آيا روزه كسي كه نماز نمي خواند قبول است؟


آيا روزه كسي كه نماز نمي خواند قبول است؟



آيا روزه كسي كه نماز نمي خواند قبول است؟
سلام

با توجه به اينكه تاپيك پاسخ به سوالات شرعی فقط براي پاسخگويي مي باشد و نه براي بحث و تبادل نظر پيرامون احكام، اين تاپيك به منظور گفتگو پيرامون مطلبي كه يكي از كاربران گرامي در آن تاپيك ايجاد كرده بودند ساخته شد تا امكان تبادل نظر پيرامون اين مطلب وجود داشته باشد.

با تشكر



آیا کتاب های آسمانی چون تورات و انجیل به عنوان معجزه برای انبیاء گذشته مطرح بوده اند؟

1:

چنتا سوال شرعی داشتیم.
لطفا هرکی میدونه جواب بده.

سوال اول: حکم تماشای اعمال مربوط به رابطهء جنسی میان حیوانات چیست؟ (جدا نمیدونما)

سوال دوم: آیا روزهء بدون نماز قبول هست؟ یعنی عمدا نماز نخوانیم.
اگر فقط نمازهای سپس اذان مغرب را نخوانیم چطور؟ یعنی نماز مغرب و عشاء.
اگر فرض بگیریم که در طول روز این نیت رو داشتیم که عمدا نمازهای مغرب و عشاء را نخونیم چطور؟

راستی ببخشید سوال یه کم وقاحت باره!
فقط میخواستم بدونم قضیش چطوریه.


حكمت هاى نهج البلاغه ..
یعنی این روز و روزه داری هست که یه خاصیت خاصی توش هست یا نه و فقط فرقش نخوردن و ایناس و یا اینکه بطور کلی خارج از وقت امساک از غذا خوردن هم این قضیه برقراره.


شاهکار بی همتای امام علی ( خطبه ی بی نقطه و خطبه ی بی الف)


مار و عقرب های برزخ از کجا می آیند؟

2:



پدیده ای به نام ضریح

3:

علي تو رو خدا جواب نامربوط ندي در مورد نماز!

بابا نماز يكي از اصلي ترين فعليات دينه بي نمازي خودش بزرگترين گناهه چطور روزه ي بي نماز ميتونه ثواب داشته باشه! روزه گرفتن براي دوري از گناهان هست آخه چه گناهي بزرگتر از بي نمازي؟ و اگه فلان نماز خونده نشه و فلان نماز خونده بشه هم كه ديگه بدتر! يعني حسابي دستورات خدا رو گرفتيم به بازي رفت پي كارش!

نماز از واجباته و ترك واجبات در عين تندرستي و داشتن واقعيات انجام، گناه هست و فكر نميكنم خدا ثوابي براي روزه بي نماز بنايشانسه.


چگونه شکر خدا را به جای آوریم؟؟؟(قولی و عملی)


زن بدکاره ای که اهل بهشت شد

4:

تو سوال اولتون ما هر روز تو ازمایگامون از این چیزا میبینیم نه تازه به علم خدام پی میبریم په حروم نیست

سوال دومتون من میگم موسی به دین خود عیسی هم به دین خود نماز و روزه جداست
لااقل برای من هنوز اینکه چرا نماز اونم به زبان بیگانه بخونم ناشناختس اما روزه را قبول دارنم


» آیه ها در قاب ِ عکس ها ..

5:

به نظر من هم نماز هم روزه از فروع دینه!!اصول دین 5تاست!!نمیدونید بگم!!

6:

منم موافقم

اون 5تا مهمه هر کی قبول داشت مسلمونه دیگم هیچ زوری بالاسرش نیست
نبوت توحید معاد امامت دیگه چی؟

7:

چند تا گناه میخوای برات معرفی کنم بدتر از بی نمازی؟!
درضمن شما که در درگاه خداوند نیستید.
حتی ارزش کافر بالاتر از کسیه که حق الناس های بزرگ برگردن داره و حقوق امت براش مهم نیست و از روی دانش مرتکب حق الناس میشود.

به هر حال بنا به آیه قراون هرکس به اندازه سر سوزنی نیکی کند پاداشش را خواهد دید.
اون شخص که ساعت ها گشنگی، عدم رابطه جنسی، پرهیز از دروغگویی و ...

را با خود داشته باشد بی شک عملش بی اجر نخواهد بود.


8:

بابا ما یه سوال کردیم که بنظرم بی اشکال بوده.

از هر نظری؛ شرعی، اخلاقی و غیره.
لطفا نصیحت نکنید که نماز فلان و فلان و مگه میشه و غیره.

جواب مستدل و مستند قاطع بدید.

اون بقیش رو خودم بهتر از شما میدونم.

از خودتون حرف نزنید.
ببینید، میگن روزه رو عمدا بخوری ۶۰ برابر باید تاوانش رو بدی، درحالیکه نماز فقط اندازهء خودش.

پس این وسط یه تفاوت گنده وجود داره (حداقل از نظر عملی و مادیش).
بالاخره باید بدونیم که در این حالت حکم روزه چی میشه.

باطله، عمدا باطله یا نه اصلا باطل نیست (کاری به میزان اجر و کیفیتش نداریم).

یعنی تاوان داره یا نه و چقدر.


9:

تو این دنیا بین انواع و اقسام گناه ها نماز نخوندن و روزه نگرفتن واقعا گمه.من خودم افرادی را میشناسم که خیرشون به هیچ کس و نا کسی نمیرسه ولی نمازشون ترک نمیشه!!!آخه اینا که نماز نمیخونن فقط دولا و راست میشن.برعکسشم فراوونه افراده پاک و صادقی که اصلا تو نماز و روزه نیستن!!!حالا به نظر شما خوب بودن اینا میره زیر سوال؟؟؟من که گروه دوم را بیشتر می پسندم همه اینطورند.
مشکل ما اینه که عقلمون به چشمامونه!اگه دیدیم یکی داره قراون میخونه میگیم وای چه آدم خوبیه!!حالا طرف داره فقط روخونی میکنه هیچی نمی فهمه!!!!برعکس اگه یکی با فلان تیپ اومد تو خیابون باید بگیریمش ببریمش؟؟؟چرا چون تظاهر به ایمان نکرده!!

10:

یعنی خدا اینقدر خشنه!!!!!!

11:

متاسفانه شما مادیات را با معنویات قاطی کردین
پس لطف خدا هم قسمت بشه مابین اونهایی که عبادتش میکنن نماز میخونن روزه میگیرن
واقعا خودتون پستتون را قبول دارید که زدید
من در خصوص ملا ها که مد نظر شما هستند نظری ندارم که بدم اما گروهی هستند که برای دین خودشون را به آب و آتش میزنند تا بتونند حقیقت دین را به دیگران نشان دهند انتظار مادی هم از این مسئله ندارند

12:

مابه اینها میگیم مسلمانهای جاهل که ازدین فقط نمازخوندن وروزه گرفتنو یادگرفتن وفراموش کردن خداوند ازانسانها انسانیت خواسته واینها فقط پوسته ظاهری دین هستند

13:

سلام به همه دوستان

سوال دارم

مگر نه اینکه روزه گرفتن برای بالا بردن اعتماد به نفس انسانه در برابر هوا وهوس؟

پس چرا توی کشور ما به خاطر اینکه امت روزه دار به هوس نیفتن همه سالن های غذا خوری رو تعطیل مینمايند ؟

14:

سلام


به نظر من،دلیلی هم وجود نداره که چیز های وسوسه انگیز هم وجود داشته باشه.به نظر شما باز بودنش بهتره؟

و اینکه ادمی که از گشنگی دلش واسه غذا غش میره از جلوی اون سالن رد بشه و بوی غذا مستش کنه و بقیه ش معلوم نیس چی بشه؟؟

به نظر من اینکه خودمون به هم وکمک کنیم خیلی خوبه.یعنی لااقل شرایط گناه رو برای بقیه بوجود نیاریم

15:

خوب البت این مسئله فقط مربوط به ماه رمضان و روزه نمیشه در خیلی از موارد دیگه ما همچین سوالی پیش میاد

به نظر من اگر کسی به چیزی دست رسی داشته باشه و به اون دست نزنه شرطه

نه اینکه اونو از دست رسش دور نگه دارن

16:



حرف شما کاملا متین.
قبول دارم
ولی به نظر شما همه افراد جامعه ما در یک سطح هستند؟؟
بعضیها در ابتدای راه هستند و باید دستشونو گرفت و بعضی هم به کمال رسیدند که خوش به حالشون...
ایا شرایط باید برای همه یکسان باشه.

و امتحانات برای همه سخت باشه؟؟

وقتی شرایط انجام گناه وجود نداره و با این احوال خیلی گناه ها از ما سر میزنه چه جور میتونیم مطمئن باشیم وقتی جلومون بازه هزارتا بدتر شو انجام ندیم..

یه مثال ساده میزنم
یه مادر رو در نظر بگیرین
هیچ وقت به بچه ش اجازه نمیده دست به اتش بزنه و اونو از دسترسش دور نگه میداره
مادر بچه شو دوست داره و با خودش نمیگه بذار ببینم دست به اتش بزنه ببینم چند مرده حلاجه!!

17:

البت ببخشید ولی دلیلتون و مثالتون منو قانع نکرد
خب اگه نیت دوس داشتنه همه رو بفرستن برن بهشت
اگر نیت ازمودن انسانه خب اینطوری نیست
مث اینه که از یه عده امتحان بگیری همه را های خطا رو به روشون ببندی که مجبور شن را درست رو برن

18:

من از صحبت های شما این طور برداشت کردم که
برای همه باید شرایط سخت برای امتحان وجود داشته باشه.
و تمامی راهای گناه باز باشه..
و افراد زیادی جلوی انسان گناه رو عملا انجام بدهند و ا هزاران ترفند سعی در اغفال انسان بنمايند.و انسان در اینجاست که نباید اغفال بشه و.
درسته؟


به نظر شما تشویق به کار خوب باید باشه و یا ترغیب به گناه در یک جامعه؟

19:

همون طور که خدا خودش تو قران فرموده ما خوب را از بد جدا کردیم باید همون جوری باشه
بگن این کار گناه داره این کار ثواب داره واسه اونا که خودشون نمیفهمن اونایی که که میفهمن خودشون تشخیص میدن

یه به قول خودتون همون مادر وقتی بچش میره دست به اتیش بزنه بهش میگه جیزه و باز اگه بچه پا فشاری کرد میزاره حرارت اتیش به دستش بخوره تا خودشم بفهمه جیزه یعنی چی
من نمیگم تشوق به گناه بکنید ولی حد اقل همون لا اکراه فی دین رو رعایت نمايند

20:

لطفا در این تاپیک فقط سوالات شرعی!
کمی پرداختن به حواشی اونها میتواند قابل توجیه باشد، اما بحث های متفرقهء دیگر خیر.


21:

بسمه تعالی شانه
نماز ستون دین هست و بی نماز اعمال دیگر اصلا مورد قبول واقع نمیشود.
شما که سابقه زیادی در این مساله داشتید،در این دنیا سابقه داشتید یا مدتی خدمت خدای متعال بوده اید؟مشخص هست که اولی هست،پس لطفا نفرمایید که تحمل سختی در درگاه خدا همیشه بی پاداش هست!همان خدا حکمش این هست که تمام این سختی ها بی نماز ارزشی ندارد.حالا بفرمایید هر چه دوست دارید سختی بکشید و ستون بنا رو نگذارید،صد سال هم روی بنایتان کار کنید وقتی ستون ندارد نابود هست!

22:

متشكرم!

چيزي كه مشخصه اينه كه "ترك نماز ترك واجباته و گناهي بالاتر از ترك واجبات نيست!" دوما: اهميت نماز اونجا روشن ميشه كه خدا حتي در حالت مريضي و حتي در حال مرگ هم در صورت امكان فرموده كه نماز رو بخونيد! حالا كار به اين مهمي رو در عين سلامت ولش ميكنيد ميگيد اگه فقط روزه بگيرم قبوله؟؟؟!!!

23:

شما تن سالم رو با گاهي عذاب بخاطر گناهان متفرقه بهتر ميدونيد، يا تن سوخته با كمي مجال نفس كشيدن بخاطر يك روز نماز و روزه؟! كدوم بهتره؟! يعني جدا حاضريد جاي چنين آدمهايي باشيد كه شرحشون رو داديد؟

مطمئن باشيد بي نمازي اونم در عين حال كه اسم مسلماني روتون هست اونيكي دنيا اصلا به نفعتون نخواهد بود!!!

يك مثال ساده و عيني ميزنم، پسر يك مردي يك شب خواب پدرش رو در برزخ ميبينه و ميبينه كه پدرش در يك باغ خوش و خرم هست، ولي ميبينه كه دهانش چركين هست و هر چند وقت يك ماري هم مياد و نيشش ميزنه! (تجسم اعمالي كه بعدا فرموده ميشه)

از پدرش ميپرسه پدرجان چرا اينطوري؟! اونم ميگه من در دنيا گاهي به اسم مادرت گير ميدادم و اسمش رو كه سكينه بود ميفرمودم خانوم سكو! اون هم ازم دلگير ميشد ولي به روش نمياورد! حالا اون كارم اينجا بلاي جونم شده و اصلا لذتي از اينهمه خوشي و خرمي نميبرم!

پسر از خواب بيدار ميشه و حلاليت مادرش رو(نسبت به پدر) ميگيره!

حالا اين فقط تجسم عمل يك زخم زبان و يك طعنه بود؛ فكر ميكنيد با بي نمازي روزگارتون اونيكي دنيا چطوري ميگذره گيريم كه روزه هم گرفته باشيد!

24:

تايشان رساله لزوما به مسائلي كه عين روز روشنه نميپردازند!

25:

بسمه تعالي شانه
مشکل بعضي از کاربران محترم قياس کردن هست که از پايه باطل هست.مشخص هست که گناهاني هم هستند که حتي اگر نماز نمطالعهشخصي بالفرض بخشيده شود اونها بخشيده نخواهند شد و يعني حق خداي متعال نيست که ببخشد يا نبخشد.
اما اين به اين معني نيست که ميتوان نماز نخواند و ايرادي هم ندارد و اگر کارهاي ديگري را انجام نداديم خدا هم کاري ندارد.
بين قاصر و مقصر فرق بسياري هست.

26:

بسمه تعالي شانه
بي دقتي نکن دوست من،ما نفرموديم روزه شرعا "باطل" هست(همانطور که اگر آب نخوريد باطل ميشود)اگر نماز خوانده نشود،بلکه فرموده شده روزه بي نماز فاقد ارزش هست.
آقاي متاليکا صحبت از قبول بودن روزه(تحمل سختي)در درگاه خدا بدون نماز مطالعهکردند و من هم همين را رد کردم.مراجع هم همين نظر را دارند،اگر دوست داريد خدمت هر يک از مراجع ميتوانيد برايشاند و از ايشان سوال کنيد بي نماز اعمال قبول هست يا خير.
بدون نماز اعمال ديگر مورد قبول واقع نميشوند و مردود خواهند بود نه اينکه در اين دنيا و عالم تشريع نيز شرعا باطل باشند چنانچه نماز فرضا در فلان صورت باطل هست يا روزه و هکذا.
دقت کنيد.

27:

اشتباهه محظه
نماز از واجباته
میگن نماز ستون دین هست
پس روزه بخوای بگیری قبول نیست چون نماز نمیخونی
در مورد اون فیلمایی که فرموده شد
در همه جا فرموده شده و ذکر شده که حرام هست
رساله رو بخونی بد نیست
از خودت فتوا نده علی

28:

بسمه تعالي شانه
کتاب سياحت غرب داستان برزخ گشتن نيست مجتبي!هر چيزي هم که در اون اومده لزوما سنديت معتبر نداره.
ريا باعث حبط اجر ميشه و حتي خود ريا هم گناه داره لذا غير از اينکه ثوابي نداره گناه هم ميکنه.
تنها درباره عزاي حسيني هست که فرموده شده ظاهرا ريا گناه نداره.

29:

باز شروع کردی ضد دین تبلیغ کنی.
حاج مجبتی این یارو شانه رو که میبنم بعضی وقتها یاد آهنگ های شیطان پرستی میافتم و کلیپ 2007 Dimmu borgir رو که امثال این آقا با نام دین چه گند هایی که به مملکت ها و انسانها نزدند.

باشه بابا هرچی تو بگی درسته البته برای مخاطب های خودت که فکر نکنم زیاد هم باشند.

من به مخاطبانم از حافظ نقل میکنم:

حافظا روز عجل گر به کف آری جامی می
یک سره از کوی خرابات برندت بهشت

30:

بسمه تعالي شانه
در خصوص متاليکا که به نظرم يکدور مطالعهو دقت نوشته ايشان مطلب را معلوم ميکند.به هر حال بگذريم.

اما درباره سوال شما:
گناهاني که در دين آمده و در رساله ها نوشته شده و...دو نوع هستند،يک دسته اعمالي هستند که تصريح بالخصوص به گناه بودن اونها شده هست،مثل شراب خواري و زنا کردن و دروغ فرمودن و...
دسته ديگر اعمالي هستند که حکمشان از عمومات و اطلاقات و...برداشت ميشود،مثلا ميدانيم فلان کار را کردن گناه هست(فرض بفرماييد آزار مومن)حالا اين عمل به هر طريقي انجام پذيرد گناه بودنش سر جايش هست،ميتواند از طريق ورود به سيستم کامپيوتر او توسط هک کردن و...باشد.
اين هم آزار او اگر محسوب شود گناه خواهد بود و حکم آزار مومن را خواهد داشت.و به همين حکم حرمت آزار ديگري براي گناه بودن و حرمت اين عمل هستناد ميگردد.
موفق باشيد.

31:

چندی پیش در جمع ریاکاران بودیم که نماز میخواندند.

یکی از اونها به من فرمود "حاج علی شما نماز نمیخونی" من فرمودم نه.

فرمودم خیر شما ریا کنید بنده نظاره میکنم.
فرمود پس شما از ریا متنفر هستید.
بنده هم جواب دادم بنده اونقدر از ریا متنفرم که حتی برای خدا هم ریا نمیکنم.

از این رو نماز نمیخوانم.


32:

این دلیل نمیشه
نماز مطالعهواسه خدا ریا حساب نمیشه
نماز یکی از واجابته
واسه ریپ قبلیتون هم صفحه قبل جواب دادم حاجی
شما از کجا میددانید که اونها ریا کار بودن ؟
اگر کسی به کسی بخواهد امر به معروف کند او را ریاکار حساب میکنید؟

33:

بسم الله الرحمن الرحيم

اصحاب اليمين في جنات يتسائلون عن المجرمين ما سلککم في سقر قالوا لم نک من المصلين...(مدثر،40-43)

اصحاب يمين در باغهاي بهشت از مجرمين سوال مينمايند که چه چيزي شما را به دوزخ وارد ساخت؟ميگايشانند ما از نمازگزاران نبوديم.


مشکل شما اين هست که هنوز نميدانيد نماز ميتواند ريايي باشد و ميتواند نباشد.و خود نماز مطالعهواجب و وظيفه هست،نه ريا که کسي بتواند بگايشاند حتي براي خدا هم ريا نميکنم،ازين رو نماز نميخوانم!!

34:

بسمه تعالي شانه
دسته اول که عرض کردم تماما در روايات اومدند و در کتب روايي در ابواب مختلفي نام برده شدند.دسته دوم هم کار روايات نيست و حکمش در روايات اومده و ممکنه در هر وقتي حالت خاصي داشته باشه و عمل جديدي پديد بياد که اون حکم رو داره.
درباره علي آقا هم ايشون از همون ابتدا مشکلدار بودند،براي همين منم سر به سرشون نميزارم،ميزارم راحت باشن!
شب شما هم خوش

35:

مشکل شما هم این هست که هنوز تفاوت طنازی را از مسئله جدی تشخیص نمیدهید.

بنده مگر فرمودم نماز بد هست یا واجب نیست.
بنده عرض کردم اینطور نیست که اگر کسی نماز نخواند حتما جهنمی باشد.
همانطور که هیچ گاه باور نمیکنم کسی که یک بار در یک هیات محرم شرکت کرده باشد اهل بهشت شده باشد.


به قول پیر خرابات:

تو برای وصل کردن آمدی
نی برای فصل کردن آمدی

(این پست هایی که شما میزنی در مورد اسلام خطاب به دیگران بیشتر بوی فصل کردن میدهد تا وصل کردن)

36:

دوست عزیز قراون یک کتاب کامل و جامع هست برخی مطالبش را کسانی که در این راه تحصیل مینمايند برای ما باز مینمايند میشه تفسیر ولی اینطور نیست که با مطالعهقراون فقط حس کنیم که داریم داستان میخونیم
در قلب این داستانها شما ببینید چقدر نصایح و منعیات را متوجه میشید
یا مثلا سوره نساء چند حکم کلی را مطرح می کند
اگر تنها اشخصای که زبان قراونی میدانستند مطالب قراون را متوجه میشدند که نمیشد کتاب هدایت گر برای همه

37:

درسته تمام مواد را نمیتونیم از قراون هستناد کنیم واسه اینکه علم قراونی را نداریم بخاطر همین هست از مجتهد هستفاده میکنیم
شما مثلا یک علم را در نظر بگیرید برای شناخت بهتر و دقیق تر احتیاج داریم به کسی که در این خصوص زحمت کشیده باشد خودمون میتونیم با ورق زدن یک کتاب فیزیک به یک سری مسائل پی ببریم اما برای حل مسائل پیچیده به یک معلم یا هستاد احتیاج داریم
حالا اینکه بخواهیم علم تمام مدرسان را بر پايه اینکه بشر هستند و علمشان ناقص هست را رد کنیم پس هسچ وقت مسائل برامون باز نمیشن
مسائل دینی هم همین هست ما که خودمون نمیتونیم هستخراج کنیم علم تفسیر هم که نمیدونیم پس باید به تفاسیر و رسالاتی که به عقل نزدیک هست هستناد کنیم
اگر این تاپیک هم هست به اسن جهت هست که شاید خیلی از ماها مسائلی برامون پیش میاد و دیگران با هستناد به آیات و یا رسالات سعی مینمايند اونرا حل نمايند

38:

ببخشید من باز هم جواب میدهم یکسری گناهان هست که بهشون گناه صغیره میگن خوب مجازات اینها در مقابل گناهان کبیره کمتر هست اما مداومت در اونها در حدی که اونها برای اموری عادی بکنه باعث میشه که تبدیل به گناه کبیره بشن
خوب توی رساله ها تفاسیر توضیح نمیدهند که فلان موقع دروغ بگین یا حسادت کنید از نظر شرعی یک گناه کوچولو بحساب میاد چون اگر این را بگن ما با ترازوی محک خودمون که همیشه هم همه چیز را به نفع خودمون تغیر میدهیم این روال را ادامه میدهیم

39:

دوستان خواهش میکنم جو تاپیک را متشنج نکنید بگذارید روال خودش را طی کنه
متشکرم

40:

خوب برخی از دوستان که در مورد رساله های عملیه ی علما و روحانیون برجسته ی حال حاضر اسلام دچار شبهه هایی شده اند اگر تنبلی نمی نمايند و سواد و هزینه ی تحقیق را دارند برای یقین پیدا کردن می توانند به کتاب اصول کافی مراجعه نمایند .

شیخ کلینی در اصول کافی، در هشت عنوان (فصل) به تبیین اصول اعتقادیشیعه و برخی مطالب دیگر که با مسائل اعتقادی ارتباط دارد، پرداخته‌است.

عناوین این کتاب عبارتند از:

  • العقل و الجهل
  • فضل العلم
  • التوحید
  • الحجة
  • الایمان و الکفر
  • الدعاء
  • فضل القراون
  • العشرة
کتاب الکافی یکی از مهم‏ترین و معتبرترین کتب حدیثی شیعه اثر شیخ کلینیدرگذشتهٔ ۳۲۹ هست.

وی در مدت ۲۰ سال این کتاب را گردآوری کرده‌است.

موضوع این کتاب
حدیث هست که در سه بخش می‌باشد
  • اصول، شامل روایات اعتقادی
  • فروع، حاوی روایات فقهی
  • روضه، شامل احادیث متفرقه
اصول کافی مجموعه‌ای از احادیث شیعه امامیه و یکی از کتب اربعه هست، شیخ کلینی این اثر را با انتخاب شانزده‌ هزار حدیث از میان هزاران نسخه در ظرف مدت بیست سال جمع‌آْوری کرد تا جوابگوی مسائل اعتقادی و بیانگر همه احکام شرعی باشد، در کتاب فوق از مباحث عقل و جهل، خداشناسی، امامت و نبوت، احترام به پدر و مادر و دهها مسئله دیگر سخن به میان آمده هست .


چکیده ای از زندگینامه شیخ کلینی :

در يكـي از روزهاي زيباي خدا، در قريه‌اي از توابع "ري"، خانه‌ي يعقوب كليني به نور تولد نوزادي پاك، روشن شد.

نوزادي كه بعدها او را "شيخ كليني" ناميدند.
پدرش به خاطر ارادتي كه به رسول گرامي اسلام، حضرت محمد(صلي الله عليه وآله) داشت، او را محمد ناميد و از اون پس محمدابن يعقوب كليني، در خانه‌اي كه معنايشانت در اون موج مي‌زد، تحت تربيت برنامه گرفت.
پدر او فاضلي عالم و زاهدي متقي بود كه در قريه‌ي كلين همه او را به ايمان و ديانت مي‌شناختند.

مادرش نيز عالمه‌اي مطهره، از خانداني رباني و دانشمنداني بزرگ بود.
در اين خاندان پاك، اون‌چنان نور معنايشانت و تقوا تلالؤ داشت كه امت ري به سبب علم و كمالات سرشار، اون‌ها را "علّان" (يعني كسي كه علم و فضيلتش آشكار هست) لقب داده بودند.
زير سايه‌ي تربيت‌هاي عالمانه‌ي چنين پدر و مادري كه هر دو بندگان مؤمن خدا بودند، محمد ابن يعقوب كليني از كودكي با معنايشانات مأنوس گشت و پاك و مطهر تربيت شد، لذا علاقه‌ي زيادي به كسب علوم اهل بيت از خود نشان مي‌داد.
ايشان تحصيلات اوليه را نزد پدرش گذراند و سپس براي كسب علوم بيشتر، نزد بزرگترين عالم اون‌وقت در شهر خود شاگردي كرد.

اين عالم وارسـته، "اسـتاد شهيد"، "علي بن محمدبن ابراهيم ابان"، دايي شيخ كليني(رحمةالله عليه) بود.
‌"‌ابراهيم ابان"، يكي از علماي بزرگ خاندان "علاني" بود، كه تمام مـردم اون ديار احكام و مسائل شرعي خود را از او مي‌پرسيدند، عالمي وارسته و فقيهي بي‌نظير، كه در علم و معنايشانات زبان‌زد خاص و عام بود و اون‌چنان در دفاع از حريم دين تلاش و ايستادگي كرد كه دشمنان دين ستيز نتوانستند وجودش را تحمل كنند و او را به شهادت رساندند.
آري يكي از توفيقات بزرگ شيخ كليني(رحمةالله عليه) اين بود كه اولين هستاد اخلاق او چنين عالم با فضيلتي بود و تربيت‌هاي همين مرد خدا بود كه از كليني در همان ايام جواني، فقيهي حديث شناس و اهل معنا ساخت.
مـحـمـدابـن يعقوب پس از كسب فيض از محضر دايي بزرگوارش تصميم گرفت تا موطن خود را به قصد ري ترك كند، تا در اون‌جا بتواند از محضر ديگر علما و انديشمندان نيز بهره ببرد و با معارف خاندان عصمت و طهارت(عليهم‌السلام) بيش از پيش آشنا شود.
هرچند اون وقت ري، شهري بود كه اكثر امتش سني مذهب بودند، ولي علماي بزرگي در اون شهر زندگي مي‌كردند كه شيخ كليني توانست در مدت اقامتش در ري، از وجود اون‌ها هستفاده‌هاي فراواني ببرد.
او نزد اين اساتيد بزرگوار، روح خود را تحت تربيت برنامه داد و با هستفاده از معارف اهل بيت، پله‌هاي كمالات روحي را يكي پس از ديگري طي مي‌كرد، و از طرف ديگر، چون جهل را بزرگترين دشمن انسان مي‌دانست، از محضر اساتيدش كه همگي حديث شناس و فقهايي نامدار بودند، علم فقه و حديث شناسي را به طور اكمل فرا گرفت، به طوري كه سپس گذشت چند سال، "محمدابن يعقوب"، خود يكي از علماي بزرگ ري شد.
عالمي فقيه و زاهدي خداشناس كه مظهر صفات نيك بود و هر دو فرقه براي فتوا گرفتن به ايشان رجوع مي‌كردند.
هرچند كليني تا اون وقت از موفقيت‌هاي چشم‌گيري برخوردار شده بود و از جهت علمي و معنايشان خود را به سطحي عالي رسانده بود، اما همواره دغدغه‌اي بزرگ ذهن او را مي‌آزرد، غصه‌اي كه هميشه با او بود و هيچ‌گاه از فكرش بيرون نمي‌رفت.
براي اين‌كه بدانيم اين عالم بزرگ چه دغدغه‌اي داشته بهتر هست با موقعيت عصر و وقت او بهتر آشنا شايشانم.
‌عصر كليني
عـصـر كلـيني را مي‌توان عصر بروز و خودنمايي فرقه‌هاي مختلف ناميد.در اون‌وقت فرقه‌هاي مختلف از شافعي و حنبلي و حنفي گرفته تا اسماعيليه ‌ و دهريين و پيامبرهاي ساختگي و صاحبان مكاتب كفر و شـرك، هـمـگـي بـه طـرز عـجـيبي، در بلاد مختلف اسلامي به تبليغ مي‌پرداختند
به بيان ديگر مي‌توان عصر كليني را "عصر حديث" هم ناميد.

چون در اون زمـان هـر يك از گـروه‌هـا بـا فـرستادن افراد مختلف به بلاد و سرزمين‌هاي اسلامي سعي مي‌كردند هر طور كه شده، احاديثي هرچند مـجـهول و ساختگي براي حقانيت طريقت خود جمع‌آوري كنند، تا با دلايلـي مـحـكم، امت را به سايشان خود بخوانند.

لذا در اون‌وقت تلاش فوق‌العاده‌اي بين امت، براي جمع آوري حديث وجود داشت، به طوري كـه هـر شـش كـتاب مـرجع اهل سنت (صحاح ستّه) در همين عصر جمع‌آوري و به رشته‌ي تحرير درآمد و سعي مي‌كردند تا امت را با عقايد ضاله و انحرافي خود همراه نمايند.
بـا توجه به اين‌كه ري در اون‌وقت يكي از مهم‌ترين شهرهاي بلاد اسـلامي بود، سران فرقه‌ها بر اين گمان بودند كه اگر ري را در دست بگيرند، ديگر كار بر اون‌ها سهل شده و به راحتي مي‌توانند امتان ديگر بلاد را هم با خود همراه سازند؛ از اين رو در عصري كه شيخ كليني در ري تحصيل مي‌كرد، فرق مختلف هم در جهت تبليغات و هم در تلاش براي تصرف ري، رقابت عجيبي با هم داشتند.
منشأ جهالت و بدبختي بشر از كجاست؟
تقارن وقتي مرحوم كليني(رحمةالله عليه) با غيبت صغري، سبب شده بود تا او شاهد همه‌ي اين جريانات باشد.

‌ ‌
اون عالم بزرگوار به چشم خود مي‌ديد كه چگونه هواپرستان مشرك، از جهل امت و نبود امام معصوم، سوء هستفاده كرده و ايمان و اعتقاد اون‌ها را به تاراج مي‌برند و اين همان دغدغه‌ي كليني بود.
او غصه‌ي امت را مي‌خورد و نمي‌توانست اين وضع را ببيند و كاري نكند و مدام به اين مي‌انديشيد كه اكنون قضاي الهي بر اين برنامه گرفته كه امام معصوم در بين امت نباشد، بايد كاري كرد كه شياطين، اصل دين و معارف و حقايق نبايشان را از ريشه نسوزانند.
بـايد كـاري كرد تا معارف حقه‌اي كه از اهل بيت(عليهم‌السلام) به ما رسيده، بين امت پخش شود، تا اون‌ها با هستفاده از علوم خاندان عصمت، حقايق را بفهمند و خود را در برابر حملات عقايد انحرافي ايمن كنند.
مرحوم كليني معتقد بود علت اين‌كه اين‌طور عقايد انحرافي و شرك آلـود در بـين مـردم رخـنـه كـرده، فـقـط و فـقـط دوري از كـلام اهـل بيت(عليهم‌السلام) هست.

او مي‌فرمود، اگر امت، خداشناسي را از مكتب قـراون و كلام اهـل بيت(عليهم‌السلام) بياموزند، ايمانشان از كوه‌ها هم هستوارتر خواهد بود.

ولي تا وقتي كه براي فهم حقايق دين به در خانه‌ي غير معصوم(عليه‌السلام) مي‌روند، ايمان مستقري نخواهند داشت؛ و در دام عقايد كفر آميز و انحرافي گرفتار خواهند شد.
نهضت علمي و كتابخواني
مشكل اصلي اين بود كه اون وقت، از اون‌همه فرمايشات گهربار اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم‌السلام)، جز يكي دو كتاب كوچك، چيز ديگري در دست نبود.

‌ همين موضوع سبب شد، تا شيخ كليني(رحمةالله عليه)، اون عالم وارسته، با توجه به احساس مسئوليتي كه نسبت به حفظ دين امت مي‌كرد، تصميم به جمع‌آوري احاديث و معارف اهل بيت بگيرد، تا امت با اسـتعانت به فرمايشات معصومين(عليهم‌السلام) راه نجات را بيابند و از انحرافات نجات پيدا كنند.

از اين‌رو، شيخ كمر همت بست تا با سفر به بلاد و شهرهاي مختلف اسلامي، اين گنج‌هاي نهفته در ذهن راايشانان حديث را در يك‌جا جمع كند، تا امت دنيا براي هميشه بتوانند با هستفاده از معارف اهل بيت(عليهم‌السلام) راه حقيقت را بيابند و از گمراهي مصون بمانند.

اولين مقصد سفر شيخ، شهر مقدس قم بود.


حاكم شهر در اون وقت احمد نامي بود كه خود از علما و دانشمندان شيعه بود.

مردي متقي كه در علم حديث هم هستاد بود و اون‌چنان به حفظ مـعـارف خـاندان عصمت و طهارت(عليهم‌السلام) اهميت مي‌داد كه اگر مي‌شنيد كسي در شهر حديثي غلوآميز به زبان آورده و يا حديثي در تضعيف خاندان عصمت(عليهم‌السلام) بيان كرده، او را از شهر تبعيد مي‌كرد.


علاوه بر حاكميت شيعه، كه امتيازي بزرگ در اين شهر بود، حضور در جمـع مـردم قـم كـه اكثـراً احـاديث بسياري از اهل بيت(عليهم‌السلام) مي‌دانستند، براي شيخ بسيار مفيد بود، چون با ثبت و نوشتن اون احاديث به هدفش (جمع‌‌آوري احاديث) نزديك مي‌شد.
البته علاوه بر اين‌ها قم در اون‌وقت يك امتياز خاص هم داشت و اون هم حضور جمعي از علما و دانشمنداني بود كه از صحابه و شاگردان امام عسكري(عليه‌السلام) بودند، كه از جمله‌‌اون‌ها می‌توان "احمد بن ادريس قمي" و "عبدالله بن جعفر حميري" را نام برد.
اين علماي وارسته همگي تربيت شده‌ي مكتب خاندان عصمت و طهارت(عليهم‌السلام) و حديث شناساني بودند كه به خاطر معاصر بودن با امامان معصوم(عليهم‌السلام)، بي واسطه از امام معصوم(عليه‌السلام) نقل حديث مي‌كردند.
شيخ كليني(رحمةالله عليه) در مدت اقامتش در قم نزد اين بزرگواران زانايشان شاگردي به زمين زد تا با هستفاده از علوم و معارف اون اساتيد، هم عطش خود را براي دانستن معارف خاندان عصمت و طهارت(عليهم‌السلام) سيراب كند و بر كمالاتش بيافزايد، و هم با ثبت و ضبط اون احاديث از قول صحـابـه‌ي امـام عسكـري(عليه‌السلام)، گـام مهمي در جهت گردآوري احاديث و روايات خاندان عصمت و طهارت(عليهم‌السلام) بردارد.
شيخ هدف بزرگتري داشت كه براي تحقق اون مي‌بايست به ديگر بلاد اسلامي هم سفر مي‌كرد، لذا بر خلاف ميل باطني خود با شهر قم وداع كرد و عازم سرزمين عراق شد.
كوفه شهر حديث ‌مقصد بعدي شيخ شهر كوفه بود.

شهري كه ساليان سال اميرمؤمنان، علي(عليه‌السلام) در مساجد و منبرهايش حقايق و حكمت‌هاي الهي را بيان مي‌كرد و در و ديوار و كوچه و بازار شهر هر يك راايشان احاديثي هستند، كه مولاي متقيان براي امت مي‌فرمود و اون‌ها بي‌توجه از كنارش مي‌گذشتند.
وقتي كه شيخ كليني(رحمةالله عليه) وارد شهر كوفه شد، جاي جاي اين شهر مملو از امتاني بود كه احاديث و روايات فراواني از خاندان عصمت و طـهارت(عليهم‌السلام) در حافظه‌شان ثبت شده بود، چه اون‌ها كه از قول پدرانشان، از اميرمؤمنان(عليه‌السلام) نقل حديث مي‌كردند و چه اون‌ها كه در گـذر و رفـت و آمد معصومين(عليهم‌السلام) به كوفه، مستقيماً از امام معصوم حديث نقل مي‌كردند.
در كوفه‌ي اون وقت علما و دانشمندان بزرگي، مجالس نقل حديث داشتند كه در اون براي طالبان علم و جايشانندگان حقيقت، احاديث و روايات خـانـدان عـصـمت (عليهم‌السلام) را بيان مي‌كردند.

لذا حضور در كوفه فـرصت مغتنمي براي شيخ شد تا با ثبت و ضبط احاديثي كه در كوفه آموخت، مجموعه‌ي احاديث خود را غني‌تر كند.

‌ ‌
ولـي سفـرهـاي شيخ به كوفه هم ختم نشد.

او طالب علوم خاندان عصمـت(عليهم‌السلام) بـود، لـذا به شهرهاي مختلف بلاد اسلامي سفر مي‌كرد به اميد اون‌كه شايد در شهري حقيقت جديدي را درك كند و حديثي را بشنود كه تا اون وقت نشنيده هست.تحمل رنج دوري از وطن و سختي مسافرت‌هاي طولاني مدت، براي او كه جايشاناي حقيقت بود، سهل و آسان مي‌نمود.
او گوهر شناسي بود كه قدر و منزلت كلام معصوم(عليه‌السلام) را فهميده بود، لذا مثل جايشانندگان گنج، شهر، به شهر مي‌گشت و دُرّ و گوهرهاي كلام خاندان عصمت و طهارت(عليهم‌السلام) را ابتدا در صندوقچه‌ي دلش و سپس در مجموعه‌ي احاديثش، كه بعدها با عنوان كتاب "كافي" عرضه شد، ثبت و ضبط مي‌كرد.
‌"‌ثقة‌الاسلام"، شخصيتي مورد اعتماد براي اسلام
هـرچـند در عصر حاضر، القابي چون "ثقةالاسلام" (كسي كه مورد اعتماد اسلام و مسلمانان هست)، حجةالاسلام (كسي كه حجت و دليل حقانيت اسلام هست) و ...

ممكن هست جنبه‌ي تشريفاتي به خود گرفته باشد و متأسفانه كمترين لقب، كه حتي ممكن هست عده‌اي، اون را براي خود كسر شأن بدانند، "ثقةالاسلام"، هست و لقب "حجةالاسلام" لقبي مـعـمولي هست، اما اگر جنبه‌هاي تشريفاتي و غير واقعي كنار گذاشته شوند، چنانكه در گذشته چنين بود و كسي را بي‌جهت به اين القاب نسبت نمي‌دادند، به خوبي در مي‌يابيم كه لقب "ثقةالاسلام" براي مرحوم كليني كه از بزرگترين دانشمندان تاريخ شيعه هست و پس از هزار سال هنوز احاديث كتابش منبع اصلي احاديث شيعه به شمار مي‌آيد، لقبي بس بجا و شايسته هست كه بايد براي رسيدن به چنين لقبي، ده‌ها سال زحمت و رياضت تحمل نمود؛ لذا در اثر زحمات فراوان اون مرحوم، همگان از دوست و دشمن او را دوست مي‌داشتند و مورد اعتماد و وثوق همه‌ي فرق اسـلامـي بـود و بـر سـخنش هستناد مي‌كردند؛ و به شايستگي به او "ثقةالاسلام كليني" مي‌فرمودند.
در عين حال نبايد از خاطر دور داشت كه گروه‌هاي منحرف هم، ترس عجيبي از شيخ داشتند، چون شيخ به هر شهري كه مي‌رسيد به افشاگري در مورد مسلك‌هاي انحرافي مي‌پرداخت؛ به خصوص اون‌جا كه شيخ ديد فرقه‌ي قرامطه (از شاخه‌ي اسماعيليه) كه عقايد شرك آلودي را ترايشانج مي‌كردند، به پيشرفت‌هاي قابل توجهي دست يافته هست، دست به قلم برد و با نوشتن كتابي با عنوان »الردُّ علي القرامطه« امت را با انحرافات عقيدتي اين فرقه آشنا كرد.
ابن حجر (از علماي متعصب اهل سنت): «ابوجعفر محمدبن يعقوب كلينـي از رؤسـاي دانشمندان شيعه هست كه در وقت مقتدر (خليفه‌ي عباسي) مي‌زيسته هست».
التبصير

‌ابن اثير (از علماي اهل سنت): «محمدبن يعقوب، پيشواي مذهب اهل بيت، دانشمندي بزرگ مي‌باشد، ايشان نزد شيعه، فاضلي مشهور هست كه از تجديد كنندگان مذهب به شمار مي‌رود».

جامع الاصول

41:

همانا قراون کتابیست بی شک برای هدایت پرهیزکاران.



در قراون هم ندای هدایت فقط به پرهیزکاران داده شده هست.


42:


حاج علی اشتب کردی...
این آیه کجای قراونه داداش؟

43:


آقاي علي متاليكا درست ميگن :

آيه ي 26 سوره بقره :

" ان الله لا يستحي ان يضرب مثلا ما بعوضه فما فوقها فاما الذين ءامنو فيعلمون انه الحق من ربهم و اماالذين كفروا فيقولون ماذا اراد الله بهذا مثلا يضل به كثيرا" و يهدي به كثيرا و ما يضل به الا الفسقين "

بدرستي كه خدا را شرم و ملاحظه نيست در اينكه مثل زند به پشه و بزرگتر از اون ( كه مگس و عنكبوت هست ) پس هر مثل كه آرد اونهايي كه بخدا ايمان آورده اند ميدانند كه اون حق هست و از جانب پروردگارشان و اما اون كساني كه كافر شدند مي گايشانند چه مقصود خداست از اين مثل ( بلي ) گمراه مي كند به اون مثل بسياري را و هدايت مي كند بسياري را و گمراه نمي كند به اون مگر فاسقان را...

معنا آيه كاملا واضح بود !


مولايشان مي فرمايد :


زانكه از قراون بسي گمره شدند .

.

.

.

.

.

.

.

.

زين رسَن قومي درون چَه شدند

مر رسن را نيست جرمي اي عنود .

.

.

.

.

.

.

.

.

.

چون تو را سوداي سر بالا نبود !

44:

قراون كتابي هست براي هدايت پرهيز كاران ، و براي اونها كه اهل تفكر اند !

45:

از نظر بنده درسته که نماز و روزه جزء واجباتی هستند که در دوزخ به ترتیب سوال می شوند اما فکر نمیکنم عمل نکردن به یکی از اونها به برپایی دیگری خدشه وارد کند !

منظور این هست کسی که نماز نمی خواند ولی روزه می گیرد در اصل واجبی را رها و ترک کرده و در عوض واجب دیگری را انجام می دهد !

خوب نمطالعهنماز جزای خود را دارد و گرفتن روزه هم ثواب خود را !

46:

خب ظاهرا علمای عظام هنوز بر سر این موضوع اختلاف دارند!
راستی این قضیه میتونه چند حالت و نتیجه داشته باشه.
یکی فرضا یک روز شیطون گولش میزنه و نماز نمیخونه، حالا هرچی بهرحال فکر میکنه قصور در بجا آوردن نماز از جانب خودش بوده، حالا میخواد بدونه اون روزه ای که اون روز (یا همین روز!) داشته باطل شده یا نه.

ضمنا میدونید که باطل شدن روزه هم بر دو نوع هست؛ یکی غیرعمدی هست که جبرانش معادل یک روز روزه هست و یکی عمدی هست که جبرانش معادل ۶۰ روز.

از نظر شرعی! پس باید در باطل شدن (اگر نخوندن نماز باعث ابطال روزه هم شده) هم مشخص کرد که این نوع ابطال دقیقا از کدوم نوع هست.

مورد دیگه کسی هست که بطور کلی نماز نمیخونه یا نمیخواد بخونه.
اگر بگیم اونوقت روزه هم قبول نیست، دیگه کسانی که نماز نمیخونن روزه هم نمیگیرن! پس این میشه نتیجش!
و البته شاید بعضی ها هم که بطور معمول نماز نمیخونن حداقل در هنگام روزه داری نمازشون رو بخونن.

شاید حتی نمازهای خارج از فاصلهء اذان صبح و مغرب.

بستگی به این داره که آیا این نمازها هم در صحت روزه (بیشتر از نظر شرعی و نه از نظر کیفی) تاثیر دارن یا خیر.
اما آیا کسی که نماز نمیخونه، واقعا اصرار داره که روزه بگیره؟ و به این خاطر میاد نماز بخونه؟
نمیدونم شاید بعضی افراد باشن.

بنظرم هستن.

کم هم نیستن.

اما بعضی ممکنه در عین روزه گرفتن نماز نخوننا!!
اگر به اونها بگید که بدون نماز روزشون باطله، احتمالا دیگه روزه هم نمیگیرن.
پس یک حالت دیگه شد نماز مطالعهموقتی بخاطر قبولی روزه! اما اینهم بهرحال یک تناقض هست و باید دید سرانجامش به کجا میکشه.
شاید در طولانی مدت طرف یا نمازخون میشه و یا بطور کلی دیگه روزه هم نمیگیره.
ولی اگر روزه بدون نماز از نظر شرعی قبول باشه بعید نمیدونم عده ای روزه رو بگیرن.
چون بهرحال روز از جهاتی با نماز فرق داره و شرایط خودش رو داره.
گرچه اینهم بحث خودش رو داره که آیا این تناقضی به بزرگی تناقض قبلی هست و یا اصلا لزوما تناقضه؟ (تناقض از این جهت که به یکی از واجبات شرع عمل میکنه و به دیگری خیر) و اینکه درصورت تناقض بودن سرانجامش به کجا ختم میشه.
روزه یک ماه هست.

جبرانش ۶۰ برابر ذکر شده.

ثوابش میگن خیلی زیاده.

یه حال و هوای دیگه ای داره!! (حداقل از بعضی جهات).

وقت و حوصله و تمرکز خاصی نمیخواد (برخلاف نماز).
گرچه در مقابل گرسنگی و تشنگی و خستگی بیشتری نسبت به نماز میتونه داشته باشه.
اما همیشه و درمورد همهء افراد هم اینطور نیست و بستگی به فرد و شرایطش و همچنین شرایط محیطی و فصل روزه داره.
مزایا و برکات زیادی به ماه رمضان و روزه داران نسبت داده شده که باعث میشه عده ای برای بجا آوردنش مشتاق باشن؛ گرچه در ایام دیگه حتی واجبی مثل نماز رو بجا نیارن.

این داستان ادامه دارد...
راستی آیات عظام لطفا بیان بالاخره این معما رو جواب بدن.
البته منظورم پرت و پلا فرمودن و پاک کردن صورت مسئله نیست! یک جواب عقل پسند و کامل و دقیق.


47:

سام به روزه داران
من نه عالمم و نه کاتبم
خدای ما آدما خیلی مهربونه
هر چی ازش بخوایموبه مامیده
وحالا اون ازماچند تاچیز خواسته
اولیش نماز....و دومیش زکات

و...

روزه

(روزه یعنی مبارزه ی کامل وهمه جانبه یه مسلمون با نفسو شیطان درون خودش)
=-=-=-=-=-=-=-=-=-
حالااون که این همه به ما محبت داره ،چرا؟
چرا مانبایدبه وظیفمون (مخصوصا هنگام گرفتن روزه) درست عمل کنیم

وقتی معشوقتون ازتون میخواد که ازسر تجریش تا آخر ولیعصر باهاش قدم بزنید...مطمئنم که رد نمیکنید
آیا وقت وارزش معشوق اصلی با معشوق زمینی قابل مقایسه هست؟


پس باید و ظیفه کامل وبدون نقس باشه

48:

اگر مشکلی نباشه و حالم خوب باشه نماز میخونم.
اما وقتی روحیم خراب باشه نمیتونم.
انسان خیلی ضعیفه و زود از پا درمیاد.
حداقل بعضی ها اینطور هستن.
هرکسی یک نقطهء ضعفی داره.
گاهی کاملا از انرژی تخلیه میشم.

حتی حرف هم نمیتونم بزنم، چه برسه به نمازی در حالت بی تمرکزی و صرفا بصورت تکرار کلمات طوطی وار و یکسری حرکات!
اگر در حالت خشم باشم و این مشکل روحیه وارد فاز عصبانیت هم شده باشه ممکنه سرنماز فحش هم بدم!

ضمنا گاهی بخشهای دیگر زندگی با این بخشها به تناقض میخورن و این خودش یکی از دلایل مهم یاس و احساس حماقت و بیهودگی از اینطور کارها مثل نماز هست.
منظورم وقتی هست که وظایف و واجبات دیگری رو نمیتونی انجام بدی و مدام دچار شکست میشی.
مثلا گناهان کبیره میکنی، ولی از اونور نماز میخونی.

و هرچی استقامت میکنی این وضعیت عوض هم نمیشه و از این تناقض درنمیای.

نظام دینی متعارف فعلی و نصایحی هم که ما در این زمینه داریم نه تنها امیدبخش و انگیزه دهنده نیستن، بلکه با مطلق گرایی و درنظر نگرفتن نسبیت و واقعیت های آدمی و زندگیش، و با خشونت و تهدید مفرط و بی فایده، بصورت معکوس عمل میکنن و آدم میگه خیله خب پس یک لگد بزنیم به همش.
البته من اتکایی به این نظامها و تفکرات و نصایح ندارم و بنابراین اینکار رو تنها به این دلیل نمیکنم.

همین قضیه که مطرح شد میتونه باعث بشه خیلی ها انگیزهء بیشتری پیدا کنن و روزه بگیرن و شاید بعدا نماز هم بخونن.
اما حالا با تهدید و ارعاب و اینکه مثل بعضی بگیم روزهء بدون نماز بدردی نمیخوره و قبول نیست چه کار مثبتی انجام میشه؟
اونی که نماز نمیخونه قبلا هم این حرفها رو شنیده و اثر مثبتی روش نداره.

بنظر میرسه مومنین ما اغلب احمق هستن! چون چیزهای به این سادگی رو نمیفهمن.
شاید هم قصدشون فقط خودنمایی و فضل فروشی یا تخلیهء احساسات منفی خودشونه و نه کمک به دیگران و گسترش ایمان.

گرچه بصورت ناخودآگاه.

ضمنا این حرفا که درمورد معشوق و اینا زدید چه تناسبی داره با آدمهای عادی؟
عارفان بزرگ تازه سپس طی اونهمه مراحل به این درجه میرسن و میتونن چنین ادعایی بکنن.

قدرت درونی میخواد و هرکس این قدرت رو داشته باشه از مراحل قبلی عبور کرده.
جایی خوندم که عشق واقعی الهی ابزاری در مراحل بالای معنوی هست برای دستیابی به درجات نهایی.

چون تنها عشق چنین قدرتی رو میتونه تامین کنه.
این حرفا درمورد آدمای عادی تناسب کافی نداره و اگر ظاهرا تاثیری هم بذاره و تایید بشه، در حد برانگیختن سطحی احساسات عادی انسانی هست، و بنابراین کار زیادی هم ازش برنمیاد؛ یا حداقل قدرت زیادی نداره و در موقع فشار از بین میره.
آدم اول باید کلی عبادت کنه و پاک باشه و همه جانبه کارش بقدر کافی درست باشه، بعد تازه میرسه به این حرفا.


49:

ماه رمضان ماه میهمانی خداست.


تمامی بندگان میهمان خدایند و خدا خود رسم میهمان نوازی می داند!!
مگر ما جای خدا نشسنیم که بخواهیم راجع به قبول بودن عمل کسی یا نبودن اون نظر بدهیم؟؟
خدای متعال خود می داند که راجع به هر بنده چه تصمیمی بگیرد.
خداوند ارحم الرحمین هست.


فکر نمی کنم درست باشد که برای خدا تکلیف تأیین کنیم.


ولی اونچه که مسلم هست مطالعهنماز از واجبات هست و ترک اون موجب گناه هست.


خدا خود می داند چه چیزی را قبول کند و چه چیزی را قبول نکند.
نا امید کردم امت از درگاه کرم خدا از گناهان کبیره هست.


50:

نماز واسه حال روحی آدم خیلی خوبه..
اینو جدی میگم مثل قرص آرام بخشه..
من خودم تجربش کردم..
اینقدر آروم میشم..

انگار یه بار سنگین از رو شونه هام برداشته میشه و به یه تکیه گاه قدرتمند تکیه میزنم و خودم رو میسپرم دستش..

اگه مشکلات روحی دارین نماز خیلی بهتون کمک می کنه...


51:



سلام
منم حرفتو قبول دارم
ولی چطوری نماز بخونیم؟

52:

با دلت..
هر جوری که دلت بیشتر به خدا نزدیکتر میشه..
اصلا خودت رو در قید و بند احکام نذار..
فقط سعی کن روحت رو پرواز بدی..
من اصلا کاری به احکام نداشتم..

حتی سر قنوتم با خدا فارسی حرف میزدم...
اما واقعا از نمازم لذت میبردم..
هدفم فقط آرامش خودم بود و نزدیکی به خدا..


53:


روح که به پرواز دربیاد ادم میمیره
اصلا چه طور رو به پرواز درمیاد

54:

روح همیشه در حال پروازه..
اما در عین اینکه تو جسمت هست جاهای دیگه هم میره که بسته به معنویت شخص داره
مثل خواب..
مگخ وقتی شما می خابی میمیری؟
اما روحت پرواز می کنه و گاهی رویای صادقه میبینی..
منظور من از پرواز اوج گرفتن احساسات و نزدیکی به خدا بود

55:


نگاه کن ابجی گلم
اگه تو جسم منه چطور جای دیگه میره؟

56:

دقت نكردي خانوم سميرا چي فرمود :
منظور از به پرواز دراومدن روح ، اوج گرفتن احساسات و نزديك شدن به خداوند هست !

57:


سلام خدا همه چیز رو میدونه
اینم فرموده که نماز بخونین
والا هیچ عملی از شما رو قبول نمیکنم

58:


سلام
ابجی سمیرا به من فرمود که
هم درچسم تو هم در جایی دیگه هست
من اینو نمیونم بفهمم

59:

سلام من نماز میخونم خدارو شکر
اگرم قبول میکردید در حدی نیستم که بتونم تو این مسائل کاری کنم.

60:

خدا رو شکر
منظورم این بود که میشه از حالا فرمود تکلیف چیه

61:

بله خب درسته

62:


پس روزه بدون نماز بیفایده هست
چون ما روزه کدوم دینو میگیریم
اگه این دینه که فرموده باید نماز بخونیم

63:

آره این صد در صد درسته ما باید به وظیفمون عمل کنیم ولی باز خدارو چه دیدی

64:


همین حرف اعصاب منو خورد میکنه
که هیچ کار انجام نمیدیم با این حرف

65:

نه عصبی نشو خدا بین بنده خوبو بد خیلی فرق میزاره اینو دیگه مطمئنیم
منم میگم شاید کسی که بی نماز روزه میگیره جایه دیگه یه کاری کرده که پیش خدا ارزش داره

66:

اری ...تنها خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد

67:

خیر .

تمام فرموده های شما فرعیات دین را شامل میشود ، اگر به فرموده شما همانطور که با نمطالعهنماز ، روزه بی اثر هست ، پس با ندادن خمس ، نماز بی اثر هست ، با جهاد نرفتن حج بی اثر هست و الی ...
ولی فرمودید که روزه کدام دین را میگیرید ؟ خب مسلم هست روزه دینی را میگیرید که بر پنج اصل توحید ، نبوت ، معاد ، امامت و عدل بنا نهاده شده هست ، و همانطور که ملاحظه میکنید در این اصول نماز وجود ندارد .

( دقت کنید روزه ایی که شما میگیرید با روزه ایی که سنی ها میگیرند تفاوت دارد زیرا بنا به اصول دین ، شما فرعیات دو دین متفاوت را به جا می آورید )

68:

از ابتدای تاریخ این آخوندها بودند که در هر دینی (حتی بت پرستی) میخواستند علاوه بر دنیا برای آخرت امت هم برنامه ریزی نمايند که التبه مشخص هست هدف اول همان حکومت بر امت بوده هست.

و بس.


69:

بله کاملا با شما موافقم ..

ولی نمازی آرام بخشه که با اخلاص باشه ....


70:


به نظر این فرع کم فرعی نیست چیزی که من شنیدم نماز ستون دینه پایه دینه
حالا به نظر شما اگه دین بدون پایه باشه وای می ایسته
یقینا خیر

71:

رمضان یعنی عرفانی بودن...

ریاضت کشیدن...

عبادت کردن...

دروغ نفرمودن...

همه ی اینها در رمضان در انسان تاثیر میزاره و رمضان واقعی رو شامل میشه.

من خودم همیشه سعی می کنم نماز بخونم ولی تنبلی نمیزاره

72:



سلام
به نظرت چرا تنبلی نمیزاره؟

73:

خوب ...

دقیق نمی دونم...

شاید چون هنوز هم نماز رو درک نکردم(با وجود سعی زیادی که می کنم)

74:

تا جايي كه من خوندم و اطلاع دارم،تا نماز كسي مورد قبول نباشه ساير اعمالش هم مورد قبول نيست!البته هر نمازي هم ميدونيم كه پذيرفته نيست!

75:



نه داداش من مشکل چیزه دیگه ایه
البته اینم هست
اما به نظر من اینه که ما خدا رو خوب نمیشناسیم
والا اگه شما با غلان رفیقت برنامه داشته باشی چی کار میکنی

76:



چرا با نماز خوندن انسان رفع تکلیف میکنه
ولی نماز واقعی رو نخونده

77:

در تفاسیر آمده که به چه کسی خطاب میکند
مثلا در سوره مریم آیات اشاره شده به حضرت مریم و عیسی چه کسی ممکن هست بگوید این منظورش مهدی یا پیامبر یا منجی دیگری باشد؟
یا در سوره هایه دیگر ؟و آیات دیگر؟حتی اگر اسمی به میان نیامده باشد ؟
انشانی که اسلام و خداو قران را قبول داشته باشد میتواند درک کند که چه کسی مخاطب هست

78:

این در قران آمده ؟
آیا شما مطمئن هستید که کلمه فقط را به میان آورده ؟
اگر فقط برای پرهیزگاران بود ما چرا باید اون را میخواندیم ؟ چرا وقت خود را برای چیزی تلف کنیم که برای ما سود و منعتی نداشته باشد و نتواند ما را هدایت کند؟

79:

به قول مادربزرگم :"روزه ی بی نماز ,آبگوشت بی پیاز"

واقعا فرهنگ ما سرشار از ضرب المثلهای مفید و پند ده هستند.

آفرین به مادربزرگم با این ضرب المثلش

من کلی میخندم به این اصطلاحات این پیر زنا

80:

هر چیزی جایه خود را دارد
نماز مطالعهو روزه گرفتن هردو باه م آمده هست
یعنی نماز مطالعهیکی از واجباتی هست ه به هیچ وجه نباید ترک شود
در شب اول قبر یکی از سوالات نکیر و منکر نماز مطالعهانسان هست
قران میگوید نماز ستون دین هست
این یعنی چه ؟
یک خیمه آیا میتواند بدون ستون بایستد؟
آیا میتوان زیر اون برنامه گرفت؟
خیر
چون نیازمند یک ستون هست
نماز هم چنین هست
نماز ستون هست و روزه و اخلاق و خمس و زکات و غیر خیمه اون میباشد


به این حرف اصلا اعتقادی ندارم که میگویند هر چیز جایه خود
انسان نماز میخواند گناه انجام میدهد
نماز میخواند حجاب را رعایت نمیکند
نماز میخواند روزه نمیگیرد
نماز میخواند فحشا انجام میدهد
نماز میخواند و یا بدترین کارها را انجام میدهد
نماز میخواند و خودکشی میکند
آیا قتل نفس گناه کبیره نیست؟
آیا در این صورت جایز هست بگوییم هر گناهی جایه خود دارد من که نماز را خواننده ام پس خدا مرا وارد بهشت میکند و یا بلعکس این امثال ؟

و اینکه میگویید روزه گرفتن ثواب دارد
چه کسی فرموده روزه ثواب هست؟
روزه واجب هست و از واجبات
صواب با واجبات خیلی فرق دارد
انسان در اصول ثوابی مختار هست ولی در جبر و اجبار مختار نیست


در اینجا حرفتان تناقض دارد
یک بار روزه را واجب میدانید یک بار مستهبی؟

81:

کسی که حق الله را به جا آورد مطمئنا حق اناس را نیز به جا میآورد

82:

منظورتان از چگونه نماز مطالعهچیست؟

83:

ببینید دوست عزیز
اگر شما عاشق باشید و معشقوتان نزدتان باشد
اگر در اوج احساس باشید و از صمیم قلب همدیگر را دوست داشته باشید در اون لحظه هیچ کس نمیتواند شمارا درک کند و روحتان در این دنیا نیست
گاهی اوقات شما را صدا میزننند و شما متوجه نمیشوید .

چرا؟ چون روحتان در این دنیا نیست

منظور از پرواز روح بدین معنیست نه اینکه روح کامل از جسم خارج شود

84:



سلام
خسته نباشید
من مطالب شما رو خوندم
خیلی خوب بود
به هر حال پرواز روح با این چیزی که شما میگید تفاوت داره
برداشت من از حرفهای شما اینه که شما روح رو با عالم قکر وخیال قاطی کردی
در مورد معشوق باید بگم که اونجا فکرم به اونه
نه اینکه روحم به پرواز دربیاد
یعنی همین تصوری رو که شما ارائه دادید من میتونم در مورد خدا داشته باشم
یعنی در نماز صحبت نکنم
به فکر خدا باشم
پس یه چیزه دیگه هست
به هر حال ممنون

85:

مرسی دوست عزیز

ولی کسی که نماز میخواند هیچ وقت روحش به پرواز در نمیاید
من مثال معشوقه را زدم
خدا نیز یک معشوقیست برای ما
خب اگر روح به پرواز درآید که برابر مرگ هست
این طور فکر نمیکنید؟

86:


سلام
اگه ناراحت نمیشی ابجی لویا
اخه ما اینجا همدیگرو اینطور صدا میزنیم
به نظر من کسی که نماز میخونه خودش به پرواز در میاد
البته ما باید ببینیم که منظور از پرواز چیه
تمام بحث من این بود که دنبال همین بودم
خدا معشوقه ما نیست خدا عشق هست برای ما
به هر حال ممنون که وارد تالار مذهب میشی و از دین دفاع میکنی

87:

راحت باشید دوست عزیز
اختیار دارید
میدانم چه میگویید
منم میگویم پرواز
ولی منظور از این پرواز پرواز جسمی نمیباشد
همانطور که قبلا عرض کردم پرواز روحی میباشد که بحث ها را به ااون اندازه که باید شد مطرح شد
خدا هم عشق هست هم معشوقه
برای ما معشوقه حساب میشود و ما معشوقه خدا
و خدا عاشق ماست و ما هم عاشق خداییم
پس متقابلا ما هم عاشقیم هم معشوقه

88:

فرمایشات شما درست هست و من کاملا با اون ها موافقم
در این صورت این حق الله و حق ناس به حساب نمیآید
اینها ریا محسوب میشود
که دریگر اینها حسابشان با خداست و بس
در مورد آخوندها چرا اینگونه میفرمایید؟مگر اونها چیری فرموده اند؟
دوست دارم در این مورد مطالبی را عرضه کنین که ما نیز بدان واقف شویم چون من منظورتان را از آخوندها نفهمیدم
سران مملکت این کارها را انجام میدهند چون امت را خر فرض کرده اند( ببخشید ) چون همه چشمهایشان را بسته اند و میگویند فلانی را بنگیرد چقدر خدادوست هست بدون اینکه به عمق فاجه پی ببرند و چشمهایشان را باز کند و ببینند اینها همش ریایی بیش نیست

89:

آخوندها كه ميگن بدون نماز هيچ كاري مقبول درگاه احديت نيس .
الله اعلم .


90:

نفرمودن قبول نيست فرمودن مهر تاييد اعمال هست

91:

از وقتي يادمه در گوشمون خوندن نماز نخوني ميندازنت جهنم و ال و بل .


92:

به من كه اين طوري نفرمودن و نشنيدم هم ولي كلا هر كدوم از واجبات رو انجام ندي قطعا اين طوري نيست كه به خاطر انجام ندادنشون ببرنت بهشت!
اما مي فرمودن كه نماز كليد بهشت هست و تاييد كارها و ستون دين.
مبلغ ديني تون خيلي كارش درست بوده!

93:


منم دنبال جواب این سوالم آخه یعنی چی که میگن اگه کسی نمیتونه روزه بگیره اگه جلوی روزه دار چیزی بخوره گناه کرده به نظر من اون روزه دار اگه هوس کنه گناه کرده اینجوری آدم روزه نگیره بهتره

94:

من نشنيدم كه اگه كسي با بي توجهي جلايشان روزه دار غذا بخوره گناه كرده!
اما اين كار از نظر اخلاقي درست نيست.
ولي اگه مرش داشته باشه از عمد بره جلوش بخوره قطعا گناه داره ولي آدم به حال اين افراد مي خنده چون خيلي كم دارن و علاوه بر اون فكر مي كنند كسي كه سي روز روزه مي گيره مياد يك روزش رو غذا بخوره!
اون روزه دار هم اتفاقا هوس مي كنه و گناه هم نيست اتفاقا ارزشش به همين هست كه هوس مي كنه و دوري مي كنه!

95:

1 - مؤدب باشد............يعني چه آخوندها .........بگو روحانيت ......
واونگهي دستورات نماز مطالعهوروزه گرفتن مال روحانيت نيست بلكه دستور خود خدا هست
2 - روزه گرفتن بدون نماز باطل هست
3 - كليد درب بهشت نماز هست وستون دين نيز نماز هست
4 - رزوه گرفتن تفنني نيست بلكه جزء ومتن دين هست ونميشود دل بخواهي هر طور كه ميل مان هست از دين چيزي برداشت كنيم وبه اون عمل كنيم وبقيه را رها سازيم
5 - دين يك مجموعه از اصول واحكام واخلاقيات بهم پيوسته ايشانك دست هست........
براي زندگي بهتر وتقرب به خدا هست

96:

حضرت علي مي فرمايد:
خدا من تو را مي پرستم نه ترس از جهنم ونه طمع به بهشت هست
بلكه خدا من...............

ديديم كه تو لياقت پرستش وعبادت داريدلذا تو را عبادت ميكنم

97:

الصلاة عمود الدين ان قبلت قبل ما سواها و ان ردت رد ما سواها

98:

خوب ما هم همينو ميگيم بايد روزدار ببينه هوس كنه و به هواي نفس خود غلبه كنه درسته ؟

99:

مي گن مصيبت آدم رو بزرگ مي كنه و جا افتاده مي كنه!
اما نه اين كه خودمون رو دستي دستي بندازيم تو چاه!
نه اين كه بيايم پدرمون رو بكشيم كه يك مصيبتي وارد بشه كه جا افتاده بشيم.
آيا كسي چنين كاري مي كنه؟
بايدي در كار نيست من همين الان بدون ديدن اونا هم تقريبا هم گرسنمه و هم تشنه ام.
بعدشم بستگي به طرف داره مثلا رو من خوب تاثير نداره اما مثلا جلو يكي كه كوچيكتر از من هست كسي چيزي بخوره خوب قطعا تاثير داره ديگه نمي شه انكارش كرد به خصوص اين كه طرف تازه خواسته باشه روزه بگيره.

100:


حرف شمه متین منم نفرمودم هوس گناهه ولی اگه این هوس همراه بشه با نگاه با حسرت و نفرین کسی که داره چیزی میخوره گناهه

101:

شما حساب کن یه نقر رو تو یه چهار دیواری حفاظت میکن و دست رسی به هیچی چیزی که سبب گناه بشه نداره

ویکی رو با همون سن و سال توی یکی از کشور های اروپایی ازادانه با هرگونه امکانات که خودش بخواد

این دونفر هیچ کدام عمل گناهی انجام نمیدن به نظر شما کدام یک تونسته بر هوای نفس غلبه کنه ؟کدام یک پاک تر هست ؟

باید هوسی باشه که بهش غلبه کنی نه اینکه با دشمن فرضی بجنگی و هی مانور بدی :دی

102:

به هر حال بنده حرفم را زدم.
قراون عوامانه نیست و عوام نمیتوانند از اون معنی خاصی را برداشت نمايند.

مخصوصا معنی های تحتطلفظی.
برای همین هست که برخی از علما برای ترجمه یک آیه یک کتاب قطور مینویستند.
برای مثال شما میتوانید این روزها شبکه 4 را نگاه کنید که آقای جوادی آملی هر روز برای تفصیر یک آیه حدود 4 ساعت سخن رانی میکند.
البته حرفهای ایشان هم خیلی عوامانه نیست و باید اندکی سواد دینی باشد تا حرفها را درک کنیم.
(الته من که ایشون رو خیلی قبول ندارم، ولی تفصیر قراونشون بد نیست و از نظر علم با خیلی های دیگه قابل مقایسه نیستند)

103:



اخه چه ربطی داره شما نماز وروزه میگیری واسه خودت

خداهم نیاز به نمازخوندن تو نداره پس شما باید ادم پولی باشی

با پول هرکاری میکنی اینطورنیس؟

104:

ببين برادر من ، اوني كه به عمد روزه خواري ميكنه گناه كرده چون آشكارا داره تلاش مي كنه تا مسلموني رو به گناه بندازه !
پس تنها ضرر متوجه شخص روزه خوار ميشه ، و اين در حاليه كه ارزش روزه ي شخص روزه دار دو چندان شده .
از اين گذشته ، شما مطمئن باش مسلمون اگه مسلمون باشه ، اگه بدونه چرا و به خاطر چه كسي و چه چيزي داره روزه مي گيره ، در پناه آثار مثبت همون روزه اي كه مي گيره و همون گرسنگي و تشنگي اي كه تحمل مي كنه انقدر محكم ميشه كه با اين روزه خواري ها ككش هم نمي گزه !!!

105:

خب منم همینو میگم
وقتی با روزه خواری ارزش روزه روزه دار 2برابر میشه چرا این نیروی انتظامی دوره میفته تو خیابون این مصببان دوبرابر ثواب شدن روزه رو میگیره :دی

106:

این تاپیک هم به جمع تاپیک هایی که از شیر مرغ تا جون آدمی زاد توش پیدا میشه پیوست ...
میشه یکی به من بگه بلاخره موضوع این تاپیک چی هست ؟
لطفا مدیر محترم تالار رسیدگی بفرمایند .

107:

باز هم بحث های ...

ما حق الناس را رعایت کنیم خیلیه....حق الله پیشکش...

108:

موضوع سوال شرعی بنده بوده که از تاپیک سوالات شرعی هم جداش کردن.
و جواب این سوال هم بنظرم تا اینجا مشخص شده.

حداقل طبق منابع معتبری که جواب دادن.
حال اگر کسان دیگه نظرات دیگه ای دارن جای بحث و هستدلال و هستناد خودش رو داره، اما نه صرفا نظر شخصی و حدس و گمان.
و ضمنا اینکه بعضی دیگه به میزان اجر روزه و مفاهیم احساسی و معنوی اون میپردازن از حیطهء شرعی صرف خارج هست.

حداقل تاجایی که جواب مستقیم و صریح این سواله.
از نظر شرعی جواب رسمی این بوده که بله روزهء بدون نماز قبول هست.

یعنی باطل نیست و کفاره و یا قضا نداره.

پس نتیجه میگیریم که به واجبی بنام روزه عمل شده.

اگر روزهء بدون نماز اجری نداشته باشه یا اجرش خیلی کمتر باشه، بهرحال گناه و قصوری هم از نظر شرعی درش صورت نگرفته.
ولی شخصا فکر میکنم بعیده حتی روزهء بدون نماز هم بدون اجر خودش باشه.

گرچه تمام اینها (نماز، روزه، غیره) واجب هستن، ولی چطور عمل کردن بهشون بر طبق منابع بسیار معتبر و تردید ناپذیر دینی ما اجر و ثواب فراوان داره؟
ضمن اینکه بحث روزه پیچیده تر از این حرفهاست و میان اعمال عبادی واجب ما جایگاه رفیعی داره.
نمیشه بسادگی درمورد اینکه بدون نماز اجر داره یا نه نظری داد.
نمازی که قضا بشه، حتی عمدا، برابر خودش قضا داره.

اما روزه درصورت عمدی بودن ۶۰ برابر.
کسی و منبعی هم تعریف روزه رو از نظر شرعی به نماز مقید نکرده.

وگرنه جواب این پرسش شرعی رو چیز دیگری میدادن.
اما بهرحال درمورد رابطهء کیفیت این روزه با نماز میشه بحثهایی داشت.

و فرمود که تاثیرش شدید هست یا ضعیف و بستگی به چه چیزهایی میتونه داشته باشه.
ولی چون کیفیت روزه هم در اصل خودش ترکیبی از چند قسمت دیگه هست، صرفا با حذف شدن یک بخشش نمیشه فرمود که اجری هم نداره.

بخصوص چیزی که اینقدر بزرگ هست و چنین ماهی با این خصوصیات.
این ماه هم ماه رحمت نام گرفته نه غضب و شدت تاوان! یک موقعيت و بخشش درش هست و برای کمک و نجات انسانه.

پس نمیشه براحتی ادعا کرد که ترک نماز درش اینقدر گناه بزرگی میشه که تمام روزه و اجرش رو ضایع میکنه.

اما مسلما هستفاده کردن کامل از این موقعيت از دید بسیاری افراد میتونه با بجا آوردن تمام واجبات و ترک تمام محرمات رابطهء ناگسستنی داشته باشه.
البته شاید بگید پس چطور ترک روزه در این ماه ۶۰ برابر کفاره داره!
اما کسی جایی نفرموده ترک نماز در ماه رمضان ۶۰ برابر کفاره داره!!

اینها نظرات بنده بود.


109:

با سلام
روزه برای عبادت و بندگی هست و قدم اول برای عبادت وبندگی نماز هست .
اما کسی نمیتواند بر جایگاه خدایی بنشیند و بگوید قبول هست یا نه .


110:

سلام به همگی
روزه کسی که نماز میخونه درسته
البته درجه داره ثواب دادن به این روزه
هر چی ادم بکاره همونو درو میکنه

111:

اصل نیت هست اگر نیت خیر باشد روزه قبول هست.

در غیره این صورت اگر نمازه هم بخوانی و نیت خیر نباشد روزه باطل هست و قبول نیست.


112:

قبولی هر عملی در گرو نماز تو هست همین .

روزه هم یک عمل هست .


113:

دوستان عزیز
مسائل شرعی رو باید از مرجع تقلیدتون بپرسید
واین کار که هر کسی سلیقه ای جواب بده درست نیست
و برای اسلام خطرناک هست
اگر هم میخواهید جواب دهید باید از رساله مراجع هستفاده کنید

114:

باهاتون موافقم
هركسي بايد مرجع تقليدي داشته باشد كه در احكام به رساله ي ا.

مراجعه كند

115:

قبولی هر عملی در گرو نماز تو هست همین .

روزه هم یک عمل هست .



76 out of 100 based on 66 user ratings 466 reviews

@