نظر شما در مورد بهشت و جهنم چیست ؟


نظر شما در مورد بهشت و جهنم چیست ؟



نظر شما در مورد بهشت و جهنم چیست ؟
سلام دوستان
عده ای بر این باورند که بهشت و جهنم دقیقا همان مکانهایی هستند که در کتب آسمانی توضیح داده شده اند بهشت مکانی است مملو از درختانی پربار



ونهرهایی در زیر توام با شادی ورقص و آواز با حوریان آنچنانی (البته برای آقایان)و...




و جهنم هم مکانیست مملو از عذاب و آتش و...
عده ای باور دارند بهشت وجهنم تمثیل ویا تشبیه اند و نیاز به تفسیر بیشتری دارند
وبا توجه به شرایط فرهنگی وفهم پایین اعراب جاهل خداوند به زبانی ساده پاداش
نیکوکاری و عذاب بد رفتاری آنان راتشریح فرموده اند.
به عبارتی اعراب جاهل بهترین پاداش را استراحت در زیر درخت و در آغوش یک زن میدانسته اند و خدا وند به ساده ترین صورت ممکن از ایشان خواسته جهت رسیدن به این پاداش ، کردار نیک را سرلوحه زندگی خویش برنامه دهند.
در اصل بهترین پاداش برای کودک شکلات است اما برای بزرگترها پول و......
عده ای دیگر میگویند «بهشت وجهنم در همین دنیا تجربه خواهند شد.»
به عقیده اینان بهشت و جهنم فرا تر از این جهان نیست .افراد نیک کردار در همین دنیا پاداش میگیرندو سپس میمیرند (بواسطه براورده شدن تمامی خواسته ها و آرزوهایشان ) و افراد بد کردار و منفی در همین دنیا و در خلال زندگی و حتی در روز آخر زندگی عذاب کشیده و میمیرند .و عده ای نظرات دیگری دارند.
نظر شما در این باره چیست؟



آیا پیامبر برای رضای خدا انجام وظیفه می کند ؟

1:

سلام
تبریک میگم ، آواتور زیبایی انتخاب کردی هستارتر
به زبان بسیار ساده به وجود اونها اعتقاد ندارم ، از شواهد امر بر می آید که تناسخ درستتر هست تا معاد


آیا مخلوق می تواند به خالقش احاطه داشته باشد ؟

2:

من شنیدم که بهشت بی‌نهایت هست.


آیه 67 سوره انفال به چه معناست ؟
اگر اینطور نباشد محدود هست و اگر هم بهشت بی‌نهایت هست پس جهنم کجاست؟ از جایی که بهشت تمام می‌شود؟


مشاور ملک فهد /// چگونه شیعه شدید ؟؟؟

3:

به نظر من به هیچ شکلی بهشت و جهنم وجود ندارند.


آیا چهره و سیمای علما تاثیری در عملکرد یا سخنانشان و تاثیر گذاریشان دارد؟
نه در دنیای خیالی دیگری و نه در این دنیا.


خطبه 80 نهج البلاغه در مورد زنان پس از جنگ جمل


مناظره آقای قرائتی با وهابی ها

4:

از توجه تون به آ واتار سپاسگزارم .


نماز به سبک 'اسلام آمریکایی' +عکس
بنده هر چند روز یکبار آواتار و امضایم رو عوض میکنم .اما امضای موسسه ماليیم همیشه ثابت ه

لطفا در این موردبیشتر توضیح دهید .

توضیحات شما جالب و قابل تامل اند.


5:

نميشه بهست و جهنم را انكار كرد اما تناسخ نيز قابل قبول نيست ...


بهشت و جهنم يه نماده ، نميشه فرمود حتما اتيش جسم را ميسوزونه ...


حالا چرا اتش در جهنم ؟ براي ان هست كه اتش مي سوزاند و پاك ميكند و حال اتش جهنم به معني پاك كردن بدي هاست ...

عذابي در راه هست براي گناهانمان اما نه اتشي كه جسم را بسوزاند .


6:

به افراد نیک در مدارس و ادارات و....پاداش داده میشود و افرادی که رعایت مقررات
را ننمایند تنبیه میشوند آیا شما باور دارید هیچ پاداش و تنبیهی توسط خداوند اعمال نخواهد شد.پس از نظر خداوند چه تفاوتی میان انسانها ی خوب و بد وجود دارد؟

7:



دليلي كه نميتونيم عدالت خداوندي را قبول كنيم اينه كه وقتي يكي مياد و 1000 تومان از ما ميبره و ما هم نميتونيم يا زورمون نميرسه بهش انتظار داريم خدا همون موقع طرف را خشك كنه ...


حالا به اين نگاه نميكنيم كه اون طرف بعدها چه مشكلاتي براش پيش مياد كه هيچ كس جز خودش نميبينه ...


8:

آیا شما هم بر این باورید؟
لطفا نظرتان را در موردبهشت و جهنم مرقوم فرمایید.

9:

آیا شما عدالت خداوند را قبول دارید
شما سیستم بهشت وجهنم را باور دارید ؟ اگر اری ؛ به چه شکل؟ (بهشت و جهنم را چگونه مجسم میکنید؟)

10:

آیا شما وجود بهشت و جهنم را میپذیرید ؟ اگر اری اونرا چگونه مجسم میکنید؟

11:

عدالت خداوند ؟؟؟؟ نميشه فرمود عدالت خدا .

عدالات كائنات .

خدا كاري با ما نداره اين كائنات هست ما را به سزاي كارها ميرساند كه ان نيز ساخته دست خداست

بهشت و جهنم : انسان براي تكامل بايد مراحلي را طي كند ، زندگي هاي مختلف ؛ جهان هاي موازي , سپس مرگ ما از اين مرحله به مرحله بعدي ميرايشانم ( با تناسخ اشتباه نشود ) تا به تكامل برسيم و به معبود يا با خدا يكي شايشانم ...


حال كساني كه سپس اين مراحل نرسند ،‌بايد سختي را تحمل كنند تا پاك پاك شوند و انقدر خالص شوند كه بتوانند با خدا يكي شوند و ان وحدتي كه اديان گايشانند تشكيل شود ...
ان سختي جهنم هست و اني كه توانست طي مراحل زندگي به ان درجه رسد و سختي تحمل كند را بهشت گايشانند .


نميدانم درست منظورم را رساندم يا نه ...


12:

قیاس کردن یکی از پایه های تفکره ولی بعضی مواقع گمراه نماينده هست.

پذیرش بعضی مفاهیم برای مغز سخته چون تا به حال شبیه اونرو ندیده.

فرض وجود خدا و زندگی ابدی همه بر این پایه هست.

اما انسانها باید خودشون رو با مفاهیمی مثل "نیستی" عادت بدن.

مطالب زیر با علم سازگارند:

فضایی که ورایش چیزی نیست.

وقتی که هیچ چیز نبود.

پیدا شدن ماده از هیچ.

ناپدید شدن ماده.


13:

خوب فرمودید افراد نا پاک باید سختی بکشند (جهنم) شما بهشت وجهنم را چگونه مجسم میکنید ؟ اصلا مکان هستند ؟ اگر آری .

چطور مکانی؟ لطفا قبل از جواب ، پست آغازین را یکبار دیگر مرور فرمایید .

14:

1 ـ ناپدید شدن ماده یا ازبین رفتنش یا تبدیل شدنش ؟
2 ـ یعنی شما میگویید برای اولین بار تجربه میشود که هیچ پاداش و تنبیهی در کار نیست؟

15:

تبدیل ماده که زیاد اتفاق میفته.

از بین رفتن ماده، بدون تبدیل به چیز دیگری.

یعن نیست شدن ماده.

البته این ربطی به مرگ نداره.

میخوام بگم پذیرش بعضی چیزها برای مغز سخته چون تا به حال هیچ مثال مشابهی ندیده.

ولی بعضی از این چیزها از نظر علمی ممکنه و حتی قابل اثباته.

حالا شما میفرمائید که ما از چند تا مثال ایجاد شده توسط انسان که درش پاداش و تنبیه در کاره باید نتیجه بگیریم خدایی که خودش وجودش زیر سئواله یک نظمی ایجاد کرده که باید همه روزی سنجیده بشن؟ اینها قصه هایی نیست که بشر درست کرده؟

16:


فرمودم كه اون نماده ...

نمتونم چيزي كه تو ذهنمه را توصيف كنم
در پست اول فرموديد خدا براي اعراب جاهل اينگونه تصور كرد كه در اغوش زنان روند و زير درخت بياسايند...

اين چه ديني هست كه براي امت تازي ان وقت سخن فرموده مگر نبايد دين براي همه و تمامي اعصار باشد /؟؟؟؟

17:

بنده چنین چیزی رو نفرمودم .آیا شما در آخرین پستهای تاپیک آموزه های مشترک قراون و انجیل (منظورم قصه های باور نکردنیست)همراه بوده اید ؟ اگه اون تاپیک رو مرور کنید خواهید دید که توی بعضی از موارد با شما هم عقیده ام.

18:

این به ظاهر یکی از نمادهای تضاد در فرمودار علمای دین هست.
علمای اسلامی میگویند قراون جهان شمول هست
به نظر من قران شاید در کلیت جهان شمول هست ولی در جزئیات ، بعضی آیات و
سوره هایش مربوط به دوره و مکان خاصیست.
البته موارد ذکر شده در پست اول (استارت)نظرات افراد مختلف را آورده ام تا به بحث گذاشته شوندو دوستان نیز عقاید خود را ابراز فرمایند.

19:


عالمان دين بيشترشان چيزي جز چرند نميگايشانند فقط براي نگه داشتن موقعيت خود ...


20:

سلام
نمیشود تصور کرد بهشت یا جهنم چیست چون در ظرف ادراک ما نمیگنجد اما شکی در وجود انها نیست حال به چه کیفیتی باشد خدا عالم هست

21:


پرسش اينه كه به نظر شما به اين صورت كه فرموده شده هست يا نه ؟؟؟؟

22:

چون مسلمانم و قران را قبول دارم حرفهای قران را باور دارم و میدانم سوختنی در کار هست اما ممکن هست این سوختن اشکال مختلف مثلا فرض کنید کسی که تشنه هست میگوید سوختم اما ایا واقعا او اتش گرفته هست؟ از 1 کلمه قران صدها تعبیر میتوان کرد پس به راحتی.

نمیتوان جواب فرمود.


23:

دقيقا و به اين خاطر هست كه ان عذاب اتش را نميتوانم قبول كنم ...


24:

ایرانی
فکر میکنی داشتن جواب این سوال براتون بهشت و جهنم میشه؟

25:

شايد براش شد ...


حدااقل فكرش راحت ميشه ...


26:

ظاهرا شما اون نظر را قبول دارید که در پست اول آورده ام( بهشت و جهنم با توجه به شرایط و شعور اعراب اونوقت بگونه ای که در حد ظرفیت فهم اعراب جاهل باشد ، توصیف شده اند ) و امکان دارد در واقع بگونه ای دیگر باشند.

27:

بابی گرامی
شما فکر میکنید دانستن اینکه واحد پول کانادا دلار هست برایتان پول میشود؟!
و یا دانستن اینکه موتور هواپیما چگونه کار میکند برایتان هواپیما میشود؟
یقینا خیر .ولی آیا به اضافه کردن معلوماتتان نمیپردازید؟
آیا در سراسر عمرتان هیچ سوالی نپرسیده اید ؟
شاید سوالات دیگری برای شما مهم باشد و برای فرد دیگری دانستن جواب سوالات دیگر.

28:


با اين قسمت ابي بد جور مخالفم ...


29:

به نظر شما پرسیدن ایرادی داره؟
اینجا میایم که بپرسیم ویا اگه اطلاعات داریم به دیگران بدیم .
شما برای چیز دیگری میاین اینجا؟!!!

30:

حالا چرا ناراحت ميشي بابي كه حرف بدي نزد ..


31:

نه نمیگم پرسیدن بده میگم سوال باید هدفدار باشه
دانستن واحد پول کانادا ممکنه یه روزی بدردمون بخوره ولی دانستن چیستی و چگونگی بهشت و جهنم میسر نمیشود مگر روزی که دیگه دانستنش سودی نداره.


32:

نوشته اصلي بوسيله irany نظر شما در مورد بهشت و جهنم چیست ؟
ظاهرا شما اون نظر را قبول دارید که در پست اول آورده ام( بهشت و جهنم با توجه به شرایط و شعور اعراب اونوقت بگونه ای که در حد ظرفیت فهم اعراب جاهل باشد ، توصیف شده اند ) و امکان دارد در واقع بگونه ای دیگر باشند


تنهای گرامی این نظر من نیست یکی از نظریاتیست که در پست اول آورده ام و از هخامنشیان عزیز با توجه به توضیحی که داده اند پرسیدم آیا با این موافق هست؟
حالا اگه ممکنه بفرمایید چرا مخالفید؟

33:

این نظر شخصی شماست و قابل احترام ه ولی نظر من اینه که بپرسم تا بهتر بدونم
کشف مجهولات برای من خیلی جالبه (اونهم مجهولاتی به این اندازه مهم)

34:

من واسم همچي سوالي پيش اومده ؟؟؟ شما چرا به اين سوالها چسبيدي ايا چيزي مهم تر از اين نسيت كه بدانيم بهشت و جهنم چيست و چگونه ؟/؟ انقدر شكممان سير هست و در رفاه به سر ميبريم كه به اين موارد فكر ميكنيم ؟؟؟

35:

تنها جان ناراحت نشدم بابی عزیز سوال فرمودند بنده هم جواب دادم .

36:

اگه خواستیم راجع به اون مشکلات حرف بزنیم میریم یه تالار دیگه .

اینجا تالار مذهب ه

37:

به اعتقاد بنده بهشت مکانییست پر از شادی ها، بدون حضور غم و نگرانی و اندوه.

بشترین مطلب برای شادی در بهشت احساس خداوند از نزدیک هست و لذت دانستند علم.


البته بنده احساس میکنم (پیش از بنده هم خیلی از عرفا چنین نظری داشتند) که در بهشت هنوز هم انسان به دنبال دانستن مطالب بیشتر هست و هرکس به اندازه توان خود باز هم پیگیر علم و دانش و البته حقیقت میشود و از این رابطه لذت میبرد.

خوب در کنار این مسائل لذتهای دگری هم وجود دارند مانند بهرمند شدن از مسائلی که در دنیا از اونها لذت میبریم.

(مثلا شاید در بهشت بنده هر روز کنسرت با گیتار الکرییک برگذار شود و به جای جوی عسل جوی پر از گیتار روان باشد)

اما در مورد جهنم احساس میکنم فضایست پر از اضطراب و نگرانی، دقدقه و آشفتگی خاطر.

شاید نه آتشی باشد نه شکنجه ای، اما شکنجه روحی هست، شاید از طرف خود انسان، همانطور که حالا در جهنم زندگی میکنیم و روزانه ذهن را مشغول هزار و یک مشکل و نابسامانی، شاید جهنم ادامه این دنیا باشد و فقدان بهشت و دوری از اون.


38:


پس ادامه بديد ...


شما نظري از خودتون نداريد ؟؟؟ فقط نظر ديگران را تاييد يا رد ميكنيد و تچجزيه همين ؟؟؟؟خودتون فكري نداريد ؟؟؟

39:

ضمنا خود شما هم توی پستهای قبلی چندبار راجع به این موضوع ابراز نظر کردید

خوب بگذریم .
اگه دقت کرده باشید بنده چند نظریه رو انتخاب کردم و توی پست اول آورده ام تا در موردشون تبادل نظر بشه .بهترین رو خواهم پذیرفت.تمام نظریات پست اول به نوعی توسط بنده ابراز شده اند.

40:


مشه از تناقض گايشاني بيرون اييد ؟؟؟
يه بار ميگيد اونا هيچ كدام نظ من نيست ، بار ديگر ميگيد اونا را من فرمودم و يا ابراز كردم كه يعني تقريبا تاييد ميكنيد ...


41:

اکثر ما انسانها به وجود بهشت و جهنم اعتقاد داریم...اما با وجود چنین اعتقادی ...اعمالمان چیز دیگری می گوید شاید به ان یقین نداریم..

42:


به علت ضعف در ايمان و باورها فرموده هايمان با اعمالمان و اعمالمان با انديشه مان در تضاد هست ...


اين هست بلايي كه بر سر انسانهاي گمراه و سرگردان امروزي مي ايد ...


43:

باور ندارید زندگی ایدآل در این دنیا برای فرد همان بهشت هست یا مقدمه ای بر
بهشت.

و عکسش جهنم.

44:

همان بهشت را خیر، اما مقدمه برای بهشت قابل تامل بود.

البته بسیار زیبا.


و البته جهنم هم همینطور، همانطور که در اکثر آهنگ های شیطان پرستان به اون اشاره شده، یعنی این جهنم (که فعلا در اون برنامه دارند) مقدمه ای برای رسیدن به جهنم اصلی.

مانند آلبومهایی مانند Cowboy From The Hell یا Welcome To Hell و ...


(البته بی شک اونها تصوری از جهنم ابدی ندارند، وگر نه اون را فرا نمیخواندند)

45:

اشتباه نکنید بنده فرمودم به نوعی ابراز کرده ام.

(به نوعی) وپس از بررسی میخواهم از بین اونها یکی را تایید نمایم.مثل اینه که شما برای یک سوال 4 گزینه ای 2 گزینه را

صحیح تشخیص دهید و بخواهید پس از مشورت از بین اون دو یکی را انتخاب کنید.
بیشتر ان نظریات را میپسندم هدف انتخاب بهترین اونهاست .

دیدید تناقض نبود.


46:

احسنت...

47:



بهتريني وجود نداره
اين شمايي كه چيزي را كه انتخاب كرديد براي خودتون بهترين ميكنيد و گرنه اون شادي براي ديگران اصلن مهم نباشه ..


48:

پس در این صورت بهشت برای افراد لزوما یک شکل نخواهد بود .بهشت برای شما ایدآل تان( زندگی با گیتارو....) میباشد و بهشت برای دیگری ایدآلش خواهدبود(مثلا حوری و ....)ودرنتیجه انچه در قراون آمده هست با توجه به فهم امت اونروز و اید آل شان بهشت را ترسیم میکند.

در حالیکه بهشت به تعداد انسانهاو تعداد ایدآل شان صورت و حالت دارد .

یعنی هرکس بهشت خاص خود را دارد .لزوما همه در یک بهشت یک شکل حضور ندارند

49:

کاملا درست میفرمایید ترین ها نسبی هستند شاید چیزی برای من بهترین باشد ولی برای شما نباشد یا برعکس .

و تنها چیزی که برای همه ترین هست و کمال و

ترین مطلق هست خداست .

ولی هر کس حق دارد برای خودش و به نظر خودش ببهترینش را انتخاب نماید .

50:

دقیقا.

التبه این نظر بنده هست که با الهام از سخنان افرادی چون مولانا و مخصوصا مولا صدرا بدینجا کشیده شده هست.



البته مسئله حوری و مسائل جنسی یقینان برای همه جذاب هست و لازمه زندگی هر فرد و یا مسائلی مثل تغذیه، احساس امنیت و سرخوشی و در کل واژه شادی و آسودگی.

اما پرداختن به مسئله جهنم جذاب تر هست، آیا جهنم به راستی اونچنین هست، با شعله های سر به فلک کشیده یا همین شهرستان تهران خودمان؟!! مثلا شما حاضرید چند هزار سال با همین وضعیت ادامه حیات دهید؟!! آیا احساس نمیکنید در جهنم گرفتار آمده اید؟!
شاید در اون وقت هم اعراب جاهلیت تصوری از غم و اندوه نداشتند (همانطور که همین الان هم نرخ افسردگی در کشورهای عربی کمتر از مناطق دگر جهان هست، مخصوصا در همان منطقه حجاز، شاید اون روزگار فقط از آتش میترسیدند و تنها لذتشان هم مسائل جنسی و خوراک بوده هست)

51:



نمي شود فرمود اين دنيا عذاب سخت هست و همان جهنم....
شايد جهنم مكاني باشد كه انسان عذاب وجدان سختي ميگرد و دلهره و بدبختي و سياهي انسان را در بر ميگيرد ...



مسيحيان بر اين نظرند كه انسان براي گناهانش به جهنم ميرود و سپس طي عذاب به بهشت رهسپار ميشود ،‌يعني كوچكترين گناهت را در جهنم بايد عذابش را بكشي ...


52:

کاملاموافقم
در اینصورت جهنم میشود اونجایی که تمام دوست داشتنیها و شادیها رو از فرد میگیرند .و مملو هست از غم و اندوه و عذاب .

که اونهم به تعداد افراد حالت ممکن دارد .

و تعبیر آتش ساده ترین تعبیر قابل فهم برای اعراب وقت جاهلیت بوده هست

اگر این را که قبلا نیز در پست اول آورده ام تایید کنید یعنی من وشما هم عقیده ایم
اما آیا علمای اسلامی این نظرات را تایید مینمايند؟.پس تکلیف جهان شمول بودن قراون چیست؟

53:

البته این آیه قراون نیز هست:
هر کس به اندازه سر سوزنی بدی کرده باشد جذایش را خواهد دید و هر کس به اندازه سر سوزنی نیکی کرده باشد پاداشش را.




54:

یعنی جهنم موقتی هست؟ به عبارتی محل پرداخت عوارض ورود به بهشت!
ولی جهنم در قراون دائمیست!

55:

بله.

بسیاری از علمای اسلامی چنین مطلبی را تایید مینمايند، حتی خمینی، اما بسیاری هم شاید چنین نظری نداشته باشند که احتمالا در رده های خیلی پایین تر برنامه گرفته اند و یا از متعصبان مذهبی هستند که دیگر بحث در باب اونها حال بهم زن هست.



اما بنده وقت شمول بودن را در واژه آتش دریافت میکنم.

باشد که در زبان عربی نکاتی وجود دارد که بازگردان اون به زبان فارسی (معمولا در ترجمه های قراون) با نقص و کاستی صورت میگیرد.

مثلا واژه ای چند معنی دارد و مفسر با صلاحدید خود یکی را بر میگزیند.


به هر حال عمق مهم هست، نه ظاهر، بنده احساس میکنم خداوند قراون را به صورتی ناظل کرده هست که ذهن نیز فعالیت کند، نه اینکه بخواند و همانجا تایید کند، بلکه بخواند، تحقیق کند، دریافت کند، تفکر کند، سپس تایید کند و اونچنان که میگوید عمل کند.

56:

به جهان خرم از انم كه جهان خرم از اوست
فكر نميكنم خداون با اين همه لطف و كرمش و با اين همه بنده نوازيش
بنده اي رو درون جهنم بيندازد
مگر حق الناس كه ديگه خيلي حساس هستش
بهشت هم كه جاي بندگان مخلص و بي رياست

57:

خیر.

جهنم در قراون دائمی نیست.
تنها گناهی که برای اون جهنم دائم وعده داده شده هست "خودکشی" هست.


چون خودکشی به معنای کفر درونی و حقیقی هست.

در واقع به مفهوم ناامید شدن از بخشندگی و مهربانی خداوند.



البته بحث جالبی داشتیم راجع به همین گناه، شاید در درگاه خداوند بسیاری از اونان که خوکشی کردند نیز بخشیده شوند، چون چند نوع خودکشی داریم، محققان دریافتند که اکثر کسانی که خودکشی مینمايند در حالتی چون جنون اونی دست به این کار میزنند و خوب حکم مجنون هم در اسلام و ادیان دیگر مشخص هست.

پس معلوم نیست به جهنم روند.

به هر حال نظر دادن در باب عالمی که مجهول هست کار آسانی نیست.

اما امیدوار بودن به کرم و بخشش خداوند بسیار شیرین هست و خود نقطه ای برای امید.

(تا بدان حد که بنده افسرده و غمگین با زدن این پست کمی شادتر شدم)

در واقع به همین صورت هست که شما (شما نوعی) به جهنم خواهید رفت و ناخالصی ها از شما گرفته میشود و در آتش (آتش به معنای مفهومی اون، نه ذات کلمه) خواهد سوخت، و اونگاه که آمادگی حضور در بهشت را یافتید به بهشت رهنمود خواهید شد.


58:

سلام آرش جان
پس جهنم هست حتی به دلیل حق الناس .
حالا به نظرت بهشت و جهنم چه شکلی اند؟

59:

آیا آیه ای درقراون هست که بیانگر موقتی بودن جهنم باشد؟

60:

بنده اطلاعی ندارم، اما این مطالب را بارها و بارها از بزرگان دین شنیده ام، حتی از کسانی که قراون را به زبان ساده تر توضیح میدهند و حتی گاها در تعصب بر سر میبرند، نمونه اش قرائتی.

(وقتی قرائتی با اون همه تعصب چنین مطلبی را تایید کند فکر میکنم دیگر حجب کامل شده باشد، البته برای بنده که شنیده ام و مطلبش برای مستند هست، نه برای شما که از زبان بنده که فاقد مدرک هستم میشنوید)

61:

نظر خاصي ندارم

62:

تنها به یک قطعه از سروده پیر نیشابور خیام بزرگ اشاره میکنم که میگوید:

دوزخ شرری ز رنج بیهوده ماست

63:

سلام
اصلاح میکنم..جهنم در قراون برای انسان موحد و مومن دائمی نیست.


64:

دوزخ و بهشت هیچ جا نیست

دوزخ منم و بهشت من

هرکاری که میکنم

دارم دوزخمو و بهشتمو آباد یا ویران میکنم

65:

حدیث هست
بر عرش احدیّت نوشته شده هست: «رحمت من بر خشم من پیشی می‌گیرد»

اینجا و اینجا را هم بخوانید

66:

بهشت و جهنم شمایید یا محیط اطراف و زندگی شماست

67:

نوشته اصلي بوسيله irany نظر شما در مورد بهشت و جهنم چیست ؟
آیا آیه ای درقراون هست که بیانگر موقتی بودن جهنم باشد؟

1 ـ مشخصات حدیث؟
شاید معنی این هست : تعدادکسانی که رحمت الهی شامل حالشان میشود بیشتر از تعدادیست که خشم خدا شامل حالشان میشود.

68:

بله موافقم اما نمیخواهم دقیقا رای بدهم که غیر ان هست بله میتواند غیر ان هم باشد

69:


يعني شما با اين مطلب كه قران براي امت تازي اون وقت بوده موافقيد ؟؟ مگر قران و دين نبايد جهان مشول باشد؟؟؟

70:

کافر هم خدایی دارد.


مگر نشندید دعای شبانگاهی فرعون را که از خدا خواست فردا روز در مقابل موسی ضایعش نکند و خداوند اجابت کرد.


به هر حال هیچ کس از اون دنیا و کرم و لطف بی اندازه خداوند آگاه نیست.


71:

درود علي جان
من دقيقا با اين حرفت موافقم
واقعا حرف دل من رو زدي
چه بسيارند كساني كه ما انها را از ديد خودمان در اعماق جهنم ميبينيم و خودمان را 100 در 100 در بهشت
ولي قسم به ذات اقدس خداوند كه اينگونه نيست
شايد همانان كه ما جهنمي فرضشان ميكنيم در بهشت برين و انهم در طبقات بسيار بالايي جايشان باشد
اين مسايل فقط
اسرار غيب هست كه نه تو دانيو نه من
حتي حضرت محمد با ان درجه و مرتبه نيز هيچ گاه به صراحت نفرمود كه من اهل بهشتم

72:

در قراون هر جا در مورد جهنم بحث شده صحبت از عذاب دائمیست.

73:

چرا باید فانی باشد در صورتی که برزخی هم وجود دارد؟

74:

اتفاقا یک بار از پیامبر پرسیدند تکلیف حاتم چیست؟!!
پیامبر جواب داد: حاتم در جهنم بهشتی بنا خواهد کرد که بسیاری از اون بهرمند خواهند شد.
بی شک معنی این حرف این نیست که حاتم جهنمی هست و در جهنم بهشت میسازد، بلکه حکایت از بهشتی بودن وی دارد که خوب به علت کم خردی و عامه بودن امت در اون وقت چنین پاسخی منطقی تر بود، هر چند که دروغی هم در کار نبوده هست و حکایت از یک واقعیت داشته هست، فقط با زبانی دگر.


درضمن برای منافقین بزرگترین عذاب در نظر گرفته شده هست و حکم اونها از کافر و حتی دشمن حربی هم بدتر هست.

کسانی که در پوشش دین خیانت مینمايند و خون امت را در کیسه مینمايند، کسانی مانند احمدی نژاد که دم از اسلام میزنند و اسلام را پایمال مینمايند و دروغ میگویند، تجاوز مینمايند، دزدی مینمايند و ...



75:

در مورد فرمايش ايراني عزيز بايد بگم كه بله جهنم دايمي نيست
ما شيعيان اماماني داريم و به انها و شفاعتشان اعتقاد راسخ داريم
اري ممكن هست افراد جهنمي البته همانطور كه قبلا فرمودم به جز مورد حق الناس
كه خود خدا فرموده كه از ذست من هم كاري بر نمايد سپس گذراندن عذابشان وبا شفاعت امامانمان
كه بسي دلسوز ما شيعيانشان هستند از جهنم خارج شده ودر بهشت برين خانه گزينند
ولي در رابطه با اينكه كسي از بهشت احتمال دارد كه به جهنم رانده شود بنده اطلاعي ندارم
ممنون ميشم دوستان كمكم كنند

76:

طبق اطلاعاتی که بنده در این زمینه دارم در برزخ انسانهای گنهکار پاک می شوند وبه بهشت یا جهنمی دایمی میروند
البته این مسله در مورد مسلمانان صادق هست
اگر اینگونه نباشد روح مردگان ما تا روز قیامت چه مینمايند؟

77:

بابی
شما میفرمایید : در برزخ روح انسانهای گناهکار پاک میشود.
اگر پاک شدند چرا به جهنم میروند؟

78:

فرمودم که این مسله در مورد مسلمین صدق میکند
لابد توقع دارید که بی دینان ولا مذهبان در اخرت به بهشت برین نایل شوند؟

79:

دوست عزيز
برزخ عالميست ميان اين دنيا و ان دنيا
و در ان هيچ گونه حساب و كتابي صورت نميگيرد
فقط درست كاران ان را با خوشي ميگذرانند
و بد كاران با كيفر و عذاب
تمامي حسابها و كتابها موكول هست به روز قيامت
و عذابهاي عالم برزخ باعث تطهير افراد نميشود بلكه تنها گوشه اي از خشم خداوند هست به بدكاران

80:

ارش عزیزهم میگید که در برزخ حساب و کتابی نیست هم اینکه گوشه ای از خشم خدا بد کاران را عذاب میدهد
صحت این مطلب که در برزخ حسابی نیست در کجا امده؟
دوباره:مسلمانان به جهنم نمیروند غیر مسلمانها هم که اگر برنامه باشد به بهشت بروند پس بهشتیان به کجا؟

81:

خشم خدا بر بدكاران و تشايشانق نيكو كاران در برزخ حسابو كتاب نيستش بلكه نوعي تنبيه و تشايشانق موقتيست
همانگونه كه معلم در بين سال با شاگردانش رفتار ميكند ولي حساب اصلي انها ميماند براي اخر سال تحصيلي
در ضمن من كي فرمودم مسلمانها به بهشت نميروند؟

82:

منبع این مطلبی که میگید کجاست؟
منم فرمودم که مسلمانان به جهنم نمیروند

83:

منبع خاصي نداره
بنده طبق چيزايي كه تا حالا اموختم ايشانا از بزگان در سخنرانيهاشون شنيدم
استنباط شخصي خودم رو عرض كردم
كه فكر ميكنم درست هم باشه
مگر از قيامت به عنوان يوم الحساب ياد نشده
خوب دليلي نداره كه ما بخواهيم تايشان برزخ دنبال حساب و كتاب بگرديم

84:

به زبان بسیار ساده به وجود اونها اعتقاد ندارم ، از شواهد امر بر می آید که تناسخ درستتر هست تا معاد
لطفا در این موردبیشتر توضیح دهید

تاپیک تناسخ را پیدا کنید ، در اونجا مطالبی فرموده شده.

85:

عربی حدیث را به خاطر ندارم
فقط می‌دانم برای حضرت محمد هست.

در ضمن، در دعای جوشن کبیر مضمون این حدیث به صورت یا من سبقت رحمته غضبه آمده

86:

احتمالا منظور من رو اشتباه گرفتید.
منظور من از کلمه موحد کسی هست که برای خدا شریکی قائل نشه چون همانطور که خودتان فرمودید خدا هر گناهی رو ممکنه ببخشه حتی خودکشی..اما طبق آیه ی 48 سوره ی نساء خدا هر گناهی به جز شرک رو برای هر کسی ممکنه ببخشه.
و کلمه مومن هم منظورم کسانی هستند که به خدا و پیامبر وقت خودشان ایمان اورده باشند.

87:

وجود بهشت و جهنم با اثبات معاد معني پيدا ميكنه
معاد هم كه اثبات شده هست و نيازي به اثبات نداره
با وجود معاد اگه بهشت و جهنمي وجود نداشته باشه زندگي دنيايشان انسان بي ثمر و عبسه پس براي تحقق عدل خداوندي حتما بايد بهشت و جهنم رو قبول كرد
وگرنه هر كسي هركاري دلش بخواد انجام ميده وهيچي به هيچي ميشه
پس تحقق ذره مثقال خير يره و شر يره چي ميشه؟

اما در كل به نظر من بهشت و جهنم اصلي انسان وجدان اونه
كسي كه وجدان و معر فت داشته باشه كارهايي رو كه عاقبت اون به جهنم ميرسه رو انجام نميده

يه مسئله اثبات شده ديگه اي هم هست
سزاي هر كار نيك و بدي به نحايشان در همين دنيا داده ميشه


مخصوصا سزاي اون كسانيكه هر طوري كه دلشون ميخواد آيات قراون رو با عقل ناقصه خودشون تفسير ميكنن و يه مشت ارجيف رو مينايشانسن
البته من به همشون حق ميدم چون بعضي از واقعيات در فهم ناقص آدمي نميگنجه
بعضيها فقط اون چيزي رو كه ميبينن ميفهمن و درك فهم ناديده ها رو ندارند

88:

آرش جان سلام
چگونه ممکن هست قبل از حساب و کتاب بدکاران عذاب شوند حتی بعنوان گوشه ای از خشم خدا؟
اگر قبل از حساب و کتاب مشخص باشد که چه کسانی باید عذاب شوند دیگر نیازی به حساب و کتاب نخواهد بود .

89:

اونچه شما نام اثبات به اون داده اید از نظر ما یک توجیه هست نه اثبات و بین این دو فاصله بسیار هست.
اکبر پسر خوبی هست به همین دلیل مورچه ها رو نمیکشه ، اما در این ماجرا ما نه اکبر رو میشناسیم و نه از خوب بودنش خبر داریم ، اثبات اکبر را هم که نمی توانید اجرا کنید.

پس در کل همه ی سخنتان بر پايه احساس و شهود هست.

90:

من از لحاظي كه معاد رو اكثر علما و دانشمندان اثبات كردند فرمودم نيازي به اثبات نداره
وگر نه اگه شما تمام نوشته هاي منو به دقت ميخوندين تقريبا معاد اثبات شده بود
تايشان پست قبلي هم اشاره كردم بعضي از ما انسانها فقط اون چيزهايي رو كه عينيت داره قبول ميكنيم و درك ناديده ها برامون ثقيله

اصليترين مسئله براي اثبات معاد خود وجود دنيا و همينطور مرگه كه در اطرفيانمون قابل روءيته

91:

بنده بیشتر تناسخ رو قبول دارم تا معاد ، در ضمن شما هم اکنون 824 پست زده اید چگونه همه ی اونها را بررسی کنم تا حقیقت را در یابم؟
شاید شما همه چیز را بی دلیل و اثبات بپذیرید و بر چسب بدیهی بهش بزنید ولی ما اینگونه کورکورانه اطاعت نمی کنیم.


92:

سلام دوست عزيزم
ببين بهر حال خود شما نيز ميدانيد كه خداوند به عنوان خالق تمامي موجودات در هر لحظه اي از تمام اعمال انها با خبر هست
وخوب در عالم برزخ نيز خداوند گناهكار را از درستكار تشخيص ميدهد
وان تنبيه وتشايشانق موقتي عالم برزخ هم كه بنده فرمودم به همين خاطر هست
اما چرا دوباره در روز قيامت همه ي افراد مواخذه ميشوند حكايتش مانند مجرمي هست كه ما ميدانيم جرم كرده و قبل از دادگاهيش هم روانه ي زندان ميشود و تنبيه هم خواهد شد تا اينكه در روز اصلي دادگاهش قاضي حكم قطعي او را صادر كند
اري جريان حساب و كتاب روز قيامت هم همينطور هست

93:

عالم برزخ همانگونه که از نامش بر میاید عالم انتظار هست وحساب و کتاب مربوط به سپس این عالم هست (اونگونه که در تعالیم اسلامی آمده هست)

94:

کس ندانست که سر منزل مقصود کجاست
اینقدر هست که بانگ جرسی میاید
من خودم باید بگم نمیدونم و به انچه قران فرموده ایمان قلبی دارم ونه ایمان عقلی
اما مطالبی رو از فیلسوفان براتون خواهم گذاشت

95:

اما بنده یقین ندارم، پیامبران وسیله ای هستند برای وصل کردن، حالا اگر کسی خداوند را قبول داشت و پیامبران را خیر تکلیفش چیست؟!

(البته جواب به این سوال فکر نمیکنم خیلی آسان باشد، هرچند که تکذیب پیامبران و البته عبدهای صالح خودش دچار مشکل پايه ی هست و پرداختن به این بحث ممکن هست موجبات سوءاستفاده برخی را فراهم آورد)

96:


تناسخ را هرجوره تجزيه تحليل كنيد درست در نمي ايد
ما براي كامل شدن امديم و زندگي چند باره در اين دنيا به تكاملمان كمكي نميكند ...
اگر برنامه بود اينجا كامل شايشانم همان يك بار اتفاق ميافتاد نه چند بار

97:

یک سوال از علی آقا و هر کس که میتونه جواب بده:
اگر کسی به خداوند ایمان داشت ولی پیرو هیچ یک از پیامبران نبود ورفتار وکردارش نیز نیک بودند به هیچ کس ظلم وبدی نمیکرد وهمه از او راضی بودند بنا به عقل رفتار میکرد وکسی نمیتوانست ایرادی در وجودش ببیند (مرتکب هیچ گناهی نشود) به نظر شما این شخص بهشتی هست یا جهنمی؟

98:

یقینا بهشتی هست.


حتی بنده فکر میکنم اگر به خدا هم اعتقاد نداشته باشد و اینچنین باشد باز بهشتیست.
هرچند که نظر منطقی نمیتوان قبول کرد کسی که خدایی در نظر ندارد اینچنین باشد که شما میفرمایید.

اما بدون درنظر گرفتن پیامبر و دین احتمال دارد، باشد که اگر پیامبر و دین در راستایش برنامه گیرند رسیدن به این مقام بسیار آسان تر خواهد بود.

99:

من هم با فرموده هاي علي اقا موافقم
اصلا هدف خداوند از فرستادن حضرت محمد هم رهنمون كردن بيش از بيش بشر بود به سايشان خداوند
خوب حالا اگر كسي به طور كامل خداوند را قبول دارد و همه ي مواردي را هم كه شما فرمودين رعايت كند قطعا بهشتيست

فقط من يه سوال از ايراني و علي عزيز دارم كه اينجا برام مطرح ميشه
ما با داشتن حضرت محمد و اين همه امام هنوز هم داريم افرادي را كه خدا را انكار ميكنند
انهم با وجود اين همه سعي و تلاش امامان در شناساندن خداوند به امت
حلا به نظر شما اگه كسي امامان و حضرت محد رو قبول نداشت خيلي كارش سخت نبود كه اصلا به وجود خدا وند هم اطمينان داشته باشد و خدا را هم قبول كند
من فكر ميكنم كه خيلي مشكل ايشانا حتي محال ميشد به اين ترتيب

100:

بسیاری از خداستیزی ها لج بازی با خود هست.

حتی دین ستیزی ها.
بسیاری به علت شناخت غلط از دین بودجود می آید و علت سوالات و حتی توهینها به دین و خداوند تحریک دیگران هست برای شنیدن جواب مورد نظر طرف مقابل.
در بسیاری از این موارد هم سودهایی نحفته هست.

مثلا به نفع بت تراش نیست بگوید بتهایم بی جان هستند.
و مسائل دیگر.

101:

پس اینکه میگویند بی دینان جهنمی هستند چیست؟
یعنی ملاک بهشت و جهنم دین و دینداری نیست ؟
فرموده شما که منطقی ست خلاف آیه 85 آل عمران هست(هر کس دینی غیر از اسلام اختیار کند از او پذیرفته نیست)
من با شما هم عقیده ام

102:

شما فرمودید ممکن هست، بنده هم جواب دادم بله.


اکثر بی دینان جهان بینی مادی دارند و بنابر این بسیار راحت حق دیگران را پیامال مینمايند.

حتی ممکن هست خودشان هم متوجه نباشند.

(التبه این عمل زشت در میان دینداران هم رایج هست)

درضمن بنده نفرمودم بی دینان جهنمی هستند، ولی وقتی دین ستیزی اونها علنی میشود به این وسیله بسیاری را اندوهگین مینمايند و موجبات درد اونان را فراهم می آورند.

پس از اون مسائلی که شما به اون اشاره فرمودید فاصله میگیرند و اون شرایط شامل حالشان نمیشود.

و بسیاری نکات دیگر که در همین بی دینی نهفته هست، مانند توهین و بی اعتنایی به بنده های صالح خدا چون پیامبران.



در مورد برداشت از آیه های قراونی پیش از این هم صحبت کردیم و نظرم را بیان کردم.

103:

آرش جان ای گرامی ای بزرگ
قضیه ایمان به خدا و اعتقاد به ادیان دو مقوله جدا و منفک میباشند .کسی میتواند فارغ از هر ایدئولوژی ،دین ومذهب فقط بر پایه عقل و منطق به خدا و نیکیها بیاندیشد و عمل نماید هر چند که از دید شما مشکل باشد.

104:

گرامی قبلا عرض کردم فرض بر این هست که هیچ ظلمی روا نمیدارند و فقط نیک میاندیشند و نیک رفتار مینمایند فارغ از هر ایدئولوژی .
علی آقا با صراحت میگویم نظری که ایراد فرمودید کاملا منطقی بود اما با اون آیه در تضاد بود .چرا باید این آیه با فرموده منطقی عالی و بسیاری دیگر در تضاد باشد شاید دست دشمنان برای تخریب اعتبار این کتاب درکار بوده هست (در تاپیک جایگاه زن در تالار خانمها و تاپیک تحریف قراون در این مورد نوشته ام)ممنون میشم در اون تاپیکها در این موارد نظر بدید

105:

یه سوال ؟
چطور میشه ادم خدا رو قبول داشته باشه ولی حرفش(اسلام) رو قبول نداشته باشه؟

106:

اولا حرف خدا فقط اسلام نیست
ثانیاحرف کلی خدا پندار، کردار، فرمودارو زندگی نیک هست تمامی ادیان مگر چیزی غیر از این میگویند؟ حالا هر کدام به زبان و به روشی متفاوت .
ثالثا ایمان به خدا و اعتقاد به ادیان دو مقوله منفک میباشند.
شما میتوانید یک رئیس را قبول داشته باشید و به فرموده هایش عمل نمایید در حالیکه با معاونانش کاری نداشته باشید.
هستند کسانی(هر چند کم) که از هر ایدئولوژی و مذهبی فارغند اما هیچ ظلمی به هیچ کس روا نمیدارند وفقط به فرموده پروردگارشان نیک عمل مینمایند و برعکس هستند کسانی (بیشمار)که در قالب دین و به نام خدا که از هیچ ظلمی دریغ نمینمایند!
شما میگویید گروه اول که نیک اند جهنمی هستند و گروه دوم که ظالم اند بهشتی اند چون مثلا دین دارند؟!!!!!!!!

107:

همینکه یکی اسلام رو قبول کنه یعنی پیامبر رو هم قبول داره.ایمان به پیامبران در اسلام یکی از اصول دین اسلام هست.اما دقیقا نمیدونم تکلیف کسانی که پیامبران رو قبول ندارن چیه

میدونم یه حدیثی هست که قبل تولد پیامبر یکی فطرتا خدا رو عبادت میکرد و با کسانی که بت پرست بودن مخالف بود.مسیحی هم نبود..که این شخص روز قیامت یه امت جدا داره و بهشتی هست.

بفیه ش کار خداست که اون بهتر از همه میدونه..تکلیفشون هم خدا میدونه

108:

شکلات شما با اون حدیث جواب خودتون رو دادید
بله به نظر منطقی میاد.

کسی که خدا رو عبادت کنه و نیک رفتار باشه یقینا بهشتیست.


اولا حرف خدا فقط اسلام نیست
ثانیاحرف کلی خدا پندار، کردار، فرمودارو زندگی نیک هست تمامی ادیان مگر چیزی غیر از این میگویند؟ حالا هر کدام به زبان و به روشی متفاوت .

ثالثا ایمان به خدا و اعتقاد به ادیان دو مقوله منفک میباشند.
هستند کسانی(هر چند کم) که از هر ایدئولوژی و مذهبی فارغند اما هیچ ظلمی به هیچ کس روا نمیدارند وفقط به فرموده پروردگارشان نیک عمل مینمایند(مانند فرد مورد نظر در حدیثی که فرمودید) و برعکس هستند کسانی (بیشمار)که در قالب دین و به نام خدا که از هیچ ظلمی دریغ نمینمایند و حتی از دین هستفاده ابزاری مینمايند وبه هزاران روش به دین خیانت مینمايند.
آیا میتوان کفت گروه اول که نیک اند جهنمی هستند(فقط به این دلیل که تابع دین نیستند) و گروه دوم که ظالم اند بهشتی اند چون مثلا دین دارند؟!!!!!!!!
مگر ملاک خداوند چیزی غیر از نیکی و تقواست؟

109:

بهشت و جهنم در واقع دنیایی هست که در اون زندگی میکنیم.

بهشتیان کسانی هستند که به دور از جهل و خرافه %د زندگی بهتر هستند و جهنمیان عمله جهلی که در پی کمال تا قعر چاه فاضلاب هستی سقوط مینمايند و جز قدری فضولات انسانی چیز دیگری به دست نمیاورند.


110:

من جواب سوال رو ندادم..متوجه شدین که من فرمودم نمیدونم..چون من خدا نیستم و هیچ وقت نمیتونم به طور یقین بگم یه گروه بهشتی هستند یا جهنمی..چیزی که من میدونم فقط اون حدیث هست و فقط در مورد اون شخص صدق میکنه..حساب کتاب هیچ کس مثل هم نیست
اولا حرف خدا فقط اسلام نیست
ثانیاحرف کلی خدا پندار، کردار، فرمودارو زندگی نیک هست تمامی ادیان مگر چیزی غیر از این میگویند؟ حالا هر کدام به زبان و به روشی متفاوت .
ثالثا ایمان به خدا و اعتقاد به ادیان دو مقوله منفک میباشند.
حرف خدا فقط اسلام نیست رو نمیدونم..اما میدونم اسلام، حرف خداستضمنا آیه ای داریم در سوره ی آل عمران...آیه ی 19.."ان الدین عند الله الاسلام.." دین نزد خدا اسلام هست.برداشتی که من از این آیه داشتم اینه که در این وقتی که ما هستیم هیچ دینی به جز اسلام قابل قبول نیست..درسته همه ادیان یک هدف رو داشتن..اما به مرور وقت تغییر یافتند و از هدف اصلی دور شدند..مثلا دین مسیحی بر پایه توحید بود..اما الان عیسی رو پسر خدا میدونند که این خودش شرک هست.


111:

تعابیر بسیاری در مورد این دو جایگاه شنیده ایم
من به شخصه دوزخ را ترجیح می دهم، زیرا در بهشت اطرافم را حوریان برهنه گرفته اند و من از حضور در جمع کاملا یک جنسیتی بیزارم و همچنین نه پلی گامیستم و نه نودیست.

من از حضور در مکانی که زنان بکینی پوش در اونجا هستند راحت نیستم و چه رسد به اینکه همه ass naked باشند.


بهشت جایگاه راحتی هست، هر کس همه چیز در اختیار دارد پس کسی نمی تواند یه دیگری لطف کند و داشته های خود را امانت و یا هدیه دهد.

بدتر از همه اینکه خ دا از من راضی خواهد بود.
مسلمانان گویا در این دنیا خود را زیر تلی از پوشش پنهان می نمايند و در اون دنیا عقده دل می گشایند، اما در طبع من پوشش باید زیبنده باشد نه اونقدر زیاد که شخصیت را از بین ببرد و نه اونقدر کم که احترام را بزداید

112:

اینجا بحث عجیبی داره دنبال میشه یعنی عجیبش اینجاست که چرا دنبال داره میشه، چون بسیار مضحک ِ،یعنی کلا مغلطه هست، خب مسلمه کسی که اسلام رو قبول داشته، بهشت و جهنمش هم قبول داره، دیگه بحثی نیست اما میمونه اون هایی که اسلام رو قبول ندارن، دو دسته تقسیم میشن کسایی که خدا رو قبول دارن و کسایی که قبول ندارند.

کسایی خدا رو قبول دارن که دیگه بنا به سلیقه و علاقه و بد بختی هایی که کشیدن یا میگن جهان دیگه هست یا میگن نیست، حالا اون دسته ی مهم تر که طرف بحث باید باشن کسایی ان که خدا رو قبول ندارن و نیاز به اثبات علمی دارن و شما نمیتونید از قران یا علمای دینی برای اثباتش هستفاده کنید، پس شما صرفا در حال مغلطه هستید دور باطل میزنید، اصطلاحا بهش میگن مصادره به مطلوب،یعنی اگر میخواین این کار رو بکنید اول باید ثابت کنید خدا هست بعد باید اثبات کنید محمد از طرف خداست بعد باید ثابت کنید که علمای دینی میتوانند به جای قران حرف بزنند بعدش به عنوان دلیل و مدرک ایات قران یا حرف های علمای دینی رو بیاورید بعد میتوانید بگویید فلان کسک فلان چیز رو فرمود پس بهشت وجود داره ورنه باید از لحاظ علمی و یا تجربی اثباتش کنید(تجربی نه این که برید داستان های کسایی که مردن رو بیارید، به این معناست که اگر میگید وجود داره یعنی من رو باید ببرید توش و بهم نشونش بدید، قابل آزمایش و مشاهده باشه یا این که به من بگید دقیقا در کجا برنامه گرفته و چه قوانینی داره مشابه...

و این که، وقتی مغز آدم از کار وایساده یعنی آدم به پایان رسیده و مرگش رسیده چه طوری منتقل میشه به چنین جایی)
راستی علی جان من یادمه ایه ای تو قران بود که میفرمود چرا فکر مینمايند که جهنم ابدی نیست آیا اون ها فرض کرده اند که می توانند جای الله تصمیم بگیرند یه چیزایی شبیه به این حالا اگر دقیقش رو پیدا کردم میدم.

بعد در مورد مشرکان هم هست نه در مورد کسایی که خود کشی کردن.
این خانم شکلات دیگه تههه تههه مغلطه هست یعنی غوطه وره، طرف بحثش میگه قران حرف خدا نیست بعد براش اثبات از تو یه آیات قران میاره البته فکر میکنم سن پایینشان یا بی تجربگی در بحث یا ساده بودنشان (که البته هیچ ایرادی ندارد) باعث این کارشان می شود و به نظرم بد نیست برای این که خطای کارشان را نشان بدهم بهایشان یاد آور بشم که ما در فارسی یک ضرب المثل جالبی داریم که میگه به روباه فرمودن شاهدت کیه فرمودش دمم.

حکایت شما هم همان حکایت روباه ماست
یک مطلبی هم در مورد بهشت دارم می نویسم که اگر چنین جایی هم وجود داشت ارزشی نداشت وقتی تموم شد پیوستش میکنم اما فعلا ببینیم حکیم خوبمان خیام چه پاسخی به این مبحث دارد
در فصل بهار اگر بتي حور سرشت***يک ساغر می دهد مرا بر لب کشت
هرچند بنزد عامه اين باشد زشت***سگ به زمن ار برم دگر نام بهشت
---------
گايشانند کسان بهشت با حور خوش هست ***من میگايشانم که آب انگور خوش هست
اين نقد بگير و دست از اون نسيه بدار***کاواز دهل شنيدن از دور خوش هست

113:

در کل خوب فرمودی.

به غیر از تیکه مربوط به نقد کاربر که به نظر من از موضوع بحث خارج و غیر ضروری بود.


114:

عجب طبع شوخی دارید شما!

115:

این حرفا اگر پوچ بود 1400 زنده نمیموند
اگه به تالار مذهب نگاه کنی میبینی همه دارن در مورد همین حرفای 1400 ساله بحث میکنن حتی شما

116:



خب كه چي ؟ روان از جسم زودتر ميره پس بروم به دنبال لذايذ زندگي ؟؟؟؟ به دنبال زنان و دختران فاسد تا فاسد شوم ؟؟؟؟ يا چه چيز ديگر ؟؟/

117:

ملاصدرا ثابت کرد نیست، ما کی باشیم...


118:

دوزخ شرری ز رنج بیهوده ماست

119:

اگر بپذیریم خدایی هست و این خدا بالاخره روزی به حساب وکتاب مخلوقات میپردازد(اعتقاد به وجود بهشت و جهنم به هر طریق)و بپذیریم حرف خدا و تمامی ادیان چیزی غیر از پندار، کردار، فرمودارو زندگی نیک نیست .(تمامی ادیان چیزی غیر از این نمیگویند، حالا هر کدام به زبان و به روشی متفاوت .)
و همچنین بپذیریم ایمان به خدا و اعتقاد به ادیان دو مقوله منفک میباشند.
با توجه به مطالب زیر نظرتان را در مورد ملاک بهشتی یا جهنمی بودن افراد بنویسید

هستند کسانی(هر چند کم) که از هر ایدئولوژی و مذهبی فارغند اما هیچ ظلمی به هیچ کس روا نمیدارند وفقط به فرموده پروردگارشان نیک عمل مینمایند و برعکس هستند کسانی (بیشمار)که دیندارند و خود را از پیروان پیامبر میداننداما در قالب دین و به نام خدا که از هیچ ظلمی دریغ نمینمایند و حتی از دین هستفاده ابزاری مینمايند وبه هزاران روش به دین خیانت مینمايند.
آیا میتوان کفت گروه اول که نیک اند جهنمی هستند(فقط به این دلیل که تابع دین نیستند) و گروه دوم که ظالم اند بهشتی اند چون مثلا دین دارند؟!!!!!!!!

120:

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله koroush نظر شما در مورد بهشت و جهنم چیست ؟
دین باید از فرد بیانجامد آموزه و مذهب تنها اصالت اندیشه را از انسان میگیرد؛همین بهشت و دوزخ مانع از رشد اندیشه های آزاد

درود کورش
با چه تعبیر و برداشتی میفرمایید بهشت و جهنم مانع از رشد اندیشه های آزاد میشوند؟
بهشت و جهنم (فارغ از اینکه چگونه برداشتی از کیفیت اونها وجود داشته باشد)به منزله تشویق و تنبیه میباشند .بهشت نقش فاکتوری تشویقی و ترغیبی را ایفا میکند که میتواند تاثیر به سزایی در شکل گیری شخصیت و رفتار افراد داشته باشد وجهنم نیز بعنوان عاملی باز دارنده و تنبیهی در همین راستا ایفای نقش میکند.
امروزه اکثر قریب به اتفاق (تمام)روانشناسان در خصوص نقش مهم و پايه ی تشویق و تنبیه در شکل گیری شخصیت و اندیشه های فرد اتفاق نظر دارند.
با توجه به شناختی که در این مدت از شما بدست آورده ام شاید بتوانم منظور شما را بیان کنم.شاید منظور شما این هست که مذاهب، بهشت و جهنم را در چارچوب ایده ها و تفکرات خود برای پیروانشان به تصویر میکشند و خوبی وبدی را صرفا از دید خود تعریف مینمايند از اینرو پیروانشان را وادار مینمايند صرفا در این چارچوب و کادر اندیشه و رفتار نمايند وبه اونها اجازه رفتار، تفکر و اندیشه در بیرون از کادر اون مذهب را نمیدهند .

121:

درود بر شما
بله تا اندازه ای اشاره درستی فرمودید در باب جمله من اما مذاهب نه تنها محصور اندیشه ها را مینمايند بلکه منظور من این بود که این تیپ اندیشیدن درباب بهشت و جهنم دارای جند بعد میباشد که یکی از ابعاد اون بستن اندیشه های باز هست.بگذارید یک مثال ساده بگویم وقتی در قراون به انسان خطاب میشود که اگر کفر بگویی به جهنم و اگر مومن به علم الله یا نور الله باشی به بهشت برین و در کنار حوریان زندگی کنید معنایش چیست؟؟
در اسلام و مذاهب سامی این دید باعث شده هست که همیشه دو جبهه مخالف پیدا شوند مومن و کافر ؛ بد و خوب و ....که حرص و آز یک زاهد در به دست آوردن بهشت و اینکه اعتقاداتی پیدا میشند که اگر شما فلان کافر را بکشید به بهشت میروید.در پايه هدف قراون ترغیب انسان مخلوق به الله و رفتارهای اوست ؛
اما در بطن ماجرا هدف قراون عقیم کردن اندیشه های زایاننده انسان هست.
در قراون شما از یکسری تفکر بایست تقلید کنی و اونرا بپذیری که ما نامش را "ایمان"میدهیم.
اما در فرهنگ ایران انسان با آمیزش با خدایان در خود ؛ خرد زاییده میشود(خرد نقطه مقابل عقل اسلامی) و همین خرد که از این آمیزش بوجود آمده هست معیار سنجشگری انسان میشود و در پايه میگویند که انسان اندیشه ای را زایید.پايه ا اندیشه از "اندی=هندی=بهمن=هخومن=خرد=+ش دن=شیت کردن در کردی هنوز به چم افشاندن هست)اندیشیدن یعنی پراکندن و افشاندن این تراوش که خرد باشد و درست همین روست که خرد را خرد سامانده کیهانی میشمارند چرا که در عین کثرت هماهنگی را در جهان پدیدار میسازد.
در حالیکه ما چنین پدیده ای را در قراون نمیبییم؛ما در قراون یک آمر و چندین مامور میبینیم که به جای تشویق انان به اندیشیدن اونها را با وعده و ترس از بهشت و دوزخ میترسانند.قاعدتا این طرز فکر باعث میشود که اندیشه سازنده انسان عقیم شود و محصور به بهشت و دوزخ گردد

122:

من با این حرف که بهشت و جهنم مانع از رشد اندیشه های آزاد می شوند موافقم
اعتقاد به بهشت و جهنم انسان را به خطر می اندازد
اندیشه طراحی جهنم بر این پايه هست که با سختی کشیدن گناهان پاک می شوند، همانطور که فرموده می شود سپس مدت وقتی در جهنم بودن و پاک شدن گناهان انسان به بهشت می رود، مواردی دیگر مثل کفاره روزه نیز حاکی از اون هست که سختی suffering باعث آمرزش گناهان می شود
این اندیشه غلطی هست، انسانها باید بیاموزند وقتی گناهی مرتکب شدند باید اونرا جبران نمايند نه اینکه در آتش بسوزند یا به زیارت بروند یا دعا نمايند
بهشت اسلامی کاملا اروتیک هست، بزرگداشت بکارت و آزادی تجاوز، کسی که به خاطر اعمال بهشتی در این دنیا خود را سرکوب یا رفتار معقولی از خود بروز می دهد چیزی جز یک غده سرطانی نیست.

پاداش بهشت به مشابه اون هست که به کسی بگویند اگر در این دنیا کسی را نکشتی در اون دنیا اجازه کشتن به تو خواهیم داد.

اصلا نوع پاداش غلط و سادیستیک هست.


123:

حقيقت بهشت و جهنم چيست؟


حقيقت بهشت تجلّى رحمت و مغفرت خداست و جهنم تجلّى غضب و لعنت خداست.

توضيح مطلب اينكه؛
اولاً گاهى اين چنين گمان مى‏شود كه «بهشت» و «جهنم» دو موضوع جداگانه بوده، مستقلاً مطرح هست.

امّا اين پندارى بيش نيست؛ بلكه حقيقت اون هست كه بهشت و جهنم، جدا از مسأله لقاى پروردگار نمى‏باشد.
به عبارت ديگر، بهشت و بهشت‏ها و جهنم و جهنم‏ها مقصد و مقصود، در سير و حركت نيستند و حركت‏ها به سوى پروردگار و منتهى به لقاى پروردگار هست؛ نه اينكه حركت‏ها به سوى بهشت‏ها و جهنم‏ها باشد و به اونها منتهى گردد.
هر حركتى در نهايت به مبدأ متعال منتهى مى‏گردد و بهشت‏ها و جهنم‏ها، از آثار چگونگى لقاءها و رسيدن‏ها هست؛ يعنى، بهشت و بهشت‏ها، از آثار و لوازم لقاى حضرت حق با «اسماى رحمت و مغفرت» و جهنم و جهنم‏ها هم از آثار و نتايج لقاىِ پروردگار با «اسماى غضب و سخط» هست.
ثانياً براى روشن شدن حقيقت بهشت و جهنم لازم هست، به صورت مقدمه، مطالبى را در حقايق اسماى ربوبى مطرح كنيم تا معناى اونكه بهشت از آثار «لقاى حضرت حق با اسماى رحمت» و جهنم از آثار «لقاى پروردگار با اسماى غضب» بوده، درست تحليل و تفهيم شود.
«اسماى حسنى» يك سلسله عناايشانن محض و اعتبارى نيست؛ بلكه اونها منشأ آثارند و اصولاً هر وجودى و هر موجودى در دنيا و نظام‏هاى ديگر و عوالم برتر و حتى آخرت، از آثار اسماى حسنى‏ هست.
عوالم وجود، همه جلوه‏هاى اسما بوده، هر اسمى آثار خاص خود را دارد و در مراتب مختلف تجلى مى‏كند.

به بيان ديگر، ذات مقدس حق در مقام ربوبيت موجودات، هر موجودى را، با اسم و صفت خاص ربوبيت مى‏كند.

اسم «رب» داراى شاخه‏ها و انشعاباتى هست و در واقع اسماى حسنى‏ شاخه‏هاى اسم «ربّ»اند: ربّ رزاق، ربّ مصوّر، ربّ قدير، ربّ عليم، ربّ هادى، ربّ غفور، ربّ منتقم، ربّ شديد العقاب و ...

.
خداوند متعال در مقام ربوبيت، داراى اسما و صفات مختلف بوده، همه را با اين اسماى گوناگون تربيت مى‏كند؛ مثلاً در مقام ربوبيتش به شيطان با «منتقم» و «شديدالعذاب» تجلّى مى‏كند و به حضرت رسول‏اكرم(ص) با «هادى»، «رحيم» و «غفور» تجلى مى‏كند.
گياهى كه صورت و شكلى به خود مى‏گيرد، با اسم «مصوّر» پيش مى‏آيد و هنگامى كه خاك را مى‏شكافد و بيرون مى‏آيد، با ربّ «خالق» پيش مى‏آيد.

به هر صورت، هر موجودى در اين نظام هستى، با عوالم گوناگون خود و با موجودات متفاوت - كه در درون خود دارد - در مقام ربوبيّت با اسمى از اسماى حسناى الهى، در ارتباط هست.
آدمى اگر در مقام طاعت خداوند باشد، با ربّ «هادى» روبه‏رو هست و خداوند با اين اسم او را ربوبيت مى‏كند؛ امّا اگر انسان در مقام طغيان و مخالفت با حضرت حق باشد، ربّى كه او را تربيت مى‏كند، ربّ «هادى» نخواهد بود؛ بلكه ربّ «منتقم» و «شديد العذاب» خواهد بود.
نتيجه اونكه، هر كسى از مسير خود با اسمى از اسماى ربوبى در ارتباط هست و از اين رو، من و شما لحظه به لحظه با صفت و اسم خاصى از خداوند متعال، با او در ارتباط هستيم و به همين دليل هست كه خداوند با لحن خاصى فرموده هست كه از مقام ربوبيّت بترسيد: (مَنْ خافَ مَقامَ رَبّهِ)؛نگاه كنيد به: الرحمن (55)، آيه 46 و نازعات (79)، آيه 40.
به هر روى، تمام هستى و از جمله انسان لحظه به لحظه با «ربّ» با چهره‏هاى مختلف در ارتباط هست و هر يك از اسماى حسنى، انسان را بسته به نوع عمل، فكر، صفت و اخلاق، ربوبيت مى‏كند.
در حقيقت اين انسان هست كه با انتخاب مسير، راه، عملكرد و مقصد، خود را در تحت يكى از اسماى ربوى مى‏اندازد، چرا كه اسماى الهى، واسطه‏هاى فيض بوده و كل وجود و هستى به اونها منتهى مى‏شود و از اونها نشأت مى‏گيرد.
اگر به دقت به اطراف و جوانب وجود نگاه كنيم، همه جا آثار و جلوه‏هاى اسماء را خواهيم يافت: «وَ بَأَسْمائِكَ الّتى‏ مَلَأَتْ اَرْكانَ كُلِّ شَىْ»؛دعاى كميل.

«[ بارالها! به درستى من مى‏خواهم از تو ]به نام‏هايت و به اسمائت كه اركان هر چيز را پر كرده هست».
آيا روبه رو شدن با اسماى ربوبى، آثار دارد يا خير؟ قطعاً اثر دارد، اينكه انسان در دعاهاى خود و در خواسته‏هايش و در هر نيازى، به اسم متناسب با اون احتياج متوجه گشته، خداى متعال را با همان اسم مى‏خواند؛ دلالت بر همين حقيقت دارد كه: گايشانا آدمى به طور فطرى متوجه همين واقعيت هست كه هر چيزى متأثر از اسمى از اسماى خدا هست.
شخصى كه مريض هست، به اسم «شافى» متوجه مى‏شود و شفاى خود را از خداوند متعال با اين اسم مى‏خواهد؛ چرا كه شفا را اثر اين اسم مى‏داند.

كسى كه رزق و وسعت رزق مى‏طلبد، به اسم «خيرالرازقين» توجه دارد.

فردى كه مغفرت مى‏خواهد، با اسم «غفور»؛ كسى كه نصرت مى‏خواهد با اسم «نصير» و «ناصر»؛ كسى كه هدايت مى‏طلبد، به اسم «هادى»؛ محفوظ ماندن از خطرات را مى‏خواهد، به اسم «حافظ» و «حفيظ» و كسى كه روشنايى باطن مى‏خواهد، به اسم «نور» متوجه مى‏گردد و خداى سبحان را با اون مى‏خواند، چرا كه هر يك از اينها را آثار اسماى ربوبى مى‏داند.
از صفت و زنام چه زايد خيال و اون خيالش هست دلال وصال‏
ديده‏اى دلال بى مدلول هيچ تا نباشد جاده نبود غول هيچ‏
هيچ نامى بى‏حقيقت ديده‏اى يا زگاف و لام گل، گل چيده‏اى‏
اسم خواندى رومسمّا را بجو مه به بالا دان نه اندر آب جو
مثنوى معنوى، دفتر اول، ابيات 3454 - 3457.
با توجه به توضيحات بالا، مشخص مى‏گردد كه بهشت‏ها، از آثار و جلوه‏هاى اسماى «رحمت» بوده و جهنم‏ها هم از آثار «غضب و سخط» هست؛ چرا كه وقتى همه وجود و همه عوالم هستى، از آثار و مظاهر اسماى حسناى الهى باشد، قهراً بهشت و جهنم نيز به عنوان نظام و عالم خاصى از وجود، از اين حقيقت مستثنا نيست.

حال براى روشن شدن اينكه بهشت‏ها و جهنم‏ها، از آثار اسماى «رحمت» و «غضب» حضرت حق هست، به بعضى از آيات قراونى اشاره مى‏كنيم.
1.

(وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ)؛آل‏عمران (3)، آيه 132 و 133.
«و اطاعت كنيد خدا و رسول او را شايد مشمول رحمت شايشاند و سرعت و شتاب كنيد، به سوى مغفرتى از پروردگارتان و بهشتى كه پهنايش [ به قدر ]آسمان‏ها و زمين هست و براى پرهيزكاران آماده شده هست».
اين آيات، انتهاى سير و حركت اطاعت‏كنندگان از خدا و رسول را، رحمت حق و رسيدن به رحمت او و لقاى او با اسماى «رحمت» مى‏داند (لعلكم ترحمون) و نيز دستور مى‏دهد كه به سوى مغفرت و غفران الهى، شتاب كنيد و بكوشيد كه با غفران او مواجه گشته و به مغفرت او برسيد؛ يعنى، او را با اسم «غفور» ملاقات كنيد كه از آثار اين لقا، بهشت هست با اون خصوصيات كه در ادامه آيه فرموده هست.
2.

(يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبِيناً فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ يَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِراطاً مُسْتَقِيماً)؛نساء (4)، آيه 174 و 175.
«اى امت: حقيقت اين هست كه براى شما از جانب پروردگارتان برهانى آمده و ما به طرف شما نور روشنگرى را فروفرستاده‏ايم و امّا اونانى كه به خداى متعال ايمان آورده و به اين [ برهان و نور الهى ]تمسّك جستند، به زودى خداوند اونان را در جوار رحمت فضل خاص خايشانش داخل كرده، ايشان را به سوى خود، به راهى راست [ كه به سوى او نزديك‏تر مى‏كند ]هدايت كند».
اين آيات به روشنى گايشاناى اين حقيقت هست كه خداوند متعال، مؤمنان و پيروان قراون و رسول اكرم(ص) را به زودى در رحمت و فضل خود داخل مى‏گرداند؛ به اين معنا كه به لقاى او با اسماى رحمت و فضل رسيده، در عالمى كه جلوه‏گاه رحمت و فضل او هست، وارد مى‏شوند.

اين تعبير بيانگر اين هست كه لقاى خداوند با اسماى رحمت، ورود به عالم رحمت و فضل - كه همان بهشت‏ها هست - مى‏باشد.
از ديدگاه قراون، جهنم و جهنم‏ها نيز از آثار لقاى پروردگار با اسماى غضب، سخط، انتقام، طرد و ردّ هست.

در اين باب نيز آيات زيادى وجود دارد كه به دو مورد اشاره مى‏كنيم:
1.

(أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ خالِدِينَ فِيها لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ)؛آل‏عمران (3)، آيه 87 و 88.

«اونان، سزايشان اين هست كه لعنت [ و طرد ]خداوند و فرشتگان و امت، همگى بر اونها هست، در اون [ لعنت و طرد حق هميشه و] جاودانه بمانند [ و هيچ‏گاه‏] نه عذاب از اونان كاسته گردد و نه مهلتى يابند (يا نظرى به اونان شود)».
اين آيات مى‏فرمايد كافران و ستمگران مشمول لعن و غضب الهى مى‏شوند و سپس اون مى‏فرمايد.

در اين طرد و ردّ الهى جاودانه مى‏مانند و سپس اشاره مى‏كند: هيچ وقت عذاب اونان تخفيف نمى‏يابد.

پس اوّلاً، اونان به خداوند متعال در حالى كه او، اونان را لعن و طرد مى‏كند، مى‏رسند (لقا با اسماى غضب) و ثانياً، غضب و لعن هميشگى هست و ثالثاً، اين روبه‏رو شدن با اسماى غضب همان جهنم هست؛ يعنى، عذاب و جهنم از آثار لقا با اسماى غضب خداوند هست.
2.

(أَ فَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَ اللَّهِ كَمَنْ باءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ)؛همان، آيه 162.

«آيا كسى كه خشنودى خدا را پيروى مى‏كند [ و طالب رضوان هست ]مانند كسى هست كه روى به خشمى از خدا آورده [ و دچار غضب و سخط از خداگرديده‏] و جايگاهش جهنم هست؟ و چه بد بازگشتگاهى [ و نقطه برگشت بدى‏] هست».
اين آيه به روشنى گايشاناى اين حقيقت هست كه عده‏اى از انسان‏ها، رو به غضب الهى مى‏آورند و او را با اسماى غضب ملاقات مى‏كنند كه از آثار اون جهنم هست و اونان را در اونجا جاى مى‏دهند.ر.ك: قيام قيامت، صص 85-100 و معاد يا بازگشت بسوى خدا، ج اوّل، صص 87-123.
نقض ميثاق و شكست توبه‏ها موجب لعنت شود در انتها
نقض توبه و عهد اون اصحاب سَبْت موجب مسخ آمد و اهلاك و مقت‏
مثنوى معنوى، دفتر پنجم، بيت 2591 و 2592.


منبع: nahad.net

124:

بهشت و جهنم فرضیه ای هست که مذهبیون برای تسخیر انسانها به کار گرفتند تا انسان آزاد را از گوهر اصلی بیاندازند و انسان را در دو دید خلاصه نمايند یا بد یا خوب !!!

125:

من هم به بهشت و جهنم اعتقاد دارم

به نظر من کسی که داری تفکری درباره نبود بهشت و جهنم دارد به خدا هم اعتقادی ندارد

به نظر منم اصلا ربطی به مذهب نداره چون یه ندای دورنی

126:


امید جانم ؛ با اینکه برادر منی هم اینجا هم بیرون سایت ؛و میدونی که خیلی هم دوست دارم با نظرت موافقم اما بهشت و جهنم در درون آدمه انسانی که دیگرا رو میرنجونه ؛ جهنمی برای خودش درست میکنه که تا ابد رهاش نمیکنه ؛ و بر عکس

127:


منم

اگه انسان به بهشت وجهنم اعتقاد نداشته باشه

اصلا یه سوال دارم انسان برا چی به دنیا اومده ؟

128:

انسان برا چی دنیا اومده

که چی بشه

آخرش که چی

خوب و بد میمیرن و هیچ کس هم به جاودانگی نمی رسه


اصلا خوب باشیم که چی
بد باشیم که چی

هدف از آفرینش انسان و کلا دنیا چیه

عزیزان اگه جوابه منو بدین خیلی ممنونم

129:

کورش فلسفه وجودی مذاهب فارغ از بحث بهشت و جهنم همین هست .
انسان وقتی در کادر مذهب برنامه میگیرد یعنی خود را پیرو یک مذهب میداند مجبور هست که تحت ایدئولوژی اون مذهب جهان را اونگونه که مذهبش میگوید ببینید منظور از بایدها و نبایدها همین هست که به فرد بگوید چه چیز خوب هست و چه چیز بد هست .
انسان حتی اگر در چارچوب مذهب هم نباشد باز هم به خوبی وبدی اعتقاد دارد .

فرضا بنده یک نظری را ارائه میدهم واکنش ذهنی یا درونی شما چه خواهد بود؟ یا با نظر من به عنوان یک نظر خوب موافقید یا بعنوان یک نظر بد مخالفید.

در تمام مسائل همین هست.

یا چیزی از نظر فرد خوب هست یا بد.حالا جدای از تقسیم بندیها ی خوب و خوبتر و خوبترین یا بد وبدتر و بدترین.مهم واکنش بیرونیست در این رابطه که مذاهب به پیروانشان دستور میدهند در مقابل با یک موضوع چگونه رفتار نمايند.

یک فرد بیدین البته بهتر هست بگویم بی مذهب که پیرو هیچ مذهبی هم نیست او هم در مورد تمام مسائل اینگونه قضاوت میکند تمام مسائل پیرامون خود را یا خوب یا بد میداند اما آزادانه میتواند با اختیار با اونها برخورد کند نه به دستور مذهب.

اما این در زندگی فردیست (که خالی از اشکال هست) در زندگی اجتماعی مجبور هست مطابق مقررات در مورد واکنش به خوبی و بدی تصمیم بگیرد.

در کل وقتی انسان وارد مذهب میشود بواسطه مذهب تسخیر خواهد شد این ربطی به بهشت وجهنم ندارد اما بهشت و جهنم حکم تشویق و تنبیه را ایفا مینمایند تا فرد بر پايه این تشویق و تنبیه بهتر تصمیم گیری نماید به عبارتی بهشت و جهنم حکم کاتالیزور را دارند .


130:

اینقدر آدم بی دین و ایمان هست که خدا ما بچه مسلومانرو نسوزونه! خدا خیلی ارحم الراحمین ، آیه ی قراون هست که بهشت 7 درب دارد و جهنم فقط 1 درب ببینید که چقدر وارد بهشت شدن راحت تر از وارد جهنم شدنه البته نافرموده نمونه که منظور از این درب ها فقط برای تجسم کردنه وگرنه هیچ دربی وجود ندارد !!!

131:

دوست عزیز اگر شما کمی اهل قرائت قران بودید همچین سوال بچه گانه نمیکردید که وقت ما را بگیرید خداوند در قران میفرماید از هر کسی به اندازه علمش سوال میکنیم نه کمتر و نه بیشتر کسی که از مذهب فارق هست و کار نیک انجام میدهد هم به جزای فارق بودن از مذهب میرسد(در صورتی که با او اتمام حجت شده باشد)و هم به کار نیک

132:


چقدر به نظریه تکامل اعتقاد داری؟؟؟
و نظریه سیر کمال؟؟

133:


خب آخرشم بگو بعد 100 سال به تکامل رسیدیم کی چی میمیریم که

134:

شما اصلا محتوای سوال را متوجه نشدید !!! و متوجه نیستید که علیرغم سادگی یکی از بحثهای پايه ی روز را دنبال میکنه .!!!وای بر من که یکی از مخاطبانم شما باشید که فقط به ظاهر مسائل توجه دارید!!!! حجت بر من تمام شد !! بنده دیگر با شما کاری ندارم .هر چه هم میخواهید بگویید .مهم نیست.!! چون از شما توقعی نیست.

(تا مرد سخن نفرموده باشد عیب و هنرش نهفته باشد).

هیچ توقعی از شما ندارم.

135:

دوست من پايه ا همانگونه که اشاره کردید مذاهب انسان مذهبی را یک ایدیولوژیست بار میاورد؛انسان مذهبی بر پايه مذهب و آموزه حرکت میکند و رشدش هم در راستای همین محوریت هست.
بدی و خوبی هم صرفا یک حصار هست برای محدود ساختن اراده و آزادی انسان ؛ بگذارید سلیس بازگو کنم:
از دید شما اونچه که بد هست تاریک هست؟
و اونچه که خوب هست روشنی؟

136:



عزیز من کی فرموده که مذهب انسان را محدود و محصور میکنه

تازه به عنوان یک پشتیبان و تکیه گاه فوق العاده محکم عمل میکنه

در همین دین اسلام فرموده شده که عقل برترین چیز ممکنه هست

137:

ای بابا شکسته نفسی نکن بگو کم اوردم نترس کسی نمیخنده من سطحی نگرم یا تو که از هر گردی گردو میسازی نبایدم توقع داشته باشی چون هر جا من باشم تو محکومی

138:

بنده و شاید بسیاری دیگر چیزی از شما ندیدیم .شمادر هیچ تاپیکی اصلا نظری ارائه نکرده اید چه رسد به محکوم کردن !!! شاید به نظر شما این که بگید با فلان چیز مخالفم اونرا محکوم کرده اید ؟!!!!! شما فقط میگید مخالفم ، قبول ندارم ، بچه گانه هست و....

ودیگه اینکه برای عده ای تنکس بزنید !!!!!اگه ممکنه یه پست نشون بدید که غیر از اینها باشه و واقعا از خود نظری ارائه کرده باشید!!!! ببخشید حواسم نبود .اگه پست رو هم نگید اشکالی نداره از شما توقع ندارم.


139:

سوال شما این هست که هدف از زندگی کردن چیست؟ شما فکر می کنید زندگی تنها وقتی هدف دارد که جاودان باشیم؟ تنها وقتی که بهشت و جهنمی وجود داشته باشد
اگر بهشت و جهنم نباشد دنیا ارزش زندگی کردن ندارد؟
به نظر من عقیده به بهشت و جهنم همین عمر ما را هم زایل می کند

140:


امید جان خوب نوشته منو بخوان ؛ مذهب بینشی نیست آموزه ای هست

141:


بهشت جهنم بحث بسيار پيچيده و سنگيني كه كه وجود دارد و هيچ كس در بين ما نمي تواند دليل محكم و قايشان از تجربه شخصي خود داشته باشد را بازگو كند و فقط فقط بسنده به اديان و اعتقادات خود مي كند ، ايا براستي كسي هست در جمع ما تجربه اي از بهشت و جهنم داشته باشد ، و اين ادعا را به شدت اثبات و يا انكار كند همه مي گايشانند كه شكلات خوشمزه هست و يا فلان گل خيلي خوشبو هست و يا اتش خيلي داغ هست ، ايا براستي كسي كه هيچ كدام از اين اينها را نديده باشد و يا نخورده يا نچشيده باشد مي تواند براستي عمق ، ذات اون را درك كند .فقط بر ميناي مطالعهمطالب و تفكر و ...................
هستند كساني كه اعتقادبه بهشت و جهنم دارند و هم هستند كساني كه هيچ اعتقادي به بهشت و جهنم ندارند و هر دو گروه همانند دو خط موازي كنار يكديگر پيش به جلو مي روند و نمي توانند همديگر را در يك نقطه قعطح كنند و لازم و مبذول هستند چرا اگه هر كدام از اينان نباشند ؛ اون يكي هيچ معنايي ندارد ، سياه در جايي خود را نشان مي دهد كه سفيدي حضور داشته باشد و بر عكس .
و حال كدام سياه و كدام سفيد بماند .......

142:

سلام
بله در اسلام ظاهــــــرا فرموده شده که عقل برترین چیز ممکنه هست.اما به محض اینکه سوالاتی طرح میشه که علمای اسلامی از پاسخگویی اون عاجزند وانمود مینمايند که عقل بشر در درک حقایق عاجز هست و بدینوسیله از پاسخگویی که طفره میروند هیچ بلکه به عقل و شعور انسانها نیز توهین مینمايند.در اصل به امت میگویند تعقل و تفکر ننمايند!!!

143:


مسلمه که نداره

پس شما اعتقاد داری همه ی انسان ها سپس اتمامه زندگیشون با هم برابرن
کسی که تمامه زندگیه خودشو برای کمک به امت گذاشته
با کسی که به حنایات مختلفی دست زده برابره

پس شما کلا به وجود خدا هم اعتقاد نداری
اگر شما به خدا اعتقاد نداری کاملا درست میگی

144:

درود
نه این حرف اشتباه هست تا وقتی عقل فرمان دهد علما چی کاره هستند

چنین حرفی اصلا مورد قبول نیست تا وقتی که عقل فرمان دهد کاملا درست هست

اگر علما واقعا اسلامی باشند هیچ وقت چنین حرفی نمی زنن پس مسلمه علمای که این را

می گویند اصلا عالم نیستند

بازم تاکید می کنم عقل و نه دل

145:

چه اشکالی داره اگه زندگی تموم بشه، آیا نباید از این موقعيت هستفاده کرد؟ مهم نیست که جاویدان نیستیم، مهم اینه که برای مدتی هرچند کوتاه در این جهان هستیم و باید از همین نهایت هستفاده را کرد
آیا ما باید خوب باشیم چون بهشت هست؟ باید مرتکب اشتباه نشویم چون ما را می سوزونن؟
این اصلا مهم نیست که دیگران (خ دا)در مورد ما چه فکری میکنن، مهم اینه که ما خودمونو بشناسیم و سعی کنیم طوری زندگی کنیم که رضایت خود و دیگران را جلب کنیم، باید خودمونو اونتوری که هستیم بپذیریم

146:

دوست گرامی انسان حتی اگر مذهبی هم نباشد باز هم حول محور عقاید خود گرفتار هست و باید اونها را رعایت کند .

اگر توجه داشته باشیم انسان همواره مجبور به عمل در یک چارچوب (حتی چارچوب خود ساخته) هست.مگر شما میتوانید خارج از چارجوب عقاید خود رفتار و یا اندیشه و تفکر نمایید؟! آزادترین انسانها نیز به نوعی خود را محدود و محصور مینمايند.

اما در اینکه مذاهب نیز انسان را در کادر خود (مذهب) محصور مینمايند شکی نیست و این تحصیر امریست که از بالا و خارج از خواست و حیطه انسان اجرا میشوند.اگر انسان این نوع محصور شدن را نمیپسندند باید به نوعی از اون مذهب خارج شود.
بنده از مذهب به عنوان یک راهنما و مشاور هستفاده میکنم نه یک آمر و دستور دهنده .

شاید برای تشخیص خوبی وبدی از مذهب و یا مذاهب کمک بگیرم اما در نهایت با بررسی و تحقیق و بر پايه عقل و منطق, خــــــــــــــــــــــــ ودم تصمیم میگیرم.

بنده خودم را محکوم به قبول تمام خوب و بد های مذاهب با چشم و گوش بسته نمیدانم.

بنده همانگونه که برای رسیدن به حقیقت از کتب و نظریات دیگران (مثل شما و ....)استفاده میکنم از مذهب نیز چنین کمکی میگیرم.

فکر کنم جواب دو سوالتان داده شد .

اگر نه .بفرمایید تا توضیحات بیشتر را تقدیم کنم.

147:

در مورد این سوالتان:
هدف از زندگی کردن چیست؟
دوست عزیز تا به حال جایی ندیده ام کسی جوابی در خور به این سوال داده باشد

اگر بهشت و جهنم نباشد دنیا ارزش زندگی کردن ندارد؟
ارزش زندگی بستگی چندانی به وجود بهشت و جهنم ندارد اما بهشت و جهنم در نقش تشویق و تنبیه میتوانند به شکل گیری شخصیت و رفتار انسان کمک نمايند.

امروزه روانشناسان در مورد نقش تشویق و تنبیه در شکل گیری شخصیت انسان توافق نظر دارند.


به نظر من عقیده به بهشت و جهنم همین عمر ما را هم زایل می کند
لذائذی در همین دنیا وجود دارد که اگر بصورت صحیح زندگی کنیم میتوانیم همین دنیا را برای خود بهشت کنیم.

فرض کنید کارمند یک اداره اید که بخاطر دریافت بهروری ، کارانه ، پاداش ، اضافه کاری و...

تلاش بهتری از خود نشان خواهید داد

148:

دوست عزیز شما نظر خودتون را میگید واز نظر بنده نیز کاملا منطقی میفرمایید.

عقل بهترین موهبت الهی ست.

اما محال هست در کتب علمای اسلامی با جملاتی با این مضمون روبرو نشوید: "عقل انسان از درک بسیاری واقعیات عاجز هست" .

یا "علم 72 باب دارد و انسان در بهترین شرایط فقط قادر خواهد بود 2 باب اونرا درک کند"! برای نمونه میتوانید به چند تاپیک بنده منجمله تاپیک نام عبدا...

مراجعه فرمایید.

با این حرفها هم از جواب دادن به سوالات طفره میروند ، هم باعث میشوند ماهیتشون رو نشود و هم انسان را در شناخت برخی مسائل محتاج و وابسته به علما نشان دهند.اصلا قضیه مرجع تقلید نیز از همین ایده ناشی شده هست!!!یعنی چون عقل امت از درک بسیاری مسائل عاجز هست باید بدون بررسی و تحقیق هرچه مرجع میفرمایند قبول نمايند.


149:

این حرف بچه گانه ی شما مثل این می ماند که کسی بگوید:
پس از اونجا که عقل انسان قدرت پاسخگویی به همه چیز را دارد،از این به بعد بهتر هست انسان ها از رفتن به مطب پزشک جدا خودداری نمایند و در مورد بیماری ها هیچ راهنمایی از پزشکان نگیرند و هر وقت احساس بیماری کردند سریعا بروند 10 سال درس بخوانند تا علت مشکل خود را بیابند.


150:

درود دوست گرانقدر
شما درست میفرمایید هیچ کس تا بحال بهشت و جهنم را تجربه نکرده و ما قصدمان این هست که همین نظریات متفاوت را بدانیم و بررسی کنیم .

کما اینکه شما نیز دوبار نظرات جالبی ارائه فرمودید.


151:

شما که ظاهرا یک مدیر هستید نباید بی احترامی کنید .

آیا از قضیه فریاد ( دوست عزیزتان که در کافه با هم هم میز بودید)از بنده کینه به دل گرفته اید؟!!!!!!

152:

من نظری ندارم فقط شنیدم میگن جهنم هواش خیلی گرمه
و بهشت هم که هواش خوبه
کلا بچه مثبتها رو میبرن بهشت بچه منفی ها منجلمه خود منو میبرن جهنم
حالا اونجا چی بر سرمون میاد و دیگه نمیدونم

153:

فریاد؟؟اگر کمی بحث های تالار مذهب را پیگیری می فرمودید متوجه می شدید که بنده و فریاد به هیچ وجه هم عقیده نیستیم.در ضمن لطف می فرمایید به بنده بگویید در کجا به شما توهین کرده ام؟ واقعا فکر می کنید پست هایی که زده اید ارزش کینه به دل گرفتن دارند؟؟

154:

دوست عزیزم کاملا با حرفات موافقم مراجع همانند پزشک هستند و برای امت نسخه میپیچند بسیار مثال قشنگی زدین

155:



نه من از شما پرسشی کردم و در یک سخن تایید کردید که مذهب محصور نماينده انسان هست اما در باب دویم من که فرمودم اونچه تاریک هست بد هست؟پاسخی ندادید

156:



اصلا مگه میشه بدونه چشمداشت به چیزی خوبی و یا بدی کرد

خود شما برا این خوب هستی که خوب دیگران رو هم نسبت به خودت ببینی

و گرنه خوب نمی مونی چون دلیلی نمی بینی

درسته تو حرف داری میگی ولی خودتم می دونی که اینطوری نیست

خود شما اگه جایی کار کنی و حقوق نگیری مطمئن با که دیگه نمیری

وقتی می تونی منکر بهشت و جهنم شی که خدا رو قبول نداشته باشی

و بگی خدایی وجودنداره و زندگی بی هدف

وهمه چیز با مردن شون فنا میشن پس یه کسی مثل ادیسون و مثلا صدام هیچ فرقی

باهم ندارن چون هر دو فنا میشن و فرقی بین عمل خوب و بد نمی مونه

157:



ببینید به نظر من اینم راه حلی که خود علما به ظاهر دینی گذاشتند چون برای کاری علت خاصی پیدا نکردن و از نظر خودشان نتوانستند به اون مسئله راه پیدا کنن چنین چیزی را
بیان کرده اند ( در واقع سر خودشان رو اول از همه کلاه گذاشتند)

مهم ترین منبع ما و اصلی ترین منبع اسلام که قراون میباشد فرموده که اول عقل
پس وقتی قراون به چنین صراحتی فراخوان نموده دیگه نباید به سراغای علمای به ظاهر دینی
رفت

158:

در پست قبلی پرسیده اید آیا اونچه بد هست تاریک هست؟ و در پست اخیر پرسیده اید آیا اونچه تاریک هست بد هست؟ شاید برای بسیاری این دو سوال یک معنا داشته باشد اما برای بنده دو برداشت دارد.

چنانچه منظورتان را از تاریکی بیان فرمایید بهتر میتوانم جواب دهم.

اما در کل بنده بدی را صرفا با عقل خود میسنجم و تاریکی را نیز اینچنین .

159:

همه چیز به ما و عمل ماست

بهشت عمل من هست

جهنم عمل من

هرکاری را مزدی در خور سزاست

ما نیز مزد خود را خواهیم گرفت



160:


کاملا موافقم زیرا در غیر اینصورت خدا به ما عقل نمی داد و ما هم مثل بقیه ی موجودات اعم از گیاهان و حیوانات بودیم

پس فرقی داشتیم که خداوند به انسان عقل داده مگر اینکه منکر وجود خدا شویم

161:

بله منظورم یکی هست.
آیا اونچه که در تاریکی هست بد هست؟

162:



هر کس برای خود هدفی را در زندگی مشخص می کند و داشتن هدف در گرو جاودانه بودن نیست


روان پزشکان به بیمارانی که دچار توهم شده اند دارو تجویز می نمايند

برای رسیدن به بهشت اسلامی باید قوانین سادیستی و ضد بشری محمد را آویزه گوش کرد باید سختی کشید، باید برخلاف میل خود و دیگران زندگی کرد


163:

اگر چشمداشتی هست در همین دنیاست نباید به خاطر بهشت و جهنم تخیلی دست به کاری زد


خود شما برا این خوب هستی که خوب دیگران رو هم نسبت به خودت ببینی

و گرنه خوب نمی مونی چون دلیلی نمی بینی
</STRONG>

دلایل در درون انسانهاست، رضایت از خود و دیگران، نه کسب رضایت موجودات سماوی


درسته تو حرف داری میگی ولی خودتم می دونی که اینطوری نیست

خود شما اگه جایی کار کنی و حقوق نگیری مطمئن با که دیگه نمیری

حقوق را در همین دنیا می گیریم، برای خوب بودن چه پاداشی بالاتر از اینکه دیگران هم با ما خوب می مانند

وقتی می تونی منکر بهشت و جهنم شی که خدا رو قبول نداشته باشی

و بگی خدایی وجودنداره و زندگی بی هدف

وهمه چیز با مردن شون فنا میشن پس یه کسی مثل ادیسون و مثلا صدام هیچ فرقی

باهم ندارن چون هر دو فنا میشن و فرقی بین عمل خوب و بد نمی مونه
چه قدر عجیب هست که شما جاودانگی را شرط لازم برای خوب بودن می دانید، فرق ادیسون با صدام این هست که ادیسون در تمام مدت عمر خود بهتر از صدام بوده هست، تمام مدتی که زندگی کرده هست.

چرا باید یک شرط واهی دلیل نیکی باشد .

ما در مدتی که زنده هستیم شرایط لازم برای راضی بودن از زندگی را فراهم می آوریم سپس اینکه مردیم دیگر توانایی پردازش اون را نداریم که از نبودن خود ناراحت باشیم چون دیگر نیستیم، همینطور هست در مورد قبل از متولد شدن ما، ما فقط در وقتی که زنده هستیم می توانیم شادی را حس کنیم ، احساس رضایت را حس کنیم، آیا نباید از این موقعيت هستفاده کنیم

164:

1- اولا که اگر شما خدا رو قبول داشته باشین مطمئنن بهشت و جهنم رو هم قبول دارید

2- این درون انسان هست که انسان رو به سوی خدا برنامه می دهد پس اگر چنین خدایی

کمالی وجود دارد مسلما برای پایان این دنیا هم برنامه ی ویژه ی دارد

3- خب خود شما جواب خودت رو تو حرفای خودت دادی (حقوق )

چون کسی که بهشت وجهنم واقعا اعتقاد نداشته باشد یکبار دیگه تاکید می کنم واقعا و نه

فقط تو حرف هیچ کاری خوبی که پاداشی سریع برایش نداشته باشد انجام نمی دهد البته

چنین شخصی خدا رو هم قبول ندارد و دلیلش هم برای خودش هم منطقی و کافیست و هم

برای من

4-استفاده از موقعيت برای شادی من نمی دونم چه ربطی به وجود و یا انکار بهشت یا جهنم

دارد

مگر همه ی افرادی که بهشت و جهنم اعتقاد دارن فقط غمگین ناراحت و در قید و بند هستند

اتفاقا خود عامل بهشت و جهنم باعث شادتر شدن افراد می شود

باعث میشود خیلی از زشتی ها بوجود نیاید

و باعث میشود خیلی از زیبایی ها بوجود بیاید


حالا من یه سوال از شما دارم شما به خدا اعتقاد دارید یا نه ؟

165:

همانطور که فرمودم:
برای رسیدن به بهشت اسلامی باید قوانین سادیستی و ضد بشری محمد را آویزه گوش کرد باید سختی کشید، باید برخلاف میل خود و دیگران زندگی کرد

برای من جاودانه بودن خیلی آزار دهنده هست، من نمی خواهم برای همیشه زنده باشم، وجود دنیایی دیگر مرا شاد نمی کند

166:

ضمنا برای اعتقاد داشتن به دنیای پس از مرگ نیازی به اعتقاد به خ دا نیست

167:

نقل قول:
در مورد این سوالتان:
هدف از زندگی کردن چیست؟
دوست عزیز تا به حال جایی ندیده ام کسی جوابی در خور به این سوال داده باشد

اگر بهشت و جهنم نباشد دنیا ارزش زندگی کردن ندارد؟
ارزش زندگی بستگی چندانی به وجود بهشت و جهنم ندارد اما بهشت و جهنم در نقش تشویق و تنبیه میتوانند به شکل گیری شخصیت و رفتار انسان کمک نمايند.

امروزه روانشناسان در مورد نقش تشویق و تنبیه در شکل گیری شخصیت انسان توافق نظر دارند.


به نظر من عقیده به بهشت و جهنم همین عمر ما را هم زایل می کند
لذائذی در همین دنیا وجود دارد که اگر بصورت صحیح زندگی کنیم میتوانیم همین دنیا را برای خود بهشت کنیم.

فرض کنید کارمند یک اداره اید که بخاطر دریافت بهروری ، کارانه ، پاداش ، اضافه کاری و...

تلاش بهتری از خود نشان خواهید داد



چرا همه چیز را در کادر اسلام میبینید؟ قصدمان در اینجا بررسی نظرات راجع به بهشت و جهنم بطور کلی هست، نه از نظر اسلام .پرسیده ام نظرتان راجع به بهشت و جهنم چیست؟ اصلا کاری به مذهب نداریم .نپرسیده ایم فلان مذهب در مورد بهشت و جهنم چه نظری دارد.

168:

شما بگوئید برای رسیدن به بهشت باید از چه دستور العملی پیروی کنیم

169:

بیا یکی از آهنگ های بنده را تهیه کن و هزینه اش را بپرداز، یک وجب از خاک بهشت برای تو.
هرچه بیشتر، مصاحت بیشتری از بهشت را مالک خواهی شد.


170:

داش علی بچه ی امت رو اذیت نکن!!!

171:

اذیتی در کار نیست حامد عزیز.
مگر میتواند خلاف این ادعای بنده را ثابت کند؟!! بنده چنین وعده ای داده ام و در قیامت هم به اون عمل خواهم کرد، اگر نکردم اونجا میتوانند یخه بنده را بگیرند و به خداوند اعتراض نمايند.



به هر حال ایشان راهکار خواستند و بنده هم یکی از راهکارها را خدمت ایشان عرض کردم.


البته اگر هدف واقعی ایشان رسیدن به همان بهشت موعود باشد.

172:



شما خودتم قبول داری ولی نمی خوای بپذیری
من یه مثال می زنم شما میدونی که آتش می سوزاند بنابراین هیچ وقت دستت رو در داخل آتش نمی کنی همه موجودات انشان و حیوانات هم این را می دانند چون قابل تجربه هست

و مسئله بعدی وجود چیزی ست که به ظاهر قابل رویت نیست دقیقا مثل خدا و مثل بهشت وجهنم که چون برا انسان ها در این دنیا شکل ظاهری ندارد و قابل لمس نیست پس وجود ندارد

یکم بیاندیش ببین دنیایی به این کاملی ممکن انهتاش اینطوری تموم بشه

173:


ببین شما چشمه خودت رو بستی و فقط متعصبانه داری نگاه می کنی
این رو فقط حضرت محمد نفرموده بلکه تمامی پیامبران برا این نکته تاکید داشته اند
حالا اگه شما با دین اسلام مشکلی داری خب بهتر بجای این دین دیگری برای خود
بر گزینی

و اصلا کی فرموده و در کجا که باید به سختی زندگی کنی کسی که می خواد دین داشته باشه
دین فقط وسیله ای برای رسیدن به خداست همین و بس و نه وسیله ای برای سختی

174:

دلیل من برای قبول نداشتن خ دا ندیدن و لمس نکردن نیست

175:

میتوانم دلیل شما را برای رد و انکار خدا بدانم؟

176:

برای فرمودن دلیل باید ابتدا خدا را تعریف کرد

خدا خالق هست؟
ماده خالق ندارد

خدا عادل هست؟
کودکان زیادی بدون اونکه والدینشان ازدواج فامیلی کرده باشند با معلولیت به دنیا می آیند

باید بگویم که اگر من خ دا را ببینم باز هم ایمان نمی آورم، برای رسیدن به خ دا نیازی به دیدن نیست باید مغزم اونرا بپذیرد

اگر خدا وجود داشته باشد او یک تومور بدخیم هست

177:

مشکل ِ شما اینه که اصلاً نمی‌دونی خُدا چیه یا کیه...


178:


آفرین همین خدا باید بینشی باشد نه آموزه ای

179:


جوکر گرامی ایشان خدا را تعریف نکردند تفسیر کردند

180:

شما برای ما تعریف کنید

181:

و چه چیزی ما را به مقام ربوبیت می رساند؟

182:

شماسفسطه گر خوبی هم نمی شوید
اتفاقا شما خیلی تعصبی به موضوع نگاه می کنید
با خودت ره راست باش و دیگه خودت رو نمی تونی گول بزنی

من هر چه قدر بگم فایده ای ندارد
من برای افکار شما احترام قائلم

183:


اتفاقا خیلی خوب هم می دانم خدای من کیست
برای همین هم هست که به بهشت و جهنم اعتقاد دارم

184:


نکته ی بعدی اینکه شما فقط بعد جسمی رو می بینید و اعتقادی به روح ندارید

185:

وقتی که دینی نداشتم هنوز خ دا را قبول داشتم، اما فهمیدم که خ دا فقط وسیله ای برای بد و بیراه فرمودن هست، دیگر به چیزی تبدیل شده بود که هرگز نمی توانستم دوستش داشته باشم، تا روزی که فهمیدم خ دایی نیست اما برای مدتی هنوز حسش می کردم
این حس ادامه داشت تا به یک مطلب در مورد تئونورولوژی بر خوردم
و اکنون آتئیست هستم، نه یک خ دا ستیز
دیگر به خ دا دشنام نمی دهم

186:


باهات موافقم اگه خدا رو قبول نداری تمامی مطالبت درسته

187:

من دقیقا برعکس تو

ولی وقتی با خدا به آرامش رسیدم و اون را کاملا حس کردم الانم دارم هر لحظه باهاش زندگی میکنم
تمامه لذات و سختی های زندگیم رو باهاش شریک هستم
تکیه گاهم هست تکیه گاهی که به هیچ عنوان فنا پذیر نیست

188:

خ دا را دوست ندارم چون عادل نیست
یک نفر زیدان میشود و دیگری معلول جسمی مادر زاد، صورت یکی را فرشتگان در آسمانها نقش کرده اند و دیگری زشت و hideous هست
یکی اینشتین می شود و دیگری حتی نمی تواند اشیا را لمس کند، از کودکی اشیا را درون دهان خود نمی کرده هست
یکی هشتاد سال سالم زندگی می کند، یکی از بدو تولد مثانه ندارد
این مهم نیست که چه قدر تلاش می کنیم، ما قربانی سقف هستعداد های خود هستیم، روزی که فهمیدم همیشه خواستن توانستن نیست
یکی در کمال آزادی و رفاه متولد می شود، یکی قربانی رنگ پوست خود هست
چه قدر این چیزها منزجر نماينده هست؟ چرا وقتی بی عدالتی از ناحیه انسان باشد اونرا ناجوانمردانه می خوانیم اما وقتی آفرینش (خ دا) مشکل دارد اونرا از سر لطف بارگاه الهی می دانیم و نام نعمت و موهبت بر اون می نهیم

189:

شما فقط عدالت رو برابری می بینید

ولی به نظر من عدالت به برابر ی نیست

190:

نکته اینجاست شما خدا رو قبول دارید ولی می گویید عادل نیست

191:

نه خیر، خ دا وجود ندارد چون اگر می خواست وجود داشته باشد می بایست عادل می بود
اینکه فرمودم خ دا را دوست ندارم مربوط به وقتی بود که هنوز اون مطلب را نخوانده بودم

192:

الان بالا خودت فرمودی خدا هست ولی عادل نیست

193:

خ دا وجود ندارد و این واضح ترین و شفاف ترین حقیقتی هست که در این لحظه به اون می اندیشم
فرموده شد اعتقاد به خ دا در درون من وجود داشت تا موقعی که فهمیدم شرایط اصلی برای وجود خ دا در ذهن من از بین رفته هست، پس از اون با این حقیقت ناب که خ دا وجود ندارد و هیچ وقت وجود نداشته هست روبرو شدم

194:

تو حرفات تضاد داری یکبار میگی عادل نیست بار دگر میگی وجود ندارد

195:

تمام ادیانی که آمده اند مگر غیر از این چیزی میگویند؟ پندار نیک ؛ فرمودار نیک ، کردار نیک ودر یک کلام زندگی نیک .
شما اگر پیرو هر یک از ادیان باشی به دستوراتشان باید عمل کنید تا به بهشتی که در چارچوب اون دین یا مذهب وعده داده شده برسی.

و اگه به هیچ یک از ادیان ایمان نداشته باشی باید حرف خدا رو عمل کنی یعنی نیک زندگی کنی و کسی رو آزار ندهی .

اگه خدا رو قبول نداشته باشی باز هم باید به کسی آزار نرسونی پس برو یکی از آهنگهای علی متالیکا رو بخر تا اذیت نشه بعد بیا تا سند یک قطعه از بهشت رو به نامت کنیم.

196:


این که خدا مخلوقات خود را برابر و تحت شرایط یکسان ایجاد نکرده دلیلی بر بی عدالتی او نیست.
فرض کنید جهانی را که همه با هم برابر و دارای شرایط یکسان بودند آیا دیدن این همه یکسانی عذاب آور نیست؟
اگر همه یکسان ایجاد میشدند اونگاه نمیتوانستیم اینها را از هم تشخیص دهیم : خوب از بد ؛ بالاتر از پایین تر ؛ بیمار از سالم ، کامل از ناقص و......

.

اگر همه یکسان بودند کسی نمیدانست در چه وضعیتی برنامه دارد بیمار هست یا سالم ، کامل هست یا ناقص و....

اصلا واژه هایی مثل خوب و بد ، بیمار و سالم ، کامل و ناقص ،سفید و سیاه و.....

معنا نداشتند.


اما اینک که خداوند با حکمت عالی خود همه را متفاوت آفریده اند همه میدانند در چه وضعیتی برنامه دارند و بدینصورت خوبی و بدی و...

معنا دارند در اینصورت هست که فرد سالم وقتی خود را با فرد بیمار مقایسه میکند خدا را سپاس میگوید و فرد بیمار از خدا طلب سلامتی میکند و در جهت بدست آوردن سلامتی میکوشد.اگه همه با هم برابر باشند دیگه کسی برای پیشرفت تلاش نمیکنه اصلا پیشرفتی نیست اصلا تغییر وضعیتی نیست .

اجازه دهید مانند دوستمون جوکر از اون مثالها بزنم : فرض کنید دنیای ما یک دست ورق باشه با52 برگ که همشون آس گشنیز باشند .

کدومشون میفهمند چه جایگاهی تو دنیاشون دارند.

اصلا نگاه کردن به چنین جهانی با این همه یکنواختی و یکسانی عذاب آور نیست؟!!!!!

197:

من بدون اعتقاد به خ دا و ادیان هم به کسی آزار نمی رسانم، برای بهشت هم تره خرد نمی کنم و از لولویی مثل جهنم نمی ترسم و منتظر حوری whorey هم نیستم

198:

برابری equality با شباهت similarity تفاوت دارد
انسانها باید در آفرینش خود برابر باشند، یعنی در ازای زحمتی که اینشتین کشیده همه به همان مقام برسند، منتها همه اینشتین نمی شوند چون هر کس توانایی انتخاب دارد، هیچ کس نباید قربانی کم هستعدادی خود باشد، اونچه انسانها را از هم متفاوت می کند باید تلاش اونها و انتخابهای اونان باشد
شکایت من از آفرینش نه به این خاطر هست که خواهان برابری مطلق هستم بلکه از این گاف gap بین انسانها رنجیده ام
انسانها در هستعداد های خود همانند یک نمودار ناقوسی هستند، اما اگر با درایت به این نمودار نگاهی بیندازیم در می یابیم که تفاوت بین ابتدا و انتهای اون بسیار هست
کسی که چند برابر زیدان تلاش می کند باید به مقام او برسد، نه اینکه از ابتدا فلج باشد یا با ده برابر تلاش در مسیر درست به یک دهم توانایی او هم نرسد
نکته اینجاست که در راه رسیدن به یک هدف باید پشتکار و سخت کوشی ملاک باشد نه کم هستعدادی یا ناتوانی

199:

به تعبير زرتشت، بهشت و جهنم رو انسان ها براي خودشون مي سازن، و اين دو ماورايي و فرا بشري نيستن.
درواقع خرابي و ايشانراني بشر رو به دوزخ و آبادني و پيشرفت و انسانيت رو به بهشت يا پرديس تشبيه كرده.



خودمم به جهنم و بهشتي كه خداوند تباراك و تعالي براي ما ساخته هيچ اعتقاد ندارم.
ما اگر روزي كار تكراري رو انجام بديم از اون خسته و چه بسا بيزار مي شيم.

حتي خوشايند ترين كارها!!!!
بهشت عبدي؟ اگر چنين جايي وجود داشته باشه و من اولين نفري باشم كه مي تونم به اونجا وارد بشم! انصراف مي دم.



زندگي يعني تكامل موجودات...

پس از مرگ ما زندگيي فراتر از گذشته با قابليت هاي بهتر يا شايد بدتر رو آغاز خواهيم كرد.

شايد ديگه نيازي نباشه كه با هواپيما سفر كنيم! چشممون رو مي بنديم و فقط اراده مي كنيم كه بريم فلان جا!

200:

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله irany نظر شما در مورد بهشت و جهنم چیست ؟
این که خدا مخلوقات خود را برابر و تحت شرایط یکسان ایجاد نکرده دلیلی بر بی عدالتی او نیست.
فرض کنید جهانی را که همه با هم برابر و دارای شرایط یکسان بودند آیا دیدن این همه یکسانی عذاب آور نیست؟
اگر همه یکسان ایجاد میشدند اونگاه نمیتوانستیم اینها را از هم تشخیص دهیم : خوب از بد ؛ بالاتر از پایین تر ؛ بیمار از سالم ، کامل از ناقص و......

.

اگر همه یکسان بودند کسی نمیدانست در چه وضعیتی برنامه دارد بیمار هست یا سالم ، کامل هست یا ناقص و....

اصلا واژه هایی مثل خوب و بد ، بیمار و سالم ، کامل و ناقص ،سفید و سیاه و.....

معنا نداشتند.


اما اینک که خداوند با حکمت عالی خود همه را متفاوت آفریده اند همه میدانند در چه وضعیتی برنامه دارند و بدینصورت خوبی و بدی و...

معنا دارند در اینصورت هست که فرد سالم وقتی خود را با فرد بیمار مقایسه میکند خدا را سپاس میگوید و فرد بیمار از خدا طلب سلامتی میکند و در جهت بدست آوردن سلامتی میکوشد.اگه همه با هم برابر باشند دیگه کسی برای پیشرفت تلاش نمیکنه اصلا پیشرفتی نیست اصلا تغییر وضعیتی نیست .

اجازه دهید مانند دوستمون جوکر از اون مثالها بزنم : فرض کنید دنیای ما یک دست ورق باشه با52 برگ که همشون آس گشنیز باشند .

کدومشون میفهمند چه جایگاهی تو دنیاشون دارند.

اصلا نگاه کردن به چنین جهانی با این همه یکنواختی و یکسانی عذاب آور نیست؟!!!!!



سلام
اول این نکته را البته داخل پرانتز عرض کنم که شناختی که امت از انشتین دارند کمی باید تغییر کند اینشتن بمب اتم و واکنشهای زنجیره ای را کشف نکرده هست.

در 1939-1944 دو دانشمند آلمانی مجاری الاصل در حال تحقیق در این باره بوده اند اما تحت شرایطی مجبور به مهاجرت از آلمان به ایالات متحده میشوند و میخواستند به رئیس جمهور وقت ایالات متحده نامه ای بنویسند با این مضمون :"آلمانها در حال ساخت بمب اتم هستند و ما نیز فرمول اونرا کشف کرده ایم به ما امکانات بدهید تا قبل از آلمانها به این بمب برسیم ".

ولی چون میدانستند رئیس جمهور شاید به انشتین بیشتر از اونها اعتماد داشته باشد به انشتین مراجعه مینمايند وخودشان متن نامه را مینویسند خطاب به رئیس جمهور و انشتین فقط نامه را امضا میکند.وسپس پس از کسب اجازه از رئیس جمهورخودشان مشغول به تحقیق میشوند وبه بمب اتم نیز میرسند.

اما امت فکر مینمايند انشتین اینکار را کرده هست.

امید وارم بحث منحرف نشود.
دوست عزیز اگر سلامتی و بیماری در کنار هم نباشند هیچیک معنا و ارزش پیدا نمینمايند افرادی مثل زیدان وقتی پی به سلامتی خودمیبرند که فرد بیماری را مشاهده نمايند اما طبعا خداوند قدرتی مافوق تصور در وجود اون شخص فلج میگذارد تا در جنبه های دیگر جبران اون نقیصه را بکند

201:

من نمی گویم در کنار سلامتی بیماری نباشد، اما بیمار شدن باید نتیجه سهل انگاری و عدم پیشگیری خود ما باشد نه امری جبری و حتمی برای عده ای خاص
اگر انسانها با هم برابر باشند باز هم انسانهای خوب و بد وجود خواهند داشت و دنیا با طیف وسیعی از اخلاقهای متفاوت و رنگارنگ پر خواهد شد، اما این تفاوت ها نتیجه تصمیمی هست که هر یک از ما می گیریم
چرا یک فردی که سیگار نمی کشد فقط به خاطر مسائل ژنتیکی باید همانند یک فرد آلوده به مواد مخدر مشکلات تنفسی داشته باشد؟ آیا این تفاوت ها خوش آیند هستند

202:

خسته نباشي
واقعا انسان تاسف ميخوره و ناراحت ميشه وقتي ميبينه يه سري افراد بيسواد و ناقص والعقل كه عدالت خدا را فقط در رسيدن به آرزوهاي خودشان ميدانند در مورد عدالت خدا نظر بدهند
اي روزگار بخشكي

203:

منم با نظر آقای ایرانی موافقم

به نظر من ایشون در حرفاش ضد و نقیض وجود داره

یکبار میگه خدا نیست

یکبار میگه هست ولی عادل نیست

204:

شما دارید از عدل تکوینی سخن میسرایید معنای عدل در نظام تکوین یا جهان خلقت ان هست که خدا در چنین نظامی به هر موجودی به اندازه شایستگی و قابلیت او نعمت داده هست اگر کسی میشود زیدان در ان دنیا باید به اندازه زیدان جواب دهد و کسی هم که معلول هست در حد یک معلول جواب میدهد

205:

کسی که لذت عدالت را نچشیده باشد با بی رحمی حکم به معلول بودن افراد می کند و در جواب به اینکه چرا معلول هستم می گوید لیاقت تو چنین هست
بعضی افراد فقط حرفی را قبول می نمايند که خ دا زده باشد و فقط دنیا را طوری دوست دارند که اونرا دیده اند
به قوانین بهتر و دنیایی بهتر نمی اندیشند و هر کس دم از آزادی و عدالت می زند خودخواه و خود پسند می نامند و می گویند می خواهد در کار خ دا فضولی کند چه گستاخ

206:

بنده پیش از حضور شما در این تایپیک نظر خود را فراخوان نموده ام و دگر قصد در ادامه بحث ندارم.
اما یکبار در جواب به شما عرض کردم چطور میتوانید وارد بهشت شوید که گویا شما طالب اون سخن نبودید.

(در واقع طالب بهشت نبوده اید)

اما این سخنان از شما قابل قبول نیست، زیرا در آواتورتان معنی آزادی برنامه گرفته هست و این مدینه فاضله کاربران نیست.

از این رو بد نیست آواتورتان را تغییر دهید تا اگر کلام قابل تاملی از دهانتان برخواست به جد تامل بر انگیز باشد.

207:

معلوم نیست اگر انسان معلول معلول نبود چه کثافت کاریهایی پیش بیاره حتما برای خاطر خودش بوده خدا علاوه بر عادل حکیم هم هست

208:

دوست عزیز بهشت بی نهایت هست به این معنی نیست که دیگر جهنمی نمی توند وجود داشته باشد.

وقتی می گویند لطف خدا بی نهایت هست یعنی دیگر هیچ لطفی وجود ندارد.

و هیچ کس نمی تواند لطف کند این حرف شما بیشتر به مغالطه شبیح هست.

بی نهایتی بهشت در نعمت های فروان اون هست به این صورت که نهایت نعمت خوبی و زیبایی هست.

209:

مومنین به جوی عسل و حوری هفتاد متری معتقد و دلخوش هستند.
ما هم به همین اعتقادات و سخنان مومنین دلخوش هستیم

210:

بسم الله الرحمن الرحیم

مومنان حقیقی "رضایت الهی "را بر هر چیز دیگری ترجیح می دهند که فعلا بحثی در این زمینه با شما ندارم اما در مورد " حوری هفتاد متری " لازم هست نکاتی را ذکر کنم ، چون بارها توسط بعضی از دوستان شما هم اشاره ای به اون شده هست ...
در قراون کریم پايه ا اون حوری و پری که در ذهن شماست نیامده بلکه " حورالعین " ذکر شده هست ...
زنان بهشتی زنانی توصیف شده اند که همانند مرواریدی در صدف ها یا همچون جواهراتی ( یاقوت و مرجان ) هستند .

این ها هم "تشبیه" هست و اشاره به لطافت ، زیبائی و پاکی آفرینش اونان هست .

( زنان بهشتی چنان هستند که وقتی آفریده می شوند حتی خودشان خودشان را ندیده اند و دست هیچ کس هم قبلا به اون ها نرسیده هست ) .
درباره زنان بهشتی در قراون آمده هست که اونان " عربا اترابا " هستند یعنی معشوق همسران خویشند و هم سن و سال هستند .
این "هم سن و سالی " هم که ترجمه شده می تواند به معنای توازن کامل از هر جهت باشد نه هم سن و سالی وقتی ...
اما بگذریم ...
اگر در روایتی چنین مطلبی ذکر شده هست که حورالعین بهشتی هفتاد متر هست حتما اون روایت را با سند مربوطه به طور دقیق در این بخش بگذارید تا اصل روایت مورد بررسی و کارشناسی برنامه بگیرد و قوت یا ضعف حدیث بررسی گردد ...
( هر صحبتی که درباره بهشت و دوزخ هست جایگاهش همان تاپیکی هست که اشاره کردم )

211:

محسن عزیز با این توصیف زیبائی که شما از حوریان بهشتی نمودید هر بنی آدمی محروم از لذایذ دنیوی حریص تر از پیش برای رضایت خدا تلاش خواهد نمود تا از کرامات بهشتی پروردگار بی نصیب نباشد .
اما ظاهرا این حرفهای زیبا ناباورانی دارند که به راحتی اقناع نمیشوند مثل همین شاعر که خیام اش مینامند

من هیچ ندانم که مرا اونکه سرشت
از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت

جامی و بتی و بربطی بر لب کشت
این هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت


212:

محسن گویا در بهشت وعده داده شده هم میان زن و مرد تفاوت بسیار هست.

برای مردان حورالعین تضمین شده هست و تکلیف زنان گویا این هست که چشم به دهان شوهر قبلی خود باشند که آیا حاضر هست او را به عنوان یکی از زنانش بپذیرد:

از امام صادق(ع) سؤال شد: آيا زن و شوهر مؤمن که وارد بهشت مي شوند، با هم ازدواج مي نمايند؟ حضرت فرمود: خداوند عادل هست.

اگر مرد از زنش افضل باشد، اختيار با مرد هست که زنش را بپذيرد يا نه.

اگر پذيرفت، يکي از زنانش مي‌شود.

اگر زن از شوهرش افضل باشد، اختيار با اوست.

اگر همسرش پذيرفت ،همان شوهرش مي شود.(7)

213:

پس بنظر میرسد الله کار بیهوده ای در اینهمه توصیف عذاب و بهشت و جهنم در قراون کرده.حالا اینکه شما نماینده مسلمین حقیقی جهان را از کجا آوردید هم مساله ای دیگر هست.
در قراون کریم پايه ا اون حوری و پری که در ذهن شماست نیامده بلکه " حورالعین " ذکر شده هست ...
زنان بهشتی زنانی توصیف شده اند که همانند مرواریدی در صدف ها یا همچون جواهراتی ( یاقوت و مرجان ) هستند .

این ها هم "تشبیه" هست و اشاره به لطافت ، زیبائی و پاکی آفرینش اونان هست .

( زنان بهشتی چنان هستند که وقتی آفریده می شوند حتی خودشان خودشان را ندیده اند و دست هیچ کس هم قبلا به اون ها نرسیده هست ) .


پس این تبلیغات از باکرگی و سفید رویی و برامدگی و سفتی سینهایشان و چندبرابر شدن قدرت جماع مردان بعلت پاکی آفرینش بوده !!

نمونه هایی دیگر از این پاکی های غیر جنسی:
1- (برای پرهیزگاران)، دخترانی بسیار جوان و هم سنّ و سال و جامهایی لبریز و پیاپی (از شراب طهور).

(سوره نبأ، آیه 33)

۲- (بهشتیان) همسرانی از حورالعین (سیاه چشم و بسیار زیبا) دارند همچون مروارید در صدف پنهان.

اینها پادشی هست که در برابر اعمال که انجام می دادند.

(سوره واقعه آیه 22)

۳- نزد بهشتیان همسرانی زیباچشم هست که جز به شوهران خود عشق نمی ورزند، گویی (از لطافت و سفیدی) همچون تخم مرغهایی هستند که (در زیر بال و پر مرغ) پنهان مانده (و دست انسانی هرگز اونرا لمس نکرده هست ونزدیکی نکرده هست).

(سوره صافات،آیه 48)

۴- این زنان بهشتی که هرگز عادت ماهانه نمی شوند زنانی هستند که به متقین داده می شوند.

(دخان آیه 15 تا 45 و طور آیه 71 تا 02)
۵- همه حوریان بهشتی دارای بدن های سفید و دلربایی هستند (صافات آیات 84و 94 و نیز دخان آیه45و طور آیه04 و واقعه آیه22) با این همه حوری های بهشتی دوشیزه همیشگی هستند و این دوشیزه بودن هرگز زایل نمی شود.

(الرحمن آیه65 و نیز27و 47و واقعه آیات43 تا 63)

۶- زنان حوری بهشتی، زنان پاک دامن و عفیف و با حیا هستند، از این رو همواره در خیام های خویش پنهان و مستور هستند و دیگران اونان را نمی بینند.

(الرحمن آیه65و 27و 47)

۷- این زنان، نورس و نار پستان هستند و شماری از ایشان همسر یک مرد بهشتی می‌شوند.

از این رو در آیه11 «کواعب اترابا» از دختران نورسیده همسن و سال سخن فرموده شده هست.

(نبا آیه33)

۸- خماری در چشمان ایشان به گونه ای هست که مردان را به سوی خویش می کشاند و چون آهن ربا مجذوب خود می‌سازد و این در حالی هست که از نگاه بیگانگان مصون هستند و تنها برای شوهران خویش عشوه و دلربایی می نمايند.

(الرحمن آیه65) این دختران شیفته شوهران خود هستند و تنها به او دلبسته هستند.

(آیه65 سوره الرحمن و نیز 43 تا 73 سوره واقعه)

۹- طنازی و عشوه گری کار ایشان هست و دمی از این هنر دست برنمی‌دارند و چنان دلبری و دلربایی می‌نمايند که شوهرانشان را دور خویش چون پروانه نگه می‌دارند و آرامش خاصی به اونان می‌بخشند.

(واقعه آیه43و 73)

۱۰- با همه عشوه گری و طنازی و جذابیت های جنسی، زنانی عفیف و چشم پاک هستند و هرگز به بیگانه توجه نکرده و بدان نگاه نمی‌نمايند.

(الرحمن آیه 65و 27 و 47 و نیز واقعه آیه 22و 32)

۱۱- در کام دهی به همسرانشان یگانه دهر و یکتای عشق بازی هستند و در این میان گوی سبقت را از همه رقیبان عالم ربوده‌اند، از این رو همسران خود را به خیام خویش می‌کشند و کام دهی به همسران را دمی فرو نمی‌گذارند و همواره در جذب و جلب اونان تلاش می‌نمايند.

(الرحمن آیه27)

۱۲- پیامبراکرم(ص):
همانا بهشتیان به چیزی بیشتراز نکاح اشتها ندارند و لذت نمی‌برند.

(کتاب لثالی، ص 503)

۱۳- بهترین چیزهایی که امت در دنیا و آخرت از اونها لذّت می‌برند، لذت آمیزش و بهره برداری از زنان می‌باشد.

(کتاب وسائل، جلد14، ص 468)

۱۴- (دربهشت) توان بدنی انسان درکامیابی از زنان به اندازه صد نفر می گردد.

( کتاب کنزالعمال، جلد14، ص 468 )

۱۵- هرمؤمنی را هفتاد زوجه از حوران می دهند و چهار زن از آدمیان، که ساعتی با حوریّه صحبت می‌دارد و ساعتی با زن دنیا و ساعتی باخود خلوت می کند و بر کُرسیها تکیه زده‌اند و بایکدیگر صحبت می‌دارند.

(بحارالانوار،ج 8، ص 157، ح 98)

۱۶- بیشتر نهر های بهشتی از نهر کوثر هست که در کناره اون دختران نار پستان (مانند گیاه) می‌رویند.



در بهشت نهری وجود دارد که در دو طرفش دختران باکره سفید روی و سفید پوش نشسته‌اند و مشغول تغنی (آواز خواندن) هستند.

(بحارالانوار،ج۸،ص۱۹۶)

۱۷- دوشیزگان با چنان صدایی می خوانند که خلایق تا کنون چنین صدایی را نشنیده‌اند و این نعمت، بالاترین نعمات بهشتی هست این دوشیزگان به تسبیح (ذکر صفات الهی) تغنی مینمايند.

(بحارالانوارص۱۲۷)

۱۸ - حضرت علی(ع):
هریک ازاون حوریان، هفتاد حلّه پوشیده اند و سفیدی ساق ایشان از زیر هفتاد حلّه معلوم هست.

از جماع با هر یک ازاون حوریان لذّت صد مرد را می یابد که هریک چهل سال خواهش مجامعت و آمیزش داشته باشند و برایشان میسّر نشده باشد.

(بحارالانوار،ج 8، ح 205)

۱۹- پس اون مؤمن با قوّت صد جوان با اون حوری جماع و آمیزش کند و یک آغوش با او هفتاد سال طول می کشد.

مؤمن متحیّر می باشد که نظر به کدام اندام حوری بکند، بر روی او یا بر پشت او یا بر ساق او، بر هر اندام او که نگاه می کند از شدّت نور و صفا، روی خود را دراون مشاهده می نماید.

پس دراین حال زن دیگری بر او مشرف میگردد که خوشروتر و خوشبویتر از اوّلی هست.

(بحارالانوار،ج 8، ح 205)

۲۰ - هیچ مؤمنی داخل بهشت نمی شود مگر اونکه خداوند غنیّ ، پانصد حوری به او عطا می‌فرماید که با هر حوری هفتاد غلام وهفتاد کنیز نیز می‌باشد که هریک مانند لؤلؤ منثور و لؤلؤ مکنون می‌باشند.

(بحارالانوار،ج 8، ح 205)


..............
و اینهم توصیف سینهای دختران برای تاکید بر پاکی !!

وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا ﴿۳۳﴾
فولادوند: و دخترانى همسال با سينه‏هاى برجسته
مکارم: و حورياني بسيار جوان و هم سن و سال.
خرمشاهی: و [حوريان‏] نارپستان همسال‏


وَكَأْسًا دِهَاقًا ﴿۳۴﴾
فولادوند: و پياله‏هاى لبالب
مکارم: و جامهايي لبريز و پياپي (از شراب طهور)
خرمشاهی: و جامهاى سرشار


لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا كِذَّابًا ﴿۳۵﴾
فولادوند: در اونجا نه بيهوده‏اى شنوند و نه [يكديگر را] تكذيب [كنند]
مکارم: در اونجا نه سخن لغو و بيهوده‏اي مي‏شنوند و نه دروغي.
خرمشاهی: در اونجا نه لغوى بشنوند و نه دروغى‏


جَزَاء مِّن رَّبِّكَ عَطَاء حِسَابًا ﴿۳۶﴾
فولادوند: [اين هست] پاداشى از پروردگار تو عطايى از روى حساب
مکارم: اين جزايي هست از سايشان پروردگارت و عطيه‏اي هست كافي.
خرمشاهی: پاداشى هست از سوى پروردگارت و بخششى بسنده هست‏


رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرحْمَنِ لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا ﴿۳۷﴾
فولادوند: پروردگار آسمانها و زمين و اونچه ميان اون دو هست بخشايشگرى كه كس را ياراى خطاب با او نيست
مکارم: همان پروردگار آسمانها و زمين و اونچه در ميان اون دو هست، پروردگار رحمان، و هيچ كس حق ندارد بياجازه او سخني بگايشاند (يا شفاعتي كند).
خرمشاهی: پروردگار آسمانها و زمين و مابين اونها كه خداى رحمان هست، و از جانب او اجازه سخن فرمودن ندارند


يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَّا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا ﴿۳۸﴾
فولادوند: روزى كه روح و فرشتگان به صف مى‏ايستند و [امت] سخن نگايشانند مگر كسى كه [خداى] رحمان به او رخصت دهد و سخن راست گايشاند
مکارم: اينها در اون روز واقع مي‏شود كه «روح» و «ملائكه» در يك صف قيام مي‏كنند، و هيچيك جز به اذن خداوند رحمان سخن نمي‏گايشانند: و اونگاه كه مي‏گايشانند صواب مي‏گايشانند.
خرمشاهی: روزى كه روح [جبرئيل‏] و فرشتگان به صف ايستند و هيچ‏يك جز كسى كه خداوند رحمان به او اجازه دهد، و صواب گايشاند، سخن نگايشانند


ذَلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ مَآبًا ﴿۳۹﴾
فولادوند: اون [روز] روز حق هست پس هر كه خواهد راه بازگشتى به سوى پروردگار خود بجايشاند
مکارم: اون روز حق هست، هر كس بخواهد راهي به سايشان پروردگارش بر مي‏گزيند.
خرمشاهی: اين روز واقعى هست پس هر كه خواهد بازگشتگاهى به سوى پروردگار خايشانش بجايشاند


إِنَّا أَنذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنتُ تُرَابًا ﴿۴۰﴾
فولادوند: ما شما را از عذابى نزديك هشدار داديم روزى كه آدمى اونچه را با دست‏خايشانش پيش فرستاده هست بنگرد و كافر گايشاند كاش من خاك بودم
مکارم: و ما شما را از عذاب نزديكي بيم مي‏دهيم، اين عذاب در روزي خواهد بود كه انسان اونچه را از قبل با دستهاي خود فرستاده مي‏بيند، و كافر مي‏گايشاند: «اي كاش خاك بودم!»
خرمشاهی: ما شما را از عذابى نزديك هشدار داديم، از روزى كه هر انسانى به [نتيجه‏] اونچه به دستان خايشانش پيش فرستاده هست، بنگرد و كافر [از سر حسرت‏] گايشاند كاش من خاك بودم‏

214:

برای من سئوال هست که چرا اینقدر تاکید روی زن برای مرد شده؟
آیا نهایت کمال و لذت در چنین چیزی هست؟ یعنی این همه عمر و زندگی به کار نیک طی شود و
فرضا شخص عالمی باشد و علاقه مند به دانش.

در آخر به او وعده بهشت داده می شود با زنانی باکره و دست نخورده و ...همین!؟ یعنی تخیل سازنده بهشت بالاتر از این نمی توانست تصور کند؟
البته عجیب نیست.

تمامی ادیان ابراهیمی مرد سالار هستند و خدایشان نیز مذکر هست.


215:

بسم الله الرحمن الرحیم

ابتدا یک توجه عمومی اینجا بدهم که هرآیه مربوط به قراون در تالار دین باید در کمال احترام ذکرشوند و هرنوع لحن نامناسب نسبت به آیات قراونی "تخلف" محسوب می شود .

اگر می خواهید بحث منطقی به پیش برود جدی باشید و شکلکها ، طعن و کنایه ها را روانه اینجا نکنید ...
اما قبل از پاسخگوئی به سوالاتی که اینجا مطرح شد ، امیدوارم فرد دیگری پست نزند تا آقای russel سند روایت مربوط به حوری 70 متری را اینجا بگذارند تا در مورد سندیتش بحث کنیم و ببینیم که روایت مزبور اگر هست ضعیف هست یا معتبر .

مثل اینکه ایشان به سوال من دقت نکردند و به جای جواب یک سری آیات و روایات دیگر را اینجا گذاشتند ...
هرگونه بی نظمی در فرمودگو پذیرفته نمی شود ...




216:

mohsen-t گرامی

حالا شما از متراژ ذکر شده فاکتور بگیرید و با توجه به اینکه فرمودین حوری اونی نیست که در ذهن russell هست بفرمایید این آیات و روایاتی که آورده شد دقیقا به چه موجوداتی اشاره دارند؟

217:

ورود شما را به هم میهن تبریک می گویم!

218:

با درود
در این بخش تنها لغزشی بین شمار با بلندی سیه چشم(حور) پیش آمده هست.
ولی:

Sahih Bukhari.Volume Four.Book fifty five.Number five hundred and forty four
&
Ihya Ulum-Id-Din.Volume four.Hurs and Gelman.Page four hundred and thirty one
&
تفسیر ابن کثیر.56.نشانه های پس از 35.

به سیه چشمان شست ارش به چم 27.43200 گز(متر) نمارش(اشاره) دارند.
هر چند 70 گز(متر) نیست ولی نزدیک به 30 نیز به چه آرشی(معنی) می تواند باشد!.

این پیک تنها برای رهایی از لغزش بود و پس از این می توان به بررسی سیه چشمان پرداخت.

آرام و پرتوان باشید.

219:



نزدیک به 10 درسد امت آماروار همجنسگرا هستند.



Binson, Diane; Michaels, Stuart; Stall, Ron; Coates, Thomas J.; Gagnon, John H.; Catania, Joseph A.

(1995).

"Prevalence and Social Distribution of Men Who Have Sex
with Men: United States and Its Urban Centers".

The Journal of Sex Research 32 (3): 245–54.

doi:10.1080/00224499509551795.

JSTOR 3812794.




نزدیک به 1 درسد هم بی‌جنسگرا (asexual) هستند؛ هیچگونه گرایش جنسی ندارند.



No sex please, we're asexual - Life & Style - NZ Herald News

Levinson, Nick, For Men Only: Asexuality,
in So to Speak: a feminist journal of language and art, vol.

14, no.

2 (2005), pp.

51–54.


220:

بسم الله الرحمن الرحیم

تاکید روی زن و مرد و بزرگنمائی مربوطه را دیگران ایجاد کرده اند و گرنه در توصیف بهشت به موارد بسیار زیادی اشاره شده هست ...
در روایت هست که مراتب پائین بهشت خوردن و آشامیدن هست و مراتب بالای اون "علم" هست و بهشت مراتبی دارد ...
مومن در بهشت مظهر "خلاقیت" خدا می شود و اونچه را که بخواهد به اذن خدا برایش ایجاد می شود .

در بهشت در یک لحظه اونچه خواسته شود فراهم می گردد .

اگر فرزندی خواسته شود همان لحظه ایجاد می شود یا اگر خواسته شود رودی در بهشت مسیرش عوض شود کافی هست که با دست اشاره ای در فضا کرد تا در همان مسیر اشاره شده رود جریان یابد .

یعنی محدودیت های زندگی زمینی برای بهشتیان مفهومی را که ما الان از محدودیت داریم ندارد ...


البته اونچه را هم برای ما از بهشت توصیف کرده اند ترجمه به زبان زمینی هست و گرنه حقیقت امر بسیار بالاتر از تصورات ماست ...
نوشته اصلي بوسيله knight نمايش نوشته ها
...

برای مردان حورالعین تضمین شده هست و تکلیف زنان گویا این هست که چشم به دهان شوهر قبلی خود باشند که آیا حاضر هست او را به عنوان یکی از زنانش بپذیرد
اگر به همان روایتی که آوردید نگاه کنید می بینید که سخن از افضلیت هست و زن و مرد هر دو اختیار کامل دارند و بهشت هم جای "تکلیف" و چشم دوختن به دهان یکدیگر نیست ...
ضمنا همانطور که برای مردان مومن زنان بهشتی معرفی شده برای زنان بهشتی هم مردانی بهشتی هست ..

...


221:

خیلی عذر می خواهم ولی این توصیفات از بهشت مرا به خنده می اندازد! از لحاظ تاریخی مخترع بهشت گویا یهودیان بوده اند منتها در طی سالیان با گسترش دانش بشر تعاریف بهشت هم گسترش یافته، به همین تربیت هم روایات را شما می آورید و تفاسیر مفسران جدید هم روز به روز الحمدالله پیشرفت می کند و عقلانی تر می شود.

ای کاش در جاهای دیگر هم عقلانی تر می شد.

البته اگر به آیات قراون برگردیم (که به اعتقاد مسلمانان کلام خداست) خیلی بیشتر به مسایل مادی-جنسی پرداخته شده تا علم و دانش! با تاکید بسیار روی حورالعین برای مردان و فقط یکبار هم از غلمان نام برده شده که باز گویا به زنان ربط ندارد.

مثلا در جایی می خواندم نوشته بود چون طبیعت زنان نیست فقط یک همسر اختیار می نمايند (مطمئنا این هم تفسیر گوینده هست ولی برای آوردنده این دین بدیهی بوده که مردان چند همسر و کنیز داشته و زنان تنها از اون یک مرد باشند).

بعد سئوال پیش آمد که تکلیف زن و شوهر چیست.

جواب این بود که بسته به درجه و رتبه ایمانی اونکه بالاتر هست انتخاب می کند.

در نهایت ولی بهره مندی از چندین حوری برای مردان تضمین شده ولی برای زنان فقط یک شریک تعیین می شود.

(باز بگردید ببینید جایی زنان هم مجازند در بهشت شهوترانی نمايند و برای خود حرمسرا تشکیل دهند؟)

اما اگر بیشتر بنگیریم باید پرسید کل این داستان بهشت نهایتا به کجا می رسد؟ برنامه هست کی تمام شود؟ آیا بهشتیان از این عمر جاودانه خوش خسته نمی شوند؟

222:

بسم الله الرحمن الرحیم

اونچه از روایات برمی آید این هست که در بهشت اگر فرد بخواهد که چیزی باشد هست و اگر نخواهد باشد نیست و با " قصد " او ( و به خواست خدا ) ایجاد می گردد و هر کسی هم در بهشت اختصاصی خود برنامه دارد نه اینکه همه به طور گروهی در یک بهشت باشند ...
هیچ کس هم از حضور در بهشت خسته نمی شود ...


در همین زمین هم وقتی پیوسته چیزهای جدیدی کشف می شود امت تمایل دارند به سطح بالاتری برسند .

سازه های پیشرفته تری بسازند .

فضاهای جدیدتری را کشف نمايند و ...
در بهشت نعمات بسیار برتر و خالص تر و پایدارتر هست و نعمتهائی هستند که به درد و رنج دنیوی آلوده نیستند .

پایانی برای اون ها متصور نیست .

پاک هستند و ممنوعیتی در اونجا وجود ندارد ...


223:

اگه فقط بحث اعتقاد ه دارم اعتقاد بهش عجیب

224:

بسم الله الرحمن الرحیم

خوب شد تا اینجا چهل متر از متراژ کم شد ! ...
..................................................

......
اما این روایت در کتاب صحیح بخاری ( مربوط به اهل تسنن ) باید با سند مربوط به سلسله راویان آورده شود تا بررسی گردد .

شاید خودم اینجا گذاشتم اما به طور کلی چیز چندان عجیبی هم نیست چون در روایات به موارد عجیبتری هم اشاره شده هست مثل قضیه "عوج بن عناق " که اونقدر بزرگ بود که ماهی را با آتش خورشید می پخت ! یا مثلا "محمد جریر طبری " روایتی ذکر کرده که درازای قد نوح (ع) 360 ذراع بود ! ...
مخدوش بودن یا ضعیف بودن سندیت این قبیل روایات و تناقضات چشمگیری که در اون ها وجود دارد نشانه روشنی هست برای علمای حدیث و رجال که پیگیر مصدر چنین روایاتی هستند و تحریفات و جعلیات را تعقیب می نمايند ...
..................................................

........
مثلا در مورد اینکه چه تعداد جهان در عالم هستی وجود دارد دقت کنید که چقدر تناقض در فرموده ها هست :

(( سعيدبن المسيّب : خداي را عزّ و جل، هزار عالم هست.

ششصد در بحر و چهارصد در بر ّ.
ضحّاك
: خداي تعالي سيصد و شصت عالم دارد.

سيصد عالم از اين عوالم برهنه
اند و نميدانند كه خالقي دارند، و شصت عالم از ايشان جامه پوشند.
وهب بن منبّه
: خداي تعالي را هجده هزار عالم هست.

دنيا يكي از اون ها هست.
ابوسعيد خدري
: خداي تعالي را چهل هزار عالم هست.

دنيا از شرق تا غرب، يك عالم هست.
مقاتل بن حيان : خداي تعالي را هشتاد هزار عالم هست.

چهل هزار در بحر و چهل هزار در برّ
.
كعب الأحبار
: تعداد عالمها را كسي جز خداي تعالي كه اونها را آفريد نميداند.خداوند بهتر تفاصيل معلومات و علوم خود را ميداند.

و ما چيزي از اون نمي
دانيم.همانگونه كه خداوند جلّ و عز فرموده هست: شما از علم جز اندكي بهره نبردهايد..))



225:

نوشته اصلي بوسيله mohsen-t نمايش نوشته ها
خوب شد تا اینجا چهل متر از متراژ کم شد ! ...
..................................................

......
اما این روایت در کتاب صحیح بخاری ( مربوط به اهل تسنن ) باید با سند مربوط به سلسله راویان آورده شود تا بررسی گردد .

شاید خودم اینجا گذاشتم اما به طور کلی چیز چندان عجیبی هم نیست چون در روایات به موارد عجیبتری هم اشاره شده هست مثل قضیه "عوج بن عناق " که اونقدر بزرگ بود که ماهی را با آتش خورشید می پخت ! یا مثلا "محمد جریر طبری " روایتی ذکر کرده که درازای قد نوح (ع) 360 ذراع بود ! ...
مخدوش بودن یا ضعیف بودن سندیت این قبیل روایات و تناقضات چشمگیری که در اون ها وجود دارد نشانه روشنی هست برای علمای حدیث و رجال که پیگیر مصدر چنین روایاتی هستند و تحریفات و جعلیات را تعقیب می نمايند ...
..................................................

........
مثلا در مورد اینکه چه تعداد جهان در عالم هستی وجود دارد دقت کنید که چقدر تناقض در فرموده ها هست :

(( سعيدبن المسيّب : خداي را عزّ و جل، هزار عالم هست.

ششصد در بحر و چهارصد در بر ّ.
ضحّاك
: خداي تعالي سيصد و شصت عالم دارد.

سيصد عالم از اين عوالم برهنه
اند و نميدانند كه خالقي دارند، و شصت عالم از ايشان جامه پوشند.
وهب بن منبّه
: خداي تعالي را هجده هزار عالم هست.

دنيا يكي از اون ها هست.
ابوسعيد خدري
: خداي تعالي را چهل هزار عالم هست.

دنيا از شرق تا غرب، يك عالم هست.
مقاتل بن حيان : خداي تعالي را هشتاد هزار عالم هست.

چهل هزار در بحر و چهل هزار در برّ
.
كعب الأحبار
: تعداد عالمها را كسي جز خداي تعالي كه اونها را آفريد نميداند.خداوند بهتر تفاصيل معلومات و علوم خود را ميداند.

و ما چيزي از اون نمي
دانيم.همانگونه كه خداوند جلّ و عز فرموده هست: شما از علم جز اندكي بهره نبردهايد..))


mohsen-t گرامی

اگه میشه لطف کنید در مورد اون بخشی از پستتون که نقل قول کردم توضیح بدید که اگه حور العین تشبیه هست, پس این همه آیه و حدیث که دقیقا به این موجودات اشاره دارند به چه معنیست؟
گویا شما اصل مطلب رو رها کرده و فقط نگران متراژ حوری ها هستید...


226:

چه بهشت بی نمک و بی ارزشی
این چیزی که فرمودید اصلا برای من جذابیتی نداره


هزار هزار هزار هزار هزار سال تو بهشت کارمون میشه سکس با حوریان و تغیر مسیر رود ها و
دستکاری کردن تو بهشتو دستور دادن

این حق برای همه هم هستا

راستی یکی بخواد خدا بشه چی ؟

227:

بسم الله الرحمن الرحیم

بهشت هم فقط یک بهشت نیست .

بلکه بهشتهائی هست که بر روی زمین و در آینده ( بر طبق روایات ) متجلی می شوند مثل جنات مدهامتان که در روایت هست مربوط به عصر رجعت بر روی زمین هست .

همینطور بهشت برزخی داریم و بهشت های آخرتی که اون ها هم مراتب دارند ...
از این گذشته شما منظورم را از "تشبیه " اشتباه دریافت کردید .

من منظورم این بود که تشبیه به " مرواریدی که در صدف هست " و تشبیه به جواهرات " یاقوت و مرجان " اشاره به اوج پاکی و لطافت و زیبائی اون ها دارد و نفرمودم که اونان همسران و زنان بهشتی نیستند ...
اما قیاس و یکسان پنداری ارتباط جنسی بهشت با زمین صحیح نیست و این موضوع را باید مجزا توضیح داد ...

نوشته اصلي بوسيله russell نمايش نوشته ها
۸- خماری در چشمان ایشان به گونه ای هست که مردان را به سوی خویش می کشاند و چون آهن ربا مجذوب خود می‌سازد و این در حالی هست که از نگاه بیگانگان مصون هستند و تنها برای شوهران خویش عشوه و دلربایی می نمايند.

(الرحمن آیه65) این دختران شیفته شوهران خود هستند و تنها به او دلبسته هستند.

(آیه65 سوره الرحمن و نیز 43 تا 73 سوره واقعه)


۹- طنازی و عشوه گری کار ایشان هست و دمی از این هنر دست برنمی‌دارند و چنان دلبری و دلربایی می‌نمايند که شوهرانشان را دور خویش چون پروانه نگه می‌دارند و آرامش خاصی به اونان می‌بخشند.

(واقعه آیه43و 73)

۱۰- با همه عشوه گری و طنازی و جذابیت های جنسی، زنانی عفیف و چشم پاک هستند و هرگز به بیگانه توجه نکرده و بدان نگاه نمی‌نمايند.

(الرحمن آیه 65و 27 و 47 و نیز واقعه آیه 22و 32)

۱۱- در کام دهی به همسرانشان یگانه دهر و یکتای عشق بازی هستند و در این میان گوی سبقت را از همه رقیبان عالم ربوده‌اند، از این رو همسران خود را به خیام خویش می‌کشند و کام دهی به همسران را دمی فرو نمی‌گذارند و همواره در جذب و جلب اونان تلاش می‌نمايند.

(الرحمن آیه27)

سوره واقعه که از آیات 43 تا 74 اصلا مربوط به بهشت نیست .

سوره رحمن آیه 65 هم همینطور .
چند آیه درباره زنان بهشتی در سوره واقعه و رحمن هست اما اصلا با ترجمه های تفصیلی ! فوق شما مطابق نیست .من نفهمیدم این ترجمه ها از کیست و موقعيت نکردم در بین مترجمین دقیق بررسی کنم .

ان شاء الله برای آینده ...
اما چه اشکالی دارد که زنان بهشتی با شوهرانشان عشق بازی نمايند .

روی زمین که اشکال ندارد بعد در بهشت اشکال داشته باشد ؟

نوشته اصلي بوسيله russell نمايش نوشته ها

رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرحْمَنِ لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا ﴿۳۷﴾
فولادوند: پروردگار آسمانها و زمين و اونچه ميان اون دو هست بخشايشگرى كه كس را ياراى خطاب با او نيست
مکارم: همان پروردگار آسمانها و زمين و اونچه در ميان اون دو هست، پروردگار رحمان، و هيچ كس حق ندارد بياجازه او سخني بگايشاند (يا شفاعتي كند).
خرمشاهی: پروردگار آسمانها و زمين و مابين اونها كه خداى رحمان هست، و از جانب او اجازه سخن فرمودن ندارند

يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَّا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا ﴿۳۸﴾
فولادوند: روزى كه روح و فرشتگان به صف مى‏ايستند و [امت] سخن نگايشانند مگر كسى كه [خداى] رحمان به او رخصت دهد و سخن راست گايشاند
مکارم: اينها در اون روز واقع مي‏شود كه «روح» و «ملائكه» در يك صف قيام مي‏كنند، و هيچيك جز به اذن خداوند رحمان سخن نمي‏گايشانند: و اونگاه كه مي‏گايشانند صواب مي‏گايشانند.
خرمشاهی: روزى كه روح [جبرئيل‏] و فرشتگان به صف ايستند و هيچ‏يك جز كسى كه خداوند رحمان به او اجازه دهد، و صواب گايشاند، سخن نگايشانند


ذَلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ مَآبًا ﴿۳۹﴾
فولادوند: اون [روز] روز حق هست پس هر كه خواهد راه بازگشتى به سوى پروردگار خود بجايشاند
مکارم: اون روز حق هست، هر كس بخواهد راهي به سايشان پروردگارش بر مي‏گزيند.
خرمشاهی: اين روز واقعى هست پس هر كه خواهد بازگشتگاهى به سوى پروردگار خايشانش بجايشاند


إِنَّا أَنذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنتُ تُرَابًا ﴿۴۰﴾
فولادوند: ما شما را از عذابى نزديك هشدار داديم روزى كه آدمى اونچه را با دست‏خايشانش پيش فرستاده هست بنگرد و كافر گايشاند كاش من خاك بودم
مکارم: و ما شما را از عذاب نزديكي بيم مي‏دهيم، اين عذاب در روزي خواهد بود كه انسان اونچه را از قبل با دستهاي خود فرستاده مي‏بيند، و كافر مي‏گايشاند: «اي كاش خاك بودم!»
خرمشاهی: ما شما را از عذابى نزديك هشدار داديم، از روزى كه هر انسانى به [نتيجه‏] اونچه به دستان خايشانش پيش فرستاده هست، بنگرد و كافر [از سر حسرت‏] گايشاند كاش من خاك بودم‏
یک بار خودتان خواندید ببینید این آیات بالا هم جزء آیات مربوط به بهشت هست یا نیست ؟

228:

چرا صحیح نیست؟ ارتباط جنسی و شراب رو خداوند متعال به عنوان وعده های خودش به مومنین ذکر کرده...


سوره واقعه که از آیات 43 تا 74 اصلا مربوط به بهشت نیست .

سوره رحمن آیه 65 هم همینطور
چند آیه درباره زنان بهشتی در سوره واقعه و رحمن هست اما اصلا با ترجمه های تفصیلی ! فوق شما مطابق نیست .من نفهمیدم این ترجمه ها از کیست و موقعيت نکردم در بین مترجمین دقیق بررسی کنم .

ان شاء الله برای آینده ...

رقم آیه ها جا به جا نوشته شده...آیات 34 تا 47 سوره واقعه و آیه 56 سوره رحمن!!

اما چه اشکالی دارد که زنان بهشتی با شوهرانشان عشق بازی نمايند .

روی زمین که اشکال ندارد بعد در بهشت اشکال داشته باشد ؟
در همه این آیات و روایت های بعدی وعده ارتباط جنسی با زنان زیبا و حتی توصیف پستان های اونها هم آورده شده...این همه تاکید و وعده ارتباط جنسی دادن به چه منظور هست؟ این که شد رسیدن به همین خواسته های دنیوی...


229:

فکر نکنم شما از این همه خواسته بدت بیاد!!

خداوند هم بندگان متفاوتی داره یکی به خاطر ترس از جهنم عبادت می کنه
یکی به خاطر رسیدن به همین چیزهایی که ذکر کردی , یکی هم عبادت می کنه
چون خداوند تبارک و تعالی را شایسته پرستش و عبادت می دونه

-------------------------------------------
معاد فقط معاد روحانی نیست بلکه هم معاد روحانی هست و هم معاد
جسمانی .

همان طور که لذت روحانی و الم و درد روحانی داریم لذت جسمانی
و الم و درد جسمانی هم داریم

کافران و ملحدان هم از قرب حق تعالی ممنوع هستند و دچار الم و درد روحانی
هستند و هم دچار عذاب های جسمانی اند که آیات قراونی پر از این آیات
هست

230:

چطور تشبیه حوری به مروارید در صدف میشود تشبیه به پاکی و غیر جنسی بودن؟
مروارید در صدف نهایتا میتواند به زیبایی و ارزشمندی (تشبیه به کالا کردن) داشته باشد که بدتر هم میکند داستان را.
اما قیاس و یکسان پنداری ارتباط جنسی بهشت با زمین صحیح نیست و این موضوع را باید مجزا توضیح داد ...

والا این تشبیهات را قران کرده،درست و غلطش هم با خودش هست !!
سوره واقعه که از آیات 43 تا 74 اصلا مربوط به بهشت نیست .

سوره رحمن آیه 65 هم همینطور .
چند آیه درباره زنان بهشتی در سوره واقعه و رحمن هست اما اصلا با ترجمه های تفصیلی ! فوق شما مطابق نیست .من نفهمیدم این ترجمه ها از کیست و موقعيت نکردم در بین مترجمین دقیق بررسی کنم .

ان شاء الله برای آینده ...

تبلیغات جنسی انجام شده انکار ناپذیرند،من تمام ادعایم وجود این تبلیغات در بهشت هست در برابر انکار عجیب شما،همان
وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا ﴿۳۳﴾
برای بطلان ادعای عجیب شما کفایت میکند.
اما چه اشکالی دارد که زنان بهشتی با شوهرانشان عشق بازی نمايند .

روی زمین که اشکال ندارد بعد در بهشت اشکال داشته باشد ؟
اشکالی ندارد،ولی وعده سکس دادن هست که خلاف ادعای شما را در غیر جنسی بودن تبلیغات بهشت نشان میدهد.
شما بما نشان دهید در کجای قراون و حدیث سخن از تبلیغ بهشت هست با وعده علم آموزی و کتابخوانی در بهشت.
یک بار خودتان خواندید ببینید این آیات بالا هم جزء آیات مربوط به بهشت هست یا نیست ؟
ما خواندیم،با کمی بعدترش آوردیم که واضحتر باشد موضوع،مخصوصا اون آیه آخر که پس از این وعده های جنسی از سینه دختران صحبت از عذاب کافران میشود.


231:

البته شخص من خواسته ای نداشته و ندارم...اگه هم نیازی به لذت بردن از دختران نارپستان داشته باشم استقامت نمیکنم تا سپس مرگم!!!

برای من جالبه الله در قراون برای ایمان آوردن به خودش و اطاعت از دستوراتش به مومنین خودش(البته مردان) وعده های جنسی مثل دختران نار پستان داده...


232:

به نظر من اگه باور بر بهشت و جهنمی نبود نیکوکاران هم به اندازه انگشتان دست بودند

233:

این ها که شما فرمودی برای این فرموده شده چون همه درکش می کنن و در بهشت و جهنم مراتب پیچیده تری هست که از درک بشر خارجه و ماورا ااطبیعی هستند

234:

درک شما فقط یک درک معمولیه و یک قضاوت سطحی بهشت و جهنم مثل ستاره ها هستند عظیم اما کوچک

235:

علم در بهشت بیداد می کنه و نیازی به مطالبش نیست

236:

مروارید زیباست اما از جسمی بی ارزش تولید می شود به ...


237:

سینه دختران فقط برای لذت جنسی نیست بلکه برای تغذیه و پرورش کودک نیز هست ما نباید فقط نیمه پر لیوان رو ببینیم

238:

سلام
چیزی که بدیهی هست این هست که بعضی نعمت های بهشتی یاد شده در قراون به نوعی با دنیای مادی تجانس دارد.

همان هست ولی بزرگ شده اون.

خرده ای نیست که ملت کافر چیزی ندارند جز دنیا.

پس چیزی نمی توانند بخواهند جز دنیا.


اما خیلی جالب هست که بعضی ایراد می گیرند که چرا روابط جنسی در بهشت وجود دارد.

مشخص هست که منشا حرام شدن بعضی روابط از این جنس به خود دین برمیگردد.


جالب تر از اون این هست که بعضی می گویند که ما چون جاودانه می مانیم در بهشت عادت می کنیم و خسته می شویم از بهشت.

توجه کنید که عادت و خسته شدن این دنیایی هست و در اون جا وجود نخواهد داشت.

(اگر از جاودانگی بدتان می آید چون که لذت های این دنیا را دیده اید.

تمام شدنی و رنج آور)
اما در نهایت ، مومن و نهایت ایمان این نیست.

بلکه رضای خداوند و رضایت معشوق از عاشق هست که از همه این ها بالاتر هست.

مومن دنیا برایش دنی هست و بهشتش چیز دیگری هست.


اونجا که امام این روز ها در دعای کمیل می گوید گیرم که آتش تحمل را تاب بیارم.

پس چگونه دوری تو را تحمل کنم؟

239:

عامه امت مولانا نیستند که به دنبال وصال معشوق باشند و این لذات جنسی برایشان بی ارزش باشد.

این تبلیغات برای اون امتان اونهم در صحرای حجاز بسیار موثر بوده...

و الان هم امت عامی را به راحتی فریفته خود می کند!
اما شما گویا متوجه ایرادها نشده اید؟ ایراد نفس روابط جنسی نیست.

(گرچه همین روابط در دنیا هم به طور متعادل در دسترس امتان سالم و دارای روان طبیعی وجود دارد) ایراد توصیف پورنورگافی از بهشت هست.

وقتی انسان یک متن الهی می خواهد (که اینهمه ادعا پشت سرش هست) انتظار دیگری دارد.

تصور کنید فیلسوفی همچون مارکس در کنار بقیه حرفهایش توصیفاتی و توصیه های دقیقی از بهشت موعودی روی زمین کند که در اون مردان آزاد باشند با هر زنی رابطه داشته و دقیقا برود سر توضیح خصوصیات جسمی زنان ایده آل سیاه چشم و سینه های فلان و بهمان! آیا کسی بقیه حرفهای او را جدی خواهد گرفت؟ همینها کافیست که دیگر اعتباری به عنوان فیلسوف نداشته باشد.
حال دین و کتاب دینی تکلیفش جداست.

باز اشتباه نکنید نمی گویم اینها ذاتا بد و پلیدند اما افراط در هر چیزی بد هست.

این یک قانون شناخته شده در طبیعت هست.

آب برای بدن خوب هست ولی اگر بیش از حدی آب بنوشید دچار مشکل می شود.

رابطه جنسی خوب هست ولی اگر دچار افراط شوید انواع بیماریهای جسمی و روانی انتظار تان را می کشد و به همین ترتیب.

اونچه از بهشت توصیف شده بیشتر ذهنی را برایمان تصویر می کند که ایده آلهایش چنین شهوترانیهایی بوده.

توصیف ادیان ابراهیمی از بهشت توصیفات شهوت طلبانه و پورنوگرافی هست که از دید مردان با گوشه نگاهی به زنان بیان شده.

دیدگاهی کاملا مرد سالارانه.



اشکال این هست.

اینکه در اسلام توصیفات دیگری از بهشت آمده اینها را پاک نمی کند.

بله خیلی توصیفات دیگر هم از قراون تفسیر شده ولی اون توصیفات ربطی ندارد و اینها را نفی یا پاک نمی کند.


240:

اصولاً یکی‌ از موضوعاتی که من رو به بیخدایی کشاند ، همین قضیه بهشت و جهنم بود ، پاداش و یا عذاب ابدی معنی‌ نمیدهد و عدالت نیست ، هیچ جرمی‌ نیست که شخص تا ابد برای اون عذاب بکشد یا هیچ کار خیری نیست که شخص تا ابد برای اون پاداش ببیند.

241:

بسم الله الرحمن الرحیم

مسئله فقط متراژ نیست .

در بسیاری از زمینه های دیگر هم وضعیت همینگونه هست .

یعنی باید با دقت و تحلیل با مسائل روبرو شد تا ببینیم که کدام موضوع حق هست و کدام موضوع باطل هست ...
در قراون خیلی کم در رابطه با "حور العین " شرح داده شده هست ( اگر موقعيتی بود تمام آیات مربوط به حورالعین در قراون را اینجا با ترجمه های دقیق می گذارم ) .

روایات هم باید سنجش دقیقی شوند ...
..................................................

..........
اما در همین دنیا هم هر کسی که " زوج " یا همسر فرد دیگری بشود لزوما و صرفا به معنای سکس نیست ...
انسان از دیدگاه اسلام متشکل از جسم ، نفس و روح هست و هر کدام از این سه چیزی که با هم آمیخته شده اند خواسته های خود را دارند ...
در بهشت هم جسمانیت هست اما جسمانیت در اونجا با جسمانیت در زمین بسیار متفاوت هست ...
بر طبق اونچه در قراون و روایات توصیف شده هست بهشتیان جسمی لطیف ، پاک و نورانی دارند و هر اونچه در بهشت هست خالص و اصیل هست .

بیماری ، پیری و فرسودگی ، درد و رنج ، آلودگی ( چه جسمانی ، نفسانی و روحانی ) نیست ، جنگ و جدال نیست .

صلح ، محبت ، نیکی ، قدرت ، زیبائی و خلاقیت هست و فراتر از تصورات ماست ...
و توجه کنید : " بین علم و قدرت بهشتیان فاصله و جدائی نیست " ...
زنان بهشتی هم برای ما وصف شده اند اما وقتی که ذکر شده هرگاه کسی فرزندی بخواهد همان لحظه برایش ایجاد می شود می توان از اینجا درک کرد که پايه ا نیازی به اون نوع رابطه جنسی که تصور می شود نیست ...
درست هست که توصیفاتی از بهشت به زبان ما کرده اند اما حقیقت و معنای حقیقی اش ماورای این توصیفات هست ...
..................................................

......
دقت کنید که ما و شما بر روی زمین "بیماری " داریم بنابراین با بیماری ها مبارزه می کنیم .

حال اگر در جهانی پايه ا " بیماری " فرض نشود ، در اون جهان، "پیشرفت" را با علم پزشکی نمی سنجند .

مثلا انواع داروها و ابزارهای علم پزشکی ، دستگاههای پیچیده جراحی و بیمارستان ها و نظایر این تشکیلات برای بهشت معنا ندارد اما بر روی زمین یکی از ملاک های پیشرفت ، پیشرفت پزشکی اشت و کشورها بر پايه این معیار با یکدیگر رقابت می نمايند تا پیشرفته محسوب شوند ...
مثال دیگر قدرت "تجسم" هست :
ما برای اجرای مقاصد رویائی خود بر روی زمین به ابزارهای متعددی متوسل می شویم مثلا یکی از کاربردهای رایانه ها ( از بین بسیاری دیگر از کاربردهای دیگرشان ) پیاده سازی محتویات رویاها و تصورات در دنیای ماست به طوری که بیش از پیش بتوانیم تصورات خود را "مجسم " کنیم .

شما با رایانه ( و سایر ابزارآلات دیگر ) می توانید " قصد " خود را بسیار سریع اجراء کنید و سازه های پیشرفته ای را در وقت کوتاه تری ایجاد کنید ...
دانشمندان با کنترل الکترون ها ، کنترل نور ، مواد ، انرژی ، ژن ها و هر اونچه در دسترسشان هست می خواهند بر روی زمین بهشتی ایجاد نمايند ( البته اگر با جنگ های هسته ای و نظایر اون به دوزخ تبدیل نشود ) ...
اما قدرت در بهشت ، شخصی هست و یک شخص با جهان پیرامونش سنخیت دارد و جدای از اون نیست و این موضوع هم صحیح نیست که کسی گمان کند بهشت جائی یا بستری ایستا و راکد توصیف شده هست که حوصله آدم اونجا سر برود ...


اون موضوع "جاری شدن رودخانه با اشاره دست " را به عنوان نمونه عنوان کردم نه اینکه منظورم این باشد که بهشتیان در بهشت مسئول جاری کردن آب رودها هستند ! ...
در بهشت اونچه را که بهشتیان بخواهند در یک لحظه برایشان ( به اذن خدا ) فراهم می شود و در اونچه هم خدا برایشان خواسته هست محدودیتی ندارند و اونچه را هم که ایجاد می نمايند " زنده " هست و شعوری خالص و پاک دارد ...
روایتی هست که عنوان کرده در بهشت بازاری هست که در اون " چهره " می فروشند و هرکس چهره ای را بخواهد اون را می خرد و به همان چهره در می آید ...
شاید این هم موضوع خنده داری برای بعضی ها باشد اما برای من چنین روایتی تفکربرانگیز هست و نه خنده دار ...
..................................................

.......
باید سطح درک را بسیار بالاتر برد و از این کالبدی که با گوشت و هستخوان و غضروف و خون و نظایر این ها ساخته شده هست فراتر رفت .

یک زندانی باید راه نجاتش را صحیح بپیماید تا بتواند آزاد شود و آزادی حقیقی باید از سوی خدا به ما اعطاء شود و با اجرای دقیق اوامر او و نه بر پايه اعطای آزادی به خودمان از سوی خودمان !
اگر برایمان وصف زنان بهشتی ، شراب بهشتی ، باغ های بهشتی ، کاخ های بهشتی ، موسیقی بهشتی و نظایر این ها را کرده اند از سوی دیگر معراج و سفر بهشتی به عوالم برتر و قرب الهی را هم کرده اند ( که برای نجات ما از این دنیا و "سرای غرور " هست ) و همان دین از کوه نور و سفرهای هزاران ساله به سوی خدا که سراسر شادمانی روحانی هست هم توصیفاتی آورده هست که اگر کتاب های عرفا را بخوانید می بینید که اون ها سفرهای روحانی به سوی خدا را به چیز دیگری نمی فروشند ...
...


242:

سلام
بنده متوجه اشکال شما شدم .

اما شما متوجه جواب بنده نشدید.

بنده نفرمودم اسلام توصیفات دیگری از بهشت آورده هست که چیزی را پاک کند.

این توصیفات همه وجود دارند و حقیقی هست.

ملت ماده زده چه چیز می توانند بخواهند جز ماده.

و خداوند هم این بهشت را برایشان فراهم کرده هست.

حتی اگر به زندگی خود مارکس هم نگاهی بیاندازید فقط اعتراض به حکومت ها و حرف انقلاب وجود ندارد.

بلکه شهوت های معمول هم مطمئن باشید بوده هست.


مقایسه کردن قراون با سخنان یک فیلسوف اصلا درست نبوده و قیاس علاوه بر اونکه مع الفارق هست بسیار بچه گانه به نظر می رسد.

کامل بودن یک کتاب الهی این اجازه را به اون می دهد که حداقل برای عوام هم که شده هست این موارد را مطرح نماید.

تنها اشکال قابل بررسی اون هست که حال اکنون مولانا چه کند؟ که جواب دادم شما اگر قراون خوانده باشی تنها وقتی که بخواهد در مورد بهشت ریز شود این گونه موارد را مطرح کرده هست.

و گرنه هر جا نامی از بهشت می آورد می گوید جنات تجری من تحت الانهار و نه چیز دیگر و یا در جای دیگر ما تشتهی الانفس را بیان می کند.

و یا در سوره بینه رضایت خداوند از اون ها و رضایت اون ها از خدا را بیان می کند.

و یا در جای دیگر می گوید رضایت خداوند از همه ی موارد بالاتر هست.



بگو آیا به بهتر از اینها آگاهتان کنم؟ برای پرهیزگاران نزد پروردگارشان بوستانهایی هست که جویباران از فرودست اونها جاری هست، جاودانه در اونند و جفتهای پاکیزه دارند و از خشنودی خداوند برخوردارند، و خدا بر [احوال‌] بندگانش بیناست‌ (۱۵)

و چه خوب این آیه جواب شما را می دهد.


243:

وقتش زیاد شه .............

244:

و اما بهشت.

این آیات را از سوره واقعه انتخاب کردم.

بخوانید و قضاوت کنید با اون تصویر که بعضی سعی در ساختنش دارند با قراون هم خوانی دارد یا خیر.
هنگامی که واقعه عظیم (قیامت) واقع شود، (۱)هیچ کس نمی‌تواند اون را انکار کند! (۲)(این واقعه) گروهی را پایین می‌آورد و گروهی را بالا می‌برد! (۳)در اون هنگام که زمین بشدّت به لرزه درمی‌آید، (۴)و کوه‌ها در هم کوبیده می‌شود، (۵)و بصورت غبار پراکنده درمی‌آید، (۶)و شما سه گروه خواهید بود! (۷)(نخست) سعادتمندان و خجستگان (هستند)؛ چه سعادتمندان و خجستگانی! (۸)گروه دیگر شقاوتمندان و شومانند، چه شقاوتمندان و شومانی! (۹)و (سومین گروه) پیشگامان پیشگامند، (۱۰)اونها مقرّبانند! (۱۱)در باغهای پرنعمت بهشت (جای دارند)! (۱۲)گروه زیادی (از اونها) از امّتهای نخستینند، (۱۳)و اندکی از امّت آخرین! (۱۴)اونها [= مقرّبان‌] بر تختهایی که صف‌کشیده و به هم پیوسته هست قراردارند، (۱۵)در حالی که بر اون تکیه زده و رو به روی یکدیگرند! (۱۶) نوجوانانی جاودان (در شکوه و طراوت) پیوسته گرداگرد اونان می‌گردند، (۱۷)با قدحها و کوزه‌ها و جامهایی از نهرهای جاری بهشتی (و شراب طهور)! (۱۸)امّا شرابی که از اون درد سر نمی‌گیرند و نه مست می‌شوند! (۱۹)و میوه‌هایی از هر نوع که انتخاب نمايند، (۲۰)و گوشت پرنده از هر نوع که مایل باشند! (۲۱)و همسرانی از حور العین دارند، (۲۲)همچون مروارید در صدف پنهان! (۲۳)اینها پاداشی هست در برابر اعمالی که انجام می‌دادند! (۲۴)در اون (باغهای بهشتی) نه لغو و بیهوده‌ای می‌شنوند نه سخنان گناه آلود؛ (۲۵)تنها چیزی که می‌شنوند «سلام» هست «سلام»! (۲۶)و اصحاب یمین و خجستگان، چه اصحاب یمین و خجستگانی! (۲۷)اونها در سایه درختان «سِدر» بی‌خار برنامه دارند، (۲۸)و در سایه درخت «طلح» پربرگ [= درختی خوشرنگ و خوشبو]، (۲۹)و سایه کشیده و گسترده، (۳۰)و در کنار آبشارها، (۳۱)و میوه‌های فراوان، (۳۲)که هرگز قطع و ممنوع نمی‌شود، (۳۳)و همسرانی بلندمرتبه! (۳۴)ما اونها را آفرینش نوینی بخشیدیم، (۳۵)و همه را دوشیزه برنامه دادیم، (۳۶)زنانی که تنها به همسرشان عشق می‌ورزند و خوش زبان و فصیح و هم سن و سالند! (۳۷)اینها همه برای اصحاب یمین هست، (۳۸)که گروهی از امّتهای نخستینند، (۳۹)و گروهی از امّتهای آخرین! (۴۰)

با سرچ کلمه حور در قراون می بینیم که در کل چهار آیه این واژه آمده هست.


برای ادامه قسمتی از سوره طور را برایتان کپی می کنم.

ولی پرهیزگاران در میان باغهای بهشت و نعمتهای فراوان جای دارند، (۱۷)و از اونچه پروردگارشان به اونها داده و اونان را از عذاب دوزخ نگاه داشته هست شاد و مسرورند! (۱۸)(به اونها فرموده می‌شود:) بخورید و بیاشامید گوارا؛ اینها در برابر اعمالی هست که انجام می‌دادید! (۱۹)این در حالی که بر تختهای صف‌کشیده در کنار هم تکیه می‌زنند، و «حور العین» را به همسری اونها درمی‌آوریم! (۲۰)کسانی که ایمان آوردند و فرزندانشان به پیروی از اونان ایمان اختیار کردند، فرزندانشان را (در بهشت) به اونان ملحق می‌کنیم؛ و از (پاداش) عملشان چیزی نمی‌کاهیم؛ و هر کس در گرو اعمال خویش هست! (۲۱)و همواره از انواع میوه‌ها و گوشتها -از هر نوع که بخواهند- در اختیارشان می‌گذاریم! (۲۲)اونها در بهشت جامهای پر از شراب طهور را که نه بیهوده‌گویی در اون هست و نه گناه، از یکدیگر می‌گیرند! (۲۳)و پیوسته بر گردشان نوجوانانی برای (خدمت) اونان گردش می‌نمايند که همچون مرواریدهای درون صدفند! (۲۴)در این هنگام رو به یکدیگر کرده (از گذشته) سؤال می‌نمایند؛ (۲۵)می‌گویند: «ما در میان خانواده خود ترسان بودیم (مبادا گناهان اونها دامن ما را بگیرد)! (۲۶)امّا خداوند بر ما منّت نهاد و از عذاب‌کشنده ما را حفظ کرد! (۲۷)

و یا آیات سوره نبا

ولی پرهیزگاران در میان باغهای بهشت و نعمتهای فراوان جای دارند، (۱۷)و از اونچه پروردگارشان به اونها داده و اونان را از عذاب دوزخ نگاه داشته هست شاد و مسرورند! (۱۸)(به اونها فرموده می‌شود:) بخورید و بیاشامید گوارا؛ اینها در برابر اعمالی هست که انجام می‌دادید! (۱۹)این در حالی که بر تختهای صف‌کشیده در کنار هم تکیه می‌زنند، و «حور العین» را به همسری اونها درمی‌آوریم! (۲۰)کسانی که ایمان آوردند و فرزندانشان به پیروی از اونان ایمان اختیار کردند، فرزندانشان را (در بهشت) به اونان ملحق می‌کنیم؛ و از (پاداش) عملشان چیزی نمی‌کاهیم؛ و هر کس در گرو اعمال خویش هست! (۲۱)و همواره از انواع میوه‌ها و گوشتها -از هر نوع که بخواهند- در اختیارشان می‌گذاریم! (۲۲)اونها در بهشت جامهای پر از شراب طهور را که نه بیهوده‌گویی در اون هست و نه گناه، از یکدیگر می‌گیرند! (۲۳)و پیوسته بر گردشان نوجوانانی برای (خدمت) اونان گردش می‌نمايند که همچون مرواریدهای درون صدفند! (۲۴)در این هنگام رو به یکدیگر کرده (از گذشته) سؤال می‌نمایند؛ (۲۵)می‌گویند: «ما در میان خانواده خود ترسان بودیم (مبادا گناهان اونها دامن ما را بگیرد)! (۲۶)امّا خداوند بر ما منّت نهاد و از عذاب‌کشنده ما را حفظ کرد! (۲۷)

و یا آیاتی از سوره غاشیه

چهره‌هایی در اون روز شاداب و باطراوتند، (۸)و از سعی و تلاش خود خشنودند، (۹)در بهشتی عالی جای دارند، (۱۰)که در اون هیچ سخن لغو و بیهوده‌ای نمی‌شنوند! (۱۱)در اون چشمه‌ای جاری هست، (۱۲)در اون تختهای زیبای بلندی هست، (۱۳)و قدحهایی (که در کنار این چشمه) نهاده، (۱۴)و بالشها و پشتیهای صف‌داده شده، (۱۵)و فرشهای فاخر گسترده! (۱۶)

نمی دانم چگونه هست بعضی صفت پورنوگرافی به بهشت توصیف شده از طرف قراون را می دهند.مطالعهخود قراون کافی هست.

نکته دیگر اون هست که حور العین کلمه ی مذکر هست نه مونث که بعضی بهشت را مردسالانه می نامند.


245:

بدتر شد که! برای مردان هم همسر مرد تعیین می شود؟!

نوشته اصلي بوسيله mohammad12 نمايش نوشته ها
سلام
بنده متوجه اشکال شما شدم .

اما شما متوجه جواب بنده نشدید.

بنده نفرمودم اسلام توصیفات دیگری از بهشت آورده هست که چیزی را پاک کند.

این توصیفات همه وجود دارند و حقیقی هست.

ملت ماده زده چه چیز می توانند بخواهند جز ماده.

و خداوند هم این بهشت را برایشان فراهم کرده هست.

حتی اگر به زندگی خود مارکس هم نگاهی بیاندازید فقط اعتراض به حکومت ها و حرف انقلاب وجود ندارد.

بلکه شهوت های معمول هم مطمئن باشید بوده هست.


مقایسه کردن قراون با سخنان یک فیلسوف اصلا درست نبوده و قیاس علاوه بر اونکه مع الفارق هست بسیار بچه گانه به نظر می رسد.

کامل بودن یک کتاب الهی این اجازه را به اون می دهد که حداقل برای عوام هم که شده هست این موارد را مطرح نماید.

تنها اشکال قابل بررسی اون هست که حال اکنون مولانا چه کند؟ که جواب دادم شما اگر قراون خوانده باشی تنها وقتی که بخواهد در مورد بهشت ریز شود این گونه موارد را مطرح کرده هست.

و گرنه هر جا نامی از بهشت می آورد می گوید جنات تجری من تحت الانهار و نه چیز دیگر و یا در جای دیگر ما تشتهی الانفس را بیان می کند.

و یا در سوره بینه رضایت خداوند از اون ها و رضایت اون ها از خدا را بیان می کند.

و یا در جای دیگر می گوید رضایت خداوند از همه ی موارد بالاتر هست.



بگو آیا به بهتر از اینها آگاهتان کنم؟ برای پرهیزگاران نزد پروردگارشان بوستانهایی هست که جویباران از فرودست اونها جاری هست، جاودانه در اونند و جفتهای پاکیزه دارند و از خشنودی خداوند برخوردارند، و خدا بر [احوال‌] بندگانش بیناست‌ (۱۵)

و چه خوب این آیه جواب شما را می دهد.
این ایه باز هم پاسخی نمی دهد، باز صحبت از جفت هست و باز بوستان.

صحبت من این هست که قراونی که شما اونقدر کامل و بالا می دانید که با کتاب هیچ فیلسوفی قابل مقایسه نمی دانید در باب پاداش اعمال امتان تصویری شهوانی + بهشتی خرم (اونچه امتان حجاز در آرزوهای خود تصورش را می نمايند) به تصویر می کشد.

بارها آمده جویهای روان، در حالیکه در خارج حجاز همه جا جویهای روان وجود دارد، برای امت حجاز اینها ایده آل بوده، همینکه آب همیشه باشد و بوستان و دار و درخت فراوان (شمال خودمان) و وقتی از اینها خسته می شوی جفتهای بیشمار برای مردان و بعدها در احادیث یک جفت برای زن که ترجیحا شوهرش در دنیا باید باشد!

بنده فرمودم هیچ فیلسوفی وقت و قلم را صرف این چیزها نکرده چون اینها مسایل زیر شکم هستند.

در جایگاه خود ارزش دارند، اما قلم تقدس بیشتری دارد.

اگر بنا بود اینها ارزش باشند الان نویسندگان پورونوگرافی را باید در رده سایر نویسندگان برنامه می دادند و جایزه پولیتز بهشان می دانند.

در نهایت آیه هایی هم هست که می توان با کلی زحمت و تفسیر چیزی نزدیک به ایده آلهای یک متفکر امروز از اونها بیرون کشید.

ولی ما نمی توانیم بقیه آیه ها را ندیده بگریم.

به خصوص که شما همه را حرف به حرف کلام مستقیم خدا می دانید.

مشکل همینجاست.

روی همین هست که شما می گویید این کتاب الهی و کامل هست.

بنده اگر کوچکترین دلیلی می یافتم که خدا این کتاب را نویسنده خط به خطش را عمل می کردیم و هر روز مطالعه اش می کردم ولی چنین نیست.

بنده اونقدر کتاب خوانده ام که بتوانم میان کتابها قضاوت کنم و متاسفم که اطلاع دهم این کتاب رتبه بالایی نمی آورد.

کتاب زیبایی هست از لحاظ نوشتاری و نویسنده هوشمندی داشته ولی کتاب الهی نمی تواند باشد.

خدا قدرتمند تر و کاملتر از اون هست که چنین کتابی به عنوان آخرین کتاب آسمانی نازل کند و دست بشریت بدهد.

بنده با اصل دین و دینداری مشکل ندارم اما مشکل شما مومنین این هست که به این کلمات چسبیده اید و حاضر نیستید قبول کنید که اینها را پیامبر اسلام نوشته هست.

و وقتی می گویید وحی خود خداست اونوقت دیگر کسی نمی توان کوچکترین پیشرفتی خارج از این نوشته ها و احادث و سنت و برخواسته از اون داشته باشید.

این برای خود اسلام هم بد هست.

اگر شما مومنین کمی عمیقتر بیندیشید می بینید که راه تعالی و پیشرفت و ماندگاری اسلام در قرن 21 این هست که از سطح آیات خارج شوید و ادعای الهام الهی بودن را کنار گذشته و از طرفی به مقولات روحانی دین، اخلاق و تطابق دادن اون با زندگی مدرن بیشتر بپردازید.

می دانم که اندکند کسانی که این حرفها را درک نمايند و بسیارند افراطیونی که طالبان ایده آل شان هست.

(اگر کمی می نگریستید می دیدید که اجرای دقیق اون اسلام که شما گم کرده اید را جز طالبان هیچ مسلمانی در دنیای مدرن نتوانسته دست یابد)

246:

نه اگر اطلاع ندارید بدانید که در کلام عرب اگر جایی جنسیت مهم نباشد مذکر آورده می شود.

مثال
یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی
ضمیر کم روشن گر قضیه هست.


در مورد جنات تجری من تحتها الانهار اشتباه نفرمایید.

در خود حجاز اون وقت هم باغ و بستانی که رود از زیر درختان بگذرد کم پیدا نمی شد.

حتی بیشتر از شهر های امروزی ما.
از صحبت های شما مهم را قرمز کردم.

اولا بنده نفرمودم ارزش قراون به مسایل زیر شکم هست.

ارزش قراون به کامل بودن اون هست.

اگر متفکر واقعا متفکر باشد و نگاهی به غرب بیاندازد می فهمد که همه به دنبال دنیا هستند چه مسائل جنسی و چه غیر جنسی.

که اصل تمدن غرب بر دویدن به دنبال پول بنا شده هست که با پول دنیایی بهتر برای خود بسازند.

پس بهشت برای اون ها همین هاست.

در ضمن بنده تلاشی نکردم که چیزی را از خود در بیاورم.

قراون خودش تبیان هست و همه چیز را فرموده هست که بهشت واقعی رضوان خداست.


در ضمن مقایسه قراون با یک نوشته پورنوگرافی ظلم به قراون هست و نابخشودنی.

بنده در پست قبل آیاتی در مورد بهشت آوردم می توانید مراجعه کنید.
بقیه مسایلی که مطرح کردید ربط به موضوع ما ندارند که در جای خود قابل بحثند نه در اینجا.

البته خلاصه بگویم یا شما قراون نخواندی یا کم خواندی یا اگر زیاد خواندی با تامل نخواندی که اگر با تامل خواندی و به این نتیجه رسیدی یا به عقل خویش شک کن یا به عقل بنده.


با کمال تاسف بنده نیز بایستی از این بحث کناره گیری کنم تا وقتی که مسئله جدیدی مطرح شود یا پاسخی بر جواب بنده وارد شود.
ممنون

247:

چند نکته را لازم هست روشن کنم:

-من قراون را با نوشته های پورنوگرافی مقایسه نکردم بلکه مقایسه میان نوشتارهای ادبی بود.
-شما از کجا به این نتیجه رسیده ای که من قراون نخواندم یا کم خواندم یا تامل نکردم.

این حرف شما بر این مبنا هست که کاملا اطمینان دارید به برداشت درست و کامل خود از مسایل که اطمینانی بی جاست و خبری که از من دارید روی تصوراتتان هست.

با این حال این بحثی دیگر هست که مطرح کردم ولی اعتقادی به گشودن و طی کردن اون ندارم چرا که بر من آشکار هست که مومن خود باید این مراحل را طی کند و از خارج نمی توان برایش چیزی را اثبات کرد.

بگذریم.
- در باب تصوراتی که از بهشت شده باز به نظر می رسد دیدگاه اختلاف دارد ولی بنده نمونه چنین بوستانهایی که جریان دائمی آب باشد و درختلان سرسبز و...

را در حجاز سراغ ندارم ومنظور من مناطقی هست که محل سکونت آورنده قراون یعنی حضرت محمد هست.

مسلما او باغ و شراب و رودخانه های در جریان را دیده بوده و اگر نمی دید ما در قراون نمی دیدیم.

ولی اینها برای اعراب بیابانگرد واقعا بهشت بودند.



+تصحیح می کنم: گویا علامه مجلسی هم همین را در باب حورالعین فرموده.


248:

بسم الله الرحمن الرحیم

وقتی که ما بر فرض درباره یک جهان ماورائی سخن می گوئیم باید مسئله کثرت و وحدت را در اونجا بررسی کنیم که آیا تجربیات ماورائی مثل تجربیات معمولی هستند یا می توانند متفاوت باشند .

ممکن هست در یک جهان ماورائی و در یک شرایط خاص یک شیئی بتواند در تکثر بسیار زیاد و در عین حال یک چیز تجربه شود .

مثلا یک میوه سیب اینجا یک میوه سیب هست .

یک میوه گلابی میوه دیگری هست اما میوه ای که هم سیب باشد و هم گلابی و در یک لحظه هر دو اون ها تجربه شود کدام میوه هست ؟
در کتاب " معاد " شهید دستغیب در قسمت کاخ های بهشتی روایتی آمده هست که مورد تعجب و انکار بعضی از افراد واقع شده هست و هرکسی با دیدگاه خودش اون را مورد قضاوت برنامه داده هست .

ممکن هست بعضی ها اون روایت و روایات مشابه اون را ضعیف یا جعلی بدانند ...
اما بر فرض صحت این روایت ببینیم که موضوع از چه برنامه هست :
..................................................

..
نقل قول از کتاب معاد شهید دستغیب :
..................................................

....
(( ...

در تفسير و مساكن طيبة از رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) مروى هست كه فرمود : قصرى هست در بهشت از لؤلؤ ، در اون قصر هفتاد خانه از ياقوت سرخ و در هر خانه هفتاد حجره از زمرد سبز و در هر حجره هفتاد تخت هست و بر هر تختى هفتاد فرش از هر رنگى هست و بر هر فرشى حورالعينى مى ‏باشد و در هر حجره هفتاد خوان طعام هست و در هر خوانى هفتاد قسم طعام هست و در هر حجره ‏اى هفتاد خادمه می باشد و خداى تعالى چنان قوه‏ اى به مؤمن مى ‏دهد كه از تمام اون ها بهره مى ‏برد
...

))
..................................................

....
در بعضی از سایت ها دیده ام که ضرب و تقسیم کرده اند ( 70*70*70*70)و یک عدد بزرگ 24 میلیونی را ارائه داده اند .

یعنی 24 میلیون حورالعین برای یک نفر ...
اما من از دیدگاه دیگری به این موضوع نگاه کرده ام و اون موضوع " وحدت در کثرت " هست .

یعنی قضیه ممکن هست به این شکل نباشد که ما اینجا تصور می کنیم .

این روایت می تواند به معنای تجربه ای ماورائی باشد .

تجربه ای که در اون یک چیز در تکثر بسیار زیاد تجربه می شود ...
در مورد میوه ها هم همین گونه ذکر شده هست .

ظاهرا خود فرد هم در یک لحظه در همه جاست ...
و چنین تجربه ای یک تجربه معمولی نیست ...
...................................
شبیه به چنین مفهومی در کتاب " دائوی فیزیک " نوشته " فریتیوف کاپرا " صفحه 269 آمده هست .

او ابتدا نظریه " تمام در یک و یک در تمام " را توصیف می کند و سپس از مکتبی بودائی سخن به میان می آورد که بر مبنای " آواتاساکاسوترا " هستوار هست .

من نقل قولی از این کتاب را در اینجا آورده ام :
((...دربخش پایانی این سوترا که " گانداویوها " خوانده می شود حکایتی از زایر جوانی به نام " سودهانا " نقل شده ...در شرح زیر که به وسیله د .

ت .

سوزوکی از این سوترا اقتباس و تفسیر شده هست تصویر برج باشکوه و مزینی برای انتقال تجربه " سودهانا " به کار گرفته شده هست :
" این برج همانند خود آسمان وسیع و جادار هست .

زمین اون از (تعداد بی شماری) ازتمام انواع سنگ های قیمتی مفروش هست و درون برج (تعداد بی شماری ) منزل ، ایوان ، هشتی ، پنجره ، پلکان ، نرده و راهرو وجود دارند که تمام اون ها از هفت نوع جواهر ساخته شده ...

و در داخل این برج فضادار و با عظمت که با طرز هستادانه تزئین شده هست صدهزار ...برج وجود دارد که هر یک از اون ها به مانند همان برج اصلی با مهارت تزئین یافته و به اندازه آسمان بزرگ و فضادار هستند و تمام این برج ها که تعداد اون ها از حساب بیرون هست به هیچ وجه با یکدیگر ناهمگون برنامه نگرفته اند و هر یک از اون ها موجودیت مستقل خود را در هماهنگی با تمام بقیه حفظ می کند .

در اینجا چیزی که مانع همجوششی انفرادی یا اجتماعی برج با دیگر برج ها باشد وجود ندارد .

در این جا حالتی از در هم آمیختگی کامل و در عین حال با نظم و ترتیب جامع حکمفرماست .

"سودهانا " زایر جوان خود را در تمام این برج ها و در یکایک اون ها می بیند .

یعنی در جائی که تمام در یک و یکی در تمام گنجیده شده هست
"
..........................................
البته قصد تفسیر هیچ روایتی را ندارم و این مطالب را صرفا به عنوان یک تحقیق ارائه کرده ام ...
خصوصیات دیگری از بهشت هم ارائه شده که ماورائی بودن اون را نشان می دهد و دلالت بر این دارد که یک چیز در بهشت با وحدت و کثرت معمولی سنجیده نمی شود .

مثلا روایتی هست که کمترین لذت در بهشت شرابی هست که در اون هزار نوع لذت هست ...
یا فردی میوه ای می خورد و نیمی از میوه در دست اوست و همان موقع قصد میوه ای دیگر می کند و اون نیمه میوه به همان میوه دلخواه تبدیل می شود ...
.......................................
درباره بهشت های خیالی و رویائی هم مطالبی هست که باید تشریح شوند که البته نباید با این مفاهیم مخلوط شوند .بارها شده که تجربیات بهشتی و ماورائی را با داروهای روانگردان و هیبنوتیزم و نظایر این ها ربط داده اند و نوعی همسان پنداری برای اون ها قائل شده اند اما این ها صرفا فرضیه هائی هستند که برای توضیح پاره ای از پدیده ها به کار می روند ولی اونچه ما با اون روبرو هستیم بسیار پیچیده هست و نمی توان توضیح ساده ای برای همه اون ها در نظر گرفت و به یکباره حکم کلی برای اون ها صادر کرد بلکه جزء به جزء باید مورد موشکافی دقیق برنامه بگیرد ...

249:

آیاتی چند از جهنم
ابراهیم

گمان مبر که خدا، از اونچه ظالمان انجام می‌دهند، غافل هست! (نه، بلکه کیفر) اونها را برای روزی تأخیر انداخته هست که چشمها در اون (به خاطر ترس و وحشت) از حرکت بازمی‌ایستد...

(۴۲)گردنها را کشیده، سرها را به آسمان بلندکرده، حتّی پلک چشمهایشان از حرکت بازمی‌ماند؛ (زیرا به هر طرف نگاه نمايند، آثار عذاب آشکار هست!) و (در این حال) دلهایشان (فرومی‌ریزد؛ و از اندیشه و امید،) خالی می‌گردد! (۴۳)و امت را از روزی که عذاب الهی به سراغشان می‌آید، بترسان! اون روز که ظالمان می‌گویند: «پروردگارا! مدّت کوتاهی ما را مهلت ده، تا دعوت تو را بپذیریم و از پیامبران پیروی کنیم!» (امّا جواب می‌شنوند که:) مگر قبلاً سوگند یاد نکرده بودید که زوال و فنایی برای شما نیست؟! (۴۴) (آری شما بودید که) در منازل (و کاخهای) کسانی که به خویشتن ستم کردند، ساکن شدید؛ و برای شما آشکار شد چگونه با اونان رفتار کردیم؛ و برای شما، مثلها (از سرگذشت پیشینیان) زدیم (باز هم بیدار نشدید)! (۴۵)

250:

این پرسش اگر از مسلمان شده باشد، جواب بی برو برگرد "آری" هست.
گویا در قران بیش از دویست جا بهشت (بصورت های گوناگون) امده و جهنم هم بیش از یك سد بار.

شمارش چندان مهم نیست ولی با در كنار هم نهادن همه ی این ها شكی نمی ماند كه بهشت (جنت) و جهنم (جهیم) از دیدگاه اسلام مسلم هست.


بهشت چگونه جایی هست : باغ هایی در اون هاست كه پر از درختان و سایه وجوی/نهر های آب در اون جاریست.و هوا جنك و دلپذیر هست..

شراب و شیر و انگبین ، خوراكی های خوشمزه پرندگان ووو فراوان هست.
برای مردان بهشتی حوریان همیشه باكره، دختران نارپستان ، و غلمان ( پسران سفید مرواریدی بوست) مهیا هست ...

(به زنان چیزی از ایندست وعده داده نشده هست.)
جهنم چگونه جایی هست : جهنم چندین طبقه هست كه برخی از اونها داغتر و سوزاننده تر از اونهای دیگر هست.

ولی كلن در همه ی اونها آتش بپاست .

این آتش هم از سوختن هیزم و هیمه( و خود جهنمیان)...

بپا میشود و اصلن مجاری و هستعاری نیست.

برای نمونه در سوره یی ابولهب نفرین شده و فرموده شده هست كه ریسمانی بگردن زن او خواهیم انداخت كه برود (از بیابان هیزم) برای آتش جهنم بیاورد.

در این جهنم آدم های گناهكار (بویژه اونهایی كه به پیغمبران ایمان نباوردند =كافران) در آتش سوزانده میشوند تا بمیرند و باز زنده میشوند و باز سوزانده میشوند:
(ا...هم فی نارالجهیم خالدون..) این ها تا ابد/جاودانه در آتش جهنم خواهند سوخت.
و در جاهایی هم قراون فرموده هست كه آب داغ در گلوی اونان ریخته و با چماق آتشین توی سرشان خواهند كوبید.

معاد در اسلام جسمانی و بهشت و جهنمش هم جسمانی هستند.
در هیچ جای قراون (تا اونجا كه من میدانم) هیچ كس جهنمی پس از كمی سوختن و شكنجه دیدن به بهشت راه نمی یابد.

یكبار به نامه ی اعمال هركس رسیدگی میشود و او یا بهشتی هست یا جهنمی.

چیزی میان ایندو فرموده نشده هست.

سخن من اینجا ت..قراون خودش تاكید كرده هست فرموده هاییش برای سرگرمی و بازی نیست اگر فكر بازی كردن داشتیم كار دیگر میكردیم (مضمون)
اونچه در بالا آمد، همه از قراون و در باره ی فرموده های قراون هست و با حدیث و روایات امامان و غیره كاری ندارم

251:

برادر یا محسن میشه بگید دقیق توی بهشت چه نوع میوه هایی هست ؟؟

لطفاً اسامیشون بنویسید.

امام سجاد میگه : «هرکس علم اولین و آخرین را می خواهد در قراون بنگرد.»

حالا من از شما می خوام اسم میوه هایی که در بهشت هستند و حتماً هم توی قراون اسمشون اومده به من بگید.

مخسی.

252:

جهنم جایی هستش که اونجا هر کسی به اندازه گناهش باید حبس بشه و مجازات بشه تا پاک بشه
تشبیه من جهنم مثل تصفیه خونست

253:

بسم الله الرحمن الرحیم

وَ فَاكِهَةٍ مِّمَّا يَتَخَيَّرُ‌ونَ (واقعه -20)
و میوه‌ای از اونچه برگزینند .
..............................
" یتخیرون " به معنای " اختیار " داشتن هست .

یعنی هرچه اختیار نمايند ، هست .

اگر هم بخواهند که نباشد ، نیست .

یعنی آزادی کامل دارند .
البته این آیه در مورد " سابقون " بیان شده هست و واژه " یتخیّرون " فقط در مورد این عده ذکر شده هست .


.................................................
میوه های بهشتی ، خالص ، پاک ، متعالی ، همیشه در دسترس و ابدی هستند ...


254:




واسه همینه که نمی خوام توی این بحثا وارد شم.
عزیز جان می گم باید اسم ها دقیق باشن حالا من اینطور می گم اینا می گن تو کور دلی تو نمی خوای قبول کنی.

جمله هرچی اجمالی تر باشه کنایش بیشتره .

میگم امام سجاد فرموده همه علوم توی قراون هستند پس باید اسم میوه ها هم باشند.

بر فرض هم که من قبول کنم مگه شعار انتخاباتیه ؟؟

که بگن به من رای بدید من نفت رو سر سفره می آرم.

رفتیم سر سفره دیدیم نفت نیس.

حالا اگه من هم قبول کنم می تونم چیزهایی که توی دنیا هست رو ول کنم به چسبم به وعد و وعید هایی که معلوم نیس بدن یا ندن ؟؟

من می گم توی بهش اوناناس می خوام.

امام علی میگوید : «هیچ کس سرّی را مخفی نمی کند مگر اینکه در لابلای سخنانش معلوم هست»

حالا پیامبر که می گید از همه اسم های میوه های بهشتی خبر داشت چون قراون بهش وحی می شد یه بار توی زندگیش به کنایه حرفی از اوناناس زد ؟؟ نارگیل ؟؟ پسته رفسنجان چی ؟؟ مانگوستین مالزی چی ؟؟ کارامبولای هند چی ؟؟ پی تایای مکزیک چطور ؟؟

من بر این باورم که سپاسی که از شما -بخاطر احترامی که برای شما قائلم -از پست شما داشتم به مراتب ارزشمند تر هست آیات و تفاسیری هست که اوردید و بدرد زندگی ما نمی خوره.

255:

بسم الله الرحمن الرحیم

ببینید شما شعارتان این بود :
از کجا فهمیدید در بهشت نیست ( یا بهترش نیست ) ؟


256:

«لا رطب ولا یابس الا فی کتاب مبین»

هیچ تر و خشکی نیس مگر اینکه در قراون آمده.

خب؛ اسم اوناناس در لیست غذاهای بهشتی(1) نیومده پس توی دنیا هس ولی توی بهش نیس.

تازه طبق آیه بالا تئوری داروین هم توی قراون اومده ؟؟

اگر اومده پس با خلقت آدم و حوا با گل متناقض نیس ؟؟

آیا حرف از گــُـل های دو جنسه زده شده ؟؟؟

پس با آیه «خَلَق کل شی زوجَیـن» متناقض نیس ؟؟

ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــ
1-غذاهای بهشتی : عدس و شیر و پیاز و سیر و انگبین و چند غذای عربی دیگر

257:

بسم الله الرحمن الرحيم

ترجمه " کتاب مبین " به " قراون " صحیح نیست .


اول باید " کتاب مبین " تعریف شود ، بعد ببینیم که منظور از " هیچ تر و خشکی نیست مگر در کتاب مبین هست " ، چیست .



الر‌ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ ﴿١﴾ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْ‌اونًا عَرَ‌بِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ(2) سوره یوسف .

الف، لام، را.

اينهاست آيات كتاب روشنگر.

(۱) ما قراونى عربى نازلش كرده‌ايم، باشد كه شما دريابيد.

ببینید اینجا ذکر شده که این ها آیات کتاب مبین هستند که نازل شده اند به قراون عربی ...
نزول یعنی پائین آمدن .

از سطحی بالا برای فهم ما و شما به سطحی پائین تر فرود آمده اند و به قالب زبان عربی ترجمه شده اند .

اصل کتاب مبین و حقیقت اون ماورای اون چیزی هست که ما در ظاهر به عنوان قراون عربی می خوانیم .

*
وقتی این مبنا را درست بشناسیم دیگر اون هستدلال شما که چرا اسم " اوناناس " در قراون نیامده پايه ا مطرح نیست .
اسم همه پیامبران هم در قراون نیامده هست .


شما اگر " قانون " را درک کنید و " مثال " را درک کنید لازم نیست تک تک ، همه چیز را برای شما نام ببرند .


می توانستید مثلا از "موز "، " انار" ، " انگور " و " خرما " به عنوان " مثال " ذکر کنید .
( عدس و سیر و پیاز در مورد قضیه مائده بنی اسرائیل ذکر شده هست )



.....................................
* روایتی هست از امام علی که فرموده " ای انسان تو ( خودت ) کتاب مبین پروردگارت هستی " که البته چون اینجا بحث روائی و اسناد و راویان و ...

نمی کنیم وارد جزئیات موضوع نمی شوم .

258:

بسم الله و له الحمد
بهشت و جهنم از دو دیدگاه قابل بررسی هست :
1- در اقوام و دینهای غیر اسلام : بررسی نوع دفن بعضی اسکلتهای یافت شده از انسان نئاندرتال(که بین 20000 سال تا چند صدهزار سال قبل می زیسته)از نظر باستانشناسان دلیل اونست که به دنیای سپس مرگ اعتقاد داشته اند! - در مقابر مصر قدیم غذایی همراه مردگان دفن می شده تا توشه راه او در سفر دنیای بعدی باشد! اگرچه امت مصر قدیم چند خدایی بوده و دچار شرک در خالقیت و ...

- در متون یهودی اشاره اندکی به جهان دیگر وجود دارد و بیشتر به «یهوه » به عنوان خدای مردگان و زنده گان اشاره کلی می شود.

بیشتر در تفاسیر تلمودی که قدمت اونها فراتر از 2000 سال نیست ، مطالبی در باره «جهنا»(که باغ یا دره ای نزدیک اورشلیم یا بیت المقدس کنونی بوده و گنهکاران را در اونجا عذاب می نمودند و ریشه جهنم قراون را از این باغ می دانند!) ذکر شده و در «عهد جدید»(کتاب های مقدس مسیحیت) بندرت به جهنم و بهشت بر می خوریم .

مگر اسطوره های یونان قدیم (هادس چاهی هست که گروهی از خدایان رانده شده در میتولوژی یونانی توسط گروهی دیگر به اونجا فرستاده شده اند!) و یا توصیف قصری مثل قصور شاهان که پدر! در اونجا بار عام می دهد!( در کتاب مکاشفه یوحنا!)به طور کلی از مجموع نوشتجات مربوط به ادیان قبل از اسلام نمی توان توصیف دقیقی از بهشت و جهنم نمود، چه اینکه مثل مستشرقین بخواهیم ، وانمود نماییم ؛ مثلاً پل صراط قراون اقتباس از زردشتی( که هنوز کسی نتوانسته وقت و مکان دقیق زندگی او را مشخص سازد!) هست و یا جهنم از یهود(که هیچ مطلب کتبی قدیمتر از «آسناد کومران»از این دین در دست نیست و آثار ثنوی و تناقضات با عقاید رایج یهود در اونها دیده می شود!) و یا ....

هست.

بهتر هست اینگونه بیان نمائیم ؛ عقاید در باره دنیای دیگر در بین ادیان گوناگون فقط سپس ظهور قراون در حدود 1400 سال قبل و البته با تحریفاتی رشد و بسط پیدا نموده و این ادیان را به انسجام ثانوی در باره دنیای سپس مرگ رهنمون شده هست.

به طور مثال کتاب «کمدی الهی» نوشته دانته ایتالیایی اشاره بهشت و دوزخ و برزخ (احتمالاً تحریف اعراف قراون)می نماید و عمدتا تحت تاثیر قراون هست و نه مسیحیت! ( با توجه به تحلیل دینها در کتاب «روایت اول»که در قسمت تازه های کتاب اونرا معرفی نموده ام، خوانندگان به اونجا رجوع نمایند!)
2- بهشت و جهنم در قراون: بارها در آیات مختلف قراون و به اسامی گوناگون ( برای آشنایی با درجات مختلف بهشت و درکات جهنم و تحلیل ریاضی اونها به کتاب فوق رجوع شود) به اون اشاره شده هست، این اشاره ها اونقدر زیاد هست که «فلو»(خدا ناباور بریتانیایی که مدتی قبل مرد و البته در انتهای عمر دوباره خدا باور شده بود و گرایش به مسیحیت یافته بود! )در مصاحبه خود یکی از دلایل گریزش از قراون را مشاهده واژه جهنم در تمام صفحات قراون ترجمه شده خودش می داند! مسئله خوشی های بهشت و عذابهای جهنم در آیات و نیز روایات مختلف اشاره شده و تمام مطالب این قسمت به بحث در باره این موضوع پرداخته شده هست! اما نکته مهمی که مطالب آمده از اون غفلت نموده اند اینست که ، موقعیت بهشت و جهنم نسبت به جهان کنونی ما چیست و آیا از آیات قراون و روایات اهل بیت می توان جهان شناسی قراونی و ارتباط اون با بهشت و جهنم پس از مرگ انسانها را مشخص نمود و این همان کاری هست که مولف کتاب فوق(روایت اول) در صدد ترسیم نقشه و نمودار قراونی از جهانشناسی قراون و ارتباط اون با بهشت و جهنم قراون برآمده هست! خلاصه این نمودار با چند پرسش و جواب ابتدایی در اینجا می آید!
1)طبق روایات روح انسانهای مومن و مشرک(کافر و منافق) به کجا می روند؟به ترتیب به دارالسلام و برهوت
2)بهشت در کجاست و عرض اون چقدر هست؟ در آسمان(اعراف/40)و عرض اش برای مومنین معادل عرض زمین و آسمان و برای متقین معادل عرض زمین و آسمانهاست!
3)آخرین باری که واژه بهشت در قراون آمده کجاست؟ در آیه 99 ام از انتهای قراون
4)جهنم در کجاست و آخرین باری که این واژه آمده در کجای قراون می باشد؟ طبق روایت از امام علی(جلد7 الدر المنثور ص629و630)در آیه 6/طور(البحرالمسجور) برنامه دارد.

آخرین جهنم قراون در 101 امین آیه از انتهای قراون برنامه دارد و اما طبقات فوقانی اون یعنی نار حطمه و هاویه به ترتیب در آیات 18 ، 52 تا 54 ، 63 و 71 ام از انتهای قراون برنامه دارند!
5)نظر مولف کتاب فوق در باره معادل کیهان در قراون و آسمان اول و هفتم قراون چیست؟ الثری معادل تقریبی کیهان و آخرین «ارض»(زمین) بکار رفته در قراون عرض قراونی اون را نشان می دهد(=97 امین آیه از انتهای قراون) و عرض آسمان اول معادل 803 مین آیه از انتهای قراون و عرض آسمان هفتم معادل 6201 مین آیه از انتهای قراون و داخل بحر المسجور برنامه دارد!
مدل نهایی به صورت زیر هست:
روح انسانها پس از مرگ در دو ایستگاه اولاً دارالسلام نجف(همان جایی که اجداد انسانهای فعلی پس از فرود از کشتی نوح در اونجا پیاده شدند) و ثانیاً برهوت یمن(که قابلیان توسط آدم به اونجا تبعید شدند!)گرد آمده و گروه اول مستقیما به آسمان اول و یا بالاتر و بالاتر از الثری(= کیهان) فرستاده می شوند(=بهشتهای برزخی)
گروه دوم بسته به شدت و ضعف شرک خود به داخل الثری(=کیهان) و یا بالاتر و حتی نقطه ای در خارج از آسمان هفتم و داخل البحر المسجور(= دریای لبالب پر و یا دریای پنهان روایت!= طبقات تحتانی جهنم و اینکه معدود افرادی مانند اولی و دومی مطابق روایت شیعه اینقدر دور پرتاب شده اند!) پرتاب خواهند شد!(= جهنم های برزخی) این مدل با شواهد ریاضی وار آیات قراونی تائید شده و به هیچ وجه اقتباسی از دینهای قبل از اسلام نبوده و فقط روایت قراون از بهشت و جهنم هست که به صورت رمزی در آیات آمده هست!
مجموع این مدلها در کتاب «روایت اول»تالیف نویسنده آمده هست! خواهان با تلفن 09369413308 تماس بگیرند! وسلام علی المرسلین و الحمد لله رب العالمین - محمدصالح آبک 16/4/92

259:

با درود
دوست گرامی در مورد بهشت ما کهنترین اسنادی که داریم از مصر باستان هست که در الواح به جمله هایی همچون فرعون در بهشت برمیخوریم
البته فلسفه های جهان سپس مرگ از بسیار دیربازتر همانطور که فرمودید از وقت نیواندرتالها از حفاری ها در دست هست و همچنین اسناد از قبرهای بسیار دور از اقوام بومی(گذاشتن سنگ بروی قبر یا جسد(سنگ لهد گویا از انها اقتباس شده) یا ریختن خاشاک دور قبر که البته بیشر در مورد اجساد مقتولان کاربرد داشته و گویا این باور بوده که مقتول زنده خواهد شد و باز خواهد گشت برای انتقام از قاتل)
همچنین ما در ایین برهمنیزم و چند ایین منشعب شده از ان ما عقیده به تناسخ را داریم
در هر صورت در مورد ابتدایی ترین باورها عقیده به جهان پس از مرگ را به صورتهای گوناگون داریم
ولی این اعتقاد مسلمانان مشخصا بر گرفته از گاشه های زرتشت هست در ضمن ما قویترین پژوهشهایی که از زرتشت داریم نشان میدهد که وی بین 3200 تا 3400 سال پیش می زیسته
در این گاشه ها ما به داستان پس از مرگ مطابق قران برمی خوریم
همچنین ما این باور را در وقتهای گوناگون در نزد ایرانیان می بینیم مثلا ارداویراف نامه را بخوانید(مشابهتهایی با سفر معراج دارد)
در ضمن یکی از مسایلی که در تکامل و تغییر باورها موثر هست تقابل باورها هست یعنی اقوامی با قومی دیگر بر اثر جنگها و مهاجرتها و مسافرتها باورهایشان را با هم امیخته یا از هم اقتباس میکردند بنابرین عجیب نیست که اگر قومی در خاور دور در سه هزاره پیش باوری داشتند در 1400 سال پیش در جزیره العرب امت بر ان باور باشند(اینها همه توضیح اسطوره شناسی دارد)
سپاسگذارم

260:

بایدبه اونایی که فکر مینمايند پاداش وعذاب در همین دنیاست بگم قسمت کوچیکی از عذاب و پاداش دراین دنیاست و قسمت بزرگش در بهشت و جهنم.

پس باید بدونیم اگه دراین دنیا کار خوبی می کنیم وپاداش اون رو در دنیا میگیریم پاداشی عظیمتر در آخرت دریافت می کنیم.










261:

با درود
این باور به بهشت و جهنم ناشی از دیدگاه ایدالیسم هست
یعنی انسان دوست می دارد که اینها باشند و عدالتی باشد
ولی سندی برای اثبات ان موجود نیست و البته این باور در سیر تکامل فکر بشر شکل گرفته و مترقی شده در اسلام نیز هست
سپاسگذارم

262:

به نظر من جهنم فيزيكي و مادي وجود نداره چون ماده براي اين جهانه.

پس اگه وجود داشته باشه روحي هستش و با روح و روان انسان سروكار داره نه آتش سوزان يا آب جوش و اين صحبتها كه همگي از ملكول و اتمو الكترون به وجود اومدن! بهشت هم همينطور! اين نظر من درمورد "بودن" بهشت و جهنم و كلاً آخرت هستش.

و اما فرض بر نبودن جهان ديگه، قضيه هاي مسخ،نسخ،رسخ و..

اينها نظريه هاي معقولي نيستند و دانشمندان مانور زيادي رايشان اين فرضيه ها نرفتن.

اگه نسخ وجود داشته باشه و روح انسان به جنين ديگه اي حلول كنه پس بايد تا الان بشر تغييري نمي كرد.

مجموعه اي با 10 عضو در نظر ميگيريم اگه هركدوم از اعضا سپس مرگشون به كالبد ديگه اي حلول كنن دائماً اون 10 نفر در حال چرخش و تكرار هستند اما در كالبد ديگه! از نظر من نسخ رده چون با عقل و منطق جور در نمياد.

اما مسخ و رسخ كه به ترتيب حلول روج انسان به كالبد حشرات يا گياهان هستش خيلي نظريه مضحكيه! چون انسان در همون ماده و جايگاه خودش به كيفر اعمالش ميرسه.

بشري كه اشرف مخلوقاته هرگز براي سزاي اعمالش بار ديگه پا به جهان نميذاره در كالبد يك مگس! يك ملخ! در آخرت هم به ظاهر حيواني در نمياد چون تمام جسم و ظاهر به ماده و فيزيك برميگرده! به نظر من تمامي اين صحبتها در قراون براي سمبل ياد شده "براي كساني كه مي انديشند" ! در اين زمينه مقداري مطالعه كردم كه كافي نيست بحث در مورد اين موضوعات پايان ناپذيره مثل اين مي مونه كه ما تايشان درياي بي كراني داريم شنا مي كنيم و هر از گاهي به جزيره ي ناشناخته اي ميرسيم و جامعه اي تشكيل مي ديم و دوباره به راهمون ادامه ميديم! فكر نمي كنم روزي برسه كه بشر به تمام اسرار جهان پي ببره!
تايشان قراون اومده ماچيزي مي دانيم كه شما نميدانيد!

اسرار ازل را نه تو داني و نه من

ايشانن حرف معما نه تو خواني و نه من
هست از پس پرده فرمودگايشان من و تو
گر پرده براُفتد نه تو ماني و نه من

263:

چرا كپي مي كنيد؟
چرا از فكر و منطق خودتون هستفاده نمي كنيد!
دوستمون نطر مارو خواست نه مقاله و پروژه! خودمون ميتونيم بريم سرچ كنيم خواهشاً نظر شخصي خودتون رو بگيد بلأخره هركسي نظري داره! نگيد فلاني فرمود، خودتون چي ميگيد!!

264:

بسم الله و له الحمد
با توجه به بعضی مطالب دوستان که در ارتباط با مطالب اینجانب در باره قراون و بهشت و جهنم آمده بود ، فقط چند نکته را متذکر می شوم.


1- ادعای اقتباس معراج پیامبر اسلام از اردویرافنامه زردشتی و یا پل صراط قراون از زردشتیان و ...

فقط یک ادعای غیر مستند هست! اردویرافنامه ای که قدیمی ترین سندش به قرن سوم هجری قمری می رسد! و ...


2- ادعای اینکه محمد پیامبر اسلام در نوجوانی سفری چند ماهه به شام (= سوریه + فلسطین + اردن + لبنان فعلی) داشته و از مصاحبت یک راهب مسیحی (بحیرا نامی)برخودار شده و بسیاری از مطالب قراونی را از او اخذ نموده و در قراون وارد نموده هست! یک «رجماً بالغیب»(تیر به تاریکی زدن) هست که مستشرقین پایه گذار اون بوده اند و سپس در کتابهای تحقیقی مسلمانان نیز پرو بال داده شده هست! غافل از اونکه با عینک وقت حال به گذشته های دور نگاه می نمايند! تعداد باسواد ها در مکه از تعداد انگشتان دست و پاهای انسان فراتر نمی رفت و در یثرب(مدینه بعدی) نیز اعم از عرب و یهودی وضع بدین منوال بود .

در نقاط اطراف جزیره العرب نیز وضع سواد چندان بهتر نبود! به طور مثال در دنیای مسیحیت(در گذشته و امروز) به بزرگترین و اولین گرویدگان دوازده گانه مسیح «رسولان»(فرستادگان) می فرمودند.

در حالی که در قراون با نام «حواریون» آمده اند و مدتها این لغت قراونی و ریشه اش به صورت معما در آمده بود، تا اونکه معلوم شد ؛ چنین لغتی در گروه کوچکی از مسیحیان حبشه(اتیوپی) وجود داشته هست! به طور کلی لغات بسیاری نه تنها از قبایل بزرگ شبه جزیره حجاز (غیر از قریش) در قراون دیده می شود بلکه از زبانهای بیگانه مثل فارسی ، یونانی و...

در قراون آمده هست و بر خلاف تصور مستشرقین که سعی می نمایند ، نفوذ این زبانها را در جامعه نیم بسته مکه نشان دهند ولی منطق حکم می نماید که یک فرد هرچقدر نابغه و مرتبط با این امت گوناگون باشد ، نمی توانسته با چند مسافرت محدود و یا کسب اطلاع از اطرافیانش به چنین اطلاعاتی دسترسی بیابد !
3- یکی از حرفهای که برضد رسالت پیامبر(= ابلاغ قراون و ...) توسط مشرکین مکه بیان می شد و در آیات قراون آمد، اونست که ؛ چرا رسالت بر این بزرگان(خوانین) این دو ده بزرگ (مکه و طائف)بجای پیامبر(بی پول و یاور ) نازل نشد! بلا تشبیه مثل اونکه شخصی ایراد می نمود: چرا رهبر انقلاب ایران یکی از این دو گردن کلفت دو شهر بزرگ یعنی واشنگتن و مسکو( به ظور مثال برژنف و ریگان)نشد و رهبریت به دست امام خمینی تبعید شده افتاد! خدا نیز در جواب این اشکال بیان می نماید؛ خدا بهتر می داند که رسالتش را در کجا برنامه دهد!
4- دوستی در مسئله «ماده و انرژی» که «جرم و انرژی» را صحیح دانسته هست ، اما دقت ننموده که اینجانب در قبال مسائل حاشیه ای که یکی خوانندگان بیان داشته ، اون مطلب را در باره انیشتین را آوزده ام !
پايه آ ماده و جرم مانند بسیاری از مفاهیم فیزیک غیر قابل تعریفند و فقط می توان در چهار چوبهای کمیتی بین اونها رابطه بربرنامه نمود.

به طور مثال جرم را مقداری ماده می توان دانست که در مقابل تغییر شتاب از خود مقاومت نشان می دهد! - بنابراین تفاوت ماده و جرم از زمین تا آسمون نبوده و مفاهیمی کاملاً مرتبط اند!
5- نکته دیگر مسئله تکثر گرایی (پلورآلیسم) هست که بسیاری از انسانها و مکاتب در این دام شیطانی افتاده اند، بدون اونکه راه برگشتی باشد! با مثالهای متوجه پلورآلیسم ( مکتبی از شعبده های غرب) می شویم:
در واشنگتون :2*2=6 در مسکو: 2*2 = 5 در شهرستان تهران : 2*2=4 و اینکه فرض کنیم همه گزینه ها صحیح هستند!
مذهب کاتولیک : صحیح مذهب شیعه : صحیح مذهب یهود : صحیح و همه این مذاهب می توانند صحیح باشند!
لذا هموقت نمی توان فرمود؛ در تعداد واژه های الله بکار رفته در قراون هم عدد 2697 صحیح هست و هم عدد 2699 و هم عذذ 2849 و الی آخر ...
وسلا م علی المرسلین والحمد لله رب العالمین - 16/5/2012


265:

بسم الله و له الحمد
بهشت و جهنم در قراون: بارها در آیات مختلف قراون و به اسامی گوناگون ( برای آشنایی با درجات مختلف بهشت و درکات جهنم و تحلیل ریاضی اونها به کتاب «روایت اول» تالیف نویسنده رجوع شود) به اون اشاره شده هست، این اشاره ها اونقدر زیاد هست که «فلو»(خدا ناباور بریتانیایی که مدتی قبل مرد و البته در انتهای عمر دوباره خدا باور شده بود و گرایش به مسیحیت یافته بود! )در مصاحبه خود یکی از دلایل گریزش از قراون را مشاهده واژه جهنم در تمام صفحات قراون ترجمه شده خودش می داند! مسئله خوشی های بهشت و عذابهای جهنم در آیات و نیز روایات مختلف اشاره شده و تمام مطالب این قسمت به بحث در باره این موضوع پرداخته شده هست! اما نکته مهمی که مطالب آمده از اون غفلت نموده اند اینست که ، موقعیت بهشت و جهنم نسبت به جهان کنونی ما چیست و آیا از آیات قراون و روایات اهل بیت می توان جهان شناسی قراونی و ارتباط اون با بهشت و جهنم پس از مرگ انسانها را مشخص نمود و این همان کاری هست که مولف کتاب فوق(روایت اول) در صدد ترسیم نقشه و نمودار قراونی از جهانشناسی قراون و ارتباط اون با بهشت و جهنم قراون برآمده هست! خلاصه این نمودار با چند پرسش و جواب ابتدایی در اینجا می آید!
1)طبق روایات روح انسانهای مومن و مشرک(کافر و منافق) به کجا می روند؟به ترتیب به دارالسلام و برهوت
2)بهشت در کجاست و عرض اون چقدر هست؟ در آسمان(اعراف/40)و عرض اش برای مومنین معادل عرض زمین و آسمان و برای متقین معادل عرض زمین و آسمانهاست!(مرتبه متقین بالاتر از مومنین هست! مثل مقایسه «پیشی گیرندگان» و «اصحاب دست راستی» که گروه اول بالاتر از گروه دومند و در قراون آمده هست)
3)آخرین باری که واژه بهشت در قراون آمده کجاست؟ در آیه 99 ام از انتهای قراون
4)جهنم در کجاست و آخرین باری که این واژه آمده در کجای قراون می باشد؟ طبق روایت از امام علی(جلد7 الدر المنثور ص629و630)در آیه 6/طور(البحرالمسجور) برنامه دارد.

آخرین جهنم قراون در 101 امین آیه از انتهای قراون برنامه دارد و اما طبقات فوقانی اون یعنی نار حطمه و هاویه به ترتیب در آیات 18 ، 52 تا 54 ، 63 و 71 ام از انتهای قراون برنامه دارند!
5)نظر مولف کتاب فوق در باره معادل کیهان در قراون و آسمان اول و هفتم قراون چیست؟ الثری معادل تقریبی کیهان و آخرین «ارض»(زمین) بکار رفته در قراون عرض قراونی اون را نشان می دهد(=97 امین آیه از انتهای قراون) و عرض آسمان اول معادل 803 مین آیه از انتهای قراون و عرض آسمان هفتم معادل 6201 مین آیه از انتهای قراون و داخل «بحر المسجور»(دریای پنهان روایت زینب عطرفروش) برنامه دارد!
مدل نهایی به صورت زیر هست:
روح انسانها پس از مرگ در دو ایستگاه اولاً دارالسلام نجف(همان جایی که اجداد انسانهای فعلی پس از فرود از کشتی نوح در اونجا پیاده شدند) و ثانیاً برهوت یمن(که قابلیان توسط آدم به اونجا تبعید شدند!)گرد آمده و گروه اول مستقیما به آسمان اول و یا بالاتر و بالاتر از الثری(=کیهان) برده می شوند.عرض الثری کمتر از 12% عرض آسمان اول هست و مرحله ای که اجنه با نگهبانان شدید روبرو شده و با شهاب رانده شدند(آیه 782 ام از انتهای قراون)کمی قبل از ورودی آسمان دوم هست(یعنی آخرین حد نفوذ این اجنه خیلی بالاتر از کیهان ولی هنوز در آسمان اول برنامه دارند!) و با لاترین مواضع بهشت در نزدیک عرش برنامه داشته و الفردوس نامیده می شود.


گروه دوم (مشرکان )بستگی به شدت و ضعف گناهان خود به قسمتهای(طبقات) فوقانی جهنم که درون آسمان اول و حتی کیهان برنامه دارد فرستاده می شوند! ولی کسانی جرائم بزرگتری داشته و موجب گمراهی گروه بزرگی از انسانها شده اند( ائمه نار) به ته جهنم در دریای مسجور(پنهان)و بالاتر از آسمان هفتم فرستاده می شوند(در واقع کل آسمانهای هفتگانه در مقابل دریای مسجور مثل یک حلقه در بیابانی پهناور هست و کل دریای مسجور در مقابل «ق»یا کوههای تگرگ مثل یک حلقه در بیابان پهناور هست!)مانند اولی و دومی که طبق روایت «سلیم بن قیس هلالی» به سمت ته جهنم شوت شده اند و بعضی ها هم در پی اونها به همان مقصد رهسپرند!
وسلام علی المرسلین و الحمد لله رب العالمین - محمدصالح آبک 18/4/92

266:

خب من یک نامسلمانم و قصد بحث و انتقاد هم ندارم ولی "زندانی شدن در جهنم"به چه معناست؟مگر جهنم محل عذاب نیست؟خب طبیعتا هر کس در جهنم هست نوعی زندانیه دیگه و یا اینکه این زندانی شدن عذاب خاصیه؟!
حالا هستدلال من اینه که فرضا اگر شخص مسلمان باشه و خطای دیگه ای نداشته باشه سپس این هزار سال عذاب به بهشت میره؟

267:

بسم الله و له الحمد
در ارتباط با زندانی شدن در جهنم و اینکه در دینهای غیر اسلام جهنم چه جایگاهی دارد، به اختصار باید فرمود :
طبق آیه «لبثین فیها احقابا»(سوره نبا/23) = روزگاران بسیار طولانی در اون (جهنم) درنگ می نمایند! این شامل کسانی هست که در نهایت باید طبق شفاعت ائمه و پیامبر (گنهکاران مسلمان) آزاد شوند و شاید بتوان فرمود شامل غیرمسلمانان مستضعف نیز بشود! مدت وقت درنگ نیز شاید هزارا ن سال و حتی بیشتر باشد(کما اینکه طبق تحقیق مولف از قراون که به طور رمزی در آیات قراون آمده بود ، از وقت زندگی قوم نوح یعنی اجداد انسانهای فعلی چیزی حدود 70000 سال گذشته هست و به کتاب«روایت اول» رجوع شود!) در باره موقعیت جهنم به اختصار در مطلب قبل توضیح دادم !
اما از این دیدگاه که گروهی به این عنوان که غیر مسلمان هستند ، پس سپس مردن هم جهنم شامل حال ما نمی شود و کماکان به روش زندگی خود ادامه می دهیم و شاید هم به بهشت رفتیم، طبق مطالب قبل بیان نمودیم که در دینهای قبل از اسلام بهشت و جهنم وجود ندارد و اگر هم هست اونقدر کم رنگ هست که با هزار توجیه لغوی و...

باید وجود اونها را ثابت نمود.

پس به طور کلی طبق این مکاتب یا دینها اجزاء انسان پس از مرگ به عناصر اربعه؟!( خاک ، آب ، هوا و آتش) بر می گردد! ولی طبق نظر قراون همه انسانها (اعم از مومن و کافر و...) سر از جهنم در خواهند آورد (فوربک لنحشرنهم والشیطین ثم لنحصرنهم حول جهنم جثیا-مریم/68) اما بستگی به قابلیت خود (انتخاب مدل زندگی خود در دنیا) بعضی به سرعت برق یا سرعت باد یا قدم زنان و یا سپس زندانی شدن در روزگاران طولانی از جهنم رهایی می یابند و اما بعضی دیگر طبق آیه به زانو افتاده در اطراف جهنم رها می شوند!
وسلام علی المرسلین و الحمد لله رب العالمین - محمدصالح آبک 19/4/92

268:

با درود
در مورد سخنان دوستمان باید بگوییم
ارداویراف نامه در قرن 3 هجری قدیمیترین سندش کشف شده(در هند)نه اینکه نگاشته شده دلیل ان نیز این هست که زرتشتیان در پس حمله اعراب به هند سفر کردند و این متون پهلوی را به انجا بردند و مشخصا این داستان برای قبل از اسلام بوده و در وقت ساسانیان جزو کتب معتبر دینی بوده
ادعای اینکه پیامبر اسلام در کودکی به شام سفر کرده در مراجع تاریخی موجود هست و همچنین ایشان از سن 25 سالگی که با مصعب اشنا شد و با خدیجه قرارداد مضاربه ای بست بمدت چندین سال(احتمالا 10 سال) به اقصا نقاط شامات و یمن و غیره سفر کرد و با یهودیان و مسیحیان و ایرانیان مشخصا برخورد داشته و زندگی میکرده
همچنین ایشان در کنار خود کسانی همچون ورقه ابن نوفل یا ان پیامبر بیچاره پیش از او زید و همچنین ان برده های رومی که انجیل را می خواندند و همچینی بسیار چیزها در اختیار داشته برای جمع اوری کارش
اینها همه از تاریخ اسلام و قران مشهود هست و شکی در ان نیست
...

269:

یه سئوال داشتم از دوستان مسلمان، نمیدونم قبلا مطرح شده یا نه؛

آیا عذاب جهنم ابدیست؟

به نظر من اگر ابدی نباشد عملا نقش بازدارندگی اش در برابر انجام گناه از بین میرود.

خب هر کس هر کاری خواست میکند فوقش n سال در جهنم عذاب میبیند، سپس برای همیشه به بهشت میرود.

اگر هم ابدی باشد مهربانی و عدالت خداوند زیر سئوال می رود.

هیچ دلیلی برای تا ابد عذاب دادن نمیبینم.

آخه اینقدر خدا باید بداخلاق و نامهربان باشه؟ هتا بهشتیها هم دلشون برای جهنمی ها میسوزه و ممکنه در بهشت بهشون خوش نگذره.

خدا که ادعا میشه مهربان ترین هست که دیگه جای خودشو داره.

تا ابد باید اینها رو تماشا کنه که دارن عذاب میکشن؟

270:

بسم الله و له الحمد
نگاه به جهنم و بهشت برمی گردد به پیش زمینه فکری هر انسان و لزوماً هستدلال چندان اثری ندارد! به طور مثال :
1) در مکاتب تناسخی (مثل بودیسم ، هندوئیسم ، فیثاغورث یونانی و...) بهشت و جهنمی وجود ندارد بلکه روح متوفی بی فاصله وقتی در جسد متولد تازه حلول می نماید! از دیدگاه عقلی چون تعداد متوفیان و متولدین نامساوی هست(مگر اونکه با سفسطه بخواهیم اونها را مساوی فراخوان کنیم !) و از دیدگاه فلسفی چون کارهای عبث و بیهوده به خدا تعلق نمی گیرد ، لذا به درستی در اسلام و مذهب شیعه تناسخ مردود فراخوان شده هست.(امام علی ابن موسی الرضا قائلین به تناسخ را کافر به خدا می داند!)
2)بهشت و جهنم مطرح شده در متون بی اصل و نسب (تحریف شده ) مسیحی و یهودی افکار التقاطی و مشوش جوامع اونروز مثلاً جهنم اناجیل همان «چاه هادس» اساطیر یونان هست که گروهی از خدایان یونان قدیم گروهی دیگر از هم پالگی هایشان را در اون زندانی نموده اند!
3) بهشت و جهنم مفسران اهل سنت به شدت شخصی سازی شده و تحت تاثیر جاعلان حدیث سپس انحراف سقیفه (غصب خلافت توسط اولی و...) و اثر مذهب «مجسمه» یهودیان نومسلمان هست! به طور مثال طبق حدیث نقل شده از دختر ابوبکر مومنین در روز قیامت خدا را مانند ماه کامل شب چهارده مشاهده خواهند نمود! (نقل به معنا) کافی هست این سخن را با آیه قراون و در جواب به موسی جهت مشاهده چشمی پروردگار یعنی «لن ترانی» (هرگز مرا نخواهی دید!) مقایسه کنیم تا به تناقض و دروغ بودن سخن دختر ابوبکر در مقایسه یا آیه قراون پی ببریم(مگر اونکه مثل نومفسران غربگرا دوباره به سفسطه رو آوریم تا این هر دو را ممکن نشان دهیم!)
4)بهشت و جهنم قراون و دیدگاههای اهل بیت که جایی را برای چانه زنی با خدا و دل رحم نشان دادن و یا ندادن او باقی نمی گذارد! ( به مطالب قبلی این حقیر مراجعه شود!) ومابظلام للعبید .

و خدا نسبت به بندگانش ظلام روا نمی دارد!
وسلام علی المرسلین و الحمد لله رب العالمین - محمدصالح ابک 92/4/22

271:

به قول همای پرواز ..هر اونجا که بخت خوش نشست اونجا برات بهشته..
فعلا من که توی جهنم زندگی می کنم..خبری از دیگ و پاتیل و آتیش نیست..فعلا که گرونی و تورم داره بیداد می کنه..


272:

درهاي بهشت؟ چرا هيچگاه از ديدگاه علمي يا حتي فلسفي به اين موضوع نگاه نميكنيد! چرا تمام دنيا و آخرت فقط از لحاظ مذهبي يا خرافه گايشاني تفسير و تشريح مي كنيد!
من به عنوان يك جوان تحصيلكرده هرگز سخن شخصي كه بهشت يا جهنم رو تعريف ميكنه قانعم نمي كنه!
من بايد خودم بفهمم
اينكه آقاي ايكس اين مطلبو فرمود پس بهشت وجود داره نه منطقيه نه علمي!
شرط اثبات بهشتو جهنم صحبت 1 شخص ديگه نيست! شرط اثباتش نظريه علميه! علم نميگه چون پيامبر فرموده هفت در داره پس بهشت هفت در داره! علم ميگه وقتي ماده و وجودات مختص جهان مادي و ملكولي هست پس قاعدتاً اگه جهان ديگه اي دركار باشه نبايد ماده در كار باشه احتمال ميده كه تمامي اينها سمبل باشه.

بهشت سمبل تكامل باشه و جهنم سمبل پستي! نه يك بهشت و جهنم مادي كه با فيزيك سروكار داره و قابل لمس باشه!
علم هنوز وجود دنياي ديگه اي رو ثابت نكرده فقط تونسته تقريبي ثابت كنه كه خدا وجود داره و اونهم به وسيله ي كيهان شناسي نه سخن بزرگان!

273:

بسم الله و له الحمد
همانگونه که این حقیر در کتاب«روایت اول» از مقایسه روایت «زینب عطرفروش»(کتاب الروضه من الکافی تالیف شیخ کلینی در حدود 1100 سال قبل) با دانش تجربی نشان داده ام ، اونچه که در آیه 20/6 تحت نام «الثری» ذکر شده ، تقریباً اون چیزی هست که در امروز به نام کیهان می شناسند! و اشتباه مترجمان قراونی (بی توجه به روایات اهل بیت) در این هست که فقط بر مینای لغوی اونرا «خاک مرطوب» ترجمه نموده اند! در حالی طبق روایت فوقانی ترین لایه زیر آسمان اول هست و آسمان اول(آسمان دنیا) مرز بین عالم شهاده و غیب روایت را تشکیل می دهد! لذا همان گونه که علامه طباطبایی(در المیزان) متذکر شده اند ما شش آسمان دیگر محیط بر آسمان اول داریم که خارج از حوزه علم تجربی و دستگاههای تکنولوژیکی اونست!(نقشه و نمودارهای صفحات 45 و 50 کتاب فوق) به طور کلی اثری از علت العلل(خدا) در ستاره شناسی جدید دیده نمی شود و اگرهم بوده مانند روشن نماينده دستگاههای برقی یکباره دکمه انفجار(بیگ بنگ) را فشرده و سپس رفته هست!
وسلام علی المرسلین والحمد لله رب العالمین - محمدصالح آبک 92/423

274:

"بهشت بهترین بهانه برای جهنم کردن دنیاست "صادق هدایت

نظر شما در مورد بهشت و جهنم چیست ؟

275:

علم چیه؟؟ مگر چیزی جز فرموده های چند انسانه؟؟ چطور شما فرموده های چند انسان رو قبول میکنی و اگه اونا بگن خدایی نیست می پذیری ولی فرموده های انسانی دیگر که پیامبر خداست و با او در ارتباط بوده رو قبول نمی کنی؟؟

منظورم این نیست که هر حرفی که به پیامبر نسبت میدن رو باید بدون چون و چرا بپذیریم.

که قطعا این اشتباهه و عده ای از همین مورد هستفاده می کنن و خرافاتی رو وارد دین می کنن به اسم پیامبر...ولی چیزی مانند وجود بهشت و جهنم از اصول دینه و چیزیه که واقعا به نظر من احتیاج به تصدیق علم نداره.که اگر دانشمندانی ردش کنن پس وجود نداره چون اینان بیشتر از پیامبر می فهمند در حالی که هیچ انسانی نمیتونه هرگز خدا و قدرتش رو اونطور بشناسه که انبیا شناختند
حضرت علی(ع) که دیگه از همه زیباتر تفسیرش کرده

276:

دوست گرامي هيچكس منكر اين نيست كه علم هم از تفكر انسان به وجود اومده اما شما هيچ تفاوتي رو احساس نمي كنيد؟
علم ثابت ميشه! به همگان ثابت ميشه اما احاديث و رواياتي كه تاريخ به تاريخ و سينه به سينه بين انسانها گذشته و هزاران بار تحريف شده چي؟ كي ثابتشون كرده؟
فرضاً كه تمامي اون صحبتها درست باشه خود شما اگه قراون رو خونده باشيد متوجه ميشيد كه تايشان آياتش اومده عالم مادي همين دنياست و عالم اخرايشان ماده و موجوديت در كار نيست! پس اين درهاي بهشت هم نميتونه اون دنيا وجود داشته باشه! اينها همه سمبل هستن.

مثل اينكه فرموده شده پيامبر شهر علمه و علي درهاي اون شهر! آيا منظور شهر واقعي و ماديه؟ معلومه كه نه! پس دنياي آخرت اگه وجود داشته باشه هرگز و هرگز از جنس ماده و فيزيكي نيست! و فقط و فقط علمه كه ميتونه واقعيت يا عدم اينهارو ثابت كنه.

اگه بخوايم از ديدگاه مذهبي به اين موضوع نگاه كنيم با جهل خواهيم مرد كه مرگ با جهل مرگ كثيفيه! به اين شك نكنيد كه سالها بعد علم بسياري از ندانسته ها و ناممكن ها رو ممكن مي كنه و خيلي از پرده ها كنار ميره الان سفر به ماه و مريخ براي بشر راحت شده موضوعي كه گاليله بخاطرش مجازات شد و حالا بشر به راحتي ميتونه كرايشان بودن زمين رو از نزديك ببينه! تعصب براي مسائلي كه علم اثباتشون خواهد كرد بي معنيه! در همه ي زمينه ها اينطوره دوست گرامي! فرضاً بازي ساده ي شطرنج كه سالها پيش علما به نقل از اسلام فتواي حرام بودنش رو فراخوان كردن الان يكي از هيجان انگيزترين ورزشهاي فكري به شمار مياد! چون تفكر انسان تغيير و پيشرفت كرده ! آيا حرام بودن يك عمل در اسلام مطلقه؟ آيا سخنها و احاديث جامعه؟ اگه هست چرا تا به الان خيل عظيمي از مسائلي كه حرام بودن حلال شدن؟!! اين علمه كه به همه چيز دسترسي داره و توانايي شبيه سازي انسان رو داره! اين علمه كه حيات اعماق درياها رو به ما نشون ميده موجودات ريزي به نام پلانكتون و فيتوپلانكتون كه اگه شخص من هزاران بار قراون رو بخونم و به احاديث مراجعه كنم صحبتي ازونها نشده! واقع بين باش دوست عزيز! ما دنبال خالق تمام اين زيباييها هستيم ما هم دلمون ميخواد بهشت در داشته باشه و واردش بشيم اما واقعيت چيزي فراتر از يك در ماديه! روح انسان عظيم تر از جسم و ماده س!
در مورد اينكه فرموديد چطور اگه علم بگه خدا وجود نداره ميپذيريد هرگز اينطور نيست! بايد انسان خيلي احمق و سطحي نگر باشه كه كوركورانه بپذيره بدون اينكه به خودش ثابت بشه! من اگه جاذبه رو پذيرفتم بخاطر اينه كه بهم ثابت شده كه زمين نيرايشان جاذبه داره! وجود خدا هم همينطور! من هيچوقت به احاديث و روايات براي اثبات جهان ديگه اكتفا نمي كنم! همه ي ما انسانها منتظر يك اثبات هستيم مي خواد از طرف خود خدا باشه يا از طرف يك عالم دانا!

277:

هم بهشت وجود دارد و هم جهنم.در هر کتاب مقدسی هم نگاه بکنید اشاره ای کرده اند اما ممکن هست تصورات ما از این دو غلط هست.


278:

خدمت شما جوان تحصیلکرده عرض بکنم که ، علم چیزی نیست که یک انسان بتونه قاطعانه به اون تکیه ‏بکنه.گاهی وقتا چیزهایی فراتر از علم هست.

مثلا همین ۲۰ سال پیش .

.افرادی مثل شما میکفتن خدا وجود نداره! بعد امت میفرمودن چرا؟بعد جواب میدادند که چون علم ثابت نکرده ! الان اومده ثابت شده که خدا وجود داره!!!!پس اون کسایی که همون ۲۰ سال ‏پیش خام این حرفا شدند و بی خدا شدند عذابشون چیه؟ ‏علم همینطوریه .مگه امت وقت گالیله قائل بر این نبودن که زمین صافه؟چرا ؟چون میفرمودن ”علم ” میگه..حالا در اینجا علم اونا بهشون دروغ میفرموده ‏یانه ؟ دروغ میفرموده .

چرا ؟چون نمیتونستند چیزی فراتر از افکار خودشون رو قبول نمايند ‏.

الان شما هم همینطور هستید .

‏نمیتونید چیزی بالاتر از افکار خودتون رو بپذیرید مثل یک پیرمرد که نمیتونه بپذیره ان اف سی چیه.


279:

عذاب جهنم ابدی هست.
تنها انسان هایی در جهنمند تا به ابد که گمان می نمايند اگر به دنیا برگردند باز روش های غلط خود را ادامه می دهند.(دیگه اینجور آدمارو می خواید چیکار کنه خدا)
والا!!

280:

سلام ...

.

آخرین منزلگاه بشر در سیر عالم وجود، بهشت یا جهنم هست.

اونان که وارد بهشت می‌شوند، همیشه و جاودان در اون جا زندگی می نمايند و در ناز و نعمت به سر می برند اما اونان که به جهنم می روند، دو دسته هستند:
یک دسته مدتی در اون جا مجازات می شوند و وقتی حسابشان پاک شد، از جهنم بیرون می آیند و وارد بهشت می شوند.
دستة دیگر از جهنمیان برای همیشه در اون جا می مانند و جایگاه ابدی اونان دوزخ هست.
از منابع اسلامی هستفاده می شود که عموم افراد پاک و با ایمان، در بهشت جاودانه خواهند بود و برخی از گناهکاران (که وجود اون‌ها غرق در کفر و انکار و گناه و تجاوز هست) برای همیشه در مجازات و عذاب دوزخ می مانند.
به تعبیر قراون کریم «بلی من کسب سیئةًً و احاطتْ به خطیئتُه فإولئک اصحاب النّارهم فیها خالدون؛(1) آری کسی که مرتکب گناهی گردد و آثار اون تمام وجود او را احاطه کند، چنین کسی اهل دوزخ هست و جاودانه در اون خواهد ماند».
از دیدگاه شیعه، خلود در جهنم فقط برای کفّار و مشرکان و منکران خدا و قیامت و انبیا هست و مسلمان و مؤمن، گرچه مرتکب گناهان کبیره شده باشد، دائماً در جهنم نمیماند، بلکه پس از چشیدن عذاب به مقدار لازم بالاخره نجات پیدا میکند واهل بهشت میشود.

این گروه می‌تواند شامل مستضعفان فکری سایر ادیان الهی نیز باشد.

امّا در مورد کفّار که چگونه ممکن هست اون‏ها مثلاً هشتاد سال عمر بنمايند، امّا تا ابد در جهنم بسوزند؟ باید فرمود: مجازات و کیفرها سه گونه هست:
1- مجازات قراردادی، همان کیفرها و مقرّرات جزایی هست که در جوامع بشری قانون گذاران الهی یا غیر الهی وضع مینمايند، مثل حدّ شرابخوار، دزد، قاتل و...

.در این گونه مجازات تناسب بین جرم و کیفر لازم هست.
چنان که در اسلام چنین چیزی ملاحظه شده هست.

بین مجازات زناکاری که زن دارد و کسی که زن ندارد تفاوت وجود دارد.

بین کسی که بار اوّل دزدی کرد و کسی که دزد حرفه‏ای هست، تفاوت وجود دارد و...

.
2- مجازاتی که با عمل رابطه تکوینی یا علت و معلولی دارد، مثلاً بین خوردن سمّ و مسموم شدن رابطه تکوینی وجود دارد، چه شخص بداند و چه نداند، بچه باشد یا بزرگ، گناهکار باشد یا بی گناه،...

فرقی نمیکند هر کسی بخورد مسموم میشود.

در این جا شاید در ظاهر تناسب نباشد مثلا یک لحظه تصمیم به خوردن سم می گیرد وبرای همیشه جان خود را از دست می دهد.
3- مجازاتی که تجسم و عینیّت یافتن جرم و گناه هست.

در قراون آمده هست: اونانی که اموال یتیمان را از راه ظلم و غیر شرعی میخورند در واقع آتش در شکم خود وارد مینمايند.(2) یعنی مال یتیم به صورت آتش در میآید و همین طور سایر گناهان چنین هست.(3)
در این نوع از مجازات هم تناسب بین جرم و کیفر لازم نیست، چون در حقیقت کیفری از طرف خداوند وضع نشده هست، بلکه عمل شخص تجسم پیدا میکند و به این شکل در میآید.
کفر و شرک به خدا که ریشه‏ای نفسانی دارد و روان انسان را در تاریکی مطلق برنامه میدهد در سرای دیگر تجسم عینی و اخروی اون رنگ ابدیت را دارد و مایه کیفر دائمی میشود.
در مورد گناهان هم میشود فرمود: گرچه گناه در دوران محدود انجام گرفته هست، امّا اگر تمام وجود انسان را پر کرده باشد، گناه مبدأ تولید و پیدایش رنج و عذاب همیشگی در سرای دیگر میگردد.(4)
پی‌نوشت‏ها:
1.

بقره (2) آیه 81.
2.

نساء (4) آیه 10.
3.

مجموعه آثار، ج 1، ص 225.
4.

اقتباس از منشور جاوید، ج 9، از ص 400 به بعد.

در پناه حق (:

281:

نوشته اصلي بوسيله safa22 نمايش نوشته ها
دوست گرامي هيچكس منكر اين نيست كه علم هم از تفكر انسان به وجود اومده اما شما هيچ تفاوتي رو احساس نمي كنيد؟
علم ثابت ميشه! به همگان ثابت ميشه اما احاديث و رواياتي كه تاريخ به تاريخ و سينه به سينه بين انسانها گذشته و هزاران بار تحريف شده چي؟ كي ثابتشون كرده؟
فرضاً كه تمامي اون صحبتها درست باشه خود شما اگه قراون رو خونده باشيد متوجه ميشيد كه تايشان آياتش اومده عالم مادي همين دنياست و عالم اخرايشان ماده و موجوديت در كار نيست! پس اين درهاي بهشت هم نميتونه اون دنيا وجود داشته باشه! اينها همه سمبل هستن.

مثل اينكه فرموده شده پيامبر شهر علمه و علي درهاي اون شهر! آيا منظور شهر واقعي و ماديه؟ معلومه كه نه! پس دنياي آخرت اگه وجود داشته باشه هرگز و هرگز از جنس ماده و فيزيكي نيست! و فقط و فقط علمه كه ميتونه واقعيت يا عدم اينهارو ثابت كنه.

اگه بخوايم از ديدگاه مذهبي به اين موضوع نگاه كنيم با جهل خواهيم مرد كه مرگ با جهل مرگ كثيفيه! به اين شك نكنيد كه سالها بعد علم بسياري از ندانسته ها و ناممكن ها رو ممكن مي كنه و خيلي از پرده ها كنار ميره الان سفر به ماه و مريخ براي بشر راحت شده موضوعي كه گاليله بخاطرش مجازات شد و حالا بشر به راحتي ميتونه كرايشان بودن زمين رو از نزديك ببينه! تعصب براي مسائلي كه علم اثباتشون خواهد كرد بي معنيه! در همه ي زمينه ها اينطوره دوست گرامي! فرضاً بازي ساده ي شطرنج كه سالها پيش علما به نقل از اسلام فتواي حرام بودنش رو فراخوان كردن الان يكي از هيجان انگيزترين ورزشهاي فكري به شمار مياد! چون تفكر انسان تغيير و پيشرفت كرده ! آيا حرام بودن يك عمل در اسلام مطلقه؟ آيا سخنها و احاديث جامعه؟ اگه هست چرا تا به الان خيل عظيمي از مسائلي كه حرام بودن حلال شدن؟!! اين علمه كه به همه چيز دسترسي داره و توانايي شبيه سازي انسان رو داره! اين علمه كه حيات اعماق درياها رو به ما نشون ميده موجودات ريزي به نام پلانكتون و فيتوپلانكتون كه اگه شخص من هزاران بار قراون رو بخونم و به احاديث مراجعه كنم صحبتي ازونها نشده! واقع بين باش دوست عزيز! ما دنبال خالق تمام اين زيباييها هستيم ما هم دلمون ميخواد بهشت در داشته باشه و واردش بشيم اما واقعيت چيزي فراتر از يك در ماديه! روح انسان عظيم تر از جسم و ماده س!
در مورد اينكه فرموديد چطور اگه علم بگه خدا وجود نداره ميپذيريد هرگز اينطور نيست! بايد انسان خيلي احمق و سطحي نگر باشه كه كوركورانه بپذيره بدون اينكه به خودش ثابت بشه! من اگه جاذبه رو پذيرفتم بخاطر اينه كه بهم ثابت شده كه زمين نيرايشان جاذبه داره! وجود خدا هم همينطور! من هيچوقت به احاديث و روايات براي اثبات جهان ديگه اكتفا نمي كنم! همه ي ما انسانها منتظر يك اثبات هستيم مي خواد از طرف خود خدا باشه يا از طرف يك عالم دانا!
سلام ...

.

برپايه نظریه ابرریسمان در فیزیك، علاوه بر جهان ما جهان های متعدد دیگری نیز در گستره ابعاد بالاتر كائنات یعنی فراتر از ابعاد چهارگانه جهان ما شناور هستند .هر یك از این جهان ها می توانند قوانین بنیادین فیزیك متفاوت و خاص خود را داشته باشند به عنوان مثال برخی از این جهان ها ممكن هست مثل جهان ما چهار بُعدی باشند و حتی موجوداتی دقیقاً مثل ما انسان ها در اونها زندگی كنند.

اما برخی دیگر ممكن هست مثلاً هفت بُعدی یا هشت بُعدی که درک چنین دنیایی برای ما غیر ممکن هست

http://host11.aparat.com//public/use...08.apt?start=0


پروفسور فاینمن وقتیکه ازمایشات خود را انجام میداد دلیل انحراف فوتون ها را در دنیای موازی دانست و بر پايه قران و روایات انسان اعمالی را که انجام داده بر اینده او اثر دارد مثلا مال حرام و...

در پناه حق (:

282:

سلام ...

.

داخل شدن از دربهاى دوزخ به این معنى هست که هر فرد و گروهى باید از دربهاى متعدد بگذرد; به این معنى که دوزخ، همانند بعضى از زندان هاى وحشتناک و تو در تو، از بندها یا طبقات گوناگون تشکیل شده، گروهى از گمراهان سرسخت باید از همه این طبقات بگذرند، و در «درک اسفل» و «قعر جهنم» جاى گیرند!
شاهد این سخن، حدیثى هست که از امیرمؤمنان على(علیه السلام) در تفسیر آیه لَها سَبْعَةُ أَبْواب لِکُلِّ باب مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ»(1) نقل شده که فرمود: «إِنَّ جَهَنَّمَ لَها سَبْعَةُ أَبْواب، أَطْباقٌ بَعْضُها فَوقَ بَعْض، وَ وَضََعَ إِحْدى یَدَیْهِ عَلَى الاُخْرى، فَقالَ هکَذا!: «جهنم هفت در دارد، هفت طبقه بعضى بالاى بعضى برنامه گرفته، سپس یکى از دستهاى خود را روى دیگرى برنامه داد و فرمود این چنین»!.
در اینجا تفسیر دیگرى نیز وجود دارد، که خلاصه اش این هست: مراد از درهاى جهنم ـ همانند درهاى بهشت ـ اشاره به شرایط گوناگونى هست که انسان را به جهنم یا بهشت مى کشاند، هر نوع از گناهان، و هر نوع از اعمال خیر، درى محسوب مى شود، در روایات اسلامى نیز به اون اشاره شده هست، مطابق این تفسیر عدد 7 براى «تکثیر» هست نه «تعداد»، و این که فرموده مى شود بهشت داراى هشت درب هست اشاره به افزون بودن شرایط رحمت از شرایط عذاب و غضب (دقت کنید).
این دو تفسیر با هم تضادى ندارند.
1 ـ حجر، آیه 44.

پست 282 رو هم بخونید ...

در پناه حق (:

283:

جهنم، در ریشه از باورهای مصر باستان هست که به‌‌ یونان و دیگر جای‌ها رفته هست، از اون دست دین‌های سامی میباشد.
در اسلام این موضوع بیشتر پرورده شده هست که بهر روی بر این ادعا هستوار هست که آدم‌ها دوباره پس از مردن زنده
خواهند شد.

این تنها یک ادعا می‌‌باشد که اسلام وعده داده هست.

پس نخست بایستی اصل معاد و قیامت ..

به‌‌ هستواری برسد.

ولی در کل کانسپت بهشت و جهنم برابر داستان چوب ترکه و هویج برای خرگوش هست.

یا بزبان دیگر همان مجازات و مکافت هست تا آدم‌ها در جامعه کنترل بشوند.

گویا، افلاطون وقتی که موضوع جهنم را شنید، با اینکه به‌‌ اون باور نداشت، ولی فرمود که این لوازم خوبی برای کنترل آدم‌ها میتواند باشد.

284:

بسم الله الرحمن الرحیم

خیر .

در کل نمی توان چنین قضاوت کرد .
اگر کسی فراخوان خطر کند یا بشارت بدهد به چیزی که امت از اون آگاهی ندارند نمی توان برایش یک حکم کلی صادر کرد .
بین مدعیان تفاوت های بسیاری هست .


285:

در میان مدعیان تا وقتی که ادعا‌شان را اثبات نکرده اند، هیچ فرقی نیست.
خود معاد یک ادعا هست که با دانش سازگاری ندارد.

ادعای قراون که الله حتی بند انگشتان آدم هارا هم مانند بار نخست درست خواهد کرد، یک ادعا بیش نیست.

ادعا‌های پس از اون هم مانند بهشت‌های به اندازه ی آسمان‌ها و زمین ..

جوی‌های آب و دخت و سایه و حوری و قلمان ..باز ادعا اندر ادعا هستند.


یک وقت یکی ادعا میکند که چنین چیزی هست (مانند خدا) و دلیل می‌‌آورد ولی وقتی که یکی ادعا میکند چنین چیزی خواهد بود، این یک ادعای صرف و توخالی هست.

معاد و قیامت و بهشت و جهنم هم از اون مقوله هستند.


286:

جالبه كه شما مصداق ناسازگاري ادعاي معاد با دانش رو در مواردي مثل بازسازي بند انگشتان دست قلمداد ميكنيد.

در حالي كه علم روز اتفاقا روز به روز داره بيشتر بر امكان چنين واقعه اي صحه ميذاره.

آينده ي تكنولوژي رو ‍علم ‍ژنتيك هست كه رقم ميزنه و يكي از ابتدايي ترين مقدمات اين علم اينه كه تمام اطلاعات لازم براي تمام جزئيات جسم انسان تايشان تك تك كوچكترين عناصر تشكيل دهنده جسم او ذخيره شده.

دانشمندان امروزه حتي اونقدر پيش رفتند كه احتمال بازسازي ژنتيكي گونه هاي منقرض شده در ميليون ها سال پيش رو هم مطرح ميكنن.

كه مسلما ديري نخواهد پاييد تا اين قضيه هم روشن و ثابت و مشخص بشه.
علم روز به ما ثابت كرده كه امكان وقوع معاد دقيقا با همون ايشانژگي هايي كه قراون فرموده حقيقتا بدون كوچكترين خللي وجود داره.

اما اونچه كه علم روز به ما نفرموده دليل و چرايي وقوع معاد هست.

كه اونم خودش يه بحث مفصل و جداگانه س.

287:

سلام
فرض بفرمایید که اطلاعات کارکردهای ما (با تاثیر پذیری ما و دیگران از ان کارکرد ) بصورت امواج
ناشناخته در هر لحضه به جایی از جهان ارسال وحفظ میگردد همانند کد ژنتیک که اتفاقا از جنبه
هستاتیک حاوی بیتهای اطلاعاتی محدودی هست (در حد بیتها ویا پیکسلهای یک تصویر)

پردازش میتواند در مرجع اتفاق بیفتد ودر وقتی چه از لحاظ ایجاد وچه از لحاظ حساب و کتاب
مورد هستفاده برنامه گیرد

یعنی معاد و تعریف ان به لحاظ عقلی امکان پذیر هست اما هرکنکاش عقلی ازوما
علمی نیست (علم تجربه گرا را میگویم )

فیزیک وعلوم تجربه گرا می توانند برای شروع یک مبحث از نظریات کلامی ویا فلسفی بعنوان
مبنا هستفاده نمايند واکتشافاتی صورت دهند
اما کلام وفلسفه نمیتوانند مبنایشان را بر این نتایج برنامه دهند چون این معارف مشاهده نگر
وتجربه گرا نیستند وعقلی هستند
هرچند که اگر در نظریات علمی تاییدی بر نظریات کلامی ویا دینی بدست بیاید هستقبال
میشود اما مبنا برنامه نمیگیرد ودر جستجوهای کلامی وفلسفی ایتم بحساب نمیاید


با سپاس

288:

بهشت جای خوبی هست ولی جهنم جای بدی هست


من در مورد علم فیزیک اینو هم شنیدم که دنیا مثل یک ویدئو بزرگ می مونه و صحنه های زندگی قابل برگشت هست
ما انسانها بخاطر اینکه دانش بالایی نداریم و خیلی چیزا رو نمی تونیم تجزیه تحلیل کنیم پس نمی تونیم بگیم چیزی وجود داره یا نداره
فقط در حد محدودی می تونیم چیزی رو با علم فیزیک ثابت کنیم.در مورد بهشت و جهنم بیشتر جواب های قراونی داده می شود تا علمی

289:

تو پُــست ِ اول بارهـا اشـاره کـردید اعـراب ِ جاهـل !!
خـوب نیسـت اینقدر قـوم و ملیــتـی رو بکوبید .



برای ِ یه سـری ها اول بایـد وجودِ خود بهشـت و جهنــم رو اثـبات کرد و بعـد رفت سُــراغ ِ تشبیـه و توصیـفـشون .



به نظـرم بهـشت هر کـسی همـون مدینه یِ فاضــله ایی هست که ارزوشـو داره .

من خودم دلــم نمیخواد بهشــتم باغ و بوستان و جنگل باشه ...


در مـورد ِ جهنــم ولی فکـر کنم دقیــقا طبـق ِ همون توصیــفات باید باشه ...

رُعـب آور و پر از اتش .


290:

ما هم در این دنیا بهشت و جهنم داریم هم در اخرت

291:

این‌ها همه ساینس فیکشن هستند.
وقتی که پیکر آدمی یا هر جاندار دیگر از هم پاشید به همان چیژایی که در جدول مندلیف هستند تبدیل می‌‌شود یا دست بالا مکن هست یک ماده ی ارگانیک مانند ذغال یا نفت بشود.

هندو‌ها مرده هاشان را می‌‌سوزانند.

خاکستر میشود.

در اون خاکستر هیچ اینفورماسین نیست.

باور مسلمان این هست که الله میگوید "بشو" و میشود.

ولی‌ همین الله آدم نخسین را از گل‌ گندیده درست کرد.

حالا اگر بخواهد با همان معیار آدم‌ها را دوباره درست کند که کارش سنگین خواهد بود.
همان که فرمودم، این‌ها ادعا‌های صرف هستند.یعنی‌ که چنین خواهدشد...همه میتوانند از این دست ادعا‌ها بنمايند.

292:

سلام...


دانشمندان در گذشته گمان مي ‏كردند هنگامي كه انسان مي ‏ميرد، يا شمعى مي سوزد، يا ماده‏ اى مصرف مي‏گردد، ماده بدن مرده و شمع سوخته و بنزين مصرف شده، به كلى معدوم مي‏گردد، و چون بازگشت معدوم از نظر عقل غير ممكن بود، معاد جسمانى را كه مستلزم بازگشت ذرات فانى و نابود شده هست، محال و ناشدنى مي‏دانستند! ولى امروزه در اثر پيشرفت روز افزون علوم طبيعى، اين پندار بي ‏پايه هست، زيرا در علوم طبيعى ثابت شده هست چيزى در اين جهان، فانى و معدوم نمي ‏شود.

شمعى كه مي ‏سوزد، در ظاهر از بين مي ‏رود، ولى يك شيميدان مي ‏تواند با لوازم علمى ذرات متصاعد شمع را در لابه لاى جو به ما نشان بدهد، گو اين‏كه صورت اوليه خود را از دست داده هست، ولى ماده اصلى اون در وضعيتى ديگر و به شكل ديگرى وجود دارد.

طبق اصل بقاى انرژى‏ در جهان، فنا و نيستى - به معناى واقعى اون - وجود ندارد، بلكه ذرات عالم پيوسته در حال تجزيه و تركيب هستند؛ بنابراين مرگ براى بدن جز يك نوع تغيير چيزى ديگر نيست؛ البته موجودات ميميرند، ولى اجزاى وجودى اونها به طور پراكنده و با وضع خاصى محفوظ مي ماند.؛ معاد جسمانى هم جز اجتماع اجزاى پراكنده و جمع و تركيب اونها پس از پراكندگى، چيز ديگرى نيست.

در آزمايش‏هايى كه به عمل آمده، ثابت گرديده هست مي ‏توان آثار حيات را در ميكروب‏هايى كه ميليون‏ها سال قبل مرده‏ اند، دوباره زنده كرد؛ دكتر «ديروسكى» هستاد دانشگاه فرايبورگ نقل جامع و در عين حال شفرمود‏ انگيزى در اين زمينه انتشار داده هست كه در دل سنگ‏هاى معادن نمك آلمان، ميكروب‏هايى كشف و به وسيله تغذيه مجدداً زنده شده ‏اند، كه قريب دايشانست ميليون سال از عمر اونها مي ‏گذرد.

در كانادا پنج ميكروب كه 260 ميليون سال قبل فعاليت حياتى خود را از دست داده بودند، دوباره زنده شدند.

پيرترين ميكروب‏هاى كشف شده در «ايركوتسك» سيبرى هست كه طبق نظريه «دمبرسكى» پس از پانصد يا ششصد ميليون سال، از نو شروع به زندگى كرده‏ اند، يا بهتر بگايشانيم به زندگى ادامه مي ‏دهند! همه اين ميكروب‏ها صدها ميليون سال، دچار سكون مرگ بوده‏ اند و اكنون با تغذيه مناسب، نيروى حيات را باز يافته اند!

دانشمند مذكور معتقد هست ميكروب‏هاى مزبور در كف درياها در صدها ميليون سال پيش بوده ‏اند و در نمك كريستاليزه جذب گشته و محفوظ مانده‏ اند.

وى براى اثبات نظريه خايشانش آزمايش‏هاى مشابهى انجام داده و به اين نتيجه رسيده هست كه نمك بهترين وسيله كنسرو كردن ميكروب هست.

ميكروب‏هايى كه او در نمك كريستاليزه كنسرو كرده بود، اكنون با تغذيه مجدد احيا شده‏ اند.

علم و دانش نه تنها روز به روز ما را به امكان زنده شدن مردگان نزديك مي سازد، بلكه وقوع اين حادثه را در عالم واقع، از راه تجربه و آزمايش‏هاى عملى به ما نشان مي ‏دهد و بالاتر از اين، جلوه‏ هايى از زندگى ابدى را مي نماياند و مرگ و فنا را بيرون از دايره طبيعت مي‏داند.

بشر ناتوان كه به گوشه‏ اى از نظام جهان طبيعت آشنايى پيدا كرده هست، مي ‏تواند مرده را زنده كند، ولى خداى بزرگ كه ايجاد كننده طبيعت و گرداننده جهان آفرينش هست، براى يك مقصد بزرگ، نمي ‏تواند پس از سكون مرگ، نيروى حيات را دوباره به كالبد انسان‏ها، بازگرداند؟!

293:

اولاً كه شما خيلي جسورانه راجع به انسانها قضاوت مي كنيد! اين درست نيست شما تصور كنيد من يا امثال من چطور هستيم و چطور فكر ميكنيم!
دوماً، دوست گرامي تا قبل از علم و نظريه هاي علمي هيچ آدمي از لحاظ تجربي نتونست ثابت كنه كه سوره ي شمس به چه چيزي اشاره داره!
علم رو نبايد ناديده گرفت! من وجود خدا رو با چنتا فرمول فيزيك و رياضي نپذيرفتم! فكر و روح انسان فراتر از اينهاست.

من اگه صحبت از اثبات و علم ميكنم به اين خاطره كه تا حالا همه چيز با تعصب پذيرفته شده نه با تدبير!
و هستند هنوزم عده ي بسياري كه گمان ميكنند درهاي بهشت از جنس ماده هست! انكار اين موضوع برابر با انكار خدا نيست! شما با قضاوت عجولانتون به جاي ما هم تصميم گرفتيد..!!
بحث در اين موارد با افرادي مثل شما كه با قاطعيت انسانها رو محكوم مي كنيد سودي نداره.

موفق باشيد

294:

بهشت و جهنم از همین دنیا شروع می شه.
وقتی شما عصبانی هستید و توی سرتون داغه ، همون جهنمه.

وقتی سرحال هستین و شور و شوق دارید و قلبتان پر از مهر و محبت و دوستی هست
شما در بهشت بسر می برید.

-----------
عذاب ها و بیماری ها باعث می شوند که شما سلامت شوید و متوجه اشتباهات بشوید

------------
عذاب جهنم برای همینه .

یعنی اول دل و جانتان را نرم می کنه
و پاک می کنه .
و بعد می تونین بهشت را ببینین.

-------
شما وقتی عصبانی نیستین و به طبیعت می روید ، زیبایی ها را بهتر درک می کنید.

یعنی رابطه مستقیمی بین فهمیدن و سلامت دل و جانتان وجود دارد.

-----------
جهنمش نیز از لطف و رحمتش هست.

و شما را به خیر برتری می رساند.

---------
هیچ چیز و حرفی و اتفاقی بد نیست.
هر چیزی یا خودش حقه و یا تو را به حق برتری می رساند.

یا از راه دوزخ و یا از راه بهشت.

تکامل اجباریست.


295:

سلام
شما یک توضیح ابتدایی درباره رستاخیز داده اید (که نظر خودتان هست) بعد ناگهان یک نتیجه را
نقل کرده اید
به عبارت دیگر شما یک بدیهی یا مقدمه را فرموده اید وسپس یک نتیجه بدون ارتباط منطقی از ان
گرفته اید
اینکه بعضی ازباورها میتوانند ملعبه دست عده ای برنامه بگیرند ان ارزشها را بد یا مضر
میسازد (که این درست نیست )
اگر نظرتان به نگرش تاریخی و اماری هست من یک مثال را بجای شما مطرح میکنم
حکومت کلیسا در قرون وسطی (تقریبا تمام مورخان در اینباره اتفاق نظر دارند)

اما همین مسیحیان نزدیک به چند صد سال در قرون اولیه میلادی تحت تعقیب بودند
انها را جلوی شیر میانداختند -شکنجه میکردند وقتل عام میکرند اما ایمان انها انقدر
قوی بود که سرانجام پیروز شدند و روم را مسیحی ساختند
خوب با این نگرش شما چگونه مقاومت میکردند ؟ اگر توسری خور بودند که حکومتهای مختلف
رومی بشدت انها را سرکوب نمیکردند و همان موقع بوجود امدن این فرقه که در اوائل هم چند
نفر بیشتر نبودند انها را جذب حکومتشان میکردند ویا حتی فقط از عقایدشان در راستای
حکومتشان هستفاده میکردند
در ظهور وگسترش اسلام هم که این باور را تبلیغ میکرد همچنین بود مسلمانان از همان
اول با حکومت اشراف در افتادند واشراف نیز اینچنین -کوچکترین بینه ای وجود ندارد که اشراف
حتی فکر اینرا بنمايند که از این عقیده به نفع خودشان هستفاده بنمايند بلکه بالعکس بشدت با
این عقیده جنگیدند وشکست خوردند حال سپس این چه کردند وسیر تاریخ چگونه بوده ارتباطی
به بحث ندارد
شما حتی یک نمونه نمی توانید در تاریخ بیابید که اعتقاد به معاد باعث این شده که ان افراد
توسری خور شوند وجسارتشان را از دست بدهند
اتفاقا بر عکس هست واین اعتقاد باعث شده که انسانها جسارتشان بیشتر شده و از ضررهای
جسمی هراس نداشته باشند(این بخش روانشناسی هست) والبته جسارتشان در افتادن با
جاهلان وظالمان بوده هست (ظالمانی که حتی ادعای خدایی میکردند )

در همین تاریخ معاصر هم حکومت شوروی بعنوان نمونه ای که این باور را قبول نداشت میتواند
مورد بررسی برنامه گیرد نکند شما فکر میکنید امت در وقت شوروی جسور و بیباک بودند ؟ فروپاشی
رژیم شوروی حداقل یک قسمش اتفاقا توسط افرادی صورت گرفته که این باور را قبول داشتند

با سپاس

296:

با سلام
و چه زيبا فرمود راسل خدابيامرز! كه:
هرگز حاضر نيستم به خاطر عقيده ام بميرم.

چرا كه ممكن هست عقيده ام اشتباه باشد.
به قول شما معاد به انسان جسارت مي بخشد.

شايد در ظاهر جز معاد نشه دليل ديگه اي پيدا كرد براي كسي كه يه هواپيما رو به يه برج مي كوبه يا خودش رو بين امت منفجر مي كنه.
اما وقتي مي بينيم ژاپني ها بي خدا هم در جنگ جهانى دوم هواپيماي خودشون رو به ناوهاي آمريكايى مى كوبيدن يا هندوهايى كه به نشانه ي اعتراض به رفتار فلان دولت، در سكوت كامل خودسوزي مي كردن، قضيه فراتر از معاد و بهشت و دوزخ و حوري و غلمانه و بايد در درون انسان (و حيوانات) دنبال چرايى رفتارها بود نه جايى در آسمان ها.


297:

سلام
درباره باور به پاداش اخروی ورابطه اش با جسارت یا بزدلی سخن فرمودم و تاریخ وروانشناسی را
مثال زدم (به قول من فقط نیست)

شما احتمالا ولابد در صدد نفی این نظر هستید
بنابراین شما دو نمونه ژاپنی و هندی را مثال زده اید و از من میپرسید
پس اگر باور به پاداش اخروی جسارت می بخشد این دو نمونه که به پاداش اخروی
اعتقاد ندارند چگونه جسور هستند
مگر من فرمودم فقط پاداش اخروی انسان را جسور میکند
سخن من این بود که باور به پاداش اخروی انسان را ترسو نمیکند که بالعکس جسور
میسازد ولی جسارت را منحصر نکردم به این باور حداکثر بگویم بالاترین جسارت از
ان باورمندان به این غقیده هست ولی انحصاری اش نکردم
واضح هست که مسائلی مانند خانواده -سنت-میهن وغیره هرکدام میتوانند بنوبه خود
جسارت ببخشند و انسان را وادار به اعمالی نمايند که در حالت عادی از انها بر نمیاید
----------------------------------------------------------------------------------------------
بحث درباره مکاتب شینتو-بودایی- هندو وحتی تائو وکنفسیوس دارای پیچیدگیهایی هست
که مقوله ای دیگر هست


و چه زيبا فرمود راسل خدابيامرز! كه:
هرگز حاضر نيستم به خاطر عقيده ام بميرم.

چرا كه ممكن هست عقيده ام اشتباه باشد.

راسل اگر میخواست قضیه منطقی بگوید باید میفرمود

هرگز حاضر نیستم بخاطر عقیده ام بمیرم چون عقیده ام اشتباه هست

واگر اینرا میفرمود چون به همین عقیده اعتقاد داشت واین عقیده هم میتواند اشتباه باشد
(طبق گزاره اول ) پس در ان واحد میتوانست بخاطر عقیده ای بمیرد و نمیرد(پارادوکس منطقی)

اما راسل اینرا نفرموده وبا عدول از منطق از کلمه ممکن برای نتیجه هرگز هستفاده کرده
این بیشتر یک دل نوشته هست تا سخن منطقی که میشود براحتی در جواب فرمود

عقیده ای که ممکن هست اشتباه باشد عقیده نیست تردید هست

بايد در درون انسان (و حيوانات) دنبال چرايى رفتارها بود نه جايى در آسمان ها.

کسی با دیدن اسمان (که مثلا پدیده ای را در انجا دیده باشد ) به حیات اخروی ایمان پیدا نمیکند اتفاقا
کار کار دل هست ودرون اما در اجرای ان ومکانش که نمی تواند در درون خود دنبال جایی بگردد پس باید
برای اجراییاتش بدنبال جایی باشد اسمان هم اسمانی هست که دل کشف میکند دل انرا اختراع نمیکند
بلکه کشفش میکند

با سپاس

298:


هستفاده ابزاری ممکن هست از خیلی تفکرات صورت گیرد ، اینجا منظور بیشتر ماهیت اون اندیشه و اینکه تا چه حد توانایی تبدیل شدن به لوازم ، برای حکومت ها میتواند باشد ، هست.




اگر نظرتان به نگرش تاریخی و اماری هست من یک مثال را بجای شما مطرح میکنم
حکومت کلیسا در قرون وسطی (تقریبا تمام مورخان در اینباره اتفاق نظر دارند)
خیر ، صحبت در مورد رفتار انسان ها بنابر باورهایشان و نفرت و تفرقه و جنگ هایی که ادیان باعث اون بودند مبحث دیگری هست ، ولی حالا که اشاره کردید باید عرض کنم خدمتتان که قدرت طلبی و برتری طلبی باعث جنگ بین بسیاری از انسانها بوده و دین خود ماهیت برتری طلبی دارد .


299:

سلام
استفاده ابزاری ممکن هست از خیلی تفکرات صورت گیرد ، اینجا منظور بیشتر ماهیت اون اندیشه و اینکه تا چه حد توانایی تبدیل شدن به لوازم ، برای حکومت ها میتواند باشد ، هست.


هستفاده ابزاری(منفی) از همه تفکرات میتواند صورت بگیرد وحتما هم بنا به چگونگی ان تفکر
متفاوت هست
عرض بنده این بود تحلیل تفکر نباید با هستفاده ابزاری منفی از ان تفکر خلط مبحث بشود
حتی اگر ماهیت ان تفکر بصورتی باشد که راحتتر به ابزاری منفی تبدیل شود
وباید خود تفکر یا ارزش را تحلیل کرد نه بر پايه سوء هستفاده هایی که از ان صورت
میگیرد ممکن هست این تحلیل مشکل باشد یا قسمتهایی از ان مبهم اما این مسئله
نباید باعث همان خطای پیش فرموده بشود
از ازادی هم هستفاده های ابزاری میشود ایا باید ازادی را ضد ارزش بدانیم وبر پايه
سوء هستفاده ها انرا تحلیل کنیم؟

خیر ، صحبت در مورد رفتار انسان ها بنابر باورهایشان و نفرت و تفرقه و جنگ هایی که ادیان باعث اون بودند مبحث دیگری هست ، ولی حالا که اشاره کردید باید عرض کنم خدمتتان که قدرت طلبی و برتری طلبی باعث جنگ بین بسیاری از انسانها بوده و دین خود ماهیت برتری طلبی دارد .

سخن از ادیان نبود هرچند که پاداش اخروی مربوط به باور مندان دینی هست اما موضوع
مشخص اینجا پاداش اخروی بود وبهتر هست موضوعات دیگر با ان تحلیل نشود
اما در اینباره یک اشاره
اگر نظر به این هست که یک نگرش یا ایدئولوژی احتیاج به قدرت برای اجرای
باورهایش را ندارد که تخیل شبه روشنفکری هست (اگر نگوییم غرض ورزی هست)
یعنی باور مندان دینی تسط ستمگران سرکوب شوند حق حیاتشان به طرق مختلف
سلب شود وانها در پی مبارزه نباشند پس از این منظر باید قدرت بدست بیاورد واین
منفی نیست
در تخیل میشود دنیایی را تصور کرد که باورمندان دینی تبلیغ مینمايند وکسی به انها
کاری ندارد اما در دنیای واقعی به اینگونه نیست

ادیانی که شما مثال میزنید حتما در بر گیرنده ادیان فراگیر امروزی میشود یعنی ادیان
اسلام مسیحیت و یهودیت
شما سیر تاریخ را نظاره کنید وبه یک جمع بندی برسید
در تاریخ قبل از این ادیان ملاحضه کنید که تفرقه ای که خدایان نژادی وقبیله ای براه انداختند
چه بر سر تمدنها اورد وچگونه انسانها در سیر تکامل تاریخ در جا میزدند
البته اگر شما بگویید انها هم دین داشتند قابل قبول نیست چون انها دستاویز بودند وان مکاتب
تفرقه برانگیز توسط پیامبران الهی اورده نشده پیامبران هیچوقت برتری نژاد و برتری قوم وقبیله را
قبول نداشتند واتفاقا با این تفکرات ابلهانه جاهلیت مبارزه میکردند
نژاد پرستی -تکبر وامثال ان که ریشه در لذت جویی مهار نشده انسانها دارد باعث جنگ و
تفرقه هست نه دستورات دینی (ادیان الهی) که بر ضد اینها مبارزه میکردند ومینمايند
نمونه ازمایشگاهی این تحلیل جنگ دوم جهانی هست بزرگترین جنگ تاریخ بهیچوجه به
جنگ مذهبی مورد نظر شما شباهت ندارد (مسائل فرعی دستاویز هیلتر و اطرافیان را
مثال نزنید که قابل قبول نیست مثلا مبارزه با یهود )

با سپاس


70 out of 100 based on 40 user ratings 1240 reviews

@