آیا واقعاً هرکسی به جزای اعمالش میرسه ؟


آیا واقعاً هرکسی به جزای اعمالش میرسه ؟



آیا واقعاً هرکسی به جزای اعمالش میرسه ؟
آیا واقعاً عقیده دارید و باور دارید که هرکسی به جزای اعمال خودش میرسه یا اینکه این حرفیه که بیچاره ها و ضعیفا واسه دلخوشی میزنن ، نمیخوام شعر و حدیث و آیه و شعار بدید فقط و فقط نظر خودتون چیه ؟ اگه مثال هم زدید ممنون میشم



جایزه ۲۰۰ میلیونی برای یابنده مائده ۷ساله +عکس

1:

آری
حتماً به سزای کردار خود می رسد.
اگر من ستمی بر دیگران روا دارم؟ در همین دنیا جواب اون را می بینم.
نه اینکه چند سال دیگه.


ما بیشتر تقلید میکنیم یا مقایسه؟
همین اکنون سزای اون را میبینم.
چون ستم کردن و یا هرکار بد دیگری آدم را کند-اندیش می کند!
و یک آدم گیج زود در چاله می افتد


کردستان ایران در خاک کشورهای همسایه

2:

هم ایـن دنـیا ...


سرابی به نام تئوری تکامل
هـم اون دنـیا !!

البتـه نه ب ِ اون صـورتی کِ تو سریال هایی نـظیــر ِ کلید ِ اسـرار و شاید برای تو هم اتفاق بیفتــد بِ خُرد ِ ملت دادن .


چطور زیبایی های اطرافمان را درک می کنیم؟


آسیب شناسی نفس آدمی(1)

3:

آری به راستی جانمایه همه سریالهای ایرانی به این صورت شده که آدم بده بدترین بلاها سرش می آید.


عقل برتر است یا احساس؟!؟!؟
در صورتیکه ما در واقعیت می بینیم که بسیاری ازین آدم بدها سُر و مور و گنده برای خود می گردند.
و این جور پیام رسانی سریالها سودی نداره.
ولی باید بدانیم بسیاری از این آدمایی که به افزار نادرست به آماج(هدف) خود می رسند ، گرچه شاید به آرزوهای مادی شان برسند، ولی بسیاری چیزها را از دست می دهند.


آسیب شناسی نفس آدمی(2)
انسانیت، عشق و یک دل پاک را از دست می دهند.


4:

بله همـیشه از دست دادن و به جـزای ِ عمـل رسیـدن ، این طور نیست کِ طرف یهـو فقـیر بشــه یا دستش قطع بشه یا بچه اش بمـیره ...



شاید نـداشتن ِ آرامـش ؛
به راه ِ بد کشیده شدن ِ فرزنـدانش ؛
و ...

راه هایی باشه ک ِ عذاب آور تر هستن برای ِ شخـص .


5:

بزرگان عارف می گویند : هر چه بکاری ، همان را درو خواهی کرد .....

یا از هر دست که دادی ، با همان دست پس می گیری .....
اگر با کارما آشنایی دارید ، باید به این نکته توجه کنید که هر عملی شما در زندگی انجام دادید ، نتیجه همان عمل را خواهید دید ، حالا چه عمل خوب ، چه عمل بد .
قانون هستی در همین مسئله هست .


6:

من يقين دارم وهيچ شكي هم ندارم آدم از هر دستي بده از همان دست پس ميگيره.چه خوبي بكنه وچه بدي اگر مادر شوهر من مادر شوهرش را نفرين كند به يقين روزي من او را نفرين ميكنم وروزي عروس من ِ منرا .


7:

من به "قانون کارما" اعتقاد راسخ دارم

8:

سلام دیلک عزیزم ....


خوب هستی ؟
منهم خیلی اعتقاد دارم و میدونم چطور عمل می کنه ولی خودت میدونی که هر جایی نمیشه از هر چیزی صحبت کرد ....


یه سر به تاپیکم اگر دوست داشتی بزن .

خوشحال میشم ....
لینکش توی امضام هست ....


9:

درود هنگامه عزیز
قربان شما ممنونم از احوالپرسیتون
دقیقا همینه و به نظر من حتی اگر تفکر اشتباهی هم بوده باشه که
خودم فعلا اعتقادی به غلط بودنش ندارم ولی بازم ارزشمنده چون باعث
میشه که ادم با انصاف و وجدانش زندگی بکنه و تا حد امکان ضرر و
آسیبی به دیگران نرسونه.بیشتر از این هم که بنا به صحبت خود شما
نمیشه بهش پرداخت .
بگذریم
در مورد امضا هم اطاعت امر میشه بانو

10:

سلام...
آره همه میرسن بعضی هاتواین دنیا بعضی ها توآخرت
بالاخره دروغ نیت همه به نتیجه ی عملشومیرسن
پس بیاین با سخاوت زندگی کنیم

11:

انطور که نقل شده میرسد فلذا چون فرمودید با نقل قول جواب ندهیم ااز نظر علمی هر عملی عکس العملی دارد و جزا یا پاداش اخروی و دنیوی همان عکس العمل اعمال ماست

12:

منظور من از طرح این موضوع این بود که من بعضی وقتها شده ظلم رو دیدم از طرف کسایی که پول و قدرت زیادی دارن و نمیشه باهاشون در افتاد مثلا یک کار فرمایی بود که به کارگراش میفرمود امضا کنن که عیدی و پاداش گرفتن و بهشون 1/3 مبلغ نوشته شده رو میداد و میفرمود اگه ننویسن کلش رو میده ولی اخراجشون می کنه ، من این ظلم رو میدیدم و همش میفرمودم یعنی میشه اون شخص جزاش رو ببینه یا این حرفها واسه دلخوش کنک فرموده میشه

13:

اره مگه می شه دنیا بی حساب وکتاب باشه من بارها به وضوح تو زندگی روزمره دی دم پول شاید رفاه مادی و به د امت راحتی و ا ساىش بی اره اما هر ظلم به هر انسانی توی ای ن دنیا هم توی اون دنیا پس می ده تقاصشو

14:

اون دنیا رو نمیدونم
اما تو این دنیا ادم های بد زیادی رو میشناسم که بدی های زیادی کردن و سزاشو ندیدند

15:

من که فکر کنم بعضی ها اینقدر بد هستند که هیچگاه نمی توان سزای بدی اون ها را داد حتی با کشتن و برخی هم اینقدر خوب هستند که اگر همه کره زمین را به اونها بدهیم کم هست ولی با بدبختی و دربدری میمیرند.
دنیا ظالم هست و از دنیای ظالم نمی توان انتظار عدالت داشت

16:

بستگی دارد به تعریف جزا ونوع عمل ...
امکان دارد ازدید شما رفتار وحرکتی بد وناپسند جلوه کند وآرزوی جزای وی را داشته باشید واز دید دیگری برخلاف نگاه شما رفتار وی پسندیده باشد ...
اما این یک نگاه خنثی به اتفاقات جامعه هست ودلخوشی الکی که درمقابل ظلم وتعدی به حقوقمان تقاص اون را به خدا میسپاریم .
وگاهی هم این تفکر خاصیت تخدید نمايندگی دارد ...
به هرحال این بحت نیاز به کمی شفافیت درتعاریف دارد

17:

هرکس ذره ای نیکی کند اون را خواهد دید
و برکس
فمن یعمل مثقال ذره شرا یره

آیا واقعاً هرکسی به جزای اعمالش میرسه ؟


آیا واقعاً هرکسی به جزای اعمالش میرسه ؟


18:

ای ن ادما هنوز زندن و شما ازشون خبر دارید ? گی ر می افتن حالا در لحظه مرگ مرگ راحتی ندارن عذاب و شکنجه می شن تموم کارها و بدی های که کردن می اد جلوی چشمشون

19:

نخیر .هیچ کس به سزای خویش نمی رسد جز ضعیفان جهان .

قانون کارما ، عکس العمل و جذب ،دروغی بیش نیست که در لایه های تفکرات آدمی تزریق می نمايند
زیرا اگر عدالت در جهان بود که بایستی شبکه هستعمار ، چپاول و لابی ها های سرمایه داری ،
نابود می گشت و حال اونکه در جهان شاهد طلم هستیم ولی سزایی برای اون نمیبینیم جز اینکه
قانون برای ضعیفان هست و زو و زور داران در تنعم و رفاه به سر می برند .بس خویش را فریب ندهیم

20:

من هم با شما موافقم

21:

درود بر امیر
سخن شما یکسره درسته.

من هم گمان می کنم جواب ستمگران هیچگاه داده نمی شه.

و این امتان ستمدیده و ضعیف هستند که کوچکترین لغزشی نمايند بزرگترین پاداَفره در کمین اونهاست.
ولی آیا قبول دارید که با این همه، نابخردانه هست که آدم دست به ستم ببرد.

نه برای اینکه شاید سزای اون را ببینم.
ولی اثر اون همین اکنون بر ویر ( ذهن ) من می نشیند.
و آدمی که راه ستم و کژی را پیشه کرده، کمتر از زندگی خوشی و بهره می برد.
نظر شما چیه.


22:

با سلام که نام اوست .

بلی هماره زر و زور داران بر جهان حکم فرما بوده اند از هستعمار کهنه بشمارید تا چپاول نو
( خصوصا در حوزه تفکر ) و ما اونچه در تاریخ دیده ایم و چیزی که در جهان می بینیم ، عاری
از هر نوع پاداش و فرجام بد هست که نیز از قدرت ایشان بر آمده هست و قانون فقط برای
ضعیفان و محرومان نهادینه شده هست و از ما بهتران ، بر تخت سروری تکیه زده اند !

سخن تاثیر سوء بر ذهن ایشان ،نادرست هست بلکه گاه مایه فربهی فکر ایشان
در جهان می شود که به شکل دقیق نطام فکری خود را اجرا می نمايند و هر روز بهتر از دیروز ..

من فرجام تلخ خطاکاران و ستمگران را در دستان انسان های عادل می بینیم که به سختی
ایشان را مجازات نمايند و نیز این در گرو عدالت خواهی بشر نهفته هست که قانون کارما و امثال اون
را دور بریزد و خود دست به کار شود که برابری را اجرا کند .


23:


از کجا میدونی ؟
لحظه مرگ چند نفر پیششون بودی و حالات دم مرگشونو دیدی؟

24:

آره اما بعضیها خیلی دیر می رسن و این دیر رسیدن طوریه که دیگه خیلی به حال اونی که در حقش بدی کردن تاثیری نداره

25:

شما از کجا میدونی ؟اونا به جزای اعمالشون نرسیدن یا نمیرسن
من چندر نفر رو دیدم و شنیدم دنیا دار مکافات نمیتونی کارهای که کردی اعمال زشت و خطاها و گناهان و ظلم و ستم های رو که کردی رو به راحتی از دستشون در بری باید یه تفاوتی بین انسان خوب و بد باشه مگه میشه من حق یتیمی رو بخورم یا به کسی ظلم کنم یا دل کسی رو به ناحق بشکنم و جزاشو نبینم خود شخص عذاب وجدان بند بند وجودشو میگیره قوی ترینشون هم از پا در میاد ما آفریده خدایم هرچقدر هم برتر و قوی باشیم باز در برابر خدا هیچیم

26:

میبینند جزاشو شما کلی نگاه کردی عدالتو حتی اگه ما انسانها بلد نباشیم صرف و اجرا کنیم خدا که میتونه تو که از ده سال بعد و آینده خبر نداری شاهان و پادشانی که به امت ظلم کردن وحقی رو ناحق کردن هرچقدر هم قدرتمند و ثروتمند باشی باز نمیتونی ایمانی که از دست دادی خطای که کردی از دستشون در بری در برابر خدا کم میاری نمونه اش صدام حسین و همین ریگی

27:

حتما ادم به سزای اعمالش میرسه یه وقتایی هم تو همین دنیا اخه میگن دنیا دار مکافاته!

28:

من بچه بودم زندگی سختی داشتم تا اواخر دوران نوجوانی.
ضمنا به زندگی های چندگانه اعتقاد دارم (چند سال پیش با این عقاید آشنا شدم).
بعد یه روز از خدا خواستم به من نشون بده که چه گناهی چه جنایتی مرتکب شدم که باید اون همه زجر میکشیدم.
خلاصه سپس این خواهش، درست یکی دو شب بعدش، خواب دیدم یه سرباز آمریکایی بودم ظاهرا و توی یکی از کشورهای آمریکای جنوبی (چون امتش سیاه سوخته بودن و شبیه اونا)، توی جنگ بودم که مرتکب جنایت جنگی شدم و یه پانزده 20 نفری از امت غیرنظامی رو کشتم!!

البته کشتن اون آدما بخاطر ترس از دستگیر شدن و شکنجهء خودم صورت گرفت.

شاید بخاطر همین بهم تخفیف خورده

29:

حالا باوجود تمام اینا آدم بازم شک میکنه.
مثلا یه بار هم از خدا خواستم خودش رو بهم نشون بده که به وجودش اطمینان بیشتری پیدا کنم.
دقیقا یکی دو شب بعدش خدا به خوابم اومد.

در قالب یک مرد مسنی.

من تا دیدم همینطوری شناختمش.

برای اطمینان پرسیدم شما خدا هستید؟ فرمود بله!

ولی با این وجود بعدا شک کردم فرمودم از کجا معلوم شاید اینا همش ساخته و پرداختهء ذهن و روان خودم بوده
واقعا اثبات خدا به شکل عقلانی و مادی ممکن نیست.


30:

من هم چندین نفر انسان جنایتکار و ادم کش رو میشناسم که ادمکشی رو حتی خوب میدونستن
ظلم کردن رو خوب میدونستن و تا اخر عمر هم به خوبی و خوشی زندگی کردن و خیلی راحت هم مردن

راستی این که میگی چند نفرو دیدی بیشتر واسم توضیح بده
چی دیدی
چه طوری بود؟
شنیده ها که کلا ارزشی ندارن

31:

جزا یعنی چه؟ برداشت من اینه که منظور از جزا همون انتقام هست.

یعنی دوستان انتقام رو چیز خوبی میدونند.

خوب من هم خیلی وقتها دوست دارم ازبقیه انتقام بگیرم ولی در حالت عادی که منطقی فکر میکنم، میدونم این احساسات انتقام جویانه پایه منطقی ای نداره.

پس سئوال اینجاست که اصلا چرا باید بدکاران جزای کارهایشان را ببینند؟ چه لزومی داره؟

32:

جزا و سزا هردو حاصل هستند، که انسانها بر پايه اینکه در ازای عمل نیک یا بد به دست میان اوونها رو تفکیک کردند، ولی واژه بهتر نتیجست که کلی تر هم هست.
خوب ما صحبت از قانون داریم نه یه سیستم عشقی مثل بعضی تفکرات شیعیان که اگر فلان کارو بکنی ناگهان پارتی بازی میشه و فلان و بهمان..
خیر، قانونی مثل قانون حاکم بر جهان فیزیکی رو متصور میشیم برای امور ماورائی..
خوب شما با 100 کیلومتر در ساعت با صورت خدای ناکرده به یک دیوار برخورد میکنید، چه اتفاقی می افته؟آیا میتونه اتفاق دیگری بیفته و چرا؟نتیجه وحاصل برخورد در دنیای فیزیکی میشه واکنش و واکنش هم متناسب با کنش اولیست.
اگر انسانی به سرعت 100 کیلومتر بر ساعت با سرعت به دیواری برخورد کند چون فشار حاصل بیشتر از مقدار قابل تحمل توسط جمجمه انسانه ، مغز متلاشی و مرگ حتمیسیت.
آیا میشه فرمود چه دیوار ظالمی ، چه دیوار انتقام جو پلیدی؟
آیا میتونید به دیوار بگید ، حالا اوون با 100 تا سرعت به تو ضربه زد ، تو چرا اینهمه نیرو بهش وارد کردی ای ظالم؟؟
اگر به شکل یک سیستم منظم و کاملا قانونمند نگاه کنیم، متفاوت خواهد بود ، ولی اگر تریپ پارتی بازی و حالا چی میشد اگه زیر سیبیلی رد میشد نگاه کنیم، دیدمون مشکل داره.

33:

سلام نمیدونم شما دید دید ولی من نه هر آدم سنگ دل و خطا کاری رو فعلا تا اینجای عمرم دیدم یه جوری زندگیشون تحت تاثیر کارها و خطاهای که کردن برنامه گرفتن نمونه اش چند سال پیش که خونه مون نزدیک یه شهرک تازه ساز بود دقیقا وسطای مهر بود که دختر 9ساله به قصد خرید دفتر و مداد برا مدرسه اش حوالی غروب میره مغازه که سه تا کارگر نمیدونم اسمشون رو چی بزارم .....این چنین آدما خیلی پست تر و بی ارزش ترن که اسمی براشون پیدا کرد همین که میبینن دختر بی گناه تنها ست و کوچه خلوته دختر رو به ساختمان نیمه کاره میبرن و مورد تعرض و تجاوز برنامه میدن وحشیانه بعد که پدر و مادر بیچاره وقتی میبینن خبری از دختر نیست به پلیس اطلاع میدن پلیس برا تحقیقات بیشتر میاد توی کار یکی از پلیسها که همینجوری از کناره ساختمان نمیکاره میگذره کارگر میترسه و تغییر رنگ میده وخودشو لو میده میگه من نبودم بخدا اون دونفر بودن پلیس مشکوک میشه پس از پرس و جو میفهمه میگه دخترو چیکار کردین میگه خاکش کردیم تو ی ساختمان چالش کرده بودن چند روز بعد اعدام کردن ما هم رفته بودیم واسه تماشا خیلی ترسناک بود تو تاشون متاهل و یکیشون مجرد یکشون غولی بود مگه جون میداد عذاب و شکنجه داشت میکشید ولی من فرمودم این واسشون کمه باید تکه تکه بشن امت هم سنگ به طرفشون پرت میکند طفلی مادر و پدرش از اون محل رفتن خدا لعنتشون کنه هوس بازای پست فطرت یکی دیگه هم جریان داره فعلا باید برم

34:

شکی در اون نیست.همه نسبت به کوچیکترین عمل خود مسئولن.


35:


درسته

نه.

واقعا هر کاری کنی جزاشو میبینی هر بلایی سر کسی بیاری همون بلا سر خودت میاد یا بچه هات سرت میارن من بیه این قضیه اعتقاد دارم

36:

آدم هر عمل بدي كه بكنه عكس العملش يه وقتي بهش بر ميگرده، وقتش رو نميشه مشخص كرد، ولي تو اين وقت پرده هايي رايشان دل آدم رو مي پوشونه كه آدم خيلي از حقايق ديگه رو نمي تونه ببينه.
آدما در مقابل ظلمي كه بهشون ميشه حق انتخاب دارن كه تو اون واقعيات بمونن و يا نه، حالا تو هر سطحي كه باشه، مهم ترين كاري كه بايد كرد اينه كه از خودشون محافظت كنن و اگه بتونن و واقعيات ايجاب كنه اوني رو كه داره ظلم مي كنه رو آگاه كنن.
قطعا قوانين دنيا طوري رفتار خواهند كرد كه نتيجه ظلم به ظالم بر مي گرده و اوني كه بهش ظلم شده ممكنه از ايننتيجه آگاه بشه و ممكن هم هست نشه.
خيلي از ظلم ها هم هست كه نتيجه اش موكول ميشه به دنياي بعدي...


37:

این شعار نیست.

هرکسی واقعا ب جزای اعمالش میرسه و این اتفاق تو همین دنیا میافته (من هیچکاری ب دنیاهای دیگه ندارم) اما چگونگی این امر رو باید درنظر گرفت.

بعضی وقتا ی بازگشتی در عالم حادثه رخ میده و آدم بخاطر فلان اشتباه ب زندان میافته، بعضی وقتام بازگشت امور ب انسان فقط در حیطه ی ذهن هست و این وجدان آدمه ک با شادی یا ناراحتی خودش متحمل بازگشت افعال میشه.

ممکنه بعضیها اینو باور نکنن اما بطریقی میشه اثباتش کرد.

برای اثبات این قضیه کافیه ی موردی رو مثال بزنید ک فکر میکنید ناقض بازگشت امور هست.

38:

با توجه به مشاهدات بنده و شما
میشه نتیجه گرفت
یک نسخه کلی وجود نداره

گاهی افراد ظالم عواقب کارشونو می بینن
و گاهی هم نمی بینن

39:


سخن از سرای دیگر نیست بلکه نقطه پرگار فرمودمان بر محور فرجام ایشان در دنیاست.
که با دادخواهی آدمیان رخ می دهد نه با قوانین و شعار های فریبنده که سودی
برای محرومان و ضعیفان ندارد .
در طول قرن 20 شاهد جنایات بسیاری بودیم اما پاداش بد برای ایشان ندیدیم
،بنابراین خویش را فریب ندهیم .جهان در یغمای زر و زورداران هست که به صورت آشکار
به آدمیان ستم می نمايند و ما شاهد فربهی اندیشه و رشد ماهوی ایشان هستیم .
هر روز بهتر از دیروز ..گویا قوانین فقط برای محرومان و ضعیفان نهادینه شده هست .


40:

چرا سخن از سرای دیگر نیست؟خوب این دنیا ظرفیت این رو نداره که هر کسی به سزای اعمالش برسه، با اوون چه باید کرد؟
کسی که 100000 نفر رو کشته، چطور میتونه عادلانه مجازات بشه در این دنیا؟
اوون که یک جان بیشتر نداره؟و عدالت میگه برابری جرم با مجازات، خوب چطور میشه این رو مجازات کرد؟
کسی نمیگه هرکس به سرای باقی اعتقاد داره باید بشینه به امید سرای باقی چون اگر بتوانی و کاری نکنی ظلم کردی!
صحبت در مورد کسیست که نمیتونه حقش رو بگیره ، اوون چه میشه حقش؟

41:

هستاتر هم سوالشو کلی پرسید ه مشخص نکرده ای ن دنیا اون دنیا ای ن چنین افراد کامل به جزاشون که نمی رسن من می گم در لحظه مرگ و اون دنیا مطمئنم ما انسان ها می تونی م حق کسی رو پای مال کنیم اما در عدالت خدا من هی چ شکی ندارم

42:

بسیاری از امت نمی توانند حق خود را بازپس بگیرند.
براستی این زندگی منصف نیست.
life isn't fair.
همینکه ما بپذیریم زندگی منصف نیست ، نخستین گام برای رهایی از چرخه کینخواهی هست.
اگر پیوسته گرد هم بیاییم تا دنبال کینخواهی(انتقام) از بدان باشیم، کمابیش خود را مانند اونها کرده ایم.
اگر هم چشمداشت اون سرای باشد بازهم کین را در سینه نگاه داشته ایم.
اینکه بتوانیم بپذیریم زندگی منصف نیست، و ببخشیم بَدان را ، این بزرگترین ثروت هست.
وگرنه از این حق و ناحق شدنها فراوان هست و خون خود را نباید ناپاک کنیم.
به نظرم بهترین کار این هست که شمار خوبان را زیاد کنیم.

تا توان و قدرت در دست خوبان بیفتد، فرمانروایی خوبان حاکم شود.

و بهترین راه برای افزایش شمار خوبان این هست که خودم پیش گام باشم در این راه.
البته اگر بزهکاری هست که کارهایش را ادامه می دهد.

برای جلوگیری از پیشبرد کارهای زشتش باید جلوی او را بگیرند.
اون آدمی هم که ده هزار نفر را کشته دست تنها نکرده.

نیروهای بدی پشت او بوده اند.


باید شمار بدان را کم کرد و خوبان را فراوان، و تنها برگ برنده در این کار، خودم هستم و خودم.
خوبی گسترش میابد از من.


43:

فرمودمان فرا دینی هست و سخن از سرای دیگر نیست .
اما چون مطرح کردید .فرمودگو از باره اون خالی از لطف نیست .

چرا ظلم های جهان ما را دین نمی تواند حل کند و به آخرت می سپارد؟( با برداشت از پست شما)
چرا در ایران ، دادگاه ها رانت خواری را محکوم نمی نمايند ؟( حوزه حکومت اسلامی )
آیا سزاوار هست که مجازات ستمگران را به آخرت بسپاریم و حال اونکه می توانیم
با عدالت خواهی مایه سرنگونی ایشان باشیم ؟!

عدالت خواهی بشر و محرومان می تواند بسیاری از مشکلات را حل کند .
به نگرش خیامی :نقد رو بگیر و دست از اون نسیه بردار

گویند کسان بهشت با حور خوش هست
من میگویم که آب انگور خوش هست

این نقد بگیر و دست از اون نسیه بدار
کاواز دهل شنیدن از دور خوش هست

خیام


(اینجا بحث اثبات معاد نیست بلکه به جهت تمثیل بیان کردم که با عدالت
خواهی جهانی ، میتوان گره را گشود و این در پیش پای ماست
و اون _مجازات اخروی _فرسنگ ها دور هست )

44:

ممنونم دوست عزیزم.وسخنتون پسندیدست و میپذیرم
بنده هم میگم که باید بخشید، نفرت ، کینه ، حتی اگر به امید سرای باقی هم باشه، ارزش آدمی رو پایین میاره.
کسانی که من سعی میکنم دیدگاهشون رو بفهمم و درک کنم هم دقیقا چنین بودند و ذاتا از نفرت و کین بری بودند و هرچه بود عشق بود در وجودشان..
انسان وقتی که میبخشد ، خودش رشد میکنه، البته اگر بتواند تلافی بکنه و نکنه،وگرنه کسی که از سر بدبختی و ناتوانی فکر انتقام رو از سر خارج میکنه به مراتب خطرناک تر از کسیست که کینه میورزه و توانایی انتقام هم داره..
منتها صحبت بنده از نظمی هست که معتقدم در عالم بربرنامه هست، سعی کنیم دیدگاه جامع تر و کلی تری پیدا کنیم...درسته، چه بهتر که انسان از بدی های دیگران در گذره..منتها صحبت از مظلوم نیست، صحبت از ظالم هست..
ظالمی که میدونه هیچ عاقبتی در ازای این اعمالش نداره، چطور باید مهار بشه؟
قوانین باید جامعه باشن،وگرنه شهری در انگلستان هست که سالهاست تابلوهای راهنمایی رانندگی رو از توش جمع کردند و هیچ پلیسی امیدوار به نوشتن یک برگه جریمه هم در طول روز نیست.
ایا میتوان به خاطر این مورد ، امروز در کل دنیا قانون مجازات راهنمایی رانندگی رو حذف کرد و فقط سعی بر تقویت انگیزه های درونی داشت؟
به نظر بنده، این دید که بپذیریم نظمی وجود داره و قانونی ، و نتیجه ای در نهایت حاصل خواهد شد ، تناقض و کنتاکتی با دیدگاه شما که بخشش رو میپسنده نداره، اینکه عشرت امروز ره به فردا نیفکنیم..من هم قبول دارم.
وقتی که دنیا به چیزی که شما متصور اوون هستید بدل بشه و نیکی اونقدر گسترش پیدا بکنه که بدی از بین بره ، هر کسی به حق خودش قانع باشه ،باز هم این قانون میتونه باشه..مثل امروزه که باوجود توسعه سیستمهای دیجیتال اما یک سیستم دقیق و مهندسی ساز پشتیبانی اونالوگ قدیمی رو براش در نظر میگیره و سیستمی کاملا دیجیتالی ناقصه..چون همیشه دیجیتال اوونطور که میخوایم کار نمیکنه..
تلوزیون اگر سیستم پردازش صوت داره و میتونه با شنیدن صدای مالکش فرمان ببره ولی ریموت کنترل هم داره و سپس اوون پنل هم روش تعبیه شده..این میشه یک سیستم کامل..وجود سیستمهای پیشرفته مثل پردازش صوت با پنل و ریموت کنترل تضادی نداره، بله این خیلی خوبه که همیشه بتونیم با یک بشکن تلوزیون رو هستند بای کنیم ولی نمیتونه اطمینان بخش باشه.
البته این یک مثال بود چرا که ممکنه وقتی برسه که سیستمهایی ساخته بشن که اطمینان اونها بسیار بیشتر از سیستمهای موجود در ایستگاه فضایی باشه ، ولی این تمثیل که بنده ارائه کردم مقصودم این بود که هر روز انسانهای جدید به دنیا میان که به هر دلیلی میشه انتظار داشت گرایش به ظلم داشته باشند و سیستمی کامل خواهد بود که این رو مدنظر داشته باشه .
چه چیزی به ما این اطمینان رو میده که مادونا روی هستیج در مقابل هزاران نفر برهه بشه و کسی بهش متعرض نشه؟
اگر قانونی نباشه یه چه تضمینی وجود داره که همه به حق و حقوق دیگران احترام بگذارند؟

45:

از نگرش من ، سزای ایشان می تواند در این جهان پدید آید .به شرط اونکه همگی عزم
عدالت خواهی را جزم کنیم و با جدیت با ایشان برخورد کنیم تا سرچشمه سیه بختی
محرومان را بخشکانیم و اونگه دمی بیاساییم و البته مجازات اخروی بحث دومی هست
که اثبات اون نیازبه فرمودگو دارد و شاید بتوان فرمود محور هم اندیشی دیگر تلقی می شود .

فرمودمان اصلی و محوری ، فرجام اونها دز این سرا هست چنانکه شاهد هستیم که
قانون را فقط برای ضعیفان و ناتوانان بنهاده اند و همیشه از ما بهتران بر اریکه قدرت تکیه زده اند .


46:

صحبت من رو نخوندید!
من فرمودم هرکس معتقد به سرای باقی باشه،میگذاره دیگران حقش رو بخورند؟
حکومت چون اسمش اسلامیست پس اسلامیست؟پس خدامحور هست؟شما چون اسمت امیر هست پس درجه نظامی تیمساری توی ارتش داری؟
خیر!من در پست قبل هم نوشتم که اگر بتوان حق خود رو گرفت و دست از اوون کشید به امید سرای دیگر و این کین رو در دل حفظ کرد، این خودش عین ظلم هست، چرا که چیزی رو از کمال خود باز داشته چون کمال انسان در حق طلبیست.
اگر میتوانیم باید به دیگری هم در بدست آوردن حقوقش کمک کنیم.
باید تلاش کرد تا حق خود رو برپا کنیم و اگر میگذریم بزرگوارانه و نه از سر عجز باشد،یعنی در دیار باقی هم خواهان مجازات نباشیم، وگرنه دیگه بخشیدن توی این دنیا چه معنایی داره؟هرکی به زور سرنیزه چیزی نگه همه میتونن بگن سکوت علامت رضاست؟
صحبت من اینه که این دنیا نظمی داره که من به اوون معتقدم و بر پايه این نظم که عدل رو هم در پی میاره، باید برای اونچه در این دنیا امکان احقاق حق نداره ، تمهیدی اندیشیده شده باشه.


47:

افرین و بسیار دلنشین و درست و شیوا ...


48:


با این بیان، نگرش مشترکی داریم که بایستی برای بهبود وضع جهان ، عدالت خواه بود
و بحث مجازات سرای دیگر ، محور فرمودمان دومی هست و اصل مهم همان برابری طلبی هست
که بایستی در نهاد انسان ها رشد کند و به بلوغ رسد که اونگاه صبح خوشبختی هست .


49:

با تشکر از دوستان ، من به شخصه یکی دو مورد دیدم که افراد ظالم یا نامرد عاقبت بد پیدا کردن مثلاً یکی بود که با پول حروم کشید بالا خودشو ، خونه و ویلا و ماشنهای اونچنانی و ...

ولی 50 سالگی تصادف کرد مرد و باور نمیکنید کل داراییش به باد رفت ، پسرش رفت خارج شکست خورد و آس و پاس اومد و دخترش هم پولشو یه پسره بالا کشید و رفت الان خواوادش مستاجرن ولی در مورد افراد خوب هم بعضی وقتها اتفاق میافته .............


50:

بله.

این درسته که کارهای ما بطور طبیعی نتیجه و حاصلی دارند.

حالا چه کارهای بد چه کارهای خوب.

هیچکس منکر این نیست.

ولی دیدگاه ما در مورد حاصل و نتیجه ی طبیعی کارها، فرق داره احتمالا.

خوب ما صحبت از قانون داریم نه یه سیستم عشقی مثل بعضی تفکرات شیعیان که اگر فلان کارو بکنی ناگهان پارتی بازی میشه و فلان و بهمان..
خیر، قانونی مثل قانون حاکم بر جهان فیزیکی رو متصور میشیم برای امور ماورائی..
خوب شما با 100 کیلومتر در ساعت با صورت خدای ناکرده به یک دیوار برخورد میکنید، چه اتفاقی می افته؟آیا میتونه اتفاق دیگری بیفته و چرا؟نتیجه وحاصل برخورد در دنیای فیزیکی میشه واکنش و واکنش هم متناسب با کنش اولیست.
اگر انسانی به سرعت 100 کیلومتر بر ساعت با سرعت به دیواری برخورد کند چون فشار حاصل بیشتر از مقدار قابل تحمل توسط جمجمه انسانه ، مغز متلاشی و مرگ حتمیسیت.
آیا میشه فرمود چه دیوار ظالمی ، چه دیوار انتقام جو پلیدی؟
آیا میتونید به دیوار بگید ، حالا اوون با 100 تا سرعت به تو ضربه زد ، تو چرا اینهمه نیرو بهش وارد کردی ای ظالم؟؟
اگر به شکل یک سیستم منظم و کاملا قانونمند نگاه کنیم، متفاوت خواهد بود ، ولی اگر تریپ پارتی بازی و حالا چی میشد اگه زیر سیبیلی رد میشد نگاه کنیم، دیدمون مشکل داره.
خب شما با یک تشبیه، عقیده تون رو توضیح دادید و درباره اش روشنگری کردی. شما داری میگی جزا نتیجه طبیعی کارهامون هست.

خب ایرادی که من گرفتم از طرز فکری بود که میگه آدمهای خوب باید پاداش بگیرند آدمهای بد باید سختی ببینند.

چون دیدم یه عده آرزو مینمايند که: "آدمهای بد جزای کارهاشون رو ببینند"، و این رو اجرای عدالت میدونستند.

اونها حرفشون با شما فرق داره.

من فرمودم این طرز فکرشون، غیر اخلاقی هست.

بخصوص اینکه: آدمهای بد باید سختی ببینند.

این یک واقعیته که چیزی که اونها میگن، یک نوع انتقام هست و انتقام هم چیز درستی نیست.

پس اگر دست ما هست باید ازش خودداری بشه.

اگر هم دست ما نیست و بقول شما مثل قوانین فیزیک میمونه باز هم نباید از وجود داشتن ِ چنین قانونی خوشحال باشیم.

در هر صورت انتقام و جزا چیز خوبی نیست.

چه بدست طبیعت انجام بگیره چه بدست ما.

الان کیبرد در دسترس ندارم و تایپ کردن برام سخته.

امیدوارم منظورمو خوب بیان کرده باشم.

+
منظور شما از پارتی بازی رو هم نفهمیدم.

51:

این از انسانیت شما و هر کسی هست که بزرگوارانه از خطای دیگران بگذره و فکر تلافی به سرش نزنه..ولی صحبت من روی قانون بود که به اوون معتقدم.
در قوانین قضایی هم میتونید از جرم کسی که به شما جفا کرده و قانونا میتنید از او شاکی باشید بگذرید، هرچند خیلی ها این کارو نمیکنن..ولی مطمئنا شما این کارو میکنید و از انسانیتتونه..
ولی قوانین قضایی سرجاشون هستن و خورده ای بهشون وارد نیست.
منظور از پارتی بازی همین بود که قانون برای ما یا چیزی که ما فکر میکنیم هستثنا قائل بشه یا اجرای قانون رو چون به دید خودمون ظلم میبینیم ، اوون رو ظالمانه و ناصحیح بدونیم.
با تشکر

52:

من اعتقاد قلبیم اینه که روز جزایی هست مجازات و پاداشی هم هست

53:

اگه منظور این دنیا هست آدمی مثل هیتلر خیلیا رو کشت تو این دنیا چه بلایی به غیر از یه بار مردن سرش اومد

54:

درود.
به نظر من افرادى كه دست به كار ظالمانه و ناشايستى ميزنند.
"در اين دنيا"كم و بيش به سزاي كارهاي خود مى رسند.مثلا از طريق عذاب وجدان،بيمارى،قوانين كشورش و غيره
همه ى اين ها براي يك فرد عذاب محسوب مى شود و گرنه فردى كه حق كسى را نخورده و آه مظلومى را بلند نكرده چه دليلى دارد كه عذاب وجدان داشته باشد و يا طبق قوانين كشورش مجازات و تنبيه شود؟!
افرادى هم كه كارهاي خوبى انجام مى دهند به طور قطع پاداش ميگيرند.
آرامش روحى.احساس خشنودى و خيلى چيزهاي ديگر.

سپاس

55:

خیر هیچ سزای درکار نیست.اگر دلخوشی نباشه انسان ضعیف قادرنیست به زندگی ادامه بدهداما یکسری نیروهای ناشناخته در وجود بعضی انسانها وجود دارد که هم انژی محبت از اون ساتع وهم انرژی تنفر واین انرژیها را اگر بسوی کسی کنترل شده ارسال نمايند تاثیر گذار هست واین هم ربطی به بحث سزا نیست چرا که سزا یعنی عمل زشت از سوی یک قدرت واحد به اعمال رسیدگی شود که تا کنون اثبات نشده بحث دین جداست وربطی به این بحث نداره اگر ستمی که بر انسانهای ضعیف میشود قابل شمارش باشد تمام جو این کهکشان لیست ستمها میشود باید زندگی کرد چه درجایگاه ارباب یا جایگاه برده

56:

نه نه نه.

این اسمش گذشت نیست. همون قانون هم نباید بر مبنای تنبیه و قصاص و اینها باشه.

من هیچوقت نمیگم باید از حقمون بخاطر دیگران بگذریم و اصلا از حقم نمیگذرم.

مثلا کسی که دزدی کرده باید و باید خسارت وارد شده رو جبران کنه و مال دزدی رو به صاحبش برگردونه و مثلا، مثلا مدتی زندانی بشه.

البته "گذشت" احتمالا در بیشتر مواقع یک چیز باارزشه ولی اصلا چیز بدی نیست که حقمون رو طلب بکنیم و ازش نگذریم.
بحث من چیز دیگه ای بود: مثلا اینکه بیاییم برای مجازاتِ کسی که دزدی کرده دستش رو قطع کنیم یا شلاق بزنیم و ...

.

اینها باعث نمیشه عدالت اجرا بشه.

راههای بهتر و انسانیتری پیش روی ما هست.

هیچ دلیلی برای این کارها وجود نداره.

اینکه از سختی دیدن بدکاران خوشحال بشیم رو فرمودم غلط هست، وگرنه به شخصه نسبت به واژه ی گذشت و ایثار آلرژی دارم.

این حرفهایی که زدم احتمالا درست و بر مبنای انسانیت هست.

ولی صدالبته خودم ممکنه در عمل انتقام جو باشم و اصلا تضمینی وجود نداره بتونم جلوی احساساتم رو بگیرم.

با اینحال چیزی که مشخصه اینه که این احساسات غیرمنطقی و غلطه.

حالا 10 میلیارد نفر هم که انتقام جو باشند باعث نمیشه بگیم این کار درستیه.

57:

نمیدونی شاید همینطور باشه عقاید مهم هستند

58:

من ادم خیلی مومن و مقیدی متاسفانه نیستم
ولی به این مورد ایمان دارم شک نکن
که هر کس به سزای عملش خواهد رسید

59:

خوب قطع عضو و اینها در اسلام دلیل داشته و اوون هم علتش نبود زندان بوده و سپس حضرت علی که زندان ساخته میشه،دیگه دلیلی برای این کار نبوده..بحث هم این نیست اصلا من هم برای توضیح فرمودم
به هر حال،قوانین مجازات اجتماعی هم وجود دارند، نه به خاطر لذت بردن مظلوم از ناراحتی ظالم، بلکه برای سالم سازی جامعه و متنبه شدن اوون فرد ظالم..حالا چگونگیش در دوران مختلف و فرهنگ ها و آداب مختلف متفاوت بوده..
پیشتر هم عرض کردم که قانونی حکیمانست که جامع باشه و بر مبنای آرمانگرایی تدوین نشده باشه.
میتوان از حق گذشت، بزرگوارانه هم گذشت، این ارزش انسانیست و زیبایی این کار میتونه باعث بشه که اشک در چشمان ناظر بیرونی حلقه بزنه ،ولیمجازاتی هم هست که جامعه بر فرد ظالم تحمیل میکنه ،مثل زندان که حتی اگر جبران خسارت و گذشت خسارت دیده هم انجام بشه،باید فرد خطاکار تنبیه بشه تا این عمل عادی جلوه داده نشه...حالا یکی دست قطع میکرده ،مطمئنا اوونی که از دیدن این صحنه لذت میبره مریضه!مثل خیلی ها که الان هم هستن و چه توی ایران چه بیرون از ایران از زجر کشیدن دیگری و دیدن این صحنه لذت میبرن و میرن صحنه اعدام میبینن و سوت میزنن و یا فیلم اره میسازن اوون هم نه یکی و 2 تا 6 تا!
به قول شریعتی
چه زجری میکشد اونکس که انسان هست و از احساس سرشار هست..انسانیت با احساس گره خورده ..
ولی با تمام این ها عقل و منطق میگه مجازات در یک سیستم و پاداش عقلا لازم هست چرا که باعث جهت گیری جامعه به یک سمت میشه..
اجازه بدید این رو با یک نمونه مثال بزنم..کاری به هدفمندی یارانه ها و احمدینژاد و خرابکاری هاش نداریم..بحث این نیست..
قبل از اجرای هدفمندی ، چند جلسه صحبت توی تلوزیون انجام شد که از جنبه های مختلف این طرح رو بررسی نمايند.
یک جلسش یک جامعه شناس اوومده بود از دید جامعه شناسی نقد داشت و یک اقتصاد دان هم اومده بود که فکر کنم رئیس شورای رقابت هم هستش..سیبیل داره و صدای کلفتی..
جامعه شناس فرمود:
شما چرا کار فرهنگی نمیکنید تا امت آب رو درست مصرف نمايند؟چرا ما مثل خیلی از کشورها آب تصفیه برای آشامیدن و شستشورو جدا ارائه نمیکنیم..اگر اینطور باشه و فرهنگسازی بشه امت آب رو درست مصرف میکنن..
اقتصاد دان در جوابش حرف قشنگی زد که به نظرم بهتر میتونه صحبت من رو تبیین کنه..و فرمود:
فرض میگیریم که توی جامعه ای ،مثلا جامعه ی خودمون..آب شستشو و آشامیدنی جداباشند..
شما میرید دستشویی که دست و صورتتون رو بشویید..2 تا شیر هست..یکیشون ازش آب اشامیدنی پاک با کیفیت بطری بیرون میاد و یکیشون آب شستشو که قابل خوردن نیست.
سوال:
اگر قیمت هردوی اینها یکی باشه،شما با کدومیکی صورتتون رو میشورید؟
جامعه شناس فرمود با آب اشامیدنی..
و اقتصاد دان فرمود پس میشه با قیمت و هزینه جامعه و رفتار رو هدایت کرد..تشویق و تنبیه ..
این هم چیزی مثل همونه..به نظر من..باید تشویق و تنبیه وجود داشته باشه تا امیدی به فرهنگسازی و ارتقائ انگیزش درونی باشه وگرنه یکجور آرمانخواهی هست که در خواب قابل دیدنه فقط!

60:

من فکر میکنم همیشه اتفاقاتی که دوست داریم بیافتند(اتفاقاتی که آرزوها و عقایدمون رو تایید مینمايند)، رو راحت تر میبینیم تا اتفاقاتی که آرزوها و عقایدمون رو رد می نمايند.


این رو من خودم تجربه کردم که مثلا در یک موضوع خاص، 95 مورد در رد عقایدم بوده 5 مورد در تایید عقایدم.

ولی فقط اون 5 مورد رو دیدم و پیش خودم همین فکر شما رو کردم که اعتقادم درسته و با دنیای واقعی همخوانی داره.

یجور کاستی در ما هست که باعث این اشتباه میشه.
البته شاید این در مورد حرف شما صدق کنه شاید هم نکنه.

من فکر نمیکنم همه بدکاران زندگی سخت و عذاب آوری داشته باشند.

فکر نمیکنم همچین قانونی در طبیعت وجود داشته باشه.

این خیلی ادعای بزرگی هست و شواهد بزرگی هم نیاز داره.

ولی مساله اینجاست که اگر هم چنین چیزی واقعیت داشته باشه سودی برای مظلومین نداره و اونها زندگی دشوار خودشونو خواهند داشت.

پس اگه میخوایم دنیای بهتری داشته باشیم مجبوریم دست از این کینه جویی ها برداریم.

اصلا باید به این فکر کنیم که ممکنه خودمون فرداروز خطاکار شدیم.
از نظر من واضحه که چیزی به نام عدالت و انصاف در این دنیا وجود نداره.

به نظرم همین که این واقعیت رو بپذیریم خیلی با ارزش هست.

+
ببینید این رفتارها با بدکاران و جنایتکاران درست تره یا نحوه ی مجازاتی که شما از اون 3 نفر روایت نمودید:
....

قاتل نروژی که در سال 2011، 77 نفر را کشت اجازه یافت در سلولش رشته علوم سیاسی بخواند.
....
اما درخواست دوباره بریویک برای مطالعه موضوعات خاص این دوره، از سوی دانشگاه اسلو پذیرفته شد.
کارل گوستاو نوتسن، سرپرست زندان اسکین در جنوب شرقی نروژ که بریویک تحت نظارت شدید در اون به سر می‌برد در این خصوص فرمود: قانون نروژ به همه زندانیان حق کار و مطالعه را می‌دهد.
....
قاتل نروژی در زندان دانشجو شد

.....

او یکی از افسران ارشد سربازان آلمانی بود که در سال 1944 به دستور آدولف هیتلر 335 مرد و پسر ایتالیایی را در غارهای آردیاتین با شلیک به پشت سرشان اعدام کردند.

هیتلر به انتقام قتل 33 سرباز آلمان در بمب‌گذاری پارتیزان‌ها کشته شده‌بودند، این دستور را صادر کرده‌ بود.

......

اریک پریبکه در حبس خانگی اجازه داشت که به خرید یا به پارک و رستوران برود؛ شرایطی که خشم گروهی از خانواده قربانیان جنگ جهانی دوم را به همراه داشت.

....

مرگ جنایتکار نازی در 100 سالگی +عکس

اینکه اگر کسی بزهکاری یا جنایت کرد جلویش گرفته شود بهتر هست یا انتقام و شکنجه؟

61:


سزای در کار دلایلی دارند منطقی و قابل فهم .

تنها دلیلی که بر خلاف اون وجود دارد فقط هستبعاده یعنی کسی بعید بدونه که آیا این کار عظیم یعنی حسابرسی همه انسانها امکان داره یا نه ؟

جواب این بعید بودن هم دلیلی خاص داره

62:

خوب اون دنیا چی عدالت وجود داره

63:

بجای اینکه از چنین جمله ای نتیجه بگیرید که پس باید کینه جویی را بزاریم کنار و بیخیال عدالت شویم ، می توانستید نتیجه عاقلانه تری بگیرید.

اون نتیجه هم این هست که :
مقدمه 1:
انسان ذاتا میل به عدالت دارد .

عدالت را دوست دارد و به دنبال اون می گردد
مقدمه 2:
در این دنیا عملا امکان تامین عدالت واقعی وجود ندارد

نتیجه : پس دنیای دیگری باید وجود داشته باشد که در اون عدالت حقیقی تحقق یابد

پس این موارد ، هزاران برهان و دلیلی که انبیاء و پیامبران برای یادآوری زندگی پس از مرگ را تایید می کند .


64:

این قضیه "حد وسط " ندارد و نیز قیاس یاد شده ، در "اشکال اربعه " نمی گنجد
بنابراین هستدلال نادرستی هست .

شكل اول: قياسى هست كه حد وسط در صغراى اون، محمول و در كبراى اون موضوع هست.


مانند«انسان » در اين قياس: پرايشانز، انسان هست (صغرى)، هر انسانى متفكر هست (كبرى)، پرايشانز متفكر هست (نتيجه).

اشکال اربعه

65:

درود Leonardo عزیز
اگر بر تاثیر عملکردهامون در روزگار آتی خودمون متفق القول باشیم دیگه اینکه
آیا ما موافق این حواث هستیم یا خیر گمان نکنم توفیر چندانی در اصل فعل داشته
باشد
بماند که شخصا با این قبیل تفکرات منفی کینه جویانه مخالفم و اغلب عکس العمل
خودم اینه که اگر احساس کنم با کسی به هیچ وجه من الوجود وجه اشتراکی ندارم
ارتباطم را قطع می کنم ولی اینکه بخوام لعن و نفرین کنم تا احیانا روزگارش کنف یکن بشه
هرگز و و هرگز چنین نمی کنم .
ولی معتقدم که ما بازتاب عملکردهای خودمون رو می بینیم ولی نه به این شکل که
فرضا اگر پول کسی را خوردیم یک نفر هم دقیقا به همان شکل دارایی ما را بالا خواهد
کشید !
نه اصلا اینطوری نیست بلکه این کارما می تونه به طرق مختلف در روزگار ما عرض اندام
بکنه و الزاما این کارما طوری رخ نمیده که سایر امت هم حتما توانایی لمسش را داشته
باشند .

66:

با درود به بانو دیلک

غیر مسقیم به چالش این قانون پرداختیم
اما به نظر می رسد باید به شکل مستقیم به بوته نقد بگذاریم .

پايه ا این قوانین در حجمی نیستند که در هستدلالات عقلی بگنجند
و به عبارتی بازتاب رفتار ما یک نکته روانشناسانه هست که در محور انسانیت
حرکت کنیم و در واقع نمی توان به شکل کلی قلمداد کرد زیرا انسان های
هستند که در تنعم به سر میبرند و هیچ بازتاب رفتاری ندارند.شاید بتوان فرمود
ماهیت انسانی خویش را تغییر داده اند .بنابراین تصور می کنم چنین قوانین
نهاده شده تا بشر را از حیوان شدن جلوگیری نمايند و نیز رفتار او را مهار نمايند
ولی در واقع آدمی نیاز به اخلاق دارد تا به قانون کارما و جذب و ..



با این بیان نگرش ما نیازمند بازپیرایی نسبت به این دیدگاه هست
و گاه این موضوع مایه کاهلی از اجرای عدالت می شود بنابراین باید آدمیان
را به سمت برابر طلبی برانگیخت تا اینکه با اون قوانین دل خوش کنیم.

سپاس .


67:

درود امیر عزیز
ممنونم از توضیحتون
ببینید من با نفس صحبت شما موافق نیستم ولی با اینکه فرمودید این قوانین نهاده شده
که اخلاق مدار باشیم تا حدودی موافقم

هستدلال شما را وقتی می توانیم محتمل تلقی کنیم که یک تعریف کاملی از
خوشبختی در زندگی ارائه بدهیم
من می گویم خوشبختی واقعی توی این دنیا وجود ندارد بلکه فقط یک حسی از
خوشبختی میشه به شکل کاذب در زندگی ایجاد کرد و لذت برد چون با توجه به
اینکه هیچ خوشی دوام پایداری ندارد (همانطور که هیچ ناخوشی دوام ندارد ) در
نتیجه همه چیز نسبی هست برای یک چنین وضعیتی هم نمی توان ادعا کرد که
شخصی در بهترین حالت ممکن به سر می برد چون همه شرایط و روزگار اون شخص
دست ما نیست که بتوانیم چنین برداشتی از زندگی او داشته باشیم.
نمونه های بسیار عینی رو دیدم که انسانهای بیرونی تصور بهترین روزگار را از
شخصی داشتند ولی به هزار و یک دلیل شرایط طوری رقم خورده که اون اشخاص
به شکلی در خفا اصل روزگارشون رو برام توصیف کردم و متوجه شدم تصویری که از
بیرون قابل مشاهده هست 180 درجه با چیزی که عملا وجود دارد در تناقض هست
چه بسا این مسئله را بشه به نوعی خطای دید هم توصیف کرد.

68:

متشکرم بانوی گرانقدر .

سخن در باب ، خوشبختی و مقوله تعریف اون نیست بلکه نقطه پرگار فرمودمان
بر فرجام آدمیان هست که با نگاهی کلان می توان ظلم جهانی را برداشت کرد
که به هیچ وجه به سزای بد نمی رسند بلکه در گذار های تاریخی ، شاهد فربهی
اندیشه و رشد تاثیر اجتماعی ایشان بوده ایم
و انگهی یا قوانین کارما ، جذب و ...

نادرست هست و یا باید ایشان به پاداش تلخ
می رسیدند و این شروع یک پارادوکس به شمار می رود .بنابراین می توان چنین
تحلیل نمود که این قوانین اولا کلی نیستند و ثانیا نکته های روانشناسانه برای
مهار بشر هستند

با این بیان می توان نادرستی این قوانین را نتیجه گرفت و در ضمن اون باید
فرمود که گویی دلخوشی کادب برای بشر قلمداد می شود تا درد ظلم و جنایات
دیگران را در وجود وی التیام بخشد و حال اونکه راه صحیح و درست ، عدالت طلبی
و برابر خواهی هست تا رتج های بشر را هموار کند .

69:

شک به آخرت سزای اعمال شرک به حقه
کمترین مقدار خوبی و بدی گم نمیشه و وعده کرده به حساب همه میرسه
124000 پیامبر اومد و هنوز دنبال جواب واضحاتی قراون دیگه تو هر خونه ای هست بازش کن زیر نویسشون بخون تا اتمام حجتشو با چشمات ببینی
یعنی شما فک میکنی امام حسین واسه هیچی جون خوشو خونوادشو فدا کرد؟
اول وجود حضرت حق و تحقیق کنین منظورم سرچ گوگل و دانلود از سایت نیست واسه پیچوندن هستاد! تحقیق کنین اگه به عدم وجود حضرت حق یقین یافتین بعد آخرتشو زیر سوال ببرید

سعدی میگه در جوانی در وجود حضرتش واسش سوال بود با خود اندیشید تا تحقیق کند و به نتیجه برسه طوری زندگی کند که اگر نبود دنیارو از دست نده و اگر هم بود خسران نکنه!

امام حسین (ع) می فرماید
اگر دین دار نیستید آزداه باشید لطفا همین قدرو باشید همین قدر

70:

سپاسگزارم از توضیحتون امیر عزیز
خوب ببینید بحث من هم این بود که من و شما این قدرت را نداریم که به تمام زوایای
زندگی امتان اشراف کامل داشته باشیم تا به این یقین برسیم که آیا چنین اتفاقی
برایشان حادث شده هست یا خیر.

شما فقط ظاهر اشخاص را می بینید و همانطور
که عرض کردم اگر منتظر این هستید که الزاما روزگار مادی و یا جسمی شخصی کلهم
کنف یکن بشود تا بر این امر صحه بگذارید قطعا الزاما برنامه نیست چنین اتفاقی رخ بدهد.
ما کارما را می توانیم بسیار وسیع تر از این دیدگاه دریافت کنیم طوری که دیگران
حتی شصتشان هم خبردار نشود.

این چیزی که شما از اون تفسیر ارائه می دهید
یک چیزی شبیه انتقام و فروکش کردن حس انتقام شخص متضرر هست که با دیدن
عذاب کشیدن ظالم خشمش فروکش کند .

در حالیکه این اتفاق همواره در ظاهر
زندگی اشخاص رخ نمی دهد تا من و شما شاهدش باشیم خیلی وقتها این مسائل
حسی هست خیلی وقتها روحی روانی و ....
بحث خوشبختی را از این جهت مطرح کردم که به این مسئله اشاره داشته باشم
که ما نمی توانیم بر این مسئله مهر تایید بزنیم که فلان شخص کلهم زندگی آرام و
بی دغدغه ای را دارد .

با توجه به اینکه هیچ کس از روزگار دیگری اطلاعات کافی
ندارد پس دریافت چنین نتیجه ای از اون اصلا منطقی نیست که بگوییم فرضا در
فلان تاریخ نفر ایقرق فلان ظلمی به نفر ایکس کرد و خوش و خرم زندگی کرد و
همه چیز به خوبی و خوشی تمام شد .
جان کلام اینکه به نظر من فرق بسیاری هست بین یک شخصی که بدخواه امت
هست با کسی که خیر خواه امت هست .

من این مسئله را نه صرفا در زندگی سایر
امت بلکه در روزگار شخصی خودم احساس و لمس کرده ام اگر بنا باشد با توجه به
ابهامات موجود نسبت به زندگی سایر اشخاص هم ابراز نظر قطعی کنم دقیقا به خاطر
همان نکات مبهم پر واضح هست که دچار خطا خواهم شد ولی قاعدتا برای لمس یک
چنین مسائلی اشخاص می توانند روزگار خودشان را در دراز مدت محک بزنند .
به هر حال سند اصلی بنده چه در حالت مثبت و چه در حالت منفی روزگار شخص خودم
هست بماند که نمونه های بی شمار ملموس دیگری هم داشته ام ولی علیرغم تمام
این مسائل بازهم در وهله اول ملاک اصلی بنده عملکردهای مثبت و منفی شخص
خودم بوده تا دیگران.


71:

خیر من چنین اعتقادی ندارم

72:


با سپاس از توضیحتون .

نام این مسئله را "آگاهی جهانی " میگذارم و این نقطه عطف عدالت طلبی آدمیان هست .
و به نظر می رسد که تعریف شما از عدالت نادرست باشد زیرا به معنای "انتقام محض "
نیست بلکه تسویه بخشی از معنای اون قلمداد می شود .اما نکته حائز اهمیت همان
برابر خواهی هست که بایستی بشر را به اون سمت سوق دهیم .

سخن از تحلیل شرایط جهان ماست نه اونکه تجربه های شخصی خود را به عنوان صحت
یک قانون تلقی کنیم همانطور که بیان کردید بنابراین مسئله کلانی هست که نیازمند
موشکافی و ژرف نگری هست .

پايه ا فکر می کنم این قوانین یه یک معنای ، فریب بشر هست که با مایه های
روانشناسانه تلقین می نمايند و حال اونکه در قرن بیست شاهد شفرمود ترین جنایات بودیم
همانند بمب اتمی به ژاپن ، ولی هیچ رخدادی و فرجامی برای مسببان اون رخ نداد.
اما تا دلتان بخواهدبرای دزدیدن خرده نانی محکومیت به زندان داشته ایم !

در نهایت ، تعریف هرکس از خوشبختی ، سعادت و کامیابی متفاوت هست
از نوع نگرش دینمداران بشمارید تا دگر اندیشان .اما اونچه به چشم میخورد ،
آسایش بی چون و چرای طالمان هست که در پشت پرده بسیاری از ماجرا های
سیاسی هستند .علاوه بر اونکه خوشبختی شخصی دارند ، دارای رشد اندیشه
در عرصه اجتماع هستند.

با این بیان می توان برداشت کرد که این قوانین کلی نیستند و برای مهار بشر
نهادینه شده هست زیرا در نبود عدالت ، کنترل انسان را دراین دیده اند تا جنایات
کمتر شود زیرا بر فرض نبود فرجام برای رفتار ها ، آمار جرم به آسمان صعود می کند
و این یک دقت نطری از سوی واضعان این قوانین به شمار می رود .حال اونکه عدالت
می تواند تمامی مشکلات را حل کند .

اونگاه صبح خوشبختی انسان هاست .

73:

ممنونم
ولی خوب همونطوری که عرض کردم دیدگاه شما طوری هست که گو اینکه از تمام زوایای
زندگی انسانها آگاهی دارید در حالیکه ما چنین قدرتی را نداریم
با این هستدلال طبیعی هست که فرضا دنبال کنف یکن شدن زندگی اشخاص
باشید چون شما منتظر یک اتفاق همگن و ملموس هستید و در صورتیکه این اتفاق مورد
انتظار شما رخ ندهد اونرا مردود شده تلقی خواهید کرد و هستنباط تان این هست که هیچ اتفاقی
رخ نداده هست چون اگر این اتفاق رخ می داد حتما باید شما با چشم سر شاهدش می بودید.


غافل از اینکه عملا قانون کارما این قدرت را دارد که از دید من و شمای نوعی مخفی باشد
ولی حس انتقام و کینه جویی الزاما باید در جلوی چشم شاهدین عینی رخ بدهند
تا اشخاص به اونها ایمان پیدا بنمايند.مثلا مالی به فنا برود یا فرضا قدرتی ذایل گردد یا بیماری
صعب العلاجی رخ نماید و ...مثالهایی از این دست
گرامی فرق بسیاری بین کینه توزی و انتقام با قانون کارما هست .کارما برای خود شخص
رخ می دهد (ملموس یا غیر ملموس) ولی انتقام برای شاهدین رخ می نماید و الزاما باید
ملموس باشد تا به تثبیت برسد نه غیر ملموس.

74:

اگه باوری وجود داشته باشه شروع بتولید سیگنال در نظام طبیعت میکنه وگرنه هیچی بهیچی.


75:

حقیر این بحث رابی سرانجام می بینم ،قصد مداخله نداشتم اما دیدم برهرکس واجبیست به حل مسائل هرچندناچیز کمک کند.اصل موضوع فرمول مادی علت ومعلول هست.یعنی هرکنشی
اکنشی را درپی دارد.عمل بد هم باید طبق این فرمول نتیجه بد بدهد.ظلم طبق معنای بدترین شکل فعل بدی هست ووقوع ظلم محصولی بیرون میدهد اون را تنفر وحس انتقام می نامیمم.منتقم مختار هست ببخشد یابطلبد.اما اگر فعلی صورت گرفته حتما خروجی دازد.بطورمثال دانه راکه بکاری طبق قانون طبیعت باید سبز شود اما واگر نمی پذیرد حتی اگر قرنها شرائط محیا نباشد دانه منتظر سبزشدن میماند.وقتی هم سبزشد محصول همان دانه هست.ظلم را دانه تصور کنیدبانو دیلک ازدانه ظلم محصول عشق ومحبت نمیرویداگر انتقام نباشد ظلم بشر حدومرز ندارد.چون بشر ذاتا"متکبرومنم طلب هست .اما جواب اون دوست که تعداد انبیاءرابرشمرد.این بحث کلیست وجواب هم کلی میطلبد شما سائل را یک بیدین تصورکن .چه جوابی خواهی داد؟

76:

متشکرم .

کسی ادعای آگاهی نکرد بلکه سخن در "اگاهی جهانی " انسان ها بود
که دچار سوء برداشت از سوی خواننده شد که بشر بایستی به بلوغی
برسد که درمان بیماری موجود را در عدالت خواهی ببیند نه اونکه هر کس
در پی منفعت خویش باشد و بخواهد زندگی ذلت بارش را دوام بخشد

سخن من وضوح دارد که صد البته برابر خواهی بر قوانین کارما و همانند اون ترجیح دارد
زیرا عدالت در حیطه اجتماعی و زمام داری هست و حال که اون _قوانین _ بیشتر به عرصه
شخصی انسان ها ربط دارد و این در جایی هست که صحت کلی این قوانین را تایید می کنیم
ولی چنان که از تاریخ بر می آید بسیاری ستمگران ، قدرتمندان و ثروتمندان به سزای جنایات
خویش نرسیدند .

بنابراین سخن من جزئی نیست بلکه از جان مایه قصه می گویم که برای مهار بشر
با لایه های طریفی، حیطه شخصی انسان ها را اداره می نمايند تا آدمی وجدان ناراحتی
داشته باشد .به عبارتی بهتر این مسائل برای تحریک و تحرک درون آدمی نهادینه شده هست .

خلاصه کلام : این قوانین کلی نیستند زیرا مثال نقض دارند و از طرفی عدالت خواهی
آرزوی دیرینه انسان هاست که قابلیت تحقق را دارد و نیز می تواند فرجام مطلوبی
برای خطاکاران فراهم کند.

77:

درود امیر عزیز
خوب ببینید همونطوری که قبلا هم عرض کردم عمده وجه اختلاف من و شما داخل
این بحث اینه که شما مفهوم انتقام را با مفاهیم کارما یکی تلقی می کنید در حالیکه
این دو مقوله مطلقا با هم مترادف نیستند.
شما دنبال انتقام جویی از ظالمان تاریخ هستید و اگر روزگارشان کنف یکن نشود
اونرا به حساب بی جواب گذاشته شدن ظلم اونها تلقی می کنید فرضا تصور
می کنید کاری که هیتلر انجام داد شایسته کنف یکن شدن روزگارش هست و لاغیر
در حالیکه بنده معتقدم در لایه های زیرین روزگار هر شخصی کارما می تواند کاری
انجام بدهد که اصلا شصت کسی هم خبردار نشود
ولی اینرا قبول دارم که برای مفاهیم انتقام این تعاریف فاقد اعتبار هست.
به این معنی که فرضا شما خون را با خون معامله می کنید در حالیکه در قانون کارما
این مفاهیم به شکل یک قانون مدون و تثبیت شده لحاظ نشده اند .

مجازات شخص می تواند
به هزار و یک روش نا نوشته دیگر رخ بدهد ولی پر واضح هست که برای انتقام یا برای
اجرای حد این مسائل برای قاضی فاقد اعتبار هست چون اونها قانون مدون و تعریف
شده ای دارند که بر پايه حساب و کتابهایی که دارند اشخاص را به شکل قانونی
مجازات می نمايند .و قاعدتا اگر با این دید به ظالمان دنیا نگاه کنیم بله باید اونها را به
شکل قانونی محاکمه و به جزای اعمالشون رسوند .


78:

درود دیلک گرامی

بانو گویا شما متوجه عرض بنده نشدید و سخن قبلی خود را تکرار می کنید .
نقطه پرگار فرمودمان با شما در سه محور برنامه می گیرد :
1.آگاهی جهانی
2.برتری عدالت
3.نادرست بودن قوانین کارما و همانند اون .

پست های قبلی من به اندازه کافی در دو محور اول گویاست
و تحلیل پیرامون اون اتلاف وقت هست و شاید تکرار مکررات
ولی نکته حائژ اهمیت ، عدالت هست که شما برداشت انتقام دارید
و حال اونکه در پست های گذشته با بیان های گوناگون اشاره
به گستره معنای عدالت داشتم .بنابراین عدالت مساوی با انتقام نیست .


اما درباره " نادرستی این قوانین ":

تعریف کارما (karma) : کارما به این معنا هست که در این زندگی یا زندگی‌های دیگرتان، «وقتی می‌کارید، حتماً درو خواهید کرد» تاجاییکه عواقب کامل اعمال خود را درک کنید.

کارما اصل علت و معلول، کنش و واکنش، عدالت کیهانی و مسئولیت فردی هست.

کارما برای سوق دادن شما بعنوان روح در سفر فردی‌تان در کیهان آغاز می‌شود.

کارما وقتی به پایان می‌رسد که در توانایی خود برای عشق ورزیدن، کامل شده باشید.

۵: کارما کاملاً عادلانه هست و عدالت عمومی ایجاد می‌کند.

منبع سخن

تصور می کنم تعریف مشخصی از "کارما " ندارید یا تعابیر آشفته ای
را در این زمینه بیان کردین که نیاز به تحلیل جامع و گویا داشت

همانطور که مشاهده می کنید از اصول "کارما " ، برقراری عدالت عمومی هست
و حال اونکه این ظلم های تاریخی به هیچ وجه قابل توجیه نیست و نیز ستم های
جهان امروز ما پدیرش تاویل ندارد که بگوییم به سزای خویش می رسند هرچند
که ما نبینیم یا حتما نباید انتظار "کن فیکون " شدن زندگی ایشان را داشت
و حال اونکه ماجرا چندان سطحی نیست بلکه نیاز به ژرف نگری و موشکافی دارد
به دیگر سخن ؛ این قانون ها مثال نقض ( ظلم موجود ) دارند و نمی توان
قوانین کلی تلقی کرد .

79:

بله همه و همه به سزای اعمالشون میرسن.
هم اونا که کار خوب کردن مثلا در راه کشور با این نیت شهید شدند خدا سزای اعمالشون اون جهان و برزخ میده.حتی اگر یه کار خوب کرده باشن خدا بخش کوچکی از ان در این جهان میده و بیشترشو اون دنیا.

چون پاداش اون جهان بهتره.
کسی هم که کار بد کرد باشه نمیتونه قصر در بره.
خدا حواسش به برگی که به زمین میریزه هم هست.


80:

دوست محترم؛ بحث من از اول چیز دیگری بوده و اصلا هیچ جا نمیخواستم بحث دین و خیلی چیزهای دیگه رو مطرح کنم...
یه عده آرزو کرده بودند که بدکاران و ظالمان جیلیز و ویلیز بشن و اینها، من هم اومدم فرمودم این عقیدتون درست نیست.

همین.

اما حالا که این حرفها رو مطرح کردید، من هم نظرمو میگم:

مجازات و سختی دادن کسی که جرمی مرتکب شده تنها و تنها یک دلیل منطقی می تواند داشته باشد و اون هم جلوگیری از تکرار جرم توسط خود فرد(و احیانا احقاق حقوق کسی که مظلوم واقع شده) هست.

مجازات وسیله انتقام، ارعاب امت و یا عبرت آموزی و کاهش آمار جرایم جامعه نیست.
مجرم باید از همه امکانات یک فرد آزاد برخوردار باشد مگر اونها که دلیل بالا(امکان تکرار جرم) را نقض میکند.

یعنی مثلا شکنجه یا هر نوع سختی دادن که ربط مستقیمی به امکان تکرار جرم ندارد غیر اخلاقی هست.

با این تفاسیر، حکم اعدام نیز به خودی خود از درجه اعتبار سقط می شود.

هیچ دلیلی برای گرفتن با ارزش ترین چیز دنیا(جان انسان) وجود ندارد.
اگر با زندانی کردن مجرم موافقم فقط به این خاطر هست که اکنون راه بهتری برای ممانعت از تکرار جرم وجود ندارد.

مثلا نمیتوان برای هر مجرم درب خانه اش یک نگهبان گذاشت.

اما ما درباره زندان هم باید دیدی براندازانه داشته باشیم.

با پیشرفت تکنولوژی چه بسا در آینده بتوان بدون زندانی کردن مجرم هم او را از تکرار جرم بازداشت...


پس هرگونه سوءرفتار با مجرم به قصد تنبیه، ارعاب دیگران، انتقام، تحقیر و ....

غیراخلاقیست.

سوءرفتار ِ شدید هم که میشه شکنجه.

+
معتقدم بحث مجازات های بازدارنده بیشتر یک توهمه تا واقعیت.

کسانی که کارهایی مثل دزدی یا قتل انجام میدهند هراس چندانی از این مجازاتها ندارند.

امت عادی هم که در هر صورت چنین کارهایی نخواهند کرد، هتا اگر هیچ قانون و پلیسی وجود نداشته باشد.

این حرفها که نمیدانم بزنیم فلانی دماغ و گوشش را ببریم تا امت ارعاب شوند و از ترس، جنایتی مرتکب نشوند، بیشتر در قبایل جنگلهای آمازون کارآمد هست تا جامعه امروزی.

یکسره توهین آمیز هم هست.

البته شما اگر درست برداشت کرده باشم با مجازاتهای خشن موافق نیستی ولی همچنان مجازات رو وسیله تنبیه میدونی.

بدرود.

81:

والا برام جالبه که با وجود اینکه من فرمودم که نمیخوام بحث رو دینی کنم..باز شما اوومدید اینطور نوشتید!
صحبت روی مجازات هست..حالا شما مثال قطع عضو رو زدید و من هم مثال رو با مثال جواب دادم ولی شما باز از دماغ بریدن و قصاص صحبت میکنید!
من فرمودم مجازات باید باشد..چون انسانها همیشه خوب نخواهند بود..پیشتر هم مثال پنل دستی و سیستم هوشمند تشخیص صدا رو زدم..اینکه یک سیستم کامل همواره باید بدترین حالت رو لحاظ کنه و مثلا یک تلوزیون با قابلیت تشخیص صدا باید باز هم ریموت و پنل روی تلوزیون رو داشته باشه!
بحث علل گرایش به جرم به این سادگی نیست که بتوانیم با برداشت شخصی و تعمیم اوون به تمام موارد یه اتوپیا برای خودمون متصور بشیم..خوب بود اگر چنین میشد..ولی متمدن ترین جوامع هم منظم ترین قوانین رو داشتند و البته قوانین مجازات قضایی متناسب...و هنوز هم دارند..حالا شما قصد داری بگی مجازات فلان خلاف چرا توی ایران چنین هست و باید مثل فلان کشور باشه دیگه موضوع بحث نیست و من هم نظری ندارم..صحبت بر روی نفس مجازات هست.
انسانها در شرایط مختلف رفتارهای مختلف نشون میدن..و ترس از مجازات هم میتونه در حد خودش بازدارنده باشه ..ولی نه بیشتر...بنا بر این لازمه که باشه.

82:

خب من اتفاقا بریدن دماغ و گوش رو مثال زدم که بحث دین پیش نیاد.

چون این مجازات در دین وجود نداره.

حالا کجا من بحث رو دین رو بوسط کشیدم؟ اتفاقا از اول داشتم از بحث دینی فرار میکردم.

نظرمان را در برابر سخنان شما فرمودیم + یکم حرفهای تازه که در جواب سخنان شما نبود...

بله نمیشه با قطعیت فرمود.

ولی برای طرف مقابل که شما باشی هم همینطوره.

یعنی شما هم نمیتونی به راحتی بگی تنبیه و ارعاب تاثیر مثبتی داره و بودنش بهتر از نبودنش هست.

من نظرم رو فرمودم شما هم نظرت رو فرمودی.

پس مشکلی وجود نداره...

83:

بله قطعیت وجود نداره..ولی میتوان بر پايه هستقرا بر تجارت بشری متوجه شد که بی قانونی و به امید انگیزشهای درونی ماندن..نمیتونه امیدبخش باشه..در تاریخ هم جامعه ای اینچنین سابقه نداشته و اگر داشته باقی نمانده تا در تاریخ ثبت بشه..بنا بر این میتوان بر پايه همین تجارب فرمود که قانون لازم هست ..چرا که انسانها تضمینی برای همواره خوب بودن ندارند..

این محیط برای تبادل نظر هست، من و شما هم حق داریم نظرمون روبگیم..

ولی چون در نقل قول از من صحبتهایی فرمودید که جواب من نبود ..لازم دونستم که بگم بهتون.

84:

من اول منظور شما رو بد برداشت کردم و جملاتی نوشتم که برخیش به سخنان شما ربطی نداشت.

بله قبول دارم مقداری وراجی بیخود کردم و میبایست سپس اینکه متوجه شدم حذفشون میکردم. و اینو باید در پست قبلم میفرمودم.

بله قطعیت وجود نداره..ولی میتوان بر پايه هستقرا بر تجارت بشری متوجه شد که بی قانونی و به امید انگیزشهای درونی ماندن..نمیتونه امیدبخش باشه..در تاریخ هم جامعه ای اینچنین سابقه نداشته و اگر داشته باقی نمانده تا در تاریخ ثبت بشه..بنا بر این میتوان بر پايه همین تجارب فرمود که قانون لازم هست ..چرا که انسانها تضمینی برای همواره خوب بودن ندارند..

من نفرمودم بی قانونی باشه.

فرمودم با مجازاتهایی مثل زندان مشکلی ندارم.

فرمودم اینکه جلوی جنایتکاران گرفته بشه مشکلی ندارم.

و یک راهش همین زندان هست.
بله در جامعه آرمانی من ممکنه بی قانونی رو خوب بدونم ولی اینجا هیچوقت چنین چیزی نفرمودم.

البته برعکس شما من معتقدم نهاد حکومت در امتحانی که پس داده نمره قبولی رو نگرفته.

کمتر کسی از وضع کنونی دنیا راضی هست.

پس هیچ اشکالی نداره در برابر هزاران سالی که به حکومت وقت داده شده یک بار هم جامعه بدون حکومت رو امتحان کنیم.


85:

دوست عزیزم..

به خودتون بی احترامی نکنید..من منظورم این نبود..عرض کردم که ..برای من هم سوئ برداشت پیش اوومد..ولی این موضوع کم اهمیت تر از اوونه که خدای ناکرده دوست عزیزی مثل شما اینطور در مورد خخودش بگه..من اگر رنجوندمتون عذر میخوام
من نفرمودم بی قانونی باشه.

فرمودم با مجازاتهایی مثل زندان مشکلی ندارم.

فرمودم اینکه جلوی جنایتکاران گرفته بشه مشکلی ندارم.

و یک راهش همین زندان هست.
بله در جامعه آرمانی من ممکنه بی قانونی رو خوب بدونم ولی اینجا هیچوقت چنین چیزی نفرمودم.

البته برعکس شما من معتقدم نهاد پوسیده حکومت در امتحانی که پس داده نمره قبولی رو نگرفته.

کمتر کسی از وضع کنونی دنیا راضی هست.

پس هیچ اشکالی نداره در برابر هزاران سالی که به حکومت وقت داده شده یک بار هم جامعه بدون حکومت رو امتحان کنیم.

صحبت شما روی اونارشیسم هست؟
یعنی میگید میتوان در جهان واقع ، یک جامعه اونارشیستی داشت؟

86:

مختصر و مفید

بله

در غیر اینصورت باید منکر همه چیز شد

87:

بله ......


88:

نه بابا.

بی احترامی نیست که.

من زیادی دوست دارم روی این ایده ها بحث کنم و این یک واقعیته.

نه خواهش میکنم. ولی حس کردم یک مقدار بدبینی ِ بیجا نسبت به من دارید.

صحبت شما روی اونارشیسم هست؟
یعنی میگید میتوان در جهان واقع ، یک جامعه اونارشیستی داشت؟
بله منظورم همینه.
مطمئن نیستم.

احتمالا میتوان داشت.

ولی وقت لازمه، نه اینکه مثلا همین 5 سال دیگه.

و یادت باشه که فرمودم "ممکنه" همچین چیزی رو بپسندم.

با قطعیت نفرمودم.


89:

نه بزرگوار..بدبینی چرا؟من میدونم دیدگاههای شما با من متفاوته..ولی دوست ندارم با تعصب صحبت کنم ..بیشتر دوست دارم بیاموزم..اگر اینطور حس کردید معذرت میخوام..عرض کردم که برم سوءتعبیر پیش اوومد
بله منظورم همینه.
مطمئن نیستم.

احتمالا میتوان داشت.

ولی وقت لازمه، نه اینکه مثلا همین 5 سال دیگه.

و یادت باشه که فرمودم "ممکنه" همچین چیزی رو بپسندم.

با قطعیت نفرمودم.

من حس میکنم ..یک جامعه اونارشیستی ..نمیتونه وجود داشته باشه..چون به نظر میاد که مشکلات مبنایی در دیدگاه اونارشیسم هست..به گونه ای که خودش رو نقض میکنه..
به هر حال اگر ممکن باشه ..مطمئنا من طرفدارش خواهم بود.

90:

من از اینکه دیگران مجازات بشن حس خاصی ندارم.
چون این بی معناست.

احمقانه هست.
چون از رنج و بدبختی دیگران نه چیزی به من اضافه میشه و نه کم.
چیزهای شده نشده نمیشدن، چیزهای رفته برنمیگردن، گذشته عوض نمیشه.

این مهمه که به خودم چی میرسه یا نمیرسه.
نه اینکه به دیگران چی میرسه یا نمیرسه.
رنج یا لذت.
داشته یا نداشته.

اینکه از مجازات شدن و بدبختی دیگران دلخوش بشیم، نشون میده در سطح پایینی از سطح فکر و روح هستیم.

و این یک بدبختی پايه ی تریه برای ما.

فقط در یک صورت هست که میخوام دیگران مجازات بشن یا بلایی سرشون بود.
در این صورت که اون مجازات یا بلا (یا حتی مرگ) بتونه شر اونا رو از سر من دور کنه، که در غیر این صورت شر اونها به من میرسید.
میبینید که اینم بخاطر خودمه و چیزی که به خودم میرسه، نه صرف رنج و بلایی که به اونا تحمیل بشه.

واقعا بعضی وقتا آدم از این ضعیفهایی که میگید، از این مظلوم ها، حالش بیشتر بهم میخوره تا اون قوی ها و ظالم ها.
بنظر من خیلی از ضعیفان و مظلومان بهتر از قوی ها و ظالمان نیستن (شاید ذاتا بدتر هم باشن)، فقط قدرتشون کمتره.
این تفکرهای ابلهانه و نادانی و مغز و ذهن توخالی و بی ارزش اونا نشان دهندهء همینه.


91:

من هم دقیقاً همین رو قبول دارم ، یعنی یک نفر به لحاظ اینکه فقیره نمیتونه حتماً آدم خوبی باشه و بالعکس در مورد ثروتمندان ، ولی بعضی وقتها پیدا میشه افرادی که بهشون ظلم میشه و قدرت اینو نداره که حقس رو بگیره و در همین حال دیگران به جای کمک به اون و همصدایی با اون میان میگن بسپر بدست خدا ، خودش عوش و میگیره ، این درسته آخه

92:

من که میگم قطعا خودم تجربش کردم هر کار بدی که در حق کسی کردم
سر خودم اومده و دمارمو دراورده


62 out of 100 based on 47 user ratings 622 reviews

@