طرح چند پرسش از جایگاه خدا ؟


طرح چند پرسش از جایگاه خدا ؟



طرح چند پرسش از جایگاه خدا ؟
هجویات هذیانی فلسفی تلخکی در سبک سفسطه
به پاسخهای شما نیاز دارم تا به این فراز ونشیب های ذهنی انتظام بدهم

1- چرا تمام پیامبران پس از انتخاب از جانب خدا پیامبری را پذیرفتند؟ پیامبری بود که از این مسوولیت سر باز زند؟ آیا اساسن پیامبری می توانست پیامبری را از جانب خدا نپذیرد؟ عاشق آن پیامبرم که در پاسخ دعوت خدا به رسالتش می گوید : نه من بسیار خسته تر و بی حوصله تر از آن هستم که پست چی پیغام هایت گردم. مرا به حال خود رها کن ، پدر !
2- تا امروز پرسش همواره از بودن یا نبودن خدا بوده است ؛ به گمانم در انکار خدا هیچ شجاعتی نهفته نیست. شجاعت در انکار خدای موجود است. (پذیرش وجود خدا و به زیر سوال برد این وجود). دوستدار آنان هستم که می گویند خدا هست و آماده اند که از خدا و نقش آن در هستی خویش انتقام بگیرند. مشکل اساسی ادیان نه در برابر منکران خدا بلکه در توجیه بودنش و چرایی بودن انسان نهفته است.
بله خدا آفریدگار و فرمانرواست شاید وقت آن رسیده است که این جرات را یافت و از این فرمانروا خواست در بهشت و جهنمی انسانی پاسخ گوی کردارش باشد. بیایید دست از انکار خدا برداریم و مومنانه او را به پرسش بگیریم. این گونه است که می توانیم به حقانیت شیطان (به عنوان اولین عاصی) در اعتراض به خدا پی ببریم.
3- یک روشنفکر دینی این معضل را که خداوند از بین 124 هزار پیامبر حتی یک زن را به پیامبری بر نگزیده است چگونه توجیه می کند؟
4- آیا خدا صرفن مشغول انسان است؟ یا انسان یکی از مشغولیات اوست؟ انسان و مشغولیت خدا بر انسان ، خدا را از خدا بودن ساقط می کند . خدا بزرگتر از آن است که خود را صرفن مشغول ایجاد و مرگ و پاداش و عذاب نماید. دین ، خدا را فقیر ، ذلیل و کوچک ساخته است. آیا خدا انسان را رها نکرده و مشغول کار خویش نشده است ؟



ازدواج موقت و اهل تسنن

1:

بله سعی می کنیم در حد وسعمان به هذیان های فلسفی شما جواب بدهیم.

1- بخاطر اینکه وقتی آدم یک حقیقت بزرگ را می فهمد طبیعتا و ذاتا می خواهد این حقیقت شفرمود انگیز را به تک تک انسان های روی زمین برساند.
بنابراین در اون وقت نمی تواند مانند وقتی که در حال چرت زدن هنگام تماشای یک سریال کسل نماينده تلویزیونی هست ، بی حوصله و خسته باشد
این احساس را شاید بصورت بسیار رقیق شده بتوان با احساس توماس اندرسون (نئو) در وقت کشف ماتریکس تشبیه کرد


نوشته اصلي بوسيله talkhak نمايش نوشته ها
بله خدا آفریدگار و فرمانرواست شاید وقت اون رسیده هست که این جرات را یافت و از این فرمانروا خواست در بهشت و جهنمی انسانی جواب گوی کردارش باشد.


آیا امام علی(ع) حضرت فاطمه(س) را عصبانی کرده بود؟
بیایید دست از انکار خدا برداریم و مومنانه او را به پرسش بگیریم.


مگر خداوند قادر نيست بدون واسطه خدايي كند ؟!
این گونه هست که می توانیم به حقانیت شیطان (به عنوان اولین عاصی) در اعتراض به خدا پی ببریم.
متاسفانه تیر هجویات شما در این موضوع به سنگ می خورد
چون
فَسُبْحَانَ مَنْ لا يُسْأَلُ عَنْ فَعْلِهِ وَ لا يُنَازَعُ فِي أَمْرِهِ

خداوند ذاتا پاسخگوی کردارش نیست .


حضرت فاطمه سرور زنان عالم. بحث با اهل تسنن
چون ملاکی که می خواهید با اون فعلش را بسنجید مخلوق اوست و خالق بر مخلوقش قادر بلامنازع هست


3- یک روشنفکر دینی این معضل را که خداوند از بین 124 هزار پیامبر حتی یک زن را به پیامبری بر نگزیده هست چگونه توجیه می کند؟
اولا از کجا فهمیدی که نیست ؟ یادم نمی آید اسامی تک تک 124هزار نفر را ذکر کرده باشم
ثانیا به این دلیل که پیامبری به معنای ابلاغ وحی هست و لوازمی دارد که ذاتا با آفرینش زن مطابقت ندارد.
ثانیا از میان زنان ، انسان های کامل و بزرگی که درجه و رتبه شان از پیامبران هم عصرشان هم بالاتر بوده اند بسیارند (مانند حضرت مریم سلام الله علیها در وقت زکریای نبی (ص)) اما وظیفه پیامبری ابلاغ هست که همانطور که فرموده شد نیازمند خصوصیات ویژه ایست



4- آیا خدا صرفن مشغول انسان هست؟ یا انسان یکی از مشغولیات اوست؟ انسان و مشغولیت خدا بر انسان ، خدا را از خدا بودن ساقط می کند .


گذری به صحاح اهل سنت
خدا بزرگتر از اون هست که خود را صرفن مشغول ایجاد و مرگ و پاداش و عذاب نماید.


دفاع از امام حسین (ع)
دین ، خدا را فقیر ، ذلیل و کوچک ساخته هست.


تـبـار پـیـامـبـران
آیا خدا انسان را رها نکرده و مشغول کار خویش نشده هست ؟
يا من لايشغله شأن عن شان و لاسمع عن سمع
ای کسی که توجه داشتن به شانی تو را از توجه به سایر شان ها مشغول نمی کند ...
خداوند مشغولیت ندارد.
یعنی پرداختن و توجه به امری او را از امر دیگر غافل نمی دارد
ایجاد ، حیات ، مرگ ، عقاب و جزای انسان ها نیز برای او امر ساده ایست
چیزی خداوند را فقیر و کوچک نمی سازد.

(شما هم دلیلی برای ادعای خود ذکر نکرده اید که اون را بخواهیم رد کنیم)


خشونت در کتاب مقدس

2:

این جستارکه طبق اطلاع برپايه مصلحت تائید نشده بود ولی اکنون که از صافی تائید رد شده ومورد تائید برنامه گرفته وشما دوست عزیز تلاش دارید طبق مقدمه نوشته به هذیانات ذهنی نهفته در اون جواب دهید قابل تقدیر وتشکر هست ولی نمیدانم دامنه این بحث تجریدی در این شرایط درست یا نه ؟ چون این بحث پیامدهای خواهد داشت که امیدوارم به نتیجه گیری مثبت بیانجامد .
چون قصد از طرح سوالی از منظر من روشن کردن نکات تاریک هر مقوله ای هست وکسب آگاهی در اثر این امر به هرحال با این مقدمه امیدوارم فرمودگوی سودمندی در پیش داشته باشیم
بنا به فرموده شما :

1
- بخاطر اینکه وقتی آدم یک حقیقت بزرگ را می فهمد طبیعتا و ذاتا می خواهد این حقیقت شفرمود انگیز را به تک تک انسان های روی زمین برساند.
بنابراین در اون وقت نمی تواند مانند وقتی که در حال چرت زدن هنگام تماشای یک سریال کسل نماينده تلویزیونی هست ، بی حوصله و خسته باشد

با رسیدن انسانی به حقیقت باعث شده هست به پروردگار نه نفرموده واطاعت نموده وپیامبری را بعهده بگیرند !
یک سوال سفسطی دیگر از این سوال ؟!
شیطان که خود یکی از مقربان درگاه الهی بود بیشتر از هر آدم زمینی به حقیقت وجودی خدا واقف بود چرا سرکشی کرد ودر مقابل فرمان خدا نا فرمانی کرد؟! ونه فرمود ؟!
البته جهت اطلاع شما یاید عرض کنم رفتار پیامبران چون ارشمیدس نیست که به حقیقتی دست یافته اند بی درنگ اونرا با امت در میان گذاشتند بلکه این رسالت وظیفه ای بود که توسط خالق به پیامبران ابلاغ میشد وپیامبران انسانهای برگزیده از طرف خداوند هستند وسپس گزیده شدن توسط جبرائیل حقیقت با اونها درمیان گذاشته میشود وبعد وظایف پیامبری ودعوت امت به توحید انجام میشد .
بنابراین سوال این هست آیا از موجودات زمینی کسی بود که در مقابل این انجام وظیفه چون شیطان سرباز زند ؟این سفسطه وهجویات در این نکته نهفته هست !
متاسفانه تیر هجویات شما در این موضوع به سنگ می خورد
چون
فَسُبْحَانَ مَنْ لا يُسْأَلُ عَنْ فَعْلِهِ وَ لا يُنَازَعُ فِي أَمْرِهِ

خداوند ذاتا پاسخگوی کردارش نیست .

چون ملاکی که می خواهید با اون فعلش را بسنجید مخلوق اوست و خالق بر مخلوقش قادر بلامنازع هست
هستفاده شما از این آیه به نظر نمیتواند هجویات را به سنگ بکوبد ودر اصل تائید همین هجویات هست که چرا نمیشود از خدا سوال کرد وآیا انسان بنده وبرده تنها میتوانداطاعت کند وحق سوال کردن وعصیان را ندارد ؟! به قول شما بنده بی چون وچرا ؟ باز هجویات من ذهن بیمار من بی جواب می ماند چرا این رابطه به این شکل یک طرفه هست !؟ لابد مصلحت در این هست که من مطلق اسیر وبنده واطاعت گر باشم !

اولا از کجا فهمیدی که نیست ؟ یادم نمی آید اسامی تک تک 124هزار نفر را ذکر کرده باشم
من نمیدانم هست یانه ؟ آیا شما فکر میکنی هست !
یا به نظرتان میتواند باشد یا نه ؟
یقینا خواهید فرمود نه ! خب به چه دلیلی ؟!
آیا زنان نمیتوانند امت وجاهلین را به حقانیت توحید رهنمون نمايند ؟!
یا اینکه خداوند در زنان توانائی پیامبر شدن برنامه نداده هست ؟!
وبه قول شما :
ثانیا به این دلیل که پیامبری به معنای ابلاغ وحی هست و لوازمی دارد که ذاتا با آفرینش زن مطابقت ندارد.

اما
يا من لايشغله شأن عن شان و لاسمع عن سمع
ای کسی که توجه داشتن به شانی تو را از توجه به سایر شان ها مشغول نمی کند ...
خداوند مشغولیت ندارد.
یعنی پرداختن و توجه به امری او را از امر دیگر غافل نمی دارد
ایجاد ، حیات ، مرگ ، عقاب و جزای انسان ها نیز برای او امر ساده ایست
چیزی خداوند را فقیر و کوچک نمی سازد.
این جواب قانع نماينده نبود ودراصل تائید حرفهایست که ذهن بیماری رادرگیر خودش کرده ودرباره علت اون مشغول خودش کرده و به هذیان افتاده هست ...


3:

شیطان از مقربان درگاه بود اما قطعا معرفت و شناخت وی نسبت به خداوند و همینطور نسبت به خود ، کامل نبوده هست
اونچنانکه این عدم شناخت و معرفت باعث شد خود را بالاتر و برتر از انسان بداند و از دستور الهی سرباز زند و بدین جهت از جمله رانده شدگان گردید


البته جهت اطلاع شما یاید عرض کنم رفتار پیامبران چون ارشمیدس نیست که به حقیقتی دست یافته اند بی درنگ اونرا با امت در میان گذاشتند بلکه این رسالت وظیفه ای بود که توسط خالق به پیامبران ابلاغ میشد وپیامبران انسانهای برگزیده از طرف خداوند هستند وسپس گزیده شدن توسط جبرائیل حقیقت با اونها درمیان گذاشته میشود وبعد وظایف پیامبری ودعوت امت به توحید انجام میشد .

از اینکه جهت اطلاع دین و مسائل اعتقادیمان را اطلاع می دهید ممنونم اما باید عرض کنم برخلاف ادعای شما درک پیامبران نسبت به حقیقت بسیار عمیق تر از کشف جرم حجمی توسط ارشمیدس هست چرا که کشفیات علوم تجربی مبتنی بر حسیات هست در حالی که حقایق نظام هستی که پیامبران به مقام کشف و شهود اون می نشستند از جنس علوم عقلی هست و قطعا عقل برتر از حس هست.

دوم اونکه پیامبران همواره بی درنگ حقایق بعثت و دعوت آسمانی خود را با امت درمیان نمی گذاردند بلکه به تدریج این ابلاغ صورت می گرفت.

(به داستان بعثت پیامبر اسلام(ص) ، موسی(ع) ، ابراهیم (ع) و ...

مراجعه کنید)

ثالثا اگرچه جبرائیل بعنوان امین وحی واسطه ابلاغ وحی به پیامبران بوده هست اما تنها راه ارتباط پیامبر با خداوند از طریق فرشته مقرب الهی نیست بلکه وحی مراتب مختلفی دارد نظیر ارتباط مستقیم با پیامبر و تکلم با پیامبر (مانند سخن فرمودن خداوند با موسی(ع)) یا از طریق امین وحی ...


استفاده شما از این آیه به نظر نمیتواند هجویات را به سنگ بکوبد ودر اصل تائید همین هجویات هست که چرا نمیشود از خدا سوال کرد وآیا انسان بنده وبرده تنها میتوانداطاعت کند وحق سوال کردن وعصیان را ندارد ؟! به قول شما بنده بی چون وچرا ؟ باز هجویات من ذهن بیمار من بی جواب می ماند چرا این رابطه به این شکل یک طرفه هست !؟ لابد مصلحت در این هست که من مطلق اسیر وبنده واطاعت گر باشم !
در متن شما چند سوال متفاوت هست که جواب های متفاوتی دارد

1- آیا انسان حق عصیان از فرمان خداوند ندارد ؟
اگر منظور از حق ، اختیار باشد چرا دارد .

انسان مختار هست و می تواند از فرمان خداوند اطاعت کند و سعادتمند شود و هم می تواند از فرمان او سرپیچی کند و خود را به ورطه گمراهی و شقاوت بکشاند
اما اگر منظورتان از حق داشتن ، صحیح بودن یک فعل هست، یعنی مثلا من حق دارم درس بخوانم یعنی اینکه درس مطالعهمن به صلاح و مصلحت من هست.

با این تفسیر ، قطعا عصیان و نافرمانی انسان از خداوند به حق نیست به این خاطر که قطعا به ضرر و برخلاف مصلحت او خواهد بود.
به این دلیل که خداوند خیر مطلق هست و علم او مطلق هست بنابراین اونچه انسان را بدان امر می کند قطعا به خیر و صلاح اوست.

2- آیا انسان حق سوال کردن از خداوند را دارد ؟
باز معانی سوال متنوع هست.
اگر سوال به معنی درخواست باشد ، قطعا چنین حقی دارد و اتفاقا خداوند انسان را به درخواست از خود ترغیب نموده هست

اگر معنی سوال پرسش باشد باز هم امکان پذیر هست چنانکه در قراون به موارد متعددی اشاره شده که پیامبران از خداوند متعال پرسش کرده اند و خداوند به سوال اونها جواب داده هست
و همینطور غیر پیامبران بواسطه پیامبر از خداوند سوال پرسیده اند که باز مصادیقش زیاد هست مثل موارد متعددی که در قراون با عبارت "ویسئلونک...

قل..." مواجه می شویم


نوشته اصلي بوسيله talkhak نمايش نوشته ها
من نمیدانم هست یانه ؟ آیا شما فکر میکنی هست !
یا به نظرتان میتواند باشد یا نه ؟
یقینا خواهید فرمود نه ! خب به چه دلیلی ؟!
آیا زنان نمیتوانند امت وجاهلین را به حقانیت توحید رهنمون نمايند ؟!
یا اینکه خداوند در زنان توانائی پیامبر شدن برنامه نداده هست ؟!
وبه قول شما :
اما
این جواب قانع نماينده نبود ودراصل تائید حرفهایست که ذهن بیماری رادرگیر خودش کرده ودرباره علت اون مشغول خودش کرده و به هذیان افتاده هست ...
اگر ذهن آشفته خود را اندکی سر و سامان دهید متوجه می شوید که جواب شما داده شده هست .
چرا که دو فرض هست.
یا شما معتقدید که پیامبر زن وجود نداشته که من ابتدا سوال کردم از شما که مطمئنید نبوده ؟
و شما باید در جواب دلیل بیاورید و از جواب شما مشخص شد که دلیلی ندارید بنابراین سوالتان به انتفاء مقدم مردود هست.

بخش بعدی هم به وقتی باز می گردد که شما فرض خود را اثبات کردید و اون وقت به جواب اون خواهیم پرداخت

شب خوش

4:

پرسش اول: چه کسی جهان را به وجود آورده؟
پاسخ: خدا.

پرسش دوم: چه کسی خدا را به وجود آورده هست؟
پاسخ: خدا نیازی به "به وجود آورنده" ندارد.

نتیجه:
پس ما قبول کردیم که چیزی میتواند وجود داشته باشد که نیازی به خالق ندارد.

حال به پرسش اول بر میگردیم...

پروفسور هستیون هاوکینگ

5:

۱- اونها (كه ادعای پیغمبری داشته اند )برای اینكارشان خودشان رزومه فرستاده و درخواست كردند كه میخواهند اینكاره بشوند.

و مرتب هم میرفتند بالای كوه.

۲- كسی خدا را ا"انكار" نكرده بلكه اونان بودن خدایانی را كه پیغمبر فرستاده اند، "رد" میكنند.

گذشته از این ، وجود خدایی كه با ما كاری نداشته باشد، از ما چیزی نخواهد و ما هم از او چیزی نخواهیم، فرقی بحال كسی ندارد.

دارد ؟

۳- خوب، زن ها لابد برای اینكار درخواست نكردند،
اما شیتان؛ از دیدگاه دین یهود، هنوز هم او فرشته ی تراز بالای درگاه یهوه هست و او تنها ماموریتش را ، كه همانا آزمودن و به بوته ی آزمایش گذاشتن آدمیان هست، انجام میدهد.

در اسلام هم برای رد گم كردن به شیتان تهمت زده اند...فروغ فرخزاد هم به این اشاره كرده هست.


6:

با سلام
دوست من
به نظرم که دوستان جواب های خوبی به شما داده اند ولی شما خود نمی خواهی اونها را قبول کنی وهم چنین به نظر می رسد که شما می خواهید بحث را ادامه دهید به نظرم که به سراغ بحث دیگری بروید بهتر هست
با تشکر

7:

اگر سر باز زند که دیگه پیامبر نخواهد بود.

سوال شما اینست: آیا پیامبری بود که پیامبر نباشد؟!
شاید منظورتون اینه که آیا فرد عابدی بود که از وظیفه الهی خود عهده خالی کند؟
جواب مثبت هست.

نمونه اش همین شیطان و بسیاری از انسانها از جمله بلعم باعور که عمری را در عبادت خدا سپری کردند اما با یک سرپیچی و غرور همه عبادتهای گذشته خود را تباه کردند.

نوشته اصلي بوسيله kavoush نمايش نوشته ها
بله خدا آفریدگار و فرمانرواست شاید وقت اون رسیده هست که این جرات را یافت و از این فرمانروا خواست در بهشت و جهنمی انسانی جواب گوی کردارش باشد.
به فرض محال توانستی خدا را به پای میز محاکمه بکشانی.

حال چه کسی حاضر هست خدا را محاکمه کند.

لابد باید کسی باشد که قدرتش از خدا بیشر باشه.
پس هرجا بروی و هر چه بگویی باز هم بنده خدا هستی چه بخواهی چه نخواهی.
نوشته اصلي بوسيله kavoush نمايش نوشته ها
3- یک روشنفکر دینی این معضل را که خداوند از بین 124 هزار پیامبر حتی یک زن را به پیامبری بر نگزیده هست چگونه توجیه می کند؟
نبی کسی هست که از جانب خداوند به او وحی می شود.

پس حضرت مریم(س) نبی هست چون به او وحی شد.


اما رسول کسی هست که علاوه بر وحی وظیفه رسالت را نیز بدوش دارد.


و از خدا بعید هست که چنین وظیفه خطیری که لازمه اون اختلاط و درگیری با مردان هست را بعهده یک زن نجیب و باحیا نهد.

و اگر چنین کند عدالتش زیر سوال خواهد رفت.


8:

من یک پرسش از این خدا دارم:
چرا تو یک وقتی برای امت یک ده چند تا پیغمبر میفرستادی و ....
برای قوم یهود دوتا دوتا پیغمبر میفرستادی (داود و ناتان) و هتا پیغمبری هم
مانند پادشاهی ارثی بود (یعقوب و یوسف) ولی پس از محمد دیگر پیعمبر نمی فرستی ؟ بعدش فرمودی که برای هرقومی از میان خودشان پیعمبر میفرستی...
پس چه شد.؟ خیلی قوم ها هنوز چشم براهند !!

9:

(( و رضیت لکم الاسلام دیناً ))

چشم براه چی هستی؟ چشمتو باز کن اسلام حقیقی را ببین.


10:

=برای هرقومی پیعمبری از میان انان....میفرستیم...
= ما قراون را بزبان عربی روشن فرستادیم...

نه اعجمی...

که بهانه نداشته باشید...

= ما محمد رآ برای امتان ام القرا و اطراف اون فرستادیم...




در اینجا هم باز، در خوشبینانه ترین حالت ، نویسنده ی قراون
سخنان متناقض فرموده ، چندگانه گویی کرده، مانند موضوع های دیگر.



76 out of 100 based on 56 user ratings 1306 reviews

@