حدیث قرطاس


حدیث قرطاس



حدیث قرطاس

گفتین اشتباه و مشتبه شدن :
خیلی خوب نظرت راجع به حدیث قرطاس چیه ؟



در کلاس امام خامنه ای

1:

یكي از دردناك‌ترين وقايع عمر پيامبر(صلی الله علیه وآله) وصيتي بود كه هرگز نوشته نشد.

مواردي كه صحابه متعبد به نص شده‌اند بيش از اون هست كه احصا شود، از ميان همه موارد، توجه به مصيبت روز پنجشنبه كه از مشهورترين قضايا و بزرگترين مصيبت‌ها هست كفايت مي‌كند.


بوسه‌ی امام بر پیشانی شهید جاویدی
انشاء الله موارد ديگر را در آينده ذكر خواهيم كرد.

اصحاب و نايشانسندگان صحاح، سنن، تاريخ و اخبار همگي اون را آورده‌اند.


عدالت در حکومت امام علی
از جمله برجسته‌ترين عالم اهل سنت، بخاري از ابن عباس نقل مي‌كند:

5669 - حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُوسَى، حَدَّثَنَا هِشَامٌ، عَنْ مَعْمَرٍ، وحَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ، حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ، أَخْبَرَنَا مَعْمَرٌ، عَنِ الزُّهْرِيِّ، عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ: لَمَّا حُضِرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَفِي البَيْتِ رِجَالٌ، فِيهِمْ عُمَرُ بْنُ الخَطَّابِ، قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «هَلُمَّ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لاَ تَضِلُّوا بَعْدَهُ» فَقَالَ عُمَرُ: إِنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَدْ غَلَبَ عَلَيْهِ الوَجَعُ، وَعِنْدَكُمُ القُرْاونُ، حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ.


امام جمعه موقت اصفهان: گرفتن دست همسر در خیابان ‌قابل توجیه نیست
فَاخْتَلَفَ أَهْلُ البَيْتِ فَاخْتَصَمُوا، مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ: قَرِّبُوا يَكْتُبْ لَكُمُ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ، وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ مَا قَالَ عُمَرُ، فَلَمَّا أَكْثَرُوا اللَّغْوَ وَالِاخْتِلاَفَ عِنْدَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «قُومُوا» قَالَ عُبَيْدُ اللَّهِ: فَكَانَ ابْنُ عَبَّاسٍ، يَقُولُ: «إِنَّ الرَّزِيَّةَ كُلَّ الرَّزِيَّةِ مَا حَالَ بَيْنَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَبَيْنَ أَنْ يَكْتُبَ لَهُمْ ذَلِكَ الكِتَابَ، مِنَ اخْتِلاَفِهِمْ وَلَغَطِهِمْ»


صحیح بخاری ج7 ص120 المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ، عدد الأجزاء: 9.

« هنگامى که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در آستانه رحلت از دنیا، برنامه گرفت و اطراف حضرت گروهی از جمله عمر بن خطاب در خانه اون حضرت حاضر شده بودند ، فرمود: قلم و کاغذى بیاورید تا چیزی براى شما بنویسم که به برکت اون، هرگز گمراه نشوید.


نماینده اصفهان در مجلس خبرگان: بی حجابی باعث بیماری روده و معده می شود!!!
عمر فرمود: بیمارى بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) غلبه کرده (و العیاذ باللّه هذیان مى گوید) و ما قراون را داریم و براى ما کافى هست.


خواب های صادقانه؟؟؟؟
در میان حاضران غوغا و اختلاف افتاد؛ بعضى مى فرمودند: بیاورید تا حضرت بنویسد و هرگز گمراه نشوید.


ادواردو آنیلی که بود و چگونه اسلام آورد؟
و بعضى سخن عمر را مى فرمودند، هنگامى که سر و صدا و غوغا در حضور اون حضرت و اختلاف زیاد شد، فرمودند : برخیزید و از نزد من بروید.


چرا کسانی که مدت کوتاهی گناه کرده اند، باید در آخرت عذاب ابدی بکشند؟
عبیدالله فرمود : ابن عباس سپس این قضیه بارها می فرمود: مصیبت و تمام مصیبت این هست که نگذاشتند پیامبر چیزی را که می خواست برای اونها بنویسد تا اختلاف ننمايند و گمراه نشوند...."

حدیث قرطاس

برای دیدن اسناد بیشتر به این مقاله رجوع کنید:حدیث قرطاس در صحیحین + سند

احمد بن حنبل و ساير نايشانسندگان سنن و اخبار اين حديث را از ابن عباس نقل كرده اما در اون تصرف نموده‌اند، زيرا لفظ اصلي كه از عمر بن خطاب صادر شده اين بوده «ان النبي يهجر» (پيامبر هذيان مي‌گايشاند) اما اونها اينگونه نقل كرده‌اند «ان النبي قد وقع عليه الوجع» (درد بر پيامبر غالب شده هست) دليل اين سخن و اونچه مي‌تواند شما را به اين سخن راهنمايي كند اين هست كه محدثاني كه نام شخص مخالف (عمر بن خطاب) را نياورده‌اند به عين لفظ معارضه (هذيان فرمودن رسول الله) تصريح كرده‌اند.

بخاري از ابن عباس نقل مي‌كند:

3053 - حَدَّثَنَا قَبِيصَةُ، حَدَّثَنَا ابْنُ عُيَيْنَةَ، عَنْ سُلَيْمَانَ الأَحْوَلِ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا: أَنَّهُ قَالَ: يَوْمُ الخَمِيسِ وَمَا يَوْمُ الخَمِيسِ؟ ثُمَّ بَكَى حَتَّى خَضَبَ دَمْعُهُ الحَصْبَاءَ، فَقَالَ: اشْتَدَّ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَجَعُهُ [ص:70] يَوْمَ الخَمِيسِ، فَقَالَ: «ائْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا»، فَتَنَازَعُوا، وَلاَ يَنْبَغِي عِنْدَ نَبِيٍّ تَنَازُعٌ، فَقَالُوا: هَجَرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: «دَعُونِي، فَالَّذِي أَنَا فِيهِ خَيْرٌ مِمَّا تَدْعُونِي إِلَيْهِ»، وَأَوْصَى عِنْدَ مَوْتِهِ بِثَلاَثٍ: «أَخْرِجُوا المُشْرِكِينَ مِنْ جَزِيرَةِ العَرَبِ، وَأَجِيزُوا الوَفْدَ بِنَحْوِ مَا كُنْتُ أُجِيزُهُمْ»، وَنَسِيتُ الثَّالِثَةَ، وَقَالَ يَعْقُوبُ بْنُ مُحَمَّدٍ، سَأَلْتُ المُغِيرَةَ بْنَ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، عَنْ جَزِيرَةِ العَرَبِ: فَقَالَ مَكَّةُ، وَالمَدِينَةُ، وَاليَمَامَةُ، وَاليَمَنُ، وَقَالَ يَعْقُوبُ وَالعَرْجُ أَوَّلُ تِهَامَةَ "

صحیح بخاری ج4 ص69 المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ، عدد الأجزاء: 9.

پنجشنبه چه پنجشنبه‌اي سپس ابن عباس اونقدر گريست كه سنگ ريزه‌هاي جلايشانش تر شد.

سپس اضافه کرد روز پنجشنبه درد بر پيامبر سخت گرفت، فرمود كاغذي بياوريد تا براي شما نوشته‌اي بنايشانسم كه پس از اون هرگز گمراه نشايشاند اونگاه به نزاع پرداختند در اين وقت فرمودند «هجر رسول الله» (پيامبر عقلش را از دست داده، هذيان مي‌گايشاند) پيامبر فرمودند مرا واگذاريد در همين حاليكه هستم برايم بهتر هست تا اونچه مرا به اون مي‌خوانيد.

پيامبر به سه چيز هنگام مرگ وصيت كردند: مشركان را از جزيره العرب خارج كنيد، به اوناني كه به مدينه مي‌آيند همانطور كه من جايزه مي‌دادم جايزه دهيد (راايشان گايشاند) سومي را فراموش كرد‌ه‌ام.

(اون چيزي را كه فراموش شده غير از اونچه پيامبر مي‌خواست براي اون‌ها بنايشانسد كه از گمراهي نجات يابند چيزي نبوده‌ هست.

سياست، محدثان را به فراموشي اون واداشته هست.)


حدیث قرطاس





حدیث قرطاس

2:

ممنون از اطلاعات جامع

متاسفانه هنوز هستند افرادی که سخنان ...را فریاد می زنن........


3:

اين حديث را مسلم و ساير محدثان نيز با اندكي تفاوت نقل كرده‌اند.

كسي كه حول اين مصيبت بزرگ در صحاح و سنن به مطالعه و تحقيق بپردازد متوجه مي‌شود اولين كسي كه اون روز فرمود: «هجر رسول الله» (رسول الله هذيان مي‌گايشاند) عمر بن خطاب بود و ديگران از او پيرايشان كرده و حرف او را تكرار كردند، عمر بن خطاب اضافه کرد «حسبنا كتاب الله» (كتاب خدا ما را بس هست) گايشانا پيامبر موقعيت كتاب خدا در ميان اون‌ها را نمي‌دانستند؟ و يا اون‌ها از پيامبر به خواص و فوائد قراون آگاهتر بودند! اي كاش به همين‌ها اكتفا مي‌كردند و پيامبر را با اون كلمات ناراحت نمي‌كردند كه: «رسول خدا هذيان مي‌گايشاند» در صورتيكه حضرت در حال احتضار بين اون‌ها بود.

آه چه زيبا با نبي خدا، رحمه للعالمين وداع كردند!! آيا اين فرد لياقت خلافت بر مسلمين را دارد؟ فرمودند كتاب خدا ما را بس هست! اما گايشانا تا به حال قراون را نخوانده بودند كه فرمودند پيامبر هذيان مي‌گايشاند.

خداوند مي‌فرمايد هراونچه رسول ما گايشاند مبتني بر وحي هست (النجم : 3-4) و آيا آياتي كه به اطاعت از رسول الله دستور مي‌دهد را نخوانده بودند؟

اما حقيقت اين هست كه اون‌ها مي‌دانستند اون حضرت (صلی الله علیه وآله) مي‌خواهند عهد و پيمان خلافت را محكمتر كنند و نص بر وصايت و خلافت اميرالمومنين علي (علیه السلام) و ائمه هدي (علیه السلام) را به طور عموم مؤكد سازند.

لذا حضرت(صلی الله علیه وآله) را از اين كار بازداشتند.

با توجه به اين كه نبي مكرم اسلام (صلی الله علیه وآله) از اول بعثت نسبت به قضيه خلافت سپس خايشانش و جانشيني‌اش اهتمام داشتند (سال سوم هجرت بعد از نزول آيه شريفه «وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ» فرمودند: علي(علیه السلام) جانشين، خليفه و وصي من هست، و اوج اين مسأله در غدير خم در اون جمع صد و بيست هزار نفري، اميرالمؤمنين علي(علیه السلام) را براي خلافت نصب فرمودند و سه شبانه روز از امت بيعت گرفتتند و در پيشاپيش امت ابوبكر و عمر اين عبارت را بيان كردند: «هنيئا لك يا بن أبي طالب أصبحت مولاي و مولا كل مؤمن و مؤمنة») و به بيان ساده‌تر حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) از هر موقعيتي هستفاده مي‌كردند تا خلافت اميرالمومنين علي (علیه السلام) را تذكر دهند، با تمام اين احوال نبي مكرم اسلام(صلی الله علیه وآله) مي‌دانستند دست‌هايي براي انصراف خلافت از اميرالمؤمنين علي (علیه السلام) در كار هست و توطئه‌هايي توسط افرادي چيده شده هست كه نگذارند علي (علیه السلام) منصب خلافت را به دست گيرند، لذا در آخرين روزهاي زندگي‌شان تصميم گرفتند چيزي را بنايشانسند تا ديگر راه توجيح و فرار براي احدي باقي نماند، لذا فرمودند:

«كاغذي و قلمي براي من بياوريد تا بنايشانسم چيزي را كه سپس من گمراه نشايشاند»

مفسرين اهل سنت از جمله فخر رازي ادعا می کند که شان نزول این آیه واقعه غدیر هست:

نَزَلَتِ الْآيَةُ فِي فَضْلِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ، وَلَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ أَخَذَ بِيَدِهِ وَقَالَ: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ» فَلَقِيَهُ عُمَرُ/ رَضِيَ اللَّه عَنْهُ فَقَالَ: هَنِيئًا لَكَ يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ أَصْبَحْتَ مَوْلَايَ وَمَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ، وَهُوَ قَوْلُ ابْنِ عَبَّاسٍ وَالْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ.

هنگامی که اين آيه نازل شد، نبي مكرم(صلی الله علیه وآله) دست علي(علیه السلام) را گرفت و او را به عنوان خليفه معرفي كرد.

به دنبال اون، خليفه دوم با علي (علیه السلام) ملاقات كرد و به او تبريك فرمود.

اين سخن ابن عباس و براء بن عازب و محمد بن علي هست.



تفسير فخر رازي، ج12، ص401 المؤلف: أبو عبد الله محمد بن عمر بن الحسن بن الحسين التيمي الرازي الملقب بفخر الدين الرازي خطيب الري (المتوفى: 606هـ)، الناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، الطبعة: الثالثة - 1420 هـ


حدیث قرطاس

اعتقاد شيعيان بر اين هست كه نبي مكرم اسلام(صلی الله علیه وآله) مانند دفعات گذشته مي‌خواستند خلافت اميرالمومنين علي (علیه السلام) را تذكر دهند و به صورت مكتوب بنايشانسند.

خالی از لطف نیست که اين واقعه را دوباره مرور كنيم.

بخاری در صحیحش از ابن عباس نقل می کند: «روز پنجشنبه، چه روز پنجشنه‌اي! بعد ابن عباس گريه كرد.

به قدري گريست كه ريگ‌ها را تر كرد.

(البته در صحيح مسلم عبارت «ثم جعل تسيل دموعه علي خديه - اشك ابن عباس اون چنان بر گونه‌هايش جاري بود و همانند دانه‌هاي مرواريد قطره قطره مي‌ريخت» به کار رفته هست.) سپس ابن عباس با همان حال گريه فرمود: روز پنجشنبه بيماري پيامبر شدت گرفت، اون حضرت فرمودند: كتابي (عبارت صحيح مسلم «بكتف و دواة» هست) به من بدهيد تا چيزي بنايشانسم كه براي ابد راه گمراهي را بر شما ببندد .

كساني كه نزد پيامبر بودند، به نزاع پرداختند؛ در حالي كه هر گونه نزاع در نزد پيامبر ممنوع هست.

فرمودند: پيامبر هذيان مي‌گايشاند.

حضرت فرمودند: مرا رها كنيد.

اون چه كه من در او هستم ، بهتر هست از اون چه كه مرا به اون دعوت مي‌كنيد.»


20 - (1637) حَدَّثَنَا سَعِيدُ بْنُ مَنْصُورٍ، وَقُتَيْبَةُ بْنُ سَعِيدٍ، وَأَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ، وَعَمْرٌو النَّاقِدُ، وَاللَّفْظُ لِسَعِيدٍ، قَالُوا: حَدَّثَنَا سُفْيَانُ، عَنْ سُلَيْمَانَ الْأَحْوَلِ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ، قَالَ: قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: يَوْمُ الْخَمِيسِ، وَمَا يَوْمُ الْخَمِيسِ ثُمَّ بَكَى حَتَّى بَلَّ دَمْعُهُ الْحَصَى، فَقُلْتُ: يَا ابْنَ عَبَّاسٍ، وَمَا يَوْمُ الْخَمِيسِ؟ قَالَ: اشْتَدَّ بِرَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَجَعُهُ، فَقَالَ: «ائْتُونِي أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَا تَضِلُّوا بَعْدِي»، فَتَنَازَعُوا [ص:1258] وَمَا يَنْبَغِي عِنْدَ نَبِيٍّ تَنَازُعٌ، وَقَالُوا: مَا شَأْنُهُ أَهَجَرَ؟ اسْتَفْهِمُوهُ، قَالَ: " دَعُونِي فَالَّذِي أَنَا فِيهِ خَيْرٌ، أُوصِيكُمْ بِثَلَاثٍ: أَخْرِجُوا الْمُشْرِكِينَ مِنْ جَزِيرَةِ الْعَرَبِ، وَأَجِيزُوا الْوَفْدَ بِنَحْوِ مَا كُنْتُ أُجِيزُهُمْ "، قَالَ: وَسَكَتَ، عَنِ الثَّالِثَةِ، أَوْ قَالَهَا فَأُنْسِيتُهَا، قَالَ أَبُو إِسْحَاقَ إِبْرَاهِيمُ: حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ بِشْرٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا سُفْيَانُ، بِهَذَا الْحَدِيثِ.

صحیح مسلم ج3 ص1257 المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشيري النيسابوري (المتوفى: 261هـ)، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي، الناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، عدد الأجزاء: 5.

حدیث قرطاس

4:

بخاری در جای دیگری از صحیحش نقل می کند:

4431 - حَدَّثَنَا قُتَيْبَةُ، حَدَّثَنَا سُفْيَانُ، عَنْ سُلَيْمَانَ الأَحْوَلِ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ، قَالَ: قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: يَوْمُ الخَمِيسِ، وَمَا يَوْمُ الخَمِيسِ؟ اشْتَدَّ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَجَعُهُ، فَقَالَ: «ائْتُونِي أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا»، فَتَنَازَعُوا وَلاَ يَنْبَغِي عِنْدَ نَبِيٍّ تَنَازُعٌ، فَقَالُوا: مَا شَأْنُهُ، أَهَجَرَ اسْتَفْهِمُوهُ؟ فَذَهَبُوا يَرُدُّونَ عَلَيْهِ، فَقَالَ: «دَعُونِي، فَالَّذِي أَنَا فِيهِ خَيْرٌ مِمَّا تَدْعُونِي إِلَيْهِ» وَأَوْصَاهُمْ بِثَلاَثٍ، قَالَ: «أَخْرِجُوا المُشْرِكِينَ مِنْ جَزِيرَةِ العَرَبِ، وَأَجِيزُوا الوَفْدَ بِنَحْوِ مَا كُنْتُ أُجِيزُهُمْ» وَسَكَتَ عَنِ الثَّالِثَةِ أَوْ قَالَ فَنَسِيتُهَا "



صحیح بخاری ج6 ص9 المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الاولى، 1422هـ، عدد الأجزاء: 9.



«افرادي كه در خانه رسول اكرم بودند، سخن اون حضرت را رد مي كردند»


حدیث قرطاس

آيا اين برخورد صحابه با عدالت صحابه همخواني دارد؟

اما برگرديم به اصل مطلب يعني هدف از نوشتن اين وصيتنامه:

اونگونه كه در روايات اهل تسنن به اون اشاره شده هست پيامبر(صلی الله علیه وآله) دو هدف از نوشتن اين وصيت داشتند:

1- مطلبي بنايشانسند كه براي هميشه امت از گمراهي مصون باشند.

2-‌‌ مطلبي بنايشانسند كه سپس پيامبر حتي دو نفر هم با هم اختلاف نكنند.

در حقيقت اين وصيت نامه هر گونه راه گمراهي و اختلاف را بر رايشان امت مي‌بست.

شما هرگاه اين فرموده پيامبر(صلی الله علیه وآله): «برايم كاغذ و دواتي بياوريد تا برايتان مطلبي بنايشانسم كه پس از اون هرگز گمراه نشايشاند» را در كنار حديث ثقلين كه حضرت فرمودند: «در بين شما دو چيز گرانبها مي‌گذارم، اگر به اون‌ها تمسك جوئيد هرگز گمراه نمي‌شايشاند: كتاب خدا و عترتم، اهل بيتم» بگذاريد، مي‌يابيد كه هدف اين دو حديث يكي هست و اون اينكه پيامبر(صلی الله علیه وآله) در حال بيماريش مي‌خواستند تفصيل اونچه در حديث ثقلين بيان فرموده بودند را بنايشانسند، تا سدي در مقابل گمراهي و اختلاف امت سپس خودشان باشد.

گايشانا پيامبر مي‌خواستند نام ائمه هدي و اهل بيت را بنايشانسند، كه عمر بن خطاب فرمود: «كتاب خدا ما را بس هست» (اگر مي‌خواهي ما را به قراون و اهل بيت توصيه كني، نيازي به اهل بيت نداريم) و سخن پيامبر را رد كرد.

اون چه كه از مجموع اين روايات بدست مي‌آيد اين هست كه پيامبر(صلی الله علیه وآله) مي‌خواستند بحث امامت و يا اسامي ائمه را براي امت بيان كنند.

اين نظر علماي اهل سنت نيز مي‌باشد كه ما براي طولاني نشدن مطلب به ذكر دو نمونه اكتفا مي‌كنيم

نوايشان شارح صحيح مسلم مي‌گايشاند:

فَقَدِ اخْتَلَفَ الْعُلَمَاءُ فِي الْكِتَابِ الَّذِي هَمَّ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِهِ فَقِيلَ أَرَادَ أَنْ يَنُصَّ عَلَى الْخِلَافَةِ فِي إِنْسَانٍ مُعَيَّنٍ لِئَلَّا يَقَعَ نِزَاعٌ وَفِتَنٌ

(علما اختلاف دارند كه هدف پيامبر از نوشتن نامه چه بود.

برخي فرموده‌اند كه پيامبر مي‌خواست صراحتا بنايشانسد كه خليفه سپس من كيست تا هيچ نزاعي و فتنه‌اي سپس پيامبر بر نخيزد)


شرح النوايشان علي مسلم ج 11 ص 90 المؤلف: أبو زكريا محيي الدين يحيى بن شرف النوايشان (المتوفى: 676هـ)، الناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، الطبعة: الثانية، 1392، عدد الأجزاء: 18 (في 9 مجلدات)

حدیث قرطاس

ابن حجر عسقلاني شارح بخاری در كتاب فتح الباري في شرح صحيح البخاري مي‌گايشاند:

فَقِيلَ كَانَ أَرَادَ أَنْ يَكْتُبَ كِتَابًا يَنُصُّ فِيهِ عَلَى الْأَحْكَامِ لِيَرْتَفِعَ الِاخْتِلَافُ وَقِيلَ بَلْ أَرَادَ أَنْ يَنُصَّ عَلَى أَسَامِي الْخُلَفَاءِ بَعْدَهُ حَتَّى لَا يَقَعَ بَيْنَهُمُ الِاخْتِلَافُ

فرموده شده: پيامبر(صلی الله علیه وآله) مي خواست به احكامي تصريح كند تا اختلاف را رفع كند، همينطور فرموده شده: بلكه مي خواست اراده كند بر تصريح اسامي جانشينان سپس خود، تا بين امت خايشانش اختلاف نيفتد.



فتح الباري لإبن حجر عسقلاني، ج1، ص209 المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي، الناشر: دار المعرفة - بيروت، 1379، رقم كتبه وأبوابه وأحاديثه: محمد فؤاد عبد الباقي، قام بإخراجه وصححه وأشرف على طبعه: محب الدين الخطيب، عليه تعليقات العلامة: عبد العزيز بن عبد الله بن باز، عدد الأجزاء: 13.



حدیث قرطاس

5:

- حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُوسَى، حَدَّثَنَا هِشَامٌ، عَنْ مَعْمَرٍ، وحَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ، حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ، أَخْبَرَنَا مَعْمَرٌ، عَنِ الزُّهْرِيِّ، عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ: لَمَّا حُضِرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَفِي البَيْتِ رِجَالٌ، فِيهِمْ عُمَرُ بْنُ الخَطَّابِ، قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «هَلُمَّ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لاَ تَضِلُّوا بَعْدَهُ» فَقَالَ عُمَرُ: إِنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَدْ غَلَبَ عَلَيْهِ الوَجَعُ، وَعِنْدَكُمُ القُرْاونُ، حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ.

فَاخْتَلَفَ أَهْلُ البَيْتِ فَاخْتَصَمُوا، مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ: قَرِّبُوا يَكْتُبْ لَكُمُ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ، وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ مَا قَالَ عُمَرُ، فَلَمَّا أَكْثَرُوا اللَّغْوَ وَالِاخْتِلاَفَ عِنْدَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «قُومُوا» قَالَ عُبَيْدُ اللَّهِ: فَكَانَ ابْنُ عَبَّاسٍ، يَقُولُ: «إِنَّ الرَّزِيَّةَ كُلَّ الرَّزِيَّةِ مَا حَالَ بَيْنَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَبَيْنَ أَنْ يَكْتُبَ لَهُمْ ذَلِكَ الكِتَابَ، مِنَ اخْتِلاَفِهِمْ وَلَغَطِهِمْ»


صحیح بخاری ج7 ص120 المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ، عدد الأجزاء: 9.

« هنگامى که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در آستانه رحلت از دنیا، برنامه گرفت و اطراف حضرت گروهی از جمله عمر بن خطاب در خانه اون حضرت حاضر شده بودند ، فرمود: قلم و کاغذى بیاورید تا چیزی براى شما بنویسم که به برکت اون، هرگز گمراه نشوید.

عمر فرمود: بیمارى بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) غلبه کرده (و العیاذ باللّه هذیان مى گوید) و ما قراون را داریم و براى ما کافى هست.

در میان حاضران غوغا و اختلاف افتاد؛ بعضى مى فرمودند: بیاورید تا حضرت بنویسد و هرگز گمراه نشوید.

و بعضى سخن عمر را مى فرمودند، هنگامى که سر و صدا و غوغا در حضور اون حضرت و اختلاف زیاد شد، فرمودند : برخیزید و از نزد من بروید.

عبیدالله فرمود : ابن عباس سپس این قضیه بارها می فرمود: مصیبت و تمام مصیبت این هست که نگذاشتند پیامبر چیزی را که می خواست برای اونها بنویسد تا اختلاف ننمايند و گمراه نشوند...."

حدیث قرطاس

4431 - حَدَّثَنَا قُتَيْبَةُ، حَدَّثَنَا سُفْيَانُ، عَنْ سُلَيْمَانَ الأَحْوَلِ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ، قَالَ: قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: يَوْمُ الخَمِيسِ، وَمَا يَوْمُ الخَمِيسِ؟ اشْتَدَّ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَجَعُهُ، فَقَالَ: «ائْتُونِي أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا»، فَتَنَازَعُوا وَلاَ يَنْبَغِي عِنْدَ نَبِيٍّ تَنَازُعٌ، فَقَالُوا: مَا شَأْنُهُ، أَهَجَرَ اسْتَفْهِمُوهُ؟ فَذَهَبُوا يَرُدُّونَ عَلَيْهِ، فَقَالَ: «دَعُونِي، فَالَّذِي أَنَا فِيهِ خَيْرٌ مِمَّا تَدْعُونِي إِلَيْهِ» وَأَوْصَاهُمْ بِثَلاَثٍ، قَالَ: «أَخْرِجُوا المُشْرِكِينَ مِنْ جَزِيرَةِ العَرَبِ، وَأَجِيزُوا الوَفْدَ بِنَحْوِ مَا كُنْتُ أُجِيزُهُمْ» وَسَكَتَ عَنِ الثَّالِثَةِ أَوْ قَالَ فَنَسِيتُهَا "

صحیح بخاری ج6 ص9 المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ، عدد الأجزاء: 9.



حدیث قرطاس

4432 - حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ، حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ، أَخْبَرَنَا مَعْمَرٌ، عَنِ الزُّهْرِيِّ، عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُتْبَةَ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ: لَمَّا حُضِرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَفِي البَيْتِ رِجَالٌ، فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «هَلُمُّوا أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لاَ تَضِلُّوا بَعْدَهُ»، فَقَالَ بَعْضُهُمْ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَدْ غَلَبَهُ الوَجَعُ، وَعِنْدَكُمُ القُرْاونُ حَسْبُنَا، كِتَابُ اللَّهِ فَاخْتَلَفَ أَهْلُ البَيْتِ وَاخْتَصَمُوا، فَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ قَرِّبُوا يَكْتُبُ لَكُمْ كِتَابًا لاَ تَضِلُّوا بَعْدَهُ، وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ غَيْرَ ذَلِكَ، فَلَمَّا أَكْثَرُوا اللَّغْوَ وَالِاخْتِلاَفَ، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «قُومُوا» قَالَ عُبَيْدُ اللَّهِ، فَكَانَ يَقُولُ ابْنُ عَبَّاسٍ: «إِنَّ الرَّزِيَّةَ كُلَّ الرَّزِيَّةِ، مَا حَالَ بَيْنَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَبَيْنَ أَنْ يَكْتُبَ لَهُمْ ذَلِكَ الكِتَابَ، لِاخْتِلاَفِهِمْ وَلَغَطِهِمْ»

صحیح بخاری ج6 ص9 المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ، عدد الأجزاء: 9.


حدیث قرطاس

6:

یکی از وقایع تاریخ همین قلم ودوات یا حدیث قرطاس هست
خلیفه دوم به پیامبر توهین کردند..امام علی هم چیزی نفرمودند چون تابع پیامبر بودند
اون کسایی هم که باورش سخته براشون..اون سوره ای که میگه سر نماز جمعه بخاطر بانگ(صدای ) تجار نماز رو ترک کردن با تفسیر سرچ نمايند..نشون میده که حضرت محمد خیلی غریب بودند

7:

- حَدَّثَنَا مُحَمَّدٌ، حَدَّثَنَا ابْنُ عُيَيْنَةَ، عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ أَبِي مُسْلِمٍ الأَحْوَلِ، سَمِعَ سَعِيدَ بْنَ جُبَيْرٍ، سَمِعَ ابْنَ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، يَقُولُ: يَوْمُ الخَمِيسِ وَمَا يَوْمُ الخَمِيسِ، ثُمَّ بَكَى حَتَّى بَلَّ دَمْعُهُ الحَصَى، قُلْتُ يَا أَبَا عَبَّاسٍ: مَا يَوْمُ الخَمِيسِ؟ قَالَ: اشْتَدَّ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَجَعُهُ، فَقَالَ: «ائْتُونِي بِكَتِفٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لاَ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا»، فَتَنَازَعُوا، وَلاَ يَنْبَغِي عِنْدَ نَبِيٍّ تَنَازُعٌ، فَقَالُوا: مَا لَهُ أَهَجَرَ اسْتَفْهِمُوهُ؟ فَقَالَ: «ذَرُونِي، فَالَّذِي أَنَا فِيهِ خَيْرٌ مِمَّا تَدْعُونَنِي إِلَيْهِ»، فَأَمَرَهُمْ بِثَلاَثٍ، قَالَ: «أَخْرِجُوا المُشْرِكِينَ مِنْ جَزِيرَةِ العَرَبِ، وَأَجِيزُوا الوَفْدَ بِنَحْوِ مَا كُنْتُ أُجِيزُهُمْ» وَالثَّالِثَةُ خَيْرٌ، إِمَّا أَنْ سَكَتَ عَنْهَا، وَإِمَّا أَنْ قَالَهَا فَنَسِيتُهَا، قَالَ سُفْيَانُ: هَذَا مِنْ قَوْلِ سُلَيْمَانَ

صحیح بخاری ج4 ص99 المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ، عدد الأجزاء: 9.
حدیث قرطاس

3053 - حَدَّثَنَا قَبِيصَةُ، حَدَّثَنَا ابْنُ عُيَيْنَةَ، عَنْ سُلَيْمَانَ الأَحْوَلِ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا: أَنَّهُ قَالَ: يَوْمُ الخَمِيسِ وَمَا يَوْمُ الخَمِيسِ؟ ثُمَّ بَكَى حَتَّى خَضَبَ دَمْعُهُ الحَصْبَاءَ، فَقَالَ: اشْتَدَّ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَجَعُهُ [ص:70] يَوْمَ الخَمِيسِ، فَقَالَ: «ائْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا»، فَتَنَازَعُوا، وَلاَ يَنْبَغِي عِنْدَ نَبِيٍّ تَنَازُعٌ، فَقَالُوا: هَجَرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: «دَعُونِي، فَالَّذِي أَنَا فِيهِ خَيْرٌ مِمَّا تَدْعُونِي إِلَيْهِ»، وَأَوْصَى عِنْدَ مَوْتِهِ بِثَلاَثٍ: «أَخْرِجُوا المُشْرِكِينَ مِنْ جَزِيرَةِ العَرَبِ، وَأَجِيزُوا الوَفْدَ بِنَحْوِ مَا كُنْتُ أُجِيزُهُمْ»، وَنَسِيتُ الثَّالِثَةَ، وَقَالَ يَعْقُوبُ بْنُ مُحَمَّدٍ، سَأَلْتُ المُغِيرَةَ بْنَ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، عَنْ جَزِيرَةِ العَرَبِ: فَقَالَ مَكَّةُ، وَالمَدِينَةُ، وَاليَمَامَةُ، وَاليَمَنُ، وَقَالَ يَعْقُوبُ وَالعَرْجُ أَوَّلُ تِهَامَةَ "

صحیح بخاری ج4 ص69 المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ، عدد الأجزاء: 9.

حدیث قرطاس

114 - حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ سُلَيْمَانَ، قَالَ: حَدَّثَنِي ابْنُ وَهْبٍ، قَالَ: أَخْبَرَنِي يُونُسُ، عَنِ ابْنِ شِهَابٍ، عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: لَمَّا اشْتَدَّ بِالنَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَجَعُهُ قَالَ: «ائْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لاَ تَضِلُّوا بَعْدَهُ» قَالَ عُمَرُ إِنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ غَلَبَهُ الوَجَعُ، وَعِنْدَنَا كِتَابُ اللَّهِ حَسْبُنَا.

فَاخْتَلَفُوا وَكَثُرَ اللَّغَطُ، قَالَ: «قُومُوا عَنِّي، وَلاَ يَنْبَغِي عِنْدِي التَّنَازُعُ» فَخَرَجَ ابْنُ عَبَّاسٍ يَقُولُ: «إِنَّ الرَّزِيَّةَ كُلَّ الرَّزِيَّةِ، مَا حَالَ بَيْنَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَبَيْنَ كِتَابِهِ»


صحیح بخاری ج1 ص34 المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ، عدد الأجزاء: 9.

حدیث قرطاس

8:


7366 - حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُوسَى، أَخْبَرَنَا هِشَامٌ، عَنْ مَعْمَرٍ، عَنِ الزُّهْرِيِّ، عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: لَمَّا حُضِرَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ، وَفِي البَيْتِ رِجَالٌ فِيهِمْ عُمَرُ بْنُ الخَطَّابِ، قَالَ: «هَلُمَّ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ»، قَالَ عُمَرُ: إِنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ غَلَبَهُ الوَجَعُ وَعِنْدَكُمُ القُرْاونُ فَحَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ، وَاخْتَلَفَ أَهْلُ البَيْتِ وَاخْتَصَمُوا، فَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ: قَرِّبُوا يَكْتُبْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ، وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ مَا قَالَ عُمَرُ، فَلَمَّا أَكْثَرُوا اللَّغَطَ وَالِاخْتِلاَفَ عِنْدَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: «قُومُوا عَنِّي»، قَالَ [ص:112] عُبَيْدُ اللَّهِ، فَكَانَ ابْنُ عَبَّاسٍ يَقُولُ: «إِنَّ الرَّزِيَّةَ كُلَّ الرَّزِيَّةِ مَا حَالَ بَيْنَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَبَيْنَ أَنْ يَكْتُبَ لَهُمْ ذَلِكَ الكِتَابَ مِنَ اخْتِلاَفِهِمْ وَلَغَطِهِمْ»

صحیح بخاری ج9 ص111 المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ، عدد الأجزاء: 9.

حدیث قرطاس

و اما حدیث قرطاس(دوات وقلم ) در صحیح مسلم در سه جا نقل شده:

20 - (1637) حَدَّثَنَا سَعِيدُ بْنُ مَنْصُورٍ، وَقُتَيْبَةُ بْنُ سَعِيدٍ، وَأَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ، وَعَمْرٌو النَّاقِدُ، وَاللَّفْظُ لِسَعِيدٍ، قَالُوا: حَدَّثَنَا سُفْيَانُ، عَنْ سُلَيْمَانَ الْأَحْوَلِ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ، قَالَ: قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: يَوْمُ الْخَمِيسِ، وَمَا يَوْمُ الْخَمِيسِ ثُمَّ بَكَى حَتَّى بَلَّ دَمْعُهُ الْحَصَى، فَقُلْتُ: يَا ابْنَ عَبَّاسٍ، وَمَا يَوْمُ الْخَمِيسِ؟ قَالَ: اشْتَدَّ بِرَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَجَعُهُ، فَقَالَ: «ائْتُونِي أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَا تَضِلُّوا بَعْدِي»، فَتَنَازَعُوا [ص:1258] وَمَا يَنْبَغِي عِنْدَ نَبِيٍّ تَنَازُعٌ، وَقَالُوا: مَا شَأْنُهُ أَهَجَرَ؟ اسْتَفْهِمُوهُ، قَالَ: " دَعُونِي فَالَّذِي أَنَا فِيهِ خَيْرٌ، أُوصِيكُمْ بِثَلَاثٍ: أَخْرِجُوا الْمُشْرِكِينَ مِنْ جَزِيرَةِ الْعَرَبِ، وَأَجِيزُوا الْوَفْدَ بِنَحْوِ مَا كُنْتُ أُجِيزُهُمْ "، قَالَ: وَسَكَتَ، عَنِ الثَّالِثَةِ، أَوْ قَالَهَا فَأُنْسِيتُهَا، قَالَ أَبُو إِسْحَاقَ إِبْرَاهِيمُ: حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ بِشْرٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا سُفْيَانُ، بِهَذَا الْحَدِيثِ.

صحیح مسلم ج3 ص1257 المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشيري النيسابوري (المتوفى: 261هـ)، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي، الناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، عدد الأجزاء: 5.

حدیث قرطاس

21 - (1637) حَدَّثَنَا إِسْحَاقُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، أَخْبَرَنَا وَكِيعٌ، عَنْ مَالِكِ بْنِ مِغْوَلٍ، عَنْ طَلْحَةَ بْنِ مُصَرِّفٍ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، أَنَّهُ قَالَ: يَوْمُ الْخَمِيسِ، وَمَا يَوْمُ الْخَمِيسِ ثُمَّ جَعَلَ تَسِيلُ دُمُوعُهُ، حَتَّى رَأَيْتُ عَلَى خَدَّيْهِ كَأَنَّهَا نِظَامُ اللُّؤْلُؤِ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «ائْتُونِي بِالْكَتِفِ وَالدَّوَاةِ - أَوِ اللَّوْحِ وَالدَّوَاةِ - أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا»، فَقَالُوا: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَهْجُرُ

صحیح مسلم ج3 ص1259 المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشيري النيسابوري (المتوفى: 261هـ)، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي، الناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، عدد الأجزاء: 5.

حدیث قرطاس

9:

27 - (2789) حَدَّثَنِي سُرَيْجُ بْنُ يُونُسَ، وَهَارُونُ بْنُ عَبْدِ اللهِ، قَالَا: حَدَّثَنَا حَجَّاجُ بْنُ مُحَمَّدٍ، قَالَ: قَالَ ابْنُ جُرَيْجٍ، أَخْبَرَنِي إِسْمَاعِيلُ بْنُ أُمَيَّةَ، عَنْ أَيُّوبَ بْنِ خَالِدٍ، عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ رَافِعٍ، مَوْلَى أُمِّ سَلَمَةَ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، قَالَ: أَخَذَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِيَدِي فَقَالَ: «خَلَقَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ التُّرْبَةَ يَوْمَ السَّبْتِ، وَخَلَقَ فِيهَا الْجِبَالَ يَوْمَ الْأَحَدِ، وَخَلَقَ الشَّجَرَ يَوْمَ الِاثْنَيْنِ، وَخَلَقَ الْمَكْرُوهَ يَوْمَ الثُّلَاثَاءِ، وَخَلَقَ النُّورَ يَوْمَ الْأَرْبِعَاءِ، وَبَثَّ فِيهَا الدَّوَابَّ يَوْمَ الْخَمِيسِ، وَخَلَقَ آدَمَ عَلَيْهِ السَّلَامُ بَعْدَ الْعَصْرِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ، فِي آخِرِ الْخَلْقِ، فِي آخِرِ سَاعَةٍ مِنْ سَاعَاتِ الْجُمُعَةِ، فِيمَا بَيْنَ الْعَصْرِ إِلَى اللَّيْلِ»، قَالَ إِبْرَاهِيمُ: حَدَّثَنَا الْبِسْطَامِيُّ وَهُوَ الْحُسَيْنُ بْنُ عِيسَى، وَسَهْلُ بْنُ عَمَّارٍ، وَإِبْرَاهِيمُ ابْنُ بِنْتِ حَفْصٍ وَغَيْرُهُمْ، عَنْ حَجَّاجٍ بِهَذَا الْحَدِيثِ .

صحیح مسلم ج4 ص2149 المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشيري النيسابوري (المتوفى: 261هـ)، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي، الناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، عدد الأجزاء: 5.




10:

با وجود دلایل عقلی و دلایل نقلی متواتر و غیر متواتر که به دست ما رسیده هست و دلالت بر ولایت و جانشینی حضرت دارند.

هر کس می تواند بفهمد کسی که جای حق را گرفته هست مسلما از روی اشتباه نبوده هست.
+
مگر اینکه تمام دلایل عقلی و نقلی را انکار کند.


11:

با سلام

بخاري در صحيح خودشان نقل مي كند: ذَكَرُوا عِنْدَ عَائِشَةَ أَنَّ عَلِيًّا رضي الله عنهما كان وَصِيًّا فقالت مَتَي أَوْصَي إليه وقد كنت مُسْنِدَتَهُ إلي صَدْرِي أو قالت حَجْرِي فَدَعَا بِالطَّسْتِ فَلَقَدْ انْخَنَثَ في حَجْرِي فما شَعَرْتُ أَنَّهُ قد مَاتَ فَمَتَي أَوْصَي إليه .
صحيح البخاري، ج 3، ص 1006
در نزد عائشه فرمودند: اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب وصي پيغمبر بوده هست، عائشه فرمود: چه وقتي پيغمبر علي را وصي برنامه داد؟ وقتي پيغمبر از دنيا مي رفت من تكيه گاه او بودم و سرش را به سينه من تكيه داده بود يا بر دامن بود و در آخرين لحظه يك طشت خواست و مقداري آب از دهان شان خارج شد و ديگر متوجه نشدم و پيغمبر از دنيا رفت، چه وقتي علي را وصي خايشانش برنامه داد؟


ذكروا عند عائشه يعني صحابه يا تابعين
قضيه وصايت علي در ميان امت به عنوان يك امر قطعي و مسلم هست.
اگر واقعا پيغمبر او را براي وصايت انتخاب نكرده و وصيت علي امر مسلم نيست، چرا پيش عائشه مي گايشانند: علي وصي بوده هست؟ البته عایشه در اینجا دروغ بزرگی فرموده چونکه با احادیث قطعی اثبات شده هست که پیامبر(ص) در آخرین لحظات عمر مبارکشان کنار حضرت علی(ع) بودند و همچنین بخاري از كساني هست كه تمامي علماي اهل سنت بر مدلس بودن ايشان اتفاق نظر دارند ؛ چنانچه ابن حجر عسقلاني ، حافظ علي الإطلاق اهل سنت بخاري را در كتاب طبقات المدلسين ، ص‏24 ، شماره 23 و سبط بن العجمي در كتاب التبيين لأسماء المدلسين ، ص‏177 شماره 64 نام ايشان را جزء مدلسين مي‌آورد و ذهبي در سير فراخوان النبلاء ، ج12 ، ص275 مي‌گايشاند : ومحمد بن إسماعيل البخاري ايشاندلسه كثيراً .

بخاري زياد تدليس مي‌كرد .


اما بریم سر اصل مطلب
آقاي محمد بن اسماعيل بخاري، از اون طرف از عائشه نقل مي كند كه پيغمبر وصيت نكرد و چه وقتي علي را وصي كرده هست و از اين طرف مي گايشانيد: پيغمبر به هنگام وفات شان 3 وصيت كرد:
أَخْرِجُوا الْمُشْرِكِينَ من جَزِيرَةِ الْعَرَبِ وَأَجِيزُوا الْوَفْدَ بِنَحْوِ ما كنت أُجِيزُهُمْ وَنَسِيتُ الثَّالِثَةَ.


صحيح البخاري، ج 3، ص 1111
مشركين را از جزيرة العرب بيرون كنيد، اون گروه هايي كه براي اسلام آوردن مي آيند، همان گونه كه من پذيرايي مي كردم، پذيرايي كنيد، وصيت سوم را فراموش كردم.

بالاخره ما کدوم رو باور کنیم وصیت کرد یا نکرد؟
طبق آیات قراون هر کس موظف به وصیت کردن می باشد و پیامبر(ص) هم وصیت کرده اند!
اما ما میگویم که وصیت سوم، وصیت به ثقل اصغر یعنی اهل بیت و در رأس اونها امام علی (ع) بوده هست که در روز پنجشنبه ی سیاه ، عمربن خطاب و یارانش از نوشتن اون مانع شدند، حتی خود شارحین صحاح سته اعتراف به این دارند که پیامبر(ص) میخواستند خلفای سپس خود را معرفی نمايند!

حالا اگه واقعا ابوبکر و عمر و عثمان مطمئن بودند که سپس پیامبر(ص) به خلافت میرسیدند چرا جلوی کتابت پیامبر(ص) رو گرفتند؟


82 out of 100 based on 82 user ratings 232 reviews

@