مشکلات جهان اسلام و ریشه‌های آن‌ها


مشکلات جهان اسلام و ریشه‌های آن‌ها



مشکلات جهان اسلام و ریشه‌های آن‌ها
این مقاله بر گرفته از همشهری انلاین و صرفا نظرات بیژن نامدار زنگنه میباشد که جهت تبادل نظر در این تاپیک برنامه داده میشود و لزوما مورد قبول یا رد بنده نمی باشد .بلکه جهت گفتمان درج شده است .
پس دوستان لطفا این دیدگاه ها رو منطبق با دیگاه استارتر ندونند .

شاید اگر در گذشته از بسیاری از مسلمانان سؤال می‌شد که بزرگ‌ترین مشکل و یا چالشی که هم اکنون جهانِ اسلام با آن روبه رو است چیست؟ پاسخ اکثر ایشان به این سؤال این می‌بود که توطئه‌های استعماری ابرقدرت ها علیه اسلام و مسلمانان و بارزترین نمونه آن نیز اقدامات رژیم اشغالگر قدس است.

مشکلات جهان اسلام و ریشه‌های آن‌ها

در این مکتوب سعی بر این است که ریشه‌هایِ اصلی مشکلات فعلی جهان اسلام به طور اجمالی شناخته و بیان شود و به ریشه یابی مشکلات و شناختِ علل پایه ای و به ویژه درونیِ دردهایِ مسلمانان پرداخته شود.
چیزی که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده و مسلمانان عادت کرده اند که ریشه های مشکلات خود را در خارج از خود بیابند و به همین دلیل نیز بیشتر سیاست‌ها، راهبردها و هدف گذاری‌هایِ آنان برایِ حلِ چالش‌هایی که با آن‌ها درگیرند راه به جایی نمی‌برد.

طرحِ بحث:

با نگاهی اجمالی به وضعیت امروز مسلمانان، می‌توان دریافت که امروز امت پیامبر (ص) از چند درد و فقر بزرگ در عرصه‌های اقتصادی، علوم و فناوری، توسعه انسانی و سیاسی رنج می‌برد که در آخر، باید دردی بسیار بزرگتر را نیز بر این دردها افزود.

فقر اقتصادی

وقتی که صحبت از فقر می‌شود قطعاً مفهوم نسبی آن مورد نظر است.
  • بیش از 1500 میلیون نفر مسلمان با حدود %23 جمعیت جهان، در 56 کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی-OIC-، تنها %7 کل تولید ناخالصِ دنیا را تولید می‌‌کنند. تولید ناخالص اسمی کشورهای مسلمان در سال 2008 تنها 4460 میلیارد دلار در مقابل حدود 60560 میلیارد دلار تولید ناخالص اسمی جهان (Nominal GDP)، بوده است.
  • از همین مقدار اندک تولید مسلمانان از تولید ناخالصِ جهانی نیز بخش عمده آن در سال مورد اشاره به تولید مواد خام عمدتاً نفت و گاز و سایر مواد معدنی و کشاورزی سنتی اختصاص دارد. بر پایه بررسی انجام شده، مشخص می شود که در سال 2008 فقط نفت و گاز بیش از %25 ارزش کل تولید ناخالص کشورهای اسلامی را تشکیل می‌داده است.
  • متوسط درآمد سرانه هر مسلمان در سال 2008 حدود 2940 دلار بوده است و این در حالی است که متوسط در آمد سرانه در جهان در همان سال، حدود 9040 دلار بوده است.
  • اگر در سال مورد مطالعه، متوسط تولید (درآمد) سرانة افرادی را که در کشورهای غیر اسلامی زندگی می‌کنند، محاسبه کنیم، به عدد حدود 10832 دلار خواهیم رسید، یعنی به طور متوسط تولید (درآمد) هر فرد که در کشورهای غیر اسلامی زندگی می‌کند، حدوداً 3.7 برابر متوسط درآمد افرادی است که در کشورهای اسلامی زندگی می‌کنند.
  • نکته تأسف بر انگیزتر این است که از جمعیت حدود 1500 میلیون نفری مسلمانان تنها متوسط درآمد سرانه، در کشورهائی با جمعیت حدود 43.4 میلیون نفر از متوسط درآمد سرانه جهانی بالاتر است.
  • مجموع تولید ناخالص اسمی 10 کشور اسلامی که به ترتیب بالاترین ارقام تولید ناخالص ملی را دارند (ترکیه ، عربستان، اندونزی، ایران ، مصر، مالزی، امارات متحدة عربی، الجزایر، کویت و لیبی که به واقع بزرگ‌ترین ظرفیت‌های اقتصادی جهان اسلام را دارا می باشند) با جمعیتی بالغ بر 550 میلیون نفردر سال 2008 میلادی برابر با 3090 میلیارد دلار بوده است.
  • با توجه به این که جمعیت 10 کشور یاد شده بالا، بالغ بر 550 میلیون نفر می‌شود و بدین ترتیب درآمد سرانة متوسط در این کشورها بالغ بر حدود 5630 دلار می‌شود. این بدان معناست که مسلمانانی که با جمعیتی بیش از 970 میلیون نفر در 46 کشور دیگر اسلامی زندگی می‌کنند (%64 جمعیت مسلمانان) جمعاً فقط معادل 1366 میلیارد دلار تولید ناخالص داشته‌اند و در نتیجه درآمد سرانه متوسط در این 46 کشور مسلمان کمتر از 1410 دلار (کمتر از% 15.6 متوسط جهان) در سال مورد اشاره بوده است.
  • در سال مورد مطالعه، سه کشور قطر، امارات متحده عربی و کویت بالاترین درآمدهایِ متوسطِ سرانه را بین کشورهای اسلامی داشته‌اند. درآمد سرانة متوسطِ این کشورها به ترتیب 72000 ، 61000 و 52000 دلار بوده است. در همین سال، چهار کشور مسلمان توگو، تاجیکستان، نیجر و گینه بیسائو با درآمدهای متوسط سرانه به ترتیب 245، 245، 180 و 143 دلار در قعر جدولِ درآمد سرانه بین 56 کشور اسلامی برنامه دارند.
  • لازم به یادآوری است که چون همه مقایسه‌های انجام شده بالا بر پایه تولید ناخالص به قیمت‌های روز بود، همین مقایسه‌ها با GDP بر پایة قیمت‌های سال 2000 و نیز تولید ناخالص برپایه قدرت خرید (GDP - PPP) و همچنین بر پایه تلفیقی از سه شاخص GDP - Nominal ، GDP BASE 2000 و GDP - PPP نیز انجام شد که نتایج این مقایسه‌ها نیز با اعداد و ارقامی که در بالا بدان‌ها اشاره شد تفاوت معنی داری ندارد.





علی(علیه السلام)در قرآن: مردی با افتخارات بسیار

1:

خطِ فقر
  • جمعیتی که در کشورهای اسلامی مورد مطالعه زیر خطِ ملی فقر زندگی می‌نمايند از %14.2 جمعیت در اردن تا %70.2 در سیرالئون در فاصله وقتی 2000 تا 2007 می‌باشند.
  • در ارتباط با رقم 1.25 دلار آمریکا در روز به عنوان خط فقر در 7 کشور ، نرخ فقر (Poverty rate) کمتر از %2 (شامل کشورهای آلبانی، آذربایجان، مصر، ایران، اردن، قزاقستان و مالزی) هست و در موزامبیک این نرخ به رقم %74.7 می‌رسد.
فقر در علوم و فنّاوری


در دنیای پرشتاب امروز که قدرت اصلی را فنّاوری تشکیل می‌دهد، جهان اسلام به طور جدّی با فقر تکنولوژی روبه رو هست.


به خدا اعتماد کن
چند شاخص در این زمینه گویای وضعیت امروز مسلمانان هست: تعداد محققان در حوزة R & D در سال 2007 در طیفی از 8 محقق در میلیون نفر در نیجر تا 1588 محقق در میلیون نفر در تونس در نوسان هست.
به همین ترتیب، تعداد تکنسین‌های شاغل در R&D در سال اشاره شده از 10 نفر تکنسین در میلیون در نیجر تا 378 نفر در میلیون در مصر، متغیر هست.
در سال 2008 صادراتِ High Tech کشورهای مسلمان از رقم صفر در بنین تا 42.7 میلیارد دلار در مالزی در تغییر بوده هست.


حدیث معراج و سرانجام زنان و دختران بی حجاب امت رسول الله


با نگاهی به وضعیت 10 کشور اول جهان اسلام از نظر رتبه بندی تولید ناخالص ملی اونان در سال 2008 میلادی، تنها کشورهای ترکیه - اندونزی - مالزی - ایران و حجاز مقداری صادرات محصولات غیر نفتی اون هم با فنّاوری متوسط دارند که در مجموعِ تجارت جهانی، رقمی قابل ذکر نیست.
سخن فرمودن از تولید علم و وضعیت ضعیف پژوهش در جهان اسلام به عنوان پایه تولید فنّاوری و توانمندی در چنین شرایطی چندان ضروری به نظر نمی‌رسد .
متأسفانه امروزه هیچ کالا یا خدمتی قابل ذکر که محصول فنّاوری پیشرفته تولیدی مسلمانان باشد به جهان عرضه نمی شود.


جرعه های حکمت
در حالی که در مقابل، مسلمانان در همة این موارد نیازمند سایر امت جهان هستند.


در سوگ اسوه صبر و مقاومت حضرت زينب کبری(س)


ترجمه آیه هایی از قرآن کریم

2:

فقر در توسعة انسانی

فقر در سواد و تحصیلات:
  • متوسط نرخ بی سوادی بزرگسالان در سال 2008 در کشورهای اسلامی %36 بوده هست.
  • رقم کسانی که به سن ورود به مدرسه رسیده و وارد مدرسه شده‌اند (Net primary school Enrollment) برای پسران %84 و برای دختران %78 هست و این رقم در دبیرستان (Secondary school) برای پسران %52 و برای دختران %49 می‌باشد.

    متناظر این ارقام در جهان برایِ مدارسِ ابتدایی به ترتیب %90 و %87 و برای مدارسِ متوسطه، به ترتیب %61‌و %60 می‌باشد.
  • متأسفانه دسترسی به آماری که تعداد کسانی را نشان دهد که در کشورهای اسلامی دارای تحصیلات دانشگاهی هستند و نیز امکان مقایسة اونها را با شاخص‌هایِ جهانی و شاخص های کشورهای پیشرفته در این زمینه فراهم کند ممکن نشد.
سلامت و بهداشت:

نرخ مرگ و میر
برپایة آمار در سال 2008 میلادی به ازای هر 1000 نفر ، نرخ مرگ و میر مردان، زنان و نوزادان در کشورهای اسلامی به ترتیب برابر با 244 ، 195 و 50 نفر بوده هست.

این در حالی هست که اعداد متناظر اون برای کل دنیا به ترتیب برابر با 233 ، 174 و 31 نفر بوده هست که ملاحظه می‌شود ارقام مرگ ومیر در کشورهای اسلامی از متوسط دنیا بالاتر هست.
اگر ارقام مرگ و میر در کشورهای اسلامی را در سال یاد شده با همین آمار در کشورهای عضو OECD مقایسه کنیم، وضعیت بسیار ناگواری را نمایش می‌دهد، چرا که در سال یادشده آمار مرگ و میر مردان ، زنان و نوزادان در این کشورها به ترتیب برابر با 127 ، 61 و 5 نفر هست.

این بدان معناست که میزان مرگ و میر در کشورهای اسلامی برای مردان 1.92 ، زنان 3.2 و نوزادان 6.2 برابر کشورهای عضو OECD می‌باشد.


مخارج سرانة بهداشتی و درمانی

بر پايه آمار، سرانة هزینة بهداشت و سلامت در کشورهای اسلامی در سال 2007 برابر با 252 دلار بوده هست.

این در حالیست که هزینه سرانة بهداشت و درمان در جهان در همان سال 909 دلار و در کشورهای عضو OECD برابر با 3510 دلار بوده هست.

به طوری که مخارج سرانه بهداشتی جهان 3.6 برابر و مخارج سرانة بهداشتی کشورهای عضو OECD به میزان 13.93 برابر متوسط همین مخارج در کشورهای اسلامی هست.
همچنین در کشورهای عضو ساوقت کشورهای اسلامی به طور متوسط به ازای هر 1000 نفر جمعیت 0.7 پزشک وجود داشته و به طور متوسط %4.2 از GDP نیز در سال 2007 صرف امور سلامت شده هست.


3:

وضعیت توسعة انسانی:

امروزه بر کسی پوشیده نیست که توسعه اقتصادی جدای از توسعه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ممکن نیست.

در این بخش به بررسی دو شاخص مهم توسعة انسانی و سرمایة اجتماعی در کشورهای اسلامی می‌پردازیم:


شاخص توسعة انسانی -Human Development Index (HDI)
یکی از شاخص‌هایی که برپایه اون می‌توان وضعیت توسعه را در کشورهای مختلف بررسی کرد، شاخص توسعه انسانی هست که تلفیقی از سه شاخص «سواد»، «رشد اقتصادی» و «امید به زندگی» هست.رقم این شاخص در سال 2007 برای کشورهای اسلامی برابربا 635/0 هست.

این در حالی هست که شاخص توسعه انسانی برای کشورهای عضو OECD در این سال برابر با 794/0 هست.
مطابق با شاخص توسعة انسانی HDI (Human Development Index) 10 کشور اسلامی در طبقه بندی بالا برنامه می‌گیرند که عبارتند از برونئی رده 30،‌کویت رده 31،قطر 33، امارات متحده عربی رده 35، بحرین رده 39، لیبی رده 55، عمان رده 56، حجاز سعودی رده 59، مالزی ردة 66 و آلبانی با ردة 70
  • 23 کشور در طبقه بندیِ متوسط با رده بندی از 79 تا 138 و 23 کشور در طبقه بندیِ پایین با رده بندی از 140 تا 182 برنامه می‌گیرند.
  • 5 کشور، کفِ طبقه بندیِ HDI در سال 2007 عبارتند از چاد رده 175، بورکینافاسو رده 177، مالی رده 178، افغانستان رده 181 و نیجر رده 182.
شاخص سرمایة اجتماعی- Social Capital Achievement (SCA)
  • مفهوم سرمایه اجتماعی، نشان دهنده میزان توسعه یافتگی شبکه‌های اجتماعی هست و با پارامترهایی مانند اخلاق، آزادی، فساد، میزان اعتماد عمومی، حجم نهادهای اجتماعی بیان می‌شود که امروزه در ادبیات توسعه دارای نقشی برجسته هست و باشاخص SCA (Social Capital Achievement) بیان می‌شود که در اون به بررسی جوامع بر پايه سه مولفه اصلی "فعالیت‌های اقتصادی"،" متغیرهای فرهنگی اجتماعی" و "نهادهای سیاسی" می‌پردازد.

    بر پايه این شاخص که توسط موسسه Caux Round Table در سال 2009 تهیه شده هست کشورهای اسلامی عموماً در وضعیت بدی به سر می‌برند.
  • بر پايه شاخص SCA بهترین رتبه کشورهای اسلامی 36 از بین199 کشور با امتیاز 0.66 (از 1.0) هست که مربوط به قطر می‌باشد و عراق نیز با امتیاز 0.15 رتبه آخر را کسب نموده هست.
  • میانگین امتیاز کشورهای اسلامی در شاخص SCA رقم 0.39 هست که حدوداً این امتیاز مربوط می‌شود به کشوری با رتبه 122 از بین 199 کشور.
و اما درد بزرگ تر

هر یک از دردهای ذکر شده به اندازه‌ای با اهمیت هست که به تنهائی می‌تواند مسلمانان را از قافله رشد و توسعه و بویژه گردونه تأثیرگذاری در جهان امروز دور نگه دارد.
بررسی و شناختِ عللِ پايه ی پدید آمدن مشکلاتی که ذکر اونها گذشت، به تحلیلی عمیق نیاز دارد و پايه اً نگارنده نیز در این مقاله %د ارائه این تحلیل نیست.

لیکن به عنوان یک نکته پایه‌ای می‌توان به جواب این سؤال اندیشید که آیا مشکلاتِ جوامعِ اسلامی همگی ریشه و منشأ خارجی دارند یا باید ریشه‌های این امراض را در درونِ جوامع مسلمان نیزجست و جو کرد؟
متأسفانه باید اذعان کرد که در سال مورد مطالعه، نزدیک به دو سوم جمعیت مسلمانان، تحت سلطه حکومت‌هایی خودکامه و هستبدادی برنامه داشته‌اند و به نسبت‌هایی از امکان آزادی اندیشه، بیان و رسانه و نیز از دسترسی به فضای کسب و کار مناسب محروم بوده‌اند و این دردی هست که زنجیره‌ای باطل را ایجاد می کند که عملاً به فقرهایِ اقتصادی، علمی و فنّاوری می‌افزاید و اونان را در جان و وجود مسلمانان نهادینه می‌سازد.
اگر به سوال اصلی بحث یعنی شناخت بزرگترین مشکل فعلی جهان اسلام برگردیم، بسیاری از دلسوزان وجودِ رژیمِ غاصبِ صهیونیستی را به این عنوان شناسایی می‌نمايند و بر این پايه نیز خواهانِ وحدتِ جهان اسلام برای کندن این غدة سرطانی می‌شوند.

گرچه هیچ انسان منصفی نمی‌تواند جنایات و اقداماتِ غاصبانه و ظالمانة رژیم اشغالگر قدس را علیه فلسطینیان محکوم نکند و به نقش مخرب و ضد انسانی این رژیم در برتری جوییِ نژادی و اِعمالِ تبعیض علیه فلسطینیان معترف نباشد اما همان طور که فرموده شد ادامه جنایات این رژیم، محصول ضعف‌های جهان اسلام به طور عموم و اعراب به طور خاص هست.



در سال‌های طولانی و حداقل از سال 1347 (1967) که نگارنده به یاد دارد ماجرای اسرائیل بهترین دلیل برای تداوم دیکتاتوری‌های بزرگ در منطقه عربی بوده هست.
رژیم‌های دیکتاتوری مصرمبارک، اردن، یمن، عراق صدام، لیبی قذافی و بقیه هرگاه خواسته‌اند با امت خود برخورد نمايند لولوی اسرائیل را بهانه کرده‌اند.

این که فرموده می‌شود «لولو» به خاطر این هست که این‌ها هیچ وقت نخواسته‌اند با اسرائیل به طور جدی درگیر شوند و درگیر هم نشده‌اند و علاوه بر این هیچ وقت هم مایل به حلِ این دعوا نیستند چون در اون حالت، دلیلی جدی برایِ بقای اونها وجود نخواهد داشت.
اکثر این رژیم‌ها خود را با شعار و هدف برخورد با اسرائیل به امت خود معرفی کرده‌اند و امت در مواردی هم به خاطر عزت خود اون‌ها را پذیرا شده‌اند ولی در ادامه شعار مبارزه با اسرائیل و دشمن صهیونیستی به قویترین وسیله برای متهم کردن هر حرکت و قیام امتی به ارتباط با اسرائیل و غرب (و آب ریختن این حرکت‌ها به آسیاب اسرائیل و دشمنان ملت) و به ابزاری برای سرکوب امت تبدیل شده هست.

به هر حال تا بچه‌های کوچک نابالغ و دایه‌های زورگو باشند، «لولو» هم برای ترساندن و ساکت کردنِ بچه‌ها لازم هست.

به صراحتِ قراون کریم، زشتی قتل حتّی یک انسان (بدون دلیل موجّه شرعی) بسان زشتی قتل همه انسان‌ها می‌باشد و رژیم اسرائیل به دلیل کشتن هزاران مسلمان بیگناه در طولِ تاریخِ قریبِ به 60 سال موجودیتِ خود، مرتکب جنایاتی بی شمار شده هست، لیکن در اینجا بدون این که در نظر باشد از زشتی عظیم جنایات رژیم غاصب صهیونیستی چیزی کاسته شود این واقعیت را نیز نباید فراموش کرد که رژیم‌هایی که مدعی مبارزه با رژیم اشغالگر قدس به دلیل کشتار و شکنجة مسلمانان هستند، هر یک در طول حیات خود به تنهایی بیش از تمامی دوران حیات این رژیمِ غاصب از مسلمانان را کشته‌اند‌! شاگرد اول اون‌ها، صدام و رژیم بعثی عراق و در مراتب بعدی رژیم‌های مصر و لیبی قذافی و اردن برنامه می‌گیرند.
برای روشن کردنِ مشکلات واقعی جهان اسلام اگر فرض کنیم که یک روز صبح که از خواب بیدار می‌شویم به ما خبر دهند که رژیم اسرائیل نابود شد و فلسطینی‌ها حکومت این سرزمین را به دست گرفتند در چنین فرضی در عصر اون روز چه تغییری در درآمد سرانه مسلمانان، وضعیت فقر ایشان و عقب ماندگی‌های مزمن انسانی مسلمانان، وضعیتِ فقر فنّاوری و نیز وضعیتِ حاکمیتِ سیاسی در جهان اسلام حاصل خواهد شد؟
در اینجا به هیچ وجه نظر بر این نیست که از نقش تاریخی مخرب هستثمارگران و رژیم صهیونیستی در کشورهای اسلامی غفلت شود و یا این امر کوچک شمرده شود، بلکه سخن اصلی بر این هست که هر عاملِ خارجی به اعتبار وضعیت درونی یک موجود، بر اون اثرگذار می‌شود.
همان گونه که شیطان نیز همه تلاش خود را برای نفوذ در انسان و گمراهی وی انجام می‌دهد ولی هیچ انسان گمراه شده
نمی‌تواند شیطان را عامل گمراهی خود معرفی و خود را بی تقصیر قلمداد کند.

در آموزش‌هایِ اسلامی مرتباً به ما تذکّر داده می‌شود که در آخرت چنین عذرهائی از امت پذیرفته نخواهد شد.
امروز، واقعیت قطعی و انکار ناپذیر در جهان این هست که مسلمانان، جمعیتی هستند با فقر نسبی اقتصادی و مالی و عقب ماندگی علمی و فنّاوری که بسیاری از ایشان تحتِ سلطه حکومت‌هایِ خودکامه، روزگاری تلخ را سپری می‌نمايند.
هر حرکتی برایِ بهبودِ وضع مسلمانان و شکستن زنجیره‌های فقر باید از درون خود مسلمانان و نیز از مستعدترین نقاط برای تغییر، شروع شود وگسترش یابد.
درشرایط کنونی، می‌توان فرمود که چند پارادایم و بینش اصلی بر زندگی جاری مسلمانان حاکم هست:
الف - نخست، پارادایم و تفکرات بنا شده بر پایة مارکسیسم هست که عموما با لایه‌ها، رویه‌ها و روکش‌هایی از اسلام پوشانیده شده و اخیراً به نحوی دیکتاتوری پرولتاریا و حاکمیت اقلیت به اصطلاح ترقی خواه بر توده‌های امت را نیز توجیه و حتی ساختار سازی دینی کرده هست.
ب - پارادایم و تفکر اثرگذار بعدی تفکر القاعده هست که فقط جنبه‌های قوی نفی روابط غالب فعلی در جهان را مطرح می‌کند و از غرب ستیزی موجود در توده‌هایی از امت مسلمان نهایت هستفاده را برای سربازگیری می‌کند.

گرچه به دلیل نداشتن توانایی تدوین و توجیه فلسفی خود به نظر نمی‌رسد که جز موفقیت برای تخریب، بتواند برای سازندگی، جریانی موفق را مطرح کند.


4:

نمونه


مدینه فاضله القاعده، امارت اسلامی افغانستان به ریاست امیرالمومنین ملامحمدعمراست که با خشونت هر چه تمام‌تر اونچه را به خیال خود لُبِّ لُباب احکام اسلامی می‌دانست در جامعه جاری ساخت.

تفکر القاعده ملغمه یا ترکیبی از فقه و تفکر خشن و ضد شیعی وهابی به علاوه واکنش انفعالی و حسادت آمیز جمعی از اهل سنت متعصب در برابر تفکر مبارز امام خمینی (ره) بر ضد آخوندهای درباری هست.

این پارادایم امروز بزرگترین بلا و مانع توسعه در جهان اسلام هست.
ج - جریان و پارادایم فکری اثرگذار دیگر را به نوعی در مالزی و ترکیه می‌توان یافت.

به نظر می‌رسد که این جریان‌ها به جای اون که توسط فلاسفه، متفکران و اندیشمندان طراحی و رهبری شده باشد بیشتر توسط سیاستمداران نو اندیش و اصلاح طلب این
کشورها و برپایه تجارب و آزمون و خطای ایشان در تعاملات سیاسی بنیان گذارده شده هست.

ولی به هرحال به دلیل دستاوردهای مثبت اون‌ها در عرصه‌های توسعه و بهبود زندگی امت قابل توجه و تأمل هست.
د - جریان‌های تبعیت نماينده از تفکرات غربی مانند حجاز، مصر ، امارات و ....

با فراز و نشیبی که عموماً با فسادهای دستگاه‌های حاکمیت نیز همراه هست.
در اینجا ذکر این نکته لازم هست که گرچه در یک و نیم قرن اخیر تلاش‌های زیادی برای توسعه و پیشرفت جهان اسلام و کاهش فاصله بین اون با جهان پیشرفته به انجام رسیده، لیکن همواره این امر با واکنش‌های مخالف از درون جوامع مسلمان همراه بوده
هست.

تا جایی که حتی در ایران پس از انقلاب اسلامی نیز آقای هاشمی رفسنجانی که نماد چنین تفکری بود و ده‌ها هزار مدیر دولتی و نیز کارآفرینان بخش خصوصی به حرکت توسعه‌ای به پرچمداری ایشان دل بسته بودند و درپی ایشان حرکت اصلاحی آقای خاتمی با چالش‌های بزرگی روبرو شدند.

شاید ساده اندیشی باشد که ناتمام ماندن این حرکت‌ها صرفا" ناشی از رقابت‌ها و جنگ قدرت بین رقبای سیاسی عنوان شود.

چرا که به نظر می‌رسد باید به ریشه موضوع رجوع کرد که حل نشدن تضادهای فکری و معضلات در حوزه اندیشه سیاسی و اجتماعی در ذهن نخبگان جامعه هست.

کسانی که عموما" جمعی کثیر را نیز تحت تاثیر خود برنامه می‌دهند.
بر این پايه می‌توان فرمود که هر حرکتی چه اقتصادی‌، سیاسی‌، فرهنگی و چه اجتماعی، سرانجام در عمق و ریشه خود به یک خاستگاه اندیشه‌ای (خردورزانه) و جهان بینی بر می‌گردد و هر چه عمق و جامعیتِ این اندیشه بیشتر باشد، به تبع اون نیز مؤلفه‌هایِ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی متأثر از اون نیز پایدارتر و تأثیرگذارتر می‌شود.

نتیجه گیری
چنانکه فرموده شد امروزه بزرگترین دشمن جهان اسلام فقر و بزرگترین مسئله پیش روی اون توسعه نیافتگی نسبی در همه عرصه‌ها و فاصله رو به فزونی این مجموعه با کشورهای توانمند جهان هست.

چنین وضعیتی موجب می شود که جهان اسلام و مسلمانان نتوانند در جهان کنونی حتی در تعیین سرنوشت خود به طور جدی و واقعی اثرگذار باشند و هر چه این فاصله بین سطوح توسعه یافتگی مسلمانان و بقیه جهان نیز افزون‌تر شود، تأثیرگذاری مسلمانان در صحنه‌های جهانی کمتر از پیش خواهد شد.
حتی اگر به نظریه ستیز با جهان خارج از محدوده جوامعِ مسلمان نیز قائل باشیم، باز عقل حکیم به ما می‌گوید که جوامع مسلمان در حال حاضر حتی با بهترین فرض، فاقد مؤلفه‌هایِ لازمِ قدرت برایِ درگیری و ستیز و کسب حق خود هستند و نتیجه این گونه راهبردها جز تشدید فقر مسلمین و گرفتاری بیشتر اونان در زنجیرة توسعه نیافتگی نخواهد بود.
ضعف، فقر و توسعه نیافتگی عمومی در جهان اسلام قطعاً در کنش و واکنش‌های قدرت‌ها محصولات تلخی را برای مسلمانان به بار خواهد آورد که چنانکه پیش از این نیز فرموده شد نمونه اونها را باید در تشکیل و تداوم حیات رژیم صهیونیستی در نیمه قرن بیستم میلادی دانست.
امروز همه دردمندان و دلسوزان جهان اسلام مقدم بر دعوت مسلمانان به اتحاد و بسیج برای پرداختن به فروع و عوارض حاصل از
ضعف ایشان و دست کم به موازات دعوت به اتحاد برای مبارزه با عوارض قطعی عقب ماندگی مسلمانان، باید در همه جوامع مسلمان، اهتمام خود را مصروف بسیج و اتحاد امت برای توسعه و مبارزه با فقر در تمامی ابعاد و مؤلفه‌های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی اون نمايند و این نیز ممکن نخواهد شد مگر اونکه قبل و نیز همراه با تلاش برای فقرزدایی در جهان اسلام، نخبگان و اندیشمندان مسلمان به تبیین و تدوین دیدگاه‌های روشن و جواب به سؤالات اصلی نسل جدید ما برپایه توحید و خردورزی و پرهیز از قشری‌گری، خرافه، تعبد جاهلانه و عبادت بت‌ها به جای خدای یکتا بپردازند.
امروز سؤالات جدید پیش روی جهان اسلام، عمدتاً مسائلی نیست که در گذشته مورد بررسی برنامه می‌گرفته بلکه امروز اندیشمندان ما باید به جواب به سوالاتی جدید همت گمارند.

از جمله جواب به این سؤال مهم که چگونه می‌توان در این جهان، اون چنان زیست که انسان هم دنیا و هم آخرتی آباد و سعادتمند داشته و آیا پايه اً می‌توان طوری در جامعه جهانی متکثر، پیچیده و به سرعت در حال تحول و تعامل امروز زیست که هم در دنیا رفاه و سعادت داشت و هم در آخرت رستگار بود؟ و به زبانی دیگر آیا پايه اً خوب و مرفه زیستن در این دنیا با رستگاری در آخرت می‌تواند با همدیگر سازگار باشد و یا این که این دو با هم جمع شدنی نیست؟
اسلام دینی هست که به طور متعادل، هم به دنیا و هم به آخرت انسان‌ها توجه داده و بر این پايه فلسفه و دیگر علوم اسلامی نیز باید نمایانگر و منادی چنین میانه روی و تعادلی باشند.
در نتیجه، سؤال اصلی قابل طرح پیش روی نخبگان و اندیشمندان مسلمان این هست که چگونه می‌توان مسلمان بود، مسلمان زندگی کرد و مسلمان و رستگار مرد؟ اندیشمندان و فلاسفه ما باید به این سؤال مهم جواب گویند که سبک زندگی مطلوب برای مسلمانان چیست و یا الگویی برای زیستن که اسلام اون را مطرح می‌کند چگونه هست که انسان از طریق مزرعة دنیا بتواند توشة کافی برایِ آخرت خود نیز بیندوزد؟
شاید بتوان فرمود که امروز بیش از هر وقت دیگر، جهان اسلام نیازمند به تدوین، تنظیم و ارائه دستگاه‌های فکری منسجم و جامع برای رستگاری مسلمانان در دنیا و آخرت می‌باشد که بویژه در اون به اهداف دنیوی فلسفه و جهان بینی، متناسب با نیازهای امروزین مسلمانان بپردازد.
قطعاً بدون ارائه نظریه‌ها و دستگاه‌های تحلیل منسجم و پاسخ‌های روشن، منطقی، عقلانی و قابل فهم در این زمینه‌ها (بویژه برای نخبگان و تحصیلکردگان) نمی‌توان موفق به بسیج امت و اتحاد عمومی برای رفع فقر و توسعه در جهان اسلام شد.

امروزه جهان اسلام‌ بیش از هر وقتی دیگر به متفکران، حکیمان، خردمندان و روشنفکرانِی نیاز دارد که با توجه به واقعیت‌های انکارپذیر جهان امروز در مرحله نخست به تبیینِ جهان بینی چگونه زیستن و تعامل فعال در جهان پر شتاب و پر تلاطم کنونی با هدفِ اعتلای اخلاقی و فرهنگی مسلمانان و همراه با اون، بسیجِ مسلمانان به سوی توسعه آزادی، دموکراسی، جهشِ علمی و فنّاوری و توسعه اقتصادی برای کسب جایگاه شایستة امتِ پیامبرنور و رحمت (ص) در جهان امروز و همراه با اون نیز به تبیینِ مجدّد رابطه انسان، خدا و حکومت در خود جوامع مسلمان و تبیین نحوه رابطه بین خود مسلمانان (با توجه به برداشت هایِ متفاوت ایشان از اسلام و مسلمانی) و دیگر جوامع غیر مسلمان، چه اهل کتاب و چه غیر اون در همه زمینه‌های قابل تعامل در حوزه‌های اندیشه، فرهنگ، علم و فنّاوری و اقتصاد بپردازند.


5:

تذکر:
  • اصل متن زیر را که به مناسبت زاد روز مبارک پیامبر نور و رحمت (ص) تقدیم می‌شود، بیش از 5 سال پیش تنظیم و بعدها در چند مرحله نیز اون را تکمیل کرده‌ام.

    معذالک مبنای آمارها سال 2008 میلادی می‌باشد که از این بابت پوزش می‌طلبم.

    امیدوارم صاحب نظران بزرگوار این مقاله را صرفا به عنوان گام نخست برای طرح موضوع تلقی فرمایند.
  • در این نوشته منظور از جهان اسلام مجموعه جوامع مسلمانان می‌باشد که به طور تقریب جمعیت اونان با جمعیت کشورهای عضو ساوقت کنفرانس اسلامی نزدیک هست.

    ضمن اونکه تمامی جمعیت ساکن در 57 کشور عضو ساوقت کشورهایِ اسلامی مسلمان نبوده، در عین حال در کشورهایی که عضو ساوقت یاد شده نیز نیستند، جمعیت‌هایِ وسیعی از مسلمانان زندگی می‌نمايند.

    نظیر مسلمانانی که در کشورهای هند،‌ چین،‌ روسیه، فرانسه،‌ آلمان،‌ تایلند و فیلیپین ساکن هستند.

    لکن از اونجائی که تفکیک این دو گروه جمعیتی بسیار مشکل بود و در مجموع نیز در جمع جبریِ کلِ جمعیتِ مسلمانان، تغییر معنا داری حاصل نمی‌شد، لذا جمعیتِ کل مسلمانان جهان با تقریب قابل قبول با جمعیت کشورهای عضو OIC یکسان هدف شد.
  • گرچه شاید کاربرد اصطلاح کشورهای اسلامی برای کشورهایی که مورد بحث ما هستند چندان صحیح به نظر نرسد ولی به هر حال باید از اصطلاحی برای رساندن مقصود هستفاده می‌شد.
  • آمار و ارقام کشورهای اسلامی در سال 2008 میلادی بر پايه نقل آماری منتشره در ماه می سال 2010 میلادی-IDB- موسسه مالي توسعه اسلامی هست که با آمار Pocket World in Figures-2011 Edition The Economist ، نیز تا حدود زیادی تطابق دارد.

6:

نداشتن وحدت .


7:



واعظی پرسید از فرزند خویش

هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟

صدق و بی آزاری و خدمت به خلق

هم عبادت،هم کلید زندگیست

فرمود:زین معیار اندر شهر ما

یک مسلمان هست،اون هم ارمنی هست!

(پروین اعتصامی)

8:

این ها همه اش به خاطر ظلمی هست که ما در حق خودمان می کنیم...
خدا به ما رحم کند.


9:

با سلام
وقتی که تو ایران اسلامی مسلمان ها خودشان به همدیگه رحم نمی نمايند و اجناس مغازه های خود را گران به امت می فروشند دیگر چه انتظاری از دیگر کشورهای مسلمان هست ؟

10:

با سلام ممنون از دعوتتون
با یک نگاه به وضع کشور خودمون میفهمیم که بعضی ها از درامد میلیاردی برخوردارند و بعضی ها با حد اقل امککانت زندگی مینمايند
جالب این هست که تفاوت شخصیتی و لیاقت داشتن یا نداشتن ثروت در هر دو گروه برابر میباشد اما با وجود موقعيت و در دست داشتن موقعیت این درامد بطور نا عادلانه بین این دو گروه تقسیم شده هست
چطور انتظار داشته باشیم پیشرفت کنیم
وقتی که سرمایه کشورمان در دست 300 یا 600 نفر میچرخد!
چند صد میلیارد تومان حق فقیر فقرا دردست چندین گردن کلفت خوابیده حتی از فرمودن اسمشان هم طفره میروند
موجب این همه گرانی در کشورمان و کاهش سرمایه هر ایرانی به یک چهارم! انتظار پیشرفت داریم!!!!!

این جای تاسف دارد که در یک کشور اسلامی این همه بی عدالتی پرورش داده شود
وهمه اینها واقعیتی غیر قابل انکار هست
تعصبهای خشک وخالی و ایجاد تفرقه در بین مسلمانان
ایمان ضعیف و نداشتن عمل اسلامی
دروغگویی ودزدی
همه اینها جمع میشوند هم نام مسلمانان را خراب وهم جامعه اسلامی را دچار هرج و مرج مینمايند
نکته جالب این هست که:
وقتی هر انسانی با تفکرات خودش میتوانست برای خودش عکس ا لعملی نسبت به پیشبرد جامعه اش انجام بدهد
اما الان با وجود تفکرات فراوان بین اکثر امتان تنها چندین نفر میتوانند تفکراتشان را در جامعه پیاده نمايند و این یعنی بلا هستفاده ماندن عقل عقلا
وقتی که برای هر کاری از افراد متخصص خودش هستفاده نشود پیشرفتی اتفاق نخواهد افتاد بلکه بر عکس اون خواهد شد
در جامعه ای پیشرفت و ترقی رخ میدهد که ریاکاری و جود نداشته باشد
مثال میزنم
مثلا برنامه هست وزیر راه بیاید از یک هستانی دیدن کند از قبل مسیر حرکتش مشخص میکند شبانه اون مسیر را به طور ضربتی آسفالت میریزند اون هم جلو چشم همه امت!
همه میدانند این وضعیت را حتی شخص بازدید نماينده اما به سادگی از روش میگذرند و به اون شهردار یا هستاندار ارتقا رتبه میدهند که فردا روزی بشود وزیر و پسین فردا رییس مجلس یا رییس جمهور
دوستان گرامی اگر به فکر اصلاح جامعه ای باشیم بایستی تعارف را کنار بگذاریم پنهانکاری و پوشش عیب جامعه فقط برای چندین روز میتواند جامعه را بدون نقص یا سالم نشان دهد
البته این موارد مربوط به تک تک افراد جامعه و میشود

11:

سلام

ضمن تشکر از شروع نماينده محترم.

پیدا کردن این مشکل اسان هست، همانطور که چشیدن شیره و تصدیق به شیرینی اون چنین هست.



مهم ارائه راه حل هست که متاسفانه در جهان امروزی که همه چیز به وسیله لیبرالیسم تعریف شده هست، حتی مفاهیمی مثل توسعه یافتگی و فقر، باید دید چگونه می توان راه حل را از کسانی که تعریفها را می سازند دریافت کرد.
اگر جهان اسلام اونطوری که مفهوم توسعه یافتگی اقتضا می کند توسعه یابد، آیا دیگر می توان به اون جهان اسلام خطاب نمود؟ چنین جهان اسلامی با جهان کفر چه تفاوتی خواهد داشت؟




البته اسلام راه حل دیگری برای این مشکل ارائه می کند که همان ایمان به خدا و تقوا هست.

وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ اعراف/96
و اگر امتي كه در شهرها و آباديها زندگي دارند ايمان بياورند و تقايشان پيشه كنند بركات آسمان و زمين را بر اونها مي‏گشائيم ولي (اونها حقايق را) تكذيب كردند ما هم اونانرا به كيفر اعمالشان مجازات كرديم.

این چنین هست که بر مبنای روایات هنگام ظهور مولایمان حضرت مهدی سلام الله علیه زمین گنجها و خزائن خود را اشکار می کند و دیگر فقیری باقی نخواهد ماند.


12:

یکی از ابعاد توسعه یافتگی شاید مبارزه با فقر باشه و گسترش رفاه عومی افراد جامعه
اما تمام ابعاد نیست و به تنهای یکارساز نیست .
ایا جهان اسلام مد نظر شما با توسعه یافتگی مخالف هست و اگر نیست به چه شکلی این توسعه یافتگی باید انجام بشه تا اسلامیت اون هم به خطر نیفته ؟و یا شبه ای بر جهان کفر بودن اون ایجاد نشه ؟

13:

علاوه بر موارد بالا..

که دوستان بدرستی اشاره کردن..بنظر من ..

کثرت در انواع فرقه ..در بین مسلمانان..

همچنین تزویر و خرافات نیز بی اثر نیست..و البته..خیلی مسائل دیگه/

14:

متاسفانه اکثر کشورهای اسلامی به دنبال خودکفایی به معنای واقعی در تولید کالاهای مورد نیاز نیستند و ساده ترین راه حل از نظر خودشان یعنی وارد کردن کالا از کشورهای توسعه یافته تر را انشا مینمايند که با این عمل، خود را وابسته و به صورت غیرمستقیم مستعمره کشورهای دیگر می نمايند.

سهل انگاری ، نادیده گرفتن هستعدادهای بومی ، عدم تربیت نیروهای متخصص کافی و درصورت وجود عدم هستفاده از نیروهای کارآمد ، نداشتن اعتماد به نفس و دانش لازم ، سیاست ضعیف، نداشتن وحدت و یکپارچگی در سطح ملی و بین المللی ، تاثیرپذیری بیش از حد از کشورهای توسعه یافته تر و عدم انجام واکنش مناسب در برابر فشارهای خارجی میتونه از علل این اتفاق نامیمون باشه.

شاید بیشترین تاثیر،در سیاست های برنامه ریزی شده غرب در جهت ممانعت از پیشرفت مسلمانان به هر طریقی باشد.
متاسفانه همنوعان بسیاری از جمله مسلمانان زیادی در سراسر دنیا علی الخصوص در کشورهای آفریقایی وجود دارند که از لحاظ معیشتی در تنگنا و فشار بسیار زیادی برنامه دارند که با دیدن گوشه ای از مصائب و مشکلات اونها کمتر کسی پیدا می شود که قلبش به درد نیاید و اشک از چشمانش جاری نشود که البته فکر کنم این دقیقاً همان چیزی هست که کشورهای به اصطلاح ابر قدرت جهان به دنبال اون هستند و با نادیده گرفتن و حتی گاهآً افزایش درد و رنج از طریق تزریق جهل و نادانی و فقر فرهنگی،به فاجعه وارتر شدن شرایط معیشت اونها کمک کرده اند.

شاید آخرین خبری که راجع به این موضوع شنیده باشیم ، فاجعه زنده به آتش کشیده شدن مسلمانان بی گناه میانماری باشد که با سکوت غربِ مدعیِ گسترش حقوق بشر باشد.
ممنون

15:

ممنون از دعوتتان نکات قشنگی بود و فهمیدم که کشور چه مشکلاتی دارد.

16:

درود

طبق گزارشات رسمي ساوقت ملل متحد كه طي مقاله اي در سايت چراغ آزادي به قلم مهدي مظفري در 22 ديماه 1390 در مورد جهان عرب انتشار يافته .

بيست و دو كشور عرب از جمله ثروتمندترين و در عين حال عقب افتاده ترين جوامع جهان هستند .

اين گزارشات نه ازجانب صهيونيستها كه توسط پزوهندگان عرب تبار ارائه شده .


كل درآمد ناخالص سالانه اين بيست و دو كشور كه بزرگترين توليدكنندگان نفت و گاز جهان هستند در آستانه قرن حاضر (تنها حدود 600 مليارد دلار هست) .

معادل با درآمد ناخالص سالانه اسپانيا كه نفت و گاز هم ندارد .

و جمع نشركتاب در اين بيست و دو كشور معادل هست با نشر كتاب در يونان .

و رقم بيسوادي و تبعيض جنسيتي هم بسيار بالاست .

اغراق نكرده ايم اگر اين واقعيت را به كل جهان اسلام تعميم دهيم .


درواقع معيار بالندگي و پايشانائي هرجامعه متناسب هست با كيفيت اونچه توليد مي كند و خدمتي كه به جامعه بشري عرضه مي دارد .

اعم از مادي و معنايشان .

ممكن هست فلسفه و ادبيات باشد يا صنعت وهنر .

مثلا آلمان مرغوب ترين اتومبيلها را توليد مي كند و انگليس هم همين طور .

آمريكا نيز پيشرفته ترين سازو كارهاي اينترنتي توليد مي كند و در كنار اون پيچيده ترين سلاحها را .

و قص علي هاذا .



فكركنيد جهان اسلام چه چيز عمده اي توليد مي كند .

به صراحت بايد فرمود سه چيز .

1-نفت و گاز .

2- مهاجر و پناهنده .

3- تروريسم .

و حالا اگر اقلام ديگري مثل فرش .

پسته .

زعفران .

خرما .

آلوخشكه را كنار سه رقم اصلي بگذاريم صورت كامل توليدات جهان اسلام را بدست مي آوريم .


اكنون اين سئوال مطرح مي شود كه اگر دين براي پيشرفت جوامع انساني و كمال بشريت هست .

به ايشانژه دين اسلام كه اون را دين كامل و پيشرفته مي دانيم .

پس چرا كشورهاي اسلامي اينقدر عقب مانده اند و در اردايشان جهان سوم درمانده اند .

و برعكس كشورهاي غير ديني و سكولارچرا توسعه يافته اند و در رديف جهان اول برنامه مي گيرند ؟

17:

بیصدا خداییش کی دیدی من به این مسایل علاقه نشون بدم اصلا اینهمه مطلب تو حوصله ی منه آخههههههههههههههههههههههه ههههههههههههههههههه
ممنون از دعوتت عزیزم

18:

سلام

این چرندیات و کپی پیست ها و تهمت ها رو بارها شنیده ایم
اگر حرف های جدیدی در چنته خود دارید رو کنید !
خدمت شما عرض کنم در این جا چند موضوع را نمی توان نادیده گرفت
1.

اگر گروه القاعده برخی از عملیات تروریستی را به عهده می گیرد
کیست که نداند که این گروه ساخته و پرداخته دستگاه های امنیتی
و نظامی امریکا و انگلیس هست که اونان را آموزش و ساوقت دهی کرده
به جنگ چریکی بر ضدّ اتحاد جماهیر شوروی سابق، پس از اشغال افغانستان
به این کشور فرستادند، حال اگر امروز این گاوِ شاخدار، صاحب خود
را شاخ می زند، تقصیر کیست؟!
2.

همه شواهد و قرائن گواهی می دهد نسخه ای که امریکا
و همفکرانش برای مبارزه با تروریسم در جهان ارائه می نمايند،
و روشی که در پیش گرفته اند، یعنی روش سرکوب، خشونت، لشگرکشی
و اشغال کشورها، نسخه شفابخشی نیست، زیرا خشونت، منشأ خشونت هست
و عامل بسیاری از خشونتها، اقدام ها و برنامه های زورگویانه خود امریکا هست
امریکا ادعا می کند که پس از اشغال افغانستان و عراق، دنیا امن شده هست
درحالی که حوادث اخیر، نشان داد که دنیا ناامن تر شده هست!.


امروز عراقِ تحت اشغال امریکا کانون تروریسم و قتل و انفجار شده هست
اینها نشان می دهد که این روش، راه به جایی نمی برد.
نوشته اصلي بوسيله azadah نمايش نوشته ها
اكنون اين سئوال مطرح مي شود كه اگر دين براي پيشرفت جوامع انساني و كمال بشريت هست .

به ايشانژه دين اسلام كه اون را دين كامل و پيشرفته مي دانيم .

پس چرا كشورهاي اسلامي اينقدر عقب مانده اند و در اردايشان جهان سوم درمانده اند .

و برعكس كشورهاي غير ديني و سكولارچرا توسعه يافته اند و در رديف جهان اول برنامه مي گيرند ؟
بدلیل اینکه اکثر مسلمانان در این باور هستن که دنیای آخرت وجود دارد
و این دنیا اندوخته اعمال نیک برای آخرت هست

به همین خاطر بفکر مادیات نیستن بیشتر به فکر اعمال پسندیده هستن
تنها عقب ماندگی مسلمانها میتونه این باشه....



19:

البته این نظر منه وخیلی هم به اون فکر کردم یعنی ناگهان بهش نرسیدم .
به نظر من مسلمانی باید از درون آدما شروع شده باشه عمیق وواقعی و با عشق .اونوقت همه چیز درست میشه حتی طرز پوشش و نوع نگاه و توزیع ثروت و غرور و عزت نفس و همه چی .

مثل پرتو نوری که از درون تک تک مسلمانا به بیرون تراوش کنه وهمه زندگی اجتماعی و اقتصادی و حتی رای هاشونو هم تحت تاثیر برنامه میده و دروغ گو ها و منا فق ها خود به خود از این گردونه پرت میشن بیرون چون جاشون اونجانیست و...مسلمانی یک چیز فردیه قراون با آدما تک تک ارتباط بربرنامه میکنه و بعد این تک تک ها یک جامعه رو تشکیل میدن .قدرت بیانم خوب نیست نمی دونم چقدر تونستم نظرم رو برای دوستان تفهیم کنم.

20:

سرتا پا پر مشکلیم
از کودوم یکی صحبت کنیم
موندیم والا

21:

ببینید مشکل این هست که توسعه یافتگی یک مفهوم هست که به وسیله نظام سرمایه داری تعریف شده به همین دلیل هم جامعه ای توسعه یافته خواهد بود که در اون خیلی از ارزشهای الهی رعایت نشود.

عرض حقیر این هست که دین اسلام برای بهبود وضعیت زندگی نسخه دارد، اگر جامعه ای به نسخه اسلام عمل کند حتما در تمام زمینه های اجتماعی، مادی، علمی و معنوی پیشرفت خواهد کرد.

ولی اگر با عمل به نسخه ی نظام لیبرال سرمایه داری بخواهیم توسعه پیدا کنیم نه تنها معلوم نیست به اون برسیم بلکه حتما اسلام نیز از بین خواهد رفت.

چند قرن پیش که اوج پیشرفت مسلمانان بود، مفهومی به نام توسعه یافتگی هنوز تعریف نشده بود، اما اکنون با تعریف این واژه بعضی کشورها با نام توسعه یافته به عنوان الگو مطرح می شوند و بقیه کشورها هم برای توسعه یافتن باید خود را شبیه اونها نمايند.


22:

شما چه تعریفی از توسعه یافتگی دارید ؟
اگر بخواهیم این تعریف را از غرب نگیریم چه جایگزینی برای پیشرفتهایی که باید داشته باشیم و نداریم دارید ؟
بهر حال با توجه به پیشرفتهای دقیقه ای و ثاینه ای این جهان مفهوم توسعه یافتگی تمام ابعاد توسعه رو در بر میگیره .چه توسعه اقتصادی چه توسعه فرهنگی چه توسعه اجتماعی چه توسعه انسانی و یا هر نوع توسعه دیگر
دین اسلام هم منافاتی با توسعه یافتگی نداره خصوصا وقتی که امام علی میگه بچه های خودتون رو مطابق وقت خوشون تربیت کنید و این نشون میده که میبایست هم گام با وقت پیش رفت اما این که الگوی ما میخواهد اسلام باشد نه جوامع غربی خب اینجا بحثهای چند گانه ای به وجود می آید و این سوال هم به وجود می آید که ما اگر بر پايه اسلام هم توسعه پیدا کنیم باز هم در یه سری از ابعاد توسعه یافتگی ناگزیر به هستفاده از تکنولوؤی ودانشهای جوامع دیگه هستیم و هموقت با اون فرهنگهای اونها هم انتقال پیدا میکنه .

درکل با این شکل توسعه یافتگی که مد نظر شماست موافقت چندانی ندارم و یا شاید منظور شما رو کامل نگرفته باشم .ممنون میشم توضیح بیشتری بدید .


23:

سلام

بزرگوار! بحث حقیر بر سر مفهوم نیست، البته این فرمودگو فرعی هست بر فرمودگوی اصلی که ابتدا عرض کردم، معلوم هست که من با پیشرفت مخالف نیستم.

در حقیقت زنگنه که شما از ایشان مقاله ای را آورده اید به هر ترتیب مشکل اصلی جهان اسلام را فقر عنوان کرده اند.
من عرض کردم، یافتن این مشکل کار چندان پیچیده ای نیست و هر کسی می تواند حدس بزند که فقر مشکل بزرگی هست، چیزی که مهم هست ارائه راه حل برای از بین بردن فقر هست، همین فقر به خاطر چه دامنگیر جهان اسلام شده هست؟

عرض حقیر این هست که اگر برنامه هست راهی پیدا کنیم باید دست به دامن اسلام شویم نه نسخه های غربی، دنیای توسعه یافته فعلی نیز همان فرنگی هست که اقبال از اون می نالید:

فرياد ز افرنگ و دلاايشانزي افرنگ
فرياد ز شيريني و پرايشانزي افرنگ
عالم همه ايشانرانه ز چنگيزي افرنگ
معمار حرم، باز به تعمير جهان خيز!
از خواب گران، خواب گران، خواب گران خيز!
از خواب گران خيز!

جهان اسلام اگر واقعا مربوط به مسلمانان (یعنی کسانی که خدا را قبول دارند) هست باید وعده های خدا را راست بپندارند و آموزه های اسلام را بپذیرند، یک از این آموزه ها همان آیه ای بود که ابتدا آوردم:

نوشته اصلي بوسيله objective نمايش نوشته ها
وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ اعراف/96
و اگر امتي كه در شهرها و آباديها زندگي دارند ايمان بياورند و تقايشان پيشه كنند بركات آسمان و زمين را بر اونها مي‏گشائيم ولي (اونها حقايق را) تكذيب كردند ما هم اونانرا به كيفر اعمالشان مجازات كرديم.

این چنین هست که بر مبنای روایات هنگام ظهور مولایمان حضرت مهدی سلام الله علیه زمین گنجها و خزائن خود را اشکار می کند و دیگر فقیری باقی نخواهد ماند.

24:

فکر میکنم شما صفحه اول تاپیک رو مطالعه نفرمودید و به صفحه دوم که تنها پست اول رو اورده قناعت کردید .
از نظر زنگنه فقر اقتصادی یکی از دلایل توسعه نیافتگی هست .و شرایط دیگری هم دخیل هستند که به نظر من فقر شاید در مقایسه با اونا کمتر خودش رو نشون بده .لطفا تمام مطلب رو مطالعه بفرمایید تا اگر نظر دیگری هم بود بتونیم در موردش صحبت کنیم .

25:

سلام

چرا، مقاله ایشان را قبل از اینجا در همشهری خواندم، من اولین ارسالم در این تاپیک مربوط به صفحه ی اول هست که نشان می دهد تاپیک را از صفحه ی دوم شروع نکرده ام.

الان که نوشته شما را خواندم مجددا مقاله ایشان را مرور کردم، البته همان وقتی که مقاله ایشان را در همشهری دیدم به خاطر دید تقریبا منفی که نسبت به ایشان داشتم خیلی مطلب برایم جالب نبود، حاصل سخن ایشان را چنین یافتم که مشکلات جهان اسلام درونی هست و ربطی به جهان خارج و خصوصا رژیم صهیونیستی ندارد، مشکل اصلی را هم ایشان فقر و توسعه نیافتگی عنوان کرده اند (که فقر را از جنبه های مختلف از جمله اقتصادی، علمی و تکنولوژیکی، توسعه انسانی بررسی کرده اند.)

با این توضیح باز هم به نظرم مشکل اصلی جهان اسلام، بی ایمانی و دور شدن از آموزه های اسلام هست؛ با همان توضیحی که در پست اول عرض کردم.


26:

بسم الله الرحمن الرحیم

آیا نمونه ای در گذشته سراغ داریم که تمدن اسلامی شکل گرفته باشد ؟
..................................................

.......
در وقت حکومت عباسیان ( هارون الرشید و مامون ) ، یک بار امام رضا (ع) خواست نماز عید فطر را به شیوه و سنت پیامبر (ص) اجرا کند ( با پای پیاده ، ذکرگویان و همراه امت ...) که ابتدا قبول کردند اما بعد جلویش را گرفتند .

یعنی در این ( به اصطلاح ) تمدن اسلامی ، امام (ع) و فرزند رسول خدا اسیر هست .

( از زندان و مسموم شدن و ...

توسط خلفای عباسی فعلا بگذریم )
پس این چه تمدن اسلامی هست که رکن دینش را دست بسته اند یا زندانی کرده اند ...؟!
..................................................

......
به نظر من دشمنان اصلا نگذاشتند تمدن اسلامی شکل بگیرد و رشد کند ...
..................................................

.......
(مخاطبم شیعیان هستند )

27:

اما به نظر من اگر دشمنان در این بین نقش مهمی داشتند بیشترین نقش عقب موندن از توسعه رو خود مسلمانان داشتند .
این که دشمن نگذارد ما به خواسته خود برسیم دلیل بر کم کاری و یا دیگر توجیهات نیست .


28:

بسم الله الرحمن الرحيم

در ابتدا باید دید که آیا در گذشته تعداد کافی مسلمان و مومن حقیقی وجود داشته هست یا نه .

اگر بر فرض تعدادشان مثلا چند ده نفر ! بودند آیا اون ها می توانستند مثلا در برابر ده میلیون نفر ( همزیست با دشمن ) تشکیل یک جامعه اسلامی بدهند ؟
همچنین باید دید چه چیز می خواهد " وسعت " پیدا کند و " وسیع " شود .

( توسعه ) .
کم کاری یا پرکاری مطرح نیست ، باید امکان کار " درست " وجود داشته باشد ...
.............................................
ایجاد یک تمدن بدون کسب علم و قدرت و بدون مبارزه با فقر و بیماری معنا ندارد اما اگر یک تمدن با علم و فن آوری ، پیشرفت کرد و سطح سلامتی را بالا برد و ثروت فراوانی کسب کرد و قدرت بالائی هم ایجاد کرد ، آیا این به معنای اون هست که اون تمدن " نجات یافته " هم هست ؟
مثلا اگر این تمدن سلاح های کشتار جمعی ایجاد کرد و صدها هزار یا میلیون ها ( یا میلیاردها ! ) نفر را نابود کرد چه باید فرمود ؟ ...
یا مثلا اگر دستگاه های تجسسی هم اونقدر پیشرفت نمايند که دیگر حیطه خصوصی توان وجودی اش را از دست بدهد آیا آرامش و امنیت هم توسعه پیدا خواهد کرد ؟ ...
بعضی از گروه ها هستند که می گویند ما باید خودمان را با فن آوری توسعه بدهیم و سعی کنیم با اون سازش حاصل کنیم و هرچیزی را که مزاحم توسعه اون هست را باید به نحوی از راه کنار برد یا منطبقش کرد ...
اما آیا یک مسلمان هم باید هدفش همین باشد ؟
یک مسلمان الگوی پیشرفت اش با الگوهای دیگران قطعا تفاوت هائی خواهد داشت و نمی تواند و نباید هر الگوئی را بپذیرد ...
..........................................
او به دقت و تلاش "مضاعف " نیازمند هست ...


29:

تشکر از دعوت بی صدای عزیز
مطالبی که دکتر زنگنه بهش اشاره کردن کاملا صحیحه
وهمیشه قدم اول برای درمان قبول درده
سپس اون پیدا کردن درمان با توجه به شرایط هر جامعه ایه
یک مشکل پايه ی دیگه اینه که ما بایک دوگانگی مواجهیم
به ما فرموده شده دینمون کامله
اما در عمل نواقصی وجود داره
جواب اولیه ای که به ذهن میاد اینه که خب مشکل از دین نیست
بلکه این ماییم که طبق خواسته های دین رفتار نمیکنیم واینا هم عواقبشه
اما به نظر من بازهم مشکل جای دیگریست
ابتدا توصیه میکنم کتاب (جامعه شناسی خودمانی رو بخونن دوستان/نکات جالبی داره)
پايه ا ماملت شریف ایران قانون گریز هستیم
ذاتا دوست نداریم خودمونو مقید به یک برنامه ثابت ببینیم
که البته یه بعدش به همون ضریب هوشی بالا برمیگرده
اما ابعاد دیگش از جاهای دیگه ای سرچشمه میگیره
در جوامعی مثل جامعه ی ما کارکرد دین به این شکل بوده که باتعریف اموری بعنوان ثواب وامور دیگری به عنوان گناه ومترتب نمودن پاداش وجزایی برای اون امور،جماعت را به انجام اموری ترغیب واز بعضی دیگر بازدارند
در این چرخه نقش پايه ی رو کسانی بازی مینمايند که این احکام رو هستخراج ودر بین امت منتشر مینمايند یا به تعبیری همون علماوفقها
در قبل از انقلاب در ایران عمده ی فکر این علمای جلیل اون بود که چون انشقاقی بین حاکمیت و احکام الهی هست نمیتوان بطوری که خواست خداست این احکام را اجرا نمود
با فراهم امدن شرایط وبروز انقلاب این بهانه هم از دست این فرقه خارج شده ودیگر انتظار میرفت احام الهی در بین امتان اجرا شود
اما به مرور اماهای جدیدی متولد شد که عملی نشدن اون احکام را توجیه میکرد
پس از اون شک وشبه های زیادی در مورد اصل عملی بودن این احکام مطرح شد
وهنوز هم نزاع بر سر اون تمام نشده
اما به قول دوست عزیوقت اینها را خودمان بهتر از همه میدانیم
حال چه باید کرد؟
بخشی از این مشکل در لایه های حکومتی هست که از دسترس ما خارج هست
اما در سطح جامعه هر کدام ازما در جای خود بهترین باشیم
وقتی این سیر هستمرار یابد میتوان امیدوار بود که به تدریج جامعه اصلاح شود
شدت یافتن مشکل در جامعه ی ایران به نظرم سپس انقلاب سیر صعودی بیشتری داشته هست
تفاسیری که از دین شده از حقیقت اون دور وتنها تأمین نماينده منافع گروهی بوده
و چندی رویه ای اشتباه دیگر که در پستهای قبل بهش اشاره شده


30:

ممنون از دعوتتان نکات قشنگی بود و فهمیدم که کشور چه مشکلاتی دارد.

31:

درود

طبق گزارشات رسمي ساوقت ملل متحد كه طي مقاله اي در سايت چراغ آزادي به قلم مهدي مظفري در 22 ديماه 1390 در مورد جهان عرب انتشار يافته .

بيست و دو كشور عرب از جمله ثروتمندترين و در عين حال عقب افتاده ترين جوامع جهان هستند .

اين گزارشات نه ازجانب صهيونيستها كه توسط پزوهندگان عرب تبار ارائه شده .


كل درآمد ناخالص سالانه اين بيست و دو كشور كه بزرگترين توليدكنندگان نفت و گاز جهان هستند در آستانه قرن حاضر (تنها حدود 600 مليارد دلار هست) .

معادل با درآمد ناخالص سالانه اسپانيا كه نفت و گاز هم ندارد .

و جمع نشركتاب در اين بيست و دو كشور معادل هست با نشر كتاب در يونان .

و رقم بيسوادي و تبعيض جنسيتي هم بسيار بالاست .

اغراق نكرده ايم اگر اين واقعيت را به كل جهان اسلام تعميم دهيم .


درواقع معيار بالندگي و پايشانائي هرجامعه متناسب هست با كيفيت اونچه توليد مي كند و خدمتي كه به جامعه بشري عرضه مي دارد .

اعم از مادي و معنايشان .

ممكن هست فلسفه و ادبيات باشد يا صنعت وهنر .

مثلا آلمان مرغوب ترين اتومبيلها را توليد مي كند و انگليس هم همين طور .

آمريكا نيز پيشرفته ترين سازو كارهاي اينترنتي توليد مي كند و در كنار اون پيچيده ترين سلاحها را .

و قص علي هاذا .



فكركنيد جهان اسلام چه چيز عمده اي توليد مي كند .

به صراحت بايد فرمود سه چيز .

1-نفت و گاز .

2- مهاجر و پناهنده .

3- تروريسم .

و حالا اگر اقلام ديگري مثل فرش .

پسته .

زعفران .

خرما .

آلوخشكه را كنار سه رقم اصلي بگذاريم صورت كامل توليدات جهان اسلام را بدست مي آوريم .


اكنون اين سئوال مطرح مي شود كه اگر دين براي پيشرفت جوامع انساني و كمال بشريت هست .

به ايشانژه دين اسلام كه اون را دين كامل و پيشرفته مي دانيم .

پس چرا كشورهاي اسلامي اينقدر عقب مانده اند و در اردايشان جهان سوم درمانده اند .

و برعكس كشورهاي غير ديني و سكولارچرا توسعه يافته اند و در رديف جهان اول برنامه مي گيرند ؟

32:

بیصدا خداییش کی دیدی من به این مسایل علاقه نشون بدم اصلا اینهمه مطلب تو حوصله ی منه آخههههههههههههههههههههههه ههههههههههههههههههه
ممنون از دعوتت عزیزم

33:

سلام

این چرندیات و کپی پیست ها و تهمت ها رو بارها شنیده ایم
اگر حرف های جدیدی در چنته خود دارید رو کنید !
خدمت شما عرض کنم در این جا چند موضوع را نمی توان نادیده گرفت
1.

اگر گروه القاعده برخی از عملیات تروریستی را به عهده می گیرد
کیست که نداند که این گروه ساخته و پرداخته دستگاه های امنیتی
و نظامی امریکا و انگلیس هست که اونان را آموزش و ساوقت دهی کرده
به جنگ چریکی بر ضدّ اتحاد جماهیر شوروی سابق، پس از اشغال افغانستان
به این کشور فرستادند، حال اگر امروز این گاوِ شاخدار، صاحب خود
را شاخ می زند، تقصیر کیست؟!
2.

همه شواهد و قرائن گواهی می دهد نسخه ای که امریکا
و همفکرانش برای مبارزه با تروریسم در جهان ارائه می نمايند،
و روشی که در پیش گرفته اند، یعنی روش سرکوب، خشونت، لشگرکشی
و اشغال کشورها، نسخه شفابخشی نیست، زیرا خشونت، منشأ خشونت هست
و عامل بسیاری از خشونتها، اقدام ها و برنامه های زورگویانه خود امریکا هست
امریکا ادعا می کند که پس از اشغال افغانستان و عراق، دنیا امن شده هست
درحالی که حوادث اخیر، نشان داد که دنیا ناامن تر شده هست!.


امروز عراقِ تحت اشغال امریکا کانون تروریسم و قتل و انفجار شده هست
اینها نشان می دهد که این روش، راه به جایی نمی برد.
نوشته اصلي بوسيله azadah نمايش نوشته ها
اكنون اين سئوال مطرح مي شود كه اگر دين براي پيشرفت جوامع انساني و كمال بشريت هست .

به ايشانژه دين اسلام كه اون را دين كامل و پيشرفته مي دانيم .

پس چرا كشورهاي اسلامي اينقدر عقب مانده اند و در اردايشان جهان سوم درمانده اند .

و برعكس كشورهاي غير ديني و سكولارچرا توسعه يافته اند و در رديف جهان اول برنامه مي گيرند ؟
بدلیل اینکه اکثر مسلمانان در این باور هستن که دنیای آخرت وجود دارد
و این دنیا اندوخته اعمال نیک برای آخرت هست

به همین خاطر بفکر مادیات نیستن بیشتر به فکر اعمال پسندیده هستن
تنها عقب ماندگی مسلمانها میتونه این باشه....



34:

البته این نظر منه وخیلی هم به اون فکر کردم یعنی ناگهان بهش نرسیدم .
به نظر من مسلمانی باید از درون آدما شروع شده باشه عمیق وواقعی و با عشق .اونوقت همه چیز درست میشه حتی طرز پوشش و نوع نگاه و توزیع ثروت و غرور و عزت نفس و همه چی .

مثل پرتو نوری که از درون تک تک مسلمانا به بیرون تراوش کنه وهمه زندگی اجتماعی و اقتصادی و حتی رای هاشونو هم تحت تاثیر برنامه میده و دروغ گو ها و منا فق ها خود به خود از این گردونه پرت میشن بیرون چون جاشون اونجانیست و...مسلمانی یک چیز فردیه قراون با آدما تک تک ارتباط بربرنامه میکنه و بعد این تک تک ها یک جامعه رو تشکیل میدن .قدرت بیانم خوب نیست نمی دونم چقدر تونستم نظرم رو برای دوستان تفهیم کنم.

35:

سرتا پا پر مشکلیم
از کودوم یکی صحبت کنیم
موندیم والا

36:

ببینید مشکل این هست که توسعه یافتگی یک مفهوم هست که به وسیله نظام سرمایه داری تعریف شده به همین دلیل هم جامعه ای توسعه یافته خواهد بود که در اون خیلی از ارزشهای الهی رعایت نشود.

عرض حقیر این هست که دین اسلام برای بهبود وضعیت زندگی نسخه دارد، اگر جامعه ای به نسخه اسلام عمل کند حتما در تمام زمینه های اجتماعی، مادی، علمی و معنوی پیشرفت خواهد کرد.

ولی اگر با عمل به نسخه ی نظام لیبرال سرمایه داری بخواهیم توسعه پیدا کنیم نه تنها معلوم نیست به اون برسیم بلکه حتما اسلام نیز از بین خواهد رفت.

چند قرن پیش که اوج پیشرفت مسلمانان بود، مفهومی به نام توسعه یافتگی هنوز تعریف نشده بود، اما اکنون با تعریف این واژه بعضی کشورها با نام توسعه یافته به عنوان الگو مطرح می شوند و بقیه کشورها هم برای توسعه یافتن باید خود را شبیه اونها نمايند.


37:

شما چه تعریفی از توسعه یافتگی دارید ؟
اگر بخواهیم این تعریف را از غرب نگیریم چه جایگزینی برای پیشرفتهایی که باید داشته باشیم و نداریم دارید ؟
بهر حال با توجه به پیشرفتهای دقیقه ای و ثاینه ای این جهان مفهوم توسعه یافتگی تمام ابعاد توسعه رو در بر میگیره .چه توسعه اقتصادی چه توسعه فرهنگی چه توسعه اجتماعی چه توسعه انسانی و یا هر نوع توسعه دیگر
دین اسلام هم منافاتی با توسعه یافتگی نداره خصوصا وقتی که امام علی میگه بچه های خودتون رو مطابق وقت خوشون تربیت کنید و این نشون میده که میبایست هم گام با وقت پیش رفت اما این که الگوی ما میخواهد اسلام باشد نه جوامع غربی خب اینجا بحثهای چند گانه ای به وجود می آید و این سوال هم به وجود می آید که ما اگر بر پايه اسلام هم توسعه پیدا کنیم باز هم در یه سری از ابعاد توسعه یافتگی ناگزیر به هستفاده از تکنولوؤی ودانشهای جوامع دیگه هستیم و هموقت با اون فرهنگهای اونها هم انتقال پیدا میکنه .

درکل با این شکل توسعه یافتگی که مد نظر شماست موافقت چندانی ندارم و یا شاید منظور شما رو کامل نگرفته باشم .ممنون میشم توضیح بیشتری بدید .


38:

سلام

بزرگوار! بحث حقیر بر سر مفهوم نیست، البته این فرمودگو فرعی هست بر فرمودگوی اصلی که ابتدا عرض کردم، معلوم هست که من با پیشرفت مخالف نیستم.

در حقیقت زنگنه که شما از ایشان مقاله ای را آورده اید به هر ترتیب مشکل اصلی جهان اسلام را فقر عنوان کرده اند.
من عرض کردم، یافتن این مشکل کار چندان پیچیده ای نیست و هر کسی می تواند حدس بزند که فقر مشکل بزرگی هست، چیزی که مهم هست ارائه راه حل برای از بین بردن فقر هست، همین فقر به خاطر چه دامنگیر جهان اسلام شده هست؟

عرض حقیر این هست که اگر برنامه هست راهی پیدا کنیم باید دست به دامن اسلام شویم نه نسخه های غربی، دنیای توسعه یافته فعلی نیز همان فرنگی هست که اقبال از اون می نالید:

فرياد ز افرنگ و دلاايشانزي افرنگ
فرياد ز شيريني و پرايشانزي افرنگ
عالم همه ايشانرانه ز چنگيزي افرنگ
معمار حرم، باز به تعمير جهان خيز!
از خواب گران، خواب گران، خواب گران خيز!
از خواب گران خيز!

جهان اسلام اگر واقعا مربوط به مسلمانان (یعنی کسانی که خدا را قبول دارند) هست باید وعده های خدا را راست بپندارند و آموزه های اسلام را بپذیرند، یک از این آموزه ها همان آیه ای بود که ابتدا آوردم:

نوشته اصلي بوسيله objective نمايش نوشته ها
وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ اعراف/96
و اگر امتي كه در شهرها و آباديها زندگي دارند ايمان بياورند و تقايشان پيشه كنند بركات آسمان و زمين را بر اونها مي‏گشائيم ولي (اونها حقايق را) تكذيب كردند ما هم اونانرا به كيفر اعمالشان مجازات كرديم.

این چنین هست که بر مبنای روایات هنگام ظهور مولایمان حضرت مهدی سلام الله علیه زمین گنجها و خزائن خود را اشکار می کند و دیگر فقیری باقی نخواهد ماند.

39:

فکر میکنم شما صفحه اول تاپیک رو مطالعه نفرمودید و به صفحه دوم که تنها پست اول رو اورده قناعت کردید .
از نظر زنگنه فقر اقتصادی یکی از دلایل توسعه نیافتگی هست .و شرایط دیگری هم دخیل هستند که به نظر من فقر شاید در مقایسه با اونا کمتر خودش رو نشون بده .لطفا تمام مطلب رو مطالعه بفرمایید تا اگر نظر دیگری هم بود بتونیم در موردش صحبت کنیم .

40:

سلام

چرا، مقاله ایشان را قبل از اینجا در همشهری خواندم، من اولین ارسالم در این تاپیک مربوط به صفحه ی اول هست که نشان می دهد تاپیک را از صفحه ی دوم شروع نکرده ام.

الان که نوشته شما را خواندم مجددا مقاله ایشان را مرور کردم، البته همان وقتی که مقاله ایشان را در همشهری دیدم به خاطر دید تقریبا منفی که نسبت به ایشان داشتم خیلی مطلب برایم جالب نبود، حاصل سخن ایشان را چنین یافتم که مشکلات جهان اسلام درونی هست و ربطی به جهان خارج و خصوصا رژیم صهیونیستی ندارد، مشکل اصلی را هم ایشان فقر و توسعه نیافتگی عنوان کرده اند (که فقر را از جنبه های مختلف از جمله اقتصادی، علمی و تکنولوژیکی، توسعه انسانی بررسی کرده اند.)

با این توضیح باز هم به نظرم مشکل اصلی جهان اسلام، بی ایمانی و دور شدن از آموزه های اسلام هست؛ با همان توضیحی که در پست اول عرض کردم.


41:

بسم الله الرحمن الرحیم

آیا نمونه ای در گذشته سراغ داریم که تمدن اسلامی شکل گرفته باشد ؟
..................................................

.......
در وقت حکومت عباسیان ( هارون الرشید و مامون ) ، یک بار امام رضا (ع) خواست نماز عید فطر را به شیوه و سنت پیامبر (ص) اجرا کند ( با پای پیاده ، ذکرگویان و همراه امت ...) که ابتدا قبول کردند اما بعد جلویش را گرفتند .

یعنی در این ( به اصطلاح ) تمدن اسلامی ، امام (ع) و فرزند رسول خدا اسیر هست .

( از زندان و مسموم شدن و ...

توسط خلفای عباسی فعلا بگذریم )
پس این چه تمدن اسلامی هست که رکن دینش را دست بسته اند یا زندانی کرده اند ...؟!
..................................................

......
به نظر من دشمنان اصلا نگذاشتند تمدن اسلامی شکل بگیرد و رشد کند ...
..................................................

.......
(مخاطبم شیعیان هستند )

42:

اما به نظر من اگر دشمنان در این بین نقش مهمی داشتند بیشترین نقش عقب موندن از توسعه رو خود مسلمانان داشتند .
این که دشمن نگذارد ما به خواسته خود برسیم دلیل بر کم کاری و یا دیگر توجیهات نیست .


43:

بسم الله الرحمن الرحيم

در ابتدا باید دید که آیا در گذشته تعداد کافی مسلمان و مومن حقیقی وجود داشته هست یا نه .

اگر بر فرض تعدادشان مثلا چند ده نفر ! بودند آیا اون ها می توانستند مثلا در برابر ده میلیون نفر ( همزیست با دشمن ) تشکیل یک جامعه اسلامی بدهند ؟
همچنین باید دید چه چیز می خواهد " وسعت " پیدا کند و " وسیع " شود .

( توسعه ) .
کم کاری یا پرکاری مطرح نیست ، باید امکان کار " درست " وجود داشته باشد ...
.............................................
ایجاد یک تمدن بدون کسب علم و قدرت و بدون مبارزه با فقر و بیماری معنا ندارد اما اگر یک تمدن با علم و فن آوری ، پیشرفت کرد و سطح سلامتی را بالا برد و ثروت فراوانی کسب کرد و قدرت بالائی هم ایجاد کرد ، آیا این به معنای اون هست که اون تمدن " نجات یافته " هم هست ؟
مثلا اگر این تمدن سلاح های کشتار جمعی ایجاد کرد و صدها هزار یا میلیون ها ( یا میلیاردها ! ) نفر را نابود کرد چه باید فرمود ؟ ...
یا مثلا اگر دستگاه های تجسسی هم اونقدر پیشرفت نمايند که دیگر حیطه خصوصی توان وجودی اش را از دست بدهد آیا آرامش و امنیت هم توسعه پیدا خواهد کرد ؟ ...
بعضی از گروه ها هستند که می گویند ما باید خودمان را با فن آوری توسعه بدهیم و سعی کنیم با اون سازش حاصل کنیم و هرچیزی را که مزاحم توسعه اون هست را باید به نحوی از راه کنار برد یا منطبقش کرد ...
اما آیا یک مسلمان هم باید هدفش همین باشد ؟
یک مسلمان الگوی پیشرفت اش با الگوهای دیگران قطعا تفاوت هائی خواهد داشت و نمی تواند و نباید هر الگوئی را بپذیرد ...
..........................................
او به دقت و تلاش "مضاعف " نیازمند هست ...


44:

تشکر از دعوت بی صدای عزیز
مطالبی که دکتر زنگنه بهش اشاره کردن کاملا صحیحه
وهمیشه قدم اول برای درمان قبول درده
سپس اون پیدا کردن درمان با توجه به شرایط هر جامعه ایه
یک مشکل پايه ی دیگه اینه که ما بایک دوگانگی مواجهیم
به ما فرموده شده دینمون کامله
اما در عمل نواقصی وجود داره
جواب اولیه ای که به ذهن میاد اینه که خب مشکل از دین نیست
بلکه این ماییم که طبق خواسته های دین رفتار نمیکنیم واینا هم عواقبشه
اما به نظر من بازهم مشکل جای دیگریست
ابتدا توصیه میکنم کتاب (جامعه شناسی خودمانی رو بخونن دوستان/نکات جالبی داره)
پايه ا ماملت شریف ایران قانون گریز هستیم
ذاتا دوست نداریم خودمونو مقید به یک برنامه ثابت ببینیم
که البته یه بعدش به همون ضریب هوشی بالا برمیگرده
اما ابعاد دیگش از جاهای دیگه ای سرچشمه میگیره
در جوامعی مثل جامعه ی ما کارکرد دین به این شکل بوده که باتعریف اموری بعنوان ثواب وامور دیگری به عنوان گناه ومترتب نمودن پاداش وجزایی برای اون امور،جماعت را به انجام اموری ترغیب واز بعضی دیگر بازدارند
در این چرخه نقش پايه ی رو کسانی بازی مینمايند که این احکام رو هستخراج ودر بین امت منتشر مینمايند یا به تعبیری همون علماوفقها
در قبل از انقلاب در ایران عمده ی فکر این علمای جلیل اون بود که چون انشقاقی بین حاکمیت و احکام الهی هست نمیتوان بطوری که خواست خداست این احکام را اجرا نمود
با فراهم امدن شرایط وبروز انقلاب این بهانه هم از دست این فرقه خارج شده ودیگر انتظار میرفت احام الهی در بین امتان اجرا شود
اما به مرور اماهای جدیدی متولد شد که عملی نشدن اون احکام را توجیه میکرد
پس از اون شک وشبه های زیادی در مورد اصل عملی بودن این احکام مطرح شد
وهنوز هم نزاع بر سر اون تمام نشده
اما به قول دوست عزیوقت اینها را خودمان بهتر از همه میدانیم
حال چه باید کرد؟
بخشی از این مشکل در لایه های حکومتی هست که از دسترس ما خارج هست
اما در سطح جامعه هر کدام ازما در جای خود بهترین باشیم
وقتی این سیر هستمرار یابد میتوان امیدوار بود که به تدریج جامعه اصلاح شود
شدت یافتن مشکل در جامعه ی ایران به نظرم سپس انقلاب سیر صعودی بیشتری داشته هست
تفاسیری که از دین شده از حقیقت اون دور وتنها تأمین نماينده منافع گروهی بوده
و چندی رویه ای اشتباه دیگر که در پستهای قبل بهش اشاره شده


45:

در فیلم سفید برفی که دیشب دیدم ملکه به یکی از فرماندهان دستور داد تا برای تامین مخارج مراسم رقصش با کسی که باید نقش شاهزاده رو بازی کنه از امت مالیات بیشتری بگیره .
فرمانده فرمود امت همه گرسنه اند و چیزی برای دادن دیگر ندارند .به چه بهانه باید ازشون پول گرفت
ملکهبه راحتی فرمود باید اونها رو از بلایی ک ندیدندو نمیدونن ترسوند
فرمانده برگه ای به دیوار شهر کوبید و فرمود غول سیاه پشت همین جنگل اطراق کرده و تنها دلیل نیومدنش به داخل شهر و نابود کردن شهر همین مالیاتهایی هست که شما میدهید .و اگر الان بیشتر ندهید مطمئن باشید به شهر حمله میکنه و امت هم با ترس قبول کردند .
فقر فرهنگی بدتر از فقر اقتصادی کمر شکن هست .
ما ملتی هستیم که مدعی فرهنگ هستیم اما نداریم .


46:

بسم الله الرحمن الرحیم

منظورتان از این داستان چه بود و کنایه از چیست ؟ ( واضح بگوئید )

47:

در فیلم سفید برفی که دیشب دیدم ملکه به یکی از فرماندهان دستور داد تا برای تامین مخارج مراسم رقصش با کسی که باید نقش شاهزاده رو بازی کنه از امت مالیات بیشتری بگیره .
فرمانده فرمود امت همه گرسنه اند و چیزی برای دادن دیگر ندارند .به چه بهانه باید ازشون پول گرفت
ملکهبه راحتی فرمود باید اونها رو از بلایی ک ندیدندو نمیدونن ترسوند
فرمانده برگه ای به دیوار شهر کوبید و فرمود غول سیاه پشت همین جنگل اطراق کرده و تنها دلیل نیومدنش به داخل شهر و نابود کردن شهر همین مالیاتهایی هست که شما میدهید .و اگر الان بیشتر ندهید مطمئن باشید به شهر حمله میکنه و امت هم با ترس قبول کردند .
فقر فرهنگی بدتر از فقر اقتصادی کمر شکن هست .
ما ملتی هستیم که مدعی فرهنگ هستیم اما نداریم .


48:

بسم الله الرحمن الرحیم

منظورتان از این داستان چه بود و کنایه از چیست ؟ ( واضح بگوئید )


82 out of 100 based on 42 user ratings 292 reviews

@