شما معلمید و چند شاگرد نافرمان دارید


شما معلمید و چند شاگرد نافرمان دارید



شما معلمید و چند شاگرد نافرمان دارید
بعد از استارت این تاپیک تنبیه، دانش آموز تهرانی را روانه بیمارستان کرد این سوال به ذهنم خطور کرد

اگر شما معلم باشید و یک یا چند نفر از شاگردانتان با رفتارهای بدشان شما را واقعاً کلافه بکنند

چه عکس العملی نشان می دهید؟





به سحــر و جــادو معتقــدی؟!

1:

طی تجربه ثابت شده هرچی معلم با بچه ها رفیق تر باشه براش بهتره سعی میکنم با اون شاگردایی که کلافم مینمايند بیشتر از همه کلاس رفیق باشم تو بتونم کنترلشون کنم کاری که الان بعضی از معلم هایی خدم دارن انجام میدن و واقعا جواب داده


معنای ازادی درایران چیست ؟

2:

یه خورده ریزترش کنیم ببینیم رفاقت شما چطوریه ؟ اون دانش آموز رو در نظر بگیرید
حالا در این موقعیت ها بگید چطور باهاش رفاقت میکنید؟

1- سر جلسه امتحانه دارن با شرارت تمام تقلب میکنن

2-تا مرز بیهوشی رفتید و درسی رو براشون به بهترین نحو توضیح دادید اما جلسه بعد

می بینید هیچی یاد نگرفتن !

3-وسط درس دادن برا خودش جلسه گرفته داره با دوستاش گل میگه گل می شنوه

4-قبل ورودت به کلاس یک سری اراجیف پشت سرت رو تخته می نویسه

از کاریکاتورت گرفته تا فلانی خر هست و حرفهای .....

5-زنگ تفریح دائم دردسر درست میکنه و به همشاگردی هاش حمله و پرخاش میکنه


ایران از نظر منابع آبی ورشکست شده است؟

3:

من تا 3 سال پیش در مقطع دبیرستان مشغول بودم.
از اونجایی که تحمل توهین و به سخره گرفتن شخصیتم را نداشتم عطایش را به لقایش بخشیدم و هم اکنون به کار اداری مشغولم.حقوق و ساعات آزاد کمتری دارد.در عوض روح و روانم شکنجه نمی شود!
فقط می توانم بگویم شرایط به شدت اسفبار هست.معلمین اکثراً بی خیالی پیشه کرده اند و دیگر درس مطالعهیا نمطالعهفراگیران برایشان مهم نیست.به قولی می آیند و درسشان را می دهند و می روند..خواند که خواند! نخواند هم به درک!

پ.ن : من در برخورد با شاگردان سرکش و نافرمان بیشتر به تلنگری به پیشانی اونها اکتفا می کردم.هر چند همین امر نیز با اعتراض عده ای روبرو شد! :|

این تلنگر زدن را هم از شیوه ی پروفسور حسابی برای تنیه گربه اش به عاریت گرفته ایم..:)


تاثیرات مخرب موسیقی + نظرات شما

4:

نه بابا ! رفیق شدن با دانش اموزان به ظرفیتشون بستگی داره
اونها صمیمیت رو با بی ادبی ادغام مینمايند.


تولید اندیشه داشته باشیم


آیا تا به این لحظه درست زندگی کرده ایم؟ (گفتگو محور)

5:

هر کسی نمیتونه شغل معلمی رو انتخاب کنه خیلی سخت
این شغل مانند شغل پرستاری باید اونقدر صبور باشی اونقدر
فداکار مثل یه مادر که با بچه اش رابطه بربرنامه میکنه معلم هم
باید با دانش آموز خودش یه رابطه خود و صمیمی بربرنامه کنه
شاید الان بگید تعداد دانش آموزان زیاد یا این که همه بچه ها
مثل هم نیستند ولی معلم باید تعادل بربرنامه کنه دانش آموز هرچقدر
هم سرکش باشه باز میشه رامش کرد د.ی
فقط کافیه باهاشون
رابطه بربرنامه کرد
اونا رو تشویق به درس خوندن
و ایجاد انگیزه شون رو
ببره بالا
روحیه شون باید تقویت بشه


آیا کشور ما باید از کشورهای پیشرفته و غربی الگوبرداری کند یا خیر؟

6:

من اگه معلم باشم و با چنین شاگردانی برخورد کنم چندتا واکنش ممکنه نشون بدم

اون شاگرد رو کلا تحویل نگیرم گاهی نادیده گرفتن شخص بدترین تنبیه هستش

شاید بگم از کلاس بره بیرون و در صورت تکرار به مدیر و ناظم بگم براش فکری کنن

شاید هم مسئول نظم کلاسش بکنم معمولا این شیوه روی بچه شیطونا جواب میده


لطفا به اشتراک بگذارید ....!

7:

من رابطه نزدیکی با شاگردهام و دانشجوهام دارم ...
ولی در تدریس بسیار سختگیرم به طوری که بمن میگن شما با پنبه سر می برید و با روی خندان و اخلاق خوش ازمون بیگاری می کشید ..
ولی جالب اینجاست که به خاطر اخلاق خوبم اکثرشون با دل و جان تمرینات منو انجام میدن ...
تا اونجا که تونستم سعی کردم مشکلات کلاس رو به دفتر نبرم و توی کلاس مشکل رو حل کردم ...
ولی مسئله ای که هست اینه که بچه های این دوره با قدیم خیلی فرق کردند و بی اندازه سرکش و تنبل و بی خاصیت شدند ....
شاگرد زرنگ امروز من از شاگرد متوسط رو به پایین دیروزم ضعیف تره ...
من دو ساله از تدریس کشیدم کنار چون واقعا دیگه از دست بچه ها خسته شدم و رفتم بخش اجرایی ...
معلمی واقعا اعصاب فولادی می خواد ...
به قول فرشته خانم بهترین تنبیه نادیده گرفتن شاگرد بد رفتار و یا تنبله ...
من این راه رو امتحان کردم و شاگردم به گریه افتاد و بمن فرمود تو رو خدا 100 تا بد و بیراه بمن بگید ولی بی محلی نکنید ...
کلا نه اهل بی حرمتی و نه اهل بدو بیراه فرمودن به دانش آموزم ....
البته دانش آموزان من سال های آخر هنرستان هستند ...

8:

شما هم در دانشگاه درس می دادید و هم در هنرستان ؟

شاگردانتون دختر بودند؟

در مورد دختران و پسران هر دو مورد نادیده گرفتن جواب میده ؟

اگر به قدری نظم کلاس رو به هم بزنن که نشه نادیده گرفتشون چی ؟ دفتر؟

آیا دانش آموز تشنه جلب توجه بوده که با بی محلی به گریه افتاده ؟ در مورد سایر

دانش آموزان هم همین روش جواب میده ؟

9:

توی دانشگاه هم دختر بودند و هم پسر ...
اونجا مشکل کمتره ولی توی هنرستان البته این سال های اخیر مشکل خیلی زیاد شده ....
فرهنگ خانوادگی اونها هم موثره ...
توی دانشگاه دو تا از پسرها را به خاطر شرارتشون می خواستند از دانشگاه اخراج نمايند ...
وقتی که اومدند توی کلاس من بقیه هستادها به شوخی بمن تسلیت فرمودند ...
باورتون میشه یکی از اون شرورها بهترین و مودب ترین توی کلاس من بود ؟؟؟
به خاطر اینکه از روز اول بهش فرمودم تو باید معاون من باشی و کارهایی که بهت میگم انجام بدی ....

اون هم به محض اینکه کاری داشتم برام انجام میداد و بعد فهمیدم چون همشهری منه این کار رو با دل و جون انجام میده ...
اون یکی هم که از نظر روحی مشکل داشت و فقط کافی بود بجای بدخلقی کمی بهش کمک کرد البته انکار نمی کنم که خیلی از من انرژی گرفت ولی با کمک بهش مانع اخراجش شدم که همیشه تشکر می کرد ....
توی هنرستان با بعضی از بچه ها خیلی مشکل داریم ..
من خیلی سریع شاگرد ضعیف رو کنار شاگرد قوی می نشوندم و تا حدودی موثر بود ...
من بچه هایی که نظم کلاس رو بهم می زدند از کلاس بیرون می کردم و می فرمودم برو انرژیتو تخلیه کن و بعد برگرد ...
سعی می کردم شکایتشون رو به دفتر نبرم ...
اون شاگرد هم تشنه جلب توجه نبود ...
حتی بداشون هم منو خیلی دوست داشتن و چون همیشه بهشون اهمیت میدادم بی محلی من براشون خیلی سنگین بود و به خاطر همین اون به گریه افتاد ...
یکی دیگه از کارهایی که کردم اگر کار رو خوب انجام نمیدادند (من گرافیک تدریس می کنم ) یکیشون رو مامور می کردم و می فرمودم کارهای ضعیف رو پاره کنه ....
نمره هم البته صوری نه واقعی (خودشون فکر می کردند واقعیه) بالای 5 نمیدادم ...
این کار باعث شد که شاگردی که 2 گرفت دفعه بعد نمره 18 بگیره ..
متاسفانه خودشون توانایی خودشون رو باور ندارند ولی من سریع تشخیص میدم که هر کدوم چقدر توانایی دارند ...




10:

جواب ها سادس

1- خیلی عادی باهاش حرف میزنم و یک موقعيت بهش میدم اگر تکرار کنه دیگه موقعيتی نداره و باید نمره صفر رو پذیرا باشه اونم با دلیل

2- من نباید خستگی خودمو منتی بر سر دانش اموزام کنم! اون درس رو براشون تکرار میکنم و به واسطه یاد نگرفتنشون یه جلسه اضافه میزارم و اون درسو هر طوری که شده یادشون میدم!

3- میشه با یک خواهش ساده و یک حرف درست ساکتش کنم باز اگر تکرار کرد عیبی نداره به بیرون از کلاس راهنماییش میکنم تا حرفاشو بزنه و بیاد

4- اینجا میشه زیر چشمی رد کرد اما من اگر بخوام برخورد کنم یک کلمه میگم القاب خودتون رو به بقیه نسبت ندین این از هزاران فحش بدتره و اون بچه دیگه این کارو نمیکنه

5- مشکل ریشه رو باید پیدا کرد متاسفانه اگر به معلم ها یه دوره (مخصوصا معلم های دوره دبیرستان و هنرستان) روانشناسی یاد بدن این مشکلات حل میشه چون معلم میتونه به بچه کمک کنه و مشکلش رو اگر حل هم نکنه لاقل کنترل کنه


شما هرچی بگی براش یک راه منطقی و درست هست نه معلم حیوان هست نه دانش اموز که با راه منطقی نتونند باهم درست رفتار نمايند

11:

بنده در موسسات خصوصی تدریس دارم....

در تمام سنین....

بچه های بزرگتر رو کافیه نگاشون کنم، می فهمن و کار دستشون میاد!

وقتی که اصول کلاس من رو از همون اول بدونن دیگه سعی میکنن رعایت کنن...


فکر بد نکنیدا...

خشن برخورد نمی کنم بچه هام عاشق منن ..

باهاشون رفتار جذاب دارم...
اما از لحاظ درسی...

بعضی هاشون خیلی (ببخشیدا) بی حیان اصلا انگار نه انگار بهشون تذکر میدم...



اما کوچیک ترا ....

وای خیلی سخته...


مثلا یکی از شاگردام 4 سال و نیمشه...

آخ رو اعصابمه...

نمیدونستم دیگه با چه زبونی باهاش صحبت کنم...
با یه روانشناس مشورت کردم اختلال رفتارخودش و نحوه رفتار والدینش و ...
+
هیچ چی رو با لذت تدریس عوض نمی کنم....
وقتی میبینم بچه هام یه چی از من یاد گرفتن..

آخ جقد کیف می کنم....
با وجود تمام سختی هاش....


12:

شما فرد خونسرد و منطقی و مهربونی هستید مرسی از جوابهاتون

الان که نه اما اگر در آینده موقعيت تدریسی بهتون دست بده مطمئنم که به خوبی

از عهده کار بر می آیید

13:

دانش آموزان جند گروه اند
1- بی ادب ولی درس خوان
2-بی ادب و درس نخوان
3- مودب و درس خوان
گروه سوم که گل هستند و باهشون سر کلاس راحت هستیم
گروه دوم بی ادب و درس نخوان این گروه اعصاب پولادین می خواهند روش من اینطوره که چون نقطه ضعف درس دارند چند جلسه گیر می دهم بهشون و هر جلسه می پرسم و میگم جلس قبل بی توجه به درس بودی و حالا این هم نتیجه اش خلاصه می فهمونم آقا اگه بجنبی می جنبونم و طرف حساب کار دستش می آید و آروم میشه البته اگه درس بلد نباشند تهدید به خروج از کلاس و دعوت اولیاء را هم اهرم فشار برنامه می دهم خلاصه به التماس می افتند در آخر باهم کنار می آییم که آقا اینجا جای درسه و اگه بخوای درس نخونی لااقل اجازه جنگولک بازی نداری
گروه بی ادب و درس خون نقطه ضعفشون نمره هست
چون 20 ساله تدریس دارم با نگاه می فهم که درس خونده یا نه ودر وقتهای که درس نخونده می پرسم و با تهدید اولیاء و نمره و دفتر مدرسه به التماس می افتند و خلاصه رام می شوند

در نهایت به این نتیجه می رسونم که کلاس جای درس هست و اگه کسی اون را با سیرک و سالن سینما و لات خونه اشتباه بگیره عواقب داره

سپس مدتی با هم دوست میشیم البته دوستی هم به مرزی که به سوء هستفاده نرسه

14:

تدریس واقعا حوصله‌‌ و استقامت ایوب می‌طلبه

من سابقه تدریس ندارم ولی برنامه بزودی برای پنج‌تا شاگرد معلمی کنم

ببینم نتیجه چی‌ می‌شه یا اونا منو میکشن یا من ...

15:

سلام /خانم

از بین جوابهایی که دوستان دادن...(با احترام به سایرپیشنهادا) این بهترین..و تا اینجا کاملترینه...شما همینو اجرا کنید مطمئنن موفق خواهین بود...با امید به روزهای بهتر و بی حاشیه

16:

طی چند سال تجربه ی تدریسم همه نوع روشی رو برای بربرنامه کردن ارتباط خوب با دانش اموزانم امتحان کرد...اوایل که تجربه نداشتم جذبه به خرج میدادم ولی درعین حال شدیدا با احترام برخورد میکردم ..با وجود همون احترام باز هم فاصله ی زیادی با شاگردانم احساس میکردم ...سالهای بعد روش صمیمانه تری در پیش گرفتم اما باز هم دیدم در این بین عده ای از دانش اموزان نوعا بی جنبه!از این فضا سوئ هستفاده میکردند...الان در جایی هستم که به تناسب هر فضا روشی مخلوط از هر دو را در پیش میگیرم ولی با این وجود هنوز هم دانش اموزانی دارم که در تمام مدت کلاس سعی بر هم زدن نظم و زیرابی رفتن رو دارند!ی کم کم محلی در اغاز و اندکی محبت سپس گذشت مدت وقتی میتونه اونها رو هم نرم بکنه اما ذاتشون تغییر نخواهد کرد بهر حال!!

17:

تمامی شاگردهای منم سن و سال کمی دارن موقع تدریسم سعی میکنم اول از همه من با صبوری با تک تکشون کنار بیام که این کارم خیلی جواب مثبت داده ....

اما اگه یسری ها واقعا کلافم کنن با خانوادشون صحبت خواهم کرد.

18:

نمی دانم این عزیزان در کدام مناطق و در چه مدارسی تدریس دارند و داشته اند.
اما شهرک های اقماری و حاشیه ای تهران،حتی کرج و شهریار و سرآسیاب و ...

از نظر فرهنگی در شرایط بسیار حادی به سر می برند و به تبع،مدارسشان نیز اینگونه هست.
مثلاً موردی که فرمودند دانش آموز را از کلاس بیرون می نمايند یا اولیاء او را می خواهند!
به نظر می رسد این عزیزان تا به حال یک دانش آموز مشکل دار به تورشان نخورده!
شاگردی داشتم،سال سوم رشته ی ریاضی فیزیک،مطلقه،پدر نیست و نابود! مادر هم به قول تنی چند از عزیزان مدام صیغه ی موقت بودند!
دانش آموز که چه عرض کنم! اراذل و اوباش! بیش از صد بار ولی او را خواستیم که نیامد! غیبت های مکرر! حضورش در کلاس تنها برای ایجاد خنده و تفریح و اخلال در کلاس بود.قبل از حضور در مدرسه ی ما،از 2 مدرسه ای دیگر اخراج شده بود! کیف و کتاب با خودش نمی آورد!
روزهای خوبش وقتی بود که تا صبح با رفقایش قلیان کشیده بود و سر کلاس تخت می خوابید!
حال به نظر این عزیزان، چنین دانش آموزی را می توان با راهکارهایی که ارائه فرمودند به راه راست هدایت نموید؟

19:

سلام
فکرکنم روش زیر بعضی مواقع کارساز باشد
1- موفقیت در کلاسداری و تدریس مربوط به یک یا دو روز نیست و باید از اول سال تحصیلی حرکات سنجیده ای داشت
2- از شروع سال تحصیلی هیچ وقت سر کلاس نخندید در صورت لزوم به لبخندی کوتاه بسنده شود.

حدی بودن و رفتار پر ابهت تسلط بر درس و تدریس لازمه کار هست
3 -هیچ دانش اموزی سرکوب و تحقیر نشود و گرنه جبهه گیری خواهد کرد .
4 از پرخاش گری علیه دانش اموزان بشدت پرهیز شود .و از خصومت و دشمنی با دانش اموزان خود داری شود .
5 - رابطه عاطفی از نوع حس احترام و ارزش دهی با دانش اموزان بربرنامه شود .
6 همیشه رفتارهای زشت باید سرکوب شود نه شخصیت افراد، رفتار زشت را نباید به کل شخصیت فرد تسری داد .
7 با دانش اموزان نافرمان و پرخاشگر خصوصی صحبت شود که تاثیرش بیشتر از تنبیه و اخراج و تحقیر هست .
8 - اغلب مواقع پرسیدن و دانستن مشکل دانش اموزان و راهنمایی انها در دانش اموزان کارساز هست .
9 - از رفتار ها و سخنان سبک در حضور دانش اموزان بشدت خودداری شود و همیشه رفتار با ابهت و جدی باید داست .
10 - تنبیه بدنی و اخراج از کلاس و...

همیشه کارساز نیست دانش اموزی که چند بار تنبیه شد و یا اخراج دیگر ترسی از انها نخواهد داشت
11 - از بد دهنی و ناسزا گویی بشدت پرهیز شود .
12 - گاهی بعضی از خطاهای دانش اموزان را باید نادیده گرفت و سپس کلاس در خصوص اینکه این رفتارها از او بعید هست و شخصیتش بالاتر از این حرفاست گوشزد شود .
13- از تکرار و کاربرد کلمات تنبیه میکنم - نمره کسر میکنم - چنین میکنم و چنان میکنم باید دوری کرد بگذارید این کلمات بمانند برای وقتی که واقعا قصد هستفاده از انرا دارید .
14 - برای تنبیه دانش اموزانی که به هیچ صراطی مستقیم نیستند انی و فوری تصمیم گیری نشود باید به همراه اولیا و مدیر و معاون و مشاور مدرسه در مدت وقتی طولانی تصمیم گیری کرد و شروع ان باید با در انتظار ماندن طولانی در کلاس و سپس مقابل دفتر مدرسه و اتاق مشاوره و بعدا در حضور اولیا و تا وقتی که احساس شود تغییری در او حاصل شده
15 - اگر هیچ یک جواب نداد دانش اموز به سکوت در کلاس وادار شود تا با اعصابی ارام و کلاسی منظم به تدریس مشغول شوید .
16 - اگر هیچ کدام موثر نشد یا خودتان از ان کلاس فرار کنید یا دانش اموز را فراری دهید ( کلاسش را تغییر دهید )
----------------------------------------
امیدوارم برای شاغلان شغل اعصاب کش و پرخطر ( جدیدا پر خطر شده ) معلمی مفید واقع شود .


20:

.



درود
من وقتی مدیری را می شناختم که روش عجیبی داشت، او می دانست که بعضی شاگرد ها ذاتا اهل درس نیستند و یا ذاتا سو هستفاده چی هستند، سعی در تغییر دادن اونها نمی کرد و می فرمود اگر نمی خواهید سر کلاس باشید بروید در حیاط هستراحت کنید و نمره پایان ترمتان هم در حد قبولی تضمین می کنم، ولی مزاحم سایر دانش اموزان نشوید.

و به این صورت می توانست محیط کلاسهارا سالم نگه دارد.

با توجه به اینکه مدارس این روز ها نمی توانند ردی بدهند و هر جور شده در مورد نمره با دانش آموزان راه می آیند، این راه حل نهایی به نظر غیر معقول نمی آید.


.

21:


پايه ن آدم های کمی در این دنیا وجود دارند که بتوانند منو کلافه نمايند
ولی

به بهانه خوش خط بودن میارمشون پای تخته و میگم هرچی من میگم بنویس
و دیگه خودم جواب تمرینا رو نمینوشتم و اون هم مشغول میشد و اذیت نمیکرد
دبیر حسابانمون همیشه از این نیرنگ و حیله بر علیه من هستفاده میکرد

البته من کار بدی نمیکردما فقط حرف میزدم و اینا

22:

درست میفرمایید در مورد مدارس پسرانه واقعا تعداد کمی از راهکارهای ذکر شده شاااید !جواب دهد!!همسر من مدیریت یک هنرستان در حاشیه شهر هستند و خانواده ها هم با همون خصوصیاتی که شما فرمودید....جدا کار زیادی از دستشون بر نمیاد ..یادمه چند سال پیش از یکی از دانش اموزانی که خانواده درستی نداشت خیلی کشید و تحملش کرد و به اون فرجه داد تا اصلاح شود...خیلی با او راه اومد تا اینکه فارغ اتحصیل شد ..امسال درست اوایل سال برای گرفتن نتیجه اومد با چه وضعی!!!میخواست معاونین رو بقصد کشت بزنه!همسر منم از دستش شکایت کرد ن و انداختنش بازداشتگاه!!میفرمود تو اون سه سال مجبور!بودم تحملش کنم چون اموزش و پرورش هیییچ حمایتی از من در برابر رفتار بد امثال این دانش اموز نمیکرد اما الان که با وجود همه سازشهای ما اینقدر بی چشم و روست دیگه تاب نیاوردم!

23:

یادم می یاد که در دوران دبیرستان معلم درس گسسته ما خیلی راحت کلاس رو کنترل می کرد

وقتی وارد کلاس می شد تا اخر کلاس فضا کاملا ساکت و ارام بود

من روش کارش رو اینطوری برداشت کردم :

همیشه قبل از اغاز سرفصل درس معمولا به طور مختصر و با جذابیت تاریخچه ای از اون مبحث رو می فرمود که واقعا خیلی زیبا بود و ارزش شنیدن داشت.

سپس اون همیشه طوری درس می داد که بچه بی کار نباشند یعنی وقتی مبحث رو توضیح می داد از سوالات اسان تا سخت بچه ها رو به فکر کردن و حل مسئله تشویق می کرد و معمولا هم اگه کسی حل نمیکرد حداقل ساکت بود .

در مواقع لزوم با بچه ها می خندید و وقتی هم که می دید کلاس داره به هم میخوره رفتار سختتری نشان می داد .


در مجموع تنها کلاس که من توی عمرم دیدم که واقعا بیشترین سکوت و گوش کردن حاکم بود همان کلاس درس گسسته بود .


24:

یک اون از خوندن جواب شما هنگ کردم چون تصور کردم معلمین
ولی این کار هم فایده نداره برای پسرای تغس این دوره!شما فرق داشتین چون شاید مربوط به حداقل 5 سال پیش باشین!وضع دانش اموزان در گذشته خیلی بهتر بود بالاخره ب ی صراطی مستقیم میشدند در نهایت!توی اموزش پرور ش امروز بچه ها سال به سال رو به تنزل هستند و بدتر از قبل میشن متاسفانه!

25:

دقیقا شما به نکته ای اشاره کردین که اگر واقعا در کلاس وجود داشته باشه همه ی بچه ها غرق در کلاس میشن ...جذاب بودن تدریس و رفتار معلم!!بعضی جلسات که برای تدریس زبان از روشهای ارتباطی پر اشور هستفاده میکنم واقعا همه ی بچه ها در متن کلاس هستند و مشغول فعالیت..
البته الان یاد یکی از معلمهای مدرسه ی همسرم افتادم که ایشون هم مشکل چندانی با دانش اموزان نداشتن....دلیل احترام و ادب بسیااار زیادی بود که در برخورد با دانش اموزان بکار میگرفتند و اونها رو به نوعی در معذورات برنامه میدادند که دست از پا خطا ننمايند من با این اقا برخورد داشتم و دیدم واقعا ادب و متانت از وجودشون فوران میکنه و بچه ها حق دارند از فکر اذیت کردن هم شرمنده بشن...

26:

دقیقا !

در ان وقت وقتی سر کلاس درس فیزیک یا ریاضی می رفتیم اصلا نمی نداستیم چرا باید مطالبی بخوانیم که واقعا نمی دانیم چی هستند و به چه دردی می خورد
فقط یک مشت فرمول بود و بس


اما کلاس گسسته چیز دیگری بود معلم ما با چنان زیبایی تاریخ مبحث را بیان می کرد که ما غرق در مبحث می شدیم و بعد می دانستیم برای چه این مطلب را باید یاد گرفت و با تمام توان سعی می کردیم مسائل رو درست حل کنیم .

با اینکه دبیر گسسته ما واقعا امتحانات نفس گیری می گرفت ولی همیشه مورد احترام بچه ها بود
تا امروز هم اگر روزی در خیابان ایشان را ببینم مانند همان دوران به ایشان احترام می گذارم .


27:

من تجربه‌ی ِتدریس در کلاس و مدرسه را برای ِمدتی داشتم و درس را به شیوه ی ِی آدم ِبازاری درس
میدادم و کل ِکلاس با درس حال میکرد! به نظر دبیر باید به گونه ای درس بده که بچه ها به پسر/دختری که
به درس گوش نمیدهد سگ محلی نمايند و برای ِاینکه بچه ها اینگونه شوند ، باید بچه ها به شما نگاه ِرفاقتی
و مرامی داشته باشند! شما باید به بچه ها ثابت کنید که بهتر از اونها هستید و کسی را میپسندید که در
درسش بهتر از بقیه باشد و سر کلاس درس فعال‌تر باشد! اگر دبیر توانست به شیوه ی ِرفاقتی همچین
چیزی را ثابت کند بچه مجبورند به وسیله‌ی ِدرس چاپلوسی شما را بنمايند و خودی نشان دهند!
در تمام دوران مدرسه سر کلاسی ننشستم که خمیازه نکشم!95%همه ی ِکلاس ها خسته نماينده هستند
به نظر دبیر نباید صبور باشد ،صبوری ربطی به دبیری ندارد، دبیر باید هنرمند باشد تا درس را زیباتر و جالب تر
از تصور بچه ها نشان دهد! متاسفانه در نظام آموزشی همچین هنری یاد نمیدهند چون کسی که میخواهد
دبیر شود ؛ مجبور هست برود سر کلاسی دبیری یاد بگیرد که هستادش از ملال آورترین موجودات دنیاست
و کلاسش از بدترین مکان‌های دنیا! طوری که آدم حاضر هست روی ِسَرَک ِقلیان بشیند ولی روی صندلی
اون کلاس نه!

28:

سلام
منظورتون با من بود؟ موافقم روش خوبی رو توضیح داده بودند.
من معلم نیستم ،اما یک دختر 7 ساله دارم که امسال تازه رفته مدرسه ولی خب خوشحال شدم که این سایت این همه کاربر دبیر و معلم و مدرس و مربی داره ....
روش های هر کدومشون رو که مطالعه میکنم چیزهای زیادی یاد میگیرم امیدوارم معلم های
امروز و نسل آینده هم این تاپیک رو مطالعه نمايند و از تجربیات همکارانشون بهره بگیرند.

29:

ممنون در کل همه چیز با منطق و چند کلمه ساده و زیبا حل میشه ما انسانیم

30:

سلام /خانم

از بین جوابهایی که دوستان دادن...(با احترام به سایرپیشنهادا) این بهترین..و تا اینجا کاملترینه...شما همینو اجرا کنید مطمئنن موفق خواهین بود...با امید به روزهای بهتر و بی حاشیه

31:

طی چند سال تجربه ی تدریسم همه نوع روشی رو برای بربرنامه کردن ارتباط خوب با دانش اموزانم امتحان کرد...اوایل که تجربه نداشتم جذبه به خرج میدادم ولی درعین حال شدیدا با احترام برخورد میکردم ..با وجود همون احترام باز هم فاصله ی زیادی با شاگردانم احساس میکردم ...سالهای بعد روش صمیمانه تری در پیش گرفتم اما باز هم دیدم در این بین عده ای از دانش اموزان نوعا بی جنبه!از این فضا سوئ هستفاده میکردند...الان در جایی هستم که به تناسب هر فضا روشی مخلوط از هر دو را در پیش میگیرم ولی با این وجود هنوز هم دانش اموزانی دارم که در تمام مدت کلاس سعی بر هم زدن نظم و زیرابی رفتن رو دارند!ی کم کم محلی در اغاز و اندکی محبت سپس گذشت مدت وقتی میتونه اونها رو هم نرم بکنه اما ذاتشون تغییر نخواهد کرد بهر حال!!

32:

تمامی شاگردهای منم سن و سال کمی دارن موقع تدریسم سعی میکنم اول از همه من با صبوری با تک تکشون کنار بیام که این کارم خیلی جواب مثبت داده ....

اما اگه یسری ها واقعا کلافم کنن با خانوادشون صحبت خواهم کرد.

33:

نمی دانم این عزیزان در کدام مناطق و در چه مدارسی تدریس دارند و داشته اند.
اما شهرک های اقماری و حاشیه ای تهران،حتی کرج و شهریار و سرآسیاب و ...

از نظر فرهنگی در شرایط بسیار حادی به سر می برند و به تبع،مدارسشان نیز اینگونه هست.
مثلاً موردی که فرمودند دانش آموز را از کلاس بیرون می نمايند یا اولیاء او را می خواهند!
به نظر می رسد این عزیزان تا به حال یک دانش آموز مشکل دار به تورشان نخورده!
شاگردی داشتم،سال سوم رشته ی ریاضی فیزیک،مطلقه،پدر نیست و نابود! مادر هم به قول تنی چند از عزیزان مدام صیغه ی موقت بودند!
دانش آموز که چه عرض کنم! اراذل و اوباش! بیش از صد بار ولی او را خواستیم که نیامد! غیبت های مکرر! حضورش در کلاس تنها برای ایجاد خنده و تفریح و اخلال در کلاس بود.قبل از حضور در مدرسه ی ما،از 2 مدرسه ای دیگر اخراج شده بود! کیف و کتاب با خودش نمی آورد!
روزهای خوبش وقتی بود که تا صبح با رفقایش قلیان کشیده بود و سر کلاس تخت می خوابید!
حال به نظر این عزیزان، چنین دانش آموزی را می توان با راهکارهایی که ارائه فرمودند به راه راست هدایت نموید؟

34:

سلام
فکرکنم روش زیر بعضی مواقع کارساز باشد
1- موفقیت در کلاسداری و تدریس مربوط به یک یا دو روز نیست و باید از اول سال تحصیلی حرکات سنجیده ای داشت
2- از شروع سال تحصیلی هیچ وقت سر کلاس نخندید در صورت لزوم به لبخندی کوتاه بسنده شود.

حدی بودن و رفتار پر ابهت تسلط بر درس و تدریس لازمه کار هست
3 -هیچ دانش اموزی سرکوب و تحقیر نشود و گرنه جبهه گیری خواهد کرد .
4 از پرخاش گری علیه دانش اموزان بشدت پرهیز شود .و از خصومت و دشمنی با دانش اموزان خود داری شود .
5 - رابطه عاطفی از نوع حس احترام و ارزش دهی با دانش اموزان بربرنامه شود .
6 همیشه رفتارهای زشت باید سرکوب شود نه شخصیت افراد، رفتار زشت را نباید به کل شخصیت فرد تسری داد .
7 با دانش اموزان نافرمان و پرخاشگر خصوصی صحبت شود که تاثیرش بیشتر از تنبیه و اخراج و تحقیر هست .
8 - اغلب مواقع پرسیدن و دانستن مشکل دانش اموزان و راهنمایی انها در دانش اموزان کارساز هست .
9 - از رفتار ها و سخنان سبک در حضور دانش اموزان بشدت خودداری شود و همیشه رفتار با ابهت و جدی باید داست .
10 - تنبیه بدنی و اخراج از کلاس و...

همیشه کارساز نیست دانش اموزی که چند بار تنبیه شد و یا اخراج دیگر ترسی از انها نخواهد داشت
11 - از بد دهنی و ناسزا گویی بشدت پرهیز شود .
12 - گاهی بعضی از خطاهای دانش اموزان را باید نادیده گرفت و سپس کلاس در خصوص اینکه این رفتارها از او بعید هست و شخصیتش بالاتر از این حرفاست گوشزد شود .
13- از تکرار و کاربرد کلمات تنبیه میکنم - نمره کسر میکنم - چنین میکنم و چنان میکنم باید دوری کرد بگذارید این کلمات بمانند برای وقتی که واقعا قصد هستفاده از انرا دارید .
14 - برای تنبیه دانش اموزانی که به هیچ صراطی مستقیم نیستند انی و فوری تصمیم گیری نشود باید به همراه اولیا و مدیر و معاون و مشاور مدرسه در مدت وقتی طولانی تصمیم گیری کرد و شروع ان باید با در انتظار ماندن طولانی در کلاس و سپس مقابل دفتر مدرسه و اتاق مشاوره و بعدا در حضور اولیا و تا وقتی که احساس شود تغییری در او حاصل شده
15 - اگر هیچ یک جواب نداد دانش اموز به سکوت در کلاس وادار شود تا با اعصابی ارام و کلاسی منظم به تدریس مشغول شوید .
16 - اگر هیچ کدام موثر نشد یا خودتان از ان کلاس فرار کنید یا دانش اموز را فراری دهید ( کلاسش را تغییر دهید )
----------------------------------------
امیدوارم برای شاغلان شغل اعصاب کش و پرخطر ( جدیدا پر خطر شده ) معلمی مفید واقع شود .


35:

.



درود
من وقتی مدیری را می شناختم که روش عجیبی داشت، او می دانست که بعضی شاگرد ها ذاتا اهل درس نیستند و یا ذاتا سو هستفاده چی هستند، سعی در تغییر دادن اونها نمی کرد و می فرمود اگر نمی خواهید سر کلاس باشید بروید در حیاط هستراحت کنید و نمره پایان ترمتان هم در حد قبولی تضمین می کنم، ولی مزاحم سایر دانش اموزان نشوید.

و به این صورت می توانست محیط کلاسهارا سالم نگه دارد.

با توجه به اینکه مدارس این روز ها نمی توانند ردی بدهند و هر جور شده در مورد نمره با دانش آموزان راه می آیند، این راه حل نهایی به نظر غیر معقول نمی آید.


.

36:


پايه ن آدم های کمی در این دنیا وجود دارند که بتوانند منو کلافه نمايند
ولی

به بهانه خوش خط بودن میارمشون پای تخته و میگم هرچی من میگم بنویس
و دیگه خودم جواب تمرینا رو نمینوشتم و اون هم مشغول میشد و اذیت نمیکرد
دبیر حسابانمون همیشه از این نیرنگ و حیله بر علیه من هستفاده میکرد

البته من کار بدی نمیکردما فقط حرف میزدم و اینا

37:

درست میفرمایید در مورد مدارس پسرانه واقعا تعداد کمی از راهکارهای ذکر شده شاااید !جواب دهد!!همسر من مدیریت یک هنرستان در حاشیه شهر هستند و خانواده ها هم با همون خصوصیاتی که شما فرمودید....جدا کار زیادی از دستشون بر نمیاد ..یادمه چند سال پیش از یکی از دانش اموزانی که خانواده درستی نداشت خیلی کشید و تحملش کرد و به اون فرجه داد تا اصلاح شود...خیلی با او راه اومد تا اینکه فارغ اتحصیل شد ..امسال درست اوایل سال برای گرفتن نتیجه اومد با چه وضعی!!!میخواست معاونین رو بقصد کشت بزنه!همسر منم از دستش شکایت کرد ن و انداختنش بازداشتگاه!!میفرمود تو اون سه سال مجبور!بودم تحملش کنم چون اموزش و پرورش هیییچ حمایتی از من در برابر رفتار بد امثال این دانش اموز نمیکرد اما الان که با وجود همه سازشهای ما اینقدر بی چشم و روست دیگه تاب نیاوردم!

38:

یادم می یاد که در دوران دبیرستان معلم درس گسسته ما خیلی راحت کلاس رو کنترل می کرد

وقتی وارد کلاس می شد تا اخر کلاس فضا کاملا ساکت و ارام بود

من روش کارش رو اینطوری برداشت کردم :

همیشه قبل از اغاز سرفصل درس معمولا به طور مختصر و با جذابیت تاریخچه ای از اون مبحث رو می فرمود که واقعا خیلی زیبا بود و ارزش شنیدن داشت.

سپس اون همیشه طوری درس می داد که بچه بی کار نباشند یعنی وقتی مبحث رو توضیح می داد از سوالات اسان تا سخت بچه ها رو به فکر کردن و حل مسئله تشویق می کرد و معمولا هم اگه کسی حل نمیکرد حداقل ساکت بود .

در مواقع لزوم با بچه ها می خندید و وقتی هم که می دید کلاس داره به هم میخوره رفتار سختتری نشان می داد .


در مجموع تنها کلاس که من توی عمرم دیدم که واقعا بیشترین سکوت و گوش کردن حاکم بود همان کلاس درس گسسته بود .


39:

یک اون از خوندن جواب شما هنگ کردم چون تصور کردم معلمین
ولی این کار هم فایده نداره برای پسرای تغس این دوره!شما فرق داشتین چون شاید مربوط به حداقل 5 سال پیش باشین!وضع دانش اموزان در گذشته خیلی بهتر بود بالاخره ب ی صراطی مستقیم میشدند در نهایت!توی اموزش پرور ش امروز بچه ها سال به سال رو به تنزل هستند و بدتر از قبل میشن متاسفانه!

40:

دقیقا شما به نکته ای اشاره کردین که اگر واقعا در کلاس وجود داشته باشه همه ی بچه ها غرق در کلاس میشن ...جذاب بودن تدریس و رفتار معلم!!بعضی جلسات که برای تدریس زبان از روشهای ارتباطی پر اشور هستفاده میکنم واقعا همه ی بچه ها در متن کلاس هستند و مشغول فعالیت..
البته الان یاد یکی از معلمهای مدرسه ی همسرم افتادم که ایشون هم مشکل چندانی با دانش اموزان نداشتن....دلیل احترام و ادب بسیااار زیادی بود که در برخورد با دانش اموزان بکار میگرفتند و اونها رو به نوعی در معذورات برنامه میدادند که دست از پا خطا ننمايند من با این اقا برخورد داشتم و دیدم واقعا ادب و متانت از وجودشون فوران میکنه و بچه ها حق دارند از فکر اذیت کردن هم شرمنده بشن...

41:

دقیقا !

در ان وقت وقتی سر کلاس درس فیزیک یا ریاضی می رفتیم اصلا نمی نداستیم چرا باید مطالبی بخوانیم که واقعا نمی دانیم چی هستند و به چه دردی می خورد
فقط یک مشت فرمول بود و بس


اما کلاس گسسته چیز دیگری بود معلم ما با چنان زیبایی تاریخ مبحث را بیان می کرد که ما غرق در مبحث می شدیم و بعد می دانستیم برای چه این مطلب را باید یاد گرفت و با تمام توان سعی می کردیم مسائل رو درست حل کنیم .

با اینکه دبیر گسسته ما واقعا امتحانات نفس گیری می گرفت ولی همیشه مورد احترام بچه ها بود
تا امروز هم اگر روزی در خیابان ایشان را ببینم مانند همان دوران به ایشان احترام می گذارم .


42:

من تجربه‌ی ِتدریس در کلاس و مدرسه را برای ِمدتی داشتم و درس را به شیوه ی ِی آدم ِبازاری درس
میدادم و کل ِکلاس با درس حال میکرد! به نظر دبیر باید به گونه ای درس بده که بچه ها به پسر/دختری که
به درس گوش نمیدهد سگ محلی نمايند و برای ِاینکه بچه ها اینگونه شوند ، باید بچه ها به شما نگاه ِرفاقتی
و مرامی داشته باشند! شما باید به بچه ها ثابت کنید که بهتر از اونها هستید و کسی را میپسندید که در
درسش بهتر از بقیه باشد و سر کلاس درس فعال‌تر باشد! اگر دبیر توانست به شیوه ی ِرفاقتی همچین
چیزی را ثابت کند بچه مجبورند به وسیله‌ی ِدرس چاپلوسی شما را بنمايند و خودی نشان دهند!
در تمام دوران مدرسه سر کلاسی ننشستم که خمیازه نکشم!95%همه ی ِکلاس ها خسته نماينده هستند
به نظر دبیر نباید صبور باشد ،صبوری ربطی به دبیری ندارد، دبیر باید هنرمند باشد تا درس را زیباتر و جالب تر
از تصور بچه ها نشان دهد! متاسفانه در نظام آموزشی همچین هنری یاد نمیدهند چون کسی که میخواهد
دبیر شود ؛ مجبور هست برود سر کلاسی دبیری یاد بگیرد که هستادش از ملال آورترین موجودات دنیاست
و کلاسش از بدترین مکان‌های دنیا! طوری که آدم حاضر هست روی ِسَرَک ِقلیان بشیند ولی روی صندلی
اون کلاس نه!

43:

سلام
منظورتون با من بود؟ موافقم روش خوبی رو توضیح داده بودند.
من معلم نیستم ،اما یک دختر 7 ساله دارم که امسال تازه رفته مدرسه ولی خب خوشحال شدم که این سایت این همه کاربر دبیر و معلم و مدرس و مربی داره ....
روش های هر کدومشون رو که مطالعه میکنم چیزهای زیادی یاد میگیرم امیدوارم معلم های
امروز و نسل آینده هم این تاپیک رو مطالعه نمايند و از تجربیات همکارانشون بهره بگیرند.

44:

ممنون در کل همه چیز با منطق و چند کلمه ساده و زیبا حل میشه ما انسانیم

45:

اره چرا نشه دوست عزیز اون دانش اموز هم انسان درک داره میفهمه و شما نمیتونی از درون اون خبر داشته باشی فرمودم اگر یکم به معلم ها درس روانشناسی بدن بیشتر مشکلات حل میشه اگر شما روانشناسی رو بخونی میتونی به همچین دانش اموزی کمک کنی

46:

رفتار آدمها بر پایه علت هست....

لذا برای حل هرمشکلی که مربوط به انسان هست اول باید دنبال علت بود....
علت را که پیدا کنیم، نصف مشکل را حل کرده ایم....

نصف دیگرش هم پیداکردن راه حل هست....

برخی راه حل ها نیازمند وقت هستند ....

معمولا در امور تربیتی و فرهنگی، راه حل ها نیازمند وقت هستند

47:

teaching is an art &teacher is an artist

48:



یکی از زیباترین جملاتی که در این تاپیک نوشته شد نوشته همین دبیر عزیز بود

به درستی که :

درس دادن هنر هست و معلم یک هنرمند

از شما و دوست عزیزمون سپاسگزاریم

49:

به نظر من این دانش اموزان بیشتر نیاز به رسیدگی دارند از هر نظر...
امسال این افراد متاسفانه به مانند سیب خرابی هستند در میان سیبهای سالم کم کم فساد خودشون رو منتقل مینمايند به اطرافیانشون
نباید شرایط زندگی چنین دانش اموزانی ما را متقاعد کند که کاری از دست ما بر نمی اید
اگر برنامه باشد از سمت جامعه هم طرد شوند چند سال دیگر از طرف همین افراد ضربه خواهیم خورد
تا مادر به راه راست هدایت نشود بعید میدانم فرزند راه راست را بپذیرد...

50:

بستگی به شخصیت افراد دارد ..


اگر انسان تاثیر گذاری باشید ، شاگردانتان نیز به سادگی از شما تاثیر می پذیرند
و شما بر فضای کلاس حاکم خواهید بود ...


فیلم : detachment نمونه ی خوبی هست برای این پرسش شما !

51:

ما سعی خودمان را کردیم..از جانب من هیچ بی احترامی و برخوردی با وی صورت نگرفت.
حتی وقتی که دیدم وضعیت خانوادگی او چنین هست و از خانه فراریست،در کلاس به او سخت نمی گرفتم! و حتی اجازه می دادم چرتش را بزند!
مشاور و روانشناس مدرسه چقدر با او جلسه گذاشت! اما ما چند ساعت با او بودیم؟ نهایتاً 4 - 5 ساعت!
اگر مشکل تنها خودش بود ایرادی نداشت! اما مزاحم دیگران بود و مخل نظم کلاس!
مدرسه مرتب از سوی اولیاء دیگر دانش آموزان تحت فشار بود.
در مدرسه ی قبلی علت اخراجش آوردن یک شیشه نوشابه و خرد کردن اون در سر یکی از همکلاس هایش در کلاس بود! :|

گویا وقتی آوازه ی شغل مادرش همه گیر شد، خودکشی کرد! (این چیزیست که بهترین دوستش به من فرمود!)- (دانش آموز م.ش) فاز یک اندیشه - شهریار

52:

کاش برای چنین افرادی بیشتر وقت صرف میشد و هزینه...

+

53:

فقط سعی میکنم خفشون نکنم
واگرم خیلی نفهم باشند و تیکه میپرونن فقط سکوت میکنم
خدایا کمکم کن من اگه معلم بشم همه ی بچه های مدرسه رو میکشتم مگر ناظم باشم که اون وقت صفا میکنم هی چپ وراس گیر میدم

54:

چه هولناک!از این گزاره همچین نتیجه ای گرفته میشود که هر کسی نمیتواند ادعا کند
روزی هنرمند میشد! آخر هنر باید خودش بیاید! همانطور که هر کسی نویسنده نمیشود و
هر کسی نمیتواند نقاش شود ، پس هر کسی هم نمیتواند دبیر شود !

55:

مطمئن هستم که خیلی خوب از پس این قضیه برخواهم امد

اون چند سال تجربه تدریس کودکان کم توان ذهنی "گروه اموزش پذیر" بسیار مرا پخته کرد

اگر کمی صبوری رو معلمین هم چاشنی کارشون بنمايند موفق می شوند کلاس رو بهتر اداره نمايند
و این خود یه هنر ؛ هرچندکه باید قبول کرد

معلمین این روزها با این وضعیت کنونی جامعه اینقدر دغدغه فکری دارند
که هستانه تحملشون پایین بیاد

56:



به آواتارتون نمیخوره بی اعصاب باشه ها

57:


اتفاقا مثل اواتارم صبور مهربونم اما بچه های این دوره زمونه (که خودمم جزوشونم)باید عصبی بر خورد کرد مثل معلم ادبیاتمون ولی خدا وکیلی اصلا نمیتونم خودمو جای معلما بزارم بد بختا

58:

اره چرا نشه دوست عزیز اون دانش اموز هم انسان درک داره میفهمه و شما نمیتونی از درون اون خبر داشته باشی فرمودم اگر یکم به معلم ها درس روانشناسی بدن بیشتر مشکلات حل میشه اگر شما روانشناسی رو بخونی میتونی به همچین دانش اموزی کمک کنی

59:

رفتار آدمها بر پایه علت هست....

لذا برای حل هرمشکلی که مربوط به انسان هست اول باید دنبال علت بود....
علت را که پیدا کنیم، نصف مشکل را حل کرده ایم....

نصف دیگرش هم پیداکردن راه حل هست....

برخی راه حل ها نیازمند وقت هستند ....

معمولا در امور تربیتی و فرهنگی، راه حل ها نیازمند وقت هستند

60:

teaching is an art &teacher is an artist

61:



یکی از زیباترین جملاتی که در این تاپیک نوشته شد نوشته همین دبیر عزیز بود

به درستی که :

درس دادن هنر هست و معلم یک هنرمند

از شما و دوست عزیزمون سپاسگزاریم

62:

به نظر من این دانش اموزان بیشتر نیاز به رسیدگی دارند از هر نظر...
امسال این افراد متاسفانه به مانند سیب خرابی هستند در میان سیبهای سالم کم کم فساد خودشون رو منتقل مینمايند به اطرافیانشون
نباید شرایط زندگی چنین دانش اموزانی ما را متقاعد کند که کاری از دست ما بر نمی اید
اگر برنامه باشد از سمت جامعه هم طرد شوند چند سال دیگر از طرف همین افراد ضربه خواهیم خورد
تا مادر به راه راست هدایت نشود بعید میدانم فرزند راه راست را بپذیرد...

63:

بستگی به شخصیت افراد دارد ..


اگر انسان تاثیر گذاری باشید ، شاگردانتان نیز به سادگی از شما تاثیر می پذیرند
و شما بر فضای کلاس حاکم خواهید بود ...


فیلم : detachment نمونه ی خوبی هست برای این پرسش شما !

64:

ما سعی خودمان را کردیم..از جانب من هیچ بی احترامی و برخوردی با وی صورت نگرفت.
حتی وقتی که دیدم وضعیت خانوادگی او چنین هست و از خانه فراریست،در کلاس به او سخت نمی گرفتم! و حتی اجازه می دادم چرتش را بزند!
مشاور و روانشناس مدرسه چقدر با او جلسه گذاشت! اما ما چند ساعت با او بودیم؟ نهایتاً 4 - 5 ساعت!
اگر مشکل تنها خودش بود ایرادی نداشت! اما مزاحم دیگران بود و مخل نظم کلاس!
مدرسه مرتب از سوی اولیاء دیگر دانش آموزان تحت فشار بود.
در مدرسه ی قبلی علت اخراجش آوردن یک شیشه نوشابه و خرد کردن اون در سر یکی از همکلاس هایش در کلاس بود! :|

گویا وقتی آوازه ی شغل مادرش همه گیر شد، خودکشی کرد! (این چیزیست که بهترین دوستش به من فرمود!)- (دانش آموز م.ش) فاز یک اندیشه - شهریار

65:

کاش برای چنین افرادی بیشتر وقت صرف میشد و هزینه...

+

66:

فقط سعی میکنم خفشون نکنم
واگرم خیلی نفهم باشند و تیکه میپرونن فقط سکوت میکنم
خدایا کمکم کن من اگه معلم بشم همه ی بچه های مدرسه رو میکشتم مگر ناظم باشم که اون وقت صفا میکنم هی چپ وراس گیر میدم

67:

چه هولناک!از این گزاره همچین نتیجه ای گرفته میشود که هر کسی نمیتواند ادعا کند
روزی هنرمند میشد! آخر هنر باید خودش بیاید! همانطور که هر کسی نویسنده نمیشود و
هر کسی نمیتواند نقاش شود ، پس هر کسی هم نمیتواند دبیر شود !

68:

مطمئن هستم که خیلی خوب از پس این قضیه برخواهم امد

اون چند سال تجربه تدریس کودکان کم توان ذهنی "گروه اموزش پذیر" بسیار مرا پخته کرد

اگر کمی صبوری رو معلمین هم چاشنی کارشون بنمايند موفق می شوند کلاس رو بهتر اداره نمايند
و این خود یه هنر ؛ هرچندکه باید قبول کرد

معلمین این روزها با این وضعیت کنونی جامعه اینقدر دغدغه فکری دارند
که هستانه تحملشون پایین بیاد

69:



به آواتارتون نمیخوره بی اعصاب باشه ها

70:


اتفاقا مثل اواتارم صبور مهربونم اما بچه های این دوره زمونه (که خودمم جزوشونم)باید عصبی بر خورد کرد مثل معلم ادبیاتمون ولی خدا وکیلی اصلا نمیتونم خودمو جای معلما بزارم بد بختا


76 out of 100 based on 46 user ratings 946 reviews

@