گذری به صحاح اهل سنت


گذری به صحاح اهل سنت



گذری به صحاح اهل سنت
با سلام


اگر جناب پشتیبانی اجازه دهد شروع میکنم!!!!

هر روز یک روایتی که با قرآن و سنت پیامبر مخالفت دارد از صحاح مسلم و بخاری برای شما می آورم



ایران در آخرالزمان

1:

پیامبر فریب میدهد!!!!
بخاری در صحیحش در کتاب «الاستئذان» ودر در کتاب الدیات باب من اطلع فی بیوت و همچنین مسلم در صحیحش باب تحریم النظر فی بیت غیره از انس بن مالک نقل کرده هست
مردی مخفیانه به به درون یکی از اطاق های پیامبر نگاه می کرد پس پیامبر ص کاردی برداشت و من نگاه می کردم که گویا می خواست اون مرد را فریب دهد تا او را با کارد بزند
اخلاق والای پیامبر هر گز با چنین سازش ندارد
شاید اون مرد حسن نیتی داشته چرا که در این اطاق از زنان پیامبر نبوده هست دلیل اون این هست که انس بن مالک در خانه بوده
این چه تهمتی هست که به ساحت پیامبر میزنند و او را مانند انسان تند خو که امت را فریب می دهد تا چشمان او را بیرون بیاورد ترسیم می نمايند !بگذریم از اینکه شارح بخاری از این روایت شفرمود زده شده و می گوید(یختله) که در روایت آمده به معنای غافل کردن و فریب دادن هست
صحیح بخاری ج7 ص130 صحیح مسلم ج6 ص 181


خلیفه الله بودن حضرت مهدی در روایت اهل سنت

2:

پیامبر مسلمانان را قطعه قطعه می کند!!!
بخاری در صحیحش در کتاب طب باب الدوا بالبان الابل آورده هست
ثابت از انس نقل می کند که امتی بیمار بودند عرض کردند ای رسول الله پناه ده و اطماممان کن پیامبر ص دستور داد که نزد شتر چرانی ببرند و از شیر و بول شتر بیاشامند اونها نزد شتر چران رفتند از شیر و بول او آشامیدند و درمان شدند و شتر چران را کشتند و شتر او را دزدیدند
پیامبر آگاه شد و در پی اون فرستاد اونها را آوردند پس پس دست ها و پایشان را قطع کزدند و با میخ های داغ چشمانشان را در آوردند و.......
بخاری جلد 7 ص13
از اهل سنت می پرسم
آیا پیامبر طبق دستور قراون عمل نکرده هست ویا بخاری دروغ فرموده هست؟!؟!؟!
«و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عقوبتم به لئن صبرتم لهو خیر للصابرین»سوره ی نحل آیه 126
ادامه دارد............


"ماجرای پزشک خصوصی خانواده رهبر انقلاب"


چه ارتباطی میان بت پرستان و الله است؟

3:

صحیح مسلم و بخاری ضد توحید و نبوت
والعیاذ باالله
در قسمت های بعدی تهمت های زیادی هست که به پیامبر زدند
از خود پیامبر معذرت می خواهم ولی برای روشن شدن فکر امت این روایات را ذکر میکنم
این روایات همه از صحیح مسلم و بخاری هست
پیامبر و شهوت رانی مفرط !!!!!!والعیاذ باالله
بخاری در صحیحش در کتاب الغسل از معاذ بن هشام نقل می کند که می فرمود پدرم از قتاده و او از انس بن مالک روایت کرده که پیامبر در یک ساعت از شب یا روز بر زنهایش که عددشان 11بود می گذشت و با همه هم بستر می شد راوی می گوید به انس فرمودم مگر اینقدر توان دارد فرمود صحبت ما در این بود که اونیروی سی نفر مرد مرد را داراست
صحیح بخاری ج1 ص71
این روایت را قطعا به این خاطر ساخته اند که عظمت رسول خدا را زیر سوال ببرند تا کار های معاویه و یزید تبهکار و شهوت پرستی های هارون الرشید را توجیه نمايند و گرنه انس از کجا می فهمید که پیامبر این کارها را می کرد ؟؟؟؟وانگهی چگونه فهمید که او نیروی 30 نفر را دارد پناه می برم به خدا از این بهتان
این به خدا جنایاتی هست نا بخشودنی در حق رسول خدا ص که عمرش را در جهاد و عبادت و آموزش و پرورش امتش گذراند
مسلم در صحیحش در کتاب الطهاره از ابو الزبیز و او از جابر بن عبد الله که از عایشه روایت می کند که فرمود مردی از رسول خدا راجع به مردی پرسید که با همسرش همبستر می شود سپس از غسل کردن تنبلی می کند آیا بر اون دو غسل واجب هست ؟عایشه می گوید !که خود در کنار پیامبر نشسته بودم پیامبر در جواب من و این(عایشه) همین کار را می کنیم وبعد غسل می کنیم
صحیح مسلم ج1 ص187
این روایت نیز قطعا ساخته و پرداخته ی دروغ گویان هست که خداوند اون ها را نابود و عذابشان را دو برابر کند و گرنه چگونه یک نفر عاقل می پذیرد که صاحب رسالت ایتقدر بی پرده که در حضور مردان و در حضور همسرش سخنی را بر زبان بیاورد که یک انسان معمولی هر گز چنین سخنی را نمی گوید چه رسد به بزرگترین و برترین انسان
العیاذ بالله


برادران ارزشی که به بهانه دفاع از اسلام توهین به خلفا و تمدن ایران را جایز میدانید!!!

4:

رقص و مو سیقی در حضور پیامبر !!!!
برای توجیه نمودن رقص وو موسیقی که در دوران امویان بساار مشهور بود بخاری در صحیحش در کتاب النکاح باب ضرب الدف فی النکاح می گوید ربیع دختر معوذ بن عفرا گوید وقتی مجلس عقد من بود پیامبر وارد شد و نشست کنیزانی داشتم که در حال نواختن بر تار و تنبور بودند و درباره ی کشته شدن پدرانم در روز بدر نوحه سرایی می کردند که نا گهان یکی از اونها فرمود پیامبر در میان ماست که از فردا خبر دارد پس پیامبر فرمود این سخن را رها کن و شعر بخوان
بخاری ج6 ص137
بخاری از عایشه نقل می کند پیامبر مرا در عبای خود پوشانده بود و من حبشی هارا نگاه می کردم که مشغول لعب در مسجد بودند و همینطور مرا بر گرفته بود تا خودم خسته شدم پس قدر و ارزش زن کم سن و سالی که به بازی و لهو خیلی علاقه مند هست بدانید!!!!!
سحیح بخاری ج6 ص 159


چه چیز انسان را نجس می کند؟ دیدگاه مسیح (ع)

5:

أحمد بن بشير أبوبكر الكوفي مولى عمرو بن حريث

از راویان بخاری

- قال عنه النسائي : ( ليس بذاك القايشان ) ( سير أعلام النبلاء 8/153 ، تهذيب التهذيب 1/15 ، تهذيب الكمال 1/32 ).


امتیاز مهم انسان "تقوا" نه "نژاد ونسب"

- وقال الدار قطني : ( ضعيف يعتبر بحديثه ) ( ميزان الإعتدال 1/85 ، تهذيب التهذيب 1/15 ، تهذيب الكمال 1/32 ).
- وقال العقيلي : ( ضعيف ) ( تهذيب التهذيب 1/
أحمد بن صالح المصري



از راویان بخاری
- وهو ممن ( إتصف بالكبر وشراسة الخلق ) ( تاريخ بغداد 4/200 ، المنتظم لإبن الجوزي 12/9 ، سير أعلام النبلاء 12/168 ، طبقات الشافعية الكبرى 2/7 ).
- وقال النسائي عنه : ( ليس بثقة ولا مأمون ) ( طبقات الشافعية الكبرى 2/7 ، سير أعلام النبلاء 12/166 ، تهذيب الكمال 1/47 ، تهذيب التهذيب 1/30 ).
- وقال عنه يحيى بن معين : ( أحمد بن صالح كذّاب يتفلسف ) ( تهذيب التهذيب 1/30 ، سير أعلام النبلاء 12/165 ، ميزان الإعتدال 1/242 ، تهذيب الكمال 1/47 ، بغية الطلب في تاريخ حلب 2/797 ).



انتقاد بی سابقه یک مرجع تقلید از دهه های متوالی عزاداری

6:

3 أحمد بن عيسى بن حسان المصري

از راویان مسلم وبخاری
كان إبن معين ( يحلف بالله الذي لا إله إلاّّ هو إنه كذاب ) ( تهذيب التهذيب 1/45 ، تاريخ بغداد 4/272 ، معجم البلدان 2/31 ، الضعفاء والمتروكين 1/82 ، تهذيب الكمال 1/64 )
- وقال أبو حاتم : ( تكلم الناس فيه ) ( تهذيب التهذيب 1/45 ، تهذيب الكمال 1/64 ).
- وأنكر أبو زرعة على مسلم روايته عنه في الصحيح وقال : ( ما رأيت أهل مصر يشـكون في أنه – وأشار إلى لسانه – كأنه يقول الكذب ) ( تهذيب التهذيب 1/45 ، تاريخ بغداد 4/272 ، سير أعلام النبلاء 12/70 ، خلاصة تهذيب التهذيب 1/11 ، ميزان الإعتدال 1/269 ، تهذيب الكمال 1/64

4


أحمد بن عبد الرحمن بن وهب بن مسلم القرشي أبو عبيد الله المصري
از راویان مسلم



قال عنه إبن عدي : ( رأيت شيوخ أهل مصر الذين لحقتهم مجمعين على ضعفه ) ( تهذيب الكمال 1/57 ، الكامل في ضعفاء الرجال 1/184 ، تهذيب التهذيب 1/47 ، الكاشف 1/198 ).
- وقال أبو سعيد بن يونس : ( لا تقوم بحديثه حجة ) ( تهذيب الكمال 1/45 ، تاريخ بغداد 4/272 ، سير أعلام النبلاء 12/70 ، خلاصة تهذيب التهذيب 1/11 ، ميزان الإعتدال 1/269 ، تهذيب الكمال 1/64 ).

7:

بسم الله الرحمن الرحیم

ابن شهاب زهری کیست ؟


گذری به صحاح اهل سنت

...............................................
حق با کیست .

ابو الفضل بهرام پور .

8:

بسم الله الرحمن الرحیم

ادامه :

گذری به صحاح اهل سنت

...............................................
حق با کیست .

ابو الفضل بهرام پور .

9:

بسم الله الرحمن الرحیم

ادامه :

گذری به صحاح اهل سنت
...............................................
حق با کیست .

ابو الفضل بهرام پور .

10:

( 5 ) - إبراهيم بن طهمان ، از راویان مسلم و بخاری


- قال عنه الدار قطني : ( لا يحتج به ) ( جزء من تكلم فيه الدار قطني من الضعفاء والمتروكين والمجهولين لإبن رزين الحنبلي ، وهو جزء من ثلاثة أجزاء مجموعة في كراس واحد بعنوان ثلاث رسائل في علم الجرح والتعديل صفحة 175 ، تقديم وتحقيق الدكتور عامر حسن صبري )
لكنني وجدت في بعض المصادر ينقلون أن الدار قطني وثقة !
- وقال الدار قطني : ( قال النيسابوري : قلت لمحمد بن يحيى بن إبراهيم : إبن طهمان يحتج بحديثه ؟ ، قال : لا ) ( المصدر السابق ).



6 )
- إبراهيم بن عبد الرحمن بن إسماعيل ، از راوبان بخاری




- قال عنه النسائي : ( ليس بذاك القايشان يكتب حديثه ) ( تهذيب الكمال 1/121 ، تهذيب التهذيب 1/121 ).
- وقال يحيى القطان : ( كان شعبة يضعفه ) ( تهذيب الكمال 1/121 ، تهذيب التهذيب 1/121 ).
- وقال أحمد بن حنبل : ( ضعيف ) ( تهذيب الكمال 1/121 ، تهذيب التهذيب 1/121 ).

11:

( 7 ) - إبراهيم بن مهاجر بن جابر البخلي أبو إسحاق الكوفي ، از راویان مسلم







- قال عنه يحيى القطان : ( لم يكن بقايشان ) ( تهذيب الكمال 1/140 ، تهذيب التهذيب 1/146 )
- وقال يحيى بن معين : ( ضعيف ) ( تهذيب الكمال 1/140 ، المجروحين 1/102 ، تهذيب التهذيب 1/146 ).
- وقال النسائي : ( ليس بالقايشان في الحديث ) ( تهذيب الكمال 1/140 ، تهذيب التهذيب 1/146 ) ، نعم ، قال : في موضع آخر : ( ليس به بأس ).
- وقال إبن عدي : ( هو عندي أصلح من إبراهيم الهجري وحديثه يكتب في الضعفاء ) ( تهذيب الكمال 1/140 ، الكامل في الضعفاء 1/215 ).
وغمزه شبعة (تهذيب التهذيب 1/146 ).
- وقال يعقوب بن سفيان : ( له شرف وفي حديثه لين ) ( تهذيب التهذيب 1/146 ).
- وقال أبو حاتم : ( ليس بالقايشان هو وحصين وعطاء بن السائب قريب بعضهم من بعض ومحلهم عندنا محل الصدق يكتب حديثهم ولا يحتج به ) ( تهذيب التهذيب 1/146 ).








( 8 ) - إبراهيم بن يوسف بن إسحاق بن أبي إسحاق السبيعي الكوفي ،
از راویان مسلم و بخاری


- قال عنه يحيى بن معين : ( ليس بشيء ) ( تهذيب الكمال 1/148 ، تهذيب التهذيب 1/160 ).
- وقال النسائي : ( ليس بالقايشان ) ( تهذيب الكمال 1/148 ، التعديل والتجريح 1/360 ، تهذيب التهذيب 1/160 ، الضعفاء للنسائي
صفحة 13 ).
- وقال إبراهيم بن يعقوب : ( ضعيف الحديث ) ( تهذيب الكمال 1/148 ، تهذيب التهذيب 1/160 ).
- وقال أبو داود : ( ضعيف ) ( تهذيب التهذيب 1/160 ).
- وقال إبن المديني : ( ليس كأقوى ما يكون ) ( تهذيب التهذيب 1/160 ).
- وقال الذهبي : ( فيه لين ) ( الكاشف 1/227 ).

12:

( 9 ) - أُبيّ بن العباس بن سهل بن سعد الأنصاري الساعدي ، از راویان بخاری


- قال عنه أبو بشر الدولابي : ( ليس بالقايشان ) ( تهذيب الكمال 1/151 ، تهذيب التهذيب 1/163 ).
- ومثله ، قال النسائي : ( ليس بالقايشان ) ( تهذيب الكمال 1/151 ، التعديل والتجريح 1/339 ، تهذيب التهذيب 1/163 ، الضعفاء للنسائي صفحة 15 ).
- وقال أحمد بن حنبل : ( منكر الحديث ) ( تهذيب الكمال 1/151 ، تهذيب التهذيب 1/163 ).
- وقال يحيى بن معين : ( ضعيف ) ( تهذيب الكمال 1/151 ، تهذيب التهذيب 1/163 ).






( 10 ) - إسباط بن نصر أبو يوسف الهمداني ، از راویان مسلم


- قال حرب : ( قلت : لأحمد كيف حديثه ، قال : ما أدري وكأنه يضعفه ) ( تهذيب التهذيب 1/185 ، تهذيب الكمال 1/171، الجرح والتعديل 2/332 ).


- وضعفه أبو نعيم وقال : ( أحاديثه عامية سقط مقلوب الأسانيد ) ( تهذيب التهذيب 1/185 ، تهذيب الكمال 1/171 ، الجرح والتعديل 2/332 ).
- وقال النسائي : ( ليس بالقايشان ) ( تهذيب التهذيب 1/185 ، تهذيب الكمال 1/171 ).
- ( وأنكر ) أبو زرعة على مسلم إخراجه لحديث إسباط ( تهذيب التهذيب 1/185 ).
- وقال إبن معين : ( ليس بشي ) ونقلوا أنه وثقه أيضاًً ( تهذيب التهذيب 1/185 ).

13:

( 11 ) - إسحاق بن محمد بن إسماعيل بن عبد الله بن أبي فروة ، از راویان بخاری


- وقد ( وهاه ) أبو داود جداًً ( تهذيب التهذيب 1/159 ، الكاشف 1/238 ، ميزان الإعتدال 1/351 )
- وقال النسائي : ( متروك ) ( تهذيب التهذيب 1/159 ) ، وقال : مرة : ( ضعيف ليس بثقة ) ( التعديل والتجريح 1/377 وفي ميزان الإعتدال 1/ 351( ليس بثقة دون لفظة ضعيف ).
- وقال الدار قطني : ( ضعيف ) ( تهذيب التهذيب 1/159 ، ميزان الإعتدال 1/351 ).
- وقال العقيلي : ( جاء ، عن مالك بأحاديث كثيرة لا يتابع عليها ) ( تهذيب التهذيب 1/159 ، ضعفاء العقيلي 1/106 ، ميزان الإعتدال 1/351 ).


- وقال الحاكم : ( عيب على محمد إخراج حديثه وقد غمزوه ) ( تهذيب التهذيب 1/159 ).





( 12 ) - إسرائيل بن يونس بن أبي إسحاق الهمداني السبيعي ، از راویان مسلم و بخاری .

- قال عنه علي بـن المديني ( ضعيف ) ( تهذيب الكمال 1/209 ، تهذيب التهذيب 1/230 ).
- وقال إبن سعد : ( كان ثقة وحدث عنه الناس حديثاًًًًً كثيراًًً ومنهم من يستضعفه ) ( تهذيب التهذيب 1/230 ، طبقات إبن سعد 6/374 ).

14:

( 13 ) - إسماعيل بن عبد الرحمن بن أبي كريمة السدي الكوفي ، یکی از راویان مسلم

- ( ضعفه ) إبن معين ( تهذيب التهذيب 1/274 ، تهذيب الكمال 1/241 ، الكامل في الضعفاء 1/277 ).
- وقال الجوزجاني : ( هو كذّاب شتام ) ( تهذيب التهذيب 1/274 ، تهذيب الكمال 1/241 ).
- وقال أبو زرعة : ( لين ) ( تهذيب التهذيب 1/274 ، تهذيب الكمال 1/241 ).
- وقال أبو حاتم : ( يكتب حديثه ولا يحتج به ) ( تهذيب التهذيب 1/274 ، تهذيب الكمال 1/241 ).
- وقال العقيلي : ( ضعيف ) ( تهذيب التهذيب 1/274 ).
- وقال الطبري : ( لايحتج بحديثه ) ( تهذيب التهذيب 1/274 ).












( 14 ) - إسماعيل بن عبد الله بن أبي أايشانس الأصبحي ،یکی از راویان مسلم و بخاری


- قال عنه يحيى بن معين : ( أبو أايشانس وإبنه ضعيفان ) ( تهذيب الكمال 1/240 ، تهذيب التهذيب 1/197 ) ، وقال مرة : ( إبن أبي أايشانس وأبوه يسرقان الحديث ) ( تهذيب الكمال 1/240 ، الضعفاء والمتروكين 1/117 ، تهذيب التهذيب 1/197 ) ، وقال : ( مخلط يكذب ليس بشيء ) (تهذيب الكمال 1/240 ، تهذيب التهذيب 1/197 ) ، وقال : ( إسماعيل بن أبي أايشانس لا يساايشان فلسين ) ( تهذيب التهذيب 1/198 ).
- وقال النسائي : ( ضعيف ) ( تهذيب الكمال 1/240 ، الضعفاء والمتروكين 1/117 ، سير أعلام النبلاء 9/120 ) ، وقال : مرة : ( ليس بثقة ) ( تهذيب الكمال 1/240 ، تهذيب التهذيب 1/197 ، سير أعلام النبلاء 9/121 ).
- وقال النضر بن سلمة المروزي : ( هو كذّاب ) ( الضعفاء والمتروكين لإبن الجوزي 1/117 ، تهذيب التهذيب 1/197 ).
- وقال الدار قطني : ( لا إختاره في الصحيح ) ( تهذيب التهذيب 1/198 ، سير أعلام النبلاء 9/121 ).
- وقال أبو القاسم اللالكائي : ( بالغ النسائي في الكلام عليه إلى أن يؤدي إلى تركه ولعله بان له : ما لم يبن لغيره ، لأن كلام هـؤلاء كلـهم يؤول إلى أنّه ضـعيف ) ( تهذيب الكمال 1/240 ، تهذيب التهذيب 1/197 ).
- وقال إبن عـدي : ( روى ، عن خاله أحاديث غرائب لا يتابع عليها أحد ) ( تهذيب التهذيب 1/197 ، سير أعلام النبلاء 9/121 ).
- وذكروا أنه عترف على نفسه بأنه كان يضع الحديث فكان يقول : ( ربما كنت أضع الحديث لأهل المدينة إذا إختلفوا في شيء بينهم ) ( تهذيب التهذيب 1/198 ، سير أعلام النبلاء 9/121 ).

15:

( 15 ) - إسماعيل بن مجالد بن سعيد الهمداني ، از راویان بخاری


- قال عنه النسائي : ( ليس بالقايشان ) ( تهذيب الكمال 1/253 ، تهذيب التهذيب 1/285 ).
- وقال العجلي : ( ليس بالقايشان ) ( تهذيب التهذيب 1/285 ).
- وقال العقيلي : ( لا يتابع على حديثه ) ( الضعفاء الكبير 1/94 ، تهذيب التهذيب 1/285 ).
- وروى الحاكم ، عن الدار قطني أنـه قال عنه : ( ليس فيه شك أنّه ضعيف ) ( تهذيب التهذيب 1/285 ).
- وقال أبو الفتح الأزدي : ( غير حجة ) ( تهذيب التهذيب 1/285 ).














( 16 ) - بريد بن عبد الله بن أبي بردة بن أبي موسى ، الأشعري ، أز راویان مسلم و بخاری.

- قال عنه النسائي : ( ليس بذاك القايشان ) ( الكامل في الضعفاء 2/62 ، تهذيب التهذيب 1/377 ، التعديل والتجريح 1/441 ، تهذيب الكمال 1/335 ) ، نعم نقلوا ، عن النسائي أنّه قال عنه أيضاًًً : ( ليس به بأس ).
- وقال أبو حاتم : ( ليس بالمتين يكتب حديثه ) ( تهذيب التهذيب 1/377 ، التعديل والتجريح 1/441 ، الجرح والتعديل 2/426 ).
- وقال أحمد بن حنبل : ( يرايشان مناكير ) ( تهذيب التهذيب 1/377 ).
- وقال إبن عدي : ( سمعت إبن حمّاد يقول بريد بن عبد الله ليس بذاك القايشان ، أظنه ذكره ، عن البخاري ) ( تهذيب التهذيب 1/377 ).

16:

( 17 ) - بشير بن المهاجر الغنايشان الكوفي ، از راویان مسلم


- قال عنه أبو حاتم : ( يكتب حديثه ولا يحتج به ) ( تهذيب الكمال 1/364 ، تهذيب التهذيب 1/411 ).
- وقال إبن عدي : ( روى ما لا يتابع عليه ، وهو ممن يكتب حديثه وإن كان فيه بعض الضعف ) ، ( تهذيب الكمال 1/364 ، تهذيب التهذيب 1/411 ).
- وقال الأثرم ، عن أحمد : ( منكر الحديث ) ( تهذيب التهذيب 1/411 ).
- وقال العقيلي : ( مرجىء متهم متكلم فيه ) ( تهذيب التهذيب 1/411 )
- وقال الساجي : ( منكر الحديث ) ( تهذيب التهذيب 1/411 ).






( 18 ) - الحارث بن عبد الرحمن بن عبد الله بن سعد ، از راویان مسلم


- قال عنه أبو حاتم : ( يرايشان عنه الدّراوردي أحاديث منكرة ، ليس بالقايشان ) ( تهذيب الكمال 2/20 ، تهذيب التهذيب 2/128 ).

17:

( 19 ) - الحارث بن عبيد أبو قدامة البصري ، از راویان مسلم


- قال عنه أحمد بن جنبل : ( مضطرب الحديث ) ( تهذيب الكمال 2/22 ، تهذيب التهذيب 2/130 ).
- وقال يحيى بن معين : ( ضعيف الحديث ) ( تهذيب الكمال 2/22 ، تهذيب التهذيب 2/130 ، الجرح والتعديل 3/81 ، الكامل في
الضعفاء 2/188 ).
- وقال أبو حاتم : ( ليس بالقايشان ، يكتب حديثه ولا يحتج به ) ( تهذيب الكمال 2/22 ، تهذيب التهذيب 2/130 ، الجرح والتعديل 3/81 ).
- وقال النسائي : ( ليس بذاك القايشان ) ( تهذيب الكمال 2/22 ، تهذيب التهذيب 2/130 ، الكامل في الضعفاء 2/189 ).
- وقال إبن حبان : ( كان ممن كثر وهمه حتى خرج عن جملة مـن يحتـج بهم إذا أنـفردوا ) ( تهذيب التهذيب 2/130 ).
- وقال أبو عبد الله الذهبي : ( ليس بالقايشان ) (الكاشف 1/303 ).






( 20 ) - حبيب المعلم أبو محمد البصري از راویان بخاری و مسلم


- قال عنه النسائي : ( ليس بالقايشان ) ( تهذيب الكمال 2/55 ، تهذيب التهذيب 2/170 ).
- وذكروا أن يحيى بن معين : ( لم يحدث عنه ) ( تهذيب الكمال 2/55 ، تهذيب التهذيب 2/170 ).

18:

( 21 ) - حرملة بن يحيى بن عبد الله بن حرملة المصري ،از راویان مسلم


- قال عنه أبو حاتم : ( يكتب حديثه ولا يحتج به ) ( تهذيب الكمال 2/85 ، تهذيب التهذيب 2/201 ، ميزان الإعتدال 1/472 ).


- وقال عنه عبد الله بن محمد بن إبراهيم الفرهاذاني : ( ضعيف ) ( تهذيب الكمال 2/85 ، تهذيب التهذيب 2/201 ، ميزان الإعتدال 1/472 ).




( 22 ) - الحسن بن ذكوان أبو سلمة البصري ، ز راویان بخاری

- قال عنه يحيى بن معين : ( ضعيف ) ( تهذيب الكمال 2/126 ، الجرح والتعديل 3/13 ، تهذيب التهذيب 2/241 ).
- وقال أبو حاتم الرازي : ( ضعيف الحديث ليس بالقايشان ) ( تهذيب الكمال 2/126 ، الجرح والتعديل 3/13 ، التعديل والتجريح 2/474 ).
- وقال النسائي : ( ليس بالقايشان ) ( تهذيب الكمال 2/126 ، التعديل والتجريح 2/474 ، تهذيب التهذيب 2/241 ، الكاشف 1/323 ).
- وقال إبن حنبل : ( أحاديثه أباطيل ) ( التعديل والتجريح 2/474 ).
- وقال علي بن المديني : ( كان يحيى بن سعيد يحدث عنه ولم يكن عنده بالقايشان ) ( التعديل والتجريح 2/474 ).

19:

( 23 ) - حسان بن إبراهيم بن عبد الله الكرماني ، از راویان مسلم وبخاری


- قال عنه النسائي : ( ليس بالقايشان ) ( تهذيب الكمال 2/95 ، تهذيب التهذيب 2/214 ، التعديل والتجريح 2/499 ، الضعفاء للنسائي صفحة 34 ، الكاشف 1/320 ).






( 24 ) - حسان بن حسان البصري ،از راویان بخاری
- قال عنه أبو حاتم : ( منكر الحديث ) ( تهذيب الكمال 2/99 ، الجرح والتعديل 3/238 ، تهذيب التهذيب 2/217 ، الكاشف 1/320 ).
- وقال الدار قطني : ( ليس يقايشان ) ( تهذيب التهذيب 2/217 ).

20:

من خودم شیعه هستم اما تو بحثهای شیعه و سنی شرکت نمیکنم .

در واقع هرکی میاد یه مطلبی علیه طرف مقابل میاره درحالی که توجه نمیکنه که حدیث ضعیفه یا قوی .


شیعه نفرموده همه احادیث رو قبول کنید .

حدیثهایی که به هیچ وجه با منطق جور در نمیاد رو نباید پذیرفت .

مثلا اینکه در کافی آوردید که امامان وقت موت خود را میدانند و به اجازه خودشون میمیرند کاملا اشباهه یا اونچه که درباره سینه های دختر پیامبر نقل شده هیچ عقل سالمی این حرفو قبول نمیکنه .

در رابطه با بحارالانوار یادمه یکی روحانیونی که ازش سوال کردم میفرمود بحارالانوار مثل یک دریاست که هم داخلش نهنگ داره هم ماهی یعنی همه حدیثای داخلش معتبر نیست .

در واقع علامه مجلسی صاحب بحار فقط احادیث رو جمع اوری کرده نه احادیث صحیح رو و درست و غلطشو اگه اشتباه نکنم برخی جاها مشخص کرده بقیش هم گذاشته به انتخاب خوانندگان پس احادیث اون همش معتبر نیست .
در رابطه با علم امام هم نظرات مختلفی وجود داره یکی میگه امام در محدوده ولایت و امامت و حکومت داری و ...

معصومه یکی میگه امام در همه علوم از امت برترند و ...

ولی بطور کل میشه فرمود علم امام(ع) که برگرفته از علم پیامبر(ص) هست از همه امت هر عصر و دوره ای بالاتره .

در واقع علم هیچ کس از امت در هیچ دوره ای از علم امام بالاتر نیست و در همه زمینه ها علم امام بالاتره اما اینکه علم امام چقدر بالاتره و چه حقایق دیگری رو میدونه الله اعلم .

در رابطه با حدیثی که درباره ویژگی های امام(ع) از کافی اوردید نمیدونم چقدرش درسته از دیدگاه برخی شاید درست باشه اما از دیدگاه یه عده دیگه شاید نه اما اینکه پاک ومطهر بدنیا بیاد یا اینکه در موقع خواب چشم خواب و دلش بیدار باشد یا اینکه ختنه شده بدنیا می آید فکر نکنم بخوایم بگیم این عقیده ها خرافیه شاید از دیدگاه اهل سنت خرافی باشه اما از دیدگاه شیعه که قائل به عصمت امام هستند خرافی جلوه نمیکنه .


در رابطه برخی معجزاتی که از اصول کافی نقل کردید در باره امامان(ع) شاید از دیگاه شما خرافی باشه اما از دیدگاه شیعه نه .

امامان سپس پیامبر هدایتگران به راه حق اند و حرفشون حرف خداست و اگر معجزه ای از جانب ایشان رخ بده دلیلی بر افسانه بودن اون نیست بلکه برای نشان حقانیته .



ولی در رابطه با حدیثی که ذکر کردید که به پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) نسبت داده شده در کتاب تفسیر جامع من خودم این حدیث رو دیدم و بسیار تعجب کردم و اونو به حساب اشتباه مولف در جمع اوری حدیث گذاشتم(طرف که معصوم نیست بگیم همه کاراش درسته و اشتباه نیست) چون نمیشه همه روایات این کتابو قبول کرد در واقع خدواند به آدمی عقل داده پس با این عقل میشه تا حدود زیادی احادیث صحیح رو از ناصحیح تشخیص داد .


21:

محمد صفر یک زیاد به خودت فشار نیار همه ی اینها دارای اون قائده ایست که بهت فرمودم اگر 2 راویت صحیح مخالف هم باشد ما چیزی را قبول داریم که اهل سنت قبول ندارد

بعد موضوع سرنگار چیز دیگری هست

و ادامه ی بحث

( 23 ) - حسان بن إبراهيم بن عبد الله الكرماني ،از راویان مسلم وبخاری


- قال عنه النسائي : ( ليس بالقايشان ) ( تهذيب الكمال 2/95 ، تهذيب التهذيب 2/214 ، التعديل والتجريح 2/499 ، الضعفاء للنسائي صفحة 34 ، الكاشف 1/320 ).


( 24 ) - حسان بن حسان البصري ،از راویان بخاری


- قال عنه أبو حاتم : ( منكر الحديث ) ( تهذيب الكمال 2/99 ، الجرح والتعديل 3/238 ، تهذيب التهذيب 2/217 ، الكاشف 1/320 ).
- وقال الدار قطني : ( ليس يقايشان ) ( تهذيب التهذيب 2/217 ).

22:

سلام
این روایت بررسی سندی شده و ضعیف نیست.پس اگر شیعه هستید باید قبولش داشته باشید.اینطوری نیست که دل بخواهی باشه!
علمای شیعه کتب خودشون رو بررسی سندی نکرده اند تا اگر کسی به کتبشان گیر داد بگویند کتب ما صحیح نیست!حتی اگر ثابت کنی که حدیث مورد نظر صحیح هست میگویند امام تقیه کرده.خلاصه اینکه همیشه راه فرار را برای خود باز گذاشته اند.


23:

آقای محمد صفر یک
از این راویات هم در کتاب شما بسیار زیاداست
مانند
الدار قطني- الرؤية - ذكر رواية أم الطفيل
232 - حدثنا : أبوبكر محمد بن عبد الله بن إبراهيم الشافعي ، حدثنا : محمد بن إسماعيل السلمي ، حدثنا : نعيم بن حماد ، حدثنا : إبن وهب ، أخبرني : عمرو بن الحارث ، عن سعيد بن أبي هلال ، عن مروان بن عثمان ، عن عمارة بن عامر ، عن أم الطفيل ، إمرأة أبي بن كعب ، أنها سمعت رسول الله (ص) يذكر : أنه رأى ربه عز وجل في أحسن صورة ، شاباً موفراً رجلاه في الخضرة ، عليه نعلان من ذهب ، علي وجهه فراش من ذهب.
آیا واقعا پیامبر خدا را دیده هست ؟

این روایات چیزی نیست روایات بسیار بدتری هم هست که انسان از آوردن اون خجالت میکشد و.....


..................................
شما برنامه بود جواب مارا بدی نه خودت بیای و دروغ هایی سر هم بندی کنی !!!!!

( 27 ) - خالد بن مخلد أبو الهيثم البجلي ،از راویان مسلم وبخاری
- قال أحمد : ( له مناكير ) ( ميزان الإعتدال 1/640 ، سير أعلام النبلاء 9/10 ، الكامل في الضعفاء 3/34 ).
- وقال أبو حاتم : ( يكتب حديثه ولا يحتج به ) ( ميزان الإعتدال 1/640 ، تهذيب التهذيب 3/101 ).
- وقال إبن سعد : ( منكر الحديث مفرط في التشيّع ) ( ميزان الإعتدال 1/640 ، سير أعلام النبلاء 9/10 ، تهذيب التهذيب 3/101 ).






( 28 ) - خالد بن مهران الحذاء أبو المنازل البصري از راویان مسلم وبخاری


- قال عنه أبو حاتم الرازي : ( يكتب حديثه ولا يحتج به ) ( تهذيب الكمال 2/369 ، التعديل والتجريح 3/552 ، تهذيب التهذيب 3/104 ).




24:

خداوند به انسان عقل داد پس نباید کورکورانه از دیگران اطاعت کنیم .

چون فرمودن حدیث صحیحه حتما نباید بدون دلیل و مدرک قبولش کرد .

در ضمن کارای علمای شیعه رو به اسم شیعیان واقعی امامان و امامان نگذارید .

علمای شیعه و ما شیعیان اسما شیعه هستیم پس کارای ناصحیحی که از این افراد دیده میشه نباید به پای یک شیعه واقعی گذاشت .


25:

شما حتما بخاری را قبول داری

شما که خدا را از ساق پایش تشخیص می دهید دیگر چه به این حرف ها !
صحيح البخاري - التوحيد - قول الله تعالى : وجوه يومئذ ناضرة إلى ربها ناظرة -رقم الحديث : ( 6886 )
[ النص طايشانل لذا إستقطع منه موضع الشاهد ]
- حدثنا : ‏ ‏يحيى بن بكير ‏ ‏ ، حدثنا : ‏ ‏الليث بن سعد ‏ ‏، عن ‏ ‏خالد بن يزيد ‏ ‏، عن ‏ ‏سعيد بن أبي هلال ‏ ، عن ‏ ‏زيد ‏ ‏، عن ‏ ‏عطاء بن يسار ‏ ‏، عن ‏ ‏أبي سعيد الخدري ‏ ‏قال : ‏قلنا : يا رسول الله : هل نرى ربنا يوم القيامة ؟ ، قال : ‏‏هل تضارون في رؤية الشمس والقمر إذا كانت صحوا ، قلنا : لا ، قال : فإنكم لا تضارون في رؤية ربكم يومئذ إلاّ كما تضارون في رؤيتهما .... وإنا سمعنا منادياً ينادي ليلحق كل قوم بما كانوا يعبدون وإنما ننتظر ربنا قال : فيأتيهم الجبار في صورة غير صورته التي رأوه فيها أول مرة فيقول : أنا ربكم فيقولون : أنت ربنا فلا يكلمه إلاّ الأنبياء فيقول : هل بينكم وبينه آية تعرفونه فيقولون : الساق فيكشف عن ساقه فيسجد له كل مؤمن ايشانبقى من كان يسجد لله رياء وسمعة فيذهب كيما يسجد فيعود ظهره ‏ ‏طبقاً ‏واحداًً.

26:

( 29 ) - رباح بن أبي معروف بن أبي سارة المكي ،از راویان مسلم


- قال عنه يحيى بن معين : ( ضعيف ) ( تهذيب الكمال 2/453 ، الكاشف 1/390 ، تهذيب التهذيب 3/203 ).
- وقال النسائي : ( ضعيف ) ( تهذيب الكمال 2/453 ، تهذيب التهذيب 3/203 ) ، وقال عنه أيضاًًً : ( ليس بالقايشان ) ( تهذيب الكمال 2/453 ، الضعفاء للنسائي صفحة 41 ، الكامل في الضعفاء 3/171 ، تهذيب التهذيب 2/203 ).






( 30 ) - ربيعة بن عثمان بن ربيعة بن عبد الله القرشي أبو عثمان المدني ، از راویان مسلم


- قال عنه أبو زرعة : ( إلى الصدق ما هو ، وليس بالقايشان ) ( تهذيب الكمال 2/471 ، الجرح والتعديل 3/476 ، تهذيب التهذيب 3/224 ).
- وقال أبو حاتم : ( منكر الحديث يكتب حديثه ) ( تهذيب الكمال 2/471 ، الجرح والتعديل 3/476 ، تهذيب التهذيب 3/224 ).

27:

به کتب دکتر محمد تیجانی هم نگاهی بندازید بد نیست .

ایشون ابتدا اهل سنت بودن و بعد به شیعه گرویدند و کتابهایی هم نوشتند که خوندنش خالی از لطف نیست
اینم یه بیوگرافی از ایشون .



محمد تیجانی

گذری به صحاح اهل سنت گذری به صحاح اهل سنت
محمد تیجانی سماوی


محمد تیجانی سماوی، اسلام‌پژوه تونسی و یکی از علمای اهل سنت مالکی مذهب که شیعه شد.
محتویات


زندگی و تحصیلات

در ۲ فوریه ۱۹۴۳ میلادی (۱۳۱۵) در شهر «قوضه» در جنوب تونس زاده شد.

[۱]خانواده او اصالتاً از شهر «سماوه» عراق بودند که بعدها یه تونس مهاجرت کردند.

تحصیلات ابتدایی را در یکی از شعبه‌های دانشگاه زیتونه گذراند و پس از هستقلال تونس و به مدارس فرانسوی عربی رفت و نهایتاً مدارج دبیرستان پیش‌دانشگاهی را گذراند.
سپس هستادیار مؤسسه پیش‌دانشگاهی یوبسای شد.

پس از ۱۷ سال تدریس با مرخصی از آموزش و پرورش تونس، وارد دانشگاه سوربن شد.

بیش از ۸ سال به بررسی و تطبیق میان ادیان، ادیان توحیدی سه‌گانه پرداخت و پس از گرفتن لیسانس تحقیقات تخصصی در این زمینه از دانشگاه سوربن فارغ‌التحصیل شد و همچنین در رشته فلسفه و علوم انسانی و پس از اون در رشته تخصصی تاریخ و مذاهب اسلامی از این دانشگاه دکترای درجه ۳ و سپس دکترای بین‌المللی را اخذ کرد.
اسلام

در ۱۰ سالگی نیمی از قراون را حفظ بود.

تیجانی در ۱۹۶۴ (میلادی) هنگامی که در کنفرانس مربوط به عرب‌های مسلمان در مکه شرکت کرده بود تحت تأثیر وهابیت برنامه گرفته و به سوی تفکرات اونان گرایش پیدا کرد و چنانکه خود می‌گوید: «آرزو می‌کرد که‌ای کاش همهٔ مسلمانان این عقیده را داشتند».

از این روی تصمیم سفر به لیبی، مصر، لبنان، سوریه، اردن و حجاز و انجام حج عمره گرفت.
در مصر با عبدالباسط عبدالصمد و برخی علما ملاقات کرد و در اونجا پیشنهاد اقامت در دانشگاه الازهر به وی شد.

در حین سفر به بیروت، در کشتی، با «منعم» یکی از اساتید دانشگاه عراق که شیعه مذهب بود آشنا می‌شود.
تشیع

وی در نجف اشرف به محضر آیت الله خوئی(ره) و شهید آیت الله سید محمدباقر صدر(ره) رسید، و سپس مناظره و فرمودگو و همچنین پس از بررسی‌های فراوان، رسما شیعه شد.[۲] تیجانی پس از شیعه شدن کتابی را با عنوان "اون گاه که هدایت شدم" نوشت و کتب فراوان بر ضد وهابیت نوشت و به اثبات حقانیت شیعه پرداخت[۳]
آثار

تا کنون، او ۱۱ کتاب پیرامون مذهب تشیع نگاشته‌است از معروف‌ترین اونهاست:

28:

محمد 01
یکی از اصلی ترین اعتقادات اهل سنت این هست که در آخرت خدا را می بینند
حالا شما چطور خدا را می بینید نمی دانم

29:

درود
تکلیف احادیث صحیح در کتب شیعی مشخص هست.
همینطور دز کتب اهل سنت.
ادعای شما پوچ هست.


30:

( 31 ) - روح بن عبادة بن العلاء بن حسان ، از راویان مسلم و بخاری


- قال عنه النسائي : ( ليس بالقايشان ) ( تذكرة الحفاظ 1/350 ، ميزان الإعتدال 2/59 ، سير أعلام النبلاء 8/260 ).
- وروى الكتاني ، عن أبي حاتم قال : ( لا يحتج به ) ( ميزان الإعتدال 2/59 ، سير أعلام النبلاء 8/260 ).





( 32 ) - زياد بن عبد الله بن الطفيل العامري ،از راویان مسلم وبخاری


- قال عنه إبن المديني : ( ضعيف ) ( ميزان الإعتدال 2/91 ).
- وكذلك قال عنه النسائي ( ضعيف ) ( ميزان الإعتدال 2/91 ، تهذيب التهذيب 3/324 ، تهذيب الكمال 3/53 ) ، وقال : مرة : ( ليس بالقايشان ) (ميزان الإعتدال 2/91 ، سير أعلام النبلاء 7/713 ، تهذيب الكمال3/53 ).
- وقال أبو حاتم : ( لا يحتج به ) ( ميزان الإعتدال 2/91 ، سير أعلام النبلاء 7/713 ، الكاشف 1/411 ، تهذيب التهذيب 3/324 ، تهذيب الكمال 3/53 ).
- وقال إبن سعد : ( كان عندهم ضعيفاًًًً وقد رووا عنه )! ( ميزان الإعتدال 2/91 ، تهذيب الكمال 3/53 ).
- وقال الترمذي : ( كثير المناكير ) ( سير أعلام النبلاء 7/713 ).
- وقال إبن معين : ( ليس حديثه بشيء ) ( المجروحين 1/307 ، تهذيب التهذيب 3/323 ، تهذيب الكمال 3/53 ).
- وقال إبن حبان : ( كان فاحش الخطأ كثير الوهم لا يجوز الإحتجاج بخبره إذا إنفرد ) ( تهذيب التهذيب 3/324 ).

31:

( 33 ) - سالم بن نوح البصري العطار ، از راویان مسلم


- قال عنه النسائي : ( ليس بالقايشان ) ( ميزان الإعتدال 2/113 ، الكامل في الضعفاء 3/346 ، الضعفاء للنسائي صفحة 46 ، تهذيب التهذيب 3/383 ، تهذيب الكمال 3/102 ).
- وقال إبن معين : ( ليس بشيء ) ( ميزان الإعتدال 2/113 ، الكامل في الضعفاء 3/346 ، تهذيب التهذيب 3/383 ، تهذيب الكمال 3/101 ).
- وقال أبو حاتم : ( لا يحتج به ) ( ميزان الإعتدال 2/113 ، الكاشف 1/424 ، تهذيب التهذيب 3/383 ، تهذيب الكمال 3/101 ، الجرح والتعديل 4/188 ).
- وقال الدار قطني : ( ليس بالقايشان ) ( تهذيب التهذيب 3/383 ).




( 34 ) - سعد بن سعيد الأنصاري از راویان مسلم وبخاری


- قال عنه النسائي : ( ليس بالقايشان ) ( سير أعلام النبلاء 6/255 ، ميزان الإعتدال 2/120 ، تهذيب التهذيب 3/408 ، الضعفاء للنسائي صفحة 53 ، تهذيب الكمال 3/120 ).
- وقال عنه إبن حنبل : ( ضعيف الحديث ) ( الكامل في الضعفاء 3/352 ، الضعفاء الكبير 2/117 ، ونقل تضعيف أحمد بن حنبل لسعد هذا المزي في تهذيب الكمال 3/120 ).

32:

( 35 ) - سلم بن زرير العطاردي أبو يونس البصري ، از راویان مسلم و بخاری

- قال عنه يحيى بن معين : ( ضعيف ) ( تهذيب الكمال 3/234 ، تهذيب التهذيب 4/114 ، الجرح والتعديل 4/264 ، الكامل في الضعفاء 3/327 ، التعديل والتجريح 3/1141 ، الكاشف 1/450 ).
- وقال أبو داود : ( ليس بذاك ) ( تهذيب الكمال 3/234 ، تهذيب التهذيب 4/114 ).
- وقال النسائي : ( ليس بالقايشان ) ( الكامل في الضعفاء 3/327 ، الضعفاء للنسائي صفحة 46 ، تقريب التهذيب 1/245 ، تهذيب.التهذيب 4/114 )






( 36 ) - سعيد بن كثير بن عفير بن مسلم الأنصاري ، از راویان مسلم وبخاری


- قال عنه أبو حاتم : ( لم يكن بالثبت ، كان يقرأ من كتب الناس وهو صدوق ) ( تهذيب الكمال 3/192 ، الجرح والتعديل 4/56 ، التعديل والتجريح 3/1079 ، الكاشف 1/443 ، تهذيب التهذيب 4/66 ).
- وقال السعدي : ( سعيد بن عفير فيه غير لون من البدع وكان مخلطاً غير ثقة ) ( تهذيب الكمال 3/192 ، الكامل في الضعفاء 3/411 ، تهذيب التهذيب 4/66 ).

33:

اگر میشه لطف کنید ترجمه این روایات رو هم بذارید...این جوری تاپیک سر و شکل بهتری به خودش میگیره.


34:

بسم الله الرحمن الرحيم


چند پست در این تاپیک به دلیل نامربوط بودن و ایجاد انحراف از موضوع حذف شدند .
فقط به موضوع بپردازید .








35:

حرف شما درست همه احادیث صحیح نیستند بدون شک یکی از خوبی های مذهب شیعه اینکه خودت می تونی تحقیق کنی نه شش تا صحاح.

که دو تاش صد% درسته اینجوری ممکنه شخص گیر بیوفته.



اما حدیث می تونه درست باشه.

منظور از مثال بعوضه فقط مثاله نه خود حشره بعوضه.

و خود امیرالمومنین یعنی این مثال رو که زدیم اینکه حضرت علی حق و هیچ کی بالاتر از ایشان نیست بجز پیامبر "ص".

البته این تفسیر نیست فقط تشابه به درجه در ایمان شخص.

بالا و پایین .

جلو و عقب می تونه هر مثالی باشه.

مثلن در جلو و عقب اگه امیرالمومنین رو عقب فرض کنیم بدون شک هیچ کی جلوش نیست جز پیامبر "ص".

حالا شما در مثال جلو و عقب می تونه بجاش هر چیزی رو مثال بزنی.

روایت هم در این مورد مثال تشابه هست که آیت الله میلانی توضیح می دهد.


آیت الله میلانی در کتاب هستخراج المرام من هستقصاء الإفحام توضیح می دهد : به عربی

معنى حديث: فالبعوضة أميرالمؤمنين
لقد جاء في الحديث الأوّل عن (تفسير القمي) عن أبي عبدالله الصّادق عليه السلام، بتفسير قوله تعالى: (إنّ الله لا يستحيي أنْ يضرب مثلاً مّا بعوضة فما فوقها...) إنّ «البعوضة» أميرالمؤمنين عليه السلام، و«ما فوقها» هو رسول الله، صلّى الله عليه وآله وسلّم، فما معنى هذا التفسير الذي ربّما ذكره بعض المخالفين للتعريض بالأئمّة الأطهار والروايات المرايشانّة عنهم؟
إنّ معنى الحديث واضح لا سترة فيه لمن له أدنى معرفة بفنون العربيّة.
وبيان ذلك هو: إنّ «البعوضة» ضرب الله المثل بها لأميرالمؤمنين، و«ما فوقها» ضرب الله المثل به لرسول الله، فهذا معنى الخبر كما يدلّ عليه السياق، ولأجل السّياق اختصر الكلام، فكانت العبارة: فالبعوضة لأميرالمؤمنين، وما فوقها لرسول الله...

ثمّ حذفت اللاّم الجارّة، وكانت الجملة: فالبعوضة أميرالمؤمنين...
وحذف اللاّم في مثل المقام شائع في كلام العرب، وقد صرّح به علماء العربيّة:
قال في (مجمع البيان): «تقول العرب: لاه أبوك، تريد لله أبوك
، قال ذوالإصبع العدواني:
لاه ابن عمّك لا أفضلت في حسب *** عنّي ولا أنت ديّاني فتخزوني
أي: تسوسني.
قال سيبايشانه: حذفوا لام الإضافة واللاّم الاُخرى، ولا ينكر بقاء عمل اللاّم بعد حذفها، فقد حكى سيبايشانه من قولهم: الله لأخرجنّ، يريدون والله، ومثل ذا كثير»(1).
وعلى هذا، فإن لفظ «أميرالمؤمنين» في الرواية مجرور..، وذلك قرينة على حذف اللاّم، فاستبصر ولا تكن من الغافلين...
فالمعنى: إنّ الله تعالى ضرب مثلاً بالبعوضة لأميرالمؤمنين، أنّ المراد من البعوضة هو أميرالمؤمنين! وضرب مثلاً بما فوقها لرسول الله، لا أنّ ما فوقها هو رسول الله!
ايشاندلّ على هذا المعنى قوله عليه السلام في الخبر: إنّ هذا المثل ضربه الله لأميرالمؤمنين، فعليّ عليه السلام هو الذي ضرب له هذا المثل، أعني مثل البعوضة، لا أنّه المضروب به المثل في هذا الكلام.

نعم، بناء على كون خطبة البيان من كلام أميرالمؤمنين ـ كما عليه المولايشان عبدالعزيز الدهلايشان، صاحب (التحفة الإثني عشرية)(2) وغيره من علماء أهل السنّة، حتّى أنّ بعضهم كتب عليه شرحاً سمّاه خلاصة الترجمان في تأايشانل خطبة البيان ـ فقد جاء فيها: «أنا البعوضة التي ضرب الله بها المثل مثلاً»، وحينئذ يلزم على القائلين بأنّها من كلامه عليه السلام تفسيرها على وجه صحيح مقبول.
على أنّ لهذا التمثيل نظائر في كتب القوم، فقد رووا عن رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم أنّه شبّه الإمام الحسن أو الإمام الحسين بالبقّة وهي البعوضة، قال الدميري:
«وقد ذكر النبي صلّى الله عليه وسلّم البق في حديث رواه الطبراني بإسناد جيّد عن أبي هريرة قال: سمعت اُذناي وأبصرت عيناي هاتان رسول الله وهو آخذ بيديه جميعاً حسناً أو حسيناً، وقدماه على قدمي رسول الله وهو يقول:
خرقة خرقة *** ترقَّ عين بقّة
فيرقى الغلام، فتقع قدماه على صدر رسول الله.
ثمّ قال: افتح فاك، ثمّ قبّله ثمّ قال: اللّهمّ من أحبّه فإنّي اُحبّه.
ورواه البزّار ببعض هذه الألفاظ.

والخرقة الضعيف المتقارب الخطوة، ذكر ذلك له رسول الله على سبيل المداعبة والتأنيس، وترقّ معناه إصعد، وعين بقّة كناية عن صغر العين، مرفوع على أنّه خبر مبتدء محذوف»(3).
ورووا عنه صلّى الله عليه وآله وسلّم تشبيه نفسه الشريفة للحسنين عليهما السلام بالجمل، رواه الشهاب الدولت آبادي في (هداية السعداء) عن كتاب (شرف النبوّة) قال «قال جابر بن عبدالله: دخلت على رسول الله صلّى الله عليه وسلّم وهو يمشي على أربع والحسن والحسين على ظهره وهو يقول: نعم الجمل جملكما ونعم الراكبان أنتما»(4).
وفي (المصابيح):
«قال ابن عبّاس: جاء رسول الله صلّى الله عليه وسلّم وهو حامل الحسن على عاتقه، فقال رجل: نعم المركب ركبت يا غلام، فقال: نعم الراكب هو»(5).
بل لقد رووا عن الله سبحانه أنّه شبّه نفسه بالدجاجة!! قال السيوطي:
«أخرج أحمد في الزهد عن خالد بن ثابت الربعي قال: لمّا قتل فجرة بني إسرائيل يحيى بن زكريّا، أوحى الله إلى نبيّ من أنبيائهم أن قل لبني إسرائيل: إلى متى تجترؤن على أنْ تعصوا أمري وتقتلوا رسلي، حتّى متى أضمّكم في كنفي كما تضمّ الدجاجة أولادها في كنفها فتجترون عليَّ؟ اتّقوا لأخذكم بكلّ دم كان بين بني آدم ايشانحيى بن زكريّا، واتّقوا أنْ أضرب عنكم وجهي، فإنّي إنْ صرفت عنكم وجهي لم اُقبل عليكم إلى يوم القيامة»(6).
بل لقد رووا عن شيخهم الأكبر ابن عربي أنّه قال: «رأيت ربّي على صورة فرس»!!...

وحكاه الشيخ علاء الدين السمناني في (أربعينه) والشيخ الكاشفي في (رشحاته)!!


(1) مجمع البيان في تفسير القراون 1: 28.
(2) التحفة الاثنى عشريّة: 4 و228 .
(3) حياة الحيوان 1: 217 ـ 218.
(4) هداية السعداء ـ مخطوط.
(5) مصابيح السنّة 4: 196/4836.
(6) الدر المنثور 5: 492.


36:

( 37 ) - سعير بن الخمس التميمي أبو مالك ، ا ز راویان بخاری

- قال عنه أبو حاتم : ( صالح الحديث يكتب حديثه ولا يحتج به ) ( تهذيب الكمال 3/212 ، تهذيب التهذيب 4/93 ، الجرح والتعديل 4/323 ).






( 38 ) - سليمان بن قرم بن معاذ التميمي ، از راویان مسلم


- قال عنه يحيى بن معين : ( ضعيف ) ( تهذيب الكمال 3/295 ، تهذيب التهذيب 4/187 ) ، وقال عنه مرة : ( ليس بشيء ) (تهذيب الكمال 3/295 ، تهذيب التهذيب 4/187 ).
- وقال أبو زرعة : ( ليس بذاك ) ( تهذيب الكمال 3/295 ، تهذيب التهذيب 4/187 ، الجرح والتعديل 4/136 ، الكاشف 1/463 ).
- وقال أبو حاتم : ( ليس بالمتين ) ( تهذيب الكمال 3/295 ، تهذيب التهذيب 4/187 ).
- وقال النسائي : ( ضعيف ) ( تهذيب الكمال 3/295 ، تهذيب التهذيب 4/187 ، الضعفاء للنسائي صفحة 49 ).

37:

( 39 ) - سعيد بن يحيى أبو سفيان الحميري ، ز راویان بخاری

- قال عنه الدار قطني : ( ليس بالقايشان ) ( تهذيب الكمال 3/208 ، تهذيب التهذيب 4/87 ، الكاشف 1/446 ، ميزان الإعتدال 4/531 ).
- وقال إبن سعد : ( ضعيف ) ( ميزان الإعتدال 4/531 ).






( 40 ) - سهيل بن أبي صالح السمان المدني ،از راویان مسلم


- قال عنه أبو حاتم : ( يكتب حديثه ولا يحتج به ) ( تهذيب التهذيب 4/213 ، ميزان الإعتدال 2/243 ).
- وقال يحيى : ( ليس بالقايشان في الحديث ) ( ميزان الإعتدال 2/243 ).
- وقال أيضاًًً : ( حديثه ليس بالحجة ) ( ميزان الإعتدال 2/243 ).
- وقال إبن أبي خيثمة سمعت إبن معين يقول : ( لم يزل أصحاب الحديث يتقون حديثه ) ( ميزان الإعتدال 2/243 ) ، وقال : مرة : ( ضعيف ) ( ميزان الإعتدال 2/244 ) ، وسئل مرة فقال : ( ليس بذاك ) ( ميزان الإعتدال 2/244 ).


38:

( 41 ) - سايشاند بن سعيد بن سهل بن شهريار أبو محمد الهرايشان الأنباري ، از راویان مسلم


- قال عنه البخاري : ( حديثه منكر ) (ميزان الإعتدال 2/248 ) ، ( وروى الترمذي ، عن البخاري أنه ضعيف جداًًً ، وقال : مرة : ضعيف ) (ميزان الإعتدال 2/248 ).
- وقال النسائي : ( ضعيف ) (ميزان الإعتدال 2/248 ) ، وقال : مرة : ( ليس بثقة ولا مأمون ) (تهذيب الكمال 3/338 ).
- وقال إبن الجوزي أن أحمد قال :( متروك الحديث ) (ميزان الإعتدال 2/248 )
- وأما إبن معين ( فكذّبه وسبّه ) (ميزان الإعتدال 2/248 ).







( 42 ) - شبابة بن سوّأر الفزاري أبو عمرو المدائني ، از راویان مسلم و بخاری

- كان داعية إلى الإرجاء وكان أحمد بن حنبل ( يحمل عليه لذلك ولا يرضاه ولم يكتب عنه ) ( تهذيب الكمال 3/358 ).


- وقال عنه أبو حاتم : ( صدوق يكتب حديثه ولا يحتج به ) ( تهذيب الكمال 3/358 ).


94 out of 100 based on 54 user ratings 754 reviews

@