علي(ع) حماي رحمت(جايگاه اهل دلان)


علي(ع) حماي رحمت(جايگاه اهل دلان)



علي(ع) هماي رحمت(جايگاه اهل دلان)
لطفا" كوردلان نظر ندهند

براي پرواز و گذشتن از حجاب هاي ظلمت و عبور از عالم "

ناسوت" به عالم "لاهوت"، به دو بال نياز است. يکي بال علم و ديگري عمل. سعادت دنيا و آخرت در کلام اهل بيت عليهم الاسلام است. حکمت در نهج البلاغه علي(ع) دريچه اي است براي ديدن غير خود. روزنه اي است براي عبور، اما عبور از "منيت و خودخواهي". يکه تاز عالم معرفت، سخن را در اين

علي(ع) حماي رحمت(جايگاه اهل دلان)



حکمت اين گونه آغاز مي کند؛ شما را به پنج چيز سفارش مي کنم که اگر براي آنها شتران را پر شتاب برانيد و رنج سفر را تحمل کنيد، سزاوار است: 1- کسي از شما جز به پروردگار خود اميدوار نباشد 2- و جز از گناه خود نترسد 3- و اگر از يکي سؤال کردند و نمي داند، شرم نکند و بگويد نمي دانم 4- و کسي در آموختن آنچه نمي داند شرم نکند 5- و بر شما باد به صبر، که استقامت در ايمان مومن چون سر است براي بدن و ايمان بدون صبر، چونان بدني بي سر، ارزشي ندارد."

" نهج البلاغه دشتي، حکمت 82"

1- اميد به خدا باعث عزت دنيا و آخرت مي شود

روي نياز فقط بايد به سمت "بي نياز" باشد. آنان که يک روز عزيزند و يک روز ذليل، نمي توانند ملجاء و مأوايي براي دلهاي دردمند باشند. اگر نيازمند، اميدش به "نيازمند" ديگري است رفته رفته روح ايمان از وجودش خارج و روح خبيث شيطاني جايگزين آن مي شود. از اين رو اميد بايد فقط به "خالق" هستي باشد. (لا يرجون احد منکم الا ربه).

اميد به خدا نيازمند را بي نياز، استعدادش را شکوفا، قلبش را مملو از عشق و محبت به همنوعان، و لبريز از کينه و نفرت به دشمنان خدا و ایجاد خدا مي کند. اميد به خدا همراه با تلاش و سعي، ثمرات شيرين و بسيار به بار مي نشاند. از گوشه نشيني و خنثي نگري، کسالت و تنبلي پرهيز مي دهد. اميد به خدا شخص مؤمن را بر آن مي دارد تا بر کميت و کيفيت اعمال صالح خود بيفزايد. قرآن مي فرمايد: "آنان که به بقاء و ديدار خداي خود اميد دارند، ناگزيرند عمل صالح انجام دهند." (کهف / 110)

اميد به غير خدا هم آثار مخرب و زيانباري دارد. آرزوي دنيوي، خسران و تباهي را به بار مي آورد که در نهايت ميوه بدمزه و تلخ آن جز کفر و شرک چيز ديگري نيست. "اينها (کافران) را به حال خود واگذار تا آشاميدني ها، خوردني ها، لذات مادي و آرزوها، آنان را غافل و از مسير انساني دورشان کند. اينان در آينده نتيجه اين شهوتراني و آرزوهاي خود را خواهند ديد." (حجر / 3)

اگر خوب تفکر شود علت انحراف، غير از اين چند مورد نيست " به حساب خودمان رسيدگي کنيم قبل از آن که به حسابمان رسيدگي کنند."

خوردن، آشاميدن، آرزو و ... اگر در جهت مثبت و به حد اعتدال باشد، نتيجه اش حرکت به سمت کمال و رشد است؛ اما اگر در آن زياده روي شود روح ايمان مي ميرد و عقل و خرد اسير استعمار ديو شهرت مي شود.

سؤال: چرا آرزوي دنيوي نداشته باشيم؟

اسلام مخالف آرزو و آزادي نيست؛ اسلام مخالف افزون خواهي و خود برتر بيني بي دليل است. آرزو و آزادي تا آنجا که آزادي، امنيت و آرامش را از ديگري و جامعه سلب نکند مورد تأييد است.

در اين باره قرآن نيز مي فرمايد: "پول، دارايي، فرزند، عيال و ... اينها همه زينت و شيريني دنياست. شما به دنبال باقيات الصالحات باشيد که نزد پروردگار جزاي نيکو دارد و آرزوي خوبي است." (کهف / 46)

باقيات صالحات يعني:

الف) فرزند نيکو: فرزندي که بر اساس تعاليم عاليه اسلام تربيت شده باشد، هر کار نيک و عبادتي که انجام دهد بدون آن که ذره اي از ثواب آن کم شود به همان اندازه اجر و ثواب به والدين آن فرزند مي رسد.

ب) عبادت: عباداتي که انسان در طول دوران زندگي براي انجام فرمان خداوند تبارک و تعالي انجام داده است.

ج) انفاق: بذل و بخشش به افراد مورد نياز در زماني که در دنيا زندگي کرده است.

در زمان پيغمبر(ص) شخصي از دنيا رفت، انبار خرمايش طبق وصيت، بعد از مرگش بين مستمندان تقسيم شد. زمزمه بعضي فقيران به گوش پيامبر(ص) رسيد که: "خوش به حال ثروتمندان. تا زنده اند از ناز و نعمت برخوردارند و آنگاه که مُردند با تقسيم اموالشان بين مستمندان، راه بهشت را بر خود هموار مي سازند..."

اين نوع نگرش مردم به دين، پيامبر(ص) را سخت آزار مي داد. دانه خرمايي ديد؛ آن را برداشت و فرمود: "مردم، اگر اين شخص در طول حيات خود، اين دانه خرما را وقف کرده بود و به استفاده مستمندي مي رساند بهتر از انفاق اين همه خرما، بعد از مرگش بود.

2- فقط از گناه بايد ترسيد

انسان در زندگي بايد بي باک و شجاع باشد؛ شجاعتي که با عقلانيت گره خورده باشد. چون ترس، خواري و زبوني را به ارمغان مي آورد و زبوني براي شروع خدمت به کفر و باطل کافي است. اما ترس از خدا، عزت به همراه مي آورد و بر اقتدار و قدرت انسان مي افزايد. آنان که "سر" را در پيش حضرت حق فرو آورند، در برابر هيچ ستمگر جلادي کرنش نمي کنند.

الف) بالا رفتن ظرفيت:

ترس از خدا ظرفيت انسان را بالا مي برد. " کسي که به خدا ايمان داشته باشد از کم و زياد شدن ثواب و از احاطه رنج و عذاب بيمناک نمي شود.(جن /13) "ايمان به خدا باعث مي شود که انسان از هيچ ظلم و آسيبي نترسد." (طه / 112) کسي مي ترسد که نقطه ضعف داشته باشد و يا پرونده اعمالش مملو از گناه و ظلم باشد؛ اما مؤمن خيانت و ستمي مرتکب نشده تا از عواقب آن بترسد...

ب) اثر وضعي گناه:

گناه اثر وضعي دارد. باعث هلاکت و نابودي است و اگر دامن اجتماع را گرفت، عذابي هم که نازل مي شود دامن کل اجتماع را مي گيرد ولو اين که در ميان آنان عده قليلي هم اهل گناه، فسق و فجور نباشند. قرآن در علت نزول بلا مي فرمايد: " به سبب گناه و معصيت آن قوم و يا قبيله، خداوند عذاب نازل مي کند و هيچ کس را ياراي مقابله نيست." (شمس/14)

پس اگر در جامعه اي رباخواري، شهوات جنسي، خيانت به بيت المال مسلمين و ... رايج شد، مردم آن جامعه بايد به انتظار عذاب الهي بنشينند که وعده حق عملي است.

ج) ريشه ظلم و ستم:

قرآن ريشه ظلم، ستم، جسارت و جرأت برگناه را عدم ترس از آخرت مي داند. (مدثر/53) زيرا آنان که به آخرت اعتقادي ندارند و يا آن را باور نمي کنند براي کاميابي از لذات زودگذر دنيا، ممکن است به هر جنايت و خيانتي دست بزنند و آينده خود و جامعه را به مخاطره اندازند. ترس در همه ابعاد و اشکال آن قبيح است مگر در برابر خدا. راز آدميت و انسانيت را دريابيم و از لجنزار ماديات و هوا و هوس بيرون رويم تا بوي خوش معنويت را استشمام کنيم.

3 - اثرات و جايگاه علم در زندگي انسانها:

الف) علم سودمند:

هر علمي که به جامعه نفع برساند و باعث ضرر و زيان به عده اي ديگر نشود آن علم سودمند است. قرآن در خصوص اهتمام ورزيدن انسانها به علم، آيات بسيار دارد. قرآن مي فرمايد: " عبادت خدا فقط با علم صورت مي پذيرد." (فاطر/ 28) عبادت با جهل سازگاري ندارد. چون جاهل فقط جوارح خود را در عبادت حاضر مي کند اما عالم علاوه بر آن جوارح، روح خود را نيز دخيل در مهماني خدا مي کند.

ب) علم مضر:

هر دانش و تخصصي که به دين و جامعه ضرر و زيان برساند، از نظر شارع مقدس بي ارزش و مردود است. خواه علم فقه باشد يا علم سحر، ساختن ابزارآلات جنگي باشد يا فيلم و ... علم به تنهايي زيان بخش است. وجود آدمي مرکب از جسم و روح است، جسم جنبه مادي، و روح جنبه ملکوتي و معنوي دارد. علم به تنهايي قدرت حيواني انسان را بالا مي برد اما علمي که همراه با تهذيب نفس باشد، جنبه ملکوتي و روحاني انسان را ارتقاء مي دهد. اگر علم به وسيله تقوي و تهذيب نفس کنترل نشود، تا در موقع مناسب مورد استفاده برنامه گيرد، بسيار خطرناک و مضر مي شود و چه بسا آسايش جهانيان را به خطر اندازد.

4- استقامت و اثرات آن:

در اين حکمت نهج البلاغه، فراز آخر (يعني صبر)، در برابر چهار بحث گذشته، از امتياز خاصي برخوردار است. امام(ع) انسان ها را به استقامت و شکيبايي توجه مي دهد و مي فرمايد: "بر شما واجب است تا استقامت را پيشه خود کنيد. استقامت در ايمان مؤمن چون سر است براي تن، و ايمان بدون صبر، همچون بدني بي سر، ارزشي ندارد و سودي نمي بخشد.

کليد همه عبادات و چشيدن حقيقت همه آنان، در داشتن استقامت است. استقامت به انسان قدرت مي دهد تا لحظاتي از لذات مادي بريده و به عبادت بپردازد. صبر، قدرت مي دهد تا در برابر وساوس شيطاني و هواهاي نفساني به شيطان **** جواب "رد" دهد و زير بار ننگ گناه نرود.

اقسام صبر:

استقامت در عبادت: لازمه هر عبادت استقامت است؛ زيرا به هنگام انجام عبادت بايد در برابر وساوس شيطاني مقاوم بود.

استقامت در معصيت: آنگاه که زمينه گناه فراهم است نيرويي از درون فرياد بر مي آورد که انجام نده. او چشم مي پوشد و از آن لذت و درخواست مقطعي، به خدا پناه مي برد که اين استقامت در معصيت خود داراي درجاتي است.

استقامت در مصيبت: مؤمن در مصيبت و مرگ عزيزش جزع و فزع نمي کند چون مالک واقعي را خدا مي داند. گريه مي کند اما شکايتي ندارد.

اگر انسان بخواهد چند فراز اول را به خوبي انجام دهد، در راه آن بايد مشکلات و سختي هايي را نيز متحمل شود (زيرا هيچ چيزي بدون زحمت به دست نمي آيد). و اگر استقامت نباشد به آن درجات نائل نخواهد شد. چرا که به وسيله "صبر" مي توان به لقاءالله رسيد. (رعد/22)



علل اقبال به دعوت انبیاء

1:

"ملا نقطه ای" هم لب به سخن گشودند!!!علي(ع) حماي رحمت(جايگاه اهل دلان)


جمع بين الصلاتين. سنت نبوي يا بدعت شيعي!؟

2:


با سواد!!

در جایی و در تاپیکی به نام "امام جواد علیه السلام" جواد را به خوش تیپ برگردان نموده

بودند که البته نشان از اوج سواد و فرهیختگی ایشان داشت!!

البته بنده ترجمه اونرا خدمتشان عرض کردم!!


سجده بر خاک سنت نبوی. یا بدعت شیعی؟

3:

متن اصلی این هست
دروغگو...

در كتاب كشف الغمه نوشته شده ...

على (ع) مردى ميانه بالا بود.اندكى كوتاه و چاق.چشمانى سياه و گشاده داشت.
در نگاهش عطوفت و مهربانى موج مى‏زد.

ابروانش كشيده و پيوسته بود.

صورتى زيبا داشت و از نيكو منظرترين امت به شمار مى‏آمد.

رنگ صورتش گندمگون بود.

چهره‏اى گشاده و بشاش داشت.

به جز موهاى اطراف سرش،موى ديگرى نداشت و سرش طاس بود و از پشت همچون تاجى مى‏درخشيد.گردنش از سپيدى به درخشش ابريقى نقره‏اى مانند بود.ريشى انبوه داشت و بالاى اون زيبا مى‏نمود.گردنش ستبر و شانه‏هايش همچون شانه‏هاى شيرى ژيان،فراخ بود.

چرا متن اصلی را نیاوردی؟؟؟!!!


شهربانو كيست؟

4:

در نگاره كه ابروانش پیوسته هست!
زیبایی و عطوفت و ..


نظرات ، انتقادات و پیشنهادات
!! اینها هم صفت

های جسمانی و بدنی عینی نیستند،
برداشت ذهنی نویسنده هست.


آیا وعده های دین حقیقت دارد ؟



راهکارهای تقریب مذاهب

5:


بگویید چرا نوشته را تحریف کردید
چرا نوشته را به دلخواه حذف کردید
ماست مالی نفرمایید


ليست جديد موضوعات تالار گفتمان درون ديني

6:

فرمودیم كه ما بخش " عینی "objective را نیاز داریم
و نه بخش ذهنی subjective را .

با وصف عینی علی

این نگاره درآمد.


7:

عینی یا ذهنی...

فرقی نمیکند

تاریخ را نباید تحریف کنید

چه توضیحی دارید .برای جعل تاریخ؟

ماستمالی نفرمایید جواب دهید

8:

پس شما همچنان كه فرمودیم، از اسلوب پژوهش تاریخ
و فرق میان گزاره عینی و ذهنی هم آگاهی ندارید!
پس همچنان ما بخش " عینی "objective را نیاز داریم

http://i3.tinypic.com/2aeoupw.jpg
http://i14.tinypic.com/2qk2s2c.jpg

9:


اینها توجیه هست
وقتی که مدرک می آورید باید کامل بیاورید.
مثلا اگر من چهره رونالدینهو را برای شما تعریف کنم
شما یک شخصیت زشت میکشید.
ولی او چهره اش دوست داشتنی هست.
با اینکه تکه تکه صورتش زشت هست!!!

اما وقتی که در همان نوشته که شما آوردید نوشته :
...در نگاهش عطوفت و مهربانى موج مى‏زد.
ابروانش كشيده و پيوسته بود.

صورتى زيبا داشت و از نيكو منظرترين امت به شمار مى‏آمد.
چهره‏اى گشاده و بشاش داشت.

پس درست هست که عینی نیست
ولی نمیتوان در تصویرسازی واقعی انها را نادیده گرفت.


10:

میتوان، معنی ذهنی این هست كه نسبی هست
و اصل نیست،یعنی :

لیلی در نگاه مجنون زیبا بود و گرنه میگویند
زنی سیه چرده و زشت بوده.




شما كه به علی تازی عشق دارید، میتوانید
پس همین سیمای وی را هم دوست داشتنی
در یابید.

یعنی بزبان دیگر، چون او علی هست

به فرض كه این سیما را هم داشت، شما به
سبب عشق و دید ذهنی خود بدو، اصولاً
این قیافه و یا هر قیافه ای كه او میداشت را
ملاك زیبایی قرا میدادید.



مثلان كمی به ان لب كلفتش كه گویا
برای بوسه جلو آمده نگاه كنید! ( اگر ادمین مهلت بدهد)
میبینید كه كم كم دارد برای شما دوست داشتنی میشود !!
ابروانش كشيده و پيوسته بود.

تازه، ابروانش هم پیوسته كشیده شده ( در لیست گزاره های ذهنی نیست)
( به علی و خیبر نگاه كنید-اگر ادمین بگذارد!)

11:

ماستمالی نفرمایید


مدرک را جعل کردید باید پاسخگو باشید


فرمودم که در تصویر سازی واقعی نمیتوان
واقعیت ذهنی را منکر شد.
اونهم اگر کمتر از واقعیت عینی موثر نباشد
کمتر نیست
کسی هم نفرمود شبیه دیکاپریو هست.
ولی
مهمتر از همه اینها تحریف شماست...

12:

خیر،
پس اینهمه آرد چی بود كه در تاپیك منابع تاریخی ، آسیاب شد؟
مدركی جعل نشده، چون گزاره ئ ذهنی اصولاً حكم مدرك را
ندارد و در بحث فیلتر كتاب های تاریخ هم همین را فرمودیم
كه گزاره های ذهنی و خردناپذیر و ..

باید بشمار نروند.


دیگر انكه كل این " نوشته " حجتی كرمانی در دسترس
همگان هست و چیزی نیست كه ما بتوانیم " تحریف ویا جعل" كنیم !
پس ما باید به فرمان خرد، چهره ئ یك عرب تیپیك را
در نگر گرفته و بدان این گزاره های عینی ، مانند
كچلی و گردن كلفتی و پشمالودگی و كوتولگی و ...

را بیفزاییم.

13:

این را ما قبلا خوانده بودیم و توانستیم مچ شما را بگیریم

خواننده ای که این نوشته را نخوانده بود ...اون را چه میگویید؟

میبایست ابتدا همه نوشته را می آوردید بعد گزینش میکردید

دلیل اونرا هم میفرمودید

تا جعل صورت نگیرد..

در ضمن هیچ کس نمیگوید واقعیتهای ذهنی در تصویر سازی نقشی ندارد.

اتفاقا در وقتی که فرد فاصله وقتی بسیار دورنی نسبت به ما دارد
باید همه واقعیتها را برای تصویر سازی در نظر گرفت!

14:

خیر!
هنر كردید،
قبلا خود من همه اش را آورده بودم.


سخن ما هم روشن هست.


ذهنیات قابل اتكا نیستند،
برای علی هم هستثنا نمیگذاریم
پارتی بازی نكنید !!

----


این خوبه ؟
پوستش از پاریس هیلتون هم لطیفتر مانده
در حجاز و پس از شخم زدن !!


نازكی گردن را ببینید ، اوخیش !!
حتی ادمین هم خوشش میاید و حدف نمیكند!!

15:

خیر شما همه اش را نیاوردید
من نوشته شما را کات کردم

شما جعل کردید!!

16:

مرغ هم یكپا دارد!
http://www.************.com/showthre...62233#pid62233

*****=
gozarehfo rum

17:

پسر این امام علی چقد خوشگله
عجب دماغی داره، به نظرم جراحی پلاستیک کرده
ابرو ها رو داشته باش ، ابرو نگو کمون بگو
مژه هاش منو کشته
یه تیکه هم از افتخاری داشته باشیم :
از ناوک مژگان چو دو صد تیر برآری
بر دل بنشانی

18:

خدا یا دوست بدار دوستان علی را
و دشمن بدار دشمنان او را

19:

زرشک

20:

بله محمد هم همینطور

علي(ع) حماي رحمت(جايگاه اهل دلان)

21:

اینم هستش

علي(ع) حماي رحمت(جايگاه اهل دلان)

22:

زیر نویس تصویر ارسالی مفهوم قشنگیست بخوانید
کافر چه جالب

23:

از نوشته هاتون پیداست چقدر کم میارید
و این باعث خوشحالی

24:

پس میكوشیم كه شما را بیشتر خوشحال كنیم.

سرباز صفر جهل !

25:

بازم خوشحالم اعتراف کردید کم آوردید و
که هیچ نیستید

26:

پارازیت هست!

27:

بهتر از کم آوردنه شماست
بازم خوشحالم این فرموده ها از کم آوردنه

28:

از كل كل و پارازیت و تشكر كردن از پارازیت بپرهیزید!!

29:

لولاک یا علی
کافران همیشه در طول تاریخ کم آوردن


94 out of 100 based on 44 user ratings 1294 reviews

@