چرا غربی ها موفق تر از ما هستند؟


چرا غربی ها موفق تر از ما هستند؟



چرا غربی ها موفق تر از ما هستند؟
سلام
در یکی از تاپیک ها، با جناب adibdan صحبت میکردیم..... ایشان سوالی را مطرح کردند که گمان میکنم بتوان درباره آن بحث کرد...... سوال ایشان این بود که چرا مثلاً یک شرکت کوچک فنلاندی توانسته یک بازی بسازد که میلیونها نفر را درگیر کند اما ما نمیتوانیم چنین محصولی بسازیم؟ چرا کیفیت خودروها و سایر محصولات غربی بهتر از تولیدات ما است؟؟ آنها چه چیزی دارند که ما نداریم؟؟ با توجه به اینکه اکثر شرکتهای غربی، خصوصی هستند و از کمک دولت چندان استفاده نمی کنند.....

لطفاً نظرتان را بگویید....



معافیت از خدمت!!

1:

موضوع بسیار خوبیه.
اگرچه بحث خیلی فراگیر هست ولی میشه نکات زیادی ازش درآورد.
به نظرم اگر موضوعات دسته بندی بشه و مورد بحث برنامه بگیره میتونه نتیجه خوبی داشته
و به یه الگوی کلی در اقتصاد برسیم.
به شرطی که بحث مثل اکثر مواقع در هم میهن به حاشیه کشیده نشه.


خوش قیافه بودن و خوش تیپی یا تخصص و مهارت ؟!

2:

جوابش خیلی ساده هست .
اونها به یک سری اصولی معتقد و پایبند هستند که ما هیچ پایبندی که هیچ اعتقادی هم به این اصول اولیه و ساده نداریم.


وقتی دغدغه ی یک جوان،لایک شود!

3:

سلام
به نظرم،یکی از عواملش میتونه این باشه که،نفت تامین نماينده بودجه کشور ماست،نه مالیات.


 قبول دارید ؟


بشر و تناقض رفع نشده اش!

4:

سپس 38 سال هنوز نفهميدين دليلش چيه ؟


# من انگیزه کافی برای کار و فعالیت دارم

5:

ما هم می تونیم امریکای اسلامی(ایران بزرگ) را بسازیم باید اداره کشور را به اصلاح طلبان بسپاریم
تا کشور را از بحران خارج کرده و با برنامه ریزی درست و هدفمند بسوی پیشرفت ملی حرکت کنیم


نامه مردآمریکایی از تهران به رفیقش/ الاغ مرده ی دیگران برای او قاطر است

6:

در یک کلام
اونها آدمند
ما آدم نما


در قرن 13 جه اتفاقی افتاد ؟؟؟؟؟

7:

چه تاپیک ِ خوبی ..

انقدر این بحث گستردس که آدم نمیدونه از کجا شروع کنه ...


نمیتونم بگم کدوم دلیل بیشتر باعث ِ عقب موندگیه کشورمون شده
بنابراین بدون ِ هیچ اولویتی میگم ..

آموزش
آموزش توی ِ کشور ِ ما افتضاحه.

نظام ِ آموزشی از همون ابتدا اشتباه عمل میکنه .

شما اگر دروس ِ خارجی ها (همون غربی های خودمون) رو ببینید متوجه میشین دروس دبیرستان ِ اونها راحتتر از ماست ...

چیزی که اونها رو توی ِ دبیرستانشون شاخص میکنه فعالیت هاشون توی کارگاه های آموزشی هست که یه فعالیت ِ فوق ِ برنامه محسوب میشه .

فعالیتی که آینده اونهارو شکل میده و بهشون یاد میده خلاق باشن نه مثل ِ ایران که درسهای ِ زوری و بی فایده بردارن.

اصلاً اینها انتخاب ِ واحد دارن .

یعنی هرشخص به تناسب ِ نیازش در آینده و دانشگاهش درسی رو انتخاب میکنه .

این خیلی خیلی خیلی مهمه .

برخلاف اون ایران ..


همچنین آزمونهای ِ ورودی به دانشگاهشون نیازمند ِ آی کیوی 200 نیست .

همون درسهایی که خوندند رو آخر ِ سال امتحان میدن و با رزومه درسی و فعالیت های فوق برنامشون به هر دانشگاهی که میخوان نامه داده ...

بعد میبینن کجا قبول میشن ..
در صورتی که توی ِ ایران سوالهای کنکور رو جوری طراحی میکنن انگار پدرکشتگی با دانش آموز دارن.

من خودم به شخصه موقع کنکور حالم همیشه بد بود.

چرا چون نمیفهمیدم چرا باید یه چیزی رو انقدر سخت بگیرن در صورتی که موقع دبیرستان همه چیز آسون و ساده بوده.

میدونین اینا خیلی مهمه.

اینکه اون طرف یکسال ِ تمام خواب و خوراک نداشته باشه تا بره یبه رشته ای که در آخر هیچ ارتباطی به دبیرستانش نداره.

مثلا کسی که پزشکی میخونه انقدر مطالب ِ وسیعی ر ومطالعه میکنه که زیست براش مسخرس ..

و حتی این سوالو میپرسه که زیست ِ من چه ربطی به رشته الانم داشت.
این از آموزش ِ دبیرستان ...

بدون ِ هیچ فعالیت ِ فوق ِ برنامه ای که جهت فکری و خلاقیتی به دانش آموز بده.

فعالیت ِ فوق ِ برنامه ما گروه ِ سرود بود و شورای ِ مدرسه و لاغیر :|
ورود ِ سخت به دانشگاه و خروج بسیار بسیار راحت از اون که دیگه جای ِ صحبت نداره.

در صورتی که غربی ها خیلی خیلی روی ِ مسئله خروجی حساسن .

یعنی تا طرف قشنگ شیرفهم نشه توانایی لیسانس و ...

گرفتن رو نداره.

این یه گوشه ای از قضیه آموزش بود ..
خیلی چیزا هست.

من فعلاً به این اکتفا میکنم .

این توی ِ زمینه ی آکادمیک هست ..

توی ِ زمینه خلاقیت
متأسفانه ایران جایی هست که خلاقیت توش هیچه .

انگار قیچی دستشون گرفتن و هر فکری رو میبرن تا به شکل ِ ایده آل و عرف ِ جامعه دربیاد.

در صورتی که خلاقیت توی غرب حرف ِ اول رو میزنه.

هر بیزینس بدون ِ خلاقیتی درجا خفه میشه.

هر شغل و حرفه یا حتی سرگرمی اگر خلاقیت نداشته باشه شکست میخوره .

پشتوانه خانواده و دوستان و معلم و هستاد یکی از مهمترین رکن های خلاق بودنه .

این چیزی هست که توی ِ غرب زیاد میبینیم اما توی ِ ایران خانواده که کلاً توی ِ اوتن :| معلم و هستاد رو هم باید گل گرفت.

شما اگر دقت کنید اکثر ِ نوجوون های ِ خارجی یه نوع ساز رو بلدن.

اکثراً توی ِ یک هنری فعالیت دارن .

و این حاصل توجه خیلی زیاد ِ خانواده به هستعدادهای اونهاس.

حالا هنر هم که نباشه، تمام تلاششون رو میکنن تا فرزندشون به اون چیزی که میخواد و تواناییش رو داره برسه.

اما توی ِ ایران بیشتر چشم و هم چشمیه.

یعنی فلان مدرسه بفرستن چون پولدارتر نشونشون میده.

بچشون رو بفرستن فلان کلاس چون باکلاستره و غیره ..
و فقط برای رفع ِ عقده هاشون این کارو میکنن ...

بقیه رو هم خسته شدم بعداً میگم :دی

8:

مهم ترین تفاوت
روش تفکر و اندیشیدن هست .
طرز فکر عموم امت غربی :
من باید مطابق قانون رفتار کنم ، من باید حقوق دیگران را رعایت کنم ، من باید به دیگران احترام بگذارم و ...
تا در یک کشور سالم و پیشرفته با امتان شاد و محترم و با امنیت بالا و با راحتی و لذت زندگی کنم .

و دیگران و جامعه نیز این احترام را به من بگذارد .

من باید حقوق دیگران را محترم بدارم تا حقوق من هم محترم داشته شود .
نتیجه : کشوری پیشرفته با سطح رفاه بالا
طرز فکر عموم امت جهان سومی :
من تا می توانم باید خیلی بیشتر از حق خودم را به هر شکلی شده حتی با فریب و تقلب و رشوه و اخاذی و دزدی و دروغ و پارتی بازی و چاپلوسی و پاچه خواری و حق خوری و ...

بگیرم تا سرم بی کلاه نماند وگرنه اوت می شوم .
هر اتفاقی هم که برای بقیه و کشور می افتد به ...

ام .
نتیجه : کشور عقب مانده با مشکلات تمام نشدنی

طرز فکر یک جهان اولی :
من نباید در کارم رابطه بازی و پارتی بازی کنم ، چون اولاً درجای دیگر هم همین مشکل برای من پیش می آید و ثانیاً افراد نالایق و فاسد و ظالم رشد می نمايند و جامعه را به تباهی می کشانند.
طرز فکر یک جهان سومی :
من باید در کارم خویشان و دوستانم را وارد کنم تا باهم یک باند درست کنیم و با حمایت از هم تا می توانیم غارت و چپاول کنیم و شرکت و کارخانه و اداره و کشور ...

هم به ...

ام .
طرز فکر یک مدیر فوتبال جهان اولی :
باید با آموزش و برنامه ریزی و بکار گیری بهترین فوتبالیستهای جهان ، در آمد بالایی برای خودمان و کشورمان ایجاد کنیم و نیز افتخارات باشگاهی و ملی .
طرز فکر یک مدیر فوتبال جهان سومی :
باید فلان کس را که حتی درست نمی تواند راه برود ولی پسر فلانی هست بیاورم باهاش ساخت و پاخت کنم و از بیت المال مملکت برایش برنامه داد میلیاردی ببندم ، و این پول میلیاردی بین ما چند نفر تقسیم شود ، دخترم ویلا می خواهد و پسرم پورشه بالاخره زندگی خرج دارد ! فوتبال مملکت و بیت المال هم به ...

ام .

کلاً طرز فکر امتان جهان اولی و سومی باهم 180 درجه تفاوت دارد .

9:

تا وقتی که تحجر و تعصب بی منطق بر کشور حاکم باشد ما روی سعادت و پیشرفت را نخواهیم دید
اسلام واقعی در اروپا و امریکاست و اسلام تحریف شده در خاورمیانه که موجب پیدایش مذاهب متعدد و درگیریهای مذهبی شده

10:

سلام
چون خیلیهامون از اسلامی بودن جامعه سوٕاستفاده میکنیم.
چون اسلام برامون قوانین سخت نگذاشته،تأکید کرده خودتون رفتار خوبی داشته باشید،و این شده راهی برای دور زدن بقیه.
چون هنوز اسلام ناب رو درک نکردیم.


11:

چون ما اهل شعار دادنیم،هر روزمون همینه

امت کشور خارجی بیشتر عمل مینمايند تا حرف بزنن

ما راحت طلب شدیم در عوض برای راحتی خودمون هم تلاش نمیکنیم

12:

من در تاریخ اسلام هیچ جا نخوانده که مسلمانان بر سر امت ضعیفتر بمب بریزند و کوره آم سوزی راه بیانازند
اما در جواب پرسش تان در سه کلام
تنبلی،پرخوری و پرگویی مانع پیشرف ماست

13:

بحث خوبی مطرح کردید حقنگار ،اگه تاشب حالش اومد منم میام یک سری روضه میخونم!

14:

امت کشورهای جهان سوم حتی نمی فهمند که چرا باید نوبت نانوایی را رعایت نمايند ! و مدام می خواهند از هم سبقت بگیرند .

نمی فهمند پارتی بازی کشور را ویران می کند .

نمی فهمند تقلب ، دزدیدن حق دیگران هست .

نمی فهمند دروغگویی چرا بد هست .
نمی فهمند جامعه ای که همه بخواهند سر هم کلاه بگذارند و حق هم را بخورند ، می شود جهان سوم .
نمی فهمند کسی که تاریخ و ادبیات و ...

خوانده نباید طراح خودرو بشود .
نمی فهمند کسی که نمی تواند درست راه برود نباید ورزشکار بشود .
نمی فهمند کسی که علاقه و هستعداد و توانایی و تجربه کاری را ندارد ، نباید قبولش بکند .
نمی فهمند خوردن حق دیگران ، خوردن حقشان توسط دیگران در آینده هست .
نمی فهمند پارتی بازی ، پارتی بازی و ضایع شدن حقشان در آینده هست .
نمی فهمند رشوه گرفتن ، رشوه دادن در آینده هست حتی برای گرفتن حقشان .
نمی فهمند تولید ماده غذایی آلوده ، مسموم شدن و سرطان گرفتن خود و خانواده شان در آینده هست .
نمی فهمند تولید بنزین نامرغوب ، صرف ده برابر هزینه بیشتر برای دوا و درمان و ...

هست .
نمی فهمند بیکار کردن امت ، افزایش دزدی و اعتیاد و فساد جامعه در آینده هست .
نمی فهمند خوردن حق کارگر و کم دادن حقوق ، نتیجه اش دزدی و تجاوز به زن و دخترش در خیابان هست .
نمی فهمند از مشکلات امت سوء هستفاده کردن ، سوء هستفاده کردن از مشکلات خودشان توسط دیگران در آینده هست .
نمی فهمند که این نوع اقتصاد ، هیچ آینده ای ندارد و مدام کشور لنگ می زند .
نمی فهمند اختلاف طبقاتی کشور را سرنگون می کند .
نمی فهمند که جوانان بیکار و بی پول ، تبدیل به جانی و متجاوز و جیب بر و معتاد می شوند .
خیلی چیز ها را نمی فهمند.
دزدی و تقلب و چاپلوسی و دروغگویی و ...

را زرنگی می دانند و یکدیگر را به اون سفارش و وصیت می نمايند .

زرنگی ای که کشور و جامعه را به تباهی می کشاند .
نمی فهمند و قبول هم ندارند که نفهمند !!! بدبختی اینجاست.

15:

درود هستیوی جان
یک خصیصه مشترک کشورهای جهان سومی وجود یک تغییر ناپذیر درراس هست که برای بقا دست به هرکاری میزند،مثالش لیبی ،عراق،حجاز و...

که متاسفانه باعث فراری دادن نخبگان وبزرگان وفرهنگ سازان جامعه میشود!شما درهمین کشور ببینید تا یکی به جایی میرسد فورا مهاجرت میکند،نتیجه اینکه همه بافرهنگ ها میروند واحمق ها میمانند ونهایت اش چیزی هست که میبینید!!!
حالا بعضی هاشان مثل حجاز(که وقتی سوسمار خوار نامیده شده) بفکر پیشرفت میفتند بعضی هاشان مثل کره شمالی و...

دشمن تراشی بیجهت مینمايندوروزبه روز به بیشتر قهقرا میروند

16:

مدونید چرا؟!!
چون ان ها فکرشان تو کاره و ک...

تو ک....!!
ولی ما ک...

تو کاره و فکرمان تو ک...!!
به همین سادگی و کسی هم انکار کند تو ایران زندگی نکرده احتمالا
ک...

و ک...

باید متوجه بشید منظورمو، نمیشه تو انجمن فرمود

17:

دقیقاً درست هست .
برای کشورهای جهان سوم امت بافکر و باسواد و نخبه یک تهدید و خطر هست ، تا می توانند امت را در فقر و مشقت و بدبختی و بی خبری و بی سوادی نگه می دارند تا راحت کنترل و هستثمارشان بنمايند .

چون امت آگاه نمی خواهند گو...د می خواهند .
البته منظور من به هیچ وجه کشور پیشرفته ایران نیست .


18:

تا کنون در تاریخ سابقه نداشته هست که یک کشور دیکتاتوری به پیشرفتهای علمی و افتصادی وسیاسی رسیده باشد

البته یک هستثنا هست و انهم چین که البته انجا هم رهبر مادام العمری ندارند و تقریبا نیمه دمکراسی هست

البته در کشور ما ایران وضع بسیار فاجعه بار ترهم هست چون انهایی که بر مسند امور برنامه میگیرند باید از حوزه علمیه قم فارغ التحصیل شده باشند....

صد البته با علوم اخروی نمیتوان علوم تجربی را بدست اورد و تازه بدان علت که علوم تجربی مخل علوم اخروی هستند بشدت با علوم تجربی انجایی که ضرر به حکومت وارد کند مبارزه میشود

مقایسه کنیم با کشورهای دیکتاتوری مانند شیوخ عرب که حداقل همه فارغ التحصیل از بهترین دانشگاههای دنیا هستند

حتی بشار اسد جنایتکار فارغ التحصیل اکسفورد و چشم پزشک هست

حتی رهبر کره شمالی در سویس تحصیلات دانشگاهی داشته

مقایسه کنید با کشور نگون بخت و فلاکت زده ما که همه مسولان فارغ التحصیل حوزه علمیه قم هستند و شاید چند تا ادم حسابی مانند روحانی و خاتمی داشته باشه که تازه انها هم تحصیلات غیر حوزی هم دارند

19:

بلی بلی منهم منظورم لیبی وحجاز وبحرین وسوریه وکره شمالی بود،اگرنه کشور فوق پیشرفته ایران که درهمه موضعات اول هست از اخر چنان جهان اولی هست که کوه تکانش نمیدهد!مگر دکتراحمدی نژاد تکانش دهد به اندازه اپسیلونی انهم فقط وفقط درجهت پیشرفت!!!

20:

مصادیق زیادی می توان بیان کرد .


مثلا نظم و کتابخوانی المانی ها و ایرانی ها را مقایسه کنیم !
یا هدفمندی زندگی ایرانیان و المانی ها !

ملت تنبل ، خوشگذران و بدون علم و فرهنگ ، اگر از اسمان برایش کمک ببارد ! پیشرفت نمیکند !

21:

اونها هم چند قرن پیش گرفتاری ما رو داشتند تا اینکه دین رو از سیاست جدا کردند و بجای مذهب قانون رو جایگزین کردند، و بدنباله علم رفتند.


22:

سکولاریسم مذهبی یعنی جدایی مذهب از سیاست عامل سعادت ایران
اسلام سکولاریسم را به رسمیت شناخته (لا اکراه فی الدین...)

23:

الناس علی دین ملوکهم....

وقتی آقایان، تنبل و بی مسئولیت و خوشگذران و اهل شعار و پارتی بازی و کثافتکاری و لابی و قاچاق و رانت هستند از ملت چه توقعی هست؟؟؟؟!!!!!
هنگامی ایران پیشرفت خواهد کرد که رأس مملکت، اصلاح بشود وگرنه محال هست حکومتی فاسد، ملتی صالح داشته باشد......

پ ن: وقتی جوانها را به بهانه نداشتن مدرک دانشگاهی، راهی دانشگاه مینمايند و بعد با وقاحت، از پایین بودن کیفیت دانشگاه و مدارک علمی خبر میدهند( که انگار، این مدارک را رژیم شاهنشاهی صادر کرده نه نظام نظام مقدس! جمهوری اسلامی!!!!) و خیلی راحت توپ را به زمین امت می اندازند و میگویند جوانها مقصرند که اهل کار نیستند( لابد چون از بی پولی و نداشتن هدف، لذت میبرند!!!) این چنین مملکتی محال هست اصلاح بشود....

قدیمی ها ضرب المثلی داشتند که میفرمود: پیشنماز اگر **** پسنماز ***** :-)

24:

به جای اینکه کلی با کلمات بازی کنم و فلسفه بافی کنم جواب شما را در یک کلمه میدهم اونها وجدان دارند و وجدان داشتن نشانه روح و روان سالم داشتن هست .

اصولا این نوع تعاریف از دیگران وجود دارد تا اونها را سیاه جلوه دهند تا شاید سیاهی خود کمتر پیدا باشد مثال واضح پوشش سیاه چهره سیاه را سفیدتر از پوشش نشان میدهد

25:

می توان اینطور هم تعبیر کرد ادمها را فراری می دهیم و ادم نما ها را نگه میداریم !!!

26:

خدمت ملوکانه عرض بنمایم که در این باره باتوجه به اینکه همه ما تجربه زندگی در این جامعه را داریم و بقدری دلایل این موضوع برایمان شفاف و عیان شده هست که اگر ادامه دهم تخت شاهی به لرزه در امده و مریدان البسه خود را چاک داده و فریاد زنان سر بیابان خواهند نهاد!

27:

مشکل عدم توسعه صنعتی و اقتصادی ما ناشی از عدم توسعه سیاسی ما هست و همانجور که امثال میلتون فریدمن و فرید ذکریا میگن تا نفت هست و دولتها بی نیاز از مالیات و امت این مسئله ادامه دارد

28:

جدایی دین از سیاست.


29:

چون مسلمان نیستند! یک کشور مسلمان پیشرفته که دارای همه ی شاخص های مدرنیته و توسعه یافتگی باشد را نام ببرید!!!!!

30:

حق با شماست حق‌نگار، اما تمام اینها که عرض کردین فرعیات هستند.
شما پاکترین و بهترین انسان‌ها رو راس کار بگذاری باز هم از لابه لای اینها و زیر شاخه پایین‌تر فساد نمایان میشود.

دلیلش اینه که دین رو راحت میشه دور زد اما قانون را نه!
خیلی راحت یک فتوا صادر مینمايند و کاری که میخوان انجام بدن رو حلال مینمايند.

اما اگر بخواهند تخطی از قانون بنمايند من میتوانم یقه طرف رو بگیرم و بگویم قانون اینو فرموده، چرا خلاف قانون عمل میکنی؟ و مهمتر از اینها قانون اگر اشتباه باشد میشود ویرایش و اصلاح کرد ولی دین حرف مطلق میزنه.


31:

مگر ما مسلمان هستیم؟؟ شما یک کشور اسلامی را نام ببرید......
مگر با تعویض پوشش و تغییر نام ادارات و ساوقتها و شعاردادن، مملکتی اسلامی میشود؟؟؟.....


به نظر من ایراد از اسلام نیست بلکه ایراد از نفاق آقایان هست که حرف از اسلام میزنند اما در عمل، از آمریکا، لیبرال تر هستند.....


32:

در اینکه دین باید از سیاست( به معنای متداول) جدا بشود شکی نیست......

چون اسلام، با تهمت و قتل و فساد و دروغگویی مخالف هست درحالی که سیاست( به معنای متداول) با همین کارها انجام میشود......
اما اینکه بگوییم هرکشوری که دین را از سیاست جدا کند لزوماً پیشرفت میکند صحیح نیست.....

نمونه های فراوانی ازحکومتهای غیردینی در جهان وجود دارد که نه تنها پیشرفته نیستند بلکه امتشان را هستثمار مینمايند و عقب افتاده هم هستند......

پس جدایی دین از سیاست( به معنای متداول) شرط لازم هست اما شرط کافی نیست......



پ ن: الاون دوستان می آیند میگویند من سکولار هستم! درحالی که من معنای این واژه را واقعاً نمی دانم و فقط حرف خودم را میزنم.....


33:

به نظر من دلایل زیادی میتونه داشته باشه .....
1 - غربیها به علم و صاحبان علم اهمیت میدن و براشون ارزش قائلند ...

اگر یه نخبه توی کشورشون باشه به هر طریقی اسباب رضایتش رو فراهم میکنن تا بتونن از هستعداد اون ثروت آفرینی کنن نه اینکه بگیرن و به زنجیرش ببندن ...
2 -رسانه های جمعی مثل تلویزیون در کشورهای غربی بیشتر هزینشون رو صرف مباحث علمی و تبادل اطلاعات می کنن ولی ما فقط صرف شمارش کشته ها و ....
3-در کشورهای غربی گزینش فرد اصلح برای اداره ی کارها جزو اصولشونه ولی توی کشور ما یه نفر چند تا شغل داره که اصلا لیاقت حضور توی هیچکدومشون رو نداره ....
4- در کشور ما به اسم دین و اسلام خیلی اتفاقات بدی میفته ...

نمونش همین سودهای موسسه ماليی یا بعبارتی ربای شرعی ....

در حالیکه مثلا در المان سودهای موسسه ماليی به نفع مشتری هست در ایران موسسه مالي از وامی که به ما میده سود کلانی گیرش میاد ..

و شرایط دیگر ......


34:

یکی ازدلایلش میتونه این باشه که به ذهن شما میقبولانند که شما جهان سومی هستید ونمیتوانید پیشرفت کنید درحالیکه ماپیشرفته شدیم این رو ملکه ذهن شما مینمايند که شما نتونید پیشرفت کنید شما در هستثمار ذهنی کسانی هستید که به شما تلقین کردند شما جهان سومی هستید..وشما به جای اینکه به فکر پیشرفتتون باشید به پیشرفت اونها فکر مکینید تا به پیشرفت خودتون

35:

یعنی مسلمان بودن مانع پیشرفته؟

36:

مطمئنی یدفه قهر نمیکنن و همه با هم هستعفا نمیدن؟
آخه اکثرا یکم لوس تشریف دارن.


37:

در همان تاپیک صحبت از این کردی که بازی مذکور فرهنگ غارتگری، دزدی و حرامخواری را رواج می دهد! فرق تو و فنلاندی ها در همین هست، شما در توهم بسر می برید، ولی فنلاندی ها در عالم واقعیت زندگی می نمايند.

طبیعی هست در یک چنین جامعه خوددرگیری که طبق پارانویای جهان سومی، پدیده های بیرونی را چنین منفی تفسیر می کند هیچ پیشرفتی صورت نخواهد گرفت.

هیچ خلاقیتی شکل نمی گیرد چرا که همین تفسیرهای مضحک و عامیانه جلوی رشد خلاقیت فردی را می گیرد.

زمینه تعاملات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و علمی که موتورمحرکه یک جامعه برای حرکت رو به جلو می باشد، هم در چنین بستری فراهم نمی شود.

حال با دوست ادیبت راه افتادی که علت یابی کنی؟
بروید در آینه به خود بنگرید تا علت را پیدا کنید.


38:

علتش اینه که ما نفت داریم غربی ها تکنولوژی
و غربیها با قدرت تکنولوژی نفت ما را هم از ما میگیرند و کمی از تکنولوژی تاریخ گذشته خود را به ما میدهند .

معنی تکنولوژی

technology [tek'nɒlədʒı]

Particular scientific method and material used to achieve industrial, commercial, or engineering results
Essential qualities of tools, machines, or other apparatus used to achieve a mechanical end

N
اشنایی باصول فنی
فن شناسی
شگرد شناسی



39:


40:

دین بیش از حد دست کم گرفته می شود.

البته معمولا این سفسطه همیشه مطرح هست که این خود حقیقی اش نیست.
خوب نقص رو در, نمی تونه باشه, ببینیم! ناتوان هست و نمی تواند و چند صد سال هست نتوانسته.

بیشتر شده هست آلت تمامیت خواهان، اینبار در نقش نماینده خدا در روی زمین خواه ناخواه چنین امکان هستثماری داده و باید از این افیون خطرناک در اداره امور فاکتور گرفت.


41:

آموزش آموزش آموزش
دانش آموزان مهارت های اجتماعی و بین فردی را می آموزند تا یک سری حفظیات تکراری
اونها یاد گرفته اند که به صورت تیمی و گروهی کار نمايند نه فردی و به نظر هم احترام بگذارند
اونجا دانشگاه را با صنعت پیوند خورده چون صنعت خصوصی هست و به دنبال سود نه مثل اینجا دولتی نا کارآمد که از درآمد نفت شارژ شود و بی تجربگی ها را بپوشاند
شایسته سالاری به جای رابطه سالاری
دادن بهای زیاد به قانون
دولت زیر ساخت ها را فراهم کرده هست و فرد خلاق و کار آفرین دچار بروکراسی اداری برای ثبت اختراع و گرفتن وام نمی شود
دولت با مالیات اداره می شود نه ذخایر ملی پس به امت پاسخگوست
دولت کوچک هست و کارامد

42:

این عکس امضای شما برای سال 2008 هست نه الان .و سرباز امریکایی اصلا متوجه نوشته روی اون نبوده

The soldier in the picture isn’t who defaced the flag.

At the time he was a recruiter in Lawrence, Kansas, which was suffering through antiwar protests.

Protesters left the flag in a crumpled heap on the ground and this soldier collected it and turned it over to the local VFW for proper disposal.


43:

یعنی اگر ایرادها را نگوییم و همه چیز را بدون آگاهی مصرف کنیم، پیشرفت میکنیم؟!؟!؟!؟!؟!......


علت پیشرفت نکردن، همین احساسات گرایی هست....

اینکه شما طرفدار یک بازی هستید ( یا شاید منافع دارید) دلیل نمیشود که اون بازی، بی عیب باشد......

من عیبش را میگویم، شما حُسنش را بگویید.....



پ ن: در کشور آلمان، در نمایشگاه گیمزکام، سالن مربوط به بازیهای خشن را در انتهای نمایشگاه برنامه میدهند و برای ورود به اون، افراد را کنترل می نمايند که مبادا کسی که سنش مناسب نیست وارد بشود......

اگر میخواستند مثل شما فکر نمايند میفرمودند این بازیها هیچ عیبی ندارند و نباید جلوی بچه ها را بگیریم چون مانع پیشرفت میشود!!!!!!!!!!!!.......


عیبجویی خوب نیست اما ساده انگاری و ندیدن عیب هم حُسن نیست

44:

شما لازم نیست به دیگران یاد دهید چکار نمايند و چه کاری ننمايند!
حق نگار و ادیبدان تایپیکی ایجاد کردند در مورد علت یابی بعد تو به جای این که راهکار ارائه دهید دنبال مقصر میگردی و دستور زور میگی؟
البته از تین ایجری ها نباید انتظار داشت

45:

وجدان کاریشون خیلی بیشتر ماهاست

46:

علاوه بر پیشرفت تکنولوژی کشورهای نامسلمان مثل کشورهای غربی باید پسرفت و فقر معنوی اونان را هم در نظر داشت ، در قرون وسطا و قبل اون غرب شرایط وخیمی داشته درحالی که اسلام و کشورهای مسلمان پیشرفته بودند اما هرچه گذشت به اسم اسلام ، اسلام را خراب کردند!

اسلام شمشیری دو لبه هست اگر بد فهمیده شود یا از اسم اون صرفا سوءاستفاده شود خود می شود وسیله تباهی و فنا و گمراهی ! ومی تواند جلوی رشد وپیشرفت را در هر زمینه ای بگیرد و چه بسا باعث فساد و ناکامی اون جامعه اسلامی شود
اسلام حیات بخش کجا و مسلمان زاده های آماری این دوره و وقته کجا !!!

از طرفی انسان ها حتی مسلمانان با باور نداشتن حیات پس از مرگ ،باور نداشتن روزی که مردگان زنده شوند، باور نداشتن اینکه روزی حق از باطل جدا شود، و باور نداشتن خیلی از ارزش ها و حقایق ناب و مهجوری که در اسلام هست و در کتب و ادیان تحریف نشده بوده ، با نداشتن این باورها به هرجایی هر موفقیتی هم برسند توهمی هست که تلخی ان یوم الحسرت هویدا می شود روزی که جان ها به گلوگاه رسد

47:

مطالب جالبی نوشتند بچه ها و از معدود تایپکهایی که پرداختن به اون می ارزد .

امیدوارم آقای ادیب هم انرژی خودشان را بیشتر در همین راهها بگذارند

48:

عالی و کامل بود

49:

ایرانیها:
ما نمی توانیم مگر اینکه معجزه شود

خارجکیها:
ما می توانیم مگر این که بلایی نازل شود.

بسه یا باز هم بگم؟

50:

کالیبر !
+
ولی نباید انبوهی از تعارضات درونی که در هر فرد فرد جامعه ایرانی شکل گرفته را نیز نادیده گرفت زیرا این تعارضات نیرو را به هدر می دهند

51:

زور بالاسرشون هست ، وگرنه مثل ما تنبل میشدند.
اگه تو ایران در کار کردن کارمندان کمی سخت گیری بنمايند 100 تا فش میدن پشت سرش!!!

52:

حقیقت

53:

من از رگ و ریشه همچین مسایلی شاید سر در نیارم ولی حرف یه هستادم خیلی به دلم خیلی نشسته.

هستادمون میفرمود کشورهای پیشرفته دوره بلوغشون رو پشت سر گذاشتن ولی ما هنوز در دوره از شیر گرفتنیم!! نمونش دعواهای سیاسی و جناحی که در مملکتمون داریم هنوز امت ما فقط نقش تماشاچی رو دارن و بی تاثیرند!!! چه دوست داشته باشیم چه نه ، باید سالها بگذره تا به بلوغ برسیم

54:

برای اینکه ما همه چیزو به ان شاءالله واگذار میکنیم

فساد اداری هم الی ماشاءالله

بیشتر ادمهای غیر متخصص وبی تجربه و خائن هم بر ریاست و مسئول پستهای مهم

هنوز تو خرافات دینی و مذهبی غرقیم تا اینکه به تکنولوژی و علم بهاء وسرمایه بدیم

55:

اسلام واقعی توی حکومت نوه ی علی پیاده نمیشه توی امارات و دبی پیاده میشه ما هم باید مثل اونها بشیم

56:

شاید اگر ما هم کشورهای ضعیفتر را مستعمره خود کرده بودیم و منابعشان را غارت کرده بودیم الان ادم بودیم!

57:

اونها سرمایه و ثروت بیشتری دارند امت الان اقتصاد ایران 19 اقتصاد دنیاست اگه کسی خودش تنبل و بيمسوليت نباشه میتونه خوب زندگی کنه از بيمصرفي گروهی از کارمندان و مديران دولتی هم نباید گذشت

58:

بمرور وقت ثروت ما از اونها بیشتر میشه حتی اگه هیچ تکنولوژی نداشته باشیم فقط باید هموقت توی مسائل اجتماعی و کار گروهی پیشرفت کنیم

59:

کار زیاد توقع کم
بها دادن به علم
فرهنگ
اتکا به توانایی خود نه منابع و دارایی گذشتگان!
مدیریت و برنامه ریزی و اجرای دقیق
بکار گرفتن افراد برپايه توانایی و......


60:

بنده دليل اصلي پسرفت ايران رو ميدونم ! قايشانترين دليلش رو ! با منطق كافي !
اما چون نمي خواهم متعصبان ديني اينجا ازمن ناراحت بشن ، تمايلي ندارم توضيح بدم............


61:

اگه خدا هم بیاد روی زمین حکومت کنه تا دارایی گذشتگان نباشه ما نمی تونیم مثل اونها بشیم

62:

سفسطه حرف در دهان گذاشتن

ایراد اگر منطقی و از روی مطالعه باشد هیچ اشکالی ندارد.

اما ایرادتراشی های غیرواقع و ادعاهای بی سر و ته را عیب یابی نمی گویند.

مثلا فرمودن اینکه یک بازی +10 فرهنگ دزدی را به جامعه وارد میکند، تنها یک عیب جویی مضحک و بی پایه هست و این ربطی به طرفداری یا منفعت طلبی ندارد.


آفرین! همانطور که فرمودم کنترل درجه بندی سنی بازیها بسیار سفت و سخت هست.

بنابراین وقتی کسی می آید و یک بازی که برای بالای 10 سال درجه بندی شده را مروج فرهنگ غارت و دزدی معرفی می کند و اون را برای جامعه خطرناک می داند، تنها باعث نیشخند می شود.
حرف در دهان من نگذار، فرمودم یک بازی فانتزی با چنین درجه بندی سنی نمی تواند اتفاقات خارق العاده ای که مدعی اش بودی را باعث شود و اینها فقط حرف مفت هست.

حتی بازیهای خشنی مانند gta هم اینطور نیست که الزاما گیمر را قاتل و جنایتکار بکند.

چنین درجه بندی هایی ناشی از هستانداردهای بالای زندگی و رعایت اصول روانشناختی در کشورهای پیشرفته هست.

حال یک جهان سومی که اکسیژن هوایش را هم قسطی دریافت میکند، نگران دزد و غارتگر شدن گیمرهای کلش شده هست.


برعکس تو من نگران تاثیر منفی تان بر بازی کلش و گیمرهایش هستم، با توجه به فرهنگ والای ایرانیان در هستفاده از فیسبوک و امثالهم که مانند قوم یاجوج و ماجوج برای فحاشی و وندالیسم هجوم می آورند.


63:

شايد اره شايد نه نميدونم ...ولى کشور مسلمان پيشرفته هم نداريم

64:

عجب!

65:

یکی از دلایل مهم عدم پیشرفت و موقیت حضور افراد غیر متخصص و ناکارامد در عرصه ست..

مثلا حاج مرتضی ...

مداح اهل بیت ، که تا کلاس پنجم سواد مطالعهو نوشتن دارد می شود مدیر ساوقت آب، و..


66:

اولی اشتباه هست.....

کار زیاد و توقع کم؟؟؟؟ متوسط 3100 یورو، بابت هشت ساعت کار + بیمه که میتوان با اون به راحتی یک خانه و هزینه زندگی را پرداخت کرد کم هست؟؟؟؟؟ تازه اتحادیه کارگری مستقل دارند که راحت اعتصاب مینمايند و کارفرما به راحتی نمیتواند اونها را اخراج کند......

شما چنین چیزی را در مملکت اسلامی! ما سراغ دارید؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!.......

امت ما والله کم توقع ترین امت هستند که حاضرند بیش از هشت ساعت کار نمايند و بدون بیمه، فقط شندرغاز حقوق بگیرند و قرارداد هم نداشته باشند.....

منتها آقایان توقع دارند ملت ما مثل جمهوری اسلامی چین!، اونطور زیر بار هستثمار بروند تا آقایان و فرزندانشان خوش بگذرانند!!!!.....


67:

توی اروپا با مهندسی که یک پیچ نمیتونه ببنده با بازاری که تا 12 ظهر خوابه با هستادی که سواد نداره چکار مینمايند

68:

یکی یک میز بهشون میدن تا کاغذ بازی نمايند بعدشم سیاستمدار میشن

69:

توی اروپا هم اگه کار کنی و درس بخونی ثروتمند میشی ولی اگه تنبلي کنی یا خودت یا فرزندانت باید با کمال معذرت گوشه خیابون زندگی نمايند یا تکدی گری نمايند

70:

سلام
من ادعا نکردم که برای امسال هست اگر متعلق به سال 2008 هست هم دیگه بدتر چون خون بی گناهان بیشتری ریخته شده

سرباز امریکایی اصلا متوجه نوشته روی اون نبوده
به نظر تون یه کم عجیب نیست!
ممکنه توضیح بدید پس چرا با این وضع عکس گرفته

در هر صورت دانستن یا ندانستن اون سرباز از زشتی کاری که صورت می گیره کم نمی کنه

از این که باعث افزایش اطلاعاتم شدید ممنون

71:

اگه راه دور نریم و مسئله را پیچیده تر نکنیم و با کلمات قلمبه سلمبه بیان نکنیم علتش دو چیز میتونه باشه
1 درستکار ترند 2 باهوش ترند و اهل عمل

72:

سخن فرمودن در باره ی موفقیت، به شکل غربی اون، و اندازه گیری اون نوع موفقیت در جامعه ای مثل جامعه ی ایران و مقایسه ی اون با میزان موفقیت در جوامع غربی، راه به جایی نخواهد برد.

جامعه ی ایران، به لطف رسانه ها و تکنولوژی غرب، در چند سال اخیر از این روش زندگی اطلاع یافته ولی این مفهوم هنوز تا حدود زیادی برای امت مصرف نماينده ی این قسمت از جهان، ایده و نگرشی بس ناآشنا و غریب هست.
شخصا فکر نمی کنم غربی ها از ابتدا به دنبال موفقیت رفته باشند و موفق بودن اونها تنها از دیدگاه ناظران خارجی معنی پیدا می کند.

اونها صرفا از قوه ی تفکر و تخیل و خلاقیت خود، که لوازم کار روزمره ی اونان هست، هستفاده می نمايند و این هستفاده صرفا جنبه ی رقابتی نداشته بلکه بخشی از روال زندگی عادی هست و یا شاید شخصی ترین و مهم ترین بخش زندگیشان باشد ولی از تقابل دنیای عادی اونها با دنیای متفاوت خارج مفاهیم موفق و ناموفق، به شکل گسترش یافته ی امروزین اون به وجود آمده اند.


73:

خودشونو با غربی ها مقایسه می کنن

74:

تظاهرات گروه های لیبرال پانک بی دین مخالف جنگ امریکا بود که بوسیله این سرباز امریکایی سرکوب شد و در واقع این سرباز داشته غنیمت را نشان میداده

75:

چون عملکرد و رفتار و سیاستشون درست بوده .

بعدش مگه ما موفق بودیم که اونا موفق تر باشن ؟

باید تیتر میزدی " چرا غرب موفق هست و ایران هر روز بدبخت تر و بیچاره تر و فقیر تر و بیمار تر و ...

"

76:

دقیقاً تفاوت اروپا با ....

همینه .
در کشورهای پیشرفته هر قدر کسی بیشتر تلاش و کوشش کند بیشتر بهره می برد ولی در ...

کاملاً برعکس هست .

اکثر اشخاصی که مشاغل و سمت های بالایی در ...

دارند ، نه سواد دارند ، نه تخصص دارند ، نه شعور دارند ، نه تجربه دارند و غیره .

در کشورهایی مانند ...

مفت خور ها و تنبل ها فقط با پارتی یا چسباندن خود به ...

به مقامات عالیه نائل می شوند .

77:

چه ربطی به نفت دارد .
مگر آمریکا و کانادا و انگلیس و نروژ نفت ندارند ؟!!!!!
مشکلتان را جای دیگری جستجو کنید .

78:

یکی از مشکلات ِ بزرگ ِ ایران این هست که هیچ کس نمیتونه از خودش شروع کنه ...
مثلاً اگر از یکی از کسایی که از بند پارتی بازی توی ِ همه روابطش هستفاده میکنه بپرسی چرا ؟ چرا ؟ چرا ؟
تنها یک جواب میده، "همه اینکارو میکنن" ..

یعنی جزو ِ قوانین ِ نانوشته ایران همین "کارهای ِ همگانی ِ اشتباه" هست که باعث میشه یک سری از کارهارو بکنیم.


ما فرهنگ انتقاد از خود نداریم.

هیچوقت خودمون رو نقد نمیکنیم.

هیچوقت از خودمون شروع نمیکنیم.

اینطور میشه که بی فرهنگی توی ِ کشور موج میزنه.

همه چیز اسلام نیست.


ما یاد نگرفتیم در مصرف ِ آب و برق و گاز صرفه جویی کنیم چون همه پر مصرفن.


ما یاد نگرفتیم در خیابان آشغال نریزیم و تف نندازیم چون همه این کارو می کنن.


ما یاد نگرفتیم کتاب بخوانیم چون همه امت ِ جامعه کتاب نمیخونن.
ما یاد نگرفتیم بی ادب نباشیم چون برخلاف ِ رسانه های ِ پرادبمون، همه بی ادبیم.
ما یاد نگرفتیم سرمون توی ِ کار ِ خودمون باشه و برای ِ زندگی ِ خودمون تلاش کنیم و دیگران رو نابود نکنیم.

چون همه همینجوری زندگیشون رو میگذروننن.
ما یاد نگرفتیم از رسانه های ِ اجتماعی و اینترنتی در جهت رشد ِ خودمون هستفاده کنیم و در کنارش تفریح کنیم.

چون همه تلگرام و واتس رو برای ِ خوندن ِ جک و کلیپ و عکس نصب میکنن.
ما یاد نمیگیریم ...

و کسایی رو که یاد گرفتن مسخره میکنیم و اونقدر اون فرد رو سرکوب میکنیم تا طرف به صورت ِ پنهانی به یادگرفته هاش عمل کنه .


بالکل فرهنگ پذیرش نداریم و هیچوقت خودمون رو مسئول کارهای ِ خودمون نمیدونیم و همیشه خودمون رو برترین شخصیت ِ موجود در هستی میشناسیم ...


بازم حرف دارم ولی فک میکنم خسته میکنم بقیه رو ...


79:

تا وقتی که دین به سیاست الوده گردد پیشرفت محال هست.سکولاریسم عامل پیشرفت تمدن غرب

80:

يکى از صدها دليلش وجود نفت و تعطيل بودن 6ماه از سال به دلايل مناسبتهاى شيع مثل محرم تاسوعا ,عاشورا ,هفتم و چهلم امام امام حسين ,ماه رمضان وبيحالى و خواب الودگى و کم کارى و شهادت و تولد 14معصوم و ايام فاطميه وتولد امام وقت عج و...
اگر نفت نداشتيم مجبور بوديم کار ميکرديم و تکيه بر نفت نداشتيم و يه روز در ميان تعطيل نبوديم .
در امريکا وقتد ميخواستند تولد مارتين لوتر کينگ رو تعطيل رسمى فراخوان کنن جنجال به پاشد و اون رو به مجلس سنا و نمايندگان بردن و رييس جمهور ,خالت کرد و سرانجام تصايشانب شد که تعطيل باشه ولى يک قانون هم ضميمه اش کردن که ديگه اين وخرين تعطيلى در تاريخ امريکا خواهد بود و تحت هيچ واقعياتى تعطيلى نخواهيم داشت چون به صلاح کشور و اقتصاد نيست .
حالا شما يه نگاهى به کشور خودمون بندازيد ...


81:

فكر كنم دو دليل اصليش
يكي قوانين درست ورعايت اون توسط امت
دوم شفافيت وصداقت در كار

82:

البته مطابق آمار رسمی، میزان تعطیلات رسمی ایران 62 روز و میزان تعطیلات آمریکا 114 روز و آلمان 112 روز هست پس نمیتوانیم بگوییم علت ضعف ما در برابر غرب، میزان تعطیلات هست.....

اما اینکه نیروهای کار ما تا چه اندازه با کیفیت و وجدان کاری، در طول روز کار مینمايند یک بحث دیگر هست......


83:

من میخواهم از یک زاویه دیگری بحث را ادامه بدهیم.....
تا اینجا اکثر دوستان بر وجدان کاری و خلاقیت و کیفیت کار در غرب تاکید داشتند و تا حدودی هم درست هست.....


اما سوال اینجاست...

اونها چرا اینطور کار می نمايند و ما چرا اینطور نیستیم؟ ایراد از کجاست؟ آیا عدم شایسته سالاری، عدم آموزش صحیح، عدم رعایت هستانداردهای کار، عدم احترام به حقوق کارگران و عدم تناسب میان درآمدها و هزینه ها و عدم امنیت شغلی، در این امر موثر نیست؟؟؟؟ شما اگر به غرب نگاه کنید می بینید افرادی نظیر " هنری فورد" آمدند و برای افزایش بهره‌وری نیروی کار، تئوری دادند و اثبات کردند که افزایش کیفیت زندگی شغلی، میتواند موجب انگیزه در کارگران و افزایش کیفیت محصول بشود....

همچنین از تقسیم کار صحبت کردند و فرمودند نباید از یک فرد توقع داشت چندین کار را هموقت انجام بدهد زیرا ضریب خطا و هستهلاک بالا میرود.....

به نظر شما آیا ایراد نیروی کار ما، یا حداقل بخشی از این ایرادها، مربوط به مدیریت منابع انسانی و کارفرمایان نیست؟؟؟

84:

اونها دو روز در هفته تعطیل هستن در صورتی که توی ِ ایران همچین چیزی صدق نمیکنه و تازگی توی ِ شهرستان تهران و برخی از شرکت های شهرستانی تعطیلی دو روز در هفته هست (بنده الان از صدای و سیمای ِ مرکزی ِ شرکتمون پست میزنم :دی)


نوشته اصلي بوسيله haghnegar نمايش نوشته ها
من میخواهم از یک زاویه دیگری بحث را ادامه بدهیم.....
تا اینجا اکثر دوستان بر وجدان کاری و خلاقیت و کیفیت کار در غرب تاکید داشتند و تا حدودی هم درست هست.....


اما سوال اینجاست...

اونها چرا اینطور کار می نمايند و ما چرا اینطور نیستیم؟ ایراد از کجاست؟ آیا عدم شایسته سالاری، عدم آموزش صحیح، عدم رعایت هستانداردهای کار، عدم احترام به حقوق کارگران و عدم تناسب میان درآمدها و هزینه ها و عدم امنیت شغلی، در این امر موثر نیست؟؟؟؟ شما اگر به غرب نگاه کنید می بینید افرادی نظیر " هنری فورد" آمدند و برای افزایش بهره‌وری نیروی کار، تئوری دادند و اثبات کردند که افزایش کیفیت زندگی شغلی، میتواند موجب انگیزه در کارگران و افزایش کیفیت محصول بشود....

همچنین از تقسیم کار صحبت کردند و فرمودند نباید از یک فرد توقع داشت چندین کار را هموقت انجام بدهد زیرا ضریب خطا و هستهلاک بالا میرود.....

به نظر شما آیا ایراد نیروی کار ما، یا حداقل بخشی از این ایرادها، مربوط به مدیریت منابع انسانی و کارفرمایان نیست؟؟؟
در یک جمله ...

مدیریت در ایران زیر ِ خطر ِ فقره ...



مدیر ِ خوب مدیری هست که با کمترین هزینه بیشترین تولید رو داشته باشه اما توی ِ ایران اینطور برداشت میشه که برای ِ کاهش ِ هزینه ها حقوق ِ کمتر به کارگر بدیم و بیمش نکنیم و اینطوری بشیم موفق :|
کلاً شرایط ِ کار اینطوریه که رفاه ِ زیردست مهم نیست.

مثلاً توی ِ یکی از فیلمهای آمریکایی توی ِ یه شرکت ِ دویست و خورده ای نفره، اتاق ماساژ وجود داشت تا مانع بیماریهای ستون فقرات و خستگی افراد شرکت بشه یا در حین کار ماساژور میومد طرف رو ماساژ میداد تا خستگی از تنش در بره ...

خُب چنین کارمندی با ذوق و شوق کار میکنه و اگر هم کم کاری داشته باشه میدونه اخراج بشه .

حالا من ِ نوعی (دارم واقعیتشو میگم) توی ِ تابستون کولر ندارم :| و انقدر حالم بد میشه و با این وضع روزه هم میگیرم چرا چون شرکت بودجه نداره به خاطر ِ یه نفر یه کولر ِ گازی ِ کوچیک بگیره ...

چرا؟ چون ساختمون ِ جدید داره ساخته میشه و من باید چندتا تابستون ِ گرم رو پشت ِ سر بذارم چون شرکت به اندازه ی پنجره ی ِ ساختمون ِ جدید به من اهمیت نمیده
از این دست چیزها زیاده ...
بگذریم از حقوق ِ قانون ِ کار و تورم و نامتناسب بودن ِ حقوق و وضعیت ِ جامعه.
اونا با حقوقشان پس انداز دارن و علاوه بر پس اندازشون میتونن سپس مدت کوتاهی ماشینی، خونه ای کوفتی زهرماری بخرن ...

ما خیلی هنر کنیم روزمره مون رو بگذرونیم :|

85:

دقیقاً همین هست.....


چین یک وقتی فکر میکرد از طریق هستثمار کارگران، میتواند با دنیا رقابت کند اما اخیراً به این نتیجه رسیده که علت کاهش کیفیت محصولات و بدنام شدن کالای چینی، نارضایتی کارگران و آموزش ندادن اونهاست.....

جالب هست بدانید اکنون حقوق یک کارگر چینی، از حقوق یک کارگر ایرانی بیشتر شده هست!.....

اونوقت آقایان می آیند و با وقاحت، از تنبلی کارگران حرف میزنند!! چرا؟ چون برخلاف شعارهای اسلامی، در عمل، پیرو چین هستند....

اون هم نه چینِ امروز بلکه چینِ 20 سال قبل!!!!......


86:

لیاقت دمکراسی را نداریم استقامت کنید تا ایران اسمش عوض بشه بعد برسد سر کار بعضی از کارها قانونا به معرف نیاز دارند و بعضی کارها قانونا به ضامن

87:

حدود 10 سال اصلاح طلبان محترم و 50 سال حکومت لاییک پهلوی سرکار بودند چرا ما مثل اروپاییها نشدیم برای اینکه مدیر عامل ایران خودرو هم منتظر دمکراسی بیاد بعد دست به کار بشه

88:

مدیرعامل شرکت نفت و صنایع فولاد هم منتظرند دمکراسی بیاد بعد دست به کار بشود

89:

زیر کشورهای جهان را بر پایه روزهای تعطیل رسمی در تقویم سالانه می‌بینید:

۲۵ روز: در این گروه تنها ایران هست.

۲۴ روز: سریلانکا در جنوب شرق آسیا.

۲۰ روز: نپال در شمال آسیا.

۱۹ روز: پورتوریکو و لبنان.

۱۸ روز: سن مارینو، جزایر ویرجین (ایالات متحده امریکا) و کلمبیا.

۱۷ روز: جزایر فارو و کامبوج.

۱۵ روز: بورکینا فاسو، تانزانیا، اونگولا، هائیتی، فنلاند، ژاپن، لیختن اشتاین، سنت مارتین و اسلواکی.

۱۴ روز: بلغارستان، کامرون، شیلی، کرواسی، جزایرگوادلوپ، موریس، جزیره مالت، اونتیل هلند، جزایرماریانا، پرتغال، سنگال، سوریه، توگو، توباگو، اروگوئه، اوندورا و قبرس.

۱۳ روز: چک، کره شمالی، دانمارک، اکوادور، اریتره، پلینزی فرانسه، یونان، ایسلند، اندونزی، ایتالیا، لتونی، لیبریا، لیتوانی، مالاوی، مارتینیک، مراکش، مکزیک، نیو کالدونیا، نروژ، ساموآ، سیشل، سوئد، اوگاندا، وانواتو و اتریش.

۱۲ روز: بلاروس، بلژیک، دومینیکن، فرانسه، گویان فرانسه، مجارستان، کنیا، عراق، لائو، لوکزامبورگ، مالدیو، جزایرمارشال، موناکو، مونتسرات، نیجر، نیجریه، پاناما، پرو، لهستان، سنت وینسنت، آفریقای جنوبی، تونس، ترکمنستان، تووالو، والیس و فوتونا و آرژانتین.

۱۱ روز: آذربایجان، بنگلادش، باربادوس، بلیز، بوسنی، بوروندی، کانادا، کیپ ورد، گینه هستوایی، هستونی، گرینلند، گرنادا، گواتمالا، هندوراس، کیریباتی، لسوتو، مقدونیه، مالزی، مالی، نیکاراگوئه، پاراگوئه، کره جنوبی، فیلیپین، سنت کیتس، اسلوونی، زامبیا، سوازیلند و تایلند.

۱۰ روز: تاجیکستان، سنگاپور، امریکا، ازبکستان، یمن، آلبانی، ساموآ، باهاما، برمودا، بوتسوانا، برزیل، مصر، گابن، غنا، گوام، گینه، ایرلند، قرقیزستان، لیبی، هلند، نیوزیلند، پاکستان و پالائو.

۹ روز: موزامبیک، نامیبیا، نیوئه، گینه پاپوآ، سیرالئون، سومالی، اسپانیا، سودان، سورینام، تایوان، تونگا، اوکراین، هسترالیا، جزایرویرجین (بریتانیا)، جزایرکیمن، چاد، جزایرکوک، دومینیکا، آلمان، گرنزی، گینه بیسائو، گویان، جزیره مای، جامائیکا، قزاقستان، ماداگاسکار، موریتانی و مایوت.

۸ روز: افغانستان، باربودا، ارمنستان، آروبا، بحرین، بولیوی، برونئی، جیبوتی، کویت، مونته نگرو، میانمار، پیتکارین، سائو تومه و بریتانیا.

۷ روز: الجزایر، چین، کنگو، کوبا، السالوادور، جزایرفالکلند، اردن، مغولستان، عمان، روسیه، سنت لوسیا، جزایرسلیمان، توکلائو وامارات متحده عربی.

۶ روز: آفریقای مرکزی، اتیوپی، فیجی، رومانی، صربستان، ویتنام، زیمبابوه و نائورو.

۵ روز: قطر

۴ روز: سوییس

۳ روز: حجاز، گامیبیا و هندوستان.

۲ روز: رواندا و بوتان.

۱ روز: کومور در جنوب شرقی قاره آفریقا.

يه منبع ديگه:

تعطيلات رسمي سالانه در ايران 25 روز يعني سه برابر تعطيلات سالانه انگلستان و 5/2 برابر تعطيلات رسمي فرانسه و آلمان هست.
با توجه به تعطيلات پنج شنبه و جمعه ادارات (104 روز) و مرخصي هستحقاقي 30 روزه كارمندان، جمع تعطيلات سالانه كشور با احتساب 24 روز تعطيلات رسمي سالانه جمعا 158 روز و روزهاي كاري 207 روز در سال مي شود.

به عبارت ديگر ايران در بيش از 43 % ايام سال يعني بيش از 5 ماه از سال رادر تعطيلي به سر مي برد.
تعطيلات مدارس آموزش و پرورش و دانشگاه ها، با احتساب تعطيلات تابستان به 200 روز در سال بالغ مي گردد، كه 55 در صد ايام سال را تشكيل مي دهد كه معادل 6 ماه و 20 روز در سال ميباشد.
ميزان تعطيلات رسمي در مغولستان 5 روز، در هند 7 روز، در پاكستان و مراكش 8 روز، در آمريكا، ايرلند ، ايسلند و قطر 9 روز ، در لسوتو (آفريقا) 10 روز، در هستراليا 11 روز ، در آمريكاي جنوبي، ايتاليا، فرانسه، اردن، تركيه و مصر 12 روز ، در اتريش و گايشانانا (آمريكاي جنوبي) 13 روز و در ژاپن 14 روز مي‌باشد.

تعطيلات رسمي کشورها به چهار دسته اصلي تقسيم مي شوند:
• گروه اول تعطيلات ملي هستند كه عموما منشا تاريخي – فرهنگي داشته و بدين لحاظ اين گروه از تعطيلات در كشورهايي كه قدمت تاريخي بيشتري دارند بيشتر مشاهده مي‌شوند.

تعداد تعطيلات ملي در كشورهايي همچون چين، ژاپن، ايتاليا و ايران بيشتر از ساير كشورها هست.
• گروه دوم تعطيلات مذهبي مي‌باشند كه ريشه در اعتقادات ديني ملت‌ها دارند.

اين گونه تعطيلات نيز در كشورهايي كه تمايلات مذهبي قايشان‌تري دارند؛ بيشتر مشاهده مي‌شود.

كشورهايي همچون سوئد، نروژ، دانمارك، پرو و ايران در گروه كشورهايي قراردارند كه بيشترين تعطيلات مذهبي را به خود اختصاص داده‌اند.
• گروه ديگر تعطيلات حكومتي مي‌باشند كه ارتباط نزديكي با رژيم‌هاي حكومتي كشورها دارند.

بررسي‌ها نشان مي‌دهد كشورهايي كه انقلابات متعددي در اونها رخ داده هست يا به تازگي حكومت و رژيم سياسي جديد در اونها مستقر شده هست؛ تعطيلات حكومتي بيشتري دارند.

كشورهايي همچون پورتوريكو، كنگو، كوبا، شيلي و كلمبيا جزو كشورهايي هستند كه بيشترين تعطيلات حكومتي را دارند.

در كشور ما نيز به دليل هستبرنامه حكومت جمهوري اسلامي از سال 1357 تعداد تعطيلات حكومتي افزايش داشته هست.
• گروه ديگر، تعطيلات جهاني هستند كه البته از نظر تعداد، اهميت سه گروه قبلي را ندارند.

روز جهاني كارگر جزء اين گروه مي‌باشد كه در اين نقل با توجه به اهميت كم اونها به خصوص در ايران كمتر به اونها پرداخته شده هست.
ايران كشوري هست با قدمت تاريخي زياد و تمدن كهن، همينطور باورها و گرايش‌هاي مذهبي در ايران نسبت به ساير كشورها و حتي كشورهاي اسلامي ديگر بسيار بيشتر هست.

از سايشان ديگر از هستبرنامه حكومت جديد در ايران وقت زيادي از لحاظ تاريخي نمي‌گذرد؛ بنابراين طبيعي هست كه تعطيلات رسمي در ايران (از هر سه گروه تعطيلات) نسبت به ساير كشورها بيشتر مي‌باشد.

بررسي‌ها نيز اين فرضيه را تاييد مي‌كنند.

ايران با داشتن حدود 25 روز تعطيلات سالانه به مناسبت‌هاي مختلف جزو كشورهايي هست كه بالاترين تعطيلات را دارد.

بر پايه تحقيقات رسمي تعداد تعطيلات ملي در ايران پنج روز محاسبه شده هست كه كمي نسبت به متوسط جهاني اون كه 5/17 روز هست كمتر مي‌باشد.

در مقابل تعطيلات مذهبي ايران 15 روز مي‌باشد؛ در حالي كه متوسط تعطيلات مذهبي در كشورهاي ديگر معادل 3/26 روز هست.

تعطيلات حكومتي در ايران نيز 5 روز مي‌باشد؛ در صورتي كه متوسط جهاني اين گروه از تعطيلات 3/69 روز هست.
اين نقل خاطر نشان مي‌كند كه در مجموع تعطيلات مذهبي بيشترين حجم و بيشترين تغييرات را در بين ساير تعطيلات در ايران دارد.
بر مبناي اين نقل در 75 سال گذشته همواره تعطيلات مذهبي بيشترين سهم را در مجموع تعطيلات رسمي ايران داشته و معمولا اين سهم بين 50 تا 60 % كل تعطيلات بوده هست.

تعطيلات ملي نيز با تغييرات بسيار محدودي (بين 4 تا 6 روز ) حدود 20 % تعطيلات رسمي را به خود اختصاص داده‌اند و در نهايت تعطيلات حكومتي كه از نظر تعداد تقريبا معادل تعطيلات ملي مي‌باشند نيز حدود 20 % مابقي تعطيلات رسمي را به خود اختصاص داده‌اند.

تنها حالت هستثنا در خصوص تعطيلات حكومتي مربوط به سال 1358 هست كه معادل صفر مي‌باشد و علت اون تغيير رژيم حكومتي در ايران مي‌باشد كه باعث حذف تعطيلات حكومتي رژيم سابق شد و هنوز تعطيلات نظام جديد حكومتي نيز شكل نگرفته بود.
تقريبا تمامي قوانين و مصوبات پس از انقلاب اسلامي در جهت افزايش روزهاي تعطيل رسمي بوده هست و اين باعث افزايش تعطيلات رسمي از 15 روز در سال 1358 به 25 روز در حال حاضر (معادل 67 % ) شده كه اين افزايش قطعا نتايج فراوان اقتصادي – اجتماعي به دنبال داشته هست.


90:

مسولين همین سکولارها و اصلاح طلبان هستند همیشه هم بودند فقر اقتصادی فحشا و اعتیاد هر جایی که بروکراسي تقویت بشه بوجود میاد هیچ راه حلی هم نداره اگر هم در ایران انقلابی بشه باید برای عوض کردن بروکراسي باشه وگرنه روز به روز وصعمون بدتر میشه چه خوشتون بیاد چه نیاد باید مفت خورها رو از کشورتون بیرون کنید وگرنه همین اش و همین کاسه

91:

علت در بی وجدانی ما یا بی اصالتی یا عدم فرهنگ و غیره نیس،علت در سومدیریت هست ،یعنی عدم قاطعیت عدم محاسبه و عدم مسئولیت پذیری در مقامات کشور هست.مدیریت حرف اول رو در هر ارگان ساوقت و حتی در سطح یک کشور میزنه ،به عینه تجربه کردم تفاوت مدیریت رو در یک شرکت توسط دو میر مختلف را و همچنین شکست و پیشرفت در همان شرکت دیدم.نیرو همان نیروس منابع همان منابع هستن مکان همان مکان بود اما دو وجود دو مدیریت مختلف بود که باعث رو به شکستی و در مدیریت بعد پیروزی همان شرکت بود.امت و اقتصاد امت برگرفته از سیاست های دولتهاست،بطور مثال وقتی که سوداوری و رونق در ملک و زمین و جمع کردن سکه و طلا باشه کسی به سمت تولید نمیاد.وقتی سود اوری در واردات بی رویه باشه کسی به سمت تولید نمیاد،کشورهایی اقتصاد خوبی دارن که تولیدشون رونق داشته باشه.


92:


طبق قوانین حقوق بشر مدیریت نهادهای اقتصادی باید به عهده ی سرمایه گذاران باشه یعنی حتی سرمایه گذار اگه یک پیرزن هم بود وظیفه مهندسان شرکت هست که راهنماييش نمايند

93:

اونها دو روز در هفته تعطیل هستند و ما یکروز......

با احتساب این تعطیلی رسمی، طبق نقل روزنامه هفت صبح، ایران فقط 62 روز و آمریکا و آلمان به ترتیب 114 و 112 روز تعطیل هستند......

احتمالاً آماری که شما ارائه کردید فقط شامل مراسم و مناسبت ها هست......


94:

البته مسئله ما نداشتن تکنولوژی پیشرفته هست
و نفت از قدیم باعث شده ما به فکر تکنولوژی نباشیم و با پول نفت امور خود را بگذرانیم .
کانادا و امریکا کوچکترین وابستگی به پول نفت ندارند


95:

درود

با تشکر از هستارتر ، باید عرض کنم که دوستان به نکات خوبی اشاره کردند.
ولی یک نکته ای که همیشه جا افتاده مساله ی امت هم هستش.



من نمی دونم چرا همیشه همه دولت رو مقصر همه ی مشکلات می دونن؟! واقعاً یعنی ما
ملت در کار خودمون دقیق و نسبت به همه چیز حساب شده عمل می کنیم و مشکل از مسئولین هست؟!

یک بررسی کلی در باب جامعه : ما جامعه ای داریم که به جرات باید بگم امتی کاملاً از همه جا بی خبر
در اون زندگی می نمايند.

جمعیت جوانان در سفره خانه ها 90% و در کتاب خانه ها کمتر از 1% هستش.



می پرسید 9 % دیگه کجان؟ اونها هم مشغول خیابون گردی هستند.

نه اینکه کلاً بیکار هستند !
شاید در مغازه ، شاید در شرکت یا نمایندگی ایران خودرو مشغول کار هستند.

ولی چند نفر از این
تعداد با هدفی مشخص زندگی می نمايند و در ذهن خود دارای ایدئولوژی هستند ؟!

چند نفر از این جوانان وقت غیر کاری خود را به تلف نمی نمايند ؟!

من چند وقت پیش با فردی مشغول صحبت در باب وضعیت اجتماعی ایران بودم که اون دوست گرامی
با یک جلمه بنده را شوکه کرد .

ایشان وسط حرف هایش فرمودند که :

وضعیت ایران فرق می کنه ! ایران الان دقیق نمیدونم چقدر جمعیت داره 20 ملیون ؟! یا 30 ؟!

حالا این گوشه ای از فاجعه ای هست که امروزه ما در جامعه با اون سروکار داریم.

برای مثال شما می توانید
واقعاً اطلاعات جوانان امروز را در باب علوم انسانی ، ادبیات یا هنر بررسی کنید.

چند جوان اطراف خود
میشناسید که هنر را دنبال کرده و به اون واقعاً علاقه مند باشد و به هدف خود نمایی اون را دنبال نکند ؟!

من گاهی اوقات اینطور تصور می کنم که ملت بی عرضگی خودشان را گردن دیگران می اندازند.



یا بازهم برای مثال عرض می کنم من خانواده ای را میشناسم که تمامی فرزندان + پدر و مادر پزشک هستند
این خانواده فقط یک فرزند دارد که پیگیر رشته ی غیر پزشکی ( مترجمی زبان ) شده هست.

اعضای خانواده
این مترجم زبان همیشه و پیوسته او را مسخره می کردند که تو بی سواد هستی! اصلاً ما رشته ی غیر
از پزشکی را قبول نداریم !!!!

شما قضاوت کنید.

این به اصطلاح پزشکان اجتماع ، اگر یک پاپاسی خرد داشتند ، نباید به این فکر می کردند
که اگر همین مترجم به قول خودشان مسخره نبود ، چه کسی منابع درسی اینها را ترجمه می کرد تا این
اساتید گرامی دکتر و جراح شوند ؟! دکتر؟! هایی که حتی قدر و ارزش علوم انسانی را نمی دانند و فکر
می نمايند شغل و رشته ی شان پرستیژ دارد ، لایق سریال در حاشیه نیستند ؟! تازه اونها که هرچه ندارند
ادعا بسیااااار دارند.

و سر سریال مهران مدیری را بدبخت کردند.




به نظر من یکی از مشکلات اصلی، عدم قابلیت خود امت ما هست.


این نکته شاید از نظر برخی متعصبین توهین به حساب بیاید.

ولی از نظر کسانی که منطقی به اون
می نگرند ، واقعاً مشکل اصلی خود امت جامعه هستند.

کسی نه امت رو مجبور به اتلاف وقت و
ولگردی در خیابان و بی سوادی کرده ، نه کسی جلویشان را گرفته که وارد کتاب خانه ها شوند،
روزنامه بخوانند و سعی نمايند گام به سوی فرهیختگی بردارند.




96:

آفرین منظور منم همینه پیرمرد 70 ساله ای که در شهرستان تهران هست نمیتونه جلوی جوونها رو بگیره

97:

ببینید انسان یک موجود هوشمند و یادگیرنده هست.....

وقتی حاکمیت و ارکان قدرت، توجهی به علم و هنر واقعی نمی نمايند و علما و هنرمندان حقیقی را کنار میگذارند و جایگاه اونها را تضعیف کرده و شخص اونها را تحقیر مینمايند، یک جوان با دیدن این صحنه چه میکند؟ او هوشمندانه تلاش میکند تا خود را با واقعیات جامعه تطبیق بدهد.....


جامعه، مثل یک فرستنده هست که سیگنال هایی را مخابره میکند.....

انسان، موجودی هوشمند هست و هنگامی که این سیگنال ها را دریافت میکند، اونها را تحلیل کرده و مسیر حرکتش را بر این پايه ، تنظیم میکند......

شما نمی توانید توقع داشته باشید یک جوان، به دنبال کتاب و علم و پژوهش و هنر برود وقتی می بیند گذشتگانی که این راه را رفته اند، بجای پیشرفت، متاسفانه در مملکت ما دچار ضرر شده اند......

لذا به نظر من حرف شما که امت را مقصر اصلی می دانید صحیح نیست و حکومت، مقصر هست زیرا اولاً برنامه‌ریزی برای هدایت افراد نکرده هست و ثانیاً سیگنال های درستی را ارسال نکرده هست......



مثال: اخیراً برنامه ای در صداوسیما حکومتی ایران پخش شد که در اون یک فرد بیسواد، به عنوان الگوی کارآفرینی و ثروت معرفی شد.....

این شخص که فرزند طلاق بوده و دیپلم هم ندارد توانسته ظرف کمتر از ده سال، فلان قدر ثروت جمع کند و چند کارخانه تأسیس کند......

این برنامه چه سیگنالی ارسال کرده؟ مخاطبان و جوانان، از این سیگنال باید چه چیزی را بفهمند و به کدام سمت بروند؟؟؟؟ خودتان بگویید

98:

خوب هنر مند و عالمی که ادعا ی مدیریت یک کارخانه را دارد چه فایده ای میتواند داشته باشد بعد هم خیلی از امت عمر خود را برای گرفتن دکتری تلف نمینمايند مثلا همین بیل گیتس که لیسانس خود را تمام نکرده یا هستیون جابز که لیسانس خود را تمام نکرده هر دو مخترع هستند و دوتا از شرکتهای موفق و پرفروش دنیا را اداره مینمايند آدم عمرش را چرا باید بیخودی تلف کند

99:

من هم نفرمودم مدرک....

فرمودم علم
همان بیل گیتس یا هستیو جابز، از طریق تولید محصولات ممتاز و مبتنی بر علم، به ثروت رسیدند.....

منتها اینجا، کسی که دیپلم هم ندارد و هیچ علمی هم بلد نبوده و هیچ محصول خاصی را هم تولید نکرده و فقط از طریق دلالی و رانت اطلاعاتی و لابی، توانسته ظرف مدت بسیار کوتاهی به ثروت افسانه ای برسد، نباید حداقل در صداوسیما از او تبلیغ بشود چون این سیگنال، جامعه را به انحراف می کشاند......

باید افرادی را تبلیغ نمايند که از طریق علم، به ثروت رسیده اند تا جامعه به این سمت برود......


100:

خلاصه پیشرفت غربی ها میشه نظم ، فرهنگ ، خلاقیت و سختکوشی .
تقریبا هر چهار عامل فوق در جامعه ایرانی رو به زوال هست و فرقی نمی کند حاکمیت ایران
چه باشد یا ایرانیان کاتولیک باشند یا سنی ، چنین جامعه ای پیشرفت نمیکند .


101:

آفرین فرهنگمون هم بنیه اون سه تای دیگه عامل عقب ماندگی ما هستند از لحاظ تکنولوژی

102:


خوب از کجا معلوم میشه یکنفر علم دارد باید یک مدت مشغول به کار بشود تا هستعداد ها و محفوطاتش شکوفا بشوند وگرنه همه علوم محفوظ ات را هم فراموش میکند

103:

یک نفر که توی تلوزیون نشون دادند ممکنه 30 مليارد تومن سرمایه داشته باشه ولی یکنفر که توی تلوزیون نبوده ممکنه 2 ملیون تومن هم نداشته باشه

104:

دلایلش زیاد هست،غرب ساختار اجتماعی متفاوتی از ما دارد،
شرق هم ساختار متفاوت خاص خود را دارد.
ولی در این میان موردی که از همه مهمتر هست و کسی
از اون سخن نمیگوید iq بالاتر اونهاست.
تا وقتی که برخی حقایق بیولوژیک را قبول نکنیم، برنامه ریزی‌هایِ
متوهمانه و بدور از واقعیت ادامه خواهد داشت.


105:

بله iq ایرانیها ده % از اروپاییها و 20 % از شرقی ها کمتره iq اعراب از ما هم کمتره نباید بیشتر از این انتظار داشت

106:


درود بر شما.

در این باب بنده پیشتر بحثی مشابه داشتم.



سخن شما متین.

ما مساله ی نبود بستر و محدودیت ها را انکار نمی کنیم.

ولی واقعاً در تمامی جوامع از ابتدا بستر اون فراهم بود ؟! بحث پتانسیل یک ملت بحثی هست طولانی که اگر در فرمودگو با یک جامعه شناس جویای اون شوید شاید به نکات ریز و مهمی اشاره کند.



من یک مثال برای شما می زنم : بسیاری از افراد از اینکه ایران با حجاز صعودی بر سر حج به فرمودگو و مذاکره نشسته ناراحت هستند و از مسئولین خرده می گیرند.

حالا سوال اینجاست: آیا اگر هیچ کس به حج نرود ، مسئولین همچنان با صعودی ها بر سر مذاکره ی شرایط حجاج به مذاکره می نشینند ؟!

من مساله ی حج رفتن را منع نمی کنم.

نکته اینجاست که از نظر من ریشه ی اصلی مشکل در عدم پتانسیل ملت هست.

شما می فرمایید که چون بستری وجود ندارد جوانان به سمت کتاب و دانش نمی روند.



من این را صد% ( جسارتاً ) رد می کنم و ابداً چنین نظریه ای را قبول ندارم.

خاطرتان هست که عرض کردم شاید 1% از جوانان به دنبال این مسائل به طور جدی هستند ؟! یعنی خون این 1% رنگین تر هست ؟! یا برای مثال معلم خصوصی داشتند که به اونها یاد بدهد؟!

خرد در وجود انسان امری هست که باید پرورش پیدا کند و من این عدم پرورش را عدم کفایت خود امت می دانم.



عنوان تاپیک بنده رو یاد یک نکته دیگر انداخت :
یکی از مهمترین ، مهمترین ، مهمترین دلایل موفقیت غربی ها نسبت به ما ، این هست که اونها علمی را که ما شرقی ها صاحبش بودیم را گرفته ، به زبان خود ترجمه کرده و به نحو احسنت از اون هستفاده نمودند.

+ در گسترش این علم و دانش از هیچ کاری دریغ نکردند.



ما با این علم چه کردیم ؟!
اونهایی که در واقع دلسوز کشور هستند فقط اون را در وقت گذشته اش به رخ غربی ها می شکند و اونهایی که اصلاً در باغ نیستند حتی گاه به سخره هم می گیرند.





سوال دیگر من از شما این هست.

در باب این فرمایش شما :

وقتی حاکمیت و ارکان قدرت، توجهی به علم و هنر واقعی نمی نمايند و علما و هنرمندان حقیقی را کنار میگذارند و جایگاه اونها را تضعیف کرده و شخص اونها را تحقیر مینمايند، یک جوان با دید

واقعاً این مساله را گردن حاکمیت می اندازید ؟! یعنی ملت برای فردوسی ، سعدی ، علما و شعرا و شخصیت های برجسته جک نمی سازند و اونها را به سخره نمی گیرند ؟!

یعنی می خواهید بگویید که ملت نسبت به تجاوز دو مامور صعودی به دو جوان ایرانی ، مطالب طنز و خنده دار نساخت ؟! یعنی می فرمایید امت ما قومیت های هم دیگر را به سخره نمی گیرند و نسبت به هم فحاشی نمی نمايند ؟! قبول دارید این جز به خرد امت ، به هیچ مرجع دیگری مربوط نیست ؟!

107:

دوست عزیز تاجاییکه بنده میدونم خود آیکیو هم به میزان قابل توجهی تحت تاثیر شرایط محیطی هست.
بعنوان مثال قبلا تحقیقات در این زمینه شده نشون داده امت کشورهایی که منابع طبیعی سرشار ندارن که مفت از زیر زمین بکشن بیرون و پولش کنن که بدون نیاز به خلاقیت و هستفاده از هوش و مغزشون بتونن گذران زندگی کنن، طبیعتا بیشتر به خلاقیت و هوش به خرج دادن و کار کشیدن از مغز خودشون نیاز پیدا میکنن و متکی میشن که این خودش باعث افزایش چشمگیر ضریب هوشی میشه.

نیاز به وقت طولانی هم برای این امر نیست و حتی در طول یک نسل میتونه نتایجش دیده بشه.

کلا فکر میکنم بدست آمدن ضریب هوشی کمتر برای مثلا ایرانیها هم خودش یک ریشه در همین مسائل جغرافیا و همچنین ژئوپلتیک خاص و این حرفها داره.
منظورم از ژئوپلتیک این بود که مثلا کشورهای دیگر قدرتمند و هستعمارگر دنیا هم همیشه چشم طمع به کشورها و منابعی مثل مال ما داشتن و تا تونستن با سیاست و زور و انحرافات مختلفی که ایجاد کردن باعث عقب ماندگی بیشتر ما و اتلاف وقت و انرژی ما شدن و نذاشتن تا روی مسائلی خاص تمرکز کافی بکنیم.

اما خودشون تا حد زیادی از این چشم طمع ها و نفوذها و خرابکاری ها در امان بودن ما هیچوقت به فکر نبودیم بریم اونا رو هستعمار و تضعیف کنیم.


108:

با سلام
درباره سوالی که پرسیدید، نکته اینجاست که این ملت، همان ملتی بودند که شاهنامه خوانی و حافظ خوانی و علم و ادب، برایشان بسیار ارجمند بود......

اگر از کسانی که پیش از انقلاب زندگی میکردند بپرسید احتمالاً تایید مینمايند که ادبیات و علم، چقدر برای امت محترم بوده.....
سوال اینجاست که در این سالها چه بلایی بر سر اعتقادات امت آمده و چه کسانی مقصرند که اون امت، به این امت تبدیل شده اند......
من به همین جهت، حاکمیت را مقصر می دانم چون سیگنالهای غلطی برای نسل جوان می فرستد.....

البته نقش تربیت و فرهنگ هم صحیح هست اما از شما می پرسم، پدر و مادری که برای تامین حداقل زندگی، مجبورند هردو صبح تا شب کار نمايند، اصلاً موقعيتی برای تربیت فرزند دارند؟؟ چه کسی مقصر وضع وخیم اقتصادی هست؟؟؟ 37 سال قبل، پدری با هشت ساعت کار، هزینه زندگی را می پرداخت اما الاون اینطور شده.....

چه کسی مقصر هست؟؟ من حاکمیت را مقصر می دانم

109:


درود دوباره دوست گرامی در باب اولین فرمایش شما :

نکته اینجاست که این ملت، همان ملتی بودند که

یکی از مسائلی که از نظر بنده به شکست ما منجر شده همان هستفاده ی زیاد از افعال گذشته هست.

فرمایش شما کاملاً متین هست.

من اگر بخواهم از فعل بودم یا بودیم هستفاده کنم می توانم حتی به هزاران سال پیش بازگردم که ما تقریباً متمدن ترین ملت جهان بودیم.

از نظر علم ، قدرت و جایگاه اجتماعی مقام بسیار بالایی داشتیم.

اما آیا واقعاً این اهمیت دارد ؟! من اوایل حضورم در هم میهن تعصب ( اشتباه ) بسیاری نسبت به قومیت خود و تاریخ ایران داشتم.

در حالی که اشتباه می کردم.

تاریخ ما تاریخی بسیار با ارزش هست.

اما در گذشته ماندن اشتباه هست ، در عوض از گذشته هستفاده کردن و اون را تجربه کردن صحیح.




فکر می کنم مخالفت شما با بنده در این نکته هست که شما همان سیگنال هایی را که فرمودید در این عقب ماندگی بسیار موثر می دانید.

و من اون را بی تاثیر.

من می گویم اگر امتانی خواهان پیشرفت باشند کسی نمی تواند جلودار اونها باشد.



از شما دوست عزیزم حق نگر عذر خواهی می کنم از این واژه هستفاده می کنم.

ولی یک لحظه خودتون تصور بکنید : فرق امتی که گمراه هستند ، با امتی که خود راه خریت را برای زندگی انتخاب می نمايند در این هست .



ملت فرانسه هم وقتی زیر ظلم و ستم لوئی شانزدهم بودند.

بهای گردنبند همسر لوئی به اندازه ی یک کشتی جنگی بود.

در اون وقت فضای اجتماعی فرانسه به شدت دچار مشکل بود و امت فرانسه از زندگی هیچ چیزی جز گشنگی را درک نمی کردند.

آیا فرانسه برای همیشه به همین شکل باقی ماند؟

( پیشنهاد : مطالعهکتاب انقلاب فرانسه )

شما قبول دارید هنر در ایران ، با میزان ارزش هنری سنجیده نمی شود ؟!

مثلاً ما الان ده ها خواننده ی پاپ داریم که موسیقی های بسیار ضعیف می سازند.

ولی در ایران معروف هستند.

چرا ؟! چون طرفدار دارند.

به نظر شما طرفداران این موسیقی ضعیف پاپ بیشتر هستند یا طرفداران موسیقی جز ، کلاسیک ؟ چند نفر موسیقی اوپرا گوش می نمايند و چند نفر آهنگ بندری ؟ چند نفر کارهای سباستین باخ را می شناسند و چند نفر کارهای مجید خراطها ؟! آیا مسئولین در مساله ی درک ارزش موسیقی هم در خرد امت دخیل بوده اند ؟!

می دانم شما منظورتان چیست و با اون مخالف نیستم.

ولی با اینکه تمام این مسائل مربوط به اون مساله هست مخالفم و بر عکس عقیده دارم 99% مشکل خود امت هستند که قابلیت این مساله را ندارند و دلیلش هم این هست که جامعه را از چندین بعد بررسی کردم.

در مساله ی هنر، تاریخ ، رفتار اجتماعی ، همه و همه ، مقصر افراد جامعه هستند.



یک پیشنهاد برای شما دارم ( جسارتاً ) : از شما تقاضا می کنم تاریخ امتان کشور های مجارستان ، اتریش ، آلمان ، فرانسه و بریتانیا را مطالعه بفرمایید و اون را با امتان ایران از عصر افشاریه به بعد قیاس کنید.

شاید کمی نظرتان تغییر کند.



110:

خیلی موافقم

هم با شما موافقم هم با آقای حق نگار.

به نظر ِ من سهم ِ دولت و امت هر دو یکسان هست.


دولت که کاملاً مشخصه چرا ..

اما امت ...

توی ِ یه پست فرمودم البته.
کلاً پتانسیل ِ تغییر توی ِ امت از بین رفته.

دولت که تلاشی نمیکنه هیچ .

امت هم دنبال ِ معجزه ان و چشم ِ امیدشون به اینه که یکی بیاد همه چی رو کُن فیکون کنه :|
دقیقاً موسیقی مثال ِ بارز ِ ذائقه ی ِ اشتباه ِ امت هست.

به طور ِ مثال تعداد فالورهای ِ تتلو رو با داریوش مقایسه کنید.

فاجعه اس :|
ما نسلی هستیم که از لحاظ ِ فرهنگی دچار ِ مشکل شدیم.

تا قبل از انقلاب همه ی ِ خانواده ها (حدود 90%) فرهنگ ِ یکسان و مذهبی داشتن نتیجه اش امتی بود که برای ِ وطنشون و مذهبی که توی ِ تمامی ِ سالهای ِ زندگیشون شناخته بودن جنگیدن.

(به درستی و غلطی ِ موضوع کاری ندارم و بحثم این نیست.

درباره اتحاد و جهت فکری ِ یکسان و امت ِ متحد و منصف در همه زمینه ها صحبت میکنم)
اما مشکل از اونجایی شروع شد که سپس انقلاب با حجم ِ وسیعی از اطلاعات و فرهنگهای مختلف روبرو شدیم.


ما تازه با دنیای ِ بیرون از ایران ارتباط پیدا کردیم.

فرهنگ های مختلف رو دیدیم.

دیگه خارج یعنی فرانسه نبود ...


نسل ِ انقلاب به یکدفعه چیزهای ِ جدید دید و نتونست تحلیلش کنه چون برای ِ هیچکس تحلیل نشده بود.

تا این سردرگمی ها رسید به این نسل ...


نسل ِ ما نسل ِ سردرگمی هس.

یک مشت جوون که دوست دارن رفاه ِ خارجی هارو داشته باشن و از دولت و پدر و مادرشون انتظار دارن.

لفظ ِ "همه چیزای ِ خوب برای خارجیاس" افتاد زیر زبونمون .

بدون ِ اینکه بهش فکر کنیم مگه اینا خودشون تلاش نکردن که این شدن.


ما از هستقلال نوجوون و جوون ِ خارجی همون سن ِ هجده سال رو یاد گرفتیم.

افسوس خوردیم که چرا هجده سالمون میشه توی ِ خونه ی ِ جدا از خانواده زندگی نمیکنیم دریغ از اینکه تلاش کنیم روی ِ پای ِ خودمون وایسیم.


از فرهنگ ِ اونها تنها چیزی که توی ِ ایران نیومد، تلاش و پشتکار بود.

پدرها و مادرها چون خودشون سختی کشیده بودن و محرومیت داشتن، همه چیز رو حاضر و آماده گذاشتن جلوی ِ فرزندهاشون.

فرزندهاشون خوردن و خوابیدن و توی ِ دانشگاههای ِ مسخره ی ِ ایران دختربازی و پسربازی کردن و بدون ِ هیچ علم ِ درستی فارغ التحصیل شدن.


شدیم یک مشت جوون ِ علاف که توقع ِ بهترین کار روی ِ زمین رو داریم.

نفهمیدیم نوجوون ِ آمریکایی از سن ِ 14-15 سالگی شروع میکنه به کارهای ِ پاره وقت تا سهمی از درآمد ِ خونواده رو داشته باشه.


نفهمیدیم برای ِ تحصیل توی ِ بهترین دانشگاهها باید تلاش کنی، چه مالی چه ذهنی.

نفهمیدیم هستقلال یعنی دستت توی ِ جیب ِ بابات نباشه.

نفهمیدیم تلاش کن تلاش کن تلاش کن این نیست که فقط درس بخونی و روی ِ شخصیتت و هستقلالت کار نکنی.

ما اینارو نفهمیدیم.


ما توی ِ جامعه ای هستیم که زنهامون فکر میکنن از گل لطیفترن.

باید بشینن توی ِ خونه و در و دیوارو نگاه کنن تا شوهرشون یاد بگیره زنش رو تأمین کنه.

نفهمیدیم توی ِ این جامعه، تا جایی که میتونی باید برای ِ زندگیت تلاش کنی.

نفهمیدیم کمک به همسر چیه.

مردهامون نفهمیدن زن رو پرورش بدن.

زن هامون نفهمیدن مرد رو آرامش بدن.

ما توی ِ جامعه و فرهنگی بزرگ شدیم که احترام به شوهر میشه پررو کردنش، احترام به زن میشه زن ذلیلی.

برای ِ حفظ ِ زندگی هامون کوتاه نیومدیم، شدیم کشور ِ پر طلاق.


ما از غرب فقط کارایی که راحت تر هست رو کش رفتیم.

توی ِ بطن ِ اون جامعه زندگی نکردیم و فقط لباسای ِ مارک و انواع و اقسام ِ عمل ِ جراحیارو انجام دادیم تا بشیم چهره ی ِ اروپایی.

یاد نگرفتیم شبکه ی ِ اجتماعی یک رسانه اس.

شبکه اجتماعی یعنی یادگیری، یعنی آگاهی نه پز دادن و به رخ کشیدن.
در کل ما مجموعه ای از اشتباهات ِ غربی هارو جمع کردیم وگند زدیم به مملکتمون:|

111:

چه سوال اسونی
جواب به این سوال بسیاراسن هست
کشوریکه مدیریت ان دربخشهای مختلف سیاسی.

اقتصادی.

اموزشی.

فرهنگی.

اجتماعی تعریف نشده چطورانتظارداریم پیشرفت کنیم .

وقتی ساوقتها نهادهای مختلف دراموری که به انهاارتباطی ندارند دخالت مینمايند دیگر جای پیشرفت نمیماند.
مادرهیچ اموری از بیسو پایه شروع نکردیم .

اقتصادبیماری داریم که فقط هربار انرابه روشهای مختلف جراحی میکنیم درحالی که درحالت کما به سرمیبرد
تنفس مصنوعی به ان فایده ندارد
بودجه مملکت را صرف ابادانی کشورنمیکنیم سیاستهای غلط را پیش گرفتیم و کلن منم منم زیادداریم .

چون اقتصادخودرابرپایه نفت بنانهادیم تولیدی درکشورنداریم و واردنماينده خوبی هستیم و کلن نظم رامور مختلف راازیادبردیم وقتی نظمو مدیریت نباشه خب طور میشه همسو باخارج پیش رفت درعقب ماندی دستو پامیزنیم .

و گاه بادخالتای بیمورد درامورکشورهای دیگر برعقب ماندی بیشترخوددامن میزنیم.


112:

درود به بانو بلای عزیز

یک نکته ی خیلی جالبی که شما به اون اشاره کردید همین مساله ی فراگیری از فرهنگ غرب بود.

واقعاً ممنونم بنده یاد بنده انداختید.

یکی از مسائلی که ما هیچ وقت نمی خواهیم یاد بگیریم مساله ی سخت تلاش کردن و پشت کار هست.

اگر خاطراتان باشد که بنده از حق نگر خواستم که مروری بر تاریخ امت مجارستان داشته باشد ، به همین دلیل بود که امت اونها برای هرچه که تا امروز به دست آورده اند تلاش کردند.



حالا مساله اینجاست که غرب در تمام کارهایش بدون ایراد نیست.

در برخی موارد فرهنگشان دچار انحراف هست.

حال می دانید قسمت ناراحت نماينده اش کجاست ؟ ملت این موارد منفی را خوب از فرهنگ غربی ها یاد گرفته اند.



در فرهنگ غربی ها نکات بسیار بسیار مثبتی وجود دارد که من همیشه به فرهنگ ایرانی ها ترجیح داده ام.

برای مثال فرهنگ مهمانی ، فرهنگ مراسم خواستگاری و ازدواج ، فرهنگ عزاداری و ...



یک مورد دیگر که باید به اون اشاره کرد ، داشتن ادعا و غرور بی جاست.

حالا دوستانی مثل شما بانو بلای عزیز و حق نگر عزیز ، منطقی هستید و نکات منفی جامعه را می پذیرید که صد البته به دلیل مطالعه ی شما می باشد ، انسان های بدون مطالعه به سرعت عصبی و شاکی می شوند که ما امت فروخته و وطن فروشیم !




113:

بنظرم یکی از دلایل ان اینست که به جای شعار دادن و داد و هوار کردن به علم و عمل پایبند هستند .


114:

چرا غربی ها موفق تر از ما هستند؟

A = Additive genetics, C = Shared Environment, E = Unshared Environment

115:

یکی از دلایلش از نظر من عدم همکاری واقعی بین کارکنان و دروغگویی هست.


116:

همت بسه
دست به ترکیبش بزنی بدتر بدتر می شود

117:

خوب انگیزه ایجاد این تایپیک من بودم .

جالب اینجاست که که الان کشفش کردم .

که البته خودم مقصرم .

توی صفحات مختلف دلایل بسیاری عنوان شده .

که البته به نظر من هر کدوم بخشی و یا انگیزه ای از دلیله .

نظرات محترمه .

یه عده با اسلام مشکل دارن .

دلیل اونو اسلامیت کشور میدونن .
یه عده هم کلا با فرهنگ مملکتمون مشکل دارن .

و امتمون را محکوم میکنن .


به نظر من نه مشکل اسلام و اسلامیته و نه امت عزیز کشورمون .



این مشکل ریشه در عدم وصل نتیجه فعالییت و هستعداد های امتی به درامد های دولت و اداره کشوره

که نتیجه اون کم کاری حاکمیته .

حاکمیته که باید این مشکل را حل کنه .

و مشکل حاکمیت و مدیران اونه



برای این یک مثال میزنم .

الان نگاه حاکمیت ما به فوتبال واقعا چیه ؟ هر چی هست .
هم شما و هم تصدیق میکنید نگاهشون بعنوان یک منبع کسب درامد نیست .

و هم شما و هم من تصدیق میکنید که دیدگاه بعضی که نه .

اکثریت مدیران اقتصادی به فوتبالیست جماعت و پول های درون اون یک نگاه گیج و درهم برهمه .

خوب دولت های غربی چنین اند ؟ اونها به فوتبال بعنوان یک منبع درامد نگاه مینمايند .

حالا در کنار فواید بیشمار دیگری که از اون میبرن .

خوب طبیعیه که فوتبال برای اونا بعنوان معدن انسانی پولساز مطرحه و بخاطر مالیاتشون و مالیات بلیط ها و گردش های مالی همه کار میکنن .

این یه نمونشه

مثلا در بعد صنعتی .

خوب یه کشور را هستعداد هاش میسازن دیگه .

عقل اینو میگه .

هر چی تعداد متخصص در یک کشور بیشتر باشه اون کشور قدرتمند تره و پولدار تر.



خوب دولت های غربی نگاهشون به متخصصینشون چیه ؟ قاطعانه میگم اونجا حقوق متخصصین بیشتر از مدیرانشونه .

هر چند اونها را هم از میون متخصصین گزینش میکنن .

بخاطر بقدرت و پول رسیدن .

حال من نمیگم فقط قدرت و پول اصالت داره .

ولی خوب قابل کتمان هم نیست که تا چپت پر نباشه ؟ بهترین و بالاترین ارمان و حرف را هم داشته باشی ؟ دوزار نمی ارزه

پس نتیجه چیه ؟ مشکل در نگاه و ساز و کار های حاکمیتیه


88 out of 100 based on 58 user ratings 1108 reviews

@