به نظر شما عدالت و انصاف چیست؟ایا در جامعه ما رعایت می شود؟


به نظر شما عدالت و انصاف چیست؟ایا در جامعه ما رعایت می شود؟



به نظر شما عدالت و انصاف چیست؟ایا در جامعه ما رعایت می شود؟
به نظر شما عدالت و انصاف چیست؟ایا در جامعه ما رعایت می شود؟

{لطفا صادقانه}



ده سال عقب ماندگی

1:

منظورت چه مسائلیه؟؟؟


تپشی همگام با ماه عسل

2:

اين عادلانه ترين ومنصفانه ترين سوالي هست كه بي جواب مانده هست !
درحالت كلي هميشه حفظ عدالت ارطرف كسي بايد انجام شود كه قدرت وثروت را درانحصار اوست ودقيقا وجود همين مولفه ها بيانگر هست كه برخلاف شعارها هرگز عدالتي اجرا نشده هست اين مسئله درتمام سطوح چه درروابط خودمان وچه درسطح جامعه وچه در سطح جهاني عدالت رعايت نشده هست كه البته انتظاري هم نميتوان داشت چرا كه كمتر قدرتي هست كه تمايل دارد ديگري را در قدرت خايشانش شريك كند وهركس وهرطبقه اي درتلاش هست قدرت خايشانش را تقايشانت كرده وتسلط خود را به ديگر انسانها تحميل وگسترش دهد ...


دریاچه ارومیه مرثیه خوان نمی خواهد


پیش به سوی تمدن اسلامی

3:

اصلا رعایت نمیشهبه نظر شما عدالت و انصاف چیست؟ایا در جامعه ما رعایت می شود؟
این که پرسیدن نداره


مغزهایی که فرار وآقازاده هایی که وارد می کنند

4:

این سوال به صورت کلی هست


در آینده نزدیک مردم آمریکا با صدای اذان بیدار می‌شوند /

5:

سلام

عدالت حقیقی را فقط و فقط میتوان در سیره امام علی علیه السلام جستجو کرد
والسلام


این کار کیست ؟! +عکس

6:

اجازه می خواهم که در راستای همین پرسش سوال دیگری مطرح کنم:
اینکه ما اصولا عدالت را از چه کسی و چه نهادی انتظار داریم؟
چه تضمینیست که با بر سر قدرت بودن فرد یا افرادی عدالت رعایت خواهد شد؟


کرمان را دارد آب می برد. کمک کنید.

7:

درسته ولی این دلیل نمیشه که به راحتی از این سوال عبور کرد

امام علی که جایگاه خاص خودشونو داشتن ولی ما و سردمداران حکومت ها

هم باید در این زمینه به سهم خودمون کارهایی رو انجام بدیم

8:

جاوید ایران عزیز و گرامی
قبل از شروع پرسش دومینی که اغاز کرده اید بنظرم میبایست به این پرسش جواب دهید که "عدالت چیست ؟"
چرا باید عدالت باشد و سر اغاز و سرچشمه عدالت از کجاست ؟.



ایا کسی که در بند "خود" و منافع و سود و زیان خود هست قادر هست که در این باره سخن بگوید ؟.

و ایا دز این حالت شخص با یک تناقض روبرو نیست ؟.


9:

مثلا ما چه کاری میتونیم بکنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

10:

1-منظور سوال فقط شامل نهادها وارگان ها نمیشه و این موضوع شامل تمامی انسانهایی هست که در جامعه زندگی می نمايند
2-سوال دوم رو درست متوجه نشدم

11:

به نظرم تو خیلی از مسائل رعایت میشه
کشور ما یه کشور اسلامیه همه چیزش بر پایه اسلامه
حالا یه وقتایی یه جاهایی کمبود هست که اونم به خاطر بی لیاقتی برخی از مسئولانِ
ولی خب از نظر امنیت به نظرم جدیدا خیلی داره خوب میشه با انصاف با اراذل و اوباش برخورد میشه
حقوق خوبی هم برای زن و مرد قائلن
گرونی و مسائل مربوط به وضع اقتصادی هم که مربوط به سیاست میشه که به نظرم درست میشه
هر چند خیلیها دارن این وسط سو هستفاده میکنن و انصاف ندارن ولی فعلا چاره ای جر تحمل نیست
کلا نظرم اینه که بهتر از همه جای دنیاییم

12:

منظورم این بود که هیچگونه عدالتی در این جامعه نیست

13:

من به طور مستقیم نمی تونم به شما بگم که چه کار کنید یا نکنید این به خودتون مربوط میشه

خودتون باید فکر کنید ایا حق کسی را تضییع کردید یا نکردید

14:

شما فیلم جدایی نادر از سیمین رو دیدید؟

15:

خيلي تمايل دارم شما وديگران قدري بيشتر از اين عدالت ديني براي ما بيشتر توضيح دهد واينكه درواقعيات فعلي دين چگونه ميتواند عدالت را عملي سازد وراهكار اون چيست ؟
چگونه با اون عدالت علي ميشود درجامعه كنوني عدالت را عملي كرد ؟
ودهها سوال ديگر كه به مرور مطرح ميكنم

16:

خود فیلمو بی نهایت دوس داشتم بازیشون فوق العاده بود ولی اگر اسکار گرفت به خاطر مسائل سیاسی بود که آقا اصغر نفهمید
اون فیلم چیزی رو ثابت نمیکنه
همیشه بین آدما اختلاف هست اختلاف بین زن و شوهر هم فقط مربوط به کشور ما نمیشه
فقط ایران محدودیتهای خاص خودشو داره که اونم به خاطر اسلامی بودنشه
اگر یه جاهایی فقر هست یه جاهایی نبود امکانات یا فرهنگ به خاطر بی کفایتی مسئولانه
منم قبلا فرمودم از این نظر انصاف در کشور رعایت نمیشه
ولی جنبه های مثبت کشور ما خیلی زیاده
امنیتی که در کشور ما هست جاهای دیگه نیست
اون همه فساد در کشورهای دیگه که اصلا قابل مقایسه نیست با کشورمون
قصد توهین به کسی رو ندارم ولی یه جاهایی هم به خاطر بی لیاقتی افراده که حقشون خورده میشه و فکر میکنن انصاف رعایت نمیشه

17:

سلام ممنون از دعوت شما

آخه انصاف را اول معنه كنيم بعد قضاوت
به نظر من هر كي در هر كاري كه هست وقتي خودشو بجاي كسي كه بهش رجوع كرده برنامه بده
وكار طرف مقابل را با اين طرز فكر راه بيندازه واقعا آدم با انصافيه چون اون انصاف را اونطور معنا كرده
شايد انصاف افراد جامعه ماهم همين قدره كه انجام ميدن
الله عالم

18:

درود ریل ورد گرامی
به اعتقاد من عدالت بدون وجود یک قدرت که دستگاه عدالت را در دست گرفته معنا نمیدهد.
اما از طرفی معتقدم در جامعه ای افراد خود در اجرای عدالت دست اندر کارند این انتظار(( عدالت از بالا)) ملایم میشود و فرد یا افرادی که بالا هستند در برابر خواست و فهم مشترک جامعه نمیتوانند راه بیداد را در پیش گیرند.
در کل تحقق عدالت اجتماعی به صورت نسبی به هوش و خلاقیت و حس مسئولیت و اشتراک مساعی ملی و همینطور ساختار اقتصادی پیشرفته نیازمند هست

19:

من اصلا با قضیه ی اسکار گرفتن فیلم کاری ندارم
اگه اون فیلم رو یادتون باشه توی دادگاه قاضی:1- علاوه بر پرونده دعوای دو خانواده هموقت
داره به چند پرونده دیگه رسیدگی میکنه2-قاضی کاملا کلافه به نظر میرسه چون حجم کارش زیاده3-اجازه ی صحبت کردن درست حسابی و دفاع کردن رو به افراد نمیده4-استرس زیادی داره و در این حالت نمی تونه با عدالت حکم صادر کنه


البته فکر کنم دلیلش اینه که به قاضی ها حجم زیادی از پرونده ها رو میدن وبه اونه موقعيت معینی رو میدن که انها رو به اتمام برسونند وبه همین دلیل مجبورند با سراسیمگی بسیار زیادی کارشون رو انجام بدن چون در غیر اینصورت از حقوقشون کم میشه

با این تفاسیر میشه نتیجه گرفت روال دادگاه ها در کشور ما کمی مشکل داره

20:

به نظرم نمیشه این نتیجه رو با یه فیلم گرفت
اون فقط یه فیلمه و میخواد مشکلات رو بزرگتر نشون بده برای جذابیت و طولانی شدن فیلم
شاید خیلی جاها با رشوه و پارتی حقهایی خورده میشه ولی این مساله ای که شما عنوان کردین جای بحث زیادی داره
به نظرم اگر کسی حقش خورده شده یا انصاف در موردش رعایت نشده بیاد بگه

21:

درسته اون فیلمه ولی باور کنید وضعیت دادگاه های ما همین طوره چرا باید خودمونو گول بزنیم

در مورد این که میگید برای جذاب شدن و بزرگ نشون دادن مشکلات این ها نشون داده شده کاملا
مخالفم چون وضعیت دادگاه های ما همین جوره

22:

عدالت و انصاف يعني رعايت تمامي موازين و نكات ....

در صورت عام اينطور تلقي ميشه كه اگر هزار تومان رو بين 10 نفر تقسيم كنيم و به هر نفر 100 تومان بديم رعايت عدالت كرديم ...

ولي در واقعيت بايد نسبت به هستحقاق هر يك از اون افراد عدالت رو سنجيد و عمل كرد ...

عدالت يعني رعايت هستحقاق هر فرد ....يعني حق رو به ميزان صاحب حق بودن شخص به اون پرداخت كرد ...

و در طرف مقابل نسبت به عدم صلاحيت و لياقت هر فرد حق و حقوقي رو از اون فرد و شخص گرفت



در جامعه ما امروزه اين عدالت متاسفانه اونطور كه بايد انجام نميشه .....

ولي از خيلي از اعصار و دورانهايي كه اين كشور به خودش ديده بيشتر رعايت ميشه ....



23:

خوب این دو جنبه داره
یه جنبه نشون میده که ما به مسئولین بیشتری نیاز داریم برای رسیدگی کردن به مسائل
یه جنبه هم نشون میده به امت ما حق میدن که سر کوچکترین موضوعی که حقشون خورده میشه شکایت کنن و پیگیر باشن واسه همین همه جا خیلی شلوغه
حال کردی من چطوری نیمه پر لیوانو میبینم
در مورد کار دادگاه زیاد سر در نمیارم فقط همین اندازه میدونم که تا یه زن بخواد از شوهرش جدا بشه چند سالی طول میکشه که البته اونم جنبه های دیگه ای داره که مربوط به این بحث نیست
دیگه چی بگم ......
به نظرم خط تایپیکو عوض کن
مثلا اونایی که حقشون خورده شده بگن ببینیم مشکل از کجا بوده

24:

کسب قدرت برای برقراری عدالت در درون خود دارای یک تناقض هست .همانگونه که شما در پاراگرفاهای دیگر توضیح خود را کامل میکنید .

عدالت پیش از اینکه از بالا به پائین بوجود بیاید لازمه اش این هست تک تک افراد جامعه با این سلاح مجهز شده باشند .زیرا انکه بر صندلی قدرت تکیه میزند از بالا بدانجا راه نمیابد بلکه از بطن همان جامعه هست که توانسته بر روی ان بنشیند .



با اینحال اگر شما و یا ما و یا دیگران همچنان بخواهیم که در ارزوی روزی باشیم تا معجزه ای بوجود اید و از فضایی نامعلوم کسی پیدا شود و در جایگاه قدرت عدالت را بوجود اورد با تاسف باید فرمود که این ارزو هیچگاه به منصه ظهور نخواهد نشست .



سرچشمه عدالت عشق هست و عشق جایگاهی خارجی ندارد بلکه فضایی درونی هست .

دم از عدالت زدن اما اسیر طمعها شخصی بودن تنها یک خود فریبی هست .



انکه بدنبال قدرت میدود و یا حریص قدرت هست قادر نیست چنین فضائی را بوجود اورد .

عدالت وقتی شکل خواهد گرفت که انسان چشمی مهر انگیز و دلی پر عشق داشته باشد .


25:

ممنون از سوال ....

بنظرم عدالتخواهي ميبايست ابتدا از متوليان اين امر خواسته بشه ...
از وظايف اصلي حكومتها عدالت ....حفظ امينت ...رفاه نسبي ....

و....

هستش
اين هم در قانون پايه ي كشور مشخص شده و هم در شعارهايي كه تقريبا هر حكومتي ابتداي رايشان كار اومدنش و در پي اون در دوران حكومتش ميده و ادعا داره هست ...

جامعه امتي هم در ايجاد و اجراي عدالت سهم دارن.....

ولي به نظر من حكومتها ميتونن نقش بسيار پررنگتري داشته باشند و چه بسا امت رو هم به عدالتمندي و انصاف تشايشانق و ترغيب و يا از اون دور كنند ....




در مورد سوال دوم هم بنظرم هيچ تضميني جز سوابق گذشته اون فرد يا افراد نيست ...

اون هم در واقعيات گوناگون ....

يعني چه در وقتهايي كه شخص يا فرد قدرت نسبي داشته و چه نداشته ....






متاسفانه اينطور بحثها زوود رنگ سياسي ميگيره .....

وگرنه از اون مسائلي هست كه با كنكاش و صحبت در مورد اون ميتونه به خودمون هم كمك كنه كه خود ما هم در همه حال خواستار عدالت و مجري عدالت به ميزان توان خودمون باشيم

26:

سلام ممنون از دعوتت عدالت یعنی برقراری تعادل میان دو یا چند چیز بر پايه داراییها و تواناییها و ذات اونها و از این رو با مساوات که به معنی تساوی برنامه دادن همه چیز بدون در نظر گرفتن داشته های اونها فرق داره و انصاف هم که در ظاهر چیز خوبیه بر خلاف عدالته چرا که به معنی نصف کردنه که تقریبا همون مساواته اما یک دوست عزیز از عدالت علی بن ابیطالب فرمود هنوز برای ما و قبل و بعد ما خیلی زوده که اسم علی رو بیاریم چه رسیده به اینکه از عدالتش دم بزنیم اما در مورد رعایت عدالت در جامعه ما باید اول ببینیم چیزی به اسم جمع و جامعه داریم یا نه بعد بریم دنبال اجرای عدالتش

27:

در یک کلمه خیر

28:

اگه دوست داری خودت این موضوع رو هستارت کن/دقت نکردی تو اون مثالی که من زدم از فیلم جدایی نادر از سیمین منظورم قسمت دعوای نادر وسیمین نبود منظورم دادگاه حجت{شهاب حسینی}و نادر {پیمان معادی} بود دوست عزیز

29:

دوست گرامی بنا بدلایلی تو این بحث شرکت نمیکنم عذر خواهی بنده را پذیرا شوید

30:

به نظرم اون قسمت از فیلمو که میگی بیشتر میخواست بی فرهنگی حجتو نشون بده
البته زیاد یادم نیست
فقط رد مورد دادگاه اینو میدونم که اصلا به مسائل حاشیه ای نمیپردازن فقط مدرک و اصل مشکل همین
اصلا به خاطر همینه که خیلیا کار دادگاهشون مدتها طول میکشه ولی آخرشم میگن مملکت ما قانون نداره
کشور در حال پیشرفته این بی عدالتیها هم درست میشه جای امید هست با ظهور آقا

31:

هيچ كاخي ساخته نميشود مگر در جايي كوخي ايجاد شود ....

اين رو هممون شنيديم ...

از سخنان امام علي اينطور بر مياد كه ميزان ثروت در يك جامعه ثابته و توزيع نا عادلانه اون يه عده رو ثروتمندترو عده اي رو فقيرتر ميكنه ....

ايشون فقر رو در حد مرگ در حد بي ابرايشاني در حد بلا و امثالهم نكوهيدن و بد دونستن و از وظايف اصلي يك حكومت از نظر ايشون توزيع عادلانه صروت و توليد ثروت براي رفع فقر در جامعه هستش ....


در جامعه ما اين قضيه متاسفانه رعايت نميشه ...

سعي بر اين هست كه رعايت شه ....از وقت دولت رجايي با توجه بيشتر به كشاورزان و فقرا تا ميزان خيلي كمتري در دولتهاي هاشمي و خاتمي كه سرمايه داران رو به فقرا ترجيح ميدادند و اينطور تصور داشتند كه براي توسعه و پيشرفت بلند مدت مشكلي پيش نمياد اگه در كوتاه مدت عده اي فقير قرباني بشند تا دولت فعلي ....


ولي در كل ما فاصله اي زياد با اصل عدالت داريم ولي اين فاصله زياد نسبت به هر دورهء ديگه اي كه حساب كنيم نزديكتر به عدالته ....


32:

100%فیلم یادت رفته
و اما اینو بگم که چیزی که مهمه بی عدالتی وجود داره و این رو از نظر سنجی صورت گرفته هم میشه فهمید

33:

یه بار دیگه میبینم
ولی بازم بگم اون فیلم فقط زوم کرده بود رو اختلاف زن و شوهر
دادگاه نقش برجسته ای نداشتوووووووو
منم که نفرمودم بی عدالتی نیست فرمودم هست ولی جنبه های مثبت کشور ما بیشتره

34:

به نظر من با توجه به مطالعات و خودم و حقایقی که در جامعه می بینم عدالت اصلا در کشور ما رعایت نمیشه !‌ چون عدالت را فقط فضيلت نهادهاى اجتماعى، يا،شيوه‏های عمل ، میشه تعریف کرد.

كه محدوديتهايى تعيين مى‏كنه در باب اينكه چگونه نهادهاى اجتماعى مقامات و مناصب را مشخص سازند و به اون مقامات و مناصب قدرتها و مسؤوليتها، و حقوق و تكاليفى محول كنند.
حالا دیگه با توجه به این تعریف و وضعیت جامعه ما خودتون قضاوت کنید!!!!!!!!!!

35:

من هم اینو بگم که حدودا چند روزیه دارم در مورد این فیلم تحقیق می کنم مقاله میخونم وبحث میکنم توی تحلیل ها هم فرموده شده تو اون قسمت هدف این بوده که ثروت مند حق فقیر رو ضایع کرده

36:

در همه جای دنیا عدالت با حق عجین شده...کسانی که حس نمايند حق اونها ضایع شده یا به حق خود نرسیده اند از بیعدالتی می نالند...برای رسیدن به حق بایستی تلاش کرد و بعبارت بهتر هرکسی بیشتر تلاش کند از حقوق بیشتری برخوردار خواهد بود...

برای تعریف حق و اعاده حقوق تعاریف اصول، مواد قانونی از طرف دستگاه حاکم شکل میگیرد...قانون برای اداره یک مجموعه لازم هست و اگر خُرده ای وارد شود بر قانونگذار هست و در درجه بعد بر مجری قانون...قانونگذار و مجری اون هر دو در دام اشتباه گرفتار میشوند...خطای قانونگذار با بازخوردی که از اعمال قانون بر جامعه بدست می آید برطرف میشود...

اما جامعه ای سالمتر می ماند که مجری قانون، بری از خطا و منصف باشند...برائت از از خطا و انصاف بدین معنی که اگر در شرایط و بجای شخص خاطی برنامه گیرند آیا همان صورت حکم را خواهند داد یا اونرا کم و زیاد مینمايند!...بعبارت بهتر اونچه که بر دیگران می پسندند آیا بر خود نیز می پسندند...

و نکته آخر اینکه در بحث عدالت پیشداوری و تعجیل در کار شایسته نیست اما ارجاع به سوابق لازمه کار...


37:

چه جالب
واسه چی تحقیق میکنی همین طوری؟؟
نتیجه رو تو همین تایپیک فراخوان کن دوس دارم بدونم

38:

همین طوری که نه از یه نفر خواستم نظرش رو راجع به رایفی پور بگه اونم فرمود باید یکی از سخنرانی هاشو گوش بدم من هم نقد جدایی ......

رو دادم و سر موضوعاتی تو فیلم دچار اختلاف نظر شدیم و.......
نتیجه ی چی رو بذارم ؟

39:

سلام جک باحالی بود مرسی

40:

آها من فکر کردم یه کار تحقیقیه فرمودم نتیجه تحقیقتو در مورد این فیلم بذاری

41:

تنها چيزي كه حداقل تايشان جامعه ما رعايت نميشه عدم داشتن عدالته .

وجود عدالت تايشان جامعه ما بيشتر شبيه يه جك هست و مورديه كه اگه رعايت بشه كليه مسائل ديگه هم كنارش حل بود و مملكت تبديل به گلستان ميشد.


42:

من هم نظر باشما هستم كه هرروز اين كاخها آبادتر شده وكوخهاي زيادي ايشانران ميشود وعليرغم اينكه تصميم وآرزو داريم عدالت پياده شود اما عملا نتوانستيم به اين امردست يابيم
ظاهرا صحبت در اين مورد به صلاح نيست اما با واقعيات فعلي جامعه كاري ندارم بيشتر مايل بودم براي به اجرا در آوردن عدالت راهكارهاي اون را نيز مورد بحث وفرمودگو قرا ردهيم همچنانكه در قوانين حقوقي نحوه اجراي عدالت براي هستناد قضات پيش بيني شده هست دراينجا هم هركسي به تناسب اعتقاداتش راهكاري كه درذهن خايشانش براي اجراي عدالت دارد را مطرح كند همين !

43:

اصلا رعایت نمیشه

44:

تشکر از دعوتت
ولی نمی تونم چیزی بگم

الله اعلم

45:

تا حدی موافقم، بجز در مقوله عشق که امری فرا زمینیست و در موجود زمینی نمیتوان قدرت و عشق را توامان ایجاد کرد...

بخشی از قدرت بصورتی موروثی منتقل میشود و بخش دیگر اون با از بین بردن موانعی که بر سر راه قدرت حاکمه برنامه گرفته اند.

در موازنه یا تعدیل قدرت بایستی همواره قدرتی خیرخواه در برابر قدرت جاه طلب بایستد...

شاید در دایره زندگی شخصی بتوانم از خودم دفاع کنم تا حقم ضایع نشود، اما اگر بخواهم بعنوان یک حقطلب رسالتم را برای اعاده حقوق دیگران گسترش بدهم اونها را وابسته و ناتوان بار خواهم آورد.


46:

عدالت و انصاف تعابیر مترادفی نیستند،ما آدما اغلب ترجیح میدیم با ما منصفانه برخورد بشه
میشه فرمود انصاف ،عدالتیست که با دیده ی ارفاق تا حدودی تلطیف شده
در جامعه ی ما در برخی موارد چنین هست و گاهی هم اینطور نیست.

47:

دقیقا همینطور هست که میفرمایید.
این اصل قضیه هست که اونکه اکنون بالاست روزی همین پایین پیش امت بوده.
از این روست که من هم میگویم برای اینکه انتظارمان از عدالت بر آورده شود اول باید زیر ساختها بهبود یابند.
و این مسئله هم مستقیما به خود امت بستگی دارد که تا چه حد الگوهای فکری و سیاسیشان را بهبود دهند تا حاکمان فردا که از همین پیکره اجتماع هستند انتظارات را بتوانند برآورده نمايند.
البته به قول شما قدرت و عدالت خود را نقض مینمايند.اما خوب به هر حال ما فرضمان این هست که جامعه ای را کنکاش میکنیم که قدرت در اون مسئول بر برنامه ی عدالت هست:)

48:

ممنون از توجه شما....

پیرو بحثی که با ریل ورد هم داشتیم عنوان شد که قدرتی که اکنون در حال انجام وظایفش هست نخواهد توانست در این امر موفق باشد مگر اینکه جامعه و امت در شناخت انتظاراتشان به اگاهی و هوشیاری جمعی رسیده باشند.
اگر نه که قدرت هم خود از همین جامعه نشات گرفته و خرد اجتماع را به دوش میکشد و بر مبناهای اجتماعی رفتار میکند

در مورد سوال دوم هم بنظرم هيچ تضميني جز سوابق گذشته اون فرد يا افراد نيست ...

اون هم در واقعيات گوناگون ....

يعني چه در وقتهايي كه شخص يا فرد قدرت نسبي داشته و چه نداشته ....

درست میفرمایید
البته با این توضیح که جواب این سوال هم باز میگردد به ارتباط مستقیم قدرت و بدنه ی اجتماع
اما یک چیزمهم هست که به نظر من قدرت باید از فرد و افراد به یک ساختار تبدیل شود تا حالت انحصاری و غیر قابل نفوذ پیدا نکند اون وقت شاید بتوان از یک ساختار انتظار به جا داشت نه از یک فرد و افراد .....
متاسفانه اينطور بحثها زوود رنگ سياسي ميگيره .....

وگرنه از اون مسائلي هست كه با كنكاش و صحبت در مورد اون ميتونه به خودمون هم كمك كنه كه خود ما هم در همه حال خواستار عدالت و مجري عدالت به ميزان توان خودمون باشيم
خوب من سعی داشتم از منظر جامعه شناسی به مسئله نگاه کنیم...اما خوب این نوع مسائل به هر عنوان باید از طرف جامعه و امت مورد باز بینی برنامه گیرد....

49:

ضمن سپاس
شاید بخاطر تعابیر اشتباهی باشد که در باره عشق برای خود ساخته اید .


وگرنه این سخن را میتوانید در کلام بسیاری از انسانهایی که بر قله انسانیت خویش تکیه زده اند ببینید و مشاهده کنید .


سخنانی که کهنگی وقت نتوانسته هست تازگی انرا از بین ببرد .



نوشته اصلي بوسيله Eybaba نمايش نوشته ها
بخشی از قدرت بصورتی موروثی منتقل میشود و بخش دیگر اون با از بین بردن موانعی که بر سر راه قدرت حاکمه برنامه گرفته اند.

در موازنه یا تعدیل قدرت بایستی همواره قدرتی خیرخواه در برابر قدرت جاه طلب بایستد...
در این جا سخن فرمودن از قدرت باید با ظرافتی دقیق و با کمی ملاحضه کاری هستفاده شود .


زیرا نکته باریکی برای خلط مبحث و اشتباه انگاری در ان بوجود میاید .


برای توقف خشونت نمیتوان از خشونت هستفاده کرد زیرا خشونت به لایه های پنهانی میخزد و همچنان وجود خواهد داشت تا دوباره وقتش فراهم بیاید و نیز خشونت جدید میتواند جایگذینی از همان جنس باشد بی انکه تحولی پايه ی را بوجود اورده باشد .

و نیز قدرتی که برای از میان برداشتن قدرت دیگر قد علم میکند بی شک از همان جنس خواهد بود و نمیشود انها را از هم تفکیک کرد .



واما در باره قدرتی خیرخواه باید فرمود که این قدرت باید در ذات خویش دارای این نیرو بعنوان یک قدرت باشد نه اینکه بخواهد در عین ضعیف بودن به قدرت برسد و سپس دست به خیرخواهی بزند .
زیرا بمحض اینکه یک جنس ضعیف بطرف قدرت حرکت میکند تا انگاه با هستفاده از ان نیرو خیری اجرا کند در همان لحظه به شر و یا موجودی تخریبگر بدل میشود .



نوشته اصلي بوسيله Eybaba نمايش نوشته ها
شاید در دایره زندگی شخصی بتوانم از خودم دفاع کنم تا حقم ضایع نشود، اما اگر بخواهم بعنوان یک حقطلب رسالتم را برای اعاده حقوق دیگران گسترش بدهم اونها را وابسته و ناتوان بار خواهم آورد.
شاید تا حدودی و بنا به شرایطی درست باشد با اینحال انکس در سرزمین عشق و یا حق و حقیقت زندگی میکند بر پايه چیزی که هست و میفهمد عمل میکند و به نتیجه ها و یا دیگران کاری نخواهد داشت .


50:

ممنونم
بله کاملا صحیح هست
با این حال من و تو در حقیقت همان زیر ساختها هستیم .

همان امت هستیم .

و همان پیکره اجتماع هستیم .

و همان قدرت و مسئول برقراری عدالت هستیم .


51:

خوب از اونجایی که به سرعت به یک نقطه ی مشترک رسیدیم اجازه دهید پرسشی دیگر بپرسم
چگونه میتوان در بین خودمان(هیچ بحثس از قدرت نیست)چنین مفومی را نهادینه کنیم؟
از کجا شروع کنیم و بلوغ اون کی فرا میرسد؟

52:

من نیز خرسندم دوست عزیز که از کشمکشهای مرسوم و بی نتیجه بدور بودیم زیرا بشدت از ان بیزارم.



در هر حال فکر میکنم که فرمودگو از چگونه و یا چه وقتی و یا کی سئوالی بشکل دقیق نباشد .

زیرا اگر ما به پتانسیلهای خود و هستدلالهای که هم اکنون رد و بدل شد باور قلبی داشته باشیم .و نیز به این اگاهی رسیده باشیم که تمام مسئولیت انچه فرموده شد در مرحله نخست بر روی دوش خودمان سنگینی میکند از همین لحظه دست بکار میشویم و تلاش میکنم که تمام انچه در روبروی خود میبنیم را بدرستی و با دقت اجرا کنیم .

سستی و تنکامگی را به کناری مینهیم تا بتوانیم دنیای زیبای را بسازیم .

اگر این پتانسیل را داریم که وارد چنین پرسشهای شده باشیم بنابراین دارای این توان نیز هستیم ادامه این اگاهی را نیز دنبال کنیم .



زیرا میدانیم که کوچکترین سستی در امور محوله تاوانی را به بار خواهد نشاند که گریبان خودمان را خواهد گرفت .



اینکه چگونه اغاز کنیم مهم نیست مهم این هست که تمام مراحل و مسئله های در روبروی ما زنجیر وار به هم مرتبط و متصل هستند از ساده ترین مراودات و ارتباطات ما با دیگران گرفته تا پیچیده ترین کزینه های که برایمان بوجود امده اند و نیاز به صرف انرژی مضاعفی و با توان بیشتری دارند به درستی به انجام برسانیم .


رابطه ما از افراد خانواده و جواب صحیح به انها شروع میشود و به بیرون و خارج از ان راه میابد .

از مغازه ای که از ان خرید میکنیم و یا مغازه ای که در ان جنسمان را بفروش میرسانیم .



در دوستیهایمان و یا بسیاری از نقشهای که با ان روبرو هستیم در محل کارمان بعنوان کارفرما و یا رئیس و یا مرئوس و یا یک گارگر ساده و الی اخر ....

بنابر این اگر توانستیم در تمام این موارد تمام انچه را که اکنون بعنوان یک انسان هوشمند از ان یاد میکنیم به مرحله اجرا دراوریم انگاه به پرسشی که شما اغاز کرده اید دست یافته ایم .


53:

گمان من بر این هست که هر حقی را به صاحب حق رسانیدن و یا هر چیزی را در جای خویش برنامه دادن عدالت هست .


انصاف ، رعایت موازین و رعایت حق اولویت در تصرف هست .


رعایت عدالت و انصاف در جوامع بشری بصورت نسبی بوده و اجرای کامل اون محقق نخواهد شد چراکه سخت ترین مانع بر سر راه اجرای اون حب ذات بشری هست یعنی جذب منافع و دفع ضرر هست .

نتیجه اینکه به میزان قوت حب ذات در جامعه عدالت و انصاف ضعیف می شود و بالعکس .

چرا عدالت و انصاف در جوامع بشری کیمیا هست ؟ شاید بخاطر اینکه حرفش آسان و عمل به اون بسیار سخت هست و برای اجرایی کردن اون به چشم دگر بین نیاز هست

54:

عدالت تو ایران ؟
عجب!جک میگی مرد مومئن ؟ به حال این مملکت باید زار زار گریه کرد.


اصلا تو ایران واژه عدالت معنا یی ندارد.


55:

اما به نظرمن اينكه بخواهيم براي ايجاد عدالت به اميد ظهور وتبلور سرشت انساني بنشينيم وگمان كنيم با تحريك احساسات انساني وعشق و...

ناخود آگاه درجامعه عدالت گسترده بشود ايشانا تصور كنيم با ارج نهادن به رفتار اخلاقي وتقايشانت آرمانگرائي عدالت را درجامعه نهادينه كنيم به نظرم راه خطا رفتيم وبه قولي دچار نگاه پوپوليستي شده ايم
ما انسانها محصول واقعيات نابسامان عدالت هستيم ودراين نابرابري وشيوع قدرت طلبي براي تنازع بقا درستيزيم درجامعه به اشكال مختلف جنگ قدرت حاكم هست وهركسي كه توانسته باشد لوازم قدرت را مال خود كند امكان تسلط برديگري بدست آورده هست قدرت وناعدالتي بي رحمانه جامعه انساني وكليت انسانيت را هدف برنامه ميدهد بنابراين به هيچ وجه نميتوان عطش قدرت طلبي را با موعظه فرونشاند دراين ماوا شعله عشق حرارتي ندارد تا به ياري ما بشتابد بنابراين براي مقابله با قدرت به ابزاري چون لوازم ايشان نياز هست ودراين اوضاع هست كه خشونت نيز چاشني كار ميشود وبراي برقراري عدالت نيز وجود خشونت ضرورت مي يابد

56:

به هیج وجه

57:

کاوش گرامی باید بپذیرید که اگر بدنبال یک عدالت حقیقی هستید با چنین روندی عملا وارد یک بن بست خواهید شد زیرا شرایط خارجی عملا در اختیار و کنترل شما نیستند و شرایط زیادی وجود دارد که هر حرکتی را به ضد چیزی که ابتدا نشان میدهند تبديل خواهد ساخت .

به هستدلالهای غیر قابل کتمان و منطق موجود در ان توجه کنید و اگر پیشنهاد دهنده راه و روش دیگری هستید قبل از ان میبایست بصورت دقیق و جز بینانه و عمیق انچه را فرموده شد درک کرده و سپس باید ثابت کنید که در ان از منطق و هستدلالی درست هستفاده نشده هست .


موضوع اینجاست که خشونت را هیچ گاه نمیشود با خشونت برای همیشه متوقف ساخت ؟.

و به عبارتی از راهی باطل نمیتوان از دست باطل خلاصی پیدا کرد .

ایا چنین اصولی را متوجه میشوید .

یا میخواهید بی توجه به انچه موجود هست فقط حرف خودتان را بمیان اورید ؟!!!! .


58:

خب سوال را اينطور طرح كنم فرض بگيريم جباري به مانند صدام قدرت بلامنازعي ترتيب داده وبا اتكاي همين قدرت عدالت را به اشكال محتلف زيرپا ميگذارد وبساط ظلم وبيدادگري امان امت را بريده هست
شما دراين واقعيات چه راهكاري داريد ؟
آيا صدام راميشود اصلاح كرد ايشانا به نرم خوئي ميتوان از ايشان خواست ترك قدرت كند ؟
البته مثال بود

59:

ایا بهتر نیست اول بدانید ایا خودتان در مرحله نخست صدامی در نسخه دوم هستید یا نیستید ؟.


60:

نه در ميان حاكمان و نه در ميان امتان (در سطح كلان)
نه آثاري از عدالت ديده مي شود نه آثاري از انصاف.
هر كس بر مركب خود سوار هست و خر مراد خود را مي راند
در چنين فضايي مي توان فرمود كه اگر جانب انصاف را رعايت
كنيم بايد فرمود :همين هم از سر اين امتان (امروز) زياد هست
به هر حال بحث خواص هميشه جداست ولي تاريخ هم نشان
داده كه هميشه تر و خشك باهم مي سوزند.


61:

اينجاملاك « من »‌ نيست «ما» ست كه با قدرت طلبي چون صدام مواجه هستيم!
نافرموده نماند وقبلا هم دربحث خشونت عرض كردم خشونت مسري هست !
ودرجامعه ايكه قدرت فردي برمجموع ديگران مسلط هست واين قدرت طلبي را به همراه خشونت بصورت عريان عرضه ميكند طبيعي هست كه با واكنش خشونت آميزي مواجه خواهد شد اين عكس العمل طبيعي هست
اما درجامعه ايكه سعي نموده هست فرديت را كنترل كند وخشونت واعتراض را از خيابان جمع كرده ودر صندوق راي بريزد شكل واكنش فرق خواهد كرد
دركل منظور براين هست كه فشار ايشانا انعطاف قدرت تعيين كننده واكنش درقبال اون هست

62:

اجزا تشکیل دهنده "ما" ایا از "من" ها به بار نمی نشیند ؟ .

موضوع همینجاست که برای ایجاد یک جامعه عدالت خواه تک تک افراد ان باید بتوانند دارای پتانسیلی باشند که مفهوم و معنی عمیق عدالت را با تمامی بفهمند و درک نمايندو به اجرا دراورند زیرا پس از سپری شدن وقت هر حرکتی باز نتیجه قبلی را به بار خواهد نشاند در حالی که فقط نامها در ان عوض شده اند .


چرا شما قبل از اینکه از خود شروع کنید دیگران را بازخواست میکنید .

و میخواهید برای دیگران موعظه کنید ؟.برنامه نیست شما دایه دار کسی باشید ؟.



پرسیده شد از کجا معلوم میشود که شما صدامی بدتر را جایگزین صدام قبلی نکنید ؟.



ایا فقط بدنبال عوض کردن نامها هستید یا حقیتا به انچه فرموده میشود میتوانید توجه کنید ؟.



اگر مصمم هستید که شما هم بر طبق همان روالی که هست و از ان میگوید عمل کنید و بدنبال قدرت باشید پس چرا از عدالت سخن میگوید ؟.



چرا به این اصل توجه نمیکنید که هر کسی که بدنبال قدرت هست به هر بهانه صلاحیت سخن فرمودن از عدالت را از دست میدهد ؟.



اگر خشونتی باشد که بتواند خشونتی را فرو نشاند چه فایده ای دارد ایا به این معنی نیست که همچنان ما خشونت را داریم با خودمان همراه میسازیم ؟.برای محار کردن خشونت جدید چه چیز دیگری را علم خواهید کرد ایا باز هم میخواهید با خشونت جدیدی انرا سر جای خود بنشانید ؟.



موضوع اینجاست چه جنسی دارد جنس دیگر را پس میزند ؟.

و مسئله این هست که تا چه اندازه میتوانیم با خودمان رو راست باشیم ؟.



ایا بصرف اینکه در ناعدالتی بسر میبریم باید بدنبال عدالت باشیم و پس از رسیدن به حقوق از دست رفته خود دیگر این نام ارزشی برایمان نخواهد داشت .


ایا در این صورت خودمان به ناقض ان بدل نشده ایم ؟.


ایا متوجه میشوید ؟.


بنابر این مهم هست بدانیم که ایا اکنون عدالت را برای چه چیز میخواهیم ؟.


تا ناخوسته برای رسیدن به یک هدف کاذب به هر دستاویزی نیاویزیم ؟.

هر وسیله ای غلطی نمیتواند در اختیار برنامه گیرد تا وقتی که ارزشها را بعمنی اصیل ان نفهمیم و درک نکنیم ؟.


63:

بادرود وسپاس
موضوع همینجاست که برای ایجاد یک جامعه عدالت خواه تک تک افراد ان باید بتوانند دارای پتانسیلی باشند که مفهوم و معنی عمیق عدالت را با تمامی بفهمند و درک نمايندو به اجرا دراورند زیرا پس از سپری شدن وقت هر حرکتی باز نتیجه قبلی را به بار خواهد نشاند در حالی که فقط نامها در ان عوض شده اند .


اين يك امر بديهي هست كه برخلاف تصور شما حتي در مدينه فاضله تخيلي نميشود تصور كرد كه تك تك افراد جامعه به پتانسيل مورد نظر شما دست يازند اين يك تصور تخيلي هست
واقعيت را بايد پذيرفت ودر تغييرات ودگرگونيهاي اجتماعي نقش روشنفكران وپيشروان تحولات را نبايد ناديده گرفت نميشود منتظر شد تا تمامي افراد به پتانسيل مورد نظر شما برسند وتا هستارت تغييرات زده شود .درطول تاريخ اين پيشقراولان جامعه نقش راهبردي داشتند وعموما خود جامعه با توجه به تغييرات بطني اش ونياز به روابط جديد واكنش نشان داده هست اما اخيرا با درك علمي وجامعه شناختي قوانين تكاملي اون رسالت تغييرات را طبقه اي فرودست بايد اجرا کند وچراغ راه اين حركت علوم روز هست
اما خشونت در تغييرات بستگي به انعطاف بدنه نظام كهنه دارد اگر سيستم برپايه نظام فردي بصورت مستبدانه اي اداره شود وبه صورت عريان درمقابل تغييرات مقاومت كند بنابراين با خشونت شكننده اقشار پائين مواجه خواهد شد
چرا شما قبل از اینکه از خود شروع کنید دیگران را بازخواست میکنید .

و میخواهید برای دیگران موعظه کنید ؟.برنامه نیست شما دایه دار کسی باشید ؟.

اين جمله را به حساب انتقاد ازرفتار م تلقي كنم يا نقدسخنانم لطفا بيشتر توضيح دهيد ؟!
پرسیده شد از کجا معلوم میشود که شما صدامی بدتر را جایگزین صدام قبلی نکنید ؟.



ایا فقط بدنبال عوض کردن نامها هستید یا حقیتا به انچه فرموده میشود میتوانید توجه کنید ؟.



اگر مصمم هستید که شما هم بر طبق همان روالی که هست و از ان میگوید عمل کنید و بدنبال قدرت باشید پس چرا از عدالت سخن میگوید ؟.

اين ماهيت اختلاف نظر مابين نئو ليبراليستها با ماركسيستهاست برپايه مباني ماركسيستها سپس بدست گرفتن قدرت خواهان هژموني واعمال قدرت اكثريت براقليت ميداند وعلنا برديكتاتوري كارگري اصرار دارد واين مفهوم را درقبال اين تلقي كه نظام سرمايه داري را شق ديگري ديكتاتوري اقليت سرمايه دار براكثريت تهيدست ميداند
درمقابل نئوليبراليستها حتي خود را مقيد بررعايت حقوق اقليت درقبال اكثريت ميدانند اين تعريفهاي فوق تلاش فكري هست براي رسيدن به نظريه درست درمورد اجراي عدالت
چرا به این اصل توجه نمیکنید که هر کسی که بدنبال قدرت هست به هر بهانه صلاحیت سخن فرمودن از عدالت را از دست میدهد ؟.

اين ديگر نگاه بيش از اندازه وپوپوليستي هست كه فكر كنيد بدون خشونت عدالت را با خواهش وتمنا وبا دهل ورقص وبا مهرباني عملي شود شهوت قدرت طلبي در انسان حاكم را نميشود با موعظه رام كرد وقشري كه به پشتوانه داشتن ثروت ، لوازم قدرت را نيز درانحصار خود دارند به سختي آمادگي دارند تا با مهرباني دراين امر با بقيه افراد عادي سهيم شوند
اگر خشونتی باشد که بتواند خشونتی را فرو نشاند چه فایده ای دارد ایا به این معنی نیست که همچنان ما خشونت را داریم با خودمان همراه میسازیم ؟.برای محار کردن خشونت جدید چه چیز دیگری را علم خواهید کرد ایا باز هم میخواهید با خشونت جدیدی انرا سر جای خود بنشانید ؟.



موضوع اینجاست چه جنسی دارد جنس دیگر را پس میزند ؟.

و مسئله این هست که تا چه اندازه میتوانیم با خودمان رو راست باشیم ؟.



ایا بصرف اینکه در ناعدالتی بسر میبریم باید بدنبال عدالت باشیم و پس از رسیدن به حقوق از دست رفته خود دیگر این نام ارزشی برایمان نخواهد داشت .


ایا در این صورت خودمان به ناقض ان بدل نشده ایم ؟.


ایا متوجه میشوید ؟.


بنابر این مهم هست بدانیم که ایا اکنون عدالت را برای چه چیز میخواهیم ؟.


تا ناخوسته برای رسیدن به یک هدف کاذب به هر دستاویزی نیاویزیم ؟.

هر وسیله ای غلطی نمیتواند در اختیار برنامه گیرد تا وقتی که ارزشها را بعمنی اصیل ان نفهمیم و درک نکنیم
اين قسمت را درپست ديگر جواب ميدهم

64:

سلام
به نظر من در هر کاری اصول اخلاقی رو رعایت کردن و با مسائل صادقانه رو به رو شدن انصاف و عدالته

65:

دوست گرامي
بايد بپذيريم كه با اخلاقيات نميتوان به جنگ قدرت شتافت شايد اشاعه اين آموزه هاي اخلاقي نتيجه همان توجيه وضعيت موجود حاكميت ناعدالتي درجامعه هست ايشانا تخدير قدرت فرودستان در مواجهه با مناديان قدرت
يك واقعيت انكار ناپذير را بايد قبول كنيم كه تحولات هميشه روبه تكامل هست وتغيير نتيجه غلبه نو بركهنه ! چراكه كهنه تلاش دارد تا وضعيت موجود را حفظ كند ودرمقابل تغييرات نو تا حد توان مقاومت ميكند بحث تنازع بقاست وهنگاميكه فشار نيرايشان هاي تحول گرا حدمرز مقاومت نيروهاي كهنه را ميشكند دراصل آزاد شدن نيرايشان انباشت شده هست
البته اكنون درجوامع مدرن نيروهاي غالب به اين واقع بيني رسيدند وبراي كم كردن اين فشار گاهي با اصلاحات وعقب نشيني از بار فشار اون كاسته وتخليه ميكنند وبه اين ترتيب صلابت خايشانش را به شكلنهان حفظ ميكندد
بنابر این مهم هست بدانیم که ایا اکنون عدالت را برای چه چیز میخواهیم ؟.


تا ناخوسته برای رسیدن به یک هدف کاذب به هر دستاویزی نیاویزیم ؟.

هر وسیله ای غلطی نمیتواند در اختیار برنامه گیرد تا وقتی که ارزشها را بعمنی اصیل ان نفهمیم و درک نکنیم ؟
حتي اين عدالت هم مفهوم نسبي هست ونميتواند بطور مطلق عملي شده وتمامي افراد جامعه را راضي كند اجراي عدالت يعني تشخيص حق از ناحق ايشانا برگرداندن حق به صاحب حق ودرعمل با اين حق گيري موجب نارضايتي طرف مقابل را به جان ميخرد
وطبيعي هست درجامعه ايكه شعور وآگاهي انسان به حد كمال نرسيده تا به حقوق خود را شناسائي وارج نهد وبرحقوق ديگري تجاوز نكند وقت وآموزش نياز دارد ودرجامعه ايكه بر حق كشي بناشده به اين اصل انسان پروري نخواهيم رسيد وبراي پرورش انسانهاي حقوق مند به بستر مناسبي نياز هست ..
به هرحا لاين بحث مفصلي هست وادامه دادن اون به حال وحوصله شما وديگران بستگي دارد

66:


کاوش عزیز

متن شما را بدقت خواندم و اما موقعيتی و یا شاید تمرکزی برای جواب تا بدین لحظه نیافتم .

متاسفانه باید فرمود شما ویا شاید دیگران دست به همان کاری میزنید که سالیان بسیاریست بشکل یک سیکل تکراری در طول تاریخ به حریان در امده هست و شما باز بی توجه به اصولی صحیح میخواهید که انرا به تجربه دراورید .



همین اکثریتی که از ان نام میبرید جهان را بسوی یک ویرانی و انهدام دسته جمعی به پیش میرانند و اقلیتها هم چه در قالب روشنفکران و چه در قالب سرمایه داران و یا گردانندگان و قدرتمندان به این امر بیشتر دامن زده اند .



ایا این اکثریت و یا اقلیت خود ما نیستیم ؟ همین من و شمائی که اکنون در حال فرمودگوی با یکدیگریم ؟.



تفاوت فرمودگوی ما با شما در این هست که این نگارنده برای هر یک ازافراد جامعه جایگاهی انسانی ویژه و برابر قائل هست به این معنی تفکیکی وجود ندارد و همه در درجه اهمیت یکسانی هستند که میتوانند بر پايه پتانسیلهای انسانی خویش حرکتی انسان ساز را شکل داده و بوجود اورند .



بی گمان اجزا در شکل دادن به یک کلیت نقش پايه ی را تعیین خواهند کرد و کلیت هر چیزی در دنیا به همگامی و همجهتی و اگاهیهای اجزا ان کلیت بستگی خواهد داشت .

حال اگر شما نمیخواهید به این قائده اهمیت بدهید مطمئن باشید که به بی راه خواهید افتاد .

تئوریها و ایده هایی که شما هدفهایتان را در انتها و پایان ان برنامه داده اید در حالی که توجه و اهمیتی به تمامی اصولی که میبایست در نظر داشت ندارید شما را به انحراف خواهد کشاند .بنابر این همچنان با شکست مواجه خواهید شد و در اخر شما مجاب میشوید خود را با چیزی قانع سازید که باانچه اینک از ان سخن میرود فاصله های زیادی پیدا کرده و پس از مدتی نیز همان را هم از دست خواهید داد .



شما همچنان در پی مشعل داری و پيشقراولی گروهی خاص بعنوان روشنفکر و سپس راهبری و هدایت و سرسپردگی دیگران هستید در حالی که مرا متهم به نگاه پوپولیستی میکنید.

همان کاری که بارها و بارها در طول وقت گذشته بوجود امده هست و میبنیم علاوه بر اینکه نتیجه ای بار نیاورده بلکه به چه سرانجامهایی انجامیده هست.



شما به این امر توجه ندارید که اگر سرسپردگی مکتبی را از شخص خاص بگیرید پس از پایان زندگی ومرگ او , ان مکتب نیز حیات خود را از دست داده و باید انرا به خاک بسپارید .



از نظرگاه این نگرانده انسانها میبایست مسقیما خود به سرچشمه ها دست یابند و هر کسی موظف هست که این پویائی را در درون خویش پرورش داده و حفظ کند و سپس به اصلول و پایه ها توجه کند و گرنه هیچ راهی برای رهایی نخواهیم یافت .هر چند شما به ان نام پوپولیستی بدهید اما همچنان این تنها راه هست .

در مرحله نخست من موظف هستم تکلیفم را با خودم روشن سازم تا به قله انسانیت خویش برسم و سپس از انجا به هستی و تمامی انچه در انست بنگرم انگاه هست که پا در سرزمین و فضای آزاد گذاشته ام و به مرحله ای از بصیرت دست یافته ام .

و اما تا وقتی که من در دره های ژرف گرسنگیهای روانی بسر می ببرم هر انچه بخواهم بطور حتم چیزی نخواهد بود که بر پايه اصولی صحیح بنا شده باشد ونیز من همچنان پی در پی دچار سرابهایی میشوم که هرگز این سرابها قادر نخواهند بود مرا از این دره ژرف نجات بخشند .

عدالت کنشی متعالی از شعوری متعادل و سالم هست که میتواند جمعی و یا فردی باشد .

و تا وقتی که فرد و یا جمع در دره های ترسناک و خالی از اگاهیهای بی واسطه وحشیانه زندگی مینمايند اثری از انرا به چشم نخواهیم دید .



ما قبل از اینکه بخواهیم دست به هر حرکتی بزنیم چه برای خود و چه برای دیگران اول میبایست خود را نجات دهیم .

زیرا انسانی که خود گرسنه هست نمیتواند کسی را سیر کند .

چه در قالب شکم و چه در قالب مغزها و فکرها .

و اکنون این پرسش را از شما میپرسم که ایا اگاهی شما دراین سطح هست که میپندارید تمامی ان مکاتبی که از انها نام بردید نهایت قله و یا راس هرم چیزیست که عدالت از انها هستخراج میشود ؟.و یا حاکمیت قوانین انان توانسته هست انسانی سالم را پرورش داده و از تنهایی و ناامیدی و اشفتگی بزرگ و ستیزه دائمی و چند پارگی برهاند ؟.



ایا حباب شنماينده انرا بچشم خود نمیبنید ؟ .

ایا چیزی که انان را مجاب به راعایت اصول اخلاق و روابط با هم میکند چارچوبهای قوانین نیست ؟.اگر روزی بر حسب تصادف این قوانین نباشند ایا فکر نمیکنید به وحشیانه ترین موجودات بدل خواهند شد ؟.

نه دوست من اینها همان چیزی نیست که ما میخواهیم و این همان قله ای سعودی نخواهد بود در افق دید انسان شعورمند میتواند برنامه گیرد .

و اما صلح و عدالت و انصاف را در سرزمین خشونت نمیتوان یافت .

صلحی که پس از جنگ به بار مینشیند صلحی هست تحمیلی که پس از خرد شدن و ویرانی و نابودی روح انسانیت به بار نشسته هست .

و چنین صلحی را نمیتوان صلحی بمعنای حقیقی دانست .زیرا انسان در چنین حالتی یک انسان تنزل یافته هست نه رو بسعود .

علاقمندی انسان به صلح و عدالت باید از سرچشمه زلال عشق باشد وگرنه قابل پذیرش نیست .صلح از جاده های ستیزه و جنگ و انهدام و نابودی گذر نمیکند و حاصل نمیگردد .

ما باید بفهمم که صلحهای کوچک در حیاط خلوت خانه هایمان صلح به معنای حقیقی نیست .قبل از هر چیز انسان باید دوگانگی را از میان بردارد .

و این دوگانگیها را هیچ سیستم و مکتبی با هیچ قوانینی قادر نیست از درون ما خارج سازد .

در هر حال با اینکه همچنان جریانات بسیاری در ذهنم میریزند اما متن دارد از حالت هستاندارد خارج میشود و نیز نمیدانم شما چه انعکاسی از انرا برداشت خواهید کرد شاید با خود بگوید چه "مهملاتی !" .



به همین دلیل در اینجا متوقف میشوم تا شاید در موقعيتی دیگر با تمرکزی بیشتر به این موضوع بپردازم .

از بردباریتان سپاسگذارم .

67:

دوست گرامي realworld_but عزيز
باتقدير ازاينكه به اين فرمودگو ارج نهاديد
ميدانيد اختلاف كليدي من وشما در جهابيني ونگاه من وشما دررابطه با تعييرات اجتماعي وانسان شناسي ميباشد براي اين امر اجازه بدهيد قدري دامنه بحث را گسترده تر بكنيم ومطمئنم بهتر نتيجه خواهيم گرفت
درديدگاه شما انسان مخلوقي هست كه با خصائل خوب وبد آفريده شده هست ودرون انسان جدالي هست مابين روح خدائي درمقابل وسوسه هاي شيطاني و...
ودنياي خاكي تنها مكاني هست كه انسان رسالت وموقعيتي دارد تا تزكيه نفس كند وبراي عاقبت وآخرت توشه جمع كند
اين تفكر ازاين مسئله غافل هست كه انسان ساخته وپرداخته محيط خايشانش هست ورفتار غيرانساني ايشان را به شيطان وجود ايشان منتهي ميكند بنابراين همين تفكر تصور ميكند با خودسازي اخلاقي وتقايشانت خصلتهاي خوب در نهاد آدمي وبه قول شما عشق اونهم از نوع آسماني ميتوانيم جامعه اي سالم به تعبير شما بسازيم
اين نگاه كه درتاريخ جامعه شناسي ما درعرفان متجلي شده هست
اما درمقابل نگاهي علمي تر وامروزي معتقد هست كه انسان ذاتا نيك سرشت هست وبسيار ي از رفتار ها وناهنجاريهايش اكتسابي هست بنابراين نتيجه ميگرد براي اصلاح انسان بايد بستر زندگي تغيير يابد ومبنا را بر تغيير اون بنا مي نهد
دوست عزيز
اكنون علوم بشر تا بدانجا رسيده هست كه ميتواند عوامليكه در تغييرات اجتماعي جامعه بوجو.د مي آيد را بطور علمي شناسائي وقوانين اون را بشناسد
همانطور كه بشر توانسته هست با شناخت قوانين فيزيك انزژي نهفته در اتم را شكافته وبه كنترل در آورد بنابراين علوم جامعه شناسي هم ميتواند در هدايت جامعه به سمت جامعه بهتر چراغ راهنماي ما باشد كافيست كه از پندارهاي اخلاقي قدري خايشانش را برهانيم وحتي در اين جامعه ميتوانيم نسبت به تقايشانت ورشد خصائل نيكايشان انساني همت گماريم
اما چطور وچگونه اين امر ميسر خواهد شد نياز هست قدري برقوانين واقعي جامعه اهميت داده وبشناسيم ووقتيكه تاكيد ميكنند كه جامعه از حالت سنتي درحال تغيير هست وبه سمت مدرنيسن روانه هست وحشت نكنيد وتمامي عوامليكه منفي نيز نميتواند درمقابل اين حركت مقاومت كنند بنابراين شما بنده به ديدن اين تغييرات دعوت ميكنم
حال به بحث اصلي برگرديم بازهم اجازه بدهيد ابتدا مباني فكري شما را هدف بگيرم
بحث عدالت وخشونت
شما كه بايد بهترازمن مفهوم اين قضيه را بدانيد كه درفرهنگ تشيع ديني ما هميشه عدالت با شمشير همراه بود اين درباورما نهادينه شده هست ونماد ما شمشير حضرت علي هست كه با خشونت تمام برگردن ناعادلان فرو مي آيد ...
اين درلايه هاي اعتقادي ماست كه براي تاديب ناپاكان ودزدان وزنا كاران با خشونت تمام قرون وسطائي عمل كنيم هنوز هم كه فجيع ترين شكل اجراي عدالت ( دارزدن درملاعام - سنگسار - گردن زدن - قطع دست و...)درنزد فرهنگ ماست
وهنوز هم كه هنوزه براي اجراي عدالت به شكل نهايت خشونت درپاركها جمع ميشايشانم
فعلا سخن را تا اينجا ختم ميكنم چرا ايكه اين بحث ما گستردگي خاص خود را دارد كه درقسمت اول سخنانم مقدماتي براون وارد شدم كه درفرمودگايشان بعدي بيشتر نحوه مديريت تغييرات جامعه ونقش روشنفكران ونيز ساير مطالبي كه شما فرموديد فرمودگو خواهيم كرد

68:

عدالت و انصاف دو مفهوم متعارضند.

عدالت به هر که به میزان هستعدادش داده شود.

از این نگر کمنیست ها نه به دنبال عدالت بلکه به دنبال انصاف بودند.

(و هم لایشعرون)
اما جامعه ی ما؟ سخن فرمودن در باره اش سخت هست.

چون بحثیست علمی.

این که واقعا چه گونه هست و نیست نیاز به تحقیقات میدانی دارد و سخن فرمودن در باره اون پشت سیستم امریست محال.


69:

kavoushگرامی درود
درابتدا باید بگویم دیدگاه من نیز بسیار به منظر شما شباهت دارد،دوران توسل به عشق و وجودهای نیک سرشت برای حل مشکلات ویاایجاد اتوپیای ما به سر امده هست.

برای این کار همانطور که فرمودید باید از علوم جدید وراهبردی بهره یرد.
اما سوالی دارم،به نظرتان با وجود این قوانین،علارغم کاهش بی عدالتی ها ایا اصلا امکان دارد که درجامعه ای با افراد هوشمند وروابط پیچیده ودرگیر شرایط محیطی بسیار گوناگون میزان بی عدالتی ها به صفر برسد؟
از نظر بنده واضح هست که حتی نابودی مطلق تمامی بی عدالتی ها به معنای رضایت همگان نیست.

چه همانطور که فرمودید درجریان اجرای این عدالت ها خاطی مجازات میشود واز این بابت متاثر هست حتی اگر به خطای خود واقف باشد ترجیح میدهد از دارمجازات بگذرد.
مطلب دیگر اینکه ایا واقعا عدالت راه نزدیکی به این مدینه فاضله هست؟ عدالت حتی به قیمت نارضایتی اکثریت؟
گاهی قوانین سخت وخشک اگرچه درست ومنطقی به نظر بیایندلزوما اسایش رافراهم نمیکند و وضع موجود را نابسامان تر از انچه هست مینمايند،به عبارتی گاهی ما مجبور میشویم به خاطر درست یاغلط بودن خودمان و دیگران را قربانی کنیم.
سپاس

70:

حناب محمد گرامی
از ورود شما در این بخش خرسندم

خوشحال خواهم شد شما نیز دیدگاهتان را در باره این مفهوم ارائه دهید .

البته با توجه به پاره ای از برخی از حساسیتها خواهشمندم با برهیز از انها تنها به توضیح معنای عدالت و یا انصاف و یا بررسی سرچشمه ان بر پايه انچه میدانید بپردازید ؟.(این توصیه به تمامی کاربران دیگر که در این تاپیک مشارکت دارند نیز هست )

اکنون با توجه به فرمودگوی شما ایا بنظرتان چه راهای برای اجرای یک عدالت تام و کامل به معنایی حقیقی اش میتواند وجود داشته باشد .


71:

عدالت و انصاف شاید قابل تعریف باشند( من که تعریفی درستی براش ندارم چون تعریف و کاربردش گاهی متناقض هستند) اما گستره وسیعی رو شامل میشه .

انصاف به مراتب دست یافتنی تر از عدالت هست .

فعلا که هر کسی قدرتمند باشه عادل و منصف هم محسوب میشه در همه جا هم همینطوره .


72:

مطمئنا رسیدن به عدالت کامل در دنیا امریست محال زیرا آگاهی ما از هستعداد های امتان ناقص هست.

اما ما باید سعی کنیم قوانین را طوری تنظیم کنیم که هر چه بیشتر به اون نزدیک شویم

73:

دوست گرامی
عشق با اصول علم در تضاد و تناقض نیست
اما شما باید بدانید که دانستن و دانش تنها چیزی نیست که انسان بدان نیاز دارد .

زیرا اکنون دنیای کنونی ما مملو از دانستگیهاست اما این دانستگیها در عمل همچنان رویت نمیشوند .



ایا متوجه میشوید ؟.



چه بسا روانشناسان متبحری را اگر مورد واکاوی روانی برنامه گیرند انسانهای سالمی نیستن و با اینک سراسر از علم و تخصص خود اگاهند اما در زندگیهای خصوصی خود بهره ای از انرا در نمیابند .


74:

اما میتوان این پرسش را اینگونه مطرح ساخت ایا شما و یا من قادریم این غیر ممکن را در درون خود به ممکن تبدیل سازیم ؟.


اگر نگاه خود را بچرخوانید و از خود شروع کنید انگاه جواب به این پرسش شکل دیگری به خود خواهد گرفت .


75:

عدالت نسبي در همه جهان به نسبت هاي متفاوتي اعمال ميشود در جامعه ما بنده به عنوان يك عضو ان هرگز

اعتمادي به قانونگزاران و حكام ندارم كه حقوق بنده در چارچوب حتي قانوني كه خود تعيين كرده اند براورده شود!

كسي كه معتقد هست در يك جامعه ما عدالت رعايت ميشود جسارتا غرضي خواهند داشت البته اگر سعي در

توجيه منطقي نداشتند!يا قصد كنايه داشته اند.


76:

دوست گرامي
با خرسندي از ورود شما به اين مبحث وديگر دوستان نايشاند يك ميزگرد نتيجه بخش ميدهد
عرض كنم همانطور كه شما هم تاكيد كرديد عدالت بك مقوله نسبي هست ونميشود درجامعه واقعياتب را بوجود آورد كه زضايت عموم رعايت شود اما به هرحال جامعه انساني نياز به يك نظم ومعيار دارد تا برپايه همان نظم وقانون همه مكلف به رعايت اون باشند
اما عموما درطول زندگي انساني شاهد هستيم هر دوره اجتماعي توسط حاكمين بنابه مصلحت حكوكت داري نظم وقانون خاص خود را اعمال ميكنند يعني اگر دوره هاي تاريخي بشري را از نظر مناسبات توليدي درنظر بگيريم بلاتوجه به شيوه توليد قانون ونظم خاصي تدايشانن شده هست واين قانون معيار عدالت تصور شده هست
به هرحال براي عدالت يك معياري را منظر بايد داشت ومعمولا اين معيار قانون جاريه درنظر گرفته ميشد اما همه واقفيم اين فوانين برپايه منافع حاكمين وضع ميشد ومجالس قانون گذاري دراصل نمايش فرماليته بود كه مباني اصلي اين قوانين ازرقبل براي اين مجالس ديكته شده ميبود
بااين تعاريف پس ميتوان نتيجه گرفت درطول تاريخ بشري عدالت به مفهوم وافعي معني نداشت واكنون هم كسي حتي مكاتب هم تعربف بي طرفانه اي از عدالت نميتوانند ارائه دهند
اما درقرن هاي اخير باافزايش دانش انساني و اهميت به انسانيت توانسته شد كه برماهيت واقعي جامعه انساني آگاهي يابيم وبراي عادلانه زندگي كردن انسان ها نظريات معقول تري ارائه شود طبيعي هست كه قوانين واصول صادره قرنها پيش در عصر كنوني كاربرد خاصي نميتواند داشته باشد وازعدالت تعريف درستي ارائه بدهد بنابراين اين دانش روز هست كه تقلا ميكند با نظر يه پردازيها ي منطقي بتواند به انديشه رسيدن به عدالت واقعي دست يابد
مطلب دیگر اینکه ایا واقعا عدالت راه نزدیکی به این مدینه فاضله هست؟ عدالت حتی به قیمت نارضایتی اکثریت؟
همين نكته مورد بحث من هست كه به واقع نمشود همه را راضي نمود واصرار دراين امر همان نگاه پوپوليستي هست كه سعي ميكند رضايت همه را كسب كند كه به واقع خارج دنياي اخلاقي ما اين مسئله عملي نميشود وچرا وچگونگي اون موضوعي هست كه سعي ميكنم درنوشته هاي بعدي بدان بپردازم

77:

realworld_but
اين نگريستن وبازگشت به درون خود امري هست وبه قول عاميانه اش رجوع به وجدان ...
اما هركس در ضمير خود درنظر بگيريم ترازايشان براي سنجش عدالت دارد اما مهم جنس اين ترازو ست
هركدام از ما وامتان جهان داراي انديشه وجهان بيني هاي متفاوت هستيم وحتي آموزه هاي متفاوت با گستردگي جغرافيائي وسيع ...
يك عملي از منظر من نوعي گناه ولي درباورديگر قابل قبول ووجدانم را نمي آزارد بنابراين باز برميگرديم به همان اختلاف ديدگاهمان كه انسانها ساخته وپرداخته واقعيات زيستي خايشانش هستند ...
براي تربيت انسانها ي باوجدان وعدالت پيشه نميشود در جامعه خانفاه هاي بيشماري ساخت واز انسانها بخواهيم تا دراون مكانها درخلوت خايشانش به درون رجوع كرده و به ربانيت نائل شوند ...
براي تربيت انسانها بايد واقعيات اجتماعي وزيست محيطي ايشان تغييراتي بايد رخ دهد

78:

نه دوست من شما از منظر خود به این ماجرا مینگرید قبل از انکه انچه واقعا به ان اشاره میشود را در بیابید .


این نوع نگریستن بسیار به انچه نگارنده میگوید فاصله دارد .

البته به شما این حق داده میشود زیرا بنظر میرسد که هیچگاه اگاهی در این باره بدستان نرسیده باشد و در نتیچه قضاوت شما بشکل یک قضاوت کاملا سطحی در امده هست با معیارها سنجشی که اکنون در اختیار خود دارید .

وقتی که اگاهی های اصیل و عظیم از در وارد میشوند اگاهیهای کوچک از پنچره به برون خواهند رفت .
نبیند بر درخت این جهان بار
مگر هشیار مرد , ای مرد هشیار

درخت این جهان را سوی دانا
خردمند ست بار و بی خرد خار

اگر بار خرد داری و گر نی
سپیداری سیپیداری سپیدار

نماند جز درختی را خردمند
که بارش گوهرست و برگ دینار

به از دینار و گوهر علم وحکمت
کزو دل روشنست و چشم بیدار

چرا خامش نباشی چون ندانی ؟
برهنه چون کنی عورت به بازار

چه تازی خر به پیش تازی اسبان ؟
گرفتاری به جهل اندر گرفتار

زجهل خویش چون عارت نیاید ؟
چرا داری همی ز اموختن عار ؟

79:

کاوش عزیز و ارجمند
اگر قوانین حاکم بتواند موقعيتی را ایجاد کند تا نوزادان در صحت و سلامت متولد شوند و کودکان آماده به فراگیری وارد حوزه آموزش شوند و در ادامه این روند اجرای قوانین بتواند موقعيتی ایجاد کند تا این مردان و زنان فردا در بستر مناسب آموزش ببینند ودر مصدر مشاغلی برنامه بگیرند تا بتوانند قوانین را اصلاح نمايند و زیر ساختها رابهبود ببخشند تا والد 1 و والد 2 بتواند در شرایط بهتری اقدام به تولید نسل کند و این روند ادامه یابد و تحت نظارتی قوی دست به اصلاح قوانین و وضعیت آموزشی کودکان بزنیم بطور قطع بعد چند نسل ، بهبود شرایط و اجرای نسبی عدالت
را شاهد خواهیم بود .

خب شرایط فعلی چیست ؟ اجرای قوانین بصورت ناقص و با شرایط انسانی ا که در هر شرایطی خود را می بینند انتظاری بیش از این نمی توان داشت.

با توجه به ناکارآمدی سیستم آموزشی و قوانین جاری که برای کاملتر شداون نیاز به تصویب ماده تبصره ها با دو فوریت داریم و امتی که با حقوق خود آشنایی ندارند عدالت را باید در همین ردا دید .

برای رسیدن به قلل رفیع عدالت نیاز به تکنولوژی و تکنیک های اجتماعی هست نه اعمال خشونت و قدرت که به تجربه ثابت شده راه بجایی نمی برد .


80:

چرا عدالت و انصاف به امری محال در زندگی ما بدل شده هست ؟.و چرا میبایست توقع خود را بشکلی دراوریم تا اگر شرایطی از خارج این فضا را در اختیار ما نگذارد نتوانیم و یا قادر نباشیم به فردی منصف ومتعادل بدل شویم ؟.ایا نباید در پايه افکار و نتیجه گیریهای خود قدری تحول بوجود اوریم ؟ .

بنظر میرسد که تا کنون بهمین طریق افکارمان را با بن بستهای مواجه ساخته ایم و این توقع باعث شده هست که هیچ حرکتی بدانسو بوجود نیاید و در نهایت دنیای را بوجود اوریم که اکنون بر علیه ان میشوریم و نسبت به ان معترضیم .



انچه که واقعیت دارد این هست که دنیای خارج هیچ گاه این موقعيت را در اختیار ما برنامه نخواهد داد زیرا دارای هرج و مرجی بی امان هست .

اشفتگی و هرج و مرجی که هر یک از ما در ان نقش داریم و هیزمی بر اتشش گذاشته و انرا برافروخته ایم .

از این بی نظمی و اشفتگی خارجی هیچ انتظاری نمیتوان داشت و هیچ معجزه ای رخ نخواهد داد زیرا همه افراد و یا هر کسی همانگونه فکر میکند که ما فکر میکنیم .

به این معنی که همه منتظرند شرایطی بوجود اید تا انگاه بتوانند در ان فضا به فردی متعادل بدل شوند .

بنا بر این پايه عملا به یک مسیر بن بست وارد میشویم و تا وقتی که به همین شکل فکر میکنیم و یا انتظار داریم دنیای ما همینی خواهد بود که هست .

وقتی که اگاهیهای انسان تفاوت بین کنش و واکنش و یا عمل و عکس العمل را میفهمد و تشخیص میدهد خود را اسیر این فرایند نخواهد ساخت.

زیرا شعورش به او یاداور میشود که اگر بخواهد بنای ساختمان جدیدی را بگذارد باید دارای عملی کامل و غیر وابسته باشد و این در حالی هست که واکنشها او را به حاشیه خواهند راند و از مسیر اصلی جدا ساخته و از بثمر رساندن هدف باز خواهد ایستاد .

و نیز اگر بنا باشد ساختمانی که ما میخواهیم بنا کنیم از جنس چیزی که هست نباشد بنابراین نباید کوچکترین نشانه و یا شباهتی به انچه که هست داشته باشد وگرنه نمیتوان تفکیکی برای ان قائل شد .



تمام این فرمودگو به این امر میپردازد که هر گاه ما بتوانیم نشانه ای از خشم و تضاد و کنیه و یا دوگانگی را در وسیله ای و یا افکاری بیابیم به این معنی هست که این وسیله و یا این فکر قادر نیست باعث و بانی صلح و یگانگی و دوستی و زیبایی و یا عدالت و انصاف باشد

81:

البته که علم وجود عشق،احساس،ترحم مادرانه و...رارد نمیکند.صحبت سر ناکارامدی این موارد بود نه بودنشان.

برای رفع مشکلات جوامع هم به علوم متنوعی نظیر جامعه شناسی،روانشناسی،سیاست،اقت صادوغیره نیازاست.اما درباره ی مثالی که زدید،درایران روانشناسان زیادی هستند که با داشتن مدارک بالا واطلاعات بسیاری که درباره مسائل جنسی دارند اما به دلیل نبود ازادی نمیتوانند این نیازهارا برطرف نمايند و دچار اینگونه بیماری ها میشوند.ولی در نظر بگیرید دراین مورد پزشک فقط یکی از حوزه های علمی راداراست بقیه دراختیار او نیست شرایط محیطی به گونه ایی هستند که او رانیز در گروه قربانیان خود برنامه میدهند چه به این مطلب واقف باشد چه نباشد.
من نیز ادعانکردم راه نجات درگرو یکی از این علوم هست.
اما درباره ی راهکارتان باید بگویم برای من جالب هست اگر اجازه دهیدان رابه شیئه ی خودمم بیام کنم.این بیشتر شبیه یک جور اموزش همگانیست.نه که انسان ها رابه حال خود رها کنیم تا به درون بروند و بدانند باید نکات اخلاقی رارعایت نمايند.اما قطعا این سیستم اگر امکان ایحادش باشد کارامد از اب درخواهد امد اگر هر عضوی از این سیستم در هرشرایطی درست وغلط رابدانند.یعنی مجموعه ای باشد از افرادی تک تک هوشمند وخوداگاه.
مثل افراد یک حزب که حانشان رابرای هدف گروه میدهند،قبلا این ها شاهد بوده ایم.
به دلیل درک درستی که از اهداف موجود دارند شاید بتوان انها رابه نحوی بار اورد که درجایی که حتی انتخاب درست به ضرر انها تمام میشود امادست به نابودی خود بزنند تانظام برپا بماندو در راستای تعیین شده گام بردارد.البته این یک مدل کاملا نظریست وادم هادران بیشتر شبیه ماشین های برنامه ریزی شده هستند.

امادرچنین نظامی همانطورکه فرمودید نیاز به قانون یا مجری قانون نیست
اما شاید اگر درک درست از وضعیت درانها شکل بگیرد ودست از اعتفاداتی مثل جهان های دیگر و خالق خیر و منیت خود بردارند و با درک بالاتری به این نظام نگاه نمايند ،بتوان این وضعیت رافراهم کرد.
هر چند هیچ گونه نظری درباره ی شروع ان ندارم،شاید شما بتوانید راه این هستارت رانشان دهید،اگر بلی مایلم بشنوم.
سپاس

82:

فرموده شما درست،رضایت برای همه به نظرم امر محالیست،یا باید اجبارا به همین مطلب قناعت کنیم که همیشه حقوق اقلیت پایمال خواهد شدیا همانطور که مثال زدم مهوم رضایت رابه کل از بین ببریم یا ان را ازمنافع شخصی به منافع گروهی یا همگانی تغییر جهت دهیم.

اگر شما گمان میبرید که نظریه پردازی های چدید راه بهتری سراغ دارد مشتاق شنیدن هستم.


83:

فقط می تونم بگم نه ......همین

84:

کلا توی این دنیا و هیچ کجای دنیای خاکی رعایت به هیچ عنوان رعایت نمی شود .توی مملکت خودمون هم که اصلا رعایت نمیشه .مثلا معدنچیان که چندی قبل8نفرشون در معدن طبس کشته شدند.حقوقشون500هزار تومن در ماه بوده ولی یه فوتبالیستی که هیچ خاصیتی نداره باید صدها میلیون تومن بگیره و به ریش ملت هم بخنده..


85:

تو این جامعه ای که ما زندگی میکنیم هیچ عدالتی نیست و رعایت نمیشه

86:

این نتیجه عرضه و تقاضاست،اکر امت الماس رو نخوان بخرند یا الماس خیلی زیاد بشه قیمتش افت میکنه.
بنابراین اگر طرفداران فوتبال کم بشند یا فوتبالیست ها تعدادشون از کارگرا بیشتر بشه چنین اتفاقی حتما رخ میده:)

87:

رضایت=حقوق نیست
البته از بین بردن ستم و درد به طور کامل شاید ممکن نباشه و ولی کاهش قابل ملاحظه نابرابری و نقض حقوق ممکنه.


88:

هیچ نظام کپیتالیستی توانایی ریشه کردن نسبی مشکلات جامعه رو نداره(کپیتالیستی به معنای اقتصادی و علمی نه مفهوم عامه که امت فکر مینمايند کشورهای امپریالیست یا غربی دارندش)

89:

دوست گرامي
تجربه ثابت كرده هست كه كساني مغرورانه بردانائي خود پافشاري ميكنند وديگران را جاهل ميپندارند دلالت برجهل مطلق اونان ودوري گزيدن از دانستن حقايق هست اين جاهلانه چنان در غرور كاذب ناداني خايشانش غوطه ورند وخود را عقل مطلق ميپندارند كه از رايشاناروئي باهر حقيقتي گريرانند وبه واقع وضعيت اين افراد تاسف برانگيز هست ...
اون چيزي كه شما درمشت بسته خايشانش ادعاي دانستنش را داريد تائيد ميكنم من به اونچه هست جاهلم واحتمال ميدهم يا پوچ وخالي هست ايشانا چيزي ارزشمند !
وشما مدعي دانائي اين مشت بسته موهوم حايشانش را بازكنيد تا ماجاهل هم شاگرد مكتب شما شايشانم ايشانا غرور كاذبي رسوا شود اجازه بدهيد تا اين ادعا را كه :
ولي به هرحال اون چيزي كه شما درمورد اصلاح جامعه وبرقراري عدالت درجامعه با توسل به اخلاقيات ارائه كرديد چيزي جز اتوپيا ي توهم انگيز نيست اين خيال پردازيها درمخيله شما ست واگر به جهان واقعي درست بنگريد وغرور كاذب خايشانش را فراموش كنيد ونه به حرفهاي من بلكه به دانش بشري ارزش قائل شايشاند خواهي دانست كه :
وقتی که اگاهی های اصیل و عظیم از در وارد میشوند اگاهیهای کوچک از پنچره به برون خواهند رفت .

ثابت كنيد وشما اين آگاهيهاي اصيل وعظيم مورد ادعا را از دروارد كنيد، پنجره بازاست برادر وماراه اون را بلديم ...
همين سرمستي وغرور كاذب نهفته در اخلاق گرائي نشانه اي هست از اون چيزي كه اشاره كردم ووقتي به بن بست ميرسد براشفته شده و اينگونه سخن ميراند :
چه تازی خر به پیش تازی اسبان ؟
گرفتاری به جهل اندر گرفتار
واين گونه هست بايد به حال معلمين ومدعيان اخلاق تاسف خورد
به همين چند خط بسنده ميكنم وقضاوت را به ديگران ميسپارم، سخن فرمودن بيش از اين براي كساني گران خواهد آمد وتحمل اون سخت وناگوار ...


90:

سرچر
بنده اصراري براعمال خشونت ندارم وچه بسا ازخشونت بيزارم ولي خواستم نگاه واقع بينانه تري به واقعيات واقعي جامعه بيافكنيم واينكه دگرگوني هاي پايه ي جامعه مخصوصا درجوامع سنتي با خشونت همراه بود ومن خشونت را نه در آموزش بلكه در تخولات اجتماعي مدنظرم بود
ببيند تقريبا در همه كشورها وقوانين براي دزدي مجازات هائي گذاشتند واين عمل چه عرفي وچه قانوني گناه وجرم شمرده ميشود اما حبس وقطع دست و...

نميتواند اين عمل را ريشه كن كند وحتي آموزشهاي ديني هم تا حدي ميتواند جلودار اين امر باشد براي حل اين معضل نياز هست واقعياتي كه افراد مجبور ميشوند دزدي كنند را تجزيه وتحليل كرد وعلت هاي اون را ازبين برد كه ميدانيد مهمترين علت اون فاصله طبقاتي ونياز فرد مجرم هست واگر درجامعه به درستي وتا حد رفع نياز افراد همين ثروت درست تقسيم شود ديگري كسي انگيزه اي براي دزدي ندارد
شنيديم كه ميگايشانند شكم خالي ايمان ندارد براين پايه هرچقدر هم به اون گرسنه درس اخلاق بدهيد مشكل گرسنگي ايشان را نميتواند حل كند ودروس اخلاقي شكم ايشان را سير نميكند وبراي همين اصل هست كه ميگايشانم اين اخلاقيات براي شكم سيرها كاربرد دارد
اما مقوله خشونت را بدان خاطر عرض كردم كه درفرهنگ ما فرمودم عدالت را باشمشير شناختيم وميدانم كه درست نيست ...


91:

البته مقدمتا عرض كنم عدالت ازهر منظري مفهوم وتعريف خاصي دارد وما دراينجا تلايشانحي از اين واژه هستفاده ميكنيم ...
اما براي رسيدن به عدالت ابتدا بايد جامعه ايكه دراون ناعدالتي هست را درست ارزيابي كنيم وسپس به نظريه پردازي براي هستبرنامه عدالت بپردازيم
هرجامعه اي برپايه نحوه توليد شكل گرفته ومناسبات توليدي خاص خود را دارا ميباشد دربيشتر جوامع اكنون نظام توليدي برپايه روابط سرمايه داري شكل گرفته هست ودربطن نظام كاپيتاليستي براستثمار اكثريت جامعه توسط اقليت بناشده هست وطبيعتا كسانيكه ثروت جامعه را درانحصار خايشانش دارند خواهند توانست قدرت را نيز صاحب شوند وبا اين هژموني در جامعه جولان داده وعدالت را زيرپا بگذارند وبخاطر داشتن همان قدرت وثروت ميتوانند نهادهاي هاي قانون گذار را نيز به خدمت گرفته ونظامي برپايه منافع خود ترتيب بدهند بنابراين درهميچين سيستمي صحبت از عدالت بي معني خواهد بود ومضاف براينكه اين خدايگان قدرت وثروت اهل نصايح اخلاقي هم نيستند تا باديوان مولايشان ترحم كنند وترك مسند نمايند وقدرت وثروت خايشانش را با ديگران تقسيم كنند

92:

خلاصه عرض كنم
درجامعه ايكه بقول معروف كاخي هست خبر از ايشانراني كوخي دارد يعني درجامعه ايكه فاصله طبقاتي هست واقليت دارا كه بر اكثريتي ندار وفردوست حاكميت دارند صحبت از عدالت حرفي مفت وبي معني هست و براي تغيير وضعيت موجود وبسط عدالت دراين واقعيات واقعي دوست دارم كسانيكه با خشونت مخالفند راهكاري ارائه دهند تا مساوات عدالت دراين واقعيات عملي شود

93:

با توجه به رای شما در خصوص نظام کپیتالیست به معنای اقتصادی و علمی بفرمائید : به نظر شما کدام نظام سیا سی اجتماعی می تواند مدعی از بین بردن نسبی مشکلات جامعه باشد

94:

Guild socialism - Wikipedia, the free encyclopedia
+
و وجود یک دولت مرکزی بسیار محدود که جلوی دزدی و خشونت رو بگیره.قوانین مدنی هم تحت نظارت غیر مستقیم این دولت میتونند باشند.
والبته با کمی ویژگی های اونارشیستی:
مثل کاهش ساعات کار، توزیع اقلام ضروری زندگی به صورت رایگان و اجباری نبودن کار هست.(البته برای مورد سوم شاید مدتی وقت لازم باشه)

اگر فکر میکنید این ویژگی های بلندپروازانست کافیه به تلف شدن اموال و اجتماع بی مورد دارایی در دست عده کمی اشاره کنیم(البته من مثل بعضی دوستان طرفداران به زور گرفتن این دارایی ها نیستم و با با هستفاده از سازوکارهای غیر خشن میشه سرمایه رو بهتر توزیع کرد)

95:

کاوش ارجمند
یه جایی خوندم پای هر کاخی کوخی ویران شده هست و در سراسر تاریخ و در جوامع انسانی اونچه که خواندم و شنیدم از حضور کاخهای سلاطین و اطرافیان اونهادر جوامع بشری بوده هست

96:

به طور مطلق در هیچ کجای دنیا خیر...
و ب نظر من ذره کوچکی از احساس هم میتونه توش دخیل باشه

پ.ن:زیاد تو موضوعی ها نمیام اما چون هم آرش هست هم ی چیز جالب ترجیح دادم بخونم

97:

گمانم بر این هست که احتمالا جایی مطلبی در این مورد خوانده ام .

آیا منظور شما همان اتحادیه کمونیستی هست ؟ که در دهه 50 شکل گرفت و مدعی بر این بود که نظام حاکم بر ایران نیمه فئودالی هست و راهکار را در مبارزه مسلحانه دیده بودند در حقیقت مائوئیست ، کمونیست ، لنینیست بودند و سپس انقلاب هم مدتی حضور داشتند .

98:

من از تمامی دوستانی که تا الان نظر دادند و در مورد این موضوع بحث کردند و به من حقیر کمک کردند
سپاسگذاری می کنم فقط یه خواهشی که دارم اینه که از موضوع اصلی خارج نشید و حاشیه پردازی نفرمایید

یه دنیا ممنون

99:

نه نه نه!:))
بدبختانه تنها سیستم سوسیالیستی کاملی که پیاده شده از نوع دولتی(مثل شوروی سابق) بوده که به نطر من صدهابار بدتر از کاپیتالیسمه:)
اصلا جامعه ای که کاپیتایسم رو در ابعاد نهاییش حس نکنه نمیتونه به مرحله بعدی بره وبه نطر من افکار مائویست ها و حتی لنین تا حدی خام بود(دیدیم که در عمل تنها دولت کمونیستی که تا به حال دووم آورده چین بوده که فعلا ترکیبی از اولیگارشی، سرمایه داری دولتی و سرمایه داری خصوصیه!:)) )
متاسفانه این دیدگاه به سوسیالیسم به خوبی شناخته نشده(البته مدل مد نطر من از این دیدگاه هم تا حدی رد میشه) و خواستگاهش انگلستان هست،به نوعی سعی شده معایب سویالیسم دولتی و سرمایه داری خصوصی زدوده بشه.

این سیستم ترکیبی از یک نهاد سندیکایی که نماینده هر نوع تولید نماينده ای هست(و خودش زیر شاخه داره)
یک نهاد که نماینده مصرف نمايندگان هست(هر نوع مصرف نماينده و طبیعتا زیر شاخه داره)
و یک نهاد سوم که ترکیبی مساوی از این دو هست که در نگاه من میتونه نقش دولت مرکزی محدود رو به عهده بگیره.


100:

بسیار خوب ، برای اینکه از موضوع جستار دور نشیم و ضمن صحبت بر حول محور عدالت و انصاف و اینکه آیا در کشور ما رعایت می شود یا نه ، از صحبت شما به این نتیجه رسیدم که خواستگاه نظریه مورد نظر انگلستان هست که برای برسی موضوع جستار و جواب مناسب به کشور مورد نظر نگاهی می کنیم و مصادیق رد و قبول اون را ملحوظ نظر می نمائیم و نکته دیگر اینکه ، بحث نماینده تولید نماينده و بحث نماینده مصرف نماينده روشن و قابل فهم هست اما اینکه دولت کوچکی با ترکیبی از هر دو بعنوان ناظر یا سوپاپ اطمینان سلامت جامعه برایم نامفهوم هست .

چرا که می دانیم منافع دو طیف مستمر در تعارض با یکدیگر بوده هست و همزیستی آین دو گروه مستلزم قوانینی هست که تمام ابعاد تعارضات را پوشش دهد .

با ایت توضیح منشاء قوانین کدام و ضابطین اجرا در کدام سو از این دو گستره انسانی برنامه می گیرند ؟

با این تبصره که انسان در هر شرایطی مستعد سو گیری و دفاع از اون هست .


101:

خواستگاهش انگستان هست ولی در انگلستان اجرا نشده!:)
اصولا مقایسه کشورهای کپیتالیستی(تقریبا بیشتر کشورهای دنیا) مقایسه کارایی و مدیریت هست نه مقایسه اصول.
ولی اگر بخواید بررسی کنید نمونه های خیلی بهتری از انگلستان هست مثل کشورهای حوزه اسکاندیناوی که سوسیال دموکراسی دارند و در بین سیستم های کپیالیستی قابل تحمل تر هستند:)

نماینده تولید نمايندگان و نماینده مصرف نمايندگان در حالت کلی نماینده اکثریت هستند ولی وقتی در یک نهاد سوم جمع بشند جمع نطراتشون متعادل تر میشه چون این نهاد سوم دو بخش داره.

قوانینی که مربوط به شرابط صرف تولید باشند به نهاد تولید نمايندگان و در مقابل شرایط مصرف نمايندگان هم توسط نهاد مصرف نمايندگان مدیریت میشه.

کسانی هم که مسائل مربوط به هر دو طیف رو قراره اجرا نمايند(مثلا قوانین مدنی که لزوما ربطی به مصرف نماينده و تولید نماينده نداره)در نهاد سوم هستند.
البته نباید فراموش کرد در این سیستم دموکراسی از هر سیستم قبلی بیشتر رعایت میشه و اقلیت هم شانس بیشتری داره چون یک نوع سیستم فدرالیته در همه ابعاد حکومته نه فقط جغرافیا.


102:

بسیار عالی ، کشورهای حوزه اسکاندیناوی
خب در موردش فکر می کنم و مورد بررسی برنامه میدم و سعی می کنم از نقطه نظر موافقین و مخالفین حوزه مطرح شده اندیشه حاکم بر جوامع پیش فرموده رو بررسی کنم .

به یقین بحث جغرافیای انسانی نیست بلکه اندیشه حاکم بر جامعه انسانی هست .

و مبرهن هست که در جستجوی کیمیای عدالت و انصافیم تا جوهر خاکی را به اکسیر اندیشه متعالی ببینیم .

شایان ذکر هست در این بحث شائق دانستنم نه عناد و ستیزه جویی که مدتهاست آرد را بیخته ایم و الک را آویخته ایم .در پی اثبات اندیشه ای نیستم بلکه اونچه را که طرح شد یا مقبول هست با ادله وافی یا مردود هست به هستناد مستندات کافی

103:

البته اين اصطلاح كاخ يك هستعاره هست ودراصل منظورم تاكيد برفاصله طبقاتي هست كه درهمه جا مخصوصا دركشورهاي كاپيتاليستي قابل مشاهده هست اكون درامريكا 1 % جمعيتش 99 % ثروت جامعه را درست دارند ودرساير كشو.رها هم بدين ترتيب ودركشور ما هم اين فاصله طبقاتي مشهود ونمايان هست
وبه باور من تاوقتيكه ثروت وقدرت تقسيم نشده باشد صحبت از عدالت بي مفهوم هست

104:

حهت روشن شدن مطالب عارضم كه تفكرات كمونيستي اصولا توسط ماركس وهمكارش انگلس مطرح شد ودرايران هم طرفدراني را به خود جلب كرد واين نه دردهه 50 بلكه از وقت رضاشاه اين افكار درايران ابتدا توسط تقي اراني وسپس با تشكيل حزب توده به عرصه وجود پانهاد وسپس طيف هاي مختلفي نيز شكل گرفت واين بحث مبازه مسلحانه مقوله جداي از اين امر هست درفرمودگايشان بعدي كامل توضيح ميدهم

105:

با شما تا حدودی موافقم .

در مورد اتحادیه کمونیستی که ترکیبی از مائوئیستها و لنینیستها هستند به ویکی سلام الله مراجعه بفرمائید و همینطور به لینکی که به زبان انگلیسی دوست عزیز اون دد داده اند .

قطعا جواب خود را تصحیح می کنید
.


106:

البته به باور من اين سيستم ها به نوعي تعديل شده سيستم سرمايه داري هست ايشانا بگذاريم بردورانديشي دكترين سرمايه داري واين تشكل هاي سنديكائي ومخالفت هاي كارگري به نوعي سوپاپ اطمينان اين حكومتهاست وتلاش اينها دراصل ايجاد سوسياليزم هست كه ماركس وعده تحقق اون را سپس نظام سرمايه داري داده بود والبته به شكل فرماليته اون !
دكترين نظام سرمايه داري با اشراف واعتقاد به قانون روابط اجتماعي معترف شدند كه براي بقا بايد به اصلاحتي سربزنند وگرنه بساط هستثمارگري اينها دربلند مدت برچيده خواهد شد بنابراين سعي نمودند از اين نظام نابرابر ظاهري زيبا بيافرينند والبته غارت وچپاولگري كشورهاي جهان سوم وانباشت سرمايه هم باعث شده سطح رفاه عمومي امت را بالاببرند ايشانه اين ترتيب چند صباحي به وضعيت موجود تداوم دهند

107:

اما نكته ابهام آميزي كه دراين بحث ها به جاي مانده هست بحث مكانيسم تغيير وضعيت ناعدالتي واستبرنامه عدالت كه اكنون به ظهور ليبراليست ونئو ليبراليستها به نوعي روشهاي نايشانني براي تغييرات وتحولا ت پيش بيني شده هست
حاكمان وتئوريسنهاي نظام كاپيتاليستي سپس مواجهه با شورش واعتراضات جامعه عليرغم ژست آزادي دراين نظامها تدبيري انديشيدند كه اين حركات را به نوعي مديريت نمايند كه با پارلمانتاريسم اعتراضات خياباني را در صندوق هم راي هدايت نمودند وبا تشكيل احزاب وسنديكاهاي فرماليته از شدت وحدت امر كاستند كاپيتاليست هاي دورانديش دريافته بودند براي اينكه جامعه كارگري خايشانش را حفط نمايند بايد تدبيرآميز رفتار نمايند به مثال ساده براي اينكه گاو وگوسفند فربهي را سرببريم نياز هست كه بدانها علف ايشانونجه كافي برسد بنابراين با اين تفكر به اصلاحات وعقب نشيني مصلحت آميز دست زدند تا از گزند حركات قهر آميز امت فرودست درامان باشند
وبدين ترتيب ضمن آفريدن آرامش نسبي در ممالك خايشانش با اعتماد به نفس بيشتري به منابع نيرايشان كار وثروت هاي كشورهاي جهان سوم دست درازي كردند ودرصورت لزوم درلشكركشيهاي برون مرزي از اين گوسفندان فربه هستفاده مفيد بردند
طرح اين بحث شايد دراين تايپيك كمي حاشيه وغير ممكن هست اما حرف تو حرف آمد

108:



درود كاوش عزيز....وقتتون بخير
من هم با اين فرموده ي شما موافقم ..
يه جايي خوندم البته موثق..

منابع و ثروت زمين قادر خواهد بود چيزي حدود دايشانست و بيست و پنج ميليارد جمعيت رو پوشش بده..در حالي كه عملا ميبينيم اين ثروت دست % كمي اس....
تا صاحبان قدرت حكمراني كنند رايشان زمين عملا چيزي به اسم عدالت وجود نخواهد داشت...
مختص ايران ما هم نيست...متاسفانه دلبري هاي قدرت خانوم جايي رو براي عدالت و انصاف نميزاره و اين بانو هم كلا با اين مفاهيم نا اشناست...


109:

به نظر من خیلی کم عدالتو رعایت میکنن
من خودم به شخصه توی دادگاه که جای عدل وداد هست خیلی بی عدالتی دیدم
بقیه جاها که بماند

110:

بله بانو
اين ثروت درجامعه انساني نتيجه دسترنج همين انسانهاست كه در دست عده اي قليل متمركز شده هست وتصور شان هم براين هست داراي خرد هستند ولايق اين ثروت ودرپناه اين ثروت ميتوانند هر بيعدالتي را عدالت جلوه دهند ونظم وقانون مورد دلخواه خايشانش را برجامعه انساني تحميل كنند
وقتي كه اين عده اباز هاي توليد را در دستان خايشانش دارند بنابراين ميتوانند ابزارهاي حكومتي را نيز در دستان خايشانش داشته باشند براي خود دولت همسو تشكيل داده وبا داشتن ارتش هاي نيرومند از كيان خايشانش در مقابل اعتراض ديگران محافظت كنند اين عده ثروتمند قدرت طلب تمامي كره زمين را محل جولان خايشانش برنامه داده ونه تنها بركره زمين بلكه در رايشاناي تسط برديگران كرات را نيز در اتوپياي خايشانش ميپرورانند

111:

خوب حالا راهکار چیه؟باید جامعه چه طوری مدیریت بشه که نقش اکثریت در اون پررنگ تر بشه(اگه ممکنه از اصطلاحات قلنبه سلنبه روش های حکومت داری کمتر بهره ببرید)

112:

خب اول اجازه بديد اين اكثريت واقليت را مشخص كنيم
در جامعه طبقاتي كنوني دو طبقه اصلي وجود دارد اقليتي كه هم سرمايه وهم ابزارهاي توليد را دردست دارد ودرمقابل كارگران كه تنها با فروش نيرايشان كار خود گذران زندگي ميكند ومابين اينها اقشار متوسط كه باز به نوعي هم ازدسترنج كارگران بهره مند ميشود وهم اجير سرمايه دار وبه اين ترتيب توليد كننده اصلي از نتيجه توليد خود كمترين بهره را ميبرد اما راه چاره ...
بايد اين ابزارهاي توليد را به نفع عامه امت ملي كرد ونتيجه بهره اون را به نسبت كاري كه هركسي انجام مي دهد تقسيم كرد و با ازبين رفتن انحصار ثروت عملا انحصار قدرت نيز از دست اين اقليت در مياد وقدرت مابين شوراها تقسيم ميشود و..
وبه اين ترتيب انسانها آموزش ميبينند كه از دسترنج خايشانش بهره مند شده وكسي بركسي تسلط ندارد و طي مراحلي براي زندگي در وضعيت بي طبقه آماده ميشوند
البته چون فرموديد ساده بگايشانم من هم سعي نموده خيلي ساده وخلاصه عرض كنم

113:

از هوشمندی های سرمایه داری همین هست که مکانیسم های اینجوری تعریف میکنه:)
ولی متوجه منطورتون نشدم،آیا منطورتون سوسیال دموکراسی هست یا سیستمی که من معرفی کردم!؟
چون سیستم مورد نطر من به هیچ وجه و با هیچ تعریفی سرمایه داری نیست:)

114:

البته اینکه توزیع ثروت در حال حاضر ناعادلانه هست درسته:)
ولی افزایش جمعیت زمین خیانت به انسان های فعلی و آیندست!:)
ما هر قدر جمعیت رو کمتر نگه داریم رفاه آدم ها زیادتر میشه،رابطه بین رفاه و جمعیت در هر نوع توزیع ثروتی به صورت وارونست.


115:

البته...حق با شماست...هدف منم از دادن اين امار ازدياد جمعيت نبود...
در واقع به نوعي خواستم تقسيم ناعادلانه ي ثروت رو نشون بدم و حتما شرایط مختلفي در اون تاثير گذار هست ولي بدون شك سهم بزرگي از اون بر ميگرده به صاحبان قدرت که از انصاف و عدالت هم بى بهره اند...


116:

با امید به انصاف و عدالت افراد نمیشه راه به جایی پیش برد،در بهترین حالت نتیجه چیزی شبیه صدقه دادن هست که نه صورت خوشی داره و نه اینکه از لحاظ تولیدی به نفع جامعست.

با تغییر سیستم باید کاری کرد که افراد به حقشون برسند نه اینکه بهشون صدقه داده بشه و منت هم سرشون گذاشته بشه!:)

117:



البته..شايد اينجا جاي مناسبي باشه من اين حرف رو بزنم...
يكي از كارخونه داراي معروف كه برند معروفي هم پشت محصولش هست تعريف ميكرد هيچ سالي مثل امسال سود كارخونه ي ما خوب نبوده...
اتفاقا من پرسيدم با اين وجود حقوق كارگراتون رو هم زياد كردين؟ خيلي خونسرد به من فرمود كارگر من همين كه حقوق خودش رو سر ماه دريافت ميكنه بايد خوشحال باشه و راضي...
حال تو خود بخوان حديث مفصل....
گاهي فكر كه نه مطمئن هستم خيلي ها با تحريم ايران موافق هستند نه به دلايل ميهن پرستي و غيره....كه به خاطر جيب مبارك و سودهاي كلاني كه از اين راه بدست ميارن...و اتفاقا همون عده اي هستن كه دم از عدالت و انصاف ميزنن....
و باز هم من و شما خوب ميدونيم كه تغيير سيستم......
بهتره خودتون جمله رو كامل كنين... 

118:

ازهمين نگاه هست كه نميشود پذيرفت چگونه كشورهاي سرمايه داري غرب به رحم وانصاف درآمدند وراه عدالت يا سوسيا ل دمكراسي را پيش گرفتند !فكر نميكنيد قدري باورش سخت مينمايد وبراين پايه هست كه من به تحولات اين كشورها عليرغم اينكه درواقعيات وقتي فعلي بهترين گزينه براي زندگي كردن درمقايسه با وضعيت امت دركشورهاي جهان سوم هست خوش بين نيستم ،اما نميتواند آخرين مرحله رشد جامعه انساني باشد ودورنماي اين روند بسيار نكوتر وفراتر از نظام كاپيتاليستي رنگ شده ليبراليستي هست

119:

برخلاف تصور واونطور كه ظواهر امر نشان ميدهد اين تورم وگراني نتيجه مستقيم تحريم ها نيست كه البته بي تاثير هم نيست ولي دراصل اين برنامه اي ونسخه اي هست كه سالها پيش توسط صندوق بين المللي پول براي ايران پيچانده شده هست ودراين برنامه نئوليبراليستي دولت كوچكتر شده و دست خود را از تمام اقتصاد بيرون كشيده وصنايع به بخش خصوصي واگذار ميگردد وبدين ترتيب امت به حال خود رها شده واين گردش بازار آزاد هست كه تعيين وضعيت خواهد نمود وكارخانه داران به صلاحديدي خود عمل خواهند نمود وبخاطر اينكه سنديكا هاي كارگري درايران قدرت ندارند كارخانه داران به راحتي جولان ميدهند

120:

برنامه بود تو این بحث شرکت نکنم الان هم نیومدم شرکت کنم
اومدم که جوابِ این شبهه رو بدم
به شما بگویم که اینطور نیست خداوند رزق و روزی همه بنده هاشو
قبل از ایجاد تمام موجودات تعیین کرده
حتی اون مورچه ای که چند متر زیرِ زمینِ یا اون موجود دریایی که اعماق دریا بسر میبره
به گمان شما چینی ها 2 میلیاردی بدبخترین انسان های روی زمین هستن؟!

121:

اخرین مرحله؟!اخرین مرحله ای وجود نداره:)متاسفانه یا خوشبختانه پایان تاریخ انسان میتونه هر شکلی باشه از نهایت دیکتاتوری و بی عدالتی گرفته تا آزادی و برابری همه انسان ها.
ولی خب اگر حالت ایده آل رو بخوایم تصور کنیم بله این حالت ایده آل نیست،حتی در میانه راه هم نیست.

نوشته اصلي بوسيله mohaddeseh نمايش نوشته ها
البته..شايد اينجا جاي مناسبي باشه من اين حرف رو بزنم...
يكي از كارخونه داراي معروف كه برند معروفي هم پشت محصولش هست تعريف ميكرد هيچ سالي مثل امسال سود كارخونه ي ما خوب نبوده...
اتفاقا من پرسيدم با اين وجود حقوق كارگراتون رو هم زياد كردين؟ خيلي خونسرد به من فرمود كارگر من همين كه حقوق خودش رو سر ماه دريافت ميكنه بايد خوشحال باشه و راضي...
حال تو خود بخوان حديث مفصل....
گاهي فكر كه نه مطمئن هستم خيلي ها با تحريم ايران موافق هستند نه به دلايل ميهن پرستي و غيره....كه به خاطر جيب مبارك و سودهاي كلاني كه از اين راه بدست ميارن...و اتفاقا همون عده اي هستن كه دم از عدالت و انصاف ميزنن....
و باز هم من و شما خوب ميدونيم كه تغيير سيستم......
بهتره خودتون جمله رو كامل كنين... 
خب این بخش زیان بار سرمایه داری هست،یعنی حتی بین درآمد کارگر و سرمایه دار نسبتی وجود نداره،این که سرمایه دار چقدر به کارگر میده با افزایش سود تغییر نمیکنه:)

البته در بلند مدت با افزایش سود به هر حال حامعه رفاه بیشتری رو تجربه میکنه و رفاه شخصی کارگرا هم زیاد میشه ولی اینها نتیجه خیرخواهی سرمایه داران نیست نتیجه مستقیمه افزایش ثروته.


122:

چون دربطن بحث نيستيد موضوع را درست متوجه نشده ايد !!
موضوع ابتدا درمورد توزيع درست ثروت ايشانا توليدات بود كه اگر درست انجام شود ميتواند چند برابر اين جمعيت جهان را سير كند وبعد ارتباط كمي رشد جمعيت و رابطه معكوس اون با توزيع بود منظور ساده تر اينكه اگر تعدادجمعيت زياد شود سهم هركس كمتر ميشود
اما من نفهميدم شما چرا اينقدر عصباني هستيد وچه ربطي به چين داشت
اما من با توجه به اشراف شما به منابع ديني همچنان منتظر جواب اين سوالم هستم كه دين اسلام چه طرحي براي برقراري عدالت دركره خاكي دارد
اگر افتخار بدهيد چند تا از اين روايت وحديث ها را دراين مورد برايمان نقل نمايد تا عريضه خالي نماند
اين عدم شركت شما دراين بحث ...


123:

شبه کجا بود!بله از نطر من هر کسی در گوشه کنار جهان از هر مسلک دین و باوری تشویق به جمعیت کره زمین میکنه خائن به بشریته:)اینجا که توی کلیسا یا پای منبر نیست که موعظه کنید،بحث اقتصادی و علمی هست اگر حرف علمی ندارید سر به سرمون نزارید!:))
شما اگر با اصول ریاضی آشنا باشی میشه به راحتی نشون داد که افزایش جمعیت چه چیز خطرناکیه!
خب ما میدونیم که منابع روی زمین محدوده(حتی در سیارات نزدیک)خب اگر بخوایم صد هزار تومن رو بین 10 نفر پخش کنیم به هر نفر 10 هزار تومن میرسه،اگر اینها 100 نفر بشند به هرکدوم هزار تومن میرسه،دیدید اینقدرا هم سخت نبود با ریاضی ابتدایی فهمیدینیه:))
بهره برداری از منابع کره زمین در قرون گذشته بیی سابقه بوده،ما داریم واقعا زمین رو تموم میکنیم!
در طبیعت چه چیزی باعث میشه جمعیت موجودات تا بی نهایت نره؟!قحطی و بیماری و البته در بعضی موارد کشتار.
خب در انسان ها بیماری ها با پیشرفت دانش تاثیرشون رو جمعیت کم شده،با بهتر شدن وضع تولید هم قحطی کمتر شده(هرچند اگر الان چیزی هست به خاطر ناعادلانه بودن توزیعه نه ضعف تولید) موجودات دیگه که زورشون به انسان نمیرسه که بخوان تاثیر قابل توجهی روی جمعیت داشته باشند!
در نتیجه با افزایش جمعیت و به خاطر کمبود منابع جنگ بین انسان ها و قحطی باعث میشند جمعیت خود به خود کاهش پیدا کنه!

مطمئنا اگر 500 میلیون نفر بودند رفاه بیشتری داشتند!:)(هرچند نیروی کار و مفتیشون هم کمتر میشد ولی در عوض مشکل کمتری هم داشتند)

124:



همون ديدم تعجب كرد...سوالم ناشيانه بود...
خوب با اين وجود كه ما بايد شاهد فاصله ي طبقاتي شديدي در اين بين باشيم...
پولدارها پولداتر و فقيرها فقيرتر....اين طور نيست؟؟؟

125:

درود
کاووش گرامی عصبانی نیستم شاید لحن بنده عصبانی نشون بده
در صورتی که اینطور نیست
خیلی معذرت میخوام وسط بحثتون اومدم
عقیده من راجب تکثیر جمعیت اینه و جز این نمیتونه باشه
و پست من راجب اون پست بود
کار دارم باید بروم در اسرع وقت تو بحث شما شرکت خواهم کرد.

ممنون

126:

نه خیر اگر اینطور بود که تئوری زنده یاد مارکس تا به حال به وقوع پیوسته بود و انقلاب جهانی کارگرا جهان رو دربر گرفته بود:))
اینها در سیستم های سرمایه داری نارس رخ میده و در فازهای نهایی سرمایه داری هیچ وقت ستیز و فاضله طبقاتی بدون توقف نیست،جایی متوقف میشه.
سرمایه داری در اصل با کاهش کارگرها وایجاد طبقات مختلف فاصله بین فقیرترین و پولدارترین رو پر میکنه اینطور انرژی افراد صرف رفتن به طبقات بالاتر میشه نه ستیز با سرمایه دار ها:)
اینی که ما در ایران میبینیم از نوتع کارآمدش نیست مگرنه من به عنوان یک اونارشیسست نظام های سرمایه داری غربی رو حداقل تا قرن آینده که بسیار پایا و مقاوم میبینم:) (بازهم این نتیجه هوشمندی اقتصادیه)

127:

به نظر شما عدالت و انصاف چیست؟ایا در جامعه ما رعایت می شود؟
به نظر شما عدالت و انصاف چیست؟ایا در جامعه ما رعایت می شود؟
معادنی که چند دهه بیشتر عمر ندارند!:)
به نظر شما عدالت و انصاف چیست؟ایا در جامعه ما رعایت می شود؟
به نظر شما عدالت و انصاف چیست؟ایا در جامعه ما رعایت می شود؟
جنگل زدایی در ابعاد گسترده

خب به جز توزیع عادلانه باید بخشی از جمعیت زمین رو هم قانع کنیم دست از این زاد و ولد بی وقفه بکشند:))
به جز راه حل های محیط زیستی،افزایش جمعیت میتونه اینها رو تشدید کنه خیلی بیش از اونی که بشه جلوش رو گرفت.


128:

ابتدا سوال اين هست كه :
اینها در سیستم های سرمایه داری نارس رخ میده و در فازهای نهایی سرمایه داری هیچ وقت ستیز و فاضله طبقاتی بدون توقف نیست،جایی متوقف میشه.

متوقف ميشود اما ازبين ميرود ! درسته ؟يعني اينطور فرض كنيم درحد يك هستانداردي اين فاصله محفوظ ميشود
سرمایه داری در اصل با کاهش کارگرها وایجاد طبقات مختلف فاصله بین فقیرترین و پولدارترین
اين قسمت هم قدري گنگ به نظر ميرسد مكانيسم كاهش كارگر چگونه هست ؟ تعريف كارگر اين هست كه با فروش نيرايشان كار مزد ميگيرد پس درجامعه نيرايشان كار كاهش پيدا ميكند ؟
اما طبقات جديد چه طبقه اي ميتوانند باشند؟
رو پر میکنه اینطور انرژی افراد صرف رفتن به طبقات بالاتر میشه نه ستیز با سرمایه دار
فكر ميكنيد اگر جهان سومي نبود ونيرايشان كار ارزان اين كشورها وبرگشت سود حاصله به موطن اصلي ،بازهم شاهد اين حاتم طائي گري سرمايه داري بوديم ايشانا شاهد تولد قشري به مانند آريستوكراسي كارگري كه درمقايسه با كارگر جهان سومي مرفه تر نشان بدهد
اینی که ما در ایران میبینیم از نوتع کارآمدش نیست مگرنه من به عنوان یک اونارشیسست نظام های سرمایه داری غربی رو حداقل تا قرن آینده که بسیار پایا و مقاوم میبینم:)
پايداري اينها به خاطر وجود پربركت كشورهاي جهان سوم هست هم منبع انساني ارزان ونير منابع طبيعي بازهم ارزان وهم مكاهي براي انتقال بحران هاي اقتصادي هست دراصل امپرياليسم توانسته هست با سوارشدن برگرده كشورهاي توسعه نيافته حاشيه امنيتي براي خود فراهم سازد
(بازهم این نتیجه هوشمندی اقتصادیه
اين را قبول دارم بازهم به بركت
تئوری زنده یاد مارکس

129:

نکته:کاوش عزیز برای بحث در مورد مارکسیسم و و نقاط ضعف و قوتش فکر میکنم تاپیک موجود باشه شک ندارم بحث در این مورد طولانی میشه و تاپیک به حاشیه میره:)

130:

درسته دوست عزيز
باعرض پوزش من درمكان نامناسبي وبي مورد واكنش نشان داده واصرار براين بحث داشتم اميدوارم درموقعيت مناسب اين فرمودگو را پي بگيريم
موفق باشيد

131:

بهتره سر اشتراکات در مورد انتقاد به سرمایه داری،سازکارهای موجود و اشتراکات در راه حل ها به مسئله بپردازیم در اون مورد هم وقت امر کنید در خدمت هستم:)

132:

من هم با دوستان موافقم که هرچه جمعیت کمتر باشه رفاه و ثروت بیشتر میشه نمونه عینی اون رو در جامعه میبینیم که به دلیل انفجار جمعیت در دهه 60چقدر در این زمینه مشکل داریم اما به فرض جمعیت کم بود و ثروت زیاد این ثروت چگونه و به دست چه کسانی باید توضیع بشه؟ عدالت در اینجا باید نمود پیدا کنه .

اصلا چه تضمینی هست ثروت عادلانه تقسیم بشه؟

133:

گاهي به جاي انتقاد ، با دفاع اونهم از نوع تئوريزه شده اش مواجه ميشوم كه اين توهم را درباورمن بوجود مي آورد كه توانائي وقابليت اونرا دارد كه كراهت را كرامت جلوه دهد وبي اختيار واكنش نشان ميدهم
به هرحال پوزش مرا بپذيريد دراينكه مكان نامناسبي براي اين بحث هست باشما موافقم ودرمسير كه اشاره كرديد تداوم دهيم

134:

آپ

135:

هیچگونه دادورزی ای در همبود(جامعه) ما بربرنامه نیست.
یک آدم بی سواد و بدمنش می رود بساز و بفروش می شود و بی اونکه کار خاصی کند فقط با چند تلفن در روز کارهایش را پیش می برد.
بعد شمایی که سالها درس دانشگاه خوانده اید و دود چراغ خورده اید هشتتان گروی نهتان هست.

چند وقت بعد هم اون بساز بفروشه می رود میشود کارآفرین موفق و در مجله خلاقیت عکسش را می اندازند.
ما که بخیل نیستیم. برویم همان مثنوی معنوی مان را بخوانیم این چیزها را فراموش کنیم.

136:

عدالت وانصاف بزرگترین مهره های گمشده این امتان
چه در سطح کلان چه در سطح امت عادی
بعضی وقتها کارگرانی را می بینم که به مراتب لیاقتشان
بیشتر از برخی خواص برای اداره برخی امورات هست
حال از اداره یک مجموعه کوچک تولیدی گرفته تا اداره کردن
امورات شهری یک کلانشهر و الخ...و ایضا الخ!!!

واقعا این دو واژه چه غریب افتادند بین ما امت بینوا....

137:

عدالت این هست اگر ده گنهکار بخشیده شوند بهتر باشد از اینکه یک نفر بی گناه مکافات شود
انصاف تقسیم داشته ها با کسانی هست که از اون محرومند
گاهی از مال گاهی از ارزان ترین چیز مثل لبخند

138:

نظرسنجی منطقی نیست.

عدالت نسبی وجود دارد.

اغلب امت هر جا عدالتی رعایت بشه رو نمی بینند.

و به رعایت نمايندگان عدالت امتیازی نیست و طبیعیه...ولی هر جا عدالت رعایت نشه خیلی برامون یا براشون به چشم میاد.

که ببینید در مملکت چقدر بی عدالتی وجود داره..

نمی خواستم در نظرسنجی شرکت کنم چون نسبی وجود داره..ولی بعضی از مسایل سیاسی اجتماعی دینی ایجاب می کنه که به رعایت عدالت در کشور وجود داره.

رای بدم...

اونم بخاطر مخالفت با مخالفین سیاسی دینی اجتماعی ما یا بهتر بگم من.


139:

در هیچ کجای جهان هستی شما نمی توانید عدالت واقعی را پیدا کنید
در همه کشور ها بین فقیر و غنی فاصله هست
در همه کشور های اگه پول نداشته باشی حق زندگی کردن نداری

متاسفانه تبعیض نژادی و پوستی - فاصله طبقاتی - راند خواری و به قولی پارتی بازی و...


وجود داره
در بعضی کشور ها زیاد بر بعضی کشور ها کم

در کل میشه نتیجه گیری کرد که در هیچ کجا ئ تقریبا میشه فرمود در هیچ کجای تاریخ هم عدالت واقعی حاکم نبوده ولی تا حدود مشخص و منطقی ان رعایت شده ولی باید ان عدالت اصلی محقق نشده هست

140:

عدالت از نظر من به معنای تساوی و برابری حقوق همه آدما نیست ابدا این عین بی عدالتیه!

چون بعضی آدم ها زحمتی نمیکشن و بالعکس بعضی ها خیلی زحمت میکشن و نباید اونی که زحمتی نمیکشه

مساوی باشه با اونی که زحمت میکشه

عدالت یعنی رعایت حقوق هر کس

عدالت یعنی هر کس به اندازه تلاشش به نتیجه برسه

عدالت یعنی پارتی بازی وجود نداشته باشه

نه بابا کدوم عدالت به قول یکی سهام عدالت دادن بعد هنوز به اقشار بی کار و یا کم در آمد ندادن!

این آخر بی عدالتیه اتفاقا! این یه مورد از بی عدالتی جامعه ما بود

141:

اپ

142:

یادش بخیر در این تاپیک فرمودگوهای در خوری به بار نشست .


با سپاس مجدد .


143:

تاپیک خوبیه و مطالب خوب و مفیدی در اون فرموده شده .



اما گذشته از جامعه ما میل دارم در مورد کل جهان در این مورد صحبت کنم .



آیا اصلا چیزی به عنوان عدالت و انصاف ( به اون شکلی که مد نظر ماست ) در جهان وجود داره ؟ میتونه وجود داشته باشه ؟ آیا جهان میتونه بر مبنای عدالت و انصاف بربرنامه باشه ؟ آیا جهان ( حداقل بر طبق تاریخ مدون جهان ) بر مبنای ظلم و تبعیض و زور و حاکمیت زور هستوار نشده ؟ آیا ایجاد و خوی بشر منطبق بر زور و ظلم نیست ؟

144:

عدالت یعنی اینکه اگر بنده به کسی بگویم واقعا که خیلی خر می باشید یک ماه محروم از فعالیت شده.
اما اگر یک فرد ارزشی از فرمودن خیلی خری هم فراتر رفته و کار را به کشتی نوح برساند تنها یک کارت زرد بگیرد.


145:

اگر بخواهیم از قوانین طبیعت و جهان صحبت بکنیم،
چیزی به عنوان عدالت یا انصاف بدان معنی که ما در ذهن خود متصور شده ایم(برابری و مساوات)وجود ندارد.
قویتر همواره پیروز هست و این عین عدالت طبیعت هست.
چون برای قویتر و بهتر بودن بی نهایت راه وجود دارد و طبیعت هیچ جانداری را محکوم به فنا نکرده هست.
یک شیر از نظر بدنی و ارواره و نحوه ی شکار قوی تر و بهتر شده.
یک موش در نحوه ی هستتار ،سرعت و فرار قوی تر و بهتر شده هست.
و این به معنی تعادل در طبیعت هست.

در مورد جوامع بشری که هم بحث بسیار مفصل هست و از دید من بشر هرگز به ان ارمانی که از عدالت دارد نمی رسد چون مفهومی که برایش قائل شده غیر طبیعی ست.


146:

دقیقا درست میفرمائید .

زندگی بشر جدای از طبیعت نیست .

ما هم جزئی از طبیعت هستیم و لذا الگوهای حاکم بر طبیعت بر زندگی ما هم حاکمند .

لذا ان چیزی که در ذهن و ایده الهای خود از عدالت و انصاف ساخته ایم محقق نخواهد شد .



قوی پیروز هست ولو منطبق بر باورها و ایده ال های ما نباشد .

این اصل جاودان و همیشگی جهان هست .


147:

عدالت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ابتدا بگویم بنده شخصا میگویم عدالت در میان بشر که ارمانم باشد نیست
سیرتکامل بشر میتواند نشان دهد به خود بشرکه عدالت چیست
اما دراین جا عدالت را باید ادالت بنویسی

148:

بله اما ما خود قوانین طبیعت را هم از یاد برده ایم و از ان جدا شده ایم.
و برای ارزش گذاری کار یا هویت هر شخص ابزاری به عنوان پول ساخته ایم.
و عدالت را در اکثر جوامع با پول اندازه گیری می کنیم.

کار یک هنرمند را میلیارد ها دلار قیمت می گذاریم.(حتی در بین هنرمندان با همین معیار پولی هم عدالت را رعایت نمی کنیم،حکایت ونگوک و...)
اما برای کار یک کارگر یا کشاورز قیمتی بسیار کمتری در نظر می گیریم.
مرز های بی معنا می سازیم و بقیه را از بودن و بهتر شدن بر خلاف طبیعت محروم میکنیم.
هیچ کس انجایی که میخواهد و میتواند باشد نیست و همه در جست جوی پول بیشتر تعریفی از عدالت ارائه مینمايند که خلاف تعادل طبیعی ست.
واضح هست که روند جنون امیز و در خلاف جهت طبیعت به نتیجه نخواهد رسید.


149:

در هیچ یک از جوامع بشری هرگز عدل و انصاف به طور کامل رعایت نمی شود و محال هست ! زیرا برای رعایت عدل و انصاف نیاز به تزکیه نفس و دوری از رذائل نفسانی و خودخواهی هست و هیچ جامعه ای به چنین درجه و مقامی نرسیده هست ...
حتی وقتی سید الاولیا امیرالمومنین علی بن ابی طالب صلوات الله و سلامه علیه حکومت خود را بر پايه عدل پایه گذاری کرد طولی نکشید که ان حضرت توسط مخالفان عدل و انصاف به شهادت رسید

150:

از دیدگاه طبقه ضعیف و محروم جامعه خیر هیچ عدالتی نیست .


151:

بهتراست می نوشتیدآیا دراین سایت : عدالت وانصاف رعایت می شود؟
تاهم موضوع تان تاثیرداشت وهم از این که عمل می کردید به فرمودهایتان.



62 out of 100 based on 27 user ratings 352 reviews

@