اعمال و آثار اعمال


اعمال و آثار اعمال



بسم الله الرحمن الرحیم

اعمال و آثار اعمال:

إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَىٰ وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَ‌هُمْ ۚ وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُّبِينٍ ﴿یس-١٢﴾
همانا ما زنده کنیم مردگان را و نویسیم آنچه پیش فرستادند و آثار ایشان را و هر چیزی را فراهم کردیم در پیشوائی آشکار .
( ترجمه : معزی )
............................
هر عملی که ما انجام بدهیم دارای آثاری است. مجموع اعمال ما و آثار اعمال ما جمع آوری شده و ثبت می شود و ما مسئول همه آن ها هستیم.
اما آیا تاکنون به آثار اعمال خود و حیطه آن فکر کرده ایم؟
تاثیر یک عمل در طول، عرض و عمق زندگی ما و دیگران تا چه اندازه است و آثار آن تا چه حیطه زمانی تدوام می یابد؟
آیا آثار عمل ما گستره ای نامحدود دارد؟

ما به چه چیزی عمل می گوئیم؟
آیا " بیان " و سخن گفتن نیز نوعی عمل است؟
..........................
عمل انسان شامل سخنان او، حرکات او، نوشته های او، تصاویر او و به طور کلی هر چیزی که از او صادر می شود، می باشد.
در عرف، معمولا " کلام " و " عمل " را دو چیز متفاوت تصور می کنند، در حالی که کلام و سخن گفتن نوعی عمل است نه اینکه کلام غیر از عمل باشد. هر حرفی و لغتی و جمله ای و کلامی را که بر زبان بیاوریم عملی انجام داده ایم که ثبت می شود و آثار آن عمل نیز ثبت می شوند.
هر فردی هم مسئول اعمال خویشتن است. اگر فردی در هزاران کیلومتر دورتر سخنی بر زبان جاری کرد و تاثیر آن سخن باعث عملی در فردی دیگر شود ( حتی اگر ذره ای باشد ) آن فرد نیز در عمل این فرد به همان اندازه ای که تاثیر گذاشته شریک است، بدون اینکه از مسئولیت این فرد چیزی کاسته شود. دوری زمانی نیز این چنین است. آثار اعمال پیشینیان نیز اکنون تاثیرگذار است و این تاثیرات نیز به آن عده می رسد و آن ها نیز مسئول هستند.
.................................................

"نیت" و قصد با "روح" در ارتباط است اما باید مواظب باشیم که شیطان در صادرات ما نفوذ نکند و کلام ما کلام شیطان نشود. ( الذی یوسوس فی صدور الناس ) شیطان در آنچه از انسان صادر می شود وسوسه می کند. شیطان تلاش دارد وساوس خود را در قالب افکار انسان صادر کند به گونه ای که گوئی فکر خود انسان است.
ما باید دقت و تعمق کنیم که چه چیزی در محیط پیرامون خود و در این دنیا صادر می کنیم؟
و با چه قیمتی ؟
و تجارت ما در این دنیا چیست؟
و آیا در تجارت خود در این دنیا سود خواهیم کرد یا ضرر ؟

وَالْعَصْرِ‌ ﴿١﴾ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ‌ ﴿٢﴾ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ‌ ﴿٣﴾
سوگند به عصر ( روزگار بازپسین ) (۱) که همانا انسان است در زیانکاری‌ (۲) مگر آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند و سفارش کردند به حقّ (به درستی) و سفارش کردند به شکیب‌ (۳)
( ترجمه : معزی )



روزشمار محرم..اماده محرم بشیم

1:

بسم الله الرحمن الرحیم

لقمان خطاب به پسرش :

يَا بُنَيَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْ‌دَلٍ فَتَكُن فِي صَخْرَ‌ةٍ أَوْ فِي السَّمَاوَاتِ أَوْ فِي الْأَرْ‌ضِ يَأْتِ بِهَا اللَّـهُ ۚ إِنَّ اللَّـهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ‌( لقمان-16)
اى پسرك من، اگر عمل به قدر يك دانه خردل در درون صخره‌اى يا در آسمان ها يا در زمين باشد، خدا به حسابش مى‌آورد، كه او ريزبين و آگاه هست.


مسلمان شیعه در جهان - ( معرفی )

( ترجمه : آیتی )


90 فایده دعا برای تعجیل در فرج امام زمان صلوات الله علیه

2:

بسم الله الرحمن الرحیم

سوره زلزله:

يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ‌ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّيُرَ‌وْا أَعْمَالَهُمْ ﴿٦﴾ فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّ‌ةٍ خَيْرً‌ا يَرَ‌هُ ﴿٧﴾ وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّ‌ةٍ شَرًّ‌ا يَرَ‌هُ
.

در اون روز امت پراكنده از قبرها بيرون مى‌آيند تا اعمالشان را به اون ها بنمايانند.


فهم ساده قرآن بدون افتادن در دام تکثرگرایی
(۶) پس هر كس به وزن ذره‌اى نيكى كرده باشد اون را مى‌بيند.


آیا مفاهیم کلمات به کار رفته در قرآن، اکنون نیز دقیقا مطابق 1400 سال پیش است؟
(۷) و هر كس به وزن ذره‌اى بدى كرده باشد اون را مى‌بيند.
( ترجمه : آیتی )


زندگی یعنی وقف او شدن

3:

بسم الله الرحمن الرحیم


رضایت به گناه همچون شرکت در ارتکاب گناه
برگرفته از کتاب "جامعه قراونی رسالت و مسئولیت ها" صفحه 392 الی صفحه 395 از تالیفات حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی:


اعمال و آثار اعمال


حضرت صالح (علیه السلام ) از نظر دستورالعمل در زندگی ، به امتش فرمود : ( فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ ؛ سوره هود آیه 61 ) ؛ اینک که با معبود خویش آشنا گشتید ، در مقام تقرب به او و جلب رضایت او از هرچه که ناپسند اوست دوری بجویید و با عمل به دستورات او خود را به او نزدیک گردانید !
حال مطلبی که قابل تأمّل و درسی برای ماست این که : قراون فرمود : قوم ثمود ناقه ی صالح (علیه السلام ) را کشتند و حال اونکه قوم ثمود اون را نکشتند ، تنها یک نفر از قوم ثمود که همان قدّار بن سالف بود ، قاتل ناقه بوده هست.


سخنرانی جناب فرحزاد:اثبات جانشینی و فضایل امیرالمومنین علیه السلام و اعمال عید غدیر
در عین حال قراون تمام قوم ثمود را قاتل ناقه می داند ! از این معلوم می شود : از نظر قراون ، راضی بودن به گناه کسی ، آدمی را همچون مرتکب اون گناه می سازد و لذا قوم ثمود چون راضی به قتل ناقه بوده اند ، در قراون قاتل ناقه به حساب آمده اند ! در کلام نورانی امام امیرالمومنین (علیه السلام ) نیز آمده هست :

ٌأَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا يَجْمَعُ النَّاسَ الرِّضَا وَ السُّخْطُ وَ إِنَّمَا عَقَرَ نَاقَةَ ثَمُودَ رَجُلٌ وَاحِدٌ فَعَمَّهُمُ اللَّهُ بِالْعَذَابِ لَمَّا عَمُّوهُ بِالرِّضَا (نهج البلاغه فیض ، خطبه 192 )
ای امت ! بدانید راضی بودن به گناه و خشم کردن بر بندگی خدا ، امت را شریک در عذاب می گرداند.ناقه ی ثمود را یک نفر کشت و خداوند همه ی اونها را محکوم به عذاب کرد ؛ از اون جهت که راضی به کار او بودند.


آیا در قران, مردم در دین آزاد هستند؟ آیا مرتد را باید کشت؟

حتی فرموده اند :
َ لَوْ أَنَّ رَجُلًا قُتِلَ بِالْمَشْرِقِ‏ فَرَضِيَ‏ بِقَتْلِهِ رَجُلٌ فِي الْمَغْرِبِ لَكَانَ الرَّاضِي عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ شَرِيكَ الْقَاتِل ( وسائل الشیعه جلد 11 صفحه 410 ) ‏
همانا اگر مردی در مشرق کشته شده و در مغرب مردی راضی به قتل او شده هست هر دو نزد خدا شریک در قتل حساب می شوند !!
روز قیامت که نامه ی عمل به دستش می دهند می بیند : ای عجب ! چند قتل و چند سرقت و چند توهین به اشخاص محترم و انواع جنایت در نامه ی عملش نوشته اند ! تعّجب کنان می گوید : این نامه مال من نیست ! من اهل این کارها نبوده ام.می گویند : تو راضی از کار عاملان این اعمال بوده ای.

از اینکه دزد ، اموال همکار و همسایه ات را برده و خاک نشینش کرده هست خوشحال شدی.وقتی شنیدی یا در روزنامه خواندی که رقیب انتخاباتی خود یا دوست و فامیلت را با نسبت ناروایی لکّه دار کرده و آبرویش را برده اند ؛ در دل صد آفرین به کس یا کسانی فرمودی که چنین کرده اند.


الرّاضِي‏ بِفِعْلِ‏ قَوْمٍ كَالدَّاخِلِ مَعَهُمْ فِيهِ وَ عَلَى كُلِّ دَاخِلٍ فِي بَاطِلٍ إِثْمَانِ إِثْمُ الْعَمَلِ بِهِ وَ إِثْمُ الرِّضا بِهِ‏ ( وسائل الشیعه جلد 11 صفحه 411 )
راضی شونده به کار قومی مانند مرتکب اون کار هست ، منتهی مرتکب ، دو گناه کرده ، یک گناه ارتکاب و دیگر گناه رضایت.راضی شونده یک گناه کرده و اون گناه رضایت هست.


رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) در حَجَّة الوِداع ضمن خطابه ی تاریخیش عِرض و آبروی یک مسلمان را در ردیف خونش قرارداده و فرموده هست :
أَيُّهَا النّاسُ إِنَّ دِمَاءَكُمْ وَ أَعْراضَكُمْ عَلَيْكُمْ حَرَامٌ إِلى أَنْ تَلْقََوْا رَبَّكُمْ‏
ای امت ! خون ها و آبروهای شما بر شما حرام هست تا روزی که خدای خود را دیدار کنید !
اونگاه فرمود : ( اَلا هَلْ‏ بَلَّغْ‏تُ ) ؛ آیا پیام خدا را به شما رساندم.امت فرمودند : آری.فرمود : ( اَللَّهُمَّ اشْهَدْ‏ ) تحف العقول صفحه 29 ؛ خدایا شاهد باش.این بیان نشان می دهد که ریختن آبروی مسلمان در ردیف ریختن خون مسلمان هست.

در زیارت وارث می خوانیم:

( لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكَ‏ وَ لَعَنَ‏ اللَّهُ أُمَّةً ظَلَمَتْكَ‏ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ‏ بِذلِكَ‏ فَرَضِيَتْ‏ بِهِ ) ؛
{ ای اباعبدالله ! } خدا لعنت کند کسانی را که تو را کشتند و خدا لعنت کند کسانی را که به تو ستم کردند و خدا لعنت کند کسانی را که شنیدند این جنایت را و به اون راضی شدند.


بنابراین اگر امروز کسی به جنایت هزار و چهارصد سال قبل قَتَلَه ی کربلا رضایت بدهد ، روز قیامت در ردیف اونها محشور خواهد شد و به عذاب همان ها مبتلا خواهد گشت و از این طرف نیز اگر ما به شهدای کربلا راست بگوییم که : ( يَا لَیْتَنا کُنّا مَعَکُمْ فَنَفوُزَ فَوْزاً عَظیماً ) ؛ ای کاش ما هم با شما بودیم و با شما به فوز عظیم و رستگاری بزرگ می رسیدیم.ما هم در ردیف شهدای کربلا محسوب می شویم ؛ از اون جهت که راضی به کار اونها شده ایم.


در جنگ جمل که امام امیرالمومنین (علیه السلام) پیروز شد ، یکی از همراهان فرمود : یا امیر المومنین ! ای کاش برادر من اینجا بود و این پیروزی شما را می دید و خوشحال می شد.

فرمود : ( اَهَوَی اَخِیکَ مَعَنا ) ؛ آیا میل قلبی برادرت با ماست ؟ فرمود : بله یا امیرالمومنین ! او دوستدار شماست و دوست داشت اینجا باشد.

امام (عیله السلام ) فرمود : ( فَقَدْ شَهِدَنا ) ؛ پس به طور حتم او در کنار ما بوده و در ثواب ما شریک شده هست.بعد فرمود : نه تنها او با ما بوده بلکه : ( وَ لَقََدْ شَهِدَنَا فِي‏ عَسْكَرِنَا هَذَا أقْوَامٌ فِي أَصْلابِ الرِّجَالِ وَ أرْحَامِ النِّسَاءِ ) ؛ به طور حتم کسانی در این سپاه کنار ما بودند که هنوز به دنیا نیامده اند ؛ در صلب مردان و در رحم زنانند ! (سَيَرْعَفُ بِهِمُ الزَّمَانُ وَ يَقْوَى بِهِمُ الْإِيمَانُ‏) نهج البلاغه فیض خطبه 12 ؛ آینده وقت ، اونها را به وجود خواهد آورد و ایمان به وسیله ی اونها نیرو خواهد گرفت { و اونها چون رضا به کار ما می دهند در ثواب ما شریک می شوند }.






4:

بسم الله الرحمن الرحیم

حیطه تاثیر و نفوذ اعمال:

هر عملی که ما انجام بدهیم ( چه سخن باشد و چه غیر اون ) در سطوحی شروع به حرکت و تاثیرگذاری می کند.

ما معمولا تصورات کمی در مورد میزان تاثیر اعمالمان داریم و شاید چنین تصور می کنیم که این تاثیرات، جزئی هستند و به چند مورد محدود ختم می شوند اما واقعیت این هست که ما نمی توانیم حیطه نفوذ و میزان تاثیر اعمالمان را تخمین بزنیم زیرا تا وقتی که جهان خویش را کاملا نشناسیم نمی توانیم در مورد تاثیرات اعمال خود در این جهان به دقت اظهار نظر کنیم.

به عنوان مثال اگر فردی چنین بیندیشد که عمل او در تنهایی و در خلوت و بدون حضور هیچ فرد دیگری هیچ تاثیر خارجی بر دیگران ندارد این فقط تصور او و جهان بینی محدود اوست، حداقل امر این هست که او با این عمل، بر خود تاثیر می گذارد و این تاثیرات در مرحله بعدی وارد اجتماع می شود.

همچنین ما نمی توانیم مدعی شویم که شرایط تاثیرگذار ناشناخته در محیط پیرامونمان وجود ندارند که مثلا در همان لحظه انجام عمل بلافاصله تاثیرش بر نقطه ای دیگر از جهان آشکار شود.

این یعنی اینکه ما حتی نمی توانیم مدعی شویم که اعمال ما در تنهایی و محیط خصوصی امان هم بدون تاثیر بر دیگران هست تا چه برسد به اینکه علنا اون اعمال را در فرمودار و کردار خود آشکار کنیم.
............................................
هر عملی هم بسته به نیت و نوع عمل می تواند مسبب خیر یا شر گردد.

حیطه تاثیر و نفوذ اعمال را می توان در کوتاه مدت، میان مدت، بلندمدت بررسی کرد.

این وقتبندی ها نسبی هستند مثلا از لحظه عمل تا چند روز آینده را می توان "کوتاه مدت"، از چند روز تا چند سال آینده را "میان مدت"، از چند سال تا چند دهه و قرن را "بلند مدت" بنامیم یا طبقه بندی به شکلی دیگر ...

البته حیطه دیگری هم هست که اون را می توانیم حیطه غیرقابل تخمین یا ابدی بنامیم.

اعمال و آثار اعمال

اونچه اهمیت دارد این هست که ما به این امر توجه داشته باشیم که قضاوت درست می بایست بر پايه محاسبه مجموع اعمال و آثار اعمال و اون هم در انتهای مسیر صورت بگیرد.

تاثیراتی که شناخت محدودی به اون ها داریم نمی تواند ملاک قطعی برای خیر یا شر بودن چیزی به ما بدهد، به عنوان مثال اگر فردی مشروبات الکلی مصرف کند و بعضی از ناراحتی هایش برطرف شد و احساس خوبی به او دست داد ( همانطور که قراون هم بیان می کند در این مشروبات منافعی هست) با این تاثیرات جزئی نمی توان نتیجه گرفت که پس مشروبات الکلی چیزهای خوبی هستند.

قراون بیان می دارد گناه مشروب خواری بیشتر از نفعش هست چون علم خدا احاطه به کلیت هستی دارد ولی علم ما جزئی هست.

به عبارت دیگر هر چیزی که ما خوشمان بیاید به معنای اینکه اون چیز لزوما خوب و انسانی ! باشد نیست و همینطور هرچیزی که ما بدمان بیاید، به معنای اون نیست که اون چیز لزوما بد و غیر انسانی هست.

تکیه بر احساسات، میزان و ملاک سست و غیر معتبری هست.

چه بسیار چیزهایی که اون ها را خوب می دانیم اما در واقع شر هستند و چه بسیار چیزهایی که بد می دانیم اما در واقع خیر هستند.

کسی که نگاهش و قضاوتش محدود به این جهان و اون هم بر پایه احساسات و نفسانیات و بر پایه علم محدودش باشد، خردمند نامیده نمی شود و این سطحی اندیشی هست که قضاوت در مورد تاثیرات اعمال را به پاره ای کوچک از وقت یا مکان محدود کنیم.
..............................................
نهایتا اونچه مطلوب ماست فلاح و رستگاری نهایی هست یعنی عاقبت کار ما خیر باشد ...

نه فقط اول یا وسط کار ...



اعمال و آثار اعمال

رستگاری یا سعادت این هست که در انتهای مسیر موفق و پیروز باشیم.

اگر به شما بگویند که به میهمانی دعوت شده اید که به مدت یک هفته همه امکانات شادی شما در اونجا فراهم هست اما در روز آخر همه اموال شما را از شما می گیرند و شما مورد شکنجه برنامه می دهند و هر چیزی هم که خوردید بالا می آورید ! و هیچ خیر آخرتی هم در اون نیست، آیا خردمند هستیم که چنین مهمانی رفتنی را دوست بداریم؟ حکایت جهان ما نیز چنین هست...
این هست که خدا بیان می کند: العاقبه للمتقین و توجه ما را به عاقبت کارمان معطوف می دارد.

دقت کنید که حتی نفرموده عاقبت با مسلمین یا مومنین هست بلکه فرموده عاقبت ( نیک ) برای متقین ( پرهیزکاران ) هست.

یعنی حساب و کتاب دقیقی هست و نامه اعمال ما هم بسیار دقیق نسخه برداری می شود.
اگر در اوصاف متقین که در روایت مربوط به امیرالمومنین علی (ع) در خطبه همام ذکر شده دقت کنیم و وضعیت خودمان را با اون مقایسه کنیم وضعیت ما روشن می شود :

خطبه همام، اوصاف متقین

حال خود را محاسبه کنیم قبل از اونکه ما را محاسبه نمايند : حاسبوا قبل ان تحاسبوا .
............................................
این را هم باید در نظر گرفت که اعمال ما نه تنها بر آینده ما تاثیر می گذارد، بلکه بر گذشته ما نیز تاثیر می گذارد.

اینکه فرموده اند هستغفار و صلوات و ...

گناهان را پاک می کند به خاطر این هست که این ها اعمالی هستند که نه فقط به سوی آینده بلکه به گذشته ما نیز حرکت می نمايند و به اصلاح اون ها می پردازند.


اعمال زنده هستند و تجسم هم می یابند ...

5:

بسم الله الرحمن الرحیم
آزادی بیان و حدود اون:

در اسلام، حق الناس، حقوق مومنان، حقوق انبیاء و اوصیاء و ...

مشخص شده هست.

"بیان" به هر شکلی چه توسط زبان و فرمودار صورت بگیرد و چه توسط دست و قلم، عملی هست که قوانین مربوط به خود را لازم دارد و نمی توان تحت عنوان "آزادی بیان" به حقوق دیگران تجاوز کرد.

آیا ما حق داریم که عکس و فیلم و نقاشی فردی را بدون اجازه او تحت عنوان " آزادی بیان " منتشر کنیم و یا هر دروغ و یا داستانی را که خواستیم تحت عنوان " هنر" به فرد دیگری نسبت دهیم؟
مسلما برای هرچیزی حد و حدودی هست و باید روی این قضیه دقت بسیاری داشت.
اهمیت این موضوع وقتی به نهایت خودش می رسد که مقدسات اسلامی مورد هجوم برنامه بگیرند.

وقتی به ما اجازه نداده اند که چهره رسول الله (ص) و ائمه (ع) را حتی به زیبایی نقاشی کنیم اون گاه چه طور می توان به عده ای معاند اجازه داد که کاریکاتور اون ها را نقاشی نمايند؟ بعضی از فعالان به اصطلاح حقوق بشر که خودشان را مسلمان هم می نامند تحت عنوان " آزادی بیان " حتی برای این عده از کاریکاتوریست ها هم حق فعالیت قائل هستند و گاه از اون ها حمایت هم می نمايند.

اینان، امر باطلی را که حقی برای انجام اون وجود ندارد حق جلوه می دهند و حقی را که خدا اون را بیان نموده هست، باطل می انگارند.
باید توجه داشت که حمایت از معاندین به معنای شرکت در عناد و دشمنی اونان با خداست و یکی از علامات منافقین هم همین هست.

وقتی سلمان رشدی علنا اظهار می دارد که : " مذهب نیز مانند دیگر موضوعات شایسته نقد، طعنه و بی احترامی بی باکانه هست " باید در نظر گرفت که این یک سیاست حساب شده هست.
.............................................
خدا در قراون کریم و در سوره توبه، کیفر هستهزاء نمايندگان خدا و آیات و رسولش را بیان نموده هست:
سوره انبیاء، آیه 41:
وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُ‌سُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُ‌وا مِنْهُم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٤١﴾

پيامبرانى را كه پيش از تو بودند نيز به مسخره گرفته بودند ولى عذابى كه مسخره‌اش مى‌كردند بر سر مسخره‌كنندگان فرود آمد.

(ترجمه آیتی)

6:

بسم الله الرحمن الرحیم

ایستگاه های بازرسی و محاسبه اعمال:

ما پس از عالم برزخ ( که مراحل متعددی دارد ) هنگامی که در قیامت مجددا در کالبد جسمانی محشور می شویم بسته به وضعیت ( عقائد و اعمالی ) که در دنیا داشته ایم با شرائط متفاوتی مواجه می شویم.

بعضی ها بدون حساب به سوی بهشت می روند ( اینان کسانی هستند که در دنیا به حساب خود رسیده اند یا قبل از قیامت پاک شده اند ) بعضی ها هم بدون حساب به دوزخ رهسپار می شوند.

اما بین این دو دسته عده ای قراردارند که باید حسابشان تصفیه شود.

زیرا بدون تصفیه حساب امکان رفتن به سوی بهشت وجود ندارد.
مواقف یا ایستگاه های حساب در قیامت بسیار زیادند:

لینک: مواقف قیامت

تصور کنید که وقتی می خواهید از کشوری به کشور دیگر وارد شوید در فرودگاه یا لب مرز از شما بازرسی می نمايند و چمدان های شما را نیز تفتیش می نمايند.

اگر شیئی غیر مجاز و ممنوع به همراه داشته باشید، اجازه عبور پیدا نمی کنید.

در قیامت نیز همین گونه هست.

عالم قیامت مابین عالم ما و عالم آخرت برنامه دارد و جایی هست که از اعمال آدمیان حسابرسی می شود.

اگر در اعمال خود معصیت به همراه داشته باشیم گرفتار اعمال خود و توقیف می شویم اما اگر توشه راه ( اعمال صالح و تقوی ) داشتیم می توانیم ( با یاری و رحمت و فضل خدا ) عبور کنیم، سپس از اونجا باید گذرنامه ( پاسپورت ) عبور به بهشت ( آخرت ) را دریافت کنیم.

بهشتی که از میان دوزخ عبور می کند.

این مسیری هست بسیار هولناک و اضطراب آفرین زیرا سقوط در چنین مسیری ( همانند سقوط هواپیما ) به معنای مرگ و نیستی نیست، بلکه به معنای گرفتار شدن در زندگی دوزخی هست.

دوزخی که مرگی در اونجا وجود ندارد ...
اما چه کسی مجوز و گذرنامه بهشتیان را صادر می کند؟
مالک یوم الدین.
کسی که روز قیامت مالک و حاکم هست.







88 out of 100 based on 58 user ratings 508 reviews

@