گناه نخستین


گناه نخستین



گناه نخستین
گناه نخستین
و مار از همه حیوانات صحرا که خداوند خدا ساخته بود هوشیار تر بود و به زن گفت آیا خدا حقیقتا گفته است که از همه درختان باغ نخورید . زن به مار گفت از میوه درختان باغ می خوریم لیکن از میوه درختی که وسط باغ است خدا گفت از آن مخورید و آن را لمس مکنید مبادا بمیرید !
مار به زن گفت هر آینه نخواهید مرد بلکه خدا می داند در روزی که از آن بخورید چشمان شما باز شود و مانند خدا عارف نیک و بد خواهید بود و و چون زن دید که آن درخت برای خوراک نیکوست و به نظر خوش نما و درختی لذیذ و دانش افزاست پس میوه اش گرفته بخورد و به شوهر خود نیز داد و او بخورد
آنگاه چشمان هردو ایشان باز شد و فهمیدند که عریانند پس برگهای انجیر بهم دوخته سترها برای خویش ساختند و آواز خداوند را شنیدند که هنگام وزیدن نسیم بهار در باغ می خرامید و آدم و زنش خویشتن را از حضور خداوند خدا در میان درختان پنهان کردند خداوند خدا آدم را ندا داد و گفت کجا هستی ؟ گفت چون آواز ترا شنیدم ترسان گشتم زیرا عریانم پس خود را پنهان کردم گفت که تو را آگاهانید که عریانی . آیا از آن درختی که تو را قدغن کردم که از آن نخوری خوردی ؟ ادم گفت این زنی که قرین من ساختی وی از میوه درخت به من داد که خوردم پس خداوند خدا به زن گفت این چه کار کردی ؟ زن گفت مار مرا اغوا کرد که خوردم . پس خداوند خدا به مار گفت چون که این کار را کردی از جمیع بهایم و از همه حیوانات صحرا ملعون تر هستی . بر شکمت راه خواهی رفت و در تمام ایام عمرت خاک خواهی خورد و عداوت در میان تو و زن و در میان ذزیت تو و ذریت وی می گذارم . او سر تو را خواهد کوبید و تو پاشنه وی را خواهی کوبید و به زن گفت الم و حمل تو را بسیار افزون گردانم با الم فرزندان خواهی زایید و اشتیاق تو به شوهرت خواهد بود و او بر تو حکمرانی خواهد کرد . و به آدم گفت چون که سخن زوجه ات را شنیدی و از آن درخت خوردی که امر فرموده گفتم از آن نخوری پس به سبب تو زمین ملعون شد و تمام ایام عمرت از آن رنج خواهی خورد خار و خش نیز برایت خواهد رویاند و سبزی های صحرا را خواهی خورد و و به عرق پیشانیت نان خواهی خورد تا حینی که به خاک راجع گردی که از آن گرفته شدی زیرا تو خاک هستی و به خاک برخواهی گشت و آدم زن خود را حوا نامید زیرا که او مادر جمیع زندگان است و خداوند خدا رخت ها برای آدم و زنش از پوست بساخت و ایشان را پوشانید و خداوند خدا گفت همانا انسان مثل یکی از ما شده است که عارف نیک و بد گردیده اینک مبادا دست خود را دراز کند و از درخت حیات نیز گرفته بخورد و تا باید زنده ماند و پس خداوند خدا او را از باغ عدن بیرون کرد تا کار زمین را که از آن گرفته شده بود بکند . پس آدم را بیرون کردو به طرف شرقی باغ عدن مسکن داد و کروبیان را و شمشیر آتشباری را که به هر سو گردش می کرد تا طریق درخت حیات را محافظت کند .



عهد عتیق . سفر پیدایش . باب سوم 1- 34



اشتباه علمی کتاب مقدس در حرکت زمین

1:

و هنگامی که به فرشتگان فرمودیم برای آدم سجده و خضوع کنید همگی سجده کردند جز شیطان که سرباز زد و تکبر ورزید (و به خاطر نافرمانی و تکبر) از کافران شد
و فرمودیم ای ادم تو با همسرت در بهشت سکونت کن و از ( نعمت های ) اون گوارا هر چه می خواهید بخورید (اما ) نزدیک این درخت نشوید که از ستمگران خواهید شد .


فزرند نيل (داستان زندگي موسي)

پس شیطان موجب لغزش اونها شد و اونانرا از اونچه در اون بودند (بهشت ) خارج ساخت و ( در این هنگام ) به اونها فرمودیم همگی ( به زمین ) فرود آیید در حالی که بعضی دشمن دیگری خواهید بود و برای شما تا مدت معینی در زمین قرارگاه و وسیله بهره برداری هست


آیه 34 تا 36 سوره بقره


چرا مرتد بايد کشته شود ؟

2:

بچه ها نظر شما در این مورد چیه؟


معرفی و خوشامدگویی به مدیر جدید تالار

3:


خوب تايشان عهد عتيق يک سري جملات بود که زياد با عقل جور درنمياد


عایشه کیست؟

4:

من مي گايشانم آيا سپردن سرنوشت همه آدميان به دست يك آدم و ناديده گرفتن اين همه ديدگاه و انديشه در مقابل يك انديشه مي تواند پذيرفته باشد؟


پسران حضرت محمد کیستند؟

5:

سپاس از شما براي نوشتن اين دو ورژن گناه نخستين.


حکم کسی که به پیامبر ناسزا بگوید چیست ؟

بطوريكه روشن هست , اين دوفرموده باهم همخواني ندارند.


علل اقبال به دعوت انبیاء

در تورات ماري حوا را فريب ميدهد و در قراون
شيتان معرفي ميشود كه در تورات سخني از ايشان درميان نبوده هست.


در اينجا يك تناقض آشكار هست ; در يكي از اين كتابهاي "خدا "
مار آدم و حوا را فريب ميدهد (تورات) و در كتاب ديگرش
(قراون) شيتان باعث گناهكاري ايشانشان ميشود.


آيا اين هردو كتاب سخنان يك خدا هستند؟
جواب يهوديان مسلما اينست كه قراون كتاب خدا نميتواند باشد.


ولي مسلمانها هم در اينجا مشكلي دارند و اون اينكه پيامبر و
كتاب اونها مهر تاييد به تورات زده هست و از سايشان ديگر
داستاني ديگر فرموده هست.



از ديد تاريخي ، موجودي بنام "شيتان" در تورات باستان نبوده هست.


گايشانا حدود 300 سال پيش از مسيح اين شخصيت ناگهان وارد
ميدان ميشود.

با اين حال ، بازهم يهودي ها باور ندارند كه شيتان
فرشته ي نفرين شده و رانده شده ي خدا هست
بلكه او هم مكنون هم از فرشتگان مقرب خدا ميباشد.


نقش شيتان يك ماموريت از سايشان خدا براي آزمودن
نيرايشان ايمان بندگانش ميباشد.


اين موضوع در دين مسيحي هم تا ندازه اي تاييد شده هست ،
بدينگونه كه خدا فرزند خود عيسي مسيح را هم چندين بار
بدست شيتان آزمود و مسيح از اون بوته هاي آزمايش
سربلند و پيروز بيرون آمد.



كوتاه سخن اينكه دو ورژن گناه آدم تناقضي ديگر از كتابهاي باصطلاح "آسماني " ميباشد.


6:

براي اطلاعات بيشتر در مورد نقش شيطان و شباهت اون با مار كتاب عهد عتيق به اين آدرس مراجعه بفرمائين:
http://www.lifeagape.org/farsi/women/Hava.htm

7:

يكي از خصوصيت هاي كلام خدا پرهيز از تكرار بي مورد و خسته كننده هست .

همانطور كه خواهر عزيزم در اين دو پست اول اين تاپيك به ما نشان دادند ، دوموضوع در حقيقت تعريف كردن يك اتفاق و حادثه در تاريخ بشر هست كه به دو زبان مختلف تعريف شده هست .

و البته در هريك جنبه هاي خاصي از اين حادثه روشن شده تا بطور كلي انسان بتواند از حقيقتي كه در گذشته او بوده به وظيفه خود ؛ در حال حاضر ؛ پي ببرد.


خداوند براي معرفي شيطان به انسانها به هيچ وجه عجله نداشته هست ، چرا كه انسانها تا قبل از مسلح شدن به روح خدا ، راهي براي مبارزه با شيطان نداشتند و اگر هم معرفي ميشد جز اينكه ترس و وحشت را در قلوب اونها بيشتر كند نتيجه اي به همراه نداشت .

بنا براين به قول دوست عزيوقت روزبه ، اين پرده برداري از پيكره نامقدس اين فرشته رانده شده فقط در وقتي صورت گرفت كه نجات انسان درحال وقوع بود ، يعني مسيح خداوند در حال آمدن بود و سپس محقق شدن اين نجات و آمدن خداوند كه برتر از هرقدرتي در هستي هست ، ديگر معرفي شيطان نميتوانست براي انسان وهم انگيز و هولناك باشد ، چون خدا با شد !( عمانوعيل يعني " خدا با ما" كه اين يكي از لقبهاي عيسي مسيح هست )
علت معرفي شيطان به انسان ، تربيت نيروهاي انساني توسط معلم اعظم روح القدس (روح خدا يا همان " ربكم " كه قراون ميگايشاند ) هست كه براي پرورش لشگر آسماني عمل ميكند و از مومنين به خداي زنده ، جنگنده هايي ميسازد كه بتوانند شيطان را در هرلباسي تشخيص داده و در مبارزه با او به همراه ديگر مومنين و به پشتيباني خداوند عيساي مسيح اقدام كنند .


خداوند در قراون هم به ما مياموزد كه شيطان بر پرهيزگاران خدا راهي ندارد و نميتواند بر اونان مسلط شود .
ولي كساني كه طالب دنيا باشند نميتوانند با شيطان مبارزه كنند و نيازمند كمك خدا ( كه گاهي اوقات توسط ايمانداران قايشان در روح انجام ميشود ) هستند و تا اون وقت كه خود از گهواره دين بر نخواسته اند مراقبت لشگر آسماني را براي دفاع در مقابل حمله هاي نيروهاي شيطاني را نياز دارند .

البته اگر به غيب ايمان داشته باشند و باور كنند كه اعمال اونها گاه در اختيار شيطان برنامه ميگيرد و نميتوانند براي اين مشكل خود كار مثبتي اجرا کنند.


با تشكر از خواهرم سپيده براي شروع اين بحث عالي

8:

نه نميتواند پذيرفته باشد .


خداوند همانطور كه بخاطر گناه آدم ، از بوجود آوردن نسل انسان پرهيز نكرد و اجازه داد انسان با وجود گناه ، زندگي بيابد و به دنيا قدم بگذارد ، ولي از سايشان ديگر با آمدن به زمين و زندگي كردن در ميان ما ، توانست بار اون گناه را كه آدم بناي اونرا گذاشت و براي همه ما سنگين هست با عمل خود بردارد و به ما اجازه داد كه با قبول اين عمل او بعنوان يك عمل نجات دهنده و باور و ايمان به كاري كه روح خدا در جسم مسيح براي ما انجام داد و با ايمان به سختي و مشقتي كه مسيح بر صليب كشيد ، بتوانيم به رايگان از نجات او هستفاده كرده و گناهان خود را به دستان قدرتمند خدا تسليم كنيم و خود در آزادي و فراغت بال خدا را كه نجات دهنده ماست شكر و سپاس گايشانيم .


در كنار اين آزادي و فراقت بال هركس ميتواند با انديشه ها و تفكرات خود به حقيقت و خوبي خدمت كند و با هر قدم خود ، خداي حقيقت را سر افراز كند و او را جلال دهد .



سرنوشت انسان به دست آدم سپرده نشد ، بلكه به دست عيساي مسيح كه با روح خدا زندگي كرد و از همه ما دعوت ميكند كه همان روح را از او بطلبيم تا به ما هم بدهد تا ما هم بتوانيم خدا را بچشيم ، هرچند كه او را نشناسيم ! چون او بسيار مهربان هست .


9:

خدارا شكر ، اگر جور در ميامد ، معلوم ميشد كه بيش از عقل من و شما حرفي براي فرمودن ندارد !!!

10:

[quote=Rouzbeh]
بطوريكه روشن هست , اين دوفرموده باهم همخواني ندارند.


در تورات ماري حوا را فريب ميدهد و در قراون
شيتان معرفي ميشود كه در تورات سخني از ايشان درميان نبوده هست.


در اينجا يك تناقض آشكار هست ; در يكي از اين كتابهاي "خدا "
مار آدم و حوا را فريب ميدهد (تورات) و در كتاب ديگرش
(قراون) شيتان باعث گناهكاري ايشانشان ميشود.


آيا اين هردو كتاب سخنان يك خدا هستند؟
جواب يهوديان مسلما اينست كه قراون كتاب خدا نميتواند باشد.


ولي مسلمانها هم در اينجا مشكلي دارند و اون اينكه پيامبر و
كتاب اونها مهر تاييد به تورات زده هست و از سايشان ديگر
داستاني ديگر فرموده هست.



از ديد تاريخي ، موجودي بنام "شيتان" در تورات باستان نبوده هست.


گايشانا حدود 300 سال پيش از مسيح اين شخصيت ناگهان وارد
ميدان ميشود.

با اين حال ، بازهم يهودي ها باور ندارند كه شيتان
فرشته ي نفرين شده و رانده شده ي خدا هست
بلكه او هم مكنون هم از فرشتگان مقرب خدا ميباشد.


نقش شيتان يك ماموريت از سايشان خدا براي آزمودن
نيرايشان ايمان بندگانش ميباشد.


اين موضوع در دين مسيحي هم تا ندازه اي تاييد شده هست ،
بدينگونه كه خدا فرزند خود عيسي مسيح را هم چندين بار
بدست شيتان آزمود و مسيح از اون بوته هاي آزمايش
سربلند و پيروز بيرون آمد.



شما دارید قراون رو با تورات مقایسه میکنید ؟؟
یهود هم خودش یه دینه ولی همینطور که همه میدونند اسلام کامل ترین دین هست و قراون کامل ترین کتاب
بله در قراون آمده مار ادم را فریب داده و (شیطان میتونه خودشو به هر شکلی در بیاره حتی مار)
شما یهودیان را با مسلمانان و خدا پرستان مقایسه نکنید که هر دو دین و عقایدشان فرق میکنه و مسلما حرفها و اعتقادات هم رو قبول ندارند

11:

شیطان را بیشتر نمایان کنید.یعنی شیطان یک فرشته بوده که تبدیل به شیطان شده و کارش گمراه کردنه انسان هاست؟

12:

من خودم چند جمله ای که در کتاب تورات نوشته شده بود تعجب کردم و ااینجور برداشت می کنم امیدوارم پسر خدا (که از مطالب جالبشون متشکر هستم ) جوابمو بدن:
خداوند فرمود از اون درخت نخورید که می میرید در حالیکه نمی مردند بلکه دانا می شدند یعنی در این جا خداوند دروغ فرمودند!!!!
2- خدا نمی خواست آدم و حوا از درخت علم و حیات بخورند و دانا شوند آیا خداوند بخیل هست !!!!!!!!!!
3- آدم پس از خوردن درخت نیک و بد همچون یکی از ما (خدا) شده هست .!!!! آیا خدا شریک دارد؟
4- خداوند بر این علم و دانشی که برای آدم پیدا شد رشک برد !!!! آیا خداوند حسادت می ورزد؟
خداوند به هنگام صبح در بهشت می خرامید!!! آیا خداوند جسم هست ؟
5- صدا زد آدم کجایی؟ و اونها در لابلای درختان خود را پنهان کرده بودند !! آیا خداوند بی خبر هست و نمی داند کجاهستند؟

13:

داش کیوان
خدا به تمام بنده هاش یه خوبی ای داده ولی اگه کسی نتونه از اون هستفاده کنه خدا اونو برا همیشه ازش می گیره مگه اونو ببخشه
لذا شیطونم اون یک فرشته بود ولی چون نتونست از اون به خوبی هستفاده کنه خدا اونو به بدترین درجه تبدیل کرد و از اون به بعد هم کار شیطون گمراه کردن شد و دیگه همه هم می دونید که باعث رخ دادن اولین گناه هم شد



14:

شيتان، بفرض وجود، هيچ گناهي ندارد بلكه آلت دست خدا (بفرض وجود) هست.



پرسش : ایا اين خدا از پيش نميدانست كه چه كاري از شيتان سر خواهد زد؟

پ 1- نه ! نمي دانست
پ 2- ميدانست

اگر خدا نميدانست كه پس نميتواند عليم باشد.


اگر ميدانست ، پس در اينصورت ، اين نقشه ي قبلي خدا بوده هست.


شيتان كار خودش را ميكند، خدا هم كاري بكارش ندارد
و در اين ميان آدم بد نام شده هست.


هر جوري كه ببريد، اين داستان بيمعني هست.



خدا باوران ادعا ميكنند كه بدون ارده و خواست خدا
هيچ اتفاقي رايشان نميدهد و تمام اتفاق ها ، از آغاز تا پايان هستي ، هم
در لوح محفوظ خدا ثبت شده اند كه اين ميبايست شامل سناريايشان شيتان هم بشود ؟؟!!! يا نه؟.

باز هم ميبينيم كه همه ي اين فرموده ها باهم ضد و نقيص هستند.




15:

] نه اونها تا وقتيكه گناه نكرده بودند امكان نداشت كه بميرند چون خدا به اونها حيات داده بود و اونها ميتوانستند براي هميشه زندگي كنند .

ولي با نا اطاعتي اولين گناه را مرتكب شدند و از نظر خدا ، چون انسان مخلوق اوست ، در صورتيكه با اندامها و جسم و روحي كه خدا به او عطا كرده ، هدف خدا از خلقت ، يعني جانشيني او را ، بر آورده نكند ، خدا حق دارد كه هرچه به او داده از او بگيرد ، يعني جان او را بگيرد و به همين دليل خدا در كتاب مقدس ميگايشاند كه " مزد گناه موت هست " ولي خدا به سبب بخشش خود به انسان مهلت ميدهد تا بتواند از اونچه كرده پشيمان شده و از گناه توبه كند.


و البته توجه داريد كه خدا به آدم فرمود از اون درخت نخور و حوا به سبب شنيدن از آدم اطاعت ميكرد ، و مار ( كه در عهد جديد ماهيت اصلي او يعني شيطان بخوبي نشان داده ميشود ) حوا را فريب داد .



2- خدا نمی خواست آدم و حوا از درخت علم و حیات بخورند و دانا شوند آیا خداوند بخیل هست !!!!!!!!!!
خواهر خوبم يك نايشانسنده انگليسي ميگايشاند ، "دانستن انسان را شاد نميكند ، بلكه آزادي " منظور خدا از نخوردن ميوه معرفت ، جلوگيري از دانستن انسان نبود ، بلكه او ميخواست كه انسان در عين آزادي خود ، دانش هم داشته باشد .

و اين وقتي ميسر ميشد كه انسان از خدا جدا نشده باشد و در حضور او بماند .

چون خدا هم ميتواند آزادي را تضمين كند و هم حكمت و علم كامل را .


منظور خدا ندانستن و جهل اونها نبود ، بلكه دانستن در عين ماندن در حضور خدا ، يعني او ميخواست انسان هرچه را كه نميداند از خدا بپرسد ، كاري كه هم اكنون بسياري از مسيحيان حقيقي ( و نه مذهبي ) در هنگام تصميم گيري هاي خود انجام ميدهند ، يعني مشورت با خداي زنده .

اين انسان را از بند دانش ناقص بشري نجات داده و به حكمت عظيم الهي متصل ميكند و در عين حال كه آزادي به همراه مياورد دانش را نيز به همراه خود دارد.

3- آدم پس از خوردن درخت نیک و بد همچون یکی از ما (خدا) شده هست .!!!! آیا خدا شریک دارد؟
نه آدم از ابتدا نيز شبيه خدا آفريده شد ، به امر خود او ولي اين به معناي شراكت در خالقيت يا حاكميت الهي نيست ، بلكه شراكت در عمل خدا .

بعنوان مثال شما اگر به فرمان خدا به خانه كسي برايشاند و به فرمان خدا پولي يا پيامي به او برسانيد ، شما همانند خدا خالق و طراح هستي يا حاكم بر علوم الهي نشده ايد ، بلكه در عمل با خدا مشاركت كرده ايد و اين با معناي شرك در پرستش يا در خالقيت يا عبادت متفاوت هست .

اين شراكت در عمل يعني همان عمل به حكم خدا .


ولي آدم تا قبل از داشتن حكمت فقط شراكت عملي با خدا داشت ، اما خدا ميدانست كه چون آدم ميتواند خوب و بد را تشخيص دهد و معرفتي مستقل از او يافته هست و ميتواند خود صاحب علم شود ، او را همانند يكي از خانواده الهي دانست كه علم او ميتواند براي او باشد و نه اينكه در علم الهي شريك شده باشد يا حاكم بر معرفت از بالا و معرفت الهي شده باشد .

شباهت انسان به خدا فقط در اين بود كه او حالا بدون نياز به خدا ميتوانست بفهمد و امروز هم ميبينيم كه خدا مانع اين قوت انسان نشده بلكه اونرا بركت ميدهد تا با دانستن حقيقت ، به اختيار خود امور خود را به خدا واگذار كند .

حقيقت اينكه علم و معرفتي كه او ميتواند بيابد بسيار در مقابل علم خدا ناچيز هست .



4- خداوند بر این علم و دانشی که برای آدم پیدا شد رشک برد !!!! آیا خداوند حسادت می ورزد؟
نه ، كلام خدا به ما نفرموده هست كه خدا به علم انسان رشك و حسد برد ، خدا نيازي ندارد كه رشك ببرد .

بلكه ممانعت خدا از دسترسي انسان به درخت حيات و بيرون كردن انسان از بهشت به اين علت بود كه خدا نميخواست انسان اسير و محسور به علم ناقص خود شود و از علم خدا كه ميتواند او را با حقيقت از همه بندها رها سازد ، غافل بماند .


خدا كساني را كه عالم هستند به علم بشري ، گمراه ميكند تا در دام عقل خود و علم خود نيفتند و اين محبتي هست كه هر پدري به فرزند كوچك خود ميكند .

او را نهيب ميزند كه از عقل پدر هستفاده كند تا بزرگ شود و نه از عقل كوچك خود .

آيا پدري كه فرزند خود را به پيرايشان از خود دستور ميدهد ، به عقل فرزند خود رشك و حسد ميبرد ؟!!! نه .


خداوند به هنگام صبح در بهشت می خرامید!!! آیا خداوند جسم هست ؟
خداوندي كه نتواند بخرامد چطور ميتواند براي ما پا ایجاد كند ؟!!
حال اگر خداوند بخواهد پا داشته باشد بايد از ما اجازه بگيرد ؟!!
اگر به كلام خدا در قراون توجه كنيم كه كتاب مقدس را تصديق كرده ، اونوقت براي شناخت بهتر خدا ميتوانيم به كتاب مقدس رجوع كنيم و همينطور كه شما عمل كرديد در غالب سوال ذهن خود را براي شناخت خداي زنده باز كنيم و قلب خود را آماده پذيرش حضورش كنيم .



بله خواهر خوبم خدا ميتواند بخرامد ، زيرا كه او شبيه ماست .

اما او خداي ناديدني هست و كسي كه در باغ ميخراميد ، همان چهره ديدني خداي ناديدني يعني مسيح خداوند بود .

كه از اول كلمه خدا بود و روح خدا همانطور كه در قراون هم آمده ، ميتواند بصورت بشري كامل در آيد به سوره مريم آيات مربوط به نازل شدن روح خدا بر مريم مراجعه كنيد تا مطمئن شايشاند كه روح خدا ميتواند به شكل انسان كامل در آيد .

( الان عجله دارم اگر خواستيد شماره آيه را پيدا نكرديد اوايل سوره مريم هست شايد آيات 15 به بعد )


5- صدا زد آدم کجایی؟ و اونها در لابلای درختان خود را پنهان کرده بودند !! آیا خداوند بی خبر هست و نمی داند کجاهستند؟
[]
چه سوال عالي ....
نه خداوند ميدانست ولي بعد به آدم ميگايشاند كه چه كردي ؟!! چرا پنهان شدي ؟!! همان حالي كه همه ما گناهكاران در حضور خدا داريم .

خدا در كلام خود به ما اينطور ميگايشاند كه بدانيم هر كجا كه برايشانم نميتوانيم از حكومت و حضور او فرار كنيم ، پس چرا گناهان خود را پنهان كنيم ، در مقابل او عريان هستيم ؟!! بله هستيم ...

واو ما را به خوبي ميبيند ، اما اگر از ما ميپرسد كه كجا هستيم براي اينست كه خود به زبان بياييم و فراخوان كنيم كه گناهكاريم .

اعتراف به گناه باعث ميشد آدم از حصار پنهان گاه خود بيرون بيايد و آزاد شود ، خدا نميخواهد ما را به زور از بندهايمان رها كند ، چرا كه خود خواسته ايم اين بندها بر دست و پاي ما باشند .

ولي وقتي كه صداي او را شنيديم .....

بايد به گناهان خود اعتراف كنيم و از پنهان گاه خود خارج شايشانم ....

حالا اگر صدايي بيايد ....

هرچند كه با صداي بلند ، مطالعههمين نامه باشد .....كه اي سپيده ...كجا هستي ....؟؟!!! چه پاسخي خواهي داد خواهرم ؟ ! آيا از پنهان گاه خود بيرون ميايي ؟؟!! آيا اعتراف ميكني كه خود گناه كردي ؟! آيا خواهي فرمود كه محتاج بخشش خدا هستي ؟!! .....

پس بدان كه خدا ترا انتخاب كرده كه آزادت كند ، نه از پنهان گاهي كه خود براي خود ساختي ....بلكه حتي از پنهان گاهي كه شيطان براي تو ساخته و بندهايي كه او به دست وپاي تو ، و همه ما افكنده هست .

......

اما تو خواهرم به ملكوت خدا بسيار نزديك هستي ....

16:

چرا چنين كاري بكنيم كيوان جان ؟ آيا قصد ورود به مبارزه روحاني داريد ؟ يا فقط جهت اطلاع ميخواهيد بدانيد ؟!
حقيقت اينست كه شيطان سابقه اي دارد و اين پيشينه در كلام خدا براي انسان باز شده و تا حدي توضيح داده شده ، ولي شناختن او فقط از طريق كلام خدا ، منجر به شناخت او در اعمال عادي و روزمره ما نميشود !
شيطان هرگز به اون شكل كه انسان تصور ميكند در اعمال انسان دخالت نميكند ، بلكه بسيار عاقلانه و با فرهيختگي خاص خود اين كار را ميكند چون او بسيار توانمند و قدرتمند هست !
كساني كه او را دست كم ميگيرند بيشترين ضربه را از او ميخورند ، مثل خود من كه بارها از او شكست خوردم و بارها به خاك مذلت نشستم ولي به خواست و اراده پدر آسماني دوباره برخواستم .


بله دوست عزيز شيطان فرشته اي هست كه از درگاه خداوند رانده شده چون گناه كرده هست .

او هم همانند آدم و حوا به اين زمين آمده ولي تفاوتي كه با ديگر مخلوقات خدا دارد ، اينست كه حكم نابودي او در دوزخ ، صادر شده بر خلاف ديگر گناهكاران كه هنوز حكمي براي هيچ يك صادر نشده هست !
شيطان چون به خلقت انسان اعتراض داشت ، همواره در پي اين هست كه به همه نشان دهد كه از اول حق با او بوده و انسان بالاترين مخلوقات خدا نيست بلكه شيطان بالاترين هست و براي اثبات اين ادعاي خود از خدا اجازه گرفته هست كه بتواند انسانها را گمراه كند.

اين هم يك حقيقت هست و هم يك طرز تفكر براي نشان دادن محبت خدا نسبت به انسان .....چطور؟!! خدا با خلقت شيطان و برنامه دادن او در اين جهان به يكي از بزرگترين نعمتهاي خود كه به ديگر مخلوقات خود عطا نكرده ، مفهوم و معني بخشيد ، بله ....نعمت "اختيار" ..!
شيطان به اين دنيا آمد تا ما با اختيار و آزادي خود او را انتخاب نكنيم و خدا را انتخاب كنيم.


اگر شيطان نبود ، اختيار انسان مفهومي نداشت ، همانطور كه وسوسه به گناه مفهوم خود را از دست ميداد و آزادي ديگر شيريني نداشت بلكه در همه چيز حاكم بود و هيچ زمينه سياهي براي ديدن نور سفيد نبود .


پس وجود شيطان براي انسان ضروري هست ، ولي پيرايشان از او براي انسان مرگ آور هست چون او دشمن قسم خورده انسانهاست....
لذتهايي كه شيطان براي انسان مياورد ، واقعا" نظير ندارند .....

چون انتخاب واقعا" نظير ندارد !! ....

شما ميدانيد كه لذت چرت زدن سپس مصرف هروئين چيست ؟!! اگر بدانيد ، متوجه جذابيت اعمال شيطان خواهيد بود ، و اگر نميدانيد .....ميتوانيد با لذت شهوت هاي جنسي مقايسه كنيد ....!! اينها بركات شيطان هستند براي پيروانش .

و كساني كه هميشه به او وفادار ميمانند ، همانها هستند كه در دوزخ با او شريك هستند ....

چه سر انجام بدي ....نه ؟؟!!
اما اين فرشته ناديدني و رانده شده براي اعمال خود ، در وجود انسانها خانه ميكند و از جسم اونها هستفاده ميكند تا بتواند به ديگران تسلط يابد ، بخصوص به كسانيكه خود را دشمن او ميدانند !!‌
ولي قدرتي هست در كساني كه خالص ميشوند براي جلال دادن و عظيم داشتن نام خدا ....قدرتي كه شيطان بر اونها تسلط نخواهد داشت ، و اين وعده خداست براي فرزندانش ، يعني اونها كه در روح و راستي ، هدايت خود را از روح القدس ميطلبند و با نور خدا در زمين قدم ميزنند .


خدا

17:

گناه نخستین ادم به دلیل خوردن ان میوه نبود
بلکه به دلیل اگاهی یافتن بود
انسان هنگامی که اگاه میشود هبوط میکند
البته همه میدانستند که ادم به زمین فرود میاد
چراکه فرشته ها به خدا میگن میخوای چیزی بیافرینی که دوباره در زمین فساد و خونریزی کند؟
این نشون میده که همه ی اینها بازی اوست و اوست که چنین کردهواز ابتدا هم برنامه بر هبوط بوده

18:

مشی و مشیانه انسان نخستین از تخم کیومرث بودند که اینکه گناه نخستین را از خوردن میوه ممنوعه میدانند که البته این درخت و میوه ممنوعه اون بینش هست که انسان نمیبایست از اون بخورد چرا که آگاه میشد/

انسان نمیبایست از درخت میوه بینش بخورد چرا که بینش و جاودانه شدن تنها مختص الاهان سامی بوده هست و این داستان به کلی مسخ و تحریف شده هست

19:

اینها فقط افسانه و اسطوره هستند .
دست شیطان درد نکند ! اگه آدم رو فریب نداده بود ...........

چقدر زندگی در بهشت یکنواخت میشد ...


20:

مشکل درست همین هست وقتی نتوانید مسئله ای را هضم کنید اونرا خرافه و افسانه میدانید؛ اسطوره ها داستانهای مادربزرگران نیستند که نقل به نقل گشته اند بلکه تار پودهای فرهنگی و حتی علمی یک جامعه مانند ایران و مصر و یونان هست.مغز اسطوه ها هویت ساز هستند و ظاهر اسطوره ها خیال بر انگیز اگر سیری در تاریخ اروپا کنید میبینید که ا در قرن نهم میلادی در اروپا جنبشی با نام "logic Anti Mithology"را میبینیم؛یا جنبش منطق بر ضد اسطوره ؛ اما بنیان فلسفه های مدرن اروپا هم گره خوردگی اندیشه های فلاسفه ای مانند "نیچه"است که راز جاودانگی فلسفه خود را در گره زدن اون با اسطوره های یونان میدانست؛کتاب تراژدی یونان نیچه کمک میکند تا شما اسطور را در جان فلسفه مدرن هم ببینید.
شیطان در فرهنگ ایران مظهر پرسش بود نه سوال
در فرهنگ ایران "پرسش"......پرس=پرسه=پرس و جو و ش=نماينده و فاعل بوده هست.پرسش به چم جستجو گر بوده هست ؛ ما در پرسش میتوانیم ماهیت را در یابیم در حالی که در سوال اینگونه نیست؛شیطان انسان را به خوردن میوه ممنوعه تشویق نمیکند بلکه این اهریمن هست که انسان را تشویق به خوردن میوه ممنوعه(پرسش)میکند تا انسان هم مانند اهریمن بینا شود.از اینرو این داستان در تمام داستنهای مذهبی تحریف و مسخ شده هست.


21:

کورروش اسطوره به معنی افسانه و قصه هست و به قصه ای فرموده می شود که منشاء تاریخی نامعلومی دارد .

تاثیری که اسطوره ها در تار و پود فرهنگ یک ملت دارند قابل انکار نیست .

ولی حقیقت ندارند .

یک نوع آرمان گرایی هست .




22:

خوب عزیزم
فرض بگیریم که انچه شما میگین درست باشه
طبق فرموده ی خودتان باز انچه در عهدین امده افسانه نیست
چرا که بر خلاف تعریفی که شما دادین
منشاء تاریخی دارد
درتار و پود فرهنگ یک ملت نبوده اند بلکه تار و پود یک فرهنگ را پی ریخته اند

23:

همین دیگر وقتی اسطوره ها را خرافه میدانیم و نمیدانیم که این اسطوره ها چه پیوندی با فرهنگ و در نهایت اندیشه های یک ملت دارد ؛ اونرا خرافه و دروغ میدانید.اما اصل اسطوره را نمیشکافید تنها به کندن پوست اکتفا میکنید و مغز اسطوره را نادیده میگیرید در پست پیشینم کامل درباره جنبش ضد میتولوژی در اروپا بحث کردم.بررسی و نقد اسطوره ها نیاز به تخصص دارد ؛ نمیشود با این کلام که مثال آپولون .و گایا با هم ازدواج مینمايند و ...فرمود که اسطوره دروغ هست ؛ همین طرز فکر باعث شد بسیاری شاهنامه را هم دروغ بخوانند چون پايه ا میتولوژی درست نقطه متضاد و مقابل فلسفه هست.این دو را باید در جای خودشان و با همان اندیشه منحصر به خودشان نقد و بررسی نمود.وگرنه به خلاف و باطل میرویم و سرانجام اونها را افسانه و دروغ میدانیم.

24:

در طول تاریخ انسان ها برای بیان پدیده هایی که به علتشان آگاه نبودند به مسائل فرا طبیعی روی آورده اند و خودشان اسطوره ها را ایجاد کرده اند .

اغلب اسطوره ها مضامین مشترکی دارند و فقط ظرفی که در اون حوادث روی میدهند تغییر کرده هست .

25:

داستان آدم و حوا ورژن عربی ، مشی و مشیانه هست .


مشی = آدم
مشیانه = حوا
خوردن سیب = خدا انگاشتن اهریمن و یا در بعضی ازورژن ها ازدواج با محارم.

این دو ، دو حکایت هم ارزند ، هر دو اسطوره هستند و سمبلیک و البته آرمانی .


26:



نه بانو نسیم اشتباه نگیرید مشی و مشیانه شاد با آدم و حوا از لحاظ ترکیب و ساختار نزدیک باشند اما در مغز داستان این چنین نیست
آدم وحوا ایجاد شده الله هستند(خلق=به معنای بریده(فرهنگ هستاد معین)؛ و به خاطر چشیدن اون میوه ممنوعه که در فرهنگ ایران نامش خرتو هست یا میوه بینش از بهشت عدنی رانده میشند.در حالیکه در داستان مشی و مشیانه مشی و مشیانه دو جفت هستند که هر دو از گیاهای با نام "مهر گیاه"به یک اندازه رشد میکند.

و در ضمن نام مشی و مشیانه در زبان عربی جم و جما هست نه آدم و حوا

27:

فرض كنيد شما معلميد
وقتي برنامه باشه يه آزمون بگيريد با وجود اينكه از نتيجه اطلاعي نداريد ولي مي تونيد حدس بزنيد چه كسي نمره اش خوب چه كسي نمره اش بد مي شه اينجام مثل همينه...
سرنوشت همه ي ما ها رو خدا آگاهه ولي از طرفي سرنوشتمون دست خودمونه...


28:

شما قایل به اختیارید؟

29:

کوروش ، شاید نکته ای در اسطوره مشی و مشیانه وجود دارد که از دید من پنهان هست .بیائید با هم داستان را مرور کنیم ، تا جایی که ذهنم یاری میکند ...هرمز کیومرث را از سوی چپ و گاو را از سوی راست در زمین آفرید ( ایجاد کرد ) ، کیومرث شد شاه جهان ...

در نبردی که کیومرث با اهرمن داشته هست .

کیومرث از بین می رود و در قطره از نطفه اش بر روی زمین می ریزد و از اونها دو گیاه ریواس می روید ...و از اون گیاهان دختر و پسر کیومرث ، مشی و مشیانه بوجود می آیند ، با هم ازدواج مینمايند و ....


30:



نه دوست من تفسیر و روایات شما مربوط به الهیات و تعبیرات زردشا=تی هست منبع من در این باره بندهش هست که کیومرث در اصل گیومرتن=گئو +امرتن=جان نامیرا هست که در الهیات زردشتی مسخ شده هست.من اصل بندهشنی اونرا به زودی میاورم

31:

به این نکات توجه فرمایید :

خداوند خدا آدم را نداداد و فرمود کجا هستی ؟

از اون درختی که تو را قدغن کردمکه از اون نخوری خوردی ؟

خدا به مار فرمود چون که این کار را کردی از جمیع بهایم و ازهمه حیوانات صحرا ملعون تر هستی .

بر شکمت راه خواهی رفت و در تمام ایام عمرت خاک
خواهی خورد و عداوت در میان تو و زن و در میان ذزیت تو و ذریت وی می گذارم .

او سر
تو را خواهد کوبید و تو پاشنه وی را خواهی کوبید و به زن فرمود الم و حمل تو را بسیارافزون گردانم با الم فرزندان خواهی زایید و اشتیاق تو به شوهرت خواهد بود و او برتو حکمرانی خواهد کرد .

و به آدم فرمود چون که سخن زوجه ات را شنیدی و از اون درخت
خوردی که امر فرموده فرمودم از اون نخوری پس به سبب تو زمین ملعون شد و تمام ایام عمرتاز اون رنج خواهی خورد

خداوند نمیداند بنده اش کجاست و چه کار کرده ، پس میپرسد تا بداند !

خدا وند موجودی ایجاد کرده که میتواند نافرمانی کند و او«خداوند» نمیدانسته!

خداوند بسیار عصبانی شده و بلافاصله مخلوقات خود را به بدترین شکل مجازات کرده ، حال اونکه برنامه نبوده اینگونه بشود!

یکباره خداوند موجودی ایجاد میکرده که دقیقا همانطور که میخواهد باشد.

و مجبور به مجازات و قهر کردن از او نباشد!


حال اونکه من فکر میکردم خداوند بسیار مهربان هست کینه توز نیست برای فرونشاندن خشم خود نیازی به شکنجه مخلوقاتش ندارد .

مخلوقاتی که تمام ویژگیهایش ساخته و پرداخته خودش هست ! نمیدانم چرا ما انسانها همواره برای خدا یک شخصیت انسانی با رفتارهای انسانی قائل میشویم؟ چرا فکر میکنیم خدا موجودیست شبیه ما ؟ و جالب اونکه چنان خصوصیاتی به او میدهیم که خودمان هم در توجیه اون میمانیم .


32:


بله درست هست شوربختانه این تناقضات در داستان آدم و حوا وجود دارد در حالیکه در اندیشه ایرانیان خدا با انسان میامیزد و این اصل جوانمردی هست و از آمیزش انسان با خدا گیتی آفریده میشود.

ولی نکته ای را که باید متذکر شوم این هست که درمذاهب سامی (الله؛یهوه؛پدر آسمانی)همگی امر به خلقت مینمايند و این درست در حالی هست که اندیشه ایرانی خدا را آمیزشی میداند و خدای ایرانی جوانمرد هست چرا که در هنگام ساختن گیتی خودش را میافشاند و تکه تکه میشود این اصل خداوندی هست.نه صفات انسانی !!


76 out of 100 based on 56 user ratings 1006 reviews

@