دیگه از تالار اومدن خسته شدم ( از بزرگان خواهشمندم یه نگاهی به این موضوع بندازند)


دیگه از تالار اومدن خسته شدم ( از بزرگان خواهشمندم یه نگاهی به این موضوع بندازند)



دیگه از تالار اومدن خسته شدم ( از بزرگان خواهشمندم یه نگاهی به این موضوع بندازند)
سلام به همه دوستان



راستش چند روزه که خیلی از تالار اومدن خسته شدم.



من از چند بعد به تالار نگاه کردم اولش که فقط برام سرگرمی بود، خیلی هم برام جالب بود.




بعد از گذشت چند وقت که بهتر با محیط اینجا آشنا شدم به بحث و گفتگو پرداختم، کلی هم اطلاعات به درد بخور پیدا کردم.



اولین بعد از نگاه من به تالار بعد تفریح و سرگرمی بود.



بعد بعدی افزایش اطلاعات و هم فکری یا مشورت با دوستان در ضمینه های مختلف بود.



بعد بعدی پیدا کردن دوستان خوب چه در این محیط مجازی و چه در بیرون از اینجا بود.



بعد بعدی آشنا شدن با افکار هم وطن هام بود و ببینم که افراد مختلف در جایگاههای مختلف چگونه فکر میکنند و محیط اطرافشون رو چگونه میبینند.



بعد بعدی پر کردن اوقات بیکاریم و پرسه زدن تو موضوع های مختلف تالار بود که شاید مطلب جالبی پیدا کنم.



ولی الآن با هر بعدی به تالار نگاه میکنم برام جالب نیست، شاید به خاطر اینه که زیاد موفق نبودم.



الآن به نظر من تالار به اتاق بزرگ هست که به اتاقهای کوچکتر منتهی میشه و هر چه توش میگردی راه آزادی پیدا نمیکنی (یعنی بیشتر معتادش میشی و نمیتونی ازش دل بکنی و دیگه نیای)




من میخواهم دیدگاه شما رو نصبت به این تالار بدونم و همچنین میخواهم بدون شما توی این تالار دنبال چی میگردید و از چه بعدی به این تالار گفتگو نگاه میکنید.



خواهش میکنم با پاسخ های زیباتون بهم کمک کنید.



با تشکر از همه دوستان هم میهنی و همچنین بسیار سپاسگزارم از دوستانی که مطالب بسیار آموزنده ای در موضوع های مختلف برنامه میدهند.


go l



نزاع مستمر و اتلاف زمان

1:

درود دوست عزیز دقیقا این حرف دل بنده هست ...من نیز دیگر خسته شده ام راستش از دنیای حقیقی جا مانده ام می خواهم دیگر معتاد نت نباشم...هر چیزی حدی دارد


شهر خوب چگونه شهری می باشد؟

2:

حتما مرا بخوانید
رضا من نیز با تو خواهم رفت متن خدافظی کسی که از دنیای مدرن خسته شده هست.


مسلماني به چيست ؟
که از تا لار رفت

برای همه دل خسته تر از خودم
دوستان عزیز،
ما امروزه با پیشرفت امکانات مطمینن راحتر موفق به برقراری ارتباط می شویم، اما لزوما برقراری ارتباط مشکلات و نیاز های ما را اگر چه جواب فرموده هست ، اما تردیدی نیست که دنیای اینترنت ما را از تفکر باز می دارد ، زیرا که انسان نیاز مند عمق در تفکر هست، هر چند که به اطلاعات زیادی برای ما ارمغان آورده، اما انسان را به خویش وابسته کرده هست، و این دنیا گاه همانند یک افیونی می ماند که دردهای ما را کاهش می دهد، زیرا که هر کدوم از ما در اینجا دوستانی داریم که اغلب با ما همدری و هم اندیشی می نمايند،گاه راه چاره ای در بین می گذارد، اما در هیچ تالاری ما نخواهیم توانست نیازها دنیای واقعی را در دنیای مجازی حل کنیم، اما اگر چه انسان های درست کار با نیت های خوبی هستیم ، اما هیچ گاه در دنیای مجازی این امکان را در نخواهیم یافت که همدیگر را درست درک کنیم ، و پاسخی در خور انسانها بدهیم، اغلب این تالار محل فرمودگوی دوستانه که از زبان صمیمانه ترین انسان ها فرموده می شود، و به ما امید، انگیزه ، احساس ، دوست داشتن ، زیبایی زندگی را نشان می دهند، برای ما انسان هایی که گاه این دنیای واقعی خالی وسردتر از یک انسان به نظر می آید.
دنیای مدرن آمد ، با کوله باری از اسبابازی هایی که هر کدوم از اون ها ما را به زیستن وا می داشت، اما انچه از ما گرفت به قدری برایمان با ارزش بود، که خاطر هر انسان را آزرد، که ما که چیزی در دنیای واقعی نداشتیم، می تونستیم با صمیمانه ترین انسان ها زیر یک سقف به دلتنگی هایمان، به عقاید هم گوش بدیم.
اما دوست عزیز ، ما در هیچ فرمودمانی چگونه زیستن را یاد نخواهیم گرفت، ما یاد نخواهیم گرفت درد چیست ، زندگی چیست، آزادی چیست، عشق چیست، محبت چیست، حقیقت چیست، زیرا که ما فاقد درک درست در دنیای مدرن هستیم، من نیز از این تالار با همان شوقی که آمدم ، با هزار برابرغم اون خواهم رفت ، تا در اتاق خالی با درد های واقعی زندگیم خواهم بود، و از شادی وصمیمیت این تالار دور خواهم ماند ،من فقط در این تالار دارم وقت تاف میکنم من بی چرا زنده ام و اونان به چرا مگر خویش آگاهان.
هر کس اختیار اون را دارندکه فرموده های من را انکار نمايند ،اونان کسایی هستند که تن به زندگی در گذر خوشی داده اند و هیچ گاه حقایق تلخ زندگی راقبول نخواهند کرد، زیرا که خوشی هایی زندگی را با حقیقت زندگی یکی می دانند.
دنیای واقعی یا دنیایی مجازی کدام یک ؟
اصل بر یکی هستوار هست، هرکسی که چرای رفتن یا راه رفتن از دنیای مجازی رابپرسد هیچ گاه نخواهد این تالار را ترک نخواهد کرد، دنیای مجازی ما را انسان های سطحی به بار می آورد ، و نوع اطلاعاتی که به ما ارزانی می دارد، فاقد عمق هست.
سخن را کوتاه باید کرد، اما همیشه دل کندن از دوستان جانی سخت هست، فراموش کردن سخت هست ، منتظر ماندن سخت هست، اما سخت تر از اون ندونی که فراموشش کنی یا منتظر مانی!!!!
خدا حافظ ، بقار، پل ، رانی، ونوس، سایه روشن، آیا انسان، جنتلمن،رضا،...........:9 9:

خدا حافظ دنیای مزخرف


کیمیا: دوستداران مولانا توجه کنند.

3:

1 - تاپيك مشابه:

هدف شما از ورود در تالارهای فرمودگو و چت روم ها چیست ؟

2 - حالا دوست عزيز فرمايشتان متين.


جستارهای موضوعی(موضوعات اجتماعی)
ولي چون شما عمري در اينجا گذرانده ايد و به قول پرستايشاني در مارمولك، حال و حولتان را كرده ايد و حالا خسته شديد و زده شديد، الان بقيه اي كه گاها يك ششم تجربيات!! شما رو هم ندارند بايد بيان به شما براي فعاليتشون و ديدگاهشون توضيح بدن؟!!! يعني شما سپس اينهمه تجربه گرانبها هنوز نتونستي به يه ديدگاه مشخص برسي اونوقت از بقيه انتظار ديدگاه داري؟

خب اگر خسته شدي ميتوني خيلي راحت از الان به يك فعاليت ديگه فكر كني.


ما که همه مون فیلسوف هستیم , پس مشکل کجاست؟
(همينطور 360)


حق انکار هلوکاست!

4:

دوست عزیز من هم مدتی احساس شما رو پیدا کرده بودم..

اوایل همش تو بحث های سیاسی اجتماعی مذهبی میرفتم و خیلی بحث می کردم..
سپس گذشت مدتی دیدم که این بحث ها چقدر روان و اعصاب من رو خسته کرده و اومدن به این فضای مجازی ، به جای اینکه کمی آرامش بهم بده و از خستگی روزانم کم کنه ، بدتر سوهان اعصابم شده..

بحث کردن ها خستم کرده بود ، بحث هائی که اکثر مواقع به دعوا و مشاجره و بددهنی کشیده می شد و خیلی ها رو با هم دشمن می کرد..

در آخر هم که دیدم بی فایدست..


موضوعات فلّه ای و تکلیف کاربر
هرکی نظر خودش رو داره و فقط اعصابمون داره خورد میشه!

بدتر از همه این که روزی چند ساعت از وقتم رو می گرفت!!

چند ساعت وقت مفیدی که هزار تا کار مفید میشد انجام بدم رو میشستم پای فروم و با بقیه سر بحث های مختلف تو سر و کله هم میزدیم!!

سپس خودم پرسیدم اصلا من برای چی میام اینجا اینهمه وقت میذارم و با بعضیا سر این مسائل سر و کله میزنم ، بی احترامی می بینم و اعصابم رو خورد می کنم و در انتها هیچ نتیجه ای به دست نمیارم!

اصلا مگه من دنبال چه نتیجه ای بودم که بخوام به دست بیارم!!؟

خلاصه این سوال ها رو که از خودم پرسیدم به خودم فرمودم آخه دختر مگه تو خل شدی که اینطوری می کنی...



وقت و اعصاب واحترامت رو واسه چی میذاری؟ مگه از سر راه آوردیشون آخه؟!! که چی بشه اصلا؟!!

خلاصه این شد که شرکت کردن در این بحث ها رو بوسیدم و گذاشتم کنار..



اصلا واردش نمیشم تا اعصاب و روان و وقتم سر جاش باشه..
اون نیم ساعت رو هم میام تو بخش گپ..

مثلا تاپیک آواتار و امضا به بالائیت پیشنهاد بده

خیلی هم خوبه..

هم میام و یه سری میزنم هم کلی می خندم و تفریح می کنم و میرم..
روابط هم دوستانست و آدم آرامش داره..

به نظر من شما هم این کار رو بکنید..


5:

ای بابا..

حالا شما هم اینقدر سخت نگیرید دوست عزیز..


لازم نیست اینجا رو ترک کنید..
فقط کمتر بیاید..
بیاید هر چند روز 1 بار یه سری بزنید و برید..
زیاد وارد بحث های متشنج نشید و خودتون رو آزدره نکنید..
شاید علت خسته شدن ما افراطمون در عمیق شدن تو این فضا بده..
نباید اینقدر توش عمیق میشدیم..
نه افراط و نه تفریط
نه باید ول کرد و رفت ، نه اینقدر زیاد اومد و بحث کرد و اعصاب خود رو داغون کرد!
پست بالائی رو بخونید
من به شما هم همون رو پیشنهاد میکنم..

باز هم هرطور خودتون می دونید..



ما واقعا دلمون می خواد که شما کنارمون بمونید و از حضورتون عمیقا خوشحال میشیم..



و همونقدر رفتنتون غمگینمون می کنه ...


6:

اتفاقا من فکر می کنم شما یه مدتی بمونید براتون بهتره
من برای یاد گرفتن اومدم
یاد بگیرم که می تونم انتقادات دیگران را تحمل کنم معمولا این طوری نیستم
تا حالا فکر می کردم خیلی معلومات بالایی دارم
حالا فهمیدم بابا چقدر عقبم
راستی من یه هفیه پیش از دوستان خداحافظی کردم
نگی منو این دور وبرا دیدی؟

7:

دنياي مجازي اسمي هست كه ما گذاشتيم، هر صفحه اين دنياي به اصطلاح مجازي مشابه صفحه كتابي هست كه ميشه كلي ازش درس گرفت.

بستگي داره فعاليتمون رو به كجاها متمركز كنيم، اگر عوض جاهاي بدرد بخور و علمي سايت (كه نميتونيد ادعا كنيد وجود ندارند) خودمون رو فقط متمركز هم انديشي هاي بيهوده و تو سر و كله زدن همديگه و رفيق بازي و ...

بكنيم مشخصه سپس مدتي زده خواهيم شد.


8:

سلام
بابا شما که من و نا امید کردین من همین الان ثبت نام کردم ولی وقتی این نوشته ها رو خوندم نا امید شدم راستش من هنوز طرز هستفاده از تالار و بلد نیستم چون بیشتر چسبیده بودم به چت و دوست دارم یه کم هم از تالار فرمود و گو سر در بیارم

9:

دوست عزيز اين چيزها همش بخاطر هستفاده نادرست از فضاي مجازي پيش مياد.

من خودم حدود 5 سال هست در چنين محيط هايي هستم و كماكان هم ادامه ميدم چون راه درست هستفاده از اين محيط مجازي رو پي گرفتم كه همانا آموختن و آموزش دادن هست، نه مسائل حاشيه اي.



براي آشنايي بيشتر با تالار فرمودگو ميتونيد به بخش راهنما مراجعه كنيد، گرچه همين كه در اين بحث پست داديد يعني راه هستفاده ش رو تا حد زيادي ياد گرفتيد.

راستي، خوش اومديد.


10:

اصولا نت اعتیاد آور هست ، حالا هر کس به یک قسمت از نت معتاد هست ، یکی به فاروم یکی به 360 یکی به بازیهای اونلاین یکی به چت و ...

من شخصا همه جوره اعتیاد های نتی رو تجربه کردم و الان پس از گذشت سالها به این نتیجه رسیده ام که تنها هدفمند بودن هست که مانع از این اعتیاد میشود..


قبل از اینکه وارد نت شوید فکر کنید که الان میخواید در نت چه کنید؟! آیا واقعا کاری دارید؟ اگر جواب مثبت بود و واقعا کاری داشتید به خودتان قول بدید که وارد نت بشید و تنها همان کارتان را ( مثلا دانلود یه آهنگ یا چک کردن ای میل یا هر چیز دیگه ) انجام بدید و سریع خارج بشید و وب گردی نکنید که وبگردی همانا و 2 ساعت از وقت ارزشمندتان از بین رفتن همانا...


اگر هم فکر کردید دیدید واقعا کار خاصی ندارید و فقط برای سرگرمی و از روی عادت میخواید وارد نت بشید ، برای خودتان یه مدتی رو تعیین کنید مثلا نیم ساعت ، و به خودتون قول بدید که سر نیم ساعت از نت خارج بشید...

و یا اگه اعتیادتون شدید نیست وقتی دیدید کاری ندارید اصلا وارد نت نشید...

به جاش یه کار دیگه مثلا کتاب خوندن موزیک گوش کردن و ....

انجام بدید.

فکر میکنم این روش خیلی کارساز باشه ، امتحانش ضرر نداره...


11:

سخت نگیر
بمون
هنوزم میشه دلخوشی هایی پیدا کرد

12:

همانطور که رایان فرمود از هر چیز هستفاده خوب کنی میشه خوب نادرست کنی میشه بد ضمنا اعتیاد به هر چیزی ناپسند میباشد حتی چیزهای خوب چه برسه نت که وضعی بینابین داره و نمیشه مطلق خوب یا بدش شمرد هستادی داشتیم که میفرمود از سلام که بهتر نداریم ولی اگر به یکنفر 5 بار سلام بدهی میگوید طرف دیوانه شده پس میبینید که هر چیز به اندازه اش خوب هست و اگر از نت نیز به اندازه و درست هستفاده کنید یقینا نه نا امید میشوید نه دلزده نه خسته و ......

امیدوارم بتونم با جمع اوری اطلاعاتی در این زمینه تایپیکی مثبت و مفید درباره هستفاده از نت و شرایطش که منجر به خستگی نشه ایجاد کنم تا دوستان در این زمینه مثبت تر نگاه کرده و هستفاده بهتری از نت ببرند و هیچگاه دلزده نشوند

13:

رضا جان فکرنمیکنی یه کوچولو سخت میگیری؟
نت که خوره نیست به جونت افتاده باشه!!!نت دراختیار توئه نه تو دراختیار نت!!!
توی کارات الویت بندی کن.
وقتی ازدست نت خسته شدی، خب نیا،یه مشتم بزن روی سیستمت!!
ببخشید اگه چرند فرمودم!!

14:

اگه راهي پيدا كردي به منم بگو خب

15:

درود به تو.
يه نگاهي به تعداد پست هاي ارسالي من بكن! تاريخ عضايشانتم داشته باش!، گرفتي مطلبو؟،
پس نگرفتي.
داداش شما خوبه كلا پونصد پست زدي و از اين نت خسته شدي و پيش خودت ميگي معتاد شدم ، ديگه جذابيت نداره و...، منو نگاه كن خيلي بيشتر از تو جوراب پاره كردم.
متاسفانه( من خودمم دارم ميگم) بلد نيستيم از يك چيزي خوب و به نحو احسنت هستفاده كنيم.
اكثرا يك چيزي ياد گرفتيم و فقط اينو ميگيم:
براي گذروندن اوقات بيكاري به نت سر ميزنيم!، ولي برادر من، 24 ساعت پاي نت(مثل اوايل من) اوقات بيكاريه؟! يكي نبود بگه اونتون! زندگيتو بچسب تو دنياي واقعي داره آب ميبرتت ها، البته از حق نگذريم زياد بهم فرمودن. خلاصه اين همه پست من زدم، حالا بيايم ببينيم چه نتيجه هايي داشت:
اعصاب و روانم خسته شد.
تغذيه و خواب به كلي بهم ريخت.
ورزشكار بودن زير سوال رفت!
هيكل روز به روز آب رفت(حال كن ببين شاعرم هستم)
دوستان و اشنايان از اينكه بهشون سر نميزدم و در دسترس نبودم، از دست من ناراحت شده بودند.
و...
پس خلاصه بگم،
بايد ياد بگيريم، از هر چيزي درست هستفاده كنيم.
الان من اين دنياي نت ديگه هيچ وقت واسم خسته كننده نيست، بلكه باعث رفع خستگي و هستفاده كردن از نوشته هاي دوستانه، به چه دليل؟!
چون مدتي ست نگاه و ديد خودم رو نسبت به نت و هم ميهن عوض كردم و دنياي واقعي رو بسيار با ارزش تر از دنياي نت ميدونم.
به شما هم پيشنهاد ميكنم ديدتون رو عوض كنيد.
پيروز باشيد.


16:

سلام رایان

در جواب شما باید بگویم که من عمری نیست که اینجا هستم فقط سه یا چهار ماه هست که ثبت نام کردم و پست میزنم و منظور شما رو از حال و حول هم متوجه نشدم.

من منطقی فکر میکنم و خیلی راحت دیدم رو از هر چیزی میگم، ولی من قصد بی احترامی به شما یا دیگر مدیران رو ندارم.

اگه شما یه مقدار بهتر متن من رو بخونید حتماً متوجه میشید که منظورم چیه.

به هر حال ممنونم از این که به این موضوع هم سری زدید.

17:

سلام
واقعا"ً ممنونم از همدردی و پیشنهادتون

18:

سلام
جالبه، تحمل انتقاد دیگران.
این هم یه هدفه

همین که تو هر ضمینه از زندگیت هدف داری پس معلومات بالایی هم داری.

پس نگو که خیلی عقب هستم.


به قول یه بزرگی هر وقت خیلی چیزها رو بدونم تازه میفهمم که هیچ چیز نمیدونم.( از این نوشته برداشت بدی نکنید فقط یاد این نوشته افتادم که بی ربط به نوشته شما نبود)

19:


فکر کنم شما من رو میشناسی و دارید منو بازی میدید

هر وقت یه جا پست میزنم یه نفر که تازه ثبت نام کرده میاد و سپس من پست میزنه، فکر کنم همه اونها یک نفره که با نامهای کاربری مختلف میاد و پست میزنه.نمیفهمیم.

شما اولین پستتون رو زدید و رفتید، هر کسی تازه ثبت نام میکنه میره تو قسمت کاربران جدید هم میهن و کلی پست میزنه تا بیشتر آشنا بشه ولی شما....

20:



احسنت بر تو ای بزرگوار.

من از این نوع جوابها میخواهم .

ولی شما بزرگش کردید و از نت فرمودید، منظور من از به جود آوردن این تاپیک هدف دوستان از آمدن به این تالار رو می خواستم ولی شما از نت فرمودید.


فرمایشات شما کاملاً صحیح هست، خیلی ممنونم از راهنمایی هاتون.

ولی اگه در مورد هدفمند کردن از هستفاده از تالار بیشتر بگید خیلی خیلی ممنون میشم
موفق و پیروز باشید

21:

سلام

من هم همهء این صحبت ها رو قبول دارم.

ولی شما هم درست منظورم رو متوجه نشدید.

شما میگید هستفادهء درست.


ما باید یه هدف برای کارهامون داشته باشیم و برای رسیدن به اون هدف از امکاناتمون درست هستفاده کنیم.
حال شما بگویید هدفتون از آمدن به این تالار چیه و چگونه از امکانات این تالار هستفاده میکنید

22:

سلام
خانم/آقای mash من کی فرمودم که نت خوره شده و به جونم افتاده؟ لطفاً بهتر متنم رو بخون.

در رابطه با اولویت بندی کارهام باید بگم من همیشه این کار رو میکنم، و ممنونم که یاداوری کردید.

خوبه که در آخر خودت فهمیدی که چی فرمودی.(ببخشید نمیخواستم این جمله رو بنویسم ولی مجبور شدم)

23:

سلام
در همچنین درود بر تو ای بزرگوار

من که همیشه احترام کهنه کار ها و جوراب بیشتر پاره کن ها رو دارم.

خب این هم یه هدفه (برای گذروندن اوقات بیکاری)

من هم برای همین این موضوع رو به وجود آوردم که ببینم هدف دیگر دوستان از آمدن به تالار چیه؟

شاید شما هم که کلی جوراب بیشتر از من پاره کردید الان هدف بهتری رو از اومدن به تالار پیدا کنید.

ازتون ممنونم به خاطر پیشنهادتون.

24:

95 % مطالب هم میهن اسپم و یا کپی پیست هست ( به هستثنای چند کاربر که

تولید محتوا می نمايند, )

بنابراین سایتی خسته نماينده و بی محتواست .ولی به لطف وجود چندین

کاربر دانا و فعال , می توان هم میهن را تحمل کرد.




25:

سلام.


میبخشید که یهو وارد بحثتون شدم.
شما یه نگاهی بنداز ببین از همون اول که اومدی عضو شدی هدفت چی بوده؟
مسلما اگر عضو هم نبودی میتونستی از مطالب سایت هستفاده کنی، اما احتمالا هدفت از عضو شدن ، شرکت کردن تو بحثا بوده.
اگه احساس میکنی موضوعهای تاپیکها برات جالب نیست، خودت یه تاپیک جدید بزن.
منم با نظر اون دوستمون که فرمود یه کم کمتر سر بزن موافقم.


این یه چیز طبیعیه که وقتی از یه چیزی زیاد هستفاده میکنی ازش زده میشی.
با اینکه مان به شخصه خیلی از نظرت تو تاپیکای دیگه هستفاده کردم، وهم فکری با شما باعث خوشحالیم بود، اما فکر میکنم یه مدت از محیط این نوع تالارها دور باشین بهتره.
در مورد اون حرفتون که فرمودین فکر میکنین اونایی که توی پستای اولشون سراغ موضوعهای خاصی میرن، حاضرم قسم بخورم اولین بارمه که عضو شدم!!!

26:

من یکی که میام یه چیزی یاد بگیرم و اگه چیزی بارم باشه یه چیزی هم یاد بدم ضمنا دوستان خوبی هم از نت پیدا کردم که واقعا از این قضیه خوشحالم

27:


سلام

این نظر شخصی شماست، هر کسی میتونه اینجا نظر خودش رو فراخوان کنه منجمله شما.

در ضمن اینقدر هم ادعا نداشته باش و همچنین از خود راضی نباش.



هر چه میوهء یه درخت بیشتر باشه اون درخت سر به زیر تر میشه ، هر چه درخت بی ثمرتر باشه قد بلند میکنه و نه میوه داره و نه سایه ای اگر هم میوه ای داشته باشه انقدر بالاست که دست کسی بهش نمیرسه.

پس توصیه میکنم همیشه محکم و هستوار ولی سر به زیر و متواضع باش.
موفق و پیروز باشی

28:


سلام مجدد خدمت آتنای عزیز

من که فرمودم این تالار رو از چند جهت نگاه کردم و هدفهای مختلفی رو برای خودم بیان کردم.

واقعاً ازت ممنونم به خاطر راهنمایی ها دوستانه ات.

به نظر خودم هم من باید خیلی کمتر بیام ولی هر چی سعی میکنم بازم دلم تنگ میشه و بازم سر میزنم.

من حرفتون رو قبول میکنم لازم نیست قسم بخورید راستش یه موضوعی هست به خاطر اون شک کرم و اینجا نمیتونم بگم ولی سعی میکنم تو پیام شخصی بهتون بگم

بازم بخاطر راهنمایی تون ازتون ممنونم.

29:

بازم سلام

این شد یه حرف حساب باید بگم که احسنت بر تو ای بزرگوار.

خوبه که هم یاد میگیری و هم یاد میدی و هم دوستان خوبی پیدا کردی

واقعاً برات آرزوی موفقیت میکنم دوست عزیز
شاد و سربلند و پیروز باشی.

راستی میتونم بپرسم چرا عکس آواتارت رو آرم بی ام و گذاشتی؟ تعمیرگاه بی ام و کار میکنی؟ ( توی اتوبان جاده مخصوص)
خواهش میکنم اگه اونجا کار میکنی بهم بگو من هم اونجا یه آشنای درست حسابی دارم.

30:

خیلی ممنون عزیز
نه والا اون زمون که میخواستم اواتار بذارم اتفاقا هیچ عکسی تو هاردم نداشتم جز یکی دو تا که یکیش هم این ارم بی ام دبلیو بود که ازش خوشم اومد و گذاشتم چون هم زیاد اهل تغیر نیستم الان یه 14-15 ماهی میشه که اواتارم اینه

31:

رضا جان من خودم جواب ايشون رو ندادم، به هر حال كم آوردند و آدم حين عصبانيت ممكنه تند حرف بزنه.

فكر كنم احتمالا از حواس پرتي دو تا سوال من رو هم سانسور كردن.
و
چرا مدام براي فعاليت آيدي جديد ميسازيد؟
كه خب چون طفلكي جوابي نداشت سانسور شد:دي!

32:

زود روی هم رو ببوسید و آشتی کنید .

33:

این دو تاپیک همانطور که رایان تذکر دادند مشابه بنظر می رسد .

اگر هستارتر محترم تاپیک نظر و دفاعی ندارند ادغام شود .

34:

1- من در هیچ وقتی , به طور هموقت بیشتر از یک نام کاربری نداشته ام.

2- این هم تعدادی از پستهای محتوایی من :

35:


سلام

راستش اول خندم گرفت ، شما مثل قاضی ها صحبت میکنید انگار که من وکیل مدافع هستم و دارم از موکلم دفاع میکنم.

واقعاً این فیلم ها روی انسان تأثیر زیادی میزازند، وقتی این جملهء شما "اگر هستارتر محترم نظر و دفاعی ندارند ادغام شود" رو خوندم ناخودآگاه این جمله " اگر وکیل مدافع حرفی برای فرمودن ندارند ختم دادگاه رو فراخوان میکنم" اومد توی ذهنم.

من از وجود یه تاپیک دیگه با همین موضوع اطلاعی نداشتم، راستی کلی تاپیک تو قسمت های دیگه هست یعنی هیچ کدوم از اونها مثل همدیگه و با یه موضوع نیستند؟

یا شاید دلیل برخورد شما چیز دیگه ای هست؟

من از این موضوع خیلی خوشم میاد و دوست دارم هر روز بیام و بهش سر بزنم و نظرات و هدفهای دیگر دوستانم رو بدونم.

اگه اشکالی نداره بزارید این تاپیک هم مثل بقیه تاپیک ها باقی بمونه و اگه سپس چند وقت اگه کسی تو این تاپیک پستی نزد او وقت شما این تاپیک رو حذف کنید.

با تشکر.

36:

دوستان محترم رایان و آیا انسان
خواهش میکنم اگه از هم متنفر هستید اینجا مکان خوبی برای دعوا و مشاجره نیست.



من دوست دارم نظر دیگر دوستان هم بدونم.

چند نفر از اولین پست من سپاسگزاری کردنند ولی هنوز پستی نزدنند، من دوست دارم نظر اون دوستان هم بدونم.

وقتی شما جروبحث میکنید دیگه این محیط برای فرمودگو محیط خوبی نیست.

من هم حرف yazahra02 رو قبول دارم، زود روی همدیگر رو ببوسید و آشتی کنید.

37:

سلام دوست عزیز
منم تازگیا دیگه از تالار اومدن خسته شده بودم
من اینجا اومدم که خستگی کنکور از تنم بره بیرون از شوکی که از اشتباه ساوقت سنجش بهم وارد شد بیام بیرون ولی وابسته شدم بهترین کار اینه که سعی کنی تصمیم بگیری کمتر بیای من این کارو کردم الان که کمتر میام هر وقت میام برام جذابیت داره

38:

خوبه ان قدر صداقت داري كه به شناسه هاي تكراريت باز اعتراف مي كني!
البته با من دوم و صفر مطلق يه بار هموقت واسه دو تا پستس كار كردي!
فرمودم يادت نره!

39:

ممنون از تعریفت
اما فکر می کنم قدری زیاده روی کردی کسانی منو می شناسن به خاطر اون قسمتهایی که B کردم کلی خندیدن(البته به تو! نه من! )
تو می خوای بدونی هر کی با چه تفکری عضو شده (امیدوارم درست برداشت کرده باشم.):
من به عنوان کسی که مدت زیادی نیست که وارد فروم شدم دلایلش را می دانم اما گذر وقت می تواند هدف های اولیه را تغییر دهد:
من توی گوگل "داستان نویسی" را سرچ کردم و با فروم آشنا شدم
برایم مهم بود که یاد بگیرم به نوشته هام جهت بدم
اما هیچ وقت به دنبال رابطه ای بالاتر از دنیای مجازی نبودم و نیستم
به دیگران اجازه می دهم درباره من اون طور که دوست دارن قضاوت نمايند چون کمکم می کنه درباره شخصیت خودم به جمع بندی خوبی ،فارغ از تعصبات فردی ،برسم
البته الان به نوعی اعتیاد دوست داشتنی مبتلا شده ام که بعید می دانم به نفعم باشد.
مدتی مجبورم وارد تاپیکهای پر هسترسی مثل داستان نویسی و بحث های جدی نشم.(به دلایل مشغله شخصی)
کافیه یا بیشتر آمار بدم

40:


سلام

ممنونم از پیشنهادتون.

راستش یکی از دوستان هم بهم فرمود کمتر بیا تالار ولی من هر چی سعی میکنم نمیتونم نیام ، البته من خیلی هم نمیام ، تقریباً روزی یکی دو بار میام یه سری میزنم و میرم البته بعضی روزها هم اصلاً نمیام.



این هم یه هدفه، برای اینکه اعصابتون از اشتباهات دیگران آروم بشه میایید تالار.

راستی عکس آواتارتون خیلی زیباست و عوج مهربونی و معصومیت رو نشون میده، تا الان همیچن آواتاری ندیده بودم.
موفق باشید

41:


به به به به سلام به mph1 دشمن قدیمی.

چه عجب سری به ما فقیر فقرا زدید.

بازم که هنوز نیومده شروع به دعوا و تعنه زدن کردی، راستی تو نمیخواهی هدفت رو از اومدن به تالار بگی؟ یا دیدت رو نصبت به تالار بگی؟

منتظر نظر بسیار پربار شما هستم.

42:

سلام

واقعاً ازت ممنونم به خاطر نصیحت دوستانه ات، شاید هم به قول شما زیاده روی کردم به خاطر همین هم هست که دیدم به تالار عوض شده.

ممنونم از اینکه هدفت رو از اومدن به تالار بهم فرمودی ولی فکر نمیکنم قضاوت دیگران ربطی به اجازهء شما داشته باشه، خیلی ها در مورد همدیگه نظر میدن بدون اینکه از کسی اجازه بگیرند، در مورد خودم هم باید بگم من به خاطر عقایدم هم پست زننده دریافت کردم و هم پست دلگرم نماينده که البته اکثر پستهایی که در جواب پستهای من زده میشه با من موافق و همسو هستند.

هر چیز اگه زیاد هستفاده بشه اعتیاد آور هست، چندتا از دوستان هم بهم فرمودند که کمتر بیام تالار فکر کنم بهترین روش برای اینکه از تالار هستفادهء درست کنیم همینه که کمتر بیاییم تالار، من هم به شما همین پیشنهاد رو میدم.

موفق باشید

43:

و به احتمال زیاد یکی ازون چندین کاربر دانا و فعال حتما شما هستید و مابقی جاهل و غیر فعالدیگه از تالار اومدن خسته شدم ( از بزرگان خواهشمندم یه نگاهی به این موضوع بندازند)دیگه از تالار اومدن خسته شدم ( از بزرگان خواهشمندم یه نگاهی به این موضوع بندازند)دیگه از تالار اومدن خسته شدم ( از بزرگان خواهشمندم یه نگاهی به این موضوع بندازند)دیگه از تالار اومدن خسته شدم ( از بزرگان خواهشمندم یه نگاهی به این موضوع بندازند)دیگه از تالار اومدن خسته شدم ( از بزرگان خواهشمندم یه نگاهی به این موضوع بندازند)

44:

سلام
بازم؟!
مهم نيست...
بازم جلوگيري مي كنم از حوادث...

نمي دونم من هم اتفاقا حال نت ندارم!
مخصوصا مناظرات سياسي و اقتصادي!!!!!!!!!!!!
اما اينجا لا اقل دوستاني هستند كه واقعا از جون و دل دوستشون دارم البته افرادي هم هستند كه خيلي چيزا ازشون ياد مي گيرم هم ديني هم تاريخي هم ....كه مهمترينش ديني هست.
روزي يه ساعت اينا بيشتر نميام واسه همين همون دو سه لحظه رو به گپيدن با دوستان صرف مي كنم و در تجديد قواي روحي بسيار موثر هست


88 out of 100 based on 68 user ratings 1018 reviews

@