یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود


یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود



یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود
مجتبی عبداللهی معاون خدمات شهری شهرداری تهران کشته شدن دو نفر از شهروندان در حادثه آتش سوزی خیابان جمهوری را خواست و مشیت الهی دانست و گفت: در یک میلیونیوم حوادث پیش می آید که نقص فنی رخ بدهد.
منبع:یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود


یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود



بدحجابان حمایت می‌شوند یا محجبه‌ها؟

1:

زنان؛ روسپیان هر جاییِ شب زنده دار، آوازهای بی صدا زیر آوار مشت و میل.


TV or NO TV ?
روز تعطیل هم هرزگی و بردگی دست بردارشان نیست.


شبکه های اجتماعی؛ از ایدئولوژی تا هژمونی
بدن را به همه می سپارند: مرد و کارفرما و آتش و آسفالت.


علم را هم می‌شود خرید!
دریغ که حیوانات سهمی نبرده اند.
یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود


شبکه‌های اجتماعی امن هستند؟

2:

متاسفانه مجوز های ساخت و ساز های غیر اصولی که همین شهر داریچی های بی مسئولیت می دن عامل این حوادث نه مشیت الهی....


یک پیشنهاد انسانی: کاشتن نهال به جای قربانی کردن حیوانات جلوی پای افراد
هیچ وقت خدا بد بندشو نمی خواد ...


فرار مغزها از ایران


براستی مشکل کجاست ؟

3:

قربونت برم خدا ، چقدر غريبي رو زمين........


4:

خدا از این مشیعت ها و خواست الهی برای ایشون و خانواده محترمشون نصیب کنه
ایول..از این به بعد تمام مشکلات تورم و گرونیو اینا مال خواست خداست..چون ایجور چیزا فقط تو ایران رخ میده

5:

خانواده مقتولان آتش‌سوزی خیابان جمهوری: جای عذرخواهی، ‌قربانیان را مقصر می‌دانند

نسرین فروتنی 44‌ساله و آذر حق‌نظری 60‌ساله دو جان‌باخته حادثه آتش‌سوزی کارگاه خیاطی در خیابان جمهوری شهرستان تهران در روز یکشنبه بودند.
این حادثه اگرچه فقط دو جان‌باخته بر جای گذاشت، اما چندین خانواده را به عزا نشاند و احساسات میلیون‌ها نفر را جریحه‌دار کرد.

اما پرده از بخش مهمی از مشکلات شهر شهرستان تهران و ضعف‌های مدیریتی اون هم برداشت.

ضعف‌هایی که اگر در این حادثه خود را نشان نمی‌داد حالا این دو زن زنده و در کنار خانواده‌های خود بودند.
آذر حق‌نظری 10سال پیش از شوهرش جدا شده بود، دوفرزند داشت یک‌پسر و یک‌دختر، دخترش خارج از ایران هست و او در منطقه 10 شهرستان تهران در خیابان قصرالدشت با پسر و عروسش زندگی می‌کرد.

او تا سه‌ماه پیش در کارگاه خیاطی محل حادثه به کار مشغول بود اما پس از اون اینجا را ترک کرده بود.

در روز حادثه برای پیگیری حقوق ‌معوقه خود به محل حادثه می‌رود که آتش‌سوزی به وقوع می‌پیوندد.
محسن اکبرزاده فرزند 32‌ساله آذر حق‌نظری: مادر من اما بیشتر از پنج‌دقیقه خودش را نگه داشته بود و تحمل کرد.

اما در همین فاصله یکی از آتش‌نشان‌ها شروع کرد به آب‌پاشی، به‌جای اونکه شیلنگ آب را به سمت شعله‌های آتش بگیرد اون را به طرف مادرم گرفته بود و او را خیس می‌کرد، در صورتی‌که آتش در سمت دیگر ساختمان بود.

در نهایت مادرم نتوانست بیشتر از این خودش را نگه دارد و او هم سقوط کرد.»
منبع:تجارت اینترنتی در انتظار بازرگانان ایرانی

6:

این یعنی چی ؟ لطفا تفسر کنید نوشتتونو .

ربطشو به این دو زن کارگر زحمتکش بفرمایید

7:

با شناختی که از پست های ایشون دارم فکر میکنم میخواستند جملات احساسی فمینیستی ایجاد نمايند ولی بخاطر بی دقتی در جمله بندی به بانوان توهین کردند.


8:

زنان؛ روسپیان هر جاییِ شب زنده دار، آوازهای بی صدا زیر آوار مشت و میل.

روز تعطیل هم هرزگی و بردگی دست بردارشان نیست.

بدن را به همه می سپارند: مرد و کارفرما و آتش و آسفالت.

دریغ که حیوانات سهمی نبرده اند.

بدبرداشت نکنید :
این حادثه تلخ وحزن انگیز بناگاه به جوهر تلخکامی من آمیخته شد ...
تصویری دیگری از وضعیت زن درجهان نابرابرامروزی که برای بقا گاهی مجبور هست ازجسم وجان بگذردوخود را درمعرض فروش بگذارد ودرشرایط دیگر نیروی کار خود را عرضه کند وشب هنگام خسته ووارسته ازحوادث وستم های جنسیتی مردانه درخانه موظف ومتعهد هست وظیفه زناشوئی را نیز به اجرا بگذارد ...
تصویر تلخی واسفناک از وضعیت زنان کار ...
که این روند نه روز میداند ونه شب ونه تعطیلی ....
وعاقبت برای فرار از آتش ، درسختی آسفالت خیابان آرام میگیرد ...همین
امیداست اصل مطلب ومنظور را به درستی بیان داشته باشم

9:

مدیر خوبی هست
خدا حفظش کنه و امیدوارم از این مدیر ها بیشتر داشته باشیم
یه دونه کمه

10:

به اسم خداوند که تمام بشود همه چیز مقدس می شود و
دیگر نه نیازی به عذر خواهی حس می شود و نه نیازی به
پاسخگویی و توضیحات و ....
بله اسم و مشیت خداوند هم در دستان این اعجوبه ها
بازیچه ای بیش نیست اونهم صرفا برای فرار از بحران خود
ساخته ای که چه بسا فقط دست آویز برنامه دادن نامی جاویدان
نظیر خداوند بتواند اونها را از اون برهاند.
بار اولشان نیست آخرشان هم نخواهد بود .
ما عادت کرده ایم به این بهانه ها

11:

موضوع ایجاد جمله فمینیستی نبود بلکه بیانگر حقیقت تلخ تقابل کراهت انسانی درمقابل کرامت انسانی هست که درتنگناهای فکری وشرایط سخت جامعه وجود دارد ووقتیکه عریان میشود وبه نمایش در می آید واینگونه بااتفاقات تلخ دمل چرکین اون باز میشود برای ما پذیرش اون قدری سخت میشود زیرا باباورهای ما تناقض دارد وهضم اون ناگوار ...
توهین به مقام زن دررسوبات فکری ونگاه غیر منصفانه ماجادارد وانتظارات وتوقعاتیکه بااون برای خود میسازیم ...
اگر جمله را قبل از پیش داوری با دقت بخوانید به خقیقت مطلب پی میبرید ...


12:

وقتی وابستگی معیار انتخاب میشود یا چند خم و راست شدن و ارادت های خاص..
بیش ازین هم انتظاری نیاید داشت.


به عقیده من یک روز خداوند خود بر زمین می اید بدون واسطه و بیان میکند:
این همه نشانه الهی را کجا اورده اید شمارا به اعتقاداتی که ساخته اید قسمتان میدهم بس کنید.


13:

اصولا کار اون‌هاباید سوختن‌باشد و مهم‌تر از اون، «ساختن»:
ساختن با وضع موجود و ...ساختن براي بانيان وضع موجود.

اما آتش تند هست، مي‌سوزانداز بنگلادش تا تهران، و به کسي هم رحم نمي‌کند، منتظر آتش‌نشان‌ها هم نمي‌ماند.

آتش‌نشان‌ها، اسم دقيقي دارند.

آتش را مي‌نشانند، اون‌هم در کم‌ترين وقت ممکن.

اون‌ها همواره جزو شريف‌ترين مشاغل محسوب شده‌اند.

بارها درباره‌شان فيلم‌‌ها و سريال‌هاي خوش‌فروش ساخته شده و گاهي يکي‌شان دست به فداکاري‌اي مي‌زند و براي مدت‌ها تيتر اصلي رسانه‌ها مي‌شود.

کار اون‌ها سخت هست، طرف‌شان آتش هست.

بي‌جهت هم نيست که آتش‌نشان‌ها و ماشين‌ها‌يشان پاي اصلي حضور در صحنه‌هاي انقلاب‌ اند.

اون‌ها مي‌آيند تا آتش متعارضين و ناراضيان وضع فعلي را خاموش نمايند، با شليک آب يا سدکردن خيابان يعني دقيقاً جايي که وضع موجود بايد حفظ شود و صرفاً کاري را مي‌نمايند که بايد در مقابل ناامني کرد.

در واقعيات انقلاب هيچ ماشين آتش‌نشاني‌اي ديده نشده که نقص فني داشته باشد.

دو زن کارگر خيابان جمهوري از اين دسته‌ي اخير نبودند، انقلابي در کار نبود، بحث سر يک کارگاه تريکوبافي در خيابان جمهوري هست و اون‌ها صرفاً کارگر بودند.

اون‌ها مرگ‌شان هم نبايد دست خودشان باشد.

به نظر مي‌رسد پرت‌شدن‌شان از پنجره‌ي کارگاه تريکوبافي خيابان جمهوري خودخواسته بود امّا نکته‌ي جالبي‌که در مصاحبه‌ي سخنگايشان ساوقت آتش‌نشاني وجود دارد حاکي از نوعي اصرار جنون‌آميز مبني بر اين هست که مرگ اون‌ها توسط کارشناسان تأييد شده هست.

او با وقاحت اين‌گونه بر نقش شرایط اورژانس تأکيد دارد: «متأسفانه اين دو علي‌رغم هشدارها و درخواست آتش‌نشانان خود را به پايين پرتاب کرده و با تأييد شرایط اورژانس جان خود را از دست دادند.» اما مسأله تنها اين نيست که کسي حق ندارد بي‌اجازه بميرد.

پرتاب خودخواسته‌اي وجود نداشت.

دستاني که ميله يا لب پنجره را حدود ده دقيقه محکم چسبيده بودند، واقعاً ديگر حس نداشتند.

منکر سفتي آسفالتِ اون پايين نبودند، ولي حس نداشتند، مي‌دانستند که نجات قهراً بي‌معني خواهد شد ولي حس نداشتند و شليک آب اين ناتواني و بي‌حسي را کامل کرد.

براي همه‌ي ما که ناظريم، براي کسي که فيلم‌ها را در يوتيوپ و فيسبوک مي‌گذارد و هزاران لايک مي‌گيرد، اتفاق خيابان جمهوري چندان هم دردناک نبود.

تنها دو نفر مرده‌اند، تنها دو کارگر....!
هرچه باشد تعداد کشته‌شدگان هم در دولت اعتدال معتدل شده هست.

کارگراني که قرباني جنگ نيستند، بلکه کسانی هستند که اجازه ندارند بدون تأييد بميرند.

بله، همه مي‌توانند اون‌ها را بکشند.

صاحب کارگاه، افراد دوربين به دست زير‌ساختمان و حتي آتش‌نشان‌هاي شريف.

با اين منطق که هيچ‌گاه هيچ شاهدي وجود نخواهد داشت و تنها شاهدان جمهوري همان‌هايي بودند که خون گرم‌شان بر آسفالت سرد خيابان شتک زد، همان‌ها که تا عمق غايي فاجعه پيش رفتند.

بي‌دليل نيست که اين اتفاق کام هيچ‌کس را تلخ نمي‌کند.

چرا که هيچ‌کس شاهد نيست.

ما کابوس مرگي را مي‌بينيم که انتظارمان را مي‌کشد.

بي‌شک دو زن جوان چند روز ديگر جايگزين خواهند شد.

دو زن ديگر الطاف الهي را در دستگاه و قالب يک شغل آبرومندانه و حتماً در جايي که «باز شده تا همه لقمه ناني ببرند، يکي ما يکي شما» (جمله اي که ورد کلام زالوهاست) خواهند چشيد.

و همان‌طور که آقاي سخنگايشان آتش‌نشاني مي‌گايشاند مجدداً بخاطر واقعيات نامناسب کارگاه‌هاي خيابان جمهوري، به مسئولين‌اش تذکر داده خواهد شد
روزي خواهد رسيد که مکان موقتي اونان نه کارگاه‌هاي نمور و دست‌ساختِ بسرمایه داران گردن‌کلفت و زالوصفت باشد روزي که تنها مکان اون‌ها وسط خيابان هست، روزي که ديگر اون‌ها سقوط نخواهند کرد...

14:

نوشته اصلي بوسيله kavoush نمايش نوشته ها
زنان؛ روسپیان هر جاییِ شب زنده دار، آوازهای بی صدا زیر آوار مشت و میل.

روز تعطیل هم هرزگی و بردگی دست بردارشان نیست.

بدن را به همه می سپارند: مرد و کارفرما و آتش و آسفالت.

دریغ که حیوانات سهمی نبرده اند.


بدبرداشت نکنید :
این حادثه تلخ وحزن انگیز بناگاه به جوهر تلخکامی من آمیخته شد ...
تصویری دیگری از وضعیت زن درجهان نابرابرامروزی که برای بقا گاهی مجبور هست ازجسم وجان بگذردوخود را درمعرض فروش بگذارد ودرشرایط دیگر نیروی کار خود را عرضه کند وشب هنگام خسته ووارسته ازحوادث وستم های جنسیتی مردانه درخانه موظف ومتعهد هست وظیفه زناشوئی را نیز به اجرا بگذارد ...
تصویر تلخی واسفناک از وضعیت زنان کار ...
که این روند نه روز میداند ونه شب ونه تعطیلی ....
وعاقبت برای فرار از آتش ، درسختی آسفالت خیابان آرام میگیرد ...همین
امیداست اصل مطلب ومنظور را به درستی بیان داشته باشم
- دوست گرامی اینکه دو زن برایشان چنین اتفاقی افتاده، شاید بدرستی حس ترحم و تاسف بیشتری را القا کند و حرفی در این موضوع نیست؛

اما تصور میکنم نگاه جنسیتی بیش از حد به این موضوع، در واقع ورود پنهان (و شاید ناخودآگاه) به همان نگاه دوگانه و جنسی به جامعه هست که به زنان شاغل در بیرون خانه نگاهی منفی و بدبینانه دارد.

چندی قبل 7 نفر حین کار در شیراز زیر زباله ها دفن شده و مردند؛ و همگی هم مرد بودند.

از جمله دو آتشنشان که با اطلاع از همین خطرات در حال جستجو بودند.

اگر برنامه بر نگاه جنسی باشد، میشود سناریویی برای مظلومیت مردان کارگر و در مشاغل سخت هم نوشت.

اما پايه اً اگر به کارگر و کارمندی ظلمی میشود و نیازمند هستیفای حقش هست، فرقی در زن یا مرد بودنش وجود ندارد و پايه و ریشه این ماجراها فراجنسی هست.


15:

برای این پست زیبا و پرمعنایتان یک تنکس را کم دیدم .

احسنت

16:

زیاد داریم خدا رو شکر.

تقریبا همه شون همینقدر باشعور و فهمیده هستن!
واکنش شهردار شهرستان تهران هم توی خبر تلوزیون جالب بود
بخوبی فرافکنی کرد و به عنوان مشکلات شهرهای اصفهان قم خراسان و..

پرداخت!
معلوم نیست این روسا و مدیران دقیقا کی قراره احساس مسئولیت نمايند.


17:

درود wooer عزیز
اشاره به جایی داشتید
انسان ذاتا میل به زندگی جاودانه دارد و به شکل غریبی از فنا پذیری گریزان
هست در نتیجه هر هستدلال و هر شبه ای که تصور این زندگی جاودانه یا رسیدن به
یک منبع جاودانگی رو در اونها تقویت کنه (بدون پرداختن به فلسفه اون)را قویا
می پذیرند و اتفاقا در نزدشان نیز از ارزش و اعتبار و ارزش و تعصب خاصی هم
برخوردار می شود.


در نتیجه بعضی اشخاص از همین موضوع به عنوان برگ برنده هستفاده کرده و هر وقت که
دستشان توی پوست گردو ماند یا نیاز به هستفاده ابزاری از چیزی داشتند با متوسل
شدن به این بهانه ها خودشان را از مظن اتهام مصون می دارند و پر واضح هست
که ذهن اکثریت امت با این عوام فریبی ها منحرف شده و اصلا صورت مسئله
در این بین کلهم نیست و نابود می شود .

طفلک خدا که این بندگانش را ایجاد کرد و فکر کنم الان خودش هم از دست اونها
به اندازه کافی عاصی شده هست ....چه بسا اگر تا این اندازه استقامت نداشت الان هزاران بار
از ایجاد این اعجوبه ها پشیمان هم شده بود!

18:

ضمن ابراز خشنودی ازحضور شماومشارکت دراین مبحث (ازبرکات نقدوبه قول شما .دی)
قبول میکنم که هرروز دهها اتفاق برای کارگران مرد دراقصی نقاط جهان وایران رخ میدهد که این هم نمونه ای ازوضعیت اسفناک رابطه کار وسرمایه هست که باعث میشود این قشر بیشتر درمعرض خطر برنامه گیرند وفدای منفعت طلبی بشوند امانکته ای که این موضوع را قدری تراژیک میکند وضعیت اجتماعی زنان درجوامع نیمه سنتی هست ...
زیراباورود این قشر به بازار کاربغیراز سنگینی مسئولیت خانه داری وحتی زناشوئی درجایگاهی برنامه میگیرند که توقع مسئولیت نان آوری خانه را نیز بردوش اونان سنگینی میکند وبعلت شرایط نابسامان بیکاری با کمترین حقوق وعدم حمایت اجتماعی مواجهه هستند ودرکنار اونان کودکان نیز ازاین قائده مستثنی نیستند ودیگر اینکه حتی از حقوق اجتماعی همطراز با مردان نیز بی بهره مانده اند ...
ومشاهده این نکات مسئله را قدری تعمیق وجانگدازودردناک میکند وبی اختیار زبان سخن به این شکل گشوده میشود ...


19:

به خانواده ی این هم وطنان تسلیت میگم....خدا رحمتشون کنه.....خیلی ناراحت شدیم...از این خبر

20:

شايد اگه مثل اين مرد كمي استقامت مي كردند ...

:(


لحظه آخرم بود، نمی‌خواستم بسوزم.

اونها هم واقعیتش به‌خاطر اینکه زنده نسوزند از پنجره بیرون آمدند و بعد افتادند و مردند.

شما هم باشید همین کار را می‌کنید، زنده سوختن بهتر هست یا در یک دقیقه مردن؟
یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بودشرق نوشت:

در عکس‌ها و فیلم‌های منتشرشده از ماجرای آتش‌سوزی روز یکشنبه در خیابان جمهوری تهران، تصویر دوزن و یک‌مرد دیده می‌شود.

اون دو زن یکی نسرین فروتنی بود و دیگری آذر حق‌نظری که هر دو از بالای ساختمان در حال آتش، سقوط کرده و از دنیا رفتند.



مرد جوانی که در اون عکس‌ها دیده می‌شد با تی‌شرتی راه‌راه به رنگ‌های قرمز و سیاه، در حال فریاد و درخواست کمک بود.

نامش حسین جعفری هست و از حادثه جان سالم به در برد.



او خوش‌شانس بود.

نرد‌بان آتش‌نشانی کمی سپس سقوط اون دوزن به پنجره محل ایستادنش رسید و جعفری توانست از زبانه‌های بی‌رحم آتش و احتمال سقوط از ساختمان، فرار کند.



خودش اما می‌گوید اگر یک دقیقه دیگر نرد‌بان نمی‌رسید قصد داشت خودش را از ساختمان پرت کند.



حسین جعفری حالا سه روز هست با کابوس سقوط دو همکارش شب و روز را می‌گذراند.



در این فرمود‌وگو از او درباره شرح ماجرای آتش‌سوزی اون یکشنبه تلخ پرسیده‌ام.

‌آقای جعفری شما آتش‌سوزی روز یکشنبه و مرگ همکارانتان، خانم‌ها حق‌نظری و فروتنی را از نزدیک دیدید، ماجرای اون روز چه بود؟


من 15دقیقه اونجا داد میزدم که نردبان بفرستید، اما نرد‌بان را بالا ندادند، تشک پایین نینداختند تا کسی زنده بماند.

من آخرین لحظه، یک‌دقیقه مانده بود که خود را به پایین پرت کنم، یعنی اگر یک‌دقیقه دیرتر نردبان دوم که از سرپیچ، پیچید را نمی‌دیدم من هم داشتم خودم را پرت می‌کردم پایین.



لحظه آخرم بود، نمی‌خواستم بسوزم.

اونها هم واقعیتش به‌خاطر اینکه زنده نسوزند از پنجره بیرون آمدند و بعد افتادند و مردند.

شما هم باشید همین کار را می‌کنید، زنده سوختن بهتر هست یا در یک دقیقه مردن؟

‌شما که از نزدیک ماجرا را شاهد بودید، اول خانم فروتنی سقوط کرد یا خانم حق‌نظری؟


اول خانم فروتنی، بعد خانم حق‌نظری، خانم حق‌نظری بنده‌خدا هم، اول پنج‌دقیقه اونجا آویزان شد، که توی فیلم‌ها هم هست، فشار آب گرفته‌شده بود روی من و او، یک‌لحظه حتی سرم را کردم داخل اما از دود داشتم خفه می‌شدم آمدم بیرون دوباره.

نمی‌شد تو ماند، اونقدر دود بود که نمی‌شد نفس بکشیم.

بعد دوباره سرم را آوردم بیرون.

‌اون دقایقی که این دو مرحوم از پنجره آویزان بودند، چه می‌فرمودند، به شما چیزی فرمودند؟

فقط «کمک»، فقط «کمک»، داد می‌زدند تو را خدا کمک کنید تو را خدا کمک کنید، اونقدر داد زدند که دیگه خسته شدند و هیچ کمکی نرسید.


یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود


‌اینکه آتش‌نشانی آب می‌پاشید سمت شما...


بله فقط آب می‌پاشید، شما بیایید اونجا را نگاه کنید، آتش به اندازه‌ای بود که آلومینیوم را ذوب می‌کرد، انسان اونجا زنده می‌ماند؟

‌بله حرارت آتش خیلی زیاد بود.


شما بیایید نگاه کنید اون بالا را، پایین پنجره بغلی آلومینیوم ذوب‌شده و ریخته پایین، در چنین حرارتی آیا من نمی‌سوختم؟

‌آیا شما خودتان در اون حادثه دچار سوختگی شدید؟


من دچار سوختگی نشدم، فقط لحظه آخری که داشتم خودم را پرت می‌کردم و نردبان رسید، موقعيت نکردم از روی نردبان بیایم، زیر نردبان را گرفتم و آمدم پایین.

‌غیر از شما و این دو مرحوم چندنفر دیگر در اون روز در کارگاه بودند؟


هفت‌نفر بودیم.

‌آتش‌سوزی چطور شروع شد و شما چطوری متوجه آتش شدید؟


ما نفهمیدیم اصلا، نشسته بودیم داشتیم کارمان را می‌کردیم، یک لحظه متوجه شدیم بوی سوختگی می‌آید برگشتم فرمودم بوی سوختگی می‌آید.

خدابیامرز خانم فروتنی هم برگشت فرمود آره از یه جا داره بوی سوختگی می‌آید.

پسر صاحب‌کارمان تا رفت اون اتاق فهمید و فرمود آره آتش هست.

وقتی برگشت موها و ابروهایش سوخته بود، من فرمودم تا در بریم می‌سوزیم.



اون یکی اتاق کلا آتش گرفته بود.

برش‌ها و پارچه‌ها همه‌شان آتش گرفته بودند.

از پنجره آتش می‌زد بیرون.

آتش از انبار شروع شد بغل در ورودی، پشت دستشویی، من نرفتم اون سمت.

جای نفس‌کشیدن نبود و بلافاصله زنگ زدیم آتش‌نشانی و بعد آمدیم سمت پنجره که نفس بکشیم.

بیشتر از دودقیقه طول نکشید، اگر می‌ماندیم اونجا، جزغاله می‌شدیم.

یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود

‌آیا آتش از داخل کارگاه شما شروع شد یا از بیرون نفوذ کرد؛ بعضی‌ها می‌فرمودند آتش از کارگاه بغلی شما شروع شده؟


من نمی‌دانم، من ندیدم و نمی‌توانم بگویم، چون اونجایی که من بودم نمی‌توانستم ببینم.

از اون دری که من بودم چیزی ندیدم.

پسر صاحب‌کار که رفت و برگشت، فرمود آتش هست.

ما فقط «در» را قفل کردیم و زنگ زدیم آتش‌نشانی، آتش‌نشانی هم آمد و فقط آب می‌پاشید.

‌ کارگاه، کپسول اطفای حریق داشت؟


بله دو تا داشتیم.

‌تلاش نکردید آتش را خاموش کنید؟


اصلا نمی‌شد برویم سمتش، پسر صاحب‌کارمان یکی‌اش را برداشت، رفت سمت آتش که آتش داشت می‌سوزاندش، الان یک‌پایش هم سوخته هست.

‌ فرمودید وقتی آتش شروع شد بلافاصله به آتش‌نشانی زنگ زدید، چقدر طول کشید تا آتش‌نشانی رسید؟


آتش‌نشانی زود رسید، ولی نردبان‌هایشان دیر رسید.

اگر نردبان‌ها زود می‌رسید اون بنده‌خدا‌ها نمی‌مردند.

جفتشان زنده می‌ماندند.

چون نردبان‌ها دیر آمد به‌خاطر اون ما خیلی داد زدیم، من خودم اونقدر داد زدم که تو را به خدا نرد‌بان بفرستید، هیچ راهی نداریم، راه خروجی که نداشتیم آتش همه‌جا را گرفته بود و می‌آمد سمت ما.

‌غیر از این دوتا خانم که از دنیا رفتند و شما که خوشبختانه اتفاقی برایتان نیفتاد بقیه چه آسیب‌هایی دیدند؟

یکی از خانم‌ها پاهایش سوخته، یکی از خانم‌ها بنده‌خدا الان پاهایش تکان نمی‌خورد که از ترس و هسترس زیاد هست.

من خودم هم سه‌شب هست نمی‌توانم بخوابم.

تا می‌آیم بخوابم صحنه که می‌آید جلوی چشمم خوابم نمی‌برد.

‌صحنه‌ای که می‌بینید صحنه سقوط اون دوتا خانم هست؟


بله صحنه جفتشان هست.

شما لحظه افتادن هر دونفرشان را از نزدیک دیدید درسته؟


بله.


یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود

خانم حق‌نظری خودش را خیلی نگه داشت؟


بله خیلی آویزان بود، از پنجره آویزان شده بود، آتش‌نشانی هم آب را گرفته بود روی او و من، که من هم خیس شده بودم.

‌شما به اونها نفرمودید که بیایید داخل و بیرون نروید؟


شرایط طوری بود که نمی‌شد، فقط از جلو می‌توانستیم همدیگر را ببینیم، از بیرون باید نگاه می‌کردیم، از تو نمی‌توانستیم چیزی ببینیم، اون لحظه هم هرکس به این فکر می‌کند که خودش را نجات دهد، هیچ‌کس به ذهنش نمی‌رسد که چه‌کار کند و چه حرکتی اجرا کند.

هیچ راهی نداشتیم، به این فکر می‌کردیم که باید جان خودمان را نجات دهیم.


21:

یعنی نمی تونستند به محض اینکه متوجه آتش شدند به جای زنگ زدن به
آتش نشانی از ساختمان خارج بشند!؟
توی اینجور مواقع حتی یک صدم ثانیه هم برای خودش یک وقت حساب
شده ای محسوب میشه!

22:

به نقل جهان، مرگ دلخراش دو شهروند تهرانی در ساختمانی در خیابان جمهوری اسلامی بر اثر آتش سوزی، بهانه ای شد تا دوباره اصلاح طلبان اون روی ماهیت خود را نشان دهند.

برخورد دوگانه تندروها با موضوعات غیرسیاسی همواره محل نقد صاحبنظران به این طیف بوده هست.

در حالی که طی سالیان گذشته از جمله در دوران اصلاحات سوانح و فجایع به مراتب بدتری رخ داده بود و واکنش خاصی از سوی دولت مشاهده نشد و کسی نیز هستعفا نداد اما اصلاح طلبان شورا که در روز انتخاب شهردار از اکثریت اعضای شورا شکست خوردند، به بهانه حادثه خیابان جمهوری خواستار هستعفای شهردار پایتخت شدند.

البته مشابه این رفتار تا همین چند ماه قبل از سوی جریان انحرافی نیز مشاهد می شد.

سقوط هواپیما، حادثه قطار نیشاپور در سال 82، تصادف اخیر دو اتوبوس اسکانیا در اتوبان تهران-قم و...

از جمله حوادث سنگینی بودند که نه تنها هستعفایی به دنبال نداشتند بلکه حتی اندکی اذهان فعالان و رسانه های اصلاح طلب را به خود مشغول نکرد.

واکنش ها در فضای مجازی


یک بام و دو هوای اصلاح طلبان با واکنش هایی نیز در فضای مجازی مواجه شد.


در این باره امید حسینی وبلاگ نویس با قراردادن عکس زیر در صفحه گوگل پلاس خود نوشت: چقدر نامردیه که جون آدمها، قربانی دعوای جناحی و عقده های سیاسی بشه.

کشته شدن آدمهای بی گناه و هموطن های ما واقعا ناراحت نماينده هست و اگه کسی هم کم کاری کرده باید پاسخگو باشه، ولی این مسخره بازی ها چیه؟ شما از مردن آدمها ناراحت هستید؟ یه قطار تو نیشابور منفجر شد، یه روستا نابود شد، کلی آدم پودر شدند، بعد وزیرتون خم به ابرو نیاورد، حالا دنبال هستعفای شهردار هستید؟ بخاطر این عکس واقعا معذرت می خوام.

شیر کردم ببینم اینا غیرتی میشن و چهار تا فحش به دولت اصلاحات میدن یا نه؟

یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود

همچنین کبری آسوپار روزنامه نگار نیز در صفحه گوگل پلاس خود نوشت: احمد خرم، وزير راه خاتمي به خبرنگار شبكه يك فرمود اتفاق خيلي بزرگي نبود؛ صداوسيما بزرگش كرد...


داشت در مورد پودر شدن 300 نفر انسان حرف مي زد!

اگر در شهرداري شهرستان تهران و آتش نشاني زيردستش كسي در مورد كشته شدن دو زن در آتش سوزي خيابان جمهوري كم كاري كرده، بايد هستعفا داده و با او برخورد شود؛ اما اگر كسي فكر مي كند رايشان جنازه ي اين دو زن عقده هاي قديمي اش از قاليباف و حرص شهردار شدن دكتر و شهردار نشدن محسن هاشمي را پياده كند و ما اونقدر احمق باشيم كه فكر كنيم دلش براي امت و اون دو زن سوخته، كاملاً در اشتباه هست...


مثلاً روزنامه هاي شرق و آفتاب يزد و شوراي شهري هايي كه خواستار هستعفاي قاليباف شده اند؛ خوابش را ببينند...

واکنش قالیباف

محمدباقر قالیباف امروز در جمع خبرنگاران در جواب به سوالی درباره حادثه اخیر آتش سوزی در کارگاه تولیدی خیابان جمهوری، ابراز داشت: این حادثه بسیار دلخراش بود و از همان لحظات اولی که مطلع شدم، برای بنده نیز مثل همه عزیزان بسیار تلخ و غمناک بود.

شهردار شهرستان تهران با بیان اینکه از دقایق اول تیم فنی ای را گذاشته ایم تا این موضوع را بررسی نمايند، فرمود: هیچ وقت نخواسته ایم اظهارنظر غیرکارشناسی انجام پذیرد و مطمئن هستم که حداکثر ظرف 15 روز آینده، نتایج این بررسی دقیق را به اطلاع امت خواهیم رساند.

البته ما این قول را به امت می دهیم که رسیدگی این کار به صورت دقیق انجام می شود.



محمدباقر قالیباف ادامه داد: امت شاهد بوده اند در جریان اتفاقاتی که در گذشته دور و نزدیک رخ داده هست، همیشه فرموده اند رسیدگی می کنیم اما در انتهای کار بنده نیز به عنوان یک شهروند نفهمیده‌ام که نتیجه چه شد.

به عنوان مثال در حادثه برخورد دو قطار در نیشابور و همچنین فرود هواپیما در خارج از باند در اصفهان متوجه نشدیم چه کسی مقصر فراخوان شد؟ در حوادث اخیر در جاده قم نیز تعداد کثیری از امت در جریان آتش سوزی کشته شدند و مقرر شد که این حوادث به سرعت رسیدگی شود اما در آخر متوجه نشدیم که چه اتفاقی افتاد.



شهردار شهرستان تهران تاکید کرد: من به امت قول می دهم که نتیجه رسیدگی این حادثه ظرف 15 روز روشن شده و نتایج اون فراخوان شود.

همچنین فراخوان نتایج نیز به گونه ای نباشد که در انتها فراخوان نمايند که راننده مقصر بوده هست.



وی به رشادت‌های ماموران آتش نشانی در نجات جان شهروندان اشاره کرد و فرمود: باز هم تاکید می کنم که درخصوص این حادثه نیز رسیدگی می کنیم و اگر تخلف و کوتاهی صورت گرفته باشد، حتما خاطی را معرفی می کنیم، با اون برخورد می کنیم و به مراجع قانونی ارجاع می شود، اما باید توجه داشت که هر گونه قضاوت زود هنگام در این زمینه درست نیست.

چرا که در این موضوع نیز وقتی که کار کارشناسی صورت بگیرد و ابعاد مختلف اون مورد بررسی برنامه گیرد، مشاهده می شود برخی حرف هایی که در این دو، سه روزه زده شد، حرف کارشناسی نبوده و بیشتر به دنبال جریانات دیگری بوده هست.

ما نیز در شهرداری ثابت کرده ایم به دنبال حاشیه ها نمی رویم بلکه به دنبال کارمان می رویم.



ماجرای حادثه قطار نیشاپور چه بود؟


فاجعه انفجار قطار نیشابور که بزرگترین سانحه راه آهن در ایران می‌باشد در روز ۲۹ بهمن سال ۱۳۸۲ و در وقت وزارت احمد خرم (عضو جبهه مشارکت) در دولت اصلاحات در نزدیکی ایستگاه خیام در ۱۷ کیلومتری نیشابور رخ داد که در اون ۲۹۵ نفر کشته و ۴۶۰ نفر زخمی شدند.

اکثر کشته شدگان از نیروهای امدادی و انتظامی و نیز امتی بودند که برای تماشای تصادف دو قطار با هم آمده بودند.

شدت انفجار (که معادل ۱۸۰ تن TNT تخمین زده شده هست) به حدی بود که چندین روستای اطراف اون تخریب گشت و حتی صدای مهیب اون در نیشابور هم شنیده شد.

هیچگاه از سوی دولت وقت علت حادثه و مقصر اون فراخوان نشد.


23:

من نمیفهمم چرا همه سوئیچ کردین رو آتش نشانی ؟!

ماشین آتش نشانی ممکنه با وجود اینکه هر روز و شاید برپايه جدول خاصی هر چند ساعت چک شه بازهم

یه ماشینه ممکنه بر اثر تکونی از آتش نشانی تا محل حادثه قطعه ایش آسیب ببینه کسی که باعث مرگ این دو

بانو شده بیش از همه اون صاحب تولیدی بوده که انقدر جنس در کارگاهش چینده که باید برای عبور و مرور نیم تیغ

میشدن آدم ها و به جز اون کسی که باعث شروع آتش سوزی شده مقصر هست و گرنه مطمئن باشین آتش نشان ها

کم نذاشتن

24:

اظهارات این (...) به کنار !

میگم چرا آتش نشانی آب رو هدف گرفته بود رو خانومه ؟!


25:

خواستن خوبی کنن خیسشون کنن که اتیش نگیرن ولی فشار اب خیلی زیاد بوده و...


26:

اصلا مدیریت بحران خلاصه شده تو ایران !

27:

سلام دیلک جان حتما راهرو و مسیر ورودیشون مسدود شده بوده
و گرنه به سمت پنجره نمی رفتند.
میگه در اتاقو قفل کردن و اومدن سمت پنجره
یعنی احتمالا تا آتش تا پشت در رسیده بوده
چقدر مرگ بدی داشتند خدا بیامرزدشون
اما سخت تر درد و غم بچه هاشونه

28:

دقیقا پارسالم تو خوابگاهمون همچین اتفاقی افتاد خوابگاهمون یکی از ساختمان های شهرداری هستش که زیر زمین خوابگاهمون پر از لوله گاز وانباری شهرداریه.پارسال ساعتای 4صبح پشت پنجره اتاقمون یکی از ماشین های شهرداری منفجر شد.(بعداها فهمیدیم یه معتاد کنار ماشین داشته ...)پر اتاقمون شده بود دود فقط از بیرون داد میزدند توروخدا برین بیرون..الان خوابگاتون منفجر میشه.

جالب تر از این که سرپرست خوابگاهمون در باز نمیکرد بریم بیرون .....300تا دانشجو از ترس داشتیم میمردیم.از اون شب به بعد همیشه یه چادر کنار تختمونه بعد اون اتفاق چندبار دیگه از این نوع اتفاقا واسمون افتاده... تنها شانسی که اوردیم ماشین ها اتش نشانی تو محوطه شهرداری بودند

29:

مسئولیت گریزی و بی اعتنایی مسئولینه مربوطه جایه بسی سوال هستش....!!!!؟؟؟
انگار نه انگار کاری شده....


30:

ممنون....


31:

شاید کسانیکه تو بیمه کار میکنن بیشتر تو جریان اینجور مسایل باشن..

ایمنی تو شرکت ها ..کارگاهها ..و حتی ادارات زیر صفره

ما هروز شاهد قطع انگشت و دست و پا

افتادگی و قطع نخاع

حریقهای فجیع

هستیم که اصلا صداش درنمیاد و جایی عنوان نمیشه....

مثلا یه مدت پیش دست یه کارگر کارخانه ارد سازی توسط بالابر کیسه ها بریده شده افتاد تو گندمها و آسیاب شد و با ارد مخلوط شد ...نون شد ..و رفت حالا تو حلق کدوم بدبختی ..خدا میدونه

32:

والا من حرفای حضرات رو طوطی وار تکرار نکردم عقیده ام رو فرمودم و دلیلی نمیبینم بگم
عقیده من یا شما یقینا درسته اما به نظر من اینی که شما فرمودین اشتباه هستش چون اگه
به فردی بگن میشه با پرت کردن یه خیار معمولی کسی رو کشت باورش نشه ولی یادمه یه
بار چند سال پیش در حوادث خوندم فردی با پرتاب خیار جون فرد دیگری رو گرفته پس میشه
فرمود اونی که با خیار مرده آدم نبوده همون بادکنک بوده؟! دیگه ماشین که ساخت بشر
هست و تضمین کمتری هست برای اینکه توی شرایط گوناگون یه قطعه اش از کار نیفته
احتمالا شما چیز زیادی از ماشین ها خصوصا ماشین های جدید نمیدونین

33:

کارگرانی که هر روز در سکوت رسانه‌ها جان می‌بازند
از میان همهٔ حوادث کارگری دلخراش که روزانه جان چندین کارگر ایرانی را می‌گیرند، خبر «کشته شدن دو کارگر زن بر اثر آتش‌سوزی در یک کارگاه تولیدی» در تاریخ ۲۹ دی ماه (سالروز ولادت پیامبر اسلام) جنجال بسیاری به پا کرد چرا که این حادثه در قلب شهر شهرستان تهران (خیابان جمهوری) و در دید مستقیم امتی رخ داد که حالا از هر حادثه‌ای با دوربین موبایل شان فیلم می‌گیرند تا در اجتماعات دوستانه، دیگران را از اونچه دیده‌اند مطلع نمايند.

پرسش اینجاست که اگر این حادثه در ده‌کوره‌ها...

یا نه، در حاشیه همین پایتخت رخ می‌داد تا چه حد افکار عمومی و مسئولان کشور را درگیر می‌کرد؟
بر پايه آمار ساوقت پزشکی قانونی، روزانه ۵ کارگر در ایران بر اثر حوادث شغلی جان می‌بازند.

بنابراین اگر کشته شدن دو کارگر زن در خیابان جمهوری را کنار بگذاریم، ۳ کارگر دیگر نیز در‌‌ همان روز جان باخته‌اند که خبرش فراخوان نشده هست.
منبع:کارگرانی که هر روز در سکوت رسانه‌ها جان می‌بازند

34:


مرسی از این متن و خبر

یکی از مشکلات کارخانه ها و کلا مشاغل اینکه ..وقتی کارفررما یه وسیله میخره و به کارخونه اضافه میکنه کلاس آموزشی لازمه رو برای کارگر
نمیزاره.

مثلا یه مدت پیش یکی از کارخونه ها یه دستگاه بوش از آلمان خریده بود و خود شرکت بوش خواسته بود کارفرما سرکارگر رو برای اموزش هستفاده بفرسته آلمان..

کارفرما هم بخاطر هزینه نکردن اینکارو نکرد و همون دستگاه باعث قطع چهار انگشت یک کارگر بیچاره شد.


35:

افرین.....به نکته ی ظریفی اشاره کردی...ممنون از شما و اپال....


36:

خواهش دوست عزیز

37:

چند روز قبل مستند آتش نشان ها در آمریکا رو دیدم....
فوق العاده حرفه ای بودن ...
ای کاش که اون دو تا خانم فقط 15 ثانیه دیگه در اون جهنم طاقت میاوردن..
متاسفانه آتش نشان ها دیر جنبیدن...
و مقصر اصلی آتش نشان ها هستن..


38:

تخصص خودم که نه بر پايه تخصص پدرم و اینکه من نه اخبار گوش میدم و نه توی
همین هم میهن رفتم ببینم کی چی میگه اینم که همه به سمت آتش نشان ها انگشت
اتهامشون رو نشونه رفتن به خاطر اینکه دو زن مردند رو از پدر و همسرم شنیدم حتی نظر
همسرم رو نمیدونم هنوز چه برسه به نظر اون آقایونا

ظاهرا شما عادت دارین از روی باد هوا زیاد حرف بزنین و راجع به چیزی که نمیدونین الکی
نطق کنین من یک بار هم سر سفره ابوالفضل و ...

نرفتم بهتره وقتی راجع به چیزی یا فردی
اطلاعات ندارین سکوت کنین تا حرفای الکی بزنین و به بقیه ناآگاهیتون رو نشون بدین و رسوا
کنین خودتون رو

39:

باز هم که در مورد حرفای من قضاوت بیجا داشتید من که نفرمودم عقاید من عقاید پدرم هستند
فرمودم بنابر تخصص پدرم چنین عقایدی دارم چون از بچگی در مورد تخصصش کنجکاو بودم و
ازش سوال زیاد میپرسیدم تا حدی آشنایی پیدا کردم و گرنه از نظر پدرم بی اطلاع هستم
و تنها حرفی که زده خبر رو به من فرموده بدون هیچ چیز اضافه ای شما هم با منطق و
داوری خودتون خوش باشین
در ضمن نه پدر و نه همسر من و نه خود من نگاه جنسیتی نداریم این هم از اون قضاوت های
توهم گونه خودتونه

40:

ای کاش کم کاری خودمونو گردن خدا نندازیم ...


41:

درود ایرن عزیز
درسته حق با شماست .
اصلا قصدم این نیست که آتشنشانان رو مقصر اصلی جلوه بدم
چون به هر صورت مشخصا اونها هم تا اونجایی که بضاعتش رو
داشتند تلاش کردند ولی حالا شاید سحوا یک خطاهایی داشتند
که نتایج چندان خوشایندی به بار نیاورده
توی فیلمی که من از این صحنه دیدم بماند که نردبان آتشنشانی به
موقع کار نکرد و اگر فقط 20 ثانیه زودتر باز شده بود اون خانومه نمی افتاد
ولی یک خطای مسلم ماموران آتشنشانی پاشیدن آب به روی همین
افرادی بود که از نمای ساختمان آویزان شده بودند!
اصلا کاملا مشخصه که زیر پای این خانوم خالی میشه (سر می خوره) و
سقوط می کنه .

من مطلقا توی این فیلم سقوط خود خواسته ای را نمی بینم
هر چند که مسلما ماموران آتشنشانی به زعم خود خواستند که از حجم
هجوم شعله های آتش به سمت این اشخاص جلوگیری نمايند ولی دیگه فکر
اینجاش را نکردند که ممکنه توی اون هاگیر واگیر خود این فشار آب باعث
خیلی مشکلات دیگر بشه مضافا اینکه اصلا با توجه به اینکه هوای شهرها خودش
چربی های خاص خودش رو داره به احتمال قوی با خیس شدن این آلومینیومها
دست این خانوم اون هستحکام کافی رو از دست داده و سقوط کرده.
از تمام اینها گذشته اگر ساوقت آتشنشانی ما تشک بادی داشت گیرم که اصلا
نردبان هم کار نمی کرد اقلا با باز کردن تشک بادی می تونستند جلو این سانحه
رو بگیرند.
حتی توی فیلم مشخصه که آب شیلنگ های آتشنشانی به طبقه پنجم و جایی
که دقیقا آتش در اونجا شکل گرفته نمی رسه و بیشتر سهم عمده آب به طبقات
پایین تر برخورد می کنه!
ماموران آتشنشانی به غیر از همون خطای سهوی (پاشیدن آب به روی نفرات) فکر
نمی کنم قصور خاصی مرتکب شده باشند ولی ساوقتهای زیربط که به وقت شعار
دادن بادی در غبغب می اندازند و طوری از تجهیزات آتشنشانی صحبت می نمايند
که انگار در این ساوقت چه امتیازاتی را مهیا کرده اند باید حسابی جوابگو باشند
که این چه ساوقتی هست که حتی یک تشک بادی هم در اختیار ندارد نردبانش
کار نمی کند شیلنگ آبش تا طبقه پنجم یک ساختمان کشش ندارد و ....
واقعا شرم آوره برای مسئولینی که داخل یک کلانشهر به این درندشتی تصور می نمايند
برای امت خدمات می دهند در حالیکه از ارائه یکی از ابتدایی ترین خدمات شهری
عاجر هستند.

توی شهرهای بزرگ برج هایی به مراتب بزرگتر و غول پیکر تر از این ساختمان احداث
شده اند معلوم نیست اگر خدای ناکرده یکی از این حوادث توی این برجها رخ بدهد
برنامه هست چه بر سر امت بیاید!

توی این فیلم کاملا جزئیات ماجرا مشخص هست:
لینک

42:

از دیدگاه من تمام این بی کفایتی ها بر میگرده به شیوه انتصاب روسای ارشد ساوقتها و ارگانها

مهمترین نقطه نظر حکومت برای تمامی کسانی که به ریاست ساوقتی منصوب میشوند وفاداری به حکومت هست و سپس ان کفایت لازمه رو در نظر میگیرند
و همچنین مافیای خویشاوندی که ریاست ساوقتهای دولتی را در خانوادهای صاحب قدرت متمرکر میکند

تا وقتی که دارا بودن وفاداری به حکومت جای کفایت اشخاص رو در انتصاب ها میگیره
و خویش اوند بازی در حکومت رایج هست
از این قبیل امور که شامل بی کفایتی و دزدی و اختلاس میشه هم فراوان وجود داشته و خواهد داشت
و سپس ان هم رئیس بی کفایت طلبکار هم میشود و خودش رو مبرا از هر خطایی میداند چون میداند پشتت به حکومت و خانواده مافیایی اش محکم هست

در بدترین کشورهای دنیا هم سپس چنین مصیبت تراژدیکی حداقل ریاست ان ساوقت از سمت خود هستعفا میدهد و همه گناه ها رو گردن میگیرد

43:

خدا خودشو از ما نگیره ! وگرنه تقصیرا میخواست گردن کی بیفته ؟!

حد اقل بیان بگن نقص فنی بوده ..

طبیعتا کسی همه ی تقصیرارو گردن اینا نمیندازه اما وقتی جواب گویی رسمی نمیشه بیشتر تقصیرا گردنشون میوفته ..


فرهنگ بی فرهنگی ..

44:

چند هفته قبل مستند آتش نشان ها از شبکه "خاطره" پخش شد و من ضبطش کردم...
یه آتش سوزی بزرگی توی یه ساختمونی در آمریکا رخ داده بود...
و نکته جالب اینجا بود که یه نفر که فرمانده تمام آتش نشان ها بود این قدر به زیبایی تمام گروه رو هدایت کرد...
و نکته مهم تجهیزات پیشرفته اونها بود..
به نظرت در کشور عقب افتاده و واپس گرائی مثل ایران که از عقب مانده ترین کشورهای دنیاست به نظرت می تونه این تجهیزات رو داشته باشه...
به عکس اول توجه کنید..
این نردبون خودکار تا دهها متر میرفت بالا و خیلی قشنگ به همه جا آب می پاشید..
یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود
و این هم از همون فرمانده که واقعا نشون داد یه آتش نشان واقعی هست..
یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود

45:

حرف شما صحیح وسایل آتش نشانی بروز و مدرن خوبه و کمک بسیار زیادی میکنه

اما هر وسیله ای ممکنه خراب شه همونطوری که یه آدم سالم یه جوونم میتونه به ناگهان بیفته و بمیره

46:

ممکنه ازتون خواهش کنم وقتی چنین عباراتی بکار میگیرد کلمه حکومت رو به ایران اضافه کنید

چون بکار بردن ایران به تنهایی یعنی شامل ملت ایران و کشور ایران

47:

بله ..من هم موافقم خراب میشه و اصلا ایرادی نمیشه گرفت..منتها تا حالا یه مسئول ایرانی نیومده با همه اتفاقاتی که توی مملکت رخ میده یه عذر خواهی ساده کنه...
نمی دونم شما یادتونه که رئیس نیروگاه اتمی ژاپن در برابر امت روستایی ژاپن تعظیم کرد و بحالت سجده در اومد و گریه کرد و فرمود من از شما معذرت می خوام و فرمود حاضره از کار هم بر کنار بشه.در حالی که بلای طبیعی مثل زلزله و سونامی هم این بلا رو سر امت اونجا در آورده بود...
...
و برای تجهیزات هم اینجاست که تحریم ها اثر خودشون رو نشون میده...


48:

بله این دیگه برمیگرده به فرهنگ بسیار بالای ژاپنی هااا

توی همین سونامی واقعا نشون دادن که خیلی با فرهنگن

مطمئناً اگه این اتفاق در بسیاری از کشورهای دیگه میفته شاهد دزدیها و خیلی سواستفاده های دیگه از موقعیت پیش آمده میشدیم

ولی در ژاپن یک نفر دزدی نکرد یک نفر از صف بیرون نزد یک نفر سعی بر گرفتن حق دیگری نکرد این ها بخاطر فرهنگشونه که متاسفانه

اکثر جوامع ندارن چنین فرهنگی رو

49:

درود hashem1359 عزیز
گرامی توی این کشور تقصیر تمام قضایا بر گردن ضعیف ترین و
بینوا ترین افراد هست و در شرایط خیلی اورژانسی هم معمولا
تمام تقصیرها به گردن کسانی هست که جانشان را در سانحه
از دست داده اند عذرخواهی و احترام و....دیگر چیست ! از چیزی
صحبت کنید که این مسئولین باهاش آشنایی داشته باشند
چطور که در اغلب موارد سقوط های هواپیما هم خطای اصل کاری
از جانب خلبانی رخ می دهد که اسمش جزو اولین نفرات کشته شده
ثبت شده هست!

.....................................

وداع دلگیر پدر و مادر با فرزندِ مرگ مغزی تصاویری ناراحت نماينده‌ پدید آورده که البته تمامی ماجرا نیست؛ احترام پزشکان و کادر درمانی حکایت از اتفاق در خور تعظیمی دارد که با اهدای اعضای این کودک رقم خواهد خورد!
یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود
خداحافظی سوزناک پدر و فرزند

یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود
وداع دلگیر مادر و فرزند

یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود

50:

سلام دیلک جان...
شما به خوبی فرمودنی ها رو مثل همیشه زیبا بیان کردین...
بابت عکس ها هم ممنون...خیلی زیبا بود...
حساب کن پزشکان ضعیف ایرانی که فقط اون پزشکان قدیمیش خوب و عالی هستن ...این جدیدی ها که از ضعیف ترین پزشکان دنیا هستن و امروزه فقط به فکر چاپیدن از بیماران هستن...

این هم مطلب و عکس جالبیه..
اين در حالي هست كه مشكلات پدید آمده در نيروگاه، بر اثر زلزله‌اي 9 ريشتري و سونامي سهمگين پس از اون كه در تاريخ بي نظير بود رخ داد.
کد خبر: ۱۶۲۹۲۰
تاریخ انتشار:
۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۳:۲۲
-
05 May 2011
رئيس و مديران شركت «نيرايشان برق توكيو» از روستاييان آسيب ديده از تشعشعات راديو اكتيو نيروگاه اتمي فوكوشيما عذرخواهي كردند.

به نقل عصر ایران، «ماساتاكا شيميزو» (نفر وسط) رئيس شركت نيرايشان برق توكيو و مديران ارشد اين شركت كه مالك و مدير نيروگاه برق «داي ايچي» فوكوشيما هستند در برابر امت آسيب ديده روستاي «نامي» كه از خانه و كاشانه‌شان آواره شده و براي اسكان موقت به اردوگاهي در «نيهونماتسو» منتقل شده‌اند، حاضر شدند و در برابرشان به زانو افتاده و بابت قصورهايي كه در اداره نيروگاه داشتند‌، عذرخواهي کردند.

اين در حالي هست كه مشكلات پدید آمده در نيروگاه بر اثر زلزله‌اي 9 ريشتري و سونامي سهمگين پس از اون كه در تاريخ بي نظير بود، رخ داد.

یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود

روستاي اين آوارگان در مجاورت نيروگاه توليد برق هسته‌اي «داي ايچي» فوكوشيماست كه مالكيت اون متعلق به شركت نيرايشان برق توكيو هست.

روستاي «نامی» هم اكنون به دليل خطر تشعشعات راديواكتيو تخليه شده و ساكنان اون براي اسكان به اردوگاهي در نيهونماتسو منتقل شده اند.

پس از زلزله و سونامي 11 مارس ژاپن ده‌ها هزار نفر از ساكنان مناطق نزديك به نيروگاه فوكوشيما خانه و كاشانه خود را رها كرده و براي اسكان موقت به ديگر مناطق ژاپن منتقل شده اند.

فرهنگ عذرخواهي در صورت شکست، سنتي ديرين در ميان مديران ژاپني هست.


51:

بزرگوارید هاشم عزیز
حق با شماست وزارت بهداشت و درمان ما هم کم از این ساوقتهای
مورد اشاره برای پرداختن ندارد
از کجا بگیم که دلمون باز بشه! از امت گرفته تا مسئولین هر کدام به
یک شکل جداگانه ای خون به دل امت می نمايند .
این زخمها اونقدر عمیق و کاری هستند که وقتی صحبت از هر کدام به
میان می آید تمامش سر باز می نمايند و آدم نمی داند از کجا بگوید و چه
وصف حالی برایشان بیاورد
از امت گرفته تا مسئولین هیچ کس مسئول رفتارش نیست همه به شکلی
%د این هستند که تقصیرها را به گردن دیگری بیندازند!
طی سالهای گذشته آمار شهدای وزارت آموزش و پرورش ما کم مانده بود از
آمار شهدای 8 سال جنگ تحمیلی هم بالا بزند ولی دریغ از یک احساس مسئولیت
از جانب مسئولین رده بالا .

حالا هستعفا هم نخواستیم حتی نخواستند یک
عذر خواهی ساده انجام بدن.

در حالیکه در اینجور مواقع در اغلب کشورها به جای اینکه
یک بدبخت بیچاره ای پیدا نمايند که تقصیرها را به گردنش بی اندازند همون در وهله
اول خود وزیر مربوطه هستعفا می دهد تا اقلا با این حرکت ابراز تاسفش را نشان
بدهد.
ولی مگر قدرت کم چیزی هست...که به این سادگیها ازش دل کند

52:

یاد اون یارو افتادم که میخاست جهان رو مدیریت کنه !

نوشته اصلي بوسيله sahar20 نمايش نوشته ها
دقیقا پارسالم تو خوابگاهمون همچین اتفاقی افتاد خوابگاهمون یکی از ساختمان های شهرداری هستش که زیر زمین خوابگاهمون پر از لوله گاز وانباری شهرداریه.پارسال ساعتای 4صبح پشت پنجره اتاقمون یکی از ماشین های شهرداری منفجر شد.(بعداها فهمیدیم یه معتاد کنار ماشین داشته ...)پر اتاقمون شده بود دود فقط از بیرون داد میزدند توروخدا برین بیرون..الان خوابگاتون منفجر میشه.

جالب تر از این که سرپرست خوابگاهمون در باز نمیکرد بریم بیرون .....300تا دانشجو از ترس داشتیم میمردیم.از اون شب به بعد همیشه یه چادر کنار تختمونه بعد اون اتفاق چندبار دیگه از این نوع اتفاقا واسمون افتاده... تنها شانسی که اوردیم ماشین ها اتش نشانی تو محوطه شهرداری بودند
لعنت بر تعصبات بیجا که انسانهای بیگناه رو قربانی میکنه .



این قضیه شما منو یاد یاد قضیه مشابه در چند سال قبل در مدرسه ای در حجاز انداخت که دچار اتش سوزی شده بود ولی مسئولین مدرسه به اجبار نزاشتند دختربچه ها بیرون برند لذا عده ای از اونها در اتش سوختند و از دنیا رفتند .

چون خدای نکرده زبانم لال ممکن بود چند تا نامحرم اون دختربچه ها رو بدون حجاب کافی ببینند و لابد آسمان دنیا پائین میامد .


53:

در حالی که خیلی از بچه ها هرچی جلو دستشون بوده با خودشون اورده بودن مانتو ...پارچه...

و این نشون میده در هر حالی بیشتر خانوما در هر وضعیتی به فکر حجابشون بودن

54:

بازهم کاسه کوزه ها دارد سر یک عده بینوای دیگر شکسته می شود!
این ملت اعتراض کردن و اعتراض نکردنشان هیچ توفیری ندارد!
وقتی اعتراض نمی نمايند دلشان خون می شود اعتراض هم که
می نمايند روزگار یک عده بی گناه دیگر به آتش کشیده می شود!
عجب وهمی هست این روزگار ما....

بازداشت 2 آتش‌نشان در رابطه با حادثه خیابان جمهوری



!!!

55:

خُب ديلك جان دليلش اينكه زورشون به اون بزرگترها و اصليها نميرسه... اگه چيزي بهشون بگن ميشه تُف سربالا براي خود مملكت.اگه چيزي به اون گنده ها بگن اونها هم شروع ميكنن به افشاگري و پته رو آب ريزي..بخاطر اينكه كَپ شون بسته بمونه مجبورن كاري به كارشون نداشته باشن.


56:

توجیه لهستانی برای آتش‌سوزی جمهوری (طنز)

ایسنا - طنز روز - در همه جای دنیا وقتی حادثه‌ای رخ می‌دهد و افکار عمومی از اون متأثر می‌شود، مسؤولان کاری می‌نمايند که نمک بر زخم امت نپاشند و اون‌ها را متأثرتر ننمايند.

اما در کشور ما مسؤولان به جای این که بر درد امت مرهم بگذارند، به اون‌ها سیخونک می‌زنند و سنگ نمک بر زخم‌شان می‌مالند.
مثلا خانم معصومه آباد، عضو شورای شهر تهران، با اعتراض به انتقادها از شهرداری و ساوقت آتش‌نشانی، فرموده‌اند: این اتفاق ممکن هست برای هر سیستم کامپیوتری رخ بدهد و حتا هواپیماهای غول‌پیکر هم دچار مشکل می‌شوند!
اما خانم آباد گرامی ماشین آتش‌نشانی و سیستم کامپیوتری‌اش هر سیستمی نیست و نباید حتا یک‌بار دچار مشکل شود و حتا هواپیماهای غول‌پیکر.

شما خودتان اگر یک بار فریزر خانه‌تان خراب شود و همه محتویاتش آب بشود، همین را می‌گویید؟ و حتا هواپیماهای غول‌پیکر.

به قول دوستی بر این پايه می‌توانیم بگوییم فلان کس که زد فلانی را کشت هم تقصیری ندارد، چون مغز آدم‌ها هم بعضی وقت‌ها خوب کار نمی‌کند! و حتا هواپیماهای غول‌پیکر.
خانم آباد در ادامه فرموده‌اند: یکی از خانم‌ها قبل از ورود آتش‌نشانی خود را به پایین پرتاب می‌کند و یکی از اون‌ها نیز سپس آمدن آتش‌نشانی خود را به پایین پرتاب می‌کند.
بد نیست بدانید خانم آباد مسؤول پی‌گیری این آتش‌سوزی در شورای شهر شهرستان تهران هستند و هنوز نمی‌دانند اون دو زنده‌یاد خودشان را به پایین پرتاب نکرده‌اند! و حتا هواپیماهای غول‌پیکر.
اما از مدیرعامل ساوقت آتش‌نشانی شهرستان تهران بشنویم: ما مستنداتی داریم که در کشورهایی همچون آلمان، انگلیس و لهستان نیز در صحنه عملیات نردبام باز نشده هست!
الاون لهستان را کجای دل‌مان بگذاریم؟ البته ما مستندات‌پیداکن‌های خوبی در کشور داریم، اما شما مستندات لهستان را از کجا پیدا کرده‌اید، خدا می‌داند.

یعنی چون اون‌جا باز نشده هست این‌جا هم عیب ندارد باز نشده هست؟ شما هم مثل برخی اصولگرایان حرف زده‌اید که می‌گویند مگر خرم، وزیر راه خاتمی، برای حادثه قطار نیشابور هستعفا کرد که اصلاح‌طلبان حالا طالب هستعفا هستند؟ خب خرم هم اشتباه کرد هستعفا نکرد، بهبهانی، وزیر منحصربه‌فرد احمدی‌نژاد، هم اشتباه کرد هستعفا نکرد و تازه مصداق همین سنگ نمک‌ها، پس از سانحه‌ی هوایی و کشته شدن جمعی از هموطنان، اولین اظهار نظرش این بود که میزان کشته‌های سوانح هوایی ما از هستاندارد جهانی کمتر هست! همه‌ی این‌ها خیلی بد کردند اما اون به این چه ربطی دارد؟ در همه جای دنیا برای احترام به افکار عمومی امت که از حادثه‌ای متأثر شده‌اند، مسؤولان هستعفا می‌نمايند، جز ایران که برای بقا می‌جنگند.
حالا می‌گویم شما اگر مستنداتی درباره چیزهای دیگری مثل پنجر شدن ماشین آتش‌نشانی، تمام شدن بنزین یا عمل نکردن سیستم آب‌پاش بویژه در لهستان دارید امت را آگاه کنید تا بدانند و الکی برخی مسائل را بزرگ ننمايند.
راستی شما مستنداتی درباره گاردریل‌ها در لهستان دارید؟ می‌خواهم بدانم آیا گاردریل‌های لهستان هم مثل این‌جا تزیینی هستند و از مقوا ساخته شده‌اند؟
حالا مسؤولان به کنار، خبر تلویزیون، روز سپس حادثه از همان ماشینی که نردبامش باز نشد گزارشی تهیه کرده بود و نشان می‌داد نردبامش کار می‌کند و اون باز نشدن اتفاقی بوده هست!
منبع:نقل كامل آخرين تحولات هسته اي

57:

آتش‌نشانی طناب نداشت و سه کارگر کشته شدند!

سه کارگر چاه‌کن روز دوشنبه 23 دی 92 در حالی در چاه فاضلاب موسسه مالي سپه مرکزی کشته شدند که اهمال ماموران آتش‌نشانی در همراه نداشتن طناب کافی برای نجات اون‌ها محرز بود.
روز دوشنبه 23 دی ماه 1392 حدود ساعت 17:30 دقیقه تعداد 4 کارگر از ملایر مشغول لایروبی و کندن چاه فاضلاب ساختمان مرکزی موسسه مالي سپه در تپه‌های عباس‌آباد (کنار ساختمان راه‌آهن و وزارت راه و شهرسازی) بودند که ناگهان با هجوم فاضلاب مواجه شدند.
پس از شنیدن صدای کمک کارگران داخل چاه که 3 نفر شامل دو نفر برادر یکدیگر و یک نفر هم‌ولایتی اونها، نفر چهارم از بیرون چاه برای کمک اونها به داخل چاه 20 متری می‌رود که او هم داخل چاه گیر می‌کند.

کارکنان موسسه مالي سپه با آتش‌نشانی تماس می‌گیرند، اما به دلیل ترافیک که هموقت با تعطیلی کارمندان موسسه مالي سپه، راه‌آهن و وزارت راه و شهرسازی بود، آتش‌نشانی با تأخیر حدود قابل توجه می‌رسد اما متأسفانه طناب کافی با خود نداشتند و دوباره برای یک طناب به ایستگاه برمی‌گردند، در هنگام مراجعه دوباره متأسفانه 3 کارگر اولی داخل چاه جان خود را از دست می‌دهند، اما نفر سوم که برای داخل چاه شده بود نجات پیدا می‌کند اما سه کارگر اولی شامل 2 برادر و یک هموطن ملایری جان خود را از دست می‌دهند.
نظرات بینندگان
آقا چکار به آقای شهردار و مسئولین آتش نشانی دارید حتما مشت الهی بوده باز هم!
تا وقتیکه برای جان ادم ها ارزش قایل نشوند متاسفانه شاهد این چنین اهمال گری ها میشویم.


[IMG]file:///C:/DOCUME%7E1/abc/LOCALS%7E1/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image001.gif[/IMG] اون شخصی (رئیس ساوقت آتش نشانی) که میاد و برای حمایت از یک فرد خاص در شهرداری میگه تجهیزات ما از آلمان هم بهتره باید پاسخگو باشه
منبع:آتش‌نشانی طناب نداشت و سه کارگر کشته شدند! - سایت خبری تحلیلی تابناك

58:

باعث تاسف بسیاره..همیشه هر چی بدبختی هست برای آدمهای بدبخت و زحمت کش هست...
باز هم تاکید می کنم حتما برنامه مستند آتش نشان ها از شبکه "خاطره" رو ببینید...
و آتش نشان های آمریکایی چقدر حرفه ای و با تجهیزات کامل هستن...
نکته جالب اینجاست که همیشه یه بازرس ویژه همراهشون هست...
و کوچکترین خللی توی کار آتش نشان ها ببینه زود نقل می نویسه...
واقعا در همه چی آماتور هستیم ولی ادعامون گوش فلک رو پر می کنه...


59:

دیروز هم یه کارخانه تولید کارتن و مقوا تو شهرک صنعتی آب باریکه زرقون آتیش گرفته بود..خسارت مالی بسیار داشته ولی خوشبختانه جانی نبوده

60:

حرف شما صحیح وسایل آتش نشانی بروز و مدرن خوبه و کمک بسیار زیادی میکنه

اما هر وسیله ای ممکنه خراب شه همونطوری که یه آدم سالم یه جوونم میتونه به ناگهان بیفته و بمیره

61:

ممکنه ازتون خواهش کنم وقتی چنین عباراتی بکار میگیرد کلمه حکومت رو به ایران اضافه کنید

چون بکار بردن ایران به تنهایی یعنی شامل ملت ایران و کشور ایران

62:

بله ..من هم موافقم خراب میشه و اصلا ایرادی نمیشه گرفت..منتها تا حالا یه مسئول ایرانی نیومده با همه اتفاقاتی که توی مملکت رخ میده یه عذر خواهی ساده کنه...
نمی دونم شما یادتونه که رئیس نیروگاه اتمی ژاپن در برابر امت روستایی ژاپن تعظیم کرد و بحالت سجده در اومد و گریه کرد و فرمود من از شما معذرت می خوام و فرمود حاضره از کار هم بر کنار بشه.در حالی که بلای طبیعی مثل زلزله و سونامی هم این بلا رو سر امت اونجا در آورده بود...
...
و برای تجهیزات هم اینجاست که تحریم ها اثر خودشون رو نشون میده...


63:

بله این دیگه برمیگرده به فرهنگ بسیار بالای ژاپنی هااا

توی همین سونامی واقعا نشون دادن که خیلی با فرهنگن

مطمئناً اگه این اتفاق در بسیاری از کشورهای دیگه میفته شاهد دزدیها و خیلی سواستفاده های دیگه از موقعیت پیش آمده میشدیم

ولی در ژاپن یک نفر دزدی نکرد یک نفر از صف بیرون نزد یک نفر سعی بر گرفتن حق دیگری نکرد این ها بخاطر فرهنگشونه که متاسفانه

اکثر جوامع ندارن چنین فرهنگی رو

64:

درود hashem1359 عزیز
گرامی توی این کشور تقصیر تمام قضایا بر گردن ضعیف ترین و
بینوا ترین افراد هست و در شرایط خیلی اورژانسی هم معمولا
تمام تقصیرها به گردن کسانی هست که جانشان را در سانحه
از دست داده اند عذرخواهی و احترام و....دیگر چیست ! از چیزی
صحبت کنید که این مسئولین باهاش آشنایی داشته باشند
چطور که در اغلب موارد سقوط های هواپیما هم خطای اصل کاری
از جانب خلبانی رخ می دهد که اسمش جزو اولین نفرات کشته شده
ثبت شده هست!

.....................................

وداع دلگیر پدر و مادر با فرزندِ مرگ مغزی تصاویری ناراحت نماينده‌ پدید آورده که البته تمامی ماجرا نیست؛ احترام پزشکان و کادر درمانی حکایت از اتفاق در خور تعظیمی دارد که با اهدای اعضای این کودک رقم خواهد خورد!
یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود
خداحافظی سوزناک پدر و فرزند

یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود
وداع دلگیر مادر و فرزند

یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود

65:

سلام دیلک جان...
شما به خوبی فرمودنی ها رو مثل همیشه زیبا بیان کردین...
بابت عکس ها هم ممنون...خیلی زیبا بود...
حساب کن پزشکان ضعیف ایرانی که فقط اون پزشکان قدیمیش خوب و عالی هستن ...این جدیدی ها که از ضعیف ترین پزشکان دنیا هستن و امروزه فقط به فکر چاپیدن از بیماران هستن...

این هم مطلب و عکس جالبیه..
اين در حالي هست كه مشكلات پدید آمده در نيروگاه، بر اثر زلزله‌اي 9 ريشتري و سونامي سهمگين پس از اون كه در تاريخ بي نظير بود رخ داد.
کد خبر: ۱۶۲۹۲۰
تاریخ انتشار:
۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۳:۲۲
-
05 May 2011
رئيس و مديران شركت «نيرايشان برق توكيو» از روستاييان آسيب ديده از تشعشعات راديو اكتيو نيروگاه اتمي فوكوشيما عذرخواهي كردند.

به نقل عصر ایران، «ماساتاكا شيميزو» (نفر وسط) رئيس شركت نيرايشان برق توكيو و مديران ارشد اين شركت كه مالك و مدير نيروگاه برق «داي ايچي» فوكوشيما هستند در برابر امت آسيب ديده روستاي «نامي» كه از خانه و كاشانه‌شان آواره شده و براي اسكان موقت به اردوگاهي در «نيهونماتسو» منتقل شده‌اند، حاضر شدند و در برابرشان به زانو افتاده و بابت قصورهايي كه در اداره نيروگاه داشتند‌، عذرخواهي کردند.

اين در حالي هست كه مشكلات پدید آمده در نيروگاه بر اثر زلزله‌اي 9 ريشتري و سونامي سهمگين پس از اون كه در تاريخ بي نظير بود، رخ داد.

یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود

روستاي اين آوارگان در مجاورت نيروگاه توليد برق هسته‌اي «داي ايچي» فوكوشيماست كه مالكيت اون متعلق به شركت نيرايشان برق توكيو هست.

روستاي «نامی» هم اكنون به دليل خطر تشعشعات راديواكتيو تخليه شده و ساكنان اون براي اسكان به اردوگاهي در نيهونماتسو منتقل شده اند.

پس از زلزله و سونامي 11 مارس ژاپن ده‌ها هزار نفر از ساكنان مناطق نزديك به نيروگاه فوكوشيما خانه و كاشانه خود را رها كرده و براي اسكان موقت به ديگر مناطق ژاپن منتقل شده اند.

فرهنگ عذرخواهي در صورت شکست، سنتي ديرين در ميان مديران ژاپني هست.


66:

بزرگوارید هاشم عزیز
حق با شماست وزارت بهداشت و درمان ما هم کم از این ساوقتهای
مورد اشاره برای پرداختن ندارد
از کجا بگیم که دلمون باز بشه! از امت گرفته تا مسئولین هر کدام به
یک شکل جداگانه ای خون به دل امت می نمايند .
این زخمها اونقدر عمیق و کاری هستند که وقتی صحبت از هر کدام به
میان می آید تمامش سر باز می نمايند و آدم نمی داند از کجا بگوید و چه
وصف حالی برایشان بیاورد
از امت گرفته تا مسئولین هیچ کس مسئول رفتارش نیست همه به شکلی
%د این هستند که تقصیرها را به گردن دیگری بیندازند!
طی سالهای گذشته آمار شهدای وزارت آموزش و پرورش ما کم مانده بود از
آمار شهدای 8 سال جنگ تحمیلی هم بالا بزند ولی دریغ از یک احساس مسئولیت
از جانب مسئولین رده بالا .

حالا هستعفا هم نخواستیم حتی نخواستند یک
عذر خواهی ساده انجام بدن.

در حالیکه در اینجور مواقع در اغلب کشورها به جای اینکه
یک بدبخت بیچاره ای پیدا نمايند که تقصیرها را به گردنش بی اندازند همون در وهله
اول خود وزیر مربوطه هستعفا می دهد تا اقلا با این حرکت ابراز تاسفش را نشان
بدهد.
ولی مگر قدرت کم چیزی هست...که به این سادگیها ازش دل کند

67:

یاد اون یارو افتادم که میخاست جهان رو مدیریت کنه !

نوشته اصلي بوسيله sahar20 نمايش نوشته ها
دقیقا پارسالم تو خوابگاهمون همچین اتفاقی افتاد خوابگاهمون یکی از ساختمان های شهرداری هستش که زیر زمین خوابگاهمون پر از لوله گاز وانباری شهرداریه.پارسال ساعتای 4صبح پشت پنجره اتاقمون یکی از ماشین های شهرداری منفجر شد.(بعداها فهمیدیم یه معتاد کنار ماشین داشته ...)پر اتاقمون شده بود دود فقط از بیرون داد میزدند توروخدا برین بیرون..الان خوابگاتون منفجر میشه.

جالب تر از این که سرپرست خوابگاهمون در باز نمیکرد بریم بیرون .....300تا دانشجو از ترس داشتیم میمردیم.از اون شب به بعد همیشه یه چادر کنار تختمونه بعد اون اتفاق چندبار دیگه از این نوع اتفاقا واسمون افتاده... تنها شانسی که اوردیم ماشین ها اتش نشانی تو محوطه شهرداری بودند
لعنت بر تعصبات بیجا که انسانهای بیگناه رو قربانی میکنه .



این قضیه شما منو یاد یاد قضیه مشابه در چند سال قبل در مدرسه ای در حجاز انداخت که دچار اتش سوزی شده بود ولی مسئولین مدرسه به اجبار نزاشتند دختربچه ها بیرون برند لذا عده ای از اونها در اتش سوختند و از دنیا رفتند .

چون خدای نکرده زبانم لال ممکن بود چند تا نامحرم اون دختربچه ها رو بدون حجاب کافی ببینند و لابد آسمان دنیا پائین میامد .


68:

در حالی که خیلی از بچه ها هرچی جلو دستشون بوده با خودشون اورده بودن مانتو ...پارچه...

و این نشون میده در هر حالی بیشتر خانوما در هر وضعیتی به فکر حجابشون بودن

69:

بازهم کاسه کوزه ها دارد سر یک عده بینوای دیگر شکسته می شود!
این ملت اعتراض کردن و اعتراض نکردنشان هیچ توفیری ندارد!
وقتی اعتراض نمی نمايند دلشان خون می شود اعتراض هم که
می نمايند روزگار یک عده بی گناه دیگر به آتش کشیده می شود!
عجب وهمی هست این روزگار ما....

بازداشت 2 آتش‌نشان در رابطه با حادثه خیابان جمهوری



!!!

70:

خُب ديلك جان دليلش اينكه زورشون به اون بزرگترها و اصليها نميرسه... اگه چيزي بهشون بگن ميشه تُف سربالا براي خود مملكت.اگه چيزي به اون گنده ها بگن اونها هم شروع ميكنن به افشاگري و پته رو آب ريزي..بخاطر اينكه كَپ شون بسته بمونه مجبورن كاري به كارشون نداشته باشن.


71:

توجیه لهستانی برای آتش‌سوزی جمهوری (طنز)

ایسنا - طنز روز - در همه جای دنیا وقتی حادثه‌ای رخ می‌دهد و افکار عمومی از اون متأثر می‌شود، مسؤولان کاری می‌نمايند که نمک بر زخم امت نپاشند و اون‌ها را متأثرتر ننمايند.

اما در کشور ما مسؤولان به جای این که بر درد امت مرهم بگذارند، به اون‌ها سیخونک می‌زنند و سنگ نمک بر زخم‌شان می‌مالند.
مثلا خانم معصومه آباد، عضو شورای شهر تهران، با اعتراض به انتقادها از شهرداری و ساوقت آتش‌نشانی، فرموده‌اند: این اتفاق ممکن هست برای هر سیستم کامپیوتری رخ بدهد و حتا هواپیماهای غول‌پیکر هم دچار مشکل می‌شوند!
اما خانم آباد گرامی ماشین آتش‌نشانی و سیستم کامپیوتری‌اش هر سیستمی نیست و نباید حتا یک‌بار دچار مشکل شود و حتا هواپیماهای غول‌پیکر.

شما خودتان اگر یک بار فریزر خانه‌تان خراب شود و همه محتویاتش آب بشود، همین را می‌گویید؟ و حتا هواپیماهای غول‌پیکر.

به قول دوستی بر این پايه می‌توانیم بگوییم فلان کس که زد فلانی را کشت هم تقصیری ندارد، چون مغز آدم‌ها هم بعضی وقت‌ها خوب کار نمی‌کند! و حتا هواپیماهای غول‌پیکر.
خانم آباد در ادامه فرموده‌اند: یکی از خانم‌ها قبل از ورود آتش‌نشانی خود را به پایین پرتاب می‌کند و یکی از اون‌ها نیز سپس آمدن آتش‌نشانی خود را به پایین پرتاب می‌کند.
بد نیست بدانید خانم آباد مسؤول پی‌گیری این آتش‌سوزی در شورای شهر شهرستان تهران هستند و هنوز نمی‌دانند اون دو زنده‌یاد خودشان را به پایین پرتاب نکرده‌اند! و حتا هواپیماهای غول‌پیکر.
اما از مدیرعامل ساوقت آتش‌نشانی شهرستان تهران بشنویم: ما مستنداتی داریم که در کشورهایی همچون آلمان، انگلیس و لهستان نیز در صحنه عملیات نردبام باز نشده هست!
الاون لهستان را کجای دل‌مان بگذاریم؟ البته ما مستندات‌پیداکن‌های خوبی در کشور داریم، اما شما مستندات لهستان را از کجا پیدا کرده‌اید، خدا می‌داند.

یعنی چون اون‌جا باز نشده هست این‌جا هم عیب ندارد باز نشده هست؟ شما هم مثل برخی اصولگرایان حرف زده‌اید که می‌گویند مگر خرم، وزیر راه خاتمی، برای حادثه قطار نیشابور هستعفا کرد که اصلاح‌طلبان حالا طالب هستعفا هستند؟ خب خرم هم اشتباه کرد هستعفا نکرد، بهبهانی، وزیر منحصربه‌فرد احمدی‌نژاد، هم اشتباه کرد هستعفا نکرد و تازه مصداق همین سنگ نمک‌ها، پس از سانحه‌ی هوایی و کشته شدن جمعی از هموطنان، اولین اظهار نظرش این بود که میزان کشته‌های سوانح هوایی ما از هستاندارد جهانی کمتر هست! همه‌ی این‌ها خیلی بد کردند اما اون به این چه ربطی دارد؟ در همه جای دنیا برای احترام به افکار عمومی امت که از حادثه‌ای متأثر شده‌اند، مسؤولان هستعفا می‌نمايند، جز ایران که برای بقا می‌جنگند.
حالا می‌گویم شما اگر مستنداتی درباره چیزهای دیگری مثل پنجر شدن ماشین آتش‌نشانی، تمام شدن بنزین یا عمل نکردن سیستم آب‌پاش بویژه در لهستان دارید امت را آگاه کنید تا بدانند و الکی برخی مسائل را بزرگ ننمايند.
راستی شما مستنداتی درباره گاردریل‌ها در لهستان دارید؟ می‌خواهم بدانم آیا گاردریل‌های لهستان هم مثل این‌جا تزیینی هستند و از مقوا ساخته شده‌اند؟
حالا مسؤولان به کنار، خبر تلویزیون، روز سپس حادثه از همان ماشینی که نردبامش باز نشد گزارشی تهیه کرده بود و نشان می‌داد نردبامش کار می‌کند و اون باز نشدن اتفاقی بوده هست!
منبع:نقل كامل آخرين تحولات هسته اي

72:

آتش‌نشانی طناب نداشت و سه کارگر کشته شدند!

سه کارگر چاه‌کن روز دوشنبه 23 دی 92 در حالی در چاه فاضلاب موسسه مالي سپه مرکزی کشته شدند که اهمال ماموران آتش‌نشانی در همراه نداشتن طناب کافی برای نجات اون‌ها محرز بود.
روز دوشنبه 23 دی ماه 1392 حدود ساعت 17:30 دقیقه تعداد 4 کارگر از ملایر مشغول لایروبی و کندن چاه فاضلاب ساختمان مرکزی موسسه مالي سپه در تپه‌های عباس‌آباد (کنار ساختمان راه‌آهن و وزارت راه و شهرسازی) بودند که ناگهان با هجوم فاضلاب مواجه شدند.
پس از شنیدن صدای کمک کارگران داخل چاه که 3 نفر شامل دو نفر برادر یکدیگر و یک نفر هم‌ولایتی اونها، نفر چهارم از بیرون چاه برای کمک اونها به داخل چاه 20 متری می‌رود که او هم داخل چاه گیر می‌کند.

کارکنان موسسه مالي سپه با آتش‌نشانی تماس می‌گیرند، اما به دلیل ترافیک که هموقت با تعطیلی کارمندان موسسه مالي سپه، راه‌آهن و وزارت راه و شهرسازی بود، آتش‌نشانی با تأخیر حدود قابل توجه می‌رسد اما متأسفانه طناب کافی با خود نداشتند و دوباره برای یک طناب به ایستگاه برمی‌گردند، در هنگام مراجعه دوباره متأسفانه 3 کارگر اولی داخل چاه جان خود را از دست می‌دهند، اما نفر سوم که برای داخل چاه شده بود نجات پیدا می‌کند اما سه کارگر اولی شامل 2 برادر و یک هموطن ملایری جان خود را از دست می‌دهند.
نظرات بینندگان
آقا چکار به آقای شهردار و مسئولین آتش نشانی دارید حتما مشت الهی بوده باز هم!
تا وقتیکه برای جان ادم ها ارزش قایل نشوند متاسفانه شاهد این چنین اهمال گری ها میشویم.


[IMG]file:///C:/DOCUME%7E1/abc/LOCALS%7E1/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image001.gif[/IMG] اون شخصی (رئیس ساوقت آتش نشانی) که میاد و برای حمایت از یک فرد خاص در شهرداری میگه تجهیزات ما از آلمان هم بهتره باید پاسخگو باشه
منبع:آتش‌نشانی طناب نداشت و سه کارگر کشته شدند! - سایت خبری تحلیلی تابناك

73:

باعث تاسف بسیاره..همیشه هر چی بدبختی هست برای آدمهای بدبخت و زحمت کش هست...
باز هم تاکید می کنم حتما برنامه مستند آتش نشان ها از شبکه "خاطره" رو ببینید...
و آتش نشان های آمریکایی چقدر حرفه ای و با تجهیزات کامل هستن...
نکته جالب اینجاست که همیشه یه بازرس ویژه همراهشون هست...
و کوچکترین خللی توی کار آتش نشان ها ببینه زود نقل می نویسه...
واقعا در همه چی آماتور هستیم ولی ادعامون گوش فلک رو پر می کنه...


74:

دیروز هم یه کارخانه تولید کارتن و مقوا تو شهرک صنعتی آب باریکه زرقون آتیش گرفته بود..خسارت مالی بسیار داشته ولی خوشبختانه جانی نبوده

75:

به نظر من این مدیر شهرداری رو باید زنده زنده آتیشش بزنن ، بعد تو اعلامیش بنویسن بعلت مشیت الهی تا روحش قرین رحمت بشه

76:


77:

اتفاقا برای چنین مسئولین مفتخوری احیانا چنین حادثه ای پیش بیاد قشنگ لقب شهید بهش می بندن و تا 10سال قیافه نکره ش رو نشون میدن و میگن این شهید شده در راه خدمت به امت!

نوشته اصلي بوسيله Opal نمايش نوشته ها
دیروز هم یه کارخانه تولید کارتن و مقوا تو شهرک صنعتی آب باریکه زرقون آتیش گرفته بود..خسارت مالی بسیار داشته ولی خوشبختانه جانی نبوده
بله..خدا رو شکر که جانی نبوده...
واقعا خدا به داد ملت برسه..
مینا چند سال قبل هم جنگل های گلستان آتیش گرفته بود..از روسیه اومدن کمکشون و آتش رو مهار کردن...


78:

البته حرف این فرد رو هم میشه تاحدودی پذیرفت
وقتی که مرگ انسان فرا رسد هیچ چیز و هیچ کس نمی تواند جلوی ان را بگیرد

ولی نمی توان اشتباه مسئولان رو مشیت الهی دانست

با این حال باز هم راننده مجرم خواهد شد
و باز هم به جای مسئولان یک بی گناه دیگر مجازات می شود حال راننده باشد یا اتش نشان

79:

قالیباف هستعفا داد...؟؟؟؟

80:


دلیل هستفاده نکردن ایرانی‌ها از عذرخواهی

این روانشناس دو دلیل را برای هستفاده نکردن امت ایران از عذرخواهی مطرح کرد و فرمود: اول به این دلیل این هست که فردی که عذرخواهی می کند این عذرخواهی را دلیل بر ضعف، ناتوانی و ناکارآمدی خود می داند و نه توانمندی خود؛ دومین دلیل این هست که طرف مقابل در برابر شنیدن عذرخواهی بیشتر محق می شود و این رفتار را برای جولان دادن و رمز موفقیت خود هستفاده می کند.
بنابراین چون این دو تفکر در بین فرهنگ غالب امت ما وجود دارد معمولا امت از عذرخواهی کردن خودداری می نمايند و اشتباه خود را نمی پذیرند و اصرار بر صحیح دانستن افکار خودشان دارند و به طرق های مختلف سعی در اثبات صحیح بودن رفتار خود دارند و گاهی اوقات از واکنش های پرخاشگری هستفاده می نمايند.

بنابراین ما از افرادی که مشکل عذرخواهی دارند مدام می شنویم که "همینی که هستم" یعنی بر پذیرش عدم عذرخواهی اصرار می نمايند
وقتی در کشوری با وقوع اتفاقی یکی از بزرگان کشور از امت عذرخواهی می کند چون فرد الگویی برای جامعه هست بنابراین تاثیرگذار خواهد بود این ها الگویی برای ساخت نظام و بافت جامعه هست.

در خانواده هم وقتی پدری به راحتی به دلیل ضعف خود از فرزندش عذرخواهی می کند باعث نهادینه شدن این فرهنگ در خانواده می شود و این فرهنگ به مراتب در سطح مختلف باید به چشم بخورد تا در بین امت به یک فرهنگ عام تبدیل شود.

ولی وقتی در جامعه ما پدر عذرخواهی نمی کند به دلیل اینکه احساس می کند عذرخواهی از جایگاه او کم می کند و یا مورد سوء هستفاده برنامه می گیرد، بنابراین در جامعه هم این رفتار را نخواهیم دید چون این رفتارها بستر یک جامعه را فراهم خواهد کرد.
منبع:2 دلیل هستفاده نکردن ایرانی‌ها از عذرخواهی

81:

جواب به هشت شایعه بزرگ درباره حادثه خیابان جمهوری + تصاویر

حدود ساعت 11 صبح یک‌شنبه 29 دی‌ماه یک کارگاه تولیدی پوشاک در ساختمان شماره 117 خیابان جمهوری شهرستان تهران که اصول ایمنی را رعایت نکرده بود، دچار حریق شد.

در این حادثه، دو کارگر زن از طبقه پنجم ساختمان سقوط کردند و جان خود را از دست دادند.

هرچند اون روز آتش‌نشان‌ها موفق شدند 25 شهروند را که در محاصره دود و آتش بودند نجات دهند، اما انتشار عکس و ویدئوی سقوط یکی از کارگرها در رسانه‌ها، بلافاصله موج بزرگی از احساسات و خشم در جامعه ایجاد کرد که اکنون به یک بحران تبدیل شده هست.

یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود


از اونجایی که مدیرعامل کنونی ساوقت آتش‌نشانی و کادر اداری و حلقه مشاوران او به جز معاونان عملیاتی، درجه‌دار نظامی هستند و پیشتر در بخش‌های مختلف نیروی انتظامی به کار مشغول بوده‌اند، به همین دلیل پاسخ‌گویی به رسانه‌ها و ابهام‌زدایی اهمیتی نمی‌دهند.

هرچند تا پیش از این امدادگران از عملکرد اونها راضی بوده‌اند، اما ایشان با تفکرات محافظه‌کارانه نظامی خود تلاش کرده‌اند تا هیچ اطلاعات و جزئیات تازه‌ای از اونچه که روز حادثه در خیابان جمهوری رخ داد منتشر نشود و در این کار هم موفق عمل کردند.

اکنون ادامه سیاست سکوت مسؤولان شهرداری پایتخت باعث شده تا آتش‌نشان‌ها از سوی افکار عمومی مورد اتهام و افترا برنامه گیرند که برای جان شهروندان ارزشی قایل نیستند و به همین دلیل روحیه خود را از دست بدهند.

انفعال روابط‌عمومی ساوقت آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرستان تهران بزرگ در مقابل وقایعی که رخ داده، باعث شده تا شایعات و گمانه‌زنی‌های مختلفی در این زمینه منتشر شود و در نتیجه اون آتش‌نشان‌ها همان جایگاه اجتماعی اندکی که داشتند را نیز از دست بدهند.

رفتار ناشایست و بی‌سابقه بخشی از جامعه با امدادگران تا جایی پیش رفته که نقل شده برخی مغازه‌داران در شهرستان تهران از فروختن اجناس خود به آتش‌نشان‌ها خودداری کرده و در مواردی نیز حتی اونها را با فحاشی و توهین از فروشگاه خود بیرون انداخته‌اند.

از سوی دیگر ورود روزنامه‌نگاران و رسانه‌هایی که با حوزه حوادث آشنایی ندارند و نگاه احساسی اونها به موضوع، باعث شده تا مخاطبان اونها این دروغ را باور نمايند که آتش‌نشان‌ها از روی عمد نردبان را باز نکرده‌اند.

همچنین کارتونیست‌های آمارتور و نوظهوری که به لطف پیج‌های فیس‌بوکی آثارشان دیده می‌شود نیز بدون اطلاع داشتن از جزئیات حادثه، کارتون‌هایی را همسو با موج احساسات جامعه به تصویر کشیدند و باعث رواج بیشتر این باور اشتباه شدند که آتش‌نشان‌ها کار خود را بلد نیستند و قاتلانی هستند که پوشش امداد به تن کرده‌اند.

موج منفی گسترده علیه امدادگران تا جایی پیشرفت کرده که در روزهای اخیر حتی چندین آتش‌نشان باسابقه که مسؤول نردبان هستند، تقاضای بازخرید برای بازنشستگی زودهنگام را مطرح کرده‌اند.

نکته مهم و قابل توجه این هست که اکنون مخالفان و موافقان مدیریت شهری تهران، هر دو گروه برای رسیدن به اهداف سیاسی خود، اعتبار و جایگاه اجتماعی آتش‌نشان‌ها را به بازی گرفته‌اند.

اقدامی که آسیب‌های اون هرگز قابل جبران نیست و می‌بایست هر چه زودتر متوقف شود.

با توجه به این که بررسی این حادثه یک موضوع تخصصی هست، اظهارنظرهای ناآگاهانه باعث شده تا شایعه‌های متعددی در جامعه مطرح شود که در نتیجه از اعتماد شهروندان به امدادگران آتش‌نشانی کاسته هست.


بررسی شایعه‌ها

اکنون بررسی فنی 8 شایعه بزرگ که درباره حادثه خیابان جمهوری مطرح شده، رسانه‌ها و افکار عمومی را برای رسیدن به حقیقت یاری خواهد کرد:

1- «اگر نردبان خراب نبود، الان هر دو قربانی زنده بودند.»

این جمله بارها و بارها از زبان شاهدان حادثه در رسانه‌ها نقل شده، اما باید توجه داشت یکی از کارگرها پیش از رسیدن نیروهای آتش‌نشانی از بالای ساختمان سقوط کرد و جان خود را از دست داد.

برخلاف اونچه که جامعه شنیده و تکرار کرده، وقتی امدادگران به اونجا رسیدند، فقط یکی از خانم‌ها بیرون از پنجره ایستاده بود.

2- «نردبان آتش‌نشانی باز نشد.»

تجهیزات آتش‌نشانی که درباره اون جنجال ایجاد شده، ساخت کشور آلمان هستند و بدون بررسی دقیق و بهره‌ گرفتن از تجربه و نظر کارشناسان، قابلیت‌ها و مشخصات فنی اون را زیر سوال برد.

برپايه گزارش‌های اولیه، تاکنون سه احتمال اصلی برای باز نشدن نردبان در عملیات نجات خیابان جمهوری مطرح شده هست:

الف) تعمیر یا سرویس شدن قطعات دستگاه توسط افراد غیرمتخصص:

نماینده فروش شرکت آلمانی « «IVECO MAGIRUSدر شهرستان تهران که تجهیزات نردبان را به آتش‌نشانی فروخته، به مقامات قضایی علام داشته که شهرداری شهرستان تهران از مدت‌ها قبل اجازه بازدید کارشناسان فنی این شرکت از دستگاه‌ها را نداده بود و این کار را به افراد متفرقه‌ای سپرده که صلاحیت انجام اون را نداشته‌اند.

این شرکت همچنین فرموده که برای تعمیر دستگاه‌ها از قطعات غیراصلی هستفاده شده در حالی که حتی تحریم‌های غرب هم مانع واردات نیازمندی‌های فنی تجهیزات نبوده هست و مشخص نیست چرا چنین تصمیم گرفته شده.

در هر حال تاکنون آتش‌نشانی شهرستان تهران واکنشی به این اظهارات نشان نداده هست.

ب) آسیب‌دیدگی نردبان در مسیر ایستگاه تا محل حادثه:

بالابر آتش‌نشانی وقتی قابل هستفاده هست که ابتدا جک‌های اون روی زمین ثابت شود تا در وقت عملیات، تعادل کامیون بربرنامه باشد.

از اونجایی که نردبان طول زیادی دارد، ممکن هست در اثر یک اشتباه اپراتور، بالابر با کامیون حامل اون سقوط کند.

به همین دلیل، تعدادی سنسور و میکروسوئیچ در دستگاه وجود دارد که از رخ دادن خطای پیشگیری می‌کند تا ضامن ایمنی دستگاه باشد.

اگر این سنسورها و میکروسوئیچ‌ها در اثر سوختن فیوز یا حتی ضربه خوردن به خاطر چاله‌های آسفالت خیابان آسیب دیده باشد، یک سیستم هوشمند از باز شدن جک‌ها و بالابر جلوگیری می‌کند تا به دلیل بربرنامه نبودن تعادل کافی، نردبان سقوط نکند و فاجعه رخ ندهد.

ج) سهل‌انگاری مسؤول نردبان

سلامت و عملکرد کلیه دستگاه‌ها و تجهیزات ایستگاه‌های آتش‌نشانی هر روز ساعت 7 صبح چک می‌شود.

ممکن هست اون روز کسی که در ایستگاه مسؤول بررسی وضعیت کامپیوتر بالابر بوده تا از سالم بودن اون مطمئن شود، در انجام وظایف خود کوتاهی کرده باشد که البته احتمال واقعیت داشتن این فرضیه بسیار ضعیف‌تر از دو مورد دیگر هست و تنها گروهی که از وظایف آتش‌نشان‌ها اطلاعی ندارند روی اون پافشاری می‌نمايند.

3- «کارگرها بهترین کار ممکن را انجام دادند که معلق ماندند.»

از میان 7 شهروندی که هنگام وقوع آتش‌‌سوزی در اون کارگاه حضور داشتند، دو تن با بقیه هم‌نظر نبودند و ایستادن کنار پنجره را خطرناک دانستند و خودشان راه دیگری برای ترک این دنیا برگزینند تا درد کمتری را تحمل نمايند.

معلق ماندن اون دو خانم از پنجره هیچ ضرورتی نداشته و اونها با تصمیم شخصی خودشان این کار را انجام دادند.

این دو قربانی، چون می‌ترسیدند زنده زنده در آتش بسوزند، وقتی هنوز آتش حتی به اون اتاق نرسیده بود و فقط اونجا در محاصره دود برنامه داشت و تنفس دشوار شده بود، تصمیم گرفتند از همکاران خود جدا شوند و بیرون پنجره منتظر رخ دادن معجزه بمانند.

این که اون لحظه درون ذهن اون دو خانم چه گذشته که تصور کرده‌اند معلق بودن در اون ارتفاع اونها را از خطر دور نگاه خواهد داشت، موضوعی هست که روان‌شناسان می‌بایست پاسخی برای اون بیایند.

شاهد حادثه در مصاحبه با روزنامه شرق به چند نکته مهم اعتراف کرده که تاکنون کمتر مورد توجه برنامه گرفته هست.

یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود

«حسین جعفری»، فرموده: «من آخرین لحظه، یک دقیقه مانده بود که خود را به پایین پرت کنم.

یعنی اگر یک ‌دقیقه دیرتر نردبان دوم آتش‌نشانی را می‌دیدم، من هم خودم را به پایین پرت می‌کردم.

لحظه آخرم بود و نمی‌خواستم بسوزم.

اونها هم واقعیتش به خاطر این که زنده نسوزند از پنجره بیرون آمدند و بعد افتادند و مردند.

شما هم باشید همین کار را می‌کنید، زنده سوختن بهتر هست یا در یک دقیقه مردن؟»

این شاهد، به روشنی اعتراف کرده که اون دو خانم ترجیح داده‌اند در عوض زنده زنده سوختن، راه دیگری برای مرگ انتخاب نمايند.

خود او نیز فراخوان نموده که از روی ناامیدی قصد خودکشی داشته هست تا راه دیگری برای مرگ انتخاب کند.

این اظهارات احساسات بسیاری از مخاطبان مصاحبه را برانگیخت و خبرنگار شرق که شاهد را مورد پرسش برنامه داده بود، به دلیل آشنا نبودن با فضای روزنامه‌نگاری حوادث، از بررسی انگیزه‌های او غافل ماند و خود نیز تحت تاثیر هیجان مصاحبه‌شونده برنامه گرفت.

همین احساس او به خوانندگان روزنامه نیز منتقل شد.

اکنون گروهی از جامعه ناخودآگاه با قربانیان همزات‌پنداری می‌کند و حق را به اونها می‌دهد، در حالی که به نظر نمی‌رسد همه تنها با مشاهده دود ناشی از آتش خود را بین طبقه پنجم ساختمان و کف خیابان معلق نمايند تا نجات یابند.

4- آتش‌نشانی برای نجات خانمی که معلق بود، تشک فنری نداشت.»

ذهنیتی که افکار عمومی جامعه از تشک فنری دارد، صفحه‌ای دایره‌ای شکل که از اطراف با چندین فنر به یک قاب فلزی وصل هست که «Trampolin» نام دارد.

آتش‌نشان‌ها در سراسر دنیا سال‌هاست که دیگر از ترامپولین هستفاده نمی‌نمايند و این وسیله اکنون در حیاط خانه‌ها به عنوان یک وسیله تفریحی وجود دارد.

اون چیزی که برخی درباره اون صحبت کرده‌اند و به ماجرای خیابان جمهروی ربط داده‌اند، به ذهنیت اونها از چیزی که در فیلم‌های صامت تاریخ سینما و انیمشین‌ها دیده‌اند نشأت گرفته و در عملیات‌های نجات واقعی کاربرد ندارد.

یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود

ترامپولین

5- «آتش‌نشان‌ها تشک بادی نجات نداشتند.»

تشک بادی نجات که در ایران مورد هستفاده امدادگران برنامه می‌گیرد و برخی از جمله خانواده‌های قربانیان به اون اشاره داشته‌اند، همیشه قابل هستفاده نیست.

این تجهیزات به فضایی نسبتا بزرگ‌تر از تصور ما نیاز دارد و همچنین بین 5 تا 10 دقیقه وقت لازم هست تا باز شود و فرمانده عملیات آتش‌نشانی که در صحنه حاضر هست، تشخیص می‌دهد امداد و نجات می‌بایست چگونه انجام شود.

اگر این مقام مسؤول در حادثه خیابان جمهوری مرتکب تشخیص اشتباه شده و باید پس از بریدن درخت مقابل ساختمان از تشک بادی هستفاده می‌کرد، اکنون در مقابل تصمیم و دستورات خود پاسخ‌گو خواهد بود.

البته باید توجه داشت اون روز اگر نیروهای آتش‌نشانی 10 دقیقه از وقت خود را برای باز کردن تشک بادی صرف می‌کردند، اکنون بیشتر کسانی که از حادثه نجات یافته‌اند، زنده نبودند.

یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود
تشک بادی نجات




یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود

فضای مقابل ساختمان شماره 117

6- «آتش‌نشان‌ها برای نجات کارگری که معلق بود، هیچ کاری نکردند.»

کارگر دوم با اون که شاهد بود همکارش سقوط کرد، اما باز هم معلق بودن را به ایستادن در محیط دودآلود اتاق ترجیح داد.

او همچنین از حضور آتش‌نشان‌ها در محل حادثه اطلاع داشت، ولی به فریادهای اونها که می‌فرمودند: «برو توی اتاق!» توجهی نکرد، چون تصورش این بود که با این اقدام، خود را میان شعله‌های آتش می‌اندازد.

این قربانی با خواست خودش بیرون از پنجره ایستاده بود، زیرا نگران بود که شاید در آتش بسوزد.

یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود

قربانی با خواست خودش بیرون از پنجره ایستاده بود


7- «آتش‌نشان‌ها اون‌قدر روی کارگر آب پاشیدند تا دستش لیز خورد و سقوط کرد.»

طبق اونچه که در ویدئو هم مشخص هست، آتش در پنجره کناری محل ایستادن کارگر زن زبانه می‌کشد.

در چنین شرایطی حرارت ناشی از این آتش از طریق نمای کامپوزیت ساختمان به او می‌رسد و می‌تواند فرد را دچار سوختگی شدید کند.

آتش‌نشان‌ها وقتی متوجه شدند که اون زن قصد ندارد داخل اتاق بازگردد، به ناچار از پایین به سمت بالا آب پاشیدند تا کامپوزیت را خنک نگاه دارند و دست‌ها و بدن اون زن در اثر حرارت نسوزد.

یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود

آتش‌نشان‌ها آب پاشیدند تا کامپوزیت را خنک نگاه دارند


این در حالی هست که اگر چنین اقدامی صورت نمی‌گرفت و در نقل پزشکی قانونی اشاره می‌شد که دست‌های زن دچار سوختگی شدید شده بود، این‌بار رسانه‌ها انتقاد می‌کردند: «آتش‌نشان‌ها چرا آب به کامپوزیت نپاشیدند تا خنک شود و اون زن سقوط نکند؟»

8- «نردبان آتش‌نشانی سبد نداشت»

برخی رسانه‌ها انتقاد کرده‌اند که چرا بالابر آتش‌نشانی سبد نداشته، اما در جواب باید فرمود از سبد برای نصب امکاناتی چون نورافکن و مدل‌های مختلف پاشش آب هستفاده می‌شود و در همه عملیات‌های امداد و نجات کاربرد ندارد.

سبدی که از اون صحبت به میان آمده، تا 400 کیلوگرم وزن را تحمل می‌کند، اما به این دلیل که تجهیزات اون بسیار سنگین هست، در عملیات‌های بزرگی چون اطفای حریق کارخانه‌ها و سوله‌ها از اون هستفاده می‌شود.

اما از اونجایی که بالابرهای بدون سبد وزن سبک‌تری دارند، در نتیجه سریع‌تر حرکت می‌نمايند و در عملیات نجات بسیار مفیدتر هستند.

به طور کلی، برای انتقال حادثه‌دیدگانی که قدرت بدنی کافی برای راه رفتن را دارند، به هستفاده از سبد نیازی نیست.

از سوی دیگر نردبان‌ها به دلیل داشتن پله، کاملا ایمن و راحت‌تر هستند.

یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود
نردبان برای نجات سریع حادثه‌دیدگانی که سلامتی جسمی دارند بهترین گزینه هست

جک‌های نردبان چون به زمین فقط تکیه می‌دهند، حدود 2 دقیقه وقت لازم هست تا باز شوند.

اما جک بالابری که سبد دارد، کامیون را از روی زمین بلند می‌کند که این مرحله در حدود 4 دقیقه انجام می‌شود.

پس نردبان از هر جهت بهتر و سریع‌تر هست و هستفاده از سبد در حادثه خیابان جمهوری ضرورتی نداشته هست.

یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود

جک‌های نردبان به زمین فقط تکیه می‌دهند و سریع‌تر عمل می‌نمايند



یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود

جک بالابری که سبد دارد، کامیون را از روی زمین بلند می‌کند و کندتر هست

اکنون که به شایعات جواب داده شد، می‌بایست بدون تعصب، احساسات و خشم، ابعاد مختلف حادثه خیابان جمهوری را مورد بررسی برنامه داد تا حقیقت نمایان شود.

منبع: پارسینه

82:

به نظر من این مدیر شهرداری رو باید زنده زنده آتیشش بزنن ، بعد تو اعلامیش بنویسن بعلت مشیت الهی تا روحش قرین رحمت بشه

83:


84:

اتفاقا برای چنین مسئولین مفتخوری احیانا چنین حادثه ای پیش بیاد قشنگ لقب شهید بهش می بندن و تا 10سال قیافه نکره ش رو نشون میدن و میگن این شهید شده در راه خدمت به امت!

نوشته اصلي بوسيله Opal نمايش نوشته ها
دیروز هم یه کارخانه تولید کارتن و مقوا تو شهرک صنعتی آب باریکه زرقون آتیش گرفته بود..خسارت مالی بسیار داشته ولی خوشبختانه جانی نبوده
بله..خدا رو شکر که جانی نبوده...
واقعا خدا به داد ملت برسه..
مینا چند سال قبل هم جنگل های گلستان آتیش گرفته بود..از روسیه اومدن کمکشون و آتش رو مهار کردن...


85:

البته حرف این فرد رو هم میشه تاحدودی پذیرفت
وقتی که مرگ انسان فرا رسد هیچ چیز و هیچ کس نمی تواند جلوی ان را بگیرد

ولی نمی توان اشتباه مسئولان رو مشیت الهی دانست

با این حال باز هم راننده مجرم خواهد شد
و باز هم به جای مسئولان یک بی گناه دیگر مجازات می شود حال راننده باشد یا اتش نشان

86:

قالیباف هستعفا داد...؟؟؟؟

87:


دلیل هستفاده نکردن ایرانی‌ها از عذرخواهی

این روانشناس دو دلیل را برای هستفاده نکردن امت ایران از عذرخواهی مطرح کرد و فرمود: اول به این دلیل این هست که فردی که عذرخواهی می کند این عذرخواهی را دلیل بر ضعف، ناتوانی و ناکارآمدی خود می داند و نه توانمندی خود؛ دومین دلیل این هست که طرف مقابل در برابر شنیدن عذرخواهی بیشتر محق می شود و این رفتار را برای جولان دادن و رمز موفقیت خود هستفاده می کند.
بنابراین چون این دو تفکر در بین فرهنگ غالب امت ما وجود دارد معمولا امت از عذرخواهی کردن خودداری می نمايند و اشتباه خود را نمی پذیرند و اصرار بر صحیح دانستن افکار خودشان دارند و به طرق های مختلف سعی در اثبات صحیح بودن رفتار خود دارند و گاهی اوقات از واکنش های پرخاشگری هستفاده می نمايند.

بنابراین ما از افرادی که مشکل عذرخواهی دارند مدام می شنویم که "همینی که هستم" یعنی بر پذیرش عدم عذرخواهی اصرار می نمايند
وقتی در کشوری با وقوع اتفاقی یکی از بزرگان کشور از امت عذرخواهی می کند چون فرد الگویی برای جامعه هست بنابراین تاثیرگذار خواهد بود این ها الگویی برای ساخت نظام و بافت جامعه هست.

در خانواده هم وقتی پدری به راحتی به دلیل ضعف خود از فرزندش عذرخواهی می کند باعث نهادینه شدن این فرهنگ در خانواده می شود و این فرهنگ به مراتب در سطح مختلف باید به چشم بخورد تا در بین امت به یک فرهنگ عام تبدیل شود.

ولی وقتی در جامعه ما پدر عذرخواهی نمی کند به دلیل اینکه احساس می کند عذرخواهی از جایگاه او کم می کند و یا مورد سوء هستفاده برنامه می گیرد، بنابراین در جامعه هم این رفتار را نخواهیم دید چون این رفتارها بستر یک جامعه را فراهم خواهد کرد.
منبع:2 دلیل هستفاده نکردن ایرانی‌ها از عذرخواهی

88:

جواب به هشت شایعه بزرگ درباره حادثه خیابان جمهوری + تصاویر

حدود ساعت 11 صبح یک‌شنبه 29 دی‌ماه یک کارگاه تولیدی پوشاک در ساختمان شماره 117 خیابان جمهوری شهرستان تهران که اصول ایمنی را رعایت نکرده بود، دچار حریق شد.

در این حادثه، دو کارگر زن از طبقه پنجم ساختمان سقوط کردند و جان خود را از دست دادند.

هرچند اون روز آتش‌نشان‌ها موفق شدند 25 شهروند را که در محاصره دود و آتش بودند نجات دهند، اما انتشار عکس و ویدئوی سقوط یکی از کارگرها در رسانه‌ها، بلافاصله موج بزرگی از احساسات و خشم در جامعه ایجاد کرد که اکنون به یک بحران تبدیل شده هست.

یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود


از اونجایی که مدیرعامل کنونی ساوقت آتش‌نشانی و کادر اداری و حلقه مشاوران او به جز معاونان عملیاتی، درجه‌دار نظامی هستند و پیشتر در بخش‌های مختلف نیروی انتظامی به کار مشغول بوده‌اند، به همین دلیل پاسخ‌گویی به رسانه‌ها و ابهام‌زدایی اهمیتی نمی‌دهند.

هرچند تا پیش از این امدادگران از عملکرد اونها راضی بوده‌اند، اما ایشان با تفکرات محافظه‌کارانه نظامی خود تلاش کرده‌اند تا هیچ اطلاعات و جزئیات تازه‌ای از اونچه که روز حادثه در خیابان جمهوری رخ داد منتشر نشود و در این کار هم موفق عمل کردند.

اکنون ادامه سیاست سکوت مسؤولان شهرداری پایتخت باعث شده تا آتش‌نشان‌ها از سوی افکار عمومی مورد اتهام و افترا برنامه گیرند که برای جان شهروندان ارزشی قایل نیستند و به همین دلیل روحیه خود را از دست بدهند.

انفعال روابط‌عمومی ساوقت آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرستان تهران بزرگ در مقابل وقایعی که رخ داده، باعث شده تا شایعات و گمانه‌زنی‌های مختلفی در این زمینه منتشر شود و در نتیجه اون آتش‌نشان‌ها همان جایگاه اجتماعی اندکی که داشتند را نیز از دست بدهند.

رفتار ناشایست و بی‌سابقه بخشی از جامعه با امدادگران تا جایی پیش رفته که نقل شده برخی مغازه‌داران در شهرستان تهران از فروختن اجناس خود به آتش‌نشان‌ها خودداری کرده و در مواردی نیز حتی اونها را با فحاشی و توهین از فروشگاه خود بیرون انداخته‌اند.

از سوی دیگر ورود روزنامه‌نگاران و رسانه‌هایی که با حوزه حوادث آشنایی ندارند و نگاه احساسی اونها به موضوع، باعث شده تا مخاطبان اونها این دروغ را باور نمايند که آتش‌نشان‌ها از روی عمد نردبان را باز نکرده‌اند.

همچنین کارتونیست‌های آمارتور و نوظهوری که به لطف پیج‌های فیس‌بوکی آثارشان دیده می‌شود نیز بدون اطلاع داشتن از جزئیات حادثه، کارتون‌هایی را همسو با موج احساسات جامعه به تصویر کشیدند و باعث رواج بیشتر این باور اشتباه شدند که آتش‌نشان‌ها کار خود را بلد نیستند و قاتلانی هستند که پوشش امداد به تن کرده‌اند.

موج منفی گسترده علیه امدادگران تا جایی پیشرفت کرده که در روزهای اخیر حتی چندین آتش‌نشان باسابقه که مسؤول نردبان هستند، تقاضای بازخرید برای بازنشستگی زودهنگام را مطرح کرده‌اند.

نکته مهم و قابل توجه این هست که اکنون مخالفان و موافقان مدیریت شهری تهران، هر دو گروه برای رسیدن به اهداف سیاسی خود، اعتبار و جایگاه اجتماعی آتش‌نشان‌ها را به بازی گرفته‌اند.

اقدامی که آسیب‌های اون هرگز قابل جبران نیست و می‌بایست هر چه زودتر متوقف شود.

با توجه به این که بررسی این حادثه یک موضوع تخصصی هست، اظهارنظرهای ناآگاهانه باعث شده تا شایعه‌های متعددی در جامعه مطرح شود که در نتیجه از اعتماد شهروندان به امدادگران آتش‌نشانی کاسته هست.


بررسی شایعه‌ها

اکنون بررسی فنی 8 شایعه بزرگ که درباره حادثه خیابان جمهوری مطرح شده، رسانه‌ها و افکار عمومی را برای رسیدن به حقیقت یاری خواهد کرد:

1- «اگر نردبان خراب نبود، الان هر دو قربانی زنده بودند.»

این جمله بارها و بارها از زبان شاهدان حادثه در رسانه‌ها نقل شده، اما باید توجه داشت یکی از کارگرها پیش از رسیدن نیروهای آتش‌نشانی از بالای ساختمان سقوط کرد و جان خود را از دست داد.

برخلاف اونچه که جامعه شنیده و تکرار کرده، وقتی امدادگران به اونجا رسیدند، فقط یکی از خانم‌ها بیرون از پنجره ایستاده بود.

2- «نردبان آتش‌نشانی باز نشد.»

تجهیزات آتش‌نشانی که درباره اون جنجال ایجاد شده، ساخت کشور آلمان هستند و بدون بررسی دقیق و بهره‌ گرفتن از تجربه و نظر کارشناسان، قابلیت‌ها و مشخصات فنی اون را زیر سوال برد.

برپايه گزارش‌های اولیه، تاکنون سه احتمال اصلی برای باز نشدن نردبان در عملیات نجات خیابان جمهوری مطرح شده هست:

الف) تعمیر یا سرویس شدن قطعات دستگاه توسط افراد غیرمتخصص:

نماینده فروش شرکت آلمانی « «IVECO MAGIRUSدر شهرستان تهران که تجهیزات نردبان را به آتش‌نشانی فروخته، به مقامات قضایی علام داشته که شهرداری شهرستان تهران از مدت‌ها قبل اجازه بازدید کارشناسان فنی این شرکت از دستگاه‌ها را نداده بود و این کار را به افراد متفرقه‌ای سپرده که صلاحیت انجام اون را نداشته‌اند.

این شرکت همچنین فرموده که برای تعمیر دستگاه‌ها از قطعات غیراصلی هستفاده شده در حالی که حتی تحریم‌های غرب هم مانع واردات نیازمندی‌های فنی تجهیزات نبوده هست و مشخص نیست چرا چنین تصمیم گرفته شده.

در هر حال تاکنون آتش‌نشانی شهرستان تهران واکنشی به این اظهارات نشان نداده هست.

ب) آسیب‌دیدگی نردبان در مسیر ایستگاه تا محل حادثه:

بالابر آتش‌نشانی وقتی قابل هستفاده هست که ابتدا جک‌های اون روی زمین ثابت شود تا در وقت عملیات، تعادل کامیون بربرنامه باشد.

از اونجایی که نردبان طول زیادی دارد، ممکن هست در اثر یک اشتباه اپراتور، بالابر با کامیون حامل اون سقوط کند.

به همین دلیل، تعدادی سنسور و میکروسوئیچ در دستگاه وجود دارد که از رخ دادن خطای پیشگیری می‌کند تا ضامن ایمنی دستگاه باشد.

اگر این سنسورها و میکروسوئیچ‌ها در اثر سوختن فیوز یا حتی ضربه خوردن به خاطر چاله‌های آسفالت خیابان آسیب دیده باشد، یک سیستم هوشمند از باز شدن جک‌ها و بالابر جلوگیری می‌کند تا به دلیل بربرنامه نبودن تعادل کافی، نردبان سقوط نکند و فاجعه رخ ندهد.

ج) سهل‌انگاری مسؤول نردبان

سلامت و عملکرد کلیه دستگاه‌ها و تجهیزات ایستگاه‌های آتش‌نشانی هر روز ساعت 7 صبح چک می‌شود.

ممکن هست اون روز کسی که در ایستگاه مسؤول بررسی وضعیت کامپیوتر بالابر بوده تا از سالم بودن اون مطمئن شود، در انجام وظایف خود کوتاهی کرده باشد که البته احتمال واقعیت داشتن این فرضیه بسیار ضعیف‌تر از دو مورد دیگر هست و تنها گروهی که از وظایف آتش‌نشان‌ها اطلاعی ندارند روی اون پافشاری می‌نمايند.

3- «کارگرها بهترین کار ممکن را انجام دادند که معلق ماندند.»

از میان 7 شهروندی که هنگام وقوع آتش‌‌سوزی در اون کارگاه حضور داشتند، دو تن با بقیه هم‌نظر نبودند و ایستادن کنار پنجره را خطرناک دانستند و خودشان راه دیگری برای ترک این دنیا برگزینند تا درد کمتری را تحمل نمايند.

معلق ماندن اون دو خانم از پنجره هیچ ضرورتی نداشته و اونها با تصمیم شخصی خودشان این کار را انجام دادند.

این دو قربانی، چون می‌ترسیدند زنده زنده در آتش بسوزند، وقتی هنوز آتش حتی به اون اتاق نرسیده بود و فقط اونجا در محاصره دود برنامه داشت و تنفس دشوار شده بود، تصمیم گرفتند از همکاران خود جدا شوند و بیرون پنجره منتظر رخ دادن معجزه بمانند.

این که اون لحظه درون ذهن اون دو خانم چه گذشته که تصور کرده‌اند معلق بودن در اون ارتفاع اونها را از خطر دور نگاه خواهد داشت، موضوعی هست که روان‌شناسان می‌بایست پاسخی برای اون بیایند.

شاهد حادثه در مصاحبه با روزنامه شرق به چند نکته مهم اعتراف کرده که تاکنون کمتر مورد توجه برنامه گرفته هست.

یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود

«حسین جعفری»، فرموده: «من آخرین لحظه، یک دقیقه مانده بود که خود را به پایین پرت کنم.

یعنی اگر یک ‌دقیقه دیرتر نردبان دوم آتش‌نشانی را می‌دیدم، من هم خودم را به پایین پرت می‌کردم.

لحظه آخرم بود و نمی‌خواستم بسوزم.

اونها هم واقعیتش به خاطر این که زنده نسوزند از پنجره بیرون آمدند و بعد افتادند و مردند.

شما هم باشید همین کار را می‌کنید، زنده سوختن بهتر هست یا در یک دقیقه مردن؟»

این شاهد، به روشنی اعتراف کرده که اون دو خانم ترجیح داده‌اند در عوض زنده زنده سوختن، راه دیگری برای مرگ انتخاب نمايند.

خود او نیز فراخوان نموده که از روی ناامیدی قصد خودکشی داشته هست تا راه دیگری برای مرگ انتخاب کند.

این اظهارات احساسات بسیاری از مخاطبان مصاحبه را برانگیخت و خبرنگار شرق که شاهد را مورد پرسش برنامه داده بود، به دلیل آشنا نبودن با فضای روزنامه‌نگاری حوادث، از بررسی انگیزه‌های او غافل ماند و خود نیز تحت تاثیر هیجان مصاحبه‌شونده برنامه گرفت.

همین احساس او به خوانندگان روزنامه نیز منتقل شد.

اکنون گروهی از جامعه ناخودآگاه با قربانیان همزات‌پنداری می‌کند و حق را به اونها می‌دهد، در حالی که به نظر نمی‌رسد همه تنها با مشاهده دود ناشی از آتش خود را بین طبقه پنجم ساختمان و کف خیابان معلق نمايند تا نجات یابند.

4- آتش‌نشانی برای نجات خانمی که معلق بود، تشک فنری نداشت.»

ذهنیتی که افکار عمومی جامعه از تشک فنری دارد، صفحه‌ای دایره‌ای شکل که از اطراف با چندین فنر به یک قاب فلزی وصل هست که «Trampolin» نام دارد.

آتش‌نشان‌ها در سراسر دنیا سال‌هاست که دیگر از ترامپولین هستفاده نمی‌نمايند و این وسیله اکنون در حیاط خانه‌ها به عنوان یک وسیله تفریحی وجود دارد.

اون چیزی که برخی درباره اون صحبت کرده‌اند و به ماجرای خیابان جمهروی ربط داده‌اند، به ذهنیت اونها از چیزی که در فیلم‌های صامت تاریخ سینما و انیمشین‌ها دیده‌اند نشأت گرفته و در عملیات‌های نجات واقعی کاربرد ندارد.

یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود

ترامپولین

5- «آتش‌نشان‌ها تشک بادی نجات نداشتند.»

تشک بادی نجات که در ایران مورد هستفاده امدادگران برنامه می‌گیرد و برخی از جمله خانواده‌های قربانیان به اون اشاره داشته‌اند، همیشه قابل هستفاده نیست.

این تجهیزات به فضایی نسبتا بزرگ‌تر از تصور ما نیاز دارد و همچنین بین 5 تا 10 دقیقه وقت لازم هست تا باز شود و فرمانده عملیات آتش‌نشانی که در صحنه حاضر هست، تشخیص می‌دهد امداد و نجات می‌بایست چگونه انجام شود.

اگر این مقام مسؤول در حادثه خیابان جمهوری مرتکب تشخیص اشتباه شده و باید پس از بریدن درخت مقابل ساختمان از تشک بادی هستفاده می‌کرد، اکنون در مقابل تصمیم و دستورات خود پاسخ‌گو خواهد بود.

البته باید توجه داشت اون روز اگر نیروهای آتش‌نشانی 10 دقیقه از وقت خود را برای باز کردن تشک بادی صرف می‌کردند، اکنون بیشتر کسانی که از حادثه نجات یافته‌اند، زنده نبودند.

یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود
تشک بادی نجات




یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود

فضای مقابل ساختمان شماره 117

6- «آتش‌نشان‌ها برای نجات کارگری که معلق بود، هیچ کاری نکردند.»

کارگر دوم با اون که شاهد بود همکارش سقوط کرد، اما باز هم معلق بودن را به ایستادن در محیط دودآلود اتاق ترجیح داد.

او همچنین از حضور آتش‌نشان‌ها در محل حادثه اطلاع داشت، ولی به فریادهای اونها که می‌فرمودند: «برو توی اتاق!» توجهی نکرد، چون تصورش این بود که با این اقدام، خود را میان شعله‌های آتش می‌اندازد.

این قربانی با خواست خودش بیرون از پنجره ایستاده بود، زیرا نگران بود که شاید در آتش بسوزد.

یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود

قربانی با خواست خودش بیرون از پنجره ایستاده بود


7- «آتش‌نشان‌ها اون‌قدر روی کارگر آب پاشیدند تا دستش لیز خورد و سقوط کرد.»

طبق اونچه که در ویدئو هم مشخص هست، آتش در پنجره کناری محل ایستادن کارگر زن زبانه می‌کشد.

در چنین شرایطی حرارت ناشی از این آتش از طریق نمای کامپوزیت ساختمان به او می‌رسد و می‌تواند فرد را دچار سوختگی شدید کند.

آتش‌نشان‌ها وقتی متوجه شدند که اون زن قصد ندارد داخل اتاق بازگردد، به ناچار از پایین به سمت بالا آب پاشیدند تا کامپوزیت را خنک نگاه دارند و دست‌ها و بدن اون زن در اثر حرارت نسوزد.

یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود

آتش‌نشان‌ها آب پاشیدند تا کامپوزیت را خنک نگاه دارند


این در حالی هست که اگر چنین اقدامی صورت نمی‌گرفت و در نقل پزشکی قانونی اشاره می‌شد که دست‌های زن دچار سوختگی شدید شده بود، این‌بار رسانه‌ها انتقاد می‌کردند: «آتش‌نشان‌ها چرا آب به کامپوزیت نپاشیدند تا خنک شود و اون زن سقوط نکند؟»

8- «نردبان آتش‌نشانی سبد نداشت»

برخی رسانه‌ها انتقاد کرده‌اند که چرا بالابر آتش‌نشانی سبد نداشته، اما در جواب باید فرمود از سبد برای نصب امکاناتی چون نورافکن و مدل‌های مختلف پاشش آب هستفاده می‌شود و در همه عملیات‌های امداد و نجات کاربرد ندارد.

سبدی که از اون صحبت به میان آمده، تا 400 کیلوگرم وزن را تحمل می‌کند، اما به این دلیل که تجهیزات اون بسیار سنگین هست، در عملیات‌های بزرگی چون اطفای حریق کارخانه‌ها و سوله‌ها از اون هستفاده می‌شود.

اما از اونجایی که بالابرهای بدون سبد وزن سبک‌تری دارند، در نتیجه سریع‌تر حرکت می‌نمايند و در عملیات نجات بسیار مفیدتر هستند.

به طور کلی، برای انتقال حادثه‌دیدگانی که قدرت بدنی کافی برای راه رفتن را دارند، به هستفاده از سبد نیازی نیست.

از سوی دیگر نردبان‌ها به دلیل داشتن پله، کاملا ایمن و راحت‌تر هستند.

یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود
نردبان برای نجات سریع حادثه‌دیدگانی که سلامتی جسمی دارند بهترین گزینه هست

جک‌های نردبان چون به زمین فقط تکیه می‌دهند، حدود 2 دقیقه وقت لازم هست تا باز شوند.

اما جک بالابری که سبد دارد، کامیون را از روی زمین بلند می‌کند که این مرحله در حدود 4 دقیقه انجام می‌شود.

پس نردبان از هر جهت بهتر و سریع‌تر هست و هستفاده از سبد در حادثه خیابان جمهوری ضرورتی نداشته هست.

یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود

جک‌های نردبان به زمین فقط تکیه می‌دهند و سریع‌تر عمل می‌نمايند



یک مدیر شهرداری تهران: مرگ 2 زن در آتش سوزی خیابان جمهوری خواست و مشیت الهی بود

جک بالابری که سبد دارد، کامیون را از روی زمین بلند می‌کند و کندتر هست

اکنون که به شایعات جواب داده شد، می‌بایست بدون تعصب، احساسات و خشم، ابعاد مختلف حادثه خیابان جمهوری را مورد بررسی برنامه داد تا حقیقت نمایان شود.

منبع: پارسینه


56 out of 100 based on 61 user ratings 436 reviews

@