18 ساله ای با مادرش جر و بحث میکرد ما که هنوز اینجائیم چرا فرمودی از خونه راه افتادیم بریم خرید ؟
مادرش میفرمود : خوب حالا مگه چطور شده میخواستم اگه دیر شد نگران نشن .


اگه قرار بود بزرگترین تجربه زندگیتو یادم بدی چی برام مینوشتی ؟؟؟

حالا خود قضاوت کن این خانوم برنامه تربیتیش برای بچه ها چطوری بوده


من like را دوست ندارم !

6:

تو رو خدا این خط کش رو بگذارید زمین تا به شکل مسالمت آمیز فرمودگو
کنیم یعنی چی که خانومها بیشتر دروغ میگن یا آقایون؟
اگر نه چه بسا باید اینطور بگیم که شاید خانومها زیاد دروغ بگن ولی
دروغهاشون چندان تاثیری در روند روزگارشون نداره (نه اینکه تمام دروغهاشون
اینطوریه)فرضا ممکنه در مورد قیمت انگشترشون دروغ بگن و کمی به مبلغش
اضافه نمايند یا مثلا ممکنه به اقدس خانوم بگن دیروز 45 نفر مهمون داشتم در
حالیکه 5 نفر بیشتر مهمون نداشته
ولی آقایون دروغ هاشون کاری هست ! فرضا میرن خونه خانوم دومشون میگن
جلسه داشتم و از این دست صحبتها .....دی

7:

خدا وکیلی راست میگی ولی اگه دقت کنی می بینی که موارد بیشتری برای دروغ گویی جلوی پای خانوهاست .

مثلا ، در مورد جهاز ، ظرف و ظروف ، آرایشگاش ، تعداد مهمونای عروسیش ، طلاجات و لوازم آرایشش ، شغل شوهرش ( یکی میفرمود : شوهرم تو بیمه کار میکنه صبحها نیم ساعت میره آمار رو امضاء میکنه و میاد خونه )

خونه ، سالگرد ازدواجش و ...

به این معنا که ژانرهای که برای یه خانوم وجود داره برای صحبت خیلی زیاده وقتی هم کم بیارن تکرار می نمايند : دی

8:

در اینکه دروغ دروغه بحثی نیست و کاملا قبول دارم
ولی شخصا کیفیت رو بر کمیت ارجح تر می دونم

9:

گویند اونکس که بیشتر به حقیقت نزدیک هست، بیشتر دودل هست، پس از این رو با دودلی بیشتر سخن همی گوید ، ولی اونکس که از حقیقت بدور هست و نادان هست، با دل-استواری بیشتر همی سخن راند.

پس همیشه سخن درست کمتر شنیده می شود.
و سخنهای نادرست فراگیرترند.
آدم راستگو هم لال هست.

ای ماه که در گردش هرگز نشوی لاغر

انوار جلال تو بدریده ضلالت را


خاموش که خاموشی بهتر ز عسل نوشی

درسوز عبارت را بگذار اشارت را





شاید برای همین حضرت مولوی رومی لقب خویش را "خاموش" گذاشتند.


10:

از قدیم فرمودن : کم گوی و گزیده گوی چون دُر



ویروس

11:

ببشخید من سرمو انداختم پائین اومدم تو این بحث...

خانمها برا همدیگه افه و قپی میان که مثلا کم نیارن...خوب بروایتی این دروغگویی چندان ارزش سرمایه گذاری وقتی رو نداره مگر برای اشخاصی که بخوان یکجورایی تو جمع بحث یک کلاغ 40 کلاغش کنن...

اما کارمندان (آقا یا خانم) برحسب درجه ترسشون نمیتونن به رئیس یا مقام بالا دستی راستش رو بگن...

نقل شده روزگاری که عبدا...

انتظام پس از بازنشستگی از سمت مدیرعامل شرکت ملی نفت به حضور محمدرضا شاه رسید فرمود:
وقت پدر شما کسی جرات نداشت دروغ بگوید و وقت شما کسی جرات ندارد راستش رو بگوید
حالا جدای از شیوع دروغگویی اینکه ترس رو از کدوم سمت به جامعه القاء کنی مهمه...

اینکه از بالادستت بترسی و مطابق با خواست اون حرکت کنی یا اینکه نه پیش خودت بگی راه نجات در صداقته...

مورد اول سبب کشته شدن تدریجی وجدانت میشه و راه بعدی سبب حس جوانمردی

ضمنا در مورد اون آقایی به خانمش دروغ میگه که رفته خونه خانم دومش اگر راستشو بگه شماها تحمل پذیرش مسئله رو دارید یا دنیا رو به آتیش می کشید؟

12:

تصمیم داشتم ازکنار این فرمودگو بگذرم اما محفل گرم دوستان مرا واداشت سلامی عرض کنم مطلبی دراین باره ارائه نمایم
اینکه دروغ درجامعه ما چقدر گسترش دارد بیشتر یک پدیده ناهنجار اجتماعیست که بازهم بنده تاکید داریم به اختلافات اجتماعی که متاثر از نابرابرهای اقتصادی ارتباط مستقیم دارد چرا دروغ گاهی درجامعه سلاحی هست برای تنازع بقا واجتناب ناپذیر وهرچقدر تنگناهای اقتصادی بیشتر باشد دلیل برای ابراز دروغ بیشتر میشود ویقینا درجامعه ایکه رفاه بربرنامه شود دروغ به همین ترتیب شیوع نخواهد داشت ...
اما درمورد سطح کیفی وکمی دورغ مردان وزنان این نکته جالب را عرض کنم که مردان هرچقدر هم به زنان دروغ بگویند دورغ گو هی ناشی هستند واز چهره مردان وحالت های اون به راحتی میتوان به دروغ گوئی اونان پی برد به تعبیری کتابی که خواندم سفارش کرده بود مردان برای دروغ فرمودن به همسرشان چراغها را خاموش نمايند وهمچنین این تغییر حالت درزنان بطور کلی کمتر از مردان هست بنابراین به راحتی نمیشود دروغ زنان را رمز گشائی کرد ...
اما درزمینه امکانات فضائی نت باید عرض کنم این دنیای نت مکانیسمی دارد که هرکس میتواند بیشتروراحت تر از دنیای واقعی دروغ بگوید واین امکان یکی از جلوه های جذب افراد به این دنیا مخصوصا درایران هست که بخاطر محدودیت های اجتماعی دروغگوی درفرهنگ اینترنتی ما رواج بیشتری دارد البته درسطح جامه هم دست کمی از این موضوع نداریم واز این بابت باید به خودمون ببالیم که دردروغ سرائی سرآمد دیگر ملل میتوانیم باشیم

13:

اگر اسم تاپیک ویروس هست که خوب چه ربطی به دروغ دارد؟
اگر سرکاری بود و برای این که جلب نظر بشود خوب دیگه این سوال بی معنی هست که در جامعه مجازی آیا دروغ وجود دارد یا نه، همین تاپیک شاهد
اگر منظور نویسنده ویروس دروغ هست که خوب یعنی ویروسی بوده رفته تو کله یک آدم و دروغ فرموده هست.


اگر هم هیچکدام روشن کنید تا ببینیم چه اسم تاپیک ویروس هست و درباره دروغ نوشته شده هست ؟

14:

اون نقل قولتون بسیار جالب و تامل برانگیز بود
از اون جمله های نابی بود که میشه روش ساعتها فکر کرد

در اینکه ترس هم در میزان دروغگویی افراد موثره بحثی نیست
ولی توی مثالی که زدید و سئوالی که مطرح کردید جواب رو باید
در خیلی قبل تر از اینها جستجو کرد! پر واضحه که هیچ خانومی برای
این عکس العمل همسرش بهش دسته گل تقدیم نمی کنه
ولی این آقای همسر هم اگر خیلی ادعای راست گوییش میشه
باید موقع ازدواج به همسر و ایضا پدر همسرش بفرماید که بنده
معتقد به تجدید فراش هستم و سپس دختر شما دختر اقدس خانوم
را هم عقد خواهم کرد! اونوقت اگر دختر را بهش دادند (که احتمالا پدر
دختر از قرص روان گردان هستفاده کرده که رضایت داده)و بعدها آقا خواست
بره پیش دختر اقدس خانوم دیگه ترسی نداره و با خیال راحت راهی میشه!
ترس اصل کاری در این جور جریانات بخاطر تضییع حقی هست که در این بین نسبت
به همسر اول رخ می دهد چون ایشون محق هستند که در مورد این
فعل همسرشان اعمال رای داشته باشند
پس اگر دروغی فرموده میشه به خاطر اینه که می دونند اگر این مسئله رو بشه
نه پدر اون دختر بهش دختر میده و نه این همسر اغفال شده به این حیله بازی
این شخص رضایت میده در نتیجه به احتمال قوی تیکه ی بزرگشان گوششان خواهد
بود

15:

دوست عزیز و گرامی ، این روزا تو جامعه خیلی چیزا بی ربطه و یا بی معنیه ، کسی هم چیزی نمیگه ، یه وقت هست که نمیتونه بگه ، به این مسئله کاری نداریم ، اما همونایی رو هم که میتونه بگه، نمیگه چرا؟ چون بی معنیگری این روزا مد بازاره خب این جستار هم از همین قانون یعنی مد گرایی تبعیت کرده ، والله
حالا از این داستانها گذشته ، چرا اینقدر دروغ در تمام سطوح جامعه شنیده میشه ؟ از بزاز و بقال گرفته تا حاجی و خان باجی
اگر دروغ از نگری بد و از نگری گناه شناخته میشه ، اگر دروغگویی بیماریه ، پس چرا کارشناسان صالح ، شایسته قادر به درمان این مورد نیستند ؟
و ...

16:

تصمیم بجا و شایسته ای بود
این روزها ورود به یک فرمودگو مساویست با مالیدن پی همه رقم چیزی به تن...از شماتت تا ملامت دوست یا دشمن...
حتی نمیشه مرزی بین فرمودارها و رفتارها قائل شد...چیزهای بیربط به چیزهای باربط میچسبن...درفضای حقیقی (یا مجازی) دوست دختری که موجود نیست یکهو موجودیت پیدا میکنه و مادری که یک عمر موجود بوده یکهو نیست میشه...به همین سادگی...

بگذریم...

علیک سلام حاج آقا کاوش
والا من موندم چطور موضوع دروغگویی رو به نابرابری اقتصادی ارتباط دادی؟

البته از یک منظر جالبه که بگیم کارمند شهرداری دروغ میگه اما ارزش دروغش به اندازه شهردار نیست...شاید همون حرف شهردار رو قرائت کنه که فرضا تا فردا ظهر این کوچه آسفالت میشه ولی تفاوت اثری که دروغ شهردار در ذهن اهالی محل میزاره تا بقیه کارمندها زمین تا آسمونه...



خوب اگر فی الواقع شهرداری بخواد تو همین سیستم بقولش پایبند باشه و برای خودش اعتبار جمع کنه...
یا پلنی از قبل ریخته و کارکنانش با همه مجموعه مالی - اداری (+ شرکتهای پیمانکار تابعه یا مستقل) هماهنگی کردن...


و یا همینجوری الابختکی حرفی زده که فرضا نگن یارو هیچکاره هست!

خوشبختانه برای دیرکرد (یا نکرد) کارها در ارگانهای مملکت، راه ماله کشی و انداختن توپ توی زمین دیگری بازه...از قدیم "بررسی و اقدام" رایج بوده الان بحث تامین اعتبار بهش اضافه شده...

اما دروغگویی تا حدی ارتباط با مشاغل آدمها هم داره...مثلا یک نماینده که در وقت نامزدی با هزارن وعده وارد مجلس شده، احد الناسی از مجموعه پشت در نمیتونه اونو به مهمیز بکشه که فلانی چرا دروغ فرمودی و میگی؟ چرا بامبول درمیاری؟ و امان از وقتی که این نماینده بخواد در حضور جمع پا رو از خط قرمزها فراتر بگذاره...

اگر من یا تو هم در موقعیت شهردار یا نماینده برنامه بگیریم آیا میتونیم حقایق رو برای جامعه باز کنیم؟ آیا هر اونچه که میخوایم بگیم باورپذیرند؟

و نکته آخر اینکه در سطح بین الملل ماها شاید از برخی کشورهای کمونیستی بهتر باشیم...

یکی از همکارها تعریف میکرد از سفر به چین...که اکثر فروشنده ها پول تقلبی به آدم میندازن و تقریبا قریب به اتفاقشون قیمت جنس رو 10-20 برابر فراخوان میکنن و به همینصورت چونه برمیدارن تا مثلا جنس به قیمت واقعیش نزدیکتر بشه...تازه وقتیکه شما جنس رو خریدی فروشنده ایکه کنه شده تا جنس رو بفروشه سود خودش رو کرده (حداقل 50-100%)

چقده ور زدم

17:

اگر پسر بودی برا قسمت بولد شده روایتی از دوست مشهد مقدسیم میفرمودم...هرچند الانم دست کمی از مردها نداری ولی شوخیهایی که بین جنس ماها رایجه با هیچ خانمی نمیشه کرد...هرچند محیط اونو خشن بار آورده باشه...بگذریم...

درمورد بحثی که پیش اومده هرچند تاپیک منحرف الاصل بوده اما برا تفنن اینجور بحثها داخلش خالی از لطف نیست...

اول اینکه شما باید بعنوان یک زن موضعت رو مشخص کنی آیا همسرت باید با خودت چنین مسئله ای رو درمیون بگذاره یا از بابا و بزرگترا اجازه بگیره؟

دوم اینکه شاید از ابتدا قدسی خانم یا ترنج آقایی در بین زندگی 2 نفر موجود نباشه و یکهو مثل قارچ سر راه یکی از همسران بظاهر لیلی و مجنون پیدا بشه و شروع به دلربایی نمایند.

تکلیف چیست؟

در مورد ترنج آقا که تکلیف مشخصِ عاقلانه هست که ترجیحا نقش دوست پسر را داشته باشند تا بخواهند زیر بار تاهل و تعهد برنامه بگیرند...توصیه اینست که مواظب باشند بند را به آب ندهند

در مورد قدسی جون آیا عروس خانم بله خود رو پس میگیرند و به دوران تجرد قبل خود باز میگردند؟ یا آقای داماد میتوانند شرعا و قانونا به منزل سوم و چهارم نیز فکر نمايند؟

18:

کارشناسان صالح خودشون سرتیفیکیت راستگویی دارند که ادعاشون میشه؟ یا اون هم تو مود و مد جامعه غلت میزنن؟ از همین امت و با همین امتند؟

آقا به اون مجمع نخبگان سلام برسونین و بگین تا وقتیکه شفاف سازی وجود نداشته باشه آش همین آشه و کاسه همین کاسه...

امت اینقدر به رسانه خودمون اعتماد ندارن که حکومت مجبوره پارازیت روی شبکه های غربی بندازه و بعدش انکار کنن که نه چنین چیزی نبوده...مثلا یکجایی خرابکاری شده، یا شبکه های خدماترسانی دچار مشکل شدن احدالناسی نباید بفهمه چون سبب تشویش اذهان عمومی میشه...بالاخره امت که میفهمن، حالا چه بهتر قبل از اونکه دشمن خبر رو برسونه خودت خبر رو به امتت فراخوان کنی و ازشون بخوای کمکت بدن با نظرات و پیشنهاداتشون!!!

بیخیال بحث رو تو همین سطح خاله زنکیش ادامه بدیم بهتره!!!

19:

اگر بنا بر راستگايشاني باشه بايد همون قدم اول شخصي كه مي خواد
ازدواج كنه با خانواده دختر شفاف سازي كنه چه بسا دختري پيدا بشه
كه دلش اندازه اقيانوس باشه و در اون واحد هم بتونه قدسي خانم رو تو
دلش جا بده هم هر غضنفر ديگري رو
ضمنا اينكه من فرمودم ارتباطي به وجود فيزيكي قدسي خانم و اقدس خانم و...
نداره قطعا هر كسي و هر شخصي حتي شاهزاده و دختر شاه پريان هم باشه
بالاخره يك نسخه آپتديت شده تر و بهتر و زيباتر از اون تو دنيا پيدا ميشه اولش
اون آقاي مورد بحث بايد تكليفش رو با خودش مشخص كنه كه آيا دندون طمعش
رو از دنيا كشيده يا اگر چنانچه كيس دندان گيري به تورش خورد با كمال افتخار
اوكي را صادر خواهد كرد؟اگر بله كه در اينجا چه اين اقدس خانوم وجود فيزيكي
داشته باشند چه نداشته باشند ايشون بايد اين شفاف سازي رو انجام بدن چون قطعا
اين كيس مورد اشاره دير يا زود پيدا خواهد شد ولي اگر ديدگاهشون اين نبود
در نتيجه نيازي هم به اين شفاف سازيها نيست چون پايه اگر ديدگاه شخصي
اين نباشه هزار تا پسر كاكل زري يا دختر اقدس خانوم رو هم براش صف ببندي اصلا عين خيالش هم نميشه
ضمنا كسي كه بله خود را پس مي گيرد كسي هست كه دماغش اندازه پينوكيو
شده و صد البته كه اين دماغ به اين بزرگي هزينه هاي خاص خود را هم در بر خواهد
گرفت !حالا از شكنجه روحي رواني گرفته تا شوكر برقي و ....

20:

خدیجه هم همین گیرها رو به پیغمبر داد که تا آخر عمر عایشه ممنوع الازدواج شد

دندون طمع کجا بوده؟ نکنید اینکارا رو...

بزارید آقاتون هرجا دروغ میگه لااقل با شما رو راست باشه...حالا تو این همه امکان و احتمال شاید یک شکری خورد پاش لغزید مجددا زن گرفت...برنامه نیست بجای شفاف سازی تا آخر عمرش ماله کشی کنه!

21:

ما كه خديجه نيستيم الانم وقت عايشه نيست
اگر نه سعي مي كرديم همون اول بسم الله بفرستيمشون برن
جنگ بدر و احد و خندق تا زود شهيد بشن و صاف برن وسط بهشت
تا هم ما راحت بشيم هم خودشون.
به هر حال وقتي اين شانس رو نداريم بايد مراقب باشيم كسي پاش
نلرزه حالا اگرم بلرزه مشكلي نيست تاوانش رو مي پردازه(اشاره به
شوكر برقي...)

22:

یکی از عللی که تابحال تنها موندی همینه...ملت رو میترسونی...

بابا مردای امروزی نه دل شیر دارن و نه مغز خر که بیان سمت ازدواج...دیگه اگر بخوان باهات دوست هم بشن فکرشو از سرشون بیرون میکنن...برا خودت میگم: ی خورده لطیفتر عمل کن!

بجای اینکه به شمشیر و ابزارآلات شکنجه فکر کنی به گل و بلبل و آسمون و دریا فکر کن...نمیخوام شعر بگی یا شعر بخونی حداقل بخشی از احساسات و انرژیت رو در این بخش خرج کن...اینقدری که برا خودت کلاف سردرگم سئوال درست کردی به چه دردی خورده یا میخوره؟...ی نگاه به بچه هایی که تو تالارهای هنری کار میکنن بنداز...

اصلا بیخیال به من چه شوکر برقی رو بچسب

23:


از روزگار بنده كه فارغ شديد يه فكري به حال اين دروغگوهايي كاري هم
بكنيد ثواب داره.
ضمنا ما بيشتر تو فكر آقايون هستيم تا با شوكر برقي به فنا نرند
اگر نه بدون شعر هم ميشه تحول انجام داد
ممنون اي بابا طنز جالبي بود كلي خنديدم به اين پست

24:

این همه نوشتم که بخونی و بخندی...اشکالی نداره

یاد یک خاطره افتادم که فرمودنش خالی از لطف نیست...

یک روزی تو جلسه بودیم...از همین جلسات که صورت جلسه مدام تکرار میشه و محض خنده 1-2 بندش رو تغییر میدن...

تو بندهای آخری مدیر پیمانکارمون داشت برا ماها و مدیرمون توضیح میداد که ال شد و بل شده...مدیر ماهم فرمود: مهندس هفته گذشته هم همینا رو فرمودی، کار جدیدی انجام نشده؟

منم رو کردم به رئیسمون و فرمودم: نه مهندس خوبی این جلسات به اینه که سرگرم میشیم و وقتمون میگذره...

یکهو مدیر پیمانکار داغ کرد و فرمود: بفرمائید بنده دلقکم میام اینجا که شما رو سرگرم کنم...

فرمودم: مهندس منظورم شما نبودی ماهیت جلسات همینه و من از اونش انتقاد کردم...

خلاصه بساطی داشتیم برا این موضوع!


محض احتیاط از روزگار تو فارغ نمیشم...حکایت این مدیرهایی که اولین سئوالشون از کارمند اینه ازدواج کردی یا نکردی؟ منم اصل کار رو ول کنم و بچسبم به تو...بالاخره میخوای ازدواج کنی یا نمیخوای ازدواج کنی؟ خواهشا صادقانه جواب بده

هر جوابی بدی سئوال بعدی در راهه...تا خلوت و از مدیرها کسی نیومده اینجا رو تبدیل کنم به محکمه...

اول بسم ا...یکی بیاد و بگه آخه کجای من به قاضی القضات میخوره و کجای تو به متهم؟

25:

[quote=Eybaba;4003620]

/quote]
اختیار دارید مگر میشود شما عزیزان را دید وبدون عرض ارادت واحترام ، بی تفاوت رد شد
این سبد گل هم از طرف بنده تقدیم شما
این روزها ورود به یک فرمودگو مساویست با مالیدن پی همه رقم چیزی به تن...از شماتت تا ملامت دوست یا دشمن...
حتی نمیشه مرزی بین فرمودارها و رفتارها قائل شد...چیزهای بیربط به چیزهای باربط میچسبن
باشما موافقم از بدحادثه ماهم که از بدو خلقتمون ووجود شیشه خورده وایراد درجنسیتمون یاد نگرفتیم شیرین سخنی کنیم وماهیت تلخکی ما همیشه همزاد ماست درنتیجه باعث رنجش دوستان میشویم وگاهی سکوت مابه مصلحت همه هست ...
علیک سلام حاج آقا کاوش
والا من موندم چطور موضوع دروغگویی رو به نابرابری اقتصادی ارتباط دادی؟
ازماهم سلام
مشکل همینه !اینجا هرسخنی که میگی باید پای لرزش هم باید بنشینی !
حالا ما یک چیزی فرمودم دروغ کجا واقتصاد نابرابر کجا ...
دراینجا درمورد دلایل دروغ فرمودن به نظرم تکرار همان قصه همیشگی که میگن شیطان توی جلد آدم میره واغفال میکنه وبچه را گول میزنه وباعث میشه آدم دروغ بگه بهترین قصیده هست ...
اما نمیدانم گاهی تعجب میکنم از اینکه برنامه بود وقتی دین ونصحیت از دری وارد میشود شیطان از در دیگر دربرود اما ظاهرا گاهی شیطان پشیمان میشود ونمیخواد تشریف ببره ...
اما محض سفسطه هم که شده باید عرض کنم این لامصب نابرابری اقتصادی شده علت ها همه معلول ها وزمینه همه بدی ها وهرچی هست زیر سر این مصیبت خانمانسوزه !
منظورم وقتیکه نیاز داریم برای سیرکردن شکممون ویا بالارفتن موقعیت شغلیمون ویا فروش جنسمون ویا حتی کاندید انتخابات میشویم ویا هزارکوفت دیگر، دراین نظام نابرابر مجبوریم دروغ سر کنیم وبعد هم برای ارامش خاطر دیگران این امر را بباندازیم گردن شیطان بدبخت ویا اینکه تربیت خانوادگی وهزار دلیل بی ربط ...
خب بابای بیچاره که مجبور هست برای ازسربازکردن بچه سمج درخرید خواسته اش دروغ بگه ویا برای بدست آوردن نون حلال ، کلام حرام بزنه چگونه بیاد برای بچه اش کلاس تربیتی بگذاره ...
وهمین باباها وماماها خودشان بهترین الگوی دروغگوئی بچه هستند ...
ازطرفی این جامعه جنگل وار که با قانون تازع بقا اداره میشود صداقت به معنی نابودیست و...
البته از یک منظر جالبه که بگیم کارمند شهرداری دروغ میگه اما ارزش دروغش به اندازه شهردار نیست...شاید همون حرف شهردار رو قرائت کنه که فرضا تا فردا ظهر این کوچه آسفالت میشه ولی تفاوت اثری که دروغ شهردار در ذهن اهالی محل میزاره تا بقیه کارمندها زمین تا آسمونه...



خوب اگر فی الواقع شهرداری بخواد تو همین سیستم بقولش پایبند باشه و برای خودش اعتبار جمع کنه...
یا پلنی از قبل ریخته و کارکنانش با همه مجموعه مالی - اداری (+ شرکتهای پیمانکار تابعه یا مستقل) هماهنگی کردن...


و یا همینجوری الابختکی حرفی زده که فرضا نگن یارو هیچکاره هست!

خوشبختانه برای دیرکرد (یا نکرد) کارها در ارگانهای مملکت، راه ماله کشی و انداختن توپ توی زمین دیگری بازه...از قدیم "بررسی و اقدام" رایج بوده الان بحث تامین اعتبار بهش اضافه شده...

اما دروغگویی تا حدی ارتباط با مشاغل آدمها هم داره...مثلا یک نماینده که در وقت نامزدی با هزارن وعده وارد مجلس شده، احد الناسی از مجموعه پشت در نمیتونه اونو به مهمیز بکشه که فلانی چرا دروغ فرمودی و میگی؟ چرا بامبول درمیاری؟ و امان از وقتی که این نماینده بخواد در حضور جمع پا رو از خط قرمزها فراتر بگذاره...
خب همین بدبختی هرچی مقام ات دراین مملکت بالاتر میره دروغ هات بزرگ میشه ...
دروغ یک بچه با یک سیاست مدار به مراتب فرق میکنه ...
الان درتمام دنیا هم درسیاست واداره امور تا دلت بخواد با دروغ سرامت شیره میمالند...
اما خودمونیم !اصلا کی فرموده دروغ بده من میگم دروغ خوبه شما تصور کنیم توی دنیا هیچکس دورغ نگه وبه همه داروی راستگوئی تزریق نمايند ! حالا تصوروفکر کنید که چه فجایعی پیش میاد اصلا هیچ چیزی سرجاش بند نمیشه ...
نه جدا تصور کنید کلا ما وهمه دروغ فرمودن بلد نباشیم وتصورکنید دنیای بدون دروغ را ...
برای لحظه ای هم که شده با این رویا پیش بینی کنید چه میشود ذهن من یارای این اتفاق را نداره ...
یکی از همکارها تعریف میکرد از سفر به چین...که اکثر فروشنده ها پول تقلبی به آدم میندازن و تقریبا قریب به اتفاقشون قیمت جنس رو 10-20 برابر فراخوان میکنن و به همینصورت چونه برمیدارن تا مثلا جنس به قیمت واقعیش نزدیکتر بشه...تازه وقتیکه شما جنس رو خریدی فروشنده ایکه کنه شده تا جنس رو بفروشه سود خودش رو کرده (حداقل 50-100%)
خب اینم همون خصلت بازار سرمایه هست که باید انداخت رفت والبته این به شکل دلالی وکلاهبرداری اون و...

بی خیال این بحث اونوقت بازهم مجبور میشم یک مطلب بلند وبالا دروصف این موضوع وراجی وشما راخسته کنم ...
البته اگر کسی حوصله بحث های خشک وجدی بنده را دارد به این تایپیک سربزنه دراونجاکلی این موضوع دروغ را قلقلک دادم
http://forum.hammihan.com/thread58264.html#post3499596

26:

با درود.....

ممنون از آغاز گر محترم تاپیک .....

واما با تیتر تاپیک مخالفم....جذاب کاربر در خصوص بحث نیست!...

سابق بر اینها قصد داشتم در این خصوص تاپیکی هستارت کنم ...ولی به تاپیک شما برخورد کردم .....

خیلی کوتاه ومختصر عرض میکنم .......

دروغگو دشمن خداست.......
دروغگوی مصلحتی دشمنتر.....

ما کمال پویائی در دشمنی با خدا را ناظر هستیم............وچه خالصانه وبا تواضع اون را نهادینه میکنیم ...برای آیندگان با توجیه منافع کاذبمان.....

من همیشه میگویم : ما خوده دردیم...


برای دشمنی با خدا از همدیگر پیشه میگیریم....

همین پست شاید یک دروغ (ویروس) بود.....!!!!

بدرود........


27:

یه هر جا سرک بکشی اولین چیزی رو که می بینی خود نمایی میکنه ، دروغه
از تعارفات پرت و پلای روزمره بگیر تا مسائل تجاری و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی
خلاصه کنم کلام رو به این عبارت :
جامعه ما ، مزرعی هست که دروغ مثل ملخ بادمجونی بهش زده ،
شاید لازم باشه بجای تابلوها و بنرهای تبلیغاتی در معابر و گذرها تابلوهای دروغ نگو بزنیم

28:

حالا اگر تونستی تو این اوضاع مملکت قمر در عقرب برای من نون حلال رو بصورت عینی نشون بدی یک جایزه بزرگ داری؟

تا بحال تصورم بر این بود چوپونی که داره علف کوهی میده به گوسفنداش و کشکشونو میخوره نونش حلاله...برا همون هم به شک افتادم ...بعضا طرف موبایلش دستشه و حتی قیمت سکه رو هم میدونه دیگه قیمت گوشت + علوفه و هزینه های زمستون که بخواد گله رو چکار کنه بماند!!!

والا در اینکه نظام راستگویی روی کار بیاد چطور میشه...آدم یاد آرزوی زرتشت میفته که فرموده: بالاخره خوبیها بدیها رو از بین میبرن...حالا این آرزو آیا همچنان آرزو میمونه یا جامه تحقق میپوشه فعلا که در جهان امروزی محلی از اعراب نداره و باید با همین واقعیت که دروغ هم جزو حقایق انکارناپذیره قبولش کرد...

بعنوان یک فردیکه که گرایش به صداقت دارم برای زندگی کردن تو اجتماع دروغگوی امروز همیشه باید دو به شک بود که تا با چشم خودت چیزی رو ندیدی باورش نکنی تازه همون چشمت هم قابل اعتماد نیست

29:

اینوسط خدا رو پیدا کنید؟ تا ببینیم خودش با خودش دشمنی (خوددرگیری) نداره الباقی بحث میمونه کسانیکه خودشونو پشت سر موجودی به اسم خدا قایم میکنن...


30:

کی فرموده دروغ بده؟
نامردی بده! از قدیم هم فرمودند می بخور منبر بسوزان امت آزاری نکن، منبر بسوزان همان دروغگویی هست ولی آخرش نوشته امت آزاری نکن چون بده و از این جا می شه نتیجه گرفت که امت آزاری همان نامردی هست

31:

حالا مشکل شد چند تا ، کسی که می میخورد ، کاری عبث و به دور از عقلانیت می کند و در پیامد اون حریمها را شکسته و حرمتها را از بین می برد .

دقت کن به این چند بیت از مرحوم مغفور ایرج میرزا


ایرج میرزا

ابليس شبي رفت به بالين جواني
آراسته با شكل مهيبي سر و بر را

فرمودا كه: «منم مرگ و اگر خواهي زنهار
بايد بگزيني تو يكي زين سه خطر را

يا اون پدر پير خودت را بكشي زاريا بشكني از خواهر خود سينه و سر رايا خود ز مي ناب كشي يك دو سه ساغر
تا اون كه بپوشم ز هلاك تو نظر را


لرزيد ازين بيم جوان بر خود و جا داشت
كز مرگ فتد لرزه به تن ضيغم نر را

فرمودا: «پدر و خواهر من هر دو عزيزند،هرگز نكنم ترك ادب اين دو نفر را ، ليكن چون به مي دفع شر از خايشانش توان كرد، مي نوشم و با ايشان بكنم چاره ي شر را»


جامي دو بنوشيد و چو شد خيره ز مستي ، هم خواهر خود را زد و هم كشت پدر را ، اي كاش شود خشك بن تاك خداوند زين مايه ي شر حفظ كند نوع بشر را

.

اما منبر سوزی
از کجا این تفسیر رو هستخراج کردی که منبر سوزی یعنی دروغ گویی ؟
وقتی می خوردی ، وقتی منبر سوزاندی امت آزاری که سهله هزار کار مگو هم می کنی .


خدا وکیلی یه خورده جون داداش فکر کن ،

32:

در مجموعه تمام پستها دو جمله در لابلای مطالب یکی از کاربران عزیز و دوست داشتنی بچشم میخوره که توجه به اون خالی از لطف نیست .

ایشان در دو پست جداگانه نوشت :



1 - درمورد بحثی که پیش اومده هرچند تاپیک منحرف الاصل بوده اما برا تفنن اینجور بحثها داخلش خالی از لطف نیست ...

2 - بیخیال بحث رو تو همین سطح خاله زنکیش ادامه بدیم بهتره!!!

نتیجه گیری از عبارات مندرج در بند یک و دو با شما دوستان عزیز هم اندیش و دگر اندیش ،


33:

البته شاید منظور این دوستمون این باشه که هرکاری به اندازش خوبه...مثلا دروغ بگی که کارت بگذره و رد شدی از مخمصه...کما اینکه برخی مواقع هم خوب جواب میده و آب از آب تکون نمیخوره...

اونیکه می میخوره اگر به اندازه بخوره اون پیامدهایی که فرمودی اتفاق نمی افته...می هم مثل دود و نمک میمونه...دود زیادی ریه (+ سیستم گردش خون) رو از بین میبره و نمک زیادی چشمو کور میکنه + فشارخون و 1000تا درد بیدرمون دیگه برا آدم به ارمغان میاره...

می خوری هم همینجور اگر زیادی بخوری عقلت زایل میشه اما کمش برا رفع خستگی (+ آبجو برا از بین بردن برخی میکروبهای معده و شستشوی کلیه) خوبه...هرچند امکان داره به سیستم بدنی یک نفر نسازه و براش مثل سم عمل کنه و حساسیت بوجود بیاره...

حالا کلیت موضوع رو در نظر بگیری برخی از مهندسها و حتی دکترها اهل دود و می هستن و عقلشونم بهتر از من کار میکنه...برخی هم که به اصطلاح خرخوری میکنن حسابشون با کرام الکاتبینه...



والا به هر کسی هم رجوع کردیم فرمود: منظور حضرت حافظ از می و ساقی دقیقا نمود عینی و فیزیکی این دوقلم جنس بوده...منتهی درحدی میخورده که بره تو عالم غیب و به هستعدادش به شکوفایی برسه...

مشکل ماها از منع ناشی شده اونم به شکلی که یک عده آزادن هر کاری بکنن و یک عده در محدودیت و معذوریت برنامه دارن!!!

34:


خدایی جواب درست نمی دهی ببین از این شاخه به اون شاخه می پرید
ما پرسیدیم کی فرموده دروغ بده شما فقط می و منبرسوزندان را دیدید.

وجدانی اول جواب ما را بده بعد یک سوال جدید مطرح کن بعدا من تفسیر منبرسوزانی را می گویم

35:


قربون دستت می شه بیشتر توضیح بدهید که چرا من شدم افراطی

36:

به گمان من آدم باید دروغ بگوید ولی می ننوشد.


شَوَند(دلیل):

چرا نباید دروغ فرمود؟ وقتی دروغ مایه رهایی شما از یک ایستار(وضعیت) بد می شود.
با دروغ می توان در کار و پیشه خویش کامرواتر(موفقتر) باشید.
دروغ همیشه کار راه انداز هست.
دروغ بر آبروی(وجهه ) و خواستنی بودن(محبوبیت) شما می افزاید.

می توانید با دروغ به جاهای بالایی در هر جایی که هستید برسید و جایگاه(مقام) ارجداری بدست آورید.

یک ادم خردمند از دروغ در جای جای زندگی خویش بهره می برد.

ولی می ننوشید:
بسیاری از امت می نوشی را نمادی از شادی می دانند و اگر خدای ناکرده افسردگی هایی سراغشان آمد این فرتور(تصویر) نادرست را در سر دارند که با میگساری می توان خود را رها دهند.

ولی پژوهشها نشان داده می و هر نوشیدنی الکلی دیگر بر یاخته هایی در سر چنان اثر بدی می گذارد که افسردگی ، دلشوره و پرخاش را در آدم بیشتر می کند.

بیشتر مایه سُهش(احساس) تنهایی و ناکارامدی در پدید آوردن ارتباط خوب با دیگران می شود.

مغز ما برای کار خود افزارهایی دارد به نام ترارسان عصبی neurotransmittent که الکل بر یکی از این ترارسانها به نام گابا اثر بدی گذاشته مایه کند اندیشی مغز می شود.

و اون سرزندگی را از ویر(مغز) شما می گیرد.
وانگهی یک ماده ای هست به نام دوپامین که مایه سرزندگی ادم می شود که الکل این را هم از میان می برد.
گرچه الکل در کوتاه مدت اثر خوبی دارد ولی هر بار که شما بنوشید (حتی یکبار) این اثر هاروی شما گذاشته می شود.


37:

وقتی میگی کی فرموده یعنی اینکه بقیه میگن خوبه و اونی که تو میگی فرموده دروغ بده کیه ؟
دروغ رو عقل نهی میکنه ، عقل میگه دروغ مثل یه گلوله برف کوچیکه که وقتی روی برف می غلتونیش بزرگ وبزرگتر میشه ، عقل میگه دروغ یعنی ایجاد ویرانی پریشانی و ...





38:



درود بر شما
مواردى که در تاييد دروغ فرمودن شمرديد مىتواند همانقدر صحت داشته باشد که اگر ازشخص الکلى علت مصرفش را بپرسيم بتواند ما را به دلايلى قانع کند...
بيش از همه اينكه معتقدين دروغ بر وجهه و محبوبيت افراد ميافزايد جاي تعجب داشت چون بر عكس شما فكر ميكنم افراد دروغگو از كمترين محبوبيت بر خوردار باشن مگر اينكه بتوانند در دروغگايشاني خيلي ماهر باشن و شخصيت حقيقي خود را هميشه پشت نقاب حفظ كنن كه چنين چيزي در واقع كمي بعيد به نظر ميرسه...
به شخصه دروغ فرمودن رو از ضعف هاى بزرگى مىدونم که افراد ضعيف رو در برابر ديگران مصون نگه مىداره...ولي هيج تضميني وجود نداره كه شخصهمواره و در همه جا ايمن باشه....


39:

هر چند که شک دارم که عقل بگوید دروغ بد هست مثل موقعیتی که بشود یک میلیارد گیر آورد به خاطر یک دروغ ولی من طبق قول خودم تفسیر خودم را از منبر سوزندان می گویم.

چون منبر مخصوص فرمودن سخنان خدا هست ولی اگر چیزی نادرستی روی اون فرموده شود که نادرست باشد مانند این هست که منبر را سوزانده ای

40:

خب دوستان تا اینجا به این نتیجه رسیدیم که دروغ چون یک چوب جادویی هست، یا چون پر سیمرغ هست، که هرگاه برای شما دشواری ای پدید آمد شما با سوزاندن این پر می توانید گره ها را در کار خویش باز کنید.

ولی براستی آیا این پر سیمرغ تنها در سرزمین ما افسونگری می کند؟؟؟
یا اگر شما جاهای دیگه گیتی بروید، دیگر دروغ اون افسون و یارا را ندارد؟!
چرا در سرزمین ما دروغ را می توان به پر سیمرغ همانند دانست؟

41:

موافقم با اینکه افراد دروغگو محبوبیت ندارن اما برخی دروغها به خود شخص ضربه میزنه و برخی به اطرافیان...آیا اینوسط میشه دروغی هم پیدا کرد که حالت راه گریز داشته باشه و به هیچکدوم از طرفین درگیر در ماجرا ضربه نزنه...فک کنم در عالم سیاسیون میشه چنین راهبردی رو به شکلی متقابل (ضربه زدن و ضربه دیدن) دید...

هرچه مقام اجتماعی آدمها بالاتر بره (از رئیس اداره بگیر تا رئیس ساوقت ملل) و تعداد برخوردها با افراد بیشتر بشه...افرادیکه خودشون حامل و ناقل سلایق و ایده ها هستن برای حفظ موقعیت اجتماعی بایستی برای خاموش کردن فورانها و حفظ آرامش متوسل بدروغ بشن...

در حال حاضر بقول دوستمون کاوش دنیای بدون دروغ غیرقابل تصوره...و یا بنظر من دروغ همون شعاریه که تحقق پذیر نیست...

و تا وقتی عطش رسیدن به جاهای بهتر وجود داشته باشه بایستی جلوی کسیکه زر و زور بیشتری داره سر خم کرد و تسلیم شد...حال صاحب ملک معاویه باشه بیشتر به مذاق طعمکارها خوش میاد تا اونهایی که دل به دنیای فریبنده نبستن
...

پ.ن:
-------------------
مثلی از قدیم الایام باب شده و میگن "مستی و راستی" ...و در نگاه اول چنین مثلی در بین افراد جاهل و رفیق باز شایعتره

42:

گاهی وقتها اطرافیان باعث میشن که آدم دروغ بگه حتی اگه تمایلی به دروغ فرمودن نداشته باشه
چون من احساس میکنم بعضی ادما دوست ندارن حقیقت رو بشنون خودشون تبدیل به یه عاملی میشن
که بقیه بهشون دروغ بگن
هر چند فکر میکنم هیچ دروغی تا ابد مخفی نمیمونه

43:

تو اين دنياي مجازي كه چيزهايي ادم ميبينه و ميشنوه كه شايد ايشانروس دروغ در برابرش ذره اي باشه...
فعاليت نت من فقط به هم ميهن ختم ميشه و انصافا جايي بود و هست كه عجيب به تجربياتم اضافه کرد.

.
افرادي رو ديدم كه انچنان پشت نقاب پنهان شدن و انچنان نقش بازي ميكنند كه برنده ي هيچ اسكاري به پايشان نخواهد رسيد....لحظه اي فكر ميكنم اگه در دنياي حقيقي با اين افراد برخورد ميداشتم چه واكنشي نشون ميدادم...



76 out of 100 based on 86 user ratings 286 reviews

@