به رسمیت شناختن خودکشی ؟؟؟؟


به رسمیت شناختن خودکشی ؟؟؟؟



به رسمیت شناختن خودکشی ؟؟؟؟
« هو المحبوب »



همین الان که این جستا ر رو دارم آغاز می کنم

در یک برنامه تلویزیونی موضوعی با عنوان آتانازی و به رسمیت شناختن خودکشی

در علم پزشکی مطرح هست و موضوع جالبی است .



* اتانازی چیست؟


با پیشرفت های اخیر دانش پزشکی و تکنولوژی، مفهوم مرگ و مردن در فرهنگ غربی تغییر یافته است.این دستاوردها در کشور ما نیز تاثیرات خاص خود را داشته است؛ به گونه ای که مفهوم مرگ نیز با این تحولات تغییر یافته است.
با پیشرفت های اخیر دانش پزشکی و تکنولوژی، مفهوم مرگ و مردن در فرهنگ غربی تغییر یافته است
این دستاوردها در کشور ما نیز تاثیرات خاص خود را داشته است؛ به گونه ای که مفهوم مرگ نیز با این تحولات تغییر یافته است.
بسیاری از بیماری ها که قبلا کشنده بودند در حال حاضر قابل درمان یا کنترل شده اند؛ مانند آبله، سل، مالاریا، پنومونی، فلج اطفال، آنفلوآنزا و سرخک. انسان ها اکنون به ندرت با این بیماری ها می میرند. کیفیت سازندگی نیز در ۱۰۰ سال اخیر به طور اساسی تغییر یافته؛ مثلا مصرف گوشت و چربی های حیوانی در رژیم های غذایی جدید افزایش پیدا کرده است.
این موارد با تغییر در شکل مرگ همراه بوده است. انسان ها اکنون با بیماری های قلبی، سرطان، ایدز و دیابت مواجه هستند که نتیجه تغییر در روش زندگی است. در این بیماری های جدید، رنج و عذاب بیمار طولانی تر و درمان آن نیز دردناک تر و پرهزینه تر است. علاوه بر این، چون مدت زندگی طولانی تر شده، بیماری های وابسته به سن (مخصوصا در سنین پیری) به طور فزاینده ای افزایش یافته است. بسیاری از مردم اکنون از مشکلاتی مانند دمانس پیری و آلزایمر رنج می برند.
در حالی که مفهوم مرگ و زمان آن تغییر کرده، روش های مرگ نیز فرق کرده است. شاید بتوان گفت در طول تاریخ، مرگ موضوعی «درون خانوادگی» بود.
مردم معمولا در خانه هایشان بعد از مبارزه ای کوتاه با یک بیماری به دنبال وقوع حادثه ای می مردند اما امروزه به طور فزاینده ای مرگ در یک مؤسسه مانند خانه سالمندان یا بیمارستان بعد از آنکه انواع تکنولوژی ها روی بیمار به کار برده می شود تا حیات او طولانی تر شود رخ می دهد. البته اغلب این تکنولوژی ها کاملا مؤثرند و انسان ها می توانند برای ماه ها یا سال ها با وجود یک بیماری، زندگی کنند.
بحث چگونه مردن مخصوصا در سال های اخیر اهمیت فوق العاده ای پیدا کرده است. مهم ترین اصطلاحی که این موضوع را به بحث ما مربوط می کند «اتانازی» (euthanasia) است. مبحث اتانازی، عمدتا به بحث در این باره مربوط می شود که چه چیزی اخلاقی است؟ سؤالاتی بنیانی در این رابطه مطرح شده است؛ مثلا آیا حقی برای ارتکاب خودکشی وجود دارد؟ آیا کمک به دیگری برای خودکشی اخلاقی است؟ آیا حقی وجود دارد که بر اساس خواسته کسی یا اعضای خانواده اش، وقوع مرگ را در او تسهیل کنیم؟ آیا این کار اخلاقی است که برای نجات جان کسی، زندگی فرد دیگری را که امیدی به زنده ماندنش نیست خاتمه دهیم؟
مباحث اتانازی در صدد پاسخگویی به چنین سؤالاتی است. اتانازی بحث مهمی در اخلاق پزشکی است، زیرا تمام حوزه های اجتماعی و فرهنگی را دربر می گیرد. قبل از ورود به بحث، ضروری است بعضی اصطلاحات و تعاریف مربوط به اتانازی را توضیح دهیم، اگرچه خیلی از نویسندگان مدعی هستند که بین انواع اتانازی نمی توان تفاوت معنی داری قائل شد اما اکثر مباحث مربوط به این موضوع به ویژه مباحث حقوقی بر این تفاوت ها تکیه می کنند.


نظر شما در این رابطه چیست ؟



آیا برنامه گرفتن درشرایط بسیار سخت واضطرار باعث موجه شمردن این امرمی شود ؟


آیا می توان مجوز حذف یک انسان را به خودش داد ؟




توهین به ایرانیان توسط مجری برنامه کلیک بی بی سی فارسی

1:

الاون دوباره میان شرع و دین و می کشند وسط
لازم نیست در تمام موارد از حرف دین رو زد
خیلی خوب میشه اگر حرف خودمون رو بزنیم
آره میشه ..
یکی هست واقعا آخر کم اوردنه
دیگه بریده
ادامه بده که چی؟
این حق هر کسیه که برای زندگیش تصمیم بگیره!


"حس اعتماد متقابل"

2:

خودکشی یعنی چی؟؟
ب نظرشما معنی داره؟؟
خودکشی یعنی فرارکردن_رو ب رو نشدن بامشکلات..
خودکشی معنی نداره..
مر30 ازدعوتتون.


طرح باکو برای تجزیه ایران در توطئه آمریکایی «ریگا»

3:

به نظر من خودکشی یه اشتباه و حالت روانی محضه..آدم وقتی تو شرایط خیلی خیلی سخت برنامه میگیره این تصمیمات به ذهنش خطور میکنه..ما خودمون به وجود نیومدیم که خودمون زندگیمون رو تموم کنیم..بیشتر آدما وقتی این کارو میکنن دم مرگ پشیمون میشن و به اطرافیان التماس میکنن که نجاتشون بدن...اما وقتی واسه پشیمونی نیست دیگه..من به شخصه اصلا نمیپسندم


عدالت

4:

به نظرم در بدترین شرایط هم نباید اینکارو کرد جونی رو که خدا داده خودشم به وقتش میگیره....


گرداندن متهم با لباس زنانه و چند ابهام

5:

خدا انسان رو آفریده که زندگی کنه نه اینکه سرکوچک ترین مشکل خودشو نابود کنه، من به شخصه مشکلات زیادی تو زندگیم دارم که طاقت فرساست اما ترجیح میدم که بمونم وزندگی کنم بجنگم واز حق خودم در برابر زندگی دفاع کنم


آیا خوب بودن یا بد بودن در ذات آدمهاست؟

6:

بحث جالبی هست و ممنونم از دعوت شما.

من فکر می کنم درجه ی تحمل انسان ها در شرایط مختلف با یکدیگر متفاوت هست.


زلزله ۱۰ ریشتری؟ مهملات است آقای عزیز!
مشکلی که ممکن هست برای یک شخص ساده و پیش پا افتاده در نظر آید، برای شخص دیگر چنان غیر قابل تحمل می شود که دست به خود کشی می زند!

اما نظر دادن من نوعی در مورد درست یا غیر منطقی بودن این عمل چندان منطقی نیست! چون من در شرایطی برنامه ندارم که همه چیزم را باخته باشم بنابراین نمی توانم برای انسانی که خود را در چنین شرایطی می بیند نسخه ای بپیچم.


پنی‌سیلین چینی جان 5 ایرانی را گرفت
ولی می توانم با او هم کلام شوم و تا جایی که توان دارم کمکش کنم که مشکلاتش را تا حدی بتوانیم رفع کنیم.


7:

0 هرکس یه نظری داره:امازندگی کشک نیست.صدبارم خودتو بکشی تاخدانخوادنمیشه

8:

آدمها دیدگاهشون در شرایط مختلف روحی با هم متفاوته..


شما وقتی خوشحال و سر کیفی کلی پول خرج میکنی..

ولی بعد میفهمی چه کردی!
شما وقتی عصبانی هستی به نزدیکانت توهین میکنی..

ولی بعد میفهمی چه کردی!
شما وقتی از همه چیز نا امیدی خود کشی میکنی..

بعدش چی؟ آیا موقعيت جبران هست؟

اکثر افرادی که قصد خودکشی دارند اگه در همون ساعاتی که تصمیم به این کار گرفتن باهاشون دلسوزانه صحبت بشه از این کار منصرف میشن..

نظر شخص بنده بر این پايه اینه که پس نمیشه این کار رو یه موضوع عادی و حق طبیعی دونست...

این افراد اگه درک و روانکاوی بشن میتونن باز مثل یه آدم نسبتا معمولی به جامعه برگردن.
چند وقت پیش بود با کاوش در مورد بحث همجنس گرایی و حقوق اوون در غرب صحبت میکردیم و من هم پیش بینی کردم که با این رویه وقتی فرا خواهد رسید که خودکشی و حتی آدم خواری حقوق طبیعی محسوب خواهند شد...


جدای از این بحثها اینکه خودکشی رو یک حق برای افراد بدونیم برای جامعه هم خطرناک محسوب میشه..

خودتون تصور کنید که امت خودکشی رو یه گزینه ی معمولی در مواردی که کم میارن بدونن...

من چیزی نمیگم.


9:

هزارها ساله بشر رو باهمين حرفا گول زدن و نسلشو حفظ کردن....وگرنه تا حالا هزار بار نسل بشر منقرض شده بود

10:

مگه ميدون جنگه؟!!! خدا خيلي کار اشتباهي کرد انسان رو آفريد...

من که ازش نمي گذرم اين همه درد و رنج به چه گناهيه؟!!!!!

11:

اگر به خودکشی با طناب دقت گرده باشی جای چنگ رو گردن همشونه میدونی چرا؟ چون همین که صندلی از زیر پاشون در بره پشیمون میشم
خود کشی کار انسان های ضعیفه و یک تصمیم برای یک لحظه
ممنون از دعوتتون

12:

من خودکشي نمي نمايم چون مي ترسم اونور بدتر از اينور باشه...شما همتون شعار مي ديد....تو ماه رمضون تو برنامه ماه عسل يه جووني رو نشون داد که از وقتي به دنيا اومده کل اعضاي بدنش فلج بود...سي سالش بود مي فرمود من فقط مي تونم سرمو تکون بدم و حرف بزنم...بابا اين خيلي بي انصافيه...خودتو بذار جاي اون...چرا به مشکلات مقطعي نگاه مي نمايي؟چرا همه فقط نوک بينيشون رو مي بينن بابا يه کم اونورتر آدمايي هستن که زندگي براشون هر روز مرگه....اين يعني چي؟!!! خدا جون عادلي مهربوني کريمي رحيمي ولي تروخدا دست از سرمون بردار

13:

در تجربیات نزدیک مرگ (nde) بر اثر خودکشی تجربه نماينده ها اکثرا تجربه از جهنم داشتن.
میخواید چند نمونش رو هم بنویسم شب خوابتون نبره؟

14:

عنوان جستار کمی ژورنالیستی انتخاب شده
مطلبی در رابطه با آتانازی در پست اول برنامه دهید تا کاربران روند مناسبی در بحث در پیش گیرند

15:

نه اون جنگی که تو فک میکنی نه! من به خدای خودم ایمان دارم ، وقتی به زندگیم نگاه میکنم مشکلاتم دربرابر شادی هام خیلی کمه محض اطلاعت من یه بیمار دیالیزیم

16:

کلا همه ی نوشته هام ژورنالیستیه
به روی چشم !

17:

آقا بده بیاد اطلاعاتو من فراخوان علاقه میکنم شدید

18:

خدا که فرمود از این میوه نخورید.

حالا همه چی رو میندازید گردن خدا؟

19:


بنویسید ممنونتون میشیم !
ما که تا حالا بیدارموندیم

20:

در واقع به رسميت شناختن و نشناختن خودکشى تفاوت چندانى نداره....
بيمار روانى که قصد خودکشى داره حتما بدون اجازه ى من و شما اين کار رو مى کنه...اونى هم که اجازه مىگيره مطمئنا بازى در مياره....امروزه شرایط خودكشي كاملا پيداست....


21:

پت یانگ(تجربه نماينده ی مرگ موقت بر اثر خودکشی):نمیخواستم بالاتنه ام رو بزنم و آسیب جدی ای ببینم.

فکر کردم اگه گلوله از یک طرف گردنم وارد بشه و از طرف دیگه بیرون بیاد ، اونقدر آسیب میبینم که کارم به بیمارستان بکشه.

چیزی که اصلا به اون فکر نکرده بودم ، این بود که بمیرم.
من سه روز در حالت اغما با دستگاه زنده بودم.

دکترا امیدی به زنده بودن من نداشتن و به خانوادم فرموده بودن که خیلی از من خون رفته.
ماجرا با اون موجودات کوچیک سه تا سه تا به هم چسبیده شروع شد.
واقعا موجودات مسخره و عجیبی بودن و از یه کارایی خیلی خوششون میاومد.
مثلا در بدن من سوراخ هایی ایجاد میکردن و یا منو زخمی میکردن و یا عملا با ضربه زدن به من منو سوراخ سوراخ میکردن و داخل این سوراخ ها رو با چیزای وحشتناکی پر میکردن.

مدفوع ، زردآب ، هستفراغ و هر چیز نفرت انگیزی که فکر کنید.
اونا همه جای بدنم رو سوراخ کرده بودن ، دستم ، حدقه ی چشمم و ...
هیچ کاری نمیتونستم بکنم و این موضوع آزارم میداد.

احساس ناراحتی میکردم ولی حتی نمیتونستم بالا بیارم.
احساس درد نبود اما همه چیز رو و مخصوصا بو ها رو حس میکردم.
درست در بالای شانه ی راستم صدای نفس سنگین و گوش خراشی میاومد وهمینطور نزدیک میشد.
نمیتونستم برگردم تا ببینم چه خبره و دلمم نمیخواست ببینم ، اما قبل از این که اونجا در محدوده ی دیدم برنامه بگیره میدونستم چه خبره.
اونجا هیچ چیز نبود جز شرو شیطنت خالص که به نوعی به طرفم میاومد و درست موقعی که احساس کردم ، همین الان در محدوده ی دیدم برنامه میگیره ، چشمام رو باز کردم و دیدم که زندم.


ننسی اونز بوش در 35 سالگی در نتیجه ی یک خود کشی به فرموده ی خودش تجربه ای از جهنم داشت.
ننسی اونز بوش(تجربه نماينده ی مرگ موقت بر اثر خودکشی):
حسی شدید داشتم که بهم میفرمود نه تنها تو وجود نداری بلکه بچه ات ، خواهرت ، مادرت ، شوهرت و همه ی کسایی که میشناسی وجود ندارن.
تو واقعی نیستی و هیچ کدوم از چیزایی که میدونی واقعی نیستن.

حس کردم که این مثل یک انهدام اونیه.
یادم میاد که به شکل تله پاتی به خودم میفرمودم من میدونم که وجود دارم.


22:

میشه بگید؟
امشب لازمه یکم بیدار باشم

23:

دوستان جستار ویرایش شد و با توضیح بیشتر با عنایت به موضوع به رسمیت شناختن خودکشی در علم

پزشکی ( اتانازی )
، موضوع اصلی برنامه گرفت /// .

24:


کاش همه حرفها شعار نباشه
اینجا ستاد تبلایغاتی نیست
بریدن از همه چیز این نیست که طرف دوست دخترش باهاش قهر می کنه پاشه خودکشی کنه
کسایی هستند که هم من دیدم هم شما
که دیگه هیچ چیزه هیچ چیز ندارن
واقعا به آخر خط رسیدن
اونها هیچ دلیلی برای زنده بودن ندارن
اگر فقط 1 دقیقه می تونستید خودتون و بذارید جای اونها متوجه میشید که چی می کشند
بعضی ها میگن بیاید من براتون تعریف کنم از اون دنیا که می برنتون جهنم و اینها
این دنیا از اونجا جهنم تره
بیاد اون آقا تا من ببرمش آدمی رو ببینه که چجوری زندگی می کنه تا بفهمه جهنم یعنی چی!
من با نظر شما فقط موافق بودم ..


25:

من هم باهات موافقم دوست عزیز..

آدمهایی هستند که مشکلات یا شرایطی دارند که حتی تصورش برای من سخته!
ولی صحبت من روی این نیست که این افراد باید قوی باشن ..

خدا میبردشون جهنم و صحبتهای شعارگونه...

من میگم:
این راه درست نیست، فرد با خودکشی به مرادش نمیرسه!
من میگم ای کاش به جای دفاع از موجه جلوه دادن خودکشی ، سعی کنیم به این افراد کمک کنیم تا به این مرحله نرسن..و اگه رسیدن کمکشون کنیم که این اشتباه رو نکنن! چون واقعا این کار راه حل و درمان نیست بلکه در بهترین حالت موقعيتهایی که میتونست باعث بهتر شدن اوضاع زندگی در آینده بشه (منظورم برای کسیه که اصلا به معاد باور نداره) از انسان میگیره!
شاید بعضی مواقعی بوده که مثلا پات خدای ناکرده به هر دلیلی (مثل شکستگی باز یا سوختگی شدید) به شدت درد میکنه...

ممکنه اینقدر کلافه بشی که بگی : " کاش این پا قطع میشد من راحت میشدم"
اگه یه نفر همون موقع بیاد و برای اینکه بهت لطف کنه پات رو قطع کنه و شما از اوون درد خلاص بشی...

آیا به نظرت بهت کمک کرده؟ ایا بعد پشیمونی به بار نمیاد؟
من دیدگاهم اینه و البته هر کسی دیدگاهش متفاوته

26:

دقيقاً
خيليا لحظه ي آخر پشيمون ميشن !

27:

خودکشی یعنی فرار از مشکلات؛کسی که نتونه بااون دست و پنجه نرم کنه دست به همچین کاری میزنه.من به شخصه اینو نمی پسندم؛آدمی باید در هر شرایطی از خودش ضعف نشون نده وبا اون مقابله کند.


28:

خودکشی بدترین راه برای راحت شدن از مشکلات هست .

کسانی که خودکشی می نمايند بعدش حتما پشیمون می شوند .

نمونه اش هم دیدم

دختری می شناسم در سن جوانی خودکشی کرده بود سپس مرگش چندین بار به خواب مادرش آمده بود که می فرمود من پشیمونم می خوام برگردم!!!
اما راه برگشتی نیست .

خدا زندگی رو به ما تحمیل نکرده

اما اگر دلیل قانع نماينده ای برای خدا داری که خودکشی کنی پس بکن !!!!

خدا عادل هست و تو را مجازات نمی کند .

اما هیچ کدام دلایل برای خودکشی قانع نماينده نیست و به خاطر تصمیم گیری اشتباست
موضوع تایپک ایراد داره

29:

این جهانیه که ما توش زندگی می کنیم.

جهانی که همه مشکل دارن و خوشبخت اون کسیه که تونسته بر مشکل هاش برتری پیدا کنه.

30:

آسیب رساندن به جان یکی از بزرگترین گناهان هست

31:

موضع دین در مورد اوتانازی مشخصا تحریم این عمل هست :
مسلمانان معتقد به حساب و کتاب دقیق اعمال هستند و هر رنجی را در این دنیا ، موجب پاداش یا تخفیف عذابی در آخرت می دانند، همچنین اونها مالک جان را خداوند میدانند که او هم صاحب اختیار برای ستاندن اون هست.

با این تفاسیر این عمل گناهی بزرگ هست که نه تنها فرد را از درد و رنج نجات نمیدهد بلکه چه بسا بر رنج های او می افزاید.

اما در بین غیردینداران گروهی مخالف و گروهی موافق اوتانازی هستند.

هستدلال مخالفان این هست که آزادی اوتانازی ارزش زندگی را در دید امت کم میکند از این رو برای نظام خانواده جامعه و پزشکان مضر هست.

اونها معتقدند آزادی های فردی بایستی در تعامل با منافع جامعه تعیین شوند.

فلاسفه هم معتقدند انسان ها وظیفه دارند از جان خود محافظت نمايند زیرا جان انسان بالذات دارای ارزش هست.

منتها هستدلال های عدیده ای هم در مقابل این وجود دارد که باعث شده در برخی کشورها مانند هلند، سوئد، بلژیک و چند ایالت از آمریکا این کار قانونی باشد.


32:

الف: امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس عمداً خود را بکشد برای همیشه در آتش جهنم خواهد بود[2].
ب: امام باقر علیه السلام فرمود: مؤمن ممکن هست مبتلا به هر بلائی بشود و به انواع مرگها از بین برود ولی هیچ گاه خودکشی نمی کند.

(یعنی کسیکه خودکشی می کند ایمان به خداوند و آخرت ندارد)[3].


33:

کسانی که این قانون ها رو تصویب مینمايند دیدگاهشون سکولار هست و دلیلشون هم تأکید بر اهمیت آزادی های فردی هست.


34:

به نام یزدان پاک

من میگم بره بمیره دین نمیگه ها من میگم

35:


خودکشى نافرمانى و سرپیچى از دستور خدا هست و کسى که دستور خدا را نادیده انگارد و سرپیچى کند مستحق عذاب مى‏گردد.

به هر دلیلی که باشد

36:

چرا که تنها گناهی هست که سپس اون هیچ گاه انسان موقعيت توبه و پشیمانی از اون و بازگشت دوباره را نخواهد داشت.


37:

فکرکردن به خودکشی شاید رسیدن به ته خط باشه ولی اون اون ته خطتم که باشی یکی اون بالاست که هوااااااااااااااتو داره.

به نظر من کاره درستی نمی تونه باشه.
مرسی از دعوتت

38:

دوستان
با مطالعه پست ها احساس میکنم موضوع مطلب شفاف بیان نشده واستنباط ها براین هست که موضوع صرفا خودکشی هست ولی این موضوع آتانازی در شرایطی هست که فرد بیمار به یک مریضی لاعلاج دچار شده هست واز این بیماری به سختی عذاب میکشد وامیدی برای علاج اون نیست در این شرایط منظقی هست که خودکشی را ویا قتل را به نوعی توسط تیم پزشکی مجار جلوه میدهد
در ادامه بازم لازم شد توضیحاتی میشود داد

39:


در ابتدا موضوع به همان صورت بود یعنی « خودکشی صرف » و به هر دلیلی !
اما بعد به درخواست یکی از دوستان و با توجه به مطرح شدن بحث رسمی شدن خودکشی در زمینه ی علم پزشکی در غرب ، عنوان جستار ویرایش و با موضوع « اتانازی و خودکشی در علم پزشکی » دنبال خواهد شد ///
* البته برخی از دوستان همچنان بر ادامه دادن موضوع قبلی جستار اصرار دارند و یا شاید پست اول و مطالب راجع به اتانازی مطالعه نمی شود

40:

تا اونجائیکه من میدانم وبرای تشریح موقعیت موردی را مثال میزنم :
اگر بیماری دچار مرگ مغزی شده وعملاً امیدی برای حیات به ایشان متصور نیست وتمامی ارگانهای حیاتی او توسط دستگاه هائیکه بهش متصل هست تنظیم میشود ودر این شرایط هزینه کمر شکنی برای باوقتدگان اون تحمیل میشود ...
یا مریضی که به بیماری لاعلاج سرطان مبتلا شده هست وپیش بینی دکتران برای زنده ماندنش چند ماهی بیش نیست وهمچنین این بیمارشدیداَ دچار عذاب جسمانی ست عذابی که واقعا غیر قابل تحمل وحتی با داروی های مسکن امکان تحمل اون نیست ومرگ برای این بیمار در اصل خلاصی از عذاب وشکنجه ورسیدن به آرامش هست...
در این شرایط هست که منطق با انسانیت ودین به تناقض میرسد ووجدان انسانی در پی یافتن جوابی منطقی بدان هست

41:

شخصا تصور مي كنم آتانازي مي تونه فعل مثبت قلمداد بشه
ولي به رسميت شناختن خودكشي افراد سالم به هيچ عنوان خير.


42:

نظر ادیان و مکاتب فکری در مورد مبحث اتانازی


1- اسلام
در دین اسلام اعتقاد بر این هست که هنگام بروز مصایب و گرفتاری‌ها خداوند با رحمت خود ما را به استقامت دعوت می‌کند لذا هرگونه آتانازی و خودکشی مردود هست لذا در آیات متعددی چون آیه 33 سوره مائده و آیه 151 سوره انعام و 29 سوره نساء و روایات به این امر مهم اشاره شده که از مجموع اونها می‌توان نتیجه گرفت که اسلام حق مرگ را برای انسان به رسمیت نمی‌شناسند و حیات را به عنوان امانتی در دست انسان می‌داند و انسان را مالک حیات خویش نمی‌داند تا بتواند اون را ساقط کند.

و رضایت مقتول و انگیزه قاتل هیچ تأثیری در ماهیت قتل و حرمت عمل نخواهد داشت.

2- مسیحیت
در باور مسیحیت تنها خداوند هست که زندگی را می‌بخشد و اون را باز پس می‌گیرد...آتانازی و خودکشی هردو نتیجه بی‌ایمانی می‌باشند به واسطه همین دیدگاه روزگاری بود که مسیحی‌ها قربانیان خودکشی را به صلیب می‌کشیدند تا روحشان به آرامش نرسد.

3- یهودیت
در آیین یهود هر گونه دخل و تصرف در وقت وقوع مرگ منع شده و در نتیجه آتانازی حرام و خودکشی مردود هست ولی کنار گذاشتن دستگاه‌هاس حمایتی حفظ جان در شرایطی خاص مجاز می‌باشد.

آتانازی در مکاتب فکری:

1- هندوئیسم- آیین هندی
در مکتب هندو، خودکشی تنها به شکل قربانی کردن خود مجاز می‌باشد اما دیگر انواع خودکشی مخالفت با خداوند محسوب می‌شود به هر حال در این نگرش هر فرد می‌تواند به خاطر آرامش ابدی از زندگی خود چشمم پوشی کند.

2- سکولاریسم (دین گریزی و دنیا مداری)
در این مکتب آتانازی تنها با رضایت کامل فرد و در شرایط درد و ناراحتی حاصل از بیماری لاعلاج مجاز می‌باشد.

3- اومانسیم ( اصالت بشر)
در این مکتب اصالت بشر به معنی اعتقاد به مصالح بشری در مقابل اصالت خداوندی می‌باشد هر نوع آتانازی مورد نکوهش برنامه گرفته و عملی ضد مکتب قلمداد می‌شود.

4- اگزیستانسیالیسم( اصالت وجود)
در این مکتب اصالت انسان بعنوان موجود مطرح می‌باشد، آتانازی به هر شکل اون مردود هست.

قتل مرتبط با آتانازی در قوانین مجازات اسلامی:
بحث آتانازی به صراحت در قوانین مجازات اسلامی ذکر نشده هست ولی موارد مشابه قید شده را بیان می‌کنیم.
ماده 268 قانون مجازات اسلامی:

((چنانچه مجنی علیه قبل از مرگ جانی را از قصاص نفس عفو نماید، حق قصاص ساقط می‌شود و اولیای دم نمی‌توانند پس از مرگ او مطالبه قصاص نمایند.))

از اونجا که برای مرتکبین جرم قصد یکی از مباحث مهم عمومی هست از این رو کسی که با انگیزه خیرخواهانه، دلسوزی و ترحم و اجابت درخواست بیمار لاعلاج برای رهایی از درد و رنج در این موارد مداخله کند نسبت به کسی که با انگیزه حرص – طمع و انتقام مرتکب قتل شود مشمول تخفیف مجازات خواهد بود به نظر می‌رسد آتانازی نیز مشمول همین قانون می‌شود مخصوصاً نوع داوطلبانه اون اما از دیدگاه مقررات ایران قتل ترحم آمیز در تقسیم بندی انواع قتل‌های ممنوعه برنامه می‌گیرد و با توجه به مبانی فقهی حقوق اسلام، قتل عدوانی در همه اشکال اون ممنوع و مجرمانه می‌باشد در هر حال رضایت مجنی علیه حرمت عمل را زایل نمی‌کند[9] در نهایت آتانازی را از نظر حکم تکلیفی و وضعی مورد بررسی برنامه می‌دهیم.

حکم تکلیفی
یعنی آیا چنین قتلی جایز هست یا نه؟ اونگونه که از کلمات فقهاء فهمیده می‌شود این هست چون این فعل به حیات یک انسان پایان می‌دهد به هر دلیلی باشد حرام هست و مشمول اطلاقات و عمومات حرمت قتل نفس می‌شود و صرف اذن مقتول نمی‌تواند سبب تقییر اطلاقات و تحصیص عمومات شود و حرمت یک حکم هست و حکم قابل اسقاط نیست.

حکم وضعی
یعنی اینکه حق قصاص و دیه باقی هست یا ساقط شده در این مورد دو نظریه وجود دارد عدها ی قائل به سقوط حق قصاص و دیه شده‌اند و عده‌ای هم قائل به عدم سقوط قصاص و دیه شده‌اند ماده 268 ق.

م.

ا هم تأیید نظر فقهایی هست که قائل به سقوط قصاص شده‌اند.

نظر فقهای معاصر
در مورد قتل از روی ترحم که تقریبا اتفاق نظر دارند.

در اینجا فقط به ذکر نظر آیت الله فاضل لنکرانی بسنده می‌شود: تسریع در مرگ بیمار توسط خودش یا پزشک یا دیگران حرام هست که اگر توسط خود فرد انجام شود خودکشی محسوب می‌شود و اگر توسط خودش یا پزشک انجام شود حکم قتل عمد را دارد و رضایت بیمار تأثیری در حکم ندارد.


*منبع :

انجمن حقوقدانان ایران

43:

البته میشود در این جستار با توجه به هستقبال دوستان از خودکشی بدان نیز پرداخت واون هم با تفکیک موضوع، زیرا آتانازی در اصل خودکشی برپايه تعاریفی که مرسوم هست نیست در این نوع مردن درست هست که ازبیمار رضایت برای مرگ اخذ میشود ولی اجرای مراسم مرگ توسط پرستارانی که بدان ها فرشتگان مرگ اطلاق میشود انجام میشود ...
اما خودکشی که معمول هست اکثرا مربوط به بن بست فکری هست که فرد از لخاظ روحی دچار بحران میشود واقدام به خودکشی میکند

44:


درود
از نظر بنده خودکشی یا تسهیل و یا کمک به مرگ کسی که از ادامه حیاتش به شدت داره رنج می بره قابل قبول هست.

باید به این نکته توجه کرد که منظور از رنج مشکلات روحی و روانی نیست چون این مشکلات قابل حل شدن هستند.اما بیماری های صعب العلاج که قابل درمان نیستند شامل این موضوع میشن.
و البته نکته مهم میل خود بیمار هست
یک نفر طاقت به فرض مثال نابینایی رو نداره و نمیتونه داشته باشه
و هر ثانیه از زندگیش براش یک جهنم و یک قفس بی انتهاست
خودکشی و یا کمک و تسهیل کردن مرگ برای یک همچین انسانی به نظر من ایرادی نداره

45:

خدا رو شکر مي نمايم که با وجود بيماري مي توني خوب به زندگي نگاه کني...محض اطلاعت منم يه بيماري خاص ژنتيکي دارم!!!! بگو من و تو راهي به جز مبارزه کردن هم داريم؟ من خيلي چيزا تو زندگيم دارم که شايد خيلي از دختراي هم سن و سالم ندارن اما فقط به خودم فکر نمي نمايم...

به کسايي فکر مي نمايم که حتي راه مبارزه هم ندارن...بيشتر به اين قضيه فکر کن.....

زندگي اصلا عادلانه نيست دوست من....به کودکي فکر کن که تو آفريقا به دنيا مياد هيچ گناهي نداره ولي موقعيت خوب زندگي کردن رو نداره....حالا يه نفر پيدا مي شه مي گه خدا فرمود از اين ميوه نخوريد...

اي بابا کي ميوه خورده؟ آدم خورده و حوا....

به من و بقيه چه مربوطه؟!!!!

46:

سيب بچين حوا جان...بگذار اين آدمهاي کج خيال همه ي دردها و رنج ها را از سيب خوردن تو گمان نمايند!!!! آخه بابا جان آدم سيب خورده حوا خورده به من چه مربوطه که بايد بدبختيشو بکشم...عجب خداي بي انصافي داريدا!!!!!

47:

خود من هر کاری می کنم نمی تونم با این قضیه کنار بیام ///
البته واقعا بیماران صعب العلاج به دلیل بیماری و درد حاصل از این نوع بیماری ها رنج می برن ///
وچون تا حالا در کشور ما موضوعی در این رابطه مطرح نبوده ، و پیش زمینه ای وجود نداشته برای افکار عمومی هم واقعا پذیرش این موضوع سخته و اینکه که بخوای فکر کنی به مرگ انسانی باید کمک کنی که در نهایت رنج و درد حاصل از بیماری به سر می بره ///
در نهایت برای خود من هم پذیرش این قضیه خیلی سخته ///

48:

دوست عزیز یعنی شما به معجزه خدا و شفا اعتقاد نداری؟
اگر شخصی که خودکشی کرده استقامت میکرد و از استقامت کردن شفا پیدا میکرد انوقت چی؟؟

49:

چه انسانهایی بودن که 1٪ برای ادامه حیات از نظر پزشکان نداشتن ولی با معجزه خدا شفا پیدا کردن
سوال اینجاست که اگر اینها خودکشی میکردن چه میشد؟

جواب این سوال خیلی واضحه

خودکشى نافرمانى و سرپیچى از دستور خدا هست و کسى که دستور خدا را نادیده انگارد و سرپیچى کند مستحق عذاب مى‏گردد.

حالا به هر دلیلی که باشد

حتی اگر شفا پیدا نکند خدا همیشه بنده خودشو مورد آزمایش برنامه میده میخواد ببینه استقامت بنده اش در چه حده

البته باید اعتقاد داشت به این امر!!!!

50:

همیشه کسانی که تصمیم به خودکشی میگیرن افرادی نیستن که به آخر خط رسیدن.گاهی اوقات برای جلب توجه دست به این کار میزنن.یکی از دوستان خود من فقط برای اینکه بیشتر نظر اطرافیانشو به خودش جلب کنه خودکشی کردو متاسفانه فوت شد.


51:

ممنون از دعوتت
ما همين الان هم اين اجازه رو ميديم
بچه هايه علوم پزشكي خوب ميدونن نو كد يعني چه
يعني بزاريم يه نفر بميره بدون كوچكترين تلاش برا احيا او
تو icuمن اينو به طور گسترده ديدم.

مريض هاي سرطاني ،سكته مغزي "، هپاتيتي بيشترين تشكيل ميدن
حالا فكر كنيد به جاي تصمصم تيم پزشكي كه هيچ كسم متوچه نميشه اختيارو به خود مريض بديم فكر نكنم تصميمش عوض شه

52:

چقدر ناراحت نماينده

53:

دوست گرامی
اونطور که تجربه نشان داده موهبت معجزه شامل حال هرکسی نمیشود بنابراین به امید معجزه نشستن وعذاب کشیدن به نظر عقلانی نمی آید !شما تضمین میکنید معجزه شفا قطعا انجام خواهد شد .


آیا تا حالا شنیده اید که مثلا کسی که مرگ مغزی کرده دوباره شفا یافته باشد ؟!
این نوع خودکشی وقتی انجام میشود که علم پزشکی با قاطعیت صد% احتمال بهبودی را نا ممکن میداند

54:

بله متوجه میشم منظورتون چیه ولی اطاعت از امر خدا واجبه اینا همش امتحانه برای بنده تو پست بعدیم توضیحات بیشتری را دادم

55:

سئوالی که میتوان مطرح ساخت این هست اتانازی چرا باید مورد قبول واقع شود .

ایا ورود به تصمیم و یا قضاوتی اینچنین و انهم در سطوح عمیق و پايه ی هستی را نباید با حساسیت و مسئولیت پذیرانه عنوان کرد .



ایا مطمئن هستیم که داده های در اختیار ما انچنان درست و صحیح هست که بتوانیم به راحتی وارد چنین قضاوتی شویم ؟.



ایا به این اندیشیده ایم که خرد ما چه سطحی از زندگی را در بر گرفته هست ؟.



ایا ما توانسته ایم انچنان پرهیزگارانه به زندگی بپردازیم تا این خردی که اکنون میخواهد وارد قضاوتی بنیادین برای هستی باشد بتواند کامل انرا در بر بگیرد ؟.



ایا میتوان با خردی که هنوز بسیاری از پتانسیل ان در اسارت تاریکی هست وارد این گود شد و حکم صادر نمود ؟.



ایا بهتر نیست قبل از طرح این سئوال به این مسئله رو اوریم که ایا زندگی را به معنی تام و تمام پشت سر گذرانده ایم و یا اکنون در رابطه حقیقی با ان هستیم ؟.



ایا هر یک از ما میتواند به خود بگوید که هستی و زندگی را به تمام معنا میفهمد و با ان درست و با هارمونی دقیق رابطه دارد ؟.



هر گاه به این سئوالات توانستیم با اطمینان جواب دهیم انگاه هستحقال وارد شدن به طرح این سئوال را نیز خواهیم داشت .


56:

تمام دوستاني كه پي جواب اين سوالتند با دسته گلي فردا به بيمارستانهاي سعب العلاج برن و بعد قضاوت كنن

57:

اون سیب بچه دار شدن بوده.

اونا خوردن که ما به دنیا اومدیم.
خدا هم به خاطر آزادی ای که بهمون داده قول داده تو کارمون دخالت نکنه مگر خودمون ازش بخوایم.

(منبع)

58:

میتوانم بپرسم میخواهید چه چیزی به ما بگوید ؟.


59:

من از بچگي ياد گرفتم مذهبو بزارم برا مساجد
مي خوام بگم بايد به بعضي از افراد راه فراري كه خودكشيه داد
البته اگه راه ديگه ي نباشه
همون طور كه بالا فرمودم حالا هم اين كار تو بيمارستانا ميشه ولي بدون اسم خودكشي

60:

انسان چقدر خود بزرگ بین شده که مصلحتش رو بهتر از خدا می دونه

61:

هرچي بوده اون دو تا کردن....ما چه کار کنيم؟ حالا من بچه دار نشم مشکلاتم حل مي شه به حول و قوه ي الهي يعني؟؟!!!

62:

مثل اينکه شما هنوز پي نبردي خدا خيلي وقته بشر رو رها کرده....اين همه مريض اين همه بدبخت اين همه مصيبت آقا جان شفا و معجزه کجا بود؟!!!!!

63:

کسی که خود کشی کند
هم دنیا را وهم آخرت را باخته هست
خسرالدنیا والاخره

64:

فقط قسمت اولش رو خوندی؟!
مثل اينکه شما هنوز پي نبردي خدا خيلي وقته بشر رو رها کرده....اين همه مريض اين همه بدبخت اين همه مصيبت آقا جان شفا و معجزه کجا بود؟!!!!!
خدا هم به خاطر آزادی ای که بهمون داده قول داده تو کارمون دخالت نکنه مگر خودمون ازش بخوایم.

65:

البته انسان میتوان هر انتظاری از اینده را که در زندگی دارد و براورده نمیشود فراورده ای برای احساس نامیدی بی انگارد و سپس به حرکتی جهت روبرو نشدن با واقعیات دست بزند .

بنظر من هم ما در هر حال و نیز اکنون چنین کاری نه تنها در ان بیمارستانها و یا در حال اغما بعنوان یک بیمار به این کار دست میزنیم بلکه در هر حالتی حتی در حالتهای عادی و روزمره هم به چنین کارهای داریم ادامه میدهیم .



بعبارتی ما هر لحظه در حال فراریم برای رویا روی نشدن با واقعیات .



اما میتوان بپرسم که چرا ما خود را باید مدام از رویاروی با واقعیات برحضر بداریم ؟.


ایا شما میتوانید به این سئوال نه بصورت سطحی بلکه دقیق و درست جواب دهید ؟.


66:

نميدونم
شايد چون از واقعيت ميترسيم
يا شايد چون از ناشناخته ها ميترسيم
بايد قبول كرد مجهولترين چيزه

67:

نمی شود کسی را مورد بازخواست برنامه داد که چرا اقدام به خودکشی می کند
فردی که بیشتر از حد و اندازه اش درد و رنج کشیده لزومی ندارد زندگی را تحمل کند

68:

کسی که خود کشی می کنه ، به جنون رسیده .
جنون یعنی ته ِ ته ِ خط ..

از لحاظ ِ اسلامیش هم جنون مانع ِ کیفر میشه ، به نظرتون خدا یک فردی که بر اثر ِ جنون خودش را کشته هست ، کیفر می دهد ؟


--------------

با تمام ِ این حرف ها ، خود کشی هنر نیست ، این مهمه که تو همون جنون هم رگه ای از عقلانیت در وجودت باشه ..

که اگه بالای ِ پُل هم ایستادی و فقط یک لغزش کافیه تا همه ی ِ درد هات تموم شه ، محکم رو پاهات بایستی و لبخند بزنی .


69:

سخته درمورد کسانی نظر دادن ک خودکشی کردن
نمیشه فرمود ضعیف .

ناتوان .

بی هنر و ...
همه ادمها جونشون رو دوست دارن .

زندگی رو دوست دارن .

دلشون میخوان نفس بکشن و گذران طبیعی عمر خودشون رو داشته باشن اما نه همه جور زندگی ..

بعضی زندگیها واقعا نفسگیر و جهنمیه !! من هیچوقت نمیتونم درمورد کسانی ک خودکشی کردن قضاوت کنم ..

متنفر بودن از زندگی هم بد دردیه !!

70:

همیشه جنون نیست محمد،خیلی ها بعد مدتها فکر به این نتیجه میرسند زندگی نکردن بهتر از زندگی کردن هست

بسیاری از خودکشی ها در یک تصمیم اونی گرفته نمیشند که یکی در حین عصبانیت دست به کاری بزنه و بعدها پشیمون بشه

مدیر همین تالار هم میفرمود که عقلی که بخواد دستور به پایان زندگی بده عقل سالمی نیست،اما اینطور نیست

اتفاقا عقل سالم دستور به پایان زندگی و رنج نکشیدن میده،چیزی که انسان رو از خودکشی باز میداره شرایط دیگه مثل ایمان و خدا یا خانواده و وابستگی های دنیا هست...


71:

چیزی که هنوز مجهول و ناشناخته هست چگونه میشود موجب ترس شود ؟.


ایا بهتر نیست بگویم که ما از گذشته میترسیم .
از انجه در ذهنمان تل انبار کرده ایم ؟ .
ایا ذهن ما مملو از پندارهای گذشته نیست (زنجیره ای از حوادث و رویدادهای و ازردگی هاست )که ما از ان میترسیم ؟.
بنابر این ما از مجهولات نمیترسیم ! .بلکه این معلومات هست که موجب ترس شده هست .
ایا درست نیست ؟.


72:

میشه چند نمونه واضح و ثابت شده رو بفرمایید؟ یعنی هم شفا پیدا کردن و هم اثبات اینکه معجزه بودن هر دون مستند باشه...


نوشته اصلي بوسيله rahg0zar نمايش نوشته ها
انسان چقدر خود بزرگ بین شده که مصلحتش رو بهتر از خدا می دونه

مثلا از درد و عذاب کشیدن یه نفر تو زندگی چه مصلحتی میشه بیرون کشید؟

73:

گاهی خودکشی نه تنها به رسمیت شناخته می شود، بلکه تقدیس هم میشود!
(در واقع فداکاری هم نوعی خودکشیست)

74:

به نظر من هم اتانازی باید به رسمیت شناخته شه و هم حق خودکشی...


75:

جنون چه نشونه ای داره امین ؟
من مطمئنم همین آدم هایی که خودکشی هم می نمايند ، هنگام ِ جون دادن ، پشیمان هستند ..

بله ، خودکشی جنون ِ اونی نیست ، من هم فرمودم خودکشی ته ته ِ خط هستش ، یعنی جایی که رو به روت یه بن بسته .

بالاخره طرز ِ فکر ها متفاوته عزیزم ، اما این حرف رو هر کس زده بود ، باهاش موافقم ، عقلی که به پایان ِ زندگی ( حتی زندگی ِ رقّت بار ) حکم بده ، عقل ِ سالمی نیست ..



من نمیگم کسی که خود کشی می کنه آدم ضعیفیه چون اینطور نیست ، کسی که می خواد تمام ِ لذت ِ نفس کسیدن رو از خودش سلب کنه آدم ِ قدرتمندی هستش ، اما قدرتمندی که شعائر ِ مغزیش مختل شدن ..


76:

البته نوعی کمک به دیگر کشی در ایران در جهت کمتر درد کشیدن در بیمارستان های ایران هم هست ( البته بعضی بیمارستان ها و قصدم توهین به قشر درمانی و بیمارستانی نیست )

این قضیه ای هست که خودم به چشم دیدم :
برای دیدن یکی از دوستان در بخش اورژانس بیمارستان بودم که یه مورد اورژانسی که دچار حمله ی قلبی شده بود آوردن و بیمار نیاز به شوک قلبی داشت ....


قسمت تاسف برانگیز ماجرا در این بود که دستگاه شوک بیمارستان اون هم بخش اورژانس خراب بود و اطلاعات بیمارستان کارکنان بخش تعمیرات رو پیج می کرد برای تعمیر !!!!!!!
بیمار سپس نیم ساعت فوت کرد و دستگاه همچنان به بخش اورژانس نرسید !!!!!

این هم نوعی کمک به راحت کردن و خلاص کردن بیماران از درد رو رنج حاصل از بیماری ///.


77:

من هم خودم تا مدتها با نگاه دینی و عرفی به این موضوع نگاه میکردم،شاید اگه شماها هم مثل من از یک زاویه دیگه نگاه کنید فرد مورد نظر رو مقصر ندونید
اینطور نیست که بگیم هر کسی دست به خودکشی زده عقل سالمی نداشته، اصلا عقل سالم چرا باید حکم به کشیدن درد و رنج بده؟ اتفاقا این پدیده در نویسندگان بیشتر از دیگر اقشار هست،قشری که بیشتر از بقیه میشه به سلامت عقلشون اطمینان داشت

10 نویسنده معروفی که خودکشی کردند:
نام نویسنده/ سن هنگام مرگ/ آثار مهم/ دلیل خودکشی

1.

ارنست همینگوی/ 62/ «پیرمرد و دریا»، «زنگها برای که به صدا درمی‌آید»
همینگوی به فشار خون و نارسایی کبد دچار بود.

او در دومین اقدام به خودکشی با برنامه دادن لوله تفنگ در دهانش به زندگی خود خاتمه داد.

2.

ویرجینیا وولف/ 59 / «به سوی فانوس دریایی»، «خانم دالووی»، «اورلاندو»
وولف در یادداشتی برای همسرش نوشت: «مطمئن هستم دوباره دیوانه می‌شوم...و این بار حالم خوب نمی‌شود.» این نویسنده بزرگ دچار افسردگی شدید بود و صداهایی در سرش می‌شنید ، او 28 مارس سال 1942 با گذاشتن سنگ‌هایی در جیب کتش وارد رودخانه نزدیک خانه خود شد و به زندگی خود پایان داد.

3.

انه سکستن/ 46/ «عشق بورز یا بمیر»
او دچار افسردگی شدید بود و با روشن گذاشتن اتوموبیل خود در پارکینگ درب سته خانه به زندگی خود خاتمه داد.

4.

ریونوسوکه آکوتاگاوا/ 35/ «راشومون»
آکوتاگاوا دچار افسردگی، پارانویا و توهم بصری بود.

او به دلیل مصرف بیش از حد قرص خواب‌آور درگذشت.

5.

کارین بوی/ 41/ مجموعه شعر «ابرها»
ابتلا به افسردگی و خودکشی با قرص خواب.

6.

جان بری‌من/ 58/ مجموعه شعر «77 آواز رویایی»
ناپایداری احساسی موجب شد از روی پل واشنگتن اونیو پایین بپرد و به زندگی خود خاتمه دهد.

7.

ریچارد براتیگان/ 49/ «صید ماهی قزل‌آلا در آمریکا»
دچار افسردگی و اسکیزوفرنی بود.

با شلیک گلوله به زندگی خود خاتمه داد.

8.

هانتر اس.تامپسن/ 68/ «ترس و نفرت در لاس‌وگاس»
بیماری‌های مختلف که منتهی به خودکشی با شلیک گلوله به مغز شد.

9.

یرزی کوزینسکی/ 57/ «حضور»، «پرواز را به خاطر بسپار»
خستگی ذهنی و بیماری‌های جسمی مختلف از جمله بیماری قلبی.

دلیل مرگ او خفگی با برنامه دادن پلاستیک دور سرش بود.

10.

یوکیو میشیما/ 45/ «رنگ‌های ممنوع»، «صدای امواج»
او در جریان یک گروگان‌گیری خواستار بازگرداندن قدرت ژاپن به امپراتور این کشور بود.

با پذیرفته نشدن این تقاضا او به شکل آئینی خودکشی کرد.


78:

نه دوست عزیز
فداکاری احیا زندگی هست
حیات بخشیدن به جهان هستی هست
عبارات نباید باعث شوند که انسان معانی را خلط کند و به هم بیامیزد .


چشیدن جرعه ای از عشق شاید به ما بفهماند که "خود" هولگرامی بیش نیست و حیات و زندگی در هستی وابستگی به این "خود" ندارد.



چگونه میتوان روانی را که متزلزل هست و توان رویاروی با واقعات را ندارد و تنها هسته ارزنده حیات خویشتن را هم رها میکند و میگریزد با شخصی که بجهت اداراک قداست این زندگی و ارزشمندی ان از تداوم حیات در "خود" صرف نظر میکند و به هستقبال برداشتن بار سنگین این مسئولیت میرود تا زندگی و حیات همچنان باقی بمان یکی پنداشت و به قیاس در اورد .



بین این دو بسیار فاصله هست دوست ارجمندم .


79:

خرد انسان دستور به چنین رسمیتی نخواهد داد دوست گرامی .

انکه میخواهد خود را بکشد نیاز به اجازه هیچ کسی ندارد و این ما هستیم که با چنین رسمیت دادنی از خرد خود سخن میرانیم .


80:

دکتر مونته آ(شاگرد پاستور) در خاطرت دوران پزشکیش

از بیمارانی مینویسه که از شدت بیماری لا علاج زجر میکشیدند و او برای پایان دادن به زندگیشون از کمک پزشکی به انها پرهیز میکرد

و این کارش همیشه با مخالفت ونکوهش راهبه هایی که در بیمارستان برای دعا و رو حیه دهی به بیماران بودند، مواجه میشد.

همیشه این توی فکرم بود که این کارش درست بوده یا نه؟

با توجه به اینکه گاها با بیمارانی روبه رو بوده که خودشون با چشمهاشون التماس میکردند که به زندگی زجر اورشون پایان بده( عین فرموده ی خودشون)

81:

مرگ مغزی که مرگه از نظر پزشکی ! توی مملکت خودمون هم پیوند اعضا از این عزیزان انجام میشه ..

پس این مورد میت محسوب میشه..

البته خدا برای هیچ خانواده ای نخواد انشا الله.


82:

با اجازه دوستان / اصلا و ابدا قصدم و روی سخنم با دوستانی که دارند نظراتشونو مینویسند نیست//و جسارت هم به کسی نباشه(ایشاالله)

بنظر من این یک بحث پزشکی و تخصصیه (اتانازی) و ورودمن به این بحث حتما همراه با تنش خواهد بود //چون هیچوقت نمیتونم منظور کسانی که اصلا چنین پیشنهاد جسارت امیزی رو در این رشته دادن هضم یا .اخذ کنم و ...


83:

این مورد هم حکمت خدا بوده

84:

چرا دستور نمیده؟ من نفرمودم تشویق کنیم اما اینکه خودمون رو بذاریم جای کسی که این تصمیم رو گرفته و بخوایم با توجیهات مذهبی و غیره دردی به دردهاش وارد کنیم رو درست نمیدونم...اگر شخصی حقیقتا تصمیم به چنین کاری گرفته به نظر من باید حتی امکاناتی داشته باشه برای این کار...

البته چه بهتر که انسان بتونه زندگی خودش رو ادامه بده....چون به هر حال بودن بهتر از نبودن هست برای ما !!!

به دوستان توصیه میکنم اگر این فیلم رو ندیدن،حتی ببینن:

The Sea Inside (2004) - IMDb

85:

سلام دوسته عزیز اتانازی euthanasia یا مثال سقط جنین
با اینها خودمون رو گول میزنیم نمیشود سر خدا کلاه شرعی گذاشت خدا خیلی عالم تر از این حرفاست
چه بسا تعداد امتی هستن در جهل کامل به سر میبرن
با فهمیدن مشکل جنین در آزمایشات سونوگرافی سعی بر نابودی بچه دارن و اینگونه با خدا مبارزه میکنن
مثال یکی از اقوام ما قبل از بدنیا آمدن فرزند خود پزشکان در جواب آزمایشات سونوگرافی فرموده بودن 100٪ بچه شما ناقص بدنیا میاد ولی قدرت خدا پس از بدنیا آمدن کاملا سالم بود و تنها موردی که داشت با عمل شنت مغزی بهبود کامل یافت
الان این بچه 12 سالشه و سالم بدون هیچ مشکلی در قید حیاة
حال اگر با این ذهنیت سعی بر نابودی بچه داشتن چه میشد؟
اگر تمام بیماران قطع امید از دنیا خودکشی کنن بنظر شما این کار درستی هستش؟
آیا مبارزه علنی با خدا نیست؟

باز هم میگم خدا همیشه بنده خودشو مورد امتحان برنامه میده میخواد ببینه انسان با وجود ناقص و معیوب بودن شکر گذار هستن یا شروع به کفر گویی میکنن؟؟؟

همه اینها به اعتقاد داشتن به اون دنیا داره
صد البته حرفهای من برای کسانی سنجیده هست که به اون وقت اعتقاد دارن

انسان در این دنیا باید تحمل درد و رنج داشته باشد
و جنبه ثروتی که خدا بهش داده و تصرفات اون
و اونگاه در اون دنیا از نعمت های بی پایان خدا بهره میگردد.

در آخر صحبت هام بگم مخاطب شما نبودید در کل برای ذهنیت عموم فرمودم

86:

انسان همیشه باید بر احساس خود غلبه کنه
یکی مشکل مالی داره
یکی مشکل نقص عوض بدن
یکی داغ دیده هست
یکی مشکل مسکن
هر انسانی دارای مشکلات خاص خودشه
اونی که در خوشی کامل بسر میبره صد در صد در قبال این لطفی که خدا بهش کرده باید جوابگو باشه آیا کمک حال فقیر بوده یا اعمال خودشو بدرستی انجام داده و و و..........
همیشه باید شکر گذار بود قدر نفس کشیدن را دونست

87:

تعریف مشخصی از خود کشی وجود دارد: "حرکتی عادمدانه که منجر به مرگ شود"
چه با این عبارات زیبا و شاعرانه چه بدون اینها، فداکاری هم نوعی خودکشیست (نجات دیگری یا انتحار یا ...)
که نه تنها مشروعیت دارد بلکه تقدیس می شود

88:

حکت خدا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یعنی ما سستی و کم کاری خودمون و دیگران رو باید گردن حکمت خدا بندازیم ؟
یعنی دیواری کوتاه تر از « حکمت خدا » نیست ؟؟؟

89:

واقعا راست فرمودید
همیشه ضعف و کم کاری ها گردن خدا انداخته میشه و خوبی ها و نقاط قوت از همت خودشون و توجه مسئولین هست

90:

ولی من خودم بار ها به پوچی رسیدم ، به همین خاطر با زندگی ِ افرادی که خودکشی می کنن آشنا هستم .
اصن تو فکر می کنی خود ِ من چرا می نویسم ؟
من وقتی ذهنم خالی از سپیدی میشه می نویسم ! اینجوری آروم میشم ..

عقل ِ سالم درد و رنج ( صورت مسئله ) رو پاک نمی کنه ، بلکه علت رو پاک می کنه .
یه عقلی هم مثه عقل ِ من ( شخصی ) وقتی زورش به علت ِ پریشون خاطریش نمیرسه ، باهاش می جنگه ، گاهی من می برم و گاهی هم عقلم می بره .

91:

اشتباه نشه محمد،من نمیگم حالا هر کس هر مشکلی داشته باشه راه بیفته خودکشی کنه
بلکه میگم کسی که این کار رو کرده نمیشه رو نمیشه ملامت کرد و فرمود عقل سالمی نداشته !
بالاخره هر کسی جون خودشو بیشتر از هر چیزی دوست داره و باید دید طرف به کجا رسیده که چنین تصمیمی گرفته ، در مورد عقلانی بودن این کار هم هنوز رو حرفم هستم


92:

دوست عزیز شما این مورد رو خارج از فضای دینی خودت اگر بخوای بررسی کنی اونوقت نظرت چی هست؟

93:

دهه ! من دو ساعت دلایلمو ( شاید هم نا درست ) میگم ، تو همینجوری میگی رو حرف ِ خودت هستی ؟ :دی
یه دلیل ِ رد لا اقل واسه حرف ِ من بیار، دلم نسوزه این همه دلیل آوردم :)) :دی

94:

پايه ا كسي كه قصد خودكشي دارد نيازي به تاييد و يا رسميت شناسانده
شدن ديگران ندارد او خيلي راحت كار خودش را خواهد كرد پايه ا مرگ ، مرگ
هست چه با ساتور قصابي باشد چه با مونوكسيد كربن .كسي هم كه تقريبا به زعم
خود به ان نكته از وضعيت رسيده كه تصميم به اين كار دارد چك و چونه اين حرفها را
ندارد چه بسا با نزديكترين و دم دست ترين لوازم اين كار را انجام بدهد
ولي بحث اينجاست اين به رسميت شناخته شدن خودكشي چه بازتابي در ذهن من
نوعي كه هنوز به يك چنين وضعيتي در زندگي نرسيده ام خواهد داشت پر واضح
هست كه با تاييد و اذعان بر اينكه خودكشي هم يك فعل مثبت هست و مي تواند
به يكي از راهكارهاي انتخابي تبديل شود و اين ذهنيت در فكر بنده جا بي افتد كه
مي توان به واسطه رسيدن به نكته هستيصال (درون هر موضوعي) گزينه خودكشي را
هم يكي از راهكارهاي مورد قبول فرض كرد و چه بسا رفته رفته قبح اين موضوع هم
از ذهن شخص از بين برود و همانند مشاوره گرفتن از افراد ديگر اين راهكار را هم
در كنار گزينه هاي انتخابي برنامه دهد
خوب در اين صورت چه بسا خيل عظيمي از افراد سر مسائل هيچ و پوچ
به شكل اوني به اين مسير متمايل شوند
آيا با برداشتن قبح اين موضوع در قبال اين افراد مسئول نخواهيم بود؟
مسير زندگي پر هست از سنگلاخها و پستي و بلنديهايي كه چه بسا بعضي از انها
هم كمر شكن باشد برنامه نيست همه اتفاقات عين همان چيزي باشد كه درون
ديدگاههاي آرمان گرايانه خود پرورش مي دهيم بايد بعضي از نداشتن ها و بعضي
از نشدن ها و بعضي از ناكامي ها را براي ضمير ناخوداگاه خودمان ديكته كنيم و
سعي كنيم به جاي قبول شكست روحيه جنگدگي را در درون خود قوت ببخشيم
به هر صورت يا اين مهم حاصل ميشود و اون چه كه در پي اش هستيم حاصل
مي شود يا هم كه حاصل نمي شود ولي همانطور كه دنيا بر رايشان يك ستون بنا نشده
روزگار ما انسانها هم با يك ناكامي نمي تواند به انتها برسد .
به رسميت شناختن خودكشي يعني اغفال همان كساني كه توهم غرق شدن در
مشكلات را دارند و چه بسا دنبال يك هيجان از اين نوع هستند تا به آشوب ها و بلواهاي
درونشان يك پاسخي داده باشند

95:

درسته فداکاری نوعی خودکشی هست منتها ایندو مصداق «شیر» هستند در این بیت مولانا:
اون یکی شیر هست اندر بادیه//واون یکی شیر هست اندر بادیه!

انسان دو «خود» دارد.

یکی خودی هست که به طور طبیعی از کودکی اون را میشناسد که متعلقات خاص خود را دارد و بقای فیزیکی انسان در گرو اون هست.

دیگری خود متعالی هست که اون هم متعلقات خود را دارد و رسیدن به اون نیازمند گذر از خود ابتدایی هست (و از تجلیات اون فداکاری هست) همان که حافظ میگوید:
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

96:

امين جان شايد يه جورايي حق با تو با تو باشه....ولي فراموش نكن فردي كه خودكشي ميكنه بيشتر از يك عقل سالم به يك روان سالم نياز داره....افرادي رو كه اسم بردي همه يه مشكل شديد و چه بسا خطرناك رواني رو داشتن كه در لحظه ي خودكشي تمام عقل و فكر و منطقشون رو زائل كرده....


97:

بانو دیلک گرامی

در این مورد با شما موافق نیستم...به رسمیت شناختن حق خودکشی در واقع چیزی بیشتر از این نیست که هر انسان مالک هویت خویش هست و هیچ نیروی خارجی حق تعیین تکلیف برای او رو نباید داشته باشه...شاید این عقیده هم کمی اونارشیستی باشه!!

و البته همه اینها به معنی تشویق و ترغیب و عدم کمک یا سعی برای بازگرداندن روحیه فرد آسیب دیده نیست...


98:

دوست ارجمند بنظرم انسان اول میبایست شعور را در سطوح عالی ادراک کند و سپس حکم به این چرایی را صادر نماید .

بحث مقاومت برای پذیرش و نپذیرفتن من و یا شما در این خصوص بی اهمیت خواهد بود اگر عمق مطلب را در نیابیم .

همانطور که فرموده شد راههای فراوانی برای سر به نیست کردن خود وجود دارد و انکه واقعان میخواهد این کار را به انجام برساند نیاز به امکاناتی نخواهد داشت !.

و همچنین نیاز به اجازه کسی هم ندارد .



اما اینکه ما بخواهیم این موضوع را تائید کنیم این مسئله سئوال بر انگیز خواهد شد !؟ .



میبایست پایه های افکاری که به تائید این خود انتهاری میپردازد کاویده شوند و نیز ساختمان و محدودیتهای ان اشکار شود تا ناخوسته وارد یک دام و تله نشویم .

زیرا این موضوع یک چیز شخصی نیست که انسان بخواهد به سادگی از ان بگذرد .

گاهی پذیرش و یا پایه گذاری یک موضوع اشتباه گروه عظیمی را درگیر ان خواهد ساخت که میتوان هم اکنون هم بدان اشاره کرد .

مثلا در کشورهای خاص امتی هستند که بصورت شخصی و یا گروهی دست به انتحار میزنند حال به هر دلیلی و این اسیب لطمه عظیمی هست به روح بشریت که هیچگاه قابل جبران نخواهد بود .



پ ن
.....
در رابطه با "The Sea Inside (2004)" اگر توضیح مختصری ارائه دهیم خوشحال خواهم شد .



با تشکر

99:

ضمن قدر دانی باید فرمود که چقدر فرموده شما با متن من شبیح هست بی انکه از قبل انرا دیده باشم .

البته بانو عزیز باید اعتراف کنم که مانند شما تند و فرز نیستم .
بااین حال این همان چیزی بود که من هم عنوان کردم .


با تشکر .


100:

این هستدلال برآمده از تعهد شاید بیش از حد به جامعه هست در حالی که جوامع مدرن بر مبنای پاسداشت حقوق فردی بنا شده اند مگر اینکه این حقوق در تعارض با منافع جامعه باشد.



بنده هم معتقدم که به رسمیت شناختن مرگ ترحمی به ارزش حیات در جامعه خدشه وارد میکند و میتواند عوارض زیادی بهمراه داشته باشد، اما باید دید در قاموس سکولاریسم این برداشت ایدآلیستی، قدرت کافی را در مقابل کسانی که هستدلال اونها پایان دادن به درد و رنج یک بیمار لاعلاج و اطرافیان او و همچنین کاستن از هزینه های درمانی مربوطه هست دارد یا خیر..!

به نظر من این دو هستدلال در بهترین حالت اعتبار یکسانی دارند زیرا از یک سو همانگونه که حق حیات از حقوق فردی هست حق مرگ محترمانه هم میتواند جزء این حقوق تلقی شود، علاوه بر اینکه ایراد اخلاقی ارزش حیات از حد نظر فراتر نمیرود و سند عینی نمیتوان برای اون ارائه کرد در حالی که درد و رنج بیماران لاعلاج کاملا عینی و محسوس هست.


101:

ایا اگر کسی بخواهد برای فرد خود کشی نماينده تعیین و تکلیفی ارائه دهد توان انجام این تکلیف را در خود خواهد داشت ؟!.



ایا این نگرانی و یا سئوال یک مسئله بیهوده نیست ؟.



بنابر این شرایط هیچ کس و یا هیچ سیستمی نمیتواند در این باره چیزی بر او تحمیل نماید .


102:

دوست گرامی در یافتن چرایی موضوع که شکی نیست...بحث من تایید عمل نیست،بحث به رسمیت شناختن این حق برای کسانی هست که خواستارش هستند...چرا ما باید کسی رو که نمیخواد وادار به کاری کنیم یا بالعکس؟

در خصوص فیلم هم نقدی به نقل از یکی از وبلاگ ها میارم هر چند ببینید خودتون،خیلی بهتر هست:

فیلم هفته (نقد) - the sea inside - دریای درون

the sea inside - دریای درون
به رسمیت شناختن خودکشی ؟؟؟؟موضوع فيلم به چالش كشيدن حق انسان در پايان دادن به زندگي خايشانش هست.

فيلم مفاهيمي چون عشق ،مرگ و زندگي را به طرز شاعرانه اي مورد كنكاش برنامه مي دهد.

فيلم با بازي هنرمندانه و تاثيرگذار خاايشانر باردم با روح و روان بيننده بازي مي كند و او را تحت تاثير برنامه مي دهد.

شخصا پس از ديدن فيلم تا مدتي مبهوت اين فيلم و فضاي به شدت شاعرانه اون بودم.

فيلم داستان واقعي «رامون سمپدرو» مكانيك سابق كشتي هست كه در يك حادثه در دريا از گردن به پايين فلج مي شودو به مدت نزديك به سي سال عدم تحرك رنج آور ، براي به دست آوردن حق مرگ مبارزه مي كند
رامون همراه برادر و همسر برادر و برادر زاده و پدر خود در يك روستا زندگي مي كند و در حقيقت اعضاي خانواده زندگي خود را وقف زنده نگه داشتن او كرده اند و با مرگ ايشان به شدت مخالفت مي كنند.

مانايشانلا همسر برادرش ، زن مهرباني هست كه او را بسان يك كودك ترو خشك مي كند.


علاوه بر خانواده رامون دو شخصيت اصلي نيز در فيلم وجود دارند.

يكي خوليا، زني كه خود نيز مبتلا به يك بيماري لاعلاج هست.

خوليا دلايل او را براي مرگ درك مي كند ، شريك روحي ايشان مي شود و به او كمك مي كند تا شعر هايش را منتشر كند.

شخصيت ديگر روسا هست كه يك مادر مجرد با دو فرزند هست و پس از ديدن رامون در تلايشانزيون به سراغ او مي رود و پس از ديدار هاي مكرر عاشق او مي شود ايشان بر خلاف خوليا سعي در اميدوار كردن ايشان به زندگي هست.

به رسمیت شناختن خودکشی ؟؟؟؟تمام صحنه ها و دقايق فيلم زيبا و شاعرانه هست ولي صحنه زيبا در فيلم جايي هست كه رامون در بستر خوابيده هست ناگهان پاها و دست هاي خود را به حركت در مي آورد ، به سمت پنجره مي دود و سپس بر فراز دريا به پرواز در مي آيد.

براي يك لحظه بيننده فكر مي كند كه تمام اين قضايا فريبي بيش نبوده هست يا اينكه فكر مي كند كه معجزه اي رايشان داده هست ولي در حقيقت رايشاناي رامون را به تصايشانر مي كشد.

اين صحنه از فيلم آدم را ياد صحنه پرواز «بردي» در فيلمي به همين نام از آلن پاركر مي اندازد.


رامون عاشق درياست دريايي كه در اون خاطره هاي زيادي داشته هست.

دريايي كه لحظات خاطره انگيزي را در اون گذرانده هست و هم اكنون فقط عكس هاي اون را مي بيند.

و دريايي كه زندگي و آزادي را از ايشان گرفته هست.

فيلم با نوشتن قابل توصيف نيست و فقط بايد با چشم صفحه را نگريست.

به قول خود آمنابار از موقعي كه بر صندلي سينما مي نشينيد و چشم بر پرده مي دوزيد سفري را آغاز مي كنيد سفري احساسي و شاعرانه و در عين حال تفكر بر انگيز.

سفري كه به دنياي دروني مردي كه در بستر بيماري خوابيده هست و تنها از پنجره مناظر زيباي دهكده زيبا را مي نگرد.

مردي شوخ و بذله گو و داراي روحي شاعرانه كه اعتقاد دارد زندگي كه آزادي انسان را بگيرد زندگي نيست.
فيلم پارادوكس هاي آزار دهنده اي را مطرح مي كند.

آيا بشر اختيار قطع زندگي خايشانش را دارد؟! آيا زندگي ذليلانه و بيماري هاي سهمگين، ترجيح به مرگي عزتمندانه دارد؟ آيا مي توان چنين چيزي را قانونمند كرد؟!
در روز 12 ژانايشانه سال 1998 رامون 55 ساله با نوشيدن سيانيد با آييني خاص كه رايشان نوار ايشانديايشاني هم ضبط شده بود به زندگي خود خاتمه داد.

اين نوار گايشانا از تلايشانزيون اسپانيا پخش شد و پس از مرگ ايشان 10 نفر در خودكشي ايشان شريك جرم شناخته شدند كه يكي از اونها فيلمبردار بود.


صحنه بازسازي مرگ ايشان با بازي فراموش نشدني خاايشانر باردوم بسيار زيبا و در عين حال درد آور هست
این مطلب هم بد نیست:

نگاهی به فیلم دریای درون

دریای درون (The Sea Inside) فیلم برگزیده بخش فیلمهای خارجی اسکار 2005 اثری در خور تامل از کارگردان جوان و صاحب نام اسپانیا آلخاندرو آمنه بار هست.

فیلمی که در عین سادگی سبک و داستان، از لحاظ حسی اثری بسیار پیچیده و تکان دهنده هست.

در ادامه نگاهی می اندازیم به فیلمی که تا کنون بیش از 50 جایزه بین المللی را از اون خود کرده هست.
به رسمیت شناختن خودکشی ؟؟؟؟

دریای درون، از اون دست فیلمهایی هست که داستان ساده و سرراستی دارند.

فیلم اقتباسی از زندگی واقعی "رامون سم پدرو" هست.

رامون که در ابتدای جوانی قطع نخاع شد 30 سال تلاش کرد تا دادگاه حق مرگ آسان را برایش به رسمیت بشناسد تا بتواند به زندگی خود پایان دهد.

فیلم ما را به درون زندگی پررنج و دشوار رامون می برد.

خانواده ای که او را بسیار دوست دارند و دوستان و غریبه هایی که بدون درک رنج عظیمی که می کشد سعی دارند به او امید به ادامه زندگی بدهند.
به رسمیت شناختن خودکشی ؟؟؟؟
از دید من فیلمهایی مانند دریای درون که سیر روایی ساده ای هم دارند دشوار ترین فیلمها برای نوشتن در باره شان هستند به علت اینکه مستقیما با احساسات عمیق انسانی تعامل می نمايند.

شما سپس دیدن فیلمهایی اینچنین، به راحتی می توانید تغییرات احساسی خودتان را درک کنید و از اون لذت ببرید اما نمی توانید به آسانی این تغییرات و احساسات را برای دیگران بیان کنید.

پس بهتر هست به جای اینکار ، دیگران را به دیدن فیلم تشویق کنید، اونوقت هست که شاید بتوانید احساساتتان را با هم به اشتراک بگذارید.
جدای از این مساله ، من شخصا از مرگ به خاطر ترحم یا مرگ آسان یا به عبارتی که در فیلم می آید Euthanasia دفاع می کنم و از این نظریه مرحوم سم پدرو که :(زندگی یک حق هست و نه یک اجبار).

باید به انسانهایی که در وضعیتهای شبه مرگ هستند این حق را داد که به زندگی خودشان بدون درد و آسان پایان بدهند.
پانوشت1: موسیقی زیبای فیلم اثر خود کارگردان یعنی آمنه بار هست.
پانوشت2: اینجا می توانید مقاله ای را که مجله تایم در سال 1998 در باره زندگی سم پدرو نوشته هست بخوانید.



103:

سلام و درود

بله حکمت خدا

مرگ دست خدای عزرائیل هست



1.

انسان مسئول اعمال اختیاری خودش هست ، میتونه باعث طول عمر یا کاهش عمر خودش بشه ، اما همین مختار بودن انسان تحت اراده و خواست خداست ، یعنی خدا اجازه داده که انسان اختیار داشته باشه (وَ مَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِين ، و شما نمى‏خواهيد مگر اونكه پروردگار جهانيان خواسته باشد )

2.

گاهی اوقاتم ممکنه این اختیار از انسان سلب بشه ، همیشه مرگ دست خود آدم و تحت تاثیر افعال اختیاریش نیست

چه مورد اول اتفاق بیفته چه مورد دوم ، در هر دو صورت اراده و خواست خدا در راس برنامه میگیره و بدون اون هیچ اتفاقی نخواهد افتاد

باز هم میگم بعضی موقعه ها اختیارات از دسته انسان خارجه
از کجا معلوم زیر تیغ جراحی فوت نمیشود؟

خدا طول عمر زیاد و با عزت به شما بده
خب با این ذهنیت شما که میگید مرگ دسته انسانه آیا شما میتونید به خوبی از خود مراقبت کنید که 200 300 سال عمر کنید؟

104:

اونی که در خوشی کامل بسر میبره صد در صد در قبال این لطفی که خدا بهش کرده
بااین جمله شما باید اذعان کنیم به قول شما اونی که در خوشی وناز ونعمت ورفاه کامل به سر میبرد این نعمات از طرف خداوند بهش اعطا شده هست ولابد اونیکه فقیره بازم کار خداست ولابد طبق این طرز فکر شما
انسان همیشه باید بر احساس خود غلبه کنه
واین خدای شماست که براین نابرابری صحه میگذارد ویا اندیشه ای که تخدیر نماينده وضعیت موجوداست .البته شاید داستانهای اینچنینی برای دلداری کسیکه تصمیم به خودکشی دارد قابل هستماع باشه ولی برای کسانیکه در فلاکت وبدبختی درگیر هستند ازمنظری نمکی برزخم کهنه !
این موضوع باشد بعدا مفصلا در موردش بحث خواهیم کرد

105:

قطعا تاثیر خواهد داشت...نمونه همین فیلمی که معرفی کردم که بر پايه داستان واقعی هم هست!!!

اما دوست من ،نکته پايه ی تر این هست که حقوق انسانی به رسمیت شناخته شه نه اینکه نظر سایرین چند % در تصمیم گرفتن یا عملی کردن این تصمیم موثر هست...حرف من فراتر از موضوع خودکشی تنهاست...


106:

چرا فضای دینی خودم.

..........

یعنی دین و دستورات خدا فقط برای من تعریف شده؟

من خیلی واضح نظرمو در این باره فرمودم گرفتن جان انسان بصورت عمدی بزرگترین گناهه حالا به هر دلیلی که باشه

107:

مطالب شما بسیار متین و زیباست
حالا من اگر بخوام دین و شرع را به وسط بکشم دوستان شاکی میشن
نباید تابع دستورات خدا باشیم در قبال این کار؟
صرفا از دوستورات خدا باید سرپیچی کرد؟

108:

هم برداشت ها از مسائل دینی متفاوت هست و هم اصولا شاید کسی باوری به دین و خدا نداشت یا خدا رو به طور شخصی تعریف کرده بود...خلاصه به دور از بحث گناه بودن خودکشی خواست به قضیه نگاه کنه...


109:

اما نکته ای در مورد این قضیه خودکشی با منطق دینی احساس میکنم تناسبی ندارد بنابراین ابتدا قبل از هرنتیجه گیری ازدینداران عزیز سوالی دارم :
آیا مرگ انسان با اراده خداوند انجام میشود ؟(همانطور که میدانیم وقتی عجل وموعد مرگ یکی میرسد خداوند مامور ویژه اش (عزرائیل) را برای این امر میفرستد )

110:

خب پس اتانازی (درمان نهایی) هم یک شیر دیگر هست

111:

خودمم دقیق نمیدونم ربط اینهایی که فرمودم با اوتانازی چی بود
ولی احتمالا همانی هست که شما فرمودید

112:

البته اسم این تایپک را ویرایش کنید بهتره احتراما
بخاطر اینکه خیلی از این بحث دور شدیم

مثلا بزارید
مرگ انسان به دست کیست؟

113:

انسان همانگونه که زندگی میکند به همان نحو هم به ان پایان خواهد بخشید .


و بنظر من چگونه زندگی کردن مهمتر از چگونه پایان دادن به ان هست .



یا به قولی پیشگویی بود که میفرمود به من بگوئید که چگونه زندگی میکنی تا اینده تان را بروشنی در پیش رویتان برنامه دهم .

اگر همواره در حال فرار بوده باشیم بیشک در ان وقت هم این گزینه انتخاب ما خواهیم بود .


114:

درود اونارشي گرانقدر
ممنون از پاسختون
حالاشما فرض بگيريد بنده قصد خودكشي دارم آيا به رسميت شناختن يا نشناختن
شما مي تواند توفير چنداني در بالفعل در آمدن اين هدف بنده داشته باشد ؟
حال فرض بگيريد بنده يك نوجوان نو پا هستم (فرض بگيريد ميانگين سني 16 سال)
تقي به توقي مي خورد و تمام روزگار دنياي شانزده ساله ام به هم ميريزد آيا با
اين هستدلال شما اولين جرقه هاي فعل خودكشي در ذهن من نوجوان حادث
نخواهد شد؟
با توجه به اينكه من و شما سعي داريم امر خودكشي را يك امري طبيعي جلوه دهيم
تصور نمي كنيد اين ديدگاه مي تواند بر ذهن خيلي عظيمي از افراد تاثيرات ناموزوني
به جا بگذارد؟
حال يك سئوال ديگر:
كساني كه قصد خودكشي دارند پايه ا چه نيازي به جهت قبولاندن اين فعل
از جانب ديگران دارند؟
نوشته اصلي بوسيله Anarchy نمايش نوشته ها
و البته همه اینها به معنی تشویق و ترغیب و عدم کمک یا سعی برای بازگرداندن روحیه فرد آسیب دیده نیست...

115:

برای اون فرد هیچ توفیری نداره...بحث من اما این نیست!! بحث من فقط و فقط همون جمله فیلم "دریای درون" هست و بس.....

زندگی یک حق هست نه یک اجبار...


116:

شرمنده من اين فيلم رو نديدم
ولي جمله آخرتون رو قبول دارم

117:

چگونه میشود امری را که در محدوده هستحقاقی ما نیست در ان وارد شویم ؟!.


این مثل مانند این هست که طلبی را به ناراوا از کسی طلب مینمايند و ما از راه برسیم و بگوییم که بگیرید شما این حق را دارید .


ایا این عمل برابر با مشارکت ما در ان موضوع نخواهد بود ؟.



نوشته اصلي بوسيله anarchy نمايش نوشته ها
چرا ما باید کسی رو که نمیخواد وادار به کاری کنیم یا بالعکس؟
ایا این سئوال درست هست ؟.


وقعان چگونه میشود کسی را که قصد این کار را دارد به الجبار وادار به پذیرش حکم خود کنیم ؟.


118:

درود kavoush گرانقدر
من تصور مي كنم ماها خودمون در جايگاه خودمون هر كدام ملك الموتي براي
ديگران محسوب مي شايشانم!
با اين مزمون كه ما انسانها به نوعي وسيله اي براي مرگ همديگر حساب ميشايشانم!

119:

میدانید دیلک عزیز
دربطن دیدگاه دین جون جان را هدیه ای هست از طرف جان آفرین ! بنابراین دخالت در این حوزه ازجمله خودکشی ،گناه محسوب میشود بنابراین با این جمله زیبای اونارشی عزیز :
زندگی یک حق هست نه یک اجبار...

که مورد توافق شماهم قرارگرفت ، تعارض پیدا میکند ؛و مرگ هم حقی میشود اجباری! که تنها خالق میتواند وقت اونرا تعیین کند .واگر انسانی توسط انسانی دیگر به قتل میرسد اونهم مصلحت جان آفرین هست که زیر نظر ملک الموت غیرمستقیم اجرا میشود

120:

خوب اين درست ولي
هستدلالي كه من از اين موضوع داشتم مطلقا از كانال دين وارد اين
مبحث نشده بود.
كلا رد خود كشي لزومي بر اين ندارد كه حتما از كانال درون ديني
به اين موضوع نگاه كنيم (چه بسا ادعاهاي ديني هم هستدلالهاي
خاص خود را داشته باشد و لزوما نمي توانند بي پايه تعريف شوند)ولي
اونچه كه بنده عرض كردم يك هستدلال شخصي بود نه صرف ديني.

121:

بله برای فردی که تصمیم به خودکشی گرفته تفاوت چندانی نداره ..

ولی برای کسی که مستعد به انتخاب این راهه ..

این خیلی تاثیر گذاره که دیدگاه عمومی به این موضوع چی باشه! البته اگه تنها در یک جزیره زندگی نکنه!

در جواب جمله ی نقل شده از فیلم مورد نظر شما...مولانا هم میفرمایند:
نه به خود آمدم اینجا که به خود باز روم^^^^ اونکه آورد مرا باز برد تا وطنم

122:

سوال پیش میاد:
مالکیت جان آدمی از اون کیست؟آیا انسان خودش مالک جان و حیات خودشه؟
اگر هست ..

چطور؟ چه دلیلی برای این ادعا وجود داره؟
اگر نیست چطور حق داره در موردش تصمیم بگیره؟

123:

پس کی مالکشه؟
میخواهید بگید خدا
خدا مالکه همه چیز هست
من جمله خودکار توی جیب شما
پس شما نباید اون رو بشکونید چون مالک حقیقیش نیستید

124:

بله من با هستدلال شما بحثی نداشتم ودر این جستار هم در پی تائید عمل خودکشی بصورت موضوع عام نیستم ووبطور عادی خودکشی را میشود نوعی ضعف فرد درمقابل مشکلات تلقی نمود وقباحت عمل خودکشی از هرمنظری قابل تائید هست اما سعی نمودم شرایطی که عمل آتانازی را ویژه واستثنائی وتا حدودی قابل توجیه میسازد را بیان کنم .


125:

پس اگر برای خودش نیست پس برای کی هست؟
دلیل؟
کسی که میگه جان آدمی برای خودش نیست دلیل باید بیاره
دلیل من این هست که چون جان در اختیارش هست پس مالکیتش هم از اون خودش هست.
شما خودکاری رو در دست من ببینی همین که در دست من هست اون خودکار برای من هست مگر اینکه خلافش ثابت بشه
حالا شما خلاف این رو ثابت کن

126:

در ضمن اگر خداباور هستید..

بله خودکار داخل جیبتون رو اگه بی دلیل و به عمد بشکنید باید به خدا جواب بدید..

طبق آموزه های مذهبی این کار اسرافه چون مانع از رسیدن خودکار به کمالش شده!

127:

سوالات جالبی بود که جوابش میتواند در نتیجه گیری از این بحث کمک کند!
که البته جواب کاملتر وعمیقتر میطلبه !

128:

فرض کن با دلیل شکستمش
خودکاره کار نمیکرد یا چشمم رو کور کرده بود یا هزار دلیل دیگه
مجاز هستم بشکنمش؟
در مورد بدن هم کار نمیکنه داره اذیتم میکنه زجرم میده پس مجازم که از بین ببرمش؟؟؟

129:

اما من هستد لال دیگری دارم
اگر خداباور باشید نه این خودکار مال شما نیست !
این امانتی هست که به شما سپرده شده هست که اگر امین خوبی باسید پاداش میگیرید وگرنه سخت مجازات میشوید وهمچنین هر وقت اراده کرد بی اختیار شما ،امانت از دست شما توسط مامور ویژه گرفته میشود بدون هیچ توضیح واعتراضی !

130:

عزیزم شما دور نزن..

من سوال پرسیدم! جواب ندارید بازی های قدیمی رو ادامه ندید.
پس اگه شما توی یه خونه ی اجاره ای مستقر باشید چون در اختیارتونه میتونید منفجرش کنید! شما حتی حق ندارید اگه خونه رو مسکونی اجاره کردید اداخلش کار تجاری بکنید!
لطفا بگید مالک جان آدمی کیست؟ اگه نمیدونید هم سوال رو با سوال جواب ندید..

البته شاید شما خودت به خواست و اراده ی خودت و به دست خودت زاده شدی..پس مالک جان خودت خودتی!

کسی که میگه جان آدمی برای خودش نیست دلیل باید بیاره
خوب این یعنی چی؟ کسی که میگه مالک جان آدمی خودشه هم باید دلیل بیاره!
ولی من سوال پرسیدم و تز ندادم مثل حضرتعالی.


131:

دو تا سئوال از محضر دوستان گرامي
به رسميت نشناختن خودكشي چه خدشه اي به اين عمل
اين افراد وارد مي كند؟
و به رسميت شناختن خودكشي چه خدشه اي (احتمالي )بر
كيفيت زندگي امتان وارد مي كند؟

132:

بله یه خودکار وظیفش نوشتنه ..

اگه نتونه ادامه بده دیگه فایده ای نداره منطقا..

البته کسانی هستند که باهاش کار دستی درست میکنن یا هستفاده های مختلف مثل هستفاده به عنوان سر اهم متر یا در گلسازی به عنوان خودکار بدون جوهر و یا حتی باهاش میشه حباب درست کرد!
ولی خوب من هم وقتی خودکار ننویسه میندازمش دور..

و البته شاید میشکنمش...

خرده ای هم بهش نیست..

خودکار به خاطر مشکلش از کمال باز مونده و یا به کمال خودش رسیده و تموم شده.
حالا سوال ..

کمال ادمی چیه؟ آیا با بدن بیمار میشه بهش رسید یا خیر؟

133:

دور نزنم؟
چرا بدن من رو به خانه اجاره ای تشبیه میکنی؟
بدن من برای خودم هست چون سود و منفعتش برای خودم هست نه کس دیگه
من دستم رو قطع کنم یا اسیب بهش بزنم خودم درد رو احساس میکنم نه کس دیگه
همین که میگم بدن من دست من سر من یعنی مالکش من هستم
ولی خانه اجاره ای رو نمیگی خانه من میگی خونه صاحبخونه.

در ضمن یک حرف منطقی زدم من
هر چیزی که در دست من هست مال من هست
پیش قاضی بریم و شما ادعا کنید که این خودکار که دست این آقاست برای من هست قاضی از من مدرک نمیخواد از شما مدرک میخواد

134:

اگر تمام شدن خودکار و ننوشتنش یعنی به کمال رسیدنش پس مریض شدن و بیماری لاعلاج هم یعنی به کمال رسیدن بدن جسمی من
سپس اون دیگه در مسیر کمال نیست و نقصان هست و ضرر برای اطرافیان

135:

پس برای خدا باور ها بحث بر سر این تمام هست.
تخت هیچ شرایطی خودکشی مجاز نیست.
پس بحث برای چی هست؟
بی خودی کیبرد رو مستهلک میکنم؟

136:

اقای عزیز..

صحبت در مورد اینه که چیزی که در اختیارمونه آیا حتما مال ماست یا خیر..

درسته؟
شما میگید هرچی در اختیارتونه مال خودتونه...من میگم خانه ی اجاره ای مگه در اختیار شما نیست؟ هست یا نیست؟
وقتی میخوای کسی رو دعوت کنی به خونه ی اجاره ایت میگی تشریف بیارید خونه ی صاحب خانه در خدمتتون باشیم؟ (بر پايه همین جملت " همین که میگم بدن من دست من سر من یعنی مالکش من هستم")
شما در خانه ی اجاره ای بسته به شرایط اجاره حقوقی دارید ولی حقوی هم ندارید!
حق دارید ازش هستفاده کنید..

ولی یک سری حقوق هم ندارید...
نمیتونید بکوبیدش و بسازیدش..

نمیتونید توش تیغه بکشید..

نمیتونید توش مدرسه راه بندازید..

هرچی در برنامه داد اوومده همونه..

غیر از اینه؟
این مثال من برای نفی این پیش فرض زیبای شما بود که هرچی در اختیار منه من مالکش هستم..

خیر این پیشفرض نادرسته...
متوجه شدید؟

137:

باشه توی اون مثال خانه اجاره ای سود و ضرر منزل برای صاحبخونه ست درسته؟
چرا سود و ضررش برای صاحبخونه ست؟
چون صاحبخونه مالکش هست
برای بدن من چی؟
سود و ضررش برای کس دیگه هست؟یا برای من هست؟
معلومه برای من هست چون من مالکش هستم

138:

من به خاطر بد صحبت کردنم از آقای فری من صمیمانه معذرت میخوام و ازشون خواهش میکنم به تبادل نظر در این تاپیک ادامه بدن..

من شرمندتونم فری من عزیز.


139:

دوست محترم این بحث برای چیست ؟.

میخواهید چه چیز را به اثبات برساند ؟ .

ایا در انتظار این هستید که کسی شما را برای این کار تائید کند ؟! .

اگر شما برای خود کشی بروی پلی رفته باشید و بخواهید خود را انجا پرت کنید دیگر به اطراف نگاه نخواهید کرد که چه کسی شما را میبند یا نمیبیند .

شما کار خود را میکنید بی انکه به کسی و یا چیزی اهمیت بدهید مگر اینکه بخواهید جلب توجهی داشته باشید که در ان صورت این نشان میدهد که شما چنین قصدی در ابتدا نداشتید .



هنگامی که بطور قطع تصمیمی گرفته میشود اگر من و یا تمامی اشخاص در اطراف شما در همان حال به شما این حق را ندهند ایا برای شما اهمیتی خواهد داشت ؟.


140:

چرا سود و ضرر برای صاحبخونست؟
اگر اجاره ای دریافت بکنه بله..

سود داره..ولی مستاجر هم داره زندگی میکنه اوونجا ..

پس نفع میبره..

یا حتی ممکنه مشغول کاسبی و یا تولید باشه..

اینطوری خیلی روشن تر میتونید حس کنید که مستاجر دار هاز ملک سود میبره..

درسته؟
در حسابداری میگیم ما کالا یا خدمات رو وقتی میخریم که قیمتش از ارزشش کمتر باشه!..

پس چون مستاجر داره اجاره رو میپردازه داره سود میبره..

چون ارزش موندن در اوون محل از حق اجاره ای که میپردازه براش بیشتره پس تمایل به موندن داره..

در غیر این صورت که مشکل مغزی نداره که اوونجا بمونه و بای یه خونه ی داغون کرایه ی یه پنت هاوس رو بده!
حالا شاید صاحبخونه اجاره ای از مستاجر نگیره..

مثلا در کشورهایی هستند که دولت خونه رو به زوجهای جوان برای چند سال ابتدایی زندگی رایگان میده...
یا مثلا یه آدم پولدار نیکوکار هست که بدون هیچ چشم داشتی میاد خونش رو به یه خانواده اجاره میده...

حتما قبول دارید که حداقل یه مورد در کل این دنیا به این شکل ممکنه وجود داشته باشه..

درسته؟
حالا سوال ..

شما سوار تاکسی میشی..

تاکسی به شما منفعت میرسونه..

شما رو به مقصدت میرسونه..

حتی ممکنه مثلا پول خرد نداشته باشه و شما رو رایگان به مقصد برسونه..

درسته؟ آیا شما مالک تاکسی شدی چون بهت سود رسونده؟
راننده ی کامیون که روی ماشین کس دیگری کار میکنه..

ایا پول و منفعت به دست نمیاره؟ ایا اوون مالک ماشین میشه وقتی داره منفعت ازش به دست میاره؟

141:

دوست گرامی ام البته جواب سئوال در خود سئوال نهفته هست .

اما قبل از ان ایا میشود بر چیزی که ناصحیح و نادرست هست مهر تائید زد ؟.


142:

یه اشکلال دیگه به حرفت دارم
ولی بسه
دیگه بحث نمیکنم

143:

من از شما معذرت میخوام..

بله طرز صحبتم درست نبود..

منو ببخشید فری من عزیز
پست رو ویرایش میکنم

144:

به خاطر رنجوندن شما..

من هم دیگه در این تاپیک پست نمیزنم

145:

چرا دوست عزیز
ما دوستانه به فرمودگو نشسته ایم و گاهی این پرسش و پاسخها دریجه ای بر روی ما میگشاید .
برنامه نیست که فرموده ی ما را همه در بست بپذیرند .
چیزی که اینجا حاکم هست هستدلال هست و نیز کوششی برای روشن شدن نقاط ضعف و یا قوتی که در مرحله اول شاید بنظر نیایند .


ارزومندم قدری پر تحملتر در این فارمها حضور داشته باشید گرامی

146:

خواهش دارم دوست عزیز
من واقعا قصد دعوا یا بذله گویی ندارم
فقط دوست داشتم شرکت کنم و جواب بگیرم
دوست دارم اونقدر اشکال بگیرم تا جوابی دستم بیاد که اشکالی بهش گرفته نشه
که فردا این مسئله رو میخواهم جایی مطرح کنم به همه اشکالاتش وارد باشم

نوشته اصلي بوسيله momo88 نمايش نوشته ها
چرا سود و ضرر برای صاحبخونست؟
اگر اجاره ای دریافت بکنه بله..

سود داره..ولی مستاجر هم داره زندگی میکنه اوونجا ..

پس نفع میبره..

یا حتی ممکنه مشغول کاسبی و یا تولید باشه..

اینطوری خیلی روشن تر میتونید حس کنید که مستاجر دار هاز ملک سود میبره..

درسته؟
در حسابداری میگیم ما کالا یا خدمات رو وقتی میخریم که قیمتش از ارزشش کمتر باشه!..

پس چون مستاجر داره اجاره رو میپردازه داره سود میبره..

چون ارزش موندن در اوون محل از حق اجاره ای که میپردازه براش بیشتره پس تمایل به موندن داره..

در غیر این صورت که مشکل مغزی نداره که اوونجا بمونه و بای یه خونه ی داغون کرایه ی یه پنت هاوس رو بده!
حالا شاید صاحبخونه اجاره ای از مستاجر نگیره..

مثلا در کشورهایی هستند که دولت خونه رو به زوجهای جوان برای چند سال ابتدایی زندگی رایگان میده...
یا مثلا یه آدم پولدار نیکوکار هست که بدون هیچ چشم داشتی میاد خونش رو به یه خانواده اجاره میده...

حتما قبول دارید که حداقل یه مورد در کل این دنیا به این شکل ممکنه وجود داشته باشه..

درسته؟
حالا سوال ..

شما سوار تاکسی میشی..

تاکسی به شما منفعت میرسونه..

شما رو به مقصدت میرسونه..

حتی ممکنه مثلا پول خرد نداشته باشه و شما رو رایگان به مقصد برسونه..

درسته؟ آیا شما مالک تاکسی شدی چون بهت سود رسونده؟
راننده ی کامیون که روی ماشین کس دیگری کار میکنه..

ایا پول و منفعت به دست نمیاره؟ ایا اوون مالک ماشین میشه وقتی داره منفعت ازش به دست میاره؟
در اون مثال خانه اجاره ای سود و ضرر هستفاده از خانه به نفع مستأجر هست
ولی خود شاکله خانه
حود بنای ساختمان؟
اگر نابود بشود ضرر اصلی رو صاحبخونه میکنه و بیشترین ضرر رو
اگر بگید که مستأجر هم ضرر میکنه چون باید بره یه خونه دیگه پیدا کنه
من میگم ضررش قابل توجه نیست چون میتونه بدون از دست دادن چیزی از اونجا پاشه و یه خونه دیگه رو اجاره کنه
ولی صاحبخونه ضرر کرده چون چیزی رو از دست داده و جایگزینش چیزی نداره
در مورد بدن من خیلی ها از اون سود میبرند درسته؟
رئیس من از کاری که با دستم و فکرم و سلیقه م میکنم سود میبره
پدر من از کاری که من با پاهام و دست هام براش انجا میدم سود میبره
ولی اگر من نباشم بدن من از بین بره برای بدن من جایگزین هست
رئیسم میره و یه ....

هستخدام میکنه
پدرم میتونه برادرم جای من رو بگیره
ولی برای خودم چی؟
من بدنم رو از دست دادم و چیزی جایگزینش برای من نشده


نوشته اصلي بوسيله momo88 نمايش نوشته ها
به خاطر رنجوندن شما..

من هم دیگه در این تاپیک پست نمیزنم
ببخشید دوست عزیز خاطر شما رو هم رنجاندم
من از این کم تحملیم عذر خواهی میکنم
رنجیدگی من برطرف شد
ممنون

147:

منم با شما موافقم

148:

حیات آدمی اولین و عظیم ترین نعمتی هست که خداوند اون را برای رسیدن به تکامل و صعود به قلّه های رفیع و عالی معنوی به انسان عطا فرموده هست.

ازاین رو نه تنها دیگران نمی توانند صدمه ای به این نعمت الهی وارد سازند، بلکه خود شخص نیز به هیچ عنوان حق ندارد اون را از بین ببرد و بر وی واجب هست پیوسته از جان خویش پاسداری و محافظت کند.

مالک اصلی انسان خداوند متعال هست و نفس انسانی امانت الهی هست؛ از این رو باید از این امانت خوب محافظت کرد و از بین بردن اون خیانت در امانت الهی هست.


149:

اين فرموده شما بسيار متين و به جاست و من هم به اون از صميم قلب و جان اعتقاد دارم،‌لاكن در نظر بگيريد شخصي را كه از رنج و تعب بيماري زجر مي كشد و لذتي - هيچ گونه لذتي - از دنياي پيراموتش نمي تواند ببرد، در اين صورت چه؟
ما در اينجا با يك تضاد مواجهيم:
همه ي كائنات و مخلوقات ملك خداوند هست و هيچ كس حق تصرف و دخالت ندارد.
از طرفي ممكن هست كسي از بيماري رنج ببرد، بيماري اي كه هيچ علاجي هم ندارد.


150:


قبل از هر اقدامي در گام نخست به بيماراني كه به مرض هاي سخت و لاعلاج مبتلايند توصيه مي شود با تقايشانت روح و روان خايشانش ضريب تحمل وجودي را ببالا برند تا رنج و تعب كمتري احساس نمايند از اين گذشته تاكيد مي شود كه تحمل رنج و درد موقعيتي براي تقرب به خداوند ، پالايش روح و تزكيه نفس آدمي هست.
خداوند مي فرمايد هيچ كس جز به فرمان خداوند نخواهد مردكه اجل و وقت مرگ هر كس در لوح قضاي الهي ثبت شده هست.

151:

خواهش میکنم دوست عزیز..

من باز هم عذر میخوام.
در مورد صحبت شما..

ببینید نباید منحرف بشیم.
بنده پرسیدم آیا ما مالک هستیم یا خیر..
شما فرمودید من مالک هستم چون در اختیار منه..

مثل خودکار داخل جیب.
بنده مثال جانه ی اجاره ای رو زدم..

تا بدونیم که صرف در اختیار بودن مالکیت نمیاره.
بعد شما بحث سود و منفعت رو فرمودید
من هم مثالهایی زدم که بحث منفعت هم مالکیت نمیاره
الان شما میفرمایید که ضرر و زیان موجب مالکیته...
قبل از اینکه چیزی بگم..

ازتون میخوام اگر واقعا و واقعا دنبال جواب هستید از اهل این کار بپرسید..

امروزه تمام مراجع دینی در ایران وبسایت دارن و میتونید ازشون سوالات خودتون رو بپرسید ...

چون شما دنبال حقیقت هستید این رو میگم.
بنده هم مدعی نیستم که میتونم جوابگوی اینطور سوالات شما باشم..

شاید حتی با پاسخهای نسنجیده موجب گمراهی شما بشم ..

مثل تاپیک دیگری که خودم راه انداختم ولی خودم رو دارای صلاحیت برای نظر دادن در اوون ندونستم...

اصولا من معتقدم مسائلی هست که نمیشه همینطوری الکی در اوونها نظر داد...

ممکنه با اشتباه اوضاع رو بدتر کنیم.
##################################

ببینید این بحث ضرر و زیان و مستاجر و تخریب بنا اینها همش مثال هستند..

اگه اوون ملک یه اسایشگاه سالمندان باشه که 20 سال در اختیار یه یه عده افراد ناتوان بوده و امروز خراب بشه..

کی ضرر میکنه؟ اگه یه مغازه دار که مدت زیادی در یه مغازه برای خودش اعتبار کسب کرده و داره با این اعتبارش نون میخوره ...

مغازش تخریب بشه..

حتی اینکه مالک حقوقی اوون مغازه نباشه ..

ایا ضررش کمتر از مالک حقوقی اوون مغازست؟
در کل اینطوری بحث خیلی منحرف میشه..

شما اگه خودت رو خدای ناکرده بکشی در حالی که رهبر یه عملیات مهم در جنگ جهانی اول هستی..

کی ضرر میکنه؟ شما اگه حاوی اطلاعات بسیار مهمی برای نجات میلیاردها انسان باشی..

اگه خودت رو بکشی..

کی ضرر میکنه؟
در کل اینطور بحث ها فایده نداره و تا همینجا هم تاپیک منحرف میشه..

رئیس اگر کارمندش تمام اطلاعات مهم و کارهای کلیدی کارخانه رو انجام میداده براش..

آیا با از دست دادنش ..

فقط کارمند ضرر میکنه؟
کارخانه ای قانونا و شرعا مال فرد خاصیه..

این میاد میگه میخوام تعطیلش کنم ..

میخوام تبدیلش کنم به انبار..

تمام کارگرا و کارمندا اخراج..

اینها که قانونا مالک نبودند..

بودند؟ آیا ضرر نمینمايند؟
برعکس همین هم میشه...

ممکنه کارخونه به هر دلیلی کار کردنش برای مالک نصرفه..

یعنی این آقا داره ضرر میده..

ولی مثلا کارمند اخراج نشه و حقوقش رو بگیره..

این یعنی کارمند سود کرده...

خوب ولی قانونا هنوز آقای صاحب کارخونه مالکه..با این تفاسیر آیا این درسته که سود و زیان رو با مالکیت مرتبط کنیم؟
اگر بیایم مثالهای دم دستی بزنیم ..

خوب نمیتونیم به نتیجه امیدوار باشیم..
در مثالهایی که فرمودم باز هم متضرر شدن نمیتونه دلیل بر مالکیت باشه.
#################################

فکر میکنم اینطوری داره بحث منحرف میشه..

بنده دیگه این صحبت رو ادامه نمیدم..شرمنده فری من عزیز


152:

اون مثال شما رو میشه اینطور رد کرد
برای اثبات مالکیت خب چند تا روش هست
یکیش اینکه در اختیار من باشه
بتونم بگم مال من
و سود و ضررش برای من باشه
اون آسایشگاه رو نمیشه ناقض مالکیت دونست چون شخص سالمند درسته ضرر میکنه ولی نمیتونه بگه خانه من ملک من؟
درسته؟

153:

مشکل ما اینه که همه چیو به هم ربط میدیم و خودمون رو بالاتر از خدای خالق میدونیم

154:

ظاهرا همه دارند ازاین بحث فرسایشی پس میکشند ومن هم آتشی برخرمنش !
در مورد اون بحث مالک ومستاجر نکته ای هست که دوستان متوجه نیستند واون اینست مستاجر در این رابطه هیچ هست یعنی خودش هم به مالک متعلق هست اون نه درملک ونه درجسمش هیچ ادعائی ظاهرا ندارد این رابطه بندگی را به جائی رساندند که نفس کشیدن هم باید برای او ( خالق) هست بنابراین این بحث شما به بن بست میرسد...


155:

بحث فرسایش نبود
بحث بر سر این بود که آیا انسان مالک بدن خودش هست تا بتواند برای از بین بردن خودش تصمیم بگیرد؟
طبق ایدئولوژی خداباوران نه انسان این ملکیت را ندارد پس مبحث مجاز بودن خودکشی بالکل باطل هست.
و اما طبق دیدگاه بی خدایان مالکیت بدن اگر در اختیار فرد نباشد پس در اختیار چه کسی هست؟
و بر پايه اختیاری که فرد بر بدن خود دارد هر وقت که اراده کرد میتواند بدنش را از بین ببرد

156:

وهمچنین این بنده بی مقدار در مردن خود نیز اراده ای ندارد وساعت مرگ وی نیز از طرف جان آفرین تعیین میشود !
اما دوباره سوالی برای من هم پیش آمد اگر مرگ این بنده توسط ملک الموت ( عزرائیل ) اجرا میشود آیا در مراسم مردن به روش خود کشی آیا ایشان نیز نقش یا تشریف دارند تا فرد را به درک واصل نمایند ! منظور اینست که میگویند هرکسی به بهانه ای توسط عزرائیل جانش گرفته میشود پس شاید مردن فرد به روش خودکشی سرنوشتی هست که عزرائیل تعیین کرده هست ؟!آیا شما طور دیگر فکر میکنید ؟؟؟؟

157:

بله با منطق دیندار اصولا انسان نه صاحب جسمش هست ونه روحش ومن این را بیشتر تعمیم میدهم واین بندگی را بیشتر مفرطش میکنم وادعا میکنم حتی اراده ووقت مردن انسان نیز دست خودش نیست ومراسم مرگ دروقت مقرر توسط عزرائیل اجرا میشود اگر از دینداران نظری غیر از این دارند بگویند ! همین !واز اون قسمتش هم اطلاعی ندارم که وقت مرگ کسی با خالق هماهنگ میشود یانه ویا اینکه خود حضرت عزرائیل شخصا در این مورد تصمیم میگیرند ومستقل عمل مینمايند واختیار تام دارند

158:

ولی من داستان هایی شنیدم که بعضی از عرفا وقت مرگ رو خودشون تعیین مینمايند
در ذهنم کمرنگ داستانی هست که یکی از عرفا در جواب شخصی برای اثبات حرفی فرمود ببین
و سرش را روی کوله اش گذاشت و جان سپرد

159:

دوست عزیز کاوش گرامی
خواهشن تاپیک را به حاشیه نکشانید .

اگر این سئوال بطور واقع برای شما مطرح هست میتوانید در تالار مذهب ان را عنوان فرمائید
با تشکر .


160:

دوست عزیز باتوجه به اینکه موضوع جستار خودکشی ودراصل انتخاب مرگ توسط شخص هست بنابراین به نظرم نوشتار من دقیقا متمرکز برحول خوش همین موضوع جستاربود...
-اینکه آیا فرد اختیاردارد وقت مرگ خویش را تعیین کند !؟
-واینکه اگر وقت مرگ توسط جان آفرین تعیین میشود واراده ای در اون نیست پس گناه مطالعهاون متناقض هست ؟!
-در نهایت جمعبندی موضوع واثبات این نکته با این هستدلال که هیچ گناهی از نظر دینی در خودکشی نباید باشد !! ( میتوانیم در آرامش کامل دست به خودکشی بزنیم زیرا عزرائیل در کنار ماست )...
علیرغم این حرفها باز اگر شما مدیر این مجموعه تشخیص داده واصرار دارید ادامه این موضوع درست نیست ماهم رعایت میکنیم وطبق دستورالعمل اگر توفیق حاصل شد این سوالات خویش رابا خود کول کرده وبه قسمت دیگری منتقل میکنم

161:

دوست گرامی
به رسم ادب قبل از هجرت از این قسمت وبا اجازت مدیر محترم ،واینکه نوشته شما بی جواب نماند باید عرض کنم :
درمورد همین نحوه خودکشی من هم در مورد یکی از نهیلیستها ( فکر کنم ونکوک باید باشد زیاد مطمئن نیستم )چیزی شنیده ام که گویا ایشان در جمع هواداران خود بدون کمک گرفتن از دست یا چیز دیگر تنها با حبس کردن ارادی نفس اش دست به خود کشی میزند ...
اما موضوع لاینحل من این هست به نظر شما آیا در مردن ایشان به این شکل آیا حضرت عزرائیل نقش داشت یا نه ؟
واینکه فردی بدون اجازه ودور از چشم ایشان میتواند دست به انتهار بزند یانه ؟
به هرحال مصلحت دیده شد جواب این سوال را در جای دیگری پیگیری کنیم

162:

درود realworld_but گرامي
سپاس از پاسختان
البته پر واضح هست كه تمام اين هستدلالها نسبي هستند
ولي به هر صورت براي رد يا قبول هر سخني بايد يك پاسخ
مستدل ارائه شود شخصا تا به اينجاي بحث به غير از محق بودن
شخص براي بقا يا مرگ ، جواب ديگري دريافت نكرده ام
براي همين هم برايم اين سئوال ايجاد شده كه پايه ا براي خودكشي
چه سندي قابل اعتبار و اطميناني لازم هست كه فرضا كسي كه
قصد خودكشي را دارد حاشيه امنيتش بربرنامه باشد!؟
وقتيكه اگر من نوعي قصد خودكشي داشته باشم به سادگي آب خوردن
اين كار را انجام خواهم داد و هيچ احدالناسي هم ياراي جلوگيري از
اين فعل را نخواهد داشت چه توفيري دارد كه فرضا در ذهن شماي نوعي
در مورد خودكشي چه مي گذرد!
به نظر مي آيد تاكيد براي رسميت بخشيدن به اين فعل بيشتر براي
زنده گان و اونها كه مشكلي ندارند كاربرد داشته باشد تا اونها كه به نكته
هستيصال رسيده باشند!

163:

سلام مجدد
من خودم كه از معلومات نمي ترسم
شايد همون طور كه فرموديد گذشته دليل اين ترس باسه

164:

خودكشي پايان راه نيست ....



اصولاً پاياني وجود ندارد ...



موضوع مهم ، درك اين مطلب هست ...


165:

مرگ حقه ولی اگر برنامه بود با هر نا ملایمتی ادم دست به خودکشی بزنه مرگ وزندگی دیگه بی معنی می شد همه چیز در جای خودش ووقت خودش زیباست وخداوند خودش هر جور مصلحت بدونه همون می شه
تازه خیلیا که خودکشی می کنن اگر از بحث عذاب آخرتش بگذریم تو همین دنیا هم قبل از مرگ پشیمون ونادم از کارشون می شن واین خودش نشون می ده اصلا کار خوبی نیست

166:

والا چی بگم در این نوع زندگی ها یه جورایی آدم ازنظر جسمی و روحی به بن بست می رسه شاید خودکشی بهترین راه باشه البته شاید .


چون در حالت بیماری های سخت که طبعا به زور دوا و دارو می تونه طرف یه مدت دیگه ای هم زنده باشه مثل مرده ی متحرک می مونه .وفقط باید منتظر از بین رفتن تحرکات جسمیش باشه وگرنه از نظر روحی و روانی مرده حساب می شه .

البته این نظر شخصی منه شاید اشتباه کنم .


167:

در گشت و گذاری در نت به طور تصادفی به واقعه ای برخوردم که کما بیش در راستای این تاپیک برنامه داشت و به احتمال زیاد مطالعهان برای دوستان بی بهره نیست .



( این داستان واقعی هست ولی برخی اسمها به دلایلی تغییر کرده اند )

این چند روز گذشته رو می تونم بدون تردید جز بدترین روزهای عمرم بدونم .

روزهائی توام با دلهره و هسترس و مزه مزه کردن حس تنهائی و بی رحمی حاکم بر دنیای ما و اینکه هر کدام از ما در همین زندگی عادی و معمولی که داریم فاصلمون با سقوط چقدر کمه !

راستش تو شش ماه گذشته سپس بالا رفتن سرسام آور قیمت ارز و چند برابر شدن هزینه های زندگی و تحصیل از یکسو و قطع شدن ارز دانشجوئی از طرف دیگه اعصاب بیشتر بچه ها داغونه .

برای نمونه هفته پیش سر زمین فوتبال سر یک موضوع بی اهمیت بین احمد و یکی از بچه ها که همیشه مودب و با شخصیت بود درگیری فیزیکی و کلامی شدیدی پیش اومد که بعدش اون دوستمون اومد و از من عذرخواهی کرد و فرمود احسان جان منو ببخش به خدا اعصابم داغونه ، الان بیشتر از دو ماهه خانوادم نتونستن برام پول بفرستن و دارم با قرض زندگی می کنم .....

اعصابم خیلی داغونه ! البته این موضوع در مورد اون هائی که بورسیه هستند فرق می کنه و این افراد غمی ندارند ولی موضوع ناراحت نماينده اینه که بیشتر این افراد سن بالائی دارند و به جرات می گم حوون ترینشون 45 سال سن داره و بینشون افراد بالای 50 سال زیاده .

حالا بر پايه کدوم سیاست احمقانه دولت داره روی این فسیل ها سرمایه گذاری می کنه رو نمی دونم چون سپس چند سال تحصیل و صرف مخارج سنگین در خارج وقتی برگردند به ایران عموما حول و حوش شصت سال سن دارند و عملا امکان و انرژی کار ندارند .

حالا بگذریم از اینکه طرف اومده اینجا دانشجوی دکتراست و سپس دو سال هنوز نمی تونه چهار تا جمله انگلیسی حرف بزنه !

چند ماه پیش بود که یک خانم به نام نازنین از پونا اومد تا میسور برای فوق لیسانس ثبت نام کنه .

سنش حدودا 45 سال بود و خدائی از اولش گیج می زد .

از اون تیپ آدم های ساده لوحی که همه جا سرش کلاه می گذارن و ازش سواستفاده می نمايند .

و بدتر از اون این موضوع بود که از همسرش هم طلاق گرفته بود و در واقع تو این جامعه کثیف و سقوط کرده ایرانی همه یا دنبال سواستفاده از پولش بودند یا بدنش !

این بنده خدا کارمند بازنشسته بود و به فرموده خودش برای فرار از ایران به درس خوندن و زندگی تو هند پناه آورده بود و بی اختیار یاد این جمله افتادم که جهان سوم جائی هست که امتش برای فرار از اون به درس خوندن روی می آرن .

من کمکش کردم تا در دانشگاه ثبت نام کنه و در میسور خونه اجاره کنه .

بنده خدا در پونا کلی سرش کلاه گذاشته بودند و برای خونه و وسایل خونه و ....

کلی ازش پول گرفته بودند و آخر سر هم با یک پنجم قیمت ازش خریده بودند .

البته این نازنین خانم خودش هم سر خودش کلاه می گذاشت و برای نمونه حدود دو برابر پول یک بلیط اضافه بار داده بود .

این خانم حتی زبان انگلیس هم بلد نبود و حتی توی رستوران نمی تونست سفارش غذا بده .

خلاصه من نزدیک خونه یکی از دوستانم به نام مهدی براش خونه اجاره کردم که صاحبخونه این دو نفر مشترک بود و این خانم مشغول زندگی تو میسور شد .

چند روز پیش مهدی از خونه رفته بود بیرون و موبایلش رو هم خونه جا گذاشته بود و وقتی بر می گرده می بینه صاحبخونش نگران داره دنبال مهدی می گرده و می گه بیا نازنین خانم قرص خورده خودکشی کنه !

داستان از این برنامه بود که این خانم وقتی رفته بود پونا برای گرفتن نامه انتقالی به میسور ، ظاهرا به دلیل بلد نبودن زبان یا هر دلیل دیگه کلی تیغش زده بودن و حدود 40 هزار روپیه ازش به عناوین مختلف و غیر قانونی پول گرفته بودند و وقتی بر می گرده میسور کلا براش صد دلار پول باقی مونده بود و معلوم نبود کی دوباره براش پول فرستاده می شه و از طرف دیگه رابطش با خانواده اش هم چندان مناسب نبوده و ......

مهدی هم سریع یک ریکشا می گیره و ایشون رو می بره بیمارستان .

تو بیمارستان این خانم که هنوز به هوش بوده و می فهمید اوضاع از چه قراره شروع می کنه به داد و بیداد کردن که منو ول کنین می خوام بمیرم و مهدی هم به زور می بردش داخل اورژانس و اونجا بود که این خانم از هوش رفته و سریعا منتقلش می کنن آی سی یو .

معده اش شستشو داده می شه و تحت نظارت ویژه برنامه می گیره و از اینجاست که من با تماس صاحبخانه مهدی با خبر شده و به بیمارستان می ر م .

متاسفانه به دلیل اینکه معلوم نبود چه قرص هائی خورده و تعدادشون چندتا بوده پزشکان نمی تونستند هیچ داروئی براش تجویز نمايند و فقط بهش اکسیژن وصل شده بود و دستگاه همه چیزش رو کنترل می کرد .

وقتی من رسیدم بیمارستان با کلی چک و چونه

زدن تونستم برم تو آی سی یو و دیدم که بیهوشه و ضربان قلبش هم حدود 52 بار در دقیقه بود و دکترها براش نگران بودند و می فرمودند اگر امشب رو بگذرونه زنده می مونه !

خلاصه اون شب با هزار هسترس و بدبختی گذشت و نازنین خانم زنده موند و فرداش منتقلش کردند به بخش .

اون شب رو مهدی تا صبح بیمارستان موند و فرداش همه چیز داشت عادی پیش می رفت و نازنین به هوش اومده بود و می تونست حرف بزنه و پلیس هم برای تکمیل نقل اومده بود بیمارستان و با توجه به اینکه بر پايه قوانین هند ، خودکشی می تونه تا سه سال زندان داشته باشه و برای خارجی ها هم دیپورت رو شاخشه مهدی بهشون فرمود که نازنین خانم قرص هاش رو اشتباهی خورده و پلیس هم به ظاهر قبول کرد و مساله صورتجلسه و به ظاهر تموم شده بود تا اینکه حدود ساعت نه و نیم شب صاحبخونه مهدی به من زنگ زد و با نگرانی فرمود برو بیمارستان به مهدی کمک کن .

نمی دونم چطوری خودم رو رسوندم بیمارستان و متاسفانه مهدی هم موبایلش رو جواب نمی داد .

وقتی رسیدم بیمارستان باورم نمی شد چیزی رو که داشتم می دیم .

نازنین در حالت هیستیریک و به هم ریخته ته سالن نشسته بود و داشت جیغ می کشید و از گردنش هم خون می اومد .

مثل اینکه از یک موقعيت غفلت پرستارها هستفاده کرده بود و معلوم نیست یک پیچ بلند ده سانتی و نوک تیز از کجا پیدا کرده بود و سعی کرده بود رگ گردنش رو با اون قطع کنه .

هر کس هم که نزدیکش می شد رو می زد و خلاصه بلبشوئی شده بود تو بیمارستان ! سعی کردم با حرف زدن آرومش کنم و تا حدی موفق شدم اصرار داشت که اینجا زندانی اش کرده اند و پلیس می خواد بیاد دستگیر و دیپورتش کنه .

با حالتی عصبی می فرمود همه زندگیم رو خرج کردم بیام اینجا ...

حالا دوباره برم می گردونن ایران تا گشت بهم گیر بده .

هر روز تنم بلزره ؟ خلاصه سپس چند دقیقه که باهاش حرف زدم فرمود می خوام برم هوای آزاد بخورم .

از مسئول بخش اجازه گرفتم و با آسانسور اومدیم بیرون و چند تا از سکیوریتی ها بیمارستان هم دنبالمون با فاصله داشتند می اومدند .

ساعت حدود یازده و نیم و بیمارستان خلوت بود .

حالا حساب کنید شرایط چقدر بغرنج و ما چقدر تابلو که من دارم سعی می کنم یک خانم 45 ساله رو که پوشش بیمارستان تنش و تقریبا نیمه برهنه هست و داره داد و بیداد می کنه و روی گردنش هم جای زخم و خونه آروم کنم و چند تا مامور هم دارند اسکورتمون می کنم .

البته مامورها از پشت می اومدن و نازنین خانوم متوجه نشده بود و احمد و مهدی هم پشت اون ها داشتند ما رو تو محوطه تعقیب می کردند .

به این افراد ، معدود آدم هائی که تو بیمارستان بودند رو هم اضافه کنید که یک سوژه جالب پیدا کرده و به جمع مشایعت نماينده ها پیوسته بودند .

تو این گیرو دار این موضع باعث عصبی تر شدن حالت این خانم شده بود و با زبان فارسی شروع کرده بود به داد و بیداد که چیه ؟ بدبختی من نگاه کردن داره ؟ برین گم شین و عکس العمل چند نفر از امت که خندیدند مثل کبریتی بود که باعث انفجار نازنین شد و وقتی مامورین بهش نزدیک شدند که آروش نمايند با مشت و لگد زدن فرار کرد و می فرمود می خواین منو بگیرین بفرستین ایران ؟ من نمی ذارم .

خودم رو می کشم و حمله کرد به یکی از ماشین هائی که اونجا پارک شده بود و یک بدبختی توش خوابیده بود و منتظر مریضش بود و سعی کرد شیشه یا آینه ماشین رو بشکونه ! مامورها هفت هشت نفری ریختند سرش و اون بدبختی که فقط پوشش بیمارستان تنش بود و که شامل یک ربدوشامبری می شد که چیزی در زیرش نپوشیده بود رو با وضع بدی گرفتند و بردنش به اورژانس .

من نمی دونم کدوم احمقی این پوشش ها رو برای بیمارستان طراحی کرده و کلا هدفشون از اینجور پوشش پوشوندن به مریض ها چیه ؟ خلاصه نازنین رو گرفتند و بردن بستن به به تخت و سریع بهش چند تا مسکن زدن ولی متاسفانه به دلیل اینکه اون خانم به حالت معمولی قرص های افسردگی مصرف می کرد و دو روز قبلش هم تعداد زیادی از همین قرص ها خورده بود ، مسکن ها اثر نداشت و اون هم همینطور جیغ می کشید و علی رغم اینکه دست و پاش رو به تخت بسته بودند تلاش می کرد بلند شه و صحنه خیلی دردناکی به وجود اومده بود .

حالا از اونطرف مهدی و احمد حالشون خراب شده بود و مهدی گریه می کرد و احمد هم بغض کرده بود .

با این شرایط جیغ زدن و آروم نشدن نازنین اورژانس هم به هم ریخته بود و خلاصه با همین وضعیت دست و پای بسته و فریاد کشان منتقلش کردند به اتاقش .

بدبختی هرچی آرام بخش تزریق می کردند تاثیر نداشت و همچنان شرایط بغرنج بود .



حالا از این گذشته نازنین هر پرستاری که نزدیکش می شد و رو می خواست گاز بگیره و در بین فریاد هاش که به زمین و وقت و خداهای هندی و بقیه خداهای موجود در دنیا و ادیان مختلف فحش می داد ، داد می زد دستشوئی دارم .

به دکتر فرمودم مریض می گه دستشوئی داره ولی دکتر فرمود اصلا نمی شه بازش کرد و خطرناکه .

عملا با این تقلا کردن و بالا پائین پریدنش که دست و پا هاش هم بسته بود امکان هستفاده از لگن وجود نداشت و دکتر فرمود دو حالت داره یا باید توی تختش دستشوئی کنه و تو کثافت بمونه یا اینکه پوشکش کنن .

خلاصه آخر سر دو تا پرستار زن با ترس و لرز و دور از حوزه ای که خطر گاز گرفتن داشت رفتند و پوشک تنش کردند .

دکتر فرمود باید دو نفرتون تا صبح اینجا بمونید و بالای سر مریض باشید و من و مهدی موندیم و احمد رو فرستادیم خونه .

اون شب تا صبح خیلی سخت گذشت ، بیماری که با دهن کف کرده و دست و پای زخمی و بسته و گردنی که هنوز پانسمان نشده و خونش خشک شده داره رو تخت بالا و پائین می پره و جیغ می زنه ......

یاد فیلم جنگیر افتاده بودم و بی اختیار احساس ترس کردم .

انگار شب روی ساعت ماسیده بود و وقت نمی گذشت .

احساس می کردم هیچ وقت صبح نمی شه !

تا صبح حدود هشت تا آرامبخش قوی بهش تزریق کردند و آخر سر ساعت حدود شش و نیم صبح بود که کمی آروم شد و حالا نمی دونم تاثیر دارو ها بود یا خستگی این همه دست و پا زدن که نازنین با دست و پا های قرمز ملتهب از حال رفت .

من دیگه داشتم از خستگی و فشار عصبی از حال می رفتم و برگشتم خونه .

از اونطرف ما با خانوداه نازنین که شمارشون رو از طریق موبایلش پیدا کردیم تماس گرفتیم و فهمیدیم پدر و مادرش از هم جدا شده اند و خانواده اش برای اون تره هم خورد نمی نمايند و تو این دو روز تنها مادر و خاله اش جویای حال اون بودند و برادر ، پدر ، عمو و حتی دختر بیست سالش هم زنگ نزدند که حالش رو بپرسند .

تازه چشمم گرم شده بود و حدود یک ساعت بود که خوابیده بودم که از بیمارستان تماس گرفتند و فرمودند اوضاع دوباره به هم ریخته .

برگشتم بیمارستان در حالی که سرم به شدت درد می کرد و کاملا گیج بودم و از من بدتر ، حال و اوضاع مهدی بود .

مشکل دیگه ای که پیش رومون بود هزینه سنگین بیمارستان بود که تا الان حدود سی هزار روپیه شده بود ( برای توضیح بگم که هزینه ماهانه زندگی من و خانواده ام در اینجا زیر سی هزار تا ست ) و متاسفانه خانواده اش هم نمی تونستند پول رو وارزی نمايند چون از چند روز گذشته کلیه مراودات موسسه ماليی بین ایران و هند قطع شده و بود عملا حتی صرافی ها فراخوان نمودند از ارسال پول معذورند .با سفارت تماس گرفتیم و اون ها ارجاعمون دادند به کنسول گری و کنسولگری هم فرمود به رئیس انجمن اسلامی دانشجویان میسور اظهار داشتیم داستان رو پیگیری کنه و در نهایت رئیس انجمن اومد و فرمود هیچ کاری از دست من بر نمی آد و دنبال دردسر هم نیستم .

خداحافظ .

انگار سفارت و کنسول گری هیچ وظیفه ای در مورد مشکلات اتباع ایرانی ندارند .

یکی از پزشک های بیمارستان هم تو این گیر و دار اومده می گه شما ایرانی ها همتون مشکل روانی دارید و تو ماه گذشته این سومین موردی از ایرانی هاست که می بینم .چرا مشکلاتتون رو ورداشتین آوردین کشور ما ؟ ازش پرسیدم تخصصت چیه ؟ فرمود روانپزشکم ! منم با عصبانیت فرمودم خب تو روانپزشکی و معلومه که افرادی که مشکل روانی دارند میان پیش تو .

تازه من شنیدم همه امت هند ایدز دارند ! فرمود جطور این حرف رو می زنی ؟ فرمودم بر پايه آمار ، بیشترین افراد مبتلا به ایدز در هند هستند و وقتی با سه نفر در یکماه نتیجه می گیری همه ایرانی ها روانی اند ؛ من هم نتیجه می گیرم همه هندی ها ایدز دارند .

خلاصه از سفارت و انجمن قطع امید کردیم و خانواده اش هم آب پاکی رو ریختند رو دستمون که نازنین دفعه هشته داره خودکشی می کنه ولش کنین بگذارین هر غلطی می کنه بکنه ، می خواد بمیره ، می خواد پلیس بگیردش ، یا بره فاحشه شه به ما ربطی نداره ! این دقیقا لفظی بود که از طرف خانواده این خانم نقل قول شد و ما رو حیرون و انگشت به دهان گذاشت !

از اون طرف حراست بیمارستان اومد و می فرمود باید این خانم منتقل بشه به یه بیمارستان روانی تو بنگلور و ما اینجا نمی تونیم نگهش داریم و باید تا یک ساعت دیگه تصفیه حساب کنید.

راستش تو مخمصه بدی افتاده بودیم .

از یه طرف نه پول داشتیم با بیمارستان تصفیه کنیم نه اجازه می دادن ببریمش خونه نه سفارت کمکی می کرد نه خانواده اش .

من براشون قاطی کردم که اگر اینکار رو بکنید من به سفارتمون می گم ازتون شکایت و کنه و قانونی پی گیری می کنیم .

حالا از اونطرف این نازنین خانم از صبح کاملا بیهوش بود و داروها تازه تاثیر گذاشته بودند روش .

هفت هشت نفر از بچه های ایرانی تو بیمارستان بودند و من احساس سرگیجه شدید داشتم و فرمودم بچه ها من می رم خونه چند ساعت بخوابم دوباره میام .

اومدیم با مهدی و احمد پائین که بریم خونه و داشتم سوار ماشینم می شدم که حراست بیمارستان اومد و فرمود شما تا تصفیه حساب مریضتون نباید خارج شین و باید برین با رئیس بیمارستان صحبت کنید .

برگشتم بالا و با بچه ها مشورت کردیم و در نهایت همه پیشنهاد دادند ولش کنیم بریم پاسپورتش رو بدیم به رئیس بیمارستان و بگذاریم پلیس بیاد ببرتش و نهایتا از طریق قانونی خودشون با سفارت تماس می گیرن !

همه به طرز منطقی و عجیبی بی رحم شده بودند و احساس می کردم چه مرز باریکی بین سقوط و زندگی هست .

چقدر راحت می شه یک آدم که تا دو روز پیش داشت زندگی عادیش رو می گذروند به حالی بیفته که دیگران براش تصمیم بگیرن .

تو این گیر و دار تلفنم زنگ زد و دید رئیس انجمنه ، خوشحال شدم فرمودم شاید تونسته کاری بکنه ولی وقتی گوشی رو برداشتم فرمود کجائی ؟ فرمودم جلیل جان ما رو تو بیمارستان گروگان نگه داشتند زودتر بیا یه کاری بکن! برگشته بهم می گه خب اشکالی نداره مزاحمت نمی شم فقط بچه ها دارند می رن زمین فوتبال ، یک جوری توپ و تور رو که تو صندوق ماشینت مونده برسون بهمون !

در نهایت همه بچه ها یکی یکی با شرایط روحی مختلف اتاق رو ترک کردند .

یکی گریه می کرد ، یکی ناراحت بود و بعضی ها هم بی تفاوت .

با مهدی اومدم از اتاق خارج شم و برای آخرین بار یه نگاه انداختم به نازنین که روی تخت بیهوش افتاده بود و گردنش رو هم پانسمان کرده بودند .

با خودم تصور کردم تا چند ساعت دیگه چه اتفاقی می افته ؟ پلیس میآد و شروع می کنه باهاش حرف زدن در حالی که نازنین اصلا چهارتا کلام هم انگلیسی بلد نیست .

بعدش می خوان ببرنش و اون حتی پوشش نداره و با پوشش بیمارستانه ( پوشش هاش رو یکی از بچه ها برده بود که مثلا بشوره و هنوز بر نگردونده بود ) بعد معلوم نیست از کجا چهارتا پوشش جور کنن و تنش کنن و این هم که اوضاع درس روانی نداره و احتمالا پلیس رو ببینه شروع کنه به مشت و لگد زدن و جیغ زدن و دوباره میان دست وپاش رو می بندن و آمپول می زنن و به زور می برنش .

پاهام سست شد و فقط من و مهدی مونده بودیم و هیچ کدوممون نتونستیم اینکار رو بکنیم .

تقریبا از فرط هستیصال گریم گرفته بود و دستام رو گذاشتم رو شونه مهدی و فرمودم خسته شدم ....

نمی دونم باید چیکار کنیم .

مهدی فرمود : احسان تو که از همه ما محکمتری تو اگه وا بدی که دیگه هیچی ! با هم خیلی فکر کردیم و راه حل های مختلف رو بررسی کردیم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که با صاحبخونش صحبت کنیم ببینیم قبول می کنه سی هزار تا از پول پیش خونه نارنین بهمون بده با بیمارستان تصفیه کنیم یا نه ؟ این آخرین راه حل بود و خوشبختانه صاحبخانه قبول کرد ولی فرمود الان پول ندارم .

شما بدین من بعدا بهتون می دم .

مهدی پول رو پرداخت کرد و تقریبا شب شده بود که ما رو از بیمارستان محترمانه انداختند بیرون .

سوار آمبولانس با معرفی نامه و خلاصه پرونده ای در دست از این بیمارستان به اون بیمارستان تا در نهایت در یک بیمارستان آموزشی و بسیار ارزان قیمت تونستیم بستریش کنیم .

به خانوادش و سفارت اظهار داشتیم و هزینه یک هفته بیمارستان رو هم پرداخت کردیم و شب دیروقت به خونه برگشتم .

الان زنی ایرانی در بیمارستانی کثیف و داغون در هند با دست و پای بسته به تخت نمی دونم داره به چی فکر می کنه ولی من دارم فکر می کنم اگرچه اصلی ترین مقصر مشکلاتش خودش بوده ولی این وسط نقش وظیفه دولت و سفارت در درجه اول و هموطنان و سایر انسان ها در درجه دوم چیه ؟ آدم ها چقدر در شرایط سخت بی رحم می شوند و چقدر راحت چشم ها را می شه بست .

این موضوع مال فیلم ها نیست و در نزدیکی همه ماست .

همه ما با شرایط عادی زندگیمون و فاصله کمی که با سقوط و خوردن همدیگه داریم .

احسان

میسور – هندوستان

برگرفته از وبلاگ
تحصیلات تکمیلی در هندوستان -میسور

168:

با سپاس متقابل دیلک ارجمند
فکر میکنم در اولین پستم اشاره ای همرا با تاکید به این مسئله داشتم .اما توجه ای به ان نشد و من نیز انرا پیگیری نکردم .



اما اینکه ما بخواهیم این موضوع را تائید کنیم این مسئله سئوال بر انگیز خواهد شد !؟ .



میبایست پایه های افکاری که به تائید این خود انتهاری میپردازد کاویده شوند و نیز ساختمان و محدودیتهای ان اشکار شود تا ناخوسته وارد یک دام و تله نشویم .

زیرا این موضوع یک چیز شخصی نیست که انسان بخواهد به سادگی از ان بگذرد .
با این حال این پرسش پايه ی هست که چرا باید افکار ما این پدیده ناثواب و دور از هر خرد سالمی را مورد تائید برنامه دهد .

با تاسف اکنون موقعيتی برای انچه میتوان از ان سخن راند را ندارم با این حال این پرسش میتواند همچنان به قوت خود باقی بماند .


169:

این یک حقیقت هست و کاملا درست هست دوست گرامی و ارجمندم .
هیچ گاه پایانی برای انچه از ان میگریزیم پیدا نخواهیم کرد و همیشه انچه از ان فرار میکنیم با قدرتی بیشتر و عظیمتر در جلوی ما سبز خواهد شد .


درک این مطلب شاید بتواند به انسان قدرتی بیشتر از انچه فکر میکند تحمل انرا ندارد را روبرویمان برنامه دهد .


170:

آیا برنامه گرفتن درشرایط بسیار سخت واضطرار باعث موجه شمردن خودکشی شود ؟

آیا می توان مجوز حذف یک انسان را به خودش داد ؟



خدمت شما سلام عرض می کنم
از دو منظر می توان به سوال مطروحه جواب داده:
از لحاظ شرعی؛ که تحت هیچ شرایطی و به هیچ نحو، اقدام به خودکشی مجاز نیست و در هر حال از گناهان بسیار بزرگ هست.


از لحاظ روان شناختی؛ به نظر می رسد چنین فردی بر اثر تجارب و ناکامیهای گذشته و همچنین سوء مدیریت و تفسیر غلط از وقایع، دچار اختلالاتی چون افسردگی شده هست که لازم هست هرچه سریعتر و بدوت تاخیر به یک روانشناس بالینی و یا روانپزشک(متخصص اعصاب و روان) مراجعه کند و تحت مراقبت دارویی برنامه بگیرد.
در پناه حق موفق باشید.


171:

سلام مجدد.بله دیگه اینم از موضوعاتی هست که هر گاهی واسه تنوع به سراغش میریم.من نوعی ابتدا باید بدونم اسیب شناسی وعلل خودکشی را میخواهم بدانم یا اینکه خودکشی یابه قول دوستان اتانازیا از منظر نگاه واختیارفردی چگونه هست.

درحقیقت نمیتوان فرمود که تجربه خوبی هست یانه چرا که اگر انرا تابه حال انجام نداده ایم پس نمیتوانیم در مورد ان نظر دهیم اگر تجربه کرده ایم دیگر در دسترس نیستیم.انانی که میگویند ما امتحان کردیم و اکنون در خدمتشان دراین کره خاکی هستیم تجربه وسفر ناقص ومعلولی داشتند.

اما از نظر فردی واختیاری من به عنوان یک بشر وموجودبشری اگر برخلاف قانون طبیعت رفتار کنم خودم را از وقت یا موقعیت یا موقعيت وهرچیز دیگری که میخاهید به جای کلمه زندگی بگویید محروم کردم معمولا نگاه دینی ونظر ادیان را در این باب میدانیم.

این قسمت را برای کسانی که ان منظر را قبول نمینمايند ویا انرا باور ندارند یا دین باور نیستند میگویم.وقتی من به عنوان موجودانسانی میدانم که روزی اگر مسیر طبیعی عمر بدون سانحه وبیماری و....را پیمایش کنم با توجه به جسم وشرایط جغرافیایی و اداب خورک من در مقطع مشخصی جسم من دچار فرتوت شدن وپیر شدن میشود ودر یک لحظه علایم حیاتی وارگانیک از فعالیت باز می ایستند.

کسانی که دست به این راه برای مرگ زودرس میزنند.دچار یک جنون انی میشوند اختیار با من هست که میخواهم ماموریت خودرا به عنوان یک بشر تا انجا که طبیعت به من اجازه میدهد اجرا کنم ویا اینکه خودم به کار ناتمام خویش پایان دهم.{هیچ مساله یا دردویا رنج ویا غم ویا شادمانی ویا هرچیز دیگر در این جهان وجود ندارد که بیشتر از ظرفیت وتحمل روانی انسان باشد}

172:

در بحث افرینش انسان خدا مقصر نیست باید یقه حضرت ادمو بگیرن انسانها که چرا ؟؟؟ اون سیب رو میل فرمود اگر نمیخورد هیچ انسانی به کره ی خاکی ایجاد نمیشد!!!!!

173:

خودکشی احمقانه ترین کاری که تو مواقعی کاملا سردرگم ویاافسرده ای میشه انجام داد.فردی که دست به این عمل میزنی آدم فقیر یا با مشکلات دنیوی نیست بلکه بیشترین افرادی که دست به این کار میزنن تحقیقات نشون داده که ازدرواقع مرفعان بی درد جامعه بودن که وقتی که تمامی کارایی که دویت داشتن انجام بدن دادن ودست به خودکشی زدن.خودکشی وقتی انجام میشه که اصلا دلیلی واسه هستی نداره.امیدوارم هیش کدوم از شماها خودکشی نکنید

174:

با توجه به اینکه موضوع جستار آتانازی بود وعموم دوستان خودکشی نوع روانی را درنظر گرفته وابراز عقیده نمودند حال که مووضع تا حدودی از محور اصلی منحرف شده هست توجه شما دوستان را به نوع دیگری از خودکشی جلب میکنم وبرای خود میتواند جالب توجه باشد ...
یکی که برپايه اعتقادش جانش را آگاهانه فدا میکند( به مثال بستن بمب به بدنش و...) ویا روی مین رفتن و...
یا کسی را درنظر میگیریم که اسیر دشمنی هست وبیم اون دارد که براثر شکنجه مجبور شود به امت یا دوستانش خیانت کند ودر اولین موقعيت اقدام به خودکشی میکند ...
امکان دارد خیلی از شما این نوع خودکشی را تائید وبسیار آرمانی تصور کنید وچه بسا با شهید نامیدن اون قهرمان ملی ویا مکان بهشت را برایش متصور شوید! به نظر شما چرا وقتی که نفس عمل فرق میکند نظر ات هم عوض میشود عمل از دور یکی هست اما تعبیر اون متفاوت ؟!

175:

.....و.و.و

176:

بله ؛

اگر تحمل زندگی برای بیمار جان کاه و عذاب آور بود،
حتما در مسیر خواسته هایش گام بر میدارم و تا حد توانم همراهی و همیاری می کنم ؛

چرا که به گمـان من ،به رسمیت شناختن خودکشی به معنـای «ااتانازی » به مبانی و پایه های اخلاقی فرد
باز می گردد.در نتیجه به نگرم ،به توجه به نگاهی که نسبت به اخلاق دارم ،می توان و می شود که مریض را
از درد و رنج مستمر و پیوسته، برهانیم.

177:

من خودکشى رو احمقانه ترين کار دنيا مى دونم
و هرکسى که خودکشى کنه از نظر من آدم نبوده
اگه هم بگم آدم بوده بزدل و ترسو بوده شديد

178:



درود بانو ؛

لطفا پست نخست رو با دقت مطالعه کنید
منظور از "اتانازی " خودکشی فردی نیست ،همراهی هست با درخواست بیمار.


70 out of 100 based on 40 user ratings 190 reviews

@