هشتم شوال : یوم الهدم , بی حرمتی به شعائر الله


هشتم شوال : یوم الهدم , بی حرمتی به شعائر الله



هشتم شوال : یوم الهدم , بی حرمتی به شعائر الله
بی حرمتی وهابیون به شعائر الله ,تخریب قبور ائمه بقیع را به همه ی هم میهنی های مسلمان و آزاده تسلیت می گویم.

یرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ
مى‏خواهند نور خدا را با سخنان خويش خاموش كنند ولى خداوند نمى‏گذارد تا نور خود را كامل كند هر چند كافران را خوش نيايد.


گرچه پس از گذشت قريب به يك قرن از تخريب حرم مطهر ائمه بقيع‌ علیهم السلام و از بين رفتن تمام آثار اين بناى باشكوه و معنوى نمى توان همانند ساير ابنيه تاريخى و مذهبى، از آثار آن به عظمت و قدمتش پى برد و تاريخ ساختمان آن را بدست آورد، ولى آنچه از منابع مختلف بدست مى آيد، تا حدّى مى تواند ما را با تاريخ و چگونگى اين حرم شريف آشنا سازد و بيانگر وضع اين بناى فخيم و پرشكوه معنوى در طول تاريخ گردد.
اجمال تاريخ اين حرم مقدس اين است كه قبور ائمه بقيع -عليهم السلام- مانند ساير قبرها در محوطه مكشوف و بدون ديوار و سقف نبوده؛ بلكه قبر آنان مانند تربت پاك رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و حضرت رضا علیه السلام از آغاز دفن اجساد مبارك و پيكر مطهرشان در داخل خانه اى كه متعلق به عقيل بوده، برنامه داشته است و به مرور زمان اين خانه به ساختمان مناسب، به شكل مسجد تبديل گرديده، سپس در محل همان ساختمان بزرگترين و مرتفع ترين گنبد و بارگاه بنا شده است و در قرون متمادى داراى خادم و دربان و داراى ظريفترين و گرانبهاترين ضريح و صندوق با زيباترين روپوش و داراى فرش و قنديل بوده است[1] و بالاخره در هشتم شوال سال 1344ه به وسيله وهابيان منهدم گرديده است. [2]

هدم قبور إمامان بقيع
در روز هشتم ماه شوّال سال يك هزار و سيصد و چهل و پنج هجرى قمرى، تمام بقاع متبرّكه و مشاهد مشرّفه ائمّه بقيع (حضرت إمام حسن مُجتبى، و حضرت إمام زين العابدين، و حضرت إمام محمّد باقر، و حضرت إمام جعفر صادق عليهم السّلام) را با بقيه بقاع از قبور دختران رسول الله (زينب، امّ كلثُوم و رُقَيَّه) و قبور عمّه‏هاى رسول الله (صَفِيه و عاتِكه) و قبر حضرت امُّ البنين، و قبر حضرت اسماعيل بن جعفر الصّادق، و قبر حضرت إبراهيم فرزند رسول الله، و قبور تمامى أصحاب و تابعين و أرحام و أزواج رسول الله، و صلحاء و أبرارى كه از حَدِّ إحصاء بيرون است؛ همگى را خراب و با خاك يكسان كردند.
وهابي‌ها در نظر داشتند با تقارن انهدام اين قبور، قبر رسول خدا و كعبه را نيز خراب كنند؛ و با دستاويز به آن كه بوسيدن و دور زدن بر گرداگرد سنگ‏ها شرك است، خانه خدا را منهدم نمايند، ولى از ترس ساير مسلمين از فرق عامّه، جرأت نكردند؛ أمّا تخریب اين دو مكان مقدّس نیز در نقشه ايشان است و به محض آنكه خيالشان از جانب كشورهاى إسلامى آسوده گردد، دست به اين جنايت مى‏آلايند.
وهابيه مى‏گويند: بوسيدن ضريح مطهّر رسول الله شرك است؛ ضريح از آهن است، بوسيدن آهن شرك است. تا چند سال پيش از اين مردم را در بوسيدن خانه خدا و كعبه آزاد مى‏گذاشتند؛ ولى در اين چند سال أخير، گرداگردِ كعبه، پاسبانان و شرطه‏هاى آنان در هر جانب از كعبه، از پنج نفر و شش نفر تجاوز مى‏كند؛ و مجموعاً بين بيست تا سى نفر هستند؛ به طرز وقيحى پشت به كعبه كرده؛ و به آن تكيه مى‏زنند؛ آنگاه با شلّاق روى به طواف كنندگان نموده؛ هركس در هر نقطه بخواهد كعبه را ببوسد؛ مى‏گويند: هَذَا حَجَر! هَذَا حَجَر! اين سنگ است! بوسيدن سنگ شرك است! آمِران به معروف [و ناهیان از منکر] آن ها نيز در ركن عراقى، و شامى، و يمانى، نيز پشت به كعبه به مردم مى‏گويند: بوسيدن سنگ شرك است. و اگر طائفى بخواهد لبان خود را بر آن سنگ‏هائى كه رسول خدا گذارده، بگذارد و ببوسد؛ با تازيانه او را مى‏زنند؛ و مى‏گويند: شرك است.


اما در مدینه...
در مدينه طيبه ديگر اسمى از «محلّه بنى هاشم» نيست، از «خانه أبُو أيوب أنصارى» خبری نيست؛ «بيت الأحزان» را خراب كردند، ديوار «مسجد على علیه السلام» را با صفحاتى پوشانده؛ و دَرِ آنرا مهر و موم كرده‏اند. «مَشْربه امِّ إبراهيم» محل شريف و مقدّس و آن محلّ نورانى و پر فيض؛ حقّاً امروز به مزبله شبیه تر است تا به مسكن و مأواى رسول خدا و أهل بيت رسول خدا، و با این حال متروك و مقفول و مغفول است.

مَسجد «الْفَضيخ» كه همان مسجد ردّ شمس براى حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام است، متروك و مهجور است؛ و حتّى كسى نام آن را نمى‏داند. نام على بن أبى طالب در خطبه‏ها و منبرها برده نمى‏شود؛ آه چه شهر غريب و مهجورى است مدينه! مدينه كه هر وجب آن حكايت از علم و عرفان و قضاء و درايت و ولايت و حَماسه و إيثار يگانه حامى رسول الله، حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام دارد؛ امروز تاريك و غريب است. نام مخالفان هر جا برده مى‏شود؛ ولى نام عَلى، قاچاق است. [3]
هشتم شوال : یوم الهدم , بی حرمتی به شعائر الله
ستارگان بقیع
در كتاب «وفاء الوفاء» جلد سوم از صفحه 891 به بعد، قبور بزرگان بقيع را نام مى برد. از جمله این که به غیر از ستارگان محراب بقیع (حضرت امام حسن مجتبی و زین العابدین و امام محمد باقر و حضرت صادق علیهم السلام)، انوار درخشنده دیگری در این مکان مقدس مدفونند که به بعض ایشان اشاره می شود:

1. عثمان بن مظعون، اولين مهاجرى كه از دنيا رفت [4] و پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه و آله در تشييع جنازه او شركت كرده، فرمود: «طُوباكَ يا عُثمانُ لَمْ تُلْبِسْكَ الدُنْيا وَ لَمْ تَلْبَسْها؛ خوشا به حالت كه دنيا تو را نپوشانيد و تو نيز خود را با دنيا نپوشاندى» [5]، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه وآله بعد از دفن وى، دستور فرمودند، سنگى را روى قبر وى برنامه دهند. جالب اين كه، سنگ به قدرى بزرگ و سنگين بود كه اصحاب قادر بر حمل نبودند و شخص پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با تمام قدرت كمك فرمود و بعد از تغييراتى كه در بقيع وارد شد، قبر او را از همان سنگ بزرگ شناسايى كردند. پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله با اين عمل به مردم اين درس را داد كه قبر افرادى مثل عثمان بن مظعون (كه مردى صالح و عابد و زاهد بود، تا جايى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بعد از مرگش، كفن از صورتش كنار زد و صورت او را بوسيد) [6]، بايد با عزت بماند.

2. فاطمه بنت اسد، مادر حضرت على عليه السّلام زنى كه ديوار كعبه براى زايمان او شكافته شد و امدادهاى غيبى هنگام تولد فرزندش از آسمان فرود آمد، يازدهمين نفرى بود كه به رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله ايمان آورد و حضرت با كلمه «مادرم» به او خطاب مى فرمود، زنى كه پيامبر عزيز صلّى اللّه عليه وآله در مرگ او گريه كرد و پيراهن خود را كفن او نمود و چهل تكبير بر او گفت، زنى كه براى دو نفر از اولياى خدا (پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه وآله و اميرالمومنين عليه السّلام) خدمت و مادرى كرد؛ زنى كه به خاطر اسلام مهاجرت نمود، زنى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله بعد از دفنش با او سخن گفت كه: «هل وَجَدْتَ ما وَعَد ربّكُ حقّا، آيا به وعده هايى كه پروردگارت داده بود، دست يافتى؟» او هم گفت: «بله»؛ زنى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله قبل از دفن او، وارد قبر شد تا مكان را با بدن خود متبرك نمايد و براى مدت طولانى مناجات كرد [7]، قبرش در پشت ديوار بقيع در كنار چهار امام واقع شده است.

3. سعد بن معاذ، مردى والا مقام، از ياران وفادار پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه وآله كه در جنگها همراه حضرت بود و گاهى مورد اصابت تير برنامه مى گرفت، كسى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله درباره اش فرمود: «همچون استخوان در گلوى كفاری»، كسى كه نود هزار فرشته، در تشييع جنازه او به زمين آمدند؛ او از علاقه مندان مخلص على عليه السلام بود، درماجراى «خندق» مجروح شد. رسول اكرم صلّى اللّه عليه وآله براى او دعا مى كرد و در تشييع جنازه او شركت نمود. [8]
هشتم شوال : یوم الهدم , بی حرمتی به شعائر الله
4.
حليمه سعديه، زنى روستايى كه در صحراى مكّه زندگى مى كرد، ولى پاك و سالم بود و توفيق شير دادن به پيامبر صلّى اللّه عليه وآله، تنها نصيب او شد، زيرا دهها زن براى شير دادن حاضر شدند، اما رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله هيچ يك از سينه ها را به دهان نگرفت [9].
عبدالمطلب بسيار نگران به مسجد الحرام آمد و در كنار كعبه، با حالت پريشانى نشست، پيرمردى حال او را پرسيد تا از ماجرا خبردار شد، بعد پيشنهاد كرد كه من زنى سراغ دارم بسيار خردمند و خوش بيان و زيبا و آبرومند، از فاميلى بسيار محترم، عبدالمطلب به سراغ پدر آن بانو رفت و بعد از گفتگوهايى، اين بانو، دايه آخرين پيامبر آسمانى شد [10]، بعد از دو سال كودك را به مكّه آورد ولى باز هم براى مدت سه سال ديگر، رسول اكرم صلّى اللّه عليه وآله در دامن اين بانو زندگى و رشد كرد.

در كتاب «مرآت الحرمين» نقل شده كه بيش از ده هزار نفر از اصحاب و تابعين در بقيع دفن شده‌اند. [11]

5. عباس عموى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه وآله كه مسؤول آب رسانى به زائران كعبه و مورد احترام همگان بود، تا آنجا كه خليفه دوم در قحط سالى، براى طلب باران، خدا را به مقام عباس سوگند داد. و اشعارى كه در مدح پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه وآله سرود، معروف است، عباس و حمزه از عموهاى عالى مقام پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه وآله هستند. بگذريم كه قرنى بعد، دودمان او (بنى العبّاس) كه حاكم بر مسلمين شدند به ذريّه و اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه وآله امام باقر تا امام عسکرى عليهم السلام چه ظلمها كردند كه در پيش بينى ها و اخبار غيبى رسول اكرم صلّى اللّه عليه وآله به عموى خود آمده است . [12]

6. ابراهيم، فرزندى كه بعد از فوت زينب، رقيه و ام كلثوم، خداوند به رسول اكرم صلّى اللّه عليه وآله عطا فرمود، ولى اين كودك هم، بيش از هيجده ماه عمر نكرد، پيامبر عزيز صلّى اللّه عليه وآله در سوگ او بسيار گريست و همين كه مورد اعتراض بعضى برنامه گرفت، فرمود: گريه اى كه برخاسته از عواطف انسانى باشد، مانعى ندارد، آن چه مورد نهى است، اعتراض به مقدرات الهى است (و چاك دادن يقه و فرياد كردن است). [13]

7. قبر سه دختر رسول گرامى صلّى اللّه عليه وآله به نامهاى زينب، رقيه و ام كلثوم، همچنين قبر زنان پيامبر صلّى اللّه عليه وآله (غير از خديجه سلام اللّه عليها كه در مكّه است و ميمونه كه در دو فرسخى مكّه است) در قبرستان بقيع واقع شده است . [15]

8. قبر چند تن از شهداى احد در جانب غربى بقيع واقع شده است .

9. نافع (بزرگ قرّاء) و ابو سعيد خدرى (از صحابه بزرگ و از هواداران اميرالمؤ منين عليه السلام ) نيز در آنجاست.

10. قبور عاتكه و صفيه، دو عمه بزرگوار حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه وآله و ام البنين، مادر حضرت ابى‌الفضل العباس ‍عليه السلام نيز در بقيع است، ام البنين چهار فرزند داشت، به نامهاى عباس، جعفر، عثمان و عبداللّه كه همه آنان در كربلا به شهادت رسيدند.



گفتار مورخان وهابی

در هشتم شوال سال 1344 هجري قمري پس از اشغال مکه ، وهابيان به سرکردگي عبدالعزيزبن سعود روي به مدينه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورين عثماني را بيرون کردند و به تخريب قبور ائمه بقيع و ديگر قبور هم چنين قبر ابراهيم فرزند پيامبر اکرم – صلي الله عليه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت ، قبر ام البنين مادر حضرت اباالفضل العباس – عليه السلام – و قبر عبدالله پدر پيامبر و اسماعيل فرزند امام صادق – عليه السلام – و بسياري قبور ديگرپرداختند. ضريح فولادي ائمه بقيع را که در اصفهان ساخته شده بود و روي قبور حضرات معصومين امام مجتبي ، امام سجاد ، امام باقر و امام صادق – عليهم السلام – برنامه داشت را از جا در آورده ، بردند . اما اين اولين حمله آنان به مدينه نبود . آنان در سال 1221 هجري نيز يک بار ديگر به مدينه هجوم برده ، پس از يک سال و نيم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصزف کنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشياي گرانبهاي حرم پيامبر – صلي الله عليه و آله و سلم – و تخريب و غارت قبرستان بقيع نمودند .

طبق نقل تاريخي آن ها در اين حمله چهار صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و ياقوت گرانبها و حدود يکصد قبضه شمشير با غلاف هاي مطلا به طلاي خالص و تزيين شده به الماس و ياقوت و ... به يغما بردند . و اين نيز نخستين حمله آنان به مقدسات اسلامي نبود . صلاح الدين مختار نويسنده و مورخ وهابي در کتاب "تاريخ المملکه العربيه السعوديه کما عرفت" بخشي از افتخارات وهابيت در حمله به کربلاي معلي را چينن شرح مي دهد : در سال 1216 اميرسعود در رأس نيروهاي بسياري از مردم نجد و حبوب و حجاز و تهامه و نواحي ديگر به قصد عراق حرکت نمود و در ماه ذي القعده به شهر کربلا رسيد و آن را محاصره کرد . سپاه مذکور باروي شهر را خراب کردند و به زور وارد شهر شدند . بيشترمردم را در کوچه و بازار و خانه ها به قتل رسانيدند و نزديک ظهر با اموال و غنائم فراوان از شهر خارج شدند ، سپس در محلي به نام ابيض گرد آمدند . خمس اموال را خود سعود برداشت و بقيه را به هر پياده يک سهم و به هر سوار دو سهم قسمت کرد .(چون به نظر آنها جنگ با کفار بود)

عثمان بن بشر از ديگر مورخان وهابي درباره حمله به كربلا چنين مي نويسد: "… گنبد روي قبر (يعني قبر امام حسين عليه السلام) را ويران ساختند و صندوق روي قبر را كه زمرد و ياقوت و جواهرات ديگر در آن نشانده بودند، برگرفتند و آنچه در شهر از مال و سلاح و لباس و فرش و طلا و نقره و قرآن هاي نفيس و جز آن‌ها يافتند، غارت كردند و نزديك ظهر از شهر بيرون رفتند در حالي كه قريب به 2000 تن از اهالي كربلا را كشته بودند."

جالب اين جاست كه مورخ مزبور نام كتاب خود را "عنوان المجد في تاريخ نجد" گذاشته و از اين وقايع به عنوان نشانه‌هاي مجد و شكوه و عظكت وهابيت ياد كرده است!

اما اين فقط شيعيان و اماكن مقدسه آن‌ها نبودند كه وهابيان آثار مجد و شكوه خود را در آن به نمايش گذاشته‌اند، مكه مكرمه و طائف نيز از حملات آنان در امام نماند. "جميل صدقي زهاوي" در خصوص فتح طائف مي نويسد: "طفل شيرخواره را بر روي سينه مادرش سر بريدند، جمعي را كه مشغول فراگيري قرآن بودند كشتند، چون در خانه‌ها كسي باقي نماند، به دكان‌ها و مساجد رفتند و هر كس بود، حتي گروهي را كه در حال ركوع و سجود بودند، كشتند. كتاب‌ها را كه در ميان آن‌ها تعدادي مصحف شريف و نسخه‌هايي از صحيح بخاري و مسلم و ديگر كتب فقه و حديث بود، در كوچه و بازارافكندند و آنها را پايمال كردند."

سرزدن اين قبيل امور از پيروان محمد بن عبدالوهاب شگفت نيست! تابعان كسي كه همه مسلمانان را كافر و مشرك مي دانست و مكه و مدينه را قبل از آنكه به دست وهابيان بيافتد، دارالحرب و دارالكفر!مي دانست. در كتاب "الدررالسنيه" مي خوانيم:

"وي - محمد بن عبدالوهاب – از صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و آله نهي مي‌كرد و از شنيدن آن ناراحت مي‌شد. صلوات فرستنده را اذيت مي‌كرد و به سخت‌ترين وجه مجازات مي نمود.

حتي او دستور داد مرد نابيناي متديني را كه مؤذن بود و صوت خوشي داشت، چون به حرف او گوش نداده، بر پيامبر صلوات فرستاده بود، به قتل رسانند. بسياري از كتب مربوط به صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و آله را به آتش كشيد و به هريك از پيروانش اجازه مي داد قرآن را مطابق فهم خود تفسير كند."

محمد بن عبدالوهاب به نوبه‌ي خود در اعتقادات پيرو"ابن تيميه حنبلي" است، كه در قرن هشتم هجري مي‌زيسته است، از ابن تيميه عقايد جالبي نقل شده است. از جمله اينكه او خدا را جسم مي‌دانست! براي ذات مقدس خداوند دست و پا و چشم و زبان و دهان قائل بود! ابن بطوطه جهانگرد معروف در سفرنامه‌ي حود مي گويد: "ابن تيميه را بر منبر مسجد جامع دمشق ديدم كه مردم را موعظه مي‌كرد و مي‌گفت: خداوند به آسمان دنيا مي‌آيد، همان گونه كه من اكنون فرود مي‌آيم! سپس يك پله از منبر پائين مي‌آمد!"

عقايد او آنچنان سخيف و بي‌مقدار بود كه خود اهل سنت وي را به زندان افكندند و در رد او كتب متعددي را به رشته تحرير درآوردند.

هشتم شوال : یوم الهدم , بی حرمتی به شعائر الله
گفتار برخی مورخان

اينك نگاهى گذرا داريم به گفتار عدّه اى ديگر از مورّخان و جهانگردان كه مشاهدات خود را درباره چگونگى اين حرم شريف در طول هشتصد سال و به ترتيب زمانى در تأليفات و سفرنامه هاى خود ثبت و براى آيندگان به يادگار گذاشته اند.
در قرن هفتم: ابن جبير جهانگرد معروف (متوفاى 614 ه) در مورد گنبد ائمه بقيع مى گويد: «و هى قبّة مرتفعة فى الهواء على مقربة من باب البقيع؛ و آن قبه اى است مرتفع و سر بفلك كشيده كه در نزديكى درب بقيع واقع شده است». (رحلة ابن جبير، چاپ دارالكتاب اللبنانية، ج 64)
ابن نجار مدينه شناس و مورخ معروف (متوفاى 643) نيز مى گويد: «و هى كبيرة عالية قديمة البناء و عليها بابان يفتح احدهما كل يوم؛ اين گنبد، بزرگ و مرتفع و داراى قدمت زمانى است، دو درب دارد كه يكى از آنها هر روز باز است.» گفتار ابن نجار را سمهودى در وفاء الوفا، ج 3، ص 916 آورده است.
در قرن هشتم: خالد بن عيسى البلوى المغربى كه در سال 740 ه. ق. به مدينه سفر كرده است، مى گويد: «و هى قبّة كبيرة مرتفعة فى الهواء؛ اين گنبدى است بزرگ، مرتفع و سر به فلك كشيده» (تاج المفرق فى تحلية علماء شرق مطبعة فضالة مغرب، ج 1، ص 288)
و مشابه همين جمله را ابن بطوطه جهانگرد معروف (متوفاى 779 ه. ق.) آورده است كه: «و هى قبة ذاهبة فى الهواء بديعة الاحكام؛ و آن قبه ايست سر بفلك كشيده و از نظر استحكام، بديع و اعجاب انگيز است.» (رحلة ابن بطوطه چاپ دارالتراث بيروت، ص 119)
در قرن دهم: سمهودى (متوفاى 911) مى گويد: «و عليهم قبّة شامخة فى الهواء؛ در روى قبرشان گنبدى است بلند و سر به فلك كشيده» (وفاء الوفا، ج 3، ص 916)
در قرن سيزدهم: سر ريچارد بورتون ( (NOTRUB DRAHCIR RIS جهانگرد غربى كه در سال 1276 ه. ق. به مدينه مسافرت نموده در سياحتنامه خود گنبد ائمه بقيع را چنين توصيف مى كند: «اين قبّه كه در دست راست واردين به بقيع برنامه گرفته است، بزرگتر و زيباتر از همه قبه ها است.» (موسوعة العتبات المقدسة، ج 3، ص 283)
در قرن چهاردهم: على بن موسى كه يكى از نويسندگان ساكن مدينه است و كتابى دارد به نام «وصف المدينة المنوره» كه در سال 1303 ه. ق. تأليف نموده، درباره بقيع و مقابر و گنبدهاى آن توضيحاتى دارد و راجع به قبه ائمه بقيع مى گويد: «و قبة آل البيت العظام و هى اكبر القبات» (وصف المدينة المنوّره، صفحه 10؛ اين كتاب جزء مجموعه ايست به عنوان رسائل فى تاريخ المدينة كه در سال 1392ه. از طرف منشورات داراليمامة رياض منتشر شده است.)
و بالاخره ابراهيم رفعت پاشا كه آخرين بار در سال 1325 ه. ق. و 19 سال قبل از تخريب حرم ائمه بقيع سفر حج نموده است، مى گويد: «و العباس و الحسن بن على و من ذكرناه معه تجمعهم قبة واحدة هى اعلى القبات التى هنالك كقبة ابراهيم و ... و عباس و حسن بن على و سه تن ديگر كه قبلًا نام برديم (ائمه سه گانه) در زير يك قبه برنامه گرفته اند كه بزرگتر از همه قبه هاى موجود در بقيع؛ مانند قبه ابراهيم و ... مى باشد» (مرآت الحرمين، ج 1، ص 426)
.....................................
پی نوشت ها:
[1] - نقدى بر وهابيت، 51
[2] - نقدی بر وهابیت، ج 1 ص 5
[3] - امام شناسى، ج‏11 ص 244؛ علامه سید محمد حسین طهرانی (ره)
[4]- وفاء الوفاء جلد 3 صفحه 893
[5] - قبل از حج بخوانيد، حجة الاسلام افتخارى
[6] - سفينة البحار (عثم)
[7] - سفينة البحار (فطم )
[8] - بحارالانوار جلد 15 صفحه 342
[9] - بحارالانوار جلد 15 صفحه 342
[10] - بحار الانوار جلد 15 صفحه 344 در ادامه اين ماجرا مى خوانيم كه سينه راست حليمه شير نداشت، ولى حضرت كه حاضر نشد از چپ بمكد، اين بانو مجبور شد، سينه خشك را در دهان او بگذارد، ولى با اراده خداوند و لطفى كه بر اين نوزاد و بانو داشت، سينه خشك، پر از شير شد، چرا چنين نباشد، مگر لب مقدس رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله از عصاى موسى عليه السلام كمتر است كه به گفته قرآن به سنگ زد آب جارى شد؟
[11] - قبل از حج بخوانيد صفحه 173.
[12] - سفينة البحار (عباس بن عبدالمطلب)
[13] - انّما هذا رحمةً، اين گريه عاطفى است نه اعتراض به خداوند،بحار الانوار جلد 22 صفحه 151
[14] - محاسن برقى صفحه 313
[15] - كتاب قبل از حج را بخوانيد

منابع:سایت تبیان,سایت آوینی و ...



دفاع بالاترین مقام اهل سنت از تشیع

1:

هشتم شوال : یوم الهدم , بی حرمتی به شعائر الله

هشتم شوال یاد آور سالروز یورش وحشیانه عمال کورباطن وهابی به قبرستان بقیع، مدفن 4 ستاره درخشان آسمان امامت و ولایت هست.

هشتم شوال : یوم الهدم , بی حرمتی به شعائر الله

به نقل سرویس دینی جام :
هشتم شوال یاد آور سالروز یورش وحشیانه عمال کورباطن وهابی به قبرستان بقیع، مدفن 4 ستاره درخشان آسمان امامت و ولایت هست.


حقیقت اتفاقاتی که برایمان میفتد چیست؟ علت و معلول یا خواست خدا؟
در هشتم شوال 1343 هجری قمری یعنی حدود 90 سال پیش وهابیون با تسلط بر مدینه از اونجا که هستمرار رابطه شیعیان شیفته اهل بیت از طریق تجمع و عرض ارادت به امامان معصوم را خطری عظیم برای تفکرات دشمنان اسلام به ویژه هستعمارگران دین ستیز که در قالب مکتب بی پایه و پايه وهابیت به میدان آمده بود می دانستند، براون شدند تا با حمله به قبرستان بقیع و تخریب صحن و سرای پیشوایان نور و رحمت به زعم باطل خود مانع نفوذ و گسترش اسلام ناب محمدی (ص) که در تعالیم شیعه متجلی بوده شوند.

لذا با بغض و کینه علاوه بر تخریب و یکسان کردن گنبدهای قبور امام حسن مجتبی (ع) ، امام زین العابدین (ع) ، امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق (ع) با خاک آثار منقوش بر روی سنگ قبرها را نیز از بین برده و باعث شدند در طول 9 دهه، شیعیان جهان هر بار که به زیارت بقیع می روند با قلوبی شکسته و چشمانی اشکبار لعن و نفرین خود را نثار حکام ددمنش وهابی کرده و نابودی اونان را آرزو می نمايند.
حال که به لطف خدا و بیداری جهان اسلام و سقوط عمال وابسته به هستکبار جهانی و شروع شمارش معکوس برای نابودی مابقی رژیمهای سر سپرده فراهم گردیده، بی صبرانه منتظر یم تا با پاک شدن سرزمین وحی از حضور وهابیت به لطف خدا و کمک عاشقان و شیفتگان اهل بیت عصمت و طهارت به بازسازی قبور مطهر امامان پرداخته و در کوتاهترین وقت با بازسازی صحن و سرای ائمه هدی گل لبخند را بر لبان همه علاقمندان به خاندان رسالت بنشاند.


جام نیوز


جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلواتی هدیه نمایید...

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"




زندگی حضرت یونس در شکم ماهی چگونه ممکن است؟

2:

فیلم/ نگاهی به ریشه های تخریب بارگاه ائمه اطهار(ع) توسط وهابیون ـ قسمت اول

تدوین: سیدمحمد حسینی

دانلود این کليپ

خبرگذاری اهل بیت - ابنا


پیرامون ادعای اعجاز قرآن در مورد اکسیژن!

3:

آیت الله صافی گلپایگانی مرجع تقلید که اخیراً‌ در پیامی خواستار عزای عمومی مسلمانان در سالروز تخریب بقیع شده هست‌، شعری با عنوان «بی برنامه بقیع» سروده هست.
به نقل تسنیم،‌ آیت‌الله لطف‌ا‌لله صافی گلپایگانی، مرجع تقلید به مناسبت فرا رسیدن هشتم شوال سالروز تخریب قبور ائمه بقیع و در جواب به نامه‌ جمعی از مؤمنان در مشهد مقدس مقدس، پیامی صادر کرده هست.

آیت‌الله صافی گلپایگانی در این پیام تأکید کرده هست که باید این واقعه‌ دلخراش را همه ساله مسلمانان روز عزا و مصیبت فراخوان نمايند و اون را محکوم نمایند.


علت دید منفی بعضی از مذهبی ها به درس خوندن دخترا چیست؟
باید تا وقت نگذشته، این آثار نوسازی شود.

وی می‌گوید:‌ واقعه‌ تخریب مشاهد مشرفه و آثار اسلامی حرمین شریفین، واقعه‌ای هست که خسارت و زیان اون بر اسلام و تاریخ شریف این دین حنیف از حمله مغول و قتل عام بلاد بزرگ مسلمانان به مراتب بیشتر و جبران‌ناپذیرتر هست.


نظر آیت‌الله مکارم درباره «دوختن لباس‌های تنگ» و «درآمد پاسور»
هدف شوم دشمنان در این اهانت بزرگ و در این سیاست، از بین بردن پشتوانه‌های تاریخ اسلام و اسناد و آثار خارجی و عینی تاریخ بود؛ آثار و ابنیه و مقامات و مشاهدی که تا دنیا بربرنامه هست باید محفوظ بماند و در پاسداری از حریم و حرمت اونها، کمال اهتمام مبذول شود، متأسفانه این مشاهد مقدسه را منهدم نمودند.


نقد و بررسی کتاب ((خرافات وفور در زیارات قبور )) نوشته سید ابوالفضل برقعی
هیچ کدام از ادیان، افتخار این پشتوانه‌ها را نداشت؛ این آثار و بناهای مقدس حصار محکم و هستواری بود که در حقیقت حافظ سوابق ا‌مجاد و جریان عصر اول اسلام بود.

آیت‌الله صافی گلپایگانی هم‌چنین شعری به مناسبت 8 شوال سالرزو تخریب قبور ائمه بقیع سروده هست،‌ این شعر به شرح ذیل هست:

خوش اون نسیم که مى‌آید از کنار بقیع
خوشا هواى روان بخش و مُشکبار بقیع

فرشتگان ز زمین مى‌برند سوى بهشت
براى غالیه‌ی حوریان غبار بقیع

اگر که طور تجلّى ز صدق مى‌طلبى
بیا به گلشن روحانى دیار بقیع

دریغ و درد که از ظلم دشمنان خدا
خراب شد همه آثار بى‌شمار بقیع

ایا که غیرت دین دارى و ولایت آل
ببار خون، عوض اشک در کنار بقیع

خراب کرد ستم، مشهد مقدس چهار امام
کز اون شرف به سما یافت خاکسار بقیع

نخست مرقد سبط نبى امام حسن
بزرگ محور اعزاز و افتخار بقیع

مزار حضرت سجاد، اسوه عبّاد
امین اعظم حق، رکن هستوار بقیع

مزار حضرت باقر، عزیز پیغمبر
که بر فزوده به اجلال و اشتهار بقیع

مزار حضرت صادق رئیس مذهب و دین
جهان علم و عمل، نور کردگار بقیع

قبور منهدم دیگر از تبار رسول
فزوده هست بر اوضاع رنج بار بقیع

ز ظلم فرقه وهّابیان ناکس دون
بیا ببین که خزان گشته نوبهار بقیع

سعودیان عمیل یهود و صهیونیسم
ز ظلم، هتک نمودند اعتبار بقیع

قبور آل پیمبر، خراب و ویران هست
فرشتگان همگان‌اند سوگوار بقیع

در این مصائب عظمى ولىّ عصر بوَد
شکسته خاطر و محزون و داغدار بقیع

کند ظهور و جهان پر کند ز دانش و داد
زند به ریشه خصم ستم شعار بقیع

قیام باید و مردانگى و همّت و عزم
که بر طرف کند این وضع ناگوار بقیع

وگرنه تا نشود قطع دست هستعمار
جهان شیعه بود زار و دل فکار بقیع

حرامیان به حرم تا که حاکم اند روا ست
که مسلمین همه باشند شرمسار بقیع

سلام بى حد و بسیار بر پیمبر و آل
درود وافر و بى انتها نثار بقیع

ز یاد مرقد ویران اولیاى خدا
همیشه «لطفى صافى» هست بى برنامه بقیع

وعده صادق


پرسش : علل گرایش جوانان به عرفان های نوظهور چیست؟

4:

سلام ؛ پیش از ظهر آدینه شما بخیر

خواستم بپرسم اگر این موقعیّت برای بازسازی بارگاه و گنبد و گل دسته فراهم شد
تنها برای این چهار بزرگوار میسازید یا برای عزیزان ِ دیگری هم کنار این ها آرمیده اند
مثل عباس بن عبدالمطّلب عموی پیامبر مقبره میسازید ؟ و دیگر اینکه اگر برای همه
این عزیزان گنبد و گلدسته ساختید تکلیف قبر عثمان بن عفان که در همین نزدیکی هست
چه می شود ؟ به احترام چهار ائمه بزرگوار برای او هم مقبره می سازید ؟ یا خیر بیسنگ
قبر و گنبد و گل دسته رهایش می کنید به امان خدا؛ سپاس

5:

سلام ...

برادر

فک نکنم من متصدی این کار باشم که چیکار کنم و برای کی بسازم و برای کی نسازم ...



معمولا برای همه خوبان میسازند ...


6:

مسلمانان نیز بسان تمامی ملل و اقوام، بزرگان خویش را گرامی می دارند؛ بر قبر اونان بناهای یادبود می سازند؛ و به زیارت اونان می روند.
اما گروهی جاهل و متعصب در میان مسلمین سربرآورده و با کمک جهانخواران بالیده اند که دین را مترادف خشونت می دانند.
تصاویر زیر گوشه ای از جنایت این گروه در تخریب اماکن و مقدس و بارگاه های شیعیان هست...

و تصاویر پایین تر تعدادی از مراقد و بارگاه های اهل سنت هست که همواره مورد احترام شیعیان بوده هست و نه تنها اقدامی ـ حتی تلافی جویانه ـ برای صدمه زدن به اونها صورت نگرفته، بلکه در مواردی شیعیات و به ساخت اونها نیز کمک کرده اند:

تخریب مراقد بزرگان تشیع از سوی وهابیون
هشتم شوال : یوم الهدم , بی حرمتی به شعائر الله
قبور چهار امام معصوم (ع) در بقیع ـ مدینه منوره
هشتم شوال : یوم الهدم , بی حرمتی به شعائر الله
هشتم شوال : یوم الهدم , بی حرمتی به شعائر الله
مرقد حضرت ابوطالب(ع) و حضرت خدیجه(س) و حضرت قاسم(ع) فرزند پیامبر(ص)
هشتم شوال : یوم الهدم , بی حرمتی به شعائر الله

حرم حضرت امام هادی(ع) و امام حسن عسکری ـ سامراء ـ عراق
هشتم شوال : یوم الهدم , بی حرمتی به شعائر الله
حرم حضرت سکینه (س) ـ سوریه





هشتم شوال : یوم الهدم , بی حرمتی به شعائر الله
مرقد حجر بن عدی ـ سوریه
هشتم شوال : یوم الهدم , بی حرمتی به شعائر الله




هشتم شوال : یوم الهدم , بی حرمتی به شعائر الله
مرقد عمار یاسر و اویس قرنی ـ سوریه
هشتم شوال : یوم الهدم , بی حرمتی به شعائر الله
حرم حضرت عبدالسلام الاسمر ـ لیبی

ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ
پاسداشت مراقد بزرگان اهل سنت از سوی شیعیان
هشتم شوال : یوم الهدم , بی حرمتی به شعائر الله
مرقد ابوحنیفه ـ عراق


هشتم شوال : یوم الهدم , بی حرمتی به شعائر الله
مرقد بخاری ـ ازبکستان
هشتم شوال : یوم الهدم , بی حرمتی به شعائر الله
مرقد شیخ عبدالقادر گیلانی ـ عراق
هشتم شوال : یوم الهدم , بی حرمتی به شعائر الله
مرقد ربیع بن خثیم ـ ایران
هشتم شوال : یوم الهدم , بی حرمتی به شعائر الله
آرامگاه مختومقلی فراغی ـ ایران




خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا




88 out of 100 based on 68 user ratings 418 reviews

@