مناجات


مناجات



مناجات
بسم الله الرحمن الرحیم


وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ


و هنگامی که بندگان من، از تو در باره من سؤال کنند،
من نزدیکم دعای دعا کننده را، به هنگامی که مرا می‌خواند، اجابت می کنم


جای موضوع دعا و مناجات خالی بود

در این موضوع برگزیده ای از دعاها و مناجات ها رو بیاریم



آیا دین و مذهب خودتون رو دوست دارید؟

1:

بسم الله الرحمن الرحیم

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِی وَبَنِی أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنَامَ«35»

(به یاد آورید) وقتی را که ابراهیم فرمود: «پروردگارا! این شهر [= مکه‌] را شهر امنی برنامه ده! و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاه دار!

رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِیرًا مِنَ النَّاسِ فَمَنْ تَبِعَنِی فَإِنَّهُ مِنِّی وَمَنْ عَصَانِی فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِیمٌ«36»
پروردگارا! اونها [= بتها] بسیاری از امت را گمراه ساختند! هر کس از من پیروی کند از من هست؛ و هر کس نافرمانی من کند، تو بخشنده و مهربانی!

رَبَّنَا إِنِّی أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّیتِی بِوَادٍ غَیرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِیقِیمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یشْكُرُونَ«37»
پروردگارا! من بعضی از فرزندانم را در سرزمین بی‌آب و علفی، در کنار خانه‌ای که حرم توست، ساکن ساختم تا نماز را برپا دارند؛ تو دلهای گروهی از امت را متوجه اونها ساز؛ و از ثمرات به اونها روزی ده؛ شاید اونان شکر تو را بجای آورند!

رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِی وَمَا نُعْلِنُ وَمَا یخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْ شَیءٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی السَّمَاءِ«38»
پروردگارا! تو می‌دانی اونچه را ما پنهان و یا آشکار می‌کنیم؛ و چیزی در زمین و آسمان بر خدا پنهان نیست!

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی وَهَبَ لِی عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبِّی لَسَمِیعُ الدُّعَاءِ«39»
حمد خدای را که در پیری، اسماعیل و اسحاق را به من بخشید؛ مسلما پروردگار من، شنونده (و اجابت نماينده) دعاست.

رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلَاةِ وَمِنْ ذُرِّیتِی رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ«40»
پروردگارا: مرا برپا نماينده نماز برنامه ده، و از فرزندانم (نیز چنین فرما)، پروردگارا: دعای مرا بپذیر!

رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَی وَلِلْمُؤْمِنِینَ یوْمَ یقُومُ الْحِسَابُ«41»
پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را، در اون روز که حساب برپا می‌شود، بیامرز!


فلسفه ی قربانی کردن در اسلام چیست ؟

2:

گزیده هایی از سخنرانی هستاد مرحوم آیت الله آقا مجتبي تهراني پیرامون "حقيقت بندكي"



جلسه ١
=====
رمضان نزول كلام رب هست به سايشان عبد و همینطور كلام عبد به سايشان رب.


قران و اهل بیت_شناخت منابع اسلامی
يعني قراون و دعا.


راه روشن زندگي (احاديث چهارده معصوم عليهم السلام)
يعني قوس صعود و نزول در هستي
دعا برعكس ندا آهسته هست.از اون پايين تر نجوا هست كه مي تواند بدون صوت باشد.


**محرم و کاهش گناه... اوقات دیگر: نه**
الدعا مخ العبادة
خداوند منزه از قرب و بعد هست و اين آيات مربوطه مجاز و هستعاره هست.


نظر شما در مورد تقلید در مذهب شیعه چیست؟
((من خودم به شخصه به مجاز و هستعاره بودن آیات اعتقاد ندارم
l))
بلكه همين وجهه دل در او فاني هست.
در كلام، اين حركات باد، كار ساز نيست.بلكه يك توجه از بنده و يك نگاه از او كافي هست


جلسه

حضرت موسي از خدا مي پرسد تو را ندا دهم يا دعا كنم؟ به نظر می رسد حضرت موسي ع مي خواهد به این شیوه، شرح حال خودش را بدهد! و بگايشاند تو به من نزديكي و من از تو دورم!
اگر داني با عالي بخواهد صحبت كند بايد عالي اجازه دهد.اين اجازه در رمضان توسط نزول قراون و صحبت كردن خدا با بنده و فرمودن اينكه ادعوني هستجب لكم صادر شده هست.لم يجعل بينك و بينه حجابا و لا بوابا يعني هر چه حجاب هست از خود انسان هست

قايشان ترين صلاح را خداوند در اختيار انبيا برنامه داد كه با اون معجزه مي كردند دعا بود

((امام حسن عليه‏السلام فرمود
:يا ابن آدم من مثلک و قد خلي ربک بينه و بينک، متي شئت ان تدخل عليه توضأت و قمت بين يديه، و لم يجعل بينک و بينه حجابا و بوابا، تشکو اليه همومک و فاقتک، و تطلب منه حوائجک، و تستعينه علي امورک و کان يقول: أهل المسجد زوار الله، و حق علي المزور التحفة لزايره. اي آدمي‏زاد! چه کسي مثل توست؟ که خدا ميان تو و خود را بازگذاشته هست، هر وقت خواستي که نزد او برايشان، وضو گرفته و در برابرش مي‏ايستي.


برزخ
ميان خود و تو، نه پرده ‏داري گذاشته و نه درباني.


عزت حسینی در فرهنگ عاشوراء(مقالات)
بلکه مستقيما به او اندوه‏ ها و نيازت را مي‏گايشاني و از او خواسته ‏هايت را طلب مي‏کني و بر کارهايت ياري مي‏طلبي.

و اون حضرت همواره مي‏فرمود: اهل مسجد زائران خدايند و بر ميزبان سزاوار هست که به ديدار نماينده ‏اش هديه دهد.))
درجات بُرد دعا به درجه خضوع و خشوع ربط دارد.كه ميزان معرفت انسان به كوچكي داعي و بزرگي مدعو را مي رساند.براي همين دعاي يك بنده خدا كن فيكون مي كند ولي در كس ديكري كاري نمي كند.سلاح پيامبران كه با اون معجزه مي كردند همين هست. (توصيه هستاد : از ائمه بخواهيد برايتان دعا كند.)



جلسه 2
======
((فرموده شد سير و سلوك در رمضان با دو چيز ميسر هست: قراون نازل كه تلاوت قراون هست و قراون صاعد كه مكمل اولي هست و ادعيه ي وارد شده هست))

اولين شرط دعا،
شرط عقلي: مطالبه با دعا همراه اين باشد كه پروردگار را قادر به براورده كردن مطلوبت بدان.حتي شك در دعا باعث مي شود كه دعا واقعي نباشد!!!!!!!!
بايد واقعا فرمود
لا حول و لا قوة الا بالله
پس اولين شرط معرفت عبد هست به قدرت رب!!!

دومين شرط اين هست كه بدانيم كه رب بخيل نيست و اونچه ازش خواسته ام به من مي دهد.

از نطر عقلي اينطور مي شود كه علت العلل و صمد و غني مطلق، فياض مطلق هست.
از نظر نقلي هم آمده:اينطور نيست كه خدا باب مسئله را باز كند و باب اجابت را ببندد!!! .

اصلا
استجب لكم در دل ادعوني هست.يعني اذن به دعا همان هستجابت هست
مفاتيح ِ خزاين همين دعا هست!
يعني در گنجينه را باز كني و هر چي خواستي ببري
. (خودت!!!!) پس ما يا قادرش نمي بينيم يا بخيلش مي دانيم.
بزنتيل از اصحاب خاص امام رضا(ع) مي گايشاند: (( این بخش را یادم رفته بنویسم))


جلسه 3
======
اخلاص در عبادت يعني در قصد فقط رضاي خدا باشد.
اخلاص در دعا يعني فقط خدا مي تواند حاجت مرا براورده كند و لا غير لا موثر في الوجود الا الدعا ((فکر کنم اشتباه نوشتم، باید کلمه آخر الله جل جلاله باشد))



جلسه 4
======
بحث قدرت خدا نباید سبب شود که اسباب را نفی کنیم بلکه باید اسباب را بدون او نفی کنیم!!!یعنی خدا را منهدم الاسباب ندانیم و اورا مسبب الاسباب بدانیم
چرا ما دعامان براورده نمی شود؟ برای اینکه او را نمی شناسیم!!!!!!
نمی دانیم که سرتاپا تحت قدرت خدا هستیم و مدام میگوییم این را می خواهم و اون را می خواهم.


اینکه خدا را قادر مطلق بدانیم و اخلاص داشته باشیم از اعمال قالبیه نیست یعنی به زبان فرمودن نیست و به براهین عقلیه نیست یعنی اینکه با دلیل به این نتیجه برسیم که او قادر مطلق هست بلکه از واردات قلبیه هست

باید به احادیثی که در مورد قلب و غفلت قلبی آمده توجه شود.

پیغمبر ص:
ادعو الله وانتم موقنون بالإجابة واعلموا أن الله لا يقبل دعاء من قلب غافل لاه.
از پیامبر پرسیده شده از اسم اعظم خدا - فرمودند: كل اسم من أسماء اللَّه أعظم، ففرّغ قلبك عن كل ما سواه، و ادعه بأى اسم شئت،فليس في الحقيقة للَّه اسم دون اسم بل هو اللَّه الواحد القهار این همان اخلاص در دعا هست که امری قلبی هست و نباید به هییییییچ موجودی توجه شود غیر خدا.

امام صادق(ع)مي فرمايد:«إِذَا رَقَ‏ أَحَدُكُمْ‏ فَلْيَدْعُ‏ فَإِنَّ الْقَلْبَ لَا يَرِقُّ حَتَّى يَخْلُصَ» هر گاه رقت قلب براي كسي پديد آمد، وقتي هست كه دعا كند، زيرا قلب وقتي رقيق مي شود كه به اخلاص نزديك شود.

از شرایط هستجابت دعا این هست که، متعلق طلب، ممتنع عقلی نباشد بلکه ممکن باشد.(ممكن مي تواند محال عقلي نباشد ولي عادي هم نباشد مثل كرامات اوليا و معجزات انبيا كه اينها هم با دعا ميسر مي شود)
رحمت و كرامت خدا هم بايد مثل قدرت و عدم بخل از واردات قلبي باشد.
اینکه خدا تنها منبع براورده کردن مطلب انسان را دارد باید با سیر حاصل شود.چطور؟ نگاه باید بکنیم به مسیر زندگیمان و به عنایانی که خدا تا کنون برای ما کرده هست که اون ها از غیر او بر نمی آمد. بالاتر از اون که سیر آفاقی هست در اون می بینیم که انحصار قدرت در اوست.

این بدست آمدنش با یک سیر تفکری و عینی هست یعنی
1- مخت را به کار بیانداز و
2- چشمت را باز کن
تا این حاصل نشود یعنی از غیر خدا انقطاع حاصل نشود.

کسانی که گوشه چشمی به خدا دارد ولی در طلب نقص دارد یعنی گاهی به ذهنش می آید که غیر هم (موثر) هست ، اینها را خدا کمکشان می کند (تا انقطاع پیدا نمايند).

چطور؟ اینها را به جایی می رساند که قطع امید نمايند از غیر او دیدشان را اصلاح می کند.
مفضل از امام صادق ع نقل می کند أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى دَاوُدَ علیه‌السلام: مَا اعْتَصَمَ بِي عَبْدٌ مِنْ عِبَادِي‏ دُونَ أَحَدٍ مِنْ خَلْقِي عَرَفْتُ‏ ذَلِكَ‏ مِنْ‏ نِيَّتِهِ‏ ثُمَّ تَكِيدُهُ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ إِلَّا جَعَلْتُ لَهُ الْمَخْرَجَ مِنْ بَيْنِهِنَّ، وَ مَا اعْتَصَمَ عَبْدٌ مِنْ عِبَادِي بِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِي عَرَفْتُ‏ ذَلِكَ‏ مِنْ‏ نِيَّتِهِ‏ إِلَّا قَطَعْتُ أَسْبَابَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ مِنْ يَدَيْهِ وَ أَسَخْتُ الْأَرْضَ مِنْ تَحْتِهِ‏ وَ لَمْ أُبَالِ بِأَيِّ وَادٍ هَلَكَ؛ خدای عزّوجلّ به حضرت داوود وحي کرد: بنده‌ای از بندگانم نيست که بدون توجه به احدی از مخلوقاتم به من اعتصام پیدا کند (و من اون را از نیتش بدانم)، سپس آسمان‌ها و زمین و اونچه در اون‌هاست بر علیه او نقشه بکشند جز این‌که برای او راه برون‌رفت از میان اون‌ها برنامه می‌دهم؛ و بنده‌ای از بندگانم به احدی از مخلوقاتم اعتصام نیابد (و من اون را از نیتش بدانم)، جز این‌که اسباب آسمان و زمین را از دستش قطع کنم و زمین را زیر پایش فرو برم و دیگر برایم مهم نیست که در کدام وادی هلاک شود.
"أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یَقُولُ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی وَ مَجْدِی وَ ارْتِفَاعِی عَلَى عَرْشِی لَأَقْطَعَنَ‏ أَمَلَ‏ کُلِّ مُؤَمِّلٍ [مِنَ النَّاسِ‏] غَیْرِی بِالْیَأْسِ وَ لَأَکْسُوَنَّهُ ثَوْبَ الْمَذَلَّةِ عِنْدَ النَّاسِ وَ لَأُنَحِّیَنَّهُ‏ مِنْ قُرْبِی وَ لَأُبَعِّدَنَّهُ مِنْ فَضْلِی أَ یُؤَمِّلُ غَیْرِی فِی الشَّدَائِدِ وَ الشَّدَائِدُ بِیَدِی‏ وَ یَرْجُو غَیْرِی وَ یَقْرَعُ بِالْفِکْرِ بَابَ غَیْرِی‏ وَ بِیَدِی مَفَاتِیحُ الْأَبْوَابِ وَ هِیَ مُغْلَقَةٌ وَ بَابِی مَفْتُوحٌ لِمَنْ دَعَانِی فَمَنْ ذَا الَّذِی أَمَّلَنِی لِنَوَائِبِهِ فَقَطَعْتُهُ دُونَهَا وَ مَنْ ذَا الَّذِی رَجَانِی لِعَظِیمَةٍ فَقَطَعْتُ رَجَاءَهُ مِنِّی جَعَلْتُ آمَالَ عِبَادِی عِنْدِی مَحْفُوظَةً فَلَمْ یَرْضَوْا بِحِفْظِی وَ مَلَأْتُ سَمَاوَاتِی مِمَّنْ لَا یَمَلُّ مِنْ تَسْبِیحِی وَ أَمَرْتُهُمْ أَنْ لَا یُغْلِقُوا الْأَبْوَابَ بَیْنِی وَ بَیْنَ عِبَادِی فَلَمْ یَثِقُوا بِقَوْلِی‏ أَ لَمْ یَعْلَمْ [أَنَ‏] مَنْ طَرَقَتْهُ نَائِبَةٌ مِنْ نَوَائِبِی أَنَّهُ لَا یَمْلِکُ کَشْفَهَا أَحَدٌ غَیْرِی إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِی- فَمَا لِی أَرَاهُ لَاهِیاً عَنِّی أَعْطَیْتُهُ بِجُودِی مَا لَمْ یَسْأَلْنِی ثُمَّ انْتَزَعْتُهُ عَنْهُ فَلَمْ یَسْأَلْنِی رَدَّهُ وَ سَأَلَ غَیْرِی أَ فَیَرَانِی‏ أَبْدَأُ بِالْعَطَاءِ قَبْلَ الْمَسْأَلَةِ ثُمَّ أُسْأَلُ فَلَا أُجِیبُ سَائِلِی أَ بَخِیلٌ أَنَا فَیُبَخِّلُنِی عَبْدِی‏ أَ وَ لَیْسَ الْجُودُ وَ الْکَرَمُ لِی أَ وَ لَیْسَ الْعَفْوُ وَ الرَّحْمَةُ بِیَدِی أَ وَ لَیْسَ أَنَا مَحَلَّ الْآمَالِ فَمَنْ یَقْطَعُهَا دُونِی أَ فَلَا یَخْشَى الْمُؤَمِّلُونَ أَنْ یُؤَمِّلُوا غَیْرِی فَلَوْ أَنَّ أَهْلَ سَمَاوَاتِی وَ أَهْلَ أَرْضِی أَمَّلُوا جَمِیعاً ثُمَّ أَعْطَیْتُ کُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ مِثْلَ مَا أَمَّلَ الْجَمِیعُ مَا انْتَقَصَ مِن‏...به عزت، جلال، بزرگوارى و رفعتم بر عرشم، سوگند که آرزوى هر کس را که به غیر من امید بندد، به ناامیدى قطع می‌کنم و نزد امت بر او جامه خوارى می‌پوشم؛ او را از تقرب خود می‌رانم و از فضلم دور می‌کنم، او در گرفتاری‌ها به غیر من آرزو مى‏ بندد، در صورتى که رفع گرفتاری‌ها به دست من هست؟ ((البته فکر کنم ترجمه ی درست این باشد که گرفتاری ها به دست من هست نه اینکه در متن کلمه ی رفع آمده باشد)) به غیر من امیدوار مى‏شود و در فکر خود درِ خانه جز مرا می‌کوبد؟ با اون‌که کلیدهاى همه درهاى بسته نزد من هست و درِ خانه‌ی من براى کسى که مرا بخواند باز هست.

کیست که در گرفتاری‌هایش به من امید بسته و من امیدش را قطع کرده باشم؟ کیست که در کارهاى بزرگش به من امیدوار گشته و من امیدش را از خود بریده باشم، من آرزوهاى بندگانم را نزد خود محفوظ داشته و اونها به حفظ و نگه‌دارى من راضى نشدند و آسمان‌هایم را از کسانى که از تسبیحم خسته نشوند (فرشتگان) پر کردم و به اونها دستور دادم که درهاى میان من و بندگانم را نبندند.

ولى اونها به قول من اعتماد نکردند.

مگر اون بنده نمی‌داند که چون حادثه‏ اى از حوادث برای او رخ دهد، کسى جز به ‌اذن من اون‌ را از او بر ندارد، پس چرا از من روى ‏گردان هست، من با جود و بخشش خود اونچه را از من نخواسته به او می‌دهم، سپس اون‌را از او می‌گیرم، و او برگشتش را از من نمی‌خواهد و از غیر من می‌خواهد
"

اینها لطف هست ، سر انسان به سنگ می زند ، انسان را از این و اون مایوس می کند .



جلسه 5
=======
عن زراره قال: قال لى ابوجعفر(ع) الا ادلك على شى لم یستثن فیه رسول الله(ص)؟ قلت بلى قال الدعا یرد القضاء و قد ابرم ابراما و ضم اصابعه
بين خدا و بنده حجابي نيست ولي بين بنده و خدا چرا.مثل گناه!



جلسه 6
======
((شرط دیگر)) دعا بر پايه تحليل شخصي هست و اين تحليل هم ممكن هست بواسطه ي عدم احاطه ي انسان به مسايل خودش اشتباه باشد.َعَسَىٰ أَن تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ مثل كودكي كه از پدرش سمي مهلك ولي خوش آب و رنگ مي خواهد.

كرامت خدا حكمتش را باطل نمي كند. در اين موارد خدا دعا را براورده نمي كند.
بايد دعا كنيم ولي صلاحمان را به خدا تحميل نكنيم!!!!!! الإمامُ عليٌّ عليه السلام : قالَ اللّه ُ عزّ و جلّ مِن فَوقِ عَرشِهِ : يا عِبادِي ، اُعبُدُوني فيما أمَرتُكُم بِهِ ، وَ لا تُعَلِّمُوني ما يُصلِحُكُم ، فَإنّي أعلَمُ بِهِ و لا أبخَلُ عليكم بِمَصالِحِكُم .

گاهي اگر خدا دعاي انسان را براورده كند براي انسان نعمت مي شود و همان در وقتي ديگر بلا، كه باعث مي شود انسان گمراه شود.



جلسه 7
======
روابط با خدا در آساني ها، اثرگذار هست هنگام سختي ها.فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ.

تَعَرَّفْ إِلَى اللَّهِ فِی الرَّخَاءِ یَعْرِفْکَ فِی الشِّدَّةِ
در روابط انساني هم اگر يك نفر برود و سپس مدتي بخاطر مشكلاتش برگردد...


در خوشي ها هم انسان بايد از ته دل بخواهد خدا زيادش كند و ازش نگيرد.

و بداند كه همه از خداست.


جلسه 8
=======
مبادا نعمت تو را از منعم باز دارد.

نبايد سپس اينكه مسبب الاسباب را خواندي و سببي برايت ساخت سبب را ياد كني و مسبب الاسباب را فراموش كني و براي خدا انداد بتراشي!!! نبايد انسان نمك به حرام باشد!!!
در آداب دعا هست كه قبل از دعا از گناهان هستغفار كنيد.
ولي اين زشت هست كه سپس هستغفار و اينكه كار آدم راه افتاد دوباره معصيت كند.




جلسه 9
======
رابطه دعا كردن دو طرفه هست.

يعني اگر ما به عهدمان وفا كنيم او هم به عهدش وفا مي كند.((وَأَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ))
وَيَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَيَزِيدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَالْكَافِرُونَ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ ﴿الشورى: ٢٦﴾ رابطه هست ميان عمل عبد و اجابت.
رسول الله (صلى الله عليه وآله):
أطيعوا الله عزوجل يطيعكم.

دقت شود كه رابطه هست و تساايشان نيست.

فضل خدا هم بي نهايت هست
.

أنا معطيه قبل أن يسألني اگر عبد من از من اطاعت كرد تمام آسمان ها و زمين را مسخر او مي كنم و إن عبدي إذا عصاني فإني أقطع يديه من أبواب السموات وأجعله في الهواء
انسان امانت و تكليفي كه آسمان و زمين قبول نكردن را قبول كرده و بهش سپرده شده و عهد كرده به تكاليفي كه خدا بهش مي سپارد عمل كند.
حالا بهش فرموده مي شود أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ حتي به زبان آوردن هم احتياج ندارد.

تو اراده بكن بهت داده مي شود.يا ابن آدم، أنا حيّ لا أموت، أطعني فيما أمرتك أجعلك حيّا لا تموت،.

أنا أقول للشي‏ء كن فيكون، أطعني فيما أمرتك أجعلك تقول للشي‏ء: كن فيكون.
انبيا و اوليا هم اينگونه بوده اند.





جلسه 10
======
چرا هستغفار قبل از دعا؟ براي اينكه گناه مانع دعاست.

به خصوص براي مال حرام خورها
كه آمده هست تا چهل روز دعايش براورده نمي شود حتي اگر توبه كند.

و اگر جبران هم كند تا هنگامي كه جواب داده شود طول مي كشد.

پس اولين كار بايد اين باشد كه انسان محل ارتزاقش را پاك كند.

اصلا آيا كسي كه در رگ هايش خوني از مال حرام باشد مي تواند توفيق اطاعت پيدا كند؟
تاريخ را هم كه نگاه كنيم مي بينيم دشمنان انبيا و اولياي خدا از همين حرام خور ها بوده اند.

ظلمت و گرفتاري مي آورد.




جلسه 11
======
‏در رواياتي كه رابطه ي گناه را با دعا بيان مي كرد در مقام رصد حق الله بود و اينهايي كه ظلم را مطرح مي كند حق الناس را رصد مي كند.

خدا دعاي كسي را كه به احدي ظلم كرده قبول نمي كند ولو اينكه خودش مظلوم واقع شود.

مسئله بعد دروغ و رياست.

كه اگر در فضاي جامعه را پر كند، تر و خشك با هم مي سوزند حتي اگر دعاي غريق بكنند!!!
گناهان ديگر كه هستجابت دعا را مانع مي شود :قطع رحم، روابط نا مشروع جنسي، شرب خمر، سبك شمردن گناه، بودن در محيط گناهرا؟چون با سكوتم و امر به معروف و نهي از منكر نکردنم گناه كردم.

چرا كه واجب هست.)
در حقيقت اطاعت را رعايت نكرديم تا اجابت با اون بيايد.



جلسه 12
======
‏انسان اگر درون و بيرونش را درست كرد دعايش اجابت مي شود.

يعني قلبي سالم و عملي طاهر.

البته به شرط اينكه از نظر عقلي محال نباشد.

حرام نباشد.

چرا كه اصلا شرط اجابت را رفع مي كند
.
انسان اگر به خدا هر گماني داشته باشد.

خدا به همان گمان با او رفتار مي كند
.
بزرگترين گناه كبيره سوء ظن به خداست! خوش گماني اون نيست كه منشا لا ابالي گري شود اون غرور هست.

3:

آتشی نمى سوزاند " ابراهیم " را ،
و دریایى غرق نمی کند " موسى " را ؛
مادری ،کودک دلبندش را به دست موجهاى خروشان "نیل" می سپارد ،
تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش ؛
دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند ،
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد !
مکر زلیخا زندانیش می کند ،
اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند...
از این "قِصَص" قراونى هنوز هم نیاموختی؟!
که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند ،
و خدا نخواهد ؛
نمی توانند ...
او که یگانه تکیه گاه من و توست !

4:

بهترین دعا تعجیل در ظهور هست
چون که صد اید نود هم پیش ماست



عکس متحرک امام وقتی مناجات

5:

به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان
" ﻭَﻗَﺎﻝَ ﺭَﺑُّﻜُﻢُ ﺍﺩْﻋُﻮﻧِﻲ ﺃَﺳْﺘَﺠِﺐْ ﻟَﻜُﻢْ ﺇِﻥَّ ﺍﻟَّﺬِﻳﻦَ ﻳَﺴْﺘَﻜْﺒِﺮُﻭﻥَ ﻋَﻦْ ﻋِﺒَﺎﺩَﺗِﻲ ﺳَﻴَﺪْﺧُﻠُﻮﻥَ ﺟَﻬَﻨَّﻢَ ﺩَﺍﺧِﺮِﻳﻦَ ۶۰ "
"هم فرمود پروردگارتان فراخوانیدم خواهم جواب دَهَم تا شمارا اگرِ کَسهایی میخواهند چند بزرگی نمايند بارهء بندگی ام زود درون میشوند دوزخی خوارگردنده ای 60 "
خداوندا مرا که اینجا خوار پیشت می آیم پاسخم ده هم خوار در دوزخ میاندازم که دست تهی همیشه بودمُ هستم مگر تو در اون چیزی گذاری، هم بیماری جانفرسا بر باورمندها مگذار هم وابستگی ننگین به ناباورها مکن هم دور نزدیکهایم را راه بنما که اگر نخواهند نمایانده شوند آسیبشان کم کن هم اگر خواهند راه بگشا هم آسان ساز هم خوراکی هم پوشاک هم خانه آسان فراهم کن هم دشمنی باورمندها باهم برگیر هم یکسره دشمنیشان با سرکشهای ناباور دار،
پروردگارا مرا برپادار نماز برای پیوستت کن که دل بحز خودت نبندم هم دیگر باورمندها را هم آسیب همباز گذاری دچارمان مکن هم بندهء پذیرای خوشی هم ناخوش سازیت دار هم به اندیشه دیگر سرای ماندگار

6:

مناجات امام سجاد(ع)
المناجات الاُولى‏:«مناجاه التَّائِبینَ»
مناجات اول: مناجات توبه‏نمايندگان‏

بسم الله الرّحمن الرّحیم
بنام خداى بخشاینده مهربان

اِلهى‏ اَلْبَسَتْنِى الْخَطایا ثَوْبَ مَذَلَّتى‏، وَجَلَّلَنِى التَّباعُدُ مِنْکَ لِباسَ‏
خدایا خطاها و گناهان پوشش خوارى بر تنم کرده و دورى از تو جامه‏

مَسْکَنَتى‏، وَاَماتَ قَلْبى‏ عَظیمُ جِنایَتى‏، فَاَحْیِهِ بِتَوْبَهٍ مِنْکَ یا اَمَلى‏
بیچارگى بر تنم افکنده و برزگ جنایتم دلم را میرانده پس تو زنده ‏اش کن به بازگشت خودت (بسوى من) اى آرزو

وَبُغْیَتى‏، وَیا سُؤْلى‏ وَمُنْیَتى‏، فَوَ عِزَّتِکَ ما اَجِدُ لِذُنوُبى‏ سِواکَ غافِراً،
و مقصودم و اى خواسته و آرمانم به عزتت سوگند براى گناهانم جز تو آمرزنده‏اى نیابم‏

وَلا اَرى‏ لِکَسْرى‏ غَیْرَکَ جابِراً، وَقَدْ خَضَعْتُ بِالْإِنابَهِ اِلَیْکَ، وَعَنَوْتُ‏
و براى شکستگیم جز تو شکسته ‏بندى نبینم و من بوسیله آه و ناله کردن بسوى تو بدرگاهت خاضع گشته و با زارى کردن‏

بِالْاِسْتِکانَهِ لَدَیْکَ، فَاِنْ طَرَدْتَنى‏ مِنْ بابِکَ فَبِمَنْ اَلوُذُ، وَاِنْ رَدَدْتَنى‏
در برابرت خود را به خوارى کشاندم پس اگر توام از درگاه خویش برانى در اون‏حال به که روآورم؟ و اگر توام‏

عَنْ جَنابِکَ فَبِمَنْ اَعُوذُ، فَوا اَسَفاهُ مِنْ خَجْلَتى‏ وَافْتِضاحى‏، وَوا لَهْفاهُ‏
از نزد خویش بازگردانى به که پناه برم؟ و بس افسوس از شرمندگى و رسواییم و اى دریغ‏

مِنْ سُوءِ عَمَلى‏ وَاجْتِراحى‏، اَسْئَلُکَ یا غافِرَ الذَّنْبِ الْکَبیرِ، وَیا جابِرَ
از کار بد و گناهانى که بدست آورده‏ام از تو خواهم اى آمرزنده گناه بزرگ و اى شکسته ‏بند

الْعَظْمِ الْکَسیرِ، اَنْ تَهَبَ لى‏ مُوبِقاتِ الْجَرآئِرِ، وَتَسْتُرَ عَلَىَّ فاضِحاتِ‏
هستخوان شکسته که ببخشى بر من گناهان نابود نماينده‏ام را و بپوشى بر من کارهاى پنهانى‏

السَّرآئِرِ، وَلا تُخْلِنى‏ فى‏ مَشْهَدِ الْقِیامَهِ مِنْ بَرْدِ عَفْوِکَ وَغَفْرِکَ،
رسوانماينده را و مرا در بازار قیامت از نسیم جان‏بخش عفو و آمرزشت محروم نفرمایى و از

وَلاتُعْرِنى‏ مِنْ جَمیلِ صَفْحِکَ وَسَتْرِکَ، اِلهى‏ ظَلِّلْ عَلى‏ ذُنُوبى‏
پوشش زیباى گذشت و چشم‏پوشى خود برهنه‏ام نکنى خدایا سایه ابر رحمتت را بر گناهانم بینداز

غَمامَ رَحْمَتِکَ، وَاَرْسِلْ عَلى‏ عُیُوبى‏ سَحابَ رَاْفَتِکَ، اِلهى‏ هَلْ‏
و ابر ریزان مهربانى و رأفتت را براى شستشوى عیبهایم بفرست خدایا آیا

یَرْجِعُ الْعَبْدُ الْابِقُ اِلاَّ اِلى‏ مَوْلاهُ، اَمْ هَلْ یُجیرُهُ مِنْ سَخَطِهِ اَحَدٌ سِواهُ،
بنده فرارى جز به درگاه مولایش به کجا بازگردد یا آیا کسى جز او هست که وى ‏را از خشم او پناه دهد

اِلهى‏ اِنْ کانَ النَّدَمُ عَلَى الذَّنْبِ تَوْبَهً فَاِنّى‏ وَعِزَّتِکَ مِنَ النَّادِمینَ،
معبودا اگر پشیمانى بر گناه توبه محسوب شود پس به عزتت سوگند که براستى من از پشیمانانم‏

وَاِنْ کانَ الْإِسْتِغْفارُ مِنَ الْخَطیئَهِ حِطَّهً فَاِنّى‏ لَکَ مِنَ الْمُسْتَغْفِرینَ،
و اگر آمرزش خواهى از خطا اونرا پاک کند پس براستى من از آمرزش خواهانم‏

لَکَ الْعُتْبى‏ حَتّى‏ تَرْضى‏، اِلهى‏ بِقُدْرَتِکَ عَلَىَّ تُبْ عَلَىَّ، وَبِحِلْمِکَ‏
خدایا تو را سزد که مرا مؤاخذه کنى تا گاهى که خوشنود شوى خدایا به همان قدرتى که بر من دارى توبه ‏ام بپذیر و به بردباریت‏

عَنّىِ اعْفُ عَنّى‏، وَبِعِلْمِکَ بى‏ اِرْفَقْ بى‏، اِلهى‏ اَنْتَ الَّذى‏ فَتَحْتَ‏
از من بگذر و به همان علمت که به احوالم دارى با من مدارا کن خدایا تویى که درى از عفو خود

لِعِبادِکَ باباً اِلى‏ عَفْوِکَ، سَمَّیْتَهُ التَّوْبَهَ فَقُلْتَ تُوبُوا اِلَى اللَّهِ تَوْبَهً
بسوى بندگانت باز کردى و نامش را توبه گذاردى و فرمودى «بسوى خدا بازگردید با توبه‏

نَصُوحاً، فَما عُذْرُ مَنْ اَغْفَلَ دُخُولَ الْبابِ بَعْدَ فَتْحِهِ، اِلهى‏ اِنْ کانَ‏
صادقانه» پس دیگر چه عذرى دارد اون کس که از وارد شدن در این در باز شده غفلت ورزد خدایا اگر براستى‏

قَبُحَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِکَ، فَلْیَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِکَ، اِلهى‏ ما اَنَا بِاَوَّلِ‏
سرزدن گناه از بنده ‏ات زشت هست ولى گذشت نیز از نزد تو نیکو هست معبودا من نخستین کسى نیستم‏

مَنْ عَصاکَ فَتُبْتَ عَلَیْهِ، وَتَعَرَّضَ لِمَعْرُوفِکَ فَجُدْتَ عَلَیْهِ، یا مُجیبَ‏
که نافرمانیت کرده و توبه پذیرش گشته‏اى و خواستار احسانت گشته و تو بر او احسان‏

الْمُضْطَرِّ، یا کاشِفَ الضُّرِّ، یا عَظیمَ الْبِرِّ، یا عَلیماً بِما فِى السِّرِّ، یا
کرده ‏اى، اى پذیرنده بیچاره اى غم زدا اى بزرگ احسان اى داناى اسرار نهان اى‏

جَمیلَ السِّتْرِ، اِسْتَشْفَعْتُ بِجُودِکَ وَکَرَمِکَ اِلَیْکَ، وَتَوَسَّلْتُ بِجَنابِکَ‏
نیکو پرده ‏پوش شفیع گردانم نزد تو جود و کرمت را و توسل جستم به حضرتت و به مهربانیت‏

[بِجَنانِکَ‏]وَتَرَحُّمِکَ‏لَدَیْکَ، فَاسْتَجِبْ دُعآئى‏، وَلا تُخَیِّبْ فیکَ رَجآئى‏،
در پیش تو پس دعایم مستجاب کن و امیدم را درباره خودت به نومیدى تبديل مکن‏

وَتَقَبَّلْ تَوْبَتى‏، وَکَفِّرْ خَطیئَتى‏ بِمَنِّکَ وَرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.
و توبه ‏ام را بپذیر و گناهم را به کرم و مهربانى خود نادیده گیر اى مهربانترین مهربانان‏

7:

دعا و هستغاثه با زبان حال

حدثنا....، قال:
دخلت مع أبي عبد الله عليه السلام على بعض مواليه يعوده
فرأيت الرجل يكثر من قول " آه "
فقلت له: يا أخي اذكر ربك واستغث به
فقال أبو عبد الله: إن " آه " اسم من أسماء الله عزوجل
فمن قال: " آه " فقد هستغاث بالله تبارك وتعالى

توحید صدوق

وجود مبارك امام صادق(سلام الله عليه) ظاهراً با يكي از صحابه رفتند به عيادت يك بيماري
اون بيمار در اثر شدّت بيماري آه مي‌كشيد
اون كسي كه در خدمت حضرت بود به اين بيمار فرمود چرا آه مي‌كشي بگو يا الله،
وجود مبارك حضرت فرمود: «آه اسم من أسماء الله تعالي»
فرمود آه اين «يا الله» اوست اين الاون الله را مي‌خواند

نقل از آیت الله جوادی

____________________________________________


حالا معلوم مي‌شود كه چرا در اون حديث معروف آمده هست كه
«نفس المهموم لظلمنا تسبيح و همه لنا عباده»
[color=a href=]نفس کسى که به خاطر مظلومیت ما اندوهگین شود، تسبیح هست و اندوهش براى ما، عبادت هست

[/color] يا در ماه مبارك رمضان دارد كه
«نفاسُكُم فيه تَسْبيحٌ وَ نوْمكُم فيه عبادَه»
نفس‌هاي شما در اون تسبيح و خوابتان عبادت هست
همان‌طوري كه يك آهي در مصيبت سيد الشهدا (سلام الله عليه) كسي بكند عبادت هست

8:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِلَهِي لَوْ لا الْوَاجِبُ مِنْ قَبُولِ أَمْرِكَ لَنَزَّهْتُكَ مِنْ ذِكْرِي إِيَّاكَ
عَلَى أَنَّ ذِكْرِي لَكَ بِقَدْرِي لا بِقَدْرِكَ
وَ مَا عَسَى أَنْ يَبْلُغَ مِقْدَارِي حَتَّى أُجْعَلَ مَحَلا لِتَقْدِيسِكَ
وَ مِنْ أَعْظَمِ النِّعَمِ عَلَيْنَا جَرَيَانُ ذِكْرِكَ عَلَى أَلْسِنَتِنَا
وَ إِذْنُكَ لَنَا بِدُعَائِكَ وَ تَنْزِيهِكَ وَ تَسْبِيحِكَ

إِلَهِي فَأَلْهِمْنَا ذِكْرَكَ فِي الْخَلاءِ وَ الْمَلاءِ وَ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَ الْإِعْلانِ وَ الْإِسْرَارِ وَ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ
وَ اونِسْنَا بِالذِّكْرِ الْخَفِيِّ
وَ اسْتَعْمِلْنَا بِالْعَمَلِ الزَّكِيِّ
وَ السَّعْيِ الْمَرْضِيِّ
وَ جَازِنَا بِالْمِيزَانِ الْوَفِيِّ

إِلَهِي بِكَ هَامَتِ الْقُلُوبُ الْوَالِهَةُ
وَ عَلَى مَعْرِفَتِكَ جُمِعَتِ الْعُقُولُ الْمُتَبَايِنَةُ،

فَلا تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ إِلا بِذِكْرَاكَ
وَ لا تَسْكُنُ النُّفُوسُ إِلا عِنْدَ رُؤْيَاكَ

أَنْتَ الْمُسَبَّحُ فِي كُلِّ مَكَانٍ
وَ الْمَعْبُودُ فِي كُلِّ زَمَانٍ
وَ الْمَوْجُودُ فِي كُلِّ أَوَانٍ
وَ الْمَدْعُوُّ بِكُلِّ لِسَانٍ
وَ الْمُعَظَّمُ فِي كُلِّ جَنَانٍ

وَ أَسْتَغْفِرُكَ مِنْ كُلِّ لَذَّةٍ بِغَيْرِ ذِكْرِكَ
وَ مِنْ كُلِّ رَاحَةٍ بِغَيْرِ أُنْسِكَ
وَ مِنْ كُلِّ سُرُورٍ بِغَيْرِ قُرْبِكَ
وَ مِنْ كُلِّ شُغْلٍ بِغَيْرِ طَاعَتِكَ

إِلَهِي أَنْتَ قُلْتَ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ
يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً
وَ قُلْتَ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ
فَأَمَرْتَنَا بِذِكْرِكَ وَ وَعَدْتَنَا عَلَيْهِ أَنْ تَذْكُرَنَا تَشْرِيفا لَنَا وَ تَفْخِيما وَ إِعْظَاما
وَ هَا نَحْنُ ذَاكِرُوكَ كَمَا أَمَرْتَنَا فَأَنْجِزْ لَنَا مَا وَعَدْتَنَا
يَا ذَاكِرَ الذَّاكِرِينَ وَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ


خدايا اگر پذيرش فرمانت بر من واجب نبود هر آينه پاك نگاه می داشتمت از اينكه ذكر تو گايشانم،
چه ذكر من تو را به اندازه كاستى من هست نه برازنده كمال تو،
شأن و اندازه من چقدر میتواند بالا رود تا ظرف تقديس تو برنامه گيرم؟

از بزرگ ترين نعمتها بر ما جارى شدن ذكر تو بر زبان ماست،
و اجازه ات به ماست كه تو را بخوانيم و تنزيه و تسبيح گايشانيم،
خدايا پس ذكرت را به ما الهام كن
در نهان و آشكار و شب و روز، و پيدا و پنهان، و در خوشى و ناخوشى
و ما را به ذكر پنهان مأنوس فرما و به عمل پاكيزه و كوشش پسنديده بكار گير،
و به ميزان كامل پاداشمان ده،

خدايا دلهاى عاشق شيفته تواند،
و خردهاى جداى از هم بر معرفتت گرد آمده اند،
بدين خاطر دلها آرام نگيرند جز به ياد تو،
و جانها جز به هنگام مشاهده ات راحتى نيابند،
تو تنزيه شده اى، در هرجا، و پرستيده گشته اى در هرگاه
و در همواره روزگار بوده اى، و به هر زبان خوانده شده اى،
و در هر دلى بزرگداشت شده اى

از هر لذّتى به جز ذكر تو، و از هر آسايشی جز همدمى با تو، و از هر شادمانى به غير قرب تو، و از هر شغلى جز طاعت تو پوزش مى جايشانم،

تو فرمودی و فرمودارت حق هست كه: اى كسانى كه ايمان آورده ايد خدا را بسيار ياد كنيد و در بامداد و شامگاه او را تسبيح گايشانيد
و تو فرمودى و فرمودارت حق هست: «مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم
«ما را به ياد كردنت فرمان دادى، و وعده فرمودى كه تو نيز از روى شرافت و عزّت و كرامت بخشيدن به ما، ما را ياد كنى،
اكنون برابر با فرمانت تو را ياد می كنيم، پس تو نيز به وعده ات وفا كن، اى يادآور يادكنندگان، و اى مهربانترين مهربانان.


9:

اِلهى‏ قَلْبى‏ مَحْجُوبٌ وَنَفْسى‏ مَعْیوبٌ
وَعَقْلى‏ مَغْلُوبٌ وَهَوآئى‏ غالِبٌ،
وَطاعَتى‏ قَلیلٌ، وَمَعْصِیتى‏ کثیرٌ، وَلِسانى‏ مُقِرٌّ بِالذُّنُوبِ،
فَکیفَ حیلَتى‏ یا سَتَّارَ الْعُیوبِ وَیا عَلاَّمَ الْغُیوبِ وَیا کاشِفَ الْکرُوبِ،
اِغْفِرْ ذُنُوبى‏ کلَّها بِحُرْمَةِ مُحَمَّدٍ وَآلِ‏مُحَمَّدٍ،
یاغَفَّارُ یاغَفَّارُ، یاغَفَّارُ بِرَحْمَتِک یااَرْحَمَ الرَّاحِمینَ


خدایا دلم در پرده هست و نفسم معیوب
و عقلم مغلوب هست و هواى نفس بر من چیره هست
و طاعتم‏ اندک و گناهانم بسیار هست و زبانم به گناهان ابرنامه دارد
پس چاره‏ ام چیست اى پرده پوش‏ عیبها و اى داناى غیبها و اى برطرف نماينده اندوهها
بیامرز همه گناهانم را به حرمت محمد و آل محمد
اى آمرزش پیشه اى بسیار آمرزنده اى بسیار آمرزنده به رحمتت اى مهربانترین مهربانان




10:

مناجات امام سجاد(ع)
الثَّانیه: «مُناجات الشَّاکین»
دوم: مناجات شکایت نمايندگان‏

بسم الله الرّحمن الرّحیم
بنام خداى بخشاینده مهربان


اِلهى‏ اِلَیْکَ اَشْکُو نَفْساً بِالسُّوءِ اَمَّارَهً، وَاِلىَ الْخَطیئَهِ مُبادِرَهً
خدایا به سوى تو شکایت آورم از نفسى که مرا همواره به بدى وادارد و به سوى گناه شتاب دارد

وَبِمَعاصیکَ مُولَعَهً، وَلِسَخَطِکَ مُتَعَرِّضَهً، تَسْلُکُ بى‏ مَسالِکَ‏
و به نافرمانیهایت حریص هست و به موجبات خشمت دست درازى کند مرا به راههایى که‏

الْمَهالِکِ، وَتَجْعَلُنى‏ عِنْدَکَ اَهْوَنَ هالِکٍ، کَثیرَهَ الْعِلَلِ، طَویلَهَ الْأَمَلِ، اِنْ‏
منجر به هلاکت می ‏شود مى‏ کشاند و بصورت پست‏ترین نابودشدگان درم آورد بیماریهایش بسیار و آرزویش دراز

مَسَّهَا الشَّرُّ تَجْزَعُ، وَاِنْ مَسَّهَا الْخَیْرُ تَمْنَعُ، مَیَّالَهً اِلَى اللَّعِبِ وَاللَّهْوِ،
هست اگر شرى به او رسد بى ‏تاب شود و اگر خیرى نصیبش گردد سرکشى کند به اسباب بازى و سرگرمیهاى بیهوده‏

مَمْلُوَّهً بِالْغَفْلَهِ وَالسَّهْوِ، تُسْرِ عُ بى‏ اِلىَ الْحَوْبَهِ، وَتُسَوِّفُنى‏ بِالتَّوْبَهِ،
بسیار متمایل و از بى‏ خبرى و فراموشى انباشته هست مرا به سوى گناه شتاب دهد و به نوبت توبه به امروز و فردایم کند

اِلهى‏ اَشْکُو اِلَیْکَ عَدُوّاً یُضِلُّنى‏، وَشَیْطاناً یُغْوینى‏، قَدْ مَلَأَ
خدایا به تو شکایت آورم از دشمنى که گمراهم کند و شیطانى که مرا از راه بدر برد سینه‏ام را پر از

بِالْوَسْواسِ صَدْرى‏ وَاَحاطَتْ هَواجِسُهُ بِقَلْبى‏، یُعاضِدُ لِىَ الْهَوى‏،
وسوسه کرده و تحریکات زهرآگینش قلبم را احاطه کرده به هوا و هواسم کمک کند

وَیُزَیِّنُ لى‏ حُبَّ الدُّنْیا وَیَحُولُ بَیْنى‏ وَبَیْنَ الطَّاعَهِ وَالزُّلْفى‏، اِلهى‏
و دوستى دنیا را پیش چشمم آرایش دهد میان من و فرمانبردارى و تقرب به درگاهت حائل گردد خدایا

اِلَیْکَ اَشْکُو قَلْباً قاسِیاً مَعَ الْوَسْواسِ مُتَقَلِّباً، وَبِالرَّیْنِ وَالطَّبْعِ مُتَلَبِّساً،
پیش تو شکوه آرم از دلى که سخت شده و بدست وسوسه‏ ها بگردد و به زنگ (خودبینى) و خوى زشت پوشیده شده،

وَعَیْناً عَنِ الْبُکآءِ مِنْ خَوْفِکَ جامِدَهً، وِ اِلى‏ ما تَسُرُّها طامِحَهً، اِلهى‏
و از دیده‏اى که به هنگام گریه کردن از خوف تو خشک هست ولى براى نگریستن به مناظر خوش ‏آیندش خیره و حریص هست خدایا

لا حَوْلَ لى‏ وَلا قُوَّهَ اِلاَّ بِقُدْرَتِکَ، وَلا نَجاهَ لى‏ مِنْ مَکارِهِ الدُّنْیا اِلاَّ
جنبش و نیرویى براى من نیست جز به نیروى تو و راه نجاتى از گرفتاریهاى دنیا ندارم جز

بِعِصْمَتِکَ، فَاَسْئَلُکَ بِبَلاغَهِ حِکْمَتِکَ، وَنَفاذِ مَشِیَّتِکَ، اَنْ لا تَجْعَلَنى‏
نگهدارى تو پس از تو مى‏ خواهم به حکمت رسایت و به مشیت جارى و گذرایت که مرا تنها در معرض‏

لِغَیْرِ جُوْدِکَ مُتَعَرِّضاً، وَلا تُصَیِّرَنى‏ لِلْفِتَنِ غَرَضاً وَکُنْ لى‏ عَلَى‏
جود و بخشش خود درآورى و هدف تیرهاى بلا و آزمایش قرارم ندهى و مرا در پیروزى‏

الْأَعْدآءِ ناصِراً، وَعَلَى الْمَخازى‏ وَالْعُیُوبِ ساتِراً وَمِنَ الْبَلاءِ واقِیاً،
بر دشمنان یارى کنى و رسوائیها و عیوبم را بپوشانى و از بلا محافظتم کنى‏

وَعَنِ الْمَعاصى‏ عاصِماً بِرَأْفَتِکَ وَرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.
و از گناهان نگاهم دارى به مهر و رحمتت اى مهربانترین مهربانان‏

پرتال آسمونی

11:

اِلهى‏ لا تُؤَدِّبْنى‏ بِعُقوُبَتِک
وَلا تَمْکرْ بى‏ فى‏ حیلَتِک
مِنْ اَینَ لِىَ الْخَیرُ یا رَبِّ، وَلا یوُجَدُ اِلاَّ مِنْ عِنْدِک،
وَمِنْ اَینَ لِىَ النَّجاةُ، وَلا تُسْتَطاعُ اِلاَّ بِک

لاَ الَّذى‏ اَحْسَنَ اسْتَغْنى‏ عَنْ عَوْنِک وَرَحْمَتِک،
وَلاَ الَّذى‏ اَسآءَ وَاجْتَرَءَ عَلَیک، وَلَمْ یرْضِک خَرَجَ عَنْ‏ قُدْرَتِک،
یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِّ ...
بِک‏ عَرَفْتُک، وَاَنْتَ دَلَلْتَنى‏ عَلَیک، وَدَعَوْتَنى‏ اِلَیک،
وَلَوْلا اَنْتَ لَمْ اَدْرِ ما اَنْتَ،

اَلْحَمْدُ للَّهِ‏ِ الَّذى‏ اَدْعوُهُ فَیجیبُنى‏، وَاِنْ کنْتُ بَطیئاً حینَ یدْعوُنى‏،
وَالْحَمْدُ للَّهِ‏ِ الَّذى‏ اَسْئَلُهُ فَیعْطینى‏، وَاِنْ کنْتُ بَخیلاً حینَ یسْتَقْرِضُنى‏،
وَالْحَمْدُ للَّهِ‏ِ الَّذى‏ اُنادیهِ کلَّما شِئْتُ لِحاجَتى‏، وَاَخْلوُ بِهِ حَیثُ شِئْتُ‏ لِسِرِّى‏ بِغَیرِ شَفیعٍ فَیقْضى‏ لى‏ حاجَتى‏،
اَلْحَمْدُللَّهِ‏ِ الَّذى‏ لا اَدْعُو غَیرَهُ، وَلَوْ دَعَوْتُ غَیرَهُ، لَمْ یسْتَجِبْ لى‏ دُعآئى‏،
وَالْحَمْدُ للَّهِ‏ِ الَّذى‏ لا اَرْجُو غَیرَهُ، وَلَوْ رَجَوْتُ غَیرَهُ، لَأَخْلَفَ رَجآئى‏،
وَالْحَمْدُ للَّهِ‏ِ الَّذى‏ وَکلَنى‏ اِلَیهِ فَاَکرَمَنى‏، وَلَمْ یکلْنى‏ اِلَى النَّاسِ فَیهینُونى‏،
وَالْحَمْدُ للَّهِ‏ِ الَّذى‏ تَحَبَّبَ اِلَىَّ وَهُوَ غَنِىٌّ عَنّى‏،
وَالْحَمْدُ للَّهِ‏ِ الَّذى‏ یحْلُمُ عَنّى‏، حَتّى‏ کاَ نّى‏ لا ذَنْبَ لى‏،

فَرَبّى‏ اَحْمَدُ شَى‏ءٍ عِنْدى‏ وَاَحَقُّ بِحَمْدى‏،

اَللّهُمَّ اِنّى‏ اَجِدُ سُبُلَ الْمَطالِبِ اِلَیک مُشْرَعَةً
وَمَناهِلَ الرَّجآءِ اِلَیک مُتْرَعَةً،
وَالْأِسْتِعانَةَ بِفَضْلِک لِمَنْ اَمَّلَک مُباحَةً،
وَاَبْوابَ الدُّعآءِ اِلَیک‏ لِلصَّارِخینَ مَفْتوُحَةً،
وَاَعْلَمُ اَنَّک لِلرَّاجى‏ بِمَوْضِعِ اِجابَةٍ،
وَلِلْمَلْهوُفینَ‏ بِمَرْصَدِ اِغاثَةٍ،
وَاَنَّ فِى اللَّهْفِ اِلى‏ جوُدِک وَالرِّضا بِقَضآئِک عِوَضاً مِنْ مَنْعِ الْباخِلینَ، وَمَنْدوُحَةً عَمَّا فى‏ اَیدِى الْمُسْتَاْثِرینَ،
وَاَنَ‏ الرَّاحِلَ اِلَیک قَریبُ الْمَسافَةِ،
وَاَنَّک لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِک،
اِلاَّ اَنْ‏ تَحْجُبَهُمُ الْأَعمالُ دوُنَک،

وَقَدْ قَصَدْتُ اِلَیک بِطَلِبَتى‏ ،وَتَوَجَّهْتُ الیک بِحاجَتى‏
وَجَعَلْتُ بِک اسْتِغاثَتى‏، وَبِدُعآئِک تَوَسُّلى‏ مِنْ غَیرِ اسْتِحْقاقٍ لاِسْتِماعِک مِنّى‏،
وَلاَ اسْتیجابٍ لِعَفْوِک عَنّى‏،
بَلْ لِثِقَتى‏ بِکرَمِک، وَسُکوُنى‏ اِلى‏ صِدْقِ وَعْدِک، وَلَجَائ‏ اِلىَ الْإیمانِ‏ بِتَوْحیدِک، وَیقینى‏ بِمَعْرِفَتِک مِنّى‏ اَنْ لا رَبَّ لى‏ غَیرُک، وَلا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، وَحْدَک لا شَریک لَک،

خدایا مرا به مجازات و عقوبتت ادب مکن
و مکر مکن به من با حیله‏ ات
از کجا خیرى بدست آورم‏ اى پروردگار من با اینکه خیرى یافت نشود جز در پیش تو
و از کجا نجاتى برایم باشد با اینکه نجاتى نتوان یافت جز به کمک تو
نه اون‏کس که نیکى کند بى‏ نیاز هست از کمک تو و رحمتت
و نه اونکس که بد کند و دلیرى بر تو کند و خوشنودیت نجوید از تحت قدرت تو بیرون رود

اى پروردگار من ،بوسیله خودت من ترا شناختم‏ و تو مرا برخود راهنمایى کردى و بسوى خود خواندى و اگر تو نبودى من ندانستم که تو کیستى‏

ستایش خدایی را که مى‏ خوانمش و پاسخم می دهد و اگرچه وقتى او مى‏ خواندم بکندى به درگاهش می روم‏
و ستایش خدایى را که مى‏ خواهم از او و به من عطا مى‏ کند و اگرچه در هنگامى که او از من چیزى قرض خواهد من بخل کنم‏
و ستایش خدایى را که هرگاه براى حاجتى بخواهم او را ندا کنم و هر وقت بخواهم براى‏ راز و نیاز بدون واسطه با او خلوت کنم و او حاجتم را برآورد
ستایش خدایى را که جز او کسى را نخوانم و اگر غیر او دیگرى را مى‏ خواندم دعایم را مستجاب نمى‏ کرد
و ستایش خدایى را که بجز او امید ندارم و اگر به غیر او امیدى داشتم ناامیدم مى‏ کرد
و ستایش خدایى‏ را که مرا به حضرت خود واگذار کرده و از این‏رو به من اکرام کرده و به امت واگذارم نکرده که مرا خوارنمايند
و ستایش خدایى را که‏ با من دوستى کند در صورتى که از من بى‏ نیاز هست
و ستایش خدایى را که نسبت به من بردبارى کند تا به جایى که‏ گویا گناهى ندارم
پس پروردگار من ستوده‏ ترین چیزها هست نزد من و به ستایش من سزاوارتر هست

خدایا من همه راههاى‏ مقاصد را به سوى تو باز مى‏ بینم
و چشمه‏ هاى امید را بسویت سرشار مى‏ یابم‏
و یارى جستن به فضل تو براى آرزومندانت مباح و بى‏ مانع هست
و درهاى دعاى بسوى تو ، براى‏ فریادنمايندگان باز هست
و به خوبى مى‏ دانم که تو براى اجابت شخص امیدوار آماده‏ اى و براى فریادرسى اندوهگینان‏ مهیاى فریادرسى هستى

و می دانم پناه به جود و بخششت و خشنودی به تقدیرت جانشین دریغ داشتن بخيلان و راه چاره ایست از اونچه در دستان خودخواهان هست

و براستى‏ کوچ‏ نماينده به درگاهت، راهش نزدیک هست
و مسلماً تو از ایجاد خود در حجاب نشوى مگر اونکه‏ کردارشان میان اونها و تو حاجب شود
و من با مطلبى که دارم قصد تو را کرده‏ و با حاجت خود رو به‏ درگاه تو آوردم و هستغاثه‏ ام را به‏ درگاه تو برنامه دادم و دعاى تو را دست‏آویز خود کردم
بى ‏اونکه من‏ هستحقاق داشته باشم که تو از من بشنوى
و نه مستوجب اونم که از من بگذرى
بلکه بدان اعتمادى که من‏ به کرم تو دارم و اون اطمینانى که به درستى وعده‏ ات دارم
و به خاطر پناهندگیم به ایمان‏ و اعتقادى که بر یگانگى تو دارم و یقینى که به معرفت و شناسایى تو دارم که مى‏ دانم پروردگارى غیر تو نیست و معبودى جز تو وجود ندارد یگانه‏ اى که شریکى برایت نیست


12:

رب من ذا الذى دعاك فلم تجبه ، و من ذا الذى سالك فلم تعطه ، و من ذا الذى ناجاك فخيبه او تقرب اليك فابعدته ؟
رب هذا فرعون ذوالاوتاد - مع عناده و كفره و عتوه و ادعانه الربوبيه لنفسه ، و علمك بانه لايتوب ، و لا يرجع لايووب و لا يومن و لايخشع - هستجبت اله يتوب ، و لا يرجع و لا يووب و لا يومن و لا يخشع - هستجبت له دعائه و اعطيته سوله ، كرما منك وجودا و قله مقدار لماسالك عندك مع عظمه عنده ، اخذا بحجتك عليه و تاكيدا لها حين فجر و كفر و هستطال على قومه و تجبر، و بكفره عليهم افتخر، و بظلمه لنفسه تكبر، و بحلمك عنه هستكبر، فكتب و حكم على نفسه جراه منه ان جزاء مثله اون يغرق فى البحر، فجزيته بما حكم به على نفسه .

الهى و انا عبدك ابن عبدك و ابن امتك معترف لك بالعبوديه ، مقر بانك انت الله خالقى ، لا اله لى غيرك و لا رب لى سواك ، موقن بانك ربى و اليك مردى و ايابى ، عالم بانك على كل شى ء قدير، تفعل ما تشاء و تحكم ما تريد.لا معقب لحكمك و لا راد لقضاءك ، و انك الاول و الاخر و الظاهر و الباطن

بارخدایا چه کسی دعا کرد و تو او را اجابت نفرمودی؟ کدامیک از بندگان دست نیاز به سوی تو دراز کرد و تو او را محروم نمودی؟ کدام بنده ای با تو مناجات کرد و تو را مأیوس ساختی؟ چه کسی از بندگانت تقاضای نزدیک بودن به تو را داشت و تو او را از در خانه ات راندی؟

خداوندا اون فرعونی که در مقابل دستگاه با عظمت تو کاخها برافراشت و سرکشیها نمود و دعوی خدایی کرد و با اینکه تو می دانستی، توبه نمی کند و قلبش در برابر ذات پاک تو خاضع نخواهد شد، دعایش را مستجاب کردی و خواسته او را برآوردی و با اینکه حاجت او برای ذات پاک تو ناچیز و برای او بزرگ بود تو حجّت را بر او اتمام کردی هنگامی که به ذات پاک تو کفر ورزید و راه بدیها را پیمود و بر ملّت خود راه ظلم و ستم در پیش گرفت و در سایه ی کفر خود بر‌ اونها هستیلا یافت و بر اونان فخر می فروخت و از حلم تو سوء هستفاده کرد و راه تکبّر در پیش گرفت و خود بر خویشتن حکم نمود، که پاداش کسی مانند او غرق شدن در دریاست و تو نیز اون حکم را اجرا فرمودی و او را در دریا غرق کردی.


بار خدایا من بنده ای از بندگان و فرزند بنده و کنیزی از کنیزان توام؛ به خدایی تو معترفم و به اینکه خدایی نیست جز ذات پاک تو که یگانه آفریننده و تنها خدا و تربیت نماينده ی منی.

معتقدم که خدا و رب من تو هستی که بر همه چیز توانایی و هرچه بخواهی انجام می دهی و هر حکمی را که اراده فرمایی، صادر می کنی.

هیچ کس نمی تواند حکم تو را رد کند و حتماً فرمان تو باید اجرا شود.

اول جهان هستی و آخر اون، ظاهر اون و باطن اون تویی


13:


قُلْ رَبِّ إِمَّا تُرِینِّی مَا یوعَدُونَ

بگو: پروردگارا اگراونچه را که به اونان وعده داده می‌شود به من نشان دهی (و در زندگیم اون را ببینم)...

رَبِّ فَلَا تَجْعَلْنِی فِی الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ
پروردگارا مرا با گروه ستمگران برنامه مده
آمین

شاید این دعای قراونی مناسب حال ما منتظران باشد
سوره مومنون 93-94

14:

بسم الله الرّحمن الرّحیم
بنام خداى بخشاینده مهربان

اِلهى‏ اَلْبَسَتْنِى الْخَطایا ثَوْبَ مَذَلَّتى‏، وَجَلَّلَنِى التَّباعُدُ مِنْکَ لِباسَ‏ مَسْکَنَتى
وَاَماتَ قَلْبى‏ عَظیمُ جِنایَتى‏، فَاَحْیِهِ بِتَوْبَهٍ مِنْکَ یا اَمَلى‏ وَبُغْیَتى‏، وَیا سُؤْلى‏ وَمُنْیَتى‏،
خدایا خطاها و گناهان پوشش خوارى بر تنم کرده و دورى از تو جامه‏
بیچارگى بر تنم افکنده و برزگ جنایتم دلم را میرانده پس تو زنده‏اش کن به بازگشت خودت (بسوى من) اى آرزو و مقصودم و اى خواسته و آرمانم

فَوَ عِزَّتِکَ ما اَجِدُ لِذُنوُبى‏ سِواکَ غافِراً،
وَلا اَرى‏ لِکَسْرى‏ غَیْرَکَ جابِراً، وَقَدْ خَضَعْتُ بِالْإِنابَهِ اِلَیْکَ، وَعَنَوْتُ‏ بِالْاِسْتِکانَهِ لَدَیْکَ، فَاِنْ طَرَدْتَنى‏ مِنْ بابِکَ فَبِمَنْ اَلوُذُ، وَاِنْ رَدَدْتَنى‏ عَنْ جَنابِکَ فَبِمَنْ اَعُوذُ،
فَوا اَسَفاهُ مِنْ خَجْلَتى‏ وَافْتِضاحى‏، وَوا لَهْفاهُ‏
مِنْ سُوءِ عَمَلى‏ وَاجْتِراحى‏
به عزتت سوگند براى گناهانم جز تو آمرزنده‏ اى نمی یابم‏ و براى شکستگیم جز تو شکسته‏ بندى نبینم
و من بوسیله آه و ناله کردن بسوى تو بدرگاهت خاضع گشته و با زارى کردن‏
در برابرت خود را به خوارى کشاندم
پس اگر توام از درگاه خویش برانى در اون‏حال به که روآورم؟
و اگر توام‏ از نزد خویش بازگردانى به که پناه برم؟
و بس افسوس از شرمندگى و رسواییم و اى دریغ‏
از کار بد و گناهانى که بدست آورده‏ ام

اَسْئَلُکَ یا غافِرَ الذَّنْبِ الْکَبیرِ، وَیا جابِرَالْعَظْمِ الْکَسیرِ،
اَنْ تَهَبَ لى‏ مُوبِقاتِ الْجَرآئِرِ، وَتَسْتُرَ عَلَىَّ فاضِحاتِ‏
السَّرآئِرِ،
وَلا تُخْلِنى‏ فى‏ مَشْهَدِ الْقِیامَهِ مِنْ بَرْدِ عَفْوِکَ وَغَفْرِکَ،
وَلاتُعْرِنى‏ مِنْ جَمیلِ صَفْحِکَ وَسَتْرِکَ

از تو خواهم اى آمرزنده گناه بزرگ و اى شکسته‏بند

استخوان شکسته که ببخشى بر من گناهان نابود نماينده‏ ام را و بپوشى بر من کارهاى پنهانى‏
رسوانماينده را و مرا در بازار قیامت از نسیم جان‏بخش عفو و آمرزشت محروم نفرمایى و از
پوشش زیباى گذشت و چشم‏پوشى خود برهنه‏ ام نکنى

اِلهى‏ ظَلِّلْ عَلى‏ ذُنُوبى‏
غَمامَ رَحْمَتِکَ، وَاَرْسِلْ عَلى‏ عُیُوبى‏ سَحابَ رَاْفَتِکَ،

خدایا سایه ابر رحمتت را بر گناهانم بیندازو ابرریزان مهربانى و رأفتت را براى شستشوى عیبهایم بفرست

اِلهى‏ هَلْ‏ یَرْجِعُ الْعَبْدُ الْابِقُ اِلاَّ اِلى‏ مَوْلاهُ، اَمْ هَلْ یُجیرُهُ مِنْ سَخَطِهِ اَحَدٌ سِواهُ،
خدایا آیابنده فرارى جز به درگاه مولایش به کجا بازگردد یا آیا کسى جز او هست که ویرا از خشم او پناه دهد

اِلهى‏ اِنْ کانَ النَّدَمُ عَلَى الذَّنْبِ تَوْبَهً فَاِنّى‏ وَعِزَّتِکَ مِنَ النَّادِمینَ،
معبودا اگر پشیمانى بر گناه توبه محسوب شود پس به عزتت سوگند که براستى من از پشیمانانم‏

وَاِنْ کانَ الْإِسْتِغْفارُ مِنَ الْخَطیئَهِ حِطَّهً فَاِنّى‏ لَکَ مِنَ الْمُسْتَغْفِرینَ،
و اگر آمرزش خواهى از خطا اونرا پاک کند پس براستى من از آمرزش خواهانم‏

لَکَ الْعُتْبى‏ حَتّى‏ تَرْضى‏،
خدایا تو را سزد که مرا مؤاخذه کنى تا گاهى که خوشنود شوى

اِلهى‏ بِقُدْرَتِکَ عَلَىَّ تُبْ عَلَىَّ، وَبِحِلْمِکَ‏عَنّىِ اعْفُ عَنّى‏، وَبِعِلْمِکَ بى‏ اِرْفَقْ بى‏،
خدایا به همان قدرتى که بر من دارى توبه‏ام بپذیر و به بردباریت‏
از من بگذر و به همان علمت که به احوالم دارى با من مدارا کن

اِلهى‏ اَنْتَ الَّذى‏ فَتَحْتَ‏
لِعِبادِکَ باباً اِلى‏ عَفْوِکَ، سَمَّیْتَهُ التَّوْبَهَ فَقُلْتَ تُوبُوا اِلَى اللَّهِ تَوْبَهً
نَصُوحاً، فَما عُذْرُ مَنْ اَغْفَلَ دُخُولَ الْبابِ بَعْدَ فَتْحِهِ،
خدایا تویى که درى از عفو خود بسوى بندگانت باز کردى و نامش را توبه گذاردى و فرمودى «بسوى خدا بازگردید با توبه‏
صادقانه» پس دیگر چه عذرى دارد اون کس که از وارد شدن در این در باز شده غفلت ورزد

اِلهى‏ اِنْ کانَ‏ قَبُحَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِکَ، فَلْیَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِکَ،
خدایا اگر براستى‏ سرزدن گناه از بنده‏ات زشت هست ولى گذشت نیز از نزد تو نیکو هست

اِلهى‏ ما اَنَا بِاَوَّلِ‏
مَنْ عَصاکَ فَتُبْتَ عَلَیْهِ، وَتَعَرَّضَ لِمَعْرُوفِکَ فَجُدْتَ عَلَیْهِ، یا مُجیبَ‏
الْمُضْطَرِّ، یا کاشِفَ الضُّرِّ، یا عَظیمَ الْبِرِّ، یا عَلیماً بِما فِى السِّرِّ، یاجَمیلَ السِّتْرِ،
معبودا من نخستین کسى نیستم‏ که نافرمانیت کرده و توبه پذیرش گشته‏ اى و خواستار احسانت گشته و تو بر او احسان‏کرده‏ اى،
اى پذیرنده بیچاره، اى غمزداى بزرگ احسان، اى داناى اسرار نهان اى‏
نیکو پرده‏ پوش

اِسْتَشْفَعْتُ بِجُودِکَ وَکَرَمِکَ اِلَیْکَ، وَتَوَسَّلْتُ بِجَنابِکَ‏
وَتَرَحُّمِکَ‏ لَدَیْکَ،
شفیع گردانم نزد تو جود و کرمت را و توسل جستم به حضرتت و به مهربانیت‏ در پیش تو

فَاسْتَجِبْ دُعآئى‏، وَلا تُخَیِّبْ فیکَ رَجآئى‏،
وَتَقَبَّلْ تَوْبَتى‏، وَکَفِّرْ خَطیئَتى‏ بِمَنِّکَ وَرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.
پس دعایم مستجاب کن و امیدم را درباره خودت به نومیدى تبديل مکن‏و توبه‏ ام را بپذیر و گناهم را به کرم و مهربانى خود نادیده گیر اى مهربانترین مهربانان‏


82 out of 100 based on 62 user ratings 1312 reviews

@