ای کسانی که ایمان آورده اید یهود و نصاری را دوستان خود مگیرید...


ای کسانی که ایمان آورده اید یهود و نصاری را دوستان خود مگیرید...






گهر ناب جملاتی از امام حسن (ع)

1:

البته سوال من این بود که چرا در قران به صراحت از انها نام برده شده؟


***منتخبی از سخنان پیامبر گرامی اسلام (ص) ***

2:

شأن نزول نداره ؟


چرا پیامبر (ص) در خانه خود دفن شدند؟

3:

گویا سپس تهدید مسلمانان به جنگ ،توسط یهودیان


بمیرم ، بقیع زیر آفتاب داغ ...

4:

سلام ممکنه منظورتون رو واضح تر بیان کنید ؟ منظورتون چیه که فرمودید : چرا در قران به صراحت از انها نام برده شده؟ .

درباره شان نزول آیه من در کتاب تفسیر جامع سید ابراهیم بروجردی اینطور خوندم : طبرسی روایت کرده از اصحاب پیامبر(ص) که فرموده اند سبب نزول این آیه اون بود وقتی در احد ، جنگ بر مسلمانان سخت و ودشوار شد بعضی از اونها فرمودند ما می رویم به طرف یهود و از اونها امان میخواهیم ؛ طایفه دیگر فرمودند میرویم به جانب شام و از نصاری امان میطلبیم ، خداوند این آیه را نازل کرد درباره اونها ولی حکم اون را عمومیت داد نسبت به تمام مسلمانان تا روز قیامت .


تحلیل و بررسی مسئله نفرین



احادیثی زیبا به سه زبان انگلیسی فارسی و عربی از امام رضا علیه السلام

5:

سلام
مگر نه اینکه قران سخن خداست؟
چرا همین خدایی که سعی میکنیم عدل و مهربانی اش را پر رنگ کنیم قوم و قبیله ای را غیر قابل اصلاح میداند و تا ابد میخواهد از دوستی با اونها خودداری کنیم؟

، خداوند این آیه را نازل کرد درباره اونها ولی حکم اون را عمومیت داد نسبت به تمام مسلمانان تا روز قیامت .


در حالی که باید امید به بخشش داشته باشیم

+
این فقط برای من یک شبهه ست که امید به رفعش دارم


حدیثی قابل تامل از حضرت زینب

6:

سلاملکم.خوبین؟
خب اصلاحشون اینه که مسلمان بشن دیگه


نظرتان راجع به این حدیث چیست؟

7:

شاید این آیـه باید با آیـه هـای ِ قبل و سپس خـودش تفسیر بشـه !! ..


8:

البته این سوال رو باید افراد متخصص که در این سایت هستند جواب بدن اما به طور کلی خداوند از این قوم و قبیله(یهود و نصاری) قطع امید نکرده و درب توبه همیشه بر این افراد بازه(آیاتی هم در این زمینه موجوده) اما این آیه بنظرم تعیین نماينده روابط بین مسلمانان و دیگر گروه های دینیه که خداوند در این آیه حد و مرزش رو داره مشخص میکنه و میفرماید که رابطه نزدیک دوستانه با ایشان نداشته باشید نه اینکه اصلا رابطه نداشته باشید .

روایتی خوندم از یکی از ائمه(ع) که فرموده بودند : همه افرادی که در بین اقوام مورد عذاب خداوند بودند، گناهکار نبودند بلکه برخی از این افراد بخاطر نزدیکی با کافران و اینکه وقتی انها را میدیدند با اونان خوش رفتار بوده و از گناهشان راضی بودند به عذاب الهی گرفتار شدند(البته اصل روایت یادم نیست اما به طور کلی همین گونه بود)
این آیه هم همونطور که عرض کردم حد و مرز رابطه بین مسلمانان و یهود و نصاری را بیان میکنه و میفرمایند که مسلمانان باید از دوستی و رابطه نزدیک با ایشان خودداری کند نه اینکه اصلا رابطه نداشته باشند .


امیدوارم منظورمو رسونده باشم...


9:

من در مورد خدایی صحبت میکنم که قران رو نازل کرده
پس پیش فرضم اشتباه نیست


10:

سلام ممنون و امید به خوبی شما نیز دارم
اجبار در مسلمان شدن ؟

11:

قبل از جواب دادن بِ نقل ِ قـول بگم ک ِ آگـاهی و اطـلـاع ِ من از قراون اصـلـا در حـدی نیست ک ِ بخـوام بـا یکـی بحث داشتـه باشم [ ]
پـس نقد کردن ِ من و پست هام کار ِ راحتی هست از جـانب ِ طرفـداران ِ قراون و مخـالفـان ِ قراون .



و در جــواب ِ شمـا هـم بگم ک ِ ، بانـو تمام ِ قراون ک ِ بِ این نحـو نیست .


شـمـا اگـر اسلام ، خـدایِ یکتـا ، قراون معجـزه یِ محمد ( ص ) رو قبـول نـدارید ، منصفـانـه نظرتـون رو بگید .


نه اینکه ب ِ صرف ِ یک آیـه ، تمام ِ قراون رو زیر ِ سـوال ببرید .


12:

یک مثال میزنم.قیاس کاملی نیست ولی تا حدودی منظورمو میرسونه
شرکت مایکروسافت یه برنامه رو طراحی میکنه در 100 سال پیش
هرسال ورژن های جدید تری از این برنامه وارد میشه تا وقتی که این برنامه کامل بشه.
برنامه های قدیمی خود به خود کاراییشونو از دست میدن
کاربران مجبور میشن از نسخته آبدیت شده هستفاده نمايند
اجباری نیست ولی کاربران خود به خود به سمت برنامه کامل تر و برتر میرن
+
دین یهود و مسیحیت نسخه های قبلی دین اسلام هستن که برای امت وقت خودشون خوب بودن.ولی وقتی که اسلام اومد مسلما نسخته پیشرفته تر و کامل تری بود.هر پیامبر امتش رو به دین بعد خودش فراخوند که البته امت نپذیرفتند به جز عده اندکی
+
خدا میگه لا اکراه فی الدین
در انتخاب دین اجباری نیست ولی وقتی انتخابش کردی باید به تمام قوانینش عمل کنی

13:

و این حکم ابدی ،نشان دهنده ی اون ست که :وقتی گذشتگان پیشینه ی خوبی ندارند انسان هر تلاشی هم بکند نمیتواند خود را از ان بدی ها پاک کند و گرفتارشان ست
و اینکه امیدی به تغییر اونان نیست (به قولی طرف آدم بشو نیست)
وقتی صدها سال پیش در قران چنین آمده و باید تا اخر الوقت انرا پذیرفت چگونه میتوان امید به بخشش خدا داشت ؟وقتی خود ،انها را نمیپذیرد؟

14:

انتخاب دین اجباری نیست،درست(جنگهایی که به مسلمان شدن اجباری ختم شد را کنار میگذاریم)
آیا شما دینتان(از هر نوعش) را خود،انتخاب کردید؟یا من ِ نوعی؟
این اجبار در دین ست،نیست؟
مثل کودک افریقایی که بخاطر ژن پدر و مادر سیاه پوست شده و اختیاری در رنگ پوستش ندارد،دارد
؟

15:

عجیبه و قابل درک نیست برام !


16:

شرکت مایکروسافت توانایی ساخت یک برنامه رو نداره که تمام کارهای ورژن نهایی رو انجام بده اما خدا داره.
قراون در هر وقت با توجه به قدرت درک امت وقت مقداری از رموزش توسط افراد عالم بازگشایی میشه و میتونن درکش کنن.
+
خدا تمام روح های عالم رو آفریده چه انسان های اولی چه آخرین نسل بشر که در عالم ذرع(املای دقیق کلمه رو نمیدونم) به سر میبرن.


17:

کدام جنگها؟
+
این اشکال از من و شماست
دین اسلام فرموده خودتان انتخاب کنید با تحقیق
+
ندارد ولی شما میتوانید با تحقیق دینتان را انتخاب کنید

18:

خداوند در قراون فرموده : ان الدین عند الله اسلام...
طبق این آیه تنها دین مورد قبول نزد خداوند اسلامه که به معنای تسلیم بودن در برابر فرمانهای الهیه .

در طول تاریخ با گذشت وقت پیغمبرانی با دین متفاوت اما هدفی مشترک آمدند هرکس هم برحسب وقت خودش اگر دینی رو پیغمبرش آورده قبول میکرد و در اون راه قدم میگذاشت رستگار بود و جایگاه ابدی این فرد بهشت بود تا اینکه رسید به حضرت محمد(ص) ، دینی رو آورد که کامل نماينده ادیان پیشین بود و یهودیان و مسیحیان هم موظف بودند که اسلام رو قبول نمايند چون باید از فرمان خدا اطاعت نمايند طبیعتا این بار هم افرادی مثل وقتهای گذشته مخالفت مینمايند و راه دیگری رو پیش میگیرن که این میشه مخالفت با فرمان خدا .

کسی که با فرمان خدا مخالفت میکنه دو حالت داره یا اینکه به مخالفت ادامه میده و در آخرت حساب کتابش با خداست و یا اینکه راه حق رو پیش میگیره و رستگار میشه اما همچنان در طول زندگیش راه توبه برای این فرد بازه(درباره توبه آیاتی در قراون هست و روایات زیادی وجود داره) .


خداوند هم میفرمایند که ای مسلمانان با یهود و نصاری دوستی نکنید در واقع یهود و نصاری همان کسانی اند که راه مخالفت با خدا را پیش گرفتند خداوند میفرمایند اینان را دوست خود نگیرید ولی نفرموده که این افراد هیچ وقت نمیتوانند توبه نمايند .


بعنوان مثال آقای الف مسلمان و آقای ب یهودیه .

آقای الف تا وقتی که آقای ب یهودی هست نباید این فرد رو دوست و نزدیک خودش بگیره(مثل همون روایتی در پست قبلیم ذکر کردم) اما این به این معنی نیست که آقای ب هیچ وقت نمیتونه توبه کنه و برگرده .

این دو مسئله دوستی گرفتن و توبه کردن کاملا مجزاست .

این آیه حد و مرز رابطه بین مسلمانان و یهود و نصاری رو بیان میکنه و بحث توبه جداست .


19:

ایا پیامبر و امام علی که با کفار و یهودیان صلح کردند با انها لاو میترکوندند؟
این چه تفکر متحجرانه ای هست که بعضی دارند؟

20:

هر آیه ای ممکنه در شرایط خاصی نازل شده باشه و قابل تعمیم به هر وضعیت دیگه ای نباشه.


21:

سلاملکم.خوبین؟
خدا یه دونس
تورات و انجیل حرف خداست قراونم همینطور
ولی الان دینی که پیش خدا پذیرفته هست دین اسلامه
حضرت موسی (ع) به پیروانشون فرمودن ه پیامبر بعدی من عمل کنید و همینطور به ترتیب حضرن عیسی(ع) ولی پیروانشون به جز اندکی به حرف پیامبرشون گوش ندادن
این افراد لایق دوستی نیستند
کسانی که حتی برای حرف پیامبر خودشون هم احترام قائل نبودن

22:

بسم الله الرحمن الرحیم

(يا ايها الذين آمنوا لا تتخذوا اليهود و النصارى اولياء).
اولياء جمع ولى از ماده ولايت بمعنى نزديكى فوق العاده ميان دو چيز هست كه به معنى دوستى و نيز به معنى هم پيمانى و سرپرستى آمده هست
ولى با توجه به شان نزول آيه و ساير قرائنى كه در دست هست ، منظور از اون در اينجا اين نيست كه مسلمانان هيچگونه رابطه تجارى و اجتماعى با يهود و مسيحيان نداشته باشند بلكه منظور اين هست كه با اونها هم پيمان نگردند و در برابر دشمنان روى دوستى اونها تكيه نكنند:
ترجمه و تفسیر قراون

برای انتخاب ادیان اگر معیـــــــــــــــــــــا ر داشته باشیم نیازی نیست، همه ادیان را تا ته ته تهشون بررسی کرد.
بلکه انسان با یه نگاه میتونه بفهمه که خیلی از ادیان ساختگی هستند یا اشتباه هستند و ....


23:

سلام دوستان
تو این عکس که بنده خدا گذاشتن یه کلماتی آخر نوشته رو درک نمی کنم
خوشحال میشم راهنمایی بفرمایید



ای کسانی که ایمان آورده اید یهود و نصاری را دوستان خود مگیرید...

اگر دقت بفرمایید سپس کاما گروه ستمگران ( ستمکاران ) دیده میشه

در آیه مذکور منظور مگه قوم یهود و نصاری نیست
ستمگران یا ستمکاران افرادی هستند که خود را به خریت زده اند
بنظر شما خداوند دلیلشان را نفرموده اند؟!

با احترام فراوان

24:


همینطور هست ؛

در واقع اکثر آیات اینچنینی ناظر به مکان و وقت خاصی هستند و در مورد چالش بخصوصی صحبت مینمايند ، با توجه به شرایط سیاسی صدراسلام ، قراون به منظور جلوگیری از جاسوسی دشمنان و ضربه خوردن از ایشان ، از ایمان آورندگان خواسته هست تا مسیحیان و یهودیان را به دوستی خود نگیرند و اسرارشان را بر ایشان فاش نسازند ، چرا که مسلمانان به مشرکان که اعتمادی نداشتند ولی ممکن بود به دیگر پیروان ادیان ابراهیمی اعتماد نمايند و از این طریق ضربه بخورند ؛

در هر وقته ای رویکرد مختلف هست و طبق نقل ساوقت های اطلاعای امریکا الان وزارت اطلاعات ایران از یهودیان و اسرائیلیان برای اهداف جاسوسی در خاورمیانه هستفاده می کند .


با این وجود، آژانس اطلاعاتی ایران ، افراد خارجی – از جمله افرادی از انگلستان و حتی یهودیان اسرائیل – را به هستخدام خود درآورده هست.

نگاهی به نقل پنتاگون درمورد وزارت اطلاعات + عکس - مشرق نیوز | mashreghnews.ir

25:

به هیچ عنوان منظور خدا این نیست که در همه شرایط و همه وقت ها دوست مسیحی نداشته باشید! و ازشون دوری کنید!

این آیه 100% در شرایط خاصی نازل شده.

در ضمن همه یهودی ها صهیونیست نیستن! اصلا با عکسی که هستارتر گذاشته موافق نیستم.


26:

سلام
به تفسیر آیه
و سوره های قبلی و بعدی مراجعه کنید .

27:

به نظرم بعضی ازایه های قران دروقت ومکان خاصی نازل شده و مخصوص همان وقت هست ونمیشه به وقت حال تعمیم داد هرچند یهود ونصاری هنوز هم بدنبال براندازی اسلام هستند

28:

درود
ایه گذاشته شده مربوط به سال 2 سپس هجرت هست و از سیاست که باید مسلمانان در انوقت که هنوز به قدرت برتر منطقه ام القری تبدیل نشده بودند سخن میگوید
هر چند که سوره مایده اخرین سوره قران از دید وقتی هست ولی بیشتر ایات ان مربوط به سال دوم هجری هست.در هنگام جمع اوری قران ترتیب وقتی اهمیتی نداشته برای همین مورد ایات سال دهم هجری و دوم هجری در این سوره دیده میشود
همین بحث این سوره نقل مجلس فرق اسلامی گشته بنوعی که شیعه نص میداند جانشینی علی را از سه ایه این سوره که همه میدانید و اهل سنت نص میداند خلافت ابوبکر را در این سوره با یک ایه در صورتی که هیچ کدام صحیبح نمی گویند در حقیقت هر 4 ایه مربوط به سال دوم هجرت هست نه سال دهم هجرت و تعیین جانشینی توسط پیامبر
چیزی که امروز برای مورخ مشخص هست این هست که پیامبر به هیچ روی جانشین تعیین نکرد در وقت حیات
سپاس

29:

لطفا کلی اظهار نظر نفرمایید!

وقتی میفرمایید نصاری یعنی همه مسیحیان جهان! و وقتی میفرمایید یهود یعنی همه یهودیان جهان اعم از صیونیست و غیر صهیونیست! ( با اینکه صهیونیست ها یهودی نیستند و اصلی ترین دشمنان اسلام هم همین ها هستند که یهودی نیستند ! )

30:

ای کسانی که ایمان آورده اید یهود و نصاری را دوستان خود مگیرید...


از من که اصلا وارد این بحث نبوده ام، اینجا نقل قول شده هست! اما نه اثری از من هست نه اثری از نقل قولم!

ای کسانی که ایمان آورده اید یهود و نصاری را دوستان خود مگیرید...

- صفحه 2


جل الخالق!


اما به هر حال توصیه می کنم کتاب اسلام و شمشیر را دانلود کرده و بخوانید:

فهرست مجموعه یادداشت های اسلام و شمشیر از آقای ناصر پورپیرار - ستارگان دروغ و خیانت

راهنمای خوبی برای بیان علت نزول این آیات هست.

چون حوصله بحث بیشتر و هستثنائات و جزئیات رو ندارم، لطفا من را به دنباله بحث نکشونید.

ممنون

31:

با احترام
و عرض ادب

در این زمینه شخصا" حرفی برای فرمودن ندارم اما
مطالعهاین کتاب را برای کنارآمدن با چنین آیاتی توصیه میکنم ....

بیایید باهم قراون بخوانیم، از گونه ای دیگر
نوشتۀ مجید مسعودی

32:

چشم اطاعت ميكنم كلا تركها همواره مطيع دستورات اسلام بودند و من هم مطيع اوامر هستم مخلص همه احمد اشرفي نوشنق از اردبيل

33:

این حرفا کدومه !

من در طول زندگیم با همه تیپ آدمی دمخور بودم .

بخصوص در محیط کاری و شغلیم .

منجمله با افرادی از اقلیتهای دینی و مذهبی .

ارمنی ها که واقعا کارشون درسته .

هم صنعتگرهای خیلی وارد و قابلی هستند و هم اخلاق و رفتارشون از خیلی از افرادیکه مثلا مسلمان هستند بهتر و درستکارترند .

حالا به فرض فلان فرد از فلان دین رو هم پیدا کنیم و فلان اخلاق بد رو هم ازش ببینیم .

خب این مثلا دلیل شد ؟ اینهمه جرم و فساد و جنایت و خلاف که در جامعه اتفاق میفته عمدتا از طرف افرادی هستش که مثلا مسلمانند پس اونها چی ؟

آدم باید آدم باشه .

بنظر من وقتی فردی یه حداقلی از اصول اخلاقی و اجتماعی رو رعایت میکنه میشه همه رقم مراوده باهاش داشت حالا دینش و مذهبش هرچی میخاد باشه .

اگر هم فردی فاسد و فاسق باشه نباید باهاش مراوده داشت بازم از هر دین و مذهبی که میخاد باشه .


34:

البته بهتر هست بگویم لزوما نباید جنگی صورت میگرفت
مثلا در فتح مدینه که جنگی در نگرفت ابوسفیان با اکراه شهادتین می‌گوید تا خود و اهل خانه‌اش‌امان داده می‌شوند و البته موارد زیادی هست
این نوعی اجبارست،نیست؟

35:

با سلام
دوست گرامی در جواب شما باید یک مطلب مختصر بگم
متاسفانه دولتمردان در تمامی کشور های جهان چه در قدیم و چه در حال برای اعمال سیاسی خویش هستفاده می نمايند و خواهند کرد
و همیشه سعی می نمايند ادیانی امت به انها معتقدند در راستای سیاست های خویش باشند
و بهمین دلیل هیچ تلاشی را دریغ نخواهند کرد
وقتی دولتمردان ادیان را در راستای سیاستهای خود و بقای خویش بکار می برند ( از تحریف کتب آسمانی گرفته تا تحریف تاریخ )
شما باشید چکار خواهید کرد
وقتی همه را به سمت دروغ و توهم هدایت می نمايند و اصلی ترین جز انسانیت یعنی تفکر رو از وی میگیرند شما باید بشینید تا این فرد همه را به سمت و سویی که انها را از انسانیت دور میکند هدایت کند
به اعتقاد بنده شما فقط دوست داری از اسلام ایراد بگیرید و بس
شاید دست خودتان نیست و اسلام را اینطور به شما نشان داده اند
و شاید هم ...
همانطور که پادشاه هستی الله (ج) صاحب تمامی صفات هست ( چه صفات نیک و چه بد )
پس نباید در اینجا اینطور کوتاه بینانه تصمیم گیری بفرمایید

با احترام

36:

و اگه پاسخی قانع-نماينده دریافت نکنی ؟

37:

"بسم الله الرحمن الرحیم .."

و سلام که نام خداست و مبتدای سطرها ..


از اون ها که خود مدعی اند، تعجب می کنم !

در کمتر از یک روز، قریب 27 پست از این جستار به علت نقض قوانین حذف گردیده هست !
لطفاً پیش از ارسال پست ،
یکبار دیگرعلاوه بر قوانین سایبری ، قوانین هم میهن و قوانین این بخش را مرور نمایید،

و از ارسال پست های خارج از موضوع ، حاشیه پردازی و منحرف ساختن بحث جداً خودداری نمایید ..!
در غیر این صورت پست ها بدون تذکر حذف خواهد گردید ؛
و با فرد خاطی برخورد خواهد شد ..!

سپاس ..



38:

شک و شبهه در هر موضوعی باعث ایجاد شَک در موارد مرتبط با اون هم میشه
و این شک به حتم بخاطر شبهاتی بوده که جواب قانع نماينده براشون پیدا نکردم

در نتیجه باعث ایجاد شبهات بزرگتری میشه

39:

پس چرا میگی شبهه ؟؟ تفاوت پرسش و شبهه رو نمیدونی احتمالا

40:

اگر بخواید شبهه رو با پرسش قیاس کنید ،بله همینطور هست
ولی من معنای اون رو در نظر گرفتم

41:

خانم تکتم واقعا متوجه نمیشم چرا شما از این آیه اصلاح ناپذیری قوم نصاری و یهود رو برداشت میکنید .

توبه کردن یک مسئله ای که به خود شخص برمیگرده و طبق آیات و روایات هرکسی میتونه توبه کنه و اعمالش رو اصلاح کنه و به سوی خدا برگرده اما کسانی که همچنان بر آیین یهود و یا مسیحیت هستند خداوند نسبت به اونان چنین دستوری رو به مسلمانان داده . پست شماره 23 salmaan قسمت اولش درباره دوستی گرفتن به نکته خوبی اشاره کرده اند که فکر نمیکنم شبهه ای در این زمینه باقی مونده باشه...


42:

شاید کمی تفکر خیلی از مشکلات را برای ما حل کند.

که دیگر نیازی به مطرح کردن اون در بیرون نباشد.

فقط کمی تفکر.

مشکل شما با این آیه چیست؟ جز این که فکر می کنید ، اگر یک مسیحی یا یهودی با لبخندی سرشار از محبت و روی گشاده از شما برای دوستی هستقبال کند ، شما نمی توانید دست او را رد کنید و رد کردن این دوستی را غیر منطقی می بینید.

غیر از این هست؟
اما آیا مسئله ای که این آیه بیان می کند حقیقتا این هست؟ آیه سپس این آیه را نگاه کنید:

"(ولی) کسانی را که در دلهایشان بیماری هست می‌بینی که در (دوستی با اونان)، بر یکدیگر پیشی می‌گیرند، و می‌گویند: «می‌ترسیم حادثه‌ای برای ما اتفاق بیفتد (و نیاز به کمک اونها داشته باشیم!)» شاید خداوند پیروزی یا حادثه دیگری از سوی خود (به نفع مسلمانان) پیش بیاورد؛ و این دسته، از اونچه در دل پنهان داشتند، پشیمان گردند! (۵۲)"

می بینید که هدف دوستی اون ها ترس از فقر بوده و در این جا اون ها را چون بالاتر می بینند دوست خود انتخاب می کند.

(همان طور که خیلی ها در ایران از ترس فقر می گویند که برویم با آمریکا دوستی کنیم) این اسمش دوستی نیست ، نوکری هست.

ما لبخند می زنیم این دوستان یا بهتر بگویم این ولی ها در سر ما می زنند.

این بدور از عزت نفس هست.


اما در روابط فردی یهودی ها و نصرانی ها در جامعه اسلامی زندگی می کردند و کسی با اون ها کاری نداشت.

داستان هایی از ائمه که در اون ها یک طرف ماجرا نصرانی هست و معمولا سپس دیدن امام ، مسلمان می شود گواه این مسئله هست.
چه بسا که دوستی شما با فرد مسیحی یا یهودی منجر به اسلام آوردن اون ها شود.

چه چیز بهتر از این؟

43:

این مطلب رو کاملا دقیق بخونید. در غیر این صورت مطالب قراونی بنده رو اهانت کاربر مشخص! به ادیان مشخص! تلقی نکنید و این همه به لایک کامنت بنده اعتراض نکنید.

باز جای شکرش باقی هست که کلا 28 لایک نصیب بیش از 100 یادداشتم شده و البته دیسلایک هم آمارش نیست!

چون مطالب کتاب اسلام و شمشیر رو نخونده اید، من به طور خلاصه طی چند جمله اون رو شرح می دم تا هر کس خواست، مفصلش رو در همون کتاب بخونه. تک تک حرفهام بر پايه آیات قراونه.
با ظهور اسلام، یهود و نصاری از سوی اسلام به عنوان ادیان دیگر مورد خطاب رسمی خداوند برنامه می گیرند و هر گونه رابطه با اونها تا حد هم سفرگی در غذا و همخانگی در ازدواج کاملا مجاز تلقی می شود و خبری از جزیه نیست.

خداوند در قراون ادعای خداوندی بر هر سه و قبول رسالت هر سه پیامبر را دارد تا حدی که به پیامبر اسلام (ص) می گوید دنبال حقانیت خود در تورات و انجیل باشد و تا اینجا، تورات و انجیل کاملا مورد تایید خداوند هستند اما در چرخشی ناگهانی از سوی این دو، اونها برای خداوند شریک قائل می شوند و مثلا مسیح را گاهی خداوند، گاهی پسر خداوند و گاهی پیامبر می نامند.

یهودیان هم عزیر ozayr را پسر خدا می دانند و بدین ترتیب اهل کتاب پیشین وارد وادی شرک می شوند.

همچنین به پنهان کاری در ارائه کتاب تورات و انجیل دست می زنند و تلاشهایی هم برای تحریف آیات قراون انجام می دهند و متونی غیر از آیات تورات و انجیل و قراون را به عنوان آیات تورات و انجیل و قراون ارائه می دهند.

کفار منطقه هم جبهه دیگری دارند.

در این میان خداوند مهلتی برای تعیین تکلیف به اونها می دهد و فراخوان می کند که پس از اون وقت، اونها نجس محسوب می شوند و باید به شکلی تحقیر آمیز، جزیه پرداخت نمايند.

این اختلاف تا حد مبارزه جدی و صف بندی نظامی در قلعه ها پیش می رود تا اینکه با تخریب خانه های خود، سرزمین اسلام را ترک می نمايند.

همچنین باید بگویم که تمام اونچه که به عنوان جنگهای صدر اسلام فرموده و نقل می شود، فاقد آیات متضمن در قراون مبارک هست و حتی خداوند در قراون می گوید هر وقت خواستند آتش جنگ بیفروزند، خداوند بود که خاموش کرد که البته طبیعی هست درگیری هایی حتی تا حد گروهی بوده باشد.

آیا ممکن هست کسی منکر داد و فریادهای بین این گروهها و مباحثات کلامی و فیزیکی و گاهی چماق زنی شود؟ اما جنگ مستلزم برنامه ریزی و تدارکات هست.

در مورد نجس تلقی شدن اهل کتاب باید بسیار خلاصه بگویم که اولا با تغییرات متنی در تورات و انجیل، دیگر اون کتاب ها آسمانی نیستند و بنابراین دین شان هم مورد تایید نیست پس تنها دین آسمانی جهان، همین اسلام هست که فرموده می شود تنها دین مورد تایید پروردگار، دین اسلام هست بدین معنا وگرنه هر کس با ننه اش قهر کند می تواند دین جدیدی هم بیاورد.

مصون بودن قراون از تحریف نیز عنایت ویژه خالق به حفظ شاهرگ هدایت هست.

خداوند همچنین ارزش کارهای نیک را حتی مستقل از جنسیت افراد می داند و پاداش نیک وعده داده هست اما مسلمان بودن می تواند جنبه تقویت ارزشی اون عمل باشد پس این طور نیست که هر مسلمان بر هر نامسلمان برتری داشته باشد بلکه معیار برتری، صرفا و فقط و منحصرا و مطلقا به تقوی هست.

در مورد اهل کتاب هم آیاتی، ولو اندک، وجود دارد که می گوید گروهی از اهل کتاب مومن و پرهیزگارند همچنان که می گوید گروهی از اهل کتاب هم هستند که حتی با منکران خداوند هم متحد می شوند اما به هر حال، هستثناء، قاعده محسوب نمی شود و قابل تعمیم نیست.

برای اطلاعات بیشتر می توانید به کتاب اسلام و شمشیر نوشته آقای ناصر پورپیرار مراجعه کنید که هم به صورت چاپ شده وجود دارد و هم به صورت PDF شده و متن آیات را عینا مشاهده کنید.


44:

سلام وادب.
اونچه بطور اجمال از اين آيه به دست مى آيد اين هست كه خداى سبحان در اين آيه مؤ منين را از اينكه يهود و نصارا را اولياى خود بگيرند، بر حذر داشته و با شديدترين لحن تهديدشان مى كند و در يك پيشگوئى به آينده امر امت در اثر اين موالات و دوستى با دشمنان خبر مى دهد و مى فرمايد كه اگر چنين كنيد بنيه روش دينى خود را از دست مى دهيد و اون وقت هست كه خداى تعالى امتى ديگر برمى انگيزد كه قائم به امر دين شوند و بنيه دين را سپس انهدام به حالت اصلى و اوليش برگردانند.
بنابراین واضح ومبهرن هست به عقیده بنده که خداونداین افرادنام برده رابه نوعی شقی ترین قوم درمیان اقوام برشمرده به سبب برحذرداشتن مخاطبان کلام وحی ازدوستی بااونان.
البته ازمنظری دیگه هم میتونیم به آیه نگاه کنیم.
خدای متعال به زیباترین شکل ممکن مخاطبان کلامش روبرحذرکرده ازدوستی باهرکدوم ازدوقوم یهودوونصاری،چون این دوقوم درصورت دوستی مسلمین بازهم باهم متحدندبرای نابودی مسلمین وهیچگاه نمی توان بایکی ازاون دوقوم دوست شدبرای نابودی قومی دیگر.
به نوعی وبرپايه برخی ازتفاسیردراین آیه نوعی پیشگوئی غیبی هم شده واون دوری ازاین دوقوم برای دوری ازدورشدن ازذات حق وگرفتن دوستی غیرازدوستی باذات اقدس پروردگارمی تونه باشه.




45:

ای کسانی که ایمان آورده اید یهود و نصاری را دوستان خود مگیرید...


از من که اصلا وارد این بحث نبوده ام، اینجا نقل قول شده هست! اما نه اثری از من هست نه اثری از نقل قولم!

ای کسانی که ایمان آورده اید یهود و نصاری را دوستان خود مگیرید...

- صفحه 2


جل الخالق!


اما به هر حال توصیه می کنم کتاب اسلام و شمشیر را دانلود کرده و بخوانید:

فهرست مجموعه یادداشت های اسلام و شمشیر از آقای ناصر پورپیرار - ستارگان دروغ و خیانت

راهنمای خوبی برای بیان علت نزول این آیات هست.

چون حوصله بحث بیشتر و هستثنائات و جزئیات رو ندارم، لطفا من را به دنباله بحث نکشونید.

ممنون

46:

با احترام
و عرض ادب

در این زمینه شخصا" حرفی برای فرمودن ندارم اما
مطالعهاین کتاب را برای کنارآمدن با چنین آیاتی توصیه میکنم ....

بیایید باهم قراون بخوانیم، از گونه ای دیگر
نوشتۀ مجید مسعودی

47:

چشم اطاعت ميكنم كلا تركها همواره مطيع دستورات اسلام بودند و من هم مطيع اوامر هستم مخلص همه احمد اشرفي نوشنق از اردبيل

48:

این حرفا کدومه !

من در طول زندگیم با همه تیپ آدمی دمخور بودم .

بخصوص در محیط کاری و شغلیم .

منجمله با افرادی از اقلیتهای دینی و مذهبی .

ارمنی ها که واقعا کارشون درسته .

هم صنعتگرهای خیلی وارد و قابلی هستند و هم اخلاق و رفتارشون از خیلی از افرادیکه مثلا مسلمان هستند بهتر و درستکارترند .

حالا به فرض فلان فرد از فلان دین رو هم پیدا کنیم و فلان اخلاق بد رو هم ازش ببینیم .

خب این مثلا دلیل شد ؟ اینهمه جرم و فساد و جنایت و خلاف که در جامعه اتفاق میفته عمدتا از طرف افرادی هستش که مثلا مسلمانند پس اونها چی ؟

آدم باید آدم باشه .

بنظر من وقتی فردی یه حداقلی از اصول اخلاقی و اجتماعی رو رعایت میکنه میشه همه رقم مراوده باهاش داشت حالا دینش و مذهبش هرچی میخاد باشه .

اگر هم فردی فاسد و فاسق باشه نباید باهاش مراوده داشت بازم از هر دین و مذهبی که میخاد باشه .


49:

البته بهتر هست بگویم لزوما نباید جنگی صورت میگرفت
مثلا در فتح مدینه که جنگی در نگرفت ابوسفیان با اکراه شهادتین می‌گوید تا خود و اهل خانه‌اش‌امان داده می‌شوند و البته موارد زیادی هست
این نوعی اجبارست،نیست؟

50:

با سلام
دوست گرامی در جواب شما باید یک مطلب مختصر بگم
متاسفانه دولتمردان در تمامی کشور های جهان چه در قدیم و چه در حال برای اعمال سیاسی خویش هستفاده می نمايند و خواهند کرد
و همیشه سعی می نمايند ادیانی امت به انها معتقدند در راستای سیاست های خویش باشند
و بهمین دلیل هیچ تلاشی را دریغ نخواهند کرد
وقتی دولتمردان ادیان را در راستای سیاستهای خود و بقای خویش بکار می برند ( از تحریف کتب آسمانی گرفته تا تحریف تاریخ )
شما باشید چکار خواهید کرد
وقتی همه را به سمت دروغ و توهم هدایت می نمايند و اصلی ترین جز انسانیت یعنی تفکر رو از وی میگیرند شما باید بشینید تا این فرد همه را به سمت و سویی که انها را از انسانیت دور میکند هدایت کند
به اعتقاد بنده شما فقط دوست داری از اسلام ایراد بگیرید و بس
شاید دست خودتان نیست و اسلام را اینطور به شما نشان داده اند
و شاید هم ...
همانطور که پادشاه هستی الله (ج) صاحب تمامی صفات هست ( چه صفات نیک و چه بد )
پس نباید در اینجا اینطور کوتاه بینانه تصمیم گیری بفرمایید

با احترام

51:

و اگه پاسخی قانع-نماينده دریافت نکنی ؟

52:

"بسم الله الرحمن الرحیم .."

و سلام که نام خداست و مبتدای سطرها ..


از اون ها که خود مدعی اند، تعجب می کنم !

در کمتر از یک روز، قریب 27 پست از این جستار به علت نقض قوانین حذف گردیده هست !
لطفاً پیش از ارسال پست ،
یکبار دیگرعلاوه بر قوانین سایبری ، قوانین هم میهن و قوانین این بخش را مرور نمایید،

و از ارسال پست های خارج از موضوع ، حاشیه پردازی و منحرف ساختن بحث جداً خودداری نمایید ..!
در غیر این صورت پست ها بدون تذکر حذف خواهد گردید ؛
و با فرد خاطی برخورد خواهد شد ..!

سپاس ..



53:

شک و شبهه در هر موضوعی باعث ایجاد شَک در موارد مرتبط با اون هم میشه
و این شک به حتم بخاطر شبهاتی بوده که جواب قانع نماينده براشون پیدا نکردم

در نتیجه باعث ایجاد شبهات بزرگتری میشه

54:

پس چرا میگی شبهه ؟؟ تفاوت پرسش و شبهه رو نمیدونی احتمالا

55:

اگر بخواید شبهه رو با پرسش قیاس کنید ،بله همینطور هست
ولی من معنای اون رو در نظر گرفتم

56:

خانم تکتم واقعا متوجه نمیشم چرا شما از این آیه اصلاح ناپذیری قوم نصاری و یهود رو برداشت میکنید .

توبه کردن یک مسئله ای که به خود شخص برمیگرده و طبق آیات و روایات هرکسی میتونه توبه کنه و اعمالش رو اصلاح کنه و به سوی خدا برگرده اما کسانی که همچنان بر آیین یهود و یا مسیحیت هستند خداوند نسبت به اونان چنین دستوری رو به مسلمانان داده . پست شماره 23 salmaan قسمت اولش درباره دوستی گرفتن به نکته خوبی اشاره کرده اند که فکر نمیکنم شبهه ای در این زمینه باقی مونده باشه...


57:

شاید کمی تفکر خیلی از مشکلات را برای ما حل کند.

که دیگر نیازی به مطرح کردن اون در بیرون نباشد.

فقط کمی تفکر.

مشکل شما با این آیه چیست؟ جز این که فکر می کنید ، اگر یک مسیحی یا یهودی با لبخندی سرشار از محبت و روی گشاده از شما برای دوستی هستقبال کند ، شما نمی توانید دست او را رد کنید و رد کردن این دوستی را غیر منطقی می بینید.

غیر از این هست؟
اما آیا مسئله ای که این آیه بیان می کند حقیقتا این هست؟ آیه سپس این آیه را نگاه کنید:

"(ولی) کسانی را که در دلهایشان بیماری هست می‌بینی که در (دوستی با اونان)، بر یکدیگر پیشی می‌گیرند، و می‌گویند: «می‌ترسیم حادثه‌ای برای ما اتفاق بیفتد (و نیاز به کمک اونها داشته باشیم!)» شاید خداوند پیروزی یا حادثه دیگری از سوی خود (به نفع مسلمانان) پیش بیاورد؛ و این دسته، از اونچه در دل پنهان داشتند، پشیمان گردند! (۵۲)"

می بینید که هدف دوستی اون ها ترس از فقر بوده و در این جا اون ها را چون بالاتر می بینند دوست خود انتخاب می کند.

(همان طور که خیلی ها در ایران از ترس فقر می گویند که برویم با آمریکا دوستی کنیم) این اسمش دوستی نیست ، نوکری هست.

ما لبخند می زنیم این دوستان یا بهتر بگویم این ولی ها در سر ما می زنند.

این بدور از عزت نفس هست.


اما در روابط فردی یهودی ها و نصرانی ها در جامعه اسلامی زندگی می کردند و کسی با اون ها کاری نداشت.

داستان هایی از ائمه که در اون ها یک طرف ماجرا نصرانی هست و معمولا سپس دیدن امام ، مسلمان می شود گواه این مسئله هست.
چه بسا که دوستی شما با فرد مسیحی یا یهودی منجر به اسلام آوردن اون ها شود.

چه چیز بهتر از این؟

58:

این مطلب رو کاملا دقیق بخونید. در غیر این صورت مطالب قراونی بنده رو اهانت کاربر مشخص! به ادیان مشخص! تلقی نکنید و این همه به لایک کامنت بنده اعتراض نکنید.

باز جای شکرش باقی هست که کلا 28 لایک نصیب بیش از 100 یادداشتم شده و البته دیسلایک هم آمارش نیست!

چون مطالب کتاب اسلام و شمشیر رو نخونده اید، من به طور خلاصه طی چند جمله اون رو شرح می دم تا هر کس خواست، مفصلش رو در همون کتاب بخونه. تک تک حرفهام بر پايه آیات قراونه.
با ظهور اسلام، یهود و نصاری از سوی اسلام به عنوان ادیان دیگر مورد خطاب رسمی خداوند برنامه می گیرند و هر گونه رابطه با اونها تا حد هم سفرگی در غذا و همخانگی در ازدواج کاملا مجاز تلقی می شود و خبری از جزیه نیست.

خداوند در قراون ادعای خداوندی بر هر سه و قبول رسالت هر سه پیامبر را دارد تا حدی که به پیامبر اسلام (ص) می گوید دنبال حقانیت خود در تورات و انجیل باشد و تا اینجا، تورات و انجیل کاملا مورد تایید خداوند هستند اما در چرخشی ناگهانی از سوی این دو، اونها برای خداوند شریک قائل می شوند و مثلا مسیح را گاهی خداوند، گاهی پسر خداوند و گاهی پیامبر می نامند.

یهودیان هم عزیر ozayr را پسر خدا می دانند و بدین ترتیب اهل کتاب پیشین وارد وادی شرک می شوند.

همچنین به پنهان کاری در ارائه کتاب تورات و انجیل دست می زنند و تلاشهایی هم برای تحریف آیات قراون انجام می دهند و متونی غیر از آیات تورات و انجیل و قراون را به عنوان آیات تورات و انجیل و قراون ارائه می دهند.

کفار منطقه هم جبهه دیگری دارند.

در این میان خداوند مهلتی برای تعیین تکلیف به اونها می دهد و فراخوان می کند که پس از اون وقت، اونها نجس محسوب می شوند و باید به شکلی تحقیر آمیز، جزیه پرداخت نمايند.

این اختلاف تا حد مبارزه جدی و صف بندی نظامی در قلعه ها پیش می رود تا اینکه با تخریب خانه های خود، سرزمین اسلام را ترک می نمايند.

همچنین باید بگویم که تمام اونچه که به عنوان جنگهای صدر اسلام فرموده و نقل می شود، فاقد آیات متضمن در قراون مبارک هست و حتی خداوند در قراون می گوید هر وقت خواستند آتش جنگ بیفروزند، خداوند بود که خاموش کرد که البته طبیعی هست درگیری هایی حتی تا حد گروهی بوده باشد.

آیا ممکن هست کسی منکر داد و فریادهای بین این گروهها و مباحثات کلامی و فیزیکی و گاهی چماق زنی شود؟ اما جنگ مستلزم برنامه ریزی و تدارکات هست.

در مورد نجس تلقی شدن اهل کتاب باید بسیار خلاصه بگویم که اولا با تغییرات متنی در تورات و انجیل، دیگر اون کتاب ها آسمانی نیستند و بنابراین دین شان هم مورد تایید نیست پس تنها دین آسمانی جهان، همین اسلام هست که فرموده می شود تنها دین مورد تایید پروردگار، دین اسلام هست بدین معنا وگرنه هر کس با ننه اش قهر کند می تواند دین جدیدی هم بیاورد.

مصون بودن قراون از تحریف نیز عنایت ویژه خالق به حفظ شاهرگ هدایت هست.

خداوند همچنین ارزش کارهای نیک را حتی مستقل از جنسیت افراد می داند و پاداش نیک وعده داده هست اما مسلمان بودن می تواند جنبه تقویت ارزشی اون عمل باشد پس این طور نیست که هر مسلمان بر هر نامسلمان برتری داشته باشد بلکه معیار برتری، صرفا و فقط و منحصرا و مطلقا به تقوی هست.

در مورد اهل کتاب هم آیاتی، ولو اندک، وجود دارد که می گوید گروهی از اهل کتاب مومن و پرهیزگارند همچنان که می گوید گروهی از اهل کتاب هم هستند که حتی با منکران خداوند هم متحد می شوند اما به هر حال، هستثناء، قاعده محسوب نمی شود و قابل تعمیم نیست.

برای اطلاعات بیشتر می توانید به کتاب اسلام و شمشیر نوشته آقای ناصر پورپیرار مراجعه کنید که هم به صورت چاپ شده وجود دارد و هم به صورت PDF شده و متن آیات را عینا مشاهده کنید.


59:

سلام وادب.
اونچه بطور اجمال از اين آيه به دست مى آيد اين هست كه خداى سبحان در اين آيه مؤ منين را از اينكه يهود و نصارا را اولياى خود بگيرند، بر حذر داشته و با شديدترين لحن تهديدشان مى كند و در يك پيشگوئى به آينده امر امت در اثر اين موالات و دوستى با دشمنان خبر مى دهد و مى فرمايد كه اگر چنين كنيد بنيه روش دينى خود را از دست مى دهيد و اون وقت هست كه خداى تعالى امتى ديگر برمى انگيزد كه قائم به امر دين شوند و بنيه دين را سپس انهدام به حالت اصلى و اوليش برگردانند.
بنابراین واضح ومبهرن هست به عقیده بنده که خداونداین افرادنام برده رابه نوعی شقی ترین قوم درمیان اقوام برشمرده به سبب برحذرداشتن مخاطبان کلام وحی ازدوستی بااونان.
البته ازمنظری دیگه هم میتونیم به آیه نگاه کنیم.
خدای متعال به زیباترین شکل ممکن مخاطبان کلامش روبرحذرکرده ازدوستی باهرکدوم ازدوقوم یهودوونصاری،چون این دوقوم درصورت دوستی مسلمین بازهم باهم متحدندبرای نابودی مسلمین وهیچگاه نمی توان بایکی ازاون دوقوم دوست شدبرای نابودی قومی دیگر.
به نوعی وبرپايه برخی ازتفاسیردراین آیه نوعی پیشگوئی غیبی هم شده واون دوری ازاین دوقوم برای دوری ازدورشدن ازذات حق وگرفتن دوستی غیرازدوستی باذات اقدس پروردگارمی تونه باشه.




60:

سلام بر بانو تکتم
از دعوت به موضوع تشکر می کنم ، متاسفانه بنا به دلایلی سعادت حضور بموقع در بحث را نداشتم .
اما گمانم بر این هست که در این گونه موارد باید به نظر متخصصین مراجعه کرد ، بدیهی هست اظهار نظرهای غیر تخصصی بار به منزل نمی رساند شاید ما را از رسیدن به موضوع نیز باز دارد بعنوان نمونه ، کاربری که دستش با حنای فرهنگ و قوم و تاریخی دیگر رنگ گرفته و ریشه اش در تعارض با نظرش چه نظری می تواند راجع به موضوعی داشته باشد که اون را از بن قبول ندارد .

یا کاربری که شناختش منحصر به این هست که در عمرش با آدمهای زیادی دمخور بوده و تمام دزدان و جانیان را از مسلمانان می داند و پیروان دین و آئینی دیگر را برتر ،
علی ای حال ، جواب سوال شما در نزد اهل نظر هست که منابع جواب را بهمراه نظر اهل خرد در صورت توفیق تقدیم می کنم .
آرزومند توفیقی مستمر برای دوستان

61:


با این حساب بگیم در فوتبالیستا کسی با اوندو تیموریان دوست داشتنی و با غیرت و با اخلاق دوست نشه تا یه موقع از ذات حق دور نشه!

واقعا خنده داره!

62:

من از منظر خود قراون نمی خوام نگاه کنم،بلکه می خوام نگاه عینی و در طول وقت به این قوم بندازم.

ضمنا به یک معنا شاید هر آیه ای هم لزوما به درد الاون نخوره و بحث ناسخ و منسوخ مطرح باشه.
مگر نه اینکه قران سخن خداست؟
چرا همین خدایی که سعی میکنیم عدل و مهربانی اش را پر رنگ کنیم قوم و قبیله ای را غیر قابل اصلاح میداند و تا ابد میخواهد از دوستی با اونها خودداری کنیم؟
فکر نمی کنم این طور باشه.
1)نگاه قراون به مجوس منفیه اما همین قوم بعدا لایق نگهداری از امانت الهی شد و به قول روایات عرب بعدا دینش و از ایران گرفت(یا خواهد گرفت).
2)در قراون فرموده شده که یهود رو برتری بخشیدیم ولی اون هم پیوسته نبود!

نوشته اصلي بوسيله Toktam نمايش نوشته ها
و این حکم ابدی ،نشان دهنده ی اون ست که :وقتی گذشتگان پیشینه ی خوبی ندارند انسان هر تلاشی هم بکند نمیتواند خود را از ان بدی ها پاک کند و گرفتارشان ست
و اینکه امیدی به تغییر اونان نیست (به قولی طرف آدم بشو نیست)
وقتی صدها سال پیش در قران چنین آمده و باید تا اخر الوقت انرا پذیرفت چگونه میتوان امید به بخشش خدا داشت ؟وقتی خود ،انها را نمیپذیرد؟
در مورد تداوم حکم توضیح دادم اما یه مطلب دیگری رو اینجا می گم.
روایت شده که خدا به موسی فرمود قارون با اون همه خبث طینتش اگر موقعی که به زمین می رفت اسم جای تو اسم من و صدا می زد من کمکش می کردم!

یا فرعون اگر به جای این که اسم تو رو(موسی رو) صدا بزنه من و صدا می زد اجابتش می کزدم!(فرعون با سپاهیانش غرق نشد بلکه روی یک صحره افتاد و چند بار موسی رو صدا زد)

یا مثلا وقتی نوح سوار کشتی شد و همه ی امت غرق شدن خدا بعدا ناراحتیش و فراخوان نمود.

حتی روایت داریم وقتی یک نفر(شاید امام صادق(ع)) از یک بی نماز پرسید چرا نماز نمی خونی طرف جواب داد من یک روز 72 سید هاشمی رو گردن زدم و به قتل رسوندم و دیگر امیدی به بخشش خدا ندارم و بنا بر روایت بزرگترین گناهش همین ناامیدی بود(و کلا در دین ما بزرگترین گناه نا امیدیه).

==========
از این ها که بگذریم باید بگم در خصوص خود قوم یهود :
1)اولا هم خوندن اراجیف تلمود به اندازه ی کافی حال بهم زن و انزجار آمیز خواهد بود!
2)به علت همین عقاید نژاد پستانه و متکبرانه شون به هر جامعه ای که رفتن از اونجا رونده شدن!
3)به علت زندگی های انگل وار و پستشون مفتخر به دریافت مدال موش کثیف شدن! این خصوصا در اروپا رایج بود و به لحاظی هم به علت تشابه اسمی موسی و ماوس بهش متصف شدن.
4)جنایاتی که این ها کردن در طول تاریخ سابقه نداشته فقر در یک سر زدن سپیده ی خورشید تا طلوع آفتاب 70 پیغمبر و کشتن(یعنی در عرض نیم ساعت) و بعد به مغازه رفتن و انگار نه انگار!
یا در یک مورد علیه رومی ها شورش کردن و مردا رو تکه تکه و به زناو بچه ها تجاوز کردن!

امروز هم که حامی داعشن!
5)مرتبا از سوی حکام میزبان مبه علت فتنه انگیزی ها در فشار بودن و اصلا یکی از فلسفه های کوچاندن این قوم به فلسطین این بود که از شر حضور مخرب و ضد فرهنگی اونها در اروپا و آمریکا جلوگیری کنن.
امروز هم که با لطایف الحیل بر دولت ها سوار شدن توسط اشخاص سرشناس مورد ملامت برنامه می گیرن برای نمونه کتاب هنری فورد علیه اونها!

63:

خیر!
نگاه شما غلطه.
امروز مثل 1000 یا 100 سال قبل نیس!الاون ممکنه یه نفر مسیحی یا مسلمون باشه (بنا بر آمار) ولی واقعا به این دین باور پیدا نکنه!
دور و بر خودمون می بینیم این آدما رو!

مثال بارزش برخورد امام و رهبری با ادیان دیگره!
مثلا امام خمینی در فرانسه به مسیحیان شاخ گل هدیه می دادن یا دید و بازدید هایی که رهبری با این ها انجام می دن

نوشته اصلي بوسيله marde_barani نمايش نوشته ها
آدم باید آدم باشه .

بنظر من وقتی فردی یه حداقلی از اصول اخلاقی و اجتماعی رو رعایت میکنه میشه همه رقم مراوده باهاش داشت حالا دینش و مذهبش هرچی میخاد باشه .

اگر هم فردی فاسد و فاسق باشه نباید باهاش مراوده داشت بازم از هر دین و مذهبی که میخاد باشه .
1)دین شما برون گراس(از منظر روان شناسی) و به این معنی که شما خود دین رو بررسی نمی کنید و مهم نمی دونید و بر عکس القا پذیرید!(دقیقا جمله ی اول شما)

2)اسلام برند یک جغرافیا یا ...

نیس!همونطور که بزرگوار دیگری اشاره کردن اسلام به معنای قبول فرامین الهیه و کسی هم که فسق می کنه به میزان خاصی از اسلام دوره و این مسایل نسبیه نه مطلق!


نوشته اصلي بوسيله Azad نمايش نوشته ها
ایا پیامبر و امام علی که با کفار و یهودیان صلح کردند با انها لاو میترکوندند؟
این چه تفکر متحجرانه ای هست که بعضی دارند؟
ببین چه جالب توجیه می کنه!

من کاری به این تفاسیر سودار شما که برای بهره برداری در مسایل روزمره دارید ندارم! اما جهت اطلاع باید بگم اگر حضرت محمد صلح حدیبیه کرد با یهودیان بنی قریظه(یا بنی قینقاع) چنان معامله ای کرد که تا امروز کینه ی اسلام و به دل دارن و جنایت کارای اسراییلی معتقدن دارن انتقام کشته های حیدر در خیبر رو می گیرن!

و اون صلح از سر قدرت و موضع بالا بوده و من بعید می دونم حضرت محمد از ابوسفیان تعریفی کرده باشه ولی ابوسفیان با اسلام آوردن (ولو به ظاهر) مجبور به اعتراف به برگزیدگی حضرت محمد از سوی خداوند و بر حق بودن آیینش شد!

نه صلح روحانی (که با حدیبیه مقایسه کردند) و اوباما رو با ادب خوندن بعد همین اوباما و یاهو بهش فرمودن گرگ در پوست میش و عامل شرارت و حامی تروریسم و ...!و خوبی نتایج صلح حدیبیه بر همه آشکار بود البته الاونم آشکاره ولی به زور سر نیزه ی علی جنتی و ...

.فرق های بسیاری وجود داره که مانع از مصادره به مطلوب حضرتعالی می شه شاید مهم ترینش این که به تعبیر قراون حدیبیه "فتح المبین" بود ولی فتح مبین روحانی محرمانه هست و ...

64:

ببخشید بزرگوار!

پاکستان از اعتماد به آمریکا به کجا رسید و هند از عدم اعتماد به کجا؟

والا خود نصاری هم به نصاری اعتماد ندارن چه برسه به ما!
خوب لا اقل چند روز از جاسوسی آمریکا علیه سران اروپا بگذره بعد...!

به قول امام(ره) این ها مثل گرگایی می مونن که موقع خوابم کنار هم می شینن!

ما از اعتماد به فرانسه ایدز گرفتیم و از آمریکا تحریم!(البته خوش بختانه گرگ در پوستین میش و ...

رو رییس جمهوری به تنهایی دریافت کردن!)و

من فکر می کنم پیام آیه باید ناظر به عملکرد اجتماعی و حکومتی باشه.

ضمنا،اونا برای پول کار می کنن و یک فرد ساکن در اسراییل لزوما نباید اسراییلی باشه بلکه ممکنه عرب باشه یا انگیزه ی شخصی داشته باشه

65:

بیا! نمونه ی کامل یک ادم متحجر که حتی رویه ی پبامبر و وامامان رو نمیشناسه و داعیه ی اسلام هم دارند.

علی رو همین گروه کشتند! عوام متعصب بی تفقه در دین...

خدا رحم کنه به امام وقت!او چه خواهد کشید...
اصلا چرا پیامبر با یهودیان بنی قینقاع و بنی قریظه همچین معامله ای کرد؟ خوبه یه خورده هم تاریخ بخونید؟ پیامبر ایتدا با انها صلح کرد و با انها متحد شد.

اما به علت خیانت انها بود که پیامبر ان رفتار را با انها داشت!
حال که دارد تفسیر سودار میکند؟ متاسفانه از احمدی نژادی ها بیشتر از این هم توقع نمیره!


و اون صلح از سر قدرت و موضع بالا بوده و من بعید می دونم حضرت محمد از ابوسفیان تعریفی کرده باشه ولی ابوسفیان با اسلام آوردن (ولو به ظاهر) مجبور به اعتراف به برگزیدگی حضرت محمد از سوی خداوند و بر حق بودن آیینش شد!
احمقانه ترین تفسیری که میتوان داشت.

که چنین چیزی فرموده؟ با کدام هستدلال چنین مزخرفی را به خورد ملت میخواهید بدهید؟ وقتی پیامبر با یارانش بدون ششیر وارد شدند و مالک جلو اونها رو گرفت، بسیار مسلمین را ازار داد که از انها تندیی سر بزند تا همه ی انها قتل عام کند...

اما پیامبر دستور به استقامت و بردباری دادند...و صلحی که بستند از نظر بعضی دلواپسان همان موقع (از جمله عمر و گروهش) شکست کامل بود و پیامبر را سرزنش کردند!!! و انتقادها به قدری زیاد بود که خدا سوره ی انا فتحنا لک فتحا مبینا را نازل نمود تا دهان این دلواپسان دیروزی بسته شود.خصوصا که در ان پیمان امده بود که امسال پیامبر و یارانش حق حج ندارند و از سال دیگر باید بیایند.
اگر شما در وقت پیامبر بودید حتما با عمر همداستان میشدید که این چه معاهده ی ننگینی هست که اگر یکی از مسلمین از نزد مسلمانان بگریزد و به مکه برودف حق دارد در مکه زندگی کند، اما اگر یک نفر کافر از مکه ویا همپیمانانش به مدینه بیاید و مسلمان شود، باید وی را به مکه برگردانند.
کجای این معاهده از سر قدرت بود؟ شما بندهای معاهده رو بخونید و نقاط ضعف و قدرت اون را بسنجید و بیایید بگویید که کدام نقطه منظور شماست؟ کدام موضع قدرت؟ روی هوا حرف زدن و بر پايه حرف مفت توضیح دادن تنها شاهکاری هست که از احمدی نژاد و یارانی چون شمایش برمی آید.

مدح ابوسفیان از پیامبر در وقت صلح اتفاق افتاد؟ وقتی که پیامبر از قریش خواست که صلح نمايند، به جای این ابوسفیان برخیزد خودش یا یکی از سران قریش برود، سهیل را فرستادند.

و این در خودش توهینی به پیامبر بود!!!! کی میخوای بفهمی تو؟ پیر شدی دیگه!!!!




نه صلح روحانی (که با حدیبیه مقایسه کردند) و اوباما رو با ادب خوندن بعد همین اوباما و یاهو بهش فرمودن گرگ در پوست میش و عامل شرارت و حامی تروریسم و ...!و خوبی نتایج صلح حدیبیه بر همه آشکار بود البته الاونم آشکاره ولی به زور سر نیزه ی علی جنتی و ...

.فرق های بسیاری وجود داره که مانع از مصادره به مطلوب حضرتعالی می شه شاید مهم ترینش این که به تعبیر قراون حدیبیه "فتح المبین" بود ولی فتح مبین روحانی محرمانه هست و ...
این سخنان سخیف و احمقانه فقط از تان و هم پالکی های دلواپس و احمدی نژادیتان بر می آید.

که از سخنانتان خنده می اید ایجاد را...
درباره ی اینکه نتایج صلح حدیبیه بر همه اشکار بود، یه عده دلواپس هم اون زمون بودند که به پیامبر گیر دادند و حتی به ایشان توهین کردند.

منتهای مراتب مثل اینکه تاریخی که شما خوندید توش همه گل و بلبلی بوده!
تاوهین هایی که کفار به پیامبر کردند، بدترین توهین هایی بود که از دستشان بر مآمد.

منتها ادم فهمیده و با سواد میخواد که به سن و سال عالی نمیاد.
اونی که سرنیزه داره اونیه که 8 سال امتو ...
محرمانه بودن در مقابل درست بودن نیست! محرمانه یعنی محرمانه بودن! نه بد بودن!
صلح از موضع قدرت اقای جلیلی رو هم دیدیم که تو مذاکرات هسته ای خواسته بود ساختار شورای مللو عوض کنه و از این قرتی بازی های متحجرانه!
کلی خندیدم به پستت، مرسی که با پستات زمینه ی شاد ما رو فراهم میکنی!

66:

ممنون بابت بی میلی نسبت به بحثی که شروع نماينده اش خودتان بودید ولی جزم اندیشی و مطلق انگاری، بخشی از میراث فاسد و ویرانگرمان هست.

جواب کوتاه تان این که قاعده می تواند هستثناء هم داشته باشد و جواب نسبتا مفصل تان را هم اینجا نوشته ام:
http://forum.hammihan.com/thread1324...ml#post4689622
که ظاهرا جذابیتی نداشته.

ضمنا اسلام، آزادترین تفکر جهان هست و اگر نشانی از محدودیت و سانسور در جایی هست، ناتوانی عارض شده از مدعیان مدیریت پر ادعا ولی ناتوان هست.

همچنین اول فکر کردم، بعد نوشتم!

67:

بزرگوار راستش درست از ارتباط این حرفهای شما با اون پستم که نقل قول گرفتید سردرنیاوردم .

شاید هم بخاطر پائین بودن سطح نوع بیانم هستش که برخلاف شما عمدتا پائین فوق لیسانس حرف میزنم !

همانطور که فرمودم من به این حرفها کاری ندارم .

آدم بودن آدمهاست که برام مهمه و نه اینکه از کدام دین و مذهب هستند و پايه ا دین و مذهب افراد و یا حتی اینکه اصلا دین و مذهبی دارند یا نه هیچ اهمیتی برام نداره .

انسانهای دور و برم اگر یه حداقلی از معرفت و انسانیت رو رعایت کتتد باهاشون مشکلی نخواهم داشت و دوستی و رفاقت باهاشون بربرنامه میکنم و برعکس .

در طول زندگیم نه با کسی صرفا بخاطر مثلا ارمنی بودنش یا مسلمان بودنش مشکل داشتم و نه صرفا بخاطر همین صفات امتیازی براشون بحساب آوردم .

این چیزا مربوط به خودشون هستش و به من نوعی ربطی نداره .

اگر در رفاقت و دوستی کلک نمیزدند و معرفت داشتند باهاشون دوست بودم و در غیر اینصورت خیر .

حالا دینشون هر چی میخاد باشه .



بنظرم ناعادلانه ترین موضوع در دنیا اینست که با انسانها صرفا بخاطر اینکه مثلا مسیحی هستند دوستی و رفاقت نکنیم و لابد اونها هم صرفا بخاطر اینکه کسی مسلمان هست باهاش دوستی و مراوده ننمايند .

اونوقت دنیا به چه جهنمی تبدیل میشه .


68:


ممکنه؟ بله! و ممکن هم نیست! ممکن کلا یه کلمه قطعی نیست!

بعد شما از کجا میدونی اوندو تیموریان به دینش اعتقاد نداره؟؟

چرا مغالطه میکنی دوست عزیز؟

بین مسیحیان جهان مسلما انسان های شریف و درستکاری وجود داره که دوستی با اونها هیچ ضرری نداره.

مطمئنا خدا هم کسی رو از دوستی با غیر مسلمان نهی نکرده.
این آیات شان نزول داره و اصلا دوستانی که اینجا هستند در حدی نیستند که بخوان این آیات رو تفسیر نمايند به اینکه نباید با احد الناسی از غیر مسلمان نشست و برخاست کرد!چون انسان از ذات حق دور میشه!

شما نقل قول بذارید از چند عالم بزرگ دینی که تفسیر این آیات اینطور هست که دوستان میگن..من قبول میکنم.

البته با دلیل

69:

سلام و درود بانو
طاعاتتون قبول
وقتتون بخیر!


البته من دقیقا متوجه اشکالتون در این آیه نشدم.

اما اگر منظورتون این هست که منع
دوستی با عده ای از امت با عدل الهی یا رحمت الهی منافات دارد، این درست
نیست،چون خداوند درباره همین امت در آیه 62 سوره بقره میفرماید:

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ النَّصارى‏ وَ الصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً
فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»

بدرستى كسانى كه مؤمنند و كسانى كه يهودى و نصرانى و صابئى هستند هر كدام بخدا
و دنياى ديگر معتقد باشند و كارهاى شايسته كنند پاداش اونها پيش پروردگارشان هست نه
بيمى دارند و نه غمگين شوند.

با توجه به اینکه بشارت «لاخوف علیهم و لاهم یحزنون» بشارتی سرشار از عدل و رحمت
هست.

عدل به این تفصیل که اون دسته از امت که بدون علم به حقانیت اسلام و نه سر عناد
و دشمنی، دینی غیر از دین اسلام دارند، ولی بر پايه باورهاشون و با این تصور که این
باورها درست هست،عمل مینمايند لایق عذاب نخواهند بود و بیان رحمانیت خدا هم در آیه
روشن هست چنانکه میفرماید: هیچ خوفی بر ایشان نیست و ناراحت و غمگین نمی شوند.
(و البته این به معنای اون نیست که کوتاهی در شناخت دین حق نادیده گرفته شود.)

اما با این تفسیر دلیل نهی قراون از دوستی با اینها چیست؟
طبق تفسیر المیزان، با توجه به الفاظ آیه و معانی که این الفاظ افاده می نمايند، منظور از
دوستی در آیه، اون دوستی هست که موجب محبت، صمیمیت و یکرنگی با انها میشود، به
طوری که موجب تاثیر در دین و منش و باور فرد مسلمان شود؛ و نه نهی از هرگونه رابطه
مسالمت آمیز و اخلاق مدارانه یا برقراری پیمان و معاهده.
به عبارات زیر توجه کنید:
(ترجمه المیزان،ج 5، ص 603)
"« اتخاذ» به معناى اعتماد كردن بر چيزى هست، به اين صورت كه شخص به اون دلگرم باشد كه در
فلان كار به دردم مى‏خورد و اون را براى اون كار ذخيره بسازد
كلمه: «ولاء» و نيز كلمه « توالى» به اين معنا هست كه دو چيز و يا چند چيز طورى نسبت به يكديگر
متصل باشند كه چيزى از غير جنس اونها در بين برنامه نداشته باشد، و كلمه به عنوان هستعاره
در معناى نزديكى هستعمال مى‏شود، حال يا نزديكى از حيث مكان، يا از حيث نسبت و خايشانشاوندى،
يا از حيث دين، يا از حيث صداقت و نصرت و يا اعتقاد

و سخن كوتاه اينكه ولايت يك نوع خاصى از نزديكى چيزى به چيز ديگر هست، بطورى كه همين
ولايت باعث شود كه موانع و پرده‏ها از بين اون دو چيز بر داشته شود."

"پس حاصل كلام اين شد كه مراد از جمله:" لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِياءَ" نهى از
دوستى با يهود و نصارا هست، دوستى به حدى كه باعث كشش روحى بين مسلمين
و اهل كتاب شود و در نتيجه اخلاق اهل كتاب در بين مسلمين راه يابد.

چون چنين
دوستى سر انجام سيره دينى جامعه مسلمان را كه پايه اون پيروى از حق و
سعادت انسان‏ها هست، دگرگون ساخته، سيره كفر در بين اونان جريان مى‏يابد
كه
پايه ش پيروى از هواى نفس و پرستش شيطان و خروج از راه فطرى زندگى هست." (المیزان، ج 5، ص 610)

کما اینکه در ادامه آیه می فرماید: و من یتولهم منکم، فانه منهم...

.
پس کسی که دینش دین حق هست، نمیتواند با کسی که دین دیگری دارد یکی شود و
صمیمیتی تولی گونه پیدا کند.

70:

آدمیت آدمها از باورشون جدا نیست!

71:

بله درسته و باور انسانها اون چیزی نیست که در شناسنامه شون نوشته شده که اکثر اوقات ظاهری و تصنعی هستش .



باور هر انسانی درون خودش و مربوط به خودش هستش و به دیگران ربطی نداره .



در دوستی و مراوده با دیگران اینکه در شناسنامه طرف به عنوان دین و مذهب چی نوشته نه به من مربوطه و نه برام اهمیتی داره بلکه معرفت و سلوک اون شخص هستش که برام مهمه .


72:

بله، اما این بر مبنای پیش فرض ما نیست.
مبنای این قاعده فردی ست که نه فقط به صرف شناسنامه، بلکه فعلا و عملا ملتزم و باورمند به دینی خاص هست و اهل اون دین شناخته میشه
و الا کسانی که در واقع به دین خاصی التزام و باور ندارند از موضوع بحث ما خارج هستند.


73:

حب گویا پیش فرض من با پیش فرض شما فرق میکنه !

اکثریت جامعه تنها در شناسنامه دارای دین و مذهب خاصی هستند و همونطور که در جامعه ملاحظه میکنید اکثریت افراد فعلا و عملا بسیاری از مسائل دینی رو رعایت نمینمايند .

به عنوان مثال دروغ فرمودن و غیبت کردن که جزو گناهان کبیره عنوان شدند که کار هر روزه و بلکه هر ساعته عمده امت هستش .

دین اکثر امت ما در همون نوزدهم تا بیست و یکم ماه رمضان و نهم و دهم ماه محرم هستش ! که تازه همونم عمدتا به ظواهر مشغولند تا باطن !

احتمالا در خارج هم باید همینطور باشند .



ولی در عین حال اگر حرف شما رو هم قبول کنیم و افرادی که به دین خاصی عقیده مند نیستند رو هم کنار بذاریم بازم در اصل قضیه فرقی ایجاد نمیشه .

یعنی اگر من بخام با کسی دوست بشم اینکه مسلمان هست یا ارمنی فرقی برام نداره و معیارهای دیگه که در پستهای قبلیم فرمودم برام مهمه .

ارمنی یا مسلمان بودن اشخاص ( برای دوستی و مراوده ) نه امتیاز خاصی براشون محسوب میشه و نه نقطه ضعفی .

چون این چیزا به خودشون مربوطه .


74:

درسته، اما اینکه کسی عمل نمیکنه، تاثیری در حکم نداره و قانون خدا به همان نحو که بیان شده اجرا بشه..

ولی در عین حال اگر حرف شما رو هم قبول کنیم و افرادی که به دین خاصی عقیده مند نیستند رو هم کنار بذاریم بازم در اصل قضیه فرقی ایجاد نمیشه .

یعنی اگر من بخام با کسی دوست بشم اینکه مسلمان هست یا ارمنی فرقی برام نداره و معیارهای دیگه که در پستهای قبلیم فرمودم برام مهمه .

ارمنی یا مسلمان بودن اشخاص ( برای دوستی و مراوده ) نه امتیاز خاصی براشون محسوب میشه و نه نقطه ضعفی .

چون این چیزا به خودشون مربوطه .

به حال اگر شما مسلمان باشید باید به همانطور عمل کنید که دینتان به شما دستور داده
نه اون طور که خودتان فکر میکنید...
+ نباید این مساله رو از نظر دور داشت که قطعا کسانی که بهترین دینها رو برگزیدند و به اون
عمل مینمايند، نسبت به سایرین امتیاز دارند و باهم برابری نمینمايند.


75:

سلام بر بانو تکتم
از دعوت به موضوع تشکر می کنم ، متاسفانه بنا به دلایلی سعادت حضور بموقع در بحث را نداشتم .
اما گمانم بر این هست که در این گونه موارد باید به نظر متخصصین مراجعه کرد ، بدیهی هست اظهار نظرهای غیر تخصصی بار به منزل نمی رساند شاید ما را از رسیدن به موضوع نیز باز دارد بعنوان نمونه ، کاربری که دستش با حنای فرهنگ و قوم و تاریخی دیگر رنگ گرفته و ریشه اش در تعارض با نظرش چه نظری می تواند راجع به موضوعی داشته باشد که اون را از بن قبول ندارد .

یا کاربری که شناختش منحصر به این هست که در عمرش با آدمهای زیادی دمخور بوده و تمام دزدان و جانیان را از مسلمانان می داند و پیروان دین و آئینی دیگر را برتر ،
علی ای حال ، جواب سوال شما در نزد اهل نظر هست که منابع جواب را بهمراه نظر اهل خرد در صورت توفیق تقدیم می کنم .
آرزومند توفیقی مستمر برای دوستان

76:


با این حساب بگیم در فوتبالیستا کسی با اوندو تیموریان دوست داشتنی و با غیرت و با اخلاق دوست نشه تا یه موقع از ذات حق دور نشه!

واقعا خنده داره!

77:

من از منظر خود قراون نمی خوام نگاه کنم،بلکه می خوام نگاه عینی و در طول وقت به این قوم بندازم.

ضمنا به یک معنا شاید هر آیه ای هم لزوما به درد الاون نخوره و بحث ناسخ و منسوخ مطرح باشه.
مگر نه اینکه قران سخن خداست؟
چرا همین خدایی که سعی میکنیم عدل و مهربانی اش را پر رنگ کنیم قوم و قبیله ای را غیر قابل اصلاح میداند و تا ابد میخواهد از دوستی با اونها خودداری کنیم؟
فکر نمی کنم این طور باشه.
1)نگاه قراون به مجوس منفیه اما همین قوم بعدا لایق نگهداری از امانت الهی شد و به قول روایات عرب بعدا دینش و از ایران گرفت(یا خواهد گرفت).
2)در قراون فرموده شده که یهود رو برتری بخشیدیم ولی اون هم پیوسته نبود!

نوشته اصلي بوسيله Toktam نمايش نوشته ها
و این حکم ابدی ،نشان دهنده ی اون ست که :وقتی گذشتگان پیشینه ی خوبی ندارند انسان هر تلاشی هم بکند نمیتواند خود را از ان بدی ها پاک کند و گرفتارشان ست
و اینکه امیدی به تغییر اونان نیست (به قولی طرف آدم بشو نیست)
وقتی صدها سال پیش در قران چنین آمده و باید تا اخر الوقت انرا پذیرفت چگونه میتوان امید به بخشش خدا داشت ؟وقتی خود ،انها را نمیپذیرد؟
در مورد تداوم حکم توضیح دادم اما یه مطلب دیگری رو اینجا می گم.
روایت شده که خدا به موسی فرمود قارون با اون همه خبث طینتش اگر موقعی که به زمین می رفت اسم جای تو اسم من و صدا می زد من کمکش می کردم!

یا فرعون اگر به جای این که اسم تو رو(موسی رو) صدا بزنه من و صدا می زد اجابتش می کزدم!(فرعون با سپاهیانش غرق نشد بلکه روی یک صحره افتاد و چند بار موسی رو صدا زد)

یا مثلا وقتی نوح سوار کشتی شد و همه ی امت غرق شدن خدا بعدا ناراحتیش و فراخوان نمود.

حتی روایت داریم وقتی یک نفر(شاید امام صادق(ع)) از یک بی نماز پرسید چرا نماز نمی خونی طرف جواب داد من یک روز 72 سید هاشمی رو گردن زدم و به قتل رسوندم و دیگر امیدی به بخشش خدا ندارم و بنا بر روایت بزرگترین گناهش همین ناامیدی بود(و کلا در دین ما بزرگترین گناه نا امیدیه).

==========
از این ها که بگذریم باید بگم در خصوص خود قوم یهود :
1)اولا هم خوندن اراجیف تلمود به اندازه ی کافی حال بهم زن و انزجار آمیز خواهد بود!
2)به علت همین عقاید نژاد پستانه و متکبرانه شون به هر جامعه ای که رفتن از اونجا رونده شدن!
3)به علت زندگی های انگل وار و پستشون مفتخر به دریافت مدال موش کثیف شدن! این خصوصا در اروپا رایج بود و به لحاظی هم به علت تشابه اسمی موسی و ماوس بهش متصف شدن.
4)جنایاتی که این ها کردن در طول تاریخ سابقه نداشته فقر در یک سر زدن سپیده ی خورشید تا طلوع آفتاب 70 پیغمبر و کشتن(یعنی در عرض نیم ساعت) و بعد به مغازه رفتن و انگار نه انگار!
یا در یک مورد علیه رومی ها شورش کردن و مردا رو تکه تکه و به زناو بچه ها تجاوز کردن!

امروز هم که حامی داعشن!
5)مرتبا از سوی حکام میزبان مبه علت فتنه انگیزی ها در فشار بودن و اصلا یکی از فلسفه های کوچاندن این قوم به فلسطین این بود که از شر حضور مخرب و ضد فرهنگی اونها در اروپا و آمریکا جلوگیری کنن.
امروز هم که با لطایف الحیل بر دولت ها سوار شدن توسط اشخاص سرشناس مورد ملامت برنامه می گیرن برای نمونه کتاب هنری فورد علیه اونها!

78:

خیر!
نگاه شما غلطه.
امروز مثل 1000 یا 100 سال قبل نیس!الاون ممکنه یه نفر مسیحی یا مسلمون باشه (بنا بر آمار) ولی واقعا به این دین باور پیدا نکنه!
دور و بر خودمون می بینیم این آدما رو!

مثال بارزش برخورد امام و رهبری با ادیان دیگره!
مثلا امام خمینی در فرانسه به مسیحیان شاخ گل هدیه می دادن یا دید و بازدید هایی که رهبری با این ها انجام می دن

نوشته اصلي بوسيله marde_barani نمايش نوشته ها
آدم باید آدم باشه .

بنظر من وقتی فردی یه حداقلی از اصول اخلاقی و اجتماعی رو رعایت میکنه میشه همه رقم مراوده باهاش داشت حالا دینش و مذهبش هرچی میخاد باشه .

اگر هم فردی فاسد و فاسق باشه نباید باهاش مراوده داشت بازم از هر دین و مذهبی که میخاد باشه .
1)دین شما برون گراس(از منظر روان شناسی) و به این معنی که شما خود دین رو بررسی نمی کنید و مهم نمی دونید و بر عکس القا پذیرید!(دقیقا جمله ی اول شما)

2)اسلام برند یک جغرافیا یا ...

نیس!همونطور که بزرگوار دیگری اشاره کردن اسلام به معنای قبول فرامین الهیه و کسی هم که فسق می کنه به میزان خاصی از اسلام دوره و این مسایل نسبیه نه مطلق!


نوشته اصلي بوسيله Azad نمايش نوشته ها
ایا پیامبر و امام علی که با کفار و یهودیان صلح کردند با انها لاو میترکوندند؟
این چه تفکر متحجرانه ای هست که بعضی دارند؟
ببین چه جالب توجیه می کنه!

من کاری به این تفاسیر سودار شما که برای بهره برداری در مسایل روزمره دارید ندارم! اما جهت اطلاع باید بگم اگر حضرت محمد صلح حدیبیه کرد با یهودیان بنی قریظه(یا بنی قینقاع) چنان معامله ای کرد که تا امروز کینه ی اسلام و به دل دارن و جنایت کارای اسراییلی معتقدن دارن انتقام کشته های حیدر در خیبر رو می گیرن!

و اون صلح از سر قدرت و موضع بالا بوده و من بعید می دونم حضرت محمد از ابوسفیان تعریفی کرده باشه ولی ابوسفیان با اسلام آوردن (ولو به ظاهر) مجبور به اعتراف به برگزیدگی حضرت محمد از سوی خداوند و بر حق بودن آیینش شد!

نه صلح روحانی (که با حدیبیه مقایسه کردند) و اوباما رو با ادب خوندن بعد همین اوباما و یاهو بهش فرمودن گرگ در پوست میش و عامل شرارت و حامی تروریسم و ...!و خوبی نتایج صلح حدیبیه بر همه آشکار بود البته الاونم آشکاره ولی به زور سر نیزه ی علی جنتی و ...

.فرق های بسیاری وجود داره که مانع از مصادره به مطلوب حضرتعالی می شه شاید مهم ترینش این که به تعبیر قراون حدیبیه "فتح المبین" بود ولی فتح مبین روحانی محرمانه هست و ...

79:

ببخشید بزرگوار!

پاکستان از اعتماد به آمریکا به کجا رسید و هند از عدم اعتماد به کجا؟

والا خود نصاری هم به نصاری اعتماد ندارن چه برسه به ما!
خوب لا اقل چند روز از جاسوسی آمریکا علیه سران اروپا بگذره بعد...!

به قول امام(ره) این ها مثل گرگایی می مونن که موقع خوابم کنار هم می شینن!

ما از اعتماد به فرانسه ایدز گرفتیم و از آمریکا تحریم!(البته خوش بختانه گرگ در پوستین میش و ...

رو رییس جمهوری به تنهایی دریافت کردن!)و

من فکر می کنم پیام آیه باید ناظر به عملکرد اجتماعی و حکومتی باشه.

ضمنا،اونا برای پول کار می کنن و یک فرد ساکن در اسراییل لزوما نباید اسراییلی باشه بلکه ممکنه عرب باشه یا انگیزه ی شخصی داشته باشه

80:

بیا! نمونه ی کامل یک ادم متحجر که حتی رویه ی پبامبر و وامامان رو نمیشناسه و داعیه ی اسلام هم دارند.

علی رو همین گروه کشتند! عوام متعصب بی تفقه در دین...

خدا رحم کنه به امام وقت!او چه خواهد کشید...
اصلا چرا پیامبر با یهودیان بنی قینقاع و بنی قریظه همچین معامله ای کرد؟ خوبه یه خورده هم تاریخ بخونید؟ پیامبر ایتدا با انها صلح کرد و با انها متحد شد.

اما به علت خیانت انها بود که پیامبر ان رفتار را با انها داشت!
حال که دارد تفسیر سودار میکند؟ متاسفانه از احمدی نژادی ها بیشتر از این هم توقع نمیره!


و اون صلح از سر قدرت و موضع بالا بوده و من بعید می دونم حضرت محمد از ابوسفیان تعریفی کرده باشه ولی ابوسفیان با اسلام آوردن (ولو به ظاهر) مجبور به اعتراف به برگزیدگی حضرت محمد از سوی خداوند و بر حق بودن آیینش شد!
احمقانه ترین تفسیری که میتوان داشت.

که چنین چیزی فرموده؟ با کدام هستدلال چنین مزخرفی را به خورد ملت میخواهید بدهید؟ وقتی پیامبر با یارانش بدون ششیر وارد شدند و مالک جلو اونها رو گرفت، بسیار مسلمین را ازار داد که از انها تندیی سر بزند تا همه ی انها قتل عام کند...

اما پیامبر دستور به استقامت و بردباری دادند...و صلحی که بستند از نظر بعضی دلواپسان همان موقع (از جمله عمر و گروهش) شکست کامل بود و پیامبر را سرزنش کردند!!! و انتقادها به قدری زیاد بود که خدا سوره ی انا فتحنا لک فتحا مبینا را نازل نمود تا دهان این دلواپسان دیروزی بسته شود.خصوصا که در ان پیمان امده بود که امسال پیامبر و یارانش حق حج ندارند و از سال دیگر باید بیایند.
اگر شما در وقت پیامبر بودید حتما با عمر همداستان میشدید که این چه معاهده ی ننگینی هست که اگر یکی از مسلمین از نزد مسلمانان بگریزد و به مکه برودف حق دارد در مکه زندگی کند، اما اگر یک نفر کافر از مکه ویا همپیمانانش به مدینه بیاید و مسلمان شود، باید وی را به مکه برگردانند.
کجای این معاهده از سر قدرت بود؟ شما بندهای معاهده رو بخونید و نقاط ضعف و قدرت اون را بسنجید و بیایید بگویید که کدام نقطه منظور شماست؟ کدام موضع قدرت؟ روی هوا حرف زدن و بر پايه حرف مفت توضیح دادن تنها شاهکاری هست که از احمدی نژاد و یارانی چون شمایش برمی آید.

مدح ابوسفیان از پیامبر در وقت صلح اتفاق افتاد؟ وقتی که پیامبر از قریش خواست که صلح نمايند، به جای این ابوسفیان برخیزد خودش یا یکی از سران قریش برود، سهیل را فرستادند.

و این در خودش توهینی به پیامبر بود!!!! کی میخوای بفهمی تو؟ پیر شدی دیگه!!!!




نه صلح روحانی (که با حدیبیه مقایسه کردند) و اوباما رو با ادب خوندن بعد همین اوباما و یاهو بهش فرمودن گرگ در پوست میش و عامل شرارت و حامی تروریسم و ...!و خوبی نتایج صلح حدیبیه بر همه آشکار بود البته الاونم آشکاره ولی به زور سر نیزه ی علی جنتی و ...

.فرق های بسیاری وجود داره که مانع از مصادره به مطلوب حضرتعالی می شه شاید مهم ترینش این که به تعبیر قراون حدیبیه "فتح المبین" بود ولی فتح مبین روحانی محرمانه هست و ...
این سخنان سخیف و احمقانه فقط از تان و هم پالکی های دلواپس و احمدی نژادیتان بر می آید.

که از سخنانتان خنده می اید ایجاد را...
درباره ی اینکه نتایج صلح حدیبیه بر همه اشکار بود، یه عده دلواپس هم اون زمون بودند که به پیامبر گیر دادند و حتی به ایشان توهین کردند.

منتهای مراتب مثل اینکه تاریخی که شما خوندید توش همه گل و بلبلی بوده!
تاوهین هایی که کفار به پیامبر کردند، بدترین توهین هایی بود که از دستشان بر مآمد.

منتها ادم فهمیده و با سواد میخواد که به سن و سال عالی نمیاد.
اونی که سرنیزه داره اونیه که 8 سال امتو ...
محرمانه بودن در مقابل درست بودن نیست! محرمانه یعنی محرمانه بودن! نه بد بودن!
صلح از موضع قدرت اقای جلیلی رو هم دیدیم که تو مذاکرات هسته ای خواسته بود ساختار شورای مللو عوض کنه و از این قرتی بازی های متحجرانه!
کلی خندیدم به پستت، مرسی که با پستات زمینه ی شاد ما رو فراهم میکنی!

81:

ممنون بابت بی میلی نسبت به بحثی که شروع نماينده اش خودتان بودید ولی جزم اندیشی و مطلق انگاری، بخشی از میراث فاسد و ویرانگرمان هست.

جواب کوتاه تان این که قاعده می تواند هستثناء هم داشته باشد و جواب نسبتا مفصل تان را هم اینجا نوشته ام:
http://forum.hammihan.com/thread1324...ml#post4689622
که ظاهرا جذابیتی نداشته.

ضمنا اسلام، آزادترین تفکر جهان هست و اگر نشانی از محدودیت و سانسور در جایی هست، ناتوانی عارض شده از مدعیان مدیریت پر ادعا ولی ناتوان هست.

همچنین اول فکر کردم، بعد نوشتم!

82:

بزرگوار راستش درست از ارتباط این حرفهای شما با اون پستم که نقل قول گرفتید سردرنیاوردم .

شاید هم بخاطر پائین بودن سطح نوع بیانم هستش که برخلاف شما عمدتا پائین فوق لیسانس حرف میزنم !

همانطور که فرمودم من به این حرفها کاری ندارم .

آدم بودن آدمهاست که برام مهمه و نه اینکه از کدام دین و مذهب هستند و پايه ا دین و مذهب افراد و یا حتی اینکه اصلا دین و مذهبی دارند یا نه هیچ اهمیتی برام نداره .

انسانهای دور و برم اگر یه حداقلی از معرفت و انسانیت رو رعایت کتتد باهاشون مشکلی نخواهم داشت و دوستی و رفاقت باهاشون بربرنامه میکنم و برعکس .

در طول زندگیم نه با کسی صرفا بخاطر مثلا ارمنی بودنش یا مسلمان بودنش مشکل داشتم و نه صرفا بخاطر همین صفات امتیازی براشون بحساب آوردم .

این چیزا مربوط به خودشون هستش و به من نوعی ربطی نداره .

اگر در رفاقت و دوستی کلک نمیزدند و معرفت داشتند باهاشون دوست بودم و در غیر اینصورت خیر .

حالا دینشون هر چی میخاد باشه .



بنظرم ناعادلانه ترین موضوع در دنیا اینست که با انسانها صرفا بخاطر اینکه مثلا مسیحی هستند دوستی و رفاقت نکنیم و لابد اونها هم صرفا بخاطر اینکه کسی مسلمان هست باهاش دوستی و مراوده ننمايند .

اونوقت دنیا به چه جهنمی تبدیل میشه .


83:


ممکنه؟ بله! و ممکن هم نیست! ممکن کلا یه کلمه قطعی نیست!

بعد شما از کجا میدونی اوندو تیموریان به دینش اعتقاد نداره؟؟

چرا مغالطه میکنی دوست عزیز؟

بین مسیحیان جهان مسلما انسان های شریف و درستکاری وجود داره که دوستی با اونها هیچ ضرری نداره.

مطمئنا خدا هم کسی رو از دوستی با غیر مسلمان نهی نکرده.
این آیات شان نزول داره و اصلا دوستانی که اینجا هستند در حدی نیستند که بخوان این آیات رو تفسیر نمايند به اینکه نباید با احد الناسی از غیر مسلمان نشست و برخاست کرد!چون انسان از ذات حق دور میشه!

شما نقل قول بذارید از چند عالم بزرگ دینی که تفسیر این آیات اینطور هست که دوستان میگن..من قبول میکنم.

البته با دلیل

84:

سلام و درود بانو
طاعاتتون قبول
وقتتون بخیر!


البته من دقیقا متوجه اشکالتون در این آیه نشدم.

اما اگر منظورتون این هست که منع
دوستی با عده ای از امت با عدل الهی یا رحمت الهی منافات دارد، این درست
نیست،چون خداوند درباره همین امت در آیه 62 سوره بقره میفرماید:

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ النَّصارى‏ وَ الصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً
فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»

بدرستى كسانى كه مؤمنند و كسانى كه يهودى و نصرانى و صابئى هستند هر كدام بخدا
و دنياى ديگر معتقد باشند و كارهاى شايسته كنند پاداش اونها پيش پروردگارشان هست نه
بيمى دارند و نه غمگين شوند.

با توجه به اینکه بشارت «لاخوف علیهم و لاهم یحزنون» بشارتی سرشار از عدل و رحمت
هست.

عدل به این تفصیل که اون دسته از امت که بدون علم به حقانیت اسلام و نه سر عناد
و دشمنی، دینی غیر از دین اسلام دارند، ولی بر پايه باورهاشون و با این تصور که این
باورها درست هست،عمل مینمايند لایق عذاب نخواهند بود و بیان رحمانیت خدا هم در آیه
روشن هست چنانکه میفرماید: هیچ خوفی بر ایشان نیست و ناراحت و غمگین نمی شوند.
(و البته این به معنای اون نیست که کوتاهی در شناخت دین حق نادیده گرفته شود.)

اما با این تفسیر دلیل نهی قراون از دوستی با اینها چیست؟
طبق تفسیر المیزان، با توجه به الفاظ آیه و معانی که این الفاظ افاده می نمايند، منظور از
دوستی در آیه، اون دوستی هست که موجب محبت، صمیمیت و یکرنگی با انها میشود، به
طوری که موجب تاثیر در دین و منش و باور فرد مسلمان شود؛ و نه نهی از هرگونه رابطه
مسالمت آمیز و اخلاق مدارانه یا برقراری پیمان و معاهده.
به عبارات زیر توجه کنید:
(ترجمه المیزان،ج 5، ص 603)
"« اتخاذ» به معناى اعتماد كردن بر چيزى هست، به اين صورت كه شخص به اون دلگرم باشد كه در
فلان كار به دردم مى‏خورد و اون را براى اون كار ذخيره بسازد
كلمه: «ولاء» و نيز كلمه « توالى» به اين معنا هست كه دو چيز و يا چند چيز طورى نسبت به يكديگر
متصل باشند كه چيزى از غير جنس اونها در بين برنامه نداشته باشد، و كلمه به عنوان هستعاره
در معناى نزديكى هستعمال مى‏شود، حال يا نزديكى از حيث مكان، يا از حيث نسبت و خايشانشاوندى،
يا از حيث دين، يا از حيث صداقت و نصرت و يا اعتقاد

و سخن كوتاه اينكه ولايت يك نوع خاصى از نزديكى چيزى به چيز ديگر هست، بطورى كه همين
ولايت باعث شود كه موانع و پرده‏ها از بين اون دو چيز بر داشته شود."

"پس حاصل كلام اين شد كه مراد از جمله:" لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِياءَ" نهى از
دوستى با يهود و نصارا هست، دوستى به حدى كه باعث كشش روحى بين مسلمين
و اهل كتاب شود و در نتيجه اخلاق اهل كتاب در بين مسلمين راه يابد.

چون چنين
دوستى سر انجام سيره دينى جامعه مسلمان را كه پايه اون پيروى از حق و
سعادت انسان‏ها هست، دگرگون ساخته، سيره كفر در بين اونان جريان مى‏يابد
كه
پايه ش پيروى از هواى نفس و پرستش شيطان و خروج از راه فطرى زندگى هست." (المیزان، ج 5، ص 610)

کما اینکه در ادامه آیه می فرماید: و من یتولهم منکم، فانه منهم...

.
پس کسی که دینش دین حق هست، نمیتواند با کسی که دین دیگری دارد یکی شود و
صمیمیتی تولی گونه پیدا کند.

85:

آدمیت آدمها از باورشون جدا نیست!

86:

بله درسته و باور انسانها اون چیزی نیست که در شناسنامه شون نوشته شده که اکثر اوقات ظاهری و تصنعی هستش .



باور هر انسانی درون خودش و مربوط به خودش هستش و به دیگران ربطی نداره .



در دوستی و مراوده با دیگران اینکه در شناسنامه طرف به عنوان دین و مذهب چی نوشته نه به من مربوطه و نه برام اهمیتی داره بلکه معرفت و سلوک اون شخص هستش که برام مهمه .


87:

بله، اما این بر مبنای پیش فرض ما نیست.
مبنای این قاعده فردی ست که نه فقط به صرف شناسنامه، بلکه فعلا و عملا ملتزم و باورمند به دینی خاص هست و اهل اون دین شناخته میشه
و الا کسانی که در واقع به دین خاصی التزام و باور ندارند از موضوع بحث ما خارج هستند.


88:

حب گویا پیش فرض من با پیش فرض شما فرق میکنه !

اکثریت جامعه تنها در شناسنامه دارای دین و مذهب خاصی هستند و همونطور که در جامعه ملاحظه میکنید اکثریت افراد فعلا و عملا بسیاری از مسائل دینی رو رعایت نمینمايند .

به عنوان مثال دروغ فرمودن و غیبت کردن که جزو گناهان کبیره عنوان شدند که کار هر روزه و بلکه هر ساعته عمده امت هستش .

دین اکثر امت ما در همون نوزدهم تا بیست و یکم ماه رمضان و نهم و دهم ماه محرم هستش ! که تازه همونم عمدتا به ظواهر مشغولند تا باطن !

احتمالا در خارج هم باید همینطور باشند .



ولی در عین حال اگر حرف شما رو هم قبول کنیم و افرادی که به دین خاصی عقیده مند نیستند رو هم کنار بذاریم بازم در اصل قضیه فرقی ایجاد نمیشه .

یعنی اگر من بخام با کسی دوست بشم اینکه مسلمان هست یا ارمنی فرقی برام نداره و معیارهای دیگه که در پستهای قبلیم فرمودم برام مهمه .

ارمنی یا مسلمان بودن اشخاص ( برای دوستی و مراوده ) نه امتیاز خاصی براشون محسوب میشه و نه نقطه ضعفی .

چون این چیزا به خودشون مربوطه .


89:

درسته، اما اینکه کسی عمل نمیکنه، تاثیری در حکم نداره و قانون خدا به همان نحو که بیان شده اجرا بشه..

ولی در عین حال اگر حرف شما رو هم قبول کنیم و افرادی که به دین خاصی عقیده مند نیستند رو هم کنار بذاریم بازم در اصل قضیه فرقی ایجاد نمیشه .

یعنی اگر من بخام با کسی دوست بشم اینکه مسلمان هست یا ارمنی فرقی برام نداره و معیارهای دیگه که در پستهای قبلیم فرمودم برام مهمه .

ارمنی یا مسلمان بودن اشخاص ( برای دوستی و مراوده ) نه امتیاز خاصی براشون محسوب میشه و نه نقطه ضعفی .

چون این چیزا به خودشون مربوطه .

به حال اگر شما مسلمان باشید باید به همانطور عمل کنید که دینتان به شما دستور داده
نه اون طور که خودتان فکر میکنید...
+ نباید این مساله رو از نظر دور داشت که قطعا کسانی که بهترین دینها رو برگزیدند و به اون
عمل مینمايند، نسبت به سایرین امتیاز دارند و باهم برابری نمینمايند.


90:

اینها قوانین خدا نیست .



در مورد این پستتون خیلی حرفها دارم ... فقط اینو بگم کاملا با مطالب این پستنون مخالفم حتی صرف نظر از موضوعی که تیتر تاپیک هستش .


91:

سلام علی جان.
متاسفانه تقریبایه جوردچارتجزیه محاسباتی میشیم گاهاماانسانها.
برای تفسیرآیات البته بایدمدنظربگیریم که مانمی تونیم اون تفسیرواقعی روانجام بدیم وچیزی که میگیم قطعا برپايه نظرات شخصی می تونه باشه بیشتر.
سوره مائده اگراشتباه نکنم ازسورمدنی قراونه،بایدمدنظربگیریم شان،وقت ومکان نزول آیه های قراون رووبه طورخاص البته آیه موردبحث..
این آیه بعداززحمت ومشقت فراوون مسلمنان درمکه وبه هنگام هجرت به مدینه نازل شده وخداوندسبحان بااین آیه همونطورکه اشاره هم کرده بودم به عقیده خودم نوعی آینده نگری روانجام داده وازمومنانش خواسته دوستی واقعی جزخداوندسبحان باورنداشته باشند.
اینکه اوندوی متعصب رومثال زدیدهم نمیشه قیاسی مناسب برای این آیه شریفه مدنظرقراربدیم چراکه میشه قیاسهای کلی ترومتشابهی رومدنظربگیریم که ازموقعيت ومجال وقتی این بحث ممکنه خارج بشه واطاله بحثی جانبی روبدنال داشته باشه.
بهرحال ممنونم ازجوابت.

92:

والا منم به مشکل شما دچار شدم!

دوستانی که پست بنده رو خوندن شاید متوجه نشن که شما دارید به بنده جواب می دید

نوشته اصلي بوسيله ali_m نمايش نوشته ها
ممکنه؟ بله! و ممکن هم نیست! ممکن کلا یه کلمه قطعی نیست!

بعد شما از کجا میدونی اوندو تیموریان به دینش اعتقاد نداره؟؟

چرا مغالطه میکنی دوست عزیز؟

بین مسیحیان جهان مسلما انسان های شریف و درستکاری وجود داره که دوستی با اونها هیچ ضرری نداره.

مطمئنا خدا هم کسی رو از دوستی با غیر مسلمان نهی نکرده.
این آیات شان نزول داره و اصلا دوستانی که اینجا هستند در حدی نیستند که بخوان این آیات رو تفسیر نمايند به اینکه نباید با احد الناسی از غیر مسلمان نشست و برخاست کرد!چون انسان از ذات حق دور میشه!

شما نقل قول بذارید از چند عالم بزرگ دینی که تفسیر این آیات اینطور هست که دوستان میگن..من قبول میکنم.

البته با دلیل
اوندو کی هست اصلا؟
من به ایشون چی کار دارم؟ایشون یه بازیکن و امیدوارم موفق باشه شما از ایشون مثال زدید ولی من اصلا کاری به ایشون ندارم و یه مطلب کلی رو عرض کردم.

قطعا کسانی رو دور و بر خودتون دیدین که می گن اسلام اینا رو نمی گه و فلان چیزا رو می گه(معمولا هم اسلام از نظر این جماعت همونایی رو می گه که همون جمع خوششون میاد) یا مثلا می گن روحانیت و مذهبی ها فلان و بهمانن و دوره ی برخی حرفا گذشته!

مسیحیان هم دیگه قوم سیاسی ای که متجاوز کاری می کردند نیستند چون اصلا دیگه با سیاست کاری ندارند و حتی کلیساهای همتراز اون موقع و ندارن(منظور غیر از سردمدارانه) و هویتی کاملا متفاوت با هویت مسیحیان قدیمی دارند.به قول نیچه اونا خدا رو کشتن! حالا وقتی خدایی نیست پس مسیح(ع) هم دست کم مثل گذشته وجود نداره!

بزرگوار چشم بسته غیب می گید؟
مگر ما فرمودیم مسیحیا طور خاصین؟(ممکنه به نظر ما طور خاصی باشن ولی مطمینم فراخوان نکردم!).

به هر حال منم عرض کردم باید شان نزول رو دید و ضمن این که جدای از حرف شما خود پیامبر در دیر با بحیرای نصرانی هم صحبت بود و یا مثلا مسیحی ای که فیلمش و ساختن و صدای یاری خواهی امام حسین رو از دور می شنید.از گذشته ها که بگذریم در همین سوریه ی خودمون مسیحیانی بودن که وقتی می خواستن وارد مسجد بشن پوتیناشون و در میاوردن چون می فرمودن اینجا خونه ی خدا هست.

من مثال هایی هم از دید و بازدید های رهبری با خانواده های شهدای دفاع مقدس و ...

که از اقلیت های زرتشتی و مسیحی بودن زدم.

اما در مورد حرفامم بگم که من فرمودم "به نظرم" حدیث "اگر" یک حکم کلی باشه احتمالا مربوط به بعد اجتماعی قضیه هست و خرد آدمی با مراجعه به تاریخ بین این آیه و روند تاریخی موافقت می بینه.

[..]

* ویرایش مدیریت ..




93:

با توجه به این که من آیه رو ناظر به عملکرد اجتماعی و حکومتی محتمل دونستم به نظرم این پست بک رابطه ای با موضوع داره اما باز هم نظر نهایی نظر مدیران هست
حالا دید اشتباه کردی؟من اون شب پشت مجسد بودم!

ماشالله رگ غیرتتون در دفاع از دولت برآمده از رای اکثریت(همون 0.7 %!) چنان باد کرده که اصلا متوجه نشدید بنده صرفا برای مشخص کردن وجه اجتماعی آیه مثال رو ذکر کردم.اما...

حالا من متوجه نشدم که حرف شما چه ربطی داشت!اما جواب شما:

اولا این که اگر بپذیریم آیه برای تعیین خط مشی باشه پس حرف شما غیر منطقیه و مثل این می مونه که بگیم اول که شراب حرام نبود! اول که دین این قدر پیچیده نبود پس ما این نواحی دین رو چون قبلا حضرت محمد(ص) حکمش رو نداده قبول نمی کنیم!

دوما!گیرم که پذیرفتیم حرف شما صحیح باشه(بالاخره فرض محال که محال نیست!) از حامیان روحانی مچکریم که با حرفایی نظیر (با اسراییل سر جنگ ندارم!کسی که فرض می شد هولوکاست را نفی کرده دیگر رفته هست و وظیفه ی ما نیست که اسراییل را به رسمیت بشناسیم یا نه) لی لی به لالای اسراییل گذاشتند(بماند که خود شماها می گید اسراییلی ها و صهیونیست ها یهودی نیستند و اتفاقا درست می گید ولی وقتی گیر می کنید اینها رو یکی جلوه می دید).

حالا وقتی روحانی این کار ها رو کرد و اوباما رو مردی مودب و ...

دید (به زعم شما راه نبوی رو پیش گرفت!) چرا سپس بی حرمتی نتانیاهو (که ایشون رو یک گرگ مکار خوند) و سپس بی نزاکتی اوباما به ایشون باز هم همون شیوه ی به اصطلاح نبوی رو پیش گرفتن و برخوردی که شما هم قبول دارید پیغمبر با عهد شکنان انجام دادن،علیه آمریکا و اسراییل اعمال نکردند؟

بد قولی ها و سو هستفاده های آمریکا حتی از اروپایی ها بر همه محرزه.
احمقانه ترین تفسیری که میتوان داشت.

که چنین چیزی فرموده؟ با کدام هستدلال چنین مزخرفی را به خورد ملت میخواهید بدهید؟ وقتی پیامبر با یارانش بدون ششیر وارد شدند و مالک جلو اونها رو گرفت، بسیار مسلمین را ازار داد که از انها تندیی سر بزند تا همه ی انها قتل عام کند...

اما پیامبر دستور به استقامت و بردباری دادند...و صلحی که بستند از نظر بعضی دلواپسان همان موقع (از جمله عمر و گروهش) شکست کامل بود و پیامبر را سرزنش کردند!!! و انتقادها به قدری زیاد بود که خدا سوره ی انا فتحنا لک فتحا مبینا را نازل نمود تا دهان این دلواپسان دیروزی بسته شود.خصوصا که در ان پیمان امده بود که امسال پیامبر و یارانش حق حج ندارند و از سال دیگر باید بیایند.
اگر شما در وقت پیامبر بودید حتما با عمر همداستان میشدید که این چه معاهده ی ننگینی هست که اگر یکی از مسلمین از نزد مسلمانان بگریزد و به مکه برودف حق دارد در مکه زندگی کند، اما اگر یک نفر کافر از مکه ویا همپیمانانش به مدینه بیاید و مسلمان شود، باید وی را به مکه برگردانند.
کجای این معاهده از سر قدرت بود؟ شما بندهای معاهده رو بخونید و نقاط ضعف و قدرت اون را بسنجید و بیایید بگویید که کدام نقطه منظور شماست؟ کدام موضع قدرت؟ روی هوا حرف زدن و بر پايه حرف مفت توضیح دادن تنها شاهکاری هست که از احمدی نژاد و یارانی چون شمایش برمی آید.

مدح ابوسفیان از پیامبر در وقت صلح اتفاق افتاد؟ وقتی که پیامبر از قریش خواست که صلح نمايند، به جای این ابوسفیان برخیزد خودش یا یکی از سران قریش برود، سهیل را فرستادند.

و این در خودش توهینی به پیامبر بود!!!! کی میخوای بفهمی تو؟ پیر شدی دیگه!!!!
کسانی که مدعی بودن صدام خالد بن ولید وقته و ما باید در رکابش علیه آمریکا بجنگیم آدمای دیگری بودن نه من و شما اونا رو خوب می شناسی!

پیمان حدیبیه دقیقا به همین دلیل مورد نقد واقع شد که مشرکین در موضع ضعف بودن و پس از عقب نشینی های پی در پی فقط مکه به عنوان آخرین سنگر در سلطه شون بود و همون موقع هم همه زور می زدن از مشرکین به مسلمین پناه ببرن.

و از قضا از مخالفین حکم پیامبر که در مکه آدم کشی و خون ریزی هم کرد دقیقا همون خالد بن ولید محبوب علیخانی و طیف سیاسی محبوب شما بود

مخالفین حکم معصومین اونایی بودن که قادر به درک فرق شرایط بدر و خیبر و احد و خندق نبودن
این سخنان سخیف و احمقانه فقط از تان و هم پالکی های دلواپس و احمدی نژادیتان بر می آید.

که از سخنانتان خنده می اید ایجاد را...
درباره ی اینکه نتایج صلح حدیبیه بر همه اشکار بود، یه عده دلواپس هم اون زمون بودند که به پیامبر گیر دادند و حتی به ایشان توهین کردند.

منتهای مراتب مثل اینکه تاریخی که شما خوندید توش همه گل و بلبلی بوده!
تاوهین هایی که کفار به پیامبر کردند، بدترین توهین هایی بود که از دستشان بر مآمد.

منتها ادم فهمیده و با سواد میخواد که به سن و سال عالی نمیاد.
اونی که سرنیزه داره اونیه که 8 سال امتو ...
محرمانه بودن در مقابل درست بودن نیست! محرمانه یعنی محرمانه بودن! نه بد بودن!
صلح از موضع قدرت اقای جلیلی رو هم دیدیم که تو مذاکرات هسته ای خواسته بود ساختار شورای مللو عوض کنه و از این قرتی بازی های متحجرانه!
کلی خندیدم به پستت، مرسی که با پستات زمینه ی شاد ما رو فراهم میکنی!
چون خیلی دلواپس و ...

کردید عرض می کنم(چون گویا فقط شما بی خبرید) در دیپلماسی این گونه اعمال به کمک مذاکره نمايندگان سیاسی خواهد بود و خط قرمز های قاطع و چانه زنی بالا برای ایشان فراهم می کند.

ما خوشحال می شیم که از سخنان ما ایجاد رو خنده بیاد ولی نمی دونیم چرا این طور فکر می کنیم که از حقایقی که مطرح می کنیم یه عده ی خاصی رو لج میاره!

در هر حال چون "واقع بین" هستم ضمن آززوی موفقیت برای دولت امیدوارم فتح الخفین(از ریشه ی خفا و بر وزین مبین!) اگر فتح المبین هم نشد لا اقل فتح الخفن بشه!چون در غیر این صورت به چاهی میفتیم که ظرف چند سال آینده یا باید نابود بشیم یا فاتح!

بخند آقای رزیتا!بخند!
ما تاریخ و خوب یادمونه!حتی یادم میاد که می فرمودی با خانوما رفته بودی دیدار رهبری(قبل از این که هویت اصلیت لو بره)
پس این روضه ها رو برای ما تعریف نکنید که روحیه ی شاد ما به گریه سر سازگاری ندارد

اون گله هم در کنار احمق و بی سواد خوندن دگر اندیشان دقیقا من رو یاد بنده خدایی می ندازه که خیلی عاشقشی...

94:

نوشته اصلي بوسيله mph1 نمايش نوشته ها
با توجه به این که من آیه رو ناظر به عملکرد اجتماعی و حکومتی محتمل دونستم به نظرم این پست بک رابطه ای با موضوع داره اما باز هم نظر نهایی نظر مدیران هست

حالا دید اشتباه کردی؟من اون شب پشت مجسد بودم!

ماشالله رگ غیرتتون در دفاع از دولت برآمده از رای اکثریت(همون 0.7 %!) چنان باد کرده که اصلا متوجه نشدید بنده صرفا برای مشخص کردن وجه اجتماعی آیه مثال رو ذکر کردم.اما...

حالا من متوجه نشدم که حرف شما چه ربطی داشت!اما جواب شما:

اولا این که اگر بپذیریم آیه برای تعیین خط مشی باشه پس حرف شما غیر منطقیه و مثل این می مونه که بگیم اول که شراب حرام نبود! اول که دین این قدر پیچیده نبود پس ما این نواحی دین رو چون قبلا حضرت محمد(ص) حکمش رو نداده قبول نمی کنیم!

دوما!گیرم که پذیرفتیم حرف شما صحیح باشه(بالاخره فرض محال که محال نیست!) از حامیان روحانی مچکریم که با حرفایی نظیر (با اسراییل سر جنگ ندارم!کسی که فرض می شد هولوکاست را نفی کرده دیگر رفته هست و وظیفه ی ما نیست که اسراییل را به رسمیت بشناسیم یا نه) لی لی به لالای اسراییل گذاشتند(بماند که خود شماها می گید اسراییلی ها و صهیونیست ها یهودی نیستند و اتفاقا درست می گید ولی وقتی گیر می کنید اینها رو یکی جلوه می دید).

حالا وقتی روحانی این کار ها رو کرد و اوباما رو مردی مودب و ...

دید (به زعم شما راه نبوی رو پیش گرفت!) چرا سپس بی حرمتی نتانیاهو (که ایشون رو یک گرگ مکار خوند) و سپس بی نزاکتی اوباما به ایشون باز هم همون شیوه ی به اصطلاح نبوی رو پیش گرفتن و برخوردی که شما هم قبول دارید پیغمبر با عهد شکنان انجام دادن،علیه آمریکا و اسراییل اعمال نکردند؟

بد قولی ها و سو هستفاده های آمریکا حتی از اروپایی ها بر همه محرزه.

کسانی که مدعی بودن صدام خالد بن ولید وقته و ما باید در رکابش علیه آمریکا بجنگیم آدمای دیگری بودن نه من و شما اونا رو خوب می شناسی!

پیمان حدیبیه دقیقا به همین دلیل مورد نقد واقع شد که مشرکین در موضع ضعف بودن و پس از عقب نشینی های پی در پی فقط مکه به عنوان آخرین سنگر در سلطه شون بود و همون موقع هم همه زور می زدن از مشرکین به مسلمین پناه ببرن.

و از قضا از مخالفین حکم پیامبر که در مکه آدم کشی و خون ریزی هم کرد دقیقا همون خالد بن ولید محبوب علیخانی و طیف سیاسی محبوب شما بود

مخالفین حکم معصومین اونایی بودن که قادر به درک فرق شرایط بدر و خیبر و احد و خندق نبودن


چون خیلی دلواپس و ...

کردید عرض می کنم(چون گویا فقط شما بی خبرید) در دیپلماسی این گونه اعمال به کمک مذاکره نمايندگان سیاسی خواهد بود و خط قرمز های قاطع و چانه زنی بالا برای ایشان فراهم می کند.

ما خوشحال می شیم که از سخنان ما ایجاد رو خنده بیاد ولی نمی دونیم چرا این طور فکر می کنیم که از حقایقی که مطرح می کنیم یه عده ی خاصی رو لج میاره!

در هر حال چون "واقع بین" هستم ضمن آززوی موفقیت برای دولت امیدوارم فتح الخفین(از ریشه ی خفا و بر وزین مبین!) اگر فتح المبین هم نشد لا اقل فتح الخفن بشه!چون در غیر این صورت به چاهی میفتیم که ظرف چند سال آینده یا باید نابود بشیم یا فاتح!

اون گله هم در کنار احمق و بی سواد خوندن دگر اندیشان دقیقا من رو یاد بنده خدایی می ندازه که خیلی عاشقشی...
خوشبختانه اون کسی که بنده این پاسخو بهش دادم (منظورم نقل قول اول هست) پستشو حذف کرد.

خودش فهمید اشتباه کرده و بنده هم با افرادی مثل شما که دهانشون بوی شیر میده هنوز بحثی ندارم

بخند آقای رزیتا!بخند!
ما تاریخ و خوب یادمونه!حتی یادم میاد که می فرمودی با خانوما رفته بودی دیدار رهبری(قبل از این که هویت اصلیت لو بره)
پس این روضه ها رو برای ما تعریف نکنید که روحیه ی شاد ما به گریه سر سازگاری ندارد
بله! اینم یه پلیس ژاور دیگه! البته حدس من اینه که این ژاور همون ژاوره! چون با اون نام کاربری حرفایی میزد که معلوم بود به سن کاربریش نمیخورد! خب نتیجه این که ژاور قصه ی ما دو تا اکانت داره! البته دستش از همون اول برای ما رو بود.
پلیس ژاورو که یلادتون هست بچه ها! نیست؟ ای بابا! همون پلیس چندشی که تو بینوایان مدت ها دنبال ژان وال ژان میگشت که به جرم تکه نان و تک سکه ای که از یه بچه دزدیده بود، زندانیش کنه! اونم تاریخو خوب یادش بود.

مسلمون هم نبود که بهش بگیم بابا امام علی فرموده کسی که شب یه گناهی میکنه، روز به چشم همون گناه بهش نیگا نکنید، شاید همون شب توبه کرده باشه!خب دیگه ملالی نیست! طرفدارای احمدی نژاد خوب بلدند افشاگری رو!!! این ادم ها اصلا هیچی براشون مهم نیست! ضمن این که ادمی که عاشق نباشه و بوی عشقو نشنیده باشه؛ هر چی هم توضیح بدی چی میفهمه؟
به قول شاعر:
میان عاشق و معشوق رمزیست
چه داند اونکه اشتر میچراند...


95:

سخنی درباره آیه سوره مائده و دوستی نکردن با یهود و نصاری

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَ‌ىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ ۗ إِنَّ اللَّـهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿٥١ مائده
ای اهل ایمان! یهود و نصاری را سرپرستان و دوستان خود مگیرید، اونان سرپرستان و دوستان یکدیگرند [و تنها به روابط میان خود وفا دارند].

و هر کس از شما، یهود و نصاری را سرپرست و دوست خود گیرد از زمره اونان هست؛ بی تردید خدا گروه ستمکار را هدایت نمی کند
.

(۵۱)

اول : خود آیات قبلی و بعدی کافی هست تا متوجه شویم اینجا منظور از اولیاء گرفتن چه معنایی می دهد.
دوم : لفظ ولی و اولیاء در قراون بار معنایی خاصی می دهد که نوعی اولویت در اون لحاظ می شود.

مثلا موالی در ارث که هر کدام بر دیگری اولویت دارند.

یا ولی در قصاص قتل که یک اولویت نسبت به بخشیدن یا نبخشیدن قاتل به او واگذار شده هست.

یا ولی در دین و احکام و حکومت که نوعی اولویت دارد.

و اصلا خود دوستی و ولی گرفتن نوعی بار حمایتی دارد.
سوم : پیامبر ص همیشه با قبایل پیمان می بستند که علیه مسلمانان عملی انجام ندهند و مسلمانان هم همینطور.

ولی متاسفانه اهل کتاب پیمان شکنی و جاسوسی می کردند.

چهارم : آیات دیگر قراون و همچنین شواهد تاریخی نشان می دهد اونچه ما به عنوان دوستی با اهل کتاب می دانیم با اونچه در این ایات بیان شده هست متفاوت هست.

و سخن از نوعی اولویت بندی و اهم و مهم کردن در دوستی و سایر امور هست.

و همچنین از آیات قراون به دست می آید که مشرکین و یهود و در آخرین مرحله نصاری در نوعی جنگ عقیدتی با مسلمانان بودند.

وَلَن تَرْ‌ضَىٰ عَنكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَ‌ىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ ۗ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّـهِ هُوَ الْهُدَىٰ ۗ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُم بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ۙ مَا لَكَ مِنَ اللَّـهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ‌ ﴿١٢٠ بقره
تَرَ‌ىٰ كَثِيرً‌ا مِّنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا ۚ لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ أَن سَخِطَ اللَّـهُ عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ ﴿٨٠ مائده
لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَ‌كُوا ۖ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَ‌بَهُم مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَ‌ىٰ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُ‌هْبَانًا وَأَنَّهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُ‌ونَ ﴿٨٢ مائده

سیر آیات از ایه 41 تا 57 به صورت خلاصه اینگونه هست.
در ایه 41 و 42
سخن از جاسوسی یهودیان
در ایه 43 و 44 و 45
عمل نکردن یهود به کتاب و حکم خدا
و همچنین داور گرفتن پیامبر ص و سپسپشت کردن به حکم صادر شده.
در ایه 46 و 47
لزوم تبعیت مسیحیان از انجیل را گوش زد می کند.
در ایه 48 و 49 و 50
در مورد لزوم عمل کردن به قراون به عنوان کتاب تصدیق نماينده تورات و انجیل و نگهبان و مهیمن بر اون دو کتاب اشاره میکند.

و هشدار میدهد از فتنه های اونها برای دوری از احکام قراون .

در ایه 51
آیه مورد بحث

از اولیا گرفتن یهود و نصاری نهی میکند.

و اشاره می کند به ظلم اونها که در ایات قبل هم به انها اشاره شد از جمله جاسوسی کردن.

در آیه 52
اشاره می کند به عده ای که از ترس اینکه مبادا حادثه بدی برای ما پیش بیاید اونها را اولیاء خود می گیرند.

و با این موضوع اشاره میکند به اینکه اونها میترسیدند که روزی یهود و نصاری با پیمان شکنی یا به هردلیل دیگر و همراهی با مشرکین ، بر مسلمانان مسلط شوند واونها را بکشند.

و در ادامه هم خداوند به فتح یا حادثه ای از جانب خود امید می دهد که موجب پشیمانی اون افراد خواهد شد.
در آیه 53
احوال منافقین از زبان مومنین
در آیه 54
سخن از برگشتن از دین و سخن از قوم محبوب نزد خداوند هست.
در آیه 55 و 56
ولی و سرپرست مسلمانان را مشخص میکند.

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّـهُ وَرَ‌سُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَ‌اكِعُونَ ﴿٥٥
در ایه 57
از اولیاء گرفتن اهل کتاب و کفاری که دین اسلام را به هستهزاء و بازی گرفته اند نهی کرده هست.
و درآیات بعد هم این موضوعات ادامه پیدا می کند.

96:

در دنیای امروز این حرفها بی معنی هستش .

دیگه انسانها رو نمیشه با دین و مذهب تقسیم بندی کرد .

چه بسیار افرادیکه ( یا کشورهائیکه ! ) از لحاظ دین از هم جدا هستند ولی دوستی ( یا پیمان و اتحاد ) خوبی بینشون هست و برعکس چه انسانها ( یا کشورها ) هستند که در دین مشترکند ولی با هم اختلاف شدید ( یا جنگ ) دارند که نمونه هاشو به فراوانی هم در گذشته و هم امروزه میبینیم .



دوره این حرفا گذشته .

97:

مگه جوابی هم داری که بدی؟

ماشالله هزار ماشالله آیه و حدیثم خوب برای توجیه کارایی که کردی ردیف می کنی!
به هر حال!منم دنبال خراب کردن کسی نبودم فقط فرمودم شما در جایگاهی نبودی که بتونی این حرفا رو به من بزنی.

(کاری نداریم که به حساب خودت شبش(شباش!) توبه کردی و بعد اومدی این جا حسابی از خجالت صد تا کاربر در اومدی و به هر کی اونجا پست می داد یه ناسزا حواله می کردی)

اگر چه به دلیل بی ربط بودن و انحراف از موضوع جواب حرفای شما رو ندادم،اما جواب ندادن این حرفای شتر چرانی و ...

رو بذار به حساب کم آوردن من!

98:

دقیقا به همین نکته باید اشاره کرد

در اسلام معاهد و محارب داریم یعنی چه بسا کشوری که دینش متفاوت با کشور مسلمان هست اما با هم روابط حسنه دارند.

و چه بسا نه.
و چه بسا مسلمانها با هم اختلاف داشته باشند و حتی بجنگند که در قران هم اشاره شده هست.

در واقع عینی، این تقسیم بندی به خاطر تفاوت در فرهنگ و تفکرات و ادیان و ایسم ها وجود دارد.

و تابع سخن من و شما نیست.

و تقسیم بندی لازم هست نه لزوما به خطر تعیین دوست و دشمن.



تقسیم بندی دارای اهداف متفاوتی هست.

فقط صرف دوستی یا دشمنی را نشان نمی دهد.

بلکه سخن از احکام و پیامدها و برنامه ریزی ها و ...می شود که تابع این تقسیم بندی هست.

مثل اینکه شما بین دو دوست خود که یکی هم عقیده شما و دیگری مخالف عقیده شما هست، تمایز قائل می شوید.

نه اینکه دوست نباشید یا روابط حسنه و انسانی با او نداشته باشید.اما نوع رابطه شما با او، رابطه ی مستقیمی با نوع بینش و عقیده او دارد.


99:


100:

در قراون توجه کنید وقتی که خداوند یهود می گوید اونها را می کوبد وقتی که بنی اسرائیل می گوید تقریبا برعکس می شود به گمان من یهود همان صهیونیست شاید معنی شود یعنی یهودیان پیرو شیطان...

به نظر من بودها...


101:

تلنگری به عمر بن خطاب...

102:

حرف شما دقیقا درست هست.

در واقع بنی اسرائیل، همانی هستند که تورات بر اونها نازل شد و یهود، سیمای اونهاست سپس اونکه در برابر اسلام ایستادند.

توصیه می کنم کتاب اسلام و شمشیر را بخوانید:

http://purpirar.blogsky.com/ss


http://purpirar.blogsky.com/ss1




اسلام و شمشیر [1]

بیش‌ترین کوشش دشمنان اسلام در کار پیوند دادن اندیشه‌ی اسلامی با کارآیی تیغه‌ی شمشیر گذشته هست.

لوازم دست این دشمنان حیله گر و در موارد بیش‌تری دوستان سهل‌انگار و آسان‌گیر، توسل به آیه های «قتال» در قراون عظیم هست که عمدتا در سوره ی بقره دیده می‌شود.
اینک در گمان و بیان بسیاری از غیرمسلمانان و نیز مسلمانانی که داستان‌های رسوخ اسلام به‌جهان از مسیر شمشیرکشی‌های سرباز مسلمان عرب را پذیرفته اند، اسلام دین خون‌ریزی، مکافات‌دهی، دست بری، گردن زنی، رجم و تخریب جاهلانه‌ی فرهنگ ماقبل خویش شناخته می‌شود! در این میان، با حیرت بسیار، ناسیونالیسم عرب در القاء چنین باوری به جهان، از همه حریص تر هست.

اون ها که در حال حاضر از ظهور تزهای جدید تاریخی برای شرق میانه هراسان شده اند و مثلا بدون امپراتوری ساسانیان دیگر قادر به تکرار افسانه‌های فتوح قادسیه و جلولاء و نهاوند نیستند و شمشیر فرضی‌شان را از کار افتاده می بینند، علیه کتاب‌های تاملی در بنیان تاریخ ایران، در منطقه تبلیغ می‌نمايند، چنان‌که مراکز دانشگاهی باکو، پایتخت‌آذربایجان، لحظه‌ای از پریشان‌پراکنی درباره‌ی این‌کتاب‌ها کوتاه نمی‌آیند.

در راس‌کشورهای عرب، که ورود جدید به مسایل صدر اسلام را غیرضروری، مجرمانه و اندکی اون‌سوتر کافرانّه می‌بینند، صاحب‌نظران رسمی دولت حجاز سعودی نشسته‌اند.

برای من این موضع‌گیری اون‌ها چندان هم ساده پندارانه، افسانه پرستانه، بی‌دلیل و غیرقابل فهم نیست.

یک کشور اسلامی که در پرچم رسمی‌اش، شعاراصلی و اعتباری اسلام، یعنی «لااله الاالله، محمد رسول الله» را با نمایش تیغه شمشیری در زیر اون تخریب می کند، نوع و ماهیت نگاه‌اش به ‌اسلام قابل درک هست و از میان این همه صاحب نظر و روشن فکر عالی جاه مسلمان کسی نیست تا از اون ها بپرسد: میان بیان لا اله الا الله با اشاره به شمشیر چه سنخیت و تناسبی هست؟ آیا همین اضافه کردن تیغه‌ی شمشیر بر شعار بنیانی مسلمین، شک رسوخ اون تفکر دست ساخت بیگانکان را در سرزمین کنونی کعبه برنمی‌انگیزد که یک هزاره هست هدایت‌های اسلام را با‌ هراس از شمشیر مسلمین درهم می‌آمیزند و تبلیغ می‌نمايند؟ ابزاری که امروز با نام تروریسم اسلامی در دست یهودیان می‌گردد و تفکری که به‌کلی ساخته‌ی کرسی‌های تفرقه افکنی و ترس میان مسلمین و میان مسلمان و غیر‌مسلمان هست.

و نباید از یاد برد که پرچم دار بزرگ تفکر شیعی، یعنی علی ابن ابی طالب را نیز مالک نوع دو ‌دم همین شمشیرهای ساختگی کرده اند، اون هم در حالی که اثبات وجود ساده ‌ترین آلت حرب نیز در صدر اسلام از نظر باستان شناسی ممکن نیست و بار دیگر بگویم که مورخ تنها و تنها بر سند هموقت با دوره‌ی تاریخی اون اعتبار می‌گذارد و تابع هیچ قول و بیان و روایتی نمی‌شود که غالبا با وقت خویش صد ها سال فاصله دارد.
حقیقت این که نه فقط در قراون عظیم، چنان که در اندازه ی امکان بازخواهم فرمود، اشاره‌ی مستقیمی به جنگ‌های فراوان نیست، بل اون آیات «قتال» نیز غالبا اندازه‌ی مهربانی و تفاهم و تحمل تاثیرگرفته از سفارشات اکید قراون عظیم را معلوم می‌کند و نشان می‌دهد که مراعات دیگران و پرهیز از کین‌توزی و مقابله به‌مثل تا اون جا از سوی پیامبر بزرگوار توصیه و تبلیغ می‌شده، که حتی اقدام به دفاع شخصی نیز پیشاپیش نیازمند صدور اجازه و مجوزی از سوی قراون بوده هست.
«و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لا تعتدوا ان الله لا یحب المعتدین.

و اقتلوهم حیث ثقفتموهم و اخرجوهم من حیث اخرجوکم و الفتنه اشد من القتل و لا تقاتلوهم عند المسجد الحرام حتی یقاتلوکم فیه فان قاتلوکم فاقتلوهم کذلک جزاء الکافرین.

فان انتهوا فان الله غفور رحیم و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه و یکون الدین الله فان انتوا فلا عدوان الا علی الظالمین.

الشهر الحرام بالشهر الحرام و الحرمات قصاص فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم و اتقوا الله و اعلموا ان الله مع المتقین و انفقوا فی سبیل الله و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه و احسنوا ان الله یحب المحسنین.
اون که قصد فتنه‌گری، قتل و نفی شما را دارد، بکشید و نفی کنید، هر‌کجا که باشد، مشروط بر این که در راه خدا و بدون زیاده روی انجام شود، که خداوند زیاده روی را نمی پسندد. در کنار مسجدالحرام کسی را نکشید مگر این که در همان محل قصد قتل شما را داشته باشند و اگر اون ها حرمت ماه های حرام را نگه نداشته‌اند شما هم نگه ندارید. این مقابله تا مرحله ای هست که اون‌ها از فتنه افروزی دست بدارند، اون‌گاه شما نیز دست بدارید. برای هستبرنامه دین خدا، فقط به اون اندازه مجاز به مقابله اید که به شما ستم می‌شود.

از خدا پروا کنید و پرهیزکاری را از یاد نبرید.

تمام این مراتب باید در راه و برای دین خدا باشد، نباید خود را در معرض مهلکه برنامه دهید و فراموش نکنید که خداوند نیکوکاران را دوست دارد».

(بقره، آیات ۱۹۰ تا۱۹۵ )
چکیده و روح این فرامین فقط به شرایط مقابله به مثل و دفاع از خویش باز می گردد، که با قید احتیاط‌های لازم، و چند اما و اگر، در قراون عظیم می گذرد.

معلوم هست عمل به این دستورات نمی تواند شامل حوادثی شود که در آشفتگی یک جنگ رسمی بزرگ و عمومی می‌گذرد.

در جنگ رعایت انصاف میسر نیست و نمی‌توان ملاحظه کرد و منتظر بود تا دشمن ضربه را وارد کند تا برابر دستورات درخشان این آیه‌ها به همان میزان تلافی شود.

در جنگ رعایت و پرهیز از زیاده روی معنا نمی گیرد و بل‌ مرسوم و واجب هست هر‌چه بیش‌تر، حتی اگر خالی هم بر صورت شما ننشانده باشند، دشمن بکشید.

تمام این آموزه های عالی، با شروط لازم، فقط اجازه‌ی دفاع از خویش به‌هنگام تبلیغ دین تا مرحله‌ی قتل فتنه‌گر و متجاوز، حتی در اطراف خانه‌ی خدا و در ماه های حرام را می‌دهد و نمی‌توان این‌گونه آیات قتال را به جنگ عمومی تعبیر کرد.

چنین هست که در بررسی من هیچ یک از آیه‌های قتال به یک میدان جنگ رسمی باز نمی‌گردد.

این آیات فقط تکلیف فرد را دربرخورد با معاندین و فتنه‌گران معلوم می کند و اجماع و شمول جاری در نبردی همگانی را ندارد.
چنین دستورهایی از‌ ظهور دوران جدیدی، که دوران مقابله با متعدیان هست، خبر می‌دهد.

آیه‌ی ۳۹ سوره‌ی حج اجازه‌ی کشتن به کسانی داده هست که مورد ستم برنامه می‌گیرند و خداوند اونان را به حمایت خود دل‌گرم می‌کند.

در آیه‌ی ۱۲ سوره‌ی آل‌عمران یادآوری می‌شود که کافران قریبا به زانو درمی‌آیند و به درک واصل می‌شوند.

آیه‌ی ۱۱۱ همان سوره تاکید می‌کند که مخالفان قادر به عرض اندام زیاد نیستند و برای توسل به قتل از سوی امت پشتیبانی نمی شوند، چنان که در آیه‌ی ۲۲ سوره‌ی فتح از ذلت و ناتوانی کافران در رویارویی با مسلمین خبر می‌دهد و سرانجام آیه‌ی ۱۹۵سوره‌ی آل‌عمران تذکر می‌دهد که خداوند زنان و مردانی را که در راه خدا تارانده شده، آزار کشیده و کشته شده اند به پاداش شایسته خواهد رساند.

بدین ترتیب مرتبط ‌کردن آیات «قتال» با جنگ رسمی نیازمند بازبینی و باریک ‌اندیشی بیش‌تری هست تا در هر دستور مقاومت فردی، پای شمشیرکشی و جنگ‌های وسیع به‌عرصه‌ی اسلام باز نشده باشد.

در‌عین‌حال خداوند در آیات ۸ و ۹ سوره‌ی ممتحنه سفارش می‌کند که بی‌جهت نباید همه را دشمن فرض کرد و حتی رافت و ملاطفت و دوستی با غیرمومنی که عملا درمقابله با اسلام نکوشیده را سفارش می‌کند و حساب اون‌ها را از دشمنان کافر و مخالفان سیاسی و نظامی جدا نگه می‌دارد و این هست نگاه واقعی اسلام به جوامع انسانی و سفارشات مکرر قراون به رعایت دیگران و اجابت انصاف و بسط مهربانی و هماندیشی و پرهیز از جدال و خون‌ریزی، تا اون جا که ممکن باشد.
لغت «جنگ» در قراون نه «قتال» که «حرب» هست و نیاز به فرمود و گوی دیگری دارد، که به توفیق الهی در پی خواهد آمد.

(ادامه دارد).


103:

سلام تکتم جونم
کاش یه تفسیری چیزی از این آیه میذاشتی یا لااقل یه لید میدادی واسه مباحث آخه اینطوری که من تا اینجا خوندم خیلی مباحث داره پراکنده و شخصی می شه!(البته میدونم که شما خودت هستادی عزیزم و حتما هدف خاصی داری،قصد جسارت ندارم بانو)
راستش همونجوری که هممون میدونیم بحث توی فضاهای مجازی با همه ی شیرینیش اگه مدیریت نشه میتونه بیشتر از هر چیزی به اصل موضوع ضربه بزنه رو همی نحساب عاجزانه ازت درخواست دارم که بحثو هدف دارش کنی چون میترسم خدایی نکرده مثه خیلی از تاپیکا به گیس و گیس کشی کشیده شه و آخرشم بدون اینکه به مقصود یا کلا حرف واحدی ختم شه پلمپ شه وتمام...
خیلی دوستت دارم بانو شرمنده که دخالت میکنم...(البته میدونم که بهتر بود پی ام میدادم اما میخام که دوستانم بدونن که تو بحث زیرابی عقایدشونو به خورد هم ندن!)
بازم شرمنده امیدوارم مثل همیشه موفق باشی مهربون بانو

104:

سلام دوست عزیز
سپاس بخاطر محبتت و مهربانی ات
گذاشتن تفسیر باعث میشد ذهن کاربر به یک سمت سوق داده بشه
ولی وقتی فقط یک ایه آوردم ، فرد کنجکاو میشه سراغ قبل و بعد این ایه ،و حتی تفسیر این آیه هم باشه
و تمام شنیده ها و خونده هاش رو در قالبی از سخنان خودش بیان کنه
و این یعنی تحریک ذهن
به نظر من همیشه نباید لقمه حاضر آماده باشه
+
احتمال اشتباه بودن از سمت من هست کار خوبی کردی مطرح کردی انتقادت رو و ممنون بخاطر پیشنهادت

105:

اینها قوانین خدا نیست .



در مورد این پستتون خیلی حرفها دارم ... فقط اینو بگم کاملا با مطالب این پستنون مخالفم حتی صرف نظر از موضوعی که تیتر تاپیک هستش .


106:

سلام علی جان.
متاسفانه تقریبایه جوردچارتجزیه محاسباتی میشیم گاهاماانسانها.
برای تفسیرآیات البته بایدمدنظربگیریم که مانمی تونیم اون تفسیرواقعی روانجام بدیم وچیزی که میگیم قطعا برپايه نظرات شخصی می تونه باشه بیشتر.
سوره مائده اگراشتباه نکنم ازسورمدنی قراونه،بایدمدنظربگیریم شان،وقت ومکان نزول آیه های قراون رووبه طورخاص البته آیه موردبحث..
این آیه بعداززحمت ومشقت فراوون مسلمنان درمکه وبه هنگام هجرت به مدینه نازل شده وخداوندسبحان بااین آیه همونطورکه اشاره هم کرده بودم به عقیده خودم نوعی آینده نگری روانجام داده وازمومنانش خواسته دوستی واقعی جزخداوندسبحان باورنداشته باشند.
اینکه اوندوی متعصب رومثال زدیدهم نمیشه قیاسی مناسب برای این آیه شریفه مدنظرقراربدیم چراکه میشه قیاسهای کلی ترومتشابهی رومدنظربگیریم که ازموقعيت ومجال وقتی این بحث ممکنه خارج بشه واطاله بحثی جانبی روبدنال داشته باشه.
بهرحال ممنونم ازجوابت.

107:

والا منم به مشکل شما دچار شدم!

دوستانی که پست بنده رو خوندن شاید متوجه نشن که شما دارید به بنده جواب می دید

نوشته اصلي بوسيله ali_m نمايش نوشته ها
ممکنه؟ بله! و ممکن هم نیست! ممکن کلا یه کلمه قطعی نیست!

بعد شما از کجا میدونی اوندو تیموریان به دینش اعتقاد نداره؟؟

چرا مغالطه میکنی دوست عزیز؟

بین مسیحیان جهان مسلما انسان های شریف و درستکاری وجود داره که دوستی با اونها هیچ ضرری نداره.

مطمئنا خدا هم کسی رو از دوستی با غیر مسلمان نهی نکرده.
این آیات شان نزول داره و اصلا دوستانی که اینجا هستند در حدی نیستند که بخوان این آیات رو تفسیر نمايند به اینکه نباید با احد الناسی از غیر مسلمان نشست و برخاست کرد!چون انسان از ذات حق دور میشه!

شما نقل قول بذارید از چند عالم بزرگ دینی که تفسیر این آیات اینطور هست که دوستان میگن..من قبول میکنم.

البته با دلیل
اوندو کی هست اصلا؟
من به ایشون چی کار دارم؟ایشون یه بازیکن و امیدوارم موفق باشه شما از ایشون مثال زدید ولی من اصلا کاری به ایشون ندارم و یه مطلب کلی رو عرض کردم.

قطعا کسانی رو دور و بر خودتون دیدین که می گن اسلام اینا رو نمی گه و فلان چیزا رو می گه(معمولا هم اسلام از نظر این جماعت همونایی رو می گه که همون جمع خوششون میاد) یا مثلا می گن روحانیت و مذهبی ها فلان و بهمانن و دوره ی برخی حرفا گذشته!

مسیحیان هم دیگه قوم سیاسی ای که متجاوز کاری می کردند نیستند چون اصلا دیگه با سیاست کاری ندارند و حتی کلیساهای همتراز اون موقع و ندارن(منظور غیر از سردمدارانه) و هویتی کاملا متفاوت با هویت مسیحیان قدیمی دارند.به قول نیچه اونا خدا رو کشتن! حالا وقتی خدایی نیست پس مسیح(ع) هم دست کم مثل گذشته وجود نداره!

بزرگوار چشم بسته غیب می گید؟
مگر ما فرمودیم مسیحیا طور خاصین؟(ممکنه به نظر ما طور خاصی باشن ولی مطمینم فراخوان نکردم!).

به هر حال منم عرض کردم باید شان نزول رو دید و ضمن این که جدای از حرف شما خود پیامبر در دیر با بحیرای نصرانی هم صحبت بود و یا مثلا مسیحی ای که فیلمش و ساختن و صدای یاری خواهی امام حسین رو از دور می شنید.از گذشته ها که بگذریم در همین سوریه ی خودمون مسیحیانی بودن که وقتی می خواستن وارد مسجد بشن پوتیناشون و در میاوردن چون می فرمودن اینجا خونه ی خدا هست.

من مثال هایی هم از دید و بازدید های رهبری با خانواده های شهدای دفاع مقدس و ...

که از اقلیت های زرتشتی و مسیحی بودن زدم.

اما در مورد حرفامم بگم که من فرمودم "به نظرم" حدیث "اگر" یک حکم کلی باشه احتمالا مربوط به بعد اجتماعی قضیه هست و خرد آدمی با مراجعه به تاریخ بین این آیه و روند تاریخی موافقت می بینه.

[..]

* ویرایش مدیریت ..




108:

با توجه به این که من آیه رو ناظر به عملکرد اجتماعی و حکومتی محتمل دونستم به نظرم این پست بک رابطه ای با موضوع داره اما باز هم نظر نهایی نظر مدیران هست
حالا دید اشتباه کردی؟من اون شب پشت مجسد بودم!

ماشالله رگ غیرتتون در دفاع از دولت برآمده از رای اکثریت(همون 0.7 %!) چنان باد کرده که اصلا متوجه نشدید بنده صرفا برای مشخص کردن وجه اجتماعی آیه مثال رو ذکر کردم.اما...

حالا من متوجه نشدم که حرف شما چه ربطی داشت!اما جواب شما:

اولا این که اگر بپذیریم آیه برای تعیین خط مشی باشه پس حرف شما غیر منطقیه و مثل این می مونه که بگیم اول که شراب حرام نبود! اول که دین این قدر پیچیده نبود پس ما این نواحی دین رو چون قبلا حضرت محمد(ص) حکمش رو نداده قبول نمی کنیم!

دوما!گیرم که پذیرفتیم حرف شما صحیح باشه(بالاخره فرض محال که محال نیست!) از حامیان روحانی مچکریم که با حرفایی نظیر (با اسراییل سر جنگ ندارم!کسی که فرض می شد هولوکاست را نفی کرده دیگر رفته هست و وظیفه ی ما نیست که اسراییل را به رسمیت بشناسیم یا نه) لی لی به لالای اسراییل گذاشتند(بماند که خود شماها می گید اسراییلی ها و صهیونیست ها یهودی نیستند و اتفاقا درست می گید ولی وقتی گیر می کنید اینها رو یکی جلوه می دید).

حالا وقتی روحانی این کار ها رو کرد و اوباما رو مردی مودب و ...

دید (به زعم شما راه نبوی رو پیش گرفت!) چرا سپس بی حرمتی نتانیاهو (که ایشون رو یک گرگ مکار خوند) و سپس بی نزاکتی اوباما به ایشون باز هم همون شیوه ی به اصطلاح نبوی رو پیش گرفتن و برخوردی که شما هم قبول دارید پیغمبر با عهد شکنان انجام دادن،علیه آمریکا و اسراییل اعمال نکردند؟

بد قولی ها و سو هستفاده های آمریکا حتی از اروپایی ها بر همه محرزه.
احمقانه ترین تفسیری که میتوان داشت.

که چنین چیزی فرموده؟ با کدام هستدلال چنین مزخرفی را به خورد ملت میخواهید بدهید؟ وقتی پیامبر با یارانش بدون ششیر وارد شدند و مالک جلو اونها رو گرفت، بسیار مسلمین را ازار داد که از انها تندیی سر بزند تا همه ی انها قتل عام کند...

اما پیامبر دستور به استقامت و بردباری دادند...و صلحی که بستند از نظر بعضی دلواپسان همان موقع (از جمله عمر و گروهش) شکست کامل بود و پیامبر را سرزنش کردند!!! و انتقادها به قدری زیاد بود که خدا سوره ی انا فتحنا لک فتحا مبینا را نازل نمود تا دهان این دلواپسان دیروزی بسته شود.خصوصا که در ان پیمان امده بود که امسال پیامبر و یارانش حق حج ندارند و از سال دیگر باید بیایند.
اگر شما در وقت پیامبر بودید حتما با عمر همداستان میشدید که این چه معاهده ی ننگینی هست که اگر یکی از مسلمین از نزد مسلمانان بگریزد و به مکه برودف حق دارد در مکه زندگی کند، اما اگر یک نفر کافر از مکه ویا همپیمانانش به مدینه بیاید و مسلمان شود، باید وی را به مکه برگردانند.
کجای این معاهده از سر قدرت بود؟ شما بندهای معاهده رو بخونید و نقاط ضعف و قدرت اون را بسنجید و بیایید بگویید که کدام نقطه منظور شماست؟ کدام موضع قدرت؟ روی هوا حرف زدن و بر پايه حرف مفت توضیح دادن تنها شاهکاری هست که از احمدی نژاد و یارانی چون شمایش برمی آید.

مدح ابوسفیان از پیامبر در وقت صلح اتفاق افتاد؟ وقتی که پیامبر از قریش خواست که صلح نمايند، به جای این ابوسفیان برخیزد خودش یا یکی از سران قریش برود، سهیل را فرستادند.

و این در خودش توهینی به پیامبر بود!!!! کی میخوای بفهمی تو؟ پیر شدی دیگه!!!!
کسانی که مدعی بودن صدام خالد بن ولید وقته و ما باید در رکابش علیه آمریکا بجنگیم آدمای دیگری بودن نه من و شما اونا رو خوب می شناسی!

پیمان حدیبیه دقیقا به همین دلیل مورد نقد واقع شد که مشرکین در موضع ضعف بودن و پس از عقب نشینی های پی در پی فقط مکه به عنوان آخرین سنگر در سلطه شون بود و همون موقع هم همه زور می زدن از مشرکین به مسلمین پناه ببرن.

و از قضا از مخالفین حکم پیامبر که در مکه آدم کشی و خون ریزی هم کرد دقیقا همون خالد بن ولید محبوب علیخانی و طیف سیاسی محبوب شما بود

مخالفین حکم معصومین اونایی بودن که قادر به درک فرق شرایط بدر و خیبر و احد و خندق نبودن
این سخنان سخیف و احمقانه فقط از تان و هم پالکی های دلواپس و احمدی نژادیتان بر می آید.

که از سخنانتان خنده می اید ایجاد را...
درباره ی اینکه نتایج صلح حدیبیه بر همه اشکار بود، یه عده دلواپس هم اون زمون بودند که به پیامبر گیر دادند و حتی به ایشان توهین کردند.

منتهای مراتب مثل اینکه تاریخی که شما خوندید توش همه گل و بلبلی بوده!
تاوهین هایی که کفار به پیامبر کردند، بدترین توهین هایی بود که از دستشان بر مآمد.

منتها ادم فهمیده و با سواد میخواد که به سن و سال عالی نمیاد.
اونی که سرنیزه داره اونیه که 8 سال امتو ...
محرمانه بودن در مقابل درست بودن نیست! محرمانه یعنی محرمانه بودن! نه بد بودن!
صلح از موضع قدرت اقای جلیلی رو هم دیدیم که تو مذاکرات هسته ای خواسته بود ساختار شورای مللو عوض کنه و از این قرتی بازی های متحجرانه!
کلی خندیدم به پستت، مرسی که با پستات زمینه ی شاد ما رو فراهم میکنی!
چون خیلی دلواپس و ...

کردید عرض می کنم(چون گویا فقط شما بی خبرید) در دیپلماسی این گونه اعمال به کمک مذاکره نمايندگان سیاسی خواهد بود و خط قرمز های قاطع و چانه زنی بالا برای ایشان فراهم می کند.

ما خوشحال می شیم که از سخنان ما ایجاد رو خنده بیاد ولی نمی دونیم چرا این طور فکر می کنیم که از حقایقی که مطرح می کنیم یه عده ی خاصی رو لج میاره!

در هر حال چون "واقع بین" هستم ضمن آززوی موفقیت برای دولت امیدوارم فتح الخفین(از ریشه ی خفا و بر وزین مبین!) اگر فتح المبین هم نشد لا اقل فتح الخفن بشه!چون در غیر این صورت به چاهی میفتیم که ظرف چند سال آینده یا باید نابود بشیم یا فاتح!

بخند آقای رزیتا!بخند!
ما تاریخ و خوب یادمونه!حتی یادم میاد که می فرمودی با خانوما رفته بودی دیدار رهبری(قبل از این که هویت اصلیت لو بره)
پس این روضه ها رو برای ما تعریف نکنید که روحیه ی شاد ما به گریه سر سازگاری ندارد

اون گله هم در کنار احمق و بی سواد خوندن دگر اندیشان دقیقا من رو یاد بنده خدایی می ندازه که خیلی عاشقشی...

109:

نوشته اصلي بوسيله mph1 نمايش نوشته ها
با توجه به این که من آیه رو ناظر به عملکرد اجتماعی و حکومتی محتمل دونستم به نظرم این پست بک رابطه ای با موضوع داره اما باز هم نظر نهایی نظر مدیران هست

حالا دید اشتباه کردی؟من اون شب پشت مجسد بودم!

ماشالله رگ غیرتتون در دفاع از دولت برآمده از رای اکثریت(همون 0.7 %!) چنان باد کرده که اصلا متوجه نشدید بنده صرفا برای مشخص کردن وجه اجتماعی آیه مثال رو ذکر کردم.اما...

حالا من متوجه نشدم که حرف شما چه ربطی داشت!اما جواب شما:

اولا این که اگر بپذیریم آیه برای تعیین خط مشی باشه پس حرف شما غیر منطقیه و مثل این می مونه که بگیم اول که شراب حرام نبود! اول که دین این قدر پیچیده نبود پس ما این نواحی دین رو چون قبلا حضرت محمد(ص) حکمش رو نداده قبول نمی کنیم!

دوما!گیرم که پذیرفتیم حرف شما صحیح باشه(بالاخره فرض محال که محال نیست!) از حامیان روحانی مچکریم که با حرفایی نظیر (با اسراییل سر جنگ ندارم!کسی که فرض می شد هولوکاست را نفی کرده دیگر رفته هست و وظیفه ی ما نیست که اسراییل را به رسمیت بشناسیم یا نه) لی لی به لالای اسراییل گذاشتند(بماند که خود شماها می گید اسراییلی ها و صهیونیست ها یهودی نیستند و اتفاقا درست می گید ولی وقتی گیر می کنید اینها رو یکی جلوه می دید).

حالا وقتی روحانی این کار ها رو کرد و اوباما رو مردی مودب و ...

دید (به زعم شما راه نبوی رو پیش گرفت!) چرا سپس بی حرمتی نتانیاهو (که ایشون رو یک گرگ مکار خوند) و سپس بی نزاکتی اوباما به ایشون باز هم همون شیوه ی به اصطلاح نبوی رو پیش گرفتن و برخوردی که شما هم قبول دارید پیغمبر با عهد شکنان انجام دادن،علیه آمریکا و اسراییل اعمال نکردند؟

بد قولی ها و سو هستفاده های آمریکا حتی از اروپایی ها بر همه محرزه.

کسانی که مدعی بودن صدام خالد بن ولید وقته و ما باید در رکابش علیه آمریکا بجنگیم آدمای دیگری بودن نه من و شما اونا رو خوب می شناسی!

پیمان حدیبیه دقیقا به همین دلیل مورد نقد واقع شد که مشرکین در موضع ضعف بودن و پس از عقب نشینی های پی در پی فقط مکه به عنوان آخرین سنگر در سلطه شون بود و همون موقع هم همه زور می زدن از مشرکین به مسلمین پناه ببرن.

و از قضا از مخالفین حکم پیامبر که در مکه آدم کشی و خون ریزی هم کرد دقیقا همون خالد بن ولید محبوب علیخانی و طیف سیاسی محبوب شما بود

مخالفین حکم معصومین اونایی بودن که قادر به درک فرق شرایط بدر و خیبر و احد و خندق نبودن


چون خیلی دلواپس و ...

کردید عرض می کنم(چون گویا فقط شما بی خبرید) در دیپلماسی این گونه اعمال به کمک مذاکره نمايندگان سیاسی خواهد بود و خط قرمز های قاطع و چانه زنی بالا برای ایشان فراهم می کند.

ما خوشحال می شیم که از سخنان ما ایجاد رو خنده بیاد ولی نمی دونیم چرا این طور فکر می کنیم که از حقایقی که مطرح می کنیم یه عده ی خاصی رو لج میاره!

در هر حال چون "واقع بین" هستم ضمن آززوی موفقیت برای دولت امیدوارم فتح الخفین(از ریشه ی خفا و بر وزین مبین!) اگر فتح المبین هم نشد لا اقل فتح الخفن بشه!چون در غیر این صورت به چاهی میفتیم که ظرف چند سال آینده یا باید نابود بشیم یا فاتح!

اون گله هم در کنار احمق و بی سواد خوندن دگر اندیشان دقیقا من رو یاد بنده خدایی می ندازه که خیلی عاشقشی...
خوشبختانه اون کسی که بنده این پاسخو بهش دادم (منظورم نقل قول اول هست) پستشو حذف کرد.

خودش فهمید اشتباه کرده و بنده هم با افرادی مثل شما که دهانشون بوی شیر میده هنوز بحثی ندارم

بخند آقای رزیتا!بخند!
ما تاریخ و خوب یادمونه!حتی یادم میاد که می فرمودی با خانوما رفته بودی دیدار رهبری(قبل از این که هویت اصلیت لو بره)
پس این روضه ها رو برای ما تعریف نکنید که روحیه ی شاد ما به گریه سر سازگاری ندارد
بله! اینم یه پلیس ژاور دیگه! البته حدس من اینه که این ژاور همون ژاوره! چون با اون نام کاربری حرفایی میزد که معلوم بود به سن کاربریش نمیخورد! خب نتیجه این که ژاور قصه ی ما دو تا اکانت داره! البته دستش از همون اول برای ما رو بود.
پلیس ژاورو که یلادتون هست بچه ها! نیست؟ ای بابا! همون پلیس چندشی که تو بینوایان مدت ها دنبال ژان وال ژان میگشت که به جرم تکه نان و تک سکه ای که از یه بچه دزدیده بود، زندانیش کنه! اونم تاریخو خوب یادش بود.

مسلمون هم نبود که بهش بگیم بابا امام علی فرموده کسی که شب یه گناهی میکنه، روز به چشم همون گناه بهش نیگا نکنید، شاید همون شب توبه کرده باشه!خب دیگه ملالی نیست! طرفدارای احمدی نژاد خوب بلدند افشاگری رو!!! این ادم ها اصلا هیچی براشون مهم نیست! ضمن این که ادمی که عاشق نباشه و بوی عشقو نشنیده باشه؛ هر چی هم توضیح بدی چی میفهمه؟
به قول شاعر:
میان عاشق و معشوق رمزیست
چه داند اونکه اشتر میچراند...


110:

سخنی درباره آیه سوره مائده و دوستی نکردن با یهود و نصاری

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَ‌ىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ ۗ إِنَّ اللَّـهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿٥١ مائده
ای اهل ایمان! یهود و نصاری را سرپرستان و دوستان خود مگیرید، اونان سرپرستان و دوستان یکدیگرند [و تنها به روابط میان خود وفا دارند].

و هر کس از شما، یهود و نصاری را سرپرست و دوست خود گیرد از زمره اونان هست؛ بی تردید خدا گروه ستمکار را هدایت نمی کند
.

(۵۱)

اول : خود آیات قبلی و بعدی کافی هست تا متوجه شویم اینجا منظور از اولیاء گرفتن چه معنایی می دهد.
دوم : لفظ ولی و اولیاء در قراون بار معنایی خاصی می دهد که نوعی اولویت در اون لحاظ می شود.

مثلا موالی در ارث که هر کدام بر دیگری اولویت دارند.

یا ولی در قصاص قتل که یک اولویت نسبت به بخشیدن یا نبخشیدن قاتل به او واگذار شده هست.

یا ولی در دین و احکام و حکومت که نوعی اولویت دارد.

و اصلا خود دوستی و ولی گرفتن نوعی بار حمایتی دارد.
سوم : پیامبر ص همیشه با قبایل پیمان می بستند که علیه مسلمانان عملی انجام ندهند و مسلمانان هم همینطور.

ولی متاسفانه اهل کتاب پیمان شکنی و جاسوسی می کردند.

چهارم : آیات دیگر قراون و همچنین شواهد تاریخی نشان می دهد اونچه ما به عنوان دوستی با اهل کتاب می دانیم با اونچه در این ایات بیان شده هست متفاوت هست.

و سخن از نوعی اولویت بندی و اهم و مهم کردن در دوستی و سایر امور هست.

و همچنین از آیات قراون به دست می آید که مشرکین و یهود و در آخرین مرحله نصاری در نوعی جنگ عقیدتی با مسلمانان بودند.

وَلَن تَرْ‌ضَىٰ عَنكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَ‌ىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ ۗ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّـهِ هُوَ الْهُدَىٰ ۗ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُم بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ۙ مَا لَكَ مِنَ اللَّـهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ‌ ﴿١٢٠ بقره
تَرَ‌ىٰ كَثِيرً‌ا مِّنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا ۚ لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ أَن سَخِطَ اللَّـهُ عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ ﴿٨٠ مائده
لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَ‌كُوا ۖ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَ‌بَهُم مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَ‌ىٰ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُ‌هْبَانًا وَأَنَّهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُ‌ونَ ﴿٨٢ مائده

سیر آیات از ایه 41 تا 57 به صورت خلاصه اینگونه هست.
در ایه 41 و 42
سخن از جاسوسی یهودیان
در ایه 43 و 44 و 45
عمل نکردن یهود به کتاب و حکم خدا
و همچنین داور گرفتن پیامبر ص و سپسپشت کردن به حکم صادر شده.
در ایه 46 و 47
لزوم تبعیت مسیحیان از انجیل را گوش زد می کند.
در ایه 48 و 49 و 50
در مورد لزوم عمل کردن به قراون به عنوان کتاب تصدیق نماينده تورات و انجیل و نگهبان و مهیمن بر اون دو کتاب اشاره میکند.

و هشدار میدهد از فتنه های اونها برای دوری از احکام قراون .

در ایه 51
آیه مورد بحث

از اولیا گرفتن یهود و نصاری نهی میکند.

و اشاره می کند به ظلم اونها که در ایات قبل هم به انها اشاره شد از جمله جاسوسی کردن.

در آیه 52
اشاره می کند به عده ای که از ترس اینکه مبادا حادثه بدی برای ما پیش بیاید اونها را اولیاء خود می گیرند.

و با این موضوع اشاره میکند به اینکه اونها میترسیدند که روزی یهود و نصاری با پیمان شکنی یا به هردلیل دیگر و همراهی با مشرکین ، بر مسلمانان مسلط شوند واونها را بکشند.

و در ادامه هم خداوند به فتح یا حادثه ای از جانب خود امید می دهد که موجب پشیمانی اون افراد خواهد شد.
در آیه 53
احوال منافقین از زبان مومنین
در آیه 54
سخن از برگشتن از دین و سخن از قوم محبوب نزد خداوند هست.
در آیه 55 و 56
ولی و سرپرست مسلمانان را مشخص میکند.

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّـهُ وَرَ‌سُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَ‌اكِعُونَ ﴿٥٥
در ایه 57
از اولیاء گرفتن اهل کتاب و کفاری که دین اسلام را به هستهزاء و بازی گرفته اند نهی کرده هست.
و درآیات بعد هم این موضوعات ادامه پیدا می کند.

111:

در دنیای امروز این حرفها بی معنی هستش .

دیگه انسانها رو نمیشه با دین و مذهب تقسیم بندی کرد .

چه بسیار افرادیکه ( یا کشورهائیکه ! ) از لحاظ دین از هم جدا هستند ولی دوستی ( یا پیمان و اتحاد ) خوبی بینشون هست و برعکس چه انسانها ( یا کشورها ) هستند که در دین مشترکند ولی با هم اختلاف شدید ( یا جنگ ) دارند که نمونه هاشو به فراوانی هم در گذشته و هم امروزه میبینیم .



دوره این حرفا گذشته .

112:

مگه جوابی هم داری که بدی؟

ماشالله هزار ماشالله آیه و حدیثم خوب برای توجیه کارایی که کردی ردیف می کنی!
به هر حال!منم دنبال خراب کردن کسی نبودم فقط فرمودم شما در جایگاهی نبودی که بتونی این حرفا رو به من بزنی.

(کاری نداریم که به حساب خودت شبش(شباش!) توبه کردی و بعد اومدی این جا حسابی از خجالت صد تا کاربر در اومدی و به هر کی اونجا پست می داد یه ناسزا حواله می کردی)

اگر چه به دلیل بی ربط بودن و انحراف از موضوع جواب حرفای شما رو ندادم،اما جواب ندادن این حرفای شتر چرانی و ...

رو بذار به حساب کم آوردن من!

113:

دقیقا به همین نکته باید اشاره کرد

در اسلام معاهد و محارب داریم یعنی چه بسا کشوری که دینش متفاوت با کشور مسلمان هست اما با هم روابط حسنه دارند.

و چه بسا نه.
و چه بسا مسلمانها با هم اختلاف داشته باشند و حتی بجنگند که در قران هم اشاره شده هست.

در واقع عینی، این تقسیم بندی به خاطر تفاوت در فرهنگ و تفکرات و ادیان و ایسم ها وجود دارد.

و تابع سخن من و شما نیست.

و تقسیم بندی لازم هست نه لزوما به خطر تعیین دوست و دشمن.



تقسیم بندی دارای اهداف متفاوتی هست.

فقط صرف دوستی یا دشمنی را نشان نمی دهد.

بلکه سخن از احکام و پیامدها و برنامه ریزی ها و ...می شود که تابع این تقسیم بندی هست.

مثل اینکه شما بین دو دوست خود که یکی هم عقیده شما و دیگری مخالف عقیده شما هست، تمایز قائل می شوید.

نه اینکه دوست نباشید یا روابط حسنه و انسانی با او نداشته باشید.اما نوع رابطه شما با او، رابطه ی مستقیمی با نوع بینش و عقیده او دارد.


114:


115:

در قراون توجه کنید وقتی که خداوند یهود می گوید اونها را می کوبد وقتی که بنی اسرائیل می گوید تقریبا برعکس می شود به گمان من یهود همان صهیونیست شاید معنی شود یعنی یهودیان پیرو شیطان...

به نظر من بودها...


116:

تلنگری به عمر بن خطاب...

117:

حرف شما دقیقا درست هست.

در واقع بنی اسرائیل، همانی هستند که تورات بر اونها نازل شد و یهود، سیمای اونهاست سپس اونکه در برابر اسلام ایستادند.

توصیه می کنم کتاب اسلام و شمشیر را بخوانید:

http://purpirar.blogsky.com/ss


http://purpirar.blogsky.com/ss1




اسلام و شمشیر [1]

بیش‌ترین کوشش دشمنان اسلام در کار پیوند دادن اندیشه‌ی اسلامی با کارآیی تیغه‌ی شمشیر گذشته هست.

لوازم دست این دشمنان حیله گر و در موارد بیش‌تری دوستان سهل‌انگار و آسان‌گیر، توسل به آیه های «قتال» در قراون عظیم هست که عمدتا در سوره ی بقره دیده می‌شود.
اینک در گمان و بیان بسیاری از غیرمسلمانان و نیز مسلمانانی که داستان‌های رسوخ اسلام به‌جهان از مسیر شمشیرکشی‌های سرباز مسلمان عرب را پذیرفته اند، اسلام دین خون‌ریزی، مکافات‌دهی، دست بری، گردن زنی، رجم و تخریب جاهلانه‌ی فرهنگ ماقبل خویش شناخته می‌شود! در این میان، با حیرت بسیار، ناسیونالیسم عرب در القاء چنین باوری به جهان، از همه حریص تر هست.

اون ها که در حال حاضر از ظهور تزهای جدید تاریخی برای شرق میانه هراسان شده اند و مثلا بدون امپراتوری ساسانیان دیگر قادر به تکرار افسانه‌های فتوح قادسیه و جلولاء و نهاوند نیستند و شمشیر فرضی‌شان را از کار افتاده می بینند، علیه کتاب‌های تاملی در بنیان تاریخ ایران، در منطقه تبلیغ می‌نمايند، چنان‌که مراکز دانشگاهی باکو، پایتخت‌آذربایجان، لحظه‌ای از پریشان‌پراکنی درباره‌ی این‌کتاب‌ها کوتاه نمی‌آیند.

در راس‌کشورهای عرب، که ورود جدید به مسایل صدر اسلام را غیرضروری، مجرمانه و اندکی اون‌سوتر کافرانّه می‌بینند، صاحب‌نظران رسمی دولت حجاز سعودی نشسته‌اند.

برای من این موضع‌گیری اون‌ها چندان هم ساده پندارانه، افسانه پرستانه، بی‌دلیل و غیرقابل فهم نیست.

یک کشور اسلامی که در پرچم رسمی‌اش، شعاراصلی و اعتباری اسلام، یعنی «لااله الاالله، محمد رسول الله» را با نمایش تیغه شمشیری در زیر اون تخریب می کند، نوع و ماهیت نگاه‌اش به ‌اسلام قابل درک هست و از میان این همه صاحب نظر و روشن فکر عالی جاه مسلمان کسی نیست تا از اون ها بپرسد: میان بیان لا اله الا الله با اشاره به شمشیر چه سنخیت و تناسبی هست؟ آیا همین اضافه کردن تیغه‌ی شمشیر بر شعار بنیانی مسلمین، شک رسوخ اون تفکر دست ساخت بیگانکان را در سرزمین کنونی کعبه برنمی‌انگیزد که یک هزاره هست هدایت‌های اسلام را با‌ هراس از شمشیر مسلمین درهم می‌آمیزند و تبلیغ می‌نمايند؟ ابزاری که امروز با نام تروریسم اسلامی در دست یهودیان می‌گردد و تفکری که به‌کلی ساخته‌ی کرسی‌های تفرقه افکنی و ترس میان مسلمین و میان مسلمان و غیر‌مسلمان هست.

و نباید از یاد برد که پرچم دار بزرگ تفکر شیعی، یعنی علی ابن ابی طالب را نیز مالک نوع دو ‌دم همین شمشیرهای ساختگی کرده اند، اون هم در حالی که اثبات وجود ساده ‌ترین آلت حرب نیز در صدر اسلام از نظر باستان شناسی ممکن نیست و بار دیگر بگویم که مورخ تنها و تنها بر سند هموقت با دوره‌ی تاریخی اون اعتبار می‌گذارد و تابع هیچ قول و بیان و روایتی نمی‌شود که غالبا با وقت خویش صد ها سال فاصله دارد.
حقیقت این که نه فقط در قراون عظیم، چنان که در اندازه ی امکان بازخواهم فرمود، اشاره‌ی مستقیمی به جنگ‌های فراوان نیست، بل اون آیات «قتال» نیز غالبا اندازه‌ی مهربانی و تفاهم و تحمل تاثیرگرفته از سفارشات اکید قراون عظیم را معلوم می‌کند و نشان می‌دهد که مراعات دیگران و پرهیز از کین‌توزی و مقابله به‌مثل تا اون جا از سوی پیامبر بزرگوار توصیه و تبلیغ می‌شده، که حتی اقدام به دفاع شخصی نیز پیشاپیش نیازمند صدور اجازه و مجوزی از سوی قراون بوده هست.
«و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لا تعتدوا ان الله لا یحب المعتدین.

و اقتلوهم حیث ثقفتموهم و اخرجوهم من حیث اخرجوکم و الفتنه اشد من القتل و لا تقاتلوهم عند المسجد الحرام حتی یقاتلوکم فیه فان قاتلوکم فاقتلوهم کذلک جزاء الکافرین.

فان انتهوا فان الله غفور رحیم و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه و یکون الدین الله فان انتوا فلا عدوان الا علی الظالمین.

الشهر الحرام بالشهر الحرام و الحرمات قصاص فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم و اتقوا الله و اعلموا ان الله مع المتقین و انفقوا فی سبیل الله و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه و احسنوا ان الله یحب المحسنین.
اون که قصد فتنه‌گری، قتل و نفی شما را دارد، بکشید و نفی کنید، هر‌کجا که باشد، مشروط بر این که در راه خدا و بدون زیاده روی انجام شود، که خداوند زیاده روی را نمی پسندد. در کنار مسجدالحرام کسی را نکشید مگر این که در همان محل قصد قتل شما را داشته باشند و اگر اون ها حرمت ماه های حرام را نگه نداشته‌اند شما هم نگه ندارید. این مقابله تا مرحله ای هست که اون‌ها از فتنه افروزی دست بدارند، اون‌گاه شما نیز دست بدارید. برای هستبرنامه دین خدا، فقط به اون اندازه مجاز به مقابله اید که به شما ستم می‌شود.

از خدا پروا کنید و پرهیزکاری را از یاد نبرید.

تمام این مراتب باید در راه و برای دین خدا باشد، نباید خود را در معرض مهلکه برنامه دهید و فراموش نکنید که خداوند نیکوکاران را دوست دارد».

(بقره، آیات ۱۹۰ تا۱۹۵ )
چکیده و روح این فرامین فقط به شرایط مقابله به مثل و دفاع از خویش باز می گردد، که با قید احتیاط‌های لازم، و چند اما و اگر، در قراون عظیم می گذرد.

معلوم هست عمل به این دستورات نمی تواند شامل حوادثی شود که در آشفتگی یک جنگ رسمی بزرگ و عمومی می‌گذرد.

در جنگ رعایت انصاف میسر نیست و نمی‌توان ملاحظه کرد و منتظر بود تا دشمن ضربه را وارد کند تا برابر دستورات درخشان این آیه‌ها به همان میزان تلافی شود.

در جنگ رعایت و پرهیز از زیاده روی معنا نمی گیرد و بل‌ مرسوم و واجب هست هر‌چه بیش‌تر، حتی اگر خالی هم بر صورت شما ننشانده باشند، دشمن بکشید.

تمام این آموزه های عالی، با شروط لازم، فقط اجازه‌ی دفاع از خویش به‌هنگام تبلیغ دین تا مرحله‌ی قتل فتنه‌گر و متجاوز، حتی در اطراف خانه‌ی خدا و در ماه های حرام را می‌دهد و نمی‌توان این‌گونه آیات قتال را به جنگ عمومی تعبیر کرد.

چنین هست که در بررسی من هیچ یک از آیه‌های قتال به یک میدان جنگ رسمی باز نمی‌گردد.

این آیات فقط تکلیف فرد را دربرخورد با معاندین و فتنه‌گران معلوم می کند و اجماع و شمول جاری در نبردی همگانی را ندارد.
چنین دستورهایی از‌ ظهور دوران جدیدی، که دوران مقابله با متعدیان هست، خبر می‌دهد.

آیه‌ی ۳۹ سوره‌ی حج اجازه‌ی کشتن به کسانی داده هست که مورد ستم برنامه می‌گیرند و خداوند اونان را به حمایت خود دل‌گرم می‌کند.

در آیه‌ی ۱۲ سوره‌ی آل‌عمران یادآوری می‌شود که کافران قریبا به زانو درمی‌آیند و به درک واصل می‌شوند.

آیه‌ی ۱۱۱ همان سوره تاکید می‌کند که مخالفان قادر به عرض اندام زیاد نیستند و برای توسل به قتل از سوی امت پشتیبانی نمی شوند، چنان که در آیه‌ی ۲۲ سوره‌ی فتح از ذلت و ناتوانی کافران در رویارویی با مسلمین خبر می‌دهد و سرانجام آیه‌ی ۱۹۵سوره‌ی آل‌عمران تذکر می‌دهد که خداوند زنان و مردانی را که در راه خدا تارانده شده، آزار کشیده و کشته شده اند به پاداش شایسته خواهد رساند.

بدین ترتیب مرتبط ‌کردن آیات «قتال» با جنگ رسمی نیازمند بازبینی و باریک ‌اندیشی بیش‌تری هست تا در هر دستور مقاومت فردی، پای شمشیرکشی و جنگ‌های وسیع به‌عرصه‌ی اسلام باز نشده باشد.

در‌عین‌حال خداوند در آیات ۸ و ۹ سوره‌ی ممتحنه سفارش می‌کند که بی‌جهت نباید همه را دشمن فرض کرد و حتی رافت و ملاطفت و دوستی با غیرمومنی که عملا درمقابله با اسلام نکوشیده را سفارش می‌کند و حساب اون‌ها را از دشمنان کافر و مخالفان سیاسی و نظامی جدا نگه می‌دارد و این هست نگاه واقعی اسلام به جوامع انسانی و سفارشات مکرر قراون به رعایت دیگران و اجابت انصاف و بسط مهربانی و هماندیشی و پرهیز از جدال و خون‌ریزی، تا اون جا که ممکن باشد.
لغت «جنگ» در قراون نه «قتال» که «حرب» هست و نیاز به فرمود و گوی دیگری دارد، که به توفیق الهی در پی خواهد آمد.

(ادامه دارد).


118:

سلام تکتم جونم
کاش یه تفسیری چیزی از این آیه میذاشتی یا لااقل یه لید میدادی واسه مباحث آخه اینطوری که من تا اینجا خوندم خیلی مباحث داره پراکنده و شخصی می شه!(البته میدونم که شما خودت هستادی عزیزم و حتما هدف خاصی داری،قصد جسارت ندارم بانو)
راستش همونجوری که هممون میدونیم بحث توی فضاهای مجازی با همه ی شیرینیش اگه مدیریت نشه میتونه بیشتر از هر چیزی به اصل موضوع ضربه بزنه رو همی نحساب عاجزانه ازت درخواست دارم که بحثو هدف دارش کنی چون میترسم خدایی نکرده مثه خیلی از تاپیکا به گیس و گیس کشی کشیده شه و آخرشم بدون اینکه به مقصود یا کلا حرف واحدی ختم شه پلمپ شه وتمام...
خیلی دوستت دارم بانو شرمنده که دخالت میکنم...(البته میدونم که بهتر بود پی ام میدادم اما میخام که دوستانم بدونن که تو بحث زیرابی عقایدشونو به خورد هم ندن!)
بازم شرمنده امیدوارم مثل همیشه موفق باشی مهربون بانو

119:

سلام دوست عزیز
سپاس بخاطر محبتت و مهربانی ات
گذاشتن تفسیر باعث میشد ذهن کاربر به یک سمت سوق داده بشه
ولی وقتی فقط یک ایه آوردم ، فرد کنجکاو میشه سراغ قبل و بعد این ایه ،و حتی تفسیر این آیه هم باشه
و تمام شنیده ها و خونده هاش رو در قالبی از سخنان خودش بیان کنه
و این یعنی تحریک ذهن
به نظر من همیشه نباید لقمه حاضر آماده باشه
+
احتمال اشتباه بودن از سمت من هست کار خوبی کردی مطرح کردی انتقادت رو و ممنون بخاطر پیشنهادت

120:

جواب قانع نماينده ای بود مهربان ولی کاش میشد یه جوری بحث و پیش برد که به توهین و انحراف کشیده نشه
البته قبول دارم که اگه نخوایم افراطی فرموده باشیم اکثر اوقات بحثای چالشی یه جوری مدبرانه:دی منحرف میشه و بعدم...
البته امیدوارم این بحث به نتیجه برسه با توجه به اهمیت موضوعی ای که داره...
بازم بابت هستارت عالیت و همین طور جوابت ممنون بانو

121:

قرارداد صلح امضا کردند ولی اونها را دوست نداشتند.

اون هم از روی اجبار بود.


ولی الان اجباری در کار نیست.
ایران قدرتمند هست.


122:

قراون فرمولهای کلی را بیان میکند .

هر کس را میتوان داخل فرمول برنامه داد و جواب گرفت
در قراون دلیل دشمنی با یهود آمده
اونها برای خدا پسر قائل شدند و پیامبر اسلام را با اینکه میشناختند انکار کردند و سعی در کشتنش کردند و اسلام را قبول نمینمايند و در زمین فساد و علو مینمايند و...
به هر حال پرونده شان سنگین هست.


123:

عزیزم
قدرت میدونی یعنی چی؟
در ثانی
کی فرموده که اسلام در اون زمون قدرتی نداشته؟ چندین جنگ رو با پیروزی پشت سر گذاشته بود...

معلوم هست حواست کجاست برادر؟
ضمن این که ایران قدرتمند نیست.

وگرنه برای یه موشک دائم به روسیه باج نمیداد...
ضمن این که وقتی رهبری خودش دوبار و اخرین بار هم همین دیروز (یا پریروز) داره تایید میکنه، تو دیگه این وسط چی میگی؟ اصلا مگه تو کار مذاکرات کسی از خودش اختیاری داره؟ که شما بخواین این حرفو بزنید؟ تمام حرکات زیر زره بین رهبریه...


قرارداد امضا کردند...

و تعبیر قران انا فتحنا لک فتحا عظیملا بود...

چطور خوشحال نبودند؟ فقط یه گروه که همون گروه دلواپسان بودند (عمر و چند تایی دیگه) خشحال نبودند و پیامبر رو سرزنش کردند و حتی سحنان کفر آمیزی فرمودند.

عزیزم شما اول تاریخ رو بخون...

بعد بیا اینجا نظر بده مهربون

124:

عزیزم
پیامبر وقتی برنامه داد صلح را امضا کردند که رابطه اون ها با کفار رابطه برابر بود و حتی جبهه مسلمانان قوی تر بود (صلح حدیبیه).

بر عکس نظر دوستمون که می گه الان ایران قویه ، در حال حاضر موضع ایران ، ضعیف هست و هدف بعضی ها از صلح کردن و امضای قرارداد ، فرار از مسئولیت هست.

فرار از سختی کشیدن هست.


اگر احترام مقابل وجود داشته باشد ، اگر واقعا ترس از بمب اتم وجود داشته باشد ، اگر زیاده خواهی نباشد و ...

برنامه داد صلح چه اشکال دارد؟ اما اگر رابطه آمریکا با ما رابطه ابر قدرت با جهان سومی مفلوک باشد (که از نظر آمریکایی ها همین طور هست) این طور قراردادی ، قرارداد صلح نیست ، قرارداد نگین هست ، مثل ترکمنچای و ....
.......
اگر هدف ما از صلح راحت طلبی هست ما سختی ، هراه با عزت را می پسندم.


125:

واقعا متاسفم.

یعنی ما باید سختی بکشیم؟ این را برچه دلایل مستند میکنید؟ شما باید یه خورده دایره ی مطالعاتتان را وسیع تر کنید.

هم درباره ی تاریخ، هم درباره ی دینتان و هم درباره ی دنیای امروزتان...

اگر احترام مقابل وجود داشته باشد ، اگر واقعا ترس از بمب اتم وجود داشته باشد ، اگر زیاده خواهی نباشد و ...

برنامه داد صلح چه اشکال دارد؟ اما اگر رابطه آمریکا با ما رابطه ابر قدرت با جهان سومی مفلوک باشد (که از نظر آمریکایی ها همین طور هست) این طور قراردادی ، قرارداد صلح نیست ، قرارداد نگین هست ، مثل ترکمنچای و ....
.......
اگر هدف ما از صلح راحت طلبی هست ما سختی ، هراه با عزت را می پسندم.

قرارداد ترکمانچای اولا که قابل دفاع هست با توجه به موقعیت وقت خودش!
در ثانی بالفرض که نباشد، مگر معاهده را مفاد ش تعیین میکند ننگین بودنش را یا توازن قدرت پشت ان؟ یعنی ما هر مذاکره ای که با امرذیکا داشته باشیم، حتی به نفع ما، چون انها به ما جهان سومی نگاه مینمايند، دیگر میشود معاهده ی ترکمانچای؟ حرفی ندارم عزیزم.

همون توصیه های بالا رو روش زوم کنید برای چند سال...

126:

لطفا با بنده بازی نکنید.

1- سختی کشیدن ، ریاضت دیدن به خودی خود ممدوح نیست.

اما برای هدف والاتر ، سختی دیدن و ریاضت کشیدن حتی واجب می شود.

احیانا روزه گرفتن را قبول دارید؟ یا اون را سختی نمی دانید.


در حال حاضر آرمان هایی که برای اون انقلاب کردیم.

عزتمندی کشور و ...

ارزش سختی کشیدن را دارند.

البته از نظر بنده.

2- ننگین بودن معاهده را مفاد اون تعیین می کند.

و این حرف متناقض با حرف بنده نیست.

در حال حاضر هم برنامه دادی که ما با آمریکا امضا می کنیم می تواند ننگین باشد ، می تواند ننگین نباشد.

در مورد برنامه داد ترکمن چای نیز همین طور.



واقعا این دو مورد را خودتان نمی دانستید؟ پس یا درست صحبت کنید یا با بنده بازی نکنید و توصیه هایتان را هم برای خودتان نگه دارید.

با احترام

127:


128:

متن آیه به عربی :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿۵۱﴾

متاسفانه دوستان دلواپس بار دیگر در ساخت پوستر علیه ظریف عجله کرده و سوتی دادند و شبهه ایجاد کردند...

منشاء طراحی این پوسترها رو هم من میدونم کجا هست و اتفاقا برخی از این دوستان رو میشناسم ولی متاسفانه در عین اینکه هدف پاکی دارند اما جوگیر و فوق العاده احساسی هستند..


کلمه اولیاء به معنای ولی و کسی هست که ولایت دارد یا به معنای تکیه کردن یا یاری کردن هست
در این آیه یعنی به یهود و نصاری یاری رساندن ..

یعنی کمک به یهود و نصاری برای تارومار کردن دین اسلام و پیامبر خدا

البته ربط این مسئله به آقای روحانی و ظریف بی ربط و یک سوء هستفاده آشکار از آیات قراون هست..

که به خاطر همون مسئله جوگیری هست

این سایت کمک میکنه تا با تفاسیر و ترجمه های گوناگون این آیه آشنا و به شکل شخصی برسی کنید و شبهه شما رفع شود :
مشاهده و تدبر آیه 51 سوره مائدة به همراه لیست ترجمه ها

خداوند در آیه 108 انعام میفرمایند :

و اونها را که کفار به جای خدا می خوانند دشنام ندهید که اونها نیز از روی عداوت و نادانی به خدا دشنام دهند.

این گونه ما برای هر گروهی کردارشان را آراستیم ، سپس بازگشت اونها به سوی پروردگارشان هست ، پس اونها را از اونچه انجام می داده اند آگاه خواهد نمود.

همچنین در آیاتی در قراون به هم زیستی مسالمت آمیز با کافران و مشرکان اشاره شده و خط قرمز قراون تنها تهاجم و اهانت کافران و مشرکان به خانه و کاشانه مسلمانان و یا ایجاد توطئه و انحراف از سوی اونان هست..

پیامبر با پشتوانه این تفکر امت واحده از مسلمان و مسیحی و یهود و غیره تشکیل دادند و با تفکر امثال این آقای طراح این پوستر حتی یک بقالی رو هم نمی توان اداره کرد
با این ترجمه پوستر حالا بماند که 5+1 همشون حکومت های سکولار هستند و یهودی و نصاری و غیره ندارد دیگر...

و اونوقت روسیه و چین نیز اوضاع جالبی ندارند
در وقت حکومت پیامبر هیچ جنگی با قلمرو اسلامی در نگرفت به جز درگیری مرزی تبوک با رومیان که توطئه کرده بودند و اونان آغازگر جنگ بودند
در وقت علی (ع) نیز تهاجم خلفای قبلی متوقف گشت و حضرت بیشتر به اصلاح امور داخلی مملکت اسلامی پرداختند

در مورد قوم یهود و نصاری هم اطلاعاتی هست که جدای این بحث بد نیست بدونیم
بنی اسراییل 12 قوم بودند یک قوم از اونان باقی مانده به نام یهودا که به قول معروف اون 11 قوم دیگر رو سرکوب کردند
پیامبرانی که امروز می شناسید به نام پیامبر یهود اکثرا پیامبران قوم بنی اسراییل هستند یعنی پیامبر کل 12 قوم( بنی اسراییل) نه قوم یهودا...

مانند حضرت موسی.یعقوب و ...
تنها پیامبران قوم یهودا (جودا ) حضرت داوود(ع) و سلیمان(ع) هستند..
در مورد این قوم ترجمه و تفسیر سوره بقره رو بخونید به علاوه کمی جست و جو می فهمید این قوم چگونه بوده هست و به تعبیر قراون پیامبر کش بوده اند
حالا بماند که این قوم خیلی سعی کرد که پیامبران آینده رو به نوعی از نسل خودش برنامه بده به خاطر اطلاعاتی که از تورات اصل در پیششون بود و نمی خواستند عموم امت بو ببرند و همانطور که می دانید نسل در یهود از مادر منتقل میشود و به خاطر همین اونها مقابل حضرت مریم ایستادند با شوک تولد عیسی(ع) چرا که حضرت مریم به شکل مستقیم از نسل قوم جودا نبود..

و نیز نقشه هایی که برای حضرت هاشم جد پیامبر کشیدند تا پیامبر اسلام رو تصاحب نمايند..

که به اذن خداوند شکست خوردند

قوم نصاری هم کسانی هستند که در کنعان وقتی که حضرت مسیح و حضرت مریم به اونجا سفر مینمايند هواخواه و هوادار ایشون میشوند

هر دوی این قوم عامل انحراف دین خدا میشوند بعدها...

که خیلی داستان زیاد داره برای فرمودن و از حوصله خارجه...

با تشکر

129:

جواب قانع نماينده ای بود مهربان ولی کاش میشد یه جوری بحث و پیش برد که به توهین و انحراف کشیده نشه
البته قبول دارم که اگه نخوایم افراطی فرموده باشیم اکثر اوقات بحثای چالشی یه جوری مدبرانه:دی منحرف میشه و بعدم...
البته امیدوارم این بحث به نتیجه برسه با توجه به اهمیت موضوعی ای که داره...
بازم بابت هستارت عالیت و همین طور جوابت ممنون بانو

130:

قرارداد صلح امضا کردند ولی اونها را دوست نداشتند.

اون هم از روی اجبار بود.


ولی الان اجباری در کار نیست.
ایران قدرتمند هست.


131:

قراون فرمولهای کلی را بیان میکند .

هر کس را میتوان داخل فرمول برنامه داد و جواب گرفت
در قراون دلیل دشمنی با یهود آمده
اونها برای خدا پسر قائل شدند و پیامبر اسلام را با اینکه میشناختند انکار کردند و سعی در کشتنش کردند و اسلام را قبول نمینمايند و در زمین فساد و علو مینمايند و...
به هر حال پرونده شان سنگین هست.


132:

عزیزم
قدرت میدونی یعنی چی؟
در ثانی
کی فرموده که اسلام در اون زمون قدرتی نداشته؟ چندین جنگ رو با پیروزی پشت سر گذاشته بود...

معلوم هست حواست کجاست برادر؟
ضمن این که ایران قدرتمند نیست.

وگرنه برای یه موشک دائم به روسیه باج نمیداد...
ضمن این که وقتی رهبری خودش دوبار و اخرین بار هم همین دیروز (یا پریروز) داره تایید میکنه، تو دیگه این وسط چی میگی؟ اصلا مگه تو کار مذاکرات کسی از خودش اختیاری داره؟ که شما بخواین این حرفو بزنید؟ تمام حرکات زیر زره بین رهبریه...


قرارداد امضا کردند...

و تعبیر قران انا فتحنا لک فتحا عظیملا بود...

چطور خوشحال نبودند؟ فقط یه گروه که همون گروه دلواپسان بودند (عمر و چند تایی دیگه) خشحال نبودند و پیامبر رو سرزنش کردند و حتی سحنان کفر آمیزی فرمودند.

عزیزم شما اول تاریخ رو بخون...

بعد بیا اینجا نظر بده مهربون

133:

عزیزم
پیامبر وقتی برنامه داد صلح را امضا کردند که رابطه اون ها با کفار رابطه برابر بود و حتی جبهه مسلمانان قوی تر بود (صلح حدیبیه).

بر عکس نظر دوستمون که می گه الان ایران قویه ، در حال حاضر موضع ایران ، ضعیف هست و هدف بعضی ها از صلح کردن و امضای قرارداد ، فرار از مسئولیت هست.

فرار از سختی کشیدن هست.


اگر احترام مقابل وجود داشته باشد ، اگر واقعا ترس از بمب اتم وجود داشته باشد ، اگر زیاده خواهی نباشد و ...

برنامه داد صلح چه اشکال دارد؟ اما اگر رابطه آمریکا با ما رابطه ابر قدرت با جهان سومی مفلوک باشد (که از نظر آمریکایی ها همین طور هست) این طور قراردادی ، قرارداد صلح نیست ، قرارداد نگین هست ، مثل ترکمنچای و ....
.......
اگر هدف ما از صلح راحت طلبی هست ما سختی ، هراه با عزت را می پسندم.


134:

واقعا متاسفم.

یعنی ما باید سختی بکشیم؟ این را برچه دلایل مستند میکنید؟ شما باید یه خورده دایره ی مطالعاتتان را وسیع تر کنید.

هم درباره ی تاریخ، هم درباره ی دینتان و هم درباره ی دنیای امروزتان...

اگر احترام مقابل وجود داشته باشد ، اگر واقعا ترس از بمب اتم وجود داشته باشد ، اگر زیاده خواهی نباشد و ...

برنامه داد صلح چه اشکال دارد؟ اما اگر رابطه آمریکا با ما رابطه ابر قدرت با جهان سومی مفلوک باشد (که از نظر آمریکایی ها همین طور هست) این طور قراردادی ، قرارداد صلح نیست ، قرارداد نگین هست ، مثل ترکمنچای و ....
.......
اگر هدف ما از صلح راحت طلبی هست ما سختی ، هراه با عزت را می پسندم.

قرارداد ترکمانچای اولا که قابل دفاع هست با توجه به موقعیت وقت خودش!
در ثانی بالفرض که نباشد، مگر معاهده را مفاد ش تعیین میکند ننگین بودنش را یا توازن قدرت پشت ان؟ یعنی ما هر مذاکره ای که با امرذیکا داشته باشیم، حتی به نفع ما، چون انها به ما جهان سومی نگاه مینمايند، دیگر میشود معاهده ی ترکمانچای؟ حرفی ندارم عزیزم.

همون توصیه های بالا رو روش زوم کنید برای چند سال...

135:

لطفا با بنده بازی نکنید.

1- سختی کشیدن ، ریاضت دیدن به خودی خود ممدوح نیست.

اما برای هدف والاتر ، سختی دیدن و ریاضت کشیدن حتی واجب می شود.

احیانا روزه گرفتن را قبول دارید؟ یا اون را سختی نمی دانید.


در حال حاضر آرمان هایی که برای اون انقلاب کردیم.

عزتمندی کشور و ...

ارزش سختی کشیدن را دارند.

البته از نظر بنده.

2- ننگین بودن معاهده را مفاد اون تعیین می کند.

و این حرف متناقض با حرف بنده نیست.

در حال حاضر هم برنامه دادی که ما با آمریکا امضا می کنیم می تواند ننگین باشد ، می تواند ننگین نباشد.

در مورد برنامه داد ترکمن چای نیز همین طور.



واقعا این دو مورد را خودتان نمی دانستید؟ پس یا درست صحبت کنید یا با بنده بازی نکنید و توصیه هایتان را هم برای خودتان نگه دارید.

با احترام

136:


137:

متن آیه به عربی :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿۵۱﴾

متاسفانه دوستان دلواپس بار دیگر در ساخت پوستر علیه ظریف عجله کرده و سوتی دادند و شبهه ایجاد کردند...

منشاء طراحی این پوسترها رو هم من میدونم کجا هست و اتفاقا برخی از این دوستان رو میشناسم ولی متاسفانه در عین اینکه هدف پاکی دارند اما جوگیر و فوق العاده احساسی هستند..


کلمه اولیاء به معنای ولی و کسی هست که ولایت دارد یا به معنای تکیه کردن یا یاری کردن هست
در این آیه یعنی به یهود و نصاری یاری رساندن ..

یعنی کمک به یهود و نصاری برای تارومار کردن دین اسلام و پیامبر خدا

البته ربط این مسئله به آقای روحانی و ظریف بی ربط و یک سوء هستفاده آشکار از آیات قراون هست..

که به خاطر همون مسئله جوگیری هست

این سایت کمک میکنه تا با تفاسیر و ترجمه های گوناگون این آیه آشنا و به شکل شخصی برسی کنید و شبهه شما رفع شود :
مشاهده و تدبر آیه 51 سوره مائدة به همراه لیست ترجمه ها

خداوند در آیه 108 انعام میفرمایند :

و اونها را که کفار به جای خدا می خوانند دشنام ندهید که اونها نیز از روی عداوت و نادانی به خدا دشنام دهند.

این گونه ما برای هر گروهی کردارشان را آراستیم ، سپس بازگشت اونها به سوی پروردگارشان هست ، پس اونها را از اونچه انجام می داده اند آگاه خواهد نمود.

همچنین در آیاتی در قراون به هم زیستی مسالمت آمیز با کافران و مشرکان اشاره شده و خط قرمز قراون تنها تهاجم و اهانت کافران و مشرکان به خانه و کاشانه مسلمانان و یا ایجاد توطئه و انحراف از سوی اونان هست..

پیامبر با پشتوانه این تفکر امت واحده از مسلمان و مسیحی و یهود و غیره تشکیل دادند و با تفکر امثال این آقای طراح این پوستر حتی یک بقالی رو هم نمی توان اداره کرد
با این ترجمه پوستر حالا بماند که 5+1 همشون حکومت های سکولار هستند و یهودی و نصاری و غیره ندارد دیگر...

و اونوقت روسیه و چین نیز اوضاع جالبی ندارند
در وقت حکومت پیامبر هیچ جنگی با قلمرو اسلامی در نگرفت به جز درگیری مرزی تبوک با رومیان که توطئه کرده بودند و اونان آغازگر جنگ بودند
در وقت علی (ع) نیز تهاجم خلفای قبلی متوقف گشت و حضرت بیشتر به اصلاح امور داخلی مملکت اسلامی پرداختند

در مورد قوم یهود و نصاری هم اطلاعاتی هست که جدای این بحث بد نیست بدونیم
بنی اسراییل 12 قوم بودند یک قوم از اونان باقی مانده به نام یهودا که به قول معروف اون 11 قوم دیگر رو سرکوب کردند
پیامبرانی که امروز می شناسید به نام پیامبر یهود اکثرا پیامبران قوم بنی اسراییل هستند یعنی پیامبر کل 12 قوم( بنی اسراییل) نه قوم یهودا...

مانند حضرت موسی.یعقوب و ...
تنها پیامبران قوم یهودا (جودا ) حضرت داوود(ع) و سلیمان(ع) هستند..
در مورد این قوم ترجمه و تفسیر سوره بقره رو بخونید به علاوه کمی جست و جو می فهمید این قوم چگونه بوده هست و به تعبیر قراون پیامبر کش بوده اند
حالا بماند که این قوم خیلی سعی کرد که پیامبران آینده رو به نوعی از نسل خودش برنامه بده به خاطر اطلاعاتی که از تورات اصل در پیششون بود و نمی خواستند عموم امت بو ببرند و همانطور که می دانید نسل در یهود از مادر منتقل میشود و به خاطر همین اونها مقابل حضرت مریم ایستادند با شوک تولد عیسی(ع) چرا که حضرت مریم به شکل مستقیم از نسل قوم جودا نبود..

و نیز نقشه هایی که برای حضرت هاشم جد پیامبر کشیدند تا پیامبر اسلام رو تصاحب نمايند..

که به اذن خداوند شکست خوردند

قوم نصاری هم کسانی هستند که در کنعان وقتی که حضرت مسیح و حضرت مریم به اونجا سفر مینمايند هواخواه و هوادار ایشون میشوند

هر دوی این قوم عامل انحراف دین خدا میشوند بعدها...

که خیلی داستان زیاد داره برای فرمودن و از حوصله خارجه...

با تشکر


82 out of 100 based on 72 user ratings 1072 reviews

@