ازدواج موقت و اهل تسنن


ازدواج موقت و اهل تسنن



ازدواج موقت و اهل تسنن
مطلب زیر، در تاریخ 11/11/1391 در وبلاگ اسلام انقلابی منتشر شد.
لینک مطلب
--------------------------------------------------------------------------------------------------
متعه در قرآن و سیره نبوی


خداوند در سوره نساء، آیه ۲۴ می فرماید: "فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا" یعنی: "زنانى را كه متعه كرده‏ايد مهرشان را به عنوان فريضه‏اى به آنان بدهيد و بر شما گناهى نيست كه پس از مقرر با يكديگر توافق كنيد مسلما خداوند داناى حكيم است" همانطور که می بینید، در این آیه از متعه با لحن مذمّت یاد نشده که هیچ، دست ردی هم بر سینه کسانی که آن را گناه می دانند زده شده است. بد نیست برخی تفاسیر را نیز ببینیم:
تفسیر المیزان(شیعه): "و بدون شك مراد از استمتاع مذكور در آيه نكاح متعه است، چون آيه شريفه در مدينه نازل شده، زيرا در سوره نساء واقع شده، كه در نيمه اول بعد از هجرت نازل شده و بيشتر آياتش بر آن شهادت مى‏دهد، و اين نكاح يعنى نكاح متعه و يا بگو نكاح موقت، در آن برهه از زمان در بين مسلمانان معمول بوده، و در آن نيز هيچ شكى نيست- اخبار بر مسلم بودن آن توافق و اتفاق دارد-، حال چه اينكه اسلام آن را تشريع كرده باشد و چه از تاسيسات شارع اسلام نباشد،- بلكه قبل از اسلام هم معمول بوده باشد- پس أصل وجود چنين نكاحى در زمان رسول خدا (ص) و در پيش چشم و گوش آن جناب جاى ترديد نيست، و نيز جاى شك نيست كه در آن ايام نام اين نوع ازدواج همين نام بوده و از آن جز به عنوان متعه تعبير نمى‏كردند، پس چاره‏اى جز اين نيست كه جمله: (فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ) را حمل بر همين نوع نكاح نموده و از آن جمله اين قسم نكاح را بفهميم، هم چنان كه ساير رسوم و سنت‏هايى كه در عهد نزول قرآن به اسماء خودش معروف و شناخته مى‏شده آيات قرآن بر آن معناى معهود حمل مى‏شده، مثلا اگر آيه‏اى در باره حكمى راجع به يكى از آن اسما نازل مى‏شده آن عنوان را امضا مى‏كرده و يا رد و تخطئه مى‏نموده، يا در باره آن عنوان امر مى‏كرده و يا نهى مى‏نموده، چاره‏اى جز اين نبوده كه آن اسما و عناوين را بر همان معانى معروف آن روزش حمل كنند، و هرگز سابقه ندارد كه با وجود چنين زمينه‏اى اسم نامبرده را بر معناى لغويش- كه در آن روز متروك شده بوده- حمل كرده باشند.
مانند كلمه (حج) و كلمه (بيع)، و (ربا)، و (ربح)، و (غنيمت)، و كلماتى ديگر از اين قبيل كه يك معناى لغوى دارند و يك معناى معروف در بين اهل زمان مثلا كلمه (حج) در اصل لغت به معناى قصد كردن بوده ولى معناى معروفش در بين مردم عرب زيارت خانه كعبه بوده، و ممكن نيست كسى ادعا كند كه در قرآن كريم كلمه (حج) به معناى قصد است، و همچنين ساير عناوين قرآنى..."۱
تفسیر مجمع البیان(شیعه): " گفته‏اند مقصود از استمتاع، در آميختن و كسب لذت است، بنا بر اين معناى جمله اين است كه: هر گاه از زنان كسب لذت كرديد، مهرشان را بدهيد، اين قول از حسن، مجاهد، ابن زيد و سدى است.
ابن عباس، سدى و ابن سعيد و گروهى از تابعان و اصحاب اماميه گويند: منظور عقد منقطع است. اين مطلب واضح است، زيرا «استمتاع و تمتع» اگر چه در اصل بمعناى انتفاع و كسب لذت است ولى در عرف شرع، بچنين عقدى اختصاص دارد.
بخصوص هنگامى كه اضافه به «زنان» شود. بنا بر اين معناى جمله اين است: «هر گاه آنها را بعقد متعه درآورديد، اجرتشان را بپردازيد» شاهد اين است كه وجوب اداى مهر، بخود استمتاع، تعلق يافته است و مقتضاى آن اين است كه خود عقد متعه، موجب مهر مى‏شود نه آميزش و كسب لذت جنسى.....يكى از دلايلى كه لفظ «استمتاع» در آيه، بمعناى جماع و انتفاع نيست اين است كه اگر چنين بود، لازم بود كه اگر كسى از زن انتفاعى نبرد، مهرى بر ذمه‏اش نباشد. با اينكه مى‏دانيم كه اگر پيش از آميزش طلاقش دهد، نصف مهر را بايد بپردازد و اگر مقصود «نكاح دائم» باشد بحكم همين آيه، مرد بايد با اجراى صيغه عقد، همه مهر را بپردازد. در حالى كه خلافى در اين مطلب نيست، كه به خود عقد، همه مهر واجب نمى‏شود ولى در متعه، با جارى شدن صيغه عقد، همه مهر واجب مى‏شود، چنان كه از جمله «فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ» برمى‏آيد... وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما تَراضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ: كسانى كه «استمتاع» را در جمله پيش بمعناى جماع گرفته‏اند، مى‏گويند: مقصود اين است كه در زيادى يا كمى يا بخشش يا تاخير مهر كه با يكديگر توافق كرده باشيد، گناهى بر شما نيست..."۲
تفسیر مفاتیح الغیب(سنی): "گفتار دوم: مراد از این آیه "متعه" که به معنای زنی را با مال و برای مدّتی معلوم در عقد نگه داشتن و با او همخوابه شدن، است. و متّفقند بر این که در ابتدای اسلام این عمل حلال بوده.روایت است که پیامبر(ص) وقتی که در حال عمره به مکه رسید، زنان مکه زینت داده شده بودند، پس اصحاب آن حضرت از طولانی شدن فشار جنسی شکایت کردند. پیامبر(ص) فرمود: از این زنان کسانی را متعه کنید.
تفسیر کتاب التسهیل(سنّی): "و گفته می شود: عبارت فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَة درباره متعه که ازدواج موقت بدون ارث و میراث است و در اول اسلام جایز بوده است پس این آیه درباره وجوب صداق نازل شده..."۴

از گزاره های فوق، علاوه بر اینکه اثبات می شود متعه حکم قرآن است، در زمان حضرت رسول(ص) مجاز بوده و بسیاری انجام می دهند. جابر بن عبدالله انصاری می گوید:"كنا نستمتع بالقبضة من التمر والدقيق الأيام على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم وأبي بكر ..."۵ یعنی: ما در دوران رسول الله(ص) و ابوبکر زنان را با مشتی خرما و آرد متعه می کردیم... حتی هست که وقتی غزوه ای بود، مسلمانان از شدت فشار جنسی نزد رسول الله(ص) می آمدند و از او درخواست می کردند که خود را خواجه کنند. ولی حضرت(ص) از این کار نهی و امر می فرمودند که زنان را با مهر پیراهن تا زمانی مشخص به نکاح خود درآوریم. سپس این آیه قرائت می شد:"يا أيها الذين آمنوا لا تحرموا طيبات ما أحل الله لكم ولا تعتدوا إن الله لا يحب المعتدين" ۶و۷
حتی هست که دختر ابوبکر هم متعه کرد و عبدالله بن زبیر را به دنیا آورد.۸
پس همانطور که در عبارات بالا می بینیم، از متعه نهی نشده که هیچ، گاهی هم به آن تشویق شده و بر سینه منکران آن دست رد خورده است.
تحریم متعه و پیامد های آن
روایتی را از صحیح مسلم برایتان به طور کامل می آوریم:"حدثني محمد بن رافع حدثنا عبد الرزاق أخبرنا بن جريج أخبرني أبو الزبير قال سمعت جابر بن عبد الله يقول كنا نستمتع بالقبضة من التمر والدقيق الأيام على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم وأبي بكر حتى نهى عنه عمر في شأن عمرو بن حريث"۹یعنی: ما در دوران رسول الله(ص) و ابوبکر زنان را با مشتی خرما و آرد متعه می کردیم تا اینکه عمر در ماجرای عمرو بن حریث۱۰ ما را از آن نهی کرد.
دو نکته از این روایت مستفاد است:۱. متعه نه تنها زمان حضرت رسول(ص) عمل می شده، بلکه در زمان بعد از ایشان هم ادامه داشت. ۲. این عمل توسّط عمر بن خطّاب تحریم شده است.
حتی روایت صحیح دیگری هم هست که عمر گفت:"متعتان كانتا على عهد رسول الله صلّى الله عليه و سلّم أنهي عنهما و أعاقب عليهما: متعة النّساء، و متعة الحج‏"۱۱ یعنی: دو متعه زمان رسول خدا حلال بود، و من از آنها نهی می کنم و برای آن مجازات هم می کنم: متعه نساء و متعه حج
البته احادیثی در همین کتاب صحیح مسلم و کتاب های دیگری از اهل سنّت هست که بیان می کند که رسول خدا خود متعه را تحریم نموده بود۱۲ در حالی که در همان احادیث و اخبار فوق خلاف این حرف آمده و گفته شده است زمان ابوبکر هم ادامه داشت. حال چرا خلیفه اول از این کار نهی نکرد اگر حضرت رسول(ص) از آن نهی کرده بود؟ دقت کنید که جابر بن عبدالله می گوید که در زمان رسول(ص) و ابوبکر ادامه داشت تا اینکه عمر از آن نهی کرد که جمله کاملاً واضح است. یا جمله عمر، اگر در زمان رسول الله(ص) نهی شده بود، عمر نمی گفت: "من نهی می کنم..." می گفت:"رسول خدا(ص) از آن نهی کرد..."
حتی حدیثی از امام علی(ع) روایت می کنند(مثلا ًدر تفسیر فخر رازی) که در جواب کسی که از جایز بودن متعه پرسید، فرمود:"پیامبر(ص) از متعه و نوعی گوشت نهی کرد" حال که دو خط بالاتر حدیثی از امیرالمؤمنین(ع) که شیعه هم روایت کرده است، هست که فرمود:" لولا أن عمر نهى الناس عن المتعة ما زنى إلا شقي" یعنی: اگر عمر مردم را از متعه نهی نمی کرد، زنا نمی کرد جز آدم شقی۱۳
حال ما کدام را قبول کنیم؟ نهی متعه در زمان عمر یا نهی در زمان حضرت رسول(ص) را؟ یا بی نقص بودن صحیح مسلم را با این همه احادیث ضد و نقیض؟ مفسّر بزرگ اهل سنّت، فخر رازی سعی کرده است که این احادیث را با هم جمع کند:ما روي عن عمر رضي اللَّه عنه أنه قال في خطبته: متعتان كانتا على عهد رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم أنا أنهي عنهما و أعاقب عليهما، ذكر هذا الكلام في مجمع الصحابة و ما أنكر عليه أحد، فالحال هاهنا لا يخلو إما أن يقال: انهم كانوا عالمين بحرمة المتعة فسكتوا، أو كانوا عالمين بأنها مباحة و لكنهم سكتوا على سبيل المداهنة، أو ما عرفوا إباحتها و لا حرمتها. فسكتوا لكونهم متوقفين في ذلك، و الأول هو المطلوب، و الثاني يوجب تكفير عمر، و تكفير الصحابة لأن من علم أن النبي صلى اللَّه عليه و سلم حكم باباحة المتعة، ثم قال: إنها محرمة محظورة من غير نسخ لها فهو كافر باللَّه، و من صدقه عليه مع علمه بكونه مخطئا كافرا، كان كافرا أيضا. و هذا يقتضي تكفير الأمة و هو على ضد قوله: كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ [آل عمران: 110].۱۴ یعنی:از عمر روایت شده است که او گفت: دو متعه در زمان نبی اکرم(ص) حلال بود و من آن را حرام می کنم و برای آنها مجازات نیز می کنم. این کلامی است که صحابه بر صدور آن از جانب عمر اجماع دارند و کسی آن را انکار نکرده. حال اینجا دو فرض مطرح است:۱. صحابه حرمت متعه را می دانستند و سکوت کردند ۲.صحابه می دانستند که رسول خدا(ص) آن را حلال می دانسته ولی از روی سهل انگاری و کنار آمدن سکوت کردند. ولی فرض نخست مطلوب است چراکه فرض دوم مستلزم تکفیر عمر است(!!!!!!!) همچنین صحابه که می دانستند متعه حلال است و سکوت کردند. سپس میتوان گفت اگر آن بدون هیچ نسخی از جانب خدا حرام شده است، این به منزله کفر است(=انکار ضروری دین) و هرکس آن را تأیید کند او نیز کافر است که این به منزله تکفیر امّت است که خلاف فرموده خداست: شما بهترین امّت هستید.(خلاصه مطلب این است که می خواهد بگوید برای متعه از طرف خدا تحریمی آمده)
حال ما این رویکرد را نقد می کنیم:
۱. از لحن خود عمر می توان فهمید که فرض دوم صحیح است: اگر متعه زمان رسول خدا حرام شده بود، عمر نمی گفت:"من از آنها نهی میکنم"، می گفت:"و رسول الله(ص) از آن نهی کرد". همچنین اگر از جانب خدا نهی آمده بود، چرا زمان ابوبکر هم عمل می شد؟
۲. رد احتجاج بر سکوت صحابه: البته چنین احتجاجی از تعاریف غلطی که این جماعت از واژه "صحابه"(کسی که هم عصر با او بوده یا اورا ملاقات کرده است) دارند نشئت می گیرد. نمی دانم چرا این افراد شیعه را متهم به غلو می کنند ولی خودشان از همه غلوکارترند، چراکه این افراد سخن صحابه را چون وحی منزل می پذیرند و برای اینکه قبول نکنند این افراد دروغگویی هایی کرده اند، حاضر شده اند که بپذیرند حضرت رسول(ص) در کنار خانه کعبه لخت شده!(العیاذ بالله) و...(ر.ک. اینجا) :الف) این افراد که مسئله غصب خلافت را(که ما با دلایل متقن اثبات می کنیم. ر.ک. الغدیر) دیدند و سکوت کردند، تعجّبی ندارد که دربرابر تحریم متعه سکوت کنند.ب) برخی صحابه که از سابقه تند خویی عمر آگاه بودند(ر.ک. خطبه شقشقیه نهج البلاغه+ ماجرای اسلام آوردن عمر+...) راه تقیه را در پیش گرفتند. ج) اینگونه هم نیست که کسی صدایش در نیامده باشد؛ همانطور که طبق روایت صحیح السندی، عمران بن سواده علناً به عمر گفت که مردم می گویند تو متعه زنان را حرام کردی و باز هم عمر نمی گوید که حضرت رسول(ص) متعه را حرام اعلام کرد. ۱۵
۳. رد احتجاج بر مسئله ارتداد: آقای فخر رازی می گوید که اگر مردم هم عمر را تأیید کنند، آنها هم مرتد و کافر می شوند که با فرموده خدا که "شما بهترین امّت هستید" تعارض دارد: الف) این آیه مردم را تا زمانی بهترین امّت خطاب می کند که امر به معروف و نهی از منکر نمایند. پس اگر چنین نکنند، دیگر مستحق چنین چیزی نیستند. ب)همانطور که از لحن عمر همچنین سابقه او پیداست، او با تهدید و ارعاب خواست مردم را از این کار باز دارد. و در این حالت هم از نظر عقلی و هم از نظر شرعی(سوره مبارکه نحل، آیه ۱۰۶:...إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمَانِ...) ارتداد و تکفیر معنایی ندارد. ج)سکوت نکردن دربرابر بدعت گناه است ولی موجب ارتداد نمی شود.

حال پرسشی داریم: این مصداق حلال خدا را حرام کردن نیست (يا أيها الذين آمنوا لا تحرموا طيبات ما أحل الله لكم )؟ اینکه یک نفر به دستور شرع که پرداخت مهریه است عمل نکرده تا زنی راحت باشد، باید به گردن حکم خدا انداخت؟ از شما برادران محترم می خواهیم تعصّب را کنار بگذارید...
و ببینیم پیامد های تحریم متعه را:
ابن قیم الجوزیه شاگرد ابن تیمیه و ناشر افكار او: "اگر زنی شوهر نداشته باشد و شهوت بر او غلبه کند، برخی از هم کیشان ما گفته اند که می تواند از «الأکرنبج» استفاده کند و آن چیزی است که از پوست و به صورت آلت تناسلی ساخته می شود؛ پس آن را داخل فرج خود می کند یا چیزی شبیه آن ؛ مثل خیار و ... استفاده كنند."(بدائع الفوائد، ج 4 ، ص 905)
مقدسی حنبلی، برترین فقیه حنابله كه مفصل‌ترین كتاب فقهی حنابله نیز متعلق به او است: "شارع مقدس روزه را بدل از ازدواج و احتلام را از بین برنده شدت شهوت برنامه داده است، اگر ترس از زنا وجود داشته باشد، استمناء كردن جایز است . حكم نیز همانند مرد است ، زن می‌تواند از چیزی همانند آلت تناسلی استفاده كند."(الفروع وتصحیح الفروع ، ج 6 ص 120)
گفت و گوئی كه بین پلیس عراق و یک وهابی دستگیر شده انجام شد ودر شبكه العراقیه هم پخش شد بعد از اعترافاتی از قتل شیعیان اهل بیت (ع) و ... أز إین آقا در نهایت فیلم سؤال میكنند كه : آیا صحیح است كه شما در مساجد ... عمل قوم لوط را انجام میدادید ؟ بعد أز سكوتی چند ثانیه ای میگوید : خدا از تقصیراتمان بگذرد .. واز او طلب بخشش می كنیم ...۱۶
تعارض فتاوای فوق با قرآن: وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ . إِلَّا عَلىَ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانهُمْ فَإِنهَّمْ غَیرْ مَلُومِینَ .فَمَنِ ابْتَغَى‏ وَرَاءَ ذَالِكَ فَأُوْلَئكَ هُمُ الْعَادُون‏. المؤمنون 5 ـ 7
پاسخ به پرسش هایی پیرامون متعه
  • لطفاً فلسفه متعه را بیان کنید.
خداوند سبحان برای حفظ نسل بشر، قوای جنسی را در او برنامه داده و از او خواسته که از طریق صحیح ارضاء نماید. کسانی توانایی ازدواج دائم را دارند و ازدواج می کنند. کسانی چنین توانایی ندارند، حال این قوه جنسی سرکش را چطور سرکش نمایند؟ راهی که اسلام پیش رویمان گذاشته، متعه است تا دچار فساد هایی چون جلق زدن و ... نشویم.
  • فرق متعه با تن فروشی چیست؟ در هردو زن و مرد در قبال پول و زمان معیّنی با یکدیگر تماس جنسی بربرنامه می کنند.
فرق این است که خداوند متعه را حلال اعلام کرده و بر آن قوانینی حکم فرماست ولی تن فروشی اینگونه نیست. اگر بخواهیم با این دیدگاه پیش برویم، همین ازدواج دائم هم زناست چراکه تمام اعمال و شوخی های جنسی در هر دو هست. حال بخوانید پاسخ آقای مکارم را:ازدواج موقت تمام احکام ازدواج را دارد به جز نفقه و بعضی از جزئیات دیگر، اما فرزند از آنها ارث می برد و مسئولیت عدّه نگه داشتن بعد از پایان مدت بر دوش زن می باشد و زن هرگز نمی تواند در این مدت همسر مرد دیگری شود و امثال آن.(استفتاءات، ذیل عنوان ازدواج موقت)
  • این همه ما می بینیم که زنان و دخترانی که صیغه زیاد می کنند دچار عذاب روحی شده اند. برای این مطلب چه توضیحی دارید؟
اسلام دین اعتدال است. مسلّم است که زیاده روی در هرچیزی، نه تنها باعث لذت نیست، بلکه باعث عذاب هم هست و عقل سلیم اینجا آن فرد افراطی را مقصر می داند نه اصل عمل او را.
  • لطفاً مطالب زیر را بررسی کنید:
    • نسخ متعه با آیه میراث
    • نسخ متعه با آیه سوره مؤمنون
علما ي اهل سنت چنين مي گويند که متعه اگر چه در ابتدا مباح بوده است ولي در ادامه نسخ شده است . در مورد اين نسخ سه قول وجود دارد :
1- نسخ با آيه سوره مومنون :

ايشان ادعا کرده اند که در اين آيه تنها نزديکي با همسران و کنيزان جايز دانسته شده است و زن در متعه هيچ کدام از اين دو نيست پس نزديکي باوي حرام است . ما میگوییم که قطعا اين استدلال براي اثبات نسخ متعه مردود است ؛ زيرا همانطور که در ابتدا گذشت متعه به ابرنامه علماء اهل سنت، ازدواج است ؛ پس در مفاد اين آيه داخل شده و حلال است . جدا از اين نکته که اين سوره مکي است و آيه متعه مدني ؛ پس اين آيات نمي تواند ناسخ حکم متعه باشد .
2- نسخ با آيه ميراث :

ايشان ادعا مي کنند که در متعه ارث نيست ؛ پس آيه ميراث که ارث را براي همسر اثبات مي کند ناسخ حکم متعه است. در جواب بايد گفت که ارث نبردن در متعه نظر همه علما نيست . بلکه عده اي ميراث را در آن به طور مطلق يا مشروط جاري مي دانند . يعني اگر شرط ارث بکند ارث مي برد و گرنه خير. فتواي مطلق نظر عده اي از علما مانند قاضي ابن براج است(جامع الشتات ميرزاي قمي ج 4 ص 390) فتواي مشروط نظر عده اي از علما مانند آيت الله خويي و نيز آيت الله اراکي است(توضيح المسائل آيت الله خويي ص434 شماره 2434 ، توضيح المسائل آيت الله اراکي ص 448 شماره 2439 ) پس طبق نظر ايشان نمي توان آيه ارث را ناسخ حکم متعه گرفت بلکه تنها اين آيه، در متعه حکم ارث را ثابت مي کند .رواياتي که دلالت بر عدم نسخ حکم متعه مي کنند شاهد بر اين مطلب هستند که ادله متعه يا ناسخ حکم ارث در ازدواج موقت است يا مخصص ؛ نه مثل آنچه که بعضي از اهل سنت ادعا مي کنند. بعد هم خود اهل تسنن هم در بسياري موارد در ازدواجها ميراث را باطل مي دانند : مثلا در فرضي که يک مسلمان با زني از اهل کتاب ازدواج کند و بميرد به اجماع مسلمانان آن زن از وي ارث نخواهد برد . يا اگر همسري شوهر خود را بکشد از وي ارث نخواهد برد ؛ پس حکم ارث بردن از لوازم ازدواج نيست تا در صورت نبودن آن حکم به بطلان ازدواج کنيم . بلکه از فروعي است که در بعضي حالات بر ازدواج بار مي گردد. جدا از همه این ها، اين آيات قبل از آيات متعه نازل شده اند پس نمي توانند ناسخ آن باشند . ۱۷
  • فرض کنید که دختری دارید، آیا حاضرید کسی او را صیغه کند؟
متأسفانه این رسم غلطی است که در جامعه ما بربرنامه شده است و زیاد به متعه اهمیت داده نمی شود. البته هرکس دوست دارد زن دائمی که می گیرد پرده داشته باشد و این می تواند یکی از دلایل کم توجهی به متعه باشد که در چنین شرایطی انسان باید عقل را حاکم کند و برای جلوگیری از ترویج فساد در جامعه، قدم بردارد و هنجار های نادرست را بشکند و بداند که عمل به حکم خدا، مایه خجالت نیست.
  • چرا ائمّه اطهار(ع) متعه نکرده اند؟
اگر ائمه اطهار(ع) متعه نکرده باشند، به این دلیل است که متعه از نظر مردم آن زمان زنا تلقّی می شده و دستگاه حکومت به دنبال کمترین بهانه ای بود که ایشان را اذیت کند. وگرنه در اخبار و احادیث منقول بسیاری هست که این عالی جنابان، متعه را حلال می دانستند:
امام جعفر صادق(ع): أَحَلَّهَا اللَّهُ فِي كِتَابِهِ وَ عَلَى لِسَانِ نَبِيِّهِ ص فَهِيَ حَلَالٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة(اصول کافی، ج۵، ص۴۴۹)
امام علی(ع): لَوْ لَا مَا سَبَقَنِي بِهِ بَنِي الْخَطَّابِ مَا زَنَى إِلَّا شَقِي‏ (مفاتيح الغيب، ج‏10، ص 41+ اصول کافی، ج۵، ص۴۴۸)

برخی احکام ازدواج موقّت(با استفاده از سایت پرسمان)
  • چگونگی عقد غیر دائم:
براى خواندن صيغه عقد موقّت کافى است بعد از آن که مدّت و مهر معيّن شد، زن بگويد: «زَوَّجْتُکَ نَفْسِي فِى الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَى الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ» (من خودم را به همسرى تو در مدّت معيّن با مهر معيّن درآوردم) مرد نيز بگويد: «قَبِلْتُ» (قبول کردم) يا اين که وکيل زن بگويد: «مَتَّعْتُ* مُوَکِّلَتِي مُوَکِّلَکَ فِى الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَى الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ» (موکّله خودم را به ازدواج موکّل تو در مدّت معيّن با مهر معيّن درآوردم) وکيل مرد نيز بگويد: «قَبِلْتُ** لِمُوَکِّلِي هَکَذا» (قبول کردم براى موکّل خودم همين طور).***
*حضرات آیات عظام سیستانی و وحید خراسانی جای عبارت "متّعت"، "زوّجت" را ذکر کرده اند.
**حضرت آیت الله سیستانی به جای عبارت "قبلت"، "قبلت التّزویج" را ذکر کرده اند.
***عقد باید به عربی صحیح خوانده شود. و اگر کلمه ای را غلط خواند به نحوی که غلط خواندن این کلمه معنا را عوض کرد، عقد باطل است.۱۸
  • اذن پدر یا جد پدری:
در ازدواج با دختر باكره به جز اجازه پدر و يا جد پدرى، اجازه فرد ديگرى لازم نيست. ۱۹
  • صیغه اهل کتاب:
ازدواج زن مسلمان با مرد غیرمسلمان تحت هیچ شرایطی جایز نیست، خواه موقت باشد، خواه دائم. ولی مرد مسلمان فقط زنان اهل کتاب* را می توان صیغه کند و اگر در مذهب این زن، اجازه پدر شرط است، باید اجازه گرفته شود.**
*البته مراجع عظام تقلید درباره متعه با زن زرتشتی اختلاف دارند:
آیات عظام امام خمینی و وحید و مکارم:جایز نیست
حضرت آیت الله سیستانی: بنابر احتیاط واجب جایز نیست.
حضرات آیت الله خامنه ای: جایز است.۲۰
**حضرت آیت الله وحید ازدواج موقت با اهل کتاب در صورت داشتن زن مسلمان را با رضایت زن مسلمان جایز می دانند و حضرت آیت الله سیستانی بنابر احتیاط واجب، متعه با اهل کتاب در صورت داشتن زن مسلمان را مطلقاً جایز نمی دانند.۲۱
  • تعریف رشیده:
دختر رشيده، به دخترى مى‏گويند كه منفعت و مصلحت زندگى خويش را به خوبى تشخيص دهد و در امر ازدواج تنها تحت تأثير غريزه جنسى و عاطفه خود برنامه نگيرد. اين امر در اشخاص مختلف تفاوت پيدا مى‏كند و امكان ندارد سن خاصى را براى آنان تعيين كرد.۲۲ البته ازدواج دختر باکره رشیده بدون اجازه پدر محل اشکال است(یعنی بنابراحتیاط واجب بدون اجازه پدر جایز نیست)

۱. تفسیر المیزان، علامه سید محمد حسین طباطبایی، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، ج۴، صص۴۳۲-۴۳۳
۲.مجمع البیان، شیخ طبرسی، جمعی از مترجمان، ج۵، ص۱۰۳
۳.مفاتيح الغيب، فخر رازی، ج‏10، ص41
۴.كتاب التسهيل لعلوم التنزيل، ج‏1، ص187
۵.صحیح مسلم، کتاب النکاح، ح۷
۶.سوره مبارکه مائده، آیه ۸۷
۷.صحیح مسلم، کتاب النکاح، ح۱
۸.أخبارالدولةالعباسية، ص112
۹.صحیح مسلم، کتاب النکاح، ح۷
۱۰.قضیه عمرو بن حریث اینگونه است که زنی را متعه و باردار کرد امّا زن را ترک گفت. پس زن نزد عمر بن خطاب آمد و شکایت کرد و عمر بالای منبر رفت و گفت:"دو متعه زمان رسول الله(ص) حلال بود و من از آنها نهی می کنم"(+)
۱۱.تاريخ‏الإسلام، ج‏15، ص418+ مفاتيح الغيب، ج‏10، ص 42
۱۲.الاستيعاب، ج‏1، ص294+تفسیر الكشاف، ج‏1، ص49۸
۱۳.مفاتيح الغيب، ج‏10، ص 41+ اصول کافی، ج۵، ص۴۴۸
۱۴.مفاتيح الغيب، ج‏10، ص42
۱۵.تاريخ‏الطبري،ج‏4،ص22۵
۱۶.+
۱۷.+
۱۸. توضیح المسائل مراجع، ذیل عنوان دستور خواندن عقد غیر دائم
۱۹. توضيح‏المسائل مراجع، م 2376 ؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1237 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 2440 و خامنه‏اى، استفتاء، س ۵۵
۲۰. امام، مکارم، خامنه ای: استفتاءات + سیستانی، وحید: رساله توضیح المسائل ذیل احکام کسانی که ازدواج با آنان حرام است.(البته آقای وحید زرتشتیان را اهل کتاب نمی دانند)
۲۱.وحید: رساله توضیح المسائل، ذیل احکام نکاح+ سیستانی: استفتاءات
۲۲.آيت الله تبريزى، صراط النجاه، ج 5، س 505 و 506 و 502 و دفتر همه.



چرا وهابیت اصرار دارد سوره انسان مکی است؟

1:

بسم الله الرحمن الرحیم


فرمودگو در این تاپیک مربوط به تحریم " ازدواج موقت " توسط عمر و فرمودگوی شیعیان با اهل تسنن هست .
فرمودگوی عمومی و درون دینی در مورد ازدواج موقت در تالار درون دینی و به آدرس زیر موجود هست :
ازدواج موقت ( تالار درون دینی )
..................................................


نشان ندادن چهره پیامبران در فیلم وسریال ها.
....
قوانین تالار "فرمودگوی شیعه و سنی " را هم مطالعه کنید .


آیا خداوند از آینده خبر دارد ؟

2:

متعه از احکامی هست که توسط بوالهوسان وارد دین اسلام شده هست.


اگر واقعيت اسلام به جهان عرضه شود تشنگان عدالت عاشقانه به سويش خواهند شتافت
تصور کنید از این ازدواج موقت فرزندی حاصل شود.


ایران در آخرالزمان
آیا احکام من درآوردی این مورد را می دانید؟


خلیفه الله بودن حضرت مهدی در روایت اهل سنت

3:



عطا گوید جابربن عبدالله برای عمره آمده بود ما به منزلش رفتیم و دوستان سوالهایی از او کردند سپس نام متعه به میان آمد جابر فرمود آری ما در دوران رسول خدا و ابوبکر وعمربه متعه عمل کردیم

صحیح مسلم جلد 2 ص1023


لعنت بر دروغ گوی .......


"ماجرای پزشک خصوصی خانواده رهبر انقلاب"

4:

ادعا بس هست! دلیل بیاورید! ما این همه دلیل آوردیم که حرام نیست، اونگاه شما می آیید و باز ادّعایی بی پايه تکرار می کنید؟! گویا کتب حدیث و تفسیر خودتان را هم قبول ندارید...


چه ارتباطی میان بت پرستان و الله است؟

5:

سند؟؟

6:

ا.

آیا می دانید که فرزتد حاصل از متعه ارث نمی برد؟


2.

آیاتی از سوره النساء که متعه گرایان به اون هستناد می نمايند:


حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ وَ عَمَّاتُكُمْ وَ خالاتُكُمْ وَ بَناتُ الْأَخِ وَ بَناتُ الْأُخْتِ وَ أُمَّهاتُكُمُ اللاَّتي‏ أَرْضَعْنَكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ مِنَ الرَّضاعَةِ وَ أُمَّهاتُ نِسائِكُمْ وَ رَبائِبُكُمُ اللاَّتي‏ في‏ حُجُورِكُمْ مِنْ نِسائِكُمُ اللاَّتي‏ دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ وَ حَلائِلُ أَبْنائِكُمُ الَّذينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلاَّ ما قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحيماً (23) : حرام شد بر شما ازدواج با مادر و دختر و خواهر و عمّه و خاله و دختر برادر و دختر خواهر و مادران رضاعى و خواهران رضاعى و مادر زن و دختران زن كه در دامن شما تربيت شده‏اند اگر با زن مباشرت كرده باشيد پس اگر دخول با زن نكرده طلاق دهيد باكى نيست كه با دخترش ازدواج كنيد، و نيز حرام شد زن فرزندان صلبى نه زن پسر خوانده شما و نيز حرام شد جمع ميان دو خواهر مگر اونكه پيش از نزول اين حكم در عصر جاهليّت انجام گرفته باشد كه خدا از اون در گذشت زيرا خداوند در حقّ بندگان بخشنده و مهربان هست.

وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ كِتابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِكُمْ مُحْصِنينَ غَيْرَ مُسافِحينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَريضَةً وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فيما تَراضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَريضَةِ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَليماً حَكيماً (24) : و نكاح زنان شوهردار نيز بر شما حرام شد مگر اون زنان را كه «در جنگهاى كفّار به حكم خدا» متصرّف و مالك شده‏ايد.

بر شما هست كه پيرو خدا باشيد (و با زنهائى كه به حرمت ياد شد نكاح نكنيد) و هر زنى غير از اون كه ذكر شد حلال هست كه به مال خود به طريق زناشوئى بگيريد نه اونكه زنا كنيد، پس چنانكه از اونها بهره‏مند شايشاند، اون مهر معيّن را كه مزد اونهاست به اونان بپردازيد باكى نيست بر شما كه سپس تعيين مهر هم به چيزى با هم تراضى كنيد البتّه خدا دانا و به حقايق امور آگاه هست.


در آیه 23 حضرت زنانی را که ازدواج با اونها حرام هست نام می برند و سپس در آیه 24 پس از اشاره به یک مورد تحریمی دیگر می فرمایند ازدواج با هر زنی به غیر از موارد ذکر شده حلال هست.

حال چگونه هست که از این آیه متعه را هستخراج کرده اند شاید جای شفرمودی داشته باشد ولی با توجه به اینکه تنها این آیات نیستند که اینگونه مورد تحریف معنایی بدعت گرایان و فرقه گرایان برنامه گرفته اند از شدت شفرمودی کاسته شود.

7:

آیا بدون حضور شاهد می توان زنی را صیغه کرد ؟

8:

بله
مشکلی نداره

9:

ازدواج موقت بر خلاف فطرت پاک انسان هست!و حرمت و عزت و کرامت زن از این چیزا بالاتره!
الان اگه اونی که موافق ازدواج موقت هست پس باید موافق ازدواج موقت خواهرش هم باشه!
الان کی با ازدواج موقت موافقه؟!

10:

این نظر همه فقهای شیعه نیست.

بعضی فقهای شیعه چون قاضی بن براج قائل به ارث بردن بودند.
آیاتی از سوره النساء که متعه گرایان به اون هستناد می نمايند:

حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ وَ عَمَّاتُكُمْ وَ خالاتُكُمْ وَ بَناتُ الْأَخِ وَ بَناتُ الْأُخْتِ وَ أُمَّهاتُكُمُ اللاَّتي‏ أَرْضَعْنَكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ مِنَ الرَّضاعَةِ وَ أُمَّهاتُ نِسائِكُمْ وَ رَبائِبُكُمُ اللاَّتي‏ في‏ حُجُورِكُمْ مِنْ نِسائِكُمُ اللاَّتي‏ دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ وَ حَلائِلُ أَبْنائِكُمُ الَّذينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلاَّ ما قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحيماً (23) : حرام شد بر شما ازدواج با مادر و دختر و خواهر و عمّه و خاله و دختر برادر و دختر خواهر و مادران رضاعى و خواهران رضاعى و مادر زن و دختران زن كه در دامن شما تربيت شده‏اند اگر با زن مباشرت كرده باشيد پس اگر دخول با زن نكرده طلاق دهيد باكى نيست كه با دخترش ازدواج كنيد، و نيز حرام شد زن فرزندان صلبى نه زن پسر خوانده شما و نيز حرام شد جمع ميان دو خواهر مگر اونكه پيش از نزول اين حكم در عصر جاهليّت انجام گرفته باشد كه خدا از اون در گذشت زيرا خداوند در حقّ بندگان بخشنده و مهربان هست.

وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ كِتابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِكُمْ مُحْصِنينَ غَيْرَ مُسافِحينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَريضَةً وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فيما تَراضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَريضَةِ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَليماً حَكيماً (24) : و نكاح زنان شوهردار نيز بر شما حرام شد مگر اون زنان را كه «در جنگهاى كفّار به حكم خدا» متصرّف و مالك شده‏ايد.

بر شما هست كه پيرو خدا باشيد (و با زنهائى كه به حرمت ياد شد نكاح نكنيد) و هر زنى غير از اون كه ذكر شد حلال هست كه به مال خود به طريق زناشوئى بگيريد نه اونكه زنا كنيد، پس چنانكه از اونها بهره‏مند شايشاند، اون مهر معيّن را كه مزد اونهاست به اونان بپردازيد باكى نيست بر شما كه سپس تعيين مهر هم به چيزى با هم تراضى كنيد البتّه خدا دانا و به حقايق امور آگاه هست.


در آیه 23 حضرت زنانی را که ازدواج با اونها حرام هست نام می برند و سپس در آیه 24 پس از اشاره به یک مورد تحریمی دیگر می فرمایند ازدواج با هر زنی به غیر از موارد ذکر شده حلال هست.

حال چگونه هست که از این آیه متعه را هستخراج کرده اند شاید جای شفرمودی داشته باشد ولی با توجه به اینکه تنها این آیات نیستند که اینگونه مورد تحریف معنایی بدعت گرایان و فرقه گرایان برنامه گرفته اند از شدت شفرمودی کاسته شود.
البته ما به روایاتی که بسیاری از اونها در کتب خود شما آمده هستناد هم می کنیم، ولی گویا از پس اون روایات بر نمی آیید؟!
درباره آیه هم: تفسیر مجمع البیان(شیعه): " فرموده‏اند مقصود از هستمتاع، در آميختن و كسب لذت هست، بنا بر اين معناى جمله اين هست كه: هر گاه از زنان كسب لذت كرديد، مهرشان را بدهيد، اين قول از حسن، مجاهد، ابن زيد و سدى هست.
ابن عباس، سدى و ابن سعيد و گروهى از تابعان و اصحاب اماميه گايشانند: هدف عقد منقطع هست.

اين مطلب واضح هست، زيرا «استمتاع و تمتع» اگر چه در اصل بمعناى انتفاع و كسب لذت هست ولى در عرف شرع، بچنين عقدى اختصاص دارد.
بخصوص هنگامى كه اضافه به «زنان» شود.

بنا بر اين معناى جمله اين هست: «هر گاه اونها را بعقد متعه درآورديد، اجرتشان را بپردازيد» شاهد اين هست كه وجوب اداى مهر، بخود هستمتاع، تعلق يافته هست و مقتضاى اون اين هست كه خود عقد متعه، موجب مهر مى‏شود نه آميزش و كسب لذت جنسى.....يكى از دلايلى كه لفظ «استمتاع» در آيه، بمعناى جماع و انتفاع نيست اين هست كه اگر چنين بود، لازم بود كه اگر كسى از زن انتفاعى نبرد، مهرى بر ذمه‏اش نباشد.

با اينكه مى‏دانيم كه اگر پيش از آميزش طلاقش دهد، نصف مهر را بايد بپردازد و اگر مقصود «نكاح دائم» باشد بحكم همين آيه، مرد بايد با اجراى صيغه عقد، همه مهر را بپردازد.

در حالى كه خلافى در اين مطلب نيست، كه به خود عقد، همه مهر واجب نمى‏شود ولى در متعه، با جارى شدن صيغه عقد، همه مهر واجب مى‏شود، چنان كه از جمله «فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ» برمى‏آيد...

وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما تَراضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ: كسانى كه «استمتاع» را در جمله پيش بمعناى جماع گرفته‏اند، مى‏گايشانند: مقصود اين هست كه در زيادى يا كمى يا بخشش يا تاخير مهر كه با يكديگر توافق كرده باشيد، گناهى بر شما نيست
..."(مجمع البیان، شیخ طبرسی، جمعی از مترجمان، ج۵، ص۱۰۳)

ازدواج موقت بر خلاف فطرت پاک انسان هست!و حرمت و عزت و کرامت زن از این چیزا بالاتره!
الان اگه اونی که موافق ازدواج موقت هست پس باید موافق ازدواج موقت خواهرش هم باشه!
الان کی با ازدواج موقت موافقه؟!
گویا شما نعوذ بالله بهتر از خدا فطرت انسان را می شناسید! بعد هم این کرامت نیست که جلوی به فساد افتادن کسی را که توانایی نکاح دائم ندارد بگیریم؟! درباره پاراگراف دوم هم بهتر هست تابو های الکی و بی مورد را بشکنیم! الاون در جهان بیشتر امت با اسلام مخالف هستند، پس اسلام دین بدیه-نعوذ بالله-؟؟؟؟!!!!!

11:

در اونصورت شما زن ومردی را چگونه می توانید متهم به زنا کنید و حد را براونها جاری کنید ؟

شاید بگویند ما صیغه خوانده ایم .

12:

اون زن یا باکره هست یا غیر باکره.

زن اگر باکره(=کسی که قبلاً با او عمل جنسی طبق صیغه شرعی نشده= ازدواج نکرده= تجربه اش کم هست) باشد اذن پدر می خواهد و همین جلوی فساد را بسیار می گیرد و اگر باکره نباشد(=طبق صیغه شرعی با او عمل جنسی رخ داده=ازدواج کرده= با تجربه) احتمال به فساد گرفتار شدن و فریب خوردنش کمتر هست برای همین اذن پدر نمی خواهد.
بعد هم حد زنا وقتی جاری می شود که چهار نفر شاهد اون را بتوانند شرح دهند با جزئیات یا 4 بار ابرنامه نمايند که خب این می شود ترویج فساد و از این بابت هست که حدّ زنا جاری می شود و چون کسی که بگوید من صیغه کرده ام، به زنا اشاره ای نکرده، لذا ترویج فحشا نمی شود.
البته این حکم راحتی ازدواج موقت در اسلام را می رساند و اگر کسی ذاتش مشکل داشته باشد با وجود این حکم باز هم زنا می کند.(...

ما زنا الا شقی)
ولی در کل بهتر هست که نهاد های قانونی باشند تا فسادگران در سایه احکام متعه، به اعمال شنیع خود نپردازند.


13:

shiasoldier

1.

بنده بر این باورم که همه فرقه های اسلامی به نسبت کم یا زیاد از مسیر توحید منحرف شده اند و اینکه بیشترین بدعتها در دین اسلام اول بار توسط شیعیان اموی ( به اصطلاح اهل سنت ) به دین اسلام وارد شده و سپس شیعیان علوی احتمالا از سر تقیه از این بدعتها تبعیت کرده اند که البته این موضوع تاپیک جداگانه ای می طلبد و تنها غرض بنده این بود که سنی و وهابی نیستم.


2.

عالی بدون در نظر گرفتن احادیث مرتبط ، برداشتتان با توجه به مطلبی که عرض کردم از آیات 23 و 24 سوره النساء چیست؟

14:

didar

بنده از شخصی مطلب زیر را شنیدم و البته سندی ندارم:

می گویند در اوایل انقلاب پسر جوان ریزه اندام و فاحشه ای را در حین ارتکاب جرم دستگیر می نمايند.

قاضی که آدم دلرحمی بوده و گمان می کند اگر حکم شلاق بر پسر جاری شود احتمال دارد بمیرد به او پیشنهاد می دهد که بگوید که اون زن را صیغه کرده هست که پسر با خوشحالی می پذیرد ولی هنگامی که قاضی این مطلب را به فاحشه می گوید وی مخالفت می کند و می گوید که من یک عمر فاحشگی کرده ام و به این نام مشهورم و نمی خواهم فردا پس فردا پیر و پاتالهای پولدار دنبال من راه بیفتند و درخواست نمايند که من صیغه اونها شوم.

15:




سند؟؟؟؟

16:

lachini؛
1.لطفاً دلیل یا سند بیاورید و اینقدر ادّعا نکنبد تا بحث از حالت علمی منحرف نشود! ما دلیل آورده ایم که متعه از اسلام هست.

شما ادلّه ما را نقد کنید و دلیل بیاورید که متعه از اسلام نیست! دلیل بیاورید نه ادّعا!
2.

اوّلاً ما باید آیات قراون را با توجّه به فرمودار و رفتار کسی که اون ها را ابلاغ کرده(پیامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله))، مطالعه کنیم و مورد بررسی برنامه دهیم.

بعد هم برداشت علمای شیعه را که از من و شما بیشتر عربی می دانند، آوردم.


17:

حالا سوء هستفاده هایی از برخی احکام می شود.

اینکه دلیل بر بد بودن اون حکم نیست بلکه دلیل بر بد بودن هدف هستفاده نماينده هست.


18:

اگر شما به روایات اهل بیت رجوع کنید
اتهام به زنا خیلی سخت هست
واما اینکه علاوه بر حکم شرع باید انسان از قانون هم تبعیت کند
در وقت حاضر قانون راهی برای اینکار مشخص کرده و انهم گرفتن دفترچه صیغه از دفاتر ازدواج هستش
وبه این طریق تمام شبهات را یک فرد از خودش دور کند
وما انسانها مکلف هستیم به ظاهر عمل کنیم
اینکه زن ومردی اگر سندی دال بر زن وشوهری (دایم یاموقت)نداشته باشند طبق قانون با اوندو برخورد میشود
ولی بازهم نمیتوانیم حکم زنا را در مورد اونها جاری کنیم
چون قطع به عمل زناشویی نداریم
پیامبر در روایتی میفرمایند باید
کالمیل فی المکحله باشد

ومطالعهصیغه بین زن ومرد عقوبت الهی را برمیداردنه قانون جاری در جامعه را

19:

بسم الله الرحمن الرحیم

چرا باید متهم کنیم ؟!
عقد ازدواج می تواند پنهان یا آشکار باشد .
شما که مبنایتان قراون هست ، آیا آیه ای در قراون می شناسید که فرموده باشد عقد ازدواج باید حتما آشکار باشد ؟
............................................
زن و مردی که مسلمان باشند ( و شرایط عقد ازدواج را دارا باشند ) ، اگر بگویند ما با هم عقد هستیم ، فرض بر صحت سخنشان هست و نمی توان اون ها را زناکار دانست .
............................................
اینکه آیا صحت عقد ازدواج به اجازه " ولی " ( مثلا پدر ) ، مشروط هست یا نیست ، مورد اختلاف واقع شده هست .*



............................................
* از نظر آیت الله بهجت ، عقد " باطل نیست .

20:

بنام خداوند بخشنده مهربان

افرادی که دسترسی به ازدواج پيدا نمينمايند بايد عفت بخرج دهند تا خدا از فضل خودش اونها را بی نياز کند.


و با بردگانتان که خواستار باز خريد و آزادی خايشانش هستند اگر خيری در اونها سراغ داريد قرارداد ببنديد
و از مالی که خدا بشما داده به اونها بدهيد و کنيزان خود را اگر ميخواهند پاکدامن باشند
برای مال دنيا مجبور به زنا نکنيد.


کسانی که اونها را مجبور نمايند خدا کنيزانی را که مجبور شده اند ميآمرزد، چون خدا آمرزنده و مهربان هست. (33)نور

دوست گرامی درباره این ایه چند سوال دارم
1-چرا خداوند دراین آیه می فرمایند اونهایی که توان ازدواج ندارند عفت بخرج دهند مگر از طریق صیغه نمی شد ایمان خود را حفظ کر ؟
2-کنیزان خود را اگر می خواهند پاکدامن باشند مجبور به زنا نکنید .

اگر صیغه موقت یک راه صحیح هست چرا به اون اشاره نفرمودند که هم کنیزان پاک بمانند وهم صاحبان کنیزان به مالی برسند ؟

باتشکر

21:

1.

صیغه هم نوعی ازدواج هست.
2.

کسی صیغه کند، زنا نکرده هست.

چرا که صیغه نوعی ازدواج هست.


22:

بسم الله الرحمن الرحیم

صیغه همان ازدواج موقت هست .


حکم " عفت به خرج دادن " برای کسانی هست که امکان هیچ نوع ازدواجی ( چه موقت و چه دائم ) ندارند ...


23:

بنام خداوند بخشنده مهربان

وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ ۚ وَلَا يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِنْ كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۚ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَٰلِكَ إِنْ أَرَادُوا إِصْلَاحًا ۚ وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ ۚ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ ۗ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿٢٢٨﴾ بقره

زنان طلاق داده شده بايد به سر آمدن سه پاكى [از حيض را] انتظار برند [و پيش از به سر رسيدن اون ، از شوهر كردن خوددارى ورزند] .

و اگر به خدا و روز قيامت ايمان دارند [به خاطر رعايت واقعيات ايام عدّه] نبايد اونچه را خدا در رحم‏هايشان [از حيض يا جنين] بوجود آورده، پنهان دارند .

و شوهرانشان در اين مدت چنانچه خواهان صلح و سازش‏اند ، به بازگرداندن اونان [به زندگى دوباره] سزاوارترند .

و براى زنان ، حقوق شايسته‏اى بر عهده مردان هست ، مانند حقوقى كه براى مردان بر عهده زنان هست ، و مردان را بر اونان [به خاطر كارگزارى ، و تدبير امور زندگى در امر ميراث و ديه و گواهى در دادگاه و غير اين امور حقوقى] افزون‏تر هست؛ و خدا تواناى شكست‏ناپذير و حكيم هست .«228»


یا محسن برطبق قراون زنانی که طلاق داده می شوند باید تا سرآمد سه پاکی ازدواج ننمايند .

آیا این حکم در باره زنان صیغه ای هم حکم می کند ؟

24:

اگر زنی همسرش فوت كرده اگر آبستن نباشد باید مدت چهار ماه و ده روز (عده وفات) استقامت كند اگر چه یائسه یا صیغه‏ای باشد یا شوهرش با او نزدیكی نكرده باشد و اگر آبستن باشد، باید تا موقع زاییدنش عده نگه دارد و اگر پیش از چهار ماه و ده روز بچه به دنیا آمد باید تا چهار ماه و ده روز عده را تكمیل كند.

این عدّه را عدّه وفات گویند.(1)
در صورتی كه طلاق گرفته باشد اگر اون زن نه سالش تمام نشده یا یائسه باشد عده ندارد، بدون عده می‏توان با او ازدواج كرد، اما اگر زنی باشد كه نه سالش تمام شده و یائسه نیست اگر شوهرش با او نزدیكی كرده و طلاقش دهد، سپس طلاق باید عدّه نگه دارد، یعنی سپس اون كه در پاكی طلاقش داد به قدری استقامت كند كه دو بار حیض ببیند و پاك شود و همین كه حیض سوم را دید، عده او تمام می‏شود و می‏تواند شوهر كند، ولی اگر پیش از نزدیكی كردن با او طلاقش دهد، عده ندارد؛ یعنی می‏تواند سپس طلاق فوراً شوهر كند.

و زن آبستن عده طلاقش وضع حمل هست و عده ازدواج موقت اگر آبستن نباشد باید دو حیض عده نگه دارد و اگر حیض نمی‏بیند باید 45 روز عده نگه دارد(2) و بعد می‏تواند شوهر كند.
پی نوشت‏ها:
1.

توضیح المسائل مراجع، ج 2، مسئله 2368.
2.

همان، مسئله 2510، 2511، 2514 و 2515.


25:

shiasoldier

عده نگهداشتن زنان برای این هست که حامله بودن یا نبودن اونها مشخص شود و لزوما نباید فرقی در این خصوص میان زنان معمولی و زنان صیغه ای وجود داشته باشد مگر اینکه بر این باور باشیم که حامله بودن زنان صیغه ای زودتر مشخص می شود.


26:

didar

در کجای قران آمده هست که دیه زنان نصف مردان هست و یا اینکه شهادت یک مرد در دادگاه مساوی با شهادت دو زن هست؟

27:

فلسفه عدّه در روایت هست و ما تعبّداً می پذیریم.


28:

باسمه تعالی

قراون کریم در خصوص دیه زن و مرد ساکت هست
ولی تمام فقهای شیعه و اهل سنت متفقا قائل
هستند که دیه زن نصف دیه مرد هست.



مستند اون هم روایات زیادی هست که از در کتب
اهل سنت و شیعه وجود دارد.


29:

با سلام
دوست گرامی اطلاع چندانی درباره قصاص ندارم .

خداوند در آیه 178 سوره بقره در باره قصاص می فرمایند که آزاد در برابر آزاد بنده دربرابر بنده وزن در برابر زن

در باره شهادت دو زن دربرابر یک مرد خدا وند می فرمایند .


ای افراد باايمان، وقتی قرضی را برای مدت معلومی به هم ميدهيد اون را بنايشانسيد
و بايد نايشانسنده اون را با عدالت بنايشانسد و نايشانسنده نبايد از نوشتن اون،
همانطور كه خدا به او ياد داده، خودداری كند.بايد بنايشانسد و كسی كه قرض ميگيرد بايد بگايشاند تا او بنايشانسد
و بايد از خدا كه فرمانروای او هست بترسد و ذره‌ای از اون را فروگذار نكند.
اگر قرض گيرنده كم عقل يا صغير باشد يا نتواند حرف بزند بايد سرپرست او بعدالتبگايشاند تا نوشته شود
و دو نفر از مردان خود را شاهد بگيريد.
اگر دو مرد نبودند يك مرد و دو زن از شاهدهايی كه مورد رضايت شما هستند شاهد بگيريد
كه اگر يكی از اونها گمراه شد يا فراموش كرد ديگری يادآوری كند.وقتی شاهدها برای شهادت دعوت شدند از اون خودداری نكنند.

از نوشتن اون، چه كم باشد چه زياد و نوشتن مدت اون خودداری نكنيد.

اين كار پيش خدا عادلانه ‌تر و برای شهادت بهتر هست و برای اينكه شك نكنيد مطمئن ‌تر هست.
مگر اينكه تجارتی حضوری باشد كه پول و جنس را دست بدست ميكنيد.

در اينصورت بر شما گناهی نيست كه اون را ننايشانسد.


وقتی خريد و فروش ميكنيد شاهد بگيريد.

به نايشانسنده و شاهد نبايد ضرری وارد شود.


اگر ضرر بزنيد از اطاعت خدا خارج شده‌ايد.

از نافرمانی خدا بترسيد.

خدا بشما (
طرز كار را) ياد ميدهد.


خدا هر چيزی را ميداند.(282)بقره

30:

بسم الله الرحمن الرحیم

( شما که مبنایتان قراون هست ) آیا دلیل قراونی برای این موضوع دارید یا تصور خودتان را بیان کردید ؟

31:

بسم الله الرحمن الرحیم

" عده نگاه داشتن " در مورد " ازدواج موقت " ( بر مبنای روایات ) ، دو دوره هست .
اما احتمالا منظور شما این هست که اگر در اسلام ، ازدواج دو گونه هست ( موقت و دائم ) پس چرا در یک مورد بر مبنای قراون حکم شده هست ( عده سه دوره ای ) و یک جا برخلاف حکم قراون حکم شده هست ( عده دو دوره ای ) .
.............................................
اما به نظر من این آیه ، حکم ازدواج دائم را بیان می کند ، به خاطر اینکه حکم زنان " طلاق داده شده " (مطلّقات ) در ابتدای آیه آمده هست .
در ازدواج موقت ، طلاق دادن یا طلاق گرفتن چندان معنا ندارد و وقتی مدت عقد تمام شود ، جدائی ( طلاق ) خود به خود صورت می گیرد .
آیات قبل از این آیه هم بیشتر با ازدواج دائم سازگار هست .در آیات قبلی موضوع کناره گیری از زنان به خاطر سوگند ( چهار ماهه ) و درخواست یا " عزم " طلاق آمده هست ...
............................................
اگر دوستان نظری متفاوت دارند ارائه نمايند .


32:

ya-mohsen

وقتی فرموده می شود که عده برای زنان یائسه لازم نیست پس روشن هست که عده برای همه زنان غیر یائسه اعم از معمولی و ملک یمین و صیغه باید یکسان باشد.


33:

شما نگران ما نباشید و بروید به فتواهای علمای خودتان را اجرا کنید


طبق فتواى ابوحنیفه (امام اهل سنت) اگر شخصى زنى را براى زنا کردن اجاره کند، زنا شمرده نمی ‏شود و حد زنا ندارد
ابن ‏حزم اندلسى در کتاب المحلی فتواى ابوحنیفه را این‏گونه بیان کرده هست: ابوحنیفه قائل هست اگر کسى زنى را براى زنا کردن اجاره کرده باشد و با او زنا کند، این عمل، زنا محسوب نمی ‏شود و حد زنا نیز جارى نمی‏ شود!!

«قد ذهب إلى هذا أبوحنیفة و لم‏یر الزنا إلاّ ما کان مطارفة و أمّا ما کان فیه عطاء أو هستئجار فلیس زنا و لا حدّ فیه».ابن‏ حزم، المحلى: ج 11، ص 250، مسأله 2213






34:

برادر عزیز،من اومدم این تاپیک ولی جوابمو نگرفتم.
اصلا هیچ یک از برادران اهل تسنن این جا نیومده بود.

35:

چه سوالی دارید ؟

36:

مثالی از قراون بیاورید که متعه برابر با موقت باشه.


37:

شما را به مطالعه تفسیر المیزان علامه طباطبائی (ره) ذیل آیه 24 سوره نساء (ج 4 چاپ دفتر انتشارات اسلامی قم) ص 431 تا ص 439 دعوت می نماییم و برای اطلاع بیشتر در این زمینه به بحث روایتی همان جلد ص 460 تا ص 490) مراجعه نمائید.

38:

متاسفانه به کتاب مذکور دسترسی ندارم.
اما بنده هم شما را به نظرات صادق السیهاتی در این مورد دعوت می نمایم.
چنانچه می گویند:
به من فرمودند:آیا احساس نمی‌کنی ازدواج موقت(متعه) می‌تواند برخی از مشکلات جامعه را برطرف کند؟ فرمودم: بله، اباحیت و شهوانیت و روسپیگری و بی‌بند و باری نیز می‌تواند برخی از مشکلات را برچیند! و شاید ربا خواری نیز بسیاری از مشکلات پیچیده را جواب دهد.

شاید شراب هم بتواند بسیاری از گره‌ها را باز کند، خداوند خودش صراحتا بیان داشته که در شراب گناهی هست بزرگ و فایده‌هایی برای امتان..

(یَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ كَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا...) (البقره/ 219) "درباره شراب و قمار از تو می پرسند، بگو: در اون دو، گناهی بزرگ و سودهایی برای امت هست، و گناه هر دو از سودشان بیشتر هست...

"
آری! ضررهایشان بیشتر هست از فایده‌هایشان!..
اینکه در باور شما برخی از مشکلات را برمی چیند و یا حلی هست برای یکی از معضلات جامعه، نمی‌تواند دلیل اون باشد که اونرا جایز برنامه دهیم.
نظام کمونیستی نیز توانست جوابهایی برای برخی مشکلات بیابد.

ولی این مهم نیست، مهم این هست که آیا این دستور و نظام از جانب خداوندی هست که بشر را آفریده، و مصلحت او را بهتر از هر کس دیگری می‌داند یا خیر؟

39:

دستور که از جانب خداوند هست !

یه جای دیگه فرمودم که اگه توی این کار هم مثل بقیه کار ها دقت کنیم خوب هست ! براتون گذاشتم...

اینکه بعضی ها سوء هستفاده می نمايند توی همه کار ها هست ! نه فقط این کار ! اینطور باشه باید همه چی رو جمع کنیم !

40:

بنده هم مثال آوردم که.متعه به معنای موقت(حداقل در وقت پیامبر)نیست.
حتی خانم شهلا حائری(نوه آیت الله حائری) هم به مخالفت با متعه پرداخته اند.
شراب هم سودهای فراوانی دارد ولی ضررهایش بیش تر می باشد.متعه هم سود دارد ولی ضررهایش بسیار بیش تر هست.
به جای متعه،انسان نمی تواند کمی تحقیقات در مورد فرد مقابل اجرا کند؟

41:

کدام مثال ؟!
هر کسی نوه فلان کس باشد چیزی بگوید صحیح هست ؟!

اگر با فکر و اندیشه باشه ضرری ندارد ولی متاسفانه بعضی ها سوء هستفاده می نمايند !

42:

«وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَ اسْتَمْتَعْتُم بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنتُمْ تَفْسُقُونَ»(الأحقاف: ٢٠)

«و روزی که کافران را بر آتش عرضه نمايند [به اونان گویند] نعمت های پاکیزه خود را [که می توانست وسیله آبادی آخرتتان باشد] در زندگی دنیایتان مصرف کردید و [همانجا] از اون برخوردار شدید؛ بنابراین امروز به سبب اینکه به ناحق در زمین تکبّر می ورزیدید و در برابر اینکه همواره نافرمانی می کردید با عذاب خفّت بار کیفر می یابید.

»

دلایل ایشان کاملا عقلانیست.


43:

بدون شک مراد از هستمتاع مذکور در آیه نکاح متعه هست ، چون آیه شریفه در مدینه نازل شده ، زیرا در سوره نساء واقع شده ، که در نیمه اول سپس هجرت نازل شده و بیشتر آیاتش بر اون شهادت می‏دهد ، و این نکاح یعنی نکاح متعه و یا بگو نکاح موقت ، در اون برهه از وقت در بین مسلمانان معمول بوده ، و در اون نیز هیچ شکی نیست - اخبار بر مسلم بودن اون توافق و اتفاق دارد - ، حال چه اینکه اسلام اون را تشریع کرده باشد و چه از تاسیسات شارع اسلام نباشد ، - بلکه قبل از اسلام هم معمول بوده باشد - پس أصل وجود چنین نکاحی در وقت رسول خدا و در پیش چشم و گوش اون جای تردید نیست ، و نیز جای شک نیست که در اون ایام نام این نوع ازدواج همین نام بوده و از اون جز به عنوان متعه تعبیر نمی‏کردند ، پس چاره‏ای جز این نیست که جمله : ( فما هستمتعتم به منهن ) را حمل بر همین نوع نکاح نموده و از اون جمله این قسم نکاح را بفهمیم ، همچنانکه سایر رسوم و سنت‏هائی که در عهد نزول قراون به اسماء خودش معروف و شناخته می‏شده آیات قراون بر اون معنای معهود حمل می‏شده ، مثلا اگر آیه‏ای در باره حکمی راجع به یکی از اون اسما نازل می‏شده اون عنوان را امضا می‏کرده و یا رد و تخطئه می‏نموده ، یا در باره اون عنوان امر می‏کرده و یا نهی می‏نموده ، چاره‏ای جز این نبوده که اون اسما و عناوین را بر همان معانی معروف اونروزش حمل نمايند ، و هرگز سابقه ندارد که با وجود چنین زمینه‏ای اسم نامبرده را بر معنای لغویش - که در اون روز متروک شده بوده - حمل کرده باشند .


مانند کلمه ( حج ) و کلمه ( بیع ) ، و ( ربا ) ، و ( ربح ) ، و ( غنیمت ) ، و کلماتی دیگر از این قبیل که یک معنای لغوی دارند و یک معنای معروف در بین اهل وقت مثلا کلمه ( حج ) در اصل لغت به معنای قصد کردن بوده ولی معنای معروفش در بین امت عرب زیارت خانه کعبه بوده ، و ممکن نیست کسی ادعا کند که در قراون کریم کلمه ( حج ) به معنای قصد هست ، و همچنین سایر عناوین قراونی ، و نیز تعبیرات و عناوینی که در لسان رسول خدا برای موضوعات می‏آمده نظیر کلمه ( صلات ) و ( زکات ) و ( حج تمتع ) و امثال اینها که در اصل لغت معنائی داشته ولی در لسان شارع ، هستعمالش در معنائی دیگر و یا مصداق معینی از اون معنا شایع شده ، ( مانند کلمه ( صلات ) که در اصل لغت به معنای دعا بوده و شارع مقدس اون را در مصداق خاصی از دعا یعنی در نماز هستعمال کرد ، و این هستعمال اونقدر شایع شد که هر جا کلمه صلات شنیده می‏شد معنای نماز به ذهن می‏رسید ، نه معنای دعا ، و با تحقق و جا افتادن چنین نامگذاری دیگر مجالی نیست ، برای اینکه ما الفاظی را که از صلات و زکات و غیره که در قراون آمده بر معانی لغویش حمل کنیم ، با اینکه نسبت به معنای جدیدش اونقدر شهرت یافته که در واقع معنای حقیقی کلمه شده هست ، حال یا به دست شارع چنین وضعی را به خود گرفته که در این صورت حقیقتی شرعی خواهد بود ، و یا این که شهرتش در اون معنا در آغاز اونقدر نبوده که معنای لغوی به ذهن کسی نیاید ، ولی در اثر اینکه متشرعه ، یعنی مسلمانان کلمه نامبرده را در معنای جدید بسیار هستعمال کرده‏اند .
به حد معنای حقیقی رسیده هست ، که در این صورت از اون تعبیر می‏کنیم به حقیقت متشرعه ) .


و کوتاه سخن اینکه اونچه از آیه مورد بحث هستفاده می‏شود ، حکم نکاح متعه هست و بس و همین معنا از قدمای مفسرین یعنی مفسرین از صحابه و تابعین چون ابن عباس ، و ابن مسعود ، و ابی بن کعب ، و قتاده ، و مجاهد ، و سدی ، و ابن جبیر ، و حسن ، و دیگران نیز هستفاده می‏شود ، و مذهب ائمه اهل بیت ( علیهم السلام ) هم در مساله متعه همین هست .


44:

سوالی پیش می آید.از کجا بدانیم معنای متعه در اون آیه از سوره نسا موقت می باشد.حال اون که معناهای متفاوتی دارد.
به علاوه چگونه مذهب ائمه همین هست؟آیا کتابی که متعلق به ائمه وجود دارد که به این موضوع اشاره کند؟
خواهشا نگویید فلان آیت الله بزرگ در فلان کتاب آورده که حضرت صادق این را فرموده یا اون را.

زیرا اکنون بسیاری از علامای شیعه نیز بر این عقیده اند که این کتب و مقالات دارای احادیث ضعیف می باشند.
راستی سوالی برای من پیش آمده.چرا پیامبر ازدواج موقت ننمود؟یا چرا خبری از ازدواج موقت در میان ائمه نداریم؟
به علاوه آیه متعه جالب می باشد که در میان آیه هاییست که مربوط به ازدواج کاملند.(اگر باور نمی کنید برید نگاه کنید)
این نکته هم فراموش نشود که هنگام پرداختن به طلاق دادن زنان نیز،واژه تمتع به کار رفته.

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا» (الاحزاب:٤٩)
(ای کسانیکه ایمان آورده اید هنگامیکه زنان مومن را نکاح کردید و سپس پیش از اونکه با اونان آمیزش کنید طلاقشان دادید، برای شما بر عهده اونان عدّه ای نیست که اون را بشمارید، پس اونان را [به پرداخت نصف مهریه] بهره مندشان کنید و به صورت پسندیده ای رهایشان سازید.)

جالب هست که اگر متعه به معنای موقت باشد،زنان مومن را که نکاح نموده ایم را می بایست به صورت موقت طلاق دهیم.


45:


(...فما هستمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضه... یعنی زنانی را که متعه کرده اید، مهرشان را به عنوان فریضه به اونان بدهید.)

فما هستمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضة ...

گویا ضمیر در کلمه ( به ) به چیزی بر می‏گردد که از جمله و احل لکم ماوراء ذلکم هستفاده می‏شود ، و اون عبارت هست از رسیدن به کام شهوت ، و یا هر تعبیری که این معنا را برساند ، در نتیجه کلمه ( ما ) برای توقیف - و به معنای هر وقتی که - خواهد بود ، و جار و مجرور ( منهن ) متعلق هست به جمله ( هستمتعتم ) ، و معنای جمله این هست که هر وقتی که از زنان با گرفتن کام تمتع بردید فریضة و وجوبا باید اجرت ایشان را به خود ایشان بدهید .
البته ممکن هست کلمه ( ما ) را موصوله بگیریم ، و جمله ( هستمتعتم ) را صله اون و ضمیر در ( به ) را راجع به موصول ، و جار و مجرور ( منهن ) را بیانگر موصول بدانیم ، که در این صورت معنا چنین می‏شود ( و از زنان با هر یک که به وسیله همخوابگی هستمتاع کردید باید اجرتش را بدهید ) .
و این جمله به دلیل اینکه حرف ( فا ) بر سرش آمده تفریع و نتیجه‏گیری از سخنان قبل هست .
تفریع بعض بر کل ، و یا بگو تفریع جزئی بر کلی ، و در این معنا هیچ شکی نیست ، چون مطلب قبلی این بود که با اموال خود در جستجو و طلب همسر باشید ، به شرطی که عفت را رعایت نموده سفاح و زنا نکنید ، و این سخن همانطور که بیانش گذشت هر دو نوع کام‏گیری را یعنی نکاح دائم و تمتع از کنیز را شامل می‏شود ، پس تفریع جمله فما هستمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن بر اون جمله قطعا از باب تفریع جزء بر کل و یا تفریع بعضی از اقسام جزئی بر مقسم خواهد بود .
و این قسم تفریع در کلام خدای تعالی بسیار آمده ، مانند آیه شریفه ایاما معدودات فمن کان منکم مریضا او علی سفر که در اون بعضی از افراد مسلمین که حالت غیر عادی دارند تفریع شده هست بر کل مسلمین ، و آیه شریفه : فاذا امنتم فمن تمتع بالعمرة الی الحج که یک قسم از اقسام سه‏گانه حج را بر اصل مقسم متفرع کرده هست ، و آیه شریفه : لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی فمن یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله که یک طایفه از امت مکلف به انتخاب یکی از دو راه رشد و غی را متفرع کرده بر کل اون امت و از این قبیل هست آیات دیگر .

در نکاح دائم ( اجرتی در کار نیست ، و اونچه داده می‏شود مهریه و صداق هست ) و از این مهم‏تر اونکه در جمله مورد بحث ، هستمتاع شرط دادن اجرت برنامه گرفته فرموده : اگر از زنی هستمتاع بردید واجب هست اجرت وی را بدهید ، در حالی که در عقد دائمی هستمتاع شرط نیست ، وقتی مردی زنی دائمی را برای خود عقد می‏کند به محض تمام شدن عقد مهریه او به ذمه‏اش می‏آید ، چنانچه دخاما صورت بگیرد ، باید همه مهر را بدهد ، و اگر صورت نگیرد نصف مهر را باید بپردازد .
پس در عقد دائمی دادن مهر واجب هست ، و مشروط بر این نیست که تمتعی واقع شده باشد ، و یا مرد در طلب تمتع باشد ، هر چند که ما صرف مراسم خواستگاری و اجرای عقد و ملاعبه و مباشره را تمتع بدانیم ، بلکه همانطور که فرمودیم نصف مهریه با مطالعهعقد واجب می‏شود ، و نصف دیگرش با دخول .


در مورد ازدواج موقت پیامبر که فرمودید :

آیه شریفه تنها در مقام بیان جواز شرعی و حلیت و شرایط صحت این ازدواج هست و از اون جا که این ازدواج در بین امت پیش از اسلام بوده هست.

خداوند این ازدواج را همچنان حلال معرفی می کند و با بیان شرایطی اون را تصحیح می کند.

بنابراین، در این جا بحث از صحت چنین ازدواجی هست، نه وجوب و هستحباب اون.

در چنین جایی نیازی به فعل امر نیست


جواز ازدواج موقت و شرایط دیگر اون در روایات متعددی آمده هست.

در کتاب ارزشمند وسائل الشیعة بیش از 32 حدیث در این زمینه نقل شده هست

درباره این که آیا ائمه (ع) چنین ازدواجی انجام داده اند یا خیر، در روایات آمده هست که امام صادق (ع) فرموده اند پیامبر(ص) نیز ازدواج موقت می کرده هست.

وسائل الشیعة، ج 21، ص 13.

قَالَ الصَّدُوقُ وَ قَالَ الصَّادِقُ ع إِنِّی لَأَکْرَهُ لِلرَّجُلِ أَنْ یَمُوتَ وَ قَدْ بَقِیَتْ عَلَیْهِ خَلَّةٌ مِنْ خِلَالِ رَسُولِ اللَّهِ ص لَمْ یَأْتِهَا فَقُلْتُ فَهَلْ تَمَتَّعَ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ نَعَمْ وَ قَرَأَ هَذِهِ الْآیَةَ وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلى‏ بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِیثاً إِلَى قَوْلِهِ ثَیِّباتٍ وَ أَبْکاراً.


همچنین در روایتی آمده هست امام علی (ع) با زنی از قبیله بنی نهشل در کوفه ازدواج موقت کرد.

وسائل الشیعه، ج 21، ص 10.

قَالَ وَ رَوَى ابْنُ بَابَوَیْهِ بِإِسْنَادِهِ أَنَّ عَلِیّاً ع نَکَحَ امْرَأَةً بِالْکُوفَةِ مِنْ بَنِی نَهْشَلٍ مُتْعَةً.



در مورد اینکه آیه متعه در بین آیه های مربوط به ازدواج کامل هستند :

در آیات قبل، حکم ازدواج دائم و حکم مهر اون به روشنی بیان شده و تکرار اون بدون وجه هست.

در مورد آیه 49 سوره الاحزاب که فرمودید :

منظور از نكاح زنان، عقد كردن اونان هست، و كلمه (مس ) به معناى دخول و انجام دادن عمل زناشايشانى هست.

و منظور از (متعوهن ) اين هست كه چيزى از مال به ايشان بدهند، كه مناسب حال و شأن ايشان باشد، و كلمه (تسريح به جميل )، به معناى اين هست كه بدون نزاع و خصومت طلاق دهند.
و معناى آيه اين هست كه : اى كسانى كه ايمان آورده ايد! وقتى زنان را طلاق مى دهيد، سپس اونكه با ايشان عقد ازدواج بسته ايد، و قبل از اينكه عمل زناشايشانى با ايشان انجام داده باشيد، ديگر لازم نيست زن مطلقه شما عده نگه دارد، و بر شما واجب هست كه اولا بدون خشونت و خصومت طلاق دهيد، و در ثانى با چيزى از مال بهره مندشان كنيد.
اين آيه مطلق هست، و اون موردى را كه مهر براى زن معين كرده باشند، و نيز موردى را كه معين نكرده باشند شامل هست، و خلاصه به اطلاقش شامل مى شود اونجا را هم كه مهر معين كرده اند، و مى فرمايد هم بايد مهر بدهيد، و هم به چيزى از مال بهره مندشان كنيد.
چون هر دو صورت را شامل بود، آيه (و ان طلقتموهن من قبل ان تمسوهن و قد فرضتم لهن فريضه فنصف ما فرضتم ) اون را مقيد به صورتى مى كند، كه مهريه معين نكرده باشند، چون آيه مزبور مى فرمايد: و چون زنان را قبل از اونكه عمل زناشايشانى انجام داده باشيد طلاق دهيد، در صورتى كه مهر براى ايشان معين كرده ايد، تنها نصف مهر را مى برند، اونگاه آيه مورد بحث در جايى حجت مى شود كه مهر معين نكرده باشند.


82 out of 100 based on 62 user ratings 712 reviews

@