معارف و لطایفی از قرآن


معارف و لطایفی از قرآن



معارف و لطایفی از قرآن
بسم الله الرحمن الرحیم

در این جستار هدفمون ذکر معارفی از قرآن
و یا لطایفی از آیات قرآن
و یا برداشت های ذوقی که از آیات قرآن شده است می باشد



علت دو نیمه شدن دریا در زمان موسی (ع) کشف شد !

1:

معارف و لطایفی از قراون

امام ششم ع
...


همه چیز در مورد شیطان
اعظم آیه فی کتاب الله ...


فضائل صلوات
وهی
بِسْمِ‏ اللَّهِ‏ الرَّحْمنِ‏ الرَّحیمِ
تفسیر روشن ج1ص30

امام رضا ع :
نزدیکی –بِسْمِ‏ اللَّهِ‏ الرَّحْمنِ‏ الرَّحیمِ – به اسم اعظم بیشتر هست از نزدیکی سیاهی چشم انسان بر سفیدی اون

دعای گرانقدر مشلول
اَللّهُمَ‏ اِنّى‏ اَسْئَلُک بِاسْمِک بِسْمِ‏ اللَّهِ‏ الرَّحْمنِ‏ الرَّحیمِ


انسان و کهکشان

2:

معارف و لطایفی از قراون

در تفسیر برهان از امام ششم (ع) فرمود مراد از سبع من المثانی در آیه وَلَقَدْ آتَینَاكَ سَبْعًا مِنَ الْمَثَانِی وَالْقُرْاونَ الْعَظِیمَ سوره حمد باشد

مثانی : جمع مثنی یعنی مورد انصراف و انعطاف
ماده ثنی معنی حقیقی اون عطف و صَرف هست یعنی در گردیدن و میل پیدا شدن
در معنی عدد مخصوص : به معنی برگشت و مکرر شدن اون که شماره یک مکرر می شود

پس کلمه مثانی بمعنی مواردیکه در اون انصراف و انعطاف باشد هستعمال می شود و سوره حمد دارای هفت انعطاف هست که از عالم ماده و طبیعت بجهان لاهوت منعطف می کند

آری انسان با مطالعه این سوره اگر از روی دقت و توجه صورت بگیرد در هفت مرحله از منازل جسمانی بعوالم روحانی منصرف شده و بالاخره بمرتبه اخلاص و طلب صراط مستقیم مخصوص منتهی می گردد

محمد بن مسلم از امام ششم (ع) پرسید مراد از سبع من المثانی در آیه وَلَقَدْ آتَینَاكَ سَبْعًا مِنَ الْمَثَانِی وَالْقُرْاونَ الْعَظِیمَ چیست امام فرمود فاتحه الکتاب هست در اون
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ باشد که آیه إِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِی الْقُرْاونِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلَى أَدْبَارِهِمْ نُفُورًا مربوط به اون هست
و الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ باشد که اهل بهشت هنگام شکر از حسن ثواب الهی اونرا متذکر می شوند
و مَالِكِ یوْمِ الدِّینِ باشد که هر مومنی که اونرا متذکر شود خداوند و ملائکه آسمانها اورا تصدیق نمایند
و إِیاكَ نَعْبُدُ باشد که دلالت بر اخلاص عبادت کند
و إِیاكَ نَسْتَعِینُ باشد که بهترین جمله برای خواستن حوائج هست
و اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ باشد که مراد صراط انبیاء هست و اونان هستند که خداوند در حق اونان انعام فرموده هست
و غیرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیهِمْ که یهود هستند وَلَا الضَّالِّینَ که نصاری هستند

بطوری که فرموده شد مثانی جمع مثنی بمعنای انعطاف باشد و در این سوره مبارکه هفت مورد انعطاف و برگردیدن از موضوعی به موضوع دیگر صورت گرفته هست
اول بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ : این توجه شخص نمازگذار را از حالت عادی و توجهات مادی منصرف به پروردگار متعال می کند
دوم توجه و انعطاف به ستودن خداوند متعال و باینکه او تربیت نماينده تمام عوالم ظاهری و باطنی بوده و همه را بسوی کمال خود سوق می دهد
سوم توجه و انعطاف به شمول و انبساط رحمتهای او بعموم موجودات و عوالم بطوریکه فیوضات و الطاف او همه را از ابتدای تکوین تا انتهای هستی فرا گرفته هست
چهارم عطف توجه هست به اینکه او در پایان زندگی و روزیکه همه در مقابل عظمت حق متعال خضوع دارند و در این صورت همه باید خود را برای این روز آماده سازند
پنجم انعطاف هست پس از توجه بمقامات جلال و عظمت و سلطه خداوند متعال به لزوم حصر عبادت برای او
ششم در نتیجه حصر عبودیت برای او توجه پیدا می کند که یاری وتوفیق و حول و قوت و اعطا و رحمت همه از او و بدست اوست و تنها از او باید امید نعمت و یاری و رحمت داشت
و دومرتبه می فهمد حضور و احاطه خداوند نه تنها برای شخص اوست بلکه همه در محضر و تحت توجه و نظر او هستند و از این لحاظ صیغه به متکلم مع الغیر تغییر می کند
هفتم در اینجا عطف توجه می کند باونکه بزرگترین رحمت و لطف و یاری پروردگار در باره بنده خود همانا نعمت هدایت و توفیق هست البته هدایتی که مقربین و بندگان مخصوص و اولیاء خود را به اون نحو هدایت کرده هست نه هدایت عمومی و مطلق


* غدير آزموني بزرگ پيش روي مسلمانان *

3:

حروف مقطعه


الم از حروف رمزی هست و معنای حقیقی اون نزد خدا و رسول باشد و تفاهم مربوط به اون مربوط می شود به متکلم و مخاطب و تفسیر قاطع نوشتن در باره اون بر خلاف نظر پروردگار هست
و چون این کلمات مستعمل لغت عرب حساب نمی شود : قهرا بدلالت حروف می توانیم مطالبی را هستفاده نماییم
از جمله دلالت حروف جهت اعداد هست که در میان ملل سابقه (مخصوصا ملل عبری که یکی از مآخذ عربی هست متداول بوده هست )

الم : اشاره به دوره سوم اسلام که در سال 61 با حادثه کربلا خاتمه پیدا می کند و از اهل بیت اطهار که آیه إِنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا در باره اونان نازل شده بود کسی باقی نمی ماند
توضیح :
دوره اول : انتهای شدت و سختی در سیزده سال ایام اقامت پیامبر اکرم در مکه
و به این وقت اشاره می شود به کلمه طه (بتطبیق عدد 14) سال آغاز شروع آزادی از ناراحتیها و سختیها و بسیار مناسب هست
طه مَا أَنْزَلْنَا عَلَیكَ الْقُرْاونَ لِتَشْقَى

دوره دوم : افتتاح و پیش آمدن حکومت اسلامی حق برای اهل بیت رسول و خلافت وصی رسول اکرم در سال 35 ه مطابق سنه 48 از بعثت که آغاز ظهور اسلام هست و اشاره می شود به این وقت برمز حم (بتطبیق عدد 48) و مناسب این جریان هست آیه
حم‌ وَالْكِتَابِ الْمُبِینِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیلَةٍ مُبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِینَ فِیهَا یفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ
حم تَنْزِیلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ

دوره سوم : خاتمه پیدا کردن زندگی اصحاب کساء و اهل بیت طاهرین در جریان کربلا در سنه 61 هجری که اشاره می شود به اون با رمز الم (بتطبیق عدد 71) از اونجا که دعوت و اظهار اسلام سه سال سپس بعثت آغاز گردید و مناسب با این جریان هست آیه کریمه
الم غُلِبَتِ الرُّومُ فِی أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیغْلِبُونَ
و آیه کریمه الم أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یتْرَكُوا أَنْ یقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یفْتَنُونَ
چون در دوره اول و دوم نظر به خود اسلام بود و نه اظهار و دعوت لذا از اول بعثت پیامبر اکرم و ظهور خود اسلام حساب شده هست

دوره چهارم : پایان دوره بیان و اظهار حقائق اسلام بصورت علنی با وفات امام ششم و در سال 148 (سال 161 از آغاز بعثت)
المص (بتطبیق عدد 161)

دوره پنجم : سال اول امامت امام دوازدهم و غیبتش ، سال 261 و اگر از آغاز اظهار اسلام محاسبه شود سال 271 خواهد بود
المر(بتطبیق عدد 271)
و مخفی نیست که برای کلمه م جهتی هست که منتسب هست به رسول الله (ص) محمد و مله الاسلامیه
ما قلناه ليس من التفسير و لا التأايشانل.


حضرت مسیح در قرآن
بل هستحسانات ذوقيّة و تطبيقات احتماليّة.


کهیعص :
كهيعص : أي يا كافي، يا هادي، يا وليّ، يا عالم، يا صادق.
کهیعص : كربلا الهلاك يزيد العطش الصبر

ص : أنّ ما يستفاد من الآيات الكريمة، قبل هذه الكلمة و بعدها: هو أنّها حرف رمز يشار بها الي معني مفهوم للنبيّ (ص)، و يقايشان في النظر أن يكون المراد هو الصفّ أو الصبر أو الصراط أو الصلاح أو الصفاء

ق : فيشار بحرف القاف الي ما يجب للرسول و ما يوظّف به و ما يجري بيده، و هو إبلاغ الأحكام و تبيين الحقائق في قبال الأقوال و الآراء الباطلة، و الأقوام و الجماعات المكذّبين المفسدين، و هذا برنامج البعثة و وجهة الرسالة.
و من صفات ق: الجهر و الشدّة و الاستعلاء و الضغط.

یس : قيل معناه يا سيّد الأوّلين و الآخرين.


مراحل خودسازی و پندهایی دیگر
و قيل: هو اسم النبيّ (ص(


طه :
الطغيان و هداية الطاغين
(بتطبیق عدد 14) بشارت به 14 معصوم
امتداد زندگی حضرت تا 14 سال با توجه به نزول سوره در مکه و قبل از هجرت
و ...


معيارهاي شناخت جبهه حسيني از جبهه يزيدي

یکی دیگر از ارشادات این رمزها در اوایل سوره ها موضوعاتی هست که در اون سوره ها مکرر شده هست

4:

معارف و لطایفی از قراون
یوم : مطلق هر وقتی هست که محدود باشد در مادی یا روحانی
دِین : خضوع کردن در مقابل برنامه و انقیاد اون
مالک یوم الدین : او مالک مطلق و مسلط کامل باشد به روزیکه همه موجودات در اونروز خواه و ناخواه خضوع پیدا کرده و در مقابل مقررات و ضوابط تسلیم و انقیاد تمام خواهند داشت

چون در عالم ماده تمام جریانها و تجلی صفات جلال و عظمت و جلال پروردگار متعال با وسائل و اسباب و وسائط جسمانی ظاهری صورت می گیرد و از طرف دیگر انسان از مشاهده پشت پرده و ماورای عالم ماده محجوب هست نمی تواند حقیقت مالکیت و سایر صفات خداوند متعال را بمعاینه درک کند
ولی در عوالم روحانی وسائط و اسباب و وسائل و همچنین محجوبیت کمتر و یا موجود نیست از این نظر افاضات و تجلیات حق متعال برای همه قابل درک خواهد بود

تفاوت مالکیت در دو عالم مانند تفاوت مالکیت روح بر اعضای بدنی و بر قوه فکر هست
در قسم اول حاکمیت روح باعضا بوسیله مغز هست ولی در قسم دوم مستقیم حاکمیت دارد
و بالاتر از این دو قسم مرتبه سوم هست که توجهات روحانی و جذبات لاهوتی و مشاهده حقائق و معارف الهی هست که بطریق شهود روحی انجام می گیرد نه از راه قوای باطنی و قوه متفکره یا مخیله

مالکیت مطلق دریوم الدین آشکار و روشن گردد زیرا همه وسائط و اسباب در اونروز منتفی می شود

یوم الدِین بنحو اطلاق بایام پس از موت در عالم برزخ و یا پس از بعث در قیامت فرموده می شود ولی از لحاظ مفهوم مطلق اون بر وقتهایی نیز شامل می گردد که انسان در اون وقت خضوع و تسلیم تمام از احکام و مقررات الهی نموده در مقابل فرمانها و اوامر و نواحی او از خود گذشته و فانی باشد و در این صورت نیز خداوند متعال حاکم و مالک و صاحب اختیار او خواهد بود

در تفسیر برهان از حضرت سجاد (ع) نقل می کند که اگر همه اهل شرق و غرب فانی شوند هرگز وحشت نمی کنم مادامیکه قراون نزد من باشد .

و چون آیه مالک یوم الدین را قرائت می کرد اونرا تکرار کرده و حالش بطوری دگرگون می شد که نزدیک بود روحش از تن او جدا گردد


88 out of 100 based on 78 user ratings 1078 reviews

@